مجله شماره صد و هشتم    

شنبه 24 اردیبهشت 1390 10 جمادی الثانی 1432 14 می 2011  

 

 

 

 

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

لِّلرِّجَالِ نَصيِبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا 7 وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا 8 وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيدًا 9 إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا 10 يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيما حَكِيمًا 11

 

ترجمه فارسي مکارم

 

براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود بر جاى مى ‏گذارند، سهمى است; و براى زنان نيز، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان مى‏ گذارند، سهمى; خواه آن مال، كم باشد يا زياد; اين سهمى است تعيين شده و پرداختنى 7 و اگر بهنگام تقسيم (ارث)، خويشاوندان (و طبقه ‏اى كه ارث نمى ‏برند) و يتيمان و مستمندان، حضور داشته باشند، چيزى از آن اموال را به آنها بدهيد! و با آنان به طور شايسته سخن بگوييد! 8 كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود به يادگار بگذارند از آينده آنان مى ‏ترسند، بايد (از ستم درباره يتيمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهيزند، و سخنى استوار بگويند 9 كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‏ خورند، (در حقيقت،) تنها آتش مى ‏خورند; و بزودى در شعله ‏هاى آتش (دوزخ) مى ‏سوزند 10 خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‏ كند كه سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد; و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بيش از دو دختر باشند، دو سوم ميراث از آن آنهاست; و اگر يكى باشد، نيمى (از ميراث،) از آن اوست و براى هر يك از پدر و مادر او، يك ششم ميراث است، اگر (ميت) فرزندى داشته باشد; و اگر فرزندى نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، براى مادر او يك سوم است (و بقيه از آن پدر است); و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش يك ششم مى ‏برد (و پنج ششم باقيمانده، براى پدر است) (همه اينها،) بعد از انجام وصيتى است كه او كرده، و بعد از اداى دين است -شما نمى ‏دانيد پدران و مادران و فرزندانتان، كداميك براى شما سودمندترند!- اين فريضه الهى است; و خداوند، دانا و حكيم است 11    

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

  مدیریت علوی             

امانت بودن مديريت

 

از ديدگاه اسلام به طور عام ، و در نگاه امام على عليه السلام به طور خاص ، مديريت و مسئوليت در حكم امانتى است كه به مدير سپرده مى شود تا براى مدتى معين به عنوان مجرى يا امانتدارى در آن جايگاه انجام وظيفه كند.
 
مديريت و مسئوليت ، امانت گرانسنگى است كه بايد به اهلش سپرده شود؛ زيرا آنچه موجب گردش درست امور و سلامت و صلابت كارها مى شود، آن است كه مشاغل اصلى و مديريتى از يك سو به عنوان امانت تلقى شود، و از سويى ديگر به افراد شايسته و توانمند واگذار گردد. اين نوع نگاه به مسئوليت باعث مى شود كه در انتخاب افراد براى مديريت و يا هر شغل ديگر، شايسته سالارى مراعات گردد، و افرادى شايسته براى به دست گرفتن آن ها انتخاب شوند.
 
امام على عليه السلام در نامه اى به يكى از كارگزاران خويش ، امانت بودن مسئوليت و مديريت را متذكر شده و مى فرمايد:
 
و ان عملك ليس لك بطعمه و لكنه فى عنقك امانه ؛ (1) كارى كه در دست توست ، طعمه نيست ، بلكه امانتى است بر گردن تو.
 
كسانى كه بدون توجه به اصل امانت بودن مديريت ، و بدون برخوردارى از شايستگى ها و توانايى هاى لازم ، مديريت و مسئوليتى را مى پذيرند، و نيز كسانى كه چنين افرادى را انتخاب مى كنند، مرتكب خيانت عليه السلام به رفاعه ، يكى ديگر از كارگزاران خويش مى فرمايد:
 
و اعلم يا رفاعه ان هذه الاماره امانه فمن خيانه فعليه لعنه الله الى يوم القيامه ؛ (2) اى رفاعه ! بدان كه اين امارت و مديريت ، امانتى است كه هر كس به آن خيانت كند، لعنت خدا تا روز قيامت بر او باشد.


پی نوشت
1- نهج البلاغه ، نامه 5.
2- محمودى محمد باقر، نهج السعاده فى مستدرك نهج البلاغه ، ج 5، ص 36.

 

  جمله مديريتی              

درس زندگی

 

در زندگی فهمیده ام که:  " فراموش کردن خطا و به خاطر سپردن لطف دیگران هر دو به یک اندازه مهم هستند "

اچ جکسون براون

 

  حدیث مديريتی             

 

کنترل خشم

 

 

 

امام صادق (ع) فرمودند:

 
مَن لَم یَملِک غَضَبَهُ لَم یَملِک عَقلَهُ.


کسی که مالک خشم خود نباشد مالک عقل خود نیست.

(جهاد با نفس، ح 530)

 

 

  طنز مديريتی              

مأموریت فروش محصول

 

یكی از كارمندان فروش شركتی موظف می شود محصول جدید شركت را به یكی از مشتریان مهم و تأثیرگذار بفروشد اما در مأموریت خود شكست می خورد.

او به منشی شركت پیامكی می فرستد تا خبر را به صورت غیرمستقیم به اطلاع رئیس برساند.

 در پیامک نوشته شده بود :

فروش محصول با شكست مواجه شد، رئیس را آماده كن.

چند لحظه بعد، كارمند فروش از منشی پیامكی دریافت كرد كه در آن نوشته شده بود :

  رئیس آماده است...خودت را آماده كن.

 

 

  حکايت مديريتی            

قورباغه ها

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.
بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و و قتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند :
دیگر چاره ایی نیست .شما به زودی خواهید مرد .
دو قورباغه حرف های آنها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند تا از گودال خارج شوند.
اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید چون نمی توانید از گودال خارج شوید ؟
به زودی خواهید مرد . بالاخره یکی از قورباغه ها تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت .
او بی درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد .
بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار ؟
اما او با توان بیشتری برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد و بالاخره از گودال خارج شد.
وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند : مگر تو حرفهای ما را نشنیدی ؟
معلوم شد که قورباغه ناشنوا است و در واقع او در تمام راه فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند .

 

  تکنیک های موفقیت         

اسرار ایجاد انگیزه نامحدود

 

 شاید شما افكار خود را روی كاغذ ننویسید. اما زمانیكه به گذشته خود باز می گردید و به هر آنچه انجام داده اید فكر می كنید به یك نقطه می رسید! چگونه آن شخصی كه همیشه دوست داشتید باشید. آیا به اهداف خود رسیده اید؟

سؤال این است كه آیا زمانیكه به گذشته خود می نگریم احساس خشنودی می كنیم یا پشیمانی؟

 

زندگی كوتاه است

ما تا ابد روی زمین نیستیم. اگر شما همیشه به خواسته های خود برسید دیگر انگیزه ای برای شما وجود نداشت كه سعی و تلاش كنید تا رؤیاهایتان به واقعیت تبدیل شود. همه به انتهای جاده زندگی خواهیم رسید و در آن لحظه به پشت سر خود نگاه می كنیم تا به داستانی كه خلق كرده ایم بنگریم.

ولی اكنون در قسمت هیجان انگیز داستان قرار دارید. شما می توانید داستان پرمعنا و باارزشی خلق كنید كه قهرمان متفكر و كاردان آن خودتان هستید. از همین امروز شروع كنید. این مهم نیست كه تا این لحظه چه كرده اید. می توانید بهتر و بیشتر از این تلاش كنید. شاید تا به حال به اهداف بزرگی و با ارزشی دست پیدا كرده باشید. خوب اكنون وقت آن است كه به راه خود ادامه دهید.

داستان زندگی شما تمام نشده است. شما باید آن را تمام كنید. هر انتخابی كه می كنید هر عملی كه انجام می دهید باعث ادامه داستان می شود. امروز می خواهید به داستان زندگی خود چه چیزی اضافه كنید.

آیا شما مانند اكثر مردم باشید می خواهید به یك هدف دست پیدا كنید یا رویایی را دنبال می كنید. اما هنوز یك اقدام قاطع انجام نداده اید؟ اكثر مردم در زندگی خود رؤیاهای بزرگی دارند اما برای رسیدن به آرزوی خود اقدامی نمی كنند. و امید در ذهن آنها كمرنگ می شود و این تفكر كه در ذهن آنها نقش می بندد كه رؤیاهایشان هیچگاه نمی تواند رنگ واقعیت بگیرد. آنها به زندگی گذشته خود می نگرند و آنچه می بینند با ناامیدی ساخته اند.

این اتفاق برای شما نخواهد افتاد. شما یكی از معدود افرادی هستید كه فقط در رؤیا سیر نمی كنند بلكه عمل می كنند تا آنرا به واقعیت تبدیل كنند.

پشیمانی یكی از حالتهای غم انگیز و تأسف آور مغز است. غم انگیز چون جلوی تكامل را می گیرد و تكامل همان چیزی است كه وجود هر شخصی بدنبال آن است. تأسف آور برای اینكه می توانست این طور نباشد شما هنوز وقت و منابع لازم را در اختیار دارید (تا زنده هستید.) تا بتوانید زندگی را كه می خواهید بسازید. به خود بگویید: من برای همیشه وقت ندارم اگر می خواهم این كار را انجام بدهم باید آن را انجام دهم.

هیچ زمانی بهتر از اكنون نیست. اكنون بهترین زمان برای شروع است. لازم نیست كه كل زندگی خود را تغییر دهید. یك گام كوچك در جهت درست كل كاری است كه باید انجام شود. این مهم نیست كه در زندگی چه می خواهید، شما می توانید آن را بدست آورید. اما باید این فرآیند را آغاز كنید. امروز زمان را پیدا كنید تا هدف خود را به حركت در آورید.

 

منبع : انجمن ايران ويج

 

  نکات مدیریتی             

ویژگی های مدیران موفق

 

1- قلبی بزرگ و روحی عظیم

2- جاذبه كلام

3- اعتماد به نفس

4- ارزیابی درست از توانائی‏ها و دانش‏ها

5- نگرش مثبت به خود و توانایی از مسائل عمده موفقیت است

6- بصیرت

7- قوه ابتكار و خلاقی

8- قدرت تصمیم‏گیری

9- اراده، پشتكار و جدیت

10- صبوری و بردباری

11- شجاعت، میل به حق‏گویی و دفاع از حق

12- تغییر و انعطاف

13- وقت ‏شناسی، نظم ـ سازماندهی

14- استفاده مناسب از زمان. حساسترین سرمایه ‏ای كه در اختیار هر انسان است.

 

منبع : hajj.ir 

 

  مقاله مدیریتی             

         كايزن چيست؟

 

 

كایزن ( KAI + ZEN = KAIZEN ) تركیبی دو كلمه ای از یك مفهوم ژاپنی است كه تعریف آن تغییر به سمت بهتر شدن یا بهبود مستمر و تدریجی است. در واقع كایزن بر این فلسفه استوار است كه برای ایجاد بهبود در سازمان ها لازم نیست به دنبال تغییرات انفجاری یا ناگهانی باشیم، بلكه هر نوع بهبود یا اصلاح به شرط آنكه پیوسته و مداوم باشد، ارتقای بهره وری را در سازمان ها به ارمغان خواهد آورد؛ بهبود مستمر و تدریجی با بهره گیری از مشاركت كاركنان.
 
 
در نگاه كایزنی برای تحقق بهبود تدریجی و مستمر در سازمان ها باید سه اقدام اساسی زیر صورت بگیرد :
 1-
كلیه فعالیت هایی كه هزینه زا هستند ولی ارزشی تولید نمی كنند (Muda ) باید حذف شوند.
 2-
فعالیت هایی كه به شكلی در جای دیگری به صورت موازی انجام می شوند ( Muri ) با یكدیگر تلفیق شوند.
 3-
آن دسته از فعالیت هایی كه برای تكمیل و بهبود سطح كیفی خدمات لازمند (Mura ) به فعالیت های سازمان افزوده شوند.
 
این حركت یا نهضت MU3 اساس اقدامات كارگاه آموزشی گمبا كایزن ( كایزن عملی ) را تشكیل می دهد.
 
 
مراحل اجرای كایزن عملی
 
1- ناحیه نمونه را انتخاب كنید.
 2-
گروه بهبود ( تیم كایزن ) را ایجاد و سازمان دهی كنید.
 3-
داده های آماری مورد نیاز را در ناحیه نمونه با كمك اعضای گروه گرد آوری كنید.
 4-
اعضای شركت كننده را در كارگاه آموزشی با مفاهیم و ابزارهای بهبود آشنا كنید.
 5-
نظام آراستگی ( 5s ) را آغاز كنید.
 6-
مودا ( اتلاف ) ها را شناسایی و فهرستی از آنها تهیه كنید.
 7-
تحلیل علل رویداد اتلاف را در ناحیه نمونه انجام دهید و راه حلهایی را با استفاده از كار گروهی بیابید.
 8-
راه حل هایی را كه عملی ترند انتخاب كنید.
 9-
هر نوع تغییر فیزیكی در آرایش ناحیه نمونه را بدون فوت وقت انجام دهید. 10- بهبود انجام گرفته را به صورت استاندارد درآورید.
 11-
موفقیت حاصله را به اطلاع سایر همكارانتان برسانید.
 12-
نتایج به دست آمده را ارزیابی كنید تا در مراحل بعدی مورد استفاده قرار گیرند.
 13-
به سراغ مشكل بعدی بروید.
 
 
اصول بیست گانه مدیریت در كایزن
 
1- نگویید چرا این كار انجام نمی شود. فكر كنید چگونه می توانید آن را انجام دهید.
 2-
در مورد مشكل به وجود آمده نگرانی به خود راه ندهید. همین الان برای رفع آن اقدام نمایید.
 3-
از وضعیت موجود راضی نباشید. باور داشته باشید كه همیشه راه بهتری هم وجود دارد.
 4-
اگر مرتكب اشتباه شدید، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآیید.
 5-
برای تحقق هدف به دنبال كمال مطلوب نگردید. اگر60%از تحقق هدف اطمینان دارید دست بكار شوید.
 6-
برای پی بردن به ریشه مشكلات 5 بار بپرسید چرا؟
 7-
گمبا محل واقعی رویداد خطاست. سعی نكنید از دفتر كار خود مشكلات محیط را حل كنید.
 8-
همیشه برای حل مشكل از داده و اطلاعات كمی و به روز استفاده كنید.
 9-
برای حل مشكل بلافاصله به دنبال هزینه كردن نباشید. بلكه از خرد خود استفاده كنید. اگر عقلتان به جایی نمی رسد، آن را در همكارانتان بجویید و از خرد جمعی استفاده كنید.
 10-
هیچ وقت جزئیات و نكات ریز مسئله را فراموش نكنید. ریشه بسیاری از مشكلات در نكات ریز است.
 11-
حمایت مدیریت ارشد منحصر به قول و كلام نیست. مدیریت باید حضور ملموس داشته باشد.
 12-
برای حل مسائل هر جا كه امكان آن وجود دارد از واگذاری اختیار به زیردستان ابا نكنید.
 13-
هیچ وقت به دنبال مقصر نگردید. هیچ گاه عجولانه قضاوت نكنید.
 14-
مدیریت دیداری و انتقال اطلاعات بهترین ابزار برای حل مسئله به صورت گروهی است.
 15-
ارتباط یك طرفه دستوری از بالا به پایین مشكلات سازمان را پیچیده تر میكند. مدیریت ارشد باید با لایه های پایین تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد.
 16-
انسانها توانایی های فراوانی دارند. از الگوهای چند مهارتی و غنی سازی شغلی برای شكوفا شدن آنها استفاده كنید.
 17-
تنها فعالیت هایی را انجام دهید كه برای سازمان شما ارزش افزوده ایجاد می كنند.
 18-
فراموش نكنید كه 5s، پایه و بنیان ایجاد محصولی با كیفیت است.
 19-
بر اساس الگوهای كار گروهی، مسائل محیط كارتان را حل كنید.
 20-
حذف مودا ( اتلاف) فرآیندی پایان ناپذیر است. هیچ وقت از این كار خسته نشوید.

 

  کلید هدایت               

توکل و رضا

کلام حق

وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا. (طلاق: 3)

و هر که بر خدا توکل کند، همو وی را بسنده است و به‌راستی، خداوند به خواست خویش، رسنده است و بی‌گمان، خداوند برای هر چیز، اندازه‌ای نهاده است.

 

وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیرُ. (حج: 78)

و به (ریسمان) خداوند چنگ زنید. او سرور شماست که نیکو سرور و نیکو یاری است.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

اگر شما بر خداوند چنان که سزاوار توکل است، توکل کنید، به شما همچون پرندگان روزی می‌دهد؛ که با شکم خالی، صبح می‌کنند و با شکم پر، شب. (پیام پیامبر، ص 465)

 

‌پایین‌ ترین حدّ توکل این است که آن رزق و روزی‌ای را که از جانب رزاق حقیقی برای تو قسمت شده است، پیش از فرصت نطلبی. (مصباح‌الشریعه؛ سخنان امام صادق7، ترجمه: حسن مصطفوی، تهران، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، 1364، ص 465)

 

حضرت امیر

توکل، حصار حکمت است. (شرح غررالحکم، ج 1، ص26)

 

امام باقر

هر که بر خدا توکل کند، مغلوب نشود و هر که به ریسمان خدا چنگ زند، هرگز نگریزد. (شرف‌الدین خویدکی، کاشف الاستار در ترجمه جامع‌الاخبار، تهران، کتاب‌فروشی اسلامیه، ص 116)

 

قند پارسی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است راهرو گر صد هنر دارد، توکل بایدش

                        (حافظ شیرازی)

 

خلیل‌ وار توکل به کردگار نمای         که تا رهاند از آتش غمت چو خلیل

          (ایرج میرزا)

 

گفت پیغامبر به آواز                       با توکــل، زانــوی اشتـر ببنـد

 (مثنوی معنوی)

 

رمز الکاسب حبیب الله شنو                          از توکل در سبب کاهل مشو

               (مثنوی معنوی)

ضرب‌المثل

Trust in God, and keep your powder dry

به خدا توکل کنید و باروت خود را خشک نگه دارید.

 

گر نکته ‌دان عشقی، بشنو تو این حکایت

یکی روبهی دید بی دست و پای                 فرو ماند در لطف و صنع خدای

که چون زندگانی به سر می‌برد؟               بدین دست و پای از کجا می‌خورد؟

در این بود درویش شوریده‌رنگ                که شیری برآمد شغالی به چنگ

شغال نگون‌بخت را شیر خورد                 بماند آنچه روباه از آن سیر خورد

دگر روز باز اتفاقی فتاد                          که روزی‌رسان قوت روزش بداد

یقین، مرد را دیده بیننده کرد                     شد و تکیه بر آفریننده کرد

کزین پس به کنجی نشینم چو مور              که روزی نخوردند پیلان به زور

زنخدان فرو برد چندی به جیب                 که بخشنده روزی فرستد ز غیب

نه بیگانه تیمار خوردش، نه دوست            چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست

چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش          ز دیوار محرابش آمد به گوش

برو شیر درنده باش ای دغل                    مینداز خود را چو روباه شل

چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر             چه باشی چو روبه به وامانده سیر؟

چو شیر آن که با گردنی فربه است             گر افتد چو روبه، سگ از وی به است

به چنگ آر و با دیگران نوش کن              نه بر فضله‌ دیگران گوش کن

بخور تا توانی به بازوی خویش                 که سعی‌ات بود در ترازوی خویش

   (بوستان سعدی، ص 76)

 

دانستنیها                          

شرحی بر زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی

به مناسبت 25 اردیبهشت، سالروز بزرگداشت فردوسی

 

25 اردی بهشت ماه، سال روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بلندآوازه ایرانی است. او که با اثر شکوهمند خود، نقش جوان مردی، اخلاق و ایمان را در بلندای زمان بر تاریخ نشاند و با حکمت و بینش گسترده، فرهنگ غنی ایران را تا فراسوی مرزهای خاکی به دل عاشقان فرهنگ و هنر نمایان ساخت.

فردوسی، از جمله معماران فرهنگ و ادب بخش بزرگی از جهان امروز است که با هموار ساختن رنجی سی ساله بر خود، توانست اندیشه پویا و تصویری زیبا را در همگونی دین و فرهنگ ملی در قالب یادگاری هزار ساله، ولی همواره تازه و سودمند باقی گذارد. در این مقاله، به زندگی و نیز برخی موضوع های پرداخته شده در اثر جاودان او شاهنامه می پردازیم.

 

زندگی نامه

حکیم فردوسی در طبران طوس در سال ۳۲۹ هجری به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و از نظر مادی دارای ثروت و موقعیت قابل توجهی بود. از احوال او در عهد کودکی و جوانی اطلاع درستی در دست نیست ولی مشخص است که در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش داشته به کسی محتاج نبوده است؛ اما اندک اندک آن اموال را از دست داده و به تهیدستی گرفتار شده است.

فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقمند شد و مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید.

همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت.

چنان که از گفته خود او در شاهنامه بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده است و پس از یافتن دستمایه ی اصلی داستان های شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرد.

او خود می گوبد:

بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین ی
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
بناهای آباد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب

 

تولد و خانواده

در سال 329 هجری که ابوعبداللّه رودکی، پدر شعر فارسی بدرود حیات گفت، روستای باژ از توابع خراسان، شاهد ولادت ابوالقاسم حسن بن علی طوسی، معروف به فردوسی بود. فردوسی از کودکی به دانش آموزی پرداخت و اخلاق، تاریخ و فرهنگ ایرانی، تن و جان او را پرورش داد. او با شوق و دقتی عاشقانه، در نظم کشیدن شاهنامه می کوشید و هرگاه فرصتی می یافت، مطلبی از زندگی خود را نیز در سرگذشت این نامه باستان می گنجاند. او همسری باسواد و اهل ادب داشت که از او با لطف و مهربانی یاد می کند. همچنین صاحب پسر و دختری شد که البته پسر در جوانی از دست رفت و پدر را در غم خود داغ دار کرد.

 

فردوسی و زبان فارسی

فردوسی برای اظهار هنر خود، زبان ساده ای را به کار برده و شاهنامه را شاهکار زمان و بیان ساخته است. پس از اسلام و با ورود ادبیات عرب به ایران اندک اندک بسیاری از واژگان و ترکیب های اصیل فارسی، به دست فراموشی سپرده می شد، ولی حکیم توس، با به نظم در آوردن شاهنامه، تا حد زیادی جلو این کار را گرفت. از این رو، با اینکه بیش از هزار سال از تاریخ نظم شاهنامه می گذرد، امروزه هم زبان این کتاب، برای فارسی زبانان قابل فهم است. این، معجزه سادگی زبان است که فردوسی آن را به وجود آورد. بسیاری از واژه های ساده به کار رفته در شاهنامه، از آفت فراموشی مصون مانده است؛ زیرا بیشتر این واژه ها که در ادبیات شاهنامه آمده، بر زبان ها جاری گشته و تا امروز باقی است.

 

رسالت فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی، با شاعران هم عصر خود تفاوت بسیاری داشت. در آن زمان، بسیاری از شاعران به ستایش شاهان و درباریان سرگرم بودند. در این میان، فردوسی، ستایش گری را پیشه خود نساخت. او در شاعری هدف بلندتری داشت و برای خویش رسالتی تاریخی قائل بود. به همین دلیل، به صله و ستایش نیاز نداشت. بزرگ ترین امتیاز فردوسی این است که او شاعری را رسالت می پنداشت و یک دل و یک جهت به این کار بزرگ همت گماشت و شاهنامه، ارزشمندترین کتاب تاریخی منظوم را از خود به یادگار گذاشت.

 

شاهنامه سترگ

شاهنامه استاد توس، منظومه ای بزرگ است که فردوسی آن را کاخی بلند از نظم می داند. این کتاب، اثری ملی، تاریخی، حماسی، پهلوانی و سرشار از حکمت ها و نصیحت هاست.

شادروان دکتر عبدالحسین زرین کوب در مورد عظمت شاهنامه می گوید: وقتی از شاهنامه صحبت در میان می آید، آنچه مورد بحث و داوری است، یک کتاب یا یک شاعر نیست، یک ملت، یک فرهنگ و یک دنیاست. در واقع، شاهنامه، شاهکاری انکارناپذیر و یک اثر ادبی بی بدیل در زبان پارسی است که به علت بلندی مرتبه آن در فصاحت و بنای بلند آن بر سخن ساده و زیبایی کلام، در طول قرن ها، نفوذی گسترده در ادبیات فارسی داشته است.

 

پروردگار در شاهنامه

دانای توس، حکیم ابوالقاسم فردوسی که دیباچه سخن را به دل نشین ترین آهنگ دین داری و دین باوری آراسته است، در ستایش خدای بزرگ می سراید:  

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر

فروزنده ماه و ناهید و مهر

او شاهنامه سترگ خود را به نام خداوند جان و خرد آغاز می کند و از دین و باورهای خود به صورت های گوناگون در آن سخن می آورد و انسان را به خداشناسی و دین محوری توجه می دهد. فردوسی در شاهنامه در ستایش یزدان پاک سخن گفته و سروده است:

جهان را بلندی و پستی تویی

ندانم چه ایی هرچه هستی تویی

 

فردوسی و نصایح

حکیم سخن پرور، شاهنامه را تنها در حماسه منحصر نکرده و هرجا مناسب دیده، به موعظه و نصیحت پرداخته است. نصیحت های حکیمانه در شاهنامه، برخی متعلق به متون اصلی و جزو داستان هاست و برخی از زبان حکیمانه خود شاعر است. آنچه در پایان داستان های شاهان و پهلوانان، هنگام قتل و مرگ آنان به خاطر فردوسی راه می جست، بی وفایی و بی اعتباری جهان بود. او معتقد است در جهانی که همه چیز در آن ناپایدار است، باید به نیکی کوشید و کردار و گفتار و اندیشه را به صلاح درآورد:

 

به نزد کهان و به نزد مهان

به آزار موری نیرزد جهان

دراز است دست فلک بر بدی

همه نیکویی کن اگر بخردی

چو نیکی کنی، نیکی آید برت

بدی را بدی باشد اندر خورت

 

ویژگی های هنری شاهنامه

شاهنامه، حافظ راستین سنت های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است. شاید بی وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جای نمی ماند.

فردوسی شاعری معتقد و مومن به ولایت معصومین علیهم السلام بود و خود را بنده اهل بیت نبی و ستاینده خاک پای وصی می دانست و تاکید می کرد که:

گرت زین بد آید، گناه من است
چنین است و آیین و راه من است
بر این زادم و هم بر این بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم

فردوسی با خلق حماسه عظیم خود، برخورد و مواجهه دو فرهنگ ایران و اسلام را به بهترین روش ممکن عینیت بخشید، با تأمل در شاهنامه و فهم پیش زمینه فکری ایرانیان و نوع اندیشه و آداب و رسومشان متوجه می شویم که ایرانیان همچون زمینی مستعد و حاصل خیز آمادگی دریافت دانه و بذر آیین الهی جدید را داشته و خود به استقبال این دین توحیدی رفته اند.

چنان که در سالهای آغازین ظهور اسلام، در نشر و گسترش و دفاع از احکام و قوانینش به دل و جان کوشیدند.

اهمیت شاهنامه فقط در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستانهای منظوم باشد، تبارنامه ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی، ملتی کهن دارد.

ملتی که در همه ادوار تاریخی، نیکی و روشنایی را ستوده و با بدی و ظلمت ستیز داشته است.

شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدوداً از شصت هزار بیت تشکیل شده است و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است.

فردوسی بر منابع بازمانده کهن، چنان کاخ رفیعی از سخن بنیان می نهد که به قول خودش باد و باران نمی تواند گزندی بدان برساند و گذشت سالیان بر آن تأثیری ندارد.

در برخورد با قصه های شاهنامه و دیگر داستانهای اساطیری فقط به ظاهر داستانها نمی توان بسنده کرد.

زبان قصه های اساطیری، زبانی آکنده از رمز و سمبل است و بی توجهی به معانی رمزی اساطیر، شکوه و غنای آنها را تا حد قصه های معمولی تنزل می دهد.

 

حکیم فردوسی خود توصیه می کند:

تو این را دوغ و فسانه مدان
به یکسان روش در زمانه مدان
از او هر چه اندر خورد با خرد
دگر بر ره رمز معنی برد

شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند.

جنگ کاوه و ضحاک ظالم، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارند.

تفکر فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبی ها در برابر ظلم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان محسوب می شود همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد.

زیبایی و شکوه ایران، آن را در معرض مصیبت های گوناگون قرار می دهد و از همین رو پهلوانانش با تمام توان به دفاع از موجودیت این کشور و ارزشهای عمیق انسانی مردمانش بر می خیزند و جان بر سر این کار می نهند.

برخی از پهلوانان شاهنامه نمونه های متعالی انسانی هستند که عمر خویش را به تمامی در خدمت همنوعان خویش گذرانده است.

پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته اند.

شخصیت های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است.

آنها مأموران اهریمنند و قصد نابودی و فساد در امور جهان را دارند.

قهرمانان شاهنامه با مرگ، ستیزی هماره دارند و این ستیز نه روی گردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج عافیت، بلکه پهلوان در مواجهه و درگیری با خطرات بزرگ به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ می دزدد.

اغلب داستانهای شاهنامه بی اعتباری دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار می خواند ولی در همین حال آنجا که هنگام سخن عاشقانه می رسد فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی موضوع را می پروراند.

نگاهی به پنج گنج نظامی در مقایسه با شاهنامه، این حقیقت را بر ما نمایان تر می کند. در پنج گنج، شاعر عارف که ذهنیتی تغزلی و زبانی نرم و خیال انگیز دارد، در وادی حماسه چنان غریق تصویرسازی و توصیفات تغزلی شده که جای و مقام زبان حماسه را فراموش کرده است حال آنکه که فردوسی حتی در توصیفات تغزلی در شأن زبان حماسه، از تخیل و تصاویر بهره می گیرد و از ازدحام بیهوده تصاویر در زبان حماسی اش پرهیز می کند.

 

تصویرسازی

تصویرسازی در شعر فردوسی جایی بسیار مهم دارد. شاعر با تجسم حوادث و ماجراهای داستان در پیش چشم خواننده او را همراه با خود به متن حوادث می برد، گویی خواننده داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است.

تصویرسازی و تخیل در اثر فردوسی چنان محکم و متناسب است که حتی اغلب توصیفات طبیعی درباره طلوع، غروب، شب، روز و . . . در شعر او حالت و تصویری حماسی دارد و ظرافت و دقت حکیم طوس در چنین نکاتی موجب هماهنگی جزئی ترین امور در شاهنامه با کلیت داستان ها شده است.

 

چند بیت زیر در توصیف آفتاب بیان شده است:

چو خورشید از چرخ گردنده سر
برآورد بر سان زرین سپر

***

پدید آمد آن خنجر تابناک
به کردار یاقوت شد روی خاک

***

چو زرین سپر برگرفت آفتاب
سرجنگجویان برآمد ز خواب

و این هم تصویری که شاعر از رسیدن شب دارد:

چو خورشید تابنده شد ناپدید
شب تیره بر چرخ لشگر کشید

 

موسیقی

موسیقی در شعر فردوسی از عناصر اصلی شعر محسوب می شود. انتخاب وزن متقارب که هجاهای بلند آن کمتر از هجاهای کوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر می کند.

علاوه بر استفاده از وزن عروضی مناسب، فردوسی با به کارگیری قافیه های محکم و هم حروفیهای پنهان و آشکار، انواع جناس، سجع و دیگر صنایع لفظی تأثیر موسیقایی شعر خود را تا حد ممکن افزایش می دهد.

اغراقهای استادانه، تشبیهات حسی و نمایش لحظات طبیعت و زندگی از دیگر مشخصات مهم شعر فردوسی است.

برآمد ز هر دو سپه بوق و سلامح
هوا نیلگون شد، زمین آبنوس
چو برق درخشنده از تیره میغ
همی آتش افروخت از گرز و تیغ
هوا گشت سرخ و سیاه و بنفش
ز بس نیزه و گونه گونه درفش
از آواز دیوان و از تیره گرد
ز غریدن سلامح و اسب نبرد
شکافیده کوه و زمین بر درید
بدان گونه پیکار کین کس ندید
چکاچاک گرز آمد و تیغ و تیر
ز خون یلان دشت گشت آبگیر
زمین شد به کردار دریای قیر
همه موجش از خنجر و گرز و تیر
دمان بادپایان چو کشتی بر آب
سوی غرق دارند گفتی شتاب

 

منبع داستان های شاهنامه

نخستین کتاب نثر فارسی که به عنوان یک اثر مستقل عرضه شد، شاهنامه ای منثور بود.

این کتاب به دلیل آن که به دستور و سرمایه ابومنصور توسی فراهم آمد، به شاهنامه ابومنصوری شهرت دارد و تاریخ گذشته ایران به حساب می آید.

اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود در بعضی نسخه های خطی شاهنامه موجود است.

علاوه بر این شاهنامه، یک شاهنامه منثور دیگر به نام شاهنامه ابوالموید بلخی وجود داشته که گویا قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف یافته است، اما چون به کلی از میان رفته درباره آن نمی توان اظهارنظر کرد.

پس از این دوره در قرن چهارم شاعری به نام دقیقی کار به نظم در آوردن داستان های ملی ایران را شروع کرد.

دقیقی زردشتی بود و در جوانی به شاعری پرداخت.

او برخی از امیران چغانی و سامانی را مدح گفت و از آنها جوایز گرانبها دریافت کرد.

دقیقی ظاهراً به دستور نوح بن منصور سامانی مأموریت یافت تا شاهنامه ی ابومنصوری را که به نثر بود به نظم در آورد.

دقیقی، هزار بیت بیشتر از این شاهنامه را نسروده بود و هنوز جوان بود که کشته شد (حدود ۳۶۷ یا ۳۶۹ هـ. ق) و بخش عظیمی از داستانهای شاهنامه ناسروده مانده بود.

فردوسی استاد و هشمهری دقیقی کار ناتمام او را دنبال کرد.

از این رو می توان شاهنامه دقیقی را منبع اصلی فردوسی در سرودن شاهنامه دانست.

 

بخش های اصلی شاهنامه

موضوع این شاهکار جاودان، تاریخ ایران قدیم از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ساسانیان به دست اعراب است و کلاً به سه دوره اساطیری، پهلوی و تاریخی تقسیم می شود.

 

دوره اساطیری

این دوره از عهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد. در این عهد از پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید سخن به میان می آید. تمدن ایرانی در این زمان تکوین می یابد. کشف آتش، جدا کرن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن و امثال آن در این دوره صورت می گیرد.

در این عهد جنگها غالباً جنگ های داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگ ترین مشکل این عصر بوده است. (بعضی احتمال داده اند که منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده اند که با آریایی های مهاجم همواره جنگ و ستیز داشته اند)

در پایان این عهد، ضحاک دشمن پاکی و سمبل بدی به حکومت می نشیند، اما سرانجام پس از هزار سال فریدون به یاری کاوه آهنگر و حمایت مردم او را از میان می برد و دوره جدید آغاز می شود.

 

دوره پهلوانی

دوره پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می شود. ایرج، منوچهر، نوذر، گرشاسب به ترتیب به پادشاهی می نشیند. جنگهای میان ایران و توران آغاز می شود.

پادشاهی کیانی مانند: کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراست و گشتاسب روی کار می آیند. در این عهد دلاورانی مانند: زال، رستم، گودرز، طوس، بیژن، سهراب و امثال آنان ظهور می کنند.

سیاوش پسر کیکاووس به دست افراسیاب کشته می شود و رستم به خونخواهی او به توران زمین می رود و انتقام خون سیاوش را از افراسیاب می گیرد. در زمان پادشاهی گشتاسب، زرتشت پیغمبر ایرانیان ظهور می کند و اسفندیار به دست رستم کشته می شود.

مدتی پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود، شغاد از بین می رود و سیستان به دست بهمن پسر اسفندیار با خاک یکسان می گردد، و با مرگ رستم دوره پهلوانی به پایان می رسد.

 

دوره تاریخی

این دوره با ظهور بهمن آغاز می شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می رسند.

در این زمان اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند و دارا را که همان داریوش سوم است می کشد و به جای او بر تخت می نشیند.

پس از اسکندر دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می گردد و سپس ساسانیان روی کار می آیند و آن گاه حمله عرب پیش می آید و با شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می رسد.

 

فردوسی در سال ۳۷۰ یا ۳۷۱ به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد

در اوایل این کار، خود فردوسی ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم بعضی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند او را یاری می کردند ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالهایی، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود دچار فقر و تنگدستی شد.

اَلا ای برآورده چرخ بلند
چه داری به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان برترم داشتی
به پیری مرا خوار بگذاشتی
به جای عنانم عصا داد سال
پراکنده شد مال و برگشت حال

بر خلاف آن چه مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را صرفاً به خاطر علاقه خودش و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی این کار رفته رفته ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد که آن را به نام پادشاهی بزرگ کند و به گمان اینکه سلطان محمود چنان که باید قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت.

اما سلطان محمود که به مدایح و اشعار ستایش آمیز شاعران بیش از تاریخ و داستان های پهلوانی علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود تشویق نکرد.

علت این که شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد، درست معلوم نیست.

 

سرانجام

گفته اند که به سبب بدگوئی حسودان، فردوسی نزد محمود به بی دینی متهم شده بود. (در واقع اعتقاد فردوسی به شیعه که سلطان محمود آن را قبول نداشت هم به این موضوع اضافه شد) و از این رو سلطان به او بی اعتنائی کرد.

ظاهراً بعضی از شاعران دربار سلطان محمود به فردوسی حسد می بردند و داستانهای شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر سلطان محمود پست و ناچیز جلوه داده بودند.

به هر حال سلطان محمود شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم به زشتی یاد کرد و بر فردوسی خشمگین شد و گفت: که شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم، و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست.

گفته اند که فردوسی از این بی اعتنائی سلطان محمود بر آشفت و چندین بیت در هجو سلطان محمود گفت و سپس از ترس مجازات او غزنین را ترک کرد و چندی در شهرهائی چون هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می رفت تا آنکه سرانجام در زادگاه خود، طوس درگذشت.

 

فردوسی، شاعر حماسه سرای ایرانی، حدود نود سال زیست و سی سال از عمر گران بهایش را صرف نگه داری زبان اصیل فارسی و تمدن ایرانی کرد. او سال های آخر عمر را در تنگ دستی گذراند و توانایی مالی خود را که در جوانی از آن بهره مند بود، از دست داد؛ چونان که می سراید:

الا ای برآورده چرخ بلند

چه داری به پیری مرا مستمند

چو بودم جوان، برترم داشتی

به پیری مرا خوار بگذاشتی

مرا کاش هرگز نپروردیا

چو پرورده بودی، نیازردیا

بنای زیبا و اشعار بلند حک شده بر مزارش، چنان پویا و گویا سخن می گوید که گویی خود شاعر زنده است و با لحن دل نشین شعر می خواند:

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

 

تاریخ وفاتش را بعضی ۴۱۱ و برخی ۴۱۶ هجری قمری نوشته اند.

فردوسی را در شهر طوس، در باغی که متعلق به خودش بود، به خاک سپردند.

در تاریخ آمده است که چند سال بعد، محمود به مناسبتی فردوسی را به یاد آورد و از رفتاری که با آن شاعر آزاده کرده بود پشیمان شد و به فکر جبران گذشته افتاد و فرمان داد تا ثروت فراوانی را برای او از غزنین به طوس بفرستند و از او دلجوئی کنند.

اما چنان که نوشته اند، روزی که هدیه سلطان را از غزنین به طوس می آوردند، جنازه شاعر را از طوس بیرون می بردند.

از فردوسی تنها یک دختر به جا مانده بود، زیرا پسرش هم در حیات پدر فوت کرده بود و گفته شده است که دختر فردوسی هم این هدیه سلطان محمود را نپذیرفت و آن را پس فرستاد.

شاهنامه نه فقط بزرگ ترین و پر مایه ترین مجموعه شعر است که از عهد سامانی و غزنوی به یادگار مانده است بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و خزانه لغت و گنجینه ادبـیات فارسی است.

فردوسی طبعی لطیف داشته، سخنش از طعنه و هجو و دروغ و تملق خالی بود و تا می توانست الفاظ ناشایست و کلمات دور از اخلاق بکار نمی برد.

او در وطن دوستی سری پر شور داشت. به داستان های کهن و به تاریخ و سنن قدیم عشق می ورزید.

 

منبع :

- ایران ویج

- پایگاه حوزه

 

  مباحث فرهنگی            

جایگاه روابط عمومی ها در توسعه پایدار

به مناسبت 27 اردیبهشت روز ارتباطات و روابط عمومی

پیوند و نسبت میان روابط عمومی و توسعه را می توان از دو دیدگاه خرد و كلان بررسی كرد. از یك سو، روابط عمومی، نهادی وابسته به سازمان به شمار می رود كه اهداف و برنامه های خاصی دارد و در محدوده سازمانی عمل می كند؛ و از سوی دیگر، روابط عمومی جزیی از نظام سیاسی(یا دولت) محسوب می شود كه از طریق جلب اعتماد مردم، برقراری ارتباط دوسویه، تشخیص و جلب افكار عمومی می تواند در جهت توسعه ای همه جانبه و پایدار، گام بردارد. بدیهی است كه یافتگی برساختار، مدیریت و فرهنگ روابط عمومی تاثیر خواهد گذاشت و روابط عمومی نیز در مقابل بر توسعه و فرایند آن، موثر خواهد بود.
اگر روابط عمومی را عبارت از تلاش و اقدام های آگاهانه، برنامه ریزی شده و سنجیده برای استقرار و كسب تفاهم متقابل بین یك سازمان و گروه های مورد نظر سازمان بدانیم، این نكته آشكار می شود كه روابط عمومی قوی، با برنامه ها و چشم انداز روشن و واقع بینانه خود، می تواند به راحتی فراگرد توسعه را آسان نماید و زمینه را برای گسترش آن فراهم آورد. اطلاع رسانی، انتشار اطلاعات ارتباط دوسویه یا تعاملی، سنجش و جلب افكار عمومی، كسب تفاهم متقابل، قایل شدن جایگاهی وی‍ژه برای مردم و خواسته ها و نظرهای آنان و توجه به روابط بین دولت ها، ملت ها و فرهنگ ها، از جمله وظایف روابط عمومی ها محسوب می شوند كه انجام درست و دقیق آن ها، فرهنگ توسعه را ایجاد می كند.
ناگفته پیداست كه در آستانه ورود به قرن بیست و یكم، روابط عمومی در سطح ملی و بین المللی، ناگزیر است خود را با تغییرات و تحولات ژرف، تطبیق دهد و از دستاوردهای نظری، علمی و فنی، برای پیشبرد و ارتقای خود بهره بیشتری بگیرد. اساس و پایه روابط عمومی جدید، ارتباط، گفتگو، مذاكره و همكاری برای رفع اختلافات و تضادها و رسیدن به تفاهم و همكاری ملت ها، سازمان ها و افراد است.

تعریف و مفهوم توسعه
توسعه در فرهنگ علوم سیاسی، به تشریح زیر تعریف شده است:
1-
بهبود، رشد و گسترش همه شرایط و جنبه های مادی و معنوی زندگی اجتماعی.
2-
گسترش ظرفیت نظام اجتماعی و بر آوردن احتیاجات محسوس یك جامعه: امنیت ملی، آزادی فردی، مشاركت سیاسی، برابری اجتماعی، رشد اقتصادی، صلح و موازنه محیط زیست، مجموعه ای از این احتیاجات است.
3-
فرایند بهبود بخشیدن به كیفیت زندگی افراد جامعه .
4-
فرآیندی كه تلاش مشترك مردم و دولت را برای بهبود اوضاع اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هر منطقه، هماهنگ و مردم آن منطقه را در زندگی یك ملت تركیب كند و آن ها را به تمامی برای مشاركت در پیشرفت ملی، توانا سازد.
5-
توسعه عبارت است از فرآیندی كه جامعه را از یك دوران تاریخی به دوران تاریخی دیگری متحول می سازد( از دوره كشاورزی به دوره صنعتی و یا از دوره صنعتی به دوره فرا صنعتی و بالاتر).
 

توسعه ملی
توسعه ملی عبارت است از فراگرد تحول نهاد ها و ساختارهای جامعه از وضع موجود به وضع مطلوب؛ به نحوی كه توان و ظرفیت بالقوه جامعه، به صورت بالفعل درآید و استعدادهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن از هر جهت بارور و شكوفا شود.


ویژگی های توسعه یافتگی
ویژگی اصلی كشور های توسعه یافته، صنعتی شدن است؛ در این كشورها، روش تولید، سازماندهی تولید، روش اداری و اجرایی صنعتی شده است. اساساً هر گاه روش ها متحول شوند، جامعه توسعه می یابد و صنعتی و نو می شود. پس توسعه، جامعه را از مرحله پیش از صنعتی، به مرحله صنعتی می رساند. توسعه، نوعی تولد تاریخی است؛ تولد یك نظام جدید كه با انواع مشكلات، بحران ها، برخورد ها و سر در گمی ها همراه است.
جوانه های جامعه نو عبارت است از تحولات اقتصادی نوسازی علمی و فرهنگی، سازماندهی جدید سیاسی و روش علمی، كارایی و مردم سالاری وجود دارد.اهمیت یافتن فرد ایجاد ساختارهای غیر حكومتی، كنترل قدرت انحصاری دولت، گسترش طبقه متوسط، گسترش مسئولیت دولت برای حفظ اشتغال و رشد، ایجاد نهاد های حمایتی جامع برای عامه مردم و ارتقای چشمگیر علوم و فن آوری از ویژگی های جوامع نو به شمار می رود.


ابعاد توسعه
هنگامی كه از توسعه همه جانبه، پایدار و درون زا سخن می گوییم، به ابعاد توسعه توجه داریم كه عبارت است از توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی، توسعه فرهنگی و توسعه اجتماعی.

توسعه اقتصادی
تعریف توسعه به معنای عام آن، عبارت است از( فرایندی كه در آن رفاه جامعه دركل، به طور مداوم و پیوسته افزایش می یابد). این تعریف ارتباطی با سطح توسعه ندارد و تمامی كشورها را در دوره های مختلف در بر می گیرد. به اعتقاد مایكل تودارو( توسعه عبارت است از ارتقای مستمر جامعه یا نظام اجتماعی، به سوی زندگی بهتر و انسانی تر).
با توجه به شرایط موجود در جوامع مختلف، می توان تعریف(خاص) توسعه را برای هر گروه، به طور جداگانه ارایه كرد. در شرایط فعلی، كشور های مختلف دنیا را می توان به سه گروه تقسیم كرد و برای هر یك تعریف جداگانه ای از توسعه در نظر گرفت.
گروه اول، كشورهای پیشرفته هستند. تعریف توسعه در مورد این گروه از كشورها، عبارت است از( افزایش رفاه جامعه از طریق رشد اقتصادی، دقت بیشتر در حفظ محیط زیست استفاده از ابزارهای جدیدتر به منظور راحتی بیشتر و دستیابی به قلمرو های جدید علمی نظیر تسخیر هر چه بیشتر فضا)
گروه دوم، كشورهای در حال توسعه ای هستند كه دارای قوام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نسبی اند. در این گروه از كشورها، برخلاف بسیاری از جوامع توسعه نیافته، موانع اساسی در حركت جامعه، تا حدود زیادی تحت كنترل قرار دارند. به همین سبب، این دسته از جوامع، در شرایط فعلی بیش از هر چیز دیگر طالب رشد اقتصادی اند. بطور مثال كشورهای تایوان، كره جنوبی، برزیل و چین در زمره این دسته جوامع به شمار می روند.
گروه سوم هم آندسته كشورهایی هستند كه از قوام اقتصادی و اجتماعی برخوردار نیستند؛ اما بیشتردارای قوام سیاسی هستند و نیاز به مجموعه ای از تغییرات اقتصادی و اجتماعی دارند. بسیاری از جوامع جهان سوم در این گروه جای می گیرند. برای این دسته، توسعه عبارت است از بهبود رفاه مادی به خصوص برای مردمی كه درآمدهای ناچیز دارند. از بین فقر، بی سوادی، بیماری و مرگ و میر زودرس تغییر تركیب نهاد ها و داده ها تغییر فن آوری، افزایش فعالیتهای صنعتی، و نیز تغییر نظام اقتصادی به نحوی كه باعث اشتغال درصد بیشتری از مردم را در سرنوشت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه خویش سهم هستند را فراهم آورد.
 

توسعه سیاسی
اگر هدف اساسی توسعه را رسیدن به سطح زندگی شایسته عموم مردم در نظر بگیریم، علاوه بر افزایش سطح درآمد ملی و درآمد سرانه، توسعه جامعه، متضمن بلوغ سیاسی مردم است كه مفهوم آن، جریان با ثبات و منظم كار حكومت مشاركت نهادینه و متشكل مردم در جریان تصمیم گیری و اداره جامعه، دگرگونی در نهاد های قدرت، ایجاد تغییرات یادی در ساخت های نهادینه اجتماعی و اداری و ایجاد فرهنگ توسعه است. توسعه بدون وجود پیوند عملی و اطمینان بخش میان دولتمردان، مردم و نیروهای فكری جامعه، ناممكن است و در واقع، می توان گفت كه وحدت عملی قشرهای مختلف جامعه، پشتوانه اصلی برنامه توسعه به شمار می رود و تنها در این صورت است كه همه امكانات، دارایی ها و ظرفیت های كشور، به شكل بهینه، به كار گرفته می شود. توسعه سیاسی عبارت است از:( توانایی نظام سیاسی برای سازگاری با خواست های جدید و سازمان های سیاسی) تامین خواسته های در حال تغییر، مهم ترین آزمایش چنین توسعه پایداری است.

روابط عمومی ها و مدیریت بحران
یك واكنش طبیعی در برابر نشانه های بحران، طرد آن است. در حالی كه مدیریت بحران، نیاز به دیدگاهی فعال، تهاجمی و در عین حال متعادل دارد. مدیر بحران به بهترین ابزار، طرح و ارتباط نیاز دارد و كلیه این موارد، از طریق روابط عمومی قابل دستیابی است. نقش مشاور روابط عمومی در متبلور ساختن افكار عمومی برای پیش بینی، تصمیم گیری و حل بحران بسیار مهم است.
اگر مشكلی به طور بالقوه وجود داشته باشد باید از آن جلوگیری كرد، و اگر مشكلی رواج دارد باید در بدو امر و قبل از گسترش، بررسی و بر طرف شود. در واقع مشاور روابط عمومی، در مرحله ( متبلور ساختن افكار عمومی) مانند زنگ اخباری عمل می كند كه فرایندی پنج مرحله ای را برای وسعت بخشیدن به جریان ارتباطی سازمان به دنبال دارد. این فرایند شامل موارد زیر است:
تحقیق برای بررسی بحران های بالقوه ای كه احتمال بروز آن ها وجود دارد؛
طرح ریزی، برای تعیین اهداف اجتماعی حل بحران طبق نتایج حاصل از تحقیقات در چارچوب سازمانی خاص.
در اینجا یك گروه مدیریت بحران، شامل نمایندگان روابط عمومی، اداره حقوقی، مدیریت، كارمندان و سرانجام متخصصان مربوطه، تشكیل می شود.
ارایه طرح و آزمون عملی بودن آن.
به كارگیری طرح.
ارزیابی و اصلاح طرح برای كاربردهای بعدی
همان طور كه می دانیم، توسعه نیازمند پشت سرگذاشتن مرحله گذار است و لذا بحران هایی را به دنبال دارد. متبلور ساختن افكار عمومی در این زمینه، به عهده مدیریت بحران و روابط عموی هاست.
از این رو، بحث افكار عمومی و نقش روابط عمومی در سوق دادن مردم به سوی مشاركت و تفاهم اهمیت بسیاری دارد.


روابط عمومی و افكار عمومی
اگر برای روابط عمومی وظایفی همچون اطلاع رسانی فرهنگ سازی، شكل دهی به افكار عمومی و ارتقای سطح آگاهی عمومی را قایل باشیم، با انجام درست هر یك از این موارد، بخشی از فراگرد توسعه به راحتی شكل می گیرد. امروزه یكی از عوامل موثر در مشروعیت بخشیدن به نظام سیاسی، افكار عمومی است.
افكار عمومی بزرگترین قدرت نامریی است كه جریان های اجتماعی و فرهنگی را به وجود می آورد و این جریان هاقوی تر از هر سیاستی، عمل می كنند. به همین دلیل قبل از اجرای هر سیاستی، ابتدا باید زمینه آن را در افكار عمومی جامعه فراهم كرد. شكل های مختلف افكار عمومی است كه سرنوشت انتخابات و آینده احزاب و گروه های قدرت را تعیین می كند.
به دلیل اهمیت این نیروی خاموش و قدرتمند، دولت ها در سطح كلان و روابط عمومی ها در سطح خرد، به بررسی و مطالعه افكار عمومی می پردازند و تلاش می كنند وضعیت و جایگاه خود را در آن مشخص سازند تا بتوانند میزان حمایت مردم را از برنامه ها و سیاست های خود، ارزیابی و زمینه های مشاركت مردم را فراهم سازند. جلب و گسترش اعتماد ایجاد حسن تفاهم، انحنا و ترغیب و هر آنچه در وظایف روابط عمومی می گنجد. چیزی جز پاسخگویی درست به افكار عمومی نیست. لازمه جامعه آزاد، مردمی و پیشرفته به حساب آوردن مردم و ارایه اخبار، اطلاعات و افكار تازه، به صورت درست و دقیق به آن هاست. روابط عمومی ها باید به عناصری موثر در جهت شفاف كردن روابط اجتماعی، جلب اعتماد باورهای عمومی، درستگویی و درستكاری عاملی برای حركت روان و چرخش اطلاعات تبدیل شوند.
با برداشتن دیوار های میان روابط عمومی ها و رسانه ها و مردم و نیز با شفافیت سازمان و سیاست های آن، دو سویه شدن ارتباط با مردم تحقق پیدا می كند و با ایجاد روابط سالم براساس تفاهم و اعتماد متقابل مشاركت در برنامه های توسعه ملی، صورت خواهد گرفت. در صورتی كه افكار عمومی هدایت شود و به سمت توسعه ملی حركت كند سرعت، دقت، نظارت و حمایت عمومی را به دنبال دارد. و مشكلاتی كه به طور طبیعی در جریان توسعه برای جامعه بوجود می آید، میان تمامی افراد جامعه تقسیم می شود.

توسعه فرهنگی و نقش روابط عمومی ها
بدون دگرگونی در شناخت، تفكرات و الگوهای رفتاری انسان های ساكن در مناطق كمتر توسعه یافته، توسعه محال و یا بسیار دشوار است. به عبارتی دیگر ، برای توسعه تحول اساسی در درون انسان ها و نگرش های آن ها ضروری است. توسعه فرهنگی یعنی پذیرش تغییر و انطباق آن با شرایط جدید، كه در صورت وصول ، فرهنگ توسعه پدید می آید. تحول فرهنگی ، تغییر  و تحول ارادی و غیر ارادی در رفتار است. این تحول ، هم جنبه درونی دارد و هم جنبه بیرونی، ایجاد فرهنگ كارآمد و توسعه بخش به عهده نخبگان جامعه است. این فرهنگ در جامعه گسترش می یابد و چون مورد پذیرش واقع شد، محیط جدیدی فراهم می كند كه برآفرینندگان فرهنگی تاثیر می گذارد. دولت بهتر است خود را متولی تهیه امكانات ، زیر ساخت ها و ابزارهای لازم برای تولید، ابداع، نوآوری فرهنگی و رواج آن در میان مردم بداند و از متولی گری امور فرهنگی بپرهیزد. اهمیت دادن به اقشار نخبه جامعه، تاكید بر تولید، تنوع و آزادی، فراهم آوردن امكانات تحرك اجتماعی، جامعه نگری توجه به تحول نظام آموزشی و جامعه پذیر ی بویژه از طریق رسانه ها از راه كارهای توسعه فرهنگی و ایجاد فرهنگ مناسب توسعه در ایران است.

پیشنهادی سازنده
از جمله پیشنهادهای مهم در این زمینه، ایجاد مركز تحقیق و توسعه فرهنگی، برای شناخت فرهنگ عمومی و راه كارهای توسعه فرهنگی است. پیشنهاد بعدی، تكیه بر خصلت فرهنگ سازی در روابط عمومی هاست كه اقدامی علمی است. روابط عمومی ها در پدید آمدن و شكل دهی فرهنگ توسعه، بیشترین نقش را دارند. و می تواند زمینه و بستر لازم را برای توسعه فراهم آورند.
با آماده كردن بستر لازم برای فرهنگ كار و تلاش، ایجاد رفاه ملی و شرایط ویژه سیاسی برای شكل دادن به برنامه توسعه و حركت جامعه در جهت تحقق آن، روابط عمومی ها می توانند نقش فرهنگ ساز خود را به خوبی ایفا كنند . اگر به روابط عمومی از منظر اطلاع رسانی توجه كنیم، بی شك در (شكل دادن شناخت) گروه كثیری از افراد جامعه و سازمان ها نقش حیاتی خواهد داشت و می تواند آن ها را از مرحله كم اطلاعی و سادگی به مرحله آگاهی بسیار و پیچیدگی سوق دهد.

راه توسعه از روابط عمومی ها
با توجه به مطالب پیش گفته، در صورتی كه روابط عمومی های كشورمان بخواهد به توسعه و رواج فرهنگ آن یاری برسانند و در عین حال از توسعه همه جانبه بهره مند شوند لازم است با اوضاع و احوال ایران و جهان در آستانه قرن بیست و یكم انطباق پیدا كنند. مسئولان و صاحب نظران متوجه شده اند كه حرفه روابط عمومی ، حرفه ای حساس مهم، پرمسئولیت و تعیین كننده است، اما این نهاد تا رسیدن به وضع مطلوب، راه درازی را در پیش دارد. تغییرات ساختاری، مدیریتی و فرهنگی در نهاد روابط عمومی برای انطباق با شرایط جدید، از ضروریات كنونی ماست.
روابط عمومی ها، چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی ناگزیرند خود را با تغییرات و تحولاتی ژرف، تطبیق دهند و از دست آوردهای نظری، علمی و فنی، برای پیشبرد و ارتقای خود بهره مند شوند. اساس و پایه روابط عمومی مدرن ارتباط، گفتگو، مذاكره و همكاری برای رفع اختلاف ها و تضادها و رسیدن به تفاهم و همكاری میان ملت ها، سازمان ها و افراد است.
اكنون توسعه چیزی نیست جز فرایندی پویا و مستمر از تامل میان دولت و جامعه مدنی و نهاد های آن كه به افزایش ثروت و درآمد سرانه، دگرگونی اكثریت مردم و نیز توسعه سیاسی و فرهنگی جامعه، منجر خواهد شد. توسعه پایدار، ایجاد نوعی توازن مستمر قدرت میان دولت و جامعه مدنی است. در این حالت، دولت، مقتدر و مشروع و جامعه مدنی را توسعه خواه گویند حتی دموكراسی یا مردم سالاری را هم می توان نتیجه برقراری توازن قدرت میان دولت و جامعه مدنی دانست كه در آن جامعه مدنی وجود نوعی فرهنگی و سیاسی بازتر را وسیله ای برای تحمیل خواسته های خود بر دولتی مقتدر، قانونی و مشروع می دانند. در حال حاضر با توجه به تحولات درونی ایران و جوان بودن جامعه ایجاد نگرش و فرهنگ نو و رواج قانون مندی و نظم در روبط میان فردی، گروهی، سازمانی، و در روابط ملی و بین الملل، ضرورت پیدا كرده است ایجاد فرهنگ توسعه، ایران وارد دوره تثبیت و قانون مندی خود شده و شكل دادن به افكار عمومی و رواج نهاد های مدنی و فرهنگی و مدنی از لوازم توسعه و پیشرفت ما ایرانیان است. روابط عمومی ها می توانند در این زمینه نقش مهمی ایفا كنند؛ كمك به تغییر نگرش ها، ایجاد شناخت و رابطه انسانی دو سویه و ایجاد فرهنگی كمال گرا و آینده نگر، از جمله مواردی است كه می توان در این رابطه از آن ها یاد كرد.
روابط عمومی ها همچنان وظایف و نقش های كلی را به عهده دارند كه از آن جمله می توان به كارآمدی، اطلاع رسانی، پاسخگویی، تغییر نگرش، ارتباط با رسانه ها و نقد و اصلاح نظریه ها و عمل كرد ها اشاره كرد؛ با این حال روابط عمومی ها برای همگام شدن با جهان و ایران متحول، به سازماندهی مناسب تشكیلاتی، مدیریت علمی، برنامه عمل مشخص و رعایت اصول اخلاق حرفه ای نیز نیاز دارند.
ایجاد روابط دو سویه میان مدیران و كاركنان، تشویق مشاركت و افكار سنجی و انعكاس آن برای تصمیم گیری مدیران سه وظیفه بسیار مهم روابط عمومی ها به شمار می روند. روابط عمومی ها باید در حیطه عمل درون و برون سازمانی خود فرهنگ مناسب را برای توسعه ایجاد كنند و در عین حال به برنامه های سازمانی، توسعه ملی، گسترش جامعه مدنی توسعه سیاسی و فرهنگی در سطح كلان، یاری رسانند.

 

منبع : عصر پویا

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست های ضریب هوشی

 

توجه داشته باشید که باید بدون مکث جواب بدید !

 

۱ ) یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می‌کند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می ‌کنند؟ 

1- کانادا

2- آمریکا

3- هیچ ‌کدام

 

۲) یک خروس در بام خانه‌ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می‌گذارد. این تخم از کدام طرف می‌افتد؟ 

1- شمال

2- جنوب

3-هیچ ‌کدام

 

۳ ) خانمی‌عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل‌ او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی می‌کند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرش‌ها نیز قرمزرنگ هستند. تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله‌های آپارتمان چه رنگی هستند؟

1- قرمز

2- آبی

3- هیچ ‌کدام

 

۴ ) پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می‌ برند. پدر در راه بیمارستان فوت می‌کند ولی پسر را به اتاق عمل می‌برند. پس از مدتی دکتر می‌گوید من نمی‌توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان می‌تواند صحت داشته باشد؟

 1- آری

2- خیر

3- هیچ‌ کدام

 

۵ ) اگر چهار تخم‌مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟

1- آری

2- خیر

3- هیچ ‌کدام

 

۶) آیا می ‌توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟

1- آری

2-  خیر

3- هیچ ‌کدام

  

۷ ) یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین‌ تر از یک کیلو گرم پنبه است؟

1- یک گرم

2- ۱۰۰گرم

3- هیچ ‌کدام

 

۸ ) مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، می‌ رود و التماس می‌ کند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمی‌کند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می ‌کند.جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟

 1- ۸ بار

2-  ۹بار

3- هیچ‌ کدام

 

۹ ) اگر تمام رنگ‌ها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟

1- آری

2- خیر

3- هیچ‌ کدام

 

۱۰ ) گرگی به بالای کوه می ‌رود تا غرش شبانه‌اش را آغاز کند.چه مدت طول می‌کشد تا به بالای کوه برسد؟

1- دو‌شب

2- پنج‌ شب

3- هیچ ‌کدام

 

۱۱) اگر به ‌طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی‌ تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟

 1- آری

2- خیر

3- هیچ‌ کدام

 

۱۲) آیا امکان دارد یک نفر سریع ‌تر از رودخانه می‌ سی ‌سی ‌پی شنا کند؟

1- آری

2- خیر

3- هیچ ‌کدام

 

۱۳) آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می ‌گیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می ‌گیرد، با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت می‌شود. آیا این قضیه امکان ‌پذیر است؟

 1- آری

2- خیر

3- هیچ‌ کدام

 

۱۴) آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می‌ کند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم می ‌گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه ‌ام بوده‌ام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می ‌دهد.آیا این موضوع ثابت می‌کند که آقای جیم بی‌ گناه است؟

1- آری

2- خیر

3- هیچ‌ کدام 

 

۱۵) یک شترمرغ تصمیم می ‌گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟

1- بهار

2- پاییز

3- هیچ ‌کدام

 

۱۶ ) جمله بعدی صحت دارد. جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟

1- آری

2- خیر

3- هیچ ‌کدام

 

۱۷) آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی ‌قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟

1- آری

2- خیر

 3- هیچ ‌کدام

 

۱۸ ) اگر بخواهید یک نامه به دوستتان بنویسید، ترجیح می‌دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟

1- پر

2- خالی

3- هیچ ‌کدام

 

 

  

● پاسخ پرسش ها:

 

۱) هیچ کدام. بازماندگان که زنده هستند نیازی به دفن کردن ندارند.

۲) هیچ کدام.خروس که تخم نمی‌گذارد! 

۳)هیچ کدام.آپارتمان یک طبقه که راه پله ندارد!

۴) آری. اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید، وای بر شما.دکتر یک خانم جراح است یعنی این شخص مادر پسر است! 

۵) خیر، شما پیش از اینکه کیک داشته باشید باید آن را بپزید !

۶) آری،.بپرید و ببینید که خانه شما چقدر می‌پرد!

۷) هیچ کدام. یک کیلوگرم آهن با یک کیلوگرم پنبه به طور دقیق برابر هستند.

۸) هیچ کدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.

۹) خیر.رنگ خاکستری خواهید داشت.

۱۰) هیچ‌کدام. گرگ پیشتر بالای کوه است.

۱۱) آری، شما فقط از کودکستان دیدن می‌کنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شده‌اید.

۱۲) آری، چون که رودخانه‌ها که قادر به شنا کردن نیستند!

۱۳) آری ژانت با یک آقای دیگر که فامیل‌اش اسمیت بوده، ازدواج کرده است.

۱۴) خیر.چون که ممکن است این سریال تکراری باشد و او پیشتر این سریال را دیده باشد.

۱۵) هیچ کدام.شتر مرغ که قادر به پرواز نیست.

۱۶) هیچ کدام. چون که جملات متضاد هم هستند.

۱۷) آری.پنجره یک اختراع قدیمی‌است که به وسیله آن می‌توان پشت دیوار را مشاهده کرد!

۱۸) هیچ کدام.بهتر است که یک نامه عاشقانه را با قلم و کاغذ بنویسید و با شکم نمی‌توان نامه نوشت!

 

● تفسیر آزمون

 

▪ اگر تعداد جواب‌های صحیح شما بین صفر تا ۵ بود، معنایش این است که شما به طرز وحشتناکی به جزئیات بی‌توجهید. حواستان کجاست؟

 

▪ اگر تعداد جواب‌های درست بین ۶ تا ۱۰ بود، نسبتاً بد نیست، اگرچه این نشان می‌دهد که چندان به جزییات توجه نمی‌کنید. شاید دارید به مسایلی توجه می‌کنید که بقیه به آنها توجه نمی‌کنند. خدا کند این‌طور باشد!

 

▪ اگر تعداد جواب‌های درست شما بین ۱۱ تا ۱۵ بود، بسیار خوب است.شما خوب به جزییات توجه می‌کنید. خدا خیرتان بدهد!

 

▪ اگر تعداد جواب‌های صحیح شما بین ۱۶ تا ۱۸ بود، یعنی شما یک پا شرلوک هولمز هستید. احسنت!

 

 

  عبادت و بندگی             

آرامش، صفا و صداقت ارمغان نماز در خانواده

شهلا مظلومی

 

 

نماز پشتوانه و آرام بخش روان انسان است. اگر در محیط خانواده فرهنگ نماز گسترش و ژرفا بیابد، اگر ترنم نماز، فضای خانواده را معطر و متبرک سازد. اگر کودکان و فرزندان، پدر و مادر را مقید و معتقد به نماز ببینند، بی هیچ تردید آنان نیز الگوی خویش را از خانواده خواهند گرفت و انس و الفت با نماز خواهند یافت که ره آورد آن پرهیز از منکر و ناهنجاری ها و گریز از آلودگی و همسایگی با پاکی و تهذیب و صفا و صداقت است. خواندن نماز به طور مداوم و محافظت بر آن، آرامش روانی پدید می آورد و دل مومن را امنیت می بخشد.

نماز شستشوگر روان از گناه است و قلبی که در آن تاریکی گناه نباشد از آرامش و اطمینان و صفا لبریز می شود چنان که پیامبر فرموده: انسانی که نمازهای پنجگانه را به جای می آورد، مانند آن است که در روز پنج بار شنا کرده و از آلودگی ها به درآمده است. پس نماز مانع ابتلا به آلودگی و گناه است و چون خواندن نماز بیشتر در خانه انجام می شود اگر یکایک اعضای خانواده نمازگزار باشند، همگی با هم آرامش روانی را در خانه به ارمغان می آورند و درپناه آن با موفقیت زندگی می کنند.

نمازخواندن موجبات افزایش اعتماد به نفس را فراهم می آورد؛ زیرا وقتی آدمی با خدا سخن می گوید و از او استعانت می جوید توان بیشتری را در خود احساس می کند که ناشی از اتکای به خدای تعالی است و باعث افزایش موفقیت های او در زندگی می شود. زیرا نماز نقش مدد رسانی دارد. چنان که قرآن می فرماید: از نماز و روزه کمک بجویید. انسان برخوردار از امدادهای ناشی از اقامه نماز، فردی موفق تر است و موفقیت های روزافزون، اعتماد به نفس و آرامش آن را درپی دارد.

درمحیط خانواده ای که اعضای آن نماز را برپا می دارند، فضای آرامی حاکم است. پیر و جوان و کودک و خردسال همه از احترام و عزت نفس بهره گرفته اند و انسان برخوردار از کمال که هنگام سجده بر سر آستان معبود می ساید و پیشانی خود را به رسم تواضع و بندگی برخاک می گذارد درهمه جا و از جمله محیط خانواده نیز متواضع است و احترام دیگران را پاس می دارد.

پس در خانه ای که همه در برابر معبود متواضع اند و حرمت یکدیگر را نمی شکنند همه از عزت نفس و آرامش روانی برخوردارند و جلوه های عشق را به نمایش می گذارند.

در خانه ای که تشکر و سپاسگزاری از یکدیگر وجود داشته باشد دلسردی ها و ناپایداری ها در آن جایی ندارد و این ابراز عشق و علاقه و سپاس و تشکر احساس تعلق به جمع خانواده را پدید می آورد. ابراز محبت یکی از نیازهای اساسی روانی است که با تامین آن تعادل و بهداشت روانی فرد تحقق می یابد. وجود دل های پرمحبت و با صفا کانون خانواده را گرم و روابط عاطفی را در آن مستحکم می کند و آدمی در برخورد با افراد صمیمی و مهربان کمتر احساس آزردگی و سرخوردگی می کند و خود را در محیطی آرام سرشار از روابط گرم می یابد زیرا عبادت و نماز به زندگی او معنا و جهت داده و آرامش بخشیده است. درخانه ای که فضایی معنوی حکم فرما باشد زن و شوهر و فرزندان با رضایت و صمیمیت همدیگر را در راه اقامه نماز تشویق و کمک می کنند و همه نمازگزار هستند همگی از افسردگی به دور می مانند زیرا خواسته ها و نیازها و رازها را با معبود خود بازگو می کنند و کسی که پیوسته با خدای خویش راز و نیاز کند و غم دل بازگو کند هرگز مبتلا به افسردگی نمی شود.

باید باور کنیم که غذای روحی بچه ها و اکسیژن جان آنان و خوشبختی و آخرتشان به رابطه آنها با آفریدگار مهربان بستگی دارد، پس با دلسوزی و صبر به دنبال راه های جدید، بیان های جذاب، ابتکار درطرح مسئله و شیوه های مناسب دعوت به نماز باشیم و این هنری است که خانواده و مدرسه و جامعه باید متناسب با نیازمندی های سنی افراد فرهنگ سازی کند؛ زیرا نیایش نیاز درونی انسان است و باید متناسب با رغبت های فراگیران جستجو کرده و براساس آن اقدام کند در چنین صورتی نماز نماد باشکوه نیایش و فرهنگ غالب تمامی جوانان، مردان و زنان و خانواده های ما خواهدشد، فرهنگی که تمامی مردم داوطلبانه و از روی عشق و علاقه آن را برخواهند گزید و محیط خانواده ها از آرامش روانی و روحیه همراهی و همدلی و شادابی سرشار می شود.

 

منبع : روزنامه کیهان

 

  لينک های هفته             

مقالات مدیریت

 

ویژه نامه روز بزرگداشت فردوسی

 

لینک وب سایت موزه های ايران و جهان

 

هنر ارتباط - ویژه نامه روز ارتباطات و روابط عمومی

 

مرد حیرت - ویژه نامه روز بزرگداشت حکیم عمر خیام

 

یک دنیا خاطره - ویژه نامه روز جهانی موزه و میراث فرهنگی