ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و سی و سوم    

شنبه 14 آبان 1390 8 ذی الحجه 1432 5 نوامبر 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

یادداشت هفته

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

 سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإْسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا 163 وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا 164 رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا 165 لَّـكِنِ اللّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلآئِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا 166 إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ ضَلاَلاً بَعِيدًا 167 إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَظَلَمُواْ لَمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً 168 إِلاَّ طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيرًا 169 يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِن رَّبِّكُمْ فَآمِنُواْ خَيْرًا لَّكُمْ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا 170  
ترجمه فارسی مکارم

 

ما به تو وحى فرستاديم; همان گونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى فرستاديم; و (نيز) به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط ( بنى اسرائيل) و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان وحى نموديم; و به داوود زبور داديم 163 و پيامبرانى كه سرگذشت آنها را پيش از اين، براى تو باز گفته ‏ايم; و پيامبرانى كه سرگذشت آنها را بيان نكرده ‏ايم; و خداوند با موسى سخن گفت (و اين امتياز، از آن او بود) 164  پيامبرانى كه بشارت‏ دهنده و بيم ‏دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود;) و خداوند، توانا و حكيم است 165 ولى خداوند گواهى مى ‏دهد به آنچه بر تو نازل كرده; كه از روى علمش نازل كرده است، و فرشتگان (نيز) گواهى مى ‏دهند; هر چند گواهى خدا كافى است 166 كسانى كه كافر شدند، و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، در گمراهى دورى گرفتار شده ‏اند 167 كسانى كه كافر شدند، و (به خود و ديگران) ستم كردند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشيد، و آنان را به هيچ راهى هدايت نخواهد كرد، 168 مگر به راه دوزخ! كه جاودانه در آن خواهند ماند; و اين كار براى خدا آسان است! 169 اى مردم! پيامبر(ى كه انتظارش را مى ‏كشيديد،) حق را از جانب پروردگارتان آورد; به او ايمان بياوريد كه براى شما بهتر است! و اگر كافر شويد، (به خدا زيانى نمى رسد، زيرا) آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست، و خداوند، دانا و حكيم است 170

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  سخن آغازین             

 

 

 

 

 

 

 

فرهیختگان گرانقدر و مخاطبان فهیم و فرزانه مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

دانشگاه چراغی درخشان و فانوسی فروزان است برای پوییدن جاده های تاریک و راه های باریک، که بر فراز سپهر معرفت می درخشد و شیفتگان حقیقت را نور می بخشد.

دانشگاه بستر بالندگی بینش است و عامل پایندگی پژوهش . دانشمداران دانشگاهی نگاهشان عمیق است و راهشان، تحقیق ؛ با اراده ای نستوه و تلاشی بشکوه، پوسته های ضخیم ابهام را می کاوند تا هسته زرین نور را بیابند.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن؛ بیست و هشت سال پیش، نورافشانی بر فراز قلل رفیع رفعت و چکاد بلند حکمت و معرفت در عرصه دانش و پژوهش ایران زمین آغاز کرد

بیست و هشت سال پویش راه های پژوهش و پیمودن کاریزهای کاوش،  نه کاری آسان و پیکاری پژمان بود، که محور و مدار دغدغه همه آیینه داران آیین معرفت و پویشگران طریق حکمت را در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن تشکیل می داد؛ اما آنجا که تعهد به روشنگری و تقید به دین محوری چراغ راه و لطف خدا پشت و پناه باشد، پویش راه های ناهموار، هموار و پیمودن طرق دشخوار، خوار می شود.

در ۲۸ سال پیش، روشنگرانی دین باور و دلسوزانی دلاور،  در بستر فکر و فرهنگ این شهرستان نهال نوری به نام دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن نشاندند که امروز به عنوان بزرگ ترین دانشگاه شرق کشور با داشتن تعداد بیش از یکهزار و صد  نفر استاد و مدرس مدعو و همچنین بیش از هشتصد نفر کارمند و همچنین بیش از بیست هزار نفر دانشجو  در دوره های کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا، چون مهری درخشان بر سپهر بی کران ایران بزرگ می درخشد و همه پویندگان عرصه پژوهش و جویندگان دین و دانش را نور می بخشد .

اکنون در فرخنده زاد روز این دانشگاه و در آغاز بیست و نهمین سال شکوفایی و باروری این نهال بشکوه و نخل سرافراز نستوه، از این که با بذل محبت و عنایت با ارسال پیام تبریک، ما را نواخته اید، بنده نوازی شما را صمیمانه پاس می داریم  و عنایات شما را سپاس می گزاریم.

از درگاه خداوند منان برای همگی شما سروران ارجمند، سلامت و موفقیت روزافزون مسئلت دارم .

 

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

  یادداشت هفته             

 

بیست و هشتمین سالگرد تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن گرامی باد

 گردآوری و تنظیم : امیر عباس آصف نژاد

 

امروز (14 آبان ماه 1390) مصادف است با بیست و هشتمین سالگرد تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی - واحد رودهن؛

به این بهانه، بی مناسبت ندیدیم، گذری هر چند کوتاه و فهرست وار به چگونگی تاسیس این بزرگترین واحد شرق استان تهران نظری بیافکنیم و مروری داشته باشیم بر آنچه گذشت، از ابتدا تا کنون، با تاکید بر آنچه قبلاً نیز اشاره گردید، " هرچند کوتاه "  و آثار و نتایج ارزشمند و غیر قابل انکار آن در گسترش، بسط و تعمیم و ارتقاء فرهنگ عمومی جامعه، بالاخص، فرهنگ شهر کوچک و دانشگاهی رودهن وآثار و نتایج آن بر روی شهرها و مراکز اطرافِ این پایگاه فرهنگ ساز، که کاملاً نمودار و برجسته و غیر قابل انکار است.

تقارن روز پاسداشت فرهنگ عمومی و سالروز تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن را به فال نیک گرفته، ضمن تبریک مجدد حضور شما فرهیختگان گرانقدر، نظر شما عزیزان را، به آنچه در ادامه بحث می آید جلب می کند.

 

 

تاریخچه رودهن

شهر رودهن هم اكنون شهری دانشگاهی است در دامنه ارتفاعات و آبرفت های كوهپایه ای دیواره جنوبی البرز و در شرق استان تهران واقع شده است. این منطقه بین طول جغرافیاییpp 55 وْ 51 و عرض جغرافیایی‏َ 43 وْ35 قرار دارد. به عبارت دقیقتر، مرز شمالی آن را خط الرأس كوه های شمال لواسان تا گردنه امامزاده هاشم تشكیل داده است . رودهن، از نظر تقسیمات كشوری، جزء شهرستان دماوند و استان تهران است . امروز، بافت كالبدی رودهن شكل گسترش یافته و به هم پیوسته چند هسته روستایی است. در بخش شرقی رودهن ، روستای كریتون و شهرک اَنا در طول توسعه چند سال اخیر به بافت شهری پیوسته اند.

در بخش جنوبی ، روستاهای مهرآباد و گل آهك در آستانة وصل به رودهن قرار دارند، به ویژه با ایجاد مجتمع دانشگاه آزاد اسلامی وشهرك پونا این اتصال سریعتر شده است و انتظار گسترش بیشتر شهرمی رود. نزدیكی به جاده اصلی تهران شمال نیز از عوامل مؤثردر رشد چشمگیر این شهر بوده است.

طبق سرشماری عمومی نفوس و مسكن در سال 1355 ، جمعیت رودهن و حومه 4069 نفر بوده است ، پس از تقریباً یك دهه ، تا زمان تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی، جمعیت شهر به بیش از سیزده هزار نفر رسید، اما با توجه به تأسیس این مركز آموزش عالی و گسترش سریع آن ، بافت جمعیتی این شهر نیز به سرعت تغییر یافت. حضور چند هزار دانشجو كه به صورت جمعیت شناور در طول روز به این شهر وارد و از آن خارج می شوند ، اقامت حداقل 2 تا 3 هزار از این دانشجویان در این شهر در خوابگاه ها و خانه های استیجاری، موج مهاجرت از اطراف و حتی شهرهای دیگر به ویژه شهرستان های استان مازندران، خراسان و استان های دیگر سبب شد تا در سرشماری 1365، جمعیت این شهر به بیش از دو برابر افزایش یابد.

ازویژگی های شهر رودهن می توان به دو جاده هرازو جاده ترانزیتی فیروزکوه اشاره کردکه هر دو این محورهای مواصلاتی از شهر رودهن آغاز و استان تهران را به مازندارن متصل می نمایند.همچنین این از این دو جاده مهم روزانه بیش از 100 هزار خودرو در غالب مسافربری، باربری و شخصی تردد می کنندکه در ایام تعطیل به 150 هزار خودرو نیز می رسد.

مهمترین آثار تاریخی و فرهنگی بخش رودهن عبارتند از :

پل نمیر(قرن سوم)

پل زنجیر یا فیروزکوه

بقعه مبارک امامزاده محمد تقی(ع) رودهن که از فرزندان امام موسی کاظم (ع) می باشد

امامزاده روح اله (ع) روستای جورد

امامزاده پیش(ع) روستای وسکاره

حمام و خانه تاریخی روستای جورد

ساختمان سابق هتل آبعلی و...

که هر یک گویای تاریخ این بخش می باشد.

منطقه ای دیدنی در شمال رودهن وجود دارد که اهالی آن را محمد داغی می گویند که در بلندترین نقطه شهر رودهن قرار گرفته و دارای امکاناتی از جمله آلاچیق، فضای سبز، فضای پیاد روی و ورزش، سرویس بهداشتی می باشد شهرداری رودهن در تلاش است که جهت ساماندهی آن بام رودهن اقدام به ایجاد واحداث بزرگترین رصد خانه استان تهران در این نقطه نمایید که در دست بررسی و مطالعه است.

 

روند گسترش شهر رودهن

به طور كلی، روند گسترش شهر رودهن را می توان به دو قسمت تقسیم  كرد:

1. ازآغاز تا 1362

2.  از1362  تاكنون

1- ازآغاز تا 1320: در این دوره ، روستای رودهن در داخل بافت قدیمی شهر و در دامنه محمد داغی قرار گرفته بود . البته محله هایی نیز در نزدیكی امامزاده و محله معروف به عاشق محله، یوخاری محله وجود داشتند.

 از سال 1320  تا 1345 : در این دوره ، توسعه بافت قدیمی شهر كامل شده و این توسعه رو به سمت جنوب تا حاشیه جاده  هراز ادامه یافته است.

 از سال1345 تا1355: در این دوره، علاوه بر توسعه  یافتن بخش قدیمی شهر در داخل خود شهر ، حاشیه جاده هراز نیز گسترش سریعی داشته است. ضمناً در سال 1341 در این شهر شهرداری تأسیس می شود .

از 1355 تا 1365 با فروش زمین های خالص شهر، قسمت غرب و جنوب در كنار جاده هراز به سرعت گسترش می یابد  .

2. از سال 1362 با شروع كار دانشگاه آزاد اسلامی،  باب جدیدی در توسعه شهر باز می شود . از سال 1365 تاكنون ، در اثر گسترش سریع دانشگاه آزاد اسلامی ، روند مهاجرت ، افزایش جمعیت ، تغییرات اقتصادی اجتماعی و نیز ساخت و ساز در این شهر افزایش فوق العاده  داشته است و این افزایش همچنان سیر صعودی را طی می كند.

 

رشد اجتماعی ، فرهنگی، علمی شهر رودهن :
شهر رودهن، پس از تاسیس و گسترش دانشگاه آزاد رودهن، از چنان موقعیت اجتماعی برخوردار شده است كه در مقایسه با شهرهای مشابه دیگر، کاملاً چشمگیر و قابل توجه است. اندیشمندان و اساتیدی که به این مرکز علمی عزیمت می کنند و تعداد برنامه ها و سخنرانی ها یا بازدیدهایی که از دانشگاه دارند  در مقایسه با سایر مراکز آموزش عالی منطقه ای، به مراتب بیشتر و قابل توجه تر است . فارغ التحصیلان دانشگاه كه دراقصی نقاط كشور و جهان به كار یا تحصیل مشغولند، سفیرانی هستند كه رودهن را به عنوان شهری كه یكی از بزرگترین دانشگاه های كشور را درخود جای داده است معرفی می كنند . روزی نیست كه از كشورهای مختلف جهان برای ارسال معرفی نامه های علمی واخلاقی از فارغ التحصیلان با این دانشگاه مكاتبه نشود یا مدارك فارغ التحصیلی دانشگاه رودهن ترجمه وبه دانشگاه های مختلف جهان ارائه نگردد. در محافل علمی وتحقیقاتی كشور، شهر رودهن، به دلیل افتخاراتی که دانشگاه کسب کرده، اعتبار ویژه ای پیدا كرده است . كسب مقام های علمی، ورزشی وتحقیقاتی دانشگاه همیشه با نام رودهن عجین بوده و جایی كه زمانی فقط به عنوان روستایی خوش آب و هوا در شرق تهران معروف بود، اینک از نظر اجتماعی به شهری تبدیل گشته كه به عنوان مهد دانش وفرهنگ و یكی از مراكز تحقیقاتی و علمی كشور به شمار می رود.

فعالیت های زیر، از نقطه نظر فرهنگی، موقعیت خاصی به شهر داده است:

ـ ارائه سخنرانی های علمی وفرهنگی از سوی روحانیون ودانشمندان كشور.
ـ تاسیس دفترامام جمعه وبرگزاری مسابقات وجلسات فرهنگی اسلامی واجرای برنامه های وسیع فرهنگی در دانشگاه اعم از مسابقات قرآن وعترت، جلسات سخنرانی كه اغلب ازمردم شهر نیز دعوت به عمل می آید.

برگزاری مراسم جشن واعیاد ومراسم مذهبی و... .
ـ توسعه برنامه های تربیت بدنی با امكاناتی كه دانشگاه دراین زمینه فراهم كرده و رقابتی كه دراین بین ایجاد شده است .
ـ برگزاری مراسم نمازجماعت و فعالیت های مذهبی و فرهنگی

ـ ایجاد مركز فرهنگی وتحقیقاتی توسط شهرداری رودهن كه بیشترین مراجعان آن را دانشجویان تشكیل می دهند.

 

 

جدول وضعيت فرهنگی، ورزشی، تفريحی شهر در دهه های مختلف پس از تاسيس دانشگاه تاكنون:

سال

تعداد مراكز

نوع مراكزفرهنگی ـ ورزشی ـ تفريحی

1365

2

مسجد علی بن ابی طالب (ع)

1375

1

سالن ورزشی امام علی (ع)

1380

2

كتابخانه عمومی شهر رودهن ـ مركز مطالعات ملی

1382

2

كانون فرهنگی اجتماعی بانوان روستا مهرآباد

كانون فرهنگی امام صادق (ع)

1383

1

سالن ورزشی بانوان رودهن

1384

2

استخرسرپوشيده غديررودهن ـ كانون فرهنگی اجتماعی بانوان شهر رودهن

1385

2

مجتمع فرهنگی وهنری رودهن ـ خانه جوان رودهن

1388

1

خانه كشتی رودهن

1388

1

موسسه فرهنگی غدير رودهن

 

 

 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در یک نگاه

26 سال پیش در شهر رودهن یك واحد دانشگاهی در ساختمانی بدون حیاط با 400 مترمربع زیربنا و62 نفر دانشجو در رشته كاردانی كشاورزی تاسیس شد . این واحد دانشگاهی امروز با داشتن 20 هزار دانشجو، 110 هزار مترمربع ساختمان، فضای سبز،  تفریحی و ورزشی در2 مجتمع به مساحت 45 هكتار ومزرعه ای آموزشی با مساحت 20 هكتار،  و10 هكتار زمین مربوط به بیمارستان 96 تختخوابی یكی از مهمترین وبزرگترین واحدهای دانشگاهی منطقه 8 در شرق تهران می باشد.

پیشرفت های علمی دانشگاه :
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن امروزه در عرصه جذب وتولید سرمایه های علمی به خود می بالد كه باداشتن بیش از 20 هزار دانشجو در 85 رشته وگرایش در چهارمقطع كاردانی ، كارشناسی ، كارشناسی ارشد و دكترا  و بیش از 47 هزار دانش آموخته چون ستاره ای تابان برسینه سپهر فرهنگ، دانش و پژوهش كشور می درخشد.
این واحد دانشگاهی با پشتوانه پژوهشی 91 باب آزمایشگاه ، كارگاه ، سایت ، سایت وتجهیزات رایانه ای ، كارگاه های سمعی وبصری با بیش از 1000 كاست ، نوار ، فیلم های آموزشی ، سینمایی ، سخنرانی ، 4 سالن اجتماعات وآمفی تئاتر با ظرفیت 2000 نفر وزیربنای 3150 مترمربع از طراوت فكری وپژوهشی اندیشمندان خود پاسداری می كند .
همچنین یك كتابخانه مركزی با سه شعبه تخصصی وبیش از 140 هزار جلد كتاب فارسی با 35 هزار عنوان ، 15 هزار جلد كتاب لاتین با 500/11 عنوان وتعداد 600 مقاله داخلی وخارجی ، بوستان پژوهشی دانشگاه را طراوت وتازگی می بخشد .
این دانشگاه از لحاظ تجهیزات آموزشی خودكفا می باشد . كتابخانه دیجیتالی مركزی ومجتمع این واحد نیز آخرین یافته های علمی جهان را دردسترس دانش پژوهان قرار می دهد .
ثبت نام اینترنتی از مهرماه 87 كلیه دانشجویان به جز پذیرفته شدگان جدید ، فقط به صورت اینترنتی ثبت نام می نمایند .
همچنین این دانشگاه تاكنون توانسته است 30 همایش ملی وبین المللی و130 همایش داخلی برگزار كند . این دانشگاه درحوزه مدارس سما نیز توانسته است با تاسیس یك مجتمع آموزشی با 354 دانش آموز درمقاطع ابتدایی ، راهنمایی ودبیرستان ویك آموزشكده فنی وحرفه ای با 1266 دانشجوگام مهمی در راه تعلیم وتربیت نسل آینده بردارد .

 

دستاورد های پژوهشی :

دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن به عنوان بخشی از مجموعهٔ بزرگ واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی سراسر ایران است. این واحد دانشگاهی که در سال ۱۳۶۲ با کمترین امکانات دایر شد، هم اکنون در ردیف یکی از بزرگ ‌ترین واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی قرار دارد.

این واحد از لحاظ  تجهیزات آموزشی، اعم از کتابخانه، آزمایشگاه، کارگاه و فضای آموزشی به وضعیت مطلوبی رسیده‌است.

دانشگاه آزاد رودهن دارای ۸۰ باب آزمایشگاه، کارگاه، سایت و تجهیزات رایانه ای، کارگاه های سمعی و بصری، چهار سالن اجتماعات و آمفی تئاتر با ظرفیت دو هزار نفر است.

این دانشگاه دارای یک کتابخانه مرکزی با 3 شعبه تخصصی و بیش از ۱۴۰ هزار جلد کتاب فارسی با ۳۵ هزار عنوان ، ۱۵ هزار جلد کتاب لاتین با ۱۱۵۰۰ عنوان و تعداد ۶۰۰ مقاله داخلی و خارجی، است. کتابخانه دیجیتالی مرکزی این واحد نیز،  آخرین یافته های علمی جهان را در دسترس دانشجویان قرار می دهد.

این دانشگاه تا سال ۱۳۸۷ توانسته است سی همایش بین المللی و یکصد و سی همایش داخلی برگزار نماید.

 

فراهم كردن امكانات رفاهی برای كاركنان ودانشجویان :

دراین واحد دانشگاهی ، دانشجویان خواهر از 3 بلوك آپارتمانی با 120 اتاق وزیربنای 7531 مترمربع با ظرفیت 800 نفر بهره مند هستند . كلیه استادان ، كاركنان ودانشجویان می توانند از 3 سالن ورزشی مجهز به مساحت 3600 مترمربع استفاده نمایند . رستوران وسلف سرویس دانشگاه روزانه پذیرای 5 هزار دانشجو در 10 سالن غذاخوری است .

تاسیس بانك ملی شعبه مجتمع دانشگاه آزاد اسلامی رودهن در آبان ماه 86 واستقرار سه عابر بانك ملی در مجموعه دانشگاه وافتتاح حساب سیبا ویژه استادان وكاركنان ودانشجویان به ویژه شهریه دانشجویان میباشد. روزانه 80 دستگاه اتوبوس بیش از 5 هزار دانشجوی دختر را بین تهران ورودهن جابه جا می كنند .

صندوق رفاه دانشجویان نیز سالانه حدود 40 میلیارد ریال وام های مختلف به دانشجویان می پردازد. در زمینه تامین مسكن برای كاركنان واستادان ، شركت تعاونی مسكن دانشگاه توفیق یافته است كه 45 هكتار زمین در رودهن خریداری نماید . همچنین این واحد در شهر جدید پردیس نسبت به احداث ساختمان تعاونی مسكن ، برای استادان وكاركنان محترم دانشگاه اقدام كرده است.

پیشرفت های عمرانی :

طرح های عظیم آب رسانی ، گازرسانی ، برق رسانی ومخابرات این مجتمع دانشگاهی به گونه ای طراحی شده است كه حداقل پاسخگوی چشم انداز 20 ساله خواهد بود . دومنبع آب با ظرفیت 2 میلیون لیتر در بالاترین نقطه مجتمع ، آب آشامیدنی مجتمع را تامین می كند . 3 حلقه چاه آب حفرشده ، 35 هزارمترمربع درخت كاری ، گل كاری وفضای سبز مجتمع را طراوت می بخشد . تصفیه فاضلاب وبهره گیری از آن در آبیاری فضای سبز برضریب بهره وری افزوده است . ندای دلنشین موذن در هر نیمروز از گلدسته های مسجدپیامبر اعظم (ص) مجتمع دانشگاهی همه دلدادگان به معبود لایزال را به طراوت جان وشست وشوی روان در زلال عبودیت حق فرا می خواند.

پیشرفت های فرهنگی :

ـ ارتقاء جایگاه دفترفرهنگ اسلامی به معاونت فرهنگی ازسال 88 
ـ تصویب چارت جدید سازمانی درمجموعه معاونت فرهنگی
ـ مدیریت فوق برنامه وفعالیت های فرهنگی
ـ مدیریت مطالعات وپژوهش های فرهنگی 
ـ تقویت كانون قرآن وعترت
ـ تشكیل ستاد اقامه نماز
ـ ایجاد دفاتر فرهنگ اسلامی مستقر در دانشكده های مصوب
ـ تشكیل نمایشگاه دائمی علمی وفرهنگی درجنب مسجد پیامبر اعظم (ص)

 

معاونت سما

یكی دیگر از عواملی كه موجب ارتقاء علمی و فرهنگی شهر رودهن گردید، تاسیس آموزشکده فنی و حرفه ای و مدارس غیرانتفاعی سما می باشد. تاسیس این مراکز كه از كیفیت آموزشی بالائی نیز برخوردار است از دو جهت به ارتقاء سطح آموزشی كمك نمود: یكی به واسطه رقابتی بود كه موجب شد مدارس غیرانتفاعی دیگری كه اغلب موسسان آنها فارغ التحصیلان این واحد دانشگاهی بودند، تاسیس شود و دیگر آن كه به علت بالا بودن كیفیت و تامین امكانات لازم به الگوئی برای سایر مدارس اعم ازدولتی و غیر انتفاعی تبدیل شد. در مجموع، می توان گفت دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن نوری بود كه پرتو علمی آن كل منطقه را در برگرفت و با سرعت موجب تحول و رشد حیرت انگیزعلمی و آموزشی در منطقه گردید. 
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال تحصیلی 73 1372  نسبت به راه اندازی مدارس سما و تشكیل معاونت دراین بخش اقدام نمود . این معاونت از مهرماه 72  تاكنون فعالیت های زیادی انجام داده كه اهم آن به شرح زیر است :
1. تأسیس دوباب مدرسه ‌راهنمائی دخترانه و پسرانه درسال 73 -  1372
2. تأسیس یك باب دبستان پسرانه درسال تحصیلی 75 -  1374
3. تأسیس یك باب دبیرستان پسرانه روزانه و شبانه در سال 75 -  1374
4. تأسیس آموزشكده فنی و حرفه ای درسال 85 -  84
5. خریداری یك باب ساختمان به مساحت 5/547  مترمربع زمین و زیربنای 355 مترمربع در دوطبقه
6. خریداری زمینی به مساحت 12145 مترمربع از سازمان زمین شهری
خریداری زمینی به مساحت 4185 مترمربع كه درآن ساختمانی به مساحت 2750 مترمربع درسه طبقه ایجاد نموده و هم اكنون آموزشكده فنی و حرفه ای درآن مستقر می باشد . از برنامه های عمرانی دردست احداث یك مجتمع آموزشی دربخش شرقی این زمین و احداث ساختمان آموزشكده فنی و حرفه ای از زمین خریداری شده به مساحت 12145 مترمربع می باشد.
معاونت سما دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال تحصیلی 73-1372 نسبت با تاسیس دو باب مدرسه راهنمائی دخترانه و پسرانه كار خود را آغاز كرد. علاوه بر مدارس فوق در سال تحصیلی 74-1373 یك باب دبستان پسرانه و در سال تحصیلی 75-1374 یك باب دبیرستان پسرانه نیز راه اندازی كرده است.حوزه معاونت سما رودهن دارای آموزشكده فنی و حرفه ای نیز است كه فعالیت خود را در سال تحصیلی 85-1384 (نیمه اول) شروع نموده است و هم اكنون 500 نفر دانشجو در رشته كامپیوتر، ساختمان و حسابداری در آن مشغول تحصیل هستند.
حوزه معاونت سما دارای یك باب ساختمان ملكی به مساحت كل زمین 5/547 متر مربع و به مساحت زیر بنا 355 متر مربع است، كه مدرسه ابتدائی در آن دایر است. همچنین قطعه زمینی به مساحت 4185 متر مربع با زیربنای حدود 2750 متر مربع در اختیار این معاونت قرار دارد كه در حال حاضر مدرسه راهنمایی تحصیلی پسرانه در طبقه اول قسمت شرقی ساختمان فوق دایر بوده و آموزشكده و قسمت های اداری معاونت سما نیز در همان ساختمان دایر است. علاوه بر موارد فوق، حوزه معاونت سما رودهن دارای زمینی به مساحت 12145 متر مربع است كه ساختمان آموزشكده فنی و حرفه ای در آنجا دایر خواهد شد.

 

آموزشكده فنی و حرفه ای 

آموزشكده فنی و حرفه ای در نیمه اول سال 85 - 84  پس از انجام تشریفات اداری مبنی بر تصویب رشته و اخذ موافقت های لازم از ریاست سازمان مدارس " سما"  با 300 نفر دانشجوی كاردانی در سه رشته كامپیوتر، ساختمان و حسابداری كار خود را شروع نمود و درنیمه دوم سال تحصیلی 86 -  85 باافزایش رشته كاردانی گرافیك تعداد دانشجوی آن به 1100 نفر بالغ گردید .

 

سازمان مدارس " سما "

مدارس "سما" از لحاظ كادر اداری دارای معاونت و تعدادی كارمند می باشد . این معاونت مانند سایر معاونان واحد از لحاظ اداری زیرنظر ریاست واحد دستورالعملها ، بخشنامه ها و آئین نامه های مدارس "سما" را كه از سوی ریاست سازمان مدارس "سما" ( كه از معاونت های دانشگاه آزاد اسلامی است ) ابلاغ می شود انجام می دهد .

انتصاب معاون با پیشنهاد واحد و موافقت سازمان مدارس " سما"‌ انجام می شود . استخدام و تهیه و ابلاغ كلیه بخشنامه ها ، آئین نامه ها و... بعهده سازمان مدارس " سما"  می باشد .

 

سوابق مدیریتی دراین واحد :
این دانشگاه درسال 1362 تاسیس ودر ابتدا آقای محمد كاظم شریعت پناهی به عنوان رئیس واحد انتخاب وتا سال 1365 این واحد دانشگاهی را اداره نمود واز آن تاریخ تا 12 آبان ماه 1386 به مدت 21 سال آقای سید مهدی حسینی ریاست این دانشگاه را برعهده داشتند و از آن تاریخ تاكنون،  آقای دكترغلامحسین حیدری ریاست این واحد را عهده دار می باشند .

برنامه های آتی ( چشم انداز 20 ساله):

یكی از برنامه های مهم وحیاتی این واحد دانشگاهی مسئولین دلسوز منطقه پیگیری احداث بیمارستان 96 تختخوابی وپذیرش دانشجو در رشته های پزشكی می باشد . لازم به ذكر است كه رودهن وشهرهای اطراف علی رغم قرار گرفتن در مسیر بزرگ راه هراز وفیروزكوه هنوز فاقد بیمارستان است واحداث آن ضروری به نظر می رسد .
ما برآنیم تا با اتكال به الطاف الهی وبهره گیری از سرمایه های انسانی میهن اسلامی خود ، همه توان فكری ، علمی ، مادی خود را در راه اعتلای علمی وپژوهشی این مرز وبوم به كار گیریم، تا انشاءالله در آینده ای نزدیک بتوانیم جایگاه شایسته خود را درهمه عرصه های علمی، فرهنگی، پژوهشی وفناوری جهان به دست آوریم .

 

منابع :

- تاریخ توسعه دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن از ۱۳۶۲ تا ۱۳۸۵.، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، تهیه و تنظیم: معاونت پژوهشی، 1386

- www.riau.ac.ir

- shahrdari-rudehen.com

- fa.wikipedia.org

 

 منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مدیریت علوی             

رهبری در نهج البلاغه

بخش چهارم

 مژگان امیریان زاده

مهدی محمدی

در نامه شماره ۲۷، خطاب به محمد پسر ابوبكر، چون حكومت مصر را به او داد فرمود: به آنان فروتن باش و نرمخو و هموار و گشاده رو. و به یك چشم بنگر به همگان...
 
یعنی وی را فرمان می دهد به ویژگی هایی همچون:

۱ فروتنی

۲ نرمخویی

۳ - گشاده رویی.
و بدان ای محمد پسرابوبكر كه من تو را بر مردم مصر والی گردانیدم، مردمی كه درنظرم بزرگترین سپاهیان منند. پس تو را باید كه با نفس خویش به پیكار درآیی و دین خود را حمایت نمایی...
 
همچنین در نامه شماره ۴۱ باز هم بر ویژگی هایی همچون پرهیز از حیله و نیرنگ، وفای به عهد، دوری از ظلم و ستم به زیردستان، خوردن نان حلال، عدم همراهی با خائنین و انجام امور فقط به خاطر خدا برشمرده شده اند و امام علی (ع) عامل خود را به سبب عدم رعایت ویژگی های بالا مورد شماتت و نكوهش قرار داده اند.

 

شاید بتوان ارزشمند ترین منبع را در بیان ویژگی های رهبر، نامه ۵۳ امام خطاب به مالك اشتر نخعی دانست كه به دلیل طویل بودن نامه موارد به صورت خلاصه آورده می شود:
 
۱ - داشتن تقوی و ترس از خدا؛
 
۲ - مقدم داشتن طاعت خدا بر دیگر كارها؛
 
۳ - پیروی از قرآن؛
 
۴ - غلبه بر هوی و هوس و نفس اماره؛
 
۵ - خویشتن داری؛
 
۶ - برحذر بودن از نخوت و تكبر؛
 
۷ - عدالت در امور؛
 
۸ - دوری از عیبجویان عیبجویی؛
 
۹ - دوری از كینه جویی؛
 
۱۰ - عدم مشورت و دوستی با سخن چین؛
 
۱۱ - عدم مشورت با بخیل، ترسو و حریص؛
 
۱۲ - پیوند و دوستی با پارسایان و راستگویان؛
 
۱۳ - بحث و گفتگو با دانشمندان و حكما؛
 
۱۴ - رجوع و توكل و استرداد از خود و رسول به هنگام مشكل؛
 
۱۵ - برحذر بودن از عجب و غرور و داشتن سعه صدر؛
 
۱۶ - برقراری عدالت و احقاق حق و شكیبایی و صبر در مقابل مشكلات ناشی از آن؛
 
۱۷ - وفای به عهد؛
 
۱۸ - حذر از خیانت در پیمان؛
 
۱۹ - برحذر بودن از منت گذاری بر دیگران؛
 
۲۰ - پرهیز از شتاب و عجله در امور؛
 
۲۱ - پرهیز سستی درامور در موعد انجام آنها؛
 
۲۲ - خویشتنداری درهنگام خشم؛
 
۲۳ - جلوگیری از بروز قهر و غضب؛
 
۲۴ - برحذر بودن از زخم زبان زدن؛
 
البته امام علی (ع) در نامه شماره ۵۶ به تشریح بن هاتی و یا نامه شماره ۷۳ به معاویه به ویژگی های یك رهبر عادل پرداخته است كه به دلیل جامعیت نامه امام (ع) به مالك اشتر كه سایر ویژگی های بیان شده در نامه های دیگر را نیز تحت پوشش قرار می دهد از ارائه آن نامه ها خودداری شده است.


مهارت های رهبر در رفتار با زیردستان، همكاران فرادستان:

برخلاف نظریه های كلاسیك كه ویژگی های ذاتی را در تــــوفیق رهبری موثر می دانستند، اخیراً بر چگونگی رفتار رهبری تاكید شده است، یعنی رهبری موفقیت آمیز به رفتار مناسب، مهارت ها و عملكرد رهبر بستگی دارد (پاریزی و ساسان گهر، ۱۳۷۹ ص ۴۲۲).

ادامه دارد ...

 

منبع : ماهنامه تدبیر

 

  جمله مديريتی              

افسون زندگی

در بی کران زندگی،

            دو چیز افسونم می‌ کند؛

آبی آسمان را که می ‌بینم، و می ‌دانم که نیست،

                               و

                                خدا را که نمی‌ بینم، و می ‌دانم که هست...

 

وبلاگ دانش آموزان داکا

 

  حدیث مديريتی             

 

اهمیت عید قربان

 

حضرت علی (ع) در خطبه روز عید قربان فرمودند:

 

.... و انّ هذا یوم حرمته عظیمة و برکته مأموکة و المغفرة فیه مرجّوة فأکثروا ذکر الله تعالی وستغفروه و توبوا الله إنه التواب الرحیم .

 

حرمت عید قربان زیاد و آرزوی بهره وری از برکات آن به جا و امید مغفرت الهی در آن پسندیده است.

 

 من الایحضره الفقیه جلد 1 صفحه 520

 

 

 

  طنز مديريتی              

اندر حکایت پیشکش شتر!

ادیبى، از وزیرى شترى خواست و او برایش فرستاد، اما، شترى ضعیف و نحیف؛

و ادیب به او نوشت : شتر را دیدم که در روزگاران دور به دنیا آمده است، و گویا از پرورش یافتگان قوم عاد است. روزگاران را پشت سر گذارده است و به گمانم، از آن جفت هایى است که در کشتى نوح گذاشته شد، تا به وسیله آن، نسل شتر باقى بماند.

شتریست زار و زبون و خشک و لاغر که خردمند، از طول عمر او به شگفتى مى ماند و حرکت از وى شرمنده است؛ زیرا، استخوانى چند است که در میان پوست و پشمى در آمده است که اگر آن را پیش درنده اى اندازند، از خوردنش خوددارى کند و اگر نزد گرگ اندازند، از دریدنش ‍ اکراه دارد.

روزگاریست که از علف خوردن افتاده است و از چراگاه روى برتافته. علف را به خواب مى بیند و جو را در عالم خیال مى شناسد.

اینک! به حیرتم که آیا آن را نگاهش دارم، که رنج روزگار کشد، یا بکشمش که کمک خرجم باشد. باز، مایلم که بماند، زیرا، علاقه بسیارى به ثمر و ذخیره آینده دارم؛ اما، نه سببى براى کشتنش دارم و نه فایده اى در نگه داشتنش؛ زیرا، ماده نیست، تا بزاید و جوان هم نیست که تولید مثل کند، و نه سالم است که چرا کند و باقى بماند.

باز، منصرف شده، گفتم : آن را بکشم و براى زن و فرزندم خوراک تهیه کنم؛ قورمه کنم؛ اما همین که آتش افروختم و کارد تیز شد و قصاب آستین بالا زد، شتر گفت : اگر مرا پر گوشت پنداشته اى، دوباره خوب نگاه کن!

و گفت : در کشتن من چه فایده؟؛ جز نفسى ضعیف از من باقى نمانده است؛ و جز چشمانى که مردمکش به یک جا ثابت است. من گوشتى ندارم که در خور خوردن باشد؛ چون ، روزگار گوشتم را خورده است و پوستى ندارم که شایسته دباغى باشد؛ زیرا، گذشت روزگاران، پوستم را دریده است و پشمى در خور رشتن ندارم؛ زیرا حوادث، کرکم را کنده است . اگر مرا براى سوختن بخواهى، جز کف پشکلى باقى نمى ماند و حرارت آتشم به پخته کردن گوشتم وفا نمى کند؛ دیدم راست مى گوید و در مشورت، هیچ نکته اى را فرونگذاشته است و ندانستم که کدام یک از کارهایش بیشتر مورد شگفتى من است؛  رفتارى که روزگار با او کرده، یا صبر او بر بلا و سختى؟؛ یا قدرتى که تو در نگهدارى او به خرج داده اى و او را بدین حال باقى گذاشته اى؟ و یا ارزشى که براى دوستت قائل شده و به او چنین هدیه بى ارزشى داده اى؟ به ویژه که گویى آن شتر، سر از گور برداشته، و یا شترى است که به هنگام نفخ صور، دوباره زنده شده است .

کشکول شیخ بهائى

 

  حکايت مديريتی            

بهترین تصمیم

 

گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل خوابش برد.3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد. قطار در حال حرکت به سمت آنها بود و سوزن بان  می بایست در زمانی کوتاه تصمیم صحیحی بگیرد. سوزن بان می توانست مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و به این ترتیب جان 3 بچه را نجات داده و 1 کودک قربانی این ماجرا گردد و یا می توانست مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.

سوال:

اگر شما به جای سوزن بان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه تصمیمی می گرفتید؟

بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیمی صحیح به نظر برسد، اما از دیدگاه مدیریتی چطور؟

در این تصمیم، آن  کودک عاقل، به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک، بازی کنند، قربانی می شود.

مشابه این معضل هر روز در اطراف ما، در اداره، جامعه و در سایر بخش ها ممکن است اتفاق بیفتد؛ اقلیت، قربانی اکثریت نادان که تصمیم اشتباهی را گرفته اند می شوند.

کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد، برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت. کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.

اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها، قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد؛ اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه  جانش را از دست داد، بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت، زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن 3 کودک احمق نبود.

مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را همان کودکانی در نظر گرفت که می توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند.

گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان تصمیم اشتباه برای قربانی کردن صدها نفر برای نجات چند نفر است.

زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار. با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید.

"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست."

 

  تکنیک های موفقیت         

تکنیک‌هایی در مدیریت برتر

 سمیرا میرزایی

 

در سال‌ها اخیر، به طور بی‌ سابقه‌ایی شاهد برکناری مدیران عامل شرکت‌های بزرگی نظیر زیراکس، کداک، کوکاکولا و غیره بوده‌ایم. آمار نشان می ‌دهد از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ حدود ۳۴ درصد از مدیران عامل یکصد شرکت اول دنیا اخراج شده‌اند یکی از مدیران اخراج شده می‌ گوید: من کوچک نشده‌ام، دنیا بزرگ ‌تر شده است.

چه چیزی مردم را وا می‌دارد که مدیریت کسی را بپذیرند؟ پاسخ را باید در خصوصیات شخصیتی اشخاص جستجو کرد آیا برای مدیریت سازمان‌ها در این دنیای بزرگ آمادگی داریم؟

 

از جمله مواردی که در لیست مدیران خبره به چشم می ‌خورد عبارتند از:

 

۱) تمرکز :(Focus)

چگونه می‌توان هوش و هواس خود را روی یک نقطه متمرکز کرد و مدیری کارآمد و موثر شد؟

الف) تعیین اولویت

ب) تمرکز

 

وقت و انرژی خود را چگونه صرف می‌کنید؟

- ۷۰ درصد بر نقاط قوت خود تکیه کنید (مثبت اندیشی)

- ۲۵ درصد به دنبال چیزهای نو باشید (رشد یعنی تغییر)

- ۵ درصد مراقب ضعف‌های خود باشید (از آن آگاه باشید و پیامدهای آن را به حداقل برسانید)

 

۲) گوش دادن :(Listening)

مدیر خوب، زیردستان خود را تشویق می‌کند تا چیزی را به او بگویند که نیاز به داشتن آن دارد نه چیزی که خوشایند است. پیتر دراکر، پدر مدیریت آمریکا معتقد است ۶۰ درصد مسائل مدیران ناشی از ارتباطات غلط است این در حالی است که بیشتر مسائل ارتباطی، ناشی از گوش ندادن است.

در گوش دادن دو منظور دارید:

الف) ارتباط با مردم

ب) با خبر شدن از چیزیی که از آن خبر ندارید

گوش خود را در برابر این اشخاص باز کنید: زیردستان، مشتریان،‌ رقبا

 

۳) شور و شوق :Passion))

در بین عواملی که راز کامیابی آدم‌های موفق را به خود اختصاص داده‌اند، نقش شور و شوق و عشق از چیزهای دیگر بیشتر است، چه چیز باعث می‌شود آدم‌های به ظاهر معمولی به توفیق‌های بزرگ دست یابند؟ پاسخ شور و شوق و عشق.

اگر زندگیتان با عشق و علاقه آمیخته نباشد، کار مدیریتان دشوار می‌شود. حقیقت این است که نمی‌توانید کاری را که به آن عشق و علاقه ندارید به سر منزل مقصود برسانید.

 

۴) نگرش مثبت :(Positive Attitude)

انسان موفق کسی است که با آجرهایی که به سوی او پرتاب کرده‌اند بنای محکمی بسازد. نگرش شما دست خود شماست آخرین آزادی ما انسان‌ها این است که نگرش خود را در هر شرایطی خود انتخاب کنیم.

- نگرشتان حاکم بر اعمال شماست: ابزار برنده، نگرش شماست نه استعدادتان.

- آدم‌های شما آئینه‌ نگرش شما هستند؟ به خودشما بستگی دارد که چه کسی را جذب کنید.

 

۵) مشکل ‌گشایی :(Problem Solving)

مدیرانی که در حل مشکلات کفایت و درایت دارند از پنج صفت برخوردارند:

- مشکلات را پیش ‌بینی می ‌کنند.

- حقیقت را می ‌پذیرند.

- تصویر بزرگ را می‌بینند: بیشتر افراد موانع را می‌بینند کسانی هم هستند که اهداف را می ‌بینند.

- هربار با یک مسئله روبرو می‌شوند:اگر با مسائل فراوانی روبرو شدید آنها را یک به یک حل کنید

- از اهداف اصلی خود دست نمی ‌کشند.

 

۶) روابط :(Relation ships)

مردم وقتی به دانایی شما اهمیت می‌دهند که بدانند به آنها اهمیت می‌دهید. توانایی کارکردن با مردم و برقراری ارتباط، پایه اساسی مدیری موفق و موثر است.

چه می‌توان کرد که حسن ارتباط برقرار شود؟

- با هرکس باید به اقتضای خصوصیات او رفتار شود نه اینکه تفاوت‌های اشخاص دیده نشود. (انعطاف‌پذیری مدیران)

- قلب مدیری داشته باشید و مردم را دوست بدارید.

- مدیر کسی نیست که ادعای مدیری داشته باشد، مدیران با دیگران احساس همدلی دارند و دلشان می‌خواهد قدرت‌های مردم را ببینند نه ضعف‌هایشان را

 

۷) امنیت خاطر :(Security)

مدیران متزلزل برای خود، زیردستان خود و سازمانی که هدایت آن به دست دارند خطرناکند، زیرا ضعف یا خطای دیگران را صد چندان می‌کند.

 

۸) بیاموزید :(Teach ability)

اگر به رشد سازمان خود علاقه‌مند هستید باید هر روز چیز تاز‌ه‌ای بیاموزید .

رشدتان می‌گوید که چه کسی هستید.

اینکه چه کسی هستید، تعیین می‌کند چه کسانی را جذب کنید

اینکه چه کسانی را جذب می‌کنید، توفیق سازمانتان را رقم می‌زند.

 

۹) آینده‌بینی و قوه تشخیص :(Visioin)

آینده از آن کسانی است که امکانات را پیش از آنکه آشکار شوند می‌بینند.

آینده‌بینی برای مدیر همه چیز است زیرا راه را به او می‌نمایاند، هدف را ترسیم می‌کند، آتش درون را شعله‌ور می‌سازد و او را به جلو می‌برد.

 

۱۰) خدمتگزاری :Serventhood))

مدیر واقعی به مردم خدمت می‌کند و در راه خدمت به مردم هر بهایی را می‌پردازد. قانون تفویض می‌دهند، این هم درست است که فقط مدیران برخوردار از احساس امنیت هستند که از در خدمتگزاری وارد می‌شوند.

 

۱۱) صداقت : (Honesty)

اقدام (نه فقط حرف) که نمایانگر صداقت، اعتماد، عدالت،‌ اخلاقیات و استانداردهای بالای اخلاقی و در واقع نشانه‌های حیاتی یک مدیر خوب است. توماس جفرسون می‌گوید؛ زمانی که کاری انجام می‌دهید گرچه ممکن است جز برای خودتان آشکار نشود، از خود بپرسید اگر همه نگاه‌ها، به سمت کار من باشد چگونه عمل می‌کنم، کارکنان همیشه در حال نگاه کردنند و مدیران واقعی کار درست را نجام می‌دهند.

 

۱۲) توانایی و قابلیت :(Competence)

این ویژگی مواردی از قبیل هوش و ذکاوت، دانش، آموزش‌های رسمی، حتی تجربه را در بر دارد. عملکرد و نتایج مطلوب در موقعیت‌های مختلف و با تیم‌های مختلف، نمایانگر وجود توانایی و ناشایستگی است.

 

۱۳) پاداش و شناخت (Recognition Rewards)

یک مدیر باید نشان دهد که در پی شناخت افراد با استعداد و محترم شمردن آنهایی است که در هنرهای خاص،‌ عالی‌ترینند. یک مدیر واقعی در عملکرد، عالی‌ترین است یک مدیر می‌تواند پاداش پرسنل را با سوال کردن از خود آنها تعیین کند این امر اثربخشی بالایی دارد.

 

۱۴) مسئولیت : (Responsibillity)

هر توفیق بزرگی ایجاب می‌کند که مسئولیت بپذیرند در تحلیل نهایی نقطه مشترک همه آدم‌های موفق توانایی آنها در قبول مسئولیت است. نگاهی می‌اندازیم به صفات اشخاص که مسئولیت را می‌ پذیرند اگر خواهان توفیق بیشتر و برانگیختن حس احترام پیروان خود هستید کار را از خود بدانید. خواهید دید که تا کجا پیش خواهید رفت.

- آدم‌های مسئول، لب به اعتراض نمی ‌گشایند، نمی ‌گویند این کار، کار من نیست. آنها هرکاری را که پیش آید انجام می‌دهند تا کارسازمان راه بیفتد.

- اگر کمتر از توان خودکار کنید دچار فشار روحی می‌شوید. هدف خود را متعالی بگیرید، احساس مسئولیت خود به خود ایجاد خواهد شد.

- در هر شرایطی کار خود را به نتیجه برسانید اگر سودای مدیری در سر دارید باید عملکرد خوبی نشان دهید.

 

▪ پیام مدیریتی:

اگر به انسان‌ها شخصیت و فرصت ابراز عقیده بدهید، پاداش وامکان مشارکت بدهید، رشد خواهند کرد و اندیشه‌های ناب خود را بیرون خواهند ریخت.    رابرت اسلاتر 

 

منبع : روزنامه رسالت

 

  نکات مدیریتی             

ده روش غلط مديريت

1) وقتی کارکنان، خوب کار می ‌کنند، مدیران اصلاً توجه نمی ‌کنند، ولی در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبیه می ‌کنند.

 

2) مدیران ناکارآمد، واقعیت‌ها را برای کارکنان بازگو نمی ‌کنند؛ آنها در حالی که اخبار خوشایند را بزک کرده و به شکل بزرگنمایی شده به کارکنان خود نشان می ‌دهند، سعی می ‌کنند اخبار ناگوار را کوچک یا پنهان کنند.

 

3) ارزیابی عملکرد افراد را عموماً براساس عملکرد انفرادی آنان محاسبه می ‌کنند، ولی برای سینرژی و فرهنگ توان افزایی و هم افزایی ارزشی قائل نیستند.

 

4) با افراد با کارکرد ناچیز و کارکرد برجسته، یکسان برخورد می ‌کنند. این برخورد باعث می ‌شود کارکنانی با موقعیت اول، همیشه در حال تمسخر و پوزخند و کارکنانی با موقعیت دوم، همیشه بی‌ انگیزه باشند.

 

5) با اجرای سیاست تفرقه ‌بینداز و حکومت کن، بر تیرگی روابط افراد سازمان دامن می ‌ز‌نند.

 

6) کارهای کوچک را به آدم‌های بزرگ و شایسته و کارهای بزرگ را به آدم‌های نالایق می ‌سپارند.

 

7) با دیکته کردن قدم به قدم فعالیت‌ها، ابتکار عمل و خلاقیت را از کارکنانشان سلب می ‌کنند.

 

8) با عدم انعطاف ‌پذیری و عدم استقبال از انتقادات با روی باز، شجاعت و جسارت در نظریات و بیان عقاید را از کارکنان سلب می ‌کنند.

 

9) به دلیل عدم تشخیص فرصت‌ها و تهدیدها،‌ از انجام به موقع و حرکت‌های توام با ریسک معذور است.

 

10) نداشتن برنامه ریزی استراتژیک و چشم‌اندازهای لازم، سبب ناتوانی در برداشتن موانع از سر راه و در نتیجه بزرگ شدن مشکلات می ‌شود.

 

 

  مقاله مدیریتی             

مدیریت دانش است یا هنر؟

نویسنده: علیرضا تاجریان

 

زمانی که بشر به زندگی اجتماعی روی آورد، اندیشه مدیریت را نیز در زندگی خود وارد کرد؛ در حقیقت، پیدا شدن اندیشه مدیریت به روزگاری باز می‌گردد که مردمی که گروهی کار می‌کردند نخستین بار کوشیدند تا به هدفهای گروهی دست یابند. بنابراین به جرات می توان گفت که اندیشه مدیریت از بدو زندگی اجتماعی انسانها وجود داشته است؛ مثلا سومریها موجودی های انبارهای خود را بر روی لوحهای گلی یادداشت کرده و آنها را در معابدی نگاهداری می‌کردند و شاید بتوان گفت که این لوحها از اولین آثار مدون عمل مدیریت در تاریخ می ‌باشند.
 
با اندکی توجهی می‌توان دریافت که اندیشه مدیریت در زندگی همه انسانها وارد شده است و نقش مهمی را بازی می ‌کند. پس ضروری است که با تعریف مدیریت و سیر تحول اندیشه مدیریت آشنا شویم. بنابراین در این نوشتار سعی داریم تعریفی از مدیریت ارائه نمائیم و سپس با سیر تکامل اندیشه مدیریت و با برخی از نظریه های مدیریت آشنا سازیم.


 
تعریف مدیریت
 
عده‌ای مدیریت را به عنوان هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران تعریف کرده‌اند، عده‌ای دیگر مدیریت را فرآیند برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت تعریف کرده‌اند. و در این میان تعاریف دیگری نیز از مدیریت ارائه شده است که ما به همین دو تعریف بسنده می‌ کنیم.


 
مدیریت دانش است یا هنر؟
 
براستی مدیریت دانش است یا هنر ؟
 
در پاسخ باید گفت که مدیریت، مانند همه کارهای دیگر چون پزشکی، مهندسی، حسابداری یا حتی بازی بیس بال، هنر است؛ دانش فنی است؛ انجام دادن کارها در پرتو واقعیتهایی است که از درون موقعیت پدید می‌آیند. با این همه، مدیران با بکارگیری آگاهی سازمان یافته درباره مدیریت می‌توانند بهتر کار کنند، و همین آگاهی سازمان یافته، ابتدایی یا پیشرفته، دقیق یا غیردقیق، به میزان سازمان یافتگی و روشنی و تناسب خود دانشی را پدید می‌‌‌‌‌آورد. از این رو مدیریت به عنوان یک عمل، هنر به شمار می‌آید؛ آگاهی سازمان یافته‌ای را که زیر ساز عمل مدیران است می‌توان به نام دانش شناخت. بنابراین مدیریت در عمل یک هنر است، آگاهی و شناخت سامان یافته درباره مدیریت دانش است.
 
پیترز و واترمن در کتاب در جست و جوی برتری هشت ویژگی شرکتهای کامیاب را پیدا کردند که بسیاری از آنها نمونه‌هایی از هنر مدیریت است. برای نمونه یکی از ویژگیهای شرکتهای برتر، تاکید آنها بر بهبود بهره‌وری از راه توجه به نیازهای کارکنان شرکت است. این نشان می‌دهد که برای کامیابی سازمانی و مدیری، هنر در شمار ضرورتها است.
 
سردبیران مجله هفته بازرگانی نیز می‌گویند که مدیریت خوب دانش نیست‏، بلکه یک هنر انسانی است. اما آنچه می‌توان از گفتار بالا نتیجه گرفت این است که مدیریت اثربخش یک هنر است که از دانش زیرساز مدیریت بهره‌ می‌گیرد پس مدیریت هم دانش است و هم هنر.


 
سیر تکامل اندیشه مدیریت
 
قبل از آنکه از سیر تکامل اندیشه مدیریت سخن بگوییم, توجه به این نکته ضروری است که قدمت کارکرد اندیشه مدیریت به قدمت تاریخ بشر است، اما بیشتر مطالعات و نظریاتی که به تکامل اندیشه مدیریت کمک زیادی کرده است در طول دو قرن گذشته صورت گرفته است، بنابراین ما نیز به برخی از این نظریه ها در طی این دوران اشاره‌ای کوتاه داریم:


 
نظریه های سنتی (کلاسیک ) مدیریت
 
در این مبحث از سه نظریه مدیریتی سخن خواهیم گفت که در دوره زمانی معینی (۱۹۰۰-۱۹۵۰) و توسط سه نظریه پرداز آمریکایی، فرانسوی و آلمانی ارایه شده است.


 
۱) نظریه مدیریت علمی
 
فردریک تیلور که با نام پدر مدیریت علمی شناخته شده است‏، و شاید به جرات می توان گفت که هیچ کس دیگری به اندازه او اثر بزرگی بر پیدایی مدیریت نداشته است، اعتقاد داشت که برای اجرای هر کار یک بهترین روش وجود دارد، توجه نخستین تیلور به افزایش بهره‌وری از راه کارآیی بیشتر در تولید و پرداخت بالاتر به کارگران از راه به کارگیری روش علمی بود. بنابراین توجه اصلی خود را در سراسر سالهای زندگی خود، بر آن قرار داده بود که کارآیی در تولید را افزایش دهد. در کنار آن هزینه‌ها را کاهش و بهره‌ها را افزایش دهد، که امکان بالا بردن دستمزد کارگران را نیز از راه بهره‌وری بیشتر آنان فراهم آورد.
 
اصول تیلور بر به کار بردن علم، پدید آوردن همنوایی گروهی و همکاری، دستیابی به بازده بیشتر، و پرورش و آموزش کارگران استوار بود. برای درک بهتر مطلب ‏به اصول بنیادینی که تیلور زیر ساز روش علمی مدیریت می‌دانست، اشاره‌ای کوتاه داریم:
 
۱) دستورهای سرانگشتی را با علم جانشین کردن (آگاهی سامان یافته)
 
۲) دست یافتن به همنوایی در کنش گروهی، و نه اختلاف و ناهمداستانی.
 
۳) دست ‌یابی به همکاری میان مردمان، نه رواج دادن فردگرایی پرهرج و مرج.
 
۴) کار کردن برای دست یابی با بازده بیشینه، نه بازده محدود و معین.
 
۵) پرورش همه کارگران تا بالاترین اندازه‌ای که شدنی باشد برای سود خود آنان و بیشترین نیک فرجامی برای شرکت.
 
بنابراین نظریه مدیریت علمی، می خواست با نگرشی نظام مند به مدیریت بر منبای هدایت و حمایت صحیح سرپرستان و ایجاد انگیزه های پولی برای کارگران، عملکرد غیرواقعی و سرعت کم کارگران را اصلاح کند. همچنین مدیریت علمی برای انجام هر کار به بهترین روش، چهار اصل مهم را ارائه داد:
 
۱) ایجاد علم واحدی برای اجرای هر جزء از کار که جایگزین روش غیرعلمی متداول شود.
 
۲) گزینش علمی کارکنان و آموزش و تربیت آنان برای اجرای بهتر وظایف خود، در حالی که در گذشته هر کارگر به گونه ای شخصی مسئول انتخاب شغل و پرورش خود به بهترین وجه ممکن بود.
 
۳) همکاری صمیمانه مدیریت با کارکنان تا اطمینان حاصل شود که تمام کارهایی که اجرا می شود بر اساس اصول علمی تعیین شده است.
 
۴) تقسیم تقریباً مساوی کار و مسئولیت بین مدیریت و کارکنان به طوری که وظیفه طرح ریزی و مطالعات علمی برای بهبود روشها به عهده مدیریت باشد و پیروی کامل از روشها و استاندارهای تعیین شده وظیفه کارگران محسوب شود.


 
۲) نظریه مدیریت اداری
 
یک صنعتکار فرانسوی با نام هانری فایول که او را پدر مدیریت نو می‌خوانند، بر خلاف این عقیده که مدیران مادرزاد مدیر هستند، نیاز به آموزش مدیریت را بازشناخت. وی با نظریه مدیریت اداری خود تاکید داشت که مدیریت نیز مهارتی مانند همه مهارتهاست و می توان با توجه به اصول مدیریت آن را به دیگران آموزش داد.
 
فایول فعالیتهای صنعتی رابه شش گروه بخش کرد: فنی، بازرگانی، مالی، امنیتی، حسابداری و مدیری.
 
فایول عنصرهای مدیریت را وظیفه‌هایی چون برنامه ریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی و نظارت می‌دانست.
 
فایول چهارده اصل مدیریتی را روشن کرد و یادآور شد که آنها اصولی پرنرمش هستند و نباید آنها را مطلق پنداشت بلکه باید با توجه به اوضاع متغییر، در خور به کار بستن باشد. اصول ارائه شده توسط فایول را که امروزه به عنوان اصول مدیریت می شناسیم به شرح زیر است:
 
۱) تقسیم کار،
 
۲) اختیار،
 
۳) انضباط،
 
۴) وحدت فرماندهی،
 
۵) وحدت جهت،
 
۶) اولویت منافع عمومی بر منافع فردی (خصوصی)،
 
۷) جبران خدمات کارکنان،
 
۸) تمرکز،
 
۹) سلسله مراتب،
 
۱۰) نظم،
 
۱۱) انضباط،
 
۱۲) ثبات شغلی،
 
۱۳) ابتکار
 
۱۴) روحیه کار گروهی (دلبستگی بخشی).


 
فایول در مورد اصل اختیار و مسئولیت می گوید که اختیار و مسئولیت به یکدیگر پیوسته‌اند و مسئولیت پی‌آمد منطقی اختیار است و از آن سرچشمه می‌گیرد. او اختیار را آمیزه‌ای از عامل های رسمی که از پایگاه مدیر برمی خیزند، و از عاملهایی شخصی که ترکیبی از هوش، آزمودگی، توان اخلاقی، آزمودگیهای گذشته و چیزهایی از این شمارند می داند.
 
فایول اصل سلسله مراتب سازمانی را بگونه زنجیری از بالادستان می داند که از بالاترین تا پائین ترین درجه کشیده شده و بی سبب نباید از آن دوری گزید؛ ولی اگر پیروی بسیار دقیق از آن زیانبار باشد، می توان آن را نادیده گرفت.
 
اصل چهارده مدیریت؛ دلبستگی بخشی یا کار گروهی از نظر فایول می‌گوید نیرومندی در اتحاد و یگانگی نهفته است و به نام دنباله‌ای از اصل وحدت فرماندهی بر نیاز به کار گروهی و اهمیت پیوند در دست یابی به آن تاکید دارد.

 
 
۳) نظریه مدیریت بوروکراسی
 
وقتی از اصطلاح بوروکراسی سخن می گوییم‏، درک نادرستی از آن در ذهن تداعی می‌شود؛ بیشتر ما بوروکراسی را تشریفات زاید از قبیل افراط در نامه نگاری و اجرای مقررات می‌دانیم که موجب عدم کارآیی می شود و زود جمله برو‏، فردا بیا را به خاطر می آوریم. اما نظریه پرداز این نظریه؛ ماکس وبر مدیریت بوروکراتیک را به گونه‌ای دیگر تعریف می ‌کند؛ به اعتقاد وبر، بوروکراسی نمایانگر خردگرایی فعالیتهای جمعی است که می‌تواند به بالاترین درجه کارآیی دست یابد. بنابراین وی عقیده داشت که بوروکراسی شکل ایده‌آلی برای سازماندهی است که فعالیت های سازمانهای بزرگ را به گونه ای هدایت می کند که بیشترین تولید یا خدمت موثر حاصل شود.
 
در مدل ایده‌آل وبر، بوروکراسی ابزاری سودمند و کارآ برای اجرای خط مشی‌هاست. ولی امروزه شاهد هستیم که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، قدرت اجرایی بوروکراسی مایوس کننده بوده است که علت اصلی این وضعیت، ظرفیت و توان کم اداری این کشورهاست.
 
بر اساس رویکردی که ماکس وبر از بورکراسی داشت، ویژگیهای بوروکراسی عبارتند بودند از: تقسیم کار کاملاَ مشخص، ساختار قدرت غیرشخصی، وجود سلسله مراتب، توجه به قوانین و مقررات، استخدام بر مبنای شایستگی، وجود حرفه‌های مختلف و تمایز دقیق میان زندگی شخصی و سازمانی اعضای سازمانها.
 
با توجه به نظر این نظریه پرداز استفاده می‌شود که امروز مدیریت بوروکراتیک دارای هفت مشخصه قوانین و مقررات، غیرشخصی بودن، تقسیم کار، ساختار سلسله مراتبی، تعهد برای کار مادام العمر، ساختار اختیار و منطقی بودن (عقلانیت) است.


 
نظریه های نئوکلاسیک
 
چنان که گفتیم در نظریه‌های کلاسیک بر کاربرد مطالعات علمی برای تعیین بهتر و سریع‌تر شیوه‌های تولید و کارآیی بیشتر طرحهای سازمانی و مدیریت تاکید می شد و در واقع کارگران کم و بیش مانند قطعات استاندارد شده تولید فرض می شدند که تنها انگیزه کاری آنها پول بود و انسانیت از اعضای سازمان سلب می شد زیرا کارگر بدون انگیزه و استعداد فرض می شد که می‌توانستند مانند ماشین او را از نظر علمی تحت نفوذ درآورند. ادامه مسیر مدیریت بر اساس نظریه‌های کلاسیک عدم تحقق اهداف سازمان و پایین بودن کارآیی را به دنبال داشت به همین جهت مدیران در پی چاره برآمدند و طی تحقیقات و مطالعات خود به نقش عامل انسانی و تاثیر رفتار موثر عوامل انسانی در تحقق اهداف سازمان پی بردند که در اینجا تحت عنوان نظریه‌های نئوکلاسیک مورد بررسی قرار می‌دهیم.


 
مطالعات هاتورن و جنبش روابط انسانی
 
التون مایو و روتلیس برگر آزمایش های پرآوازه کارخانه هاتورن را در شرکت وسترن الکتریک بین سالهای ۱۹۲۷ و ۱۹۳۲ به انجام رسانیدند. پیش از آن، شورای ملی پژوهش با همکاری شکرت وسترن الکتریک برای تعیین اثر روشنایی و دیگر عامل هایی که بر کارگران و تولید آنها اثر می‌گذاشت، یک بررسی به عمل آورده بود. پژوهشگران با پی بردن به اینکه با کاستن و افزودن روشنایی میان گروه آزمایش، تولید بهبود پیدا نکرد، بر آن شدند تا کل آزمایش را یک شکست اعلام دارند، ولی التون مایو از دانشگاه هاروارد با همراهی روتلیس برگر و دیگران، چیزی نامعمول در این آزمایش یافتند. دگرگونه کردن روشنایی در گروه آزمایش، بهبود زمانهای راحت باش، کوتاه کردن روزهای کار، به کار بردن نظام های گوناگون برای پرداخت پاداش به نظر نمی‌رسید که بتواند دگرگونی‌های بهره‌وری را به درستی روشن سازد. مایو و پژوهشگرانی که با وی کار می‌کردند به این نتیجه رسیدند که عامل های دیگر در این میان در کار بوده‌اند. آنها این عاملها را در نگرشهای اجتماعی و پیوندهای گروههای کار یافتند. پایان دگرگونه کردن اندازه روشنایی (کم و بیش کردن آن) افزایش بهره ‌وری و تولید بود، زیرا گروه آزمایش که خود را در پرتو توجه مدیریت و مردم یافتند احساس سرافرازی و ارزشمندی کردند. بگونه کلی، چنین پی برده شد که بهبود در تولید و بهره ‌وری به عامل های اجتماعی مانند روحیه، پیوندهای میان اعضای یک گروه کار (یک احساس همبستگی) و مدیریت کارساز وابسته می باشد. بنابراین نهضت روابط انسانی (نظریه‌های نئوکلاسیک) با اجرای آزمایشات هاتورن در سالهای ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۲ آغاز شد که طبق این مطالعات این نتایج به دست آمد:
 
۱) انسانها اساساَ به وسیله نیازهای اجتماعی برانگیخته می شوند و ضمن روابط و مناسبات اجتماعی با دیگران هویت پیدا می کنند.
 
۲) انسانها از فشارهای اجتماعی گروه همکاران خود بیشتر از تشویق و کنترل مدیریت سازمان متاثر می‌شوند.
 
۳) انسانها به همان اندازه که مدیریت سازمان به ارضای نیازهای اجتماعی آنان می‌پردازد نسبت به آن پاسخگو و متعهدند.
 
مطالعات هاتورن در تفکر مدیریتی دهه ۱۹۵۰-۱۹۶۰ و پدید آمدن جنبش روابط انسانی تاثیر مهمی داشت و بر اساس جنبش روابط انسانی اعتقاد بر این بود که مدیرانی که روابط انسانی خوبی در محیط کار برقرار می کنند می‌توانند به بهره وری دست یابند. در تفکر مدیریتی این دوره بر انسانها در عوض ماشین بیشتر تکیه می شد و بر عواملی مانند پویایی گروهی، ارتباطات، انگیزش، رهبری و مشارکت توجه بیشتری معطوف می گشت.
 
در واقع نهضت روابط انسانی اندیشه‌های زیر را تبلیغ می‌ کرد:
 
۱) حرمت و شان انسان باید در محیط کار احیا شود.
 
۲) هدف های سازمان ها در جهت رفاه کارکنان مورد تجدیدنظر قرار گیرد.
 
۳) در مدیریت و تصمیم گیری از مشارکت گروهی افراد استفاده شود.
 
۴) با تغییر در ساختار سازمان، امکان آزادی عمل و ابتکار به افراد داده شود تا کار آنان تلاش برانگیز و رضایت بخش باشد.
 
۵) اهمیت و جایگاه گروه ها در محیط کار به درستی شناخته شود.


 
۱) نگرش رفتاری مدیریت
 
در نگرش رفتاری مدیریت ( دهه۱۹۳۰) عقیده بر این بود که چون مدیر باید کار را به وسیله افراد دیگر انجام دهد بنابراین مدیریت، به واقع، کاربرد علم رفتار است و مدیر باید بداند که چگونه افراد را به کار برانگیزد، آنان را رهبری کند و روابط متقابل افراد و رفتار گروهی را کاملاَ درک کند. پس مدیران باید به دانش و مهارتهای رفتار مجهز شوند.


 
نگرش های جدید مدیریتی
 
تا اینجا به نظریه‌های کلاسیک و نئوکلاسیک مدیریت نگاهی گذرا داشته‌ایم در ادامه به نگرشها و جنبش‌های جدید مدیریت اشاره ای کوتاه می کنیم:


 
۱) نگرش کمی مدیریت
 
در نگرش کمی‌گرایی ( دهه۱۹۴۰) تامین ابزار کمی برای حمایت از تصمیم‌گیری مدیریت؛ در مدیریت علمی، مدیریت عملیات و نظام اطلاعات مدیریت دیده می شود. این نگرش کاربرد روش علمی برای حل مسایل فنی در سطح وسیع سازمان را دنبال می‌کند که سه شاخصه اصلی علم مدیریت، مدیریت عملیاتی و سیستم‌های اطلاعاتی مدیریت را دارا است که علم مدیریت به مدیران کمک می‌کند تا تصمیم گیری بهتری انجام دهند و مدیریت عملیاتی نیز شیوه‌های کمی برای افزایش بهره‌وری و کارآیی در تولید کالاها و خدمات را دنبال می‌کند. همچنین سیستم‌های اطلاعاتی که بیش از شیوه‌های کمی دیگر مورد استفاده مدیر قرار می‌گیرد به مدیران این امکان را می‌دهد تا با جمع‌آوری، پردازش و انتقال اطلاعات وظایف خود را به خوبی انجام دهند و جزئیات بسیاری درباره سازمان، مشتریان و محیط سازمان بدست آوردند. و به همین دلیل است که سیستمهای اطلاعاتی مدیریت امروزه به عنوان جزو جداناشدنی همه وظایف مدیریتی و در کلیه سطوح بیشتر سازمانها به چشم می‌خورد.

 
 
۲) نگرش سیستمی مدیریت
 
استفاده از این نگرش از دهه ۱۹۶۰ به بعد مرسوم شد که طرفداران این نظریه معتقدند بودند که نگرش سیستمی بهترین طریق برای وحدت بخشیدن به مفاهیم و نظریه‌های مدیریت و دستیابی به نظریه‌ای جامع است. در این نگرش سازمانها به مثابه سیستم‌هایی که اجزای آنها در تعامل با یکدیگر و محیط هستند، تلقی می‌شد و بر متناسب ساختن ساختار سازمانی با محیط خاص سازمان تاکید می‌شد.
 
در نظریه‌های جدید سازمانی، سازمان در عین حال که سیستمی باز (سیستمی که با محیط اطراف خود کنش متقابل داشته باشد) است، به عنوان سیستمی فنی- اجتماعی نیز مطرح می‌شود که جنبه فنی سازمان را ابزارها، ماشینها، وسایل و روشهای عملیاتی تشکیل می‌دهد و جنبه اجتماعی سازمان نیز بیانگر روابط کارکنان در درون سازمان است که مرکب از آرمانها، عواطف و انتظارات کارکنان و مدیران است.


 
۳) نگرش اقتضایی مدیریت
 
بعد از سالهای ۱۹۶۵ مدیران پی بردند که یک راه بهتر یگانه برای انجام دادن کارها وجود ندارد. بنابراین نگرش اقتصایی در مدیریت مطرح شد. این نگرش که به آن نگرش موقعیتی نیز گفته می‌شود شعار هر چیزی به موقعیت بستگی دارد را با خود یدک می‌کشد و اساس این نگرش بر این استوار است که یک الگوی مدیریت برای همه موقعیتها به عنوان بهترین راه وجود ندارد. وقتی مدیری که در نگرش اقتضایی آموزش دیده است با موقعیتی روبه شود از خود خواهد پرسید: چه شیوه ای در این جا بهترین است؟ این مدیر به اختلافها و پیچیدگی های موقعیت آگاهی خواهد یافت و سعی خواهد کرد متناسب با این موقعیت، بهترین اقدام را انجام دهد.
 
در واقع در نگرش اقتضایی، مدیران از همه نظریه‌های کلاسیک، نئوکلاسیک و نگرش‌های جدید مدیریتی برای حل مسایل خود استفاده می‌کنند. نکته مهم در نگرش اقتضایی این است که باید مدیران مهارت ادارکی خود را پرورش دهند تا یک موقعیت را بهتر بشناسند، آن را درک کنند و قبل از اتخاذ تصمیم، نگرش مناسب با موقعیت را بیابند و آن را به کار گیرند که برای این منظور باید سه متغییر الزامات خارجی سازمان، فناوری (فنون به کار رفته برای تولید یا ارایه کالا و خدمات) و افرادی که در سازمان کار می کنند، را مدنظر داشته باشند. از آنچه در مورد نگرش اقتضایی در مدیریت گفتیم می‌توان دریافت که مدیریت اثربخش و کارساز می‌تواند همواره مدیریت وضعی، یا اقتضایی باشد.


 
جنبش جدید روابط انسانی
 
در ادامه بحث شما را با جنبش جدید روابط انسانی آشنا خواهیم کرد و از سه نظریه مدیریتی و خصوصیات آن سخن خواهیم گفت:

 
 
نظریه مدیریتی J (مدیریت ژاپنی)
 
نظریه مدیریتی J حاکی از نگرش مدیریتی ژاپنی است. در مدیریت ژاپنی: در برنامه‌ریزی سوگیری بلندمدت داشتند و تصمیمگیری‌های گروهی (رینگی) از راه همرایی صورت می‌گرفت و با اینکه روند تصمیم‌گیری کند بود اما در به کار بستن تند بود. در سازماندهی مسئولیت و پاسخگویی گروهی داشتند و ساخت سازمانی غیررسمی بود و روحیه همچشمی با دیگر شرکتها را داشتند، در به کار بردن نیروی انسانی مدیریت ژاپنی مردمان جوانی که آموزشگاه را پایان داده بودند بکار می‌پذیرفت و به سختی جابجایی افراد میان شرکتها دیده‌ می‌شد، ترفیع در پایه‌های سازمانی کند بود، وفاداری به شرکت در حد مطلوب مشاهده می گردید، ارزیابی کار کارمندان تازه کار (جوان) بسیار نادر بود، ارزیابی از کارکرد بلند مدت انجام می گرفت، آموزش و پرورش کارمندان یک سرمایه‌گذاری بلند مدت به شمار می‌آمد، استخدام برای همه عمر در شرکتهای بزرگ معمول بود. رهبری در این مدیریت سبک پدرانه داشت و ارتباط از پایین به بالا بود. در نظارت همتایان این عمل را انجام می‌دادند و نظارت بر کارکرد گروهی تمرکز داشت، آبرو به هنگام لغزش کارمندان حفظ می‌شد و
 
در واقع در مدیریت ژاپنی با استخدام برای همه عمر خدمت، به تک تک کارمندان و بر ارشد بودن در خدمت پافشاری و تاکید می‌شد، به گونه‌ای که کارمندان همه زندگی خدمتی خود را در یک شرکت می‌گذارنند و شرکت نیز به نوبه خود برای کارمندان خود امنیت شغلی و احساس تعلق و وابستگی را فراهم می‌آورد. این شیوه کار مفهوم فرهنگی وا (همنوایی) را به درون شرکت می‌کشاند، وفاداری کارمند و هویت نزدیک و پایدار او را به هدف های شرکت پدید می‌آورد.
 
خصوصیت مهم دیگر مدیریت ژاپنی تصمیم گیری مشارکتی است. مدیریت ژاپنی از راه همرایی به تصمیم‌گیری می‌پردازد. کارمندان رده پائین اندیشه تازه را پدید می‌آورند و آن را به رده بالاتر از خود‌ می‌رسانند تا سرانجام به دست ریاست سازمان برسد.همچنین در مدیریت ژاپنی برای تصمیم‌ گیری، تلاش زیادی به عمل می‌آید تا مسئله تعریف شود و قبل از اتخاذ تصمیم، ارتباط های ژرفی بین کارکنان سطوح مختلف برقرار می‌گردد.


 
نظریه مدیریتی A (مدیریت آمریکایی)
 
نگرش مدیریتی A حاکی از نگرش مدیریتی آمریکایی است. در مدیریت آمریکایی: در برنامه‌ریزی سوگیری کوتاه مدت داشتند، تصمیم‌گیری ها فردی و روند تصمیمگیری تند و به کار بستن آن کند بود. در سازماندهی مسئولیت و پاسخگویی فردی بود، ساخت سازمان رسمی و دیوانسالاری بود، فرهنگ سازمانی همگانی نداشتند، در به کارگماری نیروی انسانی افرادی را که آموزشگاه را پایان داده بودند و یا از دیگر شرکتها می‌آمدند به خدمت می‌گرفتند اما دگرگونی‌های پی‌درپی و پیوسته در شرکتها دیده می‌شد، پیشرفت تند بسیار دلخواه و مورد خواست قرار می‌گرفت، بیشتر کارمندان به پیشه خود وفادار بودند نه به کل سازمان، کارکرد کارمندان تازه کار به فراوانی مورد ارزیابی قرار می‌گرفت و این ارزیابی از عملکردهای کوتاه مدت انجام می‌شد، به آموزش و پرورش کارمندان با تردید نگریسته می‌شد (کارمند می‌تواند به شرکت دیگری منتقل شود.)، ناامنی شغلی غلبه داشت، رهبر بنام تصمیم‌گیرنده و رئیس گروه عمل می‌کرد و سبک راهنما داشت (نیرومند، استوار، مصمم)، ارتباط در اصل از بالا به پایین بود، نظارت از سوی بالا دست انجام می‌شد و نظارت بر کارکرد فردی تمرکز داشت، خطاکار سرزنش می‌شد و
 
این نگرش مدیریتی در آمریکا جوابگو نبود چرا که میزان بهره وری در سازمانها را کاهش می‌داد. بنابراین آمریکایی‌ها برای یافتن راه‌حلی برای حل بحران بهره‌وری، به مدیریت ژاپنی چشم دوخته و نظریه مدیریتی Z را ارائه دادند.


  نظریه مدیریتی Z (تلفیقی از مدیریت ژاپنی و آمریکایی)
این نگرش مدیریتی که در طول بیست سال گذشته پدید آمده است و ترکیبی از نظریه های مدیریتی J (ژاپنی) و Z (آمریکایی) است که از جمله خصوصیات آن می‌‌‌توان به استخدام برای همه عمر خدمتی، تصمیم گیری مشارکتی، مسئولیت فردی، ارزشیابی و ترفیع کند، کنترل تلویحی غیررسمی با تدابیر رسمی صریح، روند شغلی تقریباَ تخصصی شده، توجه همه جانبه به کارکنان اشاره کرد.


 
سخن پایانی:
 
در این نوشتار نگاهی گذرا بر سیر تحول اندیشه مدیریت داشتیم امید است، که این نوشتار توانسته باشد شما خوانندگان محترم نشریه را تا حدودی با اندیشه مدیریت و سیر تحول آن از بدو تاریخ بشر تا به امروز آشنا کرده باشد.

 

منابع :

۱- اصول مدیریت (جلد اول)، نوشته: هرولد کونتز، سیریل اودانل، هاینز و یهریخ، ترجمه: دکتر محمدعلی طوسی، سیدامین الله علوی، دکتر علی اکبر فرهنگی، دکتر اکبر مهدویان، مرکز آموزش مدیریت دولتی، ۱۳۸۱

۲- حکومتداری، مدیریت و توسعه، نوشته: مارک ترنر و دیوید هیوم، ترجمه: دکتر عباس منوریان، مرکز آموزش مدیریت دولتی، ۱۳۷۹

۳- مبانی سازمان و مدیریت، طاهره فیضی، انتشارات دانشگاه پیام نور، بهمن ۱۳۸۲

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  کلید هدایت               

از تزكیه درون تا تصفیه برون

به صلابت كوه به لطافت باران

امام در عرفان حماسی خود با معنویت قیام كرد و رابطه تنگاتنگ این دو را بیان داشت و تبلور اجتماع عرفان و حماسه در تمامی ابعاد شخصیت ایشان مشاهده گردید. امام در حالی كه حشمت، وقار و ابهت خیره كننده و كم مانند داشت حالتی از معنویت در سیمایش درخشندگی داشت كه از این جهت با درك منحصرش آدمی به آرامش و امنیت خاطر می‏رسید. در حالی كه تحمل نگاه نافذ و شكافنده ‏اش آسان نبود گرمی، مهر و عطوفتی كه در چشمانش موج می ‏زد چنان انسان را مجذوب می‏ ساخت كه چه بسا فراموش می‏ كرد در مقابل مردی خارق ‏العاده با قدرتی شگفت ‏انگیز قرار دارد. آن شخصیت بزرگ با تمامی اقتدار و عظمتی كه قدرت های جهان از شنیدن نامش به هراس می‏ افتادند. آن قدر رئوف بود كه وقتی با كودكان مواجه می‏ گردید به آنان سلام می ‏نمود و حتی سهم این نوباوگان را در پیشبرد نهضت اسلامی فراموش ننموده و از آنان تشكر نموده ‏اند.(1) اگر هم می‏ خواستند به اطفال تذكری دهند شخصیت آنان را تكریم می ‏نمودند و اجازه نمی ‏دادند عزت نفس بچه ‏ها مورد خدشه و نقصان قرار گیرد.

گمان نمی ‏رود در همدردی و تشخیص زبان واقعی مردم و بیان عمق اندیشه‏ های آنان كسی چون امام پیدا شود كه چون پدری مهربان و با چهره‏ای سرشار از محبت و صفا به خواسته ‏های آحاد مردم توجه كند و برای غمخواری آنان و گره‏گشایی از مشكلاتشان تلاش نماید. امام در حالی كه در مقابل ابرقدرت‏ها و دشمنان گوناگون داخلی و خارجی دلی به استقامت كوه های پولادین و بلكه با صلابت‏ تر از آنها دارد، در برابر مردمان رنج دیده و ستم كشیده و مسلمان چنان خاضع و نرم می‏ گردد كه با دیدن مناظر غم ‏آلوده و صحنه‏ های مصیبت بار از زندگی محرومان اشك تأثر به صورت پرصلابتش جاری می‏گردد و وسعت این قلب به اندازه‏ای می ‏شود كه در ملاقات با مردم و گوش دادن به خواسته ‏های آنان و نیز در خدمت بی‏شائبه به طبقات جامعه هرگز احساس خستگی نمی‏كند و كوشش ایشان همواره بر این واقعیت استوار بوده كه بین او و مردم هیچ مانعی و حاجبی نباشد و یا چیزی از امّت مسلمان مكتوم نماند.(2)

امام در ابراز محبت به دیگران هیچ ملاكی جز رضایت حق نداشتند. اشتیاق ایشان صبغه‏ ای الهی داشت و خدمت به مردم نیز از منظر امام نوعی عبادت و تقریب به حق تلقی می‏ گردید. او كه در برابر مردم این قدر فروتنی از خویشتن بروز می‏داد بر این باور بود كه آدمی دارای آن چنان منزلتی است كه اگر بخواهد در مقابل همچون خودش سر تسلیم و ذلت فرود آورد و از غیر خدا هراس داشته باشد دون از شأن اوست. خود را خوار و بی مقدار نموده است از این رو با جرأت و علم به قدرت نظامی سیاسی آمریكا فرمود: امریكا هیچ غلطی نمی‏تواند بكند. در مقام تربیت و ارشاد فرزندان، شاگردان و مریدان خویش امام آنان را به نماز شب كه از بهترین راه های تزكیه است توصیه می‏نمودند و هم آنان را به كوشش و مبارزه و قرار گرفتن در جبهه ‏های حق برای محو باطل فرا می‏ خواندند و بدین گونه ثابت نمودند جمع بین زهد و تقوا خدمت و مسؤولیت اجتماعی امكان دارد و خود هم به نحو اكمل این گونه بودند.

حماسه آفرینی قهرمانان، جامعه را به سوی كمال مطلوب سوق می ‏دهد و روح دلاوری را در افراد جامعه تقویت می‏كند و ساحت و غایت آن بهبودی جنبه معنوی انسان است، عرفان نیز این گونه است و عرفای راستین تلاش می‏نمایند تا جامعه را از تعلقات فناپذیر و امور ناپایدار و هواهای نفسانی برهانند و افراد را به ساحل سلامت، هدایت و سعادت برسانند. بنابراین، این دو اگر چه عرصه‏های مختلفی دارند ولی اشتراكاتی هم در آنان قابل مشاهده است، عرفان فضیلت است و شجاعت نیز این حالت را دارد و بنابراین می‏توانند با هم جمع شوند زیرا هیچ فضیلتی، فضیلت دیگر را نفی نمی‏كند، امكان ندارد عارف واقعی اهل ترس و هراس باشد و ممكن نیست یك انسان شجاعی كه بر علیه باطل بپاخاسته است از معنویت و حالات عرفانی بی‏بهره باشد و اگر مشاهده می‏شود عارفی سلطه را می‏پذیرد و تسلیم ستم می‏شود و طغیان طاغوت را تأیید می‏كند باید دانست كه ادعای او كاذب است و اگر مشاهده می‏گردد شخص شجاعی از معنویت بهره ‏ای ندارد و در جهت تزكیه درون و تصفیه باطن تلاشی نكرده است شجاعت او نوعی تهور است كه ناپایداری و زوال در آن دیده می ‏شود.

امام خمینی در بخش‏ های مهمی از وصیت نامه خود، مردم را به روی آوردن به دعای عرفه، مناجات شعبانیه و صحیفه فاطمیه فرا خوانده‏اند و در فرازهایی از این نوشتار با ارزش مردم را به قیام علیه ستمگران و استكبار جهانی دعوت كرده‏اند زیرا عرفان آدمی را به كناره‏گیری از دنیا توصیه می‏نماید نه جدایی گزینی از افراد جامعه. شجاع كسی است كه توانمندی خود را در راه احیای اهداف مقدس و معنوی صرف كند ابوعلی سینا در معرّفی عارف نوشته است: او انسانی شجاع است زیرا از مرگ هراسی ندارد.(3)

امیرمؤمنان حضرت علی (ع) از یك سو دنیا را چنان از خود طرد می‏كند كه به حرم امن علوی هیچ راهی ندارد: یا دنیا غُرّی غیری لا حاجة لی فیك قَد طَلَّقتِك ثلاثاً لا رَجعَةَ فیها؛(4) ای دنیا غیر مرا بفریب كه مرا در تو هیچ حاجتی و نیازی نیست تو را سه طلاقه كرده‏ام تا بازگشتی در آن نباشد. امّا آن فروغ امامت از طرف دیگر برای رسیدن به مقام زمامداری و قرارگرفتن در مسند رهبری مردم و مدیریت سیاسی اجتماعی كوشش‏های زیادی می‏نماید و خطبه شقشقیه از همین مقوله است. احتجاجات و مناظراتش نیز حول این محور دور می‏زند و خطاب به دیگران می‏فرماید: رهبری از آن من است و من قطب آسیای سیاستم وقتی هم با حضور مردم صحنه بیعت و سیاست حجت بر او تمام گردید خود را مسؤول می‏بیند. در فرهنگ اهل بیت(ع) امكان ندارد انسانی عارف و اهل معنا در قبال جامعه احساس وظیفه نكند زیرا به فرمایش حضرت علی (ع) خداوند از عالمان راستین تعهد گرفته است در برابر فقر محرومان و تكاثرطلبی زراندوزان ساكت ننشینند اگر چه همه افراد جامعه در این داستان مسؤولیت دارند ولی علما وظیفه ‏ای سنگین ‏تر و رسالتی مهم‏ تر بر دوش دارند و رهبران اجتماع مسؤولیتی مضاعف دارند.

حضرت امام حسین (ع) از سویی با خدای خویش در صحرای عرفات مناجاتی عارفانه دارد كه به دعای عرفه موسوم است، او در آن بیابان غرق در حالات ملكوتی و معنوی است و تمامی لحظات زندگی امام از چنین ویژگی برخوردار است ولی از سوی دیگر فریاد می‏زند: من قیام كرده‏ ام تا راه جدّ و پدرم را بروم اگر چه زمامداران قبلی روشی جدای از سنت نبوی پیش گرفته و مردم به روش آنان خو گرفته ‏اند. خود دعای عرفه نیز حاوی نكات حماسی است اگر چه عالی ‏ترین مضامین عرفانی را داراست. عارف از خدا می‏ خواهد كه او را بپذیرد و از او بگیرد و به سود جامعه انسانی مصرف شود. در واقع عارف می ‏كوشد در همه حال غبار دنیاطلبی به دامنش ننشیند اما در متن مردم باشد و بكوشد بار جامعه را بر دوش گیرد و گره كارشان را بگشاید اگر كسی توفیق این را به دست آورد كه مردم را از بردگی هوای نفس به بندگی خدا برساند كار عرفانی كرده است و البته چه بسا این اهتمام، به مبارزه، مقاومت و دفاع هم نیاز دارد كه همان حماسه است.

انبیاء و فرستادگان الهی ضمن بندگی خداوند و توجه خالصانه به ساحت قدس الهی برای اصلاح جامعه و خلع قدرت از ستمگران به عرصه‏های سیاسی و اجتماعی آمدند و در این راه مرارت ‏ها كشیدند و حتی كشته شدند. امام خمینی در تأسی از سیره انبیاء و اولیاء نیز مناجات‏ های خود را با حماسه‏ های نستوهانه خویش جمع كرد، او از سویی در پیشگاه پروردگار از ذلت‏های خود سخن می‏ گوید و از طرف دیگر از اقتدار و صلابت خود در برابر ابرقدرت‏ها و اجانب خبر می‏ دهد و پیروانش را بدین سو فرا می‏ خواند، بین نرم خویی و انعطاف ناپذیری در ظاهر اختلاف و انفكاك دیده می ‏شود اما وقتی این دو خصلت از یك سرچشمه منشأ گیرند نه تنها ناموزون نبوده بلكه هماهنگ هستند. قرآن كریم بین عفو و ملایمت و نبرد با مهاجم یا قساوت مقدس چنین تقریبی ایجاد كرده است: تعاونوا علی البرّ والتقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان(5)

و در حالی كه مردم را به مودّت و رحمت، برادری و اصلاح بین یكدیگر دعوت می‏ كند، تأكید می‏ نماید اگر كسی از راه موعظه و نصیحت هدایت نشد و به مفاسد روی آورد و به عفت عمومی آسیب رسانید نه تنها در مورد او رأفتی نشان ندهید بلكه حكم الهی را در موردش جاری كنید و اجرای عدالت را بر عفو و اغماض ترجیح دهید. در خصوص ارتباط با خداوند در آیات نورانی قرآن و نیز احادیث شریف به حالتی بین خوف و رجاء تأكید شده است یعنی در ضمن این كه باید به رحمت و عطوفت الهی امیدوار بود در مسیر زندگی باید از پروردگار خوف داشت. در مورد كوتاهی وظایف و دچار شدن به آلودگی و معاصی، حضرت علی(ع) فرموده‏ اند: مردان با تقوا به خدا امیدوارند و هیچ نقطه امیدی غیر از حضرت حق ندارند در عین حال از خدا هم خوف دارند و هیچ عاملی غیر از حضرت باری تعالی آنان را به هراس وانمی دارد.(6)

امام خمینی حماسه و عرفان را با هم جمع كرده بود یعنی هم روحی لطیف داشت و هم با دشمنان و معاندان سازش‏ ناپذیر بود. آن روح قدسی به مصداق والّذین آمنوا اشدّ حبّا للّه (7) نسبت به خداوند شدید ترین اشتیاق ‏ها را داشت و بر اثر تطهیر دل از بصیرت ویژه ‏ای محظوظ گشت او با این كوله بار معنوی و بینش ملكوتی و توجه كامل به معبود و عشق آتشین به وصال حق هماره با كژی‏ ها به ستیز پرداخت و در ضمن رهبری جبهه حق را عهده دار گشت. سر چشمه سلحشوری و سیمای حماسی امام در پیكار با پلیدی و سرسختی در توسعه ارزش ها، در قرآن نهفته است زیرا كلام وحی خداوند را قهّار، عزیز(شكست ‏ناپذیر) خشم گیرنده بر جویندگان باطل و... معرفی كرده است. معصومین نیز در نیایش ‏های خود خدا را به صفاتی چون كوبنده ستمگران، غلبه كننده و نجات دهنده صالحان ستوده‏اند. انسانی كه آیینه حق نماست جامع صفات حماسی هم خواهد بود این شیوه استمرار و احیاء كننده سیره رسول اكرم (ص) است كه صاحب ذوالفقار(حضرت علی (ع)) درباره آن وجود مبارك و والا فرموده است: ما هرگاه كارزار برایمان دشوار می‏شد خود را با رسول خدا نگاه می‏داشتیم چنانكه از ما هیچ كس جز او به دشمن نزدیكتر نبود.(8)آنگاه كه سپاه معاویه در نبرد صفین آب را بر روی سپاه امام علی (ع) بست گدازه‏های حماسه از آتشفشان نخستین پیشوای شیعیان فوران كرد و به نیروهای خود فرمود: از شما خواسته‏اند تا دست به نبرد گشائید پس یا به خواری تن در دهید و از مقامی كه دارید فرود آیید یا شمشیرهای خود را از خون دشمن سیراب سازید و از آب گوارا بیاشامید.

حماسه امام خمینی كه پرتوی از قهر و غضب الهی است در شخصیت او شكوه خاصی را به نمایش گذاشت و همانگونه كه امام حسین (ع) فریاد زد: هیهات مناالذّله از امام خمینی نیز فریاد برائت از مستكبران جهان در مراسم حج و غرش او علیه قرار داد اسارت بار كاپیتولاسیون را می‏ شنویم. امّا باید دانست كه مسلك عرفانی امام بر مبنای قرآن و سنت است و با محور بودن ثقلین، تعمق و تفكر، ملازم با اجتماع، عشق آتشین به حضرت حق گره خورده است و به همین دلیل مسلك از سایر مسالك عرفانی جدا می‏ شود.

 

انقطاعی عارفانه استقامتی دلیرانه

كسی كه هیچ گونه ستمی را امضاء نمی‏كند روح ستبر دارد. و چنین حالتی راز و نیاز، نجوا و ذلت در برابر خدای خویش را به همراه می‏آورد. مرد الهی وقتی در برابر حق خود را تسلیم دید و هیچ قدرت و غروری را در خود احساس نكرد در این وقت مشمول عنایت پروردگار گردیده و آنگاه عزیز می‏شود در این حال است كه او كمالات معنوی را درك می‏نماید و با بصیرتی ملكوتی حقایقی را مشاهده می ‏كند.

به نسبت همین نگرش مسؤولیتی كه عارف بر عهده دارد خیلی بیش از وظایف حكیم می‏باشد. دل عارف به یاد حق آرام می‏گیرد و در پرتو این اطمینان، آرامش و امنیت روحی، قادر است علیه طغیان و تباهی قیام كند و این همان خصلت حماسی عارفی شوریده حال است كه هیچ عاملی او را نمی‏ترساند و تحت هیچ شرایطی خوف و هراس به دل راه نمی‏دهد. اگر او را به زنجیر هم ببندید چون در بیشه شیران پرورش یافته و با دعا و راز و نیاز درون را صیقل داده از این وضع پروایی ندارد. دستگیری، حبس‏ها و فشارها تنها می‏تواند پیكر او را مورد تهاجم قرار دهد امّا روح عارف از حماسه آفرینی دست برنمی دارد و در این حال هم فریاد می‏كند و اعتراض می‏نماید. استاد شهید مرتضی مطهری می‏گوید: عارف تكیه‏اش به نیروی عشق است كه نیروی انقلابی است نه به نیروی عقل كه نیروی محافظه كارانه است.(9)

انسان عارف با یقین و توكّلی فوق العاده برای نشر توحید و خدمت به خداپرستان از هیچ كوششی دریغ نمی‏ نماید، هرگز آرام نمی‏گیرد مگر آن كه به محبوب خود برسد و هیچ گاه به وصال حق نمی‏رسد مگر آن كه تمام آنچه را كه در اختیارش بوده، در راه حضرت دوست نثار كند. حماسه عارف این است كه در راه دین آن چنان فداكاری نماید تا كلمة اللّه اعتلا یابد یا با آنان كه اهل شرك و نفاقند و طغیان كرده و ادعای سلطه‏طلبی دارند مبارزه می‏كند تافتنه ریشه كن شود و موانع حق جویی و حق خواهی بر طرف گردد چنانچه قرآن كریم فرموده است: وَ قاتِلُوهُم حَتّی لاتَكونَ فتنة و یكون الدین كُلّه للّه (10)؛ با آنان نبرد نمائید تا دیگر فتنه‏ای نباشد و دین همه دین خدا گردد.

چون عارف به فكر تحصیل رحمت مختص الهی است هرگز از مبارزه در راه دین مضایقه و اعراض نمی‏ نماید زیرا مقاومت، دفاع و جهاد در راه خدا موجب جلب رحمت حق می‏گردد اگر چه راز آن برای همگان مشهود نمی‏باشد. امام خمینی آیینه‏ای از عرفان ناب را با ایجاد شور و حماسه در جامعه به نمایش گذاشت و جنبه‏های معنوی او نیروی محرّكه نهضت اسلامی گردید و گرنه كدام سیاستمداری تجویز می‏كرد كه بدون ابزار قدرت به شرق بتازد و بدون آن كه از شرق استمداد طلبد به غرب یورش ببرد. آن روح وارسته با جلوه‏های عارفانه كه در پرتو تزكیه، تهذیب و بندگی خداوند بدست آورد از سرزمینی كه سال‏های متمادی بر آن بذر شرك، نفاق و فساد افكنده بودند، خرمن توحید، اشتیاق و محبت درو كرد و نسل در گهواره آرمیده قیام پانزده خرداد سال 1342 هـ. ش را به میادین نبرد فرستاد تا آرامش استكبار و آسایش شیطان بزرگ را بر هم بزند. شوری كه آن عارف كامل در سراسر گیتی افكند انسانهای ناامید را در آن سوی جهان حركت داد و گوهرهای نهفته و گنج‏های دفن شده درونی را یاد آور شد كه تمامی این‏ها به یمن وجود ملكوتی و انفاس قدسی او بود. اگر این تحول فكری و روحی و اسلامی كه امام در جهان پدید آورد می‏خواست از مسیر طبیعی و مجاری متداول عبور كند باید چندین سال در بستر تاریخ در حال كوچ باشد اما چون این حماسه‏ها با بصیرت معنوی و عرفانی توأم بود تاریخ را طی الارض كرد و آنگاه عروج، صعود و وصال را به ارمغان آورد. در واقع امام قبل از اقدام به قیام، توجه درونی خود را به سوی حق معطوف ساخت و موانع این معرفت باطنی را بر طرف ساخت. عبادتش ریاضت تمام نیروهای درونی بود كه از قلمرو طبیعت رها شده و به سوی آسمان پركشیده و به روح عروج اولیاء واصل شده تا هنگام تجلی حق چیزی در حرم آمن دلش رهزنی نكند و غبار آلود نسازد و با ایجاد این ملكه ثابت هر وقت خواهان شهود شروق حق بود، بدون مزاحمت انجام می‏شد زیرا تمامی وجودش در سلك قدس و رشته قداست در آمده بود.(11) پیروزی حیرت آور و معجزه آسای مردی بی سلاح و بدون حمایت و هماهنگی حتی یك كشور خارجی و تنها به اتكای خالصانه به معشوق ازلی را باید جلوه‏ای از دم عیسوی و كلام موسایی امام خمینی دانست:

 

آب كوثر نخورم منّت رضوان نبرم

 

پرتو روی تو ای دوست جهانگیرم كرد (12)

 

حماسه عرفانی امام خمینی در نخستین سال‏های مبارزه این گونه جلوه نموده است:

به خدای متعال من این زندگی را نمی‏خواهم انّی لا اری الموت الا السعادة و لا الحیوة مع الظالمین الّا برما. ای كاش مأموران بیایند و مرا بگیرند تا تكلیف نداشته باشم، در جای دیگر فرموده ‏اند: خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد كرد (13)

و در پیامی خاطر نشان ساخته‏اند: امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت در برابر توپ‏ها و موشك‏های دشمن باز كرده است و همچون همه عاشقان شهادت برای درك شهادت روز شماری می ‏كند. (14)

امام خمینی از همان آغاز مبارزه سیاسی رأس حكومت و اساس سلطنت استبدادی را هدف قرار داد و در هیچ شرایطی از مواضع اصولی خود دست بر نداشت و فریاد زد: هیهات كه خمینی در برابر تجاوز دیوسیرتان و مشركان و كافران به حریم قرآن كریم و عترت رسول خدا(ص) و امت محمد و پیروان ابراهیم حنیف ساكت و آرام بماند و یا نظاره‏گر صحنه‏های ذلت و حقارت مسلمانان باشد. من خون و جان ناقابل خویش را برای ادای واجب حق و فریضه دفاع از مسلمانان آماده نموده‏ام و در انتظار فوز عظیم شهادتم قدرت‏ها و ابر قدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمینی یكّه و تنها بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم شرك و بت پرستی است ادامه می‏دهد...(15)

امام در اعلامیه ‏ای كه به مناسبت فرا رسیدن چهلمین روز فاجعه خونین فیضیه صادر نمود، فرمود: من مصمّم هستم كه از پای ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم و در پیشگاه مقدّس حق تعالی با عذر وفود كنم. شما هم ای علمای اسلام مصمّم باشید و بدانید پیروزی با شماست.(16)

در شب پانزدهم خرداد 1342 هـ.ش كه مأمورین نظامی رژیم پهلوی امام را دستگیر كردند تا به تهران ببرند در چهره دژخیمانی كه ایشان را به تهران می‏بردند وحشت هویدا بود و با هراس به اطراف نگاه می‏كردند امام در مقام دلداری به آنان اظهار داشت: این قدر وحشت زده نباشید در این بیابان كسی نیست كه به شما تعرض وارد نماید و طی خاطره‏ای بیان فرمودند: از اوّل كه با آنها رفتم هیچ نترسیدم و اصولاً هرچه فشار و تهدید، زندان و تبعید در مورد ایشان اعمال می ‏گردید امام برای مبارزه با طاغوت و استكبار مصمّم ‏تر می‏ گردید.

امام این شجاعت و شهامت برخاسته از معنویت درونی را در عرصه ‏های دیگر نیز بروز داد و از موضع عارفی وارسته موفق گردید با متحجران و افراد مقدّس مآب به ستیز برخیزد و آنان را رسوا و منزوی سازد. آن روح قدسی در نامه ‏ای سراسر افتخار كه محتوایی عرفانی داشت و برای رأس هرم كمونیسم نگاشت، از شكسته شدن استخوان های كمونیزم خبر داد و با این بصیرت معنوی، كرامتی جاویدان را در تاریخ ثبت كرد.

 

پی نوشت ها :

 1ـ نك: صحیفه نور، ج 5، ص 265.

2ـ نك: فرازهای فروزان، ص 297 ـ 291.

3ـ اشارات، ابوعلی سینا،ج سوم، نمط نهم، فصل 24، ص 391.

4ـ نهج البلاغه، فرازی از خطبه سوم (شقشقیه).

5ـ سوره مائده، آیه 2.

6ـ نهج البلاغه، كلمات قصار، حكمت 432.

7ـ بقره، آیه 165.

8ـ نهج البلاغه، كلمات قصار، حكمت 9.

9ـ عرفان حافظ ،شهید آیة الله مطهری، ص 104.

10ـ سوره انفال، آیه 39.

11ـ نك: عرفان و حماسه، ص 36.

12ـ دیوان امام، ص 83.

13ـ فرازهای فروزان، ص 322.

14ـ یا ساغر از هزار، ص 59.

15ـ صحیفه نور، ج 20، ص 113.

16ـ صحیفه نور، ج 1، ص81.

 

 

دانستنیها                          

توصيه‌ها و تمرينات ساده متخصصان، برای بهبود عملكرد مغز

 تهیه کننده : رویا عابدی

 

فكر می‌كنم تا مغزم جوان بماند

مغز یكی از مهمترین اعضای بدن است؛ عضوی كه در بدن تمام جانوران نقش مركز سیستم عصبی را بر عهده دارد، فرمان تمام حركات ارادی بدن را صادر و تمام احساسات را پردازش می‌كند و در شكل‌گیری شخصیت مؤثر است. مغز هر انسانی حدود 2 درصد از وزن بدن او را شامل می‌شود. بنابراین یك انسان 75 كیلوگرمی مغزی در حدود 5/1 كیلوگرم دارد.

شگفتی‌های مغز انسان به قدری زیاد است كه بسیاری از مردم درباره آنها بی‌اطلاعند؛ همان گونه كه با روش‌های ساده برای بهبود عملكرد مغز خود در هر سنی بخصوص اواخر میانسالی ناآشنا هستند. مغز انسان قادر است بیش از تعداد كل اتم‌های موجود در دنیا ایده در خود داشته باشد و آنها را تجزیه و تحلیل كند. مغز انسان حدود 100 میلیارد یاخته دارد كه به صورت یك شبكه بسیار پیچیده با یكدیگر در ارتباط هستند.

دانشمندان بر این باورند كه هر بار كه یك فكر جدید به ذهنتان خطور می‌كند یا چیزی را در ذهن خود حفظ می‌كنید یك پیوند عصبی جدید در مغز ایجاد می‌شود. همه این شگفتی‌ها و دانستنی‌های حیرت‌انگیز در مورد مغز انسان كافی است تا افراد را به مراقبت بیشتر از مغز وادارد. با این تمرین‌ها و توصیه‌ها عملكرد مغز را بهبود بخشیده و قدرت حافظه خود را تقویت كنید.

 

توجه به خواب و خوراک

مغز انسان نیازهای غذایی ویژه‌ای دارد كه به عملكرد بهتر آن كمك می‌كند. از همین رو این جمله كه هر چیزی كه شما می‌خورید بر نحوه فكر كردنتان تأثیر می‌گذارد چندان هم بی‌ربط نیست. یكی از جالب‌ترین یافته‌ها در این زمینه خوردن صبحانه است. با هر بار صبحانه خوردن میزان زیادی گلوكز كه غذای اصلی مغز است به بدن وارد می‌شود و از همین رو افرادی كه صبحانه مصرف نمی‌كنند كارآیی كمتری در مدرسه یا محل كار خود دارند. تحقیق دیگری كه در زمینه خوردن صبحانه انجام شده، نشان می‌دهد كودكانی كه در صبحانه خود از نوشیدنی‌های گرم و شیرین استفاده می ‌كنند، در انجام تست‌های حافظه و توجه بسیار خوب عمل می كنند.

همچنین بر نقش مؤثر لوبیا در رژیم غذایی صبح تأكید شده است. این ماده سرشار از پروتئین به همراه نان در برنامه غذایی كودكان باعث می‌شود آنها سخت‌ترین تست‌های مرتبط با آگاهی فكری را به راحتی انجام دهند. دانشمندان بر استفاده فراوان از تخم‌ مرغ و سالاد در رژیم غذایی تأكید می ‌كنند. در تخم‌مرغ میزان فراوانی كولین وجود دارد كه از این ماده در بدن برای تولید انتقال ‌دهنده‌های عصبی استیل ‌كولین استفاده می‌شود. كمبود این ماده در مغز همچنین می‌تواند باعث آلزایمر شود و تحقیقات نشان می‌دهد افزایش این ماده در مغز می‌تواند روند فراموشی مربوط به پیری را كند كند. از دیگر غذاهای توصیه شده سالادها هستند كه حاوی مقادیر بسیار زیادی آنتی ‌اكسیدان ‌اند. افزایش‌ آنتی ‌اكسیدان‌ها در مغز باعث افزایش قدرت یادگیری حتی در سن بالامی‌شود. بهترین دسر پس از صرف غذا ماست است چراكه دارای تیروزین‌های آمینواسید است و از این ماده در مغز برای ساخت انتقال ‌دهنده‌های عصبی و نورآدرنالین استفاده می ‌شود. این دو ماده تأثیر زیادی در برطرف كردن استرس دارند. 60 درصد ساختار مغز چربی است، به همین خاطر این قسمت از بدن بیش از هر چیزی به اسید چرب امگا 3 احتیاج دارد.

ماهی و غذاهای دریایی سرشار از امگا 3 هستند. به همین دلیل ماهی بهترین غذای مغز است و مصرف همیشگی آن تأثیر مثبتی در كارآیی مغز دارد. در مورد میوه‌ها نیز توت‌ فرنگی و تمشك در تقویت حافظه كوتاه‌ مدت تأثیر زیادی دارد. عامل مؤثر دیگر در بهبود كارآیی مغز خواب است. در خواب،  مغز فرصتی برای پردازش اطلاعات و استراحت سلول‌های عصبی پیدا می‌كند و از همین رو كمبود خواب اثرات بدی برای مغز در پی خواهد داشت. همچنین خواب باعث بهبود روش حل مسائل می‌شود. هراز گاهی از دست غیرغالب خود استفاده كنید. یک اصل مهم علمی وجود دارد و آن این است كه انجام كارها و فعالیت‌های جدید، توانایی و كارآیی مغز را در افراد جوان بهبود می ‌بخشد و تأثیری سازنده بر آن دسته از فعالیت‌های مغزی‌ای دارد كه در اثر عوامل مختلف (محیطی، كهولت سن و ...) رو به زوال یا كاهش است.

قدرت مغز خود را هرازگاهی با انجام فعالیت‌های معمول روزمره با دست غیرغالب تقویت كنید. اگر راست‌ دست هستید از دست چپ خود برای غذا خوردن، نوشیدن، شانه كردن موهایتان یا مسواك زدن استفاده كنید. سعی كنید اسم خود را با دست چپ بنویسید و یا ماوس كامپیوتر خود را در سمت چپ كیبورد كامپیوترتان قرار دهید. عكس همین تمرین‌ها در مورد افرادی كه چپ ‌دست هستند، صدق می ‌كند.

مغز انسان پس از سن 30سالگی به تدریج كارآیی و قدرت اولیه خود را از دست می ‌دهد. با استفاده از دست غیرغالب شما در حقیقت هرازگاهی به مغزتان ورزش می ‌دهید و نیمكره مخالف را تحریک و جریان خون را در آن تقویت می ‌كنید. این عمل فرآیند كهولت مغز را كند كرده و كارآیی و توانایی‌های آن را افزایش می‌ دهد. تقویت ارتباط بین دو نیمكره مغز حتی به تعادل فیزیكی نیز كمك می ‌كند. ازهمین رو در بسیاری از ورزش‌های جسمی روانی بر استفاده از هر دو نیمه چپ و راست بدن بطور مساوی تأكید می ‌شود.

 

از مغز خود كار بكشید

از مغز خود كار بكشید چراكه بیكاری بزرگترین دشمن مغز است. می ‌توانید همانطور از مغز خود كار بكشید كه از بدن خود كار می‌ كشید. ورزش‌ها یا تمرین‌های ذهنی كه می ‌توانند سلامت مغز را در درازمدت حفظ كنند، حل كردن جدول‌ و معما، بازی شطرنج، حفظ كردن اسامی، شماره تلفن و یا حتی لیست خرید است! حفظ كردن اشعار شعرای مختلف نیز مؤثراست. ماشین حساب را كنار بگذارید و جمع و تفریق را ذهنی یا حتی دستی انجام دهید. سعی كنید بطور مداوم خود را با انجام كارهای جدید به چالش بگیرید. كلید موفقیت در انجام هر كدام از این تمرینات ذهنی استمرار انجام آن بطور روزانه و در یك زمان مشخص است. شما با این كار در حقیقت راههای عصبی جدیدی تولید می‌كنید كه همواره ذهنتان را فعال و هوشیار نگه می ‌دارد.

 

انگشتان خود را تكان دهید تا مغزی فعالتر داشته باشید

بسیاری از مردم می ‌پرسند چرا بچه‌های آسیایی باهوش ‌ترند؟ علت این امر می ‌تواند بدین خاطر باشد كه آنها از انگشتان خود بطور مداوم برای انجام كارهای مختلف استفاده می‌كنند. حتی كودكان زمانی در مدارس از چرتكه برای محاسبات ریاضی خود استفاده می‌ كردند.

مطالعات و تحقیقاتی در زمینه استفاده روزانه از چرتكه در میان كودكان انجام گرفته كه نتایج آن نشان داده استفاده مكرر از انگشتان، پایانه‌های عصبی مرتبط یا منتهی به مغز را تقویت می‌كند و جریان خون را در مغز تسریع می‌بخشد. می ‌توانید از نتایج این یافته‌ها برای افزایش فعالیت‌های مختلف با انگشتان همچون گلدوزی، بافتنی و انجام هنرها و مهارت‌های دستی دیگر استفاده كنید. انجام برخی تمرین‌های فیزیكی نیز در این زمینه مؤثر است. به عنوان مثال یك انگشت خود را روی انگشت كناری آن سوار كنید و آن را با حفظ تعادل بین سایر انگشتان خود بغلتانید. این تمرین بخصوص برای افراد بالای 40 یا 50 سال بسیار مفید است. یك نقشه از مغز انسان نشان داده است پایانه‌های عصبی در سرانگشتان بیشتر از هر عضو دیگر در بدن مستقیماً با مغز در ارتباطتند، بنابراین ورزش و تمرینات مختلف با انگشتان و حتی حركت دادن مداوم آنها در حقیقت می‌تواند برای تقویت ذهن مؤثر باشد.

 

موسیقی گوش دهید

در حدود یک دهه پیش یك روانشناس در امریكا در یک تحقیق علمی اعلام كرد گوش دادن به سمفونی موتزارت استدلالات ریاضی انسان را پیشرفت می ‌دهد. این یافته او در آن سال واكنش‌های بسیاری در پی داشت چراكه تأثیر موسیقی بر فعالیت‌های مغز را دقیقاً اثبات كرد و از آن روز به بعد از موسیقی ‌درمانی برای بهبود بسیاری از اختلالات ذهنی و وسواس‌های روحی روانی كه منشأ عصبی دارند استفاده شد. موسیقی می‌ تواند در قالب درس‌های موسیقی تأثیر بیشتری بر مغز داشته باشد. محققان با مقایسه كودكان شش ‌ساله‌ ای كه آموزش موسیقی می‌ بینند با دیگر كودكان متوجه شدند ضریب هوشی این كودكان دو تا سه امتیاز بیشتر از كودكان دیگر است.

 

مدیتیشن

كمتر از نیم ساعت در روز برای انجام این عمل كافی است. استوار و صاف بنشینید. چشمان خود را ببندید و به آنچه در آن لحظه احساس و دریافت می‌كنید، تمركز كنید مثلاً صدای تنفس یا جیک ‌‌جیک صبحگاهی گنجشكان. افكار منفی را از ذهن خود دور كنید و با تمركز انرژی كافی برای مثبت‌ اندیشی را به ذهن خود بفرستید.

   

مرجع : مقاله " توصیه‌ها و تمرینات ساده متخصصان برای بهبود عملكرد مغز   " -  روزنامه ایران 30 آبان 1388

 

 منبع : www.Fekreno.org

 

  مباحث فرهنگی            

14 آبان، روز فرهنگ عمومی گرامی باد

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

چهاردهم  آبان ماه که از  طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان روز فرهنگ عمومی معرفی گردیده است، فرصتی است برای بازخوانی  پرونده فرهنگ و فرهنگ عمومی . پرونده ای که هیچگاه بسته نشده، نمی شود و ظاهرا" بسته نخواهد شد و اصولا توسعه وتعمیق آن به همین ابهام و گستردگی آن بر می گردد. موضوعی که همیشه داغ و تازه است و هیچگاه سرد و کهنه  نمی گردد.

فرهنگ واژه آشکار و پنهانی است  که سخت در پس پرده ابهام قرار دارد. سهل ممتنعی که خود را می نمایاند و پنهان است . دیده نمی شود و خود نمایی می کند. ماهیتی به شدت پیچیده ، نامتعین و سیال دارد. از همین جهت است که کوشش دانشمندان برای رسیدن به یک تعریف جامع و همه پسند ،  تقریبا به امری محال تبدیل گشته و همچنان در حد یک آرزو بابقی مانده است. در برخی نوشته تا 164 تعریف مختلف از فرهنگ ارائه داده اند. فرهنگ عمومی نیز از وضعیت مشابهی برخوردار بوده حرف و حدیث فراوانی را بدنبال خود آورده است.

 

مقدمه

فرهنگ تعیین كننده چگونگی تفكر و احساس اعضای جامعه است. فرهنگ راهنمای اعمال انسان ها و معرف جهان بینی‌های آنها در زندگی است. فرهنگ عمومی به معنای فرهنگ غالب و گسترده‌ای است كه در میان عموم جامعه رواج و رسوخ دارد و حوزه‌ای از عقاید،‌ارزش ها، جلوه‌های احساسی و هنجارهاست كه اجبار اجتماعی غیر رسمی از آن حمایت می ‌كند و فراتر از گروهها و اقشار خاص در كلیت جامعه مورد قبول است. بر این اساس فرهنگ عمومی از سه حوزه اصلی ارزشها، عقاید، باورها و هنجارها تشكیل یافته است. در كشور ایران به دلیل اهمیت خاصی كه به این موضوع داده می‌شود روز 14آبان به نام روز فرهنگ عمومی نام گذاری شده است و این امز ضرورت توجه و بررسی به این مفهوم را بیان می‌كند. در مقاله حاضر ضمن تعریف فرهنگ و فرهنگ عمومی، ضرورت توجه به آن در كشور ایران و فرهنگ عمومی جامعه اسلامی از منظر جامعه شناختی مورد بررسی قرار می ‌گیرد.

ابعاد و دامنه مفهومی كه به عنوان فرهنگ می شناسیم، آنقدر عمیق و وسیع است كه مشكل می‌توان آن را در قالب تعریفی مشخص و محدود گنجانید. با مراجعه به بحثهای جامعه شناسان و صدها توصیف و تعریف از فرهنگ بطور كلی می‌توان دریافت كه از ارزشها و اعتقادات و باورها گرفته، تا منش و خصائل و هنجارها و ادبیات و هنر و معماری، آئین‌ها و افسانه و اسطوره همگی ذیل مجموعه فرهنگ می‌گنجد. مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعی یكی از كم تعریف پذیرترین مفاهیم است كه گاه برخی آن را پدیده‌ای انسانی دانسته‌اند كه همه پدیده‌های انسانی را در برگرفته و در مقابل طبیعت قرارش داده‌اند و گاه نیز صرفاً شامل بقایایی به حساب آورده‌اند كه شامل همه چیزهایی می‌شود كه نمی‌توان آنها را در مفاهیم سیاست، اقتصاد و دین جای داد. برخی از مؤلفان امروزی نیز برآنند تا فرهنگ را یك بعد همیشه حاضر از زندگی اجتماعی افراد بدانند.    فرهنگ در واقع در چهار راه اندیشه و احساس قرار گرفته و آن را باید در حوزه اجتماعی، معادلی دانست برای نظام روانی احساسی كه به غرایزها ساختار می‌دهد. بازنمایی و جهان بینی را برای ما ممكن می‌كند و میان امر واقعی و امر خیالی از میان نمادها، اسطوره‌ها، هنجارها، آرمان‌ها و ایدئولوژیها رابطه ایجاد می‌كند. به بیان ساده، فرهنگ، یك پدیده اجتماعی است كه از سویی در تلاش انسانها برای پاسخگویی به نیازهای گوناگونشان پدید می‌آید و از سوی دیگر راهنمای فكر و عمل انسانها برای رفع نیازهایشان است. مثلاً در یك جامعه نیاز به غذا باعث ایجاد روش خاصی برای كشت و كار می‌ شود كه در اثر گذشت زمان، ‌خوگرفتن به این روش و تكرار روش توسط اعضای جامعه بخشی از فرهنگشان می‌شود.

 

فرهنگ عمومی

فرهنگ عمومی عبارت است از مجموعه منسجم و نظام یافته‌ای از اهداف، ارزشها، عقاید، باورها، رسوم و هنجارهای مردم متعلق به یك جامعه بزرگ، قوم یا ملت بنابراین فرهنگ عمومی، شامل تمامی فعالیتهای مبتنی بر اندیشه و عادت است كه در جهت برآوردن نیازهای بشری بسته به انواع جوامع از نظر تاریخی، سیاسی، اقتصادی، مذهبی، رفتارهای عمومی مردم را شكل می‌دهد. همه انسانهایی كه از گذشته‌های دور تا كنون در اقصی نقاط دنیا زندگی كرده‌اند؛ فرهنگ داشته‌اند. پس فرهنگ یك پدیده عام است و هیچ گروه یا فردی در جامعه انسانی نمی‌توان یافت كه فرهنگ نداشته باشد؛ اما از آنجایی كه اقوام و جوامع مختلف به نحوه یكسانی در برآوردن نیازهای خود و برخوردشان برای رفع نیازها یكسان نبوده است، طبیعتاً فرهنگ خاص خود را ساخته و پرداخته‌اند و از این رو است كه در جوامع مختلف، تنوع فرهنگی به چشم می‌خورد. لیكن در یك جامعه بزرگ، قوم یاملت، بسیاری از ارزش ها، باورها، هنجارها، معیارها و الگوهای رفتاری هستند كه گذشته از تكثر فرهنگی قومیتهای مختلف جامعه، جنبه عام داشته، همگان آن را پذیرفته‌اند و در یك كل اجتماعی از آن پیروی می‌كنند. همین جنبه‌های عام در یك جامعه بزرگ یا ملت را به عنوان فرهنگ عمومی آن جامعه می‌توان مورد مطالعه و بررسی قرار داد. شخصیت اجتماعی مردم یك جامعه در فرهنگ عمومی آن خلاصه می‌شود و اهداف و كیفیت و مسیر حركت به سوی تعالی با زوال و عقب افتادگی آن تحت تأثیر فرهنگ عمومی است. لذا اهمیت شناخت و بررسی فرهنگ عمومی برای ارتقاء و تحول آن در مسیر رشد و توسعه، آشكار می‌شود. بسیاری از پژوهشگران برای واكاوی فرهنگ عمومی و اصلاح و برنامه ریزی آن ابتدا به بررسی دقیق آن از طریق كاركردهای سطوح و لایه‌های مختلف فرهنگ می‌پردازند. زیرا فرهنگ از سطوح مختلفی مشتق شده است. برخی از این مشتقات در یك نظام فرهنگی، پایه‌ها و ریشه‌های فرهنگ عمومی را می‌سازند. این بخش را لایه زیرین مجموعه می‌نامند كه دیگر سطوح و لایه‌ها بر آن قرار دارند. می‌توان گفت كه جهان بینی‌ها و شناخت شناسی در این سطح قرار دارد كه ریشۀ بسیاری از باورها، اعتقادات و ارزشها را به عنوان لایه بعدی فرهنگ تشكیل می دهند. سطح بعد، آئین‌ها، هنر و ادبیات است كه لایه بعدی را تشكیل می‌دهند و بر پایه باورها، اعتقادات و ارزشهای یك جامعه استوارند. لایه بعدی كه بیرونی‌ترین و آشكارترین سطح است، هنجارها و الگوهای رفتاری و معیارهای اجتماعی در یك جامعه مورد مشاهده و بررسی است. یكی از جامعه شناسان به نام اولسون، فرهنگ را دارای چهار مؤلفه، هنجار، باور، ارزش و تكنولوژی می‌داند. در هنجار به دنبال این هستیم كه چه چیز در فرهنگ مردم وجود دارد و در ارزش به دنبال این هستیم كه چه باید باشد. در حقیقت نگرش آرمانی به آنچه كه در فرهنگ عمومی انتظار داریم، ارزش است و در تكنولوژی، به چگونگی انجام امور توجه داریم.

 

الف ـ کلیات:

الف ـ 1) ویژگی های فرهنگ:

اگر چه بحث درباره مسائل مربوط به فرهنگ عمومی، باید از تعریف فرهنگ آغاز شود لیکن به دلیلٍ تکرار در این کار از جانب دیگران و پرهیز از مناقشات و اختلاف دیدگاههای عمیقی که در مورد تعریف فرهنگ وجود دارد و نیز به منظور اجتناب از اطاله کلام، از ورود به این بحث خودداری می‌‌‌‏گردد. فقط برای نزدیک شدن به توافقی در مورد تعریف فرهنگ عمومی، ویژگیها و خصوصیات کلی فرهنگ را فهرست‌‌‌‏وار بیان خواهیم کرد. اجمالاً در بسیاری از تعاریف فرهنگ، ویژگی‌‌‌‏های ذیل دیده می‌‌‌‏شود:

1. فرهنگ نظم بخش رفتار افراد و تقویت کننده همکاری میان ‌‌‌‏آنهاست.

2. فرهنگ عموماً دو جنبه مادی و غیرمادی دارد.

3. فرهنگ یک امر اجتماعی است یعنی نمی‌‌‌‏توان آن را به یک فرد نسبت داد. مضاف‌الیه فرهنگ همواره یک گروه، یک قشر، قوم و غیره می‌‌‌‏باشد.

4. فرهنگ تغییرپذیر، انتقالی و اکتسابی است.

5. فرهنگ ممکن است جنبه اختصاصی یا عمومی داشته باشد. در مفهوم عمومی مثل میراث اجتماعی بشر و در مفهوم اختصاصی مثل میراث اجتماعی جامعه معینی است.

6. زمان شکل‌‌‌‏گیری فرهنگها متفاوت است.

7. ابزار سازی و سخن گفتن دو عامل اصلی تثبیت موقعیت فرهنگ است.

8. فرهنگ مهمترین و اصیل‌‌‌‏ترین وسیله و ابزار حفظ یک جامعه یا پایدارترین وجه آن است و بنابراین تغییرات آن کند است و هرگز یک شبه فرهنگ جامعه تغییر پیدا نمی‌کند.

9. فرهنگ مورد قبول اکثریت مردم می‌‌‌‏باشد.

10. فرهنگ دو کارکرد اجتماعی و روانی دارد: کارکرد اجتماعی آن جمع‌‌‌‏آوری تعدادی افراد و اشخاص در یک جماعت مشخص است، و کارکرد روانی آن قالب‌ریزی شخصیت افراد است.

11. مفهوم فرهنگ به خودی خود ارزشی ندارد و به همین دلیل، اولاً، هیچ طایفه و قشر و قومی را نمی‌‌‌‏توان بدون فرهنگ نامید، ثانیاً، می‌توان فرهنگها را براساس چهارچوبها و معیارهائی مورد سنجش قرار داد و ارزشگذاری کرد.

12. فرهنگ یک امر تحقق یافته است. فرهنگ یک جامعه، ناظر به کیفیت موجود در آن جامعه است. واقعیتی است که اکنون در آن جامعه وجود دارد. همین ویژگی یکی از وجوه تمایز بین فرهنگ و دین یا ایدئولوژی می‌‌‌‏باشد. زیرا دین یک امر حقیقی ناظر به الگو و وضعیت مطلوب برای آدمی است حال آنکه فرهنگ یک جامعه هیچ‌گاه کمال یافته مطلق و مطلوب نهایی نیست، بلکه همواره قابلیت تکامل دارد.

13. فرهنگ در عین اینکه یک امر واحد است، ولی مرکب و مؤلف از عناصری است که هر کدام می‌‌‌‏تواند ارزشگذاری مثبت یا منفی تلقی گردد. آنچه بعنوان فرهنگ نامیده می‌‌‌‏شود برایندی است از این جهات یا عناصر مثبت و منفی.

 

الف ـ 2) تعریف فرهنگ عمومی:

برای تعریف فرهنگ عمومی ابتدا باید منظور از کلمه عمومی به کار رفته در این ترکیب مشخص شود.

در مجموعه سه احتمال قابل تصور است:

1. عمومی صفت برای فرهنگ می‌‌‌‏باشد، اما نه به عنوان تخصیص بلکه به عنوان وصف توضیحی. در این فرض فرهنگ عمومی یعنی فرهنگی که دارای وصف عمومیت است.

2. عمومی مضاف‌‌‌‏الیه برای فرهنگ می‌‌‌‏باشد. مطابق این فرض، فرهنگ عمومى یعنى فرهنگى كه متعلق به عموم مردم است و مترادف با فرهنگ عامه.

3. عمومی وصف و قید مخصوص برای فرهنگ می‌‌‌‏باشد. در اینجا فرهنگ عمومی یعنی عرصه‌‌‌‏ای از فرهنگ که رابطه‌‌‌‏ای مستقیم با عموم مردم دارد و در برابر فرهنگ خاصه قرار می‌‌‌‏گیرد که بخش یا قلمرویی یا جنبه‌‌‌‏ای از فرهنگ قلمداد می‌‌‌‏شود که چندان رابطه مستقیمی با عموم ندارد.

از این سه احتمال، احتمال اول و دوم منتفی است. منظور از فرهنگ عمومی بیان یکی از ویژگیهای فرهنگ که تعلق آن به عموم مردم است نمی‌‌‌‏باشد. همچنین مراد این نیست که بخواهیم یکی از شئون عموم مردم را که همانا فرهنگ است بیان کرده باشیم، بلکه منظور از فرهنگ عمومی وجوه یا ابعاد یا قلمرو‌هایی از فرهنگ است که با عامه مردم

 

در ارتباط می‌‌‌‏باشد. در نتیجه آن جنبه‌‌‌‏ها یا وجوهی که مرتبط با بخشهای خاص، اختصاصی و تخصصی است، از مفهوم فرهنگ عمومی خارج است.

 

الف ـ 3) ویژگی ها و شاخص های فرهنگ عمومی:

با توجه به آنچه در مورد تعریف فرهنگ عمومی ذکر شد می‌‌‌‏توان گفت كه:

1.فرهنگ عمومی دارای دو جهت عینی و اعتباری است که می‌‌‌‏بایست هر دو را مدنظر داشت. هیچ کس بهتر از مقام معظم رهبری، آیت‌‌‌‏الله خامنه‌‌‌‏ای، این دو بعد فرهنگ عمومی را تبیین نكرده‌‌‌‏اند. از نظر ایشان فرهنگ عمومی دو بخش دارد: یک بخش آن ظاهری و بارز مثل: شکل لباس و شکل معماری است که تأثیر خاصی بر روی ذهنیات و خلقیات و منش و تربیت افراد دارد و بخش دیگرش مربوط به امور نامحسوس مثل اخلاقیات فردی و اجتماعی مردم، وقت‌شناسی، وجدان کاری، مهمان دوستی و احترام به بزرگترهاست.

2.فرهنگ عمومی حوزه‌‌‌‏ای از نظام فرهنگی جامعه است که پشتوانه آن اجبار قانونی و رسمی نیست، بلکه تداوم آن در گرو اجبار اجتماعی اعمال شده از سوی آحاد جامعه و تشکلها و سازمانهای غیردولتی (غیررسمی) است. برخلاف حوزه فرهنگ رسمی که در نهایت، اجبار فیزیکی از آن حمایت می‌‌‌‏کند، حوزه فرهنگ عمومی عمدتاً بر پذیرش و اقناع استوار است و عدم پایبندی به آن مجازات، به معنای حقوقی کلمه، را در پی ندارد. به عبارت دیگر مفهوم فرهنگ عمومی در تقابل مردم ـ دولت مفهوم پیدا می‌‌‌‏کند.

3. فرهنگ عمومی مؤلفه‌هایی از فرهنگ است که تأثیرات آن عام و فراگیر می‌باشد و عامه مردم در کیفیت آن نقش دارند و از شیوه رفتارهای عمومی مردم یا عرف و عادات و رسوم و زبان ساخته می‌‌‌‏شود و یا تأثیر مشهود می‌پذیرد و عموم جنبه‌‌‌‏ها و عرصه‌‌‌‏ها و زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌‌‌‏دهد و عموم مردم نسبت به آنها حساسیت و شناخت دارند.

4. فرهنگ عمومی، سازندگان و عاملان خاص خودش را دارد که بر بخشی از آنها دولت نظارت می‌‌‌‏کند. نزدیک شدن به فرهنگ عمومی و اصلاح آن از طریق بخشنامه میسر نیست.

5. فرهنگ عمومی مانند کل نظام فرهنگی و فرهنگ، در چهار وجه ظاهر می‌‌‌‏شود: درونی، روانی، نمادی، نهادی و آثار. از این رو می‌‌‌‏توان رگه‌‌‌‏های فرهنگ عمومی را در همه این جلوه‌‌‌‏ها یافت. فرهنگ عمومی، در کنار فرهنگ رسمی، در همه حوزه‌‌‌‏های زندگی اجتماعی، خانواده، حکومت، اقتصاد و آموزش و پرورش و نظایر اینها حضور دارد. از این رو نمی‌توان آن را به حوزه مشخصی محدود ساخت.

 

 فرهنگ عمومی در كشور ایران

كشور ایران كه یك كشور اسلامی است و از دیر باز دارای تمدن غنی ایرانی و ارزشهای اصیل می‌باشد، اهمیت خاصی به مقوله فرهنگ و تعامل افراد با یكدیگر نه تنها به عنوان اعضای یك جامعه، بلكه به عنوان یك فرهنگ ویژه و شناخته شده جامعه اسلامی، می‌دهد. فرهنگ عمومی در كشور ایران مبتنی بر اصول و معارف اسلامی است. در دین مقدس اسلام غیر از اینكه افراد به یك سلسله مبانی فردی از نظر مسائل اخلاقی و فرهنگی معتقد هستند، یك سلسله قوانین و برنامه‌هایی وجود دارد كه بر اساس روابط اجتماعی افراد را به یكدیگر پایبند می‌سازد. اما برنامنه ریزیهایی كه اسلام برای هر فرد دارد، جدا از برنامه‌هایی نیست كه برای فرهنگ عمومی یك جامعه پیش بینی كرده است؛ به عنوان مثال وقتی اعتقاد به یك سلسله مبانی فردی اخلاقی و فرهنگی مثل پاكی، درستی و حق گویی و بسیاری دیگر اصول اولیه برای هر فرد در نظر گرفته می‌شود، این امر می‌تواند ریشه و پایه برقراری روابط و مناسبات اجتماعی درستی را بنا نهد. بدیهی است كه در چنین دینی، فرهنگ عمومی نیز بر پایه همزیستی، مودت، محبت، همكاری، همیاری و كمك و دستگیری از یكدیگر است. مهرورزی و عدالت اجتماعی و ظلم ستیزی از محوری ترین اصول اسلام در فرهنگ عمومی جامعه است. در غرب وقتی فرهنگ عمومی تعریف می‌شود، رفتارهای عرفی مبنا قرار می‌گیرد. اما در جامعه اسلامی ایران همانطور كه در بخش قبل سطوح مختلف فرهنگ را تشریح كردیم، الگوهای رفتاری جامعه اسلامی منبعث از لایه‌های زیرین است كه همانا اندیشه‌های دینی بر آن حاكمند. در جامعه ایران وقتی از دین صحبت می‌شود، كلیه سطوح یعنی باورها، ارزشها، هنجارها، رفتار، عرف و شئون اجتماعی كه عناصر فرهنگ عمومی هستند، بر اساس تعالیم اسلامی شكل گرفته‌اند. بنابراین اصلی‌ترین مسأله فرهنگ عمومی در ایران، كمال جویی است. و اندیشه‌های دینی كه وجه ارزشی دارند، بر رفتارها و مناسبات اجتماعی حاكم هستند. فرهنگ درعین حال که ثابت بوده، تغییر پذیر نیز هست. بنابراین می‌توان برخی از بنیانهای فرهنگ عمومی را كه مطابق دین مبین اسلام نیستند، طراحی كرد و تغییر داد. به منظور اصلاح و توسعه تكاملی فرهنگ عمومی كشور باید سطوح و زیربنا‌های فرهنگی و اصول بنیانی رفتارهای فرهنگی را شناخت و زیر بناها و ارزشهای نامطلوب غیراسلامی را حذف كرد. به منظور ایجاد تغییرات مطلوب در فرهنگ عمومی جامعه ایران توجه به ابعاد سه گانه ارزشها، حوزه قوانین و ضوابط و حوزه اجرای قوانین در سطح جامعه ضروری است. در ایران اسلامی به دلیل حاكمیت ارزشهای اسلام، رعایت عدالت اجتماعی و توجه به معنویات در پیشرفت و توسعه مادی جامعه و ترویج روحیه جمع گرایی و اعتقاد به اینكه دستیابی به حد اكثر منافع شخصی از طریق حداكثر شدن منافع جمعی امكان پذیر است، از اولویت‌های اصلاح فرهنگ عمومی است. ارائه الگو به جامعه در اندیشه و رفتار مردم، گام مؤثر دیگری در حاكمیت معیارهای اسلامی در فرهنگ عمومی است. در حوزه قوانین، باید قوانین و مقرراتی در سطوح خرد و كلان وضع شوند كه با اصول اسلامی و فطرت انسانها هماهنگ باشد. از سوی دیگر پرورش ذهنیت جامعه و ارائه اطلاعات مناسب به مردم می‌تواند صفات اسلامی را در فرهنگ عمومی كشور احیا نماید. اعتقاد و عمل نمودن گروه های مرجع و پایه در جامعه به مصادیق فرهنگ اسلامی می‌تواند از جمله مهمترین ابزارهای شیوع فرهنگ صحیح اسلامی و الگوهای رفتار اسلامی در فرهنگ عمومی جامعه باشد. در بخش قوانین تبادل فرهنگی با جوامع دیگر و دریافت جنبه‌های مثبت فرهنگ دیگران به تقویت و غنای فرهنگ عمومی كمك شایانی می‌كند. تقویت فرهنگ عمومی در حوزه قوانین و ضوابط منحصر به امور اخلاقی و معنوی نیست و در ابعاد سخت افزاری هم با اهمیت است؛ به عنوان مثال معماری و همینطور ابزار حمل و نقل و یا محیط‌های عمومی كه افراد با آن هر روز سر و كار دارند، باید بر اساس اصول اسلامی طراحی گردند. در حوزه اجرای قوانین نیز باید همه افراد از اصول سیاستهای فرهنگی نظام و امور شرعی و ملی به عنوان ملاك‌های اساسی، توجه و عنایت كافی داشته باشند. در پایان اساسی‌ترین نكته آن است كه برای اجرای قوانین اسلامی در فرهنگ عمومی كشور و بازسازی و اصلاح فرهنگ عمومی، دولت باید بیش از آنكه خود را متولی فرهنگ مردم و هدایت فرهنگی آنان بداند، خود را متولی تهیه امكانات و زیر ساختها، به ویژه ساختها و ابزار لازم برای تولید و ابداع و اجرای اصول و ارزشهای اسلامی در فرهنگ عمومی و اشاعه آن در میان مردم بداند.

 

برای آشنایی بیشتر با فرهنگ عمومی  به برخی ویژگی های آن از تعریف زیر می پردازیم : 

فرهنگ عمومی شبکه بهم تنیده ای ، قدرتمند و مؤثر از دانشها ، گرایشها و منشهای عمومی جامعه است که در عین ابهام و نامرئی بودن ، وجود و حضورش در جامعه احساس می شود و با قدرت خویش در سرتاسر زندگی ، ما را تابع  خود می سازد .

حوزه های زندگی انسان شمال حوزه فرهنگ ، سیاست و اقتصاد است . حوزه فرهنگ که موضوع بحث ماست خود شامل حوزه فرهنگ تخصصی یا آموزش و حوزه فرهنگ عمومی است . حوزه فرهنگ عمومی شامل سه بخش اطلاعات ( دانشهای  عمومی ) ،‌ گرایشها ( عواطف عمومی ) ،‌ رفتارها (‌منشهای عمومی ) می باشد .

دراین نوشتار مقصود از فرهنگ عمومی بخش مقابل حوزه فرهنگ تخصصی یا آموزش با اجزاء سه گانه آن می باشد . متولی بخش فرهنگ تخصصی ، سیستمهای آموزشی و پژوهشی هستند که البته می تواند از حوزه قدرتمند فرهنگ عمومی تأثیر پذیرفته و به جهت خاصی هدایت گردد .

 

شبکه بهم تنیده :

 اگر  به نقشه راهها و جاده های کشور عزیزمان  ایران،به  شبکه های مخابراتی ، شبکه های انتقال برق ، شبکه های لوله کشی آب شهرها و منازل ، شبکه های اینترنت جهانی ، تصویر شبکه رگهای درون بدن ، شبکه سیستم اعصاب و دهها شبکه پیچیده دیگر نگاهی بیاندازید خواهید دید که این شبکه ها  چنان  در هم تنیده و پیچیده شده اند که بازشناسی ، جداسازی و شناخت تأثیر و تأثر آنها از یکدیگر کاری فوق العاده دشوار می نماید . اگر یک مهندسی دقیق ، حساب شده و نشانه دار با قوانین خودش ، در بین نباشد هرگز از دام این شبکه رهایی نخواهیم یافت .

اگر  توانستید تصویری از بهم تنیدگی و پیچیدگی ، در ذهن خود ایجاد کنید ، مفهوم بهم تنیدگی اجزاء فرهنگ عمومی ( دانشها ،‌گرایشها و منشهای عمومی ) را در خواهید یافت . فرهنگ عمومی و اجزاء آن چنان درهم تنیده و گوریده اند که در برخی یا بیشتر اوقات اصلاح و بازکردن و یا پیدا کردن سر آن محال جلوه می کند .

 

ابهام و نامرئی بودن :

 ‌این ویژگی فرهنگ عمومی است که خود را نشان نمی دهد ، ظهور ندارد اما حضور دارد ، دیده نمی شود اما احساس می شود . حد ومرز ، طول و عرض و مختصات ندارد اما لمس می شود ،‌ درک می شود ، نقل می شود ، تعقل می شود ، تحلیل می شود ، اصلاح می شود ، فاسد می شود ، افساد می کند ، اصلاح می کند ، ضعیف می شود ، قوی می گردد ، بعضاً مشتبه می شود ، تحریک می شود ، تحریک می کند ، حرکت می کند ، حرکت می دهد ، پررنگ می شود ،‌کم رنگ می گردد ، جمع می گردد و پهن می شود ، پنهان گشته  ،‌آشکار می شود ،  ، ظاهر نمی شود ، حاضر می شود ،‌...

 کدام موجود است که ویژگی های بالا را داشته باشد و قدرتمند نباشد ؟!

 

قدرتمند و موثر :

بی شک فرهنگ عمومی چنان قدرتمند است که همه ابعاد وجود اجتماع و فرد را تحت تأثیر خود قرار می دهد . این نیروی قدرتمند در سه سطح فرد ،‌خانواده و اجتماع نقش بی بدیلی دارد .

ممکن است بخشی از فرهنگ عمومی چنان حضوری پیدا کند  که به ظهور و بروز برسد یعنی ظاهر و بارز گردند و به قول مقام معظم رهبری جلو چشم ماقرار گیرد  و با سرنوشت یک ملت سر و کار پیدا بکند . اینگونه هم نیست که ارتباطی به آینده و مسیر ملت نداشته باشد بلکه به روی حرکت ملت در زندگی آنها تأثیر بلند مدت دارد . مثلاً لباس و شکل آن که جزو فرهنگ عمومی است از مصادیق این بخش است . چه  لباسی بپوشیم ؟ چگونه لباس بپوشیم ...یا فرض بفرمائید : شکل معماری در جامعه و نوع خانه های ساخته شده در زمان قدیم و جدید و کیفیت زندگی ساکنان این دو نوع خانه ... یا حتی شکل در و پنجره و نحوه ارتباط اتاقها با هم هرکدام تأثیر خاصی بر روی ذهنیات ، خلقیات و منش و تربیت افراد دارد .

 

محسوس  در عین نامرئی بودن :

همانند  آب برای ماهی و انسان شناور در اکسیژن . با  اینکه آب تمامی زندگی ماهی را پر کرده و او را تحت تأثیر خود قرار داده است اما  ادراک نمی کند و فقط زمانی اهمیت و حضورش را درک  می کند که از آب خارج شود . آنجاست که شروع به دست وپا زدن می کند . کافی است راه تنفس کسی  بسته گردد ، می بینید که چگونه به دست و پا زدن و پرپر زدن می افتد. . فردی را در نظر بگیرید که سالها با فرهنگ عمومی شهر و دیار خودش خو کرده است و برای تحصیل یا تفریح به دیگر کشورها  سفر می کند . این فرد تا مدتها به دلیل نامأنوس بودن با فرهنگ عمومی آن مردم و عادت به فرهنگ خودی،  در حیرت و سختی خواهد بود .درست مثل کسی که می خواهد مخالف جریان آب رودخانه شنا کند .

زندگی با فرهنگ خودی شنا کردن در جهت جریان رودخانه است . قدرتمندی و تأثیر فرهنگ عمومی بر چنین فردی زمانی معلوم می گردد که آماج نگاهها ، تذکرات و برخوردهای احتمالاً فیزیکی و ناصحانه قرار گیرد .

 

تابع ساختن :

وقتی این موجود قدرتمند و مؤثر شبکه و تورهای به هم تنیده و پیچیده خود را در اجتماع می گستراند تقریباً همه افراد در همه سطوح را در دام خود اسیر کرده و به بند می کشد و به هر کجا جا که خاطرخواه اوست می کشاند. چه بسا برای عده ای افتادن و تابع این شبکه پیچیده شدن محبوب باشد .

عجب صید دلم کردی بناز م چشم مستت را        که کس آهوی وحشی را از این خوشتر نمی گیرد

وبسا که  برای عده ای دیگر این امر ناپسند افتد و دلگیر از بد عهدی زمانه  راه عزلت و دوری از اجتماع را در پیش گیرند و این هر دو نشان از قدرت و تأثیر فرهنگ عمومی جامعه دارد .

 

سرتاسر زندگی :

گستردگی و شمولیت فرهنگ عمومی چنان است  که سطوح مختلف زندگی فردی ، خانوادگی و اجتماعی را در بر گرفته و تقریباً هیچ سطحی از تأثیرات فرهنگ عمومی در امان نیست البته و تفاوت تنها در میزان تاثیر پذیری است. 

 

 

نقش مراکز آموزشی در ارتقاء فرهنگ عمومی از دیدگاه امام خمینی (ره)

 

خرد هر کجا گنجی آرد پدید

زنام خدا سازد آنرا کلید

خدای خرد بخش بخرد نواز

همان ناخردمند را چاره ساز

این گفتار مشتمل بر چهار فصل است (1) : فصل اول در بیان جایگاه خاص مراکز آموزشی در رهنمودهای حضرت امام (ره) . فصل دوم در بیان اینکه آموزش و پرورش در دیدگاه حضرت امام به منزله یک فرآیند است. فصل سوم در ابعاد مختلف نقش مراکز

آموزشی در ارتقاء فرهنگ عمومی، فصل چهارم در بیان توصیه های کلیدی امام در بهینه سازی نهاد آموزش و پرورش.

 

الف - جایگاه خاص مراکز آموزشی در رهنمودهای حضرت امام (ره)

حضرت امام خمینی (ره) با بصیرت پیامبرانه خویش همه ارگانها و نهادهای اجتماعی کشور، اعم از نهادهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... را مشفقانه مورد راهنمایی و هدایت نورانی خویش قرار می دادند. اما، در این میان نهاد مهم آموزشی که هرگز نباید از عنصر تزکیه و تربیت خالی باشد، در کلام ایشان جایگاه ویژه ای دارد. سیری هر چند اجمالی، در آثار مکتوب و کلام حضرت امام (ره) نشان می دهد که نهاد آموزش و پرورش به معنای عام کلمه و بویژه مراکز آموزشی کشور از سایر نهادهای اجتماعی به لحاظ اهمیت، تمایز اساسی دارد.

برای تائید سخن می توان به این نکته اشاره کرد که رهنمودهای ایشان در خصوص نهاد آموزش و پرورش محدود به دیدارهایی نیست که مسئولین این نهاد با حضرت ایشان داشته اند و نیز منحصر به ایام و مناسبتهای ویژه مربوط به مراکز آموزشی (مانند سیزده آبان، شانزده آذر، هفته معلم و...) نیست بلکه حضرت امام، در موارد متعدد از آثار مکتوب مانند کشف الاسرار و چهل حدیث و در مواضع مختلف از پیام و کلام خویش در تاکید بر اهمیت و نقش مراکز آموزشی و رهنمود در این زمینه فروگذار نشده اند. به همین جهت است که در پیام بسیار مهم ایشان به مناسبت پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی (22/11/1362) و نیز در وصیت نامه الهی - سیاسی ایشان، نهاد آموزش و پرورش به عنوان یکی از مهمترین محورهای مورد تاکید، طرح شده است. این مسئله، ظاهرا، خاص مسائل فرهنگی به ویژه مراکز آموزشی است. سایر نهادهای اجتماعی، غالبا در ایام و مناسبتهای خاص خود از رهنمودهای امام (ره) بهره مند می شدند، در حالی که رهنمودهای خطاب به مراکز آموزشی و پرورشی، به زمان خاص و یا مناسبت و موقعیت ویژه ای منحصر نیست. در بیانات امام راحل در جمع اعضای ستاد انقلاب فرهنگی (23/3/1360) با همین مسئله (جایگاه خاص مراکز آموزشی در پیام و کلام امام) مواجه هستیم:

"من با اینکه در روز شنبه بنای صحبت نبوده است و نداشته ام ولکن برای اینکه آقایان دانشگاهی هستند و دنبال مسائل دانشگاهی و انقلاب فرهنگی صحبت کردند، من هم به سهم خودم چند کلمه ای عرض کنم." (2)

 

ب - آموزش و پرورش به منزله یک فرآیند

یکی از بارزترین نکاتی که از کلام نورانی حضرت امام درباره نهادهای آموزشی به دست می آید، این است که مراکز آموزشی در دیدگاه امام راحل (ره) به منزله یک فرآیند (Process) مطرح است. حقیقتی که امروزه در پرتو تحقیقات وسیع روانشناسان آموزش و پرورش قابل فهمتر است. (3)

به عبارتی روشنتر، نهاد آموزش و پرورش از نظر حضرت امام (ره) مهمترین رکن حیات فرهنگی و موثرترین عامل رشد اجتماعی است. هیچ عنصری از پدیدارهای اجتماعی بی تاثیر از آثار سازنده و یا مخرب مراکز آموزشی نیست. نقش مراکز آموزشی در حیات جامعه از نظر امام (ره) در حدی از دقت ترسیم شده است که تصریح می فرمایند: "دانشگاه یک کشوری اگر اصلاح بشود، آن کشور اصلاح می شود و با انحراف دانشگاه، کشور منحرف می شود." (4)

حضرت امام (ره) به همین دلیل، در مقام انتقاد از وضعیت اجتماعی اسف بار دوره ستم شاهی بر این نکته تاکید دارند که فساد جامعه در آن دوران از طریق تباه کردن دانشگاهها و مدارس انجام شد:

"همان طور که آنها انگشت روی دانشگاه می گذاشتند و با تمام قدرت دنبال این بودند که دانشگاه را به دست خودشان بیاورند." (5)

از جهت آسیب شناسی فرهنگی، قابل تامل است که حضرت امام (ره) در بیاناتی که پس از فاجعه کشتار نوزدهم دی سال پنجاه و شش داشته اند، بر انحطاط دانشگاه توسط زمامداران حکومت ستم شاهی به منزله عامل اساسی انحطاط جامعه تاکید کرده اند:

"اگر دانشگاه ما یک دانشگاه صحیح استقلالی بود، مستقل بود، و اشخاصی که در آنجا (اگر صالحی هم در آنجا باشد) می توانستند کاری را که می خواهند و صلاح است انجام بدهند، روزگار مملکت ما به اینجا نمی رسید.. دانشگاه ما را اشخاصی قبضه کردند که اینها خودشان انگل هستند و خودشان استعماری هستند..." (6)

به زبان تمثیلی، اگر جامعه را مانند ارگانیسم بدانیم، نهاد آموزش و پرورش به منزله قلب آن است و پویایی و سلامت مسیر اعضاء و جوارح به پویایی و سلامت آن وابسته است. به همین دلیل است که امام راحل می فرماید: "دانشگاه در راس امور هست و تقدیرات یک کشوری مقدرات یک کشوری بسته به وجود آنهاست." (7)

حضرت امام (قدس سره) با صریح ترین بیان، نقش حیاتی مراکز آموزشی را تبیین فرموده اند بیانی که در خصوص سایر نهادهای اجتماعی با آن مواجه نیستیم: "آنچه که دانشگاه در یک کشوری نقش دارد، از امور مهمه ای است و نقش بزرگی دارد که این نقش بزرگ را اگر ایفا کند، به طور صحیح ایفا کند، کشور را به مقصد اعلاء خودش می رساند." (8)

 

ج - ابعاد گوناگون نقش مراکز آموزشی در ارتقاء فرهنگ عمومی

سر این همه تاکید بر اهمیت نهاد آموزش و پرورش در جامعه، این است که تاثیر مراکز آموزشی و تربیتی در ارتقاء فرهنگ عمومی اضلاع و ابعاد گوناگونی دارد. غالب ساده انگاران در تحلیل مطالب تنها به آثار مستقیم این نهاد توجه دارند: مراکز آموزشی تربیت کننده آینده سازان هستند و رقم زنندگان تفکر و فرهنگ جامعه. اما آنچه در کلام و پیام امام راحل اهمیت می یابد، ابعاد دیگر تاثیر است که غالب