مجله شماره صد    

شنبه 14 اسفند 1389 29 ربیع الاول 1432 5 مارس 2011  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِّنَ اللّهِ قَالُواْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُواْ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً 141 إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلاً 142 مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لاَ إِلَى هَـؤُلاء وَلاَ إِلَى هَـؤُلاء وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً 143 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا 144 إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا 145 إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلّهِ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا 146 مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا 147

ترجمه فارسی مکارم

منافقان همانها هستند كه پيوسته انتظار مى ‏كشند و مراقب شما هستند; اگر فتح و پيروزى نصيب شما گردد، مى ‏گويند: مگر ما با شما نبوديم؟ (پس ما نيز در افتخارات و غنايم شريكيم!) ; س‏خ‏للّهو اگر بهره ‏اى نصيب كافران گردد، به آنان مى ‏گويند: مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسليم در برابر مؤمنان، تشويق نمى ‏كرديم؟ (پس با شما شريك خواهيم بود!) خداوند در روز رستاخيز، ميان شما داورى مى‏ كند; و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلطى نداده است 141 منافقان مى ‏خواهند خدا را فريب دهند; در حالى كه او آنها را فريب مى ‏دهد; و هنگامى كه به نماز برمى ‏خيزند، با كسالت برمى ‏خيزند; و در برابر مردم ريا مى ‏كنند; و خدا را جز اندكى ياد نمى‏ نمايند! 142 نم نم آنها افراد بى ‏هدفى هستند كه نه سوى اينها، و نه سوى آنهايند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران!) و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت 143 اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! غير از مؤمنان، كافران را ولى و تكيه ‏گاه خود قرار ندهيد! آيا مى ‏خواهيد (با اين عمل،) دليل آشكارى بر ضد خود در پيشگاه خدا قرار دهيد؟! 144 منافقان در پايين‏ ترين دركات دوزخ قرار دارند; و هرگز ياورى براى آنها نخواهى يافت! (بنابر اين، از طرح دوستى با دشمنان خدا، كه نشانه نفاق است، بپرهيزيد!) 145 مگر آنها كه توبه كنند، و جبران و اصلاح نمايند، به (دامن لطف) خدا، چنگ زنند، و دين خود را براى خدا خالص كنند; آنها با مؤمنان خواهند بود; و خداوند به افراد باايمان، پاداش عظيمى خواهد داد 146 خدا چه نيازى به مجازات شما دارد اگر شكرگزارى كنيد و ايمان آوريد؟ خدا شكرگزار و آگاه است (اعمال و نيات شما را مى‏ داند، و به اعمال نيك، پاداش نيك مى دهد) 147

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

  سخن آغازین  

 

 

 

 

روز سبز خدا

 به بهانه روز ملی درخت كاری

  

درخت فریاد سیز خاك است در فضای بی كران آبی افلاك.

درخت دست هایی خیرآفرین و پرانگبین است كه عصاره حیات و عصیره نبات را از ژرفای زمین برمی كشد و به عنوان میوه هایی شیرین در دامان بندگان خدا می افكند.

درخت یار مهربانی است كه از دست بشر سنگ می خورد ، اما به او میوه های رنگارنگ می خوراند.  سایه سار بلندش را بی دریغ می گسترد و بر سر هر رهگذری سایه می افكند.

وفا و دلـــنوازی را عزیزم از درخت آمـوز

كه سایه از سر هیزم شكن هم  بر نمی دارد

آفرینشگر حكیم چون ردای همایون خلافت  انی جاعل فی الارض خلیفةً (بقره،۳۰) را بر اندام موزون انسان وارسته پوشانید، تار و پود استبرق جانشینی را، معرفت اسمای حسنای الهی   وعلم آدم الأسماء (بقره،۳۱) و مرمت قلمرو خلافت، و آباد و آزاد سازی منطقه جانشینی از نفوذ تخریبی اهریمنان قرار داد : هو أنشأکم من الأرض واستعمرکم فیها فاستغفروه ثم توبوا الیه ان ربی قریب مجیب .(هود،۶۱) ...بدین گونه انسان، به عنوان جانشین خدا در زمین، رسالت عمران و آبادی زمین را بر عهده گرفت.

سیره پیشوایان معصوم (علیهم السلام)

در منابع اصیل روائی اسلام آمده است که انبیای الهی به کشاورزی و درختکاری ارج می نهادند و خود پیوسته به آن اشتغال داشتند. به طور کلی، همه انبیای الهی به گونه ای در عصر خویش، در ایجاد سرسبزی و حفظ آن کوشا بوده اند ؛ چنان که امام صادق(علیه السلام) فرمود: ما بعث اللّه نبیّاً، الا زرّاعاً؛5 خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر این که به زراعت می پرداخت.

در روایت دیگری آن حضرت فرمود

همه پیامبران خدا، جز ادریس(علیه السلام) کشاورز بوده اند.

بر اساس روایات، هنگامی که آدم ابوالبشر پا به عرصه زمین نهاد، احساس گرسنگی کرد، جبرئیل امین از آسمان فرود آمد و کشاورزی و درختکاری را به او آموخت.

این روش را پیامبران بعد از وی حضرت آدم (ع) یکی پس از دیگری برگزیدند و بدین سان بود که بسیاری از انسان ها، به ویژه مؤمنان، در طول تاریخ بشریت، به این شغل پاکیزه و شریف روی آوردند.

در روایات اسلامی آمده است که پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین علی (ع) با هم درخت می کاشتند. امام صادق (ع) در این باره فرمود

کان امیرالمؤمنین یضرب بالمر و یستخرج الارضین، و کان رسول اللّه (ص) یمص النوی بفیه و یغرسه فیطلع من ساعته... 

امیرالمؤمنین علی (ع)، با بیل زمین را آماده می ساخت و پیامبر (ص) هسته خرما را مرطوب می کرد و می کاشت... .

پیامبرگرامی اسلام(ص) درمورد درخت فرمودند:

چه نیكومالی است نخل،كه درگل محكم است.

آثار وبركات وجود درخت بسیار زیاد است.آثاری چون تصفیه هوا،جذب باران،جلوگیری از بروز سیل،جلوگیری از حركت شن زار ها،حفظ ودوام خاك و همچنین بهره های اقتصادی بسیاری مانند استفاده از چوب درخت در صنایع مختلف،میوه درختان و كه نشان از اهمیت درخت و درختكاری دارد.پیامبر اكرم(ص) نیز فرمودند:

اگررستاخیزبپاشد و نهالی دردست یكی ازشماست اگر می تواندآن رابكارد، بایدبكارد.

كاشت درخت و نگه داری آن،جدای ازبركات اقتصادی،آثار معنوی نیز دارد.  پیامبر اكرم(ص) می فرمایند:

هركه درختی بنشاند، خدا به اندازه میوه ای كه ازآن درخت چیده می شود،پاداش برای وی ثبت می كند.

هركه درختی بكارد هربار كه انسانی یا یكی از مخلوقات خدا از آن بخورد، برای او صدقه محسوب شود.

اما متاسفانه علی رغم تاكیدات بسیار و سفارش هایی كه در اسلام بر ضرورت حفظ ونگه داری از درختان شده است، این امر مورد بی مهری برخی از مردم قرار گرفته وباعث از بین رفتن جنگ لها،باغ ها،و درختان شده است. قطع درختان به بهانه ساختن برج ها،راه ها،و حذف جنگل ها برای استفاده بی رویه از چوب آن باعث ،واردشدن خسارت های بسیار زیادی به منابع طبیعی می شود كه این مسئله با سنت و آداب اسلامی مغایرت دارد.

حیوانات، گیاهان و دیگر ارگانیزم های حیات تقریبا در همه جای سطح زمین وجود دارند. آن ها می توانند در روی زمین به حیات ادامه دهند؛ چرا که این سیاره در فاصله مناسبی نسبت به خورشید قرار گرفته است. بیشتر گونه های حیات به گرما و نور خورشید برای ادامه زندگی خود نیاز دارند. اگر زمین اندکی به خورشید نزدیک تر بود، گرما و حرارت زیاد آن همه این گونه ها را می سوزاند و اگر قدری از خورشید دورتر بود، بر اثر کمبود انرژی خورشید حیات در روی آن از بین می رفت. برای ادامه حیات وجود آب نیز ضروری می باشد که زمین سرشار از آن است. آب بیشتر سطح زمین را پوشانده است. 
اصلی ترین فعالیت انسانی که منجر به گرمای زمین می شود، سوزاندن سوخت های فسیلی (زغال سنگ، نفت، گاز طبیعی) و از بین بردن جنگل ها است. بیشتر سوخت فسیلی در اتومبیل ها، کارخانه ها و نیروگاه ها به مصرف می رسد. سوزاندن این سوخت ها گاز دی اکسید کربن با علامت اختصاری
CO2 تولید می کند. CO2 از گازهای گلخانه ای است که روند فرار گرما از جو به فضا را بسیار کند می کند. درختان و دیگر گیاهان در روند فتوسنتز، گاز CO2 را از هوا جذب می کنند. با از بین بردن گیاهان، میزان گاز CO2 در هوا افزایش می یابد. تجزیه شدن گیاهان نیز منجر به افزایش این گاز می شود. گروه کمی از دانشمندان معتقدند که افزایش گازهای گلخانه ای عامل اصلی این افزایش دما نیست؛ بلکه افزایش انرژی تابیده شده از خورشید عامل اصلی می باشد. اما بیشتر کارشناسان هواشناسی تاثیر این عامل را در روند افزایش دمای عمومی کره زمین بسیار ناچیز می دانند. عواقب افزایش دما ادامه این افزایش دما آثار مخرب زیادی در بر دارد. ممکن است گیاهان و جانواران دریازی به مخاطره جدی بیفتند. زیستگاه های گیاهان و حیوانات دچار تغییرات اساسی می شوند. الگوهای آب و هوا دستخوش تغییرات می شوند و نتیجه آن وقوع سیل و خشک سالی و طوفان های شدید مخرب خواهد بود. افزایش دما با ذوب كردن یخ های قطبی، باعث بالا آمدن سطح آب دریاها می شود. در مناطق خاصی از زمین، بیماری های انسانی گسترش می یابد و محصولات کشاورزی نابود می شوند. تاثیرگرما بر آب ها در هنگام گرم شدن هوا، دمای آب اقیانوس ها نیز افزایش می یابد و منجر به بروز مشکلاتی در اکوسیستم اقیانوس ها می شود. برای مثال گرم شدن آب ها ممکن است باعث بروز پدیده ای به نام سفیدی مرجان های دریایی شود. وقتی که آب گرم می شود، مرجان ها ماده ای را که عامل رنگ و تغذیه آن هاست، از درون خود خارج می کنند. در این حالت رنگ مرجان ها سفید می شود و چنانچه دمای آب به وضع طبیعی برنگردد، می میرند. گرمای افزوده همچنین منجر به ابتلا به بیماری هایی می شود که بر جانوران دریایی تاثیر گذار است. تغییر شکل زیستگاه های طبیعی ممکن است در محل های طبیعی مسکونی حیوانات و گیاهان تغییرات شدیدی روی دهد. بسیاری از گونه های زیستی مشکلات زیادی برای ادامه حیات در شرایط جدید خواهند داشت. برای مثال بسیاری از گیاهان گلدار، بدون طی کردن زمستانی سرد، شکوفه نخواهند زد. تاثیر گرما بر آب و هوا تکرار وقوع شرایط بحرانی آب و هوا منجر به خسارات زیادی می شود. تغییرات الگوهای بارش باعث افزایش سیلاب ها و خشک سالی در نواحی مختلف می شود. طوفان ها و تندبادها، بیشتر و قدرتنمندتر به وقوع خواهند پیوست. بالا آمدن سطح آب ها ادامه گرم شدن هوا، در طی چند قرن، مقادیر زیادی از یخ هایی که صفحه آنتارکتیکا را پوشانده اند، ذوب می کند. در نتیجه سطح آب ها در کل زمین بالاتر می آید. بسیاری از مناطق ساحلی ممکن است دچار سیل زدگی، فرسایش، از بین رفتن زمین های خشک و ورود آب دریاها به آب های شیرین شوند. بالا آمدن آب دریاها ممکن است منجر به غرق شدن شهرها، جزایر کوچک و دیگر مناطق زیستی شود. تهدید سلامت انسان ها بیماری های گرمسیری نظیر مالاریا و تب دنگی (dengue) به مناطق زیادی شیوع پیدا می کند. ادامه یافتن گرما و شدت یافتن آن می تواند عامل مرگ و میرهای زیاد و بیماری های گوناگون شود. سیل و قحطی، گرسنگی و سوء تغذیه را افزایش خواهد داد. خنک کردن زمین کارشناسان هواشناسی در حال حاضر مشغول مطالعه برای کنترل و محدود کردن افزایش دمای کره زمین می باشند. دو روش کلیدی به این منظور وجود دارد: 

اول محدود کردن تولید گاز CO2  و دوم تصفیه هوا با نشانیدن درخت و افزایش فضای سبز. 

با عنایت به موارد فوق بیاییم روز جشن ملی درختكاری امسال ۱۵ اسفند ماه را آغازین روز از گسترش فضای سبز ، نه تنها در سرزمین ایران ، كه در پهندشت جهان قرار دهیم.

روز ملی درختكاری را گرامی می داریم و به یاد هر شهید سرخ، درختی سبز می نشانیم.

 

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

مديريت    
علوی     

سيره عملى امام على (ع) در مشورت

قسمت اول

 

امام على (ع ) با وجود بهره مندى از انديشه اى كامل و فكرى صائب ، از مشورت با ديگران پروا نداشت ؛ و در كارها با اهل نظر مشورت مى كرد.
آن بزرگوار با اين كار، مسلمانان و ياران خويش را متوجه اهميت شورا مى كرد و به آنان مى آموخت كه به اين سيره عمل كنند، و در كارهاى خويش ‍ همواره با صاحب نظران و اهل تجربه مشورت نمايند. مشورت كردن آن حضرت با ياران خويش موجب مى شد كه انديشه و تفكر در جامعه اسلامى رشد كند، و صاحب نظران و اهل انديشه جايگاه واقعى خويش را بيابند.
مشورت باعث الفت اجتماعى و پيوند مردم مى شود، روحيه انفعال و انزوا را از بين مى برد، به مردم و نظرات آنان اعتبار مى دهد، و روحيه مسئوليت پذيرى و شركت در امور جامعه را در ميان آنان تقويت مى كند.
امام على (ع ) به ياران خويش سفارش كرده است كه از مشورت دادن به ايشان پروا نكنند و همواره نظرات خود را به ايشان منتقل نمايند. آن حضرت خطاب به اصحاب خويش مى فرمايد:
فلا تكفوا عن مقالة بحق اءو مشورة بعدل ؛ (1) از گفتن سخن بحق يا مشورت عادلانه ، خوددارى نكنيد.
همچنين در نامه اى به سران سپاهش مى نويسد:
من عبدالله على بن ابى طالب امير المؤ منين الى اءصحاب المسالح ، اما بعد فان حقا على الوالى الا يغيره على رعيته فضل ناله ، و لا طول خص به ، و ان يزيده ما قسم الله له من نعمه دنوا من عباده و عطفا على اخوانه . الا و ان لكم عندى الا احتجز دونكم سرا الا فى حزب ، و لا اطوى دونكم امرا الا فى حكم ؛ (2) از جانب بنده خدا - على بن ابيطالب ، امير مؤ منان - به نيروهاى مسلح و مرزبانان . اما بعد: بر والى و زمامدار حق است كه اگر مالى فراوان به او رسيد، يا نعمتى مخصوص وى گشت ، او را دگرگون نسازد؛ و اين نعمتى كه خداوند به او ارزانى داشته است ، بايد هر چه بيش تر او را به بندگان خدا نزديك و نسبت به برادرانش رئوف و مهربان سازد. آگاه باشيد! حق شما بر من اين است كه جز اسرار جنگى هيچ سرى را از شما پنهان نسازم ، و در امورى كه پيش مى آيد، جز حكم الهى ، كارى بدون مشورت شما انجام ندهم .
بنا بر تصريح اين نامه ، امام على (ع ) نظر خواهى از سران سپاه و مشورت با آنان را از جمله حقوق آنان و نيز وظيفه خود دانسته ، و بر آن تاءكيد مى كند. آن حضرت در كارهايى كه به مردم مربوط مى شد با آنان مشورت و از آنان نظر خواهى مى نمود.
در اين قسمت به بيان برخى موارد مى پردازيم كه آن حضرت با اصحاب و ياران خويش مشورت مى كرد.
از نمونه هاى مشورت آن حضرت با ياران خويش نظر خواهى ايشان از مهاجرين و انصار قبل از جنگ صفين است . آن بزرگوار، قبل از اين كه آهنگ شام كند، مهاجرين و انصار را فرا خواند و پس از حمد و ثناى الهى فرمود:
قد عزمنا على المسير الى عدونا و عدوكم فاءشيروا علينا براءيكم ؛ (3) ما قصد حركت به سوى دشمن خود و شما را داريم ؛ پس نظر مشورتى خود را به ما ارائه دهيد.
نمونه ديگرى از سيره عملى حضرت على (ع ) در مشورت ، رايزنى ايشان با عبدالله بن عباس در مورد طلحه و زبير مى باشد. اين دو نفر با امير مؤ منان بيعت كرده بودند و انتظار داشتند كه على (ع ) آن ها را در كارهاى حكومت شريك خود كند، و در تمام امور با آن ها مشورت نمايد. همچنين اين دو نفر اميدوار بودند كه يكى را استاندار بصره و ديگرى را استاندار كوفه قرار دهد، و همان گونه كه در زمان عثمان ، سهم بيش ترى از بيت المال نصيب آن ها مى شد، آن حضرت نيز آنان را بر ديگران ترجيح دهد، و سهم بيش ترى از بيت المال مسلمانان براى آنان در نظر گيرد.
امام على (ع ) در نخستين روزهاى خلافت خود، سياست رسمى خويش را اعلام كرد، و به مردم فهماند كه در صدد احياى روش و سيره پيامبر گرامى اسلام (ص ) در تقسيم عادلانه بيت المال است . آن حضرت در روز سوم خلافتش دستور داد اموال بيت المال مدينه را محاسبه كردند و مشخص ‍ شد كه به هر نفر سه درهم مى رسد. اشراف و بزرگان مدينه به اين روش ‍ حضرت معترض شده و از او انتقاد كردند!
طلحه و زبير از جمله افرادى بودند كه نزد امير المؤ منين (ع ) رفتند و گفتند: اى امير مؤ منان ! مى دانى كه مخارج زندگى در شهر مدينه زياد است و ما نانخوران زيادى داريم ، و آنچه از بيت المال به ما داده مى شود، كمبودهاى ما را تاءمين نمى كند.
حضرت فرمود: از من چه انتظارى داريد؟.
گفتند: از بيت المال آن قدر به ما بده كه نيازمندى هاى ما را بر طرف سازد.
حضرت فرمود: از مردم بخواهيد؛ اگر همه پذيرفتند كه از حق آن ها چيزى به شما بدهم ، من اين كار را انجام خواهم داد.
گفتند: از مردم چيزى نمى خواهيم و اگر بخواهيم ، نخواهند داد.
حضرت فرمود:
فاءنا و الله اءحرى اءن لا اءفعل ؛ پس به خدا قسم كه من به اين كه چنين كارى را انجام ندهم سزاوارترم . (4)
علاوه بر اين ، طلحه و زبير رسما از امام على (ع ) خواستند كه آن دو را به امارت كوفه و بصره بگمارد، حضرت فرمود: اگر نزد من باشيد، بهتر است . (5)
طلحه و زبير كه ديدند على (ع ) با خواسته هاى آنان مخالف است ، در ميان گروهى از قريش صحبت كردند، و نارضايتى خود را از على (ع ) اظهار نمودند.
وقتى كه خبر سخنان آن دو به امير مؤ منان (ع ) رسيد، آن حضرت با عبدالله بن عباس ، از مشاوران خود، مشورت كرد و به وى فرمود: آيا سخنان آن دو به گوش تو رسيده است ؟.
ابن عباس گفت : آرى .
فرمود: نظرت چيست ؟.
عبدالله بن عباس گفت : به نظر من خواهان حكومت هستند؛ زبير را به امارت بصره ، و طلحه را به امارت كوفه بگمار.
حضرت از سخن ابن عباس به خنده آمد و فرمود:
و يحك اءن العراقين بهما الرجال و الاموال ، و متى تملكا رقاب الناس ‍ يستميلا السفيه بالطمع ، و يضربا الضعف بالبلاء، و يقوبا على القوى بالسلطان ، و لو كنت مستعملا احدا لضره و نفعه لاستعملت معاوية على الشام ، ولو لا ما ظهر لى من حرصهما على الولاية لكان لى فيهما راءى ؛ (6) واى بر تو! بصره و كوفه جاى مردان و اموال فراوان است ، زمانى كه اين دو بر گرده مردم سوار شوند، افراد نابخرد را با تطميع به خود جذب كرده و افراد ضعيف را گرفتار بلا و مصيبت مى نمايند، و بر مردم قوى با زور مسلط مى شوند. اگر من مى خواستم كسى را به خاطر نفع و ضررش به كار گيرم ، معاويه را بر شام مى گماردم ؛ و اگر نبود كه حرص آن دو بر حكومت براى من آشكار شده است ، نسبت به آنان نظر موافقى پيدا مى كردم (و ممكن بود كه از آنان در مناصب حكومتى بهره ببرم .
از ديگر مواردى كه امام على (ع ) از تصميم گيرى در مورد آن به مشورت با اصحاب و ياران خود پرداخت ، چگونگى برخورد با ناكثين (پيمان شكنان ) بود.
مدتى پس از بيعت مردم مدينه با امام على (ع )، گروهى از بنى اميه و عده اى از كسانى كه با آن حضرت بيعت نكرده بودند، از مدينه به مكه پناه بردند. طلحه و زبير نيز كه آينده سياسى خود را تاريك مى ديدند، و از امتيازات مالى دوران عثمان محروم شده بودند (و با نقشه معاويه (7) بوى حكومت و خلافت به مشام آن ها خورده بود) تصميم گرفتند كه خود را به مكه رسانده و به ديگر مخالفان ملحق شوند. از اين رو، به بهانه انجام مراسم عمره از حضرت على (ع ) اجازه گرفتند تا به مكه بروند.

-----------------------------
1) نهج البلاغه ، خطبه 216.
2) همان ، نامه 50.
3) بحار الانوار، ج 32، ص 397.
4) همان ، ص 32
5) شرح نهج البلاغه ، ج 11، ص 17.
6) دينورى ، عبدالله بن مسلم بن قتيبه ، الامامة و السياسة ، ج 1، ص 52.
7) معاويه پس از آن كه مطلع شد گروهى در مدينه با حكومت حضرت على (ع ) مخالفند، و وقتى اظهارات طلحه و زبير به وى رسيد، دانست كه طلحه و زبير به خاطر اين كه از امارت محروم هستند، آرام نخواهند نشست . از اين رو در صدد توطئه و تحريك مخالفان حضرت على (ع ) بر آمد، و به برخى از آنان نامه نوشت ، و آنان را به مخالفت با حضرت على (ع ) و رسيدن به قدرت تحريك كرد. در نامه هايى كه براى طلحه و زبير نوشته بود، پس از شمردن فضايل آن ها، نوشت : من براى تو و دوستت از مردم شام بيعت گرفتم و هر كدام از شما كه زودتر براى وحدت مردم و كسب قدرت قيام كند و نزد ما بيايد، امام و پيشوا خواهد شد و بعد از او ديگرى امام خواهد شد....

 

ادامه دارد .....

 

جمله      
 مديريتی
    

آنچه در زندگی آموختم

گابریل گارسیا مارکز

 

 

در ۱۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

در ۲۰ سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در ۲۵ سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می کند.

در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است  و جاذبه،  قدرت زن.

در ۳۵ سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می سازد.

در ۴۰ سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم.

در ۴۵ سالگی یاد گرفتم که ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و ۹۰ درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند.

در ۵۰ سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بد ترین دشمن وی است.

در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب. 

در ۶۰ سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در ۶۵ سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز،  باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد.

در ۷۰ سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست؛  بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است.

در ۷۵ سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است ، به رشد وکمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می شود.

در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.  

در ۸۵ سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست .

 

منبع : www.shenidar.com

 

حدیث      
مديريتی    

 

101 حدیث از امام علی (ع) در باب احسان و نیکوکاری

به مناسبت 14 اسفند روز احسان و نیکوکاری

 

1. احسان سبب دوستى و محبت است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

2. احسان غنيمتى است. (و سودى است بى ‏ضرر) (غررالحکم ، باب احسان)

 

3. انسان نيكو كار ، يارى و كمك شده است و بد كار خوار و پست. (غررالحکم ، باب احسان)

 

4. انسان بنده احسان است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

5. احسان سر چشمه فضل و برترى است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

6. احسان ، مردمان را به بندگى آرد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

7. احسان و نيكو كارى بدى را محو مى ‏سازد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

8. فضيلت و برترى با احسان و نيكو كارى‏ است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

9. كريم آن كسى است كه آغاز به احسان كند (نه اين كه احسان ديگرى را به احسان پاداش دهد) (غررالحکم ، باب احسان)

 

10. احسان به بندگى در آورد انسان را. (غررالحکم ، باب احسان)

 

11. احسان ، اندوخته و ذخيره ‏اى است ، كه شخص كريم او را حيازت كند و به دست آورد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

12. پاداش دادن احسان را به بدى ، كفران و ناسپاسى است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

13. بهترين فضيلت ‏ها احسان به كسى است كه (نسبت به شما) بدى كرده. (غررالحکم ، باب احسان)

 

14. احسان به شخص بد كار ، دشمن (و دشمنى) را اصلاح كند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

15. انسان نيكو كار زنده است و گر چه به گورستان منتقل گشته و از اين جهان رفته باشد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

16. نيكو كار كسى است كه احسانش فرا گير باشد و به همه مردم احسان كند. (نه به گروه خاص و روى غرض و هدف مخصوصى) (غررالحکم ، باب احسان)

 

17. به دنبال آوردن احسان را به احسان ديگرى (پى در پى احسان كردن) از كمال جود و بخشندگى است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

18. نيكى كردن ، سرشت و غريزه نيكان است و بدى كردن سرشت بد كاران. (غررالحکم ، باب احسان)

 

19. نيكى كن و ديگران را برده گير. (غررالحکم ، باب احسان)

 

20. نيكى كن و سپاس مردم را بر گير. (غررالحکم ، باب احسان)

 

21. نيكى كن به كسى كه مالك او هستى تا نيكى كند به تو آن كس كه مالك تو است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

22. قرار ده پاداش نعمتى را كه خدا به تو داده ، احسان به كسى كه به تو بدى كرده است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

23. احسان كن بر هر كه خواهى و امير و فرمانرواى او باش. (غررالحکم ، باب احسان)

 

24. احسان كن تا به تو احسان كنند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

25. به شخص بد كار نيكى كن و اختيار او را در دست گير. (غررالحکم ، باب احسان)

 

26. به كسى كه به تو بدى كرده نيكى كن و از كسى كه بر تو جنايتى كرده در گذر. (غررالحکم ، باب احسان)

 

27. كارهاى نيكوكارانه را غنيمت شمار و عهد و پيمان هاى برادران دينى را رعايت كن. (غررالحکم ، باب احسان)

 

28. برترين ايمان (يعنى عمل از روى ايمان) احسان و نيكو كارى است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

29. برترين گنج ها آزاد مردى است كه (در اثر احسان دوست شما شده و) اندوخته و ذخيره ‏اى (براى شما) باشد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

30. به راستى كه مؤمنان نيكوكارانند. (يعنى يكى از نشانه‏ هاى ايمان نيكوكارى است.) (غررالحکم ، باب احسان)

 

31. شايسته‏ ترين مردم به احسان كردن (به ديگران) كسى است كه خداى تعالى به او احسان كرده و دست هاى او را به توانايى گشوده. (و او را در مال و ثروت توسعه داده است) (غررالحکم ، باب احسان)

 

32. به راستى كه نيكى كردن و احسان تو به كسانى كه با تو نيرنگ زنند و نسبت به تو حسد ورزند ، بيشتر آنان را خشمگين كند از مشاهده كارهاى بدى كه در برابر عمل خود از تو ببينند و از اين گذشته احسان تو ايشان را به صلاح نيز دعوت كند (و سبب اصلاح آنان گردد). (غررالحکم ، باب احسان)

 

33. من در احسان كردن به كسى كه به او احسان نكرده ‏ام مخيّرم (و آزادم) اما نسبت به كسى كه به او احسان كرده ‏ام (در ادامه آن) در گرو آن هستم كه احسان به او را به اتمام رسانم ، زيرا اگر به اتمام رساندم ، آن را نگهدارى نموده ‏ام، و اگر احسان را قطع كنم آن را ضايع و تباه ساخته ‏ام و اگر تباه كنم پس چرا (از آغاز) انجام دادم. (غررالحکم ، باب احسان)

 

34. به راستى كه تو اگر احسان كنى نفس خود را گرامى داشته‏ اى و در حقيقت به نفس خود احسان كرده ‏اى. (غررالحکم ، باب احسان)

 

35. آفت (رسيدن به) قدرت احسان نكردن و منع آن است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

36. هر گاه بخواهى نيكي هاى تو نزد مردم بزرگ باشد ، بايد آنها در چشم تو بزرگ نباشد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

37. به وسيله احسان به بردگى در آيد انسان. (غررالحکم ، باب احسان)

 

38. با احسان دل ها به اختيار در آيد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

39. با احسان ، آزادگان در اختيار در آيند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

40. به وسيله احسان و به وسيله پوشاندن گناهان با گذشت از گنهكار ، عظمت و مجد بزرگ گردد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

41. به وسيله احسان، مردمان به بردگى در آيند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

42. انكار كردن احسان، انسان را بر زشتى منّت گذاردن مى ‏خواند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

43. انكار كردن احسان، موجب حرمان و بى ‏بهره ماندن از آن شود. (غررالحکم ، باب احسان)

 

44. بهترين بندگان كسى است كه هر گاه كار نيكى بكند شادمان گردد و چون كار بدى انجام دهد آمرزش خواهى كند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

45. اساس احسان ، احسان كردن به مؤمنان است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

46. اساس ايمان احسان كردن به مردمان است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

47. زكات پيروزى ، احسان و نيكو كارى است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

48. زيور اسلام ، انجام دادن نيكو كارى است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

49. وسيله و ابزار محبّت احسان است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

50. با برادران ايمانى با احسان مصاحبت كن و گناهان و خطا كارهايشان را با گذشت و آمرزش بپوشان. (غررالحکم ، باب احسان)

 

51. نيكوكاري ها از فضائل و برتريهاى انسان است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

53. كار بد را با احسان پاسخ دهيد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

54. خوشا به حال كسى كه به بندگان خدا احسان كند و براى معاد خود توشه برگيرد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

55. ستمكارى و ظلم به احسان است كه آن را در غير جايگاه آن بنهند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

56. بر تو باد به احسان كه برترين كشت و كار و سودمندترين سرمايه است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

57. بر شما باد به احسان و نيكو كارى به بندگان خدا و دادگسترى در ميان شهرها تا هنگام قيام و بر پا ايستادن شاهدان (در روز قيامت) ايمن باشيد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

58. بر شما باد به نيكو كارى و خوشرفتارى و احسان به خويشان و همسايگان كه اين هر دو ، عمرها را طولانى و شهرها را آباد گرداند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

59. در هنگام پى در پى آمدن احسان و نيكى است كه آزادگان به بردگى در آيند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

60. خو گرفتن به نيكو كارى ، مايه و اساس توانايى انجام كارهاست. (غررالحکم ، باب احسان)

 

61. خوى نادانان خام و بى ‏تجربه ، بريدن و قطع مادّه‏ هاى احسان و نيكو كارى است.

 

62. در شگفتم از كسى كه برده ‏ها را با مال خود مى‏ خرد و آزاد مى‏ كند ، چگونه است كه آزادگان را با احسان خود نمى ‏خرد تا برده خويش گرداند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

63. سر آغاز زيركى و نجابت ، احسان به مردم است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

64. فضيلت و برترى انسان ، بخشش و احسان است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

65. احسان خود را (براى فرداى قيامت) از پيش فرست تا غنيمت يابى. (غررالحکم ، باب احسان)

 

66. هر شخص نيكوكارى ، انس و آرامش برقرار كند. (و ديگران را به خود مأنوس كند) (غررالحکم ، باب احسان)

 

67. چه بسا انسان ها كه احسانى او را به بردگى در آورده است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

68. ضامن دوام و بر جا ماندن توانگرى و توانمندى ، احسان پى در پى است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

69. كسى كه به احسان تو اعتماد داشته باشد بيمناك باشد بر سلطنت تو (و در صدد استحكام آن بر آيد) (غررالحکم ، باب احسان)

 

70. كسى كه به روز جزا يقين داشته باشد احسان و نيكو كارى كند (نه ظلم و بيدادگرى). (غررالحکم ، باب احسان)

 

71. كسى كه يقين (به پاداش الهى و روز جزا) داشته باشد احسان كند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

72. كسى كه احسان كند ستايش و ثناى مردم را به دست آورد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

73. كسى كه احسان معهودى را كه خود را بدان عادت داده قطع كند ، خداوند توانمندى موجود او را (بر احسان كردن) قطع كند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

74. كسى كه احسان (ديگران) را كتمان كند (و بپوشاند) به حرمان (و محروميّت از احسان) كيفر شود. (غررالحکم ، باب احسان)

 

75. كسى كه جلوگيرى كند از احسان (و به مردم نيكى نكند) امكان و توانايى (احسان) از او گرفته شود. (غررالحکم ، باب احسان)

 

76. هيچگاه انسان به بندگى در نيايد تا آن گاه كه احسان او را فرا گيرد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

77. به مجد و عظمت نرسد كسى كه ستايش مردم از او گذشته (و به سوى ديگران رفته) است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

78. اگر احسان به صورت شخصى‏ در مى ‏آمد (و مجسم مى ‏شد) او را به شكلى زيبا مشاهده مى ‏كرديد كه زيبايى ‏اش بر همه جهانيان فائق و برتر بود. (غررالحکم ، باب احسان)

 

79. كسى كه احسانش بسيار شد برادران ايمانى ‏اش او را دوست دارند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

80. كسى كه احسانش بسيار شد خدمتكاران و كمك كارانش بسيار شوند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

81. كسى كه به مردم احسان كند محبت و دوستى آنها نسبت به او پاينده خواهد بود. (غررالحکم ، باب احسان)

 

82. كسى كه احسان گذشته ‏اى كه به او شده قضا كند (يعنى تلافى كند) آزادگى ‏اش كامل است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

83. كسى كه به رعيّت خود احسان كند خداى تعالى بال رحمت خود بر او بگشايد ، و او را در مغفرت و آمرزش خويش در آورد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

84. كسى كه به مردم احسان كند سرانجام كارهايش نيكو شود و راه هاى آن برايش آسان گردد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

85. كسى كه احسان كند به آنكه به او بدى كرده ، همه فضائل را برگرفته است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

86. كسى كه احسان پى در پى كند و جنايتهاى برادران و همسايگان را تحمل كند به راستى كه نيكى را به كمال رسانده است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

87. از بهترين بزرگواري ها ، احسان به كسى است كه به انسان بدى كرده است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

88. از برترين احسان ها احسان به نيكان است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

89. گردن ها در برابر چيزى همچون احسان فروتن و تسليم نشده است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

90. رفعت و بلندى مقام با احسان است. (غررالحکم ، باب احسان)

 

91. هيچ كس نزد من به وسيله ‏اى متوسّل نشده كه بزرگتر باشد از توسّل جستن به نعمتى كه پيشى گرفته از من به سوى او ، تا بر آن بيفزايم و همتاى آن را به دنبال آن بياورم ، زيرا جلوگيرى كردن از دنباله ‏ها قطع كند سپاس آغازين‏ ها را. (غررالحکم ، باب احسان)

 

92. چيزى همانند احسان ، مردمان گرامى و والا مقام را به بردگى در نياورد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

93. نيكو توشه ‏اى است براى معاد ، احسان به بندگان خدا. (غررالحکم ، باب احسان)

 

94. نبايد نيكو كار و بدكار نزد تو يكسان باشند ، كه اين كار سبب مى ‏شود تا نيكو كار در احسان خود بى‏ رغبت شود و بد كار در عمل بد خود شتاب بگيرد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

95. حتما نبايد برادرت در مورد بدى كردن بر تو نيرومندتر باشد از تو در مورد احسان به او. (غررالحکم ، باب احسان)

 

96. منقبتى (و چيزى كه مايه فخر و مباهات باشد) بهتر از احسان نيست. (غررالحکم ، باب احسان)

 

97. برترى و فضيلتى بزرگتر از احسان نيست. (غررالحکم ، باب احسان)

 

98. هيچ گاه پى آمدهاى احسان و نيكى مورد نكوهش قرار نگيرد. (غررالحکم ، باب احسان)

 

99. غفران و مغفرت الهى را به دست نياورد جز آن كس كه بدى را به احسان پاداش دهد (و به جاى بدى احسان كند). (غررالحکم ، باب احسان)

 

100. رهنمون گردد به افراد نيكوكار ، آنچه كه بر زبان نيكان در باره آنان جارى شود و نيز به كارهاى نيك و سيره و روش زيبا. (غررالحکم ، باب احسان)

 

101. مردمان فرزند كارهاى نيكى هستند كه انجام دهند. (غررالحکم ، باب احسان)

 

 

منبع : www.hadis.monajat.org

 

طنز       
مديريتی    

کارکردهای مدیریت

از  آنجا که امر خطیر مدیریت تا اطلاع ثانوی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و هست و احتمالا خواهد بود؛ بدینوسیله کارکردهای مدیریت جهت استحضار تقدیم می گردد:

1- سازماندهی :  انتخاب نیروهای موافق از  دوستان و آشنایان همفکر و مطیع و پیشنهاد پستها و سمت های مختلف به آنان جهت انتخاب و افتخار همکاری.

2- برنامه ریزی : تدوین برنامه های ۱۰ ساله : ۲۰ ساله : ۳۰ ساله و .....؛ نوشتن آنها با خط خوش در کاغذ های گلاسه و جلد زر کوب و ارسال آن برای تمامی دفاتر مربوطه و غیر مربوطه  که به علت کسری بودجه و مشکلات جوی دیگر به بایگانی سپرده خواهد شد . البته گاهی هم برای  پز دادن و تهیه آمار عملکرد به آن رجوع می گردد.

3- تصمیم گیری :  برگزاری دهها ساعت جلسات فشرده بحث و تبادل نظر با افراد کارشناس و غیر کارشناس و کشف بهترین راه حلها و سپس عمل بر طبق رای و نظر خودمان چون دیگران به جوانب کار احاطه ندارند ومنافع جمع را در نظر نمی گیرند و کلا بی ذوق و بد سلیقه اند. 

4- فرماندهی :  در این بخش دستوراتی را که با موبایل به ما ابلاغ شده: با تلفن داخلی به اطلاع کارکنان می رسانیم (البته با تحکم بیشتر و ژست ویژه مدیریتی)   

۵- کنترل و نظارت : از هر یک از کارکنان می خواهیم که بر کار دیگری نظارت کنند و نتیجه را گزارش دهند و علاوه بر آن چندین مرکز نظارتی نیز ایجاد می کنیم تا بر کل مجموعه نظارت نمایند ؛ سپس گزارش تخلفات کارکنان متخلف را با پست پیشتاز برایشان ارسال می نماییم  تا بخوانند و از شیرینکاریهای خود لذت ببرند و به مدیر ما فوقمان گزارش می دهیم که با تخلفات  به شدیدترین وجه ممکن برخورد نمودیم! 

 

منبع :  وبلاگ انجمن مدیران آینده

 

حکايت     
مديريتی    

من که می دانم ...

 

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف كرد و آسیب دید. عابرانی كه رد می ‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.

پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان كردند. سپس به او گفتند: باید ازشما عكسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و شكستگی ندیده باشد.

پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عكسبرداری نیست.

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند. زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می ‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی ‌خواهم دیر شود

پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد. حتی مرا هم نمی‌شناسد.

پرستار با حیرت گفت: وقتی كه نمی ‌داند شما چه كسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می ‌روید؟

پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت:

اما من كه می ‌دانم او چه كسی است .

 

تکنيکهای     
موفقيت     

مدير موفق كيست ؟

مدیر موفق كیست ؟

ویژگی های مدیر موفق چیست ؟

 معمولا اكثر مدیران در سازمانها در مظان اتهام رفتار غیر منصفانه با زیر دستان خویش می باشند ، حتی آن دسته از كاركنانی كه وظایف خود را بخوبی انجام نمی دهند ممكن است این امر را به عملكرد ضعیف مدیر نسبت دهند . از آنجائیكه انتخاب مدیران كار آمد می تواند به رشد سازمان كمك نماید ، لذا طرح مسائل مذكور طرح خوبی است برای اینكه بدانیم مدیران یك سازمان باید دارای چه خصایص و ویژگیهایی باشند تا آنها را در زمره مدیران موفق بشمار آوریم ؟
 
اگرچه ارائه توضیحات جامع در مورد صفات یك مدیر موفق و كار آمد كار مشكلی است و تقریبا غیر ممكن ، اما در ذیل برخی از خصوصیات كه می تواند به بهبود روابط بین مدیر و كارمند ، ایجاد و افزایش انگیزه و رشد كمی و كیفی فعالیتها بیانجامد اشاره می گردد :
 
 1- مدیران موفق هدف آفرین هستند . می دانند كه در دنیای متحول امروزی رمز زنده بودن سازمان ، پویایی آن است .این پویایی باید تمامی اجزای سازمان از جمله برنامه ها ، الگوهای ذهنی و اهداف را شامل شود .
 
 
2- مدیران موفق موثر بر محیط هستند . به دلیل برخورداری از توان بالای مهارتی و مدیریتی و نیز دارا بودن شخصیت قوی و بهنجار ، محیط را از خود متاثر می سازند و با استفاده از روشهای مختلف آموزشی و مدیریتی سعی می كنند فضای عمومی سازمان را برای تحقق اهداف و برنامه های خویش مساعد سازند . به بیان دیگر مدیران فعال ، در فضای عمومی سازمان موج می آفرینند .
 
 
3- مدیران موفق آینده ساز هستند . مدیری موفق است كه با درك واقعیات و بهره گیری از آخرین اطلاعات بتواند تصویری روشن و دقیق از آینده بدست آورد و با استفاده از امكانات موجود تلاش می كند تا آینده را آنچنان كه منافع سازمانی او را تامین می كند ، رقم بزند .
 
 4- مدیران فعال مجری برنامه ها هستند . تدوین برنامه ، چگونگی حركت بسوی هدف را مشخص می كند . بدون برنامه حركت كردن ، تیر در تاریكی رها كردن است كه باعث به هدررفتن منابع و سرمایه می شود . لذا یكی از وظایف مهم مدیران برنامه ریزی است . مدیران فعال هم در تدوین برنامه از نظریات كارشناسی همكاران بهره می گیرند و هم با اتخاذ روشهای مناسب زمینه اجرای برنامه را مساعد می سازند .
 
 5- مدیران فعال مشكل یاب هستند . مدیران موفق قدرت و توانایی حل مشكلات را دارند و در برخورد با نارساییها سعی در رفع كمبود ها می كنند . آنان با استفاده از روشهای علمی، گردش كار سازمان را كنترل كرده و با مشكلات و كمبودها بویژه در برنامه های اصلی و حیاتی سازمان آشنایی دقیق پیدا می كنند . در نتیجه این گروه در انتظار عرضه مشكلات باقی نمی مانند بلكه خود به میدان كاستیها و كمبودها می روند .
 
 
6- مدیران موفق از مهارت شنود برخوردارند . آنان با خوشرویی به به مشكلات كاركنان گوش داده ، نظرات آنها را مغتنم شمرده و با روی گشاده آنها را می پذیرد . با استفاده از تدابیر سیستم های تشویق كاركنان ، موجب تحرك فرهنگ خلاقیت و نوآوری به تبع آن نشاط سازمانی را فراهم می آورند .
 
 7-
مدیران موفق شغل خود را بخشی از كار گروهی سازمان تلقی می كنند نه به عنوان شغل متمایز و مجزا از وظایف سایر افراد .
 
 8-
مدیران موفق كرامت الهی انسانی را پاس می دارند و احترام منابع انسانی خود را ملحوظ داشته و به جای فشار بیش از حد اداری به زیر دست تلاش می كند تا از طریق ایجاد محیط دوستانه و تفاهم آمیز امور را به پیش برند .
 
 9-
مدیران موفق برای نیل به اهداف سازمانی ، بخشی از اختیارات قانونی خویش را به دیگران تفویض می كنند .

 

نکات       
مديريتی    

نکات مدیریتی

 

1- در انجام کارها روی شیوه‌ای خاص تأکید نکنید. شاید کسی بتواند از مسیر کوتاهتر و بهتری شما را به مقصد برساند.

2- توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ کدام به تنهایی رهگشا نیستند، مثل اکسیژن و هیدروژن که از ترکیب معینی از آنها هوای تنفس ما تأمین می‌شود، می‌توان با آمیختن دانش و تجربه، راهکارهای حیاتی و استثنایی خلق کرد.

3- از هر فرصتی برای استخدام و به کارگیری افراد برجسته استفاده کنید.

4- به خاطر داشته باشید رعایت استانداردهای محیط کار در کارایی کارمندان مؤثر است.

5- با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه، انگیزه کاری آنها را از بین نبرید.

6- از مشورت و نظرخواهی با نیروی جوان ابایی نداشته باشید.

7- با رفتارهای ضد و نقیض، اعتماد زیردستان را از خود سلب نکنید.

8- در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم، کوشا باشید.

9- برای ارتقای سطح دانش کارمندان و افزایش بهره‌وری آنان، کلاسهای آموزشی ترتیب دهید و از لوازم کمک آموزشی بهره گیرید.

10- دقت کنید که توبیخ کارمند خطاکار، باید متناسب با اشتباهاتش تعیین شود.

11- مطمئن شوید مأمور خریدی که برای سازمان در نظر گرفته‌اید، علاوه بر کاردانی و رعایت اصول درست بازاریابی، مورد اعتماد، زرنگ و خوش‌سلیقه نیز هست و همان‌گونه که بر قیمت کالاها توجه دارد، بر زیبایی و کیفیت آنها نیز اهمیت می‌دهد.

12- در صورت لزوم با قاطعیت نه بگویید.

13- سعی کنید با اصول ساده روانشناسی آشنا شوید.

14- طوری رفتار کنید که دیگران شما را به عنوان الگو انتخاب کنند و آینده کاری دلخواه خود را در قالب شخصیت شما مجسم کنند.

15- هرگز در حضور کارمندان با دیگر معاشرین خود، پشت سر افراد بدگویی نکنید.

16- رعایت سلسله مراتب کاری را به مسئولین و سرپرستان گوشزد کنید.

17- برای آزمودن کارمندانتان با آزمایشهای فاقد ارزش و بی‌اساس، شخصیت آنان را زیر سؤال نبرید.

18- با شروع به موقع جلسات، وقت‌شناسی را عملاً به حاضرین بیاموزید.

19- برای گیراتر شدن سخنان خود، همیشه چند عبارت کلیدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشید و در موقع لزوم آنها را به کار ببرید.

20- در انجام کارها به سه نکته بیش از بقیه نکات توجه کنید: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.

 

مقاله      
مديريتی    

شبیه سازی؛ کمک به مدیران برای تصمیم گیری

اسمعیل کندری

 

تصمیم گیری برای استفاده کارا از نیروی انسانی، تجهیزات و دیگر منابع سازمانی برای هر مدیری، امری ضروری است . از این رو، مدیر همیشه در صدد است تا بیشترین بهره‌وری را از امکانات و منابع خود برای دستیابی به هدفهای از پیش تعیین شده، محقق سازد. شبیه سازی (Simulation) می‌تواند به عنوان یکی از تکنیکهای موَثر و پرقدرت مدیران امروزی مورد استفاده قرار گیرد. شبیه سازی تقلیدی از عملکرد یا سیستم واقعی با گذشت زمان است که گذشته از اینکه با دست یا به وسیله کامپیوتر انجام می شود، به ایجاد ساخت تاریخچه سیستم و بررسی آن به منظور دستیابی به نتیجه گیری هایی در مورد عملکرد سیستم واقعی مربوط می شود. تکنولوژی و نرم افزارهای شبیه سازی یکی از قدرتمندترین روشها و ابزارهای در خدمت مدیران، مهندسان صنایع، تحلیل‌گران سیستمها و ... که آنها را قادر می‌سازد پیش از اتخاذ هر تصمیمی در مورد هر سیستم تولیدی یا خدماتی در دست پیاده سازی و یا در حال کار را شبیه‌سازی کرده،بررسی‌های لازم آماری را در تمامی ابعاد آن، برای تصمیم‌گیری بهتر و با هدف کاهش هزینه و افزایش سود یا راندمان به‏ عمل آورند.


 ●
مقدمه
 
تکنیک شبیه سازی، فرایندی است که به سازمانها کمک می کند تا نتایج عملکرد و فرآیند تصمیم گیری خود را پیش‌بینی، مقایسه و بهینه سازی کنند؛ بدون اینکه هزینه و ریسک تغییر فرآیندهای جاری و اجرای جدید را ، متحمل شوند. در حقیقت، شبیه سازی فرآیندی تکنیکی است که امکان نمایش فرآیند ها، منابع، کالاها و خدمات را در مدل دینامیکی فراهم می کند. به وسیله این ابزار کارامد، می توان هزینه ها و ریسک اتخاذ تصمیمهای نادرست در سازمان را کاهش داد و فرآیندها و محصولات سازمان را بهبود بخشید. هدف از ایجاد شبیه سازی به عنوان ابزاری جهت تحلیل برای پیش بینی تاثیر تغییرات سیستمهای موجود و طراحی برای پیش بینی عملکرد سیستم جدید است. مطالعات شبیه سازی برای تغییر در چگونگی روشهای کار و روشهای به کارگیری منابع است. مطالعات شبیه سازی مـــی تواند تاثیرهای فراوانی بر ارزش افزوده نهایی داشته باشند. این امر موجب شده است که در مهندسی مجدد طرحها، طراحی کارخانه و محصول، شبیه‌سازی کاربردهای ویژه خود را یافته، مدل سازی از واحدهای تولید، مطرح و اجرا شود. شبیه سازی یکی‌ از روشهایی است‌ که‌ برای‌ شناخت‌وضع‌ موجود و بهبود عملکرد سیستمها به وجود آمده‌ و یکی‌ از پرقدرترین‌ و مفید ترین‌ ابزارهای‌ تحلیل‌ عملکرد فرایندهای‌ پیچیدة‌ سیستمها است.‌ با استفاده از شبیه‌سازی، می‏توان طیف گسترده‌ای از مسائل دینامیک (پویا) را در حوزه‌های ساخت و تولید، پشتیبانی و خدمات، تجزیه و تحلیل کرد. شبیه‌سازی این امکان را فراهم می ‏آورد تا بتوان جریان مواد و کالاها، منابع انسانی، و اطلاعات را در سازمان خود مدل سازید و به واسطه شبیه سازی و تنظیم سناریو‏های مختلف، انیمیشن ۳ بعدی و ... سیستم را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده، نسبت به انجام بهبودهای بالقوه در آن اهتمام ورزید. تغییرات در سیستم را می توان ابتدا شبیه سازی کرد تا تاثیرشان بر عملکرد سیستم پیش بینی شود. شبیه سازی به منظور بررسی سیستمهای در دست طراحی نیز پیش از ایجاد آنها، کاربرد دارد.

 
 ●
تعریف شبیه سازی
 
شبیه سازی در فرهنگنامه WEBSTER به معنای: وانمودکردن یا نایل شدن به اصل چیزی بدون واقعیت است. شبیه سازی رایانه ای را به فرایند مدل سازی با استفاده از روابط ریاضی و منطقی و نیز اجرای مدل به وسیله رایانه گویند.
 
شبیه‌ سازی، تکنیکی است که امکان نمایش فرآیندها، منابع، کالاها و خدمات را در مدل دینامیک رایانه ای فراهم می‌سازد. در حقیقت شبیه سازی رایانه‌ای ابزاری نیرومند برای پشتیبانی از تصمیمهای مدیریت و کاهش ریسک فرآیند تصمیم‌گیری با استفاده از ارزیابی و تحلیل استراتژی های مختلف است.
 
از شبیه ‌سازی‌ تعریفهای‌ زیادی‌ ارائه‌ شده‌ است،‌ اما جامعترین‌ و کاملترین‌ تعریف‌ را شانون‌ ارائه‌ داده‌ است:‌
 
شانون‌در کتاب‌ خود: علم‌ و هنر شبیه‌ سازی‌سیستم‌ها شبیه‌ سازی‌ را چنین‌ تعریف‌ می‌کند: شبیه‌ سازی‌ عبارت‌ از فرایند طراحی‌ مدلی‌ از سیستم‌ واقعی‌وانجام‌ آزمایشهایی‌ با این‌ مدل‌ است‌ که‌ با هدف‌ پی‌بردن‌ به‌ رفتار سیستم‌ ، یا ارزیابی‌ استراتژیهای‌ گوناگون‌ - درمحدوده‌ای‌ که‌ به‌ وسیله‌ معیار و یا مجموعه‌ای‌ از معیارها اعمال‌ شده‌ است‌- برای‌ عملیات‌ سیستم‌، صورت ‌می‌گیرد. (شانون،۱۷۳۱ )


 
شبیه سازی چیست؟
 
شبیه سازی علم و هنر ساختن نمایشی (مدلی) از یک پروسه یا سیستم، به منظور ارزیابی و آزمایش راهبردها می باشد، و یا شبیه سازی، روشی برای آگاهی از نتایج ایده‌های پیشنهادی پیش از اجرای آنها است.
 
شبیه سازی را می توان برای: ۱. بررسی و آزمایش روابط متقابل هر سیستم ساده و یا پیچیده؛۲. مشاهده تغییرات اطلاعاتی، سازمانی و محیطی و تاثیر این تغییرات بر رفتار مدل؛۳. شناخت و اصلاح در سیستم در حال بررسی؛۴. به منظور تحقیق در مورد پاسخهای تحلیلی، مورد استفاده قرار داد.
 
در شرایطی ویژه باید از شبیه سازی استفاده کرد و آن در صورتی است که شرایط تحمیلی از سوی مسئله، امکان استفاده از راههای دیگر را برای حل آن مسئله محدود کند. این شرایط شامل:
 
زمانی است که تجزیه و تحلیل جبری میسر نیست، مانند: سیستم های غیر قطعی، سیستم های پویا، سیستم های پیچیده.
 
زمانی است که امکان آزمایش در دنیای واقعی وجود ندارد : سیستم هنوز ایجاد نشده است، ریسکهای زیاد و خطرناکی وجود دارد، هزینه آزمایش بالا باشد.
 
اما زمانی ممکن است استفاده از شبیه سازی منجر به تامین هدفهای مورد نظر نشود. در این مواقع بهتر است برای حل مسئله، به دنبال راه حل دیگری باشیم. این موارد شامل زمانی است که:
 -
مسئله به طور کامل بررسی ومطالعه نشده باشد.
 -
هدف فرموله شده ای وجود ندارد.
 -
بتوان مسئله را از راه محاسبات جبری حل کرد.
 -
هیچ دیدی نسبت به جوابهای مسئله وجود نداشته باشد.
 -
بهره وری سیستم بسیار بالا باشد و الگوی ورود نیز بی نظم باشد.
 
برای ایجاد شرایط مناسب تدوین فرایند شبیه سازی، مراحلی متصور است. انجام درست این مراحل متضمن نتیجه گیری بهینه خواهد بود.

 این مراحل عبارتند از:
 ۱) تعریف مسئله؛
 
۲) مشخص کردن هدفها؛
 
۳) بیان شرح کلی از سیستم؛
 
۴) جمع‌آوری‌‌ داده‌ها؛
 
‌‌۵) ساخت‌ ‌مدل؛
 
۶) اعتبارسنجی و اعتبار بخش؛
 
۷) اجرای مدل؛
 ۸) تجزیه و تحلیل نتایج؛
 ۹) جمع بندی و ارائه گزارش.


 
چرا باید شبیه سازی کنیم؟
 
اما پرسشی که به طور معمول ایجاد می شود این است که انجام شبیه سازی چه لزومی دارد و چرا این تکنیک امروزه گستردگی روز افزونی یافته است؟ در پاسخ باید گفت:
 -
ممکن است آزمایشها روی سیستم واقعی، عملیات‌ سازمان‌ را مختل‌ سازند.
 -
از آنجا که مردم‌ جزء جدا نشدنی‌ سیستم‌ هستند، نتایج‌ حاصل‌ ممکن‌ است‌ متأثر از اثر هاثورن‌ باشند ، یعنی‌مردم‌ به‌ علت‌ زیر‌ نظر بودن‌ ، ممکن‌ است‌ رفتارشان‌ را تغییر دهند .
 -
ممکن‌ است‌ یکسان‌ نگهداشتن‌ شرایط‌ عمل‌ برای‌ هر بار تکرار یا اجرای‌ آزمایش‌ بسیار مشکل‌ باشد .
 -
به‌دست‌ آوردن‌ حجم‌ نمونه‌ای‌ یکسان‌ (و در نتیجه‌ معنی‌ دار بودن‌ آماری‌) ممکن‌ است‌ به‌ زمان‌ و هزینة‌زیادی‌ نیاز داشته‌ باشد .
 -
ممکن‌ است‌ که‌ آزمایش‌ کردن‌ در جهان‌ واقعی‌ امکان‌ کاووش‌ بسیاری‌ از گزینه‌ها را به‌ دست‌ ندهد.
 
دلایلی که در بالا گفته شد به دلیل مزایائی است که این تکنیک در رویارویی با محیط دارد. از جمله این مزایا می توان به موارد زیر اشاره کرد:
 
۱) از این روش می توان در کمک به تحلیل هر سیستم استفاده کرد، هرچند داده های ورودی ناقص باشد.
 
۲) معمولا دستیابی به داده های شبیه سازی بسیار کم هزینه تر از فراهم آوردن داده‌های مربوط به سیستم حقیقی است.
 
۳) پس از ساختن هر مدل، می توان به منظور تحلیل طرحهای پیشنهادی، بارها آن را به کار گرفت.
 
۴) به کار گیری این روش معمولا آسانتر از روشهای تحلیلی است.
 
۵) در برخی موارد تنها راه یافتن مسئله است.
 
هرچند شبیه سازی تکنیک کارامدی در بسیاری از زمینه های ذکر شده را دارد، اما باید توجه داشت این روش ضعفهایی هم دارد، که عبارتند از:
 
۱) مدلهای شبیه سازی شده معمولا پر هزینه است؛ زیرا ساخت و معتبر سازی آنها معمولا زمان بر است.
 
۲) شبیه‌ سازی‌ دقیق‌ نبوده‌ و نمی‌ توان‌ درجه‌ این‌ بی‌ دقتی‌ را اندازه‌ گرفت‌. تحلیل‌ حساسیت‌ مدل‌ نسبت‌ به‌تغییر مقدار پارامترها تنها بخشی از این‌ مشکل‌ را حل‌ می‌ کند.


 ●
انواع‌ شبیه‌ سازی‌
 
انواع‌ مختلفی‌ از شبیه‌ سازی‌ وجود دارد که‌ اینجا برخی‌ از آنها را یادآور می‌شویم‌ :
 
۱) شبیه‌ سازی‌ همانی: مدلها از نظر شباهت‌ به‌ سیستم‌ واقعی‌، در یک‌ حوزه‌ وسیع‌ قرار دارند . در انتهای‌ این‌حوزه‌ می‌توان‌ خود سیستم‌ را به عنوان‌ مدل‌ آن‌ در نظر گرفت‌ و رفتار آن را بررسی‌ کرد‌. این‌ روش‌ را شبیه‌ سازی‌همانی‌ نامند. به‌ عبارت‌ دیگر این‌ روش‌ همان‌ آزمایش‌ مستقیم‌ روی‌ سیستم‌ است‌ که‌ گرچه‌ ساده‌ به نظر می‌رسد و در صورت‌ یافتن‌ پاسخی‌ برای‌ مسئله‌ مورد نظر، صد در صد قابل‌ استفاده‌ و مفید است.
 
۲) شبیه‌ سازی‌ نیمه‌ همانی: همان‌گونه که‌ از نام‌ این‌ روش‌ بر می‌آید، در مطالعه‌ سیستم‌ سعی‌ می‌شود تا آنجا که‌امکان‌ دارد از اشیاء و قوانین‌ واقعی‌ سیستم‌ استفاده‌ شود. تنها اشیاء یا مراحلی‌ از سیستم‌ واقعی‌ که‌ باعث‌ غیرممکن‌ شدن‌ شبیه‌ سازی‌ همانی‌ است‌، مدلسازی‌ می شود. به عبارت‌ دیگر بخشی‌ از مدل‌ سیستم‌، واقعی‌و بخش‌ دیگر غیر واقعی‌ یا شبیه‌ سازی‌ شده‌ است‌. برای‌ مثال:‌ مانورهای‌ نظامی‌ که‌ در آن‌ سربازان‌، افسران‌ وسلاح‌ها واقعی‌ بوده‌ ولی‌ خرابی‌ یا کشتاری‌ صورت‌ نمی‌گیرد و محل‌ عملیات هم، محل‌ واقعی‌ حمله‌ یا دفاع‌نیست.
 
۳) شبیه‌ سازی‌ آزمایشگاهی‌: در این‌ روش‌ بعضی‌ از نماها و اشیای سیستم‌ واقعی‌ به وسیله‌ امکانات ‌آزمایشگاهی‌ ساخته‌ شده، بعضی‌ نماها و روابط‌ دیگر به‌ وسیله‌ نمادها جایگزین‌ می‌شوند .
 
۴) شبیه‌ سازی‌ کامپیوتری‌: در شبیه‌ سازی‌ کامپیوتری‌، مدلی‌ که‌ از سیستم‌ زیر‌ بررسی‌ ساخته‌ می‌شود، یک‌برنامه‌ کامپیوتری‌ است‌؛ یعنی‌ تمامی‌ اشیا و نماهای‌ سیستم‌ به‌ ساختارهای‌ برنامه‌ای‌ و تمام مشخصات‌ و رفتارآنها به‌ متغیرها و توابع‌ ریاضی‌ تبدیل‌ می‌شود . قوانین‌ و روابط‌ حاکم‌ بر سیستم‌ و ارتباطشان‌ با یکدیگر دربرنامه‌ در نظر گرفته‌ می‌شود . شبیه‌ سازی‌ کامپیوتری‌ به‌ علت‌ عملی‌ بودن‌ و دارا بودن‌ امتیازهای‌ ویژه خود برای‌ بررسی‌ و مطالعه‌ اغلب‌ سیستم‌ها، از قبیل:‌ حمل‌ و نقل‌، بیمارستان‌، سیستم‌های‌ صنعتی‌، تولیدی‌، ترافیک‌، انبار و غیره‌ به کار می‌رود.


 ●
موارد استفاده از شبیه سازی
 
با توجه به مطالبی که گفته شد و با گسترش این تکنیک مفید در دنیای امروزی، موارد استفاده های مختلفی برای آن وجود دارد که برخی از آنها به این شرح است:
 ۱) خطوط تولید از قبیل :خودروسازی، فولاد و... ؛
 ۲) در کارخانه‌ها، بنادر، سیستم‌های حمل‌ونقل و لجستیک؛
 
۳) خطوط ریلی و مترو؛
 
۴) فرودگاهها و خطوط هوایی؛
 
۵) مدیریت زنجیره تامین و سیستم های توزیع؛
 
۶) صنایع نفت، پتروشیمی و گاز؛
 ۷) ترافیک درون شهری و جاده‌ای؛
 
۸) گردش افراد در مناطقی از قبیل فرودگاه، ایستگاه قطار برای کاستن از انبوه جمعیت.


 
نتیجه گیری
 
تکنیک‌های شبیه سازی که برای ارزیابی سیستم ها به کار می روند، ابزار بسیار مناسبی برای بهبود کیفیت مقیاس ، و معیارهای مورد استفاده در فرآیند طراحی، کدگذاری، و آزمایش گامهای سازمان ارائه می دهند که می توان آن را در شرایط واقعی به کار گرفت. در نتیجه، احتمال وجود نقص در محصولات و خدماتی که به مشتری ارائه می شوند کاهش یافته، نیازها و خواسته‌های مشتریان برآورده شده، سازمان به کامیابی در مأموریت خود دست می یابد.
 
از سوی دیگر با استفاده از تکنیک شبیه‌سازی می توان هزینه‌ها را پیش بینی و اولویتها را تعیین کرد. محصولات و خدمات را طبقه بندی کرده، نیروی کار مورد نیاز را تشخیص داد و در حقیقت با استفاده از داده های حاصل از به کارگیری تکنیک شبیه سازی، مدیریت با اطمینان بیشتری در مورد هزینه، بودجه، نیروی انسانی و... برنامه ریزی و تصمیم گیری می کند.

 

 منابع :

  ۱. شانون رابرت، علم و هنر شبیه سازی سیستم‌ها‌، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۱

 ۲. دکتر حسن صالح فتح‌آبادی: شبیه سازی سیستم‌ها به وسیله کامپیوترهای رقمی، نشر دانشگاهی،۱۳۷۸

 ۳. مومنی‌ ، منصور: پژوهش‌ عملیاتی‌ (مدلهای‌ احتمالی‌)، انتشارات‌ سمت‌،۰۸۳۱

 ۴. جری بنکس و جان کارسن، شبیه سازی سیستم‌های گسسته- پیشامد، انتشارات دانشگاه شریف، ۱۳۷۶

۵. مقالات اینترنتی _ مهندس اسمعیل کندری: دانشجوی کارشناسی ارشد، رشته مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران

 

منبع : www.vista.ir

 

کلید      
هدایت     

اهمیت درخت کاری

 

سوره انعام آیه 46:

اوست خدایی که درختان خودرو و برافراشته و ناخودرو را آفرید . . .

 اسرف نکنید که خداوند اسراف کاران را دوست نمی‌دارد.


حضرت رسول (ص) فرمود:
خداوند درخت را برای انسان آفرید، از اینرو او باید درخت را بکارد، آن را آبیاری کند و در حفظ آن بکوشد.


حضرت رسول (ص) فرمود:
هر وقت عمر جهان به آخر رسیده،

 هرگاه قیامت بخواهد قیام کند و عالم بخواهد منقرض شود

 و در دست یکی از شما نهال درختی باشد

چنانچه بقدر کاشتن آن فرصت باشد،

 باید آن را بکارد و از فرصت باقیمانده استفاده نماید.


حضرت رسول (ص) فرمود:
به سبزه نگریستن بینائی را افزون می‌کند.


حضرت رسول (ص) فرمود:
هر که ( در بعضی روایات مسلمان ) درختی بکارد، هر بار که انسان یا یکی از مخلوقات خداوند از آن بخورد برای وی صدقه‌ای محسوب می‌شود.


حضرت رسول (ص) فرمود:
هر که درختی غرس کند تا به ثمر برسد، خدا عوض آن در بهشت درختی برای اوغرص می‌فرماید.



حضرت رسول (ص) فرمود:
هر کس درخت خرما یا سدری را آب دهد گویا تشنه‌ای را سیراب کرده ‌است.


حضرت رسول (ص) فرمود:
هرگاه رسول‌ خدا می‌خواست سپاهی را به جهاد گسیل دارد، سپاهیان را دعوت می‌کرد و آنان را نزد خویش می‌نشاند، سپس می‌فرمود: با نام و یاد خدا و در راه او بر آیین رسول خدا (ص) (به جهاد) روید... و درختی را قطع نکنید مگر آن که ناگزیر باشید.


حضرت رسول (ص) فرمود:
ای علی برو و از طرف خداوند و پیامبر خدا (ص) بگو، نفرین خدا بر کسی که درخت سدر را قطع کند.


رسول اکرم (ص):
هر وقت عمر جهان پایان یابد و قیامت برسد و در دست یکی از شما نهالی باشد چنان که به قدر کاشتن آن فرصت باشد، باید فرصت را از دست ندهد و آن را بکارد.


رسول اکرم (ص):
به سبزه نگریستن بینایی را افزون می‌کند.


امام صادق (ع):
خداوند برای پیامبرانش کشاورزی و درختکاری را برگزید تا از بارش باران ناخشنود نباشند.


امام صادق (ع):
درخت بکارید و کشاورزی کنید که هیچ عملی از آن حلال‌تر و پاکیزه‌تر نیست. سوگند به خدا که هنگام ظهور حضرت ولیعصر ارواحنا فداه بعد از خروج دجّال، کشاورزی و نخل‌کاری رونق بسزایی خواهد یافت.


امام صادق (ع):
شش چیز پس از مرگ مؤمن به وی رسد: فرزندی که برای او آمرزش‌خواهی کند و قرآنی که از او بماند (قرائت شود) و نهالی که بکارد، چاهی که حفر کند و صدقه جاریه و سنت و روش پسندیده‌ای که پس از وی بدان عمل شود.


رسول اکرم (ص):
نزد من شکستن شاخه‌ای از درخت همچون شکستن بال فرشتگان است.


رسول اکرم (ص):
هر کس درخت سدر را قطع کند، خداوند او را با سر در آتش جهنم خواهد انداخت.

 

 

مباحث     
 فرهنگی    

خلاقیت؛ بستر نوسازی فرهنگ و جامعه

نویسنده : محمد شفیعی



 

فرهنگ در بیشتر زبانهای اروپایی در آغاز به معنی "كشت و پرورش" بوده است. امروزه پرورش خلاقیت انسان اهمیت حیاتی دارد، زیرا در دنیای كنونی كه دنیای تغییرات سریع است، افراد، جماعتها و جوامع تنها با تخیل و ابداع می توانند با نوآوری همگام شوند و واقعیت زندگی خود را دگرگون سازند. از طرفی خلاقیت فقط به عرصه هنر محدود نمی شود، برای صنعت، تجارت، آموزش و پرورش و توسعه اجتماعی و جمعی نیز حیاتی است.انسان تاكنون بیشتر در به كارگیری خلاقیت خود در هنر، علم و فناوری موفق بوده است تا در ابداع و نوآوری اجتماعی.هر جامعه ای با نشان دادن خلاقیت است كه هدفهایش را تحقق می بخشد. از آن رو كه مفهوم خلاقیت ازعرصه ظریف كاری فرهنگی فراتر می رود، نمی توان جدا از دیگر مسائل به آن پرداخت، جدا از گروههای انسانی مشخص، جدا از نهادها و ارزشهای اجتماعی مشخص و حتی جدا از محدودیتهای سیاسی معین، هیچ ذهن خلاقی وجود ندارد، بنابراین، خلاقیت چیزی است ناملموس كه می توان آن را پروراند نه اینكه هدر داد.
در یك سوی مدرنیته، ارتقا و خلاقیت را امری ضروری برای بهره وری و نوآوری صنعتی می دانند، مثلاً در دهه 1980 نوع جدیدی از سازماندهی به نام مجتمع كارآفرینی به وجود آمد، طرح ژاپنی ها درباره نسل پنجم رایانه، مركز جهانی انفورماتیك در فرانسه نمونه هایی از این گرایش هستند. در سوی دیگر، جایی كه سنت با مدرنیته برخورد می كند، روندی از دو رگه شدن در جریان است. بسیاری از سرخ پوستان آمریكای لاتین با وجود جنبشهای قوی بر ضد غرب زدگی، آگاهانه در پی تسلط یابی بر دانش فنی و منابع فرهنگی مدرن هستند. این اقوام و همانند آنها در سه حوزه متمایز و در عین حال به هم پیوسته، سرنوشت خود را در دست می گیرند؛ بیان هنری، فناوری و سیاست و فرمانروایی

 

گسترش مفهوم خلاقیت

همه بالقوه فعالند. تأكید بیش از حد بر عقلانیت صرف،اندیشه بیش از حد فن مدارانه ساختارهای دست و پاگیر سازمانی یا جمعی و وابستگی بیش از حد به رویكردهای سنتی ممكن است این توانایی را محدود یا حتی تباه سازد. درست از آن رو كه رویكرد خلاق آموختنی یا فرمایشی نیست، باید هر جا كه نمود پیدا می كند آن را بپرورانیم. در واقع، خلاقیت هنری با وجود توانایی كلی آن در محیطی مناسب، آن قدر نادر است كه باید هر جا جرقه می زند، به آن بدمیم؛ به این امید كه شعله ور گردد. عقاید و بیانهای هنری برخاسته از گرایشهای سنتی یا مدرن، با پشتوانه اكثریت یا اقلیت باید ترغیب گردد؛ باید به كوششهای آموزشی و شهروندی كمك شود تا شكلهای نوی مكالمه و تبادل نظر گسترش یابد.دولتها باید به كنش متقابل و هماهنگی بین فعالیت هنری و فعالیت سیاسی، آموزش و پرورش، زندگی شغلی، برنامه ریزی شهری و سیاستهای توسعه صنعتی و اقتصادی، به نفع همه، از جمله اقلیتها و جمعیتهای مهاجر، یاری رسانند. در ایالت متحده طی دهه 1960، آفرینش نقاشیهای دیواری در مكانهای عمومی پیشاهنگ جنبش هنری اصیل و مردمی شد كه بویژه به نیاز گروههای اجتماعی پاسخ می گفت؛ به آنان كه قبلاً راه دسترسی به آفرینش تجسمی به رویشان بسته بود. خلاقیت همواره مایه حیات شهرها بوده است. تفكر خلاق كمك می كند تا از عهده تغییرات برآییم و كانون توجه را از زیرساختهای فیزیكی به زیرساختهای مربوط به فضا یا زیرساختهای نرم معطوف كنیم. شهرهایی كه تفكر خلاق را به كار می گیرند، می توانند مشكلات جدید شهری را در چشم انداز متفاوتی جای دهند و با به كاربردن ابزارهای مناسب، آنها را حل كنند.

 

خلاقیت و بیان فرهنگی

هنر، شكلی از خلاقیت است كه از هر شكل دیگری زودتر تشخیص داده می شود. همه هنرها بهترین تجسم مفهوم خلاقیتند. زیرا از تخیل محض سرچشمه می گیرند.با این همه، در دنیایی كه فرهنگ به كالا تبدیل شده، خلاقیت اغلب بدیهی یا كم اهمیت گرفته شده است.شاید از آن رو كه خلاقیت همیشه درك نمی شود و سنجش آن كار ساده ای نیست، بویژه وقتی بیان كنشی جمعی باشد نه فردی، بسیاری از دستاوردهای هنری همچنان خلاقیت گروهی هستند. در واقع، بیشتر سنتهای فرهنگی به حدیث نفسهای فرد در فرایندهای خلاق اهمیت بسیار كمتری می دهند تا غرب.
نوآوری را كه نتیجه خلاقیت است اغلب در تضاد با سنت پنداشته اند اما سنت تغییرناپذیر نیست، سنت نسل به نسل و در فرایند بی پایان ابداع، حذف و وام گیری از فرهنگهای دیگر تحول پیدا كرده است. به عنوان مثال، این امر را در میان سرخپوستانی كه در پیاده رو خیابانها، گیاهان دارویی را در كنار ضبط صوتهای وارداتی به فروش می گذارند، می توان دید. هنرهای سنتی نه فقط مشوق حفظ و نوزایی میراث هنری بوده، بلكه به شیوه های گوناگون، بیان فرهنگی را در سطح محلی یا اجتماعی برای امور زیر به كار برده اند: تقویت هویت گروهی، سازماندهی اجتماعی و روحیه جمعی، برانگیختن نیروی اجتماعی، غلبه بر احساس حقارت و از خودبیگانگی، آموزش و ارتقای آگاهی، تشویق خلاقیت و نوآوری، ترویج تبادل نظر دموكراتیك و میانجیگری اجتماعی، كمك به رفع شكاف فرهنگی و ورود مستقیم به اقتصاد در رهگذر تولید كالا و خدمات.با این همه، بیان فرهنگی كه بدین نحو مورد استفاده قرار گرفته باشد، ممكن است شمشیری دولبه باشد: مثبت، وقتی كه گروههای دلسوز شیفته اعتلای هویت فرهنگی و تلاشهای خلاق از آن حمایت می كنند، و منفی، وقتی كه چون ابزار فریب به كار گرفته می شود.
دگرگونیهای اجتماعی پنج دهه گذشته، در سراسر دنیای غربی، به استقلال فزاینده بیان هنری انجامیده است؛ آنچه بیشتر بخشی جدایی ناپذیر از رشته در هم تنیده فرهنگ نمودار می شد به عنوان مثال عرصه زیبایی شناسی اینك جداگانه در نظر گرفته می شود. این امر تا حدی در حكم فرجام فرایندی از دین زدایی است كه در طی آن مواردی كه پیشتر جنبه های جدایی ناپذیر زندگی آیینی یا مذهبی بوده اند، به شكلهای زیبایی شناختی بدل شده اند. این فرایند، با ظهور نهادهایی چون وزارت فرهنگ، موزه، نمایش خانه ها، انجمنهای فرهنگی، مؤسسات انتشاراتی، انجمنهای ادبی و جز آن همراه بوده است.با وجود تأثیر انسانی و انسان سازگار اخلاق، افراد هنرمند و دیگرانی كه آرزوها و تصورات جمعی را نمایندگی می كنند، بیشتر آماج سركوب قرار می گیرند. درست از آنجا كه هنرمند، با طرح پرسشهای جدی و خودداری از دادن پاسخهای پیش پاافتاده، آنچه را كه دیگران به خاموشی احساس می كنند، پیوسته و باصراحت بیان می كند، با خشم كسانی روبرو می شود كه منفعت خود را در پاسخهای پیش پاافتاده می بینند، تا حدی كه در صدد برمی آیند آنها را منصرف یا حتی نابود كنند.

 

خلاقیت و فناوری

جوامعی كه با نفوذ فناوری مدرن مواجه می شوند، باید راههای تطبیق الگوهای فرهنگی خود را با روال جدید پیدا كنند. تمام جوامع اساس درك خود را از جهان و از تجربه، بر مجموعه ای از شعایر پنهان و آشكار (رفتارهای تشریفاتی و رفتار روزمره) و حكایت و اسطوره ها، كه تفسیری بر این شعایرند قرار می دهند؛ الگوهای پذیرفته شده ارزش، از دل همین مجموعه بیرون كشیده شده است، ورود رویه های تكنیكی مدرن كه كارایی آنها در جاهای دیگر ثابت شده، با نفوذ ناگزیر ارزشهای بیگانه همراه است. این ناگزیری به تضعیف اقتدار شناخت سنتی می انجامد. این نمادها و الگوهای رفتاری جدید كه با تصاویر ارسالی ماهواره ها برای تلویزیونهای روستا تقویت می شود، رفته رفته جایگزین روشها و شكلهای مناسبات موجود می شود. درست همانطور كه طرز فكرها نیاز دارند كه با كنش های نامرسوم تطبیق یابند، فناوری های موجود نیز باید با نیازها و امكانات جوامعی انطباق یابند كه طرز كار اقتصادی و فرهنگی متفاوتی دارند. ناكامی در تطبیق فناوری با موقعیت محلی و با آگاهی های عملی محلی ممكن است نتایج فاجعه باری به بار آورد.
با توجه به گزینش های امكانپذیر كنونی، قدرت فقط به مهارت تكنیكی بستگی ندارد، بلكه به جذب همزمان توانایی های اجتماعی و تكنیكی، به ایجاد منابع فرهنگی ضروری برای استفاده از این توانایی ها، و به برقراری همكاری بین عرصه محلی و عرصه جهانی بستگی دارد.فعالیت تجاری در دهه 1990 گواه كشف دوباره خصلت اساسی عامل انسانی در رشد، انتقال و انطباق فناوری هاست.پرورش دانش در سطح محلی، بهتر از ایجاد وابستگی انفعالی و غیرماهرانه به معانی، دانش و نظامی كلی است كه در جایی دیگر به وجود آمده است. برای مثال حكیم باشی های روستایی، از زن و مرد، كه آمیزه ای از گیاهان و ریشه های گیاهی را برای بیمارانشان آماده می سازند و با بردباری واكنش و بهبودی او را زیرنظر می گیرند، تیزبین تر از پزشكی هستند كه دارویی را با خیال راحت تجویز می كند كه همكاران اروپایی وی در شش هزار مایل آن طرف تر ساخته اند.
با این همه، پیشرفت های فناورانه به تمامی رضایت بخش نبوده است، به سه دلیل: اولاً این پیشرفت محدود بوده و گروه زیادی از مردم از آن محروم مانده یا آسیب دیده اند؛ ثانیاً، پیشرفتهای فناورانه برخی از روٌیاهای آنان را تحقق بخشیده، اما كابوس های فناورانه را نیز برایشان به ارمغان آورده است؛ ثالثاً، برخی از آنها به ضد هدف خود بدل شده اند. از جمله كابوسهای فناورانه می توان موارد زیر را نام برد: سلاح های مدرن كه می تواند زمین را به نابودی بكشاند، امكان دست اندازی انحصاری و همه جانبه قدرتهای استبدادی بر اطلاعات ذخیره شده الكترونیكی، افزایش گسترده بیكاری و... مسأله بیش از پیش نگران كننده در كشورهای پیشرفته رشد غیراشتغال زاست. اگر تولید آنقدر رشد نكند كه برای كل نیروی كار اشتغال بیافریند، با جامعه ای روبرو می شویم كه در آن ثروت خصوصی در كنار فقر عمومی، یا ثروت خصوصی، در كنار فقر خصوصی قرار می گیرد.افزایش مناسب تقاضا مثلاً از طریق سرمایه گذاری دولتی، همان طور كه در طی جنگ جهانی دوم دیدیم، بیكاری ساختاری را تا حد زیادی برطرف می كند. برنامه های كارآموزی و كمك به كارایی توانایی ها نیز سودمند خواهد بود.

 

خلاقیت در سیاست و فرمانروایی

پرورش خلاقیت به معنی یافتن راههایی است كه به مردم كمك كند تا شیوه های نو و بهتری برای با هم زیستن و كاركردن بیافرینند.یكی از تازه ترین و مهمترین نوآوریهای اجتماعی كه حتی مفهوم نوینی را نیز آفریده، مفهوم مشاركت همه جانبه است. این مشاركت به مردم امكان می دهد كه با شركت مستقیم در فرایند تصمیم گیری یا تأثیرگذاری بر كسانی كه قدرت تصمیم گیری دارند، عرصه انتخابهایشان را گسترده تر كنند.پروفسور یونس، بنیانگذار و رئیس باك گرامین در بنگلادش گفته است "اگر جامعه محیطی بیافریند كه در آن توانایی های خلاق افراد پرورش یابد، كاهش فقر امكانپذیر است " هنوز حدود یك میلیارد نفر از مردم جهان در فقر مطلق زندگی می كنند. آنان به سختی می توانند نیازهای اولیه خود را برآورده كنند و امكان مشاركت در حیات اجتماعی را ندارند. بنابراین تلاش برای محو فقر باید بعد فرهنگی نیز داشته باشد. این امر فقط به خاطر فقر نیست، بلكه از این رو است كه بدون چنین كوششی، كل جامعه و حكومت فقیر خواهد شد و از آن هم بدتر این كه بدون چنین تلاشی جامعه در معرض گرایشهای ویرانگر نوعی خلق گرایی تقویت شده یا ایدئولوژی، همراه با روایت حقیر آن از مردم و توسل به ارزشهای ذاتاً منفی، قرار خواهد گرفت. چنین الگویی فقط از واقعیت خود دموكراسی بیرون خواهد آمد. گذر به دموكراسی مستلزم برچیدن تمام شكلهای ضد دموكراتیك اعمال قدرت و دگرگونی نهادهای جامعه مدنی است. شهروندان نیز باید عقاید و اعمال مناسب یا سازگار با مفهوم دموكراسی را بپذیرند و چگونگی رفتار در نظام نهادی نوساخته را فراگیرند. مشكل دموكراسی در جامعه به ظرفیت تلفیق تغییرات نهادی رسمی، با گسترش اعمال دموكراتیك و تقویت فرهنگ شهروندی وابستگی دارد. كیفیت دموكراتیك حكومت به عملكرد توأم دو عامل بستگی دارد: از یك سو، ماهیت نهادهای دولتی و مسؤولیت و پاسخگویی مأموران دولت و از سوی دیگر ماهیت جامعه مدنی و توانایی آن در نظارت بر دستگاه دولتی. این دو عامل را باید رشد و پرورش داد و بتدریج و اغلب به دشواری مستحكم كرد. یكی از مطلوب ترین رویكردها به مشكل نمایندگی و مسؤولیت پذیری در دولتهای متمركز، دفاع از تمركز زدایی است. هدف از این تمركز زدایی، خواه سیاسی باشد یا اداری یا هر دو، عبارت است از انتقال قدرت از سطوح بالای دولت نماینده به سطوح پایین آن.

 

منبع : روزنامه قدس

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست روانشناسی ساده

 

یک تست ساده و جذاب که باید با صداقت به سوالات ان پاسخ دهید.

 

سوال اول :

شما به طرف خانه کسی که دوست دارید می روید.

دو راه برای رسیدن به انجا وجود دارد:

ـ یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده است.

ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از مناظر زیبا و جالب است.

حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می کنید؟ راه کوتاه یا بلند؟

 

سوال دوم :

در راه دو بوته گل رز می بینید .یکی پر از رزهای قرمز و دیگری پر از رزهای سفید.شما تصمیم می گیرید ۲۰ شاخه از رزها را برای او بچینید.

چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید؟

(شما می توانید یا همه را یا از ترکیب دو رنگ انتخاب کنید)

 

سوال سوم :

بالاخره شما به خانه او می رسید .

یکی از افراد خانواده در را بر روی شما باز می کند.

شما می توانید از آنها بخواهید که دوستتان را صدا بزند.

یا اینکه خودتان او را خبر کنید.

حالا چکار می کنید؟

 

سوال چهارم :

شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی کسی آنجا نیست. پس تصمیم می گیرید رزها را همان جا بگذارید.

ترجیح می دهید انها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟

 

سوال پنجم :

شب می شود شما و او هر کدام در اتاقهای جداگانه ای می خوابید. صبح زمانی که بیدار شدید به اتاق او می روید. به نظر شما وقتی که آنجا می روید او خواب است یا بیدار؟

 

سوال آخر:

 وقت برگشتن به خانه است آیا راه کوتاه و ساده را انتخاب می کنید، یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بروید؟

 

 

جواب ها

جواب سوال اول:

جاده نشان دهنده عشق است اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید.زود و آسان عاشق می شوید.

ولی اگر راه طولانی را انتخاب کرده اید به آسانی عاشق نمی شوید.

 

جواب سوال دوم:

تعداد رزهای قرمز نشان دهنده آن است که در یک رابطه چقدر از خودتان مایه می گذارید و تعداد رزهای سفید برعکس نشان می دهد که شما چقدر در آن رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت دارید. به طور مثال اگر ۱۸ رز قرمز و ۲ عدد رز سفید انتخاب کرده اید به معناست که شما ۹۰٪ محبت می کنید و ۱۰٪ انتظار محبت از طرف مقابل دارید.

 

جواب سوال سوم:

سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشکلات در یک رابطه است.اگر شما از اعضای خانواده درخواست کرده اید که محبوبتان را صدا بزند به این معناست که شما از مواجه شدن با مشکلات می ترسید و امیدوار هستید که مشکلات به خودی خود حل شوند.ولی اگر خودتان به اتاق رفته اید که او را از حظور خود مطلع کنید این نشان می دهد که شما با مشکلات روبرو می شوید و دوست دارید انها را هر چه زودتر حل کنید.

 

جواب سوال چهارم:

محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتیاق شما برای دیدن محبوبتان است. اگر انها را بر روی تخت میگذارید نشان می دهد که دوست دارید او را زیاد ببینید.و اگر انها را لب پنجره قرار می دهید یعنی اگر او را زیاد هم نبینید تحمل می کنید.

 

جواب سوال پنجم:

سوال پنجم نشان دهنده تفکر و طرز فکر شما در کاراکتر و شخصیت فرد محبوبتان است. اگر شما او را در حالی که خوابیده است در اتاق می بینید. این به این معنی است که شما او را همانطور که است دوست دارید، و اگر او را بیدار دیده اید یعنی انتظار دارید او مطابق میل شما بشود.

 

جواب سوال آخر:

راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما کوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب کرده اید مدت زیادی در عشق خود پایدار خواهید بود.

 

منبع : www.roozeshadi.com

 

 

  عبادت      
و بندگی    

راههای حفظ حضور قلب در نماز

پدیدآورنده : دکتر مریم حاج عبدالباقی

 

1. رعایت تقوا و دوری از گناه

تقوا، و نماز بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند هر چقدر خویشتنداری و در نظر داشتن خداوند و مراقبت و پاییدن نفس، بیشتر شود، نماز از کیفیت بیشتری برخوردار می‌شود هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة ؛1و هر چقدر نماز با کیفیت بهتری اقامه شود، بر تقوای نماز گزار افزوده می‌شود

در قرآن کریم می‌خوانیم:و ان اقیمو الصلوة و اتقوه و هو الذی الیه تحشرون3 که دستور به اقامه نماز در کنار دستور به تقوا قرار گرفته است و این از ارتباط تنگاتنگ تقوا و نماز، خبر می‌دهد و در جای دیگر فخلف من بعد هم خلف اضاعوا الصلوة و اتبعوا الشهوات4؛ می‌بینیم که بی‌تقوایی و پیروی از شهوات، در کنار اضاعه نماز قرار گرفته است.

قرآن صریحاً می‌فرماید:ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر؛نماز از ارتکاب زشتی‌ها و منکرات باز می‌دارد5قلبی که جایگاه شیطان باشد، نمی‌تواند با خدا رابطه درستی برقرار کند.باید تلاش کنیم از گناه،به معنای وسیع کلمه،گناه در فکر، اخلاق و در عمل دوری کنیم.

 

2. عمل صالح

عمل صالح و نماز، نیز بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند، هر چقدر عمل صالح، بیشتر شود، کیفیت نماز بالاتر می‌رود و هر چقدر نماز با حضور قلب بیشتری خوانده شود، توفیق عمل صالح فزونی می‌یابد.

نماز، آئینه رفتارهای روزانه ما و پرونده عمل ماست.وقتی روزمان را خوب سپری کنیم،نماز خوبی نصیبمان می‌شود.آیات 19 تا 34 سوره معارج،این ارتباط تنگاتنگ و متقابل را به خوبی نشان می‌دهد:بی‌گمان انسان، بی‌شکیب آفریده شده است.چون گزندی به او رسد، بی‌تاب است و چون نیکی بدو رسد بازدارنده است.جز نماگزاران، آنان که بر نمازهایشان پی‌گیری دارند و آنان که در دارایی‌هایشان،حقی معین برای سائل و محروم است و آنان که بر نماز خویش محافظت دارند.می‌بینیم در این آیه شریفه که از نماز شروع کرده و به نماز ختم نموده و نشان می دهد که چگونه نماز خواندن،انسان را می‌سازد و چگونه انسان ساخته شده، بر نماز مراقبت دارد.

 

3. رعایت احکام نماز و رعایت صحت ظاهری نماز

هر یک از مراحل نماز و هر یک از قوانین و آداب نماز، از رمزی برخوردار است و نکته‌ای در خود دارد که رعایت کامل احکام نماز، اعم از مقدمات و شرایط نماز، در فراهم آمدن حدود نماز مؤثّر است.همانطور که برای فراهم آمدن یک طعام مناسب،هم مواد آن طعام باید خوب و مناسب باشد و هم ظاهر آن طعام باید خوب و زیبا باشد و هر یک از این دو، یعنی مواد و محتوای غذا و ظاهر تزئین غذا،لطمه ببیند،بر کیفیت مطلوب غذا، تأثیر منفی می‌گذارد.

در نماز هم،باید باطن و حضور قلب نماز و ظاهر و رعایت آداب ظاهری نماز،رعایت شود تا بهترین نتیجه کسب شود.فراهم آوردن عوامل تمرکز حواس و دور کردن عوامل بر هم زننده تمرکز حواس؛هر آنچه که کمک می‌کند بتوانیم حواس و ذهن را بر آنچه در نماز می‌گوئیم متمرکز کنیم،باید مورد توجه قرار گیرد.

مثلاً:

الف) وضوی شاداب با آب خنک که کسالت را از بین می‌برد و چرت و خواب را زائل می‌سازد.

ب) رو کردن به قبله.

ج) گفتن اذان و اقامه برای ایجاد تمرکز و در نظر آوردن عظمت مخاطب قبل از شروع نماز.

د) انتخاب مکانی خلوت و اختصاصی برای نماز.

ه) حفظ طمأنینه و آرامش در نماز و پرهیز از شتاب و عجله.

و) صاف و بی‌حرکت ایستادن در نماز.

ز) قرائت بلند اذکار نماز، جز در موارد خاص.

و هر عاملی که ممکن است تمرکز حواس ما را بر هم بزند، باید کنار گذاشته شود مثلاً:

الف) نماز خواندن با شکم پر یا شکم کاملاً گرسنه.

ب) نماز خواندن در حال نیاز به اجابت مزاج.

ج) نماز خواندن در برابر آینه،محل عبور و مرور جای شلوغ و مانند آن.

د) بازی نکردن با سر و دست و ریش و مانند آن.

و) چشم گردانیدن در نماز و رو گردانیدن از قبله.

ه) انجام کارهایی خارج از نماز، در حین نماز مانند علامت دادن، باز و بسته کردن دگمه‌ها و تعویض لباس، پاسخ دادن به تلفن و مانند آن.

ز) پوشیدن لباس تنگ.

 

4. اقامه نماز در اول وقت

ان الصلوة کانت علی المؤمنین کتاباً موقوتا؛نماز ،واجبی حتمی و تعیین شده و دارای اوقات مشخص است.و در روایات در اهمیت نماز اول وقت و مراقبت بر اوقات نماز بسیار است از جمله علیکم بالصلوة فی اول وقتها که از امام رضا(ع) وارد شده است.

 

5. پرداخت‌های واجب و مستحبی مالی

در قرآن کریم 70 بار اقامه نماز مطرح شده و 35 بار در کنار اقامه نماز،ایتاء زکات، مطرح گشته است. در حقیقت بدون پرداخت حقوق جامعه و بدون دلسوزی برای مردم،انتظار رابطه فردی ایده آل با پرودگار که حامی حقیقی مردم جامعه است، انتظاری نابجاست.بخشی از پرداخت‌های یک مسلمان، واجب است .که اگر این پرداخت‌ها انجام نشده باشد او بدهکار محسوب می شود و نمازش مقبول نخواهد بود و بخشی از پرداخت‌ها مستحب است که سبب تسریع و تقویت رابطه انسان با پروردگارش می‌شود.

 

1. سوره بقره، آیه 1 و 2.

2. نماز، حائری شیرازی.

3. سوره انعام،آیه 72.

4. سوره مریم،آیه 59.

5. سوره عنکبوت،آیه 45.

 

منبع : حوزه

 

لينکهای    
 هفته      

 

 تقسیم شادی ها - ویژه نامه روز احسان و نیکوکاری

 

ویژه نامه روز درختكاری

 

مجموعه مقالات مدیریت

 

موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث

دارای فهرست الفبايی مقالات ، كتب و متون  در زمينه حديث و قرآن ، اخلاق ، عرفان و...

 

بانک اطلاعات شرکت های ایران

 

مجله خانواده سبز

 

كتابخانه دیجیتالی پیشرفته MIT

 

تاریخ تولدتان را وارد کنید تا بدانید چند روز از عمرتان می گذرد