ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

مجله شماره صد و پانزدهم    

شنبه 11 تیر 1390 29 رجب 1432 2 جولای 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.  

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاء قِرِينًا 38 وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُواْ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقَهُمُ اللّهُ وَكَانَ اللّهُ بِهِم عَلِيمًا 39 إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا 40 فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلاء شَهِيدًا 41 يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ وَلاَ يَكْتُمُونَ اللّهَ حَدِيثًا 42 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا 43 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلاَلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ 44
ترجمه فارسی مکارم

 

و آنها كسانى هستند كه اموال خود را براى نشان‏دادن به مردم انفاق مى‏كنند، و ايمان به خدا و روز بازپسين ندارند; (چرا كه شيطان، رفيق و همنشين آنهاست;) و كسى كه شيطان قرين او باشد، بد همنشين و قرينى است 38 چه مى‏شد اگر آنها به خدا و روز بازپسين ايمان مى ‏آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزى داده، (در راه او) انفاق مى‏كردند؟! و خداوند از (اعمال و نيات) آنها آگاه است 39 خداوند (حتى) به اندازه سنگينى ذره‏اى ستم نمى‏كند; و اگر كار نيكى باشد، آن را دو چندان مى‏سازد; و از نزد خود، پاداش عظيمى (در برابر آن) مى‏دهد 40 حال آنها چگونه است آن روزى كه از هر امتى، شاهد و گواهى (بر اعمالشان) مى ‏آوريم، و تو را نيز بر آنان گواه خواهيم آورد؟ 41 در آن روز، آنها كه كافر شدند و با پيامبر (ص) بمخالفت برخاستند، آرزو مى‏كنند كه اى كاش (خاك بودند، و) خاك آنها با زمينهاى اطراف يكسان مى‏شد (و بكلى محو و فراموش مى‏شدند) در آن روز، (با آن همه گواهان،) سخنى را نمى‏توانند از خدا پنهان كنند 42 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در حال مستى به نماز نزديك نشويد، تا بدانيد چه مى‏گوييد! و همچنين هنگامى كه جنب هستيد -مگر اينكه مسافر باشيد- تا غسل كنيد و اگر بيماريد، يا مسافر، و يا قضاى حاجت‏ كرده‏ايد، و يا با زنان آميزش جنسى داشته‏ايد، و در اين حال، آب (براى وضو يا غسل) نيافتيد، با خاك پاكى تيمم كنيد! (به اين طريق كه) صورتها و دستهايتان را با آن مسح نماييد خداوند، بخشنده و آمرزنده است 43 آيا نديدى كسانى را كه بهره‏اى از كتاب (خدا) به آنها داده شده بود، (به جاى اينكه از آن، براى هدايت خود و ديگران استفاده كنند، براى خويش) گمراهى مى‏خرند، و مى‏خواهند شما نيز گمراه شويد؟ 44

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

 مدیریت علوی

رفق و مدارا
موفقيت سازمان آن گاه امكان پذير است كه پيوندى صميمى و مناسب ميان مديران و كاركنان برقرار باشد، پيوندى كه موجب همراهى و هميارى كاركنان شود. هيچ عاملى مثل رفق و مدار نمى تواند پيوندى اصيل و عميق ميان مديران و كاركنان ايجاد كند، و همراهى آنان را تضمين نمايد. مديران جز با نرمى و ملايمت نمى توانند فاصله هاى ميان خود و كاركنان را بر دارند، در اعماق دل آنان نفوذ، و آنان را با خود همراه نمايند.
خداوند متعال اين نكته مهم را به پيامبر خود (ص ) گوشزد كرد و فرمود:
فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غليظ القلب النفضوا من حولك ؛ (1) به واسطه رحمت الهى ، نسبت به آنان نرم شدى ؛ كه اگر تندخوى و سخت دل بودى ، از اطرافت پراكنده مى شدند.
امير مؤ منان (ع ) رفق و مدارا و مهربانى را مبناى اصلى مديريت و حكومت خويش قرار داده بود و به كارگزاران خود نيز همواره توصيه مى كرد كه در اداره امور جامعه و تعامل با مردم ، اصل رفق و مدارا و مهربانى را ملاك عمل قرار دهند، و حتى الامكان از برخورد شديد و تند بپرهيزند. ايشان در نامه اى به يكى از كارگزاران خويش مى فرمايد:
و اءرفق ما كان ارفق و اعتزم بالشدة حين لا تغنى عنك الا الشدة واخفض ‍ للرعية جناحك وابسط لهم وجهك و اءلن لهم جانبك ؛ (2) در آن جا كه مدارا كردن بهتر است مدارا كن ؛ اما آن جا كه جز با شدت عمل كارها پيش نمى رود، شدت عمل به خرج دهد و پر و بال (تواضع ) خود را براى مردم بگستر و با چهره گشاد با آنان رو به رو شو، و نرمخويى با آنان را نصب العين خود قرار ده .
ضرورت و جايگاه ويژه مدارا و مهربانى در نگاه مديريتى امام على (ع ) تا آن جا است كه آن حضرت توجه به مدارا و رفق را حتى هنگامى كه برخوردهاى شديد اقتضا مى كند ضرورى دانسته ، و سفارش مى كند كه هنگام شدت و سخت گيرى نيز نبايد از مهربانى و عطوفت غفلت كرد. ايشان به همان كارگزار خود اين گونه سفارش مى كند:
و اخلط الشدة بضغث من اللين ؛(3)  شدت و سخت گيرى را با كمى نرمش و مدارا در هم آميز.
رفق و مدارا باعث برقرارى پيوندى مستحكم و دوستى اى عميقى ميان مديران و كاركنان سازمان مى شود. در اين صورت كاركنان با مديران همراهى و همكارى صميمانه كرده و تحقق اهداف سازمان از اين رهگذر ممكن مى نمايد. بنابراين ، براى مديران ضرورى است كه كاركنان را در جهت دستيابى به اهداف سازمان ، با خود همراه كنند، و سياست رفق و مدارا در پيش گيرند، و كارهاى خود را بر مبناى رحمت و ملايمت استوار سازند، تا موفقيت سازمان تضمين شود و اهداف و ماموريت هاى آن جامه عمل پوشد.
مديران با در پيش گرفتن سياست مبتنى بر محبت ، و ايجاد ارتباط صميمانه با كاركنان ، مى توانند در دل آن ها نفوذ كنند؛ اين كار باعث مى شود كه آنان به انتظارات و خواسته هاى مدير بهتر پاسخ دهند. همچنين اتخاذ شيوه مبتنى بر رفق و محبت مى تواند جلو بسيارى از مخالفت ها و تنش ها را بگيرد، و از مخالفت ها و تنش هاى به وجود آمده بكاهد.

امام على (ع ) ضرورت محبت و رفق را به مالك ياد آور شده و مى فرمايد:
و اءشعر قلبك الرحمة للرعية ، و المحبة لهم و اللطف بهم ، و لا تكوعليهم سبعا ضاريا تغتنم اءكلهم ؛ (4) قلب خويش را نسبت به رعيت ، مملو از رحمت ، محبت و لطف كن ؛ و همچون حيوان درنده اى مباش كه خوردن آن ها را غنيمت شمارى .
 
تامين نيازهاى مالى كاركنان
سازمان ها در مقابل خدمات كاركنان حقوق و مزايايى براى آنان در نظر مى گيرند. اگر سازمان بتواند حقوق و مزاياى كافى در اختيار كاركنان خود قرار دهد، و نيازهاى ماديشان را تامين كند، آنان نيز با انگيزه و روحيه بهترى كار مى كنند، و طبعا سعى و تلاش خود را براى دستيابى سازمان به اهداف مورد نظر به كار خواهند گرفت . از ديدگاه امام على (ع ) كاركنان بايد از حقوق مادى كافى برخوردار باشند؛ زيرا بهره مندى كارگزاران از در آمد مناسب ، براى پيشگيرى از فساد، و ايجاد زمينه هاى اصلاح امرى ضرورى است .
امام (ع ) در يكى از بندهاى عهدنامه مالك اشتر مى فرمايد:
و اءسبغ عليهم الارزاق ؛ (5) و بر آنان (كار گزاران حقوق و) روزى را فراوان ساز.
برخوردار بودن كاركنان از حقوق و مزاياى كافى و مناسب ، آثار مناسب ، و آثار مثبت و فوايد متعددى براى آنان و نيز براى سازمان به دنبال خواهد داشت . كه حضرت (ع ) بعد از توصيه به توسعه در حقوق كارمندان ، برخى از مزاياى آن را يادآورى مى كند و مى فرمايد:
فان ذلك قوة لهم على استصلاح اءنفسهم و غنى لهم عن تناول ما تحت اءيديهم و حجة عليهم ان خالفوا امرك او ثلموا امانتك ؛ (6) همانا اين (كار) آن ها را در اصلاح خويش تقويت مى كند، و از دست اندازى در اموالى كه زير دست آن هاست ، بى نياز مى سازد؛ و حجتى است بر آن ها اگر فرمان تو را نپذيرند و يا در امانت خيانت ورزند.
امام على (ع ) در اين قسمت از عهد نامه ، سه دليل عمده براى پرداخت حقوق مناسب به كاركنان را مورد توجه قرار مى دهد:
 
 1 -
در صورتى كه كارگزار به اندازه كافى حقوق دريافت كند، و بتواند زندگى خود را اداره كند، مى تواند به اصلاح و خودسازى بپردازد؛ كه البته اين مهم ، نفع او و منفعت سازمان را به دنبال دارد؛ زيرا كاركنان متعهد و خود ساخته ، بهتر و بيش تر از ديگران كار مى كنند، و وظايف محوله را به شايستگى انجام مى دهند.
 2 -
پرداخت حقوق كافى باعث مى شود كه كاركنان ، گرفتار فساد اقتصادى و مالى ، مانند رشوه خوار يا اختلاس و سرقت نگردند؛ زيرا اين گونه انحرافات اغلب از فشار مادى و كمبود هزينه زندگى فرد تامين شود، حاضر نخواهد شد حيثيت و شرف خود را به خاطر چيزى كه نيازى به آن نداشته به مخاطره اندازد.
 3 -
در صورتى كه نياز مالى كاركنان برآورده شود، مسئولان و مديران دليل كافى و قاطع براى برخورد با تخلفات آنان داشته و كاركنان هيچ گونه بهانه اى براى تخلف ، سهل انگارى يا مخالفت ندارند.

-----------------------------------------
 1) آل عمران ، آيه 59.
 2)
نهج البلاغه ، نامه 46.
 3)
همان .
 4)
همان ، نامه 53.
 5)
همان .
 6)
همان .

 

  جمله مديريتی              

هدف نهایی

وقتی موانع بروز می ‌كنند، شما مسیر حركت خود را برای رسیدن به هدف تغییر می‌ دهید؛ شما تصمیمتان را برای رسیدن به هدف تغییر نمی‌ دهید.

زیگ زیگلر

 

  حدیث مديريتی             

بخشنده ترین

امام حسین علیه السلام فرمودند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِند َقُدرَتِهِِ

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

(الدره الباهره ، ص24)

 

  طنز مديريتی              

جلسه

جلسه، شامل گروهی از افراد است که به تنهایی توانایی انجام کاری را ندارند اما دسته جمعی به این نتیجه می رسند که هیچ کاری را نمی توان انجام داد !

فِرِد آلِن Fred Allen

 

  حکايت مديريتی            

غفلت از مشاهده و درک زیبایی ها

در سایت جف بریجز -هنرپیشه مشهور هالیوود- که سال ۲۰۰۹ برای بازی در  فیلم Crazy Heart برنده اسکار شد،  حکایتی جالب نقل شده است، که با هم می‌خوانیم:

یکی از صبح‌های سرد ماه ژانویه در سال ۲۰۰۷، مردی در متروی واشنگتن، ویولن می نواخت. او به مدت ۴۵ دقیقه، ۶ قطعه از باخ را نواخت.

در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می‌رفتند. بعد از سه دقیقه یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد. او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود.

 

۴ دقیقه بعد:
ویولنیست، نخستین دلارش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد.

۵ دقیقه بعد:
مرد جوانی به دیوار تکیه داد و به او گوش داد، سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت.

۱۰ دقیقه بعد:
پسربچه سه‌
ساله‌ای که در حالی که مادرش با عجله دستش را می‌کشید، ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد. پسربچه در حالی که دور می‌شد، به عقب نگاه می‌کرد و ویولنیست را می‌دید. چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند، اما همه پدرها و مادرها بچه‌ها را مجبور کردند که نایستند و سریع با آنها بروند.

۴۵ دقیقه بعد:
نوازنده بی‌توقف می‌نواخت. تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند. بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه داند. ویولینست، در مجموع ۳۲ دلار کاسب شد.

یک ساعت بعد:
مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد. هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد.

بله. هیچ کس این نوازنده را نمی ‌شناخت و نمی ‌دانست که او جاشوآ بل است، یکی از بزرگترین موسیقی ‌دان‌های دنیا. او یکی از بهترین و پیچیده ‌ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده، با ویولن‌اش که ۳٫۵ میلیون دلار می‌ارزید، نواخته بود. تنها دو روز قبل، جاشوآ بل در بوستون کنسرتی داشت که قیمت هر بلیط ورودی‌اش به طور متوسط ۱۰۰ دلار بود.

 

داستان واقعی

این یک داستان واقعی است. واشنگتن پست در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم، ترتیبی داده بود که جاشوآ بل به صورت ناشناس در ایستگاه مترو بنوازد.

سؤالاتی که بعد از خواندن این حکایت در ذهن ایجاد می‌شوند:

- در طول زندگی خود چقدر زیبایی  در اطرافمان بوده که از دیدن آنها غافل شده ایم و حال به جز خاطره ای بسیار کمرنگ چیزی از آن برایمان باقی نمانده است؟

- در یک محیط معمولی در یک ساعت نامناسب، آیا ما متوجه زیبایی می ‌شویم؟

- آیا برای  قدردانی و لذت بردن از این زیبایی توقف می ‌کنیم؟

- به زیبایی هایی که مجبور به پرداخت هزینه برای آن ها نبوده ایم چقدر اهمیت داده ایم؟

- در تشخیص زیبایی های اطرافمان چقدر استقلال نظر داریم؟

- آیا ما می توانیم نبوغ و استعداد را در یک بافت غیرمنتظره، کشف کنیم؟

- تبلیغ زیبایی ها، چقدر در تشخیص واقعی زیبایی توسط خودمان تاثیر گذار بوده؟ به عبارت دیگر آیا زیبایی را خودمان تشخیص می دهیم یا هیجان تبلیغات، قیمت آن، تعریف دوستان و...  بر ادراک و تشخیص درست ما تاثیر گذار بوده اند؟

 

نتیجه ‌ای که از این داستان گرفته می ‌شود:
اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا دادن به اجرای زنده یکی از بهترین موسیقی
‌دان‌های دنیا که در حال نواختن یکی از بهترین موسیقی‌های نوشته شده با یکی از بهترین سازهای دنیاست، نداریم،

پس: از چند چیز خوب دیگر در زندگی‌ مان غفلت می ‌کنیم؟!
 

منیع: یک پزشک

 

  تکنیک های موفقیت         

پنج نکته طلایی در ارتباطات غیرکلامی

 

پوشش ظاهری و اشیای همراه ، شیوه تفکر و زندگی را نمایان نموده و نشانگر تمایلات درونی و حرفه ای افراد است.

لبخند و خطوط چهره ، گاه بیشتر از ساعت ها گفتگو؛ معنا منتقل می کند. چهره ها و نگاه ها کمتر دروغ می گویند و بیانگر ذهنیت و مفاهیم درون آدمیان است.

فاصله هایی که افراد زمان برقراری ارتباط با یکدیگر دارند معنا و مفهوم جدی دارد.

حرکات چهره ، دهان ، ابرو ، چشم و دیگر اعضای بدن مفهوم دارند و کمتر دروغ می گویند!

طریقه ایستادن و راه رفتن ، طرز نشستن و حرکات دست وسر و صورت، مفاهیمی را منتقل می کنند و پیام دارند.

 

  نکات مدیریتی             

9 نكته درمورد حفظ شأن و ارزش فردی در محيط كار

 

شما به پیشرفت های تحصیلی و شغلی خود افتخار می کنید و مشتاقید تا به عرصه چالش های جدید قدم بگذارید. این چالش ها برای شما موقعیت ها و آزمایشاتی را فراهم می آورند که شخصیت و شان شما را زیر بوته آزمایش خواهد برد. به خاطر داشته باشید: نگه داشتن شان شخصی تماما در اعتماد به نفس، عزت نفس و عدالت خلاصه می شود.

در این قسمت چند نکته وجود دارد که با استفاده از آنها ارزش شخصی و عزت نفستان در محل کار هیچ گاه از بین نخواهد رفت.

 

1- بدون کوچک کردن خود رئیستان را کارآمد جلوه دهید

زمانی که کارفرمای شما ترفیع رتبه می گیرد برای شما دو موقعیت مختلف پیش می آید، یکی اینکه به شما اهمیت نداده و برایتان خلاء ایجاد کند، و دیگر اینکه چون شما یکی از سرمایه های با ارزش شرکت هستید شما را با خود به بخش جدیدی که منتقل شده است ببرد. تنها کاری که باید بکنید این است که مطمئن شوید که او و دیگران از سهم بزرگی که برای شرکت انجام می دهید، آگاه می شوند. خود را در معرض دید قرار دهید، سودمند واقع شوید و برای قبول مسئولیت های جدید آماده باشید، اما به هیچ وجه چاپلوسی نکنید. به ندرت اتفاق می افتد که یک رهبر پر قدرت اطراف خود را با "بله قربان گو" ها پر کند. به موفقیت های خود افتخار کنید و استعداد ها و توانایی هایتان را بروز دهید.

 

2- گله و شکایت نکنید

اگر همیشه از کارفرمای خود تقاضای مرخصی کنید و زمانی که به مهلت تحویل پروژه ها نزدیک می شوید از او بخواهید تا وقت بیشتری را در اختیار شما قرار دهد، او به طور حتم از شما منزجر می شود و تاثیر مخالفی بر روی شغل و در نتیجه بر روی عزت نفستان می گذارد. کسانی که دائما در حال گله و شکایت کردن هستند هیچ گاه ترفیع رتبه نمی گیرند. (مدیران همیشه سعی می کنند آنها را به شعبه های دیگر انتقال دهند تا از دستشان راحت شوند.) شما می خواهید رئیستان دوستتان باشد نه دشمنتان؛ پس سعی کنید اسباب ناراحتی و رنجش او را فراهم نسازید. زمانی که میخواهید نزد او بروید مجددا فکر کنید و تمام جوانب گفته های خود را در نظر بگیرید. ارزش خود را با تصمیم گیری های مناسبی که مربوط به حیطه کاری خودتان می شود، حفظ کنید و به دنبال تعریف و تمجید بیهوده از جانب کارفرمایتان نباشید.

 

3- مطمئن شوید که شرایط کاری مناسب است

آیا شما حقوق کافی دریافت می کنید، و در یک محیط کاری امن مشغول به کار هستید. برای بدست آوردن حقوق خود قد علم کنید و هیچ گاه عزت نفس و ارزش خود را به خاطر فیش حقوقیتان زیر پا نگذارید. باید به راحتی مواردی که برایتان مهم است را با رئیستان در میان بگذارید، مثلا: ساعات فراغت، کاهش ساعات هفتگی کاری، کارکردن در خانه و فرستادن اطلاعات از طریق رایانه. مدعی باشید اما پرخاشگر نباشید؛ و همیشه بر روی فواید و مزایای کارهای خود برای شرکت تاکید داشته باشید. با ارزشی که برای کارفرمایتان قائل هستید و با اتکا به عزت نفس، احتمال پذیرش طرح ها و پیشنهاداتتان را افزایش دهید.

 

4- همیشه از اکثریت پیروی نکنید

همکاری و تشریک مساعی داشته باشید، اما هیچ گاه اجازه ندهید تا دیگران از شما استفاده کنند. اگر اجازه دهید تا همکارانتان تمام کارها را بر روی سر شما بریزند ارزش و احترامتان پایین می آید و در عوض آنها به وسیله کاری که شما را آنرا به خوبی انجام داده اید افتخار کسب می کنند. بد نیست گاهی استقلال خود را امتحان کنید. اگر همه از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر سر خود را با کارهای غیركاري گرم می کنند لازم نیست که شما هم مشابه آنها عمل کنید. برای مسائل مهم مثل ایمنی در محل کار، حقوق و مزایا خوب است به جمع بپیوندید، اما علاوه بر اینکه در چنین جمع های شرکت می کنید، بهتر است برای افزایش درآمد با مدیریت رودررو صحبت کنید. اگر دوربین های ایمنی در تمام قسمت های محل کار شما برای جلوگیری از تقلب نصب شده و تصور می کنید که این امر به حقوق و استقلال شما آسب می رساند، ارزش آنرا دارد که در مقابل آنها بایستید. پیش از اینکه به دیگران برای محافظت از حقوقشان بپیوندید، تمام جوانب کار خود را در نظر بگیرید.

 

5- اجازه ندهید تا عنوان دلقک و یا لوده بخش را به شما بدهند

بد نیست که در ساعات بی کاری و اوقات فراغت خود بخندید و شادی کنید اما نباید زیاده روی کنید. ادب مساوی است با ارزش. خنداندن مردم در زمان سخنرانی و یا کنفرانس یک ویژگی شایان ذکر است اما اگر همکارانتان شما را به عنوان دلقک و جوکر بشناسند، هیچ کس شما را جدی نمی گیرد و چیزی نمی گذرد که عزت نفس خود را از دست خواهید داد.

 

6- مشکلات شخصی را به محل کار نبرید

بلند صحبت کردن با تلفن در محل کار هیچ جایی ندارد. اگر شما جر و بحث دارید و یا برای بخشش از طرف کسی که آنسوی خط تلفن است گریه زاری سر دهید و یا او را ببوسید، باید آنرا در خارج از دفتر کار و به وسیله تلفن همراه انجام دهید. پیش از اینکه بخواهید با هر یک از همکارانتان ارتباط برقرار کنید به تاثیراتی که ممکن است او بر روی مسائل کاری شما بگذارد به دقت فکر کنید. اگر به خاطر کارهایی بدي که با یکی از همکارانتان انجام داده اید، ارتباط خود را با او قطع کرده اید این امر منجر به نابودی شان و ارزش شما خواهد شد، چرا که به زودی تمام کارمندان از تمام مواردی که شما سعی می کنید مخفی نگه دارید، آگاه خواهند شد.

 

7- جلوی خشم خود را بگیرید و احساساتتان را کنترل کنید

زمانی که یکی از همکاران، کار خود را سر موقع انجام ندهد و تاثیر آن مستقیما بر روی بازده شما تاثیر بگذارد، طبیعی است که شما ناراحت، رنجیده و عصبانی شوید. اما نحوه برخورد شما با قضیه، میزان ادراک شما را برای سایرین روشن می کند. اگر انسان کم طاقتی هستید باید مراقب باشید که در زمان عصبانیت حرکت ناشایستی از شما سرنزند. با کنترل احساسات، ارزش و شان خود را بالا ببرید. اگر چیزی بگویید و یا حرکتی انجام دهید که نباید، سریعا برای نجات ابروی خود عذر خواهی کنید.

 

8- مراقب آزار و اذیت ها باشید

خط مشی و سیاست های شرکت را به دقت بررسی کنید. اگر همواره از طریق یکی از همکارانتان تحقیر می شوید، و یا یکی از کارمندان ارتباط نا مناسب جنسی با ارباب رجوع برقرار می کند، اعتراض کنید. درست مثل قلدری کردن در حیاط مدرسه، آزارهایی که در محل کار به وقوع می پیوندد، بر روی ارزش و شان شخصی شما تاثیر می گذارد.

 

9- خلاقیت و توانایی خود را در مدیریت اثبات کنید

ابتکار و نوآوری به عنوان رمز تجارت آینده محسوب می شود. در حین انجام کارهای روزمره دید خود را بر روی تصاویر بزرگتر معطوف کنید. همیشه از فعالیت ها و تغییرات رقبا مطلع باشید. اگر بر اساس غریزه و درک شغلی خود عمل کنید، همیشه رضایت شغلی بیشتری کسب کرده و اعتماد به نفستان افزایش پیدا خواهد کرد. شالوده دانش خود را افزایش داده و از استعدادها و خلاقیت های خود در زمینه رشد شرکت بهره بگیرید.

 

ارزش های خود را زیر پا نگذارید

مسئولیت رفتار هر کس به عهده خودش می باشد. اگر از شما خواسته شد که یک کار غیر قانونی و یا غیر اخلاقی انجام دهید بر روی تاثیرات دراز مدت آن فکر کنید. رفتاری موقر، با احترام و معزز به همراه درستی و غرور از خود نشان دهید. برای اینکه به شانتان آسیبی وارد نیاید باید در یک آینه به خود نگاه کنید و مطمئن شوید که از روی وجدان کار می کنید و از انجام هر چه در حد توانتان باشد کوتاهی نمی کنید. اگر این موارد را رعایت کنید در پایان هر روز، حس رضایت و موفقیت در انجام کارها به شما دست خواهد داد.

 

  مقاله مدیریتی             

چگونه تغییر سازمانی را مدیریت و رهبری كنیم؟

نویسنده : حمید عبودی

 

چكیده:

در این مقاله به بحث پیرامون تعریف تغییر سازمانی و چگونگی مدیریت و رهبری آن می‌پردازیم، در هر سازمانی تواناییهای بلقوه‌ای وجود دارد كه می توان به نحو مطلوبی از آنها در جهت تغییر و ارتقای عملكرد سازمانی بهره برد. موفقیت هر تغییر تا حدود زیادی به مهارتهای مدیریتی كارگزاران تغییر بستگی دارد كه فرایندهای تغییر را تسهیل و حمایت می‌كنند، در ادامه به مراحل و استراتژیهای مدیریتی تغییر و چگونگی برخورد با مقاومت در برابر تغییر خواهیم پرداخت.

 

كلید واژه :

 تغییر ؛ مدیریت تغییر ؛ رهبری تغییر ؛ استراتژیهای تغییر ؛ مقاومت در برابر تغییر

 

سال انتشار : 1388

 

1- مقدمه

در حال حاضر با پیشرفت سریع علم و فن آوری و پیچیده شدن اوضاع سیاسی و محیط اجتماعی لزوم ایجاد و مدیریت تغییر سازمانی اهمیت ویژه ای یافته است. چنین روند رو به رشد در لزوم تغییر سازمانی نیاز به دانش ومهارت كافی برای بهبود و تكامل سازمانی را تشویق می نماید. مدیران با كسب دانش مانند آگاهی از نظریه‌های حوزه كسب و كار خود، یادگیری استفاده از فناوری‌های نو، توانمند‌سازی خود در تطبیق و اقتباس مهارتها و استراتژی‌ها و پذیرا بودن تفكر خلاق می‌توانند به رهبران تغییر تبدیل شوند. رهبران تغییر از توانایی‌های خود و افراد پیرامون خود به خوبی استفاده می‌كنند. در این مقاله سعی شده است تا با تلفیق جدیدترین عقاید و دیدگاهها در زمینه تغییر سازمانی، الگوی مفید و جامعی را برای بهبود و توسعه سازمانی ارائه نماید.

 

2- ماهیت تغییر سازمانی

در ابتدا لازم است واژۀ تغییر را بشناسیم. تغییر به طور كلی انتقال از وضعیت موجود به وضعیتی دیگر خواه خوشایند و یا ناخوشایند می باشد. پس تغییرات ممكن است مثبت و مطلوب و یا منفی و نامطلوب باشند.

به طور كلی تغییرات به دو شكل كلی به وجود می‌آیند:

 

2-1- تغییرات برنامه ریزی شده

این دسته از تغییرات، تلاشی هدفمند و سنجیده می باشند كه توسط مدیران و  بنا به نیاز سازمان در جهت ارتقای سطح عملكرد سازمانی به عمل می آیند. هدف از این تلاش تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب می باشد. تفاوت موجود بین این دو وضعیت نشان‌دهنده وجود مسئله و مشكلی است كه باید حل شود و یا فرصت و موقعیتی است كه باید از آن بهره برداری  نمود. تغییرات برنامه‌ریزی‌شده عمدتاً منشاء درون سازمانی دارند. بعضی تغییرات برنامه ریزی شده ممكن است به عنوان تغییرات بنیادی (Radical) توصیف شوند. اینها تغییراتی هستند كه منجر به بازسازی گسترۀ سازمان  و اجزای آن می شوند. این تغییرات اغلب در پی وقایع مهمی مانند انتصاب مدیر جدید اجرایی، تغییر مالكیت و جابجایی محل جغرافیایی سازمان ایجاد می شوند. گاهی اوقات حتی حیات و بقای سازمان به وقوع این تغییرات بنیادی وابسته می شود.

 

شكل رایج تری از تغییر برنامه ریزی شده سازمان تغییر افزایشی می باشد. این تغییر از نظر بنیادی اثر كمتری دارد و بیشتر در جهت تكامل طبیعی سازمان می باشد. به عنوان مثال معرفی محصولات، فن آوری و سیستم های جدید را می توان نام برد. در این مقاله عمدتاً تغییرات برنامه‌ریزی شده مورد توجه قرار گرفته‌اند .

 

2-2- تغییرات برنامه ریزی نشده

همانطور كه می دانیم سازمان و محیط خارج سازمانی بطور پیوسته در حال تغییر می‌باشند. گاهی این تغییرات بدون برنامه ریزی قبلی و بصورت خودبخودی به وجود می‌آیند كه عمدتاً منشاء برون سازمانی دارند. این تغییرات ممكن است در جهت منافع سازمانی بوده و به عنوان فرصت تلقی شوند اما برخی اوقات برای سازمان مشكلاتی را ایجاد می‌نمایند، مانند تغییر در عملكرد رقبا، تغییر قوانین و مقررات دولتی، تغییر سیاست كشورها، و بروز تحولات اقتصادی می باشند.

 

3- عوامل اصلی تغییر

بطور كلی دو عامل اساسی كه سازمان ها را وادار به تغییر می كنند عبارتند از:

 

3-1- تغییرات حوزه كسب و كار

سازمان‌ها در هر لحظه دارای كسب و كار مشخصی هستند. بسته به شرایط ممكن است این كسب و كار در گذر زمان دچار تغییر و تحول شود. به عنوان مثال، فروش اینترنتی یكی از الگوهای جدید كسب و كار است كه فروشگاه‌ها باید به آن نظر داشته باشند. بنابراین تغییراتی كه در حوزه كسب و كار یك سازمان رخ می‌دهد، می‌تواند سازمان را دچار تغییر نماید.

 

3-2- تغییرات فن آوری

هر سازمانی در راستای انجام وظایف خود، از فناوری‌های مشخصی استفاده می‌كند كه یكی از مهمترین آنها، فناوری اطلاعات و ارتباطات است. یكی از عواملی كه بویژه پس از ظهور فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی پیوسته باعث تغییرات سازمانی شده، ظهور فناوری‌های جدید است. ظهور یك فناوری باعث می‌شود سازمان از جنبه‌های مختلفی تحت فشار قرار بگیرد كه از جمله آنها می توان به بكارگیری فن آوری جدید توسط رقبا و كاراتر بودن فن آوری جدید اشاره نمود.

 

4- مدیریت تغییر سازمانی

بكارگیری سبك های مدیریت و رهبری در آماده نگاه داشتن و ترغیب كاركنان برای یادگیری و رشد مستمر و قبول تغییر و همچنین ایجاد شرایط و امكانات مناسب جهت انجام تغییرات سازمانی می باشد. رهبران تغییر كسانی هستند كه به آینده فكر می‌كنند، مقصد را می‌شناسند، اعتماد به نفس برای ایجاد تغییر در خودشان دارند و همچنین برای كمك یا هدایت دیگران در ایجاد تغییر صبر و بردباری به خرج می‌دهند. 

 

در اینجا لازم است چند نكته جهت موفقیت در زمینه تغییر برنامه ریزی شده،  ارائه ‌گردد:

نسبت به موقعیت ها و افرادی كه نیازمند تغییر هستند، هوشیار باشید.

درباره تغییر، رقابت و نیازهای مشتریان، فكر كنید.

چارچوب فكری خود را به چالش بكشید و تفكر خود را توسعه دهید.

شرایط فعلی را بررسی كنید و راه‌های جایگزین برای آن را توسعه دهید، چه چیزی می‌خواهید؟ چه موانعی را باید از سر راه بردارید؟

با دقت به موضوعات، مسائل و ایده‌هایی كه دیگران ارائه می‌دهندگوش فرا دهید.

به آینده به عنوان یك آغاز نگاه كنید نه به عنوان تكرار وقایع گذشته.

جایی را كه قرار دارید، بپذیرید و برای آینده برنامه‌ریزی كنید. انرژی خود را صرف فكر بر روی موارد من باید این كار را می‌كردم... نكنید.

هنگام برنامه ‌ریزی از نقاط قوّت خود كمك بگیرید و برنامه خود را براساس آنها تنظیم كنید.

برای كارهایی كه نمی‌توانید انجام دهید توجیه فراهم نكنید.

مقاومت را درک كنید؛ گوش دهید، شرح دهید و بحث كنید.

برای هر فردی كه باید تغییر را دنبال كند دورنما و مسیری روشن ترسیم كنید.

 

5- اهداف سازمانی برای تغییر

معمولاً مدیران توجه خود را به مجموعه وسیعی از اجزای سازمانی معطوف می دارند. از جمله مهمترین اهداف تغییر سازمانی عبارتند از:

بیان یا ایجاد مأموریت و اهداف جدید

بروزرسانی مكانیزم های هماهنگی وطراحی سازمانی

بهبود فن آوری و تسهیل و تسریع روند كاری

بروزرسانی طراحی شغلی فردی و گروهی

تبیین یا ایجاد طرحهای عملیاتی و استراتژیك

روشن سازی یا ایجاد  باورها و ارزشهای مهم

بروزرسانی امور گزینش و استخدام

بهبود دانش و مهارت كاركنان

ارتقای سطح زندگی و رفاه معیشتی كاركنان

بهبود بهره وری سازمان

 

6- مراحل تغییر برنامه ریزی شده

پیش از آغاز فرایند تغییر، باید حداقل چهار ضابطه زیر را تامین نمود:

مسیر یا نتیجه باید تعیین شود.

افراد باید بدانند كه ماندن در شرایط فعلی خیلی سخت‌تر از رسیدن به نتایج تغییر است.

یك سیستم یا راهبرد اجرا و اندازه‌گیری باید به كار گرفته شود تا فاصله بین شرایط فعلی و آینده مطلوب به خوبی پر شود.

مهارت‌ها و منابع مورد نیاز برای دستیابی به نتایج باید واقعی و دست یافتنی باشند.

كرت لوین (Kurt Lewin) روان شناس مشهور، اظهار می دارد كه هر تغییر، یك فرایند سه مرحله ای است كه شامل خروج از انجماد، تغییر و انجماد مجدد می‌باشد.

 

خروج از انجماد:

خروج از انجماد، مسئولیتی است مدیریتی، برای آماده كردن موقعیت بمنظور ایجاد تغییر. این مرحله شامل تایید نكردن روش و رفتارهای موجود جهت ایجاد احساس نیاز به یك چیز جدید و تازه می‌باشد. یكی از نكاتی كه كِرت لوین به عنوان عامل اصلی شكست در ایجاد تغییر بیان می كند، این است كه مدیران و كاركنان سازمان برای ایجاد تغییر به خوبی از انجماد در نیامده باشند. به نظر می رسد كه سازمان های بزرگ گاهی دچار "پدیده قورباغه در آب جوشان" می شوند. یك آزمایش فیزیولوژیكی نشان می‌دهد زمانی كه یك قورباغه در ظرف آب داغ قرار داده شود فوراً بیرون می پرد. اما وقتی در ظرف آب سردی قرار داده شود كه به آرامی به جوش می آید در آنجا می‌ماند تا بمیرد. سازمان ها نیز می توانند قربانی شرایط مشابه شوند. زمانی كه مدیران در بررسی محیطشان، در تشخیص روندهای مهم و نیازمند تغییر باز بمانند، سازمان هایشان به آرامی قدرت رقابتی خود را  از دست می دهند.

 

مرحله تغییر:

 این مرحله شامل یك مسئولیت مدیریتی است در تعدیل و بهبود اوضاع و شرایط و به عبارت دیگر تغییر در افراد ، وظایف، ساختار و فن آوری است. لوین هشدار داد كه بسیاری از كارگزاران تغییر قبل از موقع مناسب، وارد این مرحله می شوند و یا بسیار سریع تغییر را شروع می كنند و در نتیجه باعث ایجاد مقاومت می شوند و پیشرفت تغییر را كند می‌كنند، زیرا كه موقعیت برای ایجاد تغییر به حد كافی از انجماد در نیامده است. تغییر موفقیت آمیز همچنین نیازمند تلاش مستمر و اهداف صحیح و واضح می باشد به گونه ای كه فرایند را تا رسیدن به وضعیت تثبیت شده و پایدار، پیش ببرد.

 

انجماد مجدد:

 انجماد مجدد آخرین مرحله مسئولیت مدیریتی در تغییر برنامه ریزی شده است. هدف این مرحله حفظ نتایج مطلوب ناشی از تغییر می باشد. ارزیابی قسمت اصلی این مرحله می باشد، كه اطلاعاتی راجع به هزینه و منافع تغییر ارائه می دهد. زمانی كه انجماد مجدد با شكست مواجه شود و یا به فراموشی سپرده شود، احتمال دارد بهترین تغییرات مورد نظر به فراموشی سپرده شوند و یا ناقص به اجرا در آیند.

 

7- استراتژی های تغییر برنامه ریزی شده

مدیران و كارگزاران تغییر، استراتژی های گوناگونی را برای اعمال نفوذ بر افراد و جلب حمایت آنها در تلاش برای ایجاد تغییر به كار می برند.

رایج ترین استراتژی های تغییر عبارتند از:

 

7-1- فشار و اجبار

مدیرانی كه این استراتژی را بكار می گیرند از قدرت واختیار خود برای مجبور‌كردن زیردستان به پیروی از دستورالعمل های تغییر استفاده می‌كنند. این حالت می‌تواند همراه با پیشنهادهایی برای پاداش و یا تهدید به تنبیه باشد. زیردستان با انجام آنچه كه مدیر می خواهد، پاسخ می دهند. ولی، آنچه كه در اصل آنها را وادار به چنین كاری می‌كند، بدست آوردن پاداش و گریز از  تنبیه است. این گونه پیروی ازدستورات یك كارگزار تغییر، معمولاً موقتی است و تا زمانی ادامه می یابد كه اقتدار رهبر آشكار باشد و یا امكان پاداش دادن یا تنبیه كردن وجود داشته باشد. استراتژی فشار واجبار ممكن است برای مرحله خروج از انجماد یك موقعیت تغییر، مناسب باشد ولی نتاج آن معمولاً طولانی مدت نمی باشند.

 

7-2- ترغیب عقلایی (Rational persuasion)

مدیرانی كه این استراتژی را به كار می برند سعی دارند تا از طریق انتقال اطلاعات ویژه، حمایت علمی و یا بحث منطقی، تغییر را به وجود بیاورند.  این یك استراتژی مبتنی بر اطلاعات است كه سعی دارد افراد را وادار به پذیرش دستور العمل های تغییر كند. در این استراتژی مدیران با توضیح اهمیت موضوع مورد نظر و شرح فواید آن برای كلیه افراد سازمان سعی می‌كنند همكاری كلیه كاركنان را جلب نمایند. زمانی كه این استراتژی موفقیت آمیز باشد، نتیجه آن نسبت به روش فشار واجبار بیشتر دوام خواهد داشت و بیشتر از آن باعث تغییر داخلی می‌گردد. در این استراتژی  مدیران نیاز ویژه‌ای به داشتن مهارتهای ارتباطی دارند.

 

7-3- قدرت مشترک (Shared power strategy)

مدیرانی كه این استراتژی را  بكار می برند، افراد دیگر را به صورت فعّال و صمیمانه در برنامه ریزی و تصمیم‌گیری های كلیدی در مورد هر تغییری كه بر آنان اثرگذار خواهد بود، مشاركت می دهند. این استراتژی كه استراتژی باز آموزی هنجاری1 نیز نامیده می شود، با استفاده از ارزشها و هنجارهای گروهی وفردی واهداف مشترك سعی در جلب همكاری افراد در برنامه ریزی و اجرای تغییرات دارند. به علت مشاركت و درگیری در امور، این استراتژی تعهدی درونی ودراز مدت  برای تغییر در افراد ایجاد می كند.

 

8- مقاومت در برابر تغییر

تعریف رسمی مقاومت درمقابل تغییر، هر رفتار یا واكنشی است كه نشان دهندۀ،‌ عدم تمایل شخص به ایجاد یا حمایت تغییر مورد نظر باشد. چنین مقاومتی همیشه بد نیست. در واقع بهترین كارگزاران تغییر، عقیده دارند كه مقاومت در مقابل تغییر نوعی بازخور است كه می توان از آن برای تسهیل اهداف تغییر استفاده كرد. آنها اظهار می‌دارند زمانی كه افراد در مقابل تغییر مقاومت می‌كنند از چیز مهمی دفاع می‌كنند، چیزی  كه به نظر می‌رسد با وقوع تغییر مورد تهدید قرار گیرد.

 

8-1- چرا افراد در مقابل تغییر مقاومت می كنند؟

مقاومت در مقابل تغییر اجتناب ناپذیر است. در مدیریت كارآمد یك سلسله دلایل مشترك مقاومت افراد درمقابل تغییر خلاصه شده است ونحوۀ پاسخ گویی به آنها را پیشنهاد می‌كند. مدیران وكارگزاران خوب تغییر، این توصیه ها را درك می‌كنند. آنها مقاومت در مقابل تغییر را پیش بینی می‌كنند و بر ای به حداقل رساندن نتایج نامطلوب آن، گامهایی به موقع، برمی‌دارند.

 

8-2- چگونه مقاومت در مقابل تغییر را به حداقل برسانیم؟

  نوع مقاومت  پاسخ پیشنهادی

ترس از ناشناخته ها اطلاعات و دلگرمی های لازم را ارائه دهید

فقدان منابع منابع مورد نیاز را فراهم سازید

زمانبندی ضعیف تغییر را به تأخیر اندازید و مترصد فرصت بهتری باشید و منابع حمایتی را فراهم آورید

احساس عدم نیاز به تغییر مسایل یا فرصتها را بیان كنید

تهدید منافع شخصی افراد مهم را در برنامه ریزی تغییر شركت دهید

تفسیرهای متباین اطلاعات با ارزش را منتشر كنید و مشاركت گروهی را تسهیل نمایید

 

8-3- چگونه با مقاومت در مقابل تغییر برخورد كنیم؟

هر چه زودتر مقاومت در برابر تغییر شناخته شود و طی فرآیند تغییر به آن پرداخته شود، بهتر است. به محض اینكه مقاومت تشخیص داده شد، كارگزاران تغییر، با انجام مباحثات نفر به نفر، و یا تبیین موضوع به گروهها، افراد را برای درك منطق تغییر، آموزش می‌دهند وآماده می‌كنند. این روش زمانی كه مقاومت به علت فقدان اطلاعات یا اطلاعات نادرست به وجود آمده باشد، مفید است. اما مشكل اینجاست كه فرایند ارتباط و آموزش هنگامی كه افراد زیادی را شامل شود ، بسیار وقت‌گیر است.

مشاركت ودرگیری ذهنی وعاطفی به افرد اجازه می دهد تا در طراحی و اجرای تغییر یاری رسانند، و از طریق تشكیل گروههای كار و كمیته های مربوط به تغییر، خدمت نمایند. این روش وقتی كه مدیر یا عامل تغییر،  همه اطلاعات مورد نیاز برای طراحی تغییر را نداشته باشد، بسیار مناسب است. اگرچه این فرایند، زمان بسیاری می‌طلبد، ولی یك مزیت بزرگ دارد وآن این است كه افرادی كه در طراحی یك تغییر مشاركت می ‌كنند، نسبت به اجرای آن به میزان بسیاری احساس تعهد خواهند داشت.

در مواردی كه مقاومت درمقابل تغییر عمدتاً به علت مسایل تطبیق باشد ایجاد تسهیلات و حمایت (Facilitation and Support)، پاسخ مناسبی است. در چنین شرایطی افراد به احتمال قوی برای اجرای تغییر تلاش بسیاری می‌كنند ولی به علت وجود محدودیتها و مشكلات بیرونی، سرخورده می‌شوند. یك مدیر خوب با داشتن  نقش حمایتی وتلاش برای ایجاد تسهیلات، جهت ادمه تغییر برنامه ریزی شده، می تواند كمك شایانی بكند واین كار با گوش كردن فعال به شكایات و مسایل و ارائه آموزش با روش های جدید و كمك به چیره شدن بر فشارهای عملكردی، عملی است .

 

روش مذاكره و توافق (Negotiation and Agreement) زمانی كه فردی در نتیجه تغییر، آشكارا چیزی را از دست می دهد، بسیار سودمند است. در این روش مدیران با پیش بینی مقاومت از سوی افراد قبل از شروع تغییر از طریق مذاكره با مقاومت كنندگان بلقوه یا بلفعل و ایجاد انگیزه در آنها موانع تغییر را به حداقل ممكن برسانند.

برخی اوقات مقاومت در برابر تغییر را می توان از طریق دستكاری وجلب همكاری نیز مدیریت كرد. در این روش از تلاشهای پنهانی برای تأثیر بر روی افراد استفاده می‌شود. این كار از طریق ارائه اطلاعاتی كه هدفمندانه و به دقت برگزیده شده اند و ساختار‌بندی آگاهانه وقایع، بطوری كه تغییر حداكثر حمایت را دریافت كند، یا از طریق اعطای پاداش به رهبران مقاومت در برابر جلب حمایتشان، امكان پذیر است. چنین روشهایی زمانی كه سایر روشها موثر نباشند ویا گران باشند، به كار می روند. ولی زمانی كه افراد دریابند كه به زیركی تحت نفوذ قرار گرفته اند این روشها  به سادگی مشكلاتی را فراهم می آورند. روش افرطی دیگر، اجبار تلویحی یا تصریحی است كه افراد را وادار به پذیرش تغییر می كند.اجبار اغلب زمانی به كار می رود كه سرعت در كار موضوع حیاتی باشد یا عامل تغییر،قدرت قابل ملاحظه ای داشته باشد. این روش می‌تواند سریع باشد و بر مقاومت غلبه كند اگر چه خطر اهانت و آزردن دیگران را نیز در بر دارد. افرادی كه این روش در مورد آنها اجرا می شود، ممكن است از مدیر یا عامل تغییر، عصبانی شوند ویا اینكه بدون هیچ احساس تعهد واقعی نسبت به تغییر واجرای آن، به حال خود رها شوند.همانطور كه لوین می گوید: "روش اجبار ممكن است به خروج از انجماد كمك كند ولی به انجماد مجدد كمك چندانی نمی كند."

 

9- نتیجه گیری و خلاصه

تلاش برای توسعه و ارائه الگوی تغییر سازمانی راهبردی از سوی محققان و علمای مدیریت تابحال ادامه دارد، و محققان این علم مدلهای مختلفی  را برای تغییرسازمانی ارائه نموده اند. از این بحث می توان به اهمیت و لزوم رهبری تغییر پی برد، پیش از فرایند تغییر مدیران آگاه باید با تدبیر وآگاهی خود طرح مناسبی را برای تغییر ترسیم  می‌نمایند و نتایج و عواقب آن را به خوبی پیش بینی می‌كنند وپس از آن با صبر و بردباری، زیردستان را برای انجام تغییر رهبری و حمایت می‌نمایند. 

 

در پایان لازم می دانم كه خلاصه ای از مهمترین دستاوردهای این مقاله را  ارائه نمایم:

در این مقاله تغییرات به دو دسته تغییرات برنامه ریزی شده و برنامه ریزی نشده تقسیم گردیدند.

تغییرات برنامه ریزی شده ، تلاشی هدفمند و سنجیده می باشند كه توسط مدیران و  بنا به نیاز سازمان در جهت ارتقای سطح عملكرد سازمانی به عمل می‌آیند.

تغییرات برنامه ریزی نشده، بصورت خودبخودی به وجود می‌آیند كه عمدتاً منشاء بیرونی دارند. این تغییرات ممكن است در جهت منافع سازمانی بوده و به عنوان فرصت تلقی شوند اما برخی اوقات برای سازمان مشكلاتی را ایجاد می‌نمایند.

رهبران تغییر كسانی هستند كه به آینده فكر می‌كنند، مقصد را می‌شناسند، اعتماد به نفس برای ایجاد تغییر در خودشان دارند و هم‌چنین برای كمك یا هدایت دیگران در ایجاد تغییر صبر و بردباری به خرج می‌دهند.

كرت لوین (Kurt Lewin) روان شناس مشهور، اظهار می دارد كه هر تغییر، یك فرایند سه مرحله ای است كه شامل: خروج از انجماد، تغییر و انجماد مجدد می‌باشد.

رایجترین استراتژیهای تغییر برنامه ریزی شده عبارتند از : روش فشار و اجبار، روش ترغیب عقلایی، روش قدرت مشترك.

مقاومت در مقابل تغییر اجتناب ناپذیر است.

مدیران وكارگزاران خوب تغییر، مقاومت در مقابل تغییر را پیش ‌بینی می‌ كنند و بر ای به حداقل رساندن نتایج نامطلوب آن، گام هایی بموقع، برمی ‌دارند.

راههای مقابله با مقاومت در برابر تغییر عبارتند از : مشاركت ودر گیری ذهنی وعاطفی، ایجاد تسهیلات و حمایت، روش مذاكره و توافق، دستكاری و جلب همكاری ، اجبار تلویحی یا تصریحی.

 

--------------------------------------------------------------------------------

1- Normative-Reeducative Strategy

 

منبع: www.mgtsolution.com

 

  کلید هدایت               

میانه ‌روی و اعتدال

کلام حق

وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ. (بقره: 143)

بدین گونه شما را امتی میانه کرده‌ایم تا گواه بر مردم باشید.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

در دنیاخواهی میانه‌ رو باشید؛ زیرا به هر کس آنچه قسمت اوست، می‌رسد. (پیام پیامبر، ص460)

بین دو چیز میانگین وجود دارد و میانه‌روی بهترین کارهاست. (خَیْرُالْاُمورِ اَوْسَطُها) (گل‌های جاویدان، ص 58)

 

حضرت امیر

( ای برادر همدانی!( منظور، حارث بن همدانی است) بدان که بهترین شیعیان من آن دسته و فرقه‌ای هستند که راه اعتدال و میانه‌روی اختیار کرده‌اند. تا آنان که راه علو پیش گرفته‌اند، به آنان بازگشت کنند و آن دسته عقب‌افتاده، خود را به ایشان برسانند. (شیخ صدوق، امالی، ترجمه: محمد باقر کمره‌ای، تهران، اسلامیه، 1376، ص 16)

 

امام صادق

اعتدال و میانه‌روی، امری است که خداوند آن را دوست می‌دارد و اسراف و زیاده‌روی را ناخوش دارد. (پاداش نیکی‌ها و کیفر گناهان، ص 471)

یکی دیگر از سپاهیان خرد، مال‌داری در حد قوام (اعتدال) است و ضد آن، فزون‌خواهی است. (الحیاه، ج 4، ص 32)

 

قند پارسی

نه چندان درشتی کن که از تو سیر شوند و نه چنان نرمی کن که بر تو دلیر شوند.

درشتی و نرمی به ‌هم در به است              چو رگ زن که جراح و مرهم نه است

درشتی نگیرد خردمند بیش                      نه سـسـتی که نـازل کـند قــدر خویــش

            (گلستان سعدی)

 

در میان رو، نه به عز و نه به ذل              زانکه جزوی است اعتدال از عقل کل

        (عطار نیشابوری)

 

معتدل شود که هر که اهل دل است                     در جمیع امور، معتدل است

وسط آمد محل عزّ و شرف                              به وسط روی نه ز هر دو طرف

تا رساند تو را به فرّ و بها                               حکم خیرُ الامورِ اَوْسَطُها

      (عبدالرحمان جامی)

 

گشته است در میانه ‌روی عمر ما تمام                  ما از پل صراط همین جا گذشته ‌ایم

                (صائب تبریزی)

 

به زهد و ورع کوش و صدق و صفا                   ولیکن میفزای بر مصطفی

چه رند پریشان شوریده‌بخت                            چه زاهد که بر خود کند کار سخت

                (سعدی)

 

همه اخلاق نیکو در میانه است                          که از افراط و تفریطش کرانه است

             (گلشن راز)

 

ره را میان خوف و رجا رو که در خبر              خیر الامور اوسطها قول مصطفی است

                   (سنایی غزنوی)

 

حدیث دیگران

ارسطو: میانه ‌روی انسان را در رسیدن به مرحله کمال نزدیک کند.

ژوزف هال: میانه ‌روی، قیطان حریری است که از میان زنجیر مروارید فضایل دیگر عبور می ‌کند.

 

ضرب ‌المثل

There is measure in all things.

در هر چیزی، اندازه و حدی وجود دارد.

 

Moderation in all things.

در هر چیزی اعتدال داشته باش.

 

گر نکته ‌دان عشقی، بشنو تو این حکایت

طبیبی در یکی نکته نهفته است                 خدا آن نکته را با خلق گفته است

ز بسیار و ز کم بگذر که خام است             نگه ‌دار اعتدال، اینت تمام است

دو زیرک خوانده‌ام کاندر دیاری                رسیدند از قضا بر چشمه ‌ساری

یکی کم خورد کاین جان می‌گزاید              یکی پر خورد کاین جان می‌فزاید

چو بر حد عدالت ره نبردند                     ز محرومی و سیری، هر دو مردند

                                                                              (نظامی گنجوی)

 

 

دانستنیها                          

چه نوع عینک آفتابی استفاده کنیم ؟

 

 

گرچه تا چند سال پیش شما با شنیدن یا دیدن عینك‌های آفتابی یا دودی به یاد هنرپیشه‌های هالیودی یا بالیودی می‌افتادید، اما  امروزه استفاده از آن به عنوان یك ضرورت و حفظ سلامت چشم‌هامطرح است . محافظت چشم در مقابل نور شدید آفتاب و اشعه فرابنفش موجود در آن بسیار مهم است. استفاده از عینك آفتابی مناسب در شرایطی كه نور آفتاب شدید است، باعث بهتر شدن دید و پیشگیری از صدمه به عدسی و شبكیه چشم می‌شود. استفاده از عینكهای تقلبی نه تنها این خاصیت را ندارند بلكه سبب بسیاری از عوارض چشمی‌می‌شوند كه از آن جمله می‌ توان، كاهش بینایی، آب مروارید و بیماری شبكیه را نام برد.

در نور شدید، چشم احساس خستگی و كاهش دید رنگی می ‌كند. در صورتی كه چشم‌ها بدون محافظ هر روز برای ساعات طولانی در نور آفتاب به سر برد احتمال ابتلا به آب مروارید بسیار افزایش می‌یابد.

 

توصیه های لازم در مورد انتخاب عینک آفتابی  

1- افرادی كه در حال اسكی كردن، حمام آفتاب گرفتن و كوهنوردی در ارتفاعات هستند باید حتماً از عینك آفتابی استفاده كنند. برای اینگونه محیط‌ها عینك‌هایی لازمند كه فقط ۱۲ ـ ۸ درصد نور را از خود عبور دهند.

 

2 ـ عینک های رنگی متمایل به سبز و قهوه ای به علت مختل كردن طیف رنگ ، مضر هستند . البته برای افرادی كه می‌خواهند به مدت طولانی رانندگی كنند ، توصیه می‌شود از عینک های قهوه ای استفاده كنند ، چرا كه این عینک ها نور آبی آسمان را كاهش وحدت بینایی را افزایش می‌دهند، لذا برای مصارف روزمره توصیه به استفاده از این رنگ نمی‌شود .

 

 3 -اگر پشت فرمان می‌نشینید توصیه می‌شود كه از عینكهای آفتابی سبز رنگ استفاده نكنید چرا كه تشخیص نور قرمز و زرد را مختل می‌ كند و از این نظر مناسب نیستند. به عنوان یك اصل بدانید كه بهترین رنگ برای عینكهای آفتابی در وهله اول خاكستری و پس از آن قهوه ای است.

 

4ـ  شیشه‌های عینك آفتابی باید مقاومت كافی داشته باشد. پلی كربنات از همه مواد مقاوم تر است.

 

5 ـ قاب عینك باید بزرگ باشد تا محافظت كامل در این خصوص صورت گیرد .

 

6 - یك عینك آفتابی استاندارد عینكی است كه وقتی آن را در مقابل یك صفحه طرح دار تكان می‌دهیم نباید صفحه موجدار تار و كج و معوج دیده شود .

 

7 - اگر می‌خواهید بدانید كه تیرگی عینك آفتابی شما مناسب است یا نه، در یك اتاق با نور معمولی با عینك آفتابی به آینه نگاه كنید اگر عینك آفتابی شما مناسب باشد نباید چشمان خود را ببینید .

 

8 - كودكانی كه برای ساعتهای طولانی در زیر نور آفتاب در حال بازی كردن هستند باید از عینكهای مخصوص خودشان استفاده كنند .

 

9 - اگر در محل كار خود با اشعه‌های زیاد در تماس هستید، عینك آفتابی جوابگو نخواهد بود لذا توصیه می‌شود عینكهای متفاوت و مخصوص استفاده نمایید (برای مثال در جوشکاری ویا کار با وسائلی که تولید اشعه میکند عینک ویا محافظ های خاصی لازم است )

 

10 - افرادی كه تحت عمل آب مروارید یا لیزیك یا لازك قرار گرفته‌اند باید در مواجهه با آفتاب از عینكهای آفتابی مجاز استفاده كنند .

 

11- بعضی داروهای پوستی یا چشمی‌حساسیت چشم‌ها را به نور آفتاب بیشتر می‌كند در صورت استفاده از این داروها ( به عنوان مثال كسانی كه از قطره های چشمی‌یا قرص داكسی سیكلین استفاده می‌كنند ) باید حتماً از عینك آفتابی استفاده كنند .

 

12- عینک های آفتابی با شیشه‌های رفلكس كه دارای پوشش آینه‌ای هستند برای مصارف اسكی یا كوهنوردی مناسب می‌باشند .

 

13- با توجه به هزینه‌های مختلف كه روزمره متحمل می‌شوید خرید یك عینك آفتابی استاندارد نه تنها عملی درست و به جا بلكه ضروری می‌باشد . بهای استفاده از عینكهای تقلبی به خطر انداختن سلامتی چشم هایتان می ‌باشد .

 

14 - برای تهیه عینك آفتابی بهتر است با یك چشم پزشك مشورت كنید و یا از یك اپتومتریست كمك بگیرید . و جهت خرید آن به عینك فروشیهای معتبر مراجعه نمایید . با خرید یك عینك خوب به راحتی می‌توانید تا چند سال از آن استفاده كنید .

 

15- اگر دچار اختلال در بینایی هستید و از عینك طبی استفاده می ‌كنید چنانچه مایل بودید می‌ توانید از عینك های آفتابی مخصوص كه بر روی عینك طبی قرار می‌گیرند استفاده نمایید و یا برای عینك طبی خود شیشه های فتوكروم و یا شیشه های رنگی سفارش دهید .

 

منبع : سیمرغ

 

  مباحث فرهنگی            

مهندسی فرهنگ عاشورا

 

فرهنگ عاشورا در طول تاریخ همواره برای جامعه اسلامی و مومنین الهام بخش بوده و به تعبیر روایت ،حرارتی در دلهای مومنین ایجاد كرده كه هرگز به سردی نمی گراید.جلوه های این الهام بخشی را در دوران اخیر در پیروزی انقلاب اسلامی، حماسه آفرینی های هشت سال دفاع مقدس، و پیروزی جنگ 33 روزه حزب الله لبنان در مصاف با اسراییل غاصب و... به وضوح می توان مشاهده نمود. اما به رغم تمامی آثار ایجابی و خیرات و بركاتی كه فرهنگ عاشورا داشته است، در مقام عمل جهت پاسداشت و بزرگداشت حماسه های حسینی و عاشورایی از یك سو بعضی اعمال و آیین هایی كه در این راستا توسط عزاداران اجرا می گردد ما را از فرهنگ واقعی عاشورا دور كرده و خدای ناكرده موجب وهن اسلام می شود از طرف دیگر دشمنان اسلام كه آثار و كاركرد والای این فرهنگ را دیده اند با تمامی وجود تلاش می كنند تا از قدرت حقیقی و نقش سازنده مجالس و آیین های عزاداری بكاهند كه در این رابطه بحث مهندسی فرهنگ عاشورا می تواند مانعی بزرگ بر سر راه دشمنان قسم خورده اسلام باشد و توطئه های آنان را نیز خنثی نماید. مقاله حاضر در مقام تبیین این بحث برآمده و در پایان راهكارهای برون رفت از آسیب ها و آفات این فرهنگ را نیز ارائه می دهد. با هم آن را از نظر می گذرانیم.

 

مقدمه

عاشورا هم اوج حماسه است و هم اوج تراژدی، چشم تاریخ چنین حماسه شكوهبار و چنین تراژدی خونرنگی را، در سراسر حیات بشر، هرگز ندیده است.عاشورا، حماسه است؛ از آن رو كه امام حسین(ع) یك تنه و بی سلاح، رویاروی حكومتی سفاك ایستاد. به یزید دست بیعت نداد و گفت: كسی مانند من، با كسی مانند یزید، بیعت نخواهد كرد. در مقابل زور، گردن خم نكرد و تن به ذلت نداد و آشكارا گفت: مرگ با عزت بهتر است از زندگی با ذلت. ایستاد، جنگید، زخم برداشت، كشته شد؛ اما همه زخمها در جلو بدنش بود. بدان رو كه به دشمن پشت نكرد .حركت امام حسین(ع) كه منجر به حادثه عاشورا گردید، چیزی جز یك انقلاب اسلامی و تلاش در راستای اصلاح جامعه اسلامی نبود. انقلاب دینی امام حسین(ع) به عنوان مهمترین عامل برقراری اسلام راستین و كوبنده تحریفات دینی، همواره در طول تاریخ مورد بغض دشمنان اسلام و دیانت بوده است. در كنار دشمنان خارجی، همواره دوستان نادان متن جامعه اسلامی و مسلمانان ناآگاه نیز، خواسته یا ناخواسته، ضربه های هولناكی به این حادثه بزرگ وارد كرده اند.در روزگار پرفتنه رهزنان ایمان و هنگامه پرآشوب دشمنان قرآن، كه جامعه دینی و فرهنگ متعالی ما در معرض تهاجم خصم است، مراسم با بركت عزاداری حسینی نیز مانند هر پدیده مردمی دیگر، دستخوش سوءاستفاده غرض ورزان و بدخواهان و قدرت های مخرب اعتقادی قرار گرفته و شیطان نیز با اهداف خاصی به میدان آمده و در این باره دخالت و تباه سازی دارد.استكبار جهانی و وهابیان كه از قدرت حقیقی مجالس عزاداری متین و نقش سازنده بزرگداشت خاندان نبی(ع) خبر دارند و راز بقا و ترقی و شهرت و شكوه و شوكت تشیع را در این گونه مراسم و تعظیم و شعائر دینی یافته اند و اقامه عزای حسینی را ستونی پولادین در برابر نفوذ فرهنگ بیگانه می دانند، و از طرفی چون نمی توانند عاشورا را از فرهنگ شیعه حذف كنند یا مردم را از آن روی گردان نمایند، در پی مخدوش كردن چهره تابناك نهضت عاشورا كوشش های فراوانی كرده اند. از جمله راهكارهای آنها شبهه پراكنی و مناقشه های سست پیرامون عزاداری و گریه برای امام حسین(ع) است. اگر بتوانند با افزودن خرافات و حركت های افراطی و تفریطی ضمن حفظ صورت آن، رسمش را دگرگون می سازند و خاصیت تحرك بخشی آن را می گیرند و با صرف هزینه های هنگفت مسیر عزاداری صحیح را تغییر و سوگواری های عاطفی را برجسته و بعد معرفتی و حماسی آن را از بین می برند تا دیگر مراسم سوگواری نتواند درس عزت و شهادت بدهد. از سوی دیگر برخی از دوستان امام حسین(ع) كه در ارادت آنان تردیدی نیست- با بی توجهی، اعمالی را انجام می دهند كه موجب وهن اسلام بوده و دشمنان از آنها سوءاستفاده های فراوانی می كنند.

 

تعاریف واصطلاحات:

1- آسیب شناسی: آسیب شناسی به مفهوم تبیین آفتها، آسیب ها و خطراتی كه ماهیت و هویت چیزی را تهدید می كند در ابعاد مادی و معنوی در بسیاری از علوم اجتماعی، فلسفی، كلامی و تجربی مطرح است.
آسیب شناسی در حوزه مادی فرهنگ پدیده های محسوس و عینی كه قابل اندازه گیری با قوانین و معیارهای كمی و آماری باشند مانند ابزارآلات، لباس و... محسوب شده و در حوزه معنوی فرهنگ شامل افكار، آراء و عقاید، باورها ونگرشها، ادبیات و... كه هرچند قابل اندازه گیری با موازین كمی و آماری نمی باشد مطرح می گردد.

 

2- فرهنگ عاشورا: مقصود از فرهنگ عاشورا، مجموعه مفاهیم، سخنان، اهداف و انگیزه ها، شیوه های عمل، روحیات و اخلاقیات والایی است كه درنهضت كربلا گفته شده یا به آنها عمل شده و یا درحوادث آن نهضت، تجسم یافته است. این ارزشها و باورها هم در كلمات سیدالشهداء(ع) و اصحاب و فرزندان حضرت متجلی است.فرهنگ عاشورا همان زیربنای عقیدتی و فكری است كه در امام حسین(ع) و شهدای كربلا و اسرای اهل بیت(ع) بود وسبب پیدایش آن حماسه و ماندگاری آن قیام شد.
مجموعه آن باورها و ارزشها و مفاهیم را می توان در عنوان های زیرخلاصه كرد: مقابله با تحریف دینی، مبارزه با ستم طاغوتها، و جور حكومتها، عزت و شرافت انسان، ترویج مرگ سرخ بر زندگی ذلت بار، پیروزی خون بر شمشیر و شهادت بر فاجعه، شهادت بر فاجعه، شهادت طلبی و آمادگی برای مرگ، احیاء فریضه امر به معروف و نهی از منكر و سنت های اسلامی، فتوت و جوانمردی حتی در برخورد با دشمن، نفی سازش با جور یا رضایت به ستم، اصلاح طلبی درجامعه، عمل به تكلیف به خاطر رضای خدا، تكلیف گرایی چه به صورت فتح یا كشته شدن، جهاد و فداكاری همه جانبه، قربانی كردن خود در راه احیاء دین، آمیختن عرفان با حماسه و جهاد با گریه، قیام خالصانه برای خدا، نماز اول وقت، شجاعت و شهامت در برابر دشمن، صبر و مقاومت در راه هدف تا مرز جان، ایثار، وفا، پیروزی گروه اندك ولی حق بر انبوه گروه باطل، هواداری از امام حق و برائت و بیزاری از حكام جور، حفظ كرامت امت اسلامی، لبیك گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فداشدن لبیك گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فداشدن انسان ها در راه ارزشها و...


3- تحریف های عاشورا: (الف) معنی تحریفتحریف از ماده (حرف) در زبان عربی است یعنی متمایل كردن یك چیز از آن مسیر اصلی و وضع اصلی كه داشته است یا باید داشته باشد. به عبارت دیگر، تحریف نوعی تغییر و تبدیل است. ولی تحریف مشتمل بر چیزی است كه كلمه (تغییر) و (تبدیل) نیست.شما اگر كاری بكنید كه یك جمله ای، یك ناله ای، یك شعری، یك عبارتی آن مقصودی را كه باید بفهماند نفهماند، یك مقصود دیگری را بفهماند، اینجا می گویند شما این عبارت را تحریف كرده اید.
 

ب) انواع تحریف:

 تحریف انواعی دارد و از همه مهمتر این است كه تحریف یا لفظی است و یا معنوی. تحریف لفظی این است كه ظاهر یك چیزی را عوض كنند. مثلا شخصی سخنی به شما گفته است، شما یك چیزی از گفته او كم كنید، یك چیزی روی گفته او بگذارید، یا جمله های او را پس و پیش كنید كه معنی اش فرق كند. بالاخره در ظاهر و در لفظ سخن او تصرف كنید، این را می گویند تحریف لفظی اما تحریف معنوی این است كه شما در لفظ تصرف نمی كنید، لفظ همین است كه هست، ولی این لفظ را طوری می شود معنی كرد كه همان معنی صاف و راست و مستقیم آن است. مقصود گوینده هم همین بوده است، و طور دیگری می توان معنی كرد كه خلاف مقصد و مقصود گوینده است. وقتی كه می خواهید این كلام را برای او شرح بدهید آن را طوری معنی می كنید كه مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصود اصلی گوینده. این را می گویند تحریف معنوی. تحریف های عاشورا، برخی به محتوا برمی گردد، برخی به شكل و برخی به افراد.كتابهایی كه عنوان مقتل نوشته شد و روضه هایی كه برای عاشورا گفته و خوانده شد، گاهی چون با انگیزه گریاندن مستمعین بود، آمیخته به مطالب ضعیف، غیرمستند و احیانا دروغ گشت. علاقه ای كه به چهره های عاشورایی وجود داشت، سبب شد در حوادث آن حماسه، غلوها و مبالغه هایی نقل شود كه غیرعقلی و باورنكردنی است. آمار و ارقام كشته ها و برخی حوادثی كه بظاهر غم انگیز و سوزناك بود، براصل واقعه افزوده شد.انگیزه آن حماسه اجتماعی و خونین نیز،گاهی تا حد كشته شدن برای شفاعت از گناهكاران امت تنزل یافت. نوع برخوردهای امام حسین(ع) زینب و امام سجاد(ع) و كودكان و اهل بیت، گاهی به صورت عجز و لابه و ذلت و حقارت در برابر فاسقانی چون یزید و عمرسعد و ابن زیاد و شمر و... درآمد و خواسته بزرگ امام دراین میدان حماسه، كه در بیعت با حكومت جور بود، به درخواست جرعه ای آب برای لب عطشان خویش یا گلوی خشك علی اصغر درآمد.در روضه هایی كه خوانده می شد و تعزیه هایی كه برپا می گشت و شعرها و نوحه هایی كه سروده و اجرا می شد، از زینب و امام سجاد و مسلم بن عقیل و سكینه و... چهره هایی ارائه گشت كه با روح بلند و عزتمند و بزرگوار آن خاندان شرف و كرامت، ناسازگار بود.حتی خصومت دیرین امویان با اساس دینی و وحی و نبوت، به دشمنی شخصی حسین(ع) و یزید تبدیل شد. رسالت یاری رساندن به جبهه گسترده حسین(ع) در طول تاریخ، تنها به سطح گریستن بر تشنگی ومظلومیت آل عبا پایین آمد و بیش از روضه فكر امام حسین(ع)، روضه جسم پاره پاره او و بیش از پیام خونین سیدالشهداء، حلقوم بریده اباعبدالله مطرح شد. تحریف در یك حادثه تاریخی كه این حادثه از نظر اجتماع یك سند است، سند اجتماعی است، پشتوانه اخلاقی است، پشتوانه تربیت است، این دیگر چقدر اهمیت دارد! وای به حال آنكه تحریفات، چه تعریف لفظی و چه تعریف معنوی، در موضوعاتی صورت بگیرد كه آن موضوعات موضوع عادی نیست.حال بحث این است كه در نقل و بازگو كردن حادثه عاشورا ما هزاران تحریف وارد كردیم، هم تحریفهای لفظی- یعنی شكلی و ظاهری- راجع به اصل قضایا، مقدمات قضایا، متن وحواشی مطلب، و هم (تحریفهای معنوی كه) در تفسیر این حادثه ما تحریف كرده ایم با كمال تاسف این حادثه، هم دچار تحریفهای لفظی است و هم دچار تحریفهای معنوی.


پیشینه موضوع:

دو تن از عالمان بزرگ شیعه درصد سال پیش ضرورت اصلاح روضه خوانی و عزاداری از خرافات و تحریفات و بدعتها مطرح نمودند، كه عبارتند از: میرزا حسین نوری طبرسی، صاحب كتاب مستدرك الوسائل، در سال 1391 قمری، با تالیف كتاب لولو و مرجان در شرط پله اول و دوم منبر روضه خوانان، عهده دار پاكسازی روضه خوانی شد و اخلاص و صدق را پله اول و دوم روضه خوانی خواند و پرده از چهره ریا و دروغ برداشت همچنین علامه سیدمحسن امین عاملی، صاحب كتاب اعیان الشیعه، در سال 1346 با تالیف كتاب التنزیه فی اعمال الشبیه، عهده دار پاكسازی عزاداری شد و قمه زنی و شبیه خوانی را تحریم كرد.
التنزیه، به لحاظ خرافه زدایی، مانند كتاب لولو و مرجان است. همان گونه كه میرزا حسین نوری در لولو و مرجان عهده دار خرافه زدایی از روضه خوانی و پاكسازی آن شده است با این تفاوت كه اولا فضل تقدم در خرافه زدایی از آن نویسنده لولو و مرجان است. ثانیا لولو و مرجان تقریبا مقبول واقع شد، اما التنزیه مورد مناقشه قرار گرفت و بر آن ردیه های متعددی نوشته شد.
در عصر معاصر متفكر شهید استاد مرتضی مطهری(ره) در كتاب حماسه حسینی و تحریفات عاشورا بسیار نقادانه و عمیق پیرامون موضوع پرداخته اند.مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای طی سالهای اخیر بطور جامع و مبسوط در بیانات خود به تحلیل موضوع تحریفات و بدعتهای عاشورا و ضرورت پرهیز از شبهات و بدعتها و تحریفات پرداخته اند، كه اخیرا دفتر نشر فرهنگ اسلامی تحت عنوان نسیم مبارك عاشورا مروری بر نهضت خونین محرم مجموعه بیانات و رهنمودهای مقام معظم رهبری را در این خصوص به چاپ رسانده است.

 

تهدیدات دشمنان

1-نشر فرهنگ تحریفات و بدعتها و شبهات.

2- تحریف فرهنگ حماسه عاشورا.

3- جابه جایی فرهنگ الگوها.

4- وهن شعائر دینی.

5- تبلیغات منفی و القاء شبهات دشمنان در ناكارآمد جلوه دادن فرهنگ عاشورا.


لزوم اصلاحات بر محور دین

 در هر صورت یكی از وظایف بزرگ مصلحان دینی مبارزه با افت ها و انحرافات معنوی و تاریخی حادثه عاشورا است، چرا كه بدون تردید با انحراف در این جریان دینی، حادثه عاشورا تحول سازی و عبرت انگیز بودن خود را از دست داده و تنها به عنوان چیزی از تاریخی كه گذشت، محسوب می شود؛ در حالی كه مهمترین هدف عاشورا اصلاح دینی در طول تاریخ اسلام است.همان گونه كه امام حسین(ع) از آغاز حركت خویش از مدینه تا روز حماسه عاشورا، همواره به آفتها و صدماتی كه به دین وارد شده، اشاره كرده و هدف از قیام خود را اصلاح این آسیب ها معرفی نموده است.امام در بخش های مختلفی به این نكته تصریح كرده كه چند نمونه از فرمایشات حضرت نقل می شود:1- الا ترون ان الحق لایعمل به و ان الباطل لایتناهی عنه.آیا نمی بینید كه به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی گردد.2- انما خرجت لطلب الا صلاح فی امه جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنكر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب.قصد من از خروج، فقط اصلاح امت جدم است. می خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و به سیره جدم و پدرم حضرت امیرالمومنین عمل كنم.بی تردید قیام عاشورا یك انقلاب دینی بود. انقلاب بر محور دینی اسلام و ناشی از آسیب هایی كه بعد از رسول اكرم (ص) تا آن زمان به مرور زمان بر دین تحمیل گشت. هدف حضرت اصلاح و درمان آن آسیب ها بود..

 

راهكارهای زدون خرافات و بدعتها از چهره مقدس فرهنگ عاشورا

1- تحلیل تكوین و ساختاری و كاربردی و آینده نگر فلسفه قیام عاشورا در ابعاد فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی تعمیق، بسط و گسترش آن.

2- استفاده متناسب از تكنولوژی آموزشی در مراكز آموزشی اعم از متوسطه و عالی و رسانه های جمعی خصوصا صدا و سیما و مطبوعات به گونه ای كه هم متضمن ارتقای سطح معلومات مخاطبین و هم حداكثر بهره گیری از منابع غنی و مستند باشد.

3- اتخاذ سیاست های تشویقی و انگیزش در چهارچوب هدفهای برنامه توسعه چهارم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در زمینه توسعه مشاركت های مردمی در عرصه فرهنگ دینی برنامه ریزی و اقدام های لازم برای حمایت از هیئتهای مذهبی و تشكلهای دینی با رویكرد بهبود كیفیت فعالیت ها و پرهیز از خرافات و انحرافات باشد.

4- ایجاد زنجیره ای همگون از گروه های مرجع تاثیرگذار و تاثیرپذیر كه در تعامل با یكدیگر بدون بوجود آوردن بحران ناشی از حساسیت در جهت گسترش فرهنگ اصیل عاشورا و پرهیز از خرافات و بدعت ها رهنمون شوند.
5- توسعه و حمایت آموزشی و پژوهشی از زیرساخت های فكری و مولد فرهنگ اصیل عاشورایی.

6- رویكرد آموزشی و فرهنگی به مقوله خرافات و بدعتها و شناخت ماهیت آسیب ها و مصادیق آن و تبیین روش های مناسب جهت كاهش خرافات و بدعتها و ترمیم آسیب ها با استفاده از منابع معتبر و غنی.

7- توجه به ارتباط سیستمی سیر مقتل نگاری، با توجه به اینكه مقتل نویسی، شعبه ای از دانش تاریخ اسلام است كه ابتدای عصر نوین علوم مورد عنایت جامعه تاریخدانان مسلمان بوده است.

8- منابع شناسی در حوزه های مقتل شناسی و ادبیات آئینی.

9- تحلیل نگرش های فكری، فلسفی و كلامی در خصوص واقعه عاشورا.

10- تبیین نقش عوامل فرهنگی، تاریخی، كلامی و سیاسی در زمینه پیدایش تحریفات و بدعتها.

11- بازشناسی نشانه های بدعت ها و تحریفات در حوزه اشكال و نمادهای فرهنگ عاشورا.

12- ریشه یابی و بررسی پیامدهای تحریفات و بدعتها در فرهنگ دینی جامعه.

13- تعامل با مخاطبین در زمینه شناخت آسیب ها.

14- تعمیق و عمق بخشیدن سطح معلومات و اطلاعات مخاطبین در حوزه فرهنگ عاشورا.

15- تعریف روش های فرهنگی مقابله با تحریفات و بدعتها.

 

رویكرد رفتاری مخاطبین

1- التزام عملی مخاطبین نسبت به ضرورت پرهیز از طرح مباحث دارای شبهات و بدعتها كه موجب وهن شعائر دینی می شود.

2- استفاده بهینه مخاطبین از منابع و مآخذ معتبر و مستند.

3- نهادینه نمودن آموزه های شعائر عاشورایی (مضامین ارزش، معرفتی و حماسی و مفاهیم كلیدی) در راستای فرهنگ سازی جامعه.

4- ساماندهی فكری و فرهنگی منابع نیروی استانی در حوزه فرهنگ عاشورایی.

5- پیشگیری از بدعتها و تحریفات جدید در عرصه فرهنگ عاشورایی.

6- ایجاد وحدت رویه مخاطبین در مقابله فرهنگی با خرافات و انحرافات.

 

 منبع : www.tebyan-hamedan.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست خودشناسی دوست داشتن

 

از میان خورشید ، ماه ، دریا و درخت به ترتیب کدام را بیشتر دوست دارید؟

پاسخ را این تست را در پایین همین صفحه ملاحظه کنید.

 

 

پاسخ تست:

برای تعبیر این تست چنین گفته شده است:

خورشید نماد پدر است، ماه نماد مادر، دریا به معنی همسر است و درخت به معنی فرزند.

 

 

  عبادت و بندگی             

باز هم سیمای نماز


هر چه براى نماز گفته و نوشته شود حق آن ادا نمى ‏شود و چگونه ممكن است عمودِ دين و پرچم اسلام و يادگار اديان و انبيا و محور قبولِ همه اعمال در چند جمله بيان شود؟نماز، برنامه هر صبح و شام است به هنگام صبح اولين كلامِ واجب نماز و بهنگام شام آخرين واجب، نماز است. پس آغاز و انجامِ هر روزت با ياد خدا و براى خدا است.نماز در سفر يا وطن، در زمين يا هوا، در فقر يا غنى، رمز آنست كه در هر كجا هستى و هر كه هستى مطيع او باشى نه غير او.
نماز، ايدئولوژى عملى مسلمان است كه در آن عقائد و افكار و خواسته ‏ها و الگوهاى خود را بيان مى ‏كند.
نماز، استحكام بخشيدن به ارزش ها و جلوگيرى از فروپاشى شخصيتِ افراد و اعضاى جامعه است كه اگر مصالح ساختمان سُست باشد ساختمان فرو مى ‏ريزد.
اذانِ نماز، شيپورِ توحيد است كه سپاه متفرّقِ اسلام را در يك صف و زير يك پرچم فرا مى ‏خواند و آنان را پشتِ سر امامى عادل قرار مى ‏دهد.
امام جماعت يكى است تا رمز اين باشد كه امام جامعه نيز بايد يكى باشد تا اداره امور متمركز باشد.
امام جماعت بايد مراعات ضعيف‏ترين مردم را بكند و اين درس است كه در تصميم ‏گيرى ‏هاى جامعه مراعاتِ طبقه محروم را بكنيد. پيامبر خدا به هنگام نماز صداى گريه طفلى را شنيد نماز را به سرعت تمام كرد تا اگر مادر طفل در نماز شركت كرده كودكش را آرام كند!
اولين فرمان بدنبال آفرينش انسان، فرمان سجده بود كه به فرشتگان فرمود: براى آدم سجده كنيد.
اولين نقطه زمين (مكّه و كعبه) كه از زير آب بيرون آمد و خشكى شد مكان عبادت بود.
اولين كار رسول خدا پس از هجرت به مدينه ساختن مسجد بود.
نماز هم انجام معروف است هم نهى از منكر. هر روز در اذان و اقامه مى ‏گوييم حىّ على الصلوة حىّ على الفلاح حىّ على خير العمل كه همه امر به بالاترين معروف ‏ها يعنى نماز است.
از سوى ديگر نماز انسان را از فساد و فحشا بازمى ‏دارد: اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنكَر
نماز، حركاتى است برخاسته از آگاهى و شناخت. شناختِ خداوند كه به فرمان او و براى او و اُنس با او قيام مى ‏كنيم و لذا قرآن ما را از نماز در حال مستى و كسالت نهى كرده است تا آنچه را در نماز مى‏ گوييم با توجه و آگاهى باشد.
نماز، آگاهى ‏بخش است. هر هفته روزهاى جمعه نمازجمعه برپا مى ‏شود و قبل از نماز دو خطبه خوانده مى‏ شود. اين دو خطبه بجاى دو ركعت از نماز و به عبارتى جزئى از نماز است. خطبه‏ هايى كه به فرموده امام رضاعليه السلام بايد مردم را از تمام مسائل جهان آگاه كند.
شنيدن خطبه ‏ها و آنگاه نماز خواندن يعنى آگاه شدن و بعد نمازخواندن.
نماز خروج از خود و پرواز بسوى خداست و قرآن مى ‏فرمايد:
وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْت فَقَدْ وَقَعَ اَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ هركس از خانه‏ اش به قصد هجرت بسوى خدا و رسولش خارج شود و سپس مرگ او را دريابد پاداشش بر خداست.
امام خمينى مى ‏فرمايد: هجرت از خانه دل بسوى خدا، يكى از مصاديق آيه است، هجرت از خودپسندى و خودخواهى و خودبينى به سوى خداپرستى و خداخواهى و خدابينى بزرگ‏ترين هجرت‏ هاست.
نماز به منزله اسم اعظم الهى بلكه خودِ اسم اعظم است.
در نماز، عزّت ربّ و ذلّت عبد مطرح است كه اين دو مقام بس عالى است.
نماز پرچم اسلام است. عَلَمُ الْاِسْلامِ اَلصَّلوة
همان گونه كه پرچم نشانه است، نماز نيز نشانه و علامت مسلمانى است. چنانكه پرچم مورد احترام است و اهانت به آن، اهانت به يك ملّت و كشور است، اهانت و بى‏ توجهى به نماز نيز بى ‏توجهى به كلّ دين است. چنانكه برپابودن پرچم نشانه حيات سياسى و نظامى و قدرت است. در برپابودن نماز نيز اين امور مطرح است.

 

نماز در كلام على ‏عليه السلام
حضرت على ‏عليه السلام بارها در نهج ‏البلاغه از نماز و ياد خدا سخن به ميان آورده كه در كتابى به نام نماز در نهج‏ البلاغه گردآورى شده است. ما در اينجا جملاتى را در مورد فلسفه ذكر و ياد خدا كه مهمترين مصداقش نماز است از آن حضرت نقل مى‏ كنيم:
مى ‏فرمايد: اِنَّ اللَّهَ جَعَلَ الذِّكْرَ جَلاءً لِلْقُلُوبِ تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَالْوَقَرَة وَ تُبْصِرُ بِه بَعْدَ العَشوة خداوند ذكر و يادش را صيقل روح ها قرار داد تا گوش هاى سنگين با ياد خدا شنوا و چشم‏ هاى بسته با ياد او بينا شوند.
آنگاه حضرت در مورد بركات نماز مى ‏فرمايد:
قَدْ حَفَّتْ بِهِم المَلائِكَة وَ نُزّلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكينَه وَ فُتِحَتْ لَهُم اَبْوابَ السَّماءِ وَ اُعِدَّتْ لَهُم مَقاعِدَ الكِرامات فرشتگان آنان را در بر مى ‏گيرند و آرامش بر آنان نازل مى‏ شود، درب هاى آسمان بر آنان گشوده و جايگاه خوبى برايشان آماده مى ‏شود.
در خطبه ‏اى ديگر مى ‏فرمايد:
و اِنَّها لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَق وَ تُطلِقُها اِطْلاقَ الرَّبَق نماز گناهان را مثل برگ درختان مى ‏ريزد و گردن انسان را از ريسمان گناه آزاد مى ‏كند.
آنگاه در ادامه، تشبيهى جالب از پيامبر اكرم ‏صلى الله عليه وآله نقل مى ‏فرمايد كه: نماز همچون جوى آبى است كه انسان روزى پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد، آيا ديگر آلودگى باقى مى ‏ماند؟
در خطبه 196 گوشه ‏هايى از مفاسد اخلاقى همچون كبر و سركشى و ظلم را برمى ‏شمرد و سپس مى ‏فرمايد: درمان اين مفاسد نماز و روزه و زكات است. آنگاه در مورد آثار نماز مى ‏فرمايد:
تَسْكيناً لِاَطْرافِهِم، تَخْشيعاً لِاَبْصارِهِم، تَذْليلاً لِنُفُوسِهِمْ، تَخْفيضاً لِقُلُوبِهِم، اِزالَةً لِلْخَيْلاءِ عَنْهُم اِنْ اَوْ حَشَتْهُم الْوَحْشَة آنَسَهُمْ ذِكْرك نماز به همه وجود انسان آرامش مى‏ بخشد، چشم ها را خاشع و خاضع مى ‏گرداند، نفس سركش را رام، دلها را نرم و تكبر و بزرگ‏ منشى را محو مى ‏كند. به هنگام وحشت و اضطراب و تنهايى، ياد تو موجب انس و الفت آنها مى ‏شود.
البتّه روشن است كه همه مردم چنين بهره ‏هايى را از نماز ندارند، بلكه تنها گروهى هستند كه شيفته نماز و ياد خدا هستند و آن را با تمام دنيا عوض نمى ‏كنند.

 

آثار و بركات عبوديّت و بندگى


 1- احساس غرور و افتخار
امام زين العابدين ‏عليه السلام در مناجات خود مى ‏گويد: اِلهى‏ كَفى‏ بى‏ عِزّاً اَنْ اَكُونَ لَك عَبْداً همين افتخار مرا بس كه بنده تو باشم.
چه افتخارى از اين بالاتر كه انسان با خالق خود سخن بگويد و او كلام انسان را بشنود و بپذيرد!
در اين دنياى ناچيز، اگر مخاطب انسان شخصى بزرگ و دانشمند باشد، انسان به وجود او افتخار و از مصاحبت با او احساس غرور مى ‏كند و از اينكه زمانى شاگرد فلان استاد بوده است بر خود مى‏ بالد.

 

2- احساس قدرت
 
كودك مادامى كه دستش در دست پدرى قوى و مهربان است احساسِ قدرت مى ‏كند، امّا اگر تنها شود هر لحظه ترس و دلهره دارد كه ديگران او را آزار دهند.
انسانى كه متّصل به خدا شد، در برابر ابرقدرت‏ها و طاغوت‏ها و مستكبرين احساس قدرت مى ‏كند.

 

3- احساس عزّت
 
عزّت به معنى نفوذ ناپذيرى است. در مكتب انبيا تمام عزّت‏ها از آنِ خداست، چنانكه همه قدرت‏ها از اوست. لذا قرآن از كسانى كه به سراغ غير خدا مى ‏روند انتقاد مى ‏كند كه آيا از غير خدا عزّت مى ‏خواهيد؟
طبيعى است كه اتصال به عزيزِ مطلق و قدرت بى ‏نهايت، به انسان عزّت مى ‏دهد. چنانكه كلماتى همچون اللّه اكبر طاغوت‏ ها را در نزد انسان حقير و او را در برابر آنها عزيز مى ‏كند.
لذا قرآن به ما دستور مى ‏دهد كه در سختى ‏ها و مشكلات از نماز و عبادت كسب قدرت و قوّت كنيم:
وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلَو ةِ
اولياى خدا نيز در مقاطع حسّاس، خود را با نماز تقويت مى ‏كردند. عصر روز نهم محرّم در كربلا، لشگر يزيد به خيمه‏ گاه امام حسين‏ عليه السلام حمله كرد. امام فرمودند: يك شب جنگ را به تأخير بيندازيد كه من نماز را دوست دارم و مى ‏خواهم امشب را تا صبح به عبادت بپردازم.
بندگان صالح خدا، نه فقط نمازهاى واجب كه نمازهاى مستحب را دوست مى ‏دارند. نماز نافله، نشانه عشق به نماز است. نماز واجب را چه بسا انسان از ترس قهر خدا بخواند، ولى در نماز مستحب ترس مطرح نيست، عشق مطرح است.
آرى، هر كس كه كسى را دوست دارد، ميل دارد بيشتر با او حرف بزند و دل از او نمى ‏كند. چگونه ممكن است انسان ادعا كند خدا را دوست دارد ولى حال حرف زدن با او را ندارد!
البتّه اين بى ‏رغبتى به نماز و نافله بى ‏دليل نيست، بلكه طبق روايات گناه روز توفيق نماز شب و نافله سحر را مى‏ گيرد.
به هرحال آنكه نافله نمى‏ خواند، فضلى ندارد كه انتظار تفضّل از خداوند را داشته باشد. چنانكه كسى انتظار ظهور مصلح است كه خود صالح باشد.
نمازهاى نافله، نقص نمازهاى واجب را نيز جبران مى ‏كند. شخصى از امام پرسيد: من در نماز حضور قلب ندارم و از بركاتِ نماز بى‏ بهره‏ام، چه كنم؟ حضرت فرمودند: بدنبال نمازهاى واجب، نماز نافله بخوان كه كاستى ‏هاى آن را جبران مى ‏كند و سبب قبولى نماز واجب مى‏ گردد.
بخاطر همين آثار و بركات است كه اولياى خدا نه تنها به نمازهاى واجب، بلكه به نمازهاى مستحب توجه زيادى داشتند و از آنچه مانع و مزاحم اين سير معنوى و پرواز روحى مى‏ گشت، مانند پرخورى، پرحرفى، پرخوابى، لقمه حرام، لهو و لعب و سرگرم شدن به دنيا، كه انسان را از حال عبادت مى‏ اندازد و نماز را بر او سنگين مى ‏كند، دورى مى ‏كردند. چنانكه قرآن مى ‏فرمايد:
وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى‏ الْخَشِعِينَ
همانا نماز سنگين است مگر براى خاشعان.

 

4- عامل تربيت
 
گرچه نماز يك ارتباط روحى و معنوى است و هدف از آن ياد خداست، اما اسلام خواسته اين روح را در قالب يك سلسه برنامه ‏هاى تربيتى پياده كند و لذا شرائط زيادى را براى آن قرار داده است، شرائط صحيح بودنِ نماز، شرائط قبولى و شرائط كمال.
پاك بودن بدن و لباس، رو به قبله بودن، درست خواندن كلمات، مباح بودنِ مكان و لباس نمازگزار از شرائط صحّت نماز است كه مربوط به جسم نمازگزار است نه روحِ او.
اما اسلام عبادت را در اين لباس قرار داده تا به مسلمين درس نظافت و پاكيزگى، استقلال، و مراعات حقوق ديگران بدهد.
چنانكه توجه و حضور قلب، پذيرفتن رهبرى امامان معصوم و اداى واجباتِ مالى چون خمس و زكوة، شرط قبولى نماز است و انجام آن در اوّل وقت، در مسجد، به جماعت، با لباس تميز و عطر زده، مسواك زده و رعايت نظم صفوف و امثال آن از شرائط كمال نماز است.
دقت در اين شرائط بخوبى مى‏ رساند كه هر يك از آنها نقش مؤثرى در تربيت انسان‏ها دارد.
در نماز به هر سو بايستيم رو به خداست، زيرا قرآن مى ‏فرمايد: فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ اما بخاطر آنكه بفهماند جامعه اسلامى بايد يك جهت داشته باشد و درس وحدت و هبستگى بدهد، دستور مى ‏دهد همه به يك جهت بايستند. اما چرا آن جهت، كعبه باشد؟
زيرا كعبه اولين نقطه ‏اى است كه براى عبادت مردم وضع شده است: إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبارَكاً
و از طرفى بنيانگذار و تعميركنندگانِ آن در طول تاريخ، انبيا بوده‏اند. پس رو به كعبه ايستادن يك نوع همبستگىِ مكتبى در طول زمان است.
از سوى ديگر كعبه رمز استقلال است، زيرا تا وقتى مسلمين رو به بيت‏ المقدس، قبله يهود و نصارى نماز مى‏ خواندند، آنها منّت مى ‏نهادند و مى‏ گفتند: رو به قبله ما ايستاده ‏ايد پس از خود استقلالى نداريد.
قرآن با صراحتِ كامل مى‏ فرمايد:
لِئَلّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيكُم حُجَّة

 

نماز و قرآن
 
در مواردى قرآن و نماز در كنار هم آمده ‏اند، مانند:
يَتلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ اَقامُوا الصَّلوةَ
قرآن تلاوت مى ‏كنند و نماز به پاى مى ‏دارند.
و يا در جاى ديگر مى ‏فرمايد: يُمَسِّكوُنَ بِالْكِتابِ وَ اَقامُوا الصّلوة به قرآن تمسّك مى ‏جويند و نماز به پاى مى ‏دارند.
گاهى براى نماز و قرآن، يك صفت آورده شده، چنانكه كلمه ذِكر هم به قرآن گفته شده است: اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكر ما ذكر را نازل كرديم. و هم فلسفه نماز شمرده شده است: اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى‏ ( نماز را بخاطر ياد من به پاى دار.
جالب آنكه گاهى بجاى كلمه نماز كلمه قرآن آمده است، مانند آيه اِنَّ قُرآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً كه گفته‏ اند مراد از قرآن الفجر، نماز صبح است.
بگذريم كه خواندن قرآن بصورتِ حمد و سوره، يكى از واجباتِ نماز است و بحث نماز در اكثر سوره‏ هاى قرآن، هم در بزرگ‏ترين سوره (بقره) و هم در كوچك‏ترين سوره ‏ها (كوثر) آمده است.

 

نماز و قصاص!
نه تنها در اسلام، بلكه در همه اديان الهى قانون قصاص مطرح است كه طبق آن كيفر كسيكه گوش قطع كند آنست كه گوشش بريده شود و كيفر كسى كه دندان بشكند آنست كه دندانش شكسته شود تا عدالت اجرا شود. يكى از موارد قصاص آنست كه دست دزد بايد قطع شود، ولى فقط چهار انگشت او، و كف دست باقى مى‏ ماند. زيرا قرآن مى‏ گويد: وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ (66) محلّ سجده براى خداست.
چون انسان هنگام سجده بايد كف دست خود را بر زمين گذارد لذا در كيفر سارق بايد به مسأله نماز و سجده توجه داشت و كف دست او را قطع نكرد تا حقّ عبادت حتى براى سارق هم محفوظ بماند!

 

عبادت و ولايت
 
عبادت زمانى ارزش دارد كه سطحى نباشد، بلكه همراه با شناختِ رهبر آسمانى و ولايت او و همراه با خشوع و آداب مخصوص خود باشد.
حضرت على عليه ‏السلاّم گرفتار يك عدّه نماز خوانِ خشك مقدس بود كه در تاريخ بنام مارقين و خوارج معروفند. كسانى كه پيشانى آنها بخاطر سجده ‏هاى طولانى و مكرّر پينه بسته بود، امّا در برابر على ‏عليه السلام قيام كردند و بر او شمشير كشيدند. در روايات مى‏ خوانيم كه وقتى امام ‏زمان عليه السلام ظهور كنند گروهى از مساجد عليه آن حضرت حركت خواهند كرد.
گمان نكنيد آنها كه براى كشتن امام ‏حسين به كربلا آمده بودند همه تارك‏ الصلوة بودند، بلكه نماز جماعت مى ‏خواندند! و خود يزيد و معاويه پيش نماز بودند!
آرى عبادتى كه همراه با جهالت باشد، كشتنِ عابدترين مردم را در محرابِ عبادت، بزرگ‏ترين عبادت مى ‏داند و با قصد قربت براى كشتن على‏ عليه السلام مى ‏رود!
نه فقط نماز كه ساير عبادات نيز بايد همراه با معرفتِ رهبر حق و اطاعت از او باشد، لذا در روايات آمده كه خداوند حج را واجب كرد تا مردم دور خانه او جمع شوند و در اين مركز اجتماع با امامان معصوم ارتباط برقرار كنند. اما امروزه ميليون‏ ها نفر گرد كعبه مى‏ گردند، و به خاطر نداشتن رهبر آسمانى از هم گسيخته‏ اند و با داشتن مركز وحدت و اهرم هاى اقتصادى از عدّه‏اى يهودى توسرى مى‏ خورند!
آرى اسلام مجموعه ‏اى است كه تجزيه ‏بردار نيست. نماز بدون پذيرفتن ولايت قبول نيست، نماز بدون پرداخت زكوة قبول نيست چنانكه انفاق بدون نماز نيز پذيرفته نيست.
دستورات اسلام مثل اعضاى بدن است كه هيچ يك جاى ديگرى را نمى ‏گيرد، نه چشم كار گوش را مى ‏كند و نه گوش كار دست را. در اسلام نيز خواندن نماز جاى زكوة را نمى ‏گيرد، چنانكه هيچ يك از اين دو جاى جهاد و مبارزه در راه خدا را پر نمى ‏كنند. بلكه مجموعه اين ها اسلام است.

 

نماز و رهبرى
اگر نماز توسط رهبران الهى اقامه شود بساط ظلم و طاغوت را برهم مى ‏زند. نماز عيد امام رضاعليه السلام آنچنان با هيبت و عظمت آغاز شد كه حكومت ظالم بر خود لرزيد و فهميد كه اگر اين نماز به پايان برسد حكومتِ بنى ‏عبّاس نيز به پايان خواهد رسيد. لذا مأمون دستور داد كه امام را از وسط راه بازگرداندند.دليل آنكه نمازهاى امروز مسلمين اثرى ندارد آنست كه به قسمتى از قرآن عمل شد و قسمتى فراموش شد. زيرا قرآن مى ‏فرمايد:
وَاَقيمُواالصَّلوةَ وآتُوا الزَّكاةَ وَ اَطيعُوا الرّسُولَ
نماز به پاى داريد و زكات دهيد و از رسول خدا اطاعت كنيد.
امّا امروز بعضى نماز مى ‏خوانند و زكات نمى ‏دهند و بعضى اهل نماز و زكات هستند، ولى ولايت كفار را پذيرفته ‏اند. به عبارت ديگر ايمان به خدا دارند، اما كفر به طاغوت ندارند و اين ايمان ناقص است. در حالى كه خداوند مى ‏فرمايد: فَمَنْ يَكْفُر بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْاسْتَمْسَك بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ )هركس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به ريسمان محكم الهى چنگ زده است.
يعنى هم كفر به طاغوت و هم ايمان به خدا لازم است، در حالى كه امروزه مسلمين برائت از كفر و طاغوت‏ ها را فراموش كرده ‏اند. لذا قرآن در مورد كسانى كه به طاغوت مراجعه مى ‏كنند مى ‏فرمايد: آنها خيال مى ‏كنند كه مؤمن هستند: اَلَمْ تَرَ اِلىَ الَّذينَ يَزْعُمُونَ اَنَّهُم آمَنُوا

 

درجات عبادت
اگر از كودك سؤال كنيم پدر و مادرت را براى چه دوست دارى؟ مى ‏گويد: بخاطر خريد شيرينى و لباس و كفش! امّا اگر از يك جوان سؤال كنيد چرا آنها را دوست دارى، مى ‏گويد: والدين نشانه هويت و شخصيت من و مربّى و دلسوز من هستند.اگر رشد فرزند بيشتر شود، اُنس با والدين براى او لذّت ‏بخش ‏تر است و ديگر به فكر كفش و كلاه نيست و چه ‏بسا فرزندانى كه خدمت به والدين را وسيله قرب و كمال خودشان مى‏دانند و بالاتر از ماديات فكر مى ‏كنند.
پرستش و عبادت خدا نيز اينچنين است و هركس به دليلى خدا را عبادت مى‏ كند. عبادت مراحلى دارد:
گام اوّل: گروهى خدا را بخاطر نعمت هايش عبادت مى ‏كنند تا شكر او را بجاى آورند. چنانكه قرآن نيز خطاب به عمومِ مردم مى ‏فرمايد:
فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْت الَّذى‏ اَطْعَمَهُم مِنْ جوُعٍ وَ آمَنَهُم مِنْ خَوْفٍ
پس پروردگار اين خانه را پرستش كنند كه آنان را از گرسنگى و ناامنى نجات داد.
گام اوّل عبادت كه ما نامش را عبادتِ شكر مى ‏گذاريم، درست مانند علاقه كودكى است كه والدينش را بخاطر خريد كيف و كفش و شيرينى دوست دارد!
گام دوّم: در اين مرحله، انسان به خاطر آثار و بركاتِ عبادت، خدا را پرستش مى ‏كند و توجه به آثار روحى و معنوىِ نماز دارد چنانكه قرآن مى ‏فرمايد: اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنكَر
همانا نماز انسان را از بدى‏ها و منكرات بازمى‏ دارد.
اين مرحله از عبادت را كه ما عبادتِ رشد مى ‏ناميم، به مانند علاقه جوانى است كه پدر و مادر را بخاطر آنكه معلّم و مربّى او بوده ‏اند و او را از انحرافات و خطرات حفظ كرده ‏اند احترام مى ‏كند.
گام سوم: كه بالاتر از مراحل قبلى است آنجاست كه خداوند به حضرت موسى مى ‏فرمايد:
اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى‏ نماز را بخاطر ياد من بجاى آر
حضرت موسى كه نماز را بخاطر آب و غذا نمى ‏خواند، بخاطر دورى از فحشاء و منكرات هم نمى ‏خواند، زيرا او اصولاً از شكم ‏پرستى و منكرات دور است. او پيامبر اولوالعزم است و نماز را بخاطر اُنس با خدا و ياد خدا بجاى مى‏ آورد. براى اولياى خدا اُنس با او بهترين دليل براى عبادت است.
آرى اين كودكانند كه در بالاى مجلس نزد بزرگان مى ‏نشينند تا بهتر پذيرايى شوند! اما افرادى هستند كه كنار بزرگان نشستن را بخاطر استفاده‏ هاى معنوى انتخاب مى ‏كنند و كارى به پذيرايى ندارند، براى آنها همين اُنس با دانشمند يك ارزش است.

 

قداست نماز
قداستِ نماز به قدرى است كه زمانِ اجراى بعضى مراسم مانند قَسم و اداى شهادت، بعد از نماز قرار داده شده است.
قرآن در سوره مائده آيه 106 مى ‏فرمايد: هرگاه كسى در سفر دچار بيمارى شد و در آستانه مرگ قرار گرفت، دو نفر مسلمان و يا غير مسلمان را بر وصيّتِ خود گواه گيرد، لكن مراسم اداى شهادت بايد پس از نماز باشد، يعنى آن دو نفر پس از اداى نماز حاضر شده و با قسم خوردن شهادت دهند كه فلان مسلمان در مسافرت چه وصيت كرده است.
امروزه مرسوم است كه مراسمِ قسم را در حضور قرآن و با دست گذاردن بر قرآن انجام مى ‏دهند، امّا خود قرآن در اين مورد مى ‏فرمايد: مراسم قسم پس از انجام نماز باشد!

 

جامعيّت نماز
خداوند، هم در آفرينشِ تكوينى و هم در دستورات تشريعى عالى ‏ترين و كامل‏ترين برنامه ‏ها را بكار برده است. مثلاً در آفرينش شير مادر تمام ويتامين ‏هايى را كه نوزاد نياز دارد در شير مادر جمع كرده است.
اگر به آفرينشِ انسان نگاه كنيم مى‏ بينيم آنچه در طبيعت وجود دارد در وجود انسان نيز قرار داده شده است.
اگر در طبيعت صداى رعد است، در انسان فرياد است.
اگر در طبيعت گياه و نبات است، در انسان رويش مو است.
اگر در طبيعت رودخانه است، در انسان رگ هاى ريز و درشت است.
اگر در طبيعت آب شور و شيرين است، در انسان اشك شور و آب دهان شيرين است.
اگر در طبيعت معادن بسيار است، در انسان استعدادهاى نهفته فراوان است.
شعرى است كه به حضرت على ‏عليه السلام نسبت مى ‏دهند كه فرمود:
أتزعم انّك جِرم صغير
و فيك انطوى العالم الاكبر
اى انسان! تو گمان مى ‏كنى جُثّه كوچكى هستى، درحالى كه جهانى بزرگ در تو نهاده شده است.
نماز نيز يك هنرنمائىِ الهى است كه خداوند تمام ارزشها را به نحوى در آن قرار داده است. چه كمالى است كه براى انسان ارزش باشد اما در نماز يافت نشود؟
ياد خدا، يك ارزش و تنها وسيله آرام‏بخش دلهاست و نماز ياد خداست. اللّه اكبر
ياد قيامت يك ارزش و بازدارنده از گناه و فساد است و نماز يادآور يوم الدين است.
در خطّ انبيا و شهدا و صالحان بودن يك ارزش است و ما در نماز از خدا مى ‏خواهيم در صراط الذين انعمت عليهم قرار بگيريم.
انزجار و برائتِ خود را از ستم ‏پيشه گان و گمراهان با جمله غير المغضوب عليهم ولاالضّالين اعلام مى ‏داريم.
عدالت كه در رأس همه ارزش هاست در امام جماعت نماز لازم شمرده شده است.
پيروى از امام جماعت در نماز، يك اصلِ با ارزش اجتماعى است كه بجاى خود سرى و تك‏روى تابع رهبرى عادل باشيم.
در انتخاب امام جماعت همواره توجه به ارزش هاست: عادل ‏ترين، فقيه ‏ترين، فصيح ‏ترين،...
ايستادن رو به قبله يادآور ارزش هاى بسيارى است، مكّه شكنجه‏ گاه بلال، قربانگاه اسماعيل، زادگاه على ‏بن ‏ابيطالب، پايگاه قيام مهدى، آزمايشگاه ابراهيم و عبادت گاه تمام انبيا و اولياست.
در نماز هرچه هست تحرّك است، در هر صبح و شام، در ركوع و سجود و قيام، حركت در رفتن به مسجد و مصلّى، پس ساكن و ساكت و گوشه‏ گير نباش، بلكه همواره در تلاش و حركت باش، البتّه در جهت خداوند و بسوى او.
در نماز روح و جان انسان غبارروبى مى ‏شود، نماز، غبار غرور و تكبر را مى ‏ريزد، چون هر شبانه‏ روز ده ها بار بلندترين نقطه بدن را به خاك مى ‏مالد. و سجده بر خاك بهتر از سنگ است كه تذلّل در به خاك ماليدن است.
بر زمين و آنچه از زمين روئيده مى ‏شود سجده كن، بشرط آنكه خوردنى نباشد تا به فكر شكم نيفتى!
بر زمينِ پاك سجده كن كه از راه نا پاك نمى ‏توان به پاكى و سرچشمه پاكى ‏ها رسيد.
گريه از خوف خدا يك ارزش است و قرآن سجده همراه با گريه را ستايش كرده است: سُجِّداً وَ بُكِيّاً
نماز يك خط الهى است كه از هنگام تولد تا لحظه مرگ براى ما ترسيم شده است:
نوزاد كه بدنيا آمد در گوش راست و چپ او اذان و اقامه بگو كه سفارش به نماز مى ‏كند، حىّ على الصلوة و به هنگام مرگ نيز او را با خواندن نماز ميّت دفن كن. در طول زندگى نيز همواره در حال عبادت و پرستشِ خدا باش. واعبُد رَبّك حتّى‏ يَأتِيكَ اليَقِين
نماز پيوند انسان با طبيعت است. براى شناخت وقت نمازها خصوصاً صبح و ظهر بايد به خورشيد نظر كنى. براى بدست آوردن قبله به ستارگان توجه كنى، براى انجام نمازهاى مستحبى در ايام مباركه به حركات ماه دقت كنى. براى غسل و وضو به آب وبراى سجده وتيمم به خاك رو آورى.
اين ارتباط ميان نماز با خورشيد و ماه و ستاره و آب و خاك بدست كدام طرّاح حكيم برنامه ‏ريزى شده است؟
ديگر واجباتِ دين نيز به نوعى در نماز حضور دارند. نمازگزار همچون روزه‏ دار حق خوردن و آشاميدن و رفع شهوت ندارد. نمازگزار همچون كسى كه به حج مى ‏رود كعبه قبله و محور كارهاى اوست. نمازگزار همچون كسى است كه به جهاد مى ‏رود، لكن به جهاد اكبر كه جهاد با نفس است. نماز خود بالاترين امر به معروف و نهى از منكر است.
هجرت از مهم ‏ترين ارزش هاى دينِ ماست و حضرت ابراهيم بخاطر نماز هجرت كرد و همسر و فرزند خود را در كنار كعبه گذارد و فرمود: رَبَّنا اِنّى‏ اَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِيَّتى‏ بِوادٍ غَيْر ذى‏ زَرْعٍ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلوة پروردگارا! من فرزندانم را در بيابانى خشك ساكن كردم تا نماز اقامه شود.
جالب آنكه حضرت ابراهيم نمى ‏گويد: براى برپاداشتن حجّ هجرت كردم، بلكه مى ‏گويد: هدفم از هجرت اقامه نماز بود.
به هر حال خداوند تمام ارزشها را در نماز و با نماز و براى نماز قرار داده است.
اگر زينت و نظافت يك ارزش است، اسلام سفارش مى‏كند كه: خُذُوا زينَتَكُم عِنْدَ كُلِّ مُسْجِد به هنگام شركت در مساجد خود را زينت كنيد و زينت‏هاى خود را برگيريد. با لباس پاكيزه و معطّر وارد مسجد شويد.
چنانكه سفارش شده زنان به هنگام نماز، زيورهاى خود را همراه داشته باشند و با آنها خود را زينت كنند.
حتّى به مسأله مسواك توجه شده و در روايات مى‏خوانيم: نماز با مسواك، هفتاد برابر نماز بدون مسواك است. و فرموده‏ اند قبل از رفتن به مسجد سير و پياز نخوريد كه بوى دهان شما ديگران را اذيّت نكند و مردم را از مسجد فرارى ندهد.
به هرحال اين نمازِ اسلام است و اين نمازِ ما. نمازى كه يا نمى‏ خوانيم، يا غلط مى‏ خوانيم، يا بى ‏توجه مى‏خوانيم و يا بدون جماعت و يا در آخر وقت!!
مساجد كه زمانى ابراهيم و اسماعيل و زكريا خادمش بودند و مادر مريم نذر مى‏كند فرزندش خادم مسجد باشد، مى‏رسد به جائى كه خادمانش غالباً افرادى از كار افتاده و پير و مريض و فقير و بى ‏سواد و گاه بداخلاق هستند! راستى چرا غبارروبى حرم امام رضاعليه السلام افتخار است، اما غبارروبى خانه خدا هيچ!
چرا بايد مساجد ما به گونه ‏اى باشد كه هركس وارد مى ‏شود غم و اندوه و كسالت او را بگيرد؟ مگر مسجد عزاخانه است و يا مجلس فاتحه‏ خوانى كه همواره پارچه سياه بر در مسجد آويزان باشد؟
البتّه بحمداللّه در چند سال اخير حركتى در مساجد پيدا شده و بسيارى از آنها مجهز به كتابخانه و صندوقِ قرض ‏الحسنه و ديگر امور خدماتى شده ‏اند.
چه زيباست حديثى كه مى ‏فرمايد: روز قيامت سه چيز از مردم شكايت مى ‏كند: عالمى كه مردم به او مراجعه نكنند، قرآنى كه در منزل باشد اما تلاوت نشود و مسجدى كه مورد بى ‏اعتنايى مردم واقع شود.

 

منبع : راسخون

 

  لينک های هفته             

 

سلطان و ساقی عشق - ویژه نامه ولادت حضرت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع)

 

ویژه نامه ولادت حضرت امام زین العابدین - امام سجاد علیه السلام

 

ویژه نامه سبطین - ولادت امام حسین و حضرت عباس (ع)

 

کتابخانه تخصصی امام سجاد علیه السلام

 

مجله الکترونیکی مدیران آنلاین

 

بانک مقالات فارسی

 

ادبیات سوم

 

ویستا