مجله شماره صد و دوم    

شنبه 28 اسفند 1389 14 ربیع الثانی 1432 19 مارس 2011  

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

ره آورد

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

● مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

پیامک

عبادت و بندگی

لينکهای هفته

 

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِم بَآيَاتِ اللّهِ وَقَتْلِهِمُ الأَنْبِيَاء بِغَيْرِ حَقًّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً 155 وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَى مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا 156 وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا 157 بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا 158 وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا 159 فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ كَثِيرًا 160 وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا 161 لَّـكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَـئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا 162

ترجمه فارسی مکارم

(ولى) بخاطر پيمان‏ شكنى آنها، و انكار آيات خدا، و كشتن پيامبران بناحق، و بخاطر اينكه (از روى استهزا) مى‏ گفتند: بر دلهاى ما، پرده افكنده (شده و سخنان پيامبر را درك نمى‏ كنيم! رانده درگاه خدا شدند) آرى، خداوند بعلت كفرشان، بر دلهاى آنها مهر زده; كه جز عده كمى (كه راه حق مى‏ پويند و لجاج ندارند،) ايمان نمى‏ آورند 155 و (نيز) بخاطر كفرشان، و تهمت بزرگى كه بر مريم زدند 156 و گفتارشان كه: ما، مسيح عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم! در حالى كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند; لكن امر بر آنها مشتبه شد و كسانى كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى ‏كنند; و قطعا او را نكشتند! 157 بلكه خدا او را به سوى خود، بالا برد و خداوند، توانا و حكيم است 158 و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر اينكه پيش از مرگش به او ( حضرت مسيح) ايمان مى ‏آورد; و روز قيامت، بر آنها گواه خواهد بود 159 بخاطر ظلمى كه از يهود صادر شد، و (نيز) بخاطر جلوگيرى بسيار آنها از راه خدا، بخشى از چيزهاى پاكيزه را كه بر آنها حلال بود، حرام كرديم 160 و (همچنين) بخاطر ربا گرفتن، در حالى كه از آن نهى شده بودند; و خوردن اموال مردم بباطل; و براى كافران آنها، عذاب دردناكى آماده كرده ‏ايم 161 ولى راسخان در علم از آنها، و مؤمنان (از امت اسلام،) به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پيش از تو نازل گرديده، ايمان مى ‏آورند (همچنين) نمازگزاران و زكات‏ دهندگان و ايمان‏ آورندگان به خدا و روز قيامت، بزودى به همه آنان پاداش عظيمى خواهيم داد 162

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

  سخن آغازین  

 

 

 

                                              

سخنی چند با مخاطبان فهیم و فرزانه کشکول مدیریت

 

به پایان آمد این دفتر حکایت همچــنان باقی

به صد دفتر نشاید گفت وصف الحال مشتاقی

 

با غروب واپسین روزهای اسفندماه بار دیگر نسیم بهاران وزیدن می گیرد. ما نیز هماوا و همنوا با ترانه آبی آبشاران و سرود سبز بهاران و هماهنگ با تپش قلب شیشه ای اب و همرنگ با نگاه زرین آفتاب فرارسیدن بهار خجسته و نوروز نوخاسته را به همه عزیزان فکور و فرزانه تبریک و تهنیت می گوییم.

در این واپسن شماره مجله الکترونیکی کشکول مدیریت در سال ۱۳۸۹ ضمن عرض سپاس و تشکر از همه شما عزیزان كه ما را گام به گام همراهی فرموده ،در نقاط ضعف ما را ره نمودید و در نقاط قوت ستودید، اكنون از باب آخرین پیام های سال نكاتی چند را به محضرتان تقدیم می دارم. امید كه چون همیشه دلسوزی ها و همراهی های شما دستگیرمان باشد.

 

۱ -  بر پایه سخن حكیمانه تنها املای نانوشته غلط ندارد ، هر هفته كه خامه خام را بر سینه آرام لوح می رانیم، نیک می دانیم كه بی مغزی های قلم افشا و عیب های بیان برملا می شود، لیک چون زبان، كاری جز گویش و قلم، رسالتی جز نگارش ندارد، ما ناگزیر می نگاریم و بار سنگین ارزیابی ، اصلاح و انتقاد را بر دوش توانمند ذهن نقاد و سرشت وقاد شما مخاطبان عزیز می گذاریم.

 پس كماكان ما را از رهنمودهای ارزنده و انتقادهای سازنده محروم نفرمایید.

 

۲ - این مجله الكترونیكی كه اكنون پیش روی شماست، نه آن گونه است كه خواسته ایم ، بل منتهای آن چیزی است كه توانسته ایم . 

چشمه سار تراویده از قلم آن گاه بر کویر دل ها می نشیند و عطش را فرو می نشاند که چرخش قلم بر مدار فطرت و محور فکرت باشد. اما این مهم جامه عمل نمی پوشد مگر با یاری و همکاری شما. ما برای تهیه و تدوین مجله نیازمند رهنمودها و نظریات شما هستیم. 

 

رایانامه من با این نشانی چشم به راه رهنمودهای شماست:  Dr.heydaritafreshi@yahoo.com 

 

۳ - این مجله با همه کاستی ها و کمبودها با لطف خداوند بزرگ توانسته است در همین مدت عمر کوتاه خود با انتشار ۱۰۲ شماره جای خود را در بین همه همگنان بگشاید و بنا بر ارزیابی ها به عنوان یکی از ۵ مجله برتر و برگزیده سال ۱۳۸۹ معرفی شده است.

 

۴ - در این جا شایسته است بر پایه سخن ناب معصوم :  من ام یشکرالمخلوف لم یشکر الخالق از همه عزیزانی که در این مدت دست ما را گرفته و یاریمان کرده اند، تشکر و سپاسگزاری کنیم؛ بویژه از تلاش های مستمر همه زحمت كشان دفتر ریاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن كه علی رغم ده ها مشغله و كارهای دیگر در این زمینه نیز بیشترین همت را نشان داده اند، از جمله: 

 

سركار خانم زینب السادات فرامرزی

جناب آقای محمدرضا فرهنگ

جناب آقای محمد حسین تسلیمی

جناب آقای حسین نصراللهی

جناب آقای جواد مهدوی

جناب آقای محمد رضا سلامت 

تقدیر و تشكر می كنم.

 

و ضمناً سپاس و تشكر ویژه  و خاصی دارم از جناب آقای امیرعباس آصف نژاد  كه بیشترین زحمت تهیه و تدوین این نشریه را بر دوش داشته اند.

 

۵ - با انتشار این شماره در سال ۱۳۸۹ ما ضمن تبریک مجدد سال نو ، با همه شما خداحافظی می كنیم و برای همه شما سالی پربركت و مبارک و پربار آرزومندیم.

شماره بعدی ما ان شاءالله در روز شنبه ۲۰/۱/۱۳۹۰ منتشر خواهد شد. تا آن روز شما را به خدا می سپاریم.

 

                                              همواره هـــوادار ره حــــــق باشید

                                              در كسب رضای حق موفق باشید

                                              دكتر غلام حسین حیدری

                                              رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

ره آورد      

 

 

ره آورد

 

بسمه تعالی

 

پيام رئيس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن به مناسبت فرا رسیدن نوروز و آغاز سال 1390

 

خواهر گرامی - برادر ارجمند

با اهدای سلام و ادای احترام

آن گاه كه پویشگران پگاه، نیزه های نگاه را به هر سوی می افكنند، با پای پایایی می شتابند تا پیک پویای بهار را دریابند، مهر جهان افروز بر سینه سپهر روز پر می گشاید تا مژده فرارسیدن نوروز باستانی را به همه سرافرازان ایرانی برساند....

آن گاه كه نسیم بهارآفرین از چشمه سار بهشت برین بال و پر می گشاید و ترانه وصل و وصال را می سراید تا بوسه بر تن خاک زند و سر از افلاک بر آورد....

آن گاه كه از هر ذره زمین و از هر لحظه زمان، رایحه عشق می تراود  و گیتی پهناور دست اندر كار زایشی تازه و آفرینشی پرآوازه می شود... 

بایدمان به هوش باشیم تا شكوفه های بهار را از شاخسار زمان بچینیم و طراوت بهار را با حلاوت پیكار خود جاودانه سازیم.

دفتر عمرها ورق خورد و سالی دیگر را به نهانگاه روزگار سپرد .درخت عمر رو به پیری است؛ بیاییم غنچه های لحظات را بر درخت حیات شكوفا گردانیم و شمیم ریاحین و نسیم عطرآگین آن را استمرار بخشیم.

اینک بهار.... اینک دوباره زایش زیـبای زندگی ... از شاخه های سبز سرو و سپیدار... ما را به آفرینشی نو فرامی خواند...

عید باستانی نوروز - طلایه دار سپاه بهار- از راه می رسد.  من هم همراه با طبیعت،  فرارسیدن بهار خجسته و نوروز فرخنده را به شما و خانواده محترمتان تبریک و تهنیت می گویم.

                                                              

                                                       در كسب رضای حق موفق باشید

                                                       دكتر غلام حسین حیدری

                                                       رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

مديريت    
علوی     

سيره عملى امام على (ع) در مشورت

قسمت سوم

3. استفاده از تجربه

يكى از مسائل مهم در تصميم گيرى ، استفاده از تجارب گذشته است . بهره گيرى مناسب از تجارب گذشته مى تواند اطلاعات بسيار و ارزشمندى را در اختيار مديران قرار دهد، تا آنان در تصميم گيرى هاى خود از آن اطلاعات استفاده كنند. اگر از تجربه هاى گذشته به صورت صحيح و مناسب بهره بردارى شود، ميزان خطا و اشتباه در تصميم ها كاهش يافته و تصميمات از ارزش و اعتبار بيش ترى برخوردار خواهند شد.

امام على (ع ) موفقيت و امكان دستيابى به اهداف مورد نظر را يكى از آثار و نتايج حفظ تجربه ها و استفاده بهينه از آن ها دانسته و مى فرمايد:

من حفظ التجارب اءصابت اءفعاله ؛ (1) آن كس كه تجربه ها را حفظ (و بجا از آن ها استفاده ) كند كارهايش به نتيجه رسد.

اصولا هر قدر كه تجربه فرد بيش تر باشد، توانمندى وى در شناخت مسائل مختلف و حل مشكلات بيش تر خواهد بود؛ و طبعا عقيده و نظر او ارزشمندتر و مقبول تر خواهد بود.

امام على (ع ) در تبيين اين نكته مى فرمايد:

راءى الرجل على قدر تجربته ؛ (2) انديشه و نظر هر كس به اندازه تجربه او است .

همان گونه كه استفاده مناسب از تجربيات ، در موفقيت مديران و اثر بخشى تصميم هاى آنان نقش اساسى دارد، و آنان را در دستيابى به اهداف و مقاصدشان يارى مى دهد، استفاده نكردن از تجربيات نيز مى تواند عواقب و پيامدهاى نامطلوبى به دنبال داشته باشد.

امام على (ع ) در اين مورد مى فرمايد:

من احكم التجارب ، سلم من المعاطب ؛ (3) هر كس كه تجربه ها را حاكم كند، از مهلكه ها سالم مى ماند.

همچنين بايد توجه كرد، كه ميزان تجربه هر فرد، بر ميزان قوت و اثر بخش ‍ بودن تصميم گيرى او تاءثير دارد. آنان كه تجربه هاى مختلفى به دست آورده و از آن ها به درستى استفاده مى كنند، بر بسيارى از مشكلات پيروز مى شوند؛ و كسانى كه فاقد تجارب كافى هستند از حل مسائل و غلبه بر مشكلات باز مى مانند. علت اصلى اين مساءله را بايد اين نكته دانست كه انسان با بهره بردارى از تجربه ها، بهترين و مناسب ترين گزينه ها را انتخاب كرده و كم ترين اشتباه را مرتكب مى شود.

امير المؤ منين (ع ) دستيابى به بهترين گزينه ، و انتخاب مناسب ترين راه حل را يكى از ثمرات و پيامدهاى خوب تجربه بر شمرده و مى فرمايد:

ثمرة التجربة حسن الاختيار؛ (4) ثمره تجربه ، انتخاب نيكو است .

آن حضرت ، از ديگر آثار تجربه زياد را، كاهش اشتباه و فريب خوردن دانسته و مى فرمايد:

من قلت تجربته خدع و من كثرت تجربته قلت غرته ؛ (5) كسى كه تجربه اش كم باشد نيرنگ خورد، و كسى كه تجربه اش بسيار باشد، فريب خوردنش كم تر باشد.

 

4. قاطعيت در تصميم گيرى

از ديگر ويژگى هاى ضرورى براى تصميم گيرى مؤ ثر و موفقيت آميز، قاطعيت و ثبات در تصميم گيرى است . تصميم گيرى آن گاه مؤ ثر و كارآمد خواهد بود كه از قاطعيت و ثبات لازم برخوردار باشد. هنگامى كه همه زواياى يك مساءله سنجيده شود، و جوانب مختلف آن مورد بررسى دقيق قرار گيرد، ترديد و دو دلى در آن روا نيست ؛ و بايد نسبت به اجراى آن اقدام قاطع انجام گيرد. قاطعيت معقول و ثبات راءى پس از بررسى جوانب مختلف مساءله ، نقش مهمى در حل و فصل امور و دستيابى سازمان به اهداف خود دارد. سستى و ترديد، و احتياط بيش از حد مدير موجب محول شدن كار به مرور زمان ، و به هدف نرسيدن سازمان مى شود، كه از اين رهگذر خسارت هاى جبران ناپذيرى بر سازمان وارد مى شود.

بنابراين ، قاطعيت به معناى دقت نكردن در اتخاذ تصميم و اجر كردن آن ، بررسى نكردن جوانب مختلف مساءله ، تصميم گيرى عجولانه ، استبداد راءى ، برخورد خشن و عدم انعطاف در اتخاذ تصميم و اجراى آن نيست ؛ بلكه قاطعيت بدين معناست كه وقتى اطلاعات لازم در مورد يك مساءله جمع آورى شد، و پيشنهادهاى مختلف به دست آمد، و بهترين راه حل مشخص گرديد و زمينه اجراى عمل هم از هر جهت فراهم شد، بايستى با قاطعيت كامل و ثبات لازم ، تصميم مناسب اتخاذ گردد، و با جديت به مرحله اجرا در بيايد.

امام على (ع ) در تبيين اهميت و ضرورت قاطعيت و ثبات و جديت در تصميم ، قاطعيت را يكى از صفات برجسته پيامبران الهى دانسته و مى فرمايد:

و لكن الله سبحانه ، جعل رسله اولى قوة فى عزائمهم ؛ (6) خداوند سبحان ، پيامبران و فرستاده هاى خود را در تصميم هايشان قدرتمند و قاطع قرار داد.

برخى از مديران و مسئولان سازمان در اتخاذ تصميم و اجراى آن ، بيش از حد ترديد مى كنند؛ حتى پس از آماده شدن همه مقدمات و مهيا شدن تمامى شرايط نيز توانايى اتخاذ تصميمى مناسب و قاطع و نيز اعمال تصميم را ندارند، و يا اين كه تصميم آنان با دلهره و اضطراب همراه است . اين وضعيت باعث سرايت ترديد و ابهام در همه ابعاد سازمان مى شود؛ طبعا كارها در زمان مناسب خود به انجام نخواهد رسيد، و سازمان از رسيدن به اهداف پيش بينى شده خود باز ماند. امير المؤ منين امام على (ع ) از شك بيش از حد و ترديدهاى بى مورد نهى كرده و مى فرمايد:

لا تجعلوا علمكم جهلا و يقينكم شكا، اذا علمتم فاعملوا و اذا تيقنتم فاقدموا ؛ (7) علم خود را به جهل ، و يقين خويش را به شك تبديل نكنيد. وقتى كه دانستيد عمل كنيد و زمانى كه يقين پيدا كرديد اقدام نماييد.

يكى از نكاتى كه ضرورت قاطعيت در تصميم گيرى ها و از دست ندادن فرصت ها را بيش تر مى نماياند، محدوديت زمان است ؛ زيرا فرصت ها به سرعت از دست مى روند. بنابراين ، وقتى كه تمام جوانب و زواياى مساءله سنجيده شد، و شرايط و مقدمات آماده گشت و تصميم گرفته شد، در اجراى آن نبايستى سستى و تاءخير نمود و فرصت را از دست داد.

امام على (ع ) گذشت زمان و از دست رفتن فرصت ها، و ضرورت تلاش ‍ براى بهره بردارى بهتر از فرصت ها را يادآور شده و مى فرمايد:

الفرصة تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخير ؛ (8) فرصت ها به سان گذر ابرها مى گذرند؛ پس فرصت هاى نيك را غنيمت شماريد.

بر اين اساس ، يكى از رموز موفقيت مديران ، استفاده بهينه آن ها از فرصت هايى است كه براى سازمان به وجود مى آيد. علاوه بر اين ، مدير موفق نه تنها از فرصت هاى موجود به طور مناسب بهره بردارى مى كند؛ بلكه سازمان را به گونه اى مديريت مى نمايد كه اصولا فرصت هاى مناسبى براى سازمان به وجود آيند. از اين رهگذر، علاوه بر اين كه منافع سازمان از بين نمى رود، فرصت هاى مناسبى براى رشد و پيشرفت در اختيار سازمان قرار مى گيرد.

قاطعيت از مواردى است كه مى تواند بيانگر توانمندى و قدرت مدير باشد؛ چرا كه مدير بايد دقت در كار و بررسى جوانب مختلف آن را از تعلل و ترديد بيجا و از دست دادن فرصت ها جدا سازد؛ و تصميمى درست ، منطقى و به موقع بگيرد. بنابراين ، مدير توانمند، قوى و دور انديش كسى است كه وقتى مى خواهد در مورد مساءله اى تصميم بگيرد، آن را به دقت بررسى قرار دهد، و زواياى مختلف آن را بسنجد و پس از دقت كافى در مورد مساءله و روشن شدن همه جوانب آن ، با قاطعيت و قدرت تصميم گيرى كند و تصميم خود را اجرا مى نمايد.

دقت در برخى تصميم گيرى هاى امام على (ع ) نشان مى دهد كه آن حضرت همواره سعى مى كرد با در نظر گرفتن همه جوانب ، و دقت در زواياى مختلف مساءله ، تصميم منطقى و درستى در مورد آن اتخاذ نمايد؛ و آن گاه كه با ملاحظه اين دو نكته و ضمن در نظر گرفتن عواقب و پيامدهاى احتمالى آن ، تصميم گيرى مى كرد، با قاطعيت كامل آن را به صحنه عمل مى كشاند، و در اجراى تصميم سستى و تعلل را مجاز نمى شمرد.

از ديگر مواردى كه بيانگر قاطعيت آن حضرت در تصميم گيرى و عمل به تصميم مى باشد، مساءله تصفيه كارگزاران فاسد خليفه سوم و بركنارى آنان از منصب هايشان است . وقتى كه عثمان به قتل رسيد و مردم با امام على (ع ) بيعت كردند، تشخيص حضرت آن بود كه سالم سازى منصب هاى حكومتى از اهم كارهايى است كه بايستى انجام پذيرد. بنابراين ، تصميم گرفت كه كارگزاران فاسد و نالايقى مثل معاويه ، عبدالله بن عامر و... را كه مرتكب جنايات زيادى شده و ظلم و ستم بسيارى به مردم روا داشته اند، از كار بركنار نمايد.

اين تصميم ممكن بود كه باعث ناآرامى مختلف گردد، و اوضاع انقلابى و متلاطم آن زمان را دچار هيجانات سياسى ديگر كند و عده اى بخواهند از اين وضع نا به سامان امام على (ع ) سوء استفاده كنند، ولى در اجراى تصميم خود قاطع و مصمم بود و با وجود ممانعت هايى كه به عمل مى آمد به هيچ وجه حاضر نشد افراد ناصالح و فاسد را در سمت هاى خودشان ابقا نمايد.

برخى سياستمداران با تصميم امام مخالفت ، و حضرت را به تجديد نظر در آن ترغيب مى كردند؛ از جمله مغيرة بن شعبه كه از آگاهان به اوضاع سياسى بود نزد امام على (ع ) رفت ، و پس از چرب زبانى ، تملق و مقدمه چينى گفت : به تو نصيحت مى كنم كه كارگزاران عثمان را در جاى خود ابقا كنى . معاويه را در كار خود بگمار. ابن عامر را هم ابقا كن . ديگر كارگزاران را هم در جاى خودشان باقى گذار. آنان با بيعت مى كنند؛ كشور را آرام مى سازند و مردم را ساكت مى گردانند.

امام (ع ) وقتى سخنان مغيره را شنيد، بر اجراى تصميم قاطع خويش تاكيد و فرمود: به خدا قسم اگر ساعتى از روز باشد، در اجراى نظرم تلاش به خرج مى دهم ؛ نه آنان را كه گفتى والى مى كنم و نه امثال آنان را به ولايت مى گمارم .

مغيره گفت : پس برايشان نامه بنويس و آنان را در مقام خودشان تثبيت كن . همين كه بيعت آنان و اطاعت سپاهيان به تو رسيد، يا آنان را عوض كن و يا باقى بگذار.

حضرت فرمود: در دينم نيرنگ وارد مكن و در كارم پستى روا مدار.

مغيره كه قاطعيت امام (ع ) در اجراى تصميم را مشاهده كرد، گفت : پس ‍ اگر از اين كار امتناع دارى هر كه را مى خواهى عزل كن و فقط معاويه را باقى گذار؛ زيرا معاويه گستاخ است و اهل شام از او حرف شنوى دارند؛ تو هم در تثبيت او بهانه دارى زيرا عمر بن خطاب او را والى آن جا كرده است .

حضرت فرمود: نه ، به خدا قسم معاويه را دو روز هم بر نمى گمارم .

ابن عباس نيز مانند مغيره ، به امام على (ع ) پيشنهاد كرد كه معاويه را ابقا كند و در توجيه نظر خود گفت : معاويه و يارانش اهل دنيا هستند؛ لذا اگر آنان را در مقام خودشان تثبيت كنى ، به كسى كه سرپرست اين امر است ، توجهى ندارند. حضرت در جواب ابن عباس فرمود: واى بر تو ابن عباس ! آن كس كه مرا به رعايت حق ملزم كرده كارگزاران عثمان آشنا مى گرداند، هرگز مرا وادار نمى كند كسى از اين گروه را بهتر و شايسته تر از ديگران بدانم . اگر عزلشان را پذيرفتند چه بهتر، و اگر نپذيرفتند با شمشير با آنان برخورد مى كنم .

اين موارد تنها نمونه اى از قاطعيت آن حضرت در اجراى تصميمات درست خويش است ؛ و بيانگر اين نكته است كه امام (ع ) آن گاه كه با درايت و دورانديشى تمام و با سنجيدن همه جوانب يك مساءله ، در مورد آن تصميمى منطقى و درست مى گرفت ، با قاطعيت تمام آن تصميم را اجرا مى كرد، و به هيچ وجه از آن صرف نظر نمى نمود.

منابع :

1) غررالحكم و دررالكلم ، حديث 9180.

2) همان ، حديث 5426.

3) همان ، حديث 8040.

4) همان ، حديث 4617.

5) همان ، حديث هاى 7899 و 8038.

6) نهج البلاغه ، خطبه 192.

7) همان ، حكمت 274.

8) همان ، حكمت 21.

 

جمله      
 مديريتی
    

انسان از دیدگاه دکتر علی شریعتی

 

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

۱) آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین، اینان تنها هویت جسمی دارند.

۲) آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته ‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

۳) آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌ مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

۴) آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند

شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرارمی ‌گیریم، گویی قفل بر زبانمان ‌زده شده. اختیار از ما سلب می ‌شود. سکوت می‌ کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌ شویم و درست در زمانی که می ‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

 مجتبی مهدی نیا

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

هر روز نوروز

 

 

شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه آورده است :

 

أتى على(ع) بهدیه النَّیروز، فقال(ع): ما هذا؟. قالوا: یا أمیرالمؤمنین! الیوم النَّیروز. فقال(ع): إصنعوا لنا کلّ یوم نَیروزاً. 

 

براى على(ع) هدیه نوروز آوردند. فرمود: این چیست؟. گفتند: اى امیرمؤمنان! امروز، نوروز است. فرمود: هر روزِ ما را نوروز سازید!

 

 

طنز       
مديريتی    

16 دلیل برای میوه فروش شدن به جای مهندس نرم افزار شدن!

 

سالها پیش آنقدر از فشارهای پروژه و دشوار بودن تولید نرم افزار در ایران خسته شده بودم که با یکی از دوستان هم دانشگاهی تصمیم گرفتیم یک شغل شرافتمندانه انتخاب کنیم! این بود که مشاغل مختلف را علمی، بررسی کردیم و آخر از همه تصمیم گرفتیم یک میوه فروشی باز کنیم! چرا؟ به هزار و پانزده دلیل! 15 دلیلش را می نویسم، هزارتای بقیه اش را خودتان خواهید دانست:

1- عدم وجود گارانتی : بعد از فروش نرم افزار باید آن را گارنتی کنی. برخلاف بسیاری از مشاغل که شما بابت گارانتی پول اضافه می گیرید و نزد خود نگه می دارید، در نرم افزار بر عکس عمل می شود و این کارفرمای شماست که از شما تضمین (درصدی از قرارداد، چک تضمین، سفته و یا ضمانت نامه بانکی یا همه مواد) می گیرد. در حالیکه میوه فروشی گارانتی ندارد، جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود.

2- بازه کوتاه زمان فروش : یک پروژه نرم افزاری ماهها طول می کشد و باعث فرسایش نیروی کار می شود در حالیکه در میوه فروشی، صبح زود بار میوه و سبزی می آوری، حداکثر تا ظهر سبزی ها تمام می شود، میوه ها هم، بسته به محیط شما، در مدت زمان کوتاهی فروش می روند و شما بازهم بار جدیدی می آورید.

3- تغییر نیاز ندارید : رایج است که نیازهای مشتری تازه زمانی آشکار می شود که شما نرم افزار را فروخته اید و مشتری متوقع است که در چارچوب همان قرارداد تغییرات اعمال شود، حتی اگر ماهیت تغییر کند. اما در میوه فروشی، خریدار که از مغازه خارج شد شما دیگر مسؤولیتی ندارید، اگر تصمیمش عوض شد، شما نگران نیستید، یک کالای جدید به وی می فروشید.

4- عدم محصول ارجاعی : در نرم افزار اگر محصول شما کار نکرد و یا قدیمی شد مشتری یا ارجاع می دهد و یا دیگر سراغش نمی آید، در میوه فروشی شما میوه سالم را به مردم به قیمت گران، میوه نیمه خراب را ارزان تر به مردم کم درآمد تر و احتمالا میوه کاملا خراب را به آبمیوه فروشی ها و نمی دانم لواشک سازی ها می فروشید!

5- واسطه گری به جای تولید : در میوه فروشی شما محلی برای عرضه کالای دیگران هستید، معمولا افزایش قیمت بین میدان میوه و تره بار با مغازه شما چند برابراست . اما در نرم افزار شما تولید می کنید و دردسر های آن را دارید تازه در انتها و پس از کسر انواع مالیات و بیمه هزینه تولید را در بیاورید خیلی هنر کرده اید!

6- مدیریت نیروی انسانی، خیر! : شما در شرکت نرم افزاری با نیروی لوس و نازک نارنجی کارشناس سروکار دارید که کافی است یک کم ناراحت شود، هوس کانادا به سرش می زند، اما در میوه فروشی یکی دو کارگر از برادران افغانی می گیرید، مثل ساعت برای شما کار می کنند و غر که نمی زنند هیچ با همه سختی ها هم می سازند.

7- فصلی بودن کار، تعطیل : در تولید و فروش نرم افزار شما وابسته به زمان هستید، برای مثال دولتی ها معمولا در ماه های خاصی خرید بیشتری می کنند، یا در فروردین و اردیبهشت شما با افت فروش مواجه می شوید، اما در میوه فروشی هر فصلی میوه خودش را دارد و شما آن را می آورید، هر میوه ای هم طرفدار خاص خودش را دارد و شما تقریبا در همه سال فروش خود را یکنواخت خواهید داشت. شب عید ها هم که جای خودش را دارد و شما پوست خلایق را حسابی خواهید کند.

8- بازار دائمی : نرم افزاری ها مانند یک کارگر ساختمانی هستند، باید ساختمانی ساخته شود تا به آنان نیاز باشد، وقتی بودجه IT کشور صفر شود که نمی توان پروژه ای تعریف کرد که نرم افزاری روی آن کار کند، چون هنوز از دیدگاه اغلب تصمیم گیرندگان ما، نرم افزار یک کار تشریفاتی است. اما میوه فروشی نیاز روز مردم است، همه هر روز خرید خودشان را دارد، وضع مردم بد هم بشود باز هم مهمانی می آید که شما وادار شوید حتما میوه خوب بخرید.

9- درهم است : در نرم افزار شما قاصر هستید از اینکه به یک مشتری بفهمانید نرم افزار با نرم افزار متفاوت است. چون با یک چیز انتزاعی طرف است، بین نرم افزاری حسابداری 5 هزارتومانی با حسابداری 10 میلیون تومانی فرقی قائل نیست. در حالیکه در میوه فروشی ، مشتری تفاوت سیب با سیب را در می یابد و اگر دنبال کیفیت خوب است پولش را هم می پردازد.

10- شما فقط میوه را می فروشید : در نرم افزار وقتی شما نرم افزاری عرضه می کنید، داستان عرضه خدمات پس از فروش شروع می شود، آموزش کاربران -بعضا واقعا تعطیل!- تبدیل اطلاعات و انتقال آنها از سیستم قدیمی به جدید، عرضه سخت افزار، نگرانی از کارکردن نرم افزار روی هر نوع سخت افزار آشغالی که مشتری به شما می دهد و ... اما در میوه فروشی، شما فقط میوه را می فروشید اینکه هندوانه را چطور می خورند، گیلاس را چطور؟ اینکه آیا مشتری ظرف مناسبی برای نگهداری میوه دارد و یا خیر نیز به شما ربطی ندارد.

11- یک بار برای همیشه، هرگز: نرم افزار را که می فروشید مشتری توقع دارد این نرم افزار مادام العمر باشد برایش ، به سادگی حاضر نیست قرارداد پشتیبانی و ارتقاء نرم افزار ببندد، اما همه می دانیم که یک میوه را برای همه سال نمی توان نگه داشت، خورده می شود بالاخره! باید میوه جدیدی خرید!

12- باگ : خرابی میوه نگرانی ندارد، روشهای نگهداری میوه معلوم است و اگر شما یک کم تجربه پیدا کنید می توانید به سادگی آن را نگهداری کنید، اما در نرم افزار آنقدر مشکلات متعدد و متفاوت پیش می آید که شما گیج می شوید که این خطا از کجاست و راه حلش چطور است؟ مناطق بحرانی ، آنقدر خطایابی را سخت می کنند که شما نیاز به فاز مجزایی برای آن پیدا می کنید و هزینه زیادی برای هر خطا می پردازید، تازه تضمینی وجود ندارد که همه خطا ها را پیدا کرده باشید و روز تحویل به مشتری، جلوی چشم وی، آنقدر سیستم خطا می دهد که شما آب می شوید و زمین می روید.

13- آن که خربزه می خورد پای لرزش می نشیند: شما مسؤول نحوه استفاده مشتری از میوه نیستید، مهم نیست برایتان که در عزا بخورند یا در عروسی، مهم نیست که به طرف نمی سازد یا می سازد. اما در نرم افزار، کافی است از نرم افزار شما سوء استفاده شود، نمی دانم چرا یقه شما را می گیرند که چرا از طریق نرم افزار شما به ما آسیب وارد شد، چرا هک شد، چرا ....؟

14- دوره بازپرداخت سریع: در میوه فروشی به محض فروش میوه پولتان را می گیرید، اما در نرم افزار تازه پروژه را که تحویل دادید و صورتجلسه کردید، باید بدوید به دنبال پولتان، آنقدر این پول دادن دیر و تکه تکه می شود که به نوش داروی پس از مرگ سهراب می ماند، به شکلی که بعضی وقت ها بی خیال پولتان می شوید.

15- تنوع مشتری: شما در یک شرکت نرم افزاری با طیف خاصی از مشتری سروکار دارید، یا دولتی یا خصوصی یا آموزشی یا ... اما در میوه فروشی شما قیدی برای مشتری ندارید، زن و مرد، کوچک و بزرگ، دارا و ندار، پیر و جوان، شهری و روستایی ،... همه به نوعی مشتری شما هستند، آنهم مشتری دائمی که از همه چیز می گذرد الا از خوردن!

16- کپی رایت: در میوه فروشی نمی توانید یک میوه را بخرید و تکثیر کنید، در نرم افزار می توانید، خوب هم می توانید. اگر تولید کننده ناراحت هم شد مهم نیست، چون یا قانون کافی نداریم و یا آنقدر این قضیه پیچیده است که شما بی خیال می شوید.

برای تصمیم گرفتن کافی نیست!؟ 

نمی دانم چرا با وجود همه این استدلال های منطقی، میوه فروش نشدم. آرزو می کنم حداقل یک نفر این مطلب را بخواند و به راه راست هدایت شود! دست از مهندسی نرم افزار بردارد و به قول بچه ها یک کار شرافتمندانه پیدا کند. امیدوارم ...

 

منبع : راهکار مدیریت

  

حکايت     
مديريتی    

لاک پشت

پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی...

می‌ دانست‌ كه‌ همیشه‌ جز اندكی‌ از بسیار را نخواهد رفت.

آهسته آهسته‌ می‌خزید، دشوار و كُند؛ و دورها همیشه‌ دور بود.

سنگ‌ پشت ( لاک پشت) تقدیرش‌ را دوست‌ نمی ‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباری‌ بر دوش‌ می ‌كشید.

پرنده‌ای‌ در آسمان‌ پر زد، سبک؛ و سنگ ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست.

كاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی ‌كردی. من‌ هیچ گاه‌ نمی ‌رسم؛ هیچ ‌گاه.

و در لاک‌ سنگی‌ خود خزید، به‌ نیت‌ نا امیدی...

خدا سنگ ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند كرد؛ زمین‌ را نشانش‌ داد. كُره‌ای‌ كوچك‌ بود

و گفت: نگاه‌ كن، ابتدا و انتها ندارد؛ هیچ كس‌ نمی ‌رسد !

چون‌ رسیدنی‌ در كار نیست. فقط‌ رفتن است.

حتی اگر اندكی؛ و هر بار كه‌ می‌ روی، رسیده‌ای.

و باور كن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكی‌ سنگی‌ نیست، تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می ‌كشی؛ پاره‌ای‌ از مرا.

خدا سنگ‌ پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت...

دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راهها چندان‌ دور.

سنگ ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و رفت، حتی‌ اگر اندكی؛ و پاره‌ای‌ از او را با عشق‌ بر دوش‌ می كشید...

 

تکنيکهای     
موفقيت     

۱۵ راه ساده برای رسیدن به موفقیت

 

 

ممکن است تصور کنید که شما راهتان با آن دسته افراد موفقی که پیوسته کامیابی های تازه حاصل می کنند یکی نباشد. البته ممکن است آنها توانایی هایی داشته باشند که شما فاقد آن هستید، اما همیشه به یاد داشته باشید: موفقیت آموختنی است و تنها تفاوت شما با آنها این است که آنها همیشه یک سری عادات خاص را به کار می بندند و این باعث کامیابیشان می شود.

موفقیت همین است: جمع راه و روش های زندگی هوشمندانه. در اینجا به چند مورد از این شیوه ها اشاره می کنیم.

قبل از ترک منزل به سمت محل کار، زمانی را صرف چک کردن شیوه ی لباس پوشیدن خود کنید و اطمینان حاصل کنید که آیا لباس مناسب به تن کرده اید یا خیر. ممکن است بعضی ها بگویند که لباس برای آدم ارزش نمی آورد، اما به عقیده ی من کاملاً اشتباه است. دنیای کار و تجارت تا حد زیادی روی این مسئله می چرخد.

اگر مثل یک فرد موفق لباس بپوشید، دیگران هم مثل یک فرد موفق با شما برخورد میکنند. پس در شیوه ی لباس پوشیدنتان تجدید نظر کنید.

رفتار خود شخص نقش بزرگی در موفقیتش دارد. دیدگاهتان نباید هیچگاه مثل انسان های شکست خورده باشد. خوب است که پیشرفت ها و دستاوردهایی که در راه آنها تلاش می کنید را برای خود مجسم کنید. همیشه نیمه ی پر لیوان را ببینید. مردم هم همیشه از افراد موفق تبعیت میکنند نه منفی بافان.

موفقیت اکثر اوقات یک کار گروهی است. یک گلزن در فوتبال هیچوقت به تنهایی نمیتواند موفقیت کسب کند. با همکاری و مساعدت اعضای مختلف یک گروه، موفقیت به دست می آید. اگر در یک گروه کار می کنید، تا جایی که می توانید مسئولیت ها و کارهای خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهید و از دیگران نیز همین انتظار را داشته باشید. در این حالت است که موفق خواهید شد.

کسی که شکار کردن بلد باشد، می داند که می توانید منتظر شکار در جایی مخفی شوید اما هیچوقت چیزی شکار نکنید. قانون شکار این نیست. باید از مخفیگاه بیرون آیید و خودتان به دنبالش بروید. در مسائل کاری نیز وضع به همین منوال است. منتظر تکلیف نمانید. خودتان به دنبال کار باشید. در خود انگیزه ایجاد کنید و به دنبال پروژه های جدید باشید و از هیچ چیز هراسی به دل راه ندهید.

وقتی همه ی قدم ها را به دقت بردارید، تنها چیزی که ممکن است مانع رسیدن شما به موفقیت شود، مهارت های ارتباطی است. خود را در یک جلسه ی کاری تصور کنید. رئیستان از شما نظر خواهی می کند. شما دقیقاً می دانید که چه باید بگویید تا مشکل حل شود، اما در بیان آن عاجزید. صدایتان و کلماتتان هیچکدام یاریتان نمیکنند. اینجاست که همه کم کم از شما دوری می کنند. پس یاد گرفتن مهارتهای ارتباطی یکی از اصول اولیه است.

هر کاری که انجام می دهیم، قطعاً دلیلی دارد. و برای رسیدن به نتیجه ای مشخص است که همه ی این کارها را انجام می دهیم. در محل کار هم باید همین طور باشد. هر کار ناخوشایندی هم که مجبور به انجامش هستید را با در نظر گرفتن نتیجه و هدفتان به دقت انجام دهید. این به شما انگیزه هم می دهد.

مهم نیست کار شما چه باشد، تلفن همیشه یکی از مهمترین ابزارها بوده است. حتی از کامپیوتر هم مهم تر است چون وسیله ای است که با آن ارتباط برقرار میکنیم. کسی که آنطرف خط است باید اطمینان یابد که شما دقت و توجه لازم را به او دارید. هنگام صحبت کردن با تلفن از خوردن و آشامیدن و آدامس جویدن خودداری کنید.

هنگام کار کردن روی یک پروژه، قدم به قدم همه ی مراحل را به دقت طی کنید. برای کار خود طرح و برنامه داشته باشید. اگر قسمتی از کار را ندیده بگیرید، مطمئناً کارتان به نتیجه نخواهد رسید.

گروهی از مردم فقط برای ایراد گرفتن از سایرین زندگی می کنند. شما اینطور نباشید، اگر در کار کسی ایرادی مشاهده کردید، مثل یک معلم به او گوشزد کنید. کسی را مسخره نکنید و بیش از حد شکایت نکنید. و زمانی هم که کاری شایسته ی ستایش است، تحسین کنید.

سعی کنید در برخورد با دیگران همیشه مودب و مشتاق و علاقه مند باشید. مردم درمورد ما با نحوه ی برخوردمان با آنها قضاوت می کنند. خوش خلق باشید و رفتارتان را اصلاح کنید.

افراد در برخورد با مشکلات دست پاچه می شوند. بهترین راه حل برای از بین بردن این مشکل این است که هر از چند گاهی مسئولیت برطرف کردن یک مشکل را بر گردن بگیرید.

وقتی کسی از شما انتقادی می کند، ابتدا ببینید منبع معتبری دارد یا خیر. راحت است که انتقاد را ندیده بگیرید و پیش خود بگویید طرف حسود بود. اما خوب است که گهگاه خودمان را همانطور که دیگران می بینند ببینیم. روی انتقادات دیگران فکر کنید و توصیه ها را نادیده نگیرید.

همیشه کارها را طوری انجام دهید که انتظار دارید دیگران انجام دهند. این کار بسیار تاثیر گذار است و در کل شرکت انعکاس پیدا می کند. اگر همیشه کارهایتان را به بهترین نحو انجام دهید، در کارتان نمونه خواهید شد و دیگران نیز به عنوان یک سرمشق از شما پیروی می کنند.

چیزی به اسم موفقیت یک شبه یا یک شبه ره صد ساله رفتن وجود ندارد. حتی آنها که به نظر شما یک دفعه موفق شدند نیز مطمئن باشید که برای رسیدن به این موفقیت زمانی طولانی تلاش کرده اند. رسیدن به موفقیت نیازمند گذر زمان است. باید صبور باشید و همیشه هدف را در ذهنتان نگاه دارید.

سعی کنید همیشه در زمینه ی کاریتان از اطلاعات روز باخبر شوید و علوم جدید مربوطه را یاد بگیرید. همیشه سطح دانش خود را بالاتر از دیگران نگاه دارید و موفق خواهید شد.

 

 

۱) با دقت لباش بپوشید.

 

۲) مثل برنده ها بیندیشید.

 

۳) جزئی از یک گروه باشید.

 

۴) پویشگر باشید.

 

۵) احساسات خود را به روشنی بیان کنید.

 

۶) همیشه نتیجه را در ذهن داشته باشید.

 

۷) بدانید چطور پشت تلفن صحبت کنید.

 

۸) منظم باشید.

 

۹) انتقاد نکنید.

 

۱۰) مودب باشید.

 

۱۱) هر از گاهی مسئولیت مشکلی را بر عهده گیرید.

 

۱۲) با انتقادات دیگران از شما به خوبی برخورد کنید.

 

۱۳) الگو باشید.

 

۱۴) صبور باشید.

 

۱۵) چیزهای جدید بیاموزید.

 

منبع : انجمن ايران ويج

 

نکات       
مديريتی    

بیست توصیه مدیریتی

 

1- مسئولیت پذیر باشید.

 

2- به منظور اطلاع حاصل كردن از مطالب جدید علمی در چند سایت اینترنتی مرتبط عضو شوید.

 

3- چند تكه كلام اختصاصی و جالب برای خود انتخاب كنید.

 

4- تفكر و تعمق قبل از پاسخگویی راحت تر از پیدا كردن چاره ای برای تغییر آنچه عنوان شده می باشد.

 

5- علت شكست های سازمانی را تجزیه و تحلیل كنید تا ضمن تشخیص مسیر نادرست ، از تكرار آن جلوگیری كنید.

 

6- با بی اهمیت جلوه دادن كارهای كارمندان ، زحمات آنان را بی ارزش نكنید.

 

7- با انجام ورزشهای فكری ، قابلیت های ذهنی خود را تقویت كنید.

 

8- به هر كس فراخور فعالیت و بازده كاری اش پاداش دهید و با در نظر گرفتن پاداشهای مساوی ، حركت افراد شایسته گروه را كند نكنید.

 

9- اجازه ندهید بار مسئولیت كارمندان بی كفایت و كند ، بر دوش كارمندان خبره و ساعی تحمیل شود زیرا افراد با درك بی عدالتی انگیزه خود را از دست می دهند.

 

10- دانش حرفه ای خود را تا حدی بالا ببرید كه در موارد لزوم در مقابل كلیه سوالات

حرفه ای حاضر جواب باشید.

 

11- زمان استخدام ، افراد علاوه بر تست های مقرر شده ، تست هایی انجام دهید كه مطمئن شوید كسی را كه می گمارید ، تنبل نیست ! زیرا افراد تنبل فشار كاری دیگران را بیشتر

می كنند.

 

12- هنگام دست دادن ، دست افراد را محكم و صمیمانه بفشارید.

 

13- وقتی عصبانی هستید ، درباره دیگران تصمیم گیری نكنید.

 

14- همیشه وقت شناس باشید . برای حضور به موقع ، می توانید از ترفند قدیمی 5 دقیقه جلو كشیدن ساعت استفاده كنید.

 

15- هرگز امید ارتقا را از زیردستان ، نگیرید زیرا به طور یقین ، انگیزه آنها برای تلاش از بین می رود.

 

16- سعی كنید در صورت لزوم در دسترس باشید و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهید. در این صورت شاید با ایده های درخشانی روبه رو شوید.

 

17- به كارمندان ساعی و متعهد بگویید كه چقدر برای سازمان مفید هستند و شما به آنها علاقه و اعتماد دارید.

 

18- هیچگاه اجازه ندهید كسی حالت افسردگی و ناامیدی شما را ببینید.

 

19- خشكی جلسات طولانی را با شوخ طبعی قابل تحمل كنید.

 

20- از سرزنش كردن دیگران در جمع خودداری كنید.

 

 

مقاله      
مديريتی    

لطفاً مدیران سازمان نخوانند!

داود میرزایی مقدم

در کنار موفقیت های خوب و قابل ارزش انفرادی که هر یک از مدیران ما در کار خود به دست آورده اند، اما از نظر تیمی موفق به نظر نمی رسند. کار تیمی برای آنها در اولویت نیست. تیم به هم ریخته مثل دست یا پای شکسته است. جا انداختن آن همیشه با درد همراه است و گاهی وقت ها برای درست کردن آن ناچار باید آن را دوباره بشکنیم، زیرا از این شکستن هدفی داریم.

 

● بی مقدمه :

حتماً شما هم این جمله معروف را شنیده اید که می گویند یک ایرانی به لحاظ کار مساوی با ۱۰ ژاپنی و ۱۰ ایرانی مساوی با یک ژاپنی است! این جمله که در ابتدا کمی با لبخند همراه می شود یا به عنوان جمله فکاهی رد و بدل می شود اشاره به یک حقیقت تلخ دارد: عدم هماهنگی در کار تیمی!

همیشه وقتی به اوضاع و احوال کار سازمانی و به خصوص سازمان خودم (تبلیغات اسلامی) فکر می کنم، می بینم اکثر وقت همکاران به گفت و شنودهایی می گذرد که حاصل آن دل مردگی و از بین رفتن انگیزه های کاری است. اغلب در گوشه و کنار می شنوی در مورد مسائل کاری دیگران بدون داشتن اطلاعات دقیق قضاوت می کنند؛ قضاوت ها و اظهارنظر هایی که وقتی به گوش طرف صحبت می رسد، جز دل مردگی و بی انگیزگی چیزی به جا نمی گذارد. مدیران سازمان کمتر روابط تکمیل کننده کاری با هم برقرار می کنند و بیشتر در موضع نقد یکدیگر برمی آیند.

 

● طرح مسأله :

این درآمدی بود بر مرور چگونگی کار تیمی در کشور ما و با نگاهی ظریف تر به سازمان ما. چند وقت پیش کتابی را از یکی از نویسندگان غربی می خواندم. عنوان کتاب پنج دشمن کار تیمی اثر پاتریک لنچیونی بود. هیچ با خودمان فکر کرده ایم چرا هر یک از ما به تنهایی مدیران یا کارکنان موفقی هستیم، اما وقتی در جمع قرار می گیریم پیشرفت اولیه را نداریم. وقتی به تعریف ساده مدیریت فکر می کنیم، می بینیم مدیریت کار با دیگران توسط دیگران تعریف شده است. در این تعریف به کار گروهی یا team work تأکید شده و تحول در مدیریت از روش های سنتی به روش های امروزی را تبیین می کند.

در فاصله سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ در یکی از دانشگاه های بزرگ کشور مشغول کار بودم. این دانشگاه رئیسی داشت به غایت توانمند و با تدبیر اما تک رو! امروز که فکر می کنم می بینم تعریف مدیریت در کشور ما هنوز هم همان تعریف سنتی است و مدیران ما اغلب به کارهای فردی عادت دارند و به دلیل آن که کار با دیگران را تمرین نکرده اند اغلب با این جملات که کارکنان من بهره هوشی ندارند یا کار بلد نیستند یا اطلاعات کافی ندارند از کار تیمی فرار می کنند. غافل از این که روش های نوین مدیریت که اتفاقاً در ظاهر خیلی ساده اند، اما در اجرا خیلی مشکل، معجزه می کنند و این معجزه خود را در هم افزایی یا synergy نشان می دهد. در کار تیمی یا گروهی توانمند، نتایج به دست آمده خارق العاده یا بیش از انتظار است.

پس مسأله اساسی ما در این مقاله بررسی علت های فرار از کار تیمی است. اگر مهم ترین ورودی سازمان یعنی نیروی انسانی با تمام توان در جهت یک هدف مشترک، بسیج و به حرکت درآیند در همه زمینه های کاری موفق خواهیم بود. راستی هدف مشترک ما در سازمان تبلیغات اسلامی چیست؟ شاید ساده ترین پاسخ به این سؤال توسعه فرهنگ دینی در داخل کشور باشد.

علت اینکه عنوان مقاله را نیز اینگونه انتخاب کردم این بود که از رویکرد ایجابی استفاده کنم. اگر به پایگاه اطلاع رسانی تبیان نگاهی کرده باشید بخشی دارد که عنوان آن این است: ورود آقایان ممنوع! اگر از مدیریت روابط عمومی تبیان سؤال کنید، می گوید این بخش شمار بازدیدکننده قابل توجهی دارد. این نکته نیز در دین مبین اسلام پذیرفته شده است که انسان از چیزی که منع می شود، به آن حریص می شود.

عنوان علمی این مقاله راه های موفقیت در کار تیمی است.

شاید بتوان گفت کادر مدیریت سازمان تبلیغات اسلامی قوی ترین و گران ترین کادر مدیریت است، چرا که اغلب مدیران آن دارای تجربه طولانی مدیریت در جاهای مختلف داخل و خارج سازمان هستند. تحصیلات بالنسبه مناسبی داشته اند و اغلب آنها آشنا به دروس حوزوی و مدیریت اسلامی هستند.

سازمان تبلیغات اسلامی از شروع دهه ۸۰ با یک نوزایی و تغییر رویکرد همراه شد. این رویکرد تازه را می توان در قالب جملات زیر خلاصه کرد:

۱) پرهیز از تصدی گری و واسپاری امور اجرایی

۲) تبلیغات الکترونیکی دینی در کنار تقویت تبلیغات سنتی

۳) توجه به نیازهای مخاطبین، به خصوص نسل جوان

۴) کوچک کردن بدنه سازمان.

در همین جا از همکاران عزیز می خواهیم یک بار دیگر به طور عمیق حکم انتصاب جناب آقای دکتر خاموشی را که از سوی رهبری معظم انقلاب اسلامی (روحی فداه) تنفیذ شده، مرور کنند. به راستی این حکم، منشور توسعه و حرکت سازمان تبلیغات اسلامی است. وقتی به پیکره اداری و سازمانی تبلیغات اسلامی می نگرید با دو واژه روبه رو می شوید ستاد و صف. البته آقای دکتر خاموشی از واژه قرارگاه به جای ستاد استفاده می کنند که رساتر است. شاید وقتی می گوییم ستاد یعنی اینکه هیچ کدام، این گروه مدیریت را تیم نمی دانیم. من گاهی فکر می کنم مدیران سازمان با هم غریبه و قهرند، چون کمتر کنار هم قرار می گیرند و از روند کاری خود، دیگران را مطلع می کنند. اغلب مدیران در کشور ما این گونه اند. با اینکه در جمع و به صورت تیمی بسیار نامطلوب ظاهر می شوند، اما به صورت جدا و تک تک انسان هایی معقول و موجه هستند. همه ما در آغاز صبح، وارد سازمان شده و تا عصر و گاهی تا ساعاتی از غروب مشغول به کار هستیم، اما همیشه در برابر افکار عمومی باید به این سؤال پاسخ بدهیم که سازمان تبلیغات اسلامی چه می کند؟ و البته هر یک از ما پاسخ این سؤال را به گونه ای خاص و با توجه به اطلاعات موجود و طرز تلقی و نگرش خود به سازمان می دهیم. من خیلی از همکاران را می شناسم که وقتی شغلشان را می پرسند، در پاسخ می گویند معلم یا مدرس دانشگاه هستند و هیچ گاه خود را کارمند، کارشناس یا مدیر سازمان معرفی نمی کنند. شاید روشن ترین علت این امر عدم تعلق سازمانی باشد.

باید بگویم در طول سال هایی که از شروع دهه ۸۰ می گذرد سازمان گام های بلندی برداشته است و در بین سازمان های فرهنگی، به جرأت یک سر و گردن بالاتر ایستاده است. دلیل این ادعا را در موفقیت تبیان، خبرگزاری مهر، انتشارات امیرکبیر و مؤسسات وابسته، تولیدات منحصر به فرد و مطابق با نیاز مخاطبان در معاونت پژوهشی و آموزشی، گفتمان جوان، طرح موفق روحانی مستقر، هسته های فرهنگی جوان، درخشش های واحدهای استانی، تبلیغات الکترونیک دینی قابل ملاحظه، تعداد قابل توجه پایگاه های اطلاع رسانی الکترونیک سازمان و ... جست و جو کنید. شاید هم برخی از ما نمی دانستیم این قدر موفق شده ایم. چون بر اساس یک علت روانی، بیشتر میل به توسعه و گسترش پیام ها و اخبار منفی داریم تا اخبار مثبت.

در کنار موفقیت های خوب و قابل ارزش انفرادی که هر یک از مدیران ما در کار خود به دست آورده اند، اما از نظر تیمی موفق به نظر نمی رسند. کار تیمی برای آنها در اولویت نیست. تیم به هم ریخته مثل دست یا پای شکسته است. جا انداختن آن همیشه با درد همراه است و گاهی وقت ها برای درست کردن آن ناچار باید آن را دوباره بشکنیم، زیرا از این شکستن هدفی داریم.

به نظر می رسد قسمت های مختلف سازمان کمی پراکنده و منفرد کار می کنند. تیم مدیریت ما از حیث تجربه و استعداد از سازمان های مشابه، برتر است. از حیث فناوری هم پیشرفت قابل توجهی دارد. هیأت رئیسه محترم سازمان نیز از دیگر سازمان های مشابه قوی تر و با تجربه تر است. اما خروجی سازمان قابل توجه نیست و اگر هم از سوی برخی مجامع و سازمان های بیرونی مورد قبول باشد، از نظر ما نباید راضی کننده باشد. راستی علت چیست؟

من پس از بررسی های مفصل و با شناخت عمیق و پر دامنه از لایه های زیرین کار در بخش کارکنان، کارشناسان و مدیران (به دلیل روابط زیرساختی و دوستانه و عدم فاصله از جمع کارکنان) به این نتیجه رسیدم که مشکل واقعی سازمان این است که کار ما، کار تیمی نیست. دلیل حضور هر یک از ما در سازمان تنها باید یک چیز باشد؛رسیدن به هدف.

بر اساس تجارب دانشمندان علم مدیریت و سال ها تجربه کار سازمانی می توان گفت هر تیم ممکن است به ۵ دلیل نتواند وظایف تیمی خود را انجام دهد. این ۵ علت را به شکل هرم می توان نشان داد:

 

در شناخت ۵ دشمن کار گروهی، با من همراه باشید.

۱) نبود اعتماد:

اولین آسیب که قاعده هرم را شکل می دهد نبود اعتماد است. شالوده کار گروهی اعتماد است و وجود اعتماد شرط اصلی تیم سازی است. اگر از شما بپرسم که هر کدام به ۵ سوال شخصی اما بی ضرر درباره دوران کودکی تان پاسخ دهید، در مقابل این سوال ها چه می گویید؟

ـ زادگاه؟ ـ تعداد فرزندان خانواده؟ ـ سرگرمی های دوران کودکی؟ ـ بزرگترین چالش دوران رشد؟

ـ نخستین کار؟

اگر پاسخ ها را جمع کنیم در میان پاسخ های هر نفر از ما یک یا دو نکته با ارزش وجود دارد که شاید هیچ کدام از ما از ارزش آنها اطلاع نداشته ایم و درمی یابیم که چقدر نکات مشترک بین ما وجود دارد.

کار تیمی، با ایجاد اعتماد آغاز می شود و تنها راه اعتماد آفرینی، غلبه بر نیاز به مصونیت و آسیب ناپذیری است. باید در مقابل عبارت نبود اعتماد، عبارت آسیب نا پذیری را مورد توجه قرار داد. اگر از هر کدام از ما بخواهند ظرف مدت ۵ دقیقه، قوی ترین و ضعیف ترین جنبه خود را که مؤثر در موفقیت و شکست کارمان در سازمان است معلوم کنیم، چه خواهیم نوشت؟!

۲) مقام و منیت:

اکنون به قله هرم که مهم ترین آفت و آسیب کار تیمی است دقت کنید: مقام و منیت، این آفت همان کشش اعضای تیم به جلب توجه و تأیید فردی به بهای از دست دادن نتیجه کار جمعی است، یعنی هدف های تیم فدای هدف های فردی و منیت افراد می شود.

۳) ترس از برخورد:

اگر ما به هم اعتماد نکنیم، هیچ وقت خود را درگیر برخوردهای آزاد و سازنده نمی کنیم، بلکه سعی می کنیم به طور تصنعی و زورکی با هم هماهنگ شویم.

۴) نبود تعهد:

آفت بعدی هر تیم، نبود تعهد و غفلت از مشارکت در تصمیم گیری هاست. دلیل نبود تعهد، ابهام است. ابهام در هدف ها و جایگاه واقعی هر فرد در موفقیت کار سازمانی و گروهی.

۵) پرهیز از مسئولیت پذیری:

وقتی هدف، مشخص و تأیید شد باید در برابر آن متعهد و نسبت به تعهد خود پاسخگو باشیم، به طوری که عملکرد و رفتار ما با عالی ترین معیارها مطابقت کند.

 

● برداشتن بار سنگین :

بی هیچ شبهه، تحلیل گران و رسانه ها، موفقیت هر سازمان را با معیار خروجی های کاربردی آن می سنجند. باید تمام مدیران و کارکنان سازمان بر سر یک مسئله توافق کنند و آن جذب مخاطب و توجه به هدف والای توسعه فرهنگ دینی است.

بی تردید، اگر سازمانی بهترین مدیران را داشته باشد ولی به طور تیمی کار نکند، مدیران آن سازمان هم برای خودشان مسئله ساز می شوند هم برای سازمان شان. در واقع به دو راهی چه کنم می رسند و از خودشان می پرسند تیم اولشان کدام است؟

تیم اول ما مربوط به آخرین آفت کار تیمی می شود، یعنی برتر دانستن مسائل شخصی بر هدف های تیمی. تیم اول ما سازمان ماست. سازمانی که بیشتر از منزل مان در آن هستیم و به آن علاقه مند. هر قدر هم ما هم دیگر را دوست داشته باشیم، نمی توانیم از کیسه این جمع و مدیران آن، خرج روابط شخصی مان کنیم. مدیران سازمان باید با هم دست و پنجه نرم کنند، از یکدیگر نقد منطقی کنند، ببینند کارها چطور پیش می رود؟ وقتشان را چطور صرف می کنند؟

این سوالات اصلاً بوی بی اعتمادی نمی دهد، چرا که اعتماد به این معنا نیست که همه هوای ما را داشته باشند و نباید از دیگران مسئولیت بخواهیم. اعتماد یعنی علم به این مسئله که وقتی یک عضو تیم، عضو دیگر تیم را تحت فشار منطقی قرار می دهد، این کار را به خاطر تیم می کند نه خودش.

در سال ۱۳۸۴، ریاست مکرم سازمان تبلیغات اسلامی در جلسه مدیران معاونت پژوهشی و آموزشی گفتند: تیم حسابرسی را مأمور کرده ام تا اسناد و گزارش های عملکرد شما را بررسی دقیق کرده و به بنده گزارش دهد این خبر، کمی عجیب بود، چرا که معمولاً تیم های حسابرسی از خارج از سازمان و در اغلب موارد بدون اطلاع و سرزده می آیند. آقای دکتر خاموشی در مقابل سوالات مختلف مدیران معاونت گفتند: من دوست دارم تا وقتی هستیم نقد شویم. اگر زمانی از این مسئولیت ها کنار رفتیم مورد بررسی و انتقاد قرار گرفتیم، شاید هیچ وقت فرصت دفاع یا توضیح پیدا نکنیم.

احتمالاً شما هم با من هم عقیده اید که این نکته، تدبیر و هوشمندی فوق العاده یک مسئول تیم است، چرا که به جای آنکه احتمالاً اشتباهات پی در پی اداری و مالی روی هم انباشته شود و پس از مدت زمان طولانی بررسی شود، بهتر است اشکالات کار به مرور و توسط خودمان شناسایی و برطرف شود.

نتیجه این حسابرسی که توسط شرکت محاسبان اسوه انجام شد، برای اصلاح روند کاری معاونت پژوهشی و آموزشی خیلی کارساز و راهگشا بود. این معنای کاربردی و ملموس اعتمادسازی است.

 

● دستاورد :

اگر یک بار به مدل پنج آفت کار تیمی برگشته و نگاهی دوباره به آن بکنیم و بخواهیم موقعیت خودمان و سازمان مان را به عنوان یک تیم، ارزیابی کنیم، کجای کاریم؟

آیا به هم اعتماد می کنیم؟ آیا برخوردهایمان با هم خوب است؟ انتقادهایمان منطقی و سازنده است؟ منافع سازمان را برتر از منافع و مقام خود می دانیم؟ به برخورد منطقی عادت داریم؟ چقدر نسبت به اهداف سازمان، تعهد و پایبندی داریم؟ چقدر پاسخگو هستیم؟ آیا حاضریم وقتی کسی در کارش کوتاهی می کند یا در مقابل مصلحت سازمان می ایستد با او برخورد منطقی کنیم؟ یا از کنار او به خاطر حفظ موقعیت یا هماهنگی زورکی رد شویم؟

بدون تردید، وجود نظم و پافشاری در رسیدن به اهداف، ضامن پیشرفت ما خواهد بود. باید به جای حفظ مواضع فردی و شخصی بیشتر به کار جمعی گرایش پیدا کنیم.

 

● پیشروی :

یک اصل پذیرفته شده در مدیریت نوین این است که هر قدر شمار کارکنان بیشتر می شود، باید شمار مدیرانی که به طور مستقیم زیر نظر رهبر یا رئیس تیم یا سازمان کار می کنند، کاهش یابد. هر قدر سازمان بزرگ تر می شود، تیم رهبری آن باید کوچک تر شود. باید مدیران که کارشان به هم مرتبط است زیر نظر یک مسئول واحد فعالیت کنند و رئیس اصلی با مسئول آنها ارتباط داشته باشد.

هر چند که درست کردن یک تیم متحد و یک دست، مشکل است، اما پیچیده نیست. اصل مسئله این است که سادگی آن حفظ شود. خواه یک سازمان بزرگ مثل تبلیغات اسلامی داشته باشیم یا یک قسمت کوچک مثل دفتر برنامه ریزی و توسعه آموزش عالی در دل سازمان بزرگ و خواه عضو تیمی که قرار است، بهتر شود.

در بهسازی کار گروهی به دو واقعیت اساسی زیر باید توجه شود:

۱) کار تیمی اصیل و واقعی در بیشتر سازمان ها هم چنان گریز پا و دست نیافتنی است؛ یعنی با وجود مطلوب بودن، رسیدن به آن مشکل است.

۲) سازمان ها به این علت در کار تیمی شکست می خورند که ناآگاهانه در پنج دام طبیعی، اما خطرناک می افتند. دام هایی که آسیب و دشمن کار تیمی هستند. این آفت ها به یکدیگر چسبیده اند و نمی توان آنها را از هم جدا کرد و هر یک از آنها می توانند سبب ناکامی کار تیمی شوند.

 

● مدل کار تیمی :

نگاهی دوباره به هر یک از این آفت ها و مدلی که از ترکیب آنها پدید می آید، می تواند موضوع را روشن تر کند:

۱) بی اعتمادی اعضای تیم به یکدیگر:

ریشه این آفت، بی میلی اعضای تیم به آسیب پذیر شدن در میان جمع است. آن دسته از اعضای تیم که از صمیم قلب سفره دل خود را در حضور دیگران نمی گشایند و ضعف ها و خطاهای خود را پنهان می کنند، زمینه بروز اعتماد را نابود می کنند.

۲) ترس از برخورد:

قصور در ایجاد اعتماد، زیان بار است، زیرا زمینه ساز آفت دیگری است که آن را ترس از برخورد می نامیم. در تیم هایی که بی اعتمادی حاکم باشد، امکان برخورد صادقانه آرا و عقاید از بین می رود و جای آن را بحث های لفافه دار و اظهارنظرهای جانبدارانه می گیرد.

۳) نبود تعهد:

نبود برخوردهایی سالم، زمینه ساز مشکل دیگری می شود که نبود تعهد نام دارد. اگر افراد نتوانند در جریان بحث های باز و پرشور، نظرهای خود را بگویند، هیچ گاه و یا دست کم به ندرت خود را به تصمیم هایی که گرفته می شود، پایبند می دانند، هر چند در نشست ها و در حضور دیگران، تظاهر به پذیرش آن تصمیم ها کنند.

۴) پرهیز از مسئولیت پذیری و جوابگو شدن:

به سبب نبود تعهد و مشارکت واقعی، اعضای تیم، استعداد پرهیز از مسئولیت پذیری و جوابگو شدن را در خود تقویت می کنند که همان آفت چهارم است. در نبود تعهد به برنامه های مشخص، حتی متمرکزترین و با انگیزه ترین افراد، غالباً از همکارانی که کردار و رفتار آنها برای هدف تیم زیان بار است مسئولیت نمی خواهند.

۵) بی توجهی به هدف:

کوتاهی در مسئولیت خواستن از یکدیگر، زمینه ساز آفت پنجم می شود. بی توجهی به هدف و نتیجه کار، هنگامی پدید می آید که اعضای تیم، نیازهای فردی مثل مقام و منیت، پیشرفت شغلی یا نیاز به تأیید و ستایش یا حتی نیازهای قسمت هایشان را بر هدف ها و نصاب های سازمان، برتر بدانند. بنابراین درست مثل وقتی که حلقه ای از یک رشته زنجیر، بریده می شود، اگر بگذاریم حتی یک نقص در کار تیمی پیدا شود، تمام کار تیمی آسیب می بیند.

 

● اعضای تیم های یک دست چه می کنند؟

برای شناخت این مدل، راه دیگری هم وجود دارد و آن رویکرد مخالف (ایجابی) است، یعنی ببینیم اعضای تیم های یکدست چه می کنند؟

۱) به یکدیگر اعتماد می کنند.

۲) درگیر بحث های آزاد و برخورد آرا و عقاید می شوند.

۳) به تصمیم ها و برنامه ها متعهد هستند.

۴) برای ثمربخش کردن و اجرای آن تصمیم ها و برنامه ها از یکدیگر مسئولیت می خواهند.

۵) همه فکر و ذکر آنها رسیدن به هدف های جمعی است.

این مدل، ظاهراً ساده است اما در عمل بی نهایت دشوار است، زیرا آن قدر، به نظم و پشتکار نیاز دارد که کمتر تیمی ظرفیت تحمل آن را دارد.

 

● نتیجه گیری:

با توجه به آنچه گفته شد، واقعیت این است که کار تیمی یعنی رعایت چند اصل در زمانی طولانی. موفقیت این نیست که به یک نظریه ظریف و پیچیده یا پیشرفته، معتقد و در آن استاد شویم. موفقیت یعنی در هم آمیختن شعور با پشتکار و نظم فوق العاده.

سازمان ها به دلیل ماهیت به شدت انسانی خود، در کار موفق می شوند. اعضای تیم های تخصصی با آگاهی بر نقایص انسانی خود، فرصت رشد گرایش های طبیعی زیر را فراهم می کنند:

ـ اعتمادآفرینی

ـ برخورد

ـ پایبند شدن و تعهد

ـ مسئولیت پذیری و جوابگویی

ـ توجه به نتیجه کار.

 منابع و مآخذ:
۱ـ لنچیونی، پاتریک؛ پنج دشمن کار تیمی؛ مترجم فضل الله امینی، نشر فرا: ۱۳۸۲.
۲ـ اسمیت، هیرم؛ مدیریت برخود؛ مترجم حافظ کمال هدایت، نشر فرا: ۱۳۸۳.
۳ـ غفاریان، وفا و کیانی، غلامرضا؛ استراتژی اثربخش، نشر فرا: ۱۳۸۴.
۴ـ ابیلی، خدایار و موفقی، حسن؛ دریچه ای بر مفاهیم نوین مدیریتی، نشر شیوه، ۱۳۸۲.
۵ـ بلانچارد، کن؛ مدیریت بر قلب ها، ترجمه عبدالرضا رضایی نژاد، نشر فرا: ۱۳۸۳.

 

منبع : سازمان تبلیغات اسلامی

 

کلید      
هدایت     

رازداری

 

کلام حق

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لاَ یَأْلُونَکُمْ خَبَالاً. (آل عمران: 118)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان همراز مگیرید [آنان] از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی ‌ورزند.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

جلیسان، نگه ‌دار امانت یکدیگرند و روا نیست یکی از آنها راز رفیق خود را آشکار سازد.( نهج الفصاحه، ص 346)

هر بنده‌ای که در دنیا برای دیگران راز پوشی کند، خدا در روز قیامت، رازپوش وی‌ شود.   (همان، ص 682)

 

حضرت امیر

رازداری، گوشه‌ای از سعادت است. (تحف العقول، ص 347)

سینه‌ خردمند، صندوق راز اوست. (نهج البلاغه، ص 361)

 

امام صادق

دوستت را از راز خود آگاه نکن، مگر تا آنجا که اگر دشمن تو بر آن راز آگاه شود، نتواند به تو زیان رساند؛ چون ممکن است دوست روزی دشمن شود. (محمدباقر کمره‌ای، آداب معاشرت، تهران، اسلامیه، 1364، ص 113)

 

امام کاظم

اگر در دست خود چیزی داری، دست دیگرت از آن اطلاع پیدا نکند. (مشکاة الانوار، ص 304)

 

قند پارسی

هر آن سرّی را که داری، با دوست در میان منه؛ چه دانی باشد که وقتی دشمن گردد؛ و هر بدی که توانی به دشمن مرسان؛ که باشد که وقتی دوست گردد.

                                                                                                             (گلستان سعدی)

و رازی که نهان خواهی، با کس در میان منه، اگر چه دوست مخلص باشد که مر آن دوست را نیز دوستان مخلص باشد همچنان مسلسل.

                                                                                                                     (گلستان سعدی)

به راز خود امانت ‌دار کردی                         دلم را مخزن اسرار کردی

                  (حزین لاهیجی)

 

سخن هیچ مگشا با رازدار                            که او را بود نیز انباز و یار

(شاهنامه حکیم فردوسی)

 

حدیث دیگران

افلاطون : هر چیز را که نگهبان بیشتر بود، استوارتر گردد، مگر راز را که نگه‌دار آن هر چند زیاد باشد، آشکارتر گردد.

 

بزرگمهر حکیم : قوی‌ ترین رکن دوستی، کتمان اسرار دوستان و رازداری آنهاست.

 

ضرب ‌المثل

Don̉t wash your dirty linen in public.

لباس کثیف را در ملأعام نشوی (سفره دلت را پیش هر کس پهن نکن).

 

It is a foolish sheep that makes the wolf his confessor.

گوسفند احمق باید باشد که گرگ را محرم اسرار خود کند.

 

گر نکته ‌دان عشقی، بشنو تو این حکایت

بود مردی علیل از ورمی                وز ورم بر نیامدیش دمی

رفت روزی به نزد دانایی               زیرکی پر خرد توانایی

گفت: بنگر که از چه معلولم             کز خور و خواب و عیش معزولم

محبسش چون بدید، مرد حکیم          گفت: ایمن نشین ز انده و بیم

نیست در باطن تو هیچ خلل             می‌‌نبینم ز هیچ نوع علل

مرد گفتا که بازگویم حال                کز چه افتاد بر من این اهوال

رازدار ملوک و پادشهم                  با مزاج ملوَّن و تبهم

شه سکندر دهد همه کامم                که ورا، من گزیده حجامم

لیک رازی است در دلم پیوست        روز و شب جان نهاده بر کف دست

نتوانم گشاد راز نهان                    که از آن بیم سر بود به زمان

سال و مه، مستمند و غمگینم            بیش از این نیست راه و آیینم

گفت مرد حکیم: رو تنها                  بی‌علایق نهان سوی صحرا

چاهساری ببین خراب شده              گشته مطموس و خشک از آب شده

اندر آن چاه، گوی راز دلت             تا بیاساید این سرشته گِلت

مرد پند حکیم چون بشنید                همچنان کرد از آنکه چاره ندید

شد به صحرا برون دانا مرد            از پی دفع رنج و راحت درد

دید چاهی خراب و خالی جای          درد خود را در آن شناخت دوای

سر سوی چاه کرد و گفت: ای چاه      راز من را نگاه دار نگاه

شه سکندر دو گوش همچو خران        دارد، این است راز، دار نهان

باز گفت این سخن سه بار و برفت      بنگر او را که چون گرفت آفت

زان کهن چاه، نی بُنی بر رست         شد قوی بُن و برآمد چست

دید مردی شبان در آن چَه نی            ببرید آن نی و شمردش فی

کرد نایی از آن نی تازه                   راز دل را که داند اندازه؟

نای چون در دمید، کرد آواز             با خلایق که فاش کردم راز

شه سکندر دو گوش خر دارد            خلق را از این راز او خبر دارد

فاش گفت این سخن به گرد جهان       مرد حجام را برید زبان

تا بدانی که راز بهروزان                 بهتر از جمر و آتش سوزان

عالمی پر از آتش و تف و دود           بهتر از یک سخن که راز تو بود

(ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی، گزیده حدیقه الحقیقه و شریعة الطریقه، تهران، هیرمند، 1372، ص 311)

 

مباحث     
 فرهنگی    

نوروز عنصر دیپلماسی فرهنگی

بخش دوم و پایانی

بهرام امیر احمدیان

گوناگونی ملل و اقوام برگزار کننده نوروز

 

نوروز در میان ترکان

اقوام ترک بعد از اقوام ایرانی از جمله مسلمانان اند که نوروز را برپا می دارند و در گسترش و زنده نگه داشتن آن کوشا بوده و هستند. بطوری که برخی از ملل و اقوام ترک تا بدانجا پیش رفته اند که نوروز را از منشاء ترکی می دانند. اگرچه نام و معنی نوروز ایرانی و فارسی و خود گویای منشاء ایرانی است ولی به هر جهت باید این موضوع را پاس بداریم که این عنصر وحدت بخش می تواند ما را بهم نزدیک کند. نوروز جشن آغازین سال نو بوده که از سوی ملت‌های مختلفی در دوران حاکمیت اسلامی و ترک‌ها آن را برگزار می‌کرده‌اند و شکلی غیر مذهبی به خود گرفته است‌. به همین دلیل گفتگوها در زمینه الهیات، در باره تاریخ نوروز که با موضوع مهمی در میان گروههای مختلف زردشتی در دو قرن گذشته بوده است‌، توجه بسیاری از مردم را به خود جلب نکرده است. اما موضوع آیین‌های نوروز بسیار جبرگرایانه دنبال می‌شده است‌. ممکن است تصور کنیم که پریدن از روی آتش که نه تنهادر جشن نوروز بلکه در جشن‌های خیدرالیاس (خذر الیاس)که در ماه می‌ برگزار می‌شوند، دیده می‌شود به عنوان یاد بود از آن آیین‌ها باقی مانده باشد. به گفته بویجه، هفت عنصر روی سفره نوروز که در ایران و آذربایجان و ازبکستان دیده می‌شوند، مربوط به هفت امشاسپندان زردتشتی است. بنا به باورها، نوروز روزی است که در آن خورشید شروع به حرکت می ‌کند.

باور به نوروز در ارتباط با آغاز سال نو و بیداری طبعیت‌، موجب شکل‌گیری برخی افسانه‌ها در میان ترک‌ها شده است‌. حتی یکی از این داستان‌ها که در آذربایجان به ثبت رسیده، نوروز را با شخص اسطوره ای به نام اوغوزخان‌ مرتبط می‌داند. یکی از سرزمینهای نوروز از گستره جهانی فرهنگ و میراث نوروز بهاری‌، کشور دوست‌، برادر و همسایه جمهوری آذربایجان است‌. سرزمینی که موسیقی ایرانی و دستگاههای آن از چارگاه و سه گاه و همایون و بیات ترک و شور، در آن به جاودانگی رسیده است‌. شعر و ادبیات از نظامی‌، حکیم گنجه و خاقانی آن نابغه شیروان و از فردوسی طوسی و ملای رومی و حافظ شیرین سخن گرفته تا همین اواخر، و مذهب شیعه و هزاران واژه پارسی و تعداد زیادی نامهای جغرافیایی‌، برخی باورها، مثلها، چیستانها و آیینها و چهره و قیافه ظاهر تا پندارهای مردمان سخت کوش و صمیمی آن با ایرانیان پیوستگی عمیق تاریخی و فرهنگی دارد. اکنون به مناسبت فرارسیدن نوروز باستانی 1385 و به یاد برقراری ارتباطات و نزدیکهای بیشتر دو ملت برادر در سالهای آینده، باید مورد ملاحظه قرار می‌گیرد.

نوروز با گذر از مرزها، به عید ملی و بشری ملل و اقوام تبدیل شده است‌، هر ملتی کوشش می‌کند نوروز را عید ملی خود بشمار آورده و بدین ترتیب در جهان شرق درباره نوروز ملاحظات گوناگون‌، آداب و آیین‌ها، مراسم‌، افسانه‌ها و روایتها پدید آمده است‌. حتی در جهان تُرک نیز، اقوام گوناگون به نوروز آرایه‌های هنری داده‌، آن را عید ملی عمومی خود بشمار می‌آورند. ولی بدون در نظر گرفتن همه این موارد، نوروز در بین مللی که آن را برگزار می‌کنند، ویژگیهای اصلی خود را حفظ و نگهداری کرده‌است‌. ملل شرق‌، نوروز را آغاز سال نو خود به شمار آورده‌، آن را چون رمز فراوانی و برکت می‌دانند (آزاد نبی‌یف‌، ایل آخیر چرشنبه لر (چهارشنبه‌های آخر سال‌)، باکو 1992(به زبان آذری‌). ترکمنها پس از دستیابی به استقلال و در راستای احیای آداب و سنن ملی خود، نوروز را یکی از جشنهای ملی اعلام کردند. مطبوعات ترکمنستان با اشاره به آمادگی مردم این کشور برای برپایی این جشن ملی نوشتند که در ترکمنستان‌، جشن بهار برپا می شود. در طول قرون متمادی ترکمنها این جشن را به عنوان روز اعتدال بهاری‌ بر گزار می کردند. رئیس جمهور فقید ترکمنستان‌، در مورد نوروز گفته است که نیاکان ما برای نوروز اهمیت زیادی قائل بوده اند زیرا در ایام نوروز سال دگرگون شده و طبیعت دوباره زنده می شود، حقیقتاً نوروز عید واقعی ملتهاست‌. ترکمنستان در جریان اجلاس دوازدهم مجلس مصلحت خلق با تغییر اسامی ماههای میلادی به ایجاد تقویم ترکمنی‌ اقدام کرد و در این راستا نام ماه مارس‌ را به دلیل همزمانی با ایام این جشن به نوروز تغییر داد (روزنامه اطلاعات 15/12/1381).

چند روز پیش از بر پایی جشنهای نوروز مردم شروع به منظم کردن زندگیشان می کنند و لباسهای نو به تن می کننند و با لباسهای نو به سال نو خوش آمد می گویند. همه چیزهای خانه پاکیزه می شوند. ظروف مسی و تیرها، برق انداخته می شود. تشک ها و قالیچه ها و قالی ها را تکان داده و تمیز می کنند. هنگامی که نوروز می آید، گلها ی خانه منظم شده و میز غذاخوری آماده می شود. برای نوروز هفت نوع غذا که نام آنها با حرفس شروع می شود، بر روی میز چیده می شود که هفت سین نوروز نامیده می شود. این هفت نوع غذا عبارتند از: سنجد، سیر، سرکه، سماق، سنبل، سبزی، سمنو. ادامه تهیه سمنو، یعنی پختن بدون نمک تا کنون، نشان دهنده شاخص کهن ترین جشن نوروز است. بعد از چیدن میز غذا خوری با غذاهایی که با هفت سین شروع می شوند، کلوچه کامل و کاسه آب که با برگ سبز پوشیده شده، و یک شمع نیز گذاشته می شوند. کتاب قرآن و گل سرخ در بشقاب روی میز قرار می دهند. ابتدا کوچکترین فرد به والدین و برادران و خواهرانش، اقوام، همسران، و دوستان تبریک می گویند. آنها به همدیگر هدیه می دهند. بر اساس سنتی قدیمی قونشی اوکارا غذاهایی بین همسایگان توزیع می شود. والدین به عنوان یادگاری این روز و که تبدیل به شکل باورها شده است، به فرزندانشان هدیه می دهند. وقتی نوروز جشن گرفته می شود، تمام کدورتها و خشم ها به سال گذشته داده می شود و سال نو با دلی روشن و لباسهای نو دیده می شود، که در زمره بهترین و با شکوه ترین رسم ها می باشد(نورزتان مبارک)...(آمدن نوروز به جهان، پروفسور دکتر آتا ساری یف[1]).

در قرقیزستان که قریب به هفتاد سال حاکمیت نظام کمونیستی شوروی سابق بر این جمهوری این عید و مراسم مربوط به آن منسوخ و فراموش شده بود، از سال 1991 میلادی که قرقیزستان مانند دیگر جمهوری‌های شوروی‌، به استقلال رسید، این مراسم هر سال باشکوهتر از سال‌های قبل برگزار می‌شود. در قرقیزستان ملاحظه ساعت تحویل سال‌، سفره هفت سین‌، دید و بازدید و پذیرایی با آجیل و شیرینی‌، زیاد متداول نیست‌. عید نوروز از اولین لحظه بامداد بیست و یکم مارس شروع می‌شود و تا غروب همان روز ادامه دارد. مراسم جشن این روز را در شهرها دولت تدارک می‌بیند و در روستاها بزرگان و ریش سفیدان در برگزاری آن دخالت دارند. محل برگزاری مراسم در شهرها بزرگترین میدان مرکزی شهر و در روستاها در بیابان‌های اطراف می‌باشد. البته در شهرها علاوه بر میدان مرکزی‌، بسیاری از برنامه‌های ورزشی و هنری را در سالن‌ها و استادیوم‌های ورزشی و یا سالن‌ها و آمفی تئاترها، نیز برگزار می‌کنند.

اکثر خانواده‌های قرقیزی در شهرها و تمامی‌خانواده‌های قرقیزی در روستاها از ساعات اولیه صبح روز عید از خانه هایشان خارج می‌گردند و در مکان هایی که قبلاً در نظر گرفته شده است‌، گرد می‌آیند. در شهرهای بزرگ مانند بیشکک و اوش و جلال آباد و تالاس‌، در حواشی میدان بازارهای موقت ایجاد می‌شود و انواع اجناس از قبیل خوراکی و پوشاک و وسایل بازی بچه‌ها، خصوصاً بادکنک‌های رنگارنگ در اندازه‌های گوناگون‌، عرضه می‌شود. در شهرهای کوچک و روستاها که وجود بازار آن چنان رونقی ندارد، بعضی خانواده‌ها به پختن غذاهای سنتی در حاشیه میدان‌ها اقدام می‌کنند و به طور رایگان بین حاضران توزیع می‌نمایند. در بعضی از روستاها، پختن غذاهای سنتی به صورت مسابقه انجام می‌شود. بدین ترتیب که عده‌ای از بزرگان و سالمندان بین خانواده هایی که اقدام به پختن غذا کرده‌اند، گردش می‌کنند و از هر نوع‌، مقداری می‌خورند و بعد درباره کیفیت و نوع غذا نظر می ‌دهند، و برای کسی که خوشمزه‌ترین غذا را ارایه داد جایزه در نظر می‌گیرند.

از معروفترین غذاهای ملی و سنتی در قرقیزستان می‌توان از بِش بارماق‌ و ماننَه‌ و از نان‌های مخصوصی که در این روز پخته و عرضه می‌شود می‌توان از کالاما و بُرسک‌ و کاتَما نام برد. امروزه بسیاری از مردم در یک منطقه جغرافیایی که مرزهای آن آنقدر وسیع است که نمی‌توان برایش حدی قائل شد، عیدی را جشن می‌گیرند که نوروز نامیده می‌شود. این کلمه در اصل از فارسی گرفته شده و می‌توان آن را به روز نو، آغاز سال معنی کرد به این صورت که نو به معنی جدید و روز به همان معنی روز است‌. در واقع نوروز که مطابق با 21 مارس است‌، به طور رسمی در ایران به عنوان آغاز سال جدید جشن گرفته می‌شود. از آنجا که ترکها از ابتدا از تقویم میلادی استفاده می‌کردند، نوروز ارتباط خود را از هر نظر با این تقویم از دست داده است‌، اما با وجود قرنها ذخیره فرهنگی و مراسم مبتنی بر این امر، مسلم به نظر می‌رسد نوروز هنوز اهمیت خود را حفظ کرده است‌. پس از سال 1991 یعنی زمانی که جمهوری‌های آسیای مرکزی اعلام استقلال کردند، نوروز که گاهی اوقات دور از چشمها و گاهی اوقات با تردید جشن گرفته می‌شد شکل رسمی پیدا کرد. امروزه میان ترکها و ایرانیان در مناطقی از بالکان تا چین جشنهایی مرسوم می‌باشد( نوشته ایلکر اوریم بین باش)[2]

تا سال 1991 نوروز در ازبکستان به ویژه در مناطق روستایی به طور غیر رسمی برگزار می‌شد. هنگامی که ازبکستان در سال 1991 استقلال خود را اعلام کرد، نوروز به عنوان یکی از اعیاد ملی پذیرفته شد. پس از روز استقلال‌، این عید با شور و شوق بیشتری نسبت به گذشته برگزار می‌شود. در مناطق مختلف ازبکستان نامهایی همچون ییلباشی‌ و جیلباشی‌ به نوروز داده‌اند. دادن و گرفتن هدیه‌، دیدار خویشاوندان و همسایگان در کشور ازبکستان در زمان نوروز رسم است‌. نکته دیگر این است که همه چیزهای زنده و طبیعت به نوروز سلام و خوشامد می‌گویند. نزدیکی طولانی مدت محیط فرهنگی ایران و ازبکستان و آشنایی با ادبیات ایران، موجب تشابهاتی در بسیاری از رسوم شده است‌.مهمترین این تشابهات‌، اهمیتی است که به سفره نوروز داده می‌شود و آن خویشاوندی و همبستگی که در سفره مراسم نوروز بوجود می‌آید یکی از مهمترین این رسوم در ازبکستان پختن سومنَک‌(سمنو) است‌. بسیاری از غذاهایی که برای نوروز تهیه می‌شوند از این غذا که از حبوبات تهیه می‌شود، پیروی می‌کنند. شاخه هفت درخت روی سفره نوروز قرارداده می‌شوند که به اهمیت آن پیشتر اشاره کردیم نام‌های این درختان که شاخه‌ای از آنها روی سفره نوروز قرارگرفته عبارتت از: 1) شاخه درخت بید مجنون‌ 2) شاخه درخت زیتون 3) شاخه درخت به گینجه‌ 4) شاخه درخت فندق گردو 5) شاخه درخت بادام 6) شاخه درخت دیزتا 7) شاخه درخت انار. به همین تعداد هفت نوع غذای مختلف باید بر روی سفره نوروز وجود داشته باشد.در پایان هفت چیز که نامشان با حرف سین شروع می‌شوند باید روی سفره قرار بگیرند که هفت سین نامیده می‌شود هفت سین‌ 1)سیر 2) سماق 3) سرکه 4) سنبل 5) سبزه 6) سمنو 7) سنجد.

به نظر می‌رسد چنین رسومی که نظایر آن در آذربایجان نیز دیده می شود به شکل فرهنگ ایرانی - ترکی متجلی شده است. از نظر مطالعات و تحقیقات نوروزی باشقیردستان یکی از جالبترین کشورهاست. جمهوری باشقیردستان، در ترکیب فدراسیون روسیه و در بخش اروپایی آن در منطقه ولگا واقع شده است. منابع نوشتاری و گفته‌های افرادی که در باشقیردستان از آنها نظر خواهی شد نشان می‌دهد که نوروز را در آنجا جشن می‌گرفته‌اند. اما امروزه هیچ جشن نوروزی که بتوان آن را جشن نوروز در دیگر کشورها (جمهوری‌ها) مقایسه کرد وجود ندارد. نخستین چیزی که در باشقیردستان توجه ما را به خود جلب کرد، شیوه بسیار پیچیده جشن‌های آن بود. آنها نه تنها نوروز بلکه ایجاد اعیاد دیگری را در اوقات مختلف همچون عید ناردویان (بیست و پنجم دسامبر) باغ چای آویشن(ککلیک سئی،در آغاز ماه مای)، چای مای(سئی مای)،‌ ییل بارسی، کارگا اوتی و برخی دیگر را جشن می ‌گیرند. می‌توان گفت تمامی این اعیاد بخصوص اعیاد تابستانی که یی یان‌ نامیده می‌شود و در روستا جشن گرفته می‌شوند عناصر اعتقادی محلی بسیاری دارند.

در این باره تصور می‌کنم جالب باشدکه شیوه اعیاد فصلی را با شیوه اعیاد اعتقادی علوی و جوامع اهل حق مقایسه می‌کنیم چرا که در این دو شیوه تنها یک شیوه اعیاد فصلی بلکه چندین نوع شیوه برگزار ی اعیاد فصلی‌، وجود دارد. از این نقطه نظر تأثیر مسافت‌های طولانی بین باشقیردستان و مناطق مسکونی ایران‌، خاورمیانه و محل جغرافیایی اهل حق و جوامع قزلباشیه در مرکز عثمانی و سیستم مرکزی ایران قابل بحث و گفتگو است‌. دراین متن ابرهار اعیاد مجارها را عید نوروز را که براساس کشاورزی بنیان نهاده شده است، تفکیک می‌کند که بسیار جالب است‌. عیدی در فصل بهار، آن زمان که علف‌های‌تازه می‌رویند و اسب‌ها تولید مثل می‌کنند، برگزار می‌شود که بخاطر فراوانی نعمت نیست بلکه جشنی براساس (نوشدن‌) زمین است‌.

همان گونه که می‌بینم شیوه اعیاد در باشقیردستان ما را به سوی شیوه‌های بسیار قدیمی‌تر که بیشتر عثمان توران مشخص کرده بود، رهنمون می‌شود(47). جالب است بدانید که اعیاد نوروز در باشقیردستان با رسومی همچون مسابقات اسب دوانی‌، دید بازدید افراد در روستا و مسابقات کشتی همراه است که بر اجتماع تأکید می‌کنند. بر خلاف رسومی همچون سومه لک‌ برنج نورزی در میان ازبک‌ها یا هفت سین وجود هفت چیز بر سر سفره که با حرف سین آغاز می‌شود که تاکیدشان بر غذا و خانواده است(ایلکر اوریم بین باش). علاوه بر باشقردستان، در جمهوری تاتارستان به مرکزیت قازان نیز نوروز جشن گرفته می شود. در سال 1780 در قازان کتابی به نام نوروز نامه به زبان تاتاری منتشر شده است. تاتارهای مسلمان نوروز را با شکوه تمام جشن می گیرند. دولت ترکیه از چندی پیش توجهی خاص به نوروز معطوف می‌دارد و به برپایی کنفرانسها و سمینارها و انتشار مقالات و کتابها دست می‌زند. در سال 1991 میلادی نوروز به عنوان عید و روز مشترک دنیای ترک اعلام گردید و دولت خاطرنشان ساخت که نوروز را به عنوان عید و تعطیل رسمی قبول خواهد کرد. رئیس جمهور در قبول هیأتی مرکب از وزیران‌، سفیران‌، ورزشکاران و هنرمندان جمهوریهای ترک‌نشین از عید نوروز با عبارت امیدی تازه‌ در راه تحقق آرمان تشکیل دولت بزرگ ترک یاد کرد. تشکیل مجمع دنیای ترک همزمان با مراسم نوروزی سال 1996 نیز نشان داد که ترکیه می‌خواهد از این جشن برای همبستگی بیشتر با جمهوری‌های آسیای میانه استفاده کند. ترکیه از عنصر نوروز به عنوان دیپلماسی فرهنگی سود جسته است و جشنواره های نوروزی چندی را با جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز که نوروز را گرامی می دارند، برگزار کرده و از آن بهره گرفته است و به نزدیک کردن دیدگاههای فرهنگی این قلمروهای نوروز اقدام کرده است.

 

قلمروهای ایرانی تباران

بنا به نوشته اصل بیگم منظر شاه آوا، از اندیشمندان تاجیکی برای نیاکان تاجیک نوروز معنای پیروزمندی عدالت و آغاز زندگی جدید را داشت. آن‌ها اول بهار را که ایام برابری شب و روز و هنگام احیای طبیعت و موسم کشت و کار بود جشن می‌گرفتند. از نظر آن‌ها جشن نوروز نسبت به دیگر جشن‌ها اعتبار بیش‌تری داشت. مسلم است که نوروز یکی از جشن‌های ایرانیان بوده و رسم و سنت‌های خوبی را تجسم می‌کند. در بدخشان هم که یکی از بخش‌های ایران بوده عید نوروز را به شکل گسترده‌ای برگزار می‌کنند. عید نوروز که برای بدخشانیان عید ملی اجدادی است به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات به شمار می‌رود و به اسم خیدیر ایام یعنی عید بزرگ معروف است. معمولاً بدخشانیان به ویژه در محلات روشان و شغنان عید را ایام می‌خوانند و هر یـک از آن‌ها سنـت‌های خاصـی دارند، ‌از جـمله این که در بعضی از مناطق نوروز را در نیمه دوم ماه فوریه یا همزمان با مراسم خفت براران (یعنی براوردن برزگاوان گاو نر) برای شدگار (شخم زدن) جشن می‌گیرند. اما معمولاً‌ جشن عید نوروز هنگام برابری شب و روز به وقوع می‌پیوندد. چنان که از پیشینیان میراث مانده است هر خانواده چند روز قبل از نوروز برای برگزاری عید آماده می‌شود. خانه را پاک کرده، تمام ظرف‌های خانه را تمیز می‌کند تا گردی از سال کهن باقی نماند. روز نوزدهم را خلیفه ده (خادم مذهبی) معین نموده به همه مردم اعلام می‌دارد. برابر رسم، دو روز قبل از نوروز کدبانوی خانه وقتی که خورشید به اندازه یک قد نیزه بالا آمد دو جارو را بسته آن را جایی راست می‌گذارد. می‌گویند که این جارو از جاروهای معمولی نیست رنگش سرخ است و آن را در فصل پاییز از کوه و پشته برای نوروز جمع کرده و تا جشن نوروز نگاه می ‌دارند.

این به آن خاطر است که رنگ سرخ برای بدخشانیان رمز نیکی و پیروزی است و جارو را هم در سر چوبی که ارتفاع آن به اندازه یک نیزه است با پارچه سرخ می‌بندند. کودکان،‌جوانان و کهنسالان با بی‌قراری منتظر فرا رسیدن نوروز هستند. با دمیدن صبح کاذب همه از خواب بلند می‌شوند که این نیز رمز خاصی دارد. یعنی تا پایان سال جسم و روح انسان پاک، سالم و نیرومند خواهند ماند(اصل بیگم منظر شاه آرا). آغاز سال نو سنتی در میان تاجیکان چین‌، نوروز را روز شگون‌ نیز می نامند. پیش از رسیدن روز شگون‌، نخست خانه تکانی می کنند و بر دیوار ها نقاشی های نمادین و نشانه های خوشبختی می‌کشند که معنای آنها، شکوفایی و از نو زاده شدن جهان هستی‌، انسان‌، حیوان و گیاه است‌. در بامداد نوروز، بر پایه یک سنت بسیار کهن‌، گاوی را به درون خانه یا چادر عشایری می کشند، آن را به دور اتاق می گردانند و سپس کمی آرد گندم را به نشانه خیر و برکت به روی گاو می‌پاشند. آنگاه کمی نان به گاو می‌دهند و آن را از خانه بیرون می‌برند. پس از آن‌، کلان سالترین دهگان یا کدخدای ده بیرون می‌آید و در میان خانواده ها که یک جا، گرد آمده‌اند، نخست نیایش نوروزی می‌خواند و سپس نوروز را به همه خانواده ها شادباش گفته‌، سالی خوش و پر برکت را برای مردم آرزو می‌کند. نیایش نوروزی که عشایر تاجیک می‌خوانند این گونه است و لازم به یاد آوری است که از این نیایش روایات چندی موجود است که با هم تفاوتهایی اندک دارند:

فاتح کار فاتح کار مبارک شگون بهار

سال نو، ماه نو، روز نو، ساعت نو، کار نو، عمر نو مبارک‌

یک دانه هزار دانه‌هزار دانه بیشمار

عمر دراز، بنیاد سبزمبارک باد

هر بلا، هر قضا که از پیش آیددفع کن پروردگار

از کل پریشان ‌در امان

کارهای گَنِدگی بماند و کارهاب خوب برآید

از یک دانه هزار دانه‌، از هزار بی شمارالله اکبر

سپس دید و بازدید های نوروزی آغاز می شود و خانواده ها به دیدار یکدیگر می روند و نوروز را شادباش می گویند. تاجیکان به جای هفت سین هفتی‌ می گویند و نوروز در میان اینان بر شگون عدد هفت استوار است‌. هنگام آمدن مهمانان نوروزی اگر تعدادشان زیاد باشد، هر هفت نفر، هفت نفر، در یک جا می نشینند، نان را که مقدس ترین خوراک آنان به شمار می رود، هفت تکه کرده بر خوان نوروزی می نهند و هفت تکه نان سرخ کرده را از خانه بیرون می‌اندازند. در نیایش نوروزی حتماً نام هفت تن از نیکان را می برند و بر خوان نوروزی‌، هفت ظرف یا سینی که در آنها انواع خوراکیها، گوشت‌، شیرینی و میوه چیده شده است‌، می نهند و بر پایه کهن ترین سنت نوروزی‌، هفت چین می گذارند نه هفت سین‌! به هنگام رسیدن میهمان‌، بانوی خانه در کنار می‌ایستد و کمی آرد گندم را به روی شانه مهمان می‌ریزد که به معنای آرزوی سالی خوش و پر برکت است‌.

روز سوم نوروز، مراسمی ویژه برگزار می‌گردد که همانند چهارشنبه سوری است‌. در این روز به هنگام فروخفتن خورشید، هر خانواده به تعداد اعضای خود مشعل آماده می‌کند و هنگام آغاز مراسم‌، همه افراد خانواده گرد هم می آیند و نام هر فرد خانواده را می‌خوانند. هر کس که نامش خوانده می‌شود بر می‌خیزد و یکی از مشعلها را به نام خود روشن می‌کند و شامگاهان مشعلهای روشن را بر پایه های چوبی بلند قرار می‌دهند و بر بام خانه می‌گذارند و سپس در حیاط یا فضایی باز، آتش می افروزند و ضمن پریدن از روی آتش در زیر پرتو مشعلها و در کنار آتش تا بامداد دست افشانی و پایکوبی می کنند و شام را به بام می‌رسانند و چنان که در باورهای آیینی کهن آمده است‌، در نوروز فروهر رفتگان از آسمانها به زمین می‌آیند تا هنگام فرارسیدن سال نو در کنار خانواده و فرزندان خود باشند و به همین دلیل در روزگاران گذشته‌، بر فراز خانه ها مشعل یا آتش می‌افروختند تا فروهران را نیک آید.

در وادی فرغانه که بنا به نوشته حدود العالم من المشرق الی المغرب(قرن چهارم هجری)درِ تُرکستان است و موزائیکی است از اقوام، نوروز پرفروز را تاجیکان‌، ازبکان‌، ترکها، قرقیزها و اویغورها با هم جشن می‌گیرند. زیرا آنها خلقهایی‌اند که در طول چند عصر همزیستی و از فیض دوستی و برادری با هم قرین گشته‌اند. ساکنان موضع سوخ‌ نوروز عجم را عیدِ سرِسال‌ نام می‌برند. آنها به مثل اکثر مردم ایرانی‌نژاد هفته پیش از آغاز نوروز آمادگی می‌گیرند. مردان بام و دیوارها را ترمیم کرده‌، زنها در نوبت اول آتشدان‌(اُجاق‌) را با گِل‌ِ سرخ‌، اندوده می‌کنند. چونکه آتشدان تمثال زندگی است‌. کدبانوان بالین و بستر، لباس و پلاس را بیرون برآورده‌، آفتاب می‌دهند. خانه را تازه و تمیز می‌کنند. مردها با همیاری یکدیگر جویبارهای دیه را ترمیم می‌سازند. سوخیان‌، سومنک‌(سمنو) را بی‌بی‌سومنک‌ می‌گویند و زنها با پای طهارت به طبق پرگندم‌، که رویش با پارچه پوشیده شده است‌، نزدیک می‌شوند و تا نیش زدن‌ِ آن‌، هر روز یک پنجه آب می‌پاشند. در بخارا آن سرزمین شریف و ایرانی، واقع در ازبکستان کنونی و سرزمینی پارسی زبان و ایرانی تبار، در فاصله‌ سه کیلومتری شهرک کاگان استان بخارا، روستایی به نام زیرآباد واقع شده است. مردم این روستا را ایرانیان و یا به تعبیری دیگر فارس‌ها یا فارسیان می خوانند. مردم این روستا رسوم فراوانی دارند که از سرزمین آبا و اجدادی‌شان به این دیار کشانده‌اند. یکی از این مراسم جشن نوروز است که جایگاه ویژه‌ای در بین مردم دهستان دارد. ایرانیان بخارا و ایرانی‌تباران زیرآباد گرامی‌داشت سال نو را به زمان خلافت حضرت علی(ع) نسبت می‌دهند. نقل است: آن روز که حضرت محمد (ص) تاج و تخت خلافت را به داماد خود حضرت علی شیرخدا می‌سپارند، دوستداران و پیروان امام علی(ع) بی‌نهایت شادمان می‌شوند و با خرسندی جشن می‌گیرند و هم آن روز را نوروز می‌خوانند. مردم زیرآباد، به ویژه زنان و کودکان، دو سه ماه مانده به جشن نوروز، آمادگی خود را برای برگزاری جشن تدارک می‌بینند. والدین به مناسبت عید برای فرزندان و اهل خانواده، لباس‌های نو می‌دوزند و یا می‌خرند.

مردم ده اعتقاد دارند که باید در روز عید لباس نو بپوشند. افراد فقیر نیز که توانایی خرید لباس نو را ندارند با دوختن یک پارچه نو بر روی لباس کهنه به استقبال جشن نوروز می‌روند. خرید لباس نو و پوشیدن آن، یکی از برنامه‌های گوناگون عید نوروز است و آن را عید لباس‌پوشی می‌خوانند. به مناسبت نوروز، 40 تا 80 نوع شیرینی و غذاهای نوروزی تهیه می‌شود. خانم‌ها، یک هفته پیش از فرا رسیدن عید نوروز، در بشقاب‌هایی گندم را سبز می‌کنند و خانه و ایوان‌ها را ترمیم و تمیز می‌کنند. تازه عروس‌ها به آرایش و تزئین می‌پردازند و موهایشان را می‌بافند که در اصطلاح محلی به آن میده‌بافی می‌گویند. در آستانه عید، دامادها به نامزدهایشان به مناسبت عید نوروز تبریک می‌گویند و برای آن‌ها هدایای عیدی می‌فرستند. صبح نوروز، هر یک از افراد خانواده، با فرارسیدن بهار نازنین، به همدیگر مبارک‌باد می‌گویند و آرزو می‌کنند ارزانی و امانی (امنیت) برقرار شود، فیض و برکت افزایش یابد، خانواده‌ها آباد و افراد خانواده شاد و خرم باشند، گرانی و سختی، رنج و محنت و مرارت و غم و درد از سر مردم دور گردد(قاسم مولودآوا، نوروز در بخارا). اما در افغانستان آن سرزمین آریایی و ایرانی تبار و جهان ایرانی، از هزاران سال پیش، روز اول سال و آغاز بهار را با برگزاری مراسم ویژه و توأم با سرور و شادمانی جشن می گرفتند و سرور وشادمانی در این روز را به فال نیک گرفته و به برکت فیوضات آن، سالی را که پیش رو داشتند، نیک بخت می پنداشتند. از روزگاران قدیم تاکنون ساکنان این سرزمین باستانی و ساکنان سرزمین آریانا(ایران، افغانستان و تاجیکستان)، قدرشنانی و بزرگداشت از نوروز تاریخی را فراموش نکرده و درهر عصر و زمانی از آن قدردانی وتجلیل می کنند.(عبدالحکیم صافی پژوهشگر افغان).

جشن نوروز در بسیاری از نقاط افغانستان، باشکوهمندی خاصی برگزار می شود، در مزارشریف، در زیارتگاه منسوب به حضرت علی، جشن بزرگی به نام میله های گل سرخ برگزار می شود و همه ساله، هزاران نفر از زایران آن زیارتگاه و علاقه مندان نوروز از نواحی مختلف کشور، حتی از کشورهای ایران و تاجیکستان و دیگر کشورهای آسیای میانه به شهر مزارشریف می روند و این جشن ملی و پارینه را با شکوهمندی هرچه بیشتر برگزار می کنند. در شهر کابل پایتخت نیز، میله های نوروزی درمحلاتی به نام خواجه صفا، شاه شهید، دامنه سخی، کاریز میر، تپه زیبای استالف، گُلغَندی چاریکار برگزار می شود. در هرات نیز، مردم به این مناسبت، روزهای اول سال و چهارشنبه اول سال و نیز در سیزدهمین روز از نوروز، در تفریحگاههای داخل و خارج شهر گرد هم می آیند و جشن نوروز را گرامی می دارند.از جمله سنتهای جشنهای نوروزی و آغاز سال نو، راه اندازی میله سمنک(سمنو) درشب اول نوروز همراه با سرور و شادمانی و همچنین تهیه و توزیع آب هفت میوه (هفت نوع آجیل که در افغانستان به نام میوه خشک معروف است)، تهیه هفت سین هم در برخی نقاط افغانستان متداول است.

نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مرکز آن مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برکزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ ودیوار و پشت بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود گویی بلخ سبدی از گل سرخ است یا به عبارتی مانند اجاق بزرگی که در آن لاله می‌‌سوزد این گل فقط در بلخ به وفور و کثرت می‌‌روید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به یک معنی به کار می‌رود. در اولین روز عید نوروز علم امام علی با مراسم خاص و با شکوهی در صبح آن روز برافراشته می‌شود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسما" آغاز می‌شود و تا چهل شبانه روز ادامه می‌‌یابد و در این چهل شبانه روز حاجتمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله می‌‌نشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند. مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود سالی که در پیش است نیکو و میمون است. از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می‌توان به شستشوی فرش‌های خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود. نوروز در ترکیه عثمانیان یا مردم ترکیه امروز عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن می‌‌گرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده می‌‌شد جهت پادشاهان و درباریان تهیه می‌‌نمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه می‌‌شده است که شفابخش بسیاری از بیماری‌ها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی می‌‌شده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با حضرت فاطمه دانسته اند (عبدالکریم میثاق، سایت ویکی پدیا)..

پس از ترکها اعراب بین النهرین نیز از دیگر اقوام غیر ایرانی هستند که نوروز را بر پا می دارند. می دانیم که بین النهرین در دوره ساسانیان بخش غربی امپراتوری ایران را تشکیل می داد و پایتخت زمستانی شاهان ایران در تیسفون واقع بود. ایوان مداین یاد آور شکوه و عظمت ایران بود. ایوان مدائن را طاق کسری هم می گویند ولی ایوان کسری شهرت بیشتری دارد. این ایوان تنها قسمتی از کاخ عظیم شاهان ساسانی است که مقر معمولی آنان بود. دهانه ایوان که دارای طاق بزرگ بیضوی شکل است تا آخر ایوان پیش رفته و عظمت آن نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می کند. طول کنونی ایوان 72/43 متر و عرض آن 63/25 متر است‌. پس از شکست یزدگرد در سال 14 قمری این ایوان در سال 16 قمری به مسجد تبدیل شد و مسلمانان در آن نماز می خواندند. هنگامی که سلمان فارسی والی شهر مدائن شد، خانه محقر خویش را در نزدیکی همین ایوان مدائن بنا کرد و بعد خانه‌اش محل دفن وی قرار گرفت‌. بنا بر قول مشهور، سلمان ایوان مدائن را مسجد قرار داد و و در این مکان اقامه نماز جماعت می کرد. نیز در کتب تاریخ مسطور است که حضرت علی امیرالمومنین‌(ع‌) در این ایوان نماز بجا آورد و شیعیان قبله گاه این ایوان را مقام حضرت علی‌(ع‌) می دانند.

ساکنان تمامی نواحی ایوان کسری را که امروزه به سلمان پاک‌ شهرت دارد و از بهترین نواحی کشاورزی اطراف بغداد است‌، از سال 16 قمری تا عصر حاضر، شیعیان تشکیل می دهند. شیعیان نواحی مجاور ایوان کسری در سال دو مرتبه یکی در نیمه شعبان که ولادت حضرت حجه بن‌الحسن (عج‌) است و دیگری در نوروز، مراسم با شکوهی بر پا می‌داشتند و در این ایوان عظیم تجمع می کردند و خطبا و شعرا مناقب اهل بیت‌(ع‌) را می‌خواندند. این مراسم در ایام نوروز بیش از 15 روز طول می‌کشید. در اطراف چادر های زیادی برپا می‌کردند و شیعیان از بغداد و دیگر شهرهای عراق برای اقامت در آن ایام در اطراف ایوان کسری سکنی می‌گرفتند. در تمام عراق شیعیان مردم را تشویق به شرکت در این مراسم می‌کنند. شعاری محلی نیز دارند تحت عنوان ال مایزور سلمان‌، عمره خساره‌ هرکس در این روزها آستانه و شهر سلمان پاک را زیارت نکند، عمرش به هدر رفته است‌. این اجتماعات با شکوه شیعی تا قبل از حمله انگلیسیها به عراق و مبارزات علما به رهبری میرزای دوم شیرازی علیه آنان از رونق خاصی برخوردار بود، ولی بر اثر دشمنی شیعیان با انگلیسیها در ایام اشغال عراق‌، آنها با این گونه اجتماعات مذهبی مخصوصاً در نزدیکی بغداد سخت مخالفت می ورزیدند و این مخالفتها توسط دولتهای دست نشانده انگلیسها ادامه داشت و امروزه از این گونه مراسم در نزدیکی ایوان کسری آثاری در ابعاد کوچک و چند خانواری باقی مانده است و دیگر از اجتماعات بزرگ خبری نیست‌. در عصر حاضر اکثر زمینهای کشاورزی این ناحیه به محله های مسکونی مبدل شده است‌، ولی هنوز تمامی مردم این نواحی شیعه مذهب و اکثریت غالب آنان ایرانی‌الاصل هستند.

با توجه بر آنچه گذشت، آیینهای نوروزی در قلمرو وسیعی که معرفی شد، پابرجاست و گرامی داشته می شود. این قلمرو فرهنگی بر چندین منطقه همکاریهای اقتصادی نیز انطباق دارد که از آن جمله می توان به سازمان کنفرانس اسلامی، سازمان همکاری شانگهای، بخش وسیعی از اوراسیا و سازمانهای مرتبط با آن، سازمان همکاریهای اقتصادی(اکو) و مهمتر از همه قلمرو سه کشور همزبان ایران، افغانستان و تاجیکستان اشاره داشت. توانمندیهای نهفته در جوهره نوروز برای جلب همکاری در چارچوب دیپلماسی فرهنگی برای ایران به عنوان خاستگاه نوروز بیش از همه و بیشتر از گذشته فراهم است. برگزاری نشستها و همایشهای مربوط به فرهنگ نوروز نظیر آنچه در کمیته ملی یونسکو در تهران در سال 1381 برگزار شد، می تواند در بهره گیری از نوروز برای نزدیکتر کردن ملل منطقه و همگرایی ملل و اقوام حوزه نوروز یاری رسان باشد. برگزاری جشنواره های نوروزی و اشاعه فرهنگ نوروز از طریق تهیه فیلمهای مستند تلویزیونی و نمایش آن از شبکه های ماهواره ای، به ویژه آداب و رسوم و آئینهای زیبای آن در بین نواحی مختلف ایران و در میان اقوام ایرانی از جمله فارس زبانان، آذریها، بلوچها، کردها، ترکمنها، لرها، گیلکها، مازنیها و طبریها، خوزی ها و دیگر اقوام ایرانی جاذبه های بسیاری برای نشان دادن همبستگی بین اقوام ایرانی و الگوی قابل تعمیم و توسعه آن به ملل منطقه دارد. اکنون که سازمانهای فرهنگی و رسانه ای دولتی و خصوصی ایران توانایی پرداختن بدان را دارا هستند و به کمک وزارت امور خارجه و نهادهای مرتبط با مسائل فرهنگی باید در راستای دیپلماسی فرهنگی و با توجه به استعدادهای ملل و اقوام حوزه نوروز گام بردارند و از این عنصر فرهنگی، آئینی و مذهبی و دینی برای گسترش نفوذ ایران و نشان دادن دوستی ملل ایران با ملل منطقه در همگرایی بهره گیرند. ملل منطقه اکنون بیش از هر زمان دیگری به وحدت و همگرایی فرهنگی نیاز دارند و برای دوری از نایره جنگ سردی دیگر، می خواهند با یکدیگر در ارتباط باشند و از فرصت های همگرایی بهره مند شوند.

 

پی ‌نوشت‌ها :

[1] رئیس دپارتمان، دانشکده زبانهای شرقی، دانشگاه دولتی مختوم‌قلی، ترکمنستان.

[2] - Ilker Evrim Binbash دستیار تحقیق در METU

 

منبع : www.dolateyar.com

 

تست      
 خودشناسی 

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست ازدواج ویژه افراد مجرد

 

لطفاً در ابتدا کاغذ و قلمی آماده کرده و با دقت به سوالات زیر پاسخ دهید.

 پس از پاسخ به هر سوال، نتیجه پاسخ را که شامل یکی از گزینه های " بله - خیر - گاهی اوقات " می باشد را یادداشت کرده و سپس جهت اطلاع به  " نتیجه تست " مراجعه کنید

 

۱- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟

 

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۲- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟

 

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۳- آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟

 

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۴- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید، به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟

 

 الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۵-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟

  

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۶- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟

 

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

  

 

۷- آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟

 

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۸- آیا شما موسیقی های آرام گوش می دهید؟

 

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۹- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟

 

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۱۰- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ " حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند. "

 

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۱۱- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟

 

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۱۲- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟

 

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۱۳- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟

 

الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

۱۴- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟

 

 الف) بله            ب) خیر                ج) گاهی اوقات

 

 

نتیجه تست:

 

اگر از 14 پرسش بالا به 10 گزینه پاسخ  " بلی "  داده اید،  به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است.

 

اگر به 10 گزینه پاسخ  "خیر"  داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است .

 

اگر به 7 گزینه پاسخ  " گاهی اوقات"  داده اید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید  و نمی دانید که باید ازدواج کنید یا نه و همچنان مجرد بمانید.

 

 

  عبادت      
و بندگی    

شیوه هاى آموزش و جذب فرزندان به نماز با تأکید بر نقش الگویى والدین

پدیدآورنده :  حسین بافکار

 

ضرورت آموختن نماز به فرزندان

زندگى پاکیزه هنگامى به دست خواهد آمد که انسان دل خود را با یاد خدا زنده نگه دارد تا به کمک آن بتواند با همه جاذبه هاى بدى و فساد مبارزه کند و دست شیطان هاى درونى و برونى را از سر خود کوتاه کند. توفیق این ذکر و حضور همیشگى، فقط به برکت نماز به دست مى آید. نماز در حقیقت، پشتوانه استوار و ذخیره تمام نشدنى است که آدمى را در مبارزه با شیطان نفس که همواره او را به پستى و زبونى مى کشاند و شیطان هاى قدرت که با زر و زور و تزویر او را وادار به ذلت و تسلیم مى کند، یارى مى رساند و محکم ترین و کارسازترین وسیله اى است که انسان هاى در آغاز راه رابطه خود را با خدا با آن استوار مى کنند و برجسته ترین اولیاى خدا نیز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در آن مى جویند.

بدین ترتیب، لازم است براى روبه رو شدن با سردرگمى هاى زندگى و پیش گیرى از انحراف هاى اخلاقى و رفتارى خود و افراد خانواده به ویژه فرزندان، از این سرچشمه رحمت الهى جام برداریم؛ زیرا فرزندان، امانتى الهى هستند که به پدر و مادر سپرده شده اند. قلب آنها در کودکى و نوجوانى پاک، ساده و بى پیرایه است، آن چنان که پذیراى هر نقش و روکننده به هر سو هستند. پس چه بهتر که از همان آغاز، نقش نماز را در دل و جان فرزند پدید آوریم و بدین گونه او را از گزند شیطان باز بداریم.

امام سجاد علیه السلام مى فرماید:

حق فرزند بر تو این است که بدانى وجود او از توست و بد و خوب او در این دنیا به تو ارتباط دارد و بدانى که در سرپرستى او مسئولیت دارى و مسئول تربیت او هستى و او را به خداوند بزرگ راهنمایى کنى. 

و چه عملى نیکوتر از نماز که مى تواند فرزندانمان را به سوى خدا راهنمایى کند و دل آنها را پیش از آنکه شیطان برباید، در کف خدا نهد.

 پیام متن

ارزنده ترین گوهر مقصود نماز است  زیبنده ترین هدیه به معبود، نماز است 

کوبنده ترین اسلحه مکتب توحید  کز ریشه کَنَد خصم تو تا بود نماز است 

 

نقش الگویى والدین در تشویق فرزندان به نماز

براى آموزش و جذب فرزندان به نماز، روش هاى گوناگونى وجود دارد که مى توان به فراخور سن و وضع روحى ایشان آنها را به کار گرفت. در این میان، نقش الگویى ارشادگران اهمیت ویژه اى دارد؛ زیرا از روش هاى بسیار راه گشایى است که خداى تعالى در قرآن براى هدایت انسان ها بارها به شکل مستقیم و غیرمستقیم بهره گرفته است. حکایت هاى وارد شده از پیامبران در قرآن جملگى از این مقوله است. منظور از تربیت الگویى این است که: مربى بکوشد نمونه رفتار و کردار پسندیده خود را به طور عملى (مستقیم یا غیرمستقیم) در معرض دید متربى قرار دهد و بدین گونه موقعیت اجتماعى او را دگرگون کند.

به یقین، در میان الگوها نقش پدر و مادر از همه مؤثرتر است. والدین نخستین و اثرگذارترین الگوى عملى فرزندان هستند، بیشترین زمان را با آنان مى گذرانند و بیشترین نقش را در شکل گیرى شخصیت فرزندان دارند. به همین دلیل، فرزندان همواره در حال همانندسازى از رفتار والدین خود هستند. شیوه رفتارى امام خمینى رحمه الله در تربیت دینى فرزندان، نمونه جالبى از تربیت الگویى است. فریده مصطفوى دختر امام مى گوید:

کارهاى دینى به ما دیکته نمى شد. در خانواده وقتى ما رفتار امام را مى دیدیم، خود به خود در ما تأثیر مى گذاشت و همیشه سعى مى کردیم که مثل ایشان باشیم، ولو اینکه مثل ایشان نمى شدیم. از نظر تربیتى، خود ایشان براى ما یک الگو بودند. وقتى کارى را به ما مى گفتند انجام ندهید و ما مى دیدیم ایشان در عمرشان آن کار را نمى کنند، به طور طبیعى ما هم انجام نمى دادیم.

به هر حال، والدین براى آنکه الگوى شایسته و نیکوى فرزندان باشند، باید عامل به نماز باشند؛ دانش و منش تربیتى داشته باشند و در آموزش احکام و معارف نماز کوشا باشند.

پیام متن

اگر والدین اهل نماز نباشند، نمى توان انتظار داشت که فرزندان آنها نمازگزار باشند.

 

نقش نمازخوان بودن والدین در گرایش فرزندان به نماز

عامل بودن والدین به نماز، خود، روش مشاهده اى و غیرمستقیم براى آموزش نماز به کودکان و نوجوانان است و منظور از آن این است که: اگر والدین که الگوهاى عملى براى کودکان و نوجوانان خود هستند، براى نماز اهمیت ویژه اى قائل شوند و در این اندیشه پایدار و ثابت قدم بمانند، فرزندان ایشان نیز به سوى نماز گرایش پیدا مى کنند و به آن رو مى آورند. وقتى کودک از همان آغاز کودکى خویش، بارها و بارها مشاهده کند که پدر و مادر مهربان و دل سوز و محبوب او در خانه، سفر، گردش، میهمانى، کار و در هر شرایط و موقعیتى به نداى اذان و اقامه نماز بیش از هر چیز دیگر اهمیت مى دهند و بزرگ ترین رسالت خود را به هنگام اذان، تحت هر شرایطى نماز خواندن و سخن گفتن با خدا مى دانند، بدون تردید، نگرش و روش برداشت آنها از نماز نیز چنین خواهد بود.

بى گمان، پدر و مادرى که خود عامل به نماز نیست و در رویارویى با هر یک از امورى که ذکر شد، امور مادى را بر نماز مقدم مى شمارد و نماز را به تأخیر مى اندازد یا در اقامه نماز و یادگیرى آن خود سهل انگارى مى کند، نمى تواند الگوى مناسبى براى فرزندان خود باشد و نباید از آنها انتظار داشت که فرزندانى نمازخوان داشته باشند.

پیام متن

دوست دارید فرزندانتان چگونه باشند؟ شما نیز همان گونه باشید.

 

بهره داشتن والدین از دانش و منش تربیتى

منظور از دانش تربیتى، آگاهى داشتن از روش هاى متعدد و گوناگون روان شناسى در امر تربیت به ویژه آموزش نماز است و مقصود از منش تربیتى، توانایى به کارگیرى این روش ها در قالب هاى نو، جذاب، ساده و هماهنگ با دنیاى کودکان و نوجوانان است. البته بدین ترتیب، والدین باید از آنها آگاهى کافى داشته باشند تا مناسب با سنین فرزندان خود بتوانند بهره بگیرند. برخى از این روش ها و چگونگى به کارگیرى آنها عبارتند از:

 

الف) روش انگیزشى (ایجاد انگیزه در فرزندان)

روش انگیزشى، در مراحل ابتدایى نمازگزارى فرزندان بسیار کارساز است. تشویق، تأیید، پاداش و هدیه دادن، از ابزارهاى این روش است که والدین مى توانند در تربیت دینى و جذب فرزندانشان به نماز از آن بهره بگیرند.

در مراحل اولیه نمازگزارى، وقتى کودک روى زمین دراز مى کشد و صورت خود را به سجاده و مُهر مى مالد، به جاى آنکه پاى او را گرفته، حالتش را به صورت سجده بزرگ سالان درآوریم، بهتر است همان رفتار کودکانه اش را تشویق و تأیید کنیم. تشویق سبب مى شود که این رفتار مطلوب بارها و بارها تکرار شود و به موازات رشد ذهنى و حرکتى کودک زمینه یادگیرى (سجده کردن) هم فراهم مى شود. اگر کودک جمله اى و حتى کلمه اى از نماز را به زبان آورد، باید او را جدا تشویق کرد. هنگامى که کودک کلمه اللّه اکبر یا لا اله الا اللّه را به زبان جارى کند، مستحق پاداش پدر و مادر است.

در این باره نوع رفتار امام خمینى رحمه الله با نوه اش به هنگام نماز بسیار آموزنده است. یکى از نوه هاى امام مى گوید:

وقتى بچه بودم، یک بار که امام مشغول نماز خواندن بود، من هم رفتم پشت سر ایشان ایستادم و همان کارهایى را که ایشان انجام مى دادند، من هم تکرار مى کردم. [پس از اتمام نماز] امام چند جلد کتاب کودکان که همان جا بود، برداشتند [به عنوان هدیه] به من دادند. بعدها هر موقع من به اتاق امام مى رفتم، یا ایشان مرا مى دید، از من مى پرسید [آیا نمازت را خوانده اى یا نه؟] اگر مى گفتم بله، مى گفتند: آفرین.

در مرحله هاى بعدى همراه با رشد جسمى و ذهنى فرزند، مى توان با خرید وسایل ویژه نماز همانند مهر، سجاده، تسبیح، لباس سفید، گرفتن جشن تکلیف با شرکت گروه هم سالان و بردن ایشان به پارک، سینما، مکان هاى مقدس، فرزند خود را به نماز علاقه مند ساخت. بدین منظور، حتى بیان خاطره هایى درباره نماز اهل بیت علیهم السلام ، عالمان دینى و بزرگان مذهبى، در جذب کودکان و نوجوانان به نماز بسیار تأثیرگذار است.

 

پیام متن

وقتى که حتى آدم هاى بزرگ با تشویق و قدردانى و جایزه به کارشان دلگرم مى شوند، از این ابزار براى راندن فرزندانمان به سوى نماز بى خبر نمانیم.

 

ب) روش عبادت جمعى و تأثیر آن در نمازخوانى فرزندان

براى آنکه پدر و مادر از نقش الگویى و آموزشى خود به خوبى برآیند، بهتر است به همراه فرزندان و دیگر اعضاى خانواده فریضه نماز را به صورت دسته جمعى به جا آورند. بدین ترتیب، هم امکان سهل انگارى در نماز به کمترین اندازه مى رسد و هم فریضه دینى به شکل گروهى و منظم انجام مى گیرد.

اگر عبادت در خانه به شکل دسته جمعى به جاى آورده شود، افزون بر آنکه شوق به نماز در دل ها کاشته مى شود، سبب افزایش ارتباط عاطفى و روحیه هم دلى و هم بستگى میان اعضاى خانواده مى شود. در نتیجه، بنیان خانواده به نیکى و مطمئن تقویت مى شود.

پیام متن

دست خدا، با جماعت و گروه است. بر این اساس، در خانواده اى که با هم نماز مى خوانند، احتمال نمازخوان شدن فرزندان افزایش مى یابد.

 

ج) روش تنوع

گوناگونى در برنامه هاى نماز، در ادامه دار شدن نمازگزارى کودکان و نوجوانان بسیار مؤثر است، بدین معنا که نماز جنبه هاى مختلفى دارد و تنها به بعد فردى محدود نمى شود. فرزندان در خانواده تنها با بعد فردى نماز آشنا مى شوند، ولى براى آشنایى با جنبه هاى فرهنگى، اجتماعى و سیاسى نماز شرکت دادن آنان به همراه افراد خانواده در نماز جماعت، مسجد و نماز جمعه ضرورى است. شرکت دسته جمعى افراد خانواده در جمع نمازگزاران، ضمن اینکه نوعى نشاط و طراوت را در نماز به همراه دارد و آن را از یک نواختى و کسالت بار بودن خارج مى کند، سبب نهادینه و استحکام جایگاه نماز میان اعضاى خانواده مى شود و میل و رغبت به نماز را بالا مى برد.

 

پیام متن

حتى نماز نیز اگر به گونه اى یک نواخت، به جا آورده شود، اى بسا کسالت بار شود. تغییر دادن مکان آن، گروهى یا به جماعت خواندن، به آن تنوع مى بخشد و از کاهش رغبت نمازگزار به آن مانع مى شود.

 

د) روش پرهیز از رفتارهاى ناخوشایند

والدین براى واداشتن فرزندان به نماز، اجازه هرگونه رفتار ناخوشایند را ندارند تا سبب رنجش خاطر فرزندان نشوند یا در ذهن آنها خاطره تلخى از آموزه هاى دین همچون نماز پدید نیاورند. کارهایى که لازم است از آنها پرهیز شود، عبارتند از:

ـ اعمال قدرت و مجبور کردن کودک و نوجوان به نماز؛

ـ گرفتن وقت تفریح کودک و نوجوان مانند: وقت بازى و تماشاى فیلم، به انگیزه نماز خواندن آنها؛

ـ مقایسه فرزندان خود با کودکان نمازخوان دیگران؛

ـ دعوت کودک به نماز در زمانى که به تازگى تنبیه شده است؛

ـ خسته کردن کودک یا نوجوان با برنامه هاى اضافى و تعقیبات نماز.

بى شک، اگر والدین در واداشتن فرزندان خود به نماز این پیشنهادها را رعایت نکنند، اثر بدى بر روحیه نمازگزارى کودک و نوجوان بر جاى مى گذارد تا آن جا که ممکن است آنان را براى همیشه از نماز بیزار کند.

پیام متن

در روش پرهیز براى جذب فرزندان به نماز باید از هر گونه اقدام ناخوشایند پرهیز کرد.

 

ه) روش عنایت آمیز

بهره گیرى از روش عنایت آمیز در تربیت دینى و جذب فرزندان به نماز، در بسیارى از موارد مى تواند اثرگذارترین راه باشد. ابزارهاى این روش، برخوردهاى غیرمستقیم، کریمانه و از روى چشم پوشى است براى نمونه، روش امام خمینى رحمه الله به هنگام نماز صبح یا زمستان با کودکانى که به تکلیف شرعى نرسیده بودند، از این گونه راه هاى شوق آمیز براى اداى نماز است. فریده مصطفوى، دختر امام خمینى رحمه الله ، نقل مى کند:

امام کسى را از خواب بیدار نمى کرد، مى گفت خودتان اگر بیدار شدید، بلند شوید نماز بخوانید؛ اگر بیدار نشدید، مقید باشید که ظهر، قبل از نماز ظهر و عصر، نماز صبحتان را قضا کنید. زمستان هم که بلند مى شدیم، مى رفتیم سرحوض که وضو بگیریم، اگر آب گرمى بود، آن را به [بچه ها] مى داد که وضو بگیرند.

در مورد فرزندى نیز که در امر نماز کوتاهى مى کند:

والدین مى توانند بعد از پایان هر نماز خود به گونه اى که فرزنداشان مى شنود، او را با ذکر نام دعا کنند و از خداوند عزت در دنیا و پاداش اخروى برایش بخواهند. این امر، علاقه فرزند به نماز را بیشتر خواهد کرد؛ زیرا او به هر حال به خودش و نامش اهمیت مى دهد و از اینکه در فرصت بعد از نماز یاد و ذکرى از او مى شود، خرسند خواهد شد و به نماز اقبال بیشترى نشان خواهد داد یا والدین مى توانند، از او درخواست کنند به جهت جوانى و پاکى و همین طور آبرومندى جوان در پیشگاه خدا، در حق ایشان دعا کنند که نمازشان پذیرفته شود و حتى مى توانند از جوانشان بخواهند که جلو بایستد و آنها به او اقتدا کنند. اگرچه ممکن است فرزندشان نپذیرد، ولى پیشنهاد عنایت آمیز والدین، اثر لازم را در روح او ایجاد خواهد کرد.

پیام متن

اگر فرزندانمان در کنار جدى بودنمان در امر نماز آنها، رفتارى کریمانه و همراه با مدارا از ما در این باره ببینند، شوق بیشترى به خواندن نماز در آنها پدید مى آید.

 

و) روش گفت وگو با فرزندان

اگرچه در تربیت الگویى، والدین باید بیشتر بکوشند به طور غیرمستقیم با رفتار خویش، فرزندان خود را به نماز و یادگیرى آن علاقه مند کنند، گاهى آنها به سادگى و آسانى حاضر به اصلاح رفتار خویش درباره نماز نیستند. از این رو، والدین باید با دلیل و استدلال قوى بتوانند از راه گفت وگو و بحث کردن به شکلى محرمانه، رفتار او را اصلاح کنند. حکایت زیر در این باره شنیدنى است، یکى از دختران امام خمینى رحمه الله مى گوید:

وقتى دختر پنج ساله اى بیش نبودم، یک شب وقتى امام به نماز مشغول شدند و عده اى هم به او اقتدا کردند، من به جهت دیر وضو گرفتن، وقتى به نماز رسیدم که امام به سجده رفته بودند. تا رکعت دوم باید صبر مى کردم، ولى از شدت علاقه اى که براى خواندن نماز با ایشان داشتم، سریع تکبیر گفتم و به خیال اینکه به جماعت وصل شدم، به سجده رفتم. بعد از نماز، مادرم گفت: دخترم نمازت اشکال داشت. دلیل آن را هم گفت، اما من نپذیرفتم و اصرار کردم که حتما به امام بگویم. مادرم به ناچار جریان را به امام گفت. امام با حوصله و سعه صدر یک ربع ساعت براى من آن مسئله را توضیح داد که چرا نباید آن موقع تکبیر مى گفتم و حالا براى رفع اشکال باید چه کنم.

پیام متن

فرزندان در برابر سخنانى که با دلیل و برهان همراه است، تسلیم هستند. از این روش، در تشویق فرزندانمان به نماز بهره کافى بگیریم.

 

پیامک      

پیامک های نوروزی آغاز سال 1390

 

 

جهان از باد نوروزی جوان شد

زهی زیبا که این ساعت جهان شد

شمال صبحدم مشکین نفس گشت

صبای گرم رو عنبر فشان شد

تو گویی آب خضر و آب کوثر

ز هر سوی چمن جویی روان شد

سال نو مبارک

 

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت

بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام

سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش

 اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام

 نوروز بر شما خجسته باد

بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است.

 آغاز بهار بر شما مبارک

 

سلامت

 سعادت

سیادت

سُرور

سَروری

سبزی

و سَرزندگی

هفت سین سفره زندگیتان باد

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم

سبزه را با یاد روی سبزه ات

سمنو به یاد شیرینی لبخندت

سایه دانه به رنگ چشم هایت

سرکه با یاد ترشی مهربانیت

سیب با یاد تردیه گونه هایت

سکه با یاد درخشش قلبت

سیر با یاد تندی کلامت

با همه خوبی ها و بدی هایت دوستت دارم

گلها همه با اذن تو برخواسته اند

از بهر ظهور تو خود آراسته اند

مردم همه در لحظه تحویل ، بی شک

اول فرج  تو را از خدا خواسته اند . . .

نوروز 1390 مبارک ، به امید ظهور صاحب الزمان

فرخنده باد بر همگان مقدم بهار

نوروز , جاودانه ترین جشن روزگار

 

 دلت شاد و لبت خندان بماند

برایت عمرجاویدان بماند

خدارا میدهم سوگند برعشق

هرآن خواهی برایت آن بماند

 بپایت ثروتی افزون بریزد

که چشم دشمنت حیران بماند

تنت سالم سرایت سبز باشد

 برایت زندگی آسان بماند

تمام فصل سالت عید باشد

چراغ خانه ات تابان بماند

نوروز 1390 بر شما مبارک باد

مثل ماهی زنده

 مثل سبزه زیبا

مثل سمنو شیرین

مثل سنبل خوشبو

مثل سیب خوش رنگ

و مثل سکه با ارزش باشید

سال نو مبارک

 

باز کن پنجره را ، که بهاران آمد

که شکفته گل سرخ ، به گلستان آمد

سال نو مبارک . . .

نوروز 1390

 بهار با گلهایش ، و سال نو با امید هایش

سال 1390 با امیدهایش بر تو ای عزیز ترینم مبارک . . .

نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند.

نوروز 1390 بر شما مبارک باد

خودت گفتی وعده در بهار است

بهار آمد دلم در انتظار است

بهار هر کسی عید است و نوروز

بهار عاشقان دیدار یار است . . .

 

بـهاران فیض دیگر دارد امسال

هوایش مشک و عنبردارد امسال

عـــــروس قله ای پا میر و بابا

بدامن لعل و گوهر دارد امسال . . .

نوروز 1390 مبارک باد

نرم نرمک میرسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز . . .

نوروز 1390 بر شما مبارک باد

سعادت، سخاوت، سربلندی، سروری، سرمدی، سلامتی و سرور

که بهترین هفت سین زندگی است را برای شما دوست عزیز آرزومندم ...

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد

رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده

و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت می نمایم.

بـیامد شاهد شیرین نوروز

بنازم سفره ای هفت سین نوروز

زچشم ابر نیسا نی دراین فصـل

بریزد اشـک مشک آگین نوروز . . .

 

خداوندا

 تقدیر دوستان را در سال آینده

 به گونه ای قرار بده که در پایان سال

 از گذشته خود افسوس نخورند . . .

چند روز دیگه بهار میاد و همه‌ چیز رو تازه می ‌كنه، سال رو، ماه رو،

روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یك چیز كهنه میشه كه به

همه اون تاز‌گی می‌ارزه، دوستیمون!

چهار دعای برتر لحظه تحویل سال

اول دعا برای ظهور آن بی مثال

دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال

سوم رسیدن ما به قله های کمال

چهارم تمام جیب ها پر از پول ، اما حلال . . .

دنیا رو برات شاد شاد و شادی و برات دنیا دنیا آرزو میکنم عیدت مبارک عزیزم

لحظه ای که سال تحویل میشه تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند میزنی

کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبای سرخت بمونه

سال نو مبارک گلم

خواستم برات سبزه عید بفرستم گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش !!!

 

سایه حق

سلام عشق

سعادت روح

سلامت تن

سرمستی بهار

سکوت دعا

سرور جاودانه

این است هفت سین آریایی

نوروز مبارک

بهار، نـیم بهار، ربـع بـهار،  بهار را قسمت کردند؛ بازارشان سکه شد!

دوست عزیز سبز ترین و همیشگی ترین بهار ها را برایت آرزو مندم

 

نزدیک عیده، توی خونه تکونیه دلت، مارو بیرون نکنی!!!

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که دادی مرواد از یادت

سال نو و نوروز باستانی مبارک

 امروز دو نفر از من آدرس و شماره تو گرفتن.

منهم بهشون دادم.

یکی خوشبختی بود و یکی موفقیت

یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد

رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد

تنها دل ساده ایست دارایی ما

آن هم شب عید تقدیم تو باد

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد.

پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند ...

فرارسیدن نوروز و سال نو را شادباش می گویم.

برایتان تندرستی و نیکروزی در سال نو آرزو دارم.

باشد که سالی سرشار از شادی و کامروایی داشته باشید.

سال 1390 بر شما خجسته باد

دلهای پر مهرمان را به روزهای سبز و زیبای بهار پیوند می زنیم

 و شادی را برای یکدیگر به ارمغان می آوریم . . .

بی تو آرزو می کنم، لحظه تحویل سال هیچگاه نرسد.

امسال بدون تو نوروز برایم مفهومی نخواهد داشت.

ستاره بختتان بالا

سپیده صبحتان تابناک

سایه عمرتان بلند

ساز زندگیتان کوک

سرزمین دلتان سبز

سال جدید مبارک

با تو از خاطره ها سرشارم

جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد

با تو تا آخر خط بیدارم

از نوروز می آموزیم که هیچ وقت کسی را نا امید نکنیم

شاید امید تنها دارایی اش باشد.

نوروزتان مبارک باد

پیام نوروز این است، دوست داشته باشید و زندگی کنید.

زمان همیشه از ان شما نیست . . .

سال نو می شود

 زمین نفسی دوباره می کشد

 برگ ها به رنگ در می آیند

و گل ها لبخند می زنند

 و پرنده های خسته بر می گردند

 و دراین رویش سبز دوباره

من تو ما کجا ایستاده اییم

 سهم ما چیست؟ نقش ما چیست؟

پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد

 و چون همیشه امیدوار و سال نومبارک

نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد . . .

زمستـان است، آری میـــــم.امّیــــد!

ولـــــی دیگر نبــــــاید بود نومیــــــد

که تنها انتظار است آیه ی عشق

بهاران می رسد، بی شک و تردید

نوروز 1390 بر شما مبارک باد

 

لينکهای    
 هفته      

زمزمه تحول ويژه‌ نامه نوروز  1390

فایل WORD            فایل PDF

 

تقویم سال 1390 - هدیه مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

سایت جامع گردشگری ایران

 

مناسبت های رسمی در سال 1390

 

ویژه نامه بهار - نوروز سال 1390

 

سروش هفتگی - ویژه نامه نوروز 1390