به نام خدا

 

لطایف

 

1- درس اتحاد و همبستگي خردمندي به فرزندانش

      عنوان           درس اتحاد و همبستگي خردمندي به فرزندانش

      متن  گويند مردي خردمند هنگام مرگ تصميم گرفت درسي به فرزندانش بدهد تا پس از مرگ او هيچ‌گاه يكديگر را تنها نگذارند و همواره ياور و كمك‌كار هم باشند. ازاين‌رو، به هر يك از پسرانش كه بر بالين او حاضر بودند، چوبي داد كه بشكنند. همه فرزندان اطاعت كردند و به آساني چوب‌ها را شكستند. سپس مرد خردمند دسته‌اي چوب به فرزندانش داد و گفت: اكنون اگر مي‌توانيد اين چوب‌ها را بشكنيد! هيچ‌كدام از پسرها نتوانستند چوب‌ها را بشكنند!

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          43

 

 

      2- سبب فريب نفس

      عنوان           سبب فريب نفس

      متن  گويند روزي «اشعب طمّاع»(1) از كوچه‌اي مي‌گذشت. جمعي كودك را ديد كه بازي مي‌كنند. به آنها گفت: چرا اينجا ايستاده‌ايد؟ مگر نمي‌دانيد در فلان كوچه شهر يك خروار سيب سرخ و سفيد آورده‌اند و در ميان مردم قسمت مي‌كنند! كودكان از شنيدن اين سخن بازي خود را رها كردند و شروع به دويدن كردند. خود اشعب هم به طمع افتاد و به دنبال آنها حركت كرد. شخصي كه مي‌دانست او دروغ گفته است، پرسيد: تو كه دروغ گفته‌اي، پس چرا مي‌دوي؟! گفت: دويدن كودكان مرا به طمع انداخت كه مبادا اين خبر درست باشد و من محروم بمانم!

      پاورقي         1. يكي از شخصيت‌هاي معروف عرب كه در بخل و طمع به او مثل مي‌زنند.

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          131

 

 

      3- درس پرهيز از اسباب غرور و شكمبارگي و سفارش به ياد مرگ بودن

      عنوان           درس پرهيز از اسباب غرور و شكمبارگي و سفارش به ياد مرگ بودن

      متن  گويند پادشاه هند براي بزرگي تحفه‌هايي همراه با طبيبي فيلسوف فرستاد كه به مهارت در پزشكي، حكمت و فلسفه مشهور بود. طبيب پيش آن بزرگ به پا خاست و گفت: هدايايي آورده‌ام كه بهتر از اينها نيست. بزرگ گفت: آن هدايا چيست؟ طبيب گفت: اول خضابي است كه موي سفيد را سياه مي‌كند به صورتي كه رنگ سياه دگرگون نمي‌شود و ديگر سفيد نخواهد شد. دوم معجوني است كه وقتي آن را بخورند، پس از آن هرچه غذا خورند، معده سنگين نمي‌شود و مزاج از اعتدال بيرون نمي‌رود. آن بزرگ لحظه‌اي انديشيد و گفت: من تو را داناتر و زيرك‌تر از اين مي‌پنداشتم. آن خضاب و رنگ مو كه گفتي، سرمايه غرور و آرايه دروغ و ظاهرسازي است. سياهي مو ظلمت است و سفيدي آن نور است. زهي ناداني كه بكوشد نور را به ظلمت بپوشاند و اما آن معجوني كه ذكر كردي، من از آن كسان نيستم كه طعام بسيار خورم و به آن لذت بَرَم. چه چيزي از آن ناخوش‌تر است كه آدمي هر لحظه به جايي رود كه در آنجا ناديدني بايد ديد و ناشنيدني بايد شنيد و نابوييدني بايد بوييد؟!

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          52 و 53

 

 

      4- سفارش بر عدم غرور به مال و كتمان اسرار و پرهيز از دخالت در امور ديگران

      عنوان           سفارش بر عدم غرور به مال و كتمان اسرار و پرهيز از دخالت در امور ديگران

      متن  شخصي از يكي از حكيمان موعظه‌اي خواست، وي گفت: چهل كتاب در حكمت نوشتم و از آنها بهره‌ور نشدم، چهل كلام از آنها انتخاب كردم، از آن نيز بهر‌ه‌اي به دست نياوردم. آن‌گاه چند كلمه از آن برگزيدم و آنچه مي‌جستم، در آنها يافتم؛ يكي آنكه به مال مغرور مشو اگرچه بسيار بود؛ زيرا عاقبت پايمال حوادث روزگار شود. ديگر آنكه اسرار نهان خود را با هيچ دوست در ميان نگذار؛ زيرا بسيار اتفاق مي‌افتد كه در دوستي خلل افتد و به دشمني تبديل شود و ديگر آنكه از فضولي گريزان باش و به آنچه براي تو ضروري است، دست آويز!

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          48 و 49

 

 

 

      5- حكايت مرد صحرا نشين و نان خوردن او

      عنوان           حكايت مرد صحرا نشين و نان خوردن او

      متن  گويند مردي صحرانشين به شهر بغداد آمد و به دكان نانوايي رسيد. بوي نان رمق تازه‌اي به او داد. نزد نانوا آمد و گفت: اي خواجه! چند مي‌گيري كه مرا از نان سير كني؟! نانوا به فكر فرو رفت كه اين مرد با يك و نهايتاً‌ دو يا سه نان سير خواهد شد. بنابراين، گفت: نيم دينار بده و هر چقدر مي‌تواني بخور! مرد نيم دينار داد و بر لب جوي آب نشست. نانوا نان مي‌آورد و مرد آبي به آنها مي‌زد و مي‌خورد تا اينكه بيشتر از نيم دينار نان خورد و پيدا بود كه هنوز قصد خوردن دارد. سرانجام تحمل نانوا تمام شد و گفت: اي برادر! تو را به خدايي كه به تو قدرت نان خوردن داده است، تا كي مي‌خواهي نان بخوري؟! مرد گفت: اي خواجه! بي‌صبري نكن! تا اين‌ آب در اين جوي مي‌رود، من به خوردن ادامه مي‌دهم!

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          127

 

 

 

      6- حكايت يك بخيل بي‌نظير

      عنوان           حكايت يك بخيل بي‌نظير

      متن  يكي از بزرگان فرزندي داشت بسيار بخيل كه پس از مرگ پدر همواره از او شكايت مي‌كرد كه چرا هرچه داشته، بخشيده و براي او چيزي باقي نگذاشته است. اين پسر چنان بخيل بود كه اگر عزرائيل هم براي گرفتن جانش مي‌آمد، حاضر بود، بميرد، ولي تكه‌اي نان به كسي ندهد. وي غلامي لاغر و نحيف از پدرش به ارث برده بود كه لباس كهنه‌اي بر تن داشت. روزي شخصي غلام را سرزنش كرد و گفت: مي‌‌دانم خواجه‌ات بسيار بخيل است و حتي مگسي هم نمي‌تواند از سفره او نصيبي ببرد، ولي چرا لباس‌هايت اين‌گونه پاره و كهنه است؟! آيا يك سوزن هم نداري كه آن را بدوزي؟ غلام گفت: خواجه من چنان بخيل است كه اگر از بصره تا بغداد خانه‌اي پر از سوزن داشته باشد و با اين حال جبرئيل و ميكائيل و ديگر فرشتگان شفاعت كنند كعبه را گرو بگذارند و چند روز بيايند و بروند تا يك سوزن از او قرض بگيرند و پيراهن حضرت يوسف(ع) را بدوزند او نمي‌دهد و با ناراحتي مي‌گويد ممكن است سوزنم را ببريد و آن را ساييده كنيد!

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          82

 

 

      7- پاسخ آية الله كني به پسر ناصرالدين شاه درباره ظلم به مردم

      عنوان           پاسخ آية الله كني به پسر ناصرالدين شاه درباره ظلم به مردم

      متن  گويند روزي نايب السلطنه (پسر ناصرالدين شاه) به خانه آيت‌الله «كني» وارد شد. آيت‌الله كني به درد پا مبتلا بود و مجبور بود، پاي خود را دراز كند. ازاين‌رو، از نايب السلطنه عذرخواهي و پاي خود را دراز كرد. نايب السلطنه از اين كار ناراحت شد و گفت: آقا! من هم پايم درد مي‌كند، اجازه دهيد، پايم را دراز كنم. آيت الله كني فرمود: «من كه پايم را دراز كردم، دستم را كوتاه نمودم. تو هم دستت را (از بيت‌المال) كوتاه نما و پايت را دراز كن!»

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          95

      8- پاسخ مدرس به سفير انگلستان در مورد چكي كه فرستاده بود

      عنوان           پاسخ مدرس به سفير انگلستان در مورد چكي كه فرستاده بود

      متن  نقل است سفير انگلستان براي مدرس چكي فرستاد، به اين اميد كه شايد او خود و انديشه‌هاي والايش را به پول بفروشد. مدرس پرسيد: اين چيست؟ آورنده چك گفت: اين چك است، آن را به بانك مي‌دهند و پول مي‌گيرند. مدرس خنديد و گفت: «به سفيرتان بگوييد من فقط سكه طلا قبول مي‌كنم، آن هم به شرطي كه سكه‌ها را بر روي شتر بار كنند و در روز روشن برايم بياورند.» وقتي سفير انگلستان از جواب مدرس باخبر شد، گفت: من مي‌دانم او پول و سكه نمي‌خواهد، بلكه مي‌خواهد آبروي ما را در دنيا ببرد.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          94

 

 

 

      9- تأثير آيه غايشه در دزد غايشه

      عنوان           تأثير آيه غايشه در دزد غايشه

      متن  آورده‌اند يكي از اعراب باديه‌نشين غاشيه‌اي (پارچه‌اي كه روي زين اسب را مي‌پوشاند) دزديد. سپس به مسجد آمد و مشغول نماز شد. در اين هنگام امام جماعت حاضر شد و اعرابي نمازش را به جماعت ادا كرد. از قضا امام جماعت در نماز سوره غاشيه را خواند: «هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ؛ آيا داستان غاشيه (روز قيامت كه حوادث وحشتناكي همه را مي‌پوشاند) به تو رسيده است؟» (غاشيه: 1) اعرابي وحشت كرد و گفت: تو چه كار داري؟ فضولي نكن! امام جماعت به تلاوت سوره ادامه داد و اين آيه را خواند: «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ؛ چهره‌هايي كه در آن روز خاشع و ذلت‌بارند.» (غاشيه: 2) اعرابي اين مرتبه بيشتر ترسيد و غاشيه را به كناري انداخت و گفت: اين را تو بگير كه صورت من خوار و ذليل نشود.

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          67

 

 

      10- بيدار شدن ابوالعينا از خواب غفلت بواسطه سخنان دخترش

      عنوان           بيدار شدن ابوالعينا از خواب غفلت بواسطه سخنان دخترش

      متن  روزي «ابوالعينا» به قصد رفتن نزد خليفه از خانه‌اش خارج شد. دختر خردسالش از او پرسيد: پدر جان! كجا مي‌روي؟ گفت:‌ نزد خليفه. دختر گفت: از اين رفيق چه فايده‌اي به تو مي‌رسد؟ پاسخ داد: هيچ. ديگر بار دختر پرسيد: اگر نروي چه زياني خواهي ديد؟ پدر گفت: هيچ. آن‌گاه دختر گفت: «اي پدر! چرا چيزي را مي‌پرستي كه نه مي‌شنود و نه مي‌بيند و نه مشكلي از تو را حل مي‌كند؟!» (مريم: 42) پدر از سخنان دختر متنبه شد و از رفتن به دربار خليفه خودداري كرد.

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          47

 

 

      11- كوتاه‌ترين و بليغ‌ترين آيه قرآني از ديدگاه جعفر بن يحيي

      عنوان           كوتاه‌ترين و بليغ‌ترين آيه قرآني از ديدگاه جعفر بن يحيي

      متن  از «جعفر بن يحيي» پرسيدند: موجزترين (كوتاه‌ترين و بليغ‌ترين) آيه در قرآن كريم، كدام آيه است؟ وي گفت: نامه حضرت سليمان به ملكه سبا آنجا كه مي‌فرمايد: «إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ؛ اين نامه از سليمان است و چنين است: به نام خداوند بخشنده مهربان. توصيه من اين است كه نسبت به من برتري‌جويي نكنيد و به سوي من آييد، درحالي‌كه تسليم حق هستيد!» (نمل: 30 و 31)؛ زيرا در اين سخن كه تنها سه جمله دارد، پنج مطلب گنجانده شده است كه عبارتند از: 1. عنوان و نشاني؛ 2. نامه؛ 3. حاجت و خواسته آن حضرت؛ 4. اعلام دين؛ 5. ارشاد گيرندگان نامه.

      گوينده          جعفر بن يحيي

      گوينده          جعفر بن يحيي

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          39 و 40

 

      12- سؤال منصور عباسي درباره فلسفه آفرينش مگس در جواب عمرو بن عبيد  

      عنوان           سؤال منصور عباسي درباره فلسفه آفرينش مگس در جواب عمرو بن عبيد

      متن  روزي منصور عباسي بر منبر مشغول سخن گفتن بود كه مگس روي بيني او نشست. منصور مگس را از خود دور كرد، ولي چند لحظه بعد مگس بر چشم او نشست. وي مگس را دوباره از خويش دور كرد، ولي مگس روي چشم ديگر او نشست. منصور با ناراحتي سيلي محكمي به صورت خود نواخت. مگس پريد و به جاي ديگر رفت. آن‌گاه منصور از منبر پايين آمد و با ناراحتي از «عمرو بن عبيد» پرسيد: چرا خداوند مگس را خلق كرده است؟! عمر گفت: براي آنكه ستم‌كاران و گردن‌كشان را خوار و بي‌مقدار كند. منصور گفت: چرا اين را مي‌گويي؟! عمرو گفت: خداوند مي‌فرمايد: «... وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ؛ اگر مگسي چيزي از آنها بربايد، نمي‌توانند آن را از او پس گيرند». (حج: 73)

      منبع لطايف قرآني

      صفحه          37 و 38

 

 

      13- ماجراي تأثير قرآن در فرزند ابوبكر ورّاق

      عنوان           ماجراي تأثير قرآن در فرزند ابوبكر ورّاق

      متن  «ابوبكر ورّاق»، از عارفان قرن سوم هجري، فرزندي داشت. او را به مكتب فرستاد. يك روز وي را ديد كه مي‌لرزد و رويش زرد شده است، پرسيد: تو را چه شده است؟ كودك گفت: استاد آيه‌اي به من آموخته است كه حق تعالي مي‌فرمايد: «يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا؛ در آن روز كه كودكان را پير مي‌كند.» (مزمل: 17)، از بيم اين آيه چنين شدم. سپس كودك بيمار شد و از دنيا رفت. پدرش بر سر خاك او گريست و [خطاب به خود] گفت: اي ابوبكر! فرزند تو با شنيدن يك آيه جان داد و تو چندين سال خواندي و ختم كردي و در تو اثر نكرد».

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          50

 

 

 

      14- حكايت ترحم عارفي بر مورچه

      عنوان           حكايت ترحم عارفي بر مورچه

      متن  گويند عارفي مقداري گندم از مغازه‌اي خريد، آن را در كيسه‌اي ريخت و به خانه خود برد. وقتي به خانه رسيد، مورچه‌اي را ديد كه از داخل گندم‌ها بيرون آمد و سرگردان به اين طرف و آن طرف رفت. دلش براي مورچه آواره سوخت، چنان‌كه نتوانست بخوابد. ازاين‌رو، مورچه را برداشت و به مغازه گندم فروش و خانه خودش بازگرداند.

      منبع شيرين‌تر از قند

      صفحه          67

 

 

 

      15- سفارش امام خميني(ره) به جوانان در مورد تهذيب نفس

      عنوان           سفارش امام خميني(ره) به جوانان در مورد تهذيب نفس

      متن  امام خميني(ره) در تفسير سوره حمد خطاب به جوانان مي‌فرمايد: «شما جوانان بهتر مي‌توانيد تهذيب نفس كنيد. شما به ملكوت نزديك‌تر هستيد. هزاران جوان اصلاح مي‌شود و يك پير نمي‌شود. نگذاريد براي ايام پيري! حالا كه جوان هستيد سير خودتان را بكنيد، الان خودتان را آماده تعليمات انبيا كنيد!»

      گوينده          امام خميني(ره)

      گوينده          امام خميني(ره)

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          56

      16- عشق علامه اميني‌(ره) به اهل بيت(ع) و گريه او بر مظلوميت حضرت علي(ع)

      عنوان           عشق علامه اميني‌(ره) به اهل بيت(ع) و گريه او بر مظلوميت حضرت علي(ع)

      متن  حجت الاسلام دكتر «هادي اميني»، فرزند «علامه اميني»، مي‌گويد: در آخرين روزهاي عمر پدرم از ايشان پرسيدند شما چه آرزويي به دل داريد؟ ايشان فرمود: «من فقط يك آرزو در دنيا دارم و آن اينكه خداوند به من يك عمر طولاني بدهد و من در اين آخر عمر از همه كنار گرفته، در گوشه بياباني‌ چادر بزنم و آنجا ساكن شوم و تا آخر عمرم بر مظلوميت علي(ع) گريه كنم».

      گوينده          دكتر هادي اميني

      گوينده          دكتر هادي اميني

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          30

 

 

 

      17- پايبندي شهيد رجايي به نماز اوّل وقت

      عنوان           پايبندي شهيد رجايي به نماز اوّل وقت

      متن  يكي از دوستان شهيد رجايي مي‌گويد: روزي هنگام ظهر خدمت‌گزار وارد اتاق شهيد رجايي شد و گفت: غذا آماده است و سرد مي‌شود. اگر اجازه مي‌فرماييد، بياورم. شهيد رجايي فرمود: خير، بعد از نماز! وقتي خدمت‌گزار از اتاق خارج شد، شهيد رجايي به من فرمود: «عهد كرده‌ام هيچ وقت قبل از نماز ناهار نخورم، اگر زماني ناهار را قبل از نماز بخورم، يك روز روزه مي‌گيرم».

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          65

 

 

 

      18- حكايت درخواست كمك فقيري از بخيل

      عنوان           حكايت درخواست كمك فقيري از بخيل

      متن  آورده‌اند درويشي به در خانه بخيلي رفت و در زد. بخيل از درون خانه گفت: اي درويش! فردا بيا كه قرار است گروهي از دوستان را مهمان كنم و به تو هم سهمي خواهم داد. درويش گفت: امروز مرا سير كن كه تا فردا زنده بمانم! بخيل خنديد و چيزي به فقير بخشيد!

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          136

 

 

      19- اعتدال در خوردن غذا مايه سلامت بدن

      عنوان           اعتدال در خوردن غذا مايه سلامت بدن

      متن  از بزرگي پرسيدند: سلامت بدن در چيست؟ گفت:‌ تا گرسنه نشوي، دست به طعام نبري و چون غذا مي‌خوري، پيش از آنكه سير شوي، دست از غذا بكشي!

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          50

 

 

      20- آداب مهمان‌داري

      عنوان           آداب مهمان‌داري

      متن  شخصي از حكيمي پندي عبرت‌آموز در آداب مهمان‌داري خواست. حكيم گفت: اگر ميزبان بر كنار سفره بنشيند و خود را ناظر سفره سازد، غذا از جگر خود خوري، بهتر از غذاي سفره اوست.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          55

      21- زشتي تندخويي از پادشاه، حرص به مال از دانا و بُخل از توانگر

      عنوان           زشتي تندخويي از پادشاه، حرص به مال از دانا و بُخل از توانگر

      متن  شخصي از بزرگي موعظه‌اي خواست، وي گفت: سه كار از سه گروه زشت است: تندخويي از پادشاهان، حرص به مال از دانايان و بخل و خست از توانگران.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          58

 

 

 

      22- حقيقت ايمان

      عنوان           حقيقت ايمان

      متن  از بزرگي پرسيدند: ايمان چيست؟ گفت: دل‌كندن از غير خدا و پيوستن به خدا.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          44

 

 

      23- پاسخ حريص به سؤال از دليل با پنج انگشت غذا خوردن

      عنوان           پاسخ حريص به سؤال از دليل با پنج انگشت غذا خوردن

      متن  آورده‌اند مردي با حرص تمام با پنج انگشت غذا را به دهان خود مي‌گذاشت. به او گفتند: چرا با پنج انگشت غذا مي‌خوري؟ گفت: براي آنكه شش انگشت ندارم!

      منبع گنجينه لطايف

      نويسنده         علي اكبر احمدي و مرتضي رشيدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          126

 

 

 

      24- معرفي مريد واقعي

      عنوان           معرفي مريد واقعي

      متن  از عارف بزرگ، پرسيدند: مريد كيست؟ گفت: مريد آن است كه از نخستين بار كه قصد درگاه حق كند تا به او رسد، به هيچ چيز آرام نگيرد و به هيچ كس نپردازد.

      گوينده          منصور حلاج

      گوينده          منصور حلاج

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          31

 

 

 

      25- احترام امام خميني(ره) به اسماء متبركه

      عنوان           احترام امام خميني(ره) به اسماء متبركه

      متن  نقل است امام خميني(ره) در پاريس كه بود، روزي هنگام خروج از خانه، وقتي مي‌خواست كفش بپوشد، پايش را كه بلند كرد تا روي روزنامه بگذارد، پرسيد: مثل اينكه اين روزنامه‌ها ايراني است؟ عرض كردند: بله آقا! ولي اين صفحه آگهي‌هاست. با اين حال، امام پايش را روي روزنامه نگذاشت و برگشت و فرمود: شايد يك اسم محمد يا علي در اينها باشد.

      گوينده          امام خميني(ره)

      گوينده          امام خميني(ره)

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          193

 

 

      26- سفارش پرهيز از همنشيني با ثروتمندان و بيان دليل آن

      عنوان           سفارش پرهيز از همنشيني با ثروتمندان و بيان دليل آن

      متن  شخصي از عارفي طلب موعظه كرد. عارف گفت: از همنشيني با توانگر و ثروتمند بپرهيز؛ زيرا وقتي دلت به او پيوند گرفت و به داده او خرسند شدي، پروردگاري غير از خداي تعالي گرفته‌اي.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          40

 

 

 

      27- سه امر بي‌نياز كننده از طبيب

      عنوان           سه امر بي‌نياز كننده از طبيب

      متن  شخصي از بزرگي پرسيد: چه كنم تا به پزشك نيازمند نشوم؟‌ گفت: كم خور، كم گوي و خواب به اندازه كن!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          239

 

 

 

      28- ارزشمندي خاموشي در نگاه انوشيروان

      عنوان           ارزشمندي خاموشي در نگاه انوشيروان

      متن  شخصي از انوشيروان موعظه‌اي خواست، گفت: هرگز پشيمان نشده‌ام از آنچه نگفته‌ام، ولي چه‌بسا از گفته‌هايي چنان پشيمان شده‌ام كه گويي در خاك و خون خفته‌ام!

      گوينده          انوشيروان

      گوينده          انوشيروان

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          51

 

 

      29- در بيان كيستي پدر و پيشه و فرجام طمع‌ورزي

      عنوان           در بيان كيستي پدر و پيشه و فرجام طمع‌ورزي

      متن  عارفي گفته است: اگر از طمع بپرسند: پدرت كيست؟ پاسخ خواهد داد، شك در آنچه كردگار مقدر كرده است و اگر از او بپرسند: پيشه تو چيست؟ مي‌گويد: خواري و اگر بپرسند: فرجام و نهايت تو چيست؟‌ گويد: عذاب و گرفتاري.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          41

 

 

 

      30- راستگويي ـ امانتداري ـ ‌پرهيز از سخنان بيهوده عامل بزرگي لقمان حكيم

      عنوان           راستگويي ـ امانتداري ـ ‌پرهيز از سخنان بيهوده عامل بزرگي لقمان حكيم

      متن  از لقمان پرسيدند: به اين رتبه چگونه رسيدي؟ گفت: از راست گفتن، امانت به جا آوردن و از سخنان بيهوده خاموش ماندن.

      گوينده          لقمان

      گوينده          لقمان

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          243

 

 

 

      31- پاسخ احنف به معاويه در مورد دليل سرزنش او

      عنوان           پاسخ احنف به معاويه در مورد دليل سرزنش او

      متن  روزي معاويه بر «احنف» كه وي (معاويه) را به خاطر ثروت‌اندوزي نكوهش مي‌كرد، گفت:‌ اگر پروردگار مي‌فرمايد: «وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ؛ و خزائن همه چيز، تنها نزد ماست، ولي ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمي‌كنيم.» (حجر: 21) پس چرا مرا نكوهش مي‌كني؟ احنف گفت: من تو را به خاطر آنچه از خزائن خداوندي استفاده مي‌كني، نكوهش نمي‌كنم بلكه به اين دليل نكوهش مي‌كنم كه هرچه خداوند از خزائنش فرو فرستاده، بر خزائن خود نهاده‌اي و بين ما و او مانع شده‌اي!

      گوينده          معاويه

      گوينده          معاويه

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          70

 

 

      32- حكايتي از ايثارگري حاتم طائي

      عنوان           حكايتي از ايثارگري حاتم طائي

      متن  روزي حاتم طايي در بيابان به قافله‌اي برخورد كه اسيري با خود داشتند. به قصد آزاد كردن اسير نزد كاروانيان رفت، ولي چون بهاي آزادي‌اش را نداشت، پذيرفت كه خودش را به جاي آن شخص به بند و زنجير بكشند. آنها نيز پذيرفتند و اسير را آزاد كردند. حاتم مدتي را اسير بود تا اينكه آشنايان او آگاه شدند و او را از بند رهايي دادند.

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          82

 

 

 

      33- عشق علامه طباطبايي به اهل بيت(ع) به روايت استاد مطهري(ره)

      عنوان           عشق علامه طباطبايي به اهل بيت(ع) به روايت استاد مطهري(ره)

      متن  آيت‌الله مطهري نقل مي‌كند: «من فيلسوف و عارف، بسيار ديده‌ام و احترام مخصوص من به علامه طباطبايي نه به خاطر اين است كه ايشان يك فيلسوف است، بلكه احترامم به اين جهت است كه او عاشق و دل‌باخته اهل بيت(ع) است. علامه در ماه رمضان روزه خود را با بوسه به ضريح مقدس حضرت معصومه(س) افطار مي‌كرد. [ايشان] ابتدا پياده به حرم مطهر مشرف مي‌شد، ضريح مقدس را مي‌بوسيد، سپس به خانه مي‌رفت و افطار مي‌كرد. اين ويژگي اوست كه مرا به شدت شيفته ايشان نموده است».

      گوينده          آيت‌الله مطهري

      گوينده          آيت‌الله مطهري

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          68

 

 

      34- بسياري اندك غم، دشمن، درد

      عنوان           بسياري اندك غم، دشمن، درد

      متن  از حكيمي پرسيدند: چه چيز است كه اندك آن نيز بسيار است؟‌ گفت: درد، غم، دشمن.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          234 و 235

      35- لزوم پرهيز از اسراف حتي در حلال

      عنوان           لزوم پرهيز از اسراف حتي در حلال

      متن  سربازي در ميدان جنگ مشغول جمع‌آوري غنائم بود و به هر چيزي كه مي‌رسيد، آن را داخل كيسه‌اي مي‌ريخت و با پيدا كردن هر غنيمتي اين آيه را مي‌خواند: «فَكُلُواْ مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلاَلاً طَيِّبًا ...؛ از آنچه غنيمت گرفته‌ايد، حلال و پاكيزه بخوريد.» (انفال: 69) سرباز ديگري كه اين كار او را مي‌ديد گفت: راست مي‌گويي، ولي اين آيه نيز هست: «... كُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ؛ [از نعمت‌هاي الهي] بخوريد و بياشاميد، ولي اسراف نكنيد». (اعراف: 31)

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          74 و 75

 

 

      36- پاسخ عارفي به سؤال از دليل شب زنده‌داري‌اش

      عنوان           پاسخ عارفي به سؤال از دليل شب زنده‌داري‌اش

      متن  نقل است عارفي همواره به شب‌زنده‌داري مي‌پرداخت و تا هنگام سحر به راز و نياز با خالق بي‌همتا مشغول بود. شخصي از وي پرسيد: تو مردي خداشناسي و دلت همواره بيدار است، چرا رنج بي‌خوابي را تحمل مي‌كني و جسم خود را رنج مي‌دهي؟ عارف گفت: شايسته نيست هر شب خداوند بلندمرتبه از آسمان نزد ما بيايد و ما در خواب باشيم. هنگام شب درهاي آسمان باز مي‌شود و خداوند به بندگانش ندا مي‌دهد كه بياييد و آمرزش بخواهيد و مرا بخوانيد تا خواسته‌هاي شما را برآورده سازم! با اين حال، آيا درست است من در خواب باشم و از فيض ديدار حق غافل بمانم؟

      منبع زنجيره زرين

      نويسنده         علي اكبر احمدي و مرتضي رشيدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          92 و 93

 

 

 

      37- خصوصيات جوانمردي

      عنوان           خصوصيات جوانمردي

      متن  از بزرگي پرسيدند: جوانمردي چند گونه است؟ گفت: اول سخاوت؛ دوم شفقت و سوم بي‌نيازي از خلق و نيازمندي به حق.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          35

 

 

 

      38- اعتراض ميرز جواد آقا ملكي به غيبت كننده و بيان اثر غيبت

      عنوان           اعتراض ميرز جواد آقا ملكي به غيبت كننده و بيان اثر غيبت

      متن  يكي از شاگردان آيت‌الله ملكي تبريزي مي‌گويد: در مجلس ميرزا جواد آقا ملكي، يكي از حضار از كسي غيبتي كرد. آيت‌الله ملكي بسيار ناراحت شد و خطاب به غيبت كننده فرمود: «چهل روز مرا به زحمت انداختي. بايد تلاش كنم و آثار مذموم شنيدن اين غيبت را از بين ببرم».

      گوينده          آيت الله ملكي تبريزي

      گوينده          آيت الله ملكي تبريزي

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          36

 

      39- حكايتي از نظم آية الله دكتر بهشتي(ره)

      عنوان           حكايتي از نظم آية الله دكتر بهشتي(ره)

      متن  استاد قرائتي مي‌گويد: در زمان طاغوت با شهيد بهشتي قرار ملاقاتي داشتم. براي اينكه بيشتر با ايشان صحبت كنم، ده دقيقه زودتر رفتم. وقتي در زدم، ايشان در را باز كرد و گفت:‌ قرار ما با شما ساعت چهار بود و الان ده دقيقه به چهار مانده است، شما تشريف داشته باشيد، من ده دقيقه ديگر مي‌آيم.

      گوينده          استاد قرائتي

      گوينده          استاد قرائتي

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          101

 

 

 

      40- عضب و پايمال كننده مال مردم دوست شيطان

      عنوان           عضب و پايمال كننده مال مردم دوست شيطان

      متن  مردي حق ديگران را پايمال و اموال مردم را براي خود تصاحب مي‌كرد و بر ابليس لعنت مي‌فرستاد. روزي ابليس او را در راهي ديد و گفت: شگفتا! تو با من دوستي و فرمان مرا مي‌بري، آنگاه بر من لعنت مي‌فرستي!

      منبع شيرين‌تر از قند

      صفحه          114

 

 

 

 

      41- حكايتي از شدّت ميل به قدرت انسان

      عنوان           حكايتي از شدّت ميل به قدرت انسان

      متن  پادشاهي عادتي عجيب داشت و پس از پايان وزارت هر يك از وزيرانش، دست آنها را مي‌بريد و به ميان جمع مي‌انداخت و هر كس كه زودتر از ديگران دست بريده را مي‌گرفت، به مقام وزارت مي‌رسيد. روزي دست يكي از وزيرانش را قطع كرد و آن را به هوا پرتاب كرد، ولي وزير طمع‌كار بي‌درنگ با دستِ ديگر خود، دست قطع شده را گرفت تا باز هم وزير باشد. گويي آن دست بريده براي او تجربه نشده بود و چنان ميل به قدرت در او ريشه كرده بود كه حاضر بود به خاطرش از هر دو دست خود بگذرد!

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          94

 

 

 

      42- حكايتي از شجاعت امام خميني(ره)

      عنوان           حكايتي از شجاعت امام خميني(ره)

      متن  گويند شب تبعيد حضرت امام خميني(ره)، هنگامي كه آقا را از قم به تهران مي‌بردند، در وسط راه ماشين را نگه داشتند. امام خيال كرد مي‌خواهند او را شهيد كنند. فرمود: وقتي به قلبم مراجعه كردم، هيچ تغييري در روحم نديدم.

      گوينده          حضرت امام

      گوينده          حضرت امام

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          149

 

 

      43- تجربه‌اندوزي ـ كتاب‌خواني

      عنوان           تجربه‌اندوزي ـ كتاب‌خواني

      متن  شخصي از «منتسكيو» (نويسنده مشهور فرانسه) حكمتي مفيد و نغز طلب كرد و چنين پاسخ شنيد: يك ساعت عمر گذشته را به هيچ قيمتي نمي‌توان باز گرداند، ولي با دادن چند سكه ناچيز مي‌توان تجربه‌هاي تمام عمر بزرگ‌ترين عقلاي عالم را تصرف كرد. كتاب، عمر دوباره است.

      گوينده          منتسكيو

      گوينده          منتسكيو

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          129

 

 

 

      44- با وضو شير دادن مادر به شيخ انصاري(ره)

      عنوان           با وضو شير دادن مادر به شيخ انصاري(ره)

      متن  به مادر مرحوم شيخ انصاري(ره) گفتند: فرزندت در علم و تقوا به مراتب والا رسيده است. گفت: من از او پيشرفت بيشتري انتظار داشتم؛ زيرا هرگز او را بدون وضو شير ندادم، حتي شب‌هاي سرد زمستان!

      گوينده          مادر شيخ انصاري

      گوينده          مادر شيخ انصاري

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          55

 

 

 

 

      45- قبول نبودن احسان از مال دزدي

      عنوان           قبول نبودن احسان از مال دزدي

      متن  گروهي در راهي مي‌رفتند. در ميانه راه شخصي را ديدند كه انار حمل مي‌كرد. يكي از آن افراد، از پشت سر آن شخص بدون اينكه وي متوجه شود، اناري برداشت. دوستش فهميد، ولي چيزي نگفت. گروه به راه خود ادامه دادند، تا اينكه به گدايي رسيدند. شخصي كه انار را دزديده بود، آن را به گدا داد. در اين حال دوستش جلو آمد و گفت: امروز چيز عجيبي ديدم. تو انار را دزديدي و آن را به گدا بخشيدي؟! دزد گفت: مثل اينكه تو از علم حساب سر در نمي‌آوري. وقتي انار را دزديدم، يك گناه برايم نوشتند و آن‌گاه كه آن را بخشيدم، ده حسنه برايم منظور كردند. پس با اين حساب، نه حسنه برايم باقي مانده است. مگر نشنيده‌اي كه خداوند مي‌فرمايد: «مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا؛ هر كس كار نيكي را به جا آورد، ده برابر آن پاداش دارد و هر كس كار بدي انجام دهد، جز به مانند آن كيفر نخواهد ديد.» (انعام: 160) مرد گفت: «... إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ؛ خدا تنها از پرهيزكاران مي‌پذيرد». (مائده: 27)

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          69

 

 

 

      46- گريه شيخ عباس قمي به خاطر محروم شدن از نماز شب

      عنوان           گريه شيخ عباس قمي به خاطر محروم شدن از نماز شب

      متن  «حجت الاسلام علي محدّث‌زاده»، درباره پدرش مرحوم «حاج شيخ عباس قمي(ره)» مي‌گويد: يك روز صبح پدرم برخاست و شروع به گريه كرد. از او پرسيدم: چرا اشك مي‌ريزي؟ فرمود: براي اينكه ديشب نماز شب نخواندم! گفتم: پدر جان! نماز شب كه مستحب است و واجب نيست. شما كه ترك واجب نكرده‌ايد و حرامي به‌جا نياورده‌ايد، چرا اين‌طور نگرانيد؟ فرمود: فرزندم! نگراني من از اين است كه من چه كرده‌ام كه بايد توفيق نماز شب خواندن از من سلب شود؟

      گوينده          علي محدّث‌زاده

      گوينده          علي محدّث‌زاده

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          173 و 174

      47- در بيان چيستي دشوار، دشوارتر و نزديك و نزديكتر و عجيب و عجيب‌تر

      عنوان           در بيان چيستي دشوار، دشوارتر و نزديك و نزديكتر و عجيب و عجيب‌تر

      متن  از بزرگي پرسيدند: دشوار چيست و دشوارتر كدام است؟ نزديك چيست و نزديك‌تر كدام است؟ عجيب چيست و عجيب‌تر كدام است؟ واجب چيست و واجب‌تر كدام است؟ گفت: دشوار، مصيبت است و دشوارتر از آن از دست دادن پاداش آن است (به خاطر صبر نكردن)؛ نزديك، هر چيزي است كه فرا مي‌رسد و نزديك‌تر، مرگ است؛ عجيب دنياست و عجيب‌تر غافل بودن در دنياست؛ واجب، توبه است و واجب‌تر، ترك گناه است.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          171

 

 

 

      48- پاسخ بهلول حكيم بر دليل هم‌نشيني با مردگان گورستان

      عنوان           پاسخ بهلول حكيم بر دليل هم‌نشيني با مردگان گورستان

      متن  روزي بهلول را در گورستان ديدند كه روي قبرها نشسته و با مردگان صحبت مي‌كند. گفتند: اي بهلول! چرا با مردگان همنشين شده‌اي؟! گفت: با كساني مجالست مي‌كنم كه تا با ايشانم، مرا از غفلت و غرور باز مي‌دارند و چون از ايشان دور شوم، مطمئنم كه غيبتم را نمي‌كنند.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          76

 

 

 

      49- توصيه پدر اقبال لاهوري در مورد چگونه قرآن خواندن

      عنوان           توصيه پدر اقبال لاهوري در مورد چگونه قرآن خواندن

      متن  محمد اقبال لاهوري در كلامي نغز مي‌گويد: «من صبح با صداي قرآن پدرم از خواب برمي‌خاستم و مي‌ديدم كه پدرم قرآن مي‌خواند. او به من مي‌گفت: محمد! قرآن را چنان بخوان كه گويي بر تو نازل شده است».

      گوينده          محمد اقبال لاهوري

      گوينده          محمد اقبال لاهوري

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          81

 

 

      50- حكايت درخواست فقير از ثروتمند بخيل

      عنوان           حكايت درخواست فقير از ثروتمند بخيل

      متن  آورده‌اند فقيري تهي‌دست به خواجه‌اي ثروتمند گفت: اگر من در سراي تو بميرم، با من چه مي‌كني؟ خواجه گفت: ‌تو را كفن مي‌كنم و به خاك مي‌سپارم. فقير گفت: امروز كه زنده‌ام، مرا پيراهني بپوشان و چون بميرم، بي‌كفن به خاك بسپار!

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          80

 

 

 

      51- پاسخگويي آية الله مدرس به تهديد رضاخان

      عنوان           پاسخگويي آية الله مدرس به تهديد رضاخان

      متن  گويند روزي «رضاخان» براي «مدرس» پيغام فرستاد: «طوري تو را مي‌كشم كه بدنت را در ميان كفار دفن كنند.» مدرس در پاسخ گفت: «قبر من هرجا باشد، زيارتگاه مردم مي‌شود، اما تو در جايي مي‌ميري كه در آن نه آب هست و نه آبادي.» اين پيش‌بيني مدرس درست از كار درآمد. رضاخان در جزيره «سنت موريس»، در غربت و انزوا مرد، ولي آرامگاه مدرس اكنون زيارتگاه مردم است.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          180

 

 

 

 

      52- راضي نبودن مؤمن بر خجالت زدگي پيامبر اكرم(ص)

      عنوان           راضي نبودن مؤمن بر خجالت زدگي پيامبر اكرم(ص)

      متن  گويند مردي متدين بود كه روزها روزه مي‌گرفت و شب‌ها به نماز و عبادت مي‌پرداخت. پرسيدند: چرا خود را اين همه به زحمت مي‌اندازي؟ گفت:‌ من به دليل ترس از دوزخ و شوق بهشت خود را به زحمت نمي‌افكنم، بلكه لحظه‌اي را تصور مي‌كنم كه در محشر از برابر رسول خدا(ص) عبور مي‌كنم و او روي مباركش را از من برمي‌گرداند و از گناهان و غفلت‌هايم خجل مي‌شود و كفار مي‌گويند: محمد نتوانسته است امت خود را تربيت كند.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          179

 

 

 

      53- پاسخ سيد عبدالحسين لاري بر دعوت به استراحت بچه‌هايش

      عنوان           پاسخ سيد عبدالحسين لاري بر دعوت به استراحت بچه‌هايش

      متن  يكي از دختران آيت‌الله «سيد عبدالحسين لاري» نقل كرده است: ما هر وقت شب بيدار مي‌شديم، مي‌ديديم سيد مشغول راز و نياز است. به ايشان مي‌گفتيم: بس است، مقداري بخوابيد و استراحت كنيد! او در پاسخ مي‌فرمود: «آن‌قدر بخوابيم كه ديگر بيدار نشويم».

      گوينده          دختر سيد عبدالحسين لاري

      گوينده          دختر سيد عبدالحسين لاري

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          179

 

 

      54- ناراحتي حضرت امام خميني(ره) از موفق نشدن به نماز شب و تهجّد

      عنوان           ناراحتي حضرت امام خميني(ره) از موفق نشدن به نماز شب و تهجّد

      متن  يكي از استادان حوزه علميه قم مي‌گويد: از مرحوم آيت‌الله حاج آقا «مصطفي خميني(ره)» شنيدم كه فرمود: «ديدم آقا (حضرت امام خميني(ره)) در اتاق خود هستند و صداي گريه ايشان بلند است. از مادرم پرسيدم: چه شده كه آقا گريه مي‌كنند؟ مادرم گفت: ايشان در شبي كه موفق به نماز شب و راز و نياز با خدا نشود، روز آن چنين حالي دارد».

      گوينده          حاج آقا مصطفي خميني

      گوينده          حاج آقا مصطفي خميني

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          176

 

 

 

      55- لزوم احترام به نظرهاي سازنده

      عنوان           لزوم احترام به نظرهاي سازنده

      متن  شخصي موعظه‌خواه، از حكيمي طلب پندي آموزنده كرد. حكيم گفت:‌ رأي بزرگ را حقير مداريد، اگرچه از كودك خردسال باشد؛ زيرا درّ گران‌بها از قيمت خود نيفتد، هرچند كودك غواص آن را از دريا آورده باشد.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          55

 

 

      56- حكايت خودداري ام حسّان از كمك‌خواهي

      عنوان           حكايت خودداري ام حسّان از كمك‌خواهي

      متن  «امّ حسّان»، بانوي زاهدي بود كه در خانه‌اش جز حصيري كهنه و پاره چيز ديگري نبود. به او گفتند: اگر از بستگانت كمك بخواهي، حتماً به تو كمك خواهند كرد. وي گفت: من دنيا را از مالك آن درخواست نمي‌كنم، چگونه از ديگران كه قدرتي ندارند، طلب كنم؟

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          56

 

 

 

      57- احترام تبعه سوداني به يك ايراني بخاطر عشق به امام خميني(ره)

      عنوان           احترام تبعه سوداني به يك ايراني بخاطر عشق به امام خميني(ره)

      متن  استاد «قرائتي» مي‌گويد: «در مراسم حج ديدم يك سوداني، پيرمردي ايراني را كه خسته و ناتوان شده بود، به دوش گرفته تا به مقصد برساند. به او گفتم: به چه انگيزه‌اي يك ايراني را به دوش گرفته‌اي؟ گفت: ‌به خاطر عشق به خميني».

      گوينده          استاد قرائتي

      گوينده          استاد قرائتي

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          103

 

 

 

      58- روش آموزگار انوشيروان در روش چشاندن طعم ستم بر او

      عنوان           روش آموزگار انوشيروان در روش چشاندن طعم ستم بر او

      متن  آورده‌اند روزي آموزگار انوشيروان او را بدون تقصير و دليل تنبيه كرد. انوشيروان كينه وي را در دل گرفت و وقتي به پادشاهي رسيد، از او پرسيد:‌ چرا بي‌دليل بر من ستم كردي؟! آموزگار گفت:‌ چون پيش‌بيني مي‌كردم پس از پدرت به پادشاهي مي‌رسي، خواستم طعم ستم را به تو بچشانم تا در ايام سلطنت به مردم ستم نكني.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          113

 

 

 

      59- چگونگي همنشيني با پروردگار

      عنوان           چگونگي همنشيني با پروردگار

      متن  از عابدي پرسيدند: چگونه روزگارت را سپري مي‌كني؟ لبخندي زد و گفت: من همنشين پروردگار خويشتنم! هرگاه بخواهم او رازهايش را به من بگويد، كتاب آسماني را مي‌خوانم و چون من قصد كنم با او راز گويم، در پيشگاه او نماز مي‌گزارم.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          110

 

 

 

 

      60- عدل مايه آبادي و ظلم سبب ويراني جهان

      عنوان           عدل مايه آبادي و ظلم سبب ويراني جهان

      متن  شخصي از حكيمي در باب فضيلت عدل و رذيلت ظلم و ستم رهنموني سودمند طلب كرد. حكيم گفت: همانا جهان به عدل، آباد و به جور و ستم ويران مي‌شود. عدل تا هزار فرسنگ را روشنايي مي‌بخشد و ستم تا هزار فرسنگ را در تاريكي فرو مي‌برد.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          58

 

 

 

      61- كتاب و دوستان عالم عوامل خوشبختي از ديد ويكتور هوگو

      عنوان           كتاب و دوستان عالم عوامل خوشبختي از ديد ويكتور هوگو

      متن  از «ويكتور هوگو» (شاعر و نويسنده مشهور فرانسوي) پرسيدند: خوشبخت كيست؟ گفت: كسي كه به يكي از دو چيز دسترسي دارد: يا كتاب‌هاي خوب يا دوستاني كه اهل كتاب باشند.

      گوينده          ويكتور هوگو

      گوينده          ويكتور هوگو

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          97

 

 

      62- تأثير بسم الله در حفظ اموال

      عنوان           تأثير بسم الله در حفظ اموال

      متن  نقل است راهزنان به كارواني حمله كردند و همه كالاهاي ارزشمند آنها را با خود بردند. وقتي به قرارگاه خود رسيدند، سردسته دزدان بسته باري را گشود و نوشته «بسم الله الرحمن الرحيم» را در آن ديد. (تاجران براي حفظ مالشان بسم الله را نوشته در وسط متاعشان مي‌گذاشتند.) بنابراين، به افراد خود امر كرد تمام كالاها را به صاحبشان باز گردانند و گفت: ما دزد اموال هستيم، نه دزد عقيده.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          191

 

 

 

      63- سفارش بر به ياد مرگ بودن

      عنوان           سفارش بر به ياد مرگ بودن

      متن  شخصي از عارفي موعظه‌اي خواست. وي گفت: از مردمي در شگفتم كه خانه‌اي مي‌سازند كه هر روز گامي از‌ آن دور مي‌شوند و ساختن خانه‌اي را كه هر روز گامي به سويش پيش مي‌روند، رها كرده‌اند.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          75

 

 

 

      64- استمداد بوعلي سينا از نماز براي حل مشكلات علمي

      عنوان           استمداد بوعلي سينا از نماز براي حل مشكلات علمي

      متن  دانشمند بزرگ، «شيخ‌الرئيس ابوعلي سينا» مي‌گويد: هر زمان برايم مشكلي علمي پيش مي‌آمد و از حل آن عاجز مي‌ماندم، به مسجد شهر مي‌رفتم و دو ركعت نماز به جا مي‌آوردم، سپس از خداوند مي‌خواستم مرا با نور آن نماز ياري دهد تا گره از مشكلم باز كند. پس از اداي آن دو ركعت، راه‌حل مشكل برايم آسان مي‌شد و به آنچه مي‌خواستم، مي‌رسيدم.

      گوينده          ابوعلي سينا

      گوينده          ابوعلي سينا

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          186

 

 

 

      65- سفارش علامّه شعراني به جدّيت در تحصيل علم

      عنوان           سفارش علامّه شعراني به جدّيت در تحصيل علم

      متن  علامه «حسن‌زاده آملي» مي‌گويد: «درس استاد شعراني تقريباً هيچ تعطيلي نداشت. در طول سال تنها دو روز تعطيل بود: يكي عاشورا و ديگر [روز] شهادت رسول خدا(ص) و امام حسن مجتبي(ع). يك روز پربرف زمستاني براي درس به منزل ايشان رفتم و عذرخواهي كردم كه با اين برف [سنگين] نبايد مزاحم شوم. [ايشان] فرمود: شما روزهاي قبل كه مي‌آمديد، گداهاي گذر بودند. امروز چطور؟ گفتم: بودند. علامه فرمود: آنها كارشان را تعطيل نكردند، چرا ما تعطيل كنيم؟!»

      گوينده          علامه حسن‌زاده آملي

      گوينده          علامه حسن‌زاده آملي

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          74

 

 

 

 

 

      66- بهترين سخن از نگاه ارسطو

      عنوان           بهترين سخن از نگاه ارسطو

      متن  از «ارسطو»، فيلسوف بزرگ پرسيدند: بهترين سخن كدام است؟ گفت: آنچه موافق عقل باشد. گفتند: پس از آن چيست؟ گفت: سخني كه شنونده بپذيرد. گفتند: بعد از آن چيست؟ گفت: سخني كه از عاقبت آن اطمينان داشته باشيم كه ضرري متوجه ما نخواهد ساخت. گفتند: پس از آن چيست؟ گفت: اگر سخن يكي از اين شرايط را نداشته باشد، از صداي چهارپايان بي‌ارزش‌تر است.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          71

 

 

 

      67- زمان خوشحالي شكم‌پرستان

      عنوان           زمان خوشحالي شكم‌پرستان

      متن  از شخصي پرسيدند: تو چه زماني بسيار خوشحالي؟ گفت: وقتي ببينم ديگ غذاي جوانمردان مي‌جوشد و در خانه‌هايشان بسته نيست و از ديدن مهمانان و همراهان آنها دلتنگ نشده‌اند!

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          126

 

 

 

      68- راستگويي سبب نجات و هدايت

      عنوان           راستگويي سبب نجات و هدايت

      متن  جواني آرزوي رفتن به خانه كعبه را در سر داشت، ولي به سبب عشق و محبت بسياري كه به مادرش داشت، نمي‌توانست او را ترك كند. وي پس از مرگ مادرش، پولي فراهم آورد و راهي سفر حج شد. هنوز راه زيادي نرفته بود كه راهزني به او رسيد و گفت: چقدر سكه همراه خود داري؟ جوان كه بسيار ساده و پاك‌نهاد بود، گفت: درست پنجاه دينار دارم كه توشه سفر من است. راهزن گفت: هرچه داري به من بده! مرد جوان تمام پنجاه دينار را به او داد. راهزن سكه‌ها را برداشت، شمرد و سپس همه آنها را به جوان پس داد و گفت: راستگويي تو موجب شد من از كار ناپسند خود شرمنده شوم و از اين پس دست به راهزني نزنم. اكنون حاضرم اسب خود را در اختيار تو قرار دهم تا با آن به سفر حج بروي. مرد جوان پذيرفت كه با او همسفر شود و پس از آن سال‌هاي سال مانند دو دوست صميمي و يك‌دل همراه و همنشين هم بودند.

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          108

 

 

 

      69- ارزشمندي فضايل اخلاقي از طلا

      عنوان           ارزشمندي فضايل اخلاقي از طلا

      متن  گويند شخصي از فيلسوف بزرگ، افلاطون پندي خواست. وي گفت: بدان كه تمام طلاهاي روي زمين و زيرزمين به قدر يك فضيلت اخلاقي ارزش ندارد.

      گوينده          افلاطون

      گوينده          افلاطون

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          119

 

 

 

      70- احترام آية الله بروجردي به كتاب

      عنوان           احترام آية الله بروجردي به كتاب

      متن  گويند آيت‌الله العظمي بروجردي براي كتاب‌هاي ديني و علمي احترام بسياري قائل بود و مي‌فرمود: «در تمام عمرم در اتاقي كه كتاب‌هاي حديث باشد (حتي داراي يك حديث)، نخوابيده‌ام».

      گوينده          آيت‌الله بروجردي

      گوينده          آيت‌الله بروجردي

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          102

 

 

 

      71- چگونگي برخورد با سخن‌چين

      عنوان           چگونگي برخورد با سخن‌چين

      متن  مردي به يكي از عارفان گفت: فلان كس دشمن توست و پشت سر تو بدگويي مي‌كند. عارف روي در هم كشيد و به او گفت: تو اگر خاموش باشي، هم به حال خودت و هم به حال من بهتر است!

      منبع شيرين‌تر از قند

      صفحه          101

 

 

 

 

      72- زنده‌بودن شوق ديدار حق نشان عنايت حق

      عنوان           زنده‌بودن شوق ديدار حق نشان عنايت حق

      متن  «علي دقاق»، از عارفاني بود كه بسيار به زيارت خانه كعبه مي‌رفت و در اين راه سختي‌هاي بسياري را تحمل مي‌كرد. روزي در راه كعبه از خستگي بر زمين افتاد و به درگاه خداوند با ناراحتي چنين شكايت كرد: همواره دل در گرو عشق تو داشته و هميشه در راه تو گام برداشته‌ام، ولي هيچ حاصلي نيافته و هر روز بي‌سر و سامان‌تر گشته‌ام. نمي‌دانم سرانجام چه خواهد شد و بخت، مرا چه وقت ياري خواهد كرد. هنگام شب هاتف غيبي به او خبر داد كه اگر تو را نمي‌خواستم و توجهي به تو نداشتم، راه اين خانه را به تو نشان نمي‌دادم. پس همين توفيق و بهروزي براي تو بس كه شوق ديدار خود را در دل تو زنده نگه داشته و تو را نيازمند هيچ‌كس نكرده‌ام.

      گوينده          علي دقاق

      گوينده          علي دقاق

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          90

 

 

 

      73- قناعت سبب رهايي انسان از خدمت به ستمگران

      عنوان           قناعت سبب رهايي انسان از خدمت به ستمگران

      متن  روزي يكي از بزرگان درباري به حكيمي برخورد كه از مال دنيا به خانه‌اي كوچك قناعت كرده بود و خوراكي جز مقداري سبزي نداشت. مرد درباري با او هم‌سخن شد و گفت: اين ديگر چه زندگي عجيبي است كه براي خودت برگزيده‌اي؟! اگر بيايي و مانند من در خدمت شاه باشي، از بهترين خوراك‌ها بهره‌مند و صاحب مرتبه و مقام خواهي شد. حكيم گفت: اگر تو هم مانند من راه قناعت در پيش بگيري، همين غذاي اندك نيز براي تو زياد است و ديگر لازم نيست، كمر به خدمت شاهان ببندي و هميشه نگاهت به دست ديگران باشد.

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          109

 

 

 

      74- تسلاي خليفه به پدر فرزند مرده

      عنوان           تسلاي خليفه به پدر فرزند مرده

      متن  فرزند يكي از نزديكان خليفه بغداد در خردسالي از دنيا رفت و پدر وي پريشان و بسيار غمگين شد. خليفه به او چنين نوشت: آيا براي تو بهتر بود كه همين فرزند زنده مي‌ماند و باعث فتنه و دردسر تو مي‌شد! درحالي‌كه اكنون جز رحمت و ‌آسايش نصيب تو نشده است و همين كودك از دست رفته، در قيامت شفيع تو خواهد بود!

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          29

 

 

 

      75- شجاع‌ترين مردم از نگاه انسان بخيل

      عنوان           شجاع‌ترين مردم از نگاه انسان بخيل

      متن  از بخيلي پرسيدند شجاع‌ترين مردم كيست؟ گفت: آن‌كه صداي دهان جمعي را كه در خانه‌اش چيزي مي‌خورند، بشنود و زهره‌اش نتركد!

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          122

 

 

 

      76- تلاش و كوشش راه رسيدن به معبود

      عنوان           تلاش و كوشش راه رسيدن به معبود

      متن  شخصي از عارفي پندي مفيد طلب كرد. عارف چنين پاسخ گفت: هر كس گمان برد كه بي‌كوشش به معبود توان رسيد، راهي جز راه آرزو نپيموده است.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          36

 

 

 

      77- لطف پروردگار حتي به بت‌پرست‌ها

      عنوان           لطف پروردگار حتي به بت‌پرست‌ها

      متن  مردي بت‌پرست، عمري به پرستش بت‌ها مشغول بود. روزي برايش مشكل ناگواري پيش آمد. به بت‌خانه رفت و با گريه و زاري از بت‌ها ياري خواست، ولي هيچ حاصلي نداشت. يك نفر كه از ماجراي او آگاه بود، تعجب كرد و با خود گفت: خداوند به اين مرد بت‌پرست كافر، كه عمري را در گمراهي به سر برده، چگونه ياري مي‌رساند؟ ناگاه ندايي به گوش دلش رسيد كه اي مرد! اين شخص عمري را در عبادت بت‌ گذرانده است، امروز هم كه بيچاره و درمانده شده، هرچه از بت‌ها كمك مي‌خواهد، سودي به حال او ندارد. اگر ما نيز دست او را نگيريم، چه بايد بكند؟!

      منبع شيرين‌تر از قند

      صفحه          118

 

 

 

      78- پاسخ حكيمانه ابوالعنيا بر پدر

      عنوان           پاسخ حكيمانه ابوالعنيا بر پدر

      متن  پدر «ابوالعينا» به او كه خردسالي بيش نبود، خشم گرفت. آن‌گاه همان‌گونه كه او را براي ادب كردن، كتك مي‌زد، خطاب به وي گفت:‌ خداوند راست فرموده است: «... إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ؛ برخي از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها برحذر باشيد!» (تغابن: 14) ابوالعينا گفت: پدر جان! خدا اين را هم فرموده است: «... وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم ...؛ و فرزندانتان را نكشيد». (انعام: 151)

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          85 و 86

 

 

 

      79- استدلال به قرآن غاصب زمين ديگري

      عنوان           استدلال به قرآن غاصب زمين ديگري

      متن  مردي قطعه زميني در كنار زمين شخص ديگري داشت و هر سال، بخشي از زمين وي را اشغال و ضميمه زمين خود مي‌كرد. روزي صاحب زمين به مرد اشغالگر گفت: علت نقصان و كاستي زمين من چيست؟ مرد گفت: مگر نشنيده‌اي كه خداوند مي‌فرمايد: «أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا ...؛ آيا نديدند كه ما پيوسته به سراغ زمين مي‌آييم و از اطراف [و جوانب] آن كم مي‌كنيم!» (رعد: 41) صاحب زمين پرسيد: پس علت افزوني زمين تو چيست؟ مرد اشغالگر زمين گفت: «... ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء ...؛ اين فضل خداوند است، به هر كس كه بخواهد مي‌دهد.» (مائده: 54) صاحب زمين پرسيد: چرا زمين تو هر سال بيشتر مي‌شود، ولي زمين من كم؟ مرد گفت: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ ...؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! از چيزهايي نپرسيد كه اگر براي شما آشكار گردد، شما را ناراحت مي‌كند». (مائده: 101)

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          92

 

 

 

      80- لزوم ترك چشم داشت در مهمان نوازي

      عنوان           لزوم ترك چشم داشت در مهمان نوازي

      متن  مردي عرب در صحرا خيمه‌گاهي داشت. شبي تعدادي مسافر به خيمه او رسيدند. مرد عرب از آنها دعوت و شتري براي پذيرايي از آنها قرباني كرد. فردا نيز شتري كشت و براي آنها برد، ولي مسافران گفتند هنوز از غذاي ديروز مقداري باقي مانده است. مرد عرب گفت: بايد از اين غذاي تازه بخوريد! روز سوم نيز مرد عرب شتري ديگر را قرباني كرد و براي مهمانان برد. آن‌گاه براي انجام دادن كاري بر شتري سوار شد و مدتي آنها را تنها گذاشت. مسافران پس از خوردن غذا عزم رفتن كردند و پيش از حركت، مقداري زر و سيم به همسر مرد عرب دادند. ساعتي بعد، مرد عرب به خانه آمد و وقتي سكه‌ها را ديد، بسيار خشمگين شد و بي‌درنگ به دنبال مسافران شتافت. وقتي به آنها رسيد، با ناراحتي به آنها گفت: من براي پول شما را مهمان نكرده بودم و تنها از روي كرم و بخشش به شما غذا دادم. آن‌گاه پول‌ها را به مسافران بازگرداند و خود به خيمه‌اش بازگشت!

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          109

 

 

 

      81- فضيلت قناعت

      عنوان           فضيلت قناعت

      متن  شايد شنيده باشيد كه در قديم، مرداني بزرگ و باايمان مي‌زيستند كه سنگ در دست آنها تبديل به طلا و نقره مي‌شد. اگر چنين سخني را شنيديد، گمان نكنيد كه سخني نامعقول است، بلكه بدانيد هركس قناعت كند و به آنچه خود دارد، قانع باشد، نقره، طلا يا سنگ در دست او تفاوتي ندارد و سنگ نزد او مثل طلاست، همچنان كه طلا مثل سنگ است.

      منبع شيرين‌تر از قند

      صفحه          95

 

 

 

      82- بدتر بودن كوردلي از كور چشمي

      عنوان           بدتر بودن كوردلي از كور چشمي

      متن  گويند «منصور دوانقي» به «زياد بن عبدالله» مبلغي داد تا آن را در ميان افراد نابينا و يتيم تقسيم كند. «ابوزياد تميمي» كه بسيار طمع‌كار بود، به وي گفت: نام مرا در ميان نابينايان بنويس! زياد به عبدالله گفت: باشد مي‌نويسم؛ چراكه خداوند مي‌فرمايد: «فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ؛ اين كافران را چشم سر گرچه كور نيست، ولي چشمِ‌ باطن و ديده‌هايشان كور است». (حج: 46)

      منبع لطايف قرآني

      صفحه          16

 

 

 

      83- پاسخ وزير مأمون به شكايت ابوالعنيا

      عنوان           پاسخ وزير مأمون به شكايت ابوالعنيا

      متن  «ابوالعينا»، مي‌گويد: به «احمد بن ابي دؤاد»، وزير مأمون از دشمنان خود شكايت كردم و گفتم آنها براي‌ آزار من متحد شده‌اند. وي گفت: «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ؛ دست خدا بالاي دست آنهاست.» (فتح: 10) گفتم:‌ مكر و نيرنگشان بزرگ است. گفت:‌ «وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ ...؛ ولي اين نيرنگ‌ها تنها دامان صاحبانشان را مي‌گيرد.» (فاطر: 43) گفتم:‌ آنها بسيارند و من بي‌كس. گفت: «كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ؛ چه بسيارند گروه‌هاي كوچكي كه به فرمان خدا بر گروه‌هاي بسياري پيروز شدند». (بقره: 249)

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          45

 

 

      84- صبر و تحمّل در مهمان‌نوازي

      عنوان           صبر و تحمّل در مهمان‌نوازي

      متن  آورده‌اند روزي براي عارفي مهماني بسيار بيمار، نالان و بداخلاق رسيد. عارف، بسيار به مهمان مهرباني و از او پذيرايي كرد، ولي آن مهمان چنان از درد ناله و بي‌تابي مي‌كرد كه همه از اطراف عارف گريختند. شبي عارف از خستگي بسيار خوابش برد. مرد بيمار كه تعادل رواني نداشت و توقع داشت صاحب‌خانه نخوابد و هميشه در خدمت او باشد و از او پرستاري كند، شروع كرد به دشنام دادن، ولي عارف، دشنام‌هاي بيمار را نشنيده گرفت و باز هم به او خدمت كرد.

      منبع شيرين‌تر از قند

      صفحه          85

      85- ياد مرگ سبب دوري از غفلت

      عنوان           ياد مرگ سبب دوري از غفلت

      متن  مردي پارسا و زاهد، عمري را با قناعت گذرانده بود. روزي از روزها قطعه‌اي طلاي گران‌بها به دستش رسيد. نخست از آن پرهيز كرد، ولي آرام‌ آرام طمع در او رخنه كرد و انديشه او را پريشان ساخت. وي شب و روز نقشه‌هاي بسياري مي‌كشيد و با خود مي‌گفت: اين طلاي ارزشمند را مي‌فروشم. از بهاي آن براي خود خانه‌اي مجلل مي‌خرم، خدمت‌كار مي‌گيرم، لباس‌هاي نو و گران‌قيمت مي‌پوشم، فرش‌ها و بسترهاي ارزشمند و راحت تهيه مي‌كنم... . از اين همه سختي كشيدن خسته شدم. از اين پس با عيش و خوشي و ناز و نعمت زندگي مي‌كنم... . اين خيال‌هاي پريشان چنان او را به خود مشغول كرده بود كه عبادت‌ها و راز و نيازهايش را فراموش كرد. روزي در صحرا بي‌قرار و آشفته مي‌گشت. مردي را ديد كه از خاك گور گِل درست مي‌كند تا از آن خشت بسازد. اين صحنه را كه ديد، به ياد مرگ افتاد و از غفلت و مشغول شدن به امور دنيوي پشيمان شد.

      منبع شيرين‌تر از قند

      صفحه          111

 

 

 

      86- خدمت و احترام شيخ انصاري به مادرش

      عنوان           خدمت و احترام شيخ انصاري به مادرش

      متن  نقل است مجتهد بزرگ، «شيخ انصاري»، مادر پيرش را به دوش مي‌گرفت و جلوي حمام مي‌برد و او را به زن حمام مي‌سپرد و همان‌جا منتظر مي‌ايستاد تا پس از پايان كار، او را به خانه باز گرداند. وي هر شب به دست‌بوسي مادر مي‌رفت و صبح با اجازه مادر از خانه خارج مي‌شد. با اين حال پس از مرگ مادرش، همواره مي‌گريست و مي‌فرمود: گريه‌ام به اين دليل است كه از نعمت بزرگ خدمت به مادر محروم شدم و با آنكه مادرش زن باايماني بود، شيخ مرتضي انصاري، تمام نمازهاي واجب وي را دوباره به جا آورد.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          64

 

 

 

      87- لزوم پرهيز از رفت و آمدهاي ملال‌آور

      عنوان           لزوم پرهيز از رفت و آمدهاي ملال‌آور

      متن  گويند درويشي صاحب همت با پادشاهي داراي شوكت، معاشرت و گفت‌وگو داشت. روزي درويش احساس كرد پادشاه با او رفتار سردي دارد و به وي توجهي نمي‌كند. پس از انديشه و جست‌وجوي بسيار، دريافت رفت‌وآمد بسيار او نزد پادشاه، براي وي ملال‌آور شده است. ازاين‌رو، از رفتن نزد پادشاه و نشست و برخاست با او خودداري كرد. روزي پادشاه او را در گذرگاهي ديد و از او پرسيد: چه شد كه از ما بريدي؟ درويش گفت: چون دانستم نيامدن، موجب حال‌پرسي سلطان از من است و آمدن، موجب اظهار ملال!

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          59

 

 

 

      88- پيدا شدن گمشده با تفأل به قرآن

      عنوان           پيدا شدن گمشده با تفأل به قرآن

      متن  عالم ربّاني، «حاج شيخ حسن حاتمي» نقل مي‌كند: «من كتاب ارزشمند قواعد علامه را به امانت از شخصي گرفتم و آن را به «آقا شيخ ابراهيم بروجردي» به امانت دادم تا بعد از سه روز برگرداند، اما او فراموش كرد كه از چه كسي امانت گرفته است. من هم فراموش كردم كه كتاب را به چه كسي امانت دادم. مدت‌ها از اين جريان گذشت. روزي صاحب كتاب آمد و آن را از من خواست، اما من هرچه گشتم، آن را پيدا نكردم. بعد از چند روز كه از همه جا مأيوس شده بودم، با خود گفتم: تفألي به قرآن مي‌زنم كه اين كتاب پيدا مي‌شود يا نه؟ هنگامي كه قرآن را گشودم، اين آيه آمد: «وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ ...؛ و نيز به ياد آوريد هنگامي را كه ابراهيم پايه‌هاي خانه كعبه را بالا مي‌برد». (بقره: 127)

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          72

 

 

 

      89- صداقت اياز در دوستي سلطان محمود

      عنوان           صداقت اياز در دوستي سلطان محمود

      متن  گويند سلطان محمود غزنوي يكي از غلامان خود، به نام «اياز» را بسيار دوست داشت. روزي يكي از نزديكان سلطان محمود گفت: ‌اين غلام هيچ حسني ندارد و شايسته نيست پادشاه اين‌گونه او را دوست داشته باشد. سلطان محمود از اين سخن ناراحت شد تا اينكه روزي سلطان محمود با همراهان خود به شتاب از جايي مي‌گذشت. يكي از صندوق‌هاي جواهرات از روي شتر افتاد، شكست و جواهرات آن ريخت. پادشاه اجازه داد افراد جواهرات را براي خود بردارند و همچنان راه خود را به سرعت ادامه داد. همه سواران و پيادگان همراه پادشاه، مشغول جمع‌آوري جواهرات شدند. وقتي سلطان محمود پشت سر خود را نگاه كرد، از ميان همه همراهان، فقط اياز را ديد كه بدون توجه به جواهرات، پشت سر او در حركت است. آن‌گاه از اياز پرسيد: تو چقدر جواهر جمع كردي؟ اياز گفت:‌ «هيچ»!

      منبع شيرين‌تر از قند

      صفحه          76

 

 

      90- جوانمردي حاتم و پادشاه يمن

      عنوان           جوانمردي حاتم و پادشاه يمن

      متن  يكي از پادشاهان يمن در بخشندگي و سخاوت معروف بود، ولي هرگاه كسي نزد وي از بخشندگي‌هاي حاتم طايي سخن مي‌گفت، برمي‌آشفت و ناراحت مي‌شد. بنابراين، چون پادشاه يمن، حاتم را در بخشندگي از خود بلندآوازه‌تر ديد، كسي را مأمور كرد تا او را از بين ببرد. مأمور كشتن حاتم راه قبيله «بني‌طي» را پيش گرفت. در راه شخصي را ديد و با او دوست و همراه شد و به وي گفت:‌ حال كه تو جوانمرد و راز نگه‌دار هستي، از تو خواهشي دارم، اميدوارم مرا راهنمايي كني! جوان گفت: با كمال ميل در خدمتم. مأمور گفت: ‌آيا تو حاتم طايي را مي‌شناسي؟ جوان گفت: مقصود تو از اين سؤال چيست؟ مأمور گفت: پادشاه يمن مرا مأمور كرده است حاتم را بكشم و سرش را براي پادشاه ببرم، ولي سبب دشمني آنها را نمي‌دانم. جوان خنديد و گفت: آن حاتمي كه دنبال او مي‌گردي، خود منم و الان‌ آماده‌ام سرم را از تن جدا كني! مأمور با شنيدن اين سخن ناراحت شد، به سرعت به يمن بازگشت، به خدمت پادشاه رفت و آنچه بر او گذشته بود، تعريف كرد. پادشاه پس از شنيدن ماجرا و پي بردن به ميزان جوانمردي حاتم، از مأمور دلجويي كرد و به وي هديه‌اي داد و بر حاتم طايي درود فرستاد.

      منبع شيرين‌تر از قند

      صفحه          70

 

 

 

      91- شش ويژگي سبب بازشدن درهاي بهشت

      عنوان           شش ويژگي سبب بازشدن درهاي بهشت

      متن  بزرگي به مريدش در موعظه‌اي اخلاقي چنين گفت: كسي كه شش ويژگي داشته باشد، همه درهاي بهشت به رويش گشوده است و همه درهاي دوزخ برايش بسته؛ خدا را بشناسد و اطاعتش كند؛ شيطان را بشناسد و با وي مخالفت كند؛ حق را بشناسد و دنبالش برود؛ باطل را تميز دهد و از آن بگريزد؛ دنيا را بشناسد و آن را ترك گويد و آخرت را بشناسد و آن را طلب كند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          282 و 283

 

 

      92- بلندهمتي راه ترقي و شهوت عامل سركوبي آدمي

      عنوان           بلندهمتي راه ترقي و شهوت عامل سركوبي آدمي

      متن  شخصي از بزرگي پرسيد: راه پيشرفت آدمي چيست؟‌ گفت: انسان فقط از راه همتش پيشرفت مي‌كند و جز از طريق شهوتش سركوب نمي‌شود.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          323

 

 

 

      93- سفارش افلاطون در زمينه سخن گفتن و گفت‌وگو كردن

      عنوان           سفارش افلاطون در زمينه سخن گفتن و گفت‌وگو كردن

      متن  شخصي از افلاطون پندي مفيد خواست، وي گفت: با كسي كه سخنت را تكذيب كند، گفت‌وگو مكن و براي كسي كه گوش ندهد، حرف مزن!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          326

 

 

 

      94- بزرگترين عيب غفلت از عيب خود

      عنوان           بزرگترين عيب غفلت از عيب خود

      متن  حكيمي را پرسيدند: بزرگ‌ترين عيب كدام است؟ گفت: آنكه شخص عيب خويش را نشناسد.

      منبع خردنامه

      صفحه          66

 

 

      95- عدم غرور به واسطه زيبايي، عبادت و علم

      عنوان           عدم غرور به واسطه زيبايي، عبادت و علم

      متن  شخصي از عارفي موعظه خواست، عارف گفت: مغرور نبايد شد به حسن و جمال؛ چون حضرت يوسف(ع) به واسطه حسن و جمالش ديد، آنچه ديد و مغرور نبايد شد به كثرت عبادت؛ چون شيطان بعد از طول عبادت ديد، آنچه ديد و مغرور نبايد شد به كثرت علم؛ كه بلعم باعورا با كثرت علم و دارا بودن اسم اعظم ديد، آنچه ديد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          322

 

 

 

      96- انتظار فرج محبوب‌ترين و برترين عمل

      عنوان           انتظار فرج محبوب‌ترين و برترين عمل

      متن  مردي از بزرگي پرسيد: محبوب‌ترين اعمال نزد خدا كدام است؟ پاسخ داد: انتظار فرج.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          328

 

 

 

      97- ترس از گناه نشانه مؤمن

      عنوان           ترس از گناه نشانه مؤمن

      متن  بزرگي در كلامي نغز و دلنشين به مريدش چنين موعظه كرد: اضطراب انسان باايمان براي گناه خود، بيشتر از گنجشكي است كه هنگام به دام افتادن به خود مي‌لرزد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          296

      98- ترك پندآموزي از تغيير احوال جهان نشانه اوج غفلت انسان

      عنوان           ترك پندآموزي از تغيير احوال جهان نشانه اوج غفلت انسان

      متن  شخصي از بزرگي موعظه‌اي اخلاقي خواست، گفت: غافل‌تر از همه كسي است كه از تغيير احوال جهان پند نگيرد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          305

 

 

 

      99- هشت حكمت از وصيتنامه لقمان بر فرزندش

      عنوان           هشت حكمت از وصيتنامه لقمان بر فرزندش

      متن  گويند لقمان حكيم پسر خود را وصيت كرد كه اي جان فرزند! هزار كلمه حكمت آموختم و از آن چهارصد اختيار كردم و از چهارصد، چهل اختيار كردم و از چهل، هشت اختيار كردم كه در اين هشت كلمه، جميع حكمت‌ها جمع است. دو چيز را فراموش مكن؛ خدا و مرگ را و دو چيز را فراموش كن؛ نيكي كه به كسي مي‌كني و بدي كه كسي به تو مي‌كند! هنگامي كه به مجلسي داخل شوي، زبان خود را و چون به خانه كسي داخل شوي، چشم خود را و چون بر سر سفره كسي حاضر شوي شكم خود را و چون به نماز مشغول گردي، دل خود را نگاه دار!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          248 و 249

 

 

 

      100- برتري امور آخرت از امور دنيا

      عنوان           برتري امور آخرت از امور دنيا

      متن  شخصي از بزرگي پندي سودمند طلب كرد، گفت:‌ بدان‌كه آنچه در جهانِ پس از مرگ و عالم قيامت و بهشت و دوزخ مي‌گذرد، بسيار بالاتر و بالاتر از آن است كه ما در اين دنياي محدود از آن آگاه و باخبر شويم؛ «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ؛ هيچ‌كس نمي‌داند چه پاداش‌هايي كه مايه روشني چشم‌هاست، براي آنها (نيكوكاران) نهفته شده است». (سجده: 17)

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          252

 

 

 

      101- آخرت‌گرايي و آمادگي براي مرگ، نشانه نورانيت و بزرگي دل

      عنوان           آخرت‌گرايي و آمادگي براي مرگ، نشانه نورانيت و بزرگي دل

      متن  بزرگي به مريدش در مقام پند و توصيه چنين گفت: هرگاه نور به دل تابد، گشاده و فراخ مي‌گردد. مريد پرسيد: نشانه آن چيست؟ مراد گفت: نشانه آن ميل به‌سوي‌ آخرت و كنار رفتن از فريب‌كاري دنيا و آمادگي براي مرگ پيش از رسيدن آن است.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          256

 

 

 

      102- بهترين زمان و راه شناخت حليم، شجاع، دوست

      عنوان           بهترين زمان و راه شناخت حليم، شجاع، دوست

      متن  شخصي از عارفي موعظه خواست، او چنين پاسخ داد: سه گروه را نتوان شناخت مگر در سه جا: حليم را در وقت خشم، شجاع را در روز جنگ و دوست را در زمان حاجت و نياز.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          259

 

 

 

      103- گناه عامل محروميت از روزي تعيين‌شده

      عنوان           گناه عامل محروميت از روزي تعيين‌شده

      متن  بزرگي به يكي از ارادتمندانش در مقام موعظه چنين گفت: هركس به سبب گناهي كه مي‌كند، از روزي خويش كه بر وي مقرر شده است، محروم مي‌گردد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          269

 

 

 

      104- فضيلت بودن تواضع علمي

      عنوان           فضيلت بودن تواضع علمي

      متن  حكيمي را گفتند: چه فضل است دانش تو را بر دانش كسي ديگر؟ گفت: آنكه همي دانم كه دانش من اندك است!

      منبع خردنامه

      صفحه          67

 

 

      105- محروميّت نادان از درك خوشي دانش

      عنوان           محروميّت نادان از درك خوشي دانش

      متن  شخصي از دانشمندي طلب حكمتي كوتاه و مفيد كرد، دانشمند گفت: نادان، خوشي دانش را درنيابد، همچنان‌كه سرما خورده از بوي گُل بهره نبرد.

      منبع كشكول

      نويسنده         شيخ بهائي

      مترجم/مصحح            عزيزالله كاسب

      ناشر            گلي

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1378

      نوبت چاپ     پنجم

      صفحه          646

 

 

      106- در ذم حرص

      عنوان           در ذم حرص

      متن  شخصي از حكيمي فاضل، پندي نغز خواست. حكيم گفت: چيزي كه بيفزايد و بكاهد، نور ماه است و چيزي كه نكاهد و بيفزايد، حرص است.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          165

 

 

 

      107- سفارش به سخن دلپذير گفتن و دل سخن‌پذير داشتن و تلاش و كوشش دائمي

      عنوان           سفارش به سخن دلپذير گفتن و دل سخن‌پذير داشتن و تلاش و كوشش دائمي

      متن  شخصي از حكيمي پندي عالمانه و حكيمانه طلب كرد، حكيم گفت: يا سخني داشته باش دلپذير يا دلي داشته باشد سخن‌پذير و بدان كه سعي ديروز، كفايت امروز نمي‌كند، بلكه هر روز را كوششي است كه در همين روز بايد انجام داد!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          168

 

 

 

      108- اهميت ياد خدا در دنيا و ديدار او در آخرت

      عنوان           اهميت ياد خدا در دنيا و ديدار او در آخرت

      متن  عارفي گفت:‌ خداوندا! اگر از دنيا مرا نصيبي است، به بيگانگان دادم و اگر در آ‌خرت مرا ذخيره‌اي است، به مؤمنان دادم. در دنيا مرا ياد تو و در آخرت مرا ديدار تو بس! دنيا و آخرت دو متاعند بهايي و ديدار تو نقدي است عطايي.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          171

 

 

 

      109- جهان آفرينش صحنه نظام احس

      عنوان           جهان آفرينش صحنه نظام احسن

      متن  شخصي از عالمي فرزانه، حكمتي سودمند طلب كرد، وي چنين گفت: بدان كه جهان آفرينش صحنه نظام احسن است؛ يعني نظم موجود عالم شايسته‌ترين نظمي است كه مي‌تواند بر جهان حكم‌فرما باشد، همه چيز براساس حساب است و هيچ امري برخلاف حق و عدالت و نيكي در آن وجود ندارد و بدي‌ها و خطاهاي موجود در جامعه انساني، از ناحيه خود انسان است.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          175

 

 

 

      110- راه عزيز و شريف شدن در دنيا و آخرت

      عنوان           راه عزيز و شريف شدن در دنيا و آخرت

      متن  شخصي از فرزانه‌اي خردمند خواست به او رهنموني سودمند دهد. خردمند گفت: هر كه خواهد عزيز و شريف دنيا و آخرت باشد، از كسي حاجت نخواهد، بد كسي نگويد و به كسي بد نكند!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          189 و 190

 

 

 

      111- خوش‌خويي و كظم غيظ و گناه‌گريزي نشانه بزرگواري انسان

      عنوان           خوش‌خويي و كظم غيظ و گناه‌گريزي نشانه بزرگواري انسان

      متن  بزرگي چنين گفته است: سه چيز از بزرگواري شخص حكايت مي‌كند:‌ خوش‌خويي، فرو بردن خشم و چشم از گناه بستن.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          205

 

 

      112- نتيجه احسان و جفا به دوست

      عنوان           نتيجه احسان و جفا به دوست

      متن  شخصي از حكيمي صاحب خرد خواست پندي سودمند به وي دهد، حكيم گفت: دوست به جفا دشمن گردد و دشمن به احسان و مروت، دوست شود. اگر قوت آن نداري كه دشمن را به احسان در دايره دوستان آوري، دوستان را با اعمال زشت دشمن مگردان! نادان‌ترين مردم كسي است كه دوست را به سبب رعايت نكردن حقوق دوستي از خود رنجيده و متنفر گرداند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          196 و 197

 

 

 

      113- پاسخ‌هاي بوذرجمهر به پرسش‌هاي انوشيروان

      عنوان           پاسخ‌هاي بوذرجمهر به پرسش‌هاي انوشيروان

      متن  «انوشيروان» از «بوذرجمهر» حكيم پرسيد: بهتر از زندگاني چيست و بدتر از مرگ كدام؟ حكيم گفت: بهتر از زندگاني، نيك‌نامي است و بدتر از مرگ، بدنامي. سپس پرسيد: از نعمت‌هاي دنيا چه چيز بهتر است؟ حكيم گفت: فرزند صالح؛ دولت حلال و زن نيك‌كردار.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          209 و 210

 

 

 

      114- اهميت صدقه و قناعت و تدبير و توكل از ديدگاه جالينوس

      عنوان           اهميت صدقه و قناعت و تدبير و توكل از ديدگاه جالينوس

      متن  گويند هنگامي كه «جالينوس» مُرد، در جيبش كاغذي يافتند كه در آن نوشته بود: آنچه به اقتصاد خوري، عايد تن شود؛ آنچه صدقه دهي، عايد روح شود و آنچه بگذاري، به دست دگران رسد. قناعت، سد راه فقر است. تدبير، اندك را بسيار كند. آدمي‌زاده چيزي سودمندتر از توكل به خدا ندارد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          217 و 218

 

 

 

 

      115- سفارش به نيكي بر پدرو مادر و ترك چشم حيراني و تبيين علل آن دو

      عنوان           سفارش به نيكي بر پدرو مادر و ترك چشم حيراني و تبيين علل آن دو

      متن  بزرگي در كلامي نغز و سودمند گفته است: به پدر و مادر خود نيكي كنيد تا فرزندانتان به شما نيكي كنند و از نگاه بد به نواميس ديگران چشم بپوشيد تا نواميس شما از تعرض اين و آن در امان بمانند!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          212

 

 

      116- حضور خداوند در همه‌جا

      عنوان           حضور خداوند در همه‌جا

      متن  شخصي نزد عارفي رفت و كاغذي زرين به او داد و گفت: اين كاغذ زرين را از من بستان! عارف گفت: من با خدا پيمان بسته‌ام كه جز او، از كسي چيزي نستانم. آن شخص گفت: ‌اينجا نه دِير است و نه كعبه و تو از كجا به خود اين بسته‌اي كه چنين گويي و از پيمانت با خدا سخن به ميان مي‌آوري؟ عارف گفت: اگر چشم حق‌بين داشتي، در كعبه و دير همه او مي‌ديدي و در پير و جوان آواز او مي‌شنيدي.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          140

 

 

      117- علل بدبختي ابليس

      عنوان           علل بدبختي ابليس

      متن  شخصي از صاحب‌دلي رهمنوني سودمند و ره‌گشا خواست، وي گفت: بدان كه ابليس به پنج علت بدبخت شد؛ به گناه خود اقرار نكرد؛ از كرده‌اش پشيمان نشد؛ خود را ملامت نكرد؛ تصميم به توبه نگرفت و از رحمت خدا نااميد شد. آدم نيز به پنج دليل سعادتمند شد؛ اقرار به گناه؛ پشيماني؛ سرزنش خود؛ تعجيل در توبه و اميد به رحمت حق.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          275

 

 

 

      118- سفارش بر آمادگي براي مرگ، دست برداشتن از دنيا و كسب رضايت خداوند

      عنوان           سفارش بر آمادگي براي مرگ، دست برداشتن از دنيا و كسب رضايت خداوند

      متن  حكيمي خردمند در پاسخ شخصي كه از او طلب پند و موعظه حكيمانه كرد، چنين گفت: از دنيا دست بردار، پيش از آنكه او از تو دست بردارد؛ براي مرگ آماده باش، پيش از آنكه او به تو رسد؛ خداي تعالي را از خود خشنود كن، پيش از آنكه به حضرت او برسي؛ هنگامي كه درهاي نعمت بر تو گشوده شد، ايمن مباش كه از جاده راست منحرف شوي و اگر درهاي رنج و بي‌نوايي بر تو گشوده گردد، چشم را روشن دار كه در طريق اوليا قدم نهي و هرچه از دوست رسيد، شاكر و راضي باش!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          242

 

 

 

      119- سفارش افلاطون بر ترك شرم از آموختن

      عنوان           سفارش افلاطون بر ترك شرم از آموختن

      متن  گويند شخصي از فيلسوف بزرگ، افلاطون اندرزي دلنشين و نغز طلب كرد، وي چنين پاسخ داد: «هرچند دانا باشي، خود را نادان شمار و آنچه نمي‌داني، از آموختنش شرم مدار!»

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          247

 

 

 

      120- خدا و اعضا و جوارح انسان شاهدان روز قيامت

      عنوان           خدا و اعضا و جوارح انسان شاهدان روز قيامت

      متن  شخصي از بزرگي توصيه‌اي سودمند خواست، چنين پاسخ شنيد: بدان كه در قيامت، افزون بر خداوند كه شاهد تمام اعمال ماست، شاهداني نيز بر اعمال ما گواهي مي‌دهند؛ دست و پا و ديگر اعضا و حتي پوست بدن ما و زميني كه بر آن زندگي مي‌كنيم همه شاهد و گواه اعمال ما هستند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          243

 

 

 

      121- سفارش به ترك غرور به زيبايي بر زيادي و عبادت و علم

      عنوان           سفارش به ترك غرور به زيبايي بر زيادي و عبادت و علم

      متن  لقمان را گفتند: ادب از كه آموختي؟ گفت: از بي‌ادبان؛ هرچه از ايشان در نظرم ناپسند آمد، از آن پرهيز كردم.

      منبع كليات سعدي (گلستان)

      نويسنده         سعدي

      مترجم/مصحح            محمدعلي فروغي

      ناشر            ايران

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1363

      نوبت چاپ     يازدهم

      صفحه          118

 

 

 

      122- احترام امام خميني(ره) بر استاد

      عنوان           احترام امام خميني(ره) بر استاد

      متن  نقل است امام خميني(ره) پس از بازگشت از پاريس به قم آمد و به زيارت اهل قبور در قبرستان شيخان رفت. ايشان قسمتي از عمامه‌اش را باز كرد و با آن غبار قبر استادش، «حاج ميرزا آقاي ملكي تبريزي» را پاك كرد، سپس براي ايشان قرآن و فاتحه خواند. اين نشانه احترام امام به استاد بزرگوارش است.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          28

 

 

      123- پاسخ سقراط به سؤال از علّت كم خوري

      عنوان           پاسخ سقراط به سؤال از علّت كم خوري

      متن  گويند سقراط حكيم بسيار كم مي‌خورد، چون علتش را پرسيدند، گفت: به‌درستي كه خوردن براي زنده بودن است و اما زنده بودن براي خوردن نيست (يعني به‌قدري كه حيات را محافظت مي‌كند بايد خورد).

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          135

 

 

      124- فضيلت و ره‌آورد نيّت خير

      عنوان           فضيلت و ره‌آورد نيّت خير

      متن  گويند شخصي در سفر، در ميانه راه به چاهي رسيد. كنار آن چاه اتراق كرد، ميخي از چوب ساخت، بر زمين كوفت و اسب خود را به آن ميخ بست و به غذا خوردن مشغول شد. آن‌گاه پس از فراغت از غذا، بر اسب خود سوار شد و به راه خود ادامه داد، ولي ميخ را از زمين درنياورد تا هر مسافري كه در كنار آن چاه اتراق مي‌كند، مركب خود را به آن ميخ ببندد و آسايش گيرد و اين عمل موجب ثواب باشد. مدتي گذشت. شخصي پياده، از نهايت گرسنگي و تشنگي بر كنار چاه مي‌رفت كه ناگاه پايش به‌ آن ميخ خورد و با سر بيفتاد؛ همان لحظه، آن ميخ را كند تا ديگري به آن بلا گرفتار نشود. اين دو اگرچه عملشان ضد يكديگر بود، ولي هر دو نيت خير داشتند. اولي نيت او نفع عام بود؛ دومي نيتش دفع ضرر بود و هر دو از درگاه خالق بي‌نياز، ثواب يكسان مي‌برند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          140

 

 

 

      125- كيفر ترجيح دنيا بر آخرت

      عنوان           كيفر ترجيح دنيا بر آخرت

      متن  از حكيمي پرسيدند: هر كه دنيا را بر آخرت ترجيح دهد، كيفرش چيست؟ گفت: سه در دنيا و سه در آخرت؛ در دنيا آرزوي بي‌پايان؛ حرص و آز شديد كه به هيچ چيز قانع نشود و نچشيدن شيريني ايمان در حال عبادت و در آخرت، هول روز قيامت؛ حساب سخت و حسرت دائمي.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          87

      126- حتمي بودن حسابرسي اعمال

      عنوان           حتمي بودن حسابرسي اعمال

      متن  شخصي از حكيمي انديشمند خواست او را اندرزي نغز و حكيمانه دهد. حكيم گفت: شب‌نشيني‌ها و اعمال و افعال غيرشرعي و ناپسند مي‌گذرد، ولي حساب و سؤال و عذاب آن به حال خود باقي است.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          180

 

 

      127- ناپايداري و دگرگوني روزگار

      عنوان           ناپايداري و دگرگوني روزگار

      متن  شخصي از بزرگي موعظه‌اي خواست، چنين پاسخ شنيد: دنيا سه روز است؛ ديروز كه ديگر برنگردد؛ امروز كه دوام ندارد و فردا كه حالش معلوم نيست و شايد به آن نرسي!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          92

 

 

 

      128- سبب شادابي بوذرجهمر در گرفتاري

      عنوان           سبب شادابي بوذرجهمر در گرفتاري

      متن  گويند «كسري» بر «بوذرجمهر» خشمگين شد، دستور داد به زنجيرش كشند و در اتاق تاريكي زنداني‌اش كنند. چند روزي گذشت. كسري كسي را نزد بوذرجمهر فرستاد. فرستاده، دل وي را آرام و فكرش را مطمئن يافت، پرسيد: اي بوذرجمهر! با اين سختي و گرفتاري چگونه حال خوشي داري؟! گفت:‌ معجوني از چند ماده تركيب كردم و به كار بستم. همان سبب خرمي و شادابي من شده است. فرستاده گفت: آنها را به ما هم بياموز تا در گرفتاري‌ها از آن سودمند شويم. بوذرجمهر پاسخ داد: اول اعتماد و توكل به خدا؛ دوم اعتقاد به اينكه مقدرات الهي حتمي است؛ سوم صبر كه بهترين داروي گرفتاري است؛ چهارم اگر صبر نكنم، چه كنم و پنجم، هر ساعت اميد فرج و گشايش دارم.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          93

 

 

 

      129- درجات علم و نتايج آنها

      عنوان           درجات علم و نتايج آنها

      متن  شخصي از حكيمي پندي درباره علم و دانش خواست، حكيم گفت: مساحت علم سه وجب است، هر كه وارد وجب اول شد، تكبر كند و هر كه به وجب دوم رسيد، فروتن شود و هر كه به آخرين مرحله رسيد، بداند كه هيچ نداند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          94

 

 

 

      130- تغيير روحيه اشخاص در سه مورد

      عنوان           تغيير روحيه اشخاص در سه مورد

      متن  شخصي از بزرگي سه اندرز حكيمانه طلب كرد و چنين پاسخ شنيد: بدان كه روحيه اشخاص در سه مورد تغيير مي‌كند: هنگام نزديكي و تقرب به پادشاهان؛ پس از ازدواج و وقت رسيدن به مال. اگر كسي در يكي از اين مراحل خود را نباخت و اخلاقش تغيير نكرد، قضاوتش صحيح و معامله‌اش درست خواهد بود.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          96

      131- سفارش بر رعايت حق خدا و روي گرداني از غير حقّ

      عنوان           سفارش بر رعايت حق خدا و روي گرداني از غير حقّ

      متن  شخصي از بزرگي پندي سودمند و راه‌گشا طلب كرد، چنين پاسخ شنيد: حق خداي تعالي را نگاه دار و تا حق تعالي تو را در حمايت خود نگاه دارد و در زمان راحت، خود را‌ آشناي او كن تا در وقت شدت و سختي تو را دست گيرد و چون تو را حاجتي روي دهد، روي نياز جز به درگاه او مكن و استعانت جز از وي مخواه و يقين دان كه اگر خلق عالَم در صدد آن شوند كه نفعي كه مقدر نباشد، به تو رسانند، هرگز نتوانند رسانيد و اگر خواهند ضرري كه قضا بر آن نرفته باشد، بر تو برسانند، هرگز ممكن نباشد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          102

 

 

 

      132- اندوهگين نشدن در برابر مشكلات ـ مغرور نشدن در بهره‌مندي از نعمت‌ها

      عنوان           اندوهگين نشدن در برابر مشكلات ـ مغرور نشدن در بهره‌مندي از نعمت‌ها

      متن  شخصي پندپذير، از حكيمي حكمتي خواست. حكيم گفت: عاقل بايد به اول بلا و شدتي كه به او رسد، اندوهگين نشود و به اول دولتي كه به او رو نمايد، شادي و نشاط نكند؛ زيرا نمي‌توان دانست كه دولتي در زير محنت پوشيده نباشد يا ضرري در ضمن شادي و مسرّت مندرج نباشد!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          105

 

 

      133- آداب وقت خواب

      عنوان           آداب وقت خواب

      متن  از عارف بزرگي پرسيدند: هنگام خواب چه چيز را رعايت كنيم؟ گفت: ده چيز: طهارت داشتن؛ صورت بر كف دست راست نهادن؛ سي و سه مرتبه «سبحان الله»، سي و سه مرتبه «الحمدلله» و سي و چهار مرتبه «الله اكبر» گفتن؛ صورت رو به قبله كردن؛ فاتحه الكتاب، آية الكرسي و آيه «شهدالله انّه لا اله الا هو» را تا آخر خواندن. پس هركس به آنها عمل كند، بهره خود را از شب گرفته است.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          115 و 116

 

 

 

      134- سفارش ترحّم به زيردستان

      عنوان           سفارش ترحّم به زيردستان

      متن  شخصي از حكيمي حكمتي خواست. حكيم گفت: اگر از آن كه فرمانده توست، انديشناكي، بر آن كس كه فرمان‌بر توست، رحم كن!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          114

 

 

 

      135- سفارش ارسطو بر ترك تكبر و سرزنش ديگران و قناعت و ترك دنيا

      عنوان           سفارش ارسطو بر ترك تكبر و سرزنش ديگران و قناعت و ترك دنيا

      متن  شخصي از «ارسطو»، فيلسوف بزرگ، رهنموني راه‌گشا خواست. وي چنين گفت‌: «هيچ فخر نيست، در آن چيز كه به زوال و نابودي موسوم است و هيچ غنا نيست، در آن چيز كه به عدم ثبات موصوف باشد. پس قناعت ورز تا مستغني و بي‌نياز گردي!» و افزود: «بر كاري كه نفس خود را به ارتكاب آن رخصت مي‌دهي، ديگري را عقوبت مكن و بر دنيا فريفته مشو و حريص مباش كه بقاي تو در آن اندك است!»

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          118

 

 

 

      136- چگونگي برخورد با نفس و با ساير مردم

      عنوان           چگونگي برخورد با نفس و با ساير مردم

      متن  شخصي از صاحب‌دلي پند و اندرز حكمت‌آميز طلب كرد و چنين پاسخ شنيد: از نفْس خويش برحذر باش و آن را اسير كن، از بيم آنكه مبادا او تو را اسير كند و با ديگران مكن، آنچه مي‌خواهي با تو نكنند!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          132 و 133

 

 

 

 

      137- اخلاق نيك بهترين نعمت خداوند

      عنوان           اخلاق نيك بهترين نعمت خداوند

      متن  از بزرگي پرسيدند: چه چيزي بهتر است كه خدا به بنده دهد؟ گفت: خُلق نيكو.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          119

 

 

 

      138- تكبر مايه تنهايي انسان

      عنوان           تكبر مايه تنهايي انسان

      متن  شخصي از خردمندي حكمتي پندآموز خواست، گفت: بدان كه هركه كبر پيش گيرد، او را از تنها بودن چاره نيست!

      منبع خردنامه

      صفحه          57

 

 

      139- اقسام فضل

      عنوان           اقسام فضل

      متن  از خردمندي پرسيدند: فضل چيست؟ گفت:‌ سه چيز؛ يكي فضل طبيعت و ديگر فضل ادب و ديگري فضل دانش.

      منبع خردنامه

      صفحه          61

 

 

      140- كتمان اسرار مايه كمي دشمن و بدخواه

      عنوان           كتمان اسرار مايه كمي دشمن و بدخواه

      متن  از بزرگي پرسيدند: چه كنيم تا ما را دشمن كمتر بُوَد؟ گفت: كسي را از كار و حال خويش آگاه مساز!

      منبع خردنامه

      صفحه          67

 

      141- توكل بر خدا ريشه و منشاء همه قدرت‌ها

      عنوان           توكل بر خدا ريشه و منشاء همه قدرت‌ها

      متن  از سخنوري پرسيدند: مايه همه قوّت‌ها چيست؟ گفت:‌ توكل بر خداي عزوجل.

      منبع خردنامه

      صفحه          73

 

 

      142- ستوده‌ترين خصلت‌ها از نگاه اسكندر

      عنوان           ستوده‌ترين خصلت‌ها از نگاه اسكندر

      متن  از اسكندر پرسيدند: از خصلت‌ها كدام ستوده‌تر؟ گفت: پيوستن به خداي عزوجل و نيكي كردن به پدر و مادر و پذيرفتن ادب و رحمت كردن بر خلق خداي عزوجل!

      منبع خردنامه

      صفحه          68

 

 

      143- عبادت خالصانه، دوري از ريا حقيقت رستگاري

      عنوان           عبادت خالصانه، دوري از ريا حقيقت رستگاري

      متن  از بزرگي پرسيدند: رستگاري چيست؟ گفت: طاعت و بندگي خدا را به ريا انجام ندهي.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          148

 

 

      144- چيستي حقيقت نيكي

      عنوان           چيستي حقيقت نيكي

      متن  از حكيمي پرسيدند: نيكي چيست؟ گفت: شناختن نيكي‌ها و دور بودن از بدي‌ها.

      منبع خردنامه

      صفحه          57

 

 

 

      145- حسود نداشتن انسان متواضع

      عنوان           حسود نداشتن انسان متواضع

      متن  خردمندي چنين گفته است: هيچ نعمتي نباشد كه آن را حاسدي نباشد مگر تواضع.

      منبع خردنامه

      صفحه          82

 

 

 

      146- بهترين شيوه تحصيل علم و نتيجه ترك عمل به علم

      عنوان           بهترين شيوه تحصيل علم و نتيجه ترك عمل به علم

      متن  مريدي از مرادش پند حكيمانه و سودمند طلب كرد، چنين پاسخ شنيد: بدان كه بدترين مردم در پيشگاه پروردگار عالم، دانشمندي است كه از دانش او بهره برده نمي‌شود. هركس دانش اندوزد كه نظر مردم را به‌سوي خويش جلب كند، بوي بهشت به او نرسد.(1) هرگاه از تو چيزي پرسيدند كه پاسخش را ندانستي، به ندانستن آن اعتراف كن تا از عقوبت آن برهي و به آنچه نمي‌داني، فتوا مده تا از عذاب خدا در روز رستاخيز رهايي يابي! روز قيامت گروهي از اهل بهشت از اهل دوزخ مي‌پرسند: چرا شما در آتش افتاده‌ايد؟ درحالي‌كه ما به بركت تعليم و تربيت شما به بهشت رسيده‌ايم؟ آنها مي‌گويند: ما ديگران را به اعمال شايسته دستور مي‌داديم، ولي خود از به كار بستن آن فروگذاري مي‌كرديم.

      پاورقي         1. اشاره به حديث رسول خدا(ص): «مَنْ طَلَبَ عِلْماً لِيَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النّاسِ اِلَيْهِ لَمْ يَجِدْريحَ الْجَنَّةِ؛ هر كه در پي دانش باشد تا مردم به او روي كنند، بوي بهشت به مشامش نخواهد رسيد.» (ابونصر طبرسي، مكارم الاخلاق، ترجمه: علاء آل جعفر، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1414 هـ.ق، چ 1، ج 2، ص 364).

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          273

 

 

 

      147- دعا براي ديگران نشانه و صفت جوانمردان

      عنوان           دعا براي ديگران نشانه و صفت جوانمردان

      متن  پهلواني جوانمرد در كنار كعبه طواف مي‌كرد. گناه‌كاري را ديد كه مي‌گريست و طلب آمرزش مي‌كرد. پهلوان رو به درگاه ايزد متعال كرد و گفت: خداوندا! يا به اين بنده گنه‌كارت عنايتي كن و او را ببخش يا گناهش را به گردن من بگذار كه اگر چنين نكني، اين مرد بيچاره از درد و اندوه خواهد مرد و با كوله‌باري از گناه به گور خواهد رفت.

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          33

 

 

 

      148- سرزنش بدگماني و سوءظن

      عنوان           سرزنش بدگماني و سوءظن

      متن  آورده‌اند «اسكندر مقدوني» به پادشاه هند نوشت: گمان مي‌برم كه تو از اشرار و ستيزه‌جويان هستي. پادشاه هند در پاسخ اسكندر نوشت: شخص بدكردار، به مردم جز گمان بد نمي‌برد؛ زيرا آنها را به سرشت خود مي‌بيند و همه را به عيبي كه خود دارد، مي‌خواند. (همه را با حال خود قياس مي‌كند).

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          29

 

 

 

      149- چيستي حقيقت و راه دستيابي به آن

      عنوان           چيستي حقيقت و راه دستيابي به آن

      متن  گويند وقتي اسكندر به جست‌وجوي آب حيات راهي ظلمات شد، به همراه لشكر خود به جايي رسيد كه تا چشم كار مي‌كرد، پر از سنگريزه بود. اسكندر به سپاهيان خود گفت: اكنون كه در اين تاريكي راه خود را گم كرده‌ايد، بهتر است مقداري از اين سنگريزه‌ها با خود برداريد كه بي‌شك، اينها گوهر است و اگر آنها را برنداريد بعداً پشيمان خواهيد شد و افسوس خواهيد خورد. كساني كه به سخنان اسكندر شك داشتند، سخن او را بيهوده پنداشتند و باور نكردند كه آن همه سنگريزه، زر و گوهر باشد. در مقابل، كساني كه به اسكندر و سخنان او ايمان داشتند، در حد توان خود از آن سنگريزه‌ها برداشتند. آن‌گاه وقتي از سرزمين ظلمات بيرون آمدند، همه چيز روشن شد و نور خورشيد بر گوهرها تابيد و برق طلاها چشم سپاهيان را خيره كرد. به اين ترتيب، همه دريافتند كه فرصت خوبي را از دست داده و زيان بزرگي ديده‌اند. يكي حسرت مي‌خورد كه چرا به سخن اسكندر توجه نكرده و ديگري افسوس مي‌خورد كه اي كاش بيشتر از آن گوهرها برمي‌داشت. عده‌اي نيز خود را سرزنش مي‌كردند كه چرا فريب شيطان را خورده و حتي براي امتحان، مقداري از آن سنگريزه‌ها را برنداشته‌اند. حقيقت نيز مانند گوهري در دل تاريكي پنهان است و تنها كسي بدان مي‌رسد كه دلي روشن و قلبي باايمان داشته باشد.

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          35 و 36

 

 

 

      150- زياده‌خواهي سبب شكست و گرفتاري

      عنوان           زياده‌خواهي سبب شكست و گرفتاري

      متن  پرنده‌اي در كنار آبگيري آشيانه داشت و هر روز از كرم‌ها و حشرات كوچك تغذيه مي‌كرد و به همين غذاي اندك قانع بود. روزي بازي را ديد كه كبوتري را شكار و پس از خوردن اندكي از آن، بقيه‌اش را رها كرد و از آنجا دور شد. پرنده وقتي اين ماجرا را ديد، طمع كرد و با خود گفت: جثّه من از اين باز بزرگ‌تر است، پس چرا من مانند او شكار نكنم؟ من تمام همت خود را صرف به دست آوردن كرمي كوچك مي‌كنم، آن وقت اين پرنده، كبوتري به آن بزرگي را صيد مي‌كند. واقعاً مايه شرمندگي است! من هم بايد از اين پس پرندگان ديگر را شكار كنم و از باقي‌مانده آن به ديگران هم بدهم. ازاين‌رو، به پرواز در آسمان پرداخت تا كبوتري را ديد. آن‌گاه مانند باز به سوي او پريد، ولي از بخت بد با سر به زمين سقوط كرد و در گل‌ولاي فرو رفت. مردي رهگذر او را برداشت و شادمان به سوي خانه‌اش حركت كرد. در راه شخصي از مرد رهگذر پرسيد: اين ديگر چه پرنده‌اي است كه گرفته‌اي؟ مرد گفت: اين پرنده‌اي است كه پا از گليم خود درازتر كرد و مي‌خواست مثل باز باشد، ولي اكنون به پاي خود صيد من شده است.

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          32 و 33

 

 

 

      151- مال‌اندوزي مايه هلاكت آدمي

      عنوان           مال‌اندوزي مايه هلاكت آدمي

      متن  گويند يكي از كارگزاران «عمر بن عبدالعزيز»، هشتمين خليفه اموي، به جمع‌آوري مال دنيا بسيار حريص بود. خليفه به او نوشت: مانند چارپايي مباش كه تنها مي‌چرد و به دنبال فربهي(*) خويش است، درحالي‌كه نمي‌داند هلاك او در فربهي اوست!

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          37

 

 

 

      152- سرزنش عارفي بر نفرين كننده گناهكار

      عنوان           سرزنش عارفي بر نفرين كننده گناهكار

      متن  شخصي از جايي مي‌گذشت. مردي گناه‌كار را ديد كه معصيت خدا مي‌كرد. دست به دعا برداشت و گفت: خدايا! اين مرد گناه‌كار را گرفتار و به بدترين عذاب عقوبتش كن تا ديگر از فرمانت سرپيچي نكند. عارفي اين سخن مرد را شنيد و خطاب به او گفت: اي مغرور فريب‌كار! گرفتاري و بدبختي از اين بدتر كه اين مرد اكنون در بدترين گناه افتاده و خدا از او ناخشنود است؟! اين بيچاره در درياي گناه غرق است و با اين حال تو بر سرش سنگ مي‌زني و آرزوي نابودي‌اش را داري؟ اگر مي‌تواني دستش را بگير و از اين گرداب نجاتش بده وگرنه دست از سرش بردار و بگذار به حال خودش باشد!

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          35

 

 

 

      153- آثار سيري و گرسنگي

      عنوان           آثار سيري و گرسنگي

      متن  گويند حكيمي به پسر خود گفت: شايسته است كه هر بامداد از خانه بيرون نروي مگر اينكه غذايي خورده باشي؛ زيرا سيري موجب حلم و بردباري است و گرسنگي، مايه خشك مغزي و سستي و بي‌حالي.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          54

 

 

      154- نيكي در برابر بدي نشانه بزرگي

      عنوان           نيكي در برابر بدي نشانه بزرگي

      متن  نقل است شخصي، بزرگي را دشنام داد. وي گفت: به مكافات اين، با تو پنج كار كنم: اول جواب دشنامت را ندهم؛ دوم در دل خودم از تو كينه نگيرم؛ سوم بر تو در سلام پيشي گيرم؛ چهارم در نمازم تو را دعا كنم و پنجم آنكه اگر خدا مرا به بهشت ببرد، بي‌تو نروم.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          167

 

 

 

      155- ويژگي دوست واقعي

      عنوان           ويژگي دوست واقعي

      متن  از حكيمي در باب دوست حقيقي پرسيدند، چنين گفت: دوست آن است كه در هوا و هوس، تو را مخالفت و در پيروي عقل، تو را موافقت كند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          170

 

 

 

      156- نصيحت لقمان به فرزندش درباره ذخيره دنيا و آخرت و جرئت بر معصيت

      عنوان           نصيحت لقمان به فرزندش درباره ذخيره دنيا و آخرت و جرئت بر معصيت

      متن  گويند پسر لقمان حكيم از او طلب موعظه كرد. لقمان چنين گفت: اول آنكه ذخيره تو از براي دنيا به قدر سكونت تو باشد در دنيا؛ دوم آنكه ذخيره تو از براي‌ آخرت، به قدر ماندن تو باشد در آخرت و سوم آنكه جرئت تو بر معصيت خدا، به قدر طاقت تو باشد در برابر عذاب خدا.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          172

 

 

 

      157- ويژگيهاي انسان جوانمرد

      عنوان           ويژگيهاي انسان جوانمرد

      متن  از حكيمي پرسيدند: جوانمرد كيست؟ گفت: آن است كه كسي را نرنجاند و از كسي نرنجد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          177

 

 

 

      158- در توصيف خلاصه علم

      عنوان           در توصيف خلاصه علم

      متن  شخصي از دانشمندي پرسيد: خلاصه علم چيست؟ دانشمند گفت: اول آنكه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگويم؛ دوم آنكه تا حلال منتهي نشود، دست به حرام دراز نكنم؛ سوم آنكه تا از تفتيش نفس خود فارغ نشدم، به جست‌وجوي عيب مردم نپردازم و چهارم آنكه تا خزانه رزق خداوند به آخر نرسد، به در هيچ مخلوق رو نياورم!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          237 و 238

 

 

      159- پاسخ عالم به خليفه در تعيين حدود بَسْت

      عنوان           پاسخ عالم به خليفه در تعيين حدود بَسْت

      متن  در دوره حكومت يكي از خلفا، هركس در پايتخت ستمي مي‌ديد، خود را به در خانه عالم و بزرگي مي‌رساند و بست مي‌نشست (تا از مصونيت مرسوم آن زمان استفاده كند.) يكي از دانشمندان بيشتر نقاط شهر را بست خود اعلام كرده بود. خليفه به او پيام داد از تو خواهش مي‌كنم حدود بستِ خود را تعيين كن تا ما تكليفمان را بدانيم! عالم در جواب نوشت: «... الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا؛ مشرق و مغرب و آنچه ميان آن دوست». (شعراء: 28)

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          63 و 64

 

 

 

      160- برخورد ظريفي با بخيل

      عنوان           برخورد ظريفي با بخيل

      متن  ظريفي به در خانه خواجه‌اي بخيل آمد و چشم بر شكاف در گذاشت و ديد خواجه طبقي انجير در پيش دارد و به رغبت تمام مي‌خورد. ظريف در زد. خواجه با شنيدن صداي در، طبق انجير را زير دستار پنهان كرد، سپس برخاست تا در را باز كند. ظريف اين كار خواجه را ديد. خواجه در را باز كرد و پرسيد: كه هستي و چه هنري داري؟ ظريف گفت: ‌قاري و حافظ قرآنم و قرآن را به ده روايت مي‌خوانم، البته صداي خوشي نيز دارم! خواجه گفت: برايم مقداري قرآن بخوان و ظريف شروع به خواندن اين آيات كرد: «... وَالزَّيْتُونِ وَطُورِ سِينِينَ وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ؛ قسم به انجير و زيتون و قسم به كوه سينا و قسم به اين شهر امن و امان.» (تين: 1ـ 3) خواجه با تعجب پرسيد: «والتّين ...؛ قسم به انجير.» پس انجير كجا رفت؟! ظريف گفت:‌ زير دستار.

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          62

 

 

 

      161- سفارش رجايي به الگو بودن انسان

      عنوان           سفارش رجايي به الگو بودن انسان

      متن  رئيس‌جمهور شهيد، «محمدعلي رجايي»، در قسمتي از زندگي‌نامه‌اش مي‌گويد: «يك چيزي كه من هميشه در زندان انفرادي با خود مي‌گفتم، اين بود كه فلاني! همه‌اش كه نبايد ديگران سرنوشت باشند و تو سرنوشت آنها را بخواني. حالا يك‌بار هم تو سرنوشت درست كن و بگذار ديگران بخوانند».

      گوينده          محمدعلي رجايي

      گوينده          محمدعلي رجايي

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          87

 

 

 

      162- پاسخ مرد نكته سنج به مأمون درباره يكي از كارگزاران او

      عنوان           پاسخ مرد نكته سنج به مأمون درباره يكي از كارگزاران او

      متن  آورده‌اند كه گروهي از دهقانان به مأمون از دست يكي از كارگزارانش شكايت كردند. مأمون گفت:‌ در ميان كارگزاران من هيچ‌كس مانند او به‌درستي و عدالت وجود ندارد. از سر تا قدم، هر عضو او پر از عدل و انصاف است. مردي نكته‌سنج و ظريف از ميان آن جمع گفت: اي خليفه! اكنون كه چنين است، هر عضو او را به ولايتي فرست (يعني قطعه قطعه كن) تا همه قلمرو تو را عدل فرابگيرد و مردم در رفاه و آسايش زندگي كنند!

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          101

 

      163- سفارش بر رسيدگي به محرومان در روز و شب‌زنده‌داري در شب‌ها

      عنوان           سفارش بر رسيدگي به محرومان در روز و شب‌زنده‌داري در شب‌ها

      متن  شخصي به دانشمندي گفت: مرا پندي بده و موعظه‌اي بگو تا به سبب‌ آن رضاي خلق و خالق را به دست آورم. دانشمند گفت: در روز به گدايان برس تا مردم از تو راضي باشند و در هنگام شب به گدايي بپرداز [و به درگاه خدا اظهار نياز كن] تا خدا از تو راضي باشد.

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          73

 

 

 

      164- معرفي قدرشناسان جواني و صحت و نعمت

      عنوان           معرفي قدرشناسان جواني و صحت و نعمت

      متن  شخصي از حكيمي پندي خواست، وي گفت: قدر سه چيز را سه گروه مي‌دانند: قدر جواني، پيران، قدر صحت، بيماران و قدر نعمت، محتاجان.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          169

 

 

      165- سفارش به پرهيز از خودستايي

      عنوان           سفارش به پرهيز از خودستايي

      متن  از بوذرجمهر پرسيدند: آن چيست كه هرچند راست باشد، نبايد گفت؛ زيرا گفتنش زشت است؟ وي پاسخ داد: ستودن خويش.

      گوينده          بوذرجمهر

      گوينده          بوذرجمهر

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          182

 

 

 

 

      166- پاسخ ظريف دزد مُشك

      عنوان           پاسخ ظريف دزد مُشك

      متن  دزدي، ظرف كوچك مُشكي دزديد. به او گفتند: خداوند مي‌فرمايد: «... وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ...؛ و هر كسي خيانت ورزد، روز رستاخيز آنچه را در‌ آن خيانت كرده، با خود [به محشر مي‌آورد].»‌‌ (آل عمران: 161) دزد گفت: بنابراين، من ظرف مشك را با خود مي‌برم؛ چون هم بوي خوش دارد و هم سبك است.

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          88

 

 

      167- سستي در پرداخت زكات

      عنوان           سستي در پرداخت زكات

      متن  گويند مؤذني تكبير گفت و مردم با شتاب به مسجد روي نهادند، به گونه‌اي كه براي ايستادن در صف اول نماز از هم سبقت مي‌گرفتند. ظريفي كه حاضر بود، با ديدن اين اشتياق مردم گفت: اگر مؤذن به جاي «حَيَّ عَلَي الصلاة»، «حيَّ عَلَي الزّكاة» مي‌گفت، [برخي از] مردم در فرار از مسجد بر همديگر سبقت مي‌گرفتند.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          31

      168- دروغ بودن مدح شاهان

      عنوان           دروغ بودن مدح شاهان

      متن  گويند دو ظريف و نكته‌گو در مجلس پادشاهي در كنار هم نشسته بودند. پادشاه به آنها گفت:‌ باز هم نشسته‌ايد و با يكديگر چه دروغي سر هم مي‌كنيد! گفتند: مدح پادشاه را مي‌گوييم!

      منبع گنجينه لطايف

      نويسنده         علي‌اكبر احمدي داراني و مرتضي رشيدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          104

 

 

 

      169- جواب بيدار گرانه تلخك به سلطان درباره ويژگي بچه‌هاي ستمگران

      عنوان           جواب بيدار گرانه تلخك به سلطان درباره ويژگي بچه‌هاي ستمگران

      متن  نقل است خداوند به تلخك فرزندي داد. سلطان از او پرسيد: فرزندت پسر است يا دختر؟ گفت: مگر از فقيران جز پسر يا دختر به دنيا مي‌آيد؟‌ سلطان گفت:‌ اي مردك! مگر از شاهان جز پسر و دختر چيز ديگري به دنيا مي‌آيد؟ تلخك گفت: ‌آري، ظالمي،‌ بدكرداري، خانه‌براندازي!

      منبع گنجينه لطايف

      نويسنده         علي‌اكبر احمدي داراني و مرتضي رشيدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          104

 

 

 

      170- پي‌آمدهاي ناگوار حسد

      عنوان           پي‌آمدهاي ناگوار حسد

      متن  شخصي از حكيمي درباره پيامدهاي ناگوار حسد پرسيد. حكيم گفت: حسود هميشه در رنج است و با پروردگار خويش ستيزه‌سنج. هرچه خداوند به ديگران مي‌دهد، حسود نمي‌پسندد و هرچه را نصيب او نيست، به آن دل مي‌بندد.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          46

 

 

 

      171- سختي درمان تكبّر

      عنوان           سختي درمان تكبّر

      متن  شخصي از عارفي درباره نكوهش تكبر پندي سودمند خواست، عارف گفت: كوهي را با نوك سوزن از جاي كندن، آسان‌تر از زنگ و تيرگي تكبر از دل پاك كردن است.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          32

 

 

 

      172- چگونگي خودخواهي افراد شكم‌باره

      عنوان           چگونگي خودخواهي افراد شكم‌باره

      متن  از كسي پرسيدند: كدام‌يك از يارانت را بيشتر دوست داري؟ گفت:‌ دوستي غذا جايي براي دوستي شخص ديگر نگذاشته است.

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          126

 

 

      173- نشانه حرص و طمع در غذا خوردن

      عنوان           نشانه حرص و طمع در غذا خوردن

      متن  از ظريفي پرسيدند: نشانه حرص و طمع در غذا خوردن چيست؟ گفت:‌ اين است كه لقمه‌اي در دهان بگذاري و بجوي و لقمه ديگر را آماده سازي و چشمت در پي لقمه‌اي ديگر باشد.

      منبع گنجينه لطايف

      صفحه          125

 

 

 

      174- دليل ردّ هديه پادشاه توسط درويش

      عنوان           دليل ردّ هديه پادشاه توسط درويش

      متن  پادشاهي عاقبت‌انديش تصميم گرفت با درويشان همنشين شود و دل آنها را از خود راضي كند. ازاين‌‌رو، مدتي خود را مريد يكي از پيران درويش كرد و تحفه‌هاي بسياري براي او برد، ولي وي هيچ‌كدام را نپذيرفت. روزي پادشاه به تنهايي به شكار رفت و به كمك باز شكاري خود چند مرغابي صيد كرد. آن‌گاه آنها را نزد درويش برد، ولي وي باز هم نپذيرفت. شاه گفت:‌ اي پير! اين صيدها را از راه حلال به دست آورده‌ام و هيچ حقي از مردم در آن نيست. پير خنديد و گفت: آري، درست است، ولي باز شكاري تو جوجه‌هاي خانه بيوه‌زنان را خورده تا چالاك شده و اسبي كه تو بر آن سواري، از دست‌رنج مردمِ ستمديده و زحمت‌كش به اين چابكي رسيده است. همچنين، چيزي كه موجب مي‌شود اين باز شكاري به پرواز درآيد، زور ستمكاري توست و او به اختيار خود اين پرنده‌ها را شكار نكرده است. چشمه‌اي كه از دل سنگ مي‌جوشد، پاك است، ولي تا مقصد، بسيار گل‌آلود مي‌شود.

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          100

 

 

      175- لذّت عبادت از نگاه آية الله بهجت(ره)

      عنوان           لذّت عبادت از نگاه آية الله بهجت(ره)

      متن  نقل است «آيت‌الله بهجت»، شبي پس از نماز فرمود: «اگر سلاطين عالم مي‌دانستند انسان ممكن است در حال عبادت چه لذت‌هايي ببرد، هيچ‌گاه دنبال وسايل مادي نمي‌رفتند».

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          118

 

 

 

      176- اهميت مطالعه و تحقيق از نگاه موريس مترلينگ

      عنوان           اهميت مطالعه و تحقيق از نگاه موريس مترلينگ

      متن  شخصي از «موريس مترلينگ» (نويسنده بلژيكي) پندي حكيمانه درخواست كرد، وي چنين گفت: آدم تنها اگر در بهشت هم باشد، به او خوش نمي‌گذرد، ولي كسي كه به كتاب يا تحقيق علاقه‌مند است، هنگامي كه به مطالعه يا تحقيق مي‌پردازد، دوزخ تنهايي براي او بهترين بهشت‌هاست.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          88

      177- سفارش شيخ محمد تقي بهلول به نماز شب و ترك دروغ

      عنوان           سفارش شيخ محمد تقي بهلول به نماز شب و ترك دروغ

      متن  شخصي از عالم مجاهد، «شيخ محمدتقي بهلول» كه از او به‌عنوان بهلول قرن چهاردهم و اعجوبه عصر ياد كرده‌اند، پندي خواست. وي چنين گفت: من در تمام عمر عملي را ترك نكرده‌ام و هرگز انجام نداده‌ام و عملي را هرگز ترك نكرده‌ام و در هر شرايطي آن را به جا‌ آورده‌ام و از اين دو كار هم بركات زيادي ديده‌ام و آن را به همه شما سفارش مي‌كنم، كاري را كه ترك كرده‌ام، دروغ است و كاري را كه ترك نكرده‌ام، نماز شب است.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          94

 

 

 

      178- واقعه آخرين لحظات حيات آية الله آقا حسين قمي(ره)

      عنوان           واقعه آخرين لحظات حيات آية الله آقا حسين قمي(ره)

      متن  نقل است آيت‌الله حاج آقا حسين قمي، در ساعات پاياني عمر گاه بي‌هوش مي‌شد، براي بار آخر كه به هوش آمد، با اصرار از نزديكان خود خواست او را بنشانند. آن‌گاه به در اتاق بيمارستان نگريست، دستش را بر سينه گذاشت و با تواضع و وقار گفت:‌ «السلام عليك يا اميرالمؤمنين!» و جان به جانان تسليم كرد.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          95

 

 

 

      179- بهاي بهشت محبت الهي

      عنوان           بهاي بهشت محبت الهي

      متن  از حكيمي پرسيدند: بهاي بهشت چيست؟ گفت: بهاي بهشت عنصري است دروني كه در وجود هر انساني مي‌تواند موجود باشد و آن عنصر حياتي، «محبت خداوند» است و در مقدار اين اكسير اعظم، جاي هيچ دغل‌كاري نيست؛ چون نمي‌توان خداوند را با محبت ظاهري فريب داد، بلكه او عالِم است كه درون هر كس چه مقدار نور الهي روشن است و پرتوافشاني مي‌كند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          158

 

 

 

      180- ايمني زائر حرم الهي از آتش دوزخ و دوري پروردگار

      عنوان           ايمني زائر حرم الهي از آتش دوزخ و دوري پروردگار

      متن  پيري گويد: شبي از شب‌ها در طواف كعبه بودم، در راز و نياز با خداوند، پرسيدم: خدايا! فرمودي هر كس داخل حرم من ‌شود، ايمن است، پروردگارا! زائر حرم تو از چه چيز در امان خواهد بود؟ هاتفي آواز داد: وي را از آتش دوزخ ايمن گردانيدم و دلش را نيز از آتش دوري خود در امان داريم.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          161

 

 

 

      181- لقمان حكيم

      عنوان           لقمان حكيم

      متن  لقمان حكيم مردي سياه‌پوست بود. روزي كسي او را ديد، گمان كرد او برده است. او را برد و دستور داد كه گِل درست كند، خشت بسازد و براي او خانه‌اي بنا كند. لقمان مشغول شد و چيزي نگفت. پس از مدتي مرد متوجه شد كه اين سياه‌پوست لقمان حكيم است، به پاي او افتاد و از وي پوزش خواست.

      منبع شيرين‌تر از قند

      صفحه          87

 

 

      182- قانون پذيري امام خميني(ره)

      عنوان           قانون پذيري امام خميني(ره)

      متن  نقل است زماني كه امام خميني(ره)‌ در پاريس و در محله نوفل لوشاتو بودند، همراهان امام گوسفندي ذبح كردند. براساس قانون كشور فرانسه، ذبح حيوانات در خارج از كشتارگاه ممنوع است. وقتي امام خميني(ره)‌ از اين قانون باخبر شد،‌ فرمود: «من از گوشت اين گوسفند نمي‌خورم».

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          88

 

 

 

      183- نصيحت فرزند به پدر در بندگي غير حقّ

      عنوان           نصيحت فرزند به پدر در بندگي غير حقّ

      متن  گويند مردي پيش پادشاه رفت، وقتي پادشاه را ديد، تعظيم كرد، خم شد و به احترام پادشاه، خاك پاي او را بوسيد. پسر مرد اين ماجرا را ديد، رو به پدر كرد و گفت: اي پدر! مگر شما نگفتيد قبله به طرف حجاز است؟ پس چرا امروز پشت به قبله نماز خواندي؟ پدر از رفتار خود و پرسش پسر بسيار شرمسار شد.

      منبع شيرين‌‌تر از قند

      صفحه          94

 

 

 

      184- برتري رضايت خداوند از عافيت

      عنوان           برتري رضايت خداوند از عافيت

      متن  از بزرگي پرسيدند: چه چيزي از عافيت بهتر است؟ گفت: خشنودي خداي تعالي!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          241

 

 

 

      185- در معناي زهد و كيستي زاهد مطلق

      عنوان           در معناي زهد و كيستي زاهد مطلق

      متن  از عارفي پرسيدند: «زهد» چيست؟ گفت: چشم پوشيدن از كالاي دنيا براي به دست آوردن نعمت آخرت است. انسان زماني كه در مي‌يابد نعمت دنيا زوال‌پذير و فاني‌شدني است، نعمت زودگذر را رها مي‌كند تا به نعمت باقي و جاوداني دست يابد. دنيا در چشم او كوچك و آخرت، بزرگ مي‌شود. در واقع، زاهد مطلق كسي است كه همه لذت‌هاي دنيا را با لذت آخرت عوض مي‌كند و اين در حقيقت داد و ستدي است كه در اين معامله، سود بسيار است؛ چنانكه خداوند مي‌فرمايد: إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ... فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ. (توبه: 111) خداوند جان‌ها و مال‌هاي اهل ايمان را از ايشان به بهاي بهشت خريداي كرد ... پس شاد باشيد به اين خريد و فروشي كه شما داد و ستد كرديد و آن،‌ پيروزي بزرگي است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          168

 

 

 

 

      186- برخورد عارف با نادان دشنام گو

      عنوان           برخورد عارف با نادان دشنام گو

      متن  گويند عارفي نشسته بود كه ناداني نزد او‌ آمد و شروع به ناسزاگويي كرد. عارف تنها او را نگاه مي‌كرد. نادان پس از دشنام بسيار سكوت اختيار كرد. در اين لحظه، عارف سرش را بلند كرد و گفت: بار خدايا! ‌اين همه كه اين جوان‌مرد گفت، اگر در من هست، از من درگذر سپس به نماز ايستاد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          80 و 81

 

 

 

      187- ترس از خدا وسيله گشوده شدن درهاي حكمت

      عنوان           ترس از خدا وسيله گشوده شدن درهاي حكمت

      متن  از عارفي پرسيدند: به سبب كدام صفت اخلاقي درهاي حكمت به روي آدمي گشوده مي‌شود؟ پاسخ گفت: ترس از خدا.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          164

 

 

 

      188- پاسخ بزرگمهر به زن پرسشگر

      عنوان           پاسخ بزرگمهر به زن پرسشگر

      متن  زني پيش بزرگمهر آمد و از او مسئله‌اي پرسيد، گفت: نمي‌دانم. زن گفت: از پادشاه اين همه پول و انعام مي‌گيري و جواب مسئله مرا نمي‌داني؟ بوذرجمهر جواب داد: پادشاه آنچه به من مي‌دهد، در مقابل آن چيزي است كه من مي‌دانم. اگر در مقابل آنچه نمي‌دانم، به من چيزي مي‌داد، خزائن پادشاه وفا نمي‌كرد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          267

 

 

 

      189- آيه سجده‌دار خواندن علامه حلّي در خردسالي

      عنوان           آيه سجده‌دار خواندن علامه حلّي در خردسالي

      متن  «علامه حلّي» در طفوليت نزد دايي خود، «محقق حلي» درس مي‌خواند و گاهي مي‌گريخت. محقق دنبال او مي‌افتاد كه او را بگيرد، وقتي به او نزديك مي‌شد، علامه آيه سجده‌دار تلاوت مي‌كرد و محقق به سجده مي‌رفت. علامه فرصت را غنيمت مي‌شمرد و مي‌گريخت.(1)

      پاورقي         1. چون به سن تكليف نرسيده بود، سجده بر او واجب نبود.

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          48

 

 

 

      190- پندهاي حكيمي درباره دوست و سخن‌چيني و مشورت كردن

      عنوان           پندهاي حكيمي درباره دوست و سخن‌چيني و مشورت كردن

      متن  شخصي از انديشمندي پندي سودمند و حكيمانه خواست. او گفت: نخست آنكه به اندك دل‌خوري، از دوستان دوري نكن و درصدد آزار آنها مباش. دوم، زماني كه دوست،‌ دشمن شد، با او چنان نيكي كن كه دوباره دوست شود. سوم، با مردم دانا مشورت كن تا از پشيماني ايمن شوي و به مقصودت برسي. چهارم، هرگز به سخن‌چين اعتماد نكن؛ ‌زيرا دچار مشكل بزرگ خواهي شد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          50

 

 

 

      191- چيستي لوازم ناداني

      عنوان           چيستي لوازم ناداني

      متن  از بطلميوس پرسيدند لوازم ناداني چيست؟ گفت: نخست، خود را بي‌عيب دانستن و اين، نهايت جهل است؛ زيرا دانا مي‌داند كمال از آنِ خداست و عصمت از آنِ انبيا و باقي آدميان از عيب خالي نيستند. دوم، ميان سود و زيان خود تفاوت نگذارد. سوم، بر نيرو و دانش خود اعتماد كند.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          26

 

 

 

      192- ويژگي‌هاي اهل دانش

      عنوان           ويژگي‌هاي اهل دانش

      متن  از بزرگي پرسيدند: ويژگي اهل دانش كدام است؟ پاسخ گفت: نخست، سخن را در وقتي كه فايده ندارد، نگويد و چون دانست كه سخنش سود خواهد داشت، بگويد. دوم، به تدبير خود اعتماد نكند و تا اندازه‌اي كه مي‌تواند از دانشمندان كمك بخواهد و با ايشان مشورت كند. سوم، در برابر نيكي دوستان نيكي كند و اگر مي‌تواند در برابر بدي دوستان هم نيكي كند؛ زيرا اين رفتار مانند رفتار پيامبران است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          21 و 22

 

 

 

 

      193- راه درست استفاده از عمر

      عنوان           راه درست استفاده از عمر

      متن  از دانايي درباره استفاده درست و مفيد از عمر پرسيدند. گفت: لازم است كه هر چه از دست آدمي رفت، بر آن حسرت نخورد و هر چه در دست دارد، دل در آن نبندد و درباره هر چه نيامده است، انديشه‌هاي مختلف به خود راه ندهد تا عمر عزيز كه سرمايه دنيا و آخرت است، تباه نشود.

      پاورقي         1. تميمي آمدي، غررالحكم و دررالكلم، ترجمه: جلال الدين محدث، تهران، دانشگاه تهران، 1360، چ 3، ح 10434. 2. نهج‌البلاغه سيد رضي، ترجمه: كاظم محمدي و محمد دشتي، قم، انتشارات امام علي(ع)، 1396 هـ .ق، چ 2، حكمت 267.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          33

 

 

 

      194- دليل بي‌فايده بودن پند جاهل

      عنوان           دليل بي‌فايده بودن پند جاهل

      متن  از موبدي (روحاني زرتشتي) ‌پرسيدند: چرا پند دادن جاهل سودي ندارد؟ گفت: زيرا كه گفته‌اند آن‌كه جاهل را پند دهد، چنان است كه مست را در حالتِ مستي نصيحت كند.

      پيامها           پند و اندرز دادن نادانان، بي‌نتيجه است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          27

 

 

 

      195- پندهاي حكيمي به پادشاهي در عدالت‌ورزي و احسان و نيكي

      عنوان           پندهاي حكيمي به پادشاهي در عدالت‌ورزي و احسان و نيكي

      متن  گويند حاكمي درباره پادشاهي، از حكيمي پندي سودمند خواست. او گفت: بدانكه پادشاهي، اصلي بزرگ است و در حقيقت، حكومت خداوند بر روي زمين است. پس چنانچه كسي به اين مقام رسيد، بر او واجب است كه در بندگي كردن در پيشگاه خداوند بكوشد و عدل و انصاف و نيكي و احسان را بگستراند و يقين داشته باشد كه اگر در مملكت او در حق يكي از بندگان ستمي شود، در روز قيامت، او مسئول خواهد بود.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          51

 

 

 

      196- چند پند از صاحب دلي

      عنوان           چند پند از صاحب دلي

      متن  شخصي از صاحب‌دلي اندرزي درخواست كرد. گفت: تا تواني خويشتن را عزيز دار و خوار مدار و بُخل را به خويشتن راه مده و بدانكه روزي هر كس به او خواهد رسيد، ولي از انسانيت غافل مباش و از گردش روزگار تعجب مكن؛ زيرا حالت‌هاي جهان تغييرپذير است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          34

 

 

      197- وقت فراموشي وعده

      عنوان           وقت فراموشي وعده

      متن  شخصي به شيخي گفت: اي شيخ! فراموش نكن آن چرا كه وعده كرده‌اي! شيخ در پاسخ گفت: آن‌گاه كه وفا كردم، فراموش مي‌كنم!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          281

 

 

 

      198- دو ويژگي خردمند

      عنوان           دو ويژگي خردمند

      متن  از حكيمي پرسيدند: ويژگي خردمندان كدام است؟ گفت: نخست، تدبير كردن در كارهاست؛ زيرا هر كاري كه از روي انديشه انجام شود، آن‌گونه كه مورد نظر است، به پايان مي‌رسد و هر كاري كه از روي شتاب‌زدگي و بدون انديشه انجام شود، نتيجه‌اش جز پشيماني نيست. دوم، تجربه كردن و با اهل تجربه مشورت كردن است؛ چنانچه گفته‌اند: حقيقت كار را نمي‌داند، مگر آن كس كه تجربه كرده باشد. بنابراين شايسته نيست بر كسي كه در بيشتر كارها نياز ماست، اعتماد كنيم و خود را از وي در امان بدانيم؛ زيرا ايمني به سبب آزمايش ديگران به دست مي‌آيد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          17

 

 

      199- پاسخ انوشيروان به نامه حسودان

      عنوان           پاسخ انوشيروان به نامه حسودان

      متن  گويند انوشيروان شخصي را كه از طبقات اعيان نبود، مورد عنايت خاص خود قرار داد و او را درجه و مقامي داد. عده‌اي افراد حسود خواستند او را از نظر سلطان بيندازند و گفتند او را اصل و نسب نيست و تربيت او بيهوده است؛ نامه‌اي به سلطان نوشتند كه او نسب ندارد. نوشيروان بر پشت نامه نوشت: برگزيدگي او از جانب ما بزرگ‌ترين نَسَب است.

      منبع حكايت‌هاي دلنشين

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          141

 

 

      200- علّت سبك شماري پادشاه توسط سقراط

      عنوان           علّت سبك شماري پادشاه توسط سقراط

      متن  از سقراط پرسيدند: چرا پادشاه را سبك مي‌شماري؟‌ گفت: براي آنكه من شهوت و غضب را مالكم و او مملوك آن دو است. پس او بنده بنده من است.

      منبع حكايت و حكمت

      نويسنده         حسين ديلمي

      ناشر            حرم

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1384

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          173

 

 

 

      201- صدق و گفتار و كردار حقّ راه دستيابي به كمال

      عنوان           صدق و گفتار و كردار حقّ راه دستيابي به كمال

      متن  از بزرگي پرسيدند: كمال در چيست؟ گفت: گفتارِ به حق و كردار به صدق.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          174

 

 

      202- نشانه خردمندي ترك اعتماد به همگان

      عنوان           نشانه خردمندي ترك اعتماد به همگان

      متن  از بزرگي پرسيدند:‌ نشانه خردمند چيست؟ گفت:‌ آنكه به همگان اعتماد نكند.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          50

 

 

 

      203- دليل فرق‌ گذاري پادشاهي بيني دو غلام پسنديده

      عنوان           دليل فرق‌ گذاري پادشاهي بيني دو غلام پسنديده

      متن  «آورده‌اند كه پادشاهي دو غلام نيكو و پسنديده داشت كه هر دو از هر جهت يكسان به نظر مي‌رسيدند، اما پادشاه از روي زيركي و فراستي كه داشت، يكي از غلامان را از ديگري بيشتر دوست داشت و توجه بيشتري به او مي‌كرد. اطرافيان، پادشاه را سرزنش مي‌كردند و كار او را بي‌انصافي مي‌دانستند. در اين مورد سخنان بسياري شنيده مي‌شد. يكي مي‌گفت: پادشاه خودش بهتر از هر كسي غلامانش را مي‌شناسد و شايد در اين رفتارش حكمتي باشد. ديگري مي‌گفت: شايد اين غلام دانش بيشتري دارد و چيزهايي مي‌داند كه آن ديگري نمي‌داند. به هر حال هر كس چيزي مي‌گفت و پادشاه كه همه چيز را مي‌دانست، منتظر فرصتي بود تا هر دو غلام را پيش چشم همه بيازمايد و نشان دهد كه حق به جانب اوست. روزي شاه و بزرگان دربار در بيشه‌اي به قصد شكار خيمه زدند. اتفاقاً شيري غرّان از بيشه بيرون آمد و موجب هراس اطرافيان شد. پادشاه كه فرصت مناسبي براي آزمون غلامان خود يافته بود، دستور داد كه هر دو به جنگ با شير بروند. غلامي كه همواره مورد توجه شاه بود، بي‌درنگ برخاست و گفت: اي پادشاه! من بنده تواَم و هر چه تو فرمان بدهي، بي‌چون و چرا انجام مي‌دهم. من مانند ابزاري در دست تو هستم و هرگونه كه تو مرا به كار ببري، كار خواهم كرد. غلام ديگر بهانه‌جويي كرد و گفت: سرورم! ‌من توانايي انجام چنين كاري را ندارم. من مانند آهويي جوان و ناتوانم؛ چگونه توانايي مقابله با شير را داشته باشم؟ آيا مي‌خواهي انسان با ارزشي مثل مرا قرباني حيواني درنده كني؟ اگر به خاطر اين سرپيچي، مرا از پيش خود براني يا مجازات كني، بهتر از آن است كه با پاي خود به طرف مرگ بروم. پادشاه از شنيدن سخن غلام زير لب مي‌خنديد و مي‌گفت: قصدِ من امتحانِ شما بود و از اين راه مي‌خواستم آنچه را كه در بابِ شما مي‌دانستم، به چشمِ خود ببينم و به ديگران بفهمانم كه چرا بين شما فرق مي‌گذارم و هر دو را به يك چشم نمي‌بينم».

      منبع زنجيره زرين

      صفحه          25 و 26

 

 

 

      204- برهنه محشور شدن مردم در قيامت

      عنوان           برهنه محشور شدن مردم در قيامت

      متن  عايشه از رسول خدا(ص) پرسيد: مردم در روز قيامت چگونه محشور مي‌گردند؟ پيامبر فرمود: آنها عريان و برهنه محشور مي‌گردند. عايشه [با اضطراب]‌ گفت: واي از آبرويم، ولي پيامبر به او فرمود: آن چنان مردم به خود مشغول هستند و در فكر خود هستند كه توجهي به غير خود ندارند و بعد آيه زير را تلاوت فرمود: «لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ؛ در روز قيامت هر شخصي داراي شأن و كاري است كه او را از ديگران غافل نموده است». (عبس: 37)

      منبع لطايف قرآني

      صفحه          48

 

 

      205- كرامت شيخ انصاري

      عنوان           كرامت شيخ انصاري

      متن  يكي از شاگردان شيخ انصاري نقل كرده است: وقتي به نجف رفتم و در درس شيخ حاضر شدم، از درسش هيچ نمي‌فهميدم؛ خيلي متأثر شدم و به حضرت امير(ع) متوسل شدم. شبي در خواب خدمت حضرت رسيدم و ايشان «بسم الله الرحمن الرحيم»‌ را در گوشم خواند. صبح كه در درس حاضر شدم، خوب مي‌فهميدم. كم كم پيشرفت كردم تا اينكه به جايي رسيدم كه در مجلس درس ايشان اشكال هم مي‌كردم. يك روز كه اشكال زيادي در درس كرده بودم، پس از پايان درس، شيخ مرا به كناري كشيد و آهسته در گوشم گفت: آن كسي كه «بسم الله» را در گوش تو خوانده، تا «و الا الضّالين»‌را در گوش من خوانده است. اين را گفت و رفت. من از اين قضيه خيلي تعجب كردم و فهميدم كه شيخ داراي كرامت است؛ چون تا آن موقع خوابم را به كسي نگفته بودم.

      منبع لطايف قرآني

      نويسنده         صادق زيّني

      صفحه          68

 

 

 

      206- چيزي كه خدا نمي‌بيند انسان مي‌بيند و انسان و خدا هر دو مي‌خورند

      عنوان           چيزي كه خدا نمي‌بيند انسان مي‌بيند و انسان و خدا هر دو مي‌خورند

      متن  ظريفي در محفلي گفت: آن چيست كه انسان‌ها آن را مي‌بينند، ولي خداوند آن را نمي‌بيند؟ اهل مجلس شگفت‌زده شدند. ظريف گفت: آن چيز، خواب(1) است كه ما مي‌بينيم، ولي خدا نمي‌بيند. سپس گفت: خب حالا بگوييد ببينم آن چيست كه ما مي‌خوريم و خداوند نيز مي‌خورد؟ گفتند: اين ديگر محال است. ظريف گفت: آن چيز سوگند است كه ما مي‌خوريم و خداوند هم مي‌خورد.(2)

      پاورقي         1. اشاره به‌ آيه: «اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ؛‌ هيچ معبودي نيست جز خداوندِ يگانه زنده كه قائم به ذات خويش است و موجودات ديگر قائم به او هستند؛ هيچ‌گاه خواب سبك (چرت) و سنگيني او را فرا نمي‌گيرد». (بقره:‌ 255) 2. جاويد، حاج علي اكبري، گلشن لطائف، تهران، پيام آزادي، 1377، چ 3، ج 2، ص 65.

      منبع ظريفان و قرآن

      نويسنده         احمد رنجبري حيدرباغي

      ناشر            رازبان

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1385

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          34

      207- راه درمان عملي خشم

      عنوان           راه درمان عملي خشم

      متن  از بزرگي پرسيدند: درمان عملي خشم چيست؟ جواب داد: آن است كه در هنگام خشم، از دست شيطان به خدا پناه ببرد، اگر ايستاده است، بنشيند و اگر نشسته، پهلو بر زمين گذارد و اگر باز آرامش نيافت، آب سرد به صورت خود بريزد كه گفته‌اند: خشم از آتش است و آتش با آب فرو مي‌نشيند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          141

 

 

 

      208- چگونگي خداپرستي فضيل عياض

      عنوان           چگونگي خداپرستي فضيل عياض

      متن  گويند از فضيل عياض پرسيدند: تو خدا را چگونه مي‌پرستي؟ گفت: از روي مهر و دوستي؛ زيرا مهر و دوستي است كه مرا به خدمت و پيروي از او وا مي‌دارد.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          33

 

 

      209- در مفهوم و معني كِبر

      عنوان           در مفهوم و معني كِبر

      متن  از حكيمي پرسيدند: «كِبر» چيست؟ گفت: آن است كه خويشتن را از ديگران بهتر و برتر بداند و از اين رو، در وي بادِ‌ نشاطي پديدار شود كه آن باد را «كبر» گويند؛ چنانكه پيامبر مي‌فرمايد: «اَعُوذُ بِكَ مِنْ نَقَخَةِ الكِبر؛ خداوندا به تو پناه مي‌برم از بادِ كبر».(1)

      پاورقي         1. احمد بن حنبل، مسند احمد، بيروت، دار صادر، بي‌تا، ج 1،‌ص 404.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          150

 

 

 

      210- ويژگي‌هاي اهل خرد

      عنوان           ويژگي‌هاي اهل خرد

      متن  از حكيمي پرسيدند: ويژگي‌هاي اهل خرد كدام است؟ گفت:‌ نخست، ترسيدن از خداوند در آشكار و پنهان است. هر كس از خداوند بترسد، خداوند ارزش و شكوه او را در دل آفريدگان قرار مي‌دهد و هر كس از خداوند نترسد، خداوند او را در چشم آفريدگان خوار و حقير مي‌گرداند. ويژگي دوم آن است كه عقل را بر هواي نفس پيروز گردانيم،‌ چنانكه خداي متعال مي‌فرمايد: «وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى؛ ‌از هواي نفس پيروي مكن.» (ص: 26) هرگاه عقل بر هواي نفس پيروز شود، بيشتر كارهايي كه انجام مي‌شود، با شريعت و فرمان خداوند مطابق خواهد بود. از نشانه‌هاي ثبات و پايداري پادشاهي نيز آن است كه با پيروي از هواي نفس، ‌به اموال و حريم مسلمانان دست درازي نكنند تا آن مُلك و پادشاهي به نابودي نينجامد. ويژگي سوم، راستگويي از روي انديشه سخن گفتن است؛ ‌چنانچه در كلام بزرگان دين آمده است: «فاضل‌ترين زبان‌ها زبان انسان راست‌گفتار است».

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          16

 

 

 

      211- در بيان چيستي روح اعمال

      عنوان           در بيان چيستي روح اعمال

      متن  از بزرگي پرسيدند: روح همه اعمال چيست؟ گفت:‌ نيت؛ زيرا خداوند در هر كار خير، نخست به نيت انسان مي‌نگرد. پيامبر اكرم(ص) در اين باره مي‌فرمايد:‌ «خداي تعالي به صورت و رخسار شما نمي‌نگرد، بلكه به دل و كردار شما مي‌نگرد.»(1)‌ نگريستن به دل نيز به اين سبب است كه جياگاه نيت، دل آدمي است.

      پاورقي         1. شيخ طوسي، امالي، قم، دارالثقافة،‌1414 هـ .ق، چ 1،‌ ص 536.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          169

 

 

 

      212- سخني كه سبب آزادي غلام شد

      عنوان           سخني كه سبب آزادي غلام شد

      متن  خواجه‌اي مال خود را در ميان فرزندانش قسمت مي‌كرد. غلامي خردسال داشت، گفت: اي خواجه!‌ اول مرا عطا كن، بعد اولاد خود را. خواجه گفت: از چه جهت؟ گفت: از آن جهت كه خداي تعالي فرمود: «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا؛ مال و فرزند، زينت زندگي دنيا است.» (كهف: 46) خداوند مال را بر اولاد مقدم داشت و من مال تواَم.(1) خواجه را آن سخن خوش آمد و او را آزاد كرد.

      پاورقي         1. «اَلْعَبْدُ وَ ما فِي يَدهِ مِلْكٌ لِمَولاهُ؛ بنده و هر آنچه دارد، از آن مولاي اوست». (قاعده فقهي)

      منبع ظريفان و قرآن

      صفحه          54 و 55

 

 

 

      213- چگونه توبه فضيل بن عياض

      عنوان           چگونه توبه فضيل بن عياض

      متن  در قلب فضل بن عياض، از راهزنان مشهور در نواحي سرخس و ابيورد، عشق و محبت به دختري پيدا شد. شبي تصميم گرفت خود را به آن دختر برساند. از اين رو، از ديواري كه فاصله ميان او و معشوقه‌اش بود، بالا مي‌رفت. در اين هنگام صداي شخصي را شنيد كه قرآن مي‌خواند: «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ؛ آيا هنگام آن نرسيده است كه مؤمنين خشوع پيدا نمايند و در مقابل ذكر خدا قلب‌هايشان خاضع شود». (حديد: ‌16) اين آيه آن چنان در قلب او اثر گذاشت كه در كمال خلوص و صفاي دل گفت: پروردگارا!‌چرا نزديك شد و هنگام خشوع فرا رسيده است و سپس توبه كرد. آن شب فضيل به خرابه‌اي پناه برد. گروهي در خرابه نشسته بودند و با هم مي‌گفتند: چگونه از شرّ فضيل نجات يابيم. به يقين، در اين هنگام بر سر راه كمين كرده است تا دستبردي بزند. فضيل از شنيدن گفت‌وگوي كاروانيان بيشتر متأثير گشت و با خود انديشيد چقدر بدبختم كه همه از دست من در ناراحتي و نگراني به سر مي‌برند. سپس خود را به كاروانيان معرفي كرد و گفت: آسوده باشيد كه ديگر كاروانيان از دست فضيل در امان خواهند بود.

      منبع لطايف قرآني

      صفحه          54 و 55

      214- در بيان حقوق دوستي

      عنوان           در بيان حقوق دوستي

      متن  شخصي از حكيمي پرسيد: حقوق دوستي كدام است؟ گفت: نخست آنكه با دعايي نيك در حقّ دوستان آنها و فرزندانشان را ياد كند؛ زيرا نقل شده است: «دعاي غايب در حقّ غايب شنيده مي‌شود.» دوم، دوستي خود را هميشگي گرداند؛ زيرا آن دوستي به فرزندان منتقل مي‌شود. در كلامي نغز آمده است: «دوستي آن است كه به فرزندان به ارث برسد.» سوم، تا اندازه‌اي كه ممكن است، از تكلّف و ظاهرسازي دوري گزينند. چهارم، هميشه انسان بينديشد كه شايد در حقوقِ دوستي كوتاهي كرده است تا بدين سبب انتظار مراعات دوستي را تنها از سوي ديگران نداشته باشد.

      منبع اندرز حاكمانه

      صفحه          40 و 41

 

 

 

      215- ترس از خدا سبب از بين رفتن شهوت

      عنوان           ترس از خدا سبب از بين رفتن شهوت

      متن  از بزرگي پرسيدند: چه چيز است كه شهوت را در انسان از بين مي‌برد؟ گفت: ترس از خدا.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          164

 

 

 

      216- جريان تفأل نادرشاه به قرآن

      عنوان           جريان تفأل نادرشاه به قرآن

      متن  گويند هنگامي كه نادرشاه به قصد حمله به هندوستان در حركت بود، بچه‌اي را در راه ديد كه به مكتب مي‌رود. از او پرسيد: چه مي‌خواني؟ گفت: قرآن. پرسيد: درست به كجا رسيده؟ گفت:‌ «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا؛ ما تو را پيروزي بخشيديم؛ ‌چه پيروزي درخشاني!» (فتح: 1) نادر خوشش‌ آمد؛ زيرا شنيدن آيه فتح را نشانه فتح و پيروزي دانست. پس يك سكه طلا به او داد، ولي بچه نگرفت. نادر گفت: چرا نمي‌گيري؟ گفت: مادرم مرا مي‌زند و مي‌گويد تو دزدي كرده‌اي!‌ گفت: بگو نادر داد. بچه گفت: باور نمي‌كند و مي‌گويد: نادر مرد سخاوتمندي است؛ اگر مي‌داد، يك دانه نمي‌داد، زياد مي‌داد!‌حرف او در نادر اثر كرد، به گونه‌اي كه يك مشت سكه زر در دامن او ريخت و سپس به راه افتاد. اتفاقاً همان گونه كه اين آيه را به فال نيك گرفته بود، اين سفر پيروزي‌هاي مهمي برايش به ارمغان آورد. حضرت علي(ع) در اين باره فرمود: «تَفَأَلْ بالخَيرِ تَنجَحْ؛ فال خوب بزن تا كامياب شوي».(1)

      پاورقي         1. محمد محمدي ري‌شهري،‌ ميزان الحكمة، ترجمه: حميد رضا شيخي،‌ قم، دارالحديث،‌ 1379، چ 2، ح 9، ص 4490.

      منبع لطايف قرآني

      نويسنده         صادق زيّني

      ناشر            زيّني

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1385

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          47

 

 

 

      217- سخن سرمايه اهل خرد

      عنوان           سخن سرمايه اهل خرد

      متن  شخصي از حكيمي پرسيد: سرمايه اهل خرد چيست؟ گفت: سخن.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          30

 

 

      218- منظور از داشتن نيّت خير در عبادات

      عنوان           منظور از داشتن نيّت خير در عبادات

      متن  از عارفي پرسيدند: منظور از داشتن نيت و خواست خير در همه عبادت‌ها چيست؟ گفت: آن است كه انسان به دنيا توجه نداشته باشد و به آخرت بينديشد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          171

 

 

      219- درمان ترك كنندگان توبه

      عنوان           درمان ترك كنندگان توبه

      متن  شخصي از بزرگي پرسيد: درمان كساني كه توبه نمي‌كنند، چيست؟ گفت: آن است كه بداني به چه سبب بر گناه اصرار مي‌ورزند و توبه نمي‌كنند. آن اسباب گناه پنج چيز است: نخست، كسي كه به آخرت ايمان ندارد يا در آن شك دارد. دوم، كسي كه شهوت چنان بر او چيره شده است كه نمي‌تواند گناه را ترك كند. سوم، كسي كه ايمان دارد و قصد توبه نيز دارد، ولي توبه را به آينده واگذار مي‌كند و آن را به تأخير مي‌اندازد. چهارم،‌ آخرت را نسيه مي‌پندارد و دنيا را نقد و به نقلد مايل‌تر است. پنجم آنكه شخص گناهكار به اميد رحمت و بخشايش خداوند توبه نمي‌كند. كسي كه در زمره يكي از اين موارد باشد، اگر به نادرستي گمان خود پي ببرد، در مي‌يابد كه گمان او نادرست است و هنگامي كه از پندار نادرست خود آگاه شد، به يقين به توبه اعتقاد پيدا مي‌كند و از كرده نارواي خود پشيمان مي‌شود و به سوي خداوند باز مي‌گردد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          157 و 158

 

 

      220- پاسخ حسين بن فضل سرخسي به اعتراض علماء دربار متوكل

      عنوان           پاسخ حسين بن فضل سرخسي به اعتراض علماء دربار متوكل

      متن  گويند «حسين بن فضل سرخسي» ـ صاحب كتاب «آداب الروحانيه» ـ‌ را در كودكي به مجلس متوكل آوردند. در آن مجلس، علماي بزرگي حاضر بودند. حسين خواست حرفي بزند، گفتند: در محضر بزرگان، حرف زدن يك كودك بي‌ادبي است. حسين گفت: هر چند كه من كودك هستم، ولي كوچك‌تر از هدهد نيستم و خليفه هم بزرگ‌تر از سليمان(ع) نيست. هدهد پيش سليمان(ع) گفت:‌ «... اَحَطْتُ بِمالَمْ تُحِطْ بِه ...؛ من بر چيزي آگاهي يافتم كه تو بر‌ آن آگاهي نيافتي.» (نمل: 22) تازه خود سليمان(ع) هم با وجود كمي سن، در حضور پدرش، داوود(ع) حكم مي‌كرد. خداوند در اين مورد فرموده [است]: «فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ ...؛ ما [حكم واقعي] ‌آن را به سليمان فهمانديم.» (انبيا: 79) متوكل از سخنان حسين شگفت‌زده شد.

      پيامها           علم و دانش، يكي از نشانه‌هاي بزرگي انسان است.

      منبع ظريفان و قرآن

      نويسنده         احمد رنجبري حيدرباغي

      ناشر            رازبان

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1385

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          95 و 96

 

 

      221- معني شكر در كلام شبلي

      عنوان           معني شكر در كلام شبلي

      متن  از شبلي، عارف بزرگ پرسيدند: شكر چيست؟ گفت:‌ شكر آن بُوَد كه نعمت را نبيني، ولي نعمت‌دهنده را ببيني.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          161

 

 

      222- چيستي حقيقت شكر

      عنوان           چيستي حقيقت شكر

      متن  از حكيمي پرسيدند: حقيقت شكر چيست؟ گفت‌: شناخت نعمت خداوند است و حالت‌ آن، شادي دل است به آن نعمت و به كار بردن آن نعمت است در آنچه خدا مي‌پسندد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          160

 

 

      223- نصايح استاد به پادشاهزاده

      عنوان           نصايح استاد به پادشاهزاده

      متن  گويند در روزگاران گذشته در سرزمين فارس پادشاه زاده‌اي بود كه وقتي پادشاهي به او رسيد، تصميم گرفت به سرزمين‌هاي خود مسافرت كند تا به وضعيت آن سرزمين‌ها سر و ساماني دهد. در زمان حركت، به استاد خود گفت: به من پندي بده كه در اين جهان با آسودگي زندگي كنم و عاقبتِ‌ من نيز خوشبختي باشد. استاد به او گفت: هيچ‌گاه خود را از انديشه جهان آخرت خالي مكن و هنگامي كه خوبي به تو مي‌رسد، سپاس‌گزاري كن و به اموال دنيا دل نبند و براي آنچه از دست مي‌رود، افسوس مخور و بترس از اينكه دست به كارهاي حرام بزني و سخني كه در آن سودي براي تو ندارد، ولي براي ديگري زيان دارد، به زبان نياور و اگر سختي به تو رسيد، صبر كن و قانع باش!

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          18

 

 

      224- چگونگي شيوه رفتار دانا با نادان

      عنوان           چگونگي شيوه رفتار دانا با نادان

      متن  از حكيمي پرسيدند: شيوه رفتار دانا با نادان چگونه بايد باشد؟ گفت: از آنجا كه نادان، سخن نيكو شنيدن را دشمن مي‌داند و پند و اندرز دانايان را نمي‌شنود، دانايان سخن خويش را از نااهلان پوشيده دارند و آنها را از اسرار خود آگاه نكنند.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          27

 

 

      225- دانش بهترين دستگير ايام سختي

      عنوان           دانش بهترين دستگير ايام سختي

      متن  شخصي از حكيمي پرسيد: چه چيزي به هنگام سختي‌ها دستگير آدمي است؟ گفت: به هنگام درماندگي، دانش بهترين يار و رفيق انسان است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          20

 

 

      226- نظر سندباد حكيم درباره دوستي

      عنوان           نظر سندباد حكيم درباره دوستي

      متن  شخصي از سندباد، حكيم بزرگ، درباره «دوستي»‌ پرسيد. او چنين پاسخ داد: بدان كه هر چه انسان به زينت دانش آراسته باشد، ولي باز هم نياز به دوستي دل‌سوز دارد؛ زيرا هم‌انديشي با دوستان در كارهاي مختلف آن‌گونه سببب روشنايي مي‌شود كه روغن، چراغ را مي‌افروزد؛ كه گفته‌اند: بهترين سود، دوستي كردن با مردم داناست و بدترين زيان، هم‌نشيني با مردم نادان است و نبايد شرافت دوستي را بي‌ارزش به شمار آورد؛ زيرا مردِ بي‌دوست چون سَرِ بي‌چشم است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          38

 

 

      227- پند بزرجمهر درباره شرم و حيا و زبان

      عنوان           پند بزرجمهر درباره شرم و حيا و زبان

      متن  شخصي از بزرجمهر خواست به او پندي راه‌گشا دهد كه او را در همه احوال ياري رساند؟ او گفت: بدان كه هر كه شرم و حيا داشته باشد، عيب‌هايش پنهان مي‌شود و هر كه زبانش را نگاه دارد، سرش را نگاه داشته؛ زيرا كه زبان بد سبب هلاكت آدمي است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          35

 

 

 

      228- ديدگاه حكيمي درباره دوست و دشمن

      عنوان           ديدگاه حكيمي درباره دوست و دشمن

      متن  از حكيمي درباره دوستي پرسيدند. در كلامي پندآموز گفت: حكما گفته‌اند كه هزار دوست براي يك مرد بسيار نيست، در حالي كه يك دشمن براي هزار مرد بسيار است.

      پاورقي         1. شيخ صدوق، امالي صدوق، بيروت، مؤسسه الاعلمي، 1400 هـ .ق،‌ چ 5، ص 766. 2. علي اكبر دهخدا، امثال و حكم، تهران، اميركبير، 1377، چ 10، ج 1، ص 299.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          38

 

 

      229- خرد مايه استواري جان آدمي

      عنوان           خرد مايه استواري جان آدمي

      متن  از بزرجمهر پرسيدند: استواري جان به چيست؟ پاسخ گفت: همان‌گونه كه استواري جسم به جان وابسته است، استواري جان نيز به خرد بسته است و هر كس كه خرد ندارد، اگر تمام ممالك و اموال جهان را داشته باشد، از زيان‌كارترين مردم است.

      پاورقي         منبع و مأخذ: 1. فتال نيشابوري، روضة الواعظين، بيروت، مؤسسه الاعلمي، 1406 هـ .ق، چ 1، ص 9. 2. ابوالحسن اربلي، كشف الغمه، ترجمه: سيد هاشم رسولي محلاتي، بيروت، دارالكتاب اسلامي، 1401 هـ .ق، چ 1، ج 2، ‌ص 198. 3. تميمي آمدي، غررالحكم و دررالكلم، ترجمه: سيد جلال الدين محدث، تهران، دانشگاه تهران، 1360، چ 3، ح 2884.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          16

 

 

 

      230- نشانه انسان زيرك

      عنوان           نشانه انسان زيرك

      متن  شخصي از حكيمي پرسيد: نشانه انسان زيرك چيست؟ گفت: بدان كه انسان زيرك از دشمن غافل نشود؛ زيرا دشمن همانند مار است كه هيچ‌گاه با انسان دوست نمي‌شود.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          50

 

 

      231- شيوه و راه تربيت فرزند

      عنوان           شيوه و راه تربيت فرزند

      متن  شخصي از بزرگي درباره تربيت فرزند پرسيد. آن بزرگ پاسخ داد: بايد در زمان كودكي، فرزند را از كارهايي همچون: دزدي، دروغ، دشنام دادن و تكبّر باز داشت و آنچه نيكوست، مانند: راستگويي، بخشش، دوستي، مدارا كردن، احترام به بزرگ‌ترها و نيز كسب علم را به او آموزش داد. همچنين او را از هم‌نشيني با بدان دور ساخت؛ زيرا بزرگان گفته‌اند: خلق و خو، از هم‌نشين بد به آدمي سرايت مي‌كند.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          47 و 48

 

      232- معناي مراقبه

      عنوان           معناي مراقبه

      متن  از حكيمي پرسيدند: معناي «مراقبه» چيست؟ گفت: مراقبه، پاس‌باني و نگاه داشتن است و اصل مراقبت آن است كه هر انساني بداند خداي متعال از آنچه انجام مي‌دهد و مي‌انديشد، آگاه است مردم تنها ظاهر را مي‌بينند، ولي خداوند ظاهر و باطن، هر دو را مي‌بيند. هر كس اين مطلب را دانست و بر دل او اين معرفت چيره گشت، ظاهر و باطن او با ادب مي‌شود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          176

 

 

      233- دوستي با خدا عالي‌ترين مقامات

      عنوان           دوستي با خدا عالي‌ترين مقامات

      متن  از بزرگي پرسيدند: عالي‌تري «مقامات» چيست؟ گفت: دوستي خداوند. نهايتِ كمال آ‌دمي آن است كه دوستي خداوند بر دل او غالب شد، به گونه‌اي كه همه دل او را فرا گيرد. و بدان كه دوستي خداوند واجب است؛ زيرا خداي تعالي دوستي خود را با انسان و دوستيِ انسان را با خود در اين آيه يادآور شده است: «... يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ؛ دوست مي‌دارد [خداوند] ايشان (بندگان) را و دوست مي‌دارند ايشان او را». (مائده: 54)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          179

 

 

      234- جهل برتر از نابينايي

      عنوان           جهل برتر از نابينايي

      متن  از حكيمي پرسيدند: جهل بدتر است يا نابينايي؟ گفت: جهل؛ زيرا نابينا بدين خاطر كه راه را نمي‌بيند، در چاه مي‌افتد و احتمال آسيب ديدن او وجود دارد، ولي كسي كه گرفتار جهل باشد، هلاك خواهد شد و دنيا و آخرت خود را تباه خواهد كرد.

      پاورقي         منبع و مأخذ: 1. فتال نيشابوري، روضة الواعظين، بيروت، مؤسسه الاعلمي، 1406 هـ .ق، چ 1، ص 17.

      منبع اندر حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          25

 

 

 

      235- نتايج دشمني

      عنوان           نتايج دشمني

      متن  از حكيمي پرسيدند: از لوازم دشمني چيست؟ گفت: آن است كه جان‌ها و اموال دو طرف را در معرض آفت و غارت قرار مي‌دهد و بزرگي آنها از بين مي‌برد. پس خردمندانه است كه انسان‌ها تا مي‌توانند از دشمني با هم دوري گزينند؛ چنانكه بزرگان گفته‌اند: عادت كردن به دشمني، نشانه و عاقبت خوبي ندارد؛ زيرا سبب حسادت ميان دو طرف مي‌شود.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          43

 

 

 

      236- لزوم تمركز در كارها

      عنوان           لزوم تمركز در كارها

      متن  شخصي از حكيمي هندي خواست كه به وي سفارشي سودمند كند؟ او در كلامي نغز چنين گفت: بدان هر آن كس كه كاري پيش گيرد و به غير از آن بينديشد، هرگز آن كار را به پايان نرساد؛ زيرا سرودخوان اگرچه بسيار استاد باشد، نمي‌تواند با دست چيزي ديگر بنوازد يا كاري انجام دهد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          35

 

 

 

      237- مال بخشي راه توشه‌اندوزي براي آخرت و كسب آسايش براي دنيا

      عنوان           مال بخشي راه توشه‌اندوزي براي آخرت و كسب آسايش براي دنيا

      متن  از دانايي پرسيدند: از چه راهي مي‌توان هم براي آخرت توشه‌اي اندوخت و هم در دنيا به آسايش رسيد؟ گفت: به وسيله بخشش مال در كارهاي خير.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          22

 

 

      238- اعتماد به خدا، شرط توكل

      عنوان           اعتماد به خدا، شرط توكل

      متن  از بزرگي پرسيدند: شرط «توكل» چيست؟ گفت: در توكل، هم بايد قوت يقين داشت و هم قوت دل، تا اضطراب و تشويش از دل بيرون رود و تا آرامش و اعتماد كامل در دل پديد نيايد، توكل پيدا نمي‌كند؛ زيرا معناي توكل، اعتماد به خداوند در كارهاست.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          179

 

 

 

      239- راه برخورد با دوستان نادان از ديد ارسطو

      عنوان           راه برخورد با دوستان نادان از ديد ارسطو

      متن  از «ارسطو» پرسيدند: با دوستان نادان چه كنيم؟ گفت:‌ بايد از دوست نادان دوري كرد؛ زيرا ديو دانا از دوست نادان بهتر است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          27

 

 

 

 

      240- تسليم و رضا در برابر پروردگار بالاترين مقامات انساني

      عنوان           تسليم و رضا در برابر پروردگار بالاترين مقامات انساني

      متن  از عارفي پرسيدند: بلندترين و بالاترين مقامات انساني چيست؟ گفت: رضا به قضاي خداوند و اينكه هيچ مقامي فراتر از آن نيست؛ زيرا «محبت»، بهترين مقام است و «رضا» به هر چه خدا كند، ثمره محبت است، آن هم محبتي كه به كمال رسيده باشد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          183

 

 

 

      241- گناه‌گريزي، شرط ورود به بهشت تَمدن

      عنوان           گناه‌گريزي، شرط ورود به بهشت تَمدن

      متن  از بزرگي پرسيدند: بهشت جاي چه كساني است؟ گفت: در خبر است كه خداي تعالي فرمود: بهشت عَدْن، جاي كساني است كه چون قصد گناه كنند، عظمت مرا به ياد آورند، از گناه باز ايستند و شرم كنند.

      پيامها           عدن: جاودان.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          176

 

 

 

      242- خداوند شايسته دوستي حقيقي

      عنوان           خداوند شايسته دوستي حقيقي

      متن  از صاحب‌دلي پرسيدند: چه كسي شايسته دوستي حقيقي است؟ گفت:‌ خداي تعالي. و لذت ديدار او، بالاترين و بالذّت‌ترين لذت‌هاست.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          181

 

 

 

      243- چهار دسته بودن انسان‌ها در مقايسه با مرگ

      عنوان           چهار دسته بودن انسان‌ها در مقايسه با مرگ

      متن  شخصي از عارفي پرسيد: انسان‌ها در مقايسه با مرگ چند دسته‌اند؟ پاسخ داد: چهار دسته‌اند: دسته اول، غافلانند. انسان غافل به دنيا مشغول است و از يادِ مرگ اكراه دارد و براي او ناخوشايند است و از بيم آنكه از شهوات دنيا باز مي‌ماند، مرگ را نكوهش مي‌كند و مي‌گويد دريغا كه اين دنياي به اين خوشي را بايد گذاشت و گذشت. دسته دوم، توبه‌كنندگانند. در حقيقت، آن‌كه اهل توبه است، مرگ را ياد مي‌كند تا ترس از خدا بر او غالب‌تر شود و در توبه ثابت‌تر باشد و در جبران گذشته، حريص‌تر شود و ثواب اين چنين كسي، بزرگ است. دسته سوم، عارفانند. عارف از آن جهت كه مرگ، به وعده ديدار حق مي‌رسد، هميشه چشم به راه آن است، بلكه آرزوي مرگ دارد. و بالاتر از اين مرتبه، درجه‌اي است بزرگ‌تر از‌آن؛ يعني نه از مرگ اكراه دارد و نه طالب آن است، نه تعجيل خواهد نه تأخير، بلكه بهتر نزد او آن است كه خداوند حكم كرده است و چنين كسي به مقام «رضا» و «تسليم»‌ رسيده است كه مرگ و زندگي براي او يكسان است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          184 و 185

 

 

      244- جلوه‌هاي صدق و راستي

      عنوان           جلوه‌هاي صدق و راستي

      متن  از حكيمي پرسيدند: صدق و راستي در چيست؟‌ پاسخ داد: نخست، صدق در زبان؛ يعني هيچ دروغ نگويد و كمال اين صدق به دو چيز است: يكي آنكه به كنايه نيز دروغگويي نكند، مگر در مواردي كه راست گفتن مصلحت نباشد، مانند هنگام جنگ كه نبايد به دشمن راست گفت يا آشتي دادن ميان دو نفر كه با هم در قهر و جنگ هستند و ديگر آنكه در مناجات با خداوند راست گويد؛ يعني وقتي مي‌گويد: «اياك نعبد؛ تو را مي‌پرستم» زبانش چنين نگويد، در حالي كه دلش در بند دنيا و بنده درهم و دينار باشد. دوم، صدق در نيت است؛ يعني هر چه بدان تقرّب و نزديكي مي‌جويد، جز براي نزديكي به خدا نباشد كه اين را «اخلاص» نيز مي‌گويند. سوم، صدق در عزم و اراده باشد؛ اگر اراده انجام كار خير كرد، آن را به عمل رساند و عزم او در كار نيك، محكم باشد. چهارم، در وفا كردن عزم او قوي است و به وعده‌اي كه داده است، عمل مي‌كند. پنجم، صدق ورزيدن در ظاهر و باطن است؛ يعني آنچه در باطن است، در ظاهر نيز همان باشد، بلكه باطنش از ظاهرش بهتر باشد. ششم آنكه در مقامات دين، حقيقت دين را طلب كند و در عمل كردن به دين، صادق باشد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          174 و 175

 

 

      245- ويژگي خردمندان

      عنوان           ويژگي خردمندان

      متن  از عارفي حكيم پرسيدند: ويژگي خردمند چيست؟ گفت:‌ نخست، گفتار خوب و زبان شيرين است؛ چنانكه بزرگان گفته‌اند: گفتار نيكو همانند صدقه دادن است؛ زيرا هر كس زبان شيرين داشته باشد، دوستي‌اش در دل مردم آشكار مي‌شود و مردم با او دوستي و برادري مي‌كنند. دوم، شرم داشتن است؛ چنانكه رسول اكرم(ص)‌ فرموده است: «حيا از نشانه‌هاي ايمان است.»(1) و حيا در همه احوال نيكوست؛ هر كس حيا نداشته باشد، وفا ندارد و نبايد بر وي اعتماد كرد. سوم، مدارا كردن است؛ زيرا هر كس به مدارا كردن عادت كند، بهره خويش را از دنيا با آسودگي‌ خاطر مي‌يابد و آخرت نيز پاداشي بي‌نهايت خواهد يافت.

      پاورقي         1. ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسائل، ج 8، ص 463. 2. تميمي آمدي، غررالحكم و دررالكلم، ترجمه: جلال الدين محدث، تهران، دانشگاه تهران، 1360، چ 3، ح 7761.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          17 و 18

 

 

      246- بزرگترين گوهر از ديد افلاطون

      عنوان           بزرگترين گوهر از ديد افلاطون

      متن  از افلاطون پرسيدند: بزرگ‌ترين گوهر چيست؟ گفت: بزرگ‌ترين گوهر، خرد است و گفتار خوب و زبان شيرين.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          16

 

 

 

      247- كنترل زبان مايه راحتي آدمي

      عنوان           كنترل زبان مايه راحتي آدمي

      متن  از حكيمي پرسيدند: راحتي آدمي در چيست؟ گفت: در نگاه داشتن زبان.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          31

 

 

      248- سخن دانايان، بهترين راهنماي انسان در راه دانش و درستي

      عنوان           سخن دانايان، بهترين راهنماي انسان در راه دانش و درستي

      متن  از حكيمي پرسيدند: بهترين رهنمون در راه دانش و درستي چيست؟‌ گفت: سخنِ دانايان.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          30

 

      249- سفارش به با انديشه سخن گفتن

      عنوان           سفارش به با انديشه سخن گفتن

      متن  از حكيمي پرسيدند: نيمه آساني چيست؟ گفت:‌ خويشتن‌شناسي.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          31

 

 

 

      250- بخشش نابجا سبب فقر و نيازمندي

      عنوان           بخشش نابجا سبب فقر و نيازمندي

      متن  از دانايي پرسيدند: آيا بخشش نيز سبب نيازمندي مي‌شود؟ گفت: بله، زماني كه مناسب قدرت و توانايي نباشد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          31

 

 

      251- ديدن چهره دوستان و شنيدن پند و اندرز دانايان سبب زوال اندوه از دل

      عنوان           ديدن چهره دوستان و شنيدن پند و اندرز دانايان سبب زوال اندوه از دل

      متن  از ارسطو پرسيدند: چه چيز اندوه را از دل مي‌برد؟ گفت: ‌يكي، ديدن چهره دوستان و دوم، سخن دانايان و شنيدن پند و اندرز ايشان.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          38

 

 

      252- سفارش به اندازه سخن گفتن

      عنوان           سفارش به اندازه سخن گفتن

      متن  از حكيمي پرسيدند: چه زماني سخن، ارزش و اعتبار خود را از دست مي‌دهد؟‌ گفت:‌ هنگامي كه به اندازه خود گفته نشود.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          31

 

 

      253- زمان ترس از دشمن

      عنوان           زمان ترس از دشمن

      متن  از افلاطون پرسيدند: چه هنگام بايد از دشمن ترسيد؟ گفت: بدان كه از دشمن آن‌گاه بايد بترسي كه گمان مي‌بري از او نبايد بترسي و با تو سخن خوش مي‌گويد و دوستي و مدارا مي‌كند.

      پاورقي         منبع و مأخذ: 1. نهج‌البلاغه سيد رضي، ترجمه: سيد كاظم محمدي و محمد دشتي، قم، انتشارات امام علي(ع)، 1396 هـ .ق، چ 2، نامه 53.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          44

 

 

 

      254- رهنمود راه گشاي بطلميوس

      عنوان           رهنمود راه گشاي بطلميوس

      متن  شخصي از بطلميوس رهنموني راه‌گشا خواست. او گفت: آن كس كه بد كند، از بد او نمي‌توان در امان بود؛ زيرا هر چه در دل پنهان كند، اثر آن بر پيشاني بدانديش ظاهر است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          35

 

 

      255- بي‌اعتمادي به دنيا

      عنوان           بي‌اعتمادي به دنيا

      متن  شخصي از بزرگي پندي درخواست كرد. او چنين گفت: بدان كه هر چه بر مردم مي‌رسد، جز سرنوشت آنها نيست و به روزگار اعتماد نبايد كرد؛ زيرا بر عهد و پيمان روزگار اطمينان نيست و نبايد به آن مغرور بود.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          34

 

 

 

      256- عقل، برترين راهنما و ياري دهنده انسان

      عنوان           عقل، برترين راهنما و ياري دهنده انسان

      متن  از حكيمي پرسيدند: بهترين ياري‌دهنده آدمي كدام است؟ گفت: خرد و چنانچه انسان در هنگام سختي و دشواري از خرد كمك بگيرد، به آرزوي خود مي‌رسد و هر كس كه با خرد مشورت كند، هرگز پشيمان نمي‌شود.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          16

 

 

      257- نشانه بدترين دشمن

      عنوان           نشانه بدترين دشمن

      متن  از بزرگي پرسيدند: بدترين دشمن كدام است؟ گفت:‌ آن‌كه مكر و حيله‌اش مخفي‌تر باشد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          44

 

 

 

      258- گناه‌گريزي + مهرورزي به فرزند ديگران + هم‌نشيني با بزرگان سه پند ناصر خسرو

      عنوان           گناه‌گريزي + مهرورزي به فرزند ديگران + هم‌نشيني با بزرگان سه پند ناصر خسرو

      متن  شخصي از «ناصر خسرو»، حكيم بزرگ، پندي سودمند خواست. او در بياني نغز و نيكو چنين پاسخ داد: هر كه خود را دوست دارد، از گناه بپرهيزد و هر كه فرزند خويش را دوست دارد، با فرزند ديگران مهرباني كند و هر كه به دنبال به دست آوردن هنر است، با كريمان و بخشندگان هم‌نشيني كند.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          34

 

 

      259- نشانه سخن مطلوب + سنجيده گويي + عاقبت نگري

      عنوان           نشانه سخن مطلوب + سنجيده گويي + عاقبت نگري

      متن  شخصي از انديشمندي درباره سخن گفتن پرسيد. گفت: سخني كه درباره آن نينديشيده‌اي، نگو و نهايت كارها را در نظر بگير، نه آغاز آنها را.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          50

 

 

      260- رهنمودهاي اخلاقي افلاطون

      عنوان           رهنمودهاي اخلاقي افلاطون

      متن  شخصي از افلاطون رهنموني اخلاقي طلب كرد؟ او گفت: هر كس در نظر خودش بزرگ باشد، در نظر مردم خرد و حقير است. و همان‌گونه كه از آفتاب، تاريكي به وجود نمي‌آيد، از مردم بي‌شرم، دوستي نمي‌آيد و همان‌گونه كه از عسل تلخي نمي‌آيد، از جوان‌مردان بي‌شرمي نمي‌آيد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          35

 

 

      261- ارزش والاي دانش

      عنوان           ارزش والاي دانش

      متن  از حكيمي پرسيدند: چرا سفارش شده است كه انسان بايد هميشه به دنبال دانش برود؟ گفت: زيرا دانش، انسان را از مرتبه پايين به بالاترين درجه مي‌رساند.

      پاورقي         منبع و مأخذ: 1. تميمي آمدي، غررالحكم و دررالكلم، ترجمه: جلال الدين محدث، تهران، دانشگاه تهران، 1360، چ 3، ص 55.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          49

 

 

      262- آموختن علم و ادب راه دستيابي به بزرگي و سروري

      عنوان           آموختن علم و ادب راه دستيابي به بزرگي و سروري

      متن  از بزرگي پرسيدند: آدمي چگونه به مقام حكومت و اميري مي‌رسد؟ گفت: با آموختن علم و ادب.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          49

 

 

 

      263- علم و دانش زينت دين و دنيا

      عنوان           علم و دانش زينت دين و دنيا

      متن  از بزرگي پرسيدند: آرايش و زينت دين و دنيا در چيست؟ گفت: دانش. و همه چيزها چون بسيار شوند، خوار و ارزان مي‌شوند، مگر دانش كه هر چه بيشتر مي‌گردد، عزيزتر مي‌شود.

      پاورقي         منبع و مأخذ: 1. شيخ صدوق، من لا يحضرة الفقيه، قم، جامعه مدرسين قم، 1404 هـ .ق، چ 2، ج 4، ص 395. 2. تميمي آمدي،‌ غررالحكم و دررالكلم، ترجمه: سيد جلال الدين محدث،‌ تهران، دانشگاه تهران، 1360، چ 3، ج 1، ص 33. 3. فتال نيشابوري، روضة الواعظين، بيروت، مؤسسه الاعلمي، 1406 هـ .ق، چ 1، ص 17.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          20

 

 

      264- سفارش سندباد حكيم به كنترل زبان

      عنوان           سفارش سندباد حكيم به كنترل زبان

      متن  شخصي از سندباد حكيم پندي خواست. او چنين گفت: زبان خويش را بسته دار تا زبان‌ها بر تو گشاده نشود؛ زيرا آنچه يك سخن را در يك لحظه تباه مي‌كند، سال‌ها اصلاح نخواهد شد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          31

 

 

      265- دانش اصل و ريشه خوبي‌ها

      عنوان           دانش اصل و ريشه خوبي‌ها

      متن  از انوشيروان عادل پرسيدند: اصل همه نيكي‌ها كدام است؟ گفت: اصل همه نيكي‌ها و شرف بزرگ، دانش است و نيك‌بخت كسي است كه يار او دانا است.

      پاورقي         منبع و مأخذ: 1. تميمي آمدي، غررالحم و دررالكلم، ترجمه: جلال الدين محدث، تهران، دانشگاه تهران، 1360، چ 3، ج 1،‌ ص 129.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          20

 

 

 

      266- تشبيه ناداني به درياي عميق

      عنوان           تشبيه ناداني به درياي عميق

      متن  از حكيمي پرسيدند: ناداني به چه چيز شبيه است؟ گفت:‌ جهل به دريايي ژرف مي‌‌ماند كه از هر طرف مي‌توان به آن داخل شد، ولي خطر هلاك و نابودي وجود دارد و نجات يافتن از آن ناممكن است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          26

 

 

 

      267- سرزنش دشمني كردن بي‌موقع با دشمن

      عنوان           سرزنش دشمني كردن بي‌موقع با دشمن

      متن  از ناصرخسرو درباره چگونگي دشمني كردن پرسيدند، گفت: بدان كه هرگاه بي‌وقت با دشمن دشمني كني، مانند آن است كه سلاح را به دست دشمن داده و خودت را نشانه تير بلا و خطر كرده باشي.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          45

 

 

 

      268- اهميّت تربيت فرزندان و امانت بودن آنها در نزد والدين

      عنوان           اهميّت تربيت فرزندان و امانت بودن آنها در نزد والدين

      متن  از حكيمي درباره پرورش و تربيتِ فرزند پرسيدند. او در بياني پندآموز و راه‌گشا چنين گفت: بدان كه فرزند در نزد پدر و مادر امانت است و دل پاك او همانند گوهري با ارزش است كه همانند موم قابليت نقش‌پذيري دارد و مانند زميني پاك است كه هر تخمي كه در آن كاشته شود، مي‌رويد؛ اگر تخم خير و خوبي كاشته شود، سعادت دين و دنيا حاصل آن است و پدر و مادر و معلم پاداش مي‌يابند.

      پاورقي         منبع و مأخذ: 1. ابن شعبه حراني، تحف العقول، ترجمه: علي اكبر غفاري، قم، مؤسسه نشر اسلامي، 1404 هـ .ق، چ 2، ص 70.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          47

 

 

      269- لزوم پرهيز از دوستي براي سود و زيان

      عنوان           لزوم پرهيز از دوستي براي سود و زيان

      متن  شخصي از حكيمي درباره انگيزه دوستي پرسيد. وي در پاسخ گفت: نبايد دوستي براي سود و زيان يا هدف‌هاي زودگذر باشد؛ زيرا هنگامي كه هدف از بين رفت، دوستي فاسد مي‌شود و كار به دشمني مي‌انجامد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          38

 

 

 

      270- سفارش بر دوستي با خدا و بيان دليل آن

      عنوان           سفارش بر دوستي با خدا و بيان دليل آن

      متن  گويند: آن‌‌گاه كه يوسف(ع) در زندان بود، مردي به او گفت: تو را دوست دارم. يوسف گفت: اي جوان‌مرد!‌ دوستي تو به چه كار من مي‌آيد؟ از اين دوستي مرا به بلا افكني و خود نيز بلا ببيني! ‌پدرم يعقوب مرا دوست داشت و بر سر اين دوستي، او بينايي‌اش را از دست داد و من به چاه افتادم. زليخا ادعاي دوستي من كرد و به ملامت مصريان مبتلا شد و من مدت‌ها زنداني شدم (اينك تو تنها خدا را دوست داشته باش تا نه بلا ببيني و نه دردسر بيافريني).

      منبع حكايت و حكمت

      نويسنده         حسين ديلمي

      ناشر            حرم

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1384

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          69

 

 

      271- درجات سه‌گانه زهد

      عنوان           درجات سه‌گانه زهد

      متن  از بزرگي پرسيدند: درجات زهد چيست؟ گفت: سه درجه: يكي آنكه از دنيا دست برمي‌‌دارد، ولي دل او به دنيا مي‌نگرد و او مجاهده و صبر مي‌كند كه دل از دنيا بردارد. اين شخص را متزهّد، يعني كسي كه به ظاهر زاهد است، مي‌گويند، نه زاهد واقعي، ولي اين، نخستين درجه و آغاز زهد است. دوم، كسي كه دل او به دنيا نمي‌نگرد، ولي به زهد خود مي‌نگرد و زهد خود را ارزشمند مي‌داند. اين شخص زاهد است، ولي كار او از كاستي و عيب خالي نيست. سوم، كسي كه در زهد نيز زاهد است؛ ‌يعني به زهد خود توجهي نمي‌كند و به آن اهميت نمي‌دهد كه اين، در حقيقت زهد واقعي است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          169

 

 

      272- مفهوم صدق و حدّ كمال آن

      عنوان           مفهوم صدق و حدّ كمال آن

      متن  از عارفي پرسيدند: «صدق» چيست؟ گفت:‌ بدان كه صدق به اخلاص نزديك است و درجه آن، بزرگ است و هر كه به كمال آن برسد، به او صدّيق ‌گويند؛ چنانكه خداوند در قرآن كريم در ستايش آنها مي‌فرمايد: «... رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَيهِ ...؛ ‌بزرگ‌مرداني هستند كه در پيماني كه با خدا بستند، راستي كردند». (احزاب: 23)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          174

 

 

 

      273- نهايت ناداني

      عنوان           نهايت ناداني

      متن  از دانايي پرسيدند: نهايت ناداني چيست؟ پاسخ داد: آنكه آدمي عادت كند به اينكه خرجش را از دخل بيشتر كند و اين كار را توانگري و آسان زيستن به شمار آورد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          27

 

 

 

      274- معني جوان‌مردي

      عنوان           معني جوان‌مردي

      متن  از بزرگي پرسيدند: جوان‌مردي به چه معناست؟ گفت: جوان‌مردي آن است كه از اشتباه برادرانت بگذري و عذرشان را بپذيري و اگر خطايي كردند، با آنها به گونه‌اي رفتار نكني كه ناچار شوي از آنها عذر بخواهي.

      منبع بازنويسي بهارستان

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          39

 

 

 

      275- تفكر وسيله برطرف سازي جهل و ناداني

      عنوان           تفكر وسيله برطرف سازي جهل و ناداني

      متن  از حكيمي پرسيدند: تفكر براي چه لازم است؟ گفت: بدان كه آدمي را در ظلمتِ جهل آفريده‌اند و او به نور نياز دارد تا از آن ظلمت و تاريكي بيرون‌ آيد و به كارِ خويش آگاه شود كه چه بايد بكند و به كدام سو بايد برود؛ سوي دنيا يا به سوي آخرت؟‌و به خود بايد مشغول باشد يا به حق؟ و اين آگاهي پيدا نمي‌شود، مگر به وسيله نورِ معرفت و اين نور معرفت از تفكر پديدار مي‌شود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          177 و 178

 

 

 

      276- بهترين شيوه سخن گفتن

      عنوان           بهترين شيوه سخن گفتن

      متن  از بزرجمهر پرسيدند: بهترين شيوه سخن گفتن كدام است؟ گفت: هر سخني كه موافقِ خرد است، نزد دوست و دشمن پسنديده است و همچون خرمايي رسيده است كه از درخت بچينند و از طعم و شيريني آن بهره ببرند و هنگامي كه سخن موافقِ خرد نباشد، نه دوست آن را مي‌پسندد و نه دشمن و مانند خرمايي نارسيده است كه از درخت چيده باشند. اين سخن، بي‌فايده است، ولي سخني كه انديشمندانه باشد، پشتوانه‌اي بزرگ و ياري‌رساني قوي است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          30

 

 

 

      277- نشانه ناداني

      عنوان           نشانه ناداني

      متن  از بزرجمهر پرسيدند: نشانه ناداني چيست؟ گفت: با نادان هم‌نشيني كردن با جاهل تنها جاهل هم‌نشيني مي‌كند؛ زيرا نادان كارهاي بسياري را از روي ناداني تباه مي‌كند و گمان مي‌برد كه آن را سامان داده است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          26

 

 

      278- دو ويژگي آشكار خردمندان

      عنوان           دو ويژگي آشكار خردمندان

      متن  شخصي از بزرگي پرسيد: دو ويژگي آشكار خردمندان كدام است؟ پاسخ گفت: يكي تواضع كردن در برابر عالمان و پيران به خاطر علم و پيري آنها است؛ چنانچه بزرگان گفته‌اند: هر كس براي خدا تواضع كند، خدا او را بزرگ گرداند و هر كس پيران را تواضع كند، به شرف پيري برسد و در هنگام پيري، بزرگ و گرامي باشد. ديگر آنكه هر كاري كه ضروري نيست، انجام ندهد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          18

 

 

 

      279- بخيل و استفاده ابزاري نادرست از آيات قرآن

      عنوان           بخيل و استفاده ابزاري نادرست از آيات قرآن

      متن  بخيلي سفارش ساخت كوزه و كاسه‌اي را به كوزه‌گر داد. كوزه‌گر پرسيد: بر كوزه‌ات چه بنويسم؟ بخيل گفت: بنويس: «فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي؛ هر كس از آن بنوشد، از من نيست!» (بقره: 249) كوزه‌گر پرسيد: بر كاسه‌ات چه نويسم؟ بخيل، بنويس: «وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي؛ هر كس از آن نخورد، او از من است». (بقره: 249)

      منبع لطايف قرآني

      نويسنده         صادق زيّني

      ناشر            زيّني

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1385

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          11 و 12

 

 

      280- چهار ادب خواندن قرآن

      عنوان           چهار ادب خواندن قرآن

      متن  از عارفي درباره آداب خواندن قرآن پرسيدند. او پاسخ داد: ادب اول قرآن را با احترام بخواني و پيش از خواندن، خود را پاكيزه سازي، وضو بگيري و با تواضع و فروتني روي به قبله بنشيني، همان‌گونه كه به نماز مي‌ايستي. ادب دوم آنكه آهسته بخواني و در معاني آن بينديشي و تدبّر كني و در بند آن نباشي كه زود قرآن را به پايان رساني. ادب سوم آنكه اگر خواندن قرآن با صداي بلند سبب ريا شود يا نماز ديگري را بر هم زند، با صداي آهسته بخواني. ادب چهارم آنكه تلاش كني قرآن را با صداي خوش بخواني؛ زيرا هر چقدر لحن زيباتر باشد، اثر قرآن در دل بيشتر خواهد شد.

      منبع بازنويسي بهارستان

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          54

 

 

      281- چهار ويژگي شايستگان براي دوستي

      عنوان           چهار ويژگي شايستگان براي دوستي

      متن  از بزرگي پرسيدند: چه كسي شايسته دوستي است؟ گفت: آن‌كه در او چهار ويژگي باشد: نخست، عقل؛ زيرا در هم‌نشيني با نادان، هيچ فايده‌اي وجود ندارد و سرانجام به جدايي مي‌انجامد؛ زيرا احمق مي‌خواهد كه نيكويي كند، ولي به سبب ناداني خود، به گونه‌اي رفتار مي‌كند كه زيان آن كار بيشتر از سود است. دوم، خلق نيكو؛‌چراكه نمي‌توان از شرّ مردِ بدخو در امان بود؛ زيرا هنگامي كه خلقش دگرگون شود، همه حقوق دوستي را در يك لحظه فراموش مي‌كند. سوم آنكه باوقار و اهلِ دوستي و انصاف باشد؛ زيرا از مردم شتاب‌زده و ستمكار نمي‌توان وفاداري انتظار داشت. چهارم آنكه نهاد و باطن او نسبت به انجام كارهاي درست رغبت نشان دهد، هر چند كه گناهكار است و نيز، از خدا بترسد؛ زيرا كسي كه از خداوند نترسد، بر او اعتمادي نيست.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          39

 

 

      282- دانش سودمندترين گنج

      عنوان           دانش سودمندترين گنج

      متن  از حكيمي پرسيدند: سودمندترين گنج كدام است؟ گفت:‌ دانش. ازاين‌رو، علم بياموزيد تا سبب رونق و زيبايي روزگار شما باشد؛ زيرا احوال جهان در حال گردش است و دانش در تمامِ احوال نيكوست و انسان، با علم و دانش بزرگ خواهد شد.

      پاورقي         منبع و مأخذ: 1. كليني، اصول كافي، ترجمه: علي اكبر غفاري، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1388 هـ. ق، چ 3،‌ ج 8، ص 19.

      منبع علي اكبر احمدي داراني

      نويسنده         اهل قلم

      مترجم/مصحح            تهران

      صفحه          48

 

 

 

      283- علم و دانش بهترين كار

      عنوان           علم و دانش بهترين كار

      متن  از حكيمي پرسيدند: بهترين همه چيزها چيست؟ گفت: دانش؛ چنانكه خداوند مي‌فرمايد: «قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو آيا آنان كه مي‌دانند با آنان كه نمي‌دانند، برابرند؟!» (زمر: 9) در حقيقت كسي كه نفسش با زينت علوم آراسته نشده باشد، از انسانيت به دور است و نتيجه نفس او، جهل و ناداني است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          31

 

 

      284- سفارش به خوش‌خويي

      عنوان           سفارش به خوش‌خويي

      متن  شخصي به «احمد به خالد» گفت: خدا به تو عطايي كرده ‍[است] كه به رسول خدا(ص) نكرده بود. احمد از اين گفته در خود فرورفت و به خشم آمد و با تندي از گوينده سؤال كرد كه: اي كم خرد! آن چيست كه خداوند به من عطا كرده و به رسول خدا(ص) ارزاني نداشته است؟‌ آن مرد در پاسخ گفت: خداوند به رسول خودش مي‌فرمايد: «لَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ؛ اي پيامبر! ‌اگر تندخو و سخت‌دل بودي، مردم از گرد تو متفرق مي‌شدند.» (آل عمران: 159)، در صورتي كه تو، تندخو و سخت‌دل هستي و ما از گِردت پراكنده نمي‌شويم!

      منبع لطايف قرآني

      صفحه          14

 

 

      285- اقتضاي داد و انصاف

      عنوان           اقتضاي داد و انصاف

      متن  از بطلميوس پرسيدند: اقتضاي داد و انصاف چيست؟ جواب داد: آن است كه چون كسي به تو نيكي مي‌كند، سپاس‌گزاري و تلافي كني.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      صفحه          67

      286- سفارش به تحصيل نيت خير

      عنوان           سفارش به تحصيل نيت خير

      متن  شخصي به عالمي گفت: مرا عملي بياموز كه شب و روز به آن مشغول شوم تا هيچ وقت از كار خير خالي نباشم. به او گفت: چون همواره نمي‌تواني كار خير انجام دهي، پس هميشه نيت خير داشته باش تا دايماً ثواب كار خير برايت نوشته شود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          170

 

 

 

      287- چگونگي برخورد عباد رحمان با جاهلان

      عنوان           چگونگي برخورد عباد رحمان با جاهلان

      متن  مهدي عباسي، سومين خليفه عباسي، پسري به نام ابراهيم داشت كه نسبت به حضرت علي(ع) كينه خاصي مي‌ورزيد. روزي نزد مأمون، هفتمين خليفه عباسي آمد و به او گفت: در خواب حضرت علي(ع) را ديدم كه با هم راه مي‌رفتيم تا به پلي رسيديم؛ او مرا در گذشتن از پل مقدم داشت. من به او گفتم: تو ادعا مي‌كني كه امير بر مردم هستي، ولي ما در مقام حكم‌راني پادشاهي، از تو سزاوارتريم. مأمون گفت: آن حضرت بر تو چه پاسخي داد؟ ابراهيم گفت: ‌چند بار بر من سلام كرد و گفت: سلاماً ... سلاماً ... . مأمون گفت: او تو را ناداني كه قابل پاسخ نيست، معرفي كرده است؛ زيرا قرآن در توصيف بندگان خاص خود مي‌فرمايد: وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا. (فرقان: 63) بندگان [خاص خداوند] رحمان، كساني هستند كه با آرامش و بي‌تكبر بر زمين راه مي‌روند و هنگامي كه جاهلان آنها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گويند]،‌به آنها سلامي مي‌گويند و با بي‌اعتنايي و بزرگواري مي‌گذرند.

      منبع لطايف قرآني

      صفحه          74 و 75

 

 

 

 

      288- معنا و مفهوم شكر

      عنوان           معنا و مفهوم شكر

      متن  از بزرگي پرسيدند: علم «شكر» چيست؟ گفت:‌ آن است كه بداني هر نعمتي كه به تو مي‌رسد، از خداست و هيچ كس با خدا در دادن نعمت شريك نيست و تا هنگامي كه غير از خدا را دهنده نعمت ببيني، علمِ شناخت شكر و معرفت شكرِ تو درست و كامل نيست. نعمت را از هر دستي كه بگيري يا به هر وسيله‌اي كه به تو برسد، بايد بداني كه دهنده اصلي نعمت، خداست و اوست كه كسي را واسطه قرار داد تا نعمت را به تو برساند. پس بايد بداني همه مردماني كه نعمت در كف آنهاست، مانند خزانه‌دارند و خداوند، مَلكِ است و خزانه‌دار به دستور ملك، مال و نعمت را به كسي مي‌دهد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          160

 

      289- مأمور بودن انسان به عبادت با اخلاص

      عنوان           مأمور بودن انسان به عبادت با اخلاص

      متن  از بزرگي پرسيدند: انسان را به چه چيز فرمان داده‌اند؟ گفت: ‌عبادتِ با اخلاص.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          172

 

 

      290- توصيف بالاترين درجه ناداني

      عنوان           توصيف بالاترين درجه ناداني

      متن  از «يحيي معاذ»، عارف بزرگ پرسيدند: بالاترين درجه ناداني چيست؟ گفت: آنكه كسي تخم آتش دوزخ بكارد و اميد بهشت داشته باشد و نيز سراي نيكو بخواهد، در حالي كه كار گناهكاران را انجام مي‌دهد و براي عمل ناكرده، انتظار پاداش داشته باشد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          163

 

 

      291- سفارش به تقواي الهي

      عنوان           سفارش به تقواي الهي

      متن  گويند مريدي از مرادش خواست كه به او سفارشي سودمند كند. مراد گفت: در پنهان و آشكار از خدا بترس، در گفتار زياده‌روي نكن، از گناه دوري كن، گرد شهوت نگرد، نماز را هيچ‌گاه از دست نده، با جفاي مردم بساز و با افراد صالح و بزگوار رفاقت كن!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          71

 

 

 

      292- ارزشمندي دوستي مردم براي خدا

      عنوان           ارزشمندي دوستي مردم براي خدا

      متن  گويند مردي به زيارت يكي از دوستان خود مي‌رفت. خداي تعالي فرشته‌اي بر سر راه او فرستاد و از او پرسيد: كجا مي‌روي؟ گفت: به زيارت فلان برادر. گفت:‌ حاجتي نزد او داري؟ گفت: نه. گفت: با او خويشي داري؟ گفت: نه. گفت: در حق تو نيكي كرده است. گفت:‌ نه. گفت: پس چرا پيش او مي‌روي؟ گفت: براي خداي، او را دوست دارم.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          70

 

 

      293- مفهوم رضا، تفويض، شوق

      عنوان           مفهوم رضا، تفويض، شوق

      متن  از عارفي پرسيدند: منظور از مقام‌هاي «رضا»، «تفويض» و «شوق» چيست؟ گفت: مقام رضا يعني راضي بودن از خدا و اينكه هر چه او بخواهد، به آن خشنود شويم و تفويض يعني واگذاشتن كار خود به خدا و شوق يعني اشتياق به رسيدن حق. و اينها همه از خاصيت‌هايت محبت است كه به دنبال محبت حق در وجود انسان پديدار مي‌شود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          165

 

 

 

      294- فرق نيّت دنيا با نيت آخرت

      عنوان           فرق نيّت دنيا با نيت آخرت

      متن  شخصي از بزرگي خواست كه درباره «نيت»،‌ به او پندي دهد. آن بزرگ چنين گفت: هر كه دنيا نيت و همت او باشد، هميشه فقر و درويشي در برابر چشمان اوست و هنگامي كه از دنيا برود، عاشق دنيا مرده است و هر كه آخرت نيت و اراده او باشد، خداي تعالي دل او را توانگر سازد و وقتي از دنيا برود، زاهد و پرهيزكار مي‌ميرد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          170

 

 

 

      295- پشيماني اساس توبه

      عنوان           پشيماني اساس توبه

      متن  از حكيمي پرسيدند: اصل توبه چيست؟ پاسخ داد: پشيماني است و نتيجه آن پشيماني، اراده‌اي است كه پديدار مي‌شود و نشانه اين پشيماني آن است كه اندوه و حسرت او مداوم باشد؛ زيرا كسي كه خود را در معرض هلاك ببيند، هيچ‌گاه از حسرت و اندوه جدا نيست.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          157

 

 

 

      296- راه تحصيل بهشت جاودان

      عنوان           راه تحصيل بهشت جاودان

      متن  از عارفي بزرگ، پرسيدند: بهشت جاودان چگونه به دست مي‌آيد؟ گفت: بهشتِ بي‌پايان، با عملِ خير چند روزه عمر به دست نمي‌آيد، بلكه به وسيله نيت خير نصيب انسان مي‌شود؛ زيرا نيت را پايان و نهايتي نيست.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          170

 

 

      297- بزرگي رحمت خدا از گناه بندگان

     

      عنوان           بزرگي رحمت خدا از گناه بندگان

      متن  گويند بزرگي شخصي را ديد كه از گناهان زياد نوميد شده بود. ازاين‌رو، براي دلداري دادن به او چنين گفت: نوميد مشو كه رحمت خدا از گناه تو عظيم‌تر است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          163

 

 

 

      298- معني توبه از گناه

      عنوان           معني توبه از گناه

      متن  از حكيمي پرسيدند: توبه از گناه چيست؟ گفت: توبه آن است كه ديگر هرگز آن را انجام ندهي.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          156

 

 

      299- حقوق همسايه‌

      عنوان           حقوق همسايه‌

      متن  از عارفي درباره حقوق همسايه پرسيدند. پاسخ داد: حق او آن است كه اگر از تو ياري بخواهد، به او ياري برساني، اگر از تو وام خواست، به او بدهي، اگر تنگ‌دست باشد، به او كمك كني، اگر بيمار باشد، به عيادتش بروي، اگر بميرد، جنازه او را تشييع كني، اگر به او شادي‌اي برسد، به او تبريك بگويي و اگر اندوهي به او رسد، به وي تسليت بگويي، وقتي ميوه مي‌خوري، براي همسايه هم بفرستي و اگر نمي‌تواني بفرستي، ‌ميوه را پنهان خوري و نپسندي كه فرزند تو ميوه به دست گيرد و از خانه بيرون رود تا فرزندان همسايه تهي‌دست ببينند، نبايد همسايه را به دود آشپزخانه خود برنجاني، مگر آنكه از غذاي خود براي او نيز بفرستي. و بدان كه از حقوق همسايه آن است كه از بام خانه خود به خانه همسايه نگاه نكني و اگر خاك در برابر خانه تو ريخت، با او جنگ و دعوا نكني و هر چه از عيب‌هاي او باخبر شوي، پنهان كني و به سخن گفتن او دزدانه گوش نكني و چشم از خانواده او بپوشاني.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          94 و 95

 

 

 

      300- وجود چهار نوع اخلاق در نهاد آدمي

      عنوان           وجود چهار نوع اخلاق در نهاد آدمي

      متن  از عارفي پرسيدند: چند نوع اخلاق در نهاد آدمي وجود دارد؟ گفت: چهار نوع: اخلاق چهارپايان؛ اخلاق درندگان؛ اخلاق شياطين و اخلاق ملائكه. شهوت و آزي كه در سرشت انسان وجود دارد، اخلاق چهارپايان است، خشم گرفتن، اخلاق درندگان، مكر و حيله و دگرگون جلوه دادن حقيقت و سخن‌چيني و فتنه‌انگيزي ميان مردم، كار شيطان و دوست داشتن علم و خوبي و پرهيز از كار زشت و اصلاح ميان مردم و دوري گزيدن از كارهاي پست و بي‌مقدار، از صفات و اخلاق فرشتگان است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          22

 

 

      301- اهميّت رضايت پروردگار در بنده خداوند بودن

      عنوان           اهميّت رضايت پروردگار در بنده خداوند بودن

      متن  عارفي را بعد از مرگش در خواب ديدند و پرسيدند: نكير و منكر چه پرسيدند و تو چه جواب دادي؟ [گفت:] از من پرسيدند، پروردگارت كيست؟ در جواب ايشان گفتم: از من نپرسيد، از خداي تعالي سؤال كنيد؛ اگر فرمود او بنده و عبد من است، كفايت مي‌كند وگرنه من هر چند مكرر بگويم بنده اويم، اگر قبول نكند، فايده ندارد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          237

 

 

 

      302- نشانه انسان دانا

      عنوان           نشانه انسان دانا

      متن  از سقراط پرسيدند: دانا چه كسي است؟ پاسخ داد: كسي كه دشمنان از آزار او در امان باشند، نه كسي كه دوستان از او در هراس باشند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          80

 

 

      303- بيم و اميد راه دست‌يابي به مقامات پسنديده

      عنوان           بيم و اميد راه دست‌يابي به مقامات پسنديده

      متن  از صاحب‌دلي پرسيدند: پوينده راه خدا چگونه به مقامات پسنديده مي‌رسد؟ پاسخ داد: با خوف و رجا؛ يعني بيم و اميد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          162

 

 

 

      304- انسان در گرو اعمال خويش

      عنوان           انسان در گرو اعمال خويش

      متن  از بزرگي پرسيدند: انسان در گرو چيست؟ گفت: كردار خويش.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          167

      305- استواري راه دين بر چهار اصل

      عنوان           استواري راه دين بر چهار اصل

      متن  از عارفي پرسيدند: مدارِ راه دين بر چند اصل است؟ گفت: چهار اصل: نفس انسان؛ حق تعالي؛ دنيا و آخرت. و از اين چهار اصل، دو اصل، جُستني و دو اصل، جَستني است. «دنيا» و «نفس»، جَستني است و «خداوند» و «آخرت»،‌ جُستني است. براي «جُستن» خداوند براي «جُستن» آخرت، از «نفس» و از «دنيا» بايد «جَست».

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          166

 

 

 

      306- در چيستي اسباب دوستي

      عنوان           در چيستي اسباب دوستي

      متن  از حكيمي پرسيدند: اسباب دوستي كدامند؟ پاسخ داد: سبب اول در دوستي، نيكوكاري است. آدمي كسي را دوست دارد كه به او نيكي كرده باشد. به همين سبب گفته‌اند: «اَلاِنسانُ عَبيدُ الاِحسانِ.» سبب دوم آنكه انسان هر نيكوكاري را دوست مي‌دارد، هر چند با او نيكويي نكرده با شد. و دليل سوم، مناسبت و هم‌جنسي است؛ زيرا انسان با كسي كه با او هم‌سال، هم‌شغل يا هم‌فكر است، مانند دانشمند با دانشمند يا بازاري با بازاري دوست مي‌شود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          181

 

 

 

      307- دليل جداسازي حضرت يوسف(ع) از حضرت يعقوب در كلام خداوند

      عنوان           دليل جداسازي حضرت يوسف(ع) از حضرت يعقوب در كلام خداوند

      متن  نقل است كه خداوند به يعقوب(ع) وحي فرستاد كه آيا مي‌داني كه چرا يوسف(ع) را چندين سال از تو جدا كردم؟ از آن جهت كه گفتي: «أَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ؛ ‌ترسم كه گرگ او را بخورد.» (يوسف: 13) چرا از گرگ ترسيدي و به من اميد نداشتي و از غفلت برادران او بينديشيدي، ولي از حفظ من نيندشيدي؟!

      صفحه          162

 

 

 

      308- نگاه در مال اهل دنيا از بين برنده حلاوت ايمان از دل انسان

      عنوان           نگاه در مال اهل دنيا از بين برنده حلاوت ايمان از دل انسان

      متن  از عارفي پرسيدند: آن چست كه از بين برنده حلاوت ايمان از دل آدمي است؟ پاسخ گفت: نگرستن در مالِ اهل دنيا. و اين، به آن دليل است كه اگر حلاوت دنيا در دل پديدار شود، براي حلاوت ذكر حق مزاحمت به وجود مي‌آورد؛ زيرا دو حلاوت و شيريني در يك دل جمع نمي‌شود و در وجود، دو چيز بيشتر نيست: يا حق است يا ناحق؛ زيرا هنگامي كه اناسن غير حق دل ببندد، به همان اندازه كه دلبستگي‌اش نسبت به حق كم مي‌شود و هر چقدر كه از غير حق دل بكند، به خداوند نزديك‌تر مي‌شود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          167

 

 

      309- منظور از حال شكر

      عنوان           منظور از حال شكر

      متن  از بزرگي پرسيدند: منظور از حالِ شكر چيست؟ گفت: آن شادي كه از شناخت صاحب نعمت در دل پديد مي‌آيد، حال شكر است. كسي كه خداي تعالي به او نعمتي دهد، اگر تنها به نعمت شاد شود، نه به نعمت‌دهنده، اين شادي، شكر نيست و اگر به نعمت‌دهنده شاد شوند تنها براي آنكه نعمت داده است، اين شكر است، ولي شكري ناقص و اگر بدين دليل شاد شود كه اين نعمت سبب مي‌شود تا او با آسودگي خاطر به عبادت و كسب علم بپردازد و نزديكي و قرب به درگاه الهي را طلب كند، اين، كمال شكرگزاري است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          160

 

 

 

      310- سه دسته بودن انسان‌هاي تهي دست

      عنوان           سه دسته بودن انسان‌هاي تهي دست

      متن  از عارفي پرسيدند: انسان‌هاي تهي‌دست چند دسته‌اند؟ گفت: سه دسته: يكي آن كه مال ندارد؛ ولي تا آنجا كه بتواند مال مي‌خواهد؛ اين را فقير حريص گويند. دوم آن كه طلب مال نمي‌كند و اگر به او بدهند، نمي‌گيرد؛ اين زاهد است. سوم آن‌كه نه مال را طلب مي‌كند و نه رد مي‌كند؛ يعني اگر به او بدهند، مي‌گيرد و اگر ندهند، طلب نمي‌كند؛ اين را فقير قانع مي‌گويند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          167

 

 

      311- سه دليل ارزشمندي زهد پيشه كردن

      عنوان           سه دليل ارزشمندي زهد پيشه كردن

      متن  از عارفي پرسيدند: بهترين نوع عبادت چيست؟ گفت: عبادت كردن خدا كه به اميد فضل و كرم او باشد، بهتر از ترس از كيفر است؛ زيرا از اميد، محبت پيدا مي‌شود و هيچ مقامي بالاتر از مقام محبت نيست و از خوف و ترس، بيم آن مي‌رود كه نفرت حاصل آيد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          162

 

 

      312- زهد

      عنوان           زهد

      متن  به بزرگي گفتند: به چه مناسبت زهد را برگزيدي؟ گفت: سه جهت: نخست، ديدم قبر وحشتناك است و انيسي ندارم. دوم، راه دور و دراز است و توشه ندارم. سوم، قاضي محكمه قيامت، خداي جبار است و بهانه‌اي ندارم.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          415

 

 

 

      313- رحمت الهي وسيله ورود انسان به بهشت

      عنوان           رحمت الهي وسيله ورود انسان به بهشت

      متن  عارفي گفت: شبي به خواب ديدم كه قيامت بر پا شده است و مرا حاضر كردند. حق گفت: در اين روز چه آوردي؟ گفتم: بار خدايا! ‌هفتاد حج و عمره. گفت: خزينه من پر از حج و عمره است. گفتم: هفتاد جنگ در راه خدا. گفت: خزينه من از اين هم پر است. گفتم: خداوندا! هفتاد هزار ختم قرآن. گفت: خزينه من از اين پر است. گفتم: نمازهاي به جماعت. گفت: خزانه من پر است. گفتم: الهي به فقر و نياز آمده‌ام، اميد بخشايش رحمت و كرم دارم. گفت: اكنون راست مي‌گويي، در خزينه ما جز رحمت و فقر و نياز نيست. پس به رحمت الهي در بهشت وارد شو.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      صفحه          232

 

 

      314- بهترين انگيزه دوستي با گناهكاران

      عنوان           بهترين انگيزه دوستي با گناهكاران

      متن  به يكي از بزرگان كه اهل فضيلت بود، گفتند: چرا با فلان دوستت كه بر انجام گناهان اصرار مي‌ورزد، قطع رابطه نمي‌كني؟ گفت: آن دوست من، امروز به فضايل من محتاج است. شرط دوستي اقتضا مي‌كند كه من به وسيله دوستي، دست او را بگيرم تا به فضل خداي متعال او را از كارهاي زشت باز دارم و از آتش دوزخ برهانم.

      منبع حكايت و حكمت

      صفحه          155

 

 

      315- درجه‌هاي تقوا

      عنوان           درجه‌هاي تقوا

      متن  از عارفي پرسيدند: درجات ترس از خدا (تقوا) چيست؟ گفت: بدان كه ترس از خدا سه درجه دارد: ضعيف، قوي و معتدل. ترس پسنديده، ترس معتدل است و ترس ضعيف آن است كه انسان را به كار خير وادار نمي‌كند و ترس قوي ممكن است انسان را به نوميدي برساند. بنابراين، ترس قوي و ضعيف هر دو ناپسند است. از اين رو، ترس از خدا بايد معتدل باشد تا هم آدمي را از گناهان باز دارد و هم به پيروي از حق وا دارد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      صفحه          164

 

 

      316- اقسام آفريده‌هاي خداوند بر انسان از نظر سود و زيان

      عنوان           اقسام آفريده‌هاي خداوند بر انسان از نظر سود و زيان

      متن  شخصي از حكيمي درباره آفريده‌هاي خدا براي آدمي پرسيد. حكيم چنين گفت: بدان كه هر چه خداي تعالي براي آنان آفريده است چهار قسم است: نخست، آن چيزي است كه هم در اين جهان سودمند است و هم در آن جهان، مانند: علم و اخلاق نيكو كه در اين جهان، نعمت حقيقي همين است. دوم، آنچه در هر دو جهان زيان‌آور است، مانند: ناداني و بدخويي كه بلاي حقيقي اين است. سوم، آنچه در اين جهان سبب راحتي و در آن جهان سبب رنج است، مانند: فراواني نعمت دنيا و لذت بردن و بهره‌ گرفتن از آن. چهارم، آنچه در اين جهان با رنج همراه است و در آن جهان سبب آسايش آدمي مي‌شود، مانند: مخالفت با هوس‌ها و شهوت‌ها كه اين نعمت نزد عارفان مانند داروي تلخ نزد بيمار عاقل است، ولي نزد نادانان، بلاست.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          161 و 162

 

 

      317- سه چيز انگيزه و ابزار پويايي در انسان

      عنوان           سه چيز انگيزه و ابزار پويايي در انسان

      متن  از بزرگي پرسيدند: انگيزه و ابزار حركت و پويايي در آدمي چيست‌؟ گفت:‌ سه چيز است: علم، اراده و قدرت. در حقيقت براي انجام هر كاري، اين سه نيرو لازم است و حركت، پيرو قدرت است و قدرت، پيرو اراده است و از طرفي، بدون علم نيز خواستن صورت نمي‌پذيرد؛ زيرا انسان چيزي را كه نمي‌شناسد، چگونه ممكن است بخواهد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          170

 

 

      318- تنهايي عامل رنج آدمي

      عنوان           تنهايي عامل رنج آدمي

      متن  «از بزرگي پرسيدند: رنج در چيست؟ پاسخ داد: در تنهايي».

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          239

 

 

      319- خودپسندي و خودبيني كليد همه بدي‌ها

      عنوان           خودپسندي و خودبيني كليد همه بدي‌ها

      متن  از حكيمي پرسيدند: كليد همه بدي‌ها چيست؟ پاسخ داد: خودپسندي و خودبيني.

      منبع بازنويسي بهارستان

      صفحه          40

 

 

      320- چيستي حقيقت عملي شكر

      عنوان           چيستي حقيقت عملي شكر

      متن  از صاحب‌دلي پرسيدند: حقيقت عملي شكر چيست؟ پاسخ داد: به دل است و به زبان و به تن. شكرِ به دل آن است كه براي همه خلق خير بخواهد و بر نعمت هيچ‌كس حسد نورزد. شكر به زبان آن است كه شكر و «الحمدلله» ‌بگويد. شكر به تن آن است كه چون همه اعضاي بدن، نعمت خداوند است، هر يك از اعضا را به كاري وا داري كه براي‌ آن آفريده شده است؛ با دستت به ديگران ياري رساني، با پايت به راه خير بروي، با زبان،‌ سخن نيكو بگويي و به همين گونه همه اعضاي تن را به كارهاي خير كه رضاي خدا در آن است، به كار اندازي.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          161

 

 

      321- علاج علمي خشم

      عنوان           علاج علمي خشم

      متن  از حكيمي پرسيدند: علاج علمي خشم چيست؟ گفت:‌ آن است كه آفت و شرّ خشم را بشناسد و رفتار كساني را كه خشم مي‌گيرند مورد نظر و مطالعه قرار دهد. آن گاه صورت كسي را كه خشم مي‌گيرد مانند گرگي مي‌بيند كه به جان كسي افتاده و ظاهر او از ظاهر انسان بيرون رفته است. پس از مشاهده اين حالت، علم مي‌يابد كه خشم حالت حيواني و درّنده‌خويي است، در مقابل كساني كه سيرت انبيا در پيش گرفته‌اند و ملايمت و مدارا را پيشه ساخته‌اند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          141

 

 

      322- مرگ درب عالم غيب

      عنوان           مرگ درب عالم غيب

      متن  از عارفي در حال احتضار سؤالي شد. چشمان او پر از اشك شد و گفت: اي فرزند! نود و پنج سال است دري را مي‌كوبم، حال آن در به روي من باز شد. نمي‌دانم اين در سعادت است كه به رويم باز شد يا در شقاوت؟ آن قدر مي‌دانم كه وقت پاسخ گفتن فرا رسيده است.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          222

 

 

 

      323- خدا خريدار جان‌ها و مال‌ها

      عنوان           خدا خريدار جان‌ها و مال‌ها

      متن  «عبدالواحد بن زياد» مي‌گويد: براي جهاد از شهر بيرون رفتيم. مردي در بين ما بود كه اين آيه را قرائت مي‌كرد: «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ؛ خداوند جان و مال مؤمنان را به بهاي بهشت خريداري كرده است.» (توبه: 111) نوجواني برخاست و گفت: «قَدْ بِعْتُ نَفْسي و مَالي للهِ بأنَّ لِيَ الجَنّة؛ من جان و مال خود را به خدا فروختم تا بهشت از آنِ من باشد.» ما حركت كرديم تا به شهرهاي روم رسيديم. آن نوجوانِ رزمنده، در ميدان جنگ حاضر شد و آن قدر جنگيد تا به شهادت رسيد.(1)

      پاورقي         1. محمد حسين محمدي، هزار و يك حكايت قرآني، لاهيجي، 1382، چ اول، ص 298.

      منبع ظريفان و قرآن

      نويسنده         احمد رنجبري حيدر باغي

      ناشر            رازبان

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1385

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          49

 

 

      324- ويژگي‌هاي توبه انسان عاقل

      عنوان           ويژگي‌هاي توبه انسان عاقل

      متن  از حكيمي پرسيدند: توبه عاقل چگونه است؟ گفت:‌ آمرزش خواستن با زبان، پشيماني دل، جدايي بدن از گناه و تصميم بر ترك آن، كم‌خوري، كم‌نوشي، دشمني دنيا و دوستي آخرت.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          75

 

 

 

      325- خوش خلقي بهترين نعمت خدا به بنده

      عنوان           خوش خلقي بهترين نعمت خدا به بنده

      متن  از بزرگي پرسيدند: بهترين چيزي كه خدا به بنده مي‌دهد چيست؟‌ گفت: خلق نيكو.

      پاورقي         1. امام حسن(ع) نيز مي‌فرمايد: «اِنَّ اَحْسَنَ الْحَسَنِ اَلْخُلْقُ الْحَسَنُ؛ بهترين چيز خوب، اخلاق خوب است». (شيخ صدوق، خصال، محقق: علي اكبر غفاري، قم، مؤسسه نشر اسلامي، 1403 هـ .ق، ص 29)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          119

 

 

      326- عجله عامل پشيماني خردمند

      عنوان           عجله عامل پشيماني خردمند

      متن  از بزرگي پرسيدند: چه چيز براي خردمند پشيماني مي‌آورد؟ جواب داد: شتاب كردن در كارها.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          240

 

 

      327- اندوه ثمره دوستي دنيا

      عنوان           اندوه ثمره دوستي دنيا

      متن  از حكيمي پرسيدند: چه كسي هميشه گرفتار اندوه و ملال است؟ گفت:‌ طالب دنيا.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          212

      328- سفارش بزرگمهر بر دل نبستن به دنيا

      عنوان           سفارش بزرگمهر بر دل نبستن به دنيا

      متن  هنگام مرگ به بزرگمهر گفتند: وصيتي كن. گفت: چه وصيت كنم؟ جاهل به دنيا آمدم و به اكراه مي‌روم. آن خانه‌اي كه بنده، جاهل وارد شود و ناخواسته مكروه خارج شود سزاوار است كه به آن دل نبندند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          296

 

 

 

      329- جايگاه پسنديده سخن گفتن

      عنوان           جايگاه پسنديده سخن گفتن

      متن  از حكيمي سؤال شد: سخن گفتن در چه جايگاهي خير و پسنديده است؟ گفت: در سخن گفتن خير نيست، مگر فرمان دادن به صدقه يا به كار خير يا صلح دادن مردم.

      پاورقي         لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ؛ هيچ فايده و خيري در سخنان سرّي آنها نيست مگر آنكه كسي در صدقه دادن و نيكويي كردن و اصلاح ميان مردم سخن سرّي بگويد. ‌(نساء: 114)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          133

 

 

 

      330- كسب مال حلال راه نجات رستگاري

      عنوان           كسب مال حلال راه نجات رستگاري

      متن  گويند: «هشام بن عبدالملك» از عالمي به نام «ابو حازم» پرسيد: راه نجات من چيست؟ ابوحازم گفت: هر مالي كه مي‌گيري از راهي بِستان كه شرعي باشد نه با ستم و خشونت، و در جايي صرف كن كه مناسب آن است. هشام گفت: چه كسي مي‌تواند اين كار را بكند؟ ابوحازم گفت: آن كه طاقت دوزخ ندارد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          52

 

 

      331- چيستي بيماري دل و راه درمان آن

      عنوان           چيستي بيماري دل و راه درمان آن

      متن  از بزرگي سؤال شد: منظور از دل بيمار در آيه «في قُلُوبِهِم مَرَضٌ» (بقره: 10) چيست؟ او گفت: هر كس معرفت و طاعت خدا را دوست نداشته باشد، در حقيقت دلش بيمار است و علاج اين بيماري را چاره‌اي جز مخالفت با هواي نفس نيست.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          125

 

 

      332- شرايط نهي كننده از منكر

      عنوان           شرايط نهي كننده از منكر

      متن  از حكيمي پرسيدند: كسي كه نهي از گناه و منكر مي‌كند بايد داراي كدام خوي و خصلت باشد؟ گفت: سه خصلت: علم، ورع (پرهيزكاري) و حُسن خلق؛ زيرا اگر علم نداشته باشد كار خوب را از بد تشخيص نمي‌دهد، اگر پرهيزكار نباشد با غرض كار مي‌كند و اگر حسن خلق نداشته باشد وقتي او را برنجانند خشم مي‌كند و خدا را فراموش كرده، به ميل خود مجازات مي‌كند نه بر ميزان حق، و در اين صورت نهي از منكر او تبديل به گناه و معصيت مي‌شود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          114

 

 

      333- پنج فايده صبر

      عنوان           پنج فايده صبر

      متن  از حكيمي سؤال شد: در صبر چند فايده است؟‌ جواب داد: اول، در صبر اميد فرج و گشايش است. دوم، اميد رسيدن به راستي و درستي است كه گفته‌اند: هر كه در كارها درنگ و صبر كند، كارش حل مي‌شود يا نزديك به حل شدن است و هر كس كه عجله كند خطا مي‌كند يا نزديك است به خطا كردن. سوم، در صبر اميد رسيدن به پيروزي است. چهارم، در صبر نيكويي است كه گفته‌اند: هيچ نيكويي بزرگوارتر از صبر نيست؛ زيرا كه در عجله كردن، گناه موجود است. پنجم، صبر، اقتدا كردن به خداوند است.

      پاورقي         1. امام علي(ع): «اِصْبِرْ تَظْفَرْ؛ صبر كن تا ظفر يابي». 2. صبر و ظفر هر دو دوستان قديم‌اند * بر اثر صبر نوبت ظفر آيد (حافظ) 3. صبر گشاينده هر مشكل است. 4. مرغي است صبر، كو را جز خير، بال و پر نيست. (ناصر خسرو) 5. به كام دل رسد يك روز، ‌صابر. (اسعد گرگاني)

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          62

 

 

      334- شش حقّ دوستي

      عنوان           شش حقّ دوستي

      متن  از حكيمي سؤال شد: حقوق دوستي چيست؟ جواب داد: اول، از ايثار مالِ خود در راه يكديگر دريغ نكنند به حدي كه اسراف و تبذير نباشد و اين كار در شرايط دوستي درجه‌اي بزرگ است و خداوند در حقّ اين افراد مي‌گويد: «آنها را بر خودشان مقدم مي‌دارند». دوم، ياري دادن دوستان در كارهاي مهم و نيازمندي‌ها است پيش از آنكه دوست، نياز خود را ابراز كند به شرطي كه اين كار با خوش‌دلي و خوش‌رويي انجام شود. سوم، آنكه درباره دوستان خود به نيكي سخن گويد و عيب‌هاي آنها را بپوشاند و شرايط دوستي با آنان را در غيبت همچنان نگاه دارد كه در حضور آنان حفظ مي‌كند. چهارم، مهرباني خود را با زبان بيان كند. پنجم، مصلحت‌هاي ديني و دنيوي را به دوست بياموزد. ششم، اگر دوست لغزش و تقصيري كرد او را ببخشد و اگر كار حرامي انجام داد و يا واجبي را ترك كرد، مستحب است كه دوستي با وي را مكروه نداند و از وي جدا نشود.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          39 و 40

 

 

 

      335- كردار و رفتار نيك راه كسب ذخيره اخروي

      عنوان           كردار و رفتار نيك راه كسب ذخيره اخروي

      متن  از بزرگي سؤال شد: ذخيره اخروي چگونه به دست مي‌آيد؟ پاسخ داد: با كردار و گفتار نيك. همچنان‌كه در قرآن آمده است: «همان طور كه خدا به تو نيكي كرده، نيكي كن». (قصص: 77)

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          65

 

 

 

      336- چند تأثير هم‌نشين بد

      عنوان           چند تأثير هم‌نشين بد

      متن  از بزرگي پرسيدند: كدام خصلت‌ها از هم‌نشين بد به انسان منتقل مي‌شود؟ گفت: گستاخي، بي‌شرمي، دروغ گفتن، لجاجت و بي‌باكي.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          48

 

 

      337- دشمن داشتن دنيا راه رسيدن به منزلت دوستي خدا

      عنوان           دشمن داشتن دنيا راه رسيدن به منزلت دوستي خدا

      متن  شخصي از بزرگي خواست كه به او چيزي بياموزد تا خدا به آن وسيله او را دوست خود گيرد. آن بزرگ در جواب گفت: دنيا را دشمن بداريد تا خداوند شما را دوست گيرد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          143

 

 

 

      338- نشانه‌هاي سه گانه خردمند

      عنوان           نشانه‌هاي سه گانه خردمند

      متن  از «يحيي بن معاذ» عارف بزرگ پرسيدند: عاقل كيست؟ گفت:‌ آن‌كه سه كار كند: از دنيا دست بردارد، پيش از آنكه دنيا از او دست بردارد، گور خود آباد كند، پيش از آنكه به گور برود؛ يعني پيش از مردن اعمال خير انجام دهد. خداوند را خشنود كند پيش از آنكه روز قيامت در درگاه او حاضر شود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          144

 

 

 

      339- دو حالت توانگر و لزوم اعتدال در كسب مال

      عنوان           دو حالت توانگر و لزوم اعتدال در كسب مال

      متن  از حكيمي پرسيدند: توانگر چند حالت دارد؟ گفت: دو حالت: يكي بخل و امساك و ديگري بخشش و سخاوت. و بخشنده نيز ممكن است به دو حالت بخشندگي كند، كه يكي اسراف و زياده‌روي است و ديگري اقتصاد و ميانه‌روي كه اولي ناپسند و دومي پسنديده است. بنابراين لازم است كه انسان در كسب مال و هزينه آن صورت‌هاي درست و نادرست آن را بشناسد و از مال به قدر كفايت بهره بگيرد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          145

 

 

      340- راه خوش‌بختي فرزند

      عنوان           راه خوش‌بختي فرزند

      متن  از سقراط حكيم سؤال شد كه خوشبختي فرزند در چيست؟ گفت: در آن است كه دل پدر را نگاه دارد زيرا هيچ كس نمي‌خواهد كسي برتر از خودش گردد مگر پدر كه علم و خرد و نيكي فرزندش را بيشتر از خود مي‌خواهد و پيوسته رنج‌ها را بر خود هموار مي‌كند تا فرزندش به آسايش و نيك‌نامي برسد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          48

 

 

      341- علاج علمي تكبّر

      عنوان           علاج علمي تكبّر

      متن  از بزرگي سؤال شد: علاج علمي تكبر چيست؟ گفت: علاج علمي آن است كه خداي تعالي را بشناسد كه در صورت شناخت حق، مي‌فهمد كه كبر يا عظمت شايسته كسي جز خداوند نيست و خود را نيز بشناسد كه از او حقيرتر و خوارتر و ذليل‌تر كسي نيست. چرا كه اگر به آغاز زندگي خود بينديشد، قطره آبي بود و سپس كه زاده شد پاره گوشتي ناتوان بود. بعد از آنكه رشد كرد و حال كه به سنيني از عمر رسيد، همواره در نياز است و اگر آب و نان به او نرسد هلاك و تلف مي‌شود و در هر لحظه، در معرض آفات زندگي: بيماري، ناتواني و از دست دادن چشم و گوش و اعضا است. سرما و گرما و درد و رنج و آفات زميني و آسماني او را تهديد مي‌كند و نيروي اعضا و حواس او در معرض نقصان و نابودي است. پس بايد به عاقبت كار خود بينديشد كه بالاخره پس از سال‌ها تحمل درد و رنج ناملايمات زندگي، بايد بميرد و از اين جهان برود و در سراي ديگر جوابگوي كرداري باشد كه در اين جهان از او به ظهور رسيده است. با اين وصف، كسي كه اين چنين به وجود خود و عاقبت كار خود علم بيابد چگونه تكبر مي‌ورزد؟

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          151

 

 

 

      342- بايسته‌هاي اخلاقي كشورداري از نظر ارستطاليس

      عنوان           بايسته‌هاي اخلاقي كشورداري از نظر ارستطاليس

      متن  گويند: روزي اسكندر، پادشاه يونان از حكيم و فيلسوف بزرگ «ارستطاليس» پندي خواست. او در جواب گفت: اي پادشاه! اگر مي‌خواهي از عنايت و توجه خداوند بي‌بهره نشوي، به فرياد دادخواهان برس، و نيز بيشتر اوقات خود را به تدبير پادشاهي و سر و سامان دادن به امور مردم صرف كن نه براي برخورداري و كاميابي از امور دنيوي و ديگر‌ آنكه بنيان و اساس هر كاري را بر مدارا قرار ده، نه بر سخت‌گيري و خشونت.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          52

 

 

      343- هفت وظيفه زمامداری

      عنوان           هفت وظيفه زمامداري

      متن  از حكيمي سؤال شد: چه امور و قواعدي را حاكم بايد رعايت كند؟ گفت: اول، آنكه هر حادثه‌اي پيش‌ آيد، خودش را جزوي از مردم بداند و هر چه بر خود روا نمي‌دارد، براي ديگران نيز جايز نداند. دوم، آنكه در برآورده كردن حاجت بندگان تأخير نكند كه در روز قيامت پاسخگو خواهد بود. سوم، به ديدار علماي باتقوا، علاقه‌مند باشد، به پند و اندرز آنها گوش فرا دهد و از علمايي كه وي را فريب مي‌دهند، دوري كند. چهارم، براي به دست آوردن رضايت كسي، فرمان‌هاي الهي را زير پا نگذارد. پنجم، وقتي از وي بخواهند قضاوت كند، بايد عادل باشد و هنگامي كه از او انتظار بخشايش دارند، درگذرد و به هر چه وعده بدهد، عمل كند؛ زيرا به جاي آوردن عهد از ايمان است. ششم، فخر و تكبر نكند؛ زيرا خودپسندي پادشاه، باعث زيادي خشم بر خدمتكاران و مردم است و خشم، دشمن عقل است. هفتم، نه تنها خود به ديگران ظلم روا ندارد، بلكه چنان به اداره امور مملكت بپردازد كه كارگزاران حكومتي نيز به كسي ظلم نكنند.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          51 ـ 53

 

 

 

      344- نپيمودن راه حق عامل اصلي محروميت از سعادت اخروي

      عنوان           نپيمودن راه حق عامل اصلي محروميت از سعادت اخروي

      متن  از حكيمي سؤال شد: علت محروم ماندن از سعادت آخرت چيست؟ گفت: نپيمودن راه حق.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          152

 

 

 

      345- چگونگي درمان غيبت

      عنوان           چگونگي درمان غيبت

      متن  از حكيمي پرسيدند: چگونه مي‌توانيم بيماري اخلاقي غيبت را درمان كنيم؟ گفت: علاج آن دو گونه است: يكي آنكه در اخباري كه درباره غيبت و عقوبت آن گفته شده، تأمل كند و بداند كه اگر غيبت كند اعمال خير او از دفتر اعمالش به دفتر غيبت شونده منتقل خواهد شد. دوم آنكه، عيب‌هاي خود را در نظر آورد و بداند كه همان‌گونه كه خود عيب‌‌هايي دارد ممكن است ديگران هم عيوبي داشته باشند، پس وقتي خود به رفع عيوب خويش نمي‌پردازد، چگونه از عيب ديگران سخن مي‌گويد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          137 و 138

 

 

      346- خاموشي و خوش اخلاقي آسان‌ترين مؤمن

      عنوان           خاموشي و خوش اخلاقي آسان‌ترين مؤمن

      متن  از بزرگي پرسيدند: آسان‌ترين عبادات چيست؟ گفت: زباني خاموش و خويي نيكو. آنگاه ادامه داد: هر كس به خداوند و قيامت ايمان دارد به او بگو: يا سخن نيكو بگو يا خاموش باش.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          133

 

 

      347- حق فرزند بر والدين

      عنوان           حق فرزند بر والدين

      متن  از بزرگي سؤال شد: حق فرزند بر پدر و مادر چيست؟ گفت: فرزند را ياد بدهند كه متواضع و فروتن باشد. به او بياموزند كه از كسي چيزي نگيرد و به ديگران طمع نداشته باشد بلكه دست بخشش داشته باشد. همچنين بايد به كودك آموخت كه پرگو و بسيارگو نباشد و تا از او نپرسند سخن نگويد و سوگند نخورد. به بزرگ‌ترها احترام بگذارد و زبان از ناشايست نگه دارد. نيز بايد كودك را به شناختن خداوند و آينده‌اي كه در پيش دارد و فرجام نيك و بد و بهشت و دوزخ آشنا كند؛ زيرا هر چه در كودكي به فرزند بياموزند مانند نقشي كه بر سنگ حك كنند ماندگار است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          130

 

 

      348- حق فرزندان بر والدين

      عنوان           حق فرزندان بر والدين

      متن  از حكيمي پرسيدند: كدام حقوق است كه انجام آنها از جانب پدر و مادر بر فرزند واجب است؟ گفت: او را به خوبي تربيت كنند و اخلاق نيكو به او بياموزند و از هم‌نشين بد دور كنند؛ زيرا اصل همه فسادها از هم‌نشين بد است. همچنين فرزند را به ناز و نعمت و پوشيدن جامه و لباس نيكو عادت ندهند كه اگر زماني در اختيارش قرار نگرفت، نتواند صبر كند و همه عمر او در طلب تجمل ضايع شود. همچنين زماني كه كودك زبان باز كرد بايد نام خدا را به او بياموزند و چون به مدرسه رفت به او قرآن ياد بدهند. ديگر اينكه، وقتي كودك كار خوبي مي‌كند او را تشويق كنند و به او جايزه دهند و در حضور جمع او را تحسين و تمجيد كنند. به انجام كار نيك رغبت بيشتري يابد. اگر كودك خطايي كرد، ناديده بگيرند و اگر باز تكرار كرد در پنهاني به او تذكر دهند كه كار او خطا بوده است و متوجه باشد كه ديگر آن خطا را انجام ندهد در غير اين صورت تنبيه مي‌شود كه اين در نزد مردم موجب ريختن آبرو و رسوايي او است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          129 و 130

 

 

 

      349- ده ويژگي خردمندان

      عنوان           ده ويژگي خردمندان

      متن  از حكيمي پرسيدند: ويژگي اهل خرد چيست؟ پاسخ داد: اول، ترسيدن از خداوند است در آشكار و پنهان. دوم، عقل را بر هواي نفس پيروز گرداندن. سوم، راستگويي و با انديشه سخن گفتن. چهارم، تدبير كردن در كارها. پنجم، تجربه كردن و با اهل تجربه مشورت كردن. ششم، گفتار خوب و زبان شيرين. هفتم، شرم داشتن. هشتم، مدارا كردن. نهم، تواضع در مقابل عالمان و پيران به خاطر علم و پيري آنان. دهم، پرهيز از انجام هر كاري كه ضروري نيست.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          16 ـ 18

 

 

 

      350- نشانه‌هاي ناداني

      عنوان           نشانه‌هاي ناداني

      متن  از بزرگي پرسيدند: نشانه‌هاي ناداني چيست؟ گفت: يكي، آنكه پول خويش را به وام به كسي بدهند كه بعد با خواهش هم نتوانند آن را پس بگيرند و ديگر آنكه راز خود را به كسي بگويند و با التماس از او بخواهند كه اين راز را با كسي در ميان نگذارد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          71

 

 

 

      351- بزرگ‌ترين و ارزشمند‌ترين خوشبختي

      عنوان           بزرگ‌ترين و ارزشمند‌ترين خوشبختي

      متن  از فنا خسرو حكيم بزرگ، سؤال شد: سعادت بزرگ در چيست؟ پاسخ داد: اول، ايمني از آفت‌ها؛ دوم، نيكي كردن؛ سوم، دوري كردن از بدي‌ها.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          66

 

 

      352- تمرين فروتني از اسرار نماز

      عنوان           تمرين فروتني از اسرار نماز

      متن  از بزرگي درباره خواص و اسرار نماز خواندن سؤال شد. گفت: يكي از خواص نماز تواضع و فروتني كردن است؛ زيرا هنگامي كه نمازگزار ركوع و سجود مي‌كند، بندگي خود را ابراز كرده و صورت خود را كه عزيزترين اعضاي او مي‌باشد بر خاك كه خوارترين اشيا است مي‌گذارد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          151 و 152

 

 

      353- خلاصه علم عدم غفلت از شيطان و هواي نفس

      عنوان           خلاصه علم عدم غفلت از شيطان و هواي نفس

      متن  شخصي از دانشمندي پرسيد: خلاصه علم چيست؟ پاسخ داد: خلاصه علم اين است كه تا وقتي در بهشت قدم نگذاشته‌ام، از مكر شيطان و از غرور نفس نافرمان، غافل نباشم.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          238

 

 

      354- جواز رازگويي با حكيم دانا و دوست مهربان

      عنوان           جواز رازگويي با حكيم دانا و دوست مهربان

      متن  از سندباد حكيم سؤال شد: راز خود را با چه كساني در ميان بگذاريم؟ گفت: با حكيم دانا و دوست مهربان.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          74

 

 

      355- حقوق متقابل والدين و فرزندان

      عنوان           حقوق متقابل والدين و فرزندان

      متن  مردي از بزرگي پرسيد: به چه كسي نيكي كنيم؟ گفت: به مادر و پدرتان. گفت: مرده‌اند. آن بزرگ پاسخ داد: به فرزند خود نيكي كن؛ زيرا همان طور كه پدر را بر فرزند حق است، فرزند هم بر پدر حقوقي دارد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          97

      356- دوري از هم‌نشيني با سخن‌چينان

      عنوان           دوري از هم‌نشيني با سخن‌چينان

      متن  از عارف بزرگي پرسيدند: دشمن حقيقي انسان چه كسي است كه بايد از او پرهيز كرد؟ گفت: هر كس سخن كسي را نزد تو آورد بي‌گمان سخن تو را هم براي ديگران مي‌بَرَد، از وي پرهيز كن و او را به حقيقت دشمن بشمار.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          139

 

 

      357- راهكاري عملي براي درمان بيماري اخلاقي غيبت

      عنوان           راهكاري عملي براي درمان بيماري اخلاقي غيبت

      متن  از بزرگي سؤال شد: انسان چگونه مي‌تواند بيماري اخلاقي غيبت را ترك كند؟ گفت: براي درمان ابتدا بايد علت‌هاي غيبت كردن را بشناسد كه البته آن علت‌ها به خود او باز مي‌گردد؛ يعني غيبت كننده يا بر غيبت شونده خشم گرفته است يا مي‌خواهد ديگران از گفته او درباره ديگري خشنود شوند يا به غيبت شونده حسد مي‌ورزد يا مي‌خواهد خود را بر او برتري دهد و يا مي‌خواهد آن شخص را مسخره و استهزا كند تا ديگران بخندند. از اين گونه علل ناپسند است كه انسان به غيبت مي‌پردازد و چنين سبب‌ها آنقدر ارزش ندارد كه انسان زبان به غيبت بگشايد و خود را مستوجب عذاب و مجازات كند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          138

 

 

      358- جوان شدن حبّ دنيا و حرص در پيري

      عنوان           جوان شدن حبّ دنيا و حرص در پيري

      متن  از بزرگي سؤال شد: آن چيست كه در دوران پيري در وجود آدمي جوان مي‌گردد؟ گفت: حرص بر مال و زندگي.

      پاورقي         1. رسول خدا(ص): «يَهْرُمُ ابْنُ آدَمَ وَ يَشُبُّ مِنْهُ اثنانِ: الحِرصُ عَلَي المالِ وَالْحِرصُ عَلَي العُمر؛ آدمي پير مي‌شود و دو چيز در او جوان مي‌گردد: حرص بر مال و حرص بر عمر». 2. آدمي، پير چو شد حرص جوان مي‌گردد. 3. ريشه نخل كهن‌سال، از جوان افزون‌تر است * بيشتر، دلبستگي باشد به دنيا پير را (علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث، 1403 هـ.ق، چ 3، ج 73، ص 161)

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          78

 

 

 

      359- زبان محل نيكويي

      عنوان           زبان محل نيكويي

      متن  از بزرگي پرسيدند: نيكويي در چيست؟ گفت: در زبان است و زبان آن كس كه نيكو گويد نيكوتر است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          32

 

 

 

      360- كرامت نفس در گرو قناعت

      عنوان           كرامت نفس در گرو قناعت

      متن  گويند: سقراط حكيم در غاري رفته و از مردم گوشه‌گيري كرده بود. در همان زمان، پادشاه آن منطقه بيمار شد و اين پادشاه وزيري داشت كه شاگرد سقراط بود. وزير كسي را پيش سقراط فرستاد تا بيايد و پادشاه را معالجه كند، اما سقراط نيامد. پادشاه وزير را دنبال او فرستاد. چون وزير رفت، ديد سقراط از گياهان خشك لباسي بر تن كرده و مقداري سبزي آماده كرده است تا روزه خود را افطار كند. وزير پيغام پادشاه را به سقراط رساند. سقراط نيز هر سخني را با پاسخي رد مي‌كرد. وزير گفت: مجادله مكن و بپذير كه پادشاه را معالجه كني. سقراط گفت: من نمي‌توانم در خدمت پادشاه شما باشم. وزير گفت: اگر مي‌توانستي در خدمت پادشاه ما باشي گياه نمي‌خوردي. سقراط گفت: اگر تو مي‌توانستي گياه بخوري در خدمت مخلوقي مانند خودت نمي‌بودي.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          78

 

 

      361- تولي و تبري استوارترين دستاويز ايمان

      عنوان           تولي و تبري استوارترين دستاويز ايمان

      متن  از بزرگي پرسيدند: استوارترين دستاويز در ايمان چيست؟ گفت: دوستي و دشمني براي خداي تعالي.

      پاورقي         1. كافي،‌ ج 2، ص 125.

      پيامها           قال الصادق(ع): من اوثق عري الايمان ان تحب في الله و تبعض في الله.(1)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          70

 

 

 

 

      362- فروتني، تلاش براي آخرت و گشاده‌‌دستي از بهترين جمله اعمال

      عنوان           فروتني، تلاش براي آخرت و گشاده‌‌دستي از بهترين جمله اعمال

      متن  از حكيمي پرسيدند: كدام يك از اعمال نيكوتر است؟ گفت: تواضع، سخاوت، تحمل رنج براي آخرت.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          240

 

 

      363- مدارا در برابر بدي و تحمّل سختي تلخ نشانه زيركي

      عنوان           مدارا در برابر بدي و تحمّل سختي تلخ نشانه زيركي

      متن  از بزرجمهر سؤال شد: زيركي مرد چيست؟ گفت: در مقابل بدي مدارا كردن و سخن تلخ را از ناكسان تحمل كردن.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          64

 

 

 

      364- راهكاري عملي براي درمان بيماري اخلاقي غيبت

      عنوان           راهكاري عملي براي درمان بيماري اخلاقي غيبت

      متن  از بزرگي سؤال شد: انسان چگونه مي‌تواند بيماري اخلاقي غيبت را ترك كند؟ گفت: براي درمان ابتدا بايد علت‌هاي غيبت كردن را بشناسد كه البته آن علت‌ها به خود او باز مي‌گردد؛ يعني غيبت كننده يا بر غيبت شونده خشم گرفته است يا مي‌خواهد ديگران از گفته او درباره ديگري خشنود شوند يا به غيبت شونده حسد مي‌ورزد يا مي‌خواهد خود را بر او برتري دهد و يا مي‌خواهد آن شخص را مسخره و استهزا كند تا ديگران بخندند. از اين گونه علل ناپسند است كه انسان به غيبت مي‌پردازد و چنين سبب‌ها آنقدر ارزش ندارد كه انسان زبان به غيبت بگشايد و خود را مستوجب عذاب و مجازات كند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          138

 

 

 

      365- جوان شدن حبّ دنيا و حرص در پيري

      عنوان           جوان شدن حبّ دنيا و حرص در پيري

      متن  از بزرگي سؤال شد: آن چيست كه در دوران پيري در وجود آدمي جوان مي‌گردد؟ گفت: حرص بر مال و زندگي.

      پاورقي         1. رسول خدا(ص): «يَهْرُمُ ابْنُ آدَمَ وَ يَشُبُّ مِنْهُ اثنانِ: الحِرصُ عَلَي المالِ وَالْحِرصُ عَلَي العُمر؛ آدمي پير مي‌شود و دو چيز در او جوان مي‌گردد: حرص بر مال و حرص بر عمر». 2. آدمي، پير چو شد حرص جوان مي‌گردد. 3. ريشه نخل كهن‌سال، از جوان افزون‌تر است * بيشتر، دلبستگي باشد به دنيا پير را (علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث، 1403 هـ.ق، چ 3، ج 73، ص 161)

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          78

 

 

      366- زبان محل نيكويي

      عنوان           زبان محل نيكويي

      متن  از بزرگي پرسيدند: نيكويي در چيست؟ گفت: در زبان است و زبان آن كس كه نيكو گويد نيكوتر است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          32

 

 

      367- كرامت نفس در گرو قناعت

      عنوان           كرامت نفس در گرو قناعت

      متن  گويند: سقراط حكيم در غاري رفته و از مردم گوشه‌گيري كرده بود. در همان زمان، پادشاه آن منطقه بيمار شد و اين پادشاه وزيري داشت كه شاگرد سقراط بود. وزير كسي را پيش سقراط فرستاد تا بيايد و پادشاه را معالجه كند، اما سقراط نيامد. پادشاه وزير را دنبال او فرستاد. چون وزير رفت، ديد سقراط از گياهان خشك لباسي بر تن كرده و مقداري سبزي آماده كرده است تا روزه خود را افطار كند. وزير پيغام پادشاه را به سقراط رساند. سقراط نيز هر سخني را با پاسخي رد مي‌كرد. وزير گفت: مجادله مكن و بپذير كه پادشاه را معالجه كني. سقراط گفت: من نمي‌توانم در خدمت پادشاه شما باشم. وزير گفت: اگر مي‌توانستي در خدمت پادشاه ما باشي گياه نمي‌خوردي. سقراط گفت: اگر تو مي‌توانستي گياه بخوري در خدمت مخلوقي مانند خودت نمي‌بودي.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          78

 

 

      368- تولي و تبري استوارترين دستاويز ايمان

      عنوان           تولي و تبري استوارترين دستاويز ايمان

      متن  از بزرگي پرسيدند: استوارترين دستاويز در ايمان چيست؟ گفت: دوستي و دشمني براي خداي تعالي.

      پاورقي         1. كافي،‌ ج 2، ص 125.

      پيامها           قال الصادق(ع): من اوثق عري الايمان ان تحب في الله و تبعض في الله.(1)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          70

 

 

      369- فروتني، تلاش براي آخرت و گشاده‌‌دستي از بهترين جمله اعمال

      عنوان           فروتني، تلاش براي آخرت و گشاده‌‌دستي از بهترين جمله اعمال

      متن  از حكيمي پرسيدند: كدام يك از اعمال نيكوتر است؟ گفت: تواضع، سخاوت، تحمل رنج براي آخرت.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          240

 

 

      370- مدارا در برابر بدي و تحمّل سختي تلخ نشانه زيركي

      عنوان           مدارا در برابر بدي و تحمّل سختي تلخ نشانه زيركي

      متن  از بزرجمهر سؤال شد: زيركي مرد چيست؟ گفت: در مقابل بدي مدارا كردن و سخن تلخ را از ناكسان تحمل كردن.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          64

 

 

      371- شباهت زندگي جهان با خواب زودگذر

      عنوان           شباهت زندگي جهان با خواب زودگذر

      متن  از حكيمي پرسيدند: جهان به چه چيزي شبيه است؟ گفت: به خوابي كه انسان خفته بيند و چون بيدار شود هيچ نيابد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          78

 

 

 

      372- پنج عامل وقوع دشمني بين افراد

      عنوان           پنج عامل وقوع دشمني بين افراد

      متن  از حكيمي پرسيدند: چه چيز باعث دشمني مي‌گردد؟ پاسخ داد: اول، طمع كردن در اموال و جان‌هاي يكديگر؛ دوم، گرفتن مال ديگران برخلاف شريعت؛ سوم، جور و ستم كردن، چهارم، نااميد كردن كسي پس از اميدي كه به او داده باشند؛ پنجم، سخن سرد گفتن.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          43 و 44

 

 

      373- علاج علمي و عملي بيماري ريا

      عنوان           علاج علمي و عملي بيماري ريا

      متن  از حكيمي پرسيدند: علاج بيماري ريا چيست؟ گفت: علاج علمي ريا آن است كه انسان بداند هر كاري را كه انجام مي‌دهد براي آن است كه او را در آن حال لذتي باشد. اما اگر بداند كه ضرر آن كار در آينده به حدي است كه تحمل آن را نخواهد داشت، دست برداشتن از آن لذت آني و زودگذر آسان مي‌شود. چنان‌كه اگر مطمئن باشد در عسل شيرين و لذت‌بخشي كه مي‌خواهد بخورد، زهر ريخته‌اند و پس از لذت آني، جان خود را از دست خواهد داد، مسلماً آن عسل را نخواهد خورد. اما علاج عملي ريا آن است كه كارهاي خير و عبادت‌هاي خود را چنان پنهان بدارد كه مردمان گناهان خود را از ديگران پنهان مي‌كنند و اين حالت وقتي پيدا مي‌شود كه آدمي يقين كند ريا و تظاهر به عمل خير، از گناهان و زشتي‌ها براي او زيان‌بارتر است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          149

 

 

      374- آثار خطرناك تملق‌گويي

      عنوان           آثار خطرناك تملق‌گويي

      خلاصه        مبالغه در ستايش، نفاق، مدح نا به جا و ناشايست از ممدوح، از آفات مدح كننده است.

      متن  از بزرگي پرسيدند: آفت‌هاي مدح گوينده چيست؟ گفت: اول، آنكه ستايش بيش از حدّ واقع مي‌گويد و در نتيجه دروغگو مي‌شود. دوم، آنكه مدح كننده اهل دورويي است، به ممدوح مي‌گويد تو را دوست دارم در حالي كه او را دوست ندارد. سوم، صفاتي به ممدوح خود نسبت مي‌دهد كه از بودن اين صفات نيكو در ممدوح مطمئن نيست. چهارم، آنكه ممكن است ممدوح ظلالم باشد و به سخن او تشويق شود و بيشتر بر بندگان خدا ستم كند. پس ظالم را نبايد مدح كرد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          139 و 140

 

 

      375- ده آفات زبان

      عنوان           ده آفات زبان

      متن  از حكيمي پرسيدند: آفت‌هاي زبان چيست؟ گفت: اول، آنكه سخني بگويي كه نيازي به گفتن آن نيست. دوم: گفتن سخن‌هاي باطل و گناه‌آلود؛ مثل حرف زدن درباره گناه كردن كسي يا بازگو كردن درگيري دو نفر كه به يكديگر دشنام داده‌اند يا تكرار سخنان نارواي كسي. آفت سوم: جَدَل كردن با ديگران؛ بعضي افراد عادت دارند كه هر كس در مجلسي سخن بگويد به مخالفت با او برمي‌خيزند تا سخن او را مردود كنند و خود را دانا نشان دهند. رنجاندن ديگران به هر صورتي كه باشد ناروا و گناه است و اين گونه جدال در سخن نيز نوعي رنجاندن است. چهارم: ناسزا گفتن. پنجم: لعنت كردن. ششم: مزاح كردنِ بسيار؛ چنان كه گفته‌اند شوخي زياد، روزگار را ضايع مي‌كند و خنده بسيار مي‌آورد كه وقار و هيبت را از بين مي‌برد. هفتم: استهزا كردن و خنديدن به كسي؛ خواه به سخن يا كردار او باشد يا تقليد كردن صداي او، به طوري كه موجب خنده ديگران شود. آفت هشتم: وعده دروغ دادن. نهم: سخن دروغ و سوگند به دروغ كه از گناهان بزرگ است. دهم: غيبت كرن كه حق تعالي آن را در قرآن به گوشت مردار خوردن تشبيه كرده است: «أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا». (حجرات: 12)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          134 ـ 137

 

 

 

      376- ثمره‌هاي تلخ كينه

      عنوان           ثمره‌هاي تلخ كينه

      متن  از حكيمي پرسيدند: نتيجه كينه چيست؟ گفت: اول حسد: كه شخص به شادي كسي حسد مي‌ورزد و اندوهگين مي‌شود و به اندوه وي شاد مي‌شود. دوم شماتت: كه اظهار شادي مي‌كند به بلايي كه به آن شخص مي‌رسد. سوم: آنكه با او قهر مي‌كند و با او سخن نمي‌گويد. چهارم: آنكه به چشم حقارت به او مي‌نگرد. پنجم: آنكه درباره او زبان به غيبت و دروغ و فحش و آشكار كردن عيب و اسرار او مي‌گشايد. ششم:‌ آنكه رفتار او را به مسخره تقليد كند و اداي او را درمي‌آورد. هفتم:‌ آنكه اگر فرصت يابد او را مي‌زند و مي‌رنجاند يا ديگري را به زدن او وا مي‌دارد. هشتم:‌ آنكه در گزاردن حق او كوتاهي مي‌كند. اگر خويشاوند است، با وي قطع رابطه مي‌كند و بدهي او را نمي‌پردازد و آنچه بر گردن اوست، ادا نمي‌كند و از او حلاليت نمي‌طلبد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          141 و 142

 

 

 

      377- چهار آفت مدح و تملق گويي

      عنوان           چهار آفت مدح و تملق گويي

      متن  از بزرگي پرسيدند: درجات تكبر چيست؟ گفت: اول، تكبر در برابر ‍«خداوند» است. مانند تكبر نمرود و فرعون و ابليس كه از بندگي خداوند ننگ داشتند و از فرمان او سر پيچيدند. دوم، تكبر بر «رسول خدا» است. چنان‌كه كفّار قريش گفتند: ما هرگز به آدمي همچون خويشتن سر فرود نمي‌آوريم. چرا فرشته‌اي از آسمان براي پيامبري به سوي ما نفرستادند؟ يا چرا شخص محتشم و صاحب‌نامي نزد ما نيامد و يتيمي را فرستادند؟ سوم، تكبر بر «بندگان» خدا است كه به ديگر مردمان به چشم حقارت مي‌نگرند و خود را از ديگران بزرگ‌تر مي‌شمارند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          150

 

 

      378- بازگشت نتيجه اعمال به دل آدمي

      عنوان           بازگشت نتيجه اعمال به دل آدمي

      متن  از بزرگي سؤال شد: مقصود و نتيجه اعمال به كدامين عضو بدن مربوط مي‌شود. گفت: دل؛ زيرا دل به عالَم ديگر سفر خواهد كرد و بايد جمال و كمال داشته باشد تا شايسته درگاه الهي شود و مانند آينه پاك و بي‌زنگار باشد تا صورت ملكوت در او منعكس شود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          126

 

 

 

      379- زيركي و دانايي نيروي باطني علم

      عنوان           زيركي و دانايي نيروي باطني علم

      متن  از حكيمي پرسيدند: منظور از نيروي باطني علم چيست؟ گفت: منظور، زيركي و دانايي آن است كه اين نيرو بايد چنان باشد كه به آساني راست را از دروغ در گفتارها بشناسد و نيكي را از بدي در كردارها تشخيص دهد و حق را از باطل جدا كند. اگر اين كمال، نصيب انسان شود، در او ‍حكمت پديد مي‌آيد كه سر منشأ همه سعادت‌ها است. چنان‌كه خداوند مي‌فرمايد: «وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا؛ و كسي كه او را حكمت (دانش شناخت حقيقت چيزها) دادند، همانا او را خير فراوان داده‌اند‍». (بقره: 269)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          120

 

 

 

      380- نه ويژگي اهل دانش

      عنوان           نه ويژگي اهل دانش

      متن  از دانايي پرسيدند: ويژگي اهل دانش چيست؟ جواب داد: اول، آنكه به عيب‌هاي خود آگاه باشد؛ زيرا كسي كه عيب خود را نداند هميشه معيوب است. دوم، هم‌نشيني با دانايان را دوست بدارد و به آن رغبت كند. سوم، به تدبير خود اعتماد نكند، بلكه تا اندازه‌اي كه مي‌تواند از دانشمندان كمك بخواهد و با ايشان مشورت كند. چهارم، سخن را در وقتي كه فايده ندارد، نگويد و چون دانست كه سخنش سودي در پي خواهد داشت بگويد. پنجم، كسي را كه نيازموده است، بر او اعتماد نكند؛ مگر آنكه آن شخص در داشتن خصلت‌هاي خوب به شهرت رسيده باشد. ششم، به دوستي و كمك نادان اعتماد نكند؛ زيرا كه شايد نادان بخواهد در حقّ وي نيكي كند، اما از روي ناداني دست به كاري بزند كه ضرر آن بيشتر از سودش باشد. هفتم، تا حدّي كه مي‌تواند از مردم نادان دوري كند؛ زيرا كه بريدن از مردم نادان نزديكي به خداوند است. هشتم، بي‌دليل بر كسي خشم نگيرد كه اين خشم گرفتن آشكار كردن خلق و خوي زشت است. نهم، در مقابل نيكي دوستان، نيكي كند و اگر مي‌تواند در مقابل بدي دوستان هم نيكي كند؛‌ زيرا كه اين مانند رفتار پيامبران است. دهم،‌ آنكه خوي‌هاي نيك و بد را بشناسد و به آنچه نيك است بگرايد و از آنچه فساد آن آشكار است دوري كند.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          21 و 22

 

 

      381- حالات انسان حريص

      عنوان           حالات انسان حريص

      متن  از حكيمي پرسيدند: انسان حريص چند حالت دارد؟ گفت: دو حالت: اگر طمع به دسترنج ديگران داشته باشد ناپسند است و اگر به آنچه خود با زحمت دست خويش به دست مي‌آورد حريص باشد، پسنديده است.

      پاورقي         1. حضرت داوود(ع): «يا هذا! اِعْمَلْ وَكُلْ؛ فَاِنَّ اللهَ يُحِبُّ مَنْ يَعْمَلُ و يأكُلُ و لا يُحِبُّ مَنْ يَاْكُلُ ولا يَعْمَلُ؛ اي مرد! كار كن و بخور؛ زيرا خدا كسي را كه كار مي‌كند و (از دسترنج خود) مي‌خورد دوست مي‌دارد، و آن كسي را كه مي‌خورد و كار نمي‌كند، دوست نمي‌دارد.» 2. رسول خدا(ص): «مَنْ أكَلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ نَظَرَ اللهُ اِلَيْهِ بِالرَّحْمَةِ ثُمَّ لا يُعَذِّبُهُ اَبَداً؛ هر كه از دسترنج خود بخورد، خدا به وي نگاه محبت‌آميز خواهد افكند و آن گاه هرگز او را عذاب نخواهد كرد.‍» (ورام بن ابي فراس، مجموعه ورّام، قم، مكتبة الفقيه، بي‌تا، ج 1، ص 42.) (معزّي ملايري، جامع الاحاديث، قم، 1379، ح 31737)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          144

 

 

      382- حسد عامل هلاكت

      عنوان           حسد عامل هلاكت

      متن  از بزرگي پرسيدند: كدام خصلت در انسان موجب هلاكت او مي‌شود؟ گفت: حسد.

      پاورقي         امام علي(ع): حسد از بيماري‌هايي است كه بهبود نمي‌يابد مگر با هلاكت حسد برنده. (علي بن محمد ليثي واسطي، عيون الحكم و المواعظ، ترجمه: حسين حسني بيرجندي، قم، دارالحديث، 1376، چ اول، ص 56)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          143

      383- فوايد صبر و كوشش و زهد و قناعت

      عنوان           فوايد صبر و كوشش و زهد و قناعت

      متن  از افلاطون پرسيدند: ثمره صبر، كوشش، زهد و قناعت براي آدمي چيست؟ گفت: صبر انسان را به آنچه دوست دارد مي‌رساند. كوشش به آنچه مي‌جوُيَد. زهد به آنچه از آن مي‌پرهيزد، و قناعت او را به توانگري مي‌رساند.

      پاورقي         1. امام صادق(ع): «اَلصَّبْرُ يُعْقِبُ خَيْراً، فَاصْبِرُوا تَظْفَرُوا؛ صبر پيامد نيك دارد، پس صبر كنيد تا ظفر يابيد.»(1) 2. امام علي(ع):‌ «قُرِنَ الاِجْتِهادُ بِالْوِجْدانِ؛ تلاش با يافتن قرين شده است.‍»(2) 3. امام علي(ع): «اَلْقَناعَةُ تُغني؛ قناعت، بي‌نياز و توانگر مي‌كند.‍»(3)

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          76

 

 

      384- دليل دشمني با خدا محسوب شدن كبر و خودبيني

      عنوان           دليل دشمني با خدا محسوب شدن كبر و خودبيني

      متن  از حكيمي پرسيدند: چرا داشتن خصلت ناپسند «كبر و خودبيني»، دشمني با خداست؟ گفت: زيرا «كبر» يا «عظمت»، خاصّ خداوند است و بس. به همين دليل، در قرآن كريم متكبران و جبّاران بسيار نكوهش شده‌اند چنان‌كه آمده است: «... كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ؛ خداوند اين گونه بر دل هر متكبّر و خودسر مُهر مي‌زند.»‌ (مؤمن: 35) و گفت: «... إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ؛ پناه مي‌برم به پروردگار خود و پروردگار شما، از هر متكبري كه به روز حساب ايمان ندارد.»‌ (مؤمن: 27) همچنين بزرگان گفته‌اند: كسي كه به اندازه يك خردل كِبر دارد به بهشت نمي‌رود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          149

 

 

      385- نشانه دوست واقعي

      عنوان           نشانه دوست واقعي

      متن  از عارفي پرسيدند: دوست حقيقي كيست؟ گفت: برادر و دوست حقيقي تو كسي است كه پس از مرگت ـ كه ديگران مشغول بردن ميراث تو هستند ـ به دعاي تو مشغول است و دل‌نگران است كه خداوند با تو چه مي‌كند؟

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          83

 

 

 

      386- خشم ريشه منشأ كينه

      عنوان           خشم ريشه منشأ كينه

      متن  از حكيمي سؤال شد: كينه چگونه به وجود مي‌آيد؟ گفت:‌ به دنبال خشم.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          141

 

 

      387- سخن‌چين بدترين بنده خدا

      عنوان           سخن‌چين بدترين بنده خدا

      متن  از بزرگي پرسيدند: بدترين بندگان چه كساني هستند؟ گفت: كساني كه ميان مردم سخن‌چيني مي‌كنند و بين آنان را بر هم مي‌زنند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          138

 

 

 

      388- احسان و نيكي به بدي كننده‌ها بهترين وسيله تقرب به خدا

      عنوان           احسان و نيكي به بدي كننده‌ها بهترين وسيله تقرب به خدا

      متن  از بزرگي سؤال شد: بزرگ‌ترين وسيله براي نزديكي به خدا چيست؟ گفت؟ آنكه به كسي كه به تو بدي كرده است، نيكي كني.

      پاورقي         1. رسول خدا(ص): «اَحْسِنْ اِلي مَنْ اَساءَ اِلَيْكَ؛ به كسي كه به تو بدي كرده نيز نيكي كن.»(1) 2. امام علي(ع): «مِنْ كَمالِ الاْيمان مُكافاةٌ المُسِيءِ بِالاْحْسانِ؛ از كمال ايمان آن است كه بدكار را با نيكي به وي جزا دهند.‍» 3. آن كه زهرت دهد، بدو دِه قند. (سنايي) (شيخ محمد كرجكي، كنزالفوائد، قم، دارالذخائر، 1410 هـ.ق، چ 1، ج 2، ص 31.) (تميمي آمدي، غررالحكم و دررالكلم، ترجمه: جلال الدين محدث، تهران، دانشگاه تهران، 1360، چ 3، ح 9413)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          142

 

 

      389- مختلف بودن عكس‌العمل كينه داران

      عنوان           مختلف بودن عكس‌العمل كينه داران

      متن  از حكيمي پرسيدند: كساني كه كينه ديگري به دلشان وارد مي‌شود چند دسته‌اند؟ گفت: دسته اول، كساني هستند كه اگر كينه‌اي در دلشان پيدا شود مي‌كوشند آن را از سينه بيرون كنند و به جاي دشمني نيكي كنند و اينها صدّيقانند. دسته دوم، كساني هستند كه نه به آن شخص بدي مي‌كنند و نه نيكي، و اينها پارسايانند. دسته سوم، كساني هستند كه بدي را با بدي پاسخ مي‌دهند و اينان گناهكارانند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          142

 

 

      390- با تن آسايي دنبال علم بودن اوج ناداني

      عنوان           با تن آسايي دنبال علم بودن اوج ناداني

      متن  از حكيمي سؤال شد: نهايت ناداني چيست؟ گفت: آن است كه با تن‌آسايي، به دنبال علم بروند؛ زيرا آساني جستن در دنيا، بدترين كار است.

      پاورقي         1. امام علي(ع): «لا يُدْرَكُ الْعِلْمُ بِراحَةِ الْجِسْمِ؛ با آسايش تن نمي‌توان به دانش رسيد». 2. دلي كه رامش جويد نيابد او دانش * سري كه بالش جويد نيابد او افسر (عنصري)(تميمي آمدي، غررالحكم و دررالكلم، ترجمه: جلال الدين محدث، دانشگاه تهران، 1360، چ 3، ح 10684)

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          49

 

 

      391- سه راه آراسته شدن به اخلاق نيك

      عنوان           سه راه آراسته شدن به اخلاق نيك

      متن  از حكيمي پرسيدند: دارا شدن اخلاق نيكو به چند طريق است؟ گفت: به سه طريق. يكي آنكه در اصل فطرت انسان باشد كه اين عطا و فضل خداوند است كه كسي را در اصل فطرت، نيكو آفريده باشد. مثلاً او را سخاوتمند خلق كرده باشد يا فروتن و متواضع. دوم آنكه صفات و كارهاي نيك را تكرار كند تا براي او عادت شود. سوم آنكه با كساني كه اخلاق و كردارشان نيكوست هم‌نشين شود تا صفات آنان در طبع او نيز ظهور يابد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          126

 

 

      392- نيروهاي سه‌گانه وجود آدمي و بهترين‌ حال آنها

      عنوان           نيروهاي سه‌گانه وجود آدمي و بهترين‌ حال آنها

      متن  از حكيمي سؤال شد: منظور از نيروهاي سه‌گانه در آدمي چيست؟ گفت: يكي نيروي خشم و غضب است و نيكويي اين نيرو به آن است كه در فرمان حكم و شرع باشد؛ به فرمان آنها برخيزد و به فرمان آنها بنشيند. ديگر نيروي شهوت است كه نبايد سركش باشد و به فرمان شرع و عقل رفتار كند، به طوري كه اطاعت از عقل و شرع بر او آسان باشد. سوم نيروي عدل كه نيرويي است كه خشم و شهوت را به دستور دين و عقل مهار مي‌كند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          121

 

 

 

      393- سخن‌چيني و نفاق از جمله آفات زيان‌بار زبان

      عنوان           سخن‌چيني و نفاق از جمله آفات زيان‌بار زبان

      متن  از بزرگي سؤال شد: آفت‌هاي زبان چيست؟ گفت: يكي سخن‌چيني است كه خداي تعالي در چندين آيه آن را نكوهش كرده است. از آن جمله در اول سوره همزه فرموده است: «ويلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَه؛ واي بر هر عيب‌جويِ سخن‌چينِ هرزه‌زبان». و ديگر دورويي كردن در ميان دو دشمن است؛ چنان‌كه با هر يك چنان سخن بگويد كه او را خوش آيد و فراتر از آن ممكن است بين آنها حرف ببرد و بياورد كه اين از سخن‌چيني هم بدتر است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          138 و 139

 

 

 

      394- مفهوم غيبت كردن با دل

      عنوان           مفهوم غيبت كردن با دل

      متن  از بزرگي پرسيدند: منظور از غيبت به دل چيست؟ گفت: غيبت به دل كردن آن است كه درباره كسي گمان بد ببري بدون آنكه با چشم از او بدي ديده باشي يا با گوش شنيده باشي و يا به آن بدي يقين داشته باشي.

      پيامها           سوءظن نسبت به شخصي كه از او نه بدي ديده‌ايم و نه شنيده‌ايم نوعي غيبت و عملي ناپسند است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          137

 

 

      395- دوستيِ دنيا ريشه همه گناهان

      عنوان           دوستيِ دنيا ريشه همه گناهان

      متن  از حكيمي پرسيدند: اصل همه معصيت‌ها و گناهان چيست؟ گفت: دوستيِ دنيا.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          143

 

 

      396- علل پيدايش كبر و خودپسندي و وجوب ترك همه آنها

      عنوان           علل پيدايش كبر و خودپسندي و وجوب ترك همه آنها

      متن  از حكيمي سؤال كردند: علل پيدايش كبر و خودپسندي چيست؟ جواب داد: علت‌هاي آن بسيارند: بعضي به نَسَب و اجداد خويش مي‌بالند و تكبر مي‌كنند، برخي به جمال و زيبايي خود فريفته مي‌شوند. يكي به قوّت و نيروي خود تكبّر مي‌ورزد و ديگري به توانگري و ثروت خود فخر مي‌فروشد. عده‌اي نيز به علم خود بر ديگران كبر دارند و دسته‌اي نيز به عبادات خود، كه همه مذموم و ناپسند هستند و ترك كبر در هر يك از اين حالت‌ها واجب و ضروري است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          152

 

 

      397- خوش‌خويي عامل از بين رفتن گناهان

      عنوان           خوش‌خويي عامل از بين رفتن گناهان

      متن  از بزرگي سؤال شد: آن چيست كه گناهان را نابود مي‌كند همچنان‌كه آفتاب يخ را؟ گفت: خوي نيكو.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          119

 

 

      398- فاضل‌تري خوش خوترين مؤمن

      عنوان           فاضل‌تري خوش خوترين مؤمن

      متن  از بزرگي سؤال شد: از ميان مؤمنان چه كسي فاضل‌تر است؟ در پاسخ گفت: آن كس كه خوش‌خوتر است.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          69

 

 

      399- ناتواني و ناداني دو علت بدبختي

      عنوان           ناتواني و ناداني دو علت بدبختي

      متن  از بزرگي پرسيدند: شقاوت يا بدبختي چگونه به وجود مي‌آيد؟ گفت: بدبختي يا از نتوانستن پديد مي‌آيد يا از ندانستن. بدبختي از ناتوانستن، عجز و ناتواني در پيمودن راه درست است،‌ و آن شقاوتي كه سببش نادانستن است سه نوع است: يكي غفلت و بي‌خبري كه آن را ناداني گويند، مثل مسافري كه به خواب رود و از كاروان باز ماند. دوم، ضلالت است كه آن را گمراهي گويند، مثل كسي كه مي‌خواهد به مشرق برود اما رو به مغرب بگذارد. سوم، غرور است كه آن را فريفتگي مي‌گويند، مانند كسي كه همه دارايي خود را براي سفر حج بفروشد و تبديل به طلا كند تا خرج سفر او باشد اما سكّه و طلاي تقلّبي به او داده باشند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          152 و 153

 

 

 

      400- كنترل خشم پسنديده و ناپسند و اثر آن

      عنوان           كنترل خشم پسنديده و ناپسند و اثر آن

      متن  از بزرگي سؤال شد: فرو خوردن خشم در چه صورت خوب و پسنديده است؟ گفت: بدان! هركس خشم خود را از روي اختيار و دينداري فرو دهد بر او مبارك است. اما اگر از روي عجز و ضرورت، خشم خود را فرو خورد، در باطن او مي‌مانَد و تبديل به كينه مي‌شود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          141

 

 

      401- توصيه حكيمي به دوري از گناهان و ترك دنيا دوستي

      عنوان           توصيه حكيمي به دوري از گناهان و ترك دنيا دوستي

      متن  پادشاهي از حكيمي خواست او را نصيحت كند. حكيم گفت: از تو مسئله‌اي مي‌پرسم و مي‌خواهم بدون دورويي جواب بدهي. آيا زر را بيشتر دوست داري يا دشمن را؟ پادشاه گفت: زر را بيشتر دوست دارم. حكيم گفت: پس چگونه است چيزي را كه بيشتر دوست داري يعني زر را در اين جهان، مي‌گذاري و آنچه را دوست نداري؛ يعني دشمن را كه گناهان باشد، با خود به آن جهان مي‌بري. پادشاه گفت: به راستي پندي نيكو دادي كه همه پندها در آن است.

      منبع بازنويسي بهارستان

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          57

 

 

 

      402- عدل، مايه شكوه و هيبت آدمي

      عنوان           عدل، مايه شكوه و هيبت آدمي

      متن  از عارفي پرسيدند، هيبت آدمي در چيست؟ پاسخ داد: در عدل.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          125

 

 

      403- جواب عارفي به منصور عباسي

      عنوان           جواب عارفي به منصور عباسي

      متن  گويند منصور، يكي از خلفاي عباسي، به عارفي گفت: چه چيز تو را از آمدن به نزد ما باز مي‌دارد؟ عارف گفت: خداوند سبحان ما را از شما بازداشته است، چرا كه مي‌فرمايد: «وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ؛ شما مؤمنان هرگز نبايد با ظالمان هم‌دست و دوست باشيد وگرنه آتش كفر آنان شما را نيز فرا خواهد گرفت». (هود: 113)

      منبع لطايف قرآني

      نويسنده         صادق زيّني

      ناشر            زيّني

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1385

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          24

 

 

      404- بهتر از زندگي بودن نيك نامي و بدتر از مرگ بودن بدنامي

      عنوان           بهتر از زندگي بودن نيك نامي و بدتر از مرگ بودن بدنامي

      متن  انوشيروان از بزرگمهر سؤال كرد، بهتر از زندگاني چيست و بدتر از مرگ كدام است؟ پاسخ داد: بهتر از زندگاني، نيك‌‌نامي است و بدتر از مرگ، بدنامي.

      پاورقي         1. سعديا مرد نكونام نميرد هرگز * مرده آن است كه نامش به نكويي نبرند (سعدي) 2. پس از مرگ نفرين بود بر كسي * كز او نام زشتي بمانَد بسي كه نام است اندر جهان ماندگار * نماند به كس جاودان روزگار (فردوسي) 3. به جز نيك‌نامي در اين كشتمند * نديدم يكي دانه سودمند (اديب پيشاوري) 4. خُنُك كسي كه پس از وي حديث خير كنند * كه جز حديث نمي‌ماند از بني آدم (سعدي)

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          209 و 210

 

 

      405- برترين خوي‌هاي انساني

      عنوان           برترين خوي‌هاي انساني

      متن  از حكيمي سؤال شد، به سبب كدام خوي‌ها انسان را به همه هنرها مي‌ستايند؟ گفت: يكي، خوي خوش، دوم، خرسندي. سوم، شكيبايي. چهارم، چرب‌سخني. پنجم، كم‌آزاري.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          70

 

 

      406- ظالم‌ترين مردم به خود از نگاه افلاطون

      عنوان           ظالم‌ترين مردم به خود از نگاه افلاطون

      متن  از افلاطون، پرسيدند، ظالم‌ترين مردم بر نفس خويش كدام است؟ گفت: آن كس كه قدر خود را نشناسد؛ كسي را تواضع كند كه او را بزرگ ندارد و مدح كسي را گويد در حالي كه از فضيلت او بي‌خبر باشد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          127

 

 

      407- لزوم حفظ سِرّ از سه دسته

      عنوان           لزوم حفظ سِرّ از سه دسته

      متن  از برزجمهر سؤال شد، راز خود را به چه كساني نگوييم؟ گفت: يكي، با مرد احمق. دوم، با مرد پرگوي. سوم، با مردي كه دوستان بسياري دارد.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          73

 

 

      408- آداب مسافر

      عنوان           آداب مسافر

      متن  از بزرگي پرسيدند، آداب مسافر چيست؟ گفت:‌ اول آنكه؛ اگر بدهي دارد پيش از سفر بپردازد. اگر امانتي از مردمان نزد اوست به صاحبانش برگرداند. مخارج كساني را كه خرج آنان به عهده اوست به آنان بدهد و زاد و توشه‌اي حلال به دست آورد و آنقدر توشه بردارد كه بتواند سفر را با همراهان به خوبي و خوشي به سر برد؛ چراكه غذا دادن به هم‌سفران و خوش‌گويي و خوش‌رفتاري در سفر از مكارم اخلاق و نيك‌خويي است. ادب دوم آن است كه هم‌سفري شايسته براي خود بيابد. سوم آنكه؛ رفيقانِ ديار خود را وداع كند و آنان را به خداوند بسپارد. چهارم آنكه؛ پيش از سفر دو نماز به جا آورد. يكي نماز طلب خير در دور ركعت و ديگري نمازي در چهار ركعت. پس از نماز نيز دعا كند و از خداوند بخواهد كه در مدت سفر، او، خانواده، فرزندان و مالش را نگه‌داري كند تا او به سلامت نزد خانواده‌اش بازگردد. پنجم آنكه؛ صبح زود سفر كند و در آغاز سفر، دعاي مسافرت بخواند و به خداوند توكل كند و از او بخواهد وي را از گمراهي در امان بدارد. ششم، وقتي از سفر باز مي‌گردد، براي اهل خانه خود سوغات بياورد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          103 و 104

 

 

 

      409- راه درمان حسد و فال و گمان بد

      عنوان           راه درمان حسد و فال و گمان بد

      متن  از بزرگي پرسيدند: كدام خصلت است كه وجود هيچ كس از آن خالي نيست؟ گفت:‌ گمان بد، فال بد و حسد. سپس از راه علاج آن پرسيدند گفت: هر وقت گمانِ بد به كسي بردي آن را براي خود محقق مساز، هرگاه فال بد زدي به آن فال بد اعتماد مكن و هر وقت حسد در تو پيدا شد دست و زبان خود را از رفتار حسادت‌آميز نگاه دار.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          143

 

 

      410- راه بازداشتن زبان مردم از بدگويي

      عنوان           راه بازداشتن زبان مردم از بدگويي

      متن  از حكيم بزرگ، بزرجمهر سؤال شد، چگونه مي‌توان زبان مردم را از بدگويي و نكوهش، به خوبي و ستايش باز گرداند؟ گفت: با نيكويي و بخشش.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          66

 

 

      411- سفارش به عجله در سه كار

      عنوان           سفارش به عجله در سه كار

      متن  از بزرگي پرسيدند، عجله كردن در كدام امور مباح و جايز است؟ گفت: در سه كار، يكي، آنكه دختر را زود به خانه شوهر بفرستند. ديگر، آنكه غذا را زود پيش مهمان نهند و سوم، آنكه مرده را زود دفن كنند.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          63

 

 

      412- حق پدر بر فرزند از زبان بزرجمهر

      عنوان           حق پدر بر فرزند از زبان بزرجمهر

      متن  از بزرجمهر حكيم سؤال شد كه حق پدر بر فرزند چيست؟ گفت:‌ حق پدر بر فرزند آن است كه فرزند تا زماني كه پدر زنده است ز او اطاعت كند و بعد از وفات وي، نصيحتش را به كار بندد؛ زيرا فرزند صالح كسي است كه به نصيحت پدر عمل كند.

      منبع اندرز حاكمانه

      نويسنده         علي اكبر احمدي داراني

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          48

 

 

      413- حال عارف در مقام قرب

      عنوان           حال عارف در مقام قرب

      متن  پادشاهي به درويشي گفت: آن لحظه كه در درگاه حق تعالي به مقام قرب و تجلّي رسيدي و صفاي باطن يافتي، مرا هم ياد كن. درويش گفت: چون آفتاب جمال دوست بر من بتابد خود را فراموش مي‌كنم، پس چگونه تو را به ياد آورم!(1)

      پاورقي         1. مولوي بلخي، فيه ما فيه، امير كبير، ص 13.

      منبع حكايت و حكمت

      نويسنده         حسين ديلمي

      ناشر            حرم

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1384

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          59

 

 

      414- صفت خوش احوالان قيامت

      عنوان           صفت خوش احوالان قيامت

      متن  از بزرگي پرسيدند، در قيامت احوال چه كساني خوش‌تر است؟ گفت: خوشا به حال متواضعان در دنيا كه اينان در قيامت بر منبرها مي‌نشينند و خوشا كساني كه ميان مردمان صلح مي‌افكنند و بهشت جاي ايشان است و خوشا آنان كه دل از دنيا پاك مي‌كنند و ديدار خداوند، پاداش ايشان است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          149

 

 

      415- شرايط نهي از منكر

      عنوان           شرايط نهي از منكر

      متن  از بزرگي پرسيدند، شرايط نهي از منكر چيست؟ گفت: اول، آنكه ناهي، زشت و منكر را بشناسد و احكام الهي را بداند. دوم، آن گناه در حال انجام شدن باشد، مانند كسي كه در حال شراب خوردن است. سوم، آنكه گناه آشكارا صورت گيرد، اما تجسّس شايسته نيست؛ يعني ناهي نبايد در خانه ديگران جست‌وجو كند تا سر از كار آنها درآورد يا براي شنيدن گفتار كسي، گوش بايستاد. چهارم، آنكه به حقيقت معلوم شود سخن او بر گناه‌كار اثر دارد و پي‌آمدهاي ناگواري براي دين، جامعه و شخص ناهي ندارد.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          110

 

 

      416- سخاوت در سختي و بخشش بدون منّت روش سعادتمندان

      عنوان           سخاوت در سختي و بخشش بدون منّت روش سعادتمندان

      متن  از بزرگي پرسيدند: شيوه و روش سعادتمندان چگونه است؟ گفت: سخاوت در هنگام سختي و عطا كردن بدون منت.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          81

 

 

      417- علت برتري عقل بر نفس

      عنوان           علت برتري عقل بر نفس

      متن  از افلاطون سؤال كردند: برتري عقل بر هواي نفس چيست؟ گفت: آن است كه عقل، روزگار را بنده تو مي‌سازد و هواي نفس، تو را بنده روزگار مي‌گرداند.

      پاورقي         1. گر تو بر نفس خود، شكست آري * دولت جاودان به دست آري (مكتبي) 2. دشمن تو نفس توست، خوار كن او را * تا نشود چيره و قوي به تو دشمن (حاج سيدنصرالله تقوي) 3. رسول خدا(ص): دشمن‌ترين دشمن تو، نفسي است كه در ميان دو پهلوي توست. 4. امام صادق(ع): از هوس‌هاي خود بپرهيزيد، همچنان كه از دشمنانتان پرهيز مي‌كنيد؛ زيرا براي مردان، چيزي دشمن‌تر از پيروي هوس‌ها و محصول زبان‌هايشان وجود ندارد. 5. خِرَد بر همه نيكويي‌ها سر است * تو چيزي مدان كز خرد برتر است (فردوسي) 6. خرد رهنماي و خرد دلگشاي * خرد دست گيرد به هر دو سراي (فردوسي) (ورّام، تنبيه الخاطر و نزهة النواظر، بيروت، دار التعارف و دار الصعب، ج 1، ص 259) ( شيخ صدوق،‌ كافي، ج 2، ص 335)

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          187

 

 

      418- ياري در نيكي‌ها و مانع در بدي نشانه دوست حقيقي

      عنوان           ياري در نيكي‌ها و مانع در بدي نشانه دوست حقيقي

      متن  انوشيروان از بزرگمهر پرسيد: نشانه دوست صادق چيست؟ گفت: اينكه در نيكي تو را ياري كند و از بدي تو را مانع شود و نگذارد كه مرتكب آن شوي.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          210

 

 

      419- موعظه بهلول به خليفه

      عنوان           موعظه بهلول به خليفه

      متن  گويند: يكي از خلفا به بهلول گفت مرا نصيحتي كن! گفت: از دنيا به آخرت هيچ چيز نمي‌تواني ببري مگر خوبي و ثواب.

      پاورقي         1. سراي آخرت آباد كن به حُسن عمل * كه اعتماد را نشايد اين بنياد (سعدي) 2. تو تا زنده‌اي سوي نيكي گراي * مگر كام ‌يابي به ديگر سراي (فردوسي)

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          213

 

 

 

      420- نشانه بدترين زمامدار

      عنوان           نشانه بدترين زمامدار

      متن  از حكيمي سؤال شد: بدترين زمامدار كيست؟ گفت: آن‌كه از مستمندان دورتر است.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          56

 

 

 

      421- احسان سبب بندگي انسان به صاحب احسان

      عنوان           احسان سبب بندگي انسان به صاحب احسان

      متن  نوشته‌اند: اربابي يك كيسه پول به غلامش داد كه آن را براي بزرگي ببرد و گفت: اگر قبول كند تو را آزاد خواهم كرد. غلام آن كيسه پول را آورد ولي آن بزرگ قبول نكرد. غلام بسيار اصرار كرد اما فايده‌اي نداشت. بالاخره گفت: قبول كن كه آزادي من بسته به اين امر دارد. بزرگ گفت: بله، ولي با قبول اين كيسه و آزادي تو من برده و بنده اربابت خواهم شد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          323

 

 

      422- ويژگي خردمند

      عنوان           ويژگي خردمند

      متن  از خردمندي پرسيدند: خردمند كيست؟ گفت: آن كه به كار خير حريص و به كارهاي شايسته كوشا باشد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          116

 

 

      423- افراد شايسته براي دوستي

      عنوان           افراد شايسته براي دوستي

      متن  از حكيمي پرسيدند: چه كسي شايسته دوستي است؟ پاسخ داد: آن كه اگر بر عيبي اطلاع يافت آن را ظاهر نكند، آن‌‌‌كه اگر احسان كند هرگز آن را اظهار نكند و چنانچه كسي به او احسان كرد هرگز فراموش نكند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          199

 

 

      424- نشانه‌هاي ناداني

      عنوان           نشانه‌هاي ناداني

      متن  از عالمي پرسيدند: علامت ناداني چيست؟ گفت: در سه چيز است: از هدر رفتن عمر باكي ندارد، از حرف‌هاي بيهوده سير نمي‌شود و تاب هم‌نشيني كسي كه عيبش را ببيند ندارد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          25

 

 

      425- جود و بخشش به اندازه همت

      عنوان           جود و بخشش به اندازه همت

      متن  گويند: شخصي از حاتم ده كاسه شكر درخواست كرد. حاتم دستور داد، ده كوزه شكر به او دادند. شخصي اعتراض كرد كه او ده كاسه مي‌خواست چرا تو اين قدر دادي؟ حاتم در جواب گفت: درخواست او و عطاي ما، هر دو در خور همّت‌مان بود.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          5

 

 

      426- توكل سودمندترين چيز براي انسان

      عنوان           توكل سودمندترين چيز براي انسان

      متن  از جالينوس پرسيدند: سودمندترين چيز براي انسان چيست؟ پاسخ داد: توكل بر خدا.

      پاورقي         1. كار خود گر به خدا باز گذاري حافظ * اي بسا عيش كه با بختِ خدا داده كني (حافظ) 2. تكيه كه بر تقوا و دانش در طريقت كافري است * راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش (حافظ) 3. كه را پشت‌گرمي ز يزدان بود * هميشه دل و بخت خندان بود (فردوسي)

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          42

 

 

 

      427- موعظه مرد عابد

      عنوان           موعظه مرد عابد

      متن  گويند: شخصي از عابدي خواست كه او را موعظه كند. عابد در جواب گفت: خدا را بشناس و ديگران را نشناس. به دنيا بي‌علاقه باش و به آخرت علاقه‌مند. در امور دنيا سخاوتمند باش و در امر آخرت بخيل. در اطاعت حق شجاع باش و در گناه ناتوان.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          68

 

 

      428- ويژگي نادان‌ترين مردم

      عنوان           ويژگي نادان‌ترين مردم

      متن  از بزرگي سؤال كردند: نادان‌ترين مردم كيست؟ گفت:‌ آن‌كه دوست خود را رنجيده‌خاطر كند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          197

      429- نشانه كريمان

      عنوان           نشانه كريمان

      متن  از شيخي پرسيدند كه نشانه كريمان كدام است؟ گفت: علامت كريم آن است كه زود آشنا مي‌شود و دير بيگانه. همچون ظرف سيمين كه دير مي‌شكند و زود درست مي‌شود.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          294

 

 

      430- صفات منفور ناپسند در درگاه خداوند

      عنوان           صفات منفور ناپسند در درگاه خداوند

      متن  از حكيمي پرسيدند: كدام صفات بندگان موجب نارضايتي و ناخشنودي پروردگار است؟ جواب داد: تكبر از فقير، طمع از عالم، خودپسندي از عالم، رياكاري از عابد، بخل از توانگر، بي‌حيايي از زن، تنبلي از جوان و تندخويي از پادشاه.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          75

 

 

 

      431- روزه و گرسنگي، راه كنترل شهوت شكم

      عنوان           روزه و گرسنگي، راه كنترل شهوت شكم

      متن  از عارفي پرسيدند: راه مهار كردن شهوت شكم چيست؟ گفت: گرسنه نگه داشتن شكم، روزه گرفتن و رياضت كشيدن.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          131

 

 

      432- فقر مايه فخر انسان‌هاي زاهد و وارسته

      عنوان           فقر مايه فخر انسان‌هاي زاهد و وارسته

      متن  گويند توانگري مقدار ده هزار درهم پيش عارفي آورد و خواست تا آن مبلغ را قبول كند. عارف او را رد كرد و گفت: مي‌خواهي با ده هزار درهم نام من را از ديوان فقرا محو كني!

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          203

 

 

      433- ويژگي‌هاي فاضل‌ترين مردم

      عنوان           ويژگي‌هاي فاضل‌ترين مردم

      متن  از حكيمي پرسيدند: فاضل‌ترين مردم كيست؟ گفت: آن‌كه به عبادت پيش‌دستي كند، منفعتش به خلق برسد، مردم از شرش در امان باشند و هميشه آماده مرگ باشد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          229

 

 

 

      434- نيّت و قصد كار نيك تمام نيكي

      عنوان           نيّت و قصد كار نيك تمام نيكي

      متن  از حكيمي پرسيدند: تمام نيكي‌ها در چيست؟ گفت: نيّت و قصد كردن به نيكي.

      منبع خردنامه

      نويسنده         منصور ثروت

      ناشر            امير كبير

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1367

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          51

 

 

 

      435- پشيماني سرانجام دنيادوستي

      عنوان           پشيماني سرانجام دنيادوستي

      متن  گويند پس از آنكه هارون الرشيد به بيماري سختي مبتلا شد و طبيب از او خواست كه وصيّتش را بيان كند، هارون به مرگ يقين كرد و براي خود كفني انتخاب كرد. سپس دستور داد تا برايش قبري آماده كنند، آن گاه نگاهي به قبر انداخت و گفت «ما أَغْنَى عَنِّي مَالِيهْ هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيهْ؛ مال و ثروتم هرگز مرا بي‌نياز نكرد، قدرت من نيز از دست رفت.» (حاقه: 28 و 29) و در همان روز جان داد.

      منبع حكايت و حكمت

      نويسنده         حسين ديلمي

      ناشر            حرم

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1384

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          126

 

 

      436- بخشش راه درمان بخل

      عنوان           بخشش راه درمان بخل

      متن  از عارفي پرسيدند: چاره بخل چيست؟ گفت: بخشش مال.

      پيامها           بخشش راه علاج بخل است.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          124

 

 

      437- قرض؛ گران‌ترين بار

      عنوان           قرض؛ گران‌ترين بار

      متن  از لقمان حكيم پرسيدند: گران‌ترين بار چيست؟ گفت: قرض.

      پاورقي         1. رسول خدا(ص): قرض گرفتن سبب اندوه شب و خواري روز است. (علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث، 1403 هـ .ق، چ 3، ‌ج 103، ص 141)

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          131

 

 

      438- صفت خردمند حقيقي

      عنوان           صفت خردمند حقيقي

      متن  از حكيمي پرسيدند: خردمند كيست؟ گفت:‌ آن‌كه ديگري را فريب ندهد.

      منبع خردنامه

      نويسنده         منصور ثروت

      ناشر            امير كبير

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1367

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          81

 

 

      439- عفت و تقوا ثمره ترس از خدا

      عنوان           عفت و تقوا ثمره ترس از خدا

      متن  از عارفي پرسيدند: ثمره ترس از خدا چيست؟ پاسخ داد: عفت و تقوا و اينها تخم سعادت هستند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          164

 

 

      440- برتري روزه بر ساير عبادات

      عنوان           برتري روزه بر ساير عبادات

      متن  از عارفي پرسيدند: برتري روزه بر ساير عبادات چيست؟ گفت: آن است كه خداوند آن را به خود نسبت داده و فرموده: «الصّوم لي واَنا اُجزي به: روزه از آنِ من است و پاداش آن را من خود مي‌دهم».

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          49

 

 

      441- راهكار مبارزه با خلق بد

      عنوان           راهكار مبارزه با خلق بد

      متن  از حكيمي پرسيدند: هر كس بخواهد اخلاق بد را از خود دور كند چاره آن چيست؟ گفت: هر چه خوي او دستور مي‌دهد برخلاف آن رفتار كند كه شهوت را جز با مخالفت با آن نمي‌توان شكست.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          124

 

 

      442- برترين فضيلت‌ها

      عنوان           برترين فضيلت‌ها

      متن  از عارفي پرسيدند: برترين فضيلت چيست؟ جواب داد: آنكه هر كه با تو قطع رابطه مي‌كند تو با او رابطه برقرار كني و هر كه تو را محروم مي‌كند تو به او بخشش كني و هر كه به تو ظلم و ستم كند تو او را ببخشي و از او درگذري.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          96

 

 

      443- راه‌هاي رسيدن به مقام خوف

      عنوان           راه‌هاي رسيدن به مقام خوف

      متن  از عارفي سؤال شد: ترس از خدا چگونه حاصل مي‌شود؟ گفت: اول؛ به علم و معرفت كه چون انسان خود را و خداي را شناخت از خدا مي‌ترسد به دليل عظمت حق و هيبت او، دوم؛ اگر از معرفت عاجز است، با اهل خوف هم‌نشيني كند تا خوف آنان به او هم سرايت كند و در مقابل از اهل غفلت دوري كند. سوم؛‌ اگر به اهل خوف دسترسي ندارد تا با آنان مجالست كند، احوال و آثار آنان را در كتاب‌ها بخواند و به احوال و سيرت آنها آگاهي يابد؛ زيرا آنچه در گفتارها و كتاب‌ها در احوال بزرگان راه حق نوشته‌اند در شنونده و خواننده اثر مي‌گذارد.

      پاورقي         1. ترس از خدا (تقوا)‌ از سه طريق حاصل مي‌شود: خداشناسي، هم‌نشيني با پرهيزكاران و مطالعه احوال و اعمال و اقوال بزرگان دين.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          165

 

 

 

      444- هدف روزه‌داري

      عنوان           هدف روزه‌داري

      متن  از عارفي پرسيدند: هدف و مقصود از روزه چيست؟ گفت: شكستن شهوت‌ها و هواهاي نفساني.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          58

 

 

 

      445- دورو و منافق بدترين بندگان

      عنوان           دورو و منافق بدترين بندگان

      متن  از بزرگي پرسيدند: بدترين بندگان چه كساني است؟ پاسخ داد: بنده دورو و منافق.

      پاورقي         1. امام باقر(ع): «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدُ هُمَزَةٌ لُمَزَةٌ؛ يُقْبِلُ بِوَجْهِ وَ يُدْبِرُ بِآخرَ؛ بد بنده‌اي است بنده بدگوي عيب‌جوي، پيش روي انسان به گونه‌اي است و پشت سر او به گونه‌اي ديگر». 2. امام كاظم(ع: «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ يَكُونُ ذا وَجْهَيْن وَ ذا لسائَيْن؛ بد بنده‌اي است آن كه دو چهره و دو زبانه باشد». 3. نكوهيده باشند در هر زمان * به هر قوم در، مردم دو زبان (اديب پيشاوري)(علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث، 1403 هـ .ق، چ 3، ج 75، ص 203)(ابن شعبه حراني، تحف العقول، ترجمه: علي اكبر غفاري، قم، مؤسسه نشر اسلامي، 1404 هـ .ق، چ 2، ص 395)

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش‌پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          139

 

 

      446- بالاترين صدقه

      عنوان           بالاترين صدقه

      متن  از حكيمي پرسيدند: بالاترين صدقه چيست؟ گفت: آنكه به خويشاوندي كه با تو دشمن است كرم كني.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          96

 

 

 

      447- يقين و معرفت اولين مقام از مقامات دين

      عنوان           يقين و معرفت اولين مقام از مقامات دين

      متن  از عارفي پرسيدند: اولين مقام از مقامات دين چيست؟ گفت: يقين و معرفت است. وقتي معرفت حاصل شد از معرفت، خوف پيدا مي‌شود و از خوف، زهد و صبر و توبه ظهور مي‌يابد و از زهد و توبه، صدق و اخلاص و مواظبت بر ذكر خدا پديد مي‌آيد و از آن انس و محبت به وجود مي‌آيد كه اين حالت نهايت مقامات در راه خداست.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          165

 

 

 

      448- آداب غذا خوردن

      عنوان           آداب غذا خوردن

      متن  شخصي از عارفي پرسيد: آداب هنگام غذا خوردن چيست؟ گفت: اول، بسم الله بگويد و در آخر الحمدلله و ابتدا با نمك شروع كند و به نمك ختم كند و لقمه را خوب بجود و تا فرو نبرده، دست به لقمه بعد دراز نكند و از هيچ غذايي ايراد نگيرد چنان‌كه پيامبر(ص) چنين مي‌كرد، اگر غذا خوش بود مي‌خورد و اگر نه دست مي‌كشيد. و از ديگر آداب آنكه، غذا را از جلو خود بردارد نه از جلو ديگران و در غذاي گرم ندمد و صبر كند تا غذا سرد شود.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          63

 

 

 

      449- بالاترين عبادات

      عنوان           بالاترين عبادات

      متن  از عارفي سؤال شد: بالاترين عبادات چيست؟ گفت: ايمان آوردن و رضايت مردم را جلب كردن!

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          92

 

 

 

      450- دل بستن به غير خدا سبب هلاكت مي‌شود

      عنوان           دل بستن به غير خدا سبب هلاكت مي‌شود

      متن  از عارفي پرسيدند: سبب هلاكت آدمي چيست؟ گفت: به چيزي جز پروردگار متعال دل بستن.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          28

 

 

 

      451- حقوق فرزندان بر والدين

      عنوان           حقوق فرزندان بر والدين

      متن  از بزرگي در مورد حقوق فرزندان پرسيدند. جواب داد: آنكه والدين بخشش و عطا بين فرزندان برابر دارند و بچه كوچك را نوازش كنند و بوسه دهند.

      منبع بازنويسي كيمياي سعادت

      نويسنده         منوچهر دانش پژوه

      ناشر            اهل قلم

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1381

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          97

 

 

      452- غير اعتماد بودن سخن چين

      عنوان           غير اعتماد بودن سخن چين

      متن  گويند: شخصي نزد ارسطو آمد و با ناراحتي و تندي گفت كه مرد قابل اعتمادي نزد من آمد و از شما درباره من چيزهايي نقل كرد كه باعث كدورت و رنجش خاطر من شد و من هرگز اين‌گونه حرف‌ها را از شما توقع نداشتم. ارسطو با كمال نرمي در جواب گفت: عزيز من سخن‌چين و دو به هم زن قابل اعتماد نيست. آن شخص منفعل و شرمنده شد.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          327

 

 

      453- كوشش در عمل راه رسيدن به آخرت

      عنوان           كوشش در عمل راه رسيدن به آخرت

      متن  از ابن سينا پرسيدند: هر كس در طلب آخرت است بايد چگونه باشد؟ پاسخ داد: در عمل كوشش كند.

      منبع هزار و يك مطلب خواندني

      نويسنده         كاظم مقدم

      ناشر            حافظ نوين

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1380

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          58

 

 

 

      454- نشانه بهترين دوست

      عنوان           نشانه بهترين دوست

      متن  از حكيمي پرسيدند: از دوستان كدام دوست بهتر است؟ گفت: آن‌كه نيكدل‌تر.

      منبع خردنامه

      نويسنده         منصور ثروت

      ناشر            امير كبير

      محل چاپ     تهران

      سال چاپ      1367

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          51

 

 

 

     455- صفت دل كافر و دل مؤمن

      عنوان           صفت دل كافر و دل مؤمن

      متن  از عالمي پرسيدند: قول خداي عزوجل كه فرموده است: «و بِئرٍ مُعَطَّلَةٍ و قَصرٍ مَشيد؛ چاه‌هاي متروك و كوشك‌هاي افراشته» اشاره به چه دارد؟ گفت: «بِئرِ مُعَطَّلةٍ»،‌ دل كافر است كه معطّل از گفتن «لااله‌الّاالله» و «قصر مَشيدٍ» دل مؤمن است كه به گفتن «لااله‌الّاالله» مشغول است.

      منبع لطايف قرآني

      نويسنده         صادق زيّني

      ناشر            زيّني

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1385

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          36 و 37

 

 

      456- شكار دل‌هاي مردم، بهترين شكارها

      عنوان           شكار دل‌هاي مردم، بهترين شكارها

      متن  پادشاهي از دانشمندي پرسيد: بهترين اقسام شكار كدام است؟ گفت: شكار دل‌هاي خلق؛ زيرا وقتي دل ايشان را به دام آوري، همه چيز از پي آن خواهد آمد.

      پاورقي         1. امام علي(ع): هر كه احسانش زياد گردد، برادرانش او را دوست خواهند داشت. 2. به ره بر يكي پيشم آمد جوان * به تك در پِيَش گوسفندي روان بدو گفتم اين ريسمان است و بند * كه مي‌آرد اندر پَسَت گوسفند سبك طوق و زنجير از او باز كرد * چپ و راست پوييدن آغاز كرد هنوز از پِيَش تازيان مي‌دويد * كه جو خورده بود از كف مرد و خويد چو باز‌ آمد از عيش و شادي به جاي * مرا ديد و گفت اي خداوند راي نه اين ريسمان مي‌برد با منش * كه احسان كمنديست در گردنش (تميمي آمدي، غررالحكم و دررالكلم، تحقيق: جلال الدين محدث، تهران، دانشگاه تهران، 1360، چ 3، ح 8473)

      منبع حكايت و حكمت

      نويسنده         حسين ديلمي

      ناشر            حرم

      محل چاپ     قم

      سال چاپ      1384

      نوبت چاپ     اول

      صفحه          19

 

 

 

      457- چيستي راستي

      عنوان           چيستي راستي

      متن  از شيخ ابوالحسن خرقاني پرسيدند: راستي چيست؟ گفت: آنچه كه دل قبل از زبان گويد.

      منبع خردنامه

      نويسنده         منصور ثروت

      ناش