ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و سی و یکم    

شنبه 30 مهر 1390 24 ذی القعده 1432 22 اکتبر 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا 148 إِن تُبْدُواْ خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُواْ عَن سُوَءٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا 149 إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً 150 أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا 151 وَالَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُواْ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُوْلَـئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا 152 يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاء فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللّهِ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِينًا 153 وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لاَ تَعْدُواْ فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا 154
ترجمه فارسی مکارم

 

خداوند دوست ندارد كسى با سخنان خود، بدی ها(ى ديگران) را اظهار كند; مگر آن كس كه مورد ستم واقع شده باشد خداوند، شنوا و داناست 148 اگر نيكي ها را آشكار يا مخفى سازيد، و از بدی ها گذشت نماييد، خداوند بخشنده و تواناست (و با اينكه قادر بر انتقام است، عفو و گذشت مى ‏كند) 149 كسانى كه خدا و پيامبران او را انكار مى‏ كنند، و مى‏ خواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مى‏ گويند: به بعضى ايمان مى‏ آوريم، و بعضى را انكار مى كنيم‏ و مى‏ خواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند 150 آنها كافران حقيقى ‏اند; و براى كافران، مجازات خواركننده‏ اى فراهم ساخته‏ ايم 151 (ولى) كسانى كه به خدا و رسولان او ايمان آورده، و ميان احدى از آنها فرق نمى ‏گذارند، پاداششان را خواهد داد; خداوند، آمرزنده و مهربان است 152 اهل كتاب از تو مى ‏خواهند كتابى از آسمان (يكجا) بر آنها نازل كنى; (در حالى كه اين يك بهانه است;) آنها از موسى، بزرگتر از اين را خواستند، و گفتند: خدا را آشكارا به ما نشان ده! و بخاطر اين ظلم و ستم، صاعقه آنها را فرا گرفت سپس گوساله (سامرى) را، پس از آن همه دلايل روشن كه براى آنها آمد، (به خدايى) انتخاب كردند، ولى ما از آن درگذشتيم (و عفو كرديم) و به موسى، برهان آشكارى داديم 153 و كوه طور را بر فراز آنها برافراشتيم; و در همان حال از آنها پيمان گرفتيم، و به آنها گفتيم: س‏خ‏للّه(براى توبه،) از در (بيت المقدس) با خضوع درآييد! و (نيز) گفتيم: روز شنبه تعدى نكنيد (و دست از كار بكشيد!) و از آنان (در برابر همه اين ها،) پيمان محكمى گرفتيم 154  

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

رهبری در نهج البلاغه

بخش دوم

مژگان امیریان زاده

مهدی محمدی

ایشان همچنین در خطبه ۵ نهج البلاغه می فرماید: مردم، امواج فتنه و آشوب را با كشتی های نجات بشكافید و به پیش روید، از راه نازیدن به تبار و تقرات كناره گیرید، و تاج های بالیدن به یكدیگر را بر زمین بكوبید.
رستگار آن كسی است كه با دست و بالی به قیام برخاست یا تسلیم شد و خود را از آشوب رها ساخت. این حكومت آبی است گندیده، و لقمه ای كه گلوی خورنده اش را می گیرد.
آن كس كه میوه را پیش از رسیدن بچیند همچون كسی است كه در زمین دیگری به كشت و زراعت پردازد (جعفری، ۱۳۷۳ ص ۴۰).
امام علی (ع) در اینجا ابتدا حقیقت حكومت را با تشبیه آن به آبی گندیده و لقمه ای كه گلوگیر نشان می دهد. بیان آب گندیده و لقمه گلوگیر نه تنها نشان می دهد كه حكومت از جنبه مقامی و امتیازی آن مثبت نیست بلكـه به دلیل وجود مسئولیت سنگین درقبال پذیرش زمان حكومت درقبال ملت و عدم شایستگی، لقمه ای گلوگیر برای زمامدار و به دلیل امكان ایجاد غرور وغفرت در زمامداری مانند باتلاقی حاكم و رهبر را به درون خود می كشد و هلاك می كند.
در چنین شرایطی كه پای مكتب و عقیده درمیان باشد، یا باید نیرویی داشت كه با آن نیرو قیام كرد و باطل را از میان برد و حق را به حاكمیت رسانید، یا به مصلحت عموم و برای حفظ مكتب كه هدف اصلی است، تسلیم شد و خود را به كناری كشید تا آتش و دود فتنه فروخوابد و حق از میان باطلها رخ نشان دهد (جعفری، ۱۳۷۳ ص ۴۱).
امام علی (ع) درجایی كه حكومت را حق مسلم خود می داند اما به دلیل اینكه، این زمامداری را چندان با ارزش نمی داند كه مصلحت عموم و اسلام را فدای آن كند تسلیم را اصلح تر می داند. در اینجا می توان به این نكته پی برد كه هدف اصلی امام هدایت امت و مصلحت ایشان است و اگر این مصلحت به قیمت عدم زمامداری و حكومت خود او نیز تمام شود بازهم پذیرای آن خواهد بود.
امیرالمومنین (ع) امر حكومت و سرپرستی و مسئولیت اجرایی را وسیله ای برای به رشد رسانیدن امت، به اجرا درآوردن حق. و گسترانیدن دین می داند كه اگر به صورت هدف درآید و ستیزه جویی بر سر آن درگیرد، آبی می شود گندیده و از خاصیت افتاده و یا لقمه ای گلوگیر كه نه تنها تشنگی و گرسنگی را رفع نكند بلكه موجب هلاكت نیز گردد (جعفری ص ۴۱).


 
بانگاهی به سخنان امام علی(ع) می توان به نكات كلیدی و مهم زیر در رهبری دست یافت:
 
۱ - در رهبری از دیدگاه امام (ع) نیز تعامل گروهی و فردی رهبر با امت امری ضروری است؛
 
۲ - نفوذ در زیردستان از دیدگاه امام علی (ع) درجهت به رشد رسانیدن آنها، به اجرا درآوردن حق، و گسترانیدن دین و به طوركلی هدایت امت تحت رهبری است.


ویژگی های رهبر از دیدگاه دانشمندان مدیریت و امام علی (ع)
مطالعه ویژگی های یك رهبر از یك سیرتاریخی تبعیت كرده است. اولین شیوه مطالعه تحت عنوان نظریه رهبری بزرگمرد بر این عقیده بود كه با مطالعه بسیاری از رهبران كارامد می توان به مجموعه كوچكی از صفات مشترك برای شناسایی رهبران بزرگ آینده دست یافت. در این نظریه، صفات جسمانی از قبیل سن، قد، وزن و توان همراه با زمینه اجتماعی (مثلاً تحصیلات و پایگاه اجتماعی)، هوش و فهرستی بلندبالا از ویژگیهای شخصیتی (مثلاً حسادت، سلطه گری، استقلال، اعتماد به نفس و عینیت) و خصوصیات اجتماعی (مثلاً كشش و جاذبه، محبوبیت و نزاكت) موردتحقیق قرار گرفتند.
استاگدیل (۱۹۵۰) با ۱۲۰ مطالعه ای كه بر این اساس انجام داده است. عوامل شخصی زیر را برای رهبری به دست آورده است:
توانایی (توانمندی): هوش، هوشیاری، صراحت كلام، ابتكار، قضاوت؛
موفقیت (علمی، اطلاعاتی، ورزشی)؛
مسئولیت (قابلیت اعتماد، ابتكار، پافشاری، پرخاشگری، اعتماد به نفس، علاقه به برتری)؛
مشاركت (فعالیت، اجتماعی، همكاری، سازگاری، شوخی)؛
منزلت (موقعیت اجتماعی - اقتصادی، معروفیت).
استاگدیل نتیجه گیری كرد كه رویكرد خصوصیات رفتاری ذاتاً موجب نتایج ناچیز و گمراه كننده بوده است (سیدعباس زاده، ۱۳۷۱ ص ۸۶).
یوجین جنینگز نیز چنین عقیده دارد كه: پنجاه سال مطالعه موفق نگردید یك ویژگی شخصیتی یا مجموعه ای از صفات را كه بتوان برای تمایز رهبــران به كار برد فراهم كند. (علاقه بند، ۱۳۷۰).
استاگدیل همچنین در تحقیقات خود دریافت كه رهبر باید باهوش تر از سایر افراد گروه باشد اما اختلاف هوش رهبر با سایر افراد گروه نباید چندان زیاد باشد كه تفاهم مشترك درمورد اهداف نهایی سازمان را دشوار سازد.
گیزلی (۱۹۶۳) نیز با تحقیقات خود نشان داده است كه برخی از ویژگی های شخصیت تا حدودی با رهبری موثر ارتباط دارند. ازجمله ابتكار و توانایی عمل و اقدام به طور مستقل با سطحی سازمانی رهبری ارتباط داشته است، یعنی هرچه مقام شخص در سازمان بالاتر باشد این ویژگیها موثرترند اما به دلیل ناخشنودی از شیوه صفات، شیوه ای تازه كه به رفتار رهبر بجای صفات وی متمركز است، به وجود آمد. در این شیوه به جای حالات درونی یا صفات رهبر بر مشاهدات قابل اعتماد تاكید می شد (شكركن، ۱۳۷۳).
یكی از اظهارنظرهای مشهور در این شیوه جدید مربوط به مك گریگور (۱۹۶۰) است. وی دو سبك عمده مدیریت و رهبری را در رفتــــار با زیردستان مشخص كرد كه نام نظریه های X وY معروف است. نظریه X كه معتقد به غیرقابل اعتماد بودن، غیرمسئول بودن و رشدنیافتگی زیردستان بود، به رهبری بسیار آمرانه و مستبدانه وكنترل و سرپرستی نزدیك اعضا توجه می كرد. گرچه خود مك گریگور معتقد بود كه مدیریت به وسیله هدایت و كنترل ممكن است در نیل به هدف ناموفق شود زیرا در ایجاد انگیزه در افراد و ارضای نیازهای فیزیولوژیك و ایمنی آنها و همچنین نیازهای اجتماعی، احترام و خودیابی آنها ناتوان است.
درمقابل، نظریه Y معتقد بود كه افراد طبیعتاً تنبل و غیرقابل اعتماد نیستند و برای رسیدن به اهداف كمال و موفقیت در كارشان تلاشگر و كوشا هستند و بنابراین، مدیریت باید استعداد بالقوه افراد را بالفعل سازد.

ادامه دارد ...

 

منبع : ماهنامه تدبیر

 

  جمله مديريتی              

دید نو

برای آنكه كاری ناممكن امكان پذیر گردد، دیدگان دیگری لازم است؛  دیدگانی نو.

یونگ

 

  حدیث مديريتی             

 

دیدار دوستان

حضرت امام محمد تقی (ع) فرمودند:

مُلاقاةُ الاْ خوانِ نَشْرَةٌ، وَ تَلْقيحٌ لِلْعَقْلِ وَ إ نْ كانَ نَزْرا قَليلا.

ملاقات و ديدار با دوستان و برادران - خوب - ، موجب صفاى دل و نورانيّت آن مى گردد

و سبب شكوفائى عقل و درايت خواهد گشت، گرچه در مدّت زمانى كوتاه انجام پذيرد.

امالى شيخ مفيد: ص 328، ح 13، مستدرك : ج 8، ص 324، ح 9562.

 

 

  طنز مديريتی              

دلیل موجه

 

مدیران وقتی کارمندی را می بینند که سرکار خوابیده است از این گونه توجیه ها می شنوند:

 

1- به من گفته بودند که بعد از اهدای خون ممکن است خواب آلود شوم.

2- این همان چرت 15 دقیقه ای است که در دوره آموزش مدیریت زمان بر آن تاکید فراوان شده است.

3- نخوابیده بودم ، در حال تمرکز روی بیانیه ماموریت و چشم انداز برنامه جدید سازمان بودم.

4- این مورد یکی از هفت عادت افراد فوق العاده کارا است.

5- داشتم استحکام کیبورد را امتحان می کردم.

6- در واقع ، داشتم طرح جلوگیری از استرس کاری را تمرین می کردم.

7- ای کاش دیرتر رسیده بودید ، تقریباً به راه حل نهایی بزرگ ترین مشکل کاریمان رسیده بودم.

8- امروز از چایی خبری نبود.

9- خواب نبودم ، سعی می کردم لنزهایم را بدون دخالت دست در بیاورم.

 

 

  حکايت مديريتی            

درسی از ادیسون

 

ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد. این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند كه آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتاً كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند كه موضوع به شكل مناسبی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.

پسر با خود اندیشید كه احتمالاً پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با كمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند. پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.

 ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی! حیرت آور است! من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است. وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت. نظر تو چیست پسرم؟

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟ چطور میتوانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مأمورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد. در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم. الآن موقع این كار نیست. به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت.

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجدداً در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراعات بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود.

 

 

 

  تکنیک های موفقیت         

چگونه می توانیم فردی مورد اعتماد باشیم؟


چه كار كنیم تا مردم به گفته های ما اعتماد كنند؟

پاسخ ساده است؛ باید قابل اعتماد باشیم.

توجه كنید كه اعتماد كردن مسئولیت دیگران نیست بلكه لیاقت ماست، اما چگونه این مهمترین صفت خوب را برای خود به دست آوریم؟ واقع امر این است كه برای قابل اعتماد بودن، داشتن دو چیز اهمیت دارد:
 
1- شخصیت
 
2- قابلیت
 
 
اعتماد كردن به پزشكی كه بسیار ماهر است؛ اما معروف است كه برای دردی كه می تواند با دارو درمان كند، عمل تجویز می كند، بسیار سخت است؛ چرا كه فقدان شخصیت، به وضوح مشاهده می شود . در همین حال، به پزشک دیگری كه دارای حسن نیت بسیار بوده، ولی در تشخیص درد، ضعف دارد نیز نمی توان اعتماد كرد.  در این مورد پزشكی مورد اعتماد واقع می شود كه دارای هر دو جنبه باشد؛ شخصیت و قابلیت؛ اما مولفههای تشكیل دهنده و تعریف كننده این دو مشخصه كدامند؟
 
 
شخصیت از موارد زیر شكل می گیرد:
 
الف-  عنصر شرافت:
 
راستگویی و دستكاری، اساس زندگی با شرافت است. وجود این عنصر در نزد هر شخص، سرمایه ای بسیار با ارزش محسوب می شود.
 
ب - بلوغ
 
ج - بلند نظری:

 
بسیارند كسانی كه زندگی را به شكل یک شیرینی فرض می كنند، كه اگر دیگری بخشی از آنرا بردارد، آنرا به منزله از دست رفتن سهم خود می دانند؛ این، یک نگرش بر اساس محدودیت و تنگ نظری است؛ در مقابل این نگرش، بلند نظری مطرح است . در این نگرش، نعمات خداوند، بی انتها دیده می شود و برداشت دیگران به معنای كاهش سهم خود تلقی نمی گردد.
 
 
قابلیت، از طرف دیگر، در موارد زیر باید وجود داشته باشد:
 
الف - تكنیكال و فنی:

 اگر راجع به موضوعی مایلیم كه مورد اعتماد قرار گیریم، باید نسبت به موضوع دارای دانش و اطلاعات لازم باشیم.  این موضوع بدیهی به نظر می آید.
 
 
ب-  مفهومی:

با درگیر شدن در جزئیات، این قابلیت باید در نزد افراد باشد كه از موضوع مهم غافل نگردند . پرداختن به موضوعات جزئی نباید باعث گردد كه موضوع اصلی فراموش شود . این قابلیتی است كه به انسان عمق دید می دهد.
 
 
ج - وابستگی متقابل:

 قابلیتی است كه باعث می شود یک نفر بتواند كار خود را به دیگری تفویض كند و در همین حال آمادگی داشته باشد كه كار همكار خود را انجام دهد. می توانید وجود مشخصات فوق را در وجود خودتان چک كنید.  قبل از اینكه سوال كنید چرا به ایدهها و گفتههایتان در سازمانتان بها داده نمی شود، شاید بهتر باشد كه سوال كنید كه آیا من فرد قابل اعتمادی هستم؟

 

 

  نکات مدیریتی             

قدرت انتقاد سازنده

بخش اول

مقدمه:

انتقاد؛ پیچیده، مهم و ضروری است. باید به یاد داشت که هیچ شغلی، از انتقاد معاف نیست. انتقاد در کار، وجه مشترک همه ما است که نتایج مطلوب تر را همراه دارد.

انتقاد وسیله ای است برای انگیزش، آموختن، توسعه، آموزش و ایجاد روابطی قوی، تبادل اطلاعات، تاثیر گذاشتن و برانگیختن. برای بهره مندی از نتایج سحرانگیز "انتقاد"، شیوه عملی آن را در قالب بیست توصیه تنظیم و جهت استفاده تقدیم می دارد.

 

1- استقبال از انتقاد:

هر شغلی، انتقاد به همراه دارد . فرقی نمی کند که شما رییس جمهور، معلم، بانکدار و یا مامور دولتی باشید. کار شما به هر حال انتقاداتی در پی داشته و شما باید با روحیه ای مثبت از انتقاد استقبال کرده و از آن در جهت بهبود کار خود استفاده کنید. انتقاد تنها کلمه ای است که مفهوم ارزیابی را نیز در بردارد. بنابراین انتقاد یعنی انتقال نتایج ارزیابی.

 

تمرین برای انتقادپذیری:

 در قدم اول یک عبارت مثبت درباره انتقاد را روی کارت بنویسید و آن را در جایی قرار دهید که در دید شما باشد. هر بار که شما و دیگران آن را ببینند باعث می شود دیدگاه مثبت شما درباره  انتـقاد تقویت شود؛ جملاتی از قبیل انتـقاد اطلاعاتی است که باعث رشد من می شود، انتـقاد مهارت ها و دانش مورد نیاز را به من آموزش می دهد. قدم دوم کمی مشکل، اما بسیار با ارزش تر است. شما باید از دیگران بخواهید از شما انتقاد کنند. صادقانه از آنان بپرسید؛ به نظر آنان شما چگونه می توانید کارهایتان را بهتر انجام دهید.

 

2- به طور استراتژیک انتقاد کنید:

قبل از اینکه انتقاد کنید، این سوالات را ا ز خود بپرسید:

- دقیقاً چه چیز را می خواهم بیان کنم؟

- چه چیز را می خواهم تغییر دهم؟

- انگیزه ومحرک من برای بیان این انتقاد چیست؟

- چه راه حل ها و اهداف خاصی را می توانم ارایه کنم؟

- در مورد موقعیت های غیر قابل پیش بینی که نیاز به عکس العمل های فوری دارد، چه باید کرد؟

- قبل از انتقاد کردن از زیر دست یا همکار، این سوال استراتژیک را ازخود بپرسید: چگونه این اطلاعات را مطرح کنم که او پذیرای آنها باشد؟

 

3- بهبود گرا باشید:

دو روش برای انتقاد بهبود گرا:

روش اول: شما نوک پیکان انتقاد را متوجه آینده کنید. به جای اینکه به کارآموز خود بگوید: در ارایه داده ها عملکرد ضعیفی داشتی، بگویید: دفعه بعد برای نمایش اطلاعات از اورهد استفاده کن.

روش دوم: پیامی دهید که باعث تقویت اعتماد به نفس او شود؛ اطمینان دارم که موفق می شوی. با این ذهنیت، کارآموز به جای این که از عملکرد گذشته خود دفاع کند، با تمام انرژی برای بهبود عملکرد آتی خویش تلاش می کند و ماهیت انتقاد به جای سرکوب گرا، بهبود گرا می شود.

 

4- حفظ خودباوری:

چگونه می توانید هنگام انتقاد از فردی، مراقب احساس خود باوری او نیز باشید؟ اولاً، "از کلمات و انتقادات سرزنش آمیز استفاده نکنید، که بدون شک تحقیرآمیز تلقی خواهد شد و شانس کمی برای درک مثبت آن باقی می ماند. ثانیاً، با حفظ خود باوری فرد، می توانید از شخصیت او دفاع کنید. بجای استفاده از عبارت های؛ درست/غلط/ امکان ندارد، عباراتی مانند، "شاید شما از این مطلب اطلاع نداشتید،" (حتی اگر فکر می کنید که اطلاع داشته است)، استفاده کنید. تصور او از شما به عنوان مرجعی قابل اطمینان که نظریاتش شایسته توجه و دقت است، تغییر پیدا می کند. متعاقباً او از انتقادات بعدی با آغوشی باز استقبال می کند.

 

5- کلمات صحیح انتخاب کنید:

 در درجه اول اطمینان حاصل کنید آنچه را که می گویید، همان چیزی است که در ذهن دارید. در بسیاری از مواقع، تغییر جزیی کلمات، باعث تفاوت های بزرگی میشود. اگر هنگام انتقاد بگویید؛ "کار شما زیر استانداردهای ماست"، به طور قطع باعث بیدار شدن حس دفاعی او میشود. در حالی که اگر بگویید؛ "کار شما فقط کمی با استانداردهای ما تفاوت دارد"، این حالت را به وجود نمی آورد. به جای هرگز یا همیشه، پیشنهاد می شود؛ گاهی اوقات استفاده شود. کلمه دیگری که نتایج مخرب در پی دارد، عبارت باید می باشد. کلمه می توانی را آزمایش کنید.

 

6- انتقادات خود را نقد کنید:

 فقط به دلیل این که چون انتقاد، اطلاعات با ارزش را دراختیار شمار قرار می دهد و با استفاده از آن ها میتوانید خود و کار خویش را بهبود بخشید، نمی توانید هر انتقادی که به شما وارد می شود را به کار ببندید. از سوی دیگر، فقط چون یک انتقاد خاص، احساسات شما را خدشه دار ساخته است، دلیل نمی شود که شما فوراً هر انتقادی را نادیده بگیرید. به هر حال اگر دربارهی انتقاد درست فکر کنید، انتقاد می تواند برای شمار بسیار مفید واقع شود.

بنابراین برای دست یابی به یک نقد سازنده درباره انتقاد، شایسته است ویژگی های زیر را در نظر داشت:

الف - باید به خاطر داشته باشید که اهمیت انتقاد همواره ثابت نیست، بلکه با توجه به نیاز شما و نیاز دیگران و محیطی که انتقاد در آن ارایه شده است، تغییر می کند.

ب- به یاد داشته باشید که علاقه شما نسبت به یک فرد، نشانهی صلاحیت او برای انتقاد از کار شما و همچنین احساسات منفی شما نسبت به یک مشتری یا همکار، دلیل مناسبی برای نادیده گرفتن گفته های آنان تلقی نمی شود.

ج- پاسخ دادن به جملاتی که متأثر از جوّ احساسی است، فقط وضعیت را وخیم تر می کنند.

 

7- مخاطب خود را در فرآیند انتقاد شرکت دهید:

شرکت دادن مخاطب در فرآیند انتقاد و ارتباط متقابل و با روشی مثبت ، یک هم افزایی synergy به دنبال دارد. مثلاً ممکن است شما به جای صدور دستوراتی مبنی بر انجام یا عدم انجام کار، با دستیار خود در حل موقعیت مورد انتقاد، همکاری کنید . با استفاده از تکنیک پیش بینی و بکار بردن جملاتی نظیر این نظر من است . البته می دانم که ممکن است نظر شما متفاوت باشد، خوب مسئله ای نیست، و شاید هم موافق باشید، اورا در انجام تغییرات کمک کنید.

 

8- بدون(هیچ و اما)، شایستگی ها را متذکر شوید:

انتقاد یعنی ارزش یابی شایستگی ها و عدم شایستگی ها. با بکار بردن کلمه اما در ابتدای سخن، تاثیر عبارت مثبت را از بین خواهید برد. در حالی که کلمه اما تاثیر منفی بر پیام قبل از خود می گذارد، حرف و تاثیر مثبت به دنبال خواهد داشت. مخاطب شما به جای اینکه فکر کند؛ من شکست خورده ام به خود می گوید نکات مثبت فراوانی در کار من وجود دارد و اگر برخی چیزها را هم درست کنم، عملکرد من بهتر خواهد شد. گرچه استفاده از حرف و به جای اما تغییر کوچکی به نظر می رسد ولی تاثیرات آن در درازمدت، پر قدرت است.

 

9- به آن ها بگویید که چه چیز می خواهید:

با ارایه یک انتقاد روشن، می توانید مخاطب خود را در اصلاح رفتار و نحوه عملکرد کمک کنید. این توصیه می تواند برای مخاطب یک پیام مشخص و روشنی داشته باشد: "اگر لغو جلساتت را به دقایقی قبل از شروع جلسه موکول نکنی و سهم خود را در کار به موقع انجام دهی و در مورد تلاش دیگران مثبت تر قضاوت کنی، می توانی روابط خود را با همکارانت بهبود بخشی".

 

10- وقت شناس باشید:

چه زمانی برای انتقاد مناسب ترین است؟ آیا بهتر است در خلوت انتقاد کنیم یا در جمع؟ چقدر باید منتظر بمانید تا زمان انتقاد فرا رسد؟ هیچ گاه با عصبانیت از کسی انتقاد نکنید. زیرا ممکن است انتقاد شما تحت تاثیر احساسات قرار گیرد.، وقتی احساس شود پشت انتقاد مطرح شده محرک های احساسی و عصبانیت شدید وجود دارد، از درجهی اعتبار ساقط شده وتاثیر خود را از دست می دهد. هیچ گاه افرادی را که عصبانی هستند مورد انتقاد قرار ندهید.عصبانیت باعث تغییرات فیزیولوژیکی در مغز شده و در نتیجه از عقیدهی خود سرسختانه دفاع می کند. از خود بپرسید، آیا این مناسبترین زمان برای انتقاد است؟ آیا ضروری است که آلان انتقاد کنم؟ آیا او شرایط روحی مناسبی دارد؟ پاسخ این پرسشها به شما کمک می کند تا وقت شناس شوید.

ادامه دارد ...

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

سازمان زاينده، الگوی سازمانی متناسب با عصر اطلاعات
بخش اول

حسن عباس زاده

چكیده
عصری که در آن بسر می بریم به عصر فرا صنعتی1  یا  ا طلاعات و ارتباطات  شهرت یا فته است ، با پیشرفت علوم و فنون و نیز فناوری های پیشرفته نظیر اینترنت، تکنولوژی های مخابراتی، اطلاعاتی2، ماهواره ها  فاصله زمانی و مکانی در دنیای امروز کاهش پیدا کرده و به قول آقای  "مک لوهان"3 کانادایی، دنیای ما به یک دهکده جهانی4 تبدیل شده  و در این میان، رقابت شدیدی در عرصه های تجاری، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی بین جوامع بشری مختلف به وجود آمده است . بنا براین ، امروزه ضرورت مطالعه سازمان ها به عنوان موتور محركه  کشور و توسعه و پیشرفت جامعه ، امری بدیهی و انكارناپذیر است . پیچیدگی تكنولوژیکی ، گستردگی اطلاعات ،‌ سرعت ارتباطات و افزایش بی نظمی در محیط ، ‌ادامه كسب و كار انفرادی را غیرممكن ساخته و در عرصه رقابت جهانی ، جایگاه سازمان ها را یكبار دیگر بهبود داده  و مستحكم نموده است ، لذا  مطالعه عمیق و متفاوت از شیوه  قبلی سازمانها، ضروری به نظر می رسد .سازمانهای امروزی نمی توانند صرفا به پیش بینی آینده نزدیك اكتفا كرده و منتظرعمل5 باشند تا عكس العمل6، نشان دهند بلكه  با برنامه ریزی های بلندمدت از طریق شكل دادن به محیط، به طور فعال عمل نموده و محیط را مسخ خود نمایند ، ‌به عبارتی ‌ با سلاح یادگیری زاینده و خلاق به جنگ محیط پرتلاطم رفته و نه تنها منتظر عمل محیط نمانند ، بلكه به تغییر آن اقدام كنند.
این مقاله با تفكیك سازمان انطباقی7 و سازمان زاینده 8 ، به شرح ویژگی های هر كدام از این سازمانها می پردازد و نتیجه می گیرد كه برای مواجه  با آینده مبهم و پرآشوب 9،  الگوی سازمان زاینده كه به روایتی سازمان یادگیرنده10  نیز نامیده می شود، مناسب تر  است .
واژه های کلیدی:  سازمان زاینده، سازمان انطباقی، سازمان یادگیرنده،  عمل،  عکس العمل، توانمند سازی .
 
مقدمه
دنیایی كه درآن زندگی می كنیم به نام "دنیای سازمانها" شناخته شده است . با اندكی دقت در محیط پیرامون خود به گستردگی واهمیت سازمانها پی می بریم . انسانها در سازمان متولد  شده، در آن زندگی كرده و با آن زندگی را وداع می گویند. امروزه سیستمهای اجتماعی به قدری پیچیده و پرحجم شده اند كه برای انجام كوچكترین و جزئی ترین امور زندگی ، نیاز به وجود نوع خاصی از سازمان می باشد .همه این سازمانها جهت رسیدن به اهدافی خاص به وجود می آیند. اما تمام این سازمانها در نحوه مدیریت و استفاده از شیوه های یادگیری یكسان عمل نمی كنند . ‌بعضی از آنها به شكل مؤثری به پیش بینی آینده دور پرداخته و الگوهای غالب مدیریتی را برای رسیدن به اهداف استراتژیك بلندمدت انتخاب می نمایند . آنها می دانند كه برای غلبه بر محیط پرآشوب امروزی ، پیش بینی آینده نزدیك و واقع شدن در وضعیت انفعالی، به مفهوم فنا و نیستی می باشد.
دراینجا ذكر مثال معروف " پیتر سنگه " 11 خالی از لطف نیست. ایشان برای تشخیص واكنش سازمانها در برابر تحولات آینده، مثال  فیزیولوژیكی قورباغه را بكار می برد، بدین شكل كه اگر قورباغه ای را در آب خنك قرار داده و آب را روی شعله آتش بگذارند، ‌به نحوی كه آب به آرامی داغ شود، با داغ شدن تدریجی آب قدرت واكنشی قورباغه از بین می رود، ‌ماهیچه های قورباغه سست شده و در نهایت با به جوش آمدن آب، قورباغه به مرگ نزدیك می شود ( مثالی برای یادگیری انطباقی و حالت انفعالی).
اما اگر آب جوشانده شود و همین قورباغه را یكباره در داخل آب جوش بیاندازند، ‌سریعا" قورباغه با كمك ماهیچه های خود بیرون خواهد جهید و از مرگ نجات خواهد یافت (اشاره به یادگیری زاینده و حالت فعال).
در واقع، سازمانی كه قادر به پیش بینی بلندمدت فرصت ها و تهدیدات محیط پیرامونی خود نبوده و در برخورد با تعاملات محیطی، به انطباق و هم شكل كردن خود با آن پرداخته و داروهای موقتی و تسكین بخش را برای حل مشكلات سازمانها نسخه پیچی می كنند، به مثابه همان قورباغه ای است كه به تدریج رو به نیستی و نابودی حركت می كنند و بالعكس، سازمانهایی كه در برخورد با تغییرات و تحولات محیطی به خنثی كردن اثر آن بسنده نمی كنند بلكه راههای شكل گیری این تحولات و علل بروز آنها را بررسی نموده و به دلایل متعددی در رابطه با عدم تكرار دوباره معضلات محیطی، برنامه های پیشگیرانه ای را  طراحی  و  با جهشهای بلند،‌آینده را به سود خود تضمین می نمایند. اینگونه سازمانها با استفاده از فرصت های محیطی و تبدیل تهدیدهای محیطی به فرصت ها، جزو سازمانهای موفق و اثربخش قلمداد می شوند(سنگه،  1995).
این مقاله، با تفكیك سازمان انطباقی و سازمان زاینده، به شرح ویژگی های هر كدام از این سازمان ها می پردازد.
 
1 سازمان انطباقی
یك سازمان انطباقی، با پیشرفتهای جزئی و پله ای و سعی اندك در نگهداری محصولات،‌ بازارها، خدمات و تكنولوژیها، اغلب پای خود را در جای تجربیات موفق قبلی سازمان كه در یك چارچوب خشك و خالی و از قبل تعیین شده است، می گذارد.
یكی از الگوهای یادگیری در مبحث روانشناسی، الگوی ساده و خطی"محرك  پاسخ " می باشد. سازمانهای انطباقی، مطابق این الگو رفتار می نمایند، به عبارتی آنها منتظر می مانند تا شوكی وارد شود و یا معضلی رخ دهد تا اینكه به عنوان محرك عمل كنند و سازمان نیز بلافاصله به این محرك و فقط به این محرك پاسخ می دهد.
در سازمان انطباقی، تفكر خطی جایگزین تفكر سیستمی و پویا شده و تا زمانی كه مشكل و معضل بطور جدی نمایان نشده است، اقدامی صورت نمی گیرد و چاره ای اندیشیده نمی شود، و زمانی  كه مشكل رخ می دهد، این سازمانها تازه به فكر راه حل و آنهم از نوع موقتی و آنی می افتند و به قول "مك گیل" آنها به تغییرات محیطی با احتیاط پاسخ می دهند.
این نوع از سازمانها كاملا شبیه بوروكراسیهای ماشینی و مكانیكی می باشند كه اغلب به طور مستقیم  و واضح شكل خود را نمایان نمی سازند.
ایستایی و عدم تغییر و تحول روابط موجود در داخل سازمان (الگوهای خشك و خالی و رسمی سازمان) ‌و وجود تجربیات دراز مدت مبتنی بر آزمایش و خطا و موفقیتهای قبلی (و وجود محیط رقابتی مختلف) باعث عدم تغییر و تحول در استراتژیهای سازمان شده و مانعی برای تحولات می باشد. سازمانهای انطباقی، تغییر می كنند ،‌ اما این تغییر خیلی اندك و نامرئی بوده و در حوزه های معینی بشكل خیلی باریك صورت می پذیرد(اسکلمن، 1998).


ویژگی های این گونه سازمان ها عبارتست از :
  از دست دادن فرصت ها
  هدر رفتن منابع و امكانات
  افزایش تهدیدات سازمانی
  تاثیرپذیری یك طرفه از محیط
  عدم برنامه ریزی و انعطاف لازم
  دارای شتاب كمتری  از تغییرات و تحولات محیطی
 
2 سازمان های زاینده
‌سازمان های زاینده، دقیقا" نقطه مقابل سازمانهای انطباقی می باشند . بسیاری از مؤسسات و شركتها به این نكته اشاره می كنند، كه "باید یاد گرفت كه چگونه یاد گرفت"12 شركتهای  بریتیش پترولیوم، كداك، هایرپول، آندرسن،‌ آ. اف. ت از جمله شركتهایی هستند كه در رقابت با سایر رقبا از مزیت سیستم های یادگیری زاینده استفاده می نمایند. بررسیهای انجام شده درباره موفقیت سازمانهای فوق نشان می دهد كه عامل اصلی موفقیت این سازمانها، در شیوه پردازش و استفاده از تجربیات مدیریتی نهفته است.
بدین سان، مدیران سازمانهای یادگیرنده از تجربیات خودشان بهره می برند، به جای اینكه بوسیله این تجربه محدود گردند (فایوت و لایلس، 1995) .
سازمان های زاینده و پویا برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده خود دست به نوآوری و خلاقیت زده، محیط پیرامونی خود را تغییر می دهند و آن را با خواسته های خویش همسو می كنند. مدیران اینگونه سازمانها با مداخله در عوامل تاثیرگذار محیطی، آن را به گونه ای كه خود می خواهند و با استراتژی آنها سازگار است، در می آورند و تا آنجا كه مقدور است عوامل محیطی پیرامون خویش را تغییر می دهند.
اینگونه سازمان ها از نظر سرعت تحول،  بسرعت متحول می شوند و فراتر از سرعت محیط حرکت می كنند و از نظر انعطاف پذیری،  منعطف با نگاه به آینده هستند و از نظر نحوه تعامل با محیط،  ضمن اینكه بر محیط تاثیر می گذارند،  سازمان خود را با محیط تطبیق می دهند(بنیس،2002) .به منظور بررسی تطبیقی خصوصیات  سازمانهای انطباقی و زاینده در جدول شماره 1 كه توسط" مك گیل " و "اسكلومن " از دانشگاه تگزاس ارایه شده است، ویژگیهای سازمانهای انطباقی و زاینده مورد مقایسه قرار گرفته است. بنابراین  با توجه به اطلاعات جدول مذكور می توان گفت كه سازمان انطباقی از نظر ویژگیهای راهبردی دارای منابع قدرت ثا بت  و سنتی ، ساختار سازمانی تفكیك شده می باشد، اما سازمان زاینده دارای منابع قدرت متعدد، دیدگاه همه جانبه نگر و سیستمی است. سازمان انطباقی از لحاظ ویژگیهای ساختاری، بوروكراتیك، قوانین رسمی، سلسله مراتبی بوده و در مورد سازمان زاینده، ویژگی هایی نظیر شبكه ای، خود كنترلی، كار گروهی حاكم است.

 

2- 1- ویژگی های  سازمانهای زاینده
  سازمان های زاینده،  از طریق به چالش کشیدن وضعیت موجود،  زیر سئوال بردن قالبهای فکری رایج و نیز تلاش در جهت تحقق چشم انداز سازمانی،  میل به یادگیری و بالندگی را در سازمان تقویت می نمایند .
با بکارگیری مکانیزم های توانمند سازی15، سیستم پیشنهادها  و تیم سازی وکارگروهی، فرهنگ تسهیل کنندگی16 را اشاعه می دهند.
با ایجاد چشم انداز مشترک17، هم افزایی فکری  و نیز استقبال از ایده های نو، تفکر سیستیمی را در بین اعضای سازمان گسترش می دهند.
   دارای فضایی است كه كاركنان را به آموزش و یادگیری مداوم ترغیب می كند تا از این طریق، خود را توسعه داده و توانایی بالقوه خود را به بالفعل تبدیل سازند.
   فرهنگ آموزش و بالنده بودن را در میان مشتریان و سایر افراد مرتبط با سازمان نیز توسعه می دهند.
   استراتژی توسعه نیروی انسانی، در قالب استراتژیهای سازمانی قرار می گیرد.
   فرایند ارتقاء‌ و بهبود سازمان،  یك امر دایمی است كه از راه آموزش های فردی و تغییر در مفروضات ،  اهداف و هنجارهای كاركنان صورت می گیرد.
   سازمان های زاینده، رقابت در سطح ملی و جهانی را یکی از اهداف استراتژیک خود قرار میدهند . به خاطر اینکه در هزاره سوم  میلادی هیچ سازمانی بدون رقابت نمی تواند به بقای خود ادامه دهد.
   سازمان زاینده، می پذیرد که تغییر و دگرگونی  اجتناب ناپذیر است، بنابراین تغییر و دگرگونی را به عنوان یک هنجار و قاعده ای پذیرفته شده، در نظر میگیرد. و امر هدایت تغییر و دگرگونی، به عنوان وظیفه سازمان شناخته می شود . بنابراین معتقد است که درعصرتغییرات سریع و پیچیده، تنها کسانی که رهبران و پیشگامان تغییر و دگرگونی هستند،  جان سالم بدر خواهند برد و سعی میكند که سازمان، نقش پیشگام  در امر دگرگونی  و  تحول داشته باشد.
  در سازمان های زاینده، مدیریت و کارآفرینی مکمل و لازم و ملزوم  یکدیگرند . مدیریت و کار آفرینی، تنها دو بعد مختلف از ابعاد یک فرضیه و تکلیف واحد است، فرد کار آفرینی که چگونگی مدیریت را نیاموزد، زیاد دوام نخواهد آورد و مدیریتی که کارآفرینی و نوآوری را نیاموزد، عمر طولانی نخواهند داشت . در واقع سازمان های زاینده بایستی با نگرش آینده نگر و فعال، نسبت به تغییرات و تلاطمات محیطی واکنش نشان دهند تا از تغییرات و تحولات محیطی به نحو مطلوب، در جهت تحقق ماموریت ها و اهداف خود استفاده نمایند.
  داشتن استراتژی برای آینده،  هدف از استراتژی این است که سازمان را قادر سازد تا در محیطی غیر قابل پیش بینی و  نا مطمئن، به نتایج  مورد انتظار دست یابد . زیرا این استراتژی است که به سازمان اجازه می دهد  تا در پی فرصت طلبی باشد . در حقیقت در صورت وجود استراتژی است که می توان  فرصتها را تشخیص داد،  در غیر این صورت برای تشخیص اینکه، چه چیزی براستی سازمان را به سمت نتایج مطلوب سوق می دهد و چه چیزهایی سبب انحراف سازمان و نابودی منابع و امکانات می گردد، راهی وجود ندارد (دراکر، 1998).
                       
2-2-  نحوه ارتباط سازمان زاینده با محیط
وقتی ضریب هوشی 18 سازمان، بالا باشد و شرایط مربوط به آیند ه را بتواند پیش بینی كرده  و خود را برای آن شرایط  از نظر نیروی انسانی، امكانات مادی، تسهیلات اداری و نحوه ارتباطات سیستم های اطلاعاتی هماهنگ سازد،  پیش و بیش از دیگران می تواند بسوی تعالی و تكامل پیش رود  و آینده را از آن خود كند . چنین سازمانهایی در مرحله زاینده بودن قرار دارند . سازمانهای زاینده، از استقلال و خلاقیت نیروهای فرهیخته و انعطاف پذیری زیادی برخوردار هستند  و با پیشی گرفتن بر تغییرات و تحولات بیرونی، در تعامل اثرگذار با محیط قرار دارند. بطور مثال، چنین سازمانهایی با درك منطقی و درست از بازار و نحوه تحول در فرهنگ، سلیقه، نگرش و خواست مشتریان، خود  دست به نوآوری می زنند و محصولات و خدمات جدیدتری را به بازار عرضه می كنند و یا پیش از دیگران،  بر مبنای پژوهش های بعمل آمده و  سطح علمی كار آمد خویش،  با بهره گیری از قدرت خلاقه نیروی انسانی، دست به آفرینش تكنولوژی می زنند و از طریق آن، كالاها یا خدمات قابل قبول تری را ارائه می نمایند و یا  به مطلوبیت آفرینی بیشتر برای سازمان دست می یابند . نكته حائز اهمیت آنكه، سازمان زاینده می تواند تا حدودی در تعامل سازنده و اثرگذار با محیط قرار گرفته  و سازنده محیط خویش باشد . جدول شماره 2،  وضعیت طیف های مختلف سازمانها را در رابطه با چگونگی تحول یادآور می شود . با تقسیم سازمانها به زاینده و انطباقی، در واقع می توان به آرمان مشترك  تصمیم گیرندگان در مورد سازمان اعم از مدیران یا سهامداران، دسترسی پیدا كرد و با زبان  مشترك در مورد سرنوشت سازمان  سخن گفت . اگر رشد، كمال، زاینده بودن را هدف مشترك تمام سازمانها بدانیم كه برای بعضی قابل دسترسی و برای برخی دیگر غیر قابل  دسترسی است،  می توانیم فاصله 19  بین وضع موجود  سازمان  و حد مورد انتظار از زاینده بودن را بیابیم و از این راه به نوعی سنجش و قضاوت ارزشی در مورد سازمان دسترسی پیدا كنیم (الحسینی، 1380)

2-3-  ساختار سازمانی  سازمان های زاینده
با توجه به اینکه ساختار بوروکراتیک13 و هرمی شکل، حالتی مکانیکی داشته و هرگونه تحرک و پویایی را از افراد سلب می کند. اینگونه ساختارها، خاص سازمان های انطباقی میباشد .  ویژگی های  ساختارهای بوروکراتیک  عبارت است از  :
  تصمیمات توسط افراد، در راس هرم اتخاذ میشود.
  هرشخص، فقط مسئول کار خودش است.
  تغییر به کندی صورت می گیرد  و تنها از راس، سرچشمه می گیرد.
  مدیران، نحوه انجام امور و انتظارات عملکرد را دیکته می کنند.
لذا  ساختار مناسب برای سازمان های زاینده، ساختار شبکه ای می باشد که از حالت ارگانیک و پویا برخوردار بوده و به کارکنان آزادی عمل بیشتری برای انجام امور محوله می دهد.

ادامه دارد ....

منبع : پیک مدیران

 

  کلید هدایت               

خدا زیباست

احمد شهدادی

 

 

جهان آینه ظهور نام های خداست. بهتر بگوییم: جهان، تمام، نام های خداست.

آنچه ما از نام های خداوند می شناسیم، واژه هایند و بس: مهربان، موثر، بخشنده، بخشاینده... اما این واژه ها تنها نشانی از حقیقت نام هایند. خداوند حقیقتی است كه سرچشمه همه این نام های زیباست. این نام ها همه در زیبایی و حسن یكدانه اند. هیچ یك از آن ها در مقابل زیبایی نیست، عین زیبایی است: همه زیبایی است. حتی نام هایی كه به گمان ما سخت و غریب می آیند، در حقیقت خود كمال زیبایی اند.

خداوند در ساحت تنهایی وجود خویش، در آن بی كرانگی ازلی و ابدی هرگز ناشناختنی، خود را درمی یابد و اشراف و احاطه بر وجود خویش دارد. در آن خلوت پر از هستی، خداوند بر خود تجلی می كند، یعنی خود او خودش را می نگرد، می فهمد و بر خودش آشكار می شود. این آشكارشدگی بر خود، جای تجلی خداوند بر خود اوست، در آن روشنایی غیر قابل وصف، نام ها و صفت ها پدید می آیند: خداوند خود را زیبا می بیند و زیبایی جلوه می كند و نام زیبا آشكار می شود. خداوند او را مهربان می بیند و مهربانی جلوه می كند، پدیدار می شود و نام مهربان پدید می آید. همه اسم های خوب خداوند چنین پدیدار می شوند. تمام این اسم ها، بی آن كه در محدوده كوچك تصور و تخیل ما محصور شدنی باشند و بلكه فراتر از هر معنای تصورشونده، چنان حقیقت روشنی دارند كه با این كلمات كوتاه به بیان درنمی آیند.

بیایید ناگزیر از توانایی تصور خود مدد بخواهیم. حقیقت، وجود و ذاتی ازلی، ابدی، تام، كامل، بی نقص و دارای تمامی برازندگی و دارندگی را تصور كنید. این ذات منبع تمام نشدنی همه تبرك ها و تقدس هاست. در خلوت حضور خود، در آن حضرت (1) كه هیچ چیز، هیچ كس، جز او نیست كه ببیند و بفهمد و دریابد، خودش را تماشا می كند. تماشای خویشتن با چشم خویشتن، حضور خود در نزد خود! شناخت خود با ادراك خود! این كشف، مكاشفه، حضور، شهود، شهادت و گواهی ، ادراك نامش هرچه باشد پر از بهجت، شادی، هستی، وجود، محبت، تماشا، نگاه، آرامش، كمال و در یك واژه سرشار از حقیقت است. وقتی زیباترین خود را زیباترین می یابد، در این حال است كه مهربانی، عشق، هستی، توجه، امنیت، رهایی، تدبیر، تجلی و آفرینش تولید می شود. آیا می توانید چنین ذاتی را میرنده و میرا بدانید؟ آیا زوال، تاریكی، وحشت، غربت، جهل، زشتی و هر اسم دیگر در این ساحت راهی می یابد؟ هریك از این نقص ها مفهوم دیگری از نیستی است، از عدم و نابودی است. پس با بودن نمی سازد.

در آن ساحت غریب كه مدام، یعنی تمام ازل و ابد، فقط زیبایی بر زیبایی جلوه می كند، حقیقت تماشاگر خویش است و هستی خود را می بیند، جهان و هستی آشكار می شوند. آن جا مقام آشكارشوندگی است: جای آفرینش. نور از خورشید جاودانه زیبا می تابد و جهان پدید می آید. هر جلوه، هر تماشا، هر اسم، جهانی را می آفریند: تو در تو و پر از راز، هزار توهای تمام نشدنی آفرینش! عارفان ناگزیر و به سبب تنگنای درك و كلمه این جلوه ها را فیض می خوانند: فیض اقدس، فیض مقدس. حافظ خداوندگار كلمات پارسی، روایت كننده یكی از آن جلوه هاست: در روزی و شبی شباروزی كه خداوند بود و هیچ نبود، تنها یك شعله از آن نور، تنها یك جلوه، لب به شرح روایت زیبایی گشود. شعله خواست چیزی از زیبایی خداوند بگوید. اما درهمان لحظه، در همان لب زدن نخستین شعله، عشق پدید آمد و همه جهان را همه عالم را كه بسی گسترده تر و فراگیرتر از جهان است به آتش كشید:

 

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد / عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

 

دانستنیها                          

مرموزترین بیماری های جهان

 

 

نشریه لایو ساینس از میان تمامی بیماری های لاعلاجی که در تمدن امروز بشر وجود دارد ۱۰ بیماری که پزشکان را بسیار به خود مشغول کرده و تا کنون علاجی برای آنها کشف نشده و یا منشا واقعی آنها شناسایی نشده است را معرفی می کند.

بیماری های زیادی در جهان وجود دارند که پزشکان می توانند با نوشتن چند جمله بر روی برگه نسخه آن را درمان کنند اما در کنار این بیماریها سری دیگری از امراض نیز وجود دارند که برای درمان پزشکان و دانشمندان را دچار زحمات زیادی کرده اند.

تحقیقات فراوانی برای یافتن درمان و ریشه کنی آنها انجام گرفته اما نسخه نوشتنی برای آنها کشف نشده و یا ریشه اصلی آنها یافته نشده است. نشریه لایو ساینس ۱۰ نمونه از این بیماری های مرموز و همچنان ناشناخته را معرفی کرده است.

 

بیماری مورژلونز (Morgellons):

این بیماری مرموز که به تازگی کشف شده است نشانه های غریبی از خود نشان می دهد و مبتلایان معمولا از علائم ناخوشایندی که بر روی پوست بدن آنها به وجود می آید شکایت می کنند. برخی ریشه این بیماری را توهمات ذهنی می دانند اما برخی دیگر آن را بیماری واقعی و ناشناخته می پندارند.

 

سندرم خستگی مزمن:

یکی از بیماری هایی است که در گروه عوارض فیزیکی ناشناخته پزشکی قرار دارد و مبتلایان به این بیماری به اندازه ای احساس خستگی می کنند که گاهی برای روزها به خواب و استراحت می پردازند.

 

بیماری کروتزفلد- جیکوب:

یکی از نمونه های این اختلال نادر مغزی به نام جنون گاوی شناخته می شود و می تواند در اثر خوردن گوشت آلوده گاو مبتلا بروز پیدا کند. بیماری CJD معمولا سریع و کشنده است اما پزشکان تا کنون موفق به کشف دقیق دلایل بروز این بیماری نشده اند.

 

شیزوفرنی:

یکی از مرموزترین بیماری های روانی است و مبتلا در این بیماری توانایی خود را در تشخیص واقعیت و توهم از دست می دهد. از نشانه های بیماری هذیان گویی، توهم، سخن گفتن نامنظم و مختل، کمبود انگیزه و نبود احساسات است و منشا این بیماری و درمان آن مانند یک پازل دانشمندان را به خود مشغول کرده است.

 

اختلال در سیستم دفاعی بدن (Autoimmune Disorder):

لوپوس و ام اس از جمله بیماری های به وجود آمده تحت تاثیر این اختلال هستند. در این اختلال اندامهای بدن و فعالیتهای عادی و معمولی آنها به عنوان دشمن شناسایی شده و توسط سیستم دفاعی مورد حمله قرار می گیرند.

 

پیکا:

مبتلایان به این بیماری میل اجتناب ناپذیری به خوردن مواد غیرغذایی مانند کاغذ، چسب یا گل دارند. با وجود اینکه این بیماری معمولا به کمبود مواد معدنی در بدن ارتباط داده می شود، متخصصان تغذیه و پزشکان تا کنون هیچ دلیل قانع کننده ای برای توضیح بروز این بیماری پیدا نکرده اند.

 

آنفلوآنزای مرغی:

از جمله بیماری هایی است که سیستم دفاعی انسان تقریبا در برابر آن مصونیتی ندارد و ابتلا به آن جان ۵۰ درصد از مبتلایان را می گیرد. تماس مستقیم با پرندگان مبتلا می تواند منجر به ابتلا به این بیماری شود.

 

سرماخوردگی:

با وجود سالانه یک بیلیون مبتلا در ایالات متحده، پزشکان اطلاعات محدودی از این بیماری در اختیار دارند. آبریزش بینی، سرفه و عطسه از نشانه هایی است که انسانها بارها آن را در طول زندگی خود تجربه کرده اند.

 

آلزایمر:

اختلال فرسودگی مغز و فراموشی پیشرفته تعداد زیادی از انسانها در سرتاسر جهان را تحت تاثیر خود قرار داده است. به دلیل نبود درک درست از دلیل بروز این بیماری درمانی قطعی نیز برای آن کشف نشده است.

 

ایدز:

بیش از بیست سال از ظهور و کشف بیماری مرگبار ایدز می گذرد و تا کنون هیچ درمان قطعی برای آن کشف نشده است. این بیماری اکنون به عنوان یکی از مرگبارترین بیماری های جهان شناخته می شود و اینگونه به نظر می رسد اولین بار از میمونها به انسان انتقال یافته است.

 

منبع : جام جم آنلاین

 

  مباحث فرهنگی            

روز آمار و برنامه ریزی

پدید آورنده : سمیه عزیزی

اشاره

هر نهاد و سازمانی برای نظم بخشیدن به امور داخلی و ارائه بهتر وظایف خود، به برنامه ریزی و آمارگیری نیاز دارد تا موفق عمل کند. از آنجا که تصمیم گیران و سیاست گذاران، زمان بسیار اندکی برای تجدید نظر در تصمیم های خود یا اصلاح و متوقف ساختن جریان آنها در اختیار دارند، نظام آمار ملی به عنوان بخشی از نظام اطلاعات کشور، می تواند در زمان مناسب، اطلاعات و آمار درست و بهنگام را در اختیار تصمیم گیران قرار دهد. امروزه از آمار به عنوان علمی یاد می کنند که در شاخص های توسعه نقش بسزایی دارد. داشتن آمار دقیق و جست وجو در ارقام و اطلاعات، کار دولت ها را در برنامه ریزی برای آینده آسان تر می کند. نیاز روزافزون دستگاه های برنامه ریزی کشور به آمار و اطلاعات و ضرورت همکاری بسیار نزدیک سازمان اصلی تولیدکننده آمار با دستگاه برنامه ریزی، موجب شد تا بر اساس قانون سال 1344، اداره آمار عمومی از وزارت کشور جدا و با نام مرکز آمار ایران به سازمان برنامه ریزی بودجه وابسته شود. همه ساله روزی به عنوان روز آمار و برنامه ریزی در کشور ما گرامی داشته می شود.

 

قرآن و برنامه ریزی

نظام هستی و قوانین حاکم بر آن، از برنامه ریزی و نظمی شگفت انگیز حکایت می کند. با دقت در پدیده هستی در می یابیم که دست پرمهر پروردگار هر چیز را در جای خویش نهاده است. خداوند در قرآن می فرماید: همان که هفت آسمان را طبقه طبقه بیافرید. در آفرینش آن بخشایشگر هیچ گونه اختلاف نمی بینی. باز بنگر آیا خلل می بینی؟ جهان آفرینش با همه بی کرانگی اش، بانظم، انسجام و ترکیب های حساب شده آمیخته است. پیدایش شب و روز، رفت و آمد فصل ها، خواب زمستان و بیداری در بهار، همگی نشانه های آشکار نظم و برنامه ریزی جهان هستی است. خداوند همواره در قرآن کریم از جلوه های گوناگون نظم هستی پرده برمی دارد و ما را با این گوهر گران بها آشنا می سازد و می فرماید: همان کسی که فرمانروایی آسمان ها و زمین از آن اوست ... و همه چیز را آفریده و به دقت اندازه گیری کرده است.

از مجموعه آیات قرآن بر می آید که در این جهان محدود، هر چیزی را وقتی و هر کاری را زمانی لازم است و وقت شناسی، برنامه ریزی و تنظیم امور در آفرینش مورد توجه آفریدگار متعالی بوده است که آیات و نشانه هایش را با تأمل در جهان هستی و معجزه خداوند، یعنی قرآن می توان دریافت. امام علی علیه السلام در وصف قرآن می فرماید: بدانید که در آن علم آینده و سخن از گذشته و دوای درد شما و مایه نظم و سامان دهی میان شماست. بنابراین قرآن که کتاب هدایت و زندگی آموز انسان هاست، بهترین راه ها را فراروی ما بازمی کند و بهترین برنامه ریزی حیات انسانی به شمار می آید.

 

برنامه ریزی در کلام معصومان

برنامه ریزی، یکی از رموز موفقیت و پیشرفت است. انسان با برنامه ریزی می تواند مشکلات احتمالی را پیش بینی و برای آنها چاره اندیشی کند. در روایات اسلامی، به واژه هایی چون تدبیر، دوراندیشی و نظم اشاره شده است که در بردارنده معنای برنامه ریزی هستند. برای داشتن برنامه ریزی درست و اجرای آن، چندعامل تأثیرگذار هستند که عبارت است از: استفاده بهینه از فرصت ها، ارزش نهادن به وقت و زمان، آینده نگری، تدبیر و تقسیم امور. اکنون این عوامل را در آیینه روایات به تماشا می نشینیم. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله درباره از دست ندادن زمان و استفاده از فرصت ها می فرماید: آن کس که درِ خیری به رویش گشوده شد، آن را غنیمت شمارد و از فرصت استفاده کند؛ زیرا نمی داند چه وقت آن در به رویش بسته می شود. امیر مؤمنان علی علیه السلام نیز درباره بهره گیری از فرصت ها می فرماید: فرصت های نیک را غنیمت شمارید. به درستی که فرصت ها، مانند گذرکردن ابر می گذرد. ایشان در اهمیت برنامه ریزی و آینده نگری می فرمایند: برنامه ریزی و آینده نگری پیش از کار، تو را از پشیمانی ایمن می دارد. امام حسین علیه السلام در فضیلت و ارزش وقت می فرمایند: زیان کار واقعی کسی است که لحظه لحظه عمرش را از دست دهد و امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: هیچ چیز عزیزتر از وقت تو نیست. همچنین امام جواد در مورد تدبیر در امور می فرماید: هر کس نداند کاری را از کجا آغاز کند، از سرانجام رساندن آن درمی ماند.

 

جایگاه نظم و برنامه ریزی در زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

نظم و برنامه ریزی، از مسائل بسیار مهم است که بدون آن، هیچ کاری سامان نمی یابد. ازاین روست که پیامبر صلی الله علیه و آله در این باره توصیه های بسیار کردند و همواره می کوشیدند مسلمانان با نظم و تدبیر زندگی خود را اداره کنند. خود ایشان نمونه نظم و انضباط بودند و نظمی دقیق و الهی بر همه شئون و رفتارشان حاکم بود و در واقع زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی آن حضرت، جلوه ای نظم و تدبیر بود. رسول خدا صلی الله علیه و آله اوقات خود را تقسیم می کرد و هر بخش آن را برای انجام دادن برنامه ای خاص در نظر می گرفت. امام علی علیه السلام در این مورد می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله چون به خانه می رفت، اوقات خویش را سه قسمت می کرد: بخشی را برای عبادت خدا، بخشی را برای خانواده خود و بخشی را به خود اختصاص می داد. سپس بخشی را که به خود اختصاص داده بود، میان خود و مردم تقسیم می کرد و بخشی از آن را به مردم اختصاص می داد و عام و خاص را می پذیرفت و چیزی از آنان دریغ نمی ورزید. در لزوم برنامه ریزی برای هر کاری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ابن مسعود می فرمایند: ای پسر مسعود! آن گاه که کاری انجام می دهی، با آگاهی و عقل انجام بده و مبادا کاری را بدون برنامه ریزی و آگاهی انجام دهی.

 

آمار و برنامه ریزی برای آینده

انسان با شناخت شرایط امروز خود، اولویت ها را پیش بینی می کند تا مطمئن شود در راه دست یابی به مقاصد گوناگون، به بی راهه نمی رود. برنامه ریزان با توجه به آنچه در اختیار دارند، بهترین و کوتاه ترین مسیر دست یابی به هدف را مشخص می کنند تا هر چه بیشتر از اتلاف انرژی، وقت و سرمایه جلوگیری شود. آمار و اطلاعات، یکی از مهم ترین عوامل اثرگذار بر برنامه ریزی برای آینده است. به گفته کارشناسان، آمار، زیربنای همه حرکت ها در جامعه به شمار می آید و چنانچه آمار قابل اطمینانی در کشور وجود نداشته باشد، برنامه ریزی با مشکل روبه رو می شود و امکانات کشور در مسیر درست به کارگرفته نخواهد شد. به بیان دیگر، آمار، همواره مهم ترین ابزار ارزیابی عملکرد گذشته و حال، و برنامه ریزی برای آینده، از عوامل اصلی سیاست گذاری و مدیریت در نظام اجتماعی و اقتصادی کشور است. در واقع، آنچه در تعریف برنامه ریزی بر آن تأکید می شود، قطعی نبودن، آگاهانه بودن و تعیین هدفی است که در آینده به دست خواهد آمد. برنامه ریزی برای آینده و آینده نگری، به مفهوم مطالعه، دقت و حدس زدن شرایط و رویدادهای آینده است و پیش بینی، یکی از عوامل مهم در موفقیت یا ناکامی برنامه به شمار می آید. به همین دلیل، استفاده از روش های علمی برای پیش بینی صد در صد دقیق، به دلیل کامل نبودن اطلاعات و در دست رس نبودن آمار درست، ممکن نیست، ولی هرچه آمار دقیق در دست داشته باشیم، به همان میزان برنامه ریزی برای آینده و پیش بینی آن دقیق تر خواهد بود.

 

اهداف و وظایف مرکز آمار ایران

نظام آماری، مجموعه ای از دستگاه های درگیر در فعالیت های آماری است که اهداف و وظایف ویژه ای دارد. اهداف نظام آماری را به طور خلاصه می توان شناخت مشکلات نظام تولید آمار در کشور، تشخیص دقیق نیازهای آماری جامعه و همچنین برنامه ریزی کلان برای تهیه و تولید اطلاعات آماری و اطلاع رسانی تولیدات آماری مورد نیاز نام برد. برخی از وظایف این مرکز بدین قرار است: انجام سرشماری عمومی، تهیه آمارهای لازم به منظور تأمین نیازهای برنامه ریزی و برنامه عمرانی کشور، تهیه و به هنگام نگاه داشتن قالب های آماری، استخراج، بررسی، چاپ و انتشار نتایج حاصل از سرشماری و آمارگیری ها، تهیه محاسبات ملی و شاخص قیمت ها، گردآوری، آمارهای مورد نیاز بخش خصوصی و تهیه و انتشار سال نامه آماری کشور آمار دقیق، این امکان را فراهم می کند که تصمیم گیری ها کمترین زیان ها را داشته باشد.

 

آمار دقیق، رکن توسعه وتوزیع عادلانه امکانات

به یقین، آمار و برنامه ریزی، در توسعه همه جانبه جوامع، نقش ممتاز و برجسته ای دارد. بهره گیری درست از آمار و برنامه ریزی، افزون بر پیش برد امور با هزینه کمتر، نقش مؤثری نیز در شناخت فرصت ها و استفاده بهینه از امکانات جامعه، پرهیز از خطرها و توسعه کشور دارد. آمار و اطلاعات درست، یکی از رموز و نمادهای توسعه در جوامع گوناگون است و بدون شک، در برنامه ریزی حرف اول را می زند. به عبارتی، سرشماری و آمار دقیق مشخص می کند که هر منطقه از کشور، چه کمبودها و استعدادهایی دارد و چه میزان سرمایه گذاری باید در آن انجام شود. به بیان دیگر، این امکان را فراهم می کند تا با توجه به ویژگی های اقتصادی و اجتماعی هر منطقه، سرمایه گذاری های متناسب با آن صورت گیرد و امکانات به صورت عادلانه برای رفاه عموم توزیع شود. سازمان برنامه ریزی کشور، به عنوان مرکز اصلی تولیدکننده آمار، وظیفه دارد اطلاعات و آماری دقیق در زمینه سرشماری های گوناگون در اختیار دستگاه های برنامه ریزی کشور قرار دهد. اگر آمار دقیقی در اختیار مسئولان قرار نگیرد، خدمت رسانی به مردم با مشکل روبه رو می شود و آنها از حق طبیعی خود برای بهره مندی از امکانات محروم می مانند.

 

آمار، زمینه حرکت دقیق و علمی در جامعه

امروزه اداره کشور، به برنامه ریزی، سیاست گذاری و اعمال مدیریت نیاز دارد و هیچ کدام از این موارد بدون برخورداری از اطلاعاتی که قابل اطمینان باشد، امکان پذیر نیست و برای اداره جامعه، داشتن اطلاعات و آمار دقیق شرط اولیه است. برای دست یابی به این مسئله، نظام آماری کشور وظیفه دارد اطلاعات و آمار لازم را در دسترس محققان در دانشگاه ها، مؤسسه های تحقیقاتی و دستگاه های برنامه ریزی قرار دهد. به عبارت دیگر، برای اداره جامعه، پایه و اساس برنامه ریزی باید بر اساس آمار و اطلاعات به روز تنظیم شده باشد تا بتوان بیشترین استفاده را از امکانات موجود برد یا با توجه به محدود بودن امکانات، به اولویت بندی نیازها و امکانات پرداخت. وجود شبکه های اطلاع رسانی گسترده، مهم ترین ویژگی کشورهای پیشرفته و وجه تمایز این کشورها از کشورهای در حال توسعه است. آگاهی از شرایط فعلی، توان برنامه ریزی برای آینده را افزایش می دهد و امکان دست یابی به اهداف مورد نظر را بیشتر می کند. تصمیم گیری بدون اطلاعات کافی، پذیرفتن شرایط تحمیلی است و آنچه از خود اطلاع رسانی مهم تر است، درستی اطلاعات دریافتی است. با توجه به این اهمیت است که در شرایط فعلی اگر بخواهیم زمینه شکوفایی و توسعه جامعه را فراهم آوریم، چاره ای جز داشتن آمار دقیق و قابل اطمینان نداریم. بنابراین، آمار مانند آینه، تصویری واقعی از جنبه های گوناگون جامعه ترسیم می کند هر قدر آینه شفاف تر باشد، مسائل را بهتر بازتاب می دهد.

 

نقش مردم در آمارگیری

تلاش مرکز آمار در گردآوری آمار دقیق، در گرو اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در جامعه، اطلاع رسانی درست مردم به مأموران سرشماری و تربیت و آموزش مأموران برای دریافت اطلاعات درست از خانوارها و انجام وظیفه مطلوب مأموران سرشماری است. در این میان، به یقین، این تلاش بدون همکاری و مشارکت دل سوزانه مردم به سرانجام نمی رسد. بنابراین، کارکنان مرکز آمار برای گردآوری آمار دقیق، باید به گونه ای با مردم رفتار کنند که آنها احساس رضایت و آرامش داشته باشند و اخبار و اطلاعات را دقیق و کامل در اختیار آنها قرار دهند. همچنین حداکثر کوشش خود را در حفظ اسرار مردم به کار برند و مهم تر آنکه مردم بدانند آمار چه اندازه در زندگی شان نقش دارد و می تواند در ایجاد عدالت اجتماعی و رفاه عمومی مؤثر باشد. بنابراین، مردم باید از واقعیت ها آگاهی یابند که تا کنون رسانه ها و مطبوعات در راه اطلاع رسانی و فرهنگ سازی اقدامات خوبی انجام داده اند. مردم نیز باید از دادن هر گونه اطلاعات نادرست بپرهیزند؛ زیرا دادن اطلاعات و پاسخ های نادرست، موجب برداشت نادرست از وضع موجود و به تبع آن، تصمیم گیری های نادرست در امور جاری و آینده کشور می شود و پی آمدهای منفی را متوجه کل جامعه خواهد کرد.

 

منبع : پایگاه حوزه

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست روانشناسی طراحی شده توسط زیگموند فروید

 

این یک تست روانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده.

فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر هم زمان با هم پیش می آید:

 

1- تلفن زنگ می زند.

2-  بچه تان گریه می کند.

3-  شخصی در مقابل درب منزلتان ایستاده، در حالی که درب می زند، شما را صدا می کند. 

4-  لباس ها را بیرون روی طناب پهن کرده اید که ناگهان باران شدیدی شروع به بارش می کند.

5 -  در آشپز خانه منزلتان شیر آب را  باز گذاشتید و آب در حال سر ریز شدن است.

 

خوب حالا با این وضعیت،  شما به ترتیب کدام یک از کارها را انجام می دید؟ یعنی از شماره 1 تا 5 را با چه اولویتی انجام می دهید؟

اولویت های خودتان را  تعیین کنید و برای تحلیل آن، ادامه مطلب را ببینید.

 

 

 

هر یک از 5 مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست.

1-  زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.

 2- گریه بچه، نشون دهنده خانواده است.

 3- زنگ در خونه، نشون دهنده دوستان شماست.

 4-لباس ها، نشون دهنده پول هستن.

 5- سر رفتن آب، نشون دهنده میل جنسی هستش.

ترتیب انتخاب های شما نشون دهنده اولویت های ذهن شما در زندگیه

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

چرایی گريز جوانان از نماز

بهار جان و اى جان بهار
ز ابر رحمت جان ما را تازه دار
پاى توفيق از سَرِ ما وا مگير
دست تأييد از دل ما بر مدار
مبتلاى محنت هجرم مكن
بر سر من هر چه مى‏خواهى بيار
اى ز تو سرسبز باغ عاشقان
سايۀ خود از سر ما برمدار[1]
خدايا كيست كه ساغر محبت از دست تو نوش كرد و حلقۀ بندگى ديگرى در گوش كرد؟! كدامين نرگس، پاى نياز در چشمۀ تو شست و چشم شيفتگى به تو ندوخت؟ عزيزا، كدامين نيلوفر آبى به عشق تو سر فرو آورد و جاذبۀ مهر تو ديد و به بركه گريخت؟ معشوقا، كدامين انسان، پيشانى عشق بر خاك ربوبيت تو ساييد و شيرينى تو چشيد و دل به ديگرى سپرد؟![2]
براق سير و رفرف عروج اهل معرفت و اصحاب قلوب، نماز است و هر كس از اهل سير و سلوك الى الله را نمازى مختص به خود او و حظّ و نصيبى است از آن، حسب مقام خود.[3] وقتى قرآن كريم سخن از نماز به ميان مى ‏آورد مى ‏فرمايد: "نماز بخوانيد تا ياد مرا زنده كنيد."[4] و من در ياد شما به وسيلۀ نماز ظهور كنم. اگر ياد خدا به وسيلۀ نماز ظهور كرد، آن قلب مطمئن است. از طرفى، ياد خدا دلها رامطمئن مى ‏كند.[5] پس دل انسان نمازگزار مطمئن است. هرگز از غير خدا نمى ‏ترسد. هيچ دشمنى، چه از درون و چه از بيرون، نمى ‏تواند موجب هراس او شود زيرا اهل نماز به ياد حق هستند و ياد حق، عامل طمأنينه و آرامش است. خداى بزرگ در سورۀ معارج دربارۀ حكمت‏ هاى نماز مى ‏فرمايد: "طبع انسان در برابر شدايد بى ‏تابى مى ‏كند و اگر خيرى به او رسيد، سعى مى ‏كند انحصار طلب باشد و به ديگران ندهد". فطرت انسان بر توحيد و طبيعت او به رجس و آلودگى متمايل است. فطرت را انبيا احيا مى‏ كنند و طبيعت جز آلودگى چيزى نيست. قرآن مى‏ فرمايد: "اگر رنج و شرى به انسان برسد، جزع و بى ‏تابى كرده و صبر را از دست مى ‏دهد و اگر خيرى به او رسد سعى مى ‏كند به ديگران نرسد و نرساند و منّاع خير باشد. مگر نمازگزاران.[6]"
نمازگزاران، طبيعت را سركوب و فطرت را احيا كرده ‏اند. خاصيت نماز، احياى فطرت است. نمازگزار كسى است كه سركشى طبيعت را رام كند. او با سرمايۀ آرامش، كه از نماز بدست آورده، در فراز و نشيب زندگى سست نمى ‏شود و در شدايد و سختى ‏ها جزع نمى ‏كند. اگر خيرى به او برسد منع نمى ‏كند و از ديگران دريغ نمى ‏دارد.[7] از حضرت باقر العلوم‏(ع) منقول است كه رسول خدا (ص) فرمود: "وقتى كه بندۀ مؤمن به نماز مى ‏ايستد، خداى بزرگ به او نظر مى ‏افكند تا آنكه از نماز منصرف شود و از بالاى سرش تا افق آسمان در سايه سار رحمت الاهی واقع شود و فرشتگان او را احاطه كنند و خداى متعال فرشته ‏اى را مأمور كند كه به او بگويد: اى نمازگزار، اگر بدانى چه كسى به تو نظر مى ‏كند و با كه مناجات مى‏ نمايى، هرگز به غير توجه نكرده و از جايگاه خود مفارقت نمى ‏كردى![8]" جايى كه به نص كلام الاهی.[9] جمال صورى يوسفى محدود، زنان را فانى كند. جمال مطلق، كه هر جمال، ظلّ جمال اوست، چه خواهد كرد؟ خاصه نسبت به عارفين در حال استغراق در ذكر و عبادت.[10]
يا رب تهى مكن زمى عشق جام ما
از معرفت بريز شرابى بكام ما
تكبير چون كنيم مجال سوا مده
درديده بصيرت والا مقام ما
وقت ركوع مستى ما را زياده كن
در سجده ساز ذروه اعلى مقام ما
وقت قنوت ذره‏اى از ما بجا مباد
خودگوى و خودشنو زلب ما پيام ما
در لجّه شهود شهادت غريق كن
از ما بگير مايى ما در سلام ما [11]
حضرت سيد الشهداء(ع) هنگام عصر تاسوعا به حضرت ابوالفضل (ع) فرمود: به اين قوم بگو، امشب را كه شب عاشورا است به من مهلت بدهند. براى اينكه خداى سبحان مى ‏داند نماز محبوب من است.[12]
آرى ميان كسى كه بگويد: من نماز مى ‏خوانم و اين جملۀ حضرت كه مى‏ فرمايد: من نماز را دوست دارم و عزيز من است، فرق بسيار است. فرزندان امام سجاد و امام باقر و معصومين‏(ع) اين حال را داشتند که سعى مى ‏كردند وقتى پدرشان مشغول نماز شد شروع به بازى كنند. مى ‏گفتند: وقتى حضرت شروع به نماز كرد ديگر متوجه ما نيست، هر چه سر و صدا كنيم آزاد هستيم.[13] روزى در مكان مجاور حضرت، در حال نماز، آتش سوزى اتفاق افتاد، سر و صدا شد و آنرا خاموش كردند. پس از نماز به عرض حضرت رساندند كه اينجا آتش گرفته بود و اين همه سر و صدا بود. شما متوجه نبوديد؟ حضرت فرمود: خير. عرض كردند: چطور؟ حضرت فرمود: من آتش ديگرى را خاموش مى ‏كردم، آتش آن عالم را خاموش مى ‏كردم.[14]
آرى مراد از نماز، حضور دل و استغراق كامل و فناى ذات عابد در معبود و فوز به مشاهدۀ حق است. اما مبتدى را براى وصول به اين مقام، رياضت و مجاهدۀ بسيار لازم است كه اگر براى مدتى مديد به امر قلب مشغول نشويم؛ آشناى به رمز و راز نماز نخواهيم شد. اما به نحو اجمال، بزرگان، اسرار نماز را در شش منزل بيان كرده ‏اند:
اول. حضور دل؛ يعنى دل را به هنگام نماز، به هيچ چيز جز پروردگار بزرگ تعلق نباشد.
دوم. فهم معانى قرائت و ذكر و تسبيح نماز، به طورى كه دل در فهم آن الفاظ مطابق زبان باشد.
سوم: تعظيم؛ يعنى در آن حالت، عظمت معبود و مبدأ مقصود در خاطر بود.
چهارم: هيبت؛ يعنى از غايت عظمت پروردگار، خوف بر دل هجوم آرد كه مبادا در اين عبادت تقصيرى باشد.
پنجم: اميد، كه مقام كَرَم و جُودِ خداوند اكرم الاكرمين بر ما معلوم باشد كه از نهايت مرحمت، ما را محروم و بى نصيب نخواهد فرمود و گناهانمان را خواهد بخشيد.
ششم: شرم؛ يعنى خود و عبادت خود را كوچكتر از آن بدانيم كه شايستۀ درگاه حضرتش باشد و عبادت خود را در نهايت شرمسارى، و بندگى را با سرافكندگى به انجام رسانيم.[15]
خداوندا در اين دير تحيّر
همى هستم تهى دست و دلى پُر
تهى دستم ز زاد راه جاويد
بفضل تو دلى دارم پر اميد
منّور دار جانم را به نورى
دلم را زنده گردان از حضورى
دلم را محرم اسرار گردان
ز خواب غفلتم بيدار گردان[16]
اى عزيز، اين نهايت ارتفاع سير هر سالك و رهرو است كه بدون واسطه به خداوند خطاب مى ‏كند و جملۀ مبارك (اياك نعبد و اياك نستعين) را در هر نماز تكرار مى ‏نمايد.
خدايا! درخت وصف، بى شك به آسمان ثناى تو نتواند رسيد و پرندۀ عقل بر اوج جمال تو بال نتواند ساييد. الاهی در چنتۀ كوچك فهم ما كِى ابزار درك تو مى‏ گنجد و در كوله بار خرد ما، كجا توشۀ راه قلّۀ جلال تو جاى مى ‏گيرد؟ خداوندا! ما را از آنانى قرار ده كه درخت‏ هاى اشتياق در باغ‏هاى سينه هايشان ريشه دوانده و شعله‏ هاى عشق تو آتش به دلهايشان زده و رايحۀ جمال تو پرندۀ افكارشان را اوج تازه بخشيده. آنان كه در مزارع قرب تو به چراگاه مكاشفه آمده‏ اند و از چشمۀ عشق تو با جام‏ه اى لطف تو مى ‏نوشند. آنان كه در جوار خانۀ تو مسكن گزيده‏ اند و آب حيات از باران مهر تو مى ‏نوشند و لباس از نسيم لطف تو مى ‏پوشند.[17]
امام سجاد (ع) عرض مى‏ کنند: "اذقنى حلاوة ذكرك"، خدايا شيرينى يادت را به من بچشان.[18]
ما چون اين شيرينى را نچشيده‏ ايم، نماز برايمان امری عادى است. اينكه ما نماز مى ‏خوانيم و چيزى از نورانيّت آن را احساس نمى ‏كنيم، براى آن است كه نماز را با آداب و آگاهى و عرفان به اسرار آن نخوانده‏ ايم.[19] اميرالمؤمنين (ع) در نهج البلاغه از رسول خدا (ص) نقل فرمود: "من در عجبم از كسى كه چشم ه‏اى درِ منزل اوست و شبانه روز پنج بار در آن چشمه شستشو مى‏ كند، با اين حال باز آلوده است. چون نماز مثل چشمه زلال است، كه انسان نمازگزار در وقت‏ هاى پنجگانه در آن شستشو مى ‏كند.[20]"
نماز كوثرى است كه انسان را تطهير مى ‏كند. قهراً اگر ما از نماز، آن طهارت را در خود احساس نكرديم بايد بپذيريم كه نماز واقعى نخوانده‏ ايم. ممكن است نماز صحيح باشد، لكن مقبول درگاه حضرت حق نبوده است، زيرا نمازى مقبول است كه روح انسان را تطهير كند. وقتى انسان مى تواند در حال نماز، قلب خويش را مهار كند كه چشم و گوش را در بيرونِ نماز مهار كرده باشد.[21]
جز خدا را بندگى حيف است، حيف
بى غم او زندگى حيف است، حيف
جز به درگاه رفيعش سَر منه
بهر غير افكندگى حيف است، حيف
عمر و جان در ساحت حق صرف كن
در جهان جز بندگى حيف است، حيف[22]
اى عزيز، تن به دنيا دار و دل به مولا، تا نام و مونست شود و پيغام او آرامشت دهد، كه دل عاشق به پيغامى بسازد و حقيقت كشف، اين است كه ميان دل و دلدار حجاب نبود. جهد كن كه در همه حال دلت با يار بود، نه در كوچه و بازار. بخصوص در هنگام نماز كه "المُصّلى يُناجى رَبّه" نمازگزار در وقت نماز با پروردگار خويش مناجات و راز و نياز مى‏ كند.[23]
جان سخن اينكه: نماز، ديدار محبوب است و خلوت با او. پايان هجر است و لحظۀ وصال. حضور در پيشگاه پادشاه مقتدر است كه گاه زبان به حمد و ثناى او مى ‏گشايى و زمانى اظهار عجز مى ‏دارى. رخصت تشرف را قدر مى ‏نهى و نيازهايت را بر زبان مى ‏رانى. شكوه و جلال درگاهش را ديده، از حقارت خويش سر به آستانش مى ‏نهى، زمان را غنيمت شمرده، ذكر جمال و جلالش مى‏ كنى. چون بدون دعوت نرفته‏ اى و آداب حضور رعايت نموده ‏اى، نزديكتر رفته و نجواى عاشقانه سرداده، از نيكان و بندگان صالح، خصوصاً، نام مبارك بندۀ مخصوص او را بر زبان جارى مى ‏كنى و...، با اندوهِ پايان يافتن وقت ملاقات و با شوق ديدار بعدى، سلامش مى ‏دهى و سرمست از ديدارش، در حالى كه زبان به تكرار نام زيبايش حركت مى ‏دهى، با قلب و جان، با ياد او به حيات خويش ادامه مى ‏دهى.
پس اى عزيز، آنكه محبوبى نداشت و اوصاف جمال و جلالش نشناخت، دل به او نداشت و دعوتش نشنيد، خواب و كسالت و سنگينى طعام و دل مشغولى اعمال روزانه و...، توانى در او نگذاشت، پس چگونه مشتاق ديدارش شود و سر از پا نشناسد و از شوق و هراس، رنگ چهره اش دگرگون شود و پاى به لرزه درآيد؟ و تا به خود مشغول است و قدمى به برون ننهاده، كِى به ديدار ديگرى موفق گردد؟
ناگفته نماند، پرورش و شكوفا شدن جوانان در بستر خانواده است كه گاه، بوستانى است عطرآگين و زمانى، فضايى است اندوهگين، تا چه شخصى در چه محيطى زندگى نمايد!
و نيز اينگونه نيست كه همگى نونهالان و جوانان از ديدار و زيارت آن معبود يگانه گريزان باشند. چه صف‏ هاى متراكم انتظار كه در مراكز علم و دين و... براى اقامۀ نماز نورافشانى مى ‏كنند.

 

پی نوشتها : 

[1] فيض‏ كاشانى، ملامحسن، ديوان شعر.
[2] شجاعى، سيد مهدى، دست دعا چشم اميد، مناجات خمسة عشر، مناجات نهم، ص 81.
[3] امام خمينى (ره)، سيد روح الله، سرّ الصلوة، مؤسسۀ تنظيم و نشر آثار امام، ص 5.
[4] طه، 14.
[5] رعد، 28.
[6] معارج، 19 و 23.
[7] جوادى آملى، عبداللَّه، حكمت عبادات، ص 95.
[8] من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 210، ح 636.
[9] يوسف، 39.
[10] سبزوارى، ملاهادى، اسرار الحكم، ص 528.
[11] فيض كاشانى، ديوان شعر.
[12] مقتل الحسين (ع) مقرم، ص 232.
[13] انوار البهيّه، ص 49.
[14] بحار الانوار، ج 46، ص 78.
[15] مقدادى اصفهانى، على، نشان از بى نشان‏ها، ج 1، ص 325.
[16] عطار نيشابورى.
[17] شجاعى، دست دعا چشم اميد، مناجات دوازدهم.
[18] مفاتيح الجنان، مناجات خمسة عشر.
[19] جوادى آملى، حكمت عبادات، ص 105.
[20] نهج البلاغه، خطبه 199.
[21] جوادى آملى، عبداللَّه، حكمت عبادات، ص 115 و 116.
[22] فيض كاشانى، ديوان شعر.
[23] حسن زاده آملى، حسن، تازيانه سلوك، ص 12.


منبع : farsi.islamquest.net

 

  لينک های هفته             

شمعی که آب شد - ویژه ‌نامه شهادت حضرت امام محمد تقی (ع)

 

پورتال مرکز هوافضا و هوانوردی ایروسنتر

 

پایگاه اسلامی - شیعی رشد

 

فصلنامه دانش مديريت

 

كتابخانه ملی فرانسه

 

محاسبه قد و وزن ايده آل

 

30 نمونه شگفت انگیز از هنر بازتاب در عکاسی