مجله شماره صد و چهارم    

شنبه 27 فروردین 1390 12 جمادی الاول 1432 16 آوريل 2011  

 

 

 

 

 

 

 

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاَثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلَـهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً 171 لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْداً لِّلّهِ وَلاَ الْمَلآئِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيهِ جَمِيعًا 172 فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلُيمًا وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا 173 يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا 174 فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا 175

ترجمه فارسي مکارم

اى اهل كتاب! در دين خود، غلو (و زياده روى) نكنيد! و در باره خدا، غير از حق نگوييد! مسيح عيسى بن مريم فقط فرستاده خدا، و كلمه (و مخلوق) اوست، كه او را به مريم القا نمود; و روحى (شايسته) از طرف او بود بنابر اين، به خدا و پيامبران او، ايمان بياوريد! و نگوييد: (خداوند) سه‏گانه است! (از اين سخن) خوددارى كنيد كه براى شما بهتر است! خدا، تنها معبود يگانه است; او منزه است كه فرزندى داشته باشد; (بلكه) از آن اوست آنچه در آسمانها و در زمين است; و براى تدبير و سرپرستى آنها، خداوند كافى است 171 هرگز مسيح از اين ابا نداشت كه بنده خدا باشد; و نه فرشتگان مقرب او (از اين ابا دارند) و آنها كه از عبوديت و بندگى او، روى برتابند و تكبر كنند، بزودى همه آنها را (در قيامت) نزد خود جمع خواهد كرد 172 اما آنها كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را بطور كامل خواهد داد; و از فضل و بخشش خود، بر آنها خواهد افزود و آنها را كه ابا كردند و تكبر ورزيدند، مجازات دردناكى خواهد كرد; و براى خود، غير از خدا، سرپرست و ياورى نخواهند يافت 173 اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد; و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم 174 اما آنها كه به خدا ايمان آوردند و به (آن كتاب آسمانى) چنگ زدند، بزودى همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت; و در راه راستى، به سوى خودش هدايت مى‏كند 175

آيات امروز را مي توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

                                                

  مدیریت علوی             

آسیب شناسی اخلاقی ـ اداری مدیران و کارگزاران

پدیدآورنده :  سیدحسین اسحاقی

مقام و منصب، وسیله خدمت گزاری

یکی از لغزش گاه های مدیران که در حاشیه مسائل کاری یا تحت تأثیر روابط شخصی، خویشاوندی، دوستانه و مانند آن پدید می آید، بذل و بخشش هایی است که از بیت المال می شود. مدیری به علتی نمی تواند یامصلحت نمی داند که دوست یا فرزند دوستش یا خویشاوندانش را در حیطه مدیریتی خود استخدام کند. از این رو، سفارش او را به مدیر دیگر می کند و آن مدیر هم با انجام کار سفارشی، مدیر اول را مدیون خود می سازد. آن گاه نوبت به مدیر اول می رسد تا در زمان مناسب، به سفارش مشابهی عمل کند و از شرمندگی او خارج شود.

این داد و ستدها در یک سطح گسترده و متنوع در میان مدیرانی که تعهد و تقوای کاری ندارند، کم و بیش دیده می شود. برای مثال، مدیری، از تولیدات کارخانه تحت مدیریت خود رایگان یا با تسهیلات ویژه، به مدیر دیگری مرحمت و احسان می کند. در نتیجه، او مدیون محبت ها و حاتم بخشی های مدیر اول شده است و برای جبران این دین، از کیسه بیت المال مقابله به مثل می کند. یکی زمین می دهد و دیگری مصالح. یکی روغن می بخشد و دیگری برنج پیش کش می کند. یکی ویلا در اختیار می گذارد و دیگری بهره مندی از رستوران هتل را تقدیم می دارد. یکی به سفر خارجی مهمان می کند و دیگری با امتیاز تأسیس کارخانه جبران می کند. آن یکی تقصیر را می پوشاند و این یکی او را از تیغ قانون می رهاند و کارها و رابطه های غیرقانونی مانند آن.

البته برای هر یک از موارد گفته شده، گریزگاه های شیطانی و توجیه های نفسانی فراوانی هم وجود دارد، از قبیل: ناروایی رد احسان، جلب همکاری و هم دلی برای پیشبرد امور سازمان، صاحب حق دانستن خود به خاطر نقش محوری و کارآیی بالا! اما آنچه در حقیقت اتفاق می افتد، سوء استفاده از موقعیت، مرفه شدن بیش از حد زندگی مدیران با امکانات بیت المال و سرانجام، الوده شدن زندگی آنان به کارهای مشتبه و حرام است. البته این چنین سوء استفاده هایی، به ضعف اعتقادی و نگاه سطحی به منصب و موقعیت اجتماعی باز می گردد. چنانچه مدیران، مسئولیت های خویش را امانت و خدمت گزاری بدانند، مرتکب این گونه انحراف ها نمی شوند، بلکه با تلاش و تکاپوی خالصانه نام نیک از خود به جای می گذارند و می دانند که هر اوجی را فرودی است و پست و مقام های دنیوی، دست گردان این و آن است. در این باره، مفهوم شعر زیر نغز و رساست:

 

شنیده ام که محمود غزنوی شب دی شراب خورد و شبش در سمور گذشت
گدای گوشه نشینی لب تنور گرفت لب تنور، بر آن بی نوای عور گذشت
علی الصباح نعره زد که ای محمود لب تنور گذشت و شب سمور گذشت

 

 پیام متن:

1. نکوهش سوء استفاده از امکانات دولتی، به منظور پیشبرد انگیزه های شخصی.

2. امانت پنداری مقام و منصب و تلاش برای خدمت گزاری به مردم در زمان مدیریت.

سوء استفاده از جایگاه مدیریتی

هر نوع قدرت و توانی می تواند شخص توانمند را به استثمار و بهره گیری از نیازمندان وادارد. در مقابل، برخی هم برای رسیدن به منفعتی مالی و اداری، در برابر شخص توانمند به انواع شگردها روی می آورند. بنابراین، از یک سو غرور و باج گیری و بهره کشی و از سوی دیگر چاپلوسی و ذلت نفس شکل می گیرد.

زمینه چنین ناهنجاری و آسیبی را باید در آزمندی و غفلت و گسستگی از مبدأ عزت آفرین جست وجو کرد. در عین حال، نباید نقش فقر مادی، فساد اداری حاکمیت نداشتن قانون در قلمرو رابطه های اداری و ارباب رجوع را از یاد برد. فرهنگی را که در آن ارباب رجوع، چشم طمع به گشاده دستی مدیر دوخته باشد و یا مدیر آگاهانه یا ناخودآگاه از عدالت و پارسایی دور شود، باید اصلاح کرد. امروزه بعضی افراد بر اثر توجیه های نادرست، چاپلوسی ارباب رجوع را احترام می پندارند و خود را شایسته چنین کرنشی می دانند. رشوه ها را هدیه و احسان می نامند و کاری را که در برابر این امتیازها، برای ارباب رجوع انجام می دهند، عین وظیفه، عدالت و قانون می شمارند!

نکته مهم اینکه آیا اگر مدیر در جایگاه فعلی نبود، چنین پیشکش هایی به او ارزانی می شد، آیا این هدیه ها به خاطر انسان دوستی و قربة الی اللّه صورت می گیرد؟ یا آنکه اگر به دور از ساده لوحی پرده از ظاهر آراسته این عمل برداشته شود، چهره زشت آزمندی و ذلت و منفعت طلبی رخ می نماید! متأسفانه برخی از مدیران که در ظلمت چاه زندگی حیوانی و هواهای نفسانی گرفتار آمده اند، چنان پرده غفلت بر عقل و چشم و گوش آنها کشیده شده است که توان دیدن و فهم حقایق را از دست داده اند و به راستی که:

لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها. (اعراف: 179)

دل هایی دارند که با آن (حقایق را) دریافت نمی کنند و چشمانی دارند که با آنها نمی بینند و گوش هایی دارند که با آنها نمی شنوند.

اینان با گم کردن راه، بلکه با گم کردن خود، به جهنم گناه و ارتکاب حرام می لغزند و بدتر از آن، اینکه خود را به نادانی می زنند و برای فریب خود و دیگران، با دستاویز قرار دادن تسویلات شیطانی، می کوشند حرام خدا را حلال جلوه دهند! حضرت علی علیه السلام در پایان بخشی از سخنان رسول اکرم صلی الله علیه و آله که از فتنه ها و آزمون ها در آینده خبر می دهد، روایت می کند:

ای علی! این مردم به زودی به وسیله اموالشان آزمایش می شوند. در دین داری، بر خدا منت می گذارند، با این حال رحمتش را آرزو می کنند و خود را از خشم و قدرت خدا در امان می پندارند. حرام خدا را با شبهات دروغین و هواهای نفسانی و غفلت زا، حلال می شمرند و بدین گونه، شراب را به بهانه اینکه آب انگور است و رشوه را زیر پوشش هدیه و ربا را با عنوان معامله، حلال می پندارند!

پیام متن:

1. قدرت، زمینه ای برای بهره کشی از زیر دستان.

2. یافتن دستاویزی به توجیه ها و تسویلات شیطانی، برای تخلفات.

3. پرده پوشی بر ناراستی ها و محقق جلوه دادن قانون شکنی ها.

رشوه ستانی مدیران و کارگزاران

مدیرانی که در فکر امانت داری و خدمت رسانی به مردمند، پرهیزکاران و وارستگانی هستند که خداوند چشم آنان را بر دیدن حقایق گشوده است. روزی خود را نزد پروردگارشان می جویند و در دام طمع ورزی ها و ریاکاری نمی افتند. مقتدای آنان علی علیه السلام است و همچون او به دوراندیشی و زیرکی شهره اند. که در سیره آن امام متقین آمده است که فرمود:

عجیب تر این که شب هنگام کسی نزد ما آمد و ظرفی سرپوشیده از حلوا آورد، معجونی که چنان از آن متنفر شدم که گویی با آب دهان مار سمی یا قی کرده آن آمیخته شده بود. به او گفتم: هدیه است یا زکات یا صدقه؟ که این دو [تای آخر] بر ما اهل بیت حرام است. گفت: نه زکات و نه صدقه، بلکه هدیه است.

گفتم: زنان فرزند مرده بر تو بگریند! آیا از راه دین بر من وارد شدی که مرا فریب دهی؟ یا عقلت آشفته شده یا جن زده شده ای؟ یا هذیان می گویی؟ به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه زیر آسمان هاست، به من بدهند تا نافرمانی خدا کنم که پوست جوی را از مورچه ای به ناروا بگیرم، این کار را نمی کنم! همانا دنیای شما نزد من، از برگ جویده شده ای در دهان ملخی پست تر است. علی را چه کار با نعمت های فناپذیر و لذت های ناپایدار؟ به خدا پناه می برم از خفتن عقل و زشتی لغزش ها و از او کمک می جویم!

از نظر اسلام رشوه گرفتن حاکم، در حد کفر و شرک و هدیه گرفتن کارگزاران در قبال انجام وظیفه اداری، خیانت است و هر دو به شدت نهی شده است. از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل است:

ایّاکُم و الرَّشوة فانِّها مَحْضُ الکُفْر و لایَشُمُّ صاحبُ الرَّشْوةِ رِیحَ الجَنَّة.

از رشوه بر حذر باشید، زیرا رشوه، کفر محض است و بوی بهشت به مشام صاحب رشوه نمی رسد.

نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در روایت های دیگر، رشوه دهنده و رشوه گیرنده را لعنت فرموده و آنها را اهل آتش دانسته است. حضرت علی علیه السلام گیرنده هدیه را در منصب کارگزاری، خائن و گیرنده رشوه را مشرک نامیده است: من اخذ هدیة کان غَلُولاً و مَنْ اخذ رشوةً فهو مُشرک.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شخصی به نام ابواللّبیه را به جمع آوری زکات فرستاد. هنگامی که از مأموریت بازگشت، زکات را تحویل داد و با صداقت اجناسی را برای خود نگه داشت و گفت: آنها به عنوان هدیه به من داده شده است. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله بی درنگ برخاست و روی منبر ایستاد و فرمود:

چه شده است که کارمندی که ما برای انجام کارمان گسیل داشته ایم، می گوید: این برای شماست و این هدیه برای من است؟ آیا به راستی اگر درون خانه پدر و مادرش نشسته بود، به او هدیه ای داده می شد؟ قسم به آن که جانم در دست اوست، هیچ کس چیزی را نمی گیرد، مگر آنکه در روز قیامت آن را بر گردن خود حمل می کند. سپس، دست خویش را بلند کرد و فرمود: خدایا آیا ابلاغ کردم؟ خدایا آیا ابلاغ کردم؟

رسول اکرم صلی الله علیه و آله با این عمل نشان داد که نمی توان دریافتی را به نام هدیه، مال خویش کرد. همچنین، به زمامداران نظام اسلامی آموخت که در برخورد با تخلف کارگزاران و کارکنان، نه لحظه ای می توان درنگ کرد و نه ذره ای می شود کوتاه آمد.

پیام متن:

1. واکنش شدید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و حضرت علی علیه السلام با کاگزاران هدیه بگیر.

2. رفتار قاطع و سریع امامان معصوم علیهم السلام با رشوه بگیران.

3. تفاوت نداشتن هدیه و رشوه، هنگام بخشش به مدیران، به لحاظ پست مدیریتی یا کارگزاری آنان.

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، الگوی مناسب مدیران

مدیران باید چشم خود را به روی منفعت ها ببندند تا از قید وابستگی های مادی آزاد شوند. روحیه حقیقت جویی کارگزاران نباید تحت تأثیر جاذبه های دنیوی و رابطه های سودمند عرفی که عمدتا برگرفته از فرهنگ مادی است، قرار گیرد، بلکه باید به باورهای متعالی فکر کنند. باید در همه شئون اداری و مدیریتی خود، از مبدأ وحی و سیره انبیا و اوصیا به دقت الگو بگیرند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام در کلامی فرموده است:

اِنّ دینَ اللّه لایُعرَف بِالرِّجال بَل لآیَةِ الحَقِّ فَاعْرِفِ الحَقَّ تَعْرِفْ اَهْلَهُ.

ملاک شناخت دین خدا نشانه حق است، نه اشخاص. بنابراین، باید حق را بشناسی و آن گاه (با سنجیدن اشخاص و گروه ها با آن) اهل حق را خواهی شناخت.

البته در این میان، در رأس هرم مدیریت اسلامی، سیره مدیریتی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می تواند برای مدیران الگوی مناسبی باشد. چنان که حضرت علی علیه السلام در حدیث مفصلی، درباره پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و ساده زیستی ایشان می فرماید:

برای تو کافی است که از راه و رسم پیامبر خدا پیروی کنی. سپس، به پیامبر پاک و پاکیزه ات اقتدا کن که راه و رسم او سرمشق است، برای سرمشق گیرندگان و مایه فخر و بزرگی است؛ برای کسی که خواستار بزرگواری باشد. محبوب ترین بنده نزد خدا، کسی است که از پیغمبرش پیروی کند و قدم بر جای پای اوبگذارد. وه چه بزرگ است! منتی که خدا به وسیله پیغمبرش بر ما نهاده و چنین نعمت بزرگی را به ما عطا فرموده است و رهبر و پیشتازی که باید او را پیروی کنیم و پیشوایی که باید در راه او قدم بگذاریم و آن را ادامه دهیم.

تلاش خستگی ناپذیر و بی منت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در ارشاد و رهبری مردم که با تدبیر و آینده نگری، برای سعادتمندی همه بشریت و همیشه تاریخ همراه بود، بر کسی پوشیده نیست. ایشان دراین راه هر مشتقی را به جان خرید تا بدانجا که قرآن خطاب به او می گوید:

ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی؛ ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به مشقت افکنی. (طه:2)

و در جای دیگر فرموده است:

فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلی آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُوءْمِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ أَسَفًا. (کهف: 6)

گویی تو می خواهی به خاطر رفتار آنان خود را از غم و اندوه هلاک کنی، اگر به این گفتار ایمان نیاوردند!

با وجود تأثیر بی نظیری که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر رهبری و مدیریت جامعه اسلامی داشت، قرآن کریم خطاب به ایشان می فرماید:

قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا؛ بگو در برابر این، پاداش و اجری از شما نمی طلبم. (انعام: 90)

البته مصداق این معیار کلی، همه کسانی هستند که در ادامه راه انبیا، برای خدا، دین خدا و بندگان خدا کار می کنند. با اینکه نیازهای اولیه و مادی انسان که لازمه زندگی دنیاست، باید برآورده شوند، رهبران، مسئولان و مدیران باید در انجام تکلیف های الهی خود در شأن مدیریت، از گرفتن پاداش ها و هدیه های سنگین پروا کنند و کارهایی را که به عهده گرفته اند، با قصدقربت انجام دهند و پاداش و اجر آن را نیز به خداوند واگذارند همان گونه که ائمه اطهار:، امام راحل و امروز نیز مقام معظم رهبری، با همین شیوه عمل کرده و می کنند.

طبیعی است که اگر انسانی تمام ظرفیت و توان خود را وقف خدمت به دین و انجام وظایف الهی کند و در عین حال، از امکانات لازم زندگی محروم باشد، ناگزیر باید از محل بیت المال نیازهای ضروری او تأمین شود. ولی پرسش های اساسی اینهاست که مرز استفاده از بیت المال تا کجاست؟ آیا ممکن است این استفاده، به تکاثر و تجمل گرایی و کاخ نشینی بینجامد؟ آیا درست است به مدیریت در نظام اسلامی، به عنوان یک طعمه نگریست و آن را وسیله ای برای به دست آوردن هر چه بیشتر ثروت به شمار آورد؟ در پاسخ می توان این روایت امام صادق علیه السلام از سیره امام علی علیه السلام را تمام کننده دانست، ایشان می فرماید :

هنگامی که امیرالمؤمنین علی علیه السلام به ولایت رسید، بالای منبر رفت و بعد از سپاس و ستایش خداوند فرمود:

اِنّی وَاللّه ِ لا اَزْرَؤُکُم مِن فَیْئِکُمْ درهما ماقامَ لی عِذْقٌ بِیَثْرِبَ فَلْیَصْدِقُکُمْ اَنْفُسُکُمْ.

به خدا سوگند تا درختی در مدینه داشته باشم، در همی از سهم غنائم شما برداشت نخواهم کرد. باید این را تصدیق کنید.

جا دارد که مدیران و کارگزاران، همچون امامان معصوم علیهم السلام و پیروان راستین آنها، در مصرف بیت المال دقت کافی به کار برند تا در روز واپسین به هنگام حسابرسی، دِینی را بر گردن نداشته باشند که حساب خداوند دقیق و دشوار است. تا فردا چگونه نامه خوانان، نامه اعمال شما را بخوانند: و انّا باللّه عائذون؛ و به خدا پناه می بریم.

پیام متن:

1. شیوه مدیریتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بهترین الگوی کارگزاران.

2. پرهیز از پذیرش هدیه ها، هنگام تصدی شئون مدیریت اسلامی، در کنار حقوق وضع شده و یا حتی هم سطحی با افراد پایین دست جامعه.

منبع : حوزه 

 

  جمله مديريتی              

نظرات مخالف

 

از مخالفت نهراسيد، چون فقط بادبادكی می تواند بالا رود كه، با باد مخالف مواجه شود.

وینستون چرچيل

 

 

  حدیث مديريتی             

 

مشورت

حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:
 
 
شاوِر قَبلَ أن تَعزِم
 
 
پيش از هر تصميم و اقدامی، با اهل فنّ مشورت کن.
 
 
غررالحکم

 

  طنز مديريتی              

بهترین انتخاب

 

 

مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد.

 صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت: طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.

مشتری: چرا این طوطی اینقدر گران است؟

صاحب فروشگاه: این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را دارد.

مشتری: قیمت طوطی وسطی چقدر است؟‌

صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰دلار است. برای اینکه این طوطی توانایی نوشتن مقاله ای که در هر مسابقه ای پیروز شود را دارد.

و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: ‌ ۴۰۰۰ دلار.

مشتری: این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟

صاحب فروشگاه جواب داد:‌ صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند.

 

  حکايت مديريتی            

تخته سنگ

در زمان های گذشته ، پادشاهی دستور داد تخته سنگ بزرگی را در وسط  راه قرار دهند و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد.

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد.

حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و

با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت .

نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد.

بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود ، کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد.

پادشاه در آن یادداشت نوشته بود " : هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد."

 

  تکنیک های موفقیت         

آموزش تست زنی به روش مهندسی معکوس

 

 

در این مقاله ما قصد داریم با استفاده از اصول مهندسی معكوس و استفاده از ابزارهای قدرتمند آمار و احتمالات و بحث های روانشناسی نحوه‌ی كاهش تردید بین جواب‌های چهارگزینه ‌ای به سه‌ گزینه‌ای و در نهایت تک ‌گزینه‌ای و كشف گزینه‌ی صحیح با درصد احتمال صحت بالا را برای شما تشریح كنیم. كارآیی خارق‌العاده‌ی این روش‌ها هنگامی آشكار‏ می‏شود كه شما نتایج آن را روی كنكورهای برگزار شده‌ دوره‌های قبل تست و ارزیابی كنید.

كشورهای ضعیف وقتی‏ می ‏خواهند تكنولوژی ساخت یك محصول پیشرفته را به دست آورند ، از مجموعه روش هایی استفاده‏ می‏كنند كه تحت نام دانش مهندسی معكوس دسته بندی‏ می‏ شوند. مثلا اگر بخواهند دانش ساخت و تولید یك مدل تلویزیون دیجیتالی جدید را پیدا كنند ، ابتدا با حسابگری و دقت بی نظیر از تك تك اجزای تلویزیون اطلاعات برداری ‏می‏كنند و به تدریج شروع به دمونتاژ یا باز كردن تك تك واحدها و نهایتا تك تك عناصر سازنده واحدها‏ می‏ كنند و از این مسیر و با كمك آزمایشات متعدد سعی ‏می ‏كنند مسیر طی شده توسط سازنده اصلی برای رسیدن به این محصول پیشرفته ( در مثال ما تلویزیون دیجیتالی) را كشف كنند.

در این مقاله ما قصد داریم با استفاده از اصول مهندسی معكوس و استفاده از ابزارهای قدرتمند آمار و احتمالات و بحث های روانشناسی نحوه كاهش تردید بین جواب های چهار گزینه ای به سه گزینه ای و نهایتا تك گزینه ای و كشف گزینه صحیح با درصد احتمال صحت بالا را برای شما تشریح كنیم. كارآیی خارق العاده این روشها هنگامی آشكار‏می ‏شود كه شما نتایج آن را روی كنكورهای برگزار شده دوره های قبل تست و ارزیابی كنید. با كمی حوصله و پشتكار و دقت متوجه خواهید شد كه دیگر نیم ساعت آخر جلسات آزمون كنكور سراسری برای شما نیم ساعت ناامیدی نیست ، بلكه نیم ساعتی است كه‏ می‏ تواند سرنوشت قبولی شما را به شدت تحت تاثیر قرار دهد و جایگاه و رتبه علمی شما را تا حد خارق العاده ای جابجا كند. در زمانی كه فقط با زدن دوعدد تست بیشتر دانشگاه محل تحصیل و رشته و مقطع تحصیلی شما تعیین ‏می‏ شود ، بدیهی است كه اگر روشی بتواند رسیدن به بیش از ده تست صحیح را تضمین كند، ارزشی هم سنگ طلا خواهد داشت. این درحالی است كه هیچ كس حاضر نیست كارآیی و اثر بخشی این روشها را بپذیرد و براساس آنها اقدام به زدن گزینه ها نماید.

قبل از اینكه وارد بحث اصلی شویم لازم است نخست روی چند نكته اساسی با هم به توافق برسیم. تنها به این شرط است كه ادامه مطالب زیر معنا دار‏می‏شود و‏می ‏تواند منجر به نتیجه گردد:

 

نكته اساسی 1:

 روش مهندسی معكوس زمانی جواب‏ می ‏دهد كه فرد حداقل دانش مهندسی مورد نیاز برای تكنولوژی مورد نظر را در اختیار داشته باشد. هر چه دانش فرد از موضوع بیشتر باشد ، احتمال خطای او كمتر و امكان توفیق او در رسیدن به نتیجه مطلوب بیشتر‏می‏شود. به همین دلیل هر چه دایره اطلاعات درسی شما وسیع تر و تسلط شما به مفاهیم بنیادی دروس بیشتر باشد، میزان اثر بخشی این روشها بیشتر است. بنابراین در نظر داشته باشید كه این جزوه شبیه اسلحه ای است كه شما هر چه ورزیده تر باشید بیشتر به كمك شما‏می‏ آید و و در كارزارها و میدان های آزمون بیشتر به دردتان‏ می‏ خورد. بنابراین تا آخرین لحظه باید سعی كنید بیشترین حجم اطلاعات ممكن رادر ذهن خود جای دهید. دربخش مربوط به تند یادگیری در این رابطه بحث شده است.

 

نكته اساسی 2:

 وقتی بحث احتمالات به میان ‏می‏ آید هرگز نباید روی اطلاعات مقطعی و موضعی نتیجه گیری كرد. بلكه باید دیدی كل نگر داشت و نتیجه نهایی را مد نظر قرار داد. برای مثال وقتی‏ می‏گوئیم احتمال عبور ماشین های قرمزرنگی كه در هر ساعت از خیابان خاصی‏ می‏ گذرند. 30 درصد است. منظور این نیست كه 30 اتومبیل قرمز رنگ حتما پشت سر هم و به صورت قطاری از این خیابان عبور‏می‏ كنند. بلكه منظور این است كه در هر ساعت از هر صد عدد ماشین ، به احتمال قوی 30 تای آنها قرمز‏می‏ باشند. به همین ترتیب وقتی ادعا می‏ كنیم كه با روش تشریحی در این جزوه شما‏می ‏توانید نسبت به كسی كه از این روش هیچ نمی داند، 30 درصد بیشترجواب درست بزنید، الزاما به این معنا نیست كه حتما و دقیقا 30 تای این تست ها درست و بقیه نادرست خواهند بود. چه بسا تعداد جواب های درست شما بیشتر از 30 تا بشود و این بستگی به دقت و شانس و احتمالات دارد. اما نكته مهم این است كه شما حتما بیشتر از بقیه امتیاز خواهید آورد و عدد تضمینی برای توفیق شما در جواب دهی به این تست ها (نسبت به فردی كه از آنها بی اطلاع است ) حداقل 30 درصد بالاتر است.

 

نكته اساسی 3:

اگر فقط یك روز به آزمون باقی مانده است ، هرگز نگوئید مطالعه دیگر بی فایده است و شما شانسی برای قبولی در آزمون ندارید. فراموش نكنید كه اگر قرار باشد همه سوالات درست جواب داده شوند و همه شركت كنندگان زمان كافی برای جوابدهی به سوالات در اختیار داشته باشند ، دیگر كنكور و مبارزه معنای خود را از دست‏ می‏ دهد . در حقیقت باید زمان كنكور بسیار كمتر از زمان لازم برای پاسخگویی به همه سوالات باشد و سختی و مشكل بودن برخی از سوالات بسیار بیشتر از حدی باشد كه بتوان همه آنها را در مدت تعیین شده جوا ب داد. در حقیقت در آزمون های استاندارد همگانی مانند كنكور سراسری ، طراحان سوال سعی‏ می ‏كنند بیشترین تعداد سوالات ممكن را در حداقل زمان ارائه دهند تا مسابقه معنای واقعی خود را پیدا كند. در این حالت دیگر استفاده از واژه " بی فایده" برای مطالعه بی معناست ، چرا كه حتی یك نیم نگاه به یك صفحه كتاب ‏می ‏تواند در رساندن شما به جواب یك تست تعیین كننده باشد.

 

نكته اساسی 4:

 ما خیلی وقتها مطالعه نمی كنیم كه چیزی را یاد بگیریم، بلكه بسیاری اوقات مطالعه ‏می‏ كنیم تا چیزهایی را فراموش كنیم. به عبارت دیگر شاید مطالعه بیشتر و وقت گذاشتن برای مرور سریع مطالب باعث نشود كه ما مطلب جدیدی را یاد نگیریم ، اما لااقل این فایده را دارد كه به ما ‏می‏ آموزد مطلب و گزینه نادرست كدام است. همچنانكه در ادامه خواهید دید ، همین كه شما بدانید كدام گزینه نادرست است‏ می ‏تواند كمك بسیار زیادی برای رساندن شما به گزینه درست باشد. به این بیاندیشید كه در بین چهار گزینه ارائه شده فقط یكی از گزینه ها درست است. و سه تای دیگر نادرست‏ می ‏باشند. شاید تشخیص جواب درست زیاد هم ساده نباشد ، اما بسیاری اوقات تشخیص جواب نادرست بسیار راحت تر است و شما‏می ‏توانید با استفاده از دانش "نادرست شناسی" به راحتی روی گزینه درست فرود آئید و آن را در جا و بدون اینكه دلیل درستی اش را بدانید! شكار كنید. این در حالی است كه با كمك روشهای آماری ارائه شده در این جزوه ، همین دانستن جواب های نادرست هم خود یك راهنمای بزرگ برای رساندن شما به گزینه درست محسوب‏ می ‏شود. از این به بعد هر وقت خواستید درسی را بخوانید و وقت كافی برای یادگیری مباحث اصلی در اختیار نداشتید، بلافاصله میدان را واگذار نكنید. به خاطر داشته باشید كه هدف از مطالعه فقط یادگیری نیست و بسیاری اوقات ما مطالعه ‏می ‏كنیم تا افكار و ایده های انحرافی و نادرست را فراموش كنیم !

 

نكته اساسی 5:

گول ایده های آرمانی و صفات توافقی بهترین و بالاترین و باهوش ترین را نخورید و هرگز تصور نكنید كه دنیا بر اساس اصل درست و نادرست و یا همه چیز یا هیچ چیز آفریده شده است! به بیان دیگر گمان نكنید كه برای تسلط به یك كتاب درسی مثلا ریاضی یا زیست شناسی یا عربی باید حتما از اول تا آخر آن را كاملا مسلط باشید و تمام نكات و جزئیات آن را به طور دقیق مطالعه و تمرین كرده باشید. بر خلاف ایده های آرمان گرایانه و مطلق نگر ، دنیا به جای تقسیم شدن به درست و نادرست ، از اتفاقاتی پر شده است كه معمولا " كمی درست " و " تا حدودی نادرست " و ‏می‏ باشند. به عبارت دیگر این تصور كه چون مدرسه خوبی نداشته ‏اید و یا در زمان دبیرستان خوب درس نخوانده اید پس نمی توانید هم پای شاگردان ممتاز وارد میدان رقابت شوید و به ناچار باید میدان را واگذار كنید ، تصوری موهومی و باطل است كه اگر همین الآن آن را از مخیله خود خارج نسازید برای همیشه و در تمام صحنه های زندگی شما را وادار به عقب نشینی و زمین گیر شد ن‏می ‏نماید. همیشه با خود بگو ئید كه شاگردممتازها و محصلین مدارس نمونه ای "كمی تا حدودی بیشتر از شما مسلط اند و این مقدارتفاوت نسبی با كمی تلاش و پشتكار از سوی شما به راحتی قابل حصول است.

خوب توجه كنید كه به هیچ وجه در تله آرمان گرایی و مطلق نگری و طلب همه چیز یا هیچ چیز نیافتید و بی جهت میدان مبارزه فعلی را به امید میدان مبارزه بعدی و اگذار نكنید. هر صحنه كارزار و هر كنكوری و هر آزمونی را یك چالش جدی برای عرض اندام و ارزیابی خود و توانایی های خود تصور كنید و سعی كنید حتی پیشرفت های كوچك را بها دهید و برای رسیدن به این تفاوت های به ظاهر ناچیز از تمام وجود خود مایه بگذارید. بنابراین هر چند مطمئن اید كه در كنكور امسال امتیاز شایسته خود را بدست نخواهید آورد اما نه الآن و نه در اثنای برگزاری كنكور میدان را خالی نكنید و با پررویی و غرور تمام و در كمال اعتماد به نفس برای بدست آوردن حتی یك امتیاز مثبت از تمام هوش و دقت و انرژی روحی و جسمی خود كمك بگیرید. فراموش نكنید كه انسان های برتر همیشه با انسان های عادی اندكی تفاوت دارند. و همین تفاوت اندك است كه باعث‏ می ‏شود آنها در قیاس با افراد عادی جایگاه و رتبه ای عالی و جهش وار بدست آورند.

 

نكته اساسی 6:

اینكه فقط بتوان با یك انبر دست معمولی موتور یك اتومبیل را تعمیر كرد و یا فقط با یك فاز متر بتوان یك تلویزیون خراب را تعمیر نمود، این تصوری اشتباه است كه با آن اتومبیل و تلویزیون نمی توان تعمیر كرد. به خاطر داشته باشید كه برای هر كارمهندسی شما به یك "جعبه ابزار" احتیاج دارید. و "جعبه ابزار" یك "مهندس معكوس تست های استاندارد كنكور" مجموعه ای است از چندین ابزار كلیدی كه هر كدام باید به موقع و د ركنار هم مورد استفاده قرار گیرد. به بیان ساده تر برای رسیدن به جواب گزینه درست در روش مهندسی معكوس (تشریحی در این جزوه) ، شما باید ضمن آنكه هنر و مهارت نگریستن به جوابهای بعدی وقبلی را بلد باشید، در عین حال باید بتوانید گزینه های نادرست را حتی الامكان تشخیص دهید و با كمك روشهای مختلف از جمله برهان خلف و استقرا و تكنیك های روانشناسی و انحرافی مورد استفاده طراحان ، گزینه های تردیدی را از چهار گزینه به سه گزینه یا در صورت امكان به دو گزینه كاهش دهید. همزمان با آن باید به تكنیك های شناسایی گزینه های متضاد و مشابه و نیز تكنیك های شناسایی گزینه های انحرافی مسلط باشید. در عین حال باید سعی كنید به جای صرف وقت برای علامت زنی بی هدف گزینه ها فقط بر مبنای احتمال و حدس ، ابتدا به صورت یورشی و تهاجمی به شكار گزینه های ساده در كل سوالات بروید و این شكارهای پر ارزش و در عین حال ساده و سهل الوصول را بی جهت از دست ندهید. باید این نكته را در نظر داشته باشید كه داشتن این جعبه ابزار جدید باعث نمی شود كه شمافرصت های راحت را از دست بدهید. به خاطر داشته باشید كه كارآیی این جعبه ابزار عملا آخر كار ظاهر‏می‏ شود. یعنی لحظه ای كه شما دیگر از رسیدن به جواب درست در زمان باقیمانده ناامید شده اید و تصمیم گرفته اید كه به جای واگذار كردن میدان و علامت نزدن جواب های تردیدی به هر قیمتی كه هست از این گزینه ها امتیاز بگیرید. به هیچ وجه از همان ابتدای كار از این جعبه ابزار استفاده نكنید و بدون مطالعه به سراغ روش های احتمالاتی نروید. به یاد داشته باشید كه كم نیستند تعداد انسان های عادی هم سطح شما كه فاقد این جعبه ابزار معجزه آفرین اند و در نتیجه لااقل به جواب های ساده هر درس كه همیشه در هر درسی تعدادی از آنها وجود دارد جواب درست داده اند. استفاده تلفیقی از ابزارهای ارائه شده در این جزوه در زمان درست و با ریسك پذیری حساب شده ‏می‏ تواند افزایش خارق العاده امتیازات شما را تضمین كند. و برعكس امید بستن بی دلیل و بیش از حد به این روشها بدون رساندن خود به شرایط اولیه ‏می ‏تواند شما را حداكثر در همان جایی كه همین الآن هستید، قرار دهد!

 

نكته اساسی 7:

سر جلسات امتحان و اصولا در تمام صحنه های بحرانی زندگی (چه شغلی و چه تحصیلی ) این ضمیر ناخودآگاه انسان است كه كنترل اوضاع را در دست‏ می‏ گیرد. برای بدست آوردن حداكثر بهره وری كافی است به این سیستم اعتماد كنید.به عبارت روشن تر سر جلسه آزمون این شما نیستید كه امتحان‏ می ‏دهید ، بلكه این سیستم حافظه و سیستم روحی و جسمی شماست كه در صورت هماهنگ بودن عملیات تست زنی و جوابدهی سوالات را راهبری‏ می‏ كند. شما باید از هر نوع اعمال فشار روی فكر و ذهن خود هنگام امتحان دادن پرهیز كنید و به جای مضطرب و دستپاچه شدن ، باید به ضمیر و جسم و ذهن خود اعتماد كنید و اجازه دهید ضمیر آنچه را كه در خود دارد را به صورتی كه صلاح‏ می ‏داند روی كاغذ بیاورد. فراموش نكنید كه شما قبلا بسیاری از مباحث مطرح در سر جلسه كنكور را در ایام دبیرستان و پیش دانشگاهی خوانده اید. سر جلسه آزمون كافی است با آرام سازی روح و جسم خود و اعتماد به نفس و ضمیرو توانایی های خود به این سیستم حافظه و ذهن خود فرصت دهید تا كار خود را انجام دهد. نظام های یادگیری و یادسپاری و یادآوری انسان یك نظام عجیب و خارق العاده است كه توانایی هایش حد و مرزی ندارد. اگر شخص بتواند به هماهنگی و آرامش لازم برسد‏ می‏ تواند در عرض فقط یك شبانه روز تمام خاطرات ایام دبستان وتمام درس هایی را كه در كل عمر خوانده را به یاد آورد ! فرد‏ می‏ تواند به جای خواندن 250 كلمه در دقیقه متعارف سرعت خواندن خود را تا 24000 كلمه در دقیقه افزایش دهد! و كاری را كه بقیه در طی دو سال انجام ‏می ‏دهند را در عرض چند روز انجام دهد. تنها كافی است دست از سر ضمیر ناخودآگاه خود بردارید و به جای شك كردن در توانایی های حافظه و سیستم یادگیری و یادآوری و یاد سپاری خود ، به آنها اعتماد كنید و فقط تا‏می‏ توانید با مرور و تند خوانی و تند یادگیری سعی كنید بیشترین حجم اطلاعات ممكن را وارد ضمیر خود سازید.

 

نكته اساسی 8 :

همه آنها كه شب های امتحان ناگهان غیرتی شده اند و تا آخرین لحظه دست از مطالعه و تلاش برنداشته اند، به خوبی ‏می ‏دانند كه در ساعات آخر نزدیك به امتحان ، ناگهان كارآیی آنها به حد خارق العاده ای بالا رفته است و درسی را كه در طول یك ترم به زحمت یاد‏می‏ گرفتند را یك شبه كاملا مسلط شده اند. اما جالب ترین نكته این است كه همه اشخاصی كه با جدیت و پشتكار و اطمینان و امید خود را برای امتحان آماده ‏می ‏كنند، از یك جور نیروی الهام و استعداد درونی بهره مند‏ می‏ شوند كه با كمك آن‏ می ‏توانند با اطمینانی درونی سوالات امتحان را حدس بزنند. این مساله برای بسیاری از افرادی كه وارد میدان عمل نمی شوند قابل هضم نیست و یك جور باور خرافی محسوب ‏می‏ شود، اما آنها كه در عمل جنگاور بوده اند و به توانایی های خود شك نكرده اند، خوب‏ می ‏دانند كه این نیروی الهام چیست و تا چه اندازه قوی و قدرتمند است . هر چند عجیب و باور نكردنی به نظر‏می ‏رسد ، ولی وقتی شما در زندگی به طور جدی تصمیم خود برای جنگیدن ‏می‏ گیرید و حاضر‏می‏ شوید با تمام وجود برای رسیدن به یك هدف تلاش كنید، ناگهان نیروهایی غیبی در كنار شما قرار‏می‏ گیرند و استعدادها و توانمندی های شما را چند صد برابر‏می ‏كنند. حضور این نیروهای غیبی فقط توسط خود شخص حس ‏می ‏شوند و بقیه كه بیرون وجود شخص قرار دارند گمان‏ می‏ كنند كه این خود فرد است كه این توانایی ها را دارا‏می‏ باشد. بنا براین به كسانی كه این نیروهای غیبی را انكار‏می كنند ، اصلا توجهی نكنید. با گرفتن یك تصمیم جدی و ابلاغ این تصمیم به كل وجود خویش ناگهان حضور این نیروهای غیبی را دركنار خود حس خواهید كرد و در خواهید یافت كه به كمك این نیروها قدرت انجام هر معجزه ای را دارا‏می‏ باشید.

 

نكته اساسی 9:

مطالب این جزوه را نمی توانید در كتابهای دیگر پیدا كنید. و درست به همین خاطر است كه باید تك تك نكات آن را به طور دقیق مطالعه و اجرا كنید. به خاطر داشته باشید كه یادگیری انسان وقتی متوقف‏ می‏ شود كه فرد احساس دانستن كند . دانستن به صورت یك فیلتر مانع از آن‏ می‏ شود كه اطلاعات و ایده های جدید وارد ذهن و ضمیر ما شود. و ما در درون پوسته ای دانش خود زندانی‏ می ‏شویم. این جزوه را تا به آخر بخوانید و آن را در زندگی و از همه مهم تر در آزمون های تحصیلی و به خصوص در امتحان كنكور پیاده و اجرا كنید. به سرعت در خواهید یافت كه مشكل اصلی ناتوانی تحصیلی افراد در وجود خود آنهاست و آنچه در حال حاضر تحت عنوان مطالب درسی در اختیار نسل بشر قرار‏می‏ گیرد و یادگیری آنها به ظاهر مشكل است، بسیار كمتر از حد توانایی یادگیری كند ذهن ترین انسان روی زمین است.

 

اگر شما طراح سوال بودید!

آیا تا به حال به این موضوع فكر كرده اید كه اگر شما طراح سوالات كنكور بودید، سوالات را چگونه طراحی‏ می‏ كردید!؟ آیا‏می‏ دانید كه طراحان سوالات آزمون های سراسری و همگانی برای اینكه امكان ورود و امتیاز گیری شانسی را به حداقل برسانند ، مجبورند از یك سری قوانین و قواعد ثابت و مشخص تبعیت كنند و حق ندارند هر جور دلشان خواست سوال طرح كنند و هر جور دلشان خواست سوالات را بین گزینه های الف و ب و ج و د توزیع كنند؟ بدیهی است كه اگر شما این قوانین را بدانید به پنجره و دیدگاه طراح سوال نزدیك تر‏می‏ شوید و بهتر‏می ‏توانید حركات و حقه های او را حدس بزنید و از این طریق گزینه های درست و نادرست را از یكدیگر تشخیص دهید. بیائید با هم این قوانین و قواعد اجباری را مرور كنیم:

قاعده اول : طراحان سوالات كنكور های همگانی ملزم ‏می‏ باشند كه پاسخ ها را به طور یكسان بین گزینه های الف و ب وج ود  توزیع كنند و حق ندارند سنگینی پاسخ ها را روی یك گزینه خاص بیاندازند و یا سنگینی را از یك گزینه خاص بیش از حد دور كنند.

فرض كنید در امتحان كنكور یكصد سوال وجود دارد . بدیهی است كه جواب این سوالات باید بین چهار گزینه الف و ب و ج و د توزیع شود. با توجه به اینكه به ازای هر سه پاسخ نادرست یكی از پاسخ های درست حذف ‏می‏ شود ، پس طراح سوال حق ندارد روی یكی از گزینه ها مثلا ( گزینه ج) بیشتر تمركز كند و جواب های بیشتری را روی گزینه ج قرار دهد. چرا كه اگر چنین كند،  یكی از داوطلبان زیرك‏ می‏ تواند با درك سریع این موضوع از روی تصویر گرافیكی پاسخنامه فورا كلید را كشف كند و با علامت زدن همه جواب های ج بدون اینكه جواب را بداند امتیاز بگیرد!

طراح سوال مجبور است برای خلاصی از دردسرهای بعدی جواب صد سوال كنكور را بین گزینه های الف و ب و ج ود به تساوی تقسیم كند. برای اینكه این حقیقت را شخصا كشف كنید، كافی است پاسخنامه سوالات كنكورهای چند سال اخیر را مورد بررسی قرار دهید و در هر پاسخنامه تعداد گزینه های الف را بشمارید و این عدد را به كل تعداد سوالات تقسیم كنید . به عددی حدود 25 درصد دست خواهید یافت. عین همین واقعیت برای گزینه های ب و ج ود  نیز صادق‏ می ‏باشد. به عبارتی اگر یك داوطلب همینطور الله بختكی تمام گزینه های الف كنكور را بزند. نهایتا موفق‏ می ‏شود 25 درصد نمره را بیاورد اما در عین حال 75 درصد جوابها را غلط‏ می‏ زند كه چون به ازای هر سه جواب غلط یك جواب درست صفر‏می‏ شود پس نهایتا امتیاز این فرد چیزی در حدود صفر خواهد بود.

حال بیائید از منظری دیگر به این قاعده نگاه كنیم: حالت ایده آلی را در نظر بگیرید كه داوطلب به دلیل تسلط علمی موفق شده است 75 سوال را جواب دهد و بعد در كمال تعجب دریافته است كه جواب این 75 سوال همگی بین گزینه های الف و ب و ج بوده است. به نظر شما او اگر فرصت و دانش كافی برای جوابدهی به بقیه سوالات را نداشته باشد، و تنها ده دقیقه به پایان وقت آزمون باقی مانده باشد ، آیا بهتر نیست كه بقیه سوالات را از ترس نمره منفی همینطوری به حال خود رها نكند؟! و هر چه گزینه "د" است را علامت بزند؟!

فراموش نكنید كه طبق قاعده حفظ تعادل گزینه ها و نكشاندن مركز ثقل جوابها روی یك گزینه خاص ، طراح سوال مجبور است 25 درصد پاسخ ها را هم از بین گزینه های "د" انتخاب كند و چون تا این لحظه گزینه ‏های "د" انتخاب نشده اند پس به احتمال بالای 90 درصد انتخاب گزینه های "د"‏ می ‏تواند امتیاز بسیار زیادی برای شخص به همراه داشته باشد. در حالت ایده آل این امتیاز 25 است .

تعدادی از تكنیك هایی كه در رساندن شما به گزینه درست ‏می ‏تواند بسیار كمك كند در زیر آمده است:

شك بین دو گزینه: اگر در تستی بین دو گزینه شك كردید، حتما از خیر آن تست نگذرید. حنی اگر با روش مهندسی معكوس مبتنی بر توزیع نرمال هم نتوانستید از روی پاسخ های طرفین گزینه درست را حدس بزنید، بازهم از خیر تست های دو گزینه تردیدی به راحتی نگذرید. دلیل آن هم بسیار راحت است:"احتمال درست بودن یكی از گزینه ها بر اساس احتمالات 50 درصد است." فرض كنید در كل سوالات كنكور ، 20 سوال دارای چنین حالتی باشد. دو داوطلب را در نظر بگیرید. داوطلب اول به هیچ كدام از این 20 تست پاسخ نمی دهد، در نتیجه نمره او برای این 20 سوال صفر درصد خواهد بود.

فرد دوم ، اما به همه این سوالات با شك و تردید جواب‏ می ‏دهد. بر طبق قانون احتمالات از این 20 تست ، ده تا درست و ده تا غلط خواهند بود. پس نمره داوطلب با فرض سه امتیاز منفی مساوی یك امتیاز مثبت برابر است با: درصد 33=3*20: 10-(3*10). یعنی نمره فرد برای این 20 تست ، 33 درصد خواهد بود و این در مقایسه با نمره فرد اول ، یعنی صفردرصد، نمره بالا و سرنوشت سازی است.

هماهنگی جواب سوال با خود سوال از لحاظ دستوری: پاسخ هایی كه از نظر قواعد دستوری ، باسوال هماهنگی ندارند، غالبا(به احتمال 90 درصد) غلط هستند. مثلا صورت مساله به صورت جای خالی است و از شما خواسته‏ می ‏شود ، جاهای خالی را با جواب درست پركنید و یكی از گزینه ها اصلا مناسب آن جای خالی نیست. چرا كه از لحاظ گرامری جایش آنجا نیست.

وجود دو گزینه متناقض در یك تست: اگر در تستی دو گزینه كاملا متناقض وجود داشته باشند، به احتمال 80 درصد جواب یكی از این دو گزینه است. و نیازی نیست كه روی دو گزینه دیگر وقت بگذارید.

وجود دو گزینه مشابه در یك تست: اگر دو گزینه یك تست كاملا مشابه هم باشند، و یا هر دو یك معنا را برسانند، به احتمال 100 درصد هیچ كدام جواب تست نخواهند بود. چرا كه یك تست، یك جواب بیشتر ندارد.

حساس بودن به خطای چشمی هنگام مطالعه گزینه ها: 2 و 3 در فارسی خیلی به هم شبیه هستند. بسیاری از طراحان سعی‏ می‏ كنند با تزریق پاسخ های شبیه از لحاظ شكل ظاهر كاری كنند تا داوطلب عجول گول بخورد و جواب صحیح را نبیند. به جملات و فعل های منفی و مثبت و علائم و شكل اعداد خوب دقت كنید. به احتمال 70 درصد گزینه درست معمولا در لابلای جواب های از لحاظ شكلی شبیه هم ‏می‏ باشند.

تست های جستجو كردنی: در این تست ها لازمه یافتن جواب این است كه هر 4 گزینه را جستجو كرده و جو اب صحیح را پیدا كنیم. در چنین تست هایی سعی كنید كه برای جستجو همیشه از گزینه ج و د شروع كنید چرا كه معمولا یكی از این دو گزینه صحیح‏ می ‏باشد. همچنین مواظب باشید كه انتخاب گزینه الف به عنوان جواب درست باید با وسواس و احتیاط زیاد و بعد از اینكه مطمئن شدید گزینه های ب و ج و د درست نیستند صورت گیرد. همچنین سعی كنید كه از گزینه های طولانی فرار نكنید. گزینه ای كه بررسی آن به ظاهر مشكل تر است خیلی اوقات در تست های جستجو كردنی همان گزینه جواب است.

عدم نیاز به دانستن همه مطالب یك تست: برای پاسخ دادن به بعضی از تست ها ، نیاز به دانستن همه مطالب مورد نظر طراح نیست. و فقط با دانستن بخشی از تست‏ می ‏توانید گزینه های نادرست را از درست جدا و خود را به جواب صحیح برسانید.

عدم نیاز به حل طولانی: معمولا سوالات كنكور در دروس فیزیك و شیمی و ریاضی كه به صورت مساله‏ می‏ باشند، راه حل های طولانی ندارند و عمدتا یك یا دو نكته خاص مورد نظر طراح‏ می ‏باشند. بنابراین هنگام حل این تست ها اگر دیدید كه به محاسبات طولانی و استفاده از فرمول های زیاد نیاز است، بلافاصله بفهمید كه ازنكته مورد نظر طراح دور افتاده اید و یا در جایی اشتباه كرده اید.

عدم احاله جواب به بعد: وقتی روی یك تست انرژی گذاشتید و برای یافتن جواب فكر كردید و نهایتا به دو گزینه تردیدی رسیدید . با خود نگوئید كه بعدا اگر به سراغ آن بیائید شاید راه بهتری به ذهنتان برسد. بلافاصله جواب را همان موقع انتخاب كرده و به احساس اولیه خود در مورد جواب عمل كنید. رد شدن از تست و بازگشت دوباره مستلزم صرف وقت اضافی و بررسی دوباره تست است،بدون اینكه اطلاعات اضافه تری به شما بدهد و یا شك شما را برطرف سازد.

قیدهای تاكید و نفی بیانگر جواب غلط اند: گزینه هایی كه دارای لغاتی مانند همیشه ، هرگز ، حتما و از این قبیل هستند، اصولا صحیح نمی باشند. در حالی كه گزینه هایی دارای كلماتی مانند ممكن است ، احتمالا و مانند اینها ، معمولا صحیح‏ می ‏باشند.

تست جواب های محاسباتی : بعضی اوقات از شما خواسته‏می‏شود درستی یك جواب را در چهار فرمول داده شده چك كنید. به جای حل كامل محاسبه جواب كافی است ، جواب داده شده را در فرمول قرار داده و ببینید آیا تساوی داده شده برقرار‏می‏شود یا خیر. در این موارد بهتر است ابتدا با گزینه های ج و د شروع كنید.

 

چند توصیه :

تغییر فضای فكری هنگام قفل كردن روی چند تست پیاپی: اگر هنگام حل چند تست پیاپی چیزی به ذهنتان نرسید. سریعا متوقف شوید و با تنفس عمیق و تمرینات تن آرامی و در صورت امكان خوردن كیك و بیسكویت و كشمش و تنقلات دقیقه ای استراحت سعی كنید. به مغز خود اكسیژن و به بدن خود قند كافی برسانید.

اولویت بندی دروس اختصاصی: بعد از اینكه تمام سوالات ساده همه درس ها را جواب دادید و مطمئن شدید كه دیگر سوال ساده ای برای جواب دادن وجود ندارد و قبل از اینكه به سراغ روش مهندسی معكوس بروید. مدت مشخصی را بسته به زمان باقیمانده (مثلا نیم ساعت) را برای درسهای با ضریب بالاتر (درس های ضریب 4 كنار بگذارید ) و سعی كنید سوالات بیشتری از آن درس ها را تا حد امكان جواب دهید.

درس های با انحراف معیار منفی بالا: درس هایی كه خیلی ها از آنها بیزارند و اصلا در كنكور به آنها اعتنایی نمی كنند.‏ می‏ توانند برای شما الهه شانس باشند. مثلا در رشته انسانی داوطلبان از تست های ریاضی بیزارند. در رشته تجربی درس های ریاضی و فیزیك كمتر طرفدار دارد. در رشته ریاضی نیز درس شیمی دچار نفرت شده است. حال آنكه ارزش واقعی یك تست از یك درس مشخص بعد از كنكور مشخص ‏می ‏شود. یعنی زمانی كه معلوم شود چند نفر به این درس پاسخگو بوده اند. به عبارتی امتیاز سوالات درسی كه عده كمی به آن پاسخ صحیح داده اند، مانند ریاضی در رشته تجربی و یا شیمی در رشته ریاضی و فیزیك به مراتب ارزش بالاتری از سوالات درسی دارد كه عده زیادی به آن پاسخ ‏می ‏گویند و اینكه بگوییم در رشته تجربی فیزیك ضریب 2 دارد و ریاضیات هم ضریب 2، پس ارزش تستی این دو درس با هم برابر است كاملا غلط ‏می‏باشد.

 

منبع : سایت نیک صالحی

 

  نکات مدیریتی             

24 ویژگی مديران بهره ور

آیا شما مدیر كارآمد و بهره وری هستید؟

آیا می دانید مدیران بهره ور چه ویژگیهایی دارند؟

به 24 ویژگی مدیران بهره ور كه در پی می آید توجه كنید و هر كدام از این ویژگی ها كه در شما موجود می باشد را علامت بزنید. این ویژگیها چنین اند :
 
 1-
فرهنگ سازمانی ؛ فرهنگ ملی و فرهنگ جهانی را به خوبی می شناسد و برای رسیدن به توسعه فرهنگی با دانایی عمل میكند .
 
 2-
به تمام زوایای كار و محیط پیرامون خود نگاه سیستمی و شبكهای دارد .
 
 3-
به نیازهای انسانی كاركنان توجه دارد و به ارزش های والای انسانی ارج مینهد .
 
 4-
كاركنان را به كاربرد طیفهای گوناگون دانش (خرد ؛ معرفت) تشویق میكند .
 
 5-
به هم افزایی ( سینرژی ) در فكر و عمل ؛ اعتقاد قلبی دارد .
 
 6-
زمینههای اصلاح نگرشهامهارتهاو افزایش دانش خود و كاركنانش را فراهم میآورد.
 
 7-
صلاحیتهای حرفهای و فنی دارد ( در خصوص حرفه خود ؛شانه به شانه آخرین فنون حركت میكند )
 
 8-
در پی اصلاحات است و میداند اصلاحات را از كجا آغاز و در كجا متوقف كند .
 
 9-
مستمراً در پی شكوفایی استعدادهای خود و كاركنانش است .
 
 10-
برای روشن ماندن موتور سازمانش ؛ همواره خود انگیخته و پرانگیزه عمل میكند و كاركنان را انگیزه مند میسازد .
 
 11-
پیش قدم ؛ خود آغاز گر ؛ خود پیش برنده ؛ خود ناظر و خود ارزشیاب است و دیگران را نیز به این امر دعوت میكند .
 
 12-
رویارویی با مشكلات را دوست دارد و میخواهد قابلیتهای خود و كاركنانش را در این زمینهها بیازماید
 
 13-
هدف گرا ؛ فرایند گرا ؛ پیشرفت گرا و توفیق گراست .
 
 14-
چشم انداز مشاركتی دارد و افكارش را با كاركنان در میان میگذارد و از اندیشههای خوب آنان برای ارتقاء سازمان بهره می جوید .
 
 15-
موازنههای معقولی بین استعدادها و انتظارات ؛ قابلیتها ؛ امكانات و ....... برقرار می كند .
 
 16-
مدیریت اختلاف را به معنای واقعی میشناسد و برای مشاجرات از طریق مذاكره و تعامل عمل می كند .
 
 17-
كارها را به نحو اثر بخش واگذار میكند ( وظایف و مسئولیتها و اختیارات مناسب را به طور صحیحی ؛ منطقی و به روشنی تعریف می كند .
 
 18-
برای رفع ؛ تنگناها ؛ محدودیتها ؛ خلاءها و نارساییها ؛ بیوقفه میكوشد و فرصتها و تهدیدها را به خوبی می شناسد .
 
 19-
تدابیر پیشگرانه و تصحیح كننده را به خوبی تنظیم و اعمال می كند .
 
 20-
پیوسته بر پیشرفت كارطراحی؛ برنامه های عملیاتی ؛ بودجهها و هزینهها نظارت دارد و به هدایت مستمر ؛ نظارت مستمر وارزشیابی مستمر كلیه امور می پردازد .
 
 21-
نوآوری و خلاقیت را در تمام سطوح كاركنان تشخیص میدهد و زمینههای پرورش و گسترش این خلاقیتها را فراهم می آورد .
 
 22-
بحرانها را میشناسد و در اوقات بحرانی ؛ با شاخصها و پیچیدگیهای معلوم و نامعلوم ؛ با قاطعیت و مهارت برخورد می كند .
 
 23-
دربرنامهریزیهای راهبردی سازمان ؛ كارگروهی و بازخورد گرفتن از بدنه را یك اصل می داند .
 
 24-
به فن آوری ارتباطات ( ICT) و توسعه معقول و متناسب آن در سازمان معتقد است .

 

 

  مقاله مدیریتی             

افراد خلاق چه ويژگی هايی دارند؟

مهندس حسين توکلی

آیا افراد خلاق ویژگی های خاصی دارند؟ بررسیها نشان می دهد که هرچند که افراد خلاق از هوش بالاتر از متوسط برخوردارند، اما برای اینکه فرد بسیار خلاق باشد ضرورتا نباید نابغه باشد (نیکولز1972) افراد خلاق تازگی و بدیع بودن را ترجیح می دهند، پیچیدگی مسائل توجه آنان را جلب می کند و به قضاوتهای مستقل می پردازند (بارون هارنیگتون )علاوه بر توانایی تمام کردن ، کامل کردن و یکی کردن افکار گوناگون در این افراد بیش از دیگران است.
 
افراد خلاق در یکی کردن تفکر کلامی با تفکر بصری(کرشنر ولجر1958) و تفکر منطقی و تخیلی (سالتر1980) سرآمد تر از افراد غیر خلاق هستند.
 
افراد خلاق بیشتر به وسیله علایق درونی به کارهای خلاق برانگیخته می شوند تا عوامل بیرونی همچون شهرت ، پول یا تایید دیگران، در واقع، وقتی دلایل بیرونی باعث انجام دادن کارهایی می شود که ذاتا جزو کارهای فکری خلاق به حساب می آید، ممکن است شخص انگیزه خود را برای انجام دادن آن از دست بدهد.
 
علاوه بر موارد فوق افراد خلاق ویژگیهای دیگری نیز دارند که آنها را از سایر افراد متمایز می کند.


 
این ویژگی ها عبارتند از:
 1-
افراد خلاق بخش عمده ای از وقت خود را صرف توجه دقیق به اطراف خود می کنند و از این طریق موضوعات تازه ای برای اندیشیدن می یابند.
 2-
افراد خلاق بسیار کنجکاوند و به طور مستمر در جست و جوی موضوعات پیچیده ، جدید و ناشناخته و عجیب هستند. به همین سبب آنها در مقایسه با افرادی که از توانایی خلاقیت کمتری برخوردارند ، سوالات بیشتر و پیچیده تری را مطرح می کنند. این ویژگی را به سادگی در بچه ها می توان تشخیص داد.
 3-
حل مشکلات و مسائل به دست افراد خلاق از اصالت خاصی برخوردار است.
 4-
افراد خلاق انعطاف پذیرند و در ارائه راه حل و اندیشه بکر و بدیع آمادگی بسیار دارند(گلیفورد1959) آنها با استفاده از این ویژگی ، توانایی تعقیب و دستیابی به راه حل مشکل را از راههای مختلف دارند.
 5-
افراد خلاق به استقلال و ناهمنوایی تمایل دارندو در مواردی که دستورهایی بر خلاف میل یا اعتقادات خود را دریافت کنند به سرپیچی از آنها تمایل نشان می دهند. به این سبب اعمال مدیریت در مورد افراد خلاق بسیار دشوار است(کانجرو پیترسون1984) آنها اگر چه به دستور گرفتن از دیگران اعتقاد ندارند ، نیاز مبرم به پذیرفته شدن را دارند ، زیرا این احساس برای آنها آرامش خاطر دلپذیری ایجاد می کند. ضمنا آگاهی به این مطلب که اندیشه هایشان مورد قبول واقع شده است ، اتکا به نفس بسیاری در آنان ایجاد می کند.
 6-
افراد خلاق مسائل پیچیده را به مسایل ساده ترجیح می دهند و با علاقه مندی بسیار برای یافتن راه حل می کوشند.
 7-
بر اساس نظریه وایت(1969) افراد خلاق به رغم استنباط دیگران، بسیار فعال نبوده، با مقایسه با دیگران از هوش و ذکاوت خارق العاده نیز برخوردار نیستند. هوش یکی از پیش نیاز های خلاقیت است و پایین بودن درجه هوشی فرد معمولا به پایین قرار گرفتن ویژگی خلاقیت منجر می شود، اما هوش سرشار نیز دلات بر خلاق بودن شخص نمی کند. کرتاگنبرگ (1972) معتقد است که افراد با هوش پایین ، عمدتا از نظر خلاقیت نیز ناتوان اند و خلاقیت در افراد باهوش کمی بالاتر از میانگین بیشتر مشاهده شده است. در این مورد گرتزل(1962) معتقد است که اشخاص با هوش و ذکاوت در مدارج تحصیلی ، بسیار خوب عمل می کنند ولی شاهد کیفی که دلالت بر خلاقیت آنها بکند بسیار کم است. به طور خلاصه پژوهشگران به یک رابطه یا همبستگی نسبتا کم بین هوش و خلاقیت دست یافته اند(آناستازی و شیفر1971،گتزل و جکسن1962)
 8-
مسائل و وضعیتهایی را می بیند که قبلا مورد توجه قرار نگرفته است و فکرهای بکری را ارائه می دهد. اصولا یک فرد خلاق بی تفاوت از کنار مسائل نمی گذرد و محیط پیرامون را همیشه با دقت مورد توجه قرار می دهد.
 9-
ایده ها و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط می دهد و آنها را بر مبنای مزیتشان بررسی می کند، زیرا ارائه فکر مشکل نیست بلکه ارائه فکر و ایده های سود آور ، مفید و با صرفه دشوار است.
 10-
معمولا چندین را ه ( بدیل ) برای هر موضوع می شناسد به عبارتی، سلامت فکر دارند. یکی از مهم ترین ویژگیهای افارد خلاق داشتن سلامت فکر است، به طوری که همزمان در مورد یک مسئله چندین فکر و راه حل را داشته باشد.
 11-
درباره پیش فرضهای قبلی تردید می کنند و خود را به رسم و عادت محدود نمی کنند از طرف دیگر استمرار حیات سازمانها به بازسازی آنها بستگی دارد، باز سازی سازمانها از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روشهای حصول این اهداف انجام می شود ، بدون بازسازی، سازمان نمی تواند دوام چندانی بیاورد و باز سازی هم جز از طریق نوآوری که خود ثمره خلاقیت است ، میسر نیست.
 
بنابراین سازمانها برای ادامه حیات و بقای خود به باز سازی از طریق خلاقیت نیازمندند، خلاقیت در سازمان کار نیروهای خلاق است. این نیروهای خلاق در تمام سازمانها به وفور یافت می شوند هنر مدیر موفق در این سازمانها شناسایی و به کارگیری آنها برای بهبود و بازسازی سازمان است. ویژگیهایی که در این مقاله به آنها اشاره شد می تواند راهگشای بسیاری از مدیران باشد، چه بسا بعضی از این ویژگیها در نگاه اول ضعف به نظر می آید . مدیران امروزی باید به این نکته توجه داشته باشند که موانعی برای بروز خلاقیت وجود دارد و بحث مفصلی را می طلبد و پرداختن به آنها خارج از این مقاله است، اما مهمترین آنها عبارتند از :
 
عدم اعتماد به نفس، ترس از انتقاد و شکست ، تمایل به همرنگی و همگونی و عدم تمرکز ذهنی و ... باید این نکته را قبول کنیم که همگی ما عادت زده ایم ، بنابراین مدیریت سازمان باید همیشه از بروز ایده ها و فکرهای جدید استقبال کرده و افراد خلاق را تشویق کند. برای اینکه خلاقیت به وقوع بپیوندد، باید چنان نگرشی وجود داشته باشد تا از پیشنهادهایی که مبتنی بر تغییر شرایط موجودند ، استقبال کند. یک نگاه سرد یا بهت زده رئیس به زیر دستی که پیشنهادی ارائه کرده است ، به وی می فهماند که دیگر از این نوع پیشنهادها ندهد. جدای از اینکه نظر مدیریت و زبان و ظاهر درباره خلاقیت چیست، طرفداری یا مخالفت می کند. ملاک اصلی برای پیشنهاد دهنده ، آن چیزی است که مدیر در عمل انجام می دهد، نه سخن او . متاسفانه در نظام اداری ما کم نیستند مدیرانی که خود را عقل کل می دانند و کارمندان را افرادی می دانند که مجبورند دستورات غیر منطقی آنها را اجرا کنند . این مدیران یکی از مهم ترین موانع خلاقیت و نو آوری در نظام اداری اند که ان شا الله در برنامه سوم توسعه که یکی از مهم ترین محورهای آن تحول اداری است به این نکات نیز توجه شود و شایسته سالاری که همیشه غریب بوده این باریه آشنایی برای همه تبدیل شود.
 
 
خلاقیت چیست ؟
 
خلاقیت فرایندی است در برگیرنده فعالیتهای که منجر به خلق ایده ، افکار و اشیا جدید می شود. بنابر نظر ژرژام ، پرینس خلاقیت یک توازن دایمی ، یک شگفتی غیر منتظره ، یک فاش سازی بر طبق عادت، یک تعجب آشنا، یک خودخوای سخاوتمندانه، یک ابتذال حیاتی ، یک آزادی منضبط، یک ثبات تحذیر کننده ، یک آغاز کردن مکرر، یک شادی مشکل ، یک قمار قابل پیش بینی ، یک تبلور زودگذر ، کیک اختلاف متحد کننده، یک ارضا کننده پر توقع ، یک انتظار معجزه آسا و یک اعجاب عادت شده است.
 
می توان خلاقیت را به معنای تازه ، بی همتا ، بهتر دانستو جویس وای کاف خلاقیت را تازه و مفید تعریف می کند.
 
خلاقیت دیدن همه چیزهای پیرامون ماست همانها که دیگران نیز می بینند اما کمتر کسی قدریت ایحاد پیوند و ارتباط میان آنها را دارد. بسیاری از نویسندگان و هنرمندان معتقدند که خلاقیت چیزی در برون فرداست. آنها منبع الهام میان آنها را دارد.
 
بسیاری از نویسندگان وهنرمندان معتقدند که خلاقیت چیزی در برون فرداست ، آنها منبع الهام را در خارج از وجود شخص جست و جو می کنند.
 
در مقایسه ای تحلیلی، اسکات ویبت به این نتیجه رسید که ایده های جدید دیگر نیست، بلکه در پیوند ترکیبی و تطبیقی با ایده های دیگران پدید می آید . او معتقد است ، افرادی که از بهره هوشی بالاتری برخورداریند ، در زمینه هایی همچون کسب و کار، علم و هنر، در مقام مقلدهایی خلاق عمل می کنند . به دلیل اینکه ایده های آنها تطبیقی با دیگر محصولات ، فرمولها و سیستمها شمرده می شود.
 
خلاقیت ، در ساده ترین شکل خود ، به معنی به وجود آوردن چیزی است که قبلا موجود نبوده است، به تعبیری ایجاد بی نظمی خود نمونه ای از خلاقیت است(ادوارد دوبونو)
 
هنگامی که در عناصری که خود نظم ویژه ای دارند ، آنتروپی ایجاد می کنیم، در واقع سیستم موجود درآنها را دستکاری می نماییم، تا به نوعی سیستم جدیدی ایجاد کنیم. به این ترتیب ، برای این سامانه ، ارزش تازه ای پدید می آید. در نگاه به هنر نیز در واقع در میابیم که هنرمندان با تولید محصولات هنری برخوردار از ارزشهای نو، در واقع خلاقیت هنری خویش را به نمایش می گذارند.
 
البته در خور توجه است که تثبیت ارزش در فرایندهای هنری در گرو ارزیابی خلاقیتها و توسعه بخشی مناست آن هاست.
 
وای کاف ، چهار ویژگی را برای افراد خلاق بر می شمرد:
 1-
آنها تمایل به انجام ریسک و جرئت اشتباه کردن دارند.
 2-
آنها تمایل دارند که افکار و احساساتشان را بیان دارند.
 3-
آنها خوش خلق و شوخ طبع هستند.
 4-
آنها بینش خود را پذیرفته و به آن اعتقاد دارند.
 
دیوید پکینز از دانشگاه هاروارد با صحه گذاردن بر ویژگیهای چهارگانه قبلی ، چند ویژگی دیگر افراد خلاق را این گونه بر میشمرد:
 5-
برای یافتن نظم در موقعیتهای آشفته ، خود انگیخته و آماده اند.
 6-
به مسائل غیر معمول و حل آنها علاقه مند هستند.
 7-
علاقه مند به برپایی پیوندهای جدید و مبارزه با پیش فرضهای سنتی اند.
 8-
آنها از رهگذر آزمودن و داوری ، خلق ایده ها را قوت می بخشند.
 9-
آنها بیش از آنکه برای پاداش یا اعتبار تحریک شوند ، به خاطر خود موضوع بر انگیخته می شوند.


 
موانع بروز خلاقیت
 
هنگامی که در حال انجام دادن عملیاتی متفاوت با گذشته هستیم، گاهی احساس می کنیم که نجوایی از ذهنمان به ما هشدار می دهد که ما توانایی انجام این کار را نداریم. این مورد، یکی از عواملی است که مانع بروز فعل مورد نظر می شود. باید این نجوا را خاموش ساخت و توجهی به آن نکرد.
 
بتی ادواردز می گوید، گاهی ممکن است خود زبان مانع بروز افکار خلاقانه شود. یکی دیگر از موانع خلاقیت ، ترس از عدم پذیرش افکار از جانب دیگران است. این ترس منجر به ناتوانی فرد از انجام کارهایش می شود و قوه ابتکار را فرو می نشاند.
 
جوزف پیرس معتقد اس ، نتیجه فرهنگی شدن از دست دادن توانایی خلاقیت است. او بیان می کند که شایسته سازی فرهنگی ، هر آن چیزی را که خارج از محدوده پذیرش فرهنگی است، ناخوشایند می سازد. خلاقیت همیشه با هیپنوتیزم است. - حالتی شبیه به خلسه -.


 
در زیر موانع خلاقیت را به اجمال بیان می کنیم:
 -
ترس از خلاقیت
 -
نداشتن اعتماد به نفس
 -
حالت ذهنی ( برآورنده نگرش منفی)
 -
محیط به شدت نا آرام
 -
تقاضا برای دستیابی به نتایج فوری
 -
قوانین سخت و
 -
تسلیم شدن به تنش، رویه ها ، باورها ، فشارهای درونیو انتقاد از خود.
 
چگونه می توان خلاقیت را ارتقا بخشید؟
 
امروزه مطالب بسیاری در کتابها و مقالات درباره چگونگی توسعه خلاقیت نگاشته شده است. اما محققان نشان داده اند که مهارتهای مرتبط با خلاقیت ، عواملی هستند که می توان آنها را آموخت.
 
ادوارد دوبونو بیان می دارد که شیوه های خلاق و روش مند گریز اندیشی ممکن است به منظور ایجاد ایده ها نو تغییرات مورد استفاده قرار گیرد. اصل عملی و اساسی این است که این گونه شیوه ها / ابزارها را می توان یاد گرفت و به کار برد. با این کار ، مهارت در تفکر خلاق را می توان گسترش داد . ارزش علمی و اهمیت شیوه ها گریز اندیشی ، البته به این معنی نیست که خلاقیت نمی تواند از منابع دیگری سرچشمه بگیرد.
 
در نظر گرفتن این نکته حائز اهمیت است ه خلاقیت از عواملی همچون سلامت فیزیکی ، داروها ، خواب و استراحت ، نور طبیعی و وضعیت روحی تاثیر می پذیرد.

 

 

  کلید هدایت               

تواضع (فروتنی)

کلام حق

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا. (فرقان: 63)

و بندگان خداوند بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند و هرگاه نادانان، ایشان را طرف خطاب قرار دهند، پاسخی نرم گویند.

 

وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ. (شعرا: 215)

و با مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند، افتادگی کن.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

به راستی، تواضع بر بزرگی شخص فروتن، می‌افزاید. پس فروتنی کنید تا خداوند به شما بلندی بخشد. (پیام پیامبر، ص 599)

هرگاه فروتنان امت مرا دیدید، شما هم برای آنها تواضع کنید و هرگاه متکبران را دیدید، شما هم به آنها تکبر کنید که این مایه خواری و کوچکی آنهاست. (ابی الحسین ورام بن ابی فراس المالکی الاشتری، مجموعه ورام، ترجمه: محمدرضا عطایی، مشهد، آستان قدس رضوی، 1369، ص 374)

 

حضرت امیر

تواضع، مرد را برافرازد و تکبر، او را خوار سازد. (غررالحکم، ج 1، ص 5)

تاج فروتنی را بر سر نهید و تکبر و خودپسندی را زیر پا بگذارید و حلقه‌های زنجیر خودبزرگ‌بینی را از گردن باز کنید و فروتنی را میان خود و شیطان و لشکریانش سنگر قرار دهید. (نهج‌البلاغه، ترجمه: سید جعفر شهیدی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1378، ص 385)

 

امام صادق

پیشی گرفتن بر دیگران در سلام و درود، از فروتنی است. (خصال، ج 1، ص 10)

بدانید هر مؤمنی که در برابر زورمداری که مخالف آیین اوست، از روی آزمندی، فروتنی کند، خداوند او را به وی وامی‌گذارد و بر او خشم می‌گیرد. (پاداش نیکی‌ها و کیفر گناهان، ص 624)

 

قند پارسی

هرکه گردن به دعوی افرازد            دشمن از هر طرف برو تازد

سعدی، افتاده‌ای است آزاده               کـس نـیایـد به جـنگ افــتاده

                               (دیباچه گلستان)

 

خاک صفت راه تواضع گزین           خاکی و از خاک نیاید جز این

           (وحشی بافقی)

 

تواضع گرچه محبوب است و فضل بی‌کران نشاید کرد با هر کس که هیبت را زیان دارد

                           (مواعظ سعدی)

 

آن کس که فروتن است، گیرندش دست                        آرند فراترش ز هر پایه که هست

و آن کو ز غرور و سرکشی باشد مست                       از پای در افتد آخر و گردد پست

                            (ابوالقاسم حالت)

 

حدیث دیگران

گاندی: شاخ پر بار سر به زمین می‌نهد و عظمت آن همچنان در فروتنی او جلوه‌گر است.

شکسپیر: تواضع، نردبان بزرگی و بلندی است.

 

ضرب‌المثل

آب زیاد، صدایش کم است. (مثل هندی)

 

Empty vessels make the most sound.

ظروف خالی بیشترین صدا را می‌کنند.

 

A high hanging bunch of grapes is sour.

خوشه‌ انگوری که در بالاتر است، ترش است.

 

گر نکته ‌دان عشقی، بشنو تو این حکایت

یکی قطــره باران ز ابری چکیــد              خجل شد چو پهنـای دریا بدید

که جایی که دریاست، من کیستم                چو او هست، حقا که من نیستم

چو خود را به چشم حقارت بدیـد               صدف در کنارش به جان پرورید

سپهرش به جایی رسانیــــد کار                کـــه شـد نامـــور لؤلؤ شاهــــوار

بلندی از آن یافت کو پست شــد                 در نیستی کــوفت تا هـسـت شــد

(بوستان سعدی، ص 101)

 

 

  مباحث فرهنگی            

سعدی پیامبر ادب فارسی

 به مناسبت یکم اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی

سعدی؛ پیامبر ادب فارسی

شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی بی تردید بزرگترین شاعری است که بعد از فردوسی آسمان ادب فارسی را با نور خیره کننده اش روشن ساخت و آن روشنی با چنان تلألویی همراه بود که هنوز پس از گذشت هفت قرن تمام از تاثیر آن کاسته نشده است و این اثر تا پارسی برجاست همچنان برقرار خواهد ماند.

تاریخ ولادت سعدی به قرینه ی سخن او در گلستان در حدود سال 606 هجری است. وی در آغاز گلستان چنین می گوید:

یک شب تأمل ایام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تأسف می خوردم و سنگ سراچه دل را به الماس آب دیده می سفتم و این ابیات مناسب حال خود می گفتم :

 

در اقصای عالم بگشتم بسی                    به سر بردم ایام با هر کسی

تمتع به هر گوشه ای یافتم                     ز هر خرمنی خوشه ای یافتم

چو پاکان شیراز خاکی نهاد                  ندیدم که رحمت بر این خاک باد

تولای مردان این پاک بوم                    برانگیختم خاطر از شام و روم

دریغ آمدم زان همه بوستان                  تهی دست رفتن سوی دوستان

به دل گفتم از مصر قند آورند               بر   دوستان  ارمغانی  برند   

مرا  گر  تهی  بود  از قند  دست           سخن های شیرین تر از قند هست

نه قندی که مردم به صورت خورند        که ارباب معنی به کاغذ برند

 

به تصریح خود شاعر این ابیات، مناسب حال او و در تأسف بر عمر از دست رفته و اشاره به پنجاه سالگی وی سروده شده است و چون آنها را با دو بیت زیر که هم در مقدمه گلستان من باب ذکر تاریخ تألیف کتاب آمده است:

 

هر دم از عمر می رود نفسی                    چون   نگه   می کنم   نمانده   بسی

ای که پنجاه رفت و در خوابی                    مگر   این   پنج   روز   دریابی

خجل آن کس که رفت و کار نساخت             کوس رحلت زدند و بار نساخت

خواب   نوشین   بامداد   رحیل                    بازدارد  پیاده   را   زسبیل...

 

قیاس کنیم، نتیجه چنین می شود که در سال656 هجری پنجاه سال یا قریب به این از عمر سعدی گذشته بود.

سعدی در شیراز در میان خاندانی که از عالمان دین بودند ولادت یافت. دولتشاه می نویسد که: گویند پدر شیخ ملازم اتابک بوده یعنی اتابک سعدبن زنگی، و البته قبول چنین قولی با اشتغال پدر سعدی به علوم شرعیه منافات ندارد. سعدی از دوران کودکی تحت تربیت پدر قرار گرفت و از هدایت و نصیحت او برخوردار گشت؛ ولی در کودکی یتیم شد و ظاهراً در حضن تربیت نیای مادری خود که بنابر بعضی اقوال مسعود بن مصلح الفارسی پدر قطب الدین شیرازی بوده، قرار گرفت و مقدمات علوم ادبی و شرعی را در شیراز آموخت و سپس برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت. این سفر که مقدمه ی سفرهای طولانی دیگر سعدی بود، گویا در حدود سال 620 هجری اتفاق افتاده است؛ زیرا وی اشاره ای دارد به زمان خروج خود از فارس در هنگامی که جهان چون موی زنگی در هم آشفته بود.

سعدی بعد از این تاریخ تا مدتی در بغداد به سر برد و در مدرسه ی معروف نظامیه ی آن شهر به ادامه تحصیل پرداخت. چند سالی را که سعدی در بغداد گذراند باید به دوران تحصیل و کسب فیض از بزرگترین مدرسان و مشایخ عهد، تقسیم کرد و گویا بعد از طی این مراحل بود که سفرهای طولانی خود را در حجاز و شام و لبنان و روم آغاز کرد و بنا به گفتار خود در اقصای عالم گشت و با هر کسی ایام را به سر برد و به هر گوشه ای تمتعی یافت و از هر خرمنی خوشه ای برداشت.

سفری که سعدی در حدود سال 620 آغاز کرده بود مقارن سال 655 با بازگشت به شیراز پایان یافت. وفات سعدی را در مآخذ گوناگون به سال های 690-691-694و695 نوشته اند.

نکته مهمی که درباره سعدی قابل ذکر است، شهرت بسیاری است که در حیات خویش حاصل کرد. پیداست که این موضوع در تاریخ ادبیات فارسی تا قرن هفتم هجری تازگی نداشت و بعضی از شاعران بزرگ مانند ظهیر فاریابی و خاقانی در زمان حیات خود مشهور و در نزد شعرشناسان عصرشان معروف بودند. اما گمان می رود که هیچ یک از آنان در شهرت میان فارسی شناسان کشورهای مختلف از آسیای صغیر گرفته تا هندوستان، در عهد و زمان خود، به سعدی نرسیده اند و اینکه او در آثار خویش چند جا به شهرت و رواج گفتار خود اشاراتی دارد، درست و دور از مبالغه است.

از جمله شاعران استاد در عصر سعدی که در خارج از ایران می زیسته اند یکی امیر خسرو است و دیگر حسن دهلوی که هر دو از سعدی در غزل های خود پیروی می کرده اند و امیر خسرو از اینکه در نوبت سعدی جرأت شاعری می کرد خود را ملامت می نمود.

آثار سعدی به دو دسته ی آثار منظوم و آثار منثور تقسیم می شود. آثار منثور وی خاصه شاهکارش گلستان، دارای هشت باب است :

به   نام   خداوند   جان   آفرین                  حکیم   سخن   در   زبان   آفرین

خداوند     بخشنده     دستگیر                    کریم   خطا  بخش  پوزش  پذیر

عزیزی که هر کز درش سر بتافت              به هر در که شد  هیج عزت  نیافت

سر   پادشاهان   گردنفراز                        به   درگاه   او   بر   زمین   نیاز

نه   گردنکشان   را   بگیرد   به   فور          نه عذرآوران  را  براند  به  جور

و گر خشم گیرد ز کردار زشت                   چو باز آمدی ماجرا در نوشت

اگر با پدر جنگ جوید کسی                      پدر بی گمان خشم گیرد بسی

و گر بنده چابک نباشد به کار                    عزیزش ندارد خداوندگار

و گر بر رفیقان نباشی شفیق                      به فرسنگ بگریزد از تو رفیق

و گر ترک خدمت کند لشکری                    شود شاه لشکر کش از وی بری

دو کونش یکی قطره از بحر علم                  گنه بیند و پرده پوشد به حلم

ادیم زمین سفره عام اوست                      بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست

اگر بر جفاپیشه بشتافتی                          که از دست قهرش امان یافتی؟

بری ذاتش از تهمت ضد و جنس              غنی ملکش از طاعت جن و انس

پرستار امرش همه چیز و کس                بنی آدم و مرغ  و مور و مگس ...

 

در رأس آثار منظوم سعدی یکی از شاهکارهای بلا منازع شعر فارسی قرار دارد که در نسخ کهن، کلیات "سعدی نامه" نامیده شده و بعدها به "بوستان" شهرت یافته است.

این منظومه در اخلاق و تربیت و وعظ و تحقیق است در ده باب: 1- عدل 2- احسان 3- عشق  4- تواضع  5- رضا  6- ذکر 7- تربیت  8- شکر 9- توبه 10- مناجات

تاریخ اتمام منظومه گلستان را سعدی بدینگونه آورده است:

به روز همایون و سال سعید                  به تاریخ فرخ میان دو عید

ز ششصد فزون بود و پنجاه و پنج         که پر دُر شد این نامبردار گنج

و بدین تقدیر کتاب در سال 655 هجری به اتمام رسید اما تاریخ شروع آن معلوم نیست و تنها از فحوای سخن گوینده در آغاز منظومه معلوم می شود که آن را پیش از بازگشت، به فارسی سرود.

آثار دیگر سعدی قصائد عربی است که حدود هفتصد بیت مشتمل بر معنای غنائی و مدح و نصیحت است و قصائد فارسی او که در موعظه و نصیحت و توحید و مدح پادشاهان و رجال دوره ی او می باشد.

 

ولادت

سعدی شیرازی، یکی از شاعران توانا و شیرین سخن ایران است. وی در دهه نخستین قرن هفتم هجری در شیراز و در خاندانی که همه از عالمان دین بودند پا به عرصه هستی نهاد. نامش مُشَرَّف الدین یا مُصلحُ الدین است. هنوز کودک بود که از نوازش دست های مهربان پدر بی بهره ماند. در سن جوانی به بغداد رفت و در نظامیه که از دانشگاه های مهم علوم دینی آن زمان محسوب می شد به تحصیل پرداخت و از محضر دو استاد بزرگ ابن جوزی و شهاب الدین سُهروردی بهره ها گرفت.

 

مسافرت های طولانی

سعدی، در همان ایام جوانی، ضمن فراگیری علوم دینی، به مطالعه تاریخ و سیره نبوی پرداخت و در فن خطابه و موعظه مهارت یافت. سپس راهی یک سفر طولانی شد که نزدیک سی سال به درازا کشید. وی در این مدت از شهرهای عراق، شام، حجاز، مکه، بیت المقدس، طرابلس و دمشق دیدن کرد. در یکی از این سفرها، در شهر طرابلُس (هم اکنون جزو لبنان است) به دست صلیبیان اسیر شد.

صلیبیان گروهی از مسیحیان بودند که در آن زمان برای اشغال بیت المقدس به آن منطقه لشکرکشی کرده بودند.

 

اسارت در طرابلس

سعدی، در یکی از سفرهایش به دست صلیبیان اسیر شد. او درباره این واقعه می گوید:

در دمشق، از هم نشینی یارانم ملالتی پدید آمده بود، سر در بیابان قدس نهادم و با حیوانات اُنس گرفتم تا وقتی که اسیر فرنگ شدم. در خندق طرابلُس مرا همراه با یهودیان به کار گِل (و بنایی) واداشتند، تا آن که یکی از رؤسای شهر حَلَب که سابقه آشنایی میان ما بود مرا بشناخت و گفت:ای فلان! این چه حالت است؟ گفتم چه بگویم؟

 

پای در زنجیر پیش دوستان بِهْ که با بیگانگان در بوستان

 

بر حالت من رحمت آورد و با پرداخت ده دینار از قید اسارت خلاصم کرد و با خود به حلب برد.

 

بازگشت به شیراز

سعدی پس از 30 سال دوری از وطن و سیر در آفاق و انفُس و گردش های علمی و معنوی، سرانجام به شیراز بازگشت و حاصل تجربیات و مطالعات خود را به رشته تحریر درآورد. او ابتدا در سال 655 کتاب کم نظیر بوستان را در ده باب به نظم درآورد و سپس در سال 656 کتاب گلستان را به نثر مُسجَّع و آهنگین تدوین کرد. این دو کتاب از شاهکارهای ادب فارسی است که تاکنون کسی نتوانسته همانند آن کتابی تألیف کند.

 

ستایش پروردگار

سعدی در دیباچه گلستان با نثر دلنشین و آهنگین خود این گونه به ستایش پروردگار می پردازد.

منت خدای را عزوجل، که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت، هر نفسی که فرو می رود مُمِدّ حیات است و چون بر می آید مفرّح ذات؛ پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.

 

از دست و زبان که به درآید کز عهده شکرش به در آید
بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد
ورنه سزاوار خداوندی اش کس نتواند که به جای آورد

 

نعمت های پروردگار

سعدی، در دیباچه گلستان، بعد از ستایش پروردگار از نعمت های او این چنین سخن می گوید: باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده.

 

ای کریمی که از خزانه غیب گبر و ترسا وظیفه خورداری
دوستان را کجا کنی محرومتو که با دشمنان نظر داری
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

ستایش پیامبر و اهل بیت او

سعدی در دیباچه گلستان پس از ستایش پروردگار، با چند جمله کوتاه و پرمعنا به ستایش پیامبر گرامی اسلام می پردازد و سپس با یک بیت که آن را به عربی سروده، بر محمّد و آل او درود می فرستد، و بدین گون، محبت خود را به این خاندان ابراز می دارد:

 

بَلَغَ العُلی بِکَمالِهِ، کَشَفَ الدُّجی بِجَمالِهِ حَسُنَتْ جَمیعُ خِصاله، صلّوا عَلَیْهِ وَ الِهِ

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با کمال خود به اوج رسید و تاریکی جهل و نادانی را با نور جمال معرفت خود زائل کرد، اخلاق او، همه نیکوست؛ [پس] بر او و اهل بیت او درود بفرستید.

 

غنیمت شمردن عمر

سعدی، در کتاب گلستان، در اشعاری زیبا، غنیمت شمردن عمر گران بها را این چنین گوشزد می کند:

 

هر دم از عمر می رود نفسی چون نگه می کنم نماند بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روزه دریابی
خجل آن کس که رفت و کار نساخت کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نو ساخت رفت و منزل به دیگری پرداخت
نیک و بد چون همی بباید مُرد خُنُک آن کس که گوی نیکی بُرد
برگ عیشی به گور خویش فرست کس نیارد ز پس، تو پیش فرست

 

تالیف گلستان

سعدی، درباره انگیزه نوشتن کتاب گلستان چنین گفته است. پس از غصه خوردن بر عمرم که بیهوده تلف شده بود، مصلحت چنان دیدم که گوشه گیری انتخاب کنم و دیگر سخن نگویم تا آن که یکی از دوستان قدیم، از در درآمد، هرچه با من شوخی کرد جوابش را ندادم و سر از زانوی تعبّد برنگرفتم، رنجیده نگه کرد و گفت:

کنونت که امکان گفتار هست بگو ای برادر به لطف و خوشی
که فردا چو پیک اجل در رسد به حکم ضرورت زبان در کشی

 

یکی از دوستان به او گفت: سعدی قسم یاد کرده که دیگر سخن نگوید. او در پاسخ گفت: خلاف راهِ درست است که ذوالفقار علی در نیام باشد و زبان سعدی در کام.

 

زبان در دهان ای خردمند چیست کلید درِ گنج صاحب هنر
چون در بسته باشد چه داند کسی که جوهر فروش است یا پیله ور

سعدی، بعد از شنیدن این سخنان، قلم به دست گرفته و شروع به تالیف گلستان می کند.

 

گلستان سعدی

گلستان سعدی، هشت باب دارد، سعدی در این باب ها یک دوره آداب معاشرت و اخلاق و معارف دینی را با بیانی زیبا و دل انگیز و به صورت داستان هایی آموزنده و شیرین، همراه با اشعاری کوتاه و دلنشین، آورده است. باب اول گلستان، در سیرت پادشاهان نام دارد. سعدی در این باب با بیانی ملایم و نرم و غیرمستقیم به نصیحت پادشاهان پرداخته و یک دوره آداب حوکمت داری و روش برخورد با مردم را به آنها می آموزد. این باب از 41 داستان کوتاه و شیرین تشکیل شده است.

 

حکایت اول از گلستان سعدی

گلستان سعدی با این حکایت آغاز می شود:

شنیدم پادشاهی به کشتن اسیری اشارت کرد، اسیر بیچاره در آن حالت ناامیدی، مَلِک را دشنام داد، که گفته اند: هر که دست از جان بشوید، هرچه در دل دارد بگوید. مَلِک پرسید چه می گوید؟ یکی از وزیران پاک نهاد گفت:ای پادشاه می گوید: والکاظمین الغَیظ و العافینَ عَنِ الناس؛ نیکوکارانی که خشم خود را فرو می نشانند و از گناه مردم می گذرند.

وزیر دیگر که این سخن شنید، گفت: درست نیست که در محضر پادشاه جز به راستی سخن بگویم. این اسیر مَلِک را دشنام و ناسزا گفت. ملک، روی از این سخن درهم آورد و گفت: آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا از این راست که تو گفتی؛ زیرا در آن مصلحتی بود و بنای این بر بدسرشتی، و خردمندان گفته اند: دروغی مصلحت آمیز بِهْ که راستی فتنه انگیز.

 

حکایت نوزدهم از گلستان سعدی

سعدی در حکایت نوزدهم گلستان، مردم و پادشاهان را از کوچک ترین ظلم و ستم بر دیگران نهی می کند و می گوید:

آورده اند که انوشیروان (عادل) را در شکارگاهی صید کباب کردند ونمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بِستان تا رسمی نشود. (یعنی نمک را به بهای روز بخر نه کمتر، تا آیین نادرستی باب نشود و ده خراب نگردد) گفتند: این مقدار کم، چه زیانی در پی دارد؟ گفت: بنیاد ظلم در جهان، اول اندکی بوده است هر که آمد مقداری بر آن افزود تا بدین درجه رسیده است.

 

اگر ز باغ رعیت مَلِک خورد سیبی برآورند غلامان او درخت از بیخ

 

عزت نفس

سعدی در حکایات خود، مردمان را به داشتن طبع بلند و دست یافتن به عزت نفس توصیه می کند او این معنا را در حکایتی زیبا، چنین آورده است:

دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگری به زور بازو نان خوردی، تا این که روزی برادر توانگر به برادر فقیر می گوید:

چرا خدمت سلطان نکنی تا از مشقت کار کردن برهی؟ و برادرش پاسخ می دهد: تو چرا کار نکنی تا از مذلت خدمت، رهایی یابی؟ که خردمندان گفته اند: نان خود خوردن و نشستن، بِهْ که کمر به خدمت سلطان بستن. 

عمر گرانمایه در این صرف شد تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا
ای شکم خیره به نانی بساز تا نکنی پشت به خدمت دو تا

 

باب دوم گلستان

باب دوم گلستان سعدی، در اخلاق درویشان نام دارد، سعدی در این باب با بیان 48 حکایت کوتاه و شیرین، اخلاق و آداب برخورد با دیگران را به مردم می آموزد. مثلاً در اولین حکایت این باب، مردم را از سوء ظن و بدگمانی به دیگران باز می دارد، سعدی می گوید:

شخصی به مرد پارسایی گفت: نظر تو درباره فلان شخص چیست که دیگران درباره او بد می گویند؟ گفت: بر ظاهرش عیب نمی بینم و در باطنش غیب نمی دانم.

 

هر که را جامه پارسا بینی پارسا دان و نیکبخت انگار
ور ندانی که در نهانش چیست محتسب را درون خانه چه کار

 

نهی از خودپسندی

سعدی در حکایت هفتم از گلستان، با زبانی ساده و شیرین مردم را از غیبت کردن و نیز از عبادتی که خدای ناخواسته منجر به غرور و خودخواهی گردد نهی کرده است:

یاد دارم که در ایام طفولیت، متعبد بودمی و شب خیز، اهل زهد و پرهیز، شبی در خدمت پدر رحمة اللّه علیه نشسته بودم همه شب دیده بر هم بسته و مُصْحَف عزیز بر کنارگرفته و طایفه ای گرد ما خفته، پدر را گفتم: از اینان یکی سر بر نمی دارد که دوگانه ای بگزارد، چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند، گفت: جان پدر، تو نیز اگر بخفتی بِهْ از آن که در پوستین خلق افتی.

نبیند مدعی جز خویشتن را که دارد پرده پندار در پیش
گرت چشم خدا بینی ببخشند نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش

 

احترام به پدر و مادر

سعدی در حکایتی مردم را به احترام و خدمت به پدر و مادر فرا می خواند و از این که روزی از روی نادانی بر سرِ مادر خود فریاد کشیده است اظهار شرم می کند و می گوید:

وقتی به جهلِ جوانی، بانگ بر مادر زدم. دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت: مگر خُردی فراموش کردی که درشتی می کنی

 

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش چو دیدش پلنگ افکن و پیلتن
گر از عهد خردیت یاد آمدی که بیچاره بودی در آغوش من
نکردی در این روز بر من جفا که تو شیرمردی و من پیرزن

 

در فضیلت قناعت

باب سوم گلستان سعدی، در فضیلت قناعت نام دارد، او در این باب 28 حکایت از قناعت آورده است و نتیجه آن را عزت نفس، کرامت و بلند طبعی دانسته است:

حاتم طایی را گفتند، از تو بزرگ همت تر در جهان دیده ای یا شنیده ای؟ گفت: بلی، روزی چهل شتر قربان کرده بودم، پس به گوشه صحرایی به حاجتی برون رفته بودم. خارکنی را دیدم پشته فراهم آورده. گفتمش: به مهمانی حاتم، چرا نروی که خلقی بر سفره او گرد آمده اند. گفت:

هر که نان از عمل خویش خورد منّت حاتم طایی نبرد

من او را به همت و جوانمردی از خود برتر دیدم.

 

شکر خدا

سعدی در حکایتی از گلستان، انسان را به شکرگزاری بر آن چه دارد فرا می خواند:

هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روزی از گردش آسمان درهم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم به مسجد جامع کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت، سپاس حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.

 

غلبه بر هوای نفس

سعدی با داستانی کوتاه پند می دهد که انسان در هنگام خشم باید بر خویشتن مسلط باشد و خشم خود را فرو برد، در این حکایت آمده است:

یکی از صاحبدلان، زور آزمایی را دید به هم برآمده و کف در دهان آورده. گفت: این را چه حالت است؟ گفتند: فلان، دشنام دادش. گفت: این فرومایه هزار مَنْ سنگ برمی دارد و طاقت سخنی نمی آرد.

این حکایت سعدی، یادآور این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله است وقتی که آن حضرت از راهی می گذشت، جمعی را دید که در اطراف مردی حلقه زده اند، پرسیدند: چه خبر است؟ گفتند یا رسول اللّه مردی زورمند و توانگر است و سنگی بدین بزرگی را برمی دارد. فرمود: شجاع و زورمند کسی است که بر هوای نفس خود چیره شود.

 

سعدی از نگاه خاورشناسان اروپایی

از حدود 300 سال پیش که خاورشناسان اروپایی با ادبیات مشرق زمین آشنا شده اند، با اشتیاق فراوان، به ترجمه این آثار پرداخته اند: از جمله این آثار که تاکنون به دست شصت خاورشناس ترجمه شده و حدود شصت بار نیز تجدید چاپ شده، کتاب گلستان سعدی است.

گارسین دِتاسی خاورشناس غربی می گوید: سعدی از مهم ترین نویسندگان ایرانی است که نزد عموم مردم اروپا شهرت دارد.

برخی از نویسندگان اروپایی که آثار سعدی را ترجمه کرده اند عبارتند از:

فِردریش اُکسین باخ (به زبان آلمانی)، ژانیتوس (به لاتین)، اولئاریوس (به آلمانی)، سولیوان اِشتیفن (به انگلیسی)، دِفْرِمِری (به زبان فرانسه)، نازاریانْتس (به روسی) و کازیمرسْکی (به لهستانی)

 

تاثیرپذیری نویسندگان اروپایی از سعدی

پس از آشنایی کشورهای غربی با آثار اندیشمندان شرقی و به خصوص نویسندگان ایرانی، هر کدام خواسته یا ناخواسته از این آثار تاثیر پذیرفته و داستان هایی شبیه به آن پدید آورده اند فِدر نویسنده مشهور اروپایی، داستانی بدین مضمون دارد: شخصی شیشه ای خالی در راه می یابد و پس از آن که آن را می بوید می بیند بوی عطر می دهد و نتیجه می گیرد که این شیشه به خاطر همنشینی با عطر، خوشبو و عطرآگین شده است. انسان پس از خواندن این داستان، بی درنگ به یاد شعر معروف سعدی می افتد:

گِلی خوش بوی در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گِلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم

 

تاثیر ویکتور هوگو از سعدی

ویکتور هوگو یکی از نویسندگان اروپایی است که از داستان های سعدی تاثیر پذیرفته است. این نویسنده مشهور فرانسوی در داستانی می گوید: گوشه خلوت کنار دریا و نغمه امواج کف آلود، در پیشگاه عظمت آفرینش به آهنگ خدایی ترنم می کنند. هوگو در این داستان، صدای امواج دریا را تسبیح خداوند می داند. و انسان را به یاد حکایتی زیبا از سعدی می اندازد که: یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته.

اهل دل و شوریده ای که در آن سفر همراه ما بود، نعره ای برآورد و راه بیابان گرفت و یک نفس آرام نیافت. چون روز شد گفتمش آن چه حالت بود؟ گفت:

بلبلان را دیدم که به ناله درآمده بودند از روی درخت و کبکان از کوه و غوکان در آب و بهایم از بیشه، اندیشه کردم که مروّت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته

دوش مرغی به صبح می نالید عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
یکی از دوستان مخلص را مگر آواز من رسید به گوش
گفت باور نداشتم که تو را بانگ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم این شرط آدمیت نیست مرغ تسبیح گوی و من خاموش

 

بنی آدم اعضای یک پیکرند

یکی از اشعار سعدی، که شهرتی جهانی یافته است، شعری زیباست با این آغاز بنی آدم اعضای یک پیکرند، این شعر هم اینک بر سر در سازمان ملل، خودنمایی می کند تا همه جهانیان را به تفکری ژرف وا دارد.

بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی

سعدی (علیه الرحمه) مضمون این شعر زیبا را از پیامبر گرامی اسلامی صلی الله علیه و آله گرفته است که فرموده اند: مردم مانند یک پیکرند چون عضوی بیمار گردد و ناله کند همه پیکر مانند آن به بیداری و تب مبتلا می گردند.

شهرتی که سعدی در حیات خود به دست آورد بعد از مرگ او با سرعتی بی سابقه افزایش یافت و او به زودی به عنوان بهترین شاعر زبان فارسی و یا یکی از بهترین و بزرگترین شعرای درجه اول زبان فارسی شناخته شد و سخن او حجت فصحا و بلغای فارسی زبان قرار گرفت. این اشتهار سعدی معلول چند خاصیت در اوست: نخست آنکه وی گوینده ای است که زبان فصیح و بیان معجزه آسای خود را تنها وقف مدح و یا بیان احساسات عاشقانه و امثال این مطالب نکرد بلکه بیشتر، آن را به خدمت ابناء نوع گماشت و در راه سعادت آدمیزادگان و موعظه آنان و علی الخصوص راهنمائی گمراهان به راه راست، به کار برد و در این امر از همه شاعران و نویسندگان فارسی زبان موفق تر و کامیاب تر بود. دوم آنکه وی نویسنده و شاعری با اطلاع و جهاندیده و سرد و گرم روزگار چشیده بود و همه تجاربی را که در زندگانی خود اندوخته بود، در گفتارهای خود برای صلاح کار همنوعان بازگو کرد تا در هدایت آنان به راه راست موفق تر باشد. سوم آن که وی سخن گرم و لطیف خود را در نظم و نثر اخلاقی و اجتماعی خویش همراه با امثال و حکایات دلپذیر که جالب نظر خوانندگان باشد بیان کرد و آنان را تنها با نصایح خشک و مواعظه ملال انگیز از خود نرنجانید. چهارم آنکه وی در مدح و غزل، هر دو راهی نو و تازه پیش گرفت، در مدح، بیان مواعظ و اندیشه های حکیمانه ی خود را از جمله مبانی قرار داد و در غزل و اشعار غنائی خویش هم هر جا که ذوق او حکم کرد از تحقیق و بیان حکم و امثال غفلت نورزید. پنجم آنکه سعدی در عین وعظ و حکمت و هدایت خلق، شاعری شوخ و بذله گو و شیرین بیان است و در سخن جد و هزل خود آنقدر لطایف به کار می برد که خواننده خواه و ناخواه مجذوب او می شود و دیگر او را رها نمی کند. ششم آنکه وی در گفتار خود از بسیاری مثل های فارسی زبانان که از دیرباز رواج داشت استفاده کرده و آنها را در نظم و نثر خود گنجانده است و علاوه بر این، سخنان موجز و پرمایه و پر معنای او گاه چنان روشنگر افکار و آرمان های جامعه ایرانی و راهنمای زندگانی آنان افتاده است که به صورت سایر امثال در میان مردم رایج شده و تا روزگار ما، خاص و عام، آنها را در گفتارها و نوشته های خود به کار برده اند.

 

منبع :

- پایگاه حوزه

- کشکول فرهنگ و هنر

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

می دانید به لحاظ شخصیتی چه گلی هستید ؟

 

فروردین گل رز :

گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید ، بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت ، اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است .

اردیبهشت گل نسترن :

فردی صبور و پرطاقت هستید و اراده بسیار قوی دارید ، دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید . خجالتی هستید و قابل اعتماد . سعی می کنید از مشاجرات دوری کنید .  

خرداد گل یاس :

سفید رفتار دوستانه ای دارید . رک گو و پر حرف هستید . مانند گل یاس همیشه برای زنده کردن یک مجلس و معطر کردن آن حضور دارید . از رفتار بد دیگران سریع می گذرید . برای رفاقت ارزش زیادی قائلید .

تیر گل بنفشه :

زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و زیاد با فراز و فرودهای آن مواجه می شوید . به جای داشتن در آمد جزئی به فکر درآمدهای کلان هستید . ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیت های خلاقانه می باشید . در خانه بیشتر از همه جا احساس امنیت و آرامش می کنید  

مرداد گل شب بو :

فردی با محبت ، خونگرم ، دلسوز اما کمی عصبی هستید . غالبا از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی نیز احساس ترس در شما دیده می شود . برخی اوقات مردم از اخلاق خوب شما سوء استفاده می کنند .  

شهریور گل داوودی :

جدی ، متفکر و تا حدی اندیشمند هستید . در کارهایتان سر سختی و سماجت دارید و این مساله گاهی به ضرر شما تمام می شود . به رغم آنکه شخص مهربانی هستید اما برخی اوقات رگه های نامهربانی در شما نمایان شده که این مساله دیگران را آزار می دهد .

مهر گل زنبق :

فرد مودبی هستید و به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه باز می گردید . از زیبایی لذت می برید . فرد محبوبی هستید و سرشت سخاوتمندی دارید . میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری لذت می برید .

آبان گل ارکیده :

به سرعت تصمیم می گیرید و در انجام کارهایتان بسیار سریع و چابک هستید . تغییرات شغلی شما را نمی ترساند که این موضوع یکی از برتری های شخصیت شماست . توانایی ای استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید .

آذر گل مریم :

احساساتی ، صادق ، باوفا ، بشاش و خوش اخلاق هستید . اما اگر بخواهید می توانید همزمان روی دیگر سکه را نیز نشان دهید . خانه را تنها پناهگاه مطمئن می دانید . کمال طلب و تا حدی رویایی هستید که در برخی موارد این رگه های شخصیتی به کمک شما می آید .

دی گل همیشه بهار :

اهل رقابت و دوست و یاری قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون از خانه بگذرانید . بسیار تو دار و واقع گرا هستید .از شادی دیگران شاد می شوید اما خود به سختی به آرزوهایتان دست می یابید .  

بهمن گل گلایل :

باهوش هستید و می دانید چه می کنید . می خواهید همه امور مطابق میل شما باشد که البته گاهی می تواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران برایتان مشکل ساز شود . اما در مورد عشق صبور هستید . همواره اهدافی برای دستیابی دارید و واقعا برای رسیدن به آنها تلاش می کنید .

اسفند گل نرگس :

 مهربان ، باگذشت و بسیار تودار هستید . به هیچ وجه خودخواه نیستید . همیشه بهترین را برای دیگران می خواهید . دوستانتان بسیار مهم هستند و قدر آنچه را که دارید می دانید .

 

منبع : www.raya.ir

 

 

  عبادت و بندگی             

آسیب شناسی اقامه نماز

نویسنده : اکبر رضائی پور

 

نماز یاد و ذکر خداست، نماز تسلی بخش و آرامشگر دل های مضطرب و خسته و مایه صفای باطن است.

از ابتدای خلقت تاکنون،انسان همواره در پی یافتن پناهگاهی مطمئن و تکیه گاهی قدرتمند بوده تا او را در برابر مشکلات و مصائب یاری داده و به وجود او آرامش بخشد، در این مسیر هر کس به چیزی دل بسته و او را گمشده خویش تلقی می کند، عده ای به سراغ بت پرستی رفته و به او دل می سپارند،عده ای زر اندوزی را پیش خود قرار داده و پول و ثروت را درمان همه دردهای خود میدانند و عده ای....

اما در این میان خدا شناسان و انسان های مومن تنها دل به خدا سپرده و شب و روز مشغول ذکر خدا هستند و معتقدند که تنها یاد خدا آرامش بخش دلهاست.

نماز یاد و ذکر خداست، نماز تسلی بخش و آرامشگر دل های مضطرب و خسته و مایه صفای باطن است. در این میان در جامعه اسلامیافرادی را می بینیم که کم کم از نماز فاصله گرفته و به جرگه غافلان در می آیند، آنچه در این نوشتار به طور گذرا به بحث و بررسی آن خواهیم پرداخت همین موضوع است که چرا برخی افراد (مخصوصا جوانان) با اهمیت ویژه ای که نماز در دین اسلام دارد و کلید سعادت بشر است از این فریضه غفلت می ورزند و نسبت به آن بی توجه هستند.

در ابتدا ویژگی های جوانان را بر شمرده ایم و با دسته بندی جوانان به سه دسته: جوانان معتقد، جوانان اعتقاد گریز و جوانان متزلزل، عوامل باز دارنده در باورمندی جوانان به نماز را مورد بررسی قرار داده و در ادامه چند مورد از آسیب هایی که جوانان در اثر غفلت از نماز به آنها دچار میشوند را بیان نموده ایم و بعد از نتیجه گیری، چند پیشنهاد ارائه شده است.

اسلام دین فطرت است و آموزه های حیات بخش آن چونان زلالی گوارا بر کویر دل مینشیند و عطش خداجویی و خداخواهی را فرو می نشاند. جوانی بهار عمر است و نماز، شبنم طراوت بخش این فصل است. باید جوان را شناخت و نماز را به او شناساند. باید به او اجازه داد تا با نیروی فطری و زلال خود آزادانه حقایق را بکاود و گوهر فطرت را از کاوش در صدف طبیعت بیابد.

لذا قبل از ورود به بحث در مورد جوان، بی توجهی و غفلت او از نماز و آسیب هایی که در این رهگذر بر پیکره جامعه و جوانان وارد میآید. بهتر است نگاهی گذرا داشته باشیم بر ویژگی های جوانان سپس وارد مقوله غفلت آنان از نماز شویم:

در بررسی نظرات و دیدگاه های روانشناسی به تعاریف متفاوتی از دوره نوجوانی و جوانی برمیخوریم.

مجموع یافته های تعاریف نشان میدهد که نوجوانی و جوانی از دید روانشناسان، دوره هایی است که فرد در آنها، دارای جنبه های افراطی و اغراق آمیز در سلوک و رفتار، توفان و فشار جسمانی، بحرانی ترین دوران زندگی، مرحله دگرگونی ژرف شخصیتی، نابسامانی در ساختار فیزیولوژیکی، بحران خودشناسی، مشکل اجتماعی شدن، مساله جنسی، بیماری های روانی و مانند آنهاست.

اسلام نیز این دوره را سکرالشباب تعبیر میکند که بیانگر در هم بودن اندیشهها و عقاید، زمان قدرت نیروی بدنی، شور و توان، رشد توانمندی های جسمانی و عقلانی، آمادگی پذیرش مسوولیت، شکل گیری شخصیت، دوران ابهام و پوشیدگی، شعله وری نیروی شهوانی وشکل گیری احساسات ظریف و سرگردان است.

همه جوانان، بحران انقلاب ژرف و شدید شخصیتی را میگذرانند و دگرگونی بلوغ، بر حسب وضعیت اجتماعی، شخص و حتی محیط جغرافیایی و فرهنگی جوانان تغییر میکند.

مهمترین نکته ای که در دوره جوانی قابل ذکر است، آن است که جوان، همه پذیرفتههای دوران کودکی، به ویژه مسائل مربوط به مذهب را زیر پرسش میبرد و میخواهد با توجه به شخصیت شکل پذیر و استقلال جو، نظامیاز ارزش ها درباره دین، حقیقت، زیبایی و قدرت به دست آورد. نظام ارزش ها، مبتنی بر شیوه نگران جوان از زندگی وموقعیت او در جهان و در مورد پدیده های پیرامونی است.

جوانان را از دیدگاه باورمندی میتوان به سه دسته تقسیم کرد:

۱) جوانان معتقد:

در برگیرنده جوانانی است که افزون بر تثبیت ویژگی های شخصیتی و انگیزشی در آنان، دارای کنش اجتماعی تعریف شده، روشن و شکل یافته ای هستند. اینان با درک شرایط محیطی، شناخت نسبتا دقیق از ماهیت و هویت خود، آگاهی از هنجارها، ارزش ها، اخلاق و آیین اجتماعی جامعه خود، به مرحله ای از دیدگاه کارکرد رسیده اند که با شناسایی شاخصهای هدفمندی در حال و آینده توانایی نگریستن به چشم اندازهای پیرامونی دارند.

۲) جوانان اعتقاد گریز:

در بر گیرنده جوانانی است که به دلیل نابسامانی های موجود در محیط خانوادگی، آموزشی و اجتماعی از یک سو و نبود پرورش و آموزش درست، برخوردار نبودن از دیدگاه های اندیشه ای و شناختی، برخورداری از امکانات مالی و رفاهی مهار نشده، اثرپذیری از تجددگرایی و رفاه زدگی، تهیدستی فرهنگی و شناختی در مقولههای گوناگون،خودشیفتگی ناشی از پوچ گرایی فرهنگ خانواده و گروه همسالان، خود باختگی اعتقادی و اندیشه، پذیرش ضد ارزش های طبقه ای و نابهنجاری های دیگر، بر گریبان جامعه و خانواده در آویخته اند. اینان همواره در تعلیق فکری، روحی شخصیتی و رفتاری، بی آنکه ارزش زمان را دریافته باشند، صرفا رفاه پسندی خویش را معیار سرزنش طبقات اجتماعی جامعه می دانند.

۳) جوانان متزلزل:

در بر گیرنده جوانانی است که در طبقههای گوناگون (بالا، متوسط، پایین) وجود دارند.پیشینه این گروه، نشانگر آن است که باورمندی مذهبی، ناشی از شرایط موجود در محیط خانه بوده است و با برخی از ارزش ها و اخلاقیات و معتقدات آشنایی داشته اند. از دیدگاه روان شناختی، از شخصیتی متزلزل برخوردارند. آسیب پذیری آنان،ناشی از نفوذپذیری احساساتی، دنباله روی کامل و بدون بررسی از همسالان و حتی شخصیتهای کاذب ذهنی، نرمش ناپذیری، خواست غریزی، رایگان گذراندن زمان خود در برنامه بهره گیران آنان است.

 

عوامل بازدارنده در باورمندی جوانان به نماز:

عوامل متعددی در باورمندی جوانان نقش بازدارنده دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود، پر واضح است که بازدارندگی این عوامل با یکدیگر برابر نبوده و برخی تاثیر بیشتر و تعدادی تاثیر کمتری را دارا می باشند.

۱) نقش منفی محیط خانواده:

عوامل بازدارنده در محیط خانواده که به گونه ای در ارتباط با اقامه نماز است. ناشی از چند عامل عمده است که سازش گذرای دوره خردسالی را به نوعی ایستادگی و ناسازگاری روحی و رفتاری تبدیل میکند، اگر چه بحث اجزای آن بسیار گسترده ونیازمند بررسی بیشتر میباشد، اما به دلیل محدودیت در زیر اشاره ای مختصر به آنها خواهیم داشت:

الف) رفاه زدگی و تجدد:

در برخی از محیطهای خانوادگی، پدر و مادر، یا دارای نقش انفعالی یا صریحا نقش بازدارنده دارند، اگر پدر و مادر در برابر فریضه نماز، بی تفاوت باشند یا آن را کاری عبث و بی نتیجه و ناسازگار با مسائل علمی روز بدانند، بی گمان آثار نامطلوبی در روحیه جوان بر جا میگذارد که عامل مهمی برای ایستادگی دوباره در برابر ارزشها خواهد بود.

ب) عدم هماهنگی گفتار و کردار بزرگسالان:

وجود حالت دوگانگی اندیشیدن، به دلیل پیدایش دگرگونی های ذهنی در جوان، همزمان با رویارویی با تناقصها و تضادهای رفتاری و گفتاری والدین، موجب گسستن رشتههای وابستگی اعتقادی می شود.

ج) خودفتوایی:

بسیاری از بزرگسالان این گونه خانوادهها، خود نیز دچار فرافکنی رفتاری، از راه توجیه گرایی آن به عنوان ابزار گریز از آگاهیهای سطحی علم زدگی میشوند. در این حالت، ابزار توجیه به عاملی سیستماتیک برای توسل به اصالت عقل، اصالت انسان، بی نیازی ذات باریتعالی، بی خبری از جهان، خودگریزی، شیوه برخورد با تعارض ها و ناسازی ها و سرانجام، خود فتوایی تبدیل میشود.

د) بی توجهی والدین:

اگر کانون خانواده را مهمترین عامل در شکل گیری شخصیت جوانان بدانیم مسلم است که هر گونه برخورد و واکنشی نسبت به مسائل مذهبی و نماز تاثیر مستقیمی در نحوه نگرش جوان به این مسئله خواهد داشت، در برخی از خانوادهها، اولیا، خود به نماز اهمیت نداده و اهمیتی نیز به روی آوردن جوانان به نماز نخواهند داد.

در برخی دیگر، پدر و مادر علیرغم خواندن نماز نسبت به فرزندان خود بی تفاوت بوده و به امر پایبندی فرزندان به نماز هیچ وقعی نمی نهند.

به هرحال این جوان که نسبت به سایر امور زندگی فردی و اجتماعی سربه زیر و تسلیم است. اهل نماز و دیانت نیست. این بدان جهت است که والدین در آن امور تاکید داشته اند اما در امور دینی اصراری به خرج نداده اند. مطمئنا اگر به بعد دینی آنها نیز توجه میشد قطعا خللی در او مشاهده نمی شد.

۲) نقش منفی محیط آموزشی:

از آنجا که زندگی اخلاقی جوان، بازتابی از نفوذ و تاثیر محیط آموزشی بر رفتار اوست، هر گونه نقش راستین یا انفعالی و ناسازی محیط و تعیین کننده ایده گرایی و رفتاریابی نوجوان و جوان خواهد بود.

آنگاه که محیط آموزشی، بدون آگاهی و شناخت از بازتاب های درونگرایی و برونگرایی و ویژگی های درونی جوان، و به صرف بخشنامه، در شرایطی نابسامان و به اجبار، به نماز در مدرسه و امید دارد تا بهانه ای برای گزارش به مدیران داشته باشند. تردیدی نمی توان داشت که میزان وازدگی و بیزاری، گریز و انفعال، خود فتوایی و... چنان افزایش مییابد که سال های پیاپی باید تا کارشناسان و عالمان اسلامی با بکارگیری راهکارهای جبرانی مطالعه شده بکوشند تا با خنثی کردن این گونه نقشهای منفی، جوان را به مقطع بی تفاوتی اولیه برسانند.

۳) نقش منفی مربیان دینی و پرورشی:

فطرت انسان، بسیار نرمش پذیر است. به این مفهوم که برای فرهنگ و محیط، از بین بردن کامل یا تضعیف توانایی های بالقوه ژنتیکی، کاری آسان است. از سویی، توانایی های بالقوه انسان در محیط نامطلوب و نامساعد، به آسانی تباه یا نابود می شود; مطالعه اجتماعی شور و هیجان مذهبی و گرایش جوانان به مذهب، نمایانگر آنست که اگر مذهب در راستای درست آن قرار گیرد، جوان را شیفته و مجذوب میکند.

نکته ای که مربیان دینی و پرورشی از آن غافل هستند و یا تخصص آن را ندارند. از این رو، هر گونه خشک اندیشی ناآگاهانه و توجیه کننده هدف، بویژه در مورد ارزش های دینی، و بخصوص در مورد نماز، باز پس زدن احساس و خواست جوان است. هرچه میزان پافشاری بر اینگونه الزام ها، نابخردانه شدت یابد، بنا به ویژگی ها و طبیعت و ماهیت جسمی روانی جوان، ستیز گرایی و جدال و موضع گیری و حس خود درست بینی را در او تقویت خواهد کرد.

۴) نقش منفی محیط اجتماعی:

ارضا نشدن نیازهای آرمانی و ارزشی جوان، یا ناشی از کردار و رفتار نابهنجار اوست و یا از نابسامانی و نابهنجاری و تسامح موجود در جامعه سرچشمه می گیرد. اگر چه میتوان در شعار گفت که جامعه باز، جامعه ای است که با ارضای نیازهای اساسی انسان، به والاترین هدف های وی مجال بروز میدهد، اما از یک سو، همه نیازها را نمی توان مشروع و بخردانه دانست و از سوی دیگر، ارزش های دگرگون شده و مفاهیم ارزشی در دوره جوانی نیز مورد پرسش قرار میگیرند. بنابراین آیا میتوان الگوی بزرگسالی را بر جوان تحمیل کرد ؟

۵) نقش منفی برخی نهادهای ارشادی جامعه:

هنگامیکه بزرگسالان، به جوان اجازه مخالفت کردن یا طرح پرسش ذهنی خود را نمی دهند. در حقیقت او را از درک مفاهیم ضمنی گوناگون، بی بهره میسازند.

جوان از سن ۱۴ سالگی، در زمان اجتهاد فطرت بسر می برد; زیرا مبانی اجتهاد و اظهار نظر در او رشد میکند و به دنبال شناخت راه است. در این حالت نباید ابزار تقلید و تلقین را بکار گرفت. در این سن او باید طرف رایزنی قرار گیرد تا حس مسوولیت، واکاوی مساله و درک آنها در او بالنده شود. وی در این دوره، اراده و تصمیم گیری و رهبری محیط پیرامون را تمرین میکند. دریغا که این دو نیروی سازنده و ارشادی، هنوز بدون مطالعه ویژگی های گروه سنی جوان و رها از شناخت فراگیر آنان، بر این باورند که آنچه خود پذیرفته اند و انجام می دهند; جوان باید بی چون و چرا بپذیرد و انجام دهد.

فرایند دگرگونیهای دوران بحران های من در جوان، او را بر این پندار میکشاند که مبلغان، رهبران و ارشاد کنندگان، از نابسامانیهای او شادمان هستند.

روحانیت و نهادهای ارشادی، گاه از ارزش های سنتی استفاده میکنند و ارزش های پیش بینی نشده در جوان را نادیده می گیرند یا نمی شناسند; ارزش هایی که به وسیله فرهنگ منتقل نمی شوند و شرایط زمان آنها را برای جوان جالب و دارای جاذبه میسازد.

میزان و ملاک بهنجاری جوان، نهایت درجه سازگاری اوست نه سازش، زیرا سازش; تسلیم بی قید و شرط است ولی سازگاری، همنوایی آگاهانه با اصول و مبانی است. دامنه دانسته های جوان را باید متناسب با شرایط، سلیقه و ویژگی او افزایش داد، نه متناسب با خواست و سلیقه خود.

اگر جوانی احساس امنیت فردی و اجتماعی نکند، هیچگونه آموزه ای از سوی نهادهای ارشادی اجتماعی، در او تاثیر نخواهد گذاشت و اگر از پذیرش ظاهری و مقطعی او دلخوش باشیم. دامچاله دراز مدتی، برای خود حفر کرده ایم. از سویی، نا آگاهی جوان از دانش ضد اسلامی، به آسانی او را در تعلیق نگه میدارد و توان قیاس و استقرار و نتیجه گیری را از وی می گیرد.

۶) نقش منفی علم زدگی و روشنفکر گرایی:

گزند شایان توجه علم زدگی امروز آنست که چشم طبیعت بین علم زده، باز و چشم فطرت بین او بسته مانده است. بی گمان، آنگونه انسان شناسی که به قلم این گونه علم زدگان نگاشته میشود راهی به جز رویارویی با مذهب ندارد. از دیدگاه چنین انسان شناسی، سرگرم نگه داشتن انسان به هر پدیده ای که بتواند بقایای فطرت را به فراموشی سپارد و ریشه ارزش گذاری در راستای فطرت را بسوزاند و نوعی ارزش های دروغین را جایگزین ارزش های فطری کند اصل دانسته می شود. علم زدگی و روشنفکر گرایی پنهان امروز، بدیهی ترین امور فطری انسان و به ویژه جوان را انکار میکند به گونه ای که شرایط زیربنا و شناخت و ارزش گذاری انسان را روبنایی بیش نمی دانند. در حالیکه در جهان بینی فطرت، کمال انسان سازی در ارج نهادن به دستگاه شناخت است.

تلاش این گونه علم زدگان بر آنست که جوان زیر پوشش خود، خواه در محیط خانواده آموزشی، اجتماعی و خواه با کاربست رسانه های گروهی به ویژه روزنامه و مجله و... را به این سو جهت دهند که اعتماد به ادراک، ضد دانش و پیشرفت است، علم گراست و اگر شک نکند خودگراست. آنگاه که رقابت روشنفکری، مبتنی بر تشکیک باشد، هر کس که در مسیرهای بیشتری شک را سرایت دهد، روشنفکر تر است.

این گونه علم زدگان طبیعت گرا می کوشند با تحمیل خود اندیشی های طبیعت گرایانه خود، بریدگی از سنت، دلیل جویی علمی برای هر پدیده مذهبی، حتی دستورهای صریح و روشن حضرت حق، تقدیر گرایی مذهبی و نه خرافی، ناباورمندی ایمانی و دل آگاه و مانند آنها را به جوانان زیر پوشش آموزش و اندیشه خود تحمیل کنند و دریغا که جوانان بسیاری بدون پژوهش و آگاهی، از آبشخور آنان سیر می شوند و بدون مطالعه، پذیرای قلم و بیان آنان هستند.

۷) نقش منفی فشارهای ناشی از جامعه:

یکی از علل مستقیم افت جوانان نسبت به مسایل دینی به خصوص فریضه نماز، فشارهای ناشی از جامعه است. گاه جوان در یک محیط معتقد به نماز و یاد خدا بزرگ میشود، سپس به منظور تحصیل یا به خاطر کار به محیط دیگر منتقل میشود. محیطی که انگیزه شرارت و جاذبه جاهلیت نسبت به مسائل دینی در آن شدیدتر است. اینجاست که یک کشمکش خشونت بار درونی در او شکل می گیرد که در نتیجه یا در برابر شرارتها، مقاومت می کند یا آن جاذبه های جاهلیت و شرارت را می پذیرد، به قول معروف هم رنگ جماعت می شود.

۸) نقش منفی احساس گناه در دل جوان:

یکی از علت های مهم بی نمازی بچه ها، احساس گناه است، نوجوانان بعد از اینکه دچار یک خطای جنسی یا یک انحراف می شوند که در سنین نوجوانی (و جوانی) زیاد به چشم می خورد از خودشان بدشان می آید و چون فکر میکنند نماز خوان واقعی نیستند، نماز را ترک میکنند.

۹) نقش منفی گروه همسالان:

بسیاری از غفلت ها از مسائل مذهبی ناشی از مجالست با افراد غافل میباشد به طوری که گفته اند نقش گروه همسالان آنقدر جدی است که گاهی می توان اندیشه ای را واژگون کنند و حتی در این افراد و اعتقادات آنها اثر می گذارند، المر علی دین خلیله قرینه: وچه بسیارند افرادی که بر اثر مباشرت های گروه دوستان به بیراهه و فساد کشانده شده اند.

۱۰) نقش منفی رسانه های تبلیغاتی احزاب سیاسی:

توسعه شبکه های ماهواره ای و اینترنت توسعه دامنه تاثیرگذاری مطبوعات مبدل و سینما و مشکلات اقتصادی و بروز اختلاف میان احزاب و تشکل های سیاسی می تواند ارزش های دینی و بنیان های اعتقادی جامعه را تحت تاثیر قرار داده و آسیب پذیر سازد.

۱۱) نقش منفی سایر عوامل:

علاوه بر مواردی که بیان شد عوامل دیگری نیز موجب غفلت جوان از نماز می شود که به جهت اختصار فقط به چند مورد اشاره می کنیم:

الف) عدم آگاهی و بینش کافی از فرایض مذهبی بخصوص نماز

ب) تسویف (واگذاری امور به آینده): که این طبیعت نفس بشر است که انسان را به ویژه در کارهایی که به مراقبت و دقت نیاز دارد را به بعدا موکول می نماید. مسلما نماز نیز از این قاعده مستثنی نیست.

ج) سستی و تنبلی: بسیاری از افرادی که نسبت به نماز پایبند نیستند، علت بی توجهی خود را نسبت به نماز تنبلی ذکر می کنند و بیان می کنند که به نماز اعتقاد دارند و حتی وجوب آن را نیز ذکر می کنند، ولی به علت سستی و بی حوصلگی از انجام آن سر باز می زنند که البته علت اصلی آن ضعف اعتقادی است. چون اگر از عمق به نماز اعتقاد داشتند هر چند سخت نیز باشد آن را به خاطر تنبلی کنار نخواهند گذاشت.

 

آسیب های ناشی از غفلت از نماز

با توجه به مطالب ذکر شده و با توجه به اینکه از نماز در دین اسلام با عنوان هایی نظیر ستون دین، سیمای دین و ... نامبرده شده است و اثرات بسیاری نیز چه از بعد فردی و چه از جنبه اجتماعی برای آن شمرده شده است. بدیهی است که اگر جوانی گرفتار یک یا چند مورد از موارد بازدارنده از نماز شد، از برکات و آثار نماز بی بهره شده و به علاوه دچار آسیب هایی نیز خواهد شد. در ادامه به برخی از آسیب هایی که فرد به علت غفلت از نماز به آنها مبتلا می شود بطور مختصر اشاره خواهد شد:

۱) ابتلا به تنگی معیشت در دنیا:

می دانیم که از مهمترین مصادیق ذکر در دین مقدس اسلام نماز است. کسی که از نماز غفلت می ورزد و از ذکر خدا روی بر می گرداند، فرموده خداوند متعال در قرآن کریم، دچار زندگی سخت و تنگی در معیشت می شود:

و من اعراض عن ذکری فان له معیشه ضنکا

و هر کس از یاد من اعراض کند همانا (در دنیا) معیشتش تنگ می شود (طه ۱۲۴)

علامه طباطبایی (ره) در تفسیر این آیه می فرمایند:

اگر خداوند فرموده کسی که از ذکر من اعراض کند معیشتی ضنک یعنی تنگ دارد برای این است که کسی که خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه نماید، دیگر چیزی غیر دنیا نمی ماند که به آن دل ببندد و آن را یگانه خود قرار دهد، در نتیجه همه کوشش های خود را منحصر در آن کند و فقط به اصلاح زندگی دنیایش بپردازد و روز به روز آن را توسعه بیشتری داده وبه تمتع از آن سرگرم شود و این معیشت او را آرام نمی کند، چه کم باشد و چه زیاد، برای اینکه هر چه از آن به دست آورد به آن حد قانع نگشته و به آن راضی نمی شود و دائما چشم به اضافه تر از آن می دوزد بدون اینکه این حرص و تشنگی اش به جایی منتهی شود. پس چنین کسی دائما در فقر و تنگی بسر می برد.

۲) ابتلا به اضطراب و افسردگی:

کسی که از نماز غفلت ورزد چون تکیه گاه مطمئنی در برابر مشکلات و مسائل خود ندارد دچار اضطراب و نگرانی شده و نهایتا به افسردگی مبتلا می شود، چون خود نماز یکی از عوامل اصلی از بین برنده اضطراب و افسردگی می باشد.

بیماری روانی به عنوان اصلی ترین مساله در غرب مطرح است، اضطراب و افسردگی به عنوان بزرگترین بیماری روانی غرب دامنگیر همه کسانی شده که از مذهب و رفتارهای مذهبی گریزان بوده اند. در کتاب عوامل فراموش شده در بهداشت روانی، ذکر شده که روانشناسان به کمک محققان دیگر به این نتیجه رسیده اند که اگر بخواهیم بیش از ۵۰ درصد از کسانی که به عنوان بیماری روانی بستری شده اند و تخت ها را اشغال کرده اند را درمان کنیم. ناگزیر باید از مذهب بعنوان مهمترین عامل درمان این بیماران روانی بهره مند شویم.

یکی از نکات مثبت نماز، راز و نیاز با خدا و بیان مشکلات و مسائل در درگاه خدا و طلب یاری از او است که این مساله در کاهش اضطراب و ناراحتی فرد بسیار موثر است چرا که روانشناسان معتقد اند یادآوری و بازگویی مشکلات به وسیله شخص موجب کاهش شدت اضطراب و تخفیف ناراحتی ها و مشکلات می شود.

۳) از بین رفتن تکیه گاه برای غافل و عدم آرامش:

کسی که از ذکر خدا که به گفته قرآن تنها عامل آرامش بخش است، روی گردان و غافل شود، بتدریج آرامش خود را از دست می دهد. بنحوی که برای بدست آوردن آن باید به نماز متوسل شود. دکتر توماس هایسلوپ می گوید: مهمترین عامل خواب آرامش بخشی که من در طول سال های متمادی تجربه و مهارتم در مسائل روانی بدان پی بردم، همین نماز است. همچنین پیامبر اکرم (ص) هنگام فرا رسیدن وقت نماز می فرمودند: ای بلال با اذان ما را به آرامش برسان.

علاوه بر این که شخص مومن با نماز به آرامش دست پیدا می کند، پس از نماز به عنوان تعقیقات نماز به دعا و نیایش مشغول می شود که این خود به تداوم آرامش درونی باری مدتی پس از نماز کمک می کند. یکی دیگر از عواملی که سبب آرامش فرد می شود وجود تکیه گاهی مطمئن است تا در مشکلات به آن تکیه زده و آرامش خود را از دست ندهد، قرآن کریم این تکیه گاه مطمئن را نماز دانسته ومی فرمایند: یا ایهاالذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلوه ان الله مع الصابرین

ای اهل ایمان در پیشرفت کار خود صبر و مقاومت پیشه کنید و به ذکر خدا و نماز توسل جویید که خدا یاور صابران است ( سوره بقره آیه ۱۵۳ )

۴) سقوط و اسارت فرد غافل:

به نظر کارل فیزیولوژیست معروف فرانسوی یکی از شرور ناشی از فقدان نیایش در میان یک ملت سقوط آن ملت است، بر اساس این بینش می شود گفت: بی نمازی پذیرش بند اسارت بیگانه و مقدمه سقوط قطعی یک ملت اسلامی است و نماز برج و بارویی است که جامعه های مسلمان را از جملات و آسیب های شیطان حفظ می کند. امام علی (ع) می فرمایند:

انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداو و البعضا فی الخمر و المسیر و یصدکم عن ذکرالله و عن الصلوه

فهل انتم منتهون

شیطان قصد دارد که بوسیله شراب و قمار میان شما عداوت و کینه برانگیزد و شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد پس شما آیا از آن دست بر می دارید.

(تا با فتنه و فریب شیطان مبتلا به انواع بلاها نشوید)؟

۵) دست و پا زدن در دریای شک و تردید:

به گفته یکی از روانکاوان بزرگ، دینداری و ایمانداری در عصر ما یک ضرورت است از آن بابت که ایمان ستونی است که ما را در طوفان زندگی از افتادن و مغلوب شدن نگاه می دارد. آن کسی که مذهب ندارد همچون غریقی است که مداوم در دریای شک و تردید و بی تکلیفی دست و پا می زند و هر روز و هر ساعت ایده ای دارد و با خود و طبیعت خود و اهل دنیا پیوسته در جدال و کشمکش است.تقویت دین مخصوصا برای نسل نوجوان به دلیل کنترل اضطراب درونی که از خصایص این سن است کنترل و تعدیل غریزه جنسی که آغاز بیداری اش در نوجوانی است و ... در کل آشنا کردن و پایبند کردن نوجوان حب وجود حسابرسی دقیق در آفرینش ضروری است.

۶) کاهش قوه تخیل و خلاقیت در فرد غافل:

تحقیقات نشان داده است که بچه هایی که با احساس مذهبی رشد کنند از قدرت تخیل بیشتر برخوردارند و بالطبع خلاقیت بیشتری دارند.

اگر ما به زندگی مخترعان و مکتشفان و نام آوران تاریخ علوم و تکنولوژی در دنیا مروری بکنیم، خواهیم دید که از جمله ویژگی های این افراد این بود که از احساس مذهبی زیبایی برخوردار بوده اند و وقتی بحث از احساس مذهبی است بالطبع رفتار مذهبی که نمودش در نماز تجلی می کند بیشتر به ذهن متبادر می شود.

۷) تبعیت غافلان از هدایت شیطانی در جامعه:

وجعلناهم ائمه یهدون الی النار

و ما قرار می دهیم ایشان را پیشوایانی که پیرامون خودشان را هدایت می کنند به سوی راه های شیطنت و راه های آتش و دروازه های کفر و فساد و شهوت و تباهی.

و ایشان هستند که با تفکر و اندیشه و با شیطنت و تبهکاری خودشان برای مردم نیایش ها و راه و روش هایی را درست می کنند تا آنان را به سوی فساد و تباهی سوق بدهند و از آنجا که پیروی و قدرت و ثروت خود را از طریق ظلم و ستم به دست آورده اند، پیرامون خود را نیز به ظلم و ستم، البته به نام علم و صنعت و رفاه و سعادت دعوت می کنند.

همانند این رفتاری که امروز در جهان غرب و در آمریکا ملاحظه می شود و اینان طبیعتا جامعه ها را به سوی تباهی و عناد و فراموشی یاد خداوند و فرو رفتن در شهوات و دور شدن از اخلاق انسانی سوق می دهند.

۸) بی تفاوتی غافل نسبت به حجاب اسلامی:

زن بی حجاب همچون میوه شاخه ای است که از دیوار باغ به بیرون آویزان است و هر رهگذری به سوی آن دست دراز می کند و حجاب برترین حفاظ و حصاری است که زن را از خطر بیگانه حفظ می کند و بهترین کلاس تمرین و آموزش درس حجاب، خواندن نماز از سوی بانوان است. چه اینکه زن موظف است در هر شبانه روز پنج مرتبه با حجاب کامل رو به درگاه پروردگار یکتا بایستد و با او راز و نیاز کند و درست به همین دلیل است که نوک حمله تهاجم فرهنگی دشمن مساله حجاب و نماز است و در کتاب بدون دخترم هرگز که به وسیله دشمنان انقلاب اسلامی نوشته شده و بعدا به صورت فیلم درآمده است دو موضوع بیشتر مورد تهاجم واقع می شود، یکی نقش زن و ارزشی که زن در جمهوری اسلامی دارد و دیگر مساله نماز، چه نماز جماعت و چه نماز جمعه.

۹) حضور در محافل غیر ارزشی:

پر واضح است که شخصی که با نماز رابطه ای ندارد با مسجد نیز قطع رابطه می کند و اوقات خود را بیشتر در مجالس لهو و لعب و مراکز خرید و ... می گذرانند و مسلم است که از نظر پروردگار عالم، برترین جاها مساجد هستند، در این مورد به ذکر یک حدیث از نبی مکرم اسلام (ص) بسنده می کنیم که می فرمایند: محبوبترین جای شهرها نزد خداوند مسجد است و منفورترین جای دنیا نزد او بازار است.

۱۰) گرفتار شدن غافل در شهوات:

همانگونه که در سوره عنکبوت، خداوند متعال نماز را عامل دوری انسان از فحشا و منکرات بر شمرده اند در آیاتی نیز اولین اثر غفلت از نماز و ضایع کردن نماز را تبعیت از شهوات و گرفتار شدن در باتلاق شهوات برشمرده است از جمله در آیه ۵۹ سوره مریم می فرمایند:

اولئک الذین انعم الله علیهم ... . اذا تتلی علیهم آیات الرحمن خرو سجدا و بکیا فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصوه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا

آنان کسانی بودند که مورد انعام پروردگار واقع شدند... مردمی که هر گاه آیات خدای رحمان بر آنان تلاوت می شد ، سجده کنان و گریه کنان به روی می افتادند. سپس مردمی جانشین آن قوم خدا پرست شدند که نماز را تباه و خواهش های دل را پیروی کردند. زود است که گمراهی خود را ببینند و گرفتار شر شوند.

برای بیان تاثیر شدید غفلت از نماز در ابتلا به شهوات و گناهان به روایت زیر اشاره می کنیم: روایت شده که زنی خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد ای رسول خدا به یارانت بفرمایید بروند با شما کاری دارم ... سپس گفت شوهر دار بوده ام ، مرتکب زنا شدم ..، بچه به دنیا آمد او را در خمره سرکه خفه کردم و سرکه نجس را به مردم فروختم. رسول خدا (ص) پس از بیان حکم گناه وی، فرمودند: آیا می خواهی بدانی چرا درون این چاه افتاده ای و این گناهان را مرتکب شده ای؟ من گمان می کنم که تو نماز عصر نمی خوانی؟

۱۱) سستی در انجام وظایف:

غفلت از نماز عامل غرق شدن در شهوات، و شهوات نیز عاملی است برای سست شدن در انجام وظایف، کندی می گوید: آمریکا آینده دردناکی پیدا خواهد نمود. چه جوانان غرق شهواتند و دیگر حاضر نیستند وظایفی را که به آنان محول می گردد بخوبی انجام دهند و از میان هر هفت جوانی که به سربازی اعزام می شوند شش تن آنان نالایق و سست از آب در می آیند.

۱۲) قطع ارتباط غافل با علمای دین:

از جمله مواردی که دشمنان انقلاب اسلامی به دنبال آن هستند قطع ارتباط جوانان با علمای دین است.

مستر همفر جاسوس کهنه کار انگلیس می نویسد: باید اساس هر گونه نماز جماعتی را با اشاعه اتهامات به ائمه جمعه و جماعات بر هم زد و از استقبال مردم ار آن کاست مخصوصا لازم است دلایلی بر فسق و فجور امام جماعت ارائه داد تا هر گونه رابطه ای بین امام و مردم با سوظن و دشمنی با او از میان برود.

آسیب های فراوان دیگری نیز بر سر راه غفلت کنند از نماز وجود دارد که به علت محدودیت و رعایت اختصار از آنها صرف نظر می کنیم.

 

نتیجه گیری

امروزه ما بیش از هر زمان دیگر نیازمند تفکر و اندیشه درباره اتخاذ مناسب ترین و موثرترین و روش های پرورش و تقویت احساس مذهبی و رفتارهای خداجویانه در میان شکوفه های حیات و سرمایه های راستین جامعه فردای کشور اسلامیمان هستیم تا آنها را از گزند طوفان های سهمگین بی اعتقادی و بی بند و باری حفظ کرده و از آسیب های غفلت از معنویات به ویژه نماز مصون داریم.

اهمیت تقویت احساس مذهبی برای نسل ما در عصر حاضر به چند دلیل است:

۱) گسترش آلودگی در جهان امروز

۲) توسعه خطر اعتیاد به همه صورت هایش در جهان

۳) توسعه تبلیغات زهرآگین خصم در عصر جهانی بویژه در سرکوبی اسلام

۴) سو استفاده از مذهب پذیری مردم و القائات وارونه هر اسم مذهبی

۵) وجود دوراهی و شک و تردیدهای ناشی از ایسم های موجود در جهان

۶) وجود تمایل به بی قیدی ها و احساس رهایی از همه آنچه تحت عنوان قیدی است و به همین ترتیب نیاز به تعدیل خود پرستی ها و خودمداری های بشر امروز و ایجاد قید و کنترل برای هوای نفس انسان بحث خود را در کلامی از استاد قرائتی خلاصه می کنیم، ایشان می فرمایند:

حقیقت آن است که در کار معرفی نماز کوتاهی های زیادی شده است و نتیجه آنکه نماز هنوز جایگاه شایسته خود را حتی در نظام اسلامی ما بدست نیاورده است. این مسوولیت سنگین بر دوش دانشوران و آشنایان به معارف اسلامی است که نماز را به همه و به خصوص به نسل جوان بهتر و گویاتر بشناسند. از کودک دبستانی تا پژوهشگر دوره های عالی، هر یک به فراخور ذهن و معرفت خود می توانند در راه شناختن نماز و رازهای آن قدم هایی بردارند و با ناشناخته هایی آشنا شوند، حتی عرفای بزرگ نیز برای سالکان وادی معرفت، اسرار الصلوه نوشته و آموخته اند. یعنی اعماق این اقیانوس همچنان ناشناخته و پیمودنی است.

 

پیشنهادات (راهکارهای عملی) :

۱) آموزش مربیان در رابطه با نحوه برخورد با دانش آموزان و جذب آنها به نماز.

۲) برگزاری کلاس های آموزش خانواده با موضوع نماز و چگونگی جذب جوانان به نماز.

۳) جوان در برابر تحمیل تجربه بزرگسالان به او، حساس و موضع گیر است، بنابراین آنان باید به جای تکرار واگویی تجربه های خود خواستار دریافت یافته هایی از تجربه های جوان و بحث و گفت وگو پیرامون آن باشند.

۴) تالیف و معرفی کتب سودمند که مورد علاقه جوانان نیز باشد.

۵) بررسی و شناخت عوامل جاذبه و دافعه و به کارگیری آنها.

۶) پرهیز از سختگیری های بیجا و غیر منطقی.

۷) برقراری ارتباط صمیمی بین دو نهاد خانه و مدرسه و هماهنگ نمودن روش های تربیتی در این دو کانون

۸) گوش دادن به سوالات دانش آموزان و پاسخ به شبهات القا شده با حضور صاحب نظران در مدرسه یا تلویزیون.

۹) هماهنگ کردن گفتار و کردار در خانه و مدرسه توسط اولیا و مربیان.

۱۰) گنجاندن آثار و اسرار نماز در کتب درسی.

۱۱) پرهیز از هرگونه برخورد قهرآمیز و اجباری یا تحکمی با جوان برای اقامه نماز.

۱۲) تنوع بخشیدن به برنامه های تبلیغاتی در مورد نماز جهت جذب سلیقه های مختلف.

۱۳) تبلیغ نماز به شیوه و روش های نوین.

۱۴) ترک شیوه های سنتی و تبهر مبلغین به علوم جدید رفتاری روانشناسی و ... .

۱۵) آموزش صحیح خانواده با کمک گیری از رسانه های گروهی.

۱۶) توجه به معنویت در تمام اجزای نظام.

۱۷) تنزل سطح اقتصادی و معشیتی مسوولین جهت مقبولیت در میان جوانان و نوجوانان به خاطر توجه به سخنان آنها.

۱۸) ساخت مساجد و نمازخانه های مناسب با توجه به شرایط روز و روحیات جوان.

۱۹) بهره گیری از روش های علمی، خصوصا از طریق تکریم و تشویق نوجوانان و جوانان.

۲۰) انطباق علم و عمل و رفتار و کردار مسوولین و مبلغین دینی.

۲۱) در کتب درسی به مبانی علمی نماز توجه شود.

۲۲) تشکیل جلسات مستمر بین اولیا و مربیان جهت همسو کردن امر تربیت در محیط خانه و مدرسه.

۲۳) مبلغ دین باید آگاه ، مقبول و آراسته به صفاتی باشد که نوجوان را قانع کند.

۲۴) استفاده از فیلم، تمثیل و ادبیات غنی جهت تشویق دانش آموزان به نماز.

۲۵) استفاده از هنر برای ترسیم زیبایی دین.

 

منبع : روزنامه مردم سالاری

 

  لينک های هفته             

شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

فایل WORD            فایل PDF

 

29 فروردين روز ارتش جمهوری اسلامی ايران

فایل WORD            فایل PDF

 

استاد سخن - ویژه نامه روز بزرگداشت سعدی

 

ویژه نامه روز بزرگداشت سعدی - فایل PDF

 

مدیریت برای شما - مرجعی تخصصی برای دوستداران رشته مديريت

 

The International Electronic Journal for Leadership in Learning (IEJLL)

دسترسی به خود نشريه به همراه مقالاتش در حوزه علوم