ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و چهل    

شنبه 3 دی 1390 28 محرم 1433 24 دسامبر 2011  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ 18 يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ 19 وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنبِيَاء وَجَعَلَكُم مُّلُوكًا وَآتَاكُم مَّا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِّن الْعَالَمِينَ 20 يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ 21 قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ 22 قَالَ رَجُلاَنِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ 23

ترجمه فارسي مکارم

 

يهود و نصارى گفتند: ما، فرزندان خدا و دوستان (خاص) او هستيم بگو: پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مى ‏كند؟! بلكه شما هم بشرى هستيد از مخلوقاتى كه آفريده; هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، مى ‏بخشد; و هر كس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات مى ‏كند; و حكومت آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، از آن اوست; و بازگشت همه موجودات، به سوى اوست 18 اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد; در حالى كه حقايق را براى شما بيان مى ‏كند; تا مبادا (روز قيامت) بگوييد: نه بشارت دهنده‏اى به سراغ ما آمد، و نه بيم دهنده‏اى‏! (هم اكنون، پيامبر) بشارت ‏دهنده و بيم ‏دهنده، به سوى شما آمد! و خداوند بر همه چيز تواناست 19 (به ياد آوريد) هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت: اى قوم من! نعمت خدا را بر خود متذكر شويد هنگامى كه در ميان شما، پيامبرانى قرار داد; (و زنجير بندگى و اسارت فرعونى را شكست) و شما را حاكم و صاحب اختيار خود قرار داد; و به شما چيزهايى بخشيد كه به هيچ يك از جهانيان نداده بود! 20 اى قوم! به سرزمين مقدسى كه خداوند براى شما مقرر داشته، وارد شويد! و به پشت سر خود بازنگرديد (و عقب گرد نكنيد) كه زيانكار خواهيد بود! 21 گفتند: اى موسى! در آن (سرزمين)، جمعيتى (نيرومند و) ستمگرند; و ما هرگز وارد آن نمى ‏شويم تا آنها از آن خارج شوند; اگر آنها از آن خارج شوند، ما وارد خواهيم شد! 22 (ولى) دو نفر از مردانى كه از خدا مى ‏ترسيدند، و خداوند به آنها، نعمت (عقل و ايمان و شهامت) داده بود، گفتند: شما وارد دروازه شهر آنان شويد! هنگامى كه وارد شديد، پيروز خواهيد شد و بر خدا توكل كنيد اگر ايمان داريد! 23

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

الگوی حکومت امام علی (ع)

صاحب این قلم با انتقادات مكرری از دو سو رویاروی بوده است. یكسو كسانی هستند كه پیوسته می گویند چرا می كوشید اندیشه های مدرنیته را و حقوق بشر، دموكراسی، آزادی و عدالت ورزی را از متون سنتی و مذهبی بیرون كشید و نهج البلاغه را كه سخنانی متعلق به ۱۴ قرن پیش است به بیان امروز درآورید. این جماعت اما هیچ گاه بر همین روش درباره سایرین خرده نمی گیرند زیرا این سنت علمی است كه پژوهشگران غربی و دلداده مدرنیته در افكار فیلسوفان یونان باستان در جست وجوی دموكراسی، آزادی، جامعه مدنی و جمهوریت و آداب زمامداری اند.

وقتی در اندیشه ها و متون مسیح و بودا به بازیابی مدارا و تساهل و مبانی و ریشه های تاریخی حقوق بشر می پردازند اما گویی آنجا نه تنها موجه كه شیوه ای علمی است و همان روش در بازیابی شاخص های پیش گفته در قرآن و نهج البلاغه كهنه گرایی است! ما می خواهیم مدرنیته را در امتداد سنت تحقق بخشیم و مدرنیته منقطع از سنت نه ممكن است نه مفید. حقوق بشر و دموكراسی كه ریشه در اعماق فرهنگ و تاریخ (یعنی هویت ما) بیابد پذیرفتنی تر و پایدارتر و كم هزینه تر خواهد بود.

از سوی دیگر انتقادات از جانب سنت گرایان است كه از طرح مقولات سابق الذكر برمی آشوبند و آن را ترویج گفتمان غربی می پندارند گویی كه حقوق بشر و دموكراسی محصول انحصاری غرب است نه دستاورد تاریخی بشر و با زبان نهج البلاغه می نمایانیم كه این مفاهیم و شاخص ها با چه وضوح و درخششی در متن فرهنگی ما حضور دارند.

نویسندگان غیرمسلمان و غیرعرب بسیاری درباره شخصیت و اندیشه های والای امام علی(ع) سخن سرایی كرده و شگفتی های آن را ستوده اند كه اگر مجالی برای بازگویی پاره ای از آنها بود نقد دو سوی انتقادی كه گفته شد را كفایت می كرد. تفاسیر گران بهای نهج البلاغه نیز می تواند نقبی به معانی نغز و عمیق این كتاب گرانسنگ باشد. آنچه در این گفتار كوتاه در مقام بیانش هستیم این است كه نهج البلاغه فصل مبسوطی در باب آئین حكومت داری دارد و بیش از آنكه موعظه ای برای عوام بر فراز منابر باشد دستورالعملی برای زمامداران است. امروزه نگاه مدرن به حكومت در این عبارت خلاصه می شود كه دغدغه فلسفه جدید این نیست كه چه كسانی حكومت كنند این است كه چگونه حكومت كنند و نهج البلاغه نیز از چگونه حكومت كردن سخن می گوید نه اینكه چه كسانی حكومت كنند.

 

آزادی انتقاد

پیامبر (ص) و علی (ع) همواره (فی غیر موطن) فرموده اند: هرگز امتی پاك و آراسته نگردد كه در آن امت، ناتوانان نتوانند بدون لكنت زبان و نگرانی با قدرتمندان، سخن خویش را بگویند و حق خود را بگیرند.

فانّی سمعتُ رسول الله (ص) یقول فی غیر موطن: لن تقدس امه لایؤخذ للضعیف فیها حَقَّهُ من القوی غیرُ متتعتع(امام علی)

به همین دلیل است كه امام در فرمان حكومتی خویش به مالك اشتر می فرماید: در برابر مردمی كه نیازها و مطالباتی دارند با فروتنی بنشین و نگهبانان و حامیان و اعوان و دربانان و ماموران امنیتی را بازدار تا مردم بتوانند بدون لكنت زبان (بدون ترس و گرفتگی و نگرانی) سخن خویش را بگویند.

تُعقد عَنهم جُندك و اعوانك من احراسك و شُرطِك حتیُ یُكلمَِّكَ متكلمُهُم غَیِرَ مُتعتع

بنابراین وظیفه زمامداران است كه اعوان و احراس خویش را از ایذاء افراد به خاطر چنین سخنان و نوشته هایی باز دارند و وظیفه شهروندان است كه بدون لكنت سخن بگویند چه فقط باید خداوند را حاكم دید و جز او نه كس را شناخت نه در خور ترس دانست. این وظیفه ای است كه اولیای دین بر ما نهاده اند. امام علی خطاب به مردم می گوید: با من آنگونه كه با جباران سخن می گویند، سخن مگویید، القاب پرطنطنه برایم به كار نبرید، آن ملاحظه كاری ها و موافقت های مصلحتی كه در برابر مستبدان اظهار می دارند در برابر من اظهار مدارید، با من به سبك سازش كاری معاشرت نكنید، گمان مبرید اگر بحق سخنی به من گفته نشود بر من سنگین می آید و یا از كسی بخواهم مرا تجلیل و تعظیم كند كه هر كس شنیدن سخن حق یا عرضه شدن عدالت بر او ناخوش باشد و سنگین آید عمل به حق و عدالت برای او سنگین تر است؛ پس از سخن حق یا نظر عادلانه خودداری نكنید. (ترجمه از شهید مطهری است)

فلاتكلمونی بما تكلم به الجبابره و لاتتحفظوا منّی بما یتحفظ عند اهل البادره ولا تخالطونی بالمصانعه و لاتظنوا بی استثقالاً فی حق قیل لی ولا التماس اعظام لنفسی فانه مَن استثقل الحق این یقال له او العدل یعرض علیه كان العمل بهما اثقل علیه فلاتكفوا عن مقاله بحق اَو مشورت بعدل

بدون شك، علی (ع) می دانست كه مردم آنچه را از منظر خویش حق و عدل می دانند بر او عرضه می دارند چه خطا كنند چه به درستی تشخیص داده باشند و نمی توان پس از عرضه كردن سخن به آنها گفت هر چه را كه من نمی پسندم یا حق و عدل نمی دانم نباید بر زبان جاری كنند زیرا امام علی(ع) درباره خود نیز می فرماید: فانی لستُ فی نفسی بفوق ان اُخطی

 

جباریت وكالت زمامداران

بنابر آنچه آن امام همام بر ما نهاده است، ما موظفیم نه چنانكه با جباران سخن می گویند یا لكنت و یا تملق و بیم سخن بگوییم زیرا زمامداران نیز افرادی هستند چون خود ما كه به وسیله ما شهروندان بر اداره امور گمارده شده اند.

امام علی به كار بردن الفاظ پرطمطراق را درباره خویش منع كرده و آن را بر نمی تابد. اگر امام علی مردم را دعوت می كند كه آزادانه آنچه را حق می دانند بیان كنند و او را مورد انتقاد قرار دهند به دلیل این است كه (او كه از نظر شیعیان، امام معصوم و وصی پیامبر است) حقوق والی و مردم را دو طرفه می داند:

خداوند برای من به موجب اینكه ولی امر شما هستم حقی بر شما قرار داده است و برای شما نیز بر من همان اندازه حق است كه از من بر شما.

فقد جعل الله لی علیكم حقا به ولایه امركم و لكم علی من الحق مثل الذی لی علیكم

و نیز به دلیل این است كه او به عنوان انسان كامل و امام اول شیعیان می گوید و معتقد است كه حكمرانان، مالك قدرت و مالك جامعه نیستند، آنها فقط امانت دارانی هستند كه از سوی مردم برگزیده شده و باید پاسخگو باشند:

كلكم راع و كلكم مسئول، فالامام راع و هُو مسئول

و در جای دیگری می فرماید:

و ان عملك لیس لك بطعمه و لكنه فی عنقك امانه (نامه پنجم)

مبادا پنداری حكومتی كه به تو سپرده شده است یك شكار و طعمه است كه به چنگت افتاده بلكه امانتی است كه برگردن تو گذاشته شده.

امام علی حاكمان را اینچنین توصیف می كند:

فانصفوا الناس من انفسكم و اصبر و لحوائجهم فانكم خزّان الرعیه و وكلاء الامه (نامه ۵۱)

به عدل و انصاف رفتار كنید، به مردم درباره خودتان حق بدهید، پرحوصله باشید و در برآوردن حاجات مردم تنگ حوصلگی نكنید كه شما گنجوران و خزانه داران مردم و نمایندگان [وكلای] ملت هستید. (ترجمه شهید مطهری)

آیا ما تاكنون هیچ زمینه و تمهیدی فراهم ساخته ایم كه مردم بتوانند چنانكه امام علی(ع) خواسته است آزادانه و بدون ترس و مجازات سخن بگویند؟ امام (ع) كه نفرموده است مردم به شرطی می توانند وی را مورد انتقاد قرار دهند كه در خلوت و نهان باشد. او از مردم در ملاءعام دعوت به اظهار حقایق و نظرات شان می كند و حتی بالاتر از آن، می گوید:

ای مردم مرا بر شما حقی و شما را بر من حقی است. حقی كه شما بر من دارید نصیحت كردن من به شماست و... و حقی كه من بر شما دارم نصیحت كردن من در حضور و غیاب، در خلوت و جلوت و نهان و آشكار است.

یا ایها الناس انّ لی علیكم حقا و لكم عَلَیَّ حَق فامّا حقكم علی فالنصیحه لكم و... وِ امّا حقی علیكم فالوفاء بالبیعهِ و النصیحهُ فی المشهد و المغیب

این همه تاكید از آن روست كه حتی یوسف پیامبر نیز دون شأن نبوت نمی بیند كه بگوید:

ما ابری نفسی ان النفس لاماره بالسوء الاما رحم ربی (یوسف / ۵۳)

و اگر قول مشهور مفسران را بپذیریم كه این گفته یوسف است و پیامبر اسلام آن را بازگو می كند، می نگریم كه این سخن را به صورت كتابی مقدس در سراسر جهان نیز می پراكنند و وهن اولیا و انبیا نمی دانند!

 

منبع : آفتاب

 

  جمله مديريتی              

درس های زندگی - سخنانی از دالایی لاما

 

متنی که در ادامه می آید، مجموعه ایست از سخنان آموزنده و تامل برانگیز " دالایی لاما " که یکی از خوانندگان مجله، لطف نموده و برایمان ارسال داشته اند.

برآن شدیم آنرا عیناً برایتان درج کنیم. خواندن و اندیشیدن به این مطالب بیشتر از یکی دو دقیقه وقت نمی گیرد؛ و خواندن آن خالی از لطف نیست .

 

  به خاطر داشته باش که عشق های سترگ و دستاورد های عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاج اند.

وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

 

این سه میم را همواره دنبال کن:

- محبت و احترام به خود را

- محبت به همگان را

- مسؤولیت پذیری در برابر کارهایی که کرده ای

 

به خاطر داشته باش، دست نیافتن به آنچه می جویی، گاه اقبالی بزرگ است.

اگر می خواهی قواعد بازی  را عوض کنی، نخست قواعد را فرا بگیر.

به خاطر یک مشاجره  کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.

  وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.

  بخشی از هر روز خود را، به تنهایی سپری کن.

  چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را به سادگی در برابر آنها فرومگذار.

  به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.

  شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری  زندگی خویش، دوباره شادی را تجربه کنی.

  زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.

  در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می کنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.

  دانش خود را با دیگران در میان بگذار؛ این تنها راه جاودانگی است.

  با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.

سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفته ای.

  بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.

  وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آورده ای.

  در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

 

 

  حدیث مديريتی             

کوچک شمردن گناه

 

امام علی علیه السلام فرمودند:

أشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ.
سخت ترین گناهان آن است كه صاحبش آن را كوچک بشمرد.

(نهج البلاغه حكمت 348)

 

  طنز مديريتی              

مکالمه به شش زبان

مادرش خیلی مشکل پسند بود و هر هدیه ای او را راضی و خوشحال نمی کرد. پسر تصمیم گرفت هدیه فوق العاده ای به مناسبت روز تولد به او بدهد؛ طوطی گران قیمتی که می توانست به شش زبان صحبت کند.

او طوطی را خرید و پس از پرداخت مبلغ، سفارش کرد که آن را چند ساعت قبل از شام به منزلشان تحویل دهند. به علت شرایط شغلی، او همیشه دقایقی قبل از شام به خانه می رسید.

وقتی به خانه آمد، پس از سلام و احوالپرسی، از مادر سوال کرد:

-   مادر جان! هدیه به دستت رسید؟

-    بله پسرم، دستت درد نکنه، خیلی خوش پخت بود.

-    نگو که اون رو پختی، من 1500 دلار بالای او پول داده ام: او به شش زبان صحبت می کرد، انگلیسی، پرتغالی، چینی، اردو، عربی و روسی.

-    من از کجا می دانستم مادرجون ، اگه این همه زبان بلد بود، چرا چیزی نگفت .

 

  حکايت مديريتی            

قدرشناسی از کارکنان

 

مارکوس باکینگهام و کرت کافمن از موسسه گالوپ از طریق نمونه سوالات 12 گانه ذیل با بیش از یک میلیون کارگر مصاحبه نمودند :

-  در 7 روز گذشته آیا در مورد کارهای خوبی که انجام داده ام از من تعریف یا قدر شناسی شده است؟

-  آیا هدف شرکت ما آن طور هست که احساس کنم شغل من با اهمیت است ؟

 - آیا مدیر یا همکاران دیگر به فکر من به عنوان یک انسان می باشند ؟

نتایج این بررسی در کتابی تحت عنوان " اول از همه مقررات را نقض کنید : چیزی که تمامی مدیران بزرگ دنیا به گونه ای متفاوت به آن عمل می نمایند . " (سیمون و شوستر 1999)، بیان گردید .

یکی از اقدامات این پروژه، تحقیقاتی درمورد 300 فروشگاه زنجیره ای Best/Buy  بود .

این بررسی نشان داد که در این فروشگاه ها هر کجا که پاسخ به سوالات یاد شده مثبت بوده، توان بالاتری در نگهداری کارکنان مشهود بوده است .

 

منبع : نشریه چالش شرکت ملی نفت ایران

 

  تکنیک های موفقیت         

مدیریت علم است یا هنر؟

   سيدنورالله موسوی ‌نيا

 

 

شاید شنیده باشید یا خوانده باشید و یا باور داشته باشید كه می گویند: مدیریت هم علم است و هم هنر؛ یعنی هم آگاهی و هم تجربه؛ هم اكتسابی و هم ذاتی و هم توانایی، هم عشق. 

مدیریت حكومت بر سازمان نیست، بلكه نشستن بر قلب های كاركنان سازمان است.

سازمان، یک اداره و كارخانه نیست؛ بلكه مجموعه ای است كه همه در آن سهیم هستیم و روزگار را سپری می نماییم.

مجموعه یک سری افراد با ویژگی های مختلف با عنوان همكار نیست، بلكه همراهانی هستند كه با آن ها روز را شب و شب را روز می كنیم.

برای مدیر شدن، نباید به دنبال كتاب فروشی و كتاب، مدرس و دفتر تمرین بود؛ بلكه باید بدنبال واقعیت، واقعیت بینی، واقعیت پذیری و میان واقعیت بود.

برای مدیر شدن نباید به دنبال رشته مدیریت در دانشگاه بود، بلكه باید به دنبال ریشه حقایق در بطن مسائل بود.

راستی؛ تغییر روز به شب و شب به روز برای ما یک عادت شده است، یا امیدی برای یك تحول؟

آیا به سخن حضرت مولا  فكر كرده ایم كه می فرمایند:

وای به حال آن كه امروزش مانند دیروزش باشد. ؟

 

پس وای به حال ما كه اگر در انتظار موقعیت ها بمانیم و تنها منتظران شانس باشیم.

 

منبع : www.ido.ir

 

  نکات مدیریتی             

۲۱ پند مدیریتی ماتسوشیتا

 

کونوسوکه ماتسوشیتا Konosuke Matsushita، متولد نوامبر ۱۸۹۴ در جنوب اوزاکا، کار حرفه ای خود را به عنوان کار آموز در فروشگاه هیباچی Hibachi شروع کرد . او در ۱۵ ژوئن ۱۹۱۷ شرکت خود را با نام  Matsushita Electric Devices Manufacturing(کارخانه تولید ابزار برقی ماتسوشیتا)، برای تولید لوازم برقی جانبی تاسیس کرد.

طی اولین سال ها ، این شرکت به عرضه لامپ دو چرخه، اتوی برقی و سپس به تولید رادیو و باتری پرداخت.

در سال ۱۹۲۹ کونوسوکه، نام شرکت را به Matsushita Electric Manufacturing Works(کارخانه تولیدات برقی ماتسوشیتا)، تغییر داد.

در ۲۷ آوریل ۱۹۸۹، کونوسوکه ماتسوشیتا، بنیانگذار ماتسوشیتا الکتریک، پس از ایفای نقشی شگرف در دگرگونی های جهان و ارائه اندیشه های نوین مدیریتی، در سن ۹۴ سالگی، دیده از جهان فرو بست .
امروزه، گروه شرکت های ماتسوشیتا، از بزرگترین تولید کنندگان محصولات الکترونیک در جهان است که تولیدات آن، طیف وسیعی از قطعات الکترونیکی تا محصولات الکترونیکی خانگی، تجهیزات اتوماسیون کارخانه ها و سیستم های کامپیوتری و مخابراتی، را دربرمی گیرد.
۱) من فنون ویژه ای را آگاهانه به عنوان راز موفقیت به کار نمی بندم. اگر در این راه رازی وجود داشته باشد، عبارت است از شوق طبیعی من به اعتماد کردن به همکارانم و یاری خواستن از آنها، من آنگونه آدمی هستم که با همکارانش رایزنی و مشورت می کند و از خرد و راCی آنان یاری می گیرد.
۲) شرط اول و نخست موفقیت شناخت توانایی های ذاتی خویش است. عدم شناخت توانایی ها، مانع از بهره گیری از آنها می گردد. گاه یک صدای درونی به شما می گوید چه جهتی را باید برگزینید. شناسایی توانمندی ها، مستلزم شناخت استعدادها است.
۳) یکی از مهمترین عوامل مدیریت، داشتن دید و فلسفه مدیریت است. بدون داشتن فلسفه مدیریتی، ساختار کلی شرکت خلق نمی شود و سایر عوامل نمی توانند به پتانسیل کامل خود برسند. مدیریت باید بتواند به سئوالات مطروحه درباره زندگی اجتماعی و جهان هستی پاسخ دهد و بداند که: حقیقت چیست و راه صحیح کدام است؟
فلسفه مدیریت باید مبتنی بر قوانین اساسی طبیعت باشد. تعیین فلسفه مدیریت براساس وظیفه شرکت در قبال جامعه، اولین اقدام ضروری درجهت ایجاد فضای کار مناسب است.
۴) فلسفه مدیریت من براساس فهم من از انسان است. من معتقدم، انسان در راCس موجودات هستی قرار دارد و این استعداد را دارد که سرآمد همه چیز در هستی باشد.
من بر این باورم که عامل انسانی مهمترین و ضروری ترین عامل در اداره هر شرکتی است. مدیر باید فیلسوفی باشد که به ذات و وجود بشر اهمیت قائل شود. یک مدیر لایق هرگز نباید فراموش کند که با انسان ها سروکار دارد.
۶۰ سال پیش به کارمندانم می گفتم اگر یکی از مشتریان از شما پرسید، چه می سازید، باید در پاسخ بگویید، سرپیچ می سازیم اما انسان ها مهمترین تولید ما هستند.
۵) روش زندگی و روش مدیریت من، ساده است. من به صورت ساده و مطابق با قوانین طبیعی کارهایم را انجام می دهم.
این شیوه یعنی تبعیت از عقل و وجدان پاک. اطمینان دارم چنانچه بر عقل سلیم متکی باشید، همواره پیروز هستید.
۶) فلسفه مدیریت باید ثابت بماند اما روش ها و طرح ها باید تقریباً به طور روزمره نوسازی شوند. پیشرفت براساس قانون طبیعی، بنیان اجتماعی بشری است. به همین دلیل است که مدیریت شرکت باید دایماً به فکر توسعه و سرمایه گذاری جدید و حرکت تدریجی از فاز قدیم به جدید باشد. مدیران و کارکنان در هر کسب و کاری باید مهارت های خود را بهبود بخشند. فرآیند بهبود کارها، یک فرآیند ابدی است.
۷) به باور من، محل کار یک مرکز آموزشی برای رشد اخلاق فردی و ارتقای سطح مهارت های فنی و تخصصی است.
شرکت یک محل ساده برای به دست آوردن درآمد یا پرش به یک موقعیت بالاتر نیست. فضا و محیط شرکت باید به گونه ای باشد که کارکنان تمام استعدادهای خود را بروز دهند. من از شما می خواهم با این ذهنیت کارتان را انجام دهید.
۸) هدف نهایی هر شرکت باید داشتن تاثیر مثبت در اجتماع باشد. اگر مدیریت غافل از این باشد که ضرورت وجود شرکت بهبود اجتماع بشری است هرگز به معنای حقیقی، موفق و قوی نخواهد شد. در همین راستا لازم است شرکت ها کارکنان خود را به عنوان انسان هایی اجتماعی پرورش دهند. تجربه مرا متقاعد ساخته که شرکت نمی تواند موفق عمل کند مگر اینکه تمام کارکنانش به عنوان انسان، موفق باشند.
۹) مدیریت باز به معنای اعتماد کردن به کارکنان، ارتباطات روان درون شرکتی، بالا بردن روحیه کارکنان و افزودن بر یکپارچگی سازمان، من اختیارات فراوان به کارکنانم واگذار می کردم و به شایستگی و کاردانی آنان اطمینان داشتم.
من همه را از جریان امور و کارها از جمله سود و زیان ماهانه آگاه می ساختم. همین سیاست ها به مقدار زیادی به رشد و کمال شرکت یاری بخشید.
۱۰) من مدیریت را به منزله نوعی هنر می دانم. هریک از فرآیندهای مدیریت یک کار هنری و خود مدیریت هنر تکاملی است. مدیریت هرگز به منزلت یک هنر اجتماعی ارزشمند دست نمی یابد مگر چیزی ارزشمند برای گفتن داشته باشد و آن وقتی است که یک فلسفه مدیریت پشتوانه آن باشد که هم یک دید فکری بدهد و هم عناصر مختلف شرکت را هماهنگ سازد.
۱۱) در میان همه عناصر مدیریت، عامل اصلی و مرکزی کارکنان هستند. من به کارکنانم برای آنچه می دانند، اعتماد دارم. اعتماد موجب می شود، آنان بیشترین نیروی خود را جهت کامیابی به کار گیرند. من باور دارم که دانایی تک تک کارکنان در تصمیمات مدیریتی منعکس می شود. نگرش و طرز تلقی من از تو بهتر هستم هرگاه از سوی شخص برجسته و بالای سازمان آشکار شود، می تواند همه کسب و کار او را در معرض خطر قرار دهد. واگذاری مسئولیت و اختیار و تشویق به قبول آن، روش مهمی برای توسعه کارکنان است، سرمایه گذاری روی افراد با دادن استقلال عمل میسر می گردد.
۱۲) من به این باور رسیده ام که کارکنان از تشخیص شایستگی های خود خشنود می شوند. هیچ کس کامل نیست. هرکس نقاط قوت و ضعفی دارد اما برای انجام کاری مناسب است. به نظر من شکست بسیاری از روِسای با استعداد ناشی از این بوده است که آنان، زیردستان خود را به عنوان بدهی و نه سرمایه تلقی می کردند. شاید این قبیل روِسا صرفاً به حدی باهوش هستند که فقط خطاها را تشخیص می دهند.
به نظر من یک مدیر باید حداقل
۷۰ درصد توجه خود را معطوف خصوصیات مثبت کارکنان خود نماید.
۱۳) از نظر من کسی که دارای ظرفیت فراوانی جهت رشد است، یک کارمند آرمانی است. کسی که نه تنها در درون یک پیشه و تخصص رشد می کند بلکه با آن در راه رشد و تعالی گام برمی دارد، مطلوب من است. لیاقت و وفاداری لازم است لیکن استعداد فرد مهمتر است. درضمن هرکس باید طوری فعالیت نماید که گویی مدیر کسب و کار خویش است. مدیر خود بودن چیزی است که همواره آن را توصیه کرده ام.
۱۴) مهم نیست چند ساعت در محل کار خود حاضر هستید بلکه میزان کارآیی شما اهمیت دارد. باید بین سختکوشی و کار در ساعت های طولانی تفاوت قائل شد. یک انسان کارآلوده که هیچ دلبستگی به هنر یا دیگر دلخوشی های زندگی ندارد، ناگزیر انسانی خمود و بی نشاط خواهد بود. من معتقدم کارگران (کارکنان) باید ۲ روز در هفته تعطیل باشند تا بتوانند از زندگی خصوصی خود لذت ببرند. البته کار باید بر تفریح مقدم باشد نه برعکس.
۱۵) باید بدانیم که خود مسئول اشتباهات و شکست هایمان هستیم. ازاین رو باید دقت نماییم تا از تکرار آنها پرهیز شود.
اینکه اشتباهی صورت نگیرد، ایده آل است. آنچه مهم است خود اشتباه نیست بلکه رفتاری است که ما از خود نشان می دهیم. شکست نیز یک ذخیره ارزشمند از آزموده ها را فراهم می آورد. باید هر شکستی به عنوان درسی برای آینده به کار آید.
۱۶) ما تنها برای لقمه ای نان زندگی نمی کنیم. به دست آوردن آسایش های مادی به هیچ وجه شادی و خشنودی را تضمین نمی کند. ثروت، شخصیت و موقعیت اجتماعی ملاک موفقیت نیست.
جوهره انسانیت همچون الماس صیقل نیافته است. اگر انسان ها عظمت درونی خویش را باور نمایند و سخت کار کنند و اجازه دهند گوهر وجودشان بدرخشد، دنیا بهتر از این خواهد شد.
۱۷) مدیر تنها زمانی نیرومند خواهد بود که به دو ستون همزاد راستگویی و اعتماد تکیه داشته باشد. در کار مدیریت، افسون ویژه ای وجود نداشته و تردستی های زیرکانه ای راه ندارد. خوشبختم که توانسته ام همواره راستگویی را در پیش گیرم.
۱۸) بنیان فلسفه مدیریت، روح فروتنی (SUNAO) است. یک لغت ژاپنی است که معمولاً به فروتنی و نرمی در یک فرد و قلب پاک و بی آلایش و SUNAO خالص و بدون ریا اطلاق می گردد. اگرچه انسان ها به ساحت خدا راه نمی یابند اما روح فروتنی، انسان را خدایی می کند. یک مدیر که با روح فروتنی عمل می نماید، قادر است بایدها و نبایدها را به درستی درک نماید.
اغلب کسانی که در کسب و کار شکست خورده اند، از فروتنی بی بهره بوده اند. برخورداری از روح فروتنی و فکر باز و آزاد، مستلزم تلاش آگاهانه و انضباط مداوم فردی است. درمقابل، غرور انسان را نسبت به اشتباهاتش غافل نموده و این غفلت یک خطر دایمی است. وقتی اوضاع شرکت به خوبی پیش می رود و یک مدیر به تخصص مدیریتی خودش تبریک می گوید، مستعد غرور و بی قیدی شده و خود را در معرض شکست در آینده قرار داده است.
۱۹) از نظر من مذهب و فعالیت های اقتصادی، دو چرخ ماشین تمدن بشری هستند. یک مذهب اصیل مروج عشق، انسانیت، حق شناسی و دیگر خصایص مثبت انسانی است. مذهب در طبیعت انسان ریشه دارد.
۲۰) برای یک زندگی هدفمند انسان نیازمند داشتن کارهای در دست انجام و برنامه های ناتمام است. کار ناتمام من اکنون بیش از اداره یک شرکت است. من به دنبال دستیابی به صلح، خوشبختی و سعادت نه فقط برای ژاپن بلکه دستیابی به رفاه در سطح جهان هستم.
۲۱) تا زمانی که از رهبرانی توانمند برخورداریم، آینده ای درخشان در پیش خواهیم داشت. ما نیازمند پرورش مردمان شایسته و کاردان برای شکل دادن به آینده هستیم. من بر این باورم که زمان آن فرارسیده تا در سیستم مدیریت بازنگری شده تا زمینه استفاده از استعدادها و خلاقیت های نیروهای جوان فراهم شود. از این رو دانشکده حکومت و مدیریت ماتسوشیتا را جهت تربیت مدیران و رهبران کارآمد، تاسیس کردم.

 

منبع : پایگاه اطلاع ‌رسانی مدیران ایران

 

  مقاله مدیریتی             

ارتباطات سازمانی؛ مسایل و راهکارها

  بخش اول

ميثم قربانی

 

 

 

چکیـده:
وجود سازمان وابسته به ارتباطات است و هر مدیری معمولا بیشتر وقت خود را صرف برقرار كردن ارتباط می‌كند. برای ایجاد هماهنگی بین عناصر مادی و انسانی سازمان به صورت یك شبكه كارامد و موثر، برقراری ارتباطات مطلوب ضروری است، زیرا وقتی ارتباطات برقرار نشود، فعالیت سازمان متوقف می‌شود و در واقع می‌توان گفت كه مدیریت كارساز به برقراری ارتباطات موثر بستگی دارد. اكثر ( اگر نگوییم همه ) مواردی كه مدیران و سازمان ها برای حفظ یكپارچگی سازمان، مدیریت، ایجاد خلاقیت، برآورده كردن انتظارات و انجام تعهدات نیاز دارند وابسته به ایجاد یك ارتباط موثر و مناسب در سازمان است.

واژه هـای كلیــدی:

ارتبــاط، سازمــان، مدیـریــت

 
جهان کنونی جهانی است پر از تغییرات شتابان. دگرگونیهای بسیاری در ارکان جامعه صورت گرفته و پیشرفتهای سریع علوم و تکنولوژی انسان را با وضعیتی روبرو ساخته که کمتر شباهتی با گذشته دارد. یکی از علومی که تحولات بسیاری داشته علم مدیریت است که پا به عرصه نوینی از حیات خود گذاشته و در پاسخ به چالشهای محیطی به جستجوی روشهای تازه پرداخته است. یکی از تحولات اساسی که در مدیریت ایجاد شده است تحول در نحوه نگرش به سازمان است. تا چند دهه گذشته سازمانها به عنوان ابزارهایی برای ایجاد هماهنگی بین افراد و کنترل افراد در راستای دستیابی به اهداف بودند ولی امروزه سازمانها با نگرش وسیع‌تر در نظر گرفته می‌شوند و به مفاهیمی چون فرهنگ و ارتباطات سازمانی توجه ویژه ای می‌شود. تقریبا در دو دهه گذشته بسیاری از دانشمندان و محققان مدیریت به بررسی نقش فرهنگ و ارتباطات در عملکرد سازمانها پرداخته و تحقیقات و مطالعات فراوانی نیز در این زمینه انجام گرفته است.
ارتباطات سازمانی یک موضوع پیچیده و نقش آن در عملکرد سازمان بسیار حائز اهمیت است. توجه به فرهنگ و ارتباطات سازمانی منحصر به مراکز علمی نیست، بلکه سازمانهای تجاری و تولیدی نیز از آن بعنوان کلید موفقیت یاد نموده‌اند .
ارتباط برای هماهنگی فعالیتهای گروهی، اجرای وظایف رهبری و انجام وظایف مدیریتی لازم است، بنابراین مدیرانی که مدیریت خود را با توجه به مفاهیم ارتباطات سازمانی اعمال نمایند به وضوح از موفقیت بیشتری برخوردار خواهند گردید. در مدیریت اموری چون ارتباطات انسانی، عوامل موثر بر ارتباطات، گروههای رسمی و غیررسمی، روشهای بهبود ارتباطات و رفع موانع ارتباطی در سازمان حائز اهمیت است.

سـازمـــان:
برای بررسی دقیق ‌تر مفهوم ارتباطات سازمانی ابتدا به توضیح مفاهیم سازمان و ارتباطات می‌پردازیم. سازمان به مجموعه‌ای اجتماعی، هدفدار و وظیفه مدار اطلاق می شود. مجموعه ای که هر کدام از اعضای آن دارای هدف های فردی هستند و کل مجموعه به عنوان یک نظام دارای اهداف سازمانی می‌باشد. این مجموعه برای انجام فعالیتهایش به نوعی هماهنگی در چارچوب یک ساختار سازمانی نیازمند است. هیچ سازمانی نمی‌تواند در خلاء به وجود آید یا در آن به ادامه فعالیت بپردازد، بلکه همه سازمانها توسط محیطهای اجتماعی پیرامون که هم بر آنها اثر می‌گذارند و هم از آنها تاثیر می‌پذیرند احاطه شده اند.
برای هر یک از افراد در یک سازمان دو مفهوم مهم وجود دارد؛
یکی مفهوم سازمان که حیاتی ترین امر در پروسه شغلی هر فرد است و دوم مفهوم ارتباط است که یک المان منحصر به فرد برای فهم نحوه عمل سازمان و دانستن وظیفه فرد برای ارتقاء و پیشرفت سازمان است.

ارتبـــاط :
برای اینکه یک اندیشه به واقعیت بپیوندد باید برنامه ای وجود داشته باشد و هنگامی که یک برنامه توسعه می‌یابد باید با افرادی که درگیر اجرای آن هستند ارتباط برقرار شود. در این زمینه ارتباطات وسیله به دست آوردن حاصل کار از دیگران به شمار می‌رود و به عنوان فرآیند انتقال و دریافت اطلاعات تعریف می‌‌شود. ارتباطات نقطه آغاز کلیه وظایف مدیریتی است. بدون ارتباطات، برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل مقدور نیست زیرا درک اطلاعات وانتقال آنها ممکن نیست.
ارتباطات عبارت است از فرایند ارسال اطلاعات از طریق یک شخص به شخص دیگر و درک آن توسط شخص گیرنده یعنی انتقال و سهیم شدن در اندیشه ها و عقاید و واقعیتها به گونه ای که گیرنده، آنها را دریافت و درک کند. به عبارت دیگر ارتباطات فرایندی است که به وسیله آن افراد در صدد بر‌می‌آیند تا در سایه مبادله پیامهای نمادین به مفاهیم مشترک دست یابند.

 
همچنین می ‌توان این تقسیم بندی را برای مفهوم ارتباطات ارائه داد:
1- ارتباطات عبارت است از فرایند انتقال اطلاعات از یک شخص به شخص دیگر.
2- ارتباطات عبارت است از فرآیند انتقال اطلاعات ، معانی و مفاهیم در بین افراد در سازمان با واسطه یا بدون واسطه .
3- ارتباطات عبارت است از توزیع اطلاعات به منظور هدایت رفتار سازمانی .
4- ارتباطات عبارت است از تبادل اطلاعات و انتقال معانی ، مفاهیم و احساسها بین افراد در سازمان.


ارکـان اصلــی فراینــد ارتبــــاطات:
جان کاتر (
John kotter) ارتباطات را به صورت زیر تعریف کرده است : یک فرستنده پیام، پیامی را از طریق وسیله یا ابزاری به گیرنده پیام می فرستد که او به آن پاسخ می‌دهد . در این شکل ساده می توان الگویی به طریق زیر ارائه کرد . فرستنده پیام ( پیام ) گیرنده پیام. الگوی فوق نشان می‌دهد که در یک ارتباط سه رکن اصلی وجود دارد. بدیهی است که اگر یکی از آنها حذف شود، ارتباط برقرار نمی‌گردد. در یک فرآیند ارتباط هفت بخش وجود دارد :


فرستنده پیام یا منبع پیام
Sender :
آغازگر ارتباط است. در یک سازمان، فرستنده پیام کسی است که دارای اطلاعات است و هدف وی این است که آن را به یک یا چند نفر اطلاع دهد .

 
به رمز درآوردن پیام
Encoding :
زمانی انجام می شود که فرستنده پیام، اطلاعات را به صورت یك رشته علامت یا نماد درآورد. به رمز درآوردن پیام از آن جهت لازم است که اطلاعات تنها باید بین یک نفر و نفر دیگر از طریق علامت و نشانه مبادله شود .


پیام
Message :
اطلاعاتی است كه فرستنده پیام آن را از نظر فیزیكی به صورت رمز درآورده است. پیام ممكن است به هر شكل و صورتی باشد و فرد دیگری آن را دریافت و درك كند.


كانال یا مجرای ارتباطی
Channel :
وسیله‌ای است برای ایجاد ارتباط بین فرستنده و گیرنده پیام ( مثل هوا برای انتقال صوت ). غالبا نمی توان كانال ارتباطی را از پیام جدا كرد.


دریافت كننده یا گیرنده پیام
Receiver :
شخصی است كه اندام های حسی او احساس می كنند كه پیام را دریافت كرده اند. امكان دارد گیرنده پیام، یك یا چند نفر باشند.


از رمز خارج كردن پیام
Decoding :
فرایندی است كه به وسیله آن گیرنده پیام، پیام را تفسیر می كند. گیرنده باید ابتدا پیام را دریافت كند سپس آن را تفسیر كند.


بازخورد نمودن نتیجه
Feedback :
مسیری دارد كه در جهت عكس فرایند ارتباط است كه در آن واكنش گیرنده پیام به فرستنده پیام داده می شود. بازخورد ممكن است مستقیم و یا به صورت غیر مستقیم باشد.


پارازیت :
پارازیت را می توان عاملی تعریف كرد كه پیام را تحریف می‌كند. وجود پارازیت ممكن است از فرستنده، وسیله ارتباط و یا گیرنده باشد .

ارتبـاطـات ســـازمـانـی:
از تركیب دو واژه ارتباط و سازمان می‌توان به مفهوم جدیدی دست یافت كه ارتباط یا ارتباطات سازمانی نام دارد. در ارتباط سازمانی كه یكی از انواع ارتباطات انسانی است، چهار ویژگی هدفمندی، ساختارمندی، وظیفه ‌مداری و محاط بودن در یك سازمان، در مقایسه با انواع دیگر ارتباط بیشتر مورد توجه است. در رویكردهای گوناگون علم مدیریت در مفهوم ارتباطات سازمانی با توجه به تعریف هر یك از سازمان، تفاوتهای محسوسی دیده می‌شود. برای مثال در مكتب كلاسیك كه سازمان به عنوان ماشین در نظر گرفته می‌شود، عناصر ارتباط به این صورت است: ارتباط یك وظیفه است، مسیر ارتباطی به صورت عمودی است، كانال ارتباطی همواره به صورت كتبی و سبك ارتباط به صورت رسمی است. در دو رویكرد دیگر یعنی روابط انسانی و منابع انسانی كه به نیازهای كاركنان و تاثیر رضایت
مندی بر میزان بهره ‌وری توجه می ‌شود؛ ارتباط علاوه بر وظیفه، وضعیتی اجتماعی و ابتكاری دارد. مسیر ارتباط به صورت عمودی، افقی و یا گروهی می ‌باشد.

ادامه دارد ...

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  کلید هدایت               

چراغ راه هدایت

 

 

با استناد به حدیث ثقلین، کلام اهل بیت علیهم السلام همتای کلام الهی است؛ از این رو هیچگاه گرد کهنگی و واماندگی بر روی آن نمی نشیند و تا زندگی هست این کلام زنده هست و جاویدان خواهد بود.
 
 
بر این اساس، آنچه آن ذوات مقدس گفتند و نوشتند و با عمل و رفتار خود به ما آموختند منحصر به آن عصر و زمان نبوده بلکه تا ابد بر گستره تاریخ پرتو افشانی می کند؛ سخنان و رفتاری که تا همیشه تاریخ چراغ راه رهپویان راه حق و کشتی امن دورماندگان از ساحل نجات بوده و هست و خواهد بود.
 
 
آنچه در ادامه می آید، فرازهایی از سخنان و نوشته هایی است که امام حسین علیه السلام در جریان قیام عاشورا، در قالب سخنرانی و گفتگو و یا نامه از خود به یادگار گذاشتند و امروز چراغ راه و کشتی نجات ما برای رسیدن به کمال انسانی است؛ به شرط آنکه با دانش و آگاهی از نورش بهره گیریم و با عمل بر کشتی اش سوار شویم.
 
 
إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ... مِصْبَاحُ‏ هُدًى‏ وَ سَفِینَةُ نَجَاةٍ [1]
 
 مى خواهى مردم را گمراه كرده، با بدبخت كردن خودت در آخرت، او را در دنیا خوش بخت كنى؟(به قیمت آبادی دنیای او آخرت خود را ویران کنی؟)؛ بعد هم بلافاصله فرمود : به درستی که این کار همان خسارت و خسران آشکار است بزرگترین فلاکت و بدبختی چیست؟
 
در جلسه ای که معاویه با دعوت از بزرگان و چهره های مقبول و موجه اسلامی قصد داشت زمینه را برای خلافت فرزندش یزید آماده کرده و در نهایت او را به عنوان خلیفه بعد از خود معرفی کند امام حسین علیه السلام در برابر اصرار معاویه ضمن برشمردن انحرافات یزید به معاویه چنین فرمود: مى خواهى مردم را گمراه كرده، با بدبخت كردن خودت در آخرت، او را در دنیا خوش بخت كنى؟(به قیمت آبادی دنیای او آخرت خود را ویران کنی؟)؛ تُریدُ أن تَلبِسَ النّاسَ شُبهَةً یَسعَدُ بِهَا الباقى فى دُنیاهُ وتَشقى بِها فى آخِرَتِكَ بعد هم بلافاصله فرمود: إنَّ هذا لَهُوَ الخُسرانُ المُبینُ. [2] به درستی که این کار همان خسارت و خسران آشکار است.
 
 این بخش پایانی کلام حضرت یا برگرفته از آیه یازدهم سوره حج است که در آن نداشتن پایه و اعتقاد قلبی به دین و عمل بر اساس چنین بی اعتقادی را زیان آشکار یا همان خسران مبین معرفی می کند. وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ برخى از مردم‏اند كه خدا را یك سویه [و بر پایه دست‏یابى به امور مادى‏] مى ‏پرستند، پس اگر خیرى [چون ثروت، مقام و اولاد] به آنان برسد به آن آرامش یابند، و اگر بلایى [چون بیمارى، تهیدستى و محرومیت از عناوین اجتماعى‏] به آنان برسد[از پرستش خدا] عقب گرد مى ‏كنند [و به بى ‏دینى و ارتداد مى ‏گرایند]، دنیا و آخرت را از دست داده‏ اند، و این است همان زیان آشكار و یا برگرفته از آیه پانزدهم سوره زمر است که در آن متضرر واقعی را کسی می داند که در قیامت معلوم شود تماما ضرر کرده و از زندگی در دنیا سودی عائد او نگشته و او در سرای باقی کاملا دست خالی است.

  قُلْ إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبین‏ بگو: بى ‏تردید زیانكاران [واقعى‏] كسانى هستند كه روز قیامت سرمایه وجودشان و كسانشان را به تباهى داده باشند آگاه باشید! كه آن همان زیان آشكار است‏.
 
 در هر صورت حضرت در این عبارت پیام مهمی را به جامعه معتقد به قیامت ارزانی داشتند که انسان نباید برای منافع دنیوی دیگری، آخرت خود را به خطر اندازد
 
 
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
 
 یا علىّ! بدترین مردم كسى است كه آخرتش را بدنیایش بفروشد و بدتر از او كسى است كه آخرتش را به دنیاى دیگران بفروشد.


 
نمونه هایی در دنیای امروز
 در عصر حاضر کم نیستند کسانی که برای رأی آوردن کاندیدای مورد علاقه یا وعده داده شده شان حاضرند به راحتی هر معصیتی را مرتکب شوند؛ دروغ بگویند تهمت بزنند آبروی کسی را ببرند و ... تمام این گناهان را انجام دهند و آتش به آخرت خود برنند تا فلانی چند صباحی پست و مقامی را اشغال کرده و لذت های خاص دنیاییش بهره مند شود؛ بدتر از این تضمینی هم وجود ندارد که او بعد از دستیابی به آن پست و مقام نیم نگاهی هم به این بینوا کند و چیزی از دنیای خود را به این نیز بدهد؛ این است که حضرت فرمود: ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبین
 
 
یا کسی به دستور صاحبکار خود به طلبکاران دروغ می گوید و یا قیمت اجناس را برخلاف واقع بیان می کند و یا اسناد مالی را غیر واقعی تنظیم می کند و ده ها نمونه دیگر؛ همگی از مصادیق این هشدارند. در تمام این موارد فرد برای اینکه دیگری به مال و اموال بیشتر و دنیای به ظاهر بهتری دست پیدا کند با ارتکاب محرمات الهی مانند دروغ و خیانت و گناهانی از این دست؛ آخرت خود را به باد می دهد.
 
 
سفارش رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمومنین علیه السلام
 
رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمومنین علیه السلام در بخشی از یک سفارش مفصل و طولانی فرمودند:
 
 یَا عَلِیُّ شَرُّ النَّاسِ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیَاهُ ؛ یا علىّ: بدترین مردم كسى است كه آخرتش را به دنیایش بفروشد و بعد فرمودند: وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیَا غَیْرِ ؛ و بدتر از او كسى است كه آخرتش را به دنیاى دیگران بفروشد.
 
 
در این کلام حضرت؛ حتی کسی که برای آبادی ظاهری دنیای خود؛ آخرتش را تباه می کند جزء بدترین و بدبخت ترین انسانها شمرده شده تا چه رسد به کسی که برای آبادی دنیای دیگران؛ آخرت خود را تباه می کند.
 
 
پی نوشت:
  [1]
عیون الاخبار الرضا ع ج1 ص60
  [2]
الإمامة و السیاسة : ج 1 ص 2ظ 4 ـ 212 ، تاریخ الطبرى : ج 5 ص 3ظ 3 . نیز ، ر . ك : المعجم الكبیر : ج 19 ص 356 ح 833 .

 

منبع : abolfazltv.com

 

دانستنیها                          

۱۰ محصول موفق در عرصه فناوری در سال ۲۰۱۱

جیرد نیومن

مترجم : صحت‌الله حجت

 

چند روز بیشتر به پایان سال ۲۰۱۱ باقی نمانده و به سیاق هرساله، بازار فهرست‌های بهترین و بدترین‌ها، موفق ‌ترین و نا موفق ‌ترین‌ها داغ است.

عرصه فناوری نیز از این قاعده مستثنا نیست.

 

در میان برد ها و باخت‌های این عرصه که رقابت تنگاتنگی در آن جریان دارد، یکی از نویسندگان مجله پی ‌سی ‌ورلد، ۱۰ محصول موفق در زمینه فناوری را در طول سال ۲۰۱۱ میلادی که آخرین روزهایش را می‌ گذرانیم، انتخاب کرده است.

سال ۲۰۱۱ برای بعضی از بزرگ ‌ترین شرکت‌های آی ‌تی دنیا، سال بسیار ناموفقی بود. تبلت‌های تحت سیستم‌عامل آندروید به خوبی فروش نرفتند. اچ ‌پی، به ‌عنوان بزرگ ‌ترین سازنده کامپیوتر، با توقف ساخت و عرضه کامپیوترهای رومیزی، اشتباه بزرگی را مرتکب شد. نینتندو تری ‌دی‌اس چنان شکستی بود که نینتندو مجبور شد، قیمت‌هایش را بشکند. اما در بین غول‌های عرصه کامپیوتر، بودند شرکت‌هایی که موفقیت‌هایی بزرگ به دست آوردند. در اینجا نگاهی به آنها می‌اندازیم.

 

کامپیوتر واتسون آی ‌بی ‌ام

ابرکامپیوتر واتسون شرکت آی‌بی‌ام، در یک چالش سه‌روزه دمار از روزگار نابغه‌هایی همچون کن جنینگز و برد روتر درآورد تا خلق شود. واتسون شامل ۲۸۰۰ هسته پردازشگر می‌شود که در ۱۰ قفسه در محفظه خود قرار گرفته‌اند که با یک جفت خنک‌کننده بزرگ خنک می‌شوند، همگی با پاسخ به سوالات آلکس تربک سریع ‌تر از توان مغز انسان تطبیق پیدا می‌کند. تصور کنید روزی همه این دانش در تلفن شما قابل دسترس خواهد بود.

 

سیری آیفون

سیری، دستیار شخصی الکترونیک آیفون ۴S اپل، با پردازشگر سریع ‌تر و دوربین بهتر، شاید تحول ‌یافته‌ ترین محصول سال بود. اما اپل همچنین بذرهای انقلاب با سیری را کاشت؛ یک دستیار مجازی که حرف می ‌زند و فرمان‌های صوتی را می ‌فهمد. اگرچه آندروید و تلفن‌های تحت ویندوز، این قلمرو را تهدید می‌کند، اما سیری با درک زبان عامیانه به جای تکیه بر دستورالعمل‌های خشک یک گام جلوتر برداشته است. با سیری ما یک هوش مصنوعی را در جیب‌هایمان داریم.

 

گوشی‌های گلگسی سامسونگ

اپل تنها شرکتی نیست که می‌تواند حضوری پررنگ در بازار گوشی‌های هوشمند داشته باشد. مطالعات اخیر شرکت داده‌های بین‌المللی نشان می‌دهد سامسونگ توانسته اپل را در تعداد سفارش‌ها (و نه فروش) شکست دهد. طراحی ظریف این گوشی تحت سیستم عامل اندروید گوگل، سامسونگ گلگسی اس ۲ را به بهترین گوشی سال تبدیل کرد.

 

ویندوز گوشی مایکروسافت

زمان خواهد گفت که آیا گوشی‌های تلفن ویندوز می‌ تواند با اندروید و آی‌ فون پیشی بگیرد یا نه، اما دست‌کم مایکروسافت دارد حرکت درستی را انجام می ‌دهد. پس از رونمایی از نسخه ناتمام این سیستم عامل در سال ۲۰۱۰، مایکروسافت یک سال را صرف اضافه کردن همه ملزومات یک سیستم عامل موبایل مدرن، ازجمله امکانات کپی پیست، چند کاره شخص ثالث، اچ ‌تی‌ام ‌ال ۵ و دوربین جلو کرد.

 

کیندل فایر آمازون

محصول جدید آمازون، کیندل فایر، یا نسخه جدید کتابخوان کیندل، رقیب جدید آی ‌پد است. قیمت ۱۹۹ دلاری کیندل فایر، با توجه به اینکه می ‌توان آن را یک تبلت جمع ‌و جور دانست می‌ تواند گزینه خوبی برای کسانی باشد که توانایی پرداخت ۵۰۰ دلار برای خرید تبلت را ندارد.

 

آی‌ پد ۲ اپل

شرکت اپل، با آی ‌پد ۲ که نازک تر و سبک تر از مدل قبلی بود، رقبایش را در وحشت فرو برد، چون اکثر آنها داشتند روی نسل اول تبلت‌ها که پس از نسخه اولیه آی ‌پد طراحی شده بودند، کار می‌کردند. در حالی که رقبای اپل داشتند دست وپا می‌ زدند، اپل ثابت کرد تبلت، یک مد زودگذر نیست. اپل تا اکتبر ۲۰۱۱، چهل میلیون آی ‌پد فروخت.

 

گوگل‌ پلاس

حد اقلش این است که گوگل یک شبکه اجتماعی ساخت که شکست نخورده است. در عرض چهار ماه، گوگل پلاس، بیش از ۴۰ میلیون کاربر به دست آورده است. اگرچه منتقدان اخیرا به افتی در فعالیت گوگل ‌پلاس اشاره کرده ‌اند، اما این شبکه اجتماعی توانسته است به رقیبی جدی برای فیس‌ بوک تبدیل شود که بسیار موفق ‌تر از تجربه‌هایی چون گوگل ‌باز، جایکو، اورکات و ویو است.

 

گوگل کروم

طبق آمارهای ارائه‌ شده از سوی نهادهای پژوهشی - فناوری، مرورگر کروم شرکت گوگل بالاخره در دسامبر امسال گوی سبقت را از مرورگر فایرفاکس موزیلا  ربود و در حال حاضر بیش از ۲۵ درصد از بازار مرورگرها را در اختیار گرفته است. کروم در سال ۲۰۱۲ بزرگ ‌ترین تهدید کننده اینترنت اکسپلورر خواهد بود.

 

دوربین لیترو

در عصری که گوشی‌های هوشمند دوربین حیات دوربین‌های دیجیتال مستقل را به خطر انداخته‌ اند، لیترو انقلابی امیدبخش در عالم عکاسی به‌ وجود آورده است.

دوربین مشهور به Light Field که تمام اشعه‌های نوری موجود در محیط را دریافت و ثبت می‌ کند، یک ابزار مستطیل شکل است که می ‌تواند دوباره روی عکس فوکوس کند، حتی بعد از گرفتن عکس؛ بنابراین می ‌توانید سریعا یک عکس بگیرید و بعداً به جزئیاتش بپردازید؛ اگرچه دوربین لیترو تا سال آینده در بازار نخواهد بود، اما این ابداع بکر، سزاوار تحسین است.

 

ایکس ‌باکس ۳۶۰ و کینکت

کینکت ‌شرکت مایکروسافت، دوربینی برای کنسول بازی ایکس ‌باکس ۳۶۰ که حرکت‌های سه ‌بعدی را نشان می‌ دهد، در پاییز سال ۲۰۱۰ رونمایی شد. اگرچه در سال ۲۰۱۱، با فروش ۱۰ میلیونی ‌اش، به استناد کتاب رکورد گینس، کینکت رکورد سریع‌ ترین فروش برای یک وسیله الکترونیکی را به خود اختصاص داد. شور و توجه به کینکت به ایکس ‌باکس ۳۶۰ کمک کرد تا برنده رقابت در بازار آمریکای شمالی شود.

 

منبع : www.farheekhtegan.ir

 

  مباحث فرهنگی            

دریچه ایی به سوی نور - سالروز تشکیل نهضت سواد آموزی

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

مقدمه

خداوند بشر را آفریده و عقل را برای اندیشیدن در او به ودیعه نهاده است، تا حق و باطل، خیر و شر و زشت و زیبا را از هم تمییز دهد و راه خویش را در زندگانی بازیابد و در عین حال، از لغزش ها و زیان های جهل و نادانی مصون بماند. این هدف، جز از راه عقل پروری و دانش اندوزی میسر نیست. از این رو، اسلامْ مقام علم را بس والا معرفی کرده و از آغاز، مبارزه با بی سوادی را شروع و از همه فرصت ها برای مبارزه با این پدیده شوم استفاده نموده است. این دین سترگ، دانش اندوزی را یکی از ضروریات قرار داده و از این رو، مسلمانان توانستند در علم و دانش، به پیشرفت های شگرفی برسند.

 

تشکیل سازمان نهضت سوادآموزی

پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که به حق باید آن را یک انقلاب فرهنگیِ عظیم دانست، مسئله محو پدیده شوم بی سوادی، مورد توجه اندیشمندان و مسئولان کشور قرار گرفت. در رأس این اندیشمندان، حکیم بزرگ و فرزانه، حضرت امام خمینی رحمه الله قرار داشت که با پیام تاریخی خود در هفتم دی ماه 1358، از همگان مبارزه ضربتی با بی سوادی را خواست و در بخش از آن فرمود: مایه بسی خجلت است که در کشوری که مهد علم و ادب بوده و در سایه اسلام زندگی می کند، بی سواد وجود داشته باشد. به دنبال صدور فرمان رهبر کبیر انقلاب، سازمان نهضت سوادآموزی به صورت کاملاً مستقل تأسیس شد و پایه گذاری گردید.

 

تاریخچه سوادآموزی

سوادآموزی در ایران، از سال 1315 شمسی، با تشکیلات سازمان تعلیمات اکابر آغاز شد. در آن زمان، این بخش از وظیفه سوادآموزی، از ادارات مربوط به وزارت معارف به شمار می رفت، ولی پس از مدتی، چون توفیق چشم گیری نداشت، منحل شد. سرانجام بعد از انقلاب به رهبری امام خمینی رحمه الله نهضت سوادآموزی پایه گذاری شد و فصل جدیدی را در تاریخ انقلاب ما گشود. این نهضت در ابتدا در قالب نهادی مستقل کار خود را آغاز نمود و سپس در سال 1361، به آموزش و پرورش پیوست. همکاری این نهاد انقلابی با آموزش و پرورش، به صورت کار مشترک آغاز و سبب شد که تلاش وسیع تری در مجموع کشور شروع و خوش بختانه دستاوردهای بزرگی نصیب ملت شایسته و انقلابی ایران شود.

 

سوادآموزی، وسیله ارتباط

سوادآموزی، تنها به خواندن و نوشتن و حساب کردن منحصر نمی شود، بلکه تلاشی در راه تطبیق افراد بی سواد با محیط و جهان اطراف خود و دنیاست که همواره دچار تغییر و تحول است. آموزش و سواد، زیربنای توسعه است. در هیچ کشوری توسعه مطلوب اتفاق نخواهد افتاد، مگر اینکه مسایل دانش آموزی، یعنی آموختن دانش و یادگیری تا مقطع دانشگاه تداوم پیدا کند. پایه و اساس توسعه هر کشور، به میزان سوادآموزی آن بستگی دارد. بنابراین، سواد آموزی، وسیله برقراری ارتباط به معنای گسترده آن است یا به عبارت دیگر، قوی ترین وسیله ارتباط با دنیای خارج به شمار می آید.

 

متن پیام حضرت امام خمینی (ره) به مناسبت تشکیل نهضت سواد آموزی

در پیام تاریخی امام امت كه روز هفتم دی ماه سال 1358 به این مناسبت صادر فرمودند، آمده است :

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

ن * و القلم و مایسطرون (قرآن كریم) 

ملت شریف ایران! شما می دانید كه در رژیم گذشته آنچه كه بر ملت مبارز ایران سایه افكنده بود، علاوه بر دیكتاتوری و ظلم، تبلیغات بی محتوی و هیچ را همه چیز جلوه دادن بود، ملتی كه در همه ابعاد از حوایج اولیه محروم بود وانمود می شد كه در اوج ترقی است. از جمله حوایج اولیه برای هر ملت كه در ردیف بهداشت و مسكن، بلكه مهمتر از آنها است، آموزش برای همگان است.

مع الاسف كشور ما وارث ملتی است كه از این نعمت بزرگ در رژیم سابق محروم و اكثر افراد كشور ما از نوشتن و خواندن برخودار نیستند، چه رسد به آموزش عالی. مایه بسی خجلت است كه در كشوری كه مهد علم و ادب بوده و در سایه اسلام زندگی می كند كه طلب علم را فریضه دانسته است، از نوشتن و خواندن محروم باشد. ما باید در برنامه دراز مدت، فرهنگ وابسته كشورمان را به فرهنگ مستقل و خودكفا تبدیل كنیم و اكنون بدون از دست دادن وقت و بدون تشریفات خسته كننده برای مبارزه با بیسوادی بطور ضربتی و بسیج عمومی قیام كنیم تا انشاء الله در آینده نزدیك، هر كس نوشتن و خواندن ابتدایی را آموخته باشد. برای این امر لازم است تمام بیسوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران با سواد برای یاد دادن بپاخیزید و وزارت آموزش و پرورش با تمام امكانات بپا خیزد و از قرطاس بازی و تشریفات اداری بپرهیزد و برادران و خواهران ایمانی برای رفع این نقیصه دردآور بسیج شوید و ریشه این نقص را از بن بركنید.

تعلیم و تعلم عبادتی است كه خداوند تبارك و تعالی ما را بر آن دعوت فرموده است. ائمه جماعات شهرستانها و روستاها مردم را دعوت نمایند و در مساجد و تكایا، با سوادان نوشتن و خواندن را به خواهران و برادران خود یاد دهند و منتظر اقدامات دولت نباشند و در منازل شخصی، اعضای با سواد خانواده اعضای بی سواد را تعلیم كنند و بیسوادان از این امر سرپیچی نكنند.

من از ملت عزیز امید دارم كه با همت والای خود، بدون فوت وقت، ایران را به صورت مدرسه ای درآورند و در هر شب و روز در اوقات بیكاری، یكی دو ساعت را صرف این عمل شریف نمایند.

بپا خیزید كه خداوند متعال با شما است. از خداوند تعالی سعادت و سلامت و رفاه ملت شریف را خواستارم.

و السلام علیكم و رحمت الله و بركاته

روح ا موسوی الخمینی

 

سوادآموزی در کلام مقام معظم رهبری

نهضت سوادآموزی، یک جریان مهم فرهنگی است.

علم و سواد، ارزنده ترین هدیه است.

 

راهكارهای عملی و فعالیت سازمان نهضت سوادآموزی در خصوص آموزش مداوم

فعالیت ها و آموزش های پس از باسواد شدن
خطر بازگشت به بی سوادی نوسوادان به دلیل مستمرنبودن آموزش و كاربرد سواد در زندگی آنان از عمده مسائلی است كه برنامه ریزان سوادآموزی را به مطالعه، تعمق و تلاش واداشته است. تحقیقات و بررسی ها حاكی از آن است كه آموزش مداوم از بازگشت نوسوادان به بی سوادی جلوگیری كرده و توانایی برخورد با موقعیت های جدید در زندگی فردی و اجتماعی را برای آنان فراهم می آورد.


غنی سازی محیط زندگی فراگیران با مواد خواندنی ساده:
در عصر حاضر نشر كتاب مهمترین ابزار انتقال دانش و فرهنگ و كلید اصلی دردهای ذهن بشر و احساس و اندیشه او و كتاب یكی از ستونهای تمدن است. سازمان نهضت سوادآموزی با هدف غنی سازی محیط زندگی نوسوادان و به منظور دسترسی آسان كم سوادان به مواد مكتوب مبادرت به تولید مواد خواندنی ساده ویژه كم سوادان نموده است. علاوه بر این با هماهنگی سازمان ها و مبادی ذیربط كلیه كتابخانه های عمومی شهری و روستایی، ندامتگاهها و مراكز نظامی و انتظامی كشور به بخش ویژه نوسواد مجهز شده است كه هر ساله انتشارات جدید سازمان به این بخش ها ارسال می گردد كه تا پایان سال 81 تعداد 218 عنوان كتاب را در 560/180/1 نسخه شامل می شود.


آموزش های رسانه ای:
آموزش های رسانه ای به عنوان حلقه انتهایی آموزش های غیر حضوری است كه فراگیر را به سوی خواندن و یادگیری مستقل یاری و آموزش می دهد. این برنامه آموزش با دو نوع از مخاطبین ارتباط دارد:
الف) مخاطبینی كه به عنوان فراگیران آموزش های رسانه ای پس از گذراندن دوره های غیر حضوری برنامه خدمات مكاتبه ای تحت پوشش برنامه های آموزش های غیر حضوری سازمان قرار گرفته و از طریق شبكه پستی كشور محتواهای آموزشی از قبیل: كتاب، نشریه، بروشور، پوستر، بسته های آموزشی و... در اختیار آنان قرار گرفته و هر ساله به صورت تراكمی به تعداد آنها افزوده می شود.
ب) مخاطبینی كه در ردیف كم سوادان جامعه هستند و از طریق اجرای برنامه ها و باشگاههای رادیویی و تلویزیونی، نیم صفحه نوسواد روزنامه اطلاعات و مسابقات رسانه ای با آنها ارتباط برقرار و اطلاعات و آگاهی های لازم و مفید به آنها منتقل می شود.


تشكیل گروه های مطالعاتی:
الف) گروه های پیگیر: برنامه آموزشی نیمه حضوری گروههای پیگیر سواد برای افرادی كه دارای سواد پایه باشند و تمایل كمتری به حضور در برنامه های سوادآموزی دارند.
این برنامه به عنوان یك طرح موفق در سال 1377 موفق به دریافت نشان افتخار كینگ سیجانگ از سازمان علمی، فرهنگی آموزشی ملل متحد (یونسكو) شد.


ب) طرح خدمات مكاتبه ای:
این طرح در راستای تكمیل فرآیند آموزش های نیمه حضوری به غیرحضوری و استمرار ارتباط فراگیران گروههای پیگیر در مرحله سوم به جرا گذاشته شده است.
این طرح نیز به دلیل نوآوری در برنامه های پس از سواد خصوصاً از راه دور، نشان افتخار مالكوم آدیسه شیا را از سازمان علمی، فرهنگی آموزشی ملل متحد (یونسكو) در سال 1378 به خود اختصاص داد.


مشاركت های بین بخشی:
استفاده از سواد به عنوان یك مهارت با بهره گیری از روش نوشتاری در قالب فعالیتهای سوادآموزی به سازمانها و دستگاه های دیگر این امكان را می دهد تا مفاهیم و پیام های خود را جهت ارتقاء آگاهی های نوسوادان و كم سوادان عرضه نمایند.
سازمان نهضت سوادآموزی با مشاركت دستگاههای ملی و فراملی اقدام به تهیه، تدوین و تولید مواد خواندنی و اجرای آموزش های كاربردی به صورت حضوری، نیمه حضوری و غیرحضوری كرده است. همچنین با همكاری سازمان بین المللی یونیسف، صندوق جمعیت ملل متحد، مركز فرهنگی یونسكو در آسیا و اقیانوسیه به چاپ تعدادی كتاب با شمارگان بالغ بر 000/361/4 جلد، 1000 برگ پوستر آموزشی جنگل و موجودات و نیز تهیه 350 حلقه فیلم آموزشی روستای مینا و جنگل اقدام كرده است.


نمایشگاه های كتاب
نمایشگاه های كتاب به عنوان رسانه ای آموزشی در راستای رفع موانع نیل به مطالعه و بهبود سیستم توزیع كتاب و تسریع در رسیدن كتاب به دست كم سوادان و نوسوادان در مراكز استانها، شهرستانها و روستاهای كشور به صورت دائمی و موقت و با همكاری و مشاركت سایر مراكز فرهنگی كشور برگزار می شود.


مسابقات كتابخوانی:
این برنامه به عنوان مكمل برنامه های آموزشی و تقویت جریان آموزشی، یادگیری و به كارگیری آموخته ها در زندگی نوسوادان و كم سوادان با هدف ایجاد رقابت سالم بین افراد، گروه ها در سطوح مختلف كشوری، استانی و منطقه ای و به مناسبت های خاص برگزار می شود.

 

تجهیز کتاب خانه های عمومی شهری و روستایی به کتاب های ویژه نوسوادان

با تصویب هیئت امنای کتاب خانه های عمومی کشور، قفسه ای در همه کتاب خانه ها به نوسوادان اختصاص یافته است. این طرح، با هدف ارایه خدمات مطالعاتی به نوسوادان جامعه و گسترش فعالیت های تداوم سواد و اتصال آموزش های سوادآموزی به کتاب خانه ها و خودآموزی به اجرا گذاشته شد. دراین راستا، با مشارکت دبیرخانه هیئت امنای کتاب خانه های عمومی کشور، حدود سه میلیون جلد از عناوین مختلف کتاب در اختیار کتاب خانه های شهری و روستایی کشور قرار گرفته است و بالغ بر دوازده هزار کم سواد به عضویت کتاب خانه ها درآمده اند.

 

متن ادبی

 

سرخط: آی با کلاه

مصطفی پورنجاتی

الف. ب. پ سلام، حرف های گل داده! سلام، دفترمشق و حساب!

بابا انار دارد. چه بوی خوبی می دهد این کتاب ها!

دارا نان داد. دیگر انگشت نمی زنم؛ خط می کشم، نام می نویسم.

کشاورز در مزرعه کار می کند. من لبخند می زنم به دست های پیرمردِ عکس که می کارد و درو می کند و خسته نمی شود.

اکرم کتاب می خواند من می خوانم، می نویسم و با این همه حکایت خوب و داستان شیرین، زندگی می کنم.

آقای معلم روی تخته نوشت: به نام خدا. امروز صبح، برای کلاس و درس وضو گرفته ام، روشن شده ام؛ با چشم هایی که حالا باز شده است، چشم هایی که دیگر بسته نیست و خوب می بیند.

گنجشک روی درخت، نشسته است من هم کنار همشاگردی ام نشسته ام؛ روی این نیمکت های صمیمی هر دو سواد یاد می گیریم، به شوق فردا، به شوق دانایی.

توانا بود هر که دانا بود و من حالا توانا شده ام؛ چون رفته ام به باغی که در همه جایش، دانایی سبز شده است.

میازار موری که دانه کش است این همه محبت را هنوز باور نکرده ام. اینجا همه چیز قشنگ است. از نصیحت بزرگان دیگر ناراحت نمی شوم. دوستشان می دارم.

مدادم را می آورم روی صفحه سفید دفتر. دیگر با دل و جرئت شده ام. از نوشتن نمی ترسم. اولین نامه کوچکم را، حرف های دلم را خودم می نویسم: خدای خوبم! از این همه لطف تو سپاس گزارم.

 

هفت ساله شدم!

حسین امیری

دارم خاطره دیدارت را الف به الف می اندیشم.

دارم الفبای نگاهت را مرور می کنم؛ خاطره اولین روزی که گرد پیری را از چهره دلم زدودی و گفتی می توانی و توانستم.

ناگهان عقبگرد ساعت، مرا به احترام کودکی از دست رفته باز آمده ام واداشت. من در سن چهل سالگی، جوان تر شده ام و در ترنم مهر تو، مهرماهِ یک لحظه تکرار نشدنی، به مدرسه آمده ام.

 

نهضت زندگی دوباره

الفبای فکرم، وامدار الف قامت توست که از کوره راه های سختی گذشتی و از روستاهای دور تا شهرهای شلوغ، دنبال کسی آمدی که خواندن را بیاموزیش؛ من مدتی است سوره علق را با لعل لب تو می خوانم، می خوانم به نام خدا و به نام معلم.

به یاد می آورم سیمای تو را که لباس جهاد پوشیده بودی؛ اما کلاه و زرهت نبود؛ عزم جهاد کرده بودی؛ اما شمشیرت نداده بودند. سلاح بردباری برگرفتی و بر سنگر علم نشستی و زهی سربلندی که قله بلند افکارم را عَلَم همت تو فتح، و جاده های زندگی ام را پای ارادت تو نقاشی کرده است! چه نیکو خطی که از شهر دانایی می گذرد و از کوچه نور و روشنایی!

نهضت تو، نهضت زندگی دوباره بود. تو زنده ام کردی و علمم آموختی و نور چشمم شدی.

 

جهانی پر از کلمات

طیبه تقی زاده

سیاهی از بین می رود و این بار تیرگی ها بر اندام سپید کاغذ، روشنایی خواهد شد به چشمان تاریکِ جهل. اندام وسیع تخته سیاه، جهانی می شود پر از کلماتی که چون یاس های سپید، از ساقه هایش بالا رفته اند. هر حرفی که می نویسی، گویی تو را به آنچه در دل داری، نزدیک تر می کند؛ دلی که شاید دوست داشته باشد گاهی برای خودش بنویسد.

 

می خوانی؛ بی هیچ سردرگمی

ساقه هایت جوانه زده اند و تو گویی متولد می شوی. از این پس، هر آینه روبه مسیری می روی که تو را بیشتر و بیشتر به دانایی می رساند. شاید وقت آن رسیده باشد که پشت دانایی اردو بزنیم! این درخت خشک که روزی محتاج قطره ای آب بود، چنان ریشه دوانده که به چشمه سار بینایی و معرفت راه یافته است. و تو امروز، غبار از دریچه های ذهنت زدوده ای و بی هیچ سردرگمی می خوانی.

 

میوه دانش

از خواب فراموشی بیدار شده ای. به درخت دانش رسیده ای و امروز می فهمی که چقدر شیرینند میوه هایش و امروز می دانی که میوه دانایی را هیچ کس جز تو نمی تواند برای تو به دست بیاورد.

ساقه هایت جان گرفته اند. دستانت واژگانی را می نویسند که همیشه در آرزوی خواندنشان بودند. تو امروز، به گنجی دست یافته ای که همیشه همراه توست و کسی را یارای آن نیست که از تو بازستاند.

 

دانایی را دریاب!

پنجره های باز، تو را می خوانند. صفحات ناخوانده، صدایت می زنند. زبانت باز می شود روبه دنیای مرموز کلمات؛ خطوطی که تا دیروز سیاهی امواج آنها چشمانت را می آزرد.

گام بردار روشنایی دانش را! چراغی روبه رویت روشن بگذار!

باید بروی و چمدان تازه ای برداری و اندیشه های تازه را همسفر خویش کنی. فکری تازه، تو را می خواند. دانایی را دریاب!

 

دیگر تنها نیستی

باغ جهانت اکنون سرشار از کلماتی است که از تماشا لبریز است. پروانه های روحت چه سبک می گذرند از سرچشمه های رویش اندیشه! تو چون آبی روان از سایه سار علم می گذری. کوچه ای هستی روبه باغ کلمات. می بویی گل های رنگارنگ علومت را. شبنم دانش، گونه های خوابت را نواخته است. شب از تو می گریزد و روشنایی به جانت می آویزد. دیگر تنها نیستی.

 

تولدی دیگر

غمناکی از تو رخت می بندد. می خوانی، می نویسی سرشاری لحظه هایت را. امروز یک بار به دنیا آمده ای دیگر. شادمانه، بال و پر گشوده ای روبه افق های باز. رشته نگاهت چقدر می درخشید به یمن پیروزی فهمیدن! از بیابان شوره زار نادانی را گذشتی و به باغ بی نظیر آرزوهایت رسیدی؛ آنجا که با هر کتابی، جهانی از گل های رنگارنگ دانایی پوشیدی.

 

بیداری دنیا

حمیده رضایی

رها از این همه رکود و تاریکی، به امید یافتن چشمه های نور، چشم هایم را از گره دریچه ها می گیرم و رها می شوم در آغوش مناظر بعد از این، با چشم هایی سرشارتر.

تکیه می دهم به طنین قلم ها و کلمات. ورق به ورق کتاب روزهای پشت سرم را مرور می کنم و بر بستر صفحات آرام آرام بیدار می شوم.

کلمات، روبه روی نگاهم رژه می روند و من، بوی چشم اندازهای روشن را عاشقانه می شنوم. بی شمار از خویش می جهم و جهنم تیپاخورده شب را رها می کنم. گام هایم را محکم برداشته ام تا خاک، زیر کفش هایم بدود. می گذرم از جداره های ستبر جهل.

زنگ ثانیه ها بر انگشتانم می لغزد. قلم در دست انگشتانم بیدار شده اند. چشم هایم را می گشایم و صمیمانه در بیداری دنیا می خندم ـ گامی محکم تر ـ

دست بر دیواره های رسیدن گرفته و صفحه به صفحه مرور می کنم روزهای سپری شده ام را. می خوانم و می نویسم. فرصت نفس کشیدن در روزی تازه تر، ریه هایم را سرشار کرده است. نشاط رهایی از جهل، یاخته هایم را در نور حل کرده است. چشم هایم در خور شناخت شده اند. کلمات، شب را شکافته اند و دریچه های بسته روبه رویم را گشوده اند. با قلمی از جنس بهار، کلمات را برانگیخته ام و کلمات، تمام مرا.

روشن تر از همیشه، روز در من شتاب گرفته است. از حصار محکم فراموشی رهایی یافته ام تا پیاپی، پلک های خسته در رکود سال ها بیهوده تاریکی ام را رو به گسترده ای تازه تر بگشایم. تکیه داده به قلم، صفحات، جولانگاه نگاه تازه من است.

 

موسیقی روشن قلم

محمد کاظم بدرالدین

به رؤیاهایی که از کوچه تنگ ملامت بر تو می پاشند، نقطه پایان بگذار. در پذیراییِ دلاویزترین رنگ های دانایی، سهیم باش و از این شادی لذت ببر. بر فرآورده های روشن از پنجره های معرفت برس.

نگاه های هرز را که سمت جهل روئیده شده، ریشه کن کُن.

با قوتی که از سرسبزی قلم تراوش می کند، از جوانیِ خود شاداب تر هم می شوی و این همان پله آغازین رسیدن است که:

 

ز دانش دل پیر برنا بود

توانا بود هر که دانا بود

 

دنیا چقدر بزرگ تر خواهد شد، اگر شیفته نقوش مانای فهمیدن شوی و روزها چه پرحرارت و پرطراوت می گردند، اگر مشتاق اصالتِ پویایِ ادراک گردی.

خورشیدِ پس از تابشِ الفبایِ آگاهی، گرم تر است.

برای رسیدن به دیار واژگان، هیچ گاه دیر نیست. مگر بر دستانِ تو چه عیبی رفته است که برای نوشتنِ نامت ـ حتی ـ از دیگران مدد می جویی؟ بگذار استعداد چشمانت برای دریافت، شکوفا شوند! بیا و در همسایگیِ کتاب ها خیمه بزن تا عطر شیرین ترین آرامش را استشمام کنی.

حُسنِ مطلع چشم هایت، زمانی است که از همخوانیِ بهار کتاب بازگردی. کاج های دانستن را در بادیه ذهن جهان بکار.

پا به پای عقربک ها در فردای خویش دست ببر، تأثیر بگذار!

بگذار هیچ کتیبه ای از آتیه دنیای پررمز و راز، برای تو گنگ باقی نمانَد!

دیگر اسلوب تاریک جهل، بوی کهنگی و کپک زدگی می دهد.

گوش فرا بده به موسیقی روشن قلم!

باید سوگند بر قلم را از متن آسمانیِ قرآن بیابی.

سرمشق های جدید اندیشه را پیش رو بگذار و دل بده به رسول روشنگر وجدان. به هیجان هایی که پیرامون فطرتت برای دانش اندوزی تلنگر می زند، پاسخ مثبت بده!

حقایقی بر کتاب ها ریخته اند که تنها چشمان محصل و کاوشگر تو آنها را هضم می کند.

دل انگیزترین بهار، در گرو همتی است که از تو برمی خیزد؛ خواستن، توانستن است.

 

الف، ب، پ و...

روزبه فروتن پی

بیاموز و آن قدر از پلّه کانِ کلمات بالا برو تا به ملکوتِ اندیشمندی برسی!

بیاموز، درخت از بهار سبز می شود و انسان از آموختن.

بیاموز، ماه، شب را روشن می کند و اندیشه، جهان را.

بیاموز، الفبای بودن را تا رازِ هستی را دریابی!

کلمات را بیاموز که خداوند، کلامش را در نورانی ترین کلمات به انسان هدیه کرد.

قدم بگذار در راهی که به باغِ دانایی می رسد.

بخوان، که علم، خلاصه رسالتِ پیامبرانِ خداست.

بیاموز الف، ب، پ و... این الفبای نور است که شبِ وجود را به سپیده شهود، پیوند می دهد. بیاموز که هیچ گیاهی در کویرِ جهل، رشد نمی تواند کرد.

بیاموز، قلم بردار و در کوچه باغِ آسمانیِ علم، قدم بگذار. بخوان، بنویس، جاری شو؛ تو باید به مفهومِ دریای عبودیت برسی.

بیاموز آنچه را که موجب می شود خورشیدِ سعادت در مشرقِ دلت طلوع کند.

بیاموز و به یاد داشته باش که:

ثمر ایمان، رستگاری و ثمرِ انسان، علم و دانش است.

 

علم، نور است

علی خالقی

گام هایت از حرکت ایستاده اند، دیگر نمی خواهی با چشم های بسته قدم برداری. دیگر نمی خواهی بر جداره های این شب نفرت انگیز، دست بیاویزی. مفری می جویی. خود را به هر دریچه ای نزدیک می کنی تا مگر جز تاریکی ببینی. خویش را تنهای تنها می یابی. چون درختی بی اراده پای در بند زمین و محکوم به تحمل سیلی باد، خو کرده با تاریکی و ظلمت. خاک زیر پایت می جنبد. احساس می کنی حتی خاک هم سکون تو را تحمل نمی کند. بر پنجره ای آن سوی تاریکی زُل می زنی که بر روی لب هایش آوای خوش آزادی جاری است. باید خود را از تراکم این حجم سنگین تاریکی برهانی!

به سوی پنجره می روی، دست دراز می کنی و صفحه تقدیرش را ورق می زنی.

سرنوشت ات دگرگون می شود. چشم هایت گویا تازه متولد شده اند!

جهان پیرامونت رنگ معنا گرفته است. خود را درمی یابی.

با تمام وجود، خود را احساس می کنی. انگار بر صحیفه رنگارنگ هستی، وجودت اضافه شده. انگار حضور تو بر گرده پیر زمین سنگینی می کند!

چشم هایت می بیند، اما نه چون گذشته. می بیند، اما نه در تاریکی. واژه واژه کائنات برایت معنی می شود و حرف به حرف، اجزای عالم با تو زبان می گیرند. علم، نور است و جهل، ظلمت. دردهایت، درمان شده است.

به مطلوب خویش رسیده ای؛ اما آرام نداری.

وجودت، دریای متلاطمی است که شور و خروشش را حدی نیست.

دیگر تو تنها نیستی.

تمام اجزای عالم با تو همراهند. احساس می کنی تمام جویندگان دانش، با تو قدم برمی دارند.

به گذشته تاریک می خندی و از پیشامد امروزت، خدا را شکر می گویی.

دست هایت دیگر برای یافتن راهت به دامن هیچ دیواری متوسل نمی شود.

نور دانش تو را فرا گرفته است

زمین، حضور تو را بر سینه سنگین اش موهبت می پندارد و بر تو می بالد. ورد زبانت شده علم.

دهانت که باز می شود، گوهر از آن می تراود.

هر که از تو پندی بخواهد، با تمام وجود می گویی: اُطلبوا العلم ولو بالصین.

 

انتظار نهضت سوادآموزی

نهضت سوادآموزی، برای رسیدن به اهداف عالی نظام مقدس جمهوری اسلامی و استمرار امر سوادآموزی، از همگان انتظار دارد همچون گذشته، این نهاد فرهنگی را برای اجرای برنامه های مناسب و مفید سوادآموزی و خدمت به محرومان جامعه یاری نمایند تا به وضعیتی برسیم که همگان، افزون برآنکه به یادگیری مستقل تجهیز شدند، از پشتیبانی لازم برای استمرار یادگیری در طول زندگی برخوردار گردند تا کشوری آباد و پیشرفته داشته باشیم.

 

سواد آموزی به توفیق فرمان امام خمینی (ره) از یك حركت محدود فرهنگی، به نهضتی فراگیر تبدیل شد و از آن پس در شمار مقدس ترین آرمانهای انقلاب اسلامی در آمد.

به حتم، چنین آرمان مقدسی، شایستگی آن را دارد كه در كنار مهم ترین اهداف و برنامه های معجزه قرن، یعنی انقلاب شكوهمند اسلامی بنشیند و سطری طلایی در كارنامه نهضت اسلامی در جهان معاصر باشد.

نیاز به توصیه و توجیه نیست؛ زیرا همگان می دانند كه آموختن تنها دستاویز انسان در سراشیب نشناختن و ندانستن است. اما همتی بلند می خواهد و توفیقی مدام.

در دین و آیینی كه تعلیم و تعلم، عبادت است، جستجوی دانش، فریضه و عالم ارجمندترین كس در میان مردم است، محرومیت از خواندن و نوشتن، بخشودنی نیست.

اولین كلمه و نخستین فرمان آخرین كتاب آسمانی، امر به خواندن است. چنین كتابی و چنان آیینی، مسلمانی را كه نخواند و ننویسد، سرزنش می كند.

آموزاندن، بهایی بود كه پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) برای آزادی اسیران جنگ بدر مقرر فرمود، و آموختن، هنری است كه همه توانایی ها و هنری های دگر، از آن می جوشد و سر برمی آورد. راست است كه از دانایی می خیزد و دانستن، توانستن می آفریند.

تشكیل نهضت مقدس سوادآموزی، اقتضای روح و مرام انقلاب اسلامی بود و اگر چنین نبود، جای هزار شگفتی و تاسف بود. به یمن فرمان امام خمینی (ره) پایه و اساس نهضتی گذارده شد كه در هر گام، طاغوتی را شكست و در هر مرحله توفیقی به چنگ آورد. هر سرزمینی كه به تصرف این قیام ستودنی، در می آید، بر بام آن پرچم فخر و برازندگی افراشته می شود و چراغ سعادت و بالندگی افروخته تر می گردد.

رهبران و كوشندگان این نهضت را سپاس می گوییم و توفیق بیشتر آنان را از خداوند خواستاریم. به جا و شایسته است كه در آینده نیز هدف ها و رسالت والای نهضت سوادآموزی مورد توجه و دقت قرار گیرد.

 

منابع :

- www.hawzah.net

- www.aviny.com

- www2.irna.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست تشخیص میزان فضولی (فضول سنج!)

 

به نظر می رسد شما فرد کنجکاوی باشید و تلاش می کنید که زیاد در کارهای دیگران دخالت نکنید؛ اما گاهی نمی توانید این احساس را مدیریت کنید و گاهی یک فضولی کوچک در بعضی امور خصوصی دیگران می کنید اما خوشبختانه این کار همیشگی نیست.

 

1- تصور کنید که صبح خواب مانده اید و دیرتان شده است. هنگام خروج از خانه صدای دعوای همسایه را می شنوید؛ آیا می ایستید تا ببینید موضوع از چه قرار است ؟

الف:  بله

ب: خیر

 

 

2- اگر وارد رستورانی شوید و یکی از دوستان خود را ببینید که با غریبه ای آنجاست، آیا کنجکاو می شوید که غریبه چه کسی است ؟ 

الف:  بله

ب: خیر

 

 

3- با دوستتان مشغول مکالمه تلفنی هستید که مجبور می شوید مدتی منتظر بمانید تا او به مکالمه دیگری پاسخ دهد، وقتی برمی گردد از او می پرسید که با چه کسی صحبت می کرد؟

الف:  بله

ب: خیر

 

 

4- به منزل دوستتان رفته اید و او برای انجام کاری از اتاق خارج می شود. نامه ای را روی میز او می بینید؛ آیا نگاهی به متن آن می اندازید؟

الف:  بله

ب: خیر

 

 

5- اگر رمز عبور و شناسه مربوط به ایمیل دوستانتان را داشته باشید، آیا وسوسه می شوید سری به ایمیل های آنها بزنید؟

الف:  بله

ب: خیر

 

 

6- در اتوبوس یا تاکسی نشسته اید و فرد کناری شما مشغول مطالعه روزنامه یا کتابی است در این شرایط چه می کنید؟

آیا زیر چشمی یا مستقیما به آنچه او مطالعه می کند خیره می شوید تا ببینید او در حال مطالعه چه چیزی است؟

الف:  بله

ب: خیر

 

 

7- اگر شما بدانید یکی از آشنایان رازی دارد چه می کنید؟ کنجکاو می شوید تا سر از کار او در آورید؟

الف:  بله

ب: خیر

 

 

8- اگر جایی دعوا یا تصادفی شده باشد، آیا نزدیک می شوید تا بدانید موضوع از چه قرار است؟

الف:  بله

ب: خیر

 

 

9- آیا تا به حال کیف دیگران را بدون اجازه شان جستجو کرده اید؟

الف:  بله

ب: خیر

 

 

10- آیا معمولا درباره قیمت و محل خرید دوستانتان پرس و جو می کنید؟ 

الف:  بله

ب: خیر

 

 

نحوه نمره دادن و جمع بندی امتیازات :

برای هر جواب (بله -10 ) امتیاز و جواب های (خیر-0) امتیاز منظور فرمایید .

 

 

 

 

ارزیابی

 

اگر جمع امتیازات شما از (0 تا30) باشد:

شما اساسا اهل دخالت و فضولی در کار دیگران نیستید و این ویژگی امتیاز بزرگی برای شما محسوب می شود. مسایل خصوصی دیگران باری شما جالب نیست و به خودتان اجازه نمیدهید که به مسایل خصوصی دیگران وارد شوید. شما به دیگران احترام می گذارید و در مورد مسایلی که به شما ارتباطی ندارد کنجکاوی به خرج نمی دهید دوستان و نزدیکان شما به بهانه این ویژگی که در شخصیت شما جاری است به شما اطمینان زیادی دارند شما به سبب همین خصلت از احترام و محبوبیت شایسته ای در اجتماع برخوردار هستید .

 

 

اگر جمع امتیازات شما از (35تا70) باشد :

شما طبیعتا فرد کنجکاوی هستید اما تلاش می کنید که زیاد در کارهای دیگران دخالت نکنید اما گاهی نمی توانید این احساس را مدیریت کنید و گاهی یک فضولی کوچک در امور خصوصی دیگران میکنید اما خوشبختانه این کار همیشگی نیست. زیاده روی در کنجکاوی تبدیل به فضولی می شود و این مهم شما را گاهی دچار درد سر می کند و مردم دوست ندارند که کسی در کارهای خصوصی آنان دخالت کند .

 

یادتان باشد اگر شما به عنوان فردی فضول در جمع دوستان و آشنایانتان معروف نشده اید احتمال اینکه در آینده چنین لقبی به شما بدهند وجود دارد؛ مراقب باشید!

 

 

اگر جمع امتیازات شما از (75 تا 100) باشد :

شما بسیار مشتاق هستید که همه چیز را درباره همه کس بدانید و برای این کار هرچه از دستتان برمی آید انجام می دهید.

شما از آن گروه افراد هستید که همیشه مراقب دیگران هستند، فال گوش می ایستند و حتی بعضی مواقع مستقیما از دیگران درباره مسایل خصوصی شان سوال می کنند. روانشناسان این نوع کنجکاوی را فضولی می دانند. به یاد داشته باشید که کنجکاوی برای دستیابی به آگاهی عالی است؛ اما فضولی...!

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

نماز مهمترين وسيله تقرب به خدا (2)

 

نيازهاى غريزى و فطرى جوانان و پاسخ آن
با تمهيد مقدمات و مطالبى كه ذكر شد مى توان گفت كه فلسفه همه عبادات دينى در اين نكته معطوف است كه متأثرترين قشر يعنى جوانان را مؤثرترين قشر در اجتماع انسانى قراردهد. چون احساس به يك تكيه گاه محكم و امنيت و آرامش در پناه آن تنها عنصرى است كه مى تواند به جوان اعتماد و اطمينان بخشيده و او را از اضطرابات درونى و تشويشات ذهنى رها سازد. همه مشكلات و معضلات روحى و روانى كه هويّت او را در معرض خطر انداخته و ثبات شخصيت او را از كَفَش ربوده و خلاء عظيمى را در او ايجاد كرده ناشى از نداشتن يك ملجاء و عدم دست يابى به يك پناهگاه دائمى و مستحكم است. همه صاحبان مكاتب كوشيدهاند تا به نحوى اين آتش احساسات درونى را خاموش و يا حداقل از شعله هاى آن بكاهند. به همين خاطر راه حلهايى چون آزادى بىقيد و شرط جوانان در ارضاى هواهاى نفسانى و غرايز حيوانى و سوق دادن و جهت دهى ايشان به ميخانه ها و كاهواره ها و صدها طرق ديگر را بعنوان پناهگاه ارائه دادند امّا پس از رويكرد جوانان به آن مأمنهاى بظاهر مستحكم، سقفهايشان فرو ريخته و به واهى و خيالى بودن آنها پى بردهاند. چون با ارضاء نيازها و دفع هواهاى نفسانى، اهداف خود را تأمين شده نمى يافتند.
امروزه اشتياق شديد جوانان سراسر جهان به شنيدن موسيقى به اصطلاح پاپ (
pop) و پوشيدن لباس هاى نوعاً جديدى مثل بلوجين كه زبان حال ميل به آزادى از قيد و بندها و تحرك و تكاپو و اعلام استقلال يك تنه از قيد ضوابط و معيارهاى اجتماعى است كاملاً واضح است. بسيارى از جوانان تيز و چابك پا در ركاب سفر مى گذارند بدون آنكه بدانند به كجا مى روند. در اين مسحور شدگى و حتى تسخير شدگى در قبال شيوه زندگى جديد كه از غرب سرچشمه گرفته و جهانگير شده است شمار كثيرى از جوانان مسلمان شريك بوده اند دانستن اين نكته براى جوانان مسلمان لازم است كه اين پديدهها با علل ژرفترى ارتباط دادند كه از نظر معنوى بيطرف نيستند(18).
جوانان در زندگى و حيات جوانى خويش امور زيادى را در حال تجربه كردن مى باشند او چون ساير افراد جامعه امّا عاطفى و احساسى تر از ديگران در صدد دست يابى به امرى است كه قلبش را بدان واسطه تسكين بخشيده و نوعى آرامش را تحصيل نمايد و ليكن به هر چيزى كه روى مى آورد بعد از مدّت كوتاهى در مىيابد كه آن عنصر، مطمئن وواقعى نيست. البته تشخيص اين امر در ابتداى سنين نوجوانى و جوانى بسيار دشوار است شور و هيجان جوانى در جوانان غالباً فرصت تعقل و انديشه اينكه انسان براى يك زندگى و حيات طولانى و اهداف متعالى خلق شده را از او سلب كرده و به همين خاطر او بعد از تجربه عملى، به پوچى و بى پايگى بسيارى از مأمنهايى كه بدان پناه آورده است پى خواهد برد. و دشمنان دين خصوصاً غرب به خاطر درك همين نيازهاى فطرى و غريزى جوانان تلاش زيادى انجام مى دهند تا اين گرايشها را به جهاتى كه اهداف آنها را تأمين مى كند سوق دهند و آنها را از كمالات معنوى و دينى منحرف سازند.
كسى كه خود مدّت زيادى از عمرش را در ميان غربي ها سپرى كرده و الان هم زندگى خود را با آنها در حال تجربه كردن مى باشد قضاوت و داوريش چنين است كه گويد: در شيوه زندگى كنونى غرب كشش و گرايشى هست كه افراد جامعه را به زيستن در لحظه كنونى فارغ از همه تاريخ و گذشته و غرق شدن در طلب سرفرازيهاى لحظه اى و لذت حسى آنى وا مى دارد. پرستش قهرمانان ورزشى و ميل به ركورد شكنى دايمى و فايق آمدن بى وقفه برطبيعت نشان دهنده يك وجه از اين دل مشغولى به تن است در حالى كه جنبه بسيار ويرانگرتر همين گرايش را مىتوان در استفاده از مواد مخدر و طبعاً مشروبات الكلى، روابط جنسى آزاد و نظاير آن ديد كه تماماً از تلاش نفس براى غرق نمودن خود در لذتهاى آنى جسمى و غريزى حكايت دارد.
بديهى است كه ورزش مستلزم انضباط و سخت كوشى است و اين از جهات مثبت آن است. امّا بزرگداشت بيش از حدّ ورزش و كما بيش پرستيدن قهرمانان ورزشى ناشى از اهميت گزافى است كه به تن داده شده است. علاوه بر اينكه نقش و اهميتى كه به ورزش داده مىشود ابداً بى ارتباط با اشتياق به لذت جويي هاى جسمانى نيست. كه همه اين عوامل متضمن از دست رفتن ايمان و اعتقاد جوانان به معيارهاى اخلاقى است(19)
يك جوان مسلمان با تحصيل معرفت و دستيابى به علوم مقدس دينى بايد خود را مجهز ساخته و به دامى كه جوانان غربى بدان گرفتار آمدند هويت خود را از دست ندهد.

 

نقش نماز و تعاليم دينى در شخصيت جوانان
اينكه در انسان تمايلات و گرايشاتى وجود دارد كه او را متوجه به اهدافى مىسازد و مىخواهد به دست يابى با آن اهداف خود را تسكين و اطمينان ببخشد نشانه آن است كه بايد چنين ملجائى وجود داشته باشد. چون اقتضاى حكمت بالغه الهى اين است كه هيچ نيازى را بدون پاسخ نگذارد.
آرى اگر انسان احساس عطش و گرسنگى مى كند بايد آب و طعامى باشد تا رفع تشنگى و گرسنگى نمايد. حال بايد ديد كه چه عواملى اضطراب او را رفع مىكنند و چه دارويى براى او شفا بخش است و كدام طبيب به درد او عالم مى باشد؟
ترديدى نيست كه روح و حقيقت تعاليم دين به نيازهاى روحى و گرايشات غريزى و فطرى او برگشت مى كند و با جزم و يقين مىتوان گفت كه هيچ يك از دستورات دين بىارتباط با تكامل انسانى او نيست. جان و جوهر پاسخ اسلامى به دنياى متجدد در جهات دينى و معنوى و فكرى زندگى بشر نهفته است. همين جهات است كه كردار بشر و نحوه تلقى او را از جهان پيرامون رقم مى زند. مهمترين پاسخ يك جوان مسلمان و مهمترين گامى كه بايد او پيش از هر چيز بردارد اين است كه قوت ايمان خود را حفظ كند و اعتمادش را به صدق و اعتبار وحى اسلامى از دست ندهد. دنياى متجدد به تدريج تباه شده است و در صدد است همه آنچه را كه مقدس و طبعاً دينى است از بين ببرد و بخصوص با اسلام به عنوان دينى كه از نگرش قدسى نسبت به زندگى و قانون الهى در برگيرنده همه افعال و اعمال بشر عدول نكرده است مخالفت دارد. اكثر مشترقان غربى حدود دو قرن به اسلام مى تاخته اند و سعى داشته اند به مسلمين ياد دهند كه دين خود را چگونه بفهمند(20). همه اين تلاشها بدان جهت صورت مى گيرد كه اسلام چون مسيحيت و يهوديت تحريف نشده و متون واقعى آن در دست است و پاسخ همه معضلات را مىتوان در او جست.
در متن و منبع همين دين (قرآن) به مسلمانان تعليم داده مى شود كه قرآن شفاى همه امراض قلبى انسانهاست قد جاءتكم موعظةٌ من ربكم وشفاءٌ لما فى الصدور. اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمد و درمان آنچه كه در سينه هاست(21).
و خداوند، عالِم به سرّ و علن همه موجودات بوده پس تنها طبيب حاذق اوست و قرآن تنها نسخه كاملى است كه با عمل بدان مى توان سلامت كامل را بدست آورد چنانچه على(عليه السلام) فرمودهاند: از قرآن براى بيمارى هاى خود شفا طلب كنيد و براى حل مشكلات خويش به آن استعانت بجوئيد چه اينكه در قرآن شفاى بزرگترين دردهاست كه آن درد كفر و نفاق و گمراهى است(22).
و نيز در همين دين تأكيد بسيار رفته است به اينكه اطمينان قلبى شما انسانها در گرو ياد الهى است. الا بذكر الله تطمئنّ القلوب آگاه باشيد كه با ذكر و ياد خدا دلها آرامش مى يابد(23).
پس تنها ملجأ و پناهگاه واقعى، اتصال قلوب به عالم لاهوت و سپردن دل به دست صاحبدل و توجه كامل به خالق قادر است تا اينكه خود را بدان وابسته ببند و از غير او دل بركند و پاسخ اصلى و برآوردن همه نياز و فقر خود را در بى نيازى و غناى او يابد و هدايت خويش را در عمل به دستورات و تعاليم او بداند و تعديل شخصيت و تكميل انسانيت خود را در انس و آشنايى با تعاليم قرآن و دستورات اسلام جستجو نمايد.

 

ياد و ذكر خدا مايه آرامش دلها
انسان موجودى است كه در زندگى خود، خواه نا خواه با اضطرابات و نگرانى هايى روبروست. گاهى اين نگرانى ها براى برخى محدود به مسائل مادى است و گاهى از اين حد گذشته و جنبه غير مادى و معنوى هم پيدا مىكند. اين حالت گاهى برخى از انسانها را چنان به خود مشغول مى دارد كه تمام عمرشان را در بر مىگيرد و با همان حالت از دنيا مى روند و در برخى ديگر، مدّتى از حياتشان را اشغال و زمانى سر بلند مىكنند كه مدت زيادى از عمرشان سپرى شده است. امّا عدهاى از افراد آگاه با تدبير خاص جلوى اين حالات درونى خود را گرفته و نا آرامى درونى خود را آرامش مى بخشند.
براى همه ما اين نكته حائز اهميت بسيارى است كه بدانيم عامل اين آرامش چيست و چگونه آن اضطراب به طمأنينه تبديل شده و آرامش تضمين و تأمين مى گردد.
آرى خداوند با يك جمله كوتاه و مختصر پاسخ اين سؤال را داده اند كه بدانيد با ياد خدا دلها آرام مى گيرد.
امّا بايد گفت كه اين كلام الهى براى بسيارى از افراد حتى تحصيل كردههاى ما شايد مبهم بوده و تفسير آن روشن نيست. علامه طباطبائى(رحمه الله) صاحب تفسير ارزشمند الميزان در تبيين و تفسير اين آيه مى فرمايند: در اين آيه و كلام الهى تذكر و توجهى براى مردم است كه قلبها را متوجه و متمايل به ياد و ذكر او سازند. زيرا هيچ تلاش و همتى براى انسان در زندگيش نيست مگر براى رسيدن به سعادت و نعمت و هيچ ترسى ندارد مگر ترس از افتادن در بدبختى و سختى و شقاوت و خداوند تنها سبب و يگانه عاملى است كه امور خير در دست اوست و نيز همه خوبى ها به او بر مى گردد. و او قادر بر بندگان و ضامن سعادت ايشان است. پس توجه و اعتماد و اتصال به او موجب نشاط و شادابى و كمال مطلوب است. پس قلبها به ياد او از نگرانىها و اضطرابات مطمئن مى شوند و تسكين مى يابند(24).
در روايت وارد شده است كه وقتى اين آيه (آيه 28 سوره رعد) نازل شد پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به اصحابش فرمود آيا مىدانيد معنى اين آيه چيست؟ اصحاب گفتند خدا و رسولش بهتر مى دانند. فرمود: كسى كه خدا و رسول او و اصحاب پيامبر را دوست بدارد. و در روايت ديگر دارد كه خدا و رسول و اهل بيت و پيروان و شيعيان ما را دوست داشته باشد(25).

 

نماز بارزترين مصداق ذكر خدا
ذكر در لغت به معناى حفظ مطالب و معارف آمده با اين فرق كه حفظ به معناى بدست آوردن در ابتداى امر گفته مى شود و ذكر به ادامه و حاضر داشتن آن. كه آن حضور گاهى قلبى است و گاهى قولى و به همين خاطر ذكر را به دو قسم قلبى و زبانى تقسيم كردهاند(26).
و امّا مصداق ذكر: براى ذكر افراد و مصاديق زيادى در قرآن و سنت بيان شده است ولى آنچه از فحص و بررسى در آيات و روايات بدست مىآيد اين است كه نماز، فرد واقعى و مصداق حقيقى ذكر الهى است چون نماز دستورى است كه در همه شرايع و اديان الهى جزء فرائض و واجبات بوده است و خداوند در قرآن كريم تصريح كرده است كه مراد از ذكر الهى، نماز است.
اَقِم الصلاة لذكرى نماز را بپا دار تا به ياد من باشى(27). و در آيه ديگر مى فرمايد: ولذكر الله أكبر نماز بزرگترين ذكر الهى است(28).
اينكه نماز را برترين مصداق ذكر خدا ياد كرده شايد بدين جهت باشد كه در حال قيام به نماز، نفس آدمى در اثر توجه به مبدأ اعلى و خالق يكتا از اضطراب درونى دور شده و سختى ها و ناملايمات را از ياد مىبرد. و شايد وجه كمك گرفتن از نماز در آيه استعينوا بالصبر والصلاة يعنى از صبر و نماز استعانت بجوئيد(29) همين باشد. در تفسير آيه 91 سوره مباركه مائده انّما يريد الشّيطان أن يُوقعَ بينكم العداوةَ والبغضا فى الخمر والميسر ويصدّكم عن ذكر الله وعن الصّلاة فهل أنتم منتهون شيطان مى خواهد در ميان شما به وسيله شراب و قمار عداوت ايجاد كند و شما را از ذكر خدا و نماز بازدارد آيا خوددارى خواهيد كرد. گفته شد كه: به اين دليل خداوند در اين آيه نماز را جداى از ذكر خدا اسم برد ـ با توجه به اينكه نماز هم ذكر خداست ـ كه نماز فرد كامل از ذكر الهى است و خداوند اهتمام بيشترى به امر آن دارد و در روايت صحيح هم وارد شده كه نماز پايه و ستون دين است(30). و نيز از كلمه موقوت در آيه 103 سوره مباركه نساء كه فرمود: انّ الصلاة كانت على المؤمنين موقوتاً. استفاده مى كنند كه وقت در نماز كنايه از ثبات و تغيير ناپذير بودن اين فريضه الهى است يعنى نماز يك فريضه ثابتى است كه در هيچ حال ساقط نمى شود و هرگز تبديل به چيز ديگر نمىگردد آنطور كه مثلاً روزه در مقام اضطرار تبديل به فديه مىشود(31).
بنابر اين كمترين ترديد در اين مطلب روا نيست كه ياد خدا آرام بخش دلها از همه يأسها و ناآرامىها بوده و نماز روشنترين مصداق و فرد اكمل از ذكر الهى است.
نتيجه اينكه نماز تنها عامل بازدارنده از همه لغزشها و تنها تكيه گاه امن و مأمن مستحكم براى انسانها خصوصاً جوانان است كه هرگز نفس خويش را از افتادن در مهلكه حوادث مصون نمى بينند و شايد به همين سبب باشد كه در كتاب آسمانى قرآن كمتر عبادتى چون نماز مورد اهميت قرار گرفته است تا آنجا كه حدود صد و چهارده مورد اين كلمه در قرآن بكار رفته و در پانزده مورد امر به آن شده است. و در صدق و درستى ادعاى ما همين بس كه جوانى از انصار نماز را با پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بجا مىآورد و با اين وصف آلوده به گناهان زشتى نيز بود. اين مطلب را به عرض پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) رساندند. حضرت فرمود:
انّ الصلاةً تناهُ يوماً نمازش او را روزى از اين اعمال پاك مىكند(32).

 

آيا نماز انسان را از زشتى باز مى دارد؟
چنانچه گفته شد نماز انسان را از اعمال زشت باز مىدارد و در قرآن و سنّت عامل دورى انسان از فحشا و منكرات شمرده شده است. با اين توصيف كه نماز، تنها ذكر الهى باشد كه اين همه اثر داشته باشد جاى اين سئوال است كه: پس چرا بسيارى از افراد خصوصاً جوانان با اينكه اهل نمازند چنين آثارى در زندگىشان مشهود نيست؟ اگر قرآن مى فرمايد: اِنّ الصلاةَ تنهى عنِ الفحشاء والمنكر همانا نماز از فحشا و زشتى دور مى كند(33).
پس چرا بسيارى از افراد نماز مى خوانند ولى دامان آنان به گناهان و زشتى ها آلوده است؟
اگر آثار نماز، نورانيت قلب و طهارت باطن باشد چگونه قلب پاك و طاهر، آلودگى و پليدى را پذيراست؟
در پاسخگويى به اين سئوال عالمان دينى و مفسران، اقوال متعددى را بيان داشته اند كه به صورت فشرده بيان مى شود.
1 ـ برخى از ايشان در مقام جواب به اين اشكال، در مفهوم و معناى نماز، دقيق شدهاند و گفتهاند كه منظور از نماز در اين آيه كه مى فرمايد: نماز بخوان همانا نماز تو را از فحشاء و منكرات دور مى سازد به معناى دعاست و مراد دعوت كردن و تشويق نمودن مردم است به امر الهى و معنى آيه اين است كه: قيام كن به دعوت كردن مردم به سوى دستورات الهى كه اين دستور الهى مردم را از فحشاء و منكرات دور مى سازد. اين قول صحيح نيست چون با ظاهر آيه سازگار نيست.
2 ـ بعضى ديگر قولشان اين است كه: قسمى از نمازها داراى چنين آثارى مى باشند امّا همه نمازها چنين انعكاس و بازتابى ندارند.
3 ـ عدهاى از مفسرين جواب دادهاند به اينكه: نمازگزار مادام كه مشغول نماز است اثر دورى از گناه در او ايجاد شده و بعد از اقامه نماز اين اثر و فايده مترتب نيست. يعنى اثر نماز كه دورى از منكرات و زشتى ها باشد مقطعى و زود گذر است.
4 ـ جواب ديگرى كه داده شد اين است كه: نماز مثل يك انسان به نماز گزار گويد از فحشاء و زشتى دورى و اجتناب كن و ليكن لازمه نهى از گناه و زشتى اين نيست كه مخاطب در مقام عمل مجبور به ترك يا دورى باشد. نهى نماز از نهى خداوند متعال كه بزرگتر نيست. نهى خداوند موجب ترك از زشتى نمىگردد تا چه رسد به نهى نماز.
5 ـ برخى ديگر از مفسرين در دفع اشكال مزبور گفته اند: نماز را براى اين مىخوانند كه به ياد خدا بيفتند چنانچه خداوند فرمود: اَقِمِ الصلاة لذكرى نماز را براى ياد و ذكر من بپا دار. و كسى كه به ياد خدا باشد قطعاً كارها و اعمالى كه مورد رضاى خدا نباشد انجام نمىدهد. و اگر كسى را مى بينيم كه نماز مىخواند باز دست به گناه مى زند او اگر نماز نخواند يقيناً گناه و معصيت بيشترى خواهد كرد. و نماز همين مقدار در او تأثير گذاشته كه گناه و معصيت او را كمتر نمايد(34).
6 ـ قول آخر سخن علامه طباطبائى(رحمه الله) است كه به نظر مى رسد مستدلترين پاسخ به اين اشكال باشد. ايشان ضمن ردّ و كافى نبودن اقوال و پاسخهاى مزبور چنين مى فرمايند: آنچه از ظاهر آيات نماز بر مى آيد اين است كه اگر دستور داده اند به اينكه مردم نماز بخوانند براى اين بوده كه نماز آنان را از فسق و فجور باز مىدارد. و اين تعليل مىفهماند كه نماز عملى است عبادى كه انجام آن صفتى در روح پديد مى آورد كه آن صفت به اصطلاح، پليسى است غيبى و صاحبش را از فحشاء و زشتى دور مى سازد و قلب و دلش از معاصى و منكرات پاك مىگردد. پس اثر طبيعى نماز اجتناب از معاصى است به نحو اقتضاء نه علت تامه دورى باشد. يعنى اين اثر در همه نماز گزاران وجوددارد امّا به نحو اقتضاء نه به نحو عليت.
پس اينكه گفته شد در بعضى افراد و مصاديق نماز اين اثر مطرح است نه در همه نمازها صحيح نيست. و يا اينكه گفته شود اثرش فقط در حال نماز است نيز قول درسى نيست بلكه اثرش دائمى و هميشگى است و همينطور اقوال ديگر با اين استدلال طرح مى گردند و رد مى شوند پس نماز اين اثر بازدارندگى را در زندگى نمازگزار بصورت مطلق ايجاد مى كند يعنى هم اين اثر كلّى است و هم دائمى. امّا در حدّ اقتضاء نه در حد علّت تامه. وقتى اقتضائى شد موانع بايد برطرف گردند تا اثر ظاهر گردد(35).
پس تخلف آثار دورى و پاكى از رذايل اخلاقى در نماز، زمانى است كه موانعى بر سر راه آن بوده باشد. كه آن موانع جلوى تأثيرش را سد كرده است.
بنابر اين هر گاه بر درخت نماز، بار و ثمرى ننشست كه نمازگزار از آن بهرهگيرد بدون ترديد موانعى در آن دخيل اند كه نخست بايد آن موانع را شناخت سپس در رفع آن بايد كوشا بود.
در واقع پاسخ صحيح از ميان پاسخ هاى ششگانه همين قول آخر است و مطالعه در زندگى قائمين و تاركين به نماز مؤيد همين قول است. چون آنانكه به نماز اهميت مى دهند نسبت به حلال و حرام الهى مقيدند و كسانى كه نسبت به نماز اهميت كمترى قائلند به همان اندازه در مقابل گناهان، حساسيت كمترى از خود نشان مى دهند.

 

آفات و موانع آثار نماز
چنانچه در اين بخش روشن شد وجود موانع، عامل اصلى عدم ترتب آثار در زندگى نمازگزار است و گفته شد كه آنچه مهم است شناسائى و معرفت آن موانع مىباشد. لذا در اين قسمت از بحث به اهمّ آن آفات و موانع اشاره مى شود تا شايد با شناخت آن در رفع آنها بكوشيم و آثار نماز را در زندگى و حيات خويش لمس نمائيم؛

وامّا مهمترين آفات عبارتند از:

 
الف ـ اكتفا به صورت و ظاهر نماز:
تكيه كردن به صورت نماز و اعتماد به هيأت ظاهر آن، بدون معرفت عقلى و قلبى به اذكار و اوراد و روح و حقيقت نماز، يكى از عوامل مهم عدم تأثير گذارى آن است. همانطور كه قبلاً گفته شد مفهوم نماز و حقيقت آن، در ظاهرش خلاصه نمى شود بلكه نماز علاوه بر صورت و ظاهر داراى سيرت و باطن نيز هست يعنى حقيقت نماز بسى گستردهتر از تصور عدهاى است كه آن را در حركات ظاهرى محدود دانسته و به همان هيأت صورى تمسك و تشبث جستهاند، آثار نماز به حقيقت و روح آن پيوند و گره خورده است و براى دسترسى و وصول به آن فوايد و آثار چارهاى جز نفوذ به باطن و قيام به حقيقت آن نيست و در واقع ذكر بودن نماز هم به همين معناست. امّا اينكه حقيقت و باطن نماز چيست؟ گفته شد كه حضور قلب، فهم معناى اذكار، تعظيم در مقابل عظمت الهى و هيبت و عزت آن ذات ربوبى، رجاء و اميدوارى از او، اعتراف و اقرار به بىمقدارى و ناچيز بودن خويش از معانى باطنيه و مفاهيم كامله نماز است(36). چنانچه از امام رضا(عليه السلام) در اين باب سئوال شد فرمودند: علّت تشريع نماز اين است كه توجه و اقرار به ربوبيت پروردگار است و مبارزه با شرك و بت پرستى و قيام در پيشگاه خداوند در نهايت خضوع و نهايت تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضاى بخشش از معاصى گذشته و تعظيم پروردگار(37).
بنابر اين توقع دست يابى به همه آثار مفيده كه موجب صفاى باطن و جلاى دل و دورى بنده از قاذورات و پليدى هاى اخلاقى مى گردد با صرف انجام حركات ظاهريه، انتظارى غير منطقى و عقلى مىنمايد چون اكتفا به ظاهر و غفلت از اينكه چه مى گويد و با كه سخن مىگويد و چه مى خواهد و حمد و ثنائى كه بر زبان مى آورد چه معنايى در بردارد چيزى از آثار نماز را بر نمى تابد. اينگونه نمازگزاران مصداق بارز كلام عتاب آلود خداوند مى باشند كه فرمود: فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون. اى واى بر نمازگزاران كه دل از ياد خدا غافل دارند(38).
و يا اينكه رسول گراميش فرمود: هر كس كه نداند و نفهمد كه در نماز چه مى گويد نقصان كرده است.
پس آنچه كه به نماز معنى مى بخشد حركات ظاهريه آن نيست بلكه آن روح نماز است كه فرد نمازگزار را تعالى و كمال مى بخشد. بارى اينكه نماز چون جميع عبادات داراى قشر و صورت و لب و حقيقتى است.
مادام كه انسان صورت انسان و انسان صورى است نماز او نيز صورى و صورت نماز است و فايده آن نماز، صحّت و اجزاء صورى فقهى است در صورتى كه قيام به جميع اجزاء و شرايط آن كند. ولى مقبول در گاه و پسند خاطر نيست. و اگر از مرتبه ظاهر به باطن و از صورت به معنى پى برد نماز او حقيقت پيدا مى كند پس بر مؤمن به حق و حقيقت و سالك الى الله به قدم معرفت لازم است كه خود را براى اين سفر معنوى و معراج ايمانى مهيا كند و عوائق و موانع سير و سفر را از خود دور سازد(39).

 

پی نوشت ها :
18. دكتر نصر ـ جوان مسلمان و دنياى متجدد، ص338.
19. دكتر حسين نصر جوان مسلمان و دنياى متجدد، ص342.
20. جوان مسلمان و دنياى متجدد، ص352.
21. سوره مباركه يونس، آيه 57.
22. نهج البلاغه، خطبه 176.
23. سوره مباركه رعد، آيه 28.
24. الميزان فى تفسير القرآن، ج11 ص358.
25. الميزان فى تفسير القرآن، ج11 ص370.
26. مفردات الفاظ القرآن، ص181.
27. سوره مباركه طه، آيه 14.
28. سوره مباركه عنكبوت، آيه 45.
29. سوره مباركه بقره، آيه 45.
30. الميزان، ج6 ص123 چاپ بيروت (دوره بيست جلدى).
31. الميزان، ج5 ص65 چاپ بيروت.
32. مرحوم طبرسى ـ تفسير مجمع البيان ـ ، ج7 ص447.
33. سوره مباركه عنكبوت، آيه 45.
34. تفسير الميزان، ج16 ص138.
35. الميزان، ج16 ص139.
36. مرحوم نراقى ـ معراج السعادة ـ ، ص666.
37. وسائل الشيعه، ج3 ص4.
38. سوره مباركه ماعون، آيه 6 ـ 5.
39. امام خمينى ـ سر الصلاة ـ ، ص22.

 

منبع : راسخون

 

  لينک های هفته             

 مسیح روح پاکی ها - ویژه نامه میلاد حضرت مسیح

 

روایت تصویری پایگاه خبری آتلانتیک از وقایع جهان در سال2011

مجموعه 1                    مجموعه 2

 

باشگاه اندیشه

 

فصل نامه مدیریت پروژه

 

سایت علمی دانشجویان ایران

 

کتاب تجلی قرآن در حماسه عاشورا

 

چراغانی های کریسمس در شهرهای مختلف آمریکا