مجله شماره صد و دهم    

شنبه 7 خرداد 1390 24 جمادی الثانی 1432 28 می 2011  

 

 

 

 

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

وَاللاَّتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِكُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىَ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً 15 وَاللَّذَانَ يَأْتِيَانِهَا مِنكُمْ فَآذُوهُمَا فَإِن تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ تَوَّابًا رَّحِيمًا 16 إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَـئِكَ يَتُوبُ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً 17 وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَـئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا 18 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا 19
ترجمه فارسی مکارم

 

و كسانى از زنان شما كه مرتكب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبيد! اگر گواهى دادند، آنان ( زنان) را در خانه ها(ى خود) نگاه داريد تا مرگشان فرارسد; يا اينكه خداوند، راهى براى آنها قرار دهد 15 و از ميان شما، آن مردان و زنانى كه (همسر ندارند، و) مرتكب آن كار (زشت) مى‏شوند، آنها را آزار دهيد (و حد بر آنان جارى نماييد)! و اگر توبه كنند، و (خود را) اصلاح نمايند، (و به جبران گذشته بپردازند،) از آنها درگذريد! زيرا خداوند، توبه‏پذير و مهربان است 16 پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مى‏دهند، سپس زود توبه مى ‏كنند خداوند، توبه چنين اشخاصى را مى‏پذيرد; و خدا دانا و حكيم است 17 براى كسانى كه كارهاى بد را انجام مى‏دهند، و هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا مى‏رسد مى‏گويد: الان توبه كردم! توبه نيست; و نه براى كسانى كه در حال كفر از دنيا مى‏روند; اينهاكسانى هستند كه عذاب دردناكى برايشان فراهم كرده‏ايم 18 اينها اينها اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى اكراه (و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد! و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها داده‏ايد (از مهر)، تملك كنيد! مگر اينكه آنها عمل زشت آشكارى انجام دهند و با آنان، بطور شايسته رفتار كنيد! و اگر از آنها، (بجهتى) كراهت داشتيد، (فورا تصميم به جدايى نگيريد!) چه بسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار مى‏دهد! 19     

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

برنامه ريزى

 

برنامه ريزى از اركان مديريت و از جمله وظايف اصلى مديران است ، و نقشى اساسى در موفقيت و پيشرفت سازمان ها دارد. ضرورت برنامه ريزى قبل از هر گونه اقدام و اهميت ويژه آن مساله اى عقلى است ، و تبيين و استدلال چندانى نياز ندارد؛ و روشن است كه اقدام به هر كار، بدون بررسى جوانب مختلف آن و قبل از برنامه ريزى لازم ، بيانگر نقصان عقل و يا عدم بهره گيرى مناسب از اين نعمت بزرگ الهى است و پيروزى و موفقيت در كار را ارزانى انسان نخواهد كرد.

حضرت على عليه السلام عقلى بودن مساله برنامه ريزى را مورد تاكيد قرار داده و مى فرمايد: ادل شى ء على غزاره العقل حسن التدبير ؛ (1) بهترين دليل بر كمال عقل ، خوب برنامه ريزى كردن است .

در برخى روايات نقل شده از امام على عليه السلام به بعضى از آثار مثبت برنامه ريزى كردن است .

در برخى روايات نقل شده از امام على عليه السلام به بعضى از آثار مثبت برنامه ريزى اشاره شده است . مانند: جلوگيرى از اشتباه ، افزايش بهره ورى ، مقابله با تهديدات ، كمك به تصميم گيرى اثر بخش ، ايجاد آرامش درونى ، كمك به حل مشكلات سازمان و مصونيت از پشيمانى .

البته بايد توجه داشت كه صرف برنامه ريزى ، موجب موفقيت سازمان نمى شود؛ بلكه برنامه اى مى تواند مقدمات موفقيت و پيشرفت سازمان را فراهم كند اصولى ، منطقى و متناسب با امكانات و شرايط سازمان طراحى شده باشد. برنامه ريزى غير اصولى و نا متناسب ، نه تنها كمكى به پيشرفت سازمان نمى كند، چه بسا باعث شكست ، ناكامى و حتى فرو پاشى سازمان شود.

امير مومنان على عليه السلام مى فرمايد:

سوى التدبير، سبب التدمير؛ (2) برنامه ريزى كردن ، موجب هلاك و فرو پاشى است .

 

پی نوشت

1- آمدى ، عبدالواحد، عزرالحكم و دررالكلم ، حديث 3151

2- آمدى ، عبدالواحد، عزرالحكم و دررالكلم ، حديث 5571

 

  جمله مديريتی              

عامل اصلی شکست

وارد عمل شدن بدون برنامه ريزی علت همه شكست‌هاست.

  آلكس مكنزی

 

  حدیث مديريتی             

 

نگاه داشتن زبان

امام علی علیه السلام فرمودند:

اَللِّّّسانُ سَبُعٌ، اِن خُلّیَ عَنهُ عَقَرَ

زبان، حیوان درنده است، اگر رها شود می گزد.

(نهج البلاغه)

 

  طنز مديريتی              

آ زمونی برای تشخیص شایستگی شما در مورد مدیریت

كوئیز زیر از چهار سؤال تشكیل شده كه به شما خواهد گفت آیا برای این كه یك مدیر حرفه ‌ای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه؟

سؤال‌ها مشكل نیستند. در مورد هر سؤال اول سعی كنید خودتان پاسخ بدهید و بعد پاسخ را بخوانید تا ببینید درست جواب داده‌اید یا خیر.

.

.

.

.

1- از شما خواسته شده یك زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این كار را انجام می‌دهید؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ: درب یخچال را باز می ‌كنیم. زرافه را داخل یخچال می‌گذاریم و سپس درب آن را می ‌بندیم. هدف از این سؤال این است كه مشخص شود آیا شما از آن دسته افرادی هستید كه تمایل دارند مسائل ساده را خیلی پیچیده ببینند یا خیر!

 

2- حال از شما خواسته شده یك فیل را در یخچال قرار دهید. چه می‌كنید؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ: آیا پاسخ شما این است كه درب یخچال را باز می‌كنیم و فیل را در یخچال می ‌گذاریم و درب آن را می ‌بندیم؟

نه! این درست نیست!

 

پاسخ صحیح این است كه درب یخچال را باز می‌كنیم. زرافه را از یخچال خارج می‌كنیم. فیل را در یخچال می‌گذاریم و درب آن را می‌بندیم. این سؤال برای این است كه مشخص شود آیا شما به نتایج كار های قبلی خود و تأثیر آن برتصمیم گیری‌های بعدی ‌تان فكر می‌كنید یا خیر.

 

3- شیرشاه یك كنفرانس برای حیوانات جنگل ترتیب داده است كه به جز یك حیوان، همگی حیوانات در آن حضور دارند. آن یك حیوان غایب كیست؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ:‌ یادتان رفته كه فیل الان در یخچال است؟ پس حیوان غایب این جلسه باید فیل باشد! هدف از این سؤال این است كه حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجیده شود.

اگر تا این جا به سؤالات پاسخ درست نداده‌اید نگران نباشید، هنوز یك سؤال دیگر مانده است.

 

4- باید از یك رودخانه عبور كنید كه محل سكونت كروكودیل هاست. شما قایق ندارید. چه می‌كنید؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ: خیلی ساده است! به داخل رودخانه پریده و با شنا كردن از آن عبور می كنید.

 

كروكودیل‌ها؟ آنها الان در جلسه‌ای هستند كه شیرشاه ترتیب داده! هدف از این سؤال این است كه مشخص شود آیا از اشتباه‌های قبلی خود درس می‌گیرید كه دوباره آن ها را تكرار نكنید یا خیر.

 

منبع : مدیریار

 

  حکايت مديريتی            

داشتن حس مسئولیت و وظیفه شناسی

 

يکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود ، بی اختيار ايستادم . مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه های بغل، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد. رفتار وی گيجم کرد. به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت: من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است. دلم نمی خواهد اتومبيلی را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند.

 

يک کارگر ژاپنی در پاسخ به این سوال که : "چه انگيزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پيشنهاد فنی به کارخانه بدهد؟" جواب داد : اين کار به من اين احساس را می دهد که شخص مفيدی هستم، نه موجودی که جز انجام يک سلسله کارهای عادی روزمره فايده ديگری ندارد.

 

  تکنیک های موفقیت         

پنج پیشنهاد برای رسیدن به موفقیت

 

 

با پنج اقدام زیر می توانیم لحظات دشوار را با پیروزی پشت سر بگذاریم :

1- هرگز قولی ندهید كه نتوانید برسرآن بایستید.

2-  قول های معنی دار بدهید، تصمیمات عاقلانه بگیرید و متعهد شوید كه بهتر از قبل عمل كنید. با عزیزانتان در این خصوص صحبت كنید.

3- با استفاده از دانش خود قول های حساب شده بدهید.

4- هر قول را نشانه ای از تمامیت و ایمان به خود در نظر بگیرید.

5- بخاطر داشته باشید كه تمامیت شخصی و یا داشتن احاطه بر خویشتن مبنای موفقیت دربرخورد با دیگران است.

 

منبع : www.nww.co.ir

 

  نکات مدیریتی             

همانند يک مدير عامل سطح بالا فكر كنيد

 

ممکن است هنوز مدیر عامل نشده باشید، اما دلیل بر این نیست که نمی توانید دو سه چیز هم از رئیستان یاد بگیرید. اگر یاد بگیرید که چطور مثل یک مدیر عامل رده بالا فکر کنید، هیچوقت عقب نخواهید ماند.

در اینجا به چند طرز تفکر مدیر عاملی اشاره می کنیم. باز به یاد داشته باشید: حتی اگر مدیر عامل هم نباشید، این طرز تفکر ها می تواند به شما کمک کند.

 

1- تصویر بزرگ را ببینید

اسیر کارهای روزمره تان نشوید. اگر هر روزتان مثل دیروز است، باید فکری به حال آن کنید. همیشه به خود یادآوری کنید که دلیل کار کردنتان چیست. برای خود هدف بسازید. (و وقتی به اهداف خود رسیدید برای خود جایزه تعیین کنید.) سعی کنید مسئولیت های مختلفی در اداره بگیرید تا کارتان از یکنواختی در بیاید.

برای مثال، اگر چند روز در هفته کار می کنید، این برنامه کاری ممکن است برایتان خسته کننده شود. اما دیدن نتایج مثبت پایانی، و گاه گاهی به خود مرخصی دادن از یکنواختی و خسته کنندگی آن کمتر می کند. نکته اینجاست که در کار همیشه باید تصویر بزرگ را ببینید، نه هیچ چیز دیگری...

 

2- انجام کارها را اولویت بندی کنید

شما نمی توانید همه ی کارها را در یک زمان انجام دهید. بنابراین باید انجام کارهای خود را اولویت بندی کنید. همیشه یک یا دو کار را در راس بقیه بگذارید. برای همه ی کارهای خود زمان تعیین کنید.

 

3- خلاقیت داشته باشید

حتی چند ساعت هم که شده در هفته وقت بگذارید و خلاقانه فکر کنید، سعی کنید برای توسعه دادن کارتان راه های جدیدی پیدا کنید. خلاقیت همیشه خوب است، چه سر کار و چه در خانه. با خلاقیت می توانید دنیای جدیدی بسازید، و دیگر کارها برایتان یکنواخت و خسته کننده هم نخواهد بود.

 

4- مسئولیت پذیر باشید

مسئولیت همیشه به معنای قدرت نیست، به معنای داشتن تصمیم گیری های هم خوب و هم بد است. یک رئیس خوب کسی است که به جای گذشتن از اشتباهات، با آنها سر و کله می زند. اگر شما رئیس هستید و شرکتتان در یک پروژه شکست می خورد، این شکست متعلق به شماست، نه متعلق به افراد پایین دست شما.

مسئولیت پذیر بودن همانقدر که در کار مهم است، در زندگی خصوصیتان هم مهم است. اگر سعی کنید مسئولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و در صدد جبران آنها برآیید، همیشه موفق تر خواهید بود و احترام بیشتری نیز کسب خواهید کرد.

 

5- به دقت برای کارهایتان نماینده تعیین کنید

از آنجا که شما نمی توانید همه ی کارهایتان را خودتان انجام دهید، یاد بگیرید که به کارمندانتان اطمینان کرده و مسئولیت انجام بعضی کارهایتان را به آنها واگذار کنید. اگر می بینید که یکی از کارمندانتان می داند که چطور امور مالی شرکت را اداره کند، بگذارید امتحان کند و شما به سایر کارهایتان برسید.

روی توانایی های همه کار کنید. اگر کارها را بر اساس توانایی های کارمندانتان به آنها واگذار کنید، مطمئناً وضعیت شرکت را بسیار بهتر خواهید کرد. بعضی از این تصمیم گیری هایتان ممکن است باعث علاقه ی افراد به شما نشود، اما آینده ی شرکت را مثبت تر خواهد کرد.

 

6- عملکردتان را نشان دهید

نشان دادن توانایی هایتان به اندازه ی داشتن این توانایی ها مهم است. اگر یك متخصص هستید، انتظار می رود که طریقه ی لباس پوشیدنتان هم مثل یک فرد متخصص باشد. البته نمی گویم که طریقه ی لباس پوشیدنتان باعث می شود بهتر کار کنید، اما می تواند به شما قدرت اعتماد به نفس دهد. در مورد مهارت های حرف زدن نیز وضع به همین منوال است. اگر مرتباً در حرف زدنتان اشتباه داشته باشید، کم کم کسی دیگر به حرفهایتان گوش نخواهد کرد.

 

7- از عهده ی کارهای شاق هم برآیید

اگر رئیس شما نیستید، از انجام کارهای سخت ابا نداشته باشید و هر کاری که به شما واگذار می شود را بدون شکوه و شکایت انجام دهید. اما اگر رئیس شما هستید، باز هم همینطور عمل کنید. اگر گاهي کار یکی از زیر دستانتان به شما می افتد و مجبور به انجام آن کار هستید، ابایی نداشته باشید. انجام آن کار مهم است پس دست به کار شوید.

 

8- کار افراد بالا دستتان را هم یاد بگیرید

هر کسی برای خود رئیس دارد. اگر مدیر عامل شرکت هم شما باشید باز هم کسی بالا دست شما هست. باید یاد بگیرید که بالا دستی هایتان هم چطور کارهایشان را انجام می دهند. تا آنجا که می توانید باید در این زمینه اطلاعات جمع آوری کنید. اگر بدانید که چطور کار افراد بالاتر از خود را انجام دهید به دیگران این تفکر را می دهد که بعد از او شما بهترین کس برای دستیابی به آن پست هستید.

 

9- موفقیت هایتان را جشن بگیرید

همه ی مدیر عامل ها این کار را نمی کنند، اما باید بکنند. موفقیت چیزی نیست که همه به دست آورند و بسیار نادر است. یک مدیر عامل خوب باید این خوشحالی را بقیه افراد و کارکنانش سهیم شود و به آنها نیز پاداش دهد. این کار به آنها انگیزه ای قوی برای ادامه ی کار خواهد داد. پس اگر موفقیتی عایدتان شد یا ترفیع رتبه گرفتید، فراموش نکنید که همکارانتان را یک شب شام مهمان کنید.

 

هدفمند جلو روید

آسان است که موقعیت فعلیتان را با موقعیت ایدآلتان مقایسه کنید. ببینید الان کجا هستید، و در آینده به کجا می خواهید برسید. این کار به شما انگیزه می دهد. برای خودتان ایجاد هدف کنید و بعد در صدد رسیدن به آن هدف برآیید. ابزار و امکانات لازم برای رسیدن به هدفتان را فراهم کنید و با انگیزه جلو بروید.

 

  مقاله مدیریتی             

پنج نقطه بحرانی در منطبق نمودن نظام آموزش
با استراتژی‌های راهبردی سازمان

شهروز تاروردی زاده
 

1- اولویت‌های آموزشی:
اولویت‌های آموزشی چگونه باید با استراتژی‌های راهبردی سازمان انطباق یابند؟ نسبت سرمایه‌ گذاری در اولویت‌های آموزشی در مقایسه با سایر سرمایه‌گذاریهای سازمان چگونه می‌بایست باشد؟ چه نسبتی را باید به آموزشهای فنی، تخصصی و یا عمومی تخصیص داد؟ آنچه که بدیهی است آن است که در هر شرایطی نمی‌توان برای همه موارد اولویتی برابر مدنظر قرار داد و اولویت‌های آموزشی را قبل از پاسخگویی به سؤالات مذکور تعریف نمود.

2- کمیت یا کیفیت آموزش:
در حالیکه در اکثر سازمانها به دلائل عدیده، تشکیلات، ساختار و حتی برنامه‌های آموزشی دارای چالشهای متعدد بوده و از سوی دیگر آموزشهای باکیفیت پائین قابلیت جذب کمتری از کارکنان و بودجه‌های آموزشی را دارا می‌باشند و برنامه‌های باکیفیت بالا، بالطبع بودجه و حمایت بیشتری را می‌طلبد، حال این سؤال مطرح است که چه نوع تعادلی می‌بایست بین کمیت و کیفیت ایجاد نمود؟ به کدام جنبه و ابعاد می‌بایست توجه نشان داد؟ آیا برای حصول موفقیت می‌بایست کمیت را فدای کیفیت و یا کیفیت را فدای کمیت نمود؟ و یا اینکه هر دو را توأمان درنظر گرفت؟

3- آموزش های بلندمدت یا کوتاه مدت:
چه نسبتی باید بین برنامه‌های آموزشی بلند مدت و کوتاه مدت ایجاد نمود؟ بحث بر سر ارزش هر یک از حیطه‌های علمی مذکور نیست. بلکه شناخت نیازهای واقعی سازمان مطرح است. در صورت تصمیم‌گیری به توجه صرف به برنامه‌های کوتاه مدت، ارتقای سطح تحصیلی کارکنان ممکن است تحت تأثیر قرار گرفته و حتی به فراموشی سپرده شود و بالعکس توجه به برنامه‌های بلندمدت برای جبران نقصان، ممکن است به واکنش‌های عمیق درون سازمانی منجر گردد.

4- آموزشهای درون سازمانی یا برون سازمانی:
شاخص‌ترین نقطه بحرانی، تصمیم در مورد آموزشهای درون و برون سازمانی می‌باشد. توجه نسبی این مسئله در زمانی که تربیت کارکنان ماهر مورد نظر است اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. به زعم برخی از مدیران، بهره‌برداری از آموزشهای خارج از سازمان مقرون به صرفه نبوده و اثربخشی لازم را نیز دارا نیست و به همین دلیل ایجاد یک سیستم آموزش حرفه‌ای درون سازمانی را ترجیح می‌دهند. در حالیکه تأسیس و راه‌اندازی مراکز آموزش درون سیستمی، به دلائل متعدد از جمله پُرهزینه بودن، مورد تأیید برخی دیگر از مدیران نیست و به هر حال تصمیم‌گیری در مورد انتخاب بین دوره‌های درون و برون سازمانی همواره کار مشکلی بوده و سهمی که به هر یک از این طریق داده می‌شود به نسبت سازمانها متفاوت خواهد بود.

5- فرآیندهای آموزشی:
برای پرورش نیروی انسانی در انواع تخصص‌های مورد نیاز، باید تابع تغییرات پی در پی وظایف و مشاغل بود یا متوسل به شیوه‌های کلاسیک برحسب موقعیت درون سازمانی گردید؟ با توجه به اینکه در اکثر سازمانها نسبت بین نیروهای متخصص و غیرمتخصص، نسبت مناسبی نیست، آیا دلیل این امر را باید در پائین بودن حقوق و پایگاه اجتماعی متخصصان جستجو نمود یا باید تغییری در راهبردهای آموزشی سازمان داد؟ در این مورد نیز، اگر چه تصمیم‌گیری کاری مشکل می‌باشد ولی بی‌توجهی به آن مترادف با هدر دادن امکانات سازمانی بیشتری خواهد بود.

 

در خاتمه به برخی دیگر از چالش‌های جدی در فرآیند مدیریت آموزش مبتنی بر استراتژی‌های راهبردی سازمان اشاره می‌گردد:
1- بالا بودن هزینه در اغلب موارد، مانع از رویکرد جدی سازمانها بخصوص سازمانهای کوچک به این همگرایی می‌گردد.
2- سازمانها برای انطباق باید مدت زمان زیادی را صرف کنند که این امر معمولاً با بی‌حوصلگی سازمانهای ما همخوانی ندارد.
3- از نظر تخصصی نیاز به نیروی انسانی خبره و کارآمد دارد که در دسترس همه سازمانها نمی‌باشد.
4- عدم دسترسی کامل نظام آموزشی سازمان به اطلاعات جامع و به روز، روند کار را دچار چالش خواهد ساخت.
5- عدم آشنایی کامل عناصر درگیر در نظام آموزش با مباحث استراتژی و برنامه‌ریزی استراتژیک از یک طرف و عدم اعتماد سازمان به پیامدهای این همگرایی از طرف دیگر، روندکار را کُند و یا حتی متوقف می‌سازد.

 

منبع : پیک مدیران

 

  کلید هدایت               

شکر و سپاس

کلام حق

... وَاشْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ. (نحل: 114)

و نعمت خداوند را سپاس بگزارید، اگر تنها او را می‌پرستید.

 

لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ. (ابراهیم: 7)

اگر سپاس‌گزار باشید، بر نعمت شما می‌افزاییم و اگر ناسپاسی کنید، بی‌گمان، عذاب من سخت است.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

کسی که کم را سپاس نگوید، بسیار را نیز شکر نمی‌گزارد و کسی که از مردم تشکر نمی ‌کند، تشکر خداوند را نیز نمی‌گزارد. (پیام پیامبر، ص 555)

 

حضرت امیر

ناسپاسی و کفران نعمت مایه پیش آمدن مصایب و گرفتاری‌هاست. (الحکم الزاهره، ص 648)

 

امام صادق

برای تسکین خاطر و تخفیف اندوه خود، همواره به کسی نظر کن که نصیبش از نعمت‌های الهی کمتر از توست تا شکر نعمت‌های موجود را به جای آوری و برای افزایش نعمت خداوند شایسته باشی. (الحدیث، ج 2، ص 299)

در تورات آمده است: کسی که به تو نعمت داد، سپاسش گزار و به کسی که از تو سپاس‌گزاری کرد، نعمتش ده؛ زیرا با سپاس‌گزاری، نعمت‌ها نابود نشود و با ناسپاسی، پایدار نماند. سپاس‌ گزاری مایه‌ افزایش نعمت و ایمنی از دگرگونی است. (اصول کافی، ج 3، ص 149)

 

امام جواد

نعمتی که سپاس ‌گزاری نشود، مانند گناهی است که بخشوده نمی‌شود. (الحکم الزاهره، ص 646)

 

قند پارسی

هر نفسی که فرو می‌رود، ممدّ حیات است و چون بر می‌آید، مفرح ذات. پس در هر نفسی، دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی، شکری واجب.

از دست و زبان که بر آید                کز عهده شکرش به ‌در آید

             (دیباچه گلستان)

 

هر که بویش نیست، بی بینی بود                بوی آن بوی است کان دینی بود

چونک جویی برد و شکر آن نکرد              کفر نعمت آن دو بینیش خـــورد

شکر کن مر شاکران را بنده باش               پیش ایشان مرده شو، پاینده باش

      (مثنوی معنوی)

 

نشانه‌ بندگی، شکر است، هرگز مردم دانا            به نسپاسی ز حد بندگی اندر نیاجارد

                   (ناصر خسرو)

 

هم زبان از ثنای تو قاصر                       هم خرد در سپاس تو حیران

   (ملامحسن فیض کاشانی)

 

فضل خدا را که تواند که شمار کرد            یا کیست آن ‌که شکر یکی از هزار کرد؟

                       (سعدی)

 

سپاس و شکر ایزد چون گزاریم                 مگر جان را به شکر او سپاریم

   (نظامی گنجوی)

 

سپاس از جهان‌دار پیروزگر                      کز اویست مردی و بخت و هنر

(شاهنامه فردوسی)

حدیث دیگران

هرشل: یکی از راهای خوشبختی این است که شخص در برابر کوچکترین نعمت‌ها شکرگزار باشد.

 

ضرب‌المثل

Who gives not thanks to men, gives not thanks to God.

کسی که از بندگان خدا سپاس ‌گزاری نکند، از خدا سپاس ‌گزاری نخواهد کرد. (من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق)

 

گر نکته ‌دان عشقی، بشنو تو این حکایت

هرگز از دور زمان ننالیدم و روی از گردش آسمان در هم نکشیدم، مگر وقتی که پایم برهنه بود و استطاعت پای‌پوشی نداشتم. به جامع‌ کوفه درآمدم دل‌تنگ. یکی را دیدم که پای نداشت. سپاس نعمت حق به‌ جای آوردم و بر بی‌کفشی خود صبر کردم.

 

مرغ بریان به چشم مردم سیر                    کمتر از برگ تره برخان است

وآن‌ که را دستگاه و شوکت نیست               شلغــم پخته، مــرغ بریان است

(گلستان سعدی، ص 75)

 

 

دانستنیها                          

۹ سوال رایج درباره سلول های بنیادی و پاسخ به آنها

 

 

۱- سلول های بنیادی چه هستند؟

سلول های بنیادی، سلول های غیر تخصص یافته ای هستند که قادرند به سایر سلول ها تبدیل شوند.

 

۲- چه تفاوتی بین سلول های بنیادی بالغ (بزرگسال) با سلول های بنیادی جنینی وجود دارد؟

سلولهای بنیادی جنینی از جنین (رویان) گرفته میشوند و میتوانند به طیف وسیعی از سایر سلول ها تبدیل شوند.

دانشمندان دریافته اند که برخی از سلول های بنیادی حتی بعد از تولد هم زنده می مانند اینها سلولهای بالغ هستند و میتوانند به تعداد محدودی از انواع سلول ها تبدیل شوند.

 

۳- جدال بر سر چیست؟

درباره سلول های بزرگسال هیچ اختلاف نظری وجود ندارد اما در مورد سلول های بنیادی جنینی برخی بر این باورند که  اینها جنین در حال زیست میباشند و از بین بردن جنین عمل غیر اخلاقی است، حال آنکه به اعتقاد برخی دیگر; سلول های بنیادی پتانسیل درمان بسیاری از بیماری ها را دارا هستند و باید از آنها استفاده کرد چرا که به هر حال روزانه در مراکز باروری  مقداری از این سلول ها دور ریخته میشوند.

 

۴- چرا فقط بر روی سلول های بزرگسال مطالعه نمی شود ؟

این سلول ها مزایایی دارند، به طور مثال وقتیکه سلول های بزرگسال از بدن خود فرد دریافت شده باشند سیستم ایمنی بدن  احتمالا تلاشی برای رد پیوند آنها نمی کند. همچنین به کار بردن آنها مورد بحث و جدل هم نیست. اما سه مورد از معایب اصلی استفاده از سلول های بنیادی بزرگسال را ذکر میکنیم:

این سلول ها قابلیت  تبدیل شدن به تمام رده های سلولی را نداشته، بنابراین استفاده از آنها را محدود میسازد.

سلول های بنیادی بالغ در میان میلیاردها سلول بدن بسیار نادر بوده و این امر یافتن آنها را کمی مشکل می کند.

سلول های بنیادی بزرگسال برای رشد به زمان بسیار طولانی تری نیاز دارند.

 

۵- دانشمندان سلول های جنینی مورد نیازشان را از کجا تهیه می کنند؟

از کلینیک ها و مراکز IVF .

بسیاری از زنان که مشکل ناباروری دارند از روشIVF  (لقاح خارج رحمی) برای بچه دار شدن استفاده می کنند. پزشک مربوطه با دریافت تخمک از مادر و اسپرم از پدر و قرار دادن آنها کنار هم در محیط آزمایشگاه تولید جنین میکند و یک یا دو جنین داخل رحم مادر به اصطلاح کاشته میشود. مابقی سلول جنینی را فریز و نگهداری میکنند تا در صورتی که کاشت اول ناموفق بود از آن مجددا استفاده کنند اما همه این سلول ها ممکن است به مصرف نرسند. بر طبق قوانین تنها از سلول هایی که برای اهداف تولید مثلی ایجاد شده و دیگر مورد نیاز نیستند میتوان در امور تحقیقاتی استفاده کرد.

 

۶- آیا امکان جایگزینی سلول های جنینی در امور تحقیقاتی وجود دارد؟

این احتمال وجود دارد. در سال ۲۰۰۷ جمعی از دانشمندان آمریکایی و ژاپنی دریافتند که سلول های پوستی  تغییر یافته میتوانند همانند سلول های جنینی عمل کنند.

برای تغییر دادن و جوان سازی سلول های پوستی میبایست به کمک رترو ویروس ها ژن هایی را به داخل هسته سلول منتقل کنند.

البته امکان تبدیل شدن رترو ویروس به کد ژنتیکی سلول وجود دارد که می تواند عامل جهش های کشنده و سرطان در فرد گیرنده این سلول ها شود.

 

۷- آیا بیماری هم توسط سلول های بنیادی جنینی در انسان درمان شده؟

خیر. اما در ژانویه سال ۲۰۰۹، Geron Corp، تاییدیه به کار گیری سلول های بنیادی جنینی را در ۱۰ بیمار فلج آسیب نخاعی گرفت.

و در نوامبر سال ۲۰۰۸  با استفاده از سلول های بنیادی بزرگسال برای اولین بار در اروپا پیوند نای انجام گرفت.

 

۸- کدام بیماری ها به کمک سلول های بنیادی درمان می شود؟

دیابت: سلول های بنیادی میتوانند در ساخت سلول های تولید کننده انسولین در این بیماران کمک کننده باشند.

بیماری پارکینسون: سلول های بنیادی احتمالا میتوانند سلول های عصبی ساخته و با سلول های تخریب شده در مغز این افراد جایگزین شوند.

بیماری های قلبی: بعد از یک حمله قلبی بعضی از سلول های عضلانی قلب از بین میروند. ممکن است سلول های بنیادی با ساخت سلول های عضلانی قلب باعث ترمیم این ناحیه از قلب شوند.

سرطان: سلول های بنیادی احتمالا قادر به بازسازی مغز استخوان بوده و شاید بتواند سلول های از بین برنده سرطان را تولید کند و جایگزین بافت های آسیب دیده از سرطان باشد.

آسیب های نخاعی: سلول های بنیادی احتمالا با ایجاد سلول های این ناحیه در درمان آسیب ها کمک کننده باشد.

بیماری کرون: سلول های بنیادی میتواند با سلول های ایمنی بدن که به اشتباه دستگاه گوارش را مورد حمله قرار میدهند جایگزین شود.

بیماری های ژنتیکی: در اغلب بیماری های ژنتیکی نقصی در یک ژن وجود دارد. سلول های بنیادی که چنین نقصی را ندارند می توانند جایگزین شوند.

 

۹- آیا درمان با سلول های بنیادی بی خطر است ؟

باید در آینده دید.

سرطان یکی از نگرانی های موجود است. از آنجا که سلول های بنیادی تکثیر بی وقفه ای دارند  احتمال سرطان وجود دارد. و همان طور که در بالا هم ذکر شد به کارگیری رترو ویروس ها نیز میتواند از عوامل ایجاد سرطان شود.

متاسفانه هیچ راهی برای مطمئن شدن از این مساله به جز استفاده از سلول های بنیادی برای درمان ها وجود ندارد. محققان پیوسته بیماران دریافت کننده پیوند سلول های بنیادی را از نظر ایجاد هر خطری بررسی می کنند.

 

منبع : NAP Team

 

  مباحث فرهنگی            

بنیان های فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی

 نویسنده : علیرضا مزروعی

 

معنای لغوی فرهنگ

كلمه فرهنگ همچون سایر كلمات در ادبیات كشورها، دارای معنای خاص خود است. فرهنگ در ادبیات فارسی به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت، آداب و رسوم، مجموعه علوم و معارف و هنرهای یك قوم است.فرهنگ، واژه ای فارسی و مركب از دو جزء فر به معنای پیش و هنگ است كه به مفهوم كشیدن و قصد و آهنگ می باشد و از فرهیختن اشتقاق یافته است، كه در معنای گوناگونی، مانند دانش، دانایی، خرد، معرفت، حرفه و هنر، ادب و... به كار رفته است و در اصطلاح ماهیت، هویت و موجودیت یك ملت را فرهنگ می نامند.

 

تعریف فرهنگ

فرهنگ مقوله ای بسیار گسترده است، از این رو جامعه شناسان، مردم شناسان، اقتصاددانان توسعه و سیاستگذاران و برنامه ریزان فرهنگی درباره تعریف جامع و كامل آن اتفاق نظر ندارند و هر یك تعریف خاص از آن ارایه داده اند.در یك تعریف ساده، از فرهنگ به عنوان میراث ملی یاد شده است. یك تعریف دیگر آن است كه فرهنگ مجموعه پیچیده ای متضمن معلومات، معتقدات، هنرها، اخلاق، قوانین، آداب و رسوم، قابلیت ها و عادات مكتسبه انسان ها می باشد.فرهنگ عامل سازنده هویت فردی و اجتماعی جامعه و منشاساز و كارها و سرمایه های مادی و معنوی یك ملت در سیر تكاملی و تاریخی محسوب می شود.دشمن با توجه به شناخت از كاربرد و ماهیت فرهنگ با استفاده از ابزارهای متنوع و فن آوری های نوین ارتباطات با مبانی انسا ن شناختی و جامعه شناختی لائیسم و سكولاریزاسیون جوهره فرهنگ دین محوری را مورد تهاجم قرار می دهد.

درواقع یكی از بزرگترین بحران هایی كه در جوامع اسلامی و جامعه ایران وجود دارد عبارت است از: بحران هویت كه از طریق تكنولوژی جدید و وسایل ارتباطی نوین با قدرت فراگیر و یكپارچه خود تولید نوعی جهانی سازی فرهنگی را اشاعه می دهد و موجب بی ثباتی فرهنگی می گردد. بنابراین، فرهنگ به مجموعه دارایی های مادی و معنوی یك ملت اطلاق می شود. از دیدگاه جامعه شناسی، تمامی انسان ها دارای فرهنگ هستند. از این رو فرهنگ، امری اجتماعی و مبتنی بر روابط اجتماعی انسان هاست و چنین است كه فرهنگ برای انسان و جامعه انسانی، امری لازم و حیاتی است و زندگی انسان بدون آن دچار اختلال می شود.

براساس نگرش جامعه شناسان غربی، فرهنگ مفهومی عام و كلی است كه در برگیرنده تمام دستاوردهای مادی و معنوی شده است. به همین دلیل، دین (منظور ادیان الهی و توحیدی مانند مسیحیت و اسلام است نه ادیان بشری مانند هندو و بودا) عنصری از عناصر فرهنگی محسوب می شود. در صورتی كه از دیدگاه اسلام دین یك پدیده الهی، فرانهادی، اجتماعی، عام و كلی است كه دربرگیرنده فرهنگ نیز می شود و فرهنگ، جزء و بخشی از آن به شمار می رود زیرا دین پدیدآورنده فرهنگ است.مثلا یكی از احكام دین درباره پوشش مردان و زنان است كه فرهنگ لباس پوشیدن را به وجود می آورد و همچنین، یكی دیگر از احكام دین، مسئله تغذیه است كه استفاده كردن از مواد خوراكی در آن تبیین شده است و می توان گفت این حكم، فرهنگ تغذیه را پدید می آورد. دیگر اینكه به زندگی سازمانی می دهد كه چگونه تشكیل زندگی دهیم، فرزندان خود را تربیت كنیم، در چه ایامی شاد یا اندوهگین و سوگوار باشیم و... این امر نوعی آداب و رسوم اجتماعی پدید می آورد.تفاوت نگرش غرب و اسلام درباره فرهنگ، معلول دو نگرش سكولارودین محور است. آنگاه كه نگرش یك جامعه شناس و یا مردم شناس به پدیده دین الهی و توحیدی نگرش صرفا اجتماعی باشد و دین را محدود و معنوی تصور كند قطعا آن را از عناصر فرهنگی بیان می نماید، اما یك جامعه شناس و یا مردم شناس مسلمان كه دین اسلام را پدیده ای جامع و كامل می داند بی تردید فرهنگ را معلول و ساخته و پرداخته دین برمی شمارد.

 

اقسام فرهنگ

جامعه شناسان فرهنگ را از جهات گوناگون طبقه بندی و تقسیم كرده اند كه عبارتند از:

 

الف - فرهنگ مادی:

فرهنگ مادی به پدیده های محسوس و عینی كه قابل اندازه گیری با موازین كمی و علمی باشند اطلاق می گردد. مانند ساختمان، ابزارآلات، صنعت و فرآورده های آن، لباس، كتاب، مجسمه، نقاشی و... به عبارت دیگر به تمام دستاوردهای مادی انسان در عرصه و قلمرو تاریخ و جامعه، فرهنگ مادی گفته می شود.

 

ب - فرهنگ معنوی:

به مجموع افكار، اندیشه ها و عقاید، دین، علوم، ارزش ها، فلسفه، حقوق، ادبیات و آداب و رسوم اجتماعی، فرهنگ معنوی اطلاق می شود كه هر چند قابل اندازه گیری و لمس كردن نیست اما در تمام جوامع بشری وجود دارد. فرهنگ معنوی از طریق خط و زبان قابل انتقال بوده و هویت یك ملت را ساخته و آن را شكل می دهد.برخی جامعه شناسان و مردم شناسان در تقسیم بندی خود تنها فرهنگ معنوی را فرهنگ دانسته اند و فرهنگ مادی را تمدن نامیده اند و با تفاوت میان این دو را این گونه بیان كرده اند:

1- تمدن ها را می توان با یكدیگر مقایسه كرد مثلاً فرآورده های صنعتی ایران و مالزی را با یكدیگر سنجید كه كدام یك برتر است.

2- انتقال عناصر تمدن به آسانی امكان پذیر است.

3- تمدن، همواره روندی تكاملی دارد.

 

ج - فرهنگ عام:

از آنجا كه فرهنگ نوعی معرفت بشری است، در تمام جوامع وجود دارد براساس این عقیده، تمام فرهنگ ها وجوه مشتركی با یكدیگر دارند كه می توان آنها را اینگونه بیان كرد:گرایش به پرسش و دینداری، اهمیت دادن به برخی ارزش ها مانند علم گرایی، ایثار، نوع دوستی، گرایش به خانواده، اقتصاد، حكومت، قوانین، مقررات و آداب و رسوم اجتماعی و... این امور جزء فرهنگ عام بشریت است.

 

د - فرهنگ خاص:

هرچند جوامع بشری در برخی عناصر فرهنگی با یكدیگر مشتركند اما هر جامعه، دارای فرهنگ خاص خود است مثلاً در تمام جامعه های بشری، اصل دینداری وجود دارد ولی نوع آن تفاوت می كند از این رو در یك جامعه مسیحیت و در جامعه دیگر اسلام حاكم است.

 

ه - خرده فرهنگ:

در درون هر فرهنگی نیز الگوهای گوناگونی وجود دارد كه جامعه شناسان به آنها خرده فرهنگ می گویند. خرده فرهنگ، فرهنگ گروه و قشر خاصی است كه با فرهنگ كل جامعه پیوند خورده، دارای سلسله خصوصیاتی همچون فرهنگ جنس زن و مرد، جوانان و پیران، روستائیان و شهریان، كارگران، نظامیان، دانشگاهیان و... است. آنچه بیان شد از نمونه های عینی خرده فرهنگ ها است كه در تمام جامعه ها وجود دارد یك فرد می تواند با خرده فرهنگ ها ارتباط مختلفی داشته باشد. مثلاً یك دانشجوی جوان آذری زبان می تواند سه خرده فرهنگ داشته باشد، فرهنگ جوانان، آذری زبانان و فرهنگ دانشگاهیان. هرگاه افكار و رفتار فرد و یا افرادی در جامعه با افكار و رفتار غالب جامعه تعارض داشته باشند یعنی رفتارشان كاملاً برخلاف ارزش ها و هنجارهای اجتماعی شكل گیرد از دیدگاه جامعه شناسی از آن به خرده فرهنگ معارض تعبیر می شود.

 

هویت فرهنگی:

برآیند هویت مذهبی، ملی و فردی را هویت فرهنگی می نامند.

 

هویت دینی:

انسانی كه رفتار و سلوكش ریشه در وحی دارد از هویت دینی برخوردار است.

 

تعریف هویت:

هویت در اصطلاح جامعه شناختی، كوشش فرد به منظور تحقق یكتایی خویشتن است در شرایطی كه درحال شكل دادن به رفتار خویش می باشد.نیاز به داشتن هویت آن چنان بر روان و اندیشه جوان سایه می افكند كه او را به تكاپوی خستگی ناپذیر در راه كسب آن وا می دارد. آرمان گرایی، عشق و محبت، تشخص طلبی، رقابت، هنرنمایی، استقلال طلبی و بسیاری از ویژگی های نوجوانی، از شاخص های مهم این حركت است.جوان برای كسب هویت از عوامل گوناگونی همچون خانواده، نهادهای تربیتی و پرورشی، رسانه های گروهی و مطبوعات متاثر است كه در این میان، دو عامل نخست، بیشترین و پایانی ترین نقش را برعهده دارند.جوانان و نوجوانانی كه هویت خویشتن را می شناسند و آن را به یاری با مربیان خود احراز می كنند قدرت تحلیل و تفسیر رویدادهای فرهنگی و در نتیجه مقابله با تهاجمات فرهنگی را نیز كسب می كنند و به افرادی توانمند و نفوذناپذیر تبدیل می شوند. از همین جا ضرورت تلاش برای شناساندن هویت نوجوانان و جوانان آشكار می گردد.

 

هویت دینی:

امروزه صاحبان فن آوری با ابداع فرهنگ های مهاجم، درصدد مقابله با هویت دینی انسان ها برآمده اند و هرگونه ارتباط قدسی را در عالم انكار می كنند.فرهنگ كنونی دركشور ایران، آمیزه ای از باورهای اسلامی و ایرانی است كه قدمت بس دیرینه ای دارد. از همان زمان كه ایرانیان، فرهنگ اسلامی را فرا روی خویش یافتند آن را به گرمی پذیرفتند و آنگاه در ترویج و نشرش كوشیدند.

 

فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی:

آیا فرهنگ همان آداب و رسوم و یا به معنا تربیت است و به جای نظام ارزشی یك جامعه بكار برده می شود؟ آنچه مسلم است واژه فرهنگ واژه ای جامعه شناسانه است كه مفهوم خاص خود تفكیك جوامع را از یكدیگر دربردارد.

 

آسیب پذیری نسل جوان:

بی تردید، دوره نوجوانی و جوانی از آسیب پذیرترین مراحل زندگی است و این امر، از دو جهت قابل تبیین است: یكی از محدودیت تجربه و دیگری غلبه احساسات برفرد، از این روی احساسات مالك وجود آدمی می شود و با قدرت تمام، او را مسخر خود می نماید.نوجوانان و جوانان، حوادث و رویدادها را از دریچه عواطف می بینند و تفسیر می كنند و در محاسبات آنان، جاذبه ها و كششها، جایگاه خاصی را اشغال می كنند.از سوی دیگر، فقدان تجربیات اجتماعی، موجب می شود كه این گروه سنی نتوانند معادلات پـیچیده محیط ارتباطی خود را به دقت ارزیابی نموده و تحلیل كند، لذا در مواجهه با این گونه مسایل به ساده اندیشی و خوش بینی افراطی كشیده می شود.فرهنگ مهاجم غرب با استفاده از این ویژگیها و شگردهای تبلیغی روان شناسانه، سعی در فروپاشی نظام اعتقادی و فكری نسل جوان داشته و از طریق تهی ساختن آنها از درون، زمینه جذبشان را به مبانی فرهنگ بیگانه فراهم می آورد.

 

بحران هویت:

یكی از مسائل مهم اجتماعی جوانان و نوجوانان كشور ما، بحران هویت می باشد. بحران هویت در واقع همان بحران شخصیت است و منظور از شخصیت نوعی خودآگاهی است كه عمق آن صلابت شخصیت را تضمین می كند و نبود آن زمینه ساز بحران هویت خواهد شد.به دیگر سخن، بحران هویت، عبارت از حالتی است غیر عادی كه در اثر نداشتن شناخت كافی و واقعی از خود، جامعه، فرهنگ و دیگران درخود بوجود می آید به طوری كه در اثر اطلاعات كاذب، از روند سالم خود فاصله می گیرد.

 

منبع : روزنامه كیهان

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست آمادگی برای ازدواج ( تست موقعیت ازدواج )

 

 

با پاسخ دادن به این پرسشها، درخواهید یافت که اعتقادات و باورهای بنیادی تان در رابطه با یک ارتباط عمیق و ریشه دار چیست. هنگام پاسخ دادن به این پرسشها، اولین فکری که به ذهن تان می رسد، در نظر بگیرید و براساس آن به این سؤالات پاسخ دهید:

 

۱ـ به نظر شما، بهترین شیوه برای این که اطمینان یابید که طرف مقابل تان کاملاً برازنده و مناسب حال شما است. چیست؟

الف ـ این که خواسته ها و سلایق تان در زندگی، عیناً مثل هم هستند.

ب ـ این که شما در این ارتباط، همیشه شاد و راضی هستید و هیچ اختلاف نظر و مشکلی بین تان وجود ندارد.

ج ـ این که به اتفاق هم با مشکلات مواجه می شوید و مبارزه می کنید و روز به روز بیشتر به یکدیگر نزدیک می شوید.

د ـ این که والدین و خانواده تان، او را تأیید می کنند.

 

۲ـ به نظر شما. زوج ها از چه طریق قادرند به بهترین نحو، مشکلات و مسایل مهم زندگی مشترکشان را حل و برطرف کنند؟

الف ـ این که ابتدا مشخص کنند که چه کسی در اشتباه است و حق با کدام یک است.

ب ـ حتی درصورتی ناراحتی و نارضایتی شدید، بایستی مدام و همواره در مورد آنها با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند.

ج ـ آنها را به حال خود رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.

د ـ تمام حواس و توجه خود را روی آنها متمرکز کنند و گوش دل و جان به حرف ها و پیشنهادهای یکدیگر بدهند.

 

۳ـ واژه ماه عسل دوره و مرحله ای از زندگی مشترک زوج ها محسوب می شود که:

الف ـ باعث می شود اطمینان پیدا کنیم که همسرمان کاملاً برازنده و مناسب حال ما است.

ب ـ فرصتی در اختیارمان قرار می دهد تا دریابیم که آینده زندگی مشترکمان به چه شکلی پیش خواهد رفت.

ج ـ تا حدی مسخره و بچه گانه است و نمی توانیم طی آن دوره زندگی طبیعی خودمان را ادامه دهیم.

د ـ اگر واقعاً همسرمان نیمه گمشده و برازنده ما باشد، این دوره می تواند تا ابد به همان شکل ادامه داشته باشد.

 

۴ـ درزندگی مشترک زوجها، ممکن است تفاوت ها، اختلاف نظرها و مشکلاتی قد علم کنند. این ها:

الف ـ نمایانگر و علامتی دال بر این حقیقت هستند که لازم است تغییر و تحولاتی در همسرتان به وجود آورید.

ب ـ دلایل و عللی هستند که باعث می شوند گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباطتان بیشتر بکوشید.

ج ـ به منزله علایم هشدار دهنده ای هستند که ثابت می کنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی خورد.

د ـ به منزله علایم و نشانه هایی هستند که به ما می گویند زمان آن فرا رسیده است که چیزهایی جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شکوفایی دست پیدا کنیم.

 

۵ـ زوج هایی که همیشه رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانی شان را با یکدیگر تقسیم می کنند با زوجهایی متفاوت هستند که دائماً ابراز نارضایتی و ناراحتی می کنند و دلشان با یکدیگر نیست. به نظر شما، تفاوت اصلی آنها در چیست؟

الف ـ زوج های گروه اول، هرگز عصبانی نمی شوند، جروبحث به راه نمی اندازند و دعوا مرافعه نمی کنند و همواره خونسردی و آرامش خود را حفظ می کنند و خویشتن دار هستند.

ب ـ زوج های گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نمی زنند و در واقع در زندگی شان، موش نمی دوانند.

ج ـ زوج های گروه اول مسایل و مشکلات، تفاوت ها و اختلاف نظرهای کمتری دارند، در نتیجه بیشتر فرصت پیدا می کنند که به یکدیگر برسند و از زندگی شان لذت واقعی ببرند.

دـ زوج های گروه اول، برای حل و رفع مسایل و مشکلات موجود در زندگی مشترکشان، از ابزار، تجهیزات، شگردها، راهکارها و تدابیر زیرکانه تر و بهتری برخوردارند.

 

 

 

 

نتیجه آزمون

 

سؤال ۱: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۴ امتیاز و د ۱ امتیاز

سؤال ۲: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

سؤال ۳: الف ۲ امتیاز، ب ۴ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۳ امتیاز

سؤال ۴: الف ۲ امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

سؤال ۵: الف ۲امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

 

اگر امتیازتان بین ۱۷ تا ۲۰ است: به شما تبریک می گوییم! شما به خوبی از نقاط ضعف و قوت شخصیت خودتان آگاهید و معنا و مفهم واقعی زندگی مشترک و همسرداری را کاملاً و به خوبی درک کرده اید. شما می دانید که هر ارتباط مشترکی، از فراز و نشیب های خاصی برخوردار است و قادرید خودتان را با آنها هماهنگ و سازگار کنید و مشکلات و موانع را از سر راه بردارید. در هنگام مواجهه با یک اختلاف نظر یا اختلاف سلیقه با همسرتان، ابتدا خود را به جای او می گذارید و از دریچه دید او به مسایل می نگرید، اشتباهات خود را به راحتی می پذیرید و در صورت لزوم حاضرید مصالحه و گذشت کنید. قطعاً با این روحیه ایثار و همدلی که شما دارید، حتی قادرید کوه را از جای خود بلند کنید و از یک زندگی مشترک پر از صلح و صفا و آرامش برخوردار باشید.

 

اگر امتیازتان بین ۱۳ تا ۱۶ است: شما از روحیه ای فداکار و ایثارگر برخوردارید، ولی مایلید همسرتان نیز، به موقع، شما را درک کند و از خودگذشتگی نشان دهد. ممکن است، در هنگام مواجهه با مشکلات، ابتدا، کمی خودتان را ببازید و دچار حالت سردرگمی و بلاتکلیفی شوید، ولی خیلی زود به خودتان می آیید و اوضاع را به بهترین نحو، سروسامان می دهید. متأسفانه، در هنگام پذیرفتن اشتباهات و خطاهایتان، کمی سرسخت و لجوجانه عمل می کنید، ولی با کمی تأمل و سبک و سنگین کردن جوانب امر، قادرید به راهکارهایی مناسب دست یابید و بر موانع و مشکلات فایق آیید.

 

اگر امتیازتان بین ۹ تا ۱۲ است: شما فردی سرسخت و خود رأی هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشه دار و عمیق تان به شدت اصرار می ورزید و مایلید آنها را در زندگی مشترکتان اعمال کنید. این به شرطی خوب است که ابتدا، بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه، دست یابید و بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترکتان و شناخت هر چه بیشتر با یکدیگر، با هم فکری همسرتان آنها را با در نظر گرفتن وضعیت ارتباطتتان، به کار گیرید. متأسفانه در هنگام مواجهه با مشکلات و موانع، به سرعت دست و پایتان را گم می کنید و قادر نیستید بدون گرفتن کمک فکری از اطرافیانتان به رفع و حل آنها بپردازید.

بهتر است در این طور مواقع، ابتدا به  بررسی پیرامون مشکل پیش آمده بپردازید و با گرفتن کمک فکری و معنوی از همسرتان، بدون دخالت دادن اطرافیان، مشکلات را حل کنید.

 

اگر امتیازتان بین ۵ تا ۸ است: ابتدا باید به این سؤال پاسخ دهید: آیا معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و ارتباط دوجانبه را به درستی درک کرده اید؟ اگر پاسخ تان به این سؤال منفی است (که حتماً همین طور است، چون امتیازات شما نمایانگر آن است) قبل از تصمیم گیری برای ازدواج، بایستی به زندگی مشترک آرام و پر از تفاهم زوج های اطرافتان دقیق شوید و راهکارهای مدبرانه آنها را فرا بگیرید. متأسفانه، از قدرت تصمیم گیری بالایی برخوردار نیستید و حرفهای دیگران به سرعت و به سهولت رویتان اثر می کنند، بدون این که پیرامون آنها بیندیشید و بعد از کمی جرح و تعدیل در آنها، اقدام کنید. زندگی مشترک به سان خیابانی دو طرفه است که باید حق و حقوق طرفین در آن، به طور یکسان و مساوی رعایت شود، وگرنه مشکلات و موانعی بر سر راهتان قد علم می کنند که حل و رفع آنها غیر ممکن است.

 

 

  عبادت و بندگی             

چگونه فرزندانمان را برای نماز صبح بيدار كنيم؟

چرا گاهی فرزندانمان نماز نمی خوانند؟

پیش از پرداختن به این پرسش كه چگونه فرزندانمان را به برپایی نماز صبح دعوت كنیم، باید بپرسیم چرا، گاه فرزندان نماز نمی خوانند؟ علل و عواملی چند در این بازدارندگی یا سهل انگاری و بی رغبتی مؤثرند:

1- عوامل و علل اعتقادی

وقتی كودك و نوجوان فاقد باور عمیق و ریشه دار نسبت به خدا و معاد باشد نه پشتوانه ای از عشق دارد تا او را برانگیزد و نه انگیزه اش چون خوف و هراس از بازخواست اخروی تا او را به ادای تكلیف دینی وادارد. آن كه صبحگاهان با وجود همه جاذبه های خواب، بستر را رها می كند و به نماز می ایستد یا از سر عشق و شیفتگی و معرفت به پروردگار است یا لااقل ترس از مجازات و آن كه روشنی یقین در دل ندارد شوق برپایی نماز نخواهد داشت.

2- نمادها و نمودهای نامطلوب دینداران

كودكان و نوجوانان كنجكاوانه و دقیق زندگی ما را می كاوند، اگر ما به نمازشان بخوانیم و آنها ا را به عنوان نمازگزار در ارتكاب گناه و ناشایسته بی پروا ببینند میان "نماز" و "رفتار" به جست وجوی رابطه می پردازند و احیانا چنین داوری و نتیجه گیری می كنند كه نمازگزاران چنین اند. همین كافی است كه نماز را متهم كنند و از آن گریز و پرهیز پیدا كنند.

3- رفتارهای گناه آلود و ناروا

اگر نماز از فحشا و منكر باز می دارد، فحشا و منكر نیز می تواند بازدارنده از نماز باشد! وقتی فضای زندگی ما از دروغ، فریب، حرام خواری، غیبت و حرمت شكنی تباه و سیاه شود، بازتاب آن نه تنها در نماز ما كه در نماز و كنش های دینی فرزندانمان محسوس و مشهود است. نه خود گناه كنیم و نه فضایی لغزاننده و گناه زا برای فرزندانمان فراهم كنیم. رهاورد چنین فضای مهذبی اقبال فرزندان به نماز خواهد بود.

 

هنگام نشاط، بهترین فرصت برای عبادت

4- جزر و مدها و زیرو بم های درونی

روح انسان دستخوش دگرگونی های دائمی است. عناصر و عوامل گوناگونی در جان انسان آشوب می آفرینند. در هنگام اقبال و نشاط بهترین فرصت برای دعوت به عبادت حتی عبور از مرز "فرائض" به نوافل است و در هنگام بی نشاطی یا ادبار، خط قرمز ورود به حوزه نوافل و درنگ و توقف در قلمرو فرائض. شناخت این جزر و مدها و ایجاد ارتباط سنجیده در آن موقعیت، در رفتارها، موضع گیری ها و نگرش های آینده فرد بسیار مؤثر است.

 

والدین از نماز استفاده ابزاری نكنند

5- انتظار و تلقی ناروا از نماز

وقتی جایگاه نماز درست تحلیل و تبیین نشود ممكن است بعد از مدتی نماز كنار گذاشته شود یا منظم برپا نشود كه این نیز به حذف نماز می انجامد.

گاه از نوجوان می پرسیم چرا نماز نمی خوانی؟ و پاسخ این است كه هرچه از خدا خواستم كه به فلان خواسته و آرزویم برسم، نرسیدم و دیگر نماز نمی خوانم، یا مدتی نماز خواندم و دیدم مشكلم حل نشد یا به خواسته ام نرسیدم، دیگر نمی خوانم! استفاده ابزاری از نماز، القای خانواده ها كه اگر نماز بخوانی، در امتحان قبول می شوی و نماز را در حد مشكل گشای مسائل عادی زندگی حتی گاه خواسته های نامعقول تلقی كردن، آفت و آسیب بزرگ برای نماز خواندن است.

مشهور آن است كه در فصل امتحان، نماز خواندن دانش آموزان رایج تر می شود و پس از امتحان به خصوص اگر با ناكامی مواجه شوند تعطیل می شود!

چنین تصویر و تصوری از نماز و فرو كشیدن آن در حد گره گشایی از مشكلات معمول، ستمی بزرگ است. گزارش هایی از مدارس دریافت می شود كه گاه معلمان و مربیان در چنین القائاتی با دیگران هم داستان و هم زبان می شوند.

6- تجربه های تلخ از نماز یا محیط مذهبی

كودك و نوجوان با اشتیاق به مسجد می آید اما در مسجد با برخورد ناروا مواجه می شود، گاه فضای مسجد ذوق وشوق و طبع حساس او را برنمی انگیزد و خاطره تلخ، چاشنی آمدن می شود. این رویداد كه گاه تا همیشه بر روح و نگرش انسان سایه می اندازد، گریزگاه وی می شود و جدایی و حتی نفرت وی را برمی انگیزاند، باید تجربه های نخستین كودكان از مسجد با شیرینی و لطافت همراه باشد و از تحقیر، تمسخر، توهین و هر حركتی یا حادثه ای كه تند و تلخ و شكننده باشد پرهیز شود.

 

قدرت گروه همسالان را دست كم نگیرید

7- تاثیر منفی دوستان و گروه همسالان

كودك و نوجوان چشم به دهان دوستان می دوزند و رفتارهای "جمعی دوستان" آنان را بشدت جذب و به همسانی رفتار می كشاند. آن ها می خواهند صرفا به كارهایی بپردازند كه "همه" آن را انجام می دهند. بی تردید شما نیز می توانید به یاد بیاورید كه زمانی چنین بوده اید. هیچ گاه قدرت گروه همسالان را دست كم نگیرید. آسان نیست كه متفاوت عمل كنیم و یا این كه در مقابل اكثریت باشیم. مراقبت در طیف دوستان، مداخله سنجیده و هشیارانه در انتخاب دوستان و حتی تاثیر در حلقه آنان، نوعی مصونیت بخشی معنوی خواهد آفرید كه نمازگزاری فرزندان را تضمین می كند. خانواده هایی كه فرزندان رها شده دارند و مراقبت و دقت در معاشرت ها و روابط فرزندان ندارند دچار مشكلات حاد رفتاری و ریزش های معنوی فرزندان خواهند شد.

8- انباشت پرسش ها و تردیدها

كودك و نوجوان پرسشگر و كنجاوند. براساس حق پرسشگری و كنجكاوی، كودك و نوجوان از نماز هم می پرسند، چرا نماز؟ چرا این گونه؟ چرا هر وقت دلم خواست نخوانم؟ چرا به هر سمت نخوانم؟ چرا هر مقدار دوست داشتم و كشش داشتم نخوانم؟ اصلا چرا بخوانم؟ و چرا .... اگر این پرسش ها، پاسخ دقیق و مجاب كننده نیابند یا پرسشگر به دلیل سؤال، تحقیر و تمسخر و متهم شود و یا پاسخ ها انحرافی باشد، موریانه تردید، شك، تزلزل و در نهایت پرهیز و ستیز وجود وی را پرخواهد كرد. ایجاد موقعیت ها و فرصت هایی برای سؤال، حتی طرح سؤالات احتمالی در فضایی سرشار از عاطفه و محبت، تشویش ها و تردیدها را می زداید.

 

در هنگام خستگی اصرار در برپایی نماز نكنیم

9- خستگی و سستی

نماز باید با نشاط و سرزندگی بر پا شود. در سستی و رخوت، در بی حالی و بی رغبتی حتی اگر نماز برپا شود چندان مناسب نیست. در هنگام خستگی و رخوت اصرار در برپایی نماز نكنیم. حتی توصیه كنیم كه هم اكنون نماز نخوان، خسته ای. به استراحت نیاز داری، خودم برای نماز بیدارتمی كنم. این جملات ملاطفت آمیز و آرام به جای نمازی شتاب زده نمازی با آرامش را رقم می زند.

 

نماز اول وقت باید به فرهنگ تبدیل شود

10- تاخیر و تسویف

گاه به هر دلیل، نماز به تاخیر می افتد. جاذبه ای فراوان در زندگی كودك و نوجوان، مشغولیت های آنی، قرار گرفتن در موقعیت های لذت بخش بویژه بازی با دوستان موجب می شود كه نماز به بعد موكول شود! اول وقت خواندن نماز باید به فرهنگ تبدیل شود. وقتی ما بزرگ تر ها و مربیان و متولیان تربیت به نوعی تقیید در نماز اول وقت برسیم و فضای مناسب را نیز فراهم كنیم از چنین ضایعه ای جلوگیری خواهیم كرد. باید دقت شود نماز اول وقت طولانی یا همراه با چاشنی های وقت گیر نباشد.

11- بی اعتنایی خانواده به نماز

مشاهده و تقلید رفتارهای والدین در دوران كودكی، بارزترین رفتار كودك در خانه است. كودكان و نوجوانان گاه دچار تعارض ها و ناهمخوانی های خانه و مدرسه هستند، در مدرسه نماز جماعت هست اما در خانه از این فضیلت ها و ارزش ها نیست. خانواده هایی كه به نماز بی اعتنا باشند هرگز نمی توانند انتظار داشته باشند كه فرزندانشان به نماز پایبند و متعهد باشند.

 

صبح را با خبرهای هیجان آمیز و شیرین همراه كنید

در خانواده های ما بسیاری اوقات، شب لبریز از خبر وخاطره است، تلفن زدن ها، شوخی ها، میهمانی ها و گفت و گوها در شب اتفاق می افتد، اگر صبح با برخی خبرهای هیجان آمیز و شیرین همراه باشد، باز كردن یك هدیه به صبح موول شود و ... انگیزه هایی برای بیداری كودك و نوجوان فراهم می شود.

 

شب ها زودتر بخوابید!

زندگی مدرن امروز، چند شغلگی و دیر به منزل رسیدن پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده، میهمانی های شبانه، تماشای برنامه های تلویزیون و دیگر سرگرمی های شبانه در برنامه خواب فرزندان نیز اثر می گذارد.

 

نبود صمیمیت و صراحت در طرح مساله بلوغ

یكی از مشكلات فرهنگی جامعه ما نبود آموزه های درست، بموقع و همه جانبه بلوغ است. در نظام آموزش و پرورش هنوز هیچ برنامه مشخص و روشنی در این باره وجود ندارد. شرم و حجب و حیای حاكم بر خانواده ها مانع طرح این مساله می شود. دوران بلوغ دختران مسئولیت های ویژه شرعی و موقعیت های خاصی را همراه دارد و اگر پدر و مادر، آگاهی بخشی و آگاهی یابی كافی از این مساله نداشته باشند ممكن است به تعطیلی تكالیف در دیگر موقعیت ها منجر شود. در مدارس راهنمایی، پسران جوان صبح وقتی برمی خیزید و نیازمند نظافت و غسل هستند به علت نبود زمینه سازی خانواده ها دچار مشكل می شوند و گاه به ناگزیر با همان وضعیت نماز برپا می كنند. بلوغ مثل هر رویداد دیگر باید در خانواده ها مطرح شود و پدر ومادر راهنمایی های لازم و درست در اختیار فرزندان قرار دهند. اگر چند بار نوجوان صبح نتواند نماز بخواند به علت احتلام صبحگاهی، ممكن است نه تنها نماز صبح كه به "همه نماز" آسیب برساند.

پرتگاه افراط و تفریط در مسیر تربیت نسل جدید قربانی فراوان می گیرد. گاه خانواده ها همه "شدت" اند و گاه همه "رحمت".

مهربانی و رحمت، انعطاف و نرمش لازمه تربیت سازنده اند اما نباید غافل بود كه گاه "قاطعیت" ضرورت تربیت است. جالب است كه در روایات بارها به جدی گرفتن نماز در كودكی و دوران بلوغ تاكید شده است. امیرالمؤمنین" فرموده اند: از هفت سالگی نماز را به بچه ها آموزش دهید ولی از وقتی كه به تكلیف رسیدند بسیار جدی بگیرید."

اگر خانواده ها برای نماز جدی باشند و خود در وقت نماز به هیچ چیز دیگر نپردازند و با لحنی آمیخته با جدیت و قاطعیت نه تندی وخشونت و تحقیر دیگران را به نماز دعوت كنند، فرزندان در می یابند كه نماز، از برنامه های خانواده است و به آن پایبند خواهند شد. وقتی از قاطعیت سخن می گوییم، بال دوم تربیت یعنی رحمت و محبت بیشتر باید دیده شود. وقتی صبح با محبت، نرمی و مهربانی، كشیدن دست لطف بر پیشانی و بوسه كودك را بیدار می كنیم و سپس "نماز" او را ستایش می كنیم، خاطره ای شیرین و موقعیتی مثبت برای استمرار برپایی نماز فراهم كرده ایم.

 

انتظارات ناهمخوان با واقعیت

آنچه ما از دیگران بویژه از فرزندان می طلبیم عمدتا آرمان طلبانه است تا واقع بینانه. وقتی انظارات بالا می رود و كودك و نوجوان نمی توانند انتظارات را برآورده كنند ممكن است مورد تحقیر و شماتت قرار گیرند.

 

پیش زمینه نماز صبح از شب فراهم نشود

اگر بگوییم هر كس می خواهد صبح اول وقت بیدارش كنم، اعلام كند، از همان شب طمینه فراهم شده است، این برخاستن دیگر تحمیل نیست، "خواسته" است. اگر بگوییم ساعت را تنظیم كنید یا اراده كنید كه صبح برخیزید، نوعی تلقین فراهم شده است. مراقب باید بود نماز صبح، نماز شروع است، اگر برپا نشود، به برپایی نماز ظهر و عصر چندان امیدی نیست. بهتر است "ما" بیدار نكنیم یا لااقل همیشه ما این مسئولیت را به عهده نگیریم. گاه فرزندان خود مسئول و چاره اندیش بیداری خودشان باشند.

 

منبع : women.tavanir.org.ir

 

  لينک های هفته             

ماهنامه رايانه ‌خبر

 

سایت جامع خلاقیت

 

پژوهشکده اعجاز قرآن

 

تکناز
جامع ترین مجله اینترنتی فارسی زبانان

 

 

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

 

INTUTE: E-journals search engine

امكان استفاده از بيش از 250مقاله تمام متن كه در انتهای هر مقاله به لينک های مرتبط و مفيد  آن مقاله دسترسی دارد