مجله شماره صد و ششم    

شنبه 10 اردیبهشت 1390 26 جمادی الاول 1432 30 آوريل 2011  

 

 

 

 

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

ره آورد

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ 3 يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ 4 الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ 5

ترجمه فارسی مکارم

گوشت مردار، و خون، و گوشت خوك، و حيواناتى كه به غير نام خدا ذبح شوند، و حيوانات خفه‏ شده، و به زجر كشته شده، و آنها كه بر اثر پرت‏شدن از بلندى بميرند، و آنها كه به ضرب شاخ حيوان ديگرى مرده باشند، و باقيمانده صيد حيوان درنده -مگر آنكه (بموقع به آن حيوان برسيد، و) آن را سرببريد- و حيواناتى كه روى بت ها (يا در برابر آنها) ذبح مى ‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است; و (همچنين) قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبه ‏هاى تير مخصوص بخت آزمايى; تمام اين اعمال، فسق و گناه است -امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مايوس شدند; بنابر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم; و نعمت خود را بر شما تمام نمودم; و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم- اما آنها كه در حال گرسنگى، دستشان به غذاى ديگرى نرسد، و متمايل به گناه نباشند، (مانعى ندارد كه از گوشت هاى ممنوع بخورند;) خداوند، آمرزنده و مهربان است 3 از تو سؤال مى‏ كنند چه چيزهايى براى آنها حلال شده است؟ بگو: آنچه پاكيزه است، براى شما حلال گرديده; (و نيز صيد) حيوانات شكارى و سگ هاى آموخته (و تربيت يافته) كه از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد داده ‏ايد، (بر شما حلال است;) پس، از آنچه اين حيوانات براى شما (صيد مى ‏كنند و) نگاه مى ‏دارند، بخوريد; و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براى شكار،) بر آن ببريد; و از (معصيت) خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است! 4 امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده; و (همچنين) طعام اهل كتاب، براى شما حلال است; و طعام شما براى آنها حلال; و (نيز) آنان پاكدامن از مسلمانان، و آنان پاكدامن از اهل كتاب، حلالند; هنگامى كه مهر آنها را بپردازيد و پاكدامن باشيد; نه زناكار، و نه دوست پنهانى و نامشروع گيريد و كسى كه انكار كند آنچه را بايد به آن ايمان بياورد، اعمال او تباه مى‏گردد; و در سراى ديگر، از زيانكاران خواهد بود 5

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

ره آورد                 

 

 

ره آورد

 

 

باسمه تعالی

 

پیام آقای دکتر حیدری رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن به بهانه هفته بزرگداشت مقام معلم - اردیبهشت ۱۳۹۰

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جام شبمان تهی ز مهتاب مباد                   بر دیده ما وسوسه خواب مباد

رودیم و به لب سرود دریا داریم             در ما نفس هرزه مــرداب مباد

 

با تو سخن می گویم؛ آن سان كه قطره با دریا، ریگ با صحرا، ذره با صخره، و برگ با جنگل.

خورشید در سایه سار بلند قامت تو می آرامد و همه خیزابه های خطر رو به ساحل خیرآفرین تو می خرامد.

از شاخساران سبز نگاه تو می توان سبد سبد شكوفه های مهر را چید و دامن دامن لاله های عشق را دروید.

از درواژه های ناب سخنان تو می توان قصری ساخت به ارتفاع رفعت و به شكوه شهامت.

تو هر شب یك سبد ستاره از باغ خواب من می چینی و كهكشانی از كوكب های فضیلت می‌آفرینی.

آموزه های اثربخش تو شعله هایی از آفتاب است و بارقه هایی از مهتاب.

تو دل را به حق می سپاری تا سر را به ناحق نسپاری.

شكوه خاطره هایم در قاب لحظه های با تو بودن جان می گیرند و آرمان می پذیرند.

پیوند جاودانه من با تو چونان پلی است از ساحل خاطر تا جزیره خاطره. نمی دانم با چه رشته ای می توان این لحظه ها را به بند و این اندیشه ها را به كمند آورد؟

خاطره های شیرین تو در خاطر حزین من با قامتی به بلندای قیامت قد برمی افرازند و با گذشت زمان هرگز رنگ نمی بازند.

تو نه تنها با زبان شكرافشان كه با نگاه نگران خود چه سخن های ناب می گویی و چه غنچه هایی را كه می شكوفانی؛ زبانی كه نه لال ترین زبان، كه زلال ترین بیان است.

نگاه نافذ تو ماناترین گواه است و پایاترین پناه.

آنجا كه زبان را یارای گفتن نیست، چشمان را یارای راز دل نهفتن نیست.

تو قطره اشكی هستی كه از چشم افلاك چكیده ای و بر دامن خاك نشسته ای. هماره پاینده ای، چون همیشه پوینده ای، چه، پویایی راز و رمز پایایی است.

جرعه ای از طراوت لبخند تو یك كویر پژمردگی را شكوفا و دل های افسرده را مصفا می كند.

چو ذره گر چه حقیرم ببین به دولت عشق            كه در هوای رخت چون به مــهر پیوستم

آن گاه كه شمیم خاطره از كوچه باغ های خاطر تو می گذرد، صحن و سرای گیتی را عطرآگین می‌سازد.

من بهار را دوست می دارم، زیرا نسیم آن بوی نفس تو را دارد.

 من پگاه را می پسندم، چون تو در آن پلك می گشایی.

 من سپیده را می پرستم، زیرا به رنگ عصمت توست.

 من به كوهساران عشق می ورزم، زیرا صفای سخن تو را دارد.

 من در برابر نرگس، مسحور می شوم، چون با چشمان تو مرا می نگرد.

 زبان سوسن مرا مجذوب خود می كند، زیرا با زبان تو سخن می گوید.

 بوی گل مستم می كند، چون رایحه تو را از آن می بویم.

 استاد من! نگاهت را از من مگیر و پوزشم را در نارسایی سخن بپذیر!

 تو دنیا را زیبا می نگری و آن را زیبا می نگاری!

 استاد بزرگوار من! دنیا از پنجره نگاه تو زیباتر است!

 

****

 

 بار دیگر بهار دل انگیز فرا رسید و اردیبهشت مشكبیز از راه رسید.

 بار دیگر نای آبی آبشاران و حلقوم لطیف چشمه ساران روان خسته ما را با شمیم خجسته هفته معلم طراوت بخشید. اكنون در آستانه هفته بزرگداشت مقام والای معلم خرسندم كه خاضعانه فرارسیدن این ایام میمون و مبارك را به پیشگاه همه استادان فاضل و فرهیخته تبریك و تهنیت عرض كنم.

بهروزی و پیروزی روزافزون همه همكاران فكور و فرزانه را از درگاه ایزد منان آرزو دارم.

 

 

                                                         در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

  مدیریت علوی             

صرفه جويى در اموال عمومى

در سازمان ها، بويژه سازمان هاى دولتى يا عمومى ، بخشى از اموال و امكانات دولتى و عمومى در اختيار مديران و مسئولان سازمان قرار دارد تا از آن ها در موارد معين و مشخص و يا مواردى كه نياز و ضرورت احساس ‍ مى شود، بر اساس اختيارات قانونى و يا طبق تشخيص آنان بهره بردارى شده و مورد استفاده قرار گيرند. درست است كه صرفه جويى و جلوگيرى از اسراف بايد به عنوان يك اصل اسلامى در زندگى خصوصى نيز مورد توجه قرار گيرد؛ ليكن در مورد اموال عمومى و بيت المال، تاكيد بيش ترى به رعايت آن شده است.
امام على (ع ) به كارگزاران خويش مؤ كدا سفارش مى كرد كه در مصرف بيت المال نهايت دقت و صرفه جويى را مراعات كرده و از اسراف و ريخت و پاش به شدت بپرهيزند.
تنها به يك نمونه كه در خصوصى نگارش نامه هاست ، اشاره مى كنيم :
ادقوا اقلامكم ، و قاربوا بين سطوركم ، و احذفوا عنى فضولكم ، و اقصدوا قصد المعانى ، و اياكم و الاكثار، فان اموال المسلمين لاتحمل الاضرار ؛ (1) قلم هايتان را تيز كنيد، و سطرهايتان را نزديك هم بنويسيد، از زياده نويسى بپرهيزيد، منظورتان را كوتاه تر بيان كنيد. مبادا زياده نويسى و پرحرفى نماييد؛ زيرا اموال مسلمانان زيانى را بر نمى تابد!.
امام على (ع ) پيش از سفارش ديگران به صرفه جويى در بيت المال ، و بيش ‍ از همه كسانى كه مخاطب آن حضرت هستند، خود در مصرف بيت المال دقيق بود، و از هر گونه اسراف پرهيز مى كرد. صرفه جويى آن حضرت در بيت المال مسلمانان به حدى است كه حاضر نشد براى پاسخگويى به كسانى كه شب هنگام براى كار خصوصى به او مراجعه كرده بودند، از نور چراغ بيت المال استفاده كند. در منابع تاريخى نقل شده است كه شبى طلحه و زبير براى پاره اى از مسائل شخصى خود، خدمت امام على (ع ) رسيدند. امام در آن حال مشغول رسيدگى به امور بيت المال بود. وقتى آن دو وارد شدند، آن بزرگوار چراغ بيت المال را خاموش كرد و فرمود تا از خانه اش چراغ ديگرى بياورند! و حاضر نشد تنها چند دقيقه از نور چراغ بيت المال براى مسائل شخصى استفاده شود. (2)
البته شايد عده اى كج فهم ، در بعضى از مسائل فرعى و جزئى ، نسبت به مصرف بيت المال وسواس به خرج دهند؛ ليكن در مسائل بزرگ و كلان ، دست به تعدى و اسراف بزنند! بدون شك آنچه مورد سفارش امام على (ع ) است ، دقت و صرفه جويى در همه مسائل (خرد و كلان ) مى باشد؛ و شايد هدف اصلى ايشان از دقت در موارد جزيى نيز اين باشد كه روحيه دقت و صرفه جويى در كارگزاران تقويت گردد و از اسراف و ريخت و پاش ‍ در اموال عمومى ، به ويژه در سطوح گسترده اجتناب شود.
آينده نگرى
آينده نگرى و دور انديشى يكى از شرايط مديريت خردمندانه و منطقى است ، و مديريت بدون توجه به اين نكته مهم نمى تواند سازمان را به سر منزل مقصود برساند. قبل از اقدام به هر كار بايد جوانب و زواياى مختلف آن مورد بررسى قرار گرفته و پيامدهاى احتمالى آن پيش بينى شود. مديرانى كه قبل از اقدامات عملى ، با آينده نگرى ، زواياى مختلف مساءله را بررسى كرده و امكانات و مقدمات لازم را پيش بينى مى كنند، تصميمات استوارترى مى گيرند و ميزان موفقيت و اثر بخشى خود را افزايش مى دهند.
ضرورت آينده نگرى ، مساءله اى عقلى است و هر انسان خردمندى آن را باور دارد؛ زيرا آينده نگرى يكى از شرايط انجام دادن درست و منطقى كار است و پيامدهاى احتمالى هر كارى ، در صورتى قابل جبران خواهد بود كه قبل از اقدام ، توجه كافى به آن شده ، و پيش بينى هاى لازم صورت گرفته باشد. امام على (ع ) دورانديشى و آينده نگرى را نشانه خردمندى دانسته و عاقل ترين انسان را فردى مى داند كه آينده نگرى بيش ترى داشته باشد.
آن حضرت مى فرمايد:
اعقل الناس انظرهم فى العواقب ؛ (3) خردمندترين مردم ، عاقبت انديش ترين آن هاست .
فعاليت ها و اقدامات مديران در سازمان ، پيامدهايى دارد كه بسا براى سازمان چندان مطلوب نباشد. بنابراين ، مديران و مسئولان بايد آينده را به خوبى بشناسند و آثار و پيامدهاى احتمالى اقدامات خود را پيش بينى نمايند، تا بتوانند از عواقب نامطلوب آن در امان بمانند. از اين رو، امام على (ع ) يكى از دلايل ضرورت آينده نگرى را، مصون ماندن از مشكلات دانسته و مى فرمايد:
من نظر فى العواقب سلم من النوائب ؛ (4) كسى كه در عواقب كار بينديشد، از گرفتارى ها در امان باشد.
پرهيز از شتابزدگى و سستى
انجام دادن كارها خصوصا كارهاى كلان و زيربنايى ، نيازمند وجود مقدمات و زمينه سازى متناسب است ؛ به طورى كه اگر مقدمات و زمينه هاى لازم به وجود نيامده باشد، نمى توان به آن كار اقدام كرد؛ و در صورت اقدام نيز معمولا نمى توان به نتيجه مطلوب رسيد. انجام دادن كارها پيش از فراهم آوردن مقدمات لازم و قبل از زمينه سازى ، معقول و منطقى نبوده و بعيد نيست كه فرد يا سازمان را با مشكلات بسيارى روبه رو سازد، و خسارات فراوانى به وجود آورد.
همان گونه كه شتابزدگى در كارها مطلوب نيست ، و براى نظام مديريتى مشكل آفرين است ، سستى و كوتاهى در كارها نيز مطلوب نبوده و چه بسا فرصت ها و امكانات را به هدر دهد و خسارات بسيارى به جاى گذارد. بنابراين ، مديران بايد هم از شتابزدگى و عجله بپرهيزند و قبل از فراهم شدن مقدمات و اسباب لازم ، به انجام دادن كارى اقدام نكنند، و هم به هنگام آماده شدن زمينه ها و مقدمات ، سستى نكنند و فرصت را از دست ندهند.
امام على (ع ) اين مساءله را به مالك اشتر تذكر داده و مى فرمايد:
اياك و العجلة بالاءمور قبل اءوانها و التسقط فيها عند امكانها، او اللجاجة فيها اذا تنكرت او الوهن عنها اذا استوضحت ، فضع كل اءمر موضعه و اءوقع كل اءمر موقعه ؛ (5) بپرهيز از شتاب در انجام دادن كارها قبل از رسيدن وقتشان ؛ و سستى و اهمال در كارها آن گاه كه انجام دادن كارى ممكن است ؛ و از لجاجت در امورى كه مبهم است ؛ و ضعف و سستى در امورى كه روشن است . پس هر كارى را در جاى خودش قرار بده ، و هر كارى را در وقت خود انجام ده .
بهره مندى از عقل ، و خردمندى اقتضا مى كند كه انسان هيچ كارى را شتابزده و نسنجيده انجام ندهد. بنابراين ، مديران عاقل و خردمند هرگز نسنجيده عمل نمى كنند و گرفتار شتابزدگى در عمل نمى شوند؛ چرا كه مى دانند لازمه مديريت صحيح و منطقى ، اين است كه قبل از انجام دادن هر كار جوانب و زواياى مختلف آن به درستى تبيين و بررسى گردد، تا كارها به صورت ناپخته و نادرست انجام نگيرد؛ زيرا كارهاى شتابزده و ناپخته ، به ويژه در كارهاى مديريتى ، مى تواند به شدت آسيب زا باشد، و مشكلات و خسارت هاى بسيارى به وجود آورد.
البته همان گونه كه از عجله و شتابزدگى در كارها بايد اجتناب كرد، از سستى و اهمال در انجام دادن آنها نيز بايد پرهيز نمود؛ چرا كه سستى و تاءخير موجب از دست رفتن فرصت مى شود، و بازگشت فرصت نيز يا ممكن نيست و يا بسيار مشكل است .

منابع :
(1) بحار الانوار،ج 41، ص 105
(2) محمدى رى شهرى ، محمد، موسوعة الامام على بن ابى طالب (ع )، ج 4، ص 221
(3) غررالحكم و دررالكلم ، حديث 3367.
(4) همان ، حديث 8039
(5) نهج البلاغه ، نامه 53

 

  جمله مديريتی              

موفقیت و شكست

 

یك دقیقه موفـقیت، شكسـت چندین سالـه انسان را تحت الشعاع قرار داده و جبران می كند.

 

شرح : تجربه از شكست ها پلی میسازد برای رسیدن به موفقیت و عبور از این پل و دستیابی به موفقیت، شكستهای قبلی را به ورطه فراموشی خواهد سپرد.

 

  حدیث مديريتی             

 

آزمودن و به کار گماردن

حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:

اءُنْظُرْ فى اءُمُورِ عُمّالِكَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِباراً وَ لا تَوَلِّهِمْ مُحاباةً وَ اءَثَرَةً.

در كـار عـامـلان خـود بـيـنـديـش ، و پـس از آزمودن در كارها، آنها را به كارى مخصوص بگمار و هرگز بدون مشورت با ديگران و تنها با ميل خود چنين مكن.

کتاب 1001 حديث از امام علی (ع)

 

  طنز مديريتی              

راه حل جالب برای یک مشکل به دو روش آمریکائی و روسی !

هنگامی كه ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز كرد، با مشكل كوچكی روبرو شد.

آنها دریافتند كه خودكارهای موجود در فضای بدون جاذبه كار نمی كنند .

(جوهر خودكار به سمت پایین جریان نمی یابد و روی سطح كاغذ نمی ریزد)

برای حل این مشكل آنها شركت مشاورین آندرسون را انتخاب كردند

تحقیقات بیش از یك دهه طول كشید،

12میلیون دلار صرف شد و در نهایت :

آنها خودكاری طراحی كردند كه در محیط بدون جاذبه می نوشت زیر آب كار می كرد،

روی هر سطحی حتی كریستال می نوشت،

و از دمای زیر صفر تا 300 درجه سانتیگراد كار می كرد !!!

اما روس ها راه حل ساده تری داشتند،

آنها از مداد استفاده كردند !

نتیجه: این داستان مصداقی برای مقایسه دو روش در حل مسئله است :

1. تمركز روی مشكل ( نوشتن در فضا ! )

2. یا تمركز روی راه حل (نوشتن در فضا با خودكار !!!)

 

 

  حکايت مديريتی            

یاد خدا

 

ابوسعید را گفتند : كسى را مى ‏شناسیم كه مقام او آن چنان است كه بر روى آب راه مى ‏رود.

شیخ گفت : كار دشوارى نیست ؛ پرندگانى نیز باشند كه بر روى آب پا مى ‏نهند و راه مى ‏روند.

گفتند : فلان كس در هوا مى ‏پرد. گفت : مگسى نیز در هوا بپرد.

گفتند : فلان كس در یك لحظه ، از شهرى به شهرى مى‏ رود.

گفت : شیطان نیز در یک دم ، از شرق عالم به مغرب آن مى ‏رود.

این چنین چیزها، چندان مهم و قیمتى نیست.

مرد آن باشد كه در میان خلق نشیند و برخیزد و بخسبد و با مردم داد و ستد كند و با آنان در آمیزد و یك لحظه از خداى غافل نباشد.

 

  تکنیک های موفقیت         

چگونه می توان 300 دلار در ماه صرفه جویی کرد؟

Kimberly Flynn چند روش برایتان نام برده است ، که می توانید با همین 9 روش و بدون سختی کشیدن بیش از 300 دلار در ماه صرفه جویی و ذخیره کنید...

در این مطلب Kimberly Flynn چند روش برایتان نام برده است ، که می توانید با همین 9 روش و بدون سختی کشیدن بیش از 300 دلار در ماه صرفه جویی و ذخیره کنید.ممکن است برخی موارد شامل حال شما نشود ولی آنهایی که برایتان مفید هستند را رعایت نمایید.

 

در فروشگاه اول سراغ بخش SALE و تخفیفات بروید:
بااین روش می توانید 20 درصد در مخارج و خرید های خود در فروشگاه صرفه جویی نمایید.در هنگام خرید از این بخش همیشه تاریخ مصرف مواد را مورد بررسی قرار دهید تا به انقضای آنها نزدیک نباشد.

 

دفترچه حسابداری خانوادگی داشته باشید:

با نوشتن دخل و خرج خود و خانواده می توانید، جلو ولخرجی های بی مورد را بگیرید. بیاد داشته باشد الان اولویت با نیاز های اصلی شماو خانواده تان است، کمی از اشتهای خرید بی مورد  خود کم کنید.

 

آب های بطری ای کوچک نخرید !:
یکی از بهترین روش های برای به هدر دادن پول خرید آب به صورت بطری های کوچک است ! راه حل مناسب استفاده از بطری های بزرگتر و ارزون تر و تا جایی که امکان دارد در صورت عدم حضور درمنزل از آب های آشامیدنی عمومی استفاده نمایید. در منزل نیز هم از آب منزل و هم از بطری های بزرگ می توانید بهره ببرید.

 

استفاده از سیم کارت های شارژی:
با این کار می توانید مصرف بیش از حد خود را کنترل نمایید. ترتیب را طوری قرار دهید ماهیانه حداکثر یک بار تلفن موبایل خود را شارژ نمایید آن هم با ارزش فقط 10 دلار!

 

از ریش تراش استفاده کنید.:
به جای استفاده از تیغ های یک بار مصرف می توانید از ریش تراش برقی بهره ببرید تا در مصرف آب نیز صرفه جویی شود اگر به تیغ خیلی علاقه دارید حداقل از تیغ هایی که سر آنها قابل تعویض هستند استفاده نمایید.

 

تلفن ثابت را فراموش کنید.:
کارهایتان را با موبایل شارژی خود انجام دهید و تلفن ثابت خود را پس بدهید ! به جز مالیات ماهیانه وقتی موبایلتان شارژ ندارد سراغ این تلفن خواهید آمد !


استفاده از کتابخانه ها :
خودتان حساب کنید که هر ماه چقدر پول کتاب ، مجله ، فیلم ، موزیک و نرم افزار می دهید ؟ بهتر است این نیازها را از کتابخانه محلی و عمومی شهر و دانشگاه(
کلوپ) برطرف نماییم.

 

غذای بیرون را فراموش کنید:

با این کار و تهیه  مواد اولیه همان غذاها و طبخ آن در منزل شما بسیار مقتصدانه عمل می کنید ،بیاد داشته باشد غذا را به اندازه درست کنید.

 

انرژی را هدر ندهید :

در مصرف همه انواع انرژی صرفه جویی کنید .

 گردآوری : گروه سیمرغ

 

  نکات مدیریتی             

نكات قابل تأمل و توجه در تغيير و تحول سازمان ها

1- اولین قدم برای تحول، داشتن هدف است.
بطور کلی هدف تحول عبارت است از نقطه ای که تلاش ها و کوشش ها معطوف به آن است. هدف تحول نتیجه فعالیت ها است. تعیین هدف برای هر برنامه تحول، لازم و ضروری است؛ زیرا بدون هدف گذاری هیچ برنامه ای قابل سنجش و اندازه گیری نخواهد بود. اگر اهداف مشخص نشوند، حوادث و پیشامدها تعیین کننده فعالیت ها خواهند بود و تلاش ها و فعالیت ها بی ثمر خواهند ماند. هدف به تلاش ها جهت و معنی می بخشند. هیچ پیشرفت و تحولی بدون هدف گذاری تحقق نمی یابد و یک انسان موفق هیچ گاه بدون هدف تلاشی را انجام نمی دهد. تلاش در جهت تحول بدون هدف گذاری، مثل رها کردن تیری در تاریکی است؛ ممکن است هر قدر سرعتش بیشتر باشد به همان اندازه انحرافش زیاد باشد. هدف خوب برای تحول هدفی است که دست یافتنی، روشن، قابل اندازه گیری، در محدوده زمان، مدون، مورد تأئید و قابل انعطاف باشد. برای تعیین هدف تحول، به دنبال جواب سؤالات ذیل باشیم. چرا تحول ؟ وضعیت موجود چه مشکلاتی دارد؟ در کجا هستیم؟ به کجا می خواهیم برویم؟ چگونه می خواهیم برویم؟ در هدف گذاری باید چیستی و چرایی تحول معلوم و مشخص شوند.

2- تحول از طریق تدوین و ابلاغ آئین ‌نامه‌، بخش‌نامه و دستورالعمل اتفاق نمی‌افتد
.
تغییر و تحول تجویزی نیست و با ابلاغ دستورالعمل و تصویب و ارسال آئین نامه‌های اجرایی تحقق پیدا نمی‌كند. اگر در هر روز برای ایجاد تحول، چندین بخش‌نامه و دستورالعمل تدوین شود كافی نیست. شاید فراهم كردن بسترهای قانونی و مقرراتی شرط لازم باشد ولی شرط كافی نخواهد بود. برای ایجاد تغییر و تحول باید اعتقاد و ایمان راسخ داشت. حتی پذیرفتن و قبول كردن تحول كافی نیست؛ بسیاری از مدیران تحول را می‌پذیرند و خواستارند ولی اعتقاد و ایمان ندارند. بین قبول تحول و ایمان به تحول تفاوت بسیار است. " ایمان داشتن " خود حرکت ایجاد می کند و تحول آفرین است. تحول در بسیاری مواقع باید از درون سیستم خواسته شود و بر اساس ضرورت و نیاز تدوین گردد تحول یک نسخه واحدی نیست که برای همه سازمان ها یکسان تجویز گردد بلکه باید بر اساس مقتضیات هر سازمان برنامه تحول تدوین و اجرا شود.

3- تحول از طریق زور، اجبار و ارعاب حاصل نمی شود
.
تحول را نمی توان از طریق زور، اجبار و ارعاب ایجاد نمود؛ زیرا تحولی که بر اساس زور ایجاد گردد، با از میان رفتن آن عامل، حرکت تحول نیز متوقف می شود. تجربه نشان داده است که هر گونه فشار و زور غیرمنطقی در مسایل فرهنگی - از جمله تحول - اثرات و پیامدهای منفی زیادی خواهد داشت. تحول از طریق چوب و چماق حاصل نمی شود، بلکه تحول نوعی انجماد زدایی اندیشه های سنتی و باورهای غلط و قدیمی است و جایگزینی اندیشه های درست و باورهای جدید است. تا زمانی که باورهای قدیمی ذوب نشوند تحولی اتفاق نخواهد افتاد.
مرحله آخر، هم پایان کار است و هم آغازی برای تحولی دیگر. پایان و انتهایی برای تحول و بهبود وجود ندارد. فلسفه تغییر و تحول عدم رضایت به وضع موجود و تلاشی برای بهبود مستمر است. فرآیند تحول، فرآیند دائمی و مداوم است برنامه های تحول تدوین، اجرا و سپس ارزیابی شده و بازخوردهایش باعث اصلاح در برنامه های تحول می شود.
در هر حال تحول تنها اصل ثابت است و در آن پایان یک چیز آغاز چیز دیگر است، ولی برای برجسته کردن مرحله پایانی می توان نوعی جشن یا مراسم اهداء جوایزی برگزار نمود تا از این طریق بتوان میزان دسترسی به اهداف تحول ودستاوردهای آن را بیان نمود. تحول هیچ وقت در مقصد حاصل نمی شود بلکه همواره در مسیر اتفاق می افتد.

4- تحول اتفاقی و شانسی نیست
.
تغییر و تحول اتفاقی و شانسی نیست بلکه به تلاش، اندیشه، برنامه ریزی و مدیریت مدبرانه بستگی دارد. بسیاری بهبود و بالندگی را به تقدیر و سرنوشت نسبت می دهند. اما واقعیت این است که تحول بستگی به اندیشه ما، قدرت انتهای بازوان ما و تلاش کف دستمان بستگی دارد. قانون طبیعت این است که جوینده یابنده است. با دست روی دست گذاشتن ، تلاش نکردن، امید واهی داشتن، هیچ اتفاقی نمی افتد. امروز منتظر فرصت ماندن از دست دادن آن است، پس باید فرصت آفرین شد. برخی افراد از مشکلات فرصت می آفرینند و برخی دیگر از فرصت های بدست آمده نمی توانند استفاده کنند و در درون هر فرصتی به مشکل آن می اندیشند، پنجره فرصت ها را بسته اند و از پشت شیشه های آن منتظر معجزه هستند. معجزه خود ما هستیم که اگر اراده کنیم خواهیم توانست.

5) نیروی انسانی را کانون در برنامه های تحول قرار دهید.

هدف و عامل تحول انسان ها هستند برای همین منظور انسان ها در قالب تحول قرار می گیرند. تحول نتیجه نگاه هوشمندانه به جایگاه عادتمندانه است. افراد تحول گرا جور دیگری می بینند بدون تغییر در دانش، نگرش، باور و اندیشه های نیروی انسانی تغییر و تحول انجام نخواهد شد. ابزار تحول نیروی انسانی است بدون تحول در نیروی انسانی سایر برنامه های تحول پایدار و مستمر نخواهد بود. تحولات از انسان ناشی می شود که کانون اصلی تمامی دگرگونی هاست، ضروری است که زمینه های تغییر و تحول در او هم به عنوان پذیرنده و هم به عنوان بوجود آورنده آن مورد بررسی قرار گیرد.

6) تحول ایجاد شده را به مرحله ثبت برسانید.
برخی از برنامه های تحول خیلی خوب تدوین شده و دقیق نیز اجرا می شوند، ولی به مرحله تثبیت و پایداری نمی رسند. به همین خاطر کلیه هزینه ها و سرمایه گذاری های انجام شده، برای تغییر و تحول اتلاف می گردد. وضعیت جدید حاصل شده در اثر تحول بسیار شکننده و آسیب پذیر است؛ به مشابه طفلی که تازه متولد شده به مراقبت و نگهداری بیشتری نیازمند است. بسیاری از برنامه های تحول همچون کشی است که کشیده شده و اگر رها کنید به جای اولش باز می گردد. تثبیت مرحله ای است که اثرات و نتایج تحول نمایان می شود اگر اجمادزدایی انجام گرفته و تغییر صورت گرفته دوباره منجمد و یخ زدگی مجدد نشود سریعاً به سوی مدل مرحله پایداری و یخ زدگی مجدد در آغازین فرآیند تغییر به مراقبت بیشتری نیاز دارند. زیراعادت ها و سنت ها دشمن قسم خوردة تحولند. چرا که موجودات زنده تنوع و دگرگونی را دوست می دارند خصوصاً انسان ها که موجوداتی هستند تنوع طلب. ولی از خصایص ویژگیهای ذاتی دیگری که با تغییر متضاد است عادت کردن به وضعیت موجود است که حتی با عواملی که وضعیت عادت شده را به هم بزنند برخورد می کنند. البته این دو ویژگی ذاتی هستند و در افراد متفاوت یکسان نیستند.
شاخص های قابل اندازه گیری، برای بخش میزان موفقیت برنامه های تحول تدوین کنید. برای اطمینان از اجرای برنامه های تغییر و تحول باید شاخص های مناسب اندازه گیری طراحی و تدوین شوند، تا بتوان با اندازه گیری و پایش آن اصلاحات لازم را انجام داد. برنامه های تحول در پایان مورد سنجش و ارزیابی قرار نمی گیرند بلکه در طول اجراء نیز همواره مورد ارزیابی قرار گیرند. زیرا آنچه که قابل اندازه گیری نباشد اجرای آن نیز عملیاتی نمی شود. برخی از مشکلات برنامه های جامع تحول، عملیاتی کردن آن هاست.

7) مدیران الگو و پرچمدار تحول هستند
.
مدیران، هم می توانند از عوامل اصلی تحول به شمار روند و هم می توانند از مهم ترین موانع اساسی تحول محسوب شوند. هیچ تحول بدون حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد در سازمان ها بوجود نمی آیند. اگر مدیران نسبت به برنامه های تحول تعهد داشته باشند، تلاش زیادی باید انجام گیرد ولی اگر مدیران اعتقاد و پشتیبانی نکنند هیچ تحولی ایجاد نخواهد شد. برای همین منظور در هر برنامه بهبود و تحول، اطمینان از حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد لازم و ضروری است، اگر مدیران به تحول اعتقادی نداشته باشند باید توجیه لازم صورت گیرد. بدون حمایت مدیران آغاز هیچ برنامه تحولی توصیه نمی شود. تجریه نیز بیانگر آن است که اگر هر یک از سازمان های موفق و تحول، یافته را مورد بررسی و تحلیل قرار دهید، حتماً به مدیرانعلاقه مند تحول خواهید رسید.

 

 

  مقاله مدیریتی             

چگونه یک صورتجلسه بد ننویسیم؟

مقدمه
 
بی شك برای شما هم پیش آمده است كه مسئول تدوین صورت جلسه كامل و دقیقی برای یك جلسه شده باشید. معمولا هنگام تدوین اولین صورت جلسه امكان توجه به تمام زوایای تنظیم یك صورت جلسه مناسب سخت است، چرا كه صورت جلسه مورد نظر باید علاوه بر اینكه اهداف و نیازهای جلسه را برآورده می نماید بتواند بعنوان مرجع مناسبی در آینده نیز مورد استناد قرار گیرد.
 
اگر در خود صبر و حوصله كافی سراغ دارید، می توانید با خواندن این دست نوشته و مرور مستمر آن قبل از تدوین صورت جلسات آتی، دانش كافی برای تدوین صورت جلسات رسمی را آموخته و با نوشتن حداقل ده صورت جلسه با توجه به مبانی مطرح در این دست نوشته، به مهارت كافی در تدوین یك صورت جلسه مناسب دست یابید. بدین منظور كافیست پنج گام تشریح شده را به ترتیب مدنظر قرار دهید.


گام اول : استفاده از یک الگوی مناسب
 
اگر می خواهید هنگام نوشتن صورت جلسه، برای یادآوری اطلاعات عمومی جلسه و همچنین ثبت نكات كلیدی زمان زیادی را صرف نكنید، باید قبل از برگزاری جلسه برای آن آماده شوید. از این رو همیشه یك الگوی مناسب برای یادداشت اطلاعات جلسه و نكات مطرح شده در آن همراه داشته باشید.
 
شما می توانید به راحتی از الگوی پیشنهادی در این دست نوشته استفاده كرده و یادداشت لازم را قبل از شروع جلسه و حین آن با ثبت در این الگو و یا الگوهای مشابه انجام دهید.
 
گام دوم : یادداشت های قبل از جلسه
 
زمان های ابتدایی جلسه كه معمولا به خاطر به موقع حاضر نشدن اعضای جلسه، با كندی و تشویش خاطر سپری می شود موقع مناسبی برای تنظیم بخش های عمومی یك صورت جلسه است.
 
محل برگزاری، ساعت شروع، تاریخ برگزاری، موضوع جلسه، نام دبیرجلسه، نام و سمت اعضاء جلسه معمولا اطلاعات عمومی یك جلسه هستند كه در اكثر اوقات قبل از شروع جلسه مشخص می باشند و شما می توانید قبل از رسمی شدن جلسه این اطلاعات را در صورت جلسه یادداشت كنید.
 
بدین ترتیب علاوه بر اینكه بخشی از صورت جلسه را تنظیم كرده اید، از اتلاف وقت خود نیز جلوگیری نموده اید.
 
گام سوم : جمله آغاز كننده
 
معمولا در تدوین هر نوشته ای جمله شروع كننده بسیار مهم و راهگشا است. اگر نمی دانید متن صورت جلسه را چگونه باید آغاز كنید از این جمله پیشنهادی استفاده نمایید:
 
این جلسه با حضور اعضای ذیل برگزار گردید.
 
یادآوری: این جمله ساده علاوه بر اینكه راهگشای تداوم نگارش صورت جلسه می تواند باشد، هدایتگر خوبی برای توجه دادن خوانندگان صورت جلسه به اسامی حاضرین در جلسه می باشد كه نام آنها معمولا در ذیل صورت جلسه ثبت می گردد.
 
جملات بعدی بستگی به ذوق و سلیقه شما در نگارش صورت جلسه دارد كه می توانید از الگوهای ذیل و یا تركیبی از آنها استفاده نمایید. لیكن به آنها محدود نشوید.
 
هدف این جلسه عبارت است از ...
 
پیرو بررسی مفاد صورت جلسه قبلی و مذاكرات انجام یافته حین جلسه، نتایج ذیل حاصل گردید:
 
در ابتدای جلسه آقای/ خانم ... در خصوص ... توضیحات لازم را ارایه نمودند.
 
گام چهارم : ثبت نكات كلیدی و مصوبات جلسه
به خاطر داشتن نكات مطرح در این دست نوشته، ممارست در نوشتن صورت جلسه و توجه به خواسته های ذینفعان هر جلسه سبب ساز كسب مهارت در تدوین به هنگام (حین جلسه) و دقیق یك صورت جلسه خواهد گردید. لیكن تا زمان كسب چنین مهارتی كافیست نكات كلیدی جلسه و مصوبات آنرا یادداشت نمایید و پس از جلسه و با آسودگی خاطر صورت جلسه اصلی را تنظیم و منتشر نمایید.نكات اصلی جلسه كه لازم است كلیات ویا جزییات این نكات (بسته به اهمیت و خواسته های صاحب جلسه) در صورت جلسه ثبت گردد عبارت است از:
 
خلاصه مذاكرات انجام یافته حین جلسه با قید نام فرد مطرح كننده،
 
عناوین پیشنهاد های مطرح شده در جلسه با قید نام پیشنهاد دهنده،
 
شرح مصوبات جلسه با قید مشخصات زمانی و مسئول اجرای هر مصوبه.
 
ثبت دقیق و كامل مصوبات جلسه نیز مهمترین بخش تدوین یك صورت جلسه است. روش كامل ثبت مصوبات جلسه باید مبتنی بر الگوی 5W-H  به شرح ذیل باشد.
 
شرح موضوع مصوبات (what) ،
 
نام محل اجرای مصوبه (where) ،
 
نام فرد مسئول (who) ،
 
زمان دقیق اجرای مصوبات (when) ،
 
دلایل اجرای مصوبه (why) ،
 
چگونگی انجام مصوبه (how) .
 

 یادآوری:

 در برخی موارد و به دلایل مختلف امكان ثبت كامل نكات یاد شده برای مصوبات جلسه نیست لیكن ضروری است پس از ثبت عنوان هر مصوبه جلسه، نام فرد مسئول و مهلت زمانی اجرای مصوبه حتما در كنار مصوبه قید گردد.توصیه می گردد برای راحتی نوشتن و پیگیری های بعدی، ثبت مصوبات جلسه به صورت عبارت (جمله بدون فعل و فاعل) باشد. به مثال ذیل توجه نمایید.
 
خلاصه مطالب و مصوبات جلسه مسئول انجام مهلت انجام
1- معرفی این دست نوشته به كلیه علاقه مندان كلیه خوانندگان بدون فوت وقت
  
 
گام پنجم :  ثبت اطلاعات تكمیلی
 
ثبت ساعت خاتمه، تكمیل اسامی و سمت حاضرین در جلسه، ثبت اسامی غایبین جلسه، درج شماره صفحه و شماره كل صفحات صورت جلسه و اخذ امضاء حاضرین در صورت امكان و حصول اطمینان از تكمیل بودن صورت جلسه گام پایانی تدوین یك صورت جلسه خوب است.
 
پس از حصول اطمینان از تكمیل تمامی قسمت های یك صورت جلسه مطابق الگوی پیشنهادی، به تعداد لازم از صورت جلسه تكثیر نموده و آنها را برای ذینفعان جلسه ارسال نمایید.
 
یادآوری: توصیه می گردد صورت جلسه را به صورت الكترونیكی تدوین نموده و فایل آن را برای ذینفعان جلسه ایمیل نمایید.

 

 

  کلید هدایت               

خاموشی (سکوت)

کلام حق

وَإِذَا قُرِىءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ. (اعراف: 204)

و چون قرآن خوانده شود، بدان گوش فرا دهید و خاموش مانید. باشد که بر شما بخشایش آورند.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

خاموشی، حکمت و تدبیر است و اندکند کسانی که خاموشی اختیار کنند. (مجموعه‌ ورام ، ص 204)

به راستی، زبان مؤمن در پشت دل اوست. هرگاه بخواهد سخنی بگوید، در دل می‌اندیشد و آن‌گاه بر زبان می‌راند. زبان منافق پیشاپیش دل اوست. پس هر گاه چیزی را قصد کند، بر زبان براند بدون آنکه در دل بیندیشد. (همان، ص 206)

 

حضرت امیر

همه‌ خوبی‌ها در سه چیز جمع شده است: نگاه و خاموشی و سخن. خوشا به‌حال کسی که نگاهش، عبرت؛ خاموشی و سکوتش، اندیشه و سخنش با یاد خدا همراه باشد. (پاداش نیکی‌ها و کیفر گناهان، ص 449)

 

امام باقر

شیعیان ما بی‌زبانند. (کم‌‌گوی و گزیده‌گوی هستند). (اصول کافی، ج 3، ص 175)

 

امام صادق

خاموشی، گنجی کاهش‌ناپذیر، آرایش حلیم و خردمند و پوشش جاهل است. (محمدحسین صفاخواه، گلچین صدوق، تهران، فیض کاشانی، 1376، ج 2، ص 144)

مؤمن تا هنگامی که لب از سخن بسته است، پیوسته نیکوکار به حساب می‌آید و چون لب به سخن بگشاید، یا نیکوکار یا بدکار شمرده خواهد شد. (پاداش نیکی‌ها و کیفر گناهان، ص 416)

 

قند پارسی

نادان را به از خاموشی نیست و اگر این مصلحت بدانستی، نادان نبودی.

                                                                      (گلستان سعدی)

 

زبان بریده به کنجی نشسته صُمٌّ بُکْم           به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم

                   (گلستان)

 

هست خاموشی، نشان اهل راز                     باش دایم از خموشی در گداز

(عطار نیشابوری)

 

پیش بینا شد خموشی نفع تو ج                   بهر این آمد خطاب اَنْصِتُوا

 (مثنوی معنوی)

 

کم گوی و گزیده گوی چون دُر                     تا ز اندک تو جهان شود پر

(نظامی گنجوی)

 

اگر چه پیش خردمند، خاموشی، ادب است            به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی

دو چیز طیـــره عقل است: دم فرو بستـن به وقت گفتن، و گفتن به وقت خاموشـــی

(گلستان سعدی)

 

کی تواند تافت بازوی زبان، قفل سکوت؟             با خموشی می‌توان داد دل از دشمن گرفت

                         (واعظ قزوینی)

حدیث دیگران

اقلیدس: آدم پر حرف، تخم می‌ پاشد و آدم خاموش، درو می ‌کند.

منتسکیو: گاهی سکوت بیش از هر استدلالی به ما کمک می ‌کند.

لقمان حکیم: (فرزندم) اگر خیال کنی سخن از نقره است، بدان که خاموشی از طلاست.

 

ضرب‌المثل

خاموشی، زینت نادانی است. (مثل سانسکریت)

 

peech is silver, but silence is golden.

سخن نقره است، ولی سکوت از طلاست.

 

گر نکته‌ دان عشقی، بشنو تو این حکایت

جوانی خردمند از فنون فضایل، حظی وافر داشت و طبعی نافر. چندان‌که در محافل دانشمندان نشستی، زبان سخن ببستی. باری پدرش گفت: ای پسر! تو نیز آنچه دانی، بگوی. گفت: ترسم که بپرسندم از آنچه ندانم و شرمساری برم. (گلستان سعدی، ص 87)

 

 

دانستنیها                          

بمب گوگلی را من ساختم!

گزارش : همشهری آنلاین

بمباران گوگلی (یا بمباران پیوندها)، در اصل بمباران کردن موتور جستجو توسط پیوندهایی (لینک‌هایی) است که به یک صفحه خاص و با عبارتی خاص فرستاده می‌شوند به ترتیبی که جستجو بر اساس آن عبارت کاربر جستجوگر را در اولین مورد به صفحه پیوند داده شده هدایت کند. اصولا موتورهای جستجو بر اساس پیوندهایی که به صفحات داده می‌شوند کار می‌کنند. پایه موتورهای جستجو طوری بنا شده است که پیوندهای موجود در وبلاگ‌ها و سایت‌ها را یافته و بر اساس تعداد آن پیوندها به آن صفحه رتبه می‌دهند. بدیهی ا‌ست هر چه تعداد پیوندهای داده شده به آن صفحه (البته بر اساس ترکیب روی پیوند) بیش‌تر باشد، این رتبه بهتر خواهد بود. بر اساس چنین الگوریتمی در موتورهای جستجو، و با انگیزه‌های متعدد، بمب‌های اینترنتی توسط گروهی از تولید کنندگان محتوا اعم از وبلاگ‌ها و وب‌گاه‌ها که در زمینه ‌ای مشترک هستند، ساخته می‌شوند. ویکی پدیا

 

پندار یوسفی، جوان ۲۶ ساله ای است كه با ایده خلاقانه اعتراض آمیزش، مؤسسه نشنال جئوگرافیك را بیچاره كرد.

رگ غیرت مان بیرون زده بود؛ هم وقتی در یکی از آخرین نسخه های اطلس مؤسسه نشنال جئوگرافیک، پایین نام خلیج فارس نوشته شد خلیج عربی و هم وقتی فیلم ۳۰۰ رفت روی پرده.

برای اعتراض، راه های مختلفی وجود داشت . یکی از خلاقانه ترین این راه ها، استفاده از بمب گوگلی بود. کافی بود مثلا کسی بزند Arabian Gulf تا نتیجه اول جست وجو، حسابی حالش را بگیرد.

آن روزها هیچ کس نمی دانست چه کسی فتیله این بمب گوگلی را روشن کرده اما حالا دیگر غم تان نباشد؛ سازنده آن بمب ها را پیدا کرده ایم؛ پندار یوسفی جوان ۲۶ساله ای که سال هاست خارج از ایران زندگی می کند و این روزها او را در کانادا می توانید پیدا کنید ولی ایرانی بودنش را هرگز فراموش نکرده است.

او خودش از ماجراهای این ۲ بمب معروف برای ما نوشت. با تشكر از نیما افشاری كه زحمت این ارتباط را كشید.

قضیه بمب گوگلی خلیج فارس برمی گردد به نوامبر۲۰۰۴ و زمانی که مؤسسه نشنال جئوگرافیک در آخرین نسخه از کتاب اطلس خود، نام خلیج عربی را در پرانتز و پایین عبارت خلیج فارس ذکر کرده بود. در همان زمان من هم مثل بقیه ایرانی ها از این موضوع ناراحت بودم؛ خصوصا که سابقه زندگی در کشورهای عربی را هم داشتم؛ جایی که هر روز و در همه جا این عبارت جعلی دیده و شنیده می شد و ما را آزار می داد.

من هم مثل خیلی از کاربران ایرانی اینترنت، طومارهای اعتراضی را امضا کرده بودم، ولی احساس می کردم که صرف امضا کردن طومار، کار زیادی را از پیش نمی برد؛ برای همین به دنبال راهی بودم که اعتراضمان را به شکلی متفاوت که اثرگذاری آن بیشتر باشد انجام دهیم.

در مورد بمب گوگلی از حدود یک سال قبل از آن اطلاعاتی داشتم. وقتی در همان روزهای بحث در مورد قضیه خلیج فارس، در سایت های ایرانی به نوشته کاربری ناشناس برخوردم که اشاره ای به استفاده از بمب گوگلی کرده بود، بلافاصله تصمیم گرفتم این پیشنهاد را عملی کنم.

در مورد اینکه بمب گوگلی چیست، همان موقع در وبلاگم نوشتم: اگه تعداد زیادی لینک از صفحات مختلف به یک وب سایت خاص و با استفاده از یک عبارت خاص داده بشه، رده بندی اون سایت تو فهرست گوگل می آید بالا و اگه لینک ها به اندازه کافی زیاد باشه، حتی به رده اول می رسه؛ مثلا اگه تعداد زیادی از ما وبلاگ دارها با عبارت انگلیسی arabian gulf لینک بدیم به یک وب سایتی که در مورد خلیج فارس هست، هر کسی که تو گوگل عبارت arabian gulf رو جست وجو کنه اولین نتیجه ای که می گیره اون صفحه مربوط به خلیج فارس خواهد بود که ما ساخته ایم.

و به همراه آن توضیح، صفحه ای ساده درست کردم شبیه پیغام خطایی که مرورگر اینترنت معمولا هنگام عدم توان دسترسی به یک وب سایت نمایش می دهد؛ با این تفاوت که به جای پیغام معمولی، کلمات آن را به این صورت تغییر داده بودم: خلیج موردنظر پیدا نشد، حتما منظورتان خلیج فارس است.

به این ترتیب، در صورت موفقیت این حرکت، هر کس که در اینترنت برای عبارت خلیج عربی جست وجو می کرد، به پیغام غیرمنتظره بالا برمی خورد.

بعد از نوشتن دستورالعمل کامل چگونگی عملی کردن چنین کاری در وبلاگ خودم، وبلاگ ها و وب سایت های دیگر به تدریج به حمایت از این طرح برخاستند و به زودی خبر این طرح به طور گسترده ای میان ایرانیان پخش شد. حتی جالب بود که خیلی از دوستانم که نمی دانستند این حرکت را من شروع کرده ام، ای میل هایی را که درباره آن گرفته بودند، برای من هم می فرستادند و از من می خواستند که در آن شرکت كنم.

بالاخره پس از نزدیک ۲ هفته و با همیاری صدها نفر از صاحبان وبلاگ ها و وب سایت های ایرانی، بمب گوگلی ما به اصطلاح منفجر شد و در رتبه اول گوگل و وب سایت های جست وجوی دیگر قرار گرفت. خبر این بمب در رسانه های ایرانی و خارجی پخش شد. از آنجا که محتوای صفحه ای که ساخته بودم جالب و نسبتا بامزه بود و در عین حال عصبانی یا خصمانه جلوه نمی کرد، بسیاری از خبرگزاری های بزرگ، خبر بمب گوگلی مان را در اخبار روزانه و در قسمت خبرهای نرم خود منتشر کردند.

این اولین باری بود که وبلاگ نویسان ایرانی، با گرایش ها و اعتقادات مختلف، همگی دست به دست هم دادند و نه تنها در دنیا خبرساز شدند بلکه توانستند عملا چیزی را تغییر دهند. چند هفته بعد از این ماجرا، با فشار خبری که حرکت ما و دیگر گروه های ایرانی روی نشنال جئوگرافیک ایجاد کرده بود، آنها عقب نشینی کردند و آن عبارت را اصلاح کردند و این پیروزی بزرگ به نام وبلاگ نویسان ایرانی ثبت شد.

 

نقاشی جمع می كنیم

دومین حرکت گسترده ای که بعد از بمب گوگلی خلیج فارس پایه ریزی کردم، در مورد جریان فیلم ۳۰۰ بود. این بار نیز مثل قضیه خلیج فارس اتفاقی افتاده بود که برای بسیاری از ایرانیان اهمیت زیادی داشت.

با توجه به اینکه فیلم ۳۰۰ در اصل از روی یک کتاب کامیک ساخته شده و من این کتاب را مدت ها قبل از پخش فیلم خوانده بودم، می دانستم که تصویری که از ایرانیان در این داستان نشان داده می شود، کاملا خصمانه و یک سویه است. در همین مورد حدود ۶ ماه قبل از پخش فیلم، مطلبی در وبلاگم نوشته بودم. هنگام نمایش فیلم ۳۰۰، همان طور که پیش بینی می شد میان ایرانی ها خیلی جنجال شد و طومارهای اینترنتی زیادی در اعتراض به این فیلم تنظیم شد.

روز قبل از نمایش عمومی فیلم، بعد از اینکه متن یکی از طومارهای اعتراضی را خواندم در تاثیرگذاری آن تردید کردم. به نظر من اعتراض مستقیم به فیلم هیچ نتیجه مثبتی را نمی توانست در برداشته باشد، جز اینکه ایرانیان را در چشم سایر جهانیان، افرادی ناراضی و عصبانی جلوه دهد.

عصر آن روز، وقتی که از سر کار برمی گشتم و در اتوبوس به این موضوع فکر می کردم، ناگهان ایده ای به ذهنم رسید: برگزاری نمایشگاه نقاشی اینترنتی با موضوع ایران باستان و استفاده از شهرت فیلم ۳۰۰ برای نشان دادن نمایشگاه به جهانیان.

در واقع، با این کار می شد چهره ای متمدن و آرام از ایران به دنیا نشان داد و در عین حال واقعیت های تاریخی سرزمین مان را هم در قالب آثار هنری به بینندگان غربی آموزش داد.

برای این پروژه باید ۲ کار انجام می شد؛ اعلام فراخوان هنری برای جمع آوری آثار و نقاشی های مربوط به ایران باستان و استفاده از محبوبیت فیلم ۳۰۰ میان تماشاگران غربی برای نشان دادن نقاشی های جمع شده به آنان. برای این کار تصمیم گرفتم از تجربه بمب گوگلی قبلی استفاده کنم و از خوانندگان وبلاگم خواهش کنم که با استفاده از عبارت فیلم ۳۰۰ به صفحه ای که برای نمایش نقاشی ها درست کرده بودم، پیوند دهند تا رتبه آن را برای این عبارت در موتورهای جست وجو بالا ببرند.

می دانستم که کار دشواری است و در ابتدا کمی تردید داشتم؛ از یک طرف نمی خواستم که تجربه موفق بمب گوگلی قبلی و اعتباری را که به خاطر آن به دست آورده بودم، با عدم استقبال یا شکست احتمالی لوث کنم و از بین ببرم و از طرف دیگر نمی خواستم که بیم شکست، من را از کاری که احساس می کردم درست است باز دارد.

به هر حال، همان شب تصمیم گرفتم که این حرکت را شروع کنم و صفحه اولیه ای را که قرار بود نقاشی ها را در آن جمع کنم، ساختم و مطلبی طولانی همراه با توضیح راجع به نفس کار و دستورالعمل در وبلاگم نوشتم.

 

منبع : آفتاب

 

  مباحث فرهنگی            

جایگاه معلم در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام

پدیدآورنده : عبد الکریم پاک نیا

 

از بهترین امتیازات جامعه بشرى هنر معلمى است. معلم با تعلیم و نشرِ علم، انسانها را به سوى کمال و پیشرفت سوق مى دهد و عشق و ایمان را بر لوح جان و ضمیر پاک انسانها ثبت مى کند و نداى فطرت را در فضاى عالم طنین انداز مى گرداند. در حقیقت تمام ترقیات و کمالات انسانها مدیون معلم است. اساسا تعلیم و تعلم از نعمتهاى خداوند متعال است که اول براى انبیاء و اولیا و سپس به دیگران ارزانى داشته است.به این جهت، معلم بودن از ویژگیهاى انبیاست. خداوند متعال مى فرماید: هُوَ الَّذِى بَعَثَ فِى الاْءُمِّیِّینَ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُواْ عَلَیْهِمْ ءَایَـتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَـبَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَـلٍ مُّبِینٍ ؛ او کسى است که در میان جمعیّت درس نخوانده، رسولى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها مى خواند و آنها را تزکیه مى کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت مى آموزد و مسلما پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.

بزرگ ترین معلم جهان بشریت حضرت رسول خاتم صلى الله علیه و آله به این ویژگى خود افتخار مى کرد. آن بزرگوار زمانى که با دو گروه در مسجد مواجه شد که گروه اول عبادت مى کردند و گروه دوم به آموزش علم مشغول بودند، گروه دوم را که در محضر استادى علم مى آموختند، افضل دانست و فرمود: اِنَّمَا بُعِثْتُ مَعَلِّما همانا که من به عنوان معلم مبعوث شده ام.

آن حضرت چنان براى معلمان و مقام ارجمند آنان ارزش قائل بود که در دعاهایش مى فرمود: اللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُعَلِّمِینَ وَاَطِلْ اَعْمارَهُمْ وَبارِکْ لَهُمْ فى کَسْبِهِمْ؛ خداوندا! معلمان را بیامرز و عمر طولانى به آنان عطا فرما و کسب و کارشان را مبارک گردان!

آرى، معلمى از خصوصیات انبیا و از صفات محبوب آنان مى باشد. در مقام پاسداشت از تلاشهاى معلمان سخنى بالاتر و زیباتر از کلام مولاى متقیان، حضرت على علیه السلام نمى توان یافت که فرمود: مَنْ عَلَّمَنى حَرْفا فَقَدْ صَیَّرَنى عَبْدا؛ کسى که به من یک حرف بیاموزد، مرا بنده خود کرده است. البته این شرافت و فضیلت براى معلم، زمانى ارزشمند است که بتواند این موهبت الهى را در وجود خود محقق سازد و با تمام وجود در جهت کمال جامعه به آموزش بپردازد.

با توجه به سخنان پیش گفته، در این فرصت، آموزه هایى را از روایات اهل بیت علیهم السلام در تکریم مقام معلم به خوانندگان گرامى تقدیم مى کنیم.

 

امام حسین علیه السلام و تقدیر از معلم

بدون تردید هر انسانى فطرتا دوست دارد تا از خدمتگزار خود تقدیر کند و چه خدمتى بالاتر از آموزش علم و دانش به انسان مى تواند باشد. در آموزه هاى دینى ما براى تقدیر از معلم سفارشهاى زیادى شده است و در سیره پیشوایان معصوم علیهم السلام این امر مرسوم و مسلّم بوده است. ابن شهرآشوب در حالات امام حسین علیه السلام مى نویسد:

در مدینه معلمى به نام عبد الرحمن سلمى به یکى از فرزندان امام حسین علیه السلام سوره حمد را آموخت. هنگامى که فرزند گرامى حضرت آن را در نزد وى قرائت کرد، امام بسیار خوشحال شد و معلم را دعوت کرد و به عنوان تقدیر و تشکر هزار دینار و هزار حلّه به او پاداش داد. وقتى امام حسین علیه السلام به خاطر این پاداش زیاد، مورد اعتراض قرار گرفت، فرمود: وَاَیْنَ یَقَعُ هذا مِنْ عَطائِهِ یَعْنِى تَعْلِیمِهِ؛ این پاداش کجا و عطاى او، یعنى آموزش سوره حمد کجا! آن گاه امام حسین علیه السلام این ابیات را یادآور شد که:

اِذا جادَتِ الدُّنْیا عَلَیْکَ فَجُدْ بِهعَلَى النّاسِ طُرّا قَبْلَ اَنْ تَتَفَلَّتْ

فَلاَ الْجُودُ یُفْنیها اِذا هِىَ اَقْبَلَتْوَلاَالْبُخْلُ یُبْقیها اِذا ما تَوَلَّتْ

یعنى زمانى که دنیا چیزى بر تو ببخشد، تو نیز دست عطایت را بر همه مردم بگشا، قبل از آنکه از دست تو برود! نه بخشش آن را از بین مى برد، اگر به تو رو آرد و نه بخل آن را نگه مى دارد، اگر دنیا به انسان پشت کند.

 

منزلت معلم

از منظر روایات اهل بیت علیهم السلام براى مقام معلمى ارزش بسیارى قرار داده شده است؛ چرا که او روح و جان افراد را پرورش داده، به سوى رشد و ترقى و تعالى مى برد.

حضرت سید الشهداء علیه السلام در یکى از رهنمودهاى حیاتبخش خویش فرمود: مَنْ دَعا عَبْدا مِنْ ظَلالَةٍ اِلى مَعْرِفَةِ حَقٍّ فَاَجابَهُ کانَ لَهُ الاَْجْرُ کَعِتْقِ نَسَمَةٍ؛ هر کس انسانى را از گمراهى به سوى شناخت حق و حقیقت راهنمایى کند و او نیز پاسخ مثبت دهد، به اندازه آزادى یک بنده پاداش خواهد داشت.

امام حسین علیه السلام در این زمینه به مردى که در محضرش بود، چنین فرمود: کدام یک از دو کار را بیشتر دوست دارى: مرد ستمگرى مى خواهد فرد ناتوانى را به قتل برساند و تو او را یارى مى کنى و از دست ظالم نجات مى دهى و یا اینکه فرد دگراندیشى که اعتقادات فاسد دارد و مى خواهد یکى از شیعیان ما را که توانایى دفاع فکرى و عقیدتى از باورهاى خود ندارد، گمراه کند و تو درى از علم و معرفت به روى او مى گشایى و آن مستضعف فکرى را یارى مى کنى و در مقابل هجوم فرهنگى و عقیدتى تجهیزش مى نمایى و او با دلایل محکم و منطقى بر دشمن عقیدتى خود پیروز مى شود؟

آن گاه در ادامه فرمود: این ناتوان فکرى را یارى کردن افضل است؛ چرا که خداوند متعال فرموده: وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَآ أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا؛ هر کس فردى را زنده کند، مثل این است که تمام مردم را زنده کرده است. یعنى اینکه از کفر به سوى ایمان راهنمایى و ارشادش نماید.

 

عزیزترین قشر جامعه

حضرت امیر مؤمنان على علیه السلام احترام معلم را بر هر قشرى از جامعه لازم مى دانست و به مسلمانان سفارش مى کرد که به پاس خدمات این گروه ارزشمند در هر مقامى که باشند، آنان را همانند پدر خود گرامى بدارند و در این زمینه فرمود: قُمْ عَنْ مَجْلِسِکَ لاَِبیکَ وَمُعَلِّمِکَ وَلَوْ کُنْتَ اَمیرا؛ به پاس گرامى داشت پدر و معلم خود به پا خیز! گرچه پادشاه باشى.

حضرت زین العابدین علیه السلام نیز در ضمن شمارش حقوق اقشار مختلف جامعه، معلمان را از طبقات برتر جامعه قلمداد کرده، به دوستان و شیفتگانش سفارش مى کرد که حقوق معلمان و اساتید خود را به نحو شایسته اى مراعات کنند و در رساله حقوق خود فرمود: حَقُّ سائِسِکَ بِالْعِلْمِ فَالتَعْظیمُ لَهُ وَالتَّوْقیرُ لِمَجْلِسِهِ وَحُسْنُ الاِْسْتِماعِ اِلَیْهِ؛ حق آموزگار تو این است که او را تعظیم کنى و در مجلس محترم بدارى و به نیکویى سخنانش را گوش کنى.

در تفسیر امام عسکرى علیه السلام آمده است: هنگامى که به حضرت هادى علیه السلام خبر رسید یکى از فقهاى شیعه ـ که در مقام استادى بود ـ با برخى از ناصبیان مناظره کرده و با برهانِ محکم و متقن، باطل بودن ناصبى را اثبات نموده و او را رسوا کرده است،[خیلى خوشحال شد و] هنگامى که آن استاد فرزانه به حضور امام هادى علیه السلام رسید، امام او را در صدر مجلس به تخت بزرگى که در آنجا قبلاً نهاده بودند، راهنمایى کرد. این درحالى بود که گروهى از علویان و بنى هاشم حضور داشتند و خود امام بر آن تخت ننشست. حضرت آن استاد فقیه را بالا برد و تعظیم کرد تا اینکه بر روى آن تخت نشانید.

 

تکریم معلم

یکى از بهترین و مؤثرین ترین اقشار اجتماعى، معلمان و اساتید و مربیان هستند. همان طور که شمع خود مى سوزد و اطرافش را روشن مى کند، معلمان دلسوز و وظیفه شناس که دانش آموزان و دانشجویان خود را با زحمات شبانه روزى به سوى روشنایى و هدایت مى برند نیز جامعه را به نور علم و معرفت خویش روشن مى سازند. براى همین، شایسته است که مقام معلمان و مدرسان را همه طبقات، محترم بشمارند.

از منظر رسول اکرم صلى الله علیه و آله مقام سه گروهِ برجسته در جامعه را به غیر از افراد گمراه و منافق کسى دیگر سبک نمى شمارد. آن حضرت چنین فرمود: ثَلاثَةٌ لا یُسْتَخَفُّ بِهِمْ اِلاّ مُنافِقٌ بَیِّنٌ نِفاقُهُ ذُو شَیْبَةٍ فىِ الاِْسْلامِ وَمُعَلِّمُ الْخَیْرِ وَاِمامٌ عادِلٌ؛ از تعظیم و تکریم سه گروه به غیر از افراد منافق که دو رویى آنان بر همگان آشکار است، کسى دیگر سر باز نمى زند. این سه گروه عبارت اند از: سالمندى که مویش را در راه اسلام سفید کرده، معلم نیکى و پیشواى عادل.

در خاطرات آیة اللّه حاج شیخ عبد الکریم حائرى، بنیانگذار حوزه علمیه قم آمده است:

در دوران جوانى روزى در جلسه اى با حضور عده اى از علما که در میان آنان آقا میرزا محمدتقى شیرازى و شهید آقا شیخ فضل اللّه نورى نیز دیده مى شد، نشسته بودیم. در آن هنگام، پیرمردى ژولیده و لاغراندام که دستمال مانندى به سر بسته و عبایى وصله دار بر دوش گرفته بود، در نهایت سادگى به آن جلسه داخل شد. میرزا محمدتقى شیرازى فورا بلند شد و با احترام تمام آن پیرمرد را به حضور جمع آورد و در بهترین جاى مجلس نشاند. او با اشاره به آقا شیخ فضل اللّه، از میرزا پرسید: ایشان کیست؟ میرزا گفت: ایشان آقا شیخ فضل اللّه نورى است و او را کاملاً معرفى کرد. پیرمرد روشن ضمیر گفت: چند سال بعد شیخ فضل اللّه نامى را [به جرم دفاع از اسلام] در تهران بر دار مى کشند. او تو نباشى!

سپس نام مرا از میرزا پرسید: میرزا گفت: او آقا شیخ عبد الکریم یزدى است و از فضلاست. مسئله اى از من پرسید و من چون پاسخ آن را خیلى واضح و پیش پا افتاده مى دانستم، نگفتم و سکوت کردم. میرزاى شیرازى دوم بر من خشم گرفت و شدیدا ناراحت شد و خودش پاسخ مسئله را گفت و اضافه کرد که علما در این باب این طور مى گویند. وقتى بیان میرزا تمام شد، آن مرد ساده پوش خود به صورت دیگر پاسخ را تقریر کرد و میرزا گفته هاى او را نوشت و به او نشان داد و پرسید: آیا همین گونه فرمودید؟ و او گفت: بلى. سپس به من رو کرد و گفت: چندى بعد پرچم اسلام در قم بر دوش شیخ عبد الکریم نامى به احتزاز در مى آید، او تو نباشى!

آن گاه برخاست و خداحافظى کرد و رفت. میرزا محمدتقى شیرازى کفش پیش پاى او نهاد و او را بدرقه کرد و چون بازگشت، بر من عصبانى شد که چرا به او بى اعتنایى کردم و توضیح داد که او معلم اخلاق حوزه هاى علمیه، آخوند فتحعلى سلطان آبادى است.

 

معلم، در شعر شهریار

مى توان در سایه آموختن                     گنج عشق جاودان اندوختن

اول از استاد یاد آموختیم                       پس سویداى سواد آموختیم

از پدر گر قالب تن یافتیم                      از معلم جان روشن یافتیم

اى معلم چون کنم توصیف تو                 چون خدا مشکل توان تعریف تو

اى تو کشتى نجات روح ما                    اى به طوفان جهالت نوح ما

یک پدر بخشنده آب و گل است               یک پدر روشنگر جان و دل است

لیک اگر پرسى کدامین برترین               آنکه دین آموزد و علم و یقین

 

برکات حضور در نزد معلم

یکى از مهم ترین مصادیق تعظیم معلمان و اساتید، حضور در کلاس درس آنان است که انسان علاوه بر اینکه مطالب بسیارى از آنان مى آموزد، از آداب و رسوم و اطلاعات غیر درسى نیز بهره مند مى شود؛ افزون بر آن، به مقام دوستان خداوند و ثواب آنچه نزد خداست نیز دست مى یابد. در حقیقت آموزه هاى معلم، همانند قطرات باران دلهاى تشنه را سیراب و استعدادها را شکوفا مى کند. به این جهت، حضرت عیسى علیه السلام به پیروان خود سفارش کرد که:

یا بَنى اِسْرائیلَ زاحِمُوا الْعُلَماءَ فى مَجالِسِهِمْ وَلَوْ جُثُوّا عَلَى الرُّکَبِ فَاِنَّ اللّهَ یُحْیِىِ الْقُلُوبَ الْمَیْتَةَ بِنُورِ الْحِکْمَةِ کَما یُحْیىِ الاَْرْضَ الْمَیْتَةَ بِوابِلِ الْمَطَرِ؛ اى بنى اسرائیل! در کلاسهاى درس دانشمندان ازدحام کنید! حتى اگر از تنگى مکان درس ناچار باشید که بر روى زانوان بنشینید؛ چرا که خداوند متعال با نور دانش و حکمت، دلهاى مرده را زنده مى کند؛ همان طورى که زمین مرده [و خشک] را با قطرات باران احیا مى کند.

حضور در جلسات دانشمندان و معلمان حکمت چنان در زندگى انسان اثر دارد که ممکن است در اثر بى اعتنایى به آن جلسات، انسان دچار خوارى شود و مورد خشم خداوند قرار گیرد. امام سجاد علیه السلام در دعاى سحر به این نکته ظریف اشاره مى کند و در راز و نیاز با خداوند این گونه نجوا مى کند: سَیِّدى... لَعَلَّکَ فَقَدْتَنى مِنْ مَجالِسِ الْعُلَماءِ فَخَذَلْتَنى؛ آقاى من!... شاید مرا در مجالس دانشمندان ندیدى و به این خاطر دچار خذلان و خوارى نموده اى!

 

ویژگی هاى معلمان شایسته

در مطالب گذشته روایاتى در مقام و منزلت معلمان شایسته بیان شد. در خاتمه، به برخى از شرایط آنان نیز اشاره مى شود:

 

1. اخلاص

امام صادق علیه السلام فرمود: الْمُعَلِّمُ لا یُعَلِّمُ بِالاَْجْرِ وَیَقْبَلُ الْهَدِیَّةَ اِذا اُهْدِىَ اِلَیْهِ؛ معلم به خاطر مزد درس نمى دهد، [بلکه براى خدا و با خلوص نیت آموزش مى دهد] و هرگاه هدیه اى به او دادند، آن را مى پذیرد.

 

2. عدالت میان شاگردان

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله دورترین مردم از خداوند را دو گروه معرفى نمود و در توضیح گروه دوم فرمود: وَمُعَلِّمُ الصِّبْیانِ لا یُواسى بَیْنَهُمْ وَلا یُراقِبُ اللّهَ فِى الْیَتیمِ؛ و معلم کودکان که در میان آنان به عدالت رفتار نمى کند و در مورد یتیم، خدا را در نظر نمى گیرد.

 

3. تواضع

على علیه السلام فرمود: مَنْ تَواضَعَ لِلْمُتَعَلِّمینَ وَذَلَّ لِلْعُلَماءِ سادَ بِعِلْمِهِ؛ هر معلمى که بر شاگردانش تواضع و فروتنى کند و در برابر دانشمندان خود را کوچک و پایین دست به حساب آورد، با دانش خود به آقایى مى رسد.

 

4. عمل به گفته هاى خود

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: در روز قیامت دانشمندان [و معلمان] بد را مى آورند و به آتش جهنم مى اندازند. یکى از آنان [از شدت عذاب] در داخل آتش به دور خود مى چرخد... کسانى که از او علم آموخته و نجات یافته اند، به او مى گویند: واى بر تو! ما راه راست را از تو آموختیم و هدایت شدیم. چرا تو اینگونه اى؟ او پاسخ مى دهد: من نسبت به آنچه به شما مى آموختم و شما را از آن نهى مى کردم، مخالفت کردم.

 

منبع : پایگاه حوزه

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست اضطراب

 

در تست زیر تعیین کنید در همین لحظه چه احساسی دارید؟!

 

سوال:

 

1) به خود مطمئن هستم؟

الف) بسیار زیاد

ب) زیاد

ج) تا حد متوسط

د) کمی

ه) هرگز

 

2) می توانم بر افکار خود تمرکز کنم؟

الف) بسیار زیاد

ب) زیاد

ج) تا حد متوسط

د) کمی

ه) هرگز

 

3) آرام هستم؟

الف) بسیار آرام

ب) تا حدود زیادی آرام

ج) تا حد متوسط

د) کمی آرام

ه) هرگز

 

4) عصبی هستم

الف) هرگز

ب) بسیار کم

ج) تا حد متوسط

د) خیلی

ه) همیشه

 

5) ناراحت هستم

الف) هرگز

ب) بسیار کم

ج) تا حد متوسط

د) خیلی

ه) همیشه

 

6) بدنم همواره مرطوب است

الف) هرگز

ب) بسیار کم

ج) تا حد متوسط

د) خیلی

ه) همیشه

 

7) نفسم منظم است

الف) هرگز

ب) بسیار کم

ج) تا حد متوسط

د) خیلی

ه) همیشه

 

8 ) احساس تنش در معده دارم

الف) هرگز

ب) بسیار کم

ج) تا حد متوسط

د) خیلی

ه) همیشه

 

 

نتیجه تست :

 

حالا امتیاز ها را با هم جمع کنید:

 

الف)1 امتیاز ب) 2 امتیاز ج) 3 امتیاز د) 4 امتیاز هـ) 5 امتیاز

 

امتیاز بین 32 تا 50

شما به اضطراب شدید مبتلا هستید, به طور حتم باید به روان شناس مراجعه کنید.

 

امتیاز بین 24 تا 32

اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال, می توانید با استفاده از کتاب های اضطراب آن را هم برطرف کنید.

 

امتیاز کمتر از 24

افراد طبیعی را می رساند که اختلال اضطرابی و مشکل عمده ای ندارند.

 

 

  عبادت و بندگی             

بررسی راههای تقویت ارتباط و تعامل میان مسجد و جوانان

بخش دوم

  طاهره سرچاهی - علی اكبری

امام جماعت

فردی كه می‌خواهد هدایت و مدیریت مهم‌ترین پایگاه توحید را به‌عنوان امام جماعت به‌عهده بگیرد باید از جهت‌های مختلف، دارای شرایط و ویژگی‌هایی خاصی باشد و بطور دایم در بدست آوردن و ارتقای این ویژگی‌ها در خود تلاش نماید. در انتخاب باید ویژگی‌های امام را از نظر فقهی، علمی- ظاهری - گفتار - برخورد و مهارتهای فنی، انسانی و نظری  یا تئوریك را لازم دانست و مد نظر قرار داد (گروه پژوهش‌های كاربردی مساجد، 86، ص172 )

پس نكاتی را در جذب جوانان به مساجد باید مورد توجه قرار دهد :

 1- برخورد مناسب: درك موقعیت سنی جوانان و شناخت نیازها و روحیات آنان توجه خاص می‌طلبد. اگر بتوانیم نیازها و سطح توقعات آنهارا شناسایی كنیم و برنامه‌ها و فعالیت‌های مسجد را با این شناخت هماهنگ كنیم، قطعا حركتی مثبت انجام داده‌ایم.

2- دوستی با جوانان: افزون بر شناخت جوان و برخورد مناسب ائمه جماعات باید با كنار گذاشتن برخی تشریفات و محدودیت‌های كاذب و غیر ضروری، با جوانان رابطه دوستی بر قرار كنند، و به آنان شخصیت بدهند و در ارتباط با اداره بخش‌های مسجد از آنان نظر خواهی كنند و آنان را دعوت به همكاری نمایند. و در مراكزی كه جوانان محل حضور دارند مانند دبیرستان‌ها، مراسم‌های جشن و شادی و مجالس ترحیم حضور پیدا كند تا جوانان بیشتری را شناسایی نماید و با ایجاد رابطه دوستی، آنان را از راه‌های گوناگون به مسجد بكشاند .

3- مطالعه و تحقیق: همواره توانایی علمی در جهت پاسخ‌گویی به سوالات و شبهاتی را كه در جامعه مطرح می‌شوند، داشته باشد در هر زمان و مكانی سوالات و شبهات خاصی ذهن و فكر جوانان را به خود مشغول می كنند . طبیعی است كه توانایی علمی امام جماعت برای پاسخ گویی به سوالات مراجعان سبب جلب اعتماد مردم و جوانان به آن ها می شود و آنان را به مساجد می كشاند .

4- تشویق: در دورا ن نوجوانی و جوانی، تشویق با خواسته‌های جوان تطابق دارد. ائمه جماعات می‌توانند با تشویق جوانانی كه در مسجد حضور پیدا می‌كنند، به نحوی كه با شخصیت و روحیات آنان سازگار باشد، پاسخی به نیازهای درونی در عرصه ذهن و عاطفه آنان بدهند. این گونه تشویق‌ها دوام حضور جوانان در مسجد و آغاز حضور دیگران را به انسان نوید می دهند.

5- آراستگی ائمه‌جماعات با اقتدا به سیره ائمه‌اطهار(ع): باید از آراستگی لازم برخوردار  باشند و توجه جوانان را جلب نمایند.

6- برقراری جلسات ویژه جوانان: امام باید بعد از مخاطب شناسی دقیق و آگاهی از نیازها و سلایق جوانان ، جلساتی را ویژه آنها تشكیل دهد و مفاهیمی از دین اسلام را برایشان بیان كند كه با سلایق، روحیات و نیازهای آنان متناسب باشد  جلسه نباید حالت سخنرانی و خطاب مستقیم داشته باشد ، بلكه باید به صورت گفتمان برگزار گردد تا جوانان بتوانند نظر و سوالهای خود را بیان كنند. مطالب در قالب مناظره، داستان، خاطره و پرسش و پاسخ بهتر قابل ارایه است. بهتر است قالب‌های گوناگونی انتخاب شود تا جلسات متنوع و جذاب گردد.

7- شناخت نیاز و روحیات جوانان : شناخت موانع برقراری ارتباط عمیق و پایدار بین جوان و امام جماعت، یكی از مهم‌ترین اقداماتی است كه امام جماعت باید انجام دهد، چون آگاهی از این موانع، در اتخاذ راهكاری صحیح و حساب شده برای رفع موانع لازم است. و با توجه به تفاوت‌های فردی و فرهنگی‌، شیوه و برخورد مناسبی را بر گزیند .

8- شركت جوانان در مدیریت مسجد: با دور اندیشی و بدون ایجاد حساسیت، در مدیریت و جهت‌دهی به فعالیت‌های مساجد، به موقعیت و اهمیت جوانان توجه داشته باشد به طوری كه جوانان، امام جماعت را نماینده مورد اعتماد تام الاختیار خود بدانند. (محمدی محسن، فروغ مسجد، 84 ص331-332-334)

ائمه مساجد در هر منطقه آموزشی میزبان دانش آموزان در مساجد  باشند.

9 - معرفی جوان نمونه: مناسب است در طول هفته یا ماه یا سال جوان نمونه معرفی گردد.

10- جایزه ویژه : برای تداوم حضور جوانان در مساجد بهتر است مورد تشویق قرار گیرد تقویت پایگاه بسیج : محیط جوان‌پسندانه بسیج، در جلب جوانان به مسجد موثر می‌باشد از این رو لازم است پایگاه های بسیج از جهت امكانات و موقعیت تقویت گردد تا زمینه‌های بیشتری را برای جلب و هدایت جوانان به وجود آورند ایجاد تشكیلات مخصوص جوانان تا اقدامات گوناگون در مورد جوانان را بطور منسجم هدایت و سرپرستی نماید ( همان ص347و348).

 

مسجد

مسجد با داشتن شرایط و ویژگی‌های خاصی خود، می تواند از جمله عوامل جذب جوانان به مسجد باشد. مدیریت صحیح و برنامه‌ریزی از سوی مسجد برای داشتن امكانات با تخفیفات هم برای جوانان و جامعه مفید است و هم عاملی در جهت جذب آنان می‌باشد. این ویژ‌گی‌ها عبارتند از فضای مناسب و ظواهر خوب آن، نظافت، وسایل صوتی و گرمازا و سرمازا، تصمیم‌گیری متمركز، ایجاد امكانات فرهنگی ورزشی،  استفاده از افراد خوش صدا (ماهنامه فاطر  مهر 87 ص45 )

 

امكانات و فعالیت های مسجد

گستردگی فعالیت ها و امكانات مسجد از نقاط قوت انهاست.

 امكانات: با توجه به روحیات و فضای فرهنگی جامعه، مسجد برای جذب جوانان می بایست دو نوع امكانات داشته باشد.

1- امكانات فرهنگی  2- امكانات ورزشی                  

 

 فعالیت‌ها

جوانان روحیات گوناگونی دارند و مسجد برای جلب جوانان، باید فعالیت‌های متعددی انجام دهد، تا بتواند هر گروه از جوانان را با یك شیوه خاص جلب كند.

 

برگزاری مسابقات

 یكی از فعالیت های پر دامنه و كم هزینه است كه در صورت مدیریت صحیح درآمد زا نیز خواهد بود.

 

سفرهای زیارتی و سیاحتی

 توجه به نكات ذیل لازم است مكان و محل اردو، زمان اردو

 

كلاسهای آموزشی

برگزاری برخی كلاس‌های كمك درسی، ورزشی، هنری مورد علاقه و اشتیاق جوانان هست.

 

بها دادن به جوانان

 اقدامات زیر در بها دادن به جوانان قابل توجه است: عضویت در هیئت امنا، مشورت و نظر خواهی، محول كردن فعالیت‌های مسجد به جوانان.

 

حضور شخصیت‌های محبوب و الگوهای جوانان در مسجد

جوان یكی از خواسته های اجتماعی اش ،الگو پذیری است، او در جامعه خواستار كسانی است كه در رفتار و گفتار برای او الگو باشند .

 

تبلیغات

 در دنیای امروز، تبلیغات نقش و جایگاه مخصوص به خود دارد. از این رو، انعكاس فعالیت‌های مسجد در بین مردم و اطلاع‌رسانی و آگاهی پیدا كردن نسل جوان از فعالیت‌های متنوع مساجد گامی دیگر در جهت جذب جوانان به مسجد است. تبلیغات دینی هوشمند و حساب شده دینی، می‌تواند جوانان را در مسیر دینداری و مسجد ثابت قدمتر نماید.

 

هیئت امنا

اعضای هیئت امنا ء در كار گروهی خود در مسجد، باید به دو اصل: توجه ویژه‌ای داشته باشند تا بتوانند گروهی منظم ، منسجم و موفق باشند

الف- وحدت فرماندهی زیرا توجه به اصل وحدت فرماندهی این نكته را به آنان می‌آموزد كه هر كس باید از یك ما فوق دستور بگیرد و كارهایش را با او هماهنگ سازد.

ب- اصل وحدت جهت: و اصل وحدت جهت نیز این مطلب را بیان می كند كه برای اجرای هر برنامه، باید یك مسئول، معین شود تا مدیر بتواند با هدایت همه فعالیت‌های معطوف به تحقق یك هدف معین، آنها را با هم هماهنگ سازد.

1-هیئت امنا به آسانی می‌تواند با برنامه‌ریزی مناسب‌، سنت بزرگ پیامبر و امامان معصوم در اموزش عمومی و همگانی قران و حكمت از طریق مساجد  را احیا  كند.

2-هم چنین می تواند از طریق فرهنگ‌سازی  قرانی، با تهاجم فرهنگی دشمنان  به مقابله عملی برخیزد و گامی بلند در جامعه‌سازی قرانی بر دارد. امام صادق(ع) می‌فرماید: بر شما باد توجه به نسل نوجوان، زیرا آنان به هر كار نیك ، اشتیاق بیشتری دارند.

3- و در شرایطی كه رادیو با 110 زبان دنیا، با برنامه شبانه روزی خود علیه اسلام و انقلاب اسلامی، تبلیغات حساب شده‌ای را سازماندهی نموده‌اند هیئت امنا كه مسئو‌لیت اداره مهم‌ترین كانون معنوی را پذیرفته‌اند، باید در صدد بر آید اصول و شیوه‌های تبلیغ در عصر حاضر را در یابد. امام علی(ع) به كمیل می‌فرماید: هیچ حركتی نیست مگر انكه تو در آن به شناخت نیازمند هستی. برای موفقیت در این مسئولیت، علم و آگاهی، مهربانی، و صمیمیت، تواضع و انعطاف‌پذیری، اخلاص و عدم توقع پاداش، توكل بر خداوند، اعتماد به نفس‌، شجاعت و دلسوزی، سعه صدر و استقامت، آراستگی، نظم و نرم خویی ویژگی‌هایی است كه باید خود را بدان آراست با نام خداوند و در حهت او، توجه به موقعیت، شناخت زمان و مكان و مخاطب، مطابق بودن نیاز، توجه به نیازهای اساسی و نهاد فطری انسان، رعایت اعتدال و توازن، در نظر گرفتن اولویت‌ها، توجه به تدریجی بودن، نرم، همراه با ادب و احترام، دوری از افراط و تفریط، اصرار بیهوده، پیراسته از لغو، ناسزا و تعصب‌های نا بجا، پیام دینی را بهتر  به مخاطبان جوان منتقل می‌كند. ( گروه پژوهش ص227 - 228  و 243 )

ادامه دارد ...

منبع : center.namaz.ir

 

  لينک های هفته             

 

پايگاه شهید مطهری

 

ماهنامه الکترونیکی مدیران آنلاین

 

گفتم عشق، گفت معلم - ویژه نامه روز معلم

 

همیشه فارسی - ویژه نامه روز ملی خلیج فارس

 

کتابخانه دیجیتالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

 

Electronic Journals and Periodicals in Psychology and Related Fields

دسترسی به نشريات الكترونيكی در حوزه روانشناسی