ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و بیست و یک    

شنبه 22 مرداد 1390 12 رمضان 1432 13 آگوست 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا 80 وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً 81 أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا 82 وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً 83 فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنكِيلاً 84 مَّن يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا وَمَن يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُ كِفْلٌ مِّنْهَا وَكَانَ اللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتًا 85 وَإِذَا حُيِّيْتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا 86   
ترجمه فارسی مکارم

 

كسى كه از پيامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده; و كسى كه سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستاديم (و در برابر او، مسؤول نيستى) 80 آنها در حضور تو مى ‏گويند: فرمانبرداريم‏; اما هنگامى كه از نزد تو بيرون مى ‏روند، جمعى از آنان بر خلاف گفته ‏هاى تو، جلسات سرى شبانه تشكيل مى ‏دهند; آنچه را در اين جلسات مى‏ گويند، خداوند مى ‏نويسد اعتنايى به آنها نكن! (و از نقشه‏ هاى آنان وحشت نداشته باش!) و بر خدا توكل كن! كافى است كه او يار و مدافع تو باشد 81 آيا درباره قرآن نمى‏ انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى ‏يافتند 82 و هنگامى كه خبرى از پيروزى يا شكست به آنها برسد، (بدون تحقيق،) آن را شايع مى ‏سازند; در حالى كه اگر آن را به پيامبر و پيشوايان -كه قدرت تشخيص كافى دارند- بازگردانند، از ريشه‏ هاى مسائل آگاه خواهند شد و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده كمى، همگى از شيطان پيروى مى ‏كرديد (و گمراه مى‏شديد) 83 در راه خدا پيكار كن! تنها مسؤول وظيفه خود هستى! و مؤمنان را (بر اين كار،) تشويق نما! اميد است خداوند از قدرت كافران جلوگيرى كند (حتى اگر تنها خودت به ميدان بروى)! و خداوند قدرتش بيشتر، و مجازاتش دردناك تر است 84 كسى كه شفاعت ( تشويق و كمك) به كار نيكى كند، نصيبى از آن براى او خواهد بود; و كسى كه شفاعت ( تشويق و كمك) به كار بدى كند، سهمى از آن خواهد داشت و خداوند، حسابرس و نگهدار هر چيز است 85 هرگاه به شما تحيت گويند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهيد; يا (لااقل) به همان گونه پاسخ گوييد! خداوند حساب همه چيز را دارد 86

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت اسلامی از منظر امام علی (ع)

بخش دوم

نویسنده : علیرضا تاجریان

۴) پرهیز از غرور و خودپسندی

یکی از بیماری های مهلک مدیریت، گرفتار عجب و خودپسندی شدن و اینکه به محض منصوب شدن به مدیریت، خود را بالاتر از دیگران ببیند و به افراد به دیده حقارت بنگرد و به همین دلیل تماس خود را با مردم قطع کرده و از آنان دوری گزیند.

مدیری که دچار خودپسندی می شود از جستجوی مرحله بهتری برای کار خود و بالا بردن سطح آن باز می ایستد و هم از دیدن و پذیرفتن نوع بهتری از کار مورد نظر باز می ماند و نیروی کمال گرای عقل خویش را فرو می نهد.

حضرت علی (ع) در نامه خویش به مالک اشتر می فرمایند: اگر قدرت و مقامی که به دستت رسیده برایت خودپسندی و عجب آورده و کبریا و عظمتی برای خود پنداشتی، ملک خدای را بالای سرت بنگر، بیندیش که قدرت هایی که تو در حق خود نداری او درباره تو دارد که خدا هر جباری را ذلیل گرداند و هر گونه فخرفروشی را زبون سازد.

 

۵) پرهیز از استبداد و دیکتاتوری

خطرناک ترین روحیه ای که مدیر در اثر ابتلاء به خودپسندی و تکبر پیدا می کند روحیه دیکتاتوری و استبداد اوست. در چنین حالتی مدیر همه معیارهای حق و منطق و ملاک عدل و اخلاق را زیا پا می گذارد و برای کسب قدرت بیشتر و اعمال آن به هر عمل نادرست و ظالمانه ای دست می زند.

وظیفه مدیر ایجاد شرایطی است که افراد، داوطلبانه و آگاهانه از دستورات و قوانین پیروی کنند. زیرا انسان در برابر هر گونه ظلم و زور به طور آشکار یا پنهان، مقاومت می کند. زورگویی و استبداد از نشانه های ناتوانی است و به تعبیری آنجا که منطق نباشد، از زور استفاده می شود.

امام علی (ع) می فرمایند: مبادا بگویی، من نیرومندم، امر می کنم و دستوراتم اجرا می شود، زیرا این روش موجب فساد فکر، تضعیف دین و نزدیک شدن به انحراف است.

امیرالمومنین علی (ع) شخص مدیر را به توجه دائم به اینکه او خود زیردست رده های بالاتر از خود است و مدیران بالاتر از او نیز در قلمرو فرمانروایی و حاکمیت الهی قرار دارند، دعوت می کند و به مالک می فرمایند: پس هر آینه تو بالاتر از آنهایی و ولی امر تو بالاتر از توست و خدا بالاتر از کسی است که تو را به مدیریت و فرماندهی و فرمانروایی گمارده است.

و باز در جایی دیگر حضرت می فرمایند: تواضع آدمی را بالا می برد و تکبر انسان را کوچک و پست می کند.

 

۶) دوری از دنیاپرستی و طمع

یک مدیر اسلامی باید مراقبت کند تا مال و مقام او را شیفته دنیا نسازد و او را از توجه به آینده و روز مرگ باز دارد و باعث انحراف و تباهی وی گردد. امام علی (ع) در مورد دنیاپرستی می فرمایند: محبت دنیا عقل را فاسد می کند و گوش را از شنیدن مطالب حکیمانه ناشنوا می سازد.

و از سخنان گهربار آن امام علی (ع) در مورد طمع همین بس که حضرت می فرمایند: آنکه طمع را شعار خود گرداند خود را کوچک نمایاند.

ادامه دارد ...

منبع : باشگاه تحلیلگران جوان آریا

 

  جمله مديريتی              

اصل یکم

در هر كاری كه انجام می ‌دهید قانون طلایی شماره یک مدیریت را به كار بندید؛

" دیگران را به روشی مدیریت كنید كه دوست دارید شما را به آن روش مدیریت كنند"

( بریان تریسی )

 

  حدیث مديريتی             

 

ماه مسابقه

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمودند:

إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ، فَیَسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا  

خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود میدان مسابقه قرار داد؛

پس عدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خوشنودى الهى از یكدیگر سبقت خواهند گرفت

و گروهى از روى بى توجّهى و سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمایند.

تحف العقول: ص 234، س 14، من لا یحضره الفقیه: ج 1، ص 511، ح 1479.

 

  طنز مديريتی              

فرق بین مدیر غربی و مدیر شرقی

 

مدیر غربی تلاش برای محکم کردن وضع شرکت می کند.
مدیر شرقی سعی بر محکم کردن پای خودش می نماید.

مدیر غربی آدمیت کارمند را احترام می گذارد.
مدیر شرقی نمی داند آدمیت یعنی چه.

مدیر غربی با "من تصور می کنم"، جمله اش را شروع می کند.
مدیر شرقی جمله اش را با "من تصمیم گرفتم".

مدیر غربی قدر کارت را می داند و باعث پیشرفتت می شود.
مدیر شرقی با چاپلوسی کردن به او و تملق گفتنش ترا ارتقاء می دهد.

مدیر غربی مطابق توانائی ات کارها را به تو ارجاع می کند.
مدیر شرقی برایت طرحی که با عقیده اش مناسب است برنامه ریزی می کند و حواله ات می کند.

مدیر غربی به تو اعتماد می کند.
مدیر شرقی به خودش اعتماد دارد.

مدیر غربی با تو رک و راست صحبت می کند.
مدیر شرقی با وقاحت و گستاخی با تو حرف می زند.

مدیر غربی اجازه گله از خودش را به تو می دهد.
مدیر شرقی فقط اجازه چاپلوسی را بتو می دهد.

مدیر غربی موقع استعفایت با تو صحبت می کند.
مدیر شرقی زودتر ترا تشویق به استعفا می کند.

مدیر غربی مطابق روحیه ات با تو رفتار می کند.
مدیر شرقی مطابق حال آن روزش با تو حرف می زند.

مدیر غربی به تو می گوید: صبح بخیر 'Good Morning'
مدیر شرقی می گوید: آمدی؟

مدیر غربی بالا می بردت جلوی دیگران.
مدیر شرقی انتظار دارد تملقش کنی جلوی دیگران.

مدیر غربی یک روز بالا یک روز پائین دارد.
مدیر شرقی روزی تلخ و روزی تلخ تر دارد.

مدیر غربی مراقب تو است.
مدیر شرقی جاسوسی ات را می کند.

مدیر غربی طرز تفکرت را شکوفا می کند.
مدیر شرقی ایده هایت را می دزدد و به نام خودش تمام می کند.

از مدیر غربی مرخصی می گیری.
به مدیر شرقی باید برای مرخصی التماس کنی.

مدیر غربی عید را به تو تبریک می گوید.
مدیر شرقی ایام عید هم از تو کار می کشد.

مدیر غربی آینده ات را درخشان پیش بینی می کند.
مدیر شرقی آینده ات را در دستان خودش می بیند.

مدیر غربی سر اختلاف با تو خودش را کنترل می کند.
مدیر شرقی نفست را می گیرد، اگر بفکر اختلاف با او بیفتی.

مدیر غربی نظر تو را در باره کارها می پرسد.
مدیر شرقی نظر تو را درباره خودش می خواهد بداند.

مدیر غربی افکارت را ارج می گذارد.
مدیر شرقی روی اعصابت راه می رود.

مدیر غربی با سخن و صدا با تو بحث می کند.
مدیر شرقی با تو با جیغ و سر و صدا بحث می کند.

مدیر غربی دوست دارد به او بگوئی: 'پیشنهاد می کنم....'
مدیر شرقی می گوید: من تائید می کنم.

مدیر غربی بنفع کارمندانش سود شرکت را بالا می آورد.
مدیر شرقی اجلت را می آورد (مرگت را).

مدیر غربی حرفش برا است (برنده).
مدیر شرقی حرفش مفت است.

 

منبع : مناسب

 

  حکايت مديريتی            

شجاعت یعنی این...

 

در گذشته نمره 20 مثل جواهر ارزش داشت. و راحت و آسان به دانش آموزان داده نمی شد. کسانی که این نمره را دریافت می کردند حقیقتا بیش از این نمره معلومات داشتند و به راستی شایسته این افتخار عظیم بودند. همه شاگردان قدیمی می دانند که انشای کمتر از 10 خط را هیچ معلمی نمره قبولی نمی داد و محصلینی بودند که از این درس تجدید و یا رد می شدند.

یک بار در یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگذاری امتحانات سال آخر ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که "شجاعت یعنی چه؟" محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود : "شجاعت یعنی این" و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود!

اما برگه  آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره 20 دادند. چه خوب گفته اند که: "کم گوی و گزیده گوی چون در"

 

  تکنیک های موفقیت         

توصیه هایی برای زندگی بهتر

 

١- هر روز ١٠ تا ٣٠ دقيقه پياده ‌روى کنيد و به هنگام راه رفتن، لبخند بزنيد. اين بهترين داروى ضد افسردگى است.

 

٢- هر روز حداقل ١٠ دقيقه در يک مکان کاملاً ساکت و بى ‌سر و صدا بنشينيد.

 

٣- هرگز از خوابتان نزنيد. يک دستگاه ضبط فيلم بخريد و برنامه‌هاى تلويزيونى مورد علاقه‌تان که شبها ديروقت پخش مى‌شوند را ضبط کنيد و روز بعد ببينيد.

 

٤- هر روز صبح که از خواب بلند مى‌شويد، جمله زير را تکميل کنيد:

هدف امروز من ....................... است.

 

٥- با اين سه الف زندگى کنيد: انرژى، اشتياق، احساس يگانگى

 

٦- نسبت به سال قبل کتاب‌هاى بيشترى بخوانيد و بازى‌هاى بيشترى بکنيد.

 

٧- هر روز زمانى را براى دعا، مديتيشن، يوگا و يا نظاير آن بگذاريد.

 

٨- با افراد بالاتر از ٧٠ ساله و نيز افراد کمتر از ٦ ساله وقت بگذرانيد.

 

٩- به هنگام بيدارى، روياپردازى کنيد.

 

١٠- بيشتر از ميوه‌ها و سبزيجات تغذيه کنيد.

 

١١- چاى سبز، مقدارى زيادى آب، کلم، بادام و فندق را در رژيم غذايى روزانه‌تان بگنجانيد.

 

١٢- سعى کنيد هر روز بر روى لب حداقل سه نفر لبخند بياوريد.

 

١٣- ريخت و پاش و آشفتگى را از خانه، ماشين و ميز کارتان دور سازيد.

 

١٤- انرژى خود را صرف شايعات، موضوعات گذشته، افکار منفى يا چيزهايى که از کنترل شما خارج است نکنيد. در عوض، انرژى خود را مصروف جنبه‌هاى مثبت زمان حاضر سازيد.

 

١٥- بدانيد که زندگى مانند مدرسه است و شما براى يادگيرى به اينجا آمده‌ايد. مسائل، جزئى از برنامه درسى است که ظاهر مى‌شوند و از بين مى‌روند، درست مثل مسائل کلاس رياضى، امّا درس‌هايى که از آن‌ها ياد مى ‌گيريد براى هميشه پا برجا مى‌ماند.

 

١٦- صبحانه را زياد، ناهار را متوسط و شام را کم بخوريد.

 

١٧- خودتان را زياد جدّى نگيريد. هيچکس ديگر هم اين کار را نمى‌کند.

 

١٨- لزومى ندارد که در هر بحثى برنده شويد، اختلاف نظرها را بپذيريد.

 

١٩- با گذشته خود صلح کنيد تا حالتان خراب نشود.

 

٢٠- زندگى خودتان را با ديگران مقايسه نکنيد.

 

٢١- هيچکس مسئول شادى و رضايت شما نيست بجز خودتان.

 

٢٢- هر مصيبت يا ضايعه ‌اى که برايتان پيش مى‌آيد به خودتان بگوئيد: آيا ٥ سال ديگر، اين اتفاق اهميتى خواهد داشت؟

 

٢٣- همه را به خاطر همه چيز ببخشيد.

 

٢٤- آنچه ديگران درباره شما فکر مى‌کنند به شما مربوط نيست.

 

٢٥- هر وضعيتى، چه خوب و چه بد، تغيير خواهد کرد.

 

٢٦- به هنگام بيمارى، کارتان از شما مراقبت نمى‌کند، دوستانتان از شما مراقبت مى‌کنند. تماس خود را با آن‌ها حفظ کنيد.

 

٢٧- بهترين اتفاق براى شما هنوز روى نداده است.

 

٢٨- گاهگاهى به افراد خانواده‌تان تلفن کنيد و بهشان بگوئيد که به فکرشان هستيد.

 

٢٩- هر شب قبل از رفتن به رختخواب، جمله زير را تکميل کنيد.

من امروز به خاطر ...................... خوشحال و سپاسگزارم.

 

٣٠- اين متن را براى کسانى که دوستشان داريد بفرستيد.

 

 

  نکات مدیریتی             

10 ویژگی یک مدیر خوب

 

یک رئیس خوب چه ویژگی هایی دارد؟

روسا اغلب از جمله عوامل اصلی می باشند که باعث شده کارکنان شغل خود را دوست داشته باشند و یا آن را ترک کنند. همانگونه که ژوان لوید (Joan Lloyd) می نویسد یک رئیس مثل بند نافی می باشد که کارکنان را به سازمان پیوند می دهد. اگر این بند صدمه دیده باشد فرد نهایتا سازمان را تر ک خواهد کرد اگر شما از جمله کارکنان خوش شانسی هستید که رئیس خوبی دارید این موضوع را کم اهمیت قلمداد نکنید. در ادامه ویژگیهای یک رئیس خوب را ملاحظه می کنید.

 

1- بیان انتظارات به صورت شفاف

یک رئیس خوب از همان ابتدا با یک کارمند جدید در خصوص اولویت ها و انتظارات خود صحبت می کند. او درباره بازنگری عملکرد بحث نموده و بیان می کن دکه از نظر او یک عملکرد عالی چگونه عملکردی می باشد. او از ابتدا جلسات و مباحثات منظمی را در خصوص تببین انتظارات برگزار می کند. یک رئیس موثر به کارکنان خود نمی گوید که کارها را چگونه باید انجام دهند. او بیشتر درخصوص نتایج و دستاوردها صحبت می کند و کارکنان را در خصوص جزئیات کار و انجام آن به روش مناسب، آزاد می گذارد. انتظارات می تواند به روش های مختلفی از قبیل طرح در جلسات رسمی بازنگری (مرور عملکرد) و یا درخلال یک گفتگوی غیر رسمی (گپ دوستانه) درخصوص یک موضوع خاص مطرح شود.

 

2- مربیگری

یک رئیس خوب به پست خود از دو دیدگاه مربی و رهبر می نگرد. وی همانند فردی است که علاوه بر آموزش بازیکنان، تیم را از طریق یک الگو هدایت و رهبری می نماید. یک رئیس موثر فرض نمی کند که کارکنان می دانند که چه کاری و چگونه باید آن را انجام دهند. وی مثل یک مربی خوب بازیکنان خود را از کنار زمین صدا می زند و گاهی اوقات که بازیکنان تکنیکی را به خوبی فرا نمی گیرند وسوسه می شود که خود وارد زمین شده و بازی کند. یک رئیس عالی در می یابد که موفقیت در مربیگری در توانایی ایجاد یک تعادل مطلوب بین کنترل بیش از اندازه یا کمتر از اندازه نهفته است. حضور وی یک منبع کمک می باشد اما نه تا اندازه ای که عملکرد بازیکنان را تحت الشعاع قرار دهد.

 

3- ارائه بازخورد

بسیاری از روسا تا زمان جلسه رسمی بازنگری عملکرد منتظر می مانند تا پس از آن بازخوردهای منفی به کارکنان خود بدهند. هنگامی که این موضوع اتفاق می افتد کارکنان مدام از خود می پرسند که چرا رئیس این موضوع را زودتر به من نگفت؟ من تلاش می کردم که تغییر کنم و یا کار را به روش متفاوتی انجام دهم. ارایه بازخورد در طی انجام کار رابطه ای مانند رابطه مربی - بازیکن را در کارکنان ایجاد می کند. در این حالت یک احساس گفتگو، رهبری و همکاری وجود دارد. درحالی که انتظار تا جلسه بازنگری عملکرد حس محاکمه کننده- محاکمه شونده یا دادگاه-حکم را داشته و بازخورد منفی مانند تنبیه عمل می کند.

 

4- قدردانی از تلاش ها

کارکنان نیاز دارند که مورد تقدیر واقع شوند. تحقیقات نشان می دهد که انسانها تلاش می کنند که مورد قدردانی واقع شوند و هرگز از آن دلزده نمی شوند. هیج چیز موثرتر از تقویت (بازخورد) مثبت نیست. یک رئیس موثر از این موضوع آگاه است و کارهایی که دوست دارد کارکنان انجام دهند را به ایشان یادآوری می کند و این جای تعجب ندارد که متعاقبا آن رفتارها را در کارکنان خود بیشتر مشاهده نماید. اگر فردی یک روز شلوار آبی می پوشد و کلی تعریف و تمجید درباره آن می شنود آن فرد آن شلوار را دوباره خواهد پوشید. بدین ترتیب مشاهده می شود که رفتار انسانی یقینا پیچیده نیست.

 

5- استثنا قائل نشدن

برای کارکنان مهم است که احساس برابری کرده و مشارکت یکسانی را به عنوان عضو تیم داشته باشند. یک رئیس موثر محیطی مملو از انسجام، اعتماد و احترام ایجاد نموده که مشوق بازخورد، نوآوری و خلاقیت است. در چنین محیطی استعدادهای کارکنان شکوفا می شود.

 

6- شناخت کارکنان

یک رئیس خوب در سلام کردن پیشقدم است. او برای کارکنان خود وقت کافی می گذارد. مهم نیست که او در حال انجام چه کاری است. وقتی کارکنان با او صحبت می کنند او با تمام وجود به کارکنان توجه می کند. یک رئیس موثر علاقه فردی ویژه ای به زندگی کارکنان خود دارد. او کنجکاوی نمی کند. وی سعی می کند بیشتر ضمیر درون کارکنان را بشناسد. رئیسی که زندگی کارکنانش را درک می کند به احتمال زیاد با آنها همدلی نیز می کند. برای مثال در موقع نیاز با ساعت کاری منعطف موافقت می کند. کارکنانی که احساس می کنندکه رئیس آنها علاقمند است بداند که آنها چه کسانی هستند به کارشان بیشتر متعهد خواهند شد.

 

7- هر فرد را به عنوان یک استعداد منحصر بفرد دیدن

یک رئیس عالی کارکنان را زیر نظر می گیرد تا بداند آنها چه کاری را به بهترین نحو انجام می دهند. او درباره این امر که آنها از انجام دادن چه بخشی از شغل خود بیشتر لذت می برند با آنها صحبت می کند. یک رئیس موثر برای ارتقا مهارتها و توانایی های کارکنان تلاش می کند. یک رئیس موثر در موفقیت کارکنان خود سرمایه گذاری می کند. او با آنها در خصوص اهدافشان صحبت می کند و هر آنچه که در توان دارد جهت کمک به کارکنان به منظور دستیابی به اهداف انجام می دهد.

 

8- بی محابا کار کردن

یک رئیس موثر کارکنان خود را تشویق می کند تا نگران اشتباهاتی که در حین کار ممکن است رخ دهد نباشند. ذهنیت یک رئیس موثر مشوق یادگیری است نه انتقال دادن ترس ناشی از ارتکاب اشتباه. امتحان کردن کارها و فعالیتهای جدید و کنار گذاشتن محدودیتهای فردی یک فرصت است. ترس مانع رشد می شود. یک رئیس موثر از اشتباهات به عنوان ابزار یادگیری استفاده می کند.

 

9- صادق و قابل اعتماد بودن

یک رئیس موثر، رک و رو راست ولی دقیق است. او ضرورت ارتباطات را درک می کند و اگر می بیند که عملکرد رو به بدتر شدن است زیاد منتظر نمی ماند تا درباره آن صحبت کند. دانش کارکنان تهدیدی برای او به شمار نمی رود بلکه او آن را بیشتر تشویق می کند.

 

10- رئیس خوب بودن امری اکتسابی است نه ذاتی

این یک حقیقت است که بعضی از روسا دارای استعداد طبیعی برای رهبری، ایجاد انگیزه و تحت تاثیر قراردادن دیگران هستند. گفته می شود بیشتر آنچه که باعث می شود یک فرد رهبر موثری باشد رفتارهای آموخته شده هستند. بسیاری از افراد دارای قابلیت های ذاتی هستند که می تواند آنها را به یک رهبر عالی تبدیل کند و مهم توسعه آن دسته از از قابلیت هاست. یک رئیس خوب بندرت بدون بهبود مهارت هایش می تواند خوب باقی بماند. خوب بودن می تواند از طریق حضور در سمینارها و دوره های مدیریتی، خواندن کتاب ها و انجام بسیاری از خود ارزیابی ها حفظ شود.

 

منبع : راهکار مدیریت (mgtsolution.com)

 

  مقاله مدیریتی             

اصول و مبانی مدیریت

 نویسنده : الن.آ.بنوویتز

 

 

اصول مدیریت :

در اقتصاد امروز نیاز به مدیرانی است که توان حرکت تشکیلات زیر نظر خود را به سمت اهداف شرکت داشته باشند. هدف از این مقاله نه تنها آشنایی با وظایف و نقش مدیران است بلکه پی بردن به سوء برداشت هایی است که در مورد مدیریت وجود دارد. مدیران اداره کننده و هماهنگ کننده منابع به طور موثر برای کسب اهداف سازمانی میباشد. مدیران کارهای شغلی خود را از طریق دیگران انجام می دهند و مسئولیت عملکرد گروهی آنها را به عهده دارند.

 

وظایف اصلی مدیران:

1- برنامه ریزی

2- سازماندهی

3- کارگزینی

4- راهنمایی و مربی گری کنترل نتایج در برابر اهداف

 

هنری مینزبرگ در کتاب مدیریت کار مدیران نقش مدیران را تحت سه عنوان خلاصه کرده است:

1- تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده

2- تعامل با افراد

3- تصمیم سازی

 

مهارت های لازم برای مدیران:

1- راهنمایی و مربی گری

2- توانایی ارزش یابی خود

3- توانایی در جهت تفسیر اطلاعات

4- توانایی تعدیل رفتار شخصی

5- توانایی بیان شفاهی ایده ها

6- توانایی بیان نوشتاری ایده ها

7- توانایی ایجاد احساس خوب

8- مقاومت در برابر فشارهای روانی در شرایط بحرانی

9- توانایی انجام کار در شرایط مبهم

 

یک واقعیت:

تشریک مساعی (تجمیع منابع) و همکاری در بین مدیران منجر به موفقیت می گردد.

 

"مدیران به طور دائم به منظور حل مسائل در حال تصمیم گیری هستند"

 

فرایند تصمیم گیری شامل مراحل زیر است:

1- تعریف مسئله

2- تشخیص عوامل محدود کننده

3- تدوین راه حل های ممکن

4- تجزیه و تحلیل راه حلها

5- انتخاب بهترین راه حلها

6-اجرای تصمیم

7- ایجاد سیستم کنترل و نظارت

 

تعریف برنامه ریزی:

برنامه ریزی به معنای تعیین کننده اهداف سازمانی و معرفی وسایل لازم برای کسب آنهاست.

 

برنامه ریزی جواب گوی سوال های زیر خواهد بود:

1- چه کاری باید انجام شود

2- چه زمانی می خواهد به پایان رسد

3- کجا میبایستی انجام پذیرد

4- چه کسی مسئولیت آن را برعهده دارد

5- چگونه میبایستی انجام شود چه میزان انرژی و منابع مورد لزوم است.

 

هماهنگی و اهداف:

تمام سطوح مدیریتی می بایستی داری برنامه باشند تا با یکدیگر کار کنند و برای رسیدن به اهداف سازمانی یکدیگر را یاری نمایند.

 

به اهداف کلی در خصوص توسعه ماموریت واحدهای سازمانی اهداف استراژیکی و به اهداف میانی که به سمت اهداف مشخص تر جهت رسیدن به اهداف کلی می باشد اهداف تاکتیکی و توسعه دادن ساختارها برای رسیدن به این اهداف هدف های عملیاتی می نامند و برای رسیدن به این اهداف کلیه برنامه ریزان استراژیکی و تاکتیکی و عملیاتی بایستی در یک سلسله مراتب هماهنگ فعالیت نمایند که به این فرایند زنجیرۀ وسیله به هدف می گویند.

 

بطور خلاصه زنجیره وسیله به هدف اجرای برنامه های عملیاتی سبب رسیدن به برنامه های تاکتیکی و در نهایت به کسب برنامه های استراتژیک منجر می گردد.

 

برنامه عملیاتی آن است که یک مدیر برای انجام مسئولیتش به کار می برد .

 

یک رویه مجموعه ای از دستورات گام به گام است که چگونگی فعالیت ها یا وظایفی که باید انجام دهد را شرح می دهد.

 

یک قانون:

یک بیان صریح است که می گوید چه کاری باید یا نباید انجام گیرد.

 

قانون بیانیۀ باید ها و نباید ها هستند که به مرحله اجرا در مآید تا به بهبود امنیت و رفتار یکسان مجموعه بیانجامد.

 

تفویض اختیارات مدیران به گروه در صورتی موفقیت آمیز است که بر اساس چهار اقدام زیر انجام پذیرد:

1- بطور مشخص و خاص برای افراد و اعضاء گروه تعیین وظایف شود.

2- به اعضاء گروه اختیارات لازم جهت مسئولیت داده شده واگذار شود.

3- اطمینان حاصل شود که اعضاء گروه مسئولیت پذیرند .

4- اعضا گروه در قبال کارهای واگذار شده پاسخگو باشند.

 

تیم:

تیم ها هدف مشترک دارند. یک تیم متشکر از دو یا چند نفر از افراد است که بطور مرتب با هم در تعامل هستند و کارهایشان را به منظور رسیدن به اهداف متقابل هماهنگ می نمایند.

 

تیم های با عملکرد بالا یک مرتبه ظاهر نمیشوند بلکه آنها از طریق خودشان توسعه و پرورش می یابند.

 

تیم های موفق دارای خصوصیات زیرهستند:

1- تیم دارای یک کانون عمومی است ، شامل اهداف شفاف و قابل فهم برنامه های عمل و راه های اندازه گیری موفقیت ها .

2- نقش ها و مسئولیت ها بطور شفاف برای هر عضو تعریف شده است.

3- هر عضوی انتظارات تعریف شده شفاف از دیگر عضوها دارد.

4- تیم بطور کامل کلیه منابع را به کار می گیرید.

5- اعضاء تفاوت های دیگران را در کمال صحت و سلامتی و راه های سازنده ارج می دهند.

6- تیم توانایی رسیدن به اهداف و کسب نتایج لازم را دارد.

 

برای ایجاد تیم های موفق مدیران لازم است از شش اشتباه زیان بخش در ساختار تیم اجتناب نمایند:

1- فقدان مدل و الگو

2- عدم تشخیص نقاط قوت و ضعف اعضاء تیم

3- مداخله کوتاه مدت

4- ارزشیابی نکردن از پیشرفت

5- جدایی مربی

6- نشان دادن به اعلام تمام مسائل درونی (ساخت تیم نمی تواند موفق باشد مگر اینکه تضادها و مسائل بطور باز و شفاف مطرح شود و درباره آنها بطور صحیح بحث شود.)

 

راه حل:

یک مدیر می بایستی تمایل به شنیدن سخنان تیم درباره تأثیر رفتارش چه منفی و چه مثبت داشته باشد.

 

بدترین کاری که یک سازمان می تواند انجام دهد این است که فرایند کار را شروع کند و از به رسمیت شناختن مدیر به عنوان یک بازیگر کلیدی امتناع ورزد.

 

اعضاء تیم موارد زیر را باید بدانند:

1- مأموریت کلی پروژه

2- مراحل اصلی مأموریت پروژه

3- منابع در اختیار آنها

4- پیش نویس اولیه از برنامه پروژه

5- مسئولیت های هر عضو پروژه

6- یک مجموعه اساسی از مأموریت تیم

 

انتخاب های راهبردی درمقابل مدیریت تضاد می تواند شامل موارد زیر باشد:

1- کنار کشیدن یا نادیده گرفتن تضاد

2- هموارکردن (تفاوت ها و اختلالفات را پایین آوردن)

3- مصالحه (صرف نظر کردن چیزی به منظور کسب چیز دیگر)

4- تلاش متقابل برای حل مسئله

5- مقابله (برای کلامی مکردن عدم توافقات )

6- متوسل شدن به اهداف تیم

7- میانجی گری (خواستن شخص سومی برای میانجی گری)

 

نکته مهم:

به تضاد می بایستی بعنوان یک فرصت نگریسته شود هنگامی که در ابتداد تضاد شناخته شد مدیران می توانند از گسترش موارد کوچک وجزئی به موارد بزرگتر در محیط کاری جلوگیری کنند.

 

منبع : shahretala.com

 

  کلید هدایت               

درس های زندگی

به کوشش : مهدی عیلامی

 

فُتوّت با غیر همکیش

دکتر صادق طباطبایی، در مورد دایی اش امام موسی صدر(رهبر ربوده شده شیعیان لبنان) نقل می کند: یک بستنی فروش مسیحی ساکن شهر صور، مورد ظلم یک بستنی فروش مسلمانِ شیعه قرار گرفته بود. بستنی فروش مسلمان، تبلیغ می کرد که رقیبش مسیحی است و پاک نیست. صور، شهری با اکثریت شیعه و اقلیّت مسیحی است. بنابراین، بستنی فروش مسیحی عملاً تحریم و زندگی برایش دشوار شده بود، تا این که صبح یکی از روزهای جمعه نزد امام موسی صدر رفت و از اوضاع خود شکایت نمود. آقای صدر هم بعد از نماز ظهر آن روز به اتفاق جمعی از نمازگزاران، به سمت بازار به راه افتادند. وقتی به بستنی فروش مسیحی رسیدند، آقای صدر با او خوش و بِشی کردند و پرسیدند: شما امروز برای ما چه نوع بستنی ای در نظر گرفته اید؟ و با همراهانشان در مغازه او نشستند و بستنی خوردند. مردم که این صحنه را دیدند، برای خوردن بستنی در آن جا ازدحام کردند. چند دقیقه ای طول نکشید که تمام بستنی ها تمام شد و از آن ساعت به بعد، مشکل بستنی فروش حل می شود. آقای صدر، قیمت تمام بستنی ها را به او پرداختند؛ ولی وقتی به اصرار فراوان بستنی فروش مبنی بر عدم قبول، روبه رو شدند، مبلغ یادشده را از طرف او به جمعیت خیریه "البِرّ والإحسان" هدیه کردند.

آیة اللّه مجدالدین محلاّتی در مورد امام موسی صدر می گوید: او با آن همه عزّت و قدرت و نفوذ اجتماعی ای که خدا به وی عطا کرده بود، و با آن صَلابتی که در برابر صاحبان قدرت و ستمگران و زورگویان و خصوصا ارتش اسرائیل از خودش نشان داد، عمیقا نرمخو و مُدارا پیشه بود. من به عمرم ندیدم که ایشان حتی یک نفر را آزرده خاطر کند! حتی مخالفان خودش را هم تحمّل می کرد. گویی خداوند اصلاً ذرّه ای خشونت در وجود ایشان خلق نکرده بود!.

نامه مفید، شماره 16، ص 116 و 59

 

چمران، گوشت برّه نمی خورد!

دکتر مصطفی چمران، در ستاد عملیات خوزستان، زیر یک پنکه کهنه به سر می برد. به ایشان گفتیم: کولر نصب کنیم؟ او گفت: مگر همه رزمنده ها کولر دارند؟.

یک بار، برّه ای به افتخار او کشتیم. وقتی فهمید، لقمه را از دهان برگرداند و گفت: مگر رزمنده ها گوشت برّه می خورند؟.

وقتی ستاد جنگ های نامنظم تشکیل شد، اول، جمع اندکی بودند؛ ولی به طور جهشی به هفت هزار نفر رسیدند. این رزمندگان، حقوق نمی گرفتند و فقط جذب اخلاق و تواضع دکتر چمران شده بودند. آنها می دیدند که چمران، یک ریال حقوق نمی گیرد، ولی زودتر از همه در خطّ مقدّم جبهه حاضر می شود.

پس از شهادت چمران، همسرش آمد تا اثاثِ به جا مانده اش را تحویل بگیرد. فقط یک ساک داشت که درون آن یک زیرپیراهن کهنه بود و دیگر هیچ!

صد حکایت اخلاقی، شعبانعلی لامعی، ص 16

 

بخشیدم

در طول حیات حضرت امام خمینی، بارها دیدم که افراد متعددی از محضر ایشان طلب عفو و حلالیت نمودند و امام، بدون استثنا، این افراد را می بخشیدند و احیانا دعایی هم به آنها می کردند و چنانچه نامه، دارای آدرس بود، پاسخ از سوی دفتر امام، مکتوب می گردید و برای آنان فرستاده می شد. مثلاً همسر یکی از مخالفان سیاسی امام که در یکی از شهرهای فارس زندانی بود، طی نامه ای برای حضرت امام نوشته بود: از آن جا که بشر، جایز الخطاست، شوهر این جانب به ساحت مقدّس رهبری اسائه ادب نموده است. این جانب با کمال شرمندگی از محضر مبارک حضرت نایب الامام، تقاضای عفو و بخشش نموده، استدعا دارم به بزرگواری خود، وی را عفو فرمایند....

نامه مزبور، طبق معمول به عرض امام رسید و پاسخ امام ـ که بخشش او بود ـ از سوی دفتر برای آن خانم و نیز برای روحانی سرشناس آن شهر فرستاده شد که عفو امام به اطلاع مقامات قضایی برسد... . همان روزها، بر اثر اطلاع از این موارد، حضرت امام از دیوان عالی کشور خواستند که مَحاکم [دادگستری] کسی را به خاطر توهین به شخص ایشان محاکمه نکنند و گذشت خود را از این افراد، پیشاپیش اعلام کردند، با این که مثل همه مردم، حق داشتند شاکی باشند.

در سایه آفتاب، محمدحسن رحیمیان، ص 96 و 99

 

گاندی و خشونت!

مهاتما گاندی رهبر انقلاب هند می گوید: یک وقت سر کلاس، شاگردی مرا خشمگین کرد. تلاش کردم با نصیحت، خطایش را به او بفهمانم؛ اما او لجوجانه مقاومت می کرد. سرانجام، با خط کش، ضربه ای به بازویش زدم؛ ولی در موقع زدن، از ناراحتی به خود می لرزیدم و هنوز هم از خشونت آن روزِ خود پشیمان هستم. گمان می کنم آن روز در برابر او به جای قدرت روحی و معنویِ من، قدرت حیوانی ام جلوه گر شد.

همه مردم برادرند، مهاتما گاندی

 

تحمّل وِلگردان

در روزگاری که ژنرال هان سین (از سرداران چین)، بسیار فقیر و تنگدست بود، ولگردان دهکده، او را آزار می دادند؛ ولی او با خود می گفت: به جای آن که با اوباش و مردم شرور و نادان درگیر شوم، کتاب مطالعه می کنم تا بتوانم روزی با فرماندهان بزرگ، مقابله کنم. پس از آن که به مقام فرماندهی رسید، ولگردان به وحشت افتادند و تصوّر کردند که ژنرال از آنان انتقام می گیرد؛ ولی او گفت: قصد انتقامجویی ندارم. مرد باید میدان واقعی زورآزمایی خود را بداند. آن روز اگر اذیّت های اوباش را جدّی می گرفتم و به زد و خورد می پرداختم، شاید زیر لگد و مشتشان می مُردم و امروز به این مقام نمی رسیدم.

داستان ها و امثال چینی، ترجمه: محمد دبیر سیاقی

 

زن بداخلاق سقراط

گِزانْتیب، زن سقراط، حکیم یونانی، بسیار بدخو و بدزبان بود. روزی ـ در حالی که لباس می شُست ـ بر سقراط، بسیار خشمگین شد و زبان به دشنام و بدگویی او گشود. حکیم به سبب بردباری و حکمت، خاموش ماند؛ اما زن، جسارت ورزید و تَشت آب چرکین لباس را برداشت و پیش چشم شاگردان سقراط، بر سر و روی او ریخت. حاضران گفتند: تحمّل بی جا از حکیمی مانند تو پسندیده نیست. سقراط گفت: چنین است؛ اما نتیجه غُرّیدنِ رعد و جهیدن بَرق، برف و باران است. سخنان تند و زننده، درگیری خشونت بار در پی خواهد داشت و فرار عاقل از دست نادان، بهتر از غلبه و پیروزی بر وی است.

لغت نامه، علی اکبر دهخدا، حرف ز

 

خدا لینکُلْن را حفظ کند!

از عفو و گذشت آبراهام لینکُلْن، رئیس جمهور مردمی امریکا و صادر کننده فرمان لغو برده داری زیاد گفته اند. مثلاً در جریان جنگ های داخلی امریکا، زمانی که حکم اعدام سربازی را که در سر پُست به خواب رفته بود، برای امضا به نزد او آوردند، او خودداری کرد و گفت: چگونه می توانم با دست هایی آغشته به خونِ یک جوان بدبخت، به ابدیت راه یابم. او یک روستایی است و عادت دارد که شب، زود بخوابد. نمی توانم به خود بقبولانم که چنان کار کوچکی چنین کیفر بزرگی داشته باشد. جوانی که لینکُلن عفوش کرده بود، بعدها در جنگ کشته شد. پس از بازرسیِ لباس هایش عکسی از لینکلن را پیدا کردند که پشتش نوشته شده بود: خداوند، لینکُلن را حفظ کند!. زمانی هم بیست و چهار تن از فراریان محکوم به مرگ را عفو کرد. افسری به او گفت: اگر اعدام نشوند، انضباط ارتش به خطر خواهد افتاد. لینکلن در پاسخ گفت: در ایالات متحده، بیوه زن به حدّ کافی وجود دارد. شما را به خدا، از من نخواهید که بر تعدادشان بیفزایم!.

صد حکایت اخلاقی، شعبانعلی لامعی، ص 81

 

جزای آزُردن حیوانات

مرحوم حاج آقا رضا بهاءالدینی نقل می کردند: روزی قصابی دو گوسفند را به طرف کشتارگاه می برد. در راهی که می رفتند، چشم این حیوانات به سبزی داخل منزلی افتاد و به طرف آن خانه رفتند. قصّاب، عصبانی شد و پاره آجری بلند کرد و به سر یکی از گوسفندان کوبید. قضیه این جا تمام نشد؛ زیرا یک هفته نگذشته بود که با اهل کوچه اش درگیری پیدا کرد. او را گرفتند و آن قدر با چوب و سنگ به سرش کوبیدند که از خود بی خود شد و روی زمین افتاد.

ایشان پس از نقل این جریان فرمودند: هر کس هر کاری بکند به خودش برمی گردد.

آیت بصیرت، سیدحسن شفیعی، ص 100

 

اگر مُنصف نباشی...

مرحوم علامه شیخ محمد جواد مُغْنیه در حسینیه شهر نَبَطیه، بالای منبر سخنرانی می کرد. امام موسی صدر که چند روزی بود از سفر به شوروی بازگشته بود، وارد مجلس گردید. به محض این که چشم علامه مغنیه به امام افتاد، او را مورد حمله شدید خود قرار داد و گفت: اسلام از کسانی که ادّعای مسلمانی دارند، ولی از بلاد کفر و شرک و الحاد، دیدار می کنند، به شدّت بی زار است. خلاصه مدّتی در حضور مردم و خود امام صدر به ایشان تاخت؛ بی آن که دلایل او را شنیده باشد یا فرصت دفاع به وی بدهد؛ اما ایشان به زمین نگاه می کرد. وقتی مرحوم مغنیه از منبر پایین آمد، امام به سوی او رفت و او را در آغوش کشید. مردم از این کار امامشان به شوق آمدند. مغنیه آهسته به گوش امام گفت: با این کار، تمام آن حملات و ناسزاها را به خود من برگرداندی!.

یوسف لبنان، امام موسی صدر، سید محمدرضا غیاثی کرمانی، قم: دارالکتاب، ص 63 و 51

 

مدارا با قاتل فرزند

مرجع بزرگ شیعه، آیة اللّه سید ابوالحسن اصفهانی، پسری فاضل به نام سید حَسَن داشت که بیشتر کارهای او را انجام می داد. یک روز، شخصی از سیّد حسن درخواست کمک می کند، ولی به تمام خواسته اش نمی رسد و کینه ای از ایشان به دل می گیرد. یک روز، این شخص کینه توز در صحن حضرت امیر(ع) و در نماز جماعت آیة الله اصفهانی، خنجرش را بیرون آورده، سید حسن را به قتل می رساند! با این که این مصیبت برای آیة اللّه اصفهانی سخت بوده، اما زمانی که می شنود دولت، قاتل سید حسن را دستگیر کرده، شخصی را می فرستد و قاتل پسرش را آزاد می کند و مصلحت را در تحمل مرگ فرزند می داند.

شهید مصطفی خمینی گفته بود: من کسی را صبورتر از آیة اللّه اصفهانی نمی شناسم. در بُحبوحه مبارزاتش علیه انگلستان، پسرش را در صف نماز جماعت می کشند؛ اما او سه بار "لا اله الاّ اللّه " می گوید و قاتل را عفو می کند.

زندگی حکیم قشقایی، ص 97

 

همّتِ همّت!

عبدالجواد کلاهدوز می گوید: به سپاه پاوه رفته بودم تا سراغی از شهید ابراهیم همّت (فرمانده لشکر 27 محمد رسول اللّه) بگیرم. زمانی که اتاق ها را جستجو می کردم، صدای ناله ای به گوشم رسید. جلو رفتم. دیدم که شخصی گوشه اتاق افتاده و از درد، ناله می کند. حاج همّت بود. از شدّت سرما خوردگی، عفونت ریه ها و شدت درد دندان، نمی توانست صحبت کند. گویا برای معالجه و استراحت از منطقه به عقب آمده بود. سه چهار تا قرص مسکّن همراهم بود. آنها را به او دادم و او همه را با هم خورد. شب، غذا تخم مرغ آب پز بود؛ ولی او نمی توانست چیزی بخورد. ناچار، مقداری آب و آرد و شکر، مخلوط کردیم و بعد از جوشاندن به صورت روان درآوردیم که به عنوان سوپ بخورد. موقع خواب، دیدم از شدّت تب می سوزد. تصمیم گرفتم صبح، هر طور شده، او را به دکتر برسانم. صبح، وقتی برای نماز از خواب بیدار شدم، دیدم که همّت سرجایش نیست. همه جا را گشتم، ولی اثری از او ندیدم. از نگهبانی سراغش را گرفتم. گفتند: حدود ساعت سه بعد از نیمه شب، حرکت کرد به طرف منطقه.

سردار خیبر، بازنویس: مهدی فراهانی، تهران: معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص 67

 

مَرَنج و مَرَنجان

مرحوم آیة اللّه آخوند ملا علی همدانی، روزی در جوانی در مجلسی با عالم ربانی، مرحوم شیخ حسنعلی نُخودکی اصفهانی دیدار داشت. در آن جلسه، آقای آخوند، از آن بزرگوار، درخواست موعظه کرد. مرحوم نخودکی در موعظه ای دو کلمه ای و مختصر به ایشان فرمود: مرنج و مرنجان!.

آخوند، این نکته را به نظم درآورده و سروده بود:

شنیدم من از عالمِ نکته دانی

به من گفت این نکته اندر جوانی

مرنجان دلی را اگر اهل حالی

وگرنه، مرنج از کسی تا توانی

این نصحیت دو کلمه ای، تا آخر عمر مرحوم آخوند، مَرام ایشان شده بود.

مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت آخوند ملاعلی معصومی همدانی، همدان: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1380، ص 177

 

 منبع : پایگاه حوزه

 

دانستنیها                          

20 فرمان تغذیه در ماه رمضان

به اعتقاد بسیاری از متخصصان تغذیه ‌افراد باید افطار خود را با یک یا چند عدد خرما، چای کمرنگ یا شیر ولرم به همراه مقداری نان، پنیر و سبزی آغاز کنند زیرا مصرف بیش از حد مواد غذایی شیرین و پرچرب هنگام افطار منجر به تشنگی می شود و مصرف نوشیدنی های زیاد به خصوص مایعات خنک باعث اختلال در هضم و جذب مواد غذایی می شود.

استفاده از مایعات و میوه ها در زمان افطار و در فاصله زمانی بین افطار تا سحر به دلیل اینکه منبع خوبی از فیبر هستند برای دستگاه گوارش مفید است و مانع بروز یبوست می شود.

علاوه براین روزه داران باید شام خود را با غذاهای سبک کم قند و فیبردار مثل سوپ و سبزی ها یا سالاد که فشار چندانی به معده وارد نمی کند، شروع کنند و سپس سراغ شام اصلی بروند .

این در حالی است که متخصصان تغذیه براین باورند که درماه مبارک رمضان روزه داران باید بیشترین انرژی بدن را با خوردن وعده سحری تامین کنند. بهترین غذاها برای این وعده غذایی ، مواد غذایی حاوی غلات به همراه سبزی ها است .

بسیاری از افراد معتقدند هنگام سحری باید از مواد غذایی که انرژی بالایی دارند، استفاده کنند تا در طول روز احساس گرسنگی نکند به همین خاطر مسئله خوردن غذاهای چرب را ترجیح می دهند ولی باید توجه کرد به دنبال مصرف مواد غذایی پرچرب، تشنگی شدیدی بر روزه دار عارض می شود و این امر موجب بروز مشکلات عدیده ای در افراد می شود .

همچنین مصرف بیش از حد گوشت، مواد غذایی شیرین و یا شور ، مصرف ادویه ها و مصرف غذاهایی مثل کله پاچه و سیرابی در سحری توصیه نمی شود.

افرادی که دچار بیماری های مختلفی هستند باید برای گرفتن روزه با پزشک خود مشورت کنند و در غیر این صورت به جای آن که روزه باعث سلامتی آنها شود ممکن است تحمل تشنگی و گرسنگی موجب عود بیماری و یا بروز بیماری های دیگر در آنها شوند.

 

بسیاری از افراد با اینکه در ماه رمضان روزه می گیرند اما باز هم در این ماه دچار اضافه وزن می شوند، علت در چیست؟

 هنگام افطار از آغاز كردن تغذیه با آب سرد، نوشابه و مانند اینها جدا خودداری كنید. به جای آب سرد كمی آب گرم یا چای میل كنید.
 

 ●افطار را با خوردن خرما، كشمش، عسل و به ‌‌طور كلی با یك قند طبیعی آغاز كنید. به این ترتیب اشتها كنترل می ‌شود و زیاده‌ خوری كمتر پیش می‌آید.
 

خوردن چای شیرین كم‌ رنگ، شیر گرم، فرنی و حلیم كم روغن در آغاز افطار مناسب است
 

 خوردن نان و پنیر و سبزی (ضدعفونی شده) یا نان و پنیر و مغز گردو توصیه می ‌شود.
 

 ●سبزی را در افطار میل كنید.چرا كه خوردن سبزی در سحری ممكن است منجر به تشنگی در طول روز بشود.
 

 از آشامیدن آب فراوان در وسط غذا خودداری كنید. آب در وسط غذا سبب رقیق شدن شیره گوارشی و اختلال در هضم می‌شود.
 

 ●در زمان بین افطار تا سحر، البته با رعایت فاصله با غذا، آب كافی بیاشامید.
 

 حتما برای صرف سحری، كمی زودتر از خواب برخیزید تا هم ضمن استفاده از بركات معنوی ساعات سحر و مناجات با خدا، بدون عجله و با آرامش خاطر سحری بخورید؛ حتی اگر میل به خوردن غذا در سحر ندارید، آب، چای، شیر و مانند اینها را فراموش نكنید.
 

 از خوردن تنقلات فراوان خودداری كنید.
 

 حتما در غذای افطار و به خصوص سحر میوه میل كنید.علاوه بر میوه‌جات فصل، از خیسانده برگه آلو، زردآلو، انجیر و مانند اینها هم می ‌توان به عنوان میوه استفاده كرد. گوجه فرنگی هم می ‌تواند نقش میوه را داشته باشد.
 

 اگر در ماه رمضان دچار یبوست می ‌شوید علاوه بر میوه از خورش‌های ملین مثل خورش آلو و خورش‌های سبزی‌دار بیشتر استفاده كنید.
 

 در طول زمان امساک (روزه) از رفتن به حمام داغ، خون دادن و كارهایی كه موجب ضعف و بی ‌حالی می ‌شود خود داری كنید.
 

 معده خالی در هنگام افطار تحمل غذای سنگین را ندارد، لذا خوردن غذاهای سهل‌الهضم و تقریبا نرم برای افطار مناسب‌تر است.
 

 اگر تخم ‌مرغ میل می ‌كنید در درجه اول به صورت آب‌ پز سفت و در درجه دوم به صورت نیم ‌بند (به شرط آن كه سفیده آن منعقد شده باشد و زرده كمی حالت سفتی به خود گرفته باشد) میل كنید. تخم‌ مرغ نیمرو زیان ‌بخش بوده و همچنین دیر هضم‌ تر از تخم مرغ آب ‌پز است.
 

 ●سالاد (بدون پیاز) مكمل خوبی برای غذاها در ماه مبارک رمضان است.
 

 بادمجان، فلفل و سایر ادویه‌ها گاهی موجب احساس تشنگی در طول روز می ‌شود.
 

 آشامیدن آب یخ یا نوشابه خیلی سرد برای معده خالی زیان ‌بخش است.
 

 اگر به اقتضای فصل گرما یا فعالیت‌های بدنی، در طول روزه ‌داری زیاد عرق كردید، نمک از دست رفته توسط عرق را به صورت‌های مختلف در افطار و سحر جبران كنید.
 

 از تغییرات شدید در عادات غذایی و خوردن غذاهای نامانوس یا غذاهایی كه برای شما ناراحتی به وجود می‌آورد لااقل در ماه رمضان خود داری كنید.
 

 كله ‌پاچه، سیرابی و شیردان موجب تشنگی زیاد می‌شود، لذا بهتر است میل نكنید ولی اگر مایلید میل كنید به صورت كم‌آب، كم‌ نمک و آن هم در افطار میل كنید.

 

وعده های غذایی در ماه رمضان به سه وعده افطار، شام و سحری تقسیم می شوند و افرادی که در ماه رمضان روزه می گیرند باید به این نکته توجه داشته باشند که خوردن افطاری و سحری با رعایت اعتدال ضروری است.

 

منبع :

- سیمرغ

- قم نیوز

 

  مباحث فرهنگی            

موضوع مقاومت، در شعر شاعران ایران

 

انسان در مقابل تهاجم (‌طبیعی یا غیر طبیعی) بطور فطری حس دفاع و  مقاومت را تجربه می كند و این حس در شدید ترین حالتش به كنش های فیزیكی در او نمایان می شود .

ادبیات دفاع و مقاومت نیز در مقابل ‌ادبیات جنگ شكل می گیرد و در هر كشوری اگر چه برخی از مشخصه های منحصر به خود را دارد ولی در یك ویژگی همگی دارای فصل مشترك هستند و آن عبارت است از : بیگانه ستیزی و وطن دوستی .همین ویژگی مشترك است كه ادبیات مشتركی را در میان ملل بنام ادبیات مقاومت جهان شكل می دهد و مفهوم مقاومت را از حلقه ی وطن میهنی به گستره ی جهان میهنی توسعه می بخشد . این جهان مهینی بر دوقسم است یكی انترناسیونالیستی مبتنی بر تئوری ماركسیستی و دیگری جهان میهنی دینی مبتنی بر آموزه های الهی و بنیانهای ایدئولوژیكی . تفكر اول فارغ از حساسیت های قومی ، نژادی و دینی ، و بی توجه به فرهنگ ها ی گوناگون بشری مدعی جهان میهنی است كه در برخی كشورهای خاور میانه و آمریكای لاتین گسترش یافت و تفكر دوم كه عمدتاً  در میان جوامع اسلامی رواج دارد برگرفته از تئوری امت واحده ی اسلامی است و در ابتدا با طرح ‌آزادی قدس ‌ در قاموس مقاومت اسلامی معنا پیدا كرد .

 

تئوری امت واحده  اسلامی ، با انگیزه ی آزادی قدس و رهایی ملت فلسطین از بند اشغالگران  رفته رفته به یك جنبش پراگماتیك برای مبارزه  با استكبار جهانی و تحكیم اتحاد مسلمانان تبدیل شد.

 در ایران تفكر ضد صهیونیستی در دهه  50 و با تلاش اساتید برجسته حوزه و دانشگاه و روشنفكران دینی و با روشنگریهای خردمندانه ی حضرت امام خمینی (ره ) در طول نهضت اسلامی و انقلابی مردم ایران شكل گرفت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرچم مقاومت اسلامی در ایران بطور رسمی و علنی به اهتزار در آمد و انقلاب اسلامی جلودار مبارزه با استكبار و صهیونیست در جهان شد. 

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و شروع دفاع مقدس عرصه ی جدیدی برای پیوند مفهوم وطن- میهنی دینی و جهان- میهنی دینی در ادبیات مقاومت بوجود آورد . بنابراین شروع شعر مقاومت فلسطین در ادبیات ایران را همزمان با شكل گیری ادبیات انقلاب و دفاع مقدس می توان دانست و شاعران انقلاب در كنار سرودن شعر دفاع مقدس ، از خلق آثاری با موضوع مقاومت فلسطین موضوع و مقاومت جهانی نیز غفلت نمی كنند .

 در اینگونه اشعار عموماً وطن از مفهوم عام خود فاصله می گیرد و وطن اسلامی به جای وطن جغرافیایی اعتبار پیدا می كند :

 

شرق از مرمره تا سند به پا می خیزد

خلق از افریقیه تا هند به پا می خیزد

 

خون تاجیك دگر جوش جنون خواهد زد

ازبك از آمویه پابوس به خون خواهد زد

 

باشه در صخره ی كشمیر فزون خواهد شد

ببری از بیشه ی بنگال برون خواهد شد

 

تركمن بر زیر باد سفر خواهد كرد

باز افغان به جهان عربده سر خواهد كرد

 

روم عثمانی از آیینه برون خواهد تاخت

ترك شروانی از ارمن به لیون خواهد تاخت ...

 

گیتی از اشتلم شیعه دژم خواهد شد .

جیش سنی و اباضیه به هم خواهد شد

 

زیدی و مالكی افسانه دگر خواهد كرد

شافعی و حنفی ترك سمر خواهد كرد

 

هله رعد است ، هلا برق بپا خواهد خاست

امت واحده از شرق به پا خواهد خاست

علی معلم دامغانی

 

یكی از راه های تقویت مقاومت وبسط و گسترش آن در میان ملتهای مسلمان ، پیوند مفهوم مقاومت با مفاهیم اسلامی است ، همین تلقّی است كه ادبیات مقاومت را با ادبیات آیینی گره می زند وجایگاه آن را تا سطح یك ژانر یا یك نحله ادبی ارتقاء می دهد .

در ایران نیز ،پیوند مفهوم مقاومت اسلامی با حوادث تاریخ اسلام و آموزه های قرآنی رونق تازه ای به شعر مقاومت داد و به عنوان عامل موثری در تحریك انگیزه جهاد اسلامی در مردم عمل كرد :

 

جانان من برخیز ، زین بر بارگی نه

زی قدس زی سینا قدم یكبارگی نه

 

باید ز آل سامری كیفر گرفتن

مرحب فكندن خیبری دیگر گرفتن

 

باید به مژگان رفت گرد از طور سینین

باید به سینه رفت زین جا تا فلسطین ...

‌حمید سبزواری

 

رفته رفته آمیختن حس میهن دوستی با نمادهای دینی و اسلامی ، به یك شگرد ادبی در فرهنگ دفاع و شعر پایداری تبدیل شد و شاعران با بهره گیری ار آیات و روایات اسلامی ، به مفهوم مقاومت اسلامی در ادبیات مقاومت توسعه بخشیدند .بهره گیری از نمادهای دینی به نوع اثبات حقانیت جبهه ی مقاومت اسلامی نیز بود كه از طریق بكارگیری احادیث و روایات دینی و قرآنی پیروان جبهه ی حق را به پیروزی بشارت می داد و آنان را برای ادامه ی مسیر مبارزه و مقاومت امیدوار  می نمود .

 

مثال اول :

قسم به حق كه خداوندی رمین با ماست

به شرق و غرب جهان روم و زنگ و چین با ماست .

علی معلم

 

مثال دوم :

باز بخوان سوره ی والنازعات

باز بخوان آیه امن یجیب

 

فتح تو یك معجزه ی روشن است

نصر من ا...  و فتح قریب

رضا اسماعیلی

 

مثال سوم:

امشب دلم می خواهد /مزامیر نفرین/بر كافرین بنی اسرائیل را /داوود نبی برایم تلاوت كند ...

حسین بهزاد

 

مثال چهارم:

بار دیگر نیز می گویم

این ستاره های شش پر در مسیر ماه ، چون مین اند

ای دریغا نام داوود

ای دریغاتر ، ستاره

ای دریغا ، ماه

قدس ، خون یحیی در دل تشت ماست /قصه ی یوسف درون چاه

سنگ ها بگذار چون باران فرود آیند

علیرضا قزوه

 

مثال پنجم:

تو ایستاده ای

بر صخره ای كه حضرت آدم ، از آن بالا رفت

و با خدای خویش سخن گفت

تو ، ایستاده ای

در خانه ای كه حضرت خاتم در آن

آمد فرود در شب معراج

بیت المقدست

قلب تمام مردم آزاده است

مرتضی نوربخش

 

همراه با رشد چشمگیر شعر دفاع مقدس و پایداری پس از جنگ ، شعر مقاومت فلسطین هم رشد قابل ملاحظه ای پیدا كرد و رسالت اصلی به منزل رساندن این بار گران را نیز شاعران نسل اول و دوم شعر انقلاب و دفاع مقدس بر عهده گرفتند . شاعرانی همچون حمید سبزواری ، نصرا... مردانی  ، مشفق كاشانی ، سید حسن حسینی ، سلمان هراتی ، حسین اسرافیلی ، علیرضا قزوه ، مصطفی علیپور و ...

 

 موضوع فلسطین در شعر این شاعران رفته رفته به بستری برای طرح مناقشات سیاسی حاكم بر جهان تبدیل شد. بیان رخدادهای سیاسی جهان ، بهره گیری از طنز فاخر و ستیزه گر و تعرض به مچهره های جنگ افروز جهان، انتقاد از سكوت شخصیت ها و رهبران عربی از مشخصات بارز شعر این گروه از شاعران است .

 

مثال اول :

بغداد سن پطرز بورگ است و قصاب پسر هیتلر

1945 را با شصت جمع كن

گوساله را با خوك

نجاست را با سیاست آمریكایی

تا مثل من بدت بیاید از قصاب پسر

از چاقوی سیاست

بدت بیاید از آریل و رایس

زنی كه آمده است برج های دو قلو بزداید !

علیرضا قزوه

 

مثال دوم :

سگانی كه درنده بار آوردی

بر تو نیز

دندان نشان دادند

و بر چهره ات چنگ انداختند

زخم های صورتت را نگاه كن

چنگال بن لادن و صدام بر آن شیار زده است

آقای بوش !

كودكان متولد نشده ای را می شناسم

كه با سنگی در مشت

شهادت را انتظار می كشند....

حسین اسرافیلی

 

مثال سوم :

خلیفه ها

به شمشیر سوگند خورده اند

كه به رقص دلقك هایشان قناعت كنند

و میان خیمه و آتش

مودبانه بی طرف بمانند

در دارالخلافه  رخوت و سازش

كامپیوتر

برای رهبران رسمی تكلیف معین می كند .

مصطفی علیپور  

 

این شیوه ی نوشتن تا آنجا مورد استقبال شاعران انقلاب قرار گرفت كه در یك بررسی تطبیقی به نظر می رسد نوعی مانیفست نا نوشته ی جمعی در ذهن شاعران شكل گرفت كه در آن فرمول های خاصی برای سرودن شعر با موضوع فلسطین پیشنهاد گردید . این فرمولها دارای چند پارامتر مشخص هستند كه از نظر ادبی عناصر نمادین و سمبلیك شعر فلسطین و لبنان را تشكیل می دهند . عناصری مثل : ستاره ی داوود ، زیتون ، سنگ ، مدیترانه و ... كه نمادهای بومی آن سرزمین هستندبا بسامدهای بسیار بالا در شعر شاعران ایرانی بكار گرفته شده اند :

 

مثال اول :

دو دانه زیتون

روی پرچم

عالمی را میهمان صلح كرده است

آنتن های نم گرفته

آدم های دودی

دست به دست هم داده اند

تا تصویری برفكی به دنیا نشان دهند ...

شهرام مقدسی

 

مثال دوم :

مظلوم من ، فلسطین !

می دانم

دیری است آرزوی رهایی

هر روز

در بهت چشم های تو همراه آفتاب

از باغ های زیتون

سر می زند

و در مدیترانه

مدفون می شود

مرتضی نوربخش

 

مثال سوم :

ستاره ای شكسته ی داوود را چسبانده اند با سریش گلوله

به خاك قدس

و می گویند : آسمان اینجاست !

دنبال عصای سلمیان می گردند

دنبال كاست صدای داوود نبی

دنبال كلت كمری پیغمبر یك چشم !

علیرضا قزوه

 

مثال چهارم :

سنگ دیده اید بتپد در مشت ؟

سنگ دیده اید خون آلود پیش از پرتاب ؟سنگ دیده اید گرم و آفتاب ندیده ؟

سنگی دیده اید این چنین ؟

من دیده ام

در دستان عاشقی كه مرگ را به سخره گرفته است

(‌چنان چه ما زندگی را )

و جای خالی قلبش را

با كینه پر كرده است

حمید رضا شكارسری

 

مثال پنجم :

در فلسطین

درختان زیتون

سنگ ، بار می آورند

تا جوانان را همراهی كنند

حسین اسرافیلی

 

در سال های اخیر ، با شدت گرفتن آتش انتفاضه و حساسیتهای جهانی موجود در مسئله ی  فلسطین و لبنان و نیز ، پیروزی مقاومت لبنان ، در بازپس گیری مناطق جنوب از اشغالگران صهیونیست ، تهدیدی جدی اسرائیل نسبت به كشورهای خاور میانه و بحران آفرینی دولت آمریكا با حمایت از رژیم اشغالگر در منطقه و در این اواخر مطرح شدن تئوری خاورمیانه جدید كه بر اساس آن اسرائیل نقش ژاندارم منطقه و پشتیبان اصلی منافع آمریكا در خاورمیانه را عهده دار خواهد شد تلنگری جدی به شاعران آزادیخواه جهان زده شد .

در ایران هم نهادها و سازمانهای وابسته به مراكز فرهنگی مرتبط با تولید آثار انقلابی و ارزشی با طرح جدی شعر مقاومت فلسطین در رسانه ها و برگزاری جشنواره ها و كنگره های مختلف ، برای ورود شاعران جوان به این عرصه انگیزه های جدی بوجود آوردند .

در لزوم شكل دهی چنین حركتی هیچ تردیدی وجود ندارد و نفس شكل گیری این حركت امری پسندیده و مبارك است . اما با درنگی كوتاه در آثار شاعران جوان می توان پی برد كه نوعی شتابزدگی و سطحی اندیشی كه ناشی از قرار گرفتن در فضای تصنعی و خود ساخته متأثر از تبلیغات رسانه ای است و نه محصول درونی شدن احساسات و اندیشه ها در شعر بیشتر این شاعران دیده می شود .

 

مثال اول :

آینه روی تو را مهلت تابیدن داد

سنگ ، دستان تو را قوت جنگیدن داد

كوه از همت تو بر كمرش رگ افتاد

درد آنگاه به خود فرصت بالیدن داد

باز این بیت مقدس كه  تو را می خواند

چشمه ی شعر مرا غیرت جوشیدن داد

مرتضی آخرتی

 

مثال دوم :

شتاب داشت و پیدا نكرد ، آنجا سنگ

هجوم برده ، به دستش نبود حتی سنگ

 

دوید پشت سر تانك و زیر لب می گفت :

چه فرق هست مگر بین مشت من با سنگ !

 

 به تانك گرچه به سرعت دوید او نرسید

و گفت : كاش بروید به جای خرما سنگ

علی دولتیان

 

مثال سوم :

سنگ بر دار و بزن این شب آویزان را

تا كه بر هم بزنی خواب خوش شیطان را

 

سنگ قانون دهان كوب زمین است بزن !

آه ! موسیقی خشم توهمین است بزن !

 

زندگی زیر لگدهای هیولا، سخت است

رقص شیطان، وسط مسجد الاقصی سخت است

حسین هدایتی

 

و این شتابزدگی  و سطحی نگری گاه چنان شاعران جوان را مستأصل می كند كه حتی  فرمول های پیشنهادی شاعران پیشكسوت هم از یادشان می رود و شعر هایشان هیچ نشانه ای از مقاومت فلسطین ندارد ومی تواند برای دفاع مقدس ایران یا هر جای دیگر هم مصداق پیدا كند :

 

مثال اول :

در جنگ های تن به تن آغاز شویم

این رسم ماست ، در كفن آغاز شویم

 

از ابتدای خون گلو، از شروع عشق

از انتهای خویشتن آغاز می شویم

 

آرام ،  در قلمرو شب رخنه می كنیم

هم پای صبح دفعتاً آغاز می شویم .

امید مهدی نژاد

 

مثال دوم :

و می روم كه شما بیشتر نفس بكشید

دوباره راحت و آسوده تر نفس بكشید

 

رها شوید از آیین غیرت مردی

رها شوید مگر تا مگر نفس بكشید

 

به روی نعش پر از خون ما قدم بزنید

به بوی دشمنتان تشنه تر نفس بكشید

عباس محمودی

 

مثال سوم :

در چارچوب حادثه تنهایی ای غریب

دیگر به درد و داغ شكیبایی ای غریب

 

دنیا میان خون دلت غرق می شود

استاده ای و گرم تماشایی ای غریب

 

دیروز، در نگاه چندین ستاره سوخت

محكوم شد ، صداقت دریایی ای غریب

رسول خیابانی

 

فرصت دیگری كه برای خلق آثاری با موضوع مقاومت در اختیار شاعران ایران قرار گرفت ، جنگ 33  روزه ی حزب ا... لبنان و رژیم صهیونیستی در آگوست 2006  میلادی بود . این جنگ كه به بهانه ی اسارت 2 نظامی اسرائیلی توسط نیروهای مقاومت حزب ا... لبنان در یك شرایط نا برابر و در واقع در جهت تثبیت و اجرای طرح خاور میانه ی بزرگ آمریكا آغاز شد ، آنقدر تكان دهنده بود كه موجی شدید از احساسات و عواطف انسانی را در سراسر جهان برانگیخت . این جنگ از دید ناظران و تحلیل گران سیاسی جهان  تنها جنگ میان اسرائیل و حزب ا... لبنان نبود . بلكه به یك اعتبار جنگ میان ایران و آمریكا تلقی می شد . زیرا ، ایران خواسته یا ناخواسته به عنوان حامی اصلی حزب ا...لبنان و آمریكا بطور آشكار حامی اصلی رژیم صهیونیستی قلمداد می شد . از بعد دیگری هم این جنگ اهمیت داشت و آن حضور یك شخصیت روحانی و شیعه در جایگاه رهبری و فرماندهی نیروهای حزب ا... بود كه در طول نبرد 33 روزه تقریباً به یك شخصیت اسطوره ای دست كم در شعر شاعران مقاومت تبدیل شد . 

اسرائیل در مدت چند روز شهر ها و روستاهای لبنان را مورد هجمه های شدید موشكی قرار داد .در هفته ی دوم جنگ ، ساختمان صدا وسیمای لبنان توسط رژیم صهیونیستی ویران شد، تاصدای مظلومیت مردم به گوش جهانیان نرسد . ارتش لبنان فاقد توان لازم برای رویارویی با ارتش اسرائیل بود . اكثر كشورهای عربی و مسلمان به جز سوریه ، در مقابل این همه جنایات ، سكوت كردند و شیوخ عرب ،سید حسن نصرا... را  اهل مغامره (ماجراجو) خواندند ویك مفتی وهابی ، هرگونه كمك به حزب ا...  وحتی دعا كردن برای پیروزی مقاومت را شرعاً حرام اعلام كرد. از سویی تجهیز نیروهای حزب ا... لبنان بطور آشكار و مستقیم از سوی كشورهای حامی عملاً امكانپذیر نبود . در چنین شرایطی ، بی شك ، هنر یك ابزار قوی و متعارف برای بر هم زدن قاعده های نا متعارف دیپلماسی- نظامی در جهان است .در همین مدت كوتاه موج بزرگی از شعر مقاومت همسو با قوای حزب ا... و در راستای حمایت از نیروهای مقاومت در میان شاعران ایران به راه افتاد كه به عقیده ی نگارنده، خود به تنهایی با جریان شعر مقاومت جهانی شاعران ایران پس از انقلاب برابری می كرد .

ویژگی عمومی این حركت كه آغاز آن با شعر ‌تنها تو مانده ای ، نصر ا... سروده ی علیرضا قزوه آغاز شد، فاصله گیری از عناصر ذاتی شعر و گرفتار آمدن در دام سطحی نگری و شعار زدگی است كه صد البته این ویژگی مبتلاءبه همه ی شعرهایی است كه با دستپاچگی و شتاب در زمان وقوع یك حادثه برای آن حادثه سروده می شوند .

 

مثال اول :

فریاد بزن آقا !

هر چند نفست را دود قهوه خانه های اعراب سوزاند

و دلت را آمد و شد هواپیماهای تشریفات

میان واشنگتن

و حرمسراهای خاورمیانه ای كاندولیزا رایس

تو را به جنازه ی سوخته فرزندت در تلویزیون اسرائیل قسم

فریاد بزن آقا !

كه عنقریب از صندوق های باطل شده انتخابات در الجزایر و تركیه

در عراق و افغانستان ...

حق بیرون خواهد آمد

علی محمد مودب

 

مثال دوم:

آن سو

تابوت ها را شماره می كنند

لاشه های ناوها را

از دریا بیرون می كشند

و سبیل ژنرال های شكست خورد ه را

دود می دهند

و این سو

بوتیك های سلسبیل

كركره هایشان را می كشند  پایین

تا جنس های تازه را بچینند توی ویترین

صرافی های چهار راه استانبول

نرخ طلا را بالا و پایین می كنند

و نمایندگان كوكا كولا و نستله

قرار دادهای  صادراتشان را

یك سال دیگر

تمدید می كنند

امید مهدی نژاد

 

مثال سوم:

اسمت را برای اولین بار

در ‌الجزایر شنیدم

وقتی كه برای آخرین بار شهادت خواستی

روز بعد تیتر تمام روزنامه های عرب بودی

بهترین عكست را ‌الزمان ‌چاپ كرد

عكس سه روز قبل از شهادتت !/

وحید طلعت

 

مثال چهارم:

بمب های هدایت شونده

اشتباه نمی كنند

تانك های مركاوا

اشتباه نمی كنند

و آقای حقوق بشر رو سفید خواهد ماند

در لبنان هیچ یک از اهداف غیر نظامی آسیب ندیده است

اینجا نوزادان كفن پوش به دنیا می آیند

و جهاد بر زنان و كودكان واجب است

محمد مهدی سیار

 

در شعر مقاومت سی و سه روزه ی لبنان ، چند ویژگی مشترك مضمونی وجود دارد كه بعنوان عناصر اصلی شعر در آفرینش معنا ، دستمایه ی همه ی شاعرانی بوده است  كه در فاصله ی جنگ سی و سه روزه و یا پس از آن برای این جنگ سروده شده است .

1- تكریم شخصیت سید حسن نصرا... دبیر كل حزب ا... لبنان كه فرماندهی مقاومت را بر عهده داشت :

 

مثال اول :

ای قائد العرب!

خندق

به استقامت تو چشم دوخته است

در عرصه ستیز

خیبر

شكوه دیگری از دست های توست

فرمانده ی عزیز !

سید !

تو در كجای زمان ایستاده ای

بی هیچ واهمه

ای یادگار حیدر !

فرزند فاطمه !

حسین اسرافیلی

 

مثال دوم:

خبر

با تیتر درشت

در همه روزنامه ها/چاپ شد

سفینه ای كه به فضا می رفت

خبر را برای اهالی ماه برد

حزب ا...

به اتیوپی رفت

با كوله ای از نان گرم

وقتی ساكنان شهركهای یهودی نشین

فریاد زدند !

زنده باد نصرا...

‌علی داوودی   

 

مثال سوم:

جنوب غرق خون است و

غزّه آهوی زخمی

تو تنها مانده ای نصر ا... !

در خیبری به نام جنوب

و هواپیما ها دارند خندق می كنند و

كودكان زخمی تشنه اند

تو رفته ای از شریعه آب بیاوری

در برابر چشم این همه ماهواره ی جاسوسی

‌علیرضا قزوه

 

مثال چهارم:

ما در جنوب زنده شده ایم

زیرا تو در جنوب زنده ای

و خون همه ی شهیدان تاریخ

در رگ های تو با خون ‌حسین ‌می آمیزد

ما در جنوب زنده شده ایم

و فریاد می زنیم

زنده باد نصرا...

علی محمد مودب

 

2- بهره گیری از نمادها و شخصیت های دینی و قرآنی :

 

مثال اول :

جنوب تشنه بود و سیب تشنه

مدیترانه تشنه بود و بیروت تشنه

خداوند به ما و قاتلان ‌حسین فرصتی دوباره داد

دست های بریده ی عباس را از شریعه گرفت

و بر شانه های تو به یاری ما فرستاد

تو را نصر ا... می نامیم

 و پس از تو ایمان داریم به فتحی قریب

علی محمد مودب

 

مثال دوم:

شرم الشیخ كوفه است و

جنوب نینوا!

دارد جنوب شبیه كربلا می شود

مدیترانه  فرات است

فرات ، عبای توست

برای این همه زخمی

برای این همه بی كفن

تنها ردای مهربان تو مانده است .

‌علیرضا قزوه

 

مثال سوم :

مردی سیاه پوش

با عصای موسی در دست

و عمامه ی محمد برسر

مرزهای تازه را معین می كند

 ‌امید مهدی نژاد

 

مثال چهارم:

سنگ ها

پرنده می شوند

ابابیل هایی كه

تاریخ را به عقب بر می گردانند

درست روی سر

ابرهه !

‌عالیه مهرابی

 

3- تقبیح سكوت دولتمردان كشورهای عربی :

 

مثال اول:

كیست این پرچم فتح

در چرخا چرخ این همه دشداشه ؟

در محاصره ی این همه امیر مخنّث

كیست این سردار تنها ؟

علی محمد مودب

 

مثال سوم :

اما ملك بی خیال

همچنان می گوید نفت در برابر عزا

بی خیال قطعنامه های شورای امنیت

بی خیال این همه خون بركه از چاه های قانار

بازارهای آمریكا را سیاه كرده است .

اسماعیل محمد پور

 

مثال چهارم:

اوضاع روزگار بد نیست

از سران عرب

یك با شمشیری از طلا بر كمر

دارد ریشش را خضاب می كند و

یكی همیشه در مواقع حساس به سجده می رود

شیخ فلان

تا دشداشه عوض كند

شیخ الرشید تا سان ببیند از برابر عكسش

شاه كوچك تابرگردد از تعطیلات آمریكایی/دیر خواهد شد .

علیرضا قزوه

 

مثال پنجم :

پنج قاره را نگاه كن

حالا تمام دنیا لبنان است

منهای اعراب

كه زبان او را نمی فهمند !

علی داوودی

 

4- تقبیح شخصیت های جنگ طلب و انتقاد از عملكرد سازمان های بین المللی و رسانه های جنگ افروز :

 

مثال اول :

بمب های هدایت شونده

اشتباه نمی كنند

تانكهای مركاوا

اشتباه نمی كنند

و آقای حقوق بشر

رو سفید خواهد ماند

‌محمد مهدی سیار

 

مثال دوم :

موسی

با عمامه ی مشكی

دستش را از زیر عبا بیرون می آورد

و المنار منور می شود

عصا به شمال شعبده بازان می افكند

و اتحادیه عرب شكاف بر می دارد

و سی . ان . ان شكاف بر می دارد

و سازمان ملل ...

كمال رستمعلی

 

مثال سوم:

... بچه های تو

هنوز دارند سنگ می اندازند

و می افتند !

خبر بزرگ تر شدنشان

هر روز

در رسانه های نارس جهان

تكرار می شود

اما

تكراری  نمی شوند

مثل جوقه های حقوق بشر

كه حق بشر را

كف دستش می گذارد /

سید محمد امین  جعفری حسینی

 

مثال چهارم:

نگاه كن

وفی عنان  به احترام كشته های اسرائیلی

چند قرن سكوت می كند

و ‌رایس سرش را در آخور فرو می برد

حسنك كجایی ؟

دارد پیش نویس قطعنامه آماده می شود

در تمام بندها

حسنك را بردار باید كرد !

اسماعیل محمد پور

 

5-  بسامد بالای اسامی شهرهای فلسطین و لبنان در شعرها :

 

مثال اول:

زیتون ، ریشه در سنگ دارد

سنگ سبزی ست

در دست كودكان قانا

كه پیش ار میلاد

تمرین شهادت می كنند

مهری قاسمی

 

مثال دوم :

ای فرشتگان

اكنون كه ام احمد به دیدارتان آمده است

از گیسوان بریده ی خویش

برای او سبدی ببافد

به رنگ خواب كبوتران الخلیل

مجید زمانی اصل

 

مثال سوم:

و را عروس خاورمیانه بخوانم

یا عروس قانا ؟

كه رحم نكردند/خون ... پاره های دلت را

خمپاره ها !

طیبه تقی زاده

 

 مثال چهارم :  

 نشنیدی قانا !

صدای گلوله می آید

انگار لیلا از متون عرب برخاسته

به خانه ی بخت برود

دف بزن قانا ، دف بزن ، دایره بگیر

‌محدثه الماسی

 

باری به زعم نگارنده شعر ایران هنوز در نقطه ی آغاز شعر مقاومت فلسطین قرار دارد و شاعران انقلاب همان اندازه كه برای به مقصد رساندن قافله شعر دفاع مقدس مسئولیت دارند درمقابل شعر مقاومت فلسطین هم مسئول هستند . جنگ 33 روزه ی اسرائیل با حزب ا لبنان فرصت اندیشیدن بود. اندیشیدن به شعر ، اندیشیدن به مقاومت ، اندیشیدن به خودمان كه همیشه هنگام اتفاق  خوابمان می برد و پس از  اتفاق دستپاچه  دنبال قلم و كاغذ می گردیم واین دستپاچگی  رابه سروده هامان منتقل می كنیم .

اگر دیروز برای شاعران انقلاب خط مقدم شعر مقاومت ، مرزهای جغرافیایی ایران بود، امروز لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان ، خط مقدم هنر و شعر مقاومت است . خطر بیخ گوشمان است . آژیرها به صدا در آمده اند . چقدر دیگر باید بخوابیم تا بیدار شویم ؟

 

منبع : ravayate8.blogfa.com

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست روانشناسی سلامت روحی

 

در ادامه به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید سپس امتیاز های خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید...!

 

1- هنگامی که غمگین و ناراحت هستید، آیا می توانید علت ناراحتی خود را پیدا کنید؟

همیشه ( 4 امتیاز)

بیشتر اوقات ( 3 امتیاز)

برخی مواقع ( 2 امتیاز)

به ندرت ( 1 امتیاز)

 

2- هر چند وقت یک بار شما چیزهایی را خریداری می کنید، ولی واقعا نمی توانید از پس هزینه های آن ها برآیید؟

همیشه ( 1 امتیاز)

بیشتر اوقات ( 2 امتیاز)

به ندرت ( 3 امتیاز)

هرگز ( 4 امتیاز)

 

3- آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟

اغلب (1 امتیاز)

گاهی (2 امتیاز)

خیلی کم (4 امتیاز)

هیچ وقت ( 3 امتیاز)

 

4- وقتی کسی شما را عصبانی کند ، در این صورت شما:

با عصبانیت در مقابل او می ایستید ( 2 امتیاز)

به هیچ کس هیچ حرفی نمی زنید ( 1 امتیاز)

همه جا از آن شخص گله و شکایت می کنید ( 3 امتیاز)

به صورت آرام مساله را مطرح نمایید ( 4 امتیاز)

 

5- معمولا چند مدت طول می کشد که به خواب بروید؟

معمولا تا به رختخواب میروید می خوابید ( 3 امتیاز)

20 دقیقه طول می کشد که بخوابید ( 4 امتیاز)

خواب راحتی ندارید و سر جایتان می غلتید ( 1 امتیاز)

یک ساعت یا بیشتر ( 2 امتیاز)

 

6- معمولا در چه شرایطی به خود این اجازه را می دهید که گریه کنید؟

وقتی ناراحتم و فقط دوستان نزدیک یا خانواده ام حضور دارند (3 امتیاز)

هر زمان که احساس کنم نیاز به گریه دارم (4 امتیاز)

هر کاری می کنم تا گریه نکنم (1 امتیاز)

وقتی که تنها هستم (2 امتیاز)

 

7- آیا احساس می کنید که دوستان خوبی دارید؟

جمع صمیمی از دوستان و اعضای خانواده دارم ( 4 امتیاز)

افراد کمی در زندگی ام هستند ( 3 امتیاز)

به سختی می توانم با دیگران ارتباط بر قرار کنم ( 2 امتیاز)

تنها متکی به خودم هستم و نیاز به کسی ندارم ( 1 امتیاز)

 

8- تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟

خیلی زیاد ( 4 امتیاز)

زیاد ( 3 امتیاز)

کم ( 2 امتیاز)

اصلا ( 1 امتیاز)

 

9- چه چیزی باعث شادی و رضایت بیشتر در شما می شود یا به عبارتی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان است؟

تحسین و تشویق دیگران ( 3 امتیاز)

حس درونی خود ( 4 امتیاز)

ترس از شکست ( 2 امتیاز)

زنده ماندن و حفظ حیات ( 1 امتیاز)

 

10- از نظر من شادی و خوشبختی هر کس عمدتا بر پایه:

راه و روشی است که هر شخص در زندگی پیش میگیرد ( 4 امتیاز)

اقتصاد جامعه ( 3 امتیاز)

اصولی است که هر کسی از همان کودکی با آن تربیت شده ( 2 امتیاز)

شانس و اقبال فرد است ( 1 امتیاز)

 

 

 

 

نتیجه تست

 

امتیاز بین 32 تا 40

در این صورت باید به شما تبریک گفت. چرا که شما از لحاظ روحی و عاطفی در سلامت کامل هستید و باید به وجود خودتان افتخار کنید. شما توانسته اید با احساسات خود ارتباط خوبی برقرار کنید.

 

امتیاز بین 24 تا 31

لازم است تا شما در شیوه زندگی خود کمی تجدید نظر کنید، شرایط روحی شما به طرز نابسامانی در حالت نوسان است و اگر به همین منوال پیش بروید از لحاظ سلامت روحی دچار مشکل خواهید شد. شاید یافتن یک شغل جدید و یا حتی مشاوره کاری مفید باشد. به هر حال شما گاهی به خودتان اطمینان کامل دارید و برخی مواقع قادر هستید تا به احساسات خود به خوبی کنار بیایید.

 

امتیاز کمتر از 24

به شما توصیه می شود که به طور جدی تری به فکر سلامت روحی خود باشید و از کمکهای حرفه ای در این راه استفاده نمایید. ممکن است که مشکلی در زندگی خود داشته باشید و نیاز باشد تا برای دستیابی به آرامش و سلامت فکری خود آن مشکل را به نحوی تجزیه و تحلیل نمایید و راه حل مناسبی را برای آن بیابید.

 

منبع : بانیان جوان

 

  عبادت و بندگی             

عبادت امام حسن مجتبی علیه السلام

 تهیه و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

نام : حسن

لقب : مجتبی

کنیه : ابو محمد

نام پدر : علی

نام مادر : فاطمه

تاریخ ولادت : نیمه ماه مبارک رمضان سال 3 هجری

محل ولادت : مدینه طیبه

مدت امامت : 10 سال

مدت عمر : 47-48 سال

علت شهادت : تحریک معاویه وزهر جعده

نام قاتل : جعده دختر اشعث

محل دفن : بقیع

 

پیشواى دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پیامبر اسلام (ص) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.

حسن بن على (ع) از دوران جد بزرگوارش چند سال بیشتر درک نکرد زیرا او تقریبا هفت سال بیش نداشت که پیامبر اسلام بدرود زندگى گفت.

پس از درگذشت پیامبر (ص) تقریبا سى سال در کنار پدرش امیر مومنان (ع) قرار داشت و پس از شهادت على (ع)  شش ماه بر مسلمین خلافت کرد . آن امام والامقام  در طول عمر مبارک خود  دو بار تمام ثروت و دارایى خویش را در راه خدا بخشید و سه بار تمام اموال خود را وقف کرد. به گفته مورخان ،  امام حسن مجتبى (ع )، فردى شجاع، دلیر و مبارز بود و در غالب جنگ هایى که امام علی (ع) حضور داشتند آن حضرت نیز حضور داشت. امام حسن (ع) مسئولیت امامت و رهبرى شیعیان  را درفضایی نا بسامان  و آشفته به عهده گرفتند. در این زمان امام (ع) به ناچار در برابر مکر معاویه قرار گرفت و ناچار شد صلح کند . بی شک ارزش صلح امام حسن (ع)،  با توجه به شرایط زمانی ومکانی خاص خود رخ داد  ، کمتر از جنگ و شهادت امام حسین (ع) نبود . خیانت طرفداران ایشان ، تهدید و تطمیع های  معاویه  و نهایتا تشکیل مثلث  زر و زور و تزویر باعث بروز وقایعی شدند که امام (ع) را مجبور به امضای صلحنامه با معاویه کردند . در این شرایط  امام مجتبى (ع) منطقا و قاعدتا نمی توانست وارد مبارزه با معاویه گردد تا اینکه ایشان  ناچار به پذیرش صلحِ تحمیلى شد. بر اساس  این صلحنامه ، حکومت  به این شرط که به کتاب خدا و سنت رسول  او و سیره خلفاى صالح، عمل کند به معاویه سپرده می شود. در ضمن ،  پس از معاویه  خلافت به عهده امام حسن (ع) واگذار می گردید. همچنین معاویه بر اساس این صلحنامه ملزم شد که دشنام دهی به امیرالمؤمنین على (ع) و بد گفتن از ایشان  بر منابر را ممنوع سازد .در امان بودن  یاران امام على (ع) عدم تعرض به آنان و محفوظ ماندن جان و مال و  فرزند و ناموس شان از هر گزندى از دیگر مفاد این صلحنامه به شمار می رفت  . بی تردید می توان گفت  صلح امام حسن (ع)، چهره واقعى معاویه را آشکار ساخت ودستگاه جور او را به مردم شناساند . از این رو معاویه  درصدد حذف حضور فیزیکی امام  بر آمد و سرانجام، نقشه کشتن امام را طرّاحى نمود . امام حسن (ع)  در سال پنجاه هجرى، به وسیله زهرى که همسرش جعده به دستور معاویه به او خوراند، در 48 سالگى به شهادت رسید. مزار شریفش در قبرستان بقیع، در کنار سه امام معصوم دیگراست.

 

عبادت امام حسن مجتبی (ع)

امام حسن علیه السلام در زمان خود عابدترین مردمان بوده است. به چند فراز از زندگی عابدانه او اشاره می‌شود:

1) هر گاه وضو می‌ گرفت تا نماز بخواند، بندبند تنش می‌لرزید و رنگ از رخسارش می‌پرید. به او می‌ گفتند: این چه حالی است؟

و او می ‌فرمود:هر کس می خواهد در برابر خدای صاحب عرش بایستد، سزاوار است چنین حالی داشته باشد.

2) هر گاه مرگ یا قبر یا برانگیخته شدن مردم در قیامت یا عبور از صراط را یاد می‌کرد به شدت می گریست و هر گاه به یاد دوزخ و عرضه شدن اعمال در پیشگاه حضرت حق می افتاد، همچون مارگزیده‌ها می لرزید.

3) در همه حال خدا را یاد می ‌کرد.

4) با وجود اینکه مرکب سواری نیز در اختیار داشت، بیست و پنج بار پیاده و گاه با پای برهنه حج به جا آورد. گاه بر اثر پیاده روی در هوای گرم و زمین های تفتیده حجاز، پای مبارکش تاول می‌زد.

5) سه بار همه دارایی خود را با خدا تقسیم کرد؛ یعنی نیمی از آن را برای خود برداشت و نیمی را در راه خدا بخشید.

6) هر روز، بین الطلوعین (پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب) را به توجه و عبادت حق می‌ گذارند.

 

‏لرزان از خوف خدا

امام مجتبى علیه‏ السلام بنده خاکسار خدا بود. در هنگام عبادت از قفس تنگ دنیا مى‏رهید و تا شاخساران ملکوت پر مى‏ کشید. طعم عبادت، شهد دیگرى در کامش مى ‏نشاند و جوهر جانش را قبضه مى‏ کرد. همواره در انتظار فرارسیدن ساعات نماز و لحظات عبادت مى ‏ماند و چون وقت فرایض نزدیک مى‏ شد، روح و روانش متغیر مى‏ گشت و رنگ از رخسارش مى ‏پرید:

انّ الحسن بن علىّ علیهم االسلام کان اذا توضّأ اِرتعدت مفاصله، و اصفرّ لونه، فقیل له فی ذلک فقال: حقّ على کلّ من وقف بین یدی ربّ العرش أن یصفرّ لونه و تر تعد مفاصله۲۴؛ همانا حسن بن على علیهم االسلام وقتى وضو مى ‏ساخت و آماده نماز مى‏ شد؛ رنگش دگرگون مى‏ گردید و بند بند وجودش مى‏ لرزید. از آن حضرت از علت این حال سؤال شد؛ فرمود: سزاوار است کسى که در پیشگاه خداوند عرش مى ‏ایستد، رنگش پریده و بند بند اعضایش بلرزد.

‏نشستن در محراب عبادت از خوشایند ترین لحظات عمرش به حساب مى ‏آمد. به همین جهت بهترین و زیباترین لباس‌هایش را بر تن مى ‏کرد. در روایتى بیان شده که حضرت براى نماز بهترین جامه‏ هایش را پوشید؛ پرسیدند: چرا بهترین لباس خودت را پوشیدى؟ فرمود:

‏‏انّ الله جمیلٌ یُحِبُّ الجمال؛ فَاَتَجَمَّلَ لِرَبّى وَ هُوَ یَقُولُ خذوا زینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسجِدٍ۲۵؛ خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد. از این رو در هنگام راز و نیاز با خداى خویش، لباس زیبایم را مى ‏پوشم. در حالى که خداوند فرموده است: هنگام مسجد رفتن، زینت خود را برگیرید.۲۶

‏در حدیثى دیگر آمده است:

‏‏کانَ الحسن بن علىّ علیهم االسلام اذا قامَ الىَ الصلوةِ، لَبِسَ اَجْوَدَ ثِیابَهُ۲۷؛ حسن بن على علیهم االسلام هنگام نماز بهترین جامه ‏هایش را مى ‏پوشید.

‏بر این اساس، مستحب است که در حال نماز نیکوترین لباس ‏هاى خود را بپوشیم و ضمن معطر ساختن خویش، با رعایت نظافت و طهارت کامل، به نماز بایستیم و با خداى خویش به راز و نیاز بپردازیم.

‏به نماز ایستادن امام مجتبى علیه‏ السلام شگفت مى ‏نماید و مطالعه روایت لرزیدن مفصل‌هاى بدن آن حضرت در حین عبادت انسان را متحیر مى ‏سازد:

 

‏امام صادق علیه ‏السلام مى ‏فرماید:

‏انّ الحسن بن علىٍّ علیهم االسلام کانَ اذا قامَ فى صلاته تَرتَعِدُ فرائصُهُ بینَ یَدَى رَبِّهِ ـ عزّوجلّ ـ و کانَ اذا ذَکَرَ الجَنَّة و النّار اضْطَرَبَ اِضْطِرابَ السَّلیم۲۸؛ حسن بن على علیهم االسلام وقتى به نماز مى‏ ایستاد، تن مبارکش در مقابل پروردگارش مى ‏لرزید و هرگاه که یاد بهشت و جهنم مى‏ نمود، چون مارگزیده مضطرب و پریشان مى ‏شد و به خود مى ‏پیچید.

‏با آن که مرکب‌هایى در اختیار داشت، مسافت ۴۵۰ کیلومترى مدینه تا مکه معظمه را زیر اشعه سوزان آفتاب حجاز و روى سنگ ریزه‏ هاى داغ بیابان، پیاده مى ‏پیمود و به این شکل ۲۵ مرتبه پیاده به زیارت کعبه شتافت تا رضایت خداى خویش را بیشتر فراهم آورد.۲۹

‏خشوع امام مجتبى علیه ‏السلام در مقابل خداى مهربانش نیز حکایتی شیرین دارد. حضرت چنان در محراب عبادت مدهوشِ جمال و کمال حق مى‏ شد که رنگش دگرگون شده و تنش به لرزه مى ‏افتاد:

‏راوى مى ‏گوید: مهمان امام مجتبى علیه‏ السلام بودم هنگام اداى فریضه نماز شد. امام از اتاق بیرون رفت تا وضو بگیرد؛ من نیز آماده مى ‏شدم تا نماز بگزارم. در آستانه در اتاق، حضرت را دیدم که رنگش تغییر کرده و حالتى خاص پیدا کرده است. پرسیدم: چرا اینطور شده ‏اید؟ فرمود: کسى که مى ‏خواهد به پیشگاه الهى وارد شود، مى ‏بایست چنین دگرگون شود. و هنگامى که حضرت را در حال نماز دیدم، از شدت خضوع و خشوعش، موى بر اندامم راست شد. وقتى خوب نگاه کردم، دریافتم که حضرت در نماز و در پیشگاه خداوند متعال، مى ‏لرزد و ذکر مى‏ گوید.۳۰

‏حُسن ختام این بخش، روایتى است که مفضل از امام جعفرصادق علیه‏ السلام، از پدر بزرگوار و او از جدّش نقل نموده است که فرمود:

‏‏أنّ الحسن بن علی بن أبى ‏طالب کان أعبدالناس فی زمانه، و أزهدهم و أفضلهم، و کان إذا حجّ حجّ ماشیاً، و ربّما مشى حافیاً، و کان أذا ذکرالموت بکى، و اذا ذکرالقبر بکى، و اذا ذکر البعث و النشور بکى، و اذا ذکر الممرّ على الصراط بکى، و اذا ذکر العرض على الله ـ تعالى ذکره ـ شهق شهقةً یعشى علیه منها۳۱؛ امام حسن بن ‏على بن ابى ‏طالب علیهم ‏السلام در زمان خود عابدترین، زاهدترین و بهترینِ مردم بود؛ و با پاى پیاده و برهنه حج انجام مى ‏داد؛ و هر گاه از مرگ سخن گفته مى ‏شد، گریه مى‏ کرد و هر گاه ذکرى از قبر به میان مى‏آمد، مى ‏گریست. و زمانى که از قیامت نام برده مى ‏شد، اشک مى‏ریخت. و زمانى که از گذشتن پل صراط سخن به میان مى ‏آمد؛ گریه مى‏کرد؛ و هنگامى که عرضه شدن (اعمال) بر خدا به میان مى‏ آمد، از هوش مى ‏رفت به نحوى که همه چیز از ذهن و نظرش پوشیده مى ‏شد.

 

دلیل طولانی شدن سجده

نماز جماعت عشاء به امامت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برپا بود ولی برخلاف همیشه یکی از سجده‏های نماز بیش از معمول به طول انجامید، یکی از اصحاب گوید:

من سر از سجده برداشتم و با کمال تعجب دیدم که حسن بن علی علیه‏ السلام که در آن هنگام کودکی خردسال بود از دوش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بالا رفته و مشغول بازی شده است. دو مرتبه به سجده رفتم اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن قدر سجده‏ی خود را طولانی کرد، تا آن که حسن علیه‏السلام به میل و اختیار خود از دوش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پایین بیاید و آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بقیه نماز را اقامه نمود.

چون مسلمانان از نماز فارغ شدند به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شتافتند و متعجبانه پرسیدند:

ای رسول خدا! آن قدر سجده را طول دادید که ما گمان کردیم وحی بر شما نازل شده و یا حادثه‏ی خاصی رخ داده است

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: نه! بلکه فرزند دلبندم حسن علیه‏السلام بر دوش من سوار شده بود و من راضی نشدم که با کنار زدنش او را برنجانم، از این رو سجده را اندکی طول دادم."

 

ذکر امام در قرآن

ذکر امام حسن علیه السلام در قرآن : قرآن مجید مشتمل است بر یادکردی از شخصیت‌ها، از خوبان یا از بدان، لیکن این یادکرد گاهی همراه با ذکر نام است(همانند آنچه درباره موسی و فرعون ذکر شده است) و گاه فقط با توصیف، و بدون ذکر نام.( همانند آنچه درباره امام علی علیه‌السلام نازل شده است.) درباره امام حسن علیه السلام نیز آیاتی به صورت توصیف و بدون ذکر نام نازل شده است؛ همانند آیه تطهیر ، آیه ذوی القربی و آیه اولی الامر.

رابطه امام حسن علیه السلام و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم : امام حسن علیه السلام بیشتر از هفت سال با رسول خدا زندگی نکرد، ولی در همین مدت به شدت مورد عنایت آن حضرت بود و استفاده‏های علمی و تربیتی فراوانی برد. محبت رسول خدا به امام حسن بسیار فراوان بوده و آن حضرت، گاهی نوه‌اش را در کارهای بزرگی همانند بیعت رضوان و مباهله با نصارای نجران هم شرکت می‌داده است. رسول خدا درباره‌ی او تعریف و تمجیدهای فراوانی نموده است که امام بعدها به مناسبت‌های مختلف، از آنها برای معرفی شخصیت الهی خویش سود جست.

امام حسن و فاطمه زهرا سلام الله علیها امام حسن علیه السلام با مادر خود، فاطمه‌ی اطهر، رابطه‏ای عمیق و متعالی داشت. فاطمه گاه با فرزندش بازی‌های کودکانه می‌کرد و گاه با ملاطفت مادرانه او را به عبادات مستحب تشویق می‌نمود. حسن نیز گزارش سخنان رسول خدا را پیش از هر کس، از مسجد به مادر می‌رساند و گاه در عبادت مادر دقت می‌کرد و از آن درس‌ها می ‌گرفت.

این ارتباط صمیمی در اواخر عمر مادر اوج گرفت؛ تا آنجا که این دو به همراه هم و با تن و قلبی آزرده به زیارت قبر رسول الله و بقیع می‌رفتند و شگفت آن که این رابطه پس از ارتحال مادر نیز باقی ماند؛ به طوری که فاطمه پس از وفات دست‌های مجروح خویش را از کفن بیرون آورد و حسنش را در آغوش کشید. امام حسن نیز سال‌ها بعد در حضور دشمنانی همانند معاویه و مغیره بن شعبه مصیبت مضروب شدن مادر را یادآور شد.

امام حسن در دوران پیش از خلافت پدر: از این دوران اطلاع زیادی در دست نیست. فقط این مقدار مسلم است که امام علیه السلام در خدمت پدر بوده است؛ گاه از روی دلسوزی در تأمین رفاه پدر می‌کوشیده و گاه همراه او در برخی فعالیت‌های اجتماعی شرکت می‌کرده است ( همانند شرکت در شورای شش نفره‌ ی تعیین خلیفه پس از عمر و شرکت در بدرقه ابوذر به هنگام تبعید)، و گاه پاره‌ای مأموریت‌های مهم را از طرف پدر عهده‌دار بوده است (همانند آبرسانی به منزل عثمان در حال محاصره.) سیاست‌های عملی امام حسن علیه السلام کاملاً هماهنگ با پدر است، لذا همانند او در هیچ‌یک از جنگ‌ها و فتوحات پس از رسول خدا در تمام این دوره‌ 25 ساله شرکت ننموده است.

 

این مقال را با چند حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام به پایان می رسانیم:

 

 

احادیث امام حسن مجتبی در باب نماز و عبادت

 

1- امام حسن(ع): أَیهَا النّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَصَحَ لِلّهِ وَ أَخَذَ قَوْلَهُ دَلیلاً هُدِىَ لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ وَ وَفَقَّهُ اللّهُ لِلرَّشادِ وَ سَدَّدَهُ لِلْحُسْنى فَإِنَّ جارَاللّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خائِفٌ مَخْذُولٌ، فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللّهِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ.

هان اى مردم! كسى كه براى خدا نصیحت كند و كلام خدا را راهنماى خود گیرد، به راهى پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد و هدایت موفّق سازد و به نیكویى استوار گرداند، زیرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن خدا ترسان و بی یاور است و با ذكر بسیار خود را از [معصیت خداى] بپایید.

 

2- امام حسن (ع): أَللُّؤْمُ أَنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَةَ.

پستى آن است كه شكر نعمت را نكنى.

 

3- امام حسن (ع): مَنْ أَدامَ الاِْخْتِلافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصابَ إِحْدى ثَمان:آیةً مُحْكَمَةً وَ أَخًا مُسْتَفادًا وَ عِلْمًا مُسْتَطْرَفًا وَ رَحْمَةً مُنْتَظِرَةً وَ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الهُدى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْكَ الذُّنُوبِ حَیاءً أَوْ خَشْیةً.

هر كه پیوسته به مسجد رود به یكى از این هشت فایده می رسد:

1ـ نشانه اى استوار (فهم آیات الهى)

2ـ دوستى قابل استفاده

3ـ دانشى تازه

4ـ رحمتى مورد انتظار

5ـ سخنى كه به راه راستش كشد

6ـ یا سخنى كه او را از پستى برهاند

7ـ و ترك گناهان به خاطر شرم از خدا

8ـ یا ترك گناهان به خاطر خوف از خدا.

 

4- امام حسن (ع): إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَكىّ لَها، إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَریضَةِ فَارْفَضُوها.

به راستى هر كه عبادت را به خاطر عبادت طلب كند خود را تزكیه نموده است. هر گاه مستحبّات به واجبات زیان رساند آن را ترك كنید.

 

5- امام حسن (ع): إِذا لَقِىَ أَحَدُكُمْ أَخاهُ فَلْیقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.

هر گاه یكى از شما برادر خود را ملاقات كند، باید كه محلّ نور پیشانى (یعنى محلّ سجده) او را ببوسد.

 

6- امام حسن (ع): أُوصیكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ التَّفَكُّرِ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ أَبُو كُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ.

شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفكّر و اندیشه سفارش می كنم، زیرا كه تفكّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است.

 

7- امام حسن (ع) أَنـَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجِسْ فى قَلْبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ.

كسى كه در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نكند، چون خدا را بخواند، من ضامن اجابت دعاى او هستم.

 

8- امام حسن (ع)مَنْ عَبَدَ اللّهَ عَبَّدَ اللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْء.

كسى كه خدا را اطاعت و عبادت كند، خداوند همه چیز را مطیع او گرداند.

 

منبع :

- دانشنامه رشد

- تارنمای خبرنگاران

- بحر

- راسخون

 

  لينک های هفته             

 

ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

 

ویژه نامه ماه رمضان - مرکزاسلامی واشنگتن

 

تاریخ و ساعت شهرهای جهان به وقت محلی

 

ویژه نامه روز مقاومت اسلامی

 

پورتال مقالات مدیریت

 

پزشکان بدون مرز

 

خبریاب
سامانه اتوماتیک گردآوری خبر