فهرست    

 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

 

 

 

سر آغاز

 

 ●کلید هدایت

     تکنیک های موفقیت

    مدیر نو آور

    حکايت مديريتی

    طنز مديريتی

    جمله مديريتی 

      تعاریف مدیریتی

    نکات مدیریتی

 

 

 

سرآغاز       

 

 

 

 

به مناسبت میلاد با سعادت رسول گرامی(ص) وحضرت امام جعفر صادق (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

میلاد فرخنده حضرت رسول اکرم(ص) و حضرت امام جعفر صادق (ع)و هفته وحدت (17-12ربیع الاول)

امروز قدسیان کف زنان پای می کوبند ، و دف زنان دست می افشانند.

امروز خورشید را بر زورقی زرین نشانده، از دورترین خط افق از نهانگاه دریا پرمی‌کشند ، نگاه او پگاه را زر افشان می کند ، و صبحگاه را درخشان.

امشب ماه را در هالة رویایی ، و در هودجی اهورایی نشانده ، از سیمایش نقره می بارد، و از پیشانیش نور می افشاند. آبشار سیمگون آن کویر دل را سیراب می کند ، و از چشمه سار زلالش سیماب می جوشد.

امروز پرندگان خوش الحان سرود می خوانند، و رود می نوازند. قمریان نغمه می سرایند ، و ترانه زمزمه می‌کنند.

امروز دریاها صدف های سرور به ساحل می ریزند ، و سرور جان را با نور جانان در می آمیزند.

امروز امواج ، طَبَق های مروارید بر دوش می کشند ، و سبدهای امید بر سر.

امروز از چشمه ساران لعل می جوشد ، و در جویباران مروارید غلتان می خروشد.

امروز بر سر و روی باغ شکوفه ریخته ، و از درختان خوشه های یاقوت آویخته است.

امروز نسیم با کوله باری پر از بهار ، نفس زنان از راه می رسد ، دامن دامن شکوفه می بارد ، و سبد سبد رایحه می افشاند. نفسش مشکبوی است و طلعتش گُلروی.

امروز خاک بر افلاک ، و فرزند انسان بر قدسیان فخر می فروشد. امروز فلسفه سجدة ملائکه بر آدم تفسیر می شود ، و منصب خلیفه اللهی انسان تعبیر می گردد.

امروز عرشیان بر فرشیان رشک می برند ، و از شوق اشک می بارند.

امروز از عالم قُدس یک دنیا پنجره گشوده شده ، و آبشاران نور ، کویر خاک را غرق سرور کرده است.

امروز کائنات سرمستند ، و مست از بادة اَلَستند . همة ذرات آفرینش شادمانه ترانه می خوانند.

امروز گسترده ترین دریای رحمت رحمان از سرچشمه افلاک بر بستر خاک جاری شده ، با گُلاب عشق کام تشنة جان ها را آب داده ، فطرت عطشان انسان ها را سیراب می کند.

امروز آخرین هودج هدایت حق ، و اورنگ ششمین حجّت قادر مطلق در هاله ای از شمیم عطرافشان بهشتی بر زمین می نشیند. زمین برای استقبال از مرکب مهرافروز رسالت و مقدم دلفروز امامت با قوس قزح طاق نصرت بسته است.

میلاد خجسته این دو کوثر رحمت ، و زمزم هدایت ولادت مسعود نبی مکرّم اسلام و حضرت امام صادق علیه السلام - بر امت مسلمان مبارک باد.

بنا به روایات برادران اهل تسنن، میلاد حضرت رسول اکرم (ص) 12 ربیع الاول سال 53 قبل از هجرت می‌باشد. ولی راویان شیعه عموماً 17 ربیع الاول را روز ولادت با سعادت آن حضرت می دانند. این عامل به ظاهر تفرقه، به ابتکار رهبران جمهوری اسلامی ایران به عنوان سمبل یگانگی و عامل وحدت مطرح شد.

 بنابراین پیشنهاد از 12 تا 17 ربیع الاول به عنوان ایام فرخنده میلاد و هفته وحدت جشن گرفته می‌شود و بر رشته های مستحکم پیوند و همبستگی تاکید می گردد . مقصود از وحدتِ فرق اسلامی از جمله شیعه و سنّی ، این نیست که سنی‌ها شیعه و یا شیعیان سنی شوند ، یا هر دو فرقه نسبت به بعضی از مواضع خود تجدید نظر کرده ، از بعضی باورها دست بکشند ، تا دیدگاه هایشان به یکدیگر نزدیک شوند ، بلکه هدف این است که طرفین ضمن حفظ مواضع خود :

1-  درباره مفترقات با یکدیگر نستیزند.

2-  درباره مشترکات اتحاد و اتفاق نظر داشته باشند. در وصول به اهداف مشترک یکدیگر را یاری دهند. اگر چنین وحدتی جلوه گر شود ، تمام فتنه ها و درگیری‌های قومی ، قبیله ای ، فرقه ای و مذهبی رفع شده، مسلمین در دنیا به عنوان عظیم ترین ، قدرتمندترین و ثروتمندترین بلوک سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی، کشاورزی ، نظامی و ... مطرح می شوند.

از آن پس دیگر نفت و دیگر منابع مالی و اقتصادی مسلمین به غارت نمی رود ؟!

... فلسطین مظلومانه پرپر نمی شود و جوانان مبارزش به خاک و خون نمی غلتند و اقلیتی صهیونیست بر حدود 2000 میلیون عرب و بیش از یک میلیارد مسلمان آقایی نمی کند!

... بوسنی و هرزگوین ستمدیده ، لگدکوب صرب های وحشی و متجاوز واقع نمی شود ، و ناموس مسلمانان مورد اهانت قرار نمی گیرد !

... چچن مسلمان از نقشه جغرافیای جهان محو نمی شود !

... کشمیر اسلامی در زیر چکمه های اشغالگران دست و پا نمی زنند.

و و ...

هر کودک مسلمان در سراسر دنیا درباره فوائد و اهمیت اتحاد و همبستگی صفحه ها مقاله و انشاء می نویسد، چرا زمامداران و رهبران فکری جوامع اسلامی جهان این را نمی فهمند؟!

خدای همه ما واحد است، پیامبر، کتاب، قبله (کعبه) و دینِ همه یکی است، همه به معاد معتقدیم.

کدام مسلمان متعهد ، دوستدار تفرقه در جهان اسلامی است ؟

کدامین دین باورِ با وجدان، استثمار انسان از انسان را جایز می شمارد ؟

کدام آزاده اسارت انسان را می پذیرد؟

کدامین مسلم ، اشغال فلسطین ، بوسنی و هرزگوین ، چچن ، کشمیر و ... را توسط اجانب و بیگانگان قابل تحمل می داند؟ کدامین پیرو محمد (ص) حاکمیت امپریالیست ها را بر منابع مالی و اقتصادی مسلمین می‌تواند قبول کند ؟

کدامین ملّت مسلمان سلطه دیکتاتورهای خودکامة مزدور اجنبی را بر گردة ملل اسلامی قابل پذیرش می‌داند؟

این ندای وجدان و عطش فطرت است که همه مسلمانان را به همبستگیِ با همه فِرَقِ اسلامی فرا می‌خواند. علل و عوامل وفاق و پیوند بین امت محمد (ص)  بی شمار است.

بشکند ، دست ها و قلم هایی که این همه عوامل و وفاق را نادیده گرفته یک بهانه انحرافی را وسیله زد و خورد و تفرقه بین فرقه ها قرار می دهند!

بریده باد آن زبان ها ، و کور باد آن دیدگانی که این همه مشترکات را نمی بینند !! و یک خیال کاذب را وسیله افتراق و اختلاف و درگیری های غم انگیز و کشتارهای رقت آمیز قرار می دهند ! مخاطبان پیام هفته وحدت فقط اهل تشیع و تسنن نیستند، بلکه هر انسان مسلمان باید آن قدر سعة صدر داشته باشد، که بتواند عقاید مخالف خود را بشنود ، تحمل کند ، منطقی برخورد کند ، مخالف را تکفیر و تفسیق نکند، بر مخالف نشورد و با او نستیزد. این منطق قرآن است که از مسلمان می خواهد هر سخنی را بشنود آن را با معیار خرد سنجیده ، از بهترین آن پیروی کند.1

و باز این پیام قرآن ماست که ما را به بهترین طریق بحث و مناظره و مجادله فرا می خواند.2 متاسفانه برخوردهای متعصبانه بعضی کم خردان دستاویزی به دست دشمنان ما داده، تا در رسانه های خود تصویری تاریک و مخدوش از مکتب و انقلاب ما ترسیم کنند.

بلند گوها و رسانه های گروهی امپریالیستی و صهیونیستی دنیا منطق ما را زور و ترور معرفی می‌کنند ، و این گونه وانمود می کنند که چون ما منطقی برای مطرح‌کردن ، و حرفی برای گفتن نداریم ، به ترور مخالفان متوسل می شویم. هر ترور و انفجاری را به مسلمانان به اصطلاح تندرو و بنیادگرا نسبت می دهند ، تا تروریسم دولتی حاکم بر جهان غرب را توجیه کنند ؛ در حالی که فجایع بوسنی ، فلسطین و الجزایر بهترین تابلوی مظلومیت ماست.

یکی از افتخارات تمدن غرب، وجود مناظره ها و بحث های علمی و فکری در دانشگاه ها ، تلویزیون ها و مطبوعات آنها است ؛ در حالی که قرن هاست بحث های طلبگی و حوزوی و نیز پذیرش اختلاف فتاوی مراجع معظم تقلید از افتخارات و ابتکارات حوزه ها و محافل علمی و دینی ماست. در فقه ما اختلاف فتاوی علما رحمت دانسته شده ، و اصولاً معنی اجتهاد همین است. هیچ کس این اختلاف را عامل تفرقه ندانسته ، و در تاریخ اسلام هیچ عالم یا مرجع به خاطر اختلاف نظرش با دیگران شماتت نشده است. رمز پویایی فقه شیعه و حیات اجتهاد همین آزادی اندیشه و اختلاف استنباط است.

معنی وحدت این نیست که هر کس بخواهد با ما متحد باشد باید مثل ما بیندیشد؛ بلکه باید با استفاده از معیارها و ملاک ها و منابع مستند قرآنی و روایی و ترازوی منطق و عقل ، اندیشه ها را بسنجیم تا با جرقه حاصل از برخورد اندیشه ها و اصطکاک افکار ، را ه صواب و اندیشه برتر نمایانده شود.

هفته وحدت را با آرزوی خشکیدن مرداب های نفاق و جوشیدن چشمه های اتفاق گرامی می داریم.

    برای حُسن ختام و حلاوت کلام در مکتب حیات آفرین و کمال بخش وحی زانوی ادب می زنیم ، تا با نوشیدن جرعه ای از       

    زلال کوثر خروشان رسالت ، و زمزم جوشان امامت ، کلام جان ، و فطرت عطشان خود را سیراب سازیم.

    حضرت رسول اکرم و نبی معظّم محمّدبن عبدالله (ص) :

 

1- بهترین کار خیر ، اصلاح بین مردم است.

2- در یک سطح زندگی کنید تا دل های شما در یک سطح قرار گیرد ، با یکدیگر در تماس باشید تا با هم مهربان شوید.

3- مبادا که ترس از مردم ، شما را از گفتن حقیقت باز دارد.

4- از دیگران چیزی نخواهید گرچه یک چوب مسواک باشد.

5- هر قومی شایسته حکومتی است ، که دارد.

6 نشانه خشنودی خدا از مردم ، ارزانی قیمت ها و عدالت حکومت آنهاست.

7- هر جا که بدکاران حکمروا باشند و نابخردان را گرامی بدارند ، باید منتظر بلایی بود.


 

 

کلیدهدایت   

 

همه ما پنهانی ودر نهان با خداوند ، دل گفته هایی با خدا داریم، کسی از آن خبر ندارد وخود می گوییم و خدا شنونده است. آن چه می آید بخشی هایی از گفتگوهای من وشما، با خداست:

گفتم: خسته‌ام

گفت: يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53)

 

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!

گفت: فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ

منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)

 

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفت: يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا

تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63)

 

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟

گفت: وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىَ يَحْكُمَ اللّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ

کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109)

 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است یک اشاره‌ کنی تمامه .

گفت: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ

شایدچیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)

 

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟

گفت: وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ

خدا نسبت به همة‌ مردم - نسبت به همه مهربان است (بقره/143)

گفتم: دلم گرفته

گفت: بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ

مردم به چی دلخوش کردن؟!  باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58)

 

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفت: فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ

خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159)

 

گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن! یادت باشد که:

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ

بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان می شوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11)

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛

گفت:وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ

من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)

 

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم

گفت: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ

هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته (یاد کن (اعراف/۲۰۵)

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفت: وَلَا يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنكُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُوْلِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲)

 

گفتم : معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

گفت: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ

پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰)

 

گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟

گفت: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/۱۰۴)

 

گفتم: دیگر روی توبه ندارم

گفت: تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ *غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ

ولی خدا عزیز و دانا است، او آمرزندة گناه هست و پذیرندة‌ توبه (غافر/۲-۳)

 

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟

گفت: قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

خدا همة‌ گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/۵۳)

 

گفتم: یعنی اگر باز هم بیابم؟ باز هم مرا می‌بخشی؟

گفت:  وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ

به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵)

 

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ... توبه می‌کنم.

گفت: وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ

خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲)

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفت: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ

خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)

 

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟

گفت: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا *وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا *هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

ای مؤمنین! خدارا زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (احزاب/۴۱-۴۳)

 

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تودلم چه می‌گذرد .

گفت: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ

خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)

 

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم.

گفت : وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16)

گفتم ... :

گفت : ...

 

تکنيکهاي     
موفقيت
   

 

 

حالا چه احساسی دارید؟

 

 

 

                

هیچ زمستانی ماندنی نیست ، حتی اگر تمام شب هایش یلدا باشد.

تحقیقات نشان ميدهد، کسانی که دائم کار امروز را به فردا مياندازند، بیشتر از کسانی که کار را به موقع انجام ميدهند دچار فشار عصبی ميشوند.

فکر کنید، کاری که دائم انجام آن را به فردا موکول می کنید(همة ما، می توانیم دست کم یکی از این کارها را به یاد آوریم.)

- چه مقدار از وقت و انرژی شما صرف چنین کاری می شود؟

- آیا دچار عذاب وجدان هم هستید؟

- از اینکه کارتان را به عقب می اندازید چه احساسی دارید؟

- آیا به عقب انداختن کار ارزش این همه درگیری را دارد؟

از تمام کارهایی که باید انجام دهید، فهرستی تهیه کنید و سپس از فرصت های مناسب استفاده کنید و کارهایتان را انجام دهید.همین حالا. یکی از آن ها را انتخاب کرده و شروع کنید.

حالا چه احساسی دارید؟

 

مقاله      
 مديريتي    

 

مدیـر نـوآور

 

 

خلاقیت را تکانة ذهنی برای رام کردن تنش‌های درونی دانسته‌اند. شما هم به عنوان یک مدیر می‌توانید نوآوری و خلاقیت ذهن خودتان را آزمایش کنید. آیا قادرید با یک تکانة ذهنی، خودتان را از قالب‌های عادت بیرون بیاورید و به درون سرکشتان تلنگر بزنید؟ قلم و کاغذ آماده کنید.

از سر کلمه‌ای که بیان می‌کنم یک استعاره یا تشبیه بسازید. جمله‌هایی می‌توانند قالب شکن باشند که با پیوند این سه عنصر نامأنوس، ایده‌ای نو و تازه بیان کنند. این درحالی است که می‌دانیم هیچ یک از این سه عنصر به تنهایی پدیده‌های نو و تازه‌ای نیستند.

هرکس توانسته باشد قالب‌های مأنوس را با تشبیه‌سازی یا استعاره‌سازی خود بیشتر بشکند، توان بیشتری برای آفرینشگری دارد.

مدیرخلاق، مدیری قالب‌شکن است ولی پذیرش مدیری خلاق و آفرینشگر برای اکثر انسان‌ها که در قالب‌های موجود محصورند، سخت دشوار است.

کشمکش بین فرهنگ روز و فرد خلاق تمام نشدنی است. تاریخ، این حقیقت را ثبت کرده است. کپرنیک و گالیله به عنوان کافر تقبیح شدند چون در آن زمان ذهن خلاق آنان شناسایی نشده بود. رنج بردن از شک‌گرایی و ناباوری، یا واکنش زیانبار هم‌عصران آفرینشگر، بهایی است که افراد خلاق پرداخته‌اند و هنوز هم می‌پردازند. از این رو، اغلب نوآورن تا آخر عمر خویش ناشناخته باقی می‌مانند ولی بعد از مرگ به شکوفایی و زندگی دوباره می‌رسند.

مدیران خلاق و نوآور مدیرانی خارق‌العاده نیستند، همین افراد معمولی هستند امّا با این تفاوت که متفاوت فکر می‌کنند زیرا از شخصیت ممتازی برخوردارند. آنان نسبت به مسائل کنجکاو هستند و عمیق می‌اندیشند.

 

در این مقاله بعضی از ویژگی های مدیران خلاق و نوآور را برمی‌شماریم:

 

هوشمندی

     هرچند بهرة هوشی شرط کافی برای آفرینش‌گری و خلاقیت نیست، ولی لازم است و فقط می‌توان آن را تاحدودی شرط لازم دانست. زیرا همواره همبستگی مثبتی بین نمرات آزمون هوش و آزمون خلاقیت دیده می‌شود یعنی مدیرانی که نمره‌های آزمون هوش آنها بالاتر از عادی است معمولاً در آزمون خلاقیت هم نمره‌های بالایی می‌گیرند. البتّه همة صاحب‌نظران در این زمینه موضع قاطعی ندارند برای مثـــال تورنس رابطة هوش و خلاقیت را براساس نظریة آستانه‌ای تعیین می‌کند این نظرچنیــن است: وقتــی بهره هوشی پائین‌تر از حد معینی باشد خلاقیــت نیز محدود است امّا اگر بهرة هوشــی فراتــر از حد باشد ۱۲۵ ۱۲۰ = IQ  خلاقیت به عنوان بُعدی مستقل درمی‌آید و شکوفا می‌شود.

 

آگاهی و حساسیت نسبت به محیط

     مدیران خلاق نسبت به محیط خویش بیش از حد معمول حساس هستند آنان در رنگ و بافت اشیاء و واکنش‌های افراد، نسبت به نوشته‌ها و خواندنی‌ها یا چیزهایی که دیگران متوجه آن نمی‌شوند، توجه خاص دارند. از طرفی مدیران خلاق چون بیش از دیگران دست به تجربه می‌زنند و نیازمند کسب آگاهی بیشتر در مورد کشف محیط اطراف هستند لذا همان طور که تجربه می‌کنند، آگاهی و حساسیت خود را به موارد مورد نظر معطوف تا شناخت آنها کامل‌تر شود.

 

توانایی انعطاف‌پذیری و قدرت ابتکار

     مدیر خلاق همواره راه‌های گوناگون و نو را می‌پذیرد و می‌آزماید یعنی کاربردهایی که یک مدیر خلاق برمی‌شمارد، غالباً کاربردهایی غیرمعمول هستند زیرا ابتکار و نوآوری از مهمترین ویژگی های یک مدیرخلاق است. ولی پاسخ‌های یک فرد عادی چنین نیست یعنی در اغلب موارد استفاده‌های معمولی را بیان می‌کنند.

 

● شک‌گرایی و پایداری

نیچه می‌گوید: گناه تمام مردم جهان به گردن تعصب و خودرأیی است. تعصب نوعی جمود روانی است. مدیران غیرخلاق بیش از هر چیز محافظه‌کاری می‌کنند. آنها به آنچه قبلاً شناخته شده است اعتماد دارند و تازه‌پذیر نیستند امّا افراد خلاق و آفرینشگر همواره امور مختلف را با تردید می‌نگرند و حتی نسبت به ایده‌های پذیرفته شده نیز شک می‌کنند و یک علامت سؤال برای خود در نظر می‌گیرند. زیرا مدیرخلاق می‌خواهد همواره جنبة منطقی امو را وارسی کند و آنچه را که غیرمنطقی و غیرمعقول است از پایه و اساس جدا سازد و تغییر دهد.

 

● بازیگوشی فکری و شوخ‌طبعی

     مدیر خلاق یا آفرینشگر با ایده‌های تازه‌ای که پیدا می‌کند، به بازی می‌پردازد و آن وقت با اندیشه‌های تازة خود وارد حیطة عمل می‌شود، زیرا با این کار می‌خواهد ببیند به کجا می‌تواند برسد، ابداعی، اختراعی، کشفی و یا تفکری بدیع بکند.

      مدیرخلاق معمولاً شوخ طبع نیز هست و در برابر ناسازگاری‌ها به گونه‌ای خودجوش واکنش طنزآمیز از خود نشان می‌دهد. معمولاً اکثر این واکنش ها بسیار زیرکانه‌اند.

 

 

ناهمنوایی و اعتماد به نفس

     مدیران خلاق از اعتماد به نفس، ارادة قوی و تجربی و قدرت رهبری قابل توجهی برخوردارند و از اینکه همنوا با دیگران نباشند، ناراحت نیستند. آنان نسبت به کارها و فعالیت‌های خود محکم و مقاوم‌اند و اگر به کارشان مطمئن باشند برای اثبات آن کوتاهی نمی‌کنند، آنان دارای اراده‌ای خلل‌ناپذیر هستند.

 

دوست داشتن زندگی

     در بین مدیران خلاق ما خودکشی، افسردگی، تارک دنیایی و... مشاهده نمی‌کنیم. آنان به زندگی عشق می‌ورزند، به ادامة آن علاقه‌مند هستند و برای زندگی بهتر تلاش می‌کنند. آنان معتقدند تا شقایق هست، زندگی باید کرد و از یأس، ناامیدی، افسردگی و غم و اندوه دوری می‌کنند.

 

کنجکاو بودن

     مدیران خلاق کنجکاو، دقیق و جستجوگر هستند آنان به دلیل و علل پیدایش مسائل می‌اندیشند و نسبت به کوچکترین مجهول از خود کنجکاوی نشان می‌دهند. آنان بسیار دقیق و نکته‌سنج‌اند و نسبت به انواع رویکردها، عکس‌العمل‌های متعددی از خود نشان می‌دهند.

 

دوست داشتن خود

    مدیران خلاق چون زندگی را دوست دارند، به دیگران احترام می‌گذارند، مهربان هستند و دیگران را کمک می‌کنند، افراد خلاق و کاوشگر چون دیگران را دوست دارند پس برای خودشان هم ارزش قائل‌اند و خود را دوست دارند و همین دوست داشتن خود موجب تلاش بیشتر برای زندگی و کوشش فزون‌تر برای بهبود زندگی می‌شود.

 

نترس بودن یا نترسیدن از شکست

     مدیر خلاق از شکست نمی‌هراسد. او با شکست مبارزه می‌کند و معتقد است که هیچ چیز ترس ندارد و ترس زائیدة تفکر خود فرد است و این انسان‌ها هستند که ترس را می‌آفرینند و بی‌جهت از بعضی چیزها می‌ترسند. مدیر خلاق سعی در جبران شکست می‌کند و هر شکست را راهی برای رسیدن به کامیابی و موفقیت می‌پندارد.

 

● داشتن انرژی فراوان

     مدیر خلاق از انرژی بالایی برخوردار است. او از انرژی به صورت مثبت استفاده می‌کند او به علّت داشتن درک بالا و فهم زیاد، عکس‌العمل‌های متفاوتی از خود برای نیل به اهدافش بهره می‌برد.

 

 

● آشفته نبودن فکر

     مدیر خلاق فکر خود را آشفته نمی‌کند، به مسائل می‌نگرد و در پی حل آنها برمی‌آید. او فکر خود را معطوف مسائل مثبت و راه‌حل‌های منطقی می‌کند. او باآشفتگی فکر نمی‌تواند گامی مثبت در راه پیشبرد اهدافش بردارد پس فکر خود را از مسائل پیش و پاافتاده تهی می‌سازد تا پیشرفت کند.

 

● زندگی کردن در زمان حال

     تعدادی از مدیران با گذشتة خود زندگی می‌کنند و برای آنچه از دست داده‌اند یا گذشته است حسرت می‌خورند، تعدادی از آنها با آینده سر می‌کنند و به فکر روزهای آتی هستند و تعدادی هم به حال می‌نگرند و درحال زندگی می‌کنند و در حال به سر می‌برند. مدیران خلاق از جملة این افراد هستند. آنان برای آنچه گذشته حسرت نمی‌خورند بلکه از گذشته درس عبرت می‌گیرند و برای آنچه نیامده، زندگی نمی‌کنند بلکه برای رسیدن به آینده تلاش می‌کنند و در حال زندگی می‌کنند.

 

بی‌نیازی به تأیید دیگران

     مدیران خلاق از آنچنان اعتماد به نفس بالایی برخوردارند که نیازی به تائید دیگران در خود احساس نمی‌کنند آنان نیاز به توجّه دیگران ندارند اگر کاری یا فعالیتی را مثبت و خوب ببینند ادامه می‌دهند و اگر انجام کاری را منفی نپگارند، از انجام و ادامة آن سرباز می‌زنند، آنان نیازی به تعریف و تمجید از سوی دیگران ندارند.

 

استقلال

     مدیر خلاق مستقل عمل می‌کند و احساس نیاز به دیگران در او خیلی کم است. او خودش کارهایش را انجام می‌دهد و از اینکه به کسی متکی باشد، احساس ناخشنودی دارد.

 

 

● خنده‌رو و شادبودن

     یک مدیر خلاق به مردم نمی‌خندد بلکه با مردم می‌خندد، مدیرخلاق فردی سخت و جدی نیست تا با سخنی و یا حالتی خشک و عبوس زندگی را بپیماید. بنابراین علاقه و اصرار ندارد که هر کاری را حتماً در جای خود و زمان خاص خود انجام دهد. برعکس همواره ناهماهنگی و تغییر را دوست دارد. شوخی‌هایش معمولاً غیرخصمانه و غیرکینه‌توزانه هستند و هرگز با شوخی و خنده کسی را مورد تمسخر قرار نمی‌دهد زیرا فرد خلاق همواره با مردم می‌خندد نه به مردم.

 

 

 

 

● داشتن بصیرت و بینش نسبت به رفتار دیگران

     یکی از مشخصه‌های مدیر خلاق داشتن بصیرت و بینش نسبت به رفتار دیگران است. به طوری که هر آنچه برای دیگران پیچیدن و غیرقابل مهم و درک است برای مدیر خلاق کاملاً روشن و قابل درک و فهم است.

     بنابراین مشکلات و مسائلی که بیشتر مردم را مأیوس می‌کند و حتی به حالت رکود و فلج روانی درمی‌آورد، به نظر مدیرخلاق یک ناراحتی بسیار جزئی و کم‌اهمیت است و همین امر سبب می‌شود فرد خلاق هیچ گونه درگیری مستقیم با مسائل و مشکلات حتی زندگی نداشته باشد. مدیرخلاق با دیگران درگیری ندارد و همین عدم دیگری عاطفی،‌ او را برای غلبه بر موانعی که سر راهش قرار دارند، توانمند و بابصیرت می‌سازد.

 

● ارج نهادن به طبیعت

     مدیر خلاق، گردش در طبیعت را دوست دارد و این دوست داشتن بدون تظاهر صورت می‌گیرد یعنی فرد خلاق با طبیعت دست نخورده و جهانی که به دست بشر ساخته شده و رو به نابودی می‌رود، آشتی دارد. او به راحتی قادر است برای همة چیزهایی که در طبیعت وجود دارد امّا برای دیگران بدردنخور و کهنه شده‌اند، ارج بگزارد و آنها را باارزش قلمداد کند.

 

مثبت و سازنده بودن

     خصوصیت دیگر مدیر خلاق این است که فردی کاملاً مثبت، خوش‌بین، صادق و سازنده است،‌ هیچ گاه پاسخ‌های طفره‌‌آمیز نمی‌دهد، دروغ نمی‌گوید و تظاهر نمی‌کند. زیرا دروغ گفتن و تحریف شخصیت دیگران در اصل نفی شخصیت خویش است لذا با آن مخالف است بنابراین همواره واقعیت را بیان می‌کند و مکر و ریا در زندگی او جایی ندارد.

 

حکايت      
مديريتي    

 

بازسازي دنيا

 

 

پدر روزنامه مي‌خواند اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي‌شود. حوصله پدر سر رفت و صفحه‌اي از روزنامه را كه نقشه جهان را نمايش مي‌داد جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد.

بيا! كاري برايت دارم. يك نقشه دنيا به تو مي‌دهم، ببينم مي‌تواني آن را دقيقاً همان طور كه هست بچيني؟

و دوباره سراغ روزنامه اش رفت. مي‌دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است. اما يك ربع ساعت بعد، پسرك با نقشه كامل برگشت.

پدر با تعجب پرسيد: مادرت به تو جغرافي ياد داده؟

پسر جواب داد: جغرافي ديگر چيست؟ پشت اين صفحه تصويري از يك آدم بود. وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنيا را هم دوباره ساختم.

 

شرح حكايت

در حل مسئله به ابعاد مختلف مسئله بايد توجه كرد.

برخي اوقات حل يك مسئله به روش غير مستقيم امكانپذير است. اين گونه راه حل از تفكر جانبي نشأت مي‌گيرد. يعني اينكه خودآگاه يا ناخودآگاه پسر با رويكرد تفكر جانبي عمل كرده است.

حل يك مسئله ساده‌تر ممكن است منجر به حل يك مسئله پيچيده‌تر شود.

 

طنز       
مديريتي    

 

مشاور پير

 

 

يك مشاور مي‌ميرد و در آن دنيا در صفي كه هزاران نفر جلوي او بودند براي محاسبه اعمالش مي‌ايستد. اندكي نگذشته بود كه فرشته محاسب ميز خود را ترك مي‌كند و صف طولاني را طي كرده و به سمت مشاور مي‌آيد و به گرمي به او سلام كرده و احترام مي‌گذارد. فرشته، مشاور را به اول صف برده و او را بر روي مبل راحتي كنار ميزش مي‌نشاند.

مشاور مي‌گويد: من از اين توجه شما سپاسگزارم، اما چه چيزي باعث شده كه اين گونه با من رفتار كنيد؟

فرشته محاسب مي‌گويد: ما براي افراد مسن احترام ويژه‌اي قائل مي‌شويم. ما يك پردازش اوليه بر روي تمامي كارنامه‌هاي اعمال انجام داده‌ايم و من ساعاتي را كه شما به عنوان ساعات مشاوره براي مشتريان خود اعلام كرده‌ايد جمع زدم. بر اساس محاسبه من، شما حداقل 193 سال سن داريد!

 

 

 

 

جمله      
 مديريتي    

 

بی بهره وری

 

 

هيچ چيز بي بهره تر از آن نيست كه كاري غيرضروري را بهره ورتر سازيد.

 

                                                                                                    پيتر دراكر

 

 

              عاشق و زمان

 

گذشت زمان بر آن ها كه منتظر مي مانند بسيار كند،

بر آن ها كه مي هراسند بسيار تند،

بر آن ها كه زانوي غم در بغل مي گيرند بسيار طولاني،

و بر آن ها كه به سرخوشي مي گذرانند بسيار كوتاه است.

اما، برآن ها كه عشق مي ورزند، زمان را آغاز و پاياني نيست.

 

 

متن انگليسی

 

Time is very slow for those who wait

very fast for those who are scared

very long for those who lament

very short for those who celebrate

But, for those who love, time is eternity

 

 

 

تعاريف     
مديريتي   

 

مدیریت پروژه

Project Management

 

 

 

مدیریت پروزه یک نظام برنامه ریزی، سازمان دهی و مدیریت منابع به منظور تکمیل اهداف و مقاصد خاص می باشد.

در واقع مدیریت پروژه یک نظام سازمان یافته و مدیریت منابع (بطور مثال منابع انسانی) می‌باشد به نحوی که پروژه با یک چشم انداز مشخص،کیفیت مشخص، زمان مشخص و قیمت تمام شده مشخص به اتمام برسد. پروژه یک کار موقتی است که فقط یک بار و به منظور ایجاد یک محصول مشخص و یا خدمات مشخص انجام می شود. یک پروژه باعث تغییرات مفید و یا ارزش افزوده می شود. خصوصیت موقتی و یک باره بودن پروژه آن را از فرآیندها و یا اعمالی که دائمی و یا نیمه دائمی هستند و ممکن است بارها و بارها محصول مشابه و یا خدمات مشابهی را تولید می کنند متمایز می سازد. مدیریت این دو سیستم کاملاً متفاوت است و روش های فنی متفاوتی نیاز دارد. و همین موضوع باعث پیشرفت علم مدیریت پروژه گردیده است.

 

 

نکات       
مديريتي    

 

 

20 نکته از پیامبر اعظم به کارگزاران و مدیران (عهدنامه نبوی)

 

 

 

 

در كتاب دعائم الاسلام، اثر نعمان بن محمد تميمي(363-259ق)، (ج1،ص351 تا 368) عهدنامه مفصلي از پيامبر اعظم حضرت محمد (ص) نقل شده كه حاوي نكات بسياري در شيوه حكمراني و نكات مديريتي است. آن چه مي خوانيد ، اقتباس و تلخيصي از اين عهد نامه و منشور نوراني ، خطاب به كارگزاران و مديران است:

1- بنگر كه كجا و چگونه بودي و امروز در كجايي؛ نصيحت را از خودت آغاز كن و در كار خاصان و شناخت آن چه به سود و زيان توست، نيكو بنگر.

2- چنان مباش كه پنداري كرامتي را كه خدا در حق تو كرده ، واجبات را از دوش تو برداشته و تو شايسته آني كه مسئوليت سنگين را از تو بردارد ؛ از اين رو ، در پي شهوات و خواسته هاي بروي .

3- جايگاه خود را بشناس؛ سرانجام خود را در نظر آر و آن را بسيار ياد كن و بسيار بينديش كه چه مي كني و چه كساني با تو مشاركت دارند.

4- ببين پدرانت، حكمرانان و شاهزادگان ديگر كجايند كه دنيا خوار بودند؟ تو اكنون ميراث خوار آنان و اداره كننده حكومت آنان هستي؛ چه شد كه گنج ها كه اندوختند و آن بدن هاي ناز پرورده و آن امير زادگان مرفه اكنون كجايند؟

5- از بدي هاي گذشتگان عيب مي گرفتي و كارشان را زشت مي شمردي ؛ امروز از خودت عيب جويي كن و بر حذر باش كه به همان سرنوشت دچار نشوي.

6- تو درباره پيشينيان و كارشان داوري مي كردي ؛ آيندگان درباره تو و كارهايت به قضاوت خواهند نشست و نسبت به تو همان را خواهند گفت كه تو در باره ديگران مي گفتي.

7- ثروت اندوزي از حرام را نيرو مپندار و بذل و بخشش ناحق را سخاوت ندان. قدرت در خويشتن داري است و جود ، در پرداخت آن چه وظيفه توست.

8- دلت را خانه مهرورزي به مردم قرار بده ؛ نسبت به مردم درنده اي مباش كه لغزش هايشان را فرصت غنيمت شماري؛ زيرا آنان يا هم كيش تو يا همنوع تو هستند و به عفو و گذشت تو محتاجند.

9- در كيفر، شتاب مكن؛ مگو كه اميرم و هر چه خواستم ، مي كنم و هرگاه قدرت و حكومت،‌ تو را به غرور و عجب كشاند، به ياد خدا باش كه برتر از توست و به ياد مرگ باش كه سرمستي و شادماني بي جاي تو را درهم مي شكند.

10- ميان خود و نزديكانت با مردم منصفانه رفتار كن كه اگر انصاف نكني، در حق آنان ستم كرده اي و هر كه به بندگان خدا ستم كند، طرف حسابش خداست.

11- شيوه ظالمانه ، به زوال نعمت مي انجامد و اصرار بر ظلم ، انتقام الهي را در پي دارد؛ زيرا خداوند ، دادخواه مظلومان و دشمن ظالمان است.

12- به كار بيشتري بپرداز كه در راستاي حق و رضاي خالق و توده مردم باشد؛ نه آن چه كه با رضايت خواص، رنجش عموم مردم را در پي دارد.

13- توده مردم ، سامان بخش امور زمامداران و بازوي حاكم و مايه خشم بر دشمنانند؛ پس تا وقتي مطيع فرمانند، دلت با آنان و ميلت همراه ايشان باشد.

14- آنان كه بيشتر در پي كشف عيوب مردمند ، در نظرت نكوهيده تر ، باشند؛ زيرا در مردم عيب هايي است كه والي سزاوارتر است تا آنها را بپوشاند.

15- آن چه بر خود نمي پسندي ، بر مردم هم مپسند و تا مي تواني رازها و عيوبشان را بپوشان تا خدا هم عيوب تو را بپوشاند.

16- در پذيرش سخنِ سخن چينان، شتاب مكن كه سخن چين راست نمي گويد.

17- بخيلان ، حريصان و ترسويان در مشورت هاي خويش وارد مكن؛ زيرا بخل و حرص و ترس ، هر سه ، ريشه در بدبيني به خدا دارد.

18- بدترين وزيران و همكارانت ، آنانند كه همكار اميران پيشين و همدست جرايم آنان بوده اند؛ آنان را در حكومت خود راه مده و در كارهايت وارد مكن .

19- كساني را ياران و همكاران خاص خويش برگزين كه همكاران ظالم و ياور گنه كار نبوده اند؛ آنان را مخصوص همنشيني و دوستي در نهان و آشكار قرار بده و كساني را گرامي تر بدار كه نسبت به حق ، گويا تر و نسبت به مردم ، با انصاف تر باشند.

20- با كساني بيشتر همدم باش كه اهل تقوا، راستي، خرد و شرافت باشند و از كساني بيشتر فاصله بگير كه اهل تملق، چاپلوسي و ستايش گري اند؛ زيرا مدح بسيار ، غرور و غفلت مي‌آورد.