ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و بیست و نه    

شنبه 16 مهر 1390 10 ذی القعده 1432 8 اکتبر 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره ” ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X “  نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

« براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد »

سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلاَ جُنَاْحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا 128 وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا 129 وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللّهُ كُلاًّ مِّن سَعَتِهِ وَكَانَ اللّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا 130 وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُواْ اللّهَ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا 131 وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً 132 إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللّهُ عَلَى ذَلِكَ قَدِيرًا 133 مَّن كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا بَصِيرًا 134
ترجمه فارسی مکارم

 

و اگر زنى، از طغيان و سركشى يا اعراض شوهرش، بيم داشته باشد، مانعى ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد، از پاره‏اى از حقوق خود، بخاطر صلح، صرف نظر نمايد) و صلح، بهتر است; اگر چه مردم (طبق غريزه حب ذات، در اين گونه موارد) بخل مى ‏ورزند و اگر نيكى كنيد و پرهيزگارى پيشه سازيد (و بخاطر صلح، گذشت نماييد)، خداوند به آنچه انجام مى‏ دهيد، آگاه است (و پاداش شايسته به شما خواهد داد) «128» شما هرگز نمى ‏توانيد (از نظر محبت قلبى) در ميان زنان، عدالت برقرار كنيد، هر چند كوشش نماييد! ولى تمايل خود را بكلى متوجه يك طرف نسازيد كه ديگرى را بصورت زنى كه شوهرش را از دست داده درآوريد! و اگر راه صلاح و پرهيزگارى پيش گيريد، خداوند آمرزنده و مهربان است «129» (اما) اگر (راهى براى اصلاح در ميان خود نيابند، و) از هم جدا شوند، خداوند هر كدام از آنها را با فضل و كرم خود، بى ‏نياز مى ‏كند; و خداوند، داراى فضل و كرم، و حكيم است «130» آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آن خداست و ما به كسانى كه پيش از شما، كتاب آسمانى به آنها داده شده بود، سفارش كرديم، (همچنين) به شما (نيز) سفارش مى ‏كنيم كه از (نافرمانى) خدا بپرهيزيد! و اگر كافر شويد، (به خدا زيانى نمى ‏رسد; زيرا) براى خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، و خداوند، بى‏ نياز و ستوده است «131» براى خداست آنچه در آسمانها و زمين است; و كافى است كه خدا، حافظ و نگاهبان آنها باشد «132» اى مردم! اگر او بخواهد، شما را از ميان مى‏ برد و افراد ديگرى را (به جاى شما) مى آورد، و خداوند، بر اين كار تواناست «133» كسانى كه پاداش دنيوى بخواهند، (و در قيد نتايج معنوى و اخروى نباشند، در اشتباهند; زيرا) پاداش دنيا و آخرت نزد خداست; و خداوند، شنوا و بيناست «134» 

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: « قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت راهگشا

ابوالفضل نصیری

از مهمترین دلایل پیشرفت مدیریت در برخی کشورهای دنیا توجه و تعمق در مسائل منابع انسانی مثل فرهنگ، دین، موضوعات اجتماعی و اقتصادی نیروی کار است، تا با رفع مشکلات و دغدغه های فکری اهداف مدیریتی به نحو احسن در حوزه مدیریتی خرد و کلان عملیاتی شود.

هرگاه نقطه مقابل این دیدگاه در کشورمان مدنظر قرار گرفته با آسیب های جدی مواجه شده ایم، لیکن منابع انسانی اصلی همچون آموزه های اسلامی و بهره مند شدن از قرآن مجید و نهج البلاغه و یا نمونه های بومی توجه شده؛ موفقیت، نوآوری، شکوفائی و ابتکار را به همراه داشته است از همین روی در هر مدلی که فقط به تقلید از مدیریت غرب و شرق بسنده شده موفقیت مقطعی و ناقص بوده است. مع الوصف ذکر سه نکته مدیریتی ساده ولی مهم با استمداد از منابع اسلامی در سیستم مدیریتی کشور راهگشا خواهد بود:

 

● توجه به مهارت و علاقه شخصی

در آیأ ۵۵ سورأ مبارکهٔ یوسف (علیه السلام) علیرغم تعیین مسئولیت توسط عزیز مصر، حضرت یوسف (علیه السلام) با توجه به علم، خصوصیات و علاقأ خود پست خزانه داری را پیشنهاد کرد و مورد موافقت قرار گرفت، این الگو می تواند در بسیاری از مراکز، ادارات و سازمانها به عنوان مدل مورد استفاده قرار بگیرد.

کشف علاقه ذاتی و توانایی های اشخاص کاری پیچیده و سخت نیست و با آزمودن های اولیه و نظرخواهی علمی و عملی از کارکنان قابل بروز و ظهور است و از طرفی توجه به آن موجب می شود کارهای محوله به افراد به نحو شایسته صورت گرفته و از طرف دیگر علاقه و نشاط کاری افزایش یابد.

در همین زمینه حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) که خود نمونه أعلی مدیریت و سیاست ناب اسلامی و انسانی اند در نهج البلاغه - حکمت ۳۹۱- می فرمایند: «دل ها را روی آوردن و پشت کردنی است، پس دل ها را آنگاه به کار وادارید که خواهشی دارند و روی آوردنی، زیرا اگر دل را به اجبار به کاری واداری کور می گردد.»

به عبارت دیگر اشاره به این بیت شعر خالی از لطف نیست که:

هر کسی را بهر کاری ساختند

حب آن را در دلش انداختند

تنها نباید تحصیلات، روابط شخصی و رشته استخدامی کارمند تعیین کننده پست و مسئولیتها باشد بلکه با اعمال مدیریت و رصد کردن عملکردها و نظرخواهی حقیقی از کارکنان می توان از اهرم جا به جایی و انتقال و تعیین مسئولیت متناسب با علاقه استفاده کرد.

همچنان که در تاریخ می خوانیم زمانیکه ناصرالدین شاه به حکومت ایران رسید روزی از امیرکبیرپرسید الآن ایران به چه چیزی نیاز دارد و امیرکبیر پاسخ داده بود به وزارت من.

 

● تعریف دقیق وظایف:

یک مدیر کارآمد قبل از تقسیم وظایف دائمی می بایست شناخت اجمالی و کافی از فعالیت های تحت نظر مدیریت خود داشته باشد و پس از بررسی تخصص و توانائی های کارکنان کلیه مسئولیت ها را در حوزه مورد نظر تعریف کرده و بصورت عادلانه و عاقلانه تقسیم کند. سپس طی یک حکم داخلی و مکتوب خواسته های مدیریتی خود را بصورت واضح و تهی از ابهام از کارمند بخواهد و طی یک مذاکره با کارکنان هرگونه شبهه و شائبه را از ذهن آنها بزداید.

چنانچه امام علی(علیه السلام) در نامه ۳۵ نهج البلاغه می فرمایند: «در کار وضع کارکنان دولت دقت و مطالعه کن، با آزمایش و براساس صلاحیت کارمند انتخاب کن، نه براساس دوستی و ترجیح بی جهت».

در بسیاری از ادارات ما چند شغله بودن و پرکاری برخی افراد یا بالعکس کم کاری و حضور ضعیف بعضی کارکنان در فعالیت ها معضلات روزافزونی را ایجاد کرده است و این مشکل مدیریتی نشان دهنده، توزیع ناعادلانه و غیرصحیح مسئولیت هاست.

 

● ارتباط، توأم با نظارت مستمر

پس از توزیع صحیح مسئولیتها و توجیه افراد توسط مدیریت، مدیر با تعیین زمان مشخص (مثلا ماهی یکبار) برای هر مسئولیت پیشرفت یا عدم انجام فعالیت ها را تعقیب نماید و این اجازه را به کارمندان بدهد تا ضمن تشریح عملکرد به بررسی و طرح مشکلات و موانع موجود بپردازند و عوامل بهبود عملکرد و طرح های ابتکاری جهت پیشبرد بهینه کارها را به مدیر گزارش کند و متفقا به راه کارهای مناسب دست یابند.

علاوه بر این هر مدیر مدبری می بایست در طول زمان های مشخص بصورت محسوس و غیرمحسوس از پشت میز خود خارج شده و از محیط و فضای کاری زیرمجموعه خود بازدید کند و بعضا در پشت میز کارکنان خود با انجام کار ایشان خود را دقیقا در محیط کاری کارمندان و اربابین رجوع حس کند.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در همین ارتباط به مدیران توصیه می کند:

«مبادا مدت طولانی از مردم فاصله بگیری، زیرا دوری جستن حکام از مردم خود نوعی تنگنا و باعث بی اطلاعی از حقایق است و باعث ناآگاهی مردم از واقعیت جریان کارها می شود و این حالت عدم آگاهی موجب تبیین حق و باطل و درشت و کوچک جلوه یافتن امور بزرگ و بزرگ جلوه گر شدن مطالب ناچیز و کوچک می شود»

خلاصه آن که اگر مدیر فقط پشت میز خود تکیه دهد و برخی افراد خاص و بصورت کاتالیزه و سلیقه ای گزارش کارها را به او ارائه دهند موجبات قضاوت های نادرست فراهم شده، و حقوق مردم و کارکنان پایمال می شود و به فرموده حضرت علی(علیه السلام): «مردم همانگونه که تو ناظر حکام قبل از خودت بودی بر کار تو نظارت دارند و همانند خودت درباره کارهای تو قضاوت می کنند. سند صلاح و خلوص حکام صالح همان چیزی است که خداوند به عنوان قضاوت بر زبان مردم صالح جاری می کند».

روزنامه کیهان

 

  جمله مديريتی              

امان از حرف مردم!

 

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :

اگر بسیار كار كند، می‌ گویند احمق است!

اگر كم كار كند، می ‌گویند تنبل است!

اگر بخشش كند، می ‌گویند افراط می ‌كند!

اگر جمعگرا باشد، می ‌گویند بخیل است!

اگر ساكت و خاموش باشد می‌ گویند لال است!

اگر زبان‌آوری كند، می ‌گویند ورّاج و پرگوست!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می ‌گویند ریاكاراست!

و اگر نكند می گویند كافراست و بی ‌دین!

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد

و جز ازخداوند نباید ازكسی ترسید.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید؛

مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.

« شیخ بهایی »

 

  حدیث مديريتی             

رضایت از روزی

امام رضا علیه السلام فرمودند:

مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
هر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى خواهد بود.

(بحـارالانـوار،ج 78،ص 357)

 

  طنز مديريتی              

مدیریت اسب مرده

 

 

یک ضرب المثل بومیان سرخپوست داکوتای آمریکا می گوید : وقتی فهمیدی اسبت مرده است ، بهترین تدبیر ، پیاده شدن از آن است.

ولی در روزگار کنونی بعضی از مدیران خط مشی های دیگری در پیش می گیرند :

1- شلاق محکم تری می خرند.

2- اسب سوار را عوض می کنند.

3- می گویند : ما همیشه همین طور سوار این اسب می شدیم.

4- هیئت بررسی اسب مرده تشکیل می دهند.

5- سری به پایگاه های دیگر می زنند تا ببینند آنان چگونه سوار اسب مرده می شوند.

6- برای سوار شدن بر اسب مرده سطح استانداردها را بالاتر می برند.

7- یک جلسة آموزشی برای افزایش مهارت های سوارکاری با اسب مرده برگزار می کنند.

8- اقدام به مقایسه و بررسی وضعیت اسب های مرده در عصر حاضر می کنند.

9- شرایط را تغییر می دهند تا بتوانند اعلام کنند که « این اسب نمرده است.»

10- برای سواری گرفتن از اسب مرده با بخش خصوصی قرارداد می بندند.

11- به منظور افزایش سرعت ، چند اسب مردة دیگر به آن می بندند.

12- اعلام می کنند که « هیچ اسبی آنقدر مرده نیست که نتوان شلاقش زد.»

13- برای افزایش فعالیت اسب ، بودجة فوق العاده تصویب می کنند.

14- بررسی می کنندکه آیا بخش خصوصی می تواند بند13را ارزانتر انجام دهد یا نه.

15- دستگاه یا محصولی خریداری می کند که اسب مرده را وادار به سریع تر دویدن کند.

16- بیانیه ای با مضمون « مرگ اسب بهتر ، سریع تر ، ارزان تر » صادر می کنند.

17- شورای کیفیت برای یافتن موارد استفادة اسب مرده تشکیل می دهند.

18- شرح وظایف اسب را مورد تجدید نظر قرار می دهند.

19- اسب مرده را با ارتقا ، به سمت سرپرستی و نظارت منصوب می کند.

 

 منبع : www.workjokes.com

  

  حکايت مديريتی            

مورچه و سلیمان نبی

 

روزی حضرت سلیمان (ع) در کنار دریا نشسته بود،نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود. مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد. ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود. آن مورچه از دهان او بیرون آمد، ولی دانه  گندم را همراه خود نداشت. سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید. مورچه گفت :” ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند، خداوند آن را در آنجا آفرید؛ او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم. خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد. این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شوم، او در میان آب شنا کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج می شوم. سلیمان به مورچه گفت : وقتی که دانه گندم را برای آن کرم می بری آیا سخنی از او شنیده ای ؟ مورچه گفت آری او می گوید : 

"ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگانت فراموش نکن"

 

  تکنیک های موفقیت         

چطور رهبری نترس باشیم

  

رهبر بودن یعنی باید شجاع و نترس باشید که البته گفتن آن بسیار راحت ‌تر از عمل کردن آن است. از این گذشته، همه ترس‌های مخصوص خودشان را دارند و رهبران هم از این قائده مستثنی نیستند. اما با وجود این ترس‌ها، راه‌هایی هم برای غلبه بر آنها و تبدیل شدن به یک رهبر نترس وجود دارد.

 

اولین کاری که می ‌توانید انجام دهید این است که ترس‌هایتان را بشناسید. بد نیست که ترس‌هایتان را جایی یادداشت کنید و در ثبت آنها یا خودتان صادق باشید. این ترس‌ها می‌تواند ترس‌های مربوط به زندگی خصوصیتان اگر جلویتان را برای اینکه یک رهبر موثر باشید می‌گیرد، هم باشد.

 

خلاص شدن از شر ترس‌ها

وقتی ترس‌هایتان را شناختید، راهتان را برای از بین بردن آنها شروع کرده‌اید. دلیل آن این است که اولین قدم همیشه کنار آمدن با پذیرش مشکل است. اگر ترس‌هایتان را انکار می‌کنید، هیچ راهی برای اینکه یک رهبر نترس باشید پیش رویتان نیست. برای صادق بودن در این مورد باید تواضع داشته باشید و خلاص شدن از دست آنها، در مرحله دوم کار است.

 

حالا، برای اینکه روی این ترس کار کنید باید نقشه‌ای بچینید که اینقدر شجاع شوید که بر آنها غلبه کنید. در این نقطه از خودتان سوال کنید که چطور باید بعنوان یک رهبر این ترس‌ها را از زندگیتان بیرون کنید و اینکار را با آگاه شدن از نمونه‌ اتفاقاتی که این ترس‌ها بر شما، احساسات و قضاوتتان بعنوان یک رهبر غلبه کرده‌اند می‌توانید انجام دهید.

 

هربار که می‌بینید که تحت‌تاثیر ضربه‌ای که یکی از ترس‌هایتان به شما وارد آورده عمل می‌کنید، سعی کنید با یکی از راه‌حل‌های ممکنی که در برنامه و نقشه‌تان لیست کرده‌اید بر آن غلبه کنید. اگر دیدید نمی‌توانید همان لحظه بر ترستان غلبه کنید، با خودتان صبور باشید. یادتان باشد که این چیزها زمان می‌برد و خیلی زود متوجه می‌شوید که خیلی از ترس‌هایتان را می‌توانید ساده‌تر از بقیه از بین ببرید. درنتیجه، گاهی اوقات به یک آزمون و خطا تبدیل می‌شود و پشتکار و استقامت رویکردی خوب برای یادگرفتن نحوه برخورد با ترس‌هاست.

 

به خودتان پاداش دهید

با برخورد با ترس‌ها، خود را صاحب قدرت و خرد می‌کنید. اما خیلی مهم است که پیروزی خود بر ترس‌هایتان را هم تشخیص دهید. برای اینکه در این زمینه پشتکار پیدا کنید، باید برای تبدیل شدن به رهبری بهتر به خودتان پاداش بدهید. می‌توانید با جایزه دادن به خود یا انجام کارهایی که موجب لذت و شادیتان است اینکار را بکنید. با این روش، می‌توانید با دیدی بهتر به آینده برای غلبه بر ترس‌های بیشتر نگاه کنید.

 

منبع : مردمان

 

  نکات مدیریتی             

خصوصیات وضعیت بحرانی

 

وضعیت بحرانی دارای خصوصیات زیر می ‏باشند:

1ـ بحران، تهدید واقعی نسبت به هدف ها و مقاصد فرد یا گروه است.

2ـ بحران آثار و نتایج مهمی به بار می‏ آورد.

3ـ بحران وضعیتی است كه در آن كنترل حوادث از دست می ‏رود.

4ـ بحران باعث نگرانی و پریشانی و دستپاچگی تصمیم ‏گیران می‏ شود.

5ـ در حالت بحرانی، غالبا اطلاعات برای تصمیم‏ گیری كافی نیست و یا فرصت جمع ‏آوری آن وجود ندارد.

6ـ در وضعیت بحرانی زمان علیه تصمیم‏ گیرنده عمل می‏ كند.

7ـ در حالت بحرانی روابط میان افراد دگرگون می‏ شود و گاهی برخورد ایجاد می ‏شود.

8ـ در حالت بحرانی ضرورت تصمیم ‏گیری و اجراء سریع به شدت مطرح می‏ باشد.

 

مراحل تصمیم ‏گیری در بحران

تصمیم‏ گیری درواقع انتخاب صحیح از میان گزینه ‏های موجود و یا ابداع و كشف راه های جدید برای پیشبرد یک موضوع است.

 

در هر بحران تصمیم ‏گیری دارای مراحل زیر می‏ باشد:

1ـ تعریف مسئله و وضعیت حادث شده كه در آن باید 2 مورد زیر را مد نظر گرفت:

الف ـ غافلگیری (آیا چنین حادثه ‏ای پیش ‏بینی شده بود یا غیرمنتظره بوده است؟)

ب ـ تهدید (آیا وضع پیش آمده منافع یا اهداف فرد یا گروه را تا چه حد مورد تهدید قرار داده است؟)

2ـ تشخیص موقعیت و امكانات موجود همراه با ارزیابی زمان لازم برای عكس‏ العمل (فرصت).

3ـ تعیین و تحلیل راه حل‏ های موجود برای رفع بحران (همراه با مشورت)

4ـ انتخاب راه حلی كه از همه مفیدتر است.

5ـ اجرا

 

منبع : hajj.ir 

 

  مقاله مدیریتی             

سبک های ارتباطی مديريت

نويسنده : جواد شيدایی

چکیده

در این مقاله بر آن هستیم تا سبكها و شیوه های خاص ارتباطی در سازمان را مورد بررسی قرار دهیم و اثرات آنها را در موقعیت های مختلف سازمانی بر عملكرد افراد بسنجیم. این مقاله این دید را به ما می دهد تا بدانیم چرا اثربخشی هریك از این سبك ها در موقعیت های سازمانی و محیطی خاص خود مورد تحلیل قرار خواهند گرفت.

 

كلید واژه

سبک كنترلی ؛ سبک برابری ؛ سبک ساختاری ؛ سبک پویا ؛ سبک تفویضی ؛ سبك اجتناب

 

1- مقدمه

وقتی از سبک و شیوه ارتباطی حرف می زنیم باید این بحث را از اقدام و عمل ارتباطی خاص و ویژه مجزا بدانیم، آن هم به دو دلیل مشخص؛ اول این كه هر سبك ارتباطی مجموعه و طبقه ای از رفتارهای ارتباطی كه به یكدیگر مربوط هستند را در بر می گیرد و دوم این كه یك سبک ارتباطی خاص توسط یک شخص در موقعیت های مشابه با یک روند ثابت مورد استفاده قرار می گیرد.

به واقع از آنجایی كه ارتباطات بسیار مهم و قلب و كانون و هسته مركزی فعالیت های یك فرد در سازمان برای انجام وظایفش می باشد، نیازمند این هستیم كه به تعریف و تحلیل هر یك از سبكهای ارتباطی بپردازیم.

سبك و شیوه ارتباطی عبارت است از مجموعه ویژه ای از رفتارهای متقابل شخصی كه در یك موقعیت خاص مورد استفاده قرار می گیرد. پس سبك وشیوه ارتباطی به مجموعه ای از رفتارهایی برمی گردد كه در فرآیند ارتباطی، افراد از خود نشان می دهند.

یك سبك خاص ارتباطی كه یك فرد در هر موقعیتی مورد استفاده قرار می دهد دو دسته عامل را در درون خود دارد:

·         عوامل برونی: مشخصا به آن موقعیت خاص سازمانی برمی گردند كه درآن ارتباطات شكل می گیرند و مسلما بر سبك ارتباطی اثر ویژه ای خواهند داشت.

·         عوامل درونی: اشاره به طبیعت، خوی و سرشت شخصی خود افراد در فرآیند ارتباطات (یعنی كسانی كه ارتباط برقرار می كنند) دارند.

 

2- سبك های ارتباطی

·         سبك كنترلی: سبك كنترلی معمولا یك طرفه است. فردی كه ارتباط برقرار می كند هدایت گر است و هدفش هدایت دیگران می باشد. روسا و مدیران، زیردستان را ترغیب می كنند كه از مجموعه اقدامات مشخص شده تبعیت كنند. ایشان از قدرت و اختیار خود برای به دست آوردن اطلاعات دیگران استفاده می كنند و حتی ممكن است كه ایشان را نیز در این راه فریب بدهند.

·         سبك برابری (تساوی): در سبك برابری (تساوی) ارتباطات دو طرفه است. مدیران و طرفهای ارتباطی سعی در ترغیب دیگران برای ارائه نظراتشان دارند. ارتباطات نیز با یك جریان آزاد صورت می گیرد. فضای ارتباطی میان طرفین به گونه ای است كه آنها به صورت دوجانبه و دوطرفه همدیگر را می فهمند و نهایتا این كه ارتباطات در این سبك گرم و دوستانه است و طرفین از آن منتفع می شوند.

·         سبك ساختاری: در سبك ساختاری هدف این است كه محیط را به سمت نظام مند كردن سازمان و خواسته های خود سوق دهیم. در این سبك با تاكید بر رویه ها، قوانین، مقررات و استانداردها سعی در ترغیب دیگران داریم و آخر این كه این سبك به سمت شفاف كردن روابطی كه ساختارها ایجاد می كنند پیش می رود.

·         سبك پویا: ارتباط در سبك پویا كاملا عملگرا و پراگماتیك است و فرآیند ارتباطات بسیار سریع صورت می گیرد. طرفین ارتباطی نیز می بایست زیرك و باهوش باشند تا درك واقعی از مقصود ارتباطی داشته باشند.

·         سبك تفویضی یا واگذاری: در سبك تفویضی یا واگذاری، مدیر یا رئیس مسئولیت خود را به زیردستان واگذار می كند و نقش حمایتگری به خود گرفته و ترجیح می دهد تا بیش تر از جانب دیگران یاری شود و به نقطه نظرات دیگران (مخاطبان) اهمیت زیادی می دهد.

·         سبک اجتناب: در سبك اجتناب، از فرآیند ارتباطات دوری می شود. تمایلی به تاثیر گذاشتن و نیز پذیرفتن اثر از جانب دیگران وجود ندارد و بیش تر از یك رویكرد مستقل و استقلال طلبانه به جای مشاركتی و تعاملی در تصمیم گیریها استفاده می شود.

 

 

3- كاربرد سبک های ارتباطی

 

3-1- كاربرد سبک كنترلی

·         استفاده از این سبك در برخی موقعیت ها و شرایط مناسب است:

o        فردی كه ارتباط برقرار می كند (در اینجا رئیس و مافوق) تخصص و دانش بالایی در زمینه بحث مورد نظر داشته باشد.

o        كاركنان كاملا وابسته به مافوق ها و فاقد هرگونه انگیزه لازم برای ادامه كار.

o        ترغیب و تشویق كاركنان به منظور افزایش اثربخشی كار

·         استفاده از این سبك در برخی موارد نتایج معكوس دارد:

o        دادن گزارش مرتب از طرف كاركنانی كه بخواهند به دروغ اطاعت و رضایت خود را نشان دهند

o        وجود مقاومت از سوی كاركنان

 

3-2- كاربرد سبك تساوی

برای این كه چنین سبك مدیریتی را به نحو احسن اعمال كنیم می بایست كه از بروز رفتارهای كنترلی كم كرده و رفتارهای ناشی از تساوی میان مدیران (روسا)و مرئوسین را افزایش دهیم.و این امر هم مقدور نخواهد بود مگر این كه شخص مدیر(یا مدیران) قادر به تجزیه و تحلیل وضع موجود سازمان باشد و بنا بر همین تفسیر سبك ارتباطی مناسب را برای افزایش اثربخشی انتخاب كند.

·         استفاده از این سبك زمانی مناسب است:

o        مدیر (رهبر) قصد تشكیل یك تیم و گروه منسجم كاری را دارد ‘ هم چنین مواقعی كه وی قصد دارد تا رابطه میان خود و گرو ههای كاری و زیردستان را تقویت كرده تا ایشان احساس نزدیكی و دوستی با وی بكنند.

o        تصمیمات و مسائل پچیده

o        غلبه بر مقاومت كاركنان در برابر اعمال تغییرات

·         استفاده از این سبك در مواردی برای مدیر نتایج معكوس دارد:

o        زمانی كه زیردستان وی فاقد دانش تجربه و شایستگی لازم در كار هستند.

o        زمانی كه زیردستان روحیه ای كاملا وابسته به بالادست و مدیر خود  دارند.

 

3-3- كاربرد سبك ساختاری

·         استفاده از این سبك در مواردی اثربخش و مفید خواهد بود:

o        زمانی كه سازمان با محیط پیچیده ای رو به رو است.

o        اگر وظایف در سازمان انعطاف پذیری بالای داشته باشند.

o        شفاف سازی و تفسیر ساختارها

·         استفاده از این سبك در مواردی نتایج معكوس دارد:

o        زمانی كه محیط پویا نبوده (ایستا و ثابت) و وظایف هم ساده می باشند.

o        فرد یا افراد به جای رو به رو شدن مستقیم با مسائل ‘ پشت سر مقررات و قوانین و ضوابط سنگر بگیرند.

 

3-4- كاربرد سبك پویا

·         استفاده از این سبك در مواردی كارآیی و اثربخشی بالایی دارد:

o        افراد و سازمان در محیطی پویا در حال فعالیت باشند.

o        در محیطهایی كه با نقد و خرده گیری از جانب افراد مختلف روبه روست.

o        افراد تماس اندكی با یكدیگر دارند.

o        در نظر گرفتن میزان انگیزه و شایستگی دیگران در انجام وظایف محوله از سوی رئیس یا مدیر

 

3-5- كاربرد سبك تفویضی

·         استفاده از این سبك زمانی مناسب خواهد بود:

o        به فردی كه با او ارتباط برقرار می كنیم اعتماد داریم.

o        زیردستان و كاركنان، تجربه، فهم و اطلاعات بالایی داشته باشند.

o        كاركنان و زیردستان نیز می بایست تمایل و ظرفیت پذیرش مسئولیت را داشته باشند.

 

3-6- كاربرد سبك اجتناب

·         استفاده از این سبك زمانی مناسب خواهد بود:

o        در مباحث و موضوعاتی كه پیرامون مسئله خاصی صورت می گیرد و اطلاعات زیادی در مورد آن موضوع از جانب كاركنان و كارمندان رد و بدل می شود.

·         به هر حال موارد بسیاراندكی یافت می شود كه در آنها آغاز سبك اجتناب به عنوان یك رویكرد ارتباطی توصیه می شود و به ندرت مواقعی اتفاق می افتد كه چنین سبكی گره از مشكلات سازمان باز كند و یا وضعیت سازمان را بهبود بخشد و معمولا در بسیاری از موارد اتخاذ چنین سبكی فرآیند حل مسئله را تاخیر می اندازد.

 

4- نتیجه

شاید بتوان این گونه عنوان كرد كه اثربخشی هر یك از سبكها و شیوه های ارتباطی یاد شده در سازمان را می توان با اثری كه بر روحیه و عملكرد افراد می گذارند ارزش یابی كرد. به همین لحاظ سبك برابری (تساوی) دارای بیشترین و بهترین اثر بر روی روحیه و عملكرد افراد است، در حالی كه سبك كنترلی برعكس. اما نتایج آخرین پژوهش ها گویای حقیقت دیگری است. تحقیقات بیان می دارد این موقعیت است كه تعیین می كند كدام یك از سبكها اثربخشی بیشتری خواهد داشت.

 

منبع : www.public-management.tk

 

  کلید هدایت               

اخلاق معاشرت

نویسنده : جواد محدثی

زندگی مكتبی

پایداری و استحكام رابطه ‏های مردمی، در سایه رعایت نكاتی است كه برگرفته از «حقوق متقابل» افراد جامعه باشد.

در اینكه «چگونه باید زیست» و چه سان با دیگران باید رابطه داشت، نكته ‏ای است كه در بحثِ «آداب معاشرت» می‏ گنجد.

بر خلاف فرهنگ غربی، روح و محتوای فرهنگ دینی ما بر پایه «ارتباط»، «صمیمیت»، «تعاون»، «همدردی» و «عاطفه» استوار است. جلوه ‏های این فرهنگ بالنده نیز در دستورالعمل های اخلاقی اسلام دیده می‏ شود. «زندگی مكتبی»، در سایه شناختِ این رهنمودها و به كار بستن آنها در صحنه ‏های مختلف زندگی است، نه با شعار و ادّعا. به هر میزان كه معیشت و معاشرت ما با اینگونه هدایت های دینی در مقوله رفتار، هماهنگ باشد، به همان اندازه زندگی هایمان «مكتبی» است. مسلمان باید به ‏گونه ‏ای در چارچوب اصول و سنن فرهنگ دینی خودش زندگی كند كه با شهامت و افتخار، بتواند «امضای دین» را پای همه رفتارش بگذارد و زندگیش «برچسب اسلام» داشته باشد.

با این مقدمه، به موضوع «اخلاق معاشرت» پرداخته و از مسأله «رفت و آمد» آغاز می‏ كنیم:

 

رابطه ‏ها

«دید و بازدید» و «رفت و آمد»های خانوادگی و دوستانه، از جلوه‏ های بارز اخلاق معاشرت است. این ‏گونه رابطه‏ های اجتماعی، با عنوان های مختلف و در شرایط گوناگون انجام می‏ گیرد. گاهی به صورت «صله ‏رحم» است؛ در ارتباط با اقوام و بستگان. گاهی نام «عیادت» به خود می‏ گیرد؛ در مورد بیماران. گاهی نسبت به برادران و خواهران دینی، عنوان «زیارت» می‏ یابد، گاهی با همسایگان است، گاهی با مستمندان. گاهی هم بر محور اطعام است و گاهی به شكل مسافرت های دور و نزدیك و بردن هدیه و آوردنِ «سوغات سفر». گاهی هم برای شركت در مجلس عقد و عروسی یا مشاركت در مراسم سوگ و تسلیت ‏گویی است.

* بر خلاف فرهنگ غربی، روح و محتوای فرهنگ دینی ما بر پایه «ارتباط»، «صمیمیت»، «تعاون»، «همدردی» و «عاطفه» استوار است.

به هر حال، همه این ها نوعی «رابطه» و «معاشرت» است و نشان ‏دهنده منشِ انسانی و فرهنگ اخلاقی هر فرد. اسلام نیز در این باره‏ ها بسیار سخن گفته و رهنمود داده است كه به اختصار، گوشه هایی از معارف و آموزش های دین در این زمینه را مرور می‏ كنیم.

 

صله رحم

خویشاوندان، ارتباط خونی با هم دارند. شاخ و برگ های یک درختند و گل های یک بوستان. پس، ارتباطشان هم طبیعی است و قطع رابطه و رفت و آمد میان اقوام، عارض ه‏ای ثانوی و یک بیماری اجتماعی و «آفت خانوادگی» به حساب می‏ آید و اگر بی‏ دلیل باشد، زشت و نارواست. اگر دلیلی هم داشته باشد، قابل رفع و شایسته تجدید رابطه است.

حضرت علی(ع) می ‏فرماید:

«صِلَةُ الرِّحِمِ توُجِبُ المَحَبَّةَ»(1)

پیوند با خویشاوندان (صله ‏رحم) محبّت می ‏آورد.

روشن است كه قطع این رابطه هم، سردی و كدورت و جدایی دلها را در پی دارد. در احادیث، از صله رحم به عنوان «محبوب‏ كننده انسان میان بستگان» یاد شده است: «صِلَةُ الرَّحِمِ ... مُحَبَّةٌ فی‏الأهل».(2)

سفارش اكید دین، بر این است كه حتّی با آنان كه با شما بریده و قطع رابطه كرده ‏اند، صله رحم و تجدید رابطه كنید (صِلْ مَنْ قَطَعَك) كه

*سنّتِ «صله رحم»، از نیكوترین برنامه ‏های دینی در حیطه معاشرت است. گرچه شكل نوین زندگی و مشغله‏ های زندگی های امروزی، گاهی فرصت این برنامه را از انسان ها گرفته است، ولی حفظ ارزش های دینی و سنّت های سودمند و ریشه ‏دار دینی، از عوامل تحكیم رابطه ‏ها در خانواده ‏ها است.

این، نوعی ایثار و گذشتِ فوق‏العاده می ‏طلبد.

محدوده این پیوند نیز گسترده است و هر بهانه را از دستِ انسان می‏ گیرد. امام ‏صادق(ع) می‏ فرماید:

«صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ ماءِ»(3)

صله رحم كنید، هر چند در حدّ خوردن جرعه آبی باشد.

در حدیث معروف دیگری آمده است:

«صِلوُا اَرْحامَكُمْ وَ لَوْ بِالسَّلام».

هر چند با سلام گفتن، با خویشاوندان پیوند برقرار كنید.

آنچه گاهی مانع رفت و آمدهای خانوادگی و دیدارهای خویشاوندان یا دوستان می‏شود، توقّعات بالا، هزینه و مخارج، معطلی رفت و برگشت، وقت نداشتن افراد و ... است. اما اگر به حداقل هم راضی باشیم و لحظه ‏ای نشستن و حالی پرسیدن و آبی و چایی خوردن و برخاستن، یا از همان دم در، سلام كردن و جویای حال شدن و برگشتن هم باشد، «صله رحم»ها بیشتر و ارتباط ها قوی تر خواهد گشت.

 

آثار و نتایج

این نوع پیوند، فواید بسیار و آثار دنیوی و اخروی فراوانی دارد كه از احادیث بسیار آن، تنها به دو نمونه زیر، اكتفا می‏كنیم:

حضرت امام باقر(ع) فرموده است:

«صِلَةُ الأرحامِ تُزَكّی الأ عمالَ و تُنْمِی الأموالَ وَ تَدْفَعُ الْبلَوْی و تُیسِّرُ الحسابَ و تُنْسِی‏ءُ فی الأَجَلِ».(4)

صله ارحام، «اعمال» را پاك، «اموال» را افزون، بلاها را دفع، حساب را آسان می‏كند و «اجل» را به تأخیر می ‏اندازد.

همچنان كه می‏ بینید، نتایج یاد شده، برخی به امور دنیوی مربوط است، برخی هم نتایج اخروی و پاداش های خدایی را نسبت به این عمل، بازگو می‏ كند.

حدیث دیگر از امام صادق(ع) است:

«صِلَةُ الأرحامِ تُحسِنُ الْخُلْقَ وَ تُسَمِّحُ الكَفَّ وَ تُطَیبُ النَّفْسَ وَ تَزیدُ فِی الرِّزقِ وَ تُنْسِی‏ءُ الأجَلَ.»(5)

صله رحم، اخلاق را نیكو، دست را بخشنده، دل و جان را خوش می‏ سازد، رزق را می‏ افزاید و اجل و مرگ را به تأخیر می ‏اندازد.

این كار نیك و ساده، آن‏قدر سازنده و مفید است و آنچنان مورد رضای پروردگار، كه گاهی تقدیر الهی به خاطر آن عوض می‏شود و خداوند به پاداش این عمل نیكو، بر عمر كسی می‏ افزاید. در مقابل، قطع رابطه ‏ها و بریدن از خویشاوندان، به حدّی شوم و نفرت‏بار و در نظر خداوند، ناپسند است كه عمر را می‏ كاهد.

به این حدیث تكان ‏دهنده توجه كنید:

امام صادق(ع) فرمود: «ما چیزی را جز «صله رحم» سراغ نداریم كه عمر را زیاد كند، تا آنجا كه گاهی تا زمان مرگ یك نفر، سه سال مانده است، ولی او اهل صله رحم می‏شود. آنگاه خداوند، سی سال بر عمرش می‏افزاید و سی و سه سال دیگر زنده می ‏ماند. و گاهی اجل كسی سی و سه سال است، به خاطر قطع رحم و گسستن رابطه ‏های خویشاوندی، كاهش می‏یابد و اجلش سر سه سال فرا می رسد.»(6)

 

مرز صله رحم

این ادب معاشرت، اختصاص به بستگانِ پاك و با تقوا و حزب اللهی هم ندارد. یك وظیفه اخلاقی است، حتی نسبت به آنان كه اهل گناهند. چه بسا به بركت رفت و آمدهای بستگانِ صالح، فاجران هم راه صلاح پیش گیرند و تأثیر بپذیرند. گاهی ترك مراوده و رفت و آمد، سبب می‏شود كه بستگانِ معصیت‏كار، در گناه و بیراهه خود، بیشتر پیشروی كنند، ولی حفظ رابطه، جلوی بدتر شدن آنان را می‏گیرد. در این صورت، تكلیف، همچنان نگهبانی از این خطّ ارتباط و پیوند خویشاوندی است.

یكی از شیعیان از امام صادق(ع) می‏پرسد: برخی خویشاوندانم خطّ و تفكّر دیگری دارند، غیر از فكر و مرامی كه من دارم. آیا آنان بر من حقّی دارند؟ حضرت فرمود: آری، حق قرابت و خویشاوندی را چیزی قطع نمی‏كند. اگر با تو همفكر و هم عقیده باشند، دو حق بر تو دارند: یكی حق خویشاوندی، دوّم حق اسلام و مسلمانی.(7)

حتّی اگر بستگان، مایه آزار انسان را هم فراهم كنند، باز حقّ گسستن پیوند را نداریم. در حدیث آمده است:

مردی خدمت رسول خدا(ص) آمد و عرض كرد: یا رسول اللّه‏! من خویشاوندانی دارم كه من با آنان پیوند می‏كنم و رابطه دارم، امّا آنان آزارم می‏دهند. تصمیم گرفته‏ام آنان را ترك كنم. حضرت رسول فرمود: آنگاه، خدا هم تو را ترك می‏كند! ... گفت: پس چه كنم؟ رسول خدا فرمود: به كسی كه محرومت كرده، عطا كن، با كسی كه از تو بریده، رابطه برقرار ساز، كسی كه بر تو ستم كرده، از او درگذر. هر گاه چنین كردی، خداوند پشتیبان تو خواهد بود.(8)

از علی (ع) نقل شده كه فرمود:

«صِلُوا اَرْحامَكُمْ وَ اِنْ قَطَعُوكُم»(9)

با خویشاوندانتان پیوند و رفت و آمد داشته باشید، هر چند آنان با شما قطع‏ رابطه ‏كرده‏ باشند.

سنّتِ «صله رحم»، از نیكوترین برنامه ‏های دینی در حیطه معاشرت است. گرچه شكل نوین زندگی و مشغله ‏های زندگی های امروزی، گاهی فرصت این برنامه را از انسانها گرفته است، ولی حفظ ارزش های دینی و سنّتهای سودمند و ریشه‏دار دینی، از عوامل تحكیم رابطه ‏ها در خانواده‏ ها است. بویژه در مناسبت های ملّی، در اعیاد و وفیات و آغاز سال جدید، فرصت طبیعی و مناسبی برای عمل به این «سنّت دینی» است.

باشد كه بر دستورالعمل های مكتب در بعد اجتماعی و خانوادگی، وفادار بمانیم و صفای زندگی را در سرابِ غربزدگی و تقلید از «فرهنگ بیگانه» نبازیم.

 

پی نوشت :

1ـ غررالحكم.

2ـ اصول كافی، ج2، ص151.

3ـ همان.

4ـ همان، ص150.

5ـ همان، ص150 و 151 (حدیث 6 و 12).

6ـ همان، ص152 حدیث17.

7ـ میزان‏الحكمه، ج4، ص83.

8ـ بحارالانوار، ج71، ص100.

9ـ همان، ص92.

 

منابع:

اصول كافی,جلد =2,صفحه =151

اصول كافی,جلد =2,صفحه =150

میزان‏الحكمه,جلد =4,صفحه =83

بحارالانوار,جلد =71,صفحه =100

بحارالانوار,جلد =71,صفحه =92

 

منبع : www.tebyan.net

 

دانستنیها                          

استیو جابز - اعجوبه ایی که با قدرت خلاقیت خود جهان را تغییر داد

گردآوری و تنظیم : امیر عباس آصف نژاد

استیو جابز،  بنیانگذار و مغز متفکر شرکت اپل و یکی از مخترعان و کارآفرینان خلاق عصر حاضر،  چهارشنبه گذشته،  13 مهر 1390 برابر با ۵ اکتبر ۲۰۱۱ پس از چند سال مبارزه با بیماری سرطان، در منزل مسکونی خود و در کنار خانواده و نزدیکان خود درگذشت.

استیو جابز،  بنیانگذار اپل،  پس از سالها تحمل بیماری بامداد روز پنجشنبه به وقت کشورمان و یکروز پس از رونمایی اپل از "آی- فون 4S" در سن 56 سالگی در گذشت.

نیازی به جستجو نیست؛ کافی است صفحه اول " گوگل نیوز" را باز کنید تا هزاران خبری  را که در روزهای گذشته درباره مردی که مفهوم سخت افزار را نهادینه کرد مشاهده کنید.

"ویکی پدیا" نیز از این اخبار عقب نمانده است به طوریکه با مراجعه به سایت این دانشنامه آنلاین در مقابل اسم "استیو جابز" آمده است:

استیون پل  " استیو"  جابز (24 فوریه 5 – 1955 اکتبر 2011) مخترع آمریکایی و موسس شرکت رایانه ای بود.

Steven Paul "Steve" Jobs (February 24, 1955 – October 5, 2011) was an American computer entrepreneur and innovator. 

 

خبر درگذشت جادوگر اپل حدود ساعت 19:30 چهارشنبه 5 اکتبر به وقت محلی (3 بامداد روز پنجشنبه به وقت ایران) اعلام شد و دنیای تکنولوژی و کامپیوتر را در هر گوشه ای از دنیا را در بهت و حیرت فرو برد.

این خبر را اپل طی اطلاعیه ای بدین شرح اعلام کرد: " عمیقاً متاسفیم از اینکه باید اعلام کنیم استیو جابز از میان ما رفت. عشق و انرژی اش منبع نوآوری های بی شماری بود که زندگی همه ما را غنی تر و بهتر کرد. دنیا به خاطر استیو جابز به طور شگفت انگیزی بهتر شده است. عشق بزرگش همسرش لارن و خانواده اش بود. فکر همه ما به سوی آنها و تمام کسانی می رود که استعداد شگفت انگیزش را لمس کرده بودند."

بلافاصله پس از اطلاعیه اپل، خانواده و خویشاوندان جابز نیز این خبر را تائید کردند: "او در آرامش و در کنار خانواده اش رفت. می دانیم که بسیاری از شما در درد ما شریک هستید. اما از شما تقاضا داریم که در این لحظات عزاداری و غم و اندوه به حریم خصوصی ما احترام بگذارید."

این خبر را وب سایت اپل با قرار دادن عکسی سیاه وسفید از او در صفحه اول وب سایت خود، که در سمت چپ عکس نام استیو جابز به همراه سال تولد و درگذشت وی درج گردیده  بود مخابره کرد.

 

 

کامپیوترهای مکینتاش، "آی فون"، "آی پاد" و "آی پد" از محصولاتی است که استیو جابز در تولید و عرضه آنها به بازار نقش مهمی داشته و از طریق این محصولات پرطرفدار، اپل را به یکی از پرسودترین شرکت های آمریکا و دنیا تبدیل کرده است.

شرکت اپل در بخشی از بیانیه خود اعلام کرده است: " اپل یک نابغه بینش ور و مبتکر جهان،  یک انسان خارق العاده را از دست داد."

اپل در ادامه می گوید، آقای جابز روز چهارشنبه در حالی از دنیا رفت که ۵۶ سال داشت.

پزشکان در سال ۲۰۰۴ تشخیص دادند که آقای جابز به سرطان لوزالمعده مبتلاست.

مرگ آقای جابز یک روز پس از رونمایی نمونه جدید تلفن همراه آیفون رخ داد.

استیو جابز از ماه ژانویه سال جاری در مرخصی بسر می برد.

او در نامه استعفای خود نوشته بود: "همواره گفته ام اگر روزی فرا برسد که نتوانم به وظایف و انتظاراتی که از من به عنوان مدیرعامل اپل می رود عمل کنم، خودم اولین کسی خواهم بود که این موضوع را به شما اطلاع خواهم داد. متاسفانه این روز فرا رسیده است."

استیو جابز از بنیانگذاران اپل در سال ۱۹۷۶ بود اما در سال ۱۹۸۵ آن را ترک کرد.

وی در سال ۱۹۹۷ به اپل بازگشت و در سال ۲۰۰۰ بار دیگر مدیریت تمام وقت آن را به عهده گرفت.

تیم کوک، یکی از مدیران ارشد اپل، پس از آقای جابز مدیرعامل جدید اپل شده است.

استیو جابز در اواخر ماه ژوئن سال ۲۰۰۹ پس از یک مرخصی درمانی شش ماهه فعالیت های کاری خود را مجددا آغاز کرده بود.

 

 

زندگی نامه استیو جابز

"استیون پل" كودك بی سرپرستی بود كه "پل" و "كلارا جابز" در ایالت كالیفرنیا سرپرستی او را برعهده گرفتند. كودك شرور و شیطانی كه علیرغم تمامی بازیگوشی‌های كودكانه‌اش با دیگر همسن وسالانش تفاوت‌های بسیاری داشت. علاقه او به دستكاری لوازم الكتریكی اگر چه عصبانیت‌های شدید اطرافیان را در پی داشت، اما مواقعی نیز پدید می‌آمد كه سبب حیرت دیگران گردد.

دوران مدرسه نیز با این شور و هیجان نسبت به ابزارآلات برقی سپری شد تا اینكه در سال 1972 از دبیرستان فارغ‌ التحصیل شد و به دانشكده "Reed" در "پورتلند" قدم گذاشت. علاقه فراوان او به شركت در سمینارهای الكترونیك در مكان‌های مختلف شهر سبب شد تا در همان ترم اول در كلا‌س‌های درس حاضر نشود و سرانجام از دانشگاه اخراج گردد.

از آنجا كه در طول تابستان در یكی از كارگاه‌های الكترونیكی مشغول به كار شده بود، توانست دوستان خوبی در آنجا به دست آورد كه "استفان وزیناك" از بهترین آنها به شمار می‌رفت و بعدها فعالیت‌های بسیاری را به همراه او انجام داد. مهمترین علتی كه سبب علاقه شدید "استیو" به "وزیناک" گردید، دستگاه كوچكی بود كه "وزیناک" ساخته بود. این دستگاه كه نام آن را "blue box" گذاشته بودند به دستگاه تلفن متصل می ‌شد و به صاحب آن این امكان را می‌ داد كه تماس‌های تلفنی خود را به طور رایگان انجام دهد.

 

استیون پاول جابز (Steve Jobs) متولد 24 فوریه 1951 مدیر ارشد عملیاتی شرکت رایانه ای اپل و یکی از چهره های پیشرو در صنعت رایانه بود. او (به همراه استیو وزنیاک Steve Wozniak) یا بنیان گذاشتن شرکت اپل در سال 1976 و ارایه رایانه اپل II و برای مورد پسند عام قرار گرفتن مفهوم رایانه خانگی کمک بسیار کرده است.
بعدها، او یکی از اولین افرادی بود که به ارزش تجاری بالقوه رابط گرافیکی کاربر و موشواره ای که در مرکز تحقیقات شرکت زیراکس در پالوآلتو ساخته شده بود، آگاه گشت و بر افزوده شدن این فناوری های نوین به رایانه اپل مکینتاش نظارت کرد. امروزه، به عنوان مدیر ارشد عملیاتی شرکت اپل، جابز به نجات دهنده اصلی این شرکت معروف شده است. خصوصاً پس از به نتیجه رسیدن ایده ای که وی اصرار و علاقه ای شخصی به آن داشته است؛ آی پاد. همچنین او نایب رییس و مدیرعالم استودیوی پویانمایی پیکسار نیز هست. این شرکت یکی از شرکت های پیشرو در زمینه تولید محصولات سینمایی ای است که از پویانمایی رایانه ای استفاده می کنید.
در 24 ژانویه 2006، شرکت والت دیزنی اعلام کرد که در مورد خرید شرکت پیکسار به قیمت 7,4 میلیارد دلار (به شکل سهام در دیزنی) به توافق رسیده است. انتظار می رود که انجام مراحل این معامله تا تابستان سال 2006 به اتمام رسد. این تراکنش بین شرکتی، استیو جابز را که عمده ترین سهامدار پیکسار (با 51 درصد کل سهام) است، به بزرگترین سهامدار حقیقی شرکت دیزنی (با حدود 6 درصد کل سهام این شرکت) تبدیل می نماید. او همچنین در هییت مدیره این شرکت نیز حضور خواهد یافت.

 
سال های ابتدایی زندگی
او فرزند ”جوآنی سیمپسون“ و پدری سوری به نام ”عبدالفتاح (”جان“) جندلی“، استاد دانشگاه در زمینه علوم سیاسی، است. او در شهر گرین بِی در ایالت ویسکانسین ایالات متحده به دنیا آمد. به دلیل اینکه پدر و مادر او زوجی ازدواج نکرده بودند و در آن زمان داشتن فرزند برای چنین زوجی از نظر جامعه قابل قبول نبود، استیون پاول برای پذیرفته شدن به فرزند خواندگی از سوی زوجی دیگر معرفی شد. خیلی زود پس از تولد، زوج دیرگی به نام ”پاول و کلارا جابز“ از اهالی شهر مانین ویو در سانتاکلارای کالیفرنیا، او را به فرزندی پذیرفتند.
این زوج وی را ”استیون پاول“ نام گذاشتند. پدر و مادر اصلی او بعدها ازدواج کردند و خواهر تنی جابز را به دنیا آوردند. وی مونا سیمپسون نام دارد و رمان نویس است. ازدواج پدر و مادر تنی جابز چند سال بعد با طلاق پایان گرفت. تا به امروز جابز از اینکه پاول و کلارا جابز را والدین ناتنی اش بخوانند، بیزار است و ترجیح می دهد که ایشان تنها به عنوان ”والدین“ او خوانده شوند.
در سال 1972، جابز از دبیرستان ”هوستید“ در هشر کاپِرتینو در کالیفرنیا فارغ التحصیل شد و در کالج رید در شهر پورتلند ایالت اورِگن ثبت نام کرد اما بعد از یک نیمسال تحصیلی انصراف داد. سال ها بعد زمانی که در یک مراسم فارغ التحصیلی در سال 2005 در دانشگاه استفورد سخنرانی می کرد گفت که حتی پس از انصرافش از ادامه تحصیل در کالج رید باز هم سر کلاس ها - از جمله کلاسی درباره خوشنویسی حاضر می شده است. او در مورد این کلاس گفت: ”اگر گذر من به این یک کلاس در کالج نمی افتاد، مک [رایانه مکینتاش] هیچوقت قلم های رایانه ای متفاوت و دارای فاصله های مناسب نسبی نمی بود“.
در زمستان 1974، او به کالیفرنیا بازگشت و به همراه استیو وزنیاک، حضور در جلسات ”انجمن رایانه هوم بِرو“ را آغاز کرد. جابز شغلی به عنوان یک تکنسین در شرکت آتاری، سازنده رایانه و دستگاه بازی رایانه ای که آن روزها محبوب بود، یافت. در طی این دوران، این مسئله برای بعضی افراد علاقمند آشکار شده بود که با ایجاد تغییر اندکی در صدای نوعی سوت سونک که به عنوان اسباب بازی در جعبه های کورن فلکس موجود بود، شخص می توانست فرکانسی 2600 هرتزی را ایجاد کند.
این فرکانس صوتی خاص نویع پیام صوتی استفاده شده جهت مسایل نظارت بر شبکه تلفن شرکت ای تی و تی (AT&T) بود که با تقلید آن به وسیله دمیدن سوت در گوشی تلفن، امکان انجام دادن مکالمات راه دور به شکل رایگان ممکن می شد. در سال 1974 جابز و وزنیاک برای مدت کوتاهی وارد کس بو کار تولید و فروش ”جعبه آبی“ مبتنی بر این ایده شدند. با استفاده از این جعبه مکالمات راه دور رایگان ممکن می شد.
پس از سفر معنوی استیو به هند، وی با سری تراشیده و با جامه سنتی هندی بر تن، به آمریکا بازگشت. او سر کار پیشین اش در آتاری بازگشت اما برای پیشگیری از ایجاد مزاحمت از سوی او برای دیگر کارمندان، تنها پس از ساعت کاری که طراحان دیگر رفته بودند می توانست سر کارش بیاید. وظیفه او ساختن یک صفحه مدار الکترونیکی برای یک بازی شرکت آتاری - به نام Breakout- بود. بر طبق گفته نولان بوشنل - بنیانگذار آتاری - جایزه ای 100 دلاری به ازاء هر تراشه ای که در فرآیند طراحی از دستگاه اصلی حذف می شد داده می شد.
استیو که علاقه و دانش اندکی در طراحی صفحه مدارهای الکترونیکی داشت، با استووزنیاک قول و قراری گذاشت که اگر ”واز“ (Woz - مخفف Wozniak) بتواند صفحه مداری با حداقل تعداد تراشه ها طراحی کند، جایزه ای که از آتاری دریافت می کنند را بین خودشان تقسیم نماید. این پروژه انجام شد و با وجود حیرت فراوان مسیولین آتاری، وزنیاک توانست که تعداد تراشه های استفاده شده در دستگاه نهایی را 50 عدد کاهش دهد.
متاسفانه، وزنیاک طراحی را به حدی فشرده انجام داده بود که تولید دستگاه نهایی بر روی خط مونتاژهای آن دوران ممکن نبود با وجود این، جابز به وزنیاک گفت که آتاری تنها 500 دلار جایزه پرداخت شده بود) و پیشنهاد کرد که وزنیاک نیمی زا آن را برای کاری که انجام داده بود بردارد. سال ها بعد، زمانی که استیو وزنیاک مبلغ واقعی جایزه را فهمید، نتوانست بر احساسات خود غلبه کند و گریست. او گفت که می خواسته است که لطفی در حق یک دوست خوب بکند و اگر جابز از او خواسته بود که آن کار را مجانی هم انجام دهد، فقط به دلیل جالب بودن همکاری با آتاری و به خاطر خود بازی Breakout، حتماً انجامش می داد. اما در حالتی که پیش آمده بود، احساس می کرد که به او خیانت شده است.
استیو جابز بقیه آن مبلغ را رای آغاز شرکت اپل سرمایه گذاری کرد و آن دو در این شرکت سهیم شدند، اما دوستی آنان هیچ گاه به شکل گذشته بازنگشت. البته خود وزنیاک در پاسخ به پرسشی در این باره گفته است که این مسئله آنقدر قدیمی است که می توان آن را فراموش شده دانست و او نیز مایل است آن را فراموش کند. به علاوه او گفته است که این مسئله ممکن است اشتباهی از سوی آتاری بوده باشد که بعدها آن مبلغ را 5000 دلار اعلام کرده اند.
در سال 1976، وقتی جابز 21 ساله و وزنیاک 26 ساله بودند، شکرت رایانه ای اپل را در پارکینگ خانواده جابز، بنیان گذاشتند اولین رایانه شخصی ای که جابز و وزنیاک به بازار معرفی کردند اپل I نام داشت. قیمت این رایانه 666 دلار و 66 سنت بود.
در سال 1977، جابز و وزنیاک رایانه اپل II را معرفی کردند که این رایانه به موفقیتی عظیم در بازار رایانه های خانگی تبدیل شد و شرکت اپل را به یکی از بازیگران صنعت در حال تولد رایانه های شخصی تبدیل کرد. در دسامبر 1980، شرکت رایانه ای اپل به شرکت سهامی عام تبدیل شد و با شاخص ابتدایی عرضه عمومی (IPO) بالایی که کسب نمود، قدرت و نفوذ جابز بیش از پیش افزوده گشت. در همان سال، شرکت اپل، رایانه ای اپل III را معرفی کرد که این رایانه با موفقیت کمتری در بازار مواجه شد.
همزمان با رشد اپل، این شرکت جستجویی را برای یافتن مدیران مستعد که بتوانند آن را در مدیریت توسعه و گسترش کمک کنند، آغاز کرد. در سال 1983، جابز با به چالش طلبیدن جای سکولی که یکی از مدیران پیسی کولا بود، او را تطمیع کرد که به عنوان مدیر عامل اپل کار کند. جابز به او گفته بود: ”می خواهی که باقی زندگی ات را صرف فروختن آب - شکر بگذرانی، یا می خواهی شانس این را داشته باشی که دنیا را عوض کنی؟“. در همان سال شرکت اپل، رایانه ای اپل لیزا را معرفی کرد که با وجود پیشرفته بودن از نظر فناوری از بابت تجاری ناموفق از آب درآمد.
سال 1984 سال معرفی رایانه مکینتاش بود. این رایانه اولین رایانه ای بود که رابط گرافیکی کاربر داشت و از نظر تجاری به موفقیت دست یافت. تولید و توسعه مک توسط جف راسکین آغاز شده بود و گروه تولی و توسعه این رایانه در اپل تحت تاثیر فناوری ای بودند که توسط آزمایشگاه های زیراکس در پالوآلتو تولید شده بود ولی هنوز به شکل تجاری ارایه نشده بود. موفقیت رایانه مکینتاش شرکت اپل را متقاعد کرد که تولید رایانه ء اپل II را به نفع خط تولید جدید مکینتاش متوقف کند که این مسئله تا به امروز ادامه یافته است.

 
جدایی از اپل و بنیانگذاری شرکت نِکست
در حالی که جابز یکی از شخصیت های پیش برنده و رهبران معنوی اپل بود، منتقدین این مسئله را نیز مطرح کرده اند که او مدیری دمدمی مزاج و شلوغ بوده است. در سال 1985، پس از یک کشمکش بر سر قدرت در درون این شرکت، هییت مدیره جابز را از مسیولیت هایش خلع کرد و او نیز از این شرکت استعفاء داد. با این تفاسیر باید توجه داشت که جابز به دلیل سهامدار بودن در شرکت، رییس هییت مدیره شرکت باقی ماند.
پس از ترک اپل، جابز شرکت رایانه ای دیگری را با نام نِکست بنیان گذاشت. ”ایستگاه کاری نکست“ (یکی از اولین محصولات این شرکت) نیز مانند رایانه لیزا از نظر فناوری پیشرفته بود اما به دلیل هزینه های بالای فناوری، هیچ وقت قادر به ورود به جریان اصلی بازار نشد. برای کسانی که می توانستند هزینه های بالا را بپردازند خدمات این شرکت مطلوب بود و معمولاً پس از ارایه شدن به بازار باعث پیروی دیگر شرکت ها در آن زمینه خاص نیز می گشت.
به عنوان مثال یکی از مهمترین موفقیت های این شرکت سامانه تولید و توسعه نرم افزار مبنی بر روش های شی ءگرا بوده است. جابز معمولاً برای بازاریابی محصولات نکست به حوزه های دانشگاهی و علمی روی می آورد. چرا که فناوری های نو موجود در این محصولات بدیع و آزمایشی بودند (و هنوز به شکل نهایی و بالغ نرسیده بودند). از این محصولات می توان به هسته ماخ (Mach Kemel)، ترانه پردازش سیگنال دیجیتال (DSP) و پورت اینترنت توکار (Built-in) اشاره کرد.
رایانه تکست کیوپ (Next Cube) پیاده سازی ایده فلسفی جابز درباره یک رایانه ”بین شخصی“ (Interpersonal) بود که به نظر او به عنوان قدم بعدی پس از رایانه های ”شخصی“ مطرح می شد. این ایده به این معنا بود که اگر رایانه ارتباط افراد با یکدیگر و همکاری و هم فکری را به سادگی ممکن می ساخت، بسیاری از مشکلاتی که رایانه های - شخصی - ناتوان از حل آنها بودند، حل می شد.
پیش از این جابز به دلیل در نظر نگرفتن امکانات ارتباط با شبکه در رایانه مکینتاش بسیار نقد شده بود و اکنون سعی می کرد که آن اشتباه را تکرار نکند. در زمانی که رایانه برای اکثر افراد معنی متن ساده رایانه ای را داشت جابز با علاقه فراوان سامانه رایانامه ای تکست - نکست میل - را به عنوان نمونه ای از فلسفه - بین شخصی اش- به نمایش گذاشت. این سامانه از اولین سامانه هایی بود که امکانات قرار دادن نگاره های قابل لیک و قابل نمایش بر روی تمام رایانه ها در متن رایانه را در خود داشت.
جابز شرکت نکست را با وسواس کمال و عالی بودن به هر بهاء ممکن اداره می کرد. این توجه فراوان به جزییات در نهایت باعث نابودی بخش سخت افزار این شرکت شده اما از سوی دیگر، به دنیا نشان داد که جابز می تواند یک رایانه مکینتاش را طراحی کند که از نمونه اصلی اش (که توسط اپل طراحی و ساخته شده بود) بهتر باشد. جعبه رایانه نکست کیوپ از فلز منیزیم بود که با لیزر برش داده می شد، در دید عموم نمونه ای از تلاش برای رسیدن به کمال به هر بهایی ذکر می شود.
همانطور که جابز در اپل به آی بی ام حمله می کرد، در زمان مدیریت شرکت نکست هم آغاز به سرزنش شرکت سان مایکرو سیستمز به عنوان رقیبی بزرگ، نمود. بعدها، پس از تعطیل شدن بخش سخت افزار شرکت نکست، جابز و اسکات مک نیلی از مدیران سان مایکرو سیستمز، محصولی مشترک با نام اپن اِستپ را ارایه کردند. با وجود اینکه کتاب های تاریخی، زمان کوتاهی که جابز مدیریت نکست را به عهده داشت به طور غلوآمیز و اغراق شده ای درخشان توصیف می کنند، ولی آثار و نتایج مدیریت وی بر این شرکت دو رویداد عظیم را برای جهان رایانه به ارمغان آورد:
1)
وب جهان پهنا، تیم برنرزلی در مرکز تحقیقات هسته ای اروپا (CERN)، سامانه اصلی وب جهان پهنا را بر روی یک ایستگاه کاری رایانه نکست ایجاد کرد. تاکید جابز بر این نکته که افراد عادی هم باید بتوانید برنامه های کاربردی ”پراهمیت“ (Mission-Critica) بنویسند، بنیان برنامه ای کاربردی به نام ”سازنده رابط کاربر“ (Interface Builder) گشت که برنرزلی با استفاده از آن نتوانست برنامه ای با نام (WorldWideWeb 1.0) را بنویسد.
2)
بازگشت شرکت رایانه ای اپل. اتکاء اپل به نرم افزارهای کهنه و سوءمدیریت درونی در شرکت به خصوص در مورد ناتوانی آن برای انتشار نسخه ای به روز سان عمده برای سیستم عامل رایانه هایش، در اوایل و میانه دهه 1990 میلادی این شرکت را به ورشکستگی نزدیک نمود. ایده های مترقی جابز در مورد تکیه کردن به بنیان های یونیکس در دهه 1980 میلادی جاه طلبی بزرگی پیش نبود و حتی نوعی بازگشت به عقب محسوب می شد. اما این انتخاب در نهایت شالوده محکم و بسط پذیری برای یک سیستم عامل گشت. بعدها، اپل از این روش استفاده کرد و تحت رهبری جابز تولید دوباره را تجربه نمود.
فناوری های تولیدی شرکت نکست نیز به پیشرفت بسیاری از فناوری های دیگر مانند برنامه نویسی شیءگرا، نمایش پست اسکریپت و دستگاه های نور مغناطیسی کمک نمود.
3)
بازگشت به اپل
4)
در سال 1997 (میلادی)، اپل شرکت نکست را به قسمت 402 میلیون دلار خرید و جابز به شرکتی که خود تاسیس کرده بود بازگشت. در سال 1997 یا از بین رفتن اطمینان هییت مدیره به جیل آملیو مدیر ارشد عملیاتی اپل در آن زمان، جابز مدتی به عنوان مدیر موقت برگزیده شد. به هنگام بازگشت به اپل و به دست گرفتن مجدد رهبری این شرکت جابز از عنوان "iCED" که در آن CEO در زبان انگلیسی مخفف ”مدیر ارشد عملیاتی“ است، استفاده کرد. در ماه مارس سال 1997 جاز به طور ناگهانی تعدادی از پروژه ها مانند اپل نیوتن، سایبر داگ و اپن داک را لغو کرد. در ماه های بعدی، بسیار از کارمندان دچار این ترس شدند که در صورت برخورد کردن به جابز در آسانسور شرکت ”ممکن است وقتی در آسانسور باز می شود بیکار شوند. واقعیت این بود که تعداد افرادی که عذرشان توسط اسیو از شرکت خواسته می شد اندک بود، ولی چند نفر قربانی کافی است تا ترس به دل کل اهالی شرکت بیفتد“.
5)
با خریدن شرکت نکست توسط اپل، اکثریت فناوری های آن نیز به محصولات اپل راه یافت و از میان آنها ”نکست استپ“ از همه قابل توجه تر است که در طول زمان رشد یافته و به مک او اِس تِن تبدیل شده است. اپل تحت رهبری جابز با معرفی رایانه آی مک فروش اش را به شکل قابل توجهی افزایش داد. از آن زمان، طراحی جذاب و معروفیت نام اپل محصولات این شرکت را محبوب ساخته است.
در سال های اخیر، این شرکت با گسترش در حیطه های مختلف مواجه بوده است. با معرفی دستگاه قابل حمل پخش موسیقی آی پاد، نرم افزار موسیقی دیجیتال آی تیونز و فروشگاه موسیقی آی تیونز، شرکت اپل تاخت و تازی در زمینه دستگاه های شخصی الکترونیکی و موسیقی بر خط به راه انداخته است. همراه با قدرت بخشیدن به نوآروری، جابز به کارمندانش گوشزد می کند که ”هنرمند واقعی بسته بندی و ارسال می کند“ (Real artists ship) که منظور او از این حرف این است که تحویل محصول کارا در زمان مشخص شده همانقدر مهم است که نوآوری و طراحی محشر اهمیت دارند.
جابز سال ها است با حقوق یک دلار در سال برای اپل کار می کند و این باعث شده است که نام او به عنوان ”کم حقوق ترین مدیر ارشد عملیاتی“ در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت شود. در سخنرانی افتتاحیه نمایشگاه ”مک ورلد اکسپو“ در سانفرانسیسکو، حذف عنوان ”موقت“ از عنوان اداری جابز اعلام شد. با وجود اینکه حقوق فعلی او در اپل به شکل رسمی همان مقدار یک دلار در سال باقی مانده است، او تعدادی هدیه پربهاء از طرف هییت مدیره شرکت دریافت کرده است. از جمله این هدایا می توان به یک هواپیمای جت 90 میلیون دلاری و کمتر از 30 میلیون سهام شرکت اشاره کرد که اولی در سال 1990 و دومی در سال های 2000 تا 2002 به او اعطاء شده اند. بنابراین با وجود حقوق یک دلار در سال ، از زحمات او در این شرکت به خوبی قدردانی شده است.
جابز برای توانایی های خارق العاده اش در بازاریابی و کسب رضایت مشتریان، همزمان تشویق و نقد شده است و حتی به این توانایی ها، عنوان ”حوزه تحریف حقیقت“ داده اند که مخصوصاً در زمان سنخنرانی های افتتاحیه در همایش ها و نمایشگاه های مک ورلد بارز می شوند. این مسئله - حوزه تحریف حقیقت - از جنبه ای دیگر به قیمت گذاری غیررقابتی محصولات اپل (مانند قیمت بالای رایانه G4) و اتخاذ تصمیماتی خارج از نیازهای بازار (مانند حذف رایانه های خانواده مکینتاش) نیز اشاره دارد.
تمام تصمیمات جابز موافقت عام را کسب نکرده اند، به عنوان مثال تلاش های اپل برای بازاریابی محصولاتش در دهه 80 میلادی با وجود کیفیت عالی فناوری برای خریداران سهام غریبه بود و آنها به خرید سهام شرکت ”آی بی ام“ روی آوردند و سهام اپل با افت قیمت مواجه شد. بعدها نیز شرکت مایکروسافت با تولید و توسعه رابط گرافیکی کاربر ویژه خود، ویندوز، به سلطه اپل بر این حیطه پایان داد.
در سال 2005 جابز در پاسخ به انتقاداتی پیرامون برنامه های ضعیف شرکت اپل در مورد بازیافت زباله های الکترونیکی، در گردهمایی سالانه اپل که در آوریل این سال در کاپرتینو برگزار شد، نسبت به این انتقادات مدافعین محیط زیست عکس العملی تند نشان داد. در این جلسه زمانی که یکی از نمایندگان برنامه های سرمایه گذاری مسیولانه اجتماعی از وی پرسید که به چه دلیل برنامه های شرکت اپل در مورد بازیافت نتوانسته است به سطح برنامه های شرکت های دیگر رایانه ای چون دل و اچ پی برسد، جابز با ”چرت و پرت“ خواندن گلایه های مدافعین محیط زیست، منتقد مذکور را از میدان به در کرد.
با وجود این، چند هفته بعد اپل اعلام کرد که آی پادهای خراب که باید بازیافت شوند را به رایگان از طریق فروشگاه های خرده فروشی ای جمع آوری خواهد کرد. جمعیتی فعال در زمینه بازیافت زباله های الکترونیکی که با نام ”Computer TakeBack Campaign“ مشهور است، به این تصمیم شرکت اپل با برافراشتن پرچمی به یک هواپیمای در حال پرواز بر فراز محل برگزاری مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استانفورد - که سخنران افتتاحیه آن جابز بود - عکس العلم نشان داد. روی پارچه بسته شده به هواپیما نوشته شده بود: ”استیو! بازیگر کوچکی نباش. همه زباله های الکترونیکی را بازیافت کن!“ (Steve - Don't be a mini - Player recycle all e-waste).

 
پیکسار و دیزنی
در سال 1986 جابز و اِدوین کتمول با همراهی هم استودیوی پویانمایی پیکسار را بنیان نهادند. این شرکت که در زمینه پویانمایی رایانه ای فعالیت می کند در کالیفرنیا قرار دارد. این شرکت حول بخش گرافیک رایانه ای لوکاس فیلم شکل گرفت. این بخش را جابز به یک سوم قیمت مشخص شده به مبلغ 10 میلیون دلار از جرج لوکاس خریده بود. پیکسار یک دهه بعد با ساخت فیلم های پیشرویی مانند ”داستان اسباب بازی“ معروف و موفق گردید. از آن زمان به بعد این شرکت فیلم های پویانمایی دیگری مانند ”زندگی یک حشره“ (1998). ”داستان اسباب بازی 2“ (19999)، ”شرکت هیولاها“ (2001)، ”در جستجوی نیمو“ (2003) و ”اعجوبه ها“ (2004) را ساخته است که همه آنها برنده جوایزی بوده اند. سهام جابز در این شرکت هم اکنون در حدود یک میلیارد دلار ارزش دارد. فیلم بعدی ساخته شده در این شرکت خودروه (Cars) نام دارد و در سال 2006 نمایش داده خواهد شد.
”
در جستجوی نیمو“ و ”اعجوبه ها“ هر یک جایزه بهترین فیلم پویانمایی از آکادمی اسکار را دریافت کرده اند.
در 24 ژانویه 2006 شرکت والت دیزنی - پخش کننده تمام فیلم های پویانمایی ساخته شده توسط پیکسار، معامله ای را که برای خریدن پیکسار در جریان است، آشکار کرد. خبر این معامله که هنوز در جریان است، پس از تایید هییت مدیره شرکت دیزنی اعلام شد. بر طبق مفاد این معامله، 7,4 میلیارد دلار از سهام دیزنی را تشکیل خواهد داد. جابز، به عنوان عمده ترین سهامدار پیکسار، پس از این معامله، بزرگترین سهامدار دیزنی خواهد شد که در حدود 6 درصد از کل سهام این شرکت متعلق به او خواهد بود.
همچنین جابز در هییت مدیره دیزنی عضویت خواهد یافت.
سهام جابز در دیزنی از سهام مدیر ارشد عملیاتی پیشین این شرکت آیزنر - که هنوز 1,7 درصد از سهام دیزنی را در دست دارد، بیشتر خواهد بود. مدیرعامل دیزنی - روی آی. دیزنی - (دارای حدود 1 درصد سهام شرکت)، آیزنر را به دلیل برخی مسایل از این شرکت اخراج نمود و به نظر می رسد معامله ای خرید پیکسار به این مسئله سرعت بخشیده است.
هماهنگی این معامله باید با قوانین سازمان های ناظر بر اجراء قوانین مربوط به ایتلاف شرکت ها برای جلوگیری از ایجاد تراست (Anti Trust) که از قوانین تجاری کشور آمریکا است، بررسی گردد، اما پیش بینی می شود که از نظر قوانین مشکلی برای آن نباشد و انتظار می رود که پذیرفته شود.

 
زندگی شخصی
جابز با ”لورن پاول“ در تاریخ 18 مارس 1991 ازدواج کرده است و این زوج دارای سه فرزند هستند. همچنین، او دختری به نام ”لیزا بِرِنان جابز“ از نامزد سابق اش - ”کریس بِرِنان“ - که هیچ وقت به طور رسمی با هم ازدواج نکردند، دارد.
در کتاب ”دومین امید استیو جابز در راه موفقیت“ (The Second Coming of Steve Jobs) نویسنده این کتاب - ”آلن دویستچ من“ - راجع به ملاقات های عاشقانه جابز با خواننده زن آمریکایی جون بایز می نوسید. دویستچ من با نقل قول آوردن از ”الیزابت هولمز“ که یکی از دوستان جابز در کالج رید بوده است، می نویسد: ”من اعتقاد داشتم که جابز بیشتر به این دلیل عاشق جون بایز شده که این زن زمانی معشوقه (باب) دیلن بوده است“.
در کتاب استیو جابز؛ تمثال (iCon Steve Jobs) نوشته ”جِفری اس. یانگ“ و ”ویلیام اِل. سیمون“، نویسندگان به این مسئله اشاره می کنند که جابز ممکن بود با جون بایز ازدواج کند اگر سن بایز (41 سال) در آن زمان باعث این نمی شد که امکان بچه دار شدن برای آنها وجود نداشته باشد. احتمالاً بایز و جابز دوست باقی ماندند. بایز در بخش سپاسگزاری های کتاب خاطراتی که در سال 1987 با نام ”صدایی برای خواندن“ منتشر کرد، از جابز نام برده است.
جابز، برخلاف ادعای برخی، با وجود اینکه گوشت قرمز نمی خورد، گیاه خوار نیست، ولی گاهی غذایش از گوشت ماهی است.
در سال 1982 میلادی، جابز آپارتمانی را در سان ریموی نیویورک، جایی که شاهزاده خانم یاسمین آقاخان - دختر رینا هی ورث - هم آپارتمانی در آنجا دارد، خرید. این مجموعه آپارتمانی در آن زمان و بیشتر محل کار و زندگی گروهی از افراد بود که به پیشرو و ترقی خواه معروف بودند. جابز، با کمک آی. ام. پی (معمار معروف چینی که یکی از موفق ترین معماران قرن بیستم نام گرفته است)، سال ها وقت صرف کرد که این آپارتمان قرار گرفته در دو طبقه فوقانی برج شمالی این مجتمع را بازسازی کند. اما با تمام این احوال، او و خانواده اش هیچ وقت به این آپارتمان نقل مکان نکردند و در نهایت بیست سال بعد آن را به خواننده گروه یوتو - بونو - فروخت.
در سال 1984 جابز یک عمارت مستعمراتی اسپانیایی ها که 1600 متر مربع وسعت و 14 اتاق خواب داشت را خرید. این عمارت به دست جورج واشنگتن اسمیت طراحی شده و در وودساید، کالیفرنیا قرار دارد. جابز ده سال در این عمارت در حالت تقریباً بدون اثاثیه زندگی کرد و در سال 1998 جابز به بیل کلینتون اجازه داد که برای مدتی از آن استفاده کند (دختر کلینتون در دانشگاهی در آن حوالی تحصیل می کرد). اما با وجود اینها ساختمان این عمارت به دلیل بی توجهی به وضعیت نامناسبی درآمده است. جابز که تصمیم به تخریب عمارت و ساخت خانه ای کوچکتر روی آن زمین داشت، با مخالفت هایی از جانب علاقمندان حفظ میراث فرهنگی مواجه شد. در ژوین 2004، شورای شهر وودساید به جابز اجازه تخریب این ملک را داد مشروط بر اینکه به مدت یک سال آگهی هایی را منتشر کند تا مشخص گردد که کسی علاقمند به خرید و بازسازی این ساختمان هست یا خیر. تعدادی از اشخاص تمایل خود را به این مسئله اعلام کرده اند که در میان آنها می توان به ریچارد پیونیکا - وکیل - اشاره کرد که پیش از این نیز تجربیاتی در زمینه بازسازی املاک کهن داشته است.
در 31 ژوییه 2004 جابز برای خارج کردن یک تومور از لوزالمعده اش تحت عمل جراحی قرار گرفت. او به یکی از اشکال بسیار نادر سرطان لوزالمعده به نام ”تومور Slet cell neuroendocrine“ دچار شده بود که نیازی به شیمی درمانی یا پرتودرمانی ندارد. در غیاب او، ”تیم کوک“، مسئول عملکرد و فروش جهانی شکرت اپل، کمپانی را اداره می کرد.
در سال 2005 میلادی، جابز در عکس العمل به چاپ شدن یک زندگینامه غیرتایید شده توسط او به وسیله انتشارات جان وایلی (به نام ”استیو جابز؛ تمثال“ که قبلاً به آن اشاره شد) فروش تمام کتاب های چاپ شده توسط این انتشارات را در فروشگاه های خرده فروشی شرکت اپل ممنوع کرد.
در مصاحبه ای با نام آنچه موش زمستان خواب گفت؛ چگونه پادفرهنگ دهه 60 رایانه های شخصی را شکل داد در این کتاب، استیو جابز راجع به این مسئله صحبت می کند که چگونه مصرف ال اس دی یکی از تاثیرگذارترین تجربه های زندگی اش بوده است.


اختلاف نظرها در مورد جابز
راجع به شخصیت سلطه جو و متوقع استیو جابز بسیار صحبت و نوشته شده است و تعدادی زندگینامه غیرتایید شده توسط او نیز موجود است:
-
قلمرو پادشاهی کوچک (The Little Kingdom) نوشته مایکل مورنیز.
-
استیو جابز: سفر همان پاداش است (The Joumey is the Reward) نوشته جفری اِس. یانگ.
دومین امید استیو جابز در راه موفقیت (The Second Coming of Steve Jobs) نوشته آلن دویستچ من.
-
استیو جابز؛ تمثال (iCon Steve Jobs) نوشته جفری اس. یانگ و ویلیام ال. سیمون.
در کتاب استیو جابز؛ تمثال، نویسندگان به این مسئله اشاره می کنند که شخصیت پل جابز - پدرخوانده استیو - به عنوان دلیل سلطه جویی وی شناخته می شود:
- ”
پل در ابتدا به عنوان شرخر یک شرکت مالی فعال در زمینه وام خودرو استخدام شد. وظیفه او این بود که با قدرت بدنی ای که داشت به این شرکت در راستای جمع آوری وام های عقب مانده و پرداخت نشده کمک کند. جثه بزرگ و شخصیت سلطه جوی او با این شغل خطرناک سازگاری داشت و از سوی دیگر توانایی های مکانیکی خودرو که داشت به او کمک می کرد که در صورت نیاز قفل خودروهایی که وام آنها پرداخت نشده بود را باز کند و آنها را بدون کلید راه اندازی کند“.
در فیلم مستند ”Triumph of the Nerds“ قضیه مشهور اخراج جابز از شرکت رایانه ای اپل وسط مدیرعامل وقت آن شرکت - جان سکولی - و هییت مدیره اپل از دید اشخاص متفاوت بررسی شده است:
-
کریس اسپینوزا: ”نقشه های پر آب و تابی که برای (رایانه ) مکیناش کشیده شده بود به دلیل وضعیت این محصول در بازار، کم کم داشت نقش بر آب می شد. و حقیقت این بود که وضعیت این محصول در بازار وحشتناک نبود، می شد که این محصول را نجات داد. اما شکافی که بین این و آن نقشه های پرزرق و برق و وضعیت محصول در آن زمان ایجاد شده بود، آنقدر باورنکردنی بود که کسی باید کاری می کرد و این شخص جان سکولی بود“.
-
جان سکولی: ”هییت مدیره باید انتخابی را انجام می داد و من گفتم ”ببینید، این شرکت استیو است، من را اینجا آورده اند که کمک کنم. اگر می خواهید که او باز هم شرکت را اداره کند، از نظر من مشکلی ندارد ولی دست کم باید تصمیم بگیریم که چه می خواهیم بکنیم و همگی آن هدف را پشتیبانی کنیم...“ و در نهایت پس از اینکه هییت مدیره با استیو صحبت کرد و با من هم صحبت کرد، تصمیم بر این شد که برنامه های من را ادامه دهیم و استیو شرکت را ترک کرد“.
-
استیو جابز: ”چه می توانم بگویم؟ من شخص اشتباهی را استخدام کرده ام. او همه چیز را که من برایش 10 سال زحمت کشیده بودم از بین برد و با کنار زدن خود من هم شروع کرد. اما این غم انگیزترین بخش قضیه نیست. اگر اپل تبدیل به آن چیزی شده بود که من در نظر داشتم با خوشحالی این شرکت را ترک می کردم“.
-
لاری تِسلِر: ”کارمندان شرکت احساسات متناقضی در مورد این قضیه داشتند، همه زمانی دور یا نزدیک مرعوب استیو جابز شده بودند و آسودگی قطعی در این بود که مرعوب کننده برود. و از سوی دیگر همان کارمندان مرعوب شده احترام زیادی برای استیو جابز قایل بودند، و همه ما نگران این مسئله بودیم که برای این شرکت بدون قدرت تصور، بدون بنیانگذار و بدون جذبه (کاریزما) چه اتفاقی خواهد افتاد“.
-
آندی هِرتزفِلد: ”او (جابز) این مسئله را به عنوان یک حمله شخصی محسوب کرد و به عنوان مقابله به مثل، شروع کرد به جمله کردن به سکولی؛ حمله ای به شکل یک عقب نشینی گوشه گیرانه، چون مطمین بود که هییت مدیره طرف او را خواهد گرفت و از سکولی پشتیبانی نخواهد کرد... از دست دادن استیو برای اپل دردی بود که هیچ وقت بهبودی پیدا نکرد؛ او قلب و روح و نیروی پیشرونده شرکت بود. اپل امروزه جایی بسیار متفاوت خواهد بود؛ آنها روحشان را از دست دادند...“.

 

بیماری رئیس بزرگ

 در سال 2004 در استیو جابز سرطان پانکراس تشخیص داده شد اما تحت درمان قرار گرفت. تا اینکه از نیمه سال 2008 کاهش وزن و کاهش قوه بینایی در وی آغاز شد و سرانجام در سال 2009  رئیس اپل مجبور شد یک پیوند کبد دریافت کرد.

در سال 2010 مجله فوربس جزئیات ماجرای کبد خریدن استیو جابز را منتشر کرد. این مجله آمریکایی نوشت: ماجرا از تابستان 2008 آغاز می شود. زمانی که جابز حضار کنفرانس اپل در سانفرانسیسکو را شوکه کرد. در این کنفرانس، جابز بسیار لاغر و به وضوح بیمار به نظر می رسید. به طوری که "دن لاینز" که به خاطر وبلاگ "ضد جابز" خود شهرت دارد در این باره نوشت: "حال جابز به شدت وخیم است و کاملا رو به مرگ به نظر می رسد."

در ماه های بعد از آن، دستگاههای خبری وابسته به خانه "کوپرتینو" تمام راهها را برای دامن زدن به شایعات امتحان کردند. اول از "شیوع نوعی ویروس" حرف زدند و بعد پای "برهم خوردن تعادل هورمونی" را وسط کشیدند. درحالی که واقعیت چیز دیگری بود.

یک تومور بدخیم پانکراس، جابز را در معرض خطر مرگ قرار داده بود و اگر بلافاصله تحت عمل جراحی پیوند کبد قرار نمی گرفت مرگ را تجربه می کرد. اما به نظر می رسید که دریافت یک کبد جدید بسیار دشوار باشد به طوری که علاوه بر وی در سال 2009 سه هزار و 400 کالیفرنیایی دیگر نیز در لیست انتظار برای دریافت یک کبد جدید بودند. از این تعداد تنها 671 بیمار موفق به دریافت پیوند شدند و 400 نفر در این انتظار جان باختند.

به همین دلیل جابز بین ماههای ژانویه تا مارس 2009 در یک تلاش نا امیدکننده بزرگ به سر برد و با هواپیمای جت شخصی خود طول و عرض آمریکا را برای پیدا کردن یک اهداکننده مناسب پیمود و به تمام بیمارستانها برای ثبت نام در بالاترین اولویت ممکن در لیست انتظار سر زد.

آمریکا یک کشور چند- لیستی است و به همین دلیل به بیماران بسیار ثروتمند اجازه می دهد که رقم شانس خود را برای دریافت یک پیوند افزایش دهند. به طوری که بیمارستانها نام این افراد "ابر ثروتمند" را قبل از اینکه در لیست ملی ثبت کنند در لیست انتظار ایالتی قرار می دهند.

در هریک از این بیمارستانها جابز تمام آزمایشات پر هزینه مشاوره، معاینه و انجام آزمایشات را انجام داد که در واقع برپایه قوانین پلیس بیمه، هر بیمار حق دارد تنها یکبار در این لیست ثبت نام کند.

سرانجام در ابتدای ماه مارس، معجزه از راه رسید. یکی از بیمارستان هایی که جابز در آنها ثبت نام کرده بود، بیمارستان دانشگاهی "متدویست" در ممفیس تنسی خبر داد که برای وی یک کبد دارد. کبد متعلق به یک جوان 20 ساله بود که در اثر یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داده بود.

 

آخرین هفته های زندگی

در آخرین هفته های حیات جابز عکسی در اینترنت منتشر شد که بسیاری از مردم نمی خواستند آن را ببینند و به همین علت در تلاش بودند تا جعلی بودن آن را اثبات کنند. عکسی که نشان می داد زمانی تا وداع با جادوگر اپل باقی نمانده است.

یک روز قبل از درگذشت استیو جابز، تیم کوک در اولین حضور خود در انظار عمومی، مدل جدیدی از "آی- فن" را رونمایی کرد. شاید استیو جابز برای به آرامش رسیدن تنها منتظر همین رویداد بود: اینکه اپل را به دست فرد مناسبی سپرده است. مردی که آخرین اختراع جادوگر را به دنیا معرفی کرد.

هرچند دیگر دنیا مردی با تی- شرت مشکی، شلوار جین آبی تیره و کفش های کتانی سفید را بر روی صحنه نمایش های اپل نخواهد دید

 

 

3 داستان آموزنده از استیو جابز،  در سخنرانی مشهور وی در دانشگاه استنفورد

 

استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و یک سخنرانی مشهور در آنجا انجام داد.

شاید بسیاری از شما قبلا این سخنرانی را دیده باشید اما در چنین روزی خواندن مجدد آن نکات زیادی را به ما یادآوری می کند و کسانی هم که تا به حال آن را ندیده اند می توانند از سخنان استیو جابز لذت ببرند.

 


من امروز خیلی خوشحالم كه در مراسم فارغ‌ التحصیلی شما كه در یكی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درس می ‌خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ ‌التحصیل نشده‌ام. امروز می ‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.

اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است:
من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در كالج رید ترک تحصیل كردم ولی تا حدود یك سال و نیم بعد از ترك تحصیل به دانشگاه مي‌آمدم و مي‌رفتم و خب حالا مي‌خواهم برای شما بگویم كه من چرا ترك تحصیل كردم. زندگی و مبارزه‌ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیكی من یك دانشجوی مجرد بود كه تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد كه یک خانواده مرا به سرپرستی قبول كند. او شدیداً اعتقاد داشت كه مرا یك خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول كند و همه چیز را برای این كار آماده كرده بود.

یک وكیل و زنش قبول كرده بودند كه مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینكه بعد از تولد من این خانواده گفتند كه پسر نمی خواهند و دوست دارند كه دختر داشته باشند. این جوری شد كه پدر و مادر فعلی من نصف شب یك تلفن دریافت كردند كه آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول كنند یا نه و آنان گفتند كه حتماً. مادر بیولوژیكی من بعداً فهمید كه مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نكرده است. مادر اصلی من حاضر نشد كه مدارك مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا كند تا اینكه آن‌ها قول دادند كه مرا وقتی كه بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.
 
این گونه شد كه هفده سال بعد من وارد كالج شدم و به خاطر این كه در آن موقع اطلاعاتم كم بود دانشگاهی را انتخاب كردم كه شهریه‌ آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه‌ دانشگاه خرج می ‌كردم؛ بعد از شش ماه متوجه شدم كه دانشگاه فایده‌  چندانی برایم ندارد. هیچ ایده‌ای كه می‌ خواهم با زندگی چه كار كنم و دانشگاه چگونه می ‌خواهد به من كمك كند نداشتم و به جای این كه پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج كنم ترک تحصیل كردم ولی ایمان داشتم كه همه چیز درست می ‌شود.
 
اولش كمی وحشت داشتم ولی الآن كه نگاه می ‌كنم می ‌بینم كه یكی از بهترین تصمیم‌های زندگی من بوده است. لحظه ‌ای كه من ترک تحصیل كردم به جای این كه كلاس‌هایی را بروم كه به آن‌ها علاقه ‌ای نداشتم شروع به كارهایی كردم كه واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و كف اتاق یكی از دوستانم می ‌خوابیدم. قوطی‌های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس مي‌دادم كه با آن‌ها غذا بخرم.

بعضی وقت‌ها هفت مایل پیاده روی می ‌كردم كه یك غذای مجانی توی كلیسا بخورم. غذا‌هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس كنجكاوی و ابهام درونی‌ام در راهی افتادم كه تبدیل به یك تجربه‌ گران بها شد. كالج رید آن موقع یكی از بهترین تعلیم‌های خطاطی را در كشور می داد. تمام پوستر‌های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می ‌شد و چون از برنامه عادی من ترک تحصیل كرده بودم، كلاس‌های خطاطی را برداشتم.
 
سبك آن‌ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می ‌بردم. امیدی نداشتم كه كلاس‌های خطاطی نقشی در زندگی حرفه‌ ای آینده‌ من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن كلاس‌ها موقعی كه ما داشتیم اولین كامپیوتر مكینتاش را طراحی می ‌كردیم تمام مهارت‌های خطاطی من دوباره درون ذهن من برگشت و من آن‌ها را در طراحی گرافیكی مكینتاش استفاده كردم. مک اولین كامپیوتر با فونت‌های كامپیوتری هنری و قشنگ بود.
 
اگر من آن كلاس‌های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونت‌های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون كه ویندوز طراحی مک را كپی كرد، احتمالاً هیچ كامپیوتری این فونت را نداشت. خب می ‌بینید آدم وقتی آینده را نگاه می ‌كند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می ‌كند متوجه ارتباط این اتفاق‌ها می ‌شود. این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است كه هیچ وقت مرا نا امید نكرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد كرده است.
 
داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شكست است:
من خرسند شدم كه چیزهایی را كه دوستشان داشتم خیلی زود پیدا كردم. من و همكارم «وز» شركت اپل را درگاراژ خانه‌  پدر و مادرم وقتی كه من فقط بیست سال داشتم شروع كردیم ما خیلی سخت كار كردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یک شركت دو بیلیون دلاری كه حدود چهارهزار نفر كارمند داشت.

ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه كرده بودیم؛ مكینتاش. یک سال بعد از درآمدن مكینتاش، وقتی كه من فقط سی ساله بودم، هیأت مدیره‌ اپل مرا از شركت اخراج كرد. چه جوری یک نفر می ‌تواند از شركتی كه خودش تأسیس می ‌كند اخراج شود؟ خیلی ساده. شركت رشد كرده بود و ما یک نفری را كه فكر می ‌كردیم توانایی خوبی برای اداره شركت داشته باشد استخدام كرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش می ‌رفت تا این كه بعد از یكی دو سال در مورد استراتژی آینده‌ شركت من با او اختلاف پیدا كردم و هیأت مدیره از او حمایت كرد و من رسماً اخراج شدم.
 
احساس می ‌كردم كه كل دستاورد زندگی ام را از دست داده‌ام. حدود چند ماهی نمی دانستم كه چه كار باید بكنم. من رسماً شكست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیكان ولی نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد كرد. احساسی كه من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع كردن از نو.
 
شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یكی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت، با سبكی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من كاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یک شركت به اسم نكست تأسیس كردم و یک شركت دیگر به اسم پیكسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم كه بعداً با او ازدواج كردم.
 
پیكسار اولین فیلم انیمیشن كامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد كه الآن موفق ترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیاست. دریک سیر خارق العاده اتفاقات، شركت اپل نكست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تكنولوژی ابداع شده در نكست انقلابی در اپل ایجاد كرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع كردیم.

اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ كدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود كه به یک مریض می ‌دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد.

بعضی وقت‌ها زندگی مثل سنگ توی سر شما می كوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید.

من مطمئن هستم تنها چیزی كه باعث شد من در زندگی ام همیشه در حركت باشم، این بود كه من كاری را انجام می ‌دادم كه واقعاً دوستش داشتم.

داستان سوم من در مورد مرگ است:
هفده ساله بودم که در جایی خواندم اگر هر روز جوری زندگی كنید كه انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد، شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی كه توی آینه نگاه می ‌كنم از خودم می پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم كارهایی را كه امروز باید انجام بدهم، انجام می ‌دهم یا نه.
 
هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می ‌فهمم در زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر دانستن این كه بالآخره یک روزی خواهم مرد برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود كه كمك كرد خیلی از تصمیم‌های زندگی ام را بگیرم چون تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شكست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.

حدود یک سال پیش دكترها تشخیص دادند كه من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه‌  صبح بود كه مرا معاینه كردند و یک تومور توی لوزالمعده‌ من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم كه لوزالمعده چی هست و كجای آدم قرار دارد ولی دكترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دكتر به من توصیه كرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه كنم. منظورش این بود كه برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی كه در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه‌هایم بگویم در مدت سه ماه به آن‌ها یادآوری بكنم.
 
این به این معنی بود كه برای خداحافظی حاضر شوم. من با آن تشخیص، تمام روز دست و پنجه نرم كردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آن‌ها یک آندوسكوپ را توی حلقم فرو كردند كه از معده‌ام می ‌گذشت و وارد لوزالمعده‌ام می ‌شد. همسرم گفت كه وقتی دكتر نمونه را زیر میكروسكوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه كردن كرد؛ چونكه او گفت كه، آن یكی از كمیاب ترین نمونه‌های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ كس دوست ندارد كه بمیرد حتی آن‌هایی كه می ‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترک در زندگی همه‌ ما ست.
 
شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد؛ چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ كهنه‌ها را از میان بر می ‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می ‌كند.

یادتان باشد كه زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی كردن به جای زندگی بقیه هدر ندهید.

هیچ وقت توی دام غم وغصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید كه هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش كند؛ و از همه مهمتر این كه، شجاعت این را داشته باشید كه از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی كنید.

موقعی كه من سن شما بودم یك مجله‌ خیلی خواندنی به نام كاتالوگ كامل زمین منتشر می ‌شد كه یكی از پرطرفدارترین مجله‌های نسل ما بود. این مجله مال دهه‌ شصت بود و موقعی كه هیچ خبری از كامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می ‌شد. شاید یک چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این كه گوگل وجود داشته باشد.

در وسط دهه هفتاد آن‌ها آخرین شماره از كاتالوگ كامل زمین را منتشر كردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره‌ شان یک عكس از صبح زود یک منطقه‌ روستایی كوهستانی بود؛ از آن نوعی كه شما ممكن است برای پیاده روی كوهستانی خیلی دوست داشته باشید.

زیر آن عكس نوشته بود:

stay hungry stay foolish

این پیغام خداحافظی آن‌ها بود وقتی كه آخرین شماره را منتشر می ‌كردند.

stay hungry stay foolish

این آرزویی هست كه من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ‌ التحصیلی شما آرزویی هست كه برای شما می ‌كنم.

 

واکنش شخصیت‌های مهم به درگذشت استیو جابز:

 

 

بیانیه خانواده جابز
استیو امروز در نهایت آرامش و در حالی كه خانواده‌اش را در كنار خود داشت، دیده از جهان فرو بست.
استیو در زندگی اجتماعی خود به عنوان فردی رویا پرداز و خیال ‌پرداز و در زندگی خصوصی، دلسوز خانواده‌اش بود. ما از بسیاری از كسانی كه در طول یک سال اخیر و در زمانی كه استیو با بیماری خود دست و پنجه نرم می‌ كرد، با دعا و دلگرمی، احساسات خوب خود را با ما به اشتراک گذاشتند، سپاسگزاریم. به همین خاطر وب‌ سایتی جهت آن دسته از اشخاصی كه می‌ خواهند پیام‌های تسلیت خود را ارسال داشته و یا دوست دارند كه خاطراتی را از استیو برای دیگران تعریف كنند، ایجاد خواهد شد. همچنین از همه، برای پشتیبانی و اظهار همدردی متشكریم. این را می‌ دانیم كه بسیاری، همراه با ما سوگوار هستند و از همگان می‌ خواهیم در این ایام سوگ و غم، حریم خصوصی خانواده ما را ارج بنهند.

 

باراک اوباما؛ ریس جمهور آمریکا

او با ساختن یکی از موفق ‌ترین شرکت های جهان از پارکینگ خانه اش، روحیه خلاق آمریکایی را به نمایش گذاشت. او با شخصی کردن کامپیوترها و قرار دادن اینترنت در جیب ما، انقلاب اطلاعات را نه تنها قابل دسترسی بلکه شهودی و لذت بخش کرد…استیو دوست داشت بگوید هر روز را طوری زندگی می کند که انگار آخرین روز زندگی اش است. به همین خاطر، او زندگی را دگرگون کرد، بعضی صنایع را از نو تعریف کرد، و به یکی از نادرترین دستاوردها در تاریخ بشر دست یافت. او شیوه دیدن جهان برای هر یک از ما را عوض کرد.

جهان یک انسان صاحب بینش را از دست داده است. و شاید هیچ تعریفی بالاتر از این نباشد که بخش بزرگی از جهان از طریق دستگاهی که او اختراع کرد از درگذشت او آگاه شد.

 

تیم كوک؛ مدیرعامل اپل
اپل یک نابغه خلاق و رویایی، و جهان
یک انسان فوق‌ العاده را از دست داد. آن دسته از ما كه شانس كافی را برای آشنایی و همكاری با استیو داشته ‌اند، می‌ دانند كه ما یک دوست عزیز و یک راهنمای امید بخش را از دست داده‌ ایم. استیو شركتی را از خود برجای گذاشت كه تنها فردی مانند او می ‌توانست آن را به وجود بیاورد. روح او همواره به عنوان شالوده و بنیان اپل در كنار ما باقی خواهد ماند.
به زودی بزرگداشتی را برای زندگی فوق ‌العاده استیو برای كاركنان اپل برگزار خواهیم كرد. اگر تا آن زمان مایل هستید تا ایده‌ها، خاطرات و همدردی‌های خود را با ما به اشتراک بگذارید، می ‌توانید ایمیل خود را به آدرس rememberingsteve@apple.com ارسال نمائید.
می ‌دانیم كه هیچ كلامی نمی ‌تواند بیان ‌كننده میزان غم و اندوه ما از درگذشت استیو و از دست رفتن فرصت همكاری در كنار وی باشد. ما یاد و خاطره وی را با ادامه دادن كاری كه او به آن آنچنان عشق می‌ ورزید گرامی خواهیم داشت. یادها و دعاهای ما در این ایام سخت، تقدیم به همسر او لارن و فرزندانش.

 

بیل گیتس؛ موسس مایكروسافت
من عمیقاً از شنیدن خبر درگذشت استیو غمگین و ناراحت هستم. ملیندا و من همدردی و تسلیت خالصانه خود را به خانواده، دوستان و تمام همكاران استیو تقدیم می ‌كنیم. من و استیو سی سال پیش برای اولین بار با یكدیگر آشنا شدیم. از آن زمان تاكنون و برای نیمی از عمرمان با یكدیگر همكار، رقیب و دوست بودیم. دنیا بندرت فردی را با چنان تاثیری كه استیو از خود بر جای گذاشت می‌ بیند. تاثیری كه اثرات آن تا چند نسل آینده احساس خواهد شد. برای آن دسته از ما كه به اندازه كافی خوش ‌شانس بودیم با وی همكاری داشته باشیم، این همكاری افتخار بزرگی محسوب می‌شود. بی‌اندازه برای استیو دلتنگ خواهم شد.

 

استیو بالمر، مدیرعامل مایکروسافت

من می خوام تاسف عمیقم را از درگذشت استیو جابز بیان کنم. او یکی از موسسان صنعت ما و یک آینده نگر به معنای واقعی بود. قلب من به همراه خانواده اش، تمام کسانی که در اپل کار می کنند و هر کسی است که تحت تاثیر کارهای او قرار گرفته خواهد بود.

 

لری پیج؛ موسس گوگل
من از شنیدن اخبار مربوط به استیو بسیار بسیار غمگین هستم. او مرد بزرگی بود با دستاوردهای عظیم و استعدادی خارق‌العاده. این ‌طور بنظر می ‌رسید كه او معمولاً، همواره قادر است تا در چند كلمه، آنچه را كه باید درباره آن فكر كنید را پیش از آنكه شروع به فكر كردن كنید، بگوید. پیش از هر چیز و بالاتر از تمام چیزهای دیگر تمركز او روی تجارب كاربران، همیشه الهام‌ بخش من بوده است. زمانی كه من به مدیرعاملی گوگل رسیدم؛ استیو بسیار با من مهربان بود و وقت بسیاری را برای راهنمایی و انتقال تجارب خودش به من صرف كرد. من و گوگل به خانواده او و اپل تسلیت می‌ گوئیم.

 

سرگئی برین؛ موسس گوگل
از همان روزهای اولیه گوگل هر زمان كه من و لری نیازمند دید الهام ‌بخش برای رهبری بودیم، كافی بود تا به اپل نگاه كنیم. استیو عزیز، اشتیاق و تعصب تو به خوبی برای هر كسی كه یكی از محصولات اپل را لمس می‌ كند (حتی من كه اینک با مک ‌بوک خود در حال نوشتن این جملات هستم) قابل حس است. من این موضوع را شخصاً در چند نوبتی كه یكدیگر را ملاقات كردیم به خوبی احساس كردم. من از جانب تمام همكارانم در گوگل و به نمایندگی از گستره وسیعی از جامعه فناوری می ‌گویم كه ما بسیار برای تو دلتنگ خواهیم شد. به خانواده، دوستان و همكاران تو در اپل تسلیت می‌ گویم.

 

اما پل الن؛ یکی از بنیان ‌گذران مایکروسافت

جابز یکی پیشگامان بی‌همتا دنیای فناوری بود و شخصی بود که می‌دانست چگونه محصولات بزرگ بسازد.

 

مایکل دل؛ رئیس شرکت دل

امروز جهان یک رهبر رویایی و الهام ‌گرای صنعت فن ‌آوری و یكی از اسطوره‌های نادر خود و من یک دوست و همكار نزدیک را از دست دادم. میراث استیو برای نسل‌ها به یادگار خواهد ماند. تسلیت و همدردی خودم را به خانواده و تیم اپل تقدیم می ‌كنم.

 

مارک زاكربرگ؛ موسس فیس ‌بوک
استیو، متشكرم بخاطر اینكه برای من یک استاد و یك دوست بودی. متشكرم از اینكه به همه نشان دادی چیزی كه ساختی می‌تواند جهان را تغییر دهد. دلم برایت تنگ خواهد شد.

 

 

جان لسه ‌تر، پیكسار

اد كتمال، دیزنی

استیو جابز یک رویاگرای خارق ‌العاده بود. دوستی خوب و عزیز و راهنمایی برای خانواده پیكسار. او پیش از هر كدام از ما و خارج از آنچه بتوانیم تصورش را بكنیم، توانست پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های پیكسار و آنچه كه می ‌توانیم انجام دهیم را ببیند. استیو این شانس را به ما داد و رویاهای دیوانه ‌وار ما را باور كرد، كه می ‌توان به وسیله كامپیوتر انیمیشن ساخت. مطلبی كه همواره به آن اشاره می‌ كرد این بود كه « كار را عظیم انجام دهید ». او دلیل این راهی است كه پیكسار طی کرده و قدرتی است كه بدست آورده. همبستگی و عشق به زندگی از همه ما مردمان بهتری ساخته است. او برای همیشه در DNA پیكسار باقی خواهد ماند. قلب‌‌های ما در كنار همسرش لارن و فرزندانش در این ایام سخت خواهد بود.

 

راندل استفان ‌سون؛ مدیرعامل AT&T
امروز ما از شنیدن درگذشت استیو جابز غمگین هستیم. استیو یك مخترع نمادین، یك الهام ‌گرا و یک كارآفرین نمونه بود كه ما از دوستی وهمكاری با او به خود می ‌بالیم. همه ما در
AT&T تسلیت و دعاهای خود را تقدیم همسر استیو و خانواده  اپل می ‌نمائیم.

 

دیک کوستولو؛ مدیرعامل توییتر

در هر دوره و به ندرت فردی پیدا می شود که فقط مسیر را به جلو نمی برد. بلکه یک استاندارد جدید برای اندازه گیری به وجود می آورد.

 

رابرت مرداک رئیس و مدیر عامل  نیوز کورپ

امروز ما یکی از بزرگ ترین اندیشمندان، نوآوران و کارآفرینان تمام تاریخ را از دست داده ایم. استیو جابز بزرگ ترین مدیرعامل نسل خودش به شمار می رود. من در حالی که عمیقا از مرگ او متاسف هستم به تاثیر بزرگ او بر نوع استفاده کاربران از رسانه ها فکر می کنم.

 

ماسایوشی سان؛ مدیرعامل Softbank
من از شنیدن خبر درگذشت استیو جابز اندوهگین شدم. استیو حقیقتاً یک نابغه برای تمام دوران بود. مردی با توانائی‌های نادر برای درهم آمیختن هنر و فناوری. هم‌اكنون و تا قرن‌ها یاد او در كنار لئوناردو داوینچی زنده خواهد ماند. دستاوردهای وی تا ابد ادامه خواهد داشت و خواهد درخشید.

 

باب ایگر؛ مدیر عامل شرکت دیزنی

استیو جابز یک دوست عالی و یک مشاور قابل اعتماد برای من بود. میراث او را نمیتوان به چند گجت تولید شده و یا یک شرکت محدود کرد، بلکه میلیون ها نفری هستند که از او الهام گرفتند، زندگی هایی هستند که تغییر کرده اند و فرهنگی است به وسیله تفکری زیبای او آفریده شده است. استیو مردی از جنس اصل با ذهنی خلاق و مبتکر بود. با وجود تمامی اختراعات او هیچ گاه لحظه ای آرام ننشست. با رفتن او دنیا یک مبتکر بی مانند و دیزنی یکی از اعضای خانواده اش را از دست داد و من نیز یکی از بهترین دوستانم را از دست دادم. در این ایام سخت تسلیت و همدردی خود را تقدیم لارن همسر وی و خانواده ‌اش می‌ كنم.

 

مایکل بلومبرگ؛ شهردار نیویورک

امشب، دنیا نابغه‌ ای را از دست داده است که از او به مانند ادیسون و اینشیتن یاد خواهد شد. در طی چهار دهه پیش، استیو جابز توانایی دیدن آینده را داشت.  تأثیر جابز ورای گوشی‌های هوشمند،  یا آی‌ پد است. او دانش و توانمندی شکل دادن مجدد به چهره تمدن را داشت.

 

نانسی پلوسی؛ رهبر اقلیت مجلس نمایندگان آمریکا

استیو جابز فردی الهام ‌بخش بود كه روش زندگی ما را تغییر داد. یک مخترع بزرگ كه محصولات ساخت وی شادی را برای میلیون‌ها نفر به ارمغان آورد. شخصی ریسک ‌پذیر كه از چالش‌های فرا روی خود نمی‌هراسید و كارآفرینی كه یكی از خلاق ‌ترین شركت‌های تمام دوران ما را رهبری می‌ كرد.
دانایی و بصیرت وی مورد احترام سیاست ‌گزاران تمام جناح‌ها بود. شهامت او در مبارزه با بیماری سرطان، نیروبخش بسیاری دیگر بود. من آرامش را برای تمام آنهائی كه او را دوست داشتند، به خصوص خانواده‌اش آرزومندم و در این ایام سخت و غمگین برای آنانی كه او را از دست دادند دعا می‌ كنم.

 

كارل بارتز؛ مدیرعامل اسبق یاهو و اتودسک
این رویداد یک اندوه بی حد و حصر است. همه دیروز آرزو می‌ كردند در كنفرانس اپل او را ببینند. او یک شخص متمایز و خاص بود. وی جایگاه خود را به خاطر طرفدارانی كه همواره در كنارش بودند، بدست نیاورده بود. او این جایگاه را به خاطر نگاه و هدفش داشت. همه می ‌توانند دیگران را خوشحال كنند اما مهم این است كه در این مسیر تابع اصول خود باشی. استیو به اصول خود وفادار بود.

 

اریک اشمیت؛ رئیس هیئت مدیره گوگل

جابز موفق ‌ترین رئیس در آمریکا در طی ۲۵ سال گذشته بوده است. او به صورت بی ‌نظیری، دریافت‌های یک هنرمند را با بصیرت یک مهندس در هم‌ آمیخت تا یک شرکت استثنایی را بنا کند. او یکی از بزرگ ‌ترین رهبران آمریکا در طول تاریخ بود.

 

وارن بافت؛ مدیر عامل شرکت برکشایر هاتاوی

او یكی از مدیران برجسته تجاری و یك مخترع خلاق در تاریخ تجارت بود.

 

آرتور سالزبرگر؛ ناشر نیویورک تایمز
استیو جابز یک الهام ‌گرا و یک دوست فوق‌العاده برای نیویورک تایمز بود. وی مرزهای خبررسانی و نحوه تعامل اطلاعات با كاربران ما را گسترش داد. من به همراه بسیاری دیگر از مردم تاسف عمیق خودم را از درگذشت وی اعلام می‌ كنم.

 

مرجع :

Young, Jeffrey S.and William L.Simon (2005).

iCon Steve Jobs: The Greatest Second Act in the History of Business, Wiley, Trade Cloth

Hertzfeld, Andy. (2004). Revolution in The Valley.

O'Reilly, Sebastopol,CA

Kahney, Leander. (2004). The Cult of Mac.No Starch Press, Inc., San Francisco,CA.

Deutschman, Alan (2001).The Second Coming of Steve Jobs Broadway

Freiberger, Paul Swaine, Michael (1999). Fire in the Valley: The Making of The Personal Computer McGraw-Hill Trade

Malone Michael S.(1999) Infinite Loop ISBN

1854106384 (Aurum Press Ltd, London), (Bantam Doubleday Dell Publishing Group)

Levy, Steven, (1994) Insanely Great: The Life and Times of Macintosh, the Computer that Changed Everything, Penguin Books, NewYork, NY

Stross, Randall E (1993) Steve Jobs and The next Big Thing, Atheneum Books, NY

Denning Peter J.and Karen A.Frenkel. (Aprill 1989). "A Conversation with Steve Jobs, Comm. ACM,Vol. 32, No.4, pp. 437-443

Young, Jeffrey S. (1988) Steve Jobs: The Jounney is the Reward, Scott, Foresman and Co.Glenview IL.

Slater, Robert. (1987). Portraits in Silicon, Mit Press, Cambridge MA, Chapter:28

Caddes, Carolyn. (1986). Portraits of Success:

Impressions of Silicon Valley Pioneers, Tioga Publishing Co., Palo Alto CA

Levy, SSteven, (1984 Hackers: Heroes of the Computer Revolution, Anchor Press/ Doubleday, Garden City. NY

منابع :

www.wikipedia.org

tabesh.net

www.bbc.co.uk/persian

tooptarinha.com

www.rahpouyan.net

1pezeshk.com

www.shabakeh-mag.com 

movafaghan.blogfa.com

hamshahrionline.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مباحث فرهنگی            

16 مهر ماه - روز جهانی كودک گرامی باد

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 

شانزدهم مهرماه (8 اکتبر) در برخی نقاط جهان از جمله ایران روز جهانی کودک است.

روز جهانی کودک بهانه ای برای ورود به جهان کودکان است؛ برای ورود به این جهان باید آگاهی های خود را فراموش کنیم و با ناآگاهی های کودکانمان همراه شویم. آموختن زبان کودکانه نیز قدم بعدی است.

در سال 1946 بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا ، انجمن عمومی سازمان ملل به منظور حمایت از کودکان ، مرکز یونیسف را که ابتدا انجمن بین المللی ویژه کودکان سازمان ملل نام گرفت ایجاد کرد.
در سال 1953، یونیسف   ( United Nations International Emergency Fund ) یکی از بخش های دائمی در سازمان ملل گردید . و روز 8 اکتبر " روز جهانی کودک " نام گذاری شد.
کودکان در این روز ، خواهان یادآوری این مسئله هستند که سالانه هزینه های غیر قابل تصوری صرف تولید انواع سلاحهای هسته ای و غیر هسته ای می شود حال آنکه در سال کودکان بسیاری از گرسنگی ، عدم امکانات بهداشتی ، سوء تغذیه و ... جان خود را از دست می دهند و کسی نگران آنها نیست !
یونیسف اعلام داشته که تنها با اختصاص پنج دلار برای هر کودک می توان جان 90 درصد از کودکانی را که سالانه می میرند ، نجات داد و برای بهبود چشمگیر زندگی کودکان جهان سوم ، کافی است که فقط مبلغ شش هفته بودجه تسلیحاتی جهان هزینه شود.
وظیفه انجمن کمک به کودکان یعنی یونیسف ، مراقبت از کودکان و برآوردن نیازهای اولیه آنها در سالهای ابتدایی زندگی ؛ ترغیب و تشویق والدین به تعلیم فرزندان می باشد.
همچنین تلاش این انجمن برای کاهش بیماری ، مرگ و میر در کودکان و حمایت از آنها هنگام جنگ و حوادث طبیعی و ... است .
در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک آمده است که:
«
کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی ، محبت و تفاهم بزرگ شود ».

 

پیمان نامه جهانی حقوق کودک

مجمع عمومی سازمان ملل، بر پایه نظر صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف)، پیمان نامه حقوق کودک را در سال 1989 تصویب کرد و بیشتر کشورهای جهان نیز بدان پیوستند. در این پیمان نامه، وضعیت حقوقی ایده آلی برای کودکان پیش بینی شده است و کشورهایی که به آنمی پیوندند، باید بکوشند وضعیت رفاهی، حقوقی، آموزشی و پرورشی کودکان را تا سطح مورد نظر پیمان نامه بالا برند. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز در سال 1372 به این پیمان نامه پیوست، البته با این شرط که هر گاه مفاد پیمان نامه در هر مورد و در هر زمان با قوانین داخلی ایران و موازین اسلامی تعارض پیدا کند، دولت ایران ملزم به رعایت آن نباشد. این پیمان، یک مقدمه و 54 ماده دارد. 41 ماده آن حقوق کودک و 13 ماده دیگر درباره چگونگی اجرای آن است. در این پیمان نامه، از حقوق متعدد و متفاوتی برای کودکان صحبت شده است؛ از جمله حق حیات و کسب هویت، حق زیستن با والدین، حق ابراز عقیده و آزادی تفکر و مذهب و حق تفریح و بازی. مفاد پیمان نشان می دهد کودکان حقوقی دارند که خود قادر به دست یابی به آن نیستند و این بزرگ سالان هستند که باید با بسیج عمومی و تلاش همگانی، در سطح ملی و بین المللی در تحقق آن بکوشند.

 

کودک در اسلام

قبل از ظهور اسلام ، کودکان در وضعیت بسیار بدی به سر می بردند ، از حقوق عادی محروم و دستخوش اراده پدرانشان بودند. اگر پدران می خواستند آنها را نگه می داشتند و اگرنه ، برای رهایی از نفقه و هزینه زندگی آنها را می فروختند و یا می کشتند.

با آمدن اسلام ، این عادت ناپسند شدیدا مورد مقابله قرار گرفت و اسلام عالیترین توجه را به کودک نمود ، آیاتی که نسبت به حقوق کودک در اسلام وجود دارد و روایات موجود همه حکایات بر اهمیت اسلام به کودکان و حقوق ایشان دارد . اسلام ، پدران را از کشتن فرزندان به خاطر ترس از کمبود هزینه منع کرد . چنانکه خداوند در قرآن کریم می فرماید:

" فرزندان خود را از ترس کمی روزی نکشید ، ما به شما و آنها روزی می دهیم زیرا قتل آنها اشتباه و گناه بزرگی است. "[1]

رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: " به کودکان خود محبت کنید و نسبت به آنها ترحم نمایید. وقتی به آنها وعده دادید، وفا کنید زیرا آنها جز اینکه شما را روزی دهنده خود می بینند تصور دیگری ندارند. "[2]

امام سجاد (ع) می فرماید: " و اما حق فرزند تو این است که بدانی او از تو و پیوسته به تو در خیر و شر امر دنیاست و تو مسئول او از لحاظ نیک ادب کردن و راهنمایی به پروردگارش و کمک به طاعت او هستی. پس عمل تو درباره او ، عمل کسی باشد که می داند در احسان به او پاداش ، و در مسامحه و بدی نسبت به او کیفر می بیند."[3]

اسلام حتی به والدین اجازه کتک زدن کودکان را نداده است . امام علی (ع) می فرماید: " حتی برای ادب کردن فرزندت نیز او را نزن بلکه با او قهر کن و مراقب باش که زمان قهر طول نکشد. "[4]

 

نیازهای کودک

رسول اکرم (ص) به همه انسانها اعلام می کند ، همانطور که پدران و مادران ، حقوقی بر فرزندان خود دارند و فرزندان در صورت ترک آن حقوق عاق می شوند ، فرزندان نیز حقوقی بر پدر و مادر دارند که " پدران و مادران در صورت رعایت نکردن آن عاق فرزندان می گردند. "[5]
والدین مسئول تأمین تمام نیازهای کودک اعم از مادی و معنوی می باشند .
1- نیازمندی های جسمانی کودک: نمو جسمانی کودک با فراهم ساختن وسایل مادی امکان پذیر است تا از این طریق نیازهای بدنی او اشباع شود. این رشد و نمو با تغذیه ، بهداشت کافی ، آب و هوا ، مسکن ، خواب ، بازی و امثال آن ، به دست می آید.
2- تعلیم ورزش به کودک: حرکت و جنبش ، اساس هر عمل غریزی و پایه وظایف حیاتی است که زندگی شاداب و سلامت در گرو آن است .
امام صادق (ع) می فرماید : " باید – خصوصا – هفت سال اول زندگی کودک آزادانه به بازی و جنبشهای بدنی صرف شود. "[6]
حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید: " اگر کسی دارای طفل خردسالی بود باید با او در جنبشهای کودکانه و حالت بچه گانه همکاری و هماهنگی نماید. "[7]
آموختن و پرداختن به ورزشهای شنا، تیراندازی و سوارکاری نیز از ورزشهای مهمی است که در احادیث بر آنها تأکید شده است .
 

نیازمندی های روحی

1- انتخاب نام زیبا : نخستین احسان و نیکی پدر به کودک انتخاب نام زیبا و خوشایند برای اوست و این از حقوق لازم کودکان می باشد.
2- احترام : پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: " به شخصیت فرزندان خود ارج نهید و آداب و آیینهای رفتار خویش را نیکو و درست گردانید تا مشمول آمرزش خدا شوید. "
 پیامبر به والدین امر کرده اند که به کودکان احترام بگذارند ، چراکه بی توجهی و بی احترامی به آنان باعث بروز مشکلات عاطفی زیادی در کودکان می گردد همچنین در روایتی از رسول اکرم چنین آمده است : " فرزندان خود را زیاد ببوسید ، زیرا با هر بوسه ، برای شما مقام و مرتبتی در بهشت فراهم می شود که فاصله میان هر مقامی ، پانصد سال است . "[8]
 با توجه به مطالب گفته شده اسلام – دین انسان سازی – به اساس تربیتی انسانها از سنین کودکی ارزشی خاص می گذارد و به والدین توصیه می نماید که به تمامی ابعاد وجودی کودک عنایت داشته باشند و انسانی وارسته و شایسته را تحویل جامعه بشری بدهند.

 

نام گذاری مناسب برای کودک

از جمله حقوق کودک، انتخاب نام نیکو برای اوست. نام نیک، بهترین هدیه ای است که هر نوزاد در روزهای نخست زندگی از پدر و مادر می گیرد. پیامبر اسلام می فرماید: «نخستین هدیه ای که هر یک از شما به فرزندش می بخشد، نام خوب است. پس بهترین نام را برای فرزند خود انتخاب کنید.» در دامنه گسترده نام های نیکوی جهان، برخی نام ها، یادآور انسان های شایسته و مقرب درگاه الهی اند. نام پیامبران الهی و امامان علیهم السلام از این جمله اند و بسیاری از مردم از سر محبت و ارادتی که به آن بزرگواران دارند، این نام ها را برای فرزندان خویش برمی گزینند تا بذر محبت دوستان خدا را در دل فرزندانشان بکارند و راه درست زندگی را به آنان بنمایانند. وجود این نام های زیبا، مایه برکت اهل خانواده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «خانه ای که نام محمد در آن باشد، خداوند روزی آن را گسترده گرداند. پس اگر فرزندتان را محمد نام گذاشتید، او را مزنید و دشنامش ندهید».

 

کودک و محیط

کودک با روحی پاک و فطرتی سالم و بی آلایش به دنیا می آید. کودک در این دوران که دوران اولیه زندگی اش است، کاملاً انفعالی عمل می کند و تحت تأثیر اطرافیان و محیط اطراف خود قرار دارد. هر سخن و رفتاری را که بشنود و مشاهده کند، می کوشد از آن تقلید نماید و آن را انجام دهد. بنابراین، کودکی که در محیط سالم و با پدر و مادری نیکوکار همدم باشد، به گفتار و کردار نیکو روی خواهد آورد. بر عکس، کودکی که در محیط ناسالم بزرگ شود، با تقلید از رفتارهای ناهنجار پدر و مادر و اطرافیان، به بدی ها و زشتی ها عادت می کند و کمتر به دنبال کارهای نیک و شایسته می رود. امام علی علیه السلام فرمود: «هم نشینی با صالحان و نیکوکاران، دعوت کننده به صلاح و نیکی، و هم نشینی با هواپرستان، سبب فراموش کردن ایمان و موجب حضور شیطان است».

 

آمادگی کودکان برای تربیت

براساس برخی روایات، دوران رشد انسان، پنج مرحله دارد: جنینی، نونهالی، کودکی، نوجوانی و جوانی. هر یک از مراحل رشد، نقش سازنده ای در مراحل بعدی ایفا می کند. در دوران کودکی، یعنی در هفت سالگی، کودک بسیاری از مسائل را می فهمد و تشخیص می دهد. او در این سن، با کنجکاوی به مسائل می نگرد و قلب او، برای پذیرش هر عقیده ای آماده است. امام علی علیه السلام در این باره فرمود: «قلب کودک نورس، مانند زمین خالی است؛ آنچه در آن افکنده شود، آن را قبول می کند».

 

سفارش سقراط به تربیت فرزند

پیش از آنکه سقراط را محاکمه کنند، از وی پرسیدند: بزرگ ترین آرزویی که در دل داری، چیست؟ وی پاسخ داد: بزرگ ترین آرزوی من این است که به بالاترین مکانی در آتن صعود کنم و با صدای بلند به مردم بگویم که: ای رفقا! چرا با این حرص و ولع، بهترین و عزیزترین سال های عمر خود را به گردآوری ثروت و عبادت طلا می گذرانید، در حالی که آن گونه که شاید و باید، در تعلیم و تربیت فرزندانتان که مجبور هستید روزی ثروت خود را برای آنان باقی گذارید، همت نمی گمارید؟

 

نقش پدر و مادر، در تربیت فرزند

همیاری، دوستی، محبت و آرامش میان دو عنصر اصلی خانواده، یعنی پدر و مادر، در تربیت فرزند نقشی اساسی و بسزا دارد. ناهماهنگی و اختلاف آن دو در شیوه تربیتی فرزندان، موجب از هم پاشیدگی خانواده و به وجود آمدن کودکان عقده ای، لجوج و بزهکار می شود. خیلی کم اتفاق می افتد در خانواده ای که پدر و مادر با هم اختلاف و نزاع دارند، فرزندانی شایسته و بااخلاق سالم به بار آیند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «والدین، در اثر رعایت نکردن حقوق فرزند، عاق فرزند می شوند؛ چنان که فرزند به دلیل نادیده گرفتن حقوق والدین، مورد عاق پدر و مادر قرار می گیرد». بنابراین، از جمله حقوق فرزندان در مورد پدر و مادر این است که در تربیت او کوشا باشند و برای موفقیت در این امر، حداقل کاری که باید انجام دهند، این است که با همدیگر مهربان باشند و از اختلاف بپرهیزند، تا زمینه برای تربیت صحیح فرزند آماده شود.

 

والدین، هم بازی کودکان

یکی از راه های شخصیت دادن به کودکان، بازی کردن والدین با آنهاست. این کار اندکی از وقت والدین را می گیرد، ولی آثار بسیار نیکویی دارد. بازی با کودک می تواند به شکل محبت کردن و شعر خواندن برای او باشد. نقل است که حضرت زهرا علیهاالسلام ، امام حسن علیه السلام را در کودکی بالا و پایین می انداخت و با او بازی می کرد و با زبان شعر می فرمود: «حسن جان! مانند پدرت باش و حق را از بند اسارت به درآور.» همچنین سیره زندگانی پیامبر اسلام، از هم بازی شدن ایشان با کودکان خبر می دهد. در تاریخ آمده است که روزی حسین علیه السلام در کوچه سرگرم بازی بود که پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و یاران از آنجا می گذشتند. حضرت از ایشان جدا شد و در حالی که به سوی فرزندش گام برمی داشت، دستانش را گشود تا او را در آغوش بگیرد. کودک خنده کنان این سو و آن سو می گریخت و رسول اللّه نیز خندان از پی او می دوید. سرانجام ایشان، حسین علیه السلام را گرفت و بوسید.

 

کودک و برنامه های تلویزیونی

کودکان خیلی بیشتر از بزرگ ترها تحت تأثیر فیلم ها و برنامه های تلویزیونی قرار می گیرند. پیامی که از راه برنامه تلویزیونی به کودک ارائه می شود، در فکر و روح آنها به خوبی نقش می بندد. این نقش بسته به ویژگی برنامه های تلویزیونی، می تواند مثبت یا منفی باشد. از یک طرف، خشک ترین مفاهیم در قالب برنامه های جذاب برای بچه ها قابل فهم و پذیرش می شود و از سوی دیگر، برنامه هایی که مانع آشنایی کودک با دنیای واقعیت ها شود و مانند کارتون های تخیلی، با قهرمان های افسانه ای و قدرت های جادویی، او را در دنیای غیرواقعی غرق کند، برای کودک زیان بار است.

خشونت، ماجراجویی و هیجان های کاذب اگر صورت افراطی و پرحجمی در برنامه های تلویزیونی داشته باشد، در تکوین شخصیت کودک، اثر منفی می گذارد و در دوران پس از بلوغ، ناهنجاری های روانی خطرناک در وی ایجاد می کند. بنابراین، بزرگ ترین محبت پدر و مادر در حق فرزندانشان این است که بر کودکان هنگام تماشای تلویزیون نظارت داشته باشند.

 

تربیت الگویی

بخش عمده تربیت کودک، از راه رفتارهای مربی صورت می گیرد که به صورت غیرکلامی، پنهان، خاموش و نامحسوس جلوه گر می شود. بنابراین، تنها بخش ناچیزی از رفتارهای کودک، آن هم به صورت ناپایدار و سطحی، از راه گفتار و پیام کلامی رخ می دهد. تربیت غیرکلامی، منبعی اثرگذار است و رضایت درونی کودک را فراهم می آورد. این نوع تربیت، در دل کودک و اعماق وجود او اثر می گذارد و دارای زبانی درونی، حسی، عاطفی و خاموش است؛ زبانی که تنها در سخنِ کردار، سخنِ صداقت، سخنِ صمیمیّت، سخنِ نگاه و سخنِ دل جاری می شود؛ زبانی بدون گفتار، ولی پر از حال است؛ زبانی بدون ادا، ولی سرشار از صفاست؛ زبانی که کودک، آن را با فطرت خود درمی یابد و هرگونه خلوص و عشقی را تشخیص می دهد.

 

کودک و پندپذیری

موعظه در شرایطی بر دل کودک اثر می گذارد که زمینه پذیرش آن، از پیش در او پدید آمده و به آن میل و رغبت داشته باشد. زمانی که کودک شما را قبول دارد و به شما علاقه مند است، او را موعظه کنید، ولی هنگامی که به شما بدبین شده، اقدام به موعظه نکنید؛ چون در این شرایط، بدبینی او به شما، نمی گذارد آن نصیحت را بپذیرد. لحیم گران هرگاه می خواهند ظرف مسی یا آهنی را لحیم کنند، ابتدا جایی را که باید لحیم شود، با سمباده پاک می کنند و اسید می مالند تا ذرات چرک و چربی از آن زدوده و پاک شود و مانع از جوش خوردن لحیم نگردد. انسان نیز زمانی که می خواهد فرزندش را نصیحت کند، برای اینکه نصیحت در دل او اثرگذار باشد، ابتدا باید موانعی همچون بدبینی، ناراحتی و خشم را که مانع اثرگذاری نصیحت می شود، از خود دور کند تا نصیحت او در دل کودک اثر داشته باشد.

 

تبعیض ناروا میان کودکان

تبعیض میان کودکان، موجب آثار بدِ تربیتی می شود و در آینده، برای خانواده و اجتماع مشکل آفرین است. سال ها از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گذشته بود، ولی هنوز افکار دوران جاهلیت و تبعیض میان فرزندان وجود داشت. مردی عرب، آن روز برای انجام کاری دست دو فرزندش را گرفت و شرفیاب محضر رسول اکرم صلی الله علیه و آله شد. هنگامی که نشسته بود، یکی از فرزندان خود را در آغوش گرفت، به او محبت کرد و او را بوسید و به فرزند دیگرش توجّهی نکرد. حضرت که این صحنه تأثر انگیز را مشاهده کرد، نتوانست طاقت بیاورد. پس فرمود: چرا با فرزندان خود به طور عادلانه رفتار نمی کنی؟ آن مرد جوابی جز سکوت نداشت. او در آن روز دریافت که کارش اشتباه بوده است و فهمید که در محبت کردن نباید میان فرزندان فرقی گذاشت.

 

میانه روی در محبت

کودکان امروز به دلیل توجه افراطی والدین و رفاه نسبی موجود، رفته رفته به انسان هایی نازپرورده و از خودراضی تبدیل می شوند. دامنه توجه برخی والدین به کودکان به اندازه ای بالاست که گویی آنها کودکان خود هستند، در حالی که زیاده روی در محبت همانند محبت کم، برای کودک ضرر دارد و ریشه امید و نشاط و حیات را در وجود او می خشکاند. تعادل و توازن در مهرورزی، عامل بالندگی و رشد است. آنچه در دین سفارش شده، رعایت میانه روی است. نتیجه افراط در محبت، پرتوقع بار آمدن کودک، جوانه زدن ریشه های خودپسندی و سرکشی کردن کودکان در برابر حقیقت است. امام باقر علیه السلام این نوع تربیت را بدترین نوع تربیت می شمارد و پدرانی را که این گونه تربیت می کنند، نکوهش می کند و می فرماید: «بدترین پدران کسی است که در نیکی به فرزند خود زیاده روی می کند.» آزاد گذاشتن فرزند به این معنا که هر کاری دلش می خواهد بتواند انجام دهد، این تصور را در ذهن کودک ایجاد می کند که جهان، تحت فرماندهی اوست. او که اطرافیان را به دیده تحقیر می نگرد، خود، به کودکی نامسئول، خودخواه و پرخاشگر تبدیل می شود. از این رو، به والدین سفارش می شود رفتار منطقی و معقولی با فرزند خود داشته باشند و از افراط و تفریط در محبت بپرهیزند.

 

کودک و تنبیه بدنی

استفاده از شیوه تنبیه بدنی برای تربیت کودک، نه تنها هیچ فایده ای دربرندارد، بلکه برعکس، آثار زیانباری بر جسم و روح کودک برجای می گذارد؛ زیرا افزون بر اینکه کودک به تنبیه بدنی عادت می کند، وقار و هیبت پدر و مادر نیز نزد کودک خدشه دار می شود و راه را برای ادامه تربیت او می بندد. نقل است که کودکی، افراد خانواده و محله خود را از شیطنت هایش کلافه کرده بود. پدرش برای ادب کردن او، از تنبیه بدنی استفاده می کرد، ولی فایده ای نمی بخشید. روزی به نزد امیرمؤمنان علی علیه السلام رفت و مسئله را با ایشان در میان نهاد. حضرت فرمود: «برای ادب کردنش او را نزن، بلکه با او قهر کن، ولی مواظب باش قهرت زیاد طول نکشد و هرچه زودتر با او آشتی کنی».

 

کودک آزاری

متأسفانه در هر جامعه، کودکانی هستند که از سوی والدین یا دیگر افراد بالغی که مسئولیت آنان را به عهده دارند، آزار ببینند. این آزارها یا به صورت شکنجه فیزیکی است یا صورت روانی دارد. محرومیت از خوراک، پوشاک، نبود توجه و مراقبت، محرومیت از محبت، تحقیر و سرزنش یا تبعیض و توهین، از دیگر انواع کودک آزاری شمرده می شود. آزار فیزیکی و روانی کودک، آثاری مخرب بر روح، روان و شخصیت کودک بر جای می گذارد. والدینی که با کودک خود این گونه رفتار می کنند، او را همچون اسباب و لوازم شخصی خود و مالک جان آنان می پندارند. در این میان، آموزه های روح بخش و انسان ساز اسلام، به محبت به کودکان، سفارش می کند و بزرگ سالان را از آزار کودک بر حذر می دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کسی که به خردسالان رحم نکند، از ما نیست».

 

جان باختن کودکان بر اثر گرسنگی

می خواهم از کودکانی بنویسم که بخورند می میرند، نخورند می میرند. کودکانی که سهمشان از سفره های رنگینی که در جای جای این دنیای بزرگ انداخته می شود، فقط حسرت خوردن لقمه ای غذا برای دقایقی حیات بیشتر است. مسئله امروز سومالی مسئله مرگ و حیات است.

گفته اند هر ۶ ثانیه یک کودک بر اثر گرسنگی در سومالی جان خویش را از دست می دهد، می گویم رقم وحشتناکی است، حتی اگر هر ۶ دقیقه هم کودکی به خاطر نداشتن قوت روزانه جانش را از دست می داد، باز هم آماری وحشتناک بود. حتی اگر بگویند هر ۶ ساعت در جایی از این دنیای بزرگ (چه رسد به کشور سومالی) یک کودک بر اثر فشار گرسنگی خاموش می شود، باز هم بغض گلویمان را خواهد فشرد و دیگر لقمه ای از گلویمان پایین نخواهد رفت. من می گویم حتی اگر هر ۶ روز هم یک کودک در جایی از دنیا بر اثر گرسنگی و سوء تغذیه از دنیا برود، باز هم برای دنیای متمدن قرن بیست ویکمی ما فاجعه است. اصلا چه معنی دارد در دنیایی که ارتباطات اینقدر سریع شده و سازمانهای بسیار زیادی متولی حمایت از کودکان و بی پناهان و قحطی زدگانند، کودکی از گرسنگی جان خویش را از دست بدهد؟ مسئولیت را گردن سازمان های مسئول نیندازیم، آنها هم می گویند از پس این همه گرسنگی برنمی آیند.

روزنامه فرانسوی زبان «لكسپرسیون» نوشت، سازمان خواربار و كشاورزی ملل متحد (فائو) طی گزارشی ضمن ابراز تاسف از بی تفاوتی رهبران كشورهای توسعه یافته در برابر فاجعه مرگ و میر كودكان گرسنه در سطح جهان می نویسد: در شرایطی كه هر ساله هزاران كودک بی گناه بر اثر گرسنگی و كمبود مواد غذایی جان می دهند، «سیلویو برلوسكونی» نخست وزیر ایتالیا طی برگزاری یکی از كنفرانس های گروه جی 8 در كشورش، هدیه ای 150 هزار یورویی را به رهبران حاضر در این كنفرانس تقدیم كرده است. سازمان خواربار و كشاورزی ملل متحد طی این گزارش آورده است: در حال حاضر از مهم ترین عواملی كه منجر به مرگ و میر كودكان بر اثر گرسنگی می شود این است كه در پاره ای از نقاط جهان مقامات كشوری بدون توجه به گرسنگان تنها به فكر منافع مالی خود هستند، چرا كه وزرای امور خارجه 8 كشور صنعتی جهان با هزینه های هنگفت برای شركت در نشست 3 روزه گروه جی 8 در كشور ایتالیا گردهم آمده و بار دیگر وعده كمك مالی را به كشورهای فقیر و توسعه نیافته داده اند. این گزارش می افزاید: آمار نشان می دهد كه بحران مالی و ركود شدید اقتصادی بیش از هر چیز گریبانگیر كشورهای فقیر و توسعه نیافته جهان خصوصاً كشورهای آفریقای شده است و در واقع مردم فقیر جهان قربانی سیاست های غلط و خوشگذرانی های مقامات كشورهای توسعه یافته شده اند. فائو ضمن انتشار آمار بدست آمده از شمار گرسنگان در سطح جهان می نویسد: در حال حاضر درهر دقیقه 10 كودك در سطح جهان بدلیل گرسنگی جان خود را از دست می دهد. (آمار سال 2009) ؛ این بدان معناست كه از هر 6 كودك 1 نفر قربانی كمبود مواد غذایی در سطح جهان می شود. سازمان خواروبار و كشاورزی ملل متحد همچنین خاطر نشان می كند: آمار بدست آمده حاكی از آن است كه هر ساله 5 میلیون كودك بدلیل فقر موادغذایی و گرسنگی جان خود را از دست می دهد در واقع علت 30 درصد مرگ و میر كودكان در هر سال را می توان گرسنگی و كمبود مواد غذایی دانست.

 

بزه کاری و کودکان

بزه کاری در کودکان و نوجوانان، از عوامل گوناگون اثر می پذیرد. از آنجا که محیط خانواده، نخستین محیطی است که فرد در آن رشد می کند، می توان آن را مهم ترین این عوامل دانست. از نظر روان شناسان، اگر فردی در محیط خانواده از نظر رفع نیازهای اساسی جسمی و روانی مانند نیازهای عاطفی ارضا نشود، احتمال زیاد دارد در آینده به رفتار ضداجتماعی دست بزند. نبود محبت، ارتباطات صمیمی و تفاهم متقابل از عوامل مؤثر در بزه کاری کودکان و نوجوانان است. کودکی که از محبت پدر و مادر محروم مانده یا درست اشباع نشده است، در خود احساس حقارت، کمبود و محرومیت می کند و برای هر گونه انحرافی آمادگی دارد. بسیاری از تندخویی ها، خشونت ها، لج بازی ها، حساسیت ها، افسردگی ها و ناسازگاری ها، از محرومیت از محبت سرچشمه می گیرد. مکتب انسان ساز اسلام بر محبت به کودک سفارش و توصیه می کند. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کودکان را دوست بدارید و با آنها مهربانی کنید» و امام صادق علیه السلام می فرماید: «خدا بنده اش را به دلیل شدت محبتی که به فرزندش دارد، مورد مرحمت قرار می دهد».

 

چند پیام تربیتی

اگر بتوانیم با مراقبت، ناکامی، محرومیت و رنج بردن فرزندانمان را تحمل کنیم، به مقاومت روحی، فضیلت معنوی و بزرگ منشی آنها کمک بیشتری می کنیم. آنها که رنج های بزرگ را به نیکی و شکیبایی تحمل کرده اند و مهارت کنار آمدن با مشکلات زندگی را در خود پرورانده اند، توفیق خودشکوفایی را در همه ابعاد به دست می آورند.

برای اینکه کودک، سعادت و لذت بزرگ را درک کند، باید با رنج های بزرگ تر آشنا شود. رنج های بزرگ، به تناسب ظرفیت رشد و تحمل کودک، بن مایه اقتدار و استحکام شخصیت او می شود.

استعدادی که پرورش نیافته، همچون سنگ مرمری است که دستِ هنرمند از آن، پیکر زیبنده ای نساخته باشد. همان گونه که زیبایی پیکرسنگ با ضربه های چکش ایجاد می شود، زیبایی کمال و پختگی کودک نیز از راه ضربه های سازنده و مشکلات و موانعِ رشد دهنده به دست می آید.

رقابت میان بچه ها، تا زمانی مفید و سازنده است که به حسادت نیانجامد. اما بسیاری از رقابت هایی که میان بچه ها ایجاد می کنیم، ناگزیر به حسادت می انجامد. رقابت باید بستر رفاقت باشد و اگر به ضد آن تبدیل شود، بهتر است از گسترش آن جلوگیری کنیم.

برجسته ترین و موفق ترین چهره های معرفت و معنویت، کسانی بوده اند که یاد گرفته اند چگونه به زندگی امیدوار باشند. اگر بتوانیم امید داشتن را به فرزندانمان یاد دهیم، بسیاری از خوبی های دیگر را به آنها یاد داده ایم. امید یعنی احساس جاودانگی و پیروزی در همه لحظات. افرادِ امیدوار، به آینده نگاه می کنند و افراد ناامید، به گذشته. امیدوارها، نیروی روانی خود را صرف سازندگی و نوآوری، و افراد ناامید، این نیرو را صرف حسرت خوردن و سرزنش کردن خود می کنند.

آنچه این دنیا را همواره به صورت جهنم درآورده، این است که انسان همیشه سعی کرده آن را برای خودش به صورت بهشت درآورد. اگر از همان ابتدا به کودکان خود بیاموزیم دنیا فقط محل آسایش نیست، می توانیم به درک سعادت و خوش بختی واقعی آن ها کمک کنیم.

 

کودک و آموزش قرآن

در روایات اسلامی، یکی از وظایف پدر مسلمان در مورد فرزند خود، آموزش قرآن دانسته شده است. در قرآن کریم از هر چیزی که برای تربیت انسان لازم بوده، فروگذاری نشده است. بنابراین، در صورتی که کودک مسلمان، در این دوران با مفاهیم قرآنی آشنا شود، در روح و روان او تأثیر می گذارد و در تمام دوران زندگی اش می تواند از آن بهره برداری کند. امام صادق علیه السلام فرمود: «بچه تا هفت سال بازی می کند، در هفت سال بعد قرآن می آموزد، و در هفت سال دیگر، حلال و حرام الهی را فرامی گیرد».

 

توصیه رهبری به مسئولان رسانه های گروهی

مقام معظم رهبری، کودک را ذخیره ارزشمند جامعه معرفی می کند و در مورد اهمیت وظیفه مسئولان رسانه های گروهی در تربیت کودک می فرماید: «رادیو، تلویزیون، رسانه های گروهی و غیره، بایستی بدانند و بفهمند که چه کاری با مغز، دل و احساس لطیف کودک انجام می گیرد. وقتی کودک برنامه های تلویزیونی را می بیند، اثر آن امروز و فردا مشخص نخواهد شد، بلکه اثرش در جذب ها، دفع ها، احساسات، خداجویی ها، خداخواهی ها یا خدانخواهی ها نشان داده خواهد شد.» ایشان همچنین مسئولان را به بازتاب دادن سیره اولیای دین توجه می دهد: «توصیه می کنم در این باره علاوه بر مطالعه و تحقیق در زمینه های علمی، به فرهنگ اسلام، روشنایی های قرآن و سیره اولیای بزرگوار، توجه بیشتری بشود تا مشاهده گردد که مثلاً پیامبر گران قدر اسلام و پیروان وی، چگونه کوچک ترین نکات تربیتی را از نظر دور نمی داشتند و با داشتن مسئولیت اجتماعی در تاریخ، از گفت وگوهای صمیمانه با کودکان غافل نمی شدند».

 

برای رسانه

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله :

« فرزند، هفت سال اول زندگی، سرور و بزرگ، هفت سال دوم، فرمانبردار و هفت سال سوم، وزیر و مشاور خانواده است».

« سلام کردن به کودکان را تا لحظه مرگ ترک نمی کنم تا این رفتار پس از من در میان مسلمانان سنت شود».

« نگاه کردن پدر و مادر به فرزند از روی مهر و محبت، عبادت است».

امام سجاد علیه السلام : « فرزند، بهترین نعمت است».

امام صادق علیه السلام : «هرکس فرزندش را خوش حال کند، خداوند در روز قیامت، خوش حالش خواهد کرد».

 

 

متن ادبی

 

اگر تو نبودی

عباس محمدی

جهان، بی خنده های تو معنا نخواهد داشت. اگر تو نباشی، هیچ بهاری ـ حتی اگر لبریز شکوفه باشد ـ دیدن ندارد.

اگر تو نبودی، باران ها همه دلگیر می شدند و هیچ مادری عاشقانه زیر باران ها، بی چتر لبخند نمی زد. اگر تو نبودی، آسمان با همه حجم آبی اش، در چشم های همیشه خیس هر پدری، دلگیرتر از چهار دیواری کوچکی می شد که به زندانی کوچک بیش نمی ماند.

اگر تو نبودی، شمعدانی های لب پنجره، این گونه زیبا گل نمی کردند و عطر سیب، دیگر معنایی نداشت.

اگر کودک نبود، نه پدر معنا داشت، نه هیچ مادری بهشتی می شد.

اگر کودکان نبودند، شکوفه های زندگی به بهار نمی رسیدند و خانواده، بی مفهوم ترین واژه ای می شد که در لغت نامه ها می شد پیدا کنی.

کودکان، باغچه هایی از امیدند که از شکوفه های انار لبریز است.

هر کودک، گلدانی ست که از زیباترین گل های معطر، خانه ها را به نزدیکت ترین بهارها گره زده است.

کودکان، نزدیک ترین راه های رسیدن به عشق را از پرنده ها بهتر بلدند.

کودکان، از تمام ستاره ها و پرنده ها به آسمان نزدیک ترند.

اگر روزی می آمد که جهان خواب هیچ کودکی را نمی دید، بی شک صداقت به آخر می رسید و دوستی و مهربانی، پشت اندوه های بزرگ بزرگ سالی هامان گم می شد.

این روزها اگر عاشقانه سپری می شوند، به عشق بودن شماست. دنیا با کودکان همیشه زیباست؛ زیباتر از همه روزهایی که سراغ داریم.

دنیای کودکانه، صمیمی ترین دنیایی است که هر لحظه بارها آرزو می کنیم تا کاش می شد یک بار دیگر به این دنیای کودکانه قدم بگذاریم!

کاش دنیا همیشه کودک بماند و کودکانه ترانه های عاشقانه اش را لالایی شب های بی خوابی مان کند!

کاش دنیا به زیبایی روزهای کودکی می شد!

کاش کودکان، صمیمیتشان را همچون دوستی های بی ریایشان فراگیر می کردند.

کاش دنیا سراسر کودکانه می شد و ما کودک!

 

 

طعم عسل

میثم حمیدی

سرزمین رؤیاها را وسیع کنید با آرزوهای بزرگتان! هر آرزوی جدید شما گوشه ای از این سرزمین را کشف می کند. ستاره های زیادی در آسمان منتظرند که آنها را بچینید و در دست های خسته پدرانتان بگذارید و دنیا را در نگاهی زیباتر به آنها تقدیم کنید.

این خنده هایی که طعم عسل می دهند و قلب آسمان را آب می کنند، ای کاش همیشه در چهره هایتان باقی بمانند!

 دل کودک، حتی از آب چشمه زلال تر است. کافی است برای فتح قله های محبت آنان، تنها یک بار مقابل دل های بی ریایشان بایستید و با مهربانی بگویید: سلام! با یک تبسم می شود در دل هایشان ماندگار شد. راه رسیدن به قلب صافشان کوتاه است. کودکان، با بازی هایشان زندگی می کنند، ولی زندگی آنها را بازی نمی دهد؛ کاش می شد همیشه کودک ماند!

 

 

با کتاب ها که همدم منندهستم آنجا که آرزو دارم

دفتر بین ‌المللی کتاب برای نسل جوان در مصر

من جهانم، جهان، همان من است
با کتاب ها که همدم منند
هستم آنجا که آرزو دارم
واژه ها و رنگ ها، شعرها – نوشته ها
مرا به دورها، به قلعه های بسته می برند
از دل کتاب های بی شمار
می روم به قصر شاه ها، به سرزمین گنج
و با چراغ جادوی خیالیم
سوار قالی پرنده می شوم
مثل جن و غول و سند باد
که رمز غارهای بسته را به شهرزاد قصه گو گفته اند
واژه های هر کتاب
می برد مرا به هر مکان، به هر زمان
و روح من
سوار بر پرنده ی خیال
از فراز مرزها و رودهای بیکران
می رود به سرزمین دور دست
هر چه بیشتر کتاب می خوانم
بیشتر به راز و رمز می رسم
راز این که یک کتاب
بهترین رفیق و همدم من است

 

چند توصیه مهم به پدران و مادران، برای داشتن فرزندانی سالم

سلامت و آرامش کودکان این روزها از اهمیّت خاصی برخوردار است و اهمیّت آن چنان است که سازمان بهداشت جهانی بر سلامت خانواده توصیه های فراوانی می کند. کودکانی که سال های پر نشاطی را برای خانواده و اجتماع در آینده خواهند داشت.

 
1. آغوش مادر و تغذیه با شیر مادر از روزهای اوّل زندگی بهترین روابط عاطفی بین نوزاد و مادر برقرار می کند.
2.
لمس و نوازش کودکان یکی از دلنشین ترین احساسات هنگام تولّد است. ماساژ پوست نوزاد به او آرامش می دهد و بهتر می خوابد. روزی یکبار آنهم به مدّت ۱۵ دقیقه بدن کودک را ماساژ دهید کمی روغن در کف دست بریزید و با کمک حرکات موزون دایره وار، روی بدن و پاها بمالید، از طریق پوست پیام هایی به مغز فرستاده هورمون های مفیدی ترشح شده که به آرامش کودک منجر می شود.
3.
بسیاری از کودکان دوست دارند چیز نرمی همچون لباس خواب مادر، پتوی نرم یا اسباب بازی مخملی را در آغوش گیرند برای ارتباط و آرامش بهتر چیزی نرم درکنار کودک بگذارید.
4.
واکسیناسیون کودک را کامل کنید.
5.
گاهی اوقات کودکان در موقع خواب احساسات ناشی از خستگی را با فریادهای بلند از خود بروز می دهند این عمل برای شیر خوار تسکین بخش است.
6.
به کودکان از ۶ ماهگی به بعد آموزش دهید که چگونه غذای سالم بخورند.
7.
از بدو تولّد قطره ویتامین A + D و از ۳ ماهگی قطره آهن و از ۶ ماهگی به بعد همراه شیر مادر غذاهای کمکی طبق دستور پزشک خانواده تجویز می شود.
8.
کودکان را به گفتارهای سالم و مؤدبانه عادت دهید.
9.
از رفتارهای صحیح و حرکاتی که نشانه رشد و نمو آنها بوده استقبال و آنها را در آغوش بگیرید. با آنها پیاده روی کنید، بخوابید، بگردید و بازی کنید تا پیوند عمیق بین خودتان و او ایجاد کنید. مطمئن شوید کودکان مراقبت های شما را درک می کنند و با نقطه نظرات شما موافقند.
10.
در هنگام رانندگی، ایمنی لازم را با توجّه به وزن و سن کودک رعایت نموده و به یاد داشته باشید که کودکان زیر ۱۲ سال باید در صندلی عقب اتومبیل قرار گیرند.
11.
اغلب حوادث خطرناک در منزل برای کودکان اتفاق می افتد. در مقابل حوادثی مانند: سوختگی، غرق شدن، سقوط از آغوش یا پله و مسمومیّت با انواع قرص ها بخصوص مواد شوینده و پاک کننده، محیط منزل را امن نمایید.
12.
کودکان نوپا را در هنگام راه افتادن مراقبت نموده آنها را هیچ وقت تنها نگذارید.
13.
به آنها یاد دهید هنگام دوچرخه سواری از کلاه ایمنی استفاده نمایند، تنها در منزل شنا نکرده در خیابان ها مراقب آنان باشیم.
14.
سیگار را ترک نموده و از کشیدن سیگار اطراف کودکانتان اجتناب کنید.
15.
برای کودکانتان محیطی شاد فراهم کنید اگر شما به اقتضای مسئولیّت زندگی افسردگی دارید بازی و هم نشینی با آنها را فراموش نکنید.

 

کودکان، برکت زندگی و سرمایه های آینده جامعه به شمار می آیند. آنان برای رشد و بالندگی خود، نیازها و در مفهوم دقیق تر حقوقی دارند که باید به درستی به آن پرداخت. با توجه به نقش بی بدیل خانواده در بالندگی شخصیت کودک، پیش از همه، خانواده و سپس جامعه باید این حقوق را به خوبی بشناسند و خود را مکلف به پاس داشت آن بدانند.

به امید آنکه دنیایی داشته باشیم به دور از جنگ و هیاهو که همه کودکان در آن با آرامش و خوشبختی زندگی کنند.

به امید آنروز...

 

پدید آورنده تعدادی از بخش ها :

- ملیحه آقاجانی

- محمد صالح نی

- شریف سیستانی

 

پی نوشت:

[1] - نحل / آيه هاي 60-61

[2] - تفصيل وسايل الشيعه؛ ج 3، ص135

[3] - همان.

[4] - بحار الانوار، ج23؛ ص114

[5] - محجة البيضاء ، ج2، ص114

[6] - محجة البيضاء ، ج2، ص65

[7] - تفصيل وسايل الشيعه ، ج3، ص 315

[8] - محجة البيضاء ، ج 2 ،ص 64.

 

منابع :

- www.hawzah.net

- www.iricap.com

- news.muk.ac.ir

- www.islamtimes.org

- sharif.sistany.net

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

بـه كار فكـر می ‌كنیـد یـا بـه تفریـح؟

 

در هزاره سوم و زندگی ماشینی امروز و هزینه‌های بالا، خیلی از شماها برای گذران زندگی، زیاد كار می‌كنید، تا جایی كه حتی ممكن است چند شیفت كار كنید و همین امر باعث می‌ شود تا از زندگی عادی خود غافل بمانید و نتوانید آن طور كه شاید و باید به تفریح بپردازید، پرسش ما از شما این است، كه شما بیشتر به كار می‌ پردازید یا تفریح؟

یا آنكه حد وسط را دنبال می‌كنید و بین كارتان تعادل برقرار می‌كنید. برای این كه متوجه شویم، شما به كار بیشتر فكر می‌كنید یا تفریح، به این پرسش‌ها، خیلی سریع باید پاسخ بدهید، چون اگر بخوانید، سپس گزینه‌ها را انتخاب كنید، آنگاه است كه از روی احساستان به آنان پاسخ نمی‌دهید و نمی‌توانید ارزیابی درستی از گزینه‌ها داشته باشید.
 

1- پنجشنبه، جمعه پیش را چگونه گذراندید؟
الف – مثل تمام هفته‌ها سركار بودم
ب – همراه خانواده و دوستان استراحت كردیم
ج – استراحت كردم، اما مجبور شدم بخشی از كارم را در خانه انجام دهم.
 

 

2- آخرین باری كه به مسافرت رفتید. چه زمانی بوده؟
الف – سال گذشته

ب – شش ماه قبل

ج – هفته گذشته

 

3- بیشتر وقت خود را با چه كسانی می‌گذرانید؟
الف – همكاران

ب – دوستان

ج – پدر و مادر و همسر
 

 

4- هنگام مرخصی بیشتر چه كار می‌كنید؟
الف – شماره همراهتان را به همكارتان می‌دهید

 ب – به فكر برنامه‌های كاریتان هستید

ج – پاسخ مكالمات كاری را نمی‌دهید؟

 

5- كدام یك از موارد زیر بیشتر برای شما اتفاق می‌افتد؟
الف – نگران فردا صبح و قرارهای كاریتان هستید

ب – به خاطر ازدحام كاری مسائل دیگر را فراموش می‌كنید

ج – تا نیمه‌های شب برای تفریح بیدار می‌مانید!

 

6- چند ساعت در هفته كار می ‌كنید؟
الف – 48 ساعت و بیشتر

ب- 17 تا 35 ساعت

ج – 16 ساعت

 

7- آخرین بار كه برای خودتان خرید انجام داده‌اید؟
الف – آنقدر مشغول بوده‌اید كه همسرتان برایتان خرید انجام داده

ب – تلفنی اجناس‌تان را خرید كرده‌اید

ج – هنگامی كه با دوستانتان بیرون بوده‌اید، خرید انجام داده‌اید!

 

8- وقتی با دوستان و اقوامتان هستید، بیشتر در چه موردی صحبت می‌كنید؟
الف – مسائل كاری

ب – مسائل شخصی

ج – درباره تفریح 
 

 

9- اگر پول زیاد در بانك دارید باز هم كار می‌كردید؟
الف – آری

ب – شاید

ج – خیر
 

 

10- اگر صاحبخانه بودید، باز هم دوشیفت كار می‌كردید؟
الف – آری

ب – شاید

ج – خیر

 

•

•

•

•

•

•

•

•

 •

 •

•

•

•

•

•

•


ارزیابی تـست

اگر از 10 پرسش بالا، به بیشتر از شش پرسش، گزینه «الف» را انتخاب كرده‌اید، باید اشاره داشت كه فعالیت كاری شما بیش از حدمعمول است و برای شما كار كردن، اهمیت خاصی دارد، شما انرژی زیادی برای كارتان صرف می‌كنید، حتی در زمانی كه به تفریح می‌پردازید، حتما ذهن شما به كار فكر می‌كند، حتی زمانی كه حضور فیزیكی در محل كارتان ندارید، باز هم ذهن شما در محل كارتان قرار دارد؟
 اگر به شش پرسش، گزینه (ب) را پاسخ داده‌اید، به این معنا است كه نگرش حال حاضر شما نسبت به كار و استراحت یك نگرش متعادل است. شما روشی آگاهانه و متعادل درباره كار و تفریح دارید و این مهم یكی از مسائل اساسی برای رسیدن به موفقیت در زندگیتان می‌باشد.
 اگر به شش پرسش، گزینه (ج) را پاسخ داده‌اید، به نظر می‌رسد جزو آن گروه از افرادی باشید كه كار كردن بیهوده و بی‌فایده است. به نظر شما كار كردن بیهوده و بی‌فایده است و زندگی بیش از آن ارزش دارد كه لحظاتش را با كار كردن هدر دهید، مهم این است كه لحظاتی فراموش‌نشدنی داشته باشید. اما یادتان باشد كه كار كردن جوهر انسان است و ما برای داشتن فرداهایی بهتر مجبور هستیم كه فعالیتی هدفمند داشته باشیم كه بی‌شك آرامش و آسایش ما حاصل این فعالیت می‌باشد.

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

عبادت از دیدگاه حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

 

این که انسان این مطلب را درک کند و دریابد که همه چیز از اوست، خودعبادت است؛ زیرا این ادراک و هوشیاری، راهی است که انسان را به درجات معرفت، که پایه و اساس ایمان است می رساند.

حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام می فرمایند: عبادت بسیار اندیشیدن درباره خداوند است. اما بسیاری نماز و روزه ای که از حدود حرکات مقرر و صورت معین آن تجاوز نمی کند و خالی از محتوای ایمانی استوار است، و انسان در شبانه روز به انجام دادن آن عادت کرده است عبادت نیست. از این رو چه بسیار است نمازگزار و روزه گیر که گناهان بزرگ مرتکب می شور، و خود را در زندگی به انواع گناهان مهلک دچار می سازد، و تسلیم هواها و هوس های خود می شود، بی آن که بتواند زمام نفس خویش را در دست داشته باشد و بخواهد قوای ایمانی خود را به کار گیرد تا او را از این گناهان باز دارد و در برابر خواهش های نفس به او پایداری بخشد، و از افتادن او در پرتگاه گمراهی و اعمال قالبی که فاقد هرگونه محتوای حکیمانه و اصالت های روحی است، چیز دیگری به شمار نیست.

اما بسیاری تفکر درباره خدا خود عبادت است بلکه اصل و مقصد هر عبادتی است، زیرا هنگامی که انسان در چگونگی نظام آفرینش و آفریننده آن به تأمل و تفکر می پردازد، و به اسرار و دقایق فراوان هستی و آن چه وجود او را در میان گرفته می اندیشد ناگزیر در برابر نیرویی که این نظام را پدید آورده و قوانین آن را با این همه دقت و صحت بنیان نهاده خود را حقیر و ناچیز می بیند، و نیز زمانی که انسان به نیروی خرد و اندیشه اش در می یابد، که قدرت خداوند بزرگ بر همه عوالم هستی احاطه دارد، و هیچ موجودی نیست مگر این که در زیر سلطه و قدرت اوست بی آن که بتواند راهی برای چیرگی بر این سلطه، و رهایی از این قدرت مطلقه برای خود پیدا کند، ناگزیر وجود او ایمانی ژرف به آفریننده و پدید آورنده هستی فرا می گیرد، و در برابر این همه آثار عظمت با تمام وجود و از ته دل خضوع و فروتنی می کند. 

هم چنین هنگامی که انسان می نگرد که خداوند چه نعمت های گوناگونی به او داده، و چه سرمایه های بی حسابی برای ادامه حیات و رفع نیازهایش به او بخشیده، و قدرت مطلقه خداوند را به نظر می آورد که او می تواند در هر لحظه که بخواهد این نعمت ها را از او بگیرد و هیچ نیرویی نمی تواند جلوگیر او باشد، به ناچار سپاس و امتنان خود را ویژه او می گرداند، و از ناسپاسی و آن چه او را به خشم می آورد، دوری می گزیند.

و نیز زمانی که انسان حکمت و مصلحت را که در آفرینش اوست درک می کند، و متوجه می شود که غایت و نهایتی در انتظار اوست تا او را به جهان دیگری منتقل سازد، که در آن به کسانی که در دنیا نیکی کرده اند پاداش نیکو و به بدکاران کیفر مناسب داده می شود، ناگزیر مواظب اعمال خود می شود تا آن چه مایه رستگاری است انجام دهد و از آن چه مایه خشم پروردگار است دوری جوید.

این که انسان این مطلب را درک کند و دریابد که همه چیز از اوست خود، عبادت است، زیرا این ادراک و هشیاری راهی است که انسان را به درجات معرفت که پایه و اساس ایمان است می رساند و در عین حال به اعمال عبادی او همان روحانیت و معنویت گسترده ای را که در تشریع آن ها منظور است، می بخشد.

 

منبع : تبیان

 

  لينک های هفته             

ویژه نامه ولادت امام رضا علیه السلام

 

رند عالم سوز - ویژه نامه روز بزرگداشت حافظ

 

پایگاه اینترنتی صبح - گروه فرهنگی هاتف

 

50 تصوير دیدنی و تامل برانگیز

 

حوزه مشاوره فرهنگی - زلال

 

نشريه مديريت دولتی