مجله شماره صد و سوم    

شنبه 20 فروردین 1390 5 جمادی الاول 1432 9 آوريل 2011  

 

 

 

 

 

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِم بَآيَاتِ اللّهِ وَقَتْلِهِمُ الأَنْبِيَاء بِغَيْرِ حَقًّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً 155 وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَى مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا 156 وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا 157 بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا 158 وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا 159 فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ كَثِيرًا 160 وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا 161 لَّـكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَـئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا 162

ترجمه فارسی مکارم

(ولى) بخاطر پيمان‏ شكنى آنها، و انكار آيات خدا، و كشتن پيامبران بناحق، و بخاطر اينكه (از روى استهزا) مى ‏گفتند: بر دلهاى ما، پرده افكنده (شده و سخنان پيامبر را درك نمى ‏كنيم! رانده درگاه خدا شدند) آرى، خداوند بعلت كفرشان، بر دلهاى آنها مهر زده; كه جز عده كمى (كه راه حق مى ‏پويند و لجاج ندارند،) ايمان نمى ‏آورند 155 و (نيز) بخاطر كفرشان، و تهمت بزرگى كه بر مريم زدند 156 و گفتارشان كه: ما، مسيح عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم! در حالى كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند; لكن امر بر آنها مشتبه شد و كسانى كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى ‏كنند; و قطعا او را نكشتند! 157 بلكه خدا او را به سوى خود، بالا برد و خداوند، توانا و حكيم است 158 و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر اينكه پيش از مرگش به او ( حضرت مسيح) ايمان مى‏ آورد; و روز قيامت، بر آنها گواه خواهد بود 159 بخاطر ظلمى كه از يهود صادر شد، و (نيز) بخاطر جلوگيرى بسيار آنها از راه خدا، بخشى از چيزهاى پاكيزه را كه بر آنها حلال بود، حرام كرديم 160 و (همچنين) بخاطر ربا گرفتن، در حالى كه از آن نهى شده بودند; و خوردن اموال مردم بباطل; و براى كافران آنها، عذاب دردناكى آماده كرده‏ ايم 161 ولى راسخان در علم از آنها، و مؤمنان (از امت اسلام،) به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پيش از تو نازل گرديده، ايمان مى ‏آورند (همچنين) نمازگزاران و زكات‏ دهندگان و ايمان ‏آورندگان به خدا و روز قيامت، بزودى به همه آنان پاداش عظيمى خواهيم داد 162

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

  سخن آغازین             

 

 

 

 

 

 

 

بهار را باور کنیم

 

بهار را باور کنیم...

هر قطره جوشیده از چشم چشمه ساران...

هر موج مواج دریاهای خروشان...

هر آذرخش آذرافروز و آتشین آسمان....

هر رگبار روح بخش باران ....

هر نغمه شورانگیز و دلاویز بلبلان...

هر شکوفه مشکبیز و عطرآمیز گلستان ها...

هر وزش نسیم سحرانگیز سحرگاهان...

  ...و هر لغزش بلورهای مذاب بر روی سنگریزه های جویباران پرآب...

همه و همه بهار را باور کرده اند.

بهار فصل تکرار رویش و آغاز کوشش است

در بهاران همه پدیده های هستی ،  سرود سرمستی سر می دهند. همه پدیدها ها، پیك های بهارند و پیام آوران روزگار. پیك های بهاران، خون حیات و طراوت را در رگ های روزگار جاری می سازند و عطر لطافت را در كوچه باغ های دیار می پراكنند.

قاصدك های خوش خبر،  سبد سبد شمیم شادی می آورند و سبو سبو شبنم شادمانی.

چه خوش گام اند چلچله های مسافر و پرستوهای مهاجر كه مژده وصل عروس بهار را می آورند و موسم گشت و گذار را.

چه سرورآفرین اند رسولان بشارت بهاری كه بر سقف تاریكخانه دل ها چلچراغ سرور می آویزند و بر كویر جان ها چشمه نور جاری می سازند.

همه این این پدیده ها در گوش زمان و در جان زمین این نغمه را سر می دهند كه: بهار را باور كنیم

اكنون در آستانه این فصل رویش مكرر و خیزش مستمر،  در بستر ذهن ها و خردها نیز باید جوانه های سبز اندیشه های نوین و افكارعطرآگین، رویشی نو را بیاغازند و طرحی نو دراندازند.

اكنون كه همه ذرات خاك و قطرات پاك، در حالت نوزایی و نوشكوفایی هستند، چرا ما هماوا با همه هستی، سرود سرمستی سر ندهیم و هماهنگ با همه قطرات نجوشیم و همگام با همه ذرات نكوشیم؟!

مدیریت نیز در هر لحظه زمان و هر نقطه زمین به نوزایی و نوشكوفایی نیاز دارد؛ بنابراین بیاییم در آغازین روزهای سال نو،  نه تنها لباس، كه احساس را نیز از نو معنی كنیم و نواندیشی در عرصه مدیریت را به بازتعریف بنشینیم

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت از دید گاه حضرت علی (ع)

 

1- خصوصیات و معیارهای تخصصی

2- خصوصیات و معیارهای ارزشی

3- خصوصیات و معیارهای مکتبی

 

1- خصوصیات و معیارهای تخصصی 

شجاعت

امیر المومنین در نامه به مالک اشتر می فرمایند: به اهل شجاعت بپیوند و آنان را به عنوان کار گزار انتخاب نما. (قوچانی،1374،ص137).

علم ودانش

حضرت علی (ع) در خطبه 172 نهج البلاغه می فرماید: ای مردم همانا سزاوار ترین مردم به این امر (خلافت و زمامداری) کسی است که توانا ترین آنها بر اجرای امور و دانا ترین به فرمان خداوند در فهم مسائل باشد.

قاطعیت

علی (ع) از شک و تردید بی مورد نهی کرده و می فرماید: علم خود را به جهل و یقین خود را به شک تبدیل نکنید، وقتی دانستید عمل کنید و زمانی که یقین کردید، اقدام نمایید. (نهج البلاغه:حکمت 274).

تجربه کاری

علی (ع) در نامه به مالک اشتر می فرماید: افراد باتجربه را به عنوان کارگزار انتخاب نما. (قوچانی، 1374،ص82).

استقامت در برابر مشکلات

حضرت علی در این مورد در نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: پس برای مشاغل کلیدی از سپاهیان و لشکریان خود کسی را انتخاب کن که در برابر دشواری ها و پیش آمد های سخت و تلخ، استوار باشد و مصیبت های بزرگ وی را از پا ننشاند.فردی باشد که هنگام ناتوانی و ضعف دیگران، بر او ضعف و ناتوانی غالب نشود و بر اثر بی خیالی دیگران، بی تفاوت نگردد. (قوچانی،1374،ص136).

حسن تدبیر

از مهمترین عوامل فروپاشی سازمانها و دولت ها سوءتدبیر است. علی (ع) می فرمایند: چهار چیز دلیل برگشت روزگار و اوضاع و احوال دولت ها و حکومت هاست. بدی تدبیر و زشتی تبذیر و کمی عبرت گرفتن و بسیاری مغرور شدن.

قدرت و توانایی

در نامه 61 به کار گزار نالایق خود کمیل بن زیاد نخعی، عدم قدرت و توانایی او را تذکر می دهد و او را مورد ملامت قرا ر می دهد.

سعه صدر

علی علیه السلام می فرماید: سعه صدر ابزار حکومت است و این نشان دهنده اهمیت بسیار زیاد سعه صدر برای مدیران و مسئولان می باشد.

شایستگی و کفایت

علی (ع) در نامه به مالک اشتر می فرماید: ای مالک در بکارگیری کارگزارانی که باید زیر نظر تو کار کنند هیچ گونه واسطه و شفاعتی نپذیر مگر شفاعت کفایت و امانت را.

نظم و انظباط

علی (ع) در بخشی از عهدنامه خود به مالک اشتر می فرماید: کار هر روز را همان روز انجام بده زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد. همچنین در وصیت خود می فرمایند: سفارش می کنم شما را به تقوی و نظم در امور.

حسن سابقه

در نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: بدترین وزیران تو کسانی هستند که وزیران والیان بدکار پیش از تو بوده اند و با آنان در گناهان همکاری کرده اند. مبادا صاحبان اسرار تو باشند زیرا که یاران گنهکاران و برادران ستمکارانند. تو می توانی به جای آنها بهتر از آنها را بیابی، کسانی که نظریات و نفوذ آنها را دارند ولی وزر و وبال آنها راندارند و با ستمکاران و گنهکاران همکاری نکرده اند. این مردان پاکدامن هزینه کمتری بر تو تحمیل میکنند و نسبت به تو مهربانترند و با بیگانه کم الف ترند، آنها را مخصوصان جلسه های سری و انجمن های علنی خود قرار ده.

داشتن پشتکار و دوری از تنبلی

علی (ع) فرموده اند: در کارهای خود بر افراد سست و تنبل تکیه نکن. (دلشاد تهرانی،1377،ص372-375).

بلندی همت

در نامه 53 خطاب به مالک اشتر می فرماید: با بلند همتان بپیوند.

تند ذهنی و داشتن حافظه قوی

ایشان در نامه به مالک اشتر فرموده اند: کسی را برگزین که در رساندن نامه کارگزارانت به تو یا رساندن پاسخ های تو به آنها کوتاهی نکند و در آنچه برای تو می ستاند یا از طرف تو به آنها تحویل می دهد فراموشکار نباشد.

آینده نگری

در خطبه 154 فرموده اند: بینادل خرد مند پایان خویش می بیند و پست و بلند و نشیب و فراز خود را می شناسد.

پاکی و صلاحیت خانوادگی

آن حضرت به مالک اشتر توصیه می نماید: و از آنان که گوهری نیک دارند و از خاندانی پارسا و صالحند و از سابقه نیکو برخوردارند، فرماندهان را برگزین.

داشتن قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل

آن حضرت در معرفی مالک اشتر به دیگر فرماندهان نظامی به مهارت اداراکی و تشخیص و تجربه و تحلیل مسائل توسط مالک اشتر اشاره می فرمایند: من مالک اشتر پسر حارث را بر شما وسپاهیانی که تحت امر شما هستند فرماندهی دادم، گفته او را بشنوید و از فرمان او اطاعت کنید. او را مانند زره و سپر نگهبان خود برگزینید زیرا که مالک نه سستی به خرج داده و نه دچار لغزش می شود. نه در آنجایی که شتاب لازم است کندی دارد و نه آنجا که کندی پسندیده است شتاب می گیرد. ( نهج البلاغه، نامه 53).

 

2- خصوصیات و معیارهای ارزشی

عدالت و انصاف

درنامه 53 به مالک اشتر: دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو، در حق، میانه ترین، در عدل، فراگیرترین، و در جلب رضایت مردم گسترده ترین باشد. که همانا خشم عمومی مردم خشنودی خواص را از بین می برد، اما خشم خواص را خشنودی مردم بی اثر میکند. و در جای دیگری از فرمان تاریخی خود به مالک اشتر می فرمایند: انصاف برقرار کن میان خدا و مردم و خویشتن و دودمان خاص خود و هر کس از رعیت که رغبتی به او داری و اگر چنین انصافی برقرار نکنی، مرتکب ظلم گشته ای و کسی که به بندگان خدا ظلم کند خصم او خداست از طرف بندگانش، و هر کسی که خدا با او خصومتی داشته باشد دلیلش را باطل سازد و او با خدا در محاربه است.

حضرت درنامه به فرمانروای حلوان، اسود ابن قطب می نویسد: پس باید کار مردم در حقی که دارند در نزد تو یکسان باشد که از ستم نتوان به عدالت رسید. (احمد خانی، 1379،صص109-101).

تواضع و فروتنی

حضرت علی (ع) به یکی از والیان خود نوشته است: در برابر رعیت فروتن باش. (دلشاد تهرانی،1377،ص 134 ).

سخاوت

حضرت علی (ع) سخاوت و گشاده دستی را از معیار های انتخاب مدیران دانسته است که سخاوت درمال، کار، اخلاق، همکاری، اندیشه و....را هم دربرمی گیرد. (نهج البلاغه :نامه 53).

وفاداری

علی (ع) در نامه 53 به مالک اشتر فرموده است: سپس با فرستادن ماموران مخفی، راستگو و وفادار، کارهای آنان را زیر نظر بگیر.

گشاده رویی

درنامه 26 به یکی از کارگزاران سیاسی خود می فرماید: پر و بالت را برابر رعیت بگستران، با مردم گشاده روی و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن و واشاره نمودن با همگان یکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو مایوس نگردند.

تسلط برخشم

ایشان در نامه به مالک اشتر فرموده اند: آن کس را فرمانده لشکریان نما که از همه در علم و بردباری بالاتر باشد و از کسانی باشد که خشم او را فرا نگیرد و زود از جای خود به در نرود.

میانه روی در درشتی و نرمی

در نامه 19 به یکی از مدیران فرمود: همانا دهقانان مرکز فرمانداریت، از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کرده اند، من درباره آنها اندیشیده ام، نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم، زیرا که مشرکند، و نه سزاوار قساوت و سنگدلی و بدرفتاری، زیرا که هم پیمانیم، پس در رفتار با آنها، نرمی و درشتی را در هم آمیز، رفتاری توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دور نمودن رعایت کن.

صبر و بردباری

در خطبه 190 خطاب به لشکریان خود چنین فرموده اند: بر جای خود محکم بایستید و در برابر بلایا و مشکلات استقامت کنید. همچنین در حکمت 153 چنین فرموده اند: انسان صبور پیروزی را از دست نمی دهد هر چند زمان آن طولانی شود.

امانتداری

امیرالمومنین در نامه ای به برخی از کارگزاران خود نوشته: کسی که امانت را خوار شمارد و دست به خیانت آلاید و خویشتن و دینش را از آن منزه نسازد، در های خواری و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده است و در آخرت خوارتر و رسوا تر خواهد بود و بزرگترین خیانت، خیانت به امت است و رسواترین تقلب نسبت به پیشوای مسلمانان است. (دلشاد تهرانی،1377،ص279).

خوش بینی نسبت به دیگران

درنامه 53 به مالک اشتر می فرماید: هیچ عاملی بهتر و قوی تر از نیکی به رعیت و سبک ساختن هزینه های آنان و ترک تحمیل بر دوش آنان نیست. پس باید در این باب کار کنی که خوش بینی به رعیت را به دست آوری زیرا خوش بینی رنج بسیار را از تو دور می کند. چنانچه انسان خوشبین به دیگران باشد، همیشه اعصاب و افکار او در آسایش و راحتی است به خلاف اینکه اگر نسبت به دیگران بدبین و بدگمان باشد، مرتب افکار او در اطراف نکات منفی و غیر صحیح دور می زند و مرتب در حالت جنگ درونی و گرفتار مسائل روانی و ناراحتی اعصاب خواهد بود.

رفق و مدارا

در نامه 46 به یکی از کار گزاران می فرماید: در آنجا که مدارا کردن بهتر است مدارا کن، اما آنجا که جز با شدت عمل کارها پیش نمی رود شدت عمل به خرج ده و پر و بال خود را برای مردم بگستر و با چهره گشاده با آنان روبرو شو و نرم خویی با آنان را نصب العین خود قرار بده.

طرد سخن چین

علی (ع) در این مورد می فرمایند: در قبول سخن بد گویان شتاب مکن که سخن چین فریبنده است، گرچه در جامه خیرخواهان در آید.

طرد چاپلوس

در نامه 53 خطاب به مالک اشتر می فرماید: بپرهیزید از خود پسندی و از شگفتی در خویش و در باره صفتی از اوصاف خود که خوشایند توست و بپرهیز از اینکه دلبسته آن باشی که در ستایش تو از اندازه بگذرند همانا که بهترین فرصت شیطان در این احوال است تا نیکوکاری نیکوکاران را بر باد دهد و باید کسانی نزد تو برگزیده تر باشند که پیش از همه در روی تو سخن تلخ بر زبان آورند و ترا در آنچه خدای بر دوستان خود نپسندد، کمتر یاری کنند. به اهل پرهیز و راستی بپیوند و آنگاه آنان را چنان پرور که در ستایش تو از اندازه نگذرند و به باطل ترا در کاری بزرگ که به تو نسبت می دهند و تو آن کار را نکرده باشی، دلشاد نسازند. چه زیاده روی در ستایش، در دل خود بینی پرورد و آدمی را به تکبر وادارد.

توجه به کارکنان

در نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: آنگاه به حد وافی نیاز مندی های آنان را تامین کن که این خود امکان می دهد که در اصلاح خویش بکوشند و از تصرف در اموالی که در اختیارشان می باشد بی نیاز گردند، حجت را بر آنان تمام می کند که عذری برای مخالفت با امر تو یا خیانت به امانت تو نداشته باشند.

عیب پوشی و پرهیز از عیب جویی

امام علی در نامه به مالک اشتر می فرماید: و باید دور ترین افراد رعیت از تو و دشمن ترین آنها در نزد تو، کسی باشد که پیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیب هایی است و والی از هرکس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیب های مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود. زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است داوری می کند. تا توانی عیب های دیگران را بپوشان، تا خداوند عیب های تو را که خواهی از رعیت مستور بماند، بپوشاند و از مردم گره هر کینه ای را بگشا و از دل بیرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته اند، به تغافل زن وگفته سخن چین را تصدیق نکن.

 

3- خصوصیات و معیارهای مکتبی

معیار های مکتبی ریشه در مکتب اسلام و مدیریت اسلامی دارد. جایگاه و مفهوم انسان در دو مکتب الهی و مادی، معیار ها و ملاک های انتخاب افراد در مناصب و مدیریت ها را نیز شکل می دهد به طوری که در مکتب تیلوریسم به انسان به عنوان گوریل باهوش و در مکتب اسلامی به عنوان خلیفه نگریسته می شود. درمدیریت اسلامی هدف صرف، تولید نیست (آفتاب،دوشنبه 13 آبان 1387).

اسلام یک چشم انداز (vision) است و هدف غایی و نهایی آن، تعالی انسان است. مثلاً انسان به جایی برسد که نه تنها توجه به چهارچوب خانواده خود بلکه خواستار برابری و برادری همه انسانها در سراسر دنیا از هر نژاد و عقیده و ... باشد. یعنی به سمت تعالی و از خود رها شدن پیش برود. این دیدگاه متعالی اسلام در همه عصرها و زمانها و برای همه انسانها از هرعقیده و نژاد و...پذیرفته شده و قابل قبول است و آرزوی همه بشریت است. به همین دلیل اسلام فنا ناپذیر است. ولی، در زمانهای مختلف، از بعداز وفات پیغمبر (ص) تاکنون، راهکارهای رسیدن به این چشم انداز، باتوجه به علم روز، متفاوت بوده، به دست بشر و با علم و اطلاع محدود بشر طرح ریزی شده است. همواره، انسانهای شیطان صفت و دیکتاتور تلاش نموده اند تا عقاید باب طبع خودشان که در جهت منافع آنها بوده را عین اسلام جلوه داده و حق انتقاد و ارائه راهكارهای درست و مطابق علوم روز را از مردم و متخصصین سلب كنند. به همین دلیل، لازم است که علما و متخصصین، در هر زمان مطابق با پیشرفت علوم روز راهکارهای جدیدی برای رسیدن به اهداف غایی اسلام بیابند .ولی به آن حالت قداست ندهند و اجازه دهندكه به طور دائم و همیشگی در طول ایام و دوران، راهکار آنها مورد انتقاد قرار گیرد و چکش کاری شود تا صیقل بخورد و ایرادات و اشتباهات آن گرفته شود و آن چیزی شود که واقعاً در شان اسلام است و انسان را به تعالی و هدف غایی اسلام نزدیک کند.

 

نتیجه گیری

اسلام به عنوان دینی کامل که از تمام نیازهای بشر آگاه است با نگرش اقتضایی و سیستمی به کلیه ابعاد موفقیت انسانها توجه داشته و در قالب آیات و روایات و احادیث مختلف آنها را به جامعه بشری عرضه داشته است و ابعاد فلسفی سیستم حکومتی آن نیز طوری است که نه تنها ابعاد مثبت همه مدیریتها و سیستمهای حکومت بشر را در برگرفته بلکه گام را فراتر نهاده و به انسانها به عنوان موجودی که از ذات اقدس الهی سرچشمه گرفته و نهایتاً نیز به سوی او باز خواهد گشت، نگریسته است.

چیزی که لازم است به آن توجه کرد، دستیابی به تکنیک عملی پیاده سازی نظام مدیریت اسلامی است که در نوع خود کاری بسيار دشواراست چرا که ممکن است به دلیل کلی نگری اسلام و توجه به ابعاد مختلف، گاهی در اجرای آن دچار تعارض و تناقض شویم. برای برطرف نمودن این مشکل، می توان بدون تعصب همانطور که پیامبر اکرم، مسلمانان را به فرا گیری علم و دانش، حتی از دور ترین نقاط و از ادیان دیگر، تشویق نموده اند، نمونه های مختلف مدیریت را که در کشور های دیگر تجربه شده، مورد مطالعه قراردهیم، نقاط مثبت و انسانی، که در جهت هدف غایی و نهایی اسلام یعنی تعالی انسان است را از علوم مدیریتی روز دنیا گرفته و آن را بومی کنیم، سپس به مرحله اجرا بگذاریم.

 

منبع : ندای سلامت

 

  جمله مديريتی              

گذشت زمان

گذشت زمان بر آن ها كه منتظر می مانند بسيار كند،
بر آن ها كه می هراسند بسيار تند،
بر آن ها كه زانوی غم در بغل می گيرند بسيار طولانی،
و بر آن ها كه به سرخوشی می گذرانند بسيار كوتاه است.
اما، برآن ها كه عشق می ورزند، زمان را آغاز و پايانی نيست.

Time is very slow for those who wait,
very fast for those who are scared,
very long for those who lament,
very short for those who celebrate.
But, for those who love, time is eternity.

 

  حدیث مديريتی             

وسیله ارتباط مخلوق با خالق

 

حضرت زینب علیهاالسلام فرمودند:

 

قالت فاطمه علیهاالسلام: ... و نحن وسیلته فى ‏خلقه و نحن خاصته و محل‏قدسه و نحن حجته فى غیبه و نحن ورثه انبیائه...

ما وسیله ‏ارتباط خدا بامخلوق‏ هاى او هستیم. ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاكى ‏ها، ما راهنماهاى روشن خداییم و وارث پیامبران اوهستیم ‏.

 

 

  طنز مديريتی              

معانی جدید بعضی از کلمات ! (جهت طنز و سرگرمی)

 

سطل آشغال :

وسیله‌ ای ا‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آن !

 

اوراقچی :

تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند !

 

حراج :

اصطلاحی‌ است که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده

و با ماژیک قرمزروی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند !

 

رئیس :

فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید

و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است !

 

بزرگراه :

نوعی پیست رالی به همراه یادگیری به روز ترین فحش‌های روز!

 

شب امتحان :

شب التماس به درگاه خداوند !

شب توبه !

البته مجموعه برگه های کمک آموزشی - تقلب - هم بد نیست.

 

تحقیق :

 Copy &  Pasteکردن مقالات اینترنتی !

بیرون هم که پروژه میفروشن ۲۰ تا ۳۰ هزار تومن !

 

گارانتی :

یک اسم صرفا زیبا و خوش تلفظ که تنها کابرد آن در هنگام خرید است !

وقتی هم می بری میگن : تعویض که نداریم روی اون جای انگشت دست خورده هست !

 

بیمه‌ عمر :

قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود !

 

سریال :

فیلمی‌ است چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می ‌دهد !

 

تلفن همراه :

وسیله‌ای ۴ ‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن ، عکس و فیلم گرفتن و نهایتا اس ام اس بازی!

 

گرانی :

واژه ای است زاده‌ توهم غربیان که تاکنون مشاهده نشده است !

 

مترو :

سونای بخار عمومی و متحرک با شمیم دلنواز عرق نعناع  و گلاب!

 

عذرخواهی :

از مد افتاده است و بجای استفاده از کلمات معذرت میخوام ، ببخشید ، متاسفم

از کلمه های : حالا بی خیال شو ، خیلی خب بابا ، ای بابا خب بابا ، خودتو لوس نکن ! و استفاده می‌شود!

 

خودپرداز :

دستگاهی‌ است که همیشه‌ خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد

و اگر صفی در کار نباشد ۹۷/۴۵ درصد اوقات خراب است !

اونجاهایی هم که ظاهرا سالمه و خلوت میری کارتت رو میذاری

یهو میبینی کارتت رو قورت داد !

 

شناسنامه یا کارت ملی :

دفترچه و کارتی که هرکدام از آنها بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتشان لازم هستند !

اگر کارت ملی بدی شناسنامه میخوان و بالعکس

 

 

  حکايت مديريتی            

خلوت گزیده

زاهد پیری، خلوت گزیده بود؛

جوانی بر او وارد آمد و گفت : ای پیرمرد!  چه... تنهایی؟!

زاهد پاسخش داد: اکنون که تو آمدی تنها شدم!

 
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است   چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
جانا به حاجتی که تو را هست با خدا   کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم   آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است
ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست   در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست   چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است
جام جهان نماست ضمیر منیر دوست   اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است
آن شد که بار منت ملاح بردمی   گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است
ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست   احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است
ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار   می‌داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است
حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود   با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است

 

  تکنیک های موفقیت         

۷ تکنیک برای کسب موفقیت در زندگی

 

بیشتر افراد تمایل دارند که در زندگی به موفقیت دست پیدا کنند. آنها برای خود اهدافی را معین و بعد برای رسیدن به آنها به شدت تلاش می کنند؛ اما سوالی که می توان در این زمینه مطرح کرد، این است که اصلاً موفقیت چیست؟ در واقع باید اظهار داشت که موفقیت برای افراد مختلف، مفاهیم متفاوتی را در بر دارد.

موفقیت در اشکال و اندازه های مختلف ظهور می کند، اما همیشه یک مطلب در آن صدق می کند: نیازمند تلاش و وقت گذاشتن است. ممکن است هدفی را در ذهن خود دنبال کنید، برای رسیدن به این هدف راههای بی شماری را در نظر دارید، شما ملزم هستید که مناسب ترین گزینه را از میان آنها انتخاب کنید. این مقاله که در سایت اینترنتی مردمان منتشرشده، شما را با ۷ نمونه از تکنیک های رسیدن به موفقیت آشنا می کند. کاربردی بودن کلیه این متدها از نظر علمی به اثبات رسیده و شما می توانید با خیال راحت از آنها برای رسیدن به اهدافتان سود برید.

به منظور رسیدن به موفقیت در هر زمینه ای، شما نیاز دارید که توانایی رسیدن به آن امر را در خود کشف کنید. به عنوان مثال اگر علاقه دارید که در رشته آواز فعالیت داشته باشید، باید صدای خوبی هم داشته باشید. اگر احساس می کنید که صدای چندان مناسبی برای این کار ندارید، شاید نتوانید آنطور که باید و شاید در این زمینه به موفقیت دست پیدا کنید. مثال دیگر اینکه اگر به کارهای فنی خودرو علاقه دارید و به راحتی می توانید مشکلات موتور و یا اجزی داخلی آنرا عیب یابی و آنها را تعمیر کنید، شما این توانایی را دارید که مسائل مربوط به آن را آموزش ببینید و به موفقیتی که انتظارش را دارید، دست پیدا کنید.

همه افراد در زندگی خود اشتباه و شکست های متفاوتی را تجربه می کنند. می توانید به خودتان بگویید که هر شکست شما را یک گام به سوی موفقیت نزدیک تر می کند. به منظور رسیدن به موفقیت، شما باید یاد بگیرید که از شکست های گذشته خود به نحو احسن استفاده کرده و از آنها درس بگیرید. هیچ گاه در زندگی خود با خاطرات گذشته زندگی نکنید. گذشته ها گذشته است و آینده ای جالب انتظار شما را می کشد. خیلی راحت به سمت جلو حرکت و تصمیم های عاقلانه تری اتخاذ کنید و از گذشته درس بگیرید.

به منظور رسیدن به موفقیت شما نیازمند رویا پردازی و الهام گرفتن هستید. در مورد این مطلب که از زندگی چه می خواهید با خودتان صادق باشید. ببینید که حقیقتاً دوست دارید در زندگی چه چیزی بدست آورید و به چه چیزهایی دست پیدا کنید. به ذهنتان اجازه دهید هرچقدر که دوست دارد بزرگ اندیشی کرده و خیال پردازی کند.

اگر به دنبال رسیدن به موفقیت شغلی هستید، پیش از انجام هر کاری باید برای خود یک طرح جامع تبیین کنید. چه به دنبال شریک برای کاری که می خواهید شروع کنید باشید یا خیر، به هر حال این طرح، نقشه راه شما برای رسیدن به موفقیت است. طرح شما باید شامل پیش بینی روند بازار، در نظر گرفتن مباحث اقتصادی، تحلیل قدرت رقبا، استراتژی های خروج، بازاریابی و گزینه هایی برای پیشرفت باشد. حتی زمانی که به دنبال شریک سرمایه گذار هم می روید، باز هم باید طرحی برای ارائه دادن در دست داشته باشید. این امر از هر چیزی اهمیت بیشتری در بر دارد. اگر موفقیت شما جنبه ای کاملاً فردی دارد، می توانید کارهایتان را به صورت پروژه های کوتاه مدت دنبال کنید تا بتوانید به مطلوب ترین نتیجه دست یابید.

برای رسیدن به موفقیت باید ثابت قدم بود. حتی توماس ادیسون هم چنین فرضیه ای را رعایت می کرد. زمانیکه اولین لامپ تابان مسی را تهیه کرده بود، بیش از ۱۰۰۰۰مرتبه آنرا امتحان کرد تا توانست یک لامپ را روشن کند، هر چقدر مسائل بیشتر برایتان چالش انگیز می شوند، باید سعی کنید که تلاشتان را نیز به مثابه آن افزایش دهید.

باید آنقدر اهدافتان را در ذهن به تصویر بکشید که نسبت به آنها یک میل و خواست درونی پیدا کرده و به صورت یک وسواس در ذهن شما تبدیل شوند، به طوری که تا به آنها دست نیابید، آرام ننشینید. تحت این شرایط با احتساب به این مطلب که به طور ۱۰۰درصد به موفقیت دست پیدا خواهید کرد و با در نظر گرفتن این موضوع که دانش و ایمان کافی برای رسیدن به آرزوهای خود را دارید، شکی نیست که می توانید به تمام خواسته های خود جامه عمل بپوشانید.

شما باید جزئیات دقیق تمام اهدافی که قصد رسیدن به آنها را دارید برای خود مو به مو تشریح کنید. باید ببینید از چه راههایی می توانید به آنها دست پیدا کنید. باید برای خودتان روشن کنید که دوست دارید در آینده زندگی شما به چه شکل باشد. درست مانند طراحی برنامه منسجم شغلی، اما این بار برای زندگی شخصی خود برنامه ریزی می کنید. متاسفانه ۹۰ درصد از افراد برای زندگی خود هیچ گونه برنامه ریزی خاصی ندارند. به همین دلیل است که بیشترین ثروت جهان تنها در اختیار ۱۰ درصد از افراد است. آیا تصور نمی کنید که این افراد، همان هایی هستند که برای خود هدف تعیین می کنند؟ زمانیکه شما اهدافتان را معین کردید، باید آنها را اظهار قطعی کنید.

و اما اظهار قطعی عبارت است از عباراتی که در مورد آنها فکر می کنید و در مورد آنها به خود و یا دیگران توضیح می دهید. یک نمونه از آن می تواند چیزی شبیه به این جمله باشد: "هر روزی که می گذرد، از هر نظر، بهتر و بهتر می شوم." شاید به نظر برخی از افراد این جمله کلیشه ای و پیش پا افتاده باشد. دکتر امیل کو در کتاب خود پیرامون این مبحث صحبت های جالبی را مطرح کرده است. او اذعان داشته که با اتکا به این روش موفق شده تا هزاران هزار بیمار را درمان کند. طبق پژوهش های او تکرار این جمله ۲۰ مرتبه، دو بار در طول روز می تواند هر مصیبتی را از میان بردارد.

او معتقد است که تا کنون هیچ کس را درمان نکرده، بلکه به بیماران آموزش داده که چگونه می توانند خودشان را درمان کنند. کلیه شواهد موجود پیرامون درمان این نوع بیماران در دسترس است.

به هر حال افراد می توانند هم نگرش مثبت در خود ایجاد کنند و هم منفی. از جمله عبارات تاکیدی منفی می توان به نمونه ی زیر اشاره کرد: زمانیکه اتفاق بدی روی می دهد، فرد با خود می گوید: "همیشه یک چنین اتفاقی برای من می افتد."

جملات تاکیدی، بهترین راه برای جایگزین کردن افکار مثبت به جای نگرش های منفی هستند. با اتکا به نگرش مثبت می توانید قدرت های درونی خود را افزایش داده و شخصیت درونی خود را نیز بهبود بخشید. هیچ لذتی بالاتر از رسیدن به موفقیت در زندگی نیست. باید قبول کنید که برای رسیدن به موفقیت باید تلاش کرده و به شدت زحمت بکشید، اما در عوض زمانیکه به موفقیت دست پیدا کنید، خستگی تمام تلاش هایی که انجام داده اید از بدنتان در می آید. نتیجه واقعاً لذت بخش و غیر قابل باور خواهد بود. از همین حالا دست به کار شوید و موفقیت را به زندگی خود دعوت کنید.

 

۱) استعدادهای بالقوه خود را شناسایی کنید.

۲) به گذشته نگاه نکنید.

۳) شجاعت خیال پردازی را در خود افزایش دهید.

۴) برای خود نقشه کاری طراحی کنید.

۵) تسلیم نشوید.

۶) خواست نگرشی توقف ناپذیر داشته باشید.

۷) تعیین هدف و تصریح آن.

 

منبع : انجمن ايران ويج

 

  نکات مدیریتی             

نكات قابل تأمل و توجه در تغيير و تحول سازمان ها

 

1- اولین قدم برای تحول، داشتن هدف است.

بطور کلی هدف تحول عبارت است از نقطه ای که تلاش ها و کوشش ها معطوف به آن است. هدف تحول نتیجه فعالیت ها است. تعیین هدف برای هر برنامه تحول، لازم و ضروری است؛ زیرا بدون هدف گذاری هیچ برنامه ای قابل سنجش و اندازه گیری نخواهد بود. اگر اهداف مشخص نشوند، حوادث و پیشامدها تعیین کننده فعالیت ها خواهند بود و تلاش ها و فعالیت ها بی ثمر خواهند ماند. هدف به تلاش ها جهت و معنی می بخشند. هیچ پیشرفت و تحولی بدون هدف گذاری تحقق نمی یابد و یک انسان موفق هیچ گاه بدون هدف تلاشی را انجام نمی دهد. تلاش در جهت تحول بدون هدف گذاری، مثل رها کردن تیری در تاریکی است؛ ممکن است هر قدر سرعتش بیشتر باشد به همان اندازه انحرافش زیاد باشد. هدف خوب برای تحول هدفی است که دست یافتنی، روشن، قابل اندازه گیری، در محدوده زمان، مدون، مورد تأئید و قابل انعطاف باشد. برای تعیین هدف تحول، به دنبال جواب سؤالات ذیل باشیم. چرا تحول ؟وضعیت موجود چه مشکلاتی دارد؟ در کجا هستیم؟ به کجا می خواهیم برویم؟ چگونه می خواهیم برویم؟ در هدف گذاری باید چیستی و چرایی تحول معلوم و مشخص شوند.

 

2- تحول از طريق تدوين و ابلاغ آئين‌نامه‌، بخش‌نامه و دستورالعمل اتفاق نمي‌افتد؛ تغيير و تحول تجويزي نيست و با ابلاغ دستورالعمل و تصويب و ارسال آئين نامه‌هاي اجرايي تحقق پيدا نمي ‌كند. اگر در هر روز براي ايجاد تحول، چندين بخش‌نامه و دستورالعمل تدوين شود كافي نيست. شايد فراهم كردن بسترهاي قانوني و مقرراتي شرط لازم باشد ولي شرط كافي نخواهد بود. براي ايجاد تغيير و تحول بايد اعتقاد و ايمان راسخ داشت. حتي پذيرفتن و قبول كردن تحول كافي نيست؛ بسياري از مديران تحول را مي‌پذيرند و خواستارند ولي اعتقاد و ايمان ندارند. بين قبول تحول و ایمان به تحول تفاوت بسیار است. " ایمان داشتن " خود حرکت ایجاد می کند و تحول آفرین است. تحول در بسیاری مواقع باید از درون سیستم خواسته شود و بر اساس ضرورت و نیاز تدوین گردد تحول یک نسخه واحدی نیست که برای همه سازمان ها یکسان تجویز گردد بلکه باید بر اساس مقتضیات هر سازمان برنامه تحول تدوین و اجرا شود.

 

3- تحول از طریق زور، اجبار و ارعاب حاصل نمی شود :

تحول را نمی توان از طریق زور، اجبار و ارعاب ایجاد نمود؛ زیرا تحولی که بر اساس زور ایجاد گردد، با از میان رفتن آن عامل، حرکت تحول نیز متوقف می شود. تجربه نشان داده است که هر گونه فشار و زور غیرمنطقی در مسایل فرهنگی - از جمله تحول - اثرات و پیامدهای منفی زیادی خواهد داشت. تحول از طریق چوب و چماق حاصل نمی شود، بلکه تحول نوعی انجماد زدایی اندیشه های سنتی و باورهای غلط و قدیمی است و جایگزینی اندیشه های درست و باورهای جدید است. تا زمانی که باورهای قدیمی ذوب نشوند تحولی اتفاق نخواهد افتاد.

مرحله آخر، هم پایان کار است و هم آغازی برای تحولی دیگر. پایان و انتهایی برای تحول و بهبود وجود ندارد. فلسفه تغییر و تحول عدم رضایت به وضع موجود و تلاشی برای بهبود مستمر است. فرآیند تحول، فرآیند دائمی و مداوم است برنامه های تحول تدوین، اجرا و سپس ارزیابی شده و بازخوردهایش باعث اصلاح در برنامه های تحول می شود.

در هر حال تحول تنها اصل ثابت است و در آن پایان یک چیز آغاز چیز دیگر است، ولی برای برجسته کردن مرحله پایانی می توان نوعی جشن یا مراسم اهداء جوایزی برگزار نمود تا از این طریق بتوان میزان دسترسی به اهداف تحول ودستاوردهای آن را بیان نمود. تحول هیچ وقت در مقصد حاصل نمی شود بلکه همواره در مسیر اتفاق می افتد.

 

4- تحول اتفاقی و شانسی نیست :

تغییر و تحول اتفاقی و شانسی نیست بلکه به تلاش، اندیشه، برنامه ریزی و مدیریت مدبرانه بستگی دارد. بسیاری بهبود و بالندگی را به تقدیر و سرنوشت نسبت می دهند. اما واقعیت این است که تحول بستگی به اندیشه ما، قدرت انتهای بازوان ما و تلاش کف دستمان بستگی دارد. قانون طبیعت این است که جوینده یابنده است. با دست روی دست گذاشتن ، تلاش نکردن، امید واهی داشتن، هیچ اتفاقی نمی افتد. امروز منتظر فرصت ماندن از دست دادن آن است، پس باید فرصت آفرین شد. برخی افراد از مشکلات فرصت می آفرینند و برخی دیگر از فرصت های بدست آمده نمی توانند استفاده کنند و در درون هر فرصتی به مشکل آن می اندیشند، پنجره فرصت ها را بسته اند و از پشت شیشه های آن منتظر معجزه هستند. معجزه خود ما هستیم که اگر اراده کنیم خواهیم توانست.

 

5) نیروی انسانی را کانون در برنامه های تحول قرار دهید. هدف و عامل تحول انسان ها هستند برای همین منظور انسان ها در قالب تحول قرار می گیرند. تحول نتیجه نگاه هوشمندانه به جایگاه عادتمندانه است. افراد تحول گرا جور دیگری می بینند بدون تغییر در دانش، نگرش، باور و اندیشه های نیروی انسانی تغییر و تحول انجام نخواهد شد. ابزار تحول نیروی انسانی است بدون تحول در نیروی انسانی سایر برنامه های تحول پایدار و مستمر نخواهد بود. تحولات از انسان ناشی می شود که کانون اصلی تمامی دگرگونی هاست، ضروری است که زمینه های تغییر و تحول در او هم به عنوان پذیرنده و هم به عنوان بوجود آورنده آن مورد بررسی قرار گیرد.

 

6) تحول ایجاد شده را به مرحله ثبت برسانید.

برخی از برنامه های تحول خیلی خوب تدوین شده و دقیق نیز اجرا می شوند، ولی به مرحله تثبیت و پایداری نمی رسند. به همین خاطر کلیه هزینه ها و سرمایه گذاری های انجام شده، برای تغییر و تحول اتلاف می گردد. وضعیت جدید حاصل شده در اثر تحول بسیار شکننده و آسیب پذیر است؛ به مشابه طفلی که تازه متولد شده به مراقبت و نگهداری بیشتری نیازمند است. بسیاری از برنامه های تحول همچون کشی است که کشیده شده و اگر رها کنید به جای اولش باز می گردد. تثبیت مرحله ای است که اثرات و نتایج تحول نمایان می شود اگر اجمادزدایی انجام گرفته و تغییر صورت گرفته دوباره منجمد و یخ زدگی مجدد نشود سریعاً به سوی مدل مرحله پایداری و یخ زدگی مجدد در آغازین فرآیند تغییر به مراقبت بیشتری نیاز دارند. زیراعادت ها و سنت ها دشمن قسم خوردة تحولند. چرا که موجودات زنده تنوع و دگرگونی را دوست می دارند خصوصاً انسان ها که موجوداتی هستند تنوع طلب. ولی از خصایص ویژگیهای ذاتی دیگری که با تغییر متضاد است عادت کردن به وضعیت موجود است که حتی با عواملی که وضعیت عادت شده را به هم بزنند برخورد می کنند. البته این دو ویژگی ذاتی هستند و در افراد متفاوت یکسان نیستند.

شاخص های قابل اندازه گیری، برای بخش میزان موفقیت برنامه های تحول تدوین کنید. برای اطمینان از اجرای برنامه های تغییر و تحول باید شاخص های مناسب اندازه گیری طراحی و تدوین شوند، تا بتوان با اندازه گیری و پایش آن اصلاحات لازم را انجام داد. برنامه های تحول در پایان مورد سنجش و ارزیابی قرار نمی گیرند بلکه در طول اجراء نیز همواره مورد ارزیابی قرار گیرند. زیرا آنچه که قابل اندازه گیری نباشد اجرای آن نیز عملیاتی نمی شود. برخی از مشکلات برنامه های جامع تحول، عملیاتی کردن آن هاست.

 

7) مدیران الگو و پرچمدار تحول هستند :

مدیران، هم می توانند از عوامل اصلی تحول به شمار روند و هم می توانند از مهم ترین موانع اساسی تحول محسوب شوند. هیچ تحول بدون حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد در سازمان ها بوجود نمی آیند. اگر مدیران نسبت به برنامه های تحول تعهد داشته باشند، تلاش زیادی باید انجام گیرد ولی اگر مدیران اعتقاد و پشتیبانی نکنند هیچ تحولی ایجاد نخواهد شد. برای همین منظور در هر برنامه بهبود و تحول، اطمینان از حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد لازم و ضروری است، اگر مدیران به تحول اعتقادی نداشته باشند باید توجیه لازم صورت گیرد. بدون حمایت مدیران آغاز هیچ برنامه تحولی توصیه نمی شود. تجریه نیز بیانگر آن است که اگر هر یک از سازمان های موفق و تحول، یافته را مورد بررسی و تحلیل قرار دهید، حتماً به مدیران علاقه مند تحول خواهید رسید.

 

  مقاله مدیریتی             

مدیریت دانش نسل دوم و جایگاه آن در سازمان یادگیرنده

تهیه و تنظیم : احسان شعاريان

 

 حرکت به سوی سازمان یادگیرنده؛ یک انتخاب، یک شعار و یک مُد جدید مدیریتی نیست! بلکه ضرورتی است برای سازمان‌هایی که در شرایط پر تغییر محیطی، برای بقا و توسعه خود دست و پنجه نرم می‌کنند. با اینکه بیش از 20 سال از مطرح شدن تئوری سازمان یادگیرنده به عنوان راهکار بقای سازمان‌ها در عصر جدید می‌گذرد، ولی هنوز بر سر عملیاتی کردنِ پیاده‌سازی آن در سازمان‌ها، توافق نظری میان متخصصان وجود ندارد.

شاید این خود به دلیل ماهیت مفهوم سازمان یادگیرنده بوده و طبیعی است که مسیری یکسان و مشخص برای رسیدن به آن پیش روی سازمان‌ها نباشد. به عبارت دیگر برای هر سازمانی در جهت یادگیرنده شدن، بایستی مسیری با توجه به ویژگی‌های منحصر به فرد آن طی گردد. به طور کلی، منظور از سازمان یادگیرنده، سازمانی است که با توجه به قابلیت‌هایی که در خود ایجاد کرده است، انعطاف‌پذیری و توان مقابله با هر نوع تغییرات محیطی را دارا بوده و به صورت یک کلِ یکپارچه، می‌تواند مسائل جدید را کشف و حل نموده و یا مسائل قدیمی را با روش‌های جدید حل نماید.

نظریه‌های بسیاری در خصوص اجرایی نمودن ایجاد سازمان یادگیرنده، توسط متفکرین و متخصصین مدیریت مطرح گردیده است که هر یک بر بعدی از آن تاکید می‌ورزند. برخی بیشتر بر روی رویکردهای مدیریت دانش تاکید می‌نمایند و برخی بر روی تغییرات ساختاری سازمان. برخی بر روی اهمیت رهبری و برخی بر فرهنگ سازمانی. حال اینکه عوامل محدود کننده یادگیری در سازمان بیشتر ضعف ابزار و تکنولوژی مناسب است یا ساختار سازمانیِ صلب و سنتی، بحث فرهنگ مقاوم در برابر تغییر است و یا نبود تعهد مدیریت بر اجرایی نمودن آن؛ بسته به شرایط و وضعیت هر سازمان متفاوت خواهد بود. ولی بدیهی است که توافق نظر بر روی اینکه: "باید شرایطی در سازمان فراهم گردد تا افراد از یکدیگر و با یکدیگر یاد بگیرند" وجود دارد.

یکی از مسائل مهم که در سازمان یادگیرنده مورد توجه قرار می‌گیرد، بحث آشکارسازی و اشتراک دانش افراد و به طور کلی بهره‌گیری از خرد جمعی سازمان است و در طول سال‌هایی که از عمر مدیریت دانش می‌گذرد، ابزارها و رویکردهای گوناگونی برای عملیاتی کردن آن پیشنهاد شده و در برخی سازمان‌ها اجرا گردیده است. ولی مشکلی در میان است: اثربخشی پیاده‌سازی این ابزارها، انتظارات اولیه را برآورده نمی‌سازد! امروزه با توجه به مطرح شدن نظریه KM2.0 (نسل جدید مدیریت دانش) و بررسی مطالعات موردی عارضه‌یابی مدیریت دانش، سازمان‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که پیاده‌سازی ابزارهای مدیریت دانش، تضمینی بر مشارکت افراد در تسهیم دانش نیست. حتی در شرایطی هم که با بهره‌گیری از راهکارهای انگیزشی، مشارکت افراد را بر ارائه دانش خود و ثبت آن در سیستم مدیریت دانش جلب نماییم، اطلاعات و تجربیات پراکنده که در سیستم ثبت می‌شوند، آنطور که انتظار می‌رود؛ دردی از کسی درمان نمی‌کنند!

در کشور ما نیز، تجارب ناموفقی از پیاده‌سازی سیستم‌های مدیریت دانش و اثربخشی نامناسب برخی از رویکردهایی که در این زمینه در سازمان‌ها اجرا شده است، تصدیق کننده این واقعیت است که "ابزار"، "آموزش" و "اصلاح ساختار" هیچ یک به تنهایی نمی‌تواند مشکلات سازمان را، چه در خصوص بحث سازمان یادگیرنده و چه در سایر زمینه‌ها حل نماید! و بایستی "راهکاری جامع" و اثربخش برای حل مشکلات سازمان‌ها اجرا گردد.

راهکاری که با تفکر سیستمی و درک صحیحی از فرایند ایجاد تغییر در سازمان، اجرا گردد و در آن؛ شرایط فرهنگی سازمان و سطح اطلاعاتی افراد در نظر گرفته شده باشد، ساختار سازمانی آن شناخته شده و عارضه یابی شده باشد و در نهایت ابزارهای مناسب با توجه به ویژگی‌های سازمان، مورد استفاده قرار گردد. در چنین شرایطی احتمال حل مشکلات سازمان به مراتب بیشتر از وضعیتی خواهد بود؛ که اصطلاحاً نسخه‌ی از پیش پیچیده‌ای برای تمام سازمان‌ها در مسیر رشد و یادگیری تجویز گردد!

یکی از مهمترین تفاوت‌های مدیریت دانش نسل اول و دوم، این است که در نگاه مدیریت دانش نسل دوم، توجه بیشتری به ویژگی‌های روحی و انسانی دانشگران سازمان می‌شود. به طور مثال همه ما دوست داریم تا دانش خود را به اشتراک گذاشته و راجع به تجربیات خود صحبت کنیم، ولی به شرطی که مخاطب مناسبی وجود داشته باشد! این کار به ما وجهه متخصص می‌دهد و چنین احساسی برای اغلب افراد خوش‌آیند است و در صورت نبود شنونده و مخاطب مناسب، اغلب افراد علاقه‌ای به ارائه تجربیات خود ندارند.

در مدیریت دانش نسل اول، در حالی که مخاطبی فراهم نمی‌شود، از افراد خواسته می‌شود تا تجربیات خود را در سیستم ثبت نمایند، چرا که ممکن است دانش آنها روزی به درد کسی بخورد (شاید هم نخورد!). طبیعی است که چنین سیستمی که پویایی لازم را دارا نیست، انگیزه کافی را در افراد برای به اشتراک گذاری دانش ایجاد نمی‌نماید! از این رو بحث مسائل انگیزشی میان می‌آید و با پاداش و گاهی اجبار افراد به اشتراک دانش ترغیب می‌شوند که از آن جایی که اشتراک دانش یک مسئله کاملاً داوطلبانه است، اثربخشی چنین سیستم‌هایی کاهش یافته و پیاده‌سازی آنها، هدف اولیه را که همان ایجاد ارزش‌های ملموس از دارایی‌های دانشی سازمان است، محقق نمی‌سازد.

در مدیریت دانش نسل جدید، با بهره‌گیری از زیرساخت‌های جدید الکترونیکی که به واسطه پیشرفت‌های وب در اختیار قرار گرفته است، به دنبال آن هستیم تا سیستم‌هایی را در سازمان پیاده نماییم تا افراد با آشنایی از جذابیت‌ها و قابلیت‌های آنها، به طور خودانگیخته و با تمایل درونی، به اشتراک دانش بپردازند. Wiki یکی از این ابزارهاست که آشکارسازی دانش و اشتراک آن را در سازمان به طریقی بسیار ساده ممکن ساخته و با توجه به قابلیت‌های پیشرفته نرم‌افزاری، امکان ایجاد ارتباط بین محتواهای مربوط به یکدیگر را از طریق interlink و tagging فراهم می‌سازد. بهره‌گیری از این قابلیت‌ها علاوه بر اینکه سبب یافتن سریعتر اطلاعات می‌شود، سبب می‌شود تا سایر اطلاعاتی که با موضوعِ مورد جستجو مرتبط هستند نیز، در معرض دید افراد قرار بگیرند. به زودی برای آشنایی بیشتر با wiki سازمانی و قابلیت‌های آن مقاله جداگانه‌ای ارائه خواهد شد.

منبع : www.aravco.ir

 

  کلید هدایت               

مردم آزاری people abuse

 

 

آزار رسانی به خود و دیگران، یكی از رذایل اخلاقی و عامل مهم برهم زدن تعادل در زندگی فردی و اجتماعی آحاد بشر است.

دهخدا آزار را ایذاء، اذیت و آزار دادن را، رنج و درد و الم دادن و آزردن و اذیت کردن معنی می کند.

در قرآن كریم و احادیث اهل بیت علیهم السلام این رذیله اخلاقی مورد توجه قرار گرفته و به ریشهیابی آن پرداخته شده است.

 

آزار در قرآن

مفهوم اذیت و آزار در قرآن در بیشتر موارد به معنای آزردن و رنجاندن و در قالبهای مختلفی مثل عیب جویی و استهزا، تهمت و تجسس وارد شده است. غیبت درآیات 11 و 12 سوره حجرات به مفهوم استهزاء و مسخره کردن نیز آمده است:

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یكُونُوا خَیرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یكُنَّ خَیرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیب جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید)

 

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است؛ و هرگز در کار دیگران تجسس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند)

 

تحقیر در آیه 18 لقمان وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ ؛ با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان به شکل آزارهای روانی است و شكنجه و آزار جسمی در آیاتی مانند 49 سوره بقره یسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ؛ همواره شما را به بدترین صورت آزار می‌دادند یاد شده است.

 

 اسباب و عوامل آزار رسانی

1- اختلاف عقاید

از جمله عواملی كه قرآن برای آزاررسانی بیان میكند ریشههای عقیدتی است. اختلاف عقاید موجب میشود كه فرد و یا جامعهای نسبت به دیگری موضع خصمانه بگیرد و به صورت آزاررسانی آن را بروز دهد. قرآن با گزارش كاملی از وضعیت پیامبران و رفتارهای مخالفان و دشمنان ایشان بیان میدارد كه علت و ریشه اصلی همه اذیت و آزارهای مخالفان پیامبران، اختلاف عقیده بوده است. به عنوان مثال در آیه 8 سوره بروج میفرماید:

وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ یؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ

آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.

 ستیز عقیدتی كافران و مشركان آنان را وامی داشت تا به آزاررسانی به پیامبران بپردازند.

 

2- محبت به دنیا

از دیگر ریشه های آزاررسانی از دیدگاه قرآن، محبت به دنیاست؛ زیرا از نظر قرآن محبت به دنیا ریشه و عامل همه خطاهاست در آیه 212 سوره بقره میفرماید:

زُینَ لِلَّذِینَ كَفَرُوا الْحَیاةُ الدُّنْیا وَیسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا

زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این‌رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است)، مسخره می‌کنند.

همچنین در آیه 185 و 186 سوره آل عمران می فرماید:

مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ

؛ زندگی دنیا، چیزی جز سرمایه فریب نیست.

وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِیرًا

و از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب (آسمانی) داده شده [یهود] و (همچنین) از مشرکان، سخنان آزاردهنده فراوان خواهید شنید.

 

3- ناشكیبایی و زیاده خواهی

ناشكیبایی و نوعی زیاده خواهی از عوامل دیگر آزاررسانی یاد میشود؛ چنانكه قرآن در سوره بقره آیه 61 این عامل را علت اصلی آزاررسانی بنیاسرائیل به حضرت موسی(ع) برمیشمارد.

وَإِذْ قُلْتُمْ یا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ.. .

و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: ای موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! ... .

 

4- حسادت

حسادت كه خود یکی از رذائل اخلاقی است در بیان قرآنی، عاملی برای آزاررسانی و خودآزاری ذكر شده است. این مسئله را می توان در داستان هابیل و قابیل مشاهده کرد. بطوری  كه رنج بردن از نعمت هایی كه در اختیار دیگران است موجب میشود تا زمینه خودآزاری و دیگر آزاری حتی در سطح قتل، در انسان رشد كند. قتل هابیل به دست برادرش (قابیل) و نیز به چاه انداختن یوسف از سوی برادران از این عامل حكایت می كند.

 

آثار آزار رسانی

بی گمان هر كاری واكنشی دارد و آثار آن در دنیا و آخرت و نیز در امور مادی و معنوی شخص بروز می كند.

در قرآن و روایات ائمه علیهم السلام نیز به مسئله دوری و پرهیز از آزار و اذیت توجه داده شده و حتی برای کسانیکه در برابر آزار و اذیت دیگران تحمل می کنند آثاری را نام می برند.

 

1- نشانه شرارت و پستی

حضرت علی علیه السلام در ضمن فرمایشاتی آزار دادن دیگران را از عادات افراد شرور، پست و جاهل میداند: عَادَةُ الْأَشْرَارِ أَذِیةُ الرِّفَاق‏ عادت بدان، آزار كردن رفیقان است. عَادَةُ اللِّئَامِ وَ الْأَغْمَارِ أَذِیةُ الْكِرَامِ وَ الْأَحْرَار عادت لئیمان و جاهلان آزار كردن كریمان و آزادگان است. مراد از لئیمان مردم دنى و پست مرتبه است، و مراد از كریمان مردم گرامى بلند مرتبه.

 

2- دشمنی

حضرت علی علیه السلام میفرمایند: مَنْ كَفَّ أَذَاهُ لَمْ یعَانْدُه [لَمْ یعَادِهِ‏] أَحَد

هر کسی كه بازدارد اذیت خود را از دیگران، دشمنى نمیكند با او كسى یعنى كسى كه اذیت خود را بازدارد از همه مردم و آزار او بهیچ كسی نرسد هیچ كس با او دشمنى نمیكند بلكه مشهور است كه اگر كسى با خود قرار بگذارد كه اذیت او به هیچ کسی نرسد اذیت هیچ کسی هم به او نمی رسد. پس کسی که دیگران را اذیت می کند دشمنی آنها را برای خود میخرد.

 

3- دوری از مروت و انسانیت

 حضرت علی علیه السلام میفرمایند: یسْتَدَلُّ عَلَى الْمُرُوَّةِ بِكَثْرَةِ الْحَیاءِ وَ بَذْلِ النَّدَى وَ كَفِّ الْأَذَى‏  برای مروّت و آدمیت به بسیارى شرم و حیا و بذل احسان و عطا و بازداشتن آزار و ایذاء استدلال شده است. چنانکه از روایت استفاده میشود آزار دادن دیگران، به دور از جوانمردی و انسانیت میباشد.   

 

4- نشانه خیانت و خائن بودن

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در این مورد میفرمایند:

عَلَامَةُ الْخَائِنِ فَأَرْبَعَةٌ عِصْیانُ الرَّحْمَنِ وَ أَذَى الْجِیرَانِ وَ بُغْضُ الْأَقْرَانِ وَ الْقُرْبُ إِلَى الطُّغْیان

نشان خائن چهار چیز است: سرپیچى از دستور خداوند رحمان، آزار همسایگان، نفرت از یاران و تمایل به بیدادگرى و ستم.

 

5 - بد ترین بدیها

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:

خَصْلَتَانِ لَیسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الشَّرِّ شَی‏ءٌ الشِّرْكُ بِاللَّهِ وَ الضَّرُّ لِعِبَادِ اللَّه‏

دو خصلت ناپسند است كه بدتر از آنها نیست: شرك به خدا و آزار بندگان خدا.

 

آثار تحمل آزار دیگران

1- محشور شدن با ائمه

حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند:

أَ لَا تَعْلَمُ أَنَّ مَنِ انْتَظَرَ أَمْرَنَا وَ صَبَرَ عَلَى مَا یرَى مِنَ الْأَذَى وَ الْخَوْفِ هُوَ غَداً فِی زُمْرَتِنَا

آیا ندانسته‏اى كه هر كه چشم براه دولت ما باشد و بر آزار و ترسى كه مى‏بیند شكیبائى ورزد فرداى قیامت در زمره ما محشور گردد.

 البته منظور از آزار در این حدیث، آزاری است که در راه امام زمان عجل الله تعالی فرجه، به شخص میرسد.

 

2- همسایه خوب شدن

حضرت موسى بن جعفر علیه السلام فرمود:

لَیسَ حُسْنُ الْجِوَارِ كَفَّ الْأَذَى وَلَكِنَّ حُسْنَ الْجِوَارِ صَبْرُكَ عَلَى الْأَذَى‏

خوش همسایگى تنها باین نیست كه از آزار همسایه خوددارى كنى بلكه بر آزار او نیز شكیبائى كنى.

 

3- راستى پرهیزگارى

 حضرت علی علیه السلام میفرمایند:

مَنْ صَبَرَ عَلَى مُرِّ الْأَذَى أَبَانَ عَنْ صِدْقِ التَّقْوَى‏

هر کسی كه بر آزار تلخ و مكروه صبر كند واقعیت پرهیزگارى را ظاهر می كند.

 البته مراد، صبر بر آزارها و مكروهاتی است كه از جانب خداوند متعال می باشد مثل بیماریها و فوت فرزند و مانند آن و جزع و فزع نكردن در آنها یا صبر کردن بر آزارهایی كه از مردم به انسان می رسد و انتقام نگرفتن از آنها. 

 

4- نشانه خوبى

حضرت علی علیه السلام میفرمایند:

مِنْ أَمَارَاتِ الْخَیرِ الْكَفُّ عَنِ الْأَذَى‏

از نشانههاى خوبى شخص، خودداری از آزار كردن مردم است.

 

5- از درهای خوبی

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند:

یا عَلِی ثَلَاثٌ مِنْ أَبْوَابِ الْبِرِّ سَخَاءُ النَّفْسِ وَ طِیبُ الْكَلَامِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الْأَذَى

اى على: سه چیز از درهاى خیر است: بخشش دل، و خوش زبانى، و تحمّل در برابر آزار.

 

منبع :http://www.pajoohe.com

 

  مباحث فرهنگی            

 زندگی نامه عطار نیشابوری

روز بزرگداشت عطار نیشابوری  گرامی باد

 

زندگی نامه
 فرید الدین ابو حامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری یکی از شعرا و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است . بنابر آنچه که تاریخ نویسان گفته اند بعضی از آنها سال ولادت او را
۵۱۳ و بعضی سال ولادتش را ۵۳۷ هجری قمری ، می دانند . او در قریه کدکن یا شادیاخ که در آن زمان از توابع شهر نیشابور بوده به دنیا آمد . از دوران کودکی او اطلاعی در دست نیست جز اینکه پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری که همان دارو فروشی بود مشغول بوده که بسیار هم در این کار ماهر بود و بعد از وفات پدر فرید الدین کار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود .
 او در این هنگام نیز طبابت می کرده و اطلاعی در دست نمی باشد که نزد چه کسی طبابت را فرا گرفته ، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی که آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستان های مختلفی بیان شده که معروف ترین آن این است که روزی عطار در دکان خود مشغول به معامله بود که درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار کمک خواست ولی او به درویش چیزی نداد .
 درویش به او گفت : ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی ؟
 عطار گفت : همانگونه که تو از دنیا می روی .
 درویش گفت : تو مانند من می توانی بمیری ؟
 عطار گفت : بله ، درویش کاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن کلمه الله از دنیا برفت .
 
 عطار چون این را دید شدیدا متغیر شد و از دکان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد . او بعد از مشاهده حال درویش دست از کسب و کار کشید و به خدمت شیخ الشیوخ عارف رکن الدین اکاف رفت که در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه کرد و به ریاضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت این عارف بود . عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالکان طریقت در سفر گذراند و از مکه تا ماورالنهر به مسافرت پرداخت و در این سفر ها بسیاری از مشایخ و بزرگان زمان خود را زیارت کرد و در همین سفر ها بود که به خدمت مجدالدین بغدادی رسید .
 
 گفته شده در هنگامی که شیخ به سن پیری رسیده بود بهاء الدین محمد پدر جلال الدین بلخی با پسر خود به عراق سفر می کرد که در مسیر خود به نیشابور رسید و توانست به زیارت شیخ عطار برود ، شیخ نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدین که در آن زمان کودکی خردسال بود داد . عطار مردی پر کار و فعال بوده چه در آن زمان که به شغل عطاری و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پیری خود که به گوشه گیری از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است .
 
 در مورد وفات او نیز گفته های مختلفی بیان شده و برخی از تاریخ نویسان سال وفات او را
۶۲۷ هجری .ق ،دانسته اند و برخی دیگر سال وفات او را ۶۳۲ و ۶۱۶ دانسته اند ولی بنابر تحقیقاتی که انجام گرفته بیشتر محققان سال وفات او را ۶۲۷ هجری .ق دانسته اند و در مورد چگونگی مرگ او نیز گفته شده که او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یک سرباز مغول به شهادت رسیده که شیخ بهاء الدین در کتاب معروف خود کشکول این واقعه را چنین تعریف می کند که وقتی لشکر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام کردند و ضربت شمشیری توسط یکی از مغولان بر دوش شیخ خورد که شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل کرده اند که چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست که مرگش نزدیک است . با خون خود بر دیوار این رباعی را نوشت :
 
 در کوی تو رسم سرفرازی این است
 مستان تو را کمینه بازی این است
 
 با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت
 شاید که تو را بنده نوازی این است
 
 مقبره شیخ عطار در نزدیکی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان مقبره او خراب شده بود به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد .
 
 ویژگی سخن
 عطار یکی از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نام آور تاریخ ادبیات ایران است . سخن او ساده و گیراست . او برای بیان مقاصد عرفانی خود بهترین راه را که همان آوردن کلام ساده و بی پیرایه و خالی از هرگونه آرایش است انتخاب کرده او اگر چه در ظاهر کلام و سخن خود آن وسعت اطلاع و استحکام سخن استادانی هم چون سنایی را ندارد ولی آن گفتار ساده که از سوختگی دلی هم چون او باعث شده که خواننده را مجذوب نماید و همچنین کمک گرفتن او از تمثیلات و بیان داستان ها و حکایات مختلف یکی دیگر از جاذبه های آثار او می باشد و او سرمشق عرفای نامی بعد از خود همچون مولوی و جامی قرار گرفته و آن دو نیز به مدح و ثنای این مرشد بزرگ پرداخته اند چنانکه مولوی گفته است :
 
 عطار روح بود و سنایی دو چشم او
 ما از پی سنایی و عطار آمدیم
 
 معرفی آثار
 
آثار شیخ به دو دسته منظوم و منثور تقسیم می شود .

 
 1- آثار منظوم او عبارت است از :
 
۱) دیوان اشعار که شامل غزلیات و قصاید و رباعیات است
 
۲) مثنویات او عبارت است از : الهی نامه ، اسرار نامه ، مصیبت نامه ، وصلت نامه ، بلبل نامه ، بی سر نامه ، منطق الطیر ، جواهر الذات ، حیدر نامه ، مختار نامه ، خسرو نامه ، اشتر نامه و مظهر العجایب .
 
 از میان این مثنوی های عرفانی بهترین و شیوا ترین آنها که به نام تاج مثنوی های او به شمار می آید منطق الطیر است که موضوع آن بحث پرندگان از یک پرنده داستانی به نام سیمرغ است که منظور از پرندگان سالکان راه حق و مراد از سیمرغ وجود حق است که عطار در این منظومه با نیروی تخیل خود و به کار بردن رمز های عرفانی به زیبا ترین وجه سخن می گوید که این منظومه یکی از شاهکار های زبان فارسی است و منظومه مظهر العجایب و لسان الغیب است که برخی از ادبا آنها را به عطار نسبت داده اند و برخی دیگر معتقدند که این دو کتاب منسوب به عطار نیست .
 
 
۲- آثار منثور :
 
یکی از معروف ترین اثر منثور عطار تذکره الاولیاء است که در این کتاب عطار به معرفی ۹۶ تن از اولیاء و مشایخ و عرفای صوفیه پرداخته است .
 
 گزیده ای از اشعار

 ای هجر تو وصل جاودانی
 اندوه تو عیش و شادمانی
 
 در عشق تو نیم ذره حسرت
 خوشتر ز وصال جاودانی
 
 بی یاد حضور تو زمانی
 کفرست حدیث زندگانی
 
 صد جان و هزار دل نثارت
 آن لحظه که از درم برانی
 
 کار دو جهان من برآید
 گر یک نفسم بخویش خوانی
 
 با خواندن و راندم چه کار است ؟
 خواه این کن خواه آن ، تو دانی
 
 گر قهر کنی سزای آنم
 ور لطف کنی سزای آنی
 
 صد دل باید بهر زمانم
 تا تو ببری بدلستانی
 
 گر بر فکنی نقاب از روی
 جبریل شود به جان فشانی
 
 کس نتواند جمال تو دید
 زیرا که ز دیده بس نهانی
 
 نه نه ، که به جز تو کس نبیند
 چون جمله تویی بدین عیانی
 
 در عشق تو گر بمرد عطار
 شد زنده دایم از معانی
 
 * * *
 
 گم شدم در خود چنان کز خویش نا پیدا شدم
 شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم
 
 سایه ای بودم زاول بر زمین افتاده خوار
 راست کان خورشید پیدا گشت نا پیدا شدم
 
 ز آمدن بس بی نشان وزشدن بی خبر
 گو بیا یک دم برآمد کامدم من یا شدم
 
 نه ، مپرس از من سخن زیرا که چون پروانه ای
 در فروغ شمع روی دوست نا پروا شدم
 
 در ره عشقش قدم در نه ، اگر با دانشی
 لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم
 
 چون همه تن می بایست بود و کور گشت
 این عجایب بین که چون بینای نابینا شدم
 
 خاک بر فرقم اگر یک ذره دارم آگهی تا کجاست
 
 چون دل عطار بیرون دیدم از هر دو جهان
 من ز تاثیر دل او بیدل و شیدا شدم

 منبع : آفتاب

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست هوش بسیار جالب دکتر حسابی

 

سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه می کنند.

قیمت ساعت ۳۰ هزار تومان بوده و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومن پرداخت می کنند.

تا آن ساعت را خریداری کنند.

بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت ۲۵ هزار تومان بوده.

این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان

شاگرد ۲ هزار تومان را برای خود بر می دارد

و ۳ هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)

حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کرده اند . که ۳*۹ برابر ۲۷ می شود.

این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است می شود ۲۹ تومان.

هزار تومان باقیمانده کجاست ؟

 

                *

                *

                *

                *

                *

                *

                *

 

پاسخ تست :

معما تا جایی که شاگرد دوهزار تومان را برای خود و سه هزار را به آنها پس می دهد درست است اما مشکل اینجا وجود دارد که وقتی نفری ۱۰۰۰ می گیرند در واقع نفری ۹۰۰۰ تومان پرداخته اند که ۹۰۰۰ * ۳ = ۲۷۰۰۰ و + ۲۰۰۰ میشه ۲۹۰۰۰ تومان!!!!

اشتباه همین جاست که نباید ۲۷ را با ۲ جمع کرد و درواقع باید آنها را از هم کم کرد. (۲۵ + ۲ تومان پول شاگرد  = ۲۷)

یعنی سه نفر ۳۰۰۰۰ تومان پول دادند که سه هزار تومان را شاگرد به آنها برمی گرداند پس آنها ۲۷۰۰۰ تومان دادند که ۲۰۰۰ تومان را شاگرد برداشته و ۲۵۰۰۰ هزار تومان را

بابت پول ساعت پرداخته اند. به همین سادگی.

 

طراح تست : دکتر حسابی

 

  عبادت و بندگی             

عوامل گرایش نوجوانان و جوانان به نماز

 

 

قال الله تبارك و تعالی: و أمر اهلك بالصّلاة و اصطبر علیها
و تو اهلت را به برپایی نماز بخوان و در این امر پایداری و صبوری پیشه كن.
در گرایش نوجوانان و جوانان به نماز سه عنصر اصلی خانه، مدرسه و رسانه های گروهی نقش اساسی و محوری دارند. تربیت و آموزش، انتقال اطلاعات نیست، بلكه تغییر در جهان بینی است. هیچ تربیت و آموزشی بدون زمینه سازی، موفق نیست. اگر مجموعه عناصر و عوامل تأثیر گذار در ارسال یك پیام ارزشی، از وحدت و هماهنگی لازم در عمل برخوردار نباشند، نمی توانند مؤثر واقع شوند و چه بسا آثار یكدیگر را خنثی كنند.
عناصر و عوامل تأثیر گذارنده در محیط خانه و مدرسه و جامعه در القای یك ارزش معنوی و رسانیدن پیام و بیان روح نماز، اگر عملا یكدیگر را نفی كنند و یا در برنامه ها و اظهار مطالب، هر كدام راه و هدفی متفاوت و مغایر با یكدیگر بپیمایند، در ذهن فرد تناقض به وجود می
آورند و پیام منجر به ایجاد انگیزه، شوق، اراده و عمل نمی شود.

 
خانواده
آموزش نماز و پرورش روحیه مذهبی مناسب برای اقامه آن، ابتدا از خانه شروع می
شود و خانواده نقش مهمی در انتقال فرهنگ نماز از خود بروز میدهد. آنچه در مورد فرزند در گرایش به نماز مهم است، وجود انگیزه است، و آنچه در تربیت و آموزش نماز اهمیت دارد، رسوخ روح معنوی نماز به اعماق دل اوست، نه تحمیل فرم و قالب به او. زمانی آموزش نماز به توفیق میانجامد و قرین موفقیت میگردد كه با احساس خوشایندی همراه باشد.
بدون تردید همه انسان ها به طور فطری استعداد و گرایش به نیایش دارند، اما آنچه كه درباره كودكان و نوجوانان مهم است، چگونگی روش های آموزش و نحوه ارائه و انتقال این ارزش هاست.
آداب و عبادت های مذهبی چون پاسخی به عالیترین نیازهای معنوی انسان است، اگر به طور طبیعی و با جلب رضایت قلبی جوانان ارائه شود، احساس خوشایندی در آنان برمی انگیزد و آن را به راحتی جذب می
كنند، چرا كه احساسات و عواطف،مهمترین نقش را در تكوین و رشد و پرورش شخصیت جوان دارد. بدیهی است زمانی كه نوجوان در معرض یادگیری و آموزش احكام و عبادات قرار دارد، لازم است از قبل برای این موضوع زمینه سازی شود تا همراه با آموزش، احساس خوشایندی در او ایجاد گردد و به این ترتیب، نتیجه ای مطلوب به بار آورد. در این صورت، تقویت چنین گرایش فطری نیز بسیار آسان و طبیعی خواهد بود. كسب عادت ها و رفتارهای مذهبی پیش از آنكه متأثر از اندرزها و سخنان والدین باشد، معلول پذیرش رفتار، عواطف و احساسات مرتبط و همراه با مهر و محبت آنان است.
با بر انگیختن احساساتی خوشایند در حین انجام فرایض مذهبی در كودكان و نوجوانان، زمینه یادگیری رفتارها و احساسات مطلوب فراهم می
گردد و این نیز به نوبه خود موجب تقویت انگیزه و گرایش به نیایش و ارتباط با پروردگار متعال میشود. یادگیری بیشتر رفتارها و گفتارهای كودكان و نوجوانان، بر اساس مشاهداتی است كه نسبت به اعمال والدین دارند و احساسی كه فضای ارتباطی خانواده در آن ها پدید میآورد. در كانون خانواده است كه گرایش دینی افراد تقویت مییابد و خمیر مایه شخصیت مذهبی در آنان تكوین مییابد. در همین مكان است كه رغبت ها، احساسات خوشایند و ناخوشایند و رفتارهای متعادل و نا متعادل و نگرش ها و باورهای درست یا غلط منعقد میگردد.
امام علی (ع) می
فرماید:
قلب الحدث كالارض الخالیة ما ألقی فیها من شیء قبلته فبادرتك بالادب قبل ان یقسو قلبك و یشتغل لبّك قلب نوجوان، همچون زمینی خالی است. هر بذری كه در آن افكنده شود می
پذیرد. من پیش از آنكه دلت سخت گردد و فكرت مشغول شود، به ادب و تربیت تو مبادرت نمودم.
بسیاری از رفتارها و گرایشات كودك و نوجوان، از قبیل گرایش به نماز و روزه و شركت در كارهای خیر و اهمیت دادن به وظایف و تكالیف دینی، غالباً متأثر از تجارب خوشایند تربیتی آنان در خانه و خانواده است. كودكان به شدت نیازمند و تشنه یادگیری هستند و احتیاج به امنیت و آرامش خاطر و اتصال به یك منبع قدرت و رحمت و عطوفت دارند. آوای ملكوتی قرآن و نوای دلنشین اذكار نماز، حتی در دوران بارداری مادر موجب جنب و جوش و شكوفایی گرایش و احساسات دینی در كودك می
شود.
سكوت، عصبانیت، رفتار، نگاه و سخن پدر و مادر و اطرافیان، برای كودكان سر مشق و اِعمال بجای هر كدام، سبب ارضای نیاز و اغنای گرایش فطری آنهاست. آنان پیوسته می
آموزند و نسبت به هر چیز كنجكاوند. خانواده باید تلاش كند تا آموخته های مذهبی آنان با تجارب و احساسات خوشایندی شكل بگیرد. سعه صدر، ابراز احساس خرسندی و روحیه رضایتمندی، گرایش به این احساسات مذهبی را برای كودكان گوارا میسازد. بر این اساس، زیباترین و خوشایندترین حالات و اوقات كودكان و نوجوانان در خانواده زمانی است كه پدر و مادر آماده اقامه نماز میشوند، آنگاه كه كودك همه شادی و نشاط را در چهره بر افروخته و شادمان اطرافیان خویش مشاهده میكند، یعنی به هنگام وضو گرفتن و جا نماز انداختن و معطر ساختن لباس نماز و خود را به زیباترین شكل آراستن  و گوش فرا دادن به آوای دلنشین قرآن و اذان  كه نسیم آرامش بخشی در كالبد افراد میدمد و روح چون پرنده ای كه از بند و قفس آزاد شود، در فضایی ملكوتی بال و پر میگشاید و به سوی محبوب حقیقی اوج میگیرد:
تو را ز كنگره عرش می
زنند صفیر
ندانمت كه در این دامگه چه افتاده است 
خانواده‌ها می
توانند بسیاری از رفتارهای مطلوب و احساسات خوشایند و دوست داشتنی خود را به طور غیر مستقیم در قالب ارزش‌ها و احكام دینی و از طریق بهره‌گیری از الگوهای رفتاری، در وجود كودكان و نوجوانان تثبیت نمایند.
مشاهده رفتار اطرافیان، انگیزه ای قوی و غنی برای یادگیری و آموزش فرزندان است، در حالی كه آموزش های خطابی و توصیه های مستقیم و آمرانه، نه تنها چندان رغبت و انگیزه ای در درون جوان و نوجوان ایجاد نمی كند، بلكه گاهی مایه آزردگی و تنفر نیز می
شود.
نماز خواندن كودكان خردسال نیز رفتاری است كه در آغاز امر از طریق مشاهده حركات پدر و مادر و اطرافیان آموخته می
شود و فرد نسبت به موقعیت و حالات رفتار آنان احساس معنوی خاصی پیدا میكند. نحوه نماز خواندن، چگونگی نگرش اطرافیان نسبت به نماز و میزان اهمیت دادن آنان نسبت به این فریضه الهی، حالت ایستادن به نماز، تأنی و ادب و وقار در نماز، نحوه نماز خواندن، حضور قلب در نماز و توجه و خضوع و خشوع افراد خانواده، در كودكان بسیار تأثیر میگذارد. وقتی كه كودك نسبت به رفتار و نحوه حركات و حرف زدن والدین و اطرافیان كنجكاو میشود، باید توجه داشت كه كنجكاوی وی بی هدف و بی نتیجه نیست، بلكه متضمّن الگوگیری و مشاركت فعالانه او به صورت انجام تجربه ای جدید در فرازهای حساس زندگی است. زمانی كه نوجوان، الگوهای رفتاری مطلوب خویش را در موقعیت‌ها و شرایط مختلف زندگی، در رفت و آمدها، میهمانی‌ها و برخوردهای فامیل و دوستان و از جمله حضور آنان در صفوف نماز جماعت مشاهده می‌كند، احساس شادمانی و شوق و شعف سراسر وجودش را فرا می‌گیرد و عمیقاً نسبت به رفتار آنها كنجكاو می‌گردد و از آنان الگو می‌گیرد.
مهیا كردن چنین فضایی، بخصوص اگر همراه با مشاركت فعال كودكان و نوجوانان و همسالان آنان باشد، برایشان بسیار دلنشین و دلپذیر است، همین امر به تدریج گرایش به امور مذهبی و روحیه اجتماعی را در آنان تقویت می
نماید. بدیهی است هر قدر الگو محبوب تر باشد، یاد سپاری رفتار آسان تر میگردد. نگاه ها و حالات چهره فامیل و یا همسالان نسبت به یكدیگر دراین هنگام، اگر با تعظیم و تكریم و گشاده رویی همراه باشد، بر میزان تقویت گرایش معنوی كودكان و نوجوانان میافزاید. آنان از مشاهده این حالت ها و به سر بردن در این لحظات، غرق در سرور و خوشحالی میشوند و سعی دارند كه خود این قبیل رفتارها را با اشتیاق تمام باز آفرینی كنند. پدر و مادر و اطرافیان اگر در رفتارهای خود، به راست گویی، صداقت، عفاف و حجاب، صبر و بردباری و توجه و حساسیت نسبت به اوقات نماز ارج بنهند و در عملكردهای خود ثابت قدم باشند، تأثیر گذاری و درون سازی گفتار و رفتارشان به مراتب بیشتر از زمانی است كه تنها با گفتار و یا اجبار، فرزندان خویش را به كارهای مذهبی وادار سازند، در حالی كه خود در عمل سهل انگاری میكنند. لحظه های حساس و پر جاذبه رفتار پدر و مادر در ایجاد فضایی دوستانه و صمیمی و دلنشین عاطفی در مواجهه با فرزندان، سبب میگردد كه آنان بدون زحمت، رفتار مورد علاقه خود را مورد توجه و تقلید آگاهانه قرار دهند. پدر و مادر و اعضای خانواده، اگر توجه داشته باشند كه در خانه یا سفر یا گردش، در میهمانی و یا حین كار و به طور كلی در هر موقعیتی كه ندای پر طنین و دلنشین اذان را میشنوند، از هر كاری كه دارند، دست كشیده و پیش از هر چیز دیگر به اقامه نماز اهمیت دهند، در تلقی و نگرش فرزندان نسبت به این فریضه الهی تأثیر مضاعف خواهد داشت.
باید برای تعلیم و تربیت نماز زمینه سازی كرد و همه جوانب و ابعاد گوناگون قضیه را در نظر گرفت و كوشید تا همه عوامل مهم و دست اندر كار و تأثیر گذار از وحدت و هماهنگی لازم برخوردار باشند. مدرسه
در مدرسه هنگامی كه نوجوانان و جوانان، در موقعیت های مختلف اوقات تحصیل، هنگام شنیدن اذان، در كلاس یا در راهرو مدرسه بدون هیچ تكلفی، مشاهده كنند كه معلمان و مربیان مشتاقانه به سوی نماز می
شتابند، در اثر احساس همانند سازی به شوق و رغبت در میآیند و به اقامه نماز گرایش فزون تری پیدا می كنند.
بهتر است در مدرسه قبل از شروع نماز یا حتی قبل از رفتن به نماز هفتگی جمعه، برنامه هایی تدارك دیده شود كه زمینه ساز احساسی خوشایند برای دانش آموزان باشد، تا عزم و اراده و رغبت و انگیزه لازم برای انجام این فریضه، با طیب خاطر در آنان پدید آید.
هر قدر شخصیت الگوهای تربیتی و پرورشی برای دانش آموزان، محبوب و دوست داشتنی تر باشد، تأثیر پذیری آنها افزایش می
یابد. روشن است كه هرگز نباید به اجبار و تحمیل و فشار، دانش آموزان را به انجام فریضه نماز وادار كنیم. در عوض شایسته است بیش از هر چیز، جاذبه های رفتار خود را در بیان ارزش ها، با فراهم كردن مقدمات نماز افزایش دهیم.
اگر چنین فضایی بر مدارس حاكم باشد، روحیه معنوی دانش آموزان افزایش می
یابد و در نمازخانه مدرسه ارتباط شوق آمیز همسالان گسترش مییابد. سالن نمازخانه مدرسه كه مثلا با موكت سبز رنگی آراسته شده، تمیزی، سادگی و زیبایی در آن موج می‌زند، محیط مناسب و دلپذیری را برای اقامه نماز فراهم میسازد. استفاده از رنگ های آرامش بخش، همچون آبی و نیلی و فیروزه‌ای، بهره‌گیری از خطوط منحنی دیوارها و محراب، فضای نمازخانه را گیرا و دلنشین می‌سازد. استشمام بوی عطر و گلاب و نورپردازی جالب با رنگ های سبز و پخش ملایم نوای گوش نواز تواشیح مربوط به اسماء اللّه، قبل از شروع نماز، محیط را سرشار از حال و هوایی معنوی و روحانی میكند. بیان قصه های لطیف و خاطره‌های زیبا و اجرای نمایشنامه‌های دل‌انگیز با زبانی شیرین و دوست داشتنی، برای ارائه احكام و روش‌های اخلاقی و نماز سازی و تصویر سازی از ارزش ها و رفتار انسان های وارسته و رهبران و اسوه های مذهبی، تأثیرات بسیار مؤثری در یادگیری و گرایش و پایداری نسبت به ارزش های مذهبی و فهم درست از اقامه حقیقی نماز، در بین دانش آموزان به جای خواهد گذاشت.
برپایی نماز در مدارس، همراه با معلمان و مربیان و مدیر و همچنین اقامه نماز در پارك ها و یا برگزاری آن در میدان های ورزشی، اردوها و مجامع عمومی، می
تواند برای دانش آموزان دل انگیز و به یاد ماندنی باشد.
توجه به سرویس های بهداشتی و وضو خانه مدارس و پاكی و تمیزی آن، در ترغیب دانش آموزان برای گرفتن وضو و شركت در جمع دانش آموزان در نماز خانه مدرسه، برخورد با چهره گشاده و باز در این هنگام، همه و همه زمینه های آماده سازی و تقویت و افزایش گرایش به نماز را در دانش آموزان فراهم می
سازد. قران در این باره با صراحت تمام میفرماید: و أمر اهلك بالصّلاة و اصطبر علیها و تو اهلت را به برپایی نماز بخوان و در این امر پایداری و صبوری پیشه كن. به همین جهت، در خانواده بزرگ مدرسه نیز، قدرت و تحمل و صبر و حوصله مدیر، ناظم و مربی پرورشی و معلم راهنما برای برپایی نماز باید بالا باشد و از سخت گیری های بی مورد و تحقیر دانش آموزان در فراخوانی به این امر الهی، جداً باید خود داری شود، برای نماز از بهترین مكان ها و بهترین لباس ها استفاده شود و از محل تنگ و تاریك و كثیف و مخروبه پرهیز گردد. برای شركت دادن دانش آموزان كلاس اول و دوم دبستان در نماز جماعت باید توسط معلم به تدریج در كلاس زمینه سازی شود و در آنان تشنگی لازم را برای ورود در جمع سایر همكلاسی ها در نماز خانه فراهم كرد و نیز لازم است به عنوان تشویق، گاه گاهی به همراهی معلم در نماز جماعت مدرسه حضور یابند. محل نماز خانه باید به قدری جذاب و دوست داشتنی و خاطره انگیز باشد كه دانش آموزان قبل از شروع ساعت نماز، همیشه در انتظار وقت نماز لحظه شماری كنند. ناظم نباید با تند خویی و عتاب و خطاب، زمینه آزردگی روانی دانش آموزان را فراهم آورد. مراقبت باید غیر مستقیم باشد و اگر احیاناً دانش آموزی در انجام نماز كاهلی نشان میدهد، باید در مرحله اول علت آن بررسی شود و سپس زمینه شركت وی در جمع دوستان و همسالان در نماز خانه فراهم آید. برگزاری مراسم و دعوت برای ناهار و یا افطار در نماز خانه، به مناسبت های مختلف، جزء خاطرات فراموش نشدنی دانش آموزان خواهد بود. صبر و بردباری و رفتاری متین و معقول مسؤولان مدرسه، اگر همراه با عطوفت و مهربانی باشد، در دانش آموزان احساس و نگرشی مثبت نسبت به اقامه نماز پدید میآورد.

 
رسانه
رسانه ها تكنولوژی عظیمی هستند كه دنیای ما را به تسخیر خود در آورده اند و پس از خانه و مدرسه از دیگر عوامل تأثیر گذار بر روح كودك و نوجوان هستند. رسانه ها از نخستین دوران زندگی تا پایان حیات انسان، به عنوان عامل آموزنده و تأثیر گذارنده بسیار قوی نقش دارند.بنابراین، ظهور رسانه ها، تولد دنیای نوینی است كه بدون توجه به آثار تربیتی آن، توفیق در آموزش و گرایش به نماز امكان پذیر نیست.
رسانه ها آموزشگاه میلیاردها انسان است و در اعماق دل و ذهن اعضای خانواده ها رسوخ كرده است. رسانه‌ها معلم و كلاس همگانی و همه جایی و بدون انحصاری است كه تمام لحظات خالی و غیر رسمی انسان امروز را پر كرده و در ایجاد انگیزه و پذیرش یك عمل و شكل دادن عادت های خوب یا بد، نقش بسیار مؤثری ایفا می
كند. اگر برنامه ها و زمان پیام رسانه ها با تفكر و ارزش های معنوی و مذهبی جامعه و خانه و خانواده انطباق نداشته باشد، آموزش و القای پیام های دینی و تربیتی اثری نخواهد داشت و هر پیامی از طرف پدر، مادر، معلم، همانند یخی در مقابل حرارت شدید و همه جانبه ذوب خواهد شد و از بین خواهد رفت. در این شرایط، جوانان شخصیت دو گانه ای پیدا میكنند، دچار بحران عاطفی و فكری میشوند و بعدها طی همنوایی با سیل این بحران، به هر سمت و سویی سوق پیدا می كنند و بدون اراده و اندیشه بدان سو روانه میشوند.
در تهیه و تولید پخش برنامه از طریق رسانه ها برای كودكان و نوجوانان باید بسیار دقت كرد و برای این مسأله مهم آموزش و پرورش، یعنی احساسات و گرایشات دینی به ویژه نماز، بیشترین اهمیت را قائل شد.
برنامه های تلویزیونی اگر با ارزش ها و تفكر جامعه هماهنگ نباشد در اندیشه فرد بحران و تناقض ایجاد خواهد كرد و انتخاب بهتر را برایش مشكل خواهد ساخت. در لحظاتی كه پدر و مادر و مدرسه و مسجد، همه به نماز اول وقت اهتمام نشان می
دهند، پخش سریال های خارجی و داستانی جذاب و دلربا از تلویزیون به چه معناست؟
بزرگترین تأثیر ناخودآگاه مشاهده روابط بسیار نزدیك و گرم دختر و پسر در برخی از فیلم های خارجی و داخلی، عدم شوق و رغبت به نماز و ایجاد كسالت در انجام فرایض است. این نحوه نمایش روابط دختر و پسر در فرهنگ اسلامی جایی ندارد، از این رو، به طور طبیعی و تدریجی اثر تخریبی خود را در روحیه جوان باقی خواهد گذاشت و خود نوعی تهاجم فرهنگی از طریق رسانه هاست.
رسانه یكی از عوامل مؤثر مهم زندگی است و باید با خواست و ارزش های معنوی خانه و خانواده و جامعه همسو و هماهنگ باشد، تا بتواند گرایش به نماز اول وقت را در نوجوانان و جوانان زنده نگه دارد.
بنابراین، برای رسیدن به روح و پیام معنوی نماز و درك فضیلت وقت نماز، تأكید بر ضرورت ایجاد یك سیستم سه گانه (خانه، مدرسه، رسانه) به صورت عناصر هماهنگ و حركت كننده در یك جهت واحد، امری منطقی و اجتناب ناپذیر می
نماید. باید این مجموعه به هم پیوسته، برای انتقال فرهنگ نماز، هماهنگ و ـ از همه بالاتر ـ همدل باشند. اگر شیوه های تربیتی مربوط به نماز و برنامه های زمینه ساز و جانبی اوقات فراغت در خانه، مدرسه و رادیو تلویزیون با هم متناقض باشند، كودكان و نوجوانان به شكل صحیح به نماز گرایش پیدا نخواهند كرد و روح حقیقی نماز در وجود آنان تحقق نخواهد یافت.

منبع :

 رضا فرهادیان - عوامل آموزش و گرایش نوجوانان و جوانان به نماز، ص7

 

  لينک های هفته             

 

ویژه نامه ولادت حضرت زینب علیهاالسلام

 

انجمن های تخصصی مهندسی پزشکی ایران

 

پایگاه تخصصی اتاق مدیریت ارتباط با مشتری

 

Iranian scientific magazine&article

دسترسی آزاد  به بيش از 10000 عنوان مقاله

 

مدارا - وب نوشته های سید علیرضا شفيعی مطهر

 

تست ها و پرسشنامه های روان سنجی و روان شناسی