ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

مجله شماره صد و شانزدهم    

شنبه 18 تیر 1390 7 شعبان 1432 9 جولای 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيرًا 45 مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً 46 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً 47 إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا 48 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً 49 انظُرْ كَيفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا 50 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلاً 51
ترجمه فارسی مکارم

 

خدا به دشمنان شما آگاه تر است; (ولى آنها زيانى به شما نمى ‏رسانند) و كافى است كه خدا ولى شما باشد; و كافى است كه خدا ياور شما باشد 45 بعضى از يهود، سخنان را از جاى خود، تحريف مى ‏كنند; و (به جاى اينكه بگويند: شنيديم و اطاعت كرديم‏)، مى‏ گويند: شنيديم و مخالفت كرديم! و (نيز مى ‏گويند:) بشنو! كه هرگز نشنوى! و (از روى تمسخر مى‏ گويند:) راعنا ( ما را تحميق كن! ) تا با زبان خود، حقايق را بگردانند و در آيين خدا، طعنه زنند ولى اگر آنها (به جاى اين همه لجاجت) تند: شنيديم و اطاعت كرديم; و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقايق را درك كنيم) ، براى آنان بهتر،و با واقعيت سازگارتر بود ولى خداوند، آنها را بخاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته است; از اين رو جز عده كمى ايمان نمى‏ آورند 46 اى كسانى كه كتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پيامبر خود) نازل كرديم -و هماهنگ با نشانه ‏هايى است كه با شماست- ايمان بياوريد، پيش از آنكه صورتهايى را محو كنيم، سپس به پشت سر بازگردانيم، يا آنها را از رحمت خود دور سازيم، همان گونه كه اصحاب سبت‏ ( گروهى از تبهكاران بنى اسرائيل) را دور ساختيم; و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنى است! 47 خداوند (هرگز) شرك را نمى‏بخشد! و پايين‏تر از آن را براى هر كس (بخواهد و شايسته بداند) مى ‏بخشد و آن كسى كه براى خدا، شريكى قرار دهد، گناه بزرگى مرتكب شده است 48 آيا نديدى كسانى را كه خودستايى مى‏كنند؟! (اين خود ستاييها، بى‏ارزش است;) بلكه خدا هر كس را بخواهد، ستايش مى ‏كند; و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد 49 ببين چگونه بر خدا دروغ مى ‏بندند! و همين گناه آشكار، (براى مجازات آنان) كافى است 50 آيا نديدى كسانى را كه بهره‏اى از كتاب (خدا) به آنان داده شده، (با اين حال)، به جبت‏ و سخلله طاغوت‏ ( بت و بت ‏پرستان) ايمان مى ‏آورند، و درباره كافران مى ‏گويند: آنها، از كسانى كه ايمان آورده‏ اند، هدايت يافته ‏ترند؟! 51

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

آثار و فوايد برنامه ريزى


برنامه ريزى علاوه بر اين كه نقش هدايت كردن و راهنمايى را در سازمان به عهده دارد، به مديران سازمان ها اين امكان را مى دهد كه از منابع و امكانات سازمان به صورت مناسب و بهينه استفاده نمايند. برنامه ريزى مى تواند در تصميم گيرى درست ، مديران را يارى داده و با شناسايى به موقع فرصت ها، و عوامل تهديد كننده سازمان ، مديران را در استفاده صحيح از فرصت ها و مقابله به موقع در برابر تهديدها كمك كند.
امير مؤمنان على (ع ) به موارد متعددى از فوايد برنامه ريزى و آثار مثبت آن اشاره كرده است كه برخى از آن ها را به اختصار توضيح مى دهيم :


1.
 جلوگيرى از اشتباه و لغزش
از فوايد مهم برنامه ريزى در سازمان اين است كه به مديران كمك مى كند تا در مورد كارهايى كه بايستى در سازمان انجام پذيرند، بررسى و مطالعه كافى نموده ؛ جوانب مختلف و آثار و پيامدهاى آن ها را پيش بينى كنند، و بدين وسيله سازمان را از لغزش و اشتباه ، مصون و محفوظ نگه دارند.
لغزش و خطا در سازمان ها زمانى رخ مى دهد كه سازمان ها نسبت به كارى كه مى خواهند انجام دهند، آگاهى و اطلاعات كافى نداشته و عواقب و سرانجام كار را به درستى پيش بينى نكرده باشند. بنابراين ، برنامه ريزى مانع گرفتار شدن سازمان در لغزش و اشتباه خواهد شد؛ زيرا برنامه ريزى مستلزم آن است كه سازمان قبل از اقدام به كار، آن را مورد مطالعه قرار داده باشد؛ آثار و عواقب ناشى از انجام دادن آن ها را پيش بينى كرده و آگاهانه كار را آغاز كند. اين مساءله باعث خواهد شد تا سازمان از غلتيدن در لغزش ها و اشتباهات در امان باشد.
اين نكته در مديريت علوى تاءكيد شده ، آن جا كه امام (ع ) مى فرمايد:
التدبير قبل الفعل يؤ من العثار؛ (1) تدبير و برنامه ريزى قبل از كار، باعث مصونيت از لغزش و خطا است .


2.
 افزايش بهره ورى
سازمان همواره تلاش مى كند كه از منابع و امكانات خود به صورت مناسب و بهينه استفاده كند. محدوديت منابع و امكانات سازمان ، ضرورت اين تلاش را دو چندان كرده ، و توجه مديران سازمان را به اين نكته جلب مى كند كه بايد همواره سعى كنند تا از منابع موجود سازمان به نحو شايسته و مطلوب استفاده نمايند. بديهى است كه استفاده بهينه و بهره ورى مناسب از امكانات سازمان ، زمانى ميسر خواهد شد كه مديران براى استفاده درست از منابع و امكانات آن ، و تخصيص منابع به بخش هاى مختلف سازمان ، به صورت دقيق و منسجم برنامه ريزى كنند تا بتواند از هدر رفتن منابع و امكانات موجود جلوگيرى نمايند؛ زيرا در سايه برنامه ريزى مؤ ثر و كارآمد است كه مى توان از امكانات و توانايى هاى بالفعل و بالقوه سازمان را به درستى شناخته و براى بهره ورى مناسب از آن ها تلاش ‍ نمود.
بنابراين ، برنامه ريزى ، بهره ورى سازمان را افزايش داده و به سازمان و مديران آن كمك مى كند كه از منابع و امكانات موجود به صورت مطلوب و مناسب استفاده كنند و دچار كمبود و فقر منابع و امكانات نشوند.
امير مؤ منان (ع ) در يكى از بيانات خود، اين حقيقت را متذكر شده و مى فرمايد:
لافقر مع حسن تدبير؛ (2) با برنامه ريزى نيكو، فقر (و كمبود امكانات ) وجود نخواهد داشت .
از اين سخن استفاده مى شود كه برنامه ريزى نه تنها از هدر رفتن منابع و امكانات موجود و سازمان جلوگيرى مى كند؛ بلكه باعث مى شود كه سازمان ، به جذب امكانات و منابع ديگر بپردازد؛ زيرا هر سازمان علاوه بر منابع موجود و بالفعل خود، منابع بالقوه اى نيز دارد كه تنها با برنامه ريزى دقيق و اصولى مى تواند آن ها را به دست آورد، و ميزان بهره ورى را تا حد زيادى افزايش دهد.
روشن است كه منابع و امكانات ، تاءثير فراوانى بر كارآيى و اثر بخشى سازمان دارد، و هر چه منابع و امكانات بيش ترى در اختيار سازمان باشد، ميزان موفقيت و پيشرفت سازمان نيز افزايش خواهد يافت ؛ ليكن آنچه بيش از وجود منابع و امكانات مى تواند سازمان را يارى رساند، استفاده بهينه و بهره ورى مناسب از امكانات موجود است . اين نكته اى است كه امام على (ع ) در يكى ديگر از سخنان خود آن را متذكر شده و مى فرمايد:
القليل مع التدبير اءبقى من الكثير مع التبذير ؛ (3) (امكانات كمى كه با تدبير مورد استفاده قرار گيرد، از (امكانات ) بسيارى كه با اسراف همراه باشد ماندگار است .
امير مؤ منان (ع ) در يكى از سخنان خود، برنامه ريزى صحيح و اصولى را زمينه ساز افزايش امكانات و سود آورى ؛ و سوء تدبير را موجب از دست رفتن امكانات و سرمايه فراوان دانسته و مى فرمايد:
حسن التدبير ينمى قليل المال و سوء التدبير يفنى كثيره؛ (4) برنامه ريزى خوب، مال (و امكانات ) كم را افزايش مى دهد، و برنامه ريزى بد اموال (و امكانات ) زياد را از بين مى برد.
بنابراين ، توجه ويژه مديران سازمان بايستى به برنامه ريزى مناسب و صحيح براى استفاده بهينه و مناسب از امكانات معطوف باشد، نه به داشتن بيش از حد امكانات و منابع ، و اسراف و زياده روى در استفاده از آن ها.


 3.
مقابله با تهديدات
از جمله و آثار مثبت آينده نگرى و برنامه ريزى ، مقابله با تهديدها و عكس العمل مناسب در مقابل آن ها، و نيز در امان ماندن از عواقب و پيامدهاى ناخوشايند آن است .
در بيان امير مؤ منان على (ع ) اين فايده مهم تذكر داده شده است :
بالنظر فى العواقب تؤ من المعاطب ؛ (5) با نگريستن در پيامدها (ى كارها)، ايمنى از هلاكت ها حاصل مى شود.
برنامه ريزى و آينده نگرى علاوه بر اين كه سازمان را در استفاده مناسب از فرصت هاى پيش آمده ، كمك مى كند، به سازمان اين امكان را مى دهد كه براى مقابله درست و خردمندانه با خطراتى كه موجوديت و يا اهداف اصلى سازمان را مورد تهديد قرار مى دهد، آمادگى لازم را داشته باشد؛ زيرا از كارهاى مهم و گام هاى اصلى در فرايند برنامه ريزى ، شناسايى درست مشكلات و خطراتى است كه احتمالا سازمان را تهديد كرده و براى سازمان خطرساز مى باشند. از اين رهگذر سازمان مى تواند به صورت صحيح و اصولى به مقابله با آن ها پرداخته، و از پيامدهاى ناگوار و ناخوشايندى كه ممكن است براى سازمان پيش آيد، جلوگيرى كند.

--------------------------------
(1)
غررالحكم و دررالكلم، حديث 1482
(2)
همان ، حديث 10920
(3)
همان ، حديث 1948
(4)
همان ، ص 4833
(5)
همان ، حديث 4833

 

  جمله مديريتی              

هنر رهبری


رهبری هنر گوش دادن به دیگران است.

 چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فرا ندهید،

 نمی توانید درون و روان او را بشناسید.
 

رابرت کیو ساکی - شارون لچتر

 نویسندگان کتاب بابای دارا - بابای ندار

 

  حدیث مديريتی             

 

جلوه رخسار یار

 

 

 

امام حسين(ع) در عاشورا رو به سوی آسمان بلند کرده و فرمودند:

 

 

و کُنّا اِذا اشتقنا الي رُؤيةِ نَبيّکِ نَظرنا اِليهِ

 

 

آری (پروردگارا) هرگاه ما شيفته ديدار (جمال) پيامبر تو بودیم، به او (حضرت علی اکبر) نظر می‌انداختيم.

 

 

مقتل الحسين خوارزمی، ج 2، ص30: اللهوف، ص 49

 

  طنز مديريتی              

تست مشاغل

 

یک تست روانشناسی ، روش زیر را برای تعیین شغل مناسب افراد توصیه می کند.

ابتدا فرد مورد نظر را در اتاقی که تنها یک میز و 2 صندلی داشته باشد، بدون هیچ گونه دستورالعملی به مدت 2 ساعت نگه دارید. بعد از 2 ساعت به سراغش بروید و ببینید چکار می کند :

-       اگر قطعات میز و صندلی را از هم جدا کرده باشد شغل مهندسی برایش مناسب است.

-       اگر مشغول شمردن ته سیگارهای کشیده شده بود او را به امور مالی معرفی کنید.

-       اگر درحال فریاد کشیدن وتکان دادن دست هایش بود، او را به قسمت تولید  بفرستید.

-       اگر در حال صحبت کردن با میز بود ، امور پرسنلی جای مناسبی برای اوست.

-       اگر خوابیده بود ، به درد مدیریت می خورد.

-       اگر در حال ثبت تجربه هایش بود او را به امور فنی بفرستید.

-       اگر حتی سرش را بالا نگرفت تا نگاهتان کند ، به امور حراست مامورش کنید.

-       اگر به شما گفت که وضع موجود آنچنان هم بد نیست ، مناسب خدمت در بازاریابی است.

-       اگر قبل از شما آنجا را ترک کرده بود ، او را به قسمت فروش معرفی کنید.

 

منبع : www.Abbott-langer.com

 

  حکايت مديريتی            

در انتظار میهمان

 

پیرزن با تقوایی خدا را در خواب دید و به او گفت: خدایا، من خیلی تنها هستم، آیا مهمان خانه من می شوی؟

خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد آمد.

پیرزن از خواب بیدار شد، با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد. رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی را که بلد بود، پخت. سپس نشست و منتظر ماند.

چند دقیقه بعد درب خانه به صدا در آمد. پیرزن با عجله به طرف درب رفت و آن را باز کرد. پشت درب پیرمرد فقیری بود. پیرمرد از او خواست تا غذایی به او بدهد. پیرزن با عصبانیت بر سر فقیر داد زد و درب را بست.

نیم ساعت بعد باز درب خانه به صدا درآمد. پیرزن دوباره درب را گشود. این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما نجاتش داده و پناهش دهد. پیرزن با ناراحتی درب را بست و غرغرکنان به خانه برگشت.

نزدیک غروب بار دیگر درب خانه به صدا درآمد. این بار پیرزن مطمئن بود که خدا آمده، پس با عجله به سوی درب دوید و آن را باز کرد، ولی این بار نیز زن فقیری پشت درب بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذایی بخرد. پیرزن که خیلی عصبانی شده بود، با داد و فریاد، زن فقیر را دور کرد.

شب شد ولی خدا نیامد. پیرزن ناامید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید.

پیرزن با ناراحتی رو به سوی خـدا کرد و گفت: خداوندا، مگرقول نداده بودید که امـروز به دیـدنم بیایید؟

خدا جواب داد: بله، ولی من سه بار به خانه ات آمدم و تو هر سه بار درب را به رویم بستی!

 

  تکنیک های موفقیت         

7 راه موفقیت در تمام مراحل کاری‌

 

 

هرچه در کارتان باتجربه تر و متخصص تر می شوید برای رسیدن به موفقیت به علم، مهارت و استعداد نیاز دارید.

 

مرحله اول (خود)

وقتی اولین کارتان را به دست می آورید، اولین چیزی که از شما انتظار می رود مهارت های تکنیکی، درک خوب از تئوری و اصول حیطه کارتان است. از شما انتظار می رود دستورالعمل ها را به درستی و با اطمینان اجرا کنید.

خیلی زود در کارتان تکنیکی می شوید و علم زیادی در حیطه کارتان پیدا میکنید. متخصصی می شوید که فارغ التحصیلان جدید می توانند به خوبی از شما راهنمایی بگیرند و برای همکارانتان هم مشاور خوبی خواهید بود.

 

مرحله دوم (ابزارها)

بعد از چند سال کم کم راه های بهتری برای انجام فعالیت هایتان پیدا می کنید. هدفتان انجام کار بیشتر، در مدت زمان کمتر و با تلاش کمتر خواهد بود. شما جوان، پرانرژی، و بسیار مشتاق به کار هستید. دیگر از کارهای تکراری و یکنواخت خسته خواهید شد.

از اینرو یا ابزارهای لازم برای آنرا خودتان می سازی و یا از ابزارهای موجود در بازار استفاده می کنید. درنتیجه دانش ابزارآلات موجود، طریقه استفاده و ماهر شدن در آنها بخش بسیار مهمی از لیست مهارت های شما خواهد شد.

 

مرحله سوم (مردم)

وقتی مهارت های تکنیکی در حیطه کارتان به دست آوردید و در استفاده از ابزارآلات هم ماهر شدید، عملکردتان بسیار بهتر از همکارانتان خواهد شد. از اینرو شرکتی که برای آن کار می کنید، تصمیم می گیرد که شما را به کادر مدیریت ارتقاء درجه دهد. شما دیگر یک مدیر پروژه خواهید بود.

در برخی شرکت ها دو خط پیشرفت کاری وجود دارد، یکی نردبان مهارت تکنیکی است و دیگری نردبان مدیریت. ممکن است مسئولیت مدیریت پروژه را قبول نکنید و دوست داشته باشید که سِمَت متخصص فنی یا مشاور فنی را به دست آورید.

انتخابتان هرچه که باشد در این مرحله کارتان خواهید دید که همکارانتان که مهارت های مدیریتی بالاتری دارند، پاداش بیشتر، ترفیع سریعتر و حقوق بیشتری عایدشان می شود. درنتیجه در مرحله سوم شما چه مستقیماً مسئول بازده کاری یک تیم هستید یا مشاور و راهنمای پروژه های مختلفید، نیاز به مهارت های مدیریتی دارید.

پرورش روابط میان فردی، مذاکره، انگیزه، مربی گری و راهنمایی افراد تازه کار مستقیماً بعنوان یک مدیر پروژه یا ضمنی بعنوان متخصص فنی مهمترین نیاز این زمان شماست. با موفقیت در این جوانب بسیار موثرتر و کارامدتر خواهید شد و با سرعت و تلاش بیشتری به سمت موفقیت حرکت می کنید.

 

مرحله چهارم (مشتری)

یکی از مهمترین روابط و انتظارات که با آن روبه رو خواهید بود درمورد مشتری هایتان است.

مشتری دیگری که انتظارات و روابط او باید در ذهنتان باشد، مدیر کل تان، همکاران و سوپروایزرهای او هستند. این مشتری های مهم چه فکری درمورد شما می کنند؟ آیا منبع با ارزشی برای آنها به حساب می آیید؟

متوجه خواهید شد که در زندگی فردی که مشتریانش را خوشحال و راضی نگه می دارد شناخت بیشتری پیدا می کند و سریعتر در کارش ترفیع می گیرد.

 

مرحله پنجم (ابزارها و تکنیک های PM، اصول و روش پردازش)

این روزها با تاکید بر کیفیت تحویلات هر کمپانی از تعداد زیادی ابزار و تکنیک های مدیریت پروژه استفاده می کند تا به بازده بیشتر و پایدارتری برسد. شما باید بتوانید در این ابزارها و تکنیک ها استاد شوید تا اطلاعاتی که مدیر کل تان نیاز دارد را فراهم کنید.

علاوه بر این باید درصدد راه هایی برای ارتقاء فرایند و بالا بردن بازده باشید. باید مطمئن شوید که همه کارکنان از اهمیت ارتقاء فرایندها آگاهند. همکار روبه رویی شماست که دقیقاً می داند چطور می تواند کاری را بهتر انجام دهد.

 

مرحله ششم (تیم های کارکردی، پروژه های پیچیده بزرگ)

وقتی تیم های کارکردی را مدیریت می کنید به چیزی بیش از مهارت های مردمی، پروژه و ابزار نیاز دارید. شما به حمایت بسیار زیادی از طرف فرهنگ و طریقه کار شرکت نیاز دارید. فرهنگ تعاونی شرط لازم برای موفقیت چنین تیم هایی است. سیاست قرض گرفتن منابع خطراتی برای موفقیت پروژه ها خواهد بود.

در کار کردن با پروژه های پیچیده بزرگ نیاز به مهارت های مذاکره ای و انگیزشی، ارتباطی و تشویقی به میزان بالاتری دارید. باید مراقب خطرات احتمالی و مهارت های گزارشی باشید و اطمینان یابید که عملکردهای لازم انجام گیرد. برای پروژه های بزرگ، مسئله سوددهی باید دقیق تر بررسی شود. آیا سازمان ابزارهای لازم برای انجام آن را دارد؟ درغیر اینصورت باید بتوانید مقیاس ها و نقطه های بازرسی را تعریف کنید تا پروژه های بزرگ و پیچیده از نظر مالی سوددهی داشته باشند.

 

مرحله هفتم ( مدیریت واحد تجارت)

درست مثل مورد پروژه های بزرگ و پیچیده، شما بعنوان مدیر واحد تجارتی شرکت باید مراقب حاشیه سود باشید. شرکت دستاوردهای بلند و کوتاه مدن و اهداف واحد تجارتی را به یاد داشته باشید. باید بدانید که چطور آنها را خودتان با در نظر گرفتن وضعیت بازار، مشتری های کنونی و احتمالی، قدرت و ضعف تیمتان تعریف کنید.

بازار مدام در تغییر است. وجود تغییر تنها چیزی است که تغییر نمی کند. مشتری ها می آیند و می روند و پروژه های آنها نیازمند تغییر است. تکنولوژی تغییر می کند و این نیز روی پروژه های شما تاثیر می گذارد. تحقق نیازهای تیم باید از قبل برنامه ریزی شود تا پروژه های خوب را فقط به خاطر نبود مهارت انسانی از دست ندهید.

بنابراین به عنوان مدیر واحد بازرگانی شرکت شما شروع به بررسی مسیر حرکت شرکت می کنید.

اینها 7 مرحله اصلی دانش و مهارت هستند که باید در آنها خبره شوید. بااستفاده از راهکارهایی که در این مقاله ذکر شد و استفاده از توانایی ها و مهارت های خود می توانید همیشه در کارتان اول باشید.

 

منبع : www.daneshnamah.com

 

  نکات مدیریتی             

توصیه های مدیریتی

 

* قاطع اما مهربان باشید .

* جدی ، اما لطیف باشید .

* حتی اگر جوان هستید در مقام مدیر پدر باشید.

* همواره معلم باشید و یادتان باشد که همکاران شما از رفتار شما ، بیشتر از گفتار شما می آموزند .

* صمیمی و با صداقت باشید و سعی کنید رفتار شما بر گفتارتان منطبق باشد .

* زودتر از دیگران بیایید و دیرتر از دیگران بروید .

* حتماً نظم را در محیط کار برقرار کنید . در یک محیط بی نظم همه طلبکار و مدعی اند ، اما در یک محیط بی نظم همه طلبکار و مدعی اند ، اما در یک محیط منظم و مبتنی بر اصول ، مدعیان احساس بدهکاری خواهند کرد .

* آراستگی و پیراستگی را که شامل پاکیزگی ، زیبایی، ایمنی ، بهداشت و انضباط می شود در محیط کار اعمال کنید . این پدیده موجب بالا رفتن روحیه و در نتیجه افزایش بهره وری و کیفیت می شود .

* به اصول ، قولها و تعهدات خود و همکارانتان در مدیریت پایبند باشید .

* حتی الامکان شما یا نماینده شما باید در همه صحنه های شادی و غم همکارانتان ، حضور پیدا کند .

* در امر روابط با دیگران ، احساساتی ، هیجان زده و شتاب زده عمل نکنید .

* به پیروی از توصیه های حضرت علی (ع) به هنگام خشم ، تصمیم نگیرید .

* در قضاوت عجله نکنید و آن گاه که قضاوت می کنید ، با عدالت قضاوت کنید.

* بیش از آنچه می گویید ، عمل کنید و حتی پس از آنکه عمل کردید ، بگویید و هرگز مصداق لم تقولون مالا تفعلون نباشید . چه بسا ضرورت هم نداشته باشد که بگویید. نتیجه عمل شما سخنگوی اعتقادات و دیدگاه ها و ادعاهای شماست .

* اصل ص یکی از عوامل مهم اعتماد و اعتقاد زیردستان به مدیریت در ایران است این اصل مهم شامل این عوامل مهم می شود :

صداقت

صمیمیت

صبوری

صراحت

صلابت

* به نمایندگان کارکنان و نیز کارکنان باتجربه و با سابقه اهمیت بدهید و آنها را بازوی فکری و اجرایی خود قرار دهید .

* از آنچه در واحدهای مشابه در جامعه و یا حداقل در اطراف شما می گذرد ، آگاه باشید . و...

 

بر گرفته از کتاب نقش دل در مدیریت

 

  مقاله مدیریتی             

نگاهی به مقوله مديريت دانايی محور

چكیده
تشكیل گروه های فكری به منظور نظریه پردازی از الزامات رسیدن به هدف جنبش نرم افزاری است. خوشبختانه با سخنان رهبر معظم انقلاب درخصوص علم و لزوم توجه به نظریه پردازان، شاهد رشد مباحث مطرح شده در این زمینه و استقبال نخبگان كشور از آن هستیم. مدتی است مباحث نظری و البته كاربردی درحوزه اقتصاد با حضور نخبگان كشور در مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی برگزارمی شود. تاكنون موضوع هایی چون اقتصاد و مدیریت دانایی محور، تورم، دولت الكترونیك و... در این مباحث مطرح شده است. گزارشی كه می خوانید خلاصه ای است از مباحث مطرح شده در این مؤسسه با عنوان مبانی مدیریت دانایی محور.

 

مدیریت دانایی محور
اساساً نوع نگاه ما به مدیریت دانایى با هرنوع نظریه یا رویكردى، باید به گونه اى باشد كه در درجه اول بخواهیم نظام ادارى، سازماندهى شركتها و در سطح كلان ساختار حكومتى را براى خدمت رسانى بهتر به شهروندان اصلاح كنیم. در دو دهه گذشته رویكردهاى متفاوتى براى دستیابى به این اهداف مطرح شده است.
در یك مرور سریع و كلى مى توان برخى از این رویكردها را ذكر كرد: رویكرد كیفیت جامع درمورد سازمان ها و شركت ها اعم از دولتى و خصوصى كه خواهان بهبود مستمر هستند یكى از این رویكردها است.
در مقابل، كشورهایى كه شرایط مساعدترى داشتند تلاش كردند پله ها را یكجا طى كنند و با توجه به فرصت اندك، روند توسعه را سریعتر بگذرانند. این شیوه عمل را مهندسى مجدد مى نامند.
مهندسى ارزش نیز رویكرد دیگرى است كه درصدد است با حفظ سطح كیفیت (و یا حتى افزایش آن)، هزینه ها را كاهش دهد.
تغییر رویكرد نسبت به نیروهاى انسانى نیز ازجمله مسائل دیگرى است كه به شكلى متفاوت مطرح شد.
زمانى واحدهاى كارگزینى انسان را به عنوان یك نیرو درنظر مى گرفتند، درحالى كه مى توان به انسان به عنوان یك منبع نیز نگاه كرد. در این صورت باید این منبع توانمند شود و اگر بتوان این توانمندسازى را دركاركنان ایجادكرد مى توان تغییرات زیادى را در سازمان به وجود آورد.
توجه به سرمایه فكرى رویكرد دیگرى بود كه معتقدبود در یك سازمان تنها نیروى انسانى نیست كه سرمایه است، بلكه به مشترى سازمان نیز مى توان به عنوان یك سرمایه نگاه كرد، حتى تأمین كننده ها نیز به عنوان سرمایه موردبحث قرارگرفتند.
یك رویكرد نسبتاً جدید معتقداست آنچه به عنوان نوآورى و خلاقیت در سازمان اتفاق مى افتد سرمایه فكرى آن سازمان است و این سؤال مطرح شد كه چگونه این سرمایه فكرى را هدایت و سازماندهى كنیم؟ در پاسخ گفته شد باید مجموعه اى با عنوان مدیریت دانایى یا مدیریت دانش بر سازمان حاكم باشد تا بتواند از سرمایه انسانى و فكرى به صورت بهینه استفاده كند. بنابراین سؤال بعدى این است كه مدیریت دانایى و یا مدیریت دانش چیست؟

 

مدیریت دانایى و یا مدیریت دانش چیست؟
در یك نگاه گذراى تاریخى مى توان گفت در جامعه كشاورزى، كار و زمین عوامل اصلى تولید محسوب مى شدند. با گذر از جامعه كشاورزى و ورود به جامعه صنعتى، دركنار كار و زمین، سرمایه نیز به عنوان یكى از عوامل تولید قلمداد شد. با ورود به جامعه اطلاعاتى، دانش به عنوان عامل اصلى تولید مطرح شد به این دلیل كه به كمك دانش از همان كار، زمین و سرمایه ارزش افزوده بیشترى حاصل مى شود.
در زمینه سرعت رشد دانش و اطلاعات گفته شده است كه
۸۰درصد یافته هاى فناورى و ۹۰درصد تمام دانش و اطلاعات فنى در جهان فقط در قرن بیستم تولید شده است. جالب این است كه هر ۵سال و نیم نیز حجم دانش دوبرابر مى شود.
در باب اهمیت اقتصادى دانش و دانایى به این نكته اشاره مى كنم كه دانش در عصر حاضر به عنوان موتور رشد اقتصادى درآمده است. دانش به عنوان دارایى استراتژیك سازمانى قلمداد مى شود و رشد روزافزون مشاغلى كه بر پایه ایجاد و استفاده از دانش قرار دارند واقعاً موجب حیرت است. توزیع شغلى كاركنان در فعالیت هاى اقتصادى در كشور آمریكا در سال
۹۳ نشان مى دهد كه از مجموع شاغلین، ۱/۵ درصد در بخش كشاورزى فعالیت مى كنند، حدود ۱۲ یا ۱۲/۵ درصد در بخش صنعت و معدن فعال هستند كه در مجموع كمتر از ۱۵درصد مى شود، بنابراین بیش از ۸۵ درصد شاغلین در بخش خدمات فعالیت مى كنند از ۸۵درصدى كه در بخش خدمات شاغل هستند، ۶۸درصد آنها در زمینه تولید و توزیع اطلاعات فعال هستند. مسلماً اكنون كه در پایان سال۲۰۰۵ هستیم درصد شاغلین در بخش اخیر افزایش یافته است.
البته رشد بى سابقه تكنولوژى اطلاعات و ارتباطات تنها مربوط به كشور آمریكا نیست، بلكه در همه جاى دنیا و از جمله در كشورهاى در حال توسعه نیز قابل مشاهده است. در سال،
۲۰۰۳ از كل مشاغل خدماتى در سازمان هاى پیشرفته، ۸۰درصد در پست هاى مرتبط با دانش شاغل بوده اند. این بدان معنا است كه توانایى هاى فیزیكى افراد اهمیت كمترى یافته است و ما در حال حركت به سمت كارخانه هاى بدون كارگر هستیم، كارخانه هایى كه چند نفر در یك مركز كنترل تمام كارخانه را اداره مى كنند.
اشاره شد كه هر
۵سال و نیم یكبار حجم دانش دوبرابر مى شود وعلاوه بر آن هر سه سال، نیمى از آن كهنه مى شود و این موضوع براى اشخاصى مانند من كه معلم هستند مهم است كه به معلوماتى كه در دو دهه پیش به دست آورده ایم غره نشویم و دائماً درصدد نو كردن دانش خود برآییم. باز در زمینه سرعت حیرت انگیز رشد دانش، آمارها حكایت از آن دارند كه در هر پنج دقیقه یك فرمول شیمى، در هر سه دقیقه یك رابطه فیزیكى و در هر پنج دقیقه یك موضوع جدید در علم پزشكى كشف، ایجاد و یا ابداع مى شود.

 

اقتصاد دانایی محور و برنامه چهارم توسعه
همان طور كه در مباحث قبلى اشاره شد اقتصاد دانش محور، اقتصادى است كه در آن تولید، توزیع واستفاده از دانش نقش اصلى را در تولید ثروت ایفا مى كند. در این زمینه، اینترنت به عنوان یك عامل هم افزایى در دانش جهانى مطرح شد. دولت الكترونیك و تجارت الكترونیك نیز به عنوان محمل هایى جهت استقرار اقتصاد دانش محور مورد بحث قرار گرفتند. پیشرفت
ICT به شكل گیرى و گسترش آموزش الكترونیكى انجامید و دهكده جهانى تا حدود زیادى به واقعیت پیوسته است. ارتباطات سریع و دقیق از راه دور جانشین ارتباط سنتى رو در رو شده است. بخش خدمات به شكل غیرقابل تصورى در حال توسعه است. در چنین اقتصادهایى اولویت منابع مورد استفاده بنگاه هاى اقتصادى هم تغییر كرده است و نیروى انسانى متخصص به عنوان مهم ترین منبع مطرح شده وتوسعه و آموزش نیروى متخصص دراولویت برنامه هاى سازمان هاى پیشرو قرار گرفته است. به عنوان مثال سود شركت IBM در سال۱۹۹۹ معادل ۶/۴ میلیارد دلار بوده است كه ۲/۲ میلیارد دلار آن صرف تحقیق و توسعه و آموزش شده است، یعنى آموزش، تحقیق و توسعه نه به عنوان هزینه بلكه به عنوان سرمایه گذارى تلقى مى شود.
در كشور ما نیز بحث اقتصاد و مدیریت دانایى محور در قانون برنامه چهارم توسعه مطرح شده است. در فصل دوم،تعامل فعال با اقتصاد جهانى و در فصل چهارم، توسعه مبتنى بر دانایى در چارچوب مواد قانونى مورد تأكید قرار گرفته است. در مواد
۴۵ ، ۴۶ و ۵۵ این برنامه كه در زمینه توسعه مبتنى بر دانایى است، ارتقا و توانمندسازى سرمایه انسانى، كاهش فاصله سطح دانش و مهارت نیروى كار كشور با سطح استانداردهاى جهانى و توجه جدى به نظام آموزش هاى فنى و حرفه اى مطرح شده است.
با توجه به دستاوردهاى جهانى و اهداف برنامه چهارم توسعه مى توان پرسش محورى این جلسه را چنین مطرح كرد كه دانش و دانایى ومدیریت آن به چه معنا است و دید ما نسبت به آن چگونه است؟ اگر ساده ترین اجزاى دانش را داده ها بدانیم در این صورت داده ها، سمبل ها یا نشانه هایى از چگونگى و كمیت واقعیات هستند. این كه جمعیت ایران
۷۰میلیون نفر است و یا GNP یك كشور فلان مقدار است داده هاى خام هستند. اطلاعات، زمانى ایجاد مى شود كه انسان به این داده ها معنا ببخشد. بخشى از این معنا از طریق تركیب داده ها زیر چتر یك نظریه یا تحلیل علمى صورت مى گیرد. حال مى توان دانش را مجموعه اى از اطلاعات، تجربه، كارایى و آمادگى افراد قلمداد كرد.
یكى از ابعاد اهمیت مدیریت دانش و دانایى حفظ سرمایه هاى فكرى است. در مورد خروج نخبگان از كشور، بحث هاى زیادى تحت عنوان مهاجرت یا فرار مغزها مطرح مى شود، اما كمتر به آن توجه داریم كه وقتى شخصى از سازمان خارج مى شود چه اتفاقى مى افتد. شخصى كه از سازمان خارج مى شود، در حقیقت دانش را از آن سازمان خارج مى كند.
به بیان دیگر دانش در ذهن افراد دانشور به وجود مى آید و به كار مى رود و یكى از وظایف مدیریت دانش و دانایى این است كه آنچه را كه در ذهن افراد است استخراج كرده و در اختیار مجموعه سازمان قرار دهد. البته دانش در سازمان ها، نه تنها در مدارك و ذخایر دانش، بلكه در رویه هاى كارى، فرایندهاى سازمانى، اعمال و هنجارها مجسم مى شود. بخشى از دانش را مى توان به صورت مكتوب در اختیار افراد قرار داد، اما بخش دیگرى نیز وجود دارد كه در رویه هاى كارى، فرایندها، تجارب و شایستگى ها نمود پیدا مى كند. دانش را مى توان همچون سیالى تصور كرد كه در دو شكل مجازى یا غیرآشكار و شهودى یا آشكار ظاهر مى شود. دانش غیرآشكار مى تواند در تمامى گستره زنجیره خلق ارزش سازمان وجود داشته باشد، زنجیره اى كه از تأمین كنندگان شروع مى شود وتوزیع كنندگان و بالاخره مشتریان را در برمى گیرد. مدیریت وظیفه دارد این دانش غیرآشكار را احصاكند و در اختیار سازمان قرار دهد.
موضوع دیگرى كه در بررسى مدیریت دانش باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت فرایند با برنامه است. برنامه از جایى شروع مى شود ودر جایى تمام مى شود اما فرایند استمرار دارد. در این دیدگاه، مدیریت دانش یك برنامه نیست، بلكه فرایندى است كه پیوسته درصدد كشف، كسب، توسعه، ایجاد، تسهیم، نگهدراى و ارزیابى و به كارگیرى دانش است. در این فرایند، توسعه و ایجاد دانش از جایگاه ویژه اى برخوردار است. به بیانى دیگر دانش، فناورى و مهارت را مى توان از دیگران آموخت ولى فرایند توسعه را مى توان در این چارچوب دید. ژاپن در ابتدا به تقلید تولیدات دیگران پرداخت، ولى پس از مدتى موفق شد دانش را توسعه دهد.
چین نیز در حال حاضر، در حال تقلید تولیدات دیگران است، اما به سمت تولید دانش حركت مى كند و با برنامه ریزى در تلاش است در سال
۲۰۲۰ به مرحله تولید دانش برسد. چین اعلام كرده است كه حاضر است با ۰/۱ درصد سود در صحنه رقابت جهانى حضور داشته باشد. در واقع یكى از ابعاد مدیریت دانش آن است كه ما را قادر مى سازد تا از طریق ایجاد پیوند مناسب بین تكنولوژى،منابع انسانى و ساختار سازمانى مناسب، بتوانیم در این صحنه پررقابت باقى بمانیم.
یكى از ویژگى هاى مدیریت دانش این است كه نوعى مدیریت یكپارچه است. نمى توان در انجام یك فعالیت به تعدادى دانشور اهمیت داد و از دیگر كاركنان انتظار داشت بقیه كار را انجام دهند، بلكه مدیریت دانش یك طرح یكپارچه است و كل سازمان را در بر مى گیرد.
مدیریت دانش بر پایه هدف هاى استراتژیك بنا شده است، بر محور فرایندهاى كسب و كار حركت مى كند و از فناورى هاى اطلاعات كمك مى گیرد. به عنوان مثال سازمان مدیریت و برنامه ریزى در نظر دارد نخبگان را وارد سیستم ادارى كند. اگر قرار باشد كه تنها بر روى نخبگان سرمایه گذارى كنیم نتیجه اى به دست نمى آوریم، اما اگر این افراد به عنوان الگو وارد نظام ادارى شوند و اگر نظام ادارى را به گونه اى سامان دهیم تا با آنها سازگار باشد آنگاه با این مدیریت یكپارچه حصول نتیجه ممكن خواهد بود.

 

مدل هاى مدیریت دانش
در مدیریت دانش، مدل هاى مختلفى مطرح شده است. مدل اول، مدل مبتنى بر رمزگذارى است، به این معنى كه آنچه را در اختیار داریم به گونه اى مطرح كنیم كه همه بتوانند از آن استفاده كنند. وقتى فرایندها را مستند سازى مى كنیم از این مدل استفاده مى كنیم. استفاده مجدد از دانش و تبادل مستندات دانش بر پایه تكنولوژى ارتباطات در این الگو قرار دارد.
مدل دوم مبتنى بر تجارب فردى است، یعنى تبادل دانش بین افرادى كه بحث مدیریت منابع انسانى را برجسته مى سازند. در این الگو تجربه و شایستگى هاى فردى از طریق ارتباط رو در رو، مبادله مى شود.
به نظر مى رسد مدل مناسب، الگوى مبتنى بر اجتماعى كردن است. یعنى تبادل و تولید دانش از طریق ارتباطات و سازماندهى مجدد، یا به عبارت بهتر تركیبى از الگوى كد گذارى و الگوى مبتنى بر تجربه فردى، به این صورت كه آنچه را مى توان به راحتى كد گذارى كرد مطرح كنیم و آنچه را نمى توان كدگذارى كرد به روشهاى مختلف در اختیار همگان قرار دهیم.
تقسیم بندى دیگر، رویكرد مبتنى بر انسان محورى و تكنولوژى محورى در حوزه مدیریت دانش است. رویكرد انسان محور بر جنبه هاى فرهنگى تأكید دارد و در آن مدیریت دانش، روش كسب، تسهیم و نگهدارى دانش است. در این رویكرد بر كاركنان دانشى و بر مدیریت انتزاعى دانش یا اطلاعات تأكید مى شود و سرمایه اصلى سازمان را انسان ها مى دانند و بر روى آنها سرمایه گذارى كرده و با استفاده از افراد به تولید دانش مى پردازد.
رویكرد دوم مبتنى بر فناورى اطلاعات و ارتباطات است. براساس این رویكرد، مدیریت دانش، مفهوم توسعه یافته سیستم هاى مدیریت اطلاعات است و بر مدیریت اطلاعات و ارتباطات داخلى بین منابع اطلاعاتى تأكید دارد.
حال مى خواهیم بدانیم در این فرایند به چه چیزهایى نیاز داریم و چگونه مى توانیم این مدل را تبیین كنیم؟ در اینجا بحث چرخه دانش مطرح است. در این چرخه نخست اطلاعات خام به دانش تبدیل شده و سپس از صحت دانش تولید شده اطمینان حاصل مى شود و در مراحل بعد كسب و تأمین دانش، خلق دانش، تركیب دانش، تسهیم دانش و نهایتاً كاربرد آن را خواهیم داشت. ابتدا یك سازمان باید موجودى دانش خود را شناسایى كند و محیط درونى و بیرونى سازمان را شناسایى كند. بسیارى از سازمان ها به دلیل عدم آشنایى با موجودى دانش خود، در تصمیم گیرى ها و هدف گذارى ها دچار مشكل مى شوند.
بعد از این مرحله، نوبت به كسب دانش مى رسد. دانش را مى توان از محیط داخلى و خارجى به دست آورد. اینجا دوباره تأكید مى كنم كه منابع دانش را باید در مشتریان، مراجعان، همكاران، رقبا، عرضه كنندگان و غیره جست وجو كرد. مرحله بعد، توسعه دانش با توجه به پایه هاى موجود است و براى این منظور باید توانایى ها و دانش كاركنان را افزایش دهیم. توسعه محصولات بهتر، خدمات بهتر، ایده هاى جدید تر و فرایند هاى مناسب تر همگى به مفهوم توسعه دانش در سازمان است و یا به عبارتى بهتر، تجلى توسعه دانش در این حوزه ها قابل مشاهده است.
مرحله بعد تقسیم دانش است. آنچه در مدیریت دانایى اهمیت دارد نحوه تقسیم دانش موجود و انتقال آن به محل مناسب و مورد نیاز و چگونگى انتقال دانش از سطح فردى به سطح گروهى و نهایتاً به سطح سازمانى است. اگر با سرمایه گذارى، افراد نخبه اى را آموزش دهیم و بتوانیم آن دانشى را كه این افراد دارند در افراد دیگر و در كل كشور توسعه دهیم آنگاه مى توان ادعا كرد كه دانش را مدیریت كرده ایم.
ذخیره و به هنگام كردن دانش، گام بعدى است كه مانع از بین رفتن دانش مى شود و امكان مورد استفاده قرار گرفتن را فراهم مى سازد. مرحله بعدى در چرخه دانش، ارزیابى دانش است. نحوه رسیدن به هدف هاى تعیین شده و استفاده از نتایج آن به عنوان بازخورد براى تعیین یا اصلاح هدف به این مرحله مربوط مى شود.
یكى از سؤالات مطرح در حوزه مدیریت دانش این است كه چه نوع دانشى در سازمانها مورد نیاز است؟ از جمله دانش هاى مورد نیاز، دانش ساختارى است. مدیریت دانایى فرهنگ، ساختار و نیروى انسانى خاص خود را مى طلبد. برخى از انواع ساختارها كه تناسب بیشترى با مدیریت دانایى دارند عبارتند از: ساختار تخت، گروه هاى خود گردان كامل، سازمانهاى حبابى، سازمان دورانى، سازمان شبدرى، سازمان سلولى و بالاخره سازمانهاى آمیبى. وجه تسمیه سازمان حبابى، عمر كوتاه آن است به این معنا كه با تغییر اوضاع، عمر آن پایان مى یابد و یا در سازمان هاى آمیبى تغییر سریع ساختارها مورد نظر است تا با تغییرات سریعى كه در دانش و دانایى صورت مى گیرد خود را هماهنگ كنند.
دانش فرایند از دیگر دانش هاى لازم براى استقرار مدیریت دانایى است. دانش فرایند در صدد تحلیل و بهینه سازى فرایندهاى كارى است. مهندسى مجدد و مدیریت كیفیت جامع در حوزه دانش فرایند قرار مى گیرد.
دانش پرسنلى نیز یكى از دانش هاى مورد نیاز براى استقرار مدیریت دانایى است كه در آن شایستگى ها و قابلیت هاى كاركنان داخلى مورد توجه قرار مى گیرد.
علاوه بر آموزش هاى مرسوم به كاركنان، آموزشهاى دیگرى نیز براى استقرار مدیریت دانایى ضرورى است. دانش پروژه اى یكى از این آموزش ها است كه در آن مهارت ها، گزارش ها و تخصص هاى ذخیره شده یا كسب شده در رابطه با انجام كار مورد مطالعه قرار مى گیرد. مدل هاى حل مسأله و ابزار موردنیاز براى مدیریت پروژه ها به این حوزه مربوط مى شود. مستند سازى تجربیات نیز در این قسمت مورد توجه قرار مى گیرد.
دانش هدایت، محور دانش هایى است كه مدیران باید داشته باشند. شناخت دانش ضمنى و تبدیل آن به دانش آشكار، جزء جدایى ناپذیر و اصلى مدیریت دانایى است.

 

ویژگى ها و موانع سازمان هاى محروم از مدیریت دانایى
ویژگى ها و موانع سازمان هاى محروم از مدیریت دانایى را مى توان به این شرح ذكر كرد: عدم نشانه هاى ابداع و ابتكار، عدم اولویت بندى و استفاده از دانش، نادیده گرفتن دانش خارجى، دشوارى جذب نیروهاى دانشى جدید، ضعف در جذب و استفاده از سیستم هاى اطلاعاتى، مخفى كردن یا سیاسى نمودن اطلاعات، جدا شدن كارشناسان و نیروهاى دانشگر از سازمان، فراموش كردن مسائل مهم و اساسى و استفاده محدود از دانش هاى موجود آن هم به صورت غیر متمركز.
عدم توجه به رویكرد مدیریت دانایى باعث بروز مشكلاتى در حوزه منابع انسانى خواهد شد كه در زیر به برخى از آنها اشاره مى شود. همكاران خود را به حد كافى آموزش مى دهیم، اما اجازه نمى دهیم كه دانش خود را به كار بگیرند. تجارب زیادى را در پروژه ها فرا مى گیریم، اما این تجربیات را به دیگران منتقل نمى كنیم. باوجودى كه براى حل مسائل سازمان یا كشور، مجموعه اى از افراد متخصص و خبره وجود دارد، اما كمتر كسى مى داند كه چگونه باید آنها را شناسایى كنیم. در واقع به بخشى از كوه یخ كه در زیر آب قرار مى گیرد، یعنى دانش ضمنى توجه نمى كنیم. افراد باهوش را استخدام مى كنیم، اما چند سال بعد آنها را به نفع دیگران از دست مى دهیم. همه را به تقسیم دانش تشویق مى كنیم، اما دانش هاى حساس را براى خود نگه مى داریم. هماهنگى هاى لازم را براى آموزش و یادگیرى خود و دیگران فراهم مى كنیم، اما هدفهاى آموزشى را فراموش كرده و یا نمى شناسیم.
خلاصه بحث من این است كه انسان، سازمان و فناورى، ابعاد اصلى مدیریت دانایى را تشكیل مى دهند كه باید به صورت یكپارچه مورد توجه قرار گیرند. ساختارها و فرایندها در بعد سازمان، فناورى اطلاعات و ارتباطات در بعد تكنولوژى وجنبه هاى روحى، فرهنگى، رفتارى و تخصصى در بعد سرمایه انسانى باید مورد توجه قرار گیرد و این مجموعه مى تواند ما را به سمت استقرار درست مدیریت دانش هدایت كند.

 

 

  کلید هدایت               

قناعت

 

کلام حق

إِن یَکُونُوا فُقَرَاء یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ. (نور: 32)

اگر نادار باشند، خداوند از بخشش خویش به آنان، بی‌نیازی (و مناعت) می‌دهد و خداوند، نعمت ‌گستری داناست.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

قناعت، پادشاهی بی ‌پایان است. (الحیاة، ج 4، ص 375)

هرکه طمع ورزد، نیازمند و هر که قناعت کند، بی ‌نیاز است. (الحکم الزاهره، ص 650)

عزت مردم باایمان در بی ‌نیازی از مردم است و آزادی و شرافت در پرتو قناعت به ‌دست می‌آید. (الحدیث، ج 1، ص 91)

 

حضرت امیر

قناعت، ثروتی تمام ‌نشدنی است. (الحکم الزاهره، ص 651)

قانع، توانگر است؛ (زیرا کسی که قناعت کند، از مردم بی‌نیاز می‌شود و این، حقیقت توانگری و کمال آن است). (غررالحکم، ج 4، ص 525)

 

امام صادق

اگر شخص قانع دعوی کند که من مالک دو جهان (دنیا و آخرت) هستم و بر دعوی خود قسم یاد کند، راست گفته و قسم دروغ نخورده است. به‌واسطه‌ بزرگ بودن مرتبه‌ قناعت نزد حضرت باری. (مصباح الشریعه، ص 205)

 

امام کاظم

هرکه به آنچه او را کافی است، قناعت کند، بی‌نیاز می‌شود و هر که به آنچه او را کافی است، قناعت نکند، هرگز بی‌نیاز نمی‌شود. (تحف‌ العقول، ص 707)

 

قند پارسی

دو برادر بودند؛ یکی خدمت سلطان کردی و دیگری به زور بازو نان خوردی.

باری توانگر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی؟

گفت: تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفته‌اند: نان خود خوردن و نشستن به که کمر زرین به خدمت بستن.

به ‌دست آهن تفته کردن خمیر                   به از دست بر سینه پیش امیر

       (گلستان سعدی)

 

زان گنج شایگان که بر کنج قناعت است              مور ضعیف گر چو سلیمان شود، رواست

                        (حافظ شیرازی)

 

چو حافظ در قناعت کوش و از دنیی دون بگذر       که یک جو منت دونان، دو صد من زر نمی‌ارزد

                                  (حافظ شیرازی)

 

قناعت توانگر کند مرد را                خبر کن حریص جهانگرد را

(بوستان سعدی)

 

حرص، خزان است و قناعت، بهار                    نیست جهان را ز خزان، خرمی

              (دیوان شمس)

 

آن شنیدستی که در صحرای غور              بارسـالاری بیفـتـاد از ستـور

گفت: چشم تنگ دنیا دوست را                  یا قناعت پر کند یا خاک گور

       (گلستان سعدی)

 

حدیث دیگران

شکسپیر: قناعت، بزرگ‌ترین سرمایه‌ ماست.

 

بنیامین فرانکلین: قناعت، کیمیایی است که هر چه را لمس کند، طلا می‌شود.

 

ضرب‌المثل

The greastest wealthement with little.

بزرگ ‌ترین دارایی‌ها، قناعت به اندک است.

 

گر نکته‌ دان عشقی، بشنو تو این حکایت

یکی گربه در خانه‌ زال بود                 که برگشته ایام و بدحال بود

دوان شد به مهمان ‌سرای امیر              غلامان سلطان زدندش به تیر

چکان خونش از استخوان می ‌دوید        همی گفت و از هول جان می ‌دوید

اگر جستم از دست این تیرزن              من و موش و ویرانه‌ پیرزن

نیرزد عسل، جان من، زخم نیش          قناعت، نکوتر به دوشاب خویش

خداوند از آن بنده خرسند نیست            که راضی به قسم خداوند نیست

 (بوستان سعدی، ص 153)

 

 

دانستنیها                          

روپرت مرداک کیست ؟

بر گرفته از مقاله جبار علایی

 

 

زندگی رسانه ‌ای مرداک - غول رسانه ای دنیا

کیث روپرت مرداک (Kith Rupert Murdoch) در سال 1931 در استرالیا بدنیا آمد. وی از طرف پدرش، تجارت مورد علاقه‌ ای به خصوص فعالیت در زمینه مطبوعات را به ارث برد. او خیلی زود، کیث را از اول نامش حذف کرد.

خانواده مرداک اعضای مشتاق کلیسای مستقل اسکاتلند (Free church of Scotland) بودند. مرداک از مادرش دم الیزابت (Dame Elizabeth)‌ صفت تصمیم‌گیری آتشین و عشق به خطرپذیری را به ارث برد.

روپرت در مدرسه گیلانک گرامر (Geelang Grammer School) تحصیل نمود و در مدت تحصیلات مدرسه‌اش در دفاتر نشریه ملبورن هرالد (Melborn-Herald) محل فعالیت پدرش کار می‌کرد. در سال 1950 رهسپار انگلستان شد تا در کالج ورستر (Worcester) دانشگاه آکسفورد به تحصیلات خود ادامه دهد. در زمان دانشجویی در دانگاه آکسفورد یک مارکیست تمام عیار بود. طوری که دوستانش او را روپرت سرخ لقب دادند. چپ گرایی دوران جوانی‌اش خیلی زود جای خود را به محافظه ‌کاری افراطی داد.

وی در سال 1952 از رشته اقتصاد فارغ التحصیل شد. پس از آن در فیلت استریت (Fleet Street) به عنوان سردبیر روزنامه دیلی اکسپرس (Daily Express) که متعلق به لرد بیوربروک (Lord Beuver brook) بود، مشغول شد.

روپرت درسال 1952 نشریات آدلایدنیوز (Adelaid News) و ساندی میل (Sunday Mail) را از پدرش به ارث برد. این میراث مرداک یک امپراطوری نبود. در سال 1960 مرداک روزنامه سیدنی دیلی میرور (Sydney Dali Miror) را تأسیس کرد و آن را در تلویزیون تبلیغ نمود.

مرداک می ‌گوید تمایل ما بر این بود تا روزنامه‌های ضعیف را که ارزش زیاد نداشتند و مردم تصور می ‌کردند در حال تعطیلی هستند، در اختیار بگیریم.

تأسیس روزنامه استرالین (Australian) ‌اولین روزنامه ملی کشور استرالیا یکی از جسورانه‌ترین خواسته‌های مرداک بود. استرالین با هدف ارائه گزارش‌های مختلف از کشور و پایتخت در سال 1964 شروع به فعالیت نمود. استرالین مرداک را در مرکز قدرت قرار داد.

او روزنامه‌های استرالیایی ‌اش را رها کرد و به انگلیس رفت و ظرف مدت بسیار کوتاهی دو رونامه بزرگ بریتانیا را تصاحب کرد. در سال 1969 با خرید هفته نامه بریتانیایی نیوز-آو-د-ورلد (News of the world)‌ اولین معامله بین‌المللی خود را انجام داد. در همان سال، روزنامه بریتانیایی سان (The Sun) را به مبلغ 000/500 پوند خرید.

این نشریه بواسطه مدل های نیمه عریان صفحه سه آن، ملی گرایی شدید و علاقه سیری ناپذیر به ظهور و افول ستاره‌ها در میان عوام محبوبیت پیدا کرد.

در سال 1976 روزنامه نیویورک پست (New York Post) را خرید.

در سال 1988 یک استگاه خبری تلوزیونی به نام دبلیو.ان.وای.دبلیو (WNYW) ‌را خرید. مرداک علاوه بر رسانه‌های احساس برانگیز و پول‌ ساز، قدرت سیاسی مستقیم می‌خواست. بنابراین تلاش خودرا به خرید روزنامه‌های دیگر معطوف کرد که از قضا پرنفوذ ترین نشریات جهان بودند: ساندی تایمز و تایمز. اما او مالک دو روزنامه ملی با تیراژ میلیونی بود و قوانین ضد انحصار انگلستان به او اجازه خرید روزنامه تایمز و هفته نامه ساندی تایمز را نمی داد. بنابراین ابتدا تایید مقام های مسئول در حوزه بورس را جلب کرد و از نفوذش برای کمک به مارکارت تاچر برای پیروزی در انتخابات نخست وزیری استفاده کرد. بعد با همکاری تاچر و یا تغییر قوانین مربوط به کمیسیون اقلیت‌ها شرایط را برای خرید هر دو تایمز (روزنامه و هفته ‌نامه) فراهم کرد. در سال 1981 با خرید تایمز لندن فصل جدیدی را در حرفه خود آغاز کرد. برخلاف سان خوانندگان و مخاطبین تایمز را افراد سطح عالی جامعه تشکیل می‌دادند.

گفتنی است هفته نامه اکونومیست در گزارش خود آورده که دارایی‌های مرداک در سال 2000 در بریتانیا 1/2 میلیارد دلار سود را برای وی فراهم کرده است. اما شیوه خلاق او در دفترداری و نفوذ سیاسی‌اش باعث شده که حتی یک شیلینگ هم به عنوان مالیات نپردازد.

در طول دهه 1980 مرداک امپراطوری خود را بنا کرد و به موفقیت های متوالی دست یافت. در سال 1985 او ابتدا به استودیوهای فاکس (Fox Studios) و متعاقب آن در سال 1986 به ایستگاه‌های تلویزیونی مترومدیا (Metromedia Tv Stations) دست یافت و در سال 1988 به مبلغ 23 میلیارد دلار بابت خرید شبکه تی.وی.گاید (TV Guid) به والتر آننبرگ (Walter Annenberg) پرداخت.

مرداک وقتی تصمیم گرفت شبکه رادیو و تلوزیونی فاکس را در ایلات متحده خلق کند، با قوانینی مواجه بود که تا کنون هیچ کس از عهده تخطی از آن برنیامده بود. براساس این قوانین افراد خارجی نمی ‌توانستند بیش از 9/24 درصد از یک ایستگاه رادیویی یا تلوزیونی را در اختیار داشته باشند. بنابرانی در اولین اقدام، مرداک تابعیت خود را از استرالیایی به آمریکایی تغییر داد اما این ژست کافی نبود. از الزامات قوانین پخش برنامه‌های رادیو و تلوزیونی این بود که بنگاه مادر که صاحب چند ایستگاه رادیویی و تلوزیونی است باید پایگاه اصلی خود را در ایالات متحده بنا بگذارد.

مرداک از انتقال مقر کمپانی‌اش از استرالیا به آمریکا امتناع کرد. چون می ‌دانست فعالیتش در استرالیا به لحاظ پرداخت مالیات نسبت به ایالات متحده یک مزیت محسوب می‌شود. بنابراین از چهار روزنامه و دو مجله‌اش به عنوان اهرم بهره گرفت و جهت ‌یابی سیاسی پشت پرده‌اش را برای کسب پشتیبانی‌ها و جانبداری‌های ویژه به کار انداخت.

مرداک در سال 1993 نیویورک پست را از یک ورشکستگی نجات داد. آنگاه به خرید 3/63 درصد از سهام شبکه استار تی وی (Star TV)، شبکه‌ ماهواره‌ای هنگ کنگ که آسیا را تحت پوشش برنامه‌های خود دارد، اقدام کرد و حقوق مربوط به پخش تلوزیونی لیگ ملی فوتبال انگلستان ان.اف.ال (NFL) را از شبکه سی.بی.اس) (CBS) به چنگ آورد.

مجله آپساید از مرداک به عنوان یکی از 100 چهره برگزیده تلوزیونی در ژاپن یاد کرد. او کار خود را با پخش برنامه‌ها از شبکه"سخن پراکنی جپن اسکای" (Japan Sky Broadcasting) به کمک شرکت "سافت بنک" (SoftBank) شروع کرد.

 

از دیگر فعالیت‌های مرداک می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- راه‌اندازی شبکه ورزشی فاکس اسپرتس آمریکا (Fox Sports Am) در آمریکای لاتین

- راه‌اندازی باکس خبری فاکس نیوز (Fox News) با هدف تأمین برنامه‌های خبری تا سال 2000 به طوری‌که چهل میلیون شهروند را تحت پوشش خود قرار دهد.

- خریداری نیوز ورلد کامیونیکیش (News World Communication) توسط نیوز کرپ، راه‌اندازی سرویس‌های ماهواره‌ای در برزیل و مکزیک، ساخت فیلم روز استقلال (lndependent Day) و اقدام تایمز به چاپ گزارشها و مقالات پیرامون جنگ قیمت‌ها.

 

موارد ذیل معاملات مهم مرداک هستند که فقط در مدت شش ماه از سال 1998 صورت گرفتند:

مارس 1998: خریداری تیم بیس بال لس آنجلس داجر (LA Doger) به مبلغ 300 میلیون دلار.

آوریل 1998: اخذ کلیه حقوق مربوط به تکثیر و توزیع مجموعه جدید فیلم‌های جنگ ستارگان.

ژوئن 1998: فروش شبکه تی.وی.گاید با شمارگان 13 میلیون نفر به شرکت گروه ویدئو-ماهواره یونیورسال وابسته به تی.سی ای به مبلغ 12 میلیارد دلار.

ژوئیه 1998: فروش 20 درصد از سهام گروه فکس دربازار سهام به‌عنوان راهی برای کاهش دیدن 5/6 میلیارد دلار نیوزکرپ.

مرداک حقیقتاً یک امپراطور جهانی است. طبق اظهارات هفته نامه اشیاویک وی بعنوان چهارمین فرد قدرتمند در قاره آسیا به شمار می‌آید.

دارایی کل نیوزکرپ (برآورده شده در ماه مارس 1998) به 2/33 میلیارد دلار و سالانه بر13 میلیارد دلار بالغ می‌شد. مرداک درسال 1997 اعلام نمود که سهام خانوادگیش درنیوزکرپ به فرزندانش تعلق پیدا می‌کند. با اینکه 2/36 درصد از کل سهام شرکت به مرداک تعلق دارد. با اینحال نیوزکرپ این امپراطوری عظیم، شرکت روپرت مرداک است.

روپرت مرداک که درمیان کارکنانش به کی،آر.ام معروف است، شاید شاخص‌ترین تاجر جهان باشد که نفوذ و قدرتش فقط با منافع و جاه طلبی جور می‌آید. واشینگتن پست او را سزاوار لقب وزیر مسلم ارتباطات در دهکده جهانی دانست. درجاهای دیگر لقب سلطان شیطانی رسانه‌ها به مرداک داده‌اند. نگارنده "زندگی مرداک"، ویلیام شاوکراس، به این نتیجه می‌رسد که او یکی از پرقدرت ترین مردان روی زمین است.

فیلم همشهری کین مرداک را بصورت یک مالک دیکتاتور تصویر می کند. درنوع مدیریت وی به اعمال قدرت بیشتر از مهارت‌های زیرکانه توجه شده است. بطور روشن مرداک از تمام قدرت و نفوذش استفاده می‌کند؛ اما موضوعات دیگر درشیوه مدیریت او وجود دارد. اداره یک سازمان بزرگ متفرق که در تکنولوژی پیشتاز است، نیازمند اعمال یک مدیریت پیچیده است. اولین انتقادی که متوجه مرداک شده این است که وی از نظر اصول اخلاقی سزاوار سرزنش است؛ او به عنوان سلطان روزنامه‌های عوام گرا (پاپولیست) شناخته شده و تمایل داشته است که پایین ‌ترین خصوصیات مشترک رفتاری انسانی را ایفا کند.

دومین انتقادی که متوجه او می‌گردد، مربوط به موضوع تمرکز خطرناک بیش از حد قدرت رسانه‌ها دراختیار یک نفر می‌شود. مرداک دردفاع از خود می‌گوید که وی به تقاضاهای عمومی پاسخ داده و مردم آنچه را که دوست دارند دریافت داشته ‌اند. درمورد انتقاد مربوط به تمرکز قدرت رسانه‌ها او نفوذ بسیار زیاد انحصار دولتی را منتفی نمی‌داند. وی می‌گوید، از آنجائیکه سرمایه ‌داران همیشه دنبال راهی برای نارو زدن به یکدیگر هستند، بازار آزاد هیچ گاه تبدیل به انحصار نمی‌شود. اساساً انحصار زمانی بوجود می‌آید که از حمایتهای دولتی برخوردار باشد.

اکنون فاکس یا به طور کامل یا بخش قابل توجهی از بیست و سه شبکه رادیو- تلویزیونی ایالات متحده را دراختیار دارد و درحال حاضر در پخش برنامه‌های ورزشی رتبه نخست را احراز کرده است. چون تاکنون موفق شده است امتیاز و نمایندگی پخش بیست رویداد قابل توجه ورزشی درسراسر ایالات متحده را انحصاری خریداری کند. شهرت دیگر شبکه‌های فاکس شیوهای تلویزیونی‌اش است. مرداک با تملک "دایرک تی وی" تعداد کانال های تلویزیونی به خصوص تبادل داده‌هایش را به بیش از صد کانال رسانده است. دارایی‌های ماهواره‌ای و کابلی او از سی مورد گذشته است و نیمی از سهام تلویزیون کابلی نشنال جئوگرافیک از آن اوست. جالب اینکه بخشی از مالکیت رقیب نشنال جئوگرافیک یعنی شبکه کابلی ان بی سی از جنرال الکتریک را نیز بدست آورده است.

مرداک خارج از ایالات متحده در بریتانیا، بیست و هشت کانال تلویزیونی دارد که هشت مورد آن سرمایه‌ گذاری مشترک است با پارامونت، نیکلودئون و سایر پخش کنندگان برنامه‌های تلویزیونی در بریتانیا. 

مرداک صاحب دو شرکت خدماتی در آلمان، شانزده شرکت در استرالیا، یک شرکت در کانادا و شش شرکت در هندوستان است و سهامی در یک ایستگاه ایتالیایی، دو اندونزیایی، دو ژاپنی و هشت ایستگاه آمریکای لاتین دارد. 

او درایالات متحده هشت مجله دارد که یکی از آن‌ها هفته نامه محافظه ‌کاری به سردبیری ویلیام کریستول است که اطلاعات سیاسی لازم را در اختیار سیاست گذاران جورج بوش درکاخ سفید قرار می ‌دهد.

نیوزکورپوریشن صاحب انتشارات هارپرکالنیز است که بیست و شش چاپخانه دارد بعلاوه انتشارات ویلیام مارو و انتشارات آون که گردش مالی سالیانه‌ اش بیش ازیک میلیارد دلاراست. 

در آسیا بزرگترین شبکه تلویزیونی به مرداک تعلق دارد این شبکه چهل کانال دارد که به هشت زبان، پنجاه و سه کشور را پوشش می‌دهد.

آقای مرداک مردی چند چهره است. او هنوز روزنامه نیوز آو ورلد را منتشر می‌ کند که به مسائل جنسی می ‌پردازد و هنوز پرتیراژترین رسانه چاپی بریتانیاست. با این وصف مرداک صاحب انتشارات واندروان هم هست که بالاترین تیراژ چاپ انجیل را درایالات متحده دارد.

بقول بن باگدیکیان، جای شگفتی است اگر مرداک مورد بخشایش قرار نگیرد. چون تیراژ نیوز آو ورلد که مملو از تصاویر زنان برهنه است فقط چهارمیلیون است، درحالیکه انتشارات واندروان او سالانه هفت میلیون نسخه انجیل چاپ می‌کند.

 

نکته‌ها ودرسهای مهم درمدیریت روپرت مرداک عبارتند از:

1- جریان را همراهی می‌ کنید: تنها افراد واقع بین از منازعه بین شرکت‌ها در صحنه باقی می‌مانند.

2- دل رحمی را کناربگذارید: فرد دل رحم نفر اول خط پایان مسابقه نیست.

3- شرط بندی کنید: مرداک اهل قمار است. هرچه میزان شرط بندی بیشتر، سودآفرینی بیشتر.

4- در رهبری پیش قدم شوید: مرداک همان نیوزکرپ است. تفویض اختیار را فراموش کنید.

5- برجزئیات امور و ریزه کاری‌ها اشراف داشته باشید: تلفن‌های بامدادی مرداک برای رسیدن به امور، یک امر غیرعادی تلقی می‌شود. مدیران نیوزکرپ خواب راحت ندارند.

6- بازاریابی یک مسئله ژنتیک است: مرداک بازاریابی را به ارث برده است.

7- برای بردن عجله کنید: درحالی‌ که رقبا برای تصمیم گیری دریک معامله درنگ می‌کنند. مرداک معمولاً اولین کسی است که سرگرم مکالمه تلفنی برای انجام آن معامله است.

8- از امروز به فکر فردا باشید: مرداک روی آینده شرط می ‌بندد و دراین بازی خونسردیش را از دست نمی ‌دهد.

9- افزون طلبی نهایتی ندارد: مرداک هفتاد و پنج ساله هنوز از جنب و جوش نیفتاده و همواره بدنبال چیزهای بیشتر است.

10- در شرکت حرکت وشوق بوجود آورید: حرکت لازمه زندگی است. تداوم حرکت، ما را به موفقیت می ‌رساند.

 

منابع

1. کراینر، استوارت (1384. تجارت به سبک روپرت مرداک، ترجمه عبدالناصر کرکه آبادی، کرج: انتشارات زرین مهر

2. باگدیکیان،بن.اچ (1385). انحصار نوین رسانه‌ای، ترجمه علیرضا عبادتی، تهران: انتشارات روایت فتح

3. مجله سروش، سال بیست و هفتم، شماره 1260، 26 فروردین 1385، ص

 

منبع : www.daneshnamah.com

 

  مباحث فرهنگی            

تاریخچه حجاب و عفاف در ادیان و اقوام گذشته

مقدمه

بنابر گواهی متون تاریخی ، دراكثر قریب به اتفاق ملت ها وآیین های جهان، حجاب دربین زنان معمول بوده است ؛ هرچند درطول تاریخ ،فراز ونشیب های زیادی راطی كرده وگاهی با اعمال سلیقه حاكمان ،تشدید یا تخفیف یافته است ، ولی هیچگاه بطور كامل ازبین نرفته است . مورخان به ندرت ازاقوام بدوی كه زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه دراجتماع ظاهر می شدند ،یاد می كنند.

دانشمندان ، تاریخ حجاب وپوشش زن رابه دوران ما قبل ازتاریخ وعصر حجر نسبت می دهند ، كتاب زن درآینه تاریخ پس از طرح مفصل علل وعوامل تاریخی حجاب ، می نویسد : باتوجه به علل ذكر شده وبررسی آثارونقوش به دست آمده ،پیدایش حجاب به دوران پیش ازمذاهب مربوط می شود، وبه  این دلایل ، عقیده عده ای كه می گویند مذهب موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت كه دردگرگونی و تكمیل آن بسیار موثر بوده است .1

 

1- پوشش زن دریونان وروم باستان:

دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته ، صورت واندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش كه شفاف وبسیار زیبا بود، درجزایر كورس وامرجوس ودیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب ، در لابلای كلمات قدیمی ترین مولفین یونانی نیزبه چشم می خورد، حتی بنیلوب ( همسر پادشاه عولیس فرمانروای ایتاك )  نیز با حجاب بوده است  . زنان شهر ثیب دارای  حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت كه حتی صورتشان رانیزبا پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود كه جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در اسپارته دختران تا موقع  ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را ازچشم مردان می پوشاندند. نقش هایی كه برجای مانده ، حكایت می كند  كه زنان سررا می پوشانده ، ولی صورت هایشان بازبوده است ، ووقتی به بازارمی رفتند  ، برآنان واجب بوده است كه صورت هایشان را بپوشانند ، خواه باكره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری وساكنان آسیای صغیر وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نیزوجود داشته است. زنان رومانی ازحجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری كه وقتی ازخانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند وچیزی ازبرآمدگی های بدن مشخص نمی شد. 2

یكی از تاریخ نویسان غربی نیزشواهد زیادی دال بروجود حجاب دربین زنان یونان وروم باستان آورده است. او درباره الهه عفت كه یكی ازخدایان یونان باستان است، می گوید :  آرتمیس ، الهه عفت است و عالی ترین نمونه ( والگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده وچابك وبه زیور عفت وتقوا آراسته است. 3

همچنین درباره مردم یكی ازقبائلی كه نهصد سال قبل ازمیلاد زندگی می كرده اند، آمده است: بالاتر ازارمیان ودركنار دریای سیاه ، سكاها بیابانگردی می كردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند كه در ارابه به سرمی بردند وزنان خود راسخت در پرده نگاه می داشتند.4

این مورخ درجای دیگر می گوید: زنان فقط درصورتی می توانند خویشان ودوستان خود راملاقات كنند ودرجشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند كه كاملا درحجاب باشند.5

همچنین ازقول یكی ازفلاسفه یونان باستان ، درباره شدت پوشش زن، نقل می كند : نام یك زن پاك دامن را نیز چون شخص او باید درخانه پنهان داشت. 6      

 

2- پوشش زن درایران باستان:

درمورد پوشش زنان ایران باستان ،مطالب زیادی درتاریخ وجود دارد . ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان واین كه حجاب بسیار سختی دربین آنان رایج بوده است، می گوید : زنان طبقات  بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز درتخت روان  روپوش دارازخانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده  نمی شد كه آشكارا با مردان آمیزش ( اختلاط) كنند. زنان شوهردارحق نداشتند هیچ مردی را ،ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند . در نقش هایی كه  درایران باستان برجای مانده ، هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی از ایشان به نظر نمی رسد. 7

ازدایراه المعارف لاروس نیزبه دست می آید كه حجاب دربین مادها وپارس ها وجود داشته است. 8 همچنین درتفسیر اثنی عشری 9 آمده است : تاریخ نشان می دهد كه حجاب در فرس قدیم وجود داشته است. دركیش مازدیسنی نامه شت مهاباد ،آیه 90 گوید : زن خواهید و جفت گیرید وهم خوابه دیگری را نبینید  و براو منگرید و با او میامیزید.

نصوصی كه بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد  كه زنان دردوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها ( هخامنشیان ) ، اشكانیان و سامانیان دارای حجاب وپوشش بوده اند، كه به چند نمونه آن اشاره می شود :

 

دوره مادها:

دركتاب پوشاك باستانی ایرانیان آمده : اصلی كه باید درنظر داشت ، این است كه طبق نقوش برجسته و مجسمه های ماقبل میلاد، پوشاك زنان آن دوره ( مادها ) ازلحاظ شكل ( باكمی تفاوت ) با پوشاك مردان یكسان است. 10

وی درادامه برای توضیح نقوش برجای مانده می نویسد : مرد وزن به واسطه اختلافی كه میان پوشش سرشان وجود دارد، ازهم تمیز داده می شوند . به نظر می رسد كه زنان پوششی نیز روی سرخود گذارده اند واز زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است. 11

 

دوره پارسی ها ( هخامنشیان ):

پارسی ها به وسیله كوروش ، دولت ماد را از میان برداشته وسلسله هخامنشی را تاسیس كردند . آنها ازنظر لباس همانند مادها بودند . درمورد پوشاك خاص زنان این دوره آمده است : ازروی برخی نقوش مانده ازآن زمان ، به زنان بومی برمی خوریم كه پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده وبلند یا دارای راسته چین و آستین كوتاه است . به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم كه ازپهلو به اسب سوارند . اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افكنده ودرزیر آن ، یك پیراهن بادامن بلند ودرزیر آن نیز ،پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است. 12

 

دوره اشكانیان:

دراین دوره نیز هماهنند گذشته ، حجاب زنان ایرانی كامل بوده است . دراین باره چنین می خوانیم : لباس زنان اشكانی پیراهنی بلند تا روی زمین ، گشاد ، پرچین ، آستین دار و یقه راست بوده است . پیراهن دیگری داشته اند كه روی اولی می پوشیدند وقد این یكی نسبت به اولی كوتاه و ضمنا یقه باز بوده است . روی این دو پیراهن چادری سرمی كردند . 13

درجای دیگر آمده است : چادر زنان اشكانی به رنگ های شاد و ارغوانی ویا سفید بوده است. گوشه چادر درزیر یك تخته فلزی بیضی منقوش یا دكمه كه به وسیله زنجیری به گردن افكنده شده ، بند است . این چادر به نحوی روی سر می افتاده كه عمامه ( نوعی كلاه زنانه ) را درقسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است . 14

دركتاب پارتیان نیزآمده است : زنان عهد اشكانی قبایی  تا زانو برتن می كردند ، با شنلی كه برافكنده می شد ونیز نقابی داشتند كه معمولا به پس سرمی آویختند.

 

دوره ساسانیان:

دراین دوره اردشیر پسر ، بابك با استفاده از ضعف اشكانیان ، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد ودین زرتشت را دین رسمی كشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشكده های ویران را بازسازی نمود . زنان دراین دوره كه احكام دینی زرتشتیان دركشور اعمال می شده است ، همچنان دارای حجاب كامل بودند . درمورد پوشاك زنان چنین آمده است : چادر كه از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است ، دراین دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است . 15

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت كه حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان ، تا پشت پاكشیده شده است . 16

برای اثبات توجه زنان دراین دوره به حجاب ، كافی است این نقل تاریخی را ازمنابع اسلامی مرور كنیم : هنگامی كه سه تن از دختران كسری ، پادشاه ساسانی ، را با ثروت فراوانی ازاموال ، برای عمر آوردند ، شاهزادگان ایرانی رادربرابر عمر درحالی كه با پوشش ونقاب ، خود را پوشانده بودند ، ایستاندند، خلیفه دستورداد، با آوازی بلند برآنان فریاد كشند كه : پوشش ازچهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند وخریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند . دوشیزگان ایرانی ازبرهنه كردن صورت خودداری كردند و مشت برسینه نماینده عمرزدند وآنان راازخود دور ساختند . خلیفه خشمناك شد و خواست با تازیانه آنان رابیازارد، درحالیكه شاهزادگان ایرانی می گریستند . حضرت علی ( علیه السلام ) به عمر فرمودند : دررفتارت مدارا كن ؛ ازپیغمیر خدا صلی الله علیه وآله  شنیدم كه می فرمود : بزرگ و شریف هرقومی را كه خوار وفقیر شده ، گرامی بدارید عمر پس ازشنیدن فرمایش حضرت علی ( علیه السلام ) آتش خشمش فرو نشست . سپس حضرت اضافه كرد : با دختران ملوك نباید معامله دختران بازاری ( كنیزان ) كرد . 17

 

3- پوشش زن در ادیان بزرگ الهی

حجاب در شریعت حضرت ابراهیم ( علیه السلام ):

درآئین مقدس حضرت ابراهیم ( علیه السلام ) مساله پوشش زنان ، حائز اهمیت بوده است . دركتاب تورات چنین می خوانیم : رفقه چشمان خود را بلند كرده واسحاق را دید واز شتر خود فرود آمد ، زیرا ازخادم پرسید : این مرد كیست كه درصحرا به استقبال ما می آید ؟ خادم گفت : آقای من است . پس برقع خود را گرفته ، خود را پوشانید . 18

ازاین بیان روشن می شود كه پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم ( علیه السلام وجود داشته است ؛ زیرا رفقه در مقابل اسحاق كه به او نامحرم بود ، ازشتر پیاده شدو خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد .

 

حجاب درآیین یهود:

دراصول اخلاقی تلمود كه یكی از كتاب های مهم دینی و درحقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگی یهودیان است ، آمده : اگرزنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلا بی آنكه چیزی برسر داشت  به میان مردم می رفت ویا در شارع عام نخ می رشت یا با هرسنخی ازمردان درد دل می كرد یا صدایش آنقدر بلند بود كه چون درخانه اش تكلم می نمود ، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند ، درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه اوراطلاق دهد . 19

 

حجاب درآیین مسحیت:

در كتاب انجیل آمده است : پولس دررساله خودبه قدنتیان تصریح می كند :

اما می خواهم شما بدانید كه سرهرمرد ، مسیح است و سرزن ، مرد وسر مسیح ، خدا. هرمردی كه سرپوشیده دعا یا نبوت كند سر خود رارسوا می نماید . اما هرزنی كه سربرهنه دعا كند ، سرخود را رسوا می سازد ؛ زیرا این چنان است كه تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد ، موی را نیز ببرد واگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است ، باید بپوشد ؛ زیرا كه مرد اززن نیست ، بلكه زن ازمرد است و نیز مرد اززن نیست ، بلكه زن ازمرد است ونیز مرد به جهت زن آفریده نشده ، بلكه زن برای مرد . ازاین جهت زن می باید عزتی برسرداشته باشد ، به سبب فرشتگان ... دردل خود انصاف دهید آیا شایسته است كه  زن نا پوشیده نزد خدا دعا كند. 20 پس در جایی كه برای دعا باید سرزن پوشیده باشد، به هنگام روبه روشدن با نامحرم پوشش سرلازم تر خواهد بود.

ونیز درانجیل ، دررساله پولس ، به تیمو تاوس می گوید : وهمچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا وپرهیز، نه به زلف ها وطلا و مروارید ورخت گران بها ، بلكه چنان كه زنانی را می شاید كه دعوای دینداری می كنند به اعمال صالحه . 21

 

پی نوشت  ها :

1- علی اكبر علویقی ، زن در آیینه تاریخ ؛ اگر منظور نویسنده این است كه حجاب یك امر فطری است وبراثر یك رسم اكتسابی به وجود نیامده ، ما هم قبول داریم ، ولی نمی توان پذیرفت دین موجد حجاب نبوده است ؛ زیرا اولا دوران پیش ازمذاهب ، پیش فرض باطلی است .چون بنا برآموزه های دینی ، اولین انسان خود پیامبر ودارای مذهب بوده است ، ثانیا اگرحجاب را جزئی ازتعلیمات مذهب بدانیم ، به فطری بودن آن نقصی وارد نكرده ایم ، زیرا تعالیم دین با فطرت انسان هماهنگی كامل دارد، چنانچه  آیه 30 سوره روم بدان اشاره دارد.

2- به نقل ازدایره المعارف القرن العشرین ، 1923

3- ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ص 520

4- همان ، ص 336

5- همان ، ص 340

6- همان

7- همان ، ص 434

8- به نقل ازدایره المعارف  القرن العشرین ، 1923

9- تفسیر اثنی عشری ، ج 10 ، ص 490

10- ضیاء پور ، پوشاك باستانی ایرانیان ، ص 51

11- همان ، ص 54

12- همان ، ص 56

13- جلیل ضیاء پور، پوشاك زنان ایرانی ، ص 194

14- همان ، ص 197

15- همان ، ص 114

16- علی سامی ، تمدن ساسانی ، ج 1 ، ص 186

17- السیره الحلبیه ، ج 2 ، ص 234

18- سفرپیدایش، باب 24 ،آیه 64 و 65

19- ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ج 4 ص 461 .

20- باب 11 ،آیه 3 تا 14

21- باب دوم ، آیه 9 تا 11

 

منبع : www.hawzah.net

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست قوه تخیل

 

برای انجام این تست باید قدری از قوه تخیلتان کمک بگیرید.

فرض کنید در ابتدای یک دالان طولانی قرار دارید که در انتهای آن یک میز است، و بر روی میز یک لیوان قرار گرفته است. اکنون بگویید شما دوست دارید لیوان چه شکلی باشد و درون آن چه چیزی باشد؟

 

 تعبیر جوابتان را همین پایین مشاهده بفرمائید.

 

 

 

 تعبیر پاسخ شما:

 

شکلی که از لیوان بیان کرده اید نماینگر شکل فرد ایده آل و مورد علاقه شما است و مایع درون لیوان بیانگر شخصیت درونی است که شما تمایل دارید فرد مورد علاقه شما دارا باشد.

 

 

  عبادت و بندگی             

آیا برای ملاقات با خدا باید به مسجد رفت؟


آثار حضور در مسجد :
 
مسجد خانه خدا در زمین،1- مركز وحی، 2- منبع فیوضات معنوی و بركات گوناگون برای نمازگزاران و جامعه اسلامی است.

بی‏ گمان مكانی كه چنین جایگاهی نزد خداوند دارد، حضور در آن، آثار فراوانی را خواهد داشت و بدون تردید شامل حال مكلفان و حاضران در مسجد اعم از زن و مرد نیز خواهد بود.
آثار حضور در مسجد چنان متنوع است كه به سختی می‏ توان پیرامون تمامی آنها سخن گفت؛ چنانكه در یكی از احادیث امام علی علیه ‏السلام ، برای حضور در مسجد هشت اثر برشمرده شده است:
مَنِ اخْتَلَفَ اِلَی الْمَسْجِدِ اَصابَ اِحْدَی الثَّمانِ؛ اَخا مُسْتَفادا فِی اللّه‏ِ، اَوْ عِلْما مُسْتَطْرَفا اَوْ آیةً مُحْكَمَةً اَوْ یسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّ عَلی هُدی، اَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً، اَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ ردی، اَوْ یتْرُكَ ذَنْبا خَشْیةً اَوْ حَیاءً ؛3 كسی كه به مسجد رفت و آمد می‏ كند، یكی از منافع هشت گانه نصیب او می ‏شود:

1- برادری مفید و با ارزش در راه خدا

2- علم و دانش نو

3- دلیل و برهان محكم [برای تثبیت عقاید]

4- كلماتی كه موجب هدایت شود [می ‏شنود]

5- رحمت مورد انتظاری [شامل حال او می‏ شود]

6- مواعظی كه او را از فساد و گناه باز دارد، [می ‏شنود]

7- یا به خاطر ترس گناهی راترك می‏كند. 8- حیا.

 

برخی از آثار حضور در مسجد را می‏توان به شرح زیر مورد مطالعه قرارداد:

1. آثار عبادی
2.
آثار علمی
3.
آثار اجتماعی
ابوعلی سینا برای ابو سعید ابوالخیر نوشت: چه لزومی دارد، مردم همه در مسجد اجتماع كنند، با اینكه خداوند از رگ گردن به انسان نزدیكتر است.

 وی در نوشت: اگر چند چراغ در یكجا روشن باشد، یكی از آنها که خاموش شد، چراغ های دیگر روشن است، ولی اگر همان چراغ ها هر كدام در یك اطاق باشد، اگر یكی خاموش شد، آن اتاق در تاریكی فرو خواهد رفت.

 
4
. آثار سیاسی
مسجد همواره در كنار كاركرد اجتماعی، عبادی و معنوی خود، كانون سیاسی در جامعه مذهبی نیز بوده است. این موضوع چه در زمان پیامبر و چه در زمان خلفاء و امام علی علیه ‏السلام و دیگران قابل پی گیری است و نمونه‏ های فراوانی درباره آن می ‏توان ذكر كرد.
در این دوران نه تنها آثار سیاسی حضور مردان در مسجد بلكه آثار سیاسی حضور زنان در مسجد نیز مشهود است. كه حضور حضرت حضور زنان و مردان و تبادل اخبار و اطلاعات اجتماعی، جویا شدن از احوال هم و احوال مسلمین، تنها بخشی از این ظرفیت بزرگی است كه مساجد دارند.
فاطمه علیه ا‏السلام در مسجد و دفاع وی از حق ولایت علی علیه ‏السلام، یكی از آنهاست. همچنین سخنرانی حضرت زینب در مسجد كه از مسلمات تاریخی است.4 این اثر را در انقلاب اسلامی نیز می ‏توان به خوبی مشاهده كرد.
تربیت سیاسی كه در مسجد ارائه می‏ شود، به دلیل ماهیت مذهبی آن می ‏تواند نسلی را پدید آورد كه پشتوانه جامعه دینی باشند و در برابر حوادث سیاسی هوشیاری لازم را داشته باشند. از این رو حضور زنان در كنار مردان در مسجد ضروری می‏ باشد، چرا كه اگر زنان از حضور در این مكان محروم شوند، در واقع این تربیت بطور ناقص انجام خواهد شد. در حالی كه بانوان به دلیل تأثیر عمیق‏ تر بر فرزندان و نقش تربیتی خود، در صورت برخورداری از تربیت سیاسی مسجد، بلوغ سیاسی را بطور شگفت انگیزی افزایش خواهند داد.


5
. آثار روحی و اخلاقی

فضای مسجد، نورانی و الهی است. چنانچه پیامبر اكرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله نیز در حدیثی به آن اشاره فرموده است: ما جَلَسَ قَوْمٌ فی مَسْجِدٍ مِنْ مَساجِدِ اللّه‏ِ تَعالی یتْلُونَ كِتابَ اللّه‏ِ [و] یتَدارَسُونَهُ بَینَهُمْ اِلاّ تَنَزَّلَتْ عَلَیهِمُ السَّكینَةُ وَغَشِیتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَذَكَرَهُمُ اللّه‏ُ فیمَنْ عِنْدَهُ؛5 قومی [با یكدیگر] در مسجدی از مساجد خداوند متعال برای تلاوت و آموختن قرآن ننشینند؛ مگر آن كه آرامش برایشان نازل و رحمت الهی شامل حال آنها شود. و خداوند از آنها در میان كسانی كه نزد او هستند یاد می‏ كند.
در حدیث دیگری از آن حضرت می‏ خوانیم كه فرمود: مَنْ كانَتِ الْمَساجِدُ بَیتَهُ ضَمِنَ اللّه‏ُ لَهُ بِالرُّوحِ وَالرّاحَةِ وَالْجَوازِ عَلَی الصِّراطِ؛6 هر كس كه مسجدها خانه ‏اش باشد، خداوند آسایش و آرامش و عبور از صراط را برای او ضمانت می‏ كند. و این گونه است كه مؤمن در مسجد، به مانند ماهی در دریا می ‏ماند.
هفت گروه در قیامت مورد توجه خدا قرار می‏ گیرند... كه از جمله آنها شخصی است كه وقتی از مسجد خارج می ‏شود تا زمان برگشت، توجه‏ اش به مسجد باشد.
اطمینان و آسایش حاصل از حضور در مسجد، توانایی انجام صحیح وظایف و تكالیف شرعی دیگر را نیز بدست خواهد داد.
در این زمینه این نكته را نیز یادآور می‏ شویم كه به دلیل لطافت های روحی و تأثیر پذیری عاطفی شدید در بانوان، نیاز به حضور برای كسب آرامش الهی و قلبی، درباره آنان بیشتر احساس می‏ شود.
از نظر اخلاقی نیز وضع به همین ترتیب است؛ زیرا زنان به دلیل اینكه بیشتر عمر خود را در خانه‏ ها صرف خانه داری و تربیت فرزندان می‏ كنند و بارها در مشكلات مختلف در تنگنا قرار می‏ گیرند، بیشتر از مردان نیازمند آرامش و یافتن محلی برای كسب راحتی روانی هستند. و البته در فضایی به نام مسجد كه اساس آن بر نورانیت، عبودیت و ارتباط خالق و مخلوق است، امكان فراهم شدن آن بیشتر است. ویژگی هایی كه در جماعت هست، در غیر آن نیست.
امام صادق علیه ‏السلام فرمود: كانَ اَبی اِذا حَزَنَهُ اَمْرٌ جَمَعَ النِّساءَ وَالصِّبْیانَ ثُمَّ دَعا وَامَنُوا؛ هرگاه پدرم از چیزی غمگین می‏ شد، زن ها و بچه‏ ها را فرا می‏ خواند و دعا می ‏كرد و آنها آمین می‏ گفتند.


6
. آثار معنوی و اخروی

در روایات از ثوابها و اجرهای متعدّد برای حاضران در مساجد، فراوان یاد شده است از جمله:
1.
اِنَّ فِی التَّوْراةِ مَكْتُوبا: اِنَّ بُیوتی فِی الاَْرْضِ الْمَساجِدُ فَطُوبی لِمَنْ تَطَهَّرَ فی بَیتِهِ ثُمَّ زارَنی فی بَیتی وَحَقٌّ عَلَی الْمَزُورِ اَنْ یكْرِمَ الزّائِرَ؛7در تورات نوشته شده است كه [خداوند می‏فرماید:] مسجدها خانه‏ های من در زمین هستند. خوشا به حال كسی كه خود را در خانه‏ اش تمیز كند و در خانه من به زیارتم بیاید و حق زائر این است كه میزبان او را محترم شمارد.
2.
قال رسول اللّه‏ صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله : اَلْمَساجِدُ سُوقٌ مِنْ اَسْواقِ الاْخِرَةِ قِراهَا الْمَغْفِرَةُ وَتُحْفَتُهَا الْجَنَّةُ؛8مساجد بازاری از بازارهای آخرتند. آمرزش [و بخشش] از وسایل پذیرایی آنها است و هدیه آنها بهشت است.
3.
قال رسول اللّه‏ صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله : سَبْعَةٌ یظِلُّهُمُ اللّه‏ُ فی ظِلِّهِ یوْمَ لا ظِلَّ اِلاّ ظِلُّهُ:... رَجُلٌ قَلْبُهُ مُتَعَلَّقٌ بِالْمَسْجِدِ اِذا خَرَجَ مِنْهُ حَتّی یعُودَ اِلَیهِ؛9

هفت گروه در قیامت مورد توجه خدا قرار می‏ گیرند... [كه از جمله آنهاست،] شخصی كه وقتی از مسجد خارج می‏ شود تا زمان برگشت، توجه ‏اش به مسجد باشد.
4.
قال الصادق علیه‏ السلام : لا یرْجِعُ صاحِبُ الْمَسْجِدِ بِاَقَلّ مِنْ اِحْدی ثَلاثِ خِصالٍ: اِمّا دُعاءٌ یدْعُو بِهِ یدْخِلُهُ اللّه‏ُ بِهِ الْجَنَّةَ وَاِمّا دُعاءٌ یدْعُوا بِهِ فَیصْرِفُ اللّه‏ُ عَنْهُ بِهِ بَلاءَ الدُّنْیا...؛ اهل مسجد به كمتر از یكی از سه ویژگی باز نمی‏ گردد: یا دعایی می‏ كند كه خداوند به بركت آن، او را به بهشت می‏ برد، یا دعایی می‏ كند كه به سبب آن بلای دنیا را از او دور می‏ كند و یا...
مسجدها خانه‏ من در زمین هستند. خوشا به حال كسی كه خود را در خانه‏اش تمیز كند و به دیدار من در خانه من بیاید و حق زائر این است كه میزبان او را محترم شمارد
این همه نشان می ‏دهد، حضور در مسجد، علاوه بر آثار دنیوی، از جنبه اخروی و كمالات معنوی نیز ـ به عنوان عاملی تأثیرگذار ـ مورد توجّه است. نقل است كه شیخ الرئیس ابوعلی سینا برای ابو سعید ابوالخیر نوشت: چه لزومی دارد، مردم همه در مسجد اجتماع كنند، با اینكه خداوند از رگ گردن به انسان نزدیكتر است. هرجا كه باشی اگر رابطه‏ ات با خدا برقرار باشد، نتیجه خواهی گرفت. وی در پاسخ نوشت: اگر چند چراغ در یك‏جا روشن باشد، اگر یكی از آنها خاموش شد، چراغ های دیگر روشن است، ولی اگر همان چراغها هر كدام در یك اطاق باشد، اگر یكی از آنها خاموش شد، آن اتاق در تاریكی فرو خواهد رفت. انسانها نیز این‏گونه ‏اند؛ تربیت سیاسی كه در مسجد ارائه می ‏شود، به دلیل ماهیت مذهبی آن می‏ تواند نسلی را پدید آورد كه پشتوانه جامعه دینی باشند و در برابر حوادث سیاسی هوشیاری لازم را داشته باشند.
بعضی گناه كارند، اگر تنها باشند، شاید موفق به كسب فیوضات الهی نشوند، ولی اگر در جمع باشند، شاید خداوند به بركت افراد دیگر، آنها را هم مشمول بركات خود سازد.10

 

نكته :
هرچند در تمام ثمرات حضور در مسجد، زنان و مردان مشتركند و تبعیض بین آنها به چشم نمی ‏خورد، اما نكته ‏ای وجود دارد كه اطلاع از آن، موجب درك مطلوب بودن حضور بانوان است. حقیقت این است كه بانوان فرصت بیشتری در اختیار دارند بر خلاف مردان كه اغلب عمر آنان را موضوع تأمین معاش اشغال می‏كند. همچنین، همبستگی و دلبستگی بین زنان بیشتر از مردان است و آنان قدرت انتقال و سرعت انتقال بیشتری نسبت به مردان دارند و در تبادل اطلاعات دینی، سیاسی، اخلاقی و اجتماعی موفق تر هستند. و نیز به دلیل لطافت روحی و صافی قلب و عاطفه مادری و همسری توان تأثیرگذاری بیشتری در خانواده دارند. از این جهت است كه حضور آنان در مسجد، می‏ تواند كل فضای خانواده و به دنبال آن جامعه را دگرگون كند. از سوی دیگر، ویژگی های اخلاقی و سلیقه ‏ای بانوان به گونه ‏ای است كه آنان می‏ توانند خدمات بیشتر و بهتری برای مسجد ارائه كنند.

پی نوشت ها :
 
1. مستدرك الوسایل، ج3، ص213 و 359.
2.
كنزالعمال، ج7، ص448.
3.
وسایل الشیعه، ج3، ص480.
4.
برای مطالعه بیشتر ر ك: بلاغات النساء، بانوانی مثل سوده همدان و....
5.
مستدرك الوسایل، ج3، ص363.
6.
همان، ج3، ص554.
7.
وسایل الشیعة، ج3، ص482.
8.
مستدرك، ج3، ص361؛ بحارالانوار، ج81، ص4؛ امالی طوسی، ص139.
9.
وسایل الشیعة، ج3، ص481.
10.
داستانها و پندها، ج9، ص58.


 منبع : راسخون

 

  لينک های هفته             

جوانه خورشید - ویژه نامه ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان

 

سامانه جامع عفاف و حجاب

 

پايگاه اطلاع رسانی سازمان ملی جوانان

 

مجله الکترونیکی موفقيت

 

مدیر سبز

 

كتابخانه الكترونیكی TULSA

 

گردش مجازی در منظومه شمسی
سفری تفریحی به منظومه شمسی، حاوی عکس ها و اطلاعات جالبی در مورد سیاره ها، قمر ها و دیگر اجرام آسمانی