مجله شماره صد و هفتم    

شنبه 17 اردیبهشت 1390 3 جمادی الثانی 1432 7 می 2011  

 

 

 

 

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ 6 وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ 7 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ 8وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ 9

ترجمه فارسی مکارم

اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! هنگامى كه به نماز مى ‏ايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر و پاها را تا مفصل ( برآمدگى پشت پا) مسح كنيد! و اگر جنب باشيد، خود را بشوييد (و غسل كنيد)! و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكى از شما از محل پستى آمده ( قضاى حاجت كرده)، يا با آنان تماس گرفته (و آميزش جنسى كرده ‏ايد)، و آب (براى غسل يا وضو) نيابيد، با خاك پاكى تيمم كنيد! و از آن، بر صورت ( پيشانى) و دست ها بكشيد! خداوند نمى‏ خواهد مشكلى براى شما ايجاد كند; بلكه مى‏ خواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد; شايد شكر او را بجا آوريد! 6 و به ياد آوريد نعمت خدا را بر شما، و پيمانى را كه با تاكيد از شما گرفت، آن زمان كه گفتيد: س‏خ‏للّه شنيديم و اطاعت كرديم‏! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه خدا، از آنچه درون سينه‏ هاست، آگاه است! 7 اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! همواره براى خدا قيام كنيد، و از روى عدالت،گواهى دهيد! دشمنى با جمعيتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنيد، كه به پرهيزگارى نزديكتر است! و از (معصيت) خدا بپرهيزيد، كه از آنچه انجام مى ‏دهيد، با خبر است! 8 خداوند، به آنها كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده ‏اند، وعده آمرزش و پاداش عظيمى داده است 9

آيات امروز را می توانيد از طريق اين لينک هم مطالعه کنيد

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت علوی

قاطعيت
قاطعيت و پرهيز از شك و ترديد، از لوازم و شرايط اصلى موفقيت مديريت است . اين نكته نقش مهمى در حل و فصل امور و موفقيت سازمان ، در انجام دادن وظايف و ماءموريت هاى خود و دستيابى به اهداف از پيش تعيين شده دارد. درست است كه مدير قبل از تصميم گيرى و اقدام عملى ، به ويژه در مسائل مهم و حياتى ، بايد تاءمل كند، و به دقت تمام زواياى آن را نسنجيده و جوانب مختلف آن را مورد بررسى دقيق قرار دهد؛ ولى بعد از بررسى جوانب مختلف قضيه و مشورت با صاحب نظران ، قاطعيت در اتخاذ تصميم و اجراى آن نيز ضرورت دارد.
برخى از مديران در اتخاذ تصميم و اجراى آن ، بيش از حد ترديد مى كنند، و بعد از آماده شدن همه مقدمات و مهيا شدن همه شرايط لازم نيز توانايى و جراءت تصميم گيرى قاطع را ندارند، و يا در تصميم گيرى خود دچار اضطراب و دلهره هستند. اين وضعيت باعث مى شود كه ترديد و ابهام و سر در گمى در همه بدنه سازمان سرايت كرده و كارها در زمان مناسب به انجام نرسد؛ و سازمان از انجام دادن وظايف و ماءموريت هاى خود بازمانده و به اهداف مورد نظر نرسد. امام على (ع ) از شك و ترديد بى مورد نهى كرده و مى فرمايد:
لا تجعلوا علمكم جهلا و يقينكم شكا، اذا علمتم فاعملوا و اذا تيقنتم فاءقدموا ؛ (1) علم خود را به جهل ، و يقين خويش را به شك تبديل نكنيد. وقتى دانستيد عمل كنيد و زمانى كه يقين كرديد اقدام نماييد.
دقت در برخى از تصميم گيرى هاى امام على (ع ) نشان مى دهد كه آن حضرت همواره سعى مى كرد با در نظر گرفتن همه جوانب ، و دقت در زواياى مختلف مساءله ، تصميم منطقى و درستى براى آن اتخاذ كند. آن حضرت زمانى كه زواياى گوناگون قضيه و عواقب و پيامدهاى آن روشن مى شد و موقعيت براى تصميم گيرى مناسب مى گرديد، با قاطعيت كامل تصميم مى گرفت و اجرا مى كرد، و از سستى و تعلل در اجراى تصميم خود اجتناب مى ورزيد.

تنظيم وقت
نظم ، برنامه ريزى يكى از عوامل مؤ ثر در موفقيت مدير است ؛ چرا كه مدير سازمان از سويى كارها و وظايف متعددى بر عهده دارد، و از سوى ديگر وقت او محدود است . بنابراين ، اگر بخواهد به همه كارها رسيدگى كند، و تمام وظايف خود را انجام دهد، اقتضا مى كند كه وقت خود را به صورت منطقى تقسيم كند و كارهاى سازمان را طبق زمان بندى مناسب انجام دهد.
بدون توجه به اين اصل مهم ، بعيد است كه مدير بتواند وظايف و مسئوليت هاى خود را به صورت مناسب و به موقع انجام دهد و موفقيت خود و سازمان را تضمين كند.
امام على (ع ) تنظيم و توزيع وقت را هميشه مورد نظر داشته ، و به كارگزاران خود نيز رعايت اين اصل حياتى را توصيه مى نمود. ايشان در بخشى از عهدنامه خود به مالك اشتر مى فرمايد:
و امض لكل يوم عمله فان لكل يوم ما فيه ؛ (2) كار هر روز را در همان روز انجام بده ؛ زيرا هر روز كارى مخصوص به خود دارد.
امام على (ع ) در اين قسمت از عهدنامه ، علاوه بر توصيه مالك به داشتن نظم و زمان بندى مناسب براى انجام دادن كارها، اين نكته را به او سفارش ‍ مى كند كه از تاءخير در انجام دادن كارها و واگذاردن كار امروز به فردا بپرهيزد؛ زيرا براى هر روز كارى است غير از كار روز گذشته و روزهاى آينده نيز در تغيير است . چه بسا تغيير شرايط فردا به گونه اى باشد كه به هيچ وجه نتواند كار عقب افتاده امروز را به انجام دهد.
بنابراين ، تنظيم وقت و زمان بندى مناسب براى انجام دادن فعاليت هاى مختلف ، يكى از شرايط اصلى موفقيت مدير است ، اوست كه بايد وقت و زمان خود را به تناسب كارها و فعاليت هاى مختلف تقسيم كند، و براى انجام دادن هر يك از كارها، زمان خاصى را در نظر بگيرد، تا با كمبود وقت مواجه نشود و بتواند تمام وظايف و ماءموريت هاى خود را به بهترين شكل انجام دهد، و موفقيت خود، و كارآمدى سازمانش را تضمين كند.

شرح صدر
شرح صدر به معناى بهره مندى از ظرفيت وسيع روحى و فكرى ، و تحمل و حوصله فراوان است . اين حالت يكى از عوامل و شرايط اصلى مديريت موفق و كارآمد مى باشد.
مديرى كه سعه صدر و ظرفيت كافى ندارد، نمى تواند امور سازمان را به صورت صحيح و منطقى اداره كند و آن را به سر منزل مقصود رهنمون شود. كسى كه مى تواند امور يك مجموعه را به شيوه اى مطلوب اداره كند كه تحمل ، ظرفيت ، شكيبايى و حوصله كافى داشته باشد و از كم ظرفيتى ، تنگ نظرى و نابردبارى بپرهيزد.
امير مؤ منان على (ع ) سعه صدر را وسيله و ابزار لازم براى اداره امور دانسته و مى فرمايد:
آلة الرياسة سعة الصدر؛ (3) وسيله و ابزار رياست (و مديريت )، سعه صدر است .
سازمان ها همواره با مشكلات ، سختى ها و مسائل مختلفى روبه رو هستند، كه مديران بايستى به صورت منطقى و صحيح براى برطرف كردن آن ها اقدام كنند. كسى مى تواند در مقابل مشكلات و سختى ها به راه حلى منطقى دست يابد كه از توانايى، صبر، حوصله و مقاومت لازم برخوردار باشد؛ و اين صفات همان چيزى است كه شكل كلى آن را سعه صدر مى ناميم .
ذكر اين نكته لازم است كه هر اندازه دامنه مديريت فرد وسيع و گسترده باشد، به سعه صدر، ظرفيت و حوصله بيش ترى نياز دارد.
امام على (ع ) كارگزاران خود را به سعه صدر و داشتن ظرفيت بالا و صبر و حوصله سفارش مى نمود و به آنان توصيه مى فرمود كه نسبت به خواسته ها و نيازهاى مردم توجه داشته باشند؛ و با حوصله و تحمل به حل مشكلات و تاءمين خواسته ها و نيازهاى آنان همت گمارند و در اين زمينه به هيچ وجه خود را طلبكار مردم ندانند؛ بلكه خود را خدمتگزار و در اين زمينه به هيچ وجه خود را طلبكار مدم ندانند؛ بلكه خود را خدمتگزار آنان دانسته و با حلم و بردبارى براى خدمت بيش تر به مردم تلاش كنند.
امير مؤ منان على (ع ) نه تنها كارگزاران خويش را به سعه صدر توصيه مى كرد، كه خود بيش از آنان سعه صدر و بردبارى داشت ؛ و زمانى كه مديريت جامعه اسلامى را بر عهده گرفت ، با عموم مردم حتى با كسانى كه با آن حضرت مخالف بودند، با سعه صدر، گشاده نظرى ، عطوفت و حلم و بردبارى برخورد كرد، و از هر گونه تنگ نظرى ، كم ظرفيتى و نابردبارى پرهيز نمود.


منابع :
(1) نهج البلاغه، حكمت 274
(2) همان ، نامه 53
(3) همان ، حكمت 176.

 

  جمله مديريتی              

مديريت و قدرت

 

اوج كارآمدی مديريت اين است كه فرد بداند كه به چه مقدار و در كجا بايد از قدرت خود استفاده كند.

 

  حدیث مديريتی             

عبادات خالصانه

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند:

من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
 كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )

 

  طنز مديريتی              

چرخه توسعه نرم افزار

 

1- برنامه نویس برنامه نرم افزار را می‌نویسد و معتقد است كه هیچ خطایی ندارد.

2- نرم افزار تست می‌شود. 20 خطا پیدا می‌شود.

3- برنامه نویس 10 خطا را اصلاح می‌كند و به واحد تست توضیح می ‌دهد كه 10 مورد دیگر واقعاً خطا نیستند.

4- واحد تست نرم افزار متوجه می‌شود 5 مورد از اصلاحات انجام شده كار نمی‌كنند و 15 خطای جدید هم كشف می‌كند.

5- مراحل 3 و 4 سه بار تكرار می‌شود.

6- به خاطر فشار بازاریابی و اعلام عمومی زود هنگام كه بر اساس زمانبندی خوش‌بینانه برنامه نویسی انجام شده است، نرم افزار منتشر می‌شود.

7- كاربران 137 خطای جدید پیدا می‌كنند.

8- برنامه نویس پول خود را دریافت كرده است و دیگر نمی‌توان او را پیدا كرد.

9- تیم جدید برنامه نویسی تقریباً تمام 137 خطا را اصلاح می‌كند اما 546 خطای دیگر به نرم افزار اضافه می‌كند.

10- برنامه نویس اصلی به واحد تست نرم افزار كه پول كمی دریافت كرده‌اند از فیجی یك كارت پستال می‌فرستد. كل افراد واحد تست كار را رها می‌كنند.

11- شركت رقیب فرصت طلب با استفاده از سود حاصل از فروش آخرین نسخه نرم افزار كه 783 خطا دارد، شركت را می‌خرد.

12- مدیر عامل جدید تعیین می‌شود. او یك برنامه نویس استخدام می‌كند تا نرم افزار موجود را بازنویسی كند.

13- برنامه نویس برنامه نرم افزار را می‌نویسد و معتقد است كه هیچ خطایی ندارد...

 

 

  حکايت مديريتی            

درویشی در جهنم

 

 درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده می شود.

پس از اندک زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می کند و می گوید:

 - جاسوس می فرستید به جهنم!؟

از روزی که این آدم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می کند و ... 

 

حال سخن درویشی که به جهنم رفته بود این چنین است:

 - با چنان عشقی زندگی کن که حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند.

 

  تکنیک های موفقیت         

همیشه رئیس بمانید

 

برخی تصور می ‌كنند كه رئیس بودن فقط پشت میز نشستن، سیگار كشیدن و به دیگران دستور دادن است.
ممكن است برخی افراد از این كه می‌ بینند كسانی هستند كه از حرف‌هایشان اطاعت می ‌كنند و به آنها احترام می ‌گذارند احساس رضایت كنند ولی واقعیت این‌ طور نیست.
متأسفانه، آنچه شما می ‌بینید فقط یك درصد از زندگی آنها است، در واقع ساعات فراغت آنهاست. مطمئن باشید كه رئیس بودن الزامات و خصوصیات خاصی می ‌طلبد. یك رئیس هیچ وقت تعطیلی ندارد و 24 ساعت روز باید گوش به زنگ باشد.
هیچ ‌كس تا به حال با نشستن در رستوران‌ها و خوشگذرانی رئیس نشده است. برای رئیس شدن باید سخت تلاش كرد و همیشه هوشیار بود. نكاتی كه در زیر آمده است شما را برای رسیدن به این هدف كمك می‌كند.

1. اگر احترام می‌خواهید، احترام بگذارید:
یكی از اصلی ‌ترین قوانین موجود در ریاست این است كه افراد تنبل همیشه پس ‌رفت می ‌كنند. فقط افراد كمی هستند كه خود را از این قانون جدا می‌ كنند، اما اكثر مردم نمی ‌دانند به قدرت رسیدن از طریق راه‌های مناسب آسان ‌تر و قابل تحمل‌ تر از كندن تونل به سمت بالا با دستان خودشان است. به خاطر داشته باشید كه احترام گذاشتن به معنای چاپلوسی و تملق نیست.

2.
تصمیم‌گیرنده نهایی خودتان باشید:
تلاش برای به چنگ آوردن همه قدرت در یك زمان، نتایج متضادی در پی ‌خواهد داشت. اگر درگیر یك تصمیم‌ گیری هستید، ممكن است افراد كم ‌طاقت دیگری این تصمیم را به جای شما بگیرند.
شما به عنوان یك رئیس باید بتوانید زیردستانتان را آنقدر تحت جذبه و اختیار خود نگاه دارید كه به خود اجازه خیانت به شما را ندهند. اگر كسی به شما خیانت كرد، باید كاری كنید تا آن فرد را عبرتی برای سایر كارمندان شركت كنید، او را اخراج و یا از مقام خود عزل نمایید.

3.
با هوشیاری و ذكاوت تمام، شر بدخواهان را از سر خود كم كنید:
یك رئیس تأثیرگذار باید بتواند رقیبان و بدخواهان را از جلوی راهش بردارد. در مسیر شما به عنوان یك رئیس ممكن است افراد به ظاهر مهربان، اما در باطن بدخواه زیادی باشد كه بخواهند وارد مسیر شما شوند.

4.
از فرصت‌ها نهایت استفاده را ببرید:
وقتی به قدرت رسیدید، تازه زمانی است كه فشار را بر روی خود احساس می ‌كنید. لحظاتی وجود دارد كه یك نفر با یك ایده جالب و عالی، از فرصت استفاده كرده و پاورقی بر تاریخ زندگی دیگری می ‌شود.
در حقیقت، زندگی تركیبی از تقاطع و برخوردهای بین آن افرادی است كه انتخاب صحیح كردند و آنها كه انتخاب نادرست كردند. برای این كه نامتان ماندگار شود، باید از افرادی باشید كه گوش به زنگند و از فرصت‌ها بهترین استفاده را می‌برند. برای رئیس بودن باید از فرصت‌ها استفاده كنید وگرنه پشیمان خواهید شد.

5.
از همه بیشتر كار كنید:
بدون تلاش و كوشش فراوان هیچ وقت رئیس نخواهید شد. برای این كه فردی معروف شوی حداقل 20 سال تلاش لازم است. اگر همیشه برای انجام كار بیشتر اشتیاق داشته و هدفمند باشید، ساعاتی را كه روی آن سرمایه‌ گذاری كرده‌اید، فرصت‌های مناسبی پیش‌ روی شما قرار می‌ دهند و زمانی كه رئیس شدید همه دوست دارند كه جای شما باشند.

6.
روی شخصیت خود كار كنید:
می ‌توانید از یك تلاشگر 20 ساله به موفقیت یك شبه نائل شوید، فقط اگر برای آن تلاش كنید. اما برای این منظور نیازمند شخصیت هم هستید. برای خاطره‌انگیز كردن زندگی، تقلا و كشمكش نیز لازم است.
فراموش نكنید كه رئیس در وادی خطر زندگی می‌كند. چیزی كه به شما كمك می‌كند بتوانید مقام و موقعیت‌ تان را حفظ كنید این است كه كارهایی را انجام دهید كه دیگران از انجام آن واهمه دارند.

منبع:  سایت مدیریت منابع انسانی

 

  نکات مدیریتی             

آداب شرکت در میزگرد

اصغر کیهان نیا

 

شرکت در میزگرد و جلسات مذاکره امروزه در ابعادی گسترده مرسوم شده و چنانچه بخواهید حضوری فعال و مثبت داشته باشید، باید نکات زیر را رعایت کنید تا هم به نتیجه ای رضایتبخش برسید و هم به عنوان مهره ای سازنده و موثر مطرح شوید:
 1-
هنگام صحبت پیرامون موضوعی که از حیطه توانایی شما خارج است، ساکت باشید و اگر مورد سئوال واقع شدید، با صراحت ابراز بی اطلاعی کنید که در اینصورت به طور همزمان چند کار مثبت انجام می دهید:
 
الف: تواضع و فروتنی خود را به اثبات می رسانید.
 
ب : به اطرافیان آگاه خویش فرصت اظهار نظر می دهید.
 
ج : با این کار دیگران را وادار می سازید هنگام بیان مطالب شما سکوت کنند.
 2-
از زیاده گویی و پر حرفی خودداری کنید تا در مواقع لزوم میدان برای عرض اندام داشته باشید.
 3-
سعی کنید صادق باشید و بی پرده پوشی و مماشات گفته های خویش را بر زبان آورید. البته این موضوع را به خاطر داشته باشید که صداقت باید با درایت توأم باشد.
 4-
اگر بحث میان دو نفر به مجادله انجامید، خود را کنار بکشید و در صورت لزوم با کلماتی آرامبخش و خوشایند جوّ جلسه را تغییر دهید.
 5-
برای جلب توجه دیگران بی دلیل حق به ناحق ندهید. تصدیق گفته های دیگران باید مستدل و مبتنی بر حقانیت موضوع باشد.
 6-
میزگرد جای نطق و خطابه نیست، صرفاً درباره موضوع جلسه صحبت کنید و از حاشیه پردازی و مقدمه چینی بپرهیزید.
 7-
از خود تعریف نکنید و گفته های خود را با گوشه و کنایه به اطلاع دیگران نرسانید . جلسه جای چنین تسویه حساب هایی نیست.
 8-
مچ گیر و خود نما نباشید. کسانی که صرفاً برای خرده گیری از دیگران در جلسه حضور می یابند عضوی منفی تلقی می شوند و هرگز اعتباری کسب نمی کنند. ضمناً کارهایی را که خود انجام داده و به نتیجه رسانیده اید، به نمایش نگذارید.
 9-
هر پیشنهاد و طرحی باید با برنامه ریزی همراه باشد. انتقاد از دیگران نیز مستلزم ارائه راه حلی عملی و کارساز است.
 10-
اگر رئیس جلسه هستید، سعی کنید هدایت کننده و نتیجه گیر جلسه باشید و اینکار را با چنان درایتی انجام دهید که به غرور دیگران لطمه ای وارد نشود و طوری وانمود کنید که انگار نتیجه گیری حاصل تلاش همه اعضا بوده است.
 
سرانجام، اگر در یک نشست یا مذاکره به شخصی از خود راضی و خودبین برخوردید که همیشه خود را محق می پندارد و از دیگران توقع اطاعت دارد، موارد زیر را بسیار مؤدبانه با او مطرح کنید:
 
الف : خوشحالم که شما عقیده خود را بیان کردید.
 
ب : شما این طور فکر می کنید؟
 
ج : نظریات شما در مواردی صحیح است، اما همه چنین طرز فکری ندارند
 
این قبیل پرسشها او را به فکر وا می دارد، به طوری که از زیاده خواهی و سرسختی دست خواهد کشید و قبول خواهد کرد که همیشه حق !با او نیست.

 

منبع : راز موفقیت در بازار کار

 

  مقاله مدیریتی             

قدرت مدیریت فرایند

مترجم : داریوش روشن

 

مروری بر اقدامات انجام شده توسط پیشگامان توسعه بهبود بهره وری در قرن گذشته نشان می دهد كه، پیشرفت بهبود فرایند درنتیجه ابداعات درونی و یا در اثرتهدیدات بیرونی بوده است. بهبود درون سازمانی زمانی انجام می گیرد كه مدیریت شركت و فرهنگ تشویق، پاداش، و تشخیص بهبود با مشاركت كاركنان باشد. شركت سونی یك مثال بارز در این زمینه است. سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه هم عاملی كلیدی، برای نائل شدن به این موفقیت ها بوده است.
 
تهدیدات بیرونی هم، زمانی كه شرایط یا حوادث ابتكارات جدیدی را برای بهبود ایجاب كند. می تواند به بهره وری بیشتر بینجامد. به عنوان مثال، كتاب، ماشینی كه دنیا را تغییر داد، كه درباره فرایندهای تولیدی شركت تویوتا است. تولیدكنندگان خودرو را در آمریكا تحت فشار گذاشت كه یا خود را تطبیق دهند و یا صنعت خودرو را ترك كنند. تویوتا با سهیم كردن صنعت خودرو جهان در استانداردهای خود اكنون به عنوان یك الگوی موفق تولید خودرو به صورت فراگیر به كار گرفته می شود.
 
اما هنوز بیشترین عامل تغییر با وجود تمام این شرایط انتظارات مشتری برای كالای بهتر یا كیفیت خدمات بهتر است. اگر سازمانها بخواهند به نیازهای تغییرات بازار برسند (مشتریان) چه باید بكنند؟ یك پاسخ كلیدی در بهبود مستمر كسب و كار مدیریت فرایند (BUSINESS PROCESS MANAGEMENT) و ارزیابی، تجزیه و تحلیل و بهبود عملكرد از فرایندهای كلیدی براساس نیازهای مشتریان است.
 
گهگاه از كسب و كار مدیریت فرایند به عنوان كار مدیریت جامع نام برده می شود و تعریف دقیق فرایند عبارت است از یك سری وظایف تعریف پذیر تكراری و قابل اندازه گیری كه به نتایج رضایت بخشی برای مشتریان درونی و یا بیرونی منجر می شود.
 
اگرچه كسب و كار مدیریت فرایند به عنوان موج جدید، ابزار مدیریتی، در استرالیا، ارتقا پیدا كرده است، اما نگرش جدیدی نیست. زمانی كه به درستی مفاهیم كلیدی آن موردمداقه قرار می گیرد، ملاحظه خواهدشد كه دربرگیرنده عناصر مدیریت كیفیت، ۶ سیگما، ایزو ۹۰۰۰، ارزیابی تعالی سازمانی، بهبود مستمر، محك زنی، مهندسی مجدد، و مدیریت روابط با مشتریان است.
 
نتیجه كاربرد مدیریت فرایند در سازمانهای بخش خصوصی و عمومی موفقیت آمیز است چون از ابتدا مدیران ارشد را در بهبود فرایند درگیر می سازد. زیرا نگرشی ساده و منعطف به بازار است، ارائه دهنده نتایج جامع به مدیران ارشد است و مدیران ارشد به سرعت می توانند شاهد منافع حاصل از اجرای مدیریت فرایند باشند.
 
به گفته گارتنر(GARTENER) ، محقق جهانی تكنولوژی اطلاعات و مشاور سازمانی، تا سال ۲۰۰۵، حداقل ۹۰% از سازمانها فرایند مدیریت را به كار خواهند گرفت و سازمانهایی كه نقطه كانونی توجهشان استمرار در كنترل فرایند است یا اصرار در اجرای دستورالعملهای فرایندی پله ای را دارند و با منافع مدیریت فرایند مأنوس نیستند در رقابت با رقبایی كه مدیریت فــــرایند را اجرا می كنند شكست می خورند.
 
یكی از بزرگترین یافته های قدرت مدیریت فرایند در طول برنامه ریزی احتمالی پدیده سال دو هزار بود. سازمانها نیاز داشتند كه مطمئن شوند كه عملیات فراگیر خود را بعداز ژانویه سال ۲۰۰۰ نیز ادامه می دهند.
 
به تدریج موضوع كسب و كار مدیریت فرایند به عنوان عامل كلیدی راهگشا برای اطمینان یافتن، از ارتباط وظایف و عملیات موردبررسی قرار گرفت و بسیاری از فرصتهای بهبود فرایند در طول دوره سال ۲۰۰۰ كشف شد.
 
یك تحقیق آشكار كرد كه علت بیشترین موفقیتهای به دست‌آمده و ادغام شركتها انجام شده این بوده است كه از ابتدای كار، مدیریت فرایند به درستی انجام شده است. و مدیران ارشد به این دلیل به اهمیت كسب و كار مدیریت فرایند به عنوان روش بهبود بهره وری پی بردند چون به نتایج مثبتی منجر گردید.


 ●
سه مرحله كلیدی
 
ارزیابی فرایند درگیر تعیین نیاز مشتری، ترسیم مراحل فرایند، جمع آوری اطلاعات عملكرد و ارزیابی فرایند براساس اطلاعات كسب شده ذیل است.
 
۱- تجزیه وتحلیل فرایند براساس اطلاعات جمع آوری شده است و برای ارزیابی و طراحی برنامه بهبود فرایند به كار گرفته می شود.
 ۲ - بهبود فرایند درگیر اجرای طرح بهبود است با كسب نتایج بازخورد از مشتری و اصلاح برنامه در صورت لزوم و به كارگیری راه حل در كلیه سطوح سازمانی.
 
در اینجا باید پرسید كه مدیران ارشد باید چه كارهایی را انجام دهند؟ گروه مدیران ارشد باید توجه كنند كه بهبود نیازمند تعیین رهبر گروه بهبود و پشتیبانی از اجرای بهبود فرایند و اندازه گیری نتایج و تغییر از بازده های مالی سنتی به شاخصها و فرایندهای اندازه گیری كه در كارتهای امتیازبندی شده متوازن (BALANCED SCORE CARDS) ذكر شده است و این فرایندهای اندازه گیری بایستی بخشی از نظام اندازه گیری مدیریت باشد.


 ●
نتایج حاصله از اجرای مدیریت فرآیند
 ۱ - اخذ نتایج تحقیقی مثبت از وضعیت مشتریان و كاركنان؛
 
۲- كاهش زمــان چرخه برنامه ریزی و گزارش دهی؛
 ۳ - تاثیرگذاری بر كالاها و خدمات؛
 
۴- كاهش نرخ اشتباهات؛
 ۵ - كاهش زمان حمل و نقل و ترانزیت؛
 ۶ - برنامه ریزی به موقع؛
 ۷ - بهبود ارائه خدمات قابل دسترسی و پاسخگوبودن؛
 ۸ - جذب و نگهداری كاركنان شایسته.
 
و از این روگروه مدیران ارشد باید صبور باشند چرا كه نتایج بهبود فرآیند در كوتاه مدت حاصل نخواهد شد و آمادگی اصلاح نظام مدیریت (ساختار و سازمان) برای تطبیق با تغییرات فرآیند را داشته باشد.

 

مرجع : A.P.O.NEWS, JAN, ۲۰۰۳

 

منبع : www.vista.ir

 

  کلید هدایت               

همسایه ‌داری

کلام حق

وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً وَ ... وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ. (نساء: 36)

و به پدر و مادر و ... و همسایه خویشاوند و همسایه بیگانه و هم‌نشین و... نکویی ورزید.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

مؤمن نیست کسی که سیر بخوابد و همسایه‌اش گرسنه باشد.1 تا چهل خانه، همسایه به‌شمار می‌رود.( پیام پیامبر، ص 679)

جبرئیل پیوسته مرا به همسایه [و رعایت او] سفارش‌ها می‌کرد تا آنجا که گمان بردم خداوند، میراث برایش قرار می‌دهد. (پیام پیامبر، ص 679)

 

حضرت امیر

از علامت لئیمی و پستی، بدی همسایگی است؛ یعنی بد سلوکی با همسایه. (غررالحکم، ج 6، ص 20)

امام حسن نقل کرده است که شب جمعه‌ای، مادرم فاطمه را در محرابش دیدم که پیوسته رکوع و سجود می‌کرد تا سپیده صبح دمید. شنیدم که برای مردان و زنان مؤمن دعا می‌کند و از آنان نام می‌برد و برای آنان بسیار دعا می ‌کند، ولی برای خودش دعا نمی‌ کند. گفتم: مادر! چرا همان ‌گونه که برای دیگران دعا می‌ کنی، برای خودت دعا نمی ‌کنی؟ فرمود: پسرم! نخست، همسایه و سپس خانه. (الحکم الزاهره، ص 200)

 

امام موسی کاظم

خوش‌رفتاری با همسایه تنها خودداری از آزار او نیست، بلکه تحمل آزار او نیز هست. (آداب معاشرت، ص 97)

 

قند پارسی

در عقد بیع سرایی مردّد بودم. جهودی گفت: من از کدخدایان این محلتم. وصف این خانه، چنان‌که هست از من پرس. بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم به ‌جز آنکه تو همسایه‌ای.

 

خانه‌ای که چون تو همسایه است                ده درم سیـــم کــم عیـــار ارزد

لـــیـــکن امــیــدوار بـــاید بـــود                که پس از مرگ تو هزار ارزد

          (گلستان سعدی)

 

چو بد ناپسند آیدت، خود مکن                   پس آن‌ گه به همسایه گو، بد مکن

            (بوستان سعدی)

 

از عدالت نبود دور گرش پرسد حال           پادشاهی که به همسایه گدایی دارد

      (حافظ شیرازی)

 

من اینجا زار می ‌سوزم به تاریکی و تنهایی          وه ای همسایه غافل! تو را چون خواب می‌آید؟

                                 (امیر خسرو دهلوی)

 

هم ‌جواری قوی ‌ترین پایه است                   دل همسایه پیش همسایه است

   (رهی معیری)

 

همسایه نیک است تن تیره‌ات را جان         همسایه زهمسایه گیرد قیمت و مقدار

          (ناصر خسرو)

 

ضرب‌المثل

Better is a neighbour that is near, than a brother far off.

همسایه نزدیک، بهتر از برادر دور است.

 

Love your neighbour, yet pull not down your fence.

همسایه ات را دوست بدار، ولی نگذار حجاب میان شما فرو ریزد.

 

گر نکته ‌دان عشقی، بشنو تو این حکایت

مردی مهربان و بی‌آزار، همسایه ‌ای ناهموار و بد داشت. سال‌ها در کنار وی زیست و از او بسی ناسزا شنید و آزار دید؛ تا اینکه روزی همسایه بد اثاثیه‌اش را جمع کرد و خواست برای همیشه، شرش را از سر وی کوتاه کند.

در موقع رفتن، همسایه خوب شروع به گریه و زاری کرد. همسایه بد از این رخداد سخت متعجب شد و شرم‌زده پرسید: همسایه خوبم، سبب گریه چیست؟ من که در زمان همسایگی نسبت به تو جز بدی نکردم. چرا این‌قدر گریه می‌کنی؟ همسایه خوب جواب داد: از اینکه از همسایگی‌ام می‌روی، گریه نمی‌کنم، بلکه به حال بیچاره و سیاه‌روزی گریه می‌کنم که تو می‌خواهی همسایه ‌اش شوی. (احمد کیخا مقدم، امثال و حکم نیمروز، مشهد، نشر طوس، 1382، ص 337)

 

 

دانستنیها                          

روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر

به مناسبت 18 اردیبهشت روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر

این سازمان بین المللی که با هدف تخفیف آلام انسانی و حفظ و پیشرفت بهداشت عمومی تشکیل شد ، بر اساس موافقت نامه ژنو در سال 1864 میلادی و به خصوص به علت تلاش شخصی به نام ژن هنری دونان ( Jean Henry Dunant ) سوئیسی ، " صلیب سرخ " نام گرفت .
 
در سال 1862 ، دونان کتاب " خاطره ای از سولفرینو Solferino " را شرح داد و خواستار تشکیل جمعیت های امدادی داوطلب برای تسکین آلام این گونه آسیب دیدگان از جنگ شد .
 
او چنین بیان داشت که :
 "
آیا نباید امکاناتی در زمان صلح و آرامش وجود داشته باشد و جمعیت هایی امدادی با داوطلبانی ایثارگر و کاملاً صالح تشکیل شوند که هدف شان مراقبت از زخمی ها در زمان جنگ باشد ؟ "

 
وی پیشنهاد کرد که خدمت به زخمی های نظامی ، فعالیتی بی طرف محسوب شود و " انجمن ژنو امور عام المنفعه " با علاقه ی وافر از پیشنهاد وی استقبال کرد . در نتیجه ، یک کنفرانس بین المللی با شرکت نمایندگان 16 کشور در ژنو تشکیل شد و موافقتنامه 1864 میلادی برای بهبود وضع مجروحان جنگ ، تدوین شد و به امضای نمایندگان دوازده دولت از کشور های شرکت کننده رسید .
 
 
مواردی که در این موافقتنامه پیش بینی شد ، شامل موارد زیر بود :
 
 -
بی طرف شمردن متصدیان خدمات پزشکی نیرو های مسلح ،
 -
رفتار انسانی با زخمی ها ،
 -
بی طرفی غیر نظامیانی که داوطلبانه به کمک مجروحان جنگ می شتابند ،
 -
علامتی بین المللی به منظور مشخص ساختن اعضا و وسایلی که در این راه به کار می روند که بر اساس ملیت دونان و به تقلید از پرچم سوئیس ، به شکل صلیبی سرخ بر زمینه ای سفید انتخاب شد .
 
 
در سال 1963 میلادی ، در 88 کشور جهان ، جمعیت های ملی صلیب سرخ پدید آمد . همچنین دو گروه بین المللی دیگر که مرکز آنها نیز در ژنو بود ، دایر شد :
 
 
یکی " کمیته بین المللی صلیب سرخ " که در سال 1863 میلادی تأسیس شد و از 25 نفر از بزرگان سوئیسی تشکیل شده بود که هنگام جنگ به عنوان میانجی بی طرف خدمت کنند .
 
 
دوم " اتحادیه جمیعت های صلیب سرخ " بود که در سال 1919 میلادی تاسیس شد و هدفش کمک های متقابل و همکاری و توسعه فعالیت های مربوطه در زمان صلح بود .
 
 
فعالیت صلیب سرخ بین المللی از پایان جنگ جهانی دوم توسعه فراوانی یافت .
 
 
هلال احمر
 
در سال 1876 میلادی ، دولت عثمانی ( ترکیه ) به جای استفاده از نشان صلیب سرخ از معکوس رنگ های پرچم خود ، یعنی هلال ماه قرمز رنگ ( هلال احمر ) در زمینه سفید برای جمعیت ملی خود استفاده کرد . از آن به بعد در کشور های اسلامی به جای صلیب سرخ ، هلال احمر به عنوان نماد این سازمان به کار گرفته شد .
 
 
جایگاه جمعیت هلال احمر از نظر عرف بینالمللی نیز بسیار حائز اهمیت است .
 
 
در حال حاضر صلیب سرخ و هلال احمر بینالمللی بزرگ ترین شبکه بشر دوستانه غیر سیاسی و امداد رسانی جهانی را تشکیل میدهد .
 
 
امروزه در سطح بینالمللی یکی از معیار های سنجش میزان فعالیت های بشردوستانه و غیرسیاسی در هر کشور ، وضعیت جمعیت ملی صلیب سرخ و یا هلال احمر و عدم وابستگی و غیرسیاسی بودن آن است .
 
 
کمیته بین المللی صلیب سرخ ( ICRC ) ، که مقر آن در ژنو ( سوئیس ) قرار دارد ، سازمانی است بی طرف ، بی غرض و مستقل که وظیفه منحصراً بشردوستانه آن عبارت است :
 
 
حفاظت از زندگی و کرامت قربانیان جنگ و نیز خشونت داخلی ، و یاری رساندن به آن ها. فعالیت های کمیته بین المللی بر پایه مقررات حقوق بشردوستانه استوار است و در موارد سیاسی ، دینی و عقیدتی بی طرف است ..
 
کمیته بین المللی ، کار هدایت و هماهنگ سازی فعالیت های امدادی نهضت را در مواقع منازعات به عهده دارد . وانگهی ، تلاش می ورزد با ترویج و تقویت حقوق بین الملل بشردوستانه و اصول بشردوستانه جهانی ، از بروز آلام انسانی جلوگیری کند . کمیته که در 1863 تأسیس شده است ، منشاء نهضت بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر است .
 
 
هلال احمر در ایران
 
دولت ایران در سال 1301 جمعیت ملی هلال احمر خود را تأسیس نمود ، ولی به جای استفاده از نشان صلیب سرخ و یا هلال احمر ، علامت شیر و خورشید سرخ را به عنوان نشان جمعیت خود انتخاب کرد و با تلاش ها و پیگیری متمادی دولت و جمعیت ایران ، سرانجام علامت شیر و خورشید در کنفرانس ژنو در سال 1929 به عنوان نشان سوم مورد حمایت بین المللی ، به تصویب رسید .
 
 
از آن پس سه نشان صلیب سرخ ، هلال احمر و شیر و خورشید سرخ به عنوان نشانه های رسمی بین المللی شناخته شدند .
 
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در سال 1359 ، دولت ایران با ارسال نامهای به دولت سوئیس به عنوان امین و نگاهدارنده قرارداد های چهارگانه ژنو ، اعلام نمود که استفاده از شیر و خورشید سرخ را به تعلیق درآورده و به جای آن از علامت هلال احمر استفاده خواهد نمود .
 
 
از آن پس جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران به جمعیت " هلال احمر جمهوری اسلامی ایران " تغییر نام داد .
 
 
ارکان قانونی نهضت
 
نهضت دارای سه رکن قانونی است که چهارچوبه های عمده تفکر و کار آنرا تعیین می کنند و یوند های حیاتی را برای یگانگی اجزاء آن فراهم می سازند . ارکان قانونی نهضت عبارتند از :
 
 -
کنفرانس بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر ؛
 -
شورای نمایندگان نهضت بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر ؛
 -
کمیسیون دائمی صلیب سرخ و هلال احمر .
 
 
کنفرانس بین المللی
 
کنفرانس بین المللی عالی ترین رکن اصمیم گیری نهضت است و مجمعی است برای بحث درباره امور مورد علاقه مشترک دولت ها و نهضت .
 
کنفرانس بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر ، هیات های نمایندگی زیر را از درون نهضت و نیز از دول امضاء کننده قرارداد های ژنو گردهم می آورد تا در محیطی غیر سیاسی درباره اقدامات عرصه بشردوستانه بحث و تصمیم گیری نمایند :
 
 -
جمعیت های ملی ( در حال حاضر : 178 جمعیت ملی ) ؛
 -
کمیته بین المللی صلیب سرخ ؛
 -
فدراسیون بین المللی ، و
 -
دول امضاء کننده قرارداد های ژنو ( در حال حاضر : 188 کشور ) .
 
 
هریک از هیات های نمایندگی تنها دارای یک رای هستند . افزون بر این ، نمایندگان بیش از 60 سازمان دولتی ، غیر دولتی ، منطقه ای یا تخصصی نیز در کنفرانس بین المللی به عنوان ناظر شرکت می جویند اما حق رای ندارند .
 
 
اقدامات عمده حقوق بشردوستانه که در کنفرانس ها مورد بحث و تصمیم گیری قرار می گیرند عبارتند از :
 
 -
توسعه حقوق بین الملل بشردوستانه ؛
 -
اجرای عملی هنجار ها و معیار های آن تا تضمین گردد مورد احترام می باشند ؛
 -
تقویت همکاری میان صلیب سرخ / هلال احمر و دولت ها در عرصه بشردوستانه ؛
 -
هماهنگ سازی یاری بشردوستانه بین المللی ؛
 -
یاری به پناهندگان و آوارگان ؛
 
 
کنفرانس ، علی الاصول ، هر چهار سال یک بار برگزار می شود اما از آنجا که هدف آن فراهم ساختن جایگاهی برای گفتگوی میان نهضت و دولت ها می باشد ، گهگاه ، رواید های سیاسی موجب تعویق یا عدم برگزاری آن می شوند .
 
 
شورای نمایندگان
 
شورای نمایندگان ، هیات نمایندگی به شرح زیر را گرد هم می آورد :
 
 -
جمعیت های ملی ؛
 -
کمیته بین المللی صلیب سرخ ؛ و
 -
فدراسیون بین المللی .
 
 
شورای نمایندگان ، اجلاس اجراء خود نهضت است ، و از این رو دولت ها در آن حضور ندارند . شورا در مناسبت های برگزاری هر کنفرانس بین المللی ، علی الاصول ، در مناسبت های برگزاری هر مجمع عمومی فدراسیون ، تشکیل جلسه می دهد .
 
 
وظایف شورای نمایندگان به شرح زیر است :
 
 -
تصویب دستور کار موقت بین المللی ؛
 -
پیشنهاد نام نامزد های احراز مقام های کنفرانس بین المللی ( رئیس و نواب رئیس کنفرانس و کمیسیون ها و گزارشگران کمیسیون ها . )
 
 
کمیسیون دائمی
 
کمیسیون دائمی مرکب از نه عضو به شرح زیر است :
 
 -
پنج عضو به انتخاب کنفرانس بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر ؛
 -
دو عضو از کمیته بین المللی صلیب سرخ ، که یکی از آنها رئیس کمیته خواهد بود ؛
 -
دو عضو از فدراسیون بین المللی ، که یکی از آنها رئیس فدراسیون خواهد بود .
 
 
کمیسیون دائمی ، امین کنفرانس بین المللی است و مسئولیت آماده سازی آن را به عهده دارد .
 
عمده وظایف آن به شرح زیر است :
 
 -
ترویج هماهنگی در کار نهضت و هماهنگ سازی بخش های نهضت ؛
 -
ترغیب و پیشبرد اجرای قطنامه های کنفرانس ؛
 -
بررسی موضوعات مربوط به کل نهضت ؛
 -
انجام ترتیبات لازم جهت برگزاری شورای نمایندگان ؛
 
 
در صورت تصمیم نهائی کنفرانس ، کمیسیون دائمی ، در فواصل زمانی کنفرانس ها ، مسئول رفع اختلاف آراء در زمینه تفسیر و مصداق پذیری اساسنامه و آیین نامه های نهضت ، و همچنین مسائلی است که کمیته بین المللی صلیب سرخ یا فدراسیون در مورد اختلافاتی که با هم دارند به آن ارجاع می نمایند .
 
 
کمیسیون دائمی ، رئیس خود را راساً بر می گزیند ، و دستکم سالی سه بار تشکیل جلسه می دهد .


 منابع :
tebyan.net ، www2.irna.ir

 

  مباحث فرهنگی            

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (س)

  نام:

 فاطمه بنت محمد.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: دخترم از این جهت فاطمه نامیده شده که خداوند او و دوستانش را از آتش جهنم رهایى بخشیده است.

 

کنیه:

 ام‏ابیها وام‏النّبى (ص).

 

القاب:

 صدیقه، مبارکه، طاهره، راضیه، مرضیه، زکیّه، محدّثه و بتول.

مشهورترین لقب آن حضرت زهرا است.

 

منصب:

معصوم سوم و یکى از پنج بانوى قدسى. همچنین آن حضرت، دختر معصوم، همسر معصوم و مادر معصوم نیز هست.

 

تاریخ ولادت:

 بیستم جمادى الآخره سال پنجم بعثت.

برخى سال تولد آن حضرت را، دوم بعثت و برخى دیگر پنج سال قبل از بعثت پیامبر (ص)، سالى که قریش، کعبه را تجدید بنا کرد، مى‏دانند. آن حضرت، آخرین دختر پیامبر اکرم (ص) و محبوب‏ترین آنان نزد رسول خدا (ص) بود.

 

محل تولد:

 مکه معظّمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).

 

نسب پدرى:

رسول خدا محمد مصطفى (ص) بن عبدالله بن عبد المطلب(ع).

 

مادر:

 خدیجه بنت خویلد. این بانوى مکرّمه که ام‏المؤمنین و جدّه ائمه‏ معصومین (ع) است، نخستین همسر و یاور پیامبر اکرم (ص) بود که با جان و مال خویش در خدمت آن حضرت بوده و نهال اسلام را آبیارى و بارور کرد. به همین دلیل خداوند متعال وى را در ردیف زنان مقدس و عرشى قرار داده است. پیامبر اکرم(ص) درباره شخصیت خدیجه و خدماتش فرمود:

وَاللّهِ ما أبدَلَنى اللّهُ خَیْراً مِنْها، امَنَتْ بى حینَ کَفَرَ النّاسُ وَ صَدَقَتْنى اِذْ کَذَبَنى النّاسُ وَ واسَتْنى بِمالِها اِذ حَرَمنى النّاسُ وَرَزَقَنى مِنْهاَ اللّهُ الْوَلَدَ دُونَ غَیْرِها مِنَ النِّساءِ.

سوگند به خدا بهتر از او را خداوند براى من جایگزین نکرده است. او به من ایمان آورده بود در حالى که مردم کفر ورزیده بودند؛ و مرا تصدیق کرده، در حالى که مردم تکذیبم کرده بودند؛ و با اموالش با من مواسات کرده، در حالى که مردم محرومم کرده بودند؛ و خداوند از او به من فرزندانى روزى کرد و از سایر زنان چنین موهبتى نصیبم نشد.

مدت همسرى با امام على(ع): از سال دوم هجرى در سن نه سالگى تا سال یازدهم، به مدت نه سال.

 

تاریخ و علت شهادت:

 سوم جمادى الآخر سال 11 هجرى، 95 روز پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) به خاطر تألمات و رنج ‏هایى که پس از وفات رسول خدا(ص) و غصب خلافت امیرالمؤمنین على (ع) متحمل شده بود و پس از چهل (یا45) روز بیمارى به شهادت رسید.

 

محل دفن:

 نامعلوم است. ممکن است مزار آن حضرت، در قبرستان بقیع یا در روضه پیامبر اکرم (ص) یا در منزل آن حضرت (ص) و یا در مکان دیگرى باشد که بنا به وصیت آن حضرت، محل دفن ایشان از چشم دیگران پنهان مانده است.

 

همسرارجمند:

 امیرالمؤمنین، امام على‏بن ابى طالب(ع).

 

فرزندان:

 1. امام حسن مجتبى (ع). 2. امام حسین (ع). 3. زینب کبرى (س). 4. ام‏کلثوم (س).

 

همچنین حضرت فاطمه (س) فرزندى را حامله بود که پیامبر اکرم (ص) وى را محسن نامیده بود و پس از رحلت رسول خدا (ص) بر اثر فشارهاى روحى و قرارگرفتن حضرت فاطمه (س) بین در و دیوار خانه، توسط مهاجمان، سقط شد.

 

اصحاب و یاران:

 1. ام ‏هانى بنت أبى طالب. 2. أمامه بنت ابى العاص. 3. أسماء بنت عمیس. 4. ام ‏سلمه. 5. ام ‏ایمن. 6. فضّه. 7. سلمى بنت عمیس (همسر حمزه سیّدالشهداء) و

 

زمامداران معاصر:

1. پیامبر اکرم، حضرت محمد (ص) (11-1ق.). 2. ابوبکربن ابى قحافه (13-11ق.).

 

به خاطر مقام معنوى و عرفانى حضرت فاطمه زهرا (س) پدرش، حضرت محمد (ص) او را بسیار گرامى مى ‏داشت و بر همگان برترى مى‏ داد. در این ‏باره، روایات فراوانى است که به نقل چند روایت از آن ها بسنده مى‏ کنیم:

 1. قالَ رسول اللّه (ص): یا فاطِمَة! ألاتَرْضِینَ أن تَکُونی سَیِّدَةُ نِساءِ الْعالَمینَ وَسَیِّدَةُ نِساءِ هذِهِ الاُمّةِ وَ سیِّدَةُ نِساءِ الْمُؤمِنینَ.

 اى فاطمه! آیا خوشحال نیستى از این‏که سیّده بانوان دو جهان (دنیا و آخرت) و سیده زنان این امت (اسلام) و سیّده بانوان مؤمنان هستى؟

 2. خَرَجَ النَّبِیُ (ص) وَهُوَ آخِذُ بَیَدِ فاطِمةَ، فَقالَ: مَنْ عَرَفَ هذِهِ فَقَدْ عَرَفَها وَمْنَ لَمْ یَعْرِفْها فَهِىَ فاطِمَةُ بِنْتَ محُمَّدٍ وَ هِىَ بَضْعَةُ مِنّى، وَ هِىَ قَلْبى، وَ رُوحى اَلّتى بَیْنَ جَنْبى، فَمَنْ آذاها فَقَدْ آذانى وَ مَنْ آذانى فَقَد آذى اللّه تَعالى‏.

 پیامبر اکرم (ص) در حالى که دست فاطمه را گرفته بود، از منزل بیرون آمد و فرمود: هر کسى این شخص را مى‏شناسد، که مى‏شناسد، و هر کسى او را نمى‏شناسد، بداند که او فاطمه، دختر محمد مصطفى (ص) است. او نوردیده من، قلب من و روح من در کالبد من است. هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است، و هر کس مرا آزار دهد، خداى سبحان را آزرده است.

3. قال رَسُولُ اللّهِ (ص): یا فاطِمَة! اَنَ‏اللّه عزَّوَجَلَّ یَغْضِبُ لِغَضَبِکَ وَ یَرْضى لِرَضاکَ.

اى فاطمه! خداى عزّوجلّ با خشم تو به خشم خواهد آمدو با رضایت تو راضى خواهد شد.

 

بدین گونه، پیامبر اکرم (ص) فضیلت و برترى فاطمه زهرا (س) را بر اطرافیان و مسلمانان عصر خویش اعلام نمود؛ اما پس از رحلت پیامبر گرامى (ص) و در عصر خلیفه اوّل (ابى بکربن ابى قحافه) فاطمه زهرا (س) در حالى که در فراق پدرش شدیداً اندوهگین بود، مورد بى‏مهرى و حتى اسائه ادب متولیان امور قرار گرفت. آنان هم از جهت سیاسى، هم از جهت اقتصادى و هم از جهت عاطفى صدمات شکننده‏اى بر آن حضرت روا داشتند، به گونه ‏اى که این الگوى بانوان عالم پس از رحلت پدرش بیش از 95 یا 75 روز زنده نماند و از این مدت نیز حدود 45 روز را در بستر بیمارى به سر برد.

 

داستان ذیل که از منابع اهل سنّت نقل شده است، نشان دهنده حرمان و آزارهایى است که فاطمه زهرا (س) از سوى زمامداران عصر خویش دیده و نیز نشانى است از عدم رضایت آن حضرت از آنان.

اِنَّ فاطِمَةَ تَمسَّکَتْ بِحَقِّها بِالْکامِل، وَ عَلِمَتْ بِالْمُناقِشاتِ الَّتى دارَتْ بَیْنَ زَوجِها وَ الصّدیق وَ عُمَرِ، فَاعْتَکَفَتْ فى مَنْزِلِها وَ امْتَنَعَتْ عَنْ مُقابِلَةِ الصِدّیق، اِلى‏ أنَ قالَ عُمَر لاَبى بَکر: اِنْطَلِقْ بنا اِلى‏ فاطِمَة فَإنّا قَدْ اَغْضَبْناها وَ اسْتَأذَنا عَلى فاطِمَة فَلَمْ تَأذَنْ لَهُما. فَأِتیا عَلِیّاً فَکَلَّماهُ.

فاطمه (س) خواهان تمام حقش بود و از مناقشاتى که بین همسرش، على(ع) (درباره خلافت) و ابوبکر و عمر جریان داشت،با خبر بود. آن حضرت، معتکف خانه خویش شده و از روبه‏رو شدن با خلیفه امتناع مى‏ورزید تا این‏که روزى عمر به ابى بکر گفت: بامن بیا تا نزد فاطمه (س) برویم؛ چه این‏که ما او را به خشم آورده‏ایم. به درِ خانه فاطمه (س) آمدند و از او تفاضاى ملاقات نمودند. آن حضرت به آنها اجازه ملاقات نداد. آنان نزد على (ع) آمدند و با او سخن گفتند (و از وى درخواست ملاقات با فاطمه (س) را نمودند). با وساطت على (ع) آنان اجازه ملاقات یافته و بر حضرت فاطمه(س) وارد شدند و روبه‏روى آن حضرت نشستند. حضرت فاطمه (س) چهره از آنها به سوى دیوار برگرداند. آنان به فاطمه (س) سلام گفتند. فاطمه (س) با صداى ضعیفى جواب سلام داد.

ابوبکر آغاز سخن کرد و گفت: اى دخت رسول خدا! سوگند به خدا، براى من قرابت پیامبراکرم (ص) دوست داشتنى‏تر است از قرابت با خود من، و تو نزد من، محبوب‏تر از دخترم، عایشه هستى. سوگند به خدا دوست داشتم روزى را که پدرت رسول خدا (ص) وفات یافت، من هم مرده بودم و پس از او زنده نمانده بودم. 

آیا تو گمان دارى که من تو را بشناسم و فضل و شرفت را بدانم، در عین حال از حقت و از میراث پدرت رسول خدا(ص) تو را باز دارم؟ آیا تو از پدرت، پیامبر اکرم (ص) نشنیدى که فرموده بود: آنچه از ما به جاى مانده است، ارث برده نمى‏شود. آنها صدقه است؟

در این هنگام، فاطمه (س) گفت: آیا مى‏خواهید حدیثى را از رسول خدا(ص) براى شما روایت کنم تا شما آن را بدانید و به آن عمل نمایید؟ آنها گفتند: بلى، مى‏خواهیم بشنویم. 

فاطمه (س) گفت: آیا از پیامبر اکرم (ص) نشنیده بودید که فرمود: رضایت فاطمه، رضایت من است و خشم فاطمه، خشم من است. پس هر کس که فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هر کسى فاطمه را خشنود کند، مرا خشنود کرده است و هر کس فاطمه را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.

آن دو گفتند: بلى این حدیث را از پیامبر (ص) شنیده بودیم.

فاطمه (س) گفت: پس من خدا و فرشتگانش را گواه مى‏گیرم که شما مرا به خشم آوردید و خشنودى مرا فراهم نکردید. هر آینه من در حالى پیامبراکرم (ص) را دیدار مى‏کنم که از شما در نزد او شکوه‏مندم.

ابوبکر گفت:اى فاطمه! من از خشم پدرت و از خشم تو به خدا پناه مى‏برم.

در این هنگام ابوبکر به شدت گریست. او به قدرى گریه کرد که نزدیک بود جان به لب شود.

باز فاطمه (س) به آنها گفت: به خدا سوگند در هر نمازى که بر پاى دارم، شما را نفرین مى ‏کنم. 

آنان از نزد فاطمه (س) بیرون رفتند. ابوبکر در حالى که مردم، اطرافش را گرفته بودند و او گریه مى‏کرد، گفت: هر یک از شما با محرم خویش شب را به صبح مى‏رسانید و به خانواده خود شادمان هستید، مرا ترک کردید. من در شادى شما نیستم. مرا به بیعت شما نیازى نیست، بیعت مرا پس گیرید و.

 

آرى، این چنین بود وضعیت حضرت فاطمه (س) پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و متولیان امور. آنان در خصوص سفارش قرآن نسبت به اقربا و اهل بیت پیامبر(ص) (قُلْ لا اَسْئَلُکُم عَلَیْهِ اَجْراً اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى القُربى‏) این گونه عمل کرده و مزد رسالت را دادند!  

 

رویدادهاى مهم:

1. سهیم بودن حضرت فاطمه(س) در تحمل رنج و آزار مسلمانان و تبعید و محاصره خاندان پیامبر اکرم (ص) در شعب ابوطالب، به مدت سه سال، توسط قریش. 

2. درگذشت مادرش، خدیجه کبرى (س) در سال دهم بعثت، سه سال پیش از هجرت پیامبر اکرم (ص)، پس از رهایى از محاصره شعب ابوطالب. 

3. هجرت از مکه معظّمه به مدینه مشرّفه، در ربیع الاول سال سیزدهم بعثت، به‏همراه خاندان پیامبر اکرم (ص) و سایر مسلمانان. 

4. تسکین آلام و رنج‏هاى پیامبر اکرم (ص) در مسافرت‏ها و غزوات آن حضرت. 

5. خواستگارى على بن ابى‏طالب (ع) از حضرت زهرا (س) و موافقت پیامبراکرم (ص) و حضرت زهرا (س) با آن.

6. برگزارىِ مراسم عقد ازدواج حضرت زهرا (س) با امام على (ع) در سال دوم هجرى.

7. تولد امام حسن مجتبى (ع)، نخستین فرزند خانواده، در نیمه رمضان سال سوم (یا دوم) هجرى.

8. تولد امام حسین(ع) در شعبان سال چهارم (یا سوم) هجرى، زینب کبرى، در سال پنجم هجرى و ام کلثوم، در هفتم هجرى.

9. وقوع جنگ احد و کشته شدن برخى از یاران نزدیک پیامبر(ص) از جمله، حمزه، عموى آن حضرت، در شوال سال سوم هجرى، و اندوه و گریه فاطمه زهرا(س) در شهادت حمزه (ره).

10. وقوع نبرد خیبر میان مسلمانان و یهودیان، و پیروزى پیامبر اکرم (ص) در این جنگ، و اعطاى باغ فدک (از اراضى خیبر) به دخترش فاطمه زهرا (س)، در سال هفتم هجرى.

11. وقوع مباهله میان پیامبر اکرم (ص) و مسیحیان نجران، و حضور حضرت على (ع)، فاطمه زهرا (س) و حسنین (ع) به همراه پیامبر (ص) در این مباهله.

12. رحلت جانسوز پدرش، حضرت محمد (ص)، در 28 صفر سال یازدهم هجرى، و اندوه شدید و سوگوارى حضرت فاطمه (س) در این مصیبت.

13. انتخاب ابى‏بکر بن ابى قحافه به خلافت، توسط گروهى از مهاجران و انصار مدینه، پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، در سال یازدهم هجرى.

14. اعتراض امام على (ع) و طرفداران اهل بیت (ع) به انتخاب ابى بکر و تحصن گروهى از صحابه پیامبر (ص) در خانه فاطمه زهرا (س).

15. حمله مأموران خلیفه اوّل به دستور عمر بن خطاب به خانه فاطمه زهرا(س) جهت شکستن تحصن طرفداران اهل بیت (ع) و اخراج اجبارى امام على (ع) و بیعت ایشان با ابوبکر.

16. امتناع فاطمه (س) از اخراج اجبارى همسرش على (ع) و بستن درِ خانه بر روى مأموران حکومتى.

17. شکستن حرمت خاندان پیامبر اکرم (ص) از سوى مأموران خلیفه، در سوزاندن درِ خانه فاطمه (س) و تخریب درِ نیم‏سوز بر روى فاطمه(س)، و شکستن پهلوى آن حضرت، در هنگام ورود اجبارى به خانه و بردن حضرت على (ع) به مسجد النبى (ص).

18. سقط جنین فاطمه (س) در پى تهاجم وحشیانه مأموران خلیفه و فشار فاطمه‏زهرا(س) بین دیوار و در نیم‏سوز خانه آن حضرت.

19. غصب باغ فدک فاطمه زهرا (س) توسط حکومت وقت و اسائه ادب عمر بن خطاب به آن حضرت در پاره کردن سند ملکیت فدک.

20. رفتن فاطمه زهرا(س) به مسجدالنبى (ص) و سخنرانى مستدل و اعتراض‏آمیز آن حضرت به رفتارهاى نارواى خلیفه و اطرافیان وى.

21. آغاز بیمارىِ دراز مدت فاطمه زهرا (س) و عزلت‏گزینى و دورى جستن آن حضرت از مردم.

22. عدم اجازه فاطمه زهرا (س) به ابوبکر بن أبى قحافه و عمر بن خطاب براى ملاقات با آن حضرت.

23. ملاقات ابوبکر و عمر با فاطمه زهرا (س) با وساطت امام على (ع) و اظهار صریح فاطمه زهرا (س) از عدم رضایت از آن دو.

24. وصیت فاطمه زهرا (س) به همسرش، امام على (ع)، در واپسین روزهاى زندگى خویش.

25. شهادت فاطمه زهرا (س)، دختر جوان پیامبر اکرم (ص)، تنها پس از گذشت 95 روز از رحلت آن حضرت، در سوم جمادى الثانى سال یازدهم هجرى.

26. غسل و کفن نمودن بدن مطهر فاطمه زهرا (س) به دست امام على (ع) با کمک اسماء بنت عمیس، و تشییع جنازه وى توسط چند نفر از خواص شیعه، و دفن شبانه آن حضرت به دور از چشم دیگران با سفارش خود فاطمه زهرا (س).

 

منبع : شاهوار

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

با این ۹ سؤال، سطح خوبی خودتان را بدست آورید

 اعظم ولی قیداری

 

اکثر مردم دوست دارند فکر کنند که انسان های خوبی هستند ولی حقیقت تلخ این است که بیشتر مردم آنقدرها هم که فکر می کنند خوب نیستند. ۹ سوال وجود دارد که مشخص می کند که آیا شما واقعا انسان خوبی هستید یا نه؟ همچنین به شما کمک می کند که انسان خوبی شوید.

 

۱) آیا با دیگران احساس همدلی می کنید؟

یکی از مواردی که در مورد انسان های خوب وجود دارد، این است که آنها طوری به دیگران اهمیت می دهند که بقیه نمی توانند. آنها دردها و ناراحتی های دیگران را احساس می کنند و بیان می کنند که آنها را می فهمند.

 

۲) آیا عمدا به دیگران آسیب نمی رسانید؟

انسان های خوب به دیگران آسیب نمی رسانند.

 

۳) آیا در مقابل کارهایی که برای دیگران انجام می دهید، توقعی دارید؟

انسان های خوب به خاطر حس انسان دوستی که دارند کارهایی انجام می دهند، برای همسایه شان برای دوستان و خانواده شان و برای جامعه شان. خلاصه اینکه آنها کارهایی را برای دیگران انجام می دهند بدون اینکه چشم داشتی داشته باشند.

 

۴) آیا برای انجام کارهایی که به شما کمکی نمی کند، وقت می گذارید؟

معمولا انسان های خوب مقداری از وقتشان را صرف انجام کارهایی که باید انجام شود یا انسان هایی که احتیاج به کمک دارند می کنند. آنها این کارها را انجام می دهند به خاطر اینکه به آنها احساس خوبی می دهد نه به خاطر جایزه یا شناخته شدن و مورد توجه قرار گرفتن.

 

۵) آیا وقتی با دیگران برخورد یا با آنها معامله می کنید ادب را رعایت می کنید، مهربان هستید و آنها را می فهمید؟

انسان های خوب با دیگران با عشق و احترام برخورد می کنند. آنها مهربان هستند و دیگران و موقعیت شان را درک می کنند. آنها متواضع هستند و هیچ کس را از بالا نگاه نمی کنند. اگر شما هم خوب هستید پس این طور رفتار می کنید.

 

۶) آیا بد دیگران را نمی خواهید؟

انسان های خوب به جای اینکه دیگران را قضاوت کنند و بد برای آنها بخواهند، آنها را درک می کنند و می فهمند. آنها برای انتقام گرفتن دیگران اقدام نمی کنند یا اینکه در راستای انتقام جویی کارهای آنها را دستکاری نمی کنند.

 

۷) آیا همیشه صادق هستید؟

افراد خوب هیچ وقت دروغ نمی گویند یا اینکه برای محافظت از خودشان پشت ظاهری فریبنده پنهان نمی شوند آنها هیچ وقت دیگران را فریب نمی دهند. آنها آنچه را که باور دارند و صحیح است به زبان می آورند و روی آنچه که به آن ایمان دارند حق است، ایستادگی می کنند.

 

۸) آیا کسی را که به شما آسیب رسانده می بخشید؟

بله این حقیقت دارد. انسان های خوب هر کاری که لازم است در درون شان انجام می دهند تا کسی را که به آنها آسیب رسانده ببخشند.

 

۹) آیا به دیگران اجازه می دهید همان طور که هستند باشند بدون نکوهش کردن آنها؟

انسان های خوب خودخواه نیستند و از اینکه دیگران هم از آنچه دارند خوشحال هستند، خوشحال می شوند.

 

منبع : آفتاب (aftab.ir)

 

  عبادت و بندگی             

بررسی راههای تقویت ارتباط و تعامل میان مسجد و جوانان

بخش سوم و پایانی

  طاهره سرچاهی - علی اكبری

خادمین

بدون شك دوران نوجوانی از حساس‌ترین دوران زندگی به‌شمار می آید این دوران به تعبیر روانشناسان مرحله ی انتقال از كودكی به جوانی و بزرگ سالیست. در این دوران نوجوان  از یك سو می خواهد  كارهای دوران كودكی را كنار بگذارد و از دیگر سو توانایی و تجربه‌ی لازم را برای حل مسائل و مشكلات خود ندارد . وجود این دو حالت باعث بروز مشكلاتی در روحیات نوجوان شده و آرامش روحی و روانی آنان را سلب می نماید، به همین دلیل سركشی و ناسازگاری و بر آشفتگی  و پرخاش در این دوران بیشتر از سایر اوقات مشاهده می شود این گونه رفتارها ممكن است در هر زمان و مكا نی بروز و ظهور نماید . مساجد نیز از این قاعده مستسنی نیستند حال اگر مشاهده شد كه برخی نوجوانان برای ابراز وحود در مساجد اقدام به كارهایی نمودند متولیان و خدام با رعایت نكات ذیل كه می تواند راهگشا باشد توجه كنند.

 امام علی‌(ع) در نامه‌ای خطاب به فرزندش امام حسن می‌نویسد: قلب نوجوان چونان زمین كاشته نشده آمادگی پذیرش هر بذری است كه در آن پاشیده می شود. از این سخن نكاتی استفاده می شود.

 

 نكته اول:

 امام علی این سخنان را مستقیما و با داد و فریاد كردن برای امام‌حسن بیان نكردند، بلكه به صورت نامه و نوشته در اختیار امام حسن قرار دادند، از این برخورد  امام استفاده می شود كه در هدایت نوجوان در درجه اول و تا آنجا كه امكان دارد باید از روشهای غیر‌مستقیم استفاده كرد و با نشان تابلو‌ها به افراد خاطی بدون ایجاد كوچكترین تنشی افراد را هدایت و فضای مناسبی برای عبادت مومنین ایجاد كنند.

 

 نكته دوم:

متولیان نه ‌تنها از حضور نوجوانان در مساجد به‌سادگی عبور نكنند بلكه باید با برخورد خاص و ویژه به‌همراه تشویق آنان و مشاركت عملی در امور و برنامه‌های مسجد نوجوان را به مساجد مجذوب كنند.

 

نكته سوم:

متولیان تا آنجا كه امكان دارد با برخورد صحیح و مسالمت آمیز و مناسب با شان  و شخصیت نوجوان خاطی را داشته باشند.

 

نكته  چهارم:

سعی كنند با استفاده از این قلب‌های آماده پذیرش به فرمایش امام علی با پاشیدن بذر هدایت، آنان را آباد كرده و از این دسته از نوجوانان، در آینده افرادی عاشق مسجد و مشاركت در امور خیر بسازند.

 

نكته پنجم:

 با برخوردهای محبت‌آمیز، توجهات خاص و تذكرات غیرمستقیم، مشاركت نوجوانان در امور مسجد بتوانند نقش و جایگاه خود را در این‌باره  به نحو احسن ایفا كنند (دفتر مطالعات و تحقیقات مركز رسیدگی به امور مساجد، 87  ص215 تا 219)

كارگزاران مسجد به خصوص امام جماعت یا خادم مسجد وقتی‌كه بچه خردسال كه با پدر و مادرش به مسجد می‌رود، فضای مسجد را باز و آرام می‌بیند می‌خواهد آنجا بدود و اگر خدای ناكرده با او بدرفتاری شود، آزردگی روانی و عاطفی پیدا می‌كند یواش‌یواش با مسجد قهر می‌كند و یكی از دلایلی كه فرزندان ما با مساجد رابطه حسنه‌ای ندارند برای این است كه ما تجارب خوشایندی برای آنها باقی نگذاشته‌ایم  مهاجمین فرهنگی مخاطبین اصلی‌شان نوجوانان هستند بیشتر روی بچه‌های 3-2 ساله كار می‌كنند كه 15-10 سال دیگر نوجوان می‌شوند احساس آنها را سریع می‌شود تغییر داد زیرا اسیر احساسات شان هستند.

دنبال ارضای  نیازهای عاطفی‌شان هستند تا  نیازهای ذهنی

تا نیازهای عاطفی به معنای دقیق كلمه ارضاء نشود انسان دنبال نیاز دیگر نمی‌رود (ستاد اقامه نماز   74 ص41 )

 

راهكارها

1- ایجاد هماهنگی عمل و سخن در مبلغان دینی

 الگوهای مذهبی باید این واقعیت را بپذیرد كه هر نوع رفتار، كردار و عملكرد آنان، در دینداری، معنویت‌گرایی، ایمان خواهی مردم تاثیر خواهد داشت و این سخن پیغمبر(ص) را به دقت توجه كنند كه می‌فرماید: دو گروه از امت من هستند كه اگر صالح شوند، مردم صالح می‌شود و هنگامی كه فاسد شوند، مردم فاسد می شوند: اول عالمان و دوم سلاطین و حاكمان بزرگان دینی در طول تاریخ نقش محوری و اساسی داشته و صلاح مردم به دست آنها بوده است مردم وقتی ببیند كه مبلغ نماز و نماز خوانی، خلاف گفته های خود عمل می‌كند، مثلا از اهمیت نماز اول وقت می‌گویند: بدون آن كه خود اهمیت لازم را بدهند، گاهی از آثار نماز می گوید، بدون این كه آثار نماز در ایشان جلوه كرده باشد، مسلما از نماز خوانی و توجه به آن دلسرد می شوند .مبلغان دین نه تنها مردم را در مرحله شناخت دهی و آگاهی بخشی رهبری می كنند ،بلكه در مرحله عمل نیز به واسطه رفتار و كردار خود راهبر مردم هستند و مسلما مردم اگر حرف و عمل رهبران دینی را هماهنگ ببینند به دین و اعتقادات خود علاقه بیشتر پیدا می كنند. و اگر عمل را یكی نبینند، موجب دلسردی از دین و دیانت می شود چه بسا یك جوان با یك رفتار مناسب انسانی و الهی گرایش شدیدی به دینداری پیدا كند و گاهی بر عكس می شود.

 

2- استفاده از بهترین روش های تبلیغ

نكته دیگر كه رهبران دین در بیان اعتقادات، اخلاقیات و احكام عبادی و تربیتی، باید همانند اسوه های علم امكان ، حضرت محمد (ص) و خاندانش، اعتدال و میانه روی و ظرفیت افراد را در نظر داشته باشند و از روش های مفیدی مانند : استدلال، تشویق، تحسین و تكریم استفاده كرده و از استبداد، خشونت، تمسخر، طعفه و بدگویی پرهیز نمایند . برای جذب جوانان به امر نماز ، باید به آنها شخصیت داده و با احترام و كرامت با انها برخورد كرد و با معرفت و آگاهی بخشی به امر نماز و بیان آثار و اهمیت آن و ایجاد انگیزه و رغبت ، آنان را به نماز خوانی تشویق نمود.

 

3- شیوه رفتار نمازگزاران

رفتار نمازگزاران در تحقق فرهنگ حضور جوانان در مساجد موثر است‌، به‌ویژه نمازگزارانی كه میانسال و كهنسال هستند و معمولا در صف نخست نماز قرار می‌گیرند، به جوانان در مساجد احترام بگذارند. گاه از آنان دعوت كنیم در صف اول قرار بگیرند. آنان معمولا مراعات می‌كنند و به صف اول نمی‌آیند. اگر جوانی ببیند نمازگزاری كه همسن پدر یا پدر بزرگ اوست، برای جوان حرمت و اعتبار قائل است، دست او را می گیرد و به صف اول می برد و احوالپرسی می‌كند، احساس خواهد كرد كه حضور او اهمیت دارد، و صدالبته زبان خوب و خوش و پر مهر نمازگزاران نیز جوانان را جذب می‌كند. اگر امام جماعت جوانان را درك كند، فضای مسجد متناسب با اندیشه و نیاز جوان باشد و نماز گزاران به‌جوانان حرمت بنهند، فرهنگ حضور تحقق می‌یابد. فرهنگ مثل جوشش و رویش گل است، نمی‌توان با امر و نهی در شكل گل یا رنگ و بوی آن اثر گذارد، باید به درون جان و ساختار گل راه برد. اگر اعتماد جوانان را جلب كنیم و با آن با مهر و صداقت و یك رنگی رفتار نماییم، تردید نداشته باشیم كه جوانان با شور و حماسه در مساجد حضور گرمتری خواهد یافت.

 

4- پاسخ به پرسش جوانان

جوان سرشار ازپرسش است . طوفانی از پرسشها و پیچیده گیها در ذهن اوست آرمان طلب و تعالی خواه است روح پر متلاطم و پر كشش او قرار وآرام ندارد . اگر مامنی باشد و امام مسجد امینی كه جوانان در حضور او آرام و قرار یابند و با كمال ارامش نظر و پرسش خود را مطرح كنند و پاسخ بشنوند و نگران نباشند كه مبادا متهم شوند ، مبادا تكفیرشان كنند ، و انگشت نما شوند ، به مساجد جذب می شوند زیرا جوانان مثل گل هستند روح جوان مثل ماهی از مقابل فشار و تنگاهی گریزد  (دبیرخانه دائمی  نماز  77 ص ،223 تا225)

 

5- مانور دادن بر روی داشته‌ها و دریافت نداشته‌ها

اگر در محدوده نا محدود خوبیهای خویش مانور دهیم طعم شیرین اعتماد به نفس را به جوانان می چشانیم، حس تحرك و خوش‌بینی را در آنها زنده می‌كنیم و پای آنها را برای حركت و جنب‌وجوش در فعالیت‌های مختلف به حركت وا‌می‌داریم و این مهم محقق نمی شود مگر با حركتی هنر مندانه در تمامی مقوله‌های فرهنگی و هنری

 

6- برگزار كردن جشنواره‌ها‌ی متعدد در روزهای بارش اشک و هم در روزهای تابش خورشید

روزهای خاص و با ارزش موجود در زمینه اعتقادی مجال مغتنمی است تا ارزشهای نهفته در لابه‌لای این روزها به ظهور رسیده، همگان را در زیر بارش رحمت خویش‌تر سازد مساله عاشورا و زمان محرم بهترین زمان برای مطرح كردن نماز و برگزاری چشنواره‌ها و همایش‌های مربوط به نماز است. (نماز جوانان - دین‌باوری 81 ص216-219)

برای توفیق در ارتباط باید به همدلی رسید و همدلی نیازمند چند مساله است .

1- درك ضمیر و ذهن جوان همراه با انعطاف و صبوری

2- فرصت‌شناسی، استفاده از فرصتها، بلكه فرصت‌سازی (محمدی محسن، ص317 و 318)

 

روشها

راه و مسیر انجام فعالیت‌های تربیتی محسوب می‌شوند كه می‌توان از آنها در جهت دست‌یابی به اهداف صحیح تربیتی بهره گرفت. روشها را از یك دیدگاه می‌توان به دو دسته ذیل تقسیم كرد.

الف) روشها از نظر محتوا

1- در اگاهی بخشیدن

2- برخورد عاطفی

3- استدلال

4- ایجاد انگیزه و امید

5- تغیر رفتار

6- اعتراض جدی

7- تهدید و تنبیه

 

ب) روشها از نظر اجرا:

 1- ساده و قابل فهم و درك بودن

 2- آسان گیری  

 3- تدریج

 4- تمرین و مداومت   

 5- یاد دهی غیر مستقیم: الف) مشاهده ب)استفهام با طرح سوالات مختلف نوجوان را در فكر و عمل به نماز ترغیب كرد (عبداللهی ابوطالب  78 ص137-145)

6- روش تلفیقی

 لذا والدین  می توانند فرزندان خود را با استدلال ساده، مواقعی با پرسش های وجدانی، یا با صحنه پردازی‌های سازنده درباره نماز، زمانی با یاد دادن اشعار درباره نماز  آنان را در زمره مشتاقان به عبادت خداوند قرار دهند.

 

نتیجه گیری

بین مساجد و مراكز تفریحی ایجاد ارتباط كنیم این دو نباید برای همیشه از همدیگر جدا باشند  طبیعت نیاز دارد به مراكز تفریحی، فطرت هم نیاز دارد به معابد خدا، در وجود ما چون طبیعت را گذاشته فطرت هم گذاشته  ما باید در كنار مساجد مراكز تفریحی و در كنار مراكز تفریحی مراكز عبادی داشته باشیم و بهترین عبادتها آن وقت می شود كه انسان طبیعتش را تخلیه كند بعد كه طبیعت تخلیه شد در حین نماز می تواند نماز صحیح بخواند.

هر مسجدی باید برنامه های متناسب با سطح فكری و نیازهای مخاطبان خود داشته باشد و مسئولان مسجد، اعم از امام جماعت و هیئت امنا و غیره از ابزارهای تبلیغی مناسب در هر زمان برای اشاعه فرهنگ اسلامی استفاده نمایند. مساجد ما باید امروزه به كلیه امكانات هنری، تبلیغی و فرهنگی مجهز باشند و فضای ورزشی و كتابخانه مجهز داشته باشند .

باید اهل مسجد، نمگ گیر مسجد بشوند  نه این كه فقط یك عده خاص با مسجد ارتباط داشته باشند و اگر اطعامی صورت می گیرد، فقط همان افراد خاص، از آن بهره بگیرند . باید از دانش‌آموزان و دانشجویان هم تشویق به عمل آورد.

مسجد اگر به عنوان یك منظومه با زندگی جوانان نسبت پیدا كند می تواند زمینه فرهنگی حضور جوانان را سامان دهد سامان دهی ارتباط مردم با مساجد نباید در ذهن نوجوان مسجد، مجلس ختم و عزاداری را تداعی كند همه زندگی این نیست و روح جوان به تكاپو و شادمانی نیازمند . اگر مسجد فضای گرم، پرشور و نشاط آوری نداشت، بطور طبیعی جوان از مسجد فاصله می گیرد .

جوانان حساس و زود شكن‌اند. رویت فاصله‌ میان گفتن و بودن زمینه رمندگی جوانان است. آنها كمتر می‌توانند به تحلیل عمیق بپردازند و مرز میان راه و منتسبان به راه را در یابند. .خیانت هیچ كس به اندازه آنانی نیست كه منتسب به دین و انقلاب‌اند و كجرو و بد عمل . اسلام در پی نمازی است كه مدافع مكتب بسازد و به تعبیر روایت، انسان را زین دین كند نه شین آن.(پیوند شماره 329 ص10)

 پس:

لغزش‌های ما، تباهی و انحراف یك نسل را در پی خواهد داشت و به همین دلیل اصلاح همیشه رفتار، بازنگری در خود و باسازی و تصحیح اعمال نباید فراموش شود. در بیانی رساتر و گویاتر، یادمان باشد كه نماز زنگ تفریح زندگی نیست، هنگامه تصحیح زندگی است.

 

منابع

1- عزیزی تهرانی علی اصغر، ترك نماز چرا  دارالصادقین  پاییز 77

2-  تاج لنگرودی محمد مهدی  نماز در خانواده   نشر ممتاز زمستان 75

3- دكتر افروز غلامعلی، نقش خانه و مسجد( كتاب پیوند خلق و خالق) ستاد اقامه نماز 74 .

4- موسسه فرهنگی قدر ولایت، نماز گنجینه ذكر و راز پاییز 74 74

5- گروه پژوهش‌های كاربردی مساجد مدیریت مسجد  قم تهران 1386

6- محمدی محسن، فروغ مسجد قم موسسه فرهنگی ثقلین 84

7- ماهنامه فاطر مهر 87

8- دفتر مطالعات‌و تحقیقات مركز رسیدگی به امور مساجد140، سوال پیرامون مسجد، 87 

9- دبیرخانه دائمی اجلاس نماز،  نماز نوسازی معنوی ستاد اقامه نماز 77

10- عبداللهی ابوطالب نماز و شكوفه‌های زندگی، قم

11- نشریه ماهانه آموزشی تربیتی  348 مهر 87

12- دبیرخانه هم اندیشی فرهیختگان جوان  نماز - جوانان- دین باوری ستاد اقامه نماز زمستان 81

13- پیوند اسفند 1385 شماره 329

14- پیوند 337 آبان 1386

15- پیوند 161 اسفند 1371

16- دبیر خانه دائمی نماز  نماز، حكومت، تربیت  ستاد اقامه نماز 79.

 

منبع : center.namaz.ir

 

  لينک های هفته             

 

پایگاه اطلاع رسانی حضرت فاطمه زهرا (کوثر)

 

بهشت بی نشان - ویژه نامه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام

 

كردار به جای گفتار - ويژه نامه روز جهانی صليب سرخ و هلال احمر

 

مرکز مطالعات و پژوهشهای خلاقیت و کارآفرینی نوین

 

شبستان - خبرگزاری حوزه دین فرهنگ اندیشه

 

وب سایت تخصصی مدیریت صنعتی

 

کتابخانه دیجیتالی دید