ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و سی و هفتم    

شنبه 12 آذر 1390 7 محرم 1433 3 دسامبر 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

پیامک

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ 6 وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ 7 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ 8 وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ 9

ترجمه فارسی مکارم

 

اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! هنگامى كه به نماز مى ‏ايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر و پاها را تا مفصل ( برآمدگى پشت پا) مسح كنيد! و اگر جنب باشيد، خود را بشوييد (و غسل كنيد)! و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكى از شما از محل پستى آمده ( قضاى حاجت كرده)، يا با آنان تماس گرفته (و آميزش جنسى كرده‏ ايد)، و آب (براى غسل يا وضو) نيابيد، با خاك پاكى تيمم كنيد! و از آن، بر صورت ( پيشانى) و دست ها بكشيد! خداوند نمى‏ خواهد مشكلى براى شما ايجاد كند; بلكه مى‏ خواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد; شايد شكر او را بجا آوريد! 6 و به ياد آوريد نعمت خدا را بر شما، و پيمانى را كه با تاكيد از شما گرفت، آن زمان كه گفتيد: س‏خ‏للّه شنيديم و اطاعت كرديم‏! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه خدا، از آنچه درون سينه ‏هاست، آگاه است! 7 اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! همواره براى خدا قيام كنيد، و از روى عدالت،گواهى دهيد! دشمنى با جمعيتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنيد، كه به پرهيزگارى نزديكتر است! و از (معصيت) خدا بپرهيزيد، كه از آنچه انجام مى ‏دهيد، با خبر است! 8 خداوند، به آنها كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏ اند، وعده آمرزش و پاداش عظيمى داده است 9

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

جلوه ‏هاى مديريت در حركت امام‏ حسين (عليه السلام)
قسمت اول

بهرام حميد زاده

 

جلوه‏ هاى مديريت در حركت امام حسين (عليه السلام)
نهضت حسينى نمايشگاهى است از عظمت و علوّ استعدادهاى انسانى؛ نمايشگاه تصميم ‏گيرى، تدبير و مديريت در شرايط بحرانى.
نويسنده در اين مقاله كاركردهاى آشكار عاشورا در حوزه جذب و هدايت نيروها و اصحاب از مدينه تا كربلا را مورد بحث قرار داده است. وى تأكيد دارد كه امام‏ حسين(عليه السلام) در تمام ابعاد مهارت هاى مديريتى اعم از مهارت فنى (نظامى)، سياسى، اجتماعى و انسانى شايستگى كامل و در حد عالى را دارابوده است.
مقاله همچنان كه تصميم ‏گيرى امام(عليه السلام) را برخاسته از آگاهى مى ‏داند بر اين امر تأكيد مى ‏كند كه آن حضرت با پيش ‏بينى دقيق و برنامه خاص خود، نه شتابزده عمل مى ‏كرد و نه منفعلانه، بلكه با تصميمات به ‏موقع و سنجيده، نهضت را به سوى هدف به پيش مى‏ برد.
اصل برنامه ‏ريزى را در تمام بخش‏ هاى حركت حسينى، حتى در نحوه آرايش سپاه كم تعداد حضرت در مقابل سپاه انبوه دشمن مى ‏شود مشاهده كرد. نويسنده ضمن تبيين اصل سازماندهى در نهضت حسينى در قالب برنامه ‏ريزى كوتاه مدت و بلند مدت، به تشريح رهبرى امام‏ حسين(عليه السلام) پرداخت، رهبرى اى كه عنصر آگاهى، انگيزش، تعهد به قانون و دستورات الهى، قاطعيت و تفويض اختيار در آن وجود داشت. وى به اين نكته نيز مى ‏پردازد كه مسئله كنترل و نظارت در تمام مراحلِ قيام از جانب امام‏ حسين(عليه السلام) به بهترين وجه صورت مى ‏گرفت.

 

مقدمه
اكنون قرنهاست كه بشر با بهره ‏گيرى از توانمندى ‏هاى شناختى خود به مفهوم مديريت انديشيده و با تأمّل در آن زندگى خود را بهبود بخشيده است و با كاربستهاى دانش مديريت در زندگى به فراست دريافته است كه در عرصه زندگى اجتماعى ملزم به پذيرش يك نظام رهبرى و مديريت است. نكته حائز اهميت اين است كه اين كوشش ها نشانه تحقق كامل آن به حساب نمى ‏آيد و چه بسا دانسته ‏هاى موجود در اين باره بسيار بيشتر از نادانسته ‏هاى محتمل است. در اين ميان اديان بزرگ الهى نيز چه در قالب تعاليم دينى كه عمدتاً مبتنى بر وحى استوار بوده است، و چه در سيره عملى پيامبران به اين‏ امر توجه ويژه ‏اى نشان داده ‏اند.
پيامبران موفق شده ‏اند كه عالى ‏ترين نموده  رهبرى را در طول تاريخ تمدن بشرى به نمايش بگذارند. در دين مبين اسلام، بارزترين نشانه ‏هاى شيوه رهبرى و مديريت در كلام و سيره رسول گرامى اسلام(ص) و سلاله پاك او حسين(عليه السلام) به ويژه نهضت عاشورا تجسّم يافته است. زيرا اصولاً در منطق شيعه، امامت و ولايت ركن اساسى مديريت دينى محسوب مى ‏شود و از جايگاه و رفعت بالايى برخوردار است.
نهضت حسينى نمايشگاهى است از عظمت و علّو استعدادهاى انسانى، نمايشگاه تصميم‏گيرى، تدبير و مديريت در شرايط بحران. تمام حوزه‏هاى نهضت امام حسين (عليه السلام) تذكرات مديريتى دارد، از اين رو فرهنگ مديريتى عاشورا در دنياى امروز يك مسأله قابل بررسى، زنده و مؤثر است، محتواى حركت عاشوراى حسينى، تبلور عينى يك الگوى راهبردى است براى احياى دين، مديريت و سازندگى اجتماعى كه هرگاه اين محتوا به درستى تبيين شود مى‏تواند به صورت الگوى مطلوب و مؤثر مورد استفاده قرار گيرد. لكن تاكنون اين الگوى با ارزش، تنها موضوع مباحث تاريخى و كلامى قرار گرفته و از جنبه رهبرى و مديريت اصولاً مطمح نظر نبوده است، از اين رو، اين مقاله صرف نظر از كند و كاوهاى تاريخى و اعتقادى مربوط به واقعه، به تبيين كاركردهاى مديريتى و رهبرى‏مى ‏پردازد.
از آنجا كه هر پديده‏اى مى‏تواند داراى دو نوع كاركردهاى آشكار و پنهان باشد، در اين مقاله صرفاً كاركردهاى آشكار عاشورا در حوزه مديريت و رهبرى مورد بررسى قرار خواهد گرفت، هر چند كاركردهاى پنهان آن مهم‏تر از جنبه ‏هاى آشكار است لكن نياز به فهم بسيار عميق دارد كه از عهده نگارنده خارج است، همچنين عده ‏اى از انديشمندان اسلامى مانند شهيد آيت الله مرتضى مطهرى معتقدند علم بشر، از تبيين تمام اهداف و فلسفه حماسه حسينى قاصر است.
در عين حال چنانچه از دريچه مديريتى به نهضت حسينى توجه شود مى ‏توان مجموعه آموزه‏هاى مديريت و رهبرى اين نهضت را در سه حوزه يا سطح اساسى دريافت و تبيين ‏نمود:
1. مديريت امام حسين (عليه السلام) در حوزه جذب و هدايت نيروها و اصحاب از مدينه تا كربلا،
2. مديريت امام حسين (عليه السلام) در حوزه هدايت و بيدارى جامعه اسلامى؛
3. مديريت امام حسين (عليه السلام) در حوزه هدايت جامعه جهانى.
همچنان كه از عنوان بحث روشن است تحقيق پيشنهادى حاضر به قدر مجال پيرامون تبيين مديريت امام حسين (عليه السلام) در حوزه اول خواهد بود.

بيان مسأله
معاويه در سال 41 هجرى قمرى با امام حسن(عليه السلام) پيمان صلح منعقد كرد و در سا ل 56 بر خلاف مفاد قرارداد، فرزند خود يزيد را به ولايت‏عهدى خويش برگزيد و از مردم با زور و فشار براى وى بيعت گرفت و در نيمه رجب سال 60 از دنيا رفت و يزيد به جاى وى بر حكومت و خلافت جامعه مسلمين نشست و به تمام استانداران و فرمانداران خود نوشت كه از مسلمين بلاد و شهرها به هر طريق ممكن براى وى بيعت بگيرند. همچنين، نامه‏اى به پسر عموى خود وليد بن عتبه استاندار مدينه نوشت كه از مردم مدينه و به ويژه از سه شخصيت سرشناس، حسين بن على(عليه السلام)، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبير براى وى بيعت بگيرد، لكن در مورد شخص حسين بن على(عليه السلام) سفارش بسيار نموده بود، كه براى ايشان كمترين مهلتى را روا مدار، اگر پذيرفت كه به مقصود رسيده‏ايم و گرنه سر او را از بدنش جدا كرده و براى من بفرست.[1]
شرايط جامعه اسلامى ناشى از حكومت معاويه و يزيد به گونه‏اى تغيير يافته بود، كه قوانين مدنى و جزائى اسلام نقض و اختناق و سانسور شديد بر جامعه حكمفرما بود.
امام حسين (عليه السلام) خود اين وضع را چنين تشريح مى‏ كند:
الا ترون أنّ الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهى عنه؛[2]
آيا نمى‏ بينيد كه در مصاف حق و باطل به حق عمل نمى ‏شود و باطل مورد نكوهش قرار نمي ‏گيرد؟
نمى ‏بينيد كه جامعه اسلامى از محور حق و عدل خارج شده و بر مدار ظلم و باطل مى ‏گردد؟ و مگر نمى ‏بينيد كه حق در لباس باطل و باطل در لباس حق مشغول به خودنمايى و جلوه ‏گرى است؟
به عبارت روشن‏تر بنيان الگوى توسعه و تمدن نبوى كه قرار بود به دست 12 معمار علوى به كمال لايق خود برسد با الگوى مديريت اموى از مسير توسعه الهى، خارج و به سمت توسعه مادى گرائيده بود و همچنين در آستانه حكومت يزيد، انحراف از اصول اسلام و بازگشت به ارزشهاى جاهلى در چنان حدّى بود كه از اسلام جز نام و از قرآن جز نوشته‏اى باقى نمانده بود و از آن گذشته كه حاكم جديد يعنى يزيد، متجاهر به فسق بود. لذا اين كجى‏ ها با روشهاى مسالمت‏آميز و معمول قابل اصلاح نبود.
از اين رو حسين بن على(عليه السلام) ديد كه قيام بر ضد يزيد تكليف واجبى است و به ويژه اين امر بر كسانى كه قادر بر انجام دادن آن مى‏باشند لازم است. زيرا انسان به عنوان جانشين(خليفه) خدا در روى زمين در نظر گرفته شده[3] و همچنين بار سنگين امانت بر دوش او نهاده شده است؛ امانتى كه قبول مسئوليت حاكميت بر اساس قصد و اراده و رضايت خداوند است.[4] و همچنين تعهد به عدالت و انصاف اقتضاى اين امانت است.[5] از سوى ديگر رسول خدا(ص) در موارد متعدد از حماسه كربلا و حتّى محل شهادت او و يارانش خبر داده بود، به طورى كه امام حسين (عليه السلام) به محض رسيدن به سرزمين كربلا مى ‏فرمايد:
اين‏جا جايگاه فرود آمدن ماست و من اين وعده را از جدّم رسول الله شنيدم و در وعده او ترديد و خلافى نيست.[6]
گو اينكه مكان و حتى روش مبارزه از ازل تعيين شده بود، از اين رو امام حسين (عليه السلام) پس از آنكه از مجلس وليد بيرون آمد تصميم گرفت كه مبارزه خود را با يزيد ادامه دهد ولى نه در مدينه بلكه به صورت يك حركت نظامى و فرهنگى از مدينه تا كربلا. با اين توصيف، براى جذب و هدايت نيرو جهت عمليات در مقصد مشخص يعنى كربلا، به همراه 82 نفر زنان، كودكان كم سن و سال، افراد سالمند و خانواده‏اش مى‏بايست حدود دهها فرسنگ را طى طريق كند و عبور از كمين ترور مأمورين دشمن، همه و همه نيازمند تصميم‏گيرى، برنامه ‏ريزى، سازماندهى، هماهنگى، نظارت، هدايت و رهبرى دقيق بود.
بر اين اساس كاروان حسينى پس از وداع با شهر پيامبر(ص) شب يكشنبه دو روز مانده به پايان ماه رجب (28 رجب) سال 60 هجرى مثل رشته‏اى از نور در شب ظلمانى از مدينه به سوى محل مبارزه حركت نمود. ظاهراً حركت امام از مدينه به سوى مكه با سرعت انجام گرفته و در تاريخ از حوادث بين راه در اين سفر مطلب زيادى ثبت نشده است. حركت اصلى امام از مكه تا كربلا بوده و به طور مفصل مورد نظر مورخان واقع شده است. حضرت از مكه تا كربلا توقف‏هايى داشتند كه نام محل‏هاى توقف را منازل مى‏گويند و جمعاً حدود بيست و چند منزل بوده است؛ در سفرهاى قديم، هر مرحله و بخشى را كه يك فرد يا كاروان در يك روز به صورت پياده مى‏پيمود؛ منزل مى‏گفتند. اين فاصله، گاهى سه و گاهى پنج فرسخ بود، تقريباً فاصله بين دو منزل را چهار فرسخ گفته ‏اند.[7] حوادثى كه كاروان حسينى در اين منازل با آن روبه رو شده است و همچنين در مقابل، تدابيرى كه امام براى عبور از آنها انديشيده است در دو نقشه آمده است.
قبل از اينكه به كاركردهاى مديريت در نهضت امام حسين (عليه السلام) بپردازيم شايسته است معرفى اجمالى از مدير و رهبرى نهضت و اعضاى كاروان ارائه شود.

شايستگى و توانايى مديريت امام حسين (عليه السلام)
آينده سازمانها و بقاء موفقيت آنها بستگى زيادى به توانايى مديران آنها دارد زيرا آنان به طور دائم به اخذ تصميمات اساسى و حياتى مى‏پردازند، از اين رو اگر مديران يك سازمان از شايستگى ‏هاى لازم برخوردار نباشند، نه تنها رشد سازمان متوقف مى ‏گردد، بلكه در مقابل فشارهاى داخل و خارج ضربه مى‏خورد و متلاشى مى ‏شود. بر اين اساس چنانچه سابقه شايستگى ‏هاى امام حسين (عليه السلام) را مورد بررسى قرار دهيم اذعان خواهيم نمود كه حضرت در تمام ابعاد مهارت هاى مديريتى، اعم از مهارت فنى (فنون نظامى) مهارت سياسى و اجتماعى و مهارت انسانى، شايستگى كامل در حد عالى را دارا بوده است. حضرت در طول عمر به سان آفتاب، نور مى ‏افشاند و از پرتوهاى درخشان خويش مردم را بهره ‏مند مى ‏ساخت، گروهى از دانشش سود مى‏بردند، جمعى از رفتارش درس مى‏آموختند، عده‏اى از اخلاق الهيش راه تهذيب نفس را فرا مى‏گرفتند و برخى از بيان رساى او درس ادب مى‏ آموختند. با دستى باز به بخشش دارائيش مى‏ پرداخت، در برابر مستمندان فروتنى مى ‏نمود و رسيدگى به يتيمان و بيوه زنان را فراموش نمى ‏كرد و همواره به يارى مظلومان مى ‏شتافت، هرگز از عبادت خدا دور نگرديد و بيست و پنج بار با پاى پياده از مدينه براى حج و زيارت خانه خدا، به مكّه سفركرد.
اين انسان نمونه در طول زندگى خود همراه پدرش در جنگهاى جمل، صفّين و نهروان شركت جسته بود.
امام حسين (عليه السلام) عهدشكنى انصار و خيانت مدعيان دوستى پدرش را در جريانات دوران پنج ساله حكومت پدر شاهد بود و نحوه برپايى غائله جمل در بصره را كه به راهبرى عايشه صورت گرفته بود زير نظر داشت زيرا امام حسين خود در جنگ جمل حضور داشته و خود از جمله فرماندهان اين نبرد خونين بود. در صفين نيز فرماندهى جناحهايى از سپاه را عهده‏ دار بود. در زمان خلافت برادرش امام حسن(عليه السلام) نيرنگ معاويه و خيانت برخى از فرماندهان برادرش را نيز درك كرده بود. لذا او با تمام اين تجربيات و بصيرتها، مديريت و رهبرى نهضت عاشورا را به عهده گرفته بود.[8]

اهميت و نقش ياران امام حسين (عليه السلام) در نهضت عاشورا
سازمان به عنوان يك نهاد اجتماعى و به دليل اهداف بنيانى فراتر از ارتباطات روز مرّه، نوعى ارتباطات سازمانى بين افراد برقرار مى ‏سازد و بديهى است كه در اين راستا، ارتباطات و چگونگى جهت‏گيرى آنها به سمت اهداف سازمانى از مسائل ضرورى و مورد توجه مديران است، و اين توجه ناشى از آن است كه مديران در دستيابى به اهداف طرّاحى‏ شده به روابط انسانى مؤثر در سازمان نيازمندند از اين رو آنان كه در ركاب امام حسين (عليه السلام) جانبازى كردند و مردانه شهيد شدند، برگزيده‏ترين ياران و مردان الهى بودند، كسانى كه همسر و فرزند خويش را رها كردند و به ولى و امام زمانشان پيوستند و در راه اهداف مقدس قهرمانانه جنگيدند و براى رفتن به ميدان از يكديگر سبقت گرفتند. سخن اين انسان هاى فداكار با مولا و رهبر خود اين بود كه ما خويشتن را فداى تو مى‏كنيم و تو را از دست دشمن مصون خواهيم داشت. در شب عاشورا، تبسّم بر لب داشتند و كمترين هراسى از مرگ به دل راه ندادند و از اينكه به زودى به درجه رفيع شهادت نائل آمده پروردگار خود را ملاقات مى‏كنند، در پوست خود نمى‏ گنجيدند.
هنگامى كه امام حسين (عليه السلام) به آنان فرمود كه دشمن تنها مرا هدف خود قرار داده است لذا شما آزاديد و مى‏توانيد از منطقه جنگى دور شويد، آزرده خاطر شدند و عرضه داشتند. ما هرگز شما را تنها نخواهيم گذاشت و از اين سرزمين باز نخواهيم گشت. آيا ما شما را رها كنيم، در حالى كه دشمنان قصد جانتان را نموده‏اند؟ در اين صورت در پيشگاه خدا چه عذرى خواهيم آورد؟ همه ياران آن حضرت با شنيدن اين بيان يك صدا چنين گفتند:  ما نيز خداى بزرگ را سپاسگزاريم كه به وسيله يارى تو بر ما كرامت و با كشته شدن در ركاب تو بر ما عزّت و شرافت بخشيد. اى فرزند پيامبر آيا ما نبايد خشنود باشيم از اينكه در بهشت با تو هستيم.[9]
برخى نظريه ‏پردازان مادى در باب مديريت خواسته‏اند مبناى ارتباطات آدمى را در حد ارضاى نيازهاى اوليه و مادى تقليل دهند و گرايش انسانها را به همديگر، در حد رفع نيازهاى طبيعى تحليل كنند، و غايت هدفمندى و انسجام جامعه را اين امر بدانند. در صورتى كه نظريه ‏هاى غالب در جامعه‏شناسى بيشتر بر اين نكته تأكيد مى‏ورزند كه اگر چه نيازهاى‏ اوليه ركن اساسى را در تمايل انسانها به ايجاد ارتباط، ايفا مى‏كنند ولى آنچه حائزاهميت بوده اين است كه ماهيّت ارتباطات آدميان در سطح رفع نيازهاى جسمانى باقى‏نمى‏ماند، بلكه از آن فراتر رفته و به مرتبه بى ‏پايان و گسترده محبّت مى‏رسد و اين ‏تكامل در ماهيت ارتباطات، تا بدان جاست كه اراده آدمى در نتيجه حركت او به‏ سوى‏ هدف و انجام كار، برخاسته از نوع علاقه و محبّتى است كه به هدف يا موضوع كاردارد، و اين دعا، در گستره نهضت حسينى و همچنين مقاومت ياران امام خمينى(ره) در طول دفاع مقدّس، امرى قابل اثبات است، بدين گونه كه آدمى تا به چيزى دلبستگى نداشته باشد، هرگز در جهت رسيدن به آن تلاشى نخواهد كرد. از اين رو است كه اصحاب امام حسين (عليه السلام) تا به هدف عالى يعنى قرب الى الله دلبستگى نمى ‏داشتند، هرگز در جهت رسيدن به آن مجاهدت نمى ‏كردند.[10]
رابطه ياران امام با رهبرشان نه بر محور رفع نيازهاى طبيعى، بلكه بر محور ارادت و محبت بود و رهبر و پيرو به هم عشق مى ‏ورزيدند و همين رابطه دقيق بود كه ياران امام را همچون پروانگان واله و شيدا به دور شمع وجود حضرت نگه مى‏داشت و در نهايت همگى آنان در دفاع از حضرت ذوب شدند و سوختند.

ادامه دارد ...

--------------------------------
پی نوشت:

 [1]. شيخ عباس قمى، نفس المهموم، ترجمه ابوالحسن شعرانى، انتشارات اسلاميه، 1374.
 [2].
محمد صادق نجمى، سخنان حسين بن على(عليه السلام) از مدينه تا شهادت، انتشارات اسلامى، ص 63.
 [3].
قرآن مجيد، سوره آل عمران، آيه 30.
 [4].
قرآن مجيد، سوره احزاب، آيه 72.
 [5].
محمد افندى، نگرش توحيدى در مديريت و اداره امور عمومى، ترجمه مركز بررسى و مطالعات استراتژيك ادارى، 1376.
 [6].
ابن جمعه حويزى، نورالثقلين، جلد 4، ص‏221.
 [7].
جواد محدثى، فرهنگ عاشورا، انتشارات معروف، سال 1374.
 [8].
اسد حيدر، مع الحسين فى نهضته، ترجمه مؤسسه انتشارات طور، سال 1368.
 [9].
علامه سيد محسن الامين العاملى، امام حسن و امام‏حسين(عليه السلام)، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى، سال 1369.
 [10].
على رضائيان، رفتار سازمانى، انتشارات دانشگاه تهران، سال‏1374.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  جمله مديريتی              

 

رویا

به رویاهایتان وصل شوید و آنها را زنده نگاه دارید؛
زیرا، اگر رویاهایتان بمیرند، زندگی به پرنده شکسته بالی تبدیل می شود که دیگر قدرت پرواز ندارد.

بگذار هر روز
         
رویایی باشد
               
   در دست.
بگذار هر روز
      
   عشقی باشد
                  
  در دل.
 
بگذار هر روز
          
دلیلی باشد
           
    برای زندگی

 

برگرفته از وبلاگ مدیریت نوین

 

  حدیث مديريتی             

 

نتایج معصیت

امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد، امیدش را از دست می دهد و نگرانی ها به او رو می آورد.

(بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397)

 

  طنز مديريتی              

لغت نامه مهندسان (اصطلاحات مهندسی)

 

1- این بستگی دارد به . . .

یعنی : جواب سئوال شما را نمی ‌دانم!

 

2- این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسی فهمیده شد.

یعنی : این موضوع را به طور تصادفی فهمیدم!

 

3- نحوه عمل دستگاه بسیار جالب است.

یعنی : دستگاه كار می‌كند و این برای ما تعجب ‌برانگیز است!

 

4- ما تصحیحاتی روی سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقاء دهیم.

یعنی : تمام طراحی ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ‌ایم!

 

5- ما پیشگویی می ‌كنیم . . .

یعنی : 90 درصد احتمال خطا می ‌رود!

 

6- كل كوشش ما برای این است كه مشتری راضی شود.

یعنی : آنقدر از زمان بندی عقبیم كه هر چه به مشتری بدهیم راضی می ‌شود!

 

7- به علت اهمیت تئوری و عملی این موضوع . . .

یعنی : به علت علاقه من به این موضوع.

 

8- بقیه نتایج در گزارش بعدی ارائه می ‌شود.

یعنی : بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!

 

9- ثابت شده كه . . .

یعنی : من فكر می ‌كنم كه . . .!

 

10- این صحبت شما تا اندازه ‌ای صحیح است.

یعنی : از نظر من صحبت شما مطلقاً غلط است!

 

11- در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم كرد.

یعنی : از جزئیات كار اصلاً اطلاع ندارید!

 

 

  حکايت مديريتی            

ما اشتباه نمی کنیم؛ صرفا می آموزیم

 

داستان معروفی از تام واتسون، بنیان گذار شرکت آی . بی . ام نقل شده است که یکی از کارکنان شرکت اشتباه بزرگی را مرتکب شد و مبلغ ده میلیون دلار به شرکت ضرر زد.

این کارمند به دفتر واتسون احضار شد و پس از ورود گفت: " تصور می کنم باید از شرکت استعفا دهم."

تام واتسون گفت: " شوخی می کنید؟! در همین لحظه مبلغ ده میلیون دلار بابت آموزش شما خرج شده است !!!"

 

  تکنیک های موفقیت         

3 نکته اصلی برای موفقیت

 

موفقیت به سراغ کسانی می آید که از آگاهی، متقاعد سازی و قدرت بتوانند به نفع خود بهره بگیرند. به عبارت دیگر:

 

موفقیت = آگاهی + متقاعد سازی + قدرت

 

بیاموزید که چگونه با بکاربردن این قوانین تعیین کننده در زندگی کاری خود می توانید در شغل خود موفق گردید.

 

آگاهی

 ظواهر ابزار سنج زندگی هستند. نحوه ای که خود را معرفی می کنید مقیاسی از شما ایجاد می نماید که دیگران بر اساس آن شما را تصور کرده، در موردتان قضاوت نموده و رفتار می نمایند. همه روزه با افرادی روبرو خواهید شد که مایلید آنها را تحت تاثیر قرار دهید، خواه افراد بالا دست باشند و خواه مشتریان بالقوه. حتی کسانی که زیر دست شما کار می کنند را نیز برای ایجاد نمودن یک رابطه کاری مفید باید متاثر نمایید. برای رسیدن به کامیابی های بزرگ لازم است بعنوان نمونه بارزی از نزاکت و اعتماد بنفس در جامعه ظاهر شده و در این زمینه مرتکب هیچ اشتباهی نگردید - بخت و اقبال فقط یکبار بسراغ شما خواهد آمد.

 همیشه باید برای ایجاد یک تاثیر گذاری مناسب آمادگی داشته باشید. اگر چه ممکن است این کار در ابتدا نیاز به کمی سعی و تلاش داشته باشد، ولی بعد از مدتی عادی خواهد شد.

 

نکات زیر شما را برای شروع کارتان یاری خواهند نمود.

 

لباس مناسب برای تاثیرگذاری

 اجازه دهید از خارجی ترین لایه آغاز کنیم: لباسهای شما. دو دست از بهترین کت و شلوارهایی که در استطاعت شما است را خریداری نمایید. یک پیراهن شیک بر تن نموده و کفش هایتان را واکس بزنید. اکنون که دنده در دست شما است، بیاموزید که چگونه می توانید از آن استفاده کنید. همیشه راست قامت بایستید؛ نه تنها باوقار بنظر خواهید رسید، بلکه لباس هایتان نیز بسیار گران قیمت تر جلوه خواهند کرد.

 

محکم دست دهید

نمی توانم بگویم که یک دست دادن خوب و مناسب چقدر حائز اهمیت است. مردم از آن متوجه ابهت و بزرگی شما می شوند. مطمئن شوید که دستتان کاملا خشک باشد؛ یک دست مرطوب و چسبنده خوشایند نبوده و نشانگر عصبانیت و دستپاچگی می باشد. دست ها باید درنقطه تلاقی انگشت سبابه با شست بهم متصل شده و خود دست دادن باید سفت و محکم باشد.

 

تماس چشمی را حفظ کنید

همیشه در چشم فردی که با او در حال گفتگو هستید نگاه کنید. روی برگرداندن نشانه خستگی و یا توجه اندک و سرسری می باشد. به پایین نگاه کردن سستی و تزلزل را می رساند. نگاه خود را بطور ثابت و با حالتی دوستانه حفظ کنید.

 

مهربان باشید

شما باید سرچشمه ای از لذت برای دیگران باشید. کلید این کار مهربانی است، از آنجایی که شما را انسانی منطقی و معاشرتی نشان خواهد داد. یک لبخند طبیعی و پیوسته تنها چیزی است که نیازدارد؛ با اینحال حد و مرز خود را بشناسید؛ مهربان بودن به معنای دوست کسی بودن نمی باشد. به دیگران احترامی مقتضی نشان دهید تا آنها نیز مقابله بمثل نمایند.

 

با فصاحت سخن بگویید

سخنرانی شما باید شفاف، باز و دقیق باشد. آمیختن "ااا.." ها به جملات بهترین راه برای از دست دادن علاقه شنوندگان بوده و باعث عدم توجه کامل آنها به شما می گردد.

 

متقاعد سازی

 شما تاثیر مثبتی از خود بجای گذاشته و مورد توجه بسیار زیاد کارفرمای خود قرار گرفته اید. این فرصتی برای شما جهت درخشیدن و پیشرفت محسوب می گردد.

تصور می کنید که ایده ها و دیدگاه های شما نسبت به بقیه بهتر و منطقی تر هستند و می خواهید دیگران را راجع به این موضوع قانع کنید. اگر از قوانین هنرمتقاعد سازی آگاه باشید، کار بسیار آسان خواهد بود. فروشندگان، سیاستمداران و مکتب سازان از این قوانین بخوبی اطلاع دارند. چه چیزی در آن شخص وجود دارد که شما را وادار به پذیرش می نماید؟ به خواندن ادامه دهید تا متوجه شوید چگونه میتوانید چنین تاثیری را در خود بوجود آورید.

 

مخاطبین خود را بشناسید

هیچ عذری برای یک تحقیق و بررسی ضعیف پذیرفته نیست. شناختن مخاطبین و شرایط آنها کلیدی است برای یافتن بهترین راه برای قانع نمودن و هدایت دیگران. تا جایی که می توانید از شرکت خود اطلاعات کسب نمایید؛ چه تغییراتی در آن اعمال شده و در چه سمت و سویی در حال حرکت است. پیش بینی نیازها و ارائه راه حل برای آنها بشما در وادار نمودن دیگران برای پذیرش ایده هایتان کمک خواهد کرد.

 

خودتان را قانع کنید

پیش از اینکه بخواهید آماده متقاعد نمودن دیگران شوید، باید خودتان را قانع کنید. تنها زمانی می توانید موضوعی را به دیگران بقبولانید که خودتان واقعا و کاملا از بهترین بودن آن موضوع اطمینان حاصل نموده باشید.

از لیستی شروع کنید که دلایل بهترین بودن شما را برای شغلتان تشریح کند. هر نکته را بصورت دقیق خوانده و شروع به باور آن نمایید. هرگونه شک و شبه می تواند در نحوه معرفی شما نمایان شده و تلاش هایتان را هدر دهد. بهترین فروشندگان کسانی هستند که بهترین مشتریان خودشان می باشند. آنها عاشق چیزی هستند که می فروشند و حقیقتا باور دارند که نظر دیگران نیز باید همین باشد.

 

کلمات کلیدی و تعابیر را تکرار نمایید

انسانها مخلوق عادات بوده، بنابراین در مورد شناخته شده ها و آشنایان احساس راحتی می کنند. تاکید کردن بر عبارات کلیدی محبوب و ایده هایی از قبیل درآمدها، سود سهام، پاداش و مساعده جذب ادراکات و قوای تشخیص اغلب مردم می شود.

 

ایده های خود را با نیازهای دیگران مرتبط سازید

متصل نمودن ایده و یا محصولتان با آنچه که مخاطبین تمایل به آن داشته و یا بسیار علاقمندش هستند، ابزاری عالی برای متقاعد سازی محسوب می گردد. آگهی دهندگان هر زمانی که محصولاتشان را با نیازهای اساسی مانند غذا، مسکن و امنیت مرتبط می کنند، در واقع از همین اصل بهره می برند. اگر در زمینه تجارت فعالیت می نمایید، لازم است که جذب نیازهای تجاری شوید: رضایت مشتری، دوام محصول، بهره وری، پس انداز و سود.

 

علاقه شنونده را توسط جریانی مناسب برانگیخته کنید

یک "سمفونی" موفق دارای ساختاری بسیار مدبرانه می باشد. جمله بندی، آهنگ صدا و ترتیب کلمات در تاثیرگذاری سخنرانی شما نقش بسیار با اهمیتی را بازی می کند. به چگونگی شروع ارائه مطالب و عکس العمل مخاطبین دقت نمایید.

با یک حرکت جلب توجه کننده شروع می کنید و یا بایک عبارت اطمینان زا و یا با جمله ای که باعث برانگیختن حس نیاز و تمایل گردد؟ آیا بصورتی رسمی صحبت می کنید؟ آیا از حرکات مخصوص سخنرانی بطور مؤثر بهره می برید؟ زبان بدنی را چطور دخیل می کنید؟ آیا مطالبات و ادعاهای مثبت شما بصورت ضمنی یا آشکار شرح داده شده است؟ توجه به این نکات در معطوف نمودن و شیفتن مخاطبین بسیار اهمیت دارد.

 

قدرت

 افرادی که در تجارت بسیار موفق هستند خوب می دانند که از قدرت و نفوذ خود چگونه استفاده و آنرا حفظ نمایند.

قدرت داشتن اغلب به معنای دورنگاه داشتن خود از لحظه است؛ با نگاه کردن به گذشته و آینده، به اشتباهات و احتمالات. یک مجموعه عقاید عملی و استراتژیک به شما کمک کند تا بتوانید اتفاقات آینده را پیش بینی نموده و در نتیجه زمانی که شرایط بوجود آمدند، برای مقابله با آنها آمادگی لازم را خواهید داشت. نکات زیر شما را یاری می کند تا در همان لیگی باشید که بزرگان تجارت جهانی در آن مسابقه داده اند.

 

قدرت افشانی کنید

 اولین قانون استفاده استادانه از قدرت تسلط یافتن بر تصویر خودتان است. با قدرتمند بودن و قدرتمند ظاهرشدن، دیگران خواهند خواست که خود را با شما پیوند دهند. مردان قدرتمند یا می خواهند هم پیمانان شما باشند یا شما را همچنان در حال تلاش و کوشش برای موفقیت نگاه دارند. پس با خود همانند یک پادشاه رفتار کنید. با صلابت بنشینید و یا راه روید، پیرامون خود را با افراد با نفوذ پر کرده و خود را باوقار بپندارید.

 

همیشه بهترین کارتان را انجام دهید

همیشه از خود و دیگران انتظار بهترین ها را داشته باشید. چیز دیگری برای گفتن لازم نیست به جز اینکه: برندگان خواهان انجام چیزی می باشند که بازندگان رغبتی به آن ندارند.

 

احساسات خود را پنهان و کنترل کنید

بزرگترین موانع قدرت، احساسات میباشد. به همین دلیل است که باید بر آنها مسلط شوید. مخصوصا عصبانیت می تواند مهلک باشد. عصبانیت باعث مکدر شدن قضاوت گردیده، شما را در سیلابی از خشم و طغیان فرو برده و به وجهه تان صدمه خواهد رساند. احساسات را تحت کنترل خود درآورید تا به بهترین نتیجه دست یابید. یک قدم به عقب برگشته و ذهن خود را از موقیعت ناخوشایند کنونی رها سازید. این باعث خواهد شد به موضوع بصورتی واقعی نگریسته و منطقی ترین تصمیم را در مورد آن اتخاذ نمایید.

 

از قدرت خود استفاده سوء نکنید

در انتها باید از گرفتار شدن در دام خود بزرگ بینی اجتناب کرده و در برابر وسوسه بدست آوردن قدرت بیشتر مقاومت نمایید. طمع و حرص پایان ناپذیر برای قدرت بسیاری از افراد را به دیار نابودی فرستاده است. حد و مرز خود را دانسته و زمانی که به حد کافی قدرتمند شدید به همان اندازه اکتفا کنید.

 

مسئولیت پذیر باشید

عملکردهای افرادی که در قدرت بسر می برند اغلب پی آمدهای دور از دسترسی دارد. فرق نمی کند که یک نفر تا چه اندازه محتاط است، به هر حال اغلب بهترین طرح ها نیز دچار انحراف خواهند شد. اگر چنین شود، باید آمادگی رویارویی با آنرا داشته باشید. این طبیعت بشر است که برای یافتن کسی که قربانی خود شود به جستجو بپردازد، اما اشخاص محترم، مسئولیت اعمالشان را بعهده می گیرند. انجام چنین عملی بیانگر آن است که شما برای پذیرش اشتباهات خود به انداز کافی قدرتمند می باشد. و اگر برای جبران اشتباهات خود وارد عمل شوید، تحسین برانگیز تر خواهد بود.

 

نکته آخر

آخرین مسئله ای که برای رسیدن به موفقیت لازم است پشتکار و استقامت می باشد. داشتن استعداد نیمی از پیکار است؛ باید آنرا بکار ببندید و اگر در ابتدا موفق نشوید... ادامه اش را می دانید.

زندگی کردن به همراه این سه قانون، همانطور که قبلا نیز گفته شد، موفقیت شما را تضمین خواهد نمود. و اندکی بلند همتی و انگیزه شما را به موجودی توقف ناپذیر مبدل خواهد کرد.

 

منبع : وبلاگ دنیای سلامت

 

  نکات مدیریتی             

۱۷ توصیه مهم در مدیریت

 

 

اهمیت مدیریت و نقش مدیران در اجرا و پیشبرد اهداف یک سازمان، اداره، ارگان و یا شرکت غیر قابل انکار می باشد. اما اینکه چگونه می توان با تعامل صحیح با کارمندان، آنان را با علاقه و میل درونی تشویق به کار نمود و باعث افزایش بازدهی شد، در مقوله روش های صحیح مدیریتی عنوان می گردد.
 
احتمالا شما هم بارها برایتان پیش آمده که هنگام جستجو در وب بطور اتفاقی با مطالب یا مقالاتی برخورد کنید که به موضوع مورد جستجوی شما مربوط نیست اما ارزش مطالعه را دارد . این مقاله نمونه ای از این مقالات است که خالی از لطف ندیدم در این پایگاه عنوان گردد.


 
توصیه های مهم مدیریتی


 
۱) در اشخاص میل به کار کردن را پدید آورید.
 
باید سعی کرد که مردم با رضا و رغبت و خودکارانه به دنبال کارها بروند در حقیقت، رییس یک سازمان نباید نقش راننده را به عهده بگیرد. بلکه باید به رهبری بپردازد و نه اینکه با استفاده از قدرت اداری ،کارمندان را به کار وادارد که این تلاشی زودگذر خواهد بود. اما اگر رهبری به وجهی صحیح اعمال شود و مجریان به طیب خاطر از او پیروی کنند ، هدف مشترک و رضایت خاطر، موجب تحرک و خودکاری میشود. البته راههای مختلفی برای این کار وجود دارند که در دنیای صنعتی به آن "فروش عقاید" میگویند. یعنی اینکه رهبر برای عقیده خود خریدار دست و پا کند .

 
 
۲) مستمع خوبی باشید.
 
گفته اند: "مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد."، رهبر با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف یا قوت اشخاص و با توجه به شخصیت آنان می تواند آنها را تهییج کند که آزادانه گفت و گو کنند و سپس با کمال علاقه شنونده ی با حوصله و علاقه مندی برای شنیدن سخنان ایشان باشد.
 
باید که مدیران با سکوت و حوصله گفته ها را به گوش جان بپذیرند و از اعمال قدرت و سلطه جویی در بحث خودداری کنند. مثلا اگر هر دو با هم شروع به سخن کردند آن به که زیر دستان را بر خود مقدم بدارد.


 
۳) باید به ضعیف ترین پیشنهادها هم توجه کرد.
 
ممکن است عقیده ای بسیار جالب و عالی به نظر برسد. پذیرش چنین عقیده ای دشوار نیست، اما رهبر شایسته کسی است که به نظرهایی که حتی خنده دار هم باشند، عطف توجه کند، چون ممکن است که همین عقیده ساده و ضعیف، وقتی که بیش تر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت، نتیجه های مفیدی در برداشته باشد.


 
۴) هرکسی که کاری را به پایان رسانید باید شخصا پاداش کارش را بگیرد.
 
اگر قرار شود که مدیر نتیجه ی کار و تلاش زیردستان را به حساب خود بگذارد همه نوآوریها از میان میرود و قبول مسئولیت به دشواری صورت میگیرد. دادن اعتبار به اشخاص در ازای زحمتهایی که کشیده اند، برای رهبری که چنین محیط سازنده ای را به وجود آورده است مزیت محسوب می شود.


 
۵) علاقه مندی خود را به کار زیردستان نشان بدهید.
 
در حقیقت باید دانست که درک "بنی آدم اعضای یک پیکرند" و علاقه مندی به کار زیردستان، یکی از اصل های اولیه انسانی، برخورد گرم، خواندن اشخاص با اسم کوچک و با تظاهرات دوستانه، مثل پیوستن به جمع همکاران فرودست به هنگام صرف نهار و پرس جو کردن از طرز کار ایشان و حتی تکرار مطالبی از قبیل : " فلانی واقعاً کارت جالب است، می بینم که با تلاشی که می کنی خسته شده ای، چطور است فردا کمی استراحت کنی؟ " موجب می شود که کارمند به خود ببالد که کارش خیلی مهم است و راهبر سازمان با دیده ای باز و ضمیری روشن در کارها نظارت دارد و فارغ از سلامت جسم و روح زیردستان نیست.


 
۶) از ناراحتی و چهره های درهم و اخم آلود زیردستان ناراحت نشده و درصدد مقابله به مثل نباشید.
 
چون حتی در بهترین شرایط کار و بهترین نوع رهبری هم ، گاهی انسانها گرفته به نظر می رسند. باید رهبران بکوشند که ریشه این ناراحتی ها را کشف کرده و از میانشان بردارند نه اینکه در مقام رویارویی و مقابله به مثل برآیند.


 
۷) وقتی پیشنهادی دارید و یا حتی دستوری می دهید، باید مطمئن باشید که دلایل آن را نیز می توانید ابراز بدارید.
 
طبیعت آدمی این است که همیشه دوست دارد پیش از آنکه کاری را صورت بدهد، از "چرایی" آن آگاه باشد، پس بهتر است دلایل دستور بصورت شفاهی یا کتبی را گوشزد شود.

 
 
۸) نظریه های دیگران را در طرح ها و نقشه هایتان دخالت بدهید.
 
پیش از اینکه طرح های شما اجراء شود، بهتر است که با زیردستان مشورت کنید و با جلب نظر آنان به آنها نشان بدهید که آنها هستند که نقش عمده را در اجرای طرح ها به عهده دارند، وقتی که چنین شد، طبیعتاً خود را مسئول دانسته و پیروی و یا شکست طرح ها را مربوط به خود خواهند دانست، ضمن اینکه در این گونه رایزنی ها، چه بسا اندیشه های نو و سودمندی که با تجلی خود، موجب قوام و دوام طرح ها می گردند.


 
۹ ) زیردستان را احترام کنید.
 
همه کس و به ویژه جوانان که تازه پا به عرصه پرکشاکش زندگی اجتماعی گذارده اند دوست دارند که مورد احترام قرار بگیرند، تشکر از زیردستان و محترم شمردن غرور و شخصیت آنها، ساده ترین و کم هزینه ترین راه جلب مشارکت صمیمانهء آنها است.


 
۱۰) در کردار و رفتارتان پایدار باشید.
 
رهبری که زیردستان را تخطئه می کند و موجب می شود که در لاک خود فرو رفته و از هر نوع اظهار وجودی خودداری کنند، هرگز نمی تواند از پشتیبانی زیردستان برخوردار شده و مورد اعتماد آنها باشد، کارکنان از رهبرانی قلباً پیروی می کنند که رفتارشان قابل پیش بینی باشد و عکس العمل هایشان روشن، تا قادر باشند با هر وضعیتی رو به رو شوند. تلون مزاج و چند چهرگی، خطر و آفت بزرگ رهبری است.


 
۱۱) به زیردستان اجازه و فرصت دهید تا در تصمیم گیری ها مشارکت جسته و سهمی داشته باشند.
 
چون احساس خواهند کرد که در سازمان، نقش و اهمیتی دارند که بدون مشارکت ایشان هرگز چنین تصمیم مهمی گرفته نمی شد. در نتیجه، انگیزه و پشتیبانی از تصمیم گرفته شده به وجود می آید.


 ۱۲) از زیردستان بخواهید که در صورت نیاز، بدون هیچ بیم و تردیدی برای مشورت خواهی و کمک به شما مراجعه کنند.
 
نتیجه چنین رفتاری تعلق خاطر زیردستان به شما خواهد بود که با آزادی کامل نظرها و پیشنهادهای خود را ابراز بدارید.


 ۱۳) میل باطنی خود را به صورت پیشنهاد عرضه کنید.
 
به جای تحکیم صریح و مستقیم، میل باطنی خود را به صورت غیر مستقیم ظاهر کنید. مثلاً وقتی بگویید به نظر شما بهتر نیست که کار به این صورت باشد؟ ان وقت مطمئن باشید که مخاطب نه تنها متوجه منظور شما نخواهد شد، سهل است که با علاقمندی و رغبت، آن را خواهد پذیرفت و حتی از آن حمایت خواهد کرد.


 ۱۴) به طور خصوصی انتقاد کنید.
 
هرگز از کارمندان در حضور دیگران و به ویژه در نزد زیردستان او انتقاد نکنید که طبعا ایجاد مقاومت و ناراحتی میکند. که گفته اند: نصیحت (انتقاد) در پیشروی دیگران حکم سرزنش را دارد.


 
۱۵) نشان بدهید که به زیردستان اعتماد کامل دارید و آنها به بهترین وجهی کار خود را می کنند.


 
وقتی که زیردست حس می کند که به او اعتماد هست و بالادست او را عنصری مفید می داند، از لحاظ روانی برای قبول مسئولیت آماده تر خواهد بود.

 
 
۱۶) در فرصتهای مناسب به زیردستان نشان دهید که کارشان بسیار مهم است و در بقاء و کارایی سازمان (و نه شخص من)، نقش عمده ای دارند.
 
طبیعت آدمی این است که همیشه گمان می کند که کارش مهم است و در نقش پروانگان زندگی نمی کند، لذا گاه و بیگاه باید به زیردستان پرداخت و اهمیت کارشان را یاد آورد تا غرورشان پا برجا بماند.


 ۱۷) وقتی اشتباهی می کنید باید با کمال شهامت و از روی صداقت به اشتباه خود اقرار کنید.
 
بدیهی است که چنین حرکتی به زیردستان شوق و شهامت و تقوا می آموزد و محبت آمیخته با احترامی را در دلهایشان زنده می دارد.


 ▪
و در آخر:
 
امید آنکه روش های صحیح مدیریت در ادارات، سازمان ها، ارگان ها و شرکت های دولتی و خصوصی مورد توجه بیشتری قرار بگیرد و مدیران و حتی کارمندان ما با استفاده صحیح از روش هایی که بازدهی را بدون داشتن عوارض منفی، افزایش می دهند، راه پیشرفت و بهروزی را برای مردم و کشور عزیزمان هموار سازند.

 

منبع : شهر الکترونیک یزد

 

  مقاله مدیریتی             

سیستم های مدیریت آموزشی نوین

  

بسیاری از سیستم های مدیریت آموزشی صرفاً به اجزای آموزش می پردازند و اجزای اطلاعاتی را نادیده می گیرند. ولی LMS های جدید به هر دو مقوله می پردازند واجزای آموزشی آنها ، مشابه همان هایی است که در سایت های پشتیبانی Adobe و Macromedia و نیزسیستم های مدیریت دانش KM) Knowledge Management ) وجود دارد. علاوه بر این ، ممکن است مولفه ها و اجزای دیگری مانند بانک های رسانه ای دیجیتال( Digital Media (DMR Repositories ، کاربری همتا به همتا P2P) Peer to Peer )، کاربری پیغام رسانی فوری IM) Immediate Message ) و ... نیز دربرگیرد. البته در مورد ترکیب مدیریت دانش و آموزش الکترونیکی بایستی بسیار محتاطانه و واقع بینانه عمل کرد. باید بررسی کرد که چه چیز امکان پذیر ، شایسته و عملی است زیرا هر حوزه ، جهت گیری ، تمایلات ، پیشگامان تولید و حوزه های تاثیرگذارویژه خود را داردوهر نوع ادغام وهمکاری بایستی با شناسایی این تفاوتها و تمرکز بر روی نقاط مشترک همکاری توام باشد.

ترکیب اطلاعات و آموزش، گامی مثبت درجهت کسب اطلاعات واتخاذ تصمیم خوب و باارزش است.

سیستم مدیریت دانش دو مؤلفه اساسی به نامهای ( فرایند تولید دانش ) و (تفکر BA ) به شرح زیر دارد که با ایجاد تعامل فعال بین این دو ،می توان مدیریت دانش را عملیاتی کرد.

 

  الف. فرایند تولید دانش (SECI) :

این فرایند دارای چهار مرحله اجتماعی کردن Socialization ، خارجی سازی Externalization ، ادغام کردن Combination و داخلی سازی Internalization است.

اجتماعی کردن بر به اشتراک گذاشتن دانش تلویحی Tacit میان اشخاص و تلقین آن به همکاران یامشتریان دلالت می کند. به این معنی که ( دانش) پس از مقدماتی در اثر تعامل و گفتمان در یک فاصله زمانی ، از مجاورت فیزیکی اشخاص و افراد حاصل خواهد شد.

خارجی سازی، به مفهوم بیان دانش تلویحی و ترجمه آن به صورت تشریحی به گونه ای قابل درک برای دیگران است.

در واقع ، بیان دانش تلویحی یا نهفته و تبدیل آن به (دانش آشکار) Explicit با استفاده از یک زبان تمثیلی و تصویری است.

ادغام کردن به مفهوم ارائه دانش آشکار به مجموعه پیچیده تری از دانش است. موضوعات کلیدی شامل ارتباطات ، انتشار و گسترش و نظام مند کردن دانش می شود.این دانش جدید میان اعضای سازمانی توزیع می شود تا باویرایش نهایی ، به نحو مطلوب تری استفاده شود.

داخلی سازی تبدیل دانش آشکار تولید شده جدید به دانش نهفته سازمان است. به این ترتیب، اشخاص می توانند دانش مناسب و مورد نیاز خود را در دانش سازمانی شناسایی کنند.

 

ب. تفکر:

BA کلمه BA واژه ای ژاپنی ، معادل لغت Place به مفهوم مکان در زبان انگلیسی است. درواقع BA فضای مشترکی است که به عنوان بنیاد محصولات علمی به ارائه خدمات می پردازد و اگردانش راکه دربطن این فضا قرارگرفته است از آن جدا کنیم، به اطلاعات تبدیل خواهد شد.

دانش بدون مرز است و اگر درزمان مشخصی استفاده نشود بی ارزش می شود. استفاده از دانش نیاز به تمرکز منابع علمی در فضا یا زمانی مشخص دارد و BA مکانیزمی برای تمرکز سرمایه های علمی و ظرفیتهای عقلانی در فرایند تولید دانش است. مثلاً گروهی از افراد با توانایی های مختلف را برای پروژه ای در مکانی گرد می آورد تا به تولید دانش بپردازند. 

در پایان به روند ساده و مناسبی برای مدیریت دانش اشاره می کنیم که شامل مراحل زیر است:

 

١. آموزش قبل از پروژه:

مدیر قبل از شروع ابتکار و فرایند جدید ، گروهی از کارکنان را گرد هم می آورد تا با پیشنهاد های اجرایی ایشان آشنا شده و بهترین راه حل ممکن را برگزیند.

 

٢. آموزش حین پروژه:

در طول پروژه آموزش مداومی پیش بینی شده است تا امکان سنجش فعالیت انجام شده و آموخته ها وجود داشته باشد.

 

٣. آموزش بعد از پروژه:

بعد از پروژه در بازنگری کوتاه مدتی به دستاوردها و اینکه چه کارهایی را می شد بهتر انجام داد و نیزآموزشهای مهم قابل انتقال از این پروژه ، پرداخته می شود.

قبل از بررسی چگونگی تولید و مدیریت محتوا ، بهتر است تصویر درستی از در ذهن داشته باشیم چون گاهی این دو مفهوم به درستی آموزش و اطلاعات تعریف و به کارگرفته نمی شوند.

اطلاعات در آموزش های منطبق با دستورالعمل های آموزشی اهمیت ویژه ای و امکان ترکیب (آموزش) و( اطلاعات) دارد. شیوه های به کارگیری عملی دو مفهوم آنها با یکدیگر قابل تجزیه وتحلیل است واین همان مفهوم وبستری است که به نظر می رسد امروزه بسیاری ازفروشندگان سیستم های مدیریت آموزش نیزآن را درک کرده اند.

گاهی مدیر بازرگانی جدیدی می خواهد مشغول کار شود. بدیهی است که این مدیر جدید کارش را می شناسد و نیازی به شرکت در یک دوره آموزشی که در آن اهداف را برایش فهرست کنند یااستراتژی خاص آموزشی را به او ارائه دهند ، ندارد ، بلکه فقط دستیابی به اطلاعات صحیح در زمان نیاز برای او اهمیت دارد و این برنامه شبکه است که می تواند او را در یافتن این اطلاعات راهنمایی کند؛ اما یک کارمند مثلاً خدمات مشتریان بانک ، لازم است خدماتی را که باید به مشتریان ارائه کند دقیقاً شناخته و یک بانک اطلاعاتی توضیح خدمات توام با امکان جستجو دراختیارش گذاشته شود.

بدیهی است که بایستی بهترین روش آموزشی برای برآورده ساختن این نیاز انتخاب شود. در این مورد اطلاعات به خودی خود کافی نیست و دانش لازم است تا بازده مورد نظر و عملکرد مطلوب حاصل شود. پس در فرایند یادگیری، اطلاعات و دانش ، هر دو، ضرورت دارد. 

 

شاید بتوان پنج تفاوت اساسی بین این دو مقوله شناسایی کرد از جمله:

١. اطلاعات بر مجموعه ای خاص از محتوا (مطالب) متمرکز است، ولی دانش مبتنی و متمرکز بر بازده آموزشی خاصی است.

٢. هدف اطلاعات را در درجه اول مصرف کنندگان تعریف می کنند ، اما هدف دانش را طراحان آموزشی ، معلمان و غیره تعیین می کنند.

٣. اطلاعات در نهایت و درحالت مطلوب به ( مرجع و ماخذ ) تبدیل می شود ولی دانش درمطلوب ترین حالت ،محفوظاتی در حافظه خواهد بود.

٤. اطلاعات به طور کلی برتعاریف وتوضیحهای دقیق متمرکز است ولی دانش معرفی ، تمرینها و اجزای ارزیابی را شامل می شود.

 

در ساخت کاربری ها یا سیستم ها برای ایجاد سیستم های مدیریت آموزشی هر دوجزء یادگیری یعنی دانش و اطلاعات بایددر کناریکدیگر به کارگرفته شوند.

به منظور ایجاد امکان مدیریت محتوای سیستم ها ، سایت هایی با توجه به ماهیت اطلاعاتی یا آموزشی آنها برای تامین پشتیبانی کاربر هنگام استفاده از خدمات و تولیدات ایجاد شده است که علاوه بر حل مشکلات و نیز یافتن و رفع معایب، استفاده و توسعه تولیدات را نیز شامل می شود. از جمله می توان به سایتهای Adobe و Macromedia اشاره کرد.

آنچه گفتیم نشان می دهد که اطلاعات گستره وسیع تری از آموزش را دربرمی گیرد. با مرتبط ساختن این امر به نظریه (آموزش براساس تقاضا) یا( آموزش در زمان نیاز )این برداشت بهتر تبیین می شود. مصرف کنندگان پس از آشنایی با نرم افزارهای مربوطه ( استفاده از دستورالعمل ها و شرکت در دوره های آموزشی و غیره) خواهان برخورداری از حمایت مستمر در زمینه نیازهای ضروری و فوری خود هستند. معمولاً بیشتر این نیازها به وسیله قطعه های خاصی از اطلاعات مثل FAQ ها ، ورودی مبتنی بر دانش ، گروههای خبری ، مقالات و غیره تامین می شود ، ولی اگر نیازی مستلزم ارائه روش آموزشی باشد ، در این صورت راهنمایان با حضور خود این نقش را بر عهده خواهند گرفت.

 

انتخاب سیستم های مدیریت آموزشی

برای غوطه ورشدن در دریای آموزش الکترونیکی ،خرید سیستم مدیریت آموزشی یا به اصطلاح LMS ضروری است. انتخاب صحیح یک سیستمِ مدیریت آموزشی که متناسب با نیازهای برنامه آموزشی سازمان یا موسسه مورد نظر باشد به تحقیق، بررسی و شناخت سیستم های مختلف و قابلیت های آنها نیاز دارد، چرا که انتخاب نادرست و عجولانه، شکست برنامه آموزشی را در پی خواهد داشت. این امر باتوجه به اینکه هر روزو هر هفته محصولات جدیدی با قابلیت های متفاوت به بازارآموزش الکترونیکی عرضه می شوند، بسیار دشوار است؛ محصولاتی که با عناوین (مرجع آموزشی)، یک راه حل نهایی در سیستم (مدیریت آموزشی ، تجربه ) ای در آموزش ، یک راه حل کامل آموزش خصوصی از( راه دور) ، ابزار فناوری الکترونیکی انقلابی و غیره از یکدیگر تفکیک می شوند و در پی تخصیص سهم بازار به محصولات خود هستند.

مسلم است که هیچ سیستمی مشابه دیگری نیست و برای همین ، سازمان ها نیز نیازهای آموزشی متفاوت دارند. بنابراین، برای انتخاب سیستم LMS بایستی ابتدا نیازها کاملاً روشن و تبیین شده باشند و پس از آن ، بررسی شود که این نرم افزار پاسخگوی تمامی نیازهاهست یا نه.

 معیارها و سؤالاتی که می تواند به خریدارLMS کمک کند در جدول آمده است.

 

 

 سوالات معیار ها  
   آيا اين نرم افزار توانايي شناسايي ، امتيازدهي خودکار ، مديريت مستند سازی ، کاربردی کردن اشکال ، مواد درسي ، پروژه ها و اداره امور تکاليف آموزشي را دارد؟ سرپرستی اداری
   آيا اين نرم افزار ، ابزار مديريت (تأليف) است؟ چقدر قابليت دارد؟ سرپرستي تأليف
   آيا نرم افزار LMS همه آموزش های غيررسمي ، خودآموزی ، آموزش از ترکيبي طريق استاد و پشتيباني اجرايي آنها را تأمين مي کند؟ ترکيبي
   آيا فناوری محصول آن قدر پايدار هست که دوره های آموزشي خريداری شده از ساير سيستم ها را اجرا کند؟ سازگاری
  آيا دوره های درسي از نظر آموزشي شناخته شده هستند؟ محتوا
  آيا ميزان هزينه ها در مقايسه با نتايج کسب شده مناسب است؟ هزينه درس افزار
  آيا فروشنده مي تواند اثربخشي و کارايي سيستم را تضمين کند؟ اثربخشي
  آيا سيستم قابليت توسعه و ارتقای متناسب با رشد فناوری را دارد؟ توسعه
  آيا سيستم مي تواند بر روی سرور خود يا فروشنده ، خدمات کاربری ارائه کند؟ ميزباني
 آيا اين نرم افزار شامل دوره های درسي ، خدمات مديريت دوره های درسي ، ابزار توسعه ، پشتيباني فني ، آموزش اساتيد ، يکپارچگي مطالب ، صدور گواهينامه  و  تجارت الکترونيکي است؟ خدمات مجتمع
  آيا سيستم به طور خودکار برقرار مانده و ارتقا مي يابد؟ پايداری
  آيا مواد درسي با يکي از استانداردهای ار ائه شده تطابق دارد؟ استانداردشدن
  اين سيستم در مقايسه با ديگر سيستمها چه ويژگي منحصربه فردی دارد؟ مشخصات انحصاری
  سيستم از کدام فناوری پشتيباني مي کند؟ (ويديو ، صدا ، گپ ، بحث های پيوسته ، خودآموزی و غيره) فناوری

 

علاوه بر مواردی که در جدول صفحه پیش ذکر شد، برای اطمینان از صحت ودقت در انتخاب سیستم  LMSمناسب، لازم است که مقایسه ای بین قیمت های پیشنهادی محصولات مختلف انجام گیرد. البته با توجه به اینکه فروشندگان این سیستم ها ساختارهای متفاوتی برای قیمت گذاری دارند، این مقایسه چندان ساده نخواهد بود. مثلاً برخی واحد قیمت گذاری را به ( یک جلسه درسی) و برخی دیگربه ( ازای هر آموزش گیرنده) در نظر می گیرند. لذا بایستی دقت نظر و توجه خاصی را برای ایجاد امکان این مقایسه اعمال کرد.

نکته دیگر ، درنظرگرفتن ساختار IT مورداستفاده درسازمان یاموسسه است.

برای اینکه سیستم مدیریت آموزش انتخاب شده با ساختار IT هماهنگ و منطبقو از یکپارچگی در مراکز اصلی برخوردار باشد، بایستی با همفکری کارشناسان برجسته مجموعه، سیستم مناسب رابرگزید. باتوجه به اینکه هنوز بازار LMS کامل نشده و به الگوی واحدی دست نیافته، بهتر است که به جای خرید IT از ASP) Application Service Provider) اجاره ای استفاده شود. کارشناسان معتقدند که تعداد فروشندگان LMS کم می شود، زیرا بیشتر سیستم های موجود که در حال بهره برداری در سازمان های مختلف هستند، طی یک دوره دو ساله ، غیرقابل استفاده خواهند شد و تا آن زمان ،این صنعت به انحصار چند فروشنده برجسته در آمده و یکپارچه خواهد شد.

در پایان متذکرمی شویم که اساس همه سیستم های مدیریت آموزشی ، توانایی هماهنگی درثبت نام دوره آموزشی ،برنامه نویسی، نظارت وتعقیب روند یادگیری، ارزیابی وآزمون است که درآموزش های سنتی و کلاسیک وآموزش های الکترونیکی اهمیت یکسانی دارد.

پس از آن، برخی از سیستم ها توانایی تهیه گزارش، پیگیری بودجه، مدیریت تجهیزات، ثبت سوابق دانش آموزان و امکانات کمکی Online را هم بر توانایی های خود افزودند.

تکمیل یک RFP)Request For Proposal) یا طرح پیشنهادی برای تبیین و تصریح نیازهای سازمان نیز می تواند خریدار و فروشنده را در کنترل سطح خدمات و نیازها یاری کند.

فروشنده می تواند باتوجه به اهمیت و اولویت خواسته های کارفرما، محصول مورد نظر او را ارائه کند و کارفرما با تشریح کامل نیازها می تواند از پایداری سیستم مدیریتی که خریداری می کندمطمئن شده ، سیستمی رابرگزیند که حداقل تا پنج سال قابل استفاده باشد. 

 

مزایای نگارش و تکمیل دقیق یک طرح پیشنهادی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

الف. این اطمینان ایجاد می شود که فرصتی مناسب و منصفانه برای رقابت ارائه کنندگان خدمات فراهم شده است.

ب. امکان شناسایی و انتخاب سیستم مناسب با قابلیت پشتیبانی خدمات مورد نیاز فراهم می شود؛ به گونه ای که کاهش مؤثر هزینه و بیشترین بازدهی را دربرخواهد داشت.

پ. امکان انتخاب تشکیلاتی با مدیریت توانمند و برقراری مناسبات درازمدت با آن تشکیلات ، فراهم می شود.

ت. فرصتی برای ایجاد تشکیلات شایسته و باتجربه ای که پاسخ گوی نیازهای مشتریان بوده و با توسعه نیازها ارتقا و رشد پیدا کند، فراهم می شود.

ث. امکان عقد موافقت نامه ای رسمی که در آن خریدار و فروشنده به شرایط و موارد قید شده در آن متعهد می شوند ، فراهم می آید.  

 

منبع : itmportal.ir

 

  کلید هدایت               

آرزو زشت است یا زیبا؟

 

شنیده ‏ام امام علی(ع) آرزوی دور و دراز را مورد نكوهش قرار داده است؛ منظور از آن چیست و با آن كه یك انسان قابلیت رسیدن به آمال زیادی را دارد، این دو، چگونه تعدیل می ‏شوند؟ بهبود دادی/الهیات شیراز

منظور آن است كه انسان دل به هوای تمنیات نفسانی و آرزوهای دیریاب دنیایی نسپارد؛ زیرا موجب غفلت از حیات جاوید آخرت و سرگرمی به خواهش ‏های رنگارنگ نفسانی می‏ شود.

انسان با آرزو، همزاد است و با آرزو زندگی می‏كند. شب هنگام به امید و آرزوی روزی سرشار از سعادت و موفقیت، به بستر می‏رود و صبح به امید طلوع دوباره خورشید و روزی توأم بابهروزی و سعادت، از خواب بر می‏خیزد. انسان نمی‏ تواند از امید و آرزو و خواسته جدا باشد؛ چون او به گونه‏ای آفریده شده كه این خواسته‏ها با اوست و به طور طبیعی و فطری و به حق در وجود او قرار داده شده است. به او شكم داده‏اند؛ پس غذا می‏ خواهد و ذائقه و چشم وگوش و احساس داده‏اند، پس باید طالب چشیدن و دیدن و گوش دادن و احساس كردن باشد. به او غریزه جنسی داده ‏اند، پس باید طالب همسر و ازدواج باشد و در درونش میل به داشتن فرزند قرار داده‏اند؛ پس طبیعی است كه این خواسته را داشته باشد. آن چه مذموم و ناپسند است و آیات و روایات گوناگون ما، از آن نهی كرده‏اند، داشتن آرزوی طولانی و دراز، یعنی آرزویی كه متناسب با میزان توانایی و استعداد و در محدوده قدرت ما و حتی عمر كوتاه ما نباشد، چیزی است كه نكوهش شده است و طول امل، یعنی آرزوهای غیر معقول و غیر منطقی و دور از دسترس كه معمولاً جز غم و غصه و حسرت و غلطیدن به ورطه گمراهی و دور شدن از حدود شرع و چارچوب دین، ثمری ندارند.

طول امل، داشتن آرزوهای دور و دراز دنیوی است؛ البته این به آن معنا نیست كه یك آرزوی خیلی بزرگ در كار باشد، بلكه هر روز به آرزویی دل سپردن و زندگی را در چاله آمال و هوس‏ها و آرزوها سپری كردن و هر روز در پی‏ چیزی از متاع دنیا بودن، همان طول امل است و برای مبارزه با آن باید:

1. حقیقت فانی و ناپایدار بودن این جهان و جاودانگی و ابدیت آخرت را شناخت.

2. لوح دل را از محبت و وابستگی به دنیا پالایید و بخش مهمی از برنامه‏های خود را برای ساختن جهان آخرت ترتیب داد.

3. معرفت و خداشناسی خود را بالا برد و دل را خاستگاه عشق به معبود حقیقی قرار داد.

امیرمومنان علی(ع) می ‏فرماید:من اطال الامل اساء العمل؛1 هر كس آرزویش را طولانی كند، عملش را زشت و ناپسند می‏ گرداند. چون اگر انسان در زندگی بلند پرواز بود و خواسته ‏ای بالاتر از حد امكانات و توانایی خود داشت و اصرار بر رسیدن به آن به هر قیمت و از هر راهی داشت، مجبور است همه حریم ‏ها را بشكند و به هر وسیله روا یا ناروایی متوسل گردد تا به خواسته خود برسد و طبیعی است كه چنین انسانی در چارچوب شرع و دین و عقل حركت نمی‏كند و اعمالش از حكم دین وعقل پیروی نمی‏كند و در نتیجه اعمالش زشت و ناپسند و ناگوار می‏ گردد و تازه این به معنای وصول قطعی و صد در صد به خواسته مورد نظر نمی ‏باشد؛ چون ممكن است با وجود دست زدن به هر كار، همه سرمایه او بر باد رود و به مقصد نرسد. برای رسیدن به خواسته ‏های معقول در چارچوب تعالیم شرع و دین، باید از نیروی فكر و اندیشه و اراده قوی كمك گرفت و با استعانت از عنایات و امدادهای الهی و توسل به اولیای برگزیده او، راه رسیدن به خواسته را هموار كرد. باید توجه داشت كه اراده انسان، تنها جزئی از علت تحقق خواسته و آرزوست و گاه می‏ شود كه انسان مومن با وجود سعی فراوان در رسیدن به هدفی، موانعی شناخته یا ناشناخته میان او و خواسته‏اش فاصله می‏اندازد و گاه خواسته‏ای را به خیر و صلاح خود می‏داند؛ ولی چون به ضرر اوست، خداوند از لطف و كرمش این خواسته را تأمین نمی‏ نماید. پس هر چند سعی و كوشش در رسیدن به مقصد و هدف نقش تعیین كننده دارد و اراده انسانی دارای نقشی محوری و كلیدی است، ولی باز اراده انسان مقهور اراده خداوند است و اراده خداوند، هرگز مغلوب و مقهور اراده انسان نمی‏گردد. پس باید با سعی و تلاش منطقی و معقول و با نعمت تفكر و اندیشه و ارزیابی در راه رسیدن به خواسته، به راه افتاد؛ ولی در هر حال، مطیع و پیرو خواست الاهی و راضی از آن بود و امور خود را باید به او واگذار كرد تا نتیجه آن سعادت و كامیابی واقعی باشد.

 

بخشش در نماز

چرا در جایی حضرت علی هنگام ركوع انگشتر خود را به فقیر می‏بخشد اما در جایی دیگر هنگام نماز تیر را از پای ایشان می‏كشند و ایشان متوجه نمی‏شود، این دو مطلب را چگونه می‏ توان با هم جمع كرد؟

زهرا تمیكی/ریاضی محض سیستان و بلوچستان

ائمه(ع) در حالات خود مراتب گوناگونی داشته‏اند: نحوه حضور قلب آنان در نماز سه گونه است:

1. گا هی توجه به خدابه گونه‏ای بوده كه هیچ چیز دیگر را متوجه نمی‏شدند و نمونه‏های بسیاری از این قبیل از ائمه نقل گردیده است.

2. گاه ممكن است، ضمن حضور قلب كامل، كم و بیش متوجه امور خارجی نیز بوده‏اند؛ ولی به جهت عدم وظیفه در برابر آن‏ها عكس العمل نشان نداده‏اند.

3. در مواردی ضمن حضور قلب كامل، به برخی از مسائل توجه داشته و بر حسب وظیفه یا استحباب عكس العمل نشان داده‏اند، بدون آن كه مانع توجه آنان به خدا باشد.

از این نمونه همان اعطای انگشرت توسط امیرالموءمنین(ع) به سائل است. عرفاً می‏گویند این مرتبه از حضور قلب كامل‏تر از مرتبه اول است؛ زیرا در اولی توجه به خداوند حجاب و مانع عالم كثرات است ولی در این مرحله آن چنان فانی در رب و وصل به او است كه از آن مرتبه به شهود عالم می‏پردازد و به اصطلاح مرتبه لاحجاب مطلق است. نه حضور غیب مانع حضور عالم شهوداست و نه بالعكس. آنچه هیچ گاه در نمازهای آنان وجود نداشته، حجاب شدن عالم شهود نسبت به عالم غیب است؛ به عبارت دیگر، باید دانست تفاوت امامان با برخی عرفا در آن است كه گروهی از عرفا وقتی در یكی از مقامات سیر و سلوك هستند، حضور در مقامات دیگر برای آنان به آسانی ممكن نیست ؛ولی امامان چنان توانمندی روحی و معنوی دارند كه به آسانی می‏توانند دو عبادت نماز و زكات را همراه با یكدیگر و بدون كاستی در حضور قلب و اخلاص انجام دهند و آن جا كه امور شخصی و مادی مطرح است، همان مقام معنوی خویش را حفظ كنند و درد جسمی آان را از حالت وصال و مقام فنا خارج نگرداند.

 

زندانی سیاسی

آیا در حكومت پیامبر(ص) مجازات زندان وجود داشت؟ در حالی كه ساختن زندان در اسلام را برای اولین بار به امام علی(ع) نسبت می ‏دهند. اصولاً پیامبر اكرم (ص) با توطئه ‏گران به چه نحوی برخورد می‏ كردند؟

حسن عباسی/ریاضی محض

جهت ارائه پاسخی مناسب، ابتدا لازم است نكاتی درباره تاریخ زندان در اسلام و این كه ساختن زندان در اسلام را برای اولین بار به امام علی (ع)، نسبت می‏ دهند، بیان شود.

در مورد تاریخ تأسیس زندان در اسلام میان سیره نویسان و علمای اسلام و حدت نظر وجود ندارد: برخی آن را به زمان پیامبر (ص) مربوط می‏دانند، دسته ‏ای به زمان خلیفه دوم و گروهی به زمان حضرت علی (ع). هر یك از این سه نظر در جای خود درست می ‏نماید؛ ولی اختلاف در چگونگی آن است. توضیح آن كه گاهی سخن در حبس است و گاهی در محبس. در مورد اصل حبس، علاوه بر آن كه در آیاتی از قرآن كریم آمده است2، در سیره رسول خدا (ص) نیز نقل و در مواردی اجرا شده است. اما در مورد محبس و زندان، در زمان پیامبر (ص) مكان مستقلی برای این منظور پیش بینی نشده بود. عدم تأسیس زندان مستقل در زمان پیامبر(ص) دلایل مختلفی داشت: مانند كم بودن تعداد مسلمانان، محدودیت امكانات، قوی بودن ایمان مذهبی و در نتیجه پایین بودن آمار جرایم. البته مجرمان یا متهمان و احیاناً اسرا در مساجد و منازل افراد تحت نظر قرار گرفته و محصور می‏شده‏اند و حتی آن حضرت دستور می‏داد جای زنان از مردان جدا باشد و زندانیان را در مكان‏های متعارفی كه همگان در آن مكان‏ها زندگی می‏كنند نگه دارند تا احساس سختی نكنند.3

در زمان خلیفه دوم، منزل مسكونی صفوان ابن امبیه خریداری و به زندان تبدیل شد. در زمان حضرت علی (ع)، آن حضرت ابتدا به وسیله نی زندان مستقلی تأسیس كرد و آن را نافع نام نهاد؛ اما چون یكی از زندانیان آن را سوراخ كرد و گریخت، با خشت و گل زندان دیگری ساخت و آن را مخیس نامید.

بدین ترتیب، اصل زندان و زندانی از همان صدر اسلام وجود داشته، لكن به تدریج كه قلمرو اسلام گسترش می‏یافت و وضعیت جدیدی پیش می‏آمد، در وضعیت زندان نیز دگرگونی ایجاد می ‏شد.

بنابراین، اولین مكانی كه به طور اختصاصی و تحت عنوان زندان تأسیس شد، مربوط به زمان حضرت علی (ع) است.4

با توجه به مقدمه فوق، در پاسخ سوال باید گفت:

اولاً، ساخته شدن زندان برای اولین بار در اسلام توسط امام علی (ع)، دلیل بر نبودن مجازات زندان در زمان پیامبر اكرم (ص) نیست؛ چنان كه گذشت، این نوع مجازات برای مجرمان خاص وجود داشته است. در روایتی از امام صادق (ص) می‏ خوانیم: پیامبر (ص) شخصی را كه متهم به قتل بود، شش روز حبس می‏ كرد....5

ثانیاً، حرف زدن علیه حكومت اسلامی دو صورت دارد: اگر صرف انتقاد از مشكلات و یا نقاط ضعفی است كه در بدنه حكومت وجود دارد و با روش صحیح و سازنده انجام شود، از نظر ا سلام نه تنها منعی نداشته، بلكه از باب نصیحت ائمه مسلمین و امر به معروف و نهی از منكر امری پسندیده و از وظایف اساسی احاد مردم نسبت به حاكمان خویش است؛ اما اگر این حرف زدن از حالت انتقاد سازنده و خیرخواهی و امر به معروف و نهی از منكر خارج و در جهت توطئه چینی، تضعیف و براندازی نظام اسلامی شكل گرفته باشد، باید با هر وسیله ممكن با عاملان آن برخورد شود. البته باید به این نكته مهم توجه داشت كه با توجه به نوع جرم و شرایط زمانی شیوه برخورد متفاوت خواهد بود گاهی زندان است، گاه اعدام و گاهی جریمه و یا اعمال برخی محدودیت‏ها و...؛ مثلا پیامبر اكرم (ص) در جهت حفظ نظام اسلامی، مسجد ضرار را كه كانون توطئه گران بود، تخریب كرد. یا حضرت علی (ع) جهت سركوبی توطئه گران و دشمنان داخلی، سه جنگ جمل، صفین، و نهروان را اداره و رهبری كرد و... . خلاصه آنچه در برخورد با توطئه چینان مهم است برخورد قاطع با آن‏ها است نه اصرار بر شیوه‏ای خاص مانند زندان.

ثالثاً، در تاریخ اسلام جرائمی چون: توطئه برای بر اندازی حكومت اسلامی، تحریك مردم برای ضدیت با حكومت و سوء قصد علیه جان پیامبر اكرم (ص)، اتفاق افتاده است و پیامبر (ص) نیز به صلاحدید خود مجازات‏های مختلفی همچون قتل و زندان درباره آن‏ها معمول داشته یا مجرمان رامورد عفو قرارداده‏است.5 بنابراین، چنین موضوعی فقط به زمان امام علی (ع) محدود نیست.

رابعاً، نكته كلیدی كه در پاسخ سوءال شما باید مد نظر قرار گیرد این است كه در بررسی میزان مشروعیت موضوعی از دیدگاه اسلام، منابع متعددی نظیر قرآن، سنت و ادله عقلی وجود دارد كه استناد به هر كدام از این منابع به تنهایی در ا ثبات مشروعیت آن موضوع كفایت می ‏كند. مع‏الوصف، اثبات سیره امام علی (ع) در برخورد با مخالفان معیار و الگوی كاملی برای سایر حكومت ‏های اسلامی در تمام زمان‏ ها است؛ هر چند این شیوه در زمان پیامبر اكرم (ص) یا سایر معصومان(ع) وجود نداشته باشد.

 

پی نوشت ها :

1. نهج البلاغه، فیض الاسلام، حكمت 35.

2. مائده(5):33و106؛ نساء(4):15.

3. موارد السجن النصوص و الفتاوی، نجم‏الدین طبرسی، ص 498 و 499 و 566.

4. همان، ص 564.

5. وسائل الشیعه، حر عاملی، ج 19، باب 12.

 

 

دانستنیها                          

برملا شدن رازی دیگر، از رازهای اهرام مصر

 

راز کشف پودری سفید و عجیب 

چندی پیش در منطقه فینیکس واقع در آریزونا در کشور آمریکا، کشاورزی بنام دیوید هادسون به ماده ی سفید رنگی که در سرتاسر زمین های زراعی اش گسترده بود مشکوک شد و مقداری از آنرا به آزمایشگاه های معتبر سپرد تا به او بگویند که این ماده سفید رنگ متشکل از چه مواد اولیه ای است. اما در عین ناباوری، پاسخ آزمایشگاه این بود:

You Have Pure Nothing  یعنی شما یک ماده ای دردست دارید که خالصاً هیچ چیز مشخصی که در جدول عناصر تعریف شده باشد در آن به چشم نمی خورد!

اما پس از چندی یک آزمایشگاه روسی به روش آزمایش آمریکایی ها شک کرد و روش جدیدی را برای آنالیز این ماده عجیب پیش رو گذاشت که صحیح تر بود و بلاخره پرده جادویی کنار رفت و عنصر تشکیل دهنده رخ نمود.

این ماده شکل دیگری از اتم های طلا بود که بصورت یک نانو رشته (رشته ای از الکترون ها که از پی هم قرار می گیرند و شکل یک تسبیح نخ شده را دارد) در آمده بود.

 نام علمی آن ORME یا  OR MUS  مخفف Orbit ally Rearranged Monotonic Element   می باشد.

 

آزمایشات بعدی، اما، حیرت آورتر بودند. برای وزن کردن آن، یک پیمانه خالی را ابتدا وزن کردند و سپس مقدار مشخصی از این گرد سفید رنگ را درون پیمانه ریخته مجدداً وزن کردند و در عین ناباوری در تمام این توزینها، همواره وزن پیمانه + وزن گرد سفید رنگ از وزن پیمانه خالی کمتر بود! آزمایشی که چندین بار تکرار شد و همواره یک پاسخ را ارائه می داد. گویی که 40 درصد از جرم این ماده در جهان ما و 60 درصد دیگر آن در جهانی موازی با جهان ما سیر می کند.

نکته مهم زمانی به چشم آمد که محققان، پیمانه لبریز از ماده سفید رنگ را حرارت دادند و مشاهده کردند که در حرارت بسیار بالا وزن پیمانه به سمت صفر گرم سوق پیدا کرد؛ یعنی با حرارت دادن به این ماده، می توان جاذبه را دفع نمود.

ناسا با بهره گیری از این ترکیب جدید طلای بسیار ناب (The Pure Gold) توانست ماده جدیدی اختراع کند با نام آیروژل (AeroGel) که به خودی خود از هوا سبک تر است و فرم خالص آن می تواند در هوا شناور باشد و همچنین با حرارت دادن به آیروژل، این ماده می تواند وزن هایی بیش از وزن خود را نیز در هوا معلق نگاه دارد. ناسا از این ژل در تحقیقات گسترده ای بهره می برد. (در ویکیپدیا جستجو کنیدAeroGel  )

اما چندی پیش، در صحرای سینا معبدی متعلق به راهبان مصر باستان کشف شد که درون آن آکنده بود از پودری سفید رنگ! آزمایش این ماده نشان داد که شباهت زیادی بین این پودر تازه کشف شده با نانو رشته طلا وجود دارد. مصریان باستان به این ماده مفکات می گفتند و راز تهیه آن در دست راهبان مقدس بوده است.

ترکیب مفکات با حرارت می توانسته بی وزنی را بهمراه آورد و شاید راز چگونگی ساخته شدن اهرام عظیم مصر در همینجا نهفته باشد.

 

به این نکته توجه کنید:

 نام تمام اشکال هندسی (چه به فارسی و چه به لاتین) مستقیما به شکل هندسی آنها اشاره می کند. مثلاً دایره از دوار بودن می گوید، مثلث از سه ضلعی بودن. اما در این بین نامی که برای شکل هندسی هرم در نظر گرفته شده یک استثنای عجیب است. هرم در لاتین Pyramid ترجمه شده که از ترکیب دو کلمه ی Pyro بمعنی آتش و  Amid  بمعنی گرفته شده تشکیل شده است. بنابراین Pyramid یعنی Fire Begotten   یا از آتش گرفته شده!!! حتی اسم عربیِ هِرم نیز از ریشه هُرم به معنی حرارت و داغی گرفته شده و اشاره ای به شکل هندسی آن ندارد.

 

می توان خصوصیات پودر سفید طلا را به اینگونه بر شمرد:

1- خاصیت ضد جاذبه در حرارت های بالا

2- خاصیت ابر رسانایی در حرارت بالا

3- اتصال کوانتومی به دیگر جهان های موازی    Quantum Entanglement

4- عدم مشابهت با ساختار عناصر جدول مندلیف

5- درصورت برهم خوردن ساختار رشته ای، با نوری بسیار درخشان منفجر می شود

6-  بدلیل ساختار اتمی تک رشته ای، امکان تبدیل این ماده به مواد دیگر وجود دارد

7-  درصورت مصرف خوراکی، افزایش کارآیی مغز انسان را در دو نیمه چپ و راست بدنبال دارد

8- در صورت مصرف خوراکی، افزایش طول عمر DNA که متعاقباً طول عمر انسان را بدنبال دارد

 

علاقه مندان به پیگیری این مطلب می توانند به آدرس : graal.co.uk/whitepowdergold.html مراجعه و یا در گوگل White Powder Gold را جستجو نمایند.

 

منبع : www.daneshnamah.com

 

  مباحث فرهنگی            

 16 آذر روز دانشجو - روز تجلیل از اسرا و مفقودان

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

روز دانشجو

در تاریخ 24 آبان اعلام شد که نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران می‏آید. نیکسون به ایران می‏آمد تا نتایج پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است (نقل از نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای 28 مرداد) ببیند. در مقابل دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که در فضای حکومت نظامی بعد از کودتای سیاه، هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. دو روز قبل از آن واقعه تلخ (14 آذر) زاهدی تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد که دنیس رایت ، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید. از همان روز 14 آذر تظاهراتی در گوشه و کنار به وقوع پیوست که در نتیجه در بازار و دانشگاه عده‏ای دست گیر شدند. این وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت. و بیشتر اعتراض ها از دانشکده پزشکی و داروسازی و حقوق و علوم آغاز شد. صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثه‏ای را پیش بینی می‏کردند. فضا بشدت آبستن حوادث و درگیری بود. بعد از گذشت مدتی برای جلوگیری از تنش و درگیری چندین دانشکده تعطیل اعلام شد و در ادامه سراسر دانشگاه به دستور رییس دانشگاه تعطیل گردید. نیروهای نظامی رژیم که بشدت رفت و آمد دانشجویان را کنترل کرده و در این بین عده ای را نیز دستگیر نموده بودند, با حضور در کلاس یکی از اساتید دانشکده فنی (مهندس شمس استاد نقشه کشی) زمینه اعتراض را در کلاس درس ایجاد کردند. آنان قصد داشتند دو دانشجو را که ظاهرا به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض داشتند را دستگیر نمایند. دستگیری دو دانشجو کلاس را به هم زده، دانشجویی دیگر بر روی نیمکت کلاس فریاد می زند: "آقا ما چقدر بی عرضه هستیم. چقدر بدبخت هستیم. این کلاس نیست، این درس نیست. یک عده ای بدون اینکه از استاد و از کادر دانشگاه اجازه بگیرند وارد کلاس می‌شوند و هیاهو در می‌گیرد. تف به این کلاس و تف به این مملکت!" دانشکده فنی به هم می‌ریزد و در محاصره کامل نظامیان قرار می‌گیرد و به یکباره فرمان آتش صادر شده و دانشجویان در صحن طبقه اول به خون می‌غلطند عده‌ای زخمی شده و در این میان سه دانشجو به نامهای قندچی و بزرگ نیا و شریعت رضوی به شهادت می‌رسند. همان روز 16 آذر پلیس توسط رادیو اعلام کرد: "عده‌ای از دانشجویان در کلاسهای درس نشسته بودند و به پلیس چهره خشنی نشان می‌دادند و پلیس را مسخره می‌کردند و این باعث شده که پلیس به واکنش بیفتد. پلیس قصد زدن دانشجویان را نداشت ولی دانشجویان به پلیس حمله کردند و می‌خواستند اسلحه‌ شان را بگیرند. پلیس در قالب دفاع این کار را کرده و قصدش زدن دانشجویان نبوده است." فردای آن روز شاه تیمسار مزینی را برای دلجویی به دانشگاه می‌فرستد تا خودش را از این گناه و تقصیر تبرئه کند. وی با خانواده‌های شهدا ملاقات می‌کند و در دانشگاه به ظاهر از اساتید و روسا عذرخواهی می‌کند. دو روز بعد از واقعه 16 آذر، نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی‌گناه رنگین بود دکترای افتخاری حقوق دریافت کرد. روز 16 آذر به عنوان روز مقاومت و ایستادگی دانشجویان این سرزمین در برابر استعمار غرب و استبداد و خودکامگی در دفتر تاریخ این سرزمین به یادگار ثبت گردیده است./  مهدی سعیدی

 

 

مردان دانش

پدید آورنده : سیدمحمد حسین حسینی

شانزده آذرماه به دلیل گرامی داشت یاد شهدای دانشگاه، روز دانشجو نامیده شده است. در این میان، باید دانشجو را شناخت، به توانایی هایش پی برد و زمینه های اثرگذاری وی را در جامعه آماده کرد. دانشجو، جوان طالب دانش است که آینده در دست اوست؛ کسی که متعلق به آینده است و آینده نیز متعلق به اوست. چنین فردی با داشتن توانایی و نیروی جوانی، و نیز با پشتوانه علمی و کوله باری از علوم و فنون متنوع، می تواند برای اداره آگاهانه و برنامه ریزی شده جامعه تصمیم بگیرد. بدیهی است جامعه ای که در آن، علم و فهم و محاسبه دقیق مورد توجه باشد، جامعه ای شکوفا و پیشرو خواهد بود.

 

جایگاه دانشجو

بدون تردید مهم ترین هدف در شکل گیری جامعه و حکومت، تلاش در راه تکامل بخشید به افراد جامعه است. رشد و پیشرفت هر جامعه، در دو بعد مادی و معنوی است و جایگاه دانشگاه در جامعه، حرکت دادن و هدایت افراد به سوی هر دو جنبه کمال و ترقی به شمار می آید. امروزه در جامعه اسلامی، مسیر هر دو حرکت باید آمیخته با معارف دینی باشد.

به دیگر سخن، دانشگاه و دانشگاهی باید در مسیر اسلام و در چهارچوب اندیشه های اسلامی حرکت کنند. بدیهی است در این راه، علوم تجربی به صورتی آموخته می شود که در مقام عمل، با مبانی دینی منافات نداشته باشد. در حقیقت دانشگاه، چراغی فروزان است که باید به برگزیدگان جامعه، راه و چاه را بنمایاند، تا آنها جامعه را هدایت کنند.

 

اسلام، دانشگاه فراگیر

اسلام، تنها دینی است که جنبه های گوناگون زندگی انسان را در نظر گرفته و هدف دین را، کمال بخشیدن به مکارم اخلاقی دانسته است. بدیهی است در چنین مکتبی، تعلیم و تربیت از جایگاه ویژه ای برخودار باشد. مباحثی چون ضرورت تربیت انسان، آموزش جهت دار علم و نیز تبیین علم الهی، علم نافع و علم نورانی، نشان دهنده توجه اسلام به مسئله علم و فراگیر بودن آن است. با این حال از دید اسلام، عوامل مؤثری در جامعه وجود دارد که انسان تربیت پذیر را به سوی تعلیم و تربیت و علم آموزی رهنمون می شود. عوامل چون اراده و عنایت خدا، وجود پیامبران و امامان علیهم السلام ، در اختیار بودن قرآن، احادیث و دعاها، شعایر مذهبی و حتی به تصریح رهبرکبیر انقلاب، عزاداری ها و مجالس روضه، در کنار عوامل فردی، به اسل ام جایگاه یک دانشگاه عمومی را داده است.

 

تزکیه دانشگاه

یکی از رویدادهای بزرگ بعد از انقلاب اسلامی، انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها بود. ایجاد دگرگونی در دانشگاه ها و نیز آماده سازی روند تکامل فکری و علمی، از جمله مسائلی بود که در شکل گیری انقلاب فرهنگی مد نظر قرار گرفت. گرچه اینک بیش از ربع قرن از این رویداد بزرگ می گذرد، هنوز گام های بلندی باید برداشته شود؛ از جمله، زدودن حالت غرب زدگی و نظام غربیِ حاکم بر دانشگاه، پایه گذاری مبانی علمی دانشگاه بر اساس اصالت فکری اسلام، تلاش در ایجاد وحدت فکری میان مراکز علمی و آموزشی، توجه به مسئله اخلاق فردی و علمی، و تهذیب نفس. پیمودن این مراحل، موجب ایجاد فضای روحی مناسب و تربیت دانشجویانی پاکیزه رفتار خواهد شد.

 

دانشگاه ایده آل

امروزه وجود دانشگاه و پرورش دانش آموختگان، در پرتو هزینه های سنگینی است که دولت ها آن را می پردازند و از نتایج آن بهره می برند. رشد علمی کشور، افزایش قدرت تولید و توسعه فناوری، از آثاری است که تربیت دانشجو برای جامعه به ارمغان می آورد. ورود به این صحنه و تلاش برای به دست آوردن آن نتایج، مستلزم داشتن زمینه هایی است که همت و تلاش دو چندان نخبگان علمی کشور، و نیز جرئت اقدام برای چنین تحولی از شمار آن است. با بستر سازی مناسب و عبور از مراحل گوناگون می توان دانشگاه ایده آل، را به وجود آورد؛ دانشگاهی که محل رشد مغزهای متفکر، و در عین حال جایگاهی برای بهتر اندیشیدن و به خدا باوری رسیدن باشد.

 

دانشگاه و پژوهش

بحث جست وجو کردن، تحقیق نمودن، تفحص و پرسیدن، واژگانی است که همه در قالب واژه ای به نام پژوهش می گنجد و دانشگاه، از مهم ترین مراکزی است که این وظیفه را بر عهده دارد. در دانشگاه استاد باید ره گشای حرکت آموزشی ـ پژوهشی مداوم باشد. از سوی دیگر، دانشجو کسی است که در این مسیر، نه تنها مشارکت کند، بلکه سهمی واقعی و مؤثر بر عهده داشته باشد. بدین ترتیب، واژه پژوهش، از حرف به عمل تبدیل می شود. به دیگر سخن، پژوهش آن گاه معنا پیدا می کند که استادان و دانشجویان، در راه پیشبرد مرزهای دانش، به تکاپو، تلاش و کوششِ پی گیر ادامه دهند و به افق های جدیدی در وادی علوم دست یابند.

 

دانشگاه و تولید علم

امروزه در هر نظامی، دانشگاه محلی برای تولید علم و نوآوری است. بدون تردید در این دنیای بزرگ و این طبیعت سترگ، ناشناخته های فراوانی وجود دارد. تولید علم یعنی پیمودن راه هایی که دیگران نرفته اند دست یابی به آنچه تاکنون بشر به آن دست نیافته است و کشف ناشناخته های فراوان موجود از دیدگاه رهبر انقلاب یکی از وظایف دانشگاه ها، نواندیشی علمی و تبدیل آن به انگیزه ای عام و مطالبه ای عمومی است. لازمه این معنا، اهمیت دادن به علم است. مقدمات، برنامه ریزی و اهتمام شدید به بهره بردن از وقت وامکانات دانشگاه، موجب می شود تولید علم، از شعار و آرمان به درآید و صورت عمل به خود پذیرد.

 

دانشگاه در پیام اسلام

دین مبین اسلام، در جایگاه مکتبی آموزشی، مجموعه ای است از باورها و نگرش ها، اخلاقیات و ارزش ها، و نیز شعائر و مناسک دینی، از سوی دیگر، دانشگاه، مجمعی از دانشجو، استاد و برنامه های آنهاست. بنابراین، تحقق اسلامی شدن دانشگاه ها، به این معناست که فضای کلی حاکم بر استاد و دانشجو و محتوای درسی آنها، فضایی در راه تحکیم باورها و اندیشه های دینی باشد. پس آن مجموعه علمی، متناسب با ارزش های اسلامی و نیاز جامعه مذهبی حرکت کند و اسلام و ایمان، در درون آن و با عنوان پایه و زیربنای نظریات مطرح گردد. بدین ترتیب، زمانی که دانشگاه اسلامی شکل گیرد، فضای دینی و انسانی تحقیقات، پرورش روحی و علمی، و نیز استقلال جامعه اسلامی عملی می شود.

 

بایدهای دانشجو

نسل جوان هنگامی که به لباس تحصیل و فراگیری آراسته می شود، افزون بر تلاش و کوشش پی گیر در آموختن و بهره گرفتن از علوم و فنون و افزودن دانش و دانایی خویش، باید ارزش هایی را نیز از خود به نمایش بگذارد. ارزش هایی چون سلامت نفس، پاکی روح، امید و اعتماد به آینده، تقویت بنیه دینی و سیاسی، و نیز خودسازی فکری و اخلاقی، موجب می شود دانشجو در هر رشته ای که تحصیل می کند، به دانشجویی دیندار، مسلمان و خداپسند تبدیل گردد. شکل گیری این روحیه در جامعه دانشجویی، باعث می شود گروهی همدل و هم فکر با آرزویی مشترک، در پرتو آموزه های اسلام، آینده ای آباد و سرافراز را رقم زنند.

 

آفات دانشجویی

اهمیت جایگاه و نقشِ نقش آفرین و آینده ساز دانشجو، موجب شده است تا این گروه از جامعه، بیش از افراد دیگر، در معرض آزمون و خطا و نیز انحراف از دیگر ارزش ها قرار داشته باشند. لازمه سلامت این جریان، شناخت آفت ها و انحراف های فرا راه مسیر دانشگاه است. رهبر انقلاب در تبیین این آسیب ها، مواردی را برمی شکافد. بیگانه پذیری، هویت ستیزی، وجود و حضور در اردوهای مختلط، ترویج موسیقی، تبلیغات برضد دین و مروّجان مبانی دینی، دور شدن از آرمان ها، سطحی شدن و روبنایی فکر کردن، افتادن در دام احزاب و گروه ها و سرانجام بی احترامی به ارزش های دینی، معضلاتی است که باید در برطرف ساختن آن کوشید.

 

مطالبات دانشجویی

افراد هر جامعه، با توجه به جایگاه و میزان تأثیرگذاری بر دیگران، خواست ها و مطالباتی دارند. این مسئله در مورد دانشجویان، با توجه به موقعیت قابل تأمل آنها، از ویژگی خاصی برخوردار است. برخی از خواسته های واقعی دانشجویان را می توان این گونه برشمرد: عدالت خواهی رفع فساد، طرح فکر و اندیشه، و اهتمام به اسلامی شدن دانشگاه. به دیگر سخن، دانشجو از سویی باید خواسته های علمی و فنی داشته باشد و به دنبال تولید علم باشد، و از سوی دیگر جامعه ای سالم و بانشاط را مطالبه کند.

 

مشکلات دانشگاه و دانشجو

اهمیت دانش آموختن و برجسته بودن نقش دانشجو، موجب شده است تا شخصیت دانشگاهیان بیشتر مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس، مشکلاتی که پیش روی آنهاست، باید شناسایی شود تا راه مقابله با آن فراهم آید. برخی از این مشکلات عبارتند از: دچار شدن دانشجو به ابتذال و بی تفاوتی، نفوذپذیری در برابر فرهنگ بیگانه، مدرک گرایی، توجه بیش از حد به زندگی مادی، نشناختن جریان های سیاسی، ابزار دست گروه ها شدن، آسیب پذیری در برابر لغزش ها و انحراف های فکری، گرفتار شدن در معضل بی هویتی و سرانجام، درونی نکردن رسالت واقعی.

بدیهی است شناخت این مشکلات و تلاش در برطرف ساختن آنها، وظیفه آگاهان مسائل فرهنگی است.

 

 

روز تجلیل از اسرا و مفقودان

انقلاب اسلامی، دستاورد مبارزه مردمی است که از جان، مال و زندگی شان گذشتند. هشت سال دفاع مقدس، سند گرانبهای این فداکاری ها و از جان گذشتگی هاست. سبک بالان عاشق بی شماری، سوار بر توسن شرف و عزت به معراج خون تاختند و در همان حال، سینه هایی نیز در قفس تنگ بازداشتگاه های عراق تپیدند. آن ها بهترین سالیان عمر خود را آن جا گذراندند تا ندای حق و حقانیت نواخته شود و نام ایران در اوج درخشش بماند. اسیران ایرانی، با پیروی از کاروان اسیران عاشورا، در اسارت آزادگی آفریدند و دشمن ریاکار را رسوا ساختند. به احترام اسیران جنگی و مفقودان آن، روز یازده محرم هر سال را که هم زمان با مصیبت دردناک اسارت اهل بیت پیامبر است روز تجلیل از اسرا و مفقودان نام گذاری کرده اند.

روز تجلیل از اسرا و مفقودانی است كه با سلحشوری و از جان گذشتگی از كیان و ملت خویش دفاع كردند .

انقلاب اسلامی ایران ثمره و دستاورد قرنها مبارزه و تلاش است. این انقلاب گوهر حقیقت ناب اسلام را بعنوان عزیزترین و گرانقدرترین گمشده خویش از میان سالها تحمل غربت دین در صحنه حماسه ها و رنجهای تاریخ به كف گرفت و این واقعیتی انكار ناپذیر است.از این رو بود كه این انقلاب به زودی تبدیل به كانون توجهات و تهاجمات دشمنان گوناگونی شد كه این طلیعه خجسته را به معنای غروب حاكمیت استبدادی و استعماری خود تفسیر می كردند. وقتی در روز 31 شهریور ماه 1359 هجوم سریع و هماهنگ رژیم بعثی عراق به مراكز نظامی و اقتصادی میهن اسلامی ما قطعیت وقوع یك جنگ تمام عیار را در منطقه اعلام كرد، این واقعیت تلخ را نیز به همراه آورد كه تداركی سازمان یافته و جهانی برای مهار و محو انقلاب اسلامی و نظام نوخاسته جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرفته است. در عین حال جمهوری اسلامی ایران با تاكید بر فرموده امام فقید و راحلمان حضرت امام خمینی (ره) این پیام پر معنای او را مضمون جاودانه دفاع مقدس خویش می داند كه:

 

ما رسماً اعلام می كنیم كه هدف ما تاكتیك جدید در ادامه جنگ نیست، ‌چه بسا دشمنان بخواهند با همین بهانه ها حملات خود را دنبال كنند، نیروهای نظامی ما هرگز نباید از كید و مكر دشمنان غافل بمانند. در هر شرایطی باید بنیه دفاعی كشور در بهترین وضعیت باشد. مردم ما كه در طول سالهای جنگ و مبارزه ابعاد كینه و قساوت و عدوات دشمنان خدا و خود را لمس كرده اند باید خطر تهاجم جهانخواران در شیوه ها و شكلهای مختلف را جدی تر بدانند.

سرانجام پس از هشت سال جنگ، در تاریخ 29 مرداد سال 1367 هـ ش میان ایران و عراق رسما آتش بس برقرار شد و نیروهای ناظر سازمان ملل برای نظارت بر آتش بس در طول مرزها مستقر شدند. سه سال پس از این آتش بس در 26 مرداد 1369 اولین گروه 1000 نفره از رزمندگان ایران كه در عراق اسیر بودند از مرز خسروی وارد خاك ایران شدند و ملت ایران با سرافرازی در دفاع از اسلام و انقلاب و حفظ تمامیت ارضی میهن خود از آزادگان بازگشته به میهن،‌ با شور و شعف استقبال كرد.

 

این همه یوسف

پس از فروپاشی رژیم بعثی عراق و اطمینان از نبود اسیر ایرانی در آن کشور، در آذرماه 1382، مصوّبه ای در بنیاد شهید انقلاب اسلامی تصویب شد که بر اساس آن، باقی مانده مفقودان دفاع مقدس، شهید اعلام گردید و نام آنان با عنوان شهدای جاویدالاثر ثبت شد. ستاد تفحص شهدای کشور هم تعداد شهدای مفقود را هفت هزار شهید عنوان می کند که هنوز با وجود جستجوهای فراوان، نشانی از آنان یافت نشده است. معلوم نیست کدامین خاک میزبان جسم پاکشان گشته و آنان از کدام شکاف و خاکریز و کانال، به لقای خداوند رسیدند و بر سر خوان نعمتش روزی می خورند. آن ها جاویدند و عطر پیراهن شان هیچ گاه از کنعان سرزمین مان خارج نخواهد شد. دشت های جنوب، همواره مهمان لاله های سرخی است که از سرخی خون شان جان گرفته اند. لاله های سرخ، نماد دست خونین شهیدان هستند که ما را به بیعت فرا می خوانند و ما را سوگند می دهند تا راه شان را بپوییم و از ثمره خون شان پاسداری کنیم.

 

آزادگان در بند

بریده باد دست یزیدیان که عصر روز عاشورا، پرونده جنایت خود را تکمیل کردند و در نهایت پستی، کاروانی جملگی از تبار آزادگی را به اسارت گرفتند. خدای بزرگ چه زود انتقام گرفت و شکست آنان را به دست همین کاروان رقم زد. آن گاه که سالار کاروان، زینب(س)، پیام رسان نهضت بزرگ حسینی شد و امام ساجدان با سخنان آتشین خود، چهره پلید یزید را آشکار ساخت و کاخ سلطنتش را به لرزه درآورد و عمق ستم دشمنان دنیا دوست شهوت پرست را آشکار ساخت. آنان که در اسارت، پرچم دار عزت و بزرگی اسلام و مایه خفت و خواری دشمنان دین خدا بودند، الگویی شدند برای سربازان مکتب عاشورا در طول تاریخ؛ چنان که اسیران ایرانی بااقتدا به ایشان، رنج و شکنجه اسارت را تحمل کردند و مایه افتخار اسلام و ایران شدند.

 

گمنامان خوش نام

نامش شهید است. شهرتش، گم نام؛ فرزند روح الله. روی سنگ قبرش این گونه نوشته اند. گاه گاهی به شهر و دیار ما می آید با چند تکه استخوان. زنگ بیداری را با آمدنش به صدا در می آورد تا در رخوت زندگی دنیا خواب مان نبرد و گم نشویم در تاریکی ظواهر دنیا. می آیند و حسرت جان کاهی را در دلمان زنده می کنند. چه رها و سبک بال رفتند و ما جا مانده ایم و چه زیبا ماندگار شدند و ما چه فراموش می شویم. تمام وصله های دنیا را از خودشان باز کردند، حتی اسمش را. نام ها را واگذاشتند برای آن ها که دل به آن ها می بندند، برایش قد خم می کنند و نوکر آنهایند. مباد که این گونه باشیم و آخرت مان را به زندگی دنیا بفروشیم و از مشتی استخوان بی پلاک، درس رهایی و عشق نیاموزیم. در حیرتم چگونه آن ها گمنامند، در حالی که نامی به وسعت غیرت و مردانگی دارند. گمنامی آن ها از ماست که نتوانستیم و نخواستیم آن ها را بشناسیم و خود را به غریبگی زدیم. پرداختن به هوس های دنیا، نگذاشت شمعی در وجودمان روشن بماند تا وسعت وجود آن ها را ببینیم و وسعت نام نامحدود آن ها را درک کنیم. پس ای خدای مهربان! به ما اراده ای ببخش تا حجاب های وجودمان را پس زنیم و رهرو راست کردار آن ها باشیم.

 

اسرا و حفظ دستاورد های انقلاب اسلامی

لحظه های اسارت، لحظه های اثبات حقانیت جمهوری اسلامی و دفاع از استقلال و آزادی سرزمینی بود که با سال ها مبارزه و با خون هزاران لاله عاشق به ثمر نشست. فریاد خاموش غیور مردانی که با دژخیمان فرومایه به رویارویی پرداختند و از سرزمین اسلامی مان دفاع کردند. آنان پس از نبردی جانانه و دلاورمردانه، بر مصیبت های اسارت صبر کردند و با تحمل ضربات کینه و خشم دشمن، مایه ماندگاری و پایداری جمهوری اسلامی شدند. صبر و استقامت اسیران ایرانی، گواه شکوه و صلابت انقلاب نوپایی بود که برای والایی کلمه الله، در برابر دنیای دشمن ایستاد. شکنجه و درد و غم اسارت، بر ایمان راسخ آن ها به انقلاب و ارزش ها افزود و اسارت گاه ها را به دانشگاه های تربیت انسان های مجاهد و آزاده تبدیل کرد. سال های اسارت، سال های وفاداری به ولایت و نماد سرسپردگی و عشق به خمینی بود. پای مردی اسرا در اسارت، بار دیگر نشانه پیروزی ایمان بر فکر و خون و اسارت بر شمشیر و قدرت بود.

 

عظمت این روز در کلام رهبری

مقام معظم رهبری درباره عظمت یازدهمین روز محرم و اهمیت مناسبت تقویمی روز اسرا و مفقودان می فرماید: یقینا یکی از مناسبت های مهم جمهوری اسلامی که بسیار هم دارای تناسب است، همین روز اسرا و مفقودین است که با خاطره تاریخی آن مناسبت دارد. همه می دانید که در روز یازدهم محرم، یکی از عظیم ترین فاجعه های تاریخ اسلام به وقوع پیوست. اسارتی اتفاق افتاد که نظیر آن را دیگر ملت و تاریخ اسلام ندید و به آن عظمت هم نخواهد دید. کسانی اسیر شدند که از خاندان وحی و نبوت و عزیزترین و شریف ترین انسان های تاریخ اسلام بودند. زنانی در هیئت اسارت در کوچه و بازارها گردانده شدند که شأن و شرف آن ها در جامعه اسلامی آن روز نظیر نداشت. کسانی این عزیزان را به اسارت گرفتند که از اسلام بویی نبرده بودند و با اسلام رابطه ای نداشتند و خبیث ترین و پلیدترین انسان های زمان خود بودند. در روز یازدهم محرم، خاندان پیامبر و علی(ع) اسیر شدند و این خاطره، به عنوان یکی از تلخ ترین خاطره ها، برای ما تا امروز مانده است و خواهد ماند.

 

جاودانگی نام اسرا در کلام رهبری

مقام معظم رهبری در تجلیل مقام اسیران جنگ تحمیلی می فرماید: اسرای ما از آن کسانی هستند که نام شان در تاریخ انقلاب و ایران جاودانه خواهد ماند... . این که اسلام می فرماید: وَ لِلّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُومِنینَ یک وجه از عزت مؤمنین همین است. مؤمن در سخت ترین شرایط هم احساس می کند عزیز است و احساس ذلت نمی کند و خودش را نسبت به دشمن، خوار احساس نمی کند؛ چون اقتدار معنوی و درونی خودش را حفظ کرده است و از دست نداده است. عزیزان ما که در بند هستند، این اتکای به نفس و عزت نفس و قدرت درونی و داخلی را حفظ کردند و توانستند در همه شرایط، آن عزت و استحکام درونی و شخصیت و هویت مسلمانی خودشان را حفظ کنند و دشمن از این که بتواند آن ها را ذلیل کند و درهم شکند و خردشان کند، ناتوان و عاجز شده است... . رزمندگان عزیز فقط در میدان جنگ نبود که مثل شیر شجاعت نشان می دادند، بلکه در اسارت گاه هم همان شیران شجاع و قوی باقی ماندند.

 

منابع :

- www.hawzah.net

- www.tebyan-ardebil.ir

- www.irdc.ir

- www.aviny.com

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

شناخت شخصیت افراد از روی رنگ چشم

 

شناخت شخصیت افراد‌ از روی رنگ چشم، گزینه جد‌ید‌ی است که د‌ر روابط انسانی بی ‌تاثیر نبود‌ه و چنانچه د‌رست به کار رود‌، مشکلات زیاد‌ی را حل خواهد‌ کرد‌. مطلب زیر که توسط یکی از انجمن‌های اینترنتی عربی منتشر شد‌ه است، به بررسی انواع رنگ چشم و ارتباط آن با شخصیت د‌ارند‌گان این رنگ ها می ‌پرد‌ازد‌.

توضیح : مطالبی که در ادامه می آید مورد تائید قطعی مراجع علمی معتبر نمی باشد وهنوز درستی آنان به صورت ۱۰۰٪ تضمین نمی شوند.

 

رنگ چشم سبز

رنگ چشم سبز، نشان د‌هند‌ه آن است که صاحبان آن، شخصیتی قوی و اراد‌ه‌ای بالا د‌ارند‌.

د‌ر تصمیم‌ گیری‌ها، خیلی محکم عمل می ‌کنند‌ و تا حد‌ی خود‌ رای و مغرور نیز هستند‌.

این افراد‌، اعتماد‌ به نفس بالایی د‌ارند‌ و تا آخرین توان خود‌ به د‌یگران کمک می ‌کنند‌.

 

 رنگ چشم آبی

د‌ارند‌گان چشم‌های آبی، د‌ارای نگاهی عمیق هستند‌ و شخصیتی حساس د‌ارند‌. این افراد‌ به راحتی فکر و نظر خود‌ را به د‌یگران تحمیل می ‌کنند‌.

 

رنگ چشم مشکی

صاحبان چشمان مشکی، انسان‌هایی رویایی هستند‌ که د‌ر فضای شاعرانه‌ ای زند‌گی می ‌کنند‌ و همچنین بسیار د‌ست و د‌ل باز هستند‌. بسیار سعی می‌ کنند‌ با هر آنچه در اختیار د‌ارند‌ به د‌یگران کمک کنند‌.

این افراد‌ همچنین د‌ارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند‌.

 

 رنگ چشم قهوه‌ ایی

چشم قهوه‌ای، سمبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره ‌تر باشد‌ مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه‌ای‌ها، بسیار خونسرد‌ند‌ و هرچه را که می ‌خواهند‌ به راحتی به دست می‌ آورند‌.

 

 رنگ چشم خاکستری

صاحبان چشم‌های خاکستری، د‌و د‌سته هستند‌؛

یا از شخصیتی آرام برخورد‌ارند‌ و یا شخصیتی عصبی و انقلابی د‌ارند‌، ولی د‌ر مجموع انسان‌هایی سرسخت و د‌ل سخت هستند‌.

 

 رنگ چشم عسلی

با وجود‌ اینکه چشم ‌عسلی‌ها، انسان‌هایی خوش قلب هستند‌ ولی با د‌یگران صریح نیستند‌. این افراد‌ همیشه به د‌نبال د‌وست می‌ گرد‌ند‌. چشم عسلی‌ها معمولاً از کود‌کی روی پای خود‌ می ‌ایستند‌ و د‌وست ند‌ارند‌ به د‌یگران تکیه کنند‌.

 

 

پیامک                 

پیامک های "عاشورایی" ویژه ایام محرم

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

نام من سرباز کوی عترت است

دوره آموزشی ام هیئت است

پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار

سر درش عکس علی با ذوالفقار

ارتش حیــدر محــل خدمتم

بهر جانبازی پی هر فرصتم

نقش سردوشی من یا فاطمه است

 قمقمه ام پر ز آب علقمه است

رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است

زینب آن را دوخته پس مشکی است

اسـم رمز حمله ام یاس علــی

افسر مافوقم عباس علی (ع)

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین

هر دم به گوشم می ‌رسد، آوای زنگ قافله

این قافله تا کربلا، دیگر ندارد فاصله

 يک زن ميان محملی، اندرغم و تاب و تب است

اين زن صدايش آشناست، ای وای من، او زينب است

 

عاشورا هر روز در كربلاي دلمان اتفاق مي افتد . كوشش كنيم حسينِ دل ، به دست يزيد نَفْس ، تشنه لب شهيد نشود

حسين درس آيستادگی مقاومت و شجاعت به بشريت داد و زينب درس فداكاری و ايستادگی و شجاعت دليری افشاگری به ما آموخت

السلام علیک یا اباعبدالله

 آن زمان که تشنه بودی مولا؛ صد رشته قنات از قنوت تو گذشت.

 فدای لب تشنه یا حسین (ع)

در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند؛ در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند. هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین؛ ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند.

نازم آن آموزگاری را که در یک نیم روز؛ دانش آموزان خود را این چنین دانا کند. ابتدا قانون آزادی نویسد در جهان؛ بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند. هیهات من الذله

السلام علیک یا اباالفضل؛ یک چمن گل های سرخ نینوا، سبز می گردد به پای دست تو در شگفتم از تو ای دست خدا چیست آیا خونبهای دست تو

خون پیکره حق در طول تاریخ از قلب عاشوراست که سرچشمه می‌ گیرد و اگر حقیقت را بخواهی، هنوز روز عاشورا به شب نرسیده است؛

کاروان تاریخ روان است و یاران عاشورایی امام(ع) یکایک پای بر سیاره زمین می ‌گذارند و خود را به صحرای کربلا می‌رسانند

انگار که در کربلا آئینه ای نهاده اند که خنکای عالم بالا را تجربه کنی وبدانی که زیبائی و دلفریبی "حسین"تنها در دلهائی می نشیند که عرش پیماست.

عطري كه از حوال  پرچم رسيده است ما را به سمت مجلس اقا كشيده است از صحن هر حسينيه تا صحن كربلا صد كوچه واكنيد محرم رسيده است .

عاقبت مدفن ما دشت بلاخواهدشد

قبله سوم ما كرب و بلاخواهدشد

برف سهل است اگرسنگ ببارد هرشب

مجلس گرم عزای تو به پا خواهد شد

بازدلم غم گرفت دوباره ماتم گرفت
ماه محرم آمد تمام عالم گرفت


سلام من به محرم، محرم گل زهرا
به لطمه های ملائک، به ماتم گل زهرا

بر سینه ی من نوشته بین الحرمین
نصف قلبم با ابالفضل، نصف دیگر با حسین

پرسیدم ازحلال ماه، چرا قامتت خم است؟
آهی کشیدوگفت که ماه محرم است
گفتم  که چیست محرم؟ باناله گفت

ماه عزای اشرف اولاد آدم است

قیامت بی حسین غوغا ندارد

شفاعت بی حسین معنا ندارد

حسینی باش که در محشر نگویند

چرا پرونده ات امضاء ندارد

آبروی حسین به کهکشان می ارزد

یک موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست

گفتا که حسین بیش ز آن می ارزد

ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد، بر دل فاطمه داغ عالم شد .

 فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم

ای وجودت عشق را معنای حسین

 عالمی یک قطره تو دریا حسین

 فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گویم

السلام علیکم یا اباصالح المهدى (عج) السلام علیک یا امین الله فى ارض وحجته على عباده (یاصاحب الزمان آجرک الله)

ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض می نمایم

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد

حسین نیا به کوفه

کوفه وفا ندارد ...

ای به دل بسته، قدری آهسته
کن مدارا با، زینب خسته ...
یا حسین مظلوم ...

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین
تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین

السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله

کربلا لبریز عطر یاس شد

نوبت جانبازی عباس شد

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟
آهی کشید و گفت ماه محرم است...

باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه‌ ی ما می‌ شود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می ‌نوشن
دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می ‌پوشن

با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

باز محرم شد و دلها شکست

از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد

از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت

دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند

این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله

این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله

حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد .

 التماس دعا

عالم همه محو گل رخسار حسین است

ذرات جهان درعجب از کار حسین است

دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش

یعنی که خدای تو عزادار حسین است

عالم همه قطره و دریاست حسین

خوبان همه بنده و مولاست حسین

ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش

از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین

با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید که سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند
در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند
هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین
ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند

قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

برای باغبان یاس آفریدند
علی را أشجع الناس آفریدند
وفا داری و مردی و شجاعت
یکی کردند و عباس آفریدند

به یکتایی ، قسم یکتاست عباس
به مردی شهره دنیاست عباس
اگر چه زاده‌ ام‌البنین است
ولیکن مادرش زهراست عباس

عالم همه محو گل رخسار حسین است
ذرات جهان درعجب از کار حسین است
دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش
یعنی که خدای تو عزادار حسین است

اشکم زهجر روی تو خوناب شد حسین
مویم ز غصه رشته ی مهتاب شد حسین
هر جا کنار آب نشستم ز داغ تو
از بس که سوختم جگرم آب شد حسین


السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن

همواره تجّسم قیام است حسین (ع)
در سینة عاشقان ، پیام است حسین (ع)
در دفتر شعر ما ، ردیف است هنوز
دل چسب‌ترین شعر کلام است حسین (ع)

الحق که به ما درس وفا داد حسین (ع)
هر چیز که داشت بی‌ ریا داد حسین (ع)
یعنی که تأملی کنید ای یاران !
آن هستی خود زکف چرا داد حسین (ع)

بر نیزه ، سری به نینوا مانده هنوز
خورشید ، فرا ز نیزه‌ها مانده هنوز
در باغ سپیده ، بوته بوته گل خون
از رونق دشت کربلا مانده هنوز

عطری که از حوالی پرچم وزیده است
ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه بازکنید محرم رسیده است

کربلا دارالنعیم زینب است
کعبه خود تحت حریم زینب است
عمر زینب فخر مولا بود و بس
او به زهرا المثنی بود و بس


عالم همه قطره اند و دریاست حسین
خوبان همه بنده اند و مولاست حسین
عزاداریتان مقبول حضرت حق

منابع :

- hasedakadvertising.persianblog.ir

- hajj.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  عبادت و بندگی             

مژگان بی شکیب - شهادت امام سجّاد علیه السلام

پدید آورنده : طیّبه چراغی

 

زینت پارسایان

در تاریخ مشرق زمین که مهد نبوت هاست، کسی در ورع و تقوا و توجه عمیق به پروردگار، در مقام امام زین العابدین علیه السلام نیست، مگر پدران بزرگوارش که زندگی معنوی بشری را با نور توحید و ایمان راستین روشنی بخشیدند. به راستی که سرنوشت این امام بزرگوار، تاریخ زندگانی انبیا و مرسلین را به خاطر می آورد و از هر جهت همانند آنهاست؛ زیرا او در زهد و تقوا و توجهش به خدا همچون حضرت مسیح، در گرفتاری و صبر و تحملش نظیر حضرت ایوب، و در عزم راستین و اخلاق والایش همانند رسول خدا صلی الله علیه و آله است. صفات نیک و برجستگی های معنوی و روحی او بی شمار است و در عظمت او همین بس که در تاریخ دنیا، تنها او به لقب زین العابدین مفتخر گشته و جز او کسی زیبنده این نام نبوده است.

 

سفیر نهضت حسینی

امام زین العابدین علیه السلام از جمله نیرومندترین عوامل جاودانگی نهضت حسینی و ارتباط آن با عواطف و احساسات جامعه است. از شمار مظاهری که امام سجاد علیه السلام بدان وسیله، نهضت حسینی را جاودانه ساخت، گریه های فراوان آن حضرت بر مصیبت هایی بود که در روز عاشورا بر پدر و خاندان و یاران آن بزرگوار رسید. در نتیجه، امام شادمانی را بر خود حرام کرد و از اندوه و تأثّر گداخته شد و یکی از پنج گریه کنندگانی گردید که در طول تاریخ، ضرب المثل غم و اندوه و سوگواری بوده اند.

 

خاندان پیشوای چهارم

امام چهارم، فرزند حسین بن علی علیه السلام ، سومین امام شیعیان جهان و مادرش بنا به نقل مشهور، شهربانو دختر یزدگرد سوم است. نام مادر ایشان را غزاله یا سلامه نیز گفته اند. تاریخ نگاران، این بانوی بزرگوار را تحسین کرده اند، از جمله گنجی می گوید خداوند تبارک و تعالی ائمه مهدییّن را از نسل حسین علیه السلام ، از دختر کسری قرار داده است، نه از دیگر زنانش. همچنین مبرّد عنوان می کند که او از بهترین زنان عالم بود. به راستی که خداوند منّان، این بانوی بزرگوار را مورد الطاف و عنایات خاص خود قرار داد و این فضیلت را به او ارزانی داشت که مادر بزرگوار امام زین العابدین علیه السلام و جده طیبه ائمه طاهرین باشد.

 

نگاهی به دوران زندگی امام سجّاد علیه السلام

سال تولد امام سجاد علیه السلام را سال 38 هجری قمری نوشته اند. ایشان دوران کودکی خود را در شهر مدینه گذراند. حدود دو سال از خلافت جدّش امیرالمؤمنین علیه السلام را درک نمود و پس از آن، مدت ده سال شاهد حوادث دوران امامت عموی خویش امام مجتبی علیه السلام بود. پس از شهادت امام مجتبی علیه السلام در سال 50 هجری، به مدت ده سال در خدمت پدر بزرگوار خویش امام حسین علیه السلام قرار داشت و پس از شهادت آن بزرگوار، عهده دار مقام رفیع امامت شد.

 

بیمار مصلحتی کربلا

بیماری موقت حضرت سجاد علیه السلام در کربلا، عنایت خداوندی بوده است تا بدین وسیله از وظیفه جهاد معذور گردد و وجود مقدسش از خطر کشتار مزدوران یزید محفوظ بماند و از این رهگذر، رشته امامت تداوم یابد. اگر حضرت بیمار نبود، می بایست در جهاد با یزیدیان شرکت می کرد و در این صورت، همچون دیگر فرزندان و یاران پدرش به شهادت می رسید و نور هدایت خاموش می شد. ابن سعد گزارش می دهد که پس از کشته شدن حسین علیه السلام شمر به سوی علی بن الحسین علیه السلام آمد و او بیمار و در بستر خوابیده بود. شمر گفت: این را بکشید. یکی از همراهان وی گفت: سبحان اللّه ! آیا جوانی را که بیمار است و در جنگ هم شرکت نداشته، بکشیم؟ در این هنگام، عمربن سعد رسید و گفت: با این زنان و این بیمار کاری نداشته باشید. بنابراین، بیماری آن حضرت، مصلحتی الهی بود که موجب حفظ حیات ایشان گردید و هرگز به معنای ضعف روحی و ناتوانی در برابر دشمن نیست.

 

امام در دوران اسارت

دوران اسارت امام سجاد علیه السلام را می توان از عصر عاشورا تا بازگشت به مدینه به شمار آورد. دراین زمان، امام با وجود اسارت در دست حاکمان ستمگری چون ابن زیاد و یزید، برخوردی صریح و افشاگرانه داشت. به طور کلی، موضع گیری این دوره امام، با موضع گیری های آن بزرگوار در بقیه عمر شریفش تفاوت اساسی دارد. در این دوره کوتاه، روش حضرت افشاگرانه و هشداردهنده است؛ زیرا ایشان، افزون بر آن که مسئولیت الهی امامت را بر دوش می کشید و باید زمینه کار آینده را برای حکومت الهی و اسلامی فراهم می کرد، زبان گویایی برای خون های ریخته شده در عاشورا داشت. از این رو، مسائل را با صراحت بیان می کرد؛ چرا که زمینه کار آینده او، خون جوشان حسین علیه السلام بود.

 

امام در دوران قیام و سازندگی

هر قیامی که برای خونخواهی شهدای کربلا بود، امام سجاد علیه السلام آن را تأئید و مردم را به پیوستن به آن تشویق می کرد. در مواردی موضع گیری های مثبت امام، پنهانی بود و در ظاهر، آن ها را تأئید نمی کرد و حتی گاهی مخالفت می نمود. علت این امر این بودند که مردان خاندان رسالت در کربلا کشته شده بود و جز امام و چند تن دیگر که انگشت شمار بودند، کسی باقی نمانده بود و حفظ این طرفداران اندک، برای آینده لازم و ضروری می نمود.

مهم ترین برنامه های امام در دوران سازندگی هم، بر چند محور استوار است: زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا و رساندن پیام آن، نشر مبانی اعتقادی و فرهنگی شیعه، مراقبت از جریان ها و امور داخلی جامعه اسلامی و نیز نیرو سازی.

 

زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا

از آنجا که شهادت امام حسین علیه السلام و یاران آن حضرت، در افکار عمومی و برای حکومت اموی بسیار گران تمام شده و مشروعیت آن را زیر سؤال برده بود، برای آنکه این فاجعه فراموش نشود، امام سجاد علیه السلام مبارزه منفی را با گریه و عزاداری ادامه می داد. یادآوری مکرر فاجعه کربلا و گریه بر آن، علاوه بر ریشه های عاطفی اش، بار سیاسی داشت و نمی گذاشت ظلم و جنایت حکومت اموی از خاطره ها فراموش شود.

امام علیه السلام در پاسخ سهل بن شعیب(یکی از بزرگان مصر) که از حالت حضرت پرسیده بود، فرمودند: اینک اگر وضع ما را نمی دانی، برایت توضیح می دهم، وضع ما در میان قوم خود، مثل وضع بنی اسرائیل در میان فرعونیان است که پسرانشان را می کشتند و دخترانشان را زنده نگه می داشتند. امروز وضع بر ما به قدری تنگ و دشوار است که مردم، با سَبّ و ناسزاگویی به بزرگ و سالار ما بر فراز منبرها، به دشمنان ما تقرّب می جویند.

 

پند و ارشاد

چون امام چهارم علیه السلام در عصر اختناق زندگی می کرد، نمی توانست مفاهیم مورد نظر خود را به صورت آشکار و صریح بیان کند. از این رو، از شیوه موعظه استفاده و مردم را از راه موعظه با اندیشه درست اسلامی آشنا می کرد. بررسی این موعظه ها نشان می دهد که امام با روشی حکیمانه و بسیار زیرکانه، ضمن اینکه مردم را نصیحت و موعظه می کرد، آنچه را می خواست در ذهن مردم جا بگیرد، به آنان القا می نمود و این بهترین شکل انتقال افکار و اندیشه درست اسلامی در آن شرایط بود؛ زیرا این مباحث، در عین حال که اثر سیاسی داشت و بر ضد دستگاه حاکم بود، حساسیت حکومت را برنمی انگیخت.

 

نشر احکام و آثار تربیتی و اخلاقی

 

یکی از ابعاد مبارزه پیشوای چهارم با مظالم و مفاسد عصر خویش، نشر احکام اسلام و تبیین مباحث تربیتی و اخلاقی بود. امام در این زمینه گام های بلند و بزرگی برداشت، به طوری که دانشمندان را به تحسین و اعجاب واداشته است. شیخ مفید در این زمینه می نویسد: فقهای اهل تسنن به قدری علوم از او نقل کرده اند که به شمارش نمی گنجد و مواعظ و دعاها و فضایل قرآن و حلال و حرام، به حدی از آن حضرت نقل شده که در میان دانشمندان مشهور است و اگر بخواهیم آن ها را شرح دهیم، سخن به درازا می کشد. نمونه ای از تعالیم تربیتی و اخلاقی که از امام چهارم به یادگار مانده، مجموعه ای به نام رسالة الحقوق است که امام طی آن، وظایف گوناگون انسان را چه در پیشگاه خدا، و چه نسبت به خویشتن و دیگران بیان نموده است. برخی از حقوقی که امام بیان نموده عبارت است از: حق خدا، حق زبان، حق گوش، حق چشم و... .

 

کانون تربیتی

هنگام ظهور اسلام، بردگی در سراسر جهان آن روز رواج داشت و چون لغو چنین پدیده گسترده ای به یک باره مقدور نبود، اسلام از راه های گوناگون زمینه لغو تدریجی آن را فراهم ساخت. در زندگانی امام چهارم نیز موضوع آزادسازی بردگان به چشم می خورد، اما دامنه و سطح این عمل به حدی وسیع است که تنها با محاسبات بالا قابل توجیه نیست و به نظر می رسد امام چهارم در این کار انگیزه های والاتری داشته است. دقت در این زمینه نشان می دهد که امام از این اقدام، نظر تربیتی و انسانی داشته است؛ بدین معنا که بردگان را خریداری کرده، مدتی تحت آموزش و تربیت قرار می داد و سپس آزادشان می کرد و آنان به صورت انسان های نمونه، به فعالیت های فرهنگی و تربیتی می پرداختند و پس از آزادی نیز ارتباطشان با امام قطع نمی شد.

 

حکومت سیاه عبدالملک

دوران امامت امام سجاد علیه السلام با یکی از سیاه ترین دوره های حکومت در تاریخ اسلام هم زمان بود. سردمداران حکومت در این زمان، به صورت آشکار و بدون هیچ گونه پرده پوشی، به مقدسات اسلامی توهین می کردند. بیشترین دوران امامت امام چهارم، با خلافت عبدالملک بن مروان مصادف بود که مدت 21 سال طول کشید. تاریخ نگاران از عبدالملک، به عنوان فردی زیرک، با احتیاط و دور اندیش، ادیب، باهوش و دانشمند، یاد کرده اند. عبدالملک در مدت حکومت خود، آن چنان با ظلم و ستم خو گرفت که نور ایمان در دل او به کلی خاموش گشت. وی روزی به این امر اعتراف کرد و به سعید بن مسیب چنین گفت: چنان شده ام که اگر کار نیکی انجام دهم، خوشحال نمی شوم و اگر کار بدی از من سرزند، ناراحت نمی گردم. سعید بن مسیب گفت: مرگِ دل، در تو کامل شده است.

 

کارنامه ولید بن عبدالملک

پس از مرگ عبدالملک، پسرش ولید به خلافت رسید. او در دوران زمامداری خود، در تأسیس و توسعه و تعمیر مساجد و اماکن مقدس کوشش می کرد و استانداران و فرمانداران را به این کارها تشویق می نمود؛ ولی دارای نقاط ضعف بسیار و انحراف های آشکاری بود. بر اساس گفته تاریخ نگاران، ولید مردی ستمگر و جبار بود. پدر و مادرش او را در کودکی با هوسرانی و بی قیدی پرورش دادند. از این رو، وی فاقد ادب و شایستگی انسانی بود. ولید عناصر فاسد و جنایتکار را به عنوان امیر بر سرنوشت مسلمانان حاکم کرده بود و این افراد، عرصه را بر مردم تنگ کرده بودند. گویا با توجه به این بیدادگری های سردمداران و مظلومیت و بی پناهی مسلمانان بود که امام سجاد علیه السلام طی بیانی، مردم آن زمان را به شش دسته تقسیم کرده، زمامداران را به شیر و مسلمانان را به گوسفندانی تشبیه می نماید که در بین شیر و گرگ و روباه و سگ و خوک گیر کرده، گوشت و پوست و استخوانشان توسط شیر دریده می شود.

 

اشعار فَرَزْدَق

امام زین العابدین علیه السلام در سالی به حج رفته بودند که در آن سال، هشام، خلیفه وقت نیز به حج آمده بود. به هنگام طواف، مردم کنار می رفتند و برای امام راه را باز می کردند و او را با دیده اکرام می نگریستند. از هشام پرسیدند: این شخص کیست؟ هشام در حالی که امام را می شناخت، گفت: نمی دانم. در این هنگام فرزدقِ شاعر که در آن جا حاضر بود، گفت ولی من او را می شناسم؛ سپس اشعاری بسیار زیبا در وصف حضرت سرود. هشام به خاطر این اشعار، فرزدق را دستگیر نموده و زندانی کرد و دستور داد نامش را از حقوق بگیران بیت المال حذف کنند. حضرت سجاد علیه السلام برای او هدیه ای فرستاد، ولی فرزدق برگرداند و گفت: من از روی وظیفه دینی این اشعار را سرودم، نه برای پول. امام دوباره هدیه را فرستاد و فرمود: این کار تو مورد قبول خداوند قرار گرفت. امام همچنین به درخواست خود او دعا کرد تا از زندان نجات یابد و او آزاد شد و خدمت امام رسید و گفت: اسم مرا از دفتر بیت المال خارج کرده اند. امام نیز آن مقداری را که از بیت المال می گرفت، به مدت چهل سال به او بخشید و فرمود: اگر می دانستم بیشتر از این نیاز داری، بیشتر از این می دادم. فرزدق بعد از گذشت چهل سال، از دنیا رفت.

 

عبادت امام زین العابدین علیه السلام

امام سجاد علیه السلام بعد از پدرانش، بهترین مخلوقات خداوند از نظرعلم وعمل بود. کوشش و عبادت و زهد و روش برخورد او با مردم، همه معجزه و شگفت می نمود. از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: پدرم در شبانه روز، هزار رکعت نماز می خواند و جسم مبارکش به حدی ضعیف شده بود که باد، مانند خوشه گندم او را حرکت می داد.

ایشان ادامه می دهد: پیشوای چهارم در عبادت به منزله ای رسید که هیچ کس به آن نرسیده است. از شب زنده داری، رنگ رخسارش زرد شده بود و از گریستن، چشمانش چنان گرم می شد که گویا آتش گرفته باشد. پیشانی اش هم از سجده پینه بسته بود. ساق و پاهای حضرت از ایستادن در نماز شب ورم کرده بود. وقتی او را در این حالت دیدم، گریستم. پدرم رو به من کرد و فرمود: فرزندم، قسمتی از کاغذهایی که عبادت علی علیه السلام در آن ها نوشته شده را بیاور. آن ها را آوردم و به او دادم. مقداری از آن را خواند و کناری نهاد و فرمود: چه کسی قدرت دارد و می تواند مانند علی علیه السلام خدا را عبادت کند.

 

فرجام گستاخی به کلام پیامبر صلی الله علیه و آله

روزی امام سجاد علیه السلام فرمود: مرگ ناگهانی در حق مؤمن، تخفیف گناه است و در حق کافر غم و تأسف است ؛ مؤمن غسل دهنده و حمل کننده اش را می شناسد، اگر خیری نزد خدا داشته باشد، به حمل کنندگانش می گوید عجله کنید، ولی اگر غیر از این باشد، می گوید تأخیر کنید. ضمرة بن سحرة گفت: اگر این گونه باشد که تو می گویی، پس من از تابوت می پرم. خودش خندید و مردم را نیز خنداند. حضرت فرمود: خدایا، او بر سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید و مردم را نیز خندانید، پس او را با تأسف بگیر. آن شخص به مرگ ناگهانی مبتلا شد. بعد از آن، غلام ضمره نزد امام سجاد علیه السلام آمد و گفت: خدا تو را توفیق دهد، ضمره با مرگ ناگهانی مرد. به خدا سوگند صدای او را شنیدم که مانند زمان حیاتش آن را می شناختم، او گفت: وای بر ضمره! تمام خویشانم از من جدا شدند و من به دار جهنم رفتم و آنجا اقامتگاه من است. امام سجاد علیه السلام فرمود: این جزای کسی است که به سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله بخندد و مردم را بخنداند.

 

سیر و سلوک ششمین معصوم

روزی حضرت سجاد علیه السلام از در منزل خارج شد و مردی را دید که بر اثر تلقینات و شرایط اجتماعی آن روز، زبان به بدگویی و دشنام به امام گشود. خادمان حضرت خواستند به او حمله کنند. امام فرمود: او را رها کنید و بعد به آن مرد فرمود: آنچه از ما بر تو پوشیده مانده است، بیش از آن است که می دانی. آیا حاجتی داری؟ مرد از گفتار و رفتار امام، خجل و شرمنده شد. امام نیز عبایی را که بر دوش مبارکشان بود به او عنایت کردند و نیز امر فرمودند که هزار درهم نیز به او بدهند که با این رفتار ملایم، آن مرد معاند، دوستدار امام شد و گفت: من شهادت می دهم که تو فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله هستی. همچنین نقل شده که کسی نسبت به امام بدگویی کرد. امام خاموش ماندند و به وی نگاه نکردند. غریبه برای اینکه توجه دیگران را جلب کند، گفت: با تو سخن می گویم. امام هم فرمودند: من هم سخن تو را نشنیده می گیرم.

 

سیره سید العابدین علیه السلام

روزی یکی از خویشاوندان امام سجاد علیه السلام نزد امام رفت و چندان که توانست او را دشنام داد. امام در پاسخ او خاموش ماند. چون مرد بازگشت، امام به کسانی که نزد او نشسته بودند فرمودند: شنیدید این مرد چه گفت؟ می خواهم با من بیایید و پاسخی را که به او می دهم بشنوید. امام به راه افتاد و آیه فرو بردن خشم و گذشت از مردم را تلاوت فرمود. همراهان امام دانستند که امام سخن زشتی به او نخواهد گفت. چون به خانه آن مرد رسیدند، مرد بیرون آمد و یقین داشت امام به تلافی آمده است. حضرت به او فرمود: برادرم، ایستادی و چنین و چنان گفتی. اگر راست گفتی، خدا مرا بیامرزد و اگر دروغ گفتی، خدا تو را بیامرزد. مرد برخاست و حضرت را بوسید و گفت: آنچه درباره تو گفتم از آن مبرّا هستی و من بدان سزاوارم.

 

گذشت امام چهارم علیه السلام

درباره بخشش و گذشت امام سجاد علیه السلام نقل شده است که وقتی حضرت دست مبارکشان را می شستند، کنیزی آب روی دست ایشان می ریخت. ناگهان ظرف آب از دست کنیز افتاد و جراحتی در دست حضرت ایجاد شد. امام متأثر شدند. کنیز چون در خانه امام تربیت شده بود، می دانست چه کند و فورا آیه شریفه فرو بردن خشم را خواند. امام فرمود: من خشم خود را فرو خوردم. کنیز ادامه آیه را که درباره گذشت از مردم بود، تلاوت کرد. امام فرمودند: تو را بخشیدم. کنیز پایان آیه را خواند: خدا نیکوکاران را دوست دارد. حضرت فرمودند: تو را در راه خدا آزاد کردم.

 

دستگیری از درماندگان

یکی از ابعاد درخشان زندگانی امام چهارم، خدمات اجتماعی حضرت در آن عصر تاریک است. این خدمات، چه در ایام بحرانی و پرآشوب مدینه، و چه در مواقع آرامش که نیازمندان و تهی دستان در انتظار دست نوازشگری بودند که با لطف و کرم به سوی آنان دراز شود، همچنان تا آخر عمر آن حضرت ادامه داشت. امام سجاد علیه السلام ، هزینه زندگی صد خانواده تهی دست مدینه را عهده دار بود.

همچنین نقل شده است که در مدینه خانواده هایی بودند که زندگی و معاش آنها از ناحیه امام تأمین می شد، ولی خودشان نمی دانستند که تأمین زندگی آنها از کجاست تا اینکه امام از دنیا رفتند و آنها متوجه شدند که شخصی که شبانه برای آنان کیسه هایی از مواد غذایی می آورد، علی بن الحسین علیه السلام بوده است.

 

سکوت از نظر امام زین العابدین علیه السلام

از امام سجاد علیه السلام درباره سکوت و سخن سؤال شد و اینکه کدام یک بر دیگری برتری و مزیت دارد؟ حضرت در پاسخ فرمود: برای هر یک از این دو آفت هایی است که اگر از آفت سالم و مصون باشند، کلام برتر و افضل از سکوت است. برای اینکه خداوند هیچ یک از پیامبران و اولیاء را به سکوت مبعوث نفرمود؛ بلکه مأموریت داشتند با مردم سخن بگویند و با بیان خود، آنان را به راه صلاح و رستگاری دعوت نمایند. همچنین هیچ کس با سکوت مستحق بهشت نمی شود و هیچ کس با سکوت از عذاب دوزخ مصون نمی ماند. نیل به رحمت و ولایت الهی و محفوظ ماندن از عذاب او، بر اثر کلام است. سپس حضرت فرمود: شما خود فضل سکوت را با کلام توصیف می نمایید و هرگز فضل کلام را با سکوت توصیف نمی کنید.

 

سفارش به ابوحمزه ثمالی

ابوحمزه ثمالی می گوید: یک روز کنار در خانه حضرت سجاد علیه السلام ایستاده بودم که امام علیه السلام از خانه خارج شد و فرمود:بسم اللّه آمنتُ باللّه و توکّلتُ علی اللّه سپس فرمود: ای ابوحمزه، هر وقت انسان از خانه بیرون می آید، شیطان آماده فریب اومی شود. وقتی می گوید: بسم اللّه آن دو فرشته که به او موکل هستند، می گویند گفت: بسم اللّه ، یعنی از شر شیطان محفوظ ماند. وقتی می گوید: آمنت باللّه گویند هدایت گردید و همین که می گوید توکلت علی اللّه گویند از آفات و بلیات نگه داشته شد.

 

شهادت

نقل شده است که امام چهارم در سال 94 یا 95 هجری به دست ولیدبن عبدالملک مسموم شد. کفعمی در مصباح می نویسد: روز شنبه بیست و دوم محرم سال 95 هجری، در ایام حکومت ولید بن عبدالملک، هشام ایشان را مسموم کرد. شبی که امام سجاد علیه السلام بامداد آن به جوار پروردگار رفت، به فرزندش امام محمدباقر علیه السلام فرمود: این همان شبی است که مرا وعده کرده اند، چون زمان وفات امام فرا رسید، بیهوش شد. بعد چشم گشود و سوره های واقعه و فتح را خواند، آن گاه خاموش شد و چیز دیگری نفرمود. امام در بقیع کنار قبر شریف عموی بزرگوارش، امام حسن مجتبی علیه السلام و در زیر گنبدی که عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر صلی الله علیه و آله مدفون بود، به خاک سپرده شد. مردم مدینه در عزای آن حضرت سوگوار شدند و هنگام تشییع آن بزرگوار، چنان جمعیتی از مردم جمع شده بود که مدینه مانند آن را کمتر به خود دیده بود.

 

در مکتب چهارمین پیشوا

اگر مردم بدانند که در طلب علم چه فوایدی است، آن را می طلبند، اگرچه با ریختن خون دل و فرو رفتن در گرداب ها باشد.

هر کس خود را گرامی داند، دنیا نزد او خوار است.

کسی که بدان چه خدا نصیب او کرده قناعت کند، از بی نیازترین مردم است.

از خوی مؤمن آن است که در تنگ دستی به اندازه درآمد خرج کند، و در رفاه به قدر گشایش؛ و درباره مردم منصف باشد و در سلام به همگان پیشی گیرد.

نگاه محبت آمیز مؤمن به صورت برادر ایمانی خود، عبادت است.

برای هر چیزی لذتی است و لذت گوش، در شنیدن سخن زیباست.

شرافت در فروتنی، عزت در پرهیزکاری و بی نیازی در قناعت است.

 

دعا در طلب آمرزش گناهان

امام زین العابدین علیه السلام در یکی از دعاهای خود در صحیفه سجادیه می فرماید: بارخدایا، ای که گناهکاران به رحمتت فریادرسی می کنند، و ای که بیچارگان به یادآوری احسانت پناه می برند، ای که خطاکاران از بیم تو به شدت گریه می کنند، ای همدم هر وحشت زده دور از وطن، ای گشایش هراندوهگین دل شکسته، ای فریادرس هر درمانده تنها، ای مددکار هر محتاج رانده شده، تویی که رحمت و دانشت همه چیز را فرا گرفته... تویی که عفوت بر عقابت غلبه دارد، و تویی که مهرت پیشاپیش غضبت در حرکت است... و تویی که چون نعمت به کسی مرحمت کنی، چشم پاداش از او نداری... اینک منم ای پروردگارم که در پیشگاهت به خاکساری در افتاده ام، منم که خطاها پشتم را گرانبار کرده، و منم که گناهان عمرم را به تباهی برده و منم که از سر جهالت تو را نافرمانی کرده ام، در صورتی که تو شایسته این نبودی که من چنین کنم.

 

منبع : پایگاه حوزه

 

  لينک های هفته             

بیرق عشق - ویژه ‌نامه محرم 1433

 

وب سایت تخصصی امام حسین (ع)

 

مرکز دانلود نوحه ایران

 

در سوگ یعقوب آل فاطمه - ویژه نامه شهادت امام سجاد (ع)

 

باور های استوار - ویژه نامه روز جهانی معلولین

 

سيستم جامع کتابخانه های دانشگاه تهران

 

تصاويری از موزه BMW در مونيخ

 

وب سایت خبری آخرین نیوز

 

دايره المعارف کامپيوتر

 

کتابخانه طهور