ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و بیست و شش    

شنبه 26 شهریور 1390 18 شوال 1432 17 سپتامبر 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

وَاسْتَغْفِرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا 106 وَلاَ تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا 107 يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لاَ يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا 108 هَاأَنتُمْ هَـؤُلاء جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَن يُجَادِلُ اللّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً 109 وَمَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا 110 وَمَن يَكْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا 111 وَمَن يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا 112 وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّآئِفَةٌ مُّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ وَأَنزَلَ اللّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا 113
ترجمه فارسی مکارم

 

و از خداوند، طلب آمرزش نما! كه خداوند، آمرزنده و مهربان است 106 و از آنها كه به خود خيانت كردند، دفاع مكن! زيرا خداوند، افراد خيانت‏پيشه گنهكار را دوست ندارد 107 آنها زشتكارى خود را از مردم پنهان مى‏دارند; اما از خدا پنهان نمى‏دارند، و هنگامى كه در مجالس شبانه، سخنانى كه خدا راضى نبود مى‏گفتند، خدا با آنها بود، خدا به آنچه انجام مى‏دهند، احاطه دارد 108 آرى، شما همانا هستيد كه در زندگى اين جهان، از آنان دفاع كرديد! اما كيست كه در برابر خداوند، در روز رستاخيز از آنها دفاع كند؟! يا چه كسى است كه وكيل و حامى آنها باشد؟! 109 كسى كه كار بدى انجام دهد يا به خود ستم كند، سپس از خداوند طلب آمرزش نمايد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت 110 و كسى كه گناهى مرتكب شود، به زيان خود مرتكب شده; خداوند، دانا و حكيم است 111 و كسى كه خطا يا گناهى مرتكب شود، سپس بيگناهى را متهم سازد، بار بهتان و گناه آشكارى بر دوش گرفته است 112 اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهى از آنان تصميم داشتند تو را گمراه كنند; اما جز خودشان را گمراه نمى‏كنند; و هيچ‏گونه زيانى به تو نمى‏رسانند و خداوند، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد; و آنچه را نمى‏دانستى، به توآموخت; و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است 113

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت اسلامی از منظر امام علی (ع)

بخش هفتم

نویسنده : علیرضا تاجریان

۳) عزل و نصب

یکی دیگر از وظایف مهم مدیریت، عزل و نصب است. یک مدیر اسلامی با صداقت و حسن نیت و با توجه به ویژگی های افراد ، آنها را برای تصدی مسئولیتها انتخاب می کند اما چنان که شخص دیگری را یافت که بمراتب بهتر از فرد قبلی از عهده آن مسئولیت بر می آید یا آن فرد برای کار دیگری مناسب تر است و در سمت دیگری بهتر می تواند انجام وظیفه کند باید بی درنگ در انتصاب های قبلی خود تجدید نظر کند و با عزل وی هر کس را در مسئولیت مناسب تر قرار دهد. امام علی (ع) در نامه ای به فرماندار بحرین در جریان تعویضش می نویسند: من نعمان پسر عجلان زرقی را بر بحرین فرمانروا کردم و تو را بی آنکه بر تو نکوهشی باشد یا سرزنشی، از کار برکنار داشتم. همانا تو وظیفه فرمانداری را نیکو انجام دادی و شرط امانت را به جای آوردی. پس اکنون نه به تو بدگمانم نه توبیخی برایت روا می دانم. نه تهمتی بر تو است و نه گناهی. نزد من آی که برآنم تا با ستمگران شام درآویزم و دوست دارم که در این سفر با من باشی، چه تو از زمره آن مردمی هستی که در جهاد با دشمن و در برپا داشتن ستون دین، از آنان یاری می جویم.

مهمترین تصمیم سیاسی امام علی (ع) عزل فرمانداران خلیفه پیشین ودر راس آنان معاویه بود. علی علیه السلام از روز نخست که خلافت را پذیرفت تصمیم داشت کلیه فرمانداران عصر عثمان را، که اموال وبیت المال را در مقاصد واغراض خاص سیاسی خود مصرف می کردند یا آن را به خود وفرزندانشان اختصاص می دادند وحکومتی به سان حکومت کسری و قیصر برای خود بپا کرده بودند، از کار بر کنار سازد. یکی از اعتراضات امام علیه السلام بر عثمان ابقای معاویه بر حکومت شام بود ومردم این اعتراض را کرارا از زبان علی علیه السلام شنیده بودند.

امام در آغاز سال 36 هجری اشخاص برجسته وصالحی را برای حکومت در اقطار بزرگ اسلامی تعیین کرد. عثمان بن حنیف را به بصره، عمار بن شهاب را به کوفه، عبید الله بن عباس را به یمن، قیس بن سعد را به مصر وسهل بن حنیف را به شام اعزام کرد وهمگی، جز سهل بن حنیف که از نیمه راه برگشت، با موفقیت کامل به حوزه های فرمانداری خود وارد شدند وزمام کار را به دست گرفتند. (1)

عزل فرمانداران پیشین، خصوصا معاویه، در همان روزها وپس از آن مورد بحث بوده است. گروهی نزدیک بین وغیر آگاه از اوضاع وشرایط، آن را دلیل بر ضعف سیاسی ومملکت داری ونارسایی تدبیر حکومت علی علیه السلام دانسته اند ومی گویند چون علی علیه السلام اهل خدعه ومکر سیاسی نبود ودروغ وظاهر سازی را بر خلاف رضای الهی می دانست، از این جهت معاویه وامثال او را از حکومت عزل کرد ودر نتیجه با حوادث جانکاه رو به رو شد. ولی اگر او به ترکیب فرمانداران پیشین دست نمی زد وآنان را تا مدتی که بر اوضاع مسلط گردد بر مسندشان باقی می گذارد وسپس آنان را عزل می کرد، هرگز با حوادثی مانند جمل وصفین وغیره مواجه نمی شد ودر حکومت وفرمانروایی خویش موفقتر می بود.

این سخن تازگی ندارد ودر همان نخستین روزهای حکومت امام علیه السلام نیز برخی این مطلب را به علی علیه السلام پیشنهاد کردند ولی آن حضرت زیر بار آن نرفت.

 

۴) ترفیع و ارتقاء

مدیر اسلامی باید از یک سو مقررات سازمان را به نحوی تنظیم نماید که کلیه افراد امکان داشته باشند با کسب شایستگی های بیشتر و ابزار کارایی در زمینه های بالاتر، مسئولیت های مهمتری را بر عهده گیرند و از سوی دیگر معیار را در نیل به مراتب بالاتر، صرفاَ شایستگی و کارآیی افراد قرار دهد و از هر گونه رابطه گرایی و نورچشمی پروری اجتناب ورزد. امام علی (ع) می فرمایند:پس زمینه را برای نیل آنها به آرمان های خودشان (دستیابی به مسئولیت های بالاتر و ابراز لیاقت بیشتر) باز کن.

ادامه دارد ...

منبع : باشگاه تحلیلگران جوان آریا

 

  جمله مديريتی              

زندگی شگفت انگیز است

از  خدا پرسیدم : خدایا ،چطور می توان بهتر  زندگی کرد؟
 
خدا جواب داد : گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر
 
با اعتماد،  
زمانحال ات را بگذران  و  بدون ترس برای آینده آماده شو.
 ایمان
را نگهدار و  ترس را به گوشه ای انداز .
 شک
هایت را  
باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
 زندگی
شگفت انگیز است؛ فقط اگر بدانید که چطور  
زندگی کنید
 
مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر
 
مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی
 
کوچک باش و عاشق... که
عشق می داند آئین بزرگ کردنت را
 
بگذارعشق، خاصیت  
تو باشد، نه رابطه خاص  تو با کسی
 
موفقیت، پیش رفتن است نه به نقطه پایان رسیدن
 
فرقى نمی کند گودال آب کوچکى باشى یا دریاى بیکران... زلال که باشى، آسمان در توست.

نلسون ماندلا

 

  حدیث مديريتی             

 

ارزش علم

 

امام علی عليه السلام فرمودند:
 
 
َلعِلمُ کَنزٌ عَظیمٌ لایَفنی
 
 
علم گنج بزرگی است که با خرج کردن تمام نمی شود
 
 (غرر الحکم و در الکلم)

 

  طنز مديريتی              

وظیفه و تکلیف

روزی ملانصرالدین بدون دعوت به مجلس جشنی رفت؛

یکی گفت: جناب ملا! شما که دعوت نداشتید، چرا آمدید؟

ملانصرالدین جواب داد: اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمی‌داند،

من وظیفه‌  خودم را خوب می ‌دانم و هیچ‌ وقت از آن غافل نمی‌ شوم.

 

  حکايت مديريتی            

دسته گلی برای مادر

مردی مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش داده و برایش پست کند. وقتی از گل فروشـی خارج شد، دختری را دید که روی جـدول خیابان نشستـه بود و هق هق گریـه می کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: دختر خوب، چرا گریه می کنی؟ دختر در حالی که گریه می کرد، گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط 75 سنت دارم در حالی که گل رز 2 دلار می شود. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم. وقتی از گل فروشی خارج می شدند، مرد به دختر گفت: "مادرت کجاست؟ می خواهی تو را برسانم؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد. مرد او را به قبرستان برد و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت. مرد دلش گرفت، طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

 

به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی

امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن

 به جای سیل اشکی که فردا

 بر مزارم می ریزی

امروز با تبسمی شادم کن

 به جای آن متن های تسلیت

که فردا در روزنامه برایم می نویسی

 امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن

 

نکته ها:

وقتی نامی از مادر برده می شود، قلب آدمی از شور و حرارت و مهر و الفت سرشار می شود و پرتپش تر می گردد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در روایتی فرمودند: بهشت زیر پای مادران است؛ یعنی رسیدن به آخرین مرحله کمال انسانی با جلب رضای مادر تامین می‌شود.

جنان در زیر گام مادران است / بکش بر دیده، خاک زیر گامش

مکن بر روی او تندی که بر تو / خدا فرموده واجب احترامش

در بیان توصیه به احترام و تکریم مادر، باز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هر که پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش مصون شود.

و نیز توصیه فرمودند: هر گاه پدر و مادر هر دو تواما تو را صدا کردند، ابتدا اجابت مادر نما.

همچنین بنا به فرمایش ایشان خشنودی و خشم خدا در گرو خشنودی و خشم پدر و مادر است.

بیایید سر زدن به خانه پدری، خانه مادری را فراموش نکنیم.

 

منبع : tajerian.ir

 

  تکنیک های موفقیت         

یادآوری نکاتی برای داشتن‌ زندگی‌ بهتر

 

هنگامی‌ که‌ در زندگی‌ با مانعی‌ رو به‌ رو می‌شویم‌، اگر تقصیر این‌ مانع‌ را به‌ گردن‌ دیگران‌ بیندازیم‌، احساس‌ رنجش‌ و خشم‌ می ‌کنیم‌. اگر عامل‌ ایجاد این‌ مانع‌ را خود بدانیم‌، احساس‌ تقصیر کرده‌، خود را ملامت‌ می‌کنیم‌. اگر این‌ مانع‌ را تهدیدی‌علیه‌ خویش‌ بشناسیم‌، احساس‌ ترس‌ و اضطراب ‌می‌کنیم‌. پس‌ در بسیاری‌ از موارد احساس‌، مولود بینش‌ و نگرش‌ ماست‌. همه‌ احساسات‌ مفید و بجا به ما انگیزه‌ می‌ دهند. مثلا اگر احساس‌ ترس‌ نداشته‌ باشیم‌، از خود محافظت‌ نمی ‌کنیم‌. همچنین‌ خشم‌، عامل‌ دفاع‌ در مقابل‌ تعریض‌ دیگران‌ است‌. البته‌ این‌ احساسات‌ مفید، بجا و به‌ اندازه‌، از نگرش ‌درست‌ نشات‌ می ‌گیرد. هر چقدر نگرش‌ ما نادرست‌ و دور از واقعیت‌ باشد، احساسات‌ و رفتارما هم‌ به‌ همان‌ نسبت‌ نادرست‌ و نابجا خواهد بود.

اگر کسی‌ در جنگل‌ مورد حمله‌ خرسی‌ قرار گیرد، چه‌ می ‌کند؟

بی‌ شک‌ فرار یا به‌ نحوی‌ دفاع‌ می‌ کند. حال‌ اگر او شخص‌ گریم‌ شده ‌ای‌ را شبیه‌ خرس‌ ببیند، مشروط بر این‌ که‌ او را واقعا خرس‌ تصور کند، چه‌ عکس ‌العملی‌ از خود نشان‌ می ‌دهد؟

باز هم‌ بدون‌ شک‌، همان‌ عکس‌ العملی‌ را که‌ درمواجهه‌ با خرس‌ واقعی‌ از خود نشان‌ داده‌ بود تکرار می‌ کند. حال‌ ببینید اگر تفسیر و تصور ما ازخود، دیگران‌ و جهان‌ نادرست‌ باشد، احساس‌ و رفتار ما چقدر نابه‌هنجار خواهد بود؟

و تمام‌ این‌ موارد آرامش‌ زندگی‌ ما را تحت ‌الشعاع‌ قرار می ‌دهد.

حال‌ ما باید برای‌ آرامش ‌دادن‌ به‌ زندگی‌ خود، مواردی‌ را رعایت‌ کنیم‌ که ‌در این ‌باره‌ دکتر لی‌ مک‌ گیبون‌ استاد دانشگاه‌ ادینبورگ‌ به‌ مواردی‌ اشاره‌ کرده‌ است‌:

▪ در طول‌ کار هر وقت‌ احساس‌ خستگی‌ کردید، قدری‌ استراحت‌ کنید.

▪ احساسات‌ خود‌ را با دوست‌ یا همسر و شریک ‌زندگی‌ خود در میان‌ بگذارید.

▪ بر روی‌ کارهای‌ مثبت‌ تاکید بورزید اما بیش‌ ازاندازه‌ حساسیت‌ به‌ خرج‌ ندهید.

▪ قسمتی‌ از وقت‌ خود را صرف‌ برنامه‌ ریزی‌ کنید.

▪ گاه‌ گاهی‌ به‌ فکر تزکیه‌ نفس‌ خود باشید.

▪ مراقب‌ تندرستی‌ خود باشید.

▪ فضای‌ کار و زندگی ‌تان‌ را منظم‌ نگه دارید.

▪ هدفی‌ را که‌ برای‌ خود دارید، مورد بازنگری‌ قراردهید.

▪ گاه‌ گاه‌ به‌ تماشای‌ یک‌ فیلم‌ یا تئاتر کمدی‌ بروید. گل‌ها را بو کنید.

▪ به‌ دیگران‌ کمک‌ کنید.

▪ نعمت‌هایی‌ را که‌ خداوند به‌ شما داده‌، بشمارید.

▪ محیط زیست‌ خود را تغییر دهید.

▪ همیشه‌ واقعیت‌ را بگویید.

▪ از پند و اندرز دیگران‌ بهره‌ بگیرید.

▪ با پدر و مادر خود صحبت‌ و با آنان‌ درد دل‌ کنید.

▪ پیاد ه ‌روی‌ کنید.

▪ صبور باشید.

▪ کارهای‌ خود را نیمه‌ تمام‌ نگذارید.

▪ به‌ سهم‌، قسمت‌ و نظم‌ و ترتیب‌ خداوند ایمان‌ داشته‌ باشید.

▪ این‌ را بپذیرید که‌ حق‌، همواره‌ با شما نیست‌.

▪ خطاها را ببخشید و چشم‌ خود را در برابراشتباهات‌ دیگران‌ ببندید.

▪ قدر هر لحظه‌ از زندگی‌ را بدانید و توجه تان‌ را به‌ آن‌ معطوف‌ کنید.

▪ گاهی‌ اوقات‌ رودربایستی‌ را با دیگران‌ کناربگذارید و پاسخ‌ منفی‌ بدهید.

▪ ابتدا بیشترین‌ تلاش‌ خود را به‌ عمل‌ بیاورید و اگرموفق‌ نشدید، از کار دست‌ بکشید.

 

 

  نکات مدیریتی             

رفتارهایی که رئیس شما را آزار می دهد

 

تازه به این محل کار آمده اید و می خواهید تاثیری مثبت روی رئیستان بگذارید. این خیلی خوب است اما کافی نیست.
 
حقیقت این است که وقتی وارد دنیای حرفه ای می شوید، بعضی عادات شخصی خودتان را هم وارد کار می کنید که ممکن است خوشایند رئیستان باشد یا نباشد. و این احتمال وجود دارد که شما دیدگاه درستی درمورد تفاوت آن نداشته باشید.
 
محیط شرکت طبق روال از قبل مقرر شده و ثابت عمل می کند و برای کارکرد خوب و بهره ور، بر الگوها، سیستم ها، چرخه ها، و پروسه های مختلف متکی است. چنین جوی، رفتارهای مختلفی در هر فرد ایجاد می کند؛ واقعیتی که فراموش کردن آن خیلی آسانتر از به خاطر داشتن آن است. همینطور که سعی می کنید جای پایتان را در شرکت محکم کنید، عاقلانه است که به خاطر داشته باشید که ایجاد عادت های خوب نیاز به تلاش بسیار دارد؛ درحالیکه عادت های بد خیلی سریع در انسان رشد می کند.
 
پس قبل از اینکه این عادت ها در شما ریشه بدواند، بهتر است با انواع مختلف عادت های بدی که کارفرما و رئیس از آنها متنفر است آشنا شده و از پرورش یافتن آنها جلوگیری کنید.

 

رئیس متنفر است وقتی...

* در کارتان انگیزه نشان نمی دهید
هیچ رئیسی دوست ندارد مجبور باشد مدام به شما بگوید که چه باید بکنید و چه نکنید. اینکار علاوه بر اینکه وقت گیر و خسته کننده است، اعتماد و اطمینان او را به توانایی هایتان از بین می برد. این رفتار نشانه تنبلی است و رئیس ها از آن متنفرند.
نباید اینقدر صبر کنید تا رئیس به شما بگوید چه باید بکنید، مخصوصاً در ساعت استراحت شرکت. وقتی رئیس ببیند در ساعت استراحت به جای گشت و گذار بیخود در اینترنت، با ابتکار یک قفسه از فایل ها را به ترتیب الفبا می چینید، مطمئناً نظرش درمورد شما عوض می شود.
وقتی خودتان را فردی بی انگیزه نشان دهید، ناخودآگاه رئیستان نظری منفی به شما پیدا می کند. رئیستان احتمالاً خیلی در کارش سرمایه گذاری کرده است، به همین خاطر چیزی که خیلی او را ناراحت می کند این است که شما به کارتان بی علاقه و بی انگیزه باشید.

* در کارتان بیش از حد انگیزه نشان می دهید
از طرف دیگر باید مراقب با شید که بیش از حد هم انگیزه نشان ندهید. مهم نیست که این انگیزه زیاد از جاه طلبی شما باشد یا انرژی زیادتان یا حتی میل به خوشنود کردن. این هم یکی از رفتارهایی است که رئیس زیاد از آن خوشش نمی آید.
مراقب باشید کارهایی که به شما محول می شود را بیش از حد و افراطی انجام ندهید. واقعاً نیازی به این کار نیست. وقتی می خواهید این احساس را ایجاد کنید که فردی سخت کوش و خلاق هستید، ممکن است دیگران تصور کنند بی کفایت هستید: چه لزومی دارد به جای اینکه وقتتان را صرف اضافه کردن رنگ و نمودار به تکالیف تحقیقیتان بکنید، چرا آنرا صرف انجام کارهای دیگر نمی کنید؟
خطر دیگر نشان دادن انگیزه زیاد این است که نسبت به ساختار درجه بندی بی حرمتی کنید. وقتی بالاتر و پایینتر از حد وظایفتان پیش بروید، این احتمال وجود دارد که این وسط پا روی دم شیر هم بگذارید.

* بهانه گیری می کنید
این یکی از آزاردهنده ترین رفتارهایی است که رئیس از آن متنفر است. اگر برای او بهانه بیاورید، به این معنی است که از وظیفه ای چشم پوشی کرده اید و با این بهانه ها می خواهید از این غفلت و اهمال کاری، دفاع کنید.
"من نتوانستم فلان کار را انجام بدهم چون در راه پنچر شدم و وقتی به خانه رسیدم دیگر خیلی دیر شده بود."
این گفته چه درست باشد و چه غلط، چیزی که رئیستان می شنود این است: "تقصیر من نبوده، پنچر شدن ماشین باعث شد نتوانم کارم را انجام دهم." چیزی که برای رئیستان مهم است این است که کار را انجام نداده اید، همین.
سرانجام باید تفاوت بین بهانه و توجیه را بدانید. اولی دنبال معاف کردن خود از تقصیر است، اما دومی به دنبال روشن کردن ابهام است. جزئیات غیرلازم که به بهانه بال و پر می دهد فقط ابهام بیشتری ایجاد می کند؛ نکته اصلی را اشتباه شما بوده، عنوان نمی کند. وقتی اشتباهتان را عنوان کنیدبا فهمیدن و قدم گذاشتن برای اصلاح آنتنها چیزی است که برای رئیستان مهم است.
و آخر اینکه، باید درمقابل پروبال دادن به بهانه هایتان مقاومت کنید. ممکن است راه حلی برای خلاص کردن خود از گیرودار این بهانه ها را می تراشید، اما با اینکار مشکلات دیگری برای خودتان درست می کنید.

* شکوه و شکایت می کنید
گله و زاری و آه و ناله مترادف هایی منطقی برای شکایت کردن است. و هیچ کس، به ویژه رئیستان، علاقه ای به شنیدن اینها ندارد. این هم یکی از رفتارها و عادت هایی است که رئیس از آنها متنفر است.
فقط به این خاطر که رئیستان هم در همانجا کار می کند و پول بیشتری در می آورد، به این معنا نیست که در بعضی جوانب کار، مثل شب دیر ماندن سر کار، از شما کمتر زحمت می کشد. او هم برای خود زندگی دارد و میداند که چه موقعیت هایی در اداره بدون تذکر شما، خوشایند نیست. باید تا می توانید از به زبان آوردن این قبیل عبارات خودداری کنید: "اَه خیلی سخت است" یا "من یه ساعت پیش با کسی قرار داشتم باید می رفتم."
قبل از اینکه دهانتان را باز کنید، باید فرق بین شکایت و انتقاد را بدانید. شکایت خیلی شخصی است و همه می توانند شکایت کنند. انتقاد نیازمند تلاش است چون باید سازنده باشد، یعنی قصد اصلاح چیزی را داشته باشد. اگر حرفی که می خواهید به زبان بیاورید، راه حلی را ارائه نمی دهد، اگر پیش پا افتاده و معمولی باشد حتی نمی تواند از یک راه حل دفاع کند. پس اینطور حرف ها را برای وقتی نگه دارید که خانه هستید نه محل کار.

* زیاد سوال می پرسید
به طور طبیعی سوال کردن چیز بدی نیست، مخصوصاً وقتی بخواهید قبل از انجام کاری که به شما محول شده، ابهامات خود را برطرف کنید. درواقع باید همه را به سوال کردن ترغیب کرد. اما سوال کردن بیش از حد، به ویژه سوالات احمقانه، رفتار و عادتی است که رئیس از آن متنفر است و ممکن است باعث عصبانی کردن او شود.
اینکار باعث هدر دادن وقت رئیس و نشانه بی کفایتی و بی عرضگی شما است. همچنین هوش و ذکاوت شما را هم زیر سوال می برد. اینکار باعث می شود مدیر قبل از محول کردن کاری به شما به خاطر بیاورد که بار قبل به یک نفر نیاز داشتید که دست شما را بگیرد و به شما بگوید چه بکنید و چه نکنید.
خط آخر اینکه رئیس ها معمولاً به کارمندانی ارزش می گذارند که آنقدر کاردان و چاره ساز باشند که بتوانند پاسخ این گونه سوالها را خودشان پیدا کنند.

عادت های بد را کنار بگذارید
بدون استثناء یک اصل در همه این عادت ها جاری است و آن اولین دلیلی است که باعث می شود رئیس از آنها متنفر باشد: همه این عادت ها به طریقی زمان و مکانی از رئیس را اشغال می کنند که در مالکیت شما نیست. با تلف کردن وقت او، او را از کار دیگرش انداخته ایدو او احتمالاً همیشه دلیل آن را به خاطر خواهد داشت.
ممکن است ببینید که برخی افراد، حتی باتجربه ترین افراد اداره، عادت ها و رفتارهایی که رئیس ها از آن متنفرند را ادامه می دهند. تعجب نکنید اگر دیدید همین افراد هستند که مدام از سقف شیشه ای شرکت شکایت می کنند، نمی توانند دیگران را به کاری ترغیب و تشویق کنند و به ندرت ترفیع می گیرند.

 

  مقاله مدیریتی             

بررسی رابطه عدالت سازمانی و تعهد سازمانی

مطالعه موردی: شرکت مهندسی و توسعه گاز ايران

دکتر سيد مهدی الوانی، دکتر علی اصغر پورعزت، ابوالقاسم سيّار

چکیده:

موضوع عدالت از دیرشمار جزء مهمترین مباحث و دغدغه ‏های بشر و اندیشمندان علوم گوناگون بوده است. عدالت، مفهوم وسیعی است و در هر حوزه‏ای کاربرد ویژه خود را دارد و در زندگی بشر، از حیات فردی گرفته تا نهادهای بسیار پیچیده اجتماعی بویژه دولت و سیستم اداری آن مد نظر قرار می گیرد. عدالت حیات و بقای سیستم های اجتماعی را استمرار می بخشد و عناصر اجتماعی را در کنار یکدیگر منسجم می سازد، در حالی که بی عدالتی موجبات جدایی و اضمحلال آنها را فراهم می آورد. در سیستم عدالت گرا، مدیران دستگاههای دولتی موظفند با افراد سازمان به نحوی رفتار کنند که عزت و آبروی هیچ فردی خدشه دار نگردد، همواره نیک خواهانه و انسان دوستانه با آنها رفتار شود و عدالت و انصاف را در توزیع منابع و امکانات، رویه های سازمانی و اداری و مراودات خود، رعایت نمایند؛ ضمن اینکه از طرف دیگر تعهد سازمانی فراگردی است مستمر که با مشارکت افراد در تصمیمات سازمانی، توجه به افراد سازمان و موفقیت و رفاه آنان، سازمان متجلی می شود. این پژوهش درباره رابطه عدالت و تعهد سازمانی در شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران انجام شده است. دلالت عدالت بر تعهد سازمانی رابطه ای است که در رصد بقا و پایداری سازمان مدنظر قرار گرفته است. نتایج پژوهش بر این مهم دلالت داشته، رابطه عدالت و تعهد سازمانی را تأئید می نماید.


واژگان و مفاهیم کلیدی:

عدالت توزیعی ، عدالت رویه ای ، عدالت مراوده ای ، تعهد عاطفی ، تعهد تکلیفی ، تعهد مستمر .


مقدمه

حیات و تداوم هر سیستم و نهاد اجتماعی در گرو  وجود پیوندی مستحکم میان عناصر تشکیل دهنده آن است. این پیوند تحت تأثیر میزان رعایت عدالت در آن سیستم قرار دارد؛ ارزیابی پاسخ افراد درباره آنچه از کار در سازمان به دست می آورند، در مقابل آنچه به سازمان ارائه می دهند، موضوع بسیاری از  پژوهش های اجتماعی در زمینه عدالت بوده است(افجه، 1385: 322). دو تن از محققان، عدالت سازمانی را ادراک افراد از منصفانه  یا غیر منصفانه بودن رفتار سازمان با آنها می دانند (
Folger & Cropanzano, 1998). ادراک برخورد غیر منصفانه سازمان توسط افراد باعث کاهش روحیه، جابجایی و ترک شغل و حتی در مواردی تقابل و رودرروئی با سازمان می گردد (Kohlmeyer &Parker, (2005: 357. ادراک کارکنان از برخوردهای منصفانه در کار به شناسائی سه جزء متفاوت از عدالت در سازمان یعنی عدالت توزیعی، عدالت رویه ای و عدالت مراوده ای منجر گردیده است (20:Cropanzano, 2001).

مفهوم تعهد سازمانی، که اخیرا بیشتر مورد توجه قرار گرفته است (مقیمی، 1385: 392)، بر نگرشی مثبت دلالت دارد که از احساس وفا داری کارکنان به سازمان حاصل می شود و با مشارکت افراد در تصمیمات سازمانی، توجه به افراد سازمان و موفقیت و رفاه آنان تجلی می یابد.

با  توجه به اهمیت و نقش عدالت سازمانی در تشریح نگرشها و رفتارهای کارکنان، در این پژوهش به بررسی رابطه آن با تعهد سازمانی کارکنان پرداخته می شود و بررسی می گردد که بین عدالت  و تعهد سازمانی چه نوع رابطه ای وجود دارد. سپس به بررسی رابطه هر کدام از مؤلفه های عدالت سازمانی یعنی عدالت رویه ای،  توزیعی و مراوده ای بر ابعاد متفاوت تعهد سازمانی یعنی تعهد تکلیفی، عاطفی و مراوده ای پرداخته می شود.


بیان مسأله

در تحقیقات علوم انسانی، عدالت سازه ای تلقی می شود که در فضای روابط اجتماعی ایجاد می گردد. در یک رویکرد در صورتی یک عمل عادلانه به حساب می آید که بیشتر افراد آنرا عادلانه ادراک نمایند. مطالعه درباره عدالت سازمانی در سی سال اخیر رشد قابل ملاحظه ای داشته است و مجموعه ای از تحقیقات آزمایشگاهی و میدانی را در بر می گیرد. جالب آنکه موضوع عدالت سازمانی، یکی از پر ارجاع ترین موضوعات مطالعه سازمانی، در دهه های اخیر بوده است.

گرین برگ  معتقد است که ادراک عدالت سازمانی، برای اثربخشی عملکرد سازمانها و رضایت افراد در سازمان ضرورتی اساسی است و سازمان باید در  جهت تحقق این مهم، همه تلاش و کوشش خود را به کار گیرد (Greenberg, 1987: 14).

رعایت عدالت سازمانی توسط مدیران، موجب افزایش تعهد کارکنان به سازمان، ابداع و نوآوری و ماندگاری آنان در سازمان و در نهایت موجب موفقیت و پیروزی سازمان می شود و جامعه را از منفعت سازمان و تلاش کارکنان بهره مند می نماید.

بنابراین با توجه به نتایج تحقیقات صورت گرفته در زمینه تعهد سازمانی و عدالت سازمانی و تأثیر آن بر اثربخشی و بهره وری سازمان و احساس رضایت، تعلق، وابستگی و دلبستگی کارکنان به سازمان، در این پژوهش تلاش خواهد شد تا میزان رابطه مؤلفه های عدالت سازمانی بر مؤلفه های تعهد سازمانی بررسی گردد.

با توجه به اینکه مهمترین و ارزشمندترین سرمایه سازمان، سرمایه انسانی آن است و توجه به این سرمایه گرانبها بر روند شکست یا کامیابی سازمانها تأثیر دارد، تلاش برای توسعه تعهد در کارکنان، امر مهمی است که مدیران باید به آن توجه داشته باشند. افراد متعهدتر، به ارزشها و اهداف سازمان پایبندترند و فعالانه تر در سازمان نقش آفرینی خواهند کرد و کمتر به ترک سازمان و یافتن فرصتهای شغلی جدید اقدام می کنند ( Greenberg & Baron, 1989). پورتر  و همکارانش تعهد سازمانی را موجب پذیرش ارزشهای سازمان و تمایل افراد به درگیری در سازمان تعریف می کنند و آن را با معیارهای  انگیزه، تمایل به ادامه فعالیت و پذیرش ارزشهای سازمان اندازه گیری می کنند (Porter & Steers, 1984). راولز  عدالت  را مهمترین شاخص سلامتی مؤسسات اجتماعی می داند (راولز، 1971: 157).

گرینبرگ نیز بر آن است که تحقیقات مربوط به عدالت سازمانی، بسیاری از پیامدهای رفتاری سازمان را تبیین می کند ( Greenberg, 1987:9-22). بنابراین عادلانه بودن رفتار، گفتار و منش مدیران و شیوه های توزیع منابع و پاداشهای سازمان، در پایبندی و تعهد کارکنان به اهداف متعالی سازمان مؤثر خواهد بود. با این مقدمه مسأله پژوهش عبارت است از اینکه: چه رابطه ای میان ابعاد گوناگون عدالت سازمانی و حالات متفاوت تعهد سازمانی وجود دارد؟.


مروری بر ادبیات پژوهش

عدالت سازمانی - عدالت از زیباترین، مقدس ترین و عالی ترین واژه های مطرح شده  در قاموس تمدن بشری است که رعایت آن از دیدگاه هر انسان سلیم الفطره ای، از ضروری ترین امور به شمار می آید و معمولا هر انسانی، هر چند خود ستمکار باشد، بر ارزش رعایت عدالت صحه می گذارد ( دهقان، 1381: 86).

بر اساس فرهنگ دهخدا عدالت در لغت به معنی استقامت بوده، در شریعت عبارت است از استقامت بر طریق حق و با اجتناب از آنچه محظور(ممنوع) است در دین( رضاییان، 1384: 37). در فرهنگ آکسفورد، عدالت بر حفظ اصول قانونی، اجتماعی و اخلاقی، از طریق اعمال اقتدار یا قدرت دلالت دارد ( Taylor,2003: 3).

در مکتب تشیع، عدل یکی از اصول دین به شمار می آید و بر اساس احکام اسلام، امام و پیشوا، قاضی باید عادل باشد، شاهد محکمه و امام جمعه و جماعت، همگی  باید عادل باشند.

استاد مطهری، چهار معنی یا چهار کاربرد را برای کلمه عدل مدنظر قرار می دهد: 1)موزون بودن، 2)تساوی و نفی هر گونه تبعیض، 3) رعایت حقوق افراد و دادن حق به صاحب حق، 4) رعایت استحقاقها در افاضه وجود و رحمت به آنچه امکان وجود یا کمال وجود دارد (مطهری،1377: 949).

اهمیت رعایت عدالت در سازمان -  دو تن از محققان، عدالت سازمانی را ادراک افراد از منصفانه  یا غیر منصفانه بودن رفتار سازمان با آنها تعریف کرده  اند. ادراک برخورد غیر منصفانه سازمان توسط افراد، باعث کاهش روحیه، جابجایی و ترک شغل و حتی در مواردی تقابل و رودرروئی با سازمان می گردد Kohlmeyer &Parker, 2005: 357)).

مفهوم عدالت مبتنی بر مجموعه ای از اصول اخلاقی انتزاعی است که افراد به علت احترام به ارزشهای انسانی، نسبت به آنها حساس هستند (Maureen, 2002: 803-812 و پورعزت، 1387: 245- 239).

لیند و تایلر   در مطالعه اینکه چرا عدالت مهم است، دو مدل را شناسایی کردند: مدل منفعت شخصی و مدل ارزش گروهی. در مدل منفعت شخصی، اهمیت عدالت بر این مبنا توجیه می شود که، حداکثرسازی درآمد شخصی را امکان پذیر می سازد؛ یعنی افراد بدین دلیل برای رویه های منصفانه ارزش قائلند که معتقدند رویه های منصفانه نهایتا به نتایج مطلوب منجر می شوند.

در مدل ارزش گروهی عدالت مهم تلقی می شود، زیرا کارکنان با ادراک رفتار منصفانه سرپرستان با آنها، از شأن عضویت و هویت گروهی مطلع می شوند. فولگر(1998) رویکرد سومی را برای درک اهمیت عدالت معرفی می کند و آن را یک ویژگی اخلاقی می داند. عدالت سازمانی مجموعه ای از پیامدهای روانی و رفتاری را بدنبال دارد؛ زمانی که افراد احساس می کنند با آنها به طور غیر منصفانه رفتار شده، تعهد و عملکرد کاریشان کاهش می یابد و کمتر تمایل خواهند داشت که به همکارانشان کمک کنند .

ادراک بی عدالتی در سازمان ها موجب افزایش تناوب رفتارهای نامولد یا خود شکننده میان اعضای سازمان می شود و رفتارهایی چون ابراز خستگی، غیبت و افزایش مقاومت در برابر تغییر را افزایش می دهد (رضائیان، 1382: 123).

همچنین پیامدهایی چون تلافی کردن، انحراف و تندخویی و نظایر آن در پژوهشهای مرتبط با عدالت و بی عدالتی مدنظر قرار گرفته است. بایس و تریپ (1996)، کارشکنی را پاسخی منطقی در برابر بی عدالتی می دانند.

گرین برگ (2002) نیز معتقد است که دزدی در محیط کار، عکس العملی به بی عدالتی است. وی مطرح می کند که سعه صدر افراد و آموزش اصول اخلاقی به آنان این عکس العمل را تحت تأثیر قرار می دهد.

عدالت توزیعی - عدالت توزیعی بیانگر ادراک افراد از میزان رعایت عدالت در توزیع و تخصیص منابع و پاداشهاست. به بیان دیگر، حدی که افراد پاداش ها را با عملکرد مرتبط می دانند، دلالت دارد (رضائیان، 1384: 43).

لوندال (1967) عدالت توزیعی را از دیدگاه افرادی که عمل تخصیص را انجام می دهند مورد بحث قرار داده است. از این رو مدل قضاوت عادلانه لوندال، نگرش فعالانه تری را نسبت به تئوری برابری در نظر می گیرد. در بحث از عدالت توزیعی، اصل مبادله مدنظر قرار می گیرد. یعنی افراد به آنچه با خود به سازمان و جامعه آورده اند به منزله مبادله ای در قبال آنچه دریافت کرده اند، می نگرند (Lambert, 2003: 4). در حالی که بر اساس قضاوت عادلانه لوندال، قضاوتهای افراد در مورد انصاف، فقط بر مبنای قاعده عدالت و انصاف نیست، بلکه قاعده برابری و قاعده نیاز نیز نقش مهمی در این قضاوت ها ایفا می کند.

عدالت رویه ای عدالت رویه ای با ادراک افراد از عادلانه بودن رویه های جاری در تصمیم گیری برای جبران خدماتشان ( نه با توزیع واقعی درآمدها ) سر و کار دارد؛ مانند رویه های جاری در ارزیابی عملکرد افراد در سطوح متفاوت جامعه یا سازمان، نحوه برخورد با شکایتها و نزاعها، و نحوه توزیع درآمدها میان افراد ( Folger and Konovvsky, 1989: 32).

در بحث از عدالت رویه ای نیز مانند نظریه برابری، ادراکات انسانها نقش مهمی دارند و واکنش افراد جامعه نسبت به رویه ها به چگونگی ادراکشان از رویه ها، نه ماهیت واقعی آنها، بستگی دارد. زیرا از نظر روان شناختی، انسانها بر اساس واقعیات رفتار نمی کنند، بلکه بر اساس ادراک خود از واقعیت، واکنش نشان می دهند (رضائیان، 1384: 49).
به طور کلی دو چارچوب برای مطالعه عدالت رویه ای ارائه شده است: 1) مدل ابزاری (نفع خود) و 2) مدل رابطه ای (ارزش گروهی).

مدل ابزاری - بر اساس این مدل، افراد برای نتایج کوتاه مدت در فعالیتهای جمعی مشارکت نمی کنند، بلکه آنان در عملکرد خود به داد و ستدهای آتی نیز توجه دارند.

در واقع رویه تصمیم گیری از آن جهت اهمیت دارد که می تواند اطلاعات مربوط به منافع آتی افراد را آشکار سازد و آنها می توانند تخمین بزنند که فرصتهای آتی، برایشان نوید بخش خواهد بود یا نومید کننده.
افراد فراگردهای عادلانه را نسبت به فراگردهای ناعادلانه ترجیح می دهند؛ زیرا سرانجام، فراگردهای عادلانه به سود اقتصادی بیشتری منتج می شوند. بنابراین عدالت رویه ای در چشم اندازی روشن نسبت به آن دسته از نتایج اقتصادی که ممکن است از رویه ها حاصل شوند، ارزیابی می شود (
Cropanzano, Russel and Maureen, 2001).
مدل رابطه ای - بر اساس مدل رابطه ای، گروههای اجتماعی ابزار مفیدی برای کسب منافع اجتماعی و احساسی اند. برای مثال گروهها می توانند به افراد حس قدر و منزلت و قدرت بدهند؛ در نتیجه افراد انرژی زیادی صرف تلاش برای بهبود روابط اجتماعی خود با دیگران می کنند. مطابق مدل رابطه ای، رویه ها تا حدی که حاکی از احترام گروه (یا دست کم یکی از مسئولان آن) نسبت به افراد باشد، عادلانه ارزیابی می شوند.

مدل رابطه ای همچنین معین می کند که افراد رویه ها را نسبت به سه مشخصه زیر مورد ارزیابی قرار می دهند: 1) از تعصب به دور باشند (بی طرفی)، 2) حاکی از علاقه تصمیم گیرنده به علائق و منافع افراد باشند (خیرخواهی)، 3) برای افراد وجهه و اعتبار به ارمغان آورند (شناسایی اعتبار).

دانشمندان اغلب عدالت توزیعی را به مثابه واکنش افراد نسبت به تخصیصهای اقتصادی یا نسبتا اقتصادی و عدالت رویه ای را به مثابه واکنش افراد نسبت به تخصیص منافع اجتماعی و احساسی تعریف کرده اند. به عبارت دیگر عدالت توزیعی را، با تسامح، برابر با منافع اقتصادی و عدالت رویه ای را برابر با منافع اجتماعی و احساسی دانسته اند (Cropanzano, Russel and Maureen, 2001. )

عدالت مراوده ای - افراد عدالت را از برخوردی که در روابط متقابل شخصی با آنها می شود استنباط می کنند. این پدیده تحت عنوان عدالت مراوده ای، توسط دو پژوهشگر به نامهای بایاس و مواگ  در سال 1986مورد توجه قرار گرفت. بر این اساس افراد نسبت به کیفیت برخورد در روابط متقابل شخصی و همچنین جنبه های ساختاری فراگرد تصمیم گیری حساسند ( 77:Bobocel, 1997. )

عدالت مراوده ای، جنبه هایی از فراگرد ارتباطات از قبیل ادب، صداقت و احترام بین منبع و دریافت کننده را در بر می گیرد (Cohen & Spector, 2001: 281).

تعهد سازمانی- در دهه های گذشته مفهوم تعهد سازمانی جایگاه مهمی را در تحقیقات مربوط به رفتار سازمانی به خود اختصاص داده است. با وجود این، توافق، اجماع و اتفاق نظر درباره چگونگی تعریف تعهد و تعیین شاخصهای آن وجود ندارد. به علاوه استفاده از واژه های متعدد برای توصیف این پدیده واحد بر این آشفتگی می افزاید.
پورتر  (1974) و همکارانش تعهد سازمانی را بر حسب میزان شدت تعیین هویت یک فرد با سازمان خاص و میزان درگیری، مشارکت و همکاری او با سازمان مذکور تعریف نموده اند.


مدل سه بخشی تعهد سازمانی (مدل آلن و می یر)

این مدل که توسط می یر و آلن (1991) ارائه گردید، از تمایز بین تعهد نگرشی و رفتاری فراتر رفته و محققین مذکور استدلال کرده اند که تعهد به  مثابه یک حالت روانی، حداقل دارای سه جرء قابل تفکیک و مجزاست که به نوعی تمایل، نیاز و الزام به ادامه اشتغال در یک سازمان دلالت دارد. در واقع اکثر پژوهشها یی که درباره تعهد سازمانی صورت گرفته اند، معمولا به سه موضوع کلی پرداخته اند: وابستگی عاطفی به سازمان، هزینه های متصوره ناشی از ترک سازمان، و الزام و تکلیف به باقی ماندن در سازمان که به ترتیب بر تعهد عاطفی ،  تعهد مستمر  و تعهد هنجاری  دلالت دارند. نقطه مشترک هر سه دیدگاه مذکور این است که تعهد یک حالت روانی است که: الف) روابط کارمند را با سازمان مشخص نموده و ب) به طور ضمنی اشاراتی مبنی بر تداوم یا قطع عضویت فرد در سازمان دارد.
تعهد عاطفی، بیانگر پیوستگی عاطفی کارمند و تعیین هویت وی با ارزشها و اهداف سازمان و میزان درگیری وی با سازمان است. کارکنانی که تعهد عاطفی قوی دارند، عضویت خویش را در سازمان حفظ نموده و به فعالیت در سازمان ادامه می دهند، چرا که از صمیم قلب مایل به انجام چنین کاری هستند. تعهد مستمر، بر هزینه های ناشی از ترک سازمان تأثیر داشته، فرض بر این است که کارکنانی که ارتباط اولیه آنها با سازمان بر مبنای تعهد مستمر باشند، در سازمان باقی خواهند ماند؛ زیرا باقی ماندن در سازمان برای آنها یک ضرورت است و به آن نیاز دارند.
تعهد هنجاری یا تکلیفی، بر احساس دِین و الزام به ماندن در سازمان دلالت داشته، افرادی که این نوع تعهد در آنها وجود دارد، معتقدند که ادامه فعالیت در سازمان وظیفه آنهاست و دِینی است که بر گردن  دارند و احساس می کنند که باید در سازمان باقی بمانند.


روش شناسی پژوهش

اهداف پژوهش

هدف اصلی این پژوهش عبارت است از: بررسی و تحلیل رابطه بین عدالت سازمانی و تعهد سازمانی در شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران. برای دستیابی به هدف اصلی، تعدادی هدف فرعی نیز تدوین گردید که عبارتند از:

سنجش میزان رعایت عدالت سازمانی توسط مدیران سازمان؛

بررسی میزان عدالت ادراک شده توسط کارکنان؛

سنجش میزان تعهد سازمانی کارکنان.


مدل مفهومی پژوهش و فرضیه های پژوهشی

با توجه به مبانی نظری در مورد مفاهیم عدالت و تعهد سازمانی و ابعاد آنها، مدل مفهومی پژوهش تدوین گردید و بر مبنای آن فرضیات پژوهش ارائه شدند (شکل 4). در این راستا با توجه به تقسیم عدالت سازمانی به سه بعد عدالت توزیعی، عدالت رویه ای و عدالت مراوده ای، همچنین تفکیک تعهد سازمانی به سه رکن تعهد عاطفی، تعهد تکلیفی و تعهد مستمر، می توان فرضیه های پژوهشی را به شرح ذیل تدوین کرد:


فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی

بین عدالت سازمانی و تعهد سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.

 

فرضیه های فرعی

1. بین عدالت توزیعی و تعهد تکلیفی رابطه معناداری وجود دارد.

2. بین عدالت توزیعی و تعهد عاطفی رابطه معناداری وجود دارد.

3. بین عدالت توزیعی و تعهد مستمر رابطه معناداری وجود دارد.

4. بین عدالت رویه ای و تعهد تکلیفی رابطه معناداری وجود دارد.

5. بین عدالت رویه ای و تعهد عاطفی رابطه معناداری وجود دارد.

6. بین عدالت رویه ای و تعهد مستمر رابطه معناداری وجود دارد.

7. بین عدالت مراوده ای و تعهد تکلیفی رابطه معناداری وجود دارد.

8. بین عدالت مراوده ای و تعهد عاطفی رابطه معناداری وجود دارد.

9. بین عدالت مراوده ای و تعهد  مستمر رابطه معناداری وجود دارد.


روش تحقیق

پژوهش حاضر از نظرهدف کاربردی، از نظر روش گردآوری داده‌ها، توصیفی و از نظر نوع، تحلیل همبستگی دو متغیره است. پژوهش کاربردی است، زیرا نتایج آن برای گروههای متفاوت برنامه‌ریزان و مدیران قابل استفاده است و توصیفی است، چون بدون دستکاری متغیرها و مؤلفه‌های آنها انجام می پذیرد.

جهت جمع آوری اطلاعات مورد  نیاز، علاوه بر مطالعه کتابخانه ای، از روش میدانی نیز استفاده شد. در جریان مطالعه پیمایشی از پرسشنامه ای با 30 سؤال استفاده شد که 15 سؤال آن مربوط به عدالت سازمانی و 15 سؤال آن مربوط به تعهد سازمانی بود. در طراحی پرسشنامه تعهد سازمانی، از پرسشنامه استاندارد سه بعدی مدل آلن و می یر استفاده شده و پرسشنامه عدالت سازمانی با توجه به مبانی نظری و پژوهشهای قبلی صورت گرفته و ابعاد و مؤلفه های عدالت سازمانی، طراحی شد. از این رو برای تأیید اعتبار ظاهری پرسشنامه، از فن دلفی استفاده شد. پس از تدوین و طراحی پرسشنامه، بین خبرگان توزیع  و سپس اعتبار ظاهری آن مورد تأیید قرار گرفت.

برای سنجش پایایی  پرسشنامه ها از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد. این آزمون به بررسی و محاسبه هماهنگی درونی پرسشنامه طراحی شده می پردازد. در این پژوهش سه آلفای کرونباخ محاسبه گردید: ضریب های آلفای به دست آمده برای پرسشنامه های عدالت سازمانی، تعهد سازمانی و کل پرسشنامه به ترتیب 8399/0، 8233/0 و 9045/0 بودند از اعتبار بالای پرسشنامه حکایت داشتند.


قلمرو، جامعه و نمونه آماری

این پژوهش در فاصله زمانی اردیبهشت ماه 1386 لغایت تابستان 1387 انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه پژوهش حاضر، کارکنان شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران بود. این شرکت  پس از تغییرات در ساختار سازمانی شرکت ملی گاز ایران طبق مصوبه مجمع عمومی شرکت ملی گاز، در تاریخ 16 بهمن ماه 1384 از طریق ادغام شرکت مهندسی و ساختمان گاز و مدیریت مهندسی و اجرای طرح ها تشکیل گردید. فلسفه وجودی این سازمان، نظارت بر اجرای طرح های خطوط انتقال گاز در سطح ملی است. شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران از پنج مدیریت، پنج اداره، ده نفر مجری طرح خطوط انتقال گاز، سه نفر مشاور، پنج نفر عضو هیئت مدیره و دبیرخانه کمیسیون مناقصات تشکیل شده است. این شرکت 800 نفر نیروی انسانی دارد که 580 نفر رسمی، 10 نفر پیمانی و 210 نفر قراردادی هستند.
در این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد و متناسب با تعداد پرسنلی که در هر مدیریت و اداره مشغول بودند، به طور نسبی تعدادی انتخاب شدند.

اندازه نمونه برای آزمون ضریب همبستگی با اطمینان 95% و توان آزمون 80% از میان جامعه 800 نفری، از رابطه ذیل به دست آمده است.

این اطلاعات در جریان پیش مطالعه ای که صورت گرفت برای تعیین اندازه نمونه مناسب برای آزمون ضریب همبستگی با اطمینان 95% و توان آزمون 90%  به دست آمده اند.

بنابراین با توجه به رابطه فوق، اندازه مناسب برای نمونه برابر با 251 شد؛ از این رو تعداد 260 پرسشنامه توزیع گردید.


روش تجزیه و تحلیل داده ها

به منظور تجزیه و تحلیل و بررسی داده های گردآوری شده از روشهای متفاوتی استفاده شد. برای بررسی فرضیه اصلی و فرضیه های فرعی از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شد، سپس با استفاده از یافته های جانبی تحقیق، با استفاده از آزمون رتبه ای فریدمن، جهت رتبه بندی ابعاد تعهد و عدالت سازمانی استفاده شده است.


تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش

ابتدا سئوالات مربوط به هریک از مؤلفه ها از پرسشنامه استخراج شدند و از مجموع آن ها میانگین گرفته شد تا میزان توجه به مؤلفه های مدل پژوهش در جامعة مورد مطالعه، به دست آید. این سؤالات با استفاده از طیف 6 مقیاسی طراحی شدند. در این سؤالات از گزینه های کاملا مخالفم، مخالفم، تا حدودی مخالفم، تا حدودی موافقم، موافقم و کاملا موافقم استفاده شد و به ترتیب نمرات یک تا شش به آنها اختصاص یافت.


بحث و نتیجه گیری

احساس عدالت به مثابه نتیجه قضاوت افراد متعاقبا موجب می شود که در یک رفتار واکنشی، افراد رفتاری محبت  آمیز و تعهدآور از خود بروز دهند. واضح است که نتیجه چنین تعاملی، استواری هویت جمعی مجموعه مورد نظر خواهد بود و در رویکرد سیستمی به تعهد سازمانی (یعنی تعهد جزء نسبت به سیستم) تعبیر می شود. اگر انسان به عنوان یک عامل هوشمند جزئی از سیستم باشد، در صورت وجود عدالت در سیستم و در پی افزایش تعهد سیستمی اش، نسبت به سیستم و تلاش اجزای آن، رابطه ای مسالمت آمیز برقرار می کند (پورسعید، 1384).

با توجه به ابعاد مطرح شده در ادبیات موضوع، مشخص گردید که عدالت و تعهد سازمانی هر کدام لااقل در سه بعد قابل بررسی هستند. حاصل پژوهش آن بود که با توجه به ضریب همبستگی مثبت و معنادار، بین عدالت سازمانی و تعهد سازمانی رابطه وجود دارد. همچنین بین عدالت توزیعی و سه بعد تعهدسازمانی، عدالت مراوده ای و سه بعد تعهد سازمانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. ضمن اینکه یافته ها نشان می دهند که بین عدالت رویه ای و تعهد مستمر و تکلیفی نیز رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و فقط فرضیه فرعی پنجم مورد تأئید قرار نگرفت و بین عدالت رویه ای و تعهد عاطفی رابطه ای مشاهده نشد. همچنین یافته های جانبی پژوهش نشان می دهند که میزان رعایت عدالت توزیعی در سازمان از دو نوع دیگر عدالت بیشتر بوده، تعهد تکلیفی کارکنان نیز بیشتر از تعهد عاطفی و مستمر آنان است.
 بنابراین با توجه به نتیجه پژوهش و از آنجا که مهمترین و ارزشمندترین سرمایه سازمان، سرمایه انسانی آن است و هر چه به این سرمایه گرانبها بیشتر توجه شود، به همان اندازه بر اقبال موفقیت سازمان تأثیر دارد، ملاحظه می شود که تلاش مدیران در جهت برقراری عدالت سازمانی می تواند منجر به ایجاد تعهد در کارکنان گردد؛ از این رو توصیه می گردد که مدیران به این امر مهم توجه داشته باشند و در جهت تحقق عدالت از هیچ کوششی دریغ نکنند؛ زیرا افراد متعهد، به ارزشها و اهداف سازمان بیشتر پایبند بوده و فعالانه در سازمان نقش آفرینی خواهند کرد. قابل تأمل است که این پژوهش را می توان با در نظر گرفتن نمونه های متفاوت، و آسیب شناسی عدالت سازمانی از ابعاد گوناگون تکمیل نمود. بدین ترتیب که عوامل مؤثر بر کاهش رعایت عدالت بررسی گردد و حتی القدور برای توسعه عدالت و در نتیجه آن تعهد سازمانی تلاش شود.

 

منابع و مأخذ:

منابع فارسی:

1. آشوری، محمد (1383)، حقوق بشر و مفاهیم مساوات، عدالت و انصاف، فصلنامه مطالعات راهبردی.

2. اسماعیلی، کورش (1380)،تعهد سازمانی، مجله تدبیر، شماره112، ص 66.

3. باقری، فردین( 1385)، عدالت اجتماعی در گستره جهانی، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهی.

4. پورسعید، فرزاد(1384)، فراگیری و پایداری؛ اصول راهنمای تحقق عدالت اجتماعی در ایران 1404 هجری شمسی، فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره 32.

5. پورعزت، علی اصغر (1380)، مدیریت دولتی و عدالت اجتماعی، مجله دانش مدیریت، شماره 55.

6. پورعزت، علی اصغر (1382)، طراحی سیستم خط مشی گذاری دولتی برای تحقق عدالت اجتماعی بر مبنای مدل حکومت حق مدار علوی در نهج البلاغه، رساله دکتری مدیریت سیاستگذاری عمومی، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس.

7. پور عزت، علی اصغر (1382)، عدل موعود، آخرین سلسله چالشهای بشری در تصویرگری جامعه عدل، نشریه گل نرگس، صص 31-29.

8. دلاور، علی (1380) روش پژوهش در روانشناسی و علوم تربیتی، تهران، انتشارات نشر ویرایش.

9. دنهارت، رابرت بی (1382)، تئوریهای سازمانهای دولتی، ترجمه الوانی و دانایی فرد، تهران، صفار.

10. رضائیان، علی (1384)، انتظار عدالت و عدالت در سازمان، تهران، انتشارات سمت. 

11. ساروخانی باقر(1375) روش های پژوهش در علوم اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی، مطالعات فرهنگی.

12. ساروقی، احمد (1375)، تعهدسازمانی و رابطه آن با تمایل به ترک خدمت، فصلنامه مدیریت دولتی، شماره 35، ص 73-65.

13. سرمد، زهره و بازرگان، عباس و حجازی، الهه (1377)، روشهای پژوهش در علوم رفتاری، تهران، انتشارات آگاه.

14. سیار ، ابوالقاسم و حسن اسلامی، (1386)، رفتار شهروندی سازمانی، مجله تدبیر، شماره 187.

15. شفیعی فر، محمد (1383)، دموکراسی و عدالت اجتماعی با تاکید بر قانون اساسی جمهوری اساسی ایران، شماره 23.

16. فاتحی، محمد حسین، (1383)، مالیات و وظایف توزیعی دولت، مجله مجلس و پژوهش، شماره 45، ص 93

17. قاضی زاده، کاظم (1384)، بازخوانی مسئله عدالت اجتماعی، نشریه حمایت، 15 و16/8/84.

18. مرتضوی، شهناز (1372)، بهره وری نیروی انسانی بررسی رضایت شغلی، تعهدسازمانی و امنیت شغلی، فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره اول، دوره سوم.

19. مشبکی، اصغر و پورعزت، علی اصغر (1380)، نقش استعاره ها در فراگرد دانش افزایی درباره سازمان: مروری بر پیامدهای کارکردی و کژکردی استفاده از استعاره ها، سخن سمت 7، شماره اول، بهار، ص 64.

20. مطهری، مرتضی (1377)، مجموعه آثار، صدرا، قم.

21. مقیمی، سید محمد (1385), سازمان و مدیریت رویکردی پژوهشی، تهران، ترمه.

 

منابع لاتين:

1- Bies, Robert J., "Interactional Justice: The Sacred and  the Profance", in Jerald Greenberg and Russell Croponzano (Eds.), Advances in Organizational Justice, Stanford, California: Stanford Univershty Press, 2001...

2- Celep, C. (2002). "Antecedents of organizational commitment In eduacational  organizations". Trakya university Edirn, Turkey. Erdheim & Wang & Zicker, 2006, P.961 .

 

منبع : پايگاه دانش مديريت

 

  کلید هدایت               

تواضع

محجه البیضا - فیض کاشانی

پیامبر صلى اللّه علیه و اله با همه بلندى مقامش ، سخت متواضع بود، (558) ابن عامر گوید: پیامبر صلى اللّه علیه و اله را دیدم كه سوار بر ناقه بورى بود، نه آن را مى زد و نه هى مى كرد و نه زودباش مى گفت (و در این حال ) رمى جمره را انجام مى داد. (559) هرگاه بر الاغ سوار مى شد؛ زیراندازش پارچه اى بود، با این حال یك نفر را هم در ترك خود سوار مى كرد. (560) به عیادت بیماران مى رفت ، تشییع جنازه مى فرمود و دعوت بردگان را اجابت مى كرد. (561) كفش و جامه اش را وصله مى زد و در خانه با خانواده در كارهاى مورد نیازشان همكارى مى كرد. (562) اصحاب آن حضرت چون مى دانستند ناراحت مى شود براى او از جا بلند نمى شدند.(563)

وقتى كه از كنار كودكان عبور مى كرد به آنها سلام مى داد. (564) مردى را خدمت آن حضرت آوردند، وى از هیبت آن بزرگوار بر خود مى لرزید. فرمود: ((بر خود آسان بگیر، من پادشاهى نیستم ، بلكه پسر زنى از قریشم كه گوشت خشك مى خورد.))(565) میان اصحاب ، چنان آمیخته با آنان مى نشست كه گویى یكى از آنهاست . به طورى كه شخص ناشناسى كه مى آمد نمى دانست پیامبر صلى اللّه علیه و اله كدام فرد است تا این كه مى پرسید عاقبت اصحاب از آن حضرت خواستند به گونه اى بنشیند كه شخص غریب او را بشناسد. این بود كه آن حضرت سكویى از گل درست كردند تا روى آن بنشیند، (566) عایشه عرض كرد: غذا را در حالى كه تكیه داده اید میل كنید كه بر شما آسانتر است .

مى گوید: سر مباركش را پایین آورد به حدى كه نزدیك بود پیشانى اش به زمین بخورد، سپس فرمود: ((من غذا را چنان مى خورم كه بندگان مى خورند و چنان مى نشینم كه بندگان مى نشینند.))(567) روى سفره و در ظرف كوچك غذا نمى خورد تا از دنیا رفت .(568) و هیچ كس از اصحاب و دیگران او را صدا نمى زدند مگر آن كه مى فرمود: لبیك .(569) و چون با مردم مى نشست ، اگر آنها راجع به آخرت صحبت مى كردند با آنها همراهى مى كرد و اگر درباره خوردنى یا نوشیدنى گفتگو مى كردند، هم صحبت مى شد و اگر درباره دنیا سخن مى گفتند از باب مدارا و تواضع با آنها هم سخن مى شد. (570) گاهى در محضر آن حضرت شعر مى خواندند و چیزهایى از كارهاى جاهلیت را ذكر مى كردند و مى خندیدند و چون مى خندیدند، پیامبر صلى اللّه علیه و اله لبخند مى زد.(571) و غیر از كار حرام آنها را از چیزى جلوگیرى نمى كرد.

..........................................

558- این حدیث را ابوالحسن بن ضحاك ، در (( الشمائل )) از سخن ابوسعید خدرى ضمن حدیث طولانى در وصف پیامبر صلى اللّه علیه و اله نقل كرده در آن جا گوید: تواضع بدون ذلت داشت ، چنانكه در (( كنوزالحقایق )) مناوى آمده است .

559- این حدیث را ترمذى در سنن ، ج 4، ص 136 از قول قدامة بن عبداللّه و ابن ماجه به شماره 3035 و نسائى در ج 5، ص 270 نقل كرده اند.

560- این حدیث را بخارى در ج 7، ص 217 از حدیث اسامة بن زید نقل كرده است .

561- این حدیث را ترمذى در (( الشمائل )) ، ص 23 از حدیث انس بن مالك نقل كرده است .

562- این حدیث را احمد در مسند از حدیث عایشه نقل كرده و قبلا گذشت .

563- این حدیث را ترمذى در سنن ، ج 10، ص 212 باب مربوط به ناپسندى بلند شدن كسى براى كسى نقل كرده است .

564- این حدیث را بخارى ، در ج 8، ص 68 باب سلام دادن به كودكان از انس نقل كرده است .

565- این حدیث را حاكم در ج 2، ص 466 از قول جریر نقل كرده است و مى گوید: بنابر روش بخارى و مسلم این حدیث صحیح است و طبرانى در (( الاوسط )) - به طورى كه در (( مجمع الزوائد )) ، ج 9 ص 20 آمده است - این حدیث را نقل كرده است .

566- این حدیث را ابوداوود، در ج 2، ص 527 از حدیث ابوذر نقل كرده است .

567- این حدیث را ابوالشیخ از روایت عبداللّه بن عبیداللّه بن عمیر به نقل از عایشه نقل كرده است ؛ (( (المغنى ). ))

568- این حدیث را بخارى ، در ج 7، ص 91 از قول انس روایت كرده است .

569- این حدیث را - به طورى كه در (( مجمع الزوائد، )) ج 9، ص 20 آمده - ابویعلى (( در الكبیر )) نقل كرده است .

570- این حدیث را ترمذى در (( الشمائل )) از كلام زید بن ثابت نقل كرده است .

571- این حدیث را مسلم در ج 7، ص 78 و ترمذى در (( الشمائل )) ، ص 17 از قول جابر بن سمره - بدون جمله (( (( و لا یزجرهم الا عن حرام )) )) یعنى بجز از حرام منع نمى كرد - نقل كرده اند.

 

دانستنیها                          

داستان دو شهر - مقایسه توسعه یافتگی دو شهر در فاصله 36 سال

فرستنده : رضا مقدم

 

 

شهردار سئول؛  سال ۱۳۵۴: امیدوارم روزی سئول هم مانند تهران شهر پیشرفته ‌ای گردد!

 

پیش از انقلاب به دنبال مسافرت شهردار وقت تهران به سئول در سال ۱۳۵۴ درجهت همکاری بین دو کشور سنگ بنای دو خیابان بزرگ در پایتخت دو کشور گذاشته شد؛ خیابانی در تهران با نام سئول و خیابانی در سئول با نام تهران. در این قرار داد شهردار سئول آروز می کند این تفاهم باعث گردد تا سئول نیز به مانند تهران شهر پیشرفته ای گردد و این درست در زمانی بوده  که وضعیت اقتصادی مردم کره نابسامان بوده است. نکته جالب این که خیابان تهران تنها اسم خارجی در میان خیابان های سئول است. حال با گذشت 36 سال خیابان تهران مبدل به اصلی ترین، زیباترین و گرانقیمت ترین خیابان سئول شده است. دفاترصدها شرکت عظیم تجاری ـ صنعتی و دفاتر شرکت های بزرگ بین اللملی از قبیل یاهو و برج های بلند این خیابان که یک سرمایه گذاری بیش از ۱۰۰میلیارد دلاری را به خود جذب کرده است در این خیابان قرار دارد و این در حالی است که خیابان سئول در تهران تنها اتوبانی به خود دیده است. اینک این دو خیابان جلوه معنی داری به داستان توسعه یافتگی این دو شهر و کشور بخشیده است؛ معنایی که برای ما ایرانیان بسیار درد آور و تامل برانگیزاست؛ جالب آنکه رویای کره ای ها برای تبدیل به ایران توسعه یافته با گذشت سی و چند سال برعکس شده است و تبدیل به رویای ایرانیان برای رسیدن به کره شده است.

در یک مقایسه تطبیقی سرعت عمل و پیشرفت کره و ایران را در جهت توسعه یافتگی با مشاهده سرنوشت دو خیابان سئول در ایران و خیابان تهران در کره می توان به وضوح دید.

در ادامه عکس هایی از 2 خیابان سئول در تهران، و خیابان تهران در سئول را مشاهده می کنید.

 

 

عکس اول خیابان سئول در تهران و عکس های بعدی متعلق به خیابان تهران در سئول می باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مباحث فرهنگی            

سی و یکم شهریور، آغاز هفته دفاع مقدس گرامی باد

 

حدیث حماسه

 

اشاره

هشت سال دفاع مقدس، حدیث ماندگار پایداری، دلاوری و فداکاری ملتی است که در راه دفاع از مکتب، انقلاب و میهن اسلامی خویش، قله های بلند رشادت و شهادت را درنوردید و دشمن را در رسیدن به اهداف خود ناکام گذاشت. تحمیل جنگ هشت ساله به ایران، دومین موج اتحاد و حرکت مردمانی را در پی داشت که برای آزاد زیستن، بهای بسیار پرداخته بودند و در این عرصه، با ایمانشان چنان به مبارزات خود بعد معنوی بخشیدند که از دل مرارت های بی شمار جنگ، ارزش هایی چون شرافت، ایمان، عشق، شجاعت، تدبیر و ایثار تبلور یافت. مرزهای جنوب و غرب کشور هر چند تا دیرزمانی به قربان گاه پاک ترین فرزندان این دیار بدل گشت، ولی ایمان و قدرت روح والای آنان، این خاک را به مکانی مقدس تبدیل کرد که تا امروز سایه حضورشان در آن جا موج می زند و خاک، عطر خود را از وجود آنان وام دارد.

 

ویژگی های دفاع مقدس

جهاد در راه خدا

جهاد در مفهوم خاص خود به عنوان وظیفه و تکلیفی الهی، جایگاهی بلند در فقه اسلام دارد و سهمی قابل توجه از احکام را به خود اختصاص داده است. جهاد در اصطلاح به معنای به کار گرفتن نهایت تلاش و توان در مقابله با دشمن است. در قرآن کریم، جهاد در راه خدا از دیگر جنگ ها متمایز شده است. شالوده جنگ و جهاد در اسلام، در راه خدا بودن آن است. در راه خدا بودن جهاد بدین معناست که جنگ باید برای تحقق اهدافی به کار گرفته شود که خداوند متعالی معیّن فرموده است. همین حقیقت، رمز تقدس و ارزشمندی جهاد و دفاع در اسلام است. از این رو، مردم ایران اسلامی برای رضای حضرت حق، مانند سیلی به سوی جبهه های جنگ حق علیه یاطل سرازیر شدند و دشمن بعثی و حامیانش را سر جای خود نشاندند.

 

دفاعی بودن

هر شخص باید از جان و مال خویش و هر ملتی باید از سرزمین و استقلال خود پایداری کند و در صورت تجاوز دیگران، در برابر آنها به دفاع برخیزد. این دفاع، به معنای دفاع در برابر تجاوز نظامی دشمن است که برای دفع آن باید به هجوم نظامی دست زد. بی تردید، مقدس ترین جهاد، جهادی است که به عنوان دفاع از حقوق انسانی صورت گرفته باشد. در جنگ تحمیلی، رژیم بعث عراق، جنگی ناخواسته را به کشور ما تحمیل کرد و با نادیده گرفتن استقلال سرزمین ما به ایران اسلامی تجاوز کرد. از این رو، مردم غیرتمند ایران، در دفاعی مقدس، از حق خود که دفاع از استقلال سرزمین و هویت دینی ـ ملی خود بود، دفاع کردند.

 

معنویت جبهه های جنگ

از جلوه های معنویت در دفاع مقدس، حالت تضرع، استغاثه و راز و نیاز عارفانه رزمندگان اسلام بوده است. دفاع مقدس، فرصت نمایش خالصانه ترین و زیباترین مناجات ها و دعاها را پدید آورد. در کنار نماز و قرآن، دعا وسیله دیگری بود که یاد خدا را در دل رزمندگان زنده نگاه می داشت، به آنان قدرت روحی می بخشید و تحمل سختی های نبرد را برای آنان آسان تر می ساخت. رزمندگان اسلام با دعا، از یک سو روح خود را همواره شاداب و باطراوت نگاه می داشتند و از سوی دیگر، امداد و نصرت الهی را با خود همراه می ساختند. رزمندگان اسلام بر این باور بودند که گره های کور عملیات ها را می توان با دعای خالصانه و اشک چشم و ناله و تضرع به درگاه خداوند متعالی گشود و راه پیروزی را هموار ساخت.

 

استقامت رزمندگان و فرماندهان در نبرد

فرماندهان در سخنان خود درباره دفاع مقدس، به پایداری و مقاومت رزمندگان در عملیات های مختلف اشاره کردند و آن را از علت های پیروزی لشکر اسلام برشمرده اند. سردار شهید، مهدی زین الدین، درباره مقاومت و ایستادگی و تأثیر آن در پیروزی می گوید: تنها کسانی که در صحنه نبرد راست قامتانند که به خداوند اتکال نمایند و با توکل بر او پیش بتازند. نه در سختی ها و نه در پیروزی ها، در هیچ کجا از یاد او غافل نشوند و محکم و مقاوم چون کوه بایستند و دشمن را از پای درآورند و این صفت فقط مخصوص رزمندگان اسلام است. در هیچ کجای دنیا آن کسانی که اعتقاد به خداوند و اعتقاد به معاد روز قیامت ندارند، نمی توانند دارای چنین مقاومت و ایستادگی باشند. رمز پیروزی صحنه نبرد، مقاومت و ایستادگی است.

 

شجاعت فرماندهان

شجاعت فرماندهان، در دوران هشت سال دفاع مقدس، مثال زدنی بود. فرماندهان عالی رتبه، برخلاف عرف نظامیان دنیا، شجاعانه تا عمق مواضع دشمن نفوذ می کردند و برای حصول اطمینان بیشتر، خود نیز به شناسایی و ارزیابی دقیق تر نیرو و تجهیزات دشمن می پرداختند. یکی از رزمندگان، از شجاعت سردار شهید مهدی باکری در عملیات فتح المبین چنین سخن می گوید: شب عملیات، هفت ساعت راه باید می رفتیم تا به منطقه می رسیدیم و دشمن را غافل گیر می کردیم. حدود شش ساعت راه رفته بودیم که یک دفعه متوجه شدیم راه را گم کرده ایم. به شدت مضطرب شده بودیم. با چند نفر به جلو رفتیم تا راه را پیدا کنیم. من متوجه شدم یک نفر از جلو می آید. با خود گفتم حتما دشمن است. صدا کردم کیستی؟ گفت: من باکری هستم، فورا به عقب برگرد و نیروها را بیاور. شاید کسی باور نمی کرد او جلوتر از ما رفته، دشمن را دور زده و آمده بود ما را هم ببرد. بعد به ما گفت: نترسید، همه نیروهای دشمن خواب هستند.

 

بزرگواری و مروّت در حال قدرت

از نمونه های بزرگواری رزمندگان در دفاع مقدس، خودداری از بمباران و گلوله باران مناطق مسکونی عراق بود. خلبانان و نیروهای توپ خانه می توانستند مناطق مسکونی را به عنوان مقابله به مثل ناامن سازند و دشمن را با مشکلی جدی رو به رو کنند، ولی پای بندی آنان به ارزش های اخلاقی، سبب می شد در طول هشت سال دفاع مقدس هیچ گاه از این حربه استفاده نکنند. از نمونه های دیگر بزرگواری و رعایت حقوق انسانی در دفاع مقدس، برخورد انسانی مشفقانه و محبت آمیز رزمندگان با اسیران عراقی است. نیروهای عراقی که تشنه و گرسنه و گاه با تنی مجروح به اسارت در می آمدند، به دست رزمندگان اسلام تیمار می شدند و به آنها آب و غذا می دادند و زخم هاشان را مداوا می کردند.

 

برادری و هم دلی

برادری و هم دلی در دوران دفاع مقدس، نمودی خیره کننده یافت. رزمندگان اسلام به پیروی از قرآن کریم، در برابر دشمن، با صلابت و پایداری برخورد می کردند و با یکدیگر، در کمال صمیمیت، مهربانی و هم دلی می زیستند. برخورد فروتنانه و برادرانه فرماندهان با نیروهای تحت امر، عشق و محبت نیروها به فرماندهان و رفتار بی پیرایه و صادقانه رزمندگان با یکدیگر، جبهه های نبرد را به کانون بزرگ محبت، صفا و برادری تبدیل کرده بود که گرمی آن، روز به روز اعضای جدیدی را به خود جذب می کرد. آنان که برای نخستین بار ره سپار جبهه می شدند، برادری دینی حاکم در میان رزمندگان را چنان زیبا و دوست داشتنی می یافتند که تا مدت ها خانه و کاشانه و خانواده را از یاد می بردند. برادری، روح تعاون و همکاری را در رزمندگان می دمید و آنان را برای برداشتن باری از دوش دیگران و گام برداشتن به سوی پیروزی، به یاری هم سنگران و فرماندهان وامی داشت.

 

بی اعتنایی به دنیا

از ارزش هایی که رزمندگان اسلام در دفاع مقدس بدان متصف بودند، بی اعتنایی به دنیا و مظاهر فریبنده آن است. رزمندگان اسلام در دوران نوجوانی و جوانی و اوان ظهور خواسته های بی شمار مادی، به همه لذت های دل فریب دنیا پشت پا زدند و حضور در جبهه و دفاع از میهن و نظام اسلامی را برتر دیدند. بی گمان، بدون دل بریدن از دنیا و دل بستن به آخرت، رزمندگان هیچ گاه توفیق آفرینش حماسه های سترگ و ماندگار دفاع مقدس را نمی یافتند. حضرت امام رحمه الله که خود، اسوه کم نظیر بی اعتنایی به دنیا بود، ناچیز شمردن زندگی دنیا را برای رزمندگان اسلام پیروزی می دانست و آن را قدرتی معنوی بر می شمرد: برادران! شما در جبهه بر نفس خودتان غلبه کردید و زندگی را زندگی ابدی دانستید و این زندگی حیوانی طبیعی را ناچیز شمردید. شما الان پیروز هستید و ـ مادامی که این قدرت نفسانی در شماست، مادامی که چنین ایده الهی در شماست، پیروزید؛ چه شکست بخورید به حسب صورت و به حسب عوامل مادی، و چه پیشرفت بکنید.

 

شوق دفاع

از ارزش هایی که سهم زیادی در پیروزی های جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی داشت، اشتیاق زیاد رزمندگان اسلام به دفاع و حضور در صحنه های نبرد است. تأثیر حضور داوطلبانه نیروهای مردمی و بسیجیان و از سر شوق جنگیدنشان در کسب پیروزی های درخشان هشت سال دفاع مقدس، چندان آشکار است که هیچ گونه انکاری را برنمی تابد. افزون بر نیروهای مردمی که اشتیاقشان به دفاع مقدس، آنان را به جبهه های نبرد می کشاند، نیروهای مسلح اعم از سپاهی و ارتشی نیز با علاقه و عشق در عرصه دفاع مقدس حضور می یافتند. اینان هر چند از نظر شرعی و قانونی موظف بودند از انقلاب و میهن اسلامی در برابر تجاوز دشمن دفاع کنند، ولی این وظیفه را نه با اجبار و زور، بلکه با اختیار و میل باطنی انجام می دادند و گاه پس از پایان مأموریتشان، ماه ها در مناطق جنگی می ماندند.

 

شهادت طلبی

از عوامل پیروزی آفرین در صحنه نبرد، خطرها را به جان خریدن و به پیشواز مرگ سرخ رفتن است. ترس از مرگ و اشتیاق به زنده ماندن، با روح جنگ جویی و رزمندگی ناسازگار است و آنانی که در میدان دشوار نبرد دغدغه زنده ماندن و جان سالم به در بردن دارند، نمی توانند پیروزی بیافرینند. همواره رزمندگانی پیروزی را در آغوش کشیده اند که نه تنها از مرگ هراس نداشته، بلکه به استقبال آن رفته اند. یکی از ارزش هایی که رزمندگان اسلام با تکیه بر آن توانستند پیروزی های بزرگی را برای جبهه حق به ارمغان آورند، شهادت طلبی است. رزمندگان اسلام از آن جا که دفاع در برابر تهاجم بعثیان را مقدس می دانستند و کشته شدن در این راه را برای خود، مرگی سعادت آفرین و افتخارآمیز ارزیابی می کردند، نه تنها از دادن جان دریغ نمی ورزیدند که شیفته آن بودند. شهادت طلبی رزمندگان اسلام به عنوان عامل مؤثر معنوی، از امتیازهای جبهه حق در برابر جبهه باطل بود.

 

حدیث حماسه

 سوز عرفانی این نغمه، زسازی دگر است   نشود زمزمه خون شهیدان خاموش

 

در سال های حماسه و خون، بودند ققنوس های عاشقی که به آتش زدند و جانی دوباره یافتند.آنان، مسافران وادی عرفان بودند که پروانه وار گرد شمع ولایت سوختند و افتخار بوسه بر دستان خویش را از مقتدایشان داشتند. از آن جماعت روحانی، برگزیدگانی ماندند تا برای همه نسل های تمام عصرها، پرواز سینه سرخان مهاجر را روایت کنند. حکایت پرستوهای شکسته بالی که بهار را به دشت های شقایق دعوت کردند و یادگار مرغان مهاجر دریای نور، که سطر سطر حکایت عشق و مردانگی و ایثار و شجاعت را، در حدیث حماسه خلاصه کردند. یادشان گرامی و خاطره هاشان بر صحیفه روزگار ماندگار و جاودانه باد.

 

چهره های جنگ

با شعله ورشدن آتش جنگ عراق علیه ایران، حادثه ای دو چهره، یکی تاریک و نفرت انگیز و دیگری تابناک و افتخارآمیز، در تاریخ رقم خورد. در طرف تاریک این حادثه، تجاوز و ستم در زشت ترین شکل ترسیم شد و در چهره تابناک آن، دفاع و حماسه، در زیباترین صورت تجّلی یافت. در سمت و سوی تاریک، تجاوزگران، پست ترین خصلت ها و رفتارهای غیر انسانی را به نمایش گذاشتند و در سمت و سوی تابناک، مدافعان، والاترین خصلت ها و رفتارهای انسانی را نشان دادند. در این حادثه، تنها رویارویی مهاجمان و مدافعان نبود، بلکه ستم و حماسه، رفتارهای زشت و زیبا و ضد ارزش و ارزش ها نیز به مصاف یکدیگر شتافتند و هر یک، توان خود را به رخ دیگری کشیدند. سرانجام از این مصاف، حماسه، رفتارهای زیبا و ارزش ها، فاتح و سربلند بیرون آمد.

 

رمز پیروزی

از عوامل مهّم پیروزی بر دشمن، ارزش هایی بود که در حماسه دفاع مقّدس تبلور یافت و همه در فرهنگ ناب اسلامی و باورهای دینی رزمندگان اسلام ریشه داشت. آنان بر اساس آموزه های قرآنی، ارتباط خود را با خداوند متعال که همه امور در دست او و به خواست اوست، نزدیک و استوار کرده بودند. این ارتباط که با یاد خدا و نماز و انس با قرآن و دعا و راز و نیازهای شبانه در سنگرها و نیز اخلاص مندی و توکّل پدید می آمد، آرامش را بر گستره جانشان چیره، و از امداد و نصرت الاهی برخوردار می ساخت. همین ارتباط، سرانجام آنان را مشتاق دیدار دوست و نظاره کردن وجه اللّه می کرد؛ اشتیاقی که آغازش بی اعتنایی به دنیا و انجامش، شهامت و رشادت و حماسه و شهادت طلبی بود.

 

سند پر افتخار ایران

ملّت مسلمان و شریف ایران، جنگ های بسیاری را تجربه کرده و از سر گذرانده است. بیگانگان، بارها سرزمین ایران را عرصه تاخت و تاز قرار داده اند و فرزندان رشید ملت ایران نیز، همواره پرچم مقاومت را برافراشته، در برابر آنان سینه سپر کرده اند. گاه دشمن در تهاجمش توفیق یافته و گاه ناکام مانده است، امّا بی گمان با شکوه ترین حماسه دفاعی ملت مسلمان ایران، در دوران هشت سال درخشان و پرافتخار دفاع مقّدس رقم خورد. آن چه دفاع مقدس را در کارنامه دفاعی این ملت از حدود دویست سال پیش به این طرف، برجسته و بی مانند ساخته، ناکام ماندن دشمن در دستیابی به اهداف تجاوز، به ویژه جدا کردن بخشی از ایران و ضمیمه کردن آن به خاک خود است و این برای همیشه تاریخ، سندی پرافتخار برای ملت ایران به یادگار خواهد ماند.

 

دین محوری، راز پیروزی

دشمن زمانی تهاجم به این سامان را آغاز کرد که فقیهی عادل، رهبریِ ملت و فرماندهی کل نیروهای مسلّح ما را بر عهده داشت. حضرت امام خمینی رحمه الله با توکل به خداوند متعال و عزمی راسخ و قاطعیتی کم نظیر و نفوذ معنوی که در میان ملت و رزمندگان داشت، توانست توان روحی و معنوی رزمندگان صف شکن را برای مقابله همه جانبه با دشمن بسیج و سامان دهی کند. وحدت و حضور یک پارچه ملت، به ویژه عالمان دین و روحانیان، و نیز گستره مدافعان در شکل نیروهای بسیج که نقشی حیاتی و کارساز بر عهده داشتند، ویژگی ممتاز و بی سابقه دفاع مقدس ملت ایران است. تمسک فرماندهان و رزمندگان به فرهنگ ناب اسلامی، الهام گرفتن از باورهای ژرف دینی، اقتدا به سیره جهادی معصومان علیهم السلام به ویژه نهضت حرکت آفرین عاشورا، آراسته شدن به ارزش های پیروزی آفرین اسلام و امید داشتن به امدادهای غیبی، از شمار این ویژگی هاست.

 

وحدت، رمز پیروزی

یکی از زیباترین صفاتی که در عرصه دفاع مقدس تجلی یافت، وحدت و همدلی رزمندگان اسلام بود. دلیرمردان میدان نبرد، از قرآن کریم فراگرفته بودند که به یکدیگر محّبت و مهر ورزند. و برادری و همدلی پیشه کنند؛ که در این صورت، رابطه دو سویه فرماندهان و نیروها سامان می یافت و اثر شگرفش را در سخت ترین لحظه های نبرد نشان می داد. این محّبت و عشق ژرف، ایثار، فداکاری، گذشت و وحدت را به دنبال داشت؛ ایثاری که از اندک اندوخته مالی تا گوهر نفیس جان را شامل می شد. نیز از این کتاب آسمانی و رهنمودهای آن آموخته بودند که در برابر دشمنِ خوار و ذلیل و حقیر، استوار و سرفراز و با اراده باشند، تا عظمت اسلام و مسلمانان را به جهانیان نشان دهند.

 

هشت سال حماسه

عطر ایثار و فداکاری، دشت و کوه و سنگرها و میدان ها و خاکریزها را معطر ساخته و به جبهه هامان هوای ملکوتی و فضای بهشتی و عطرآگینی بخشیده بود. هشت سال صبوری، مقاومت، رشادت، شهامت، ایثار، فداکاری و اخلاص و ایمان، خاطرات شیرین حماسه دفاع مقدس بود که در تاریخ دنیا جاودانه شد. شیرمردان میدان نبرد، دلیرانه جنگیدند و حافظ خاک پاک میهن آزادمان و شرف و ناموس این سرزمین سبز بودند تا مبادا دستان ناپاک دشمنان، بار دیگر بر این خاک چیره شود و غیرتِ مردان مردِ ایرانی خدشه دار گردد. چه شجاعانه جنگیدند و چه جاودانه شهد شیرین شهادت نوشیدند. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو.

 

قصه جنگ

در سحرگاهان 31 شهریور ماه 1359، خواب شیرین کودکان این سرزمین، به کابوسی وحشتناک تبدیل شد. هجوم وحشیانه دیوسیرتانی که تاب تحمل آبادی و آزادی این آب و خاک را نداشتند و خام اندیشانه، فتح سه روزه تهران را در خواب می دیدند، ایران را صحنه رزمی ناجوانمردانه و نابرابر قرار داد و حماسه ها آفریده شد؛ زیرا یک طرف دشمن تجهیز شده، و طرف دیگر، مردمانی آزاده با دستانی خالی. این جنگ نابرابر و تحمیلی، هشت سال به طول انجامید و ایران به خود می بالد که در این سال ها، سرفرازی و افتخار را در برابر دید دنیا به نمایش گذاشت، به طوری که همگان از دوست و دشمن اقرار کردند که ایرانی آزاد و آزاده و سرفراز است و ایران اسلامی، آباد و آزاد خواهد ماند.

 

رهبری امام خمینی رحمه الله در دفاع مقدس

یکی از مهم ترین دلایل پیروزی انقلاب اسلامی در هشت سال جنگ تحمیلی، رهبری امام خمینی رحمه الله به شکل جامع و در همه امور بود. باید رمز شکوفایی باورها و ارزش های معنوی در ملت بزرگ ایران و تأثیر سترگ این باورها و ارزش ها در پیروزی های حماسه دفاع مقدّس را، در نفحات الاهی و سخنان دلنشین احیاگر فرهنگ اسلام ناب محمّدی صلی الله علیه و آله در عصر حاضر، حضرت امام خمینی رحمه الله جست و جو کرد. شخصیت معنوی و نافذ حضرت امام رحمه الله با داشتن ویژگی های اخلاقی برجسته ای که مجموع آن ها را به ندرت می توان در انسانی یافت، و نیز عشق و محبت وصف ناپذیر رزمندگان اسلام به ایشان که از باورهای ژرف آنان سرچشمه می گرفت، از امام، رهبری بی مانند ساخته بود که سیره عملی اش در دفاع مقدس تأثیری عمیق و انکارناپذیر بر جای نهاد.

 

ویژگی های رهبری امام خمینی رحمه الله در دفاع مقدس

از ویژگی های مهم حضرت امام خمینی رحمه الله که نقش به سزایی در پیروزی رزمندگان داشت، شجاعت ایشان بود. به تعبیر یکی از عالمان او ترس را ترساند که به دل های اولیای الاهی راه نیابد... او هرگز نترسید و نترساند. چنان که خودشان فرمودند: نترسید از این هیاهوها؛ هیاهویی است که می کنند که ما را با همان هیاهوها بترسانند. ویژگی دیگر امام، طمأنینه ایشان بود. این طمأنینه قلبی، تأثیر مهمی در تصمیم گیری های امام در طول آن سال ها داشت و عامل مؤثری برای استقامت رزمندگان در صحنه نبرد و تقویت روحیه آنان در مقابل هجوم دشمن بود. شهادت طلبی، تواضع و فروتنی، محبت و صمیمیت، قاطعیت، سازش ناپذیری، استقامت، دشمن شناسی، نیرنگ شناسی و الگوگیری از سیره معصومان علیهم السلام از بارزترین ویژگی های آن رهبر بی همتا و فرزانه به شمار می آمد.

 

رزمندگان بی همتا

و رزمندگان اسلام به ارزش های والای صفای باطن، صداقت و اخلاص آراسته بودند و می توان ادعا کرد که آنان به راستی مجاهدان فی سبیل اللّه بودند که برای حفظ کیان اسلام، عزّت و سربلندی مسلمانان و حراست از انقلاب و نظام اسلامی، مردانه می جنگیدند. از دیگر ویژگی های آنان، توکّل و اعتماد به خداوند متعال است که این هم ثمره باورهای ژرف دینی آنان بود. رزمندگان اسلام از یک سو فتح و پیروزی را تنها از خدا می دانستند و از سوی دیگر، به امداد و نصرت غیبی اعتقاد راسخ داشتند. از این رو، خود و سلاح و تجهیزات را تنها وسیله می دانستند و با اعتماد و توکّل به خداوند متعال، کارها را به او واگذار می کردند و چون وعده های الاهی تخلف ناپذیرند، خداوند متعال نیز این توکّل و اعتماد را بی پاسخ نمی گذاشت.

 

استقامت، مقدمه پیروزی

رزمندگان اسلام در حماسه دفاع مقدس، مقاومت و ایستادگیِ کم نظیری از خود نشان دادند. هر گاه تهاجم دشمن سنگین تر و گسترده تر می شد، صبر و استقامت رزمندگان نیز کارسازتر و ضروری تر می نمود. رزمندگان، هر گاه احساس می کردند گاهِ مقاومت و ایستادگی در مقابل دشمن است، دریغ نمی ورزیدند و همین استقامت آنان، دشمن را به شکست و عقب نشینی وامی داشت. سرما یا گرمای طاقت فرسا، تشنگی، گرسنگی و نبود ضروری ترین و ابتدایی ترین امکانات، آنان را از پای نمی انداخت و بلکه صبورتر و مقاوم تر می ساخت. درست مصداق همین آیه که: پس اگر از [میان[ شما یکصد تن شکیبا باشند، بر دویست تن پیروز گردند و... و خدا با شکیبایان است.

 

عزّت و کرامت رزمندگان

از ارزش های مهم اخلاقی و به تعبیر استاد شهید مطهری، مهد اخلاق اسلامی، عزت و کرامت نفس است. سّر این اهمیّت در این است که احساس عزّت، سربلندی، کرامت نفس و بزرگواری روح، آدمی را به فضیلت ها سوق می دهد و از پستی ها و رذالت ها برکنار می دارد. قرآن کریم، عزّت و سربلندی را، تنها از آنِ خداوند متعال، پیامبر اکرم و مؤمنان می داند. رزمندگان ما با اقتدا به سرور و سالار شهیدان و آزادگان، حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السلام و سایر پیشوایان معصوم و با رهنمودهای انسان ساز حضرت امام رحمه الله ، چه در میدان نبرد، چه در حمله ها و حتی در رفتار با اسیران، عزّت و کرامت نفس یک مسلمان را به دنیا نمایاندند. آنان نمونه درخشان عزّت و کرامت بسیجی، رزمنده و مسلمان بودند.

 

برادری و همدلی

رزمندگان، به پیروی از قرآن کریم که مؤمنان را برادر می خواند، در برابر دشمن، با صلابت و پایداری و شدّت برخورد کرده و با یکدیگر، در کمالِ صفا و صمیمیت، مهربانی و همدلی رفتار می کردند. برخورد متواضعانه و برادرانه فرماندهان با نیروهای خود، عشق و محبتِ فراوانی به وجود می آورد. رفتار صادقانه و همراه با مهر و محبت رزمندگان با یکدیگر، جبهه های جنگ را به کانونِ بزرگِ محبت و صفا و برادری تبدیل کرده بود که گرمی آن، روز به روز اعضای جدیدی را به خود جلب می کرد و سختی های سنگرها را به سایه مهر و محّبت و آسودگی بدل می ساخت. این برادری ـ که از زیباترین صحنه های جنگ و جبهه بود ـ روح تعاون و همکاری را در آنان می دمید و برای برداشتن باری از دوش جنگ و گامی به سوی پیروزی و یاری همسنگران و فرماندهان وامی داشت.

 

ایثار و فداکاری

دفاع مقدس، گستره ای را برای آفریدن عالی ترین صحنه های با شکوه از خود گذشتگی و ایثار فرا روی رزمندگان اسلام قرار داد. هر چند زندگی راحت را رها کردن و خود را در کانون خطرِ از دست دادن جان قرار دادن و سختی های دفاع را به جان خریدن، کافی است تا همه رزمندگان را ایثارگر و فداکار بنامیم، امّا برخی از این هم فراتر رفته، در خطرپذیری جلودار، در سختی ها و تنگناهای نبرد بر دیگران پیشتاز، و در محرومیت ها پیشگام بودند. به هنگام کاستی و کمبود امکانات، به راحتی از حق خود می گذشتند و امکانات خود را به دیگری می بخشیدند. در هنگام عملیات و مجروحیت ها، مجروحی خود را از رسیدگی و مداوا محروم می کرد تا به دیگری رسیدگی شود و چه بسیار دیده شد که مجروحی به شهادت رسید تا دیگری شهید نشود و نجات بیابد. آنان به راستی مردانِ مردِ میدان نبرد بودند.

 

میدان پرواز

بلند باد نام مردان دلاوری که در طول سال های حماسه و خون، بی هیچ توقع و منتّی، عاشقانه و عارفانه راهی میدان های نبرد شدند و مردانه ایستادند و دلیرانه مبارزه کردند و هم چون پرندگان سبکبال، بال گشودند و از بام سنگرها تا قصرهای بهشتی و رضوان الاهی سفر کردند. آنان که در هفته دفاع مقدّس یاد و نام و خاطره شان، هزاران درس زندگی و بندگی با خود به همراه دارد. یادشان همیشه سبز و ماندگار.

 

دفاع مقدس، صحنه هنرمندی ها

جنگ هم ویرانگر است و هم سازنده، و همین امر، عواطف گوناگون را درباره آن برمی انگیزد. در سال های پس از هشت سال حماسه دفاع مقدّس، بین جنگ و هنر و رزمنده و هنرمند، صفاتی مشترک پدیدار شد که رزمندگانِ هنرمند آفرید و هنرمندانِ رزمنده را به عرصه حفظ ارزش ها و آثار دفاع مقدّس مشتاق کرد. آنان که باید صحنه های نبرد را در عرصه های هنری خلق کنند و آثاری بیافرینند که ارزش های دفاع مقدّس را هر روز زنده تر و پویاتر و سازنده بسازد و از فراموشی برهاند. اینک ملّت هنرمند ایران، از میان سنگرها، جبهه ها و نخلستان های سوخته و خاکریزها، بناهای نو، زنده و جاودان می سازد تا دفاع مقدّس، با تمام جزئیاتش تا همیشه در تاریخ ایران و برای نسل های آینده ماندگار بماند.

 

نقش زنان در سال های حماسه

نقش زنان در سال های دفاع مقدس، ستودنی است؛ زنانی که در طول هشت سال حماسه دفاع مقّدس، هم چون مردان و دوش به دوش آنان، صحنه های عشق و دلدادگی آفریدند؛ شیر زنانی که در جبهه های جنگ و یا در هنگام هجوم دشمن به شهرها، قهرمانانه ایستادند و چون مردان جنگیدند و تن به ذلّت ندادند؛ مادرانی که در دامن خود رزمنده پرورش دادند و به میدان نبرد فرستادند؛ زنانی که در اوج اسارت، آزاده بودند و چون زینب کبری علیهاالسلام صبور و مقاوم دشمن را به زانو درآوردند؛ زنانی که در پشت جبهه ها هم چون خدیجه کبری علیها السلام برای حمایت و پشتیبانی مالی رزمندگان اسلام، با تمام مال و توان خود به میدان آمدند، و خلاصه آنان که همگام و همراه با مردان و فرزندان خود، با تمام توان، حتی پختن نان و دوختن لباس رزمنده ها و تهیه مواد غذایی، گرمی بخش خطوط مقدم جبهه بودند؛ سربازان گمنامی که در پرده گمنامی باقی ماندند.

 

مظلومیت در سال های حماسه

دفاع مقدس به جهانیان ثابت کرد که ملّت ایران، ملّتی مظلوم و ستمدیده و رنج کشیده است. تاریخْ کدام ملت را سراغ دارد که این گونه در مقابل امواج خصومت ها مظلوم مانده باشد و در عین مظلومیت، با کمال قدرت پایداری کند و خود را از معرکه مشکلات و سختی ها برهاند. ملّت ایران نه تجاوز کرد و نه در جواب تجاوز دشمن، حقوق ملّت عراق را پایمال نمود. ملّت ایران مظلومانه و با کم ترین تجهیزات دفاعی، از کیان و نظام اسلامی خود در مقابل تجاوز نابرابر دشمن دفاع کرد و هفته دفاع مقّدس، یادآور مظلومیت ها و معصومیت های ملّت ایران است.

 

امام خمینی رحمه الله و دفاع مقدس

اسلام، دین صلح و دوستی

در اندیشه اسلامی جنگ اصالت ندارد و دعوت به صلح و آرامش، هویت اصلی دین است. البته اگر کسی یا دولتی اقدام به تجاوز کند، وظیفه همه مسلمانان این است که برای دفع تجاوز قیام کنند. حضرت امام رحمه الله بر این اساس می فرماید: ما به طبع اسلام، با جنگ همیشه مخالفیم و میل داریم که بین همه کشورها آرامش و صلح باشد؛ لکن اگر جنگ را بر ما تحمیل کنند، تمام ملتمان جنگجو است.

 

ایران، سرزمین دلیران

در اندیشه دفاعی امام راحل رحمه الله اشغالِ حتی یک وجب از خاک میهن اسلامی، غیر قابل تحمّل است. از این رو، ایشان در بیان انتظارشان از نیروهای مسلح و مدافعان سلحشور فرمودند: امروز، روزی است که ملت ما باید دست در دست سپاه و ارتشِ نجیب و دلیر گذاشته و به دشمنان بفهمانند که بر فرض محال اگر وارد شهری شدند، تازه با مردمی سلحشور و جنگجو مواجه خواهند شد که وجب به وجب شهرشان دفاع می نمایند.

 

جنگ تمام نشده است...

ملتی که اهداف بلند و مقدس دارد، باید همواره آمادگی رزمی و دفاع نظامی را در برابر تهدید دشمنان داخلی و خارجی حفظ کند. امام خمینی رحمه الله در این باره می فرماید: من مجددا به همه ملت بزرگوار ایران و مسؤولین عرض می کنم، چه در جنگ و چه در صلح، بزرگ ترین ساده اندیشی این است که تصور کنیم جهان خواران، خصوصا آمریکا و شوروی، از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند. لحظه ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم.

 

آمادگی همیشگی

از مصادیق روشن رهنمودهای قرآن کریم، تقویت بنیه دفاعی کشور است و امام خمینی رحمه الله در لزوم توجه کامل به آن می فرمود: مطمئنا غفلت از تقویت بنیه دفاعی کشور، طمع تهاجم و تجاوز بیگانگان و نهایتا تحمیل جنگ ها و توطئه ها را به دنبال می آورد.

ایشان در جای دیگر فرمودند: من به عنوان فرمانده کل قوا، به مسؤولین و تصمیم گیرندگان نیز دستور می دهم که در هیچ شرایطی، از تقویت نیروهای مسلح و بالا بردن آموزش های عقیدتی ونظامی و توسعه تخصص های لازم و خصوصا حرکت به طرف خودکفایی نظامی غفلت نکنند و این کشور را برای دفاع از ارزش های اسلام ناب و محرومین و مستضعفین جهان، در آمادگی کامل نگه دارند و مبادا توجه به برنامه دیگر، موجب غفلت از این امر حیاتی گردد.

 

دفاع مقدس در سخنان مقام معظّم رهبری

وجوب دفاع

مقام معظم رهبری، درباره لزوم دفاع در برابر بیگانگان می فرماید: دفاعْ یک وظیفه عقلی، اسلامی و انسانی است و ما نباید از کیدِ دشمنان به کمین نشسته خود غفلت کنیم. ایشان هم چنین فرمودند: دفاع، جزئی از هویت یک ملّت زنده است. هر ملّتی که نتواند از خود دفاع کند، زنده نیست. هر ملّتی هم که به فکر دفاع از خود نباشد و خود را آماده نکند، در واقع زنده نیست.

 

لزوم آمادگی

ملّتی که بخواهد همیشه پیروز و سربلند زندگی کند، نباید از فریب دشمنان غافل باشد و باید همیشه خود را در بهترین وضعیت دفاعی و آمادگی کامل نگه دارد. مقام معظم رهبری در این باره می فرماید: پیروزی یک ملت، در سایه قدرت، توانایی لازم و مقاومت به دست می آید. آن ملتی در خور احترام است که نیروهای مسلح آن بتوانند به هنگام خطر، از تمامیت کشور و ملّت دفاع کند و بر همین اساس بود که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، پیروزی و افتخار را نصیب ملّت بزرگ خود کردند.

 

ما قدرتمند خواهیم ماند

مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای، در مورد لزوم هوشیاری مردم در برابر دشمنی های استکبار جهانی، و نیز قدرتمندی ایران انقلابی می فرماید: ما در این هشت سال، با مقاومت خودمان ثابت کردیم که ما می توانیم بمانیم و به رغم قدرت ها، خواهیم ماند و ماندیم. در آینده نیز شعار ما همین است. فراموش نکنید، ملت ایران فراموش نکند، دشمنی با جمهوری اسلامی تمام نشده است. تا وقتی اسلام هست و اسلام انقلابی هست و اسلام ضد استکبار هست، اسلام طرفدارِ استقلالِ ملت هاست،تا وقتی این چنین اسلامی که جاذبه دارد برای همه ملّت های مسلمان وجود دارد، ما دشمن در دنیا خواهیم داشت.... شعار ما بعد از این در مقابل تمام قدرت نمایی های استکباری این است که ما به رغم استکبار خواهیم ماند و روز به روز قوی تر و با ثبات تر خواهیم شد.

 

لاله های دشت مجنون

سجده گاه پاک دلداران چه شد؟ جبهه آن جولانگه یاران چه شد؟
کعبه مقصودِ هر دلداده بود جبهه منزلگاهِ هر آزاده بود
ساکنان کوچه های عشق و جنگ ای بسیجی های هم راز تفنگ
سینه های صافیِ بی رنگ کو؟ آن فضای پر غبار جنگ کو؟
سنگر و سجاده و شور نماز؟ هان چه شد شب های پر سوز و نیاز؟
آن توسل ها و آن شب ها کجاست؟ صوت قرآن، زیور لب ها کجاست
چهره های صادق و خندان چه شد؟ لحظه شاد حنابندان چه شد؟
عاشقان و پاکبازان خدا ناله های بی ریا در سجده ها
نغمه انّا الیهِ راجعون جمله می خواندید در دشت جنون
آیه های مِهر را معنا کند؟ کیست تا بر عاشقان در واکند؟

                                                                                                                       مجید یزدانی

یاد فصل شور

 

یاد رزم آوران نور به خیر یاد شب های عشق و شور به خیر
مثل مولایشان علی (ع) تنها مردهایی به وسعت دریا
چشم در چشم مست روح خدا مردهایی به رنگ عاشورا
مثل خورشید زندگی کردند غرق در نور بندگی کردند
ظلم در گور خویش پنهان شد عدل از نامشان نمایان شد
خیمه زد عشق در تَف صحرا شب فتح المبین و یا زهرا
پشت شب از سجود عشق خمید صبح پیروزی و امید دمید

                                                                                                                           (خلیل شمسی)

سی و يكم شهريور ماه، آغاز هفته دفاع مقدس بر تمامی سربازان دلير و فداكار كشور و غیور مردان ایران گرامی باد.

منبع : پایگاه حوزه

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

قوه تخیل و تصور شما چقدر است؟

 

 

اگر تا کنون قوه تخیل خود را آزما یش نکرده اید ویا اگر کرده اید وباز هم می خواهید این کار را انجام دهید پرسشنامه زیر را تکمیل کنید .این پرسشنامه براساس چندین آزمون درباره تصور تهیه شده است ؛که یکی از آنها آزمون دانشگاه یل است.

 

1- بد ون اینکه سرخ شوم می توانم دروغی مصلحت آمیز بگویم. 

الف: به ندرت

ب : گاهی اوقات

پ : اغلب

 

2- گاهی در سینما گریه میکنم

الف: به ندرت

ب : گاهی اوقات

پ : اغلب

 

3- می توانم در ابرها؛ کوه ها و کاغذهای دیواری طرح ها و نگاره هایی پیدا کنم.

الف: به ندرت

ب : گاهی اوقات

پ : اغلب

 

4- طرح های خوبی دارم که فکر میکنم بتوان از آنها فیلم تهیه کرد.

الف: به ندرت

ب : گاهی اوقات

پ : اغلب

 

5- وقتی داستانی را بازگو میکنم ؛ در آن تغییراتی میدهم که جالب تر به نظر برسد.

الف: به ندرت

ب : گاهی اوقات

پ : اغلب

 

6- می توانم موقعیت های زندگی را به طور زنده در ذهنم تصور کنم. مثلآ خودم را در جزیره ای متروک ببینم یا ببینم در قرعه کشی بلیت های بخت آزمایی برنده شده ام.

الف: به ندرت

ب : گاهی اوقات

ج : اغلب

 

7- وقتی کسی که معمولآ سر وقت میاید دیر میکند ؛ من نگران احتمال تصادف کردنش می شوم.

الف: به ندرت

ب : گاهی اوقات

پ : اغلب

 

8- از هنرهای انتزاعی لذت می برم.

الف: به ندرت

ب : گاهی اوقات

پ : اغلب

 

9- دوست دارم درباره ماوراء الطبیعه کتاب بخوانم یا فیلم ببینم.

الف: به ندرت

ب : گاهی اوقات

پ : اغلب

 

10- وقتی از خوابی که میبینم بیدار می شوم چند ثانیه ای طول میکشد تا خودم را در دنیای واقعی احساس کنم.

الف: به ندرت

ب : گاهی اوقات

پ : اغلب

 

 

 

محاسبه امتیازات:

 

جواب های الف: 1 امتیاز

جواب های ب : 2 امتیاز   

جواب های پ : 3 امتیاز

 

امتیاز 10-15 :

شما با توجه به واقعیت ها فکر میکنید.درحالی که غیر ممکن نیست که به موقعیت های تخیلی توجه داشته باشید؛بیشتر برخورد عملی ومنطقی با زندگی را می پسندید.اگر بتوانید قوه تصور و تخیل خود را تقویت کنید؛به نفع خود کار کرده اید.

 

امتیاز16-23 :

در زمینه تصور و تخیل در سطح متوسط هستید.تعادل میان عملی بودن و خلاقیت داشتن؛به شما امکان می دهد کهنقطه نظرهایتان را عینیت ببخشید و به خیالات و تصورات خود هم اعتبار بدهید.

 

امتیاز24-30 :

شما از قوه تخیل و تصور فراوان بهره دارید . این نیرویی قدرتمند در درون شماست؛اما مراقب باشید تبدیل به موجودی با باورهای غیر عملی نشوید.سعی کنید اگر لازم میدانید ذهن خلاق خود را تا حدودی مهار کنیدتا در کار تصمیم گیری به ملاحظه کاری بیشتر برسید. پزشکان به این نتیجه رسیده اند که اگر فردی بتواند صورت یک انسان را در این عکس در مدت ? ثانیه پیدا کند نیم کره سمت راست مغز او فعالتر از افراد معمولی است.اگر بین ?ثانیه تا ? دقیقه عکس صورت را پیدا کند نیمکره راست او به صورت عادی کار میکند و اگر بین ? تا ? دقیقه عکس را پیدا کرد نیمکره سمت راست مغزش به کندی کار میکند و احتیاج به مصرف پروتئین بیشتری دارد و اگر بعد از ? دقیقه هم عکس را پیدا نکرد باید این نوع تمرینات را تکرار کند تا نیمکره راست مغزش فعال شود!

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

فرهنگ واژگان نماز

 

بیست و هفتم شهریور،  روز شعر و ادب پارسی است. بی مناسبت ندیدیم مبحث این هفته بخش " عبادت و بندگی " مجله الکترونیکی کشکول مدیریت را به بررسی فرهنگ واژگان نماز در زبان پارسی اختصاص دهیم.

در زبان پارسی دوره‌ ساسانیان، نماز عبارت بود از تعظیم، نیایش، خدمت، و سر فرود آوردنی که فروتران نسبت به فرمانروایان، کدخدایان، و ایزدان انجام می‌دادند این واژه در متون دینی آن روزگار در ایران با تلفظ نماچ دیده می‌شود[1].

در برخی آثار ادبی پارسی بعد از اسلام هم نماز به همان معنای کهن آن که در دوره ساسانیان بود آمده است[2]. همچنین مطابق آنچه در کتاب مینوی خرد دیده می‌شود، نماز در برابر ایزدان در سه وعده سه‌پاس انجام می‌گرفت که عبارت بودند از بامداد، نیمروز، و غروب[3]. احتمالا واژه سپاس که امروز در زبان ما رایج است ریشه در همان مناسک سه ‌پاس داشته باشد. این‌هم که ما ایرانیان نمازهای پنج‌گانه را عملا در سه نوبت می‌خوانیم شاید بی‌ارتباط با این پس‌زمینه‌ها نباشد.

به‌ نظر می‌رسد که همین پس زمینه‌ی دینی- فرهنگی در باره نماز یکی از عواملی بوده تا تعریف صلاة ( salat ) هم تا حدودی با همان تعریف نماز یگانه گردد و به معنای تعظیم و سر فرود آوردن انسان در برابر خداوند باشد. ابن دگرگونی نه تنها برای ما پارسیان، بلکه برای همه ی مسلمانان اعم از عرب و ایرانی نیز اتفاق افتاده است.

در باره معنای پایه و ریشه‌ی اصلیِصلاة ( salat ) در کتب لغت قول واحدی وجود ندارد اما بیشترِ اهل لغت آن را از ریشه‌ صلو دانسته‌اند[4]، صلو را به معنای نرم شدن، انعطاف پذیر شدن و توجه کردن گفته‌اند. اگر صلاة را از ریشه ‍"صلٌ" در نظر بگیریم شاید معنای نزدیکتری با متن قرآن پیدا کند. صل یعنی صاف کردن و روشن کردن شراب، همچنین جدا کردن حبه از خاک به وسیله ریختن آب.

برای انجام صلاة ( salat ) در قرآن، از خواندن و قرائت کردن استفاده نشده است بلکه از اقامه‌ی آن، یعنی بر عهده‌گرفتن و برپای داشتن یاد شده است. یعنی نوعی مناسک است که انجام آن با اعمالی غیر زبانی هم همراه است. بنا براین صلاة صرفا خواندن و دعا کردن نیست و اگر در برخی لغتنامه‌ها صلاه را دعا و نیایش معنا کرده‌اند بیشتر منظورشان وجه گفتاری آن است که همراه و همزمان با اعمال غیر زبانی، حتی نیت و تمرکز ذهن هم می‌باشد.

همان گونه که اشاره شد، نماز(با معنای پارسی و در متون مربوط به دوره‌ی ساسانیان) کاری است که از سوی فروتران نسبت به فراتران انجام می‌گیرد. یعنی حرکتی نمادین برای اقرار به برتریِ کسی که از سوی نمازگزار مورد تعظیم قرار گرفته است و تا حدودی پذیرفتنِ سلطه‌ی قدرت برتر بر خویش. مفهوم اطاعتِ نماز گزار از قدرت برتر، نکته‌ای است که پس از این اقرار پدید می‌آید. بنا براین، در نماز رابطه‌ای شیب و از بالا به پایین میان معبود و عبادت کننده وجود دارد[5]. همچنین در این نوع رابطه قرار نیست که تغییری وجودی در نمازگزار پدید آید. به همین جهت در تعریف نماز(با همان رویکردِ رابطه‌ی شیب) این‌گونه نیست که مثلا خداوند هم متقابلا بر انسان نماز بگزارد اما در تعریف قرآن از صلاة خداوند و ملائک او هم نسبت به انسان(مؤمنین) صلاة می ‌گزارند:

او(خداوند) همان کسی است که صلاة می‌گزارد بر شما، و همچنین ملائکه او بر شما صلاة می‌گزارند تا بیرون آورد شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی...[6]

در آیه دیگری نیز می‌بینیم که خطاب به پیامبر آمده است:

از اموال آنان صدقه‌ای بگیر، تا به‌وسیله‌ آن پاکیزه‌شان سازی، و بر ایشان صلاة بگزار زیرا صلواتِ تو برای آنان آرامشی است. و خدا شنوای و دانا است[7]

از این آیات و دیگر آیات قرآن چنین استنباط می‌شود که صلاة در اصل، رابطه‌ای متقابل برای نزدیک تر شدنِ دو طرف به هم بوده است تا آن رابطه شیب و یکسویه‌ای را که در تعریف نماز آمده بود از میان بردارد. اما به‌نظر می‌رسد اگر بعد از ظهور اسلام، واژه صلاة در قرآن به همین صورت معنا می‌شد طبعا سازگاری چندانی با جامعه‌ی طبقاتی و به‌ویژه با سیاست عباسیان در تدبیر قدرتِ خلافت نداشت. شاید به همین جهت بوده است که بعدا برای معنای صلاة در قرآن، مراتب مشخص و طبقه‌بندی شده‌ای را تعریف کردند و گفتند که: صلاة از خداوند رحمت، از ملائکه طلب آمرزش، از مؤمنین دعا و نیایش و از پرندگان تسبیح می‌باشد[8] . ظاهرا این تعریف سبب شد صلاة تا حدود زیادی به همان معنا و صورتی در آید که قبلا برای برای نماز بیان شد.

نکته‌ دیگری که اشاره به‌آن ضروری می‌نماید اینکه، در قرآن توضیح مشخصی برای شکل ظاهری صلاة داده نشده است. شاید به‌این جهت که شکل ظاهریِ صلاة می‌تواند متناسب با زمان و مکان تغییر کند. همان‌گونه که در زمان ابراهیم، موسی، و عیسی مسیح ، صلاة ترتیب و آداب دیگری داشته و این گونه و با این ترتیب و آداب که امروز در اسلام دارد نبوده است ودر قرآن، همه‌ی رسولان را اهل اقامه‌ی صلاه می‌داند و ابراهیم را یکی از مهمترین رسولانی معرفی می‌کند که در اقامه‌ صلاة کوشیده است[9].

--------------------------------------------------------------------------------

[1] - رک: ارداویراف نامه صفحه 83

[2] - چو نزدیک رستم فراز آمدند----- به‌پیشش همه در نماز آمدند (فردوسی) کنیزان گلرخ فراز آمدند ------ همه پیش جم در نماز آمدند (اسدی)

[3] - کتاب مینوی خرد صفحه‌ی 70

[4] - المنجد، و همچنین قاموس قرآن از سید علی اکبر قریشی

[5] - به عنوان مثال در رابطه‌ی شیب، در همین جامعه‌ی خودمان، هنگام سخن گفتن یک افسر پلیس با یک راننده تاکسی می‌بینیم معمولا راننده در خطاب به افسر پلیس از لفظ شما استفاده می کند در حالی که افسر پلیس خطاب به راننده معمولا از لفظ تو استفاده می‌کند این نوع دیالوگ را می‌توانیم نشانه‌ای از رابطه‌ی شیب میان افسر پلیس و راننده تلقی کرد.

[6] - سوره‌ی احزاب آیه 43

[7] - (سوره نهم آیه 103)

[8] - نگاه کنید به لغت‌نامه‌ی دهخدا تحت واژه صلاه

[9] - سوره چهاردهم آیه 40

 

منبع : harimeyar.parsiblog.com

 

  لينک های هفته             

ویژه نامه هفته دفاع مقدس

 

ساجد - سایت جامع دفاع مقدس

 

ویژه نامه کتابخانه دیجیتالی دفاع مقدس

 

تقویم دفاع مقدس بر اساس تاریخ عملیات و رویداد ها

 

هواپیماهایی که اکنون در آسمان اروپا پرواز می کنند را بصورت زنده ببینید

 

Scholarly Journals Distributed via The World Wide Web

دسترسی به منابع و نشريات از طريق استفاده از كتابخانه های دانشگاه هاستون

 

بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی غذا و سلامت

 

 نشريه مديريت فناوری اطلاعات