مجله شماره صد و یکم    

شنبه 21 اسفند 1389 7 ربیع الثانی 1432 12 مارس 2011  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا 148 إِن تُبْدُواْ خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُواْ عَن سُوَءٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا 149 إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً 150 أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا 151 وَالَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُواْ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُوْلَـئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا 152 يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاء فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللّهِ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِينًا 153 وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لاَ تَعْدُواْ فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا 154

ترجمه فارسی مکارم

خداوند دوست ندارد كسى با سخنان خود، بدی ها(ى ديگران) را اظهار كند; مگر آن كس كه مورد ستم واقع شده باشد خداوند، شنوا و داناست 148 اگر نيكي ها را آشكار يا مخفى سازيد، و از بدی ها گذشت نماييد، خداوند بخشنده و تواناست (و با اينكه قادر بر انتقام است، عفو و گذشت مى ‏كند) 149 كسانى كه خدا و پيامبران او را انكار مى ‏كنند، و مى‏ خواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مى ‏گويند: به بعضى ايمان مى ‏آوريم، و بعضى را انكار مى كنيم‏ و مى‏ خواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند 150 آنها كافران حقيقى ‏اند; و براى كافران، مجازات خواركننده ‏اى فراهم ساخته‏ ايم 151 (ولى) كسانى كه به خدا و رسولان او ايمان آورده، و ميان احدى از آنها فرق نمى‏ گذارند، پاداششان را خواهد داد; خداوند، آمرزنده و مهربان است 152 اهل كتاب از تو مى ‏خواهند كتابى از آسمان (يكجا) بر آنها نازل كنى; (در حالى كه اين يك بهانه است;) آنها از موسى، بزرگتر از اين را خواستند، و گفتند: خدا را آشكارا به ما نشان ده! و بخاطر اين ظلم و ستم، صاعقه آنها را فرا گرفت سپس گوساله (سامرى) را، پس از آن همه دلايل روشن كه براى آنها آمد، (به خدايى) انتخاب كردند، ولى ما از آن درگذشتيم (و عفو كرديم) و به موسى، برهان آشكارى داديم 153 و كوه طور را بر فراز آنها برافراشتيم; و در همان حال از آنها پيمان گرفتيم، و به آنها گفتيم: س‏خ‏للّه(براى توبه،) از در (بيت المقدس) با خضوع درآييد! و (نيز) گفتيم: روز شنبه تعدى نكنيد (و دست از كار بكشيد!) و از آنان (در برابر همه اينها،) پيمان محكمى گرفتيم 154

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

  سخن آغازین  

 

 

 

 

روز بزرگداشت شهدا

( به بهانه سالروز صدور فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر تاسیس بنیاد شهید ) 

 

آنان که به شب خدا خدایا گفتند                   با صد مژه صد گهر حقیقت سفتند

از بهر دمی نگــــاه روی جـــانان              چــون لاله میان بستر خـون خفتند

الا ای شهیدان خدایی و ای پرندگان رهایی !

از قفس کوچک تن و زندان تنگ خاک چه رام رمیده اید؟! و در ورای افلاک چه آرام آرمیده اید؟!

من از اول ندادم دل به مشتی خاک و سنگ و گل

مرا بوده جــــنان منــــــزل در این زندان گرفـــــتارم

چه خوش باشد سحــرگاهی که آید پیک معبــودم

کشـــد پـــــر روح آزادم به ســـــوی درگــــه یــــارم

آری ، شما شناختید كه پل جهان رهگذر است و گل جنان سرمنزل آخر. خوب می دانستید كه دل شما بزرگ تر از آن است كه به توده ای گل، عشق بورزد و مهر اندازد. دلتان محضر یار است و سرمنزلتان حضور دلدار.

ای یكه ســــوار شــــرف ای مردتر از مــــرد        

ای عاشق حق روح تو در خاك چه می كرد؟

هر قطره خون همیشه تازه شما در كوچه های باور مردم، خورشید برهان است. خورشیدی كه نیرنگ دشمن را بر داربست تجربه مصلوب كرده و غروب ندارد. كاش سبوی همه دریاها در چشمان ما می شكست ، تا سخاوتمندانه خون رگ هایمان را سیر می گریستیم و این چنین حقیر نمی زیستیم!

شما بر بلندای قله رفیع حریت ایستاده اید . از رضوان یار قوت می خورید و دستانتان بوی قنوت می دهد.

آرزو داریم از زرورق یادتان ، زورقی بسازیم تا ما را از ساحل گل تا جزیره دل رهنمون گردد و از مقیمان دیار جنون گرداند.

اینك شما، ای ستارگان سپهر عشق! جایگاه ضریح یاد شما در قلب های ماست . شما در خاک نیستید.

جسمتان گر لحظه ای در خاک بود                     سینه هفت آسمان صد چاک بود

خاك مگر می تواند حجم ملكوتی و روح لاهوتی شما را در بطن خویش بگنجاند؟!

ما با چشمان خویش دیدیم كه همگام با سیمرغ روحتان، خداوند، گلبرگ های پرپر شده پیكرهایتان را در شمیم گل های بهشت پیچیده ، بر سریر بال ملائك نشاند و تا قاف لاهوت بالا برد.

اكنون ما آماده وصالیم و برای تجدید میثاق آمده ایم

شهادت فنا شدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیك شدن به هستی مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شكل است

بنیاد شهید در 22 اسفند سال 1358، به فرمان امام(ره) تاسیس شد و دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری است و امور آن طبق مقررات و قوانین مربوط به نهادهای عمومی غیردولتی و در چهار چوب اساسنامه مصوبه و آیین نامه های مربوط زیر نظر رئیس جمهور و نظارت عالیه مقام معظم رهبری اداره می شود. احیا، حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی، زنده نگه داشتن یاد شهیدان و حفظ آثار آنان، تجلیل و تکریم از خانواده های معظم شهیدان، جدیت در امور فرهنگی خانواده های شاهد، خوداتکایی و قانونمند کردن ارایه خدمات به آنان و بسیج امکانات نظام به منظور پراکندن عطر ملکوتی شهادت در جامعه، محور فعالیت های این نهاد مقدس است

البته سابقه اولیه این نهاد به دوران آغاز قیام امام (ره) به سال  1342، باز می گردد. بعد از قیام خونین پانزده خرداد 1342 گروهی از روحانیون انقلابی و مبارز و افراد نیکوکار به دستور امام (ره) ماموریت یافتند تا به خانواده های شهدا رسیدگی کنند، که این کار در طول سال های مقاومت و مبارزه ادامه یافت و در سال های57 - 1356 ، دامنه وسیع تری پیدا کرد. بعد از پیروزی انقلاب، برای سامان دادن بیشتر به امور شهدا و خانواده های آنان، با فرمان امام (ره) بنیاد آغاز به کار کرد که با آغاز جنگ تحمیلی و بیشتر شدن تعداد شهیدان، وظیفه و تکلیف بنیاد شهید سنگین تر شد.

امروز بیست و دوم اسفند ماه ۸۹ در سالروز صدور فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر تشكیل بنیاد شهید، آمده ایم تا با روح بلند شما پیمان ببندیم كه تا آخر بر سر پیمانه عشق ایستاده ، در راه دفاع از حق و آزادی و آزادگی جان ببازیم و بر جهانیان سر برافرازیم.

 

تو رفتـــی و پس از آن، دردها عمـــیق شـدند

و غصـــه ها همه جا با دلم رفیــــق شــــــدند

به جا نمانده در این کوچه ها دلی که نسوخت

تمام پنجـــــره ها طعــــمه حــــریق شـــــــدند

نسیــــمی آمـــد و کــم کـــم زیاد آن ها بــــرد

چه غنچه ها که جوانمرگ، از این طریق شدند!

و روی اســــم تو بر کوچــــه ها غبـــار گــــرفت

برای گفــــتن تو، واژه هـــا رقـــــیق شــــــــدند

همیـــــشه عقــــربه ها محــــو یکـــدگر بــــودند

کـــدام ثانیـــه بر روی تو دقــــیق شـــــــــــدند؟!

آهــــای قوم به ساحل نشســـــته! این گل ها

فقــــط برای نجــــات شــــما غــــریق شـــــدند

 

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

مديريت    
علوی     

سيره عملى امام على (ع) در مشورت

قسمت دوم

عايشه نيز در مسير مكه به مدينه ، وقتى كه دانست حضرت على (ع ) به خلافت رسيده است ، به مكه بازگشت و به حجر اسماعيل پناه برد. عايشه با سخنرانى هايى كه عليه امام على (ع ) و به بهانه خونخواهى عثمان به راه انداخت ، توانست عده زيادى از ورشكسته هاى سياسى و گروهى از بنى اميه را جذب كند. وى براى اين كه تنها نباشد و بتواند جمعيت بيش ترى گرد خود جمع كند، نزد ام سلمه همسر گرامى رسول خدا (ص ) رفت تا او را نيز با خود همراه كند؛ ليكن ام سلمه گفت : تو براى خونخواهى عثمان قيام كردى ، در حالى كه يكى از مخالفان سر سخت وى بودى . ام سلمه همچنين عايشه را از مخالفت با امام على (ع ) برحذر داشت ، و به بيان برخى فضايل آن حضرت پرداخت و گفت : اى عايشه ! تو از پيامبر شنيدى كه فرمود:

على خليفتى عليكم فى حياتى و مماتى فمن عصاه فقد عصانى ؛ على جانشين من بر شماست ، در زمان حياتم و پس از مرگم ، پس هر كس با او مخالفت كند با من مخالفت كرده است . آيا به اين سخن پيامبر گواهى مى دهى ؟ گفت : آرى . عايشه از ملاقات خود با ام سلمه نتيجه اى نگرفت ، از او دور شد و تصميم گرفت همراه طلحه و زبير و نيز بنى اميه و مخالفان على (ع ) به سوى بصره حركت كند.

امير مؤ منان (ع ) پس از اطلاع از حركت بيعت كنندگان به سوى بصره ، ابن عباس ، محمد بن ابى بكر، عمار ياسر و سهل بن حنيف را فرا خواند و آنان را از حركت اين گروه آگاه كرد، و با آنان به مشورت پرداخت .

محمد بن ابى بكر گفت : اى امير مؤ منان ! آن ها چه مى خواهند؟.

حضرت تبسمى كرد و فرمود: آن ها به خونخواهى عثمان برخاسته اند.

محمد بن ابى بكر گفت : به خدا سوگند كسى جز آن ها عثمان را نكشت .

سپس امير مؤ منان (ع ) فرمود:

اشيروا على بما اءسمع منكم القول فيه ؛ اكنون نظر خود را در اين باره بگوييد تا بشنوم .

عمار گفت : راءى درست اين است كه به جانب كوفه حركت كنيم ؛ مردم آن جا پيرو ما هستند و اين قوم آهنگ بصره دارند.

ابن عباس گفت : اى امير مؤ منان ! نظر من اين است كه نخست كسانى را به كوفه بفرست تا براى تو بيعت بگيرند؛ و نامه اى به ابو موسى اشعرى (حاكم كوفه ) بنويس كه بيعت كند؛ سپس به طرف كوفه حركت كنيم و پس از رسيدن به كوفه ، پيش از آن كه آن قوم به بصره برسند به سرعت اقدام كنيم ؛ همچنين بايد نامه اى به ام سلمه بنويسى كه همراه تو حركت كند.

امير مؤ منان (ع ) فرمود: من خود با كسانى كه مرا گمراهى مى كنند به تعقيب ايشان در مسير مى پردازيم ؛ اگر در راه به آنان برسم ، آن ها را مى گيرم و اگر به آنان نرسيدم به مردم كوفه نامه خواهم نوشت و از شهرها نيروى كمكى خواسته و به سوى آنان خواهم رفت ؛ اما در مورد ام سلمه ، من بيرون آوردن او را از خانه اش سزاوار نمى بينم ؛ هر چند كه آن دو مرد (طلحه و زبير) نسبت به عايشه چنان رفتار رفتار كردند. (8)

يكى ديگر از مواردى كه حضرت على (ع ) به مشورت و رايزنى با اصحاب و نزديكان خويش پرداخت ، قضيه قيس بن سعد استاندار مصر است . قيس بن سعد، از شيعيان امير مؤ منان (ع ) و از مشاوران و خيرخواهان آن حضرت ، و نيز فردى شجاع و با تجربه بود؛ از نظر زهد و ديندارى نيز مقامى پس بزرگ داشت ؛ در هنگام عبادت خاضع و خاشع بود و با حضور قلب و توجه به خدا نماز مى گزارد.

همچنين قيس به زيركى ، كاردانى و دورانديشى مشهور، خود نيز به اين زيركى و تدبير برتر خويش واقف بود و مى گفت : اگر نه اين بود كه از رسول خدا شنيدم كه مى فرمود: دارنده مكر و حيله در آتش است ؛ من از مكارترين افراد اين امت بودم . همچنين مى گفت : اگر اعتقاد اسلامى من نبود، حيله اى مى ساختم كه هيچ عربى تاب مقاومت در مقابل آن را نداشته باشد.

حضور فردى زيرك و دورانديش و طرفدار سرسخت حضرت على (ع ) همانند قيس در مصر براى معاويه و يارانش دشوار بود؛ زيرا امكان داشت كه حضرت على (ع ) همراه مردم عراق و قيس همراه مردم مصر، به طرف شام رفته و با معاويه درگير شوند. بنابراين ، معاويه تصميم گرفت كه قيس را بفريبد. براى عملى ساختن اين نيت ، نامه هاى متعددى براى قيس نوشت و سعى كرد كه او را فريب دهد؛ ليكن زيركى و فراست قيس بيش تر از اين بود كه فريب معاويه را بخورد.

معاويه وقتى كه از فريب دادن قيس ماءيوس شد و حيله هاى او براى دور ساختن قيس از حضرت على (ع ) نتيجه اى نداد؛ به حيله ديگرى متوسل شد. حيله جديد معاويه ، پخش شايعه در خصوص تغيير عقيده قيس بود. معاويه به دروغ به مردم شام گفت : قيس با شما هم عقيده شده است . او را به خير ياد كنيد و دشنامش مدهيد، و مردم را از نبرد با او باز داريد. او از پيروان ما است ، و نامه هايش كه شامل خير انديشى هاى نهانى او مى باشد، به ما مى رسد. سپس نامه اى از قول قيس جعل ، و در حضور مردم شام قرائت كرد.

هنگامى كه معاويه نامه جعلى خود را به نام قيس براى مردم شام خواند، در سرزمين شام شايع شد كه قيس بن سعد با معاويه صلح كرده است . نيروهاى اطلاعاتى امير مؤ منان (ع ) كه در شام بودند اين خبر را به ايشان گزارش دادند. آن بزرگوار از اين مطلب تعجب كرد؛ زيرا براى آن حضرت مشكل بود كه بپذيرد قيس بن سعد با معاويه صلح كرده است . از اين رو تصميم گرفت در مورد اين مساءله با برخى از نزديكان خويش مشورت كند. بدين منظور امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) و محمد بن حنفيه و عبدالله بن جعفر را فرا خواند، آن ها را از مطلب آگاه كرد و از آن ها نظر خواست .

عبدالله بن جعفر گفت : اى امير مؤ منان ! مشكوك را رها كن و غير مشكوك را جانشين آن ساز، و قيس را از مصر عزل فرما.

امام على (ع ) فرمود: انى و الله ما اءصدق بهذا على قيس ؛ به خدا قسم من اين مطلب (صلح قيس با معاويه ) را تصديق نمى كنم .

عبدالله بن جعفر گفت : قيس را عزل كن . اگر آنچه گفته شده (صلح با معاويه ) راست باشد، در صورتى كه او را عزل كنى از تو جدا نخواهد شد.

حضرت فرمود: آرى آن ها (انصار) چنين هستند.

در نهايت با اين كه امير مؤ منان (ع ) به قيس اعتماد داشت ؛ ليكن شايعه همكارى او با معاويه به گونه اى رواج يافت كه مردم كوفه به امام على (ع ) گفتند: قيس خيانت كرده است و بايد او را بر كنار كنى !.

حضرت فرمود: من بهتر از شما قيس را مى شناسم ؛ او خيانت نكرده است .

مردم كوفه گفتند: ما راضى نمى شويم و بايد قيس را بر كنار كنى !

علاوه بر اين ، قيس در مورد چگونگى بر خورد با عده اى از مردم ، كه از بيعت با حضرت على (ع ) امتناع مى كردند، نظر خود را به اطلاع آن حضرت رساند؛ ليكن ايشان دستور ديگرى داد؛ ولى قيس بر نظر خود پا فشارى كرد و از انجام دادن دستور آن حضرت ، سرپيچى نمود.

اين دو مساءله باعث شد كه امير المؤ منين (ع ) بر غم اطمينان و اعتمادى كه به قيس داشت ، او را از استاندارى مصر عزل ، و محمد بن ابى بكر را به جاى او منصوب نمايد. البته قيس وفادارى خود را به خاندان عصمت و طهارت در طول دوران حكومت امير المؤ منين (ع ) و خلافت امام حسن مجتبى (ع ) ثابت كرد و به منزله چهره اى برجسته ، كه فريب معاويه را نخورد و هميشه در مسير ولايت و صراط مستقيم گام نهاد، شناخته شد.

 

-----------------------------
8) سيماى كارگزاران على بن ابى طالب امير المؤ منين (ع )، ج 2، ص 307.

 

جمله      
 مديريتی
    

شان و ارزش فرد

 

 شان افراد در گرفتن مقام نیست، بلکه در استحقاق آنها در بدست آوردن آن مقام خلاصه می شود.

 
ارسطو

 

حدیث      
مديريتی    

 

عبادت در شب

 

امام حسن عسکری (ع) فرمودند:

ان الوصول الی الله عزوجل سفر لا یدرک الا بامتطاء اللیل


وصول به خداوند عزوجل، سفری است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد.

(مسند الامام العسکری، ص290)

 

طنز       
مديريتی    

تفسیر و تعریف مشاغل

سیاستمدار: كسی است كه می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی كه شما برای این سفر لحظه شماری كنید.

مشاور: كسی است كه ساعت شما را از دستتان باز می كند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.

حسابدار: كسی است كه قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.

بانكدار: كسی است هنگامی كه هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.

اقتصاددان: كسی است كه فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی كه دیروز پیش بینی كرده بود امروز اتفاق نیفتاد.

روزنامه نگار: كسی است كه %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی كه می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت كردن در مورد چیزهایی كه نمی داند.

ریاضیدان: مرد كوری است كه در یك اتاق تاریك بدنبال گربه سیاهیه می گردد كه آنجا نیست.

هنرمند مدرن: كسی است كه رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.

فیلسوف: كسی است كه برای عده ای كه خوابند حرف می زند.

روانشناس: كسی است كه از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد كه همسرتان مجانی از شما می پرسد.

جامعه شناس: كسی است كه وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می كنند، او به مردم نگاه می كند.

برنامه نویس: كسی است كه مشكلی كه از وجودش بی خبر بودید را به روشی كه نمی فهمید حل می كند.

 

 

حکايت     
مديريتی    

قلعه قزل ارسلان

این ضرب المثل بسیار مشهور است‌: اگر این‌ میز ماندنی‌ بود به‌ تو نمی ‌رسید.

سعدی‌ همین ‌مضمون‌ را بسیار زیبا در حكایتی‌ درباره‌ قزل‌ ارسلان‌ آورده‌ است‌:

قزل‌ ارسلان‌ قلعه‌ای‌ سخت‌ داشت

‌كه‌ گردن‌ به‌ الوند برمی‌ فراشت‌...

روزی‌ مسافر جهاندیده‌ای‌ به‌ دیدار قزل‌ ارسلان‌ می‌آید. او با اشاره به قلعه ای كه در آن اقامت داشته است از مسافر با تفاخر می ‌پرسد كه‌ چنین‌ قلعه‌ محكمی‌ در جای‌ دیگری‌ دیده‌ای‌؟! مسافر جهاندیده‌ با جواب‌ خردمندانه ‌ای‌ پاسخ‌ می‌دهد:

بخندید كین‌ قلعه‌ای‌ خرّمست‌

و لیكن‌ نپندارمش‌ محكمست‌

نه‌ پیش‌ از تو گردن‌ كشان‌ داشتند

دمی‌ چند بودند و بگذاشتند

نه‌ بعد از تو شاهان‌ دیگر برند

درخت‌ امید ترا برخورند...

اگر ملك‌ برجم‌ بماندی‌ و تخت

‌ترا كی‌ میسر شدی‌ تاج‌ و تخت‌

سعدی‌ در دنباله ‌ این‌ حكایت‌، می‌آورد:

چو آلب‌ ارسلان‌ جان‌ به‌ جان‌ بخش‌ داد

پسر تاج‌ شاهی‌ به‌ سر برنهاد

چنین‌ گفت‌ دیوانه‌ ‌ هوشیار

چو دیدش‌ پسر روز دیگر سوار

زهی‌ ملك‌ و دوران‌ سر در نشیب

‌پدر رفت‌ و پای‌ پسر در ركیب‌

و نتیجه‌ اینكه‌ :

نكویی‌ كن‌ امسال‌ چون‌ ده‌ تراست‌

كه‌ سال‌ دگر دیگری‌ دهخداست‌

 

شرح حكایت

پست های سازمانی و موقعیت های اداری و نظایر آن موقتی و ناپایدارند. بنابراین صاحبان آن در هنگام قدرت و توانایی باید از توان خود در جهت خدمت بهره گیرند.

باز هم بقول سعدی:

دریاب كنون كه نعمتت هست

كین دولت و ملك می رود دست به دست...

 

تکنيکهای     
موفقيت     

۲۳ کد برای موفقیت

 

 

۱) هرگز به میزان درآمدتان خرج نکنید . مخارج کمتر شما نسبت به درآمدتان باعث ثروتمند شدن سریع شما می شود.

۲) دستمزد دادن بهتر از دستمزد گرفتن است . حداقل مفیدتر است.

۳) هرگز کاری را که می توانید بدهید تا دیگری برایتان انجام دهد خودتان انجام ندهید . کاری که دیگری برای شما انجام می دهد زمان و انرژی بیشتری به شما برای انجام کارهای دیگر می دهد .

۴) هرگز کاری را که می توانی با طفره رفتن به فردا اندازی امروز انجام نده . کارهای زیادی وجود دارد که می توانی امروز انجام دهی . اصولاً بیشتر کارهایی که امروز مجبور نیستی انجام دهی کارهای مهمی نیستند.

۵) همیشه خریدار باش نه فروشنده . اگر به اندازه کافی هوش برای پول دار شدن داشته باشی می دانی که یک ریسک بهتر از دو ریسک است .

۶) هرگز کاری را انجام نده اگر می توانی با شخص دیگری انجام دهی . چرا با یک شخص یا اشخاص دیگر در هر شغل یا خط کاری رقابت می کنی مادامی که برای تو انحصار در ضمینه های دیگر ممکن است ؟

۷) اگر مقتضیات تو را مجبور کند تا شغل هایی را پیگیری کنی یا از یک سری خطوط کاری پیروی کنی که مورد تعقیب افراد دیگر است ، بهتراست که کارت را در ضمینه ای که دیگران توان رقابت با تو را ندارند قرار دهی . این همیشه یک راه خوب ، بهتر و بهترین راه است .

۸) هر آنچه که تو برای یک بار انجام می دهی ، هر چند راهی که تو برای انجام کاری به عهده می گیری ، کار مشابهی را دوباره انجام نده یا کاری را در مسیر مشابه انجام نده . اگر یک راه انجام کاری را بدانی باید این را هم بدانی که مسلماً راه بهتری برای انجام آن وجود دارد .

۹) اگر در کاری موفق شدی ، اجازه نده دیگران از موفقیت تو اطلاع یابند.

۱۰) وقتی ثروتمند شدی ، چنانچه اگر نصایح مرا گوش کنی ثروتمند می شوی، اجازه نده دیگری راز موفقیت تو را بداند .

۱۱) یکی از بزرگترین دارایی ها که هر فردی می تواند کسب کند شهرت برای بی قاعدگی است .

۱۲) هرگز از کسی متنفر نباش .

۱۳) مرد عاقل رفتارش را با دلیل تنظیم می کند نه با غریزه .

۱۴) دانستن کاری که نباید انجام دهی مهمتر از دانستن کاری است که باید انجام دهی .

۱۵) آیندگان هرگز کاری را برای تو انجام نمی دهند . بنابر این هیچگونه سرمایه گذاری برای اولادت نکن . البته وارثانت پس از مرگ بر سر املاکت نزاع می کنند.

۱۶) یک مرد هر کاری را که بخواهد در جهان انجام دهد، انجام می دهد .

۱۷) باید بخشی از پولت را برای روز نیاز ذخیره کنی.

۱۸) بعضی ها می گویند که پول ، پول می آورد ولی من می گویم که پول ، پول نمی آورد . فقط انسان است که پول می آورد .

۱۹) دو گناه نابخشودنی در جهان اقتصاد است : یکی دادن چیزی برای هیچی و دیگری گرفتن چیزی برای هیچی .

۲۰) اگر شما یکی از ورثه های پدر یا شخص دیگری هستی ، توصیه می کنم که قبول نکنی که فقط یک وارث باشی .

۲۱) از کارهای کوچک نفرت نداشته باش بلکه به آن کارها احترم بگذار.

۲۲) پول درآوردن آسانتر از خرج کردن آن است .

۲۳) یکی از سخت ترین کارهایی که انسان انجام می دهد، تفکر است.

 

منبع : انجمن ايران ويج

 

نکات       
مديريتی    

بیست نكته طلايی مديريتی

1- خواسته های خود را واضح و روشن بیان كنید و اطمینان داشته باشید كه كارمندان به خوبی از جزئیات وظیفه ای كه به عهده آنان است ، مطلع هستند.

2- از هر كس ، مطابق دانش و تجربه اش توقع داشته باشید تا بهترین نتیجه را بدست آورید.

3- وظایف كارمندان را متناسب با توانایی های فیزیكی و حرفه ای آنان تعیین كنید.

4- اگر از موضوعی علمی اطلاعی ندارید ، یا احتیاج به توضیحات بیشتری دارید ، بدون هیچ تردیدی سوال كنید.

5- در موارد بحرانی ، خونسردی خود را حفظ كنید و چند استراتژی بحران زدایی مناسب با فعالیت سازمانی خود را پیش بینی و طراحی كنید تا در موارد لزوم از آنها استفاده كنید.

6- از رفتارهایی كه شما را در سازمان عصبی معرفی می كند ، پرهیز كنید.

7- انتقامجو نباشید.

8- زمان پیاده سازی تصمیم گیری ها ، به اندازه اخذ تصمیمات ، مهم است. چون ممكن است اجرای یك نقشه خوب تجاری در زمان نامناسب با شكست روبرو شود.

9- در مورد چیزی كه نمی دانید ، به كسی اطلاعات اشتباه ندهید و از گفتن نمی دانم ، هراسی نداشته باشید.

10- با محول كردن مسئولیت به كارمندان مستعد و خلاق ، زمینه رشد و خلاقیت آنان را فراهم كنید.

11- نحوه چیدمان میز كارمندان و محل استقرار آنها را طوری انتخاب كنید كه افراد فراموش نكنند در محل كارشان هستند و نباید بیش از حد مجاز با هم به گفتگو بپردازند.

12- حرفه ای ترین و بهترین حسابدار و مشاور حقوقی را بكار بگیرید.

13- به مشكلات مالی افراد توجه كنید و درخواستهای موجه اخذ وام را به تعویق نیاندازید.

14- همیشه به خاطر داشته باشید تواضع و متانت بر شكوه شما می افزاید.

15- اگر قاطعیت مدیر با مهربانی توام باشد ، تاثیر شگفت انگیزی بر اطرافیان خود خواهد داشت و فرمان بری با ترس جای خود را به انجام وظیفه با حس مسئولیت پذیری می دهد.

16- مطمئن شوید حق و حقوق دیگران توسط مسئولین و سرپرستان سازمان رعایت می شود.

17- چند ساعت از یك روز مشخص در ماه را به بازدید از سطوح مختلف سازمان و گفتگوی رودررو با كارمندان اختصاص دهید.

18- در سمینارهای مرتبط با فعالیت خود شركت كنید.

19- در كمك رسانی های مراسم خیریه پیشقدم باشید.

20- با درایت و زیركی همیشه در كمین شكار فرصتهای طلایی باشید.

 

 

مقاله      
مديريتی    

ویژگی ‌های یک مقاله برای انتشار در نشریات علمی - پژوهشی

 

محمد مهدی سپهری

دانشیار بخش مهندسی صنایع  دانشگاه تربیت مدرس

 

 ۱- مقدمه

در این نوشته به ویـژگی‌ هـای کلّی یک مقاله علمی پژوهشی برای انتشــار در نشریاتـی  که مقـالات آنها مـورد داوری قرار می‌گیرند (Refereed Journals)  پرداخته شده است.

این نشریات یا مجلّه‌ها پس از دریافت مقاله آن را برای داوری نزد سه یا چند نفر از داوران که به موضوع مورد بحث مقاله آشنایی دارند ارسال می‌دارند. پس از دریافت نظرات و پیشنهادات داوران، در صورتی که مقاله قابلّیت انتشار داشته باشد، نشریه مقاله مورد بحث را منتشر می‌نماید. چارچوب‌های آورده شده در این نوشته نیز می‌تواند برای مقاله‌های ارسالی برای همایش‌های علمی که مقالات آنها داوری می‌شوند مورد توجّه قرارگیرد.

 

۲- معیارهای یک مقاله علمی پژوهشی

توصیه جدّی می‌شود که معیارهای زیر در هر مقاله علمی پژوهشی مورد رعایت قرارگیرند. رعایت این معیارها باعث انسجام و استحکام مقاله شده و امکان پذیرش آن را در یک مجله علمی پژوهشی افزایش می‌دهد.

 

الف- مرتبط بودن مطالب و کامل بودن

  تمام موضوعات مطرح شده‌اند.

  استدلال‌ها و بحث‌ها در کلیت متن مرتبط هستند.

  منابع و مراجع ادبیات تحقیق آورده شده‌اند.

  منطق و پیوستگی بین استدلال‌ها رعایت شده است.

 

ب- برخورداری از یک سازمان منسجم:

 مقاله از یک ساختار شفاف مفهومی برخوردار است.

 عنوان‌ها و زیر‌عنوان‌های مناسب، صحیح و مرتبطی به کار برده شده‌اند.

  نظام ارجاع دهی با ثبات و مناسب است.

 

پ- برخورداری از یک محوریّت تحقیقی در کلّیت و ترکیب مقاله:

  تفکر خلاق، ترکیب و استدلال ظهور و بروز دارد.

  دقت فکری در باره عنوان اصلی دیده می‌شود.

  مفاهیم مرتبط به نحو مناسبی تحقیق شده‌اند.

  استدلال‌ها و اثبات‌ها به وسیله مدارک و مستندات یا ارجاعات پشتیبانی شده‌اند.

  شواهد کافی برای فهم موضوع وجود دارد.

  ادبیات تحقیق مورد نقد و تحلیل قرار گرفته‌اند.

  ارتباط لازم بین ادبیات تحقیق و موضوع مورد تحقیق مقاله ارائه شده است.

 

۳- ساختار عمومی مقاله

یک مقاله تحقیقی به طور کلی می‌تواند در برگیرنده ساختاری مشابه ساختار زیر باشد.

 

 

ترتیب

موضوع

شرح

۱

عنوان مقاله

پرهیز از عنوان‌های کلی و روزنامه‌ای؛

- استفاده از صفت و موصوف‌های لازم برای گویاتر نمودن عنوان؛

- دارا بودن جذّابیت برای جذب مخاطب؛

فشرده و مختصر و یادآوردنی؛

- پرهیز از اصطلاحات نامأنوس و اختصار

توجه به این نکته که عنوان یک برچسب است نه جمله.

۲

 

نام نویسنده/نویسندگان

 

- مشخص کردن نام و رابطه عضویتی نویسنده یا نویسندگان.

۳

چکیده

دربرگیرنده (معرفی کلی و گویای تحقیق / بیان هدف و قلمرو تحقیق، اهمیت کلّی تحقیق ، مروری فشرده بر ساختار مقاله، اشاره کلّی به نوآوری‌ها و دستاوردهای مقاله)؛

پرهیز جدی از آوردن مراجع، فرمول و علامت‌های ویژه؛

- رعایت کوتاهی و فشرده بودن ( در حد یک بند و سقف ۲۰۰ تا ۲۵۰ کلمه)؛

- توجه به این نکته که تعداد افرادی که چکیده را می‌خوانند بسیار بیشتر از کسانی است که مقاله را می‌خوانند.

۴

 

کلید واژه‌ها

 

تا سقف پنج کلمه و یا اصطلاح

۵

مقدمه

تعریف مسئله و قلمرو تحقیق؛

- طرح اهمیت تحقیق؛

طرح سوابق تاریخی موضوع؛

- طرح طبقه‌بندی‌ها و شاخه‌های مرتبط با موضوع؛

- ارائه تعاریف اصطلاخات اصلی و علائم و اختصارات؛

- مروری کلی بر بقیه مقاله.

- این بخش می‌تواند با بخش بعدی ترکیب شود.

۵

- بررسی ادبیات موضوع

 - سابقه تحقیق

طرح سابقه بر اساس یک نظم زمانی/ دیدگاهی/مکتب فکری یا هر طبقه‌بندی دیگر؛

- طرح ارتباط ادبیات مورد بررسی با موضوع تحقیق؛

- بیان نقاط قوّت، ضعف و محدودیت‌های ادبیات موضوع؛

صرف نظر از طرح مطالب شخصی و تعصب آمیز؛

- طرح یافته‌های موافق و مخالف در ادبیات؛

- ارائه روند و سیر تحقیق و طرح جهت‌گیری آن؛

- نقد و بررسی تئوری‌های طرح شده؛

- مشخص کردن محدوده زمانی مورد بررسی؛

- برقراری ارتباط بین ادبیات موضوع با موضوع مورد تحقیق.

۶

 

بدنه اصلی مقاله

 

متشکل از یک تا چند بخش و در برگیرنده اصل تحقیق و مطالعه نظیر روش و متدولوژی، فرضیات، مدل ریاضی.

۷

 

نتایج

 

ارائه خروجی‌های آزمایش‌ها، مدل‌ها یا محاسبات.

۸

بحث در باره نتایج

استخراج اصول،روابط و ارائه تعمیم‌های ممکن؛

ارائه تحلیل مدل یا تئوری؛

ارائه ارتباط بین نتایج و تحلیل‌ها.

 ۹

جمع بندی و نتیجه ‌گیری

طرح نتایج مهم و پیامدهای آنها؛

بیان استثناء ها و محدودیت‌ها؛

طرح افق‌های تحقیقاتی برای ادامه و توسعه تحقیق.

۱۰

سپاسگزاری

(در صورت نیاز)

قدردانی از مؤسسات و یا اشخاصی که در به ثمر رسیدن تحقیق و یا بهتر انجام شدن فعالیت‌های مربوط به مقاله تأثیرگذار بوده‌اند.

۱۱

منابع

ارائه فهرست مرتب شده منابع.

۱۲

پیوست‌ها

(در صورت نیاز)

ارائه مطالب ضروری برای فهم و پشتیبانی از مطالب اصلی مقاله.

 

 

۴- موارد ویرایشی

  رعایت ملاحظات دستوری در جملات و سعی در نوشتن جملات کوتاه و گویا؛

  شماره گذاری عنوان بخش‌ها و زیربخش‌ها؛

  شماره گذاری روابط و فرمول‌ها؛

   ارائه شرح مفید و گویا در بالای جداول و پائین شکل‌ها؛

   شماره گذاری جداول و شکل‌ها به طور جداگانه؛

  ارجاع دهی به هر جدول و یا هر شکل در متن از طریق شماره مربوطه؛

  رعایت دندانه‌گذاری مناسب به منظور تفکیک بهتر و خواناتر نمودن نوشتار؛

 پرهیز از شکسته‌شدن کلمات در دو خط متوالی (نظیر می در آخر خط و شود در ابتدای خط بعدی)؛

  پرهیز از کپی‌کردن تصاویر ناخوانای مراجع و منابع، سعی در بازطراحی آنها با ذکر دقیق مأخذ در ذیل آنها.

 

۵- نکات ویژه

  سعی جدی در ثبات رویه‌های اتخاذ شده در نوشتار مقاله ؛

  (مانند اندازه حروف، ضخامت خطوط در جداول و شکل‌ها، نوع خطوط لاتین در کلمات لاتین, فاصله شماره‌ها با متن یا روابط)؛

  الگوبرداری از ساختار آخرین مقالات منتشر شده در نشریه یا ژورنال هدف (نشریه‌ای که قصد دارید مقاله خودرا برای انتشار ارسال دارید)؛

  ارائه مقاله کامل شده به اشخاص مطّلع و مرتبط با موضوع مقاله و دریافت نظرات آنان و انجام عمل بالعکس در مورد آنان؛

  واگذاری تهیه مقالات مروری به محققان با تجربه و نویسندگانی که در زمینه مورد بررسی صاحب نظر بوده و لااقل چند مقاله در این رابطه

   منتشر نموده‌اند؛

اطمینان از دسترسی به مقالات مرجع مربوط به موضوع مقاله به ویژه مقالات جدید.

رعایت امانت، صداقت و اخلاق از اصول مهم هر فعالیت علمی و تحقیقی است.

  مراعات نمودن این اصول از ضرورت بسیار بالائی برخوردار است.

 

۶- کلام پایانی

نوشـته حاضر با دریافت نظرات اصلاحی و پیشـنهادی شما به طور قطــع بهتر و کاملتر خواهـد شد.

نویسنده در انتــظار دریافت تجارب و دیدگاه‌های نقادانه و عالمانه شما در باره موضوع این نوشتار است. بدیهی است در نسخه‌های بعدی نکات متذکر شده شما با ذکر نامتان لحاظ خواهد شد. 

 

منبع : www.pezeshkan.org

 

کلید      
هدایت     

راستی (صداقت)

کلام حق

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ. (توبه: 119)

ای مؤمنان، از خداوند پروا کنید و با راست‌گویان باشید.

 

یَوْمُ یَنفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ. (مائده: 119)

این (قیامت) روزی است که راست‌گویی راست‌گویان به آنها سود خواهد داد.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

نیک رفتاری همراه با راستی از مظاهر کمال است. (پیام پیامبر، ص 493)

 

راستی بجویید، اگرچه در ظاهر ببینید که هلاکت در خود دارد؛ چراکه راستی در پایان جز نجات و رستگاری در خود ندارد و از دروغ بپرهیزید، اگر چه در آن نجات بیابید؛ چرا که فرجام آن جز هلاکت همراه ندارد. (همان، ص 765)

خداوند، دروغی را که موجب اصلاح باشد، دوست‌تر دارد از راستی که مایه فساد شود. (الحدیث، ج 1، ص 88)

 

حضرت امیر

راستی، فیروزمندترین راهنمایی است به‌سوی خیر و سعادت و از همه راهنماها، ظفر یابنده‌تر به مطلوب و رساننده‌تر به آن. (غررالحکم، ج 1، ص 193)

دنیا، جایگاه راستی و درست‌کاری است. اگر کسی راست‌گویی و درست‌کاری آن را تصدیق کند، سرایی است پر عافیت برای آنان که این حقیقت را به خوبی از آن درک کنند و بازار سرمایه ‌اندوزی و بی‌نیازی است برای کسی که از آن توشه برگیرد. (سید مجتبی علوی تراکمه‌ای، آینه‌ یقین، قم، هجرت، 1374، ص 214)

 

امام صادق:

خداوند به همه پیامبران و برگزیدگان خود مأموریت داد مردم را به راست‌گویی و امانت‌داری فرا خوانند که ندای فطرت است. (الحدیث، ج 1، ص 87)

 

قند پارسی

راستی پیش آر و یا خاموش کن                       وانگهان رحمت ببین و نوش کن

                   (مثنوی معنوی)

 

به صدق کوش که خورشید زاید از نفست          که از دروغ سیه‌ روی گشت صبح نخست

                     (حافظ)

 

پاکی گزین که راستی و پاکی                            بر چرخ بر فراشت مسیحا را

     (پروین اعتصامی)

 

گوید از فرزند ایران راست‌گویی پیشه کن           پیشه‌ ایران چنین بود از زمان پیشداد

   (ملک الشعراء بهار)

 

راستی موجب رضای خداست                         کس ندیدم که گم شد از ره راست

         (گلستان سعدی)

 

طاعت آن نیست که بر خاک نهی صورت خویش        صدق پیش آرکه اخلاص به پیشانی نیست

                                (سعدی)

 

حدیث دیگران

ویلیام شکسپیر: هیچ میراثی گران‌بهاتر از راستی و درستی نیست.

 

ضرب‌المثل

سرم را بشکن، ولی حقیقت را بگو. (مثل روسی)

 

All truths will not bear telling.

هر حقیقتی را نباید بر زبان آورد ( دروغ مصلحت‌آمیز به از راست فتنه ‌انگیز).

 

Honesty is the best policy.

راستی، بهترین سیاست است.

 

گر نکته ‌دان عشقی، بشنو تو این حکایت

پادشاهی را شنیدم که به کشتن اسیری اشارت کرد. بیچاره در حالت نومیدی، ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن؛ که گفته ‌اند هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد، بگوید.

وقت ضرورت چو نماند گریز           دست بگیرد سر شمشیر تیــــز

  اِذا اَیئَس الانسانُ طال لِسانُه              کَسَنّور مغلوب یَصولُ عَلی الْکَلْب

ملک پرسید: چه می‌ گوید؟ یکی از وزرای نیک محضر گفت: ای خداوندا می‌گوید: وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ. ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت.

وزیر دیگر که ضد او بود، گفت: ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به ‌راستی سخن گفتن. این، ملک را دشنام داد و ناسزا گفت.

ملک روی از این سخن در هم کشید و گفت: مرا آن دروغ پسندیده ‌تر آمد از این راست که تو گفتی؛ که آن را روی در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی؛ و خردمندان گفته‌اند: دروغ مصلحت‌آمیز به از راست فتنه ‌انگیز.

هر که شاه آن کند که او گوید                            حیف باشد که جز نکو گوید

              (گلستان سعدی)

 

مباحث     
 فرهنگی    

نوروز عنصر دیپلماسی فرهنگی

بخش اول

بهرام امیر احمدیان

 

 

زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی      از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی‌

                                                                                                 حافظ

 

نوروز آیینی است کهن و ماندگار با تاریخی شکوهمند که در گستره جغرافیایی جهان ایرانی از غرب چین تا آناتولی‌، از شبه قاره هند و افغانستان در شرق تا بین‌النهرین در غرب و از سین کیانگ و آسیای مرکزی در شمال شرق تا دامنه های شمالی قفقاز بزرگ در شمال و آسیای صغیر در شمال غربی را شامل می‌شود که دورتا دور ایران زمین را به عنوان خاستگاه تمدن ایرانی در بر می گیرد. این آیین کهن و ارزشمند با جشن‌ها و مراسم معنوی و مادی علاوه بر ایران زمین در همه جمهوری های آسیای مرکزی و استان سین کیانگ در غرب چین با شکوه تمام برگزار می شود. ترکمنها، ازبکها، قره قالپاقها، قزاقها و قرقیزها، آذریها، ترکهای شمال قفقاز از جمله ترکهای دربند در داغستان‌، افغانها، پشتونها، بلوچهای پاکستان و بلوچها و تاجیکهای آسیای مرکزی، کردهای ترکیه‌، عراق و سوریه و تاتها و تالشهای قفقاز، و ترکهای آناتولی همه در باور به این آیین شکوهمند و در برگزاری آن با هم سهیمند و از مراسم میر نوروزی‌ در قزاقستان تا کردستان عراق‌، تا سبز کردن گندم در تمامی این گستره عظیم تا پختن سمنو در جای جای این قلمرو در پیشباز به نوروز باستانی و عید نوزایی طبیعت و دگرگونی جان و تن و نبات و جماد به هم می پیوندند و تازه می‌گردند. این ویژگی های رحمانی و الهی و فرهنگی و خدایی‌، راز ماندگاری این سنت از پیش از اسلام تا همین امروز و سالها و دهه ها و سده های آینده است که آیینها، سنتها، باورها و جشنهای آن سرشار از معنویت و نوع دوستی و شکران نعمات الهی و دوستی و مهربانی و احترام به هم نوع و زدودن کدورتها و پاک و تازه گردانیدن دلها و الهی شدن قلبهاست‌. بی جهت نیست که سازمان فرهنگی و هنریسازمان ملل متحد (یونسکو) در پاسخ به پیشنهاد ایران برای ثبت جهانی کردن این میراث مشترک جهانی به عنوان یک میراث بشری اعلام کرده است که نیازی به ثبت آن نیست زیرا این میراث بشری شکوهنمد زنده است و زنده خواهد ماند.

با نگرش به بزرگی و اهمیت نوروز و نقش فرهنگی گسترده آن که در بین ملل مختلف شرق گرامی داشته می شود، آیا می توان از آن به عنوان یک عامل فرهنگی - سیاسی برای اعمال دیپلماسی فرهنگی در راستای همگراییهای منطقه ای بهره گرفت؟ در غرب نمونه های زیادی از آئینها از جمله کارناوالهای مذهبی و فستیوالهایی که با اهداف نزدیکی فرهنگها برپا می شود در راستای دیپلماسی فرهنگی بکار گرفته می شود. برای نمونه می توان از جشن کریسمس و جشن ژانویه در سال نو مسیحی یاد کرد. در سراسر جهان مسیحیت این جشنها و آئینها گرامی داشته می شود. با وجودی که جهان مسیحیت شامل یک دین و مذاهب گوناگون است، ولی کشورها، ملل، تمدنها و فرهنگ های گوناگونی را در سراسر گیتی در بر می گیرد. آیا نوروز که یک آیین است و سابقه تمدنی آن دیرپا تر از مسیحیت است می تواند چنین نقشی را ایفا کند؟ آیا جشنها و آئینهای نوروزی که دارای اندیشه ها و آرمانهای انسانی و یزدانی است و پس از گسترش اسلام جزو معدود آداب و رسومی بود که پابرجا ماند، توانایی آن را دارد که ملل و اقوام گوناگونی را که بدان باور داشته و همه ساله آن را پاس داشته و برپا می دارند، بهم نزدیک سازد؟ این وظیفه را کدام کشور یا ملتی می تواند به انجام رساند؟ جشنهای سال نو مسیحی صبغه دینی و مذهبی دارد ولی همه پیروان مسیحیت چه آنهایی که اعتقاد مذهبی و دینی ندارند و بدان پای بند نیستند و چه مومنان و پیروان راستین حضرت عیسی مسیح(ع)، آن را گرامی می دارند. آیا نوروز می تواند چنین نقشی را ایفا کند؟ اگر سال نو مسیحی که در نیمه زمستان نیمکره شمالی و در سرمای طاقت فرسا می تواند میلیونها انسان را به یک حس و باور مشترک رهنمون شود، آیا نوروزی که در آغاز بهار طبیعت همین نیمکره برگزار می شود و خنده طبیعت دل هر موجود زنده ای را به طپش وا می دارد، می تواند ملل و اقوام مسلمان را از هر مذهب اسلامی از سنی و شیعه به هم نزدیک سازد؟

نوروز از معدود آئینهایی است که در آن رابطه انسان و طبیعت و پاسداری از محیط زیست متجلی می‌شود. آئینهای نوروزی آن چنان در دل مردم نشاط می‌آفریند که از گذشته دور تا کنون نه تنها از بین نرفته بلکه بر شکوه آن افزوده شده است‌. کمتر آئینی را می‌توان یافت که ضمن برخورداری از جنبه‌های مردمی توانسته باشد بر روح و جان مردم ریشه دواند. آئینی است توحیدی که هم ویژگیهای مردمی و انسانی در آن وجود دارد و هم آئین دینی و مذهبی پنداشته می‌شود. این آئینها که از دوره باستان وارد قلمرو امپراتوری ایران شد، پس از اسلام نیز به حیات روحانی خود ادامه داد. دین اسلام هر آنچه روشها، باورها و آیینهایی که مخالف با اندیشه‌های اسلامی بود، در قلمرو خود منسوخ کرد. ولی نوروز با تمام قدرت خود ماندگار شد. راز این ماندگاری چیزی نبود جز ویژگیهای آئینی آن که مظاهر شرک و بت پرستی در آن نبود. هر چند سرزمین ایران سرزمین بت پرستی نبود. اینجا سرزمین توحیدی بود. آئین نوروزی سپاسگزاری بدرگاه یزدان بپاس نعماتی است که در اختیار انسان گذاشته شده است‌. با نگاهی به آئینهای نوروز از جمله چارشنبه آخر سال‌، سفره هفت سین‌، مراسم تحویل سال‌، دید و بازدیدهای نوروزی‌، اهدای عیدیانه‌، و مراسم سیزده بدر، همه به نحوی با روابط انسان و طبیعت و روابط بین انسانهاست‌. در مراسم نوروز سبزکردن گندم در یک بشقاب جزو سنت معمول است که در تمام کشورهایی که در حوزه نوروز قرار دارند بدون هیچ گونه تفاوتی انجام می‌گیرد. سبزی گندم نشانه احترام به طبیعت و رستنی است‌. از طرفی گویای این واقعیت است که برای پاسداری از نعمات الهی باید آن را عزیز داشت‌. در آئین زرتشت آمده است که هر کس که کندم می‌کارد راستی می‌افشاند. زحماتی که دهقان برای رویاندن گندم می کشد عبادت شمرده می شود.

 

قلمرو جغرافیایی نوروز

قلمرو جغرافیایی حوزه نوروز در ناحیه کم آب کره زمین واقع شده است‌. در اینجا آب ارزش بسیار دارد و حیات انسان و طیعت مستقیما بدان وابسته است و با یکدیگر پیوند عمیق دارند. در کتیبه بیستون آمده است که اهورمزادا این سرزمین را از خشکسالی در امان نگاهدارد. این قلمرو گستره سرزمین میترائیسم و مهر پرستی بود و تمام عناصر آن را اکنون نیز می توان بازشناخت. دین مبین و انسان ساز اسلام نیز ارزش زیادی به آب قائل است و بهشت وعده داده شده خداوند یکتا در قران کریم جایی است که نهرهای فراوان در آن جاری است و باران نعمت الهی که به امر خداوند بر زمین می بارد و به اذن پروردگار دانه را در خاک می رویاند و تازه شدن طبیعت در هر سال بعد از زمستان سخت، نشانه و نمادی از رویش و حیاتی دوباره برای انسان و برپایی قیامت است.

 

نوروز در ادبیات و هنر

در آثار تمام شاعران و هنرمندان و نقاشان آب عنصر اساسی است‌. همین طور در کنار آب رستنی و گیاهان به ویژه باغ عنصری نمادین است‌. به همین سبب در آئین نوروزی در سفره هفت سین سبزی یا گندم سبز شده عنصر اساسی و نمادی از حیات دوباره طبیعت است و تنگ آب و ماهی نشانی از زندگی است‌. سمنو که یکی از عناصر اصلی سفره هفت سین است‌، از آرد جوانه گندم تهیه می‌شود همان گندمی که با خوردن آن آدم از بهشت رانده شد و در زمین مستقر و سرآغاز حیات بشر در زمین شد. سمنو سرشار از ویتامین ئی است که اکسیدانی قوی و بی اثر کننده رادیکالهای آزاد در بدن است‌. سمنو علاوه بر آن دارای انواع ویتامینهای بی است که مصرف آن ضمن تأمین کالری برای حفظ جوانی‌، سلامتی و رفع افسردگی بسیار مفید بوده و ضد پیری است‌. بنا بر آنچه گفته شد در این حوزه گندم و در نهایت نان دارای ارزش مادی و معنوی بسیار است‌. تکه نان را کسی زیر پا نمی‌گذارد. نان کسی را نمی‌بُرند و به گرسنه نان می‌دهند و هزاران پند و امثال حکم در باره نان گفته شده است‌. بی جهت نیست که گندم سبز زینت بخش سفره هفت سین است‌. هم نعمت و هم سبزی است‌. از قول پیامبر اسلام گفته شده است که نگریستن به رنگ سبز بینایی را تقویت می‌کند، چیزی که امروزه جهان علم بدان باور رسیده و آن را توصیه می کند. آئین نوروز چنان با اسلام در آمیخت و با آن عجین شد که امام ششم شیعیان آن را آئینی مبارک و مقدس برشمردند و پیروان خود را به برگزاری و بزرگداشت آن دعوت کردند. در آثار تمام شاعران حوزه نوروز به نحوی به عید نوروز و آئینهای آن اشاره رفته است‌. فردوسی طوسی‌، ناصر خسرو قبادیانی‌، حکیم عمر خیام‌، سعدی شیرازی‌، حافظ شیرازی‌، نظامی گنجوی‌، منوچهری دامغانی‌، و بسیاری دیگر در وصف بهار و نوروز سخن گفته‌اند.

 

نوروز به عنوان عاملی برای دیپلماسی فرهنگی

اکنون که بیش از یک دهه از فروپاشی اتحاد شوروی می گذرد، جمهوری اسلامی ایران در زمینه مسائل سیاسی و اقتصادی در قفقاز و آسیای مرکزی که از گذشته های دور در حوزه تمدن ایرانی قرار داشته‌اند، در کنار رقبای قدرتمند منطقه ای و فرامنطقه ای نتوانسته است به آرمانها و اهداف اعلامی خود دست یابد. با وجود زمینه مشترکات عمیق تاریخی و فرهنگی ایران با این حوزه نتوانسته است در قبال زمان و هزینه‌های صرف شده، موفقیت چشمگیری بدست آورد. علت این عدم کامیابی های عرصه های مختلف فرهنگ و دانش و سیاست و اقتصاد را می توان در گام نخست در عدم شناخت این حوزه های پیرامونی تمدن ایرانی جستجو کرد. نبود سیاست خارجی تدوین شده (به جهت فروپ1اشی ناگهانی بلوک شرق) و عدم تحرک آن در دهه اول پس از فروپاشی شوروی در زمینه گوناگون و ظهور و حضور قدرتهای فرامنطقه‌ای متخاصم با ایران و شرکتهای چند ملیتی در این قلمرو، که با استفاده از مطالعات علمی‌، فرهنگی‌، تاریخی و سیاسی عمیق کارشناسان برجسته خارجی از قبل از فروپاشی تا کنون بوده است‌، جای اندکی برای بازیگری ایران بجا مانده بود. اما از آنجایی که فرهنگ و تمدن ایرانی در این عرصه ها از استواری و پایداری بر خوردار است‌، می توان با تکیه بر عناصر فرهگی و آئین ها و مراسمی که به نحوی بر شالوده فرهنگ ایرانی استوار است‌، نسبت به تقویت حضور اقتصادی و فرهنگی ایران در این گستره اقدام کرد(همان گونه که در سالهای اخیر در دیپلماسی ایران پدیدار شده است). برای نمونه می توان از شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی نام برد که در تمام قفقاز و آسیای مرکزی و افغانستان با آن آشنایند و آن را می خوانند، چه به فارسی و چه ترجمه های آن به زبانهای گوناگون‌ از گرجی، آذری، ارمنی، روسی و...

مراسم عید نوروز از غرب چین تا شرق بالکان از پیرامون دریای خزر و ورارود(ماوراء النهر اسلامی و اسیای مرکزی کنونی) تا شرق شبه قاره و جمهوریهای مسلمان قفقاز و آسیای مرکزی و خلاصه در بسیاری از نقاط برپا داشته می شود. اکنون که ازبکها سمرقند و بخارا و مشاهیر ایرانی را مصادره کرده و منکر ایرانی بودن آنها می‌شوند و کتابخانه بخارا را از کتابهای ایرانی و فارسی پاکسازی می کنند و جلوی گسترش زبان فارسی دری‌، زبان مادری مردم محلی را می‌گیرند، رودکی و ناصر خسرو را تاجیکها در تاجکیستان مصادره و از آن خود می دانند و منکر ایرانی بودن آنها می شوند، خوارزمی آن نابغه ریاضی دان را ازبکها از آن خود می دانند و فارابی را قزاقها مصادره می کنند، چرا ما آرام نشسته ایم‌؟ مولوی را ترکهای آناتولی و گاه بلخیهای افغانستان از آن خود می دانند و نظامی و خاقانی و خواجه نصیرالدین طوسی و فضل الله همدانی و بهمنیار و صائب را ترکهای آذری مصادره می کنند و آنها را ترک می دانند و سلسله صفوی را سلسله پادشاهی آذربایجان قلمداد می کنند و برای قلمروهای کنونی خود تاریخ مجعول می سازند و منکر ایرانی بودن این سرزمینها می شوند و غربی ها استخری و خردادبه را عرب می دانند، در این زمینه چه اندیشیده ایم‌؟ آیا نه اینکه اینها همه در گستره ای جغرافیایی در سرزمینی به نام ایران زمین‌ زیسته‌اند؟ زبان آنها فارسی بوده است و آثار خویش را بزبان پارسی سروده اند. جغرافیای مکانی و زمانی که آنها در آن زیسته اند، ایران زمین بوده است. اگر مولوی در قونیه زیسته و آثار جاویدان خود، دیوان شمس تبریزی و مثنوی معنوی را به زبان فارسی سروده، به یقین در همان قلمرو پیروان او به زبان فارسی آشنایی داشته و آن را مردم منطقه می دانستند و از آثار آنان سود می جسته اند. چرا در آثار مولوی، نظامی گنجوی، خاقانی شیروانی، بیلقانی و مهستی گنجوی، هیچ یک بیت یا واژه ای غیری فارسی سروده نشده است؟

ارامنه به سوی جنوب به ایران و به آن سوی آرارات به قلمرو ترکها چشم دارند و نمادهای ملی خود را در آنجا جستجو می کنند. کلیسای سن طاطاوس (قره کلیسا) و سن استپانوس‌(کلیسا خرابه‌) در ایران (به ترتیب در جلفا، در استان آذربایجان شرقی و ماکو در استان آذربایجان غربی‌) را قلمرو ارامنه می دانند(کتاب ارامنه ایران نوشته آندانیک هویان با همکاری مرکز بین‌المللی گفتگوی تمدنها و کتاب تاریخ ارمنستان نوشته پاسدارماچیان‌، ترجمه محمد قاضی و کتاب دانشنامه ایرانیان ارمنی‌، 1382). مورخین مغرض ارمنی ارمنستان بزرگ‌ راه می‌اندازد و شمال غربی ایران را از استانهای آذربایجان شرقی و غربی جزو ارمنستان ترسیم می‌کنند و روی جلد کتابهای تاریخ دبیرستان (چاپ سال 2001) بصورت رنگی چاپ و منتشر می کنند، دیگران در باکو استانهای آذربایجان شرقی‌، اردبیل‌، آذربایجان غربی‌، زنجان و قزوین را جزو آذربایجان بزرگ‌ می‌دانند و بر روی کتاب تاریخ آذربایجان برای کلاسهای پنجم (چاپ چهارم‌، 2002) دبستان چاپ و منتشر کرده اند. از این سری کتابها برای سالهای دبیرستان نیز برای تمام سالها به شیوه‌ها و مطالب نادرست دیگر نیز چاپ کرده اند. در سراسر این کتابهای تاریخ در دبیرستانها، ایرانیان مهاجم قلمداد شده و به بسیاری از شخصیتهای ایرانی اهانت شده است‌. در این کتابها گفته شده است که ایران و روسیه آذربایجان را دو قسمت کرده و هر کدام پاره‌ای از آن را بین خود تقسیم کرده‌اند. در جمهوری آذربایجان کودکان را از کلاس پنجم با تحریف تاریخ شستشوی مغزی داده و تربیت می‌کنند و تا هنگام ترک دبیرستان ذهن آنها را در این سمت و سو انباشته می‌سازند که آذریهای جنوبی (منظور ایران‌) زیر سلطه فارسها حقوقشان پایمال می شود. وحدت دو آذربایجان در این کتابها به شدت تقویت و تشویق می شود. کُردها آذربایجان غربی‌، کرمانشاه و کردستان و ایلام را جزو کردستان بزرگ‌ می‌شمارند، افغانها نیز هرات و مزار شریف و بلخ را قلمرو افغانان و سرزمین غیرایرانی می نامند، ما چه کرده‌ایم‌؟

حمله عراق به ایران برای تشکیل حکومتی عرب در خوزستان نباید فراموش شود. ذره ذره این سرزمین بایستی چون مردمک چشم نگهداری و پاسداری شود و تمام این توطئه ها با ابزار ها و شیوه های مناسب پاسخ داده شود تا از تنبلی شیر بیشه‌، روبهان بر در خانه مان پارس نکنند. چرا ما حتی از چاپ یک نقشه تاریخی ایران بزرگ به زبانهای مختلف پرهیز کرده‌ایم‌؟ چیزی که می‌توانست پاسخگوی بسیاری از این کج فهمی ها و بی خردی ها باشد. با این فعالیتهای مخربی که صورت می گیرد، کودکان و جوانانی در کشورهای پیرامون ما بزرگ می‌شوند و نشو نما می کنند که آینده کشورشان را رقم خواهند زد. اگر با این ذهنیات خطا پرورش یابند، در آینده همسایگانی پر تنش خواهیم داشت که نسبت به ایران ادعای ارضی خواهند داشت‌. برای تدوین استراتژی ملی خود، لازم است قبل از انسجام یافتن این کج فهمی ها و بدنبال آن بروز تنشها و اختلافات‌، و به خطر افتادن وحدت ملی و تمامیت ارضی‌، می‌توانیم در این موضوع برنامه ریزی داشته باشیم‌. جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر دارای ابزارهایی است که می‌تواند در این زمینه بکار گیرد. شاید در آینده نتوانیم از این ابزارها بهره گیریم‌. بهتر است از هم اکنون در این زمینه بیاندیشیم‌. با توجه به سالها سیطره طالبان بر افغانستان و ممنوعیت اجرای مراسم نوروز در این کشور مصیبت زده‌، چطور شد و چه فرهنگی بود که پس از سقوط طالبان دوباره آداب و آئینها و جشنهای نوروزی از نو زنده کرد و اکنون با شکوهی بیشتر از پیش برگزار می گردد؟ این معجزه نوروز و عرفانی است که در ذات آن نهفته است. باید این جوهره را کشف و از آن بهره جست. نوروز گوهرهای نهفته بسیار دارد که باید آن را شناخت و از آن در دیپلماسی فرهنگی بهره گرفت.

نوروز آیینی است کهن و ماندگار با تاریخی شکوهمند که در گستره جغرافیایی جهان ایرانی از غرب چین تا آناتولی‌، از شبه قاره هند و افغانستان در شرق تا بین‌النهرین در غرب و از سین کیانگ و آسیای مرکزی در شمال شرق تا دامنه های شمالی قفقاز بزرگ در شمال و آسیای صغیر در شمال غربی را شامل می‌شود که دورتا دور ایران زمین را به عنوان خاستگاه تمدن ایرانی در بر می گیرد. این آیین کهن و ارزشمند با جشن ها و مراسم ارزشمند علاوه بر ایران زمین در همه جمهوری های آسیای مرکزی و استان سین کیانگ در غرب چین با شکوه تمام برگزار می شود. ترکمنها، ازبکها، قره قالپاقها، قزاقها و قرقیزها، آذریها، ترکهای شمال قفقاز از جمله ترکهای دربند در داغستان‌، افغانها، تاجیکها و کردهای ترکیه‌، عراق و سوریه و تاتها و تالشها و بلوچهای آسیای مرکزی و قفقاز، و ترکهای آناتولی همه در باور به این آیین شکوهمند در برگزاری آن با هم سهیمند و از مراسم میر نوروزی‌ در قزاقستان تا کردستان عراق‌، تا سبز کردن گندم در تمامی این گستره عظیم تا پختن سمنو در جای جای این قلمرو در پیشباز به نوروز باستانی و عید نوزایی طبیعت و دگرگونی جان و تن و نبات و جماد به هم می پیوندند و تازه می‌گردند. این ویژگی های رحمانی و الهی و فرهنگی و خدایی‌، راز ماندگاری این سنت از پیش از اسلام تا همین امروز و سالها و دهه ها و سده های آینده است که آیینها، سنتها، باورها و جشنهای آن سرشار از معنویت و نوع دوستی و شکران نعمات الهی و دوستی و مهربانی و احترام به هم نوع و زدودن کدورتها و پاک و تازه گردانیدن دلها و الهی شدن قلبهاست‌. بی جهت نیست که سازمان ملل متحد با پیشنهاد ایران در پی کوشش برای جهانی کردن این میراث مشترک بشری است‌.

نوروز در سال های اخیر توجه بسیاری از محققان در سراسر حوزه فرهنگ ایران را به خود معطوف کرده است. این توجه از یک سو از نقشی که نوروز در سیاست ناسیونالیستی و استقلال یافتن کشورهای تاجیکستان، آذربایجان و کشورهای آسیای میانه و تعارضات قومی در افغانستان دارد نشأت می گیرد، و از سوی دیگر ناشی از جهانی شدن و اهمیت یافتن آیین های قومی در فرایندهای جهانی از جمله مهاجرت اقوام ایرانی به غرب است. اما علی رغم گستردگی نسبی این مطالعات، اغلب آنها یا از منظر ادبی است و به ستایش نوروز و بهار اختصاص دارد، یا از منظر تاریخی است و به ریشه های تاریخی و اسطوره ای آن می پردازد. برخی نیز مطالب سرگرمی، تجاری و تبلیغی هستند که اغلب در مطبوعات و رسانه ها منتشر می شوند. تاکنون کمتر برای تبیین نوروز در بافت و ساختار جهان مدرن نظریه ای ارائه شده است، زیرا گفتمان نوروز پژوهی اساساً مبتنی بر نگرشی تاریخی- ادبی و فولکلوریک است، نه انسان شناختی. از این رو حتی مطالعات انسان شناختی این حوزه نیز یا به همان بررسی های تاریخی محدود می شود یا آنکه به گزارش های فولکلورشناختی در زمینه گردآوری آداب و رسوم نوروزی در مناطق مختلف، یا در لا به لای متون ادبی و تاریخی اختصاص دارند.

نوروز یکی از عناصر فرهنگ ایرانی است که در چند دهه اخیر توانسته است بیش از هر زمانی در تاریخ گذشته به خارج از مرزهای سرزمین ایران بزرگ یا سرزمین های حوزه فرهنگ ایرانی - یعنی آسیای مرکزی، هند و کشورهای شبه قاره گسترش یابد. این فرایند را می توان فرایند جهانی شدن مجدد نوروز نامید زیرا پیش از این نیز در دوره ای از تاریخ نوروز گستره جهانی داشته است. اگرچه نوروز از جهاتی، جشنی منطقه ای و سرزمینی شناخته می شود و بیش از هر چیز با نام سرزمین ایران پیوند خورده است اما در واقعیت همواره گستره ای بیش از ایران داشته است. از این منظر می توان دو مرحله اساسی در تاریخ نوروز را از هم تفکیک کرد. نخست، دوره باستانی که تقریباً در تمام جهان متداول بوده است. با رواج مسیحیت، ظهور اسلام و افول دین های ایرانی میترایسم و زرتشت، گستره نوروز محدود می شود. دوم، دوره اخیر که همگام با فرایند های جهانی شدن و مهاجرت اقوام ایرانی از ایران، افعانستان، تاجیکستان و آسیای مرکزی به کشورهای غربی و سراسر جهان، مجدداً آیین های نوروز نیز در سراسر جهان توسط این مهاجران برپا می شود (نعمت ا... فاضلی، نوروز و جهانی شدن).

ادامه دارد ...

منبع : www.dolateyar.com

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست هوش به ظاهر مشکل!

 

جای علامت سوال چه عددی می ‌گذارید؟

۵ = ۱

۲۵ = ۲

۱۲۵ = ۳

۶۲۵ = ۴

۵ = ؟

برای مشاهده جواب پائین بروید

 

ولی قبل از آن که جواب را ببینید، دوباره فکر کنید

 

 

جواب تست :

جای علامت سوال باید عدد ۱ را قرار داد!

اگر قبول ندارید خط اول را به یاد بیاورید:۵=۱

 جای علامت سوال چه عددی می‌گذارید؟ ۵ = ۱۲۵ = ۲۱۲۵ = ۳۶۲۵ = ۴

۵ = ؟.

نتیجه ‌گیری اخلاقی: مسائل ساده زندگی را بیخود پیچیده نکنید!

منبع : سیمرغ

 

  عبادت      
و بندگی    

بانویی كه فرشتگان بر گامهایش بوسه می زنند 

به مناسبت وفات حضرت معصومه (س)

    نویسنده : مجتبی  عظیمی 

 

نگاهی به مناقب و فضایل حضرت معصومه (س)

 

بانوی عبادت و مظهر زهد و پرهیزگاری؛ حضرت معصومه(س) ، اول ذیقعده سال 173 هجری قمری در مدینه منوره و در محیطی كه پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند، دیده به جهان گشود. نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب ایشان، معصومه است. شاید یكی از دلایل معصومه نامیدن این بانو، آن باشد كه عصمت مادربزرگوارش، حضرت زهرا (س) در او تجلی یافته است. بر اساس پاره ای از روایات، این لقب از سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام اسلام وارد شده است.

با تولد فاطمه معصومه، نه تنها نور وجودش خانه امام هفتم (ع) را روشن و منور كرد، بلكه در شعاع نورانیتش، ستارگان آسمان علم و فقاهت و تقوا در طول قرون متمادی در كنار مضجع منورش و كسب فیض نموده و می نمایند.

 

بانوی زهد و فضایل

عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاكدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاك سیرت و نیكو سرشت به شمار می رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناك امامت و سكانداران كشتی انسانیت بودند و او نیز ماه تابانی است كه از همین خاندان و برج امامت طلوع كرده در آغوش امامت تربیت یافت. نیاكان او همه مشعلداران امامت، پرچمداران هدایت، اسوه های فضیلت و استوانه های ولایت هستند و مادر بزرگوارش از بانوان با فضیلت، از اسوه های تقوا و شرافت و از زنان كم نظیر تاریخ بشریت است.

معصومه(س) به دلیل شخصیت فردی و كمالات روحی، در میان فرزندان موسی بن جعفر(ع) بعد از برادرش، علی بن موسی الرضا (ع) در والاترین رتبه جای دارد. فاطمه معصومه(س) ، سرآمد دختران امام كاظم(ع) بود، به گونه ای كه وقتی حاج شیخ عباس قمی از دختران موسی بن جعفر (ع) سخن می گوید، در خصوص فاطمه معصومه (س) می نویسد: بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آنها، سیده جلیله معظمه، فاطمه بنت امام موسی (ع) معروف به حضرت معصومه است.

ایشان یكی از عالی ترین نمونه های عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امامت است، چنانكه با عبادت و شب زنده داری هفده روزه اش در واپسین روزهای عمر شریف خود، در مدت اقامت در منزل موسی بن الخزرج، گوشه ای از یك عمر عبودیت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاك الهی را به نمایش گذاشت.

روایات معصومان (ع) فضیلتها و مقامهای بلندی را به آن حضرت نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: آگاه باشید كه برای خدا حرمی است و آن مكه است؛ و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه است. و برای امیرمؤمنان حرمی است و آن كوفه است. بدانید كه حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشید كه قم، كوفه كوچك ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد كه سه تای آنها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن جا رحلت می كند كه با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.

هنگامی كه یكی از محدثان برجسته قم، به نام سعد بن سعد به محضر مقدس امام رضا (س) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: ای سعد!از ما نزد شما قبری است. سعد می گوید: فدایت شوم!آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر(س) را می فرمایید؟ می فرماید: آری، هر كس او را زیارت كند، در حالی كه به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.

 

كریمه برگزیده

فاطمه معصومه(س) تنها بانوی بزرگواری است كه زیارت مأثور دارد. بانوان برجسته ای چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خدیجه بنت خویلد، فاطمه ام البنین، حكیمه خاتون و نرجس خاتون كه هیچ شك و تردیدی در مقام بلند و جایگاه رفیع آنها نیست. هیچ كدام زیارت مأثور از سوی معصومان(س) ندارند و این نشان دهنده مقام والای این بانوی گرانقدر اسلام است.

از ایشان در زبان دانشمندان و فقیهان گرانقدر شیعه، به لقب كریمه اهل بیت یاد می شود. از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا تنها به آن حضرت اختصاص یافته است. بر اساس رؤیای صادق و صحیح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آیة ا... مرعشی نجفی، این لقب از سوی امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در این رؤیا، امام صادق (ع) به آیت ا... نجفی كه با دعا و راز و نیاز، تلاش پیگیری را برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز كرده، خطاب به او فرمود: برتو باد به كریمه اهل بیت!

 

شفیعه روز جزا

بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامی خدا(ص) است كه در قرآن كریم، از آن به مقام محمود تعبیر شده است. همین گونه دو تن از بانوان خاندان رسول مكرم اسلام، شفاعت گسترده ای دارند كه بسیار وسیع و جهان شمول است و می تواند همه اهالی محشر را فرا گیرد. این دو بانوی عالیقدر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا(س) و شفیعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا(س) همین بس كه شفاعت، مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پیك وحی طاقه ابریشمی از سوی پروردگار آورد كه در آن، جمله خداوند مهریه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهكاران از امت محمد (ص) قرار داد. پس از فاطمه زهرا(س) از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر، حضرت معصومه(س) نمی رسد. بر همین اساس است كه حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.

 

عالمه غیر معلمه

دانش و مقام علمی فاطمه معصومه(س) نیز نماد بارزی از جایگاه رفیع این بانوی بزرگوار است. چنانكه اشاره شد، ایشان در خاندانی كه سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنكه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی حضرت رضا(ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یك از فرزندان امام كاظم(ع) به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملكی در این باره می گوید: هر یك از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به كاظم، فضیلتی مشهور دارد. بدون تردید، پس از حضرت رضا(ع) در میان فرزندان امام كاظم(ع) ، حضرت معصومه(س) از نظر علمی و اخلاقی، والامقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقبها، تعریفها و توصیفاتی كه ائمه اطهار(ع) از ایشان نموده اند، آشكار است و این حقیقت روشن می سازد كه ایشان نیز چون حضرت زینب(س) عالمه غیر معلمه بوده است.

فاطمه معصومه(س) زیر نظر خانواده، در كوتاه ترین مدت ممكن مسیر رشد در علوم را نیز پیمود و از كمالات روحی و معنوی بهره های فراوانی از پدر، مادر و برادر برد. از این روی، در دوران كودكی به راحتی می توانست پاسخگوی سؤالهای فقهی و دینی مردم باشد.

در یكی از این دست روایات، آمده است: روزی گروهی از شیعیان وارد مدینه شدند تا از امام موسی(ع) سؤالهایی بكنند.

این كار روش معمول در تمام بلاد اسلامی بود كه سالیانه یا در اوقات مشخص از سال گروهی را راهی می كردند تا سؤالهای دینی، وظایف شرعی و وجوه را نزد امام ببرند.

 آن سال نیز چنین كاروانی از یكی از شهرها به مدینه آمده بود. كاروان پس از ورود به مدینه به سوی خانه امام راه افتادند، به این امید كه هم سؤالهای خود را مطرح كنند و هم دیدار حضرت نصیبشان شود. هر چه نزدیكتر می شدند، شوق دیدار افزونتر می شد، تا اینكه مقابل در خانه حضرت رسیدند. در زدند و اجازه ورود خواستند. به آنان اطلاع دادند كه امام در مسافرت است. اندوه فراوان از اینكه نه امام را دیده اند و نه پاسخ برای سؤالهای خود یافته اند، رنج سفر را دو چندان كرد.

هر چند دلشان نمی خواست، ولی باید خداحافظی می كردند و این كار را هم كردند. اسباب و اثاثیه خود را جمع و عزم بازگشت كردند. هوای مدینه سوزان بود و اینك برای كاروان ناكام، سوزان تر می نمود. گویی پاهایشان از آن خودشان نبود. دختركی شیرین زبان و خوش سیما، از منزل امام سكوت سنگین كاروانیان را در هم شكست. او سؤالها را از آنان گرفت و با دقت تمام پاسخ یكایك نامه ها را نوشت و نامه ها را دوباره به آنان بازگرداند. مردان بزرگ كاروان كه شاید هفتاد سال از عمرشان را در این درگاه به مریدی گذرانده بودند، هرگز چنین صحنه ای را به یاد نداشتند.

كودكی 8 یا 9 ساله چگونه می توانست جواب سؤالهای فقهی را بدهد!آنان در دل می گفتند: جواب این سؤالها اگر آسان بود، همان علمای شهر می دادند. سؤالها این قدر پیچیده بود كه ما نزد امام آوردیم. سبحان ا... عجب خاندان پاكیزه ای!

شیعیان خسته از سفر این بار با خوشحالی خاطره ای شگفت كه خستگی سفر از یادشان برده بود، از اهل بیت خداحافظی كردند و در میان نسیم لطیفی كه از جانب مسجد پیامبر(ص) می وزید، آن خانه را ترك كردند. خانه ای كه مدتی پیامبر(ص) در آن زندگی كرده بود و هنوز خاطره حضورش برای اهل خانه و مردم مدینه زنده بود.

شیعیان كم كم از مدینه خارج شدند. مردی از فاصله دور سواری را دید، او را شناخت او امام موسی بن جعفر(ع) بود. وقتی نزدیكتر رفتند، سیمای امام را همه كاروانیان شناختند. بی درنگ پیاده شدند و شتابان نزد ایشان رفتند. خاطره دخترك، ذهن همه را به خود مشغول كرده بود. بدین جهت در لحظات اولیه برخورد با امام، داستان خود را با شور و شادی تمام بازگو كردند و دستخط دخترك را هم نشان دادند. امام تا نامه را گشود، سیمایش از شادی شكفته شد. لبخند ملیحی بر لبانش نقش بست؛ صورتش را به سوی شیعیانش برگرداند و با همان لبخند آسمانی، سه بار فرمود: پدرش به فدایش!

 

غروب زینب گونه

در سال 200 هجری قمری، در پی اصرار و تهدید مأمون عباسی، سفر تبعید گونه حضرت رضا(ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این كه كسی از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند، راهی خراسان شدند.

یك سال پس از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، همراه با عده ای از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلی مورد استقبال مردم واقع می شد. این جا بود كه آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامی شان را به مردم مؤمن و مسلمان می رساندند و مخالفت خود و اهل بیت(ع) را با حكومت حیله گر بنی عباس اظهار می كرد. بدین جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسید، عده ای از مخالفان اهل بیت(ع) كه از پشتیبانی مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند. در نتیجه، تقریباً همه مردان كاروان به شهادت رسیدند، حتی بنابر نقلی حضرت معصومه(س) را نیز مسموم كردند.

 به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، فاطمه معصومه(س) بیمار شدند و چون دیگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر ساوه تا قم چند فرسنگ است؟ آنچه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم كه می فرمود: شهر قم مركز شیعیان ماست.

بزرگان شهر قم وقتی از این خبر مسرت بخش مطلع شدند، به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالی كه موسی بن خزرج بزرگ خاندان اشعری زمام ناقه آن حضرت را به دوش می كشید و عده فراوانی از مردم پیاده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 201 هجری قمری حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلی كه امروز میدان میر نامیده می شود شتر آن حضرت در مقابل در منزل موسی بن خزرج زانو زد و افتخار میزبانی حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار مدت 17 روز در این شهر زندگی كرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود. سرانجام در روز دهم ربیع الثانی و بنا بر قولی دوازدهم ربیع الثانی سال 201 هجری، پیش از آنكه دیدگان مباركش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست.

 

منابع:

 1- ناسخ التواریخ، ج 3

2- زبدة التصانیف، ج 6

3- عوالم العلوم، ج 21

 

منبع : روزنامه - قدس - تاريخ شمسی نشر 09/08/1387

 

لينکهای    
 هفته      

ويژه نامه ولادت امام حسن عسکری (ع) سال 89

 

ويژه نامه رحلت حضرت معصومه (س)

 

ویژه نامه روز بزرگداشت شهدا

 

نشریه دنیای انفورماتیک

 

موسسه فرهنگی موعود

 

مجموعه مقالات مديريت

 

كتابخانه كنگره آمریكا

بزرگترین کتابخانه جهان