ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و بیست و پنج    

شنبه 19 شهریور 1390 11 شوال 1432 10 سپتامبر 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ وَلْتَأْتِ طَآئِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا 102 فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُواْ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا 103 وَلاَ تَهِنُواْ فِي ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَكُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ يَرْجُونَ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا 104 إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًا 105   
ترجمه فارسی مکارم

 

و هنگامى كه در ميان آنها باشى، و (در ميدان جنگ) براى آنها نماز را برپا كنى، بايد دست ه‏اى از آنها با تو (به نماز) برخيزند، و سلاح هايشان را با خود برگيرند; و هنگامى كه سجده كردند (و نماز را به پايان رساندند)، بايد به پشت سر شما (به ميدان نبرد) بروند، و آن دسته ديگر كه نماز نخوانده ‏اند (و مشغول پيكار بوده ‏اند)، بيايند و با تو نماز بخوانند; آنها بايد وسايل دفاعى و سلاح هايشان (را در حال نماز) با خود حمل كنند; (زيرا) كافران آرزو دارند كه شما از سلاح ها و متاع هاى خود غافل شويد و يكباره به شما هجوم آورند و اگر از باران ناراحتيد، و يا بيمار (و مجروح )هستيد، مانعى ندارد كه سلاح هاى خود را بر زمين بگذاريد; ولى وسايل دفاعى (مانند زره و خود را) با خود برداريد خداوند، عذاب خواركننده ‏اى براى كافران فراهم ساخته است 102 و هنگامى كه نماز را به پايان رسانديد، خدا را ياد كنيد; ايستاده، و نشسته، و در حالى كه به پهلو خوابيده ‏ايد! و هرگاه آرامش يافتيد (و حالت ترس زايل گشت)، نماز را (به طور معمول) انجام دهيد، زيرا نماز، وظيفه ثابت و معينى براى مؤمنان است! 103 و در راه تعقيب دشمن، (هرگز) سست نشويد! (زيرا) اگر شما درد و رنج مى ‏بينيد، آنها نيز همانند شما درد و رنج مى ‏بينند; ولى شما اميدى از خدا داريد كه آنها ندارند; و خداوند، دانا و حكيم است 104 ما اين كتاب را بحق بر تو نازل كرديم; تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در ميان مردم قضاوت كنى; و از كسانى مباش كه از خائنان حمايت نمايى! 105

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت اسلامی از منظر امام علی (ع)

بخش ششم

نویسنده : علیرضا تاجریان

 

ب) افراد باسابقه روشن و درخشان را انتخاب کنید:

یک مدیر باید همواره به خاطر داشته باشد که بهترین معرف هر فرد اعمال و رفتار اوست بنابراین باید افراد را بر اساس سابقه کاری آنها انتخاب کند. امام علی در این زمینه می فرمایند: آنها را با نحوه همکاری شان با مدیران صالحی که قبل از تو بر سر کار بوده اند، ارزیابی کن.

 

ج) افراد خوش سابقه در نزد مردم را برگزین:

یک مدیر اسلامی به هنگام سپردن مسئولیت به یک فرد، باید به قضاوت عمومی در مورد آن فرد نیز توجه داشته باشد. امام علی (ع) به مالک می فرماید: پس خوش سابقه ترین آنها را در نزد عموم برگزین

 

د) امانتداران را انتخاب کن:

مدیر مسئولیت را بر عهده شخصی قرار دهد که شایستگی لازم را برای حفظ این امانت داشته باشد. حضرت علی (ع) به مالک می فرمایند: و کسی را که از همه بیشتر، چهره اش به امانتداری و وفاداری شناخته شده است، انتخاب کن.

 

ه) صلاحیت اخلاقی افراد را مدنظر قرار بده:

یک مدیر اسلامی باید در انتصاب های خود، صلاحیت اخلاقی افراد را مدنظر قرار دهد. امام علی (ع) در این زمینه می فرمایند: مکاتبات و اموری که حاوی تمامی تدابیر محرمانه و اسرار توست را به شخصیت های واجد صلاحیت اخلاقی واگذار.

 

و) افراد با درک روحی بالا را برگزین:

امام علی (ع) می فرمایند: ای مالک از کسانی برگزین که تعهدی که از جانب تو می پذیرد، یا مقرراتی که از سوی تو وضع می کند، سست نباشد و از رهانیدن تو از تعهدات و مقرراتی که گره در کارت ایجاد کرده ناتوان نباشد.

 

ح) مراعات کننده حدود کارها، را برگزین:

امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند: و از کسانی انتخاب کن که به قدر و حدود خود در کارها نادان نباشند، پس هر آینه کسی که حدود خود را نشناسد حدود دیگران را بیشتر نخواهد شناخت.

 

ط) افراد با شهامت را انتخاب کن:

امام علی (ع) به مالک می فرمایند: و کسانی را برای مسئولیت ها انتخاب کن که با پذیرش هر چه که از رهگذر هوای نفس تو ممکن است برای آنها پیش آید، کمترین کمک را به تو در آنچه خدا بر دوستانش نمی پسندد بدهند.

 

ی) افراد با ظرفیت را برگزین:

امام علی (ع) می فرمایند: کسی را انتخاب کن که نه بزرگی کار، او را از پای درآورد و نه فراوانی کار او را دچار پریشانی و سردرگمی نماید.

 

ک) افراد دقیق و هوشیار را انتخاب کن:

امام به مالک می فرمایند: از کسانی انتخاب کن که غفلت او باعث آن نگردد که نامه های کارگزارانت را به نظرت نرساند یا از طرف تو در آنچه برای تو می ستاند یا از طرف تو می بخشد نادرست جلوه دهد.

 

ل) حق گویان را برگزین:

امام علی (ع) می فرمایند: پس آنگاه برگزیده ترین آنان در نزد تو باید حقگوترین آنها در عین تلخی حقایق تو باشد.

 

ادامه دارد ...

منبع : باشگاه تحلیلگران جوان آریا

 

  جمله مديريتی              

تحقق رویا

همه رویاهای ما می توانند محقق شوند؛

 مشروط بر اینکه ما شجاعت دنبال کردن آنها را داشته باشیم.

والت دیسنی

 

  حدیث مديريتی             

 

اجتناب از بدی ها

امام حسن عسکری (ع) فرمودند:

کَفاکَ ادبا تَجنُّبُکَ ما تَکرهُ مِن غَیرکَ
در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی

(مسند الامام العسکری، ص288)

 

  طنز مديريتی              

ترفیع شغلی

مدیر کل، یکی از کارمندانش را به دفتر فرا می خواند و به او می گوید : راب تو چند سال بیشتر نیست که در این شرکت به کار مشغولی . یادت می آید که نخست از دبیرخانه شروع کردی . یک هفته بعد، به سمت مأمور خرید ارتقا پیدا کردی. یک ماه پس از آن مدیر اداره بازرگانی شدی. درست چهار ماه از آن تاریخ می گذشت که به معاونت مدیر کل منصوب شدی.

حالا زمان آن رسیده است که من بازنشسته شوم . از تو می خواهم که مسئولیت مدیر کلی را بپذیری . آیا حرفی برای گفتن داری ؟

راب پاسخ داد : متشکرم .

مدیر کل گفت : متشکری ؛ فقط همین!

راب گفت : البته که نه، متشکرم پدر جان !

 

  حکايت مديريتی            

مسافر خسته

 

مسافری خسته كه از راهی دور می‌آمد، به درختی رسید و تصمیم گرفت كه در سایه آن قدری استراحت كند، غافل از این كه آن یک درخت جادویی بود؛ درختی كه می توانست آن چه در دلش می گذرد برآورده سازد!

وقتی مسافر روی زمینٍ سخت نشست، با خودش فكر كرد كه چه خوب می شد اگر تخت خواب نرمی در آن جا بود و او می توانست قدری روی آن بیارامد.

لحظاتی بعد، تختی كه آرزویش را كرده بود در كنارش پدیدار شد!

مسافر با خود گفت: چقدر گرسنه هستم. كاش غذای لذیذی داشتم .....

ناگهان میزی مملو از غذاهای رنگارنگ و دلپذیر در برابرش آشكار شد. پس مرد با خوشحالی خورد و نوشید.

بعد از سیر شدن، كمی سرش گیج رفت و پلک ‌هایش به خاطر خستگی و غذایی كه خورده بود سنگین شدند. خودش را روی آن تخت رها كرد و در حالی كه به اتفاق‌های شگفت انگیز آن روز عجیب فكر می‌كرد با خودش گفت: قدری می‌خوابم. ولی اگر یك ببر گرسنه از این جا بگذرد چه؟

و ناگهان ببری ظاهر شد و او را درید .....

 

هر یک از ما در درون خود درختی جادویی داریم كه منتظر سفارش‌هایی از جانب ماست. ولی باید حواسمان باشد، چون این درخت افكار منفی، ترس‌ها، و نگرانی‌ها را نیز تحقق می‌ بخشد.

بنابراین مراقب آنچه كه به آن می‌اندیشید باشید. افراد اشتباهات زندگی خود را با یکدیگر جمع می کنند و به نتیجه گیری کلی و غلطی می رسند و از آنها غولی می سازند که نامش تقدیر است.

 

  تکنیک های موفقیت         

چگونه موفق شویم؟

 

برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردنند.

در ادامه این مطلب برای کسب موفقیت آمده است:

مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند.

تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند.

خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند.

شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند.

کار کن وقتی که دیگران در حال دعا کردنند.

صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردنند.

گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند.

لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگینند.

پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند.

 

  نکات مدیریتی             

نکات مهم در تجارت الکترونیکی

 

از زمان شروع کار با اینترنت و تجارت الکترونیک، نکات و درس های زیادی فرا گرفته ایم که دوست داریم برخی از مهم ترین آنها را با شما به اشتراک بگذاریم.

 

درس اول

یکی از کارهائی که باید اولویت بالائی برای شما داشته باشد، جمع آوری آدرس پست الکترونیک بازدید کنندگان سایت شما است. از زمان شروع سایت، به جمع آوری آدرسها بپردازید. تهیه یک لیست از مشتریان بالقوه خدمات شما، یک باید است. هرچند ارائه یک خبرنامه الکترونیک بسیار عالی است ولی خیلی ضروری نیست. شما می توانید به لیست خود، تغییرات سایت، محصولات جدید یا هرچیز دیگری که دوست دارید ارسال کنید.

توجه داشته باشید که تا زمانی که لیست شما کوچک است، می توانید آنرا توسط نرم افزار پست الکترونیک موجود در رایانه خود پیش ببرید ولی وقتی لیست شما بزرگ شود، مثلا از 100 آدرس بیشتر شود، دیگر باید به دنبال ابزارهای مخصوص مدیریت لیست باشید و یا از سایت های مخصوص این کار استفاده کنید. هرچند شخصا تمایلی به نام بردن از سایت خاصی برای این کار ندارم، ولی چون خدمات سایت http://www.ymlp.com کمک بزرگی در این زمینه برای من بوده، همیشه آن را به دیگران پیشنهاد می کنم. سایت یاهو هم خدمات مناسبی در این زمینه ارائه می کند.

 

درس دوم

سایت شما ممکن است باعث پیروزی یا شکست شما شود. یک سایت با ظاهر حرفه ای نقش اساسی در موفقیت شما دارد. اگر در طراحی یک سایت حرفه ای چندان مهارت ندارید، حتما یک نفر حرفه ای برای این کار استخدام کنید. توجه داشته باشید که سایت حرفه ای به معنی یک سایت با امکانات گرافیکی بالا و بخشهای متحرک و یا حتی بخشهای Flash نیست. سایت حرفه ای در نگاه اول ممکن است خیلی هم ساده به نظر آید ولی ساختارمناسب، راحتی حرکت در سایت، دسترسی سریع به اطلاعات، سرعت بالا آمدن مناسب (مخصوصا با خطوط نه چندان مناسب ما)، وجود خدمات مناسب، خدمات پشتیبانی مناسب، پشتیبانی مناسب از زبان های مختلف و پارامتر های متعدد دیگری در حرفه ای شدن سایت شما موثر هستند. وجود یک مشاور در این زمینه در کنار شما، خیلی به شما کمک می کند.

 

درس سوم

اگر می خواهید پول زیادی بدست آورید، باید یک بازار خاص را انتخاب کنید که نیاز ویژه ای از مشتری را پاسخ دهد. مردم محصولات و خدماتی که نیاز شخصی آنها را پاسخ دهند خیلی دوست دارند. اگر شما نفر اول در برآوردن این نیاز باشید، برنده هستید. سعی نکنید در سایت خود همه جور خدمات یا محصولات را ارائه کنید. مثلا برای خرید کتاب، یک سایت فرهنگی که روی فروش کتاب متمرکز است را انتخاب می کنید یا یک سایت که از فروش گل و اسباب بازی گرفته تا فروش لوازم منزل و شکلات و کتاب ؟ حتی آمازون که همه چیز می فروشد، هنوز به عنوان یک کتاب فروشی شناخته می شود تا یک اسباب بازی فروشی.

 

درس چهارم

ایجاد ترافیک بالا برای سایت شما نیاز به صرف وقت و هزینه دارد. کلید ایجاد ترافیک بالا برای سایت شما، برقراری هرچه بیشتر ارتباط از سایر سایتها به سایت شما است. هرچند لیست شدن در موتورهای جستجو اولین قدم شما باید باشد ولی نباید به آن اکتفا کنید. دو روش خوب برای ایجاد ترافیک به سایت شما عبارت است از :

 

- برنامه همکاری فروش (Affiliate program)

 چنین برنامه ای به برقراری صدها و حتی هزاران ارتباط از سایر سایتها به سایت شما کمک می کند. موضوع از این قرار است که شما برنامه ای طراحی می کنید که هرکس که خدمات و محصولات شما را از طریق سایت خود بفروشد، درصدی از فروش به او تعلق می گیرد. حتی برخی برنامه ها، در جلب مشتری، حتی اگر فروشی هم صورت نگیرد، پول می دهند.

 

- ارائه خدمات و محصولات رایگان

 ارائه چنین امکانات رایگانی به جذب ترافیک زیاد به سایت شما کمک خوبی می کند. مثلا ارائه مقالات رایگان که دیگران بتوانند در سایت خود از آنها استفاده کنند و به سایت شما ارتباط دهند. کتاب های الکترونیک رایگان، نرم افزار، فایل های صوتی که بتوانند در Flash از آنها استفاده کنند، ملودی های طراحی شده برای گوشی های موبایل و خیلی چیزهای جذاب دیگر.

 

درس پنجم

فروش محصولات و خدمات خودتان خیلی از فروش برای بقیه، سود آورتر است.

 برخی از برترین اقلام قابل فروش در اینترنت عبارتند از :

- نرم افزار

- اطلاعات

- سایت های اختصاصی

- خدمات اینترنت

 

درس ششم

معمولا مردم دوست ندارند که در معرض فروش قرار گیرند و در مقابل آن مقاومت می کنند. شما خیلی موفق تر خواهید بود اگر در جهت ارائه کمک به مشتریان خود حرکت کنید. این کار با نوشتن مقالات مفید، دوره های آموزشی و یا حتی با حضور فعال در اتاق های گفتگوی مناسب با خدمات شما حاصل می شود. اعتماد، حرف اول را در تجارت اینترنتی می زند. شما باید در میان مخاطبین خود، اعتبار کسب کنید. اگر مشتری احساس کند که شما قبل از فکر کردن به فروش به او و بدست آوردن پول، می خواهید مشکل او را شناسائی کنید و به او در رفع نیازش، کمک کنید، خیلی راحت تر به شما اعتماد می کند.

 

درس هفتم

خودکار کردن کارها، وقت با ارزش شما را حفظ می کند. هرچند در تجارت، خیلی کارها را باید شخصا انجام دهید و درگیر آنها شوید، خیلی کارها را هم می توان خودکار کرد، مثل :

- مدیریت لیست آدرسها

- پیگیری ها با مشتری

- پیام های خوش آمد گوئی

- پیغام های تشکر

- پیگیری سفارش ها

- تایید سفارش ها

این کار با استفاده از سیستم های پاسخ گوی خودکار، کدها و برنامه های نرم افزاری قابل حصول است.

 

درس هشتم

سازمان مناسب کار، یک دلیل اصلی موفقیت تجارت شما است.

 

- یک برنامه کاری زمان بندی شده برای هر روز خود تنظیم کنید.

- از برنامه دریافت پست الکترونیک با قابلیت طبقه بندی نامه های دریافتی در زیر شاخه های مختلف استفاده کنید.

- فایل ها و شاخه های موجود در رایانه خود را برای دسترسی راحت تر و سریع تر، تنظیم کنید.

- یک صفحه "سوال و جواب های مکرر" برای سایت خود طراحی کنید.

- برای پیام هائی که بصورت متناوب ارسال می کنید، یک ساختار مشخص تعریف کنید.

- در رایانه خود یک صفحه شامل اطلاعات ورود به سایت هائی که با آنها همکاری دارید و آدرس وب آنها برای دسترسی راحت تر، تهیه کنید.

 

درس نهم

بالاترین اولویت برای شما باید خدمات پس از فروش مناسب و رضایت کامل مشتری باشد. هرچند داریم در مورد دنیای اینترنت صحبت می کنیم ولی با مردمی که در دنیای واقعی زندگی می کنند سروکار داریم. خیلی هم به ارتباط های مصنوعی و نرم افزاری و پست الکترونیک تکیه نکنید. خیلی از بازدید کنندگان سایت شما می خواهند با یک تفر در بخش خدمات مشتری شما حرف بزنند و بعد خرید کنند. از امکانات پشتیبانی زنده (Live Agent) در سایت خود استفاده کنید.

 

درس دهم

برای بدست آوردن پول، باید پول خرج کنید.

شما باید در موارد زیر با دست باز سرمایه گذاری کنید :

- رایانه

- دسترسی به اینترنت

- نرم افزار

- ثبت دامنه

- میزبانی سایت

- آموزش شامل کتاب، سی دی و غیره

- تبلیغات

 

درس یازدهم

هرچند قرار ما فقط ده درس مهم بود، ولی همیشه به خاطر داشته باشید که خطرناک ترین تهدید برای موفقیت شما و غیر حرفه ای ترین کار در اینترنت، SPAM است. همیشه از آن دوری کنید.

 

مطالب بالا، لیست کاملی نیست و فقط به عنوان شروع و راهنما می تواند مفید باشد. مطمئنا مسائل و نکات بسیاری هستند که باید مورد توجه قرار گیرند و شما بسیاری از آنها را می شناسید و به آنها عمل می کنید.

 

منبع: www.itkar.com

 

  مقاله مدیریتی             

جايگاه ارزش ها در تئوری های مديريت

سيد هاشم هدايتی

 

چکیده:
ارزش ها ازجملــه واژگـانی است که در دهه های اخیر بخشی از کتابها و مقالات مدیریتی را به خود اختصاص داده است. مفهوم و جایگاه ارزشها در مدیریت و ارتباط آن با ساختار، روشها، فرایند و عملکرد مدیریت از مواردی است که در این مقاله به آن پرداختـه می شود.اهمیت این موضوع در شرایط فعلی جامعه ایرانی، بخصوص با وجود دیدگاههای بومی تحت عناوین توسعه، تئوری بومی مدیریت و مدیریت اسلامی که هریک توجه ویژه ای به فرهنگ جامعه و ارزشهای آن دارند، ضرورت پرداختن به مقوله مهم ارزشها در مدیریت را محرز می سازد. مقاله حاضر صرفاً جستجویی است اجمالی که می تواند زمینه را برای پژوهشگرانی فراهم سازد که درصدد سنجش رابطه بین ارزشهای ملی با سبکها و عملکردهای مدیریتی کشور هستند.


کلمات کلیدی:

ارزشها ؛ تئوریهای مدیریت ؛ ارزشهای اجتماعی ؛ تحول سازمانی ؛ رهبـری ؛ سبکهای رهبری ؛ ارتباطات ؛ فرهنگ ؛ فرهنگ و ارزشها ؛ فرهنگ سازمانی

مقدمه

گرچه پیشینه بحث درمورد تئوری های مدیریت و چگونگی تحقق آنها در جوامعی با فرهنگهای مختلف به اواسط قرن بیستم میلادی برمی گردد، یعنی زمانی که قدرتهای پیروز جنگ جهانی دوم درصدد ارائه الگوی خاص خود برای ممالک تحت نفوذ برآمدند، امری که الگوی مدیریت توسعه را مطرح و موجب پیدایش گرایشی به نام مدیریت تطبیقی در دانش مدیریت شد، اما در دهه های اخیر به وفور از پدیده ای به نام فرهنگ سازمانی و فــرهنگ ملــی و حتی فرهنگ جهانی در شاخه های مدیریت، بخصوص در حوزه های رفتار سازمانی، خط مشی گذاری و مدیریت استراتژیک سخن به میان آمده است. بعدها تئوری بومی مدیریت مطرح شد و در دو دهه اخیر در ایران از مدیریت اسلامی گفته شد و دریک دهه اخیر دامنه این بحث به سایر کشـورهای مسلمان نیز کشید. بی گمان محوری ترین عنصر فرهنگ‌، ارزشهاست. وقتی که از سبکهای مدیریتی امریکایی، ژاپنی یا هر جامعه دیگر سخن به میان می آید، عنصر اصلی تمایز بخش ارزشهاست. طرح ارزشها در مدیریت گرچه در حوزه مدیریت فراملی نضج گرفت اما بعدها در اکثر حوزه ها موردتوجه قرار گرفت.
دراین مقاله با اتکاء به نظریه آیت الله مصباح یزدی(1) و استادانی چون مرحوم دکتر منوچهر کیا (2)و مرحوم دکتر عبدالله زندیه(3) که تاکید ویژه ای بر ارزشها و نقش مهم آن در تئوریهای مدیریت داشته اند کوشش شده است، مناطق، محلها و منافذی که حضور ارزشها در تئوریهای مدیریت عیان است، معرفی شوند. از آنجا که ممکن است مدیریت اسلامی موردقبول همه مخاطبان نباشد، تلاش می شود بحث ارزشها عامتر از جامعه اسلامی مطرح شود. چرا که اگر پذیرفتیم ارزشها در ساختار، روشها، فرایند و عملکرد مدیریت موثرند، خود به خود تاثیرپذیری مدیریت درجامعه اسلامی اثبات شده است و به همین منوال در سایر جوامع با ارزشهای خاص خود.
روش تحقیق درایــن مقــاله، توصیفی و جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای بوده است. بدیهی است به دلیل گستردگی و پیچیدگی موضوع، امکان ورود به عمق و تحلیل جامع همه نظریه ها و تئوری ها و ارزیابی آنان وجود نداشته است. انتظار می رود اندیشمندان و پژوهشگران توانمند با مطالعات و پژوهشهای علمی و میدانی، ضمن شناسایی نظام ارزشی جامعه و معرفی ویژگیها و عناصر آن، ارتباط این نظام ارزشی با نظام مدیریتی کشور، بخصوص سبک رهبری مدیران را موردتوجه قرار دهند.


تعاریف
ارزشها غالباً به ایده هایی اطلاق می شوند که انسانها درباره خوب و بد، مطلوب و نامطلوب دارند. در فرهنگ فلسفی لالاند چهار مفهوم برای ارزش ارائه شده است؛ اول ارزش به عنوان چیزی که فرد یا گروهی به آن علاقه دارند. دوم چیزی که کم و بیش درمیان عده ای موردتوجه واحترام است. سوم وقتی که فرد یا گروهی در رسیدن به هدف خود،‌ارضا می شوند. و چهارم از جنبه اقتصادی که ارزش کالا و عمل مطرح است (محسنی، 1374، ص 217). از نگاه اندیشمندانی که مقوله فرهنگ و ارزشها توسط آنها مورد مطالعه قرار گرفته است، ارزشها در سطوح فردی، گروهی، ملی و فراملی قــابل تــوجــه است از دیـدگاه جامعه شناسان ارزشهای اجتماعی تنها درصورتی وجود دارند که افرادی وجود داشته باشند که بتوانند اشیاء و اشخاص را ارزشیابی کنند. در این راستا، نقش اجتماعی مهمترین مکانیسمی است که به واسطه آن می توان ارزشها را توجیه و سمبولیک کرد. در جامعه نقشهای متفاوت اجتماعی فرد را نمی توان دارای ارزش اجتماعی یکسان دانست. (محسنی، ص 218) ارزشهای اجتماعی به مدلهای کلی رفتار، احکام جمعی و هنجارهای کرداری که موردپذیرش عمومی و خواست جامعه قرار گرفته اند اطلاق می شوند. (بابایی، 1372، ص 265) ر سطوح کلی جامعه ارزش ندارد. باتوجه به کثرت تعاریف درمورد ارزشها و بخاطر پرهیز از اطاله کلام مواردی از آن به شرح زیر تلخیص می گردد:
1 - ارزش گاه درقالب یک هدف و گاه رسیدن به هدف و با بهاء دادن به یک موردمطرح می شود. گونه های بسیاری از ارزشها قابل شناسایی و تشخیص اند ازجمله ارزشهای اقتصادی، اخلاقی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و دینی (سازگارا، 1377، ص 105)
2 - آنچه نوع و میزان و مرتبت ارزشها را تحقق می بخشد، فرهنگ است. فرهنگ به ارزشها هویت می بخشد. به عبارت دیگر، معیار ارزشها ازطریق فرهنگ شناسایی می شود. رابطه متقابل بین فرهنگ و ارزشهای قابل قبول و مطرود در هر جامعه ای وجود دارد. چرا که ارزشها نیز موجب شناخت و تفاوت فرهنگ می شوند. (سازگارا، ص 113). فرهنگ طبق ارزشهای خود الگوها و مدل های خاصی فراهم می سازد و از این طریق مدلهای رفتاری و آرمانی را در جامعه تدارک می بیند. طی ارزیابی ارزشها و ارائه الگوها از طریق فرهنگ، هویت من یا ما درهر جامعه ای معین می گردد (سازگارا، ص 213).
3 - ارزشها، نظامهایی از نمادهایی هستند که درقالب ایده های انتزاعی اخلاقی مربوط به خوب و بد، مناسب و نامناسب، درست و نادرست سازماندهی شده اند. این نمادهای اساسی مشترک عبارتند از: زبان، تکنولوژی، عقیده، هنجار، ذخیره های علمی و... (ترنر، 1378، ص 75).
4 - ارزشها انتزاعی هستند، آنقدر کلی که قابلیت به کارگیری در موقعیتهای بسیار متفاوت را دارند اما هنجارها که عبارتند از استانداردهای رفتاری قابل قبول در درون یک گروه که اعضای آن در آن سهیم اند و آن را رعایت می کنند، به ما می گویند که در یک وضعیت خاص چه چیزی موردانتظار است و برای انجام دادن آن مناسب است. (ترنر، ص 75). هنجار یا نرم، معیارهای قطعی است که رفتار مردم از آن پیروی می کنند. درواقع این نرمها نظامهایی از نمادهایی هستند که به افراد می گـویند در موقعیتهای خاص از آنها توقع می رود که چه رفتار و کنش متقابلی داشته باشند (ترنـر، ص 97). لـذا در مواقعی که نرم به کار می رود منظور راههای عمل وانجام دادن است نه طرق فکر کردن (سازگارا، ص 103).
5 - اگر نقشهای اجتماعی را منشأ رفتارهای موردانتظار از افراد بدانیم و هنجارها را معیارهای قطعی رفتار مردم، می توان ارزشها را ضوابط اخلاقی، مرامی و بایدهایی دانست که در هر گروه اجتماعی موثر بوده و با شدت و ضعف رفتار گروه و اعضایش، یعنی آنچه را که آنها انجام داده یا فرو می گذارند، تشکیل داده و برای گروه وحدت درونی ایجاد می کند (بابایی، ص 269).
6 - ازنظر اندیشمندان فلسفه اسلامی، ارزشها یک سلسله اصول کلی، ثابت و مطلق اند که تحت هیچ شرایطی تغییرنمی کنند، اما مصداق آنها تغییرپذیر است. از این منظر ملاک کلی ارزش اخلاقی، مصلحت عمومی فرد و جامعه و مصلحت واقعی انسان است. یعنی هر چیزی که موجب کمال واقعی انسان است، نه چیزی که دلخواه افراد و مورد خوشایند آنهاست. البته اگر ملاک اصلی ارزش در اسلام، کمال نهایی است، مصداق آن قرب الهی است. در نظام اسلامی، هدف کسب رضای خداست. در این نظام، ارزشها نه کاملاً مطلق و ثابت اند که در هیچ شرایط زمانی و مکانی تغییر نکنند و نه اینکه همیشه تابع شرایط زمانی و مکانی باشد، بلکه اصول آن ثابت و مصداقها متغیراند. (مصباح یزدی، 1376، ص 230)
7 - درمورد رابطه ارزشها و روشها و تفاوت آنها باید گفت: در سوالات روشی، بحث بر سر این است که چگونه می توان از نقطه الف به ب رسید؟ اگر این نقاط بر روی هوا یا زمین باشد باید برای کشف پاسخ از علم مکانیک پرسید. اگر درجامعه باشد باید از علم جامعه شناسی و روانشناسی پرسید... دین از این نظر که دین است متکفل و متعهد پاسخ دادن به سوالات روشی و مــدیــریتــی نیست. چرا که اینها جنبه های عقلانی است. جنبه روشی حکومت هم عقلانی است. یعنی عاقلان باید بنشینند و با کمک یکدیگر امر حکومت را از حیث مدیریت، سامان بدهند. دقیقاً به همان نحو که باید مسایل طب و بهداشت خود را تنظیم کنند. در قلمرو ارزشها، مجموعه ای از ارزشهای درجه اول و عام وجود دارد که مقبول تمام عقلا و مطلوب همــه انسـانهــاست و هیــچ کس - علی الاصول - با آنها مخالفتی ندارد، مثل عدالت، مبارزه با ستم ... درواقع این ارزشها خود ملاک حقانیت دین هستند. اگر دین مردم را به سوی عدالت سوق ندهد در حقانیت آن شک می شود. ادیان این ارزشهای عام و درجه اول را به مردم آموزش می دهند. این ارزشها ماهیتاً دینی نیستند. دین به منزله پشتوانه این ارزشهای اخلاقی ایفای نقش می کند. به لحاظ منطقی این ارزشها فرادینی هستند. ارزشهای درجه دومی و سومی نیز وجود دارند که یا منبعث از ارزشهای عالی ترند (مثل حسن قناعت و قبح تکبر) یا منبعث از دینداری که ذاتاً دینی هستند (مثل توکل، رضا، شکر نعمت، حرمت، ریا ...) و یا از قبل احکام عملی و جوارحی اند (مثل حرمت شراب وجوب حجاب برای زنـان) کــه احکـام فقهی تلقی می شوند (سروش، 1376، ص 5 - 364). از این منظر حکومت دوجنبه دارد: یک جنبه مدیریتی و روشی که کاملاً غیردینی است و دوم جنبه ارزشی که یا ذاتاً فرادینی و یا ذاتاً دینی است و حکومت خادم آن است.


ارزش ها و علوم
گـرچه ارزشها به دلیل ریشه ای که درجهان بینی و باورهای اساسی دارد در فلسفه هم قابل بحث است. اما از آنجا که در این مقاله بیشتر نظر بر ردیابی محلهای ارتباط ارزشها با علوم کاربردی و بویژه مدیریت است، صرفاً به تعدادی از علوم انسانی که ارزشها به نحوی در آنها حضور دارند اشاره می شود: علاوه بر علم اقتصاد که ارزش در آن برای سنجش مطلوبیت کالا و کــار مـوردتوجه است، شاید بتوان جامعه شناسی را از شاخص ترین علومی دانست که به جدّ به بحث فرهنگ و ارزشها پرداخته است. ازنظر جامعه شناسان فرهنگ غالباً به عنوان یکی از مفاهیم گسترده و نادقیق مدنظر است که عامل توحید بخش ارزشهای اجتماعی تلقی می شود که به ارزشها نوعی یگانگی می بخشد. (محسنی، ص 205). فرهنگ - که ارزشها یکی از زیرسیستم های آن است - جامعه ای را از جامعه دیگر متمایز ساخته و تقویت کننده همکاری و روابط میان افراد است، فرهنگ و ارزشها درمیان تعدادی از افراد جامعه، مشترک و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. همان طوری که پیشتر ذکر شد جامعه شناسان، نقش اجتماعی را بهترین مکانیسم توجیــه و سمبلیـک کـردن ارزشها می دانند (محسنی، ص 218). درجامعه شناسی ارزش هایی مطالعه می شود که مطلق و 219).
برخلاف جامعه شناسی که ارزشهای اجتماعی موردتوجه است، در علم روانشناسی غالباً بحث ارزشها درسطح فرد موردبررسی قرار می گیرد. درعلم سیاست با پرداختن به موضوعاتی چون ارزشهای قومی، ملی و جهانــی، فــرهنگ و ارزش موردتوجه قرار می گیرد. بخصوص درحوزه سیاستگذاری که مشترک بین سیاست و اداره است، نقش ارزشها حائزاهمیت است.(4) شاید بتوان گفت در مدیریت که یک رشته بین رشته ای و از علومی ماننــد روانشنــاســی، انســان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، حقوق و سیاست نیز بهره می برد، ارزشها حضور پررنگ تری داشته و درتمام نقاط سیستم به چشم می خورد.
ارزشها و مدیریت: اگر مدیریت را یک سیستم بدانیم، حضور ارزشها در زیرسیستم های متعدد آن بـه چشم می خورد که به برخی از آنها اشاره می شود:
فرهنگ سازمانی به عنوان یکی از مهمترین زیرسیستم های مدیریت، بارزترین جایی است که ارزشها در آن رشد می کند. با پذیرش این اصل که ارزشهای مشترک ازجمله عناصر فرهنگ سازمانی بوده و به همراه باورها تجلی فرهنگ سازمانی هستند (استانلی دیویس، 1373، ص 221) و ارزشهای اصلی سازمان، که به مقیــاس وسیـع مــوردتوجه همگان قرار می گیرند، معرف فرهنگ آن سازمان هستند (رابینز، مبانی رفتار سازمانی، 1373، ص 379) و موازین اخلاقی سازمان، یک سیستم ارزشی هستند که سرلوحه کار اعضای سازمان قرارگرفته است (جفری و کارون، 1380، ص 34) و توجه به اینکه فرهنگ سازمانی سیستمی مرکب از چندین ارزش مشترک است که کارکنان را رهبری می کند و اینکه اغلب در کنار روشهای مدیریت اجرایی، سازمان و نتایج آن را در سطح بالا به منابع انسانی منعکس می کند (جفری و کارون، ص 77) و درصورتی که ارزشهای سازمانی را نــاشی از عــوامل متعددی مثل سمبل ها، ساختار قدرت، ساختـار ســازمانی، رهبری، داستانها و اسطوره ها و سیستم های ســازمــان بدانیـم (
TIM HANNAGAN, 2002, P 146) ارتباط متقابل فرهنگ سازمانی و ارزشها و سیستم مدیریت، به خوبی عیان می گردد. ادگارشاین می گوید: پارادایــم هــای فرهنگی در سازمان شکل می گیرند به نحوی که چگونگی فکر واحساس افراد سازمان درباره مسایل و موقعیتها و روابط آنها را مشخـص ســازد وی سطــوح مختلفی را برای فرهنگ، به عنوان مانیفست قائــل است که مصنــوعـات در سطـح اول و ارزشها در سطـح دوم قــرارمـی گیـرند (TONNI THOMPSON, 2001,P 183) پیتر دراکر نیز براین باور است که سازمانها باید برای خود معیــار و ارزشهایی داشته باشند، مردم هم همین طور. برای اینکه فرد در سازمان، کارآمد و موثر باشد ارزشهای او باید با ارزشها و معیارهای سازمان، سازگاری و همخوانی داشته باشد (دراکر، 1371، ص 212). در مقوله مدیریت تغییر نیز برخی بر این باورند که نظامهای ارزشی سازمان اغلب آمادگی و میزان آن برای انجام تغییرات را تعیین می کند (اپل و استامف، 1379، ص 15). و در توسعه سازمانی نیز تغییرات ارزشها ملازم با هر نوع توسعه و تغییر شمرده می شود. ازمنظر دیگر، هر نوع تحول و توسعه سازمانی را مستلزم وجود فرهنگ آن می دانند. به تعبیر دیگر تحول سازمانی دارای دو رکن فرهنگی و ساختاری است. هنگامی که هدف، تحول مدیریت است، هر دو رکن باید تغییر کند. رکن فرهنگی دربرگیرنده باورها، ارزشهـا و نگاه های مدیریت است و این رکن فرهنگی است که نوع نگاه و نگــرش را تعییــن مــی کند (باقریان، 1379، ص 26).
ص 40) و ارزشها که عبارتند از مجموعه دیدگاههایی که بین نیک و بد، مطلوب و نامطلوب تفاوت قائل می شوند، در انتخاب اهداف استراتژی و رسیدن به آنها و ارزیابی نتایج مثبت و منفی تاثیر دارند (گلوک و جاچ، 127). در مطالعات تطبیقی هم، محیطهای اجتماعی و فرهنگی از اهمیت بسزایی برخوردارند. در این پژوهشها بر محیط فرهنگی، ارزشها واعتقادات، هنجارهای اجتمــاعی و حتی افسانه ها و داستانها تاکید می شود (راگونات، 1371).
درواقع به لحاظ اینکه بیشتر افراد ذینفع در سازمان نیز اعضای جامعه تلقی می شوند، لذا بیشتر ارزشها و عقاید آنها از تاثیرات اجتماعی و فرهنگی نشأت می گیرد (جفری، 1380، ص 77).
تصمیم گیری و خط مشی گذاری از دیگر عناصر سیستم است که عمیقاً تحت تاثیر ارزشهای جامعه است. علاوه بر تاثیری که ازطریق ارزشهـای مدیران، کارکنان و دیگر افراد مرتبط بر فــراینــد تصمیم گیــری و خط مشی گذاری به وجود می آید، نظام فکری، اخلاقی و ارزشی جامعه نیز به طور مدام بر تصمیمهای مدیران تاثیر می گذارند (باقریان، ص 15). ازسوی دیگر، اینکه در مرحله شناخت مسئله، چه چیزی را مسئله بدانیم، با کدام اولویت، بازهم متأثر از ارزشهای محیطی است. سازماندهی که از آن تحت عناوین وظایف مدیر، اصول مدیریت و نیز گامی از فرایند مدیریت نام برده می شود از دیگر زیرسیستم هایی است که ارزشها به نحوی بر چگونگی و نتایج آن تاثیر می گذارند. تمرکز و عدم تمرکز، پهنا و بلندی هرم سازمان، حیطه نظارت، صف و ستاد و نحوه ارتباط آنها با هم، میزان پذیرش مشارکت و تفویض اختیار در سازمان مکانیسم های ارتباط بین واحدها ازجمله مسایلی است که تحت تاثیر ارزشهای حاکم بر سازمان و داخل سازمان قرار دارند. سازمانهای علی، اشکال و چگونگی عمل آنها نیز از دیگر مواردی است که در حوزه سازماندهی متأثر از ارزشهای جامعه و نوع نگرش آن به انسان و جایگاه خواهدبود. علاوه بر زیرسیستم های نامبرده موارد دیگری نیز یافت می شوند که محل تاثیرگذاری ارزشها بر آنها ازجمله: تعارض، استرس و کنترل که وضعیت هریک و نحوه برخورد سازمان و مدیران با آنها تاحد زیادی بستگی بر فرهنگ ســازمـانی و ارزشهای حاکم بر آنها دارد (شکل 2).
ارزشها و تئوری های مدیریت: شاید بتوان، باتوجه به آنچه گفته شد، ردپای ارزشها را در همه تئوری های مدیریت از کلاسیک ها - و حتی پیشتر از آن - گرفته تا نظریه های جدید مدیریتـی را پیگیری کرد. ماکس وبر و دیگر نظریه پردازان کلاسیک، گرچه نه به صراحت، اما تلویحاً واقعیتی به نام ارزشها و خواستهای شخصی افراد را با تاکید بر مجزا دانستن آن از رفتارهای رسمی و اداری پذیرفته اند. آنچه در تقسیم بندی منابع قدرت از وبر نقل شده است و یا برخی اصول چهارده گانه مدیریت فایول و حداقل دو اصل از اصول مدیریت علمی تیلور، هریک به نحوی بر پذیرش تفاوتها و ارزشهای افراد در سازمان گواهی می دهند. بدون شک مکتب نئوکلاسیک ها، که با مطالعات هاثورن آغاز شد، ارتباط بین ارزشهای افراد و عملکرد آنها در سازمان را موردتایید قرار داده است و در ادامه نظریه های رفتارگرایان و افرادی چون مازلو، هرزبرگ، مک گریگور، چتربارناد، هرسی، بلانچارد و... هریک به نحوی مهر تاییدی بر نفوذ ارزشها در سازمان و عملکرد آن نهاده اند. و بعدها با تولد نظریه نوین که ترکیبی از نگرشهای سیستمی و اقتضا است و با پذیرش عنصر مهمی چون محیط در سیستم مدیریت، تقریباً کمتر تئوری مدیریت می توان یافت که مستقیم یا غیرمستقیم مقوله فرهنگ و ارزشها را در سازمان موردتوجه قرار نداده باشد. بخصوص تئوری های رفتار سازمانی و مدیــریت تطبیقــی و مــدیریت استراتژیک آن چنان نقش ارزشها را پررنگ دیدند که بدون توجه به ارزشها و فرهنگها هریک از آنان از هویت مستقل دور می شوند. در تئوریهای جدیدی همچون مدیریت کیفیت جامع، مدیریت برمبنای هدف، مهندسی ارزش و مهندسی مجـدد، نقش فــرهنگ و ارزشهــا بی محوری تر از گذشته است.
چه درمورد جامعه بزرگ براساس نظام ارزشی خاص، که معین کننده اهداف و جهت بخش رفتارها باشد، انجام می گیرد و اصولاً نظام ارزشی نقشی جز همین بخش را ندارد. البته ممکن است اثرپذیری نظام رفتاری از نظام ارزشی آگاهانه و تبیین شده نباشد ولی گزینش یک نظام رفتاری و ترجیح آن بر سایر نظامهای مفروض، همواره مبتنی بر پذیرفتن قبلی یک نظام ارزشی متناسب با آن سیستم رفتاری است و درواقع پذیرفتن همان نظام ارزشی است که هرچند به صورت ناخودآگاه، نظام رفتاری خاصی را تعیین می کند. (تبیین مفهوم مدیریت اسلامی، ص 25).
2 - مرحوم دکتر کیا با ارائه مجموعه قضایایی، تئوری مدیریت برمبنای اخلاق را ارائه داده است.
3 - مرحوم دکتر زندیه در مقاله ای تحت عنوان فرضیه هایی در قلمرو مدیریت اسلامی نکات قابل ملاحظه ای را مطرح ساخته است.
4 - در ایـن مــورد بــه کتـاب تصمیم گیری و خط مشی گذاری عمومی نوشته دکتر سیدمهدی الوانی مراجعه شود.


----------------------------------------
منابع:
1 - الوانی، سیدمهدی، مدیریت عمومی، تهران، نشرنی، 1379، چ چهاردهم.
2 - استانلی، دیویس، مدیریت فرهنگ سازمانی، ترجمه ناصر میرسپاسی، تهران، نشر مروارید، 1373.
3 - اپل بام، گالوی و استامف لوکالین، مدیریت استراتژیک، ترجمه عباس منوریان، تهران، مرکز آموزش مدیریت دولتی، 1379.
4 - بابایی،عبدالله، ارتباط ارزشهای انسانی، تهران، انتشارات دستان، 1372.
5 - باقریان، محمد، مفاهیم و چارچوب مدیریت راهبردی با نگرشهای بومی، تهران، مرکز آموزش مدیریت دولتی، 1379.
6 - جانـاتـان، اچ، تـرنر، مفاهیم و کاربردهای جامعه شناسی، ترجمه محمد فولادی و محمدعزیز بختیاری، تهران، موسسه امام خمینی، 1378.
7 - جفری، هریسون و کارول جان، مدیریت استراتژیک، ترجمه بهروز قاسمی، تهران، نشر آبتین، 1380.
8 - دراکر، پیتر، چالشهای مدیریت در سده 21، ترجمه محمود طلوع، تهران، نشر رسا، 1379.
9 - رابینز، استیفن پی، مبانی رفتار سازمانی، ترجمه علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، تهران، پژوهشهای فرهنگی، 1373.
10 - راگونات، مدیریت تطبیقی، ترجمه عباس منوریان، تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، 1371.
11 - کیا، منوچهر، تئوری های مدیریت و مدلهای سازمان، تهران، مرکز آموزش مدیریت دولتی، 1377.
12 - گلوک، اف ویلیام جاچ، آزلارنس، سیاست بازرگانی و مدیریت استراتژیک ترجمه خلیل شورینی، تهران، یادواره کتاب، 1371.
13 - سازگارا، پروین، نگاهی به جامعه شناسی با تاکید بر فرهنگ، تهران، نشر کویر، 1377.
14 - سروش، عبدالکریم، مدارا و مدیریت، تهران، نشر صراط، 1376.
15- محسنی، منوچهر، جامعه شناسی عمومی، تهران، کتابخانه طهوری، 1374.
16 - محمد افندی، حسن، نگرش توحیدی در مدیریت و امور عمومی، تهران، مرکز آموزش مدیریت دولتی، 1376.
17 - مصباح یزدی، محمدتقی، پیش نیازهای مدیریت اسلامی، تهران، موسسه امام خمینی، 1376.
18 - زندیه، عبدالله، فرضیه هایی در مدیریت اسلامی، (مدیریت دولتی)، تهران، مرکز آموزش مدیریت دولتی.
19 - جمعی از نویسندگان، تبیین مفهوم مدیریت اسلامی، تهران، مرکــز آمــوزش مــدیریـت دولتی1378

 

 

  کلید هدایت               

علم نافع

 

ای عزیز! بدان که اول منزل از منازل انسانیت، منزل یقظه و بیداری است. انسان تا تنبه پیدا نکند که مسافر است و باید به طرف مقصد حرکت کند، عزم برای او حاصل نشود و دارای اراده نگردد و باید دانست که از موانع بزرگ این بیداری آن است که انسان گمان کند وقت برای سیر وسیع است. طول امل و امید حیات و رجاء سعه  وقت، انسان را از اصل مقصد که آخرت است و لزوم سیر به سوی آن و لزوم اخذ رفیق و زاد طریق باز می دارد و انسان را به کلی از آخرت غافل می کند. خدا نکند انسان سفر دور و دراز و پرخطری در پیش داشته، وقت او تنگ باشد و عُدّه و عِدّه برای او خیلی لازم باشد و هیچ نداشته باشد و با همه ی این اوصاف از یاد مقصد بیرون رود. اگر این نسیان حاصل شد معلوم است که انسان هیچ در فکر زاد و توشه برنیاید و لوازم سفر را تهیه نکند و ناچار وقتی سفر پیش آید، بیچاره شود و راه به جایی نبرد.

پس ای عزیز! بدان که یک سفر پر خطری در پیش است که عُدّه و عِدّه ی آن علم و عمل نافع است و وقت سفر نیز معلوم نیست و در این حال، این طول امل که از حب نفس و مکاید و شاهکارهای شیطان است، به طوری ما را از توجه به عالم آخرت باز داشته که فکر هیچ کاری نیفتیم و اگر موانع حرکت داشته باشیم، در صدد اصلاح آن به توبه و انابه و رجوع به حق بر نیاییم و هیچ در صدد جمع زاد و راحله نباشیم و ناگاه اجل موعود در رسد و ما را بی زاد و راحله ببرد. نه عمل صالحی داریم و نه علم نافعی که مؤونه ی آن عالم، روی این دو مطلب چرخ می زند و ما هیچ یک را تهیه نکرده ایم. اعمال ما خالص و بی غل و غش نبوده، بلکه آن را با هزاران موانع قبول به جا آورده ایم. علمی که تحصیل نموده ایم نیز علم بی حاصل بوده که خود یا لغو و باطل است یا از موانع بزرگ راه آخرت می باشد. چرا که اگر این علم و عمل ما نافع بود، در ما که سال های سال است دنبال آن هستیم باید تأثیر واضحی کرده و در اخلاق ما تفاوتی حاصل شده باشد. چه شده است که علم و عمل چهل یا پنجاه ساله ی ما در قلوب ما اثر ضد بخشیده و دل های ما را از سنگ خارا سخت تر کرده است؟ کو آن خوف و خشیتی که لازمه ی علم است؟...

و بدان که انسان به طور کلّی صاحب سه نشئه و مقام است: اول، نشئه ی آخرت و عالم غیب و مقام روحانیت و عقل؛ دوم، نشئه ی برزخ و عالم بین العالمین و مقام خیال؛ سوم نشئه ی دنیا و مقام مُلک و عالم شهادت؛ و از برای هر یک از این ها کمال خاصّ و تربیت مخصوص و عملی مناسب با نشئه و مقام خود می باشد و باید دانست که هر یک از این مراتب ثلاثه ی انسانیّه که ذکر شد به طوری به هم مرتبط است که آثار هر یک به دیگری سرایت می کند، چه در جانب کمال یا طرف نقص؛ و این از شدت ارتباطی است که بین مقامات است. بر این اساس وقتی اعمال قالبیه ناقص شد و مطابق دستورات انبیا نگردید، احتجاباتی در قلب و کدوراتی در روح حاصل می شود که مانع از ورود نور ایمان و یقین در قلب می شود. پس بر طالب مسافرت آخرت و صراط مستقیم انسانیّت لازم است که در هر یک از مراتب ثلاثه، توجه و مراقبت کامل کرده و آنها را اصلاح کند و از هیچ یک از کمالات علمی و عملی صرف نظر ننماید.

و بدان علوم عقلیه و حقایق اعتقادیه نیز اگر تنها برای فهم خود آنها و جمع مفاهیم و اصطلاحات و زرق و برق عبارات و تحویل دادن به عقول ضعیفه برای تحصیل مقامات دنیویّه تحصیل شود، باید آنها را حُجُب غلیظه و اوهام واهیه نام نهاد؛ زیرا اگر مقصد انسان در کسب علوم، وصول به حق تعالی و تخلّق به اخلاق الهی نباشد، هر یک از ادراکاتش برای او درکاتی شود و حجاب های مُظلمه ای گردد که قلبش را تاریک و چشم بصیرتش را کور کند و مشمول این آیه ی شریفه شود که مَنْ أعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَانَّ لَهُ معیشَة ضَنکا و نَحْشُرُهُ یومَ القِیامةِ أعمی پس خود را در آن عالم کور بیابد. به حضرت حق اعتراض کند که من در آن عالم بینا بودم. چرا مرا کور محشور کردی؟ جواب آید: تو در آن عالم هم کور بودی؛ زیرا آیات ما را مشاهده نکردی و از آنها غافل گردیدی. پس میزان در بینایی عالم آخرت، بصیرت قلب است و بدن و قوای وابسته ی به آن به کلّی تابع قلب هستند.

پس علمای مفاهیم و اصطلاحات و دانشمندان عبارات و کتب، گمان نکنند که اهل علم به خدا و ملائکه و روز قیامت هستند! اگر علوم آنها نشانه و علامت است، چرا در قلوب آنها تأثیر نورانی نگذاشته و بر ظلمات قلوب و مفاسد اخلاق و اعمال آنها نیز افزوده است؟ قرآن کریم میزانی برای شناختن علما بیان فرموده است؛ آن جا که می فرماید: انّما یَخشَی اللهَ مِنْ عبادِهِ العُلماءُ. هر کس دارای خوف و خشیت از حق تعالی نباشد، از زمره ی علما خارج است. آیا در قلب ما از آثار خشیت چیزی است؟ اگر هست، چرا در ظاهر ما اثری از آن پیدا نیست؟ پس میزان در علم آن است که آیت و نشانه باشد و موجب خودبینی و خودنمایی و تکبر نشود. علم صحیح آن است که به واسطه ی نورانیت و روشنی اش در قلبْ اطمینان آورد و شکّ و ریب را از آن زایل نماید. چه بسا انسان در تمام عمر، خوض در براهین و مقدمات آن کند و برای هر یک از معارف الهیه براهین عدیده و ادلّه ی کثیره ذکر نماید و در مقام جدل بر اقران تفوق کند، ولی آن علوم در قلبش هیچ تأثیری نکرده و اطمینانی برایش حاصل ننموده، بلکه شک و تردید و شبهه ی او را زیادتر نیز کرده باشد. پس جمع مفاهیم و ازدیاد اصطلاحات هیچ فایده ای ندارد، بلکه قلب را به غیر حق مشغول و آن را از ذات مقدس پروردگار منصرف و غافل نماید.

پس ای عزیز، بدان که میزان در علم، حصول مفهومات کلّیه و اصطلاحات علمیه نیست، بلکه میزان در علوم، رفع حجاب ها از چشم بصیرت و فتح باب معرفة الله است. علم حقیقی آن است که چراغ هدایت ملکوت و صراط مستقیم تقرّب حقّ و دار کرامت او باشد. هر چه جز این است گرچه در عالم مُلک و قبل از رفع حجب طبیعت به صورت علوم ظاهر گردد و اصحاب آن پیش ارباب محاورات و مجادلات از علما و عرفا و فقها به شمار آیند، پس از رفع حجاب از چشم قلب و برداشته شدن پرده ی ملکوت و بیدار شدن از خواب سنگین مُلک و طبیعت، معلوم می شود که غلظت این حجاب از تمام حجاب ها بیش تر و این علوم رسمیّه سرتاسر حجب غلیظه ی ملکوتیه بوده که بین هر یک تا دیگری فرسخ ها راه مسافت داشته و ما از آن غافل بودیم؛ الناسُ نیامٌ فَاذا ماتُوا انْتَبهَوا؛(2) مردم در خواب اند و وقتی که مردند بیدار شوند. و معلوم شود که در چه کار بوده ایم؛ و افتضاح و رسوایی این جاست که خودمان نیز در اشتباه هستیم و گاهی گمان می کنیم که تحصیلات ما برای خداست و از مکاید شیطان و نفس غفلت داریم.

برای صاحب فقه و عقل نیز آثار و علایمی است: یکی آن که به واسطه ی علم در قلب انسان حزن و اندوه و انکساری به وجود می آید که برای امور زائله ی دنیه ی دنیویه نیست، بلکه از خوف مرجع و ترس از قصور در وظایف عبودیّت است. این انکسار و حزن، علاوه بر آن که قلب را نورانی می کند و صفا می بخشد، مبدأ اصلاح نفس و منشأ قیام به وظایف عبودیّت و بندگی می شود و دل انسان را به حقّ و دار کرامت او آشنا می کند و موجب می شود که شخص از مناجات با حقّ تعالی لذت ها برده، شب ها را به بیداری بگذراند و قیام به وظیفه ی بندگی کند؛ چنانچه فرماید: قَدْ تَحَنَّکَ فی بُرْنُسِهِ و قامَ اللَّیلَ فی حِندِسِهِ.

و از علایم این عالم ربّانی آن است که با آن که کاملاً قیام به عبودیّت کند، باز ترسناک باشد؛ و نور علم او را هدایت کند به این که هر چه قیام به وظایف کنی، باز قاصر و مقصّری و از عهده ی شکر نعمت و حقیقت عبادت برنیایی؛ پس قلبش مملوّ از خشیت و خوفی شود که حق تعالی درباره ی آن ها فرموده است: انَّما یَخشی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ العُلماءُ. نور علم برای صاحبش خشیت و حزن آورد و صاحب آن با آن که در مقام اصلاح نفس قرار دارد، از خوف مرجع آرام نگیرد و اصلاح خود را از خدا طلب کند. چنین شخصی از اشتغال به غیر حق بیمناک بوده، از اهل زمان خود گریزان است و بیم آن دارد که مبادا چنین اموری او را از طریق الی الله و سفر به عالم آخرت بازدارند و دنیا و لذایذ آن را به او جلوه دهند. پس حقّ تعالی چنین شخصی را تأیید فرماید و ارکان وجودش را محکم نماید و امان روز رستاخیز را به او عنایت فرماید. فَیالیْتَنا کُنّا مَعَهُمْ فنَفوُزَ فوزا عظیما.

پس ای عزیز! بدان انسانی که می خواهد علمش الهی باشد، باید وارد هر علمی که شد مجاهده کند و قصد خود را خالص نماید؛ چرا که سرمایه ی نجات و سرچشمه ی فیوضات، نیّت خالص است. مَنْ اخلصَ للّه أربَعینَ صباحا جَرَتْ ینابیعُ الحکمَةِ مِنْ قلبِهِ علی لِسانِهِ. اخلاص چهل روزه آثار و فوایدش این است. پس آنان که چهل سال یا بیش تر در جمع اصطلاحات و مفاهیم علمی کوشیده اند و خود را علامه ی علوم می دانند و در قلب خود اثری از حکمت و در لسان خود قطره ای از آن نمی بینند، بدانند تحصیلشان با اخلاص همراه نبوده، برای شیطان و هوای نفس کوشش کرده اند. پس اکنون که دیدید از این علوم حالی برایتان حاصل نشده است، چندی برای تجربه هم که باشد به اخلاص نیت و تصفیه ی قلب از کدورات و رذایل بپردازید؛ اگر از آن اثری دیدید، بیش تر تعقیب کنید؛ گرچه باب تجربه که پیش آید درِ اخلاص بسته می شود، ولی شاید در این بین روزنه ای به قلب باز شود و نور آن شما را هدایت کند.

ای عزیز! این نکته را هم بدان که به واسطه ی تصفیه ی نفوس، ارتباط با مبادی عالیه قوت گیرد. این که جناب ربوبی (جلّ جلاله) در کریمه ی مبارکه ی اتَّقُوا الله وَ یُعَلِّمُکُمُ اللّه تعلیم الهی را به تقوی مربوط فرموده، برای این است که تقوی، نفس را صفا می دهد و آن را به مقام غیب مرتبط می کند و تعلیم الهی و القای رحمانی واقع می گردد. در مقابل اگر نفس به واسطه ی توجه به تعمیر خود و مأکل و مشرب خویش اشتغال به علوم پیدا کرد و غایت او غیر الهی شد، القائاتی که به او می شود، القائات شیطانی و از قبیل جهالات مرکبه ای است که درد بی درمان نفوس و خار طریق آنهاست.

در هر صورت ای عزیز! تو در تمام عوالم برزخ و قبر و قیامت محتاج معارف حقّه ی الهیه و علوم حقیقیه و اخلاق حسنه و اعمال صالحه می باشی. پس در هر درجه ای که هستی بکوش و اخلاص خود را زیاد کن و اوهام نفس و وساوس شیطان را از دل بیرون نما و یقین داشته باش که نتیجه برایت حاصل می شود و راهی به حقیقت پیدا می کنی و خداوند تبارک و تعالی از تو دستگیری می فرماید و خدا می داند که اگر ما با این علوم ضایعه ی باطله و این اوهام فاسده و کدورات قلبیه و اخلاق ذمیمه به آن عالم منتقل شویم، چه مصیباتی در پیش داریم و این علوم و اخلاق برای ما چه ظلمت ها و وحشت ها و آتش هایی فراهم می نماید!

پس ای طالبان علوم و کمالات و معارف! از خواب برخیزید و بدانید که حجّت خداوند بر شما تمام است و خدای تعالی از شما بیش تر بازخواست فرماید و صراط شما باریک تر و دقیق تر است. وای به حال طالب علمی که علوم در قلب او کدورت و ظلمت آورد. پس چنانچه ما در خود می بینیم که مفاهیم ناقص و اصطلاحات بی حاصلی که تحصیل نمودیم ما را از طریق انسانیت و هدایت منصرف کرده، و حجاب بزرگ ما گشته اند، چاره ای نیست جز پناه بردن به ذات مقدس حق تعالی.

بارالها! ما معترف به تقصیر و مقر به گناهیم. نه قدمی در راه رضای تو برداشتیم و نه عبادتی و اطاعتی از روی اخلاص به جای آوردیم. تو خود با لطف عمیم و رحمت واسعه با ما رفتار فرما و چنانچه در این دنیا سَتر عیوب ما فرمودی، در آن عالم نیز بفرما که در آن جا به ستر و غفران تو نیازمند تریم.

 

1. امام خمینی(ره)، چهل حدیث، مرکز نشر فرهنگی رجاء، تهران، چ2، تابستان 68، صفحات 322 تا 336 با اندکی تلخیص و تصرف.

2 . شرح صد کلمه قصار ابن میثم بحرانی، ص54.

مجله حوزه و دانشگاه، شماره 34
 

منبع : nardebam.ir

 

دانستنیها                          

ده راز ذهن انسان

 

1- خواب دیدن

اگر از 10 نفر بپرسید که خواب‌ها و رویاهاى انسان از چه تشکیل شده‌اند، احتمالاً 10 پاسخ متفاوت دریافت می‌کنید. علتش این است که دانشمندان هنوز سرگرم کشف این معما هستند. یک احتمال: خواب دیدن از طریق تحریک حرکت سناپس‌ها بین سلول‌هاى مغز، به تمرین دادن مغز می‌پردازد. یک نظریه دیگر این است که خواب‌هاى افراد درباره وظایف و هیجاناتى است که در طول روز به آن پرداخته و این فرایند می‌تواند به استحکام افکار و خاطرات کمک کند. به طول کلّى، دانشمندان توافق دارند که خواب دیدن در خلال عمیق‌ترین بخش خواب که حرکات سریع چشم (REM) خوانده می‌شود اتفاق می‌افتد.

 

2- خوابیدن

می‌ خواهیم درباره چیزى صحبت کنیم که بیش از یک چهارم عمر هر انسان صرف آن می‌شود. هنوز دلیل به خواب رفتن به صورت معما باقى مانده است. چیزى که دانشمندان می‌دانند این است که: خوابیدن براى بقاى پستانداران جنبه حیاتى دارد. بی‌خوابى فزاینده می‌تواند به تغییر خلق و خو، توهّم‌ زدگى و در حالت‌هاى خاص، حتى به مرگ منجر شود. خواب داراى دو وضعیت است: حرکات غیرسیریع چشم (NREM) که در خلال آن، مغز فعالیت کم سوخت و سازى انجام می‌دهد و حرکات سریع چشم (REM) که در خلال آن، مغز بسیار فعّال است. برخى دانشمندان فکر می ‌کنند که خواب NREM به بدن استراحت می‌دهد و شبیه خواب زمستانى باعث ذخیره انرژى می‌گردد و خواب REM می‌تواند به سازماندهى خاطرات کمک کند. البته این ایده هنوز اثبات نشده است و رویاهایى که در خلال خواب REM به وقوع می‌پیوندد همیشه ارتباطى به خاطرات ندارد.

 

3- احساسات خیالى

تخیمن زده می‌شود که در حدود 80 درصد حس‌هایى که در ناحیه اندام‌هاى قطع شده بدن وجود دارد مانند گرما، خارش، فشار و درد، برآمده از اندام‌هاى گمشده هستند. افرادى که این پدیده اندام خیالی را تجربه می‌کنند، حسى که دارند درست مانند این است که آن اندام جزئى از بدن آن‌هاست. یک توضیحى که در این مورد وجود دارد این است که عصب‌هاى ناحیه عضو قطع شده، ارتباط جدیدى با نخاع برقرار می‌کنند و به فرستادن علائم (سیگنال) به مغز ادامه می‌دهند، درست مانند هنگامى که عضو قطع شده سرجایش وجود داشت. احتمال دیگرى که داده می‌شود این است که مغز طورى برنامه ‌ریزى شده است با بدن کامل کار کند. به عبارت دیگر، احتمال داده می‌شود که مغز، الگویى از یک بدن کامل با تمام اجزاء و اندام‌ها را در خود نگهدارى می‌ کند.

 

4- کنترل مأموریت

ساعت بیولوژیک بدن که در هیپوتالاموس مغز قرار دارد، برنامه‌ریزى فعالیت‌هاى بدن براى یک ریتم 24 ساعته را بر عهده دارد. واضح ‌ترین اثر این ریتم، چرخه خواب- بیدارى است امّا ساعت بیولوژیک بر روى دستگاه گوارش، دماى بدن، فشار خون و تولید هورمون‌هاى نیز تأثیر دارد. پژوهشگران دریافته ‌اند که شدّت نور می‌تواند از طریق تنظیم هورمون ملاتونین، این ساعت را عق یا جلو ببرد. تحقیقات بر روى این که آیا مکمل‌هاى غذایى حاوى ملاتونین می‌توانند از خستگى پرواز ناشى از اختلاف ساعت جلوگیرى کنند یا نه ادامه دارد.

 

5- خاطرات

انسان‌ها معمولاً برخى اتفاقات را به سختى فراموش می‌کنند، مثل اولین روز مدرسه یا نخستین ملاقات با همسر. سوال این است که این فیلم‌هاى سینمایى چگونه در ذهن انسان نگهدارى می ‌شود؟ دانشمندان با استفاده از تکنیک‌هاى تصویربردارى از مغز در حال کشف سازو کار مسئول ایجاد و ذخیره ‌سازى خاطرات هستند. یافته‌هاى کنونى نشان می‌دهد که ناحیه هیپوکامپوس که درون غشاء خاکسترى مغز قرار دارد می‌تواند به صورت جعبه خاطرات عمل کند.

 

6- معما

خنده یکى از رفتارهاى انسان است که درک بسیار اندکى از آن وجود دارد. دانشمندان دریافته‌اند که در خلال یک خنده از ته دل، سه قسمت از مغز فعّال می‌شود: بخش تفکّر که به شما کمک می‌کند معنى شوخى یا جوک را درک کنید، بخش حرکت که به عضلاتتان دستور حرکت می‌دهد و ناحیه هیجانات که حس شادی را بیرون می‌کشد. امّا چیزى که هنوز ناشناخته مانده این است که چرا یک نفر به یک جوک احمقانه می‌خندد در حالى که فرد دیگرى موقع تماشاى یک فیلم ترسناک خنده‌اش می‌گیرد. به گفته یکى از پژوهشگران، خنده واکنشی است به ناهمخوانى و ناسازگارى (داستان‌هایى که از انتظارات متعارف پیروى نمی‌کنند). تنها چیزى که مشخص است این است که خنده حال ما را بهتر می ‌کند.

 

7- طبیعت درمقابل تربیت

در جدال دیرپاى مربوط به این که آیا افکار و شخصیت، توسط ژن‌ها کنترل می‌شود یا محیط، دانشمندان به شواهدى دست یافته‌اند که نشان می‌دهد پاسخ این سوال یکى یا هر دوى آن‌هاست! قابلیت مطالعه ژن‌هاى یک فرد، بسیارى از خصوصیات و ویژگی ‌هاى انسان را نشان داده است که ما کنترل اندکى بر روى آن‌ها داریم و در عین حال، در بسیارى از زمینه‌ها، نشان داده شده است که تربیت، تأثیرى قوى بر این که ما که هستیم و چه می ‌کنیم داشته است.

 

8- میرائى

زندگى جاوید فقط در هالیوود وجود دارد ! امّا سوال این است که چرا انسان پیر می ‌شود؟ همه ما با یک جعبه ابزار عالى به دنیا می‌آئیم که پر است از سازوکارهاى مقابله با بیماری‌ها، به نحوى که ممکن است فکر کنیم می‌تواند ما را در مقابل انواع بیماری‌ها محافظت کند. امّا با افزایش سن، سازوکار ترمیمى بدن از فرم خارج می‌شود. در واقع، مقاومت ما در برابر صدمات جسمى و استرس کاهش می‌یابد.

نظریه‌ هایى که در مورد علّت سالخوردگى انسان وجود دارد را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

1) پا به سن گذاشتن مانند سایر ویژگی‌هاى انسان، ممکن است بخشى از ژنتیک انسان باشد که طبق برنامه‌ ریزى خاصى اتفاق می‌افتد و

2) در یک دیدگاه کمتر خوش‌بینانه، پا به سن گذاشتن، علّت خاصى ندارد و در نتیجه صدمات سلّولى که در طول زندگى به وقوع می‌پیوندد، پیش می‌آید. تعداد زیادى از دانشمندان فکر می ‌کنند که علم نهایتاً پا به سن گذاشتن را به تأخیر خواهد انداخت و حداقل طول عمر را به دو برابر طول عمر فعلى خواهد رساند.

 

9- انجماد

زندگى جاوید ممکن است واقعیت نداشته باشد امّا یک رشته جدید به نام کرایونیکس (Ceyonics) می‌تواند به برخى از انسان‌ها دو بار حیات اعطاء کند. در مراکز کرایونیکس، بدن انسان‌ها را پس از مرگ در خمره‌هایى پر از نیتروژن مایع در دماى منهاى 78 درجه سانتیگراد قرار می ‌دهند. ایده‌اى که وجود دارد این است که فردى که بر اثر یک بیمارى که فعلاً لاعلاج است فوت شده می‌تواند در آینده هنگامى که درمان آن بیمارى کشف شد، یخ ‌گشایى و احیاء شود. هم اکنون بدن تد ویلیامز، بازیکن شاخص و معروف بیس ‌بال در یکى از مراکز کرایونیکس در آریزونا منجمد شده است. البته فعلاً هیچ یک از بدن‌هایى که بدین ترتیب منجمد شده‌اند احیاء نشده‌اند زیرا این فناورى هنوز به وجود نیامده است ولى دانشمندانى که در این زمینه کار می‌ کنند امیدوارند در آینده به این فناورى دست یابند.

 

10- هوشیارى و آگاهى

هنگامى که صبح از خواب برمی ‌خیزید، متوجه می‌شوید که خورشید طلوع کرده است، صداى پرندگان را می‌ شنوید و هواى تازه را برروى پوست صورت خود حس می‌ کنید؛ به عبارت دیگر، هوشیار هستید. این موضوع پیچیده از دیرباز در جوامع علمى مطرح بوده است. اخیراً دانشمندان علم اعصاب، هوشیارى را به عنوان یک موضوع پژوهشى واقعى مورد توجه قرار داده‌اند.

بزرگترین معما در این حوزه توضیح این مسأله بوده است که چگونه فرایندها در مغز به تجربیات ذهنى می‌انجامند. تا کنون دانشمندان توانسته ‌اند لیست بالا بلندى از سؤالات را تهیه کنند.

 

  مباحث فرهنگی            

21 شهریور، روز سینما گرامی باد

تهیه و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

12 سپتامبر (بیست و یکم شهریور) روز سینما نام گذاری شده است. به همین مناسبت پژوهشگراداره کل آموزش و پژوهش در تحقیقی با عنوان روز سینما به جنبه های مختلف هنر هفتم پرداخته است. ظهور سینما پیش از هر چیز معلول نیاز "انسان جدید" به بهانه ای برای "پرواز در تخیل"، "ثبت واقعیت پیرامونی و سرگرمی و تفریح" است؛ عناصری که به مثابه اجزای تفکیک ناپذیر سینما، یک "صنعت- هنر" هستند.

تحول در عرصه ارتباطات با ساخت دوربین فیلمبرداری متحرک به دست برادران لومیر در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد. تلاشهای ادیسون با ساخت دوربین کداک و ساخت کینوتوسکوپ واقعه عجیب توهم حرکتی را خلق کرد و به سرعت نخستین فیلم رقابتی با نام the Pullman porter ساخته شده به دست ویلیام فاستر جنبه های صنعتی سینما را پیش کشید. هرچند اندک اندک روند سرگرمی سازی و داستانگویی در کنار موسیقی، نمایش طنز و حقه های فنی باعث گسترش روزافزون انتظارات مخاطبان شد.

به طور کلی سه کارکرد هنری، صنعتی و ارتباطی درهمه فیلمها دیده میشود. سینما در حالی متولد شد که هم مردم اعم از بی سواد و روشنفکر را در سالهای انتهایی قرن نوزدهم به سمت خود کشید؛ زیرا ماهیتی دیداری- شنیداری داشت.

با شکل گیری سینما، فیلمسازی به سرعت به شاخه های مختلف تقسیم شد و همه شاخه ها تلاش کردند تا جایگاه رسانهای خود را در جامعه حفظ کنند.

سینما ابتدا با اختراع عکاسی و سپس ساخت تصاویر متحرک در حدود سال های 1880 تا 1889 میلادی در اروپا گام های نخستین را برداشت. پس از این سالها برادران لومیر در سال 1885 میلادی نخستین فیلم مستند خود را که حرکت قطار در ایستگاه بود، در معرض دید عموم قرار دادند. این روند ادامه یافت تا اینکه نخستین فیلم داستانی در سال 1903 میلادی در آزمایشگاه های ادیسون ساخته شد. عنوان این فیلم "سرقت بزرگ"  بود.

در سال 1279 هجری شمسی میرزا ابراهیم خان عکاس باشی که در آن زمان نوجوان بود، همراه پدر عکاسش به بلژیک سفر میکند و با وسایل فیلمبرداری که در ایران به آن " اسباب سینماتوگراف " اطلاق می شد، به طور کامل آشنا شد و همراه پدرش این وسایل و ابزار را به ایران آورد. به همین خاطر آغاز کار سینمای ایران را از شهریور ماه 1279 می دانند. هر چند که درباره روز آن (21 یا 22 شهریور ماه) اختلاف نظر وجود دارد. البته ابراهیم خان در سال 1313 ه.ق از سوی مظفرالدین شاه به لقب عکاس باشی دربار منصوب شد و چون مظفرالدین شاه علاقه بسیار زیادی به سینما و ثبت تصویر خود داشت، امکان ورود ابزار تولید و ساخت فیلم را در کشور فراهم ساخت.

پس از ورود امکانات و ابزار تولید - به خصوص دوربین فیلمبرداری - آوانس اوگانیانس به همراه عده ای دیگر از دوستان خود نخستین پایه های سینمای ایران را بنا نهاد و با تشکیل گروهی در خیابان علاء الدوله (فردوسی کنونی) اقدام به تولید فیلم کرد. نخستین فیلم داستانی سینمایی ایرانی "آبی و رابی" نام داشت که فیلمی صامت و کوتاه بود و در سال 1309 تولید شد. این فیلم به عرصه اکران و پخش عمومی راه نیافت. اما دومین تلاش اوگانیانس برای ساخت فیلم به ارایه یک اثر سینمایی با عنوان " حاجی آقا آکتور سینما " در سال 1311 منجر شد که امکان اکران یافت. این فیلم که سیاه و سفید و صامت بود با سرمایه گذاری کارگردان به مبلغ 200 تومان و سرهنگ مقاصد زاده فروزین ساخته شد. اما این فیلم تنها 4 روز در سینما مایاک تهران بر پرده بود و با توجه به اینکه 6 تومان در اصفهان، 35 تومان در رشت و 45 تومان در شیراز فروش کرد، شکست تجاری سنگینی برای سازندگان آن به همراه آورد. چنان که سرهنگ فروزین به عنوان سرمایه گذار اصلی فیلم، وسایل فیلمبرداری استودیو "پرس فیلم" که محل فعالیت اوگانیانس بود را به عنوان پول از میان رفته برای خود برداشت.

نخستین فیلم سینمایی ناطق ایرانی که در سال 1312 ساخته شد، "دختر لر" به کارگردانی اردشیر ایرانی بود. این فیلم که در هندوستان به همت عبدالحسین سپنتا تهیه شده بود، از 30 آبان 1312 در سینما مایاک و سپه بر پرده رفت و به علت استقبال مخاطبین ایرانی در سال 1313 و 1315 دومین و سومین نمایش عمومی خود را پشت سر گذاشت. اما از همان زمان تولید فیلم در ایران با مشکل مواجه بود و وارد کنندگان فیلم های خارجی (به طور عمده هندی و اروپایی) در برابر این تولید موضع گرفتند و آن را بر نتافتند. سپنتا در جایی گفته بود: "روزی که من اولین فیلم ناطق فارسی را دست خالی و بدون هیچ کمک مالی و معنوی ایران در کوش بیگانه تهیه و به ایران آوردم، نه فقط نمایندگان کمپانی های خارجی که مبتذل ترین فیلم های تجاری را از بغداد و لبنان به طور دست سوم به ایران می آوردند و ارز کشور را خارج می کردند باتمام قوا و به دستیاری مقاماتی که مسوول امور فیلم بودند برای زمین زدن اولین فیلم ناطق فارسی و فراری کردن من از ایران کمر بستند."

پس از این زمان تولید فیلم در ایران شکل جدی تری به خود می گیرد. هر چند که رقیب بسیار قدرتمندی به نام فیلم خارجی همواره فیلم های ایرانی را مورد تهدید شکست و تهیه کنندگان را در معرض ورشکستگی کامل قرار می دهد، اما جسته و گریخته آثاری تولید می شود. البته در برخی مواقع تهیه کنندگان خارجی هم اقدام به تولید فیلم کرده اند. از جمله شخصی به نام سردار ساکر که یک هندی بود و به در ایران در کار واردات لاستیک فعالیت می کرد، چند فیلم ایرانی به سبک آثار هندی تولید کرده است. هر چند که از این نوع فیلم ها آثار چندانی در دست نیست و آن معدود فیلم های موجود نیز ارزش هنری ندارند. چون اصولاً در دهه 20 و حتی تا دهه 40 فیلم های ایرانی کپی برداری ضعیفی از فیلم های اروپایی، آمریکایی و هندی بوده است. در این مطلب کوتاه به برخی از فیلم هایی که در رشد و گسترش سینمای ایران تاثیر گذار بوده اند به اجمال اشاره هایی می شود.

در آن زمان دوران فیلم های خارجی عناوین کلی خاصی می گرفتند. برای نمونه فیلم های عاشقانه هندی، فیلم های آمریکایی و... اما فیلم های ایرانی عنوان خاصی نداشت، تا اینکه دکتر هوشنگ کاووسی که بنام ترین منتقد و نویسنده سینمایی آن زمان به حساب می آمد به آثار ایرانی عنوان "فیلم فارسی" را اطلاق کرد و از آن پس فیلم های ایرانی به این نام در محافل سینمایی گفته شد.

هر چند که این عنوان با خود خصوصیاتی را می آورد که فیلم های بدنه سینمای آن زمان کشور را تشکیل می دادند. اما دکتر کاووسی هم اقدام به تولید فیلمی با عنوان "هفده روز به اعدام" در سال 1335 کرد. این اثر هر چند که با وسواس کارگردان و به کارگیری هر آنچه که از دیگران خرده می گرفت، تولید و بر روی پرده سینما قرار گرفت، اما با برخورد بسیار تند سینمایی نویسان و سینماگرانی مواجه شد که دکتر کاووسی با بی رحمی و بدون ملاحظه به آثارشان تاخته بود. اما همین مسایل باعث شد تا مساله نقد فیلم در کشور جدی گرفته شود و مطبوعات تخصصی سینما رو به افزایش برود.

دهه 40 و 50 از نظر تاریخ سینمای ایران دوران بسیار مهمی به شمار می رود. چون در این دوران سینماگران آرام آرام به بلوغ فکری می رسند و برای داشتن سینمایی بومی و محلی دست به تلاش گسترده ای می زنند. در این دو دهه سینماگرانی پا به عرصه سینمای کشور می گذارند که حتی مطرح شدن در معتبرترین مجامع سینمایی جهان را با خود همراه می آورند.

فیلم سینمایی "خشت و آیینه" به کارگردانی ابراهیم گلستان در سال 1344 یکی از آثار متفاوت این دوران به شمار می رود. این دو ماه پس از "گنج قارون" اکران می شود و از بازیگران تازه وارد و شناخته نشده ای همچون مهری مهرنیا، جلال مقدم، پرویز فنی زاده، محمد علی کشاورز، جمشید مشایخی و پری صابری بهره می برد که از تئاتر به سینما راه یافته بودند. این فیلم در اکران عمومی با شکست مواجه می شود. اما گلستان که در اصل یک مستند ساز بود به روند تولید خود ادامه می دهد و در سال 1353 فیلمی با عنوان "اسرار گنج دره جنی" را ارایه می کند که ارتباط بیشتری با مخاطب پیدا می کند.

سینمای ایران پس از سالها با توجه به شرایط جامعه به راه خود ادامه داد و همچنان این راه را می پیماید، اما شاید جالب توجه باشد که بیشتر آثار تولید شده در دهه 60 هر چند که از نظر کمیت بسیار کمتر از تولیدات دهه 70 و 80 است، اما به جهت کیفیت و ایجاد جریان های سینمایی آثار قابل تامل و راهگشا بوده اند.

بیست و یکم شهریور، روز سینما بر تمامی هنرمندان و تلاش گران عرصه هنرهفتم گرامی باد.

 

منبع :

- www2.irna.ir

- r.iribnews.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست میزان جسارت

 

این یک تست خودشناسی است كه شما می توانید با پاسخ دادن به سوالات  خود را محک زده وبدانید كه چقدر جسارت دارید؟

جسارت به معنای پر رویی وگستاخی نیست وحتی به معنی اعتماد به نفس بالا هم نیست! بلكه جسارت به معنی بهترین عملكرد در وضعیت بحرانی است واین رفتار باید به نحوی باشد كه انسان متضرر نشود.

در اینجا پنج سوال وجود دارد كه هر كدام دارای پنج گزینه است و شما دوستان خوبم باید هر یك از سوالات رابر حسب عملكرد خودتان پاسخ دهید وبرای هر سوال یك گزینه را انتخاب نمایید:

1- تصور كنید كه در صف ایستگاه اتوبوس هستید، زمانی كه اتوبوس می رسد شخصی بدون نوبت، خودش را جلوی شما جا می دهد ومی خواهد وارد اتوبوس شود در این جور مواقع شما معمولاً كدام یك از این اقدامات را انجام می دهید (فقط یك مورد)

A- با او برخورد جدی می كنم ومعمولا بسیار عصبانی وناراحت می شوم.

B- به اونگاه تذكر دهنده ای می كنم وحداكثر سری به حالت تاسف برای كار زشت او تكان می دهم ولی در هر صورت اجازه می دهم سوار شود.

C- از پشت سر به شانه او می زم وبا آرامش به او می گویم : ببخشید آخر صف این جا نیست!

D- در این جور مواقع احتمال دارد با عصبانیت وتندی با او درگیر شوم در هر صورت به هیچ وجه نمی گذرم كه جلوتر از من سوار شود.

E- معمولا در این جور موارد به این افراد بی فرهنگ چیزی نمی گویم چون مطمئنم این افراد درست بشو نیستند.

2- در مواقعی كه نمی خواهید با كسی درگیری ومشاجره داشته باشید وبه اصطلاح كوتاه می آیید چه احساسی دارید؟

A- نمی خواهم به خاطر مساله كوچكی درگیر شوم و وقت خود را تلف كنم.

B- می ترسم به خاطر یک مساله كوچك مورد ضرب وشتم قرار گرفته وآسیب جدی ببینم .

C- درگیری را كار درستی نمی دانم ولی اگر مجبور شوم این كار را می كنم .

D- هرگز كوتاه نمی آیم، به هر قیمتی كه برایم تمام شود.

E- در مواقع درگیری احساس خوبی ندارم برای همین درگیر نمی شوم .

 3- تصور كنید كه برای دیدن فیلم مورد علاقه تان به سینما رفته اید ودر حین دیدن فیلم متوجه عده ای می شود كه در پشت سر شما شروع به صحبت كرده اند به طوری كه شما متوجه بعضی از قسمت های فیلم نشده اید در این جور مواقع چه می كنید؟

A- ترجیح می دهم سكوت كنم و چیزی به آنها نگویم در حالی كه از درون عصبانی وناراحت می شوم .

B- حتماً به مسئول سالن اطلاع می دهم تا به آنها تذكر دهد.

C- برمی گردم وبا لحنی آرام ومودبانه به آنها می  گویم : ببخشید سر وصدای شما نمی گذارد كه من متوجه فیلم بشوم .

D- معمولا در این جور موارد نمی توانم جلوی خودم را بگیرم بنابراین به احتمال زیاد با آن ها به شدت برخورد كرده ودرگیر می شوم .

E- در حالی كه چند بار برمی گردم فقط به آن ها نگاه اعتراضی ‌آمیزی می كنم ودر نهایت احتمال دارد با عصبانیت سالن سینما را ترك كنم .

 4- شاید برای شما پیش آمده كه از فروشگاهی در محله تان كنسروی را خریده باشید و وقتی كه به منزل رفتید متوجه شده اید كه از تاریخ مصرف آن مدتی گذشته است در این طور مواقع چه اقدامی انجام می دهید ؟

A- قوطی كنسرو را دور انداخته واز فروشگاه دیگری خرید می كنم وشاید چندان عصبانی نشوم.

B- قوطی را بر می دارم وبه نزد فروشنده می روم وبا عصبانیت با او برخورد می كنم وبدون اینكه پول آن را پس بگیرم با ناراحتی برمی گردم وشاید دیگر هرگز از آن فروشگاه خرید نكنم .

C- آن را نزد فروشنده برده وبه آرامی به  او می گویم نباید این جور مواد غذایی را بفروشید پس لطفا این را پس بگیرید وپولم را می گیرم وشاید باز هم از آن فروشگاه خرید كنم .

D- شكایتی تنظیم كرده وهمراه با كنسرو به مراجع ذیصلاح رجوع می كنم تا با آن فروشنده برخورد جدی صورت گیرد.

E- در این جور مواقع بسیار ناراحت وعصبانی می شوم وشاید حتی پیش فروشنده نروم ولی در هر صورت هرگز از او خرید نخواهم كرد.

 5- اگر روزی سوار اتوبوس شوید وشخصی از شما بلیت بگیرد وآن را به راننده بدهد بدون اینكه پول آن را بپردازد معمولا در این جور مواقع چه برخوردی می كنید؟

A- من فكر می كنم كه یک بلیت ارزش چندانی ندارد.

B- به او می گویم :عذر می خوام پول بلیت مرا بدهید واگر نپرداخت اهمیت نمی دهم .

C- نگاه آرامی به او می اندازم تا خجالت بكشد چون آنقدر پر رونیستم تا پول یك بلیت را بخواهم .

D- با جرات به او می گویم پول بلیت را بدهید واگر نداد او را مجبور می كنم كه بلیت مرا پس بدهد .

E- معمولا موارد بزرگ تر وبا ارزش تری را به دلیل خجالت كشیدن از دست داده ام چه برسد به یك بلیط كم ارزش!

 بعد از این كه گزینه های خود را انتخاب كردید برای هر یك از گزینه های مشخص شده مانند این الگو یك امتیاز درنظر بگیرید :

A=1,B=2,C=3,D=4,E=5

 

 

 

 

الف : اگر امتیاز به دست آمده شما بین 5 تا 13 باشد باید بدانید كه دارای  جسارت اجتماعی ضعیف تا متوسط هستید قطعا هر قدر كه به عدد 13 نزدیك تر باشید وضعیت بهتری خواهید داشت واین در حالی است كه احتمالا در اكثر مواقع از حقوق خود می  گذرید ویا این كه نمی توانید حرف دلتان را بزنید وبر خلاف انتظار خود عمل می كنید.

ب: اگر امتیاز به دست آمده شما یكی از اعداد 14 تا15 باشد باید بدانید كه شما دارای بهترین  حد مطلوب از یك جسارت اجتماعی هستید در صورتی كه كسی نمی تواند حق شما را بخودر واگر هم چیزی را ببخشید این كار را آگاهانه وبرحسب شناخت انجام داده اید.

ج: اگر امتیاز به دست آمده بیشتر از عدد 15 باشد باید بدانید كه شما دارای جسارت اجتماعی لازم ومفیدی هستید ولی احتمالاً تا حدی آن را با عصبانیت وپرخاشگری مخلوط می كنید وگاهی متوجه می شوید كه به خاطر مسایل جزیی در گیر وعصبانی شده اید.

 امیدوارم همه شما دوستان خوبم از یك جسارت اجتماعی مطلوبی برخوردارباشید تا هیچگاه حقتان پایمال نشود.

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

اولين نماز جمعه پس از انقلاب

تهیه و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

اسلام مردم را به كلمه توحید‌ و توحید كلمه دعوت كرده و شریعت اسلام برای تحقق این معنی مردم را به تشكیل اجتماعات تشویق كرده و روز جمعه وسیله‌ ای برای تحقق این امر مقرر شده است. به همین علت، پیامبر اكرم (ص) از آغاز هجرت به مدینه، نمازجمعه را برگزار می‌كردند و از این طریق مردم را در جریان مسایل و رویدادهای سیاسی و اجتماعی و دینی قرار می ‌دادند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره)، وظیفه برپایی نمازجمعه تهران را بر عهده آیت‌الله طالقانی گذاشتند و ایشان اولین نمازجمعه تهران را بعد از پیروزی انقلاب در روز جمعه، پنجم مرداد 1358 در دانشگاه تهران اقامه كردند. با آغاز اقامه نمازجمعه، گروهک‌های منافق و منحرف كه سعی در به انحراف كشیدن انقلاب اسلامی مردم ایران داشتند، ناگهان با یك معجزه بزرگ الهی و اسلامی روبرو شدند و با برپایی نمازجمعه تمامی نقشه‌های منافقان نقش بر آب شد و اتحاد و انسجام صفوف نمازگزاران جمعه بود كه توطئه‌های بسیاری را خنثی ساخت.

 

اقامه اولین نمازجمعه پس از پیروزی انقلاب

"امروز طلیعه انجام این فریضه بزرگ الهی و این صف بزرگ جهاد و توحید (نمازجمعه) است" این جملات آیت الله طالقانی آغازگر همایش هفتگی مسلمین پس از سالها تعطیلی آن بود؛ آغازی که با ابتکاری زیبا در مهد علمی ایران دانشگاه تهران و توسط یکی از روحانیون پر سابقه نهضت رقم خورد، اگرچه امامت جمعه وی 6 هفته بیش به طول نیانجامید و در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸، او که به تعبیر امام زبان گویایی چون ابوذر داشت، دار فانی را وداع گفت. حضرت امام خمینی پس از ارتحال وی در حکم انتصاب امام جمعه جدید برای تهران چنین مرقوم فرمودند: " مرحوم مجاهد بزرگوار آقای طالقانی ، پس از عمری مجاهدت و پاسداری از اسلام ، به رحمت خداوند پیوست و ما را سوگوار کرد. تکلیف پاسداری از اسلام به عهده همه ماست ؛ و من شما را ... برای دژ محکمی که آن فقید سعید پاسدار آن بود انتخاب و منصوب نمودم. نماز جمعه - که نمایشی از قدرت سیاسی و اجتماعی اسلام است - باید هر چه شکوهمندتر و پر محتواتر اقامه شود. ملت ما گمان نکنند که نماز جمعه یک نماز عادی است ، امروز نماز جمعه با شکوهمندی که دارد ، برای نهضت کوتاه عمر ما یک پشتوانه محکم و در پیشبرد انقلاب اسلامی ما عامل موثر و بزرگی است. ملت عظیم و عزیز با شرکت خود باید این سنگر اسلامی را هر چه عظیم‌تر و بلند پایه‌تر حفظ نمایند تا به برکت آن ، توطئه‌های خائنان و دسیسه‌های مفسدان خنثی شود."و از آن تاریخ تا به امروز نماز جمعه تهران هیچگاه تعطیل نشد و حتی در دوران تهدید مکرر رژیم بعثی عراق به موشکباران نمازجمعه تهران در برگزاری آن خللی وارد نگردید تا از مرز برگزاری 1500 نمازجمعه به تازگی عبور نمود. در 24 دیماه 1358حضرت آیت الله العظمی خامنه ای از سوی بنیانگذار کبیر انقلاب به عنوان امام جمعه تهران منصوب شدند و در 6 تیرماه 1360 با انفجار بمب در مقابل ایشان در مسجد اباذر تهران به شدت مجروح گردیدند. پس از سوءقصد و ترور نافرجام ایشان توسط منافقین و در دوران نقاهت، نیاز به امام جمعه موقت در تهران بیشتر احساس گردید. در کل، شهر تهران در طول برگزاری این مراسم سیاسی عبادی، به غیر از رهبر فرزانه انقلاب یازده امام جمعه دیگر نیز به خود دیده است: حضرات آیات طالقانی، منتظری، موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی، امامی کاشانی، ربانی املشی، یزدی، مهدوی کنی، جنتی، طاهری خرم آبادی و خاتمی.( به ترتیب اقامه اولین نماز) در این میان شهید آیت الله ربانی املشی با اقامه 3 نماز کمترین و حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی با اقامه بیش از 400 نماز بیشترین تعداد برپایی نمازجمعه را به خود اختصاص داده اند. نمازجمعه تهران برای اولین بار در دانشگاه تهران اقامه شد که این دانشگاه در طول این سالها بیشترین تعداد نمازجمعه ها را به خود اختصاص داد، اگرچه 6 نمازجمعه در بهشت زهرا، 18 نمازجمعه در حرم مطهر حضرت امام خمینی(ره)، و یک نمازجمعه نیز در مصلی تهران برگزار گردید. مصلایی که در 23 آبان سال 67 حضرت امام خمینی در پاسخ به درخواست ائمه جمعه تهران برای ساخت آن در مکان فعلی چنین دستور فرمودند: " با حفظ جهات شرعی در مورد زمین مذکور با پیشنهاد حجتی الاسلام ، آقایان: خامنه‌ای و هاشمی ، موافقت می‌شود. انشاء الله در کنار ساختن مصلای تهران ، در ساختن بینش کفر ستیزی مسلمانان موفق باشید. ضمنا سادگی مصلا باید یادآور سادگی محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد. و شدیدا از زرق و برق ساختمان‌های مساجد اسلام آمریکایی جلوگیری شود. خداوند تمامی دست اندر کاران برپا کننده مساجد الله را تایید فرماید." (محمد مهدی اسلامی)

 

این نماز جمعه از بزرگ‌ ترین عنایات حق تعالی بر جمهوری اسلامی ایران است...

 

جایگاه نمازجمعه در اندیشه امام خمینی

حضرت امام از همان ابتدا سیاست را برخاسته از دیانت می خواستند و دیانت را جدای از سیاست نمی دانستند. شاهد مثال روشن این امر نوع نگاه امام به نماز جمعه است.در كتاب كشف اسرار كه در سنین جوانى ومقارن با نخستین سال‏هاى حكومت استبدادى محمدرضا شاه نوشته اند، اشاره كوتاهى به مساله نماز جمعه كرده اند و در كتاب‏ تحریرالوسیله كه در زمان تبعید به تركیه تالیف فرمودند به طورمشروح پیرامون آن مسائلى را ذكر كردند.

حضرت امام خمینی آبانماه 1344 یکماه پس از تبعید به نجف اشرف، در مسجد شیخ انصاری در جمع علما ، فضلا و طلاب حوزه علمیه نجف می فرمایند:" مسیحیون خیال نكنند كه اسلام هم ، مسجد هم ، مثل كلیساست... مسجد مركز سیاست اسلام بوده است. در ... خطبه جمعه مطالب سیاسی است - مطالب مربوط به جنگ‌ها ، مربوط به سیاست مدن ، اینها همه در مسجد درست می‌شده است ."

برپایی نمازجمعه به عنوان یکی از نمادهای سیاسی اسلام یکی از دغدغه های اصلی حضرت امام پس از پیروزی انقلاب بود. از اینرو مرحوم آیت الله طالقانی را در همان نخستین سال پیروزی انقلاب به امامت جمعه تهران منصوب فرمودند. همچنین در پیامى به‏مناسبت عید فطر سال 1358 شمسى و با فاصله اندکی از برگزاری اولین نمازجمعه تهران بار دیگر بر بعد سیاسی نمازجمعه تاکید فرمودند: "... اسلام دین سیاست است، دینى است كه در احكام آن سیاست‏به‏وضوح دیده مى‏شود، ... و در هر هفته یك اجتماع بزرگ از همه ، در یك محل. و نماز جمعه ؛ كه مشتمل (بر) دو خطبه است ، كه در آن خطبتین باید مسائل روز ، احتیاجات كشور ، احتیاجات منطقه و جهات سیاسی ، جهات اجتماعی ، جهات اقتصادی طرح بشود ، و مردم مطلع بشوند بر این مسائل. و در هر سال دو عید ، كه در آن دو عید مجتمع بشوند و دو خطبه در آن عید در آن نماز هست. در نماز عید دو خطبه هست ؛ كه آن دو خطبه هم باید بعد از حمد و بعد از صلوات بر پیغمبر اكرم و ائمه - علیهم السلام - جهات سیاسی ، جهات اجتماعی ، جهات اقتصادی ، احتیاجاتی كه كشور دارد ، احتیاجاتی كه منطقه دارد در آنها طرح بشود و خطبا مردم را آگاه كنند از مسائل."

آیت الله طالقانی پس از برگزاری 9 نمازجمعه دار فانی را وداع گفت؛ امام خمینی در حکم انتصاب امام جمعه بعدی تهران چنین می فرمایند:"مرحوم مجاهد بزرگوار آقای طالقانی ، پس از عمری مجاهدت و پاسداری از اسلام ، به رحمت خداوند پیوست و ما را سوگوار كرد. تكلیف پاسداری از اسلام به عهده همه ماست ؛ و من شما را ... برای دژ محكمی كه آن فقید سعید پاسدار آن بود انتخاب و منصوب نمودم. نماز جمعه - كه نمایشی از قدرت سیاسی و اجتماعی اسلام است - باید هر چه شكوهمندتر و پر محتواتر اقامه شود. ملت ما گمان نكنند كه نماز جمعه یك نماز عادی است ، امروز نماز جمعه با شكوهمندی كه دارد ، برای نهضت كوتاه عمر ما یك پشتوانه محكم و در پیشبرد انقلاب اسلامی ما عامل

 موثر و بزرگی است. ملت عظیم و عزیز با شركت خود باید این سنگر اسلامی را هر چه عظیم‌تر و بلند پایه‌تر حفظ نمایند تا به بركت آن ، توطئه‌های خائنان و دسیسه‌های مفسدان خنثی شود..."

همچنین امام در سخنانی دیگر تاكید نموده‏اند:" نماز جمعه از اهمیت‏سیاسى فوق ‏العاده‏اى برخوردار است ... اسلام دین سیاست است و هر كس خیال كند كه جداى از مسائل سیاسى‏است جاهل بوده و از این آیین و سیاست آگاهى ندارد." این سخن‏واضح و قاطع امام در احیاى نماز جمعه به عنوان تجلى تركیب اسلام ‏و سیاست نقش فوق العاده مهمى داشته است. در بیانى دیگر خطاب به‏كنگره جهانى ائمه جمعه و جماعات فرمودند: "... نماز جمعه یكى از بزرگ‏ترین پدیده‏هاى اسلامى و یكى ازمهم‏ترین ره آوردهاى انقلاب اسلامى ما است اگر این انقلاب اسلامى جز این نماز جمعه به ما چیز دیگرى نداده بود براى ملت ما و مسلمین‏ كافى بود..."

 

با برپایی نمازجمعه تمامی نقشه‌های منافقان نقش بر آب شد و اتحاد و انسجام صفوف نمازگزاران جمعه بود كه توطئه‌های بسیاری را خنثی ساخت.

 

جالب توجه است كه حضرت امام بر خلاف برخی عقاید رایج تمام اقشار ملت ازجمله زنان را هم به شركت در نماز جمعه تشویق می فرمودند. یكى ازاستفتائاتى كه از ایشان شده این است كه : آیا شركت‏بانوان درنمازهاى جماعت‏یومیه و نماز جمعه كراهت دارد یا خیر؟ امام درجواب فرموده‏اند: كراهت ندارد بلكه در بعضى موارد مطلوب است.

تاکید امام بر بعد سیاسی نمازجمعه و ضرورت برگزاری شکوهمند آن حتی در وصیتنامه ایشان نیز مشهود است ، آنجا که در آخرین وصیتها می فرمایند:"... از نمازجمعه و جماعت كه بیانگر سیاسی نماز است هرگز غفلت نكنند ، كه این نماز جمعه از بزرگ‌ترین عنایات حق تعالی بر جمهوری اسلامی ایران است..."

بد نیست نگاهی هم به سوی دیگر این امر بیاندازیم. در میان سالهای برگزاری نمازجمعه تاکید امام بر صلابت آن همواره مورد لبیک امت حزب الله بوده است و این امر موجب رضایت خاطر ایشان را فراهم ساخته بود. روشن ترین شاهد مثال، این بخش از پیام نوروزی حضرت امام در سال 64 و کمتر از یک هفته پس از انفجار بمب در نمازجمعه تهران است:" قصه روز جمعه را كه آن طور باشكوه ، با نورانیت ، با استقامت گذشت. آن طور مردم با طمانینه ... مخصوصا نگاه می‌كردم ببینم در بین مردم چه وضعی هست ، ندیدم حتی یك نفر را كه یك تزلزلی درش پیدا باشد. و آن وقت امام جمعه آن طور با آن طنین قوی صحبت كرد ، مردم آن طور گوش كردند ، آن طور فریاد زدند كه ما برای شهادت آمدیم... با یك همچو ملتی كسی نمی‌تواند مقابله كند. ملتی كه این طور است ؛ آن روزی كه اعلام می‌كنند كه می‌خواهیم بمباران كنیم نماز جمعه را ، بیایند و بیشتر بیایند ، حتی آنهایی كه نمی‌آمدند برای نماز ، (از) قراری كه برای من نقل كرده‌اند ، آنهایی كه برای نماز جمعه هم نمی‌آمدند هفته‌های دیگر ، این هفته آمده‌اند."

بد نیست میزان اعتقاد بالای امام به این امر را در خاطره ای از نوه امام مرور نماییم:" آن زمان كه در مراسم نماز جمعه ‏بمب گذارى كرده بودند من هم در مراسم نماز مزبور شركت كرده ‏بودم. مادرم و دیگر افراد فامیل در خانه آقا بودند، چون از من‏خبرى نشده بود همه نگران شده بودند وقتى وارد خانه شدم، دیدم ‏مادرم به حالت اعتراض گفت: تو كه باردار بودى چرارفتى؟ به خاطر بچه‏ات هم كه شده نباید مى‏رفتى. این را هم بگویم‏كه از قبل شایع شده بود كه آن مراسم نماز را صدامیان بمباران‏مى‏كنند یا در آن بمب مى‏گذارند، نگرانى مادرم هم از این بابت‏بود. ولى امام كه سر میز ناهار نشسته بودند با خنده‏اى به من‏گفتند: سالمى؟ من تشكر كردم. ایشان آهسته در گوشم گفتند: خیلى‏كارخوبى كردى كه رفتى، خیلى از تو خوشم آمد كه به چنین نمازى‏رفتى. " (عطاالله باباپور)

 

منبع :

- www.tebyan.net

- www.irdc.ir

 

  لينک های هفته             

مجموعه ویژه تصویری به مناسبت دهمین سالگرد حملات 11 سپتامبر
مجموعه بایگانی 3000 ساعت برنامه تلویزیونی مربوط  به 20 شبکه تلویزیونی معروف جهان  در روز واقعه  و 7 روز پس از آن

 

بانک اطلاعات جامع مدیران ایران

 

ماهنامه رایانه

 

کتابخانه تخصصی تاريخ اسلام و ايران

 

جس جو

 

تصاویر هوایی دیدنی از نیویورک

 

مجموعه تصاوير 25 دانشگاه، از برترین دانشگاه های جهان