ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و سی و دوم    

شنبه 7 آبان 1390 1 ذی الحجه 1432 29 اکتبر 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره ” ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X “  نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

« براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد »

سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِم بَآيَاتِ اللّهِ وَقَتْلِهِمُ الأَنْبِيَاء بِغَيْرِ حَقًّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً 155 وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَى مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا 156 وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا 157 بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا 158 وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا 159 فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ كَثِيرًا 160 وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا 161 لَّـكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَـئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا 162
ترجمه فارسی مکارم

 

(ولى) بخاطر پيمان ‏شكنى آنها، و انكار آيات خدا، و كشتن پيامبران به ناحق، و بخاطر اينكه (از روى استهزا) مى‏ گفتند: «بر دل هاى ما، پرده افكنده (شده و سخنان پيامبر را درك نمى ‏كنيم! رانده درگاه خدا شدند) آرى، خداوند بعلت كفرشان، بر دل هاى آنها مهر زده; كه جز عده كمى (كه راه حق مى‏ پويند و لجاج ندارند،) ايمان نمى ‏آورند «155» و (نيز) بخاطر كفرشان، و تهمت بزرگى كه بر مريم زدند «156» و گفتارشان كه: «ما، مسيح عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم!» در حالى كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند; لكن امر بر آنها مشتبه شد و كسانى كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى ‏كنند; و قطعا او را نكشتند! «157» بلكه خدا او را به سوى خود، بالا برد و خداوند، توانا و حكيم است «158» و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر اينكه پيش از مرگش به او ( حضرت مسيح) ايمان مى ‏آورد; و روز قيامت، بر آنها گواه خواهد بود «159» بخاطر ظلمى كه از يهود صادر شد، و (نيز) بخاطر جلوگيرى بسيار آنها از راه خدا، بخشى از چيزهاى پاكيزه را كه بر آنها حلال بود، حرام كرديم «160» و (همچنين) بخاطر ربا گرفتن، در حالى كه از آن نهى شده بودند; و خوردن اموال مردم به باطل; و براى كافران آنها، عذاب دردناكى آماده كرده‏ ايم «161» ولى راسخان در علم از آنها، و مؤمنان (از امت اسلام،) به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پيش از تو نازل گرديده، ايمان مى ‏آورند (همچنين) نمازگزاران و زكات‏ دهندگان و ايمان ‏آورندگان به خدا و روز قيامت، بزودى به همه آنان پاداش عظيمى خواهيم داد «162»  

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: « قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

رهبری در نهج البلاغه

« بخش سوم »

 مژگان امیریان زاده

مهدی محمدی

 

بعد از آن تحقیقات دانشگاه های ایالتی میشیگان و اوهایو دو سبک مدیریتی متمایز را مشخص ساختند:

۱ - سبك وظیفه مدار

۲ - سبك رابطه مدار

سبك وظیفه مدار بیشتر به توانایی رهبر در انجام وظیفه، ساخت دهی و شغل مداری او تاكید دارد. در این شیوه رفتاری این سه ویژگی رهبر بر حول محور كار است و توجه ای به زیردستان، نیازها و تواناییهای آنها و به طوركلی اهداف آنها ندارد و از جهتی شبیه به مدیریت مبتنی بر نظریه X مك گریگور است.
 
ازطرف دیگر، شیوه رابطه مداری (مردم مداری) بر مناسبات اجتماعی رهبر با زیردستان و دوست داشتنـــــی بودن، ملاحظه كاری او و مردم مداریش تاكید دارد. در این شیوه نیز توجه بیشتر رهبر به افراد خود، حمایت از آنها و توجیه به آنها و نیازهایشان است و تا حدودی شبیه به مدیریت نظریه Y عمل می كند.
 
اما تحقیقات بیشتر روی این شیوه رفتاری ویژگیهای رهبری نیاز به روش های پیچیده تر را آشكار ساخت ازجمله شیوه كنشی در تحلیل خود سه دسته ویژگی خیلی مهم برای رهبری پیشنهاد می كند.
 
۱ - مردم تا چه اندازه با یكدیگر كنار می آیند (نگهداری)؛
 
۲ - وظیفه تاچه اندازه مشخص شده و به آن ساخت داده شده است (رویه ای)؛
 
۳ - گروه تا چه اندازه قادر است درجهت انجام وظیفه حركت كند (واقعی).
 
گرچه این نكته بسیار بدیهی است كه یافتن رهبرانی كه بتوانند از عهده انجام همه این كنشها برآیند دشوار است. كنشهای نگهداری مستلزم بی طرفی و مهارت لازم برای مناسبت میان افــــــرادند. كنش های رویه ای مستلزم بی طرفی با یك گرایش وظیفه ای هستند و مساعدتهای واقعی مستلزم طرفداری و یك گرایش وظیفه ای هستند و از عهده برآمدن همزمان همه كنشها برای یك فرد دشوار خواهدبود (شكركن، ۱۳۷۳ ص ۴۶۰).
 
اما نهایتاً روشن شد كه رهبری كارامد منوط به موقعیتی است كه در آن قرار می گیرد یعنی اگر رهبر بتواند در موقعیت مناسب، در مكان مناسب قرار گیرد و رفتار متناسب با آن موقعیت را بروز دهد، رهبری كارامد خواهد بود.
 
اما از دیدگاه قرآن كریم در سوره یوسف آیه ۵۴ و ۵۵ به برخی از ویژگی های رهبری اشاره شده است: ملك گفت یوسف را نزد من آورید تا او را از خاصان خود قرار دهم و خطاب به او می گوید تو امروز دارای مقام و منزلت و امین هستی.
 
و یوسف (ع) در جواب می گوید: مرا بر خزائن زمین بگمار، به یقین من هم قدرت حفظ و هم قدرت توزیع دارم.

در این دو آیه به چهار صفت رهبر اشاره شده است.
 
۱ - مكین: منظور از این ویژگی این است كه كسی كه مقام رهبری و زمامداری را برعهــده می گیرد باید شایستگی و قابلیت پذیرش آن را نیز داشته باشد؛
 
۲ - امین: فرد رهبر باید ازنظر افراد فرادست و زیردست و به طوركلی جامعه به امانتداری معروف باشد؛
 
۳ - حفیظ: رهبر می بایست قدرت نگهداری و حفظ اموال، مقام و مسئولیتی را كه برعهده او گذاشته شده است داشته باشد.۴ - علیم: رهبر باید آگاه بوده به نحوی كه بتواند اموال و امكاناتی را كه دراختیار دارد به جای خود و عادلانه مصرف كند به نحوی كه تفویض اختیار و منابع به طور صحیح انجام گیرد.
 
امام علی(ع) ویژگی هایی را برمی شمارد كه بایستی رهبر فاقد آن باشد و یا به عبارتی رهبر بایستی صفاتی مقابل این صفات داشته باشد:

۱ – بخل

۲ - نـــــــــــادانی

۳ – ستمگری

۴ - بی عدالتی

۵ - خروج از سنت رسول خدا.
همچنین در نامه شماره ۵۳، امام علی (ع) به ویژگــی رازداریرهبری با این جمله اشاره می كند: از رعیت آنان را كه عیب جوترند از خود دور كن، زیرا مردم عیوبی دارند كه رهبر امت در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است...
 
بنابراین، یكی از صفات اولی و برتر رهبر در اینجا رازداری و فاش نكردن عیوب مردم است. یكی دیگر از خصوصیات رهبر عدالت است كه در خطبه ۱۲۶ نهج البلاغه به آن به طور مستقیم اشاره شده است: اگر مال متعلق به من بود بین مردم به طورمساوی تقسیم می كردم حالا كه مال، مال الله است. مطمئن باشید سپردن مال به كسی كه استحقاق ندارد با تبذیر و اسراف یكی است و اگر كسی چنین كند در دنیا قدرش بالا می رود ولی در آخرت بی ارزش خواهدشد».
 
امام علی(ع) در حكمت ۴۳۷ نهج البلاغه در پاسخ به فردی كه سوال می كند: العدل افضل ام الجود؟ بر برتری و اولویت عدالت نسبت به جود و بخشش صحه می گذارد. ایشان می فرمایند: «العدل یضع الامور مواضعها و الجود یخرجها من جهتا». عدل جریانها را در مجرای طبیعی خود قرار می دهد، اما جود جـــــریانها را از مجرای طبیعی خود خارج می سازد.
 
دراینجــا امام علی (ع) به این نكته اشاره می كند كه مفهوم عدالت این است كه استحقاق های طبیعی و واقعی درنظر گرفته شود و به هركس مطابق آنچه به حسب كار و استعداد، لیاقت دارد داده شود. اما جود با اینكه ازنظر شخص جودكننده كه مایملك مشروع خویش را به دیگری می بخشد فوق العاده باارزش است، اما باید توجه داشت كه یك جریان غیرطبیعی است.
 
و یا درحكمت ۴۳۷ نهج البلاغه می فرماید: عدالت قانونی است عام و مدیر ومدبری است كلی و بخشش یك حالت استثنایی و غیركلی است كه نمی شود روی آن حساب كرد.
 
یعنی عدل بزرگراهی است كه مسیر همگان است درحالی كه جود كلیت و جنبه قانونی ندارد.
 
و سپس نتیجه می گیرد كه از میان عدالت وجود آنكه اشرف است عدل است یعنی از دیده امام علی (ع) این عدل است كه می تواند تعادل اجتماع را حفظ كند و همه را راضی نگه دارد. (مطهری، ۱۳۵۳)

ادامه دارد ...

 

منبع : ماهنامه تدبیر

 

  جمله مديريتی              

دست های یاری رسان

همیشه دست هایی که به تو کمک می کنند، بهتر از لب هایی هستند که برایت دعا می کنند.     

« کوروش کبیر »

 Helping hands are always better than Praying lips.

« Cyrus the Great »

 

  حدیث مديريتی             

 

پیوند آسمانی

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

ما زوجت فاطمة الا لما امرنی الله بتزویجها.

من فاطمه علیه السلام را به ازدواج در نیاوردم، مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد .

 

عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 59

 

  طنز مديريتی              

پروژه مدیریت زمان!

  

دکتر : خانم عزیز،  متأسفم که به اطلاع شما برسانم، بیماری شما بسیار پیشرفته است و شما بیشتر از شش ماه زنده نخواهید ماند؛

چون هنوز ازدواج نکرده اید من به شما پیشنهاد می کنم با یک مدیر پروژه مدیریت زمان ازدواج کنید.

خانم : آیا این ازدواج باعث درمان بیماری خواهد شد ؟

دکتر : خیر، این شش ماه به نظر شما چندین سال خواهد آمد!

 

  حکايت مديريتی            

تغییر دنیا

بر سر گور كشیشی در كلیسای وست مینستر نوشته شده است:

« كودك كه بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم؛ بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است، من باید انگلستان را تغییر دهم؛

بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم.

در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول كنم.

اینك كه در آستانه مرگ هستم، فهمیدم كه اگر از روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!!»

 

شرح حكایت

برای ایجاد تغییر در محیط، باید ابتدا محدوده تحت نفوذ خود را شناسایی كرده و سپس برای ایجاد تغییر در آن محدوده، برنامه ریزی و اقدام نمود.

 

  تکنیک های موفقیت         

موفقیت و بینش

 

موفقیت، ساختن زندگی خود برپایه آنچه که می خواهیم است؛ مجموعه ای است از ارزش های شخصی که به طور واضح، تعریف شده اند و به دست آمده اند؛

و

زندگی تنها به شایستگی ها پاسخ می دهد نه به نیازمندی ها .

بینش، سنگ بنای زندگی است. عامل اصلی تعیین کننده در زندگی، انتخاب روش اندیشیدن است.

عادت ها  و رفتارهای ما،  تحت تاثیر بینش ماست و از اینجاست که به واقع همه چیز آغاز می شود .

در مسیر زندگی، بادهای شرایط در یک جریان بی پایان بر زندگی ما تاثیر می گذارند. تک تک ما وزش بادهای ناامیدی را تجربه کرده ایم .

چرا قایق زندگی ما باوجود مبدا و مقصد یکسان (خوشبختی) در پایان سفر در نقاط مختلفی پهلو می گیرد؟

مگر همه در یک دریا سفر نکرده ایم؟

مگر بادهای شرایط و مصائب به طور یکسان بر همه نوزیده اند؟

روشی که برای تنظیم بادبان قایق خود انتخاب می کنیم ما را به مقاصد مختلف زندگی هدایت می کند.

در واقع روش تفکر ما تغییری شگرف در رسیدن به مقصد نهایی به وجود می آورد.

تفاوت اصلی در شرایط موجود نیست، بلکه در نحوه تنظیم بادبان است.

وقتی بادها تغییر می کنند، ما نیز بایستی تغییر کنیم. بایستی یکبار دیگر تلاش کرد و بادبان را دوباره تنظیم نمود تا به سمت مقصد مورد نظر هدایت شویم.

واکنش سریع و مسئولانه در مقابل مصائب، بسیار مهمتر از خود مصائب است؛ به محض فهمیدن این مطلب، به این نتیجه می رسیم که بزرگترین چالش در زندگی کنترل روند نحوه تفکر است.

بهترین روش ایجاد یک بینش نو و قوی و بررسی واقع بینانه برداشت های ما از زندگیست. برداشت هایی که به نفع ما نیستند، قطعا به ضرر ما تمام می شوند .

تمام انتخاب ها و اعتقادات زیان آور نتیجه سالها جمع آوری اطلاعات اشتباه است.

در واقع، هم منابع اطلاعاتی ما نادرست هستند و هم داده های نادرستی را جمع آوری کرده ایم.

برمبنای اطلاعاتی که داریم، تصمیمات ما غلط نیستند بلکه این اطلاعات هستند که ما را به تصمیم گیری های غلط سوق می دهند.

 

فرمول شکست

شکست، رویدادی ساده است و وابسته به تحولات عظیم نیست. ما یک شبه شکست نمی خوریم.

شکست نتیجه اجتناب ناپذیر “انباشت” تفکر نادرست و گزینش های ناصحیح ماست.

برای اینکه موضوع را ساده تر بشکافم، این تعریف را بیان می کنم: شکست چیزی جز تکرار اشتباه، در قضاوت های روزمره ما نیست.

خطرناک ترین چیز درمورد شکست، ظرافت آنست. در کوتاه مدت، اشتباهات کوچک به نظر نمی آید و هیچ اختلافی را ایجاد نمی کنند؛ اصلا معلوم نمی شود که داریم شکست می خوریم .

مثلا اگر ما طی سه ماه گذشته زحمت خواندن یک کتاب را هم به خود نداده ایم، به نظر می رسد که این فقدان، هیچ تاثیر آنی بر زندگی ما ندارد، و از آنجا که بعد از نخستین سه ماه، هیچ اتفاقی برای ما نمی افتد لذا تکرار این اشتباه برای سه ماه بعد و سه ماه های بعد همچنان تکرار می شود .

 

فرمول کامیابی

فرمول کامیابی درست همانند فرمول شکست بسیار ساده است.

“چند نظم و رویکرد ساده را بصورت روزمره پیش بینی کنیم”

باید آینده را به عنوان بخش مهمی از بینش حال قلمداد کرد. هم کامیابی هم ناکامی برروی آینده تاثیر مثبت دارند .

پاداش ها و افسوس های ناگزیر اکنون حاصل  اقداماتی هستند که در گذشته انجام داده ایم. اگر این درست است، پس چرا مردم برای اندیشیدن به آینده زمان کافی اختصاص نمی دهند؟

پاسخ ساده است: آنها در زمان حال آنقدر گرفتارند که این موضوع اهمیت چندانی ندارد . یکی از چیزهای بسیار جالب پیرامون فرمول کامیابی اینست که نتایج آن تقریبا آنی و سریع بدست می آیند.

هنگامی که ما رژیم غذایی خود را تغییر می دهیم، سلامتی ما پس از گذشت چند هفته تغییر قابل ملاحظه ای می کند .

هر گونه اقدام جدید، جلوی شکست را می گیرد و ما را به مقصد گزینه ای که انتخاب کرده ایم، هدایت می کند. هر مرحله جدیدی که به صورت نظام در آورده شده است، وضع بینش ما را تقویت می کند و امکان موفقیت ما را در رسیدن به زندگی متعادل، افزایش می دهد، لیکن باید این را خوب بدانیم که اولین گام در درک این ارزش، این است که با ایجاد یک بینش خوب، سعی کنیم کاپیتان خوبی برای کشتی زندگی خود باشیم.

 

منبع : NAP Team

 

  نکات مدیریتی             

قدرت انتقاد سازنده

« بخش دوم و پایانی »

11- از سوالات سقراطی استفاده کنید:

برای تشویق مخاطب به منظور یافتن جواب از روش پرسیدن سوال استفاده می شود. هنگامی که افراد راه حل ها را خودشان پیدا می کنند، اعتماد به نفس آن ها تقویت شده و احساس شایستگی و قدرت می کنند. حُسن دیگر آن این است که چون مخاطب، راه حل خود را اجرا می کند، احتمال اینکه اقدامات مورد نیاز بعدی را نیز دنبال کند افزایش می یابد.

 

12- وقتی کلمات کار ساز نیستند:

وقتی رفتار مورد انتقاد حتی با وجود انتقادات دایم تکرار می شود. به جای آنکه چیزی بگویید، کاری انجام دهید:

1- مشخص کردن انتقاداتی که به طور دایم بیان کرده­اید.

2- رفتاری را در پیش بگیرید که مخاطب را مجبور به تغییر کند.

3- در اقدامات خود، استمرار داشته باشید.

4- اگر مشکل همچنان حل نشده باقی ماند، رفتار دیگری را به کار گیرید.

 

13- از انتقادات خود بهره ببرید:

از انتقادات شتاب­زده دوری کنید. از تجربیات گذشته به عنوان پایه و معیار استفاده کنید. اگر توقع دارید که فروشندگان شما میزان فروش رادر سال آینده 30 درصد افزایش دهند، ولی تجربیات قبل نشان می دهد که بهترین میزان افزایش فروش 20 درصد بوده است، بنابر این شما انتقاد خود را بر اساس یک توقع غیر معقول بنا کرده اید .

 

14- تصدیق کنید که انتقاد، امری ذهنی است:

اگر شخصی در جواب انتقاد شما گفت «این عقیده­ی شما است»، لطفا به نظر او احترام بگذارید. حتی اگر بر یک واقعیت عینی استوار باشد، این ارزیابی ذهنی شماست که مسئول قضاوت درباره اهمیت یک روش یا رفتار خاص است. بطور مثال، «کار تو باید بهتر انجام شود» یا «تو به آن خوبی که باید باشی نیستی» و... تمام این انتقادات به عنوان واقعیت مطرح شده است؛ در حالی که آن ها صرفاً قضاوت شما هستند. ممکن است دیگران درباره همان موضوعات، قضاوت های دیگری داشته باشند.

 

15- در انتقادات خود انگیزه ای قراردهید:

اگر در مخاطبان شما پس از انتقاد، تمایل به بهبود در کار دیده شود و ادامه یابد، احتمالاً انگیزه کاملاً مناسبی در بطن انتقاد شما وجود داشته است که مخاطب به جای احساس اجبار، احساس تمایل نشان می دهد.

 

16- از دنیای مخاطبان خود استفاده کنید:

استعاره به شما اجازه می دهد از مسیری وارد دنیای مخاطب شوید که برای او معنی دار باشد. اگر مخاطب شما به ورزش علاقه دارد، از یک استعاره ورزشی استفاده کنید.

 

17- پی گیر باشید، پی گیر باشید، پی گیر باشید:

مهمترین فایده پی گیری این است که مخاطب می فهمد که شما واقعا قصد دارید به او کمک کنید. او اطمینان می یابد هر انتقادی تلاش دو طرفه برای بهبود بوده و چشم انتظار انتقادات بعدی شما خواهد بود. به محض آنکه متوجه پیشرفتی شدید، مستقیماً با فرد صحبت کنید. قدردانی شما مانند یک محرک مثبت عمل کرده و مخاطب را قادر می سازد که بهتر از قبل عمل کند.

 

18- معیارهای خود را برای انتقاد بشناسید:

انتقاد بیانگر منطق شما در ارزیابی است. مواردی که از نظر شما اهمیت داشته، معیارها و استانداردهای شما را مشخص می کنند . گاهی اوقات بهتر است معیارهای خود را نشان دهید. مثلاً ویراستاری که مجبور بود برای اینکه هر بار با نویسنده ای جدید کار کند، یک نسخه از کتابی را که از دیدگاه خویش، بیانگر شیوه درست نگارش یک کتاب مدیریت بود، برای او ارسال و معیار خود را به مخاطبش نشان داده، و نویسنده را از روش، سبک و سیاق خود آگاه ساخت.

 

19- به خودتان گوش دهید:

آنچه که به خود می گویید نظارت کرده و ببیند آیا کمک کننده هستند یا آسیب زننده. هر روز به مدت پنج دقیقه با آرامش نشسته و به گفتگوی درونی که در آن لحظه در ذهن شما جاری است گوش فرا دهید. این تمرین را به مدت یک هفته ادامه دهید در موقعیت های بسیاری؛ هنگام ورزش و جلسات اداری، به افکار درونی و شنیدن گفتگوی درونی خود تمرکز کنید. اگر شــنیدید که به خود می گویــیـد؛ « او می خواهد مرا سرزنش کند»، با این جمله، اثر آن را خنثی کنید؛ "واقعاً از کجا می دانم؟ شاید او فقط می خواهد به من بگوید چگونه کارم را بهتر انجام دهم».

 

یک روش خوب برای تمرین:

1- مسایل را برای خودت تشریح کن.

2- به آنچه که می گوید گوش کن.

3- می توانم از این وضعیت چیزهایی یاد بگیریم.

4- یک نفس عمیق بکش و به عقب تکیه بزن.

 

20- خونسرد، آرام و متمرکز باشید:

اگر برانگیختگی شما کنترل شده نباشد، چالاکی ذهنی خود را از دست می دهید. اگر مخاطب باشید نسبت به انتقاد قفل، و اگر منتقد باشید، نسبت به دیدگاه های خود، سر سخت شده و فکر می کنید حق با شماست.

 

 اولین راه:

اگر انتقاد کننده هستید، عصبانی تر و مضطرب تر از آن هستنید که انتقاد کنید. نفس عمیق بکشید تا خونسردی خود را حفظ کنید.

 

دومین راه:

دومین روش، تمرینات آرام بخش است. یک تمرین آرام بخش انتخاب کنید و آن را به مدت ده روز تمرین کنید.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

سازمان زاينده، الگوی سازمانی متناسب با عصر اطلاعات
« بخش دوم و پایانی »

حسن عباس زاده

ویژگی های ساختار شبکه ای 14 عبارتست از :
·  مشتری محور است .
·  اعضای سازمان، برای آنچه مورد نیاز است با هم همکاری می کنند.
·  مسئولیت ها ، مهارتها، قدرت و کنترل بین اعضای سازمان توزیع  می شود.
·  سطوح سازمانی، اندک است.
·  بر روی توان مدیریت،  تمرکز می شود.
·  قابلیت حفاظت از ماموریت اصلی سازمان را در محیط پر متلاطم در بلند مدت ، دارا می باشد.
·  قدرت انعطاف پذیری وکاهش عدم اطمینان در مقابل تغییرات مستمر محیطی را دارد (اسکات و دنیس،1996) .
 
2-4- مدیران سازمان های زاینده
مدیران سازمان زاینده، نقش یك مربی را برای خود قایل هستند تا نقش یك رئیس و مدیر، و به مسایل بیشتر از نقطه نظر بار آموزشی می نگرند .
نقش مدیران عملیاتی و سرپرستان واحدهای سازمان، در تسهیل امر آموزش در سازمان زاینده، بسیار حائز اهمیت است،  زیرا آنان هستند كه نقش مربی و معلم را برای گروه های كاری ایفا می نمایند.
دیدگاه سنتی، از مدیران به عنوان كسانی كه جهت را تعیین می كنند، تصمیم های مهم را می گیرند و به افراد نیرو می بخشند،  در جهان بینی فردگرایانه  و غیررسمی ریشه دارد. در حالی كه رهبری در سازمانهای زاینده،  بر كارهای ظریف و مهم تر متمركز است . در یك سازمان زاینده،  نقش رهبران با تصمیم گیرندگان به كلی فرق می كند، مدیر در اینجا طراح، خلاق و آموزگار است . این نقش، توانمندی های جدیدی را طلب می كند كه شامل:
· توانایی ایجاد چشم انداز مشترك برای آینده .
· توانایی بروز دادن الگوهای ذهنی رایج و مواجه شدن با آن .
· توانایی ترویج الگوهای فكری كه توجه آن بیشتر به سازمان می باشد و تفكر سیستمی است.
مدیران سازمان های زاینده، مسؤول ایجاد سازمانهایی هستند كه افراد آن پیوسته بر توانایی خود برای شكل بخشیدن به آینده خویش بیفزایند، یعنی اینكه مدیران مسؤول یادگیری هستند . مدیران سازمان های یادگیرنده، دارای نقش های طراحی،‌ معلمی و خدمتگزاری هستند . نقش خدمتگزار صرفاً به نگرش و روحیه مشخص بستگی دارد، این روحیه برای توفیق سازمان های یادگیرنده بسیار مهم است . رهبرانی كه در كار ایجاد سازمانهای زاینده هستند،  هدف بزرگتر و متعالی تری را دنبال می كنند كه از محدوده سازمانیشان فراتر می رود . در اینگونه سازمان ها مدیر نقش های جدیدی را به عنوان معلم، دانشجو و نیز به عنوان یك نمونه عامل اخلاقی و نظریه پرداز ایفاء می كند (بنیس، 2002).
                       
2-5- مهارت های مورد نیاز مدیران  سازمان های زاینده
الف- مهارت فردی كه مدیران سازمان زاینده را در دستیابی به توازن و جامعیت میان اعضای بدن، اندیشه،  سیستم های عصبی و ضمیر خودآگاه،  توانایی می بخشد .
ب - مهارت گروهی (سازمانی) كه شامل :
· مهارت ایجاد انگیزش در دیگران و اعضای سازمان از طریق پیوند علایق و ایده های مشترك .
· مهارت برقراری ارتباط كه از طریق یك فرایند دو جانبه  و گوش دادن انجام می شود .
· مهارت تسهیل كنندگی، که در چارچوب تیم،  ساختار و فرایندی را ایجاد كردن، بطوری كه همه افراد قادر باشند تا در اوج سطح خودشان  در چارچوب بصیرت  و رسالت مشترك عمل نمایند .
ج - مهارت فرهنگی (اجتماعی)، که به كمك این مهارت می توان در سازمان یكپارچگی ایجاد كرد و در میان افراد، عادت بالنده بودن  را پرورش داد ( آندرسن، 1997) .
 
2-6- آموزش در سازمان های زاینده
آموزش های دایمی در حین خدمت، پافشاری بر كار گروهی، تأكید بر تفكر و اجازه مطرح ساختن ایده های نو و قبول آنها، جریان دایمی و عمومی مشاوره و مشاركت، از الزامات پیاده سازی مفهوم سازمان های زاینده است ( كوك ، 1999) .
واحدهای آموزش در سازمانهای زاینده، نقش عوامل تسهیل كننده  و راهنما را برای مدیران عملیاتی و كاركنان ایفاء می نماید . در تدوین برنامه آموزشی دوره ها،  نیازهای سازمانی به مفهوم وسیع كلمه باید ملحوظ شود . نیاز به آموزش های حین كار و آموزش هایی براساس موارد اقتضایی محیط كاری (مورد كاوی و یادگیری عمل) روز به روز بیشتر می شود .
 
2-7- اقدامات سازمان های زاینده برای بهره برداری موثر از تغییرات و تحولات محیطی
·  سیاست هایی را برای ساختن آینده اتخاذ می كنند .
·  روشهای اصولی و سیستماتیك برای یافتن، پیش بینی و پیشی گرفتن بر فرایند دگرگونی در نظر می گیرند .
·  راه حل مناسبی برای معرفی و ترویج  دگرگونی،  هم در محدوده سازمان و هم در خارج از آن پیدا می نمایند .
·  سیاست های را برای برقرای تعادل بین فرایند دگرگونی و تداوم فعالیتهای سازمان می اندیشند .
سازمان زاینده به سیاستهایی نیاز دارد كه حال را به خلق آینده وادار نماید . اولین سیاست و شالوده تمامی عملیات انجام كار، آزاد كردن منابع و امكانات از تعهد به چیزی است كه دیگر تاثیر مثبتی بر عملكرد سازمان ندارد و بنا براین اولین سیاست در ایجاد دگرگونی اساسی در سازمان، رهاسازی و دل كندن سازمان یافته است .
مهم ترین سیاست برای ساختن آینده، سیاست بهسازی سازمان یافته است كه ژاپنی ها آن را كایزن (
kaizen ) می نامند . براساس این سیاست، هر كاری را كه سازمان چه در داخل و چه در بیرون از سازمان انجام می دهد- نظیر كالاها و خدمات، فرایندهای تولید، بازاریابی و فروش، خدمات رسانی، آموزش و توسعه نیروی انسانی و استفاده از اطلاعات –  باید به نحو اصولی، مستمر و سیستماتیك بهسازی و ارتقاء داده شود . این بهسازی، باید براساس یك نرخ سالانه از قبل تعیین شده، صورت گیرد .
· بهره برداری از موقعیت ها و فرصتهای محیطی، سیاست بعدی سازمانهای زاینده است كه در آن خواهان رهبری تغییرات است . بنابراین بجای هزینه كردن برای رفع مشكلات، به دنبال فرصت های جدید می باشند .
· آخرین خط مشی سازمان زاینده، تعبیه  سیاست سیستماتیك و اصولی در زمینه نوآوری است یعنی سیاست آفرینش دگرگونی كه موفقیت سیاست مذكور، منوط به اجرای موثر سیاستهای رها سازی سازمان یافته از وضعیت غیر موثر موجود، بهسازی و ارتقاء و نیز سیاست بهره گیری از فرصتها محیطی می باشد (دراكر، 1998)  .  لذا سازمان زاینده، از یادگیری جهت ایجاد نوآوری در روشهای انجام كار، ارائه محصولات جدید استفاده می نماید. لازم به ذكر است كه هر یك از مراحل فرایند یادگیری با فرایند نوآوری، ارتباط مستقیم و به هم پیوسته ای دارد. در این زمینه   " رونی لسیم " در كتاب "ایجاد سازمان یادگیرنده" رابطه بین یادگیری و نوآوری را  به صورت چرخه ای به هم پیوسته،  نمودار زیر بیان نموده است .

 

2-8- توانا سازی كاركنان ، لازمه تحقق سازمان های زاینده
جهت تحقق سازمان های زاینده، بكارگیری مدیریت تواناسازی كاركنان ضروری است . تواناسازی ، ظرفیتهای با لقوه ای را برای بهره برداری موثر از منابع انسانی كه از آن  استفاده كامل نمی شود، در اختیار می گذارد . هرگاه سازمانها  بخواهند در دنیای پیچیده و پرآشوب امروزی ، ادامه حیات دهند، این نیروی  بالقوه را  بایستی بدرستی مهار كرد  و مورد استفاده قرار داد .  همچنین مشتری گرا بودن ، بهره وری بیشتر، انعطاف پذیری20  اقدام سریع  و بهبود مستمر21  از جمله مواردی است كه سازمانها جهت تداوم حیات خود به آن نیاز دارند . لذا، برای دستیابی به این خصوصیات سازمانهای بالنده، مهم ترین ابزار رقابتی نیروی انسانی است كه باید آنرا توانا  ساخت  .

 
عوامل اصلی جهت توانا سازی كاركنان  عبارت است از :
سهیم كردن همه كاركنان در اطلاعا ت سازمانی، كه در صورت تحقق این امر، افراد به واسطه  دسترسی به اطلاعات بهنگام ، دارای قدرت دانش و آگاهی می شوند .  از سوی دیگر افراد بدون داشتن اطلاعات نمی توانند، مسوولانه عمل كنند. آنان با داشتن اطلاعات ناگزیرند مسوولانه عمل نمایند .
بطوركلی سهیم شدن در اطلاعات سازمان :
· اولین اصل در توانا سازی انسانها و سازمانها است .
· به افراد امكان می دهد از وضعیت فعلی سازمان خود، بطور روشن آگاه شوند .
· در سراسر سازمان اعتماد به وجود می آورد .
· طرز فكر سلسه مراتب سنتی را  از میان بر می دارد  .
· به افراد كمك می كند كه بیشتر مسوول باشند .
· افراد را  بر می انگیزد تا مانند صاحبان سازمان عمل كنند .

 
2- با تعیین حدود، خود مختاری ایجاد كنید. محدوده هایی كه خود مختاری بوجود می آورند :
·  مقصود  –  در چه حرفه ای هستید ؟
·  ارزش ها –  رهنمودهای عملیاتی شما چه هستند ؟
·  چشم انداز  –  تصویر آینده  شما چیست ؟
·  هدف ها -  چگونه چه وقت كجا و به چه طریق كارهایتان را انجام می دهید ؟
·  نقش ها –  افراد چه نقشی را  ایفا می كنند ؟
·  ساختار سازمانی سیستم ها –  از كاری كه می خواهید انجام دهید ،  چگونه پشتیبانی می كنید ؟


3- سومین عامل اصلی جهت تحقق تواناسازی كاركنان ، این است كه  تیم های خودگردان ، جایگزین سلسله مراتب خشك   سازمانی شوند . به خاطر اینكه تیمهای توانمند ، موثرتر از افراد توانمند در سازمان عمل نموده و به دلیل داشتن ویژگی هم افزایی، بهره وری سازمانی را بطور فزاینده افزایش می دهند. افزایش رضایت شغلی ، تغییر طرز تلقی از اجبار به اختیار، تعهد بیشتر كارمند ، ارتباطات بهتر كارمند و مدیر، افزایش كارآیی فرایند تصمیم گیری ، بهبود كیفیت ، كاهش هزینه های عملیات، افزایش سود آوری سازمان ، از جمله مزایای بكار گیری تیمهای خود گردان  22 در سازمان ها می باشد .

تاثیرات توانمند سازی  بر سازمان های  زاینده :
الف -  ترویج فرهنگ یادگیری ، به نحوی كه سازمانها و اعضای آن ، بطور مستمر قابلیت های خود را افزایش داده و گسترش دهند.
ب -  تفویض اختیار بیشتر مدیران،  افزایش تعهد خلاقیت كاركنان را موجب می شود و باعث جستجوی آنان جهت انجام كار به روشها  و شیوه های بهتر  می گردد.
ج -  افزایش اعتماد به نفس كاركنان، موجب بالا رفتن قدرت و توانایی انجام كارآنان شده ،  انگیزش بیشتر كاری را در بین اعضای سازمان تقویت می نماید (بلانچارد ، 1997).
 
2-8- الزاماتی جهت پیاده سازی ایده سازمان های زاینده
1- لازم است كه رهبر سازمان ، بصیرت ( (
Vision  و مأموریت ( Mission  ) روشن و واضحی را برای سازمان ارائه دهد تا به عنوان راهنمای عملكرد آتی كاركنان  و واحدهای سازمان ، مورد استفاده  قرار گیرد . 
2- لازم است رهبری  سازمان ، ارزیابی و تصویر صحیح و واقعی از وضعیت فعلی سازمان و اینكه در حال حاضر در كجا ایستاده است ،  فراهم آورد  تا  كاركنان  قادر باشند با مقایسه حال و ایده آل های آینده ، ارزیابی صحیحی از نیازها و ضرورتهای  آموزشی خود  بدست آورند  تا زمینه مناسب جهت ایجاد سازمان زاینده فراهم گردد .
3- لازم است در سطح استراتژیك، سازمان زاینده  ارزش  نیروی انسانی خود را به عنوان مهم ترین منابع تحول آفرین ، به خوبی بشناسد و به كاركنان خود به عنوان انسانهایی نیرومند  خلاق و نه نیروی انسانی صرف، بنگرد.
4- لازم است مدیران در هر یك از سطوح سازمان زاینده،     مقتضیات آموزش را  برای دیگران فراهم آورند و لازمه این كار ، داشتن نگرش متفاوت با نگرش مدیریت كاریزماتیك است كه در آن مدیر به دلیل برخورداری از جاذبه معنوی در بین كاركنانش ، تقریبا"  تصمیم گیر مطلق است .
5- پدید آوردن سازمان سازنده ، نیاز به فرهنگ سازمانی مناسب نیز دارند . در یك سازمان پویا از تغییرات سریع  و مستمر استقبال می شود و به تغییر به  عنوان  محركی برای بروز خلاقیت و برخورد فعال با مسائل نگریسته می شود . در این فرهنگ ، تغییر به عنوان بستری مناسب برای رشد و تكامل كاركنان و سازمان  تلقی  می شود .
6- لازم است سازمان زاینده ، آموزش و توسعه دایمی را  ترغیب  و تشویق نماید  تا  كم كم  بصورت بخشی از فرهنگ سازمان درآید و این امر به نوبه خود تجدید نظر در سیستمهای  سازمان زاینده  را  موجب می شود .
 
نتیجه گیری
با توجه به اینكه بشر امروز در یك دوره انقلابی زندگی می كند، انقلابی بدون خونریزی و بدون تكیه بر سلاح های مخرب. این انقلاب دانشی23  متكی بر فن آوری های اطلاعاتی  و ارتباطی است كه طی نیم قرن اخیر بوجود آمده و توسعه یافته است  . در این میان، طراحی و به كارگیری سازمانهای متناسب با ویژگی های  عصر اطلاعات و ارتباطات ضروری است . از  سوی دیگر، بعید به نظر می رسد كه سازمان انطباقی با ویژگی نگرش محدود و خطی، كنترل های باریك بینانه، ساختار بوروكراتیك، قوانین و مقررات رسمی و غیرقابل انعطاف بتواند با الگوی سازمان زاینده مقابله نموده و سهمی در ساخت سازمانهای آینده داشته باشد . لذا به منظور به دست آوردن جایگاهی ممتاز در عرصه پر رقابت جهانی امروز، به كارگیری اصول و ویژگی های سازمان های زاینده جهت پویایی و بالندگی سازمان ها، اجتناب ناپذیر است .

 

پی نوشت ها :


1-  Post -  Industerial  Age,
2-  Information  Technology,
3-  Mack Loahan,
4-  Global Village,
5-  Action,
6-  Reaction,
7-  Adaptive Organization,
8-  Generative Organization,
9-  Chaos  and Ambiguous Future,
10-  سازمانهاي يادگيرنده معادل واژه Learning Organization مي باشد كه گاهي در متون فارسي تحت عناوين سازمانهای كامياب، دانش آفرين و كمال جو بكار رفته است،
11-  Peter Senge,
12-  Learning How To Learn,
13-  Bureaucratic Structure,
14-  Network Structure,
15-  Empowerment,
16-  Culture  of  Faciliting ,
17-  Common  Perspective,
18-  Intelligence  Quotient
19-  Gap,
20-  Flexibility ,
21-  Continuous  Improvement ,
22-  Autonomous  Teams,
23-  Knowledge  Revolution,

منابع
 · 
الواني،سيد مهدي،(1380)،مديريت عمومي،تهران،نشر ني
 · 
سنگه، پيتر، ( 1377)،  پنجمين فرمان، مترجمان  كمال هدايت و مهدي روشن، چاپ دوم، تهران، انتشارات سازمان مديريت صنعتي .
 · 
دراكر، پيتر، (1379)، چالش هاي مديريت در سده 21، ترجمه محمود طلوع، چاپ اول، تهران، نشر موسسه خدمات فرهنگي رسا .
 · 
دراكر، پيتر، (1378)، مديريت آينده، ترجمه عبدالرضا رضايي نژاد، تهران،  اتنشارات موسسه خدمات فرهنگي رسا .
 · 
بلانچارد، كارلوس و راندولف، (1378)،  مديريت توانا سازي كاركنان ، ترجمه دكتر مهدي ايران نژاد پاريزي، تهران،  نشر مديران .
 · 
اسكات، سينتيا، تي جيف، دنيس، ( 1375 )، توانمند سازي، ترجمه مرتضي محقق، چاپ اول، تهران،  نشر سازمان بهره وري بصير.
 · 
الحسيني، سيد حسن، (1380)، سنجش بالندگي سازمان  ، چاپ اول،  تهران،  انتشارات بهاريه  .


·  Fiot,C.M.& Lylcs, M.A. (1985), “Organizational Learning”, Academy of Management Review oct,Vol 15,No  4.
·  Oil, M.C. & Sclouman,  M.E. (1998), Organizational Dynamics. No. 21.
·  Benis, Varen . (2002) , The Evolution Management Journal of Management,Vol 24, No 2.
·  Anderson, Carl , R . ( 1997) , Management Skills , Functions and Organization Performance , 3 rd , ed , Boston , Allyn and Bacon Inc.
·  Udd , Eshkoli . & Dharni , Pshina . (1998) , Global Change and Strategies in 2000 , Allied Publisher Limited  Co.
·  Conger, J . & Kunungo , R . (1999) , The Empowerment Process , Academy of  Management Review , Vol 14 , No 3. 
·  Dean , John . (2000) , Kaizen Stories and Cases , http : // www . Kaizn-Institute.     
·  Kock , Ned . (1999) , Process Improvement and Organization Learning ,Hershey USA , Idea  Group Publishing.
·  Lessem , Ronnie . (1998) , Total Quality Learning : Building a Learning Organizational   , UK , Basil Black Well  Ltd , 3 , Cambridge Center.

 

منبع : پیک مدیران

 

  کلید هدایت               

خدا زیباست (2) درباره نام های خداوند

احمد شهدادی

 

از جذبه تا حیرت

اكنون به چشم دیگر می نگریم. معرفت پویان نام های خداوند را در دو رده و مقوله جلالی و جمالی جای می دهند. جمال به معنایی زیبایی، جذبه، كوشش، دعوت و تماشاست. اما جلال معنای دیگری دارد: شكوه، دافعه، گریز، هیبت، هیمنه، وقفه، حیرت و سیطره. نام های جمالی و جلالی خداوند، سویه های متباین، متفاوت و ناهمگن را اقتضا دارند و می رسانند. آنچه به مهربانی، لطف و رحمت می خواند و دری به باغ آشنایی و تماشا می گشایند، صفت جمالی است. اما آنچه به قهر و ناز و گریز و عزت و دامن كشیدن و شكوه تعلق می گیرد و راه را از اوج ناز به روی نیازمندان می بندد، صفت جلالی است. جمال سازش می كند و جلال می ستیزد. جمال با نوازش معنا می شود و جلال با كبریا. اما این نیز تنها در سطح معنا به چشم می آید. آنچه در ژرفای كند و كاو به دست می آید، ترابط غریبی است میان جمال و جلال. درست است كه این دو به ظاهر و در نمود آغازین خویش چنین متفاوت اند، اما در نگاه دیگر، از هر جمال به جلالی می رسیم و در هر جلال گلی از جمال می چینیم. فهم این نكته آشكارا نیازمند رویكردی همدلانه است.

خداوند در هنگام تجلی به هریك از نام های جمالی خود، آشنا و عارف را به زیر سیطره و غلبه و چیرگی صفت جمال می كشد. در این حال، خرد عارف مقهور آن نام می شود. او مانند شناگری در دریای نام جمالی، ناگاه غرقه هیبت و شكوه آن نام می شود. دریا او را در خود می بلعد. این مقهور بودن، غرقه شدن، این تسخیر مطلق، از نام قهار خداوند ناشی می شود. آری در درون و عمق هر لطف از لطف های الاهی، نوعی قهر، غرقگی و تسخیر كردن پنهان است، زیرا نفس تجلی مقهوریت، جلال و شكوه می آورد. ذهنی را تصور كنید كه در برابر زیبایی مطلقی ایستاده است. تماشای زیبایی مطلق، توجه كنید: زیبایی مطلق، حیرت، شكوهمندی، هیبت، چیرگی، زوال و غرقه شدن را در پی دارد. آن هیجان غریب كه در دل تماشاگر زیبای مطلق می افتد، نام دیگر جلال است. وقتی به زیبایی می نگریم، غرقه چیرگی آن زیبایی می شویم. همچنین است جلال و جمال. در دل هر صفت جلالی، در دل هر شكوهمند پرهیبتی كه ما را به وقفه و هول و احتیاط فرا می خواند، گونه ای جذبه و مهربانی و تماشا هست. دریا با همه هیمنه بشكوه خویش در چشم ما می نشیند و ما با آن كه از غرقگی باخبریم می خواهیم و مشتاق می شویم كه خود را به دامن پرچین و شكن آن درافكنیم. موج ها با همه شكوه ما را به خویش می خوانند.

وصف های جمالی و صفت های زیبایی، همه پیش آورندگان لطف و رحمت و نزدیكی اند و از مهربانی و جذبه و تماشا می گویند. لطیف، نور، هادی، رازق و محیی از این جمله اند. اما وصف های جلالی و صفت های شكوهمندی، منشا قهر و خشم و دوری اند و از دامنه و پرده و پرسش خبر می دهند. مانع، قابض، مذل، قهار و ضار از این گروه اند. با این همه، در پس هریك از وصف های جمالی، جلالی نیز هست و در باطن هر وصف جلالی، جمالی نهان شده است. وصف جلال از احتجاب برمی آید. خداوند در حجاب عزت و كبریا پوشیده است و هیچ وجود و موجودی را توش و توان آن و قدر و لیاقت آن نیست كه به آن ساحت پنهان راه یابد. خداوند بر همه اشیا، حقایق، آفریده ها و بر همه چیز كه هست، احاطه و اشراف دارد. آن احاطه الاهی تصورشدنی نیست. پس وجودی چنین محیط و احاطه كننده نمی تواند محاط و احاطه شونده باشد. این است كه می گوییم خداوند، آن زیباترین، همواره در حجاب كبریایی خود است. آری: زیبایی تو در تمامی حقیقت ها جاری است و تنها و شكوهمندی توست كه پوشاننده آن است. (6)

در زبان تمثیل عارفانه، در این زبان تماشای خاموش، جمال و زیبایی به رخ تشبیه شده است. چهره و رخساره معشوق، نمود زیبایی تام و جذبه مدام است، آنچه عاشق را به خود می خواند و او را عاشق تر می خواهد. عارفان تجلی جلال را هم به زلف و گیسو ترجمه و تاویل و تشبیه كرده اند. گیسو، حجاب سیاه زیبا، خود، پوشاننده زیبایی چهره است و رخساره را در تجلی خود پنهان می كند. جلال گیسوان، عاشق را از تماشای چهره باز می دارد و می راند، اما در همان دم، به مشاهده همان گیسوی افشان، آتش عشق او را فروزان تر و شعله كشنده تر می كند. این است كه تجلی جلال به گیسو مانند است و تجلی جمال به رخسار:

 

·                                 تجلی جمال و گه جلال است

·                                 رخ و زلف آن تجلی را مثال است

پس چشم تماشاگر باید در عین جلوه گری معشوق، پوشیده ماندن او را نیز بنگرد و از كنه همان حجاب، تجلی های بی شمار او را هم دریابد. تنزیه زیبایی مطلق خداوند از همه اوهام و تشابهات و تشبیهات ما از همین دریافت مایه می گیرد. این، خود یك جلوه از سخن بلند علی (ع) است: سبحان من تسعت رحمه لاولیائه فی شده نقمته و اشتدت نقمته لاعدائه فی سعه رحمته ? ؛ منزه است و پاك باد خداوندی كه برای دوستان و دوستدارانش رحمت او در اوج نقمت و عذاب او گسترده است و نقمت و عذابش برای دشمنان در گستره رحمت او اوج گرفته است.

 

پشت هیچستان

پیش تر از غلبه و چیرگی نام خداوند بر موجودات سخن گفتیم. اكنون وقت و جای آن است كه نكته ای تازه را بیفزاییم. خداوند با هر وجود و هر موجود به اعتبار و لحاظ اسمی كه بر آن موجود چیره است ارتباط می یابد. بی تردید، یكی از نام های خداوند بر موجود مورد بحث ما استیلا دارد. منشأ تجلی و استیلای این نام هم اقتضا، تمنا و طلب همان موجود است. آن موجود هم با زبان و هم با استعداد وجودی ، یعنی تمامی توانایی هست بودن خود، خداوند را به نام ویژه خوانده و طلب كرده است. هر صدا كه از در طلب و تمنا خدا را بخواند، پاسخ می گیرد. خداوند به حقیقت طلب پاسخ می دهد و نه به لحن صدا و خواهش. اكنون به مدد تخیل جهت یافته خود، جهان عدمستان و هیچستان را تصور كنید. تمام موجودات ممكن ، همان موجودات كه بر مرز هستی و نیستی تصور می شوند، فعلا در این جهان، معدوم و هیچ اند. آیا طلب و تمنای حقیقی آن ها چیست؟ چیست آن نیاز خواهشمندانه واقعی؟ پاسخ یك واژه است: وجود. همه این ممكن ها فریاد می زنند و می خواهند كه از عدم به جهان هست درآیند، همه آن ها موجود شدن و وجود یافتن را می طلبند. خود امكان به معنای چنین طلب و تمنایی است. هم از این روست كه خداوند نیاز و نیایش آنان را اجابت می كند و آنان را از ژرفنای عدم به ساحت وجود می كشد. محال است كه ممكن در عدم باقی بماند و ظهور نیابد.

وقتی از نام های خداوند سخن می گوییم باید به یك نكته دقیق و ارجمند توجه كنیم: كلمات و واژگانی كه ما آن ها را نام خداوند می دانیم، كلماتی مانند حمید، بصیر، سامع، رازق، غافر و... تنها كلمه اند. معرفت جویان آیین واژه ها را اسم الاسم - نامی برای نام می خوانند. كلمه عالم برای نامید ن آن نام حقیقی به كار رفته است. با این همه، این واژگان دریچه هایی روشن به سوی آن حقیقت صرف اند. اسم یعنی این كه ذات خداوند را همراه با صفتی معین در نظر آوریم، مثلا رحمان، ذات دارنده رحمت است و عالم، ذات دارنده علم. نام های حقیقی خداوند یعنی مصداق كلماتی چون رحمان و عالم، عین وجود خارجی ذات خداوندند.این صفات خداوند است كه مبدا و منشا تكثیر و گوناگونی نام های او می شود. گونه گونی صفت ها نیز در مراتب غیبی صفات ریشه دارد؛ مراتبی غیبی كه عین ذات احدی اند.

 

عشقبازی با خود

اكنون بی آنكه به آفریده ها، موجودات، عوالم و هر چیز دیگر بنگریم، به خود خداوند می اندیشیم و اندیشه های خود را باز می سنجیم. این فرا روند اگر به تخیل صرف، انحصار، تشبیه و كوتاه بینی نكشد، دریچه ای از معارف روشن به روی ما می گشاید. آن وقت شناخت ها یك به یك سر می رسند و جان ما را نوازش می كنند.

خداوند در وضع، جا و شأنی كه آن را مقام احدیت خوانده اند، خودش را درك می كند و به خود دانش و آگاهی دارد. خود-آگاهی خداوند و دانایی او به ذات خود، خداوند را برای ذات خودش متجلی و آشكار می كند. این عالی ترین، باشكوه ترین و پررمز و رازترین شكل تجلی است: تجلی خود برای خود. در آن آشكاری بی شكل و وصف ناشدنی، خداوند به كنه غیب هویت خود توجه می كند و خود بر خود آشكار می شود: توجه ذات به ذات، توجه ذات به پنهان ترین حقیقت. اگر این شكل و صورت را مشهد - جایگاه شهود و گواهی بنامیم، واژه ای مناسب تر برگزیده ایم. توجه ذات به ذات در این مشهد، گونه ای تعین است. تجلی خداوند در این مشهد نیز ظهور ذات برای ذات و آگاهی ذات از ذات است: آگاهی به خود و ظهور برای خود.

پس از این، نكته ای دیگر گفتنی است. خداوند به اعتبار و لحاظ نسبتی كه با شئون، احوال و اعتبارهای خود دارد، مشهد و موطنی دیگر دارد. این مشهدها، مقام ها و تعین ها اكنون در پیچیدگی ها و ناتوانایی های زبانی ما جلوه گر می شوند تا شاید با این واژه های كوتاه گامی به معرفت او نزدیك تر شویم، وگرنه حقیقت از این جداسازی ها و تعددها منزه و بری است. در هر حال، خداوند با شئون و احوال خود نسبتی برقرار می كند. سخن این است كه همین نسبت، منشا و سرچشمه چهار اسم خداوند می شود. عارفان این چهار نام را كلیدهای غیبت نامیده اند. این چهار اسم عبارت اند از: علمی مساوی با ظهور، وجودی عین ادراك و دریافت، نوری مصداق و نمود آشكارگری، شهودی همراه و همدوش حضور.

علم خداوند به خود، همان ظهور او برای خود است. وجود خداوند نیز عین دریافتن، درك و واجد شدن است. نور او چیزی جز تجلی، ظاهر ساختن، پدیدار كردن و آشكار نمودن نیست. شهود او به ذات و شئون خود نیز با حضور برابر است: او پیش خود است، او در نزد خود حضور دارد.آگاهی و دانایی خداوند به ذات خود، مبدا و سرآغاز دانش و آگاهی او به كمالات ذات خود است. او بر حضرت خود تجلی می كند و خود را بیكرانگی همه كمالات می یابد. پس از آن، در آن حضرت شهودی و وجودی، با مشاهده همه نورها و حقیقت ها و كمال ها و زیبایی ها در نزد خود، به خود عشق می ورزد: آری، او عاشق خود می شود. تمام شهود، وجود، حضور و دانش او برابر با عشق و محبت است، عشق ورزیدن و دوست داشتن. این محبت و عشق سرآغاز ظهور خداوند با همه نام ها و وصف هاست، آغاز آشكار شدن خداوند در جلوه معشوقی. پیش از این مقام، جلوه عاشقی بوده است و پس از این، جلوه معشوق بودن نیز آغاز می شود.

این مقام های غریب نوری در حدیثی چنین آمده است: كنت كنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكی اعرف (8)، من گنجی پنهان بودم. پس از آن و با آن دوست داشتم كه شناخته شوم. پس آنگاه خلق و آفریده ها را آفریدم تا شناخته شوم.

در این روایت اثیری، سخن خداوند این است: من گنجی پنهان بودم. این سخن، اشاره به همان شهود و تعین نخستین است كه برای ذات خداوند پدید می آید: حضور و شهود ذات برای ذات. این شهود البته عین شهود نام ها و وصف هاست. در این شهود برترین، در این پاك ترین مشهد، ذات خداوند كلید همه كمال هاست و مفتاح همه اسما و صفات. حضرت ذات، خود را در عین بهاء ، زیبایی و شكوه و رفعت ادراك می كند. هم از این رو خویشتن را دوست می دارد و به خود عاشق می شود. ادراكی كه از آن سخن می گوییم، از هر ادراك و فهم و دریافت مفروض برتر و فراتر است. ما ناگزیریم از همین كلمات كوچك كه در زبان انسانی هست بهره بریم، اما دست كم می توانیم به خود یادآور شویم كه این كلمات تنها ابزارهای ما، تنها دام های ما برای صید معرفت اند.

 

·                                 برو این دام بر مرغ دگر نه

·                                 كه عنقا را بلند است آشیانه

 

هرچه هست، آن دریافت نیز ادراك است، اما كامل ترین و رفیع ترین درجه و ستیغ ادراك. این ادراك صرف و محض، با خود ابتهاج می آورد. این بهجت و شورمندی همراه با آن ادراك و آن عشق همدوش با این آگاهی به خود، همان اراده ای است كه عین ذات الاهی و حضرت ربوبی است. در حدیث قدسی پیشین، جمله پس دوست داشتم كه شناخته شوم ، به این تجلی اشاره می كند. هم به این سبب است كه عارفان می گویند خداوند در این مقام دو تجلی دارد: تجلی عملی، تجلی حبی. این تجلی حبی از ادراك ذات ناشی می شود و آن را حب ذات می خوانند. بوعلی، شیخ فیلسوفان و حكیمان، اراده خداوند را ابتهاج به خود و ابتهاج به نظام وجود دانسته و پس از آن گفته است انه تعالی اعظم عاشق و اعظم معشوق(9)، حضرت متعالی او بزرگ ترین عاشق و بزرگ ترین معشوق است.

 

پی نوشت ها :

1- آشكار است كه نمی توان جا ، مكان و یا هر كلمه دیگری را برای آشكار كردن این معنا به كار برد. در هر حال، آن هستی، آن سوی هستی، آن جا هست خداوند را می توان حضرت نامید كه از كلمه حضور ناشی می شود و دست كم از نقص مكان داشتن و جاگیر بودن پاك است
2-
فصوص الحكم، ص 167
3- 
فصوص الحكم، ص 362
4- 
شرح فصوص قیصری، فص نوحی، ص 131
5- 
نهج البلاغه، خطبه 211، كافی، ج 1، ص 107
6- 
جمالك فی كل الحقائق سائر و لیس لها الاجلالك ساتر 
7- 
مقدمه قیصری، ص 44، این سخن در نهج البلاغه چنین آمده است: هو الذی اشتدت نقمته علی اعدائه فی سعه رحمه و اتسعت رحمته لاولیائه فی شده نقمته. خطبه 123، بحارالانوار، ج 4، ص 310
8- 
بحارالانوار، ج 84، ص 198
9- 
الهیات شفا، ص 369

 

دانستنیها                          

مدیریت در ایران باستان

آشنایی با نظام مدیریت اداری داریوش

دکتر رحمت ا... حسین بر


 

مقدمه
تا کنون در مورد تاریخ ایران باستان ، به ویژه دوره هخامنشیان ، مطالب زیادی نگاشته شده است. در واقع وسعت و عظمت ایران در دوره هخامنشی، به ویژه در زمان کورش و داریوش، همواره موجب مباهات و افتخار ایرانیان بوده است. در این مقاله، نگارنده سعی کرده است از دیدگاه دیگری به امپراتوری هخامنشی توجه نماید : دیدگاه مدیریتی به واقع پرسیدنی است که امپراتوری بزرگی در حد و اندازه امپراتوری ایران، در زمان داریوش یا فرزند وی خشایارشا چگونه اداره می شد؟ آیا بکاربردن زور و سرنیزه برای اداره آن کافی بوده است یا آنان از مکانیزمهای اداری و انسانی پیشرفته تری برای اداره امپراتوری استفاده می کرده اند. این مقاله نشان می دهد که حالت دوم درست است و نظام اداری داریوش به اندازه‌ای پیشرفته بوده است که حتی برخی جنبه های آن امروزه هم قابل استفاده است.

به واقع جای تعجب است که در نظام اداری داریوش در 2500 سال پیش،تمامی کارکنان دولت دارای شرح وظایف بوده و از یک نظام دستمزد طبقه بندی شده، پیروی می کردند.
بعضی از فرایندهای اداری، مانند: ماموریت، پرداخت، دریافت و تحویل کالا و ... با روشهای مدرن امروزی تفاوت اساسی ندارند و در این فرایندها اغلب فرمهایی که ما امروزه استفاده می کنیم، مانند: فرم ماموریت، دستور صدور سند ، رسید انبار، حواله انبار، دستور پرداخت و ... مورد استفاده قرار می گرفتند و از این راه کل جریان مالی و کالایی کشور زیرکنترل قرار داشت . ازسوی دیگر، استقرار یک نظام بازرسی سه سطحی در کشور درواقع جالب و خواندنی است و با نظامهای پیشرفته امروزی برابری می کند .

در این مقاله سعی شده است به اختصار وضعیت سازماندهی و تشکیلات ، مشاغل و دستمزدها،مالیات، انبارداری و خزانه داری ، بازرسی و کنترل، و ارتباطات در دوره داریوش کبیر معرفی شود.

1-
سازماندهی و تشکیلات
شاهنشاهی بزرگ ایران،به تعدادی ساتراپی بزرگ ( استان یا ایالت ) تقسیم شده بود که در راس هر کدام یک ساتراپ (استاندار) قرار داشت. داریوش کبیر امپراتری ایران را به 23 ساتراپی و خشایارشا آن را (که اندکی بزرگتر شده بود) به 28 ساتراپی تقسیم کرده بود. برای نمونه از طریق مورخان یونانی ساتراپی سارد را می شناسیم که روزگاری پایتخت فرمانروایی لیدی بود. اما سرزمین مرکزی ایران، یعنی پارس، بدون ساتراپ بود و شخص شاه بر آن حکومت می کرد.

از مقامها و مشاغل نظام اداری
در تشکیلات داریوش کبیر ، مقامها و مشاغل عمده عبارت بودند از:
الف: رئیس تشریفات
ب: قائم مقام رئیس تشریفات
ج: خزانه دار
د: کاخ دار
هـ : نمایندگان محلی دولت
و: سایر مشاغل دولتی، مانند: بازرسان ، سفیران ، نیزه داران، نگهبانان ، منشی‌ها، ماموران مالیات گیر، پیکها و چاپارها، و تعدادی مشاغل رده پایین تر.

1-2-
لوح گلی به جای فرم کاغذی
استفاده از لوح گلی پیش از ایران، در بین النهرین ( بابل و آشور ) و عیلام رایج بود . هخامنشیان که این شیوه را مفید یافته بودند، آن را در نظام اداری و دیوانی خود بکار گرفتند . این لوح ها قرصهای بیضی شکلی به اندازه کف دست از جنس خاک رس بودند که در زمان مورد نیاز، سطح آنها صاف می شد و با خط میخی روی آنها نگاشته می‌شد . لوحها بر حسب نیاز در چند نسخه تولید می شدند و افراد مسئول از طریق زدن مهر خود، محتوای آنها را تایید می کردند.

1-3-
مهر به جای امضا
در دوره ای که مورد بررسی ما قرار دارد، برای تایید اسناد از مهر استفاده می‌شد. در واقع ، این روش تا قبل از سده بیستم هنوز در ایران رایج بود، به گونه‌ای که اغلب صاحب منصبان یا علما، دارای مهر مخصوص خود بودند که به جای امضاء از آن استفاده می کردند.

در دوره مورد مطالعه ما ، هر عضو دربار شاهنشاهی هخامنشی که به گونه‌ای با سازمانی اداری سر و کار داشت، می‌بایستی همیشه مهر خود را همراه داشته باشد .نمونه ای از این مهرها از مقر ساتراپ ایرانی سارد به دست آمده است. هرگاه مهر هر یک از افراد درباری یا نمایندگان دولت گم می شد، موضوع به آگاهی همگان می رسید و می‌بایستی مهر جدید معرفی می شد. وقتی یک بار مهر فرنکه رئیس تشریفات گم شد، او چنین بخشنامه کرد: "مهری که پیش از این از آن من بود، گم شده است. اکنون مهری که بر این لوح خورده است مهر من است." این اعلام را در دو نامه ای می خوانیم که در زیر لوحهای دیوانی محفوظ مانده اند.

1-4-
دستورهای اداری
فرایند صدور دستورهای اداری در دربار هخامنشی، فرایندی کاملاً مشخص و تعریف شده بوده که تفاوت چندانی با سیستم‌های پیشرفته امروزی ندارد. در این فرایند، تمام کنترل‌های امروزی اعمال می‌شد با این تفاوت که به جای فرم های کاغذی، از لوح گلی استفاده می‌شد. می‌توانیم گردش کار اداری را تا مرحله نگارش بر روی لوح، چنین تصور کنیم:
1-
رئیس تشریفات، یکی از کارمندان خود را نزد خود می خواند و دستور لازم را می دهد.
2-
سپس آن کارمند به سازمان دربار می‌رود و خود را به رئیس سازمان معرفی می کند‌.
3-
رئیس سازمان یکی از منشی‌ها را می‌خواهد و دستور نوشتن متن لازم را به او می دهد .
4-
منشی متن را به فارسی باستان دیکته می‌کند.
5-
دستیار او با قلم مخصوص، متن مورد نظر را به خط میخی عیلامی بر روی لوح می نویسد.
6-
منشی متن را کنترل می‌کند و دقت دارد که همه چیز برابر نظم خاص خودش پیش برود.
7-
در پایان برای اطمینان خاطر، می خواهد که به نوشته اضافه شود که دستور تهیه لوح از چه کسی صادر شده است. مثلا در پایان یکی از اسناد چنین آمده است : " انزوکه این را نوشته است ، او ماموریت نوشتن را از ننا ایدین دریافت کرده و ورازه در جریان امر قرار داشته است."

برخی از سندها به بابلی بر روی لوح و برخی به زبان آرامی بر روی پوست نوشته می شدند. قابل تصور است که نامه‌ها و دستور هایی را که می بایستی به راههای دور فرستاده شوند، روی پرگامنت (پوست) نوشته باشند، چون حمل و نقل پرگامنت آسانتر بود. در هر حال برای بایگانی از جنس ارزان لوح استفاده می‌کرده اند .

1-5-
ماموریت
مسافرانی که بین ساتراپی‌های شاهنشاهی در رفت و آمد بودند، همیشه گذرنامه ای با خود داشتند که از طرف ساتراپ ( استاندار ) صادر می شد. به طور طبیعی فقط کسانی چنین گذرنامه ای را دریافت می کردند که با عنوان مامور رسمی و دولتی سفر می کرده اند . در این گذرنامه آمده بود که دارنده گذرنامه از سوی چه کسی ماموریت دارد، چه مسیری را طی می کند و چه میزان آرد و نیز گوشت برای مصرف شخصی خود و در صورت لزوم برای همراهان و همکاران زیر دست خود باید دریافت کند . این هزینه ها به صورت کالا یا نقره داده و دقیقاً ثبت می‌شد.

2-
مشاغل و دستمزدها
در جهان باستان که برده داری رواج داشت، در بسیاری از کشورها از این برده‌ها در مزارع بزرگ یا ساخت بناهای عظیم استفاده می كردند. لیکن به گواهی اسناد تاریخی، ایرانیان( پارسها، پارتها و سایر اقوام ایرانی) با وجود پیروزیهای عظیمی که در دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی نصیب آنها شده بود، از بند کشیدن اقوام مغلوب و روانه کردن مردان، زنان و فرزندان آنها به بازارهای برده فروشی خود داری می کردند. به همین دلیل برای اغلب فعالیتهای خود در زمینه کشاورزی، دامداری و ساختمان سازی دستمزد می‌پرداختند . اسناد به جا مانده از بنا کردن تخت جمشید در زمان داریوش کبیر و خشایارشا به خوبی این موضوع را نشان می دهد. به عبارت دیگر، بر خلاف تصور نادرستی که تخت جمشید را ساخته دست بردگان و یا اسرای جنگی می دانستند، مطالعه اسناد تاریخی نشان می دهد که این بنای عظیم توسط کارگرانی ساخته شده که همگی دستمزد می گرفتند و چگونگی سازماندهی و میزان دستمزد آنها ( متناسب با زمان خود) بسیار هم پیشرفته بوده است. در سطور زیر بعضی از مشاغل و میزان دستمزد هر یک از روی الواح موجود در خزانه تخت جمشید، استخراج و ثبت شده است.

2-1-
مشاغل موجود در تخت جمشید
در بخش سازماندهی و تشکیلات، برخی از مقامها و مشاغل دولتی را ذکر کردیم. از جمله سایر مشاغلی که در تخت جمشید موجود بوده اند، می توان از: خیاطان، نقره کاران، زرگران، مبل‌سازان، ظریف کاران، کارکنان تهیه مواد، خدمتکاران، پرستاران کودکان، نقاشان ساختمان، برزگران، آشپزها، باغبانان، سفالکاران، آهنگران ، مهترها، نخ ریس ها، روغن سازان، شربت سازان، و کاتبان نام برد.

جالب این است که سرپرستی همه کارگاههای تولیدی لباس در تخت جمشید همیشه با یک زن بود که بالاترین حقوق را در میان کارکنان این کارگاهها، دریافت می کرد.

2-2-
دستمزدها
2-2-1-
نحوه پرداخت دستمزدها
به نظر می رسد که خوراک عمده مردم ایران در زمان داریوش، نان جو بوده است . به همین دلیل مزد کارکنان غالباً به صورت جنسی پرداخت می شد که به طور عمده ترکیبی از جو همراه با میوه و گوشت بوده است. مبنای محاسبه میزان جو واحدی به نام بن بود. هر بن ده دقه و هر دقه معادل 97% لیتر امروزی (تقریبا معادل یك كیلوگرم جو) حجم داشت . به این ترتیب هر بن معادل یک لیتر می شد.

از آنجا که پرداخت حقوق به شکل کالا دشوار بود، از اواخر سلطنت داریوش کبیر پرداخت نقره به عنوان بخشی یا تمام حقوق متداول شد.

2-2-2-
میزان دستمزد
غیر از درباریان که به طورعمده حقوق زیادی می گرفتند، حقوق سایر افرادی که برای دولت کار می کردند منصفانه به‌نظر می رسد. تفاوت دستمزد در میان آنها زیاد نیست و برای کارگران سنگین، زنان، و افرادی که حداقل دستمزد را می گرفتند پرداختهای جبرانی پیش بینی شده بود تا میزان آسیب پذیری آنها را کاهش دهد. در سطور زیر به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:


الف: حداقل دستمزد
لوح های به دست آمده از تخت جمشید، نشان می‌دهد که طبقه بندی دست مزدها بسیار غنی و از جهاتی چنان مدرن است که گاه پیشرفته تر از امروزه به نظر می آید. در این جا نیز به طور طبیعی ملاک ما اسنادی است که تصادفی بر جای مانده‌اند، که هر چند تصویر کاملی به دست نمی‌دهند، ولی خطوط کلی آن را روشن می کنند .

پایین ترین سطح حقوق ، یعنی 30 لیترجو در ماه، به خدمتکارها و پادو ها تعلق می گرفت که با دستمزد کارگران خارجی بی شمار، همسطح است. حقوق مهترها، کارگران خزانه، نخ ریس ها، چوب کارها، نجارها، ظریف کارها، زرگرها، روغن سازان، شربت سازان و پسر بچه‌های پارسی که از نبشته ها رونبشت تهیه می‌کردند، پایین ترین سطح حقوق، یعنی همان 30 لیتر جو در ماه بود.
همه کارگرانی که حداقل حقوق را می‌گرفتند، به عنوانها و منسب های گوناگون پرداختهای جبرانی داشتند که اغلب یک لیتر جو درماه بود. بعضی از کارگران مشمول کمک شاهانه نیز می‌شدند که عبارت بود از یک لیتر آرد جو اعلا و یا یک لیتر جوانه خشک جو در هر 3 ماه‌. همچنین،نگهبانان خزانه، بانوان خیاط، بانوان کارگر مزارع، نقاشان ساختمان و اغلب کارگران خارجی نیز این جیره را دریافت می کردند.

پرداخت هایی جبرانی به طور عمده زیر نظر روحانیان بوده است . ظاهراً روحانیان برای پرداختهای ویژه، معتمدتر از دیگران بوده اند.گذشته از مسئله اعتماد، همین امر موجب می شد تا روحانیان در کنار وظایف دینی به مسئولیت های دیوانی نیز مشغول شوند.
 

ب : سایر دستمزدها
ظاهراً در شاهنشاهی ایران همه می ‌توانستند با کسب مهارت بیشتر، میزان دریافتی های خود را افزایش دهند.

درمجموع چنین می‌توان برداشت کرد که نظام دیوانی هخامنشی می کوشید تا هر کس به اندازه کاری که انجام می‌دهد، مزد بگیرد. حقوقهای سازمانی بالا نیز طبقه بندی شده بود. بازرسان ، ماموران مالیاتی ، بازرسان سپاه، ماموران تامین و خرید کالا، زرگران، پیکهای سریع ویژه، و راهنمایان سفر هر کدام ماهانه60 لیتر جو دریافت می‌کرده اند. ماموران کنترل، حسابرسان، ماموران بازرسیهای حوادث ناگوار، باغداران، ندیمه های شاهزاده خانمها، نگهبانان خزانه و دژها هر کدام ماهانه 60 لیتر جو می گرفته اند. جیره گوشت ماهانه این گروه را تنها می توان تا یک ششم بز یا گوسفند دنبال کرد. این مقدار گوشت نصف جیره سرپرست بانوان کارگر است، که دریافتی آنها 50 لیتر جو بود.

سند دیگری گویای آن است که کارمندی که پیشکار کشاورزی نامیده شده در ماه 60 تا80 لیتر جو و یک و نیم بز و یا گوسفند حقوق می گرفته است. حقوق کارمندان سرپرست خزانه و کارمندان ناظر هر کدام90 لیتر جو، و سه راس بز و گوسفند بود. جیره گوشت به طور عمده از بز تامین می شد.

اسناد دیگری هم نشان می دهد که مرد و زن برای کار واحد ، مزد برابر می‌گرفته‌اند. مثلاً، در خزانه شیراز در سال 494 پ . م، 2 مرد و 51 زن و همان سال در خزانه رخا 75 زن و تعدادی مرد به کار هنری دستی مشغول بوده اند و همه ماهانه 40 لیتر جو گرفته اند .

ج : مزایای دیگر
علاوه بر پرداختهای جبرانی که در بند الف به آن اشاره شد، اسناد به دست آمده نشان می دهند که کمک های دیگری نیز به بعضی از کارکنان می شده که برخی از آنها به شرح زیر می باشند :
 

به برخی از کارکنان لباس دوخته داده می شد .
در کارگاه های شاهی خزانه ها ، صدها بانوی خیاط نه فقط لباسهای پر زرق و برق برای خلعت دادن شاه می دوختند، بلکه به استناد لیست های حقوق ، لباسهای کاملاً معمولی نیز در این کارگاه ها دوخته شده است که به احتمال زیاد مورد مصرف کارگران و کارکنان بوده است .

در برخی از نقاط به کارکنان ناهار رایگان داده می شد. اسناد نشان می دهد که تعداد زیادی آشپز زن زیر نظر خزانه دار کار می کرده اند که برای کارگران غذا می پختند.

برای نگهداری نوزادان بانوانی که در کارگاههای تخت جمشید کار می کردند مهد کودک ایجاد شده بود که آنها را در زمان خدمت بانوان نگهداری می کرد. اسنادی وجود دارد که حقوق و میزان پرداختی به مربیان مهد کودک را نشان می‌دهد.

زنان دارای مرخصی زایمان بودند و در زمان مرخصی 70 درصد حقوق ماهانه خود را می گرفتند. سندی وجود دارد که یکی از این زنان در زمان مرخصی زایمان 20 لیتر غله از 30 لیتر حقوق ماهانه خود را برای مدت 5 ماه دریافت کرده است .
به کارکنان زن، در زمان زایمان، پاداش داده می شد که برای فرزند پسر 20 بن غله و برای نوزادن دختر نصف این مقدار بود .

3-
هرودت (درگذشت حدود 425 پ. م)، مورخ بزرگ یونانی ضمن شرح مفصلی که از شاهنشاهی ایران آورده، گزارشی هم درباره ساتراپی‌های ایران، همراه فهرستی از خراج پرداختی سالانه هر ساتراپ داده است .

اسناد مالی تخت جمشید نشان می دهد که استانهای غربی امپراتوری نظیر: عیلام، بابل، سارد و مصر بیشترین خراج را به خزانه شاهنشاهی می دادند. از استانهای شرقی فقط هندوستان است که خراجی به اندازه استانهای غربی دارد. درظاهر میزان خراج یا مالیات بستگی به جمعیت و حاصلخیزی استان داشته است. جو، میوه مانند خرما و گردو، روغن، بز و گوسفند و همچنین گاو و اسب نژاده از اقلام مالیاتی بوده‌اند. علاوه بر این، پوست جانوران ذبح شده نیز از اقلام مالیاتی به حساب می آمده است .

در سندی از جیره کارمندی صحبت می‌شود که در حال سفر برای شمارش مردم است. از اینجا معلوم می شود که سیستم سرشماری برای اخذ مالیات معمول بوده و به طور قطع در کنار آن آمارگیری از املاک و اموال نیز وجود داشته که اساس تعیین مالیات قرار می گرفته است. سر شماری نفوس احتمالاً برای سربازگیری هم مفید بوده و بر آن کنترل ویژه ای اعمال می ‌شده است .

اسناد موجود نشان می دهند که غالبا میزان مالیات یک دهم بوده است.در میان مالیات دهندگان به نام زن ها نیز بر می خوریم که لابد صاحب گله یا ملک شخصی بوده اند.

علاوه بر مالیات سالانه، اغلب ساتراپها پیشکشها یا هدایایی به صورت کالا به شاه تقدیم می کردندکه از بهترین محصولات استان جمع آوری می شدند. نمونه هایی از این هدایا که توسط نمایندگان استانها تقدیم می‌شد در کنده‌کاریهای دیوار شرقی کاخ آپادانا در تخت جمشید نمایش داده شده است.

4-
انبار داری و خزانه داری
در امپراتوری بزرگ هخامنشیان، جریان کالایی وسیعی وجود داشته که منشاء آن خراجها و مالیاتهای وصول شده از ایالتهای مختلف امپراتوری بوده است. این مالیاتها، ابتدا می بایستی به مرکز ایالت (ساتراپی) فرستاده می شد و در آنجا پس از جمع آوری مالیات هم شهرها و آبادیهای آن ایالت، برای مرکز امپراتوری (تخت جمشید) ارسال می‌داشتند.

از آنجایی که حمل بعضی از کالاها از ایالتهای دور دست بسیار سخت بود، سعی می شد مالیات این ایالتها به صورت طلا، نقره، سنگهای قیمتی، جواهرات مختلف، پارچه و غیره تعیین شود.
کالاهای دریافتی از ایالتهای مختلف، نیاز به انبار کردن داشت و با توجه به تعدد انبارها در سراسر امپراتوری می‌بایستی نظام معینی برای دریافت، تحویل، و کنترل موجودی اقلام وجود می داشت. اسناد به دست آمده از تخت‌جمشید نشان می‌دهد که چنین نظامی وجود داشته و بسیار هم پیشرفته بوده است . در سطرهای زیر به بعضی از جنبه های آن اشاره می کنیم .

4-1-
دریافت و نگهداری کالا
کالاهای مختلفی به انبار ها و خزانه تخت جمشید تحویل می شد که اگر چه نحوه نگهداری هر یک، بسته به نوع کالا متفاوت بود، لیکن در مورد چگونگی نگهداری اسناد آنها ( رسیدها و حواله‌ها ) تفاوت عمده ای وجود نداشت . به کمک قلم مخصوص، نشان میخی را بر لوح گلی نرم می فشردند و مقدار کالای تحویل شده را به دقت ثبت می‌کردند، تحویل دهنده با مهر خود نوشته را تایید می کرد و دریافت کننده نیز نقش مهر خود را در بخش پایین نبشته می گذاشت. این لوح‌ها را براساس مکان و زمان طبقه بندی کرده، در سبد می‌ریختند و سپس سبدها را در قفسه می‌گذاشتند. برای جلوگیری از آشفتگی ، هر سبد بر چسبی ویژه داشت که تعدادی از این برچسبها یافت شده اند. معمولاً تکه ای نخ را به گوشه ای از سبد می بستند، سپس خمیر برچسب را به نخ می چسباندند. روی هر برچسب نام آن کالا، موضوع تحویل ، محل صدور سند، نام مامور مسئول، و سال تحویل قید می‌شد .

4-2-
تحویل کالا
پیش از تحویل کالا، تحویل گیرنده باید ابتدا از یک مقام بالاتر مجوز دریافت کالا را می گرفت و سپس آن را به انباردار ارائه می داد . به هنگام تحویل کالا ، نیز یک لوح که نقش حواله انبار را داشت صادر می شد و انباردار ابتدا صحت مهر دستور دهنده و سپس دلیل تحویل کالا را چک می کرد و در زمان تحویل کالا، نام دستور دهنده ، نام تحویل گیرنده ، بابت تحویل، تاریخ و نام تحویل دهنده را ثبت و با زدن مهر خود آن را تایید می کرد. این حواله‌ها در محل ویژه‌ای که برای نگهداری آنها در نظر گرفته شده بود، بایگانی می شدند و در صورت بروز هر گونه اشتباه و یا در زمان انبار گردانی به این حواله ها (الواح) مراجعه می شد.

5-
بازرسی و کنترل
از میان تمام جنبه های مدیریتی سازمان اداری داریوش ، نظام بازرسی و کنترل آن هنوز هم ارزشمند است و اگر خواننده ای نداند که این نظام مربوط به 2500 سال پیش است، ممکن است آن را بسیار مدرن و امروزی بداند.

5-1-
بایگانی اسناد
برای اینکه بتوان اسناد مالی و عملکرد ساتراپها را کنترل کرد از هر سند، سه نسخه تهیه می کردند: یک نسخه برای بایگانی محلی، نسخه ای برای بایگانی مرکز ساتراپی (استان)، و سومی برای مرکز، در تخت جمشید. چنین است که از هر لوحی که در محلهای مختلف بسیاری تهیه شده، نمونه ای نیز در بایگانی تخت جمشید موجود است. این لوح‌ها نخست در تخت جمشید کنترل شده، سپس بایگانی می شد.

5-2-
نظام بازرسی
اما نظام کنترل شاهنشاهی هخامنشی، تنها در جمع آوری و بایگانی یکایک این سندها خلاصه نمی شد. بلکه دارای سطوح بازرسی و کنترل متفاوتی بود. هر دو ماه یک بار بایستی گزارشی از عملکرد همه حوزه ها تهیه می شد. این روند، کار کنترل مرکزی در تخت جمشید را آسانتر می کرد. علاوه برگزارشهای عملکرد دو ماهه، می بایستی گزارشهای سالانه نیز تهیه و برای مرکز فرستاده می‌شد. نمونه هایی نیز از گزارشهای سالانه در دست است. در این گزارش ها همه دریافتها و پرداختهای یک سال در یک جا، جمع بندی شده اند. درستی این ترازنامه ها را سه کارمند تصدیق می کردند که نخستین آنها مسئول انبار در آبادی مربوطه بوده است.

در کنار اینها یک حسابرس ویژه وجود داشت . این حسابرسها مسئولیت همه حسابهای یک حوزه را به عهده داشتند. آنها در منطقه خود به همه جا سرکشی می‌کردند و موجودی محل را کنترل و صورت حساب تهیه می کردند. کار اینان بیشتر در پایان هر سال یا در ماههای نخستین سال بعد انجام می شد، زیرا نوبت رسیدگی به همه ترازنامه ها سالانه بودودرصورت عدم امکان بازرسی سالانه، گاهی حساب دو و یا چند سال را یکجا مورد بررسی قرار می دادند. در چنین حالتی به طور طبیعی ممکن نبود تک تک اقلام رسیدگی شود، بنابراین فقط به ارقام کلی می پرداختند. مثلاً در تسویه حساب میوه یک آبادی به نام ندینیش چنین آمده است: "حساب سال 22 ،در ماه دوم سال23 توسط هوسه وه کنترل شده است".

روی‌هم‌ رفته اسناد به‌جامانده از دوران سلطنت داریوش نشان می دهند که بازرسی و کنترل در سه سطح انجام می‌شده است‌:
-
بازرسی و کنترل توسط مقامهای محلی در یک آبادی یا شهر بطور ماهانه،
-
بازرسی و کنترل در دوره های 2-3 ماهه، توسط نماینده ساتراپ ( استاندار )،
-
بازرسی و کنترل سالانه توسط نماینده‌های اعزامی از مرکز امپراتوری (‌تخت جمشید).
دقت بازرسی، با توجه به سطح بازرسی ، از پایین به بالا کاهش پیدا می کرد به گونه ای که بازرسی های سالانه به طور عمده روی جمع اقلام تاکید می کرد، در حالی که در بازرسی های سطوح پایین تر( ماهانه یا سه ماهه) ممکن بود جزییات نیز مورد بررسی قرار گیرند .
 


6-
ارتباطات و اطلاع رسانی
با توجه به اینکه امپراتوری هخامنشی بسیار وسیع بود ( از هندوستان در شرق تا لیبی در غرب )، توسعه یک نظام ارتباطی کارا و فعال برای مدیریت این شاهنشاهی بزرگ، ضروری بود. داریوش از سه راه به این هدف رسیده بود :
6-1-
ایجاد شبکه گسترده ای از راهها که مرکز امپراتوری را به مراکز ساتراپیهای مهم وصل می کرد . از جمله این راهها می توان از جاده شوش به تخت جمشید، تخت جمشید به اکباتان و تخت جمشید به سارد( موسوم به جاده شاهی) نام برد. بین تخت جمشید و ساتراپی های پارت، سغد و هند نیز جاده های کم اهمیت تری وجود داشتند .

6-2-
ایجاد چاپارخانه و کاروانسرا در فواصل معینی از این راهها به گونه ای که ماموران دولتی و بازرگانان می توانستند در این اقامتگاه ها استــراحت کرده، سپس به مسیر خود ادامه دهند. حتی برای چاپارهای دولتی این امکان وجــود داشت که اسبهای خود را در این چــاپارخانه ها با اسبهای تازه نفس تعویض كنند. این شبکه به اندازه ای روان و ســریع بوده است که مسیر تخت جمشید به سارد (واقع در غرب ترکیه فعلی ) ظرف 5 روز توسط پیکهای دولتی طی می شد. ترتیب قرار گرفتن چاپارخانه‌ها را می توان به کمک لوح ها به خوبی معین کرد. مثلا از تخت جمشید به شوش 22 چاپارخانه با فاصله 24 کیلو متر وجود داشته است.

6-3-
علاوه بر موارد یادشده، همواره سیل عظیمی از گزارشها، دستورها و مکاتبه های اداری بین بخشهای مختلف امپراتوری، به ویژه بین تخت جمشید و مراکز بقیه ساتراپیها در جریان بود و اخبار و اطلاعات امپراتوری را به دورترین نقاط کشور می رساند .

حوزه اطلاعات رسانی بسیار وسیع بود به گونه ای که داریوش حتی متن کتیبه‌هایی را که بر روی کوهها و یا دیوارهای کاخهای خود حک می کرد به دورترین نقاط کشور می فرستاد تا همگان از آنان آگاه شوند. برای نمونه رونبشتی از متن کتیبه بیستون در مجتمع نظامی یهودیان در جزیره الفانتین نیل ( در جنوب مصر) به دست آمده است.

برای سریع بودن، روان بودن و فعال بودن ارتباطات در امپراتوری هخامنشی ، امنیت از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. داریوش برای این مورد هم تدابیر ویژه ای اندیشیده بود : در نقاط مختلف کشور پاسگاههایی بنا شده بود که حفظ امنیت یک حوزه را به عهده داشتند، به گونه ای که هیچ منطقه ای وجود نداشت که زیرپوشش یکی از این پاسگاهها نباشد. حوزه های استحفاظی پاسگاهها به طور كامل تعریف شده و مشخص بود. راهها، جداگانه، نگهبانانی بنام راهدار داشتند که مسئول حفاظت از آنها بودند .

البته به دلیل وسعت امپراتوری، معمولاً شهرهای داخلی کشور از امنیت کافی برخوردار بودند، لیکن نقاط مرزی به طور عمده مورد تاخت و تاز همسایگان یا راهزنان قرار می گرفتند و نیاز به توجه بیشتری داشتند . به همین دلیل، با وجود آنکه شهرهای داخلی امپراتوری فاقد برج و بارو بودند ولی استانهای مرزی مانند ایندوش ( سند = هندوستان ) در شرق، سغد در شمال، سارد در شمال غرب، و مصر در آفریقا دارای قلعه های مستحکمی بودند که تعدادی نیروی نظامی در آنها مستقر بودند.

نتیجه گیری
درباره عصر هخامنشیان سه گروه منبع کتبی در اختیار داریم که عبارت اند از: سنگ نبشته های شاهان هخامنشی ،گزارش های نویسندگان یونانی و رومی ، و لوح های دیوانی تخت جمشید به زبان عیلامی.

گروه سوم که مدت زمان زیادی از دسترسی به آنها نمی گذرد و هنوز در آغاز خواندن آنها هستیم لوحهای گلی پخته شده شکننده‌ای هستند با متن های کوتاه مربوط به محاسبات دیوانی تخت جمشید، مرکز امپراتوری هخامنشیان. این لوحها که در سالهای 1933 و 1934 ، ضمن حفریات تخت جمشید به دست آمده‌اند، چندین هزار لوح گلی با متن هایی به خط میخی عیلامی را شامل می شوند. این لوحها در زمان فرمانروایی داریوش بزرگ(486-522 پ. م ) نوشته شده و تاریخ آنها سیزدهمین تا بیست و هشتمین سال فرمانروایی داریوش ، یعنی از سال 509 تا 494 پ. م را در بر می گیرد . این مجموعه بخش کوچکی از بایگانی واقعی داریوش است .

لوح ها در خزانه تخت جمشید، به صورت خام نگهداری می شدند، اما وقتی اسکندر در سال 330 پ. م پس از تسخیر تخت جمشید مجموعه کاخ ها را به آتش کشید، در حالی که بیشتر آنها برای همیشه نابود شدند، به گونه‌ای تصادفی بخشی از آنها در لهیب آتش بزرگ پخته شدند و برای ما محفوظ ماندند. تعدادی از این الواح توسط موسسات و نهادهای فرهنگی غربی بازخوانی شده‌اند.
با این لوحها برای نخستین بار به سرچشمه ای غنی از منــابع موثق و معتبر دست می یابیم. این لوحــها اطلاعــات لازم را برای پاسخ به پرسشــهای زیادی درباره مسائل دیوانی، شیوه زندگی مردم ، مزدها و رفاه اجتماعی ، موقعیت زن، رفتارهای مذهبی ـ فرهنگی، و همچنین جغرافیا و اقتصاد در اختیار ما قرار می ‌دهند‌.

 

منابع :

1- خانم پرفسور هاید ماری كخ، از زبان داریوش، ترجمه، دكتر پرویز رجبی، نشر كارنگ، 1385

3- پی یرلوكوك، كتیبه‌های هخامنشی، انتشارات پژوهش فرزان، 1382

4- دكتر پرویز رجبی، هزاره‌های گم شده، انتشارات توس، 1385

5- حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، 1374

6- جورج گلن كروه، ترجمه: حسن انوشه، ایران در سپیده دم تاریخ، انتشارات علمی و فرهنگی، 1381

7- جیمز كوك، ترجمه مرتضی ثاقب فر، شاهنشاهی ایران، انتشارات ققنوس، 1383

8- ژوزف و سهیوفر، ترجمه مرتضی ثاقب فر، ایران باستان، انتشارات ققنوس، 1382

9- آملی كورت، ترجمه مرتضی ثاقب فر، هخامنشیان، انتشارات ققنوس، 1382

10- دان ناردو، ترجمه مرتضی ثاقب فر، امپراطوری ایران، انتشارات ققنوس، 1383

11- رضا شعبانی، كورش كبیر، انتشارات پژوهشهای فرهنگی، 1383

12- نادر میر سعیدی، ایران باستان، انتشارات پژوهشهای فرهنگی، 1383

13- رضا شعبانی، داریوش بزرگ، انتشارات پژوهشهای فرهنگی، 1382

14- حسین سلطان خواه، تخت جمشید، انتشارات پژوهشهای فرهنگی، 1383

 

منبع : www.aftabir.com

 

  مباحث فرهنگی            

روز نوجوان و بسیج دانش آموزی گرامی باد

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

هشتم آبان ماه روز بسیج دانش آموزی و روز نوجوان است . این روز به یاد سالروز شهادت شهید «محمد حسین فهمیده» روز بسیج دانش آموزی نامگزاری شده است . سی و یک سال پیش، در هشتم آبان ماه هزار و سیصد و پنجاه و نه، شهید محمد حسین فهمیده، نوجوان سیزده ساله در حالی که با تعدادی از تانک های عراقی مواجه شده بود پس از انجام عملیاتی متهورانه به شهادت رسید . وی یکی از 36 هزار دانش آموز شهید ایرانی است .

 

سازمان بسیج دانش آموزی

به منظور جذب، آموزش و سازمان دهی دانش آموزان مدارس کشور و ایجاد آمادگی دفاعی همه جانبه از انقلاب اسلامی و گسترش فرهنگ تفکر بسیجی، نهادی به نام «سازمان بسیج دانش آموزی» توسط نیروی مقاومت بسیج سپاه، با هماهنگی و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش تشکیل گردید.

این سازمان با استفاده از برنامه های مدون و ایجاد پایگاه های علمی سعی دارد گام مؤثری در ارتقای  توان علمی  دانش آموزان داشته باشد. بسیج، عبارت است از مجموعه ای که در آن، پاک ترین انسانها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور در راه اهداف عالی این ملت و برای کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور، جمع شده اند. بسیج عبارت است  از تشکیلاتی که در آن، افراد متفرق و تنها، به یک مجموعه عظیم و منسجم، به یک مجموعه آگاه، متعهد، بصیر و بینای به مسائل کشور و به نیاز ملت، تبدیل می شوند؛ مجموعه ای که دشمن را بیمناک، و دوستان را امیدوار و خاطر جمع می کند. معنای بسیج این است.

 بسیج در حقیقت، مظهر یک وحدت مقدس، میان افراد ملت است. همه  میدانهائی که بسیج در آن حضور پیدا کرده است، میدانهائی ملی است؛ میدانهای مربوط به همه ملت است، هیج وقت کشور، از یک مجموعه عظیمی که از بهترین فرزندان کشور و با این خصوصیات تشکیل شده است، بی نیاز نیست. بسیج در واقع، مظهر عشق و ایمان و آگاهی و مجاهدت و آمادگی کامل، برای سربلندکردن کشور و ملت است. امروز سازماندهی بسیج در سراسر کشور، بسیار وسیع است؛ اما این سازماندهی، یقیناً از این گسترده تر خواهد شد، و با یک دید وسیع که نگاه کنیم، همه انسانهائی که این خصوصیات را دارند، در واقع جزء بسیجند. در حقیقت همه انسانهای  مؤمن، آگاه، بصیر، عاشق، متعهد، علاقه مند و آماده به کار، در هر میدانی از میدانها هستند که برای ملت مفید است، جزو بسیجند.

لذا بسیج، یک نام مقدس است. همه آحاد ملت، بخصوص اعضای بسیج، بسیج دانش آموزی، دانشجوئی، کارگری، صنفی و عشایری، یگانهای گوناگون بسیج و کسانی که جزو سازمان بسیج نیستند و در واقع جزو بسیجند، همه و همه در پای انجام تکلیف، حاضر و آماده باشند، خودشان را برای دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی آماده کنند. دفاع هم همیشه، با آلات قهریه نیست، با مشت نیست، با تفنگ  نیست، گاهی دفاع با فهمیدن است. گاهی دفاع  از حقیقت، با حضور در جائی است. شاید یکی از بزرگترین خدماتی که انقلاب به ملت ایران کرد، این بود که ذهنها را باز کرد، ذهنها را سیاسی کرد، چشمها را باز کرد، و همه را با مسائل کشور آشنا کرد. این آشنائی، این بصیرت، باید روز به روز بیشتر و زیادتر بشود. اگر این بشود، دشمن هیچ کاری نمی تواند انجام بدهد.

 

مقام معظم رهبری سال گذشته طی دیداری با اعضای ستاد یادواره های شهید فهمیده، ضمن تجلیل از شهید فهمیده بعنوان یكی از اسطوره های به یاد ماندنی در تاریخ ملت ایران فرمودند:

 "نوجوانی دوره ای است كه برای رقم زدن آینده هر فرد نقش حساس و تعیین كننده ای دارد و كسانی كه به این رشد معنوی، علمی و فكری و كارآیی و قوت جسمی برسند، آینده درخشانی را برای خود تضمین خواهند كرد. بنابراین پرداختن به كار تعلیم و تربیت این قشر از جامعه و بالاخص مسئله بسیج كه یك امر همه جانبه مادی و معنوی محسوب می شود حائز اهمیت بسیار است و جوانان و نوجوانان ما در لباس بسیج از ارزش ها و شخصیت و جوهره وجودی خویش مردانه دفاع می كنند ..."

 

رسالت بسیج دانش آموزی

فلسفه تشکیل بسیج دانش آموزی این است که بکوشیم در بین دانش آموزان، افرادی انقلابی، پرهیزکار، شجاع و سلحشور پرورش یابند. به نظر می رسد مرحله آرمانی و نهایی که باید در پایان تمام فعالیت های بسیج دانش آموزی به آن برسیم، پرورش چنین انسان هایی در جامعه دانش آموزی کشورمان است. بی شک آینده سازان انقلاب، باید از بین کسانی انتخاب شوند که به آرمان آن وفادار باشند و در این راه، بسیج دانش آموزی، تربیت چنین افرادی را بر عهده خواهد داشت.

 

جایگاه تفکر بسیجی در میان دانش آموزان

تفکر بسیجی در حوزه معرفت، از اعتقاد و ایمان عمیق انسان به خدا سرچشمه می گیرد و خدا مداری در عرصه زندگی فردی و اجتماعی، اساس و محور فعالیت ها را تشکیل می دهد. حفظ و رونق این تفکر، تضمین کننده عزت و استقلال و حیات دینی ماست. تفکر بسیجی، به منزله حضور خدا و حکومت دین در جامعه است؛ از این رو، حاملان این تفکر، باید از مزیت و برتری لازم برخوردار باشند. بسیجی، نمود عینی و عملی برنامه های زندگی براساس رسالت پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام به شمار می آید. براین اساس، باید این تفکر در بین دانش آموزان و در اندیشه آنان نهادینه شود، تا آنها را برای رویارویی با دشمنان اسلام و انقلاب آماده سازد.

 

تأثیر فرهنگ بسیجی بر جامعه

فرهنگ بسیجی، نماد رفتارهای نیروهای بسیجی است که در پی حفظ ارزش های اسلامی و دینی در جامعه هستند؛ ارزش هایی که ثمره تلاش ها، ایثارها و از خودگذشتگی های مجاهدان، و به ویژه بسیجیان در صحنه های اجتماعی و دفاعی است. سهل انگاری در حفظ ارزش های دینی، خیانتی بزرگ به اسلام و جامعه اسلامی است. بسیج، منشأ رویش ارزش ها و بسیجی، تشنه ارزش های اسلامی و دینی است. حفظ این ارزش ها زمانی میسر است که فرهنگ بسیجی در جامعه اسلامی عمومیت یابد و به فرهنگی عمومی تبدیل شود. لازمه عمومیت پیدا کردن چنین فرهنگی، آموزش آن به دانش آموزان است که از همان دوران کودکی، با فرهنگ بسیجی آشنا شده و آن را سرمنشأ زندگی آینده خویش قرار دهند.

 

ضرورت تشکیل بسیج دانش آموزی

اجرای فرمان امام خمینی رحمه الله مبنی بر تشکیل ارتش بیست میلیونی و تأکید مقام معظم رهبری، اولین اصل برای ضرورت تشکیل سازمان بسیج دانش آموزی است. همچنین از آنجا که همواره دستاوردهای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس باید حفظ و پاسداری گردد و نیز فرهنگ ایثار و شهادت به نسل های بعدی انتقال یابد، تشکیلات دانش آموزی می تواند به راحتی زمینه این مشارکت و اجرای آن را فراهم آورد. در این عصر پرتلاطم، جوانان کشور ما به الگو نیازمندند و باید بدانند که روش زندگی و عمل خود را از چه کسانی سرمشق می گیرند؛ داشتن جوانانی با این ویژگی ها برای حال و آینده، جز با تشکیل بسیج ممکن نیست.

 

بسیج پس از انقلاب

امروزه، بسیج می تواند به عنوان تشکیلات محوریِ ارتباط نسل دوران دفاع مقدس و انقلابْ با جوانان و نوجوانان عصر پس از جنگ تحمیلی و دوران انقلاب، ایفای نقش کند. آینده سازان جمهوری اسلامی، باید از حماسه و معنویت دهه اول انقلاب آگاه شوند؛ در حالی که می بینیم دشمن، تمامی سعی و تلاش خود را به کار گرفته، تا با استحاله فرهنگی نسل سوم انقلاب و قطع ارتباط او با نسل انقلابی و حماسه ساز ایران، به اهداف خود برسد. در این میان، نیروی مقاومت بسیج با برخورداری از امکانات معنوی فراوان و حضور تشکیلاتی قوی در مساجد و مدارس سراسر کشور، قدرت فراوانی برای جذب سازمان یافته جوانان و نوجوانان کشور در اختیار دارد و می تواند با استفاده اصولی از ظرفیت ها، بسیج دانش آموزی را به عنوان آرمانی مقدس و دست یافتنی تحقق بخشد.

 

آموزش های دانش آموز بسیجی

اولین دسته از آموزش هایی که در شرایط فعلی، دانش آموزان بسیجی به آن نیاز دارند، آموزش های دینی، اخلاقی و سیاسی است. از دیگر این آموزش ها، ارائه مسایل علمی و تحصیلی به آنان است؛ زیرا افزون بر این که دانش آموز بسیجی سزاوار است در مسایل فرهنگی و دینی سرآمد باشد، باید در مسایل تخصصی و درسی هم در رتبه ممتاز قرار گیرد که برای این دوره ها، کنکورهای آزمایشی، آموزش های مکاتبه ای، جزوه های درسی و المپیادهای علمی پیش بینی شده است. از دیگر آموزش ها، آموزش نظامی و امداد برای ایجاد توانایی و مقابله با حوادث پیش بینی نشده در دانش آموزان است. در کنار همه اینها، جنبه های هنری مانند شعر، خوشنویسی، داستان نویسی و عکاسی، از دیگر آموزش ها به بسیجیان دانش آموز است.

 

 زندگی نامه شهید محمد حسین فهمیده

 شهید محمد حسین فهمیده فرزند محمد تقی ، در یکی از روزهای بهاری اردیبهشت سال 1346 ( مصادف با سوم محرم ) در شهر خون و قیام در خانه ای محقر و کوچک در محله پامنار قم به دنیا آمد و در محیطی مذهبی و خانواده ‌ای متدین پرورش یافت . در سال 1352 در دبستان روحانی قم مشغول به تحصیل شد . سال تحصیلی به آخر رسیده بود . بوی تابستان می آمد . محمد حسین با معدل عالی قبول شده بود . در سال 1356 به کلاس اول راهنمایی مدرسه حافظ قم رفت . در سال ‌های 1356 و 1357 به پخش اعلامیه‌ های رهبر کبیر انقلاب مبادرت می‌ ورزید حتی چند بار ضد انقلاب ها کتکش زده بودند تا دست از این کار ها بردارد اما او منصرف نشده بود .

در زمستان سال 1357 نیز در تظاهرات انقلاب اسلامی شرکت نمود . در 12 بهمن سال 1357 موفق به دیدار مقام معظم رهبری شد . آنها شهر قم را دوست داشتند ولی رفتن به تهران برایشان رویایی شیرین بود . دیدن خانه جدیدشان در کرج همه را خوشحال کرده بود . روزی که برای اولین بار به مدرسه راهنمایی « خیابانی » کرج قدم گذاشت ، به خود نهیب زد : همه بچه‌ ها دوست تو هستند ! هیچ کس غریبه نیست ! » . آقای ناظم و معلم ‌ها فرمان امام درباره تشکیل بسیج را توضیح می ‌دادند .  

روح وی نیز مانند میلیون ‌ها جوان و نوجوان دیگر کشور ، دچار تحولات عظیمی شد و شیفته حضرت امام گردید . شهید فهمیده نوجوانی شجاع ، فعال ، کوشا و خوش برخورد بود و به مطالعه علاقه زیادی داشت . با وجود آنکه به سن تکلیف نرسیده بود ، نماز می‌ خواند و همچنین برای والدین خود احترام خاصی قائل بود .

شهید فهمیده دوازده ساله بود که حوادث کردستان پس از انقلاب اتفاق افتاد . او که عاشق امام و انقلاب بود خود را به کردستان رساند ، اما به دلیل خاطر کمی سن و کوتاهی قد او را بازگرداندند و از خانواده اش تعهد گرفتند تا دیگر به کردستان نرود .

با شروع جنگ تحمیلی ، زمانی که رژیم بعثی عراق در 31 شهریور 59 به ایران حمله کرد ، حسین ، تصمیم می ‌گیرد به جبهه برود و با سختی فراوان عازم خرمشهر می‌ شود . همان روز های نخست و با وجود سن و سال کم به فرماندهان ثابت می‌ کند که لیاقت و شهامت حضور در جبهه را دارد . در او در همان مدت کوتاه رشادت‌های فراوانی از خود نشان داد.

مدتی بعد با دوستش محمدرضا شمس زخمی شدند و آنها را به بیمارستان ماهشهر بردند . حسین و محمدرضا تا حالشان خوب شد ، دوباره به جبهه برگشتند . اما اینبار فرمانده اجازه نمی داد حسین به خط مقدم نبرد برود .

چند روز بعد ، حسین با کلی لباس و اسلحه عراقی ها پیش فرمانده شان آمد . فرمانده با کمال تعجب فهمید که او اینها را با دست خالی از عراقی ها غنیمت گرفته است . همین شد که به حسین اجازه داد تا دوباره به خط مقدم برگردد .

 

نحوه شهادت :

روز هشتم آبان 1359 ، شهید حسین فهمیده در اتفاق دوست شهیدش محمدرضا شمس که در یک سنگر قرار داشتند، در هجوم عراقی ‌ها ، محاصره می ‌شوند . محمدرضا شمس، زخمی می ‌شود و حسین با سختی و زحمت زیاد او را به پشت خط می‌ رساند و به جایگاه قبلی خود برگشته و مشاهده می ‌کند که 5 تانک عراقی به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره و قتل عام آنانند . حسین ، در حالیکه تعدادی نارنجک به کمر خود بسته بود به طرف تانک ‌ها حرکت می‌ کند . تیری به پای او می‌ خورد اما در اراده پولادین او خللی وارد نمی ‌کند و در همان حال موفق می‌ شود که خود را به تانک پیش رو رسانده و با استفاده از نارنجک آنرا منفجر کند . دشمن در این حال تصور می ‌کند که حمله ‌ای صورت گرفته و با سرعت تانک ‌ها را رها کرده و فرار می ‌کند؛ در نتیجه، حلقه محاصره شکسته می ‌شود و پس از مدتی نیرو های کمکی نیز می‌ رسند و آن قسمت را از وجود متجاوزین پاکسازی می ‌کنند .

 

شهید حسین فهمیده در بیان رهبری

رهبر معظم انقلاب ، می فرمایند : زنده نگه داشتن یاد حادثه شهادت دانش آموز بسیجی ، شهید فهمیده از اصالت های دفاع مقدس می باشد . مقام معظم رهبری در دیدار با خانواده او در رابطه با فداکاری و شجاعت او فرمودند : بروز چنین حوادثی که از تربیت صحیح و اصالت های خانوادگی است ، صرفا در محیط های اسلامی جلوه گری و نور افشانی می کند .

 

شهید حسین فهمیده از نگاه آوینی

سید شهیدان اهل قلم ، حاج مرتضی آوینی ، در قسمتی از برنامه پنجم روایت فتح با نام شهری در آسمان شهادت محمد حسین فهمیده را این گونه زیبا ترسیم می کند : خرمشهر ، از همان آغاز خونین شهر شده بود . خرمشهر ، خونین شهر شده بود . آیا طلعت را جز از منظر این آفاق می توا ن نگریست ؟ آنان در غربت جنگیدند و با مظلومیت به شهادت رسیدند و پیکر های شان زیر تانک های شیطان تکه تکه شد و به آب و باد و خاک و آتش پیوست . اما ... راز خون آشکار شد . راز خون را جز شهدا در نمی یابند . گردش خون در رگ های زندگی شیرین است . اما ریختن آن در پای محبوب ، شیرین تر .... شایستگان آنانند که قلبشان را عشق تا آن جا انباشته است که ترس از مرگ جایی برای ماندن ندارد . شایستگان جاودانانند . حکمرانان جزایر سرسبز اقیانوس بی انتهای نور ، که پرتوی از آن همه کهکشان آسمان دوم را روشنی بخشیده است .

 

خبر شهادت حسین فهمیده

صدای جمهوری اسلامی ایران با قطع برنامه های خود اعلام می کند که نوجوانی سیزده ساله با فداکاری زیر تانک عراقی رفته آن را منفجر کرده و خود نیز به شهادت رسیده است . امام قدس سره در پیامی که به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صادر می کنند ، جملات معروف خود را پیرامون او می فرمایند : " رهبر ما آن طفل سیزده ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صد ها زبان و قلم بزرگ تر است، با نارنجک، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید ".

شهید  فهمیده،  یکی از هزاران نونهال فهمیده و دانش آموز بسیجی کشور ماست که با نثار خون پاک خویش بر طراوت و سرخی خون شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی افزود. وی دوران کودکی و نوجوانی خود را به صورتی سپری کرد که همواره آبستن حادثه ای بود . حوادثی که در شکل گیری شخصیت او مؤثر واقع شد . او با سرمایه عظیمی از فهم و درک و درایت انقلابی و اسلامی خویش و به دنبال طوفان حوادث انقلاب ، وارد جنگ تحمیلی شد و با وجود کمی سن ، خود را به خونین شهر قهرمان رساند و با اقدامی آگاهانه و شجاعانه ، نام خود را در دفتر شهیدان هماره زنده تاریخ ثبت کرد .

از آنجا که این دانش آموز رزمنده بسیجی ، با ایمان و بینش عمیق و استوار در جنگ با دشمن پیش قدم و با نیل به شهادت ، درس شجاعت ، فداکاری و مقاومت را به همه بسیجیان و امت حزب الله آموخت ، امام بزرگوارمان این نوجوان 12 ساله را رهبر قلمداد فرمود ، چرا که نام و یاد او منشأ حماسه های سترگ شد و تحولی عظیم در شیوه دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام با کفر فراهم کرد و راه پیروزی و سرافرازی را یکی پس از دیگری ، هموار ساخت . امروز شهید فهمیده ، بحق ، الگوی شایسته و تصویر برجسته ای از ایثار و جهاد و شهادت برای دانش آموزان بسیجی و جوانان کشور ماست ، به گونه ای که حماسه سازی های فهمیده و دیگر فهمیده های میهن اسلامی ، می تواند یادآور دوران دفاع مقدس و ارزش های والای آن دوران باشکوه باشد . رهبر معظم انقلاب نیز درباره آن شهید گرانقدر فرمود :

" زنده نگهداشتن یاد و حادثه شهادت دانش آموز بسیجی ، شهید فهمیده از اصالت های دفاع مقدس است . "

 

سال شمار زندگی

(هـ . ش) 1346 : ( اول ادریبهشت ) ولادت – در شهر قم

(هـ . ش) 1352 : ورود به کلاس اول دبستان - دبستان روحانی قم ( کریمی )

(هـ . ش) 1356 : ( خرداد ) پایان دوره ابتدایی

(هـ . ش) 1356 : ( مهر ) ورود به کلاس اول راهنمایی- مدرسه راهنمایی حافظ قم

(هـ . ش) 1356 : ( مهر ) ورود به کلاس دوم راهنمایی- مدرسه راهنمایی حافظ قم

(هـ . ش) 1357 : پخش اعلامیه‌ های رهبرکبیر انقلاب اسلامی

(هـ . ش) 1357 : ( دوازدهم بهمن ماه ) دیدار با مقام معظم رهبر انقلاب اسلامی

(هـ . ش) 1358 : ( تابستان ) هجرت به شهرستان کرج و جدایی از زاد و بوم خود .

(هـ . ش) 1358 : ( تابستان ) نام نویسی در کلاس سوم راهنمایی - مدرسه راهنمایی شهید « محمد خیابانی » کرج

(هـ . ش) 1358 : ( پنجم آذر ماه ) عضویت در بسیج دانش‌ آموزی

(هـ . ش) 1359 : ( تابستان ) شرکت در آموزش های رزمی

(هـ . ش) 1359 : ( بیست و پنجم شهریور ماه یک هفته پیش از اعلام رسمی تهاجم نظامی ارتش عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران ) کسب اجازه از پدر و مادر برای حضور در جبهه جنگ

(هـ . ش) 1359 : ( بیست و پنجم یا بیست و ششم شهریور ماه ) اعزام به جبهه جنگ و حضور در خاک خرمشهر

روز های نخستین ورود به جبهه : جلوگیری از او در خط مقدم

امتحان اول ( نفوذ به خط نیرو های دشمن و … ) قبل از گرفتن اجازه حضور در خط مقدم

(هـ . ش) 1359 : ( نخستین روز های اعلام تجاوز نظامی ارتش عراق غروب سی و یکم شهریور ماه ) حضور رسمی در جبهه نبرد ، همراه با محمد رضا شمس

(هـ . ش) 1359 : ( هفته اول مهرماه ) زخمی شدن و اعزام به بیمارستان ماهشهر

چند روزی پس از بهبودی : ترخیص از بیمارستان و بازگشت به جبهه .

پس از مراجعت به خرمشهر : جلوگیری دوباره از اعزام او به خط مقدم .

یکی دو روز بعد : بازگشت به خط مقدم و مبارزه در کنار محمد رضا شمس

(هـ . ش) 1359 : ( بیست و هفتم مهرماه ) مقاومت در برابر حمله ‌های دشمن

(هـ . ش) 1359 : ( بیست و هفتم مهرماه ) زخیم شدن مجدد در خط مقدم

روزهای نبرد رو در رو با دشمن : ( بیست و هفتم مهرماه ) امتحان آخر

(هـ . ش) 1359 : ( بیست و هفتم مهرماه ) آخرین پرواز - شهادت در کوت شیخ - نزدیک ایستگاه راه آهن خرمشهر خاکسپاری در بهشت زهرا ، قطعه 24، ردیف 44، شماره 11 ، تهران .

 

منابع :

- وب سایت ایرنا

- وب سایت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

- پایگاه حوزه

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست روانشناسی جالب

 

این تست روانشناسی جالب را انجام دهید و از آن لذت ببرید . شما باید به 3 سوالی که پرسیده می شود پاسخ صحیح بدهید تا پس از جواب دادن  به آن سوال، نتیجه را در بخش تحلیل به پاسخ ها بررسی نموده، و نتیجه و معنی پاسخ خود را ملاحظه نمائید. البته شاید نتیجه از نظر شما تعجب آورباشد، اما سرگرم کننده خواهد بود.
جواب سوال ها در انتهای همین تست است، اما به هیچ وجه تا سوالها را جواب ندادید به سراغشان نروید چرا که هم خودتان را گول زدید هم این تست مزه و شیرینی خود را از دست خواهد داد!! پس یک قلم کاغذ بردارید و به ترتیب سوالها را جواب دهید.

 

پس شروع می کنیم

 

1- حیوانی که در زیر نوشته شده را به ترتیبی که دوست دارید انتخاب کنید و بنویسید
پلنگ - اسب - گاو - خوک - گوسفند
 

2- کلمات نوشته شده در زیر را با یک لغت توصیف کنید
سگ
گربه
موش
 Coffe -
کافی
دریا
 

3- در مقابل هرکدام از رنگ های زیر اسم یکی از دوستانتان را که فکر می کنید شخصیتش به رنگ می خورد را بنویسید.

نارنجی
قرمز
سبز
زرد
سفید

 

•

•

•

•

•

•

•

•

 •

 •

•

•

•

•

•

•

 

تحلیل پاسخ به سوال اول

حیواناتی که گفته شد هر کدام نشان دهنده یکی از مشغولیات یا دارایی های شما در زندگی است و اینکه کدامیک را بر دیگری اولویت داده اید نشان می دهد که شما به کدامیک اهمیت بیشتری می دهید.
گاو نشان دهنده شغل و کار
پلنگ  نشان دهنده غرور
گوسفند نشان دهنده عشق و احساسات
خوک نشان دهنده پول
اسب نشان دهنده خانواده

 

تحلیل پاسخ به سوال دوم

توضیحاتی که در مورد کلمات دادید در حقیقت برای افرادی که در پایین نوشته ایم می باشد.
سگ = شخصیت شما
گربه = آنکه در زندگی شریک شماست
موش = دشمن
*** = coffe
کافی
دریا = زندگیتان

 

تحلیل پاسخ به سوال سوم

در زیر نام هر کدام از دوستانتان را که به رنگ ها نسبت داده بودید در زیر بجای رنگ انتخاب شده بگذارید و ببینید.
زرد = کسی که شما هیچ وقت فراموشش نخواهید کرد.
نارنجی = کسی که شما فکر می کنید یک دوست واقعی هست.
قرمز = کسی که شما واقعا دوستش دارید.
سفید =کسی که شما با او یک روح هستید ولی در 2 بدن.
سبز = کسی که شما در ادامه زندگیتان او را فراموش خواهید کرد.

آنچه را كه دوست داری بدست بیاور، چرا که در غیر این صورت مجبور خواهی شد آنچه را كه به دست می آوری دوست داشته باشی. « شكسپیر»

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

معراج سبز - (حی علی الصلوة)

 

لحظه دیدار

مهدی خلیلیان

ـ نماز، سر برداشتن از آخور«دنیا» و سفر به قرارگاه «آخرت» است.

ـ نماز، بال پرواز است.

ـ برای شرفیابی به حضور خدا، رعایت تشریفات نماز، الزامی است.

ـ شیطان با آدم، دشمنی دیرینه دارد؛ او حتی در خواب هم به سراغ ما می آید. آدم باید همیشه بیدار باشد.

ـ شیطان، با کسی که خدا را از زندگی خود کنار گذاشته، خیلی راحت کنار می آید.

ـ شیطان، همیشه از دل های شکسته، شکست می خورد.

ـ بعضی از آدم ها آن قدر اهل «شوخی» هستند، که حتی «شیطان» را نیز جدی نمی گیرند.

ـ «خودشکن» بزرگ ترین «بت شکن» است.

ـ بعضی وقت ها برای دیدن زیبایی های حقیقی، باید چشم ها را بست.

ـ «خودبینی» نشانه «نابینایی» است.

ـ در دل تاریکی «شب»، بهتر می توان «خدا» را دید!

ـ نمازگزار، باید بعد از خواندن نماز، آن را «تعقیب» کند.

ـ نماز آدم بی نشاط، سر از «نفاق» درمی آورد.

ـ نماز، یک عاشقانه بلند کوتاه و درنگ کوتاه بلند است.

ـ نماز، فقط «الف» اسلام است؛

می ماند «سلام»؛

«و السلام».

 

پرواز از لب حوض

شهلا خدیوی

در نگاه زلال آسمان، چند قطره اشک می دود و روی مردمک تاریک زمین سرازیر می شود.

با انگشت های نرم، تنمان را آب می دهد. طوری از خواب می پریم که انگار خودمان بیدار شدیم! از خواب کشدار صبح، تنمان را جدا می کند و دستمان را در دست روحمان می گذارد. از پوسته های سنگین خودبینی درمی آییم و خمیازه های خستگی، خاموش می شوند.

لب حوض می نشینیم، دلمان حسودی ماهی ها را می کند؛ به این ماهی ها که با وضو می خوابند و خواب، وضویشان را باطل نمی کند. دستمان را به لب های ترک خورده حوض می کشیم. تا اشتیاق حضورت در گوش آب زمزمه می شود، شانه های ماه، توی حوض می لرزد.

مشتی نور برمی داریم و تا آسمان نیازت قد می کشیم....

 

منبع : پایگاه حوزه

 

  لينک های هفته             

ویژه نامه شهادت امام محمد باقر علیه السلام

 

ویژه نامه ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع)

 

بصیرت جوانه ها- ویژه نامه روز دانش آموز و مبارزه با استکبار جهانی

 

ویژه نامه 13 آبان روز تسخیر لانه جاسوسی- روز مبارزه با استکبار جهانی

 

 شهید اندیشه و جهاد - يادمان آيت الله سید محمدعلی قاضی طباطبائی (اولین شهید محراب)

 

مرکز تحقیقاتی فناوری اطلاعات و ارتباطات پیشرفته دانشگاه صنعتی شریف

 

مشاهده آنلاین صورتحساب پایان دوره و میان دوره قبض تلفن همراه

 

Econpapers Economics at your fingertips

ليست الفبایی از نشريات رايگان و اشتراکی در زمينه اقتصاد كه توسط كتابخانه دانشگاه اوربرو تهيه شده است.