ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و بیست و چهار    

شنبه 12 شهریور 1390 4 شوال 1432 3 سپتامبر 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُـلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا 95 دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا 96 إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيرًا 97 إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً 98 فَأُوْلَـئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا 99 وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا 100 وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوًّا مُّبِينًا 101   
ترجمه فارسی مکارم

 

(هرگز) افراد باايمانى كه بدون بيمارى و ناراحتى، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانى كه در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند، يكسان نيستند! خداوند، مجاهدانى را كه با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان ( ترك ‏كنندگان جهاد) برترى مهمى بخشيده; و به هر يك از اين دو گروه (به نسبت اعمال نيكشان،) خداوند وعده پاداش نيك داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظيمى برترى بخشيده است 95 درجات (مهمى) از ناحيه خداوند، و آمرزش و رحمت (نصيب آنان مى ‏گردد); و (اگر لغزش هايى داشته ‏اند،) خداوند آمرزنده و مهربان است 96 كسانى كه فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالى كه به خويشتن ستم كرده بودند، به آنها گفتند: شما در چه حالى بوديد؟ (و چرا با اينكه مسلمان بوديد، در صف كفار جاى داشتيد؟!) گفتند: ما در سرزمين خود، تحت فشار و مستضعف بوديم آنها ( فرشتگان) گفتند: مگر سرزمين خدا، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟! آنها (عذرى نداشتند، و) جايگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند 97 مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه براستى تحت فشار قرار گرفته‏ اند (و حقيقتا مستضعفند); نه چاره ‏اى دارند، و نه راهى (براى نجات از آن محيط آلوده) مى ‏يابند 98 ممكن است خداوند، آنها را مورد عفو قرار دهد; و خداوند، عفو كننده و آمرزنده است 99 كسى كه در راه خدا هجرت كند، جاهاى امن فراوان و گسترده‏ اى در زمين مى ‏يابد و هر كس بعنوان مهاجرت به سوى خدا و پيامبر او، از خانه خود بيرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست; و خداوند، آمرزنده و مهربان است 100 هنگامى كه سفر مى‏ كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد اگر از فتنه (و خطر) كافران بترسيد; زيرا كافران، براى شما دشمن آشكارى هستند 101

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت اسلامی از منظر امام علی (ع)

بخش پنجم

نویسنده : علیرضا تاجریان

 

۱۷) جلوگیری از رواج تملق و عیب جویی و سخن چینی

یک مدیر اسلامی باید به گونه ای عمل کند که افراد ناباب، زمینه ایجاد اغتشاش در روابط را بدست نیاورند و موجبات ناراحتی‏، نگرانی، سوءظن و بی اعتمادی بین افراد را بوجود نیاورند. زمانی که مدیر به خودپسندی مبتلا می شود، عده ای برای خوشامد وی به تملق گویی می پردازند که رواج این امر محیط سازمان را مسموم و ناامن می سازد. امام علی (ع) در این مورد می فرمایند: پرهیز کن از خودپسندی و تکیه بر چیزی که تو را به خودپسندی وادارد و از این که دوست بداری مردم تو را بستایند، زیرا این حالت از مهمترین فرصت های شیطان است تا نیکی نیکوکاران را از بین ببرد. شیطان انسان را به ستایش دوستی و خودپسندی وامی دارد تا کار نیکی که انسان انجام داده، بی اثر شود.

 

۱۸) تثبیت رویه دیگران

یک مدیر اسلامی باید به این اصل اعتقاد و ایمان داشته باشد که بزرگانی که قبل از وی در آن پست بوده اند انتصاب هایی را انجام داده اند که صحیح است، دستورالعمل هایی را داده اند که به رشد سازمان کمک می کند، بنابراین یک مدیر اسلامی نباید به صرف رفتن مدیران قبلی و جایگزین شدن خود به جای آنان، کلیه امور را تغییر دهد و در تمامی انتصابات، دستورالعمل ها، سازماندهی ها و تجدید نظر نماید چرا که ممکن است برخی از این انتصابها و دستورالعملها به جا‏، دقیق، صحیح و مبتنی بر بررسی علمی انجام شده باشد و در هم ریختن آنها موجب کندی یا توقف کار سازمان گردد. امام علی (ع) در نامه ای به مالک اشتر می نویسد: آداب و رسوم شایسته ای را که بزرگان نخستین بکار بسته اند و مایه همبستگی و اصلاح حال رعیت بوده درهم مشکن و نیز رویه جدیدی را که به چیزی از آن روشها آسیب می رسانند وضع منما، زیرا در غیر این صورت پاداش از آن کسی است که آن رویه ها را برقرار کرده و مسئولیتش بر عهده توست، به خاطر اینکه آنها را نقض کرده ای.

 

● وظایف خاص مدیریت اسلامی از دیدگاه امام علی (ع)

 

۱) تصمیم گیری

به جرات می توان گفت که مهمترین وظیفه یک مدیر، تصمیم گیری است. تصمیم گیری سه رکن اساسی دارد که اگر هر سه در اتخاذ یک تصمیم مدنظر قرار گیرد، آن تصمیم بهینه و به نتیجه مطلوب خواهد انجامید:

▪ رکن اول تصمیم گیری آگاهی از شرایط موجود و جمع آوری اطلاعات است. امام علی (ع) در این خصوص می فرمایند: داناترین مردم کسی است که آینده را بهتر ببیند.

▪ رکن دوم تصمیم گیری استفاده از تجارت گذشته است. امام علی (ع) در این زمینه می فرمایند: هر کس که از وقایع گذشتگان عبرت بگیرد، بصیرت پیدا می کند و کسی که بصیرت و بینایی یابد قدرت تحلیل و فهم آن را نیز پیدا می کند و آن کسی که فهمید عالم می شود.

▪ رکن سوم تصمیم گیری نیز مشورت کردن است. امام به مالک می فرمایند: ای مالک، در اموری که واقعیت آنها بر تو روشن نیست دانایان و آگاهان را جمع کن و با آنان به بحث و اقناع بپرداز، آنگاه نظری که مورد اتفاق دانایان مسلمین است را به مرحله اجرا درآور.

و باز حضرت می فرمایند: هیچ چیز مانند مشورت درستی و حقیقت را آشکار نمی سازد.

اما با چه کسانی باید مشورت کرد؟ امام علی (ع) مالک را از مشورت با چند گروه باز می دارد و می فرمایند: و بخیل را در مشورت خود راه مده که تو را از نیکوکاری باز گرداند و از درویشی می ترساند و نه نه ترسو را، چون در کارها ناتوانت جلوه دهند و یا آزمند مشورت مکن که ترا به جمع مال از راه ستم تشویق کند، بخل و ستم و حرص غریزه هایی مختلفند که در نهاد اشار جمع شده و همه بدگمانی به خداست.

 

۲) گزینش و استخدام

یکی دیگر از وظایف مدیر اسلامی، گزینش نیروهای انسانی کاردان جهت سپردن مسئولیت به اوست. امام علی (ع) برای انجام این کار شاخص هایی را توصیه می کند تا بتوان افراد شایسته را انتخاب کرد، این شاخص ها عبارتند از :

 

الف) فریب ظاهرسازی افراد را نخورید:

یک مدیر اسلامی باید کاملا متوجه باشد که برای انتخاب افراد تنها به برداشت های شخصی خود تکیه نکند بلکه باید ملاک های گزینش را مدنظر قرار دهد. امام علی (ع) در این زمینه می فرمایند: نباید گزینش آنها را بر این گمان شخصی خود، که به نظرت خوب آمده یا شخصاَ به آنان خوش بین می باشی، انجام دهی، زیرا افراد با ظاهرسازی و خوش خدمتی نظر مدیران را جلب می کنند در حالی که در ورای آن ظاهر، از خیراندیشی و امانت اثری نیست.

 

ادامه دارد ...

منبع : باشگاه تحلیلگران جوان آریا

 

  جمله مديريتی              

هدف روشن

این روشنی هدف است که به شما نیرو می بخشد.

 آنتونی رابینز

 

  حدیث مديريتی             

شادی و اندوه

 
امام علی علیه السلام فرمودند:

اَلمُؤمِنُ بَشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِ
شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.

(نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325)

 

  طنز مديريتی              

نکاتی که تاکنون فاش نشده بود!

-   کارمند موفق کسی است که می تواند با کمترین هزینه ، در اسرع وقت ، بهترین کار را به انجام برساند و مدیر موفق کسی است که کارمندی این چنین نصیبش شده باشد!

-       مدیرخوب همیشه کارمندانش را می بخشد، البته وقتی که خودش اشتباه کرده باشد.

-       اسرار مدیریت موفق، هنوز فاش نشده است.

-       اطلاعات معمولاً نزد کسانی است که کمتر از دیگران به آن نیاز دارند.

-       برای مدیر کاری که دیگران باید انجام دهند هرگز غیر ممکن نیست.

-       داشتن صبر و حوصله برای ارباب رجوع شما بسیار ستودنی است.

-       احتمال وقوع هر اتفاقی با میزان ضرورت آن نسبت عکس دارد.

-       مفید بودن هر گردهمایی با تعداد شرکت کنندگان آن نسبت عکس دارد.

-       دوبار اشتباه منجر به اصلاح نمی شود ، دست کم سه یا چهار اشتباه لازم است.

-       برای متقاعد کردن افراد لجوج و یکدنده 2 راه وجود دارد. هیچ کدام چاره ساز نیست!

-       تجربه به دست نمی آید مگر بعد از آنکه به آن نیاز پیدا کنید!

 

منبع :  www.instrument jokes.com

 

  حکايت مديريتی            

همان هستی که می اندیشی...

 نويسنده :  گابريل گارسيا مارکز

 

 

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.

یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بغلتد.

بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود .

مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.

یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد .

جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.

مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد؛ اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد.

هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.

بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.

 

تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی، به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروس های اطرافت فکر نکن.

 

  تکنیک های موفقیت         

چگونه یک نفر می تواند مدیر موفقی شود؟

 

 

مدیران موفق کسانی هستند که برای برنامه ریزی وقت می گذارند؛ طوری اولویت بندی می کنند که با تغییرات محیط، اولویت های آنها هم تغییر می کند آنگاه ارزیابی می کنند که چگونه طرح هایشان پیش رود تا به اهدافشان برسند.

لازم است به یاد آوریم که برخی قسمت های مدیریت لازم نیست که از پشت یک میز انجام شود.

 

برنامه ریزی   planning

برنامه ریزی رو به جلو برای جلو انداختن نیازها خیلی مهم است تا به همان خوبی که شامل ادامه دادن سود آوری می شود، شامل هزینه های تولید هم بشود. به عنوان مثال اگر یک دامدار 10گوساله ماده اضافی را پرورش دهد و بخواهد به آنها شیر دهد او به علوفه ی اضافی نیاز دارد.حالا این نیازها باید اداره شود، بنابراین برنامه هایی می تواند برای خرید علوفه یا کالاهای دیگر طرح شودتا ذخیرة علوفه ها را بسط دهد. پس ذخیره علوفه تولید شیر را بعداً محدود نمی کند. این فرایند باید هر سال انجام شود حتی اگر جانوران اضافه نشوند. موجودی علوفه وکیفیت آن هر ساله تغییر می کند وبا برنامه ریزی می توان چگونگی استفاده بهتر از علوفه های در دسترس، پیشگیری از کمبودهای بعدی، بهبود جریان پول نقد در بلند مدت و کمک به ادامه دادن تولیدات در سطح سود آوری کرد.

 

اجرا Implementation

دومین ویژگی مدیران موفق توانایی آنها در اجرای به موقع امور است به گونه ای که توجه ویژه ای به آن دسته از اموری می کنند که بیشترین اهمیت را دارند. کلید یک مدیر موفق اولویت بندی وانجام اولویت های اول است. برای شروع 2 یا 3 اولویت بالا را با توجه به تفاوت هایشان برای انجام دادن آغاز می کنیم. این تفاوتها را بشناسید یا این امور را به انجام برسانید و سپس اقدام به وارد کردن آنها در یک جدول کنید. کلید در اینجا اولویت بندی کردن و به انجام رساندن اموری است که در این دسته قرار دارند؛ بدین ترتیب در پایان ماه یا پایان فصل احساس خوبی می کنید که اهدافتان را به انجام رسانده اید و اکنون می توانید روی چیزی که باید پس از آن انجام شود تصمیم بگیرید.

 

ارزیابی  Evaluation

مدیران موفق همواره به عقب بر می گردند و کیفیت وچگونگی کارکرد برنامه های متفاوت را ارزیابی می کنند.

شما باید از خودتان بپرسید، آیا روش های اخیر عملکردتان، منجر به کسب بیشترین حد سود و منفعت بوده؟ ویا آیا این روشها، عملکردتان را بهبود بخشیده اند؟

آنچه برای یک مدیر یا یک شرکت مؤثر واقع می شود ممکن است برای مدیر یا شرکت دیگر، عملی نباشد؛ اما شما باید به طور مداوم تمام کارهای در حال اجرا را ارزیابی کنید و درجستجوی پیشرفت باشید.

اکنون وقت آن رسیده که به عقب برگردید وبرای نیازهای آینده عملکردتان برنامه ریزی کنید.

اولویت هایتان را برای انجام شدن امور، دوباره ارزیابی کنید وچگونگی انجام برنامه هایتان را تخمین بزنید.

 

منبع : Donna M. Amaral-Phillips

 

  نکات مدیریتی             

چگونه كاركنان با هوش را مديريت كنيم؟

حتماً می دانید كه خمیرمایه اصلی رقابت سازمانها، بر محور ایدهها و دانش فكری كاركنان استوار می باشد؛ به همین دلیل است كه سازمان ها اهمیت استخدام افراد باهوش و خلاق را درك كردهاند، ولی اگر افراد باهوش یك ویژگی شاخص داشته باشند و آن اینكه مایل نباشند كسی آنها را مدیریت كند، پس مدیر چه باید بكند؟
 
در مقام مدیر، در مواجهه با چنین شرایطی، می بایست با 6 ویژگی کارکنان باهوش آشنا باشید:
 1-
آنها ارزش خود را میدانند و می دانند كه برای بهره برداری از مهارت های ذاتی آنها مجبورید كه تحملشان كنید!
 2-
فرصت ها را سریعاً شناسایی می كنند .همواره دنبال مكانی هستند كه برای آنها بیشترین بودجه را قائل شود!!
 3-
سلسله مراتب را نادیده می گیرند. شغل برایشان مهم است ولی نمی توان فقط با ترفعیات، آنها را جلب كنید.
 4-
به دنبال دسترسی فوری به سطوح مدیریتی بالا میباشند .اگر به این مهم دست پیدا نكنند، ممكن است فكر كنند سازمان كار آنها را جدی نمی گیرند.
 5-
آستانه تحمل پایینی دارند، بنابراین باید همواره آنها را با چالش مواجه كرد و متعهد نگه داشت.
 6-
آنها از شما تشكر نمی كنند، حتی اگر آنها را بخوبی مدیریت كنید.
 
حال که ویژگی های آنان را شناختید لازم است تا با رعایت موارد ذیل، همانند یک رهبر عمل كنید:
 
به آنها احترام و تشخصی را كه لازم دارند بدهید.
 
در مقابل مقرارت و سیاست های دست و پاگیر سازمانی، آنها را محافظت كنید.
 
فضا و فرصت كافی بدهید تا علایق شخصی خودشان را دنبال كنند، حتی اگر شكست بخورند.
 
حاصل كار، شكوفایی ذهنهای خلاق آنها خواهد بود كه عملکرد شما و كل سازمان را پربارتر خواهد نمود.

 

 

  مقاله مدیریتی             

مدیریت فرهنگ سازمان

دکترناصرمیرسپاسی

 

چکیده
 
سیاست تعدیل اقتصادی و آثارآن براستراتژی واحدهای عمده  صنعتی کشور و ایجاد این فکرکه تغییر و تحول ساختارهای سازمانی، تعدیل نیروی انسانی وضرورت کاراترشدن سازمانها، لازمه  توفیق دراین شرایط است، همچنین دشواری آماده کردن اذهان کارکنان سازمان ها به لزوم این تغییر و تحول، باعث می شود که مطرح کردن مبحث مدیریت فرهنگ سازمان بامفهومی که دراین نگارش آمده است، درشرایط فعلی بهنگام جلوه کند.
 
دراین مقاله سعی شده است ضمن ارائه تعاریفی از فرهنگ و فرهنگ سازمان، تدبیری تحت عنوان مدیریت فرهنگ سازمان معرفی گردد. دراین نگارش، مدیریت فرهنگ سازمان، ازطریق اعمال تدابیری ویژه، به مفهوم همسوکردن باورهای مدیریت عالی سازمان(باورهای استراتژیک) و باورهای مشترک کارکنان سازمان(باورهای روزمره عملیاتی) مطرح گردیده است.


 ▪
فرایندی که برای اعمال مدیریت فرهنگ سازمان توصیه شده است، شامل مراحل چهارگانه زیرمی باشد:
 ۱) استفاده ی بهینه ازفرهنگ موجود؛
 
۲) تشخیص باورها وهنجارهای ناسازگار؛
 
۳) تغییرباورهای ناسازگار؛
 
۴) تثبیت باورهای همسو با باورهای استراتژیک؛
 
فرضیه اصلی نگارش حاضراینست که اگراین باورهاهمسونشوند، احتمال موفقیت سازمان ها بسیارکاهش خواهد یافت.
 
 
مقدمه
 
دنیای اقتصاد، صنعت وبازرگانی امروز با چنان سرعتی درحرکت است که حتی غفلت جوامع فرا صنعتی درحفظ وافزایش تحرک خود وعقب ماندن ازاین رقابت خشن وسهمناک، آنهاراازحفظ موقعیت پیشرو واستراتژیک خویش بازمی دارد، چه رسد به کشورهای درحال توسعه که درشرایط نامساوی توانایی اقتصادی وتکنولوژیک درمیدان دشوارمبارزه ورقابت، فرصت های کمتری برای عرض اندام خواهند داشت.

 
 ▪
دراین صحنه  رقابت نابرابر، درشرایطی که ناگهان یک نظام اقتصادی نیمه برنامه ای درجهت پذیرش رفتارنظام اقتصاد آزاد تغییرجهت می دهد ومدیران، خود را بامشکلات بسیاری مواجه می بینند، طبعا دو پرسش برای آنها مطرح می شود:
 
1) پیشروان صنعت و تجارت جهان چه کرده اند وچه می کنند که به این درجه از توانائی های علمی، اقتصادی وابزاری دست یافته اند؟
 2)
درشرایطی که ما قرارداریم چه باید کرد؟
 
درواقع جایگاه اقتصادی، به ویژه موضع صنایع ما باید برای مدیران فعلی جامعه کاملا روشن باشد و چگونگی رسیدن به اهداف این جایگاه نیزترسیم شود. وگرنه تمام کوشش ها بیهوده وتمام دلسوزی ها نقش برآب خواهند شد.

 
 
برخی ازپاسخ های این دو پرسش، درسطح کلان مطرح است که به سیاست گذاری های ملی و ارتباط تنگاتنگ آن بانوع مالکیت صنایع، عوامل تولید، تدارک کنندگان داخلی وخارجی، مصرف کننده ومشتری وچندین عامل دیگرداخلی وجهانی نیازدارد، که می توان عنوان مدیریت فرهنگ اجتماعی- اقتصادی رابرای این تدابیربرگزید.
 
باهمه  پیچیدگی وتعاملات گوناگون متغیرهای تاثیرگذاردرصحنه ی تولید، پرسش عمده ی دیگری نیزمطرح است وآن اینکه نحوه  بهره برداری ازعوامل تولیدی سازمان ها چگونه است؟ آیاتولید باراندمان وکیفیت قابل رقابت انجام می گیرد؟ اگرضایعات زمانی، پولی ومواداولیه، قیمت تمام شده  کالاهای تولیدی رادرسطح غیرقابل رقابت بالامی برد، دراین صورت علت یاعلل عمده ی آن چیست؟ وخلاصه اینکه چگونه میتوان بر همه مشکلاتی که مدیران امروزصنعت باآن مواجه اند فائق آمد؟
 
مسلماعوامل تاثیرگذارمتعدداست، اماتجربه  دنیای پیشرفته صنعتی نشان می دهد، عامل عمده ایکه باعث حرکت وسرعت بخشیدن به افزایش توان تولیدی واقتصادی سازمان ها ونهایتا جامعه می گردد، منابع انسانی است که بخشی ازاین منابع تحت عنوان مدیران، منابع استراتژیک هرسازمان راتشکیل می دهند.
 
نقش عمده مدیران درهمه شرایط، به ویژه شرایط فعلی اقتصادی کشور، بوجودآوردن جوی مولد وعلاقمند درکارخانه هاست، به نحوی که بتوانند کالاهایی تولید و به بازارعرضه کنند که ازنظرکیفیت وقیمت، باکالاهای وارداتی قابل رقابت باشند.

 
 ▪
برای جهت دادن سازمان های تولیدی درسمت وسوی موردنظر، دوعامل عمده ی زیرنقش حساسی برعهده دارند:

 1) خواستن انسان هایی که دریک مجموعه صنعتی همکاری می کنند، که این خواستن ها ازباورها، ارزش ها، انگیزه ها و فرهنگ آنها سرچشمه می گیرد، که تاکید نگارش حاضر براین مبانی است.
 ۲) توانستن یا دانش ومهارت های انسانهائی که درمجموعه های تولیدی برای تحقق هدف هایی گردهم آمده اند. این توانائی ها باهمه اهمیتی که دارند درصورتی که درجهت تمایلات وباورها یابه تعبیردیگرهمسوی باخواسته ها قرارنگیرند، هرگزازقوه به فعل درنخواهند آمد.


 
کسب دانش ومهارت، قطعا یکی ازبایدهای توسعه اقتصادی- اجتماعی است که اغلب درسازمان ها وجود دارد، ولی چه بسا انگیزه های لازم وتمایل روانی قابل ملاحظه ای دراستفاده بهینه ازاین امکانات وازقوه به فعل درآوردن آنچه که دراختیاراست، وجود نداشته باشد.
 
مقدمه یاد شده رابه اینصورت می توان خلاصه کرد که اگرباورها، ارزشها، انگیزه ها و شوق و ذوق ها که همه اینها را می توان درکلمه فرهنگ سازمان خلاصه کرد، بصورت منسجم و یکپارچه شکل بگیرند، سازمان ها معمولا با امکانات موجود خود می توانند درمقابل رقبای داخلی وحتی بین المللی قد برافرازند.
 
بوجود آوردن ارزش های مشترک، باورهای عمیق ومحکم، همسوکردن باورهای راهبردی (استراتژیک) و باورهای کاربردی روزمره سازمان که دراین نگارش، مدیریت فرهنگ سازمانی نامیده شده است، نرم افزاری است تعیین کننده برای کاهش کاستی های موجود وحرکتی است مطمئن ولی کند برای کاهش مشکلات رقابتی وسخت صنایع  و واحدهای تولیدی درشرایط کنونی کشور.
 
دراین نگارش سعی شده است به نقش همسوبودن ارزش ها وباورهای افراد یک سازمان، به ویژه باورها و نگرش های مدیران تصمیم گیرنده رده های بالای سازمان بامدیران میانی وپرسنل اجرایی، درموفقیت موسسات اقتصادی وتولیدی وپاره ای ازفنون وشگردهای مدیریتی درایجادچنین شرایطی، اشاره شود.
 
 
واقعیت های فرهنگی
 "
توجه به این نکته ضروری است که فرهنگ سازمان یک پدیده واقعی و قدرتمنداست وتغییردادن آن بسیاردشوار و وقت گیرخواهد بود. هنگامی که درصدد تغییری عمده درسازمان هستید و به ناچارباید مقابل فرهنگ موجود سازمان قرارگیرید و اجبارا بامسائل فرهنگی مواجه می شوید، باید بارعایت ملاحظات کافی قدم بردارید و توقع خود راتعدیل کنید ".
 
درهفتم اکتبرسال۱۹۸۳مجله فورچون مطلبی رامطرح کرد که پاراگراف بال اازآن گرفته شده است. درآن مقاله مطلب تازه ای مطرح شد وآن تاکید براین نکته بود که شرکت های بزرگی که مدتها توجه شان به واقعیت های تکنیکی سازمان هامعطوف بود  وبه چگونگی سخت افزارها نظرداشتند، متوجه نرم افزارعمده ای شدند که برای موفقیت سازمان بسیارضروری است؛ که این همان مدیریت فرهنگ سازمان است.
درمورد فرهنگ سازمان، درمتون جدید مدیریت مطالب بسیاری به اشکال گوناگون مطرح شده است که خود فهرستی طولانی خواهد بود.

دراین مقاله به بعضی ازنکات مهم این نرم افزاراشاره می کنیم، تا توجه مدیران را به یک عامل عمده رهبری جلب نمائیم.
 
توجه به فرهنگ سازمان درسالهای اخیر
 
تغییرات وسیعی که درمحیط اقتصادی جهان بوجود آمده وشدت فشارهای رقابتی، باعث شده است به نقش مدیریت راهبردی(استراتژیک) و اجرای صحیح آن بسیارتوجه شود. طراحی استراتژی مناسب برای سازمان ها و اجرای سریع وموثراین استراتژی ها، معرف برتری نسبی یک شرکت به حساب می اید. برای کسب این برتری، شرکت ها باید بتوانند سریع حرکت کنند؛ و مهمترین عامل موفقیت یا شکست دراین حرکت، فرهنگ سازمان است.
 
تاکید ویژه براستراتژی و فرهنگ سازمان به عنوان دو وسیله عمده درهدایت واجرای عملیات ناشی ازتحولات شدید اقتصادی است. این پدیده درحال حاضردرهمه کشورها ازجمله کشورخودمان کاملا چشمگیراست. خیلی ها تغییرات اخیر را بنیادی واساسی تلقی می کنند. به عقیده پاره ای ازنظریه پردازان این نوع تحول فقط هرپنجاه یاصد سال یکبار رخ می دهد. درمورد کشورهای پیشرفته صنعتی گفته می شود: مادرعصرفرا صنعتی ومبتنی برخدمات عمل می کنیم، ولی شرکت های ما با الگوهایی اداره می شوند که برای اداره کردن دوره صنعتی ایجاد شده بودند. این همان حالت رادارد که یک اقتصاد صنعتی رابا الگوهای دوره کشاورزی اداره کنیم. بنابراین عدم کفایت مدل های موجود در پاسخ دادن به تحولات جاری آشکاراست . اگردرمورد کشورهای به اصطلاح صنعتی چنین اظهارنظرشده است، باید دید که کشورهای جهان سوم درچه شرایطی بسرمی برند؛ واین تصادفی نیست که تئوری های سنتی مدیریت بعلت غیرقابل انعطاف بودن وناهماهنگی بازمان، مورد انتقاد قرارگرفته و فرهنگ بعنوان یک عامل مهم تشخیص داده شده است.

 

  کلید هدایت               

پاى درس لقمان حکیم

پدید آورنده : سهیلا بهشتى

اشاره

سلوک اخلاقى و رفتار قرآنى، همواره یکى از دل مشغولى هاى نسل جوان مسلمان در پیمودن مسیر درست زندگى است. در جغرافیاى گسترده اسلامى، گنجینه هایى کهن وجود دارد که هیچ زمانى کهنه نمى شود و جوان مسلمان را بِسان چراغى فروزان به سوى حقیقت و سعادت رهنمون مى شود. یکى از این گنجینه هاى نایاب و دُرهاى ناب، پندها و نصیحت هاى لقمان حکیم است که بخش از آن در قرآن کریم و پاره اى نیز در احادیث و روایات ذکر شده است.

پندهاى لقمان حکیم مى تواند براى دختران و پسران جوان امروز ما که داراى روح عطشناک و طالب معنویت هستند، بسیار سودمند باشد و آنان را در پیمودن راه کمال و سلوک خردمندانه یارى کند.

 

فرمانبرى از خدا

اى فرزندم! هرگاه خواستى خدا را نافرمانى کنى، جایى را سراغ بگیر که تو را در آن جا نبیند.

اى فرزندم! به اندازه نیازت به خدا، از او اطاعت کن و به اندازه شکیبایى ات بر عذابش، او را نافرمانى نما.

 

مراقبت از زبان

اى فرزندم! زبان، کلید خیر و شر است. پس جز در خیر، زبانت را مهر و موم کن؛ همان گونه که صندوق طلا و نقره را مهر و موم مى کنى.

لقمان حکیم بسیار سکوت مى کرد. وقتى علت آن را پرسیدند، پاسخ داد: خداوند براى من دو گوش و یک زبان قرار داده، براى اینکه شنیده هایم بیش از گفته هایم باشد.

 

دانش پژوهى

اى فرزندم! اگر ما بین تو و دانش، دریایى از آتش باشد که تو را مى سوزاند و دریایى از آب باشد که تو را غرق مى کند، براى رسیدن به دانش، آن دو را بشکاف تا دانش را به دست آورى و بیاموزى؛ زیرا در آموختن دانش، راه نمایى و عزّت انسان، و نیز نشانه ایمان و پایه ارکان دین و رضایت خداى رحمان وجود دارد.

اى فرزندم! در مجالس دانشمندان حضور داشته باش و سخنان حکیمان را بشنو؛ زیرا خداوند دلِ مرده را با نور حکمت زنده مى کند؛ چنان که زمین مرده را با آب باران حیات مى بخشد.

 

مراقبت بر نماز

اى فرزندم! مبادا خروس، زرنگ تر از تو و مراقب تر از تو بر نمازها باشد! مگر آن را نمى بینى که هنگام هر نمازى، بانگ مى زند و سحرگاهان ـ در حالى که تو در خوابى ـ با صدایش اعلام وقت مى کند؟

اى فرزندم! هرگاه نماز مى خوانى، آن را نماز وداع قرار ده؛ که گمان دارى بعد از آن، هرگز زنده نخواهى ماند. از عذرتراشى براى ترک نماز بپرهیز؛ زیرا عذرآوردن در کار خیر، معنا ندارد.

 

پرهیز از حسد

اى فرزندم! از حسد بر حذر باش که به وسیله آن جز بر خودت ضرر نمى زنى، و دشمنت را از پرداختن به کار خود کفایت مى کنى؛ زیرا دشمنى تو با خودت، از دشمنى دیگرى با تو زیان بارتر است.

اى فرزندم! هر چیز نشانه اى دارد که بدان شناخته مى شود و... حسود، سه نشانه دارد: غایب را غیبت، حاضر را چاپلوسى و گرفتار را شماتت مى کند.

 

نشانه هاى ریاکار

اى فرزندم! ریاکار سه نشانه دارد: هرگاه تنها باشد، کسل است، و هرگاه پیش مردم باشد شاد است، و هر کارى را که در آن ستایش باشد، انجام مى دهد.

اى فرزندم! به مردم چنین نشان نده که از خدا مى ترسى، در حالى که دلت گنه کار است.

 

بى حوصلگى و تنبلى

اى فرزندم! از تنبلى و بى حوصلگى بپرهیز؛ زیرا هرگاه تنبل باشى، حق را ادا نمى کنى و هرگاه بى حوصله باشى، حق را تحمل نمى کنى.

اى فرزندم! تنبل سه نشانه دارد: به قدرى سستى مى کند که کوتاهى مى نماید، و چنان کوتاهى مى کند تا ضایع مى سازد، و چنان ضایع مى سازد که مرتکب گناه مى شود.

 

منبع : پایگاه حوزه

 

دانستنیها                          

۱۰ حقیقت جالب درباره مغز انسان!

گردآوری : آلامتو

 

شبکه بی بی سی به تازگی در برنامه درون بدن انسان بر روی مغز تمرکز کرده و حقایق شگفت انگیزی را درباره این اندام پیچیده بدن انسان عنواع کرده است.

مغز انسان به عنوان مرکز سیستم عصبی یکی از پیچیده ترین بخشهای بدن انسان است که شاید به جرات بتوان گفت این اندام تا کنون بیشترین اسرار بیولوژیکی بدن انسان را در خود نهفته و دانشمندان برای درک بسیاری از این اسرار همچنان در حال مطالعه و توسعه ابزارهای جدید مطالعاتی هستند.

شبکه بی بی سی در سری برنامه های خود با عنوان درون بدن انسان بر روی این اندام تمرکز کرده و حقایق شگفت انگیزی را از مغز تودرتوی انسان آشکار کرده است:

 

مغز انسان به اندازه ای پیچیده است که بالغ شدن آن ۲۰ سال زمان خواهد برد.

جنین انسان درون رحم می تواند در هر ثانیه هشت هزار سلول جدید به وجود بیاورد.

در لحظه ای که انسان متولد می شود، تمامی سلولهایی که برای یک عمر زندگی به آنها نیاز دارد را در اختیار دارد.

مغز انسان پیچیده ترین پدیده ای است که تا کنون در جهان هستی شناسایی شده است.

نوزادان می توانند پس از گذشت چند ساعت از زمان تولد خود، صورت مادرشان را شناسایی کنند.

جنین درون رحم از قدرت بینایی برخوردار است اما همه چیز را سیاه و سفید می بیند، چشم جنین به اندازه ای حساس است که می تواند نور به شدت ضعیفی که از میان شکم مادر به درون نفوذ می کند را ببیند.

انسان در دقیقه ۲۰ بار پلک می زند که هر پلک زدن نیم ثانیه زمان نیاز دارد. با روی هم گذاشتن این دقایق می توان گفت انسانها یک ساعت در روز را در تاریکی سر می کنند.

هر سلول مغزی با سلول مغزی دیگر در حدود ۱۰ هزار اتصال برقرار می کند.

فراگرفتن حفظ تعادل و سازگار کردن اندام های بدن با یکدیگر به اندازه ای پیچیده است که تعداد سلول های موجود در مناطقی از مغز که به این کار اختصاص دارد، برابر مابقی سلول های باقیمانده در دیگر نواحی از مغز است.

غواصان جوان در تایلند به مردمک های چشم های خود یاد داده اند تا در زیر آب برای تمرکز بر روی اجسام به جای بزرگتر شدن، منقبض شوند.

همه کودکان می توانند این مهارت را از سنین بسیار کوچکی بیاموزند.

 

منبع: پارسیان اسپرت

 

  مباحث فرهنگی            

خورشید خوارزم - بزرگداشت ابوریحان بیرونی

پدید آورنده : نرگس کاملی

 

ایران در هر دوره ای بزرگترین شخصیت های علمی و ادبی را كه برخی از آنها در شمار شخصیت های بزرگ جهانی هستند به خود دیده است. در ردیف این افراد و بالاترین آنها نام هایی چون ابوعلی ‌سینا، محمد زكریای رازی، فردوسی و بالاخره بیرونی به چشم می خورد.

ابوریحان شخصیتی كم ‌نظیر و ماندگار است كه جهان از قرن 19 به بعد او را شناخت. ابوریحان مردی است كه به اكثر علوم زمان خود احاطه داشته است. او از اولین كسانی است كه به پیداكردن وزن مخصوص بسیاری از اجسام مبادرت ورزید و آن‌ چنان وزن مخصوص این اجسام را دقیق محاسبه كرده كه اختلاف آنها با وزن مخصوص هایی كه دانشمندان قرون اخیر با توجه به تمام وسایل جدید خود تهیه كرده‌ اند بسیار ناچیز است. ابوریحان در طول عمر خود به شهرهای مختلفی سفر می‌كرد و به اندازه ‌گیری طول و عرض جغرافیایی آن شهرها می‌ پرداخت و سپس موقعیت هر شهر را روی یك كره مشخص می ‌‌كرد و پس از سالها توانست آن نقاط را روی یك نقشه مسطح پیاده كند و این مقدمه علم كارتوگرافی بود كه این‌ كار با ابوریحان شروع شد.

 

تولد

ابوریحان، محمد بن احمد خوارزمی، از برجسته ترین محققان مسلمان و از بزرگ ترین دانشمندان ایران عهد اسلامی است. او به سال 362 هجری قمری در بیرون شهرستان کاث در ایالت خوارزم به دنیا آمد و به همین سبب، خانواده او را بیرونی نام نهادند.

ابوریحان، در خانواده ای مسلمان و خوارزمی تبار پرورش یافت که به قول خودش: شاخه ای از درخت تناور ایرانی اند. از همان دوره کودکی، خصلت جست وجوگری و استعداد و تحقیق علمی در وی نمایان گردید. ابوریحان هوش و حافظه ای قوی داشت و هر چه را می آموخت، می توانست از بَر کُند و بارها و بارها تکرار نماید.

 

دوران تحصیل

ابوریحان بیرونی، در مدت هفت سالی که به مکتب خانه می رفت، صرف و نحو عربی و قواعد خواندن و نوشتن فارسی را فراگرفت و افزون بر آن، استاد او شیخ مصطفی اورگنجی برای او و سِه تن از نوآموزان، درس هایی ستاره شناسی، حکمت و ریاضی می گفت. سپس ابونصر منصور بن علی عراقی از خاندان شاه خوارزم که خود از ریاضی دانان و ستاره شناسان بزرگ آن زمان بود، تعلیم و تربیت بیرونی را برعهده گرفت. استاد دیگر ابوریحان، عبدالصمدبن حکیم بود که حکمت و علوم عقلی را به او می آموخت.

 

ستاره درخشان علم و فرهنگ ایران

یکی از ستارگان درخشان علم و فرهنگ اسلامی و عاشقان بی قرار علم و دانش، محمد بن احمد بیرونی معروف به ابوریحان بیرونی است.

فکر نکته سنج و موشکاف، ذوق سلیم وهوش سرشار، سعه صدر و انصاف، عشق به حقیقت و بی پروایی در دریدن پرده های تعصب و خرافات ابوریحان برای رسیدن به آن حقیقت بی نظیر است. با این که قرن ها از زمان او می گذرد، افکارش تازه و جوان و نزدیک تر به دانشمندان کنونی است، تا به عالمان عصر خود. وی علوم و فنون، اعتقادات و عادات ملت های غیر اسلامی را به طور صحیح و خالی از تعصب فراگرفت و احاطه او در ادیان و ملل و نِحل حیرت انگیز است. او در مطالعه دقیق کتاب های پیشینیان به زبان های عربی، فارسی و هندی، یگانه زمان خود به شمار می آمد.

 

جهانگرد بزرگ

از دانشمندان مسلمان که یکی از بزرگان حوزه جهانگردی و جغرافیا نگاری به شمار می رود، ابوریحان بیرونی است. که گستردگی دانش و ژرف نگری از ویژگی های بارز اوست او گوی سبقت را در میدان فلسفه و ستاره شناسی، علوم ریاضی، تاریخ، لغت و جغرافیا از دیگران ربود و آوازه شهرت او، در قرون وسطا تا اروپا شنیده شد. د رخوارزم متولد شد و رشد کرد و با سلطان محمود غزنوی در هند همراه شد. در آن جا به سیر و سیاحت پرداخت و زبان هندی را فرا گرفت. ویژگی او این بود که به کاوش می پرداخت و اسلام او، مانع نگرش منصفانه اش به غیر مسلمانان نشد. در حقیقت آن چه ابوریحان درباره هند نوشته، از وسعت دانش و تجربه او خبر می دهد. او مدت طولانی در هند به سیاحت پرداخت و عادات و مظاهر تمدن آن ها را خوب بیاموخت؛ نتیجه این سیر و سیاحت، کتاب تاریخ هند بود.

 

موقعیت ابوریحان

ابوریحان بیرونی، از مواهب بسیار قابل توجهی برخوردار بود، چند زبان می دانست، از قبیل سُریانی، سانسکریت، فارسی، عبری و عربی. او هم چنین در اثنای اقامت خود در هند، فلسفه یونان را تدریس می کرد و در عوض، زبان هندی یاد می گرفت.

محمد بن احمد بیرونی، با بزرگانی از علم، چون شیخ الرئیس ابو علی سینا، ابن مُسکویه، حکیم ابوسهیل مسیحی، ابو نصر عراقی و ابو الخیر خّمار معاصر بود. بین دو دانشمند بزرگ ابوعلی سینا و ابوریحان، نامه ها و مناظراتی گوناگون مبادله شده است، تا جایی که در بعضی کتاب ها، با عنوان مجادلات بین ابوریحان و ابن سینا از آن یاد گردیده است.

 

ابوریحان و علوم عقلی

ابوریحان بیرونی، اندیشمندی بزرگ و شخصیتی متمایز و برجسته در انواع علوم بود؛ دانشمندی که پرتو دانش او، در تمامی علوم و معارف جلوه گری می کرد. او گرچه به معنای مصطلح فیلسوف نبود، ولی به طور قابل توجه با فلسفه آشنایی داشت؛ چنان که در بیش تر اوقات، در ضمن بحث های خود، به طور ضمنی و با چند جمله، به مطالب و مشکلات کلامی یا مذاهب فلسفی اشاراتی می نماید که کامل از احاطه او به علوم مزبور حکایت می کند. او به برکت فلسفه، مشکلات بسیاری را از پیش پای خود برداشت و سهمی از مطالعات و بررسی های او، به فلسفه اختصاص داشت؛ زیرا فلسفه را یکی از مظاهر تمدن و ترقی می دانست.

 

محدوده آثار بیرونی

آثار بیرونی، به مرزهای تخصصی رشته های دانش بشری در آن روزگار محدود نگردیده، بلکه همه ابعاد معرفت را دربرگرفته است. آثار وی را، چه از موجود و چه مفقود، بر اساس طبقه بندی کلی علوم و فنون، می توان شمارش کرد. مقالات و کتاب های بیرونی، بالغ بر 160 عنوان می شود که در موضوعات مختلف ریاضی و ستاره شناسی، فقه و کلام، پزشکی و داروشناسی، جغرافیا و شیمی، دین شناسی و صرف و نحو نوشته شده است و تقریبا همگی از بهترین آثار زمان خود به شمار می آید. بیش تر آن چه از بیرونی باقی مانده، و به زبان عربی است. به علاوه او کتاب های چندی از سانسکریت به عربی ترجمه کرده و واسطه نقل دانش اسلامی به هندوستان بوده است.

 

کتاب الآثار الباقیه

کتاب الآثار الباقیةِ عنِ القرونِ الخالیه مشهورترین و سود رسان ترین اثر ابوریحان بیرونی است. در این کتاب، از ماه و روز و سال در نظر اقوام و ملل مختلف کهن و از تقویم ها و تعدیلات و تغییراتی که در آن راه یافته، بحث می کند. هم چنین جدول هایی درباره ماه های ایرانی، عبری، رومی، هندی و ترکی در آن آمده است و نیز جدول هایی در مورد پادشاهان آشور، بابل، کلدان، قبط و یونانِ پیش از مسیحیت و بعد از آن دارد. نوشتن این کتاب، در سال 390 هجری که ابوریحان هنوز به سی سالگی نرسیده بود، به پایان رسید.

 

برخی نظریات علمی ابوریحان

برخی دیدگاه های علمی ابوریحان که تا قرن پنجم میلادی بدعت و خطا شمرده می شد و از آن پس، به کمک برهان های صحیح علمی، جزء حقیقت های ثابت به شمار آمده، به این شرح است:

این نظریه که شعاع نور از مرئی به چشم برمی گردد. بیرونی و ابن سینا از کسانی بودند که با ابن هیثم در این نظریه مشارکت داشتند. نیز این نظریه که زمین دور محور خود می چرخد، در صورتی که دانشمندان و فیلسوفان، همگی یا دست کم بیش ترشان اتفاق داشتند که زمین ساکن است.

هم چنین نظریه او در زمینه تعیین محیط زمین که در آخر کتاب اُسطُرلاب او آمده است و معادله ای در حساب نصف قطر زمین آورده، که برخی از فرنگیان آن را قاعده بیرونی نامیده اند.

 

دین گرایی ابوریحان

آن چه از کتاب های گذشته درباره ابوریحان به دست می آید، این است که او در یک خانواده مسلمان زاده شد و در کودکی خواندن قرآن و نوشتن به زبان عربی را فراگرفت و علاقه خاصی به موضوعات مذهبی داشت. این علاقه به دین تا زمانی که او در بسیاری از علوم سرآمد روزگار خود شد، ادامه داشت به طوری که در بسیاری از موارد، به مسائل دینی پرداخته و حتی توصیه های دینی هم می کرده است. آن چه از دست نوشته های ابوریحان به دست آمده، این است که او به ائمه اطهار علیهم السلام ارادت و علاقه ویژه ای داشته و همواره با تمجید و اکرام از ایشان نام برده است.

 

همت بلند

ابوریحان را چنین ستوده اند: در مطالعه و بررسی اشتغال به علم، از لحاظ پشتکار و اهتمام و کوشش اعجوبه زمان خود بود، عاشق علم و فراگرفتن آن بود. همیشه در موضوعات علمی به فکر فرو می رفت و حتی به اندازه یک چشم بر هم زدن از تفکر به دور نمی ماند. مغزش در حال تفکر و دستش در حال تحریر مو زبانش در حال تقریر بود و فقط در دو روز نوروز و مهرگان از اعیاد ایرانیان از اشتغال به انواع رشته های علمی و فکری خودداری می کرد. این مرد بزرگ در روز آدینه، دوم رجب سال 440 هجری قمری در 78 سالگی بدرود حیات گفت و به سرای باقی شتافت. روانش شاد و یادش هماره گرامی باد.

 

 منبع :

  - پایگاه حوزه

- www2.irna.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

رابطه شخصیت و دست خط

 

آدم ‌های مختلف، چگونه می ‌نویسند؟

مطالعه دست‌خط و تحلیل آن امروزه روشی پذیرفته‌ شده برای ارزیابی اشخاص در سازمان‌هاست. گفته می‌شود تحلیل دست‌خط شاخصی موثر و قابل اعتماد از شخصیت و رفتار انسان‌هاست و برای ارزیابی مراحل سازمانی مانند بازنشستگی، مصاحبه و انتخاب، مشاوره و برنامه‌ریزی شغلی مفید است.

مطالعه و تحلیل دست‌خط افراد، دانشی کهن است که اولین بار در حدود 3000 سال پیش توسط چینی‌ها توسعه یافت. به گفته کارشناسان این علم، دست‌خط اشخاص در واقع به‌ طور مستقیم از شخصیت منحصر به فرد و شیوه خاص تفکر آنها حکایت می‌ کند.

علم شناخت شخصیت از روی دست‌خط حداقل از 300 ویژگی گوناگون دست‌خط در دیدگاه تحقیقاتی خود استفاده می ‌کند. دست‌خط اشخاص و مکان آن روی صفحه، انگیزه‌های منحصر به فرد یک انسان را توصیف می ‌کند. مغز انسان علامت‌هایی را از ماهیچه‌ها به ابزار نوشتاری می ‌فرستد.

همان‌ طور که گفتیم، دست‌خط حداقل 300 ویژگی گوناگون دارد که به اصلی ‌ترین آنها که حاوی اطلاعات جالب شخصیتی است، می ‌پردازیم.

 

جهت دست‌خط‌

دست‌ خط‌ های مایل به سمت راست نشان ‌دهنده صمیمی بودن، نافذ بودن، دوست ‌داشتنی بودن و حامی ‌بودن نویسنده آن است.

اما دست‌خطی که صاف و محکم باشد، نشان ‌دهنده استقلال نویسنده است.

دست‌ خط‌ هایی که به سمت چپ متمایل هستند نیز عاطفی و احساسی بودن نویسنده را نشان می‌ دهند.

 

اندازه دست ‌خط‌

اشخاصی که درشت می ‌نویسند، معمولا اجتماعی و برون‌ گرا بوده واز اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.

اما خصوصیات شخصیتی افرادی که ریز می‌نویسند، به‌ طور دقیق برخلاف کسانی است که درشت می ‌نویسند. اشخاصی که ریز و نازک می ‌نویسند، به آسانی روابط اجتماعی با دیگران برقرار نمی ‌کنند.

 

فشار آوردن روی کاغذ هنگام نوشتن

کسانی که در حین نوشتن فشار زیادی به کاغذ می‌آورند، اشخاصی متعهد هستند که همه چیز را خیلی جدی می ‌گیرند. اما اگر فشار روی کاغذ بسیار زیاد است، آن فرد احتمالا خیلی عصبی است و عکس ‌العمل سریعی نسبت به انتقادهایی که به او می ‌شود نشان می‌ دهد، حتی اگر این انتقادها از سوء نیت نباشد.

اما فشار کم روی صفحه کاغذ هنگام نوشتن نشان‌ دهنده حساسیت و عاطفه نویسنده نسبت به دیگران است.

 

فضای خالی میان کلمات

چنانچه میان کلمات فاصله زیادی وجود داشته باشد، نشان‌ دهنده این است که نویسنده به دنبال فضایی برای تنهایی است.

اما اگر فاصله یا فضای میان کلمات کم یا باریک باشد، نشان می‌ دهد نویسنده دوست دارد با دیگران ارتباط داشته باشد. به ویژه اگر این اشخاص در نوشتار خود دقت نداشته باشند، نشان می ‌دهد که اشخاصی مزاحم و شلوغ کن برای اطرافیان ‌شان هستند.

 

فاصله میان خطوط

چنانچه فاصله میان خطوط زیاد باشد، نشان‌ دهنده این است که اشخاص دوست دارند به عقب برگردند و نگاه عمیق‌‌ تری داشته باشند.

فاصله کم میان خطوط نیز نشان می‌دهد که نویسنده خونسردی خود را در هنگام فشار کاری حفظ می ‌کند و در نهایت به نتیجه خوبی دست می ‌یابد.

 

حاشیه کاغذ

هر کدام از حاشیه‌های کاغذ مفهومی‌ دارند. حاشیه سمت چپ نشان ‌دهنده وابستگی فرد به ریشه‌ها و خانواده است. حاشیه سمت راست نشان ‌دهنده وابستگی به اشخاص دیگری به جز اعضای خانواده است. بالای صفحه نیز اهداف و آرزوها قرار دارند و در پایین صفحه انرژی، انگیزه و عملکرد قرار می ‌گیرند.

فاصله زیاد از حاشیه سمت چپ نشان ‌دهنده علاقه نویسنده به ادامه دادن است. اگر فاصله از حاشیه سمت چپ کم باشد، نشان‌ دهنده احتیاط نویسنده است.

فاصله کم از سمت راست کاغذ نشان‌ دهنده خونسردی و اشتیاق برای نوشتن است. فاصله زیاد از سمت راست کاغذ نیز نشان ‌دهنده ترس از نادانسته ‌هاست.

پس از چینی‌ها نیز رومی‌‌ها به بررسی "علم تحلیل و مطالعه دست‌خط" پرداختند و به تدریج این علم در بیشتر جوامع و فرهنگ‌ها مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

دیدگاه جدید در خصوص بررسی دست‌خط از سوی گروهی از کشیش‌های فرانسوی ایجاد شد که از سوی اب می‌کن - که ابعاد کلیدی این علم را در دهه 1870 پس از 30 سال تحقیق تعریف کرد- هدایت شد. امروزه می‌ دانیم که این علم، ابزار بی ‌نهایت مفیدی برای شناسایی کیفیت و ظرفیت هوش و پتانسیل اشخاص به ویژه در زمینه شغل و پیشبرد ارتباطات است. اگر چه این علم نیز مانند سایر علوم رفتاری به آسانی قابل توضیح نیست، اما هنوز هم به دلیل نتایج خوبی که از کاربرد آن به دست می‌آید، به‌ طور مستمر به کار رفته و مورد قبول واقع می‌شود.

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

نماز (2)

نویسنده : محمد رضا رضایی

 

بی اعتنایی به شرایط و موانع نماز
بی اعتنایی دیگر توجه نکردن به امور قبل از نماز است. قبل از هر عملی که انسان می خواهد انجام دهد شناختن شرایط و موانع صحت آن لازم است و کسی که بدون یاد گرفتن شرایط و موانع و احکام ، وارد آن عمل شود در اثر ندانستن عمل را خراب و ضایع می کند .
نماز یک عبادت فردی و اجتماعی است که با تمام احکام دیگر ارتباط دارد و یک انسان نماز خوان باید احکام مربوط به نماز را بداند یعنی حد اقل یک دور کامل تمام رساله علمیه مرجع تقلید خود را بخواند و یاد بگیرد چون از مساله تقلید که اول رساله است، تا مساله دیات که آخر رساله است هر کدام به نحوی ارتباط با نماز دارد و چون در احکام دین هر انسانی باید یا خودش مجتهد باشد یا بتواند با احتیاط به وظیفه خود عمل کند و اگر قدرت این دو را ندارد باید از مجتهد جامع الشرایطِ اعلم یعنی متخصّص در مسائل دین تقلید کند و اگر احکام دین را بدون تقلید انجام دهد چه در احکام عبادات و چه در احکام معاملات اعمال آن صحیح نیست . مثلا اگر طهارت و نجاست را با تقلید صحیح نداند ،غذای نجس می خورد و حرام خورده نمازش قبول نیست . یا با لباس و بدن نجس نماز می خواند و نمازش صحیح نیست. و اگر احکام ذبح را نداند حیوانی که ذبح می کند مرده و نجس و حرام است و با شکم پر از حرام و نجس ، نماز صحیح نیست و اگر احکام معاملات را نداند با انجام معاملات باطل و ربوی مال حرام به دست می آورد و غذا ، لباس و مکان تهیه می کند ودر تمام این ها نماز باطل است.و اگر احکام وضو و غسل را با تقلید صحیح نداند و غسل و وضوی صحیح نداشته باشد نمازش باطل است و اگر مساله خمس و زکات را نداند با مال خمس و زکات نداده لباس ، غذا و مکان تهیه می کند و نماز می خواند که نمازش صحیح نیست و اگر مساله ارث را نداند و حق و ارث دیگران را ادا نکند حق آنها در مالش مانده و از آن مکان ، غذا و لباس تهیه می کند و نمازش صحیح نیست و اگر به وصیت پدر و مادرش عمل نکند مال وصیّت شده را نداده و در اموال اوباشد ، غصب است و نمی شود با آن غذا، مکان و لباس تهیه کرد و در آن نماز خواند و اگر احکام نکاح را نداند و مهر زن و خانه ای که در مهر زنش انداخته نداده باشد و در آن نماز بخواند، نمازش باطل است. روایتی از پیغمبر صلّی الله علیه و آله نقل شده: که نماز عمود دین است و اگر در نامه عمل کسی نماز نباشد، هیچ عمل خیر دیگری از او قبول نمی شود و اگر نمازش قبول باشد به اعمال دیگرش توجه می شود.(51)
شاید مراد این باشد که هر کس در دنیا برای صحت نماز خود کوشش نموده تا نماز صحیح داشته باشد پس به دنبال این بوده که تمام امور فردی و اجتماعی خود را مورد دقت قرار داده و احکام را یاد گرفته و آنها را صحیح انجام داده و کسب و کار حلال انتخاب کرده و حق حقوق دیگران را رعایت کرده و از محرمات الهی اجتناب نموده پس همه اعمال او خوب و مقبول است و نمازش هم مورد قبول واقع می شود. اما کسی که نسبت به نمازش بی اعتنا بوده و فکر یاد گرفتن احکامش نبوده معلوم است که به دنبال یاد گرفتن احکام دیگرش هم نرفته و آنها را هم ضایع انجام داده است، لذا نه نماز دارد و نه عمل دیگر چون، فروع دین مقدّس اسلام وابسته به اصول دین است و شخص مؤمن اول باید اصول اعتقادی دین را یاد بگیرد و اعتقاد به خدا یگانگی او و اعتقاد به انبیاء و کتب آسمانی آنها و اعتقاد به معاد و باز گشتن پس از مرگ را بطور مستدل بداند و بعد احکام فروع دین خود را از تقلید صحیح گرفته تا طهارت ، نجاست ، غسل ، وضو ، تیمم، نماز، روزه ،خمس ، زکات، حج ، جهاد ، امر به معروف و نهی از منکر ، مسائل کسب و کار و کسب های حلال و حرام ، مساله ازدواج و احکام آن ، مساله ذبح حلال و خوردنی های حلال و حرام و مساله ارث و وصیت و غیره دنبال کند و بداند چون همه آنها ارتباط با نمازش دارد و اگر متوجه نباشد،روزی متوجه می شود که دیگر پشیمانی بی فایده است. روز قیامت به افرادی گفته می شود چرا به وظایف خود عمل نکردید؟می گویند نمی دانستیم! به آنها می گویند چرا نرفتید یاد بگیرید؟ جوابی برای گفتن ندارند چون کوتاهی و قصور از طرف خودشان بوده و در اثر اهمیت ندادن به احکام خدا و وظایف دینی عمل صالحی که وسیله نجات آنها باشد ندارند.(52)
و شاید معنی اینکه لا تنال شفاعتنا من استخف بصلاته(53) همین باشد چون چنین اشخاصی زمینه وساطت و شفاعت پیغمبر و ائمه علیهم السّلام را هم در دنیا برای خود فراهم نکردند و به همه امور دین استخفاف کرده اند پس نبودن به دنبال یاد گیری احکام مربوط به نماز و معانی و الفاظ و قرائت آنها بی اعتنایی و استخفاف به نماز است که روایات آن گذشت.

 

بی اعتنایی به طمأنینه نماز
گاهی انسان به جهت بی توجّهی نماز را با عجله و تند می خواند در عین حالی که کار ضروری هم ندارد مثلا برای دیدن فیلم و یا خوردن غذا یا گپ زدن با دیگران در حالی که توجه ندارد نماز عبادت خداست و عبادت نیاز به توجه و خضوع دارد و انسان بنده خداست و هر چه دارد و آنچه که نیاز دارد همه را خدا به او داده پس باید لحظاتی با توجّه و خشوع ، خود را برای شکر گزاری منعم آماده کند و وضوی زیبایی بگیرد و به جای مناسبی که توجه او را دیدنی ها و شنیدنی ها جلب نکند برود و نمازِ با حالی بخواند.
در روایت دارد کسی وارد مسجد شد و نماز خواند و پیغمبر او را می دید که با عجله رکوع و سجود می کند و در نماز آرامش و طمأنینه ندارد پیغمبر صلّی الله علیه وآله فرمودند:اگر این شخص در حالی که نمازش این طور است بمیرد به دین من از دنیا نرفته است.(54)
و در روایت دیگر دارد که امام صادق علیه السّلام فرموده اند:کسی که نمازش را سبک می شمارد و با وقار نماز نمی خواند و به فکر تمام کردن آن با عجله است خداوند متعال به ملائکه خطاب می کند که این بنده من خیال می کند که کس دیگری می تواند حاجات او را بر آورده کند که برای رسیدن به حوائج خود می خواهد خود را از عبادت من خلاص کند.(55)
و در روایت دیگر از امام صادق علیه السلام است: دزدی کردنی بدتر از دزدی کردن از نماز نیست کسی که از نماز خود می دزدد بدترین دزدی را کرده چون باید در نماز با بدن آرام،ایستاده و قرائت بخواند و در رکوع بدن آرام باشد و ذکر رکوع را بگوید و پس از رکوع بایستد و بدن آرام شود بعداً به سجده برود و در سجده بدن آرام باشد و ذکر بگوید و بعداً بنشیند و بدن آرام بگیرد و تکبیر بگوید و به سجده دوم برود.(56)
امام صادق از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل کرده اند: که کسی رادید،همانند کلاغی که منقار خود را به زمین می زند، سر خود را بر زمین می زد. به او گفت: از چه موقع این چنین نماز خوانده ای؟او مدّت را گفت. امام فرمودند:اگر بمیری به دین ابوالقاسم صلی الله علیه و آله نمی میری و بعداً فرمود: دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزدد.(57)
در بحار از امام باقر علیه السّلام نقل کرده که فرمودند: مَثَل نماز برای نماز گزار مَثَل مردی است که نزد سلطانی می رود و سلطان به حرف او گوش می دهدتا حرفش تمام شود، آیا در حال حرف زدن با سلطان با بی توجّهی و سرسری حرف می زند؟ سلطان سلاطین اجازه داده تو مقابل او بایستی و خواسته های خود را بخواهی و آماده گوش دادن به کلام توست تو چگونه توجهت به غیر اوست؟(58)
و از امام صادق علیه السّلام نقل کرده که فرمودند: وقتی نماز گزار به نماز می ایستد نیکی ها و خوبی ها یعنی رحمت الهی از آسمان تا فرق سرش را فرا می گیرد و ملائکه الله اطرافش را محاصره می کنند و ملکی به او بانگ می زند که اگر بدانی با چه کسی در گفتگو هستی لحظه ای از او غافل نمی شوی.(59)
و در روایت ابو حمزه ثمالی از امام باقر علیه السّلام است: که وقتی بنده مؤمن به نماز می ایستد، نظر خداوند متعال متوجه او می شود و رحمت الهی بر سرش از آسمان سایه می اندازد و ملائکه الله اطراف او را تا آسمان محاصره می کنند و ملکی از طرف خداوند به او می گوید اگر می دانستی چه کسی به تو نظاره می کند به هیچ چیز دیگر توجه نمی کردی.(60)
و در روایت از امام صادق علیه السّلام دارد: که وقتی نماز واجب را در وقتش می خوانی چنان بخوان که فرض کنی آخرین نماز عمرت را می خوانی و دیگر فرصت نماز خواندن پیدا نمی کنی نظرت به محل سجده باشد و بدان در مقابل کسی هستی که تو را می بیند و تو او را نمی بینی.(61)
و در روایت دیگر پیغمبر صلی الله علیه و آله به اباذر فرمودند: خداوند چشم روشنیِ مرا در نماز قرار داده و محبت نماز را به دلم انداخته و چنان نماز را دوست دارم که گرسنه و تشنه، غذا و آب را دوست دارد ولی گرسنه و تشنه از آب و غذا سیر می شود اما من از نماز سیر نمی شوم.(62)

 

بی اعتنایی به قصد قربت نماز
 
استخفاف دیگر به نماز این است که انسان نماز واجب خدا را برای اینکه مردم نگویند فلانی نماز نمی خواند،بخواند و یا به خاطر اینکه به بعضی افراد نشان دهد که من نماز می خوانم انجام دهد و یا برای اینکه نشان دهد من خوب نماز می خوانم، نماز بخواند. یعنی اصلاً به اینکه نماز از واجبات الهی است اعتنایی ندارد و به آن اهمیت نمی دهد بلکه نماز را هم وسیله ای برای رسیدن به بعضی از اغراض دنیایی می داند و نه تنها نماز به عنوان یک واجب الهی مورد توجه او نیست بلکه خدا اصلاً فراموش شده و نماز خدا وسیله ای برای کسب آبروی دنیایی و استفاده از تعریف و تمجید دیگران قرار گرفته است در حالی که اگر به قصد قربت می خواند زود تر به مقصود خود می رسید.(63)
مکلّف باید بداند که اگر عبادت خدا را برای نشان دادن به دیگران انجام دهد برای خدا شریک در عبادت قرار داده و خدا عبادت مشرک را قبول نمی کند. در روایت ابی الجارود از امام باقر علیه السلام است کسی که واجب الهی را برای نشان دادن به مردم انجام دهد مشرک است و خدا عمل ریایی را قبول نمی کند. من عمل عملاً مما امر الله به مراءهً للناس فهو مشرک و لا یقبل الله عمل مراء(64) البته شرک در این روایات به معنی شریک قرار دادن برای خدا که یعنی دو خدایی باشد نیست بلکه مراد این است که کسی را در عبادت شریک خدا قرار داده بنابر این ریا کننده نجس نیست و جزء مسلمین است.
درروایت دیگرامام صادق علیه السّلام فرموده است: خداوند متعال می فرمایند من شریک خوبی هستم کسی که عملی را برای من و دیگری انجام دهدمن سهم خودم رابه اومی بخشم و عمل کننده اجرت خود را از او بگیرد.
یقول الله انا خیر شریک فمن عمل لی و لغیری فهو لمن عمل له(65)
در کتاب عروه دارد که شرط صحت عمل عبادی، خالص بودن از ریا است.اگر عبادت کننده قصد ریا کند نمازش باطل است و بلکه او یکی از گناهان کبیره را مرتکب شده چون شریک برای خدا قرار داده است.پس آیا سفیهانه نیست که انسان عملی را که جزایش بهشت جاویدان است به طوری انجام دهد که جزایش جهنم باشد؟ و انسان مومن با یک حرکت انحرافی مشرک شود.

 

اما ریا چند قسم است:
1. اینکه نماز را برای نشان دادن به دیگران بخواند نه برای خدا.
2
. اینکه هم قصد عبادت خدا کند و هم قصد نشان دادن به دیگران.
3
. اینکه بعضی از واجبات نماز را برای نشان دادن به دیگران انجام دهد.
4
. بعضی از مستحبات نماز را برای غیر خدا انجام دهد مثل تکبیرات قبل و بعد از رکوع و سجود.
5
. اینکه نماز را در جای مخصوصی مثل مسجد و غیره بخواند قربه الی الله اما از خواندنش در آن مکانِ مخصوص قصد ریا داشته باشد.
6
. اینکه نماز را قربه الی الله بخواند اما در وقت مخصوص مثل اول وقت و از آن اول وقت خواندن قصد ریا کند.
7
. اینکه نماز را به قصد قربت بخواند اما با اوصاف خاصی مثل جماعت یا با تأنی و خشوع و از جماعت و خشوع قصدش ریا باشد در تمام این هفت صورت به قول فقها نماز باطل است و باطل بودن یعنی این که نماز را باید در وقت قربه الی الله دوباره بخواند و اگر در وقت نخواند باید در خارج وقت قضای آن را بخواند البتّه اگر در هر یک از موارد گذشته به ذهنش می آید که نماز را برای نشان دادن به این و آن بخواند اما مایل نیست چنین کند و خودش از فکر خودش ناراحت می شود ولی چاره ندارد چون نمی تواند جلو خطورات قلبی خود را بگیرد این خطورات قلبی در صورتی که به آنها ترتیب اثر ندهد ضرری ندارد. و ریای بعد از عمل هم مبطل نیست مثلا بعد از عبادت برای دیگران بگوید من چه نمازی خواندم و تعریف خودش را بکند و یا مثلا اظهار خستگی و خواب آلودگی کند تا بتواند بگوید من نماز شب خوانده ام ریای بعد از عمل، مبطل نیست اما بهتر است که انسان اعمال خوبی که انجام می دهد فقط برای اطاعت و انجام فرمان خدا باشد و هیچ قصدی غیر اطاعت خدا نداشته باشد و از دیگران هم به قدر امکان پنهان بدارد و اگر ظاهر باشد مایل به اینکه کسی او را بیان کند و تعریف یا تشویق کند نباشد یعنی دارای اخلاص کامل باشد و نه قبل از عمل و نه در حین عمل و نه بعد از عمل قصد ریا نکند. قرآن از زبان ابراهیم خلیل نقل کرده که فرمود: انی وجّهت وجهی للذی فطرالسماوات والارض حنیفا و ما انا من المشرکین(66)
من روی خود را به سوی کسی می کنم که خالق آسمانها و زمین است و مایل به او هستم و میل به غیر او ندارم و از شرک و ریا بیزارم. از امام صادق علیه السّلام سوال شد حنیفا مسلما یعنی چه؟ فرمود: یعنی خالصا مخلصا لله باشد.(67) البته حنیفاً مسلماً در آیه 67 آل عمران است.
امیر المومنین علیه السلام فرموده : با اخلاص است که انسان از قید بندگی شیطان و عقاب الهی خلاص می شود.(68)
و امام صادق علیه السلام فرموده اند: باقی ماندن بر عملی که قربه الی الله انجام دادی از خود انجام عمل سخت تر است یعنی وقتی عملی را برای خدا انجام دادی اینکه بتوانی خود را کنترل کنی که به یک جوری نخواهی دیگران بفهمند و یا تو را به خاطر آن تعریف کنند خیلی دشوار است و عمل خالص آن است که فقط قصد الهی داشته باشی چه قبل از عمل و چه در حین عمل و چه بعد از عمل و قصد اینکه کسی تو را به خاطرآن تعریف و تمجید کند نداشته باشی.(69)
و خلاصه کلام اینکه آنقدر کنترل نفس اماره مشکل است که از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: بنده ای که دو رکعت نماز داشته باشد که فقط مقصودش خدا بوده با همان دو رکعت به بهشت می رود.(70)
از این گونه روایات استفاده می شود خالص کردن نیت برای خدا بسیار امر مشکلی است و در روایت دیگر دارد که اگر در جای خلوت و در خانه خود حقیقتا خدا را خالصانه عبادت می کنی و هیچ قصد دیگری غیر از خدا نداری مومن هستی اما اگر در جای خلوت و تنهایی با بی حالی و کسالت و با عجله و شکستن سر و پای نماز، نماز می خوانی اما در جاهای دیگری که افرادی باشند نماز خوب و مرتب و منظم می خوانی از وجودت بوی نفاق می آید.(71)
پس مساله اخلاص چنان اهمیّتی دارد که نباید به جز ذات مقدس الله چیز دیگری در موقع عبادت در نظر عبادت کننده باشد و حتی به قصد بهشت رفتن و جهنم نرفتن هم خدا را عبادت نکند بلکه فقط به جهت این که خدا را دارای اهلیّه ی عبادت می داند و به او محبّت دارد، عبادت می کند چون عبادت، اگر برای بهشت رفتن باشد عبادت کننده حکم اجیری را پیدا می کند که برای گرفتن اجرت کار می کند و اگر عبادت برای جهنم نرفتن باشد عبادت کننده حکم عبدی را پیدا می کند که از ترس تنبیه مولی کار می کند اما اگر خدا را به جهت اینکه اهلیّت عبادت دارد عبادت کند، عبادت کننده حکم آزاد مردی را دارد که فقط خدا برای او مهم است و نه چیز دیگر.(72)
و این همان چیزی است که از علی علیه السّلام نقل شده است که فرمودند: من تو را به خاطر ترس از آتش عبادت نمی کنم و برای طمع به بهشت هم عبادت نمی کنم بلکه تو را برای دارا بودن اهلیّت عبادت، عبادت می کنم.
ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا فی جنتک بل وجدتک اهلا للعباده(73)

 

بی اعتنایی به نماز با ترک نماز
 
باید توجه نمودکه نماز نخواندن هم یک استخفاف به نماز است چون در روایت مسعده بن صدقه از امام صادق علیه السلام سوال شد چرا کسی که زنا می کند یا شراب می خورد استخفاف به حکم خدا نکرده ولی کسی که نماز نمی خواند استخفاف به نماز کرده است؟ امام علیه السّلام فرمودند: لذت گناه،زنا کار و شراب خور را به طرف گناه جلب می کند ولی در نخواندن نماز لذتی وجود ندارد پس به جز بی اعتنایی و استخفاف چیز دیگری وجود ندارد.(74)
و در روایت دیگر امام صادق علیه السّلام فرمودند: بر زنا کار غلبه شهوت مسلّط است و برای لذّت بردن زنا می کند ولی کسی که نماز نمی خواند به خاطر لذّتی نماز را ترک نمی کند. پس فقط به جهت بی اعتنایی به حکم خدا و سبک شمردن و استخفاف است که نماز را ترک می کند.پس وقتی شهوتی بر او غالب نیست استخفاف صادق است و وقتی استخفاف وبی اعتنایی صادق بود کافر بودن صادق است.
فاذا نفیت اللذه وقع الاستخفاف و اذا وقع الاستخفاف وقع الکفر(75)
پس تارک نماز چه اصلاً نماز نخواند و چه بعضی وقت ها بخواند و بعضی وقت ها نخواند نمونه روش بی اعتنایی به نماز است. امام محمد باقر علیه السلام از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرق بین مسلمان و کافر نماز خواندن مسلمان است و وقتی مسلمان نماز نمی خواند و عمداً و استخفافاً عبادت بزرگ الهی را ترک می کند با کافر تفاوتی ندارد.(76)
و ابن قداح از امام صادق علیه السّلام نقل کرده است: که شخصی از پیغمبر صلی الله علیه و آله طلب نصیحت کرد. پیغمبر فرمودند: نمازت را عمداً ترک نکن چون کسی که نماز را عمداً ترک کند امّت اسلام از او بریّ و بیزار است(77)
و در روایت عمرو ابن عبید که از امام صادق علیه السّلام تعداد گناهان کبیره را سوال کرده و امام برایش بیان کرده اند: دارد که نماز نخواندن اگر عمدی باشد انسان بی نماز، از مورد توجّه خدا بودن بری است. فقد برء من ذمه الله وذمه رسوله صلی الله علیه وآله(78)
و از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل شده است: کسی که نمازش را ترک کند تا وقت نمازش بگذرد در حالی که هیچ عذری هم نداشته باشد همه اعمال خیر او پوچ می شود.(79)
و در روایت دیگر دارد کسی که نمازش را ترک کند و امید به اجر و ثواب نماز نداشته باشد و از عذاب ترک واجب خدا هم خوفی نداشته باشد معلوم می شود برایش اهمیت ندارد که یهودی یا نصرانی یا مجوسی بمیرد.(80)
پس انسان باید مراقب باشد که خدا را فراموش نکند که اگر خدا را فراموش کند خودش را فراموش کرده و از اهل فسق و گناه به حساب می آید.و لا تکونوا کالذین نسوالله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون.(81)
ما خود را فراموش کرده ایم که کجا بوده ایم و از کجا آمده ایم و به کجا می رویم و وسیله ای که برای سفر آینده خودمان لازم داریم چیست. فراموش نکنیم که ما باید نماز بخوانیم چون زندگی آینده ما وابسته به نماز است. قرآن می فرماید: به اهل جهنم می گویند چرا شما در جهنم هستید؟ می گویند ما نماز نمی خواندیم.
علی علیه السلام در آخرین وصیت خود به دو فرزندش حسن و حسین فرمود: الله الله فی الصلاه فانها عمود دینکم خدا را خدا را فراموش نکنید راجع به نمازتان که ستون دین شما است.(82)
قرآن می فرماید: ابراهیم خلیل در چهار هزار سال قبل از خدا درخواست کرد که خدایا مرا و ذریّه مرا اهل اقامه نماز قرار بده.
رب اجعلنی مقیم الصلاه و من ذریتی(83)
و قرآن فرموده اند: از دین ابراهیم روی نمی گرداند مگر کسی که سفیه باشد.(84)
سفاهت نیمه دیوانه بودن است. یک انسان عاقل فکر الآن و آینده خود را می کند و فقط به زندگی فعلی خود نمی اندیشد و آینده را هم در نظر می گیرد. چه آینده دنیایی خود و چه آینده آخرتی خود. ابراهیم خلیل پیامبر اولولعزم خداوند است که می فرمایند: خدایا من و اسماعیلم را مسلمان قرار بده. مسلمان یعنی: تسلیم فرمان خدا بودن، چون و چرا نکردن و اوامر خدا را اطاعت کردن و این چیزی است که برای انسان مفید است. روز قیامت مال ها و فرزندان به درد انسان نمی خورند آنچه وسیله نجات انسان است تسلیم به فرمانهای الهی بودن است.
یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلبٍ سلیم(85)
و این هم دعای ابراهیم است پس هر انسان عاقلی باید متوجه این مساله باشد که با خداوند متعال نمی شود در افتاد و باید تسلیم بِلا قید و شرط خدا بود و این است راه مستقیم و راه نجات انسان. و خود پیغمبر اسلام فرموده اند :من از سنّت های خوب ابراهیم پیروی می کنم.(86)
نماز یاد خدا است اقم الصلاه لذکری و اگر کسی از ذکر خدا اعراض کند زندگی دنیایی او هم سخت می گذرد. فمن اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا.(87)
پس این فریضه الهی اهمیت بسیاری دارد به طوری که هیچ مکلّفی نباید به آن بی اعتنایی و استخفاف و تهاون کند و اگر کسی در انجام آن سستی کند و استخفاف نماید قبلاً مضرات آن گذشت. و اگر استخفاف او به طوری باشد که منجر به ترک و نخواندن نماز شود و بر حاکم شرع مسلمین اثبات شود باید او را تنبیه کند و به قدری که صلاح می داند او را شلّاق بزند و اگر مرتبه دیگر نماز نخواند و بر حاکم ثابت شود باید باز هم او را تنبیه کند و اگر باز هم ادامه داد و مرتبه سوم نماز را ترک کرد و بر حاکم ثابت شد باز هم حاکم باید او را تنبیه کند و اگر سه مرتبه به دست حاکم تنبیه شد و برای مرتبه چهارم نماز را ترک کرد و بر حاکم ثابت شد حکمش اعدام است و دیگر نباید حاکم او را زنده بگذارد.(88)
پس باید همه مسلمین بدانند که نماز در دین مقدس اسلام اهمیت فوق العاده دارد و آنقدر مهم است که تارک نماز را در روایات کافر به حساب آورده اند البته این کفر در صورتی که همراه با انکار و قبول نداشتن نماز به عنوان یک واجب الهی نباشد کفر به معنی مشهور که از دایره اسلام بیرون باشد و احکام غیر مسلمان براو جاری شود نیست ،ولی باید متوجه شود که آنقدر ترک نمودن نماز گناهش بزرگ است که ائمه ی دین و پیغمبر اسلام صلّی الله علیه و آله این گناه را تا حدی بزرگ می دانند که در ردیف کفر به حساب آورده اند. و روایات دیگری هم داریم که دلالت بر کفر تارک الصلاه می کند ولی در صورتی که تارک نماز منکر وجوب نماز نباشد و انکار نکند کافر به آن معنایی که خارج از دایره اسلام باشد نیست چون کفر در این روایات کفر، مقابل ایمان است یعنی تارک نماز آن ایمانی که بتواند به واسطه آن نماز را ترک نکند ندارد و مرتکب زنا آن ایمانی که بتواند به واسطه آن زنا را ترک کند ندارد ولی از دایره اسلام بیرون نیست و اگر برای حاکم اثبات شد باید ترک کنندة واجب و مرتکب حرام را تعزیر کند یا حد بزند که گذشت.
بنابر این کفر در این روایات حمل می شود به یکی دیگر از معانی کفر مثل کفر نعمت. کسی که نعمتهای خدا را استفاده می کند و اطاعت خدا را نمی کند کفر نعمت کرده و در قرآن فرموده اند: اگر نعمتهای خدا را شکر نمودید خدا نعمت ها را برایتان زیادتر می کند اما اگر کفر نعمت کردید عذاب خداوند به شدت به دنبال شما خواهد بود.
لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید.(89) یعنی اگر توبه نکردید عقاب می شوید و ممکن است کفر برائت مراد باشد مثل اینکه ابراهیم خلیل و پیروانش به آنهایی که از او پیروی نکردند گفتند: ما از شما و معبود های شما برائت می جوئیم و به شما کفر می ورزیم.(90)
و امام صادق علیه السلام از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که به شخصی فرمود نماز را عمداً ترک نکن چون کسی که عمداً نماز نخواند ملت اسلام از او برائت می جوید.(91)
پس تارک نماز و یا واجبات دیگر و فاعل محرمات مثل زنا و لواط و شراب و غیره اگر منکر واجب بودن واجبات و حرام بودن محرمات نباشند کافر به معنای حقیقی یعنی کفری که دیگر احکام اسلام بر آنها بار نشود و نجس باشند نیستند بلکه مسلمان فاسق هستند و وظیفه دارند توبه کنند و پشیمان شوند و واجبات خود را انجام دهند و جبران مافات بنمایند و اگر جبران مافات نکردند در قیامت بایدعقاب گناهان و ترک واجبات را بکشند و به امید شفاعت پیغمبر و آل پیغمبر صلی الله علیه و آله در عقاب بمانند تا موقعی که جرمشان تمام شود. در بحار از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرموده اند: شفاعت من منحصر است به اهل گناهان کبیره از امتم چون آنهایی که خوب باشند شفاعت نمی خواهند. انما شفاعتی لاهل الکبائر من امتی فاما المحسنون فما علیهم من سبیل.(92)
پس بنا بر آنچه از روایت عبد الرحیم القصیر استفاده می شود امام صادق علیه السلام فرموده اند: هر کسی اول وارد به دار اسلام می شود و بعد از داراسلام وارد به دار ایمان می شود پس، اگر مومنی گناهی از گناهان کبیره را انجام داد یا گناه صغیره ای را مرتکب شد در حین انجام معصیت و نافرمانی خدا، از دار ایمان خارج می شود ولی دردار اسلام است پس اگر توبه کرد و استغفار نمود باز به دار ایمان بر می گردد پس وقتی گناه می کند و از دار ایمان خارج می شود وارد دار کفر نمی گردد بلکه وارد در دار اسلام می شود و پس از توبه به دار ایمان بر می گردد اما اگر معصیت کار، معصیت خدا را حلال بداند و حرمت معصیت را انکار کند از دار اسلام هم خارج می شود و به دار کفر داخل می گردد.(93)
و عبد الله ابن سنان از امام صادق علیه السّلام سوال نموده اند: که شخصی گناه کبیره انجام داده و مرده آیا عذابش مانند عذاب مشرکین است؟ امام علیه السّلام فرمودند:اگر گناه را حلال می دانسته و انجام داده یعنی منکر معصیت بودن گناه بوده، کافر است و عذابش عذاب شدید است واگر گناه بودن آن را قبول داشته و خودرا اهل خلاف وگناه می دانسته و انجام داده از اسلام خارج نشده و عذابش سبک تر است.(94)
محمد ابن مسلم می گوید از امام باقر علیه السّلام شنیدم که می گفتند: هر کاری را که انسان از روی اقرار و تسلیم انجام دهد ایمان است مثل اینکه کسی نماز می خواند چون اقرار دارد به این که خدا امر کرده که نماز بخوانیم و ما هم تسلیم امر خدا هستیم و نماز را می خوانیم این ایمان است و هر چیزی را که انسان از روی انکار انجام می دهد کفر است مثل اینکه شراب می خورد و می گوید کجا گفته اند حرام است؟ پس حرمت شراب را انکار می کند و به عنوان اینکه حلال است می خورد با اینکه می داند از نظر دین حرام است ولی نمی خواهد قبول کند ، این کفر است.(95) و در روایت داوود رقّی است که امام صادق علیه السّلام فرمودند: کسی که واجبی از واجبات را ترک کند و انجام ندهد و منکر واجب بودن آن شود کافر است. من ترک فریضه فلم یعمل بها و جحدها کان کافراً(96)
آنچه که ما نوشتیم با استفاده از روایات به خاطر این بود که مکلّفین با مفهوم روایات آشنایی پیدا کنند ولی آنچه بیشتر باید مورد توجه باشد فتواهای فقهاء کثرالله امثالهم می باشد که در رساله های عملیه در مساله نجاست کافر فرموده اند. کافر، یعنی کسی که منکر خدا باشد یا برای خدا شریک قرار بدهد یا پیغمبری خاتم الانبیاء محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم را قبول نداشته باشد و یا ضروری از ضروریات دین مقدس اسلام را مثل نماز و روزه که مسلمانان جزء دین می دانند منکر شود در حالی که بداند از ضروریات دین است و انکار آن به انکار خدا یا توحید یا نبوت برگردد نجس است.
عروه الوثقی، مساله نجاست کافر. رساله امام،آیت الله خویی،آیت الله گلپایگانی،آیت الله بهجت ،آیت الله تبریزی،آیت الله نوری،آیت الله فاضل، آیت الله مکارم شیرازی،آیت الله خامنه ای، آیت الله سیستانی، آیت الله صافی آیت الله اراکی، مساله نجاست کافر.
 

واژه نامه
1- اخلاص:خالص برای خدا انجام دادن
2-
استخفاف:سبک شمردن
3-
اعتناء:توجه خاص نمودن
4-
اعضاء:جمع عضو،اندام
5-
انکار:رد کردن،قبول نکردن
6-
ایمان:اعتقاد قلبی
7-
تسبیح: منزه دانستن از عیوب و نقائص
8-
تشریع:قانون گذاشتن
9-
تقدیس:پاک دانستن از بدیها
10-
تقرب به خدا:نزدیکی به خدا از جهت روحانی
11-
تکوین:خلق کردن
12-
تهاون:اهانت کردن
13-
جوارح:جمع جارحه، عضو های بدن
14-
حج:قصد عبادت مخصوص
15-
شفاعت:کمک به ناتوان
16-
صفات جلال:صفاتی که موصوف، اجلّ از داشتن آنهاست
17-
صفات کمالیه:بیان کننده کمالات
18-
صفت:بیان کننده حالات
19-
صلواه:نماز، نیایش، پرستش
20-
ضروری:چیزی که مسلمین جزء دین می دانند
21-
عمود:میله وسط خیمه
22-
عیوب:عیبها
23-
فسطات:خیمه
24-
قداست:پاکی
25-
کبائر:گناهان بزرگ
26-
کفر:پوشاندن فطرت
27-
معرفت خدا:شناختن خدا
28-
مکلف:شخص دارای تکلیف
29-
نقائص:نقص ها
30-
واجب:فریضه
31-
واجب الوجود:موجودی که وجود برای او ضروری است

 

پی نوشت ها :
 51- وسائل ،ج 3 ، ص 23، ح 13،باب8 ابواب اعداد الفرائض ونوافلها
52-
بحار ،ج 2 ، ص 29 ،ح 10
53-
وسائل،ج3،ص15،ح3،باب 6 ابواب اعداد الفرائض و نوافلها
54-
همان، ص 21 ، ح 2 ،باب 8 ابواب اعداد الفرائض ونوافلها
55-
وسائل ج 3 ، ص24 ، ح 1،باب 9 ابواب اعدادالفرائض ونوافلها
56-
همان، ص23 ،ح 14،باب8 ابواب اعدادالفرائض ونوافلها
57-
همان،ص 24 ،ح 2،باب9 ابواب اعدادالفرائض ونوافلها
58-
بحار ج 79،ص 227، ح 52،باب1 فضل الصلاه وعقاب تارکها
59-
همان،ص 215 ، ح 30، باب1 فضل الصلاه وعقاب تارکها
60-
وسائل ج 3، ص 21 ،حدیث 5،باب 8 ابواب اعدادالفرائض ونوافلها
61-
همان، ص 22، ح11 باب 8 ابواب اعدادالفرائض ونوافلها
62-
بحار ج 79 ،ص 233، ح 58، باب1 فضل الصلاه وعقاب تارکها
63-
وسائل ج 1 ، ص 45 ،ح 11،باب 8 ابواب مقدمه العبادات
64-
همان، ص 50 ، ح 13،باب11 ابواب مقدمه العبادات
65-
وسائل ج 1 ، ص 52، ح 7، باب17 ابواب مقدمه العبادات
66-
سوره انعام آیه 79 القرآن کریم
67-
وسائل ج 1 ، ص 43 ، ح 1،باب8 ابواب مقدمه العبادات
68-
همان ، ص 43 ، ح2، باب8 ابواب مقدمه العبادات
69-
همان ، ص 43 ، ح4، باب8 ابواب مقدمه العبادات
70-
همان، ص 44 ، ح8، باب8 ابواب مقدمه العبادات
71-
وسائل،ج1 ، ص 44 ، ح6، باب8 ابواب مقدمه العبادات
72-
همان،ص45،ح1،باب9 ابواب مقدمه العبادات
73-
همان،ص45،ح3،باب9 ابواب مقدمه العبادات
74-
وسائل،ج3 ،ص 28 ، ح 3 ،باب11 ابواب اعدادالفرائض ونوافلها
75-
همان،ص28،ح2، باب11 ابواب اعدادالفرائض ونوافلها
76-
همان،ص29،ح6و7، باب11 ابواب اعدادالفرائض ونوافلها
77-
وسائل،ج3 ، ص 29 ،ح 5، باب11 ابواب اعدادالفرائض ونوافلها
78-
وسائل ، ج 11 ،ص 253 ،ح 2،باب46 ابواب جهادالنفس ومایناسبه
79-
بحار ، ج 79 ، ص 202 ، ح 2،باب افضل الصلاه وعقاب تارکها
80-
بحار ، ج 79 ، ص 202 ، ح2، باب افضل الصلاه وعقاب تارکها
81-
سوره حشر آیه9 القرآن الکریم
82-
نهج البلاغه، کتاب 47،معجم المفهرس،النشرالاسلامی التابعه لجماعه المدرسین
83-
سوره ابراهیم آیه 40 القرآن الکریم
84-
سوره بقره آیه 130 القرآن الکریم
85-
سوره شعرا آیه 88و89 القرآن الکریم
86-
سوره نحل آیه 22 و 130 بقره و 95 آل عمران و 4 ممتحنه القرآن الکریم
87-
سوره طه آیه 124 القرآن الکریم
88-
بحار ج 79 ص 214،باب افضل الصلاه وعقاب تارکها
89-
سوره ابراهیم آیه7 القرآن الکریم
90-
سوره ممتحنه آیه4 القرآن الکریم
91-
وسائل ج 3، ص 29، ح 5 ،باب11 ابواب اعدادالفرائض ونوافلها
92-
بحار ، ج 8 ، ص43،ح4،باب 21باب الشفاعه
93-
اصول کافی ،ج 2 ،ص 27 ، ح 1،باب آخر منه وفیه انّ الاسلام قبل الایمان
94-
وسائل ج 1 ، ص 22 ، ح 10و 11،باب2ابواب مقدمه العبادات
95-
همان، ص 20 ، ح 1، باب2ابواب مقدمه العبادات
96-
همان ،ص 20 ، ح2، باب2ابواب مقدمه العبادات

منابع:
1- مرحوم کلینی، محمدابن یعقوب؛ اصول کافی؛ تعداد مجلّدات8،تهران: النشرالکتب الاسلامیه، مرتضی آخوندی.
2-
مرحوم علامه طباطبایی، سیّدمحمدحسین؛ المیزان؛تعدادمجلّدات 20،تهران: النشرالکتب الاسلامیه.
3-
مرحوم علامه مجلسی، شیخ محمدباقر؛بحارالانوارلدررالاخبارالائمه الاطهار؛تعداد مجلّدات110 ، بیروت لبنان: چاپ موسّسه الوفا.
4-
آیت الله جوادی آملی،عبدالله؛ صهبای حج؛چاپ اسوه مرکزنشراسراء،1388
5-
قرآن کریم
.

منبع : راسخون

 

  لينک های هفته             

شبکه رادیو اینترنتی ایران صدا

 

وب سایت خبری تحلیلی عصر ايران

 

مدیریت آموزشی و مدیریت آموزش عالی

 

عکسی استثنایی از زمین و ماه از فاصله دور

 

مشاهده ۱۲۰۰۰ روزنامه آنلاین از سراسر جهان

 

متن کـامل نهج البلاغـه با ترجمه استاد حسيـن انصـاريان