ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و سی و ششم    

شنبه 5 آذر 1390 29 ذی الحجه 1432 26 نوامبر 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة النساء آيات: 176 محل نزول: مدینه
 

 

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ 3 يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ 4 الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ 5

ترجمه فارسی مکارم

 

گوشت مردار، و خون، و گوشت خوك، و حيواناتى كه به غير نام خدا ذبح شوند، و حيوانات خفه ‏شده، و به زجر كشته شده، و آنها كه بر اثر پرت‏شدن از بلندى بميرند، و آنها كه به ضرب شاخ حيوان ديگرى مرده باشند، و باقيمانده صيد حيوان درنده -مگر آنكه (بموقع به آن حيوان برسيد، و) آن را سرببريد- و حيواناتى كه روى بت ها (يا در برابر آنها) ذبح مى ‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است; و (همچنين) قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبه ‏هاى تير مخصوص بخت آزمايى; تمام اين اعمال، فسق و گناه است -امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مايوس شدند; بنابر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم; و نعمت خود را بر شما تمام نمودم; و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم- اما آنها كه در حال گرسنگى، دستشان به غذاى ديگرى نرسد، و متمايل به گناه نباشند، (مانعى ندارد كه از گوشت هاى ممنوع بخورند;) خداوند، آمرزنده و مهربان است 3 از تو سؤال مى‏ كنند چه چيزهايى براى آنها حلال شده است؟ بگو: آنچه پاكيزه است، براى شما حلال گرديده; (و نيز صيد) حيوانات شكارى و سگ هاى آموخته (و تربيت يافته) كه از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد داده‏ ايد، (بر شما حلال است;) پس، از آنچه اين حيوانات براى شما (صيد مى ‏كنند و) نگاه مى ‏دارند، بخوريد; و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براى شكار،) بر آن ببريد; و از (معصيت) خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است! 4 امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده; و (همچنين) طعام اهل كتاب، براى شما حلال است; و طعام شما براى آنها حلال; و (نيز) آنان پاكدامن از مسلمانان، و آنان پاكدامن از اهل كتاب، حلالند; هنگامى كه مهر آنها را بپردازيد و پاكدامن باشيد; نه زناكار، و نه دوست پنهانى و نامشروع گيريد و كسى كه انكار كند آنچه را بايد به آن ايمان بياورد، اعمال او تباه مى ‏گردد; و در سراى ديگر، از زيانكاران خواهد بود 5

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

رهبری در نهج البلاغه

بخش هفتم و پایانی  

مژگان امیریان زاده

مهدی محمدی

 

فرادستان:

عنصر دیگرمحیط رهبری. شخصیت رهبری، رئیس فرد است. هركس نوعی رئیس دارد با اینكه اغلب مدیران نسبت به سرپرستی زیردستـــان توجه قابل ملاحظه ای معطوف می كنند ولی برخی نسبت به زیردست بودن خود توجه كافی ندارند و با این حال، برآوردن انتظارات مافوق غالباً عامل مهمی است كه بر رفتار رهبر تاثیر می گذارد. برای یك مدیر دانستن انتظارات مافوق مخصوصاً اگر خواهان ترقی و پیشرفت درسازمان باشد اهمیت دارد. اگر وی تمایل به ارتقا داشته باشد ممكن است به جای تبعیت از گروه همكاران از آداب و رسوم گروهی كه مایل به پیوستن به آن است پیروی كند. درنتیجه برای او انتظارات مافوق ها از انتظارات همكاران یا زیردستان كه با آنها كنش و واكنش متقـابل دارد، مهمتر است (علاقه بند، ۱۳۷۰، ص ۱۱۴).
 
در قرآن كریم سوره بقره آیه ۲۵۷ آمده است كه:

الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین كفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئك اصحاب النار هم فیها خالدون


نكته مهم در این آیه مسئله اولیاؤهم الطاغوت و الله ولی الـــذین آمنوا است ایمان آورندگان فقط یك مافوق و یك ولی دارند و آن خداست كه مقدمات خروج آنها را از ظلمات به نور فراهم می سازد بنابراین، عامل تاثیرگذار در وجود است درحالی كه كسانی كه طاغوت را برگزیدند بیش از یك ولی دارند و نابر نیاز خود و متناسب با نیتش به یكی از این مافوق ها رجوع می كند.
 
تعبیر لامؤثر فی الوجود الا الله (هیچ تاثیركننده ای در عالم وجود، جز الله نیست) درمورد بزرگان ایمان آورنده به خداوند متعال صدق می كند.
 
اما به طوركلی رهبر نسبت به مافوق خود بایستی صفات و ویژگیهای زیر را دارا باشد:
۱) حیـــــا نسبت به مافوق.

۲) احترام صمیمیت آفرین.

۳) نگاه بدكار مافوق به صورت نقادانه.

۴) عمل طبق مقررات و قوانین.

۵) پیشنهاد.
 
البته درهر یك از موارد زیر بایستی از افراط و تفریط جلوگیری كرد و بر حذر بود.


 
افراط و تفریط در حیا،  نسبت به مافوق:

 افراطش این است كه حیا مانع از این شود كه انسان نسبت به مافوقش انتقاد بكند، اما حد تفریط در حیا، بی حیایی است كه رهبر نسبت به مافوقش مرتكب شود.
 
افراط و تفریط در احترام به مافوق: چیزهای مثبتی را نسبت به مافوق یافتن در حضور یا غیابش احترام درحد افراط است، یك وقت هم انسان تمام كارهای مثبت مافوقش را منفی جلوه می دهد این تفریط است.

دراین رابطه امیرالمؤمنین (ع) درنهج البلاغه می فرماید:
 
۱ - ثناگویی بیش از استحقاق تملق است؛
 
۲ - اما اگر از آن چیزی كه مافوق مستحق است كمتر بگــــویی تقصیر كند. (حكمت ۳۴۷ نهج البلاغه)

 

افراط و تفریط در انتقاد،  نسبت به مافوق:

حد افراط انتقاد آن است كه انسان دائماً به دنبال عیب بگردد، هیچ توجه نكند این چیزی را كه نسبت به مافوق ایراد می گیرد. آیا غیر از این ممكن بوده است یا نه.
اگر انتقاد به تفریط هم كشیده شود اسباب فساد فراهم می گردد.

 

افراط و تفریط نسبت به مقررات:

اگر آنقدر روی دستورالعملها وسواس  داشته باشیم كه به جای قانونی عمل كردن چند درجه بالاتر از قانون عمل كنیم این افراط است. تفریط هم این است كه آیا مقررات و قوانین را رعایت نكنیم یا سست برخورد كنیم.


 
افراط و تفریط در پیشنهاد، نسبت به مافوق:

 افراط در این بعد یعنی گاهی بعضی واقعاً آنقدر پیشنهاد دادن برایشان آسان است كه تصور می كنند ذهن خلاقی دارند كه هیچ نیازی به دقت ندارند و قطعاً افراط در پیشنهاد سبب كم ارزش شدن پیشنهاد و سردی پیشنهاد دهنده می شود. تفریط در پیشنهاد این است كه فرد بگوید به من چه مربوط است، من وظیفه مشخصی دارم و آن را انجام می دهم.


زمانی كه پافشاری مردم برای پذیرش زمامداری امیرالمؤمنین (ع) شدت گرفت ایشان فرمودند : بدانید كه اگر من درخواستتان را پذیــرفتم، شما را بدان سویی می برم كه خود می دانم و در این راه نه گفتار گوینده ای را گوش می كنم و نه از سرزنش كسی بیم دارم. اگر دست از من بردارید همچون یكی از خودتان هستم، و چه بسا در برابر كسی كه جهت سرپرستی خود برمی گزینند از همه شما شنواتر و فرمانبردارتر نیز باشم و من وزیر و مشاورتان باشم بهتر از آن است كه امیرتان. (نهج البلاغه كلام ۹۲)
در حقیقت امیرالمؤمنین علی (ع) با این جمله خود وظیفه مردم عادی، كارگزاران و عمال را نسبت به مافوق خویش بیان می كند.
ایشان در نامه شماره ۵ خطاب به اشعث پسر قیس عامل آذربایجان می فرماید: كاری كه به عهده توست نان خورش تو نیست بلكه بر گردنت امانتی است.
در اینجا امام اشاره كرده است كه عامل باید نسبت به امانتی كه از طرف رهبر به او واگذار شده است، امین بوده و محافظ آن باشد.
و همچنین در نامه شماره ۲۰ خطاب به زیادبن ابیه كه در مال مسلمانان خیانت كرده بود وظیفه او را نسبت به خود بیان كرده است:...
اگر مرا خبر رسد كه تو اندك یا بسیار خیانت كرده ای چندان بر تو سخت گیرم كه اندك مال مانی و درمانده به هزینه عیال و خوار و پریشان حال.


نتیجه گیری
با نگاهی كلی به دیدگاه امام علی (ع) و دانشمندان غربی مدیریت به تعاریف ویژگی ها و مهارت های رهبری در رفتار با زیردستان و فرادستان چند نكته مشخص می گردد:


۱ - گرچه در تعاریف رهبری از دیدگاه امام علی (ع) و دانشمندان مدیریت به طور مستقیم و غیرمستقیم به تاثیر و نفوذ رهبری اشاره شده است اما نكته بسیار مهم ذات رهبری و مدیریت بر مردم از دیدگاه های هركدام از دو گروه است. نفوذ و تاثیر مدیر و رهبر بر مردم از دیدگاه دانشمندان مدیریتی در ابتدا و به طور اولی رسیدن به اهداف سازمان است كه اكثر اوقات این اهداف سازمانی گروه خاصی را دربرمی گیرد. درحالی كه امام علی (ع) رهبری را امتیاز و منتی برای مردم می داند و مسئولیتی سنگین برای رهبر. بنابراین، پذیرش رهبری در دیدگاه امام تنها منحصر به پذیرش حكومت بر مردم نیست بلكه پذیرش مسئولیت كمك به مردم، احقاق حق، برقراری عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم است. بنابراین امام در پذیرش زمامــداری خود آن را واجب بر خود می داند، نه از آن جهت كه توسط پیامبر (ص) در غدیرخم به این سمت انتخاب شده بلكه به دلیل عهد و پیمان خداوند با دانشمندان آگاه و ربانی.


۲ - در دیدگاه ویژگی های رهبری، دانشمندان مدیریتی سیر تاریخی را از ابتدا تا زمان معاصر طی كرده اند تا به مرحله ویژگی های اقتضایی دست یافته اند درحالی كه امام در خطبه ها و نامه های خود به طور مشخص و جامعی تمامی ابعاد بررسی شده در طول ۵۰ سال مطالعات مدیریتی را ذكـــر كرده است و این از متن خطبه ها و نامه ها مشخص است كه با توجه به ذكر خصوصیاتی مطلق و خاص برای رهبر، در موقعیت های مختلف فرمان های مختلف را به عوامل و زمامداران خود ابلاغ كرده است.

 

منابع و مأخذ:

1- اخلاق كارگزاران (۱۳۷۷)، سازمان امور اداری و استخدامی كشور، مركز آموزش مدیریت دولتی.

 2- ایران نژاد پاریزی، مهدی؛ ساسان گهر، پرویز (۱۳۷۹)، سازمان و مدیریت، از تئوری تا عمل، موسسه عالی بانكداری ایران.

۳ - بهرنگی (برنجی)، محمدرضا (۱۳۷۳)؛ مدیریت آموزشی و آموزشگاهی؛ ناشر مؤلف.

 4- جعفری، سیدمحمدمهدی (۱۳۷۳)؛ آموزش نهج البلاغه، جلد نخست؛ سازمان چاپ و انتشارات.

5- جعفری، سیدمحمدمهدی (۱۳۷۳)؛ پرتوی از نهج البلاغه (با استفاده از ترجمه آیت الله سیدمحمود طالقانی)؛ سازمان چاپ و انتشارات.

6- دفت، ریچارد ال. (۱۳۷۷)؛ تئوری و طراحی سازمان؛ جلد دوم؛ مترجمان علی پارسائیان و سیدمحمداعرابی؛ دفتر پژوهشهای فرهنگی.

۷ - ساعتچی، محمود (۱۳۷۵)؛ روانشناسی كاربردی برای مدیران، انتشارات ویرایش.

۸ - سیدعباس زاده، میرمحمد (۱۳۷۱)؛ تئوری، تحقیق و عمل در مدیریت آموزشی، جلد دوم، انتشارات انزلی.

۹ - خمیری، محمدعلی (۱۳۵۹)، مدیریت و رهبری از دیدگاه نهج البلاغه، انتشارات وصحافی لوكس.

۱۰ - علاقه بند، علی (۱۳۷۷)؛ مقدمات مدیریت آموزشی، نشر روان.

۱۱ - علاقه بند، علی (۱۳۷۰)؛ مدیریت رفتار انسانی، كاربرد منابع انسانی، كنت بلانچارد، امیركبیر.

۱۲ - مطهــــــری، مرتضی (۱۳۵۳)، سیری در نهج البلاغه، انتشارات صدرا.

۱۳ - میچل، ترنس آر (۱۳۷۳)؛ مردم در سازمانها، مترجم: حسین شكركن، انتشارات رشد.

۱۴ - وایلز، كیمبل (۱۳۷۰)؛ مدیریت و رهبری آموزشی، مترجم: محمدعلی طوسی، مركز مدیریت دولتی.

۱۵ - نهج البلاغه (۱۳۶۹)، سیدجعفر شهیدی.

۱۶ - قرآن مجید

 SCHERMERHORN, JOHN R, HUNT, JAMES G, OSBORN, RICHARD (۱۹۹۷), ORGANIZATIONAL BEHAVIOR, WILLEY AND SONS, INC - 17

 

مژگان امیریان زاده: عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد مرودشت - مهدی محمدی: دانشجوی دكتری برنامه ریزی درسی دانشگاه شیراز

 

منبع : ماهنامه تدبیر

 

  جمله مديريتی              

با ارزش ترین سرمایه

سرمایهٔ محدود عمر، فقط قابل تخمین است؛

 یک انسان با امید زندگی طولانی، حداکثر 200000 ساعت از زمان را به عنوان وقت قابل استفاده در اختیار دارد.

امروز را به عنوان اولین روز باقیمانده زندگی تان به حساب آورید.

مدیریت زمان - نوشته لوتر جی سیورت

 

  حدیث مديريتی             

 

پیرایش قلب

امام علی علیه السلام فرمودند:

اُحْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ.
قلب خود را از كینه دیگران پاك كن،‌ تا قلب آنها از كینه تو پاك شود.

(الامالی، ج2، ص 174)

  طنز مديريتی              

خدمات پس از فروش

 

در حال ورشكستگی بود...

مغازه گز و سوهان ‌فروشی در كنار جاده بین‌ شهری داشت.

شب عید، پارچه بزرگی به درب مغازه اش زد؛

نوشته بود گز و سوهان، با 4 ماه خدمات پس از فروش؛

مشتریان زیادی برای پرسش در مورد خدمات پس از فروش گز و سوهان به این مغازه مراجعه كردند و او با فروش بالا از ورشكستگی نجات یافت.

 

  حکايت مديريتی            

دسته كلید پای تیر چراغ برق

 

در یک شب تاریک مردی در پیاده رو خیابانی پای تیر چراغ برق دنبال چیزی می ‌گشت.

رهگذری او را دید و پرسید: دنبال چه می‌ گردی؟

مرد گفت: دنبال دسته كلیدم می ‌گردم.

رهگذر پرسید: آن را اینجا گم كردی؟

مرد گفت: نه، فكر می‌ كنم چند قدمی عقب‌ تر، از دستم افتاده باشد.

رهگذر پرسید: پس چرا اینجا دنبال آن می ‌گردی؟

مرد گفت: چون اینجا نور بیشتر است.

 

شرح حكایت

شركت ها و سازمان ها اغلب در حوزه دانش و تجربیات خود دنبال راه حل مسائل می‌گردند در حالیكه ممكن است یافتن راه حل به دانش، رویكرد و تفكر متفاوتی نیاز داشته باشد.

بهتر است برای دستیابی به نوآوری، جستجو پای تیر چراغ برق را متوقف كنیم.

 

  تکنیک های موفقیت         

اهمیت گوش دادن در روابط بین فردی

مقدمه:

در روابط بین فردی گوش دادن اهمیت زیادی دارد. زیرا از طریق این مهارت می توانیم ضمن احترام گذاشتن به فرد مقابل، وی را به ادامه ی تعامل تشویق نموده و در نتیجه اطلاعات بیشتری کسب نماییم. مثلاً یک مدیر موفق،برای تضمین اطّلاعات صعودی (از زیردست به بالا دست ) از مهارت گوش دادن استفاده می نماید؛ چرا که توانایی خوب گوش دادن مدیر می تواند، برای آنکه زیردستان به گزارش پیام ها ادامه دهند،جو اعتماد به وجود آورد. در عین حال برای ایجاد و حفظ روابط خوب و مطلوب و جلوگیری از اختلاف نظرها،کشمکش ها و سود تفاهم باید دقیق شنیدن را آموخت و بکاربست.

 

گوش دادن فعال:

گوش دادن در تعاملات اجتماعی به دو معنا به کار می رود.گوش دادن فعال اولین معنا می باشد.این فن اصولاً بر منعکس نمودن احساسات طرف مقابل تکیه دارد.برای اجرای این کار باید حداکثر استفاده را از حواس خود(شنوایی،بینایی)به عمل آوریم.روی آنچه شخص مقابل احساس می کند و بر زبان می آورد متمرکز شویم و با هدف درک کردن به او گوش دهیم.باید توجه نمود گوش دادن فعال ما زمانی نمایان می شود که رفتارهایی انجام دهیم که حاکی از توجه ما به طرف مقابل است.دومین معنا گوش دادن منفعل است.این نحوه ی گوش دادن بر جنبه های پنهان رفتار شنونده اطلاق می شود.مثلا ممکن است بطور پنهانی و بدون فرستادن پیام های کلامی و غیر کلامی، به صحبت های شخص مقابل گوش فرادهیم.

 

بنابراین در گوش دادن منفعل بدون آنکه رفتار خاصی انجام دهیم که نشانه ی توجه ما به دیگران است،اطلاعات آنان را جذب می کنیم.

درروابط بین فردی ما با مهارت گوش دادن فعال که شامل پیام های کلامی و غیر کلامی است سرو کار داریم .لذا برای کسب این مهارت باید رفتارهای کلامی و غیر کلامی آن را بشناسیم.پیام کلامی مانند بیان استنباط خود نسبت به نقطه نظرهای اصلی و احساسات گوینده با لحنی دوستانه، و پیام های غیرکلامی مانند تصدیق سخنان طرف سخنان طرف مقابل با استفاده از حالات چهره می باشند.بنابراین با توجه به مطالب فوق گوش دادن را اینطور تعریف می نماییم: گوش دادن عبارت است ازفرآیند شنیدن و انتخاب،جذب و سازماندهی،و به خاطر سپردن و دادن پاسخهای مشخص به محرک های شنیداری و غیرکلامی .در این تعریف تاکید بر دریافت و فهم درست از علایم کلامی و غیرکلامی است.

 

الف)علایم کلامی:

یکی از نشانه های اصلی خوب گوش دادن در تعاملات اجتماعی استفاده از علایم کلامی است.این علایم به صورت تصدیق،تحسین،انعکاس احساسات،تعبیر و تفسیر کردن و . در گفتار ما ظاهر می شود.

بهره مندی از گفتار در تعاملات اجتماعی باید متعادل و متناسب با وضعیت و احوال شخص مقابل باشد ؛زیرا افراط و تفریط در گفتار یا پرسش سئوالات نابجا،باعث بی انگیزه شدن طرف مقابل به ادامه تعامل ،از بین رفتن جواعتماد ودر نتیجه عدم کسب اطلاعات دریافتی کافی می شود.

 

۱) تصدیق :

این نوع از علایم کلامی شامل کلمات و عباراتی است که نشانه ی تایید یا موافقت با اعمال و گفتار طرف مقابل است. از تصدیق برای تقویت قسمت های مهم گفتار طرف تعامل و جهت دادن به آن استفاده می نماییم.نمونه های آن عبارتند از بله ، درسته، همینطور است که شما می گویید و صدای غیر لغوی مانند اهوم.

 

۲) تحسین :

تحسین هم مانند تصدیق نوعی تقویت مثبت است.ولی فراتر از یک تایید ساده یا توافق با گفتار و اعمال طرف مقابل است.از انواع تحسین کلامی می توان به عباراتی مانند آفرین!،چه جالب!،ادامه بده،عالیه اشاره نمود که متناسب با وضعیت به کار می روند.

 

۳) انعکاس احساسات :

انعکاس احساسات نوعی همدردی(شاخه ای از مهارت زندگی است) به حساب می آید و کاربرد آن زمانی است که شخص مقابل نیاز به یک همدرد برای کسب آرامش دارد.مثلا وقتی کسی ناراحت،عصبانی وآشفته حال است،باید از این فن استفاده نمود.برای بازگرداندن احساسات باید به دقت به صحبت های طرف مقابل گوش فرادهیم تا از نیازها و مسائل اصلی او با خبر شویم وگفتار خود را براساس آن نیازها تنظیم نماییم.

 

۴) تعبیر و تفسیر کردن :

با استفاده از گنجینه لغات شخصی خود،مطالبی را که شنیده ایم برای گوینده تفسیر می کنیم.با این کار مطمئن می شویم که مطمئن می شویم که سخنان وی را درست فهمیده ایم و همچنین نشان می دهیم که در طول تعامل با دقت به سخنانش گوش داده ایم.

 

ب)علایم غیر کلامی :

پاسخ های غیر کلامی نیز نقش مهمی در گوش دادن بازی می کنند.برخی از این رفتارها نشانه ی توجه به گوینده و برخی هم نشانه ی بی توجهی به اوست که باید به آنها اهمیت داد.از علایم غیر کلامی رایج می توان به تکان دادن سر،حالات چهره،وضعیت بدنی،تماس چشمی مستقیم اشاره نمود که در ذیل به تفسیر اجمالی این موارد می پردازیم.

 

۱) تکان دادن سر :

سر تکان دادن در مذاکره،علامت توجه به گفته های طرف مقابل است.این مساله باعث تشویق گوینده به ادامه ی تعامل ودر نتیجه کسب اطلاعات بیشتر توسط ما می شود.

 

۲) حالات چهره :

حالت چهره بیانگر هیجانات درونی ما می باشد که نسبت به صحبت های شخص مقابل ابراز می کنیم.مانند بالا انداختن ابروها که نشانه ی تعجب شنونده است.

 

۳) وضعیت بدن :

وضعیت بدن می تواند ،معرف نگرش های مثبت و منفی و سطح هیجانات و تمایات باشد.لذا باید به نحوه ی نشستن یا ایستادن بسیار توجه نمود؛زیرا طرف تعامل از وضعیت بدنی ما تصمیم به ادامه یا قطع مذاکره می گیرد.

 

۴) تماس چشمی مستقیم :

نشانه ی گوش دادن به گفته های طرف مقابل است.حال اگر شنونده باشیم بیش از وقتی که صحبت می کنیم از نگاه استفاده می نماییم و نسبت به گوینده نگا ه های طولانی تری داریم.

 

نتیجه گیری :

اگرچه ما می توانیم ، بدون استفاده از هر گونه علایم کلامی و غیر کلامی،به صحبت های دیگران گوش فرادهیم؛اما بهتر آن است که این موضوع را به طرف مقابل نشان دهیم.لذا هم پاسخ های کلامی و هم غیرکلامی در گوش دادن فعال نقش موثری دارند.در حقیقت علایم کلامی وغیر کلامی گوش دادن فعال طوری در هم آمیخته اند که اگر یکی از این دو کانال ارتباطی گویای عدم توجه ما باشند،طرف مقابل آن را حمل بر گوش ندادن ما می کند .

 

 منبع : همکلاسی ها

 

  نکات مدیریتی             

آقای مدیر! قرار نیست شما

متخصص همه امور  زیر مجموعه مدیریتی تان باشید...!

 

بسيارى از مديران معتقدند كه بايد از چگونگى انجام كليه‏ كارها، در واحد تحت مسووليت خود كاملا مطلع و آگاه باشند.

شايد به اين دليل كه احساس مى‏ كنند اگر يكى از كاركنان كليدى، غيبت يا استعفا كرد، آنها بايد خود شخصا آن كار را بتوانند انجام دهند.

اگر شما نيز، به عنوان يك مدير، به اين مساله اعتقاد داريد ، بنابراين رييس سازمان هم بايد بتواند هرنوع كارى را در سازمان خود انجام دهد كه البته اين نظريه، مسخره است!!

زيرا در آن صورت رييس جمهورى هر كشورى هم بايد بتواند كليه‏ مشاغل موجود در دولت خود را انجام دهد كه اين طور نيست.

شما به عنوان مدير، لازم است از كارها، و نه نحوه‏ى انجام، آنها مطلع باشيد. البته اين امر تا حد زيادى به سطح مديريت شما (اينكه مدير ارشد، مدير ميانى يا مدير پايه باشيد) بستگى دارد.

اگر مدير پايه هستيد موظفيد كه نحوه‏ انجام برخى كارها را بدانيد، اما اگر مثلا 35 كارمند شاغل در وظايف مختلف داريد، لزومى ندارد نحوه‏ انجام تک تک كارها را بدانيد.

مثلا مدير يک بيمارستان نمى ‏تواند عمل جراحى انجام دهد، اما به خوبى مى ‏داند چگونه جراحان مجربى استخدام كند و آنها را در بيمارستان خود نگه دارد.

بسيارى از مديران تازه كار، در مورد عدم توانايى خود براى انجام كارها نگران و ناراحت هستند شما به عنوان مدير تازه كار اصلا نگران اين مساله نباشيد؛ زيرا شما صرفا مسوول نتايج حاصله آن هم در حيطه سياست سازمان هستيد و نه بيشتر.

اگر چه اين نظر ممكن است در ابتدا شما را نگران و وحشت زده كند اما كم كم عادت خواهيد كرد.

شايد واكنش اوليه شما اين باشد كه من بايد تمام اينها را بدانم. اما اگر در حيطه كارى شما وظايف زيادى وجود داشته باشد، يقينا در انجام آنها موفق نخواهيد بود، پس هم نگران نباشيد و هم تلاش بيهوده نكنيد.

 

 

  مقاله مدیریتی             

چرا افراد در برابر تغییرات مقاومت می کنند؟

آرش پوراسماعیل

 

مقاومت در برابر تغييرات :
يکی از دستاوردهای بسيار مستند در مورد رفتار فرد و سازمان اينست که سازمان و اعضای آن در برابر تغيير ايستادگی ( مقاومت ) می کنند.

ايستادگی در برابر تغيير می تواند بصورت يکی از منابع ايجاد تعارض و اختلاف نظر، در آيد .
ايستادگی در برابر تغيير الزاماً به روش های استاندارد صورت نمی گيرد . افراد می توانند بصورتی آشکار ، تلويحی ، غير مستقيم و يا آنی از خود مقاومت نشان دهند .
اگر مقاومت افراد بصورت آشکار يا آنی باشد مديريت سازمان با مساله چندان مشکلی روبرو نخواهد بود . اما بدترين نوع مقاومت آنست که بصورت غير مستقيم باشد . يا اينکه اعضای سازمان بکوشند تا آن را برای مدت زمانی به تاخير اندازند . مقاومت تلويحی يا غير مستقيم جنبه ظريف تری به خود می گيرد و وفاداری افراد نسبت به سازمان کم می شود . اينک به منابعی می پردازيم که منشاء اينگونه ايستادگی ها می شوند .


مقاومت های فردی :


عادت :

انسان موجودی پايبند عادت است . افراد هنگاميکه با پديده تغيير روبرو می شوند ، اين نوع تمايل ( عادت ) بصورت منبعی در می آيد که در برابر پديده تغيير ايستادگی می کند . بنابراين زمانيکه محل کارفرما تغيير می کند و به نقطه ديگری منتقل می شود او بايد بسياری از عادتهای خود را تغيير دهد .


امنيت :

کساني که به شدت احساس امنيت شغلی می کنند در برابر پديده تغيير مقاومت می نمايند . زيرا اين پديده می تواند احساسی را که آنان از "امنيت " دارند دستخوش تهديد قرار دهد .


عوامل اقتصادی :

 يکی ديگر از دلايلی که موجب مقاومت فردی می شود اينست که فرد می ترسد تغيير باعث شود که در آمد وی کاهش يابد ، تغيير در نوع کار يا وظيفه ای که فرد در سازمان انجام می دهد می تواند موجب تهديدات اقتصادی شود .


وحشت از پديده ابهام :

پديده تغيير باعث می شود که عدم اطمينان و ابهام جايگزين چيزهای شناخته شود . کارکنان و اعضای سازمان در برابر پديده عدم اطمينان واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند و ممکن است نسبت به پديده تغيير نگرش منفی پيدا کنند .


چشم پوشی از واقعيت :

اصولاً افراد ازميان اطلاعاتی که به آنان می رسد ، آنهايي را گوش می دهند که درنوع پنداشت يا برداشتشان خدشه ای وارد نکند آنان همان چيزهايي ر امی شنوند که می خواهند بشنوند و به اطلاعاتی که دنيای "خود ساخته" آنان را مورد تهديد قرار ندهد .

غلبه بر عوامل مقاومت :
برای از بين بردن منابع يا عواملی که در برابر پديده تغيير مقاومت می کنند روش هايي وجود دارد :
آموزش و ارتباطات : برای از بين بردن مقاومت بايد با کارکنان و اعضای سازمان ارتباط برقرار کرد و علت ايجاد تغيير رابه آنان تفهيم نمود و دلايل آن را بر شمرد . اگر کارکنان و اعضای سازمان از همه واقعيت ها آگاه شوند و هر نوع سوء تفاهمی از بين برود از ميزان مقاومت ها کاسته خواهد شد . برای انجام اين کار می توان با افراد به مباحثه پرداخت، بخشنامه صادر کرد و يا در آن رابطه سخنرانی کرد يا گزارش هایی تهيه و ارايه نمود .


مشارکت :

اگر افراد در امر ايجاد تغيير و به هنگام تصميم گيری، مشارکت کرده باشند به ندرت امکان دارد که در برابر آن ايستادگی نمايند . بايد پيش از ايجاد هر نوع تغيير از کسانيکه احتمال می رود با آن به مخالفت برخيزند دعوت به عمل آورد و آنها را در زمينه تصميم گيری مشارکت داد .


در نظر گرفتن تسهيلات :

يکی ديگر از راههايي که می تواند مقاومتهای بالقوه بر سر راه تغيير را از بين ببرد اينست که در ازای کم شدن مقاومت چيزی ارزشمند به آن افراد داده شود و يا منافعی را که از اين راه حاصل افراد می شود بر شمرده شود .


استفاده از زور :

استفاده از زور آخرين روشی است که در اين فهرست قرار دارد . يعنی مديريت سازمان ، گروههای مقاوم را مستقيماً مورد تهديد قرار می دهد و آنان را مجبور می نمايد تادست از مقاومت بر دارند . نمونه های کاربرد زور عبارتند از: تهديد به اخراج ، تغيير پست و تنزل مقام يا دادن معرفی نامه ضعيف .


در پايان ذکر اين مطلب ضروری به نظر می آيد که اگر عوامل محيطی بصورت کامل ثابت می ماندند . اگر مهارت ها و توانايي ها همواره به "روز" بودند و منسوخ نمی گرديدند و اگر فردا درست همانند امروز بود ، در آن صورت مديران نبايد به تغييرات سازمانی توجه می کردند ولی دنيای واقعی همواره دستخوش تشنج ، تحول و دگرگونی است و اگر سازمان يا اعضای آن بخواهند در صحنه پر رقابت ايستادگی کنند بايد همواره متحول شوند .
در بيشتر سازمان ها مديران در زمره طلايه داران پديده " تغيير" به حساب می آيند . آنان از مجرای تصميماتی که می گيرند و رفتار الگو مآبانه خود به فرهنگ تغييرات سازمانی شکل می دهند . بطور مثال تصميمات مدير در مورد طرح ساختار، عوامل فرهنگی و سياست های منابع انسانی به ميزان نوآوری سازمانی خواهد بود . به همين شيوه تصميمات سياست ها و روش های مديريت تعيين کننده ميزان يا درجه ای است که سازمان می تواند عوامل محيطی را درک کند و خود را با تغييراتی که در اين عوامل رخ می دهد، سازگار نمايد .

باید اذعان نمود که پیچیدگی پدیده تغییر از آن جهت است که فرآیندی دینامیک بوده و از تعامل متقابل عوامل مختلف بوجود می‌آید و تمامی این عوامل و متغیرهای آن در رابطه علت و معلولی با یکدیگر، ساز و کاری بوجود می ‌آورند که درک و تحلیل آن را مشکل می‌سازد؛ از این رو تشخیص جهت مناسب تغییر دشوار می‌شود.


دو دلیل عمده وجود دارد که ضرورت تغییر در سازمانها را ایجاب می‌نماید:
1-
نیاز به تغییرات درونی برای تطبیق با رخ دادهای ایجاد شده در خارج از سازمان.
2-
علاقه به پیش‌بینی توسعه در آینده و یافتن راه های تطبیق با آن.


به هنگام حادث شدن تغییر، عوامل انسانی در سازمان پاسخ‌های متفاوتی از خود نشان می ‌دهند.
مقاومت افراد در مقابل تغییر یکی از مهمترین مسائل سازمان ها و بنگاه های اقتصادی است زیرا آنها تغییر را نوعی تهدید برای خود می‌دانند و به سادگی پذیرای تحولات و تغییرات نمی‌شوند و غلبه بر این مقاومت و هدایت آن، یکی از مشکل‌ترین وظایف مدیران است. به هر حال تغییر هرچه باشد و مقاومت در مقابل آن به هر شدتی که باشد نیاز به مدیریت و راهبری دارد و مدیر باید افراد را توجیه کرده و آگاهی‌های لازم را به آن ها بدهد.


مقاومت در مقابل تغییرات دو منشاء دارد:
1-
مقاومت‌هایی که منشاء فردی دارند و به ویژگی‌های شخصیتی افراد مربوط می‌شود که عبارتند از:

- عادت

- امنیت

- ترس از ناشناخته‌ها

عوامل اقتصادی و بی ‌اعتمادی به خود.


2-
مقاومت‌هایی که منشاء سازمانی دارند که عبارتند از:

- مکانیسم‌های ساختاری

- احساس تهدید توسط متخصصان

- هنجارهای گروه و سرمایه ‌گذاری شغلی.


برای مدیریت تغییر و مقابله با مقاومت کارکنان در برابر تغییر، "رابینز" روش هایی را به شرح زیر پیشنهاد نموده است:

1-
ارتباطات: مدیر باید با کارکنان ارتباطی موثر برقرار نموده و دلایل ایجاد تغییر را برای آنان بیان کند.
2-
مشارکت: کارکنان را باید در جریان تغییرات شرکت قرار داد و بدین ترتیب از مقاومت آنان در مقابل تغییرات کاست.
3-
اعطای تسهیلات: شامل آموزش مهارتهای جدید و دادن مزایا و ...
4-
استفاده از زور: آخرین روش است و مدیر باید گروه هایی را که هنوز مقاومت می‌نمایند به طور مستقیم مورد تهدید قرار داده و از روش های مختلف مجبورشان نماید که از مقاومت دست بردارند.

به هر حال باید تاکید نمود که در تحولات سازمانی دو هدف به شرح زیر وجود دارد:
1-
همساز کردن سازمان با نیازهای محیطی
2-
تغییر رفتار کارکنان و همسو ساختن آن با نیازهای جدید
که هر دو این اهداف باید توسط مدیران و رهبران سازمان ها دنبال شود تا سازمان ها و بنگاه های اقتصادی قادر به ادامه حیات و ماندگاری در بازار رقابت باشند.
در ارتباط با انجام تغییرات نکته حائز اهمیت مقاومت کارکنان در مقابل تغییرات است. اما این مقاومت و عدم تمایل دلیل بر رد مسأله تغییر و تحول و تأخیر در آن نیست و انتظار می ‌رود مدیر با اداره صحیح امور و تدبیر و کاردانی خویش، کارکنان را به سمت و سوی ایجاد تغییر هدایت نماید و این جا است که مشاهده می‌شود مدیریت آمیزه‌ای زیبا و پیچیده از علم و هنر است و مدیر هنرمند کسی است که بدون وقفه در فعالیت‌های قبلی سازمان قادر به انتقال کارکنان خود به وضعیت جدید باشد.

 

سه اصل بنیادین مدیریت تغییر:

- ارزشیابی مستمر وضعیت (بیرونی و درونی) سازمان

- مشارکت بخشیدن به کارکنان (در فعالیت‌ها و نتایج حاصله از آن)

- ارتباطات اقناعی (در همه زمینه‌ها و موضوعات)

که بر پایه آنها می ‌توان بر مقاومت در برابر تغییر غلبه کرد.

 

منابع:
 
1- رفتار سازمانی نوشته استيفن رابينز - ترجمه دکتر پارسائيان و دکتر اعرابی
 2-
تغییر، شجاعت در شناخت، سعید آروندی
 3-
مدیریت تغییر، مهندسی فروزنده طبیبی
 4-
مقاومت کارکنان در برابر تغییرات و نقش مدیریت در کاهش آن، زهرا جمالی پاقلعه، دکتر نعمت الله موسی پور
 5-
معجزه ارتباط و ان.ال.پی نوشته جری ریچاردسون ترجمه مهدی قراچه داغی
 6- http://www.firstmonday.org/issues/issue8_3/garfinkel/index.html
 7- http://globalexec.somee.com/Default.aspx
 8- www.hcgnet.com
 9- www.administer85.blogfa.com

 

  کلید هدایت               

آیات اخلاق در سیمای حسینی

 

 

به حسن خلق و وفا کس به یار ما نرسد                ترا درین سخن انکار کار ما نرسد

 

اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده اند                  کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

 

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز               با یار یک جهت حق گزار ما نرسد

 

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی                   به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

 

هزار نقد به بازار کائنات آرند                          یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

 

دریغ قافله عمر کانچنان رفتند                           که گردشان به هوای دیار ما نرسد

 

دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش                  که بد به خاطر امیدوار ما نرسد

 

چنان بــِـزی که اگر خاک ره شوی کس را            غبار خاطری از رهگذار ما نرسد

 

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او                به سمع پادشه کامکار ما نرسد

 

زیبایی های صفاتش دلربا و روح‏نواز است و نگاه و رفتارش ظهور آیات حقّ، و مكارم اخلاقش تجلّی‏ بخش فلسفه بعثت پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم است كه فرمود: بعثتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخْلاقِ عصمت و قداست او در آیه تطهیر با جلوه‏ای پرفروغ انعكاس یافته و برعشق الهی و ایثار او كریمه ویطعمون الطعام علی حُبّه شاهد و گواه است.

زیبایی و جمال روح و اعتدال جسمانی‏اش با نام حسین علیه ‏السلام شكوهی افزون یافته است؛ زیرا كه حسین یعنی زیبایی و براساس روایت، نامی است كه خداوند آن را برایش برگزیده است. او چنان است كه خود فرمود:

 

بحُسنِ خلیقةٍ و علوّ همّةلیالٍ فی الضلالة مُدْلَهِمَّةو یأبی اللّه الاّ ان یتمَّه2

سَبَقْتُ العالمین الی المعالی؛و لاح بحكمتی نورالهدی فییرید الجاهدون لیطْفئوه

با اخلاق نیك و همت بلند، از همه جهانیان به قلّه‏ های فضیلت پیشی گرفتم و با حكمت من، نور هدایت در شب‏ های تاریك و دیجور گمراهی درخشید. منكران می‏ خواهند این نور را خاموش كنند؛ ولی خداوند نخواسته كه این نور خاموش شود.

اكنون جلوه ‏های آیات الهی را در چهره پرفروغش مرور می‏ نماییم و نظاره ‏گر پرتوی از شكوه مندی زیبایی‏ های اخلاقی‏اش می‏ گردیم.

 

1. همنشینی با تهی‏دستان

قرآن، تقوا را معیار ارزشمندی و كرامت انسان‏ها را در برخورداری هرچه بیشتر از آن می ‏داند و با اندیشه اصالت قدرت و ثروت، مبارزه گرده و آن را در نظام ارزشی خویش مُلغی ساخته است. قرآن كریم می‏ فرماید:

وَاصْبِرْ نفسَكَ مَعَ الّذین یدعُون ربَّهُم باِلْغَداوة وَالْعشِی یریدون وَجْهَهُ و لاتَعْدُ عیناك عَنْهُمْ تُریدُ زینةَ الحیوةِ الدُّنْیا وَ لاتُطِعْ مَنْ اَغْفَلنا قَلْبَهُ عَن ذِكرنا وَاتَّبَعَ هَویهُ وَ كانَ اَمرُهُ فُرُطاً3 با كسانی باش كه پروردگار خود را صبح و شام می‏ خوانند و تنها رضای او را می‏ طلبند. و هرگز به خاطر زیورهای دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر و از كسانی كه قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم. اطاعت مكن؛ همان‏ ها كه از هوای نفس پیروی كردند و كارهایشان افراطی است.

مفسّران در شأن نزول آیه، نوشته‏ اند كه:

عدّه‏ای از ثروتمندان مغرور به حضور پیامبر صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم رسیدند و در حالی كه به اصحاب صفّه و تهی‏دستان پاك‏ سیرت همانند سلمان، ابوذر، عمّار و صهیب اشاره می‏ كردند، گفتند:

اگر تو در بالای مجلس بنشینی و این‏گونه افراد را كه بدنی بدبو و جامه ‏هایی پشمینه برتن دارند، از خود دور كنی با تو همراه خواهیم شد و به سخنانت گوش خواهیم داد. تنها وجود این افراد است كه مانعی عمده برای حضور ما در مجلس شما شده است.

در این زمان آیه فوق نازل شد و جایگاه متعالی صفّه‏ نشینان تهی‏دست را كه قلبی مالامال از عشق و اخلاص داشتند، بیان داشت. پس از آن پیامبر صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم به جست‏وجوی آنان برخاست و در حالی‏كه آنان را در آخر مسجد یافت، فرمود:

الحمدللّه الّذی لم یمُتْنی حتّی اَمَرَنی اَنْ اَصْبِرَ نفسی مع رجالٍ من امّتی معكم المحیا و معكم الممات4؛ حمد خدا را كه مرا نمی راند تا این كه به من دستور داد با شما باشم. زندگی‏ ام باشما و مردنم نیز با شما خواهد بود.

گذشتگانِ این مستكبران نیز همین ایراد را با نوح پیامبر علیه ‏السلام در میان گذاشتند كه قرآن می‏ فرماید:

اشراف كافر قومش (در پاسخ نوح) گفتند: ما تو را جز بشری همچون خودمان نمی‏ بینیم و كسانی را كه از تو پیروی كرده ‏اند، جز گروهی پست و ساده ‏لوح مشاهده نمی‏ كنیم و برای شما فضیلتی نسبت به خود نمی‏ بینیم؛ بلكه شما را دروغگو تصوّر می‏ كنیم.

سپس قرآن كریم پاسخ نوح علیه‏ السلام را بیان می‏ كند و می‏ فرماید:

وَ ما انَا بِطارِد الّذین آمنوا اِنّهم مُلاقوا ربّهم5

من آنها را كه ایمان آورده‏ اند، از خود دور نمی‏ كنم، چرا كه آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند كرد. (اگر آنها را از خود برانم، در دادگاه قیامت خصم من خواهند بود.)

در راستای همین تفكّر مادّی جمعی از بنی‏ اسرائیل پس از برگزیده شدن طالوت به فرماندهی، گفتند: چگونه او بر ما حكومت كند با این‏كه ما از او شایسته‏ تریم و او ثروت زیادی ندارد؟! قرآن كریم پاسخ اشموئیل پیامبر علیه‏ السلام را این‏چنین بیان می‏ دارد: قالَ اِنَّ اللّهَ اصْطَفیهُ عَلَیكُمْ و زادَهُ بِسْطَةً فی‏الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ6

گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است.

با دقت در سیره اخلاقی ابی‏ عبداللّه علیه ‏السلام نیز همین جلوه ‏های متعالی و مفاهیم بلند را مشاهده می‏ كنیم كه دو نمونه از آن ذكر می ‏شود:

الف) انسان ‏های وارسته از هر طبقه و نژاد، گرد هم آمده ‏اند تا عاشقانه ‏ترین نظام عزّت وكرامت انسانی را در كربلا تجسّم بخشند. یكی از آنها جون است كه قبلاً غلام ابی‏ذرغفاری بوده است. با گوهر محبت و ولایت در كربلا حضور یافته است و بی‏اعتنا به تحقیر دنیاگرایان، عزّت خویش را در همراهی سیدالشهدا علیه ‏السلام دیده است.

هریك از یاران ابی ‏عبداللّه علیه ‏السلام به سوی نبرد حركت می ‏كند و مدتی نمی‏ گذرد كه بدنش نقش زمین می ‏شود و به ملكوت اعلی پر می‏ كشد. او نیز خود را آماده می‏ كند تا در صف بلاجویان دشت كربلا قرار بگیرد؛ پس به حضور امام حسین علیه‏ السلام می ‏رسد و می‏ گوید:

بدنم بدبو و رنگم سیاه و بی‏ بهره از نسب و قبیله هستم؛ امّا شوق بهشت، بی‏ تابم كرده است. پس بهشت را ارزانی من‏ دار تا بوی بدنم خوش و حسب و نسب من شرافت یابد و صورت من سفید گردد. به خدا سوگند! از شما جدا نخواهم شد تا خون من با خون پاك شما مخلوط گردد.

سپس از امام حسین علیه ‏السلام رخصت طلبید و به میدان شتافت؛ مبارزه‏ ای شگفت نمود تا این‏كه بر زمین افتاد. اگرچه سراسر وجودش عشق و محبّت به امام بود و تنها آرزوی او از این دنیا، این بود كه یك‏بار دیگر نگاهش بر چهره پرمهر ابی‏ عبداللّه علیه‏ السلام نقش بندد، اما تصوّرات پیشین او، كه در پیشگاه حضرت آن را اظهار كرد، به او اجازه نمی ‏دهد كه از ابی ‏عبداللّه علیه‏ السلام بخواهد تا بربا لینش حاضر گردد. ولی بر خلاف این تصوّرات، مشاهده می‏ كند كه امام بر بالین او حاضرگشته و دعای خویش را بدرقه راه آخرتش می‏ نماید و می‏ فرماید:

اللّهُمَّ بِیضْ وَجْهَهُ، و طَیبْ ریحَهُ وَاحْشُرْهُ مَعَ الاَبْرارِ و عَرِّفْ بَینَه و بَینَ محمّد و آل محمّد7؛ بارالها! روی او را سفیدگردان و بوی او را خوش كن و بین او و محمد و آل محمد آشنایی و شناسایی ده.

اكنون او ظهور قرآن ناطق را با دیدگان خویش مشاهده نموده و عزّت و افتخار انسانی خویش را در پناه او، متحقّق دیده و خویش را در كاروانی از نور می‏ بیند كه دور از امتیازات مادّی و فخر فروشی ‏های ناپسند، به سوی كمال انسانی گام می ‏نهد و در استمرار حركت بلال، جُوَیبر، سلمان و صُهیب، خود را با جامعه برین كه اینك رهبرش سیدالشهدا علیه ‏السلام است، رو به رو می‏بیند.

ب) روزی امام حسین علیه ‏السلام از كنار جمعی از فقرا گذشت، كه عبای خود را پهن و نان خشكی را بر آن نهاده و می‏ خوردند. چون آن حضرت را دیدند، او را دعوت كردند، حضرت نزد ایشان نشست و فرمود: اگر این مال صدقه نبود، آن را می‏ خوردم. سپس فرمود: برخیزید به سوی خانه من آیید. آنان را با خود به خانه برد و میهمان كرد و لباس به آنها هدیه كرد و دستور داد تا پول نیز به آنان بدهند.8

 

2. رضا و تسلیم

یكی از صفات انسان ‏های شایسته و كامل، رضا به مقدّرات الهی و تسلیم در برابر آن است و آن، عبارت است از ترك اعتراض و انكار در قلب و در ظاهر؛ بدانسان كه در نزد او فقر و غنا، راحت و رنج، بقا و فنا، عزّت و ذلّت، مرض و صحّت و مرگ و حیات مساوی بوده و پسندد آنچه را جانان پسندد. برخلاف انسان صابر، كه چه بسا در باطن ناخشنود بوده و تنها در ظاهر اعتراضی نمی‏ كند.

در روایتی پیامبر گرامی اسلام صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم از قول جبرئیل درباره تفسیر رضا فرمودند:

انسان راضی از آقای خویش ناخشنود نیست؛ چه از دنیا بهره ‏مند باشد و چه بی‏ بهره، و به عمل اندك بسنده نمی‏ كند.9

این صفتی است كه از اعتقاد عمیق به خداوند و حكمت او نشأت می‏ گیرد؛ زیرا در این صورت می ‏داند كه هیچ یك از حوادث بدون مصلحت نیست و براساس اراده متقن و نظام احسن اداره می ‏شود.

 

مات اویم، مات اویم، مات او

در بلاهم می ‏چشم لذّات او

 

و از سویی دیگر چون دوستدار خداوند متعال است، مقدّرات او نیز برایش شیرین و خوشایند خواهد بود.

 

وی عجب من عاشق این هردو ضدّ

عاشقم بر لطف و بر قهرش به جِدّ

 

قرآن كریم می‏ فرماید:

والسّابقون الاوّلون من المهاجرین والانصار و الذّین اتَّبعُوهم بِاِحْسان رَضِی اللّه عَنْهُمْ و رَضُوا عَنْهُ10 پیشگامان نخستینی از مهاجران و انصار و كسانی كه به نیكی از آنها پیروی كردند؛ خداوند از آنها خشنود گشت و آنها (نیز) از او خشنود شدند.

در آیه دیگر می‏ فرماید:

هیچ قومی را كه ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند، نمی‏ یابی كه با دشمنان خدا و رسولش دوستی كنند؛ هرچند پدران یا خویشاوندان آنها باشند. آنان كسانی هستند كه خدا ایمان را در صفحه دل هایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت كرده و آنها را در باغ هایی از باغ های بهشت وارد می‏ كند كه نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن می ‏مانند. رضی اللّه عنهم و رضوا عنه اولئك حزب اللّه الا انّ حزب اللّه هم المفلحون11؛ خدا از آنها خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند. آنها حزب اللّه اند؛ بدانید حزب اللّه پیروز و رستگارند.

امام حسین علیه‏ السلام نمونه متعالی و كامل این صفت است و در رفتار و گفتارش، رضایت و تسلیم حق موج می‏زند. امام صادق علیه‏ السلام سوره والفجر را سوره حسین می‏ نامد،12 زیرا كه او جلوه تام و تمام این آیه است كه می ‏فرماید: یا ایتها النفس المطمئنّة ارجعی الی ربّك راضیةً مرضیةً13 آن حضرت همان روح آرامش یافته در سایه یاد خداست كه فرمود: الابذكر اللّه تطمئنّ القلوب14 و در حالی به سوی ملكوت اعلی پركشید كه رضایت و تسلیم خویش را با همه وجود به اثبات رساند. در دعای عرفه می ‏فرماید:

وَخِرْلی فی قضائك و بارِك لی فی قدرك حتّی لا اُحِبُّ تعجیل ما اَخَّرْتَ ولاتأخیرَ ما عَجَّلْتَ15؛ قضا و قدرت را بر من خیر و مبارك ساز تا آنچه دیر می‏خواهی بر من، زودتر دوست ندارم و آنچه زودتر می‏ خواهی، دیرتر مایل نباشم.

در جمله ‏ای دیگر می‏ فرماید:

رضا اللّه رضانا اهل البیت نصبر علی بلائه16؛ رضایت و خشنودی خدا مورد رضایت ما اهل‏بیت است و بر بلای رسیده از جانب او، صبر می‏ كنیم.

و در آخرین لحظات عمر شریفش در قتلگاه فرمود:

رضاً بقضائك و تسلیماً لاَِمرك و لامعبود سواك یا غیاث المُستغیثین17؛ خشنود به قضای تو و تسلیم امر و فرمانت هستم و معبودی غیر تو نیست ای فریاد رس فریادجویان!

 

3. جوانمردی

جوانمردی خصلتی ارزشمند است كه زیربنای بسیاری از ملكات اخلاقی همانند بخشش، گذشت و دوری از تهمت و خیانت، بوده و موجب می‏شود كه فرد حتی در سخت‏ ترین شرایط بر ارزش ‏های انسانی و اصول اخلاقی تأكید ورزد. قرآن كریم در باره اصحاب كهف می ‏فرماید: نحن نقصّ علیك نَبَأهم بالحقّ انّهم فِتْیةٌ آمَنُوا بربّهم و زدناهم هدی18؛ ما داستان آنها را به‏حق برای تو بازگو می‏ كنیم. آنها جوانانی بودند كه به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم.

در یكی از تفاسیر آمده است: فتیه جمع فَتی به معنای جوان شاداب است؛ اما از آن‏جا كه در سنّ جوانی بدن نیرومند و احساسات پرجوش و عواطف پرخروش است و از نظر جنبه ‏های روحی، قلب جوان آماده پذیرش نور حق و كانون محبّت، سخاوت، عفو و گذشت است، بسیار می‏شود كه كلمه فتی و فتوّت به معنای مجموعه این صفات به كار می‏رود؛ هر چند سنین بالا باشد؛ همان گونه كه از كلمه جوانمردی و فتوّت در فارسی امروز نیز این مفاهیم را می ‏فهمیم.19

مرحوم طبرسی قدس ‏سره نیز می نویسد: برای این جوانان تعبیر فتیه به كار برده شده است؛ زیرا سرچشمه و اصل جوانمردی، ایمان است و بعضی گفته‏ اند: فتوّت عبارت از جود و بخشش و خودداری از اذیت دیگران و ترك شكایت از مشكلات است و بعضی دیگر گفته‏ اند: فتوّت پرهیز از گناهان و به كاربستن فضائل اخلاقی و انسانی است.20

این صفت در اهل بیت علیهم ‏السلام به شكل تكامل یافته، متجلّی بوده است. در جنگ صفّین لشكر معاویه بر اصحاب امام علی علیه ‏السلام پیشی جسته و آب فرات را تصرّف كرده و آنان را از برداشتن آب باز داشتند. امام خطابه ‏ای ایراد نمود؛ تأثیر حماسی این خطبه چنان شور و غیرت ایجاد كرد كه در مدّت اندكی توانستند دشمن را از شریعه فرات دور كنند. یاران امام علی علیه ‏السلام به حضرت گفتند: آنان را از آب محروم كن، چنان كه آنان انجام دادند.

فرمود: نه، بین آنان و فرات را باز كنید. من از آنچه نادان‏ ها انجام دادند، پرهیز می‏ كنم. به زودی حكم قرآن را بر آنان عرضه می ‏داریم و آنان را به سوی هدایت فرا می‏ خوانیم. اگر قبول كردند، چه خوب و اگر امتناع كردند، به خواست خدا تیزی شمشیر از این كار، بی ‏نیاز خواهد ساخت.21

این همان اصل آزادگی و جوانمردی است كه با دشمن نیز بر اساس ارزش‏ های والای الهی و انسانی برخورد می ‏كند.

امام حسین علیه ‏السلام نیز همانند مولی الموحّدین بود. در تاریخ نهضت آن حضرت، می ‏خوانیم: زمانی كه به منزل شراف رسیدند، در موقع حركت به هنگام سحرگاهان دستور داد تا جوانان آب بسیار بردارند. پس از نصف روز حركت به سپاه حرّ برخورد كردند. حضرت وقتی آثار تشنگی را در لشكریان دید، به اصحاب دستور داد تا آنها و اسب‏های ‏شان را سیراب سازند. علی‏ابن طعان مُحاربی می‏ گوید:

من آخر كسی بودم از لشكر حرّ كه آن جا رسیدم و تشنگی بر من و اسبم بسیار غلبه كرده بود. حضرت به من فرمود كه شتری را كه آب، بار اوست بخوابانم. شتر را خوابانیدم. به من فرمود: آب بیاشام. مشك آب را گرفتم، ولی آب از دهن مشك می‏ریخت. فرمود لب مشك را برگردان. من نتوانستم؛ خود آن بزرگوار برخاست و لب مشك را برگرداند و مرا سیراب ساخت.22

در كلمات آن حضرت نیز این اصل، درخششی دارد؛ امام در یكی از سخنان خویش می‏ فرماید:

انّ جمیع ما طلعت علیه الشمس فی مشارق الارض و مغاربها بَحرِها و بَرِّها و سَهْلِها و جَبَلها عند ولی مِن اولیاء اللّه و اهلِ المعرفة بحقّ اللّه كَفی‏ءِ الظّلال... اَلاحُرٌّ یدَعُ هذه اللُّماظة لاَِهلها؛ تمامی آنچه كه خورشید بر آن می‏ تابد، در مشرق و مغرب زمین و دریا و خشكی و دشت و كوه، نزد ولی خدا و اهل معرفت به‏حقّ خداوند، چون سایه‏ای بیش نیست. آیا آزادمردی پیدا نمی‏ شود كه از غذای باقی‏مانده لای دندان‏ها دست بردارد؟ در این‏جا حضرت با تعبیر لُماظه كمال بی‏ اعتنایی خویش را به دنیا و مظاهر آن اعلام می‏دارد و سپس می‏ فرماید:

برای شما جز بهشت بهایی نیست؛ خود را به غیر بهشت نفروشید كه هركس از خدا به دنیا راضی شود، به چیز پستی راضی گشته است.23

جمل ه‏ای كه حضرت بر بالین حرّ فرمود، تأكید بر همین اصل است. زمانی ‏كه اصحاب بدن خونین او را به حضور ابی ‏عبداللّه علیه ‏السلام آوردند و او آخرین لحظات عمر خویش را سپری می ‏كرد، در حالی‏كه امام دست به صورت حرّ می‏ كشید، فرمود: تو آزاده‏ای همان‏گونه كه مادرت نام نهاد. تو آزاده دنیا و آزاده آخرت هستی.

انّی لا اَرَی الموتَ الاّ سعادة و لاَ الحیوةَ مع الظالمین الاّ بَرَما؛ من مردن را برای خویش سعادت و زندگی با ستمگران را مایه ملامت و سرزنش می‏بینم.

در جملاتی دیگر می‏فرماید: واللّه لا اُعطیكم بیدی اعطاء الذّلیل و لا اُقِرُّ لكم اقرار العبید24؛ به خدا سوگند! دست ذلّت به سوی شما دراز نخواهم كرد و چون بندگان، تسلیم شما نخواهم شد.

اَلا انّ‏الدّعی ابن الدّعی قد ركزببین اثنتین بین القلّة (السلّة) و الذّلة و هیهات ما آخذُ الدنیة... و انوفُ حمیة و نُفوسٌ ابیة لا تُؤ ثِرُ مَصارعَ اللِّئام علی مَصارع الكرام25؛ زنا زاده پسر زنا زاده مرا بین دو كار مخیر گذاشته: مبارزه با كمی اصحاب و یا ذلّت؛ هیهات، من پستی و ذلّت را انتخاب نخواهم كرد. انسان ‏های غیرتمند و روح ‏های با عزّت، مكان‏ های ذلّت و پستی را بر جایگاه كرامت و عزّت ترجیح نخواهند داد.

در سخنی دیگر فرمود:

انّی لا اَرَی الموتَ الاّ سعادة و لاَ الحیوةَ مع الظالمین الاّ بَرَما26؛ من مردن را برای خویش سعادت و زندگی با ستمگران را مایه ملامت و سرزنش می‏ بینم.

در این زمینه، كلمات بسیاری از آن حضرت به ما رسیده است كه می ‏تواند برای همه عاشقان و انسان‏ های آزاده و جوانمرد، الگو باشد.

 

4. شجاعت

شجاعت حدّ اعتدال روحیه تهوّر و ترس، موجب صیانت از اعتقادات، جان و مال است، و مانع تسلّط ستمگران می ‏شود. آرامش نفس، عزّت، منزلت و نام نیك، از دیگر آثار شجاعت است. قرآن كریم انسان ‏های برخوردار از این صفت را می‏ ستاید و می ‏فرماید:

الّذین یبلّغون رسالات اللّه و یخشونه و لا یخشون احداً الاّ اللّه27؛ آنان (پیامبران پیشین) كسانی بودند كه تبلیغ رسالت‏های الهی را می‏كردند و (تنها) از او می‏ ترسیدند واز هیچ كس جز خدا بیم نداشتند و همین بس كه خداوند، حسابگر است.

خداوند در باره جنگجویان اُحُد كه هنوز زخم ‏های آنان التیام نیافته بود و به سوی سرزمین حمراء الاسد حركت كردند، می ‏فرماید:

آنان كسانی بودند كه (بعضی از مردم) به آنها گفتند: مردم (لشكر دشمن) برای حمله به شما اجتماع كرده ‏اند، از آنها بترسید؛ اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را كافی است و او بهترین حامی ماست.28

در آیه دیگر آمده است:

فلاتخشوُا النّاس واخشونِ29؛ از مردم نهراسید و از من بترسید. و انسان‏های ترسو را مذمّت می‏كند و می ‏فرماید:

آیا ندیدی كسانی را كه (در مكه) به آنها گفته شد: (فعلاً) دست از جهاد بدارید و نماز را بر پا كنید و زكات بپردازید. (اما آنها از این دستور ناراحت بودند) ولی هنگامی كه (در مدینه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعی از آنان از مردم می ‏ترسیدند، همان گونه كه از خدا می ‏ترسند، بلكه بیشتر و گفتند: پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرّر داشتی؟ چرا این فرمان را اندكی به تأخیر نینداختی؟30

اهل ‏بیت علیهم ‏السلام تمثّل دل ‏انگیز صفت شجاعت بوده و در زندگی و سیره عملی خویش ثابت كرده‏اند كه از هیچ قدرتی غیر خداوند، هراسی ندارند. امام علی علیه‏ السلام می‏ فرماید:

به خدا سوگند! اگر تمام عرب‏ها برای جنگ بامن همداستان شوند، من پشت نخواهم كرد.31

امام زین العابدین علیه ‏السلام در خطبه ‏ای كه در مسجد شام ایراد نمود، فرمود:

به ما اهل بیت، شش صفت عطا شده است: دانش، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبّت در دل‏ های مؤمنان.32

برای بعضی از این بزرگواران موقعیت ‏هایی پیش آمده است كه این صفت، ظهور بیشتری داشته است. كربلا یكی از این موقعیت هاست. فردی از راویان دشمن می‏ گوید:

واللّه ما رأیتُ مَكثوراً قَطُّ قَدْ قُتِلَ اهلُ بیته وَ ولده و اصحابه اَرْبَطَ جَأشاً مِنه33؛

به خدا سوگند كه دل شكست ه‏ای این چنینی كه تمام اصحاب و اهل بیت و فرزندانش كشته شده باشد و این گونه برخوردار از قوّت قلب باشد، ندیده ‏ام.

و زمانی كه حضرت جنگ تن به تن را آغاز كرد، هریك از نیروهای دشمن را كه در مقابل او قرار می‏ گرفت، به هلاكت می‏ رساند. عمربن سعد كه احساس كرد كسی را یارای هماوردی او نیست، بر سپاهیان خویش نهیب زد كه: وای بر شما! آیا می‏دانید با چه كسی جنگ می‏ كنید؟ این، فرزند آن پدری است كه شجاعان عرب و دلیران آنان را به هلاكت رسانده است. روح علی در پیكر اوست. كه در این زمان از هر طرف به امام هجوم آوردند.34

شجاعت ابی‏ عبداللّه علیه ‏السلام به گونه‏ای است كه حتّی مورّخان غیر مسلمان را تحت تأثیر قرار داده است و در باره آن سخن گفته ‏اند. یكی از آنها جیمز كارگرن هندو مسلك است كه محدّث نوری در كتاب لؤلؤ و مرجان كلام او را نقل نموده است. وی در آغاز می‏گوید: مَثَل مشهور است كه دوای یكی، دو باشد؛ یعنی از آدم تنها كار برنمی‏ آید، مگر دومی برایش مدد كار باشد. مبالغه بالاتر این‏كه در حقّ كسی گفته شود كه دشمن، او را از چهار طرف احاطه كرده است؛ ولی حسین علیه‏ السلام و یارانش را هشت قِسم دشمن محاصره نموده بود و در عین حال، ثابت قدمی خویش را از دست ندادند. سپس هشت نوع دشمن را چنین می‏ شمارد:

از چهار طرف، ده هزار فوج یزید بود كه بارش نیزه و تیرشان مثل بادهای تیره، طوفان ظلمت برانگیخته بود. دشمن پنجم، گرمی و حرارت آفتاب عرب بود كه گفته‏اند: تمازت و گرمی عرب، غیر از عرب یافت نمی ‏توان شد. دشمن ششم، ریگ تفتیده میدان كربلا بود كه در گرمای آفتاب شعله زن و مانند خاكستر تنور گرم، سوزنده و آتش افكن بود؛ بلكه دریای قهّاری بود كه حُباب‏هایش آبله‏های پای بنی فاطمه بودند. دو دشمن دیگر كه از همه ظالم‏تر بود، تشنگی و گرسنگی بود كه مثل سربازان دشمن باز ساعتی جدا نبودند. خواهش و آرزوی این دو دشمن همان وقت كم می‏شد كه زبان‏ها از تشنگی چاك چاك می‏گردید. پس كسانی‏كه در چنین معركه، هزارها كافر را مقابله كرده باشند، نهایت شجاعت برای ایشان می‏باشد.

محدّث نوری پس از نقل این كلام، می‏نویسد: سزاوار است كه در ستایش او، گفته شود: به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را كه با امور محسوسه و معلومه، اشجعیت آن حضرت، بلكه سایر انصار را بر تمام شجاعان روزگار ثابت كرد.35

امام جواد علیه‏ السلام از پدران خویش حالت امام حسین علیه ‏السلام و یاران خاصّ وی را پس از سخت شدن كارزار، این‏چنین نقل می ‏كند:

و كان الحسین علیه ‏السلام و بعضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصائصه تَشْرقُ الوانُهُم و تَهْدئُی جوارحهم وتسكُن نفوسهم فقال بعضهم لبعض انظروا لایبالی بالموت.36

حسین علیه‏ السلام و یاران مخصوص وی چهره‏هایشان می‏درخشید و اعضا و جوارح آنها ساكن و آرام و روحشان استوار و با آرامش بود. سپس هریك به دیگری می‏گفت: نگاه كنید كه چگونه از مرگ باكی نداشته و بدان اعتنا نمی‏ كند.

سلام و صلوات خدا بر سیدالشهداء علیه‏السلام در آن هنگام كه متولّد شد و جبرئیل و ملائك تبریك گویان به استقبالش شتافتند و آن هنگام كه مقام وصایت را عهده‏دار گشت و آن زمان كه با چهره برافروخته به سوی لقای حقّ شتافت و جهان را شیفته صفات زیبای خویش نمود و كوثر ولایت را در نسل خویش تداوم بخشید.

 

پی نوشت ها :

1 ـ میزان الحكمه، ج 9، ص 321، باب النبوّة.

2 ـ بحارالانوار، ج 44، ص 194، به نقل از مناقب، ج 4، ص 73 و 75.

3 ـ كهف/ 28.

4 ـ مجمع البیان، ج 3، ذیل آیه.

5 ـ هود/ 27 و 28.

6 ـ بقره/ 247.

7 ـ بحارالانوار، ج 45، ص 22 و 23.

8 ـ همان، ج 44، ص 191.

9 ـ میزان الحكمه، ج 4، ص 145، باب الرّضا.

10 ـ توبه/ 100.

11 ـ مجادله/ 22.

12 ـ مجمع البیان، ج 9 و 10، ذیل سوره والفجر و تفسیر صافی، ج 2، ص 818.

13 ـ والفجر/ 27 و 28.

14 ـ رعد/ 28.

15 ـ مفاتیح الجنان، دعای عرفه.

16 ـ بحارالانوار، ج 44، ص 367.

17 ـ مقتل الحسین، مقرّم، ص 357.

18 ـ كهف/ 13.

19 ـ تفسیر نمونه، ج 12، ص 360.

20 ـ مجمع البیان، ذیل آیه.

21 ـ بحارالانوار، ج 32، ص 443، به نقل از كتاب وقعة صفّین، نصربن مزاحم.

22 ـ ارشاد مفید، ص 207 و 208.

23 ـ انوارالبهیه، ص 45.

24 ـ بحارالانوار، ج 45، ص 6.

25 ـ همان، ص 9.

26 ـ تحف العقول، ص 176 و تاریخ طبری، ج 6، ص 229.

27 ـ احزاب/ 39.

28 ـ آل عمران/ 173.

29 ـ مائده/ 44.

30 ـ نساء/ 77.

31 ـ نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 45، ص 971.

32 ـ بحارالانوار، ج 45، ص 138.

33 ـ تاریخ طبری، ج 6، ص 259.

34 ـ بحارالانوار، ج 45، ص 50 و 51.

35 ـ لؤلؤ و مرجان، ص 196 ـ 198.

36 ـ بحارالانوار، ج 44، ص 297، به نقل از معانی الاخبار، ص 288، باب معنی الموت.

 

دانستنیها                          

۸ روش طبیعی که به بهتر خوابیدن شما کمک می کند

 

 

۱- منیزیم و کلسیم:

هر دو باعث افزایش خواب می شوند و اگر با هم مصرف شوند هم اثر مضاعفی خواهند داشت. البته اگر کلسیم به تنهایی مصرف شود ممکن است یک سری از مشکلات قلبی را ایجاد کند که منیزم مانع از آن میشود. دریافت ۲۰۰ میلی گرم منیزیم (در صورت بروز اسهال دوز را کاهش دهید ) و ۶۰۰ میلی گرم کلسیم هر شب به داشتن  خواب راحت کمک می کند.

 

۲- کاهو:

اگر از اضطراب و سردرد های ناشی از آن رنج می برید و یا دچار درد مفصل و عضلات هستید استفاده از کاهو را به شما توصیه می کنیم. کاهو باعث کاهش خستگی ناشی از کمبود استراحت و استرس میشود. مصرف ۳۰ تا ۱۲۰ میلی گرم مکمل حاوی عصاره کاهو قبل از رفتن به تخت خواب برای شما خواب راحتی را فراهم می کند.

 

۳- گیاه رازک (آب دانه های جو):

در بهبود اضطراب و بی خوابی موثر است. مصرف ۳۰ تا ۱۲۰ میلی گرم مکمل حاوی عصاره رازک توصیه می شود.

 

۴- گیاه اسطوخودوس:

تحقیقات اثر شگفت انگیز این گیاه را در ایجاد آرامش اثبات کرده اند. قبل از خواب با اسپری کردن عطر این گیاه روی بالشتان خواب راحتی را تجربه کنید.

 

۵- ملاتونین:

هورمون کنترل کننده خواب می باشد، پس بدون شک می تواند خواب را افزایش دهد. در برخی از تحقیقات مصرف دوز بالای آن پیشنهاد شده اما برخی دیگر دوز کمتر را اثر بخش تر دانسته اند. همچنین دوز زیاد آن اثر سمی خواهد داشت و ریسک ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد. دریافت ۰٫۳ تا ۰٫۵ میلی گرم قبل از خواب توصیه می شود.

 

۶- یوگا و مدیتیشن:

انجام حرکات یوگا کششی ومدیتیشن، چشم ها را ۵ تا ۱۰ دقیقه ببندید و به هیچ چیز فکر نکنید به جز تنفستان.

 

۷- تانین:

این اسید آمینه در چای سبز وجود داشته و عامل آرامش و خواب عمیق شبانه است.

 

۸- والرین (Valerian):

یکی از مهم ترین و معمول ترین روش هاست که باعث افزایش خواب عمیق و بهبود کیفیت خواب می شود. اثر آن در مصرف طولانی مدت بیشتر خواهد بود. یک استثناء وجود دارد و آن این است که در۱۰% از افراد برعکس عمل کرده و هوشیاری را بیشتر می کند.

 

به هر حال مصرف ۲۰۰ تا ۸۰۰ میلی گرم از آن قبل از خواب توصیه شده است.

 

منبع : NAP Team

 

  مباحث فرهنگی            

سالروز تشکیل بسيج مستضعفان به فرمان امام خمینی (ره)

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی و قطع دست استکبار جهانی و منافع آنها در ایران، توطئه‌ها و فتنه‌های شیاطین علیه ایران روز به روز گسترش یافت. در چنین شرایطی امام خمینی در پنجم آذر 1358، فرمان تشکیل بسیج را صادر کردند و فرمودند: مملکتی که 20 میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون ارتش داشته باشد. هنوز یک سال از صدور فرمان امام نگذشته بود که رژیم بعث عراق با هدف براندازی نظام نوپای اسلامی و با حمایت استکبار جهانی، علیه ایران دست به حمله همه جانبه زد. در چنین شرایطی بود که جوانان سلحشور، به اشاره امام به صورت خودجوش و تحت تشکل‌های بسیجی به جبهه‌ها شتافتند و در طول هشت سال دفاع مقدس، با تقدیم خون خود، نهال نوپای انقلاب اسلامی را آبیاری کردند و حماسه‌ها و رشادت‌های بی‌سابقه‌ای آفریدند. اینگونه بود که بسیج در تاریخ انقلاب اسلامی نه به عنوان یک نهاد نظامی صرف، بلکه به عنوان یک مکتب فرهنگی و ارزشی و کلمه طیبه‌ای که در بین همه اقشار ملت ایران ریشه دوانیده است، مطرح می‌شود. مقام معظم رهبری در مورد بسیج فرموده‌اند: ... اگر بخواهیم بسیج را در یک تعریف کوتاه معرفی کنیم باید بگوییم: بسیج عبارت است از مجموعه‌ای که در آن پاکترین انسان‌ها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور، در راه اهداف عالی این ملت و برای کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور جمع شده‌اند ... بسیج عبارت است از تشکیلاتی که در آن افراد متفرق و تنها، به یک مجموعه عظیم و منسجم، به یک مجموعه آگاه، متعهد، بصیر و بینا به مسائل کشور و به نیاز ملت، تبدیل می‌شوند. مجموعه‌ ای که دشمن را بیمناک و دوستان را امیدوار و خاطر جمع می‌کند؛ در حقیقت همه انسان‌های مؤمن، آگاه، بصیر، عاشق ، متعهد و علاقه‌مند و آگاه به کار، در هر میدانی از میدان‌ها هستند که برای ملت مفید است، جزء بسیج‌اند؛ لذا بسیج یک نام مقدس است.

هفته بسیج، بزرگ داشت جان فشانی هایی است که برای سربلندی این سرزمین صورت گرفته است. گمان غلطی است اگر بسیج را حاصل جنگ تحمیلی یا انقلاب اسلامی بدانیم. بسیج، فهم درست اتحاد، اراده و اخلاص مسلمانان است که با ظهور اسلام تولد یافته و در ملت های مسلمان رشد کرده است. هوشمندی حضرت امام خمینی رحمه الله و عدالت خواهی میلیون ها انسان باایمان، تنها، تبلور دوباره بسیج در عصر حاضر بود.

 

پیام حضرت امام خمینی (ره) در سالگرد تشکیل بسیج مستضعفین

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقینا از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد.

در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب خصوصا جنگ بودند نهادها و گروه های فراوانی که با ایثار و خلوص و فداکاری و شهادت طلبی کشور و انقلاب را بیمه کردند. ولی حقیقتا اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود! بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوات یقین حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را که همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند.

من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام. من مجددا به همه ملت بزرگوار ایران و مسئولین عرض می کنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگترین ساده اندیشی این است که تصور کنیم جهانخواران خصوصا آمریکا و شوروی از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند لحظه ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم در نهاد و سرشت آمریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم موج می زند باید برای شکستن امواج طوفان ها و فتنه ها و جلوگیری از سیل آفت ها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتی که در خط اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند چرا که در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد.

خلاصه کلام اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم. بسیج باید مثل گذشته و باقدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد. امروز یکی از ضروری ترین تشکل ها بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند فرزندان بسیجی ام در این مراکز پاسدار اصول تغییر ناپذیر ((نه شرقی و نه غربی)) باشند. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادی آمریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج است که این مهم انجام می پذیرد. و مسائل اعتقادی بسیجیان به عهده این دو پایگاه علمی است. حوزه علمیه و دانشگاه باید چارچوب های اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاری های شماست مسئولین تنها با پشتوانه شماست که می توانند به تمامی تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون آمریکا و شوروی می شود به زندگی مسالمت آمیز توام با صلح و آزادی رسید. حضور شما در صحنه ها موجب می شود که ریشه ضدانقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد.

من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم که اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تاکید می کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت. من از تمامی بسیجیان خصوصا از فرماندهان عزیز آن تشکر می کنم و از دعای خیر برای این فرزندان با وفای اسلام غفلت نخواهم نمود. خداوند شهدای عزیز و گمنام بسیج را که به نعمت همجواری اهل بیت علیهم السلام متنعم و جانبازان عزیز را شفا و اسرا و مفقودین عزیز را سالما به اوطانشان بازگرداند و هر روز بر عظمت و شوکت این نهاد مقدس و مردمی که پیروان اسلام عزیز و حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا لمقدمه الفدا هستند بیفزاید.

والسلام علیکم و رحمه الله

روح الله الموسوی الخمینی

67/۹/2

 

بسیج عظیم مردمی و جایگاه والای آن از منظر مقام معظم رهبری:

 

□ سالگرد تشکیل بسیج مستضعفان، یادآور خاطره پرشکوه مجاهداتی است که در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی، زیباترین تابلوهای ایثار و فداکاری همراه با نجابت و فروتنی و توأم با شجاعت و رشادت را ترسیم کرده است. خاطره جوانمردان پاکدامن و غیوری که شیران روز و زاهدان شب بودند و صحنه نبرد با شیطان زر و زور را با عرصه جهاد با نفس اماره به هم آمیختند و جبهه جنگ را محراب عبادت ساختند. جوانانی که از لذات و هوس های جوانی برای خدا گذشتند و پیرانی که محنت میدان جنگ را بر راحت پیرانه سر ترجیح دادند و مردانی که محبت زن و فرزند و یار و دیار را در قربانگاه عشق الهی فدا کردند؛ خاطره انسانهای بزرگ و کم ادعایی که کمر به دفاع از ارزشهای الهی بستند و از هیبت دروغین قدرتهایی که برای حفظ فرهنگ و ارزشهای جاهلی غرب به مصاف ارزشهای الهی آمده بودند، نهراسیدند.

بیانات مقام معظم رهبری درگرامیداشت هفته بسیج ۶۸/۹/۲۶

 

بسیج عظیم مردمی، یکی از نعمتهای بزرگ الهی است.

مقام معظم رهبری، خطبه نماز جمعه ۸۱/۹/۲۱

 

هر کس که در دل برای سرنوشت خود، سرنوشت این ملت و آینده ایران اسلامی ارزش قائل است آن کسی که برای استقلال و هویت ملت خود ارزشی قائل است، آن کسی که از تسلط قدرتهای بیگانه بیزار است، آن کسی که برایش آینده این کشور و این ملت و آینده دنیای اسلام یک هدف بزرگ محسوب می شود، آن کسی که از رنج های ملت فلسطین دلش خون است آن کسی که مایل است بیش از یک میلیارد مسلمان دنیا قدرت عجیبی را تشکیل بدهند که بشریت را به سمت کمال هدایت کنند و خودشان در قله کمال قرار بگیرند، آن کسی که این احساسات و این درکها را دارد و حاضر است در این راه قدمی بردارد او بسیجی است.

از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع خانواده های مکرم شهدای اراک۲۴/۸/۷۹

 

وجود بسیج باید ما را وادار کند به شکر الهی، نشاط جوانان بسیجی باید ما را وادار کند به شکر الهی

از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بسیجیان ۲۹/۷/۷۹

 

بسیج یعنی حضور بهترین و بانشاط ترین و باایمان ترین نیروهای عظیم ملت در میدان هایی که برای منافع ملی، برای اهداف بالا، کشورشان به آنها نیاز دارد، همیشه بهترین و خالص ترین و شرافتمندترین و پرافتخارترین انسانها این خصوصیات را دارند. بسیج در یک کشور، معنایش آن زمره‌ای است که حاضرند این پرچم افتخار را بر دوش بکشند و برایش سرمایه گذاری کنند.

از بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان۲۹/۷/۷۹

 

چرا در تبلیغات جهانی و رادیوها به بسیج اهانت می شود؟ بسیج را که در خور تشویق و تعظیم و تحسین است مورد اهانت و بی مهری قرار می‌دهند؟ چون نقش بسیج را در حفظ استقلال ملی، در حفظ غرور ملی در حفظ افتخارات ملی، در تأمین منافع ملی، و بالاخره از همه در اعلاء پرچم اسلام و نظام جمهوری اسلامی می‌دانند به جد با بسیج دشمنند، امّا دشمنی آنها فایده‌ای ندارد.

از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ بسیجیان ۲۹/۷/۷۹

 

انکار بسیج و بی احترامی به آن، یا نابخردانه است، یا خائنانه است. تا وقتی برای این کشور امنیت لازم است تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد. یعنی همیشه، چون همیشه احتیاج به امنیت هست، به نیروی بسیج به انگیزه بسیجی، به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج است.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با گروه کثیری از سپاهیان و بسیجیان در مشهد۱۰/۶/۷۸

 

بسیج یعنی نیروی کارآمد کشور برای همه میدان ها.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با سپاهیان و بسیجیان ۲/۹/۷۷

 

ملتهایی که مردم در آن از نظر مسئولان آن کشور نقشی دارند، همه جا چیزی شبیه بسیج هست منتهی به این درخشندگی، به این فراگیری، به این زیبایی، به این فداکاری، من در جایی سراغ ندارم

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با سپاهیان و بسیجیان۲/۹/۷۷

 

علت اینکه در کشور ما بسیج این طور درخشان شد و شکفت چه بود؟ ایمان عاشقانه، ایمان عمیق، ایمان توام با عواطف که از خصوصیات ملت ایران است، مثل بعضی از ملتهای دیگر، عواطف در این ملت جوشان است کلید بسیاری از مشکلات است. این ایمان با آن عواطف همراه شد و این رودخانه عظیم خودشان را به این دریای پهناور تبدیل کرد و مشکلات را در هر جایی که لازم بود از بین برد.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با سپاهیان و بسیجیان ۲/۹/۷۷

 

بسیج عبارت است از مجموعه‌ای که در آنها پاک ترین انسانها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور، در راه اهداف عالی این ملت و برای کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور جمع شده اند. مجموعه‌ای که دشمن را بیمناک و دوستان را امیدوار و خاطرجمع می کند.

از بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان به مناسبت هفته بسیج۵/۹/۷۶

 

بسیج یکی از برکات انقلاب و از پدیده های بسیار شگفت آور و مخصوص این انقلاب است. این هم یکی از آن چیزهایی است که امام بزرگوار ما با دید الهی خود، با حکمتی که خدای متعال به او ارزانی کرده بود، برای کشور و ملت و انقلاب ما به یادگار گذاشت.

از بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان۵/۹/۷۶

 

بسیج در حقیقت مظهر یک وحدت مقدس میان افراد ملت است.

از بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان۵/۹/۷۶

 

بسیج در واقع مظهر عشق و ایمان و آگاهی و مجاهدت و آمادگی کامل، برای سربلند کردن کشور و ملت است.

از بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان۵/۹/۷۶

 

بسیج یک حرکت بی ریشه و سطحی و صرفاً ازروی احساسات نیست، بسیج یک حرکت منطقی و عمیق و اسلامی و منطبق بر نیازهای دنیای اسلام و به طریق اولی جامعه اسلامی است. قرآن کریم می فرماید:
[
هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین] ای پیامبر، خدای متعال تو را، هم به وسیله نصرت خودش و هم از طریق مؤمنین مؤید قرار داد و کمک کرد. این خیل عظیم مؤمنینی که در اینجا مورد اشاره آیه قران قرار گرفته اند، عبارت دیگری است از آنچه که امروز به نام بسیج در جامعه ما قرار دارد.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان نواحی و پایگاهها و گردانهای بسیج سراسر کشور۸/۹/۷۴

 

عظیم ترین و ماندگارترین یادگار [ امام عزیز و عظیم القدر ما] همین بسیج مردمی است که در همه جا حضور دارد.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و بسیجیان ۲۷/۸/۷۱

 

این کار خدا بود که بسیج ملت ایران بتواند در سخت ترین میدانها که همان میدان جنگ است چنان قدرتی از خود نشان بدهد که دیرباورترین افراد هم قبول کنند که ملت ایران دارای توانایی است. بسیج یعنی کل نیروهای مؤمن و حزب اللهی کشور ما این که امام گفتند بسیج بیست میلیونی یعنی این.

از بیانات مقام معظم رهبری در پادگان امام حسن مجتبی (ع)۵/۹/۶۹

 

اگر نبود آن همه تلاش و جهاد مخلصانه که شما رزمندگان نیروهای مسلح و بسیج مردمی در دوران جنگ هشت ساله نشان دادید و حقیقتاً اسلام را روسفید و امت رسول الله (صلی الله علیه و آله) را سربلند ساختید و اگر نبود خونهای مطهر و معطری که در راه خدا بر زمین ریخته شد؛ یقیناً امروز از نظام اسلامی اثری نبود و پرچم قرآن چنین سربلند نمی شد

پیام به خانواده های شهدا، مفقودان در آستانه هفته دفاع مقدس ۲۳/۶/۶۸

 

محور دفاع از انقلاب، همین آحاد عظیم میلیونی بسیج هستند.

از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جمع کثیری از بسیجیان نمونه۶/۴/۶۴

 

بسیجی یعنی دل باایمان، مغز متفکّر دارای آمادگی برای همه میدان هایی که وظیفه این انسان را به آن میدانها فرا می خواند، این معنای بسیجی است.

از بیانات مقام معظم رهبری در جشن بزرگ منتظران ظهور۳/۹/۷۸

 

هرجا وظیفه‌ای باشد، انسان بسیجی در میدان آن وظیفه، حاضر است.

از بیانات مقام معظم رهبری در جشن بزرگ منتظران ظهور ۳/۹/۷۸

 

بسیج به معنی حضور آمادگی در همان نقطه‌ای است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحنا فداه) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است. لذا پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) مهدی موعود عزیز، یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است.

از بیانات مقام معظم رهبری در جشن بزرگ منتظران ظهور ۳/۹/۷۸

 

امروز هم، بسیجی برای کشور دل می سوزاند برای آبادانی کشور تلاش می کند، برای حفظ استقلال ملی، هرچه بتواند کار می کند و از جان خود هم می گذرد، امروز هم اگر احساس کند دشمن می خواهد از روزنه‌ای، چه اقتصادی و سیاسی و چه فرهنگی به داخل کشور نفوذ کند در مقابل او می ایستد و با مشت به صورتش می کوبد.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان نواحی ۸/۹/۷۴

 

امام راحل فرمودند بسیج باید سازماندهی بشود، باید یکدیگر را بشناسند، باید آمادگی به وجود بیاورند و آن را حفظ کنند امروز هم تکلیف بزرگ شما همین کارست. خیال نکنند که بسیج یک امر احساسی است. بسیج یک امر منطقی و فکری و ریشه دار و عمیق است و کسانی که در کار این حقیقت بزرگ شرکت دارند؛ همه آحاد ملتند، هر کسی که بسیجی است باید به بسیجی بودن خود افتخار کند. بسیجی بودن، مایه سرافرازی و سربلندی پیش پروردگار است.

از بیانات مقام معظم رهبری ۹/۷/۷۴

 

فرهنگ بسیجی، فرهنگ معنویت و شجاعت و غیرت و استقلال و آزادگی و اسیر خواستهای حقیر، نشدن است.

از بیانات مقام معظم رهبری در تاریخ ۹/۸/۷۴

 

هفته بسیج در حقیقت فرصت و بهانه‌ای برای زنده نگه داشتن ارزشها و روح بسیجی در آحاد ملت، مخصوصاً جوانان پرشور و مدافعان عاشق صادق است. همان طور که امام و پیشوای راحل عظیم الشأن ما فرمودند، من هم آرزو می کنم و از خدا می‌خواهم که با بسیجیان محشور باشم. بسیج یک افتخار و یک ارزش است. سعی کنید این روحیه بسیجی را برای کشور و انقلاب و اسلام حفظ کنید.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با نیروهای مقاومت بسیج ۷/۹/۶۹

 

شما بسیجی ها باید به گونه ای رفتار کنید که احترام و محبت مردم جلب شود. شما باید نمونه اخلاق و تواضع و مهربانی و رعایت مقررات باشید. آن کسی بسیجی تر است که مقررات را بیشتر رعایت می کند، به خاطر آنکه این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می سوزاند و مقررات، لوازم قطعی اداره درست نظام است.

از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جمع کثیری از بسیجیان نمونه ۶/۴/۶۸

 

سپاس و ستایش و تمجید و تحسین فراوان خود را بر جوانان بسیجی مؤمن در سرتاسر کشور، این دلهای پاک، این دلهای تپنده با عشق به خدا، با ایمان به حقیقت، با اخلاق و با صفا، نثار می کنم.

از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع نیروهای شرکت کننده در مانور عظیم طریق القدس ۳/۲/۷۶

 

من به بسیجیان عزیز فعّال این کشور علوی و فاطمی، عرض می کنم؛ امیرالمؤمنین علیه الصّلاه والسلام را الگوی خودتان قرار دهید که بهترین و بزرگترین الگو برای بسیجیان مسلمان در همه عالم، علی ابن ابیطالب علیه السلام است.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مدّاحان به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س) ۳/۹/۷۳

 

روحیه بسیجی و معرفت بسیجی باید فراگیر شود تا این کشور بتواند بار سنگینی را که بر دوش دارد که همان بار هدایت الهی و سعادت انسانهاست به سرمنزل برساند، لذا بسیج تمام شدنی نیست.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان بسیج۷۱/۸/۲۷

 

بسیج چیست و بسیجی کیست ؟

بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش برگلدسته های رفیع آن شهادت ورشادت سرداده اند. امام خمینی (ره )

پس ازگذشت چند ماه از پیروزی انقلاب اسلامی و تولد سپاه و کمیته ها،ارتش جمهوری اسلامی،حضرت امام((ره)) با دوراندیشی خاص خود ضرورت آموزش و سازماندهی عمومی همه مردم در قالب ارتش بیست میلیونی را برای مقابله با تهدیدات و تجاوزات دشمنان انقلاب اسلامی مطرح کردند و در آذرماه 1358فرمان تشکیل ارتش بیست میلیونی (بسیج مستضعفان ) را صادر فرمودند،دردی ماه 1359واحدبسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جایگزین آن سازمان شد .

بسیج باحدود30 سال سابقه ی درخشان و حضور در همه ی عرصه ها گره گشای بسیاری از مشکلات عمده کشور بوده است .حضور حماسی بسیجیان در طول هشت سال دفاع مقدس برگ زرینی است در کارنامه این نهاد انقلابی و مردمی که در تاریخ ایران بی سابقه بوده است .

مقام معظم رهبری حضرت آیت ا...خامنه ای بسیج را چنین توصیف کرده اند : 

بسیج عبارتست از مجموعه ای که درآن پاکترین انسانها، فداکارترین وآماده به کارترین جوانان کشور در راه اهداف متعالی این ملت و برای به کمال و به خوشبختی رساندن این مردم جمع شده اند و بسیج یعنی حضور ناشی از ایمان و اخلاص و انگیزه دینی و ایمان صادقانه در هر میدانی که کارآرایی و توانایی حضور درآن میدان را داراست،این معنای بسیج است در قرآن کریم در آیات متعددی به ضرورت بسیج و آمادگی مسلمانان برای مبارزه با دشمنان اشاره شده است ازجمله :

ای کسانی که ایمان آورده اید سلاح جنگ برگیرید و آنگاه دسته دسته و یا همه به یکبار متفق برای جهاد بیرون روید .

 شما(ای مومنان) در مقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و تسهیلات و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید .

 

و اما بسیجی کیست ؟

هر بسیجی ابتدا باید فرهنگ بسیجی داشته باشد.فرهنگ بسیجی فرهنگ معنویت است،فرهنگ شجاعت است،فرهنگ غیرت است،فرهنگ استقلال و آزادگی است ،فرهنگ اسیر خواست های حقیر نشدن است،خواستهای زندگی برای همه مهم است،اما آنچه مهمتراست آرمان هاست،ارزش هاست،هدف است،آنها را باید مقدم داشت.بسیجی ایمان به خدا دارد.در مقابل او خاضع و خاشع است .کارها را برای رضای خدا انجام می دهد و رفتارهایش رنگ خدایی دارد.ایمان به خدا مهمترین ویژگی بسیجی است و اگر این ویژگی بسیجی نباشد ایثار و از خودگذشتگی او مفهومی ندارد .

بسیجی تقوی الهی دارد یعنی خویشتن داری او از انجام گناه و مبادرت به انجام واجبات است. بسیجی ایثار و از خودگذشتگی دارد،برآورده ساختن نیازهای جامعه و سایر افراد را برخواست خود ترجیح میدهد.او شجاعت و دلاوری دارد،حضور همه جانبه اش در صحنه های دشوار و سخت مبارزه با دشمنان و قرارگرفتن در برابر تهدیدهای همه جانبه آنان ویژگی بارز یک بسیجی است. سازمان بسیج تحت امر فرماندهی کل قوا و ولی فقیه است.و بسیجی نیز خود را تابع محض ولی فقیه میداند و حرکت خود را در عرصه های اجتماعی،سیاسی،فرهنگی،نظامی بر محوریت رهنمودهای صبر و بردباری ،ساده زیستی،تواضع،شهادت طلبی،دشمن ستیزی،خوش اخلاقی،برخورداری از دانش و تخصص پویایی و نوآوری،غیرت دینی از دیگر ویژگیهای بسیجی است .

و خلاصه اینکه: بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان بسیجی از اولین تا آخرین امضاء نموده اند .

 

بسیج عمومی

خودمحوری ها، کج روی ها و ترجیح خواسته های شخصی یا گروهی بر نیاز جامعه، آسیب جبران ناپذیری بر بدنه اجتماع وارد می آورد. نظام اسلامی با برخورد قاطع، از فردگرایی جلوگیری می کند تا مبادا سلیقه های فردی و حزبی بر صلاح ملت ترجیح داده شود.

در پرتو این تفکر، بسیج خود را حزبی سیاسی یا گروهی نظامی یا اقتصادی نمی داند. بسیج، حاصل فهم همگانی مردم از نیکی هاست که یکایک آنها نقش حساسی در اجرای آن بر عهده دارند. هر کس با توانایی های خود، نیرویی از بسیج است که برای رساندن مملکت به جایگاه حقیقی و آرمانی اش تلاش می کند.

 

امنیت؛ ارمغان بسیج

مخالفت دشمنان با تحقق اندیشه های اسلامی، برپایی حکومت عدل را با مشکلات فراوانی روبه رو می کند؛ شیطنت ها و مزاحمت هایی که سلامت جامعه را به خطر می اندازد. نخستین گام برای گسترش مبانی دینی در کشور، ایجاد بستر مناسب و امنیت است. آرامش روانی و آسایش خاطر، عرصه را برای حاکمیت خدا و قانون او فراهم می آورد.

یکی از حیاتی ترین وظایف بسیج، حفظ امنیت کشور است. شرکت پرشور در جنگ تحمیلی، نمونه برجسته ای از حضور موفق بسیج در صحنه امنیت ملی بوده است. اکنون نیز نیروهای بسیجی با گذراندن دوره های گوناگون نظامی، خود را در برابر تهاجم دشمنان خارجی و توطئه های داخلی آماده می سازند.

 

وحدت عقیده و عمل

اهداف والای بسیج، تنها با حضور جسمانی در صحنه محقق نمی شود. این وجود بینش است که عمل انسان را کامل می کند. آن گاه که دل ها و بینش ها پراکنده باشند، تنها مُشتی اجساد بی فایده اند که دور هم گرد آمده اند. هر حضور موفقی، وحدت عقیده و عمل را می طلبد.

وحدت در بسیج، وحدتی همه جانبه است. در تفکر بسیج، دوگانگیِ عقیده و عمل، منافق ساز است. انسانی که از اعتقاد تهی است و فرمان بردار چشم و گوش بسته است، بسیار کمتر از انسانی کارآیی دارد که آگاهانه اقدام می کند. بسیج، تجلی گاه حقیقی ایده و عمل است.

 

حضور در همه قشرها

معمولاً گسترش یک اندیشه نیک در میان توده مردم و گرایش اقشار گوناگون به آن، نشانه اهداف انسانی و آرمان های مردمی آن اندیشه است. قشرهای مختلف مردم پس از آشنایی دقیق و درست با یک تفکر، قضاوت منصفانه ای درباره آن می کنند و موافقت یا مخالفت خود را بیان می دارند.

امروزه تفکر بسیج به اندازه ای در میان مردم راه یافته است که نمایندگان برجسته ای در میان توده های گوناگون مردم دارد. دبستان ها و دبیرستان ها، کارخانه ها و مؤسسه ها، دانشگاه ها و مراکز گوناگون علمی و صنعتی کشور، شاهد حضور پررنگ بسیجیان هستند. بی گمان، بسیج، یکی از فراگیرترین اندیشه ها در کشور است.

 

نیروی جوانی

جوان، سرشار از انرژی است. حضور فعّال و مؤثر او در هر حرکتی، نوید موفقیت و پیشرفت دارد. بهره مندی از قدرت جسمی، نشاط فکری و هیجان طلبی، جوانان را به سرمایه هایی برای سعادتمندی جامعه تبدیل کرده است. جوانان، نسلی سرشار از آمادگی برای کارهای بزرگند و استعداد هر تحولی را دارند.

بسیج، از پیشروترین گروه هایی است که توانسته جوانان فراوانی را سازمان دهی کند. جوانانی که تمام نیرو و احساس خویش را برای رسیدن به اهداف بسیج، هدیه آورده و مسئولیت های گوناگون را بر دوش گرفته اند. به فرموده مقام معظم رهبری: امروز ـ بحمداللّه ـ جوانان ما از قشرهای مختلف در بسیج احساس حیات و نشاط می کنند.

 

استقامت و بسیج

پایداری در راه حق و تحمل رنج های این راه پُرحادثه، از ویژگی های ضروری برای رسیدن به ارزش های الهی است. هدف مقدس، انسان را در مسیر رسیدن به آن مقاوم می کند. بسیج با بینش عمیق خود، انگیزه لازم را برای تلاش تا پای جان در افراد ایجاد می کند. راستی گفتار، درستی عمل و اخلاص قلبی بسیجیان، زمانی مُهر تأیید می خورد که بردبار باشند و قدمی به عقب برندارند. بی شک، هیچ عامل دیگری همچون استقامت نمی تواند اهل حق را در رویارویی با باطل پیروز گرداند.

 

روحانیت و بسیج

نگاهی به تاریخ ایران در سده های اخیر نشان می دهد که هیچ جنبش و تحولی بدون رهبری یا پشتیبانی روحانیان از سوی مردم آغاز نشده است. مبارزه با ستم و تلاش برای گسترش عدالت، از وظایف مهم روحانی است. روحانی کسی است که خود را در مسیر سعادت قرار داده است و برای حرکت درست مردم در مسیر کمال، کوشش می کند. چنین فردی، سر تسلیم در برابر ناعدالتی خم نخواهد کرد.

بسیج نیز نهادی است که از میان مردم برخاسته و همواره حضور پررنگ روحانیان مبارز را شاهد بوده است. روحانیان بسیجی که در دوران جنگ، شهیدان فراوانی را برای سرافرازی ملت تقدیم کرده اند، امروز نیز در بخش های عقیدتی، نظامی، سیاسی و... حضوری فعال دارند.

 

تفکر بسیج؛ روحی در کالبد نظام

در هر مجموعه منظم و هدفمند، افزون بر پیشرفت اجزا، هماهنگی و هم گرایی میان آنان نیز ضروری است تا خواسته های مجموعه تحقق یابد. فراگیر شدن تفکر بسیجی که همان اخلاص، ایمان به هدف، بالندگی و رشدآفرینی است، در ذهن همه افراد جامعه، حرکتی هم سو را به دنبال دارد. فعالیت های اقتصادی، پیشرفت های نظامی، دستاوردهای علمی و...، هر کدام بخشی از بدنه جامعه را ترمیم می کند، ولی روح حاکم بر تمام بخش ها، تفکر بسیجی است. تفکر بسیج، ارتباط ناگسستنی میان اجزای نظام اسلامی را رقم می زند؛ چرا که یک پارچگی اعضای گوناگون جامعه، ناشی از یگانگی افکار آنهاست.

 

زنان بسیجی

بخش عمده ای از هر جامعه را زنان تشکیل می دهند که اصلی ترین نقش تربیتی را بر عهده دارند. ادعای گرانی نیست اگر زنان را فرهنگ سازترین بخش هر ملت بدانیم. اسلام نیز توجه فراوانی به جایگاه زنان دارد و بر حضور مثبت آنان در اجتماع تأکید می کند.

جایگاه ویژه زنان در جامعه سبب شد تا اندیشه بسیج به صورت زنده و پویا در میان آنان نیز ریشه بدواند و رشد کند. زنان با حضور مؤثر خود در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز کمک های بی دریغ در جنگ تحمیلی، حقی سترگ بر انقلاب دارند. بسیج خواهران با جذب، آموزش و سازمان دهی بانوان کشور، برای گسترش فرهنگ بسیج، تلاش های فراوانی کرده و تاکنون اقدامات مفیدی در زمینه های نظامی، امدادگری، عقیدتی، سیاسی و سوادآموزی انجام داده است.

 

مسئولیت‏ های بسیج در حوزه فرد؛

بسیج اندیشه ‏ای است كه در طول دفاع مقدس، دستاوردهای فكری و فرهنگی فراوانی كسب كرده است. اگر به دیده انصاف بنگریم، سهمی شایسته از سربلندی و اقتدار كشور و انقلاب را، نتیجه حاكمیت فرهنگی بسیجی و فداكاریهای بسیجیان خواهیم یافت. این فرهنگ در دوران سازندگی و تثبیت نظام هم می‏تواند راهگشا و تعیین كننده باشد و غفلت از آن نیز به همین نسبت خطرساز و مشكل‏آفرین بوده و اطمینان از حركت اصولی و ضابطه‏مند توسعه را كم خواهد كرد. منظور از اصول و ضوابط هم، نه جنبه‏های علمی و تخصصی، كه جنبه‏های انسانی و ارزشها و معیارهای اسلام و انقلاب اسلامی است؛ زیرا رسیدن به توسعه، فارغ از این جنبه‏ها و تنها با بهره‏گیری از مدلهای توسعه و سازندگی، هرگز نمی‏تواند متناسب با شأن و اهداف نظام جمهوری اسلامی باشد. روند بازسازی و طرح توسعه كشور، باید در بستر اهداف و ارزشهای اسلامی نضج بگیرد و مردم و به ویژه جوانان، به عنوان عوامل اصلی این حركت، هرچه بیشتر این اهداف را دریافته و ارزشها و معیارها را در باور خود جای دهند. برای دستیابی به این ضرورت، بسیج ابزار كارآمدی خواهد بود؛ چرا كه در زمان جنگ نیز به خوبی از عهده انجام این وظیفه برآمده است.

بسیج درصد بالایی از افراد جامعه را از همه قشرها، صنف ها و گروهها در خود جای داده و یا حداقل زمینه بالقوه این كار را دارد. بسیج می‏تواند با فراهم آوردن زمینه رشد و تربیت اعضا بر مبنای فرهنگ و اخلاق بسیجی، در معنای واقعی خود، بسط دهنده ارزشها در جامعه باشد. پیداست كه تبلور زیبایی‏ها و نیكی‏ها در نیروهای بسیج، عامل جذب سایرین نیز خواهد بود و بسیج خواهد توانست افراد بیشتری را تحت پوشش قرار داده و در تربیت آنها بكوشد. از این رو یكی از مهمترین مسئولیت‏های بسیج در دوران پس از جنگ، گسترش و تعمیق تفكر بسیجی و مسلح شدن به سلاح منطق و اندیشه است.

 

امر به معروف و نهی از منکر در نگاه بسیج

هر حکمی از احکام اسلامی، اهمیتی دارد که بی توجهی به آن، اجرای احکام دیگر را نیز با مشکل روبه رو می سازد. در این میان، بی توجهی به احکامی که جنبه اجتماعی دارند، بیش از احکام دیگر، نابسامانی پدید می آورد. اسلام، روش جلوگیری از نابسامانی های اجتماعی را امر به معروف و نهی از منکر می داند. قرآن کریم و احادیث معصومان به صراحت بر این فریضه الهی تأکید می کنند و فراموشی آن را آفتی می دانند که سلامت دین و دنیا را به خطر می اندازد و جامعه را به فساد می کشاند.

یکی از وظایف مهم و دقیق بسیج، امر به معروف و نهی از منکر است. بسیج به عنوان نیرویی مردمی، وظیفه دارد با هرگونه فساد و انحراف اجتماعی برخورد کند. انجام چنین وظیفه حساسی، نیازمند تربیت نیروهای باتجربه و کارآزموده است که شیوه های برخورد درست با متخلفان را بشناسند و با شرایط و موقعیت های امر به معروف و نهی از منکر نیز آشنا باشند. امروزه، پایگاه های بسیج در سراسر کشور، برنامه منظم و گسترده ای را برای آموزش چنین افرادی پیش رو دارند.

 

واکنش های اضطراری

حوادث پیش بینی نشده مانند زلزله، سیل و توفان، هر ساله انسان های فراوانی را به کام مرگ می کشاند. گرچه اقدام برای پیش گیری، نخستین گام برای کاهش خسارت های ناشی از این حوادث است، ولی به امدادرسانی پس از وقوع این پدیده ها نیز نباید بی توجهی کرد.

تجربه های تلخ گذشته که به از دست دادن هم میهنانمان در حوادث گوناگون به ویژه زلزله انجامید، زمینه حرکت مؤثر نیروهای بسیج در سراسر کشور شد. آنان با آموزش شیوه های امداد و نجات و روش های پیش گیری و کاهش خسارت، آمادگی مردم را در برابر این حوادث، افزایش می دهند. هم اکنون ایران، یکی از سریع ترین کشورهای جهان در امدادرسانی به مناطق حادثه دیده است؛ چرا که نیروهای آگاه و هوشیار بسیج، در این برنامه نیز همچون فعالیت های دیگر خود، موفق عمل کرده اند.

 

بسیج در دوران دفاع مقدس

انقلاب اسلامی با درهم شكستن حكومت ستمگر پهلوی و پایه‏گذاری نظام جمهوری اسلامی ایران در سال 1357، در واقع در صف اوّل مبارزه با استكبار جهانی قرار گرفت. پس از تسخیر لانه جاسوسی امریكا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام رحمه الله ، رودررویی انقلاب اسلامی با استكبار ابعاد تازه‏ای یافت و این حركت به نوعی، اعلام جنگ به همه زورمداران و در رأس آنها آمریكا بود.

حضرت امام رحمه الله كه به خوبی با ماهیت ددمنشانه استكبار آشنا بودند و به عظمت و بزرگی انقلاب اسلامی و تعارض جدی آن با استكبار بیش از هركس دیگری آگاهی داشتند، اندیشه تشكیل ارتش 20 میلیونی را مطرح فرمودند. در اندیشه حضرت امام رحمه الله تشكیل بسیج و آمادگی نظامی همه افراد جامعه یكی از مؤثرترین راهبردهای دفاع همه جانبه از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بود. ایشان در قسمتی از بیانات خویش در آذرماه 1358، كه منجر به شكل‏گیری نیروی بسیج شد، فرمودند:

باید ما همه قوایمان را مجتمع كنیم برای نجات دادن كشور، باید اگر مسایلی برای ما پیش بیاید، هرچه هم سخت باشد، تحمل كنیم. مملكت اسلامی باید همه‏اش نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد.

با آغاز جنگ تحمیلی، اهمیت و ضرورت این روشن‏بینی و تدبیر حكیمانه آشكارتر شد و با سازماندهی و اعزام نیروهای مردمی به جبهه‏های جنگ، روند پیشروی‏های دشمن دگرگون شد و فصل جدیدی از پیروزی، حماسه و ایثار در تاریخ انقلاب اسلامی آغاز شد. بسیجیان، در كنار سایر قوای مسلح به پاسداری از دین و میهن پرداختند و صحنه‏هایی را خلق كردند كه زبان و قلم از بیان و ترسیم آن عاجز است و همواره در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند. اما نقش آفرینی بسیجیان در همین حدّ باقی نماند. در همان دوران، یكی دیگر از مهمترین فعالیت های بسیج، تأمین امنیت شهرها و كشف و خنثی‏سازی توطئه‏های داخلی بود و بسیج در این راه نیز نقش مؤثری داشت و شهدای بسیاری تقدیم انقلاب كرد. با این همه شاید حساس‏ترین و ارزنده‏ترین نقش بسیج، تعمیق باورهای دینی و ترویج ارزشهای انقلاب اسلامی در جامعه باشد. فرهنگ بسیجی در پرتو بهره‏مندی از عناصر ارزشی و منحصر به فرد خود، به صورت كارآمدترین ابزار برای تحقق این هدف مهم درآمد و بخش وسیعی از جامعه را تحت پوشش خود قرار داد.

در یك كلام باید گفت بسیج، نقش تعیین كننده‏ای در تأمین سه نیاز اصلی جامعه اسلامی یعنی: حفظ، تعمیق و توسعه انقلاب و ارزش های آن در دوران دفاع مقدس داشته است.

 

شهادت؛ میراث الهی

مگر شهادت ارثی نیست که از انبیا رسیده است؟ مگر ما پیروان پاکان سرباخته در راه هدف نیستیم؟ مگر حسین علیه السلام را پیشوای خویش نمی دانیم؟ شهادت در مکتب تشیّع، پرواز از قفس دنیاست و نزد خداوند، هیچ قطره ای محبوب تر از قطره خونی نیست که در راه خدا ریخته می شود. خون شهید، گرمی و حیات را در پیکر جامعه به جریان درمی آورد. بالاتر از هر عمل نیکویی، عمل نیکی وجود دارد تا زمانی که انسان در راه خدا شهید شود. برتر از شهادت، هیچ عمل نیکی وجود ندارد. در تفکر بسیج، برترین شرف و افتخارآمیزترین مرتبه، شهادت است. عشق به شهادت، تبلور باشکوه و حماسه آفرین ایمان است و امید به شهادت، قوی ترین انگیزه زیستن در دنیا به شمار می آید.

 

بسیج؛ دوران سازندگی و مسئولیت ‏های جدید

با پایان یافتن دوران دفاع مقدس، این موضوع كه دیگر به بسیج و بسیجیان نیازی نیست، به صورت جدی ذهن بسیاری از مردم، مسئولان و از همه مهمتر خودِ بسیجیان را مشغول كرد. اما حضرت امام رحمه الله با تأكید بر ادامه روند تشكیل ارتش 20 میلیونی، همچنان بر ضرورت وجود بسیج پای فشردند. حضرت امام رحمه الله ضمن برشمردن ویژگی های بسیج، آن را یك فرهنگ و ارزش بزرگ معرفی كردند و خود را نیز یك بسیجی نامیدند و محشور شدن با بسیجیان را از خداوند تعالی مسئلت نمودند.(9) نكته حائز اهمیت در دیدگاه حضرت امام رحمه الله پیرامون بسیجِ پس از جنگ، توجه به جنبه‏های علمی و فرهنگی و گوشزد كردن این جنبه‏ها به نسل جوان حوزه و دانشگاه است. در حقیقت حضرت امام رحمه الله پایان جنگ را نه تنها پایان كار بسیج نمی‏دانستند، بلكه افقهای جدیدی را در گستره مسئولیت‏های بسیج جستجو می‏كردند. به تعبیر دیگر، حضرت امام رحمه الله خواستار مشاركتِ بسیجیان در تمام عرصه ‏های مهم اجتماعی بودند و این امر را زمینه‏ساز قطع همه وابستگی‏ها و مصونیت در برابر تهدیدها می‏دانستند.

با این نگرش و با توجه به ویژگی های منحصر به فردی كه می‏توان در بسیج یافت، به بررسی مسئولیت‏های جدید بسیج در سه حوزه فرد، جامعه و خانواده می‏پردازیم.

 

مسئولیت ‏های بسیج در حوزه جامعه؛

مروری كوتاه بر وضعیت كنونی كشور، نشان می‏دهد كه به رغم همه پیشرفت‏ها، مشكلات قابل توجهی در بخشهای گوناگون جامعه ما وجود دارد و مرتفع نمودن آنها محتاج عزم ملی و همدلی و همراهی همه نیروهای علاقمند به سربلندی میهن اسلامی است. در این میان، نیروی مقاومت بسیج به حكم مسئولیتی كه در زمینه دفاع همه جانبه از انقلاب و حفظ و اداره نظام اسلامی دارد، سهم عمده‏ای در مسئله مزبور دارد.

بسیج با بهره‏گیری از امكانات بالفعل و بالقوه خود، قادر است در تمام عرصه‏های حیات جمعی شركت نماید و در راه تأمین نیازهای اساسی كشور، گامهای مؤثری بردارد. برخی از زمینه‏ های مشاركت و مسئولیت بسیجیان، به تفكیك چنین است:

 

1 ـ بُعد سیاسی

از جمله ویژگی های مهم بسیج، قابلیت و آمادگی بالا برای حضور سریع در صحنه‏های مختلف است و همین امر سبب می‏شود كه حجم زیادی از توطئه‏های دشمنان داخلی و خارجی ناكام بماند. به عبارت دیگر، حضور فعال و پرقدرت بسیج در صحنه، عامل مهمی در ثبات و امنیت كشور به حساب می‏آید و زمینه مساعد را برای حركت جامعه در مسیر رشد و توسعه مهیا می ‏سازد.

یكی از مسئولیت های مهم بسیج در همین راستا، تلاش برای حفظ و تداوم روحیه دفاع از حق و ستیز با باطل است؛ چرا كه ضعف یا نبود این روحیه انگیزه حضور فعال در جامعه را به تدریج كاهش می‏دهد و نوعی بی‏تفاوتی را بر اندیشه و اعمال افراد حاكم می‏سازد. در پرتو همین روحیه و تفكر بود كه بسیج هزاران شهید را در راه دفاع از حیثیت و كیان میهن اسلامی تقدیم نمود و نام خود را در تاریخ انقلاب اسلامی پرآوازه كرد. البته باید توجه داشت كه مبارزه با دشمن، همیشه مبارزه نظامی نیست؛ جبهه كفر راههای متعددی برای یورش به جبهه اسلام دارد و ركن اصلی كفر ستیزی، تشخیص حق و باطل و آشنایی با ترفندهای جبهه كفر است. برای توفیق در شناخت حق و باطل، بسیج باید بهره‏گیری از عنصر آگاهی را به طور جدی دنبال كند؛ چرا كه تنها آگاهی عمیق و آشنایی كامل با موازین و معیارهاست كه می‏تواند در این زمینه راهگشا و هدایتگر باشد و ظرافتهایی را كه در این رابطه وجود دارد، مشخص نماید.

موضوع دیگری كه در همین خصوص مطرح است و در حقیقت ركن دیگر انجام مسئولیت سیاسی و اجتماعی بسیج است، مسئله آگاهی به شیوه‏های گوناگون مشاركت و اتخاذ مناسب‏ترین آنها، به فراخور شرایط و موقعیتهای مختلف است. برای رسیدن به هر مقصودی، راهها و شیوه‏های گوناگونی وجود دارد كه برخی كارآمدتر و بهترند. گاهی به خاطر اینكه در انتخاب شیوه و ابزار مناسب برای نیل به یك هدف، دقت كافی نمی‏شود، مشكلات و تنگناهایی رخ می‏دهد و حتی ممكن است نتیجه‏ای منفی و كاملاً خلاف هدف مورد نظر بدست آید. به عنوان نمونه برای بسیج كه بخشی از مسئولیت تأمین امنیت جامعه و مقابله با دشمنان را برعهده دارد، آگاهی كافی در اتخاذ شیوه دفاع و حفظ امنیت بسیار مهم است؛ اگر در مواجهه با دشمن مسلح خارجی، بكارگیری سلاح و مبارزه مسلحانه ضروری و كارساز است، این روش در برخورد با مخالفین داخلی بی‏تردید آثار منفی فراوانی در پی دارد. یا در جایی كه برخورد ملاطفت‏آمیز و آگاهی دهنده موجب هدایت و راهیابی فردی گمراه است، و به او تحرك، حرارت و انگیزه می‏بخشد، اتخاذ روش قهرآمیز و خشن، او را به یك معارض و مخالف جدی تبدیل خواهد كرد. بنابراین، می‏توان مهمترین مسئولیت بسیج و بسیجیان را در بُعد سیاسی، حضور فعال، آگاهانه و متناسب با شرایط و ضوابط در تمام عرصه‏ها و صحنه‏های مورد نیاز دانست؛ البته در این تقسیم ‏بندی، تمام مسئولیت‏های كلان اجتماعی نیز در حوزه مسائل سیاسی جای می‏گیرد. به تعبیر دیگر، مسئولیت اقامه عدل و حدود الهی، فراهم آوردن مقدمات ضروری این مهم، نظارت بر كیفیت و مطلوبیت اوضاع جامعه، امر به معروف و نهی از منكر در معنای وسیع آن و دفاع از حق، اسلام و جامعه اسلامی نیز در زمره مسئولیت‏ های سیاسی بسیج و از جمله مهمترین آنهاست و بسیج باید متناسب با شرایط موجود، شیوه كارآمدی را برای تحقق این ابعاد اتخاذ كرده، با تلاش و جدیت تمام به انجام وظیفه بپردازد.

 

2 ـ بُعد فرهنگی

انقلاب اسلامی ایران پایه‏گذار نظام نوین و متفاوت در جهان معاصر است. نوپابودن این نظام كه در عین حال مدعی كارآمد بودن اصول و معیارهای خود برای تمام جهان است، باعث می‏شود كه تحكیم مبانی فكری و فرهنگی آن، از اهمیت فوق‏العاده‏ای برخوردار باشد. از سوی دیگر، به حكم رودررویی و تأثیر و تأثر متقابل فرهنگها، محافظت از فرهنگ خودی در برابر عناصر منفی فرهنگهای مهاجم نیز، از ضرورتهای غیرقابل انكار به شمار می‏آید.

این موارد بیانگر این است كه عرصه فرهنگ، با اهمیت‏ترین عرصه حیات جمعی است و تأمین نیازمندیها و تحقق اهداف آن، مشاركت جدی و جمعی وسیعی را طلب می‏كند، در این رابطه سه وظیفه عمده قابل ذكر است:

الف: تقویت مبانی فرهنگ خودی و كارآمد كردن آن به منظور پیشبرد اهداف انقلاب و نشر اندیشه و فرهنگ آن؛

ب: نقد فرهنگ بیگانه به منظور نفی عناصر نامطلوب و بهره‏گیری از عناصر مطلوب آن؛

ج: دفع و رفع آسیب های وارده ازسوی فرهنگ بیگانه، بمنظور مصون‏ماندن افراد جامعه، به ویژه جوانان از تبعات آن.

نیروی مقاومت بسیج از یك سو با توجه به ظرفیتها و استعدادهای ویژه و منحصر به فرد خود و از دیگر سو با نظر به وظیفه خطیر دفاع همه جانبه از انقلاب، در عرصه فرهنگ نیز موقعیت ویژه ‏ای یافته و قادر است در همه زمینه‏های ذكر شده، مشاركتی فعال و نقشی تعیین كننده داشته باشد.

در محور نخست، یعنی تقویت و ترویج مبانی فرهنگ خودی، بسیج با برگزاری جلسات علمی و انجام سایر فعالیتهای فرهنگی برای اعضا، ضمن ارتقای سطح فكری آنها، گام مؤثری در این جهت برمی‏دارد. بدین طریق بخشی از افراد جامعه كه همان اعضاء تحت پوشش بسیج هستند، به صورت مستقیم با شیوه‏های علمی، با مبانی فرهنگ خودی آشنا می‏شوند و باورهای فرهنگی در آنها تقویت می‏گردد. به علاوه، بسیج می‏تواند با سازماندهی اعضای خود در گروههای مختلف فرهنگی و هنری، ارزشها و معیارهای انقلاب را در معرض دید دیگران قرار داده و آنها را به این اصول و معیارها علاقمند سازد. اجرای سرود، نمایش تئاتر، برگزاری مسابقات فرهنگی، ارائه مقاله، سخنرانی، انتشار نشریات محلی و... از جمله اقداماتی است كه سازماندهی و انجام آنها برای نیروی مقاومت بسیج به راحتی ممكن است و بی‏تردید تأثیر فراوانی هم بر جای می‏گذارد.

همین شیوه‏ های تقویت و ترویج مبانی فرهنگ خودی، در محور دوم كه نقد فرهنگ بیگانه است، نیز مؤثراند. تنها باید توجه داشت كه در اینجا، حساسیت امر بیش از محور نخست است؛ زیرا در مورد فرهنگ بیگانه، ابعاد ناپیدا و مجهول فراوانی وجود دارد و تشخیص عناصر مطلوب و نامطلوب آن، كاری دشوار و متوقف بر آگاهی، دقت، عزت نفس و انصاف است.

درباره محور سوم، یعنی دفع و رفع آسیبهای وارده از سوی فرهنگ بیگانه و به تعبیری مقابله با تهاجم فرهنگی، انتظاری كه در نگاه اول از بسیج می‏رود، مقابله با مظاهر فرهنگ غرب و مشخصا كشف و امحاء ابزار و كالاهای مربوطه است. البته تحقق این مسئله نیز در جای خود ضروری و مفید خواهد بود؛ اما محدود كردن نقش بسیج به همین مقدار، در واقع معطّل گذاردن قابلیتها و امكانات بسیج خواهد بود؛ زیرا با توجه به اینكه مخاطبین و مصرف كنندگان اصلی كالاهای فرهنگی، نوجوانان و جوانان هستند و میزان آسیب‏پذیری آنها به مراتب بیشتر از سایرین است، بسیج نقشهای مهم دیگری هم می‏تواند در رابطه با مقابله با فرهنگ منحط بیگانه داشته باشد. بسیج می‏تواند با افزایش فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، ایجاد انگیزه در جوانان و نوجوانان و هدایت آنها به سوی این فعالیتها، عملاً زمینه توجه و گرایش به سمت كالاهای فرهنگی غرب را به میزان قابل توجهی كاهش داده و در قالب فعالیتهای مذكور، آنها را با خطرات و تبعات زیانبار تمسك و تظاهر به فرهنگ غرب آشنا سازد. در عین حال انجام اقداماتی كه قبلاً در زمینه تقویت و ترویج مبانی فرهنگ خودی و نقد فرهنگ بیگانه مطرح شد نیز، در خصوص مقابله با عناصر نامطلوب فرهنگ بیگانه بسیار مفید خواهد بود.

 

3 ـ بُعد اجتماعی

با عنایت به این كه بسیج نهادی خودجوش و مردمی است، از بسیج و خمهای متداول اداری مصون است و هماهنگی بالایی هم در میان اعضای آن مشاهده می‏شود، باید ادعا كرد بسیجیان، زمینه مناسب و استعداد بالقوه فراوانی برای مشاركت در عرصه‏های اجتماعی دارند. نمونه ارزشمند و مثال‏زدنی این مشاركت، در سالهای دفاع مقدس به ظهور رسید. نیروهای بسیج، گذشته از حضور مستقیم در صحنه جنگ، عاملِ اصلی آكنده شدن فضای كشور از عطر معنویت و فرهنگ جبهه و جهاد بودند. قسمت اعظم پشتیبانی و تدارك جبهه‏ها، جذب نیرو برای جنگ، رسیدگی به خانواده‏های شهدا و رزمندگان و به طور كلی تمام فعالیتهای مربوط به دفاع مقدس، مرهون حضور فعال بسیج در بخشهای مختلف جامعه بود.

این استعداد بالقوه، در شرایط كنونی یعنی دوران سازندگی و تثبیت نظام، همچنان برجاست و در صورت سازماندهی و بهره‏برداری مناسب، قطعا ثمرات ارزشمندی به همراه خواهد داشت. اجرای موفقیت‏آمیز طرحِ واكسیناسیون فلج اطفال دلیل خوبی بر این مدعاست. این طرح ثابت كرد كه بسیج می‏تواند به عنوان بهترین وسیله برای اجرای طرحهای خدماتی، عمرانی و پژوهشی و تحقیقاتی در خدمت كشور باشد و بسیجیان همانگونه كه در دفاع نظامی از اسلام و انقلاب نقش اول را داشتند، در شناسایی و رفع نیازهای بنیادی جامعه اسلامی نیز پیشقدم، خط شكن و مؤثر واقع باشند. یكی از زمینه‏های مهم مشاركت اجتماعی بسیج، مشاركت در حوزه مسائل خانواده است كه در آینده، به تفصیل به آن خواهیم پرداخت.

 

4 ـ بُعد اقتصادی

بسیج در عرصه اقتصاد هم می‏تواند تأثیرگذار باشد. یكی از جنبه‏های مهم این تأثیر، از طریق نقش غیر مستقیمی است كه نیروهای بسیج می‏توانند در اقتصاد خانواده و جامعه داشته باشند. این نقش با ارائه الگوی مصرف و شناساندن موازین اقتصاد پویا و سالم، به خانواده‏ها تحقق می‏یابد. جنبه دیگر این تأثیر، از طریق سازماندهی نیروهای جوان و واجد شرایط بسیج، در فعالیتهای تولیدی است. بسیج می‏تواند با ارائه برخی آموزشهای حرفه‏ای، فنی، علمی، تحقیقاتی و یا هر نوع آموزش دیگری، اقدام به تشكیل مراكز كوچك خود اشتغالی بنماید و نیروهای بسیج را به صورت سازماندهی شده و منظم و در ساعات محدودی از شبانه‏روز به كار دعوت كند. بدون شك اجرای چنین طرحهای آثار اقتصادی فراوانی در پی خواهد داشت؛ چرا كه اولاً بخشی از نیاز اقتصادی كشور به توسعه فعالیتهای تولیدی را مرتفع خواهد ساخت؛ ثانیا، نظام اقتصادی كشور در آینده حضور نیروی متخصص و ماهر بیشتری را در بازار كار شاهد خواهد بود و ثالثا، درآمد حاصله از این قبیل فعالیتها برای هر فرد ـ ولو اندك باشد ـ تأثیر زیادی بر وضعیت معیشت او خواهد داشت و حتی تمام و یا بخشی از آن می‏تواند در فعالیت های تولیدی دیگر سرمایه ‏گذاری شده و برخی مشكلات اقتصادی موجود بر سر راه تشكیل زندگی و تأمین حداقل امكانات را برطرف سازد.

البته صرفنظر از تشكیل مراكز كوچك اشتغال و خود اتكایی، بسیج حتی این ظرفیت را دارد كه در طرحهای بزرگ عمرانی و اقتصادی نیز مشاركت داشته باشد و تلاش مؤثرتری را در این عرصه ‏ها انجام دهد؛ البته شك نیست كه تحقق این مهم مستلزم برنامه‏ریزی حساب شده و سازماندهی دقیق است.

 

چگونگی تجهیز بسیج به سلاح علم و آگاهی؛

تجهیز بسیج به سلاح علم و آگاهی، نه تنها یك ضرورت مهم، بلكه مهمترین ضرورت و نیاز بسیج است و باید به صورت سازماندهی شده و با برنامه‏ریزی مناسب، به عنوان راهبردی‏ترین فعالیت بسیج، تعقیب شود. برای تحقق این مهم، بسیج باید آموزش علمی و معرفتی اعضا را به طور جدی در دستور كار قرار دهد و زمینه جذب و عضویت افراد آگاه و عالم را نیز فراهم آورد.

 

آموزش و تعلیم اعضا

تعلیم و آموزش اعضای بسیج و رساندن آنها به سطح علمی و معرفتی مطلوب طبعا یكی از راههای تجهیز بسیج به‏سلاح علم وآگاهی است. دراین‏رابطه توجه به‏چندموضوع وبكار بستن ‏آنها ضروری است:

الف: ایجاد انگیزه: مهمترین و مقدم‏ترین اقدامی كه باید در راه تجهیز علمی بسیج صورت گیرد. ایجادانگیزه برای اعضا و ترغیب و تشویق آنها به علم آموزی و كسب آگاهی است. برای توفیق در این كار، باید ابتدا به تبیین و تشریح منطقی ابعاد وظایف و مسئولیت‏های بسیج برای اعضا پرداخت و سپس نقش آگاهی و علم را در انجام صحیح و كامل این مسئولیت‏ها روشن نمود. در این صورت فردی كه داوطلبانه با اشتیاق و اعتقاد، برای خدمتگزاری به جامعه و دفاع از انقلاب، در بسیج حضور یافته است، با انگیزه بیشتری تأمین مقدمات انجام این وظیفه را خواهد پذیرفت.

ب: فراهم آوردن امكانات: اقدام دیگری كه باید برای پرورش و تعلیم اعضای بسیج صورت گیرد، این است كه حداقل شرایط و امكانات مورد نیاز برای پیشرفت علمی اعضا فراهم شود. در این راستا، علاوه بر اینكه می‏توان بخشی از بودجه بسیج را به این امر اختصاص داد، می‏توان از مزایا و امكانات مردمی در اختیار بسیج نیز استفاده كرد، برگزاری كلاسهای درسی و تقویتی، دوره‏های فنی و حرفه‏ای، تشكیل جلسات علمی و فرهنگی و... از جمله مواردی است كه می‏تواند با اتكاء به خاستگاه مردمی بسیج و كمترین هزینه و بیشترین بازدهی، در دستور كار بسیج قرار بگیرد.

 

جذب افراد آگاه و تحصیل كرده

بسیج به عنوان یك سازمان، به نیروهایی كه از انواع آگاهی‏ ها و تخصص ‏ها بهره‏مند باشند و بتوانند علاوه بر تقویت تشكیلات داخلی بسیج، نیازهای متنوع جامعه را سازماندهی كنند نیازمند است. توفیق بسیج در رسیدن به این هدف، در گرو توجه به چند مسئله است:

الف: اصل سنخیت عنصر اصلی جذب: همان طور كه می‏دانیم، معمولاً افراد بر اساس تناسب و هم آهنگی كه با هم دارند، جذب یكدیگر می‏شوند و نسبت به یكدیگر احساس گرایش و نیاز می‏ كنند. این قاعده را در خصوص جذب افراد به گروهها و دسته‏های مختلف هم می‏توان معتبر دانست. در واقع رمز گرایش و علاقه یك فرد به هر گروهی، ریشه در همخوانی و هماهنگی برنامه ‏ها، اهداف و آرمان های آن مجموعه با برنامه‏ها، اهداف و آرمانهای او دارد. بنابراین در صورتی كه یك مجموعه، خواهان همراهی و مشاركت افرادی با ویژگیهای خاص در برنامه ‏های خود باشد، باید فعالیت های خود را به گونه‏ای سامان دهد كه سنخیت لازم را با افراد مورد نظر داشته باشد. این موضوع برای مجموعه‏هایی كه سود مادی و دستاوردهای ظاهری برای اعضا ندارند، اهمیت بیشتری دارد و باید آن را تنها راه توفیق چنین مجموعه‏هایی در جذب داوطلبانه نیروهای مورد نظر دانست. با این وصف، نخستین اقدام بسیج در زمینه‏ سازی جذب افراد عالم و تحصیل‏كرده، فراهم آوردن شرایط لازم برای تحقق فضای علمی هماهنگ با دانش روز و جویندگان علم و آگاهی است.

ب: احترام به علم و عالمان: مجموعه‏ ای كه درصدد جذب افراد تحصیلكرده و آگاه و بهره‏گیری از علم و اندیشه آنان است، باید ارزش و اعتبار زیادی را برای علم و عالمان قائل باشد و حرمت آنها را در همه حال در نظر داشته باشد. یك جنبه مهم این احترام، استفاده مناسب از اندوخته‏های علمی افراد و مشاركت دادن آنها در تصمیم‏گیری‏ها و برنامه‏هاست. در مجموعه بسیج هم لازم است مسئولیت‏ها، متناسب با مرتبه علمی افراد به آنها واگذار شود و ارزش و احترام افراد آگاه، عالم و تحصیلكرده كاملاً مورد توجه قرار گیرد.

ج: نقش مدیریت و رهبری: مسئله مدیریت و رهبری، از اساسی‏ترین عوامل شكل‏گیری هویت یك جامعه است. هرگونه تغییر و تحول در ماهیت جامعه و جهت‏گیری‏های آن نسبت به مسائل مختلف، ارتباطی نزدیك و تنگاتنگ با مسئولان و مدیران جامعه و نوع مدیریت آنها دارد. بنابراین یكی از بنیادی‏ترین و مؤثرترین راههای توفیق بسیج در ترویج علم و آگاهی در پایگاهها و جذب افراد تحصیلكرده، به كارگیری افراد عالم و صاحب فكر و اندیشه در سطوح بالا و به ویژه فرماندهی پایگاههای مقاومت است. این كار باعث می‏شود تمام فعالیتها و برنامه ‏های بسیج، رنگ و بوی علمی بگیرد و دانش آموختگان مجال مشاركت و عرضه كالای خود را بیابند.

د: ضرورت وجود برنامه‏ها و فعالیتهای هماهنگ با سطح علمی افراد تحصیلكرده: مسئله دیگری كه در رابطه با جذب افراد تحصیلكرده، باید مورد توجه قرار گیرد، ضرورت وجود فعالیت های هم‏سطح و هم شأن با این قبیل افراد، در میان مجموعه فعالیتهای بسیج است؛ زیرا طبیعی است كه در صورت محدود شدن مسئولیت‏ها و فعالیتهای بسیج به كارهای سطحی و ظاهری كه كمتر نیازمند دانش و مهارت است. افرادی كه سطوح علمی بالایی دارند و می‏توانند با روشهای مناسب‏تری فعالیت كنند، هرگز راضی به صرف وقت خود در این مجموعه نخواهند شد؛ البته آنچه كه در مورد مجموعه بسیج امیدوار كننده است، چارچوب نظری قوی و اهداف و مقاصدی متعالی و بلندی است كه برای آن منظور شده است. این موضوع نشان می‏ دهد كه در صورت برخورد علمی و كارشناسانه با مسئله و طراحی مدل نظری و تعیین راهبردها و راهكارهای مناسب، فعالیت بسیج سطح بالایی پیدا كرده و نیازمند حضور كارشناسان انواع علوم و معارف در سطوح عالی خواهد بود.

ه : ضرورت تداوم قداست و حرمت بسیج: همراهی و همكاری با یك مجموعه، هویت و منزلتی متناسب با آن را برای افراد به وجود می‏آورد. به عبارت دیگر اینكه فرد، با چه افراد، گروهها و جریاناتی ارتباط دارد، تأثیر زیادی در قضاوت سایرین در مورد او دارد. بر همین اساس، یكی از مسائل مهمی كه به صورت جدی بر گرایش افراد به گروهها و جریانات موجود در جامعه تأثیر می‏گذارد، هویت و منزلتی است كه از ناحیه این گرایش نصیب آنها می‏شود. البته این موضوع، در محدوده گسترده‏تر به همان اصل سنخیت بر می‏گردد؛ یعنی افراد بر اساس هویت انسانی و موقعیت اجتماعی خود، به گروههایی گرایش پیدا می‏كنند كه تأیید كننده و تقویت كننده هویت فردی و جمعی آنها باشد. دوستی و همدلی انسانهای پاك و ارزشمند با تمام جریانات مثبت، صرفنظر از مشاركت یا عدم مشاركت در آنها، و دشمنی و بیزاری از همه جریانات منفی، در همین چارچوب تحلیل و توجیه می‏شود.

بسیج از جمله نهادهایی است كه هم به لحاظ خاستگاه و هم به لحاظ سابقه درخشانی كه در دفاع مقدس به دست آورده است، همواره در هاله‏ای از تقدس، معنویت و اخلاص قرار داشته است. تأكیدها و رهنمودهای رهبران نظام و در رأس آن دیدگاههای حضرت امام رحمه الله نیز بیانگر این معناست كه عناصر معنوی، پایه و اساس بسیج را تشكیل داده است و تداوم بالنده و مؤثر بسیج نیز در گروِ حفظ این قداست و معنویت است. با این وصف، می‏توان نتیجه گرفت كه بسیج هویتی ارزشمند و مورد احترام برای اعضای خود به ارمغان می‏آورد و كسانی جذب این مجموعه می‏شوند كه كسب چنین هویتی را برای خود مغتنم شمارند. در واقع، این امر به منزله فراهم آوردن زمینه مساعد برای جذب تمام انسانهایی است كه در پی كسب ارزش و هویت والای اجتماعی هستند. این مسئله، به خصوص برای افراد تحصیلكرده‏ای كه به واسطه علمشان مورد احترام هستند، از اهمیت به سزایی برخورار است و كمترین خدشه‏ای در هویت مثبت بسیج، رغبت و انگیزه هركسی را كه پایگاه محترمی در جامعه دارد، برای همراهی با بسیج از بین می‏برد. بنابراین یكی از ضرورتهای پیش روی سازمان بسیج، پالایش پی‏درپی خود از ضعفهای احتمالی و تقویت روزافزون ارزشها در میان اعضا است. از سوی دیگر، سازمان بسیج باید با جدیت تمام، كیفیت و چگونگی رفتار و برخورد بسیجیان با مردم و مسایل مختلف جامعه را تحت مراقبت و هدایت قرار داده و ضمن به نمایش گذاشتن چهره‏ای سرشار از معنویت، آگاهی و منطق، كاملاً خود را از جریاناتی كه موجب بدبینی مردم نسبت به ارزشهای انقلاب و انقلابیون می‏شود، دور كند.

 

بسیج و مسئولیت‏ های جدید

تشكیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران، یقینا از بركات الطاف جلیه خداوند تعالی بود كه بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد. در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب، خصوصا جنگ بودند نهادها و گروههای فراوانی كه با ایثار و خلوص و فداكاری و شهادت‏طلبی، كشور و انقلاب را بیمه كردند؛ ولی حقیقتا اگر بخواهیم مصداق كاملی از ایثار و خلوص و فداكاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه كسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود.

جملات فوق، گوشه‏ای از دیدگاههای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی رحمه الله در مورد بسیج و مقام و موقعیت بسیجیان است. در دیدگاه ایشان:

بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاك اسلامی است كه تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی‏نشانی گرفته‏اند. بسیج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده‏اند.

حضرت امام رحمه الله با توجه به تصویری كه از بسیج ارائه می‏نمایند، آن را یك نهاد انقلابی صرف نمی‏دانند، بلكه اندیشه و تفكری مؤثر قلمداد كنند و بر این باورند كه:

اگر بر كشوری ندای دلنشین تفكر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد شد.

امام رحمه الله با تأكید بر ضرورت تشكیل بسیج طلبه و دانشجو، در واقع اعلام می‏كنند كه فعالیت بسیج تنها محدود به رزم و دفاع نظامی نیست؛ بلكه می‏تواند و باید تمام ابعاد و زمینه‏های مورد نیاز كشور و نظام اسلامی را شامل شود. از همین رو بسیجیان را مورد خطاب قرار داده، می‏فرمایند:

حضور شما در صحنه ‏ها موجب می‏شود كه ریشه ضد انقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد.

بدین قرار، بسیج را باید نهادی انقلابی دانست كه با تكیه بر تفكری ناب، تعهدآور و حركت‏زا، و برخورداری از ویژگی‏هایی چون ایثار، اخلاص، عشق به اسلام، مجاهدت و... ظرفیت بسیار بالای برای تأمین نیازها، در همه ابعاد دارد. به تعبیر حضرت امام رحمه الله :

باید بسیجیان جهانِ اسلام در فكر ایجاد حكومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است.

البته پیداست كه بهره ‏گیری از این نیروی عظیم و شكوفا شدن تمام قابلیتها و استعدادهای آن، مستلزم برنامه‏ریزی و مدیریت مسئولان و متولیان امر است و در غیر این صورت باید اذعان كرد كه انقلاب و اسلام، یكی از قوی‏ترین بازوان خود را از دست خواهد داد؛ و شاید به همین جهت باشد كه حضرت امام رحمه الله ، غفلت مسئولان از بسیج را مستوجب عذاب و عقاب می ‏دانند.

 

 

متون ادبی

 

چکیده عشق

محمد کامرانی اقدام

بسیج عطری است آسمانی که از جوانه های تراوش می شود و پایگاهی است برای مُشت های گره شده.

بسیج حنجره ای است سوزان بر ای سرودن حماسه های سترگ و خورشیدی است تابناک برای شب های سرد و تاریک و وحشت زا.

بسیج سپاهی است مسلّح به ایمان و مجهّز به عشق و ریسمانی است برای بالا رفتن از شانه های خیس آسمان.

بسیج لشگر حسین مظلوم است در روز عاشورا و رگبار اللّه اکبر و فریاد تکبیرها.

بسیج میعادگاهی است برای کبوتران سرخ دلی که دل هایشان برای پرواز در اوج می تپد و بسیجی همان کبوتر سرخ دل است.

بسیجی چکیده عشق است و نماد غیرت. سمبل تعصب است و پاسدار مکتب.

بسیجیان، سرو قامتانی هستند که سرو در توصیف عظمتشان خمید و دریادلانی که دریا برای تفهیم وسعتشان خشکید. پروانه صفتانی که شمع از سوز و جمالشان آب شد، غیرتمندانی که کوه از هیبت غیرتشان فرو ریخت و طلایه دارانی که حق در سیمایشان متجلّی است.

چه خالصانه جان در کف می نهند و چه عاشقانه زندگی را در طبق اخلاص.

مگر جز این است که همه رنگ ها، در حضور سبز و عشق سرخ و رویِ سفید و نگاه آبی بسیجی خود را می بازد و همه فریادها از هیبت نام بسیج، در گلو خشک می شوند؟!

مگر جز این است که: سر مردان حق گو پیش غیر و آشنا بالاست.

بسیج! همه مظلومان ایران با نام تو آشنایند و همه مردم این مرز و بوم وام دار تواند.

تو دریای خروشانی از قدرتی، بخروش که پناه مستضعفانی و امید محرومان!

تو پایه های استوار سرزمین پهناورمان هستی، برپا باش که تو تکیه گاه شانه های خسته مظلومانی! تو همان بسیجیده رزم با ترجمانِ فردوسی و نبرد آزمای ایران سپاهِ نظامی هستی و ما همه تلاش هایت را در راه عمران، آبادی، امنیت و آزادی کشور اسلامی مان به قدمت هزاران بهار، ارج می نهیم، که این همه شکوه و عظمت و این همه مردانگی و غیرت را چگونه ببینیم و چگونه پاس نداریم، ای بسیجی سلحشور!

تو سینه ای وسیع تر از اقیانوس داری. شانه های سترگت تابِ تحمّل تمامِ مظلومیت های تاریخ و محرومیت هایِ مظلومانه را دارد. در صنوبرِ قلبت هر لحظه جوانه های ایمان می شکفد و در تاریخِ توفان خیز سرزمینمان هر لحظه شکوه شان حماسه می آفریند. تو فاتحِ دروازه های حقیقت و فاطر کاخ های خیالی هستی.

و هرگز فراموش نمی کنیم که چگونه با دست توانا و پای پویای تو به اوج رسیدیم.

و هرگز فراموش نمی کنیم ایستادن بدون سپرت را در برابر دنیای دونِ استکبار.

ما و همه مظلومانِ میهن همیشه یاور توایم ای پایمرد صحنه های ستُرگ، ای بسیجی!

 

دایرة المعارف عشق

محمدحسین قدیری

قالب تنگ لفظ، تاب دریای خروشان و پر موجش را ندارد.

سینه تنگ واژه ها را گنجایش عظمت صفات عالی اش نیست.

نام و نشان زنجیری بر پر پرواز در آسمان بی کران معنویتش است. تنها اقیانوس بی پایان معنا، آسمان نامحدود مفهوم و آیینه وسیع باطن و مضمون می تواند جلوه ای از جمال سیرت و خورشید صورت مدرسه عشق، بسیج را به تماشا بگذارد. فقط قاب عالی ترین مضامین و صفات انسانی می تواند، عکس زیبای لحظه های ماندگار، زلال و پاک لشکر مخلص خدا را در سینه و آغوش گرم خود بگیرد.

آری، بسیج دایرة المعارف عشق و معرفت است. کتاب سبز ایمان است و قاموس سرخ عشق. کتابی که به قلم حکمت امام بسیجیان، خمینی، نگاشته شد و با شور همت و شعور غیرت بسیجیان امام منتشر شد. امامی که خود معلم و مبلغ فرهنگ بسیجی بود و دغدغه بسیج فرهنگی تا آخر عمر مهمان ذهن آسمانی اش بود. معلمی که با مشی و خط زیبای سیاست و گچ سفید دیانتش روی وجدان سیاه دنیای استبداد و ظلم نوشت: بسیج لشکر مخلص خداست.

که دفتر تشکّل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند... بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند.

معلم و مبلغی که به صفا و خلوص شاگردان بسیجی خود غبطه می خورد و خود را کوچک ترین دانش آموز مدرسه عشق به حساب می آورد و دعا می کرد که در روز رستاخیز در صف شاگردان این مدرسه به سوی بهشت قرب حرکت کند.

بسیج، دیوان شعر انقلاب اسلامی است که پیر جماران در اوج شعله های آتش جنگ تحمیلی، سرود و به زیور طبع و چاپ پایداری و مقاومت بسیجیان آراسته شد. دیوانی که پر از غزل های عاشقانه وداع فرزندان و همسران و پدران و غربت اشک و آه مادران و یتیمان است. دیوانی که پر از قصیده های بلند اسارت، سوختن و ساختن و انتظار و مشحون از مثنوی حماسه ها و رشادت ها و شهادت هاست. دیوانی که سوز ابیاتش، دل دو بیتی های باباطاهر را آتش می زند و جگر رباعی های خیام را کباب می کند. دیوانی که قطعه های زمینی بهشت زهرایش با پاره هایی از بهشت و ملکوت خدا برابری می کند.

 

بیا به مدرسه عشق ثبت نام کنیم

 

طنین بانک خوش عاشقی رسد به گوش

 

و بسیجی مفسّر اندیشمند حماسه حسینی است. شاگرد مدرسه عشقی که دست تک تک تکالیف استاد پیرش را می بوسد. مجنونی که در دشت شیدایی و عمل و بیابان های غربت با قلم اندیشه و اسلحه اش مشق نام لیلی را تمرین می کند و قهرمانی که در گود ورزش باستانی اش علی گویان به گرد تکلیف، وظیفه و حق می چرخد. بسیجی کسی است که نورش، خورشید را، موجش دریا را، استواریش کوه را، عزمش آهن را، وسعت روحش جهان را، صفتش واژه ها را، بی نامیش نام را، سوزش آتش را، سرعتش باد را و شهره اش تمام اسطوره ها را خجل کرده است.

 

متلاطم خروشان

سیده زهره نوربخش

ای صحراها وامدار گستردگی اندیشه تو! ای نامت عمیق تر ازد ریا! فرشتگان، با دیدنت به راز آفرینش انسان پی بردند چرا که ایمان را، عشق را، صداقت و صمیمیت را، بخشش و سخاوت را و مدارا و شجاعت را در هیأت یک انسان دیدند.

ای روح متلاطم خروشان، ای پیشانی تو به بلندای افق! ای بر دمیده از مشرق نور، ای که در عصر قساوت تکنیک، در عصر توحّش مدرن، در قرن مجسمه های بی روح، در قرن آد م های کوکی، ساعت های دیواری و شمّاطه دار منظم بی روح؛ دست مهربانِ نوازشی و لبخند سرشار از طراوتی! در نگاهت یخ قرن ذوب می شود و در نسیم رفتارت هوای عشق می وزد. ای که در قرن التهاب و هراس و عصیان و خشم و اضطراب، در قرن اتم و ماشین عصر خلأ روحی و از خود بیگانگی و یأس و دلمردگی و التهاب و احساس خفقان روح و در قرن قندیل های یخ بلندترین حماسه سرای عشقی!

در میان نقش های بی رنگ امروز، نقاش عطوفت و مهری! در میان قرن سرسام، قرن بهت و بی باوری، نویسنده نوری! شاعر شور و شعوری.

ای که در میان خانه های خسته مغموم، ای در میان کوچه های سرد سیمانی، بنا کننده حوض سبز ماهی ها و برافرازنده گنبد نیلگون اخلاصی! ای که در زمان مرگ نیلوفر و خواب شبدر، باران خوش بر پیکر سرو و لبخند مهر بر چهره یاسی!

در باغچه ها، گل مهر می کاری، درختان گیلاس و سیب، دستان تو را می بوسند و در شکوفه زاران نگاهت، ساقه های طلایی گندم قد می کشند. تو در همه جا، در دل حفره های عمیق معدن، در میان سواحل خزر، در گرگ و میش صبحگاهان، در میان مزرعه و گندمزار، در کارخانه ها، در مغازه ها در ادارات، در خانه ها، در کنار فرزندان،در همه جای شهر و روستا، مهر می کاری و عطوفت درو می کنی، کینه را از دل ها می شویی، و همچون آفتاب به شب های تار و فشرده بیگانگی نور و گرمای وحدت می بخشی.

 

در میان چفیه ات جوبارها   ای نگاهت شور گندمزارها
یاد یاران، یاد آن ستوارها نام پاکت در میان سینه ام

 

قامت پایدار

روزبه فروتن پی

ای قامت پایدار! تو را که می بینم، دریایی ترین لحظه را به من هدیه می کنی و بهاری از شکوفه و شبنم در دلم می روید. تو را که می بینم، دلم را چون آیینه ای زلال، بر طاقچه افق می گذارم و تو را در دریایی ترین هدیه ام، به تماشا می نشینم؛ تو را که هنوز بوی خاکی رد پایت، آسمان را مست می کند.

 

سلام بر تو

سلام بر تو که در خلوت دریایی ات، بهاری برای شکفتن داری! سلام بر تو که معنی پرواز و حماسه را در ملکوت محبت، وسعت می دهی!

سلام بر تو که آبروی لاله هایی و حیثیت شقایق و بهار!

 

به دیدارت آمده ام

به دیدارت آمده ام؛ در روزی که روز توست و زمین و آسمان از عطر بهشتی تو سرشار است.

به دیدارت آمده ام؛ با شاخه گلی و قرآنی در دست. بر لبانم نام معطر بسیج جاری است و در ذهنم، مقاومت، به بلندای آفتاب و هفت آسمان نفش بسته است.

 

بسیجی شهید!

امروز، همراه با دلم و با همه کسانی که گلی گم کرده اند، به دیدار تو و به زیارت آلاله های سرخ پرپر آمده ام. خاطرات با شما بودن، روان ترین رودخانه جهان است که در دل و چشم هایم جاری است. خاطرات حلبچه، پنج وین و کربلای یک، تا کربلای بیست و پنج.

 

فاتحه ای برای خودم

کسی می گوید: فاتحه ای بخوان!

به دریای مواج گلزار شهیدان می نگرم و می گویم: در حضور این همه زنده جاوید، بگذار برای خودم فاتحه بخوانم.

پاییز است

غروب،

چفیه ای است خونین

بر شانه های کوهستان

شهیدانِ دوست

آسمان را

بال بال می زنند!

ملتمسانه

به دست هایم می نگرم

زمین

از کبوتر خالی است

و

من هنوز

بال درنیاورده ام.

 

بسیج

سیدعلی حسینی

تو هنوز هم

بوی روزهای جبهه می دهی

بوی روزهای عشق

بوی روزهای رزم

بوی بزم آسمانی سحر

که خاک جبهه

غرق در ستاره های چشم های روشن تو بود

و روز حمله

عطر آن دو گانه های نیمه شب

جوشن تو بود

تو هنوز هم

بوی روزهای جبهه می دهی

بوی آن زمان که دشمنت

از شنیدن صدای رعد نام تو

گنگ و گیج بود

نام تو بسیج بود

نام تو بسیجی است

با همان لباس های رنگ خاک

با همان شناسنامه و پلاک

با همان

هیبتی که نام آسمانی تو داشت

تو همان بسیجیِ

عصر عشق و جبهه ای ؛

فقط

سنگرت عوض شده است

 

*  *  *  *  *  *

 

كوتاه از بسیج

بسیج، با اتكاء به خاستگاه مردمی خویش، یكی از بهترین و كارآمدترین نهادهایی است كه در خدمت مردم و رفع نیازهای گوناگون جامعه قرار دارد.

بسیج، یك اندیشه ناب و مترقی است كه در صورت همه‏گیر شدن در سطح جامعه، كشور را در برابر حوادث گوناگون بیمه خواهد كرد.

بسیج، از یادگارهای اندیشمند امام خمینی رحمه الله است كه باید همچنان توفنده و مؤثر در عرصه‏های گوناگون اجتماعی و سیاسی حضور داشته باشد.

بسیج، در طول عمر كوتاه خویش، خدمات ارزشمندی به جامعه ارائه نموده است و بخش قابل توجهی از افتخارات كشور در طول دوران دفاع مقدس، مرهون فداكاریها و قهرمانیهای بسیجیان است.

بسیج، این افتخار بزرگ را نصیب خود كرده است كه امام خمینی رحمه الله ، به بسیجی بودن خود مباهات می‏كند و محشور شدن با بسیجیان را آرزو دارد.

بسیج، پشتوانه نظام و انقلاب است و برای حضور در هر صحنه‏ای و انجام هر وظیفه‏ای آماده و مهیاست.

بسیجی، خدمت به اسلام، انقلاب و مردم را وظیفه اصلی خویش بداند و در این راه از هیچ تلاش و كوششی فروگذار نكند.

بسیجی، با اعمال و رفتار خود، موجب مباهات حضرت امام رحمه الله است و با رفتار خویش دیگران را به سوی نیكی‏ها و خوبی‏ها دعوت می‏كند.

بسیجی همیشه آماده خدمت است و در كوتاهترین فرصت، در هر زمینه‏ای كه لازم باشد به ایفای نقش می‏پردازد.

بسیجی برای خدمات و زحماتی كه انجام می‏دهد، پاداشی طلب نمی‏كند و به انجام صحیح وظیفه‏ای كه بر عهده دارد راضی و خشنود است.

بسیجی كارهایش را از روی اخلاص و برای رضای خدا انجام می‏دهد؛ اینكه دیگران از كارهای او باخبر باشند و از او قدردانی كنند، در كار او هیچ تأثیری ندارد.

بسیجی برای تحقق اهداف متعالی و ارزشمند اسلام و نیل به آرمانهای انقلاب اسلامی، حاضر به جانفشانی و ایثار جان و مال خویش است.

بسیجی خدا را در همه احوال در نظر دارد و یاد او را همدم خود و مایه آرامش خویش قرار داده است.

بسیجی به سالار شهیدان اقتدا كرده و توسل به ائمه اطهار(ع) را وسیله تهذیب و تقرب خویش قرار داده است.

بسیجی در سنگر سازندگی پیشقدم و پرتلاش است و سربلندی و اقتدار كشور را آرزو می‏كند.

بسیجی به سلاح علم و تخصص مجهز است و با درك صحیح از موقعیتها و شرایط گوناگون، به انجام وظیفه‏ای كه دارد می‏پردازد.

بسیجی با اعمال و رفتارش الگوی دیگران و مایه مباهات و افتخار خانواده خویش است.

بسیجی از آگاهی لازم در زمینه مسائل گوناگون اجتماعی و فرهنگی برخوردار است و با بینش كافی، در صحنه‏های گوناگون مشاركت می‏ كند.

 

بسیج در واقع یك اندیشه است كه در صورت تحقق كامل و همه جانبه ‏اش در جامعه و با توجه به عناصر و ویژگی ‏های منحصر به فردی كه دارد، می‏ تواند كانون تجمع تمام ارزش ‏ها و زیبایی ‏ها مطرح باشد و نقش تعیین كننده ‏ای در رفع كاستی‏ ها و ضعف‏ های جامعه و تأمین نیازهای آن در ابعاد گوناگون ایفا كند. بنابراین گام نخست در شكل‏ گیری هویت شایسته و بایسته بسیج، رسیدگی به دركی صحیح و جامع از آن و تلاش جهت به فعلیت رساندن تمام استعدادها و ظرفیت های آن، با توجه به شرایط زمانی و نیازهای جامعه است. از این میان، تشكیل بسیج طلبه و دانشجو و تقویت بنیه علمی و فكری بسیج و بسیجیان، از جمله مسائلی است كه به صورت جدی مورد تأكید رهبران نظام قرار گرفته است و در موقعیت فعلی باید بیش از سایر مسئولیت‏ های بسیج مورد توجه قرار گیرد. انشاءا...

سالگرد تشکیل بسیج مستضعفان، یادآور خاطره پرشکوه مجاهداتی است که دوران هشت ساله جنگ تحمیلی، زیباترین تابلوهای ایثار و فداکاری همراه با نجابت و فروتنی و توام با شجاعت و رشادت را ترسیم کرده است.

پنجم آذر،  سالروز تأسیس بسیج مستضعفان بر تمامی آزادگان، عدالت گستران و به ویژه بسیجیان دلاور مبارک باد.

 

منابع :

- پایگاه حوزه

- مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما

- تبیان - فرهنگ پایداری

- بنیاد تبیین اندیشه های حضرت امام خمینی (ره) در دانشگاه ها

- پایگاه اینترنتی خورشید آل یاسین

- مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

فرزند چندم هستید ؟

 

آیا فکر می کنید اینکه فرزند چندم خانواده باشید، می تواند بر شکل گیری شخصیت شما تاثیر گذار باشد؟ این مقاله را با ما دنبال کنید تا به همه چیز در این رابطه پی ببرید!

 

تک فرزندان

نقاط مثبت:

این افراد همان ها هستند که دنیا را متحول می کنند. افرادی تکلیف گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس و بسیار قابل اطمینان می باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها و جزئیات هستند و از قبول مسئولیت های مختلف واهمه ای ندارند.

 

نقاط منفی:

یکی از خصیصه های منفی این افراد سرسختی و خشونت شدید آنهاست. کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز میزنند.  به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی بسیار حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود.