ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و بیست و سه    

شنبه 5 شهریور 1390 26 رمضان 1432 27 آگوست 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلاَّ خَطَئًا وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَئًا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلاَّ أَن يَصَّدَّقُواْ فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَهُوَ مْؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةً فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللّهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا 92 وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا 93 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا 94  
ترجمه فارسي مکارم

 

هيچ فرد باايمانى مجاز نيست كه مؤمنى را به قتل برساند، مگر اينكه اين كار از روى خطا و اشتباه از او سر زند; (و در عين حال،) كسى كه مؤمنى را از روى خطا به قتل رساند، بايد يك برده مؤمن را آزاد كند و خونبهايى به كسان او بپردازد; مگر اينكه آنها خونبها را ببخشند و اگر مقتول، از گروهى باشد كه دشمنان شما هستند (و كافرند)، ولى مقتول باايمان بوده، (تنها) بايد يك برده مؤمن را آزاد كند (و پرداختن خونبها لازم نيست) و اگر از جمعيتى باشد كه ميان شما و آنها پيمانى برقرار است، بايد خونبهاى او را به كسان او بپردازد، و يك برده مؤمن (نيز) آزاد كند و آن كس كه دسترسى (به آزاد كردن برده) ندارد، دو ماه پى در پى روزه مى ‏گيرد اين، (يك نوع تخفيف، و) توبه الهى است و خداوند، دانا و حكيم است 92 و هر كس، فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است; در حالى كه جاودانه در آن مى‏ماند; و خداوند بر او غضب مى ‏كند; و او را از رحمتش دور مى‏سازد; و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است 93 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه در راه خدا گام مى‏زنيد (و به سفرى براى جهاد مى ‏رويد)، تحقيق كنيد! و بخاطر اينكه سرمايه ناپايدار دنيا (و غنايمى) به دست آوريد، به كسى كه اظهار صلح و اسلام مى ‏كند نگوييد: مسلمان نيستى‏ زيرا غنيمتهاى فراوانى (براى شما) نزد خداست شما قبلا چنين بوديد; و خداوند بر شما منت نهاد (و هدايت شديد)پس، (بشكرانه اين نعمت بزرگ،) تحقيق كنيد! خداوند به آنچه انجام مى ‏دهيد آگاه است 94

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت اسلامی از منظر امام علی (ع)

بخش چهارم

نویسنده : علیرضا تاجریان

 

۱۲) خدمت عاشقانه و توجه به محرومین

پس از پذیرش هر مسئولیتی مدیر باید تمام حسابگری های نفسانی را به کناری نهد و با تمام وجود خود را وقف انجام وظیفه نماید و بر خلاف کسانی که تصور می کنند، مدیریت یعنی دست از کار کشیدن و تنها نظاره گر بودن، و لذا آن را مقدمه تن پروری و راحت طلبی می پندارند، مدیر اسلامی باید در راه انجام مسئولیت خطیری که بر عهده گرفته همه هستی اش را در طبق اخلاص بگذارد. مدیر اسلامی باید بیشتر عشق و محبت خویش را متوجه مردم و محرومینی نماید که بدون هیچ توقعی بار مشکلات جامعه را به دوش می کشند و پایه های نظام اسلامی برا دوش آنان استوار است و در هنگام هجوم دشمنان ایثارگرانه جان خود را نثار می کنند. امام علی (ع) در فرمان خویش به مالک اشتر می فرمایند: مهر و محبت و احسان به رعیت را در دل بپرور، (تو که در لباس چوپانی) برای آنها درنده شکاری نباش که خوردن آنها را غنیمت دانی، آنها دو گروه بیش نیستند: یا با تو برادرند در دین یا در خلقت با تو برابرند.

و باز در جایی دیگر می فرمایند: اگر مدیر نیت پاک داشته و مردم از او آسوده خاطر باشند، تمامی اوقات روزش برای خدا صرف می شود و عبادت به شمار می آید.

 

۱۳) پیشگامی در کارها و تسریع در امور مردم

از جمله کارهایی که مدیر باید در آن پیشگام باشد، سرعت عمل در کار مردم و برطرف کردن مشکلات آنهاست. این امر علاوه برای اینکه موجب موفقیت و پیشرفت کارهای مدیر شده و از انباشته شدن امور جلوگیری می نماید، بلکه باعث جلوگیری از دلسرد شدن و نارضایتی و ناامیدی مردم نیز می شود. امام علی (ع) به مالک این گونه سفارش می کنند: از وظایف اختصاصی تو زمامدار و والی این است که نیازمندی های مردم را در همان روز که به اطلاعت می رسد مرتفع سازی.

 

۱۴) حافظ بیت المال بودن

یکی از مهمترین وظایف مدیر اسلامی این است که حافظ بیت المال مسلمین باشد. امام علی (ع) در این باره می فرمایند: بخشش زمامداران از خزانه مسلمین ستم و فساد است.

 

۱۵) وفای به عهد

یکی دیگر از وظایف و ویژگی های مهم مدیر وفای به عهد است. امام در منشور خود به مالک می فرمایند: اگر دشمن در پیکار و کشاکش جنگ پیشنهاد صلحی پسندیده داد هرگز رد مکن اگر مشکلی رخ داد که ناچار شدی با دشمن صلح برقرار کنی یا عهد یا میثاقی ببندی باید به پیمان خود وفادار باشی، قرارداد را با کمال درستی محترم شماری و جانت را سپر پیمان سازی.

 

۱۶) متین و ساده سخن گفتن

یک مدیر اسلامی باید در هنگام سخن گفتن، آنچنان ساده، سالم و قابل فهم سخن بگوید که در شنوندگان خستگی و ملال و نهایتاَ بی تفاوتی ایجاد نکند. باید از به کار به بردن اصطلاحات و کلمات و عبارات نامفهوم و پیچیده خودداری کند تا سنخنش به سادگی و به راحتی قابل فهم باشد. سخن وسیله ارتباط میان مدیر و کارشناس است. مدیر باید در فن خط و سخنوری تمرین نماید و فصیح صحبت کند.

امام علی (ع) در این زمینه می فرمایند: چه بسا کلامی که تاثیرش از تیرهای بران افزونتر است.

ادامه دارد ...

منبع : باشگاه تحلیلگران جوان آریا

 

  جمله مديريتی              

رمز پیروزی


رمز پيروزی، در دانش و توانمندی نهفته است، نه در بخت و اقبال.

مايكل همر
 

  حدیث مديريتی             

 

زكات فطره

 


 

امام صادق (عليه السلام) فرمودند:

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة؛
 
تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.

(وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5)

 

 

  طنز مديريتی              

قوانینی که نیوتن از قلم انداخت!

 

 

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

 

قانون تلفن:

اگر شما شماره ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

 

قانون تعمیر:

بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

 

قانون کارگاه:

اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرت ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

 

قانون معذوریت:

اگر بهانه تان پیش رئیس برای دیر آمدن، پنچر شدن ماشین تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین تان، دیرتان خواهد شد.

 

قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

 

قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می یابد.

 

قانون نتیجه:

وقتی می خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی کند، کار خواهد کرد.

 

قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

 

قانون تئاتر:

کسانی که صندلی آنها از راهرو ها دورتر است دیرتر می آیند.

 

قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.

 

 

  حکايت مديريتی            

آخر كار
End of the work

 

هر گاه تصمیم به كاری گرفتی، اول در اثر و نتیجه و عاقبت آن كار فكر كن و بیندیش.
 
مردی با اصرار بسیار از رسول اكرم ( ص ) یك جمله به عنوان اندرز خواست رسول اكرم ( ص ) به او فرمودند :
 
اگر بگویم بكار می بندی ؟
 -
بلی یا رسول الله !
 -
اگر بگویم بكار می بندی ؟
 -
بلی یا رسول الله
 -
اگر بگویم بكار می بندی ؟
 -
بلی یا رسول الله ؟
 
رسول اكرم بعد از اینكه سه بار از او قول گرفتند و او را متوجّه اهمیت كه می خواهد بگوید كرد ، به او فرمودند :
 
هر گاه تصمیم به كاری گرفتی، اول در اثر و نتیجه و عاقبت آن كار فكر كن و بیندیش، اگر دیدی نتیجه و عاقبتش صحیح است آن را دنبال كن و اگر عاقبتش گمراهی و تباهی است از تصمیم خود صرف نظر كن .

 

  تکنیک های موفقیت         

11 راهكار اصلی در مديريت زمان

نويسنده :  وحيد ارجمند

 

 1- مقدمه
 
بحث مديريت زمان سال هاست كه ذهن افراد و صاحب نظران گرايش هاى مختلف خصوصاً علماى مديريت را به خود مشغول كرده است و تاكنون دوره هاى آموزشى و سمينارهاى تخصصى فراوانى در رابطه با مديريت زمان برپا شده است اما سؤالى كه مطرح است اين است كه آيا واقعاً ما توانسته ايم بر زمان احاطه پيدا كرده و آن را تحت كنترل خود درآوريم؟
 
 
مفهومى كه در مديريت زمان همگان از آن غافل مانده اند اين است كه ما بايد خود را اداره كنيم نه زمان را. زيرا در حقيقت زمان اداره ناشدنى است و در حال گذر است و اين ما هستيم كه بايد از زمان به درستى استفاده كرده و از آن بهره ببريم. بنابر نظر برخى از علماى مديريت، مديريت زمان در واقع همان مديريت بر خويشتن است و جالب است بدانيد كه مهارت هايى كه ما براى اداره كردن ديگران نياز داريم همان مهارت هايى است كه براى اداره كردن خود به آن نيازمنديم و از آنها بهره مى بريم مانند توانايى هاى مديريت و برنامه ريزى، رهبرى كنترل، مديريت منابع و غيره.
 
 
شناخت درست و به موقع عواملى كه وقت ما را هدر مى دهند بسيار مهم است چون بدين ترتيب راه درمان بيمارى اتلاف وقت را كوتاه خواهيم كرد. بد نيست اندكى با خود تأمل كرده و از خود بپرسيم كه وقت روزانه ما صرف چه امورى مى شود؟
 
 2-
راهکارهای اصلی مديريت زمان
 
شما به طور قطع مقالات و كتب فراوانى را در رابطه با مديريت زمان مطالعه كرده ايد اما ما در اينجا با عنوان كردن ?? كليد اصلى در مديريت زمان سعى داريم كه شما را بلافاصله به هدف نهايى خود كه همان از دست ندادن زمان و مديريت صحيح وقت است هدايت كنيم. پس با ما همراه شويد.
 
 2-1-
مديريت زمان دانش شخصى است
 
همان گونه كه شبانه روز مقدار مشخص و ثابتى از زمان را به خود اختصاص مى دهد و هيچ گاه كمتر و يا بيشتر از ?? ساعت نخواهد شد و اين اصل را ما در زندگى خود پذيرفته ايم بايد اين نكته را نيز بپذيريم كه اين ما هستيم كه بايد زمان خود را تنظيم كنيم. ما هرگز نمى توانيم اين ?? ساعت را افزايش و يا كاهش دهيم اما با برنامه ريزى صحيح مى توانيم بهره خود از اين زمان معين را بيشتر كنيم.
 
 2-
2 - نشتى هاى زمان را بيابيد
 
همواره به دنبال نشتى هاى زمان باشيد و ببينيد كه زمان شما در كجاها بيشتر هدر مى رود و پس از يافتن اين زمان ها سعى در كنترل آن داشته باشيد و سعى در اختصاص آن براى كارهاى گوناگون داشته باشيد.
 
 2-
3 - به دنبال اهدافى از مديريت زمان باشيد
 
اولين گام در مديريت زمان حذف كردن اوقاتى است كه به صورت بى رويه هدر مى رود. اگر شما موفق به حذف اين زمان ها شديد بدانيد كه اولين گام را در اين راه برداشته ايد.
 
 2-
4 - الگوبردارى از طرح مديريت زمان
 
همواره سعى در الگوبردارى از يك برنامه مديريت زمان داشته باشيد و در طرح الگوبردارى شده اهداف و اولويت هاى خود را بنويسيد و آنها را مرتب كنيد و سپس اولويت هاى غيرضرورى را حذف كنيد و سپس اهداف بلندمدت و ميان مدت خود را نيز شناسايى كرده و سعى در به انجام رساندن آن داشته باشيد. اين اهداف تعيين شده بايد دست يافتنى و در عين حال آرمانى باشد تا سبب تحريك شما براى تلاش و كوشش شود و اين نكته را فراموش نكنيد كه هيچ گاه سعى در كپى بردارى از ساير طرح ها نداشته باشيد.
 
 2-
5 - استفاده از ابزارهاى كمكى در مديريت زمان
 
همواره سعى در استفاده از تكنولوژى هاى روز در زمينه برنامه ريزى براى مديريت زمان خود داشته باشيد. استفاده از نرم افزارهاى رايانه اى و نيز امكانات گوشى هاى همراه از اين نكات است. به عنوان نمونه آيا شما تا به حال از Reminder تلفن همراه خود استفاده كرده ايد؟
 
 2-
6 - اولويت بندى
 
به صورت روزانه و هفتگى كارهاى خود را اولويت بندى كنيد تا در زمان شما صرفه جويى شود.
 
2-7 - استفاده از تفويض اختيار
 
از اصل تفويض اختيار در كارهاى غيرضرورى همواره استفاده كنيد و هيچ گاه سعى در تك روى در انجام امور نداشته باشيد و بدانيد همواره كسانى هستند كه توانايى انجام صحيح كارهاى مورد نظر شما را دارا مى باشند. پس بعضى از كارها را بر عهده آنها گذاشته و خودتان را مشغول امور كم اهميت نكرده و صرفاً به امور كليدى بپردازيد.
 
 2-
8 - از انجام كارهاى تكرارى بپرهيزيد
 
سعى در انجام امور تكرارى نداشته باشيد و سعى كنيد كارهاى تكرارى را مانند كارهاى كم اهميت به ديگران واگذار كنيد.
 
 2-
9 تعيين محدوده زمانى
 
براى كارهاى زمان بر يك حداكثر زمان را در نظر گرفته و پس از پايان زمان تعيين شده كار مورد نظر را تعطيل كرده و به هيچ وجه ديگر به آن نپردازيد و ادامه كار را به روز آينده و زمان تعيين شده بعدى موكول كنيد.
 
 
2-10 - سازماندهى سيستم ها
 
در انجام امور روزانه از سيستم هاى موجود و كارا استفاده كنيد و سعى در تغيير سيستم ها از سيستم هاى سنتى به سيستم هاى جديد داشته باشيد، هرگز از يك سيستم قديمى به دليل عادت كردن به آن حمايت نكرده و همواره به دنبال سيستم هاى جديد و بهره ور باشيد و براى انجام كارهاى خود حتماً از يك الگوريتم استفاده كنيد. يعنى مراحل انجام كار را در لحظات بيكارى پيش خود مرور كرده و سعى كنيد حالات نفى سيستم را نيز پيش بينى كرده و از قبل براى آن راه حلى بينديشيد و نه در موقع بروز اين گونه از عوامل.
 
 2-
11 - از انتظار بيهوده بپرهيزيد
 
همواره در جلسات و قرار ملاقات ها به موقع حاضر شويد و از ديگران نيز چنين انتظارى داشته باشيد و مطمئن باشيد كه وقت اضافى براى هدر دادن نداريد و در صورت هدر رفتن اين گونه از وقت ها ديگر قابل جايگزينى نيستند و در انتها هيچ گاه فراموش نكنيد كه زمان ارزشمندترين سرمايه براى هر فرد، گروه و سازمان است كه با ديگر سرمايه ها به هيچ عنوان قابل مقايسه نيست، اين سرمايه غيرقابل خريدارى و نيز غيرقابل توليد است. پس بايد به خوبى از آن مراقبت و محافظت به عمل آورد.

 

  نکات مدیریتی             

همین امروز استعفا دهید

 

هر چند دلایل زیادی برای ترک خدمت وجود دارد، اما سه دلیلی كه طبق آنها شما بهتر است همین امروز از شغل خود استعفا دهید عبارتند از:
 
 
1. شغل خود را دوست ندارید.

آیا براستی فارغ از میزان پرداخت و عنوان شغل از كارتان خرسند هستید؟ اگر پاسخ منفی است بدانید كه زندگی برای اتلاف آن به شما ارزانی نشده است.
 
 2.
چیزی از آن یاد نمی گیرید.

اگر شما بطور مستمر  مهارت و دانش خود را افزایش نمی دهید از نظر كارفرما فرد مناسبی برای آن كار نیستید. هرگز ضرب‌المثل توانا بود هر كه دانا بود را فراموش نكنید.


 3.
مدیرتان شما را محدود می كند.

اگر مافوق شما باعث عدم رشد توانایی شما شده است، دیگر وقت آن است كه آنجا را ترک كنید؛ زیرا در آن سازمان راهی به بالا نخواهید یافت.

 

 

 

  مقاله مدیریتی             

كاركنان خود را نگه داريد
 نگهداری كاركنان در مديريت منابع انسانی

نويسنده : مهشيد باستانی پورمقدم

 

در این مقاله نكاتی چند در مورد نگهداری نیروی انسانی سازمان ارائه می شود.
 
شتاب تغییرات دنیای امروز، باعث شده است روند حركت ها خطی نبوده و الزاماً آینده در راستای گذشته نباشد. از سویی، تجارب گذشته زمانی می ‌تواند چراغ فراروی آیندگان باشد كه رفتارها و اتفاقات، تكراری و قابل پیش‌بینی باشند.

یكی از زمینه‌های پرچالش امروز جوامع، ‌مدیریت است و چگونگی مدیریت بر نهادها و سازمانها نیز موضوع روز در بسیاری از محافل علمی در میان اندیشمندان است. از آنجایی كه بسترسازی به منظور رفع مشكلات و موانع رشد سازمان‌ها اصولاً با تغییرات بنیادی زمانبر و هزینه ‌ساز امكان‌پذیر نیست مدیران به تفكر درباره آسانترین و بهترین راه ‌كارها برای رشد و توسعه سازمان های خود می ‌پردازند. محیط‌ های سازمانها نیز همانند محیط‌های اجتماعی پیاپی در تلاطم و تغییرند و دریافت‌های گوناگونی كه برای مدیریت بر سازمانها عرضه می‌شوند، پیوسته رو به كاستی و نارسایی ‌اند.
مدیرانی كه متفكرانه می ‌اندیشند و همواره دغدغه سازمان را در سر می ‌پرورانند، همیشه در پی كشف این نكته ‌اند كه چه رویه‌هایی را به‌ كار ببرند تا كارمند و كاركنانشان همواره شخصیت واقعی خود را ابراز كنند و رفتاری متناسب با سطح سازمان خود بروز دهند.
مدیران مؤثر علاوه بر رها سازی خود از محدوداندیشی تلاش می‌كنند به محیط‌ های وسیع‌ تر از سازمان خود فكر كنند و علاوه بر دغدغه‌های مربوط به مسئولیت سازمانی خود، به مسئولیت‌های اجتماعی نیز می ‌اندیشند و نسبت به رویدادها و اتفاقات پیرامون خود حساسیت‌های خاصی از خود نشان می‌دهند و از تماس رویدادها تا حد امكان به نفع سازمان و افراد آن بهره ‌برداری می‌كنند. اما كدام گروه از كاركنان شایستگی‌های لازم را دارند؛ كدام دسته از آنان مدیر را در جهت رسیدن به اهداف درون و برون سازمانی كمك بیشتری می‌كنند؟ شاید منظور از اهداف برون سازمانی برای مدیران برای همه واضح نباشد!‌ گسترش و توسعه روزافزون مسایل مربوط به سازمانها سبب می‌شود كه مدیران از جزئی‌نگری و محصور شدن در اهداف درون سازمانی‌ رهایی یافته و اهداف جامعه و كشور را در ابعاد وسیع فراروی خود قرار می‌دهند. احساس مسئولیت برای مدیران، دیگر فقط مربوط به كاركنان تحت پوشش نیست و از لغات سطحی و صرف نظیر نظارت، كنترل و... نمود بیشتری پیدا كرده و خدمت به مردم و پاسخ گویی و مهرورزی به عنوان یك وظیفه و یك امر خطیر مورد توجه مدیران و مسئولان امروز قرار گرفته است.
 
مشكلات جامعه اكنون در تمامی سازمان ها به عنوان بخشی از مشكلات عمده محسوب می‌شوند و مدیران با تمام وجود سعی می ‌كنند به حل و فصل گوشه‌هایی از آنها بپردازند و بعضاً بخشی از امكانات مالی و انسانی خود را نیز در همین مسیر به خدمت بگمارند. كمك به حل مسائل و مشكلات گاهاً ملی نظیر آلودگی محیط و بعضاً بین ‌المللی نظیر كمك به ‌آسیب‌دیدگان جنگی اعم از كودك و زن و مرد از جمله وظایف و تعهداتی است كه سازمانهای هرچند نامرتبط تلاش می‌كنند در جهت حل رفع حداقل بخشی از آنها كمك ‌رسانی نمایند.
در این مسیر و با این نگرش، كدام گروه از كاركنان در سازمانها می‌توانند بازوهای ‌توانمند و كمك‌های فكری مفید برای مدیران باشند. كدام دسته از كارمندان در جهت پیروزی و رسیدن به اهداف مدیران تلاش می‌كنند و به‌راستی مدیران چگونه می‌ توانند پس از استخدام و جلب و جذب كارمندان آنهایی را كه قابلیت و شایستگی‌های ویژه‌ ای دارند نگهدارند و از خدمات آنها مدتها در جهت اهداف سازمان بهره ببرند.
 
بسیاری از مدیران صادقانه اذعان می‌كنند به ‌درستی نمی‌دانند به ‌رغم آگاهی از اهمیت حضور كاركنان هوشمند در سازمان، چگونه آنها را در سازمان نگه دارند؟ و به واقع اظهار می‌كنند راه و روش دقیقی برای شناسایی، نگهداری و تمركز بر این دسته از كاركنان را تجربه نكرده‌اند.
 
كاركنان دلسوز و هوشمند در واقع خون سرخ و ارزشمند سازمانها محسوب می ‌شوند كه در صورت شناسایی و تقویت آنها قلب تپنده سازمان همواره بانشاط و سرزنده است و در صورت عدم شناسایی و كشف یا احیاناً اجحاف و كوتاهی در حق آنها سازمان، رمق و توان خود را روز به روز از دست می ‌دهد.
 
مدیران برجسته گاهی برای كشف راه‌های علمی نگهداری كارمندان هوشمند به مهندسی دوباره سازمانها دست می‌زنند و با نوسازی و بازسازی روش‌ها و رویه‌ها در جهت شناسایی و نگهداری این گروه از كاركنان گام برمی ‌دارند.
 
مدیران برجسته به دنبال كاركنان هوشمند می ‌گردند و آنها را می‌یابند و تلاش می ‌كنند با استفاده از بهترین راه‌ها، آنان را جذب و نگهداری كنند. آنان معمولاً بر اساس سطح دركشان از مسائل و مشكلات، به انتخاب استراتژی‌های مؤثر دست می ‌زنند. هرچه مشكلات اجتماعی را بیشتر و عمیق‌تر درك كنند، استراتژی‌هایی كه انتخاب می‌كنند، مشاركت جویانه ‌تر است. آنان به دنبال كاركنانی می‌گردند كه متعهد ‌ترند و از مسئولیت‌ها نمی‌ گریزند.
 
اصولاً سازمانها نیز مسئولیت‌هایی را برعهده دارند.

مسئولیت‌های سازمانها در نوعی از تقسیم‌ بندی‌ها به 4  دسته طبقه‌ بندی می‌شود.

(الف) مسئولیت‌های ملی.

) مسئولیت‌های اخلاقی.

(ج) مسئولیت‌های حقوقی.

) مسئولیت‌های اقتصادی.

 سازمانها به ‌طور اعم به عنوان نهادهای اجتماعی كه فعالیتهایشان بر روی بخش‌های مختلف جامعه اثرگذار است، از مسئولیت‌های اجتماعی نیز برخوردارند.
 
مدیران هوشمند و مسئولانی كه در رأس سازمانها مدیریت می‌كنند، می‌دانند كه برای تصمیم‌ گیری هایشان علاوه بر عوامل مؤثر اقتصادی و اجتماعی باید بصیرت كافی نسبت به عوامل بی ‌شمار پیرامون خود داشته باشند و این امر تنها با داشتن كاركنانی آگاه و هوشیار میسر خواهد بود.
 
در شناخت كارمندان هوشمند و برجسته امروز شاخص‌های موفقیت دیگر صرف سودآوری آنان نیست، بلكه بسیاری از توانایی‌های آنان در قالب مهارت‌های به ‌كار گرفته شده سنجیده می‌شود. كاركنانی كه از مهارت‌های ارتباطی، سیاسی، تحلیلی، اجتماعی و سایر مهارتها در كنار معرفت، شناخت، تجربه و دانش خود به نفع اهداف سازمان استفاده می‌ كنند به‌مراتب موثرتر از كاركنانی هستند كه روزها، ساعت ها و دقایقشان را در سازمان به بطالت می‌ گذرانند و اصولاً آهسته می ‌روند و آهسته می‌آیند تا خطری تهدید شان نكند.
 
مدیران نیز كارمندانی را كه از هوشمندی لازم در گوش دادن به رهنمودها و راهنمایی‌ها برخوردار باشند و تمركز بیشتری بر پیامدهای احساسی و مشاركت‌ها و مشاوره‌ها داشته باشند، ترجیح می ‌دهند. بسیاری از مدیران در گزینش كارمندان و كاركنان خبره به هوشمندی آنها بهای بیشتری می‌دهند و طی یك برنامه منسجم و مدون می ‌كوشند هوشمندی‌های نهفته آنان را به عمل و نتیجه تبدیل كنند ولی مراقبند با افزایش بی‌رویه توجه و اعطای اختیارات نامحدود به توان‌افزایی غیرعلمی آنان دست نزنند. زیرا این كار به نابودی ارزش‌های سازمان منجر می‌شود (و بر طبق یك اصل، لطف بیش از اندازه حق ایجاد می ‌كند و سبب می‌شود آنان بی‌دلیل امتیازات بعدی را طلب كنند.)
 
مدیران كارآمد سعی می‌كنند هوشیارانه بر توانمندی‌های كاركنان تكیه و تمركز نمایند و در حقیقت كاستی‌های آنان را مدیریت كنند و هوشمندی‌های اندیشیدن و كوشیدن را در تمامی كاركنان تقویت كنند.
 
مدیران موفق اصولاً بر توانمندی‌ها و نقاط قوت افراد تكیه و تمركز می‌كنند و با تدبیر نقاط ضعف و كاستی‌های كاركنان (خصوصاً كاركنان شایسته ‌تر) را شناسایی كرده و سعی می‌كنند تك تك افراد را به انسانهای كاملی تبدیل كنند تا هوشمندی‌های آنان در ابعاد مختلف بروز نماید.
 
همچنین تلاش می‌كنند در هریك از كاركنان انگیزه بیافرینند و در عمل به آنان بیاموزند چگونه با دیگران ارتباط برقرار كنند و چگونه خود را باور كنند و نیروهای مثبت درون خود را چگونه آزاد نمایند و كاستی‌های خود را چگونه شناسایی كنند و چگونه و با استفاده از چه راه‌كارهایی به اصلاح آنها بپردازند و چه‌طور با كوشش و پایداری در به‌دست آوردن یك مهارت یا یك آگاهی تلاش كنند.

مدیران بزرگ و برجسته همواره به فعال كردن كارمندان خود از بهترین راه ها فكر می‌ كنند و به هریك از كاركنان نقش‌هایی را می‌ سپارند كه برای انجام آن ساخته شد‌ه‌اند. كاركنانی را كه سابقه حسابداری دارند به امور مالی و كسانی كه شیفتگی كار اجرایی دارند، به كار اجرایی راهنمایی می‌كنند. كارهای بزرگ را به كارمندان بی‌مایه و كارهای كوچك را به كاركنان شایسته نمی‌سپارند. افراد پرتكاپو، خودباور و خوش ‌سخن را كه تیزبینی‌های ویژه‌ای هم دارند، برای برقراری ارتباط با سایر نهادها و حضور در مجامع ملی و بین‌المللی آماده می‌كنند و شجاعانه از آنان كه نه دلسوزی دارند نه مایه‌ای در كار و تلاش و نه هوشمندی و علاقه‌ای اگر نقش مناسبی در سازمان نیافتند محترمانه عذرخواهی می‌كنند.
 
مدیران برجسته تک ‌تک كاركنانشان را می‌ شناسند و یا حداقل این اصل را مورد توجه قرار می‌دهند كه هر انسانی، فرد ویژه‌ای است و با هر كسی، باید به روش خاصی رفتار كرد.
 
هریك از كاركنان افكار ویژه‌ای دارند و از این ‌رو انتظارات نیز باید از آنان همان‌گونه باشد. از سویی وقت‌گذاری برای كاركنان نیز باید به میزان هوشمندی و بهره ‌وری آنان باشد.
 
مدیران برجسته بیشترین وقت خود را با بهترین افراد خود می‌گذرانند. كاركنانی كه برای پیشبرد اهداف سازمان و كارهای واگذار شده ناچار به سخت‌كوشی هستند پیوسته به مدیر و راهنمایی‌های او نیاز بیشتری پیدا می‌كنند و بدون پشتیبانی‌های مدیر ممكن است ضربه‌های سختی بخورند. پس بهترین مدیران، وقت زیادی را با كاركنان برجسته‌شان می‌گذرانند. از آنان می‌آموزند و به آنها آموزش می‌دهند و به‌جای بررسی و‌اماندگی‌ها، به پژوهش در برتری‌ها می‌پردازند.
 
كاركنان برجسته نیز همواره از حد میانگین گذشته‌اند و توان خود را در بسیاری از موارد نشان داده‌اند. آنان همیشه شایستگی خود را نشان می‌دهند و ثابت كرده‌اند كه جای رشد فراوان دارند و خوب است كه مدیران فكر و وقت بیشتری برای آنان صرف كنند.
 
مدیران مؤثر و برجسته، راه را برای پیشرفت كاركنان شایسته باز می‌كنند و اسباب رشد و تقدیر به ‌موقع آنها را هموار می‌كنند و برای آنها ترفیع در نظر می‌گیرند و تمهیدات لازم جهت اعطای پاداش‌های درخور كاركنان تلاشگر را فراهم می ‌كنند و در نهایت مدیران برجسته و مدبر می‌دانند هریك از كاركنان اكسیژن ویژه‌ای تنفس می‌كنند. آنچه برای یكی از كاركنان جان‌بخش و روح‌افزا است ممكن است برای دیگری خفه كننده باشد. باید با تنظیم نشست‌های منظم به بررسی ریزه‌كاری‌های سازمان و شناخت دقیق یكایک افراد دست بزنند و با توجه ویژه به چشم‌ اندازهای جامعه و سازمان همواره از فرصت‌ها در شناسایی، جذب، نگهداری، رشد، توسعه و پرورش نیروهای سازمان به بهترین نحو استفاده كنند.
 

منبع : پیک مدیران

 

  کلید هدایت               

یتیم‌ نوازی

 

کلام حق

أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَى وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ. (ضحی: 6 ـ 9)

مگر نه تو را یتیم یافت؛ پس پناه داد؟ و تو را سرگشته یافت؛ پس هدایت کرد؟ و تو را تنگ‌دست یافت و بی‌نیاز گردانید؟ و [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار.

 

إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا. (نسا: 10)

آنان که دارایی‌های یتیمان را به ستم می‌خورند، جز این نیست که در شکم خود آتش می‌انبارند و زود است که در آتش برافروخته درآیند.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

با یتیم چون پدر، مهربان باش. (نهج الفصاحه، ص 640)

کسی که یتیمی را در خاندان خود نگه‌داری کند و از هر جهت در پرورش او بکوشد تا دوران کودکی‌اش سپری گردد و از سرپرستی بی‌نیاز شود، با این عمل، خداوند بهشت را بر او واجب می‌کند. (الحدیث، ج 3، ص 397.)

 

حضرت امیر

طفل یتیم را مانند فرزند خودت تربیت کن و هر دو را به ‌طور یکسان از وسایل پرورش و برنامه تأدیب بهره‌مند ساز. (همان، ص 401)

 

آن ‌که از روی ستم و به ناروا، مال یتیم را حیف و میل می‌کند، فرجام کار خود را خواهد دید. وبال و مکافات این کار زشت او در دنیا گریبان‌گیر نسل او و در عالم آخرت دامن‌گیر خود اوخواهد شد. (پاداش نیکی‌ها و کیفر گناهان، ص 590)

 

امام صادق

هر کس مال یتیمی را به ناروا بخورد، خداوند کسی را بر او یا فرزندانش مسلط می‌سازد که همان ستم را روا دارد. (همان، ص 592)

 

قند پارسی

دل شکسته که مرهم نهد دگر بارش؟           یتیم خسته که از پای برکند خارش؟

                  (سعدی)

 

خاطر ایتام را دریاب نیز                        تا تو را پیوسـته حـق دارد عزیز

(عطار نیشابوری)

 

چو بینی یتیمی سرافکنده پیش                           مده بوسه بر روی فرزند خویش

یتیم ار بگرید که نازش خرد؟                           وگر خشم گیرد که بارش برد؟

الا تا نگرید که عرش عظیم                             بلرزد همی چون بگرید یتیــم

       (بوستان سعدی)

 

ز راه درد توان یافت دردمندان را                      پور نمرده چه قدر یتیم می ‌داند؟

          (صائب تبریزی)

 

یکی خار پای یتیمی بکند                          به خواب اندرش دید صدر خجند

همی گفت و در روضه‌ها می ‌چمید              کزان خار بر من چه گل‌ها دمید

            (بوستان سعدی)

 

چون یتیمی را کسی گریان کند                          مالک اندر دوزخش بریان کند

      (عطار نیشابوری)

 

حدیث دیگران

شکسپیر: نشان حقیقی اصالت و علو شأن، نوازش و ترحم [یتیم] آمیخته با خوش ‌رویی است.

 

گر نکته‌ دان عشقی، بشنو تو این حکایت

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی                      فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودک یتیم:                      کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست

آن یک جواب داد: چه دانیم که چیست                 پیداست آن ‌قدر که متاعی گران‌ بهاست

نزدیک رفت پیر زنی گوژپشت و گفت:              این اشک دیده من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است           این گرگ سال‌هاست که با گله آشناست

آن پارسا که ده خِرَد و ملک، رهزن است           آن پادشاه که مال رعیت خورد، گداست

بر قطره سرشک یتیمان نظاره کن                    تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست

(پروین اعتصامی، کلیات دیوان اشعار، تهران، کتاب نمونه، 1370، ص 180)

 

 

دانستنیها                          

شغل سابق تعدادی از مشاهیر جهان

 

فکر می کنم بریتان جالب باشد که بدانید افراد سرشناس و مشهور قبل از رسیدن به شهرت چه شغلی داشتند و چه کار می کردند، اگر برایتان جالب است، مطالب زیر را حتما بخوانید:

 

آلبرت انیشتین: فیزیکدان , منشی اداره ثبت اختراعات

الویس پریسلی: خواننده , راننده کامیون  

امیر کبیر: صدر اعظم ناصرالدین شاه , آشپز

او هنری: نویسنده , گاوچران

جرالد فورد: رئیس جمهور آمریکا ,  مانکن لباس مردانه

جوزپه گاریبالدی: انقلابی ایتالیایی , ملوان

جیمی کارتر: رئیس جمهور آمریکا ,  بادام کار

رونالد ریگان: رئیس جمهور آمریکا , هنرپیشه سینما

شون کانری: هنرپیشه سینما ,  بنا و راننده کامیون

کلارک گیبل: هنرپیشه سینما ,  چوب بر

ویلیام فالکنر: نویسنده ,  نقاش ساختمان

گاندی: رهبر فقید هند ,  وکیل دادگستری

جرج واشنگتن: اولین رئیس جمهور آمریکا ,  کشاورز

نادر شاه افشار: موسس سلسله افشاریه ,  پوستین دوز

یعقوب لیث: سر سلسله صفاریان , رویگر

فرخی سیستانی: شاعر مشهور ایران , کارگر- کشاورز

مایكل دل: موسس و رییس شركت سهامی كامپیوتری DELL در یك رستوران چینی ظرفشور بود و ساعتی 2/5 دلار دستمزد می‌‌گرفت. او از این تجربه‌اش به نیكی یاد می ‌‌كند و می‌‌گوید: (بهترین بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر كمی زودتر به رستوران می‌‌رفتم می‌‌توانستم نهایت استفاده را از او بكنم. او به كارش افتخار می‌‌كرد و به هر كسی كه از در رستورانش وارد می‌‌ شد اهمیت می‌‌ داد. 

شون (دیدی) كومب: هنرپیشه و خواننده آمریكایی (روزنامه‌ پخش ‌كن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شاید هرگز فكر نمی ‌‌كرد این شغل آغازی برای رسیدن به وضعیت كنونی اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود. 

پول پوت كامبوجی : قبل از این ‌كه یك خیانت‌ كار جنگی معروف و جهانی شود، (سالوت سار) نام داشت. او در جوانی در رشته نجاری و مهندسی رادیو تحصیل می‌‌ كرد و بالاخره یك (معلم) شد و در یك مدرسه خصوصی در (پنوم پن) تدریس می‌‌ كرد ولی به خاطر گرایش به كمونیسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پول ‌پوت) تغییر داد و عضو فدایی حزب كمونیسم كامبوج شد. سال‌ها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال حكمرانی بیش از یك میلیون كامبوجی را كشت.

اوپرا وینفری: مجری سرشناس آمریكایی در (می ‌‌سی ‌سی ‌پی) به دنیا آمد. پدر و مادرش بیش از حد جوان بودند و به همین خاطر مادربزرگش به او رسیدگی می‌‌كرد. او از سه سالگی خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به كلیسای محلی فرستاد. او می‌‌ توانست آیات انجیل را به خوبی از حفظ بخواند. در شانزده سالگی یك روز در مسابقه رادیویی شركت كرد و برنده یك ساعت مچی شد. وقتی برای گرفتن جایزه خود به ایستگاه رادیویی شهر رفت، مطلبی را برای تهیه ‌كنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد.

آدولف هیتلر: در كودكی به مدرسه كلیسا می‌‌رفت و آرزو داشت كشیش بشود ولی در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بیرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولی به دلیل بدقول بودن دو بار از آكادمی هنرهای زیبای وین اخراج شد. آدلف خسته، تنها، جوان و غمگین شب‌ها را در پانسیون می‌‌گذراند و برای پول درآوردن (نقاشی) می‌‌كرد و كارت پستال می ‌‌كشید. اگر جنگ جهانی اول شروع نمی ‌‌شد شاید او یک نقاش شكست ‌خورده می‌‌ شد.

ولی پس از شروع جنگ هیتلر قلم را كنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پیوست. او آنقدر از جنگ لذت می‌‌برد كه چند سال بعد تصمیم گرفت یك جنگ دیگر به راه بیندازد.

سیلوستر استالونه: همیشه آدم خشنی بود. او زمانی (جاروكش قفس شیرها) بود. در پانزده سالگی همكلاسی‌هایش می‌‌ گفتند او بیش از همه احتمال دارد كه زندگیش را روی صندلی الكتریكی به پایان برساند. او بعدها با فیلم (راكی) به شهرت جهانی دست یافت.

دن براون: نویسنده رمان معروف (رمز داوینچی) كه قبل از ساخته شدن، فیلم آن به زبان‌های مختلف ترجمه شده بود، در یک دبیرستان به (تدریس) مشغول بود.

جنیفر لوپز: مدتها قبل از آنكه به خوانندگی روی آورد و تبدیل به یك ستاره شود هر روز لباس ساده‌ ای بر تن می‌‌كرد و به دادگستری می ‌‌رفت تا به شغل خود بپردازد چون او یك (مشاور قضایی) بود.

بنیتو موسولینی: دیكتاتور فاشیست ایتالیایی  برای یک روزنامه كار می‌‌ كرد و داستان دنباله‌ دار می‌‌ نوشت. یكی از داستان‌های او (معشوقه كاردینال) نام داشت كه داستان اندوه بار یک كاردینال قرن هفدهمی و معشوقه ‌اش را بیان می ‌‌كرد.

بیل گیتس: در عمارت كنگره آمریکا در واشنگتن (پادو) بود.

ویلیام واتكینز:  رییس فعلی تكنولوژی Seagate در شیفت شب یک بیمارستان روانی كار می ‌‌كرد. كار او این بود كه مراقب بیمارانی كه از كنترل خارج می‌‌شدند باشد.

بیل موری: كمدین آمریكایی بیرون یك بقالی می‌‌ایستاد و شاه بلوط می‌‌فروخت. او مدتی نیز پیتزا‌فروشی كرده است.

راش لیمبو: مجری معروف رادیویی آمریكا كفش واكس می‌‌زد. 

رابین ویلیامز: هنرپیشه و كمدین معروف و محبوب هالیوود پانتومیم خیابانی اجرا می‌‌كرد.

تامی هیل فایگو: از طراحان بنام و معروف لباس كه لباس‌های طرح او امروزه بر تن بسیاری از اهالی سرشناس هالیوود دیده می‌‌شود، زمانی كه هیچ فروشنده‌ای حاضر نشد شلوارهای جین طرح او را در مغازه‌اش بگذارد و به فروش برساند در كنار خیابان و پشت یك وانت آنها را می‌‌فروخت.

جری سینفلد: كمدین، هنرپیشه و نویسنده آمریكایی تلفنی لامپ می ‌‌فروخت.

دمی مور: كه سال‌هاست دوستدارانش برای گرفتن امضا از او هم به او دسترسی ندارند؛ زمانی برای یك مغازه ظروف كرایه كار می ‌‌كرد.

براد پیت: شوهر سابق جنیفر انیستون و همسر فعلی آنجلینا جولی یخچال حمل می‌‌‌كرد.

گارت بروكس: چند ماه قبل از این‌كه ركورد جهانی را در موسیقی بشكند، فروشنده یك مغازه چكمه ‌فروشی بود.

جك نیكلسون: بازیگر قدیمی هالیوود در پستخانه كار می ‌‌كرد.

استفان كینگ: نویسنده، در یك مدرسه (سرایدار) بود و وقتی داشت كمدهای دانش‌آموزان را تمیز می‌‌كرد داستان اولین رمانش به ذهنش خطور كرد.

هریسون فورد: نجاری می كرد و به این كار خیلی علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتی داشته باشد به چوب و نجاری روی می ‌‌آورد.

 

منبع : www.champhouse.blogfa.com

 

  مباحث فرهنگی            

روز مبارزه با تروریسم

 

روز هشتم شهریور كه درتقویم كشورمان روز مبارزه با تروریسم نام دارد، مصادف است با عملیات كم سابقه تروریستی مقامات ارشد كشورمان كه به شهادت رییس جمهور و نخست وزیر كشورمان و تنی چند از همراهان آنها انجامید.  

این اقدام تروریستی كه به دست عوامل ضد انقلاب وابسته به گروه های جاسوسی و اطلاعاتی غرب و با هدف مقابله با اراده انقلابی ملت ایران و فروپاشی نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران انجام شد ، در میان سایر عملیات های تروریستی به دلیل شهادت نفرات اول و دوم دستگاه اجرایی یك كشور كاملا بی سابقه به شمار می آید.

 

تعریف ترور

در فرهنگ سیاسی، ترور از ریشه لاتین Terror به معنای ترس و وحشت گرفته شده و به رفتار و اعمال فرد یا گروهی اطلاق می‏شود که از راه ایجاد ترس، وحشت و استفاده از زور می‏خواهد به هدف سیاسی خود برسد. در زبان فارسی هم ترور به معنای ترس زیاد، بیم و هراس و خوف و وحشت است و تروریست به عامل ترور، طرفدار ترور، آدم‏کش یا کسی که برای رسیدن به هدف خود کسی را به طور غافلگیرانه بکشد یا ایجاد وحشت و هراس کند، گفته می‏ شود.

عمر ترور و تروریسم به قدمت بشریت است. تروریسم به همه اعصار، همه قاره‏ها و همه آیین‏ها تعلق دارد و نمی‏توان پدیده آشکار اضطراب و حس ناامنی در برابر دشمن نامرئی را که بر همه جا چنگ انداخته نادیده گرفت؛ گرچه می‏توان پیشینه تروریسم را به دوران جنگ سرد و رقابت میان دو ابرقدرت شرق و غرب برای ضربه زدن به دیگری نسبت داد.

 

واژه ترور

مرحوم دهخدا، در توضیح كلمه ترور چنین آورده است: واژه ترور، از فرانسه گرفته شده، و به معنای قتل سیاسی به وسیله اسلحه بوده و در فارسی رواج پیدا كرده است. این كلمه در فرانسه به معنای وحشت و خوف هم آمده است. تروریست به شخصی اطلاق می شود كه با اسلحه مرتكب قتل سیاسی شود. تروریسم در زبان فارسی به اصلی گفته می شود كه در آن، از قتل های سیاسی و ترور دفاع گردد.

 

تاریخچه مفهوم ترور

شكل گیری مفهوم ترور را می توان هم زمان با تشكیل حكومت و دولت در تاریخ دانست، ولی شكل آن در مسیر طبیعی تاریخ در زمان های مختلف تغییر پیدا كرده است. تروریسم در شكل سنتی، بیش تر فردی بوده است؛ یعنی فرد به منظور ارضای نیاز و برای دست یابی به مقاصدش، دست به ترور می زده است. از زمان شكل گیری دولت ها و ملت ها در اروپا، یعنی از عصر رنسانس و از قرن شانزدهم به بعد، ترور تا حد زیادی در مجموعه واژگان سیاسی شكل گرفت و از حالت فردی خارج گردید و شكل گروهی به خود گرفت. این شكل گیری، باعث شد كه ترور به عنوان یك ایدئولوژی و جهان بینی مطرح شود و افراد و گروه ها برای رسیدن به مقاصد سیاسی، اقدام به ترور كنند.

 

تعریف تروریسم

تروریسم، به مفهوم به کارگیری خشونت و تهدید با انگیزه سیاسی است و با ترس، ارعاب و تهدید همراه است. ازدیدگاه تروریست‏ها، همه هدف هستند و کسی در امان نیست، اهداف بدون تبعیض انتخاب می‏شوند و همیشه استفاده از قتل، جرم، تهدید و...، برای رسیدن به هدفی انقلابی صورت می‏گیرد. همچنین اقدامات خشونت‏آمیز و غیرقانونی حکومت‏ها برای سرکوب مخالفان خود و ترساندن آنان نیز، در ردیف مفهوم تروریسم است که از آن به عنوان تروریسم دولتی یاد می‏شود.

 

قرن تروریسم

در قرن بیستم، جهان شاهد مرحله جدیدی از شكل گیری تروریسم بود كه از آن به تروریسم دولتی یاد می شود. تروریسم دولتی، تروریسمی است كه در آن، دولت هدایت ترور را به عهده گرفته، برای آن سازمان در نظر می گیرد. هزینه هایش را پرداخته، به افرادْ آموزش های نظامی می دهد و آن ها را در درون و بیرون جامعه هدایت می كند.

نمونه بارز كنونی این امر، استفاده یك دولت از قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی است كه فضایی از رعب و وحشت ایجاد می كند و بدین شیوه، بر كشورها یا سازمان های مورد نظر فشار وارد آورده، آن ها را بر انجام كاری یا جلوگیری از آن وادار می سازد.

 

تعریف تروریسم

در فرهنگ علوم سیاسی، ترور به معنای وحشت و ترس زیاد است و در اصطلاح، به حالت وحشت فوق العاده ای اطلاق می شود كه ناشی از دست زدن به خشونت و قتل و خون ریزی است و از سوی یك گروه، حزب یا دولت، به منظور نیل به هدف های سیاسی، كسب یا حفظ قدرت انجام می گیرد.

فرهنگ روابط بین الملل نیز تروریسم را این گونه تعریف می كند: تروریسم، فعالیت های عاملان دولتی یا غیردولتی است كه در كوشش های خود برای دست یابی به اهداف سیاسی، از روش ها و وسایل خشونت آمیز استفاده می كنند. به طور كلی می توان گفت وجه مشترك همه تعریف ها، استفاده از ترور به منظور رسیدن به هدف سیاسی است.

 

روز مبارزه با تروریسم

سال های نخستین پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی ایران، دست های شیطانی منافقان و دشمنان انقلاب، از آستین بد خط و خال جنایت و ظلم بیرون آمد و پی درپی گل های نوشكفته انقلاب را پرپر می كرد. یكی از این جنایت ها و ترورها كه به سركردگی استبداد غرب و استعمار شرق به دست منافقان دل مرده انجام گرفت، انفجار دفتر نخست وزیری جمهوری اسلامی ایران در سال 1360 ه . ش بود. شورای عالی انقلاب فرهنگی، انفجار دفتر نخست وزیری را به دست منافقان و شهادت مظلومانه شهیدان رجایی و باهنر، روز مبارزه با تروریسم نامیده است.

 

تروریسم در قانون اساسی

در قوانین جزایی جمهوری اسلامی ایران، تروریسم به عنوان یك جرم مستقل تعریف نشده است. یكی از صاحب نظران، تروریسم را این گونه تعریف كرده است:

تروریسم، نام جرم خاصی نیست، ولی به هر نوع رفتار فردی یا گروهی اطلاق می شود كه هدف آن، ایجاد اخلال مهم و جدی در نظم عمومی، با ایجاد ترس و وحشت برای نیل به درخواست های سیاسی، مالی، ملی و مذهبی، آزادی و غیره، یا ایجاد ناامنی و ترس در مردم است.

 

تروریسم در قانون بین الملل

نخستین كنوانسیون بین المللی درباره تروریسم، در سال 1937 یعنی قبل از جنگ جهانی دوم به امضا رسید. تعریفی كه این كنوانسیون از تروریسم كرد، بیش تر حقوقی است: تروریسم، اقدامات جنایی بر ضد یك دولت، با هدف ایجاد رعب و وحشت در شخصیت های خاصی، گروهی از اشخاص یا عموم مردم است.

در سال 1984 نیز مجمع عمومی سازمان ملل، در قطعنامه ای تروریسم را این گونه تعریف كرده است: فعالیت های مجرمانه و خشونت آمیزی كه گروه های سازمان یافته برای ایجاد رعب و وحشت انجام می دهند تا به این ترتیب، نیل به اهدافِ به اصطلاح سیاسی را میسر سازند.

 

اسلام و تروریسم

اسلام همواره در جست و جوی امنیت و سعادت بشر بوده است. از این رو، یكی از وظایف مهم یك حكومت اسلامی را برقراری امنیت و حفظ جان و مال مسلمانان و غیر مسلمانانی می داند كه در پناه حكومت اسلامی بر اساس قرارداد ذمه یا امان زندگی می كنند.

حضرت علی علیه السلام از این كه حكومت اسلامی نتوانسته امنیت یك شهر دور افتاده مرز نشین را تأمین كند و سپاهیان معاویه، توانسته اند خلخالی را از پای زن یهودی به سرقت ببرند، به شدت ناراحت و متأسف می شود و می فرماید:

به من خبر رسیده یكی از آنان(لشكریان معاویه) به خانه زن مسلمان و زن غیر مسلمانی كه در پناه اسلام، جان و مالش محفوظ بوده وارده شده و خلخال، دستبند، گردنبند و گوشواره از تن آن ها بیرون آورده اند، در حالی كه هیچ وسیله ای جز گریه و التماس نداشته اند.... اگر برای این حادثه، مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار و به جاست.

 

مسلمانان، قربانیان تروریسم

رژیم صهیونیستی، برای متهم کردن اسلام و مسلمانان به تروریسم، همیشه از اتهامات لفظی استفاده کرده و در عمل نیز اقدام به ترور کرده‏ اند، ولی واقعیت این است که مسلمانان خود بزرگ ‏ترین قربانیان تروریسم هستند. ائمه اطهار علیهم ‏السلام همگی به دست حکومت‏ های ظالم ترور شدند و شربت شهادت نوشیدند. اسلام اگر چه مبارزه بر ضد طاغوت‏ های زمان، ستمگری، استبداد، استعمار و بی‏عدالتی را حتمی می‏داند و دفاع از مظلومان در برابر ظالمان و قدرت‏های سلطه‏ گر را جهاد و واجب بر می‏ شمارد؛ در نقطه مقابل، کشتن یک فرد بی‏گناه را به منزله کشتن تمام انسان‏ها و انسانیت قلمداد می‏کند.

 

نهی امام صادق علیه‏ السلام از ترور

پایه ‏های اسلام ناب در رحمت، مهربانی، پرهیز از سنگدلی، بخشایش و گذشت است و این دین الهی، هرگز قتل پنهانی و بدون محاکمه و حکم قضایی را تأیید نمی‏ کند. در واقع اسلام با کشتن انسان‏ها به غیر از حق سرناسازگاری دارد و با آن مخالف است. ابوصباح کنانی به امام جعفر صادق علیه‏ السلام گفت: یکی از همسایه‏ هایم که از قبیله همدان است، به علی علیه‏ السلام دشنام می‏دهد، آیا اجازه می ‏دهی او را بکشم؟ امام فرمود: اسلام ترور را منع کرده است. او را رها کن؛ زیرا به زودی فرد دیگری این کار را انجام می ‏دهد. ابوصباح می‏گوید: به سوی کوفه رفته و در مسجد مشغول نماز صبح شدم. دراین حال، گوینده‏ای از به قتل رسیدن همسایه ‏ام سخن می ‏گفت که مانند مرده‏ای که باد کرده در رختخوابش پیدا شده است.

 

ابزار قدرت

استكبار جهانی و قدرت های برتر، برای دست یابی و سركوب ملت های ضعیف و آزاده جهان، به ابزارهای متعددی دست می زنند. یكی از این ابزار، متهم كردن ملت های مظلوم، به تروریسم یا حمایت از اقدامات تروریستی است. آن ها می كوشند با این تبلیغات، به منافع سیاسی، اقتصادی و ملی خود دست پیدا كنند.

 

تروریسم اسراییل

تروریسم شارون، از مصداق های تروریسم دولتی است كه به صراحت از ترور مخالفان فلسطینی خود دم می زند. تروری كه زن و مرد، كوچك و بزرگ، نظامی و غیر نظامی، و پیر و جوان نمی شناسد، تا آن جا كه سقف خانه ها را بر سر آنان فرو می ریزد و نسل كشی به راه می اندازد. جامعه جهانی در خواب زمستانی است و قدرت های استكباری نیز از نطق بی منطق اسراییل دفاع می كنند. امروز، بزرگ ترین ترور سیاسی جهان در فلسطین انجام می گیرد و حذف ملت های مسلمان در محاسبات سیاسی قدرتمندان نیز، روشن ترین اهانتی است كه آمریكا و رژیم صهیونیستی به مسلمانان و دولت های اسلامی وارد می آورند.

 

ایران، قربانی تروریسم

یكی از كشورهایی كه خود قربانی ترورهای بسیاری بوده و شمار زیادی از اندیشمندان و فرهیختگانش را در راه آرمان های دینی و ملی خود از دست داده، جمهوری اسلامی ایران است. جای بسی شگفتی است كه چنین كشوری از سوی تروریسم های واقعی، آمریكا و هم پیمانانش، به حمایت از تروریسم، متهم می شود و هر روزه با این اتهام در میان سایر ملت ها معرفی می گردد.

 

مبارزه با تروریسم در ایران

جمهوری اسلامی ایران كه هیچ گاه از ضربه های جبران ناپذیر تروریسم در امان نبوده، از سال های نخست طلوع خورشید انقلاب تا كنون، همیشه با ترور و تروریست مخالف بوده و به مبارزه با آن پرداخته است. دولت جمهوری اسلامی ایران در 28 آبان 1382 لایحه مبارزه با تروریسم را تصویب كرد. بر اساس این لایحه، تهدید به ارتكاب یا جرایم و اقدامات خشونت آمیز از راه به وحشت افكندن مردم، برای تأثیرگذاری بر خط مشی، تصمیمات و اقدامات جمهوری اسلامی ایران، سایر كشورها و سازمان های بین الدولی، جرم تروریستی محسوب می شود. در این لایحه، هم چنین مقرر شده كه برای پی گیری اجرای این قانون و هماهنگی های لازم میان دستگاه های ذی ربط، كمیته ملی ضد تروریسم با شركت دستگاه های مربوط تشكیل شود.

 

فلسفه ترور

اقدام به ترور، نشان از اوج احساس ضعف و نابرابری فرد یا دولت است. كسی كه هیچ شانسی برای خود قایل نیست و توان خود را در رویارویی و رو در رویی علنی با رقیب نمی بیند، به غافل گیری رقیب می پردازد. كشتن افرادِ بی ارتباط با رقیب، به ویژه زنان و كودكانی كه هیچ نقشی در این موازنه قدرت ندارند، نهایت زبونی ترور كننده و به بن بست رسیدن او را می رساند. در این خصوص، هر چه دامنه بی ارتباطی ترورشدگان با جریان ترور و اهداف بیش تر باشد، ضعف بیش تر تروریست را نشان می دهد.

 

ترور كرامت انسان

شیوه های رفتاری تروریست ها نشان می دهد كه اصولاً اعتقادی به كرامت ذاتی انسان ندارند. از نظر آنان، این فكر و ایدئولوژی ایشان است كه قدر و قیمت افراد را معین می كند. از این منظر، بعضی آدم ها خوب، پاك، مظلوم، عدالتجو و منزه اند، و برخی بد و زشت و پلید؛ برخی دولت ها هم صالح و بعضی ناصالح اند. این تقسیم بندی انحرافی، تروریست را به سویی می كشاند كه به خود اجازه می دهد عده ای زن و كودك و پیر و جوان را كه هیچ ارتباطی منطقی با قدرتمندان رقیب ندارند، در كمال قساوت و بی رحمی قربانی كند.

 

گرگها بدانند در این ایل غریب                گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز

 

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند         توی گهواره ی چوبی پسری هست هنوز

 

منبع :

- edalat-s.org

- IRINN

hawza.net -

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

حرکات پا و شخصیت

 

تا کنون انسان‌ها اعتقاد داشتند حرکات خاص بدن و چگونگی نگاه کردن می ‌تواند نشانه‌هایی از دروغ گفتن، عصبی بودن، خیانت کردن و مانند آن را فاش کند.

پروفسور جفری بیتی از دانشگاه منچستر در این باره گفت : بسیاری از مردم نمی ‌دانند پاهای انسان‌ها می ‌توانند پیام‌های رمزآلودی در مورد شخصیت، تمایلات و افکار انسان‌ها از خود نشان دهند.

تحقیقات نشان می‌ دهد انسان‌ها در زمان دروغ گفتن پاهای خود را به طور غیرعادی بی‌ حرکت نگاه می ‌دارند تا حد ممکن دیگران را متوجه دروغ گفتن خود نکنند.

زنان نیز معمولا مردان را از روی شکل کفش‌هایشان و این که به چه میزان تمیز است و با دیگر لباس‌هایشان همخوانی دارد ارزیابی می‌ کنند.

مردان در زمان عصبی بودن معمولا حرکت پاهایشان افزایش پیدا می‌ کند، اما زنان دقیقا بر خلاف مردان در هنگام عصبانیت پاهای خود را بی‌ حرکت نگاه می‌ دارند.

افراد خجالتی هم معمولا پاهای خود را تکان می ‌دهند که این نشان از راحت نبودن آن‌ها در یک جمع خاص دارد. افراد مغرور و متکبر از سوی دیگر حرکت پای کمتری دارند.

پروفسور بیتی در این باره گفت: اکثر مردم با حالات چهره و معانی آن‌ها آشنایی دارند، اما در مورد حرکات پاها و معانی آن‌ها چیزی نمی ‌دانند؛ اما حقیقت این است که زبان پاها می‌ توانند اطلاعات زیادی در مورد شخصیت یک فرد، این که فرد در زمان صحبت کردن به چه چیزی فکر می‌کند فاش کند، حتی از طریق آن‌ها می ‌تواند به حالات احساسی و روان ‌شناسی و خصوصیات یک انسان پی برد.

یکی از نکات جالب در این مورد آن است که اکثر انسان‌ها می ‌توانند حالات چهره خود را کنترل کنند، اما معمولا آن‌ها کنترل خاصی روی حرکات پای خود ندارند و به همین دلیل این عضو بدن به راحتی می ‌تواند شخصیت صاحب خود را فاش کند.

او در ادامه گفت: من برای فهمیدن معانی گوناگون حرکات پا ده‌ها سال تحقیق کردم و اطلاعات زیادی در این مورد کسب کردم.

معمولا مردم برای آنکه متوجه به دروغ گویی شخصی بشوند به چهره و چشمان او نگاه می‌ کنند، اما حقیقت این است که بسیاری از مردم می‌ توانند چهره خود را کنترل کرده و دروغگویی خود را پنهان کنند. اما یکی از بهترین روش‌ها برای پی بردن به دروغ گفتن یک شخص توجه به حرکات پاهاست. زمانی که انسان‌ها دروغ می ‌گویند، به طور غیر عادی پاهای خود را ثابت و بی حرکت نگاه می‌ دارند.

این در حالیست که بسیاری از مردم تصور می ‌کنند انسان‌ها به دلیل عصبی بودن در زمان دروغ گویی بیشتر حرکت می ‌کنند، اما این موضوع کاملا برعکس است. زمانی که ما دروغ می ‌گوییم در حال سرکوب کردن و مخفی کردن یک احساس خوب هستیم و همین کار را هم با حرکات پای خود انجام می ‌دهیم.

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

آداب نماز عید فطر

 

مسلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

 

اميرالمؤمنين على (عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:

اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى ‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى ‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏ شود اين است كه فرشته ‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى ‏دهد و مى‏ گويد:

هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.

 

آداب برگزاری نماز

قبل از خروج از منزل به نیت انجام دستور خداوند، با یك یا چند دانه خرما افطار نموده، و دعایی را كه در این مورد رسیده است بخواند. زیرا در این دعا نیز امامش درود و سلام خدا بر او و پدران و فرزندانش ذكر شده و باید در مضمون دعا تأمل كند. زیرا دعا به روشنی می گوید كه رفتن به سوی نماز، رفتن به طرف خداوند است. بنابراین باید نشانه دیدار با خدا را داشته باشد. اگر بتواند باید به اندازه بزرگی خدا و شناخت منت او، در اجازه دیدارش بلكه دعوت به این كرامت، آنگونه كه شایسته است ادب این مقام را رعایت كند. ولی خیلی بعید است این مخلوق ضیعف بتواند آنگونه كه شایسته این مجلس است تواضع و احترام و شكرگزاری نماید. بنابراین باید همراه با اعتراف به ناتوانی به اندازه ای كه می تواند سپاسگزاری و متواضع باشد .

اگر شرمی كه به اضطرار برسد به وجود آمد، اجابت نیز به دنبال آن آمده و گرفتاری برطرف می گردد . علامت اضطرار نیز این است كه در هنگام عید قلب او شكسته، و از ردّ شدن بترسد، امیدوار عفو و فضل او بوده و امیدواری به كرم پروردگارش را بیشتر نماید، به انتظار رحمت و عنایت خداوند باشد. آنگونه كه بندگان صالح او هستنند، و ترس خود را با ملاحظه این كه امروز روز جایزه دادن و به دست آوردن فضیلت است از بین ببرد.

و اگر نتوانند، نباید حضور در این مجلس برای او سبكتر از حضور در مجلس سلطان زمانش باشد . زیرا از سلطان غفلت نمی كند، به خصوص هنگام سخن گفتن با او. اگر سلطان بداند كه دل رعیتش جای دیگر است او را از مجلس خود طرد، از حضور او جلوگیری و او را از عطایای خود محروم می نماید. به خصوص كه بداند این غیر، دشمن سلطان است، كه در این حالت به شدت بر او خشم می گیرد. و اگر از یاد و احترام به خدا غفلت از پروردگار چیزی جز دوستی دنیا نمی باشد، دنیایی كه دشمن خدا و دوستانش می باشد .

بپرهیز از این كه این مجلس را كوچك شماری. زیرا اهل آن، فرشتگان مقرب، پیامبران و رسولان، شهدا و صدیقین و بندگان صالح خدا هستند . شرمسار باش كه حاضرین مجلس در بهترین حالات باشند همگی پاك، مقدس، آراسته، بر سر ایشان تاج كرامت مراقبت خدای جلیل بوده، بر بدن هاشان لباسهای توجه به خدا، بر دلهایشان جامه اشتغال به خدا و بر بدن هاشان لباس باز داشتن از نافرمانی خدا، بر دست هایشان انگشتر نگشودن دست به نافرمانی خدا و بر پاهایشان كفش منع از رفتن در حرام های خدا و سر تو برهنه از لباس نگه داشتن از مخالفت با خدا و بر دستت انگشتر ستم بر بندگان خدا بوده و پایت برهنه از رفتن به سوی طاعت خدا باشد .

آنچه درباره اضطرار به پوشش پروردگار گفتیم، فقط در كسی به وجود می آید كه با چشم دل نجاست گناهان را بر اعضای بدنش و پلیدی عیوب دل بر روح و جانش را ببیند. آن هم نه مجازا بلكه واقعا این مطلب را درك كند و بفهمد كه این نجاستها و پلیدی ها نجس تر و كثیف تر از چیزهای كثیف این عالم و بدبوتر از مردارهای بو گرفته دنیاست .

اگر پرده از جلو دیدگانت برداشته شده و ببینی بدنت آلوده به نجاست های گناهان و باطن تو گرفتار انواع بیماریهایی است كه تو را از چشم دیگران می اندازد چه حالی خواهی داشت؟ آیا با این شكل و قیافه بر سر سفره پاكان، و بزرگانی كه هیچ عیبی ندارند حاضر خواهی شد! اگر زیبایی باطنی آنان را ببینی از همنشینی آنان پرهیز خواهی كرد، چه رسد به این كه سر سفره آنان بنشینی. و حتی اگر هزار چوب هم به تو بزنند راضی نمی شوی با این همه پلیدی كه در تو هست، خود را به آنان نشان بدهی. برادرم! حال بد خود را بنگر و خود را بنگر و خود را مضطر به این مطلب بنما تا خداوند بدی هایت را پوشانده و بدیهایت را به خوبی تبدیل نماید. آنگاه درِ كرم حضرت اله را بكوب و صدا بزن: ای كریمترین كریمان! ای اجابت كننده دعای مضطرها! به پستی و ذلتی كه نسبت به خودم روا داشتم رحم كن . تو از من به خودم مهربانتری به خصوص در مثل چنین روزی كه مرا دعوت به دیدار خود نموده ای. من میهمان تو هستم پس راضی نشو كه آبرویم پیش میهمانهایت بریزد. كارم را اصلاح كرده و از لباسهایی كه به میهمانانت می دهی به من نیز عنایت فرما تا بتوانم زشتی ها و نقایص خود را پوشانده خود را بیارایم و آبرویم را حفظ كنم .

یكی از پوشش های زیبای او، همین شكل انسانی است كه اگر از ما سلب شده و مردم شكل واقعی ما را ببیند رسوا می شویم. زیرا شكل روح متناسب با اخلاق و صفات است. مثلا كسی كه صفت غضب بر او غالب باشد، روح او به شكل سگ خواهد بود. مگر این كه خُلق خود را با داوری حلم معالجه نموده، خشم تبدیل به شجاعت شده و شكل سگ به شكل انسانی شجاع تغییر یابد. و همینطور سایر اخلاق و صفات.

اگر انسان با اضطرار واقعی روی به درگاه پروردگارش آورد محال است او را اجابت نكند. او كسی است كه در قرآن خود فرموده است: (امن یجیب المضطر اذا دعاء و یكشف السوء؛ ای كسی كه هنگامی كه مضطر او را بخواند، او را اجابت نموده و گرفتاریش را برطرف می نماید) بنابراین بنده باید اضطرار را در خود به وجود بیاورد. اغلب مردم روحیات بدی در خود به وجود آورده و از صفات خوب غافل هستند. به همین جهت نیز از چیزهایی است كه به طور اتفاقی شنیده و مسموعات آنها خجالت و شرمی در آنها به وجود نمی آورد، چه رسد به این كه آنچنان خجالت بكشند كه به اضطرار برسند .

و خلاصه اگر شرمی كه به اضطرار برسد به وجود آمد، اجابت نیز به دنبال آن آمده و گرفتاری برطرف می گردد . علامت اضطرار نیز این است كه در هنگام عید قلب او شكسته، و از ردّ شدن بترسد، امیدوار عفو و فضل او بوده و امیدواری به كرم پروردگارش را بیشتر نماید، به انتظار رحمت و عنایت خداوند باشد. آنگونه كه بندگان صالح او هستنند، و ترس خود را با ملاحظه این كه امروز روز جایزه دادن و به دست آوردن فضیلت است از بین ببرد. در عین حال با گوشه چشم به عظمت خدا و بزرگی جنایت خود نگریسته و مانند كوتاهی كنندگانی كه به دامن عفو فراوان او پناه آورده اند، رفتار می كند، و تمام سعی و تلاش او برای استغفار و جلب رحمت و دیدن آثار قبولی است. و به نگهبانان و حامیان خود كه از معصومین علیهم السلام می باشد، پناهنده شده تا او را شفاعت نمایند. و خداوند را به حق و آبروی آنان قسم می دهد كه او را با عفو خود اكرام نموده، از فضل مخصوص خود محروم نكند، صورت كریم خود را از او بر نگردانده، به خاطر آنان او را قبول نماید و آنگونه كه با حزب و دوستان خود رفتار می كند با او نیز معامله كند . از به وجود آمدن این حالات معلوم می گردد كه فیض قدسی شامل حال او شده است كه باید خدا را به خاطر نجات و رهایی از خطر هلاك ثنا گفته، و از این به بعد با یاری گرفتن از پروردگار خود را از غفلت و انجام كارهایی كه باعث هلاكت دائمی است دور بدارد .

با گوشه چشم به عظمت خدا و بزرگی جنایت خود نگریسته و مانند كوتاهی كنندگانی كه به دامن عفو فراوان او پناه آورده اند، رفتار می كند، و تمام سعی و تلاش او برای استغفار و جلب رحمت و دیدن آثار قبولی است. و به نگهبانان و حامیان خود كه از معصومین علیهم السلام می باشد، پناهنده شده تا او را شفاعت نمایند. و خداوند را به حق و آبروی آنان قسم می دهد كه او را با عفو خود اكرام نموده، از فضل مخصوص خود محروم نكند، صورت كریم خود را از او بر نگردانده، به خاطر آنان او را قبول نماید.

آنچه درباره اضطرار به پوشش پروردگار گفتیم، فقط در كسی به وجود می آید كه با چشم دل نجاست گناهان را بر اعضای بدنش و پلیدی عیوب دل بر روح و جانش را ببیند. آن هم نه مجازا بلكه واقعا این مطلب را درك كند و بفهمد كه این نجاستها و پلیدیها نجس تر و كثیف تر از چیزهای كثیف این عالم و بدبوتر از مردارهای بو گرفته دنیاست .

اگر كسی خود را در پیشگاه سرور رسولان و ائمه طاهرین و فرشتگان مقرب و سایر پیامبران و رسولان فرض نماید چه حالی خواهد داشت؟ فكر می كنم اگر انسان یك دهم این رسوایی را داشت، آرزو می كرد زمین او را فرو برد تا از این رسوایی رهایی یابد. مریم راستگو هنگام فرض رسوایی بین مردم، با این كه نزد خدای عز وجل و فرشتگان پاك بود، گفت: كاش قبل از این مرده و كاملا فراموش شده بودم. به هر صورت تمامی ما به پوشش زیبای خدا محتاج بوده و اگر این پوشش از ما برداشته شود، رسوا خواهیم شد .

یكی از پوشش های زیبای او، همین شكل انسانی است كه اگر از ما سلب شده و مردم شكل واقعی ما را ببیند رسوا می شویم. زیرا شكل روح متناسب با اخلاق و صفات است. مثلا كسی كه صفت غضب بر او غالب باشد، روح او به شكل سگ خواهد بود. مگر این كه خُلق خود را با داوری حلم معالجه نموده، خشم تبدیل به شجاعت شده و شكل سگ به شكل انسانی شجاع تغییر یابد. و همینطور سایر اخلاق و صفات. به همین جهت گذشتگان هر روز با آینه و غیره سیمای خود را بررسی می كردند تا مطمئن شوند كه تغییر نكرده و مسخ نشده و پوشش خدا همچنان باقی است. و این شكلهای حقیقی گاهی اوقات به بعضی از اولیا نشان داده می شود و مردم را به این شكلها می بینند . از امام سجاد علیه السلام روایت شده است كه پرده را از جلو دیدگان شخصی برداشته و شكل واقعی جاجی ها را به او نشان داد و او در میان جمعیت فقط دو نفر را به شكل انسان دید .

بپرهیز از این كه مجمع نماز عید فطر را كوچك شماری. زیرا اهل آن، فرشتگان مقرب، پیامبران و رسولان، شهدا و صدیقین و بندگان صالح خدا هستند . شرمسار باش كه حاضرین مجلس در بهترین حالات باشند همگی پاك، مقدس، آراسته، بر سر ایشان تاج كرامت مراقبت خدای جلیل بوده، بر بدن هاشان لباسهای توجه به خدا، بر دلهایشان جامه اشتغال به خدا و بر بدنهاشان لباس باز داشتن از نافرمانی خدا، بر دستهایشان انگشتر نگشودن دست به نافرمانی خدا و بر پاهایشان كفش منع از رفتن در حرامهای خدا و سر تو برهنه از لباس نگهداشتن از مخالفت با خدا و بر دستت انگشتر ستم بر بندگان خدا بوده و پایت برهنه از رفتن به سوی طاعت خدا باشد .

 

هنگام برپایی نماز عید به صورت جماعت، مصیبت غیبت او را به یاد آور و به یاد داشته باش كه امامت نماز عید از حقوق مخصوص امام زمان (عج) و برپایی آن از كارهای معروف اوست .

چون در روز عید خود را آشكار كند، دیده همگان بر زیبائیش خیره گردد. ارواح آنان به سوی زیبایش سرازیر شوند و مردمك چشمانشان از فرط زیبایش هوس گلزار نمایند. عید من آن روزی است كه با دیدگان شاد كه زیبایش را تحسین می كند، آن زیبایی را ببینم.‌

آیا این مصیبت نیست كه به جای نماز با امام عصر(عج) با دیگران نماز بگزاریم! اگر به جای دیگران امام زمان (عج) خطبه های نماز عید را می خواند چه حالی داشتیم! و اگر او در میان ما بود روزگار ما چقدر با امروز فرق داشت !

آنگاه به آنچه در روایات درباره او آمده بنگر از قبیل: بركت ها و نورهای زمان حضور او، گسترش عدل، برچیده شده بساط ظلم و سركشی، عزت اسلام، احترام قرآن، رواج ایمان، كامل شدن عقلها، تزكیه دلها، اصلاح اخلاق و از بین رفتن تفرقه و نفاق .

 

منبع:

- تبیان

- www2.irna.ir

 

  لينک های هفته             

بهار رحمت و غفران - ویژه نامه عید سعید فطر

 

مرگ آفرینان - وِیژه نامه روز مبارزه با تروریسم

 

سفره ‏های بزرگ و کوچک افطاری در سراسر جهان

 

عکس استثنایی از زمین و ماه از فاصله ی دور

 

اولین موتور جستجوگر کتب دینی

 

كتـابخـانـه مـلی انگلستـان

 

فصلنامه دانش مديريت