ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

مجله شماره صد و هفدهم    

شنبه 25 تیر 1390 14 شعبان 1432 16 جولای 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

پیامک

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

« براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد »

سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا 52 أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لاَّ يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا 53 أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا 54 فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا 55 إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا 56 وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِـلاًّ ظَلِيلاً 57 إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا 58 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً 59
ترجمه فارسی مکارم

 

آنها كسانى هستند كه خداوند، ايشان را از رحمت خود، دور ساخته است; و هر كس را خدا از رحمتش دور سازد، ياورى براى او نخواهى يافت «52» آيا آنها ( يهود) سهمى در حكومت دارند (كه بخواهند چنين داورى كنند)؟ در حالى كه اگر چنين بود، (همه چيز را در انحصار خود مى‏ گرفتند،) و كمترين حق را به مردم نمى ‏دادند «53» يا اينكه نسبت به مردم ( پيامبر و خاندانش)، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مى ‏ورزند؟ ما به آل ابراهيم، (كه يهود از خاندان او هستند نيز،) كتاب و حكمت داديم; و حكومت عظيمى در اختيار آنها ( پيامبران بنى اسرائيل) قرار داديم «54» ولى جمعى از آنها به آن ايمان آوردند; و جمعى راه (مردم را) بر آن بستند و شعله فروزان آتش دوزخ، براى آنها كافى است! «55» كسانى كه به آيات ما كافر شدند، بزودى آنها را در آتشى وارد مى‏ كنيم كه هرگاه پوسته اى تنشان (در آن) بريان گردد (و بسوزد)، پوسته اى ديگرى به جاى آن قرار مى ‏دهيم، تا كيفر (الهى) را بچشند خداوند، توانا و حكيم است (و روى حساب، كيفر مى ‏دهد) «56» و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، بزودى آنها را در باغ هايى از بهشت وارد مى ‏كنيم كه نهرها از زير درختانش جارى است; هميشه در آن خواهند ماند; و همسرانى پاكيزه براى آنها خواهد بود; و آنان را در سايه ‏هاى گسترده (و فرح بخش) جاى مي دهيم «57» خداوند به شما فرمان مى‏ دهد كه امانت ها را به صاحبانش بدهيد! و هنگامى كه ميان مردم داورى مى ‏كنيد، به عدالت داورى كنيد! خداوند، اندرزهاى خوبى به شما مى ‏دهد! خداوند، شنوا و بيناست «58» اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الامر ( اوصياى پيامبر) را! و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است «59»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: « قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت علوی

 

تصميم گيرى

تصميم گيرى از اهميت بسيار و جايگاهى ويژه در مديريت برخوردار است ؛ تا جايى كه برخى پژوهشگران و صاحب / بزرگ ، تصميم گيرى و مديريت را هم معنا و مترادف دانسته ، و معتقدند كه مديريت چيزى جز تصميم گيرى نيست . تصميم گيرى كانون اصلى مديريت را تشكيل مى دهد و از انجام دادن وظايفى مثل برنامه ريزى ، سازماندهى و يا كنترل ، در واقع همان تصميم گيرى در مورد نحوه انجام مى دهد.
مديران ، تصميمات متعددى را در موضوعات مختلفى كه براى سازمان پيش مى آيد، اتخاذ مى كنند. برخى از اين موضوعات بسيار مهم و حياتى اند، و اگر تصميمات خوب ، به جا و به موقع گرفته نشود، ممكن است خسارت ها و شكست هاى بزرگ و غير قابل جبرانى به وجود آورد. در چنين مواردى ضرورت اتخاذ تصميمات عاقلانه و منطقى بيش تر نمايان مى شود. تنها اين گونه تصميم گيرى هاست كه سازمان را از مشكلات نجات مى دهد و موجب پيمودن راه تكامل مى شود؛ همان گونه كه امام على عليه السلام فرمود:
راى العاقل ينجى ؛ (1) تصميم گيرى منطقى و تصميم هاى صحيح و خردمنداند، تاثير عميق بر امور مختلف سازمان داشته ، و مى تواند سازمان را در دستيابى به اهداف سازمانى يارى دهد. تصميم گيرى آن گاه كه با دقت ، دور انديشى و ژرف نگرى همراه باشد، دستيابى به اهداف سازمانى و موفقيت و اثر بخشى سازمان را تا حد زيادى تضمين مى كند.
حضرت على عليه السلام فرمود:
اذا اقتر العزم بالحزم كملت السعاده ؛ (2) هنگامى كه تصميم با دور انديشى همراه شود، سعادت كامل گردد.
 

سازماندهى

يكى از اساسى ترين وظايف مديران در سازمان ها سازماندهى است . پيچيدگى و بزرگى سازمان هاى امروزى ضرورت و اهميت اين امر را دو چندان كرده است . به كمك سازماندهى است كه اهداف كلى و ماموريت اصلى سازمان در قالب هدف هاى جزئى تر، و وظايف و فعاليت هاى ريزتر و مشخص تر، تعريف مى گردد، و دستيابى به اهداف سازمان امكان پذير مى شود. در سازماندهى ، وظايف ، اختيارات و مسئوليت هاى واحدها و افراد مختلف مشخص شده و نحوه هماهنگى و ارتباط بين آن ها معين و مشخص مى گردد.
سازماندهى بايد به اين گونه اى باشد كه معلوم مى كند وظايف هر فرد در سازمان چيست ، و چه كسى مسئول نتايج مورد انتظار است . در اين صورت موانع ناشى از ابهام و عدم اطمينان در مورد وظايف و مسئوليت ها بر طرف مى گردد، و از لوث شدن مسئوليت ها جلوگيرى خواهد شد.
اساسا هيچ سازمان و جامعه اى بدون سازماندهى و هماهنگى قادر به انجام دادن گسستن شيرازه امور، و مختل شدن كارها مى گردد. امير مومنان عليه السلام در سازماندهى كلان مجموعه مديريتى خويش ، همواره به اين اصل مهم توجه داشته و با تقسيم كار و ايجاد هماهنگى ، به سازماندهى امور اهتمام ويژه داشتند. آن حضرت در توصيه به فرزند بزرگوار خود امام حسن عليه السلام مى فرمايد:
و اجعل لكل انسان من خدمك عملا تاخذه به فانه احرى الا يتواكلوا فى خدمتك ؛ (3) براى هر يك از كاركنان خود كارى را تعيين كن ، تا او را نسبت به همان مورد مواخذه كنى . اين كار باعث مى شود كه آنان كارهاى را به يكديگر واگذار نكنند.
-----------------------------
پي نوشت
1- آمدى ، عبدالواحد، عزرالحكم و دررالكلم ، حديث 5424
2- آمدى ، عبدالواحد، عزرالحكم و دررالكلم ، حديث 4067
3- نهج البلاغه ، نامه 31.

 

  جمله مديريتی              

تفكری دیگر

 

We cannot solve our problem using the same thinking that caused them. "Albert Einstein"

نمی توانیم مسائل و مشكلات خود را با همان تفكری كه باعث به وجود آمدن آنها شده است حل كنیم.

آلبرت اینشتین

 

  حدیث مديريتی             

 

نماز، طرد كننده شيطان

 

حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف فرمودند:

ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّيْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ:

هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاک نمى‌مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.

 

  طنز مديريتی              

عصر جدید، ابداعات جدید!

 

سالها پیش مردی از نقاط دور افتاده هند، برای دیدن پسرش، برای نخستین بار به شهر می آید. پدر و پسر به اتفاق هم برای خرید وارد یک سوپرمارکت می شوند. پیرمرد پس از مقداری تماشای قفسه های پر از مواد خوراکی و مصرفی مختلف ، یک قوطی را نشان می دهد و می پرسد :

-       پسرم این قوطی توش چیه ؟

-       پودر عصاره پرتقال !

-       پودر عصاره پرتقال دیگه چیه ؟

-   پدر جان ، اگر یک قاشق از این پودر رو توی یک لیوان آب خنک بریزیم و به هم بزنیم ، آب پرتقال تازه درست می شه.

-       چند دقیقه بعد دوباره پیرمرد قوطی دیگری را نشان می دهد :

-       این قوطی توش چیه ؟

-       این پودر شیره .

-       پودر شیر دیگه چیه ؟

-       اگریک قاشق از این پودر رو توی یک لیوان آب داغ بریزیم ، شیر تازه درست می شه !

چند دقیقه ای نگذشته بود که پیرمرد – که ته سوادی هم داشت – سومین قوطی را به پسرش نشان می دهد.

- نگاه کن ! واقعاً معرکه س !! پودر بچه ! عجب دوره زمونه ای شده ! 

 

  حکايت مديريتی            

حكایت فضیل عیار

 

فضیل  مردی کوفی  و در ابتدا دزد و راهزن بود؛ اما در همان حال به انصاف و مروت هم علاقه نشان می داد وبه عبادت هم می پرداخت.

داستان توبه فضیل به این شرح است که: شبی کاروانی می گذشت و در میان کاروان کسی این آیه را می خواند:

«الم یاءن للذین امنو، ان تخشع قلوبهم لذکر الله » آیا وقت آن نیامده که دل خفته شما بیدار شود؟

این کلام وتلاوت آیه چون تیری بود که بر دل فضیل فرود آمد.

سراسیمه و خجل و بی قرار، رو به خرابه ای نهاد. جمعی از کاروانیان در آنجا فرود آمده بودند و قصد رفتن داشتند؛ بعضی گفتند:

چگونه برویم که فضیل در راه است . فضیل به ایشان رسیده وگفت: بشارت باد برشما که فضیل توبه کرده؛ واکنون او ازشما می گریزد، چنانکه شما پیش از این از او می گریختید؛ پس می رفت و می گریست وخصم خشنود می کرد .

عطار می نویسد: روایات عالی داشت و ریاضاتی نیکو؛ درمکه سخن بر وی گشاده شد ومکیان پیش او می رفتند و فضیل ایشان را وعظ می گفتی .

 

اقتباس از کتاب تذکرة الاولیاء

 

  تکنیک های موفقیت         

23 نکته جهت سحر خیزی

 

 

در این مقاله 23 نکته برای رسیدن به این عادت ذکر شده که در نوع خودشان جالب هستند و به نظرم اگر کسی اراده کافی داشته باشد می تواند به این نکات این عادت بسیار خوب و مفید را در خود ایجاد کند:

 

1- محیط خوابتان را برای بیدار شدن مساعد کنید:

جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.

 

2- به اندازه کافی بخوابید:

این یکی از عوامل اصلی است که سبب می شود افراد با زود از خواب بیدار شدن مشکل داشته باشند، در اصل داشتن خواب کافی زود بیدار شدن از خواب را چندین بار آسان تر می کند.

این بدان معنی است که بایستی کمی با خودتان برای رفتن به موقع به رختخواب جدال کنید و سعی کنید بر نگرانی از دست دادن ساعات انتهایی شب و بعضا نیمه شب پایان دهید و البته جای نگرانی هم نیست می توانید این ساعات را با سحر خیزی در فردا صبح به دست بیاورید.

 

3- کارهای روز بعدتان را در شب قبل مشخص کنید:

نوشتن و یادداشت کردن کارهای مهمی که قرار است صبح بعد از بیدار شدن از خواب انجام دهید می تواند اراده شما را در سحرخیزی و شروع بی درنگ روزمرگی تان محکم تر کند. هر چه اراده قوی تری داشته باشید راحت تر می توانید سحر خیز شوید.

 

4- در رختخواب مطالعه نکنید:

گذارندان چندین دقیقه در رختخواب و سعی در آرام کردن فکرتان و بدنتان بدن شما را متوجه میسازد که زمان خواب فرا رسیده است، با تمرین در این زمینه می توانید کم کم با ورود به رختخواب در کمتر از 10 دقیقه به خواب بروید که البته هدف اصلی هم همین است پرداختن به کارهای جنبی مثل کتاب خواندن و غیره بیشتر باعث به هم ریختگی فکر و طولانی شدن زمان فرو رفتن به خواب خواهند شد.

 

5- بلافاصله قبل از خواب چیزی نخورید:

اگر در فاصله ی زمانی کمتر از دو ساعت به خوابیدن چیزی بخورید و بعد به رختخواب بروید بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر می تواند در خواب شما اختلال ایجاد کند و یا اصلا زمان به خواب رفتنتان را طولانی کند.

 

6- استرس را در خودتان از بین ببرید:

استرس یکی از مواردی هست که همیشه سبب کم خوابی می شود، می توان استرس را با تمرینات ویژه ی یوگا یا سعی بر کنترل نحوه ی تنفس و سایر موارد قبل از رفتن به رختخواب کاهش داد.

 

7- به خودتان جایزه بدهید:

همیشه قرار نیست با این تفکر از خواب بیدار شوید که مثلا کلی کار دارید، می توانید برای خودتان در صورتی که زود از خواب بیدار شوید مواردی را به عنوان جایزه تعیین کنید، مثلا دیدن یک برنامه ی تلویزیونی صبحگاهی مورد علاقه، خوردن صبحانه یی خاص یا خوردن یک بستنی در شروع صبح یا هر چیز دیگری که می تواند برای بیدار شدن و ترک سریع رختخواب در صبح زود به شما انگیزه بدهد.

 

8- نرمش های صبحگاهی:

قدری نرمش و یا ورزش خاص در شروع صبح میتواند بسیار مفید باشد، سبب گردش بهتر خون در بدن شود شما را در شروع صبح شاداب تر نماید و در نهایت روزتان را به بهترین شکل ممکن شروع کنید.

 

9- در رختخواب به خودتان برای بیدار شدن دروغ نگوئید:

همیشه سعی کنید بلافاصله بعد از بیدار شدن رختخواب خودتان را ترک کنید، اینکه مثلا 10 یا 20 دقیقه ی دیگر از جایم بلند خواهم شد در حالی که بیدار شده اید اصلا به شما کمکی نخواهد کرد و هر چه بیشتر در زمانی که بیدار شده اید در رختخواب بمانید بدنتان تمایلش برای بازگشت به خواب عمیق بیشتر می شود.

 

10- با پنجره های باز بخوابید:

هوای تازه برای همه ی ما خوب است و سبب می شود تا خواب عمیق تر و آرام تری داشته باشیم.

 

11- سعی کنید با طلوع خورشید بیدار شوید:

بیدار شدن با طلوع خورشید از نظر روانشناسی باعث می شود در شروع روز بسیار سر حال تر باشید و بدنتان نیز کم کم برای بیدار شدن در این زمان خاص تبدیل به ساعت می شود.

 

12- بر تمرین دادن بدن اصرار داشته باشید:

سعی کنید همیشه راس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.

 

14- به بدن خود گوش دهید:

بدن شما خیلی خوب می تواند احتیاجاتش را به شما اطلاع دهد، اگر هنگامی که صبح از خواب بیدار می شوید هنوز احساس خستگی میکنید سعی کنید شبها زودتر به رختخواب بروید بدن شما کم کم یک الگوی معین برای خوابیدن و بیدار شدن پیدا میکند و کاملا بر آن منطبق خواهد بود.

 

15- زنگ ساعت خود را تغییر دهید:

اجازه ندهید هر روز با یک زنگ خاص و همیشگی بیدار شوید، علاوه بر اینکه این روند برای خودتان خوشایند نخواهد بود بعد از مدتی زنگ ساعتتان دیگر شما را نمی تواند بیدار کند.

 

16- برای فردا صبح آماده باشید:

سعی کنید چیزهایی که برای فردا صبح احتیاج دارید را شب قبل آماده کنید، مثلا کیف وسائل تان، لباس هایتان و یا وسیله ی خاصی که باید همراه داشته باشید و .... در این شرایط دیگر نیازی ندارید در رختخواب به این موارد و آماده سازیشان فکر کنید.

 

17- با رادیو بیدار شوید:

استفاده از رادیو به جای زنگ ساعت علاوه بر تنوع می تواند در بسیاری از افراد سبب ایجاد انگیزه در ترک رختخواب شود.

 

18- از ساعات اضافی صبح بهره ببرید:

هدف از صبح زود بیدار شدن چیست؟ وقتی هر صبح زود از خواب بلند شوید مسلما در شروع بسیاری از روزهایتان یکی دو ساعت وقت آزاد و اضافی خواهید داشت که مغزتان در آن هنگام از صبح شاداب ترین ساعات و آماده ترین ساعتش را میگذارند می توانید از این ساعات استفاده ی بسیار مفیدی بکنید و بهتر است برای این ساعات برنامه ی خاصی داشته باشید در غیر اینصورت کم کم در سحرخیزی بی انگیزه می شوید.

 

19- قرارهای مهم خود را در صبح بگذارید:

داشتن قرارهای ملاقات مهم در صبح می تواند انگیزه ی کافی به هر فردی برای بیدار شدن در صبح زود را بدهد.

 

20- برای خودتان یک شریک مشابه پیدا کنید:

راستش در برخی موارد بد نیست برای سحر خیز شدن با یکی مثل خودتان که دوست دارد سحرخیز باشد ولی فکر میکند نمی تواند همراه شوید در این شرایط اگر هر دو واقعا برای بیدار شدن در صبح زود تصمیم گرفته باشید می توانید دراستواری بر این تصمیم در یکدیگر موثر باشید.

 

21- به دیگران راجع به سحر خیزی خود بگوئید:

بگذارید همه ی اطرافیانتان بداند که شما صبح زود از خواب بیدار می شوید، اینکه وانمود کنید هنوز مثل گذشته هستید باعث می شوید مثل گذشته شوید!!!

 

22- خواب های روزانه را ترک کنید:

این یک حقیقت مسلم است کسانی که در روز خواب حتی کوتاهی هم دارند برای خواب شب مشکل دارند، سعی کنید اگر به این نوع از خواب عادت دارید آن را به مرور ترک کنید چون اختلال در خواب شب یکی از علل اصلی عدم بیدار شدن در ساعت دلخواه صبح است.

 

23- عملکرد خود را دنبال کنید:

بد نیست عملکرد خود را در زمینه ی سحرخیزی با سایتی مثل Joe's Goals دنبال کنید و تجزیه تحلیلش کنید تا ببینید آیا واقعا دارید به هدف خود یعنی سحرخیزی نزدیک می شوید یا دور.

با چندین روز تمرین و سعی به راحتی می توان عادت سحرخیزی را ایجاد کرد فقط کافی است این امر را به صورت یک عادت دائم در بدن ایجاد کرد یا این تمرینات و داشتن اراده در روزهای آتی زمان خواب و بیدار شدنتان دیگر دست شما نخواهد بود و بدنتان به خوبی در این موارد برای شما تصمیم می گیرد.

 

  نکات مدیریتی             

نکاتی در باب مديريت تغيير

بخش چهارم و پایانی

 

 ● واگذاری مسئولیت
 
برنامه‌های تغییر ماهیتاً نیازمند رهبری هستند در عین حال، این برنامه‌ها باید پیروانی با انگیزه، متعهد و پرتحرك نیز داشته باشند. «عوامل تغییر» كه در موقعیت‌های كلیدی قرار دارند، چه به عنوان رهبر و چه به عنوان پیرو، نقش بسیار مهمی را در فرآیند تغییر ایفا می‌كنند.
 
 
۶۹) قبل از آغاز برنامه تغییر، عوامل تغییر را در موقعیت‌های كلیدی قرار دهید.
 
 
۷۰) افرادی كه برای رهبری تغییر انتخاب می‌كنید باید از برنامه تغییر حمایت همه جانبه به عمل آورند.
 
 
۷۱) با پنهان كاری مبارزه كنید. جز در موارد ضروری از مخفی كردن اطلاعات خودداری كنید.
 
 
 
ایجاد تعهد
 
برخورداری از حمایت افراد برای موفقیت پروژه‌های تغییر امر ضروری است. از مهارت‌های رهبری برای ایجاد و افزایش تعهد در آنها استفاده كنید. با نشان دادن رفتار متعهدانه الگوی دیگران شوید. از طریق تشكیل جلسات مستمر و ایجاد سیستم‌های ارتقای انگیزه و مشاركت، افراد را به حمایت از پروژه تغییر ترغیب كنید.
 
 
۷۲) به افراد یادآوری كنید كه تغییر برای همه است، نه فقط برای عده خاص.
 
 
۷۳) با نشان دادن تعهد خود نسبت به پروژه، تغییر الگوی دیگران شوید.
 
 
۷۴) از جلسات منظم برای برجسته‌سازی موفقیت‌ها و پیشرفت‌های حاصله استفاده كنید.
 
 
 
تغییر فرهنگ
 
فرهنگ یك سازمان از رفتار افراد شاغل در آن شكل می‌گیرد و سپس به نوبه خود بر نحوه رفتار آنها تاثیر می‌گذارد. هدایت فرهنگ سازمان خود را به شیوه‌های مختلف در دست بگیرد تا بتوانید از آن برای حمایت از برنامه‌های تغییر استفاده كنید.
 
 
۷۵) دكوراسیون محل كار افراد را تغییر بدهید تا روحیه آنها عوض شود.
 
 
۷۶) ولخرجی به هنگام جشن گرفتن و بزرگداشت موفقیت‌های مهم اشكال ندارد.
 
 
۷۷) اگر جشنی ترتیب داده شد، حتماً در آن شركت كنید.
 
 
۷۸) اجازه دهید گروه‌ها در مورد نحوه تقسیم پاداش‌های مالی تصمیم بگیرند.
 

 
كنترل مقاومت
 
بزرگترین چالشی كه پیش روی مدیران قرار دارد غلبه بر موانع (به ویژه موانع احساسی) موجود بر سر راه پذیرش تغییرات است. هرچند كه با برنامه‌ریزیزی دقیق می‌توان بسیاری از مشكلات را پیش‌بینی كرد، اما با وجود این لازم است كه به تغییر و تفسیر اشكال مختلف مقاومت بپردازید و آنها را كنترل كنید.
 
 
۷۹) سعی كنید این احساس را در افراد به وجود‌ آورید كه گمان كنند نقش آنها از لحاظ استراتژیك بسیار مهم است.
 
 
۸۰) اگر در طول چرخه تغییر روحیه افراد ضعیف بود با آنها نرم و ملایم رفتار كنید.
 
 
۸۱) مقاومت را هر قدر هم كه دور از ذهن به نظر برسد جدی بگیرید و به نحوی اثربخش آن را كنترل كنید.
 
 
۸۲) یك صندوق پیشنهادات اختصاصی برای پروژه تغییر در نظر بگیرید.
 
 
۸۳) دلایل سكوت افراد را بررسی كنید. سكوت الزاماً به معنای خوب بودن اوضاع نیست.
 
 
۸۴) افراد را متقاعد كنید كه تغییر همواره به معنی فرصت است.
 
 
 
نظارت بر پیشرفت
 
ارزیابی دقیق و مكرر از پیشرفت برنامه تغییر برای حصول اطمینان از اثربخش بودن آن ضرورت دارد. صرف‌ تهیه یك سری اعداد و ارقام در فواصل زمانی منظم كافی نیست. لازم است كه عوامل نامحسوس‌تر را نیز مورد توجه قرار دهید و سپس هر دو را با موفقیت‌های مورد انتظار مقایسه كنید.
 
 
۸۵) فقط مقیاس‌هایی كه به وضوح نشانگر نتایج و میزان پیشرفت هستند را بررسی و تهیه كنید.
 
 
۸۶) اگر عملكرد افراد مناسب نیست، ابتدا نحوه هدف‌گذاری و اندازه‌گیری آن را مورد بررسی قرار دهید.
 
 
۸۷) چند مقیاس مهم و اصلی برای قضاوت در مورد میزان موفقیت پیدا كنید.
 
 
 
بازنگری پیش‌ فرض‌ها
 
برنامه‌های تغییر غیرقابل تغییر نیستند. اگر این برنامه‌ها تغییر پیدا نكنند این احتمال وجود دارد كه افراد در بلند مدت به تدریج شور و اشتیاق خود را از دست بدهند و از طرفی سنخیت برنامه با نیازهای روز از بین برود. خط مشی‌های بلند مدت را به طور منظم مورد بازنگری قرار دهید. رعایت این مساله به اندازه برنامه‌ریزی اولیه برای موفقیت برنامه تغییر ضرورت دارد.
 
 
۸۸) ارتباط پروژه با محیط متغییر پیرامون آن را به طور مستمر بررسی كنید.
 
 
۸۹) پروژه‌های در حال شكست را كنار نگذارید. به جای این كار مجدداً آنها را بررسی، تقویت و با شرایط جاری منطبق كنید.
 
 
۹۰) بار تغییرات را بیش از حد سنگین نكنید. اینكار ممكن است تاثیر انفرادی هر یك از پروژه‌ها را از بین ببرد.
 
 
۹۱) هرگز تصور نكنید از كار افراد خبر دارید. همیشه در این مورد از آنها سوال كنید.
 
 
۹۲) برای تداوم بخشیدن به روند تغییر،‌ اهداف چالش‌برانگیز تعیین كنید.
 
 
۹۳) حتما تمام افراد را در جریان تجدیدنظرهای به عمل آمده در اهداف قرار دهید.
 
 
۹۴) از وجود افرادی كه در موفقیت‌های برنامه‌های تغییر نقش كلیدی داشته‌اند، نهایت استفاده را ببرید.
 
 
 
حفظ انگیزه حركت
 
برنامه‌های تغییر، جریان‌های غیرقابل انقطاع نیستند. ممكن است این برنامه‌ها مسیر خود را تغییر دهند، از حركت بازایستند و دوباره شروع شوند.
 
 
چنانچه برنامه تغییر هم از نظر خود و هم از نظر مجریان آن به صورت ادواری تكرار و به روز نشود،‌ نهایتاً سازمان انگیزه خود را در جهت ایجاد تغییر از دست خواهد داد.
 
 
۹۵) به نظرات افراد در خصوص توسعه توجه و اهداف پیشنهادی آنها را یادداشت و نگهداری كنید.
 
 
۹۶) برای ارتقاء‌ عملكرد و توسعه توانایی‌های خود از راهنمایی خودآموز استفاده كنید.
 
 
۹۷) برای همه افراد و از جمله برای خودتان، اهداف آموزشی تعیین كنید.
 
 
۹۸) هر برنامه تغییر باید به طور مستمر باعث افزایش سوددهی شود.
 
 
 
اعمال تغییرات بیشتر
 ▪
ایجاد تغییرات مستلزم تلاش و كوشش بسیار است. اگر قرار باشد كه تغییرات نیمه كاره رها شوند یا شرایط به وضعیت اول برگردد و یا از آنها به عنوان مبنایی برای ایجاد تغییرات بیشتر استفاده نشود، در واقع این تلاش و كوشش بی‌حاصل بوده است.
 
 ▪
مدیران موفق علاوه بر زمان حال، برای آینده نیز برنامه‌ریزی و تغییر را به بخش مهمی از فرهنگ سازمانی خود تبدیل می‌كنند.
 
 
۹۹) هنگام ارزیابی عملكرد گروه از استانداردهای دقیق و دشوار استفاده كنید.
 
 
۱۰۰) فقط افرادی كه نسبت به ایجاد تغییر در خود احساس تعهد می‌كنند را ارتقا دهید.
 
 
۱۰۱) برنامه‌ری، اجرا، بازنگری، به روز سازی و اعمال تغییرات بیشتر برای كسب موفقیت ضرورت دارند.
 
 
 
سخن آخر
 
برنامه تغییر را طوری انسجام دهید كه هر مرحله از آن بر مبنای مراحل قبلی انجام شود. برای كمك به زنده نگه داشتن تغییر، به تعدیل فرآیندهای سازمانی ادامه دهید. هر سیستمی پس از مدتی كارایی مطلوب خود را از دست می‌دهد.
 
برای جلوگیری از ركود و ایستایی، نقش افراد شاغل در یك بخش را با یكدیگر عوض كنید.
 
همواره به جلو پیش بروید و هر پروژه تغییر را بر مبنای پروژه قبلی انجام دهید. به این ترتیب افراد و كل سازمان از دستاوردهای حاصل از تغییر منتفع خواهند شد.

 

 

  مقاله مدیریتی             

دولت الکترونیک را بیشتر بشناسیم

یکی از مهم‌‌ترین مقولات در جامعه اطلاعاتی، مسئله دولت الکترونیک است. دولت الکترونیک به معنای فراهم کردن شرایطی است که دولت‌ها بتوانند خدمات خود را به صورت شبانه روزی و در تمام ایام هفته به شهروندان ارائه کنند.
این امر در سال‌های اخیر به طور جدی در دستور کار دولت‌ها قرار گرفته است و دولتمردان هوشمند نیروهای خود را در راه تحقق چنین شرایطی بسیج کرده‌اند و درصدد برآمده‌اند که فرآیندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را با کمک فناوری نوین ارتباطات و اطلاعات اصلاح کرده و از این طریق به شیوه کارآمد تری به ارائه خدمات به شهروندان بپردازند.
در حقیقت، به کارگیری و گسترش دولت الکترونیک غالبا در جهت انجام تغییرات در فرآیندهای دولتی نظیر تمرکززدایی، بهبود کارایی و اثربخشی است.
اصولا تعریف واحدی در باره دولت الکترونیک وجود ندارد و این مسئله ناشی از ماهیت پویا و متغیر فناوری است.
امروزه به استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور بهبود کارایی و اثربخشی، شفافیت اطلاعات و مقایسه پذیری مبادلات اطلاعاتی و پولی در درون دولت، بین دولت و سازمان‌های تابعه آن، بین دولت و شهروندان و بین دولت و بخش خصوصی دولت الکترونیک اطلاق می‌شود.

ما کجاییم؟
دولت الکترونیک در ایران با وجود آن که هنوز متولی مستقلی ندارد، اما در بعضی حوزه‌ها فعال است. قریب به ۱۰۰۰ سایت دولتی ایران با وجود همه کاستی‌ها و نقص‌هایی که در اطلاع ‌رسانی دیجیتالی رسمی در وب وجود دارد، بخشی از روابط عمومی دیجیتالی کشور را به دوش می کشند.
دفاتر دولت الکترونیک که در استان‌های مختلف کشور راه‌اندازی شده است، خدمات مختلف انتظامی و ثبتی را انجام می‌دهند و این خود یک گام به جلو در ارائه خدمات به شهروندان الکترونیکی ایران است.
اعطای ده‌ها میلیارد تومان تسهیلات از طریق طرح تکفا به بخش خصوصی در جهت تقویت زیربنای اقتصادی و علمی بخش خصوصی در حوزه‌ای تی، خود تاثیر غیرمستقیمی در گسترش دولت الکترونیک در ایران دارد.
با این وجود، دولت الکترونیک ما با رویه‌هایی که در کشورهای غربی حاکم است، از عقب ماندگی ساختاری و اجرایی رنج می برد که قطعا عزم ملی و ایجاد طرح جامع در این راستا، می تواند در چشم‌انداز بیست ساله کشور، مشکل‌گشای بسیاری از موانع پیش روی باشد.

خلق دولت الکترونیک
یکی از مهم‌ ترین فرصت‌هایی که فناوری‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی را پیش روی ما قرار می‌دهند، امکان استفاده از این فناوری برای مهندسی مجدد معماری دولت و قابل دسترس‌تر، کارآمدتر و پاسخگوتر ساختن آن است.
استفاده از این نوآوری‌ها در فرآیند اداره امور جامعه، موجب پدیدار شدن واقعیتی به نام دولت الکترونیک شده است.
امروزه عوامل مختلفی دست در دست یکدیگر داده‌اند تا دولت‌ها را وادار به تجربه شکل جدیدی از اداره جامعه بکنند.
انتظارات افراد در مورد خدمات و محصولات و نیز نحوه و کیفیت ارائه آن به طور روزافزون در حال تغییر است و دولت نیز باید پاسخگوی این نیازها و انتظارات باشد. آنان خواهان این هستند که ساعات کار موسسات دولتی افزایش یابد و هر زمان که خواستند بتوانند کارهای خود را انجام دهند، در صف‌ها معطل نشوند، خدمات باکیفیت تری دریافت کنند، خدمات و محصولات ارزان تری به دستشان برسد و مواردی از این دست که پاسخگو‌ترین شکل دولت برای این انتظارات در حال حاضر دولت الکترونیک است.
دولت‌ها همچنین برای جذب سرمایه، کارگران ماهر، گردشگران و سایر موارد با یکدیگر در رقابت هستند و بدین منظور به امکانات جدیدی نیاز دارند که دولت الکترونیک این امکانات را فراهم می ‌کند.
دولت الکترونیک برای کیفیت خدمات رسانی به شهروندان، فرصت‌های خوب زیادی را ایجاد می‌کند. شهروندان قادرند به جای چند روز یا چند هفته ظرف چند دقیقه یا چند ساعت اطلاعات یا خدمات مورد نظر خود را دریافت کنند.
شهروندان، شرکت‌ها و سازمان‌های وابسته به دولت می توانند بدون استخدام وکلای دادگستری و حسابداران گزارش‌های خواسته شده را دریافت کنند.
کارمندان دولت می توانند به سادگی و به صورت کارآمد مانند کارکنان دنیای تجارت امور خود را انجام دهند.
یک استراتژی موثر در زمینه استقرار دولت الکترونیک به بهبودهای قابل ملاحظه‌ای از قبیل موارد ذیل در دولت منجر خواهد شد:
تسهیل خدمت رسانی به شهروندان
حذف رده‌هایی از مدیریت دولتی (کوچک سازی اندازه دولت)
تسهیل اخذ اطلاعات و خدمات توسط شهروندان و شرکت‌ها و همچنین سازمان‌های وابسته به دولت
تسهیل فرآیندهای کاری سازمان‌ها و کاهش هزینه‌ها از طریق ادغام و حذف سیستم‌های اضافی و موازی
نمادهای مورد استفاده در دولت الکترونیک
نمادهای دولت الکترونیک نشان دهنده این است که یک دولت الکترونیک می تواند بخش‌ها و افراد را با یکدیگر مرتبط سازد
G
۲C GOVERNMENT TO CITIZEN (تعامل میان دولت و شهروندان): مهم‌ترین و گسترده ‌ترین نوع کاربرد دولت الکترونیک، رابطه دولت با شهروندان و بالعکس است. این رابطه شامل اخذ اطلاعات از سوی شهروندان از سازمان‌های دولتی و ارائه خدماتی از سوی دولت به شهروندان به شیوه الکترونیک است G۲G GOVERNMENT TO GOVERNMENT (تعامل میان سازمان‌های دولتی): در این نوع رابطه، سازمان‌هایی که در زمینه‌های مختلف به اطلاعات نیاز دارند، می‌توانند از طریق شبکه‌های موجود به این اطلاعات دسترسی یافته و خدمات خود را سریع تر به شهروندان ارائه کنند.
BUSINESS G
۲B GOVERNMENT TO (تعامل میان سازمان‌های دولتی و بخش خصوصی): این نوع رابطه، اولین رابطه‌ای بود که توسعه پیدا کرد که در این راستا پرداخت مالیات، اخذ آمار و اطلاعات ، ارائه تسهیلات و نحوه اخذ مجوزهای مختلف محتوای این نوع تعامل را شکل می‌دهد.
G
۲E GOVERNMENT TO EMPLOYEES ( تعامل میان دولت و کارمندان دولت): اطلاعات پرسنلی کارکنان، دریافت خدمات پرسنلی و سایر اطلاعات قابل مبادله میان سازمان‌های دولتی و کارکنان دولت در این چارچوب قرار می گیرند.
این چهار نوع کاربرد، ستون‌های اصلی دولت الکترونیک تلقی می‌شود و در واقع این ارتباطات است که روح دولت الکترونیک را تشکیل می‌دهد.

 

استراتژی استقرار دولت الکترونیک
اولین گام در تدوین استراتژی دولت الکترونیک تعریف آن است. بدین معنا که سیاستگذاران باید بدانند که دقیقا در پی دست یافتن به چه چیزی هستند. دولت الکترونیک ظرفیت‌های بالایی برای ایجاد ارتباطات الکترونیک بین دولت و شهروندان، دولت با بخش خصوصی و اجزای مختلف درون دولت دارد. هر حکومتی با توجه به شرایط خاص خود می تواند در هنگام تدوین استراتژی دولت الکترونیک مورد نظر خود، قلمرو نفوذ و گسترش این پدیده را تعریف کند.
پس از این مرحله باید نسبت به تدوین استراتژی اقدام شود. این استراتژی از این لحاظ حائز اهمیت است که برنامه‌های عملی مهندسی مجدد فرآیندها و رویه‌ها را به گونه‌ای که در راستای دولت الکترونیک و حمایت کننده آن باشد، هدایت کرده و همچنین گام‌های اولیه حرکت را تعیین می سازد.
این استراتژی باید دربرگیرنده مراحل ذیل باشد:
تعریف ساختار دولت الکترونیک و اجزا و عناصر کلیدی آن
تعیین مخاطبان و کاربران دولت الکترونیک
ترسیم چشم اندازی که به سادگی قابل درک باشد و دربرگیرنده نتایج مورد انتظار از دولت الکترونیک باشد
تعیین اهداف عملیاتی که قابل سنجش و قابل اندازه گیری باشند
تعیین خط مشی‌های لازم به منظور حمایت از تحقق مطلوب دولت الکترونیک تعریف شیوه‌ای که میزان آمادگی سازمانی برای استقرار دولت الکترونیک را تعیین کند
تعریف فرآیند و مراحل استقرار دولت الکترونیک

مفهوم حکومت‌داری خوب
سازمان‌ها و افراد مختلف براساس نوع نگرش و نگرانی‌های خود، تعاریف متعددی از حکومت‌داری خوب ارائه کرده‌اند که هر یک بیانگر بخشی از این مفهوم است.
قبل از بررسی تعاریف موجود در این زمینه شاید تعریف واژه حکومت‌داری ضروری باشد.
براساس تعریفی کلان، حکومت‌داری عبارت است از فرآیندی که به واسطه آن موسسات دولتی به اداره امور عمومی می پردازند، منابع عمومی را مدیریت کرده و از حقوق افراد جامعه حمایت می‌کنند (www.unhchr.ch) و بنا به تعبیری دیگر حکومت‌داری عبارت است از شیوه به کارگیری قدرت در مدیریت توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور.
در تعریف اخیر حکومت‌داری مستقیما با مدیریت فرآیند توسعه پیوند می یابد و بخش عمومی و خصوصی را به طور توام دربر می گیرد.
برخی از صاحبنظران تعریف گسترده تری از حکومت‌داری ارائه کرده‌اند. به زعم آنان حکومت‌داری فرآیندی است که از طریق آن به طور جمعی مسائل مبتلا به جامعه را حل کرده و نیازهای جامعه را برطرف می‌کنیم.
طبق این دیدگاه، حکومت‌داری صرفا شامل دولت نمی‌شود بلکه بخش خصوصی و افراد و گروه‌های جامعه مدنی را نیز دربرمی گیرد و سیستم‌ها، رویه‌ها و فرآیندهایی که به نوعی در امر برنامه ریزی، مدیریت و تصمیم گیری دخیل هستند را نیز شامل می‌شود. (www.unescap.org) با عنایت به تعاریف پیش گفته و درک عمومی از مفهوم حکومت‌داری، می توان گفت که حکومت‌داری خوب (GOOD GOVERNANCE)، برکیفیت و نحوه انجام وظیفه حکومت‌داری تاکید می‌کند.
براساس یکی از تعاریف ارائه شده، حکومت‌داری خوب عبارت است از انجام وظایف حکومت به شیوه‌ای عاری از فساد، تبعیض و در چارچوب قوانین موجود. در این تعریف، حکومت‌داری خوب به عنوان انجام وظایف حکومت به شیوه‌ای منصفانه مورد توجه قرار گرفته است.
با این دیدگاه و براساس تعاریف متعددی که از حکومت‌داری خوب ارائه شده است می توان گفت حکومت‌داری خوب عبارت است از؛ فرآیند تدوین و اجرای خط مشی‌های عمومی در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با مشارکت سازمان‌های جامعه مدنی و با رعایت اصول شفافیت، پاسخگویی و اثربخشی به گونه‌ای که ضمن برآوردن نیازهای اساسی جامعه، به تحقق عدالت، امنیت و توسعه پایدار منابع انسانی و محیط زیست منجر شود.

نتیجه گیری
ارتباط میان دولت الکترونیک و حکومت‌داری خوب به قدری نزدیک است که برخی صاحبنظران معتقدند که دولت الکترونیک اگر در نهایت به حکومت‌داری بهتر منجر نشود هرگز رسالت خود را به انجام نرسانیده است.
دولت الکترونیک شیوه‌ای است برای حصول اطمینان از اینکه همه شهروندان به گونه‌ای یکسان از فرصت مشارکت در تصمیماتی برخوردارند که به نوعی بر وضعیت و کیفیت زندگی آنها تاثیر می گذارد. این شکل جدید ازحکومت‌داری، شهروندان را از مصرف کنندگان منفعل خدمات دولتی به بازیگران فعال تبدیل می‌کند که می‌توانند در باره نوع خدماتی که به آن نیاز دارند اظهارنظر کنند.
دولت الکترونیک امکانات گسترده‌ای را برای عینیت یافتن آرمان‌های حکومت‌داری خوب فراهم می‌کند و با به کارگیری فناوری‌های جدید ارتباطی و اطلاعاتی به بهبود فرآیندهای ارائه خدمات در بخش عمومی، تسریع ارائه خدمات به شهروندان، پاسخگوترشدن ماموران دولتی، شفاف شدن اطلاعات، کاهش فاصله میان مردم و دولتمردان، مشارکت اثربخش تر شهروندان و اعضای جامعه مدنی در فرآیند تصمیم گیری عمومی، گسترش عدالت اجتماعی از طریق فرصت‌های برابر افراد برای دسترسی به اطلاعات و... کمک شایانی می ‌کند و حکومت‌ها چنانچه بخواهند در مسیر تحقق حکومت ‌داری خوب حرکت کنند باید به ابزار نیرومندی همچون دولت الکترونیک مسلح باشند.

 

  کلید هدایت               

مهمان‌ نوازی

کلام حق

 

فَاتَّقُواْ اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَلَیْسَ مِنکُمْ رَجُلٌ رَّشِیدٌ. (هود: 78)

[لوط]: از خدا پروا کنید و مرا در (کار) مهمانم، خوار نگردانید. آیا در میان شما مرد کاردانی نیست؟

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

هرگاه یکی از شما به برادر مسلمانش در خانه او وارد شود، او بر صاحب‌خانه، امیر است تا آن‌گاه که بیرون رود. (گنج حکمت، ص 338)

پذیرایی از مهمان تا سه روز حق اوست. افزون بر آن در حکم صدقه‌ای است که میزبان به او می‌دهد. (خصال، ج 1، ص 118)

(هرگاه خداوند نسبت به گروهی اراده نیکی کند، هدیه‌ای به ایشان مرحمت می فرماید. [آن هدیه]، مهمان است که با روزی خود می‌آید و می‌رود. با این‌حال، مایه آمرزش اهل خانه می‌شود. (مجموعه ورام، ص 25)

 

حضرت امیر

از افزون ‌ترین مکرمت‌ها، شاخص ‌ترین بزرگواری‌ها، بر خود گرفتن دیون مردم و مهمان کردن مهمانان است. (غررالحکم، ج 6، ص 29)

 

امام رضا

ما اهل‌بیت حاضر نیستیم که مهمانان خود را به کاری [هر چند به کوچکی و ناچیزی روشن کردن چراغی باشد] واداریم. [اهمیت حرمت و کرامت مهمانان] (سنن النبی، ص 66)

 

قند پارسی

عجمان مهمان را از آن رو مهمان نامیده‌اند که وی را گرامی دارند؛ چراکه «مه» نزد ایشان، سرور است و «مان» منزل. و مهمان را تا زمانی که نزد ایشان ماند، سرور خویش دانند.

                                                                                                                                                    (کشکول شیخ بهایی)

چون میهمانی کنی، از خوبی و بدی خوردنی‌ها عذر مخواه که این طبع بازاریان باشد. هر ساعت نگوی که فلان چیز بخور خوب است یا چرا نمی‌خوری یا من نتوانستم سزای تو کنم که اینها سخن کسانی است که یک‌ بار میهمانی کنند.

(قابوس‌نامه)

 

میهمان ماست هر کس بی‌نواست                       آشنا با ماست، چون بی آشناست

        (پروین اعتصامی)

 

تویی میهمان اندر این باغ من                           فدای تو بادا تن و جان من

        (شاهنامه فردوسی)

 

جمله راضی رفته‌اند از پیش ما                         هست مهمان، جان ما و خویش ما

                      (مثنوی معنوی)

 

جمله مهمانند در عالم و لیک                            کم کسی داند که او مهمان کیست

                      (دیوان شمس)

 

ما همه مهمان خوان عالمیم                      حق مطلق، روز و شب مهمان ماست

              (شاه نعمت‌الله ولی)

 

ضرب ‌المثل

ماهی و مهمان، پس از سه روز می ‌گندند.

 

گر نکته‌ دان عشقی، بشنو تو این حکایت

آورده‌اند که ابراهیم پیغمبر آیتی بوده است در مهمان ‌داری و عادت او آن بود که تا مهمان نرسیدی، البته طعام نخوردی. وقتی یک شبانه روز بگذشت و هیچ مهمانی نرسید، به صحرا برون رفت. پیری را دید که می‌آمد. پرسید که تو کیستی و از کجا می‌آیی؟ حال خود بگفت: ابراهیم چون نیک تفحص کرد، مرد، بیگانه بود و بت‌پرست. ابراهیم گفت: ای دریغا، اگر مسلمان بودی، تا به یک ساعت انگشتی در نمک زدمانی [تو را میهمان می کردم]. پیر از او در گذشت. جبرئیل در رسید و گفت: ابراهیم، حق سلام می‌رساند و می‌فرماید آن پیر هفتاد سال، مشرک و بت‌پرست بود. ما رزق او کم نکردیم. یک روز که روزی او حوالت به تو بود، به تهمت بیگانگی طعام از او بازداشتی؟

ابراهیم، به عقب او دوید و او را بازخواند. پیر گفت: ردّ اول و قبول آخر چه بود؟ ابراهیم عتاب حضرت حق، باز راند. پیر بگریست و گفت: خلاف کردن چنین خدای از مروت نباشد. پس اسلام آورد و از جمله بزرگان دین گشت.  (جوامع الحکایات و لوامع الروایات، ص 240)

 

 

دانستنیها                          

10 فایده شگفت انگیز هندوانه برای سلامتی

 

 

هندوانه منبع طبیعی از بهترین آنتی‌ اکسیدان‌ها است که طبیعت فراهم کرده است. این میوه منبع خوبی از آنتی ‌اکسیدان‌هایی مثل ویتامین C و A است که از ما دربرابر بیماری‌ها محافظت می ‌کند. همچنین خطر کم ‌آب شدن بدن را هم کاهش می‌ دهد.

تابستان و هندوانه دو یار جدا نشدنی هستند. هندوانه تقریباً در همه جای دنیا پیدا می‌شود و با اینکه می ‌توانیم همه سال از بازار هندوانه بخریم اما فصل هندوانه تابستان است که در این فصل بهترین کیفیت را داشته و بسیار شیرین است. هیچ میوه دیگری اینقدر موقع تشنگی نمی ‌چسبد.

 

فواید هندوانه برای سلامتی

1. فواید هندوانه برای سلامتی بسیار زیاد است. مهم نیست که هندوانه را چطور برش بزنید، بهترین آنتی ‌اکسیدان‌ها در آن یافت می‌شود.

2. هندوانه منبع بسیار خوبی از ویتامین C و A مخصوصاً با غلظت بتا‌کاروتین آن می‌ باشد.

3. هندوانه قرمز خوشمزه همچنین منبع قوی از آنتی ‌اکسیدان کاروتین است که لیکوپن نامیده می‌شود. این آنتی‌ اکسیدان‌ها در بدن حرکت کرده و رادیکال‌های آزاد را خنثی می‌کنند. رادیکال‌های آزاد موادی در بدن هستند که می‌توانند آسیب زیادی به ما وارد کنند. این مواد می‌توانند کلسترول را اکسید کند و باعث شود که به دیواره رگ‌ های خونی چسبیده و موجب ضخیم‌ تر شدن آن شود و این می‌تواند منجر به سکته قلبی و سکته شود. لیکوپن که رنگ قرمز زیبا را به هندوانه می‌دهد به کاهش خطر سرطان پروستات هم کمک می‌کند.

4. خیلی جالب است که هندوانه تنها میوه‌ ای است که مقدار بالاتری از لیکوپن را نسبت به میوه‌ها و سبزیجات دیگر دارد.

5. هندوانه میوه‌ ای است که حاوی میزان بالایی الکترولیت سدیم و پتاسیم است که آن را از طریق عرق دفع می‌کنیم.

6. هندوانه همچنین سرشار از ویتامین‌های B است که برای تولید انرژی حیاتی هستند. متخصصین تغذیه توصیه می‌کنند که هندوانه منبع بسیار خوبی از ویتامین B6، B1 و منیزیم است. این میوه بخاطر میزان بالای آبی که در خود دارد که تقریباً 90 درصد آن را می گیرد و ارزش کالری آن، جزء باارزش‌ترین میوه‌ ها دسته‌ بندی می‌شود.

7. هندوانه خاصیت خنک‌کنندگی خاصی دارد و به طرز شگرفی سرشار از سیترولین می باشد که آمینو اسیدی است که بدنمان برای ساخت یک آمینواسید دیگر، آرژنین، که در چرخه اوره برای از بین بردن آمونیاک استفاده می‌شود، مصرف می‌کند.

8. آنتی‌اکسیدان‌ها به کاهش شدت آسم کمک می‌کنند. همچنین خطر سرطان روده، آسم، بیماری قلبی، آرتروز هماتوئید و سرطان پروستات را کاهش می دهد.

9. هندوانه منبع خوبی از تیامین، پتاسیم و منیزیم است که از بدن دربرابر بیماری‌های مختلفی محافظت می‌کنند.

10. هندوانه فاقد چربی است اما به تولید انرژی کمک می‌کند. دربرابر زوال ماکولا هم محافظت می‌کند.

 

وقتی گرمای تابستان ما را به تشنگی می‌ اندازد، خوردن هندوانه یک راه بسیار سالم و مطمئن برای جایگزین شدن نوشابه‌های انرژی‌زاست. ازآنجاکه مقدار آب بالاتری دارد، آب موردنیاز بدن ما را تامین می‌کند درحالیکه محوی کافئین بقیه نوشابه‌ها آب بدنمان را می‌کشد. هیچ چیز در یک روز گرم تابستانی بهتر از خوردن یک تکه هندوانه دلچسب و آب‌دار نیست!

منبع : مردمان

 

  مباحث فرهنگی            

فرهنگ و ارتباطات و قدرت ارزشها

فرهنگ تاثیر عمیقی بر موضوع و شیوه ارتباطات دارد، ارزش ها به عنوان باورهای بزرگ و مهمی كه دارای ارزش احساسی و روحی هستند، در این باره بسیار كارسازند.ارزش ها به عنوان راهنمایی قوی برای جهت دادن به افكار، قضاوت ها و رفتار اعضای اعمال می شوند و بسته به نوع فرهنگ مثلا آسیایی یا غربی اثرات و...متفاوت است.مثلا در فرهنگ آسیایی ها، معمولا روابط و ارتباط مابین مردم در مقایسه با فرهنگ های غربی، بسیار رسمی است، فرد به جای تكیه بر موضوعات دنیوی، برای ساختن خود و ارتقا خویش از نظر روحی تلاش می كند.ارزش ها تشكیل دهنده جزئی یكپارچه ازهر فرهنگ خاص هستند و با آن ها همبستگی دارند. ارزشها به عنوان ساخته دست بشر و وجه مشترك اعضای یك گروه فرهنگ یا جامعه به دلیل اهمیتی خاص كه دارند بر تصمیم گیری درباره چه موضوعی با چه كسی و به چه نحوی باید ارتباط برقرار كرد كه تاثیر گذار است. مثلا در بسیاری از فرهنگ ها، ادب حكم می كند به روشنی آنچه كه افراد در فكر و ذهن خود دارند بیان نكنند؛ بلكه آن را با ایما و اشاره بیان كنند ولی در فرهنگ های غربی اینگونه نیست این هم یعنی تاثیر ارزش های در فرهنگ و اثر كل این فرایند بر نوع ارتباطات در جامعه ،كه نحوه تعامل فرهنگ و ارتباطات را به خوبی مشخص می كند.

 مجموعه این تعاریف و مثال ها نشان می دهد كه تفاوت های فرهنگی در بین جوامع نوع ارتباطات آنها را مشخص می كند و از سویی نوع ارتباطات(سنتی یا مدرن) می تواند فرهنگ هر جامعه را به اقتضای بافت فرهنگی و اجتماعیش تحت تاثیر قرار دهد.همچنین تفاوت معنی ودرك هر جامعه از نمادها و نشانه ها در ایجاد یا عدم ایجاد ارتباط موثر است. كارورزان رسانه ها در بررسی ها و پژوهش های ارتباطی با ظرافت خاصی به این حوزه مهم یعنی تاثیر متقابل ارتباطات و فرهنگ توجه داشته اند.


ارتباطات میان فرهنگی

ارتباطات تاثیرات متفاوتی دارد و هنگامی كه بین دو فرهنگ برقرار می شود. این تاثیرات به طوری پیچیده هم هستند، وقتی پیام ها در سراسر مرزهای فرهنگی انتقال می یابند، در بافتی رمزگزاری و در بافتی رمزخوانی می شوند.

"ادوارد هال" و "ویلییام فوت وایت" نشان می دهند كه نشانه ها و معانی چگونه از فرهنگی به فرهنگ دیگر تغییر می كنند و نشان می دهند كه چگونه این انتقال تاثیر نشانه را هنگام ارسال از فرهنگی به فرهنگ دیگر كاملا غیر معمول می سازد. هال و وایت در مقاله ای با عنوان (ارتباطات میان فرهنگی،راهنمای مردان عمل) عنوان می كنند كه وقتی مردی در عرصه فرهنگی، چیزی می گوید ممكن است بین آنچه مورد نظر او بوده و آنچه دیگران دریافت كرده اند، تفاوت بسیاری باشد. واژه (may be) در ایالات متحده آمریكا مفهوم خاصی دارد و به سختی می توان برای صدور به كشورهای دیگر آن را ترجمه كرد.مشكل عمده در ارتباطات میان فرهنگی فقط درك چنین واژه هایی نیست بلكه درك نشانه های غیر كلامی است كه معمولا در فرهنگی واحد به صورت خودكار رمزگذاری می شوند و كاملا از آن ناآگاه هستیم. مثلا شیوه درك و رمز گذاری زمان و مكان به وسیله افراد مختلف، چنان خودكاراست كه آنان كاملا از مقوله های مورد استفاده خود ناآگاهند و وقتی این مقوله ها را در ارتباطات میان فرهنگی به كار می برند از رشته های فرهنگی نامرئی گذر می كنند.در ارتباطات میان فرهنگی، مانند سایر انواع دیگر ارتباطات، تعامل فقط با موقعیت با وظیفه موجود تعیین می كنند. همچنین تفاوت معنی و درك هر جامعه از نمادها و نشانه ها در ایجاد یا عدم ایجاد ارتباط موثر است و كارورزان رسانه ها در بررسی ها و پژوهش های ارتباطی با ظرافت خاصی به این حوزه مهم یعنی تاثیر متقابل ارتباطات و فرهنگ توجه داشته باشند.

 

ارتباطات و توسعه فرهنگی

پس از بحث هایی چون توسعه سیاسی و... در دهه 1960 توجه نظریه پردازان به مسئله توسعه فرهنگی نیز جلب شد واین امر با برگزاری كنفرانس و نیز در دهه 1970 كه به اهتمام یونسكو برگزار شد، جنبه رسمی تر و  بین المللی به خود گرفت.آنچه از دل تعریف فرهنگ بر می آید این است كه فرهنگ به اعضای یك گروه و یا جامعه كمك می كند تا از عمده مشكلات زندگی در محیطی خاص و در زمانی خاص برآیند.فرهنگ شامل دانش ها، ارزش ها و تجربه هایی است كه فایده آن توسط اعضای جامعه مشخص شده است، هر فرهنگ شامل روش زندگی گروهی از مردم و مجموعه ای از سنت ها اعتقادات است كه در الگوها و مراسمی همچون تولد، عروسی، مرگ، موسیقی، شعر، حركات موزون، نمایش، داستان ها، ضرب المثل ها، نوع لباس پوشیدن، غذاخوردن، ارزش های عمومی و اعمال مذهبی تجلی كرده است كه هر قوم را از قومی دیگر متمایز می سازد.همچنین هر فرهنگی از دو دسته عناصر مادی و معنوی تشكیل شده كه عناصر مادی شامل هر چیزی است كه انسان برای رفع نیازهای مادی به طبیعت افزوده است كه از آثار مادی گرفته تا اشیاء كشف شده و اختراعات را در بر می گیرد. و عناصر معنوی گسترده تر بوده و مشتمل بر دانش و معرفت بشری، اسطوره ها، زبان، تاریخ، آداب و رسوم، سنت ها، شعائر، مناسك، الگوها، هنجارها، ارزش ها، باورها، و به طور كلی جهان بینی می باشد. اما آنچه مهم است این است كه هر فرهنگی بر برخی از عناصر بیش از سایرین تاكید دارد.اما در جهان امروز فرهنگی می تواند پایدار بماند و هویت خود را حفظ كند كه نخست انطباق توانایی با شرایط پیرامون خود را داشته باشد و از توانایی و نوآوری بالایی برخوردار باشد؛ یعنی به جای اینكه راه خود را روی جذب تحولات محیطی ببندد، تلاش كند با نوسازی عناصرش پاسخ های جدیدی برای مسائل امروز بیابد.جامعه ای كه نتواند به نیازهای مادی و معنوی افرادش به یك نحو پاسخ دهد و اقدامی برای برطرف كردن صنعت فرهنگی خود انجام ندهد، طبیعتا در معرض تهاجم فرهنگی قرار خواهد گرفت و دچار بحران هویت و بحران مشروعیت خواهد شد و چاره ای جز نابودی و حل شدن در دیگر فرهنگ ها نخواهد داشت.جوامع ناگریز از رونق فرهنگی هستند كه از طریق ظرفیت های علمی و آموزشی ایجاد نیاز فرهنگی در بین مردم جامعه تا به آن همچون نیاز اقتصادی نگاه كرده و در جهت حل آن بكوشند، افزایش و پویایی تولیدات فرهنگ نقادی، نقدپذیری و ایجاد فرهنگ گفتگو با نهادها، گروها، و افراد امكان پذیر است.پس توسعه فرهنگی یعنی شناخت صنعت های فرهنگ خودی و اقدام به برطرف كردن آن از طریق نگرش نو به سنت ها و اخذ دستاوردهای جدید و انطباق آن با ارزش های مثبت فرهنگ بومی برای حل بحران های جامعه كه در برخورد با فرهنگ های بیگانه برای آن حاصل شده است.

 

 تاثیرارتباطات و فرهنگ بر توسعه

 از سالیان متمادی تا كنون ارتباطات در معنای كلی به عنوان یكی از ابزارها و وسایل تحقق توسعه یا مابقی در برابر اجرای برنامه توسعه كشورها محسوب شده است و صاحبنظران معتقدند كه تاثیر منفی ارتباطات بر توسعه، از موانع فرهنگی و اجتماعی ناشی شده است.این یك بعد از رابطه فرهنگ و ارتباطات است و عدم تطابق ساختار فرهنگی یك جامعه و تضادهای بعدی، تفاوت معانی ذهنی جوامع با یكدیگر و... بخشی از شرایط فرهنگی هستند كه می توانند به مختل شدن روند رابطه ارتباطات یك طرفه در تسریع روند توسعه موثر است و تجربیات دانشمندان و محققان نشان می دهد بی توجهی به این مقوله باعث شكست یا ایجاد اختلال در برنامه های توسعه شده است.البته برخی ارتباطات میان فردی ضامن اجرای كامل و بدون ایراد برنامه توسعه نیست؛ موانع فرهنگی، اجتماعی، تفاوت های قالب های فرهنگی جوامع پیشرفته با جوامع توسعه نیافته، تفاوت سطح تحصیلات در همه و همه در این قضیه دخیل هستند و این موارد حساسیت تعامل ارتباطات و فرهنگ را مشخص می كند.عواملی كه در این مقوله بر كارایی ارتباطی موثرند عواملی چون وضیعت فرهنگی ارتباطات جنبه روانشناختی فرایندهای ارتباطی و نیازهای آموزشی و پرورشی جوامع است. درباره نقش ارتباطات در توسعه و روند نوگرایی جامعه و جایگاه مقوله فرهنگ را در نوآوری ها پس از طرح مواردی درباره اهمیت و تاثیر رسانه ها و رهبران فكری در ایجاد زمینه برای پذیرش نوآوری می توان اشاره كرد كه كار اصلی ارتباطات(وسایل ارتباطات جمعی) است. همچنین تعامل ارتباطات و فرهنگ جوامع و نقش مقولات و بسترهای فرهنگی واجتماعی، تعامل رسانه ها و فرهنگ می تواند ضامن موفقیت و یا عامل شكست طرحهای توسعه شود.

 

روابط عمومی و فرهنگ سازی

ازآن جایی كه فرهنگ سازی یك فعل اجتماعی است كه در ارتباط با گستره وسیعی از انسان ها سرو كار دارد و می خواهد بر رفتار و ذهنیت تعداد زیادی از آدمیان تاثیر بگذارد یك عمل روابط عمومی است زیرا شناخت افكار عمومی و تاثیر و نفوذ در آن یكی از وظایف و شاید مهمترین وظیفه روابط عمومی است. شناخت افكار عمومی نقش بسیار زیادی در فرایند فرهنگ سازی خواهد داشت به این دلیل كه فرهنگ و رفتار یك جامعه ناشی از نوع تفكر و اندیشه حاكم بر اذهان مردم آن جامعه است و تغییر و اصلاح فرهنگ یك جامعه با تغییر و اصلاح فكر و اندیشه مردم آن جامعه ممكن می شود. ازاین رو روابط عمومی به عنوان نماینده رسمی و علمی شناخت و مطالعه افكار عمومی اهمیتی مضاعف می یابد.روابط عمومی به دلیل وظیفه درون سازمانی و برون سازمانی، بیش از همه در اعتلا و رشد فرهنگ و رفتار با انسان سر و كار دارد كه از زمینه ها و امكانات و ابزارهای خوبی جهت این اعتلا قدم بردارد و با مخاطب شناسی برای اقناع و نفوذ در مخاطبین دست یابد. طریق شناخت علمی و صحیح مخاطبان به راهبردهای معین و اجرای برنامه های سازماندهی شده به اطلاع رسانی و تدوین فرهنگ صحیح فردی و اجتماعی بپردازد وبا تعمیم وسیع برای ترویج و تبلیغ یعنی جاانداختن رفتارها و الگوهای مناسب رفتاری به مقوله "فرهنگ سازی" به اجرا در آورد.تبلیغ، ترویج، اقناع، اطلاع رسانی، آموزش، زمینه سازی، فضاسازی و... روش ها و راهبردهایی است كه به عنوان وظایف و كاركردهای روابط عمومی در فرایند فرهنگ سازی نقش موثری دارند.با مطالعه در نقش و كاركردهای روابط عمومی می توان به امر "فرهنگ سازی" كه در درون هر یك از وظایف جای دارد دست یافت.

 روابط عمومی از طریق سه وظیفه اصلی می تواند به فرهنگ سازی بپردازد:

۱- اطلاع یابی: كه می تواند در این بخش به تهیه و تولید اطلاعات لازم در مورد فرهنگ بپردازد.

۲- اطلاع شناسی: كه در این بخش هم روابط عمومی می تواند به شناخت علمی وتجزیه و تحلیل یافته های خود در مورد فرهنگ وارزش های فرهنگی پرداخته و فرهنگ صحیح و مناسب را تنظیم كند.

۳- اطلاع رسانی: در این قسمت با توجه به ترویج و اشاعه فرهنگ صحیح دست می زند و آن را به جامعه انتقال می دهد.

 اگر پنج نقش عمده برای روابط عمومی در نظر گرفته شود با كمی دقت می توان نقش فرهنگ سازی را در درون آن پیدا كرد:

۱- نقش نمایشی: در این قسمت با استفاده از سخنرانی، مراسم و برپایی نمایشگاه می توان به فرهنگ سازی پرداخت. مثلا با برپایی نمایشگاه سلامت می توان فرهنگ صحیح سلامتی را در میان مردم رواج داد و یا با سخنرانی و مراسم های خاص مثل راهپیمایی كودكان در روز هوای پاك ،فرهنگ ترافیك را اصلاح كرد.

۲- نقش ا ظهاری: در این نقش، روابط عمومی با پاسخگویی و خبرسازی می تواند به اطلاع رسانی و تبلیغ و آموزش فرهنگ درست در زمینه های مختلف بپردازد.به عنوان مثال وزارت بهداشت می تواند با تهیه خبر در مورد موادغذایی آلوده، مردم را به استفاده درست از موادغذایی ترغیب كند. یا نیروی انتظامی می تواند با اطلاع رسانی و فرهنگ سازی رانندگی شیوه های درست رانندگی را به مردم آموزش دهد.

۳- نقش مشورتی: روابط عمومی می تواند با تبیین و جا انداختن تاثیر و اهمیت افكارعمومی در فرایند تصمیم گیری و سیاستگذاری مدیران ارشد، ضمانت اجرایی فرهنگ سازی را تامین كند. اینجاست كه نقش روابط عمومی نه به عنوان تسهیل گر و مجری ارتباطی بلكه به عنوان سیاستگذار به اثبات می رسد.

۴- نقش مذاكره ای: در این نقش روابط عمومی با استفاده از ابزارها و فعالیت های خاص حرفه ای به ایجاد سازش و تفاهم بین سازمان و گروه های مخاطب دست می یابد واز رهگذر این گونه فعالیت ها می تواند فرهنگ صحیح و پویا را تبلیغ كند. مخاطب شناسی به عنوان یكی از وظایف روابط عمومی اینجاست كه اهمیت می یابد.

۵- نقش تفسیری: در این جا روابط عمومی به كار علمی تری در زمینه فرهنگ سازی دست می زند و آن تجزیه و تحلیل گروه های مخاطب و سنجش افكار عمومی و تحلیل محتوای آن ها است.

 لازم به ذكر است كه ساختن فرهنگ و رفتار یك جامعه قبل از هر چندنیازمند شناخت و آگاهی از فرهنگ و رفتارهای مردم آن جامعه است، لذا شناخت فرهنگ، خرده فرهنگ ها و الگوهای رفتاری حاكم بر مردم جامعه بسیار با اهمیت است. روابط عمومی می تواند از طرق مطالعات پیمایشی مانند نظر سنجی  و پرسشگری به شناخت علمی از فرهنگ و رفتار مردم اطلاع یابد و این گامی مهم در فرهنگ سازی محسوب می شود.روابط عمومی همچنین با استفاده از ابقزارها و تكنولوژی های ارتباطی همچون تیزر و آگهی تبلیغاتی، بیلبورد، تابلوهای الكترونیكی، ساخت فیلم های كوتاه و شیوه های دیگر در ترویج فرهنگ های صحیح در هر چیزی بهره گیرد.

 

نتیجه گیری

ارتباطات و فرهنگ محكوم به همزیستی هستند، ارتباط محصول فرهنگ، وفرهنگ مشخص كننده رمز، ساختار فضا و زمینه ارتباطی است كه صورت می گیرد، از سویی دیگر ارتباطات محمل و مسیر زندگی فرهنگ است هیچ فرهنگی بدون ارتباطات قادر به بقاء نیست. حتی می توان گفت بدون ارتباطات فرهنگی وجود نخواهد داشت و بنابراین برخی از دانشمندان تا آنجا پیش می روند كه فرهنگ را با ارتباطات در یك رده قرار می دهند.هر فرهنگی واقعیت های خود را می سازد، فرهنگ چیزها و پدیده ها را در دنیای اطراف تعیین و آن را طبقه بندی می كند و به آن ها معنا می دهد.این فرهنگ است كه تعیین می كند اعضای آن فرهنگ رابطه شان را با محیط ماوراءطبیعه و سایر اعضای گروهشان ببینند، فرهنگ مشخص كننده معیارها و قواعد رفتاری اعضای وابسته به آن است و آن ها را در روابط اجتماعی راهنمایی می كند.نفوذ و عمق فرهنگ در هر جامعه به گونه ای است كه جنبه هایی از فرهنگ همچون باورهای عمیق، ارزش های اخلاقی و... را نمی توان به سهولت بیفزاید.ارتباطات روندی است كه به تاثیر منتهی می شود، روند و فرایند انتقال پیام از منبع به مخاطب یا مخاطبان از یك كانال كه با هدف تاثیر گذاری صورت می گیرد، موقعیت ارتباطات در گروه توجه به معنی، درك مشترك، فهم نمادها، ارتباطات كلامی و غیر كلامی و... است كه نتیجه فرهنگ قلمداد می شود.

 

منابع وماخذ

 1- آشوري، داريوش(1381) تعريف ها و مفهوم فرهنگ، تهران :انتشارات آگه زمستان

2- بورن،اد، (1379)، بعد فرهنگي ارتباطات براي توسعه ،مترجم مهر سيما فلسفي ،تهران :انتشارات سروش

3- لال،جيمز،(1379) ،ارتباطات ،فرهنگ ،رهيافتي جهاني،مترجم مجيد نكودوست، تهران :انتشارات روزنامه ايران

4- كري، جيمز، (1376)،ارتباطات و فرهنگ، مترجم مريم داداشي، تهران :انتشارات سبز آسيا

5- گيل، ديويد،آدافر، بريجت،(1384)،الفباي ارتباطات، مترجمان رامين كريميان، مهران مهاجر، محمد نبوي، تهران :مركز مطالعات وتحقيقات رسانه

6- معتمد نژاد،كاظم،(1371)،وسايل ارتباط جمعي،تهران:دانشگاه علامه طباطبايي

 

منبع : وبلاگ فضای عمومی

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست هوش تشخیص جهت حرکت اتوبوس

 

از بچه‌های یک کودکستان سوال زیر پرسیده شد:

«اتوبوس شکل زیر به کدام طرف حرکت می‌ کند؟»

 

به دقت به شکل زیر نگاه کنید.

 

 

 

جواب سوال بالا را می ‌دانید؟

 

تنها دو جواب وجود دارد: «چپ» یا «راست»

 

درباره‌اش فکر کنید ...

 

هنوز نمی ‌دانید به کدام طرف حرکت می‌ کند؟

 

عیبی ندارد! ما به شما می‌ گوئیم.

 

 •

 •

 

تمام بچه کودکستانی‌ها جوابشان این بود: به طرف چپ.

وقتی از آن‌ها پرسیده شد: «چرا فکر می‌ کنید که اتوبوس به طرف چپ حرکت می ‌کند؟»

جواب همه ‌آنها این بود: «چون درب اتوبوس دیده نمی‌ شود.»

خجالت کشیدید، مگه نه؟

عیب نداره! ناراحت نباشید.

من خودم هم جوابش را نمی‌ دونستم

 

منبع : www.persianv.com

 

پیامک                 

پیامک میلاد حضرت مهدی (عج) و نیمه شعبان

 

ای دل شیدای ما، گرم تمنّای تو

کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو

گر چه نهانی ز چشم، دل نبود ناامید

می رسد آخر به هم چشم من و پای تو

نیمه شعبان بود روز امید بشر

شادی امروز ما نهضت فردای تو

غیر از تو مرا دلبر و دلدار نباشد

دل نیست هر آندل که ترا یار نباشد

شادم که غم هجر توگردیده نصیبم

بهتر ز غم هجر تو غمخوار نباشد

ولادت امام مهدی(عج) بر شما مبارک

شعـبــان شـد و پـیـک عشــق از راه آمــد

عــطــر نفـــس بقــیــــــــــــــة الـلــه آمــد

بـا جلــوه سجـاد و ابـوالفـضـل و حسـیـن

یک مـاه و سـه خورشیــد در ایـن مـاه آمـد

امشب ز کرَم حق گُهرى داد به نرجس / وز برج ولایت قمرى داد به نرجس

خوش باش که حق بال و پرى داد به نرجس / برخیز که زیبا پسرى داد به نرجس

نیمه ی شعبان گل نرگس شکفت / چلچله از شادمانی شب نخفت

آبشار یک لحظه آرام شد ، نریخت / تا که رازش با گل نرگس بگفت

سرو حیران شد از آن فر و جلال / ماه فرو مانده در آن حسن جمال

نیمه شعبان را به شما تبریک عرض می کنم.

یا مهدی ، ای نقطه شروع شفق، ای مجری حق

میلاد تو قصیده بی انتهاییست که تنها خدا بیت آخرش را می داند

بیا و حسن ختام زمان باش . . .

قدم ‌هایت بوسه ‌گاه چشم‌هایمان ای گل نرگس

جشن میلادت کاش به ضیافت ظهور می‌پیوست

میلاد نرگس پنهان گرامی باد

ای ماه فاطمه!

به آن امید که از افق نور بازگشت تو را دریابم،

همه شب ستاره می شمارم تا صبح دیدارت فرا رسد . . .

مبارک باد میلاد تو،

ای معراج خاکیان و ای سراج افلاکیان؛

ای آینه ایمان،

یا صاحب الزمان

میلاد مهدی(عج)، تصنیف سرخ ترانه های انتظار،

بر عموم مسلمین جهان مبارک باد

خجسته باد بزم قدسیان در صبحی که آفتاب زمین و آسمان به زیر سقف خانه نرگس طلوع می کند.

میلادت مبارک باد، ای سپیده پنهان که اهل زمین در آرزوی بوی بهشتی تو،

هماره دعای فرج را زمزمه می کنند . . .

ای مدنی برقع و مکی نقاب

سایه نشین چند بُوَد آفتاب؟

منتظران را به لب آمد نفس

ای ز تو فریاد، به فریاد رس

تو خواهى آمد و یاس‏ها و نیلوفرهاى «سركش‏» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل یاس‏هاى كبود خواهد بود.

مهدی جان بیا و دنیاى دل را به بوى خوش فطرت پر كن. دل‏هایى كه همواره در سرزمین نیمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مكاشفه پرواز مى‏كنند.

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید، که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید - عید نیمه شعبان مبارک

 

كاش می‌شد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس ...

شب میلاد تو، هنگامه گشودن پنجره های امید است به روی بغضِ ستم دیدگان بی پناه تاریخ.

میلاد مهدی(عج)، تصنیف سرخ ترانه های انتظار، بر عموم مسلمین جهان مبارک باد!

 

مبارک باد میلاد تو، ای معراج خاکیان و ای سراج افلاکیان؛ ای آینه ایمان، یا صاحب الزمان!

میلادت مبارک باد، ای سپیده پنهان که اهل زمین در آرزوی بوی بهشتی تو، هماره دعای فرج را زمزمه می کنند!

 

 عصر انتظار، ولادتت را به جشن گرفته است، ای گل نرگس

چشمان منتظر ما، خیس از اشک شوق میلاد توست، مهدی زهرا

خجسته باد میلاد مولود نجات

 قطعه‌  گمشده‌ای از پر پرواز کم است

یازده بار شمردیم، یکی باز کم است

این همه آب که جاری است نه اقیانوس است

عرق شرم زمین است که سرباز کم است.

(اللهم عجل لِولیکَ الفَرَج)

 

 

  عبادت و بندگی             

عوامل توفیق و سلب توفیق عبادت (1)

نویسنده : سید حسین مرتضوی

مقدمه

« و ما خلقت الجن و الإنس الا لیعبدون» (1)
جن و انس را نیافریدیم جز برای عبادت


مفهوم عبادت :
عملی که با قصد قربت و جهت‌گیری الهی باشد، را عبادت گویند. البته منظور از قصد قربت در تعریف عبادت آن است که عمل، انگیزه و جهت الهی داشته باشد اعم از اینکه به خاطر محبت و رضای حق باشد یا امتثال امر او یا شکرگزاری به درگاه او یا دستیابی به بهشت یا فرار از عذاب و ... باشد.
اصل واژه عبادت به نظر بسیاری از واژه شناسان به معنی «خضوع» یا «نهایت خضوع» است ولی کاربردهای متداول و شایع مورد اختلاف است.
وقتی در مفهوم و کاربردهای عبادت دقت کنیم متوجه می‌شویم که هرچند عبادت نوعی خضوع و فروتنی است اما هر خضوعی، عبادت نیست، مسلماً کسیکه در برابر شخصی تواضع و فروتنی می‌کند، نمی‌گویند: او را عبادت کرده و همینطور هر اطاعت و فرمانبرداری هم عبادت نیست.
از طرفی پیروان بسیاری از ادیان معتقدند که چون عبادت رابطه‌ی انسان با خداست، جنبه‌ی فردی و خصوصی دارد و بهتر است که در گوشه‌ی غربت و تنهایی انجام شود؛ حتی این روش در بین مسلمانان نیز تحت عنوان تصوف و صوفی‌گری، کم و بیش وجود داشته ولی از دیدگاه اسلام؛ دین و عبادت با مسائل اجتماعی عمیقاً آمیخته است و تمام ابعاد زندگی انسان را در برمی‌گیرد وحتی در بعضی احادیث وارده از معصومین علیهم السلام، انواع عبادت اینگونه شمرده شده:«1- اندیشیدن در ملکوت 2- اندیشیدن در نعمتها 3- طلب روزی حلال 4- لین کلام و افشاء سلام 5- نگاه محبت آمیز به پدر و مادر 6- خوش گمانی به خدا 7- نگریستن به علماء 8- کمک به مردان عیالوار 9- پوشاندن گناهان و ... » (2)

 

توفیق

توفیق از نظر لغوی « به معنای موافق گردانیدن» اسباب، موافق گردانیدن خدا اسباب را موافق خواهش بنده، کارسازی و تأیید الهی است» (3) .
توفیق می‌تواند به صورت فراهم آوردن اسباب جهت شرکت در نماز جماعت، پیداکردن دوست و مشاورۀ مناسب در امور دنیایی و اخلاقی و ...، فراهم آمدن اسباب برای خدمت به خلق و... باشد.
درآیات و روایات معصومین (علیهم السلام) هم به توفیق الهی اشاره‌ای شده است:
«
و ما توفیقی الا بالله» (4) یعنی و از خدا در هر کار توفیق می‌طلبم.
«
توفیق و موافق قراردادن همه اسباب و وسائل خارجی تنها از جانب خداوند متعال امکان‌پذیر است زیرا کسی را چنین نیروی فراگیر و کاملی نیست که بتواند در هر موردیکه می‌خواهد همۀ اسباب و مسائل مادی و معنوی را موافق سازد» (5)
و توفیق در روایات با تعبیرهای مختلفی آمده مانند: «عنایت، رحمت، جذبات الرّب، عنایۀ الرحمن، اول النعمۀ، قائد الصلاح، رأس النجاح، رأس السعادۀ، مفتاح الرفق و ... » (6)
در بعضی روایات به عنوان بهترین راهبر: « لاقائد کالتوفیق » (7) و با ارزشترین چیزی که از آسمان فرو می‌آید؛ (علی «علیه السلام» اجلٌ ما ینزل من السماء التوفیق» (8) تعبیر شده و حتی درروایتی از پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمده که « قلیل التوفیق خیرٌ من کثیر العقل» (9) یعنی اندکی توفیق بهتر است ازعقل بسیار
و همچنین به طلب توفیق ازخداوند متعال در بعضی روایات سفارش شده:
حضرت علی (علیه السلام): «عبادالله، ارغبوا الیه فی التوفیق، فانّه أنس وثیق» (10) یعنی این بندگان خدا ازخداوند، توفیق طلب کنید زیرا که توفیق بنیادی استوار است.
و حضرت علی (علیه السلام) درسفارش خود به امام حسن (علیه السّلام) می‌فرمایند: « ... و الرغبۀ الیه فی توفیقک...» (11) از خدا توفیق بخواه.
همان‌طور که در دعاهای وارده نیز ازخداوند، توفیق طلب شده، مثل «ارزقنی فیها التوفیق لما وفقت له محمد و آل محمد» (12) و یا « وفقنی للّتی هی أزکی ....» (13) و ...
جهان آفرین گر نه یاری کند
کجا بنده پرهیزگاری کند ؟
نخست او ارادت به دل در نهاد
پس این بنده برآستان سرنهاد
گر از حق نه توفیق خیری رسد
کی از بنده خیری به غیری رسد
چه اندیشی از خود که فعلم نکوست
از آن در نگه کن که توفیق اوست


عوامل توفیق :

1. تقوا :

عامل مهمی که سبب توفیق عبادت خواهد شد تقوا و ترک معصیت است که در آیات و روایات بسیاری به آن اشاره شده است.
«
لو انّ اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الارض ...» (14)
و چنانچه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند همانا ما، در های برکات آسمان و زمین را برروی آنها می‌گشودیم.
«
برکات به موهبتهای ثابت و پایدار گفته می‌شود و در مقابل چیزهای گذرا است. در معنای برکات کثرت خیر و افزایش وجود دارد و شامل برکتهای مادی و معنوی می‌شود» (15)
بله اگر مردم همه اهل تقوا می‌شدند نه تنها برکات مادی مثل باران و گیاه و خوراک و ... بلکه برکات معنوی نیز به آنها داده می‌‌شود که برکات معنوی می‌تواند، توفیقات مردم، عبادات و ترک معاصی باشد، بعضی مفسرین برکت را اینگونه معنا کرده‌اند« هرچیزی که زندگی بشر را تکامل می‌بخشد و به درجات بالاتر ارتقاء می‌دهد» (16)
و بعضی «توجهات معنوی و رحمتهای روحانی که سبب گشایش و خوشی روحی و وسعت قلبی و نورانیت باطنی و استفاضه ازفیوضات الهی می‌شود» معنا کرده‌اند(17).
درواقع این آیه یک نوع تلازم وجودی و بین ترک تقوا و قطع رحمت و برکات الهی، تلازم عدمی برقرار است.
«
و من یتّق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یتحسب» (18)
«
هرکس تقوا پیشه کند خداوند راه بیرون شدن را براو می‌گشاید و ازجائی ندارد به او روزی عطا کند»
رزق در لغت« ما ینتفع به» معنا شده و الرزق «العطاء» (19)
و توضیح داده‌اند که الا رزاق نوعان: ظاهرۀ للأبدان کا لاقوات و باطنۀ للقلوب و النفوس کلمعارف و العلوم» یعنی رزق دو نوع است. رزق ظاهری برای بدنها مثل خوراک و رزق باطنی برای قلوب و نفوس مثل معارف و علوم.
رزق در این آیه می‌تواند هر دو معنای رزق راشامل شود همانطور که در تفسیر نمونه نیز آمده است (20) روزی تنها به مواهب مادی نیست. روزی معنای وسیعی دارد که روزیهای معنوی را نیز در برمی‌گیرد بلکه رزق اصلی، همین رزق و روزی معنوی است.دردعا نیز تعبیر رزق در مورد روزیهای معنوی بسیار به کار رفته مانند: «اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام و یا «اللهم ارزقنی توفیق الطاعۀ و بعد المعصیۀ...»
آیات زیاد دیگری هست که می‌توان همین معنا را از آنها گرفت مانند (آیه 29 انفال، 5 طلاق، 76 آل عمران، 47 توبه و ...) و همچنین در روایات نیز این مضمون تأکید شده است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله): « من أعرض عن محرّم ابدله الله به عبادۀ تسرّه» (21) یعنی هرکه ازکاری حرام روی گرداند، خداوند به جای آن، عبادتی شاد کننده عطایش فرماید.
و پیامبر(صلی الله علیه و آله) درحدیثی دیگرمی‌فرمایند. «إتّق المحارم تکن اعبد الناس ...» (22) یعنی از حرام بپرهیز تا ازهمه عابدتر باشی.
بنابراین اولین عامل کسب توفیق، اطاعت از اوامر الهی و دوری ازمعصیت اوست.

 

2. علم :

«... قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون...» (23)
«
بگو ای رسول آنانکه اهل علمند با مردم جاهل یکسانند؟...»
علم در این آیه و آیات دیگر قرآن، به معنی دانستن یک مشت اصطلاحات یا روابط عادی در میان اشیاء و به اصطلاح علوم رسمی نیست. بلکه منظور از آن معرفت و آگاهی خاص است که انسان را به قنوت یعنی اطاعت پروردگار و ترس ازدادگاه و امید به رحمت خدا دعوت می‌کند(24).
پس مسلماً کسانی که چنین علمی دارند، با آنها که ندارند مساوی نیستند و چنین علمی، خضوع و خشوع افراد رابیشترمی‌کند، در نتیجه میل آنها به طاعت و عبادت پروردگار بیشتر و توفیق بیشتری خواهند یافت.
هر علمی درمرتبه خود، هرگاه مقدمه‌ باشد. برای صفای باطن و قلب آدمی را مهیا گرداند. برای پذیرفتن نور معرفت و محبت الهی و او را به جاده سعادت رهبری گرداند، نافع خواهد بود. زیرا که علم، نوری است که ازمبدأ فیاض به قلب مصفی ازصفات حیوانی افاضه می‌گردد (25).
بله داشتن علم و آگاهی نسبت به عمل و فوائد و عواقب آن سبب انجام و یا ترک عمل می‌شود مثلاً اگر به بیماری که به خوردن دارویش اهمیتی نمی‌دهد و سستی می‌کند، آگاهی بدهیم و نسبت به دارو و اثر آن علم پیدا کند، مسلماً ارادۀ او رادراستفادۀ از دارو قویتر خواهد شد و این تفاوت در عمل و آن سستی قبلی و تحرک بعدی همه نتیجۀ همان، آگاهی و شناخت است که به او داده ایم.
حضرت علی «علیه السلام»: ثمرۀ العلم العبادۀ» (26) میوۀ دانش، عبادت است.
علم وآگاهی ، بستراصلی عبودیت است. زیرا روح اصلی عبادت و عبودیت خضوع است و خضوع زمانی تحقق می‌یابد که انسان عظمت و بزرگی معبود را درک کند و بشناسد«انما یخشی الله من عباده العلماء...» (27) یعنی از میان بندگان فقط مردمان عالم ودانا مطیع و خدا ترسند ...»
این علماء هستند که با علم و معرفتی که دارند، پروردگار خود راشناخته و از روی میل او را عبادت خواهند کرد و با کسب علم و معرفت، توفیق بیشتری برای عبادت خداوند، خواهند یافت همان‌طور که دردعای کمیل هم می خوانیم. «... علی ضمائر حوت من العلم بک حتی صارت خاشعۀ...» یعنی برنهاد هائیکه علم و معرفت تو آنها راگرفته تا به جائیکه دربرابرت خاشع گشته» و شاید عبادت دائمی ملائک نیز به دلیل همین آگاهی مستمر آنها از عظمت خداوند باشد.
و ازطرف دیگر ، می‌توان گفت، علم دیگری که برای گرایش به عبادت ؛ لازم است. علم به نقش اساسی عبادت و عبودیت در تکامل و خوشبختی انسان‌هاست که هرچه انسان بیشتر به این امر واقف شود وبداند که بدون عبادت و عبودیت به تکامل حقیقی نخواهد رسید. بیشتر گرایش به عبودیت پیدا می‌کند.
بنابراین می‌توان گفت، گرایش به عبودیت و عبادت ازدو علم و معرفت سرچشمه می‌گیرد، 1- خداشناسی 2- خودشناسی.

 

3. توبه و استغفار :

« و أن استغفروا ربکم ثم توبواالیه یمتعکم متاعاً حسناً الی اجل مسمی و یؤت کل ذی فضل فضله...» (28) و اینکه از پروردگار خویش آمرزش طلبید، سپس به سوی او بازگردید تا شما را تامدت معینی به خوبی بهره‌مند سازد و به هر صاحب فضیلتی به مقدار فضیلتش ببخشد...
در تفسیر «متاعاً حسناً» که در آیه آمده:«المنافع المتتابعه الدینیۀ و المالیۀ» (29) تعبیر شده یعنی منافع دینی و مالی، هر دو را در برمی‌گیرد و در تفسیر هدایت (30) به رزق نیکو تفسیرکرده اند، یعنی خداوند، در مقابل توبه و طلب آمرزش، آنها را از رزق نیکو بهره‌مند می‌سازد و رزق را همان‌طور که در توضیح آیه 2 طلاق آوردیم. رزق مادی و معنوی می‌دانند و از نظر لغت، هر دو را شامل می‌شود. که یکی از رزقهای معنوی می‌تواند، توفیق عبادت باشد.
مرحومه بانو امین اصفهانی در تفسیر این آیه فرموده اند که: «اگر مقصود از متاع نیکو که خدای جلیل به توبه‌کنندگان وعده داده که تا آخر عمرشان ازآن بهره‌مند می‌گردند. جهات طبیعی ازصحت مال و باقی جهات طبیعی مثل شهرت وامثال آن باشد، معلوم است که به طور کلی نسبت به مؤمنین باتقوی صادق نیست زیرا به عیان می‌بینیم که بسیاری ازاشخاص مؤمن باتقوا گرفتار فقر بلکه مرض هستند و در شکنجه ظالمین گرفتارند. پس از اینجا معلوم می‌شود که شاید مقصود ازبهره‌ نیکو که به توبه کنندگان عنایت می‌گردد بهره روحانی است نه جسمانی» (31)
«
و یا قوم استغفروا ربکم ثم توبوا الیه، یرسل السماء علیکم مدراراً» (32)
«
ای قوم ازخدا آمرزش طلبید و به درگاه او توبه کنیدتا از آسمان به شما رحمت فراوان نازل گرداند
دراین آیه نیز رحمت آسمانی را به توبه کنندگان می‌بخشد و این خاصیت استغفار است که سبب آبادانی و رفاه و جلب روزی و دفع بلا می‌شود (33). و تا پرونده انسان آلوده به خطا و جرم و جنایت و عصیان است. نمی‌تواند توفیق توجه و تقرب به خدا پیدا کند، پس استغفار تنها وسیله موفقیت و آمادگی برای این سیر معنوی است. و این معنی در همه موارد و دربارۀ همۀ افرادیکه قصد سیر روحی دارند، مورد لزوم و توجه می‌باشد (34). و احادیثی با این مضمون از حضرت علی «علیه السلام» وارد شده است که به آنها اشاره‌ای می‌نمائیم.
«
التوبه تستنزل الرحمۀ» (35) توبه رحمت را فرود می‌آورد.
«
الاستغفار یزید فی الرزق» (36) استغفار، روزی را می‌افزاید.
«
إستغفر، ترزق» (37) استغقار کن تا روزی داده شوی.

 

4. تلاش و پشتکار :

« و الذین جاهدوا فینالنهدینّهم سبلنا...» (38)
«
آنانکه در راه ما جهد و کوشش کردند محققاً آنها را به راه خویش هدایت کنیم
جهاد در اینجا الزاماً به معنی جهاد مسلحانه با دشمن نیست بلکه همان معنی اصلی لغوی خود را دارد که هرگونه تلاش و کوشش را برای حفظ ایمان و تقوی و تحمل انواع شدائد و ... را شامل می‌شود(39).
و «لنهدینهم سبلنا» در تفاسیر اینگونه تفسیر شده. «لنزیدنهم هدایۀ الی السبل الموصلۀ الی ثوابنا و توفیقاً»(40) یعنی هدایت به راه‌های خیر و توفیق را برآنها می‌افزاییم. و نیز در تفسیر دیگری آورده: « لنزیدنهم هدایۀ الی السبیل الموصلۀ الی ثوابنا و توفیقاً لازدیاد الطاعات الموجبۀ لرضانا»(41) یعنی هدایت به راه ثواب و توفیق ازدیاد طاعاتی که موجب رضای ماست را به آنها می‌دهیم»
به هر حال نهادینه کردن روح عبودیت، مانند دیگر فضائل نیاز به تمرین و تلاش دارد، زیرا همان‌طور که عواملی مثل فطرت و عقل، انسان را به سوی عبادت و تکامل سوق می‌دهند، عوامل متعددی از شهوت و هوای نفس و ... انسان را از عبادت و عبودیت باز می‌دارند. این اراده و تلاش و پشتکار است که می‌تواند عوامل منفی را خنثی کندو انسان را در طریق عبودیت قرار دهد.
امام رضا«علیه السلام» می‌فرمایند، « من سأل الله التوفیق و لم یجتهد فقد استهز، بنفسه..»(42)
هرکس از خدا توفیق مسألت کند، در حالیکه کوشا و تلاشگر نیست، خود را به استهزاء گرفته است.
و نیز احادیثی درمورد تلاش کردن و رسیدن به خواسته داریم:
پیامبر(صلی الله علیه و آله) : « من ید من قرع الباب یلج»(43) یعنی هرکه پیوسته دری را بکوبد، سرانجام وارد شود
علی «علیه السلام» : « من بذل جهد طاقته بلغ کنه ارادته»(44) یعنی هرکس تمام توان خود را به کارگیرد به تمام خواستۀ خود برسد.
علی «علیه السلام» : « من طلب شیئاً ناله او بعضه»(45) یعنی هرکه جویندۀ چیزی باشد به آن یا بخشی از آن برسد

 

5. احسان و حسن خلق :

« ... للذین أحسنوا فی هذه الدنیا حسنۀ...» (46)
«
هرکس متقی و نیکوکار است، دردنیا هم نصیبش نیکوئی و خوشی است...»
«
احسان یک عامل حرکت آفرین است، که مجموعاً «ترک گناه» و « انجام فرائض و مستحبات، را باعث می‌شود» (47) و « حسنه در دنیا عبارت است از سهولت و آسانی راه و پیمودن آن راه و لذت بردن از آن (48) .
اگر راه‌های طاعت و عبادت سهل و آسان شود، همان توفیق الهی است که شامل حال شخص شده و اما درمورد خود احسان نیز توضیح داده‌اند که « احسان گاهی به نفس است(اشتغال به عبادت و اطاعت و تحصیل علم و تزکیه اخلاق) و گاهی به غیر است چه در امر دین مثل ارشاد و هدایت و امربه معروف و نهی از منکر باشد و چه در امور دنیوی از بذل مال و دستگیری از ضعفا و غیر این‌ها» (49)
پس احسان، عملی عام است و همۀ این موارد را در برمی‌گیرد واینکه خداوند می‌فرماید، در این دنیا هم حسنه و جزای نیک دارد چه بسا برای متقی و نیکوکار، همان توفیق الهی، بهترین پاداش برای او باشد.
«
إن الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون» (50)
«
محققاً همانا خدا یار و یاور متقیان و نیکوکاران عالم است
«
معیت خداوند نگهبانی و عنایت و تفضل است و الا خداوند با تمام ماسوی الله معیت دارد یعنی خبیر و بصیر و سمیع است.» (51)
از تفسیری که برای معیّت در این آیه شده، معلوم می‌شود که احسان، وسیله‌ای برای جلب توجه و تفضّل خاص الهی است و برای توفیق داشتن همین توجه خاص لازم است تا انسان، غفلت نکند و متوجه خداوند متعال باشد.درروایات معصومین «علیهم السلام» نیز در مورد اینکه احسان و حسن خلق داشتن سبب توجه خاص خداوند می‌شود، بسیار آمده است که به چند نمونه در اینجا اشاره می‌کنیم:
علی «علیه السلام»: «رحمۀ الضعفاء تستنزل الرحمۀ»(52) یعنی ترحم به ضعیفان موجب نزول رحمت است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) : «وجدت المسنۀ نوراً فی القلب و زیناً فی الوجه و قوۀ فی العمل ...» (53)
نیکی را نور دل و آرایۀ رخسار و نیروی در عمل یافتم.
قال الصادق «علیه السلام»: « حسن الخلق من الدین و هو یزید فی الرزق» (54) یعنی خوشخوئی از ایمان است و مایۀ افزایش رزق و روزی است.
علی «علیه السلام»: «سعۀ الاخلاق کیمیاء الا رزاق» (55) یعنی رعایت اخلاق نیک موجب جلب روزی است. گذشت که رزق عام است و شامل امور مادی و معنوی می‌شود.

 

6. نیت خوب :

«قل کلٌ یعمل علی شاکلته...» (56) بگو، هرکس به حسب ساختار خود عمل می‌کند...
از امام صادق (علیه السّلام) در اصول کافی چنین نقل شده: (نیت افضل از عمل است. اصلاً نیت همان عمل است سپس آیۀ «قل کل یعمل علی شاکلته» را قرائت فرمود و اضافه کرد، منظور از شاکلته نیت است) (57)
انسان باید نیت خدائی داشته باشد و در حال حرکت به سوی او باشد، تا خداوند اسباب لازم برای توفیق او را که خود به آن آگاه‌تر است، فراهم ‌نماید.
علی (علیه السّلام): «من حسنت نیته أمّده التوفیق»(58) یعنی هرکه نیتش خوب باشد، توفیق یار او شود.
امام صادق (علیه السّلام): «انّما قدر الله عون العباد علی قدرنیاتهم، فمن صحت نیته تمّ عون الله له و من قصرت نیته عند العون بقدر الذّی قصر» (59) یعنی در حقیقت خداوند یاری خود به بندگان را به اندازۀ نیتهای آنان قرار داده است. پس هرکس نیتش درست باشد، یاری خدا به او کامل و هرکه نیتش کاستی داشته باشد یاری خدا نیز به همان اندازۀ کاستی نیت او، از وی کاسته شود.

 

7. همنشین خوب :

« یا ولیلتا لیتنی لم أتخذ فلاناً خلیلاً لقد أضلنی عن الذکر...» (60)
وای برمن، ای کاش که فلانی را دوست نمی‌گرفتم، رفاقت او از پیروی قرآن و رسول حق مرا محروم ساخت. همان‌طور که در آیه هم اشاره شده، همنشینی و مجالست با افراد به انسان تأثیر می‌گذارد تا جائیکه ممکن است او را از پیروی و اطاعت قرآن و پیامبر محروم سازد و برعکس نیز همنشینی با خوبان می‌تواند انسان را به یاد خدا اندازد و از گناهان دور سازد آیت الله میانجی از علماء اخلاق می‌فرمایند: « گاهی مجالست با اهل حال، انسان را به طراوت روحی می‌رساند، کما اینکه وقتی به منزل عالمی که اهل تحقیق و مطالعه است. می‌رویم از مطالعات آن‌ها متأثر و قهراً تشویق می‌شویم تا خودمان نیز مطالعه کنیم. انسان اگر با افراد اهل عبادت، رفاقت و مجالست داشته باشد تأثیر می‌پذیرد.»(61)
امام سجاد(علیه السّلام): «مجالس الصالحین داعیۀ ألی الصلاح»(62)
(مجالس پاکان، فراخوان به سوی صلاح وپاکی است)
همنشین تو از تو به باید
تا تو را عقل و دین بیفزاید
تا توانی می‌گریز از یار بد
یار بد ، بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند
یار بد برجان و بر ایمان زند

 

8. اخلاص :

«قال فبغزّتک لأغوینهم اجمعین إلا عبادک منهم المخلصین»(63)
(
شیطان گفت: به عزت و جلال تو که خلق را تمام گمراه خواهم کرد، مگر خاصان از بندگانت که دل از غیر بریدند و برای تو خالص شدند).
«
اخلاص در عبودیت، شرط مصونت از دامهای ابلیس است. و بزرگانی که از تمام پیوندهای مادی و شرک آمیز خالصانه برای خدا گسسته‌اند، شیطان را برآنان راهی نیست.» (64)
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند، خدای عزوجل فرمود:« لا أطّلع علی قلب عبدٍ فأعلم منه حبّ الاخلاص لطاعتی لوجهتی و ابتغاء مرضاتی الا تولیت تقویمه و سیاسته» (65) یعنی هرگاه دل بنده‌ام را بنگرم و دریابیم که از روی اخلاص و برای خشنودی من طاعتم را به جا می‌آورد، راستگردانی و تدبیر او را خود به عهده گیرم.
چه چیزی از این بهتر که تدبیر امور زندگی ما را خدا به عهده گیرد! اگر امور را خود تدبیر کنیم شاید موفق به طاعت و عبادت او نشویم. همان‌طور که گاهی تصمیم به کاری می‌گیریم ولی موفق به انجامش نمی‌شویم ولی وقتی تدبیر امورمان برعهدۀ او باشد، توفیق برعبادت را نیز می‌توانیم داشته باشیم.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌فرمایند:« من أصعد إلی الله خالص عبادته أهبط الله الیه افضل مصلحته» (66) یعنی (هرکه عبادت خالصش را به سوی خدا بالا فرستد. خداوند متعال، برترین مصلحت را به سوی او فرود خواهد فرستاد).
نشانۀ قبولی طاعت آن است که بنده توفیق عبادت بعدی را پیدا کند، این از رحمت خداوند است که بنده‌اش را گرامی می‌دارد که اگر کار نیکی انجام دهد و آن را خالص گرداند، او نیز دروازۀ عمل نیک دیگری به سوی او می‌گشاید تا بتواند بیشتر و بیشتر به او نزدیک شود.
و حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرمایند: « فی اخلاص النّیات نجاح الأمور» (67) یعنی موفقیت‌های کارها به خالص کردن نیتهاست.

 

9. دعا :

«رب اجعلنی مقیم الصلاۀ و من ذریتی ربّنا و تقبل دعاء» (68) پروردگارا، من و ذریۀ مرا نمازگزارگردان و بارالها دعای ما را اجابت فرما. « از آیات 35 تا 41 سورۀ ابراهیم علیه السلام ، تقاضاهای هفتگانه‌ای از خداوند دارد که همچنین آن‌ها تقاضای توفیق برای به پاداشتن نماز است که بزرگ‌ترین پیوند انسان با خداست، نه تنها برای خودش بلکه برای فرزندانش نیز همین تقاضا را می‌کند»
اینکه، انسان هرآنچه می‌خواهد حتی توفیق عبادت را باید از خودش بطلبد، امری است مسلّم، همان‌طور که حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند علیک بالاستعانۀ بالهک و الرغبۀ الیه فی توفیقک»(69) یعنی برتوست که از خدایت کمک بگیری و توفیق را از او طلب کنی.
بله، خداوند، آفرینندۀ جهان و مبدأ همۀ خیرات و برکات است و هموست که خواهش و نیایش بندگان را با مهربانی می‌شوند و بدان پاسخ می‌دهد. توفیق عبادت و عبودیت که نعمت بزرگ خداوندی است را نیز باید از خود او خواست. علاوه براینکه خود دعا کردن و طلب از خدا نیز از عبادات است. و « أحبّ الاعمال إلی الله عزوجل فی الارض الدّعا » (70) یعنی محبوب‌ترین کار نزد خدای عزوجل در روی زمین دعاست.
در دعاها نیز، سنت معصومین (علیهم السلام) براین است که توفیق عبادت را از خداوند متعال مسئلت می‌کنند، مثلاً در دعای روز بیست و سوم رمضان است: « وفقنی فیه لموجبات مرضاتک» یعنی خدایا مرا در آنچه که رضای توست، توفیق بده». که اگر ابتدا، دعا در حق دیگران کنی، بسیار مطلوب است و باعث مستجاب شدن دعا در حق خودمان خواهد شد، قال الصادق «علیه السلام»: « من دعا لأخیه المؤمن دفع الله عند البلاء و درّ علیه الرزّق»(71) یعنی کسیکه در حق برادر مؤمن خود دعا کند، خدا بلا را از او دفع و رزق او را مهیا می‌سازد.
و از جمله دعاهای مستجاب دعای پدر در حق فرزند است: امام صادق (علیه السّلام) می‌فرمایند:«‌ثلاث دعوات لا یحجبن عن الله تعالی: دعاء الوالد لولده اذا برّه ... »(72) سه دعاست که ازخدای تعالی پوشیده نمی‌ماند: یکی دعای پدر در حق فرزندش هرگاه نسبت به او نیکوکار و فرمانبردار باشد... » بنابراین یکی از راه‌های توفیق داشتن، کسب رضایت پدر و مادر است، چرا که دعای آن‌ها موجب توفیق خواهد شد. همان‌طور که بسیاری از علماء به این اذعان دارند و اقرار می‌کنند، که از دعای پدر و مادر توفیقاتی را کسب کرده‌اند.

 

10. صبر :

« ... و اصبروا أنّ الله مع الصابرین» (73) ... همه باید یک دل، پایدار و صبور باشید که خدا همیشه با صابران است. معیّت و امداد الهی برای صابران است، اگر صبور باشی و به قول حضرت علی «علیه السلام» صبر را مرکب نجات خود قرار دهی(74) موفق خواهی شد. [ واجعل الصبر مطیّۀ نجاتۀ]
یکی از موارد صبر، صبر در عبادت است: « اصطبر لعبادته...»(75) یعنی نفس خود را به صبر و شکیبایی عادت بده تا بتوانی پروردگارت را عبادت کنی و امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند: آدمی عابد نمی‌باشد مگر آنکه بردبار باشد. [لا یکون الرجل عابداً حتی یکون حلیماً].
و پیامبر (صلی الله علیه و آله)، یکی از محصولات بردباری را میل و رغبت به خیر می‌دانند و می‌فرمایند: « فأما الحلم فمنه رکوب الجمیل و ... و تشتهّی الخیر» (76) یعنی حاصل بردباری است؛ آراسته شدن به خوبیها، همنشینی با نیکان ... و رغبت به خیر و نیکی.

 

11. ذکر :

«فاذکرونی أذکرکم ...» (77) (مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم)
ذکر به معنی حقیقی همان است که مقابل غفلت یا نسیان و فراموشی می‌آید و الا ذکر لسانی بدون توجه به معنا، چندان آثاری برآن مترتب نیست، اگر لفظ و معنا با هم توأم شوند بطوریکه لفظ کاشف معنا باشد و گوینده، هنگام ذکر متوجه مذکور باشد و او را درنظر بیاورد، از ذاکرین حقیقی محسوب می‌شود ولی ذکر خالی از معنا غیر از لغلغۀ زبانی چیز دیگری نخواهد بود.
«
و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطاناً فهو له قرین» (78) (هرکه از یاد خدا رخ بتابد، شیطان را برانگیزیم تا یار و همنشین دائم او باشد) و کسیکه شیطان همنشین دائم اوست، چگونه می‌تواند توفیق عبادت داشته باشد؟!
علاوه برآیات در احادیث بسیاری، این مطلب تأکید شده که چند نمونه از آن را می‌آوریم: عن النبی (صلی الله علیه و آله) قال: قال سبحانه:« اذا علمت أنّ الغالب علی عبدی، الاشتغال بی نقلتُ شهوته فی مسألتی و مناجاتی، فإذا کان عبدی کذلک فأراد أن یسهو حلت بینه و بین أن یسهو» (79)
(
وقتی دانستم که آنچه بربندۀ من غلبه دارد، همان اشتغال به من و تذکر به یاد من است من هم خواسته و خواهش او را در سؤال کردن و مناجات با خودم قرار می‌دهم، پس چون بنده‌ام چنین شود، هرگاه بخواهد دچار سهو و غفلت شود، مانع از آن شوم).
علی (علیه السّلام): « من عمر قلبه بدوام الذکر حسنت افعاله فی السر و الجهر» (80) ( هرکه دل خویش را با یاد پیوسته خدا، آباد کند، در نهان و آشکارنیک کردار شود).
علی (علیه السّلام): « الذکر مفتاح الانس» (81) یعنی یاد خدا کلید انس است.
علی (علیه السّلام): «ذکر الله مطردۀ الشیطان» (82) (یاد خدا مایۀ راندن شیطان است)

 

12. شکر :

« و لقد آتینا لقمان الحکمۀ أن أشکر للله و من یشکرفإنما یشکر لنفسه...»(83) (و ما به لقمان علم و حکمت عطا کردیم (و فرمودیم) که به این نعمت بزرگ خدا را شکر کن و هرکس شکر حق گوید به نفع خود اوست) قابل توجه است که «لام در أشکر للله، لام اختصاص است و لام در لنفسه، لام نفع است، بنابراین سود شکرگزاری که همان دوام نعمت است، عائد انسان می‌شود همان‌طور که زیان کفر، فقط دامان خودش را می‌گیرد. و نیز شکر با صیغۀ مضارع آمده که نشانۀ تداوم و استمرار است. در نتیجه شکرگزاری لازم است مستمر و مداوم باشد، تا انسان مسیر تکاملی خود را طی کند» (84)
و نیز در خلاصه المنهج آمده که «شکر موجب دوام نعمت و سبب مزید آن است» (85)
امام صادق (علیه السّلام): « ما أنعم الله علی عبد من نعمه فعرفها بقلبه و حمد الله ظاهراً بلسانه فتمّ کلامه، حتی یؤمر بالمزید» (86) (خداوند چنانچه بنده‌ای را انعام نماید و او آن نعمتها را به دل بشناسد و با زبان سپاسگزار باشد، هنوز کلام را به پایان نرسانده که پروردگار برای او فرمان می‌دهد به گشایش و فراوانی نعمت)
«
لإن شکرتم، لأزیدنّکم ...» (87) (اگر شکر نعمت بجای آورید، به نعمت شما می‌افزائیم...)
«
شکر قید نعمت است و صید نعمت، یعنی نعمت حاصله را بند کنید و نگذارید که زائل شود و ناآمده را صید کنید و نگاه دارید و از علی (علیه السّلام) است: إذا وصل إلیکم اطراف النعم فلاتنفروا أقصاها بقلۀ الشکر لها» یعنی (چون اوایل نعمت به شما رسید، اواخر آن را مرانید با اندک گردانیدن شکر).» (88)
نقل شده که روزی مردمی به پیامبر(صلی الله علیه و آله)، عرض کرد، سفارشی به من کنید. فرمودند: «... علیک بالشکر، فانّه یزید فی النعمۀ»(89) شکرگذاری را پیشۀ خود ساز که سبب افزایش نعمت گردد. پس اگر توفیقی حاصل شد و به مناجات و عبادت خدای متعال نائل گشته، شکر او را به جای آورید و این نعمت را منتی از جانب او بدانید، که این شکر نعمت، سبب مزید توفیق خواهد شد. إن‌شاءا..

 

13. نظم و برنامه ‌ریزی :

یکی دیگر از عوامل توفیق، نظم و برنامه‌ریزی در زندگی است که لازم است، برنامه از روی دقت، مطالعه و مشورت با متخصصین باشد تا از یک طرف، از افراط و تفریط به دور باشد و از طرفی قابل عمل باشد. در طول روز باید وقتی مشخص و منظم برای عبادت در نظرگرفته شود و به آن عمل شود چه بسا خود دوام عبادت، موجب سعادت شود، چنانچه حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرمایند:« دوام العبادۀ برهان الظفر باسعادۀ»(90) عبادت مدام و همیشگی دلیل قاطع ظفر و دستیابی به سعادت است.
امام کاظم (علیه السّلام): « إجتهدوا فی أن یکون زمانکم أربع ساعاتٍ: ساعۀً لمناجاۀ الله، ساعۀ لامر المعاش، و ساعۀ لمعاشرۀ الاخوان... و ساعۀ تخلون فیها للذاتکم فی غیر محرّم» (91)
(
تلاش کنید که وقت شما 4 ساعت باشد: ساعتی، برای مناجات با خدا، ساعتی برای کار و زندگی، ساعتی برای معاشرت، و ساعتی که در آن برای لذتهای غیرحرام خویش خلوت کنید...)

 

14. مکان و زمان مناسب :

مکان و زمان نیز، بی‌ارتباط با توفیق داشتن انسان نیستند، همان‌طور که به تجربه، شاید برای همۀ ما ثابت شده که در مکانهائی مثل حرم ائمه (علیه السّلام) و امامزاده‌ها و مساجد، انسان احساس می‌کند، بیشتر تمایل به عبادت دارد و نیز برعکس در مکان‌های گناه و لهو این تمایل از انسان سلب می‌شود و حال مناجات را از دست می‌دهد و حتی گاهی بعضی از این مجالس تامدتی روی انسان اثر می‌گذارد و حال عبادت را از او سلب می‌کند. حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرمایند:« مجالس اللهو تفسد الایمان»(92) یعنی مجالس لهو، ایمان را تباه می‌کند وهمچنین زمانهائی مثل شب قدر، سحر، شب جمعه و ماه مبارک رمضان و ... نیز در اشتیاق و تمایل انسان به عبادت مؤثرند.

 

15. توسل :

« ... و ابتغوا الیه الوسیلۀ ... لعلکم تفلحون»(93) (به خدا توسل جوئید... باشد که رستگار شوید)
«
وسیله در آیۀ فوق معنی بسیار وسیعی دارد و هرکار و هرچیزی را که باعث نزدیک شدن به خدا می‌شود، شامل می‌گردد و شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح خدا که طبق صریح آیۀ قرآن باعث تقرب به پروردگار می‌گردد، نیزدر مفهوم توسل داخل است» (94)
اهل بیت (علیهم السلام) مَظهر و مُظهر صفات الهی هستند و هیچ موقع توجه به کاری، آن‌ها را غافل از یاد و ذکر خدا نمی‌کند، به طور حتم می‌توانند این حالت را به انسان عطا و یا در او تقویت کنند.
آیت ا... میانجی، درموردتوسل به اهل بیت (علیهم السلام) می‌فرمایند: «انسان باید از خدا و اهل بیت (علیهم السلام) بخواهد که حالی داشته باشد، من که راهی غیر از این بلد نیستم و اگر کسی مخصوصاً طلبه‌ای فاقد توفیق باشد و در درس و تقوا به جائی نرسد، باید دست توسل؛ به خدا و ائمه دراز نماید، توسل روش بسیار مؤثر و مجربی است.» (95) علاوه براینکه اصلاً بدون ولایت و محبت خاندان رسالت عبادات و طاعات مورد قبول نمی‌باشد، همان‌طور که در زیارت جامعۀ کبیره هم می‌خوانیم:« بموالاتکم تقبل الطاعۀ المفترضه»(96) به سبب ولایت و دوستی شماست که اعمال واجب و مستحب مقبول درگاه احدیت قرار می‌گیرد و آیت ا... جوادی آملی با تعبیری دیگر می‌فرمایند: «عقل انسانی معیار عبادت اوست، امامان معصوم عقل امت اسلامیند و اگر امت اسلامی توفیق عبادت دارند، در پرتو ارتباط با امامان است.» (97)

 

16. موعظه :

یکی از عواملی که نقش مهمی در گرایش انسان به عبادت دارد، موعظه و تذکر است. موعظه، فطرت انسان و تمایلات حق گرایانه وی را برجسته و فعال می‌کند و به فعلیت می‌رساند. البته ضریب تأثیر تذکر به «نوع موعظه گر» و «چگونگی شنونده» وابسته است.
در صورتیکه موعظه رسا و دلسوزانه و با روش مطلوب انجام شود و شنونده هم اهل عناد و لجاجت نباشد، کم و بیش برروی تأثیر می‌گذارد. حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرمایند:« ثمرۀ الوعظ الانتباه» (98) یعنی ثمرۀ موعظه، بیداری و تنبه است.
موعظۀ خوب، می‌تواند پردۀ غفلت را کنار بزند و قلب را زنده کند، چه بسا، افرادیکه غرق گناه و فساد بودند، ولی بر اثر شنیدن موعظه‌ای مؤثر و عمیق به کلی دگرگون گشتند و در مسیر حق و عبودیت قرار گرفتند و حتّی از اولیاء بزرگ خدا گشتند. البته ممکن است حتی کسانی که اهل عبادتند گاهی دچار کم رغبتی شوند، که در این حالت، نیاز به عوامل دارند که نشاط عبادت را به آن‌ها بازگرداند و موعظه می‌تواند بسیار کارساز باشد» (99)
علی (علیه السّلام) : « من اکبر التوفیق الأخذ نصیحۀ» (100) بزرگ‌ترین توفیق برای انسان پذیرش نصحیت است.

 

17. مطالعۀ زندگی علماء و خوبان :

گاهی، مطالعه زندگی بزرگان و علماء، این فایده را دارد که انسان خیال نکند، دین، همین است که ما داریم با مطالعۀ زندگی آن‌ها و اطلاع از احوال و عبادات آن‌ها، ما نیز به خود آئیم و بیندیشیم که ما در مقابل این‌ها چه هستیم. آیت ا... میانجی می‌فرمایند:« من خودم، امتحان کردم، هر وقت حالات اصحاب حضرت امیر (علیه السّلام) مثل مالک اشتر، میثم تمار و ... را مطالعه می‌کنم، حالم تغییر می‌کند.» (101)
زندگی بعضی علماء به گونه‌ای بوده و هست که اگر کارهای علمی آن‌ها را در نظربگیری. فکر می‌کنی. 24 ساعته مشغول مطالعه، نوشتن و تحقیق بوده‌اند و اگر از عبادتهایشان اطلاع پیدا کنی. فکر می‌کنی،  24 ساعته غیر از عبادت، کاری ندارند. از کارهای عادی و همه روزه بعضی علماء، زیارت عاشورا، نماز جعفر طیار و ... است، مثلاً از مرحوم آخوند خراسانی نقل می‌کنند که نوافل شبانه‌روزی ایشان فوت نمی‌شد و البته نه صرف ادای تکلیف بلکه روح جذبۀ حق از عباداتشان هویدا بوده، یکی از همسایگان ایشان نقل کرده، « بام خانۀ ما متصل به بام خانۀ ایشان بود و ایشان در سجده‌شان یک سوز و گداز و نالۀ دلخراشی داشتند که هر قسی القلبی می‌شنید، محال بود منقلب نشود» (102) و یا در مورد علامه امینی صاحب الغدیر می‌گویند که در نمازهایشان حال خوشی داشتند و مناجات خمس عشر را در قنوت، رکوع و ... می‌خواندند و اشک می‌ریختند.

 

18. مال حلال :

«فلینظر الانسان إلی طعامه» (103) ( آدمی به قوت و غذای خود به چشم خود بنگرد)
در دین ما به دقت در نوع غذا از نظر حلال یا حرام بودن، بسیار سفارش شده و در روایات، مال حلال را موجب نورانیت دل، صفای قلب، ... دانسته‌اند.
عن النبی (صلی الله علیه و آله): «ضیاء القلب من اکل الحلال»(104) یعنی روشنی دل از خوردن مال حلال است.
عن النبی (صلی الله علیه و آله): « من اکل من الحلال صفا قلبه و رقّ و دمعت عیناه و لم یکن لدعوته حجاب» (105) کسیکه غذای حلال بخورد، دل او مصفاء رقیق القلب و چشم او پراشک و دعای او مستجاب می‌شود. نقل می‌کنند که از علامه بهلول می‌پرسند: « چه توصیه‌ای برای کسب توفیق در جهت عبادات خدا دارید؟ می‌فرمایند: حلال خوردن و بس، هرچه خوراک پاک‌تر بود، توفیق عبادت بیشتر و بهتر است» (106)

 

19. تواضع :

حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرمایند:« من خشع قلبه خشعت جوارحه» (107) (کسیکه دلش خاضع شده‌اند اندامهایش نیز خاضع شود)
کسی که معبود خود را بشناسد، قلباً نسبت به او خاشع می‌شود و هرکس که قلبش خاشع شود، اندام و جوارح او نیز خاشع خواهند شد و معبود را عبادت خواهند کرد.
علاوه براینکه، کسیکه خداوند را با خشوع عبادت کند، شیرینی و لذت عبادت را خواهد چشید و آن را ترک نخواهد کرد.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) :« مالی لا أری علیکم حلاوۀ العبادۀ ؟! قالوا و ما حلاوۀ العبادۀ ، قال، التواضع.»(108)
(
چه می‌شود که شیرینی عبادت را در شما نمی‌بینیم؟ عرض کردند . شیرینی عبادت چیست؟ فرمودند: تواضع) و از حضرت علی (علیه السّلام) است: « من تواضع قلبه للله لم سیأم بدنه من طاعۀ الله»(109) (هرکس دلش را برای خدا تواضع کند، بدنش از طاعت خدا خسته نمی ‌شود)

 

20. توکل :

« و من یتوکل علی الله فهو حسبه»(110) (هرکه به خدا توکل کند، خدا او را کفایت خواهد کرد)
« ...
إنّ الله یحبّ المتوکلین»(111) (همانا خدا متوکلین را دوست دارد)
کسی را که خداوند دوست داشته باشد، اجازه و توفیق مناجات با خود را نیز به او خواهد داد. حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرمایند:« من توکل علی الله ذلّت له الصّعاب و تسهلّت علیه الاسباب»(112) هرکه به خدا توکل کند دشواریها براو آسان و اسباب برایش فراهم شود.
همان‌طور که در روایات داریم، کسیکه به خدا توکل کند. خداوند روزی(113) او را از جائی که گمان ندارد می‌رساند پیامبر (صلی الله علیه و آله):« من توکل علی الله کفاه مؤنته و رزقه من حیث لا یحتسب»

 

21. صمت ( خاموشی

یکی دیگر از عواملی که می‌تواند موجب گرایش انسان به عبادت شود، صمت (خاموشی) است. پیامبر(صلی الله علیه و آله) در اندرز به ابوذر فرموده‌اند: «أربع لایصبهنّ الا المؤمن. الصمتٌ و هو الاول العبادۀ ...» (114)
 4
چیز است که جز مؤمن به آن‌ها دست نمی‌یابد که اولی از آن‌ها صمت یا خاموشی است که گام نخست عبادت است. و امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند:« إنّ الصمت یکسبُ المحبّه إنّه دلیلٌ علی کل خیرِ» (115) یعنی خاموشی محبت می‌آورد و راهنمای آدمی به هر خیر و خوبی است. انسانی که سکوت و خاموشی را اختیار کند، از امور لغو دور می‌شود و به خیر و خوبی که مهم‌ترین آن‌ها عبادتند، رو می‌آورد. و نیز در احادیثی، خاموشی را سبب دور شدن شیطان دانسته‌اند که همین بس است برای انسان که تمایل و گرایش او به عبادت بیشتر شود، چرا که آن شیطان است که با همراهی و همنشینی با انسان او را به غفلت می‌کشاند.
پیامبر(صلی الله علیه و آله): « علیک بطول الصّمت فانه مطردۀ الشیطان و عون لک علی امر دینک»(116) برتو باد به خاموشی بسیار که آن موجب طرد شیطان است و در کار دینت یاور توست.

 

22.عافیت و سلامتی :

امام باقر(علیه السّلام): «لا نعمۀ کالعافیۀ و لا عافیۀ کمساعدۀ التوفیق» (117)
نعمتی چون عافیت نیست و عافیتی چون یاوری توفیق
سلامتی نعمتی است عظیم و برای عبادت پروردگار لازم ولی متأسفانه غالباً مورد غفلت قرار می‌گیرد و معمولاً زمانیکه آن را از دست می‌دهیم، متوجه می‌شویم، چه نعمت بزرگی داشته‌ایم، حضرت صادق (علیه السّلام) می‌فرمایند:« العافیۀ نعمۀ خفیفه، اذا وجدت نسیت و اذا عدمت ذکرت» (118) یعنی سلامتی نعمتی پنهان است، وقتی که هست ازدیاد برود و آنگاه که برفت به یاد آید.
و گاهی حتی در احادیث ازنعمت سلامت به طور عامتر صحبت می‌شود و می‌فرمایند، عافیت و سلامتی سبب می‌شود، لذت زندگی چشیده شود. علی (علیه السّلام) : «بالعافیۀ توجه لذۀ الحیاۀ» (119)
 

پی نوشت ها :

1 . سورۀ ذاریات، آیه 56
2
. میزان الحکمۀ ؛ ج 7، ص 3417.
3
.معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، ج2، ص1168.
4
. سوره هود؛ آیه 88
5
. مصطفوی، تفسیرروشن؛ ج11. ص285.
6
. میزان الحکمه، ج14، ص6950.
7
. نهج‌البلاغه، کلمات قصار«113»
8
. میزان الحکمۀ، ج14، ص6950 ، ج22228 و نهج الفصاحۀ،ابراهیم احمدیان، ح2097
9
. همان
10
. همان، ح 22238
11
. میزان الحکمۀ، ج14، ص6952 ، ج22246
12
. قمی، عباس؛ مفاتیح الجنان، دعای شب بیست و دوم رمضان
13
. همان، دعای مکارم الاخلاق
14
. سوره اعراف، آیه 96.
15
. قرائتی، محسن، تفسیرنور، ج4، ص126.
16
. مترجمان، تفسیر هدایت، ج3، ص337
17
. مصطفوی، حسن؛ تفسیر روشن، ج9 ص71.
18
. سوره طلاق، آیه 2و 3
19
.لسان العرب، ج 10، ص115
20
.مکارم شیرازی و دیگران، تفسیرنمونه؛ ج 20، ص374.
21
. میزان الحکمۀ، ج4، ص1914،ج6706
22
. نهج الفصاحه؛ ابراهیم احمدیان، ج42
23
. سوره زمر، آیه 9

فهرست منابع :
1
. قرآن کریم، ترجمه : الهی قمشه‌ای
2
. ابیاری، ابراهیم؛ الموسوعۀ القرآنیۀ، مؤسسه سجل العرب، بی‌جا، بی‌چا، 1405 ق (به نقل از نرم‌افزار جامع التفاسیر)
3
. آمدی، عبدالواحد؛ غرر الحکم و درر الکلم، جامعۀ طهران، سوم، 1360 ش(به نقل از سایت hawzah.net)
4
. امین اصفهانی، نصرت؛ مخزن العرفان در تفسیر قرآن، نهضت زنان مسلمان، تهران، بی‌چا، 1361 ش.
5-
بابائی، احمدعلی؛ برگزیده تفسیر نمونه، در الکتب اسلامیه، تهران، بی‌چا، 1382 ش (به‌نقل از جامع التفاسیر)
6-
جعفر، یعقوب؛ تفسیر کوثر؛ بی‌جا، بی‌چا، بی‌تا، (به نقل از نرم‌افزار جامع التفاسیر)
7-
حرّانی؛ ابومحمد، تحف العقول، حسن زاده، انتشارات آل علی (علیه السّلام)، اول، 1382 ش.
8-
خانی، رضا و ریاضی، حشمت الله، ترجمۀ بیان السعادۀ، مرکز چاپ و انتشارات پیام نور، تهران، 1372 ش (نقل از جامع التفاسیر)
9-
دشتی، محمد، نهج الحیاۀ، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین (علیه السّلام)، قم، یازدهم، 1374 ش.
10-
رضی، محمد بن حسین؛ نهج‌البلاغه، شهیدی، سید جعفر، انتشارات انقلاب اسلامی، تهران، پنجم، 1373 ش.
11-
شفیعی، سید محمد؛ پرورش روح، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات، قم، اول، 1370 ش.
12-
صالحی، هاشم؛ نهج الفصاحۀ، احمدیان، ابراهیم، گلستان، درب، قم، 1384 ش.
13-
طبرسی، فضل بن حسن؛ جوامع الجامع، دانشگاه تهران، تهران، بی‌چا، 1377 ش.
14-
طیب، سید عبدالحسین، الطیب البیان، انتشارات اسلام، تهران، 1378 ش (به نقل از جامع التفاسیر نور)
15-
قرائتی، محسن، تفسیرنور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن کریم، قم، سوم، 1380 ش.
16-
قمی، عباس؛ مفاتیح الجنان، دفتر نشر بلاغ، اول، 1378 ش
17-
کاشانی، ملا فتح الله، زبدۀ التفاسیر، بنیاد معارف اسلامی قم، بی‌چا، 1423 ق(به نقل از جامع التفاسیر)
18- _______
، _____ ؛ خلاصۀ المنهج، انتشارات اسلامیه، تهران، 1373 ش. (به نقل از جامع التفاسیر)
_______
، _____ ؛ منهج الصادقین فی الزام المخالفین، کتابفروشی محمد حسن علمی، تهران،
19- 1336
ش. ( به نقل از جامع التفاسیر)
20-
مترجمان، تفسیر هدایت، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، بی‌چا، 1377ش (نقل از جامع التفاسیر)
21-
محمد ری شهری، محمد، میزان الحکمه، شیخی، دارالحدیث، قم، اول، 1377 ش.
22-
مدرسی، محمدعلی؛ مقاله عبادت و عبودیت، (به نقل از سایت balagh.net)
23-
مکارم شیرازی، ناصر ودیگران، تفسیر نمونه، دارالکتب اسلامیه، تهران، سی و دوم، 1374 ش.
24-
مصطفوی، تفسیر روشن، مرکز نشر کتاب، تهران، بی‌چا، 1380 ش (به نقل از نرم‌افزار جامع التفاسیر)
25-
معین، محمد؛ فرهنگ فارسی ، چاپخانه سپهر، تهران، نهم، 1375، ش.
26-
سایت: faheh.net
27-
سایت: bohloul.com
28-
سایت: خبرگزاری فارس
29-
سایت «shia.ir»
30- «andisheqom.net»
31- «howzah.net»

 

منبع : راسخون

 

  لينک های هفته             

نگین هستی - ویژه نامه ولادت حضرت مهدی علیه السلام

 

پایگاه اطلاع رسانی حکومت جهانی امام مهدی

 

ویژه نامه نیمه شعبان - کانون اسلامی انصار

 

مهدی بیا - مجموعه صوتی امام مهدی(عج)

 

راهنمای پایگاه های امام مهدی (عج)

 

 اندیشه - مقالات مدیریت، رفاه، تامین اجتماعی

 

۱۰ عکس برتر همه دوران

 

كتابخانه ملی كانادا

 

ماهنامه موعود