ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و سی و هشتم    

شنبه 19 آذر 1390 14 محرم 1433 10 دسامبر 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ 10 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ 11 وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَآئِيلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا وَقَالَ اللّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ 12 فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ 13

ترجمه فارسی مکارم

 

و كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند، اهل دوزخند 10 اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! نعمتى را كه خدا به شما بخشيد، به ياد آوريد; آن زمان كه جمعى (از دشمنان)، قصد داشتند دست به سوى شما دراز كنند (و شما را از ميان بردارند)، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت! از خدا بپرهيزيد! و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند! 11 خدا از بنى اسرائيل پيمان گرفت و از آنها، دوازده نقيب ( سرپرست) برانگيختيم و خداوند (به آنها) گفت: من با شما هستم! اگر نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و به رسولان من ايمان بياوريد و آنها را يارى كنيد، و به خدا قرض الحسن بدهيد ( در راه او، به نيازمندان كمك كنيد)، گناهان شما را مى‏ پوشانم ( مى بخشم); و شما را در باغ هايى از بهشت، كه نهرها از زير درختانش جارى است، وارد مى كنم اما هر كس از شما بعد از اين كافر شود، از راه راست منحرف گرديده است 12 ولى بخاطر پيمان ‏شكنى، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم; و دل هاى آنان را سخت و سنگين نموديم; سخنان (خدا) را از موردش تحريف مى ‏كنند; و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش كردند; و هر زمان، از خيانتى (تازه) از آنها آگاه مى ‏شوى، مگر عده كمى از آنان; ولى از آنها درگذر و صرف‏نظر كن، كه خداوند نيكوكاران را دوست مى ‏دارد! 13

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن. هر روز چند دقیقه وقت می ذاریم، بعد از یه مدت می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم، به همین راحتی.
 
فرمایش امام صادق (علیه السلام) هم که یادمون هست: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

جلوه ‏هاى مديريت در حركت امام‏ حسين (عليه السلام)
قسمت دوم

بهرام حميد زاده

 

جلوه‏ هاى مديريتى حركت امام حسين (عليه السلام) از مدينه تا كربلا
تعريف مديريت
اصولاً مديريت به سرپرستى كردن يك مجموعه انسانى به طرف يك مطلوب و هدف مشخص اطلاق مى ‏گردد كه موضوع اصلى آن را انسان تشكيل مى‏دهد. به عبارت ديگر چنانچه مدير توانست نظام تمايلات عمومى و نظام انديشه و بالاخره نظام رفتار عينى مجموعه انسانى تحت سرپرستى خويش را به صورتى منسجم و هماهنگ به منظور اجرا مأموريت يا تحقق هدف مشخص سازماندهى و هدايت نمايد مى‏توان گفت كه مديريت محقق گرديده است.
در نخستين سالهاى قرن 19 ميلادى يك صنعتگر فرانسوى به نام هنرى فايل چنين اظهار داشت كه همه مديران، پنج وظيفه اساسى يا كار انجام مى‏دهند كه شامل : تصميم ‏گيرى، برنامه ‏ريزى، سازماندهى و هماهنگى، هدايت و رهبرى، و نظارت و كنترل است كه در اينجا با شرح و توصيف تحليل گرايانه از چگونگى تدبير امام حسين (عليه السلام) در برابر مشكلات و مسائل آماده سازى كاروان و هدايت آن به سوى كربلا، جلوه كار كردهاى مديريتى مورد بحث قرار مى‏گيرد.[11]

1. تصميم گيرى
تصميم ‏گيرى عبارت است از گزينش يك راه از ميان دو يا چند راه با توجه به ملاحظات هدف، آينده ‏نگرى، توانايى،... .

هربرت سايمون تصميم‏ گيرى را جوهر و اساس مديريت تلقى مى ‏كند.
به زعم وى مديريت چيزى جز تصميم‏گيرى نيست. از سوى ديگر تصميمات بايد متوجه آينده باشد و به چشم‏اندازهاى آينده نظر داشته باشد، زيرا در غير اين صورت بُرد نتايج تصميمات كوتاه مدت (مقطعى) و حتّى آسيب‏پذير خواهد بود. به عبارت ديگر براى حيات دراز مدت اهداف، انديشه‏ها و برنامه‏ها لازم است در تصميم‏گيرى‏ها، ابتدا پيش‏بينى صورت پذيرد.
از اين رو براى احراز چنين نقشى، مديران بايد از توانايى و قدرت تجزيه و تحليل مسائل، شجاعت، قاطعيت و تعهد برخوردار باشند. تصميم‏ گيرى ‏ها را نيز از نظر شرايط اخذ تصميم به سه دسته اساسى طبقه بندى كرده ‏اند:
1. تصميم‏ گيرى در شرايط مطمئن (
certainty)، بدين معنى است كه تصميم گيرنده كاملاً به آثار و عواقب تصميم خود اشراف و آگاهى دارد، هر چند عواقب آن همراه با خطر باشد.

2. تصميم ‏گيرى در شرايط مخاطره (
risk)، تصميم‏گيرى در شرايط ريسك زمانى پيش مى‏آيد كه عواقب و آثار يك تصميم به دقت قابل‏پيش‏بينى نيست و معمولاً با توسّل به تخيّلات ناشى از قدرت، برترى‏طلبى و يا احساسات، چنين تصميم‏هايى اتخاذ مى ‏گردد.

3. تصميم‏ گيرى در شرايط نامطمئن (
uncertainty)، معمولاً در اين نوع تصميم‏گيرى، شرايط نه كاملاً مطمئن و نه پيوسته همراه با مخاطره است، بلكه عمدتاً در وضعيت نامطمئن و يا در جوّ عدم اطمينان است.
اكنون با كسب معرفت كافى از مفهوم تصميم‏گيرى، به سادگى مى‏توان ابعاد و دقت تصميمات اتخاذ شده از سوى امام حسين (عليه السلام) را مورد تحليل و قضاوت قرار داد.
چنانكه گذشت امام حسين (عليه السلام) كه به منظور اقامه اصل اجتماعى اسلام يعنى امر به معروف و نهى از منكر، از بيعت با يزيد استنكاف نمود و با صراحت و قاطعيت آن را رد كرد، از طرف عوامل يزيد در مدينه، سخت تحت فشار و تعقيب قرار داشت، بدين جهت تصميم گرفت كه از مدينه خارج و در مكّه، حرم أمن الهى استقرار پيدا كند و از آنجا صداى اعتراض خود را به گوش مسلمانان جهان اسلام برساند و پس از آن دعوت عمومى مردم كوفه را اجابت نمايد و به عبارت ديگر با رفتن به قتلگاه و با هديه خون خود، فرزندان و يارانش اصل امر به معروف را احيا و چهره مصداق عينى منكر (يعنى خلافت يزيد) را بر ملاء نمايد. لكن در مسير اين حركت عده‏اى از مشايخ و مردان سرشناس اسلام و دوستداران امام(عليه السلام)، جلوى كاروان آن حضرت را مى
‏گرفتند و او را از اين سفر منع مى‏كردند و راههاى متفاوتى را برابر تصميم امام، پيشنهاد مى‏نمودند، از اين رو براى قضاوت به مطلوبيت هر يك از راههاى پيشنهادى و همچنين تصميم امام حسين (عليه السلام) لازم است ابتدا به تشريح هر يك از آنها پرداخته و پاسخ امام را در مقابل بيان كنيم.
اولين سؤالى كه ممكن است از نظر ديدگاه مديريتى مطرح شود اينكه، آيا امام حسين(عليه السلام) در ابتدا از نتيجه نهايى تصميم‏اش (قيامش) آگاهى داشت؟ و يا اينكه در يك شرايط اجبار و ريسك قرار گرفته بود و تصميم او منفعلانه بوده است؟ آنچه از دلايل عقلى و نقلى فراوان استفاده مى‏شود اين است كه امام از ابتداى حركتش عاقبت آن را به روشنى مى‏ديد و از شهادت خود و يارانش حتّى از اسارت خاندانش آگاهى كامل داشت و با آگاهى چنين تصميمى را گرفته بود. گواه اين ادعا در پاسخ امام حسين (عليه السلام) به تصوّر مشابه از سوى امّ‏سلمه (همسر رسول خدا(ص)) به روشنى آمده است:
مادر، (فكر نكن كه از اين جريان تنها تو مطلع هستى) خود من بهتر از تو مى‏دانم كه از راه ظلم، ستم و از راه عداوت و دشمنى كشته خواهم شد و سرم از تنم جدا خواهد گرديد و خداوند بزرگ چنين خواسته است حرم و اهل بيت من اسير و فرزندانم شهيد و به زنجيراسارت كشيده شوند و صداى استغاثه آنان طنين انداز گردد ولى كمك و فريادرسى پيدا نكنند.[12]
از پاسخ امام به‏ ام سلمه، عمر اطراف و ديگران، معلوم مى‏گردد كه آن حضرت به تمام مصائب وارده در اين حركت از اسارت خانواده و محل قبر خويش و جزئيات ديگر مطلع و آگاه بود زيرا كه اين آگاهى از طريق پدر و جدّ بزرگوارش نيز به او رسيده بود، حتّى نقل شد ه‏هنگام ازدواج حضرت زينب(س) با عبدالله بن جعفر، حضرت على(عليه السلام) در ضمن عقد شرط كرده بود كه هرگاه زينب خواست هم سفر حسين(عليه السلام) قرار گيرد عبدالله بن جعفر مخالفت نكند.[13]
با اين توصيف ملاحظه مى‏كنيد كه تصميم‏گيرى امام حسين (عليه السلام) از آگاهى و پيش‏ بينى لازم‏ نسبت به نتايج و عواقب آن برخوردار بوده است. به عبارت ديگر اين تصميم از بين ‏انواع تصميم‏گيرى كه قبلاً به آن اشاره شد جزء مطمئن‏ ترين تصميم ‏گيرى ‏ها محسوب‏ مى ‏گردد.
حال سؤال ديگرى كه در اين رابطه به ميان مى‏آيد؛ آنكه، آيا تصميم امام حسين (عليه السلام) از بين تصميمات مختلف انتخاب شده است؟ يا اينكه تنها تصميم و راه حل موجود بوده است؟ قبل از پاسخ به اين سؤال لازم است كه به فرايند اساسى تصميم ‏گيرى عقلايى اشاره‏اى داشته
باشيم.

اصولاً براى دستيابى به يك تصميم عقلايى، منطق حكم مى‏كند كه مراحل زير را به ترتيب مورد توجه و عمل قرار دهيم:
الف. تشخيص و تعريف مسأله
ب. شناسايى راه‏كارهاى بديل و مناسب براى حل آن
ج. ارزشيابى پيامدها و آثار هر يك از راه‏كارها
د. گزينش راه‏كار مطلوب بين راه كارهاى شناسايى شده
ه. اجراى راه‏كار (تصميم) اتخاذ شده


قبل از خروج امام(عليه السلام) از مدينه، عده‏اى از مشايخ حجاز و زنان و مردان سرشناس و دوستداران امام(عليه السلام) نزدش آمده و او را از اين سفر مخاطره‏آميز منع كرده و هر كدام راه ‏حلهايى، پيشنهاد كردند و امام(عليه السلام) نيز ضمن شنيدن نظرات آنان و تقدير از خيرخواهى‏ ودلسوزيشان به هر كدام پاسخ مناسبى داده است، كه اجمالاً به آنها اشاره ‏مى ‏شود:
پيشنهاد و راه حل اول(بيعت با يزيد): پس از امتناع بيعت و ردّ درخواست وليد (استاندار مدينه)، روزى در بين راه مروان امام را ملاقات كرد و گفت: اى ابوعبدالله، من‏ترا پندى مى‏دهم كه اگر آن را بپذيرى، راه راست در پيش روى تو گشوده خواهد شد. امام فرمودند: بگو تا گوش كنم، مروان گفت: من به تو توصيه مى‏كنم كه با يزيد بن معاويه بيعت نمايى تا هم دين و هم دنيايت را نگهدارى. حضرت در پاسخ فرمود:
اگر آدمى چون يزيد زمام حكومت اسلامى را به دست گيرد، ديگر اسلام نابود خواهد شد و براى آن بايد عزا گرفت.
بيعت با يزيد از نظر امام؛ تنها تأييد كردن خلافت آدم ننگينى مانند يزيد نيست بلكه تأييد كردن سنّتى است كه براى اولين بار به وسيله معاويه مى‏خواست پايه گذارى شود.

امام (عليه السلام) در جاى ديگر فرموده است:
اگر آنان از من تقاضاى بيعت هم نكنند من باز هم آرام و ساكت نخواهم نشست زيرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بيعت با يزيد نيست كه با سكوت آنان در موضوع بيعت، من نيز سكوت اختيار كنم، بلكه وجود يزيد و خاندان وى موجب پيدايش ظلم و ستم و شيوع فساد و تغيير احكام اسلام گرديده و اين وظيفه من است كه در راه اصلاح اين مفاسد و امر به معروف و نهى از منكر و احياء قانون جدّم رسول خدا(ص) و زنده كردن راه و رسم پدرم على(عليه السلام) و بسط عدل و داد بپاخيزم.[14]
پيشنهاد و راه حل دوم(قيام در مدينه): عده‏اى از ياران حضرت، قيام در مدينه را پيشنهاد نموده بودند لكن بعدها براى آنان روشن گرديد كه امام(عليه السلام) به واسطه حركتش از مدينه تا كربلا توانست حداكثر بهره بردارى را در رابطه با روشن سازى افكار عمومى و حتّى جذب و آموزش يارانش بنمايد، علاوه بر آن چنانچه در مدينه نهضت را رهبرى مى‏نمود قبل از آنكه كوچكترين نتيجه‏اى گرفته شود توسط مأموران يزيد و حتى مردم جاهل و منافق كشته مى‏شد. از سوى ديگر، اصولاً از بدو تولد آن حضرت، موضوع شهادتش در كربلا مطرح بوده است، حتّى در زمان انبياى پيشين نيز روشن بوده كه حسين(عليه السلام) فرزند پيامبر خاتم در كربلا شهيد خواهد شد.[15]
پيشنهاد و راه حل سوم(پناه گرفتن در مكّه): عده ‏اى مانند ابن ‏زبير، عبدالله بن‏ جعفر و محمد بن حنفيّه مى‏ گفتند مكّه حرم خدا و جاى أمن است، اگر در مكّه بمانيد بهتراست از رفتن به كوفه، لكن امام(عليه السلام) در پاسخ محمد بن حنفيه فرمود: خوف اين دارم كه ‏يزيد مرا در حرم خدا با مكر و حيله به قتل برساند و بدين وسيله احترام خانه خدا شكسته ‏شود.[16]
با كشته شدن زبير توسط مأمورين يزيد بر ديگران معلوم شد؛ كه آنها به خطا رفته ‏اند، يزيد و مأمورين او حرمت كعبه را نگاه نداشتند و ابن‏زبير را در مسجدالحرام كشتند.
پيشنهاد و راه حل چهارم (گرفتن امان از والى مكّه): هنگامى كه عبدالله بن جعفر از تصميم قطعى امام(عليه السلام) يعنى حركت از مدينه براى خروج بر يزيد مطلع گرديد، نزد عمروبن سعيد والى مكّه رفته و از او براى امام(عليه السلام) أمان نامه گرفت. از اين رو والى مكّه به امام(عليه السلام) اعلام مى‏دارد با خبر شدم كه تصميم دارى به طرف عراق (كوفه) حركت كنى، تو را به خدا از اختلاف بپرهيز و اگر از روى ترس و ناچارى به سمت عراق مى‏روى، به سوى من بيا كه در امان من خواهى بود. حضرت در پاسخ او چنين مرقوم فرمود:
بهترين أمانها، أمان خداست و كسى كه در دين، ترس از خدا نداشته باشد در آخرت از امان او برخوردار نخواهد بود.[17]
پيشنهاد و راه حل پنجم(فرار به نقاط دور دست): بعضى از افراد مانند محمد بن حنفيه به نحوى به امام پيشنهاد كردند كه به سوى يمن بگريزد، لكن امام در پاسخ آنان‏ فرمودند:
من هرگز چنين نخواهم كرد و در انتظار قضا و قدر الهى هستم، تا خداوند آنچه را كه مى‏خواهد، انجام شود.
از سوى ديگر؛ حكّام يمن نيز بى‏ چون و چرا در فرمان يزيد بودند؛ به طورى كه در منزل تنعيم امام(عليه السلام) با كاروانى كه از يمن مى ‏آمد برخورد كرد، سؤال فرمود اين اموال و هدايا براى كيست؟ آنها گفتند از حاكم يمن براى يزيد است، امام آن اموال را مصادره نمود. در اين رابطه برخى از انديشمندان گفته‏اند كه چه بسا هدف از اين مصادره از سوى امام(عليه السلام) اثبات اين مطلب بوده است كه در يمن نيز با توجه به وجود چنين حكّامى در امان نبوده بلكه اگر به آن طرف مى‏رفت بى ‏نتيجه به شهادت مى ‏رسيد.[18]
در انتهاى اين بخش چنين استفاده مى ‏شود كه سخن و پيشنهادهاى ناصحان و تصميم امام حسين (عليه السلام) هر دو راه حل هايى براى حل مسأله يا تعيين تصميم بود، لكن ناصحان و مشاوران ظاهر را مى‏ديدند و شكست و پيروزى را با معادلات و محاسبات عادى و ظاهرى ارزيابى مى‏ كردند و ساقط كردن حكومت يزيد و تشكيل حكومت حسينى را به عنوان هدف نهضت فرض كرده بودند، و از پشت پرده غيب و از واقعيت امر اطلاع نداشتند و با اين ‏ديدگاه ‏هر چه مى ‏گفتند حق بود، خيرخواهى و صداقت بود و امام(عليه السلام) نيز تأييدشان‏ مى ‏كرد، ولى امام حسين (عليه السلام) هدفى غير از تصوّر آنان داشت؛ امام واقع را مى‏ديد، هدفى بالاتر از پيروزى ظاهرى و حكومت كردن. امام مى‏دانست پيروزى‏ اش دركشته شدن وشكست ظاهرى ‏اش است، كه ناصحان از آن باك دارند و او را از آن برحذرمى ‏دارند، به عبارت ديگر امام حسين (عليه السلام) در صدد بود تا با شهادت خويش مردم را آگاه كند كه دين آن نيست كه دنياطلبان بنى ‏اميّه دارند و همچنين نفرتى را كه در دل مردم از رفتار بنى ‏اميه به وجود آمده بود، موجب نفرت از دين نگردد. البته همه آن رازها و اهدافى كه امام(عليه السلام) دراين نهضت دنبال مى ‏كرد براى ما روشن نيست. لكن با توضيحات بالا براى ما روشن شدكه؛ امام با پيش ‏بينى‏ دقيق و برنامه خاص خود در تصميم ‏گيرى‏ هاى هيچ ‏گاه شتابزده وانفعالى عمل‏ نمى ‏نمود، و از اين رو يزيد را در چالشى سخت قرار داده بود، زيرا معمولاً مديرانى كه هوا پرستند، نمى ‏توانند در اوضاع پيچيده و بحرانى تصميم منطقى و عقلايى اتخاذ كنند.

ادامه دارد ...

--------------------------------
پی نوشت:

[11]. على، علاقه بند، مديريت آموزشى، انتشارات بعثت، سال 1371، ص‏31.
 [12]. محمد صادق نجمى، همان، ص‏29.
 [13]. شيخ جعفر النقدى، زينب كبرى، ص‏129.
 [14]. محمد صادق نجمى، همان، ص‏18.
 [15]. جواد محدثى، همان، ص‏88.
 [16]. محمد صادق نجمى، همان، ص‏90.
 [17]. محمد صادق نجمى، همان، ص‏101.
 [18]. علامه سيد محسن الامين العاملى، همان + محمد صادق نجمى، همان، ص‏91.

 

  جمله مديريتی              

غرور و شکست

موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور منجر به شکست می شود.
  
جک تراوت نویسنده کتاب شرکت های بزرگ.مشکلات بزرگ

 

  حدیث مديريتی             

دوستی و دشمنی

امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن اَحَبَّکَ نَهاکَ وَ مَن اَبغَضَکَ اَغراکَ؛

کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.

بحار الانوار، ج75، ص 128

 

  طنز مديريتی              

تفاوت شما با  رئیستان

 

 

1- وقتی کاری را طول می دهید آدم کندی هستید. وقتی رئیستان دیر جواب می دهد ، می خواهد همه جوانب کار را بسنجد.

2- وقتی کاری که از شما خواسته اند انجام ندهید ، خیلی تنبلید. وقتی رئیستان کاری را انجام ندهد، سرش خیلی شلوغ است و فرصت انجام دادن همه کارها برایش میسر نیست .

3- وقتی شما اشتباهی می کنید ، خیلی احمقید. وقتی رئیستان اشتباه می کند، خوب... هر انسانی جایز الخطاست.

4- وقتی کاری راکه از شما نخواسته اند انجام می دهید، از حوزه اختیارات رسمی تان خارج شده و خطا کارید. وقتی رئیستان چنین کاری می کند، آدم مبتکری است.

5- وقتی شما در ابراز عقیده اصرار می ورزید و تمایلی به تغییر آن ندارید ، کله شق و انعطاف ناپذیرید. وقتی رئیستان همین کار را می کند ، مردی با مواضع محکم و اصولی شناخته می شود.

6- وقتی شما برخی از مقررات اداری را زیر پا می گذارید آدم پر رویی تشریف دارید. وقتی رئیستان این کار را می کند فردی نوگرا به شمار می آید.

7- وقتی شما رضایت رئیستان را فراهم کنید آدم چاپلوسی به شمار می آیید . وقتی رئیستان دقیقاً این کار را با رئیسش انجام می دهد فردی با حس همکاری و اشتراک مساعی زیاد قلمداد می شود.

8- وقتی شما در ساعت اداری بیرون از اداره اید ، فرار از کار و بی انضباطی تلقی می شود. وقتی رئیستان در اداره حضور ندارد ، مسلماً برای ملاقات های کاری رفته است.

9- وقتی شما مرخصی استعلاجی می گیرید تمارض می کنید. وقتی رئیستان همین کار را می کند سخت بیمار است .

10- وقتی شما مرخصی درخواست می کنید باید بگویید چرا به مرخصی می روید. وقتی رئیستان به مرخصی می رود مسلماً بر اثر فشار طاقت فرسای کار است. 

 

 

  حکايت مديريتی            

بهترین دوست

 

پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید

چند تا دوست داری؟

با خود گفتم چرابگم ده یا بیست تا...

جواب دادم فقط چند تایی

پیرمرد آهسته ودرحالیکه سرش راتکان می داد گفت:

توآدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری

ولی درمورد آنچه که می گویی خوب فکرکن

خیلی چیزهاهست که تو نمی دونی

دوست فقط اون کسی نیست که

توبهش سلام می کنی

دوست دستی است که تو را از تاریکی

ونا امیدی بیرون می کشد

درست هنگامی که توآنها را دوست

می نامی سعی دارند تورابه درون آن بکشند

دوست حقیقی کسی است

که نمی تونه تو را رها کنه

صدائیه که نام تو را زنده نگه می داره

حتی زمانی که دیگران تو را به فراموشی سپرده اند

 اما بیشترازهمه، دوست یک قلب است

یک دیوارمحکم وقوی

در ژرفای قلب انسان ها

جایی که عمیق ترین عشق ها ازآنجا می آید!

پس به آنچه می گویم خوب فکرکن

زیرا تمام حرف هایم حقیقت است

و فرزندم یکباردیگرجواب بده

چند تا دوست داری؟

سپس ایستاد و مرا نگریست

درانتظار پاسخ من

بامهربانی گفتم

اگرخوش شانس باشم...  فقط  یکی

وآن تویی

بهترین دوست کسی است که شانه هایش رابه تومی سپارد

درتنهائیت توراهمراهی می کند

و درغم ها تو را دلگرم می کند

کسی که اعتمادی را که به دنبالش هستی به تو می بخشد

وقتی مشکلی داری آن راحل می کند

وهنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری

به تو گوش می سپارد

و بهترین دوستان، عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد

غیرقابل تصوراست

 

چقدرخداوند بزرگ است

درست زمانی که انتظاردریافت چیزی را از او نداری...

بزرگترین

مهربانترین

بخشنده ترین

و...

دوستت دارم

لحظه ای مارا به خودمان وامگذار

 

 

  تکنیک های موفقیت         

طوفان جمع آوری اطلاعات

نویسنده : مهدی عرب عامری

طوفان مغزی (Brainstorming):

قوانین این نوع جلسات را، مانند نقد نکردن نظرات دیگران، برتری کمیبت به کیفیت را حتما می دانید، اگر هم نمی دانید می توانید با یک جستجوی ساده حتی در مطالب فارسی  اینترنت پیدا کنید. من در اینجا یکسری نکات را که فکر می کنم توجه به آنها در کنار اطلاعات شما می تواند به فرایند جمع آوری اطلاعات کمک کند را ذکر می کنم.

 

مراقب هزینه ها باشید:

بسیار خوانده‌ اید که جلسات طوفان مغزی محلی برای بروز ایده ها می باشد و نباید جلسه به صورتی برگزار شود که افراد نتوانند نظرات خود را ارائه دهند. بله! من هم با این مطالب مخالفتی ندارم اما اینها باعث نمی شود که جلسه از هدف تعیین شده دور شود. درست است که نباید نظرات را نقد کرد اما نباید اجازه داد که در جلسه ای برای پیدا کردن راه حل مناسب برای استخدام نیروهای جدید ایده برگزای دوره های ورزشی برای پرسنل مطرح شود و تازه به خاطر جذاب بودن این ایده، ایده های دیگر هم از این نوع مطرح شود. حالا بیا جلسه رو از بحث  شاد و جذاب کردن محیط کار به  موضوع استخدام نیروهای جدید برگردان. در مطلبی به عنوان غول هزینه ساز، جلسات بی فایده به شفاف بودن هدف جلسات تاکید کردم و در تجربه یکم آن مطلب تجربه ای از یک جلسه طوفان مغزی ناموفق ارائه کردم. حتما بخوانید! از آنجا که معمولا جلسات طوفان مغزی با افراد زیادی تشکیل می شود، هزینه های زیادی هم به سازمان تحمیل می کند. پس با ظرافت مدیریت کنید، تا از هزینه ها مراقبت شود. مثلا زمانی که ایده های نا مرتبط مطرح شد، می توانید به بهانه مرورکردن ایده های مطرح شده به طور غیر مستقیم هدف جلسه را بیان کنید! یا می توانید هدف جلسه را درشت روی چندین کاغذ نوشت، و به در و دیوار اتاق جلسه چسباند!

 

ابزار بصری را فراموش نکنید:

شاید جلسات طوفان مغزی را در دیده باشید که پشت یک میز عریض و طویل برگزار می شود و همه نظرات خود را اعلام می  کنند و یک نفر-شاید دبیر جلسه- آنها را یادداشت می کند و ادامه ماجرا. یکی از فواید طوفان مغزی این است که افراد می توانند نظرات دیگران را کامل کنند-کامل کنند نا نقد و ارزش گزاری- اگر این مطالب در طی جلسه جلوی چشم نباشد این مزیت را از دست می دهید، Sticky Note، وایت بورد، اگر اپراتور سریع و پرژکتور دارید نرم‌افزاهای تخصص مدیریت طوفان مغزی هم می تواند مفید باشد. من استیکی نوت های رنگی و وایت بورد  را ترجیح می دهم.

 

محیطی مناسب:

توصیه می کنم جلسات طوفان مغزی به صورت خودمانی برگزار شود، یعنی حاضرین راحت بنشینند، اگر امکانش هست صندلی راحتی، چای و قهوه در سترس باشد، بعض‌ها هم مثل من دوست دارند روی زمین بنشینند، جایی برای قدم زدن افراد داشته باشید، هوای اتاق جلسه مطبوع باشد،پنجره ای که افراد بتوانند کنارش سیگار بکشند هم توصیه می شود.

 

ورود مدیران ارشد ممنوع:

یکی از موانع برگزاری موفق جلسات طوفان مغزی مدیران ارشد می باشند که با حضورشان باعث می شوند که جلسه کارایی که باید داشته باشد را از دست بدهد. خیلی ها ترجیح می دهند نظر مدیر را تایید کنند تا نظر دیگری بدهند!
 بعضی مدیران نمی توانند نقد نکنند و فراموش می کنند در چه جلسه ای هستند و بر حسب عادت نظرات افراد مختلف را به چالش می کشند که این با روح این جلسات در تضاد است. بعضی وقت ها هم حضور خود مدیر به تنهایی باعث می شود راحتی جلسه از بین برود. اما اگر مدیر، مدیریتش را پشت در اتاق جلسه رها کرد، قدمش روی چشم!

 

طوفان  پیش و پس از جلسه را از دست ندهید:

شما می توانید طوفان مغزی را پیش از جلسه، با استفاده از برنامه های اینترنی مانند شبکه های اجتماعی آغاز کنید و اگر مجبور نیستید پس از جلسه طوفان مغزی به سرعت نتیجه گیری کنید، طوفان را با پس از جلسه ادامه دهید. با این روش شما فرصت خود را برای جمع آوری اطلاعات - که در این گونه جلسات از نوع ایده می باشند- را گسترش داده اید. همیشه این امکان وجود دارد که  مطلبی پس از جلسه به ذهن کسی خطور کند و شاید این ایده، بهترین باشد، پس از دستش ندهید.

خب، آیا نظرتان عوض شد یا همچنان این مطالب را تکراری می دانید!

 

 منبع : www.portrayal-ds.ir

 

  نکات مدیریتی             

نکاتی در باب تغییر و تحول

 

تحول خواهی: رمز گریز از رخوت
مدتی است به موضوع تحول در سازمان می اندیشم. به سازمانی فکر می کنم که تشنه تحول است، ولی نسیم تحول در آن نمی وزد. آنگاه ما باید شاهد فنای تدریجی آن سازمان باشیم. هر روز سنگین تر، خمود تر و مأیوس تر...
اولین پرسشی که هنگام صحبت کردن از تحول به ذهن متبادر می شود این است:
چه کسی باید متولی برنامه ریزی و پیاده کردن برنامه ی تغییر و تحول باشد؟
در اولین گمانه زنی، این مدیران هستند که به عنوان متولی تحول مطرح می شوند. متأسفانه نه تنها در ایران بلکه در دنیای کسب و کار، مدیران ارشد اغلب قوی ترین نیروی مقاومت در برابر تحول محسوب می شوند. آنها معمولاً در همان سازمان پرورش یافته اند و زندگی حرفه ای خود را در آنجا سپری کرده اند. لذا حافظ قلمرو اثرگذاری خود بوده و چندان مایل به برهم زدن توازن سازمانی نیستند و دوست ندارند مدافع عقاید دیگران باشند. رانگا نارت نایاک یکی از مشاوران برجسته ی مدیریت می گوید:
"
اگر مقامات بالا این گونه به حفظ وضع موجود اصرار ورزند، امیدی به بقا نیست."
آری مدیرانی که به کارهای جاری دل خوش می کنند و از متحول کردن بنیادی کاری که انجام می دهند سرباز می زنند، جایی برای تحقق واقعی تغییر در سازمانشان ندارند.
اما همه چیز هم به مدیران ختم نمی شود. پژوهش های انجام شده نشان می دهد علت شکست برخی شرکت ها فقط به مدیران مربوط نبوده است.

تحقق بخشیدن به تحولات اساسی نیازمند چیزی بیش از توجه و تعهد یک شخص است:
سرتاسر سازمان باید با آنها همراه و همگام شود


عدم درک اهداف توسط کارکنان باعث می شود آنها آنچه که پیش روی خود می بینند، رشته ی درازی از موانع و گیرهای اساسی در مسیر رسیدن به اهداف دوردست باشد. مدیران ارشد باید بتوانند پلی بین اهداف آرمانی و واقعیت هایی که روز به روز رخ می نمایند برقرار کنند. اما پیش شرط این اقدام داشتن بصیرت و آرمان تحول گرایانه و اهدافی در دوردست است...


راحت طلبی و دگرگونی سازمانی :
گاهی اوقات در این رکودی که بر اغلب سازمان های ما حاکم است، شاهد حرکت های امیدوار کننده ای هستیم که به طور بالقوه می توانند موجب دگرگونی های مثبت و سازنده در سازمان شوند. اما متأسفانه، به دلایل متعدد، همیشه این گونه حرکت ها به بار نمی نشینند و ناتمام می مانند. مثلاً طرح تکریم ارباب رجوع حرکت بسیار جالبی در توجه به رضایت مشتری بود که آن گونه که باید به ثمر ننشست. گاهی اوقات لازم است دگرگونی عمده ای در سازمان و ساختار آن رخ دهد تا پیامدهایی نظیر توجه به رضایت مشتری معنا یابد.
در چند دهه گذشته، چنین نیازهایی موجب پیدایش مدل ها و نظریه های طراحی مجدد سازمان شد. یکی از این رویکردها، بازآفرینی سازمان است. یعنی کاربه جایی می رسد که ضرورت از نو خلق کردن سازمان احساس می شود!
نکته ای که می خواهم برآن تأکید کنم، عارضه ای است که من اسمش را راحت طلبی سازمانی می گذارم. راحت طلبی عامل نهانی است که تصمیم به هرگونه دگرگونی را در نطفه خفه می کند. بررسی علل راحت طلبی را به فرصتی دیگر موکول می کنم، اما حرف من این است که تکیه بر نوشداروها و سرهم بندی های سریع، درمان ها و هوس ها، در تضاد شدید با تکیه بر رهبری دگرگونی ها قرار دارد.
هیچ راه حل ساده ای برای مشکلات پیچیده وجود ندارد. مشکلات پیچیده، حاصل نگرشی است که ما به مشکل داریم. به تعبیر "انشتین" هنگام رویارویی با مشکلات اساسی نمی توانیم از همان سطح تفکری که آن مشکلات را به وجود آوردیم آنها را برطرف کنیم. یعنی، وقتی ما همیشه به شیوه ی الف فکر کرده ایم و باعث به وجود آمدن وضعیت مشکل دار شده ایم دیگر نمی توانیم با همان طرزفکر الف تصمیم به بهبود و دگرگونی و رفع مشکلات بگیریم.
در پیش گرفتن تفکر همیشگی، یک راحت طلبی است. پاک کردن صورت مسأله راحت طلبی است. کوتاه مدت اندیشیدن راحت طلبی است.
امکان ندارد طی چند دقیقه رفتاری را پیدا کرد که مشکلاتی را که طی چندین سال نشو و نما کرده اند، از ریشه چاره کند. اگر سازمانی می خواهد کارآمدتر و پویا باشد، باید دگــــرگون شود. اصلاح صرف کافی نیست. آن هم اصلاحی که در آن عینک نزدیک بین بر چشم است و نه دوربین و آینده نگر ...


شما چقدر قدرت تحمل ابهام را دارید؟
مطلب امروز به موضوع " تغییر" در سطح فردی مربوط است. یکی از واقعیت های دنیای ما که از گذشته وجود داشته و امروزه سرعت سرسام آوری گرفته است گرایش به تغییر است. هر روز در تمامی ابعاد شاهد پدیده ی تغییر هستیم و همه ی ما به نحوی آن را تجربه کرده ایم. حتی بارها تصمیم به تغییر دیگران گرفته ایم! اما به یاد داشته باشیم پیش از تصمیم به تغییر دیگران باید ابتدا خود را تغییر بدهیم. تا وقتی خود تمرین تغییر کردن را تجربه نکنیم، دیگران را نمی توانیم متقاعد به اصلاح و بهبود بکنیم.
از جمله مهمترین نکاتی که در گرایش به تغییر باید مورد توجه قرار گیرد قدرت تحمل ابهام را می توان نام برد. منظور از تحمل ابهام این است که فرد در تطبیق خود با محیط تا چه اندازه احساس تهدید و مشکل می کند. هنگامی که تغییرات به صورت سریع و غیرقابل پیش بینی رخ می دهند اطلاعات ناکافی و غیر شفاف است. اینجاست که تفاوت آدم ها در نوع واکنش آنها اثر می گذارد. کسی که تحمل ابهام بالایی دارد معمولاْ درک پیچیده ای از رویدادها دارد و در تفسیرهای خود از سبک شناختی ادراکی پیروی می کند. چنین افرادی اطلاعات را بهتر منتقل می کنند و کلاْ نسبت به دیگران در محیط کار حساس هستند.
آیا شما تا به حال فکر کرده اید که قدرت تحمل ابهام تان چقدر است؟

 
تغییر از من آغاز می شود :
مدیران قرن بیست و یکم باید جرات و جسارت تغییر حتی در خود داشته باشند .
لی کان هی رهبر سامسونگ می گوید که آماده است از شهرت و حیات و نام خود برای اعتلای شرکت مایه بگذارد. اگر ساختارهای کهنه و روش های غلط رفتاری و سازمانی را متناسب با شرایط نوین عوض نکنیم شانس دیگری برای بقا نخواهیم داشت . تکلیف طرح توسعه جدید ما اگر سریعا مشخص نشود و تولید انبوه را شروع نکند نابودی کل مجموعه دور از انتظار نیست . هواپیما اگر در طول چند دقیقه پس از بلند شدن از زمین اوج نگیرد سقوط خواهد کرد. باید صادقانه نقایص خود را بشناسیم ودر جهت اصلاح گام برداریم . از انتقادهای گزنده استقبال کنیم که بیماری و نقص را به ما نشان می دهند و از متملقان و چاپلوسان پرهیز کنیم که ما را در ادامه راه غلطمان تشویق می کنند . تغییرات را کارکنان در عمل باور خواهند کرد . نگوییم آنچه را که عمل نمی کنیم.با دیگران آنگونه عمل کنیم که دوست داریم با ما برخورد کنند . با الفاظ زشت و سخیف با کارکنان سخن گفتن آنها را وادار به پاسخگویی و یا سکوت با کینه می کند . مراقبت و نگهداری کارکنان برای شرکتها بسیار مهم است . نیرو های خوشفکر و جسور که قدرت تجزیه و تحلیل مسائل و برنامه ریزی برای آینده را دارند و به اهداف شفاف سازمان وفادارند موفقیت شرکت را تضمین می کنند .

 

منبع : ویستا

 

  مقاله مدیریتی             

تحقیقاتی پیرامون مدیریت آموزشی نوین

سیستم های مدیریت آموزشی نوین

بسیاری از سیستم های مدیریت آموزشی صرفاً به اجزای آموزش می پردازند و اجزای اطلاعاتی را نادیده می گیرند .ولی LMS های جدید به هر دو مقوله می پردازند واجزای آموزشی آنها، مشابه همان هایی است که در سایت های پشتیبانی Adobe و Macromedia و نیزسیستم های مدیریت دانش KM) Knowledge Management ) وجود دارد. البته در مورد ترکیب مدیریت دانش و آموزش الکترونیکی بایستی بسیار محتاطانه و واقع بینانه عمل کرد. باید بررسی کرد که چه چیز امکان پذیر ، شایسته و عملی است زیرا هر حوزه ، جهت گیری ، تمایلات ، پیشگامان تولید و حوزه های تاثیرگذارویژه خود را داردوهر نوع ادغام وهمکاری بایستی با شناسایی این تفاوتها و تمرکز بر روی نقاط مشترک همکاری توام باشد.

ترکیب اطلاعات و آموزش ، گامی مثبت درجهت کسب اطلاعات واتخاذتصمیم خوب و باارزش است. سیستم مدیریت دانش دو مؤلفه اساسی به نامهای ( فرایند تولید دانش ) و (تفکر BA ) به شرح زیر دارد که با ایجاد تعامل فعال بین این دو ،می توان مدیریت دانش را عملیاتی کرد.

 

به طور کلی سیستم های مدیریت یادگیری یا  LMS: Learning Management Systems  ، شامل زیر سیستم هایی هستند که در راستای برنامه ریزی، ارائه و مدیریت رخدادهای آموزشی طراحی می شوند و تمرکز اصلی آنها بر مدیریت فراگیران ، پیگیری پیشرفت و توانایی آنها در مجموعه فعالیت های آموزشی است.

طراحی این مجموعه و بالطبع عملکرد هر یک از زیر سیستمها، بر اساس طرح آموزشی (Instruction Plan ) است که از سوی ارائه دهندگان خدمات آموزشی برای برآورده کردن نیاز مخاطبین طراحی و سازماندهی می شود.

 

برخی امکانات کلی LMS عبارتند از :

- مدیریت منابع آموزشی

- مدیریت اطلاعات و گزارشات، بر اساس نقشهای تعریف شده در سیستم

- مدیریت روال های ارزشیابی عملکرد هر یک از انواع کاربران

 

ویلیام و کاترین هورتون در کتاب e-elarning tools and technologies در سال 2003، سیستم مدیریت آموزشی را در جهت ساده سازی فرایند نظارت و راهبری آموزش و یادگیری می دانند. این دو معتقدند که lms سیستم پیچیده ای است که توسط مدیران، ناظران، دفتر داران و یادگیرندگان برای برنامه ریزی، ثبت نام ، پرداخت های مالی و ردگیری مالی یادگیرنده در خلال دوره ها و رخدادهای آموزشی استفاده می شود. این سیستم به همه گروهها کمک می کند که راحت تر ثبت نام کنند، راحت تر دروس را انتخاب کنند و نتایج کارنامه خود را بررسی کنند تا از وضعیت خود  و رقبا مطلع شوند. در نهایت این سیستم به مدیران کمک می کند که از فرایند آموزش خود گزارش های آماری و نموداری تهیه کنند. در جای دیگر نویسندگان به این نکته اشاره می کنند که lms به ما به عنوان یک بستر و چارچوب برای اجرای سایر سیستمهای آموزشی اعم از lms ها و آموزش از طریق وب فعالیت می کنند. به عبارت دیگر تمامی فعالیت های سیستمها را در بخش ثبت نام تا ردگیری و نتیجه گیری را در خود جمع می سازند و از این رو به عنوان مهمترین ابزار برای سازمانهای آموزشی می باشند.

در کتاب " استانداردهای یادگیری الکترونیکی" نوشته کارول فالون ترجمه باقری و حسین کوچک در سال 83، سیستم مدیریت آموزش چنین تعریف شده است:

یک نرم افزار مبتنی بر وب که امکان مدیریت و بررسی های لازم را برای نظارت بر نحوه استفاده از محتوای آموزشی و نتایج آن را فراهم می کند. نویسنده اگر چه معتقد است ویژگی های سیستم های مختلف با هم متفاوت است اما در دو دسته کلی می توان این ویژگی ها را به این صورت طبقه بندی کرد:

1- کارکردهای مدیریتی: مانند تنظیم دوره، ثبت نام یادگیرنده، تخصیص دوره و گزارش میزان پیشرفت یادگیرنده بر اساس بررسی داده هایی مانند نمرات، امکانات پایان دوره و میان دوره ای، مدت زمانی که صرف دروه شد و وضعیت نهایی پس از تکمیل دوره.

2- فصل مشترک یادگیرنده: که عبارت است از صفحه ای که یادگیرنده با استفاده از شناسه شخصی و رمز عبور وارد سیستم مدیریت آموزش شده و از طریق یک منو یا صفحه خاص خود به محتوای آموزشی که به وی اختصاص داده شده است دسترسی پیدا کند و وضعیت پیشرفت خود را با توجه به نمرات امتحانات ، میزان کامل شدن دوره و... پیدا کند.

نرم افزارهای مدیریت آموزش معمولا همه امکاناتی را که در یک سایت آموزشی باید باشد، دارند. برای مثال به کمک یک LMS شما می توانید :

 

به عناون مدیر سایت:

- دانش آموزان را ثبت نام کنید ، به هریک نام کاربری و کلمه عبور جداگانه اختصاص دهید و درس های آنها را تعین کنید.
- معلمان جدید را ثبت کنید ، به هریک نام کاربری و کلمه عبور جداگانه اختصاص دهید و کلاس های آنها را مشخص کنید.
- بر ورود و خروج دانش آموزان ثبت نام شده ، نظارت داشته باشید. یعنی بدانید هریک از فراگیران چه زمانی و در چه ساعاتی وارد سایت شده و کدام درس ها را گذرانده است.

- رشته ها و درس های مختلفی ایجاد کنید ، معلم و شاگردان هر درس را مشخص کنید، سطح دسترسی معلمان و شاگردان به هر درس را تعین کنید.

- گزارش نهائی هر کلاس را از معلمان یا از خود سیستم دریافت کنید و تصمیم گیری نمائید.
- آمار کلی همه فعالیت های سایت را دریافت و تحلیل کنید.

- و بسیاری کارهای دیگر که در راستای آموزش آنلاین انجام آنها لازم است .

 

بعنوان معلم :

- بدون آشنائی با طراحی وب، درس های خود را روی اینترنت قرار دهید
- تمرین های مربوط به هر درس را طراحی کنید و آنها را روی سایت قرار دهید.

- امتحان های تستی طراحی کنید و جواب های صحیح و غلط را مشخص کنید. سیستم بطور آنلاین از دانش آموزانتان امتحان می گیرد و نمره آنها را مشخص می کند. همچنین میزان پیشرفت آنها و جایگاهشان نسبت به بقیه شاگردان را.
- بر ورود و خروج دانش آموزان ثبت نام شده ، نظارت داشته باشید. یعنی بدانید هریک از فراگیران چه زمانی و در چه ساعاتی وارد سایت شده و کدام درس ها را گذرانده است.

- در کلاس های آنلاین شرکت و تدریس کنید.

- در انجمن های سایت ، اشکالات شاگردان را پاسخ دهید.

- . . .

 

بعنوان شاگرد:

- در کلاس های دلخواهتان ثبت نام کنید ( با توجه به سیاست مدیر سایت )

- درس های مورد نظر را با فرمت های مختلف دریافت کنید.

- تمرین های مربوط به هر درس را برای بازبینی معلم روی سایت قرار دهید.

- در کلاس های آنلاین با حضور معلم و بقیه شاگردان شرکت کنید.

- در انجمن های سایت ، اشکالات خود را مطرح کنید و جواب بگیرید.

-  . . .

البته این امکانات، تنها بخشی از امکانات موجود در سیستم های مدیریت آموزش است. همه سیستم ها نیز کارائی مشابهی ندارند. هریک نسبت به بقیه نقاط قوت و ضعفی دارد.

 

انتخاب سیستم های مدیریت آموزشی

برای غوطه ورشدن در دریای آموزش الکترونیکی ،خریدسیستم مدیریت آموزشی یا به اصطلاح LMSضروری است. انتخاب صحیح یک سیستمِ مدیریت آموزشی که متناسب بانیازهای برنامه آموزشی سازمان یاموسسه موردنظر باشدبه تحقیق ، بررسی و شناخت سیستمهای مختلف و قابلیتهای آنها نیاز دارد ، چرا که انتخاب نادرست و عجولانه ،شکست برنامه آموزشی را در پی خواهد داشت. این امر باتوجه به اینکه هر روزو هر هفته محصولات جدیدی با قابلیتهای متفاوت به بازارآموزش الکترونیکی عرضه می شوند ، بسیار دشوار است؛ محصولاتی که با عناوین (مرجع آموزشی) ، یک راه حل نهایی در سیستم (مدیریت آموزشی ، تجربه )ای در آموزش ، یک راه حل کامل آموزش خصوصی از( راه دور) ،ابزار فناوری الکترونیکی  انقلابی و غیره از یکدیگر تفکیک می شوند و در پی تخصیص سهم بازار به محصولات خود هستند.

 بنابراین، برای انتخاب سیستم LMS بایستی ابتدا نیازها کاملاً روشن و تبیین شده باشند و پس از آن ، بررسی شود که این نرم افزار پاسخ گوی تمامی نیازهاهست یا نه. نکته دیگر ، درنظرگرفتن ساختار IT مورداستفاده درسازمان یاموسسه است.

برای اینکه سیستم مدیریت آموزش انتخاب شده با ساختار IT هماهنگ و منطبق و از یکپارچگی در مراکز اصلی برخوردار باشد ، بایستی با همفکری کارشناسان برجسته مجموعه ، سیستم مناسب رابرگزید.

 با توجه به همه نکات مثبت آموزش های الکترونیکی و در عین حال به دلیل مزایای منحصربه فرد و انکارناپذیر آموزش های رو در رو که در کلاس های درسی سنتی ارائه می شوند ، سازمان ها در عمل ترکیبی از دو روش آموزش سنتی و الکترونیکی را برای خود و فراگیران ، مناسب و بهینه یافته اند.
میزان و چگونگی ترکیب روش
های نوین آموزش الکترونیکی با روش های سنتی آموزش ، در سازمان های مختلف ، متفاوت است. همچنین سازمان ها در چهارچوب محدودیت های زمانی و بودجه ای خود راهکارهای متفاوتی برای انتخاب سیستم آموزش الکترونیکی مورد نیاز خود شامل LMS و محتوای آموزشی در پیش می گیرند.

در پایان متذکرمی شویم که اساس همه سیستم های مدیریت آموزشی ، توانایی هماهنگی درثبت نام دوره آموزشی ،برنامه نویسی ، نظارت وتعقیب روند یادگیری ، ارزیابی وآزمون است که درآموزش های سنتی و کلاسیک وآموزش های الکترونیکی اهمیت یکسانی دارد.

 

منابع:

 - www.faragiri.com

 - www.radmanitd.com

 - www.amouzesh.irib.ir

 - http://iranictnews.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  کلید هدایت               

توحيد [1]

نويسنده : آيت الله جوادى آملى

توحيد

مرحله تسليم گرچه به مراتب از توكل و رضا بالاتر است ولى باز پايان خط سير و سلوك نيست؛ زيرا كسى كه خود را به خدا مى‏سپرد معلوم مى‏شود خود را موجود دانسته و خويش را مالك مى‏داند. پس از اين بالاتر آن است كه بفهمد او چيزى را مالك نيست تا آن را به خدا بسپارد. اگر به جايى برسد كه به خوبى درك كند كه:

لا يملك لنفسه نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حياة و لا نشورا . [2]

در اين صورت خود را مالك سود و زيان و نيز مالك زندگى و مرگ خود نمى‏داند تا خود را به خدا بسپارد. در قرآن كريم آمده است:

أ من يملك السمع و الأبصار. [3]

مالك چشم و گوش خداست.

در اين كريمه، سمع و بصر به عنوان مثال ذكر شده است و گرنه فؤاد ، رأس و همه اجزاى بدن چنين است كه خدا مالك آنهاست. اگر براى انسان ثابت و روشن شود كه همه هستى وى از آن خداست، آنگاه بايد از مقام و مرحله قبلى خود بالاتر بيايد.

هيچ كس نمى‏تواند ادعا كند كه بر عضوى از اعضايش مسلط است؛ چون در همان حال تصميم‏گيرى ممكن است قدرتش گرفته شود.انسان نمى‏داند آيا جرعه آبى را كه در دست دارد مى‏تواند بنوشد يا قبل از نوشيدن آن، جانش گرفته مى‏ شود.

بنابراين، چون خدا مالك همه هستى است، مرحله يا مقام تسليم در عين حال كه خود، كمال است اما از باب

حسنات الابرار، سيئات المقربين. [4]

كمال نهايى سالكان واصل نيست و انسان از مرحله تسليم هم استغفار مى‏كند؛ ديگران از گناه توبه مى‏كنند، ولى سالكان، از كمال ، استغفار مى‏كنند و مى‏خواهند به مقام أكمل برسند.

از اين رو، مقام تسليم براى سالكان الى الله، مقام نهايى نيست و شايسته است آنان به مقام توحيد بار يابند. در اين مرحله كه مرحله لا تجعل مع الله إلها اخر. [5] است، شخص مى‏گويد غير از ذات اقدس خداوند، احدى مالك و ملك چيزى نيست: قل اللهم مالك الملك تؤتى الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بيدك الخير إنك على كل شى‏ء قدير. [6]

انسان مى‏يابد كه هر گونه قدرتى ملك خداست. او نه تنها مالك سماوات و أرض است، ملك هم هست و نه تنها مالك انسان است، بلكه مالك ملك و سلطنت و نفوذ هم هست و به هر كس كه بخواهد اين نفوذ را عطا مى‏كند و از هر كس كه بخواهد آن را مى‏گيرد. آنگاه اشياء و اشخاص در برابر خداوند صبغه مظهريت مى‏يابند، چنانچه روشن خواهد شد.

 

مراحل توحيد

همان طور كه رضا دو مرحله داشت، توحيد نيز دو مرحله دارد. در ابتدا توحيد، يكى گفتن است؛ يعنى مؤمن لا إله إلا الله مى‏گويد و به آن ايمان هم دارد و غير از الله موجودى را شايسته عبادت نمى‏داند؛ اما از اين مرحله بالاتر، يكى كردن است، و آن اين است كه بداند جز خدا هيچ موجودى مالك چيزى نيست: و لا تدع مع الله إلها آخر. [7]

اگر كسى باور كند كه غير از خدا احدى مالك چيزى نيست، قهرا خود را مالك چيزى نمى‏داند و بنابراين، نمى‏گويد: من خودم را تسليم حق كرده‏ام. پس اگر سالك بگويد: روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم ، معنايش آن است كه او هنوز خود را مالك جان خود مى‏داند، ولى اگر در يابد كه:

لا يملك لنفسه نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حيوة و لا نشورا . [8]

آنگاه سخن از لا إله إلا الله ، گفتن مطلب عميقى است كه موحدان ناب آن را مى‏ گويند.

وقتى سالك به اين مرحله برتر توحيد بار يابد، مى‏فهمد كه چيزى را از خود به خدا نداده است؛ چون چيزى نداشت تا آن را به خدا بدهد و از اين جا فقر محض او ظهور مى‏كند و در اين صورت، ديگر جا براى توكل نيست؛ چون چيزى ندارد تا خدا را براى حفظ آن وكيل بگيرد و جا براى حفظ مقام رضا هم نيست؛ زيرا طبع و ميلى ندارد تا بگويد: پسندم آنچه را جانان پسندد و جان و جسم هم ندارد تا آنها را به خدا بسپارد و بگويد روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم و قهرا عجز محض او ظهور مى‏كند و اين مرحله، مرحله توحيد است.

آنگاه انسان، همه نظام آفرينش را با اين ديد مى‏بيند و هر موجودى را هم فقير محض مى‏بيند . حتى آن جا كه اظهار استكانت مى‏كند، او مى‏داند كه حتى اين استكانت نيز به بركت ظهور قدرت حق است، وگرنه هيچ موجودى توان اظهار عجز هم ندارد و در اعلام عجز و در اظهار بندگى هم عاجز است. آنگاه او يك موحد تام است و لا إله إلا الله گفتن او با ديگران تفاوت بسيارى دارد.

ذات اقدس خداوند كه به رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم دستور توحيد مى‏دهد، ناظر به اين مرحله نهايى است:

فاعلم أنه لا إله إلا الله و استغفر لذنبك و للمؤمنين و المؤمنات. [9]

بدان كه هيچ مبدئى جز خدا نيست و براى خود و مردان با ايمان، طلب آمرزش كن؛ چون وقتى انسان سالك به اين گونه مراحل بار يافت، مى‏يابد كه بسيارى از حسنات ، مقامات و كمالات قبلى نقص و عيب است و بنابراين، از آنها استغفار مى‏كند. پس منظور از گناه و ذنب در آيه، گناه مصطلح نيست، بلكه نقص را كمال پنداشتن و عيب را صحت انگاشتن و عجز را قدرت باور داشتن خواهد بود.

 

كمال انقطاع به خدا

چون همه كمالات اخلاقى نفس براساس توحيد صحيح تنظيم شده، محور اصلى نزاهت روح را توحيد ناب، تأمين مى‏كند.

براى راهيابى به مقام والاى توحيد، راههاى فراوانى وجود دارد. دين براى استحكام توحيد در جان موحد سالك، حدودى. [10] معين كرده است. حدود الهى يعنى امور ممنوعه و اين اوصاف، نسبت به اشخاص گوناگون، مختلف است: براى عده‏اى محرمات و معاصى، براى عده‏اى ديگر كه محتاطند گذشته از محرمات و معاصى، مشتبهات، و براى گروه سوم كه از اين دو گروه وارسته‏ترند، مباحات، حدود است. خداوند اين حدود را تنظيم كرده تا سالك بر اثر عبور از آنها به توحيد، نزديكتر شود و به چيزى جز خدا ننگرد و سرانجام به كمال انقطاع برسد، و بهترين راه براى پيمودن اين راه عبوديت است. بنده خالص بودن به اين معناست كه بنده براى اين كه احساس كند عين ربط به خداست، از او چيزى نخواهد و در دنيا تمرين كند كه از راه اجرت، براى خدا كار نكند.

خداى سبحان براى رهايى از اين نقص به ما دستور مى‏دهد:

ففروا إلى الله. [11]

يا به پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم خطاب مى‏ كند:

و اذكر اسم ربك و تبتل إليه تبتيلا. [12]

و براى اين كه اين تبتل و كمال انقطاع، حاصل شود مقدمات را فراهم كرده و فرموده است : إن ناشئة اليل هى أشد وطاء و أقوم قيلا. [13] شب زنده‏دارى عالم خاصى دارد؛ حرفها در آن محكمتر و گامها استوارتر است؛ انسان در روز، مشاغل زيادى دارد:

إن لك فى النهار سبحا طويلا. [14] و در شب چون مانعى نيست آرام است. وقتى آرام شد مطالب را بهتر درك كرده، آنها را با خداى خود صحيحتر در ميان مى‏گذارد. در چنين فضايى خدا به رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم دستور مى‏دهد:

و اذكر اسم ربك و تبتل إليه تبتيلا. [15]

اين آيات در سوره مباركه مزمل است كه در آغاز بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نازل شده و تاكيد در آيه آخر، نشانه آن است كه نه تنها انقطاع عبد بلكه كمال انقطاع او مطلوب خداست؛ چنانكه در مناجات شعبانيه به عنوان مطلوبى الهى از آن ياد شده:

اللهم هب لي كمال الانقطاع إليك. [16]

كسى كه پيوند خود را از غير خدا قطع كند، چون قطع او، كارى اختيارى است، قاطع به اين كار، عنايت و توجه دارد و حضور فاعل را نشان مى‏دهد، ولى انقطاع از اين دقيقتر است؛ زيرا حضور فاعل را نشان نمى‏دهد، بلكه پذيرش را نشان مى‏دهد و كمال انقطاع از اين هم دقيقتر؛ زيرا به اين معناست كه انسان به انقطاع خود هم توجه و عنايتى ندارد. چنين حالتى در شب براى شب زنده‏دار و اهل تهجد و نماز شب مقدور است.

نكته شايان توجه در اين آيات آن است كه خداوند خطاب به پيامبر مى‏فرمايد: إن لك فى النهار سبحا طويلا تو در روز، كارهاى زيادى دارى و در آنها شناورى. معلوم مى‏شود پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم در روز به طور مرتب، مشغول ارشاد، هدايت، تبليغ و انجام كارهاى رهبرى بود و شب هنگام فراغتى مى‏يافت و با اين كه كارهاى روز آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم زياد بود، مانع تبتل و انقطاع او در شب نبود؛ چون اگر كار روز، الهى باشد هرگز بر اثر آن، غبارى بر چهره آيينه دل نمى‏نشيند و حواس انسان را به غير خدا متوجه نمى‏كند.

علت اين كه براى بسيارى از انسانها تمركز حواس، به ويژه در نماز، كار آسانى نيست به اين جهت است كه كارهاى بيرون از نماز، الهى نيست!

 

راه هاى رسيدن به كمال انقطاع

براى رسيدن به اين مقام منيع، انسان بايد به كسانى كه به آن منزلت راه يافته‏اند نزديك شود، ولايت آنان را در جان و دل بپروراند و به سنت و سيرت آنان معتقد باشد و عمل كند وآنان اهل بيت عصمت و طهارت و همه انبيا و اولياى الهى (عليهم السلام) هستند و شيطان هم در كمين سالك است.

امام باقر (عليه‏السلام) به زرارة كه از اصحاب و شاگردان آن حضرت بود، فرمودند: تهديد شيطان كه گفت:

لأقعدن لهم صراطك المستقيم ثم لاتينهم من بين أيديهم و من خلفهم و عن أيمانهم و عن شمائلهم و لا تجد أكثرهم شاكرين. [17] من بر سر راه راست آنان مى‏نشينم و... درباره شما شيعيان است؛ زيرا شيطان ديگران را به دام خود گرفتار كرده و ديگر بر سر راه آنها نمى‏نشيند؛ زيرا آنان در مسير فضيلت نيستند تا شيطان راه آنها را ببندد:

يا زرارة إنما صمد لك و لأصحابك، فأما الاخرين فقد فرغ منهم. [18]

بنابراين، اين خطر هست كه اگر كسى محب و متولى خاندان عصمت ( عليهم السلام) شود، شيطان مى ‏كوشد تا مانع كاميابى او شود.

امام صادق (سلام الله عليه) نيز فرمودند: آيه كريمه هل يستوى الذين يعلمون و الذين لا يعلمون، إنما يتذكر أولوا الالباب. [19] درباره ما و دشمنان و دوستان ماست. الذين يعلمون ما هستيم و الذين لايعلمون دشمنان ما هستند و أولوا الالباب شيعيان ما هستند كه معيار صحيح را تشخيص مى‏دهند و مى‏دانند كه اينها مظهر ذات اقدس اله و صراط مستقيم هستند. [20]

در سوره حجر آمده: و إنهما لبإمام مبين: [21] يعنى دو شهرى كه ما آنها را ويران كرديم، در مسير مكه و شام، بر سر بزرگراه قرار دارد . بنابراين، به بزرگراه امام مبين مى‏گويند. معصومين عليهم‏السلام كه، امام مبين هستند، ارتباط با آنان اين اثر را دارد كه انسان را به نحو تام به خدا مرتبط و از غير او منقطع مى‏كند؛ زيرا غير از ولاى آنان راه ديگرى نيست و سالك الهى هرگز به آن سمت كه خارج از منطقه ولايت است متوجه نخواهد نشد. در ذيل آيه مباركه الذين امنوا و كانوا يتقون لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الاخرة. [22]

روايتى از امام باقر ( عليه السلام) نقل شده كه مى‏فرمايد: درباره شما شيعيان است. شيعيان در دنيا، در حال احتضار و در آخرت از بشارت اهل بيت ( عليهم السلام) برخوردارند. [23]

زيرا اگر منقطع محض نيز نباشند، به منقطعين صرف مرتبطند و انسانى كه به منقطعين صرف مرتبط باشد ديگر براى غيرخدا استقلالى قايل نيست. آيات قرآنى، روايات معصومين عليهم‏السلام و كلمات بزرگان اخلاق الهى هر سه بر اصل توحيد استوار است.

قرآن كريم مى‏فرمايد: مردان الهى كه اهل توحيدند از خدا حسنه دنيا و آخرت مى ‏خواهند و مى‏گويند:

ربنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة. [24] و قرآن، حسنات دنيا را مى‏شمرد و مى‏فرمايد: كسانى كه از مرز دين، دفاع مى‏كنند إحدى الحسنيين. [25] يعنى شهادت يا غلبه بر دشمن، نصيب آنان مى‏ گردد.

اهل جهاد اكبر نيز از إحدى الحسنيين، برخوردارند. چندين روايت به اين مضمون است كه اگر كسى عظمت، حقانيت و سنت و سيرت اهل بيت را بشناسد و به آن عمل كند و منتظر ظهور ولى عصر (أرواحنا فداه) باشد، إحدى الحسنيين نصيبش مى‏شود؛ يا به درك ظهور حضرت بقيةالله، موفق مى‏شود و آن حضرت را زيارت مى‏كند يا اگر به حضور يا ظهور آن حضرت موفق نشود به منزله كسى است كه همراه با وى جهاد كرده باشد.

امام باقر (سلام الله عليه) مى ‏فرمايد:

منتظر ظهور ولى عصر (أرواحنا فداه) و عارف به حق ولايت اولياى الهى، به منزله كسى است كه درپاى ركاب او شمشير بزند؛ بلكه به منزله كسى است كه در ركاب پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم جهاد كند؛ بلكه مانند كسى است كه همراه پيامبر به شهادت برسد:

العارف منكم هذا الأمر المنتظر له المحتسب فيه الخير كمن جاهد و الله مع قائم آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم بسيفه. ثم قال: بل و الله كمن جاهد مع رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بسيفه. ثم قال الثالثة: بل و الله كمن استشهد مع رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم في فسطاطه. [26] اين مراحل، مربوط به درجات منتظران و ياوران آن حضرت ( عليه السلام) است، كه در معرفت و ايمان و انتظار ظهور آن حضرت متفاوتند.

اين مجموعه، حسنه دنيا است و زمينه توحيد كامل را فراهم مى‏كند و توحيدكامل، نتيجه تهذيب روح و تهذيب روح، زمينه توحيد كامل است. به اين ترتيب، تأثير ولايت اولياى الهى در نزاهت روح كاملا مشخص مى‏شود. چون محبت و پيروى از سنت و سيرت كسانى كه منقطع عن غيرالله الى الله هستند انسان را منقطع الى‏الله مى‏كند و در اين صورت انسان به كمال اصيل خود بارمى ‏يابد.

قرآن كريم در همين زمينه مى‏فرمايد:

قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة فى القربى و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنا. [27] .

مجلسى كه در آن، فضيلت، احكام، سخنان، مدح و مصايب اهل بيت ( عليهم السلام) بازگو مى‏شود و انسان را به آنان نزديك و به سنت و سيرت آنان معتقد و پاى بندتر مى‏كند، از حسنات دنياست؛ همان‏گونه كه مجلس درس، وعظ و ذكر حق، از حسنات زندگى دنياست؛ زيرا از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده كه فرمود:

بادروا رياض الجنه به سوى بوستانهاى بهشت بشتابيد. عرض كردند: بوستان هاى بهشت چيست؟ فرمود:

حلق الذكر انجمنها و محفلهايى كه در آنها نام خدا و پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و احكام و دستورهاى خدا بازگو مى‏شود. [28] اميرالمؤمنين (سلام الله عليه) مى‏فرمايد:

رحم الله امرأ سمع حكما فرعى و دعى إلى رشاد فدنا و أخذ بحجزة هاد فنجا: [29] خداوند رحمت كند كسى را كه دست به دامن راهنمايى بزند:

به كوى عشق منه بى‏دليل راه قدم كه من به خويش نمودم صد اهتمام و نشد

جناب ابن ميثم در شرح اين جمله مى‏فرمايد: ناظر به آن است كه عده‏اى كه بدون استاد، سعى در سير و سلوك دارند به جايى نمى‏رسند و حق با كسانى است كه مى‏گويند طى اين راه به وسيله راهنما ميسر است. [30]

امام صادق ( عليه السلام) نيز مى‏فرمايد: پدرم همواره مى‏فرمود:

إن شيعتنا آخذون بحجزتنا و نحن آخذون بحجزة نبينا و نبينا آخذ بحجزة الله. [31]

شيعيان ما به دامان ما چنگ مى‏زنند و ما به دامن پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم چنگ مى‏زنيم و پيغمبر به خدا متمسك است؛ يعنى، همان‏گونه كه در اصل نظام تكوين، ذات اقدس خداوند، مبدأ اصيل است، پس از آن انسان كامل از او فيض مى‏گيرد و بعد جانشينان انسان كامل از او مدد مى‏گيرند و بعد پيروانشان از آنها كمك مى‏گيرند، در نظام تشريع نيز، اگر كسى بخواهد علوم و معارفى را ياد بگيرد و روش سعادت را بياموزد، بايد به دامن اهل‏بيت (عليهم‏السلام) متوسل شود؛ زيرا آنها روش تربيتى را از رسول گرامى، استفاده كرده‏اند و رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم نيز روش سعادت را از ذات اقدس خداوند فرا گرفته : ما من دابة إلا هو اخذ بناصيتها إن ربى على صراط مستقيم [32]

زمام همه موجودات جنبنده، به دست خداست و او هم بر مسير مستقيم هر موجودى را راهنمايى مى كند.

ما نيز در نماز از خدا مى‏خواهيم تا زمام ما را به دست خود بگيرد و به ديگرى وامگذارد:

إهدنا الصراط المستقيم

چنانكه در ادعيه آمده است:

اللهم و لا تكلني إلى نفسي طرفة عين أبدا. [33]

و لا تكلنا إلى غيرك و لا تمنعنا من خيرك. [34]

اگر كسى مشمول مهر خدا واقع نشود، خدا او را به حال خودش رها مى‏كند و او گمراه مى‏شود : فماذا بعد الحق إلا الضلال. [35]

البته چون تفويض و واگذارى موجود ممكن به حال خود مستحيل است و گرنه انقلاب ذات رخ مى‏دهد و فقير محض، غنى خواهد شد، پس مقصود آن است كه خداى سبحان لطف خاص خود را از تبهكاران باز مى ‏دارد و از وارستگان دريغ نمى ‏دارد.

پی نوشت ها :

[1]. كتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 385

[2]. مفاتيح الجنان، تعقيب نماز عصر.

[3]. سوره يونس، آيه 31.

[4]. بحار، ج 25، ص 205.

[5]. سوره اسراء، آيه 22.

[6]. سوره آل عمران، آيه 26.

[7]. سوره قصص، آيه 88.

[8]. مفاتيح الجنان، تعقيب نماز عصر.

[9]. سوره محمد صلى الله عليه و آله و سلم، آيه 19.

[10]. حد به معناى منع است و از اين رو به دربان كه مانع ورود بيگانه است، حداد مى‏گويند، چنانكه حاجب و بواب نيز ناميده مى‏شود. بواب يعنى صاحب در و حاجب و حداد يعنى مانع.

[11]. سوره ذاريات، آيه 50.

[12]. سوره مزمل، آيه 8.

[13]. سوره مزمل، آيه 6.

[14]. سوره مزمل، آيه 7.

[15]. سوره مزمل، آيه 8.

[16]. مفاتيح الجنان، مناجات شعبانيه.

[17]. سوره اعراف، آيات 17-16.

[18]. بحار، ج 65، ص 94؛ محاسن برقى، ج 1، ص 275.

[19]. سوره زمر، آيه 9.

[20]. محاسن برقى، ج 1، ص 272.

[21]. سوره حجر، آيه 79.

[22]. سوره يونس، آيات 64-63.

[23]. نورالثقلين، ج 2، ص 312.

[24]. سوره بقره، آيه 201.

[25]. سوره توبه، آيه 52.

[26]. بحار، ج 24، ص 38.

[27]. سوره شورى، آيه 23.

[28]. بحار، ج 2، ص 202.

[29]. نهج‏البلاغه، خطبه 76.

[30]. شرح نهج‏البلاغه ابن ميثم، ج 2، ص 208.

[31]. بحار، ج 65، ص 30؛ محاسن برقى، ج 1، ص 291.

[32]. سوره هود، آيه 56.

[33]. بحار، ج 14، ص 384.

[34]. بحار، ج 95، ص 393.

[35]. سوره يونس، آيه 32.

 

دانستنیها                          

چای كيسه ای استفاده نكنيد!

 

افراد زیادی  به دلیل سرعت رنگ دادن و دم کشیدن چای کیسه ‌ای از طرفداران پرو پا قرص آن شده‌اند، اما این سوال مطرح می شود که آیا تفاوتی میان چای کیسه‌ای و دم‌ کرده وجود دارد؟

لذت نوشیدن چای وقتی بیشتر می شود که بهترین روش تهیه آن را بدانیم.

به طور کلی اغلب خانواده ها چای را دم کرده و از آن نوشیدنی معطر با طعم دلنشینی تهیه می کنند که بسیار در رفع خستگی موثر است. اما در مقابل برخی افراد هم هستند که از چای های کیسه ای که در بازار موجود است استفاده می کنند.

در این رابطه باید گفت: ابداع چای کیسه ای بهترین و بدترین اتفاق در صنعت چای است؛ بهترین چون سبب افزایش توجه مردم به چای می شود و بدترین به دلیل آن که اکثر چای های کیسه ای در بازار دارای مواد مصنوعی و شیمیایی هستند و از ویژگی های مطلوب یک چای اعلا برخوردار نیستند.

در ابتدای ابداع چای کیسه ای تولید کنندگان از برگ کامل چای استفاده می کردند که رنگ و بوی طبیعی و ارزش تغذیه ای بالا داشت اما بتدریج کیفیت اغلب این نوع چای ها کاهش یافت و برخی تولید کنندگان جهت کسب سود بیشتر چای پودر شده یا اصطلاحاً خاک چای را جایگزین برگ کامل چای کرده و برای ایجاد طعم فوری و رنگ سریع تر از مواد رنگ دهنده و طعم دهنده مصنوعی استفاده می کنند.

به طور مثال وقتی یک چای کیسه ای نامرغوب را در آب جوش می اندازید کمتر از ۳۰ ثانیه رنگ می دهد به ویژه اغلب چای های کیسه ای خارجی که خیلی سریع تر رنگ می دهند. این در حالی است که به طور طبیعی یک چای معمولی ایرانی را اگر در کیسه بریزید و در یک لیوان قرار دهید ۱۰ دقیقه طول می کشد تا رنگ زرد مایل به نارنجی ایجاد کند؛

از این رو، چای های کیسه ای که طعم قوی و رنگ فوری دارند نه تنها ارزش تغذیه ای مطلوبی ندارند بلکه مواد افزودنی شیمیایی آنها می تواند اثرات مخربی بر سلامت مصرف کننده بگذارد.

در مورد چای های کیسه ای که امروزه با اسانس و رنگ انوع میوه ها در بازار عرضه می شوند نیز متذکر می شویم که اغلب این نوع چای ها دارای طعم و رنگ مصنوعی هستند.

این نوع محصولات نیز به دلیل آن که در طی روز بسیار مورد استفاده قرار می گیرند مصرف طولانی مدت آنها به دلیل تجمع تدریجی مواد شیمیایی شان در بدن می تواند بسیار مخاطره آمیز باشد.

 

توصیه ها

برای تهیه چای روزانه خود حتماً از چای دم کردنی استفاده کنید و برای انتخاب بهترین چای، خوب است بدانید که چای درشت از نظر کیفیت و خواص تغذیه ای بهتر از چای ریز و پودری است؛ همچنین چای بدون عطر مصرف کنید، چرا که چایی که دارای بوی تند و رنگ قرمز پررنگ باشد بسیار مضر است.

چای در ۳ فصل بهار، تابستان و پاییز چیده می شود، ولی هر چه از بهار به فصل پاییز نزدیک تر می شویم قسمت های چوبی برگ زیادتر و از مرغوبیت و کیفیت چای کاسته می شود.

بهترین، مرغوب ترین و خوش طعم ترین چای مربوط به چای بهاره است و بعد چای تابستان و پاییز.

اگر چای را زیاد بجوشانید مواد قابض و تاننی آن به مقدار زیاد رها شده و ظاهر و باطن چای را تغییر می دهد؛ رنگ این نوع چای سیاه، بو و مزه آن نامطبوع و خاصیتی یبوست آور پیدا می کند.

چای به دلیل آن که در بدن تولید اسید اوریک و اگزالات می کند مصرف زیاده از حد آن را به افراد مبتلا به نقرس و سنگ کلیه توصیه نمی کنیم.

از هل، دارچین یا چند قطره لیموترش در چای استفاده کنید، چرا که خواص ضد باکتریایی و آنتی اکسیدانی چای را چندین برابر کرده و از عدم جذب آهن در بدن می کاهد.

 

نکته

در برخی از چای های خشک نیز که دارای کیفیت بالا نیستند از مواد افزودنی رنگ و طعم دهنده استفاده می شود؛ لذا برای خرید یک چای بهداشتی و کنترل شده لزوما به وجود پروانه بهداشت روی بسته بندی آن توجه کنید و حتی المقدور از چای های ارگانیک که کاملا طبیعی و به دور از مواد و کودهای شیمیایی تهیه می شوند استفاده نمایید.

 

منبع : www.parsipatogh.com

 

  مباحث فرهنگی            

تشکيل شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرمان حضرت امام خمینی (ره)

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

پس از فروپاشی نظام پادشاهی در ایران، نهادهای مختلف یکی پس از دیگری پا گرفت؛ اما فرهنگ حاکم بر نهادهای جامعه مخصوصا نهادهای فراگیری مانند آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها، مسأله ساده‌ای نبود که بتوان در کوتاه مدت، تحولات لازم را در آنها بوجود آورد. از طرف دیگر ادامه کار آنها به ویژه دانشگاه‌ها به همان شکل سابق به صلاح جامعه نبود. در اوایل انقلاب، گروهک‌های مختلف، دانشگاه‌ها را عرصه تاخت و تاز خود ساخته و روند تحصیل و تدریس را مختل کرده بودند. همه این مسائل ضرورت تغییر بنیادین در برنامه‌ها و شیوه‌های تدریس و تربیت و اهداف آن را ایجاب می‌نمود؛ در نتیجه، خصوصا با توجه به جو حاکم بر دانشگاه‌ها، مدتی تمام دانشگاه‌های کشور تعطیل شد و به فرمان امام خمینی ستاد انقلاب فرهنگی به منظور ساماندهی امور فرهنگی مدارس و دانشگاه‌ها تشکیل شد. با بازگشایی دانشگاه‌ها، فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ادامه یافت و ضرورت توسعه و تعمیق کار این ستاد ایجاب کرد که در نوزدهم آذر 1364، حضرت امام، رؤسای سه قوه و تعداد دیگری از اندیشمندان فرهنگی کشور را به اعضای آن بیفزایند و بدین شکل ستاد انقلاب فرهنگی با ترکیب جدید خود، تحت عنوان شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت خود را آغاز نمود.

 

وظایف مصوب این شورا عبارتند از:

1ـ تدوین اصول سیاست فرهنگی نظام جمهوری اسلامی در تعیین اهداف و جهت برنامه‌های فرهنگی، آموزشی، پژوهشی و علمی.

2ـ تعیین مراجع برای طرح و تدوین برنامه‌های فرهنگی، آموزشی، علمی و تحقیقاتی.

 3ـ تصویب آیین‌نامه‌های مهم و اساس مراکز علمی و فرهنگی، آموزش و پژوهشی کشور.

4ـ تصویب ضوابط تأسیس مؤسسه‌ها مراکز علمی و فرهنگی و تحقیقاتی و فرهنگستان‌ها و دانشگاه‌ها و مراکز آموزش‌ عالی.

5ـ تهیه طرح و تدوین آیین‌نامه‌ها برای ایجاد زمینه‌های لازم جهت بسیج و مشارکت همه جانبه مردم.

6ـ تدوین ضوابط برای گزینش استادان و معلمان دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی.

 7ـ نظارت بر کلیه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی.

8ـ تأیید نامزدهایی که وزیر فرهنگ و آموزش عالی به عنوان رییس دانشگاه‌ها پیشنهاد می ‌کند.

9ـ تدوین ضوابط و اصول کلی و سیاست‌های مربوط به توسعه روابط علمی و فرهنگی با کشورهای دیگر.

10ـ نظارت بر امور کتاب‌های درسی

 

نگاهی به تاریخچه شورای عالی انقلاب فرهنگی پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در بهمن 1357 و بدنبال آن استقرار نظام جمهوری اسلامی بجای نظام ستمشاهی پهلوی تغییر و تحول بنیادین در عرصه های گوناگون اجتماعی را ایجاب می کرد چراکه تحول در نظام از طریق تحول در بنیادها و ساختارها تحقق می یابد . در این راستا مقوله فرهنگ از جایگاه ویژه و پایگاه ممتازی برخوردار است و تصور تغییر در نظام بدون تغییر در فرهنگ حاکم بر آن ، تصوری ناموجّه است. صدور پیام نوروزی امام خمینی ره در اول فروردین 1359 را باید نقطه عطفی در تاریخ انقلاب فرهنگی دانست ایشان در بند یازده این پیام بر ضرورت ایجاد انقلاب اساسی در دانشگاه‏ های سراسر کشور، تصفیه اساتید مرتبط با شرق و غرب و تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی تأکید کردند. شورای انقلاب به دنبال ملاقات با امام ره در بیانیه 29/1/59 خود مقرر کرد که دانشگاه باید از حالت ستاد عملیاتی گروه‏ های گوناگون خارج شود. در این بیانیه، سه روز مهلت برای برچیده شدن دفاتر و تشکیلات گروه‏ ها در دانشگاه‏ ها تعیین و افزوده شده بود که امتحانات دانشگاهی باید تا 14 خرداد به پایان برسد و از 15 خرداد دانشگاه‏ ها تعطیل و هرگونه اقدام استخدامی و مانند آن در دانشگاه متوقف گشته و نظام آموزشی کشور براساس موازین انقلابی و اسلامی طرح ریزی شود. پس از تعطیل رسمی دانشگاه ها ، امام خمینی ره در 59/3/23 فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر نمودند. در قسمتی از فرمان ایشان آمده است : مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان می‏باشد اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصاً دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئه گران که هم اکنون گاه گاه آثارش نمایان می ‏شود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بی‏ فرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه این فاجعه که مع الاسف خواست بعضی گروه های وابسته به اجانب است، ضربه ای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است. بر این اساس به حضرات آقایان محترم محمدجواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد، جلال الدین فارسی و علی شریعتمداری مسؤولیت داده می ‏شود تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد، از بین اساتید مسلمان و کارکنان متعهد با ایمان و دیگر قشرهای تحصیل کرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و برای برنامه‏ ریزی رشته‏ های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاه ها، براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند.

 

ستاد انقلاب فرهنگی طبق فرمان امام (ره) ملزم بود که در برخورد با مسایل دانشگاهی فعالیت‏ های خود را بر چند محور متمرکز کند:

1ـ تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‏ ها.

2ـ گزینش دانشجو.

3ـ اسلامی کردن جو دانشگاه‏ ها و تغییر برنامه‏ های آموزشی دانشگاه‏ ها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.

بر این اساس، ستاد از صاحبنظران مختلف دعوت به همکاری نمود و در اولین گام گروه‏ های برنامه‏ ریزی در رشته‏ های پزشکی، فنی و مهندسی، علوم پایه کشاورزی، علوم انسانی و هنر تشکیل شد. از آنجایی که مدیریت دانشگاه‏ ها در گذشته هماهنگ با فرهنگ اسلامی جامعه نبود، باید تغییراتی در مدیریت دانشگاه‏ ها به عمل می آمد، سازمان دانشگاه‏ ها باید دگرگون می‏شد و مهمتر از همه، محیط دانشگاه‏ ها اسلامی می‏شد. برای این منظور، کمیته‏ ای در ستاد با عنوان " کمیته اسلامی کردن دانشگاه‏ ها " ، تشکیل شد. با توجه به ناهماهنگی ضوابط و مقررات حاکم بر دانشگاه‏ ها با شرایط انقلابی جامعه، قسمت اعظم فعالیت‏های ستاد بر اسلامی کردن دانشگاه‏ ها و تعیین ضوابط و مقرراتی منطبق با موازین اسلامی متمرکز شد. در شهریور ماه سال 62 با توجه به نظر امام (ره) مبنی بر لزوم ترمیم و تقویت ستاد و مخصوصاً حضور مسئولین اجرایی در آن، به دنبال نامه رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنه ‏ای)، امام امت در تاریخ 8/6/62 طی نامه‏ ای به پیشنهاد رئیس جمهور مبنی بر ترمیم و تکمیل ستاد انقلاب فرهنگی پاسخ دادند و از این تاریخ ستاد با ترکیب ذیل به فعالیت خود ادامه داد: نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی، دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی و آقایان علی شریعتمداری، احمد احمدی، عبدالکریم سروش و مصطفی معین. با بازگشایی دانشگاه ها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت این نهاد بیش از پیش احساس شد بطوریکه در 19 آذر 1363 دومین ترمیم عمده ستاد انقلاب فرهنگی توسط حضرت امام خمینی (ره) انجام گرفت و به این ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی با ترکیبی جدید تشکیل شد.

در بخشی از این فرمان آمده است: خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه ها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشه دار غرب مبارزه کرد. اینک با تشکر از زحمات ستاد انقلاب فرهنگی برای هر چه بارورتر شدن انقلاب در سطح کشور، تقویت این نهاد را لازم دیدم بدین جهت علاوه بر کلیه افراد ستاد انقلاب فرهنگی و رؤسای محترم سه قوه، حجج اسلام آقای خامنه ‏ای، آقای اردبیلی و آقای رفسنجانی و همچنین جناب حجه الاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرالله پورجوادی و محمدرضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم. به دنبال استفسار مورخ 29/11/63 رئیس جمهور وقت درباره اعتبار مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، حضرت امام در تاریخ 6/12/63 پاسخ فرمودند: ضوابط و قواعدی را که شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی وضع می نمایند باید ترتیب آثار داده شود. سومین ترمیم عمده شورای عالی انقلاب فرهنگی به سال 1375 برمی‏گردد. حضرت ‏آیت ‏الله ‏خامنه ‏ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در تاریخی 14/9/75 با صدور پیامی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی بر اهمیت جایگاه و وظایف خطیر آن نیز تأکید نمودند، در این پیام آمده است: شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیم الشان به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد، نقش فعال و مؤثری را در عرصه های امور فرهنگی کشور به خصوص دانشگاه‏ ها ایفا کرد و برکات زیادی از خود به جای گذارد. اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد، اهمیت این بخش از مسایل فرهنگی تأکید مضاعف یافته است. توسعه دانشگاه‏ ها و پژوهشگاه‏ ها و دیگر مراکز آموزش و آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی، به نوبه خود تکالیف تازه‏یی را بر عهده مسؤولان امور فرهنگی کشور می‏گذارد که برتر از همه آنها اولاً کیفیت بخشیدن به مایه های علم و تحقیق در این مراکز و ثانیاً پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است. در بخشی دیگر از این پیام، با اشاره به هجوم فرهنگی همه جانبه دشمنان به ارزش‏های اسلامی، فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است: همه این حقایق مهم و هشدار دهنده مسؤولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گسترده تر فرا می خواند و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بی‏سوادی و عقب ماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همت گماری برمی‏ انگیزد. بدین ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد مرحله جدید از حیات تشکیلاتی ‏شد. در این مرحله شورای عالی انقلاب فرهنگی موظف گردید در رأس فعالیتهای خود به مدیریت فرهنگی جامعه در عرصه های مختلف بپردازد و با سیاست گذاری‏ های اصولی خود زمینه را برای پیدایش جامعه‏ای بهره ‏مند از حیات طیبه الهی فراهم سازد.

 

ماجرای تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی به دستور امام خمینی( ره )

آقای هاشمی رفسنجانی در این باره چنین نوشته است:(1)   

... آقای مطهری در مراجعت از سفر پاریس، دستور رهبر عظیم الشأن انقلاب را مبنی بر تشکیل شورای انقلاب آوردند. حضرت امام آقایان شهید مطهری، شهید بهشتی و موسوی اردبیلی و شهید باهنر و این جانب هاشمی رفسنجانی را به عنوان هسته ی اول شورای انقلاب تعیین و اجازه داده بودند که افراد دیگر با اتفاق نظر این پنج نفر اضافه شوند و در جلسات ابتدایی تصمیم بر این شد که حتی الامکان ترکیب شورا از اعضای روحانی و غیر روحانی به نسبت مساوی و نزدیک به هم باشد.
طبعاً، چون امام حرف ها را برای ایشان زده بودند، مرجع برای ما ایشان بودند. بیشتر نص امام را از ایشان بایست می شنیدیم... ایشان بیشتر از ما مسائل فکری برایشان مطرح بود تا عملی، و در گذشته هم این طوری بود. در شورای انقلاب هم این طوری بود. خیلی مواظب بود که خطوط انحرافی فکری که آن روز در جامعه ی ما وجود داشت و سر و صدا هم زیاد داشت، این ها در شورای انقلاب راه پیدا نکنند.      


ترتیب خاصی که برای گفت و گو با افراد برای عضویت در شورای انقلاب در نظر گرفته شده بود، با مسؤولیت شهید مطهری به انجام رسید.


 شهید مظلوم بهشتی در این باره، چنین اظهار کرده است : (2)

 ... افراد را امام تعیین می کردند، به این معنی که اول امام به یک گروه 5 نفری از روحانیت مسؤولیت دادند که برای شناسایی افراد لازم برای اداره ی آینده ی مملکت تلاش کنند. این عده عبارت بودند از آیت الله مطهری، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، دکتر باهنر و خود بنده. بعد با آقای مهدوی کنی صحبت کردیم و به امام اطلاع دادیم و ایشان هم شرکت نمودند. بدین ترتیب هسته ی شورای انقلاب یک گروه شش نفری شد. بعدها آیت الله طالقانی و آیت الله خامنه ای نیز از روحانیون اضافه شدند... به تدریج آقای مهندس بازرگان، دکتر سحابی و عده ای دیگر از شخصیت ها را که امام نیز قبلاً می شناختند و با آن ها در پاریس دیدار داشتند - قرار بود روی آن ها مطالعه کنیم و نظر نهایی مان را بدهیم - آن ها را با نظر نهایی مان به امام در پاریس معرفی کردیم و امام نیز تأیید نمودند.

 

شورای انقلاب که در آذرماه 1357، شکل گرفت به عنوان اساسی ترین ارکان قدرت سیاسی و اجرایی امام قدس سره و مورد تأیید ایشان آغاز به کار کرد.
در پیام سیاسی بسیار مهم امام قدس سره در 22 دی 1357، تشکیل شورای انقلاب اعلام شد. در قسمتی از این پیام آمده است(3):
به موجب حق شرعی و بر اساس رأی اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به این جانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد. اعضای این شورا در اولین فرصت مناسب معرفی خواهند شد. این شورا موظف به انجام امور معین و مشخصی شده است، از آن جمله مأموریت دارد تا شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و مقدمات اولیه ی آن را فراهم سازد.
بدیهی است که مسؤولیت های شورای انقلاب، عمده ترین مسؤولیت های رهبری انقلاب در داخل کشور محسوب می شد. شورا در آغاز، هفته ای یک بار و سپس دو بار، به طور مخفی در منازل افراد تشکیل جلسه می داد. تصمیمات اتخاذ شده در این جلسات بلافاصله با امام قدس سره در میان گذاشته می شد و پس از کسب تکلیف، به مرحله ی اجرا در می آمد. از اقدامات مهم شورای انقلاب، مذاکره با مقامات نظامی نیروهای مسلح، دیدارهای دیپلماتیک، ترتیب دادن مسافرت بختیار به پاریس برای ملاقات با امام قدس سره، مأموریت راه اندازی نفت و انتخاب رییس دولت موقت بود.


اساساً علل و انگیزه های بسیاری در تمایل به تشکیل شورای انقلاب دخیل بود.
آن روزها گرایش به شورا شدید بود. رهبران و مبارزان با توجه به تصوری که از استبداد و حکومت فردی داشتند، مایل به تکرار آن تجربه ها نبودند. به همین دلیل به طور طبیعی باید شورای انقلاب تشکیل می شد. از این رو شورای انقلاب به عنوان طبیعی ترین شکل مدیریت در بدو انقلاب به طور خود جوش مطرح و پذیرفته شد و همه ی تصمیم ها از آن جا هدایت می شد و برای بعضی کارها کمیته هایی فعالیت داشت که مهم ترین آن ها، کمیته ی سوخت و کمیته ی اعتصابات بود.


شورای انقلاب پس از پیروزی

از اولین روزهای ورود امام خمینی قدس سره بحث های مهمّی از قبیل تشکیل دولت، تشکیل مجلس، ایجاد مجلس مؤسسان [خبرگان] و تغییر قانون اساسی در این شورا مطرح شد.
در آستانه ی پیروزی، شورا، مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت پیشنهاد نمود و امام قدس سره نیز پذیرفتند و طی حکمی ایشان را منصوب کردند. بعد از پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357، شورای انقلاب و دولت موقت تحتِ لوای رهبری امام قدس سره و مشروعیت حاصله از حمایت های مردمی، زمام امور را به دست گرفتند. دومین تصمیم مهم شورای انقلاب، تصویب اساسنامه ی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوم اردیبهشت 1358، بود. سپاه که بلافاصله بعد از پیروزی در سال 1357، بنا به فرمان امام قدس سره به فرماندهی حجت الاسلام لاهوتی، تشکیل شده بود و مأموریت حفظ انقلاب و دستاوردهای آن را برابر حملات ضدِ انقلاب بر عهده داشت، با تصویب شورای انقلاب رسمیت پیدا کرد.
سپس، ملی شدن بانک ها، سامان بخشیدن به محاکمات دادگاه های انقلاب، برگزاری همه پرسی در رابطه با نظام، بررسی پیش نویس قانون اساسی و انتشار آن در جراید، تصویب قانون شوراهای محلی، ملی شدن صنایع بزرگ، تصویب آیین نامه ی مجلس خبرگان و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورا و ... را انجام داد. بدیهی است که شورا، مافوق دولت بود و خطوط کلی و راهبردی با تمهیدات و تصمیمات اعضای آن اتخاذ می گردید. آیت الله طالقانی، چهره ی محبوب مردمی و دومین رییس شورای انقلاب در 19 شهریور همان سال درگذشت.(4)
بعد از تسخیر لانه ی جاسوسی امریکا در 13 آبان 1358، دولت بازرگان فردای آن روز استعفای خود را تسلیم امام قدس سره کرد. شورای انقلاب بیانیه ی مهمی خطاب به ملت صادر کرد و یادآور شد که مصمم است در فرصت محدودی، برگزاری همه پرسی درباره ی قانون اساسی، انتخابات مجلس شورای ملی و ریاست جمهوری و ... را به انجام رساند.
همه پرسی قانون اساسی در 12 آذر 1358، و متعاقب آن انتخابات ریاست جمهوری در بهمن 1358، برگزار و بنی صدر به عنوان رییس جمهور انتخاب گردید. بعد از انتخاب بنی صدر، وی حملات شدیدی را علیه شورای انقلاب آغاز کرد. این اختلافات تا تشکیل مجلس شورای اسلامی در 7 خرداد 1359 و تحویل وظایف شورای انقلاب به مجلس ادامه داشت. با شروع کار مجلس و شورای نگهبان و دیگر نهادها، مسؤولیت و ضرورت وجود شورای انقلاب به پایان رسید.

 لذا در 12 تیر 1359، آیت الله بهشتی اعلام کرد:
 مسؤولیت شورای انقلاب دو هفته دیگر پایان می یابد. (5) سپس آخرین جلسه ی شورا به ریاست مهندس بازرگان در پنج شنبه 26 تیر 1359 برگزار شد و جراید نوشتند:(6)
به دنبال تکمیل اعضا و حقوقدانان های شورای نگهبان و رفع موانع کار مجلس و تصویب اعتبارنامه ها، پایان کار شورای انقلاب اعلام شد.
دکتر حسن حبیبی سخنگوی شورای انقلاب، در آخرین گفت و گوی خود، وضعیت آن را به طور خلاصه چنین تشریح کرد:(6)
امروز با رسمیت یافتن مجلس شورای اسلامی و کامل شدن اعضای شورای نگهبان قانون اساسی، کار شورای انقلاب که تاکنون وظیفه ی قانون گذاری را بر عهده داشت، نیز به پایان رسید.

 

ستاد انقلاب فرهنگی طبق فرمان امام (ره) ملزم بود که در برخورد با مسایل دانشگاهی فعالیت ‏های خود را بر چند محور متمرکز کند:

1ـ تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‏ ها
2ـ گزینش دانشجو
3ـ اسلامی کردن جو دانشگاه‏ ها و تغییر برنامه‏ های آموزشی دانشگاه‏ ها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.
 
بر این اساس، ستاد از صاحبنظران مختلف دعوت به همکاری نمود و در اولین گام گروه‏ های برنامه‏ ریزی در رشته‏ های پزشکی، فنی و مهندسی، علوم پایه کشاورزی، علوم انسانی و هنر تشکیل شد. از آنجایی که مدیریت دانشگاه‏ ها در گذشته هماهنگ با فرهنگ اسلامی جامعه نبود، باید تغییراتی در مدیریت دانشگاه‏ ها به عمل می آمد، سازمان دانشگاه‏ ها باید دگرگون می ‏شد و مهمتر از همه، محیط دانشگاه‏ ها اسلامی می‏شد. برای این منظور، کمیته‏ ای در ستاد با عنوان " کمیته اسلامی کردن دانشگاه‏ ها " ، تشکیل شد.
با توجه به ناهماهنگی ضوابط و مقررات حاکم بر دانشگاه‏ ها با شرایط انقلابی جامعه، قسمت اعظم فعالیت‏های ستاد بر اسلامی کردن دانشگاه‏ ها و تعیین ضوابط و مقرراتی منطبق با موازین اسلامی متمرکز شد.
در شهریور ماه سال 62 با توجه به نظر امام (ره) مبنی بر لزوم ترمیم و تقویت ستاد و مخصوصاً حضور مسئولین اجرایی در آن، به دنبال نامه رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنه ‏ای)، امام امت در تاریخ 8/6/62 طی نامه‏ ای به پیشنهاد رئیس جمهور مبنی بر ترمیم و تکمیل ستاد انقلاب فرهنگی پاسخ دادند و از این تاریخ ستاد با ترکیب ذیل به فعالیت خود ادامه داد: نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی، دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی و آقایان علی شریعتمداری، احمد احمدی، عبدالکریم سروش و مصطفی معین.
با بازگشایی دانشگاه ها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت این نهاد بیش از پیش احساس شد بطوریکه در 19 آذر 1363 دومین ترمیم عمده ستاد انقلاب فرهنگی توسط حضرت امام خمینی (ره) انجام گرفت و به این ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی با ترکیبی جدید تشکیل شد. در بخشی از این فرمان آمده است:
 
خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه ها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشه دار غرب مبارزه کرد. اینک با تشکر از زحمات ستاد انقلاب فرهنگی برای هر چه بارورتر شدن انقلاب در سطح کشور، تقویت این نهاد را لازم دیدم بدین جهت علاوه بر کلیه افراد ستاد انقلاب فرهنگی و رؤسای محترم سه قوه، حجج اسلام آقای خامنه ‏ای، آقای اردبیلی و آقای رفسنجانی و همچنین جناب حجه الاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرالله پورجوادی و محمدرضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم.
 
به دنبال استفسار مورخ 29/11/63 رئیس جمهور وقت درباره اعتبار مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، حضرت امام در تاریخ 6/12/63 پاسخ فرمودند:  
ضوابط و قواعدی را که شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی وضع می نمایند باید ترتیب آثار داده شود.
 
سومین ترمیم عمده شورای عالی انقلاب فرهنگی به سال 1375 برمی‏گردد. حضرت ‏آیت ‏الله ‏خامنه ‏ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در تاریخی 14/9/75 با صدور پیامی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی بر اهمیت جایگاه و وظایف خطیر آن نیز تأکید نمودند، در این پیام آمده است:
 
شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیم الشان به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد، نقش فعال و مؤثری را در عرصه های امور فرهنگی کشور به خصوص دانشگاه‏ ها ایفا کرد و برکات زیادی از خود به جای گذارد. اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد، اهمیت این بخش از مسایل فرهنگی تأکید مضاعف یافته است. توسعه دانشگاه‏ ها و پژوهشگاه‏ ها و دیگر مراکز آموزش و آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی، به نوبه خود تکالیف تازه‏یی را بر عهده مسؤولان امور فرهنگی کشور می‏گذارد که برتر از همه آنها اولاً کیفیت بخشیدن به مایه های علم و تحقیق در این مراکز و ثانیاً پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است.
 
در بخشی دیگر از این پیام، با اشاره به هجوم فرهنگی همه جانبه دشمنان به ارزش‏های اسلامی، فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است:  
همه این حقایق مهم و هشدار دهنده مسؤولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گسترده تر فرا می خواند و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بی‏سوادی و عقب ماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همت گماری برمی‏ انگیزد.
 
بدین ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد مرحله جدید از حیات تشکیلاتی ‏شد. در این مرحله شورای عالی انقلاب فرهنگی موظف گردید در رأس فعالیت های خود به مدیریت فرهنگی جامعه در عرصه های مختلف بپردازد و با سیاست گذاری‏ های اصولی خود زمینه را برای پیدایش جامعه ‏ای بهره ‏مند از حیات طیبه الهی فراهم سازد.
 
اهداف شورای عالی انقلاب فرهنگی
 - گسترش و نفوذ فرهنگ اسلامی در شئون جامعه و تقویت انقلاب فرهنگی و اعتلای فرهنگ عمومی
 - تزکیه محیط های علمی و فرهنگی از افکار مادی و نفی مظاهر و آثار غربزدگی از فضای فرهنگی جامعه
 - تحول دانشگاه ها، مدارس و مراکز فرهنگی و هنری براساس فرهنگ صحیح اسلامی ، گسترش و تقویت هر چه بیشتر آنها برای تربیت متخصصان متعهد ، اسلام شناسان متخصص، مغزهای متفکر و وطن خواه ، نیروهای فعال و ماهر ، استادان ، مربیان و معلمان معتقد به اسلام و استقلال کشور
 - تعمیم سواد ، تقویت و بسط روح تفکر و علم آموزی و تحقیق و استفاده از دستاوردها و تجارب مفید دانش بشری برای نیل به استقلال علمی و فرهنگی
 - حفظ و احیاء و معرفی آثار و مآثر اسلامی و ملی
 - نشر افکار و آثار فرهنگی انقلاب اسلامی ، ایجاد و تحکیم روابط فرهنگی با کشورهای دیگر به ویژه با ملل اسلامی

 
وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی
  - تدوین اصول سیاست فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران و تعیین اهداف و خط مشی های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و اجتماعی کشور
  - تجزیه و تحلیل شرایط و جریانات فرهنگی جهان و تبیین تأثیر کانون ها و ابزارهای مهم در این زمینه و اتخاذ تدابیر مناسب
  - بررسی و تحلیل شرایط و جریانات فرهنگی، ارزشی و اجتماعی جامعه به منظور تعیین نقاط قوت و ضعف و ارائه راه حل های مناسب
  - بررسی الگوهای توسعه و تحلیل آثار و پیامدهای فرهنگی سیاست ها و برنامه های توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور و ارائه پیشنهادهای اصلاحی به مراجع ذی ربط
  - تبیین و تعیین شاخص های کمّی و کیفی برای ارزیابی وضع فرهنگی کشور
  - بررسی و ارزیابی وضع فرهنگ، آموزش و تحقیقات کشور
  - تدوین و تصویب سیاست های اساسی تبلیغات کشور
  - تهیه و تدوین مبانی و شاخص های دانشگاه متناسب با نظام اسلامی و طراحی راه کارهای تحقق آن
  - تعیین سیاست های نظام آموزشی و پرورشی و آموزش عالی کشور
  - تهیه و تصویب طرح های مناسب در جهت تقویت و ارتقاء تبلیغات دینی و حمایت از فعالیت های مردمی به ویژه احیا و عمران مساجد
  - تهیه و تصویب طرح های راهبردی و کاربردی برای ایجاد مناسبات سالم و سازنده اجتماعی و اصلاح ناهنجاری ها
  - تهیه و تصویب سیاست ها و طرح های لازم برای رشد و تقویت باورها و گرایش های دینی، معنوی و فرهنگی در جامعه و گسترش فرهنگ عفاف
  - سیاستگذاری و تصویب طرح های مناسب برای گسترش روحیه تعهد و احساس مسئولیت فرهنگی در جامعه و تشویق مردم به مشارکت در صحنه های مختلف فرهنگی، سیاسی و انقلابی
  - شناخت نیازهای فکری و معرفتی ضروری و تهیه طرح های لازم برای فعالیت اندیشمندان و ب کارگیری امکانات پژوهشی حوزه و دانشگاه برای پاسخ گویی به آن نیازها
  - تهیه و تصویب طرح های مناسب برای شناسایی و معرفی مظاهر، مجاری و شیوه های هجوم فرهنگی دشمنان به مبانی اندیشه، فرهنگ و ارزش های اسلامی و انقلابی و طراحی راهبردها و تدابیر لازم برای دفع آن
  - برنامه ریزی و تهیه طرح های خاص برای شناسایی، جذب و تعالی فکری نخبگان و تربیت و پرورش علمی و معنوی استعدادهای درخشان و بهره گیری از توانایی ها و ابتکارات و خلاقیت های آنان
  - تهیه و تصویب برنامه ها و طرح های همکاری حوزه و دانشگاه در زمینه های علمی، آموزشی و پژوهشی
  - طراحی سیاست های مناسب برای اصلاح نگرش جامعه نسبت به شأن و منزلت زن (براساس تعالیم عالیه اسلام) و تدوین برنامه های کارآمد به منظور تحکیم بنیان خانواده و ارائه الگوی زن مسلمان
  - سیاستگذاری تدوین کتب درسی و تعیین ضوابط نشر کتاب و تولیدات هنری و فرهنگی
  - سیاستگذاری و ساماندهی نظام اطلاع رسانی کشور و نحوه نظارت برآن
  - تهیه و تصویب اصول فرهنگی سیاست های سیاحتی و زیارتی
  - تصویب اصول کلی و سیاست های توسعه روابط علمی، پژوهشی و فرهنگی با کشورهای دیگر
   - موضع گیری در سطح بین المللی نسبت به تحریفات فرهنگی علیه اسلام و جمهوری اسلامی ایران
   - تصویب ضوابط تأسیس مؤسسات و مراکز علمی، فرهنگی، تحقیقاتی، فرهنگستان ها، دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و تصویب اساسنامه هر یک و تجدید نظر در اساسنامه های مؤسسات مشابه عنداللزوم
   - تصویب ضوابط کلی گزینش مدیران، استادان، معلمان و دانشجویان دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و فرهنگی و مدارس کشور و تعیین مرجع برای گزینش آنان
تبصره: نامزد ریاست دانشگاه ها را وزرای فرهنگ و آموزش عالی و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای تأیید به شورا معرفی می کنند.
  - سیاستگذاری به منظور ریشه کن کردن بیسوادی
  - تعیین مرجع برای طرح، تدوین و تصویب برنامه های فرهنگی، پژوهشی آموزشی، علمی و تحقیقاتی
  - نظارت و پی گیری مستمر بر اجرای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و ارزیابی نتایج و حمایت از اجرای آنها و نیز نظارت بر عدم مغایرت طرح ها و برنامه های آموزشی، پژوهشی و فرهنگی - به اجرا در آمده توسط وزارتخانه ها، مؤسسات و سازمان ها - با اصول سیاست ها و خط مشی های مصوب فرهنگی کشور.

 


مؤسسات وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی
 
مؤسساتی که توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تأسیس شده اند شامل:
 
1- سازمان تهیه و تدوین کتب علوم اسلامی و انسانی دانشگاه‏ها (سمت)
سازمان "سمت" با مصوبه سیزدهمین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی در اسفند ماه سال 1363 تأسیس گردید. هدف از تشکیل سازمان سمت رفع نیاز آموزش عالی کشور به بررسی و تحقیق جهت تدوین و ترجمة کتب و ماخذ درسی در رشته های مختلف علوم اسلامی و انسانی می باشد.
 
2- سازمان مدارس غیرانتفاعی و مشارکت‏های مردمی
بنا به پیشنهاد وزیر محترم آموزش و پرورش مبنی بر اینکه به منظور ایجاد تسهیلاتی مناسب و کارآمد برای اجرای قانون تأسیس مدارس غیرانتفاعی و جذب مشارکت مردم در امر آموزش و پرورش سازمانی وابسته به وزارت آموزش و پرورش تشکیل شود که رئیس آن در حد معاون وزیر آموزش و پرورش باشد ...
 
3- جهاد دانشگاهی
با فرمان امام خمینی - قدس سره - مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی ، ستاد مزبور در مردادماه سال 1359 به منظور تحقق بخشیدن به اهداف انقلاب فرهنگی ، جهاددانشگاهی را تأسیس کرد . پس از تبدیل ستاد به شورای عالی انقلاب فرهنگی ، اساسنامه جهاد در آذرماه سال 1365 مورد تجدیدنظر قرار گرفت ...
 
4- مرکز نشر دانشگاهی
مرکز نشر دانشگاهی طبق مصوبه 5003/7 ستاد انقلاب فرهنگی در اسفند ماه سال 1359 تأسیس گردید. اهداف تشکیل مرکز نشر دانشگاهی موارد زیر می باشد : الف)تهیه و نشر کتاب‏های درسی و کمک‏درسی و مراجع دانشگاهی به منظور تسهیل امر آموزش برای استادان و دانشجویان دانشگاهها و ...
 
5- فرهنگستان زبان و ادب فارسی جمهوری اسلامی ایران
فرهنگستان زبان و ادب فارسی با مصوبه جلسات 208 و209 شورای عالی انقلاب فرهنگی در بهمن ماه سال 1368 تأسیس گردید. فرهنگستان زبان و ادب فارسی که عالی ترین مرجع سیاستگذاری و رسیدگی به مسائل زبان و ادب فارسی است ، دارای شخصیت حقوقی مستقل و از لحاظ اداری و استخدامی ...
 
6- فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران
فرهنگستان علوم با مصوبه جلسه 136 شورای عالی انقلاب فرهنگی در دی ماه سال 1366 تأسیس گردید.
 
7- فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران 
فرهنگستان علوم پزشکی با مصوبه جلسه 127 شورای عالی انقلاب فرهنگی در مرداد ماه سال 1368 تاسیس گردید. هدف از ایجاد فرهنگستان علوم پزشکی نیل به استقلال علمی و فرهنگی و توسعه علوم و فنون پزشکی و تقویت روح پژوهش و ارتقای سطح علوم پزشکی کشور و دستیابی به آخرین یافته‏ها و ... 
 
8- فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران 
فرهنگستان هنر با مصوبه جلسه 439 شورای عالی انقلاب فرهنگی در اسفند ماه سال 1377 تشکیل گردید. هدف فرهنگستان هنر پاسداری از میراث و هنر اسلامی و ملی و پیشنهاد سیاست ها ، راهبردها و دستیابی به آخرین یافته ها و نوآوری ها و نیز ارتقاء فرهنگ اسلامی برای مقابله با تهدیدات تهاجم فرهنگی می‏باشد.
 
9- انجمن آثار و مفاخر فرهنگی 
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با مصوبه جلسات 124 و 128 شورای عالی انقلاب فرهنگی در مهر ماه سال 1366 تاسیس گردید. هدف از تأسیس انجمن معرفی و بزرگداشت عالمان و متفکران عرصه فرهنگ و تمدن اسلام و ایران و احیاء و انتشار آثار ارزنده آنان و همچنین معرفی آثار فرهنگ و تمدن اسلام و ایران و نقش و سهم ایرانیان در اعتلاء و ارتقای آن می باشد.
 
10- دفتر جذب نخبگان 
دفتر جذب نخبگان با مصوبه جلسات 127 و 128 شورای عالی انقلاب فرهنگی در مهر ماه سال 1366 تشکیل گردید. هدف از راه‏اندازی دفتر ایجاد هماهنگی در حفظ دانشمندان و استادان مبرز مراکز آموزشی و پژوهشی داخل و جذب دانشمندان و نخبگان علمی خارج از کشور که تمایل خدمت به جمهوری اسلامی را دارند تعیین گردید ...
 
11- شورای جذب خبرگان بدون مدرک دانشگاهی
آیین نامه ارزشیابی صلاحیت علمی خبرگان بدون مدرک دانشگاهی ( اهل تشیع و اهل تسنن) با مصوبه جلسات 186ـ 188ـ 190ـ 191 ـ 194 -223 و مصوبه تکمیلی جلسه 267 مورّخ 26/9/70 شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید.
  
12- هیئت مرکزی گزینش استاد
این تشکیلات نیز در سالهای آغازین تأسیس ستاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل و انجام امور مربوط به بررسی صلاحیتهای عمومی استادان و داوطلبان عضویت در هیأت علمی دانشگاههای دولتی را برعهده داشت.
  
13- هیئت مرکزی گزینش دانشجو
گزینش دانشجو در آغاز (سال 3-1361) با عنوان "دفتر تحقیق و بررسی" در تشکیلات وزارت علوم قرار داشت و با تأسیس اداره کل گزینش دانشجو، بمرور دفتر مذکور به "دبیرخانه گزینش دانشجو" تغییر نام داد و انجام امور اجرایی مربوط به صلاحیتهای عمومی داوطلبان در بدو ورود به دانشگاه را بر عهده داشت.
 
14- کمیته مرکزی انضباطی دانشجویان 
کمیته مرکزی انضباطی دانشجویان با مصوبه جلسه 354 شورای عالی انقلاب فرهنگی در تیر ماه سال 1374 تأسیس گردید. توجه به قداست علم، اخلاق و محیط‏های آموزشی و پژوهشی با جلوگیری از ارتکاب هر عملی که خلاف شئون و حیثیت دانشجو باشد هدف اصلی تشکیل کمیته‏ های انضباطی است.
 
15- کمیته مطالعه و برنامه ‏ریزی آزمون ورودی دانشگاه 
بنا به پیشنهاد وزیر محترم فرهنگ و آموزش عالی و به منظور بررسی و ارزیابی مستمر علمی کیفیت گزینش دانشجو کمیته ‏ای بنام "کمیته مطالعه و برنامه ‏ریزی آزمون ورودی دانشگاه" زیر نظر وزیر فرهنگ و آموزش عالی با ترکیب ذیل تشکیل گردید ...
 
16- کمیته بررسی و ارزیابی دائمی وضع آموزش در کشور
شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 474 مورخ 11/11/79 به پیشنهاد رییس فرهنگستان علوم درخصوص تأسیس مرکزی برای ارزیابی و آینده نگری علوم، فناوری و توسعة کشور تصویب کرد: به فرهنگستان‏های چهارگانه علوم، علوم پزشکی، هنر، زبان وادب فارسی اجازه داده می‏شود با همکاری سازمان مدیریت و برنامه ‏ریزی کشور، تشکیلات و اعتبارات لازم ...
 
17- سازمان دانش‏آموزی جمهوری اسلامی ایران 
به منظور اعتلای شخصیت دینی، اخلاقی، عقلانی، عاطفی، علمی و اجتماعی دانش آموزان و ایجاد زمینه مشارکت همه جانبه آنها در زمینه های اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ورزشی و هنری، سازمانی عمومی و غیر دولتی با عنوان سازمان دانش آموزی جمهوری اسلامی ایران و با مقررات خاص تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش تشکیل گردید.
 
 18- مرکز تألیف و ترجمه و نشر آثار هنری
 
 19- هیات حمایت از کرسیهای نظریه پردازی
این هیات در تاریخ 17 بهمن 1383 توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به منظور کمک به ایجاد بسترهای لازم جهت توسعه و ارتقاء علوم انسانی و مدیریت برگزاری مجامع تخصصی و آکادمی کبرای ارائه روش مند و سنجشش مضبوط دست آوردهای علمی در حوزه علوم انسانی و معارف اسلامی تاسیس گردیده است
 
 
نهادهایی که زیر نظر دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت می کنند شامل:
 
 1- کمیسیون مشورتی شورای عالی انقلاب فرهنگی
کمیسیون مشورتی با مصوبه جلسه 296 شورای عالی انقلاب فرهنگی در آذر ماه سال 1371 تشکیل گردید. هدف از ایجاد کمیسیون انجام امور مشورتی به شورای عالی انقلاب فرهنگی می‏ باشد. این کمسیون وابسته به دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی است.

 2- هیأت نظارت و ارزیابی فرهنگی و علمی شورای عالی انقلاب فرهنگی
براساس بند 6 وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی و به منظور ارزیابی و ارائه تصویری روشن از روند تحولات فرهنگی، علمی، آموزشی و پژوهشی کشور، هیئت نظارت و ارزیابی فرهنگی و علمی شورای عالی انقلاب فرهنگی در دبیرخانه شورای عالی تشکیل گردید.
 
3- هیأت نظارت و بازرسی شورای عالی انقلاب فرهنگی
به منظور مراقبت از جریان صحیح و سالم انقلاب فرهنگی و رسیدگی به مسائل و مشکلاتی که در طی بسط و پیشرفت آن پیش می آید هیأتی به نام هیأت نظارت و بازرسی تشکیل می شود.
 
4- مرکز دریافت گزارش عملکرد دستگاه‏ های مشمول اصل 50 اصول سیاست فرهنگی کشور 
شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 475 مورخ 25/11/79 برای اجرای اصول سیاست فرهنگی کشور تصویب کرد: برای دریافت گزارش عملکرد دستگاههای مشمول اصل 50 اصول سیاست فرهنگی کشور تشکیلات منسجمی زیر نظر دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی تأسیس شود.



اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی


اعضای حقوقی شورای عالی انقلاب فرهنگی
 
1. محمود احمدی نژاد 2. سید محمود هاشمی شاهرودی
3. سید عزت الله ضرغامی 4. سید مهدی خاموشی
5. منیره نوبخت 6. سید شهاب الدین صدر
7. عبدالله جعفر علی جاسبی 8. علی عباس پور تهرانی
9. محمدحسین صفارهرندی 10. محمد مهدی زاهدی
11. کامران باقری لنکرانی 12. علیرضا علی احمدی
13. محمد محمدیان 14. حمید رضا طیبی
15. سید امیر منصور برقعی

 
 
اعضای حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی
 
1. علی لاریجانی 2. محمدرضا مخبر دزفولی
3. محمد علی کی نژاد 4. محسن قمی
5. احمد جنتی 6. غلامعلی حداد عادل
7. علی اکبر رشاد 8. احمد احمدی
9. علیرضا صدر حسینی 10. حسن ابراهیم حبیبی
11. علی اکبر ولایتی 12. ایرج فاضل
13. علی شریعتمداری 14. رضا داوری اردکانی
15. حسن رحیم پور ازغدی 16. مهدی گلشنی
17. میر حسین موسوی خامنه ای 18. محمدرضا عارف
19. صادق واعظ زاده 20. منصور کبگانیان
21. حسین کچوئیان 22. محمود محمدی عراقی
 


شوراهای اقماری
این شورا ها توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تأسیس شده اند.
 
شوراهای اقماری وابسته
- شورای فرهنگ عمومی
- شورای فرهنگی و اجتماعی زنان
- شورای اسلامی شدن مراکز آموزشی
- شورای معین شورای عالی انقلاب فرهنگی
- شورای هنر
 

شوراهای اقماری مرتبط
- شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی
- شورای عالی برنامه ریزی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
- شورای عالی جوانان
- شورای عالی اطلاع رسانی
- شورای عالی آموزش های علمی - کاربردی
- شورای پژوهش های علمی کشور
- شورای عالی برنامه ریزی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
- شورای هدایت استعدادهای درخشان
- شورای تدوین کتاب های تعلیمات دینی مدارس
- شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش
- شورای نظارت بر ساخت، طراحی، واردات و توزیع اسباب بازی کودکان
- شورای هماهنگی تشکل های دانش آموزی
- شورای نظارت بر انتخاب، ساخت و نصب مجسمه و یادمان در میدان ها و اماکن عمومی


دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی
دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی با هدف فراهم آوردن زمینه های لازم جهت کارشناسی هرچه بهتر مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در تاریخ 25/12/1375 با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شده و زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت می کند.

 

 

در سال‌های اخیر، وظیفه خطیر مهندسی فرهنگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی سپرده شده است كه شمول و گستره زیادی دارد و همه ساحت‌های فرهنگ را در برمی گیرد.

در تحقق مهندسی فرهنگی، شناسایی عوامل موثر بر تغییرات فرهنگی و هدایت آنها نقش اساسی دارند؛ عوامل تغییر دهنده فرهنگ هم متنوع و متكثرند و به تعبیر دقیق ‌تر همه کارهایی که ناخودآگاه همه ما انجام می دهیم بر افکار، اخلاق و رفتارهای عمومی و به طور کلی بر فرهنگ تاثیر می ‌‌گذارد و به این اعتبار رسانه‌های داخلی و خارجی، نهادهای آموزشی، خانواده‌ها، حتی سازمان‌‌های اقتصادی و سیاسی کشور، همگی دست‌اندرکار تغییر فرهنگ کشورند، لکن همه این حركت‌ها وقتی با محاسبه و با هدایت و طراحی نظام‌مند و مبتنی بر اهداف اسلام صورت پذیرد معنای مهندسی فرهنگی پیدا می ‌کند که شورای عالی انقلاب فرهنگی عهده‌دار چنین وظیفه‌ای است.

در چنین جایگاهی، شناخت وضعیت فرهنگی گذشته و امروز و پیش‌بینی وضعیت آینده کشور، تجزیه و تحلیل جریان‌های فرهنگی حاکم بر آن و در نهایت ارائه سیاست‌ها و راهکارهایی از جنس راهبرد برای هدایت مراکز تصمیم گیرنده و اجرایی کشور ضروری است.

 

پی نوشتها:

1-  صورت مذاکرات شورای انقلاب، مقدمه به قلم اکبر هاشمی رفسنجانی، جلد اول.

2-  روزنامه ی اطلاعات، 31/4/1359.

3-  صحیفه ی نور، جلد 4، ص 208-207، 22/10/1357.

4- اولین رییس شورای انقلاب استاد شهید مرتضی مطهری بود که در شب یازدهم اردیبهشت همان سال توسط گروهک فرقان به شهادت رسید.

5-  کیهان، 12/4/1359.

6-  هاشمی و انقلاب، مسعود رضوی، فصل دوم - شورای انقلاب و دولت موقت.

 

منابع :

- پایگاه حوزه

- مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران

- موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان

- مركز مطالعات راهبردی شورای عالی انقلاب فرهنگی

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

آیا شما یک فرد موفق هستید؟

 

سوالات زیر را با دقت خوانده، سپس یکی از سه جواب در نظر گرفته شده را که در زیر هریک از سوالات آمده را انتخاب کرده و عدد مقابل  جواب مورد نظر خود را یادداشت نموده، در انتها اعداد را با یکدیگر جمع نموده و نتیجه حاصل را در بخش " نتیجه تست " ملاحظه فرمائید.   

1. هر چند وقت‌ یک‌ بار در مورد مشكلات‌ محل ‌كارتان‌ نزد اعضای‌ خانواده‌ و دوستانتان‌ لب‌ به‌ شكوه‌ وشكایت‌ باز می‌ كنید؟
خیلی‌ به‌ ندرت‌
اكثر اوقات‌
گاهی‌ اوقات‌

2.
ظرف‌ پنج‌ سال‌ آینده‌، خودتان‌ را در چه ‌موقعیت‌ و وضعیتی‌ مجسم‌ می ‌كنید؟
به‌ شدت‌ مایلید كه‌ ظرف‌ پنج‌ سال‌ آینده‌،كارتان‌ را به‌ نحو چشمگیر و قابل‌ ملاحظه‌ای‌ توسعه‌ وپیشرفت‌ دهید.
شاید مشغول‌ انجام‌ همان‌ كاری‌ كه‌ در حال‌حاضر به‌ آن‌ مشغولید.
امیدوارید كه‌ از موقعیت‌ شغلی‌ بهتری‌برخوردار شوید.

3.
آیا تمركز حواس‌ روی‌ یك‌ موضوع‌ برایتان‌آسان‌ است‌؟
بله‌، و هیچ‌ مشكلی‌ در این‌ رابطه‌ ندارم‌.
نه‌، به‌ هیچ‌ وجه‌، چون‌ مایلم‌ زندگیم‌ تنوع ‌داشته‌ باشد.
نهایت‌ تلاشم‌ را در این‌ جهت‌ به‌ كار می‌بندم‌، ولی‌ گاهی‌ اوقات‌ جامه‌ عمل‌ پوشاندن‌ به‌ آن‌ برایم‌ دشوار است‌.

4.
آیا سرگرمی‌ها و كارهای‌ ذوقی‌ تان‌ در كار روزانه‌ تان‌ تداخل‌ ایجاد می‌ كنند؟
هرگز
بله‌، اكثر اوقات‌
گاهی‌ اوقات‌

5.
به‌ شدت‌ مایلید كه‌ تعطیلات‌ آخر هفته‌ را درخانه‌ در كنار اعضای‌ خانواده ‌تان‌ سپری‌ كنید كه‌ ناگهان ‌كاری‌ اضطراری‌ برایتان‌ پیش‌ می‌آید. واكنش‌ شماچیست‌؟
از تمام‌ برنامه‌ ریزی‌های‌ تعطیلات‌ چشم‌ پوشی‌ و صرفنظر می‌كنید تا كارتان‌ را به‌ نحو احسن‌ انجام ‌دهید.
از انجام‌ آن‌ كار اضطراری‌ سر باز می ‌زنید، چرا كه‌ برنامه‌ های‌ زیادی‌ برای‌ تعطیلات‌ در نظر دارید.
1  
سعی‌ می‌ كنید شخصی‌ را بیابید تا به‌ جای‌ شما آن‌ كار را انجام‌ دهد.

6.
كار جدیدی‌ پیدا كرده ‌اید كه‌ متوجه‌ می ‌شوید یكی‌ از مؤسسات‌ محل‌ دوره‌ای‌ را برگزار می‌ كند كه‌ درارتباط مستقیم‌ با كار جدید تان‌ است‌. واكنش‌ شما چه‌ خواهد بود؟
حتی‌ اگر مجبور شوید كه‌ هزینه‌ آن‌ را خودتان ‌بپردازید، مشتاقانه‌ در آنجا ثبت‌ نام‌ می‌ كنید.
تمایلی‌ به‌ گذراندن‌ آن‌ دوره‌ از خود نشان ‌نمی ‌دهید.
فقط اگر شركت‌ محل‌ كارتان‌ هزینه‌ آن‌ دوره‌ را تقبل‌ كند، تن‌ به‌ گذراندن‌ آن‌ می ‌دهید.

7.
آیا خارج‌ از محیط كارتان‌، در مورد مسایل‌ آن ‌با كسی‌ صحبت‌ و درد دل‌ می‌ كنید؟
خیلی‌ به‌ ندرت‌
خیر، چون‌ به‌ محض‌ خروج‌ از اداره‌، تمام ‌مسایل‌ و موضوعات‌ مربوط به‌ آن‌ را به‌ دست‌ فراموشی‌ می ‌سپارم‌.
گاهی‌ اوقات

8.
آیا در حال‌ حاضر مشغول‌ انجام‌ كاری‌ هستید كه‌ همیشه‌ خواهانش‌ بودید؟
بله‌، این‌ دقیقا همان‌ شغلی‌ است‌ كه‌ همیشه ‌آرزویش‌ را در سر می ‌پروراندم‌.
خیر، به‌ هیچ‌ وجه‌
گاهی‌ تصور می‌ كردم‌ كه‌ مشغول‌ انجام‌ چنین‌كاری‌ شوم‌.

9.
یک‌ روز صبح‌ اول‌ وقت‌ از خواب‌ بر می‌ خیزید و احساس‌ می ‌كنید كه‌ حالتان‌ خوب ‌نیست‌؛ مدام‌ از خود می‌ پرسید كه‌ شاید دچار سرماخوردگی‌ شدید یا حتی ‌آنفولانزا شده‌ باشید. چه‌ خواهید كرد؟
به‌ سركارتان ‌می‌روید و تاجایی‌ كه ‌توان‌ دارید خودتان‌ راسر پا نگه‌ می‌دارید تا كارهای‌ روزمره ‌تان‌ را انجام‌ دهید.
مهر تأیید روی‌ بیماریتان‌ می‌ زنید و به‌ این‌ امید كه‌ با یک‌ روزاستراحت‌ كامل‌ در خانه‌ بهبود كامل ‌می ‌یابید، مرخصی‌ می ‌گیرید.
به‌ پزشك‌ مراجعه‌ می‌ كنید و درمورد رفتن‌ به‌ سر كار نظر او را جویا می‌شوید.

10.
از شما درخواست‌ می ‌شود كه‌ یك‌ دوره‌ رزیدنتی‌ را بگذرانید.  اتفاقا محل‌ برگزاری‌ آن‌ دوره ‌كاملا نزدیک‌ محل‌ سكونت‌ شما است‌. چه‌ می ‌كنید؟
2  
در آن‌ دوره‌ شركت‌ می ‌كنم‌ و حتی‌ با خوشحالی‌ شب‌ را در آنجا سپری‌ خواهم‌ كرد، چون‌ من‌ عضوی‌ از یک گروه‌ هستم‌ و نمی ‌خواهم‌ به‌ عنوان‌ یک‌ استثناء درنظر گرفته‌ شوم‌.
0  
در آن‌ دوره‌ شركت‌ می‌ كنم‌، ولی‌ از آنجایی‌ كه ‌محل‌ برگزاری‌ آن‌ كاملا نزدیک‌ منزلم‌ است‌، شب‌ را آنجا سپری‌ نخواهم‌ كرد.
1  
در آن‌ دوره‌ شركت‌ می‌كنم‌، ولی‌ فقط اگر شركت‌ محل‌ كارم‌ مرا برای‌ اقامت‌ شبانه‌ در آنجا انتخاب‌ كند، شب‌ را آنجا سپری‌ می ‌كنم‌.

11.
آیا صبح‌ اول‌ وقت‌، بد خلق‌ و عبوس‌ هستید؟
خیلی‌ به‌ ندرت‌، چون‌ من‌ هر روز را به‌ عنوان‌ یک‌ چالش‌ مهیج‌ جدید در نظر می‌ گیرم‌.
فقط اگر یک‌ روز كاری‌ وسط هفته‌ باشد، چنین‌ احساسی‌ به‌ من‌ دست‌ می ‌دهد.
1  
گاهی‌ اوقات‌ دچار چنین‌ احساسی‌ می‌ شوم‌.

12.
آیا به‌ نظر شما، هوش‌، عقل‌ و شعور منجر به ‌موفقیت‌ می‌ شوند؟
آنها به‌ تنهایی‌ منجر به‌ موفقیت‌ نمی‌شوند.
بله‌، فقط اشخاص‌ باهوش‌، عاقل‌ و با شعورمی‌ توانند در زندگی‌ موفقیت‌ را از آن‌ خود كنند.
اینها عوامل‌ مؤثر و كمک‌ بزرگی‌ محسوب ‌می ‌شوند.

13.
آیا خودتان‌ را فردی‌ بی ‌رحم‌ و سنگدل‌ تلقی ‌می ‌كنید؟
زمانی‌ كه‌ پای‌ رسیدن‌ به‌ خواسته ‌ام‌ به‌ میان ‌می‌آید، می ‌ترسم‌ كه‌ چنین‌ شوم‌.
0  
خیر، كلا از افراد بی ‌رحم‌ و سنگدل‌ بیزارهستم‌.
1  
شاید تا حدی‌

14.
به‌ نظر شما، آیا لازم‌ است‌ هر شش‌ ماه‌ یک ‌مرتبه‌، یک جلسه‌ سنجش‌ و ارزشیابی‌ با رئیس ‌تان‌ داشته‌ باشید؟
2  
بله‌، برقراری‌ این‌ جلسات‌ نقطه‌ نظری‌ عالی‌ به‌ حساب‌ می‌آید، چون‌ به‌ منزله‌ فرصتی‌ فوق‌ العاده‌ برای ‌بحث‌ و گفتگو و تبادل‌ نظر در مورد ابعاد و جنبه ‌های ‌مختلف‌ و جزئیات‌ حرفه‌ ام‌ است‌.
قطعا خیر، چون‌ این‌ جلسات‌ فقط اتلاف‌ وقت ‌به‌ حساب‌ می‌آیند.
بله‌، اگرچه‌ قبل‌ از شروع‌ چنین‌ جلساتی‌، به ‌شدت‌ نگران‌ و دلواپس‌ خواهم‌ بود.

15.
زمانی‌ كه‌ می‌ خواهید در یک‌ مصاحبه‌ شركت ‌كنید، چه‌ احساسی‌ به‌ شما دست‌ می ‌دهد؟
2  
از مصاحبه‌ لذت‌ می‌برم‌، چون‌ فرصت‌ ابراز وجود پیدا می‌ كنم‌
به‌ وحشت‌ می‌ افتم‌
شاید تا حدی‌ عصبی‌ می‌ شوم‌

16.
یكی‌ از همكارانتان‌ ارتقاء كاری‌ می ‌یابد. چه ‌احساسی‌ به‌ شما دست‌ می ‌دهد؟
به‌ شدت‌ ناراحت‌ می ‌شوید و در پی‌ علت‌ و یافتن‌ مشكل‌ هستید كه‌ چرا این‌ ارتقاء برای‌ شما صورت‌ نگرفته‌ است‌.
به‌ خاطر او، خوشحال‌ می‌ شوید.
تا حدی‌ حسودی‌ تان‌ می ‌شود.

17.
نظرتان‌ در مورد سخت‌ كوشی‌ چیست‌؟
2  
به‌ نظر من‌، سخت‌ كوشی‌ شیوه‌ به‌ پایان ‌رساندن‌ كارهای‌ نیمه‌ تمام‌ است‌.
به‌ نظرم‌ به‌ شدت‌ خسته‌ كننده‌ و فرساینده‌ است‌.
اگر قدر زحماتم‌ را بدانند و پاداش‌ دهند، آن‌ را محترم‌ تلقی‌ می‌ كنم‌

18.
اگر برنده‌ جایزه‌ بزرگی‌ شوید، چه‌ می‌ كنید؟
2  
به‌ شیوه‌ خاص‌ خودم‌ یک‌ كار بازرگانی‌ بزرگ‌ و پر ریسک‌ را به‌ راه‌ می‌اندازم‌ و در عین‌ حال‌ كار سابقم ‌را هم‌ ادامه‌ می ‌دهم‌.
0  
از كارم‌ استعفا می ‌دهم‌ و یك‌ زندگی‌ مرفه‌ و پرتجمل‌ برای‌ خودم‌ دست‌ و پا می ‌كنم‌ و از آن‌ نهایت‌ استفاده‌ را می ‌برم‌.
1  
در یک‌ كار بزرگ‌ سرمایه‌ گذاری‌ می‌ كنم‌ وشخص‌ لایقی‌ را برای‌ مدیریت‌ آن‌ بر می ‌گزینم‌.

19.
آیا قبول‌ دارید كه‌ با تمرین‌ و ممارست‌ زیاد، عیب‌ و نقص‌ها كاهش‌ می ‌یابند؟
بله‌، به‌ نظر من‌ با تمرین‌ و ممارست‌ بیشتر، نتیجه‌ بهتر حاصل‌ می ‌شود.
خیر، چون‌ هیچ‌ كس‌ بی‌عیب‌ و نقص‌ نیست‌.
در این‌ دوره‌ و زمان‌، هیچ‌ كس‌ وقت‌ زیاد برای تمرین‌ و ممارست‌ زیاد ندارد.

20.
آیا به‌ حضور در هیئت ‌های‌ بررسی‌ و كمیسیون‌ها علاقمند هستید؟
ترجیح‌ می ‌دهم‌ كه‌ در كمیسیون‌ سازمانی ‌شركت‌ كنم‌ كه‌ عضوی‌ از آن‌ هستم‌.
نه‌ خیلی.‌
1  
اگر مجبور باشم‌، گاهی‌ اوقات‌ تن‌ به‌ این‌ كارمی‌ دهم‌.

21.
ترجیح‌ می‌ دهید كه‌ استعداد منحصر به‌ فرد و ویژه‌ تان‌ را در چه‌ زمینه‌ ای‌ بارور سازید؟
در صورت‌ امكان‌ از آن‌ برای‌ به‌ راه‌ انداختن‌ یک‌ كار و حرفه‌ جدید بهره‌ می ‌گیرم‌.
برای‌ شروع‌ یک‌ كار تفننی‌ و ذوقی‌ جالب‌ وخوشایند.
1  
در جایی‌ كه‌ ضرورت‌ و نیاز به‌ آن‌ وجود داشته‌ باشد.

22.
آیا به‌ قدرت‌ بازنگری‌ (بازاندیشی‌) معتقد هستید؟
2  
به‌ نظر من‌، این‌ عمل‌ برای‌ مرور گذشته‌ و تجزیه ‌و تحلیل‌ اشتباهاتمان‌ و اطمینان‌ حاصل‌ كردن‌ از تكرار نشدن‌ آنها در آینده‌، اهمیت‌ زیادی‌ دارد.
خیر، چون‌ نمی ‌توان‌ در گذشته‌ و كارهای‌انجام‌ شده‌ تغییری‌ صورت‌ داد.
1  
گاهی‌ اوقات‌ به‌ آن‌ اعتقاد پیدا می ‌كنم‌، ولی‌هیچ‌ شخص‌ عاقلی‌ دست‌ به‌ این‌ كار نمی‌ زند.

23.
آیا اثر خوب‌ گذاشتن‌ روی‌ برخی‌ از افراد مناسب‌ و شایسته‌، برایتان‌ مهم‌ است‌؟
خیلی‌ به‌ ندرت‌.
خیر، چون‌ آن‌ را خود شیرینی‌ تلقی‌ می ‌كنم‌.
1  
گاهی‌ اوقات.

24.
از كجا الگو برداری‌ كرده‌ و انگیزه‌ می‌ گیرید؟
از هر دو و در عین‌ حال‌ درون‌ خودم‌.
از رئیسم.
1  
از نزدیک ‌ترین‌ اعضای‌ خانواده‌ ام.

 

 

 

 

نتیجه تست :

 

بین 40 تا 48 امتیاز :

اگر تاكنون‌ به‌ موفقیت‌ دست‌ نیافته‌اید، قطعا جای‌شك‌ و تردیدی‌ نیست‌ كه‌ روزی‌ موفقیت‌ را از آن‌ خودخواهید كرد. و اگر هم‌ اكنون‌ فرد موفقی‌ به‌ حساب‌می‌آیید، قطعا روزی‌ به‌ موفقیت‌های‌ بزرگتر دست‌می‌یابید. شما دارای‌ تمام‌ خصوصیات‌ و ویژگی‌های‌لازم‌ برای‌ یك‌ فرد موفق‌ هستید، مثل‌: جربزه‌، قابلیت‌،قدرت‌ روحی‌، استقامت‌، پیگیری‌، قوه‌ تخیل‌،استعداد، ابتكار عمل‌ و قوه‌ تشخیص‌. و آن‌ چنان‌ جاه‌ طلب‌ و بلند پرواز هستید كه‌ می‌توانید به‌ موفقیت‌ها ودستاوردهایی‌ نایل‌ گردید كه‌ می‌دانید قادر به ‌كسبشان‌ هستید. تا زمانی‌ كه‌ به‌ كار، خود وخانواده ‌تان‌ اهمیت‌ زیادی‌ می ‌دهید، از تعادل‌چشمگیر مناسبی‌ از زندگی‌ برخوردار خواهید بود، سرانجام‌ به‌ خوشبختی‌ و شادمانی‌ حقیقی‌ خواهیدرسید و تمام‌ اهداف‌ برنامه‌ ریزی‌ شده‌ در زندگی‌ كاری ‌و شخصی‌ تان‌ را به‌ مرحله‌ اجرا در خواهید آورد.
    

بین 20 تا 39 امتیاز :

شما همیشه‌ سودای‌ موفقیت‌ را در سر می ‌پرورانید و تا حد زیادی‌ شرایط آن‌ را دارا هستید، ولی‌ شای دبهتر باشد كه‌ كمی‌ اعتماد به‌ نفس‌ را در خودتان‌ تزریق‌كنید و كارها را جدی ‌تر بگیرید و هرگز سخت‌ كوشی‌ رافراموش‌ نكنید. در آن‌ صورت‌ اگر خودتان‌ را باور كنید،قطعا موفقیت‌ از آن‌ شما خواهد بود. شاید موفقیت‌همان‌ چیزی‌ باشد كه‌ همیشه‌ در آرزویش‌ هستید، ولی‌هرگز در زندگی‌ رخ‌ دادن‌ آن‌ را باور ندارید. اگرچه‌،خودتان‌ را فرد سخت‌ كوشی‌ تلقی‌ می‌كنید، ولی‌ آیااین‌ سخت‌ كوشی‌ و جدیت‌ در خدمت‌ دیگران‌ است‌ یادر خدمت‌ خودتان‌؟ اگر سخت‌ كوشی‌ شما در جهت ‌خدمت‌ به‌ دیگران‌ است‌، پس‌ باید این‌ باور را درخودتان‌ تقویت‌ كنید كه‌ سخت‌ كوشی‌ پاداش‌ خاص‌خودش‌ را به‌ ارمغان‌ می‌آورد و باید در طول‌ زمان‌منتظر كسب‌ آن‌ باشید. اگر خودتان‌ را متقاعد كنید كه‌این‌ امر امكان‌پذیر و شدنی‌ است‌، می‌توانید دیگران‌ راهم‌ متقاعد سازید. اگرچه‌، جامه‌ عمل‌ پوشاندن‌ به‌ این‌كار همیشه‌ ساده‌ نیست‌، ولی‌ قطعا امكان ‌پذیر است‌، چرا كه‌ بسیاری‌ از افراد صحت‌ آن‌ را به‌ اثبات ‌رسانده ‌اند.
    
كمتر از 20 امتیاز:
اگر مایلید موفقیت‌ را در زندگی‌ از آن‌ خود سازید، سخت‌ كوشی‌، جدیت‌ و تعهد لازمه‌ آن‌ هستند. ولی‌ آیااین‌ خواسته‌ واقعی‌ شما در زندگی‌ است‌؟ احتمالامعتقدید كه‌ شادمانی‌ مهمتر از موفقیت‌ در زندگی‌است‌. و در حالی‌ كه‌ در نظر اكثر افراد، شادمانی‌ درجاه‌طلبی‌ و بلند پروازی‌ است‌، ولی‌ شما در هنگام‌بهره‌مندی‌ از یك‌ زندگی‌ باثبات‌ خانوادگی‌، یك‌ حرفه‌ثابت‌ و دائمی‌ بدون‌ مسؤولیت‌ و تعهدات‌ زیاد و یك‌حقوق‌ ماهانه‌ ثابت‌ و منظم‌ راضی‌ و خوشحال‌می‌گردید. فقط به‌ یاد داشته‌ باشید كه‌ هر كسی‌خصوصیات‌ خاص‌ خودش‌ را داراست‌ و شادمانی‌ درحصول‌ خواسته‌های‌ شخصی‌ افراد نهفته‌ است‌.

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

نماز مهمترين وسيله تقرب به خدا (1)

مقدمه
قال الامام علىّ بن ابى طالب(عليه السلام): الله الله فى الصّلوة فإنّها عمود دينكمخدا را، خدا را درنظر گيريد در توجه به نماز، كه پايدارى دينتان به نماز باشد.
گر چه هر يك از احكام و فرائض دينى به جاى خود از اهميت و ارزش خاصى برخوردار است، امّا در اين ميان بعد از معرفت الهى هيچ فريضهاى به والايى مرتبه نماز نرسد. چرا كه اين، تنها نماز است كه معراج مؤمن و عامل تقرب انسان وارسته، به خدا شناخته شده و معيار پذيرش همه واجبات قرار گرفته است. به اين جهت آخرين پيام سفيران الهى، سفارش به نماز، اين استوانه استوار دين بوده، چنانچه پرسش نخستين روز رستاخيز هم از آن خواهد بود.
آرى نماز، تنها محبوبِ دلدادگان به حضرت حق و روشنى ديده و چراغ راه پويندگان كوى دوست و محفل انس خلوت نشينان وادى عرفان است. آنان كه زندگى را بىياد او نخواهند و رستگارى خويش را با شهادت در محراب نماز بينند فزت ورب الكعبة و با تمام وجود در راه زنده داشتن نام و ياد خداى خويش و اقامه نماز و راز و نياز با او كوشند و سرانجام خود فدايى راه نماز شوند اشهد انّك قد اقمت الصلوة اين همه، جايگاه ويژه و عظمت فوق العاده اين فرضيه الهى را روشن مىسازد و همگان را به تعظيم اين عالىترين نمونه شعائر الهى وادار مىكند، كه هم خود، اهل نماز و راز و نياز باشند و هم در جهت اشاعه فرهنگ نورانى نماز در جامعه تلاشى پيگير نمايند، (الذين إن مكنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة)، تا به وظيفه دينى خود عمل نموده باشند و همواره مشمول رحمت بىپايان الهى قرار گيرند.
و در اين راستا فضلاى اهل قلم حوزه، رسالتى بس عظيم دارند كه با تأليف و انتشار آثار ارزشمند دينى، فرهنگ نماز و انس با خداوند متعال را در جامعه دينى ترويج دهند و رايحه دلپذير معنويت را به فضاى جان همگان بويژه نسل جوان برسانند. باشد كه گامى در جهت ترويج فرهنگ دينى برداشته و از اقامه كنندگان نماز باشيم. حمد و سپاس خدايى را سزاست كه شكر شاكرين و حمد حامدين و ذكر ذاكرين و سعى خالصين متوجه درگاه اوست. ستايش بيكران مرا و راست كه در خلق خويش هيچ كاستى نگذاشت بل همه مخلوقات حتى پست ترين شان را به راستى بگذاشت. تسبيح لايتناهى بر آستان او كه آدمى را در مسير سعادت بر همه موجودات، ولايت و تاج خلافت در سياره زمين بر او كرامت و خلعت لقد كرّمنا بر اندامش عنايت و بعد از تكوين، مصداق فتبارك بر قامتش مقالت فرمود.
حمد و آفرين بر ذات جهان آفرين كه هستى را آميخته با حكمت و تعاليم را براى بشر همراه با مصلحت و براى وصول به سربلندى و عزّت توأم ساخته است. و درود بى پايان بر ختم پيامبران و فص رسولان و اهل بيت و پاكان كه شريعت به دست ايشان پايان و حجت خدا به عصمت آنان تمام گرديد. درود بى منّت و سلام با عزت بر سالكان راه طريقت و شاهدان كوى حقيقت كه سر در راه حفظ شريعت در كف اخلاص نهاده و نزد دوست تحفه بردند.
با حمد بى انتهى بر ذات ربوبى و درود بى منتهى بر شأن مصطفوى، مُصحف بى مقدار نماز را محمّد ساخته تا شايد از اين فريضه الهى كه بزرگترين و مهمترين فريضه در تمامى اديان الهى تشريع شده، نفوس مستعده بهره گيرند.
بر همه جوانان معزّز و مكرّم، معرفت به اين نكته لازم است كه در دين مبين اسلام، نماز لبيك همه ذاكران، عمل آزادگان، طواف عارفان، ميقات كعبه عاشقان، سعى وصفاى پاكدلان، پرواز بيدار دلان مقصد سالكان، داروى دلهاى مجروح، شفاى قلبهاى محزون و تسكين دلهاى مفتون است. نماز كمال عابدان و معراج عالمان، معبد عاشقان و گل خوشبوى بوستان قلب پاك جوانان است.
جوان چون واجد قلب پاك و فاقد و فارغ از هرگونه ارزشهاى ناپاك است مىتواند با نماز، پلّه هاى كمال را طى كند و به قلّه جمال باريابد. با برپايى نماز به مقام سرورى و سيادت راه يابد و دعاى اللهم اجعلنى للمتقين اماماً (خدايا مرا پيشواى پرهيزكاران قرارده) را ورد كلام خود سازد.
چون كه هيچ عملى مثل نماز بينى شيطان را به خاك مذلّت نمىسايد و توجهات الهى را نصيب انسان نمىسازد و هيچ بندهاى جز از طريق نماز به مقام قرب نمى رسد. بسيار زيبا فرمودهاند آن رهبر فرزانه كه: مبتدى ترين انسانها رابطه خود را با خدا به وسيله نماز آغاز مىكنند. برجسته ترين اولياء خدا نيز بهشت خلوت اُنس خود با محبوب را در نماز مىجويد. اين گنجينه ذكر و راز را هرگز پايانى نيست و هر كه با آن بيشتر آشنا شود جلوه و درخشش بيشترى در آن مى يابد*
پس بيائيم همّت نمائيم كه با تمسك به نماز به مقام قرب، راه يابيم و جوانى خويش را با سيره مردان الهى گره زنيم تا شايد در جهان جاودانى در منزلگه صادقان و صالحان منزل گزينيم كه طوبى لهم و حسن مآب.
براى جوانان عزيز بايد مسلّم باشد كه هر چه در بهار جوانى كاشتند در پائيز پيرى درو خواهند نمود و به سنين بعد از جوانى عبادت را موكول نمودن از وسوسه هاى شيطانى است.

 
جوانا ره طاعت امروز گير
كه فردا جوانى نيايد ز پير
 

فصل اوّل : نقش نماز در شخصيت جوانان
براى پرداختن به اين موضوع كه نماز در ساختار شخصيت جوان، موجد چه آثارى بوده و نقش و تأثير آن تا چه حدى است به نظر مىرسد كه تبيين و توضيح چند مطلب در اين باب لازم و ضرورى باشد. نخست حقيقت و روح نماز است و ديگرى اهميت دوران نوجوانى و جوانى و نيز روحيه انفعالى و تأثير پذيرى اين نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجى است.
به نظر مى رسد تا وقتى كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جايگاه خود را پيدا نكنند فوايد و آثار اين امر عبادى يعنى نماز در زندگى جوانان در پردهاى از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جايگاه حقيقى خود را پيدا نكند. لذا به همين خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعديل و تكامل شخصيتى و ايفاى نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى جوانان را بيان خواهيم كرد.
 

روح و حقيقت نماز
نماز لفظ و واژهاى است كه در متون دينى ما بعنوان صلاة از آن ياد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه يكى از آن معانى، همين عمل مخصوصى است كه به نام نماز در دين اسلام تشريع شده است. اين لفظ در برخى از آيات به معناى سلام و تحيت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن مىفرمايند:
إنَّ الله و ملائكته يصلّون على النّبى يا ايّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماًهمانا خداوند و فرشتگان بر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) درود مىفرستند شما هم اى اهل ايمان بر او صلوات و درود بفرستيد و با تعظيم بر او سلام گوئيد(1).
و در آيه ديگر با اشاره به همين معنى مىفرمايند: هو الذى يصلى عليكم وملائكته اوست خدايى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحيت و رحمت مى فرستند(2).
وبه معناى دعا هم در برخى از آيات آمده است. آنجا كه به پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده مىشود خداوند مىفرمايد بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكيهم بها وصلّ عليهم إنّ صلواتك سكن لهم.
اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگير تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكيزه سازى و آنها را به دعاى خير ياد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطر آنهاست(3).
صلاة به هر دو معناى مزبور كه در حقيقت به معناى واحد بر مىگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نيست بلكه مراد از صلاة همان معنايى است كه با طريق مشخص و با اركان مخصوص و جزئيات معين از طرف شارع مقدس، حقيقت پيدا كرده است و پيامبر خاتم(صلى الله عليه وآله وسلم)آن حقيقت نازله را در عمل تشريع و خود، آن را تحقق عملى بخشيد. نه تنها شخص پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمين موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق الليل.
نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريكى شب برپا دار(4).
كه اين آيه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با اين شيوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمين روشن و آشكار است چيزى نيست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)و اهل بيتش استفاده مىشود پر واضح است كه اين تلقى از نماز يعنى اعمال مخصوصه اى كه با تكبيرة الاحرام شروع و به سلام ختم مى گردد.
و اين است معناى ديگرى كه از آيات استفاده مىشود. آنچه كه مسلّم است اين است كه اين عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته مىشود تمام حقيقت نماز نيست بلكه اين صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى است الهى كه تحقق آن همانند ساير امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دينى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات يكتايى كه در مقابل عظمت و جلالت او قيام نموده است.
حقيقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقيقت انسان و انسانيت او به جسم مادى است. همانطور كه حقيقت انسان در اين جسم خاكى و هيكل مادى قالب گيرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به اين شكل ظاهرى وجود يافته است چنانچه خداوند فرمايد: وقد خلقتكم اطواراً وبه تحقيق شما را به صورت گوناگون آفريد(5).
حقيقت نماز هم چون ساير امور در باطن و روح او نهفته شده كه اين قالب و صورت را پذيرا شده است هرگاه آن حقيقت بخواهد در عالم خارج تحقق يابد قطعاً بايد در همين طور و قالب خاص باشد و در غير اين صورت نماز نبوده بلكه پديده ديگرى است.
هرگاه اين قالب خاص و صورت ظاهرى نماز با روح و باطن آن آميخته و قرين گردد نماز حقيقت خود را يافته و تأثير خود را مىگذارد. در چنين صورتى است كه اين امر الهى، ستون دين(6)، معراج مؤمنين(7)، روشنگر چهره مسلمين(8)، مقرِّب متقين(9)، مكمّل اخلاص مخلصين، مبعِّد خصائص ملحدين(10)، مسوِّد چهره شياطين(11)، ومميّز مؤمنين از كافرين(12)، قرار مى گيرد.
پس نمازى كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطى شى نخواهد بود. بنابر اين قيام به ظاهر آن، تحركى در نماز گزار ايجاد نخواهد كرد و از سوى ذات بارى به اين نماز اقبال و توجهى نيست چنانچه از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمودند: خداوند متعال نظر نمى افكند به نمازى كه آدمى دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند(13).
پس حقيقت نماز اعم از صورت ظاهرى و معناى باطنى است و تمسك به هر يك از اين دو بدون ديگرى نماز نيست در نتيجه هم كسانى كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بى خبرند از حقيقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمىخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقيقت آن رسيده ايم معرفتى از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقيقت است.
 

اهميت دوران جوانى
بر هيچ اهل علمى پوشيده نيست كه در شكل گيرى شخصيت هر فرد، مقطع جوانى از جايگاه خاص و اهميت ويژهاى برخوردار است. شايد بتوان گفت كه ثبات شخصيت هر انسانى در اين سنين آغاز و به هر نحوى كه شكل گيرد غالباً به همان صورت قوام يافته و تثبيت مىگردد و به همين دليل در روايات بر اهميت و برترى اين مقطع سنى تأكيدات زيادى رفته و نيز روانشناسان اين دوره را حيات مجدد انسان ناميده اند.
صاحب شريعت اسلام، حضرت خير الانام كه از سر چشمه وحى الهام مىگرفت در تكريم و احترام به جوانان فرمودند:
فضل الشابّ العابد الذى يَعبُدُ فى صباه على الشيخ الذى يَعبُد بَعْدَ ماكَبُرَتْ سِنُّهُ كفضلِ المرسلين على ساير النّاس. فضيلت و برترى جوان عابد كه از آغاز جوانى خدا را عبادت كند بر پيرى كه وقت پيرى مشغول عبادت گردد چون فضيلت پيغمبران است بر ساير مردم(14).
و در جاى ديگر با اشاره به ارزش جوانى مىفرمايد: اغتنم شبابك قبل هرمك. جوانى تان را قبل از فرارسيدن پيرى غنيمت و قدر بدانيد(15).
وخطاب به والدين و مربيان در برخورد با جوانان و نوجوانان مىفرمايند:
اوصيكم بالشّبان خيراً فانّهم اَرَقُّ افئِدةً انّ الله بعثنى بشيراً ونذيراً فحالفنى الشُّبّانُ وخالفنى الشيوخُ ثُمَّ قَرَاَ فطال عليهم الأمَدُ فقستْ قلوبُهُم. به شماها در باره نوبالغان و جوانان به نيكى سفارش مىكنم كه آنها دلى رقيقتر و قلبى فضيلت پذيرتر دارند. خداوند مرا به پيامبرى برانگيخت تا مردم را به رحمت الهى بشارت دهم و از عذابش بترسانم. جوانان سخنان مرا پذيرفتند و با من پيمان محبت بستند ولى پيران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم برخاستند. سپس به آيهاى از قرآن اشاره كرد و درباره مردم كهن سال و پير كه مدت زندگى آنان به درازا كشيده و دچار قساوت قلب شده اند سخن گفت(16).
همه اين سخنان گوهر بار كه در خطاب به مسلمانان تأكيد داشتند علاوه بر سيره عملى و برخورد بزرگوارانه و محترمانهاى كه با جوانان داشتهاند حاكى از حساسيت عنفوان جوانى است. بنابراين از منظر علم و دين، در تمام عمر و طول حيات انسانى هيچ برههاى مهمتر از دوره نوجوانى و جوانى نيست. يكى از روانشناسان معروف غربى بنام دكتر ماى لى در اهميت اين دوره از عمر آدمى چنين مى گويد:
در نوجوانى مسأله شخصيت و هويّت با شدّت تمام از نو وارد ميدان مىشود پس نوجوانى و جوانى يكى از مراحل و مراتب بارور هستى است كه طى آن ساختهاى قطعى شخصيت و هويت بزرگسال تثبيت شده يا دوباره مطرح مى كردند(17).
 

انعطاف پذيرى روحيه جوانان
نسل جوان تنها قشر منحصر به فردى است كه بيشترين روحيه تأثير پذيرى را داراست شفافيت روحيه جوانان و حساسيت ايشان، عامل اصلى توجه دستگاههاى تبليغاتى استكبار و بنگاههاى فرهنگى غرب، براى سوق دادن آنان به انحرافات اخلاقى و اهداف پليد خويش در طول تاريخ بوده است. درست از زمانى كه دنياى غرب در اثر تحقيقات و مطالعات خود به اين نتيجه رسيد كه جوانان آسيب پذيرترين قشر هر جامعهاند با تشكيل بنگاههاى فرهنگى تبليغى همه همت خود را در به دام انداختن آنان به فساد و تباهى تحت عنوان آزادى و عناوين مقدس ديگر به كار گرفت تا اينكه به اغراض استكبارى و سلطه طلبى خود دست يازد. اگر چه غرب در القاى فرهنگ خود به كشورهاى اسلامى از راههاى متعدد و در سطوح مختلف وارد عمل شده است ولى تاريخ بهترين شاهد و گواه است كه نفوذشان بيشتر از طريق جوانان تحصيل كرده يا عوام مقلد (جوانانى كه به مبانى دين آشنايى چندانى ندارند) بوده است كه سقوط اسلام در اندلس (اسپانياى فعلى) يا سلطه غرب بر مسلمانان الجزاير بهترين نمونه تاريخى است.
روح ظريف و باقد است، احساسات پاك و با لطافت، عواطف زلال و با صداقت، جوان را چون گلى شكفته و با طراوت نموده است كه بيشترين تأثير پذيرى را براى پژمرده شدن داراست.
تشبيه نوجوان و جوان به نهال نورس در كلمات معصومين، حاكى از همين مطلب است كه او را مى توان به هر جهتى هدايت نمود بر خلاف درخت تنومندى كه كسى قادر به جهت دهى او نيست مگر با بريدن تنه آن درخت.
بنابر اين جوانى با نوعى اثر پذيرى روحى و حالات انفعالى و تشويشات ذهنى همراه و آميخته است كه كمتر صبغه و رنگ عقلى و استدلالى دارد. به همين جهت عوامل خارجى در جهات مثبت يا منفى بيشترين اثر را در او مىگذارد. آنچه كه از ديدگاه اسلام مهم است سوق دادن او به سوى تكامل انسانى و اهداف متعالى است. سنت و سيره پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) و اولاد طاهرينش نسبت به جوانان، مبيّن همين نكته است.
پس صرفاً بكار گرفتن احساسات جوانان و تشويق و تحريص آنان از قدرت احساسى و عاطفى مقصود شارع مقدس نيست بلكه سوق دادن آن در قلمرو دين و عقلانى نمودن اهداف عاليه انسانى، همه همت رهبران دين مى باشد و ادعاى ما اين است كه همه تعاليم دين و احكام الهى خصوصاً نماز در همين راستا بر مسلمين فرض و واجب شده است.

ادامه دارد ...

 

پی نوشت ها :
 * پيام مقام معظم رهبرى حضرت آية الله خامنه اى، مهرماه 1370.
1. سوره مباركه احزاب، آيه 56.
2. سوره مباركه احزاب، آيه 43.
3. سوره مباركه توبه، آيه 103.
4. سوره مباركه اسراء، آيه 78.
5. سوره مباركه جن، آيه 14.
6. تهذيب، ج1 ص173 روايت 68. كافى، ج7 ص25 روايت 7.
7. بحار الانوار، ج82 ص303 روايت 2 باب 4.
8. نهج الفصاحه، حديث 1874.
9. اصول كافى، ج3 ص265 روايت 6. نهج الفصاحه، حديث 1878.
10. مجمع البيان، ج7 ص447 ذيل آيه 45 عنكبوت.
11. نهج الفصاحه، حديث 1877.
12. نهج الفصاحه، حديث 1098.
13. معراج السعاده، ص668.
14. نهج الفصاحه، حديث 2050.
15. نهج الفصاحه، حديث 372.
16. سفينه البحار، ج2 ص176.
17. دكتر ماى لى ـ شخصيت ـ ترجمه دكتر محمود منصور، ص120.

 

منبع : راسخون

 

  لينک های هفته             

ويژه نامه محرم 1433

 

ویژه نامه مقالات محرم الحرام 1433

 

ویژه نامه مداحی و سخنرانی محرم الحرام 1433

 

دو هفته نامه مهندسی فرهنگی

 

انجمن حرفه ای متفکران و محققان

 

پایگاه و موتور جستجوی قطره

 

خبرگزاری قرآنی ايران

 

تصاویری شگفت انگیز از فرار از مرگ خلبان جت در دقیقه آخر!
کاپیتان برایان بوز 36 ساله عضو نیرو هوایی رویال کانادا در حال تمرین با هواپیمای جنگنده جت CF-18 خود بود که ناگهان با نقص فنی روبرو شد و در دقایق آخر توانست با پریدن از جت جنگنده جان خود را نجات دهد.