ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

مجله شماره صد و نوزدهم    

شنبه 8 مرداد 1390 28 شعبان 1432 30 جولای 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا 66 وَإِذاً لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّـا أَجْراً عَظِيمًا 67 وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا 68 وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا 69 ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا 70 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِيعًا 71 وَإِنَّ مِنكُمْ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَّعَهُمْ شَهِيدًا 72 وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِّنَ الله لَيَقُولَنَّ كَأَن لَّمْ تَكُن بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَا لَيتَنِي كُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا 73 فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ وَمَن يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيُقْتَلْ أَو يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا 74
ترجمه فارسی مکارم

 

اگر (همانند بعضى از امت هاى پيشين،) به آنان دستور مى ‏داديم: يكديگر را به قتل برسانيد ، و يا: از وطن و خانه خود، بيرون رويد، تنها عده كمى از آنها عمل مى ‏كردند! و اگر اندرزهايى را كه به آنان داده مى‏ شد انجام مى ‏دادند، براى آنها بهتر بود; و موجب تقويت ايمان آنها مى ‏شد 66 و در اين صورت، پاداش بزرگى از ناحيه خود به آنها مى‏ داديم 67 و آنان را به راه راست، هدايت مى ‏كرديم 68 و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، (در روز رستاخيز،) همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده; از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان; و آنها رفيق هاى خوبى هستند! 69 اين موهبتى از ناحيه خداست و كافى است كه او، (از حال بندگان، و نيات و اعمالشان) آگاه است 70 اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! آمادگى خود را (در برابر دشمن) حفظ كنيد و در دسته‏ هاى متعدد، يا بصورت دسته واحد، (طبق شرايط هر زمان و هر مكان،) به سوى دشمن حركت نماييد! 71 در ميان شما، افرادى (منافق) هستند، كه (هم خودشان سست مى ‏باشند، و هم) ديگران را به سستى مى ‏كشانند; اگر مصيبتى به شما برسد، مى ‏گويند: خدا به ما نعمت داد كه با مجاهدان نبوديم، تا شاهد (آن مصيبت) باشيم! 72 و اگر غنيمتى از جانب خدا به شما برسد، درست مثل اينكه هرگز ميان شما و آنها دوستى و مودتى نبوده، مى ‏گويند: اى كاش ما هم با آنها بوديم، و به رستگارى (و پيروزى) بزرگى مى ‏رسيديم! 73 كسانى كه زندگى دنيا را به آخرت فروخته ‏اند، بايد در راه خدا پيكار كنند!و آن كس كه در راه خدا پيكار كند، و كشته شود يا پيروز گردد، پاداش بزرگى به او خواهيم داد 74

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت علوی

نظارت و كنترل

از عناصر حياتى مديريت در همه سيستم ها، اصل نظارت و كنترل است . اهميت و ضرورت اين اصل مهم در سازمان هاى مختلف ، غير قابل انكار است . با گسترش سازمان ها و پيچيدگى آن ها ضرورت نظارت و كنترل ، بيش تر احساس شده ، و دامنه فعاليت بخش نظارتى نيز در آن ها گسترش ‍ مى يابد.
نظارت و كنترل ، ضامن حركت سازمان در مسير اهداف تعيين شده ، و در نتيجه تضمين كننده بقاء و تكامل آن مى باشد؛ و اصولا هيچ سازمانى بدون داشتن نظامى مناسب و قدرتمند در بعد نظارت و كنترل نمى تواند بقا، دوام و پيشرفت خود را تضمين نمايد. بنابراين ، سازمان هاى مختلف ، اقدام به طراحى ساختارهاى نظارتى گوناگون مى كنند تا از انحراف سازمان و زير مجموعه هاى آن ، و در نتيجه دور افتادن از اهداف تعيين شده پيشگيرى نمايند، و در ضمن از درستى حركت همه عوامل سازمان در جهت انجام دادن وظايف مربوط، به منظور دستيابى به اهداف مورد نظر اطمينان حاصل كنند.
امام على (ع ) در زمينه نظارت و مراقبت بر اعمال و رفتار كارگزاران و كاركنان تحت مديريت خود بسيار دقيق و هشيارانه عمل مى كرد، و به اين امر اهتمام ويژه داشت . همچنين به كارگزاران ارشد و عالى رتبه خويش ‍ دستور اكيد مى داد كه افراد تحت سرپرستى خود را به دقت زير نظر داشته و مراقب اعمال و رفتار آنان باشند. ايشان در نامه معروف خود به مالك اشتر، در مورد نظارت بر عملكرد كارگزاران مى فرمايد:
ثم تفقد اءعمالهم وابعث العيون من اءهل الصدق والوفاء عليهم فان تعاهدك فى السر لاءمورهم حدوة لهم على استعمال الاءمانة و الرفق بالرعية ؛ (1) با فرستادن ماموران مخفى كه اهل راستى و وفادارى هستند، كارهاى آنان را زير نظر بگير، زيرا بازرسى مداوم و پنهانى تو سبب مى شود كه آنان به امانتدارى و مدارا با مردم ترغيب شوند.
امام (ع ) علاوه بر سفارش در مورد ضرورت نظارت بر عملكرد افراد به ويژه كارگزاران حكومتى ، و نيز دستور اكيد به كارگزاران ارشد حكومتى در مورد نظارت بر عملكرد زير دستانشان ، خود نيز از نظارت بر اعمال و رفتار كارگزاران خويش غفلت نمى كرد و همواره سعى مى نمود از طريق نظارت بر عملكرد آن ها، از نقاط قوت و ضعف عملكرد آنان مطلع شود، تا بتواند نقاط قوت را تقويت كند و نقاط ضعف را از بين ببرد.
با بررسى اجمالى سخنان و سفارش هاى امام على (ع ) به كارگزاران ارشد خود، و همچنين سيره عملى آن حضرت در نظارت و كنترل ، اين نتيجه به دست مى آيد كه نظارت از ديدگاه ايشان به دو شكل : نظارت آشكار، و نظارت پنهان تقسيم مى شود.
ذكر اين نكته نيز ضرورى است كه شدت و دقت نظارت و كنترل آن حضرت بر عملكرد كارگزاران خود تا به اندازه بود كه شركت يكى از كارگزاران ايشان در يك مهمانى اشراقى ، از نظر آن حضرت مخفى نماند.
 

خود كنترلى

يكى از عناصر حياتى مديريت سالم و كار آمد، وجود نظامى كامل و دقيق براى نظارت و كنترل است . نظارت بر اجراى هر چه بهتر برنامه ها و وظايف كاركنان ، ضرورتى است كه بخش عمده اى از وقت مديران را به خود اختصاص داده است . از سوى ديگر كنترل عملكرد كاركنان از سوى مديران ، اصولا باعث بروز مقاومت از سوى كاركنان شده و ديوارى از بى اعتمادى را ميان مديران و كاركنان ايجاد مى كند. هر گاه بتوان در كاركنان مراقبتى ايجاد مى كند. هر گاه بتوان در كاركنان مراقبتى از درون خودشان ايجاد نمود، مى توان اميدوار بود كه اين پيامد به وجود نيايد و در عين حال عملكردها نيز مورد نظارت قرار بگيرند. اين جاست كه مساله خود كنترلى شكل مى گيرد.
امام على (ع ) مى فرمايد:
اجعل من نفسك على نفسك رفيبا؛ (2) از حوادث مراقبى بر خويشتن قرار بده .
خود كنترلى به معناى نظارت و مواظبت فرد بر اعمال و رفتار خويش ، و در نتيجه انجام دادن وظايف به نحو مطلوب و پرهيز از انحراف و تخلف شغلى و ادارى مى باشد.
اين روش در مقايسه با روش نظارت بيرونى (نظارت سازمان بر عملكرد كاركنان ) كم هزينه تر است ، و كاركردى بهتر و كارآمدتر دارد. نظارت بيرونى در صورتى اثر بخش خواهد بود كه همراه با خود كنترلى كاركنان باشد؛ زيرا در نظارت بيرونى ، چه بسا مواردى از عملكرد و رفتار فرد از ديد ناظران مخفى بماند و هيچ گاه مورد ارزيابى قرار نگيرد؛ در نتيجه نظارت اعمال شده ، ناقص خواهد بود.
از سوى ديگر، معمولا در نظارت هاى بيرونى اين دغدغه وجود دارد كه آيا نظارت به عمل آمده از اعتبار و صحت كافى برخوردار است يا آن كه شائبه ها و غرض ورزى ها و دوستى ها و دشمنى ها در آن نقش داشته است . از اين رو، همواره بايد بر ناظران نيز نظارت كنندگان ديگرى گماشت تا مراقب نظارت آنان باشند و به اين ترتيب ناظران مرحله بالاتر نيز محتاج ناظران ديگرى هستند؛ اما در صورتى كه ناظران خود داراى عامل بازدارنده درونى و باصطلاح خود كنترلى باشند، اين دغدغه و نگرانى به ميزان قابل توجهى كاهش مى يابد، و گزارش هاى آنان از ضريب اطمينان بالاتر و صحت بيش ترى برخوردار خواهد شد.

--------------------------------------
 1) نهج البلاغه نامه 53
 2)
غررالحكم و دررالكلم ، حديث 2429.

 

  جمله مديريتی              

تعصب کور

ذهن متعصب، همانند مردمک چشم است؛

هرچه بیشتر بر آن نور بتابانید، تنگ تر خواهد شد.

(الیور وندل هولمز)

 

  حدیث مديريتی             

رمضان ماه رحمت

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار؛

رمضان ماهى است كه، ابتدايش رحمت است و ميانه ‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

(بحار الانوار، ج 93، ص 342)

 

  طنز مديريتی              

تعریف مدیریت

 

 مدیر کیست ؟

مدیر، کسی است که می خواهد هر چه سریعتر، کارهای محول شده به خودش را بین دیگران تقسیم کند؛

 و وقتی  کاری خراب شد به دنبال کسی باشد که  به  گردن او بیاندازد.

 

  حکايت مديريتی            

مشاعره بوعلى با ابوسعید نیشابورى

 

 

ابو سعید ابوالخیر نیشابورى ؛ از مشهورترین و با صفا ترین عرفاست .

رباعی هاى نغز دارد. از وى پرسیدند: تصوف چیست ؟ گفت : ((تصوف آن است كه آنچه در سر دارى بنهى و آنچه در دست دارى بدهى و از آنچه بر تو آید بجهى )).

بوعلی قطب فلسفه و بوسعید قطب عرفان بود.

روزی ابوعلى سینا در مجلس وعظ ابو سعید شركت كرد و با او ملاقاتی داشت. ابو سعید درباره ضرورت عمل و آثار طاعت و معصیت سخن مى گفت. پس از پایان ملاقات آنها، وقتی از بوعلی پرسیدند که بوسعید را چگونه دیدی؟ گفت: آنچه من می دانم او می بیند. از بوسعید نیز همین سئوال پرسیده شد.

او گفت: آنچه من می بینم او می داند.

 بوعلى این رباعى را به عنوان اینكه ما تكیه بر رحمت حق داریم نه بر عمل خویشتن، به شکل زیرانشاء كرد:

ماییم به عفو تو تولا کرده

وز طاعت و معصیت تبرا کرده

آنجا که عنایت تو باشد، باشد

ناکرده چو کرده، کرده چون ناکرده

بوسعید بلافاصله در جواب وی گفت:

ای نیک نکرده و بدی ها کرده

وانگه به خلاص خود تمنا کرده

بر عفو مکن تکیه که هرگز نبود

ناکرده چو کرده، کرده چون ناکرده

 

  تکنیک های موفقیت         

راز هاى پنهان مديريت

حميده امينى  فرد

 

شما از محيط كار خود راضى هستيد؟

بله؛

خير؛

چرا؟
برخى از ما سال هاست كه در يك اداره، فروشگاه، وزارتخانه يا مؤسسه مشغول به كار هستيم و بيشتر وقت مفيد و مطلوب خود را در آنجا سپرى مى كنيم. اما هنوز آنطور كه بايد و شايد دل به كار نمى دهيم و از انجام بسيارى از كارهاى روزمره لذت نمى بريم و به هر طريق ممكن از بار بيشتر مسئوليت هاى خود، شانه خالى مى كنيم. شما مى توانيد تصوير آن كارمندى كه صبح ها با عجله و غرغر كردن از خواب بيدار مى شود و با چهره اى عبوس و درهم رفته و البته با يك ساعت تأخير به محل كار خود مى رسد را در ذهنتان به خوبى مجسم كنيد. اين كارمند عصبانى، وقتى به اداره مى رسد با چهره اى درهم، ژوليده و نامرتب به استقبال ارباب رجوع مى رود و البته بعد از هر
۴۵ دقيقه كار به خود يك استراحت نيم ساعته مى دهد و بيشتر وقت خود را به حرف زدن با تلفن و ديگر همكاران مى گذراند!
درحقيقت اين تصوير ناخوشايند سازمان ناموفقى است كه كارمندان را به حال خود رها كرده است.
مديريت افراد كار پيچيده اى است، نيروى كار به شكلى نامحسوس در حال رشد است و دفاتر كار چهره اى مجازى پيدا كرده اند. افراد از نظر اخلاقى و احساسى تعهد كمترى به سازمان خود دارند. به طورى كه امروزه اداره يك سازمان موفق، دشوار و رقابتى شده است. با وجود اين بهترين راه ايجاد انگيزه و علاقه در كارمندان و افزايش روحيه كار در ميان آن ها چيست؟


* تعيين اهداف مشخص براى ايجاد انگيزه در كارمندان
رضايت شغلى يكى از عوامل مهم در رضايت از زندگى است و همه رفتارها و روابط انسان به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم از چگونگى اشتغال او متأثر است. سن بالا، سطح درآمد، سطح شغل، تخصص گرايى و مشاركت در تصميم گيرى ازجمله عواملى هستند كه با رضايت شغلى افراد ارتباط تنگاتنگى دارند. از رضايت شغلى كاركنان مى توان به افزايش بهره ورى، افزايش روحيه، ايجاد علاقه واقعى به كار، جو مطلوب سازمانى، تداوم همكارى فرد با سازمان و نگرش مثبت به زندگى رسيد.
دكتر فريبرز حميدى، روان شناس در اين باره مى گويد: يكى از راه هاى مؤثر ايجاد انگيزه براى كاركنان، تنظيم و تعيين اهداف مشخص و قابل دسترس براى آنان است. اين اهداف بايد داراى قدرت انگيزشى باشند و با روش هاى مشاركتى به كاركنان فرصت داده شود كه درگير مسائل شوند و نقش فعال ترى در تصميم گيرى ها داشته باشند. درحقيقت قسمتى از انگيزه ها و بهره ورى در شغل به هماهنگى ميان ويژگى هاى شغلى با توانايى ها، نيازها، علايق و ارزش هاى افراد بستگى دارد به طورى كه اين هماهنگى موجب رضايت شغلى فرد مى شود.


* رضايت كارمندان خود را به دست آوريد
ميزان كارآمدى يك سازمان به مهارت و رضايت نيروى انسانى آن سازمان بستگى دارد.
دكتر محمدباقر بيات جامعه شناس با اعلام اين مطلب مى گويد: مهارت نيروى انسانى يك سازمان محصول آموزش قبل از خدمت و استمرار آن درطول خدمت است كه اهميت آن در عصر دانايى و رقابت تنگاتنگ سازمان ها كاملاً مشخص است، اما رضايت نيروى انسانى در گرو شاخصه هاى مهمى نظير ميزان درآمد، برخوردارى از امكانات رفاهى و بهداشتى، صميميت محيط كار و غيره است و بديهى است كه اگر ماهرترين نيروى انسانى از حداقل رضايتمندى برخوردار نباشد، دل به انجام دقيق كارها نمى دهد. هرچقدر نيروى انسانى از خدمات سازمان خود راضى باشد به همان ميزان تعلق خاطر به سازمان دارد و محل كار خود را از مهارت و توانمندى هايش بهره مند مى كند. به نظر مى رسد پذيرش نكته فوق در دانش مديريتى امروز به امرى بديهى تبديل شده است.
وى در پاسخ به اين سؤال كه چرا برخى كارمندان نسبت به كار خود بى تفاوت هستند؟ مى گويد: اين قبيل كارمندان يا از مهارت لازم برخوردار نيستند و يا از محيط كار خود رضايت كافى ندارند، اما مهم ترين عامل، رضايت از محيط كار است زيرا سازمان مى تواند مهارت لازم را به كارمندان خود آموزش دهد.
به گفته اين جامعه شناس، اگر در محيط كار شايسته سالارى حاكم باشد، افراد در رتبه ادارى متناسب با توانمندى هاى خود قرار بگيرند، ميزان درآمد هر فرد با مخارجش تناسب داشته باشد، جو صميميت و ارتباط مناسب با مدير برقرار باشد و سلسله مراتب ادارى نيز به درستى رعايت شود، ميزان رضايتمندى كارمندان تا حدزيادى افزايش پيدامى كند.


* مدير ناموفق چه كسى است؟
برخى مديران ارشد يك مجموعه ادارى، تعريف دقيق و مشخصى از خوبى و بدى كارمندان ندارند و بيشتر براساس شنيده هاى افراد قضاوت مى كنند، به طورى كه نقل قول ها، حسادت ها و تخريب شخصيتى افراد به راحتى روحيات مدير را تحت تأثير قرار مى دهد.
بيات با بيان اين مطلب تأكيد مى كند: در حال حاضر اين رفتار غلط به صورت يك بيمارى مسرى در بيشتر سازمان ها ديده مى شود و كاركرد مثبت پيدا كرده است تا جايى كه افراد به جاى مهارت آموزى در كار، به تخريب (زيرآبزنى) همكاران مى پردازند و از اين راه نيز منتفع مى شوند
وى ادامه مى دهد: مدير موفق كسى است كه در وهله اول كارآمدى و توانمندى خود را به كارمندان ثابت كرده باشد و آنها نيز به خوبى او را در جايگاه مديريت پذيرفته اند. در حقيقت مديران موفق هم به افراد توجه دارند و هم به كيفيت كار. آنها با كنار گذاشتن مديريت دستورى و تخريبى، بر ضوابط و توانمندى ها تأكيد مى كنند. اين مديران، كارمندان را بخش مهمى از سازمان خود مى دانند و به دنبال يافتن راه هايى براى افزايش روحيه كار، انگيزه و علاقه در آنها هستند و آنان را ترغيب مى كنند تا كار خود را به نحو مطلوب انجام دهند.
 


* در شادى و غم كارمندان خود شريك باشيد
امروزه كاركنان از اطلاعات و مهارت هاى قابل قبولى برخوردارند و در قالب گروه هاى مختلف با ارزش ها، نيازها، تمايلات و توقعات متنوع كار مى كنند، بر همين اساس مديريت و تشويق آنها، نيازمند شيوه هاى جديد و متنوعى است.
دكتر بيات در اين باره معتقد است: مهمترين عامل تشويقى در كاركنان يك اداره، توجه به علاقه و روحيات آنهاست زيرا روحيه بى توجهى به ديگران موجب كاهش انگيزه و علاقه افراد مى شود.
وى مى افزايد: مديران يك مجموعه پويا و توانمند، براى همه كاركنان خود ارزش و احترام بالايى قائل هستند به طورى كه در شادى، غم و ناكامى آنها شريك مى شوند.
اين جامعه شناس معتقد است: سيستم ادارى همچون بدن انسان نيازمند تشويق و تنبيه است، براى مثال وقتى شما چند روز از خوردن غذاهاى چرب پرهيز مى كنيد تا مدت ها احساس شادابى مى كنيد، در حقيقت اين پاداش بدن شما به خاطر انجام كار خوب است.



* پاداش هاى معنوى را بيشتر كنيد
برخى كارشناسان معتقدند كه تشويق هاى مالى مى تواند در كوتاه مدت بر عملكرد كاركنان تأثير مثبت داشته باشد، اما در بلندمدت تأثير منفى مى گذارد.
بيات مى گويد: ممكن است پول بر رفتارها تأثير بگذارد اما جايگزينى براى انگيزه نيست، افراد نيازمند آن هستند كه پذيرفته شوند و از كار خود احساس رضايت كنند، بنابراين بيشتر مديران هوشمند ترجيح مى دهند تا به طور غيرمستقيم از پاداش مالى براى افزايش بهره ورى كارمندان استفاده كنند و البته سعى مى كنند با صميميت و ايجاد جو دوستانه، روحيه آنها را بالا ببرند.

واقعيت آن است كه انجام كار و بهره ورى بيشتر از محيط كار نيازمند هوشمندى مديران، مشاركت و تعهد همه جانبه كاركنان است. امروزه در محيط كار، كارمندان نيازمند احترام و تأييد بيشتر هستند تا احساس مسئوليت بيشترى كنند و از انگيزه كافى برخوردار باشند. مديران هم به دنبال راهكارى مناسب براى افزايش بهره ورى سازمان خود هستند، بنابراين بايد هدف مشترك مدير و كاركنان، يافتن راه حلى جديد براى رضايت بيشتر هر
۲ گروه باشد تا نسبت به انجام آن احساس بيهودگى نكنند.

 

 

  نکات مدیریتی             

28 رمز مدیریت موفق

 

1- واقعیت ها را در نظر بگیرید؛ نه تنها واقعیت های آشکار را بلکه واقعیت های مفروض یا آنچه وقوعش را دارید . اما مواظب باشید که واقعاً واقعیت داشته باشند .

2- پیش فرض های نادرست زیربنای همه شکست ها هستند . پیش فرض های شما کدامند ؟ اگر درست نباشند چه ؟

3- به حس برتر اعتماد کنید و به ندای درونتان گوش بدهید .

4- اگر همیشه همان کارهایی را بکنید که تا به حال کرده اید همیشه همان چیزهایی را به دست خواهید آورد که تا به حال به دست آورده اید .

5- برای به دست آوردن چیزی که تا به حال به دست نیاورده اید باید تبدیل به کسی بشوید که تا به حال نبوده اید .

6- آیا در بین کسانی که برایتان کار می کنند کسی هست که اگر آنچه را اکنون درباره اش می دانید از ابتدا می دانستید هرگز استخدامش نمی کردید ؟

7- از روش فکری ((‌ نوک کوه یخ )) استفاده کنید . هر اتفاق غیر منتظره ای را نشانه ای از بروز یک جریان در نظر بگیرید .

8- کار را پی گیری کنید و باز هم پی گیری کنید تا به اتمام برسد و نتیجه مورد نظر به دست بیاید .

9- دنیا را همانطور که هست بپذیرید و نخواهید که حتماً مطابق میل شما باشد .

10- روی نقاط قوت تان متمرکز شوید . برای بهتر کردن وضعیتی که در آن هستید چه کاری است که فقط از عهده شما بر می آید ؟

11- به محض اینکه هدفتان را مشخص کردید تمام ذهنتان را تا زمانی که به آن برسید روی هدف متمرکز کنید .

12- جرأت پیشروی داشته باشید . در مدیریت ، شهامت نشانه برجستگی است .

13- اگر می خواهید چیزی را به انسان ها یاد بدهید باید در آن مورد برایشان یک الگو باشید . هیچ راه دیگری وجود ندارد .   آلبرت شوایتزر  بشر دوست ، برنده جایزه نوبل

14- از بهانه آوردن و دیگران را مقصر دانستن دوری کنید . یک مدیر همیشه می گوید : (( اگر اشکالی هست ، مسئولیتش با من است . ))

15- زمینه هایی که در آنها می توانید نتایج کلیدی به دست آورید شناسایی کنید و خودتان را وقف این کنید که در همه این زمینه ها عملکرد بسیار خوبی داشته باشید .

16- مداوم در جستجوی راه هایی برای افزایش بهره وری ، کاریی و بازدهی باشید .

17- شروع دوباره را در ذهن تان مجسم کنید . به این فکر کنید که خودتان و کارتان را هر سال از نو بیافرینید .

18- ساختار فعالیت هایتان را مرتباً بهبود ببخشید . مدام از ابتکارها و تدبیرهای خودتان برای فعالیت های ارزشمند تر استفاده کنید .

19- افراد با ارزش ترین سرمایه های شما هستند . فقط انسان ها هستند که می توانید کارایی و ارزش آنها را با مدیریت درست افزایش دهید .

20- شما هم بک از همان مدیرانی بشوید که کارکنان با میل خودشان و بدون در نظر گرفتن پست و مقام از آنها پیروی می کنند .

21- کار هر کس به طریقی راضی کردن مشتری های خودش است . مشتری شما چه کسانی هستند و عملکرد شما چگونه است ؟

22- مدام به کارکنان بگویید که چقدر خوب هستند و چقدر کاری که انجام می دهند مهم است .

23- همیشه آماده باشید تا اگر کسی ایده تازه و بهتری پیشنهاد کرد آن را جایگزین ایده قدیمی خودتان کنید .

24- اصولاً در تجارت میزان موفقیت مالی نشان دهنده میزان موفقیت یک مدیر است . مدام در جستجوی راه های افزایش درآمد و کاهش هزینه ها باشید .

25- مدیر موفق برای خودش استانداردهای بالا وضع می کند . به عملکرد ضعیف یا متوسط رضایت ندهید 

26- اصل (20 / 80 ) را در همه کارهایتان در نظر داشته باشید . 80 درصد از دستاوردهای هر کس نتیجه 20 درصد از فعالیت های اوست . با ارزش ترین فعالیت های شما کدامند ؟

27- مدیران برتر باعث شادی و شگفتی مشتری هایشان هستند . آیا شما هم همین طور هستید ؟

28- کیفیت یعنی همان چیزی که مشتری می خواهد . مشتری های شما کیفیت را چطور تعریف می کنند ؟

 

 

  مقاله مدیریتی             

رهبر سده 21؛ هنرمند اجتماعی، نوآور فرهنگی

برگردان : رحمان نور علیزاده

چکیده

ما هم اکنون در عصری قرار داریم که مهمترین ویژگی آن عدم اطمینان، پیچیدگی، جهانی سازی و تغییرات فزاینده تکنولوژیکی است. موفقیت سازمانی بااین شرایط، مستلزم تغییردرفعالیت های سازمانی و بویژه رهبری و اداره سازمانهای هزاره سوم است.

در بستر تئوری آشوب، پویایی های غیرخطی، مکانیک کوانتوم و دیگر فرایندهای پیچیده رهبران عصر حاضر، نیازمند سه نقش خلاق رهبری یعنی هنرمند اجتماعی، نوآوری فرهنگی و بینش معنوی هستند که مستلزم الگوهای: تفکر جدید، سعه صدر و 11 حوزه در برگیرنده ارزشها، دیدگاهها و شایستگی های رهبری برای هدایت سازمانها و شکوفایی استعدادهای بالقوه کارکنان است.

 

 مقدمه

اکنون که چندین سال از ورود به سده 21 را پشت سر می گذاریم، تحولات جهانی، تکثر فزاینده تکنولوژی، جهانی سازی، رقابت فزاینده بر سر منابع و بازار، رسوایی های تجاری، تنوع دربازار نیروی کار، فاصله فراوان و گسترده بین مناطق توسعه یافته و در حال توسعه، ذهن ما را با این پرسش روبه‌رو می سازد که جامعه جهانی و تجاری جدید، با جامعه قبلی چه تفاوت هایی دارد؟ جهان جدید جهانی پیچیده ، پویا ،شتابان با رشد فزاینده دانش است. بازارها،محصولات و سازمانها همگی جهانی متعدد و چند فرهنگی شده اند. جهان آشوب، عدم اطمینان، غیر خطی جایگزین جهان ثابت مطمئن و خطی شده است.

ما هم اکنون وابستگی فزاینده بین افراد، سازمانها ،جوامع و ملتها را تجربه می کنیم. موفقیت با این شرایط و موقعیت، مستلزم تغییر در فعالیتها و وظایف سازمانی و چگونگی اداره و رهبری سازمان ها است.

 

1. تغییر الگوی رهبری

 

1-1.پویایی سیال و ارگانیک

سازمانها نیز مانند سیستم های پویا و ارگانیک باید بیاموزند که ساختار، فرایندها و روابط شان را در پاسخ به محیط پویای بیرونی به گونه سریع و یکنواخت دوباره سازماندهی کنند.

 

1-2. پیچیدگی وآشوب

یادگیری و مدیریت پیچیدگی و آشوب وجه تمایز رهبران جدید و رهبران پیشین است. رهبران معاصر باید به کمک تئوری آشوب و پیچیدگی ، بینش وبصیرت نسبت به ماهیت و هدف های سازمانها را به عنوان سیستم‌های انطباقی پیچیده بدست آورند.

 

1-3. کلیت، پیوستگی و انسجام

تئوری کوانتوم در مورد رفتار غیر قابل پیش بینی و تصادفی ذرات اتمی منجر به پیشرفتهای تکنو لوژیکی، نظیر: کامپیوتر، اینترنت و جراحی لیزری شده است.

 

پژوهش های اخیر در روان‌شناسی، زیست شناسی و نوروسایکولوژی بیانگر آن است که انسان ها موجودات کوانتومی‌ اند.

کاربرد تئوری کوانتوم و کل نگری در رهبری، این است که بهره‌برداری کامل از پتانسیل های افراد نیازمند قدرشناسی درگیر کردن و ترکیب جسم و ذهن و روح از راه ارتباط بین جنبه های تحلیلی و هنری کارکنان برای افزایش خلاقیت شان است.

 

1-4. انطباق پذیری، انعطاف و چابکی

ماهیت پویای پیچیده، غیر قابل اطمینان، شبکه ای، مبتنی بر اقتصاد دانش محور و نیاز به شناخت سریع مسائل و مشکلات و حرکت به سمت فرصت های جدید در یک محیط پویا و پیچیده نیازمند سبک رهبری انعطاف پذیر و انطباقی است.

همچنین نیازمند به چابکی فردی و سازمانی و مشارکت بیش از پیش احساس می شود.

 

1-5. بینش وبصیرت و آینده نگری

خلاقیت، بصیرت، بینش و توانایی ارتباط برقرار کردن بین ایده ها، برای ایجاد ارتباط بین بخشهای اقتصادی؛ دیجیتالی و اجتماعی وبرای حل مسائل زیست محیطی و دیگر مسائل جهانی ضروری است. سازمانها و صنایعی که دارای این قابلیت ها هستند، توانایی شناسایی و کشف این مسائل و مشکلات را دارند.

بنابراین، هدایت و رهبری سازمانهای معاصر، نیازمند تغییر الگوی رهبری و حرکت از الگوی قدیمی به سمت الگوی پویای جدید و منطق با ویژگی‌های عصر حاضراند.

 

2. نقش های جدید رهبری

سازمانهای موفق و شکوفا در سده حاضر سازمانهایی هستند که توانایی انطباق،با ویژگیهای عصر حاضر را داشته باشند. مهمترین منابع مزیت رقابتی برای سازمانها در عصر حاضر، عبارتند از: مسئولیت پذیری اجتماعی و اخلاقی، مشارکت، روابط، خلاقیت و نوآوری، انعطاف پذیری و انطباق،تفکر سیستمی و مدیریت پیچیدگی وآشوب است رهبران برای هدایت اثر بخش سازمانهایشان در یادگیری و به کارگیری این توانایی ها نیازمند سه نقش خلاق در الگوی جدید رهبری هستند که عبارتند از:

 

1. هنرمندی اجتماعی؛

2. بینش و بصیرت معنوی؛

3. نوآوری فرهنگی.

 

2-1.هنرمندی اجتماعی

هنرمندان اجتماعی به افرادی گفته می شود که دارای مهارت مشاوره، رهبری و هدایت پارادایم ها، ارزش ها وقوانین در حال تغییر و سازماندهی جوامع و سازمانهایشان باشند.

هنرمندان اجتماعی در شبکه های مشارکتی برای خلق نوآوری اجتماعی فعالیت می کنند. آنان سازمان و فرهنگ سازمانی را از پدر سالاری و تسلط و نفوذ به سمت مشارکت و تیم های خود گردان می برند.

 

2-2. بینش و بصیرت معنوی

افراد با بینش و بصیرت معنوی کسانی هستند که جهان پیرامون انسانها و نقشهای آنان را به درستی تفسیر می کنند ومعنا،هدفمندی الهام و بینش تازه ای در مورد انسان فراهم می سازند. آنان ابعاد جدید آینده وآگاهی اجتماعی را کشف کرده، پیشگام شیوه های تفکر جدید پویا و انعطاف پذیر در مورد مسائل و مشکلات جهانی هستند و جستجو برای تمامیت ،وحدت کمال، عشق، صلح، صفا و پیشرفت را تضمین و طراحی می کنند.

 

2-3. نوآوری فرهنگی

نوآوران فرهنگی افرادی هستند که پیشگام و پشتیبان ایده‌ها، ارزشها، مصنوعات وسبک های زندگی جدید در جامعه و دنیای کاری هستند و استعدادها و توانایی های افراد را برای ایجاد تغییرات کشف می کنند و شناسایی و پرورش می دهند.

آنان حس مشارکت و چالاکی مدنی را در زندگی افرادی که جوامع و سازمان‌هایشان در حال گذر هستند و خود‌شان را در چالش بین سنت و مدرنیته درگیر کرده اند، زنده می سازند.

بعضی از رهبران استثنایی در گذشته، ممکن است یک یا چند مورد از این قابلیت‌ها را داشته اند اما به هر حال رهبران جهان در حال تغییر معاصر، به این قابلیت‌ها و توانایی ها، به عنوان بخشی از وظایف شغلی برای موفقیت در عصر حاضر نیاز دارند.

این سه نقش خلاق رهبری، تغییر الگو، در ارزش ها و اعمال رهبری را در بر می گیرد و مستلزم تغییرات شدید در دهنیت و الگوی تفکر رهبری و سعه صدر به عنوان هسته توانایی های رهبر و نیز ترکیب ذهن و روح می باشند.

ذهنیت و الگوی تفکر به قدرت عقلانی و شهودی، الگوهای تفکر اثر بخش، مهارتهای عقلانی، ادراک چشم اندازها و نگرش هایی اشاره دارد که یک رهبر را قادر می سازد دامنه و ماهیت پیچیدگی های عصر حاضر را شناسایی کرده، با آنان مقابله کند سعه صدراشاره دارد به قدرت عاطفی و احساسی که یک رهبر را قادر می سازد آنچه را که آرزو می کند و به دنبال دستیابی به آن است و به جهت و درستی آن اعتماد دارد را باوجود موانع و مشکلات به گونه جدی و مستحکم دنبال کند.

 

مفاهیم زیر یازده حیطه ای هستند که ذهنیت و الگوی تفکرو رهبران در سده 21 را تعریف می کنند.

هریک از آنها با مثال های روشن و واضح تعریف شده‌اند اما جامع نیستند.

 

1. خلاقیت و شهود

استفاده از توانایی های خلاق و شهودی، درک شهودی، تأکید بر خلاقیت و تحول، به کارگیری تنش خلاق برای ایجاد تغییر ایده های جدید، شناسایی روشهای جدید برای حل مشکلات و تشخیص نیاز به تغییر.

 

2. شور وشوق و الهام

احساس سر زندگی، شادابی، شوروهیجان، امید به آینده، داشتن تصوری روشن از آینده،به کارگیری قلب و روح و روان در محیط کار، الهام بخشی، توانمند سازی و شناسایی استعدادها و شکوفایی آنان.

 

3. معنا و تفکر و تعمق

کشف معنا و هدفمندی، داشتن هدفهای آرمانی و ایده آل، در گیرشدن تفکر، تعمق و خودشناسی، استفاده از فضاهای فکری هنری و عقلانی و تعمق و تفکر از راه موسیقی و هنر، رشد همدلی ،روحیه شناخت الگو و سرمشق و پیچیدگی ذهنی قوی برای خلق ومعنای هدف در دیگران، فراخواندن دیگران به خدمت،ارتباط برقرارکردن بین واقعیتهای بیرونی و درونی در نظر گرفتن اشتباهها به عنوان فرصتهایی برای یاد گیری.

 

4. بینش و بصیرت

داشتن بینش و بصیرت روشن از آینده ای که می خواهد به تحقق بپیوندد، چشم انداز دراز مدت شناسایی روندها وظهور الگوهای جدید، نگاه به افقها و کرانها.

حفظ بینش و بصیرت مشترک و ارزشهای بنیادی پیرامون و اعتماد به آنان.

کمک به افراد و سازمانها در شناسایی و کشف بینش و بصیرت، تسهیل خود سازماندهی، خود تنظیمی و تفکر سیستمی.

 

5. شهامت، شجاعت ومسئولیت پذیری

ریسک پذیری، از عهده مشکلات بر آمدن بنیانگذاری تغییر و نوآوری، قبول مسئولیت کامل برای تصمیمات و اقدام های فردی.

رعایت انصاف و عدالت در برخورد با دیگران،تحول خود، گروه و سازمان.

 

6. صداقت و درستی و اعتبار

مقاومت و عزم راسخ در برابر آنچه درست است در اوج صداقت، عمل کردن به گفته ها، صداقت و درستی در برخورد با دیگران، احترام متقابل، ثابت قدم و بی ریا گوش سپردن به مسائل و مشکلات دیگران، تفکر اندیشمندانه.

 

7. انعطاف پذیری و پذیرفتن انتقاد

رشد و پرورش تفکر آزاد، پذیرفتن ایده‌های گوناگون، هوش فرهنگی و توانایی کار با افراد با ایده ها و فرهنگ‌های گوناگون، تسهیل انعطاف در فرایندهای گروهی و ساختار ناظر و مباشر فرایند تغییر.

 

8. خود هشیاری

شناخت خود، اخلاقیات و ارزشها، رشد تفکر و خود آگاهی، پرورش نشاط و سرزندگی، مسئولیت پذیری اجتماعی در قبال جامعه،اجتماع و محیط، ارتقاء و تسهیل تعمق و ژرف اندیشی در خود و دیگران، خلق فضایی ایمن و آرام به منظور تفکر و تعمق در معنا و هدف.

 

9. نظارت، توجه و مراقبه 

همدلی و درک دیگران از راه توجه به عواطف و احساساتشان، تقویت اعتماد در روابط بین افراد توانمندی سازی، تفویض اختیار، در خدمت دیگران بودن.

 توجه به سعادت و بهروزی و رفاه افراد، خلق محیطی برای رشد وشکوفایی افراد به همراه اعتمادو ارتباط کاری متقابل و راهنمایی و رهبری و هدایت فعالیت‌های افراد.

 

10. رشد و پیشرفت

- تقویت و حفظ رشد و عزت نفس و پیشرفت فردی.

- تعهد عمیق نسبت به رشد معنوی، حرفه ‌ای و فردی افراد در درون سازمان.

- کشف هدایت و پرورش استعدادهای بالقوه افراد.

- خلق و ایجاد جوامع یادگیری

- انتظار بهترین ها و ایده آل از افراد.

- فراهم آوردن فرصت هایی برای افراد، به منظور جشن گرفتن موفقیت ها و تجربه موفقیت و پیشرفت فردی.

 

11. هماهنگی و توازن

برقراری تعادل و توازن بین ابعاد جسمانی، معنوی و عاطفی و احساس افراد در زندگی فردی، حمایت از فعالیت های بین گروهی و درون گروهی، حفظ و پرورش صلح و صفا وآرامش در بین افراد، ایجاد ارتباط، همکاری و مشارکت بین افراد و برداشتن مرزها و موانع حمایت از فعالیت های صلح جهانی، نگاه سیستمی به مسائل و رشد تفکر سیستمی، جامعیت و کل نگری به عنوان مبنای عمل رهبرانی که دارای مهارت‌های عاطفی و عقلانی هستند می توانند روح سازمانی را بیدار سازند. آنان کاتالیزور رشد فردی اند و به افراد کمک می کنند تا پتانسیل های نا محدود خود را در تحول فردی سازمانی و جهانی شکوفا سازند. همچنین آنان می توانند بسیاری از ذی نفعان را در راه حل پردازی و حل مسائل و مشکلات پیچیده جهانی درگیر سازند.

 

چالش های جهانی معاصر و تغییرات سازمانی بیانگر آن هستند که آنچه را که در گذشته ما معتقد بودیم نقطه قوت ما است یعنی: مدیریت و مسئولیت پذیری برای حرکت و تغییر به سمت جلو، دیگر کافی به نظر نمی‌رسد. ما در نقش مدیر بیش از پیش گرفتار و در گیر منافع کوتاه مدت موفقیت‌ها و پیشرفت های مادی، کارایی، تقسیم کارو تخصص بوده‌ایم. سازمان هایمان را بر مبنای سلسله مراتب و ساختارهای خطی تنظیم کرده ‌ایم.

با استفاده از الگوها و مدل های سازمانی خشک، انعطاف ناپذیر، رسمی، بدون ارتباط متقابل بین اعضا، ساختارها و فرایندهایی را ترسیم کرده ‌ایم که خلاقیت، معنا، هدفمندی و ریسک پذیری را در تیم ها و اعضای سازمانی خفه می کند در ارزیابی عملکرد به واسطه تأکید بیش از اندازه بر اعداد، ارقام، آمار و عملکرد مادی از نیاز به مشارکت روحی، الهام، معنا، تحقق کیفی و رفتار‌های جوانمردانه غفلت ورزیده‌ایم در نقش مدیر ارزش ها، رفتارمان را، خانواده‌مان را، معنویت مان را، زندگی مان را از یکدیگر جدا کرده‌ایم.ما جسم را از ذهن مان، ذهن مان را از قلب ‌مان و قلب مان را از روح مان جدا کرده ایم.

 وهم اکنون از نبود افرادی که توانمندی اجرای وظایف جدید رهبری را داشته باشند، رنج می بریم.

 

رهبران سده 21 باید به تمام ابعاد وجودی کارکنان و نیازهای آنان توجه کنند و نه تنها توانایی های شناختی شان را بلکه توانایی های معنوی، جسمی، اجتماعی و عاطفی آنان را مورد توجه و قدردانی قرار دهد تا روح و روان و قلب شان را، همانند فکرشان، در محیط کار یه کار گیرد.

  

منبع :

Karakas,fahri, (2007),the Twenty-First Century Leader;social Artist,Spiritual Visionary,and CulturalInnovator,Journal of global business and organizational excellence,volume26,issue3.page 44-50

-  رحمان نورعلیزاده: دانشجوی دکترای مدیریت آموزش و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

 

نقل از :  نشریه تدبیر

 

  کلید هدایت               

خوش‌ خویی (حسن خلق)

کلام حق

وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً. (بقره: 83)

با مردم [به زبانی] خوش سخن بگویید.

 

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ. (آل‌عمران:159)

پس با بخشایشی از (سوی) خداوند، با آنان نرم‌ خویی ورزیدی و اگر درشت‌خویی سنگدل بودی، از پیرامونت پراکنده می ‌شدند.

 

 

اختران عصمت و ولایت

 

حضرت رسول صلی الله علیه و آله

 

بیشترین چیزی كه امت من به آن به بهشت در آیند، تقوای الهی و اخلاق نیك است.

 

كامل ‌ترین مؤمنان از ایمان، نیكوترین ایشان از خلق است و مسلمان نیست مگر آنكه مسلمانان از دست و زبان او سلامت باشند.

 

حضرت امیر علیه السلام

در خوش‌ خلقی، گنج‌های روزی نهفته است.

 

امام حسن علیه السلام

هیچ چیز مانند خوش ‌خلقی، زندگی را شیرین نمی ‌كند.

 

امام صادق علیه السلام

خوشبختی مرد در اخلاق نیكو داشتن اوست.

 

خلق نیكو، گناه را آب می‌ كند، چنان ‌كه خورشید، یخ را آب می‌ كند.

 

قند پارسی

خوش خویی و مردمی پیشه كن و ز خوی‌های ناستوده، دور باش.

 

                                                                   قابوس ‌نامه

 

 

گر ز دست بلا بر فلك رود بدخوی         ز دست خوی بد خویش در بلا باشد

 

                                                                               گلستان سعدی

 

 

خواهی كه خدای بر تو بخشد             با خلق خدای كن نكویی

 

                                                            گلستان سعدی

 

 

هركه را اخلاق نیكو داد حق            می ‌برد از خلق عالم او سبق

 

                                                               اسیری لاهیجی

 

 

یكی خوب ‌كردار خوش‌ خوی بود               كه بدسیرتان را نكوگوی بود

 

به خوابش كسی دید چون درگذشت             كه باری حكایت كن از سرگذشت

 

دهانی به خنده چو گل باز كرد                  چو بلبل به صوتی خوش آغاز كرد

 

كه بر من نكردند سختی بسی                    كه من سخت نگرفتمی با كسی

 

حدیث دیگران

ژان ژاك روسو: ساده‌ترین درس زندگی این است: هرگز كسی را میازار.

 

ضرب‌المثل

یك قطره عسل بیش از یك ظرف سركه، مگس دور خود جمع می‌ كند.

 

                                                                     (مثل انگلیسی)

 

 Make yourself all honey and the flies will devour you.

 

چون خودت را شیرین و عسلی كنی، زنبورها اطرافت جمع می‌شوند.

 

 

گر نكته ‌دان عشقی، بشنو تو این حكایت

 

دو سرو لاله ‌رخ بودند همزاد                   كه از مادر، به شكل آن دو كم زاد

 

به ‌صورت گر به یك دستور بودند              ولی در سیرت از هم دور بودند

 

یكی بر خاطر هر خسته، راحت               یكی از جور، بر دل‌ها، جراحت

 

یكی بر سینه ‌ها مرهم نهادی                   یكی صد داغ دل بر هم نهادی

 

بت دلجوی را از حسن سیرت                 به جان می‌خواستند اهل بصیرت

 

قدم هر جا نهادی بر سر كوی                 ز بسیاری نگنجیدی سر موی

 

نگار تندخو، هر جا نشستی                   ز دست خوی بد تنها نشستی

 

شنیدم گفت روزی از خجالت                 كه یارب این چه حال است و چه حالت؟

 

كه در حسن و جمال ما شكی نیست          تو را صد عاشق و ما را یكی نیست

 

چو این حرف آن حریف تندخو گفت         نكوخو در جواب او، نكو گفت:

 

چه سود از حسن؟ چون احسان نداری       تو این داری و لیكن آن نداری

 

خداوندا، به حسن نیك‌خویان                  به خلق و سیرت پاكیزه ‌رویان

 

كه حسن خُلق عادت ساز ما را              به اخلاق حسن، بفراز ما را

 

 

دانستنیها                          

عادت های غلط ایرانی ها در رانندگی و نگهداری از خودرو

 

1- نگه داشتن پدال ترمز در هنگام عبور از دست اندازها:

این کار فشار زیادی را به سیستم فنربندی،اکسل و سیستم ترمز اتومبیل وارد میکند و نحوه صحیح رد شدن از دست انداز به این صورت است که باید طوری برنامه ریزی کنیم که تا قبل از رسیدن به دست انداز سرعت را کم کرده باشیم و در هنگام عبور از دست انداز ترمز به هیچ عنوان درگیر نباشد.

 

2- بالا کشیدن ترمز دستی بدون نگه داشتن کلید آن:

چندی پیش در انگلیس دیدم که دوستم زمانی که میخواهد ترمز دستی را بالا بکشد دکمه آن را فشار میدهد و سپس آن را بالا میکشد از او پرسیدم دلیل این کارت چیه؟ گفتش اولین باری که برای امتحان رانندگی رفته بودم سر همین کشیدن ترمز دستی منو رد کردن و برای همه خنده دار بود که می گفتم تو ایران همه اینطوری ترمز دستی رو می کشن و بعدا متوجه شدم که انگلیسی ها به این دکمه کلاچ ترمز دستی می گویند و تا زمانی که کلاچ ترمز دستی را نگرفتی نباید آن را بالا بکشی بعدا خودم هم از تعدادی از دوستانم که مکانیک را به صورت علمی میدانند گفتند که کشیدن ترمز دستی بدون نگه داشتن کلید آن باعث خرابی چرخ دنده های آن و وارد آمدن فشار بیش از حد به سیم ترمز دستی میشود(خدا رو شکر خودم این عادت رو ترک کردم و ترمز دستی رو درست بالا میکشم)

 

3- عدم تعویض به موقع روغن گیربکس :

 در همین تیونینگ تاک به کرات دیده شده که افرادی خودروشان 150 هزار کیلومتر یا بیشتر کار کرده و وقتی هم ازشان میپرسی واسکازین را تا به حال تعویض کردی میگویند مگر واسکازین هم نیاز به تعویض دارد؟ در جواب باید گفت بله واسکازین نیز مانند روغن های دیگر نیاز به تعویض دارد که تعویض به موقع آن باعث روان کارکردن گیربکس،سلامت گیربکس و...میشود کیلومتر تعویض آن بستگی به نوع روغن و گیربکس اتومبیل و شرایط کارکرد آن دارد.

 

4- تعویض یکبار در میان فیلتر روغن:

گاها دیده شده که افراد فیلتر روغن را یک بار در میان تعویض میکنند و اکثرا همین افراد از فیلتر های با کیفیت پایین استفاده می کنند.ابن کار باعث میشود فیلتر عمل تصویه را نتواند به صورت کامل انجام دهد و منجر به آسیب های جدی به موتور اتومبیل میشود که بعدا متوجه میشویم اگر هربار فیلتر را عوض میکردیم و فیلتر مناسب جایگزین می کردیم چقدر از هزینه تعمیر موتور و صرف وقت جلوگیری می شد.

 

5- درجا گرم کردن ماشین به مدت طولانی:

این کار نه تنها مفید نیست بلکه ضرر زیادی هم به موتور وارد می آورددرجا کارکردن بیش از حد باعث گرم شدن بیش از حد منبع اگزوز می شود و این گرما به موتور منتقل میشد که به نوبه خود برای موتور ضرر دارد. در زمستان بهتر است نهایتا یک دقیقه ماشین درجا کارکند سپس چند کیلومتر اولیه تا گرم شدن ماشین در حد مطلوب را با سرعت پایین طی کرد.

 

6- پایین آوردن شیشه به جای استفاده کردن از کولر دراتوبان:

چندی پیش یک آزمایش در مجله auto crose انگلستان انجام شد و نشاد داد اگر یک اتومبیل در اتوبان کولرش روی درجه یک فن روشن باشد مصرف سوختش از خودرویی که شیشه راننده آن 40 درصد باز است کمتر است.

 

7- خلاص نکردن دنده پشت چراغ قرمز و ترافیک:

این کار باعث وارد آمدن فشار مضاعف روی دوشاخه کلاچ و گیربکس و.. می شود.

 

8- گرفتن ترمز و کلاچ به صورت همزمان برای نگه داشتن خودرو:

این کار خود باعث این میشود که متراژ ترمز افزایش پیدا کند زیرا زمانی که کلاچ درگیر است از نیروی ترمزی موتور نیز استفاده میشود و زمانی که کلاچ و ترمز باهم فشار داده میشود خود باعث دیرتر ایستادن خودرو می شود بهترین کار این است که ترمز را فشار داده وقبل از اینکه خودرو به لرزش بی افتد کلاچ را بگیریم.

 

9- با سرعت پایین در لاین سرعت حرکت کردن و بالعکس:

بسیار دیده شده که رانندگانی با سرعت های بسیار پایین در لاین سرعت حرکت میکندد و در عوض رانندگانی با سرعت های زیاد در لاین های کناری حرکت میکنند که هر دو باعث ایجاد خطرات جبرا ن نا پذیری می شوند.

 

10- ریختن آب لوله کشی داخل رادیاتور:

این کار باعث به وجود آمدن رسوبات فراوان در رادیاتور و واتر پمپ و موتور می شود و بسیار دیده شده که حتی باعث سوختن واشر سر سیلندر هم شده. بهترین کار این است که آب را جوشانده و بگزاریم تا سرد شود و دوباره آن را بجوشانیم هرچه دفعات سرد شدن وجوشاندن بیشتر شود آب سالم تر میشود فقط دقت کنید که بعد از سرد شدن رسوبات در ته ظرف است پس از ریخت ته آب به داخل رادیاتور خود داری کنید البته مایع های آماده هم در بازار هست که خوب روش اول قابل اطمینان تر است.

 

11- ریختن آب لوله کشی داخل منبع شیشه شور:

این کار باعث به وجود آمدن رسوبات فراوان در منبع ، شلنگ ها، نازل و پمپ آب آن میشود برای تامین این آب هم می توان از روش بالا استفاده کرد البته مایع های آماده هم در بازار هست .

 

12- سنگین کردن بیش از حد خودرو:

پر کردن صندوق عقب با وسایلی که به آن احتیاجی نیست باعث بالا رفتن مصرف سوخت میشود حدالامکان باید خودرو خود را سبک کنیم .

 

13- نصب باربند در مواقعی که به آن نیاز نداریم:

باربند را فقط باید زمانی ببندیم که به آن احتیاج داریم زیرا وجود باربند باعث بالا رفت مصرف سوخت حداقل به میزان 10 درصد می شود.

 

14- نشاندن کودک روی پای سرنشین جلوی خودروی ایربگ دار:

این کار بارها دیده شده که بسیار هم خطرناک هست و در یک تصادف کوچک اگر ایربگ باز شود حتما کودک خفه خواهد شد بهتر است همیشه کودک روی صندلی مخصوص در ردیف عقب بشیند.

 

15- استفاده از بنزین معمولی در خودروهای دارای مبدل کاتالیستی:

بنزین های معمولی موجود در کشور با اینکه روی پمپ ها نوشته بدون سرب اما باز هم مقدار زیادی سرب دارد که سرب موجود در آن قاتل مبدل کاتالیستی است و با توجه به اینکه بنزین سوپر کیفیت بهتری نسبت به بنزین معمولی دارد بهتر است از بنزین سوپر استفاده شود.

 

16- دقت نکردن به سطح کیفی روغن موتور و تطبیق آن با سطح کیفی روغن توصیه شده توسط کارخانه:

مثلا چند وقت پیش دیدم که فردی در موتور پراید داشت روغن توتال 5000 میریخت و پس از اینکه به او توضیح دادم که سطح کیفی توتال 5000 sj است و روغن موتور سازگار با پراید sf یا sg است در انتخاب روغن خود تجدید نظر کرد.

 

17- استفاده از نور بالا در مه:

در شرایط مه آلود استفاده از نور بالا دید را کمتر میکند در این شرایط نور خودرو باید روی نور پایین باشد و اگر خودرو مه شکن دارد باید آن را روشن کرد.

 

18- خاموش نکردن خودرو پس از طی مسافت طولانی :

این کار برای ماشین های گازوییلی است نه بنزینی بیشتر دیده شده رانندگان صبر میکندد تا فن خودرو خاموش شود سپس موتور را خاموش میکنند این کار ضرر جدی به موتور وارد می کند کارکردن بیش از حد باعث گرم شدن بیش از حد منبع اگزوز می شود و این گرما به موتور منتقل میشد که به نوبه خود برای موتور ضرر دارد.اگر خودرو بیش از اندازه گرم باشد زمانی که اتومبیل را خاموش کنیم سیستم فن اتوماتیک روشن میماند و نیازی به روشن گذاشتن ماشین نیست.

 

19- تکیه پا به کلاچ:

بسیار دیده شده رانندگانی که وقتی حتی با دنده پنج در اتوبان حرکت می کنند پای خود را روی کلاچ تکیه می دهند و کلاچ کورس کامل خلاصی را طی میکند و این کار باعث فشار آمدن به گیربکس می شود.

 

20- جلو آوردن بیش از حد صندلی:

خیلی از افراد(البته بیشتر خانم ها) فکر می کنند هرچه صندلی جلو تر باشد تسلط راننده بیشتر میشود و به اصطلاح دست فرمون خوب میشود.خیر اینطور نیست صندلی باید طوری باشد که راننده کاملا راحت باشد.

 

21- گاز دادن قبل از خاموش کردن خودرو:

این کار قبلا در خودرو های کاربراتوری برای بهتر روشن شدن خودرو انجام میشد .ولی در خودرو های انژکتوری این کار مضر است زیرا زمانی که شما گاز میدهید وسپس سویچ را میبندید مقداری بنزین نسوخته باقی میماند که خود باعث خرابی سوزن انژکتور و بد کار کردن خودرو در هنگام استارت زدن می شود.

 

22- گاز دادن قبل از روشن کردن خودروی انژکتوری:

این کار قبلا در خودرو های کاربراتوری برای بهتر روشن شدن خودرو انجام میشد .ولی در خودرو های انژکتوری این کار بی فایده است.

 

23- پارک کردن خودرو خلاف جهت خیابان:

زمانی که شما خودرویتان را مثلا در سمت راست خیابان به صورت عکس پارک کنید اگر خدایی نکرده خودرویی با خودروی شما برخورد کند شما مقصر حادثه شناخته می شوید.

 

24- خاموش شدن خودرو به دلیل نداشتن سوخت:

این کار در بعضی اوقات باعث سوختن پمپ بنزین میشود و اصولا نباید گذاشت چراغ بنزین روشن شود زیرا رسوبات و ناخالصی های ته باک وارد مسیر سوخت میشود و باعث اختلال در کار پمپ بنزین؛فیلتر بنزین و نهایتا انژکتور می شود.

 

منبع : rahayi.ir

 

  مباحث فرهنگی            

اهدای خون، اهدای زندگی دوباره

به مناسبت نهم مرداد، روز ملی اهدای خون

تهیه و تنظیم : امیرعباس آصف نژاد

 

در مرداد سال 1353 شمسی سازمان انتقال خون ایران با هدف سامان بخشیدن به وضع آشفته خون رسانی و به منظور ترویج فرهنگ اهدا، تهیه و تأمین خون و فرآورده های سالم و مطمئن و رایگان برای رفع نیاز بیماران نیازمند، به خصوص مبتلایان به تالاسمی، هموفیلی و لوسمی به وجود آمد. از آن تاریخ به بعد، سالروز تأسیس این سازمان در نهم مرداد ماه، به عنوان روز اهدای خون نام گذاری شده است.

جمع آوری خون از داوطلبانِ اهدا، و آماده سازی آن برای نجات بیماران و مصدومین، ایجاد پایگاه در بیمارستان ها و واحدهای سیار و ثابت جهت تهیه خون، ثبت اطلاعات لازم به منظور دعوت برای اهدای خون به هنگام ضرورت و توزیع خون و فرآورده های آن به مراکز درمانی و بیمارستان ها از جمله کارهای سازمان انتقال خون ایران می باشد. طبق گفته کارشناسان، هر فرد بالغ (بین 17 تا 65 سال) با وزن متوسط پنجاه کیلوگرم، حدود پنج و نیـم تـا شـش لیتـر خون دارد و با اهدای 250 سی سی تا 450 سی سی از خون خود، نه تنها سلامتی خود را به مخاطره نمی اندازد، بلکه ضمن کمک به سلامتی خود، نجات بخش زندگی دیگری نیز خواهد شد. اهدای خون همچنین می تواند در کشف بیماریهای نهفته در اهدا کنندگان کاملاً مؤثر باشد. هر فرد سالم می تواند در هر سال تا چهار بار با فاصله هشت هفته (دو ماه) خون اهدا کند.

 

شناخت خون:

بدون تردید خون پدیده ای بسیار پیچیده است كه انسان نمی تواند ادعا كند كه به تمام ویژگی های این ماده واقف شده است. خون در حركتی پیوسته و بی وقفه مسیری در حدود 121 هزار كیلومتر را در بدن آدمی می پیماید تا به جریان زندگی دوام بخشد. چنین مسیری طولانی تر از مجموع خطوط هوایی همه شركت های هواپیمایی جهان است.

خون بافت زنده ای است كه در آمد و شد دائمی خود به شصت میلیارد سلول بدن سركشی می كند و ضمن  جمع آوری مواد زاید سلولها، ‌مواد لازم را برای ادامه حیات و فعالیت در اختیارشان قرار می دهد. برخلاف تصور، ‌خونی كه در رگهای آدمی جاری است یكنواخت و بدون تغییر و تحول نیست و بدین لحاظ است كه خون را بافت زنده می شناسند. مثلا به فاصله یك چشم برهم زدن حدود یك میلیون و دویست هزار سلول قرمز به پایان عمر صد و بیست روزه خود می رسند و در همین زمان مغز استخوان به همان تعداد سلول قرمز تولید می كند و آنها را وارد جریان خون می سازد.

استخوان ها در طول زندگی انسان حدود پانصد كیلوگرم سلول قرمز تولید می كنند و هر سلول تا پایان عمر خود هفتاد هـزار بـار از قلـب بـه نقـاط مختلـف بـدن سفـر می كند. در مرحله نخست قلب مانند تلمبه خون را به اندامها و بافت ها می رساند. جاری شدن خون در رگ ها به صورت موج هایی متناوب و مجزا است و وظیفه تنظیم حركت خون نیز به شاهرگ ها واگذار شده است. در چنین شرایطی خون به تمام بدن می رساند. فشار خون در انتهای مسیر به صفر می رسد و به همین سبب ورزش موجب تسریع گردش خون می گردد.

 

گروه های خونی:
گروه های خونی را بر اساس ساختمان شیمیایی موجود در سطح گلبول های قرمز به چهار گروه A, B,AB,O تقسیم کرده اند. بدین ترتیب هر گروه خونی مختصاتی دارد و نباید به انسانی دیگر با گروه خونی نامتجانس تزریق شود، اما گروه O را به علت ساختمان خاص گلبول های آن که نه ضد A و نه ضد B هستند می توان به تمام گروه های چهارگانه تزریق کرد و از این رو گروه O را اصطلاحا گروه دهنده همگانی می نامند.

 

ضرورت اهدای خون:

 خون سالم، نجات دهنده زندگی است. همه روزه، در سراسر جهان بسیاری از افراد به خون و فرآورده های خونی نیاز پیدا می کنند، بطوری که از هر سـه نفـر مردم دنیا، یک نفر در طول زندگی احتیاج به تزریق خون و فرآورده های خونی پیدا می کند. بارزترین مثال برای موقعیت هایی که در آن نیاز مبرم به خون پیدا می شود عبارتست از زمان بروز حوادث و سوانح گوناگونی نظیر تصادفات رانندگی، سوختگی ها و اعمال جراحی. همچنین خانم های باردار در حین زایمان، نوزادان و بخصوص نوزادان نارسی که به زردی دچار می شوند، از جمله دیگر نیازمندان به خون می باشند. از طرفی بیماران سرطانی که تحت شیمی درمانی یا اشعه درمانی قرار دارند هم از مصرف کنندگان خون و فرآورده های آن هستند؛ و بسیاری از دیگر بیماران نیز ناگزیرند برای بهره مندی از یک زندگی نسبتاً طبیعی برای تمامی عمر به شکل منظم خون یا فرآورده های خونی دریافت نمایند، مانند بیماران تالاسمی و هموفیلی.

در حال حاضر، با وجود پیشرفت های چشمگیر در زمینه علم پزشکی هنوز هیچگونه جایگزین مصنوعی برای خون ساخته نشده است و فقط خونی که توسط انسانهای نیکوکار اهدا می شود، می تواند جان انسان های دیگر را از مرگ نجات بخشد. عدم وجود جایگزین مناسب برای خون، محدود بودن مدت زمان نگهداری خون و فرآورده های خونی، همیشگی بودن نیاز به خون و فرآورده های آن سبب شده تا اهدای خون از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار شود.

شما ممکن است در تعطیلات نوروزی و یا تعطیلات تابستانی آنقدر مشغول برنامه ریزی برای اوقات فراغت خود و ترتیب دادن مسافرت ها و برنامه های تفریحی شوید که در آن روزهای خاص از اهدای خون غافل شوید، اما هیچگاه نباید فراموش کنید که بیماری، سوانح و تصادفات هرگز تعطیل پذیر نیستند و مطمئن باشید که سازمان انتقال خون در کنار بیماران نیازمند، در همه این روزها، بی صبرانه منتظر حضور شما خواهد بود.

 

فواید اهدای خون چیست؟

مهمترین فایده اهدای خون، نجات زندگی و كسب رضایت الهی و از فواید دیگر آن آگاهی از سلامت جسمانی می باشد كه از طریق كنترل های زیر انجام می پذیرد:

 

آیا انتقال خون ایمن است؟

سازمان انتقال خون در ایران كلیه اهداء كنندگان را مورد بررسی قرار می دهد تا ایمنی اهداء كنندگان و دریافت كنندگان تأمین گردد. تمامـی خـون های اهداء شده، در آزمایشگاه های سازمان برای اطمینان از سلامت تحت آزمایشات ذیل قرار می گیرد:

1-HIV  (ایدز) 2- هپاتیت 3- هپاتیت 4- سیفلیس 5- گروه بندی خون

 

برخی شرایط اهداء خون:

 

مصرف كنندگان اصلی خون و فرآورده های آن در ایران:

1 بیماران تالاسمی؛

2 بیماران مبتلا به انواع هموفیلی؛

3 بیماران دیالیزی؛

4 بیماران نیازمند به جراحی های بزرگ (قلب، كلیه، مغز استخوان، و زنان)؛

5 مبتلایان به بیماری های خونریزی دهنده؛

6 نوزادان مبتلا به زردی ناشی از ناسازگاری خون مادر و جنین؛

7 پیوند اعضاء؛

8 سوختگی های شدید؛

9 كم خونی های مزمن؛

10 انواع سرطان، به خصوص در مرحله شیمی درمانی.

 

 

انواع اهدا خون

 

1- اهدا خون غیرخودی (آلوژنیك )

 

 

انواع اهدا كنندگان اهدا خون غیرخودی (آلوژنیك ) :

 

الف اهدا كنندگان پولی :

 این افراد در ازای دریافت پول خون اهدا می نمایند . از آنجاییكه این افراد ممكنست به خاطر دریافت پول به سوالات مربوط به رفتارها وسلامت خود پاسخ صحیح ندهند نمی توانند بعنوان منبع تامین خون سالم معرفی شوند.

 

ب اهدا كننده جایگزین/فامیلی:

این افراد در زمانی كه خون آنها مورد نیز یكی از اعضاء خانواده یا آشنایان می باشد خون اهدا می نمایند .این افراد ممكنست به خاطر تحت فشار بودن از طرف اعضای خانواده ویا نگرانی برای خود بیمار به سوالات پاسخ صحیح ندهندوباعث انتقال آلودگی به فرد گیرنده خون شوند.  همچنین بستگان بیمار نیازمند به خون ممكن است افرادی را با پرداخت پول تشویق به اهدای خون به جای خود نمایند .

 

ج اهدا كنندگان داوطلب :

این افراد به صورت كاملا داوطلبانه وبدون در نظر گرفتن پاداش مادی خون خود را اهدا می نمایند .

انگیزه اصلی این افراد كمك به دیگران است . دلایل اندكی جهت پنهان كردن اطلاعات مربوط به آن بخش از سلامت و روش زندگی فرد كه آنهارا برای اهدای خون به طور موقت نامناسب می نماید دارند وخون سالمتری را می توانند اهدا كنند.

 

 

اهدا كنندگان داوطلب به سه گروه تقسیم می شوند :

 

- اهداكننده بار اول :

 اهداكننده ای است كه برای اولین بار به مراكز اهدای خون مراجعه كرده وسابقه هیچگونه اهدای خونی ندارد .

 

- اهداكننده با سابقه :

 به اهداكننده ای اطلاق می شود كه سابقه اهدای خون را دارد ولی از آخرین باری كه اهدای خون نموده بیش از یكسال می گذرد . این تعریف در بر گیرنده اهداكنندگانی است كه در سال كمتر از 2 بار خون اهدا می نمایند.

 

- اهداكننده مستمر :

 اهداكننده ای كه سالانه حداقل دو بار خون اهدا می كند.

 

 

2 - اهدا خون خودی (اتولوگ )

اهدای اتولوگ چیست؟

روشی است كه در آن بیمار خون خود را اهداء می كند و خون تا زمانی كه وی به آن احتیاج دارد در شرایط مناسبی نگهداری می شود. اتولوگ برای بیمارانی كه جهت عمل های جراحی اختیاری آماده می شوند، قابل انجام است. در این روش بیمار باید توسط پزشك معاینه شود تا از سلامت خود اطمینان حاصل نماید. بیمارانی كه از خون خود استفاده می كنند ایمن ترین خون ممكنه را به خود تزریق می كنند. خطرات احتمالی ( به واسطه اجزاء خون مانند گلبول های سفید، پلاكت ها و پروتئین سرم ) با تزریق خون اتولوگ حذف می شود.

 

مراحل اهدای خون:

اهدای خون یك روند ساده و ایمن است و تقریباً 45 تا60 دقیقه زمان لازم دارد. وسایل مورد استفاده ، یكبار مصرف و استریل هستند . ابتدا فرم ثبت نام توسط بیمار تكمیل می گردد سپس بیمار به چند سؤال در ارتباط با سلامتی خود پاسخ می گوید و معاینه بالینی ساده شامل: اندازه گیری فشارخون، دمای بدن و نبض به علاوه یك نمونه خون برای تشخیص كم خونی از بیمار انجام می شود. اهداء كننده روی تخت دراز كشیده و محل خونریزی توسط ماده آنتی سپتیك ، ضدعفونی می شود. و سپس در عرض 6 تا10 دقیقه خونگیری به عمل می آید.

 

 

دستورالعمل هایی برای قبل و بعد از اهدای خون

از درد ناچیز وارد شدن سوزن به دست که بگذریم، دیدن خونی که از بدن بیرون می آید برای خیلی ها احساس چندان خوشایندی را به دنبال ندارد.
اما گاهی وظیفه انسانی به ما حکم می کند که برای کمک به هم نوعان خود، خون اهدا کنیم. نکات زیر به شما کمک می کند تا در راه رسیدن به این حس خوب معنوی با کمترین مشکل و هراسی روبه رو شوید.

 

قبل از اهدای خون مقدار زیادی آب بنوشید.
گاهی پس از خون دادن، فرد احساس سرگیجه و ضعف می کند، حتی برخی افراد مدت کوتاهی از هوش می روند. علت اصلی این پدیده افت فشار خون است. اگر، هم شب قبل و هم صبح قبل از اهدای خون مقدار زیادی آب بنوشید، چنین مشکلی پیش نخواهد آمد. به یاد داشته باشید که نوشیدنی های کافئین دار مثل چای و قهوه باعث بیرون راندن آب از بدن می شوند، پس نوشیدن آن ها قبل از خون دادن کار درستی نیست.

 

خوردن صبحانه کامل را فراموش نکنید.
 
این کار از افت قند خون جلوگیری می کند؛ در نتیجه احساس سبکی سر و ضعف بدن به وجود نمی آید. البته بهتر است صبحانه را مدتی قبل از مراجعه به پایگاه اهدای خون خورده باشید، چون اگر فاصله خوردن صبحانه و خون دادن کم باشد، احساس تهوع شدیدی ایجاد می شود.

 

به فاصله 24 ساعت قبل از اهدای خون غذاهای چرب نخورید.
وقتی شما خون خود را اهدا می کنید، سازمان انتقال خون آزمایش هایی روی آن انجام می دهد. در صورتی که جواب این تست ها قابل قبول باشد، خون شما تبدیل به فرآورده های متعددی می شود و در اختیار نیازمندان قرار می گیرد. اگر میزان چربی موجود در خون، خیلی بیشتر از حد طبیعی باشد، انجام این آزمایش ها مختل می شود و نهایتاً چاره ایی نمی ماند جز این که خون شما دور ریخته شود.

 

غذاهای سرشار از آهن بهترین رژیم غذایی برای شما هستند.
 
اسفناج، تخم مرغ و گوشت قرمز منابع اصلی آهن محسوب می شوند. اگر این مواد را از دو هفته قبل از اهدای خون وارد رژیم غذایی خود کنید، سطح آهن خون شما به حد قابل قبولی می رسد. در این صورت، هم خون دادن برای شما آسان تر است و هم خونی که می دهید پراستفاده تر خواهد بود. به یاد داشته باشید که همیشه مصرف ویتامین c جذب آهن را بیشتر می کند. پس بهتر است از سبزیجات و میوه هم در رژیم غذایی روزانه ی خود استفاده کنید.

 

استرس و اضطراب می تواند باعث افت فشار خون شود.
 
بهتر است قبل از شروع خون گیری نفس عمیقی بکشید و با کسی که قرار است خون گیری را انجام دهد، شروع به حرف زدن کنید. می توانید در زمان خون دادن آدامس بجوید، آواز بخوانید، تلویزیون تماشا کنید یا هر کار دیگری را که باعث آرام شدن شما می شود، انجام دهید.

 

پس از اهدای خون نباید به سرعت از جای خود بلند شوید.
وقتی خون گیری از شما به پایان می رسد، باید مدتی همچنان دراز کشیده باقی بمانید. سپس می توانید بنشینید و مقداری آب میوه همراه یک خوراکی شیرین بخورید. این کار باعث می شود حجم مایع از دست رفته جبران شود و قند خون شما هم افت نکند.

 

تا چند ساعت بعد از اهدای خون رانندگی نکنید.
 
خون دادن کار خطرناک و وحشتناکی نیست، اما ممکن است تا چند ساعت بعد باعث احساس سبکی سر و ضعف بدن شود. بنابراین بهتر است پس از اهدای خون رانندگی نکنید.

 

چند ساعت پس از اهدای خون غذای پر پروتئین بخورید.
گوشت قرمز یا مرغ همراه سبزیجات بهترین غذایی است که می توانید پس از خون دادن بخورید. البته باید مقادیر زیادی مایعات، بخصوص آب هم بنوشید. چنین رژیم غذایی به بدن شما کمک می کند خون از دست رفته را سریع تر جبران کند.

 

پس از اهدای خون تا پایان روز، کارهای سنگین انجام ندهید.
 
اگر شغل شما طوری است که باید فعالیت بدنی شدیدی انجام بدهید، بهتر است روزی که قصد اهدای خون دارید مرخصی بگیرید یا این کار را به روزهای تعطیل موکول کنید. در ضمن در این روز باید از انجام ورزش های سنگین هم خودداری کرد. چون فعالیت شدید باعث می شود سیاهرگی که خون گیری از طریق آن انجام شده، دوباره باز شود و خون ریزی زیرپوستی اتفاق بیفتد که بسیار دردناک است. اما اگر به بدن خود شانزده تا 24 ساعت وقت بدهید، این رگ خود به خود بسته شده و به حالت طبیعی بازمی گردد.

 

اگر شرایط زیر را دارید، بهتر است از خون دادن منصرف شوید:
- اگر وزن شما کمتر از پنجاه کیلوگرم است، نباید خون بدهید. این کار باعث می شود بدن شما به طور نامناسبی واکنش نشان بدهد.
- اگر سن شما زیر هجده سال است، مجاز به اهدای خون نیستید. البته گاهی در شرایطی خاص افراد شانزده تا هجده ساله هم می توانند با نظر پزشک و اجازه ی والدین، خون اهدا کنند. قبل از اهدای خون فرم مربوط به سازمان انتقال خون را صادقانه پر کنید.
- اگر اخیراً فعالیت پرخطری داشته اید که می تواند باعث آلودگی خون شما شده باشد، آن را در فرم های پرسش نامه منعکس کنید. مطمئن باشید که کارکنان بخش خون گیری، افراد حرفه ای و دوره دیده ای هستند و خواندن تجربه های شخصی شما بخشی از کار آن هاست و باعث شرمساری تان نخواهد شد.
- گاهی اوقات افراد به صورت دسته جمعی و در یک اقدام نمادین برای اهدای خون مراجعه می کنند. اگر شما موارد بالا را دارید، لطفاً در رودربایستی گیر نکنید! بهترین بهانه این است که بگویید کم خونی فقر آهن دارید و از همراهی با دوستان تان خودداری کنید. می توانید پرفشاری خون یا فشار خون پایین را هم به عنوان بهانه یی برای انصراف خود اعلام کنید.
- خون دادن راهی برای چکاپ کامل نیست، بهتر است برای اطلاع از سلامت خود به یک آزمایشگاه مراجعه کنید، نه مرکز اهدای خون! اگر برای دریافت نتایج آزمایش نمونه ی خون اهدایی خود اصرار بورزید، طبق دستورالعمل جهانی سازمان انتقال خون، شما فردی مشکوک تلقی شده و خون اهدا شده شما را دور خواهند ریخت!

 

 

متن ادبی

 

فقط خدا می داند

سید حسین ذاکرزاده

به همین سادگی تو صد می شوی یا شاید هم هزار.

مسافر چندین دیار دور یا نزدیک، ساکن خانه های گلی و سنگی این جا و آن جا.

شمال می روی، جنوب می روی، شاید هم بی پرواز، مهمان سرزمینی دیگر شوی.

شاید بنشینی در حاشیه خاطره پدری یا محو مهربانیِ بی دریغ مادری شوی.

شاید هم حل شوی در شیطنت های کودکانه کودکی!

چه فرقی می کند برایت؟!

فقط همین مهم است که حالا رشته ای از وجود تو کشیده شده و گره خورده به قلب این و آن.

حالا خون تو ـ عصاره وجودت ـ مهمان خانه دلِ کسانی شده که نمی شناسیشان؛ اما در وجودشان لانه کرده ای.

تو حالا با کسانی آشنا شده ای که شاید زمانه، میان نگاهتان هزارها فرسنگ فاصله انداخته باشد.

جان که دیگر شاه و گدا نمی شناسد، خون که بالا و پایین شهری ندارد، زن و مرد ندارد.

تو فقط سخاوت وجودت را سپرده ای به نگاه خدا.

دیگر برایت چه فرقی می کند که چه کسی میزبان قطره های خون تو باشد؟!

نه دلگرم به سلامی هستی و نه منتظر پاداش.

فقط می خواستی قلبی، به خاطر فراموشی انسان از تپش نیفتد.

تو فقط می خواستی کودکی، آغوش گرم مادرش را از دست ندهد.

می خواستی حادثه ای فاصله نیندازد بین سایه پدری و کودکانش.

تو فقط می خواستی کاری کرده باشی و کار را هم کرده ای.

و حالا تو شاید صد شده ای یا هزار، فقط خدا می داند!

 

زندگی تازه

عباس محمدی

قطره قطره عشق، در شریان هایمان، راه می گیرد تا بودن را با صدای تپش های بی وقفه قلبمان، حس کنیم.

هر قطره خون تو، زندگی تازه ای ست که عاشقانه تر از تمام رودها، در رگ های نیمه جان ما، به زندگی جریان می دهد. زلال رودهای زندگی، رگ های بخشنده توست که با اراده خداوند، جان را در کالبدهای پریشان ما شناور می کند.

هنگام اهدای خون، زیباترین حس ها را داری؛ حسی سرشار از رهایی، حسی سرشار از اوج. راز آزادی و آزادگی، در رگ های تو جریان دارد.

بلندترین ارتفاعی که سراغ دارم، قلب زلال و آرام توست.

سیره انبیا را نیک آموخته ای؛ چنان که انفاق از جان می کنی، نه از مال.

زیباترین بخشش ها، بخشش توست؛ بی آنکه منّت بگذاری، بی آنکه دست های نیاز را پس بزنی.

پیش از آنکه به سویت دستی دراز شود، به دستگیری بر می خیزی. زندگی را در کیسه های کوچک، پیشکش می کنی. روزهای آفتابی ما، چشم انتظار قطره های زلال مهربانی تواَند. تو آفتاب را با خونت به فرداهای روشن ما هدیه می کنی.

زندگی، اقیانوس بی کرانه ای است که از رگ های کوچک تو سرچشمه می گیرد و عشق، لبخندی است که از لب های تو آغاز می شود و بهار، مهربانی چشم های همیشه خندان توست. آرامش، کیسه های کوچکی است که انباشته از مهربانی گرم تو، قوّت قلب های کوچکمان می شود.

 

قلب تپنده

عاطفه سادات موسوی

درخت محبّت، درخت چهارفصل است؛ چون ریشه این درخت، افلاکیان خاکی اند.

تنه این درخت، مشت های گره شده ای اند که با هم بیعت کرده اند تا بهار را به یکدیگر هدیه دهند.

میوه این درخت، قلب های تپیده ای اند که در حسرت دیدار یکدیگر می تپند و زردی جان یکدیگر را تاب نمی آورند.

تو نیز آستین خود را بالا بزن و همراه درخت، ترانه ایثار سر کن و خون پاکت را به کالبد قد خمیده ای که تشنه محبت توست اهدا کن!

آن درخت خمیده ای را که شوق شکوفه بستن در رگ هایش یخ بسته است با لاله های سرخ وجودت آبیاری کن و با قلم موی جان و مرکّب وجودت، برگ های سبز را بر شاخسار آن نقاشی کن!

قاب عکس زندگی ات این گونه زیباتر می شود.

 

دستان بخشنده

معصومه داوودآبادی

جاری می شود زندگی در رگ هایم؛ آن گاه که تو با سروش مهربانی، شیره جانت را با من قسمت می کنی.

سخاوتت را توان سپاسم نیست. ایثار، نگاه تو است که این گونه نجیب و صبور، چشمانم را به دیدنی دوباره می خواند. تو آمده ای تا بگویی در پس این ابرهای تیره، آفتابی درخشان خانه دارد.

تو شب های مرا بشارت سپیده و نوری. تار و پود جانم در نفس های یاریگرت گسترده می شود. گرمای دستانم، اندیشه سبزت را مدیون است.

آمدی؛ آن ساعت که سلول های بی رمقم در آستانه خزان، گام های آخر را می پیمود، آن دقیقه که نفس هایم به شماره افتاده بود و چشمان بسته ام را امید گشودن دوباره نبود. آمدی و عصاره جانت را به جسم دردمندم ارزانی کردی.

با روان زنده ات، پیکر آزرده ام را به حیاتی سپید فرا خواندی.

همتت استوار و جانت بی بلا! که ترانه سرای تولد دگرباره منی.

برمی خیزم و دست هایم را به سمت آسمان بالا می برم و با گونه هایی خیس و صدایی لرزان، سلامت روح و جانت را از پروردگار، طلب می کنم. برمی خیزم و شمعدانی ها را به آفتاب و نسیم دعوت می کنم. چگونه به تمنایت برخیزم که پرندگان امید را به آسمان خانه ام فرا خواندی و پنجره چشمانم را به بی نهایتی از خورشید گشودی؟

چگونه سپاست بگویم که جوانی خاطره هایم را وامگذاری؟

صدایت در ذره ذره کالبدم می پیچد و روشنی می پراکند. چشم های سربلندت را می ستایم و دستان بخشنده ات را از سر ارادت می فشارم.

 

فروغ زندگی

حمیده رضایی

برخاسته ای به شکرانه سلامت و جهان، با تو برخاسته است.

برخاسته ای و هیچ دریچه ای روبه رویت بسته نخواهد ماند.

خونی که در رگ هایت می جوشد، امیدی به زندگی است. خوشا هیاهوی حیات که این گونه در تو موج می زند!

قطره قطره خونت، لبخندهای نوری است که بر لبان خشک منتظران می نشانی. خوشا هوایی که نفس می کشی! خوشا دستی که برای یاری رسانی دراز می کنی و خونت را هدیه می دهی!

صدای قدم هایت را نزدیک تر حس می کنم.

آمده ای تا چتری بزنی بر سر چشم های بی رمقی که مشتاقند و منتظر؛ که فروغ زندگی در آنها سوسو می زند.

آمده ای تا جویبار رگانت را در رگ های خشک شب زده جاری کنی؛ تا حیات آغاز شود. آمده ای تا جان های ناتوان را سیراب کنی.

آمده ای و خدا توانت را بیشتر کند، خدا چشم هایت را رو به آفتاب های گرم و همیشه تابنده عافیت باز کند!

آمده ای و آستین بالا زده ای تا با قطره قطره خونت، جوانه های خشک را کمک کنی تا قد بکشد.

عطر مهربانی ات فراگیر است.

بزرگ زیسته ای که این گونه به یاری می شتابی.

بزرگ زیسته ای که از سرخی خونت، سبزی حیات می ستانی.

بزرگ زیسته ای که به زیستن دیگران می اندیشی.

 

صدای نفس های خون

کاظم بدرالدین

خون، از نفیس ترین هدیه های روزگار است. قطره ای از زبان خون بشنو که اگرچه سرخ است، ولی سبزی را جار می زند.

صدای نفس های خون، ما را در حیاتی عاشقانه نگه می دارد که: تا شقایق هست زندگی باید کرد.

اما خونی که تو هدیه می دهی، گلواژه های نجات را به هموطن نیازمند، تزریق می کند. خانه ای رو به آینده بنا می کند که همسایه دیوار به دیوار تمام خوبی هاست.

برای صدای حیات بخش قطرات خون، تخت های بیمارستان، بی تابند.

پرستاران منتظرند تا هر چه سریع تر، پیک رهایی بخش برسد.

خون اهدایی تو، مسیری را می پیماید که پایانش، باقی ماندن نام توست.

این هدیه جاویدترین غزلی است که در کارنامه خوبی های تو، به خوبی می درخشد؛ اصلاً ماندگارترین تصویر امید است.

می بینم باز هم آمده ای و آستین را بالا زده ای!

 

تبسم سرخ

اعظم سعادتمند

هنوز برای زیستن فرصت هست؛ اندوه نفس گیر مرگ را از دوش من بردار.

نگذار میل زندگی در رگ هایم بمیرد؛ مگذار حسرت یک نگاه دیگر، پشت پلک هایم لخته شود!

هنوز گام هایم، جاده های دور و دراز را طلب می کند و دست هایم، کاشتن دانه ها را در دل خاک گلدان؛ مگذار گام هایم را به سکون بسپارم و دست هایم را به خاک!

رگ های خشک پیکرم را دوباره جاری کن تا سلول های بی رمقم بشنوند، همهمه زندگی را.

دریچه ها را هوای تازه ای ببخش! مگذار سردی نفس هایم، سرخی تبسم ها را خاموش کند.

مگذار از رفتن سخن بگویم؛ فرصت برای بودن هست اگر جرعه های خونت را در خشک سال این تن رنجور بباری.

برای روییدن دوباره، برای پا گرفتن نهال های تکیه داده به دیوار، برای برخاستن از بستری که به مرگ می اندیشد، سراغ قلبم را بگیر! تا ضربان زیستنم به شماره های واپسین نیفتاده، خواهش دست هایم را بپذیر.

مرا در همسایگی سایه ها تنها مگذار. وقتی توانت هست که گیسوان آفتاب را به روزنه های تاریک امیدم گره بزنی.

بوی بوسه های باران، پیچیده است در هوای چشم هایی که مرا می نگرند؛ می توانی چتری باشی در فصل بارانی من؛ باشد که خدا، پناه فصل بارانی تو باشد.

 

به قصد قربت

حسین امیری

جهان، عرصه مهرورزی است و زندگی، جدول ضرب عاشقی و ایثار؛ تنها عددی که می تواند به بی نهایت مهربانی برسد.

جهان، عرصه مهر است و دیگردوستی. دم از عشق تو می زنم ای آیینه من! ای هم وطن! ای هم کیش! دم از عشق تو می زنم

اگر خونم از عشق تو می جوشد، قطره قطره های خونم تقدیم تو باد!

قصد قربت کرده ام. می خواهم از غربت نشستن به درآیم؛ هجرت از رکود به جوشش، هجرت از خود به جامعه. می خواهم در اولین جایگاهی که هلالی سرخ، خبر دوستی می دهد، دست یاری به عاشقی دیگر دهم. خونی که می بخشم پیغام عشق من است، به هر آن که خدای آفرید؛ پیغام پاکی اندیشه ام، پیغام منش و جوان مردی ام، پیغام معرفت شیعه به حقیقت زندگی، پیام معرفت دینی که همه اش محبت است و بس.

اکنون که آفتاب، در رگ هایم به جوش آمده است، یک دریا امید را درون کیسه قلبم ریخته ام و می خواهم تمام تپش های شادمانی را هدیه کنم.

می خواهم خونم را هدیه کنم؛ که خون من، رسانه ای است که با آن، حقانیت فرهنگ خویش را تبلیغ می کنم. من ایرانی ام؛ عصاره اسلام.

 

مثل ابر ببار

میثم حمیدی

قطره قطره، دریای وجودت را به آسمان عطا کن تا ابرهایی سرخ شوند و بر لب های ترک خورده بیابان ببارند! مانند باران باش!

قلب باش؛ برای رگ ها، وجودت را قسمت کن و خودت را تکثیر کن! چون چشمه جاری باش؛ رودها تشنه اند.

به ناله های کویر گوش کن! هر لحظه برگی از درختی بر زمین می افتد.

زکات بودن خود را بده! حقی را که بر گردن داری، در دست های تو است؛ در رگ های توست. حتی یک قطره آب، می تواند، جان برگی را حفظ کند.

پیش از آنکه دیر شود ای ابر، ببار!

 

و اما ...

فردا دیراست، همین امروز به جمع اهدا كنندگان مستمر سازمان انتقال خون بپیوندید.

 

آیا می دانید كه :

هر3 ثانیه، یك بیمار نیاز به خون و فراورده های آن پیدا می كند.

از هر 3 نفر، یك نفردرطول زندگی نیاز به خون پیدا می كند.

یك واحد خون اهدایی شما كه فقط اندكی از خون موجود در بدن شماست می تواند جان 3 نفررا از مرگ حتمی نجات دهد.

فراموش نكنید كه : همیشه چشمان یك بیمارنیازمند به خون منتظرشماست.

خون سالم جان مرا نجات داد آیا خون شما بود؟

یك نفر جان مرا نجات داد آیا شما بودید؟

اهدا كننده مستمر، مناسب ترین فرد برای اهدای خون می باشد.

 

وقتی رگ های خشكيده ام با خون تو آبياری می شود،‌ جان می گيرم ، پر می كشم ، دوباره ‌به زندگی لبخند می زنم و زندگی، دوباره جريان می گيرد.

یکشنبه 9/5/90 روز اهدای خون است. پايگاه های خون را خلوت نگذاريم.

 

منبع :

- www.hawzah.net

- www.rasekhoon.net

- shc.sums.ac.ir

 - m-ibto.bibto.ir

- www.tebyan.net

- www.aftabir.com

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

انگشتر را در کدام انگشتتان می گذارید؟

 

 بر حسب عادت یا عالاقه انگشترتان را معمولاً در کدام انگشت می گذارید؟

 * انگشت شست

 * انگشت اشاره

 * انگشت وسط

 * انگشت انگشتری

 * انگشت کوچک

 * انگشتر به دست نمی کنم .

 

لطفاً کمی فکر کنید...

نتیجه را می توانید در پایین همین صفحه مشاهده کنید.

 

 

 

 

جواب تست

انگشت شست : شما مجذوب کالاهای مدرن و روز هستید از مورد توجه قرار گرفتن لذت می برید شما تفریح کردن را دوست دارید از زندگی لذت می برید و همشه آماده هستید تا با چیزهای جدید رو به رو شوید .

 

انگشت اشاره : شما دارای اعتماد به نفس و مسئولیت پذیر هستید رهبری و هدایت ر ا دوست دارید و می توانید در ظاهر بسیار جدی و خشن باشید اما در باطن ملایم و حساس هستید .

 

انگشت وسط : بیشتر افرادی که در این گروه قرار دارند از رشد و بالندگی سر باز می زنند و بیشتر خودمحور هستند با و جود این همشه بی ریا هستند بخصوص نسبت به خانواده و دوستانشان .

 

انگشت انگشتری : شما فردی حساس و رومانتیک هستید عمیقا امید دارید تا عشقی بیابید که گرما بخش دل و ابدی باشد .

 

انگشت کوچک : شما فردی مهربان و متواضع هستید به جزئیات توجه می کنید و دوست ندارید در کارهایتان کوچکترین اشتباهی از شما سر بزند شما بیش از حد خود را به کار مشغول می کنید .

 

در چند انگشت : آن عده از افراد که در دو انگشت یا بیشتر انگشتر دارند اعتماد به نفس ندارند و همیشه مراقب هستند تا عشق واقعی شان را بیابند عاشق تجملات هستند اما آن را جایگزین ناقابلی برای دوستان و عاشق خود می دانند.

 

انگشتر به دست نمی کنید : شما خواستار زندگی ساده و بدون تجملات هستید فردی بی ریا، قابل اطمینان، آرام، باهوش و سختکوش هستید و همیشه دوستدار آموختن چیزهای تازه اید . به دلیل احساس خجالتی که دارید از جمع دوری کرده و تا جایی که بتوانید از مشاجره پرهیز می کنید.

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

مساجد و جوانان؛ فرصت ها و تهدیدها

بخش دوم و پایانی

عسگر آرمون، علیرضا كامران، عبدالله اسدی

 

ب) فرصت‌ها؛ روش های جذب جوانان به مساجد

در بحث عوامل رونق و شكوفایی مسجدها و جذب جوانان به مسجد عوامل متعددی دخالت دارند. در ذیل به بررسی تعدادی از این عوامل پرداخته می‌شود.

 

1- توجه به نیازهای جوانان

چنانچه می‌دانیم قدرت جذب‌كنندگی هر مكانی یا موقعیتی به میزان ارضاء‌كنندگی آن مكان در رابطه با نیازهای پیرامونی بستگی دارد. جذب‌كنندگی یك موقعیت ممكن است به دو جهت مورد توجه قرار گیرد. گاهی بعضی‌ها بر این باورند كه یك موقعیت جذاب است، به خاطر اینكه فی‌نفسه جذاب است، چه آن موقعیت نیازی را ارضا نماید و چه ارضا نكند. در اینجا ارزش فی‌ نفسه امور و موقعیت یا مكانی مستلزم این است كه خود آن موقعیت واجد ویژگی‌ها و خصایصی باشد كه به نظر بینندگان زیبا و ارزشمند به نظر آید.

عده‌ای دیگر بر این باورند كه ارزشمندی امور و یا جاذب بودن موقعیتی به ارزش بیرونی و عینی آن است و آن موقعیت باید واجد ویژگی‌هایی باشد كه به واسطه آن بخشی از نیازهای آدمی ارضا شود و بر اساس دیدگاه دوم چنانچه ما نیز بر آن تاكید می‌ورزیم موقعیتی همچون مسجد باید واجد ویژگی‌هایی باشد كه آن ویژگی‌ها به ارضای نیازهای مردم منجر شود. بین میزان ارضاكنندگی مسجد و میزان جاذب بودن آن رابطه مستقیمی وجود دارد. آدمی نیز رو به موقعیت‌هایی دارد كه این نیازها را ارضا می‌ كنند نیازهایی چون:

 

1-1. نیاز به امنیت، محبت و تعلق

نیازهایی چون امنیت، محبت و تعلق به اجتماع نیز از سنخ نیازهای بشری است اما متمایز از نیازهای فیزیولوژیك، اساساً آدمی به واسطه برخورداری از نیازهایی چون امنیت، محبت و تعلق از حیوانات متمایز می‌شود. مزلو نیز نیازها را به دو دسته كلی نیازهای فیزیولوژیك و نیازهای روانشناختی تقسیم نموده است. بنابراین هویت‌یابی و معنی بخشی به زندگی انسانی مستلزم تاكید بر ارضا نیازهای روانشناختی اوست، نه صرفاً نیازهای فیزیولوژیك آدمی، مكان‌هایی كه در ارضا این نیازها موفقیت بیش‌تری دارند از جذابیت بیش‌تری نیز برخوردارند. البته باید اشاره كنیم كه این نیازها نیز بیش‌تر ناظر بر وضعیت موجود افراد هستند، چرا كه نیازهای فوق از جمله نیازهای عینی و واقعی افراد است كه باید ارضا شوند.

 

1-2. نیاز به خودشكوفایی

نیاز به خودشكوفایی نیازی است كه در عین اینكه در قلمرو نیازهای روانشناختی است، اما به لحاظ ماهیت و موقعیت خاص خود، بیش‌تر در قلمرو نیازهای مطلوب، هنجاری و آرمانی قرار دارد. تمامی انسان‌ها برای رسیدن به جایگاهی غیر از جایگاه موجود و برای ارضا نیازی غیر از نیاز موجود (فیزیولوژیك، امنیت و...) تلاش می‌كنند و آرمان‌خواهی آدمی نیز اساساً ناظر بر تاكید او بر ضرورت ارضا نیاز خود شكوفایی است. تبیین جایگاه واقعی آدمی و اینكه انسان به چه درجاتی می‌تواند نایل آید، نیز زمینه ارضا و شكوفایی این نیاز را فراهم می ‌نماید(سجادی، 1381، ص 286).

محور اساسی دیگر جذب جوانان به مساجد، تشخیص نیاز و انگیزه‌های جوانان است، پر واضح است كه جوانان به انحاء مختلف در پی ارضای نیازهای گوناگون خود برمی‌آیند و در این مسیر به مكان‌ها و محافلی می‌روند كه در آنجا پاسخی به یكی از نیازهای گوناگون خود بیابند. پس باید دید مساجد و متولیان آن تا چه اندازه از نیازهای جوانان آگاهی دارند و در صورت آگاه بودن تا چه پایه در برآوردن این نیازها برنامه‌ریزی و كار كرده‌اند. بدین ترتیب تشخیص نیازهای مختلف جوانان از جمله نیازهای جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی، معنوی و اخلاقی و شناختی جوانان می‌تواند گام موثری در جذب آنان به مساجد باشد. وقتی خصوصیات نوجوانی و جوانی شناخته شد آنگاه برنامه‌ریزان امور فرهنگی مساجد قادر می ‌گردند برنامه‌هایی تدوین كنند كه متوجه ارضای نیازهای گوناگون جوانان بوده و مطابق با سلیقه‌ها و روحیه جوانان باشد. چنین برنامه‌هایی برای جذب و پرورش جوانان در مساجد می ‌تواند موثر باشد.

 

2- امام جماعت

امام‌ جماعت، مهم‌ترین عضو مدیریتی مسجد است كه می‌تواند با برنامه‌‌ریزی و عملكرد درست، زمینه مناسبی را برای پیش برد عوامل حضور مردم در مسجد، فراهم كند. درباره حضور‌ جوانان در مسجد نیز عملكرد امام‌ جماعت، شخصیت ‌امام جماعت و چگونگی برخورد او با جوانان، در ایجاد و چگونگی نگرش جوانان نسبت به دین و مسجد بسیار مؤثر است.

روابط و احترام میان امام جماعت و جوانان، نباید در چارچوبی خشك و رسمی باقی بماند. و باید به روابط عاطفی بیانجامد؛ یعنی امام جماعت به عنوان یكی از دوستان جوانان به شمار ‌رود. امام جماعت برای اینكه سطح روابطش را با جوانان به این حد برساند باید به مسائل گوناگونی توجه داشته باشد و همواره جوانان را همراهی كند. او می‌تواند در مشكلات، آنان را یاری كند، موفقیت‌هایشان را به آنان تبریك بگوید، از ناراحتی و غم‌‌هایشان ابراز تأسف كند، هدایای كوچكی همچون عطر، تسبیح و انگشتر به عنوان یادگاری به آنان تقدیم كند، در صورت امكان، روز تولدشان را به آنان تبریك بگوید و كارهای دیگر كه با توجه به شرایط امام جماعت و فرهنگ و روحیات اهالی محل در برقراری و ایجاد ارتباط دوستانه و محبت آمیز مؤثر است.

بهتر است ارتباط امام جماعت و جوانان به روابط حضوری محدود نشود. برقراری ارتباط كتبی نیز میان جوانان و امام جماعت بسیار مفید است. در این صورت، جوانان از اینكه امام جماعت به آنان احترام می‌گذارد و به شكل خصوصی، مطلبی را برای آنان بیان كرده، احساس شخصیت می‌كنند، به امام جماعت نزدیك شده و مطالبی را كه نمی‌توانند بیان كنند كتبی با امام جماعت در میان می‌گذارند.

البته امام جماعت پیش از اینكه درباره جلب جوانان به مسجد و برقراری ارتباط با وی اقدام نماید، باید به‌طوركامل ازنیازها و روحیات، ارزش‌ها، خواسته‌ها، سلیقه‌ها، توان‌مندی‌ها و آسیب‌هایی كه جوان را تهدید می كند و راه‌های رویارویی با آن آگاه باشد. در این صورت می‌تواند فعالیت‌ها و برخوردهای خود را با جوانان به شكلی تنظیم كند كه علاوه بر رفع نیازهایشان، آنان را به مسجد بكشاند. در غیر این صورت، امید زیادی برای موفقیت امام جماعت در جذب جوانان به مسجد وجود ندارد.

شناخت موانع برقراری ارتباط عمیق و پایدار میان جوانان و امام جماعت، یكی از مهم‌ترین كارهایی است كه امام جماعت باید برای رسیدن به این اهداف انجام دهد؛ چون آگاهی از این موانع، برای انتخاب راه كارهای درست در جهت رفع موانع لازم است.

 

3- خانواده و دوستان

خانواده ‌و دوستان از مهم‌ترین عوامل تشكیل‌دهنده شخصیت افراد هستند كه در شكل‌گیری اندیشه تربیتی، سیاسی، تحصیلی و دینی فرد مؤثر خواهند بود. اگر اعضای خانواده به ویژه پدر و مادر خود به مسجد بروند یا به رفت و آمد فرزندشان به مسجد توجه كنند یا اینكه فضای خانه به طور كلی با آموزش‌ها و مفاهیم دینی آشنا باشد، می‌توان انتظار داشت جوانان با مسجد، میانه خوبی داشته باشد.

در خارج از خانواده دوستان بر ارزش‌ها و بینش‌های جوان تأثیر زیادی دارند. از آنجایی كه روابط دوستانه جوانان، قوی تر و مؤثرتر از دیگر رده‌های سنی است، اهمیت گروه دوستان بیشتر می‌شود.

خانواده‌ها باید به گونه‌ای غیر مستقیم بر دوستان و دوست یابی فرزند خود نظارت كنند و ملاك‌های دوست خوب و اهمیت دوست و دوستی را برای جوانان بازگو كنند تا فرزندشان به وسیله دوستان مؤمن و مسجدی به آموزه‌های دینی از جمله مسجد علاقه‌ مند شوند.

 

4- امكانات و فعالیت‌های مسجد

در بحث بررسی نقاط ضعف و قوت مسجدها، به اهمیت گستردگی فعالیت‌های مسجد و امكانات آن اشاره شد. با توجه به ابزارها و شیوه‌های نوین فرهنگی، امروزه مسجدها بدون امكانات و فعالیت‌های گوناگون و حساب شده نمی‌توانند با دیگر مراكز و ابزار به ظاهر فرهنگی رقابت كنند.

با توجه به روحیات و فضای فرهنگی جامعه، مسجد برای جذب جوانان، باید دست كم در دو زمینه فعالیت داشته باشد: امكانات فرهنگی و امكانات ورزشی.

اگر از سوی مسجد در محل، مكانی برای ورزش جوانان در نظر گرفته شود یا با  برنامه ریزی و هماهنگی هیئت امنا، جوانان مسجد بتوانند از امكانات ورزشی در سطح شهر با تخفیف ویژه استفاده كنند، بسیار مناسب است.

كانون فرهنگی، روزنامه‌ها، مجله‌ها، كامپیوتر، كتاب‌خانه، نوارخانه، بانك سی‌دی و ویدئو كلوپ از امكانات فرهنگی مسجد است كه با مدیریت صحیح، میتواند برای مسجد درآمدزا نیز باشد و به گسترش امكانات فرهنگی كمك كند.

 

5- كلاس‌های آموزشی

یكی مهم‌ترین جنبه‌های مسجد، مسائل آموزشی است. هر چند بسیاری از جوانان از درس و كلاس گریزان هستند، ولی برگزاری برخی كلاس‌های آموزشی مورد علاقه جوانان در جذب آنان مؤثر است. كلاس‌های آموزشی ورزشی و هنری علاوه بر اینكه به امكانات زیادی احتیاج ندارد، مورد علاقه و اشتیاق جوانان نیز هست. این كلاس‌ها در رشته‌های خیاطی، گلدوزی، گل‌سازی، هنر‌های دستی، خطاطی، نقاشی و طراحی، عكاسی و فیلم‌برداری، ورزش‌های رزمی و شنا برای خانمها و آقایان، قابل برگزاری است. برای افزایش سطح كمی و كیفی كلاس‌ها، هیئت امنا باید با بخش آموزشی‌های فنی و حرفه‌ای وزارت آموزشی و پرورش‌ هماهنگی كند.

برگزاری برخی كلاس‌های كمك درسی، آموزش زبان و كامپیوتر در داخل مسجد یا خارج از مسجد، با برنامه ریزی و هماهنگی مسجد ممكن است.

 

6- ارزش دادن به دیدگاه جوانان

جوانان روحیه ویژه‌ای‌ دارند. ستایش‌خواهی و جلب‌توجه كردن دو نوع از خواسته‌های جوانان در زمینه ذهن و عاطفه است. بنابراین، بها دادن به جوانان، عامل مهمی در راستای تأمین خواسته‌ها و جذب آنان به مسجد است. البته این به معنای اختیار دادن زیاد و غیر منطقی به جوانان و یا پذیرش هر نوع نظر و سلیقه آنان نیست. بها دادن به دیدگاه جوانان در مساجد می ‌تواند به شكل‌های ذیل بر خود جامه‌ی عمل بپوشاند:

 

6-1. ارزش دهی از طریق اعطای مسئولیت در هیئت امنا

هیئت امنا، هیئت مدیره مسجد است كه همه فعالیت‌های مسجد را سمت و سو می‌دهد. بنابراین، عضویت یكی از جوانان متعهد و مؤمن مسجدی در هیئت امنا به نوعی بها دادن به جوانان است. این اقدام باید سبب ایجاد رقابت سازنده میان جوانان، برای به دست آوردن این پست باشد.

 

6-2. ارزش‌دهی از طریق نظرخواهی

شایسته است بزرگ‌ترها، اعضای هیئت امنا و امام جماعت، برای فعالیت‌های گوناگون مسجد، نظر جوانان را جویا شوند و در صورت امكان، پیشنهادهایشان را اجرا كنند. این اقدام سبب خودباوری و احساس شخصیت در جوانان می‌شود. آنان از اینكه می‌بینند نظرهایشان در تصمیم گیری‌های مسجد اثر دارد، خوشحالند و مسجد را از خود می‌دانند. در نتیجه، پیوسته در مسجد حاضر خواهند شد.

 

6-3. ارزش دهی از طریق واگذار كردن فعالیت‌های مسجد به جوانان

برخی از كارهای مسجد را می‌توان به طور كلی یا جزئی به جوانان واگذار كرد. برای مثال در یك مراسم، برنامه پذیرایی بر عهده جوانان باشد. این اقدام با روحیه پرشور و نشاط جوانان تناسب دارد و سبب ایجاد وارستگی جوانان به مسجد می‌شود.

از راهكارهای دیگری كه در جذب جوانان بر مساجد می تواند مؤثر باشد، به موارد ذیل می توان اشاره كرد:

1. شناخت صحیح و دقیق یا نگرش سیستمی به جوان؛

2. شناخت موانع و عوامل دفع؛ پیش بینی و پیش گیری؛

3. شناخت ابزارها و عوامل جذب؛ استفاده صحیح از امكانات.

4. نگرش سازی و بازمهندسی ذهن؛ نگرش های خرد و جزئی؛

5. تعریف و تبیین راهبردهای ضروری؛ تعیین اهداف و چشم انداز؛

6. تعیین روش و برنامه ریزی و تبیین دستور كارها؛

7. خانواده و دوستان كه اگر اهل مسجد باشند و فضای خانه به طور كلی با آموزشها و مفاهیم دینی آشنا باشد بر جوان اثر می گذارد؛

8. امكانات فرهنگی و ورزشی برای جوانان در مسجد فراهم باشد؛

9. نظافت و تزیین مسجد كه اگر زیبا باشد، جوانان بیشتر جذب می شوند؛

10. تشویق: تشویق جوانی كه در مسجد حاضر شده است باعث تداوم حضور وی می شود.

 

نتیجه گیری

در این مقاله، بحث بر سر این است كه چگونه مى‏ توان میان جوانى و مسجد و به بیان دیگر میان دو زیبایى، پیوند و یگانگى‏ آفرید. پرسش اصلی این است كه چرا در نسلى كه به دلیل زیبا جویى، نمى ‏تواند از كنار زیبایى روح (مسجد و نماز) ساده بگذرد، اقبال و استقبال و نشاط براى برپایى نماز در مسجد دیده نمی شود؟ باید گفت كه روح حقیقى مسجد كه همه‌ زیبایى ‏ها را در خود دارد، هنوز در معرض دید جوانان قرار نگرفته است. روش‏ هاى جذاب در ایجاد گرایش به كار گرفته نشده و با گذشت بیش از بیست سال از انقلاب كانون‏ هاى دینى و به ویژه مسجد متناسب با نیازهاى دینى نسل نوجوان و جوان قدم بر نداشته ‏اند.

ساختن انسان هایى خداترس، متقى و تسلیم در برابر رضاى حق و معبود حقیقى در سایه تربیت دینى و مذهبى كه هم مقتضاى فطرت است و هم كنترل كننده غریزه و هواى نفسانى، از مؤثرترین روش هایى است كه تنها در مسجد مى تواند صورت گیرد.

مسجد می تواند بهترین عامل در جهت ایجاد تعلقات معنوی نسل های مختلف با دین را برقرار نماید و ارتباط عمیق ائمه ی جماعت با افراد محله خود و اجرای برنامه های آموزشی و تربیت، موثرترین شیوه برای بالابردن سطح آموزش عمومی و تربیت دینی و مقابله با هجوم ویرانگر فرهنگ فاسد غرب، باشد.

مسجد باید مركز تحرك و فعالیت اسلامی باشد و روحانیون نباید به صرف بر نماز جماعت و استخاره بسنده كنند. آنها لازم است كارهای فرهنگی، دینی، تفسیری را نیز در مساجد انجام دهند و شبهات روز را برطرف كنند تا نمازگذاران علاوه بر معنویت، مطالب دیگری هم بیاموزند. بنابراین لازم است روحانیون محترم مساجد، مطالب روز و شبهات را مطالعه كنند و در این صورت مساجد با اقبال خوبی مواجه می شوند. ولی اگر نقش آنها تنها به نماز خواندن منحصر شود تنها عده خاصی به مساجد رفت و آمد می كنند و جوانان كمتر به آن تمایل نشان می دهند.

بر این اساس، روحانیون و مبلغین در مساجد، باید پیوسته اطلاعات خود را به روز كنند و آمادگی كامل برای پاسخگویی بر مسائل دینی جوانان را داشته باشند. باید در اثبات مسائل و مشكلات با برهان و دلائل منطقی و صحیح استفاده كنند تا سخنان آنان تأثیر مطلوب را در جوانان داشته باشد.

مساجد علاوه بر كانون هایی برای بندگی خدا، نماز وعبادت، كانون فرهنگی و اطلاع رسانی صحیح دینی نیز هستند و چنانچه جاذبه های لازم در آنها به كار گرفته شود، به همان نسبت نیز حضور جوانان در این پایگاه ها پررنگ تر خواهد شد.

جاذبه طبیعی مسجد، امام جماعت با ویژگی كامل، وجود خادمینی با شرایط متناسب با فرهنگ مسجد، نظافت مناسب مسجد، اذان با صدای خوش و جذاب، كتابخانه فعال و همچنین امكانات رایانه ای كه مطلوب جوانان امروز است، از جمله عواملی هستند كه در نظر گرفتن آنها در جلب و جذب همگان و به ویژه جوانان به مساجد بسیار مؤثر است.

 

منابع

1. ابن‌جبیر، محمد بن احمد(1382)، مساجد الاسلامیه، ترجمه‌ی پرویز اتابكى، مشهد: انتشارات آستان قدس، چاپ دوم.

2. الهی قمشه‌ای، مهدی(1375)، ترجمه‌ی قرآن‌كریم، تهران: مؤسسه نشر اشرفی، چاپ اول.

3. حر عاملی، محمد بن الحسن(1409ق)، وسائل الشّیعه( ج 7)، تحقیق: مؤسسه آل البیت، قم: انتشارات مؤسسه آل البیت، چاپ چهارم

4. خدایاری فرد، محمد(1373)، مسائل نوجوانان و جوانان، تهران: انتشارات اولیاء و مربیان، چاپ اول.

5. دهخدا، على اكبر،(1382)، لغت نامه دهخدا، تهران: انتشارات امیر كبیر، چاپ پنجم.

6. ره توشه راهیان نور- ویژه جوانان- (1376)، مسجد و مردم، قم: دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم.

7. سجادی، سیدمهدی(1383)، جاذبه‌های مسجد؛ مسجد نقطه وصل، تهران: نشر فرهنگ، چاپ اول.

8. ضرابی، عبدالرضا(1379)، نقش و عملكرد مسجد در تربیت، مجله معرفت، سال چهارم، شماره 33.

9. فرحی، مجتبی(1380)، زندگی در آیینه اعتدال، قم: انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، چاپ اول.

10. فروغ مسجد 3 (1384). مجموعه سخنرانی‌ها، كمسیونها و مقالات سومین همایش بین‌المللی هفته‌جهانی گرامی‌داشت مساجد، مركز رسیدگی به‌امور مساجد، 30 مرداد ماه.

11. كلینی، محمد بن یعقوب(1382)، اصول كافی(ج 1 و 2)، تهران: انتشارات مكتب اسلامی.

12. محمدی، محسن ودیگران،(1383)، راهكارهای مشاركت جوانان در مساجد، مجله مسجد، سال هفتم،  ش 89.

13. مجلسی، محمدباقر(1403ق)، بحارالانوار(ج100)، بیروت: داراحیا التراث العربی، الطبعه الثالثه.

14. مطهری، مرتضی(1381)، حماسه‌ حسینی(ج2) تهران: انتشارات‌صدرا ،چاپ سی‌وسوم.

15. مكارم شیرازی، ناصر(1374)، تفسیر نمونه(ج 2)، تهران: دارالكتب الاسلامیه، چاپ اول.

 

منبع : center.namaz.ir

 

  لينک های هفته             

ضیافت نور - ویژه نامه ماه مبارک رمضان

 

وب سايت انستيتو مديريت اوک

 

مترجم پارس - ترجمه آنلاین انگلیسی به فارسی

 

برترین تصاویر نشنال ژئوگرافیک در آوریل 2011

 

پايگاه دارالقرآن وزارت آموزش و پرورش

 

شبکه رزرواسیون هتل های ایران

 

INTUTE: Science , engineering& techonolgy Spotlight

پایگاه جستجوی مقالات در حوزه علوم مختلف است که در آخر مقالات لينكی از وب سايت های مرتبط برای استفاده بهتر از آن  مقاله را دراختیار می گذارد.