ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و چهل و چهار    

شنبه 1 بهمن 1390 27 صفر 1433 21 ژانویه 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ 42 وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَـئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ 43 إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ 44 وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ 45

ترجمه فارسي مکارم

 

آنها بسيار به سخنان تو گوش مى ‏دهند تا آن را تكذيب كنند; مال حرام فراوان مى خورند; پس اگر نزد تو آمدند، در ميان آنان داورى كن، يا (اگر صلاح دانستى) آنها را به حال خود واگذار! و اگر از آنان صرف‏نظر كنى، به تو هيچ زيانى نمى ‏رسانند; و اگر ميان آنها داورى كنى، با عدالت داورى كن، كه خدا عادلان را دوست دارد! 42 چگونه تو را به داورى مى ‏طلبند؟! در حالى كه تورات نزد ايشان است; و در آن، حكم خدا هست (وانگهى) پس از داورى‏خواستن از حكم تو، (چرا) روى مى گردانند؟! آنها مؤمن نيستند 43 ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدايت و نور بود; و پيامبران، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، با آن براى يهود حكم مى ‏كردند; و (همچنين) علما و دانشمندان به اين كتاب كه به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مى ‏نمودند بنابر اين، (بخاطر داورى بر طبق آيات الهى،) از مردم نهراسيد! و از من بترسيد! و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد! و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى‏ كنند، كافرند 44 و بر آنها ( بنى اسرائيل) در آن ( تورات)، مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بينى در برابر بينى، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان مى ‏باشد; و هر زخمى، قصاص دارد; و اگر كسى آن را ببخشد (و از قصاص، صرف‏نظر كند)، كفاره (گناهان) او محسوب مى ‏شود; و هر كس به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نكند، ستمگر است 45

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  سخن آغازین             

 

 

 

 

 

 

 

سخنی با مخاطبان محترم نشریه الکترونیکی کشکول مدیریت

 

  

باسمه تعالی

 

خواهر گرامی، برادر ارجمند

 

با اهدای سلام و ادای احترام 

 

             فرارسیدن ایام جانگداز رحلت پیامبر نور و رحمت و پیام آور کرامت و حریت، حضرت محمد بن عبدالله (ص) و شهادت جانسوز حضرت امام حسن مجتبی سبط اکبر خاندان رسالت (ع) و نیز شهادت اندوه آفرین ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا امام هشتم (ع) را به همه حق باوران دل آگاه و فرزانگان دادخواه تسلیت می گویم. امید که توفیق یابیم تا با اقتدا به مشی و مرام آن پیشوایان بزرگ و رهبران سترگ، گام هایی بلند به سوی رفاه و رستگاری برداریم

در زمانی نه چندان دور، ما با اتکال به الطاف خداوند لایزال و اتکا به عنایات مخاطبان زلال، در بستر اندیشه، نهالی نو ریشه نشاندیم كه کشکول مدیریت نام گرفت. در این چند سال اندک، این نهال کوچک، با همفکری اندیشمندانی نستوه به درختی انبوه مبدل شد.

با لطف خداوند متعال، این نشریه الکترونیکی با انتشار بیش از ۱۴۰ شماره توانسته است در عرصه مطبوعات اینترنتی جایگاهی بس بایسته و شانی بسیار شایسته بیابد .

اکنون، با توجه به افزایش تعداد مخاطبان، ارسال هر هفته این نشریه به صورت رایانه (ایمیل) دشوار به نظر می رسد؛ بنابراین بر آن شدیم تا از این پس، هر هفته متن این نشریه را تنها در وب سایت كشكول مدیریت قرار دهیم.

از همه عزیزان فهیم و فرزانه خواهشمندیم، برای مطالعه و بهره برداری از آن، در روز شنبه هر هفته به سایت مذكور با آدرس زیر مراجعه فرمایند:

 

http://mag.riau.ac.ir/

 

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                        رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

  مدیریت علوی             

ويژگی های زمامداران ومديران در نهج البلاغه

بخش دوم

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

7- تواضع وفروتن

تواضع و فروتنی از خصلت های نیکو و پسندیده در هر انسانی است اما ممکن است کسانی در اثر به دست آوردن مقام و موقعیت مغرورشده و از حالت تواضع و فروتنی خارج شوند. از این رو امام به مالک توصیه می کنند که هرگاه مسئولیت و ولایت تو سبب غرور وتکبر گردید نگاه کن به صنعت عظیم خداوند که بالاتر از توست وقدرتش که فوق توست . زمامداری که خود را خدمتگزار مردم می‌داند، در رفتار خود با مردم متواضع و فروتن بود و به هیچ وجه در رفتارش با آنان برتری و سلطه‌گری وجود نخواهد داشت. امیرالمؤمنین(ع) در نامه‌ای که به یکی از والیان خود نوشته، چنین فرموده است: در برابر رعیت فروتن باش.

 

8- گشاده ‌رویی

گشاده ‌رویی از عوامل جلب محبت مردم و مایة ایجاد صلح و دوستی بین افراد می ‌باشد و مدیران باید در برخوردها گشاده ‌روی باشند تا جو دوستی و همدلی در سازمان برقرار شود. امام(ع) در نامه 46 به یکی از کارگزاران سیاسی خود می‌فرماید: پر و بالت را برابر رعیت بگستران، با مردم گشاده‌ روی و فروتن باش و در نگاه و اشارة چشم، در سلام کردن و اشاره نمودن با همگان یکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو مأیوس نگردند. امام علی(ع) در تبیین اخلاق مدیریت و شیوه‌های برخورد مدیران با مردم، عالی‌ترین رهنمود را دارند تا مدیران بتوانند مردم را جذب کرده و رابطة صادقانه‌ ای با مردم داشته باشند. حضرت در نامه 19 به یکی از مدیران فرمود: همانا دهقانان مرکز فرمانداریت، از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کردند، من دربارة آنها اندیشیدم، نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم، زیرا که مشرکند، و نه سزاوار قساوت و سنگدلی و بدرفتاری هستند زیرا که ما با هم‌ پیمانیم، پس در رفتار با آنان، نرمی و درشتی را به هم آمیز، رفتاری توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دور نمودن رعایت کن.

 

9- دوری از طمع

حرص و طمع از خصوصیات مذموم و ناپسند انسانی است و این اخلاق زشت اگر دامن مدیران را بگیرد زیان آن به مراتب بیشتر از سایرین است زیراامکاناتی در اختیار مدیران قرار دارد که می تواند منبع سو استفاده برای آنان باشد. زمامداران و مدیران بی تقوا اگر طماع هم باشند ریاست و مدیریت را فرصت مناسبی جهت جمع آوری حطام دنیا می دانند و برای روزی که در آن مقام نیستند ذخیره می سازند. امام (ع ) فرمایند : فان البخل والجبن والحرص غرائزشتی یجمعها سو الظن بالله ; بخل و ترس و حرص گرچه غریزه متفاوتی هستند اما جملگی یک ریشه دارند و آن سو ظن به فضل وکرم الهی است . اگر چنین افراد بی تقوایی بر مدیریت جامعه حاکم باشند بیت المال مسلمین را مورد تاخت و تاز خود قرار می دهند : انمایعوز اهلها لاشراف انفس الولاه علی الجمع ; همانا فقر مردم به خاطر مال اندوزی والیان و مدیران است . لذا به مالک توصیه می فرمایند : ولاتکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم ; توهمانند جانور حریص و درنده ای نباش که به بیت المال مردم چشم دوخته باشی . یعنی مسئولیت و زمامداری را فرصتی نشماری که به مال و منال برسی .

 

10- امانتداری

مسئله مدیریت از دیدگاه اسلام امانتی است که به مدیر سپرده می شود ، او باید از این مقام که بعنوان امانت دردست اوست شدیداً مراقبت کند و امانت را بر طبق معیارهایش امانت دارد باشد همان طوری که حضرت علی(ع) در سختی خطاب به اشعث بن قیس ( استاندار آذربایجان ) مسئولیت و منصب پذیری را نوعی امانت داری تفسیر کرده نوشته است همانا استانداری برای تو وسیله آب نان نبوده بلکه امانتی بر گردن توست .

امام علی (ع) می فرماید : آن کسی که در رابطه با امانت داری چهره درخشان تری را کسب و به این صفت از دیگران برتری و معروفیت بیشتری را کسب کرده ، او را به دیگران هنگام گزینش ترجیح دهید .

پاک دامنی و انقاهم جیبا والی و حاکم باید دامنش ازفساد مالی پاک باشد و در بیت المال امانت داری را مد نظر داشته باشد . امام علی(ع) به مالک اشتر در این باره سفارش می‌کند که دربارة اشخاصی که می‌خواهد برگزیند بدین امر توجه نماید و با بررسی سوابق و عملکرد گذشته‌شان ببیند آیا اهل امانتداری بوده‌اند یا خیر. امیرالمؤمنین(ع) در نامه‌ای که به برخی کارگزاران خود نوشته، چنین فرموده‌اند: کسی که امانت را خوار شمارد و دست به خیانت آلاید و خویشتن و دینش را از آن منزه نسازد، درهای خواری و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده است و در آخرت خوارتر و رسواتر خواهد بود. و بزرگترین خیانت، خیانت به امت است و رسواترین تقلب، تقلب نسبت به پیشوایان مسلمان است.

 

11- سخاوت

گشاده دستی از عوامل محبوبیت انسان در جامعه است و قهراً موجب پیشرفت و موفقیت مدیر در کار می‌باشد. بنابراین امام علی(ع) سخاوت و گشاده دستی را از معیارهای انتخاب مدیران دانسته است که البته این صفت فقط در مسائل مالی خلاصه نشده و سخاوت در کار اخلاق، همکاری و اندیشه و را هم در بر می‌گیرد. آن حضرت در نامه 53 نهج البلاغه فرموده‌اند: ؟ثُم الصِق بِذَوی السَّخا؟

 

12- بردباری وسعه صدر          

یکی از صفات اساسی و لازم برای مدیریت بردباری و سعه صدر است . سعه صدر یعنی داشتن ظرفیت های فکری و روحی لازم برای برخورد با کارهای بزرگ و آمادگی برای پذیرش حق . حلم سبب بزرگی روح همت عالی و اندیشه های بلند است . حلم و شرح صدر بی حوصلگی و بی صبری را که سبب خرابی کارهاست از روح انسان می زداید و در عوض گشادگی و بلند فکری را به ارمغان می آورد. این خصیصه برای مدیران ابزار ریاست است . امام علی (ع ) می فرماید : آله الریاسه سعه الصدر انسان در هرحال باید بر خود مسلط باشد تنگ نظری کینه توزی دستپاچگی زودرنجی سنگدلی سستی عصبی بودن و خشمگین شدن از حالاتی هستند که در افراد حلیم و بردبار کمتر پیدا می شود. در مسیر زندگی انسان همواره سختی ها و دشواری هایی نمایان می شود و این تنها تقوای الهی است که انسان را در برابر سختی ها مقاوم می سازد حلم و شرح صدر بی حوصلگی و بی صبری را که سبب خرابی کارهاست از روح انسان می زداید و در عوض گشادگی و بلند فکری را به ارمغان می آورد. این خصیصه برای مدیران ابزار ریاست است انسان ها به خاطر آینده تلاش می کنند. اگر آینده را از قاموس انسان ها بردارند همه حرکت ها و بالندگی ها به سکون و سکوت مبدل می شود.

حضرت علی (ع) در این زمینه می فرماید : ( بردباری و تحمّل سختیها ، ابزار ریاست است ) سعه صدر آنچنان از اهمیت و جایگاه والایی برخوردار است که خداوند هر که را بخواهد هدایت کند به او شرح صدری می دهد.

از ویژگی‌های مهم مسئولان و مدیران سعة‌صدر است، ‌کسی دارای سعه صدر است که از گشادگی روح و همتی عالی و اندیشه‌ای بلند برخوردار باشد. سعه صدر موجب دوراندیشی و واقع ‌نگری مسئولان و مدیران می‌شود و اگر دولتمردان فاقد این خصلت باشند از عهده بسیاری از مشکلات و نارسایی‌ها برنخواهند آمد. یک مدیر اسلامی باید بداند که در مصدر امور با فراز و نشیب‌های گوناگونی مواجه بوده و برای دستیابی به اهداف تشکیلات، سختی‌های فراوان در پیش دارد و اگر حوصله، بردباری و بلندهمتی را سلاح خود نسازد در اثر فشارهای جانبی و پیشامدهای ناگوار حرکات غیرمترقبه‌ای از خود نشان می‌دهد که بعضاً اعتبار مدیریت و مسئولیت او را زیر سئوال می‌برد. سعة‌صدر آنقدر مهم است که حضرت علی(ع) آن را ابزار حکومت می‌دانند: آله الرئاسه سِعَهُ الصَدر؟

 

13- دور اندیشی وزکاوت

انسان هابه خاطر آینده تلاش می کنند اگر آینده را از قاموس انسان هابردارند همه حرکت ها و بالندگی ها به سکون و سکوت مبدل می شود هرسازمانی دارای اهدافی است این اهداف در آینده محقق می شوندبنابراین برنامه ریزی و آینده نگری از اصول مدیریت است . حضرت یوسف (ع ) وقتی خواب پادشاه مصر را تعبیر کرد دستور داد هفت سال اول که نعمت فراوان بود برای هفت سال بعد که قحطی پیش می آیدغله ذخیر سازند. حسن تدبیر معیاری ضروری برای زمامداران و مدیران می‌باشد. هیچ مدیریتی نمی‌تواند بدون تدبیر درست راه به جایی ببرد و هر جا که نابسامانی و تباهی مشاهده می‌شود باید در جستجوی نوعی بی‌تدبیری در آنجا برآمد و اساساً از مهمترین عوامل فروپاشی سازمان‌ها و دولت‌ها سوء تدبیر است. به بیان امیرالمومنین(ع): چهار چیز دلیل برگشت (روزگار و اوضاع و احوال دولت‌ها و حکومت‌هاست)، بدی تدبیر و زشتی تبذیر و کمی عبرت گرفتن و بسیاری مغرور شدن (غررالحکم). مدیر و مسئول باید دارای حافظه قوی و ذهنی توانمند باشد تا پرداختن به یک مسئله او را از سایر مسائل غافل نکند و پیچیدگی و حجم کارها، او را به فراموشی و اشتباه نیاندازد. حضرت علی ( ع) در نامه به مالک اشتر چنین فرموده است: کسی را برگزین که در رساندن نامه کارگزارانت به تو یا رساندن پاسخ‌های تو به آنان کوتاهی نکند و در آنچه برای تو می‌ستاند یا از طرف تو به آنان تحویل می‌دهد، فراموشکار نباشد. آن حضرت در خطبه 154 فرمودند: بینا دل خردمند، پایان خویش می‌بیند و پست و بلند و نشیب و فراز خود را می ‌شناسد.

ادامه دارد ...

منبع : hodablog.net

 

  جمله مديريتی              

مدیریت فرهنگ

اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید، فرهنگ شما را هدایت خواهد کرد.
 
ادگار شاین نویسنده کتاب فرهنگ سازمانی

  حدیث مديريتی             

پرسش کلید دانش

حضرت محمد (صلى الله عليه وآله) فرمودند:

 اَلعِلْمُ خَزَائِنُ، وَمِفْتاحُها السُّؤالُ

علم و دانش مانند گنجینه ها هستند؛ و پرسش [پرسیدن] كليد اين گنجينه هاست.

ميزان الحكمه، ج 4، باب 1702، ح 8040

 

 

  طنز مديريتی              

چند مسئله مدیریتی

1-   قرار بود 35 نفر یک دوره آموزشی را بگذرانند. کلاس ها هفته ای یک بار به مدت یک ماه برگزار می شد. به فرض اینکه 11 نفر از حضور در کلاس ها غیبت کرده باشند، 19 نفر حداقل در 2 جلسه خواب بوده باشند و 3 نفر هیچ مطلبی از دوره در خاطرشان نمانده باشد، تعیین کنید آن دوره چقدر به حال سازمان مفید واقع شده است ؟

2-  اگر آقای جیم بدون مرخصی و ماموریت به مدت 8 هفته روزی 10 ساعت کار کرده باشد و شرکت مخابرات بابت هر تماس تلفنی مبلغ نیم دلار از سازمان بگیرد، هزینه افزوده ای که سازمان بعد از این دو ماه متقبل می شود چقدر خواهد بود ؟

3-  طبق آخرین بررسی ها ، کارمندان 11% از وقت خود را صرف جست و جو در سایت های ورزشی ، 4% در سایت بورس ، 2% صرف ای میل زدن به دوستان ، 2% دانلود کردن عکس های جالب و 58% را به بازی های رایانه ای می گذرانند. حساب کنید، حافظه رایانه قسمت شما باید چند گیگا باشد تا این میزان اطلاعات را ذخیره کند؟

 

  حکايت مديريتی            

مهار فیل با ریسمانی نازک

 

در  پایان اجرای نمایش سیرک، فیلبان نحیف و سالخورده ای، پس از اینکه فیل را به انجام دادن حرکت های عجیبی وادار کرد، آن را از صحنه خارج نمود و در محوطه ریسمان نازکی به پای فیل عظیم الجثه بست وسر دیگر ریسمان را به نهال کوچکی گره زد.

شخصی که شاهد این ماجرا بود از فیلبان پرسید:

- چرا این فیل را مثل بقیه حیوانات، در درون قفس نمی گذارید؟

فیلبان گفت:

- وقتی فیل هنوز بچه بود، یک پایش را با ریسمانی نازک به تنه درختی نونهال می بستم. بچه فیل هر چه تقلا می کرد نمی توانست خود را آزاد کند و رفته رفته عادت و باور کرد که تنه درخت از او قوی تر است.

وقتی که بچه فیل بزرگ شد و قدرت فراوانی یافت، برای کنترل او کافی بود ریسمان نازکی به پایش گره بزنم و آن را به نهال کوچکی ببندم؛ فیل نیز بنا بر طبق همان باور و عادت قدیمی هیچ تلاشی برای آزاد کردن خود نمی کند و مطیع می ماند.

 

توضیح:

بسیاری از ما نیز در مواجه با بعضی از مشکلات باتوجه به تجربه قبلی خود توانایی رویارویی و مبارزه با آن را نداریم و همانند مثالی که ذکر شد، چون از قبل به قدرت تنة درخت عادت کرده ایم، شهامت مبارزه و ترک آن را نداریم.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تکنیک های موفقیت         

هجده توصیه کاربردی برای مدیران آموزشی موفق

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

۱) محیطی را فراهم می کنند که همه اشخاص در آن بتوانند موفق شوند.
 ۲) هدف های معین و قابل وصول دارند.
 ۳) می دانند که همکاران آنها چه آمادگی هایی دارند و چه کارهایی را می توانند بهتر انجام دهند.
 ۴) مطمئن هستند که تک تک همکارانشان، آنها را شناخته و دریافته اند.
 ۵) طرح های روشن وقابل اجرایی دارند و به همه آنها می اندیشند.
 ۶) الگوهای مناسبی برای همکارانشان هستند، بدون اینکه خودنمایی کنند.
 ۷) فهمیده اند که : موفقیت، فرایندی است درونی، نه بیرونی . این موضوع را باور دارند و بر این مبنا به آینده می اندیشند.
 ۸) برای افرادی که با آنان کار می کنند، هدف هایی دارند و آن افراد هم می دانند که مدیرشان چه انتظارهایی از آنان دارند.
 ۹) از شنیدن افکا ر نو و خلا قانه همکاران خود خوشحال می شوند، لذت می برند و بدون توجه به موقعیت های متفاوت آنان، تشویقشان می کنند.
 ۱۰) با مردم، به ویژه همکاران خود، مثبت حرف می زنند و نسبت به آنان گرایش مثبت دارند.
 ۱۱) این واقعیت ها را دریافته و باور کرده اند که زندگی، با برقراری ارتباط آغاز و با قطع ارتباط (به شکل این جهانی) پایان می یابد.
  - سلامت و سعادت آدمی به چند و چون همین ارتباط بستگی دارد؛ بستگی مستقیم.
  - مدیریت، خصوصا مدیریت آموزشی، یعنی برقراری و گسترش و تقویت ارتباط های سالم و موثر با مردم ونهادهای اجتماعی .
  - مدرسه زنده و پویا، مدرسه ای است برخوردار از روابط و ارتباطات میان همه مولفه های انسانی آن و نخستین درسی که محصلان از مدرسه (معلمان، مدیر وکارکنان) می گیرند، طبعا کیفیت همین ارتباط هاست، یعنی پایه زندگی سالم و لذت بخش .
 ۱۲) این واقعیت را دریافته و باور کرده اند که: مدرسه، محل زندگی کردن است، نه آماده شدن برای زندگی.
 بنابراین طوری باید اداره شود و شرایط فرهنگی آن طوری فراهم شود که دانش آموزان عملا :
 سالم و شاد زیستن را تجربه کنند.
  باهم زیستن را تجربه کنند.
  یاد بگیرند همدیگر را تحمل کنند.
  آزاد اندیشی، متفاوت اندیشی، فراتراندیشی و باز اندیشی را تجربه کنند
  راحت سخن گفتن و اظهار نظر کردن را بیاموزند.
  ۱۳) می دانند که چگونه به شکوفایی استعدادها و خلاقیت ها کمک کنند و محیط را نشاط انگیز، امیدبخش، چالش برانگیز، مهرآمیز و توام با احترام متقابل گردانند.
 ۱۴) می دانند و باور دارند که از جمله انگیزه های فعالیت انسان، انتظاراتی هستند که او از خودش دارد و دیگران از او دارند. در محیط مدرسه ، انتظارات روشن و برجسته مدیر از همکاران و حتی دانشآموزان از جمله عوامل تعیین کننده در چند و چون فعالیت های آموزشی معلمان و محصلان به شمار می روند.
 ۱۵) همواره به همکاران خود یادآوری می کنند که :
 بیایید با هم باشیم،
 بیایید با هم جست و جو کنیم،
 بیایید با هم و از هم یادبگیریم،
 بیایید با هم تجربه کنیم،
 بیایید با هم پیگیری کنیم،
 بیایید با هم خلق کنیم،
 بیایید با هم بیازماییم،
 بیایید هم یار و همدل و همدرد همدیگر باشیم،
 بیایید با هم استفاده کنیم،
 بیایید با هم هدف ها را تعیین کنیم،
 بیایید باید هم برای رسیدن به آن هدف ها تلاش کنیم،
 بیایید با هم به موفقیت یکدیگر کمک کنیم که موفقیت نیز فرایندی است اجتماعی . یعنی مستقیما به ارتباطات وابسته است.
 ۱۶) می دانند و باور کرده اند که مدیریت آموزشی، نوعی مهارت و فرآیند است که به یادگیری و تجربه مداوم بستگی دارد.
 از این رو مدیر مدرسه، از مطالعه مداوم لذت می برد و همکارانش را نیز به یادگیری مداوم تشویق می کند ومدرسه را به شکل :
 کارگاهی آموزشی و منبع معتبر یادگیری در می آورد.
 ۱۷) سرانجام می دانند و باور دارند که مدیر سالم و شایسته، شخصا و مستقیما فعالیت های خود را ارزشیابی می کند و در واقع نخستین انتقادگر، خودش است و نیز نخستین فردی است که موفقیت ها و پیشرفت های خود را درمی یابد.
 پس بیایید: مدیریت را جدی و تعیین کننده تلقی کنیم از افزایش و تقویت مهارت های مدیریت موفق لذت ببریم، شرایط را برای رشد و تکامل خود و همکارانمان فراهم سازیم و با هم مسائل مان را حل کنیم.
  پذیریم و واقعا باور کنیم که : می توانیم.
 می توانیم ،
 می توانیم:
 یاد بگیریم،
 تغییر یابیم،
 تغییر دهیم،
 پیش برویم،
 پیش ببریم،
 به شرط برخورداری از اطلاعات روز، ارتباطات سالم و مثبت ، هماهنگی معقول، بردباری، عشق و امید، جرئت، ایمان، اعتماد و اعتدال در فرآیندهای زندگی.
  ۱۸) همواره به توصیه های دهگانه روان شناسان به قرار زیر عمل می کنند:
 نسبت به خویشتن، اطرافیان و حرفه تان گرایش مثبت داشته باشید و معلومات و مهارت های ضروری برای مدیریت آموزشی موفق را بیاموزید.
 با همکارانتان حرف بزنید و لبخند را هرگز فراموش نکنید.
 همکاران خود را به نام خصوصا نام کوچک بخوانید.
 صادقانه حرف بزنید و عمل کنید و سرمشق دیگران باشید.
  صریح و صدیق و رفیق و هم یار و مشوق باشید.
 محبتتان به دیگران خالصانه باشد نه از روی تظاهر و تعارف.
 در تحسین و تمجید، سخاوتمند باشید و انتقادهای همکاران را مفید تلقی کنید و درباره آنها بدون هرگونه تعصب و پیش داوری بیندیشید.
 احساسات دیگران را مراعات کنید از همکاری های دیگران استقبال کنید، کمکشان را بپذیرید و خود کمک آنها باشید.
 هرگز شوخ طبعی را فراموش نکنید تا مردم از دیدن شما خوشحال شوند.

 

منبع : روزنامه مردم سالاری

 

  نکات مدیریتی             

راز و رمز مدیریت موفق

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

      لیاقت وشجاعت

کسی که شهامت لازم برای پای بندی و مقید بودن به هدف خود را دارد و هر سختی ای را برای رسیدن به آن تحمل می کند و پشتکار لازم برای تحمل هر نوع ناملایمی را دارد. می تواند تمام افکار خود را عملی کند و در حقیقت تفاوت زیادی بین فکر و عمل او وجود ندارد ، به دست گرفتن رهبری یک گروه یا شرکت برای این شخص ، یکی از ساده ترین کارهای دنیاست .

 

● اگر در ذهن خود، گمان می کنید که شجاع نیستید، برای خود وقتی در نظر بگیرید و این تعریف ضعیف کننده، بازدارنده و محدود کننده را هر چه سریع تر از ذهن خود پاک کنید، اولین کار لازم تلفیق است. مانند یک هنرپیشه نقشی را ایفا کنید که در تصورات خود دوست دارید باشید، با شهامت و شجاعت زیاد .

 

●  شجاعت پایه هرم صفات انسانی است ، زیرا این صفت تکیه گاه صفت های دیگر است .

 

●  تعداد افرادی که جسارت و شهامت آن را داشته باشند که برای تغییر شرایط خود قدم بردارند ، کم است ، خیلی کم

 

●  یکی از اصلی ترین موانع صفت شجاعت، غرور است؛ غرور برای شجاعت یک چاقوی دو لبه است. گاهی اوقات غرور موجب می شود فرد تاب و تحمل شکست خود را نداشته باشد و به این ترتیب از هر نوع ریسک پرهیز می کنند . زمانی که غرور تبدیل به شخصیت می شود ، فرد برای حفظ و ارتقای شخصیت خود ، دست به ریسک های لازم جهت پیشرفت خود می زد و عاقلانه و در موارد نیاز مخاطره می کند . هر کجا که پیشرفتی چشمگیر را در شرکت یا سازمانی می بینیم ، می توانیم مطمئن باشیم که رهبر آن سازمان از شجاعت بسیار بهره مند است، زیرا چنین پیشرفتی مستلزم گرفتن تصمیم های شجاعانه است . در بسیاری از موارد رهبران کارآمد هیچ نوع وجه مشترکی با همدیگر ندارند، اما یک صفت هست که در همه آنها وجود دارد : آنها از خطر کردن نمی ترسند و همگی شجاعند . شجاعت یعنی بهتر انجام دادن کارها، نه سرهم کردن و ماست مالی کردن آنها!

 

●  شجاعت به معنای احتیاط نکردن نیست . شجاعت یعنی انجام کاری که از آن می ترسیم . یعنی بیرون آمدن از فضای گنگ و رفتن به سوی قلمروهای جدید .

 

●  رهبران بزرگ می دانند که با مردم چه طور برخورد کنند ، چه طور صحبت کنند و چه طور با آنها تا کنند و قدرت این را دارند که افراد را با یکدیگر سازگار کنند تا با همدلی بیشتر با یکدیگر کار کنند . در عین حال اگر لازم باشد ، موضع قاطع خود را نیز ، با تمامی مخالفت ها ابراز می کنند . رهبری که شجاع باشد ، موجب می شود پیروانش نسبت به فرامین او متعهد و غیرتمند شوند و اشخاص را وامی داردند تا عمل درست را انجام دهند . ترس دست و پای هر رهبری را می بندد و او را دیر یا زود از رهبری خلع خواهد کرد .

 

●  از این که زندگی تان تمام شود، نترسید؛ از این بترسید که زندگی را هیچ گاه آغاز نکرده باشید .

 

●  ترس مانع انجام کارهای بزرگ است و بزرگ ترین فایده ی شجاعت و شهامت این است که درهای پیشرفت و افق های جدید را به روی شما می گشاید . شجاعت آینده ی بهتری برای شما می سازد . ترس و تردید را از خود دور کنید و از موقعیت های نادر زندگی استفاده کنید و با شهامت به سمت آینده حرکت کنید . هر بار که در برابر ترس مقاومت کنید ، شهامت و اعتماد به نفس تان تقویت می شود .

 

●  برای تقویت شهامت خود باید کمی خطر کنید ، لازم نیست دست به کارهای محیرالعقول بزنید ، کارهایی که به شما اعتماد به نفس و شجاعت می بخشند ، ساده تر از این هستند که گمان می کنید .

 

●  در برابر جمع سخن بگویید، با چیزهایی که شما را می ترساند مقابله کنید ، مثلاً از تاریکی می ترسید، چند ساعتی را در یک اتاق تاریک بگذرانید، از بلندی می ترسید، به استخر بروید و هر بار یک گام به سمت قسمت عمیق نزدیک تر شوید و ...

 

●  ممکن است در زندگی خود تاکنون گامی بلند برنداشته باشید ، با مشورت همسر و چند فرد با تجربه کاری را که تاکنون دلتان می خواسته اما از درگیر شدن با آن هراس داشته اید را سبک و سنگین کنید و در صورت معقول بودن ، با تمام قوا دست بکار شوید .

 

●  انسان های با کفایت و لیاقت برای تلاش حد و مرزی نمی شناسند . هر قله ای را که فتح کنند ، اولین چیزی که به ذهن شان خطور می کند این است : قله بلندتر بعدی کجاست ؟

 

●  همه انسان های با لیاقت، پیوسته در جستجوی راه هایی هستند که رشد کنند و به شخصیت خود ادامه دهند .

 

●  کسانی که چگونگی کار را می دانند بیکار نمی مانند اما کسانی که چرایی کار را می دانند، قطعا ً رهبر همان کار می شوند .

 

●  کار خوب و با کیفیت، تصادفی نیست، اراده مصمم تلاش صادقانه و اجرای ماهرانه است که کار خوب را ثمر می دهد . اشخاصی که پیگیر هستند و برای رسیدن به هدف خود سماجت از خود نشان می دهند ، می توانند از به بار نشستن زحمات خود مطمئن باشند.

 

●  زمانی که از میکل آنژ پرسیدند : " چرا با وجود این که کسی تو را در این گوشه تاریک کلیسا نمی بیند با این همه دقت و پشتکار کار می کنی؟ "  جواب داد : " خدا که خواهد دید " .

 

●  " ولش کنید، ببینیم چه پیش می آید "، عبارتی است که کم تر رهبری از آن استفاده می کند؛ آنها هر روز باید کار مربوط به آن را تمام کنند .

 

●  یادتان باشد، شخصیت ما، به معیارهایی بستگی دارد که در ذهن مان جا داده ایم؛ صادقانه بگویید، آخرین باری که کاری را با تمام وجود خویش انجام دادید و کسی جز خود شما از آن خبر نداشت، کی بود؟

 

●  رهبران  با لیاقت، فقط به عملکرد عالی خود اکتفا نمی کنند، بلکه به همکاران و کارمندان خود نیز انگیزه می دهند. تکیه کردن به مهارت های خود کافی نیست، رهبران کارآمد، مهارت، کفایت، لیاقت و شجاعت را با هم در می آمیزند تا سازمان خود را به بالاترین سطح ترقی و تعالی برسانند .

 

●  وقتی که پای انجام کار به میان می آید، شما جزو کدام دسته از افراد زیر قرار می گیرید؟

   کسانی که می دانند چه کار بکنند .

   کسانی که خود، کار را خلق می کنند .

   کسانی که می توانند کاری خلق کنند که کارساز باشد .

 

●  شما جزو کدام دسته هستید؟

   اهل اجرای کار هستید؟

   اهل خلق کار جدید هستید؟

   مرد عبور از بحران و مشکلات هستید؟

   متفکرید و کارسازی می کنید؟

 

●  هیچ کس بدون هدف مشخص قادر به پیشرفت نیست . به اندازه ی کافی تحقیق و تفحص کنید تا برای بهبود مهارت های خود راه های مناسبی پیدا کنید و آن وقت در صورت لزوم برای گذر از این راه ها وقت و پول صرف کنید . اگر تاکنون با تمام وجود وقت خود را صرف کار خود نکرده اید ، اکنون دل به کار بدهید . از همین الان شروع کنید . بگردید ببینید چرا تا به حال کار خود را دوست نداشته اید ؟ آیا امیدی به پیشرفت نیست ؟ درآمدتان کافی نیست ؟ آیا ... ریشه ی مشکل را پیدا کنید و در صدد حل آن باشید .

 

●  عملکرد خود را مرور کنید؛ اگر عالی نیست، عملکردتان را می توانید بی نتیجه فرض کنید. کار خوب از شما انتظار نمی رود؛ عملکرد شما باید عالی باشد. اگر کارها را سمبل می کنید، هیچ وقت پیشرفت نخواهید کرد. از همین امروز از سمبل کاری دست بردارید .

 

●  مرزهای اخلاقی خود را سعی کنید بشناسید و آنها را تعالی ببخشید . بی هدف و بی حوصله در جا نزنید و آب در هاون نکوبید، کار خود را عالی، با لیاقت و با شهامت به اتمام برسانید .

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

خلاقیت و نوآوری

نویسنده : پردیس بهمنی

 

كلید واژه : خلاقیت؛ نوآوری؛ هوش؛ خصوصیات افراد خلاق

 

 1- مقدمه

آرامش زندگی در گرو برآوردن نیازهاست. نیازها به طور كلی به 5 گروه تقسیم می ‌شوند:

 فیزیولوژیكی

نیاز به امنیت

نیازهای اجتماعی

نیاز به احترام

نیاز به خودیابی

كه بترتیب نیازهای اولی نیازهای رده پایین و نیازهای آخری نیازهای رده بالا به حساب آمده و نیاز به خودیابی حد بالای نیازهاست.

برآورده شدن مناسب نیازها شرط لازم برای بوجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال یک فرد گرسنه و آواره هرگز به فكر پرواز بر فراز كوه ها نخواهد افتاد. بسیاری نیز معتقدند كه خلاقیت در نیاز متولد می‌شود همانگونه كه بسیاری از اختراعات بزرگ نه محصول تعریف مشكلی خاص بلكه برای برآورن نیازی خاص به وجود آمده ‌اند.

 

2- اصول اولیه خلاقیت

به طور كلی خلاقیت فرایندی است كه طی زمان ادامه داشته و ابتكار، انطباق ‌پذیری و تحقق از خصوصیات بارز آن به شمار می ‌آیند و می ‌تواند جوابگویی برای مشكلات باشد. برخی از محققان اصولی برای مشخص شدن مرزهای خلاقیت تعریف نموده‌اند: اول اینكه خلاقیت متضمن پاسخ یا مفهومی نو باشد یا آنكه احتمال وقوع آن بسیار كم باشد. اما باید توجه داشت كه نو بودن و اصالت با آنكه شرط لازم خلاقیت است اما كافی نیست. زمانی یك پاسخ را می‌توان بخشی از یك فرایند خلاقیت به شمار آورد كه تا اندازه‌ای با واقعیت مطابقت داشته یا اصولاً واقعی باشد. دوم خلاقیت باید گره‌ای را بگشاید یا با وضعیتی تناسب داشته و یا مقصود معینی را برآورد. سوم، خلاقیت واقعی مشروط به دوام آن بینش ابتكاری، ارزیابی و تفسیر و رشد آن باشد. در جمله‌ای كوتاه می‌ توان اینگونه بیان كرد خیلی‌ها ایده‌های خوب دارند اما عده كمی آنها را عملی می‌ كنند. همچنین یكی از عواملی كه معمولاً با خلاقیت مربوط می‌دانند موضوع هوش است.

 

3- وجوه هوش

یک مبنای طبقه ‌بندی، نوع فرایند و یا نحوه عملكرد خاصی است كه انجام می ‌گیرد. این نوع طبقه‌ بندی شامل 5 گروه اصلی از توانش های هوشی می ‌باشد كه عبارتند از عوامل :

شناخت

حافظه

تفكر همگرا

تفكر  واگرا و ارزشیابی.

 

شناخت، كشف و یا كشف دوباره و بازشناسی است. حافظه عبارت از حفظ آن چیزی است كه درك شده است. در تفكر واگرا ما در جهات متفاوت تفكر می‌كنیم، گاهی به تفحص می‌پردازیم و گاهی در جستجوی تنوع هستیم در حالی كه در تفكر همگرا  اطلاعات به یك جواب درست و یا به بهترین جواب شناخته شده و قراردادی منتج می‌گردد. واضح است كه یكی از توانشهای تفكر واگرا گوناگونی پاسخهایی است كه تولید می‌شود. این نوع تولید تماماً زاده اطلاعات ارایه شده نیست. در اینجاست كه مبحث انعطاف ‌پذیری در تفكر پیش می‌آید كه از مباحث اصلی خلاقیت به شمار می ‌آید.

 با این حال در بررسی افراد خلاق این نتیجه به دست آمده است كه اگر چه داشتن حد معینی از هوش لازم است ولی شرط كافی نیست و لزوماً افراد با هوش خلاق نبوده‌اند در حالی كه افراد با هوش متوسط می‌توانند افراد خلاق برجسته ‌ای باشند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اكتسابی باشد تا فطری و می‌توان با آموزش هایی این توانایی را در خود افزایش داد.

 

4- خصوصیات افراد بسیار خلاق

از مطالعه افراد بسیار خلاق موارد زیر نتیجه شده است. البته این خصوصیات شخصیتی آنهاست نه اینكه با اینگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقیت برسد:

تمایل به تعریف و تمجید از خود دارند

اشخاص خلاق مخصوصاً خواهان قبول پیچیدگی و حتی بی ‌نظمی در دریافت های خود هستند بدون آنكه نگران آشفتگی ناشی از این امر باشند. این بدان معنی نیست كه آنان فی نفسه بی‌نظمی را دوست دارند بلكه پرمایگی موجود در بی‌نظمی را به كم مایگی نظم ترجیح می‌دهند. تمایل دارند نزد دیگران به داشتن نظرات تند و احمقانه شهرت داشته باشند.

كارهای آنها با اظهار نظر اینكه از موضوع پرت هستند مشخص می‌شود. شوخ‌طبعی و بذله‌گویی از صفات بارز این افراد است. باید به این افراد كمك كرد كه بدون اینكه كینه‌توز و پرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ كنند.

 

5- عوامل باز دارنده خلاقیت

تلاش های قبل از بلوغ برای حذف خیالبافی

محدودیت های بازدارنده قوه تدبیر و كنجكاوی كودكان

تكیه بیش از حد به نقش جنسیت؛ تفكر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد (خصوصیتی كاملاً زنانه) و وابستگی به غیر و اتكای به خود (خصلتی كاملاً مردانه) است. از همین رو یك پسر بسیار خلاق نسبت به سایر همجنسان همسال خود بیشتر دارای صفات زنانه به نظر می‌رسد.

تاكید زیاد بر پیشگیری (نحوه پاسخگویی كودكان به مسایلی كه مستلزم چاره‌اندیشی فرد هنگام قرار گرفتن در وضعیتی بن‌بست است نشان می‌دهد كه تأكید بر پیشگیری قوه تصور بسیاری از كودكان را از رشد باز داشته است).

القای ترس و كمرویی

تاكید بر مهارتهای كلامی.

خطری كه استعداد خلاق فرد را تهدید می‌كند، قضاوت یا ارزیابی تجربه فرد نیست بلكه پیشداوری است كه به تبع آن تجارب بسیاری در حوزه دریافت را نمی‌یابند. خطری كه آموزشهای معمول چه در خانه و چه در مراكز آموزشی در بردارند این است كه نظرات نو و احتمال وقوع اعمال جدید خیلی زود و بیش از اندازه مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

 

 6- عوامل تشدید كننده خلاقیت و نوآوری

حس درونی تفكر، انسان را قادر می‌سازد شرایطی را كه وجود خارجی ندارند، ‌در درون ذهن شبیه‌سازی نماید و‌ به وی این امكان را می‌دهد تا در امكانات یكسان با سایرین برای خود فرصتهای بهتری بیافریند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اكتسابی باشد تا فطری و می‌توان با آموزشهایی این توانایی را در خود افزایش داد. مجموعه عواملی كه باعث تشدید و ترغیب فرد به نوآوری می ‌گردند به عوامل تشدیدكننده تعبیر می‌گردند كه خود به دو بخش كلی انگیزه‌ها و ابزارها تقسیم می‌شوند كه در اینجا توضیح داده می‌شوند.

 

 6-1- انگیزه‌ها

انگیزه‌های ترغیب كننده به نوآوری، می‌توانند به خصوصیات و زندگی خصوصی افراد مربوط باشد و یا اینكه به اجتماع محل سكونت فرد بستگی داشته باشد كه ما در اینجا دلایل بروز هر یك را بررسی می ‌كنیم.

 

 6-1-1- انگیزه‌های بیرونی

به همه انگیزه‌هایی كه از جامعه به فرد القاء می‌گردند گفته می‌شود كه خود بر اثر موارد زیر ناشی می‌گردند:

بحران‌های جامعه: می‌دانیم سرچشمه خلاقیت نیاز است. اغلب مواقع اگر نیازی در زندگی بشر مشاهده نشود، الزامی به خلاقیت وجود نخواهد داشت. نیازهای بشر معمولاً به طور یكنواخت بروز می‌یابند مگر در شرایطی استثنایی مانند بحران‌های مختلف از جمله بحران های طبیعی چون سیل و زلزله و آتشفشان و طوفان و همچنین بلایایی كه خود انسان مسب آنهاست كه بارزترین آنها جنگ است. نوع و دلیل بروز یك بحران در اینجا مد نظر نیست و آنچه حائز اهمیت است هجوم سیل عظیمی از نیازها پس از وقوع بحران است كه می‌تواند در جامعه سبب یك انقلاب فكری در نزد افراد گوناگون گردیده و به شكل نوآوری و خلاقیت بروز نماید.

سطح توقعات جامعه: جامعه‌ای كه در آن سیر صعودی پیشرفت حاكم باشد، هر روز از طرف تك تك اعضای خود شاهد خلاقیت و نوآوری است. در این جامعه نوآوری به قشر متفكر و اندیشمند محدود نگردیده و همه مردم را شامل می ‌شود بطوریكه حتی تبهكاران نیز در این جامعه هر روز به فكر خلق روشی نو در روند كاری خود می ‌باشند.

 

6-1-2- انگیزه‌های درونی

انگیزه‌هایی كه از درون شخص، منشاء می‌گیرند را انگیزه‌های درونی می‌نامند كه شامل موارد زیر می‌باشند:

 استعداد ذاتی فرد: این امر حتی بدون وجود هر گونه محرك خارجی ممكن است آگاهانه یا ناآگاهانه صورت گیرد و با داشتن هوشی متوسط و آموختن راه‌های افزایش تفكر خلاق، كاملاً قابل دسترسی برای همه نیازهای زندگی می‌باشد.

نیازهای درونی: گاهی اوقات افراد در خود نیرویی احساس می‌كنند كه همواره آنان را وا می‌دارد كه در جهت كمك به دیگران و ارتقای سطح زندگی در جامعه، دست به نوآوری بزنند. این افراد از هر جنس و سن و شغلی می‌توانند باشند. به عنوان مثال خانمی در آمریكا كه از آگهی های تجاری تلویزیون ناراضی بود آنها را مطابق با ذوق خود مجدداً می‌نوشت.

بحران‌های شخصی‌: بحران‌های شخصی نیز مانند بحران‌های جامعه، می‌توانند محرك بسیار قوی در امر نوآوری برای شخص باشند.

 

6-2- ابزار ها

برخی فاكتورهای تعیین‌كننده برای دستیابی به تفكر خلاق و جود دارند كه می‌ توان از آنها به عنوان ابزارهای نوآوری یاد كرد. این ابزارها عبارتند از:

اراده

اعتماد به نفس

كمیت

شبیه سازی

استمداد از دیگران

مجاورت / تشابه / تباین

تغییر دادن

فعالیت های جنبی و . . .

این عوامل راهكارهایی برای آموزش نوآوری و تفكر خلاق ارائه می‌دهند. در آینده نزدیک این عوامل شرح داده می ‌شوند.

 

------------------------------------------------------------

 تعاریف:

1. خلاقیت (Creativity) : توانایی خلق یا اختراع چیزهای جدید.

 شرح : خلاقیت یكی از بخش‌های مهم طراحی است.

2. نوآوری (Innovation) : توسعه فناوری‌ها، محصولات، فرایندها و سیستم‌های جدید و بكارگیری آنها در عملیات كسب و كار.

3. حل مسئله (Problem Solving) : یافتن و پیاده‌سازی راه‌حل‌هایی برای رویدادها و موضوعاتی كه تهدیدكننده انجام كارا یا اثربخش یك كسب و كار هستند.

4. كارآفرینی (Entrepreneurship) : به فرایندی گفته می‌شود كه بتواند با استفاده از خلاقیت و نوآوری، چیز نویی را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسك و بكارگیری همراهان به وجود آورد.

5. كسب و كار (Business) : واژه‌ای عمومی برای ساخت، خرید یا فروش كالاها و خدمات.

6. مدیریت خلاقیت (Creativity Management): فنون مدیریت كه به دنبال برانگیختن و ارتقاء خلاقیت در سازمان هستند.

7. مدیریت نوآوری (Innovation Management) : فنون مدیریتی كه به انگیزش رفتار نوآورانه و تبدیل نوآوری‌ها به فایده عملی و واقعی در قالب محصولات و فرایندها می ‌پردازند.

 

مراجع :

ساعتچی، محمود. 1379. روانشناسی بهره‌وری. چاپ سوم. تهران: نشر نیایش.

آناستازی، آن. 1369. تفاوتهای فردی. ترجمه جواد طهوریان. چاپ دوم. تهران: انتشارات آستان قدس رضوی.

 

منبع : مدیر برتر

 

  کلید هدایت               

طلیعه نور هدایت

ویژه شهادت حضرت امام رضا (ع)

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

پیشگفتار

به نام هستى بخش جهان آفرین
شكر و سپاس بى منتها، خداى بزرگ را، كه ما را از امّت مرحومه قرار داد و به صراط مستقیم ، ولایت مولاى متّقیان ، امیرمؤ منان ، علىّ ابن ابى طالب و اولاد معصومش علیهم السلام هدایت نمود.
بهترین تحیّت و درود بر روان پاك پیامبر عالى قدر اسلام ، و بر اهل بیت عصمت و طهارت ، مخصوصا هشتمین خلیفه بر حقّش حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام .
و لعن و نفرین بر دشمنان و مخالفان اهل بیت رسالت ، كه در حقیقت دشمنان خدا و قرآن هستند.
نوشتارى كه در اختیار شما خواننده محترم قرار دارد، برگرفته شده است از زندگى سراسر آموزنده ، هشتمین ستاره فروزنده و پیشواى بشریّت ، حجّت خدا، براى هدایت بندگان .
آن شخصیّت برگزیده و ممتازى كه خداوند متعال در ضمن حدیث لوح حضرت فاطمه زهراء علیها السلام فرموده است :
هركس هشتمین امام و خلیفه را تكذیب نماید مانند كسى است كه تمام اءولیاء مرا تكذیب كرده باشد، بعد از حضرت موسى كاظم ، فرزندش علىّ امام رضا علیه السلام نگهدارنده دین من خواهد بود، قاتل او شخصى پلید و خودخواه مى باشد.
و جدّ بزرگوارش حضرت رسول صلى الله علیه و آله ضمن حدیثى ، طولانى فرمود: خداوند متعال نام او را ((علىّ)) برگزید و در میان تمام خلایق راضى و رضا خواند؛ و او را شفیع شیعیان قرار داد كه در روز قیامت به وسیله او نجات یابند و رستگار گردند.
و احادیث قدسیّه ، روایات بسیارى در منقبت و عظمت آن دلیرمرد ایمان و تقوا، با سندهاى مختلف ، در كتاب هاى متعدّد وارد شده است .
و این مختصر ذرّه اى از قطره اقیانوس بى كران وجود جامع و كامل آن امام همام مى باشد، كه برگزیده و گلچینى است از ده ها كتاب معتبر، در جهت هاى مختلف : عقیدتى ، سیاسى ، فرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى ، اخلاقى ، تربیتى و ... .
باشد كه این ذرّه دلنشین و لذّت بخش مورد استفاده و إ فاده عموم خصوصا جوانان عزیز قرار گیرد.
و ذخیره اى باشد ((لِیَوْمٍ لایَنْفَعُ مالٌ وَ لابَنُون إِلاّ مَنْ اءَتَى اللّهَ بِقَلْبٍ سَلیم لی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَنْ لَهُ عَلَیَّ حَقّ)) انشاء اللّه تعالى .
مؤ لّف

 

خلاصه حالات دهمین معصوم ، هشتمین اختر امامت

آن حضرت روز پنج شنبه یا جمعه ، 11 ذى القعدة ، سال 148 هجرى قمرى، یك سال پس از شهادت امام جعفر صادق علیه السلام در شهر مدینه منوّره دیده به جهان گشود؛ و با ظهور نور طلعتش جهانى را روشنائى بخشید.
نام : علىّ، صلوات اللّه و سلامه علیه
كنیه : ابوالحسن ثانى ، ابوعلىّ و... .
القاب : رضا، صابر، زكىّ، وفىّ، ولىّ، رضىّ، ضامن ، غریب ، نورالهدى ، سراج اللّه ، غیظ المحدّثین ، غیاث المستغیثین و... .
پدر: امام موسى كاظم ، باب الحوائج إ لى اللّه علیه السلام .
مادر: شقراء، معروف به خیزران ، امّ البنین ، و بعضى گفته اند: نجمه بوده است .
نقش انگشتر: حضرت داراى سه انگشتر بود، كه نقش هر كدام به ترتیب عبارتند از:
((حَسْبىَ اللّهُ)) ، ((ما شاءَ اللّهُ وَ لا قُوَّةَ إ لاّ بِاللّهِ)) ، ((وَلییّ اللّهُ)) .
دربان : مورّخین ، دو نفر را به نام محمّد بن فرات و محمّد بن راشد به عنوان دربان حضرت گفته اند.
مدّت امامت : بنابر مشهور، روز جمعه ، 25 رجب ، سال 183 هجرى قمرى ، پس از شهادت پدر مظلومش بلافاصله مسئولیّت رهبرى و امامت جامعه اسلامى را به عهده گرفت ، كه تا سال 203 یا 206 به طول انجامید.
و در سال 200 هجرى قمرى حضرت توسّط ماءمون به خراسان احضار گردید.
مدّت عمر: در طول عمر آن حضرت بین 49 تا 57 سال بین مورّخین اختلاف است .
و بر همین مبنا در مقدار و مدّت هم زیستى با پدر بزرگوارش ؛ و نیز در مدّت حیات پس از پدرش اختلاف مى باشد، گرچه برخى گفته اند كه آن حضرت 29 سال و دو ماه در زمان حیات پدر بزرگوارش زندگى نموده است .
در علّت آمدن امام رضا علیه السلام به خراسان ، نیز بین مورّخین اختلاف است ؛ ولى مى توان از مجموع گفته ها، این گونه استفاده نمود:
چون هارون الرّشید به هلاكت رسید، بغداد و حوالى آن در اختیار فرزندش امین ، و خراسان با حوالى آن تحت حكومت دیگر فرزندش ماءمون قرار گرفت .
پس از گذشت مدّتى كوتاه ، بین دو این برادر اختلاف و جنگ ، رونق گرفت و امین كشته شد.
در این بین ، ماءمون نیز جهت استحكام قدرت خود چنان ابراز داشت كه از علاقه مندان خاندان علىّ بن ابى طالب و سادات بنى الزّهراء مى باشد.
بنابر این ، در سال 200 هجرى نامه اى به استاندار خود در شهر مدینه منوّره فرستاد، تا حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام را از راه بصره اهواز، (به گونه اى كه از غیر مسیر شهر قم باشد) به خراسان منتقل گردانند.
هنگامى كه امام رضا علیه السلام به شهر مَرْوْ رسید، ماءمون عبّاسى به حضرتش پیشنهاد بیعت و خلافت را داد.
ولى حضرت چون كاملاً نسبت به افكار و دسیسه هاى ماءمون و دیگر خلفاء بنى العبّاس آگاه و آشنا بود، پیشنهاد خلافت را از طرف ماءمون نپذیرفت .
و ماءمون دو ماه به طور مرتّب ، با نیرنگ ها و شیوه هاى گوناگونى اصرار مى ورزید كه شاید امام علیه السلام بپذیرد؛ ولى چون از طریقى در رسیدن به هدف خویش موفّق نگردید، در نهایت ، حضرت را تهدید به قتل كرد.
بر همین اساس امام علیه السلام مجبور گردید كه ولایتعهدى را تحت شرائطى بپذیرد، كه روز پنج شنبه ، پنجم ماه مبارك رمضان ، در سال 201 بیعت انجام گرفت ، مشروط بر آن كه حضرت در هیچ كارى از امور حكومت دخالت ننماید.
پس از آن كه ماءمون به هدف خود رسید و از هر جهت حكومت خود را ثابت و استوار یافت ، شخصا تصمیم قتل حضرت رضاعلیه السلام را گرفت و به وسیله انگور زهرآلود، آن امام مظلوم و غریب را مسموم و شهید كرد.
شهادت : بنابر مشهور بین تاریخ ‌نویسان ، حضرت روز جمعه یا دوشنبه ، آخر ماه صفر، در سال 203 یا 206 هجرى قمرى به وسیله زهر مسموم شده و در سناباد خراسان شهید گردید؛ و به عالم بقاء رحلت نمود.
و جسد مطهّر و مقدّس آن حضرت در منزل حمید بن قحطبه ، كنار قبر هارون الرّشید دفن گردید.
خلفاء هم عصر آن حضرت : امامت حضرت ، هم زمان با حكومت هارون الرّشید، فرزندش امین ، عمویش ابراهیم ، دوّمین فرزندش محمّد، سوّمین فرزندش عبداللّه ملقّب به ماءمون عبّاسى مصاددف گردید.
تعداد فرزندان : عدّه اى گفته اند حضرت داراى پنج پسر و یك دختر به نام فاطمه بوده است ؛ ولى اكثر مورّخین بر این عقیده اند كه حضرت بیش از یك پسر به نام ابوجعفر، امام محمّد جواد علیه السلام نداشته است .
و بعد از آخرین سلام نماز، تسبیحات حضرت فاطمه زهراءعلیها السلام گفته مى شود؛ و سپس حوائج و خواسته هاى مشروعه خویش را از درگاه خداوند متعال مسئلت مى نماید كه انشاء اللّه تعالى برآورده خواهد شد.

 

مدح هشتمین اختر فروزنده امامت

اى غریبى كه ز جدّ و پدر خویش جدائى
خفته در خاك خراسان ، تو غریب الغربائى

چه ثنا گویمت ، اى داور هفتاد و دو ملّت
كه ثنا خوانده خدایت ، تو چه محتاج ثنائى

این رواق تو و صحن و حَرَمَت ، همچو بهشت است
روضه ات ، جنّت فردوس و مسمّى به رضائى

آه ، از آن دم كه ز سوز جگر و حال پریشان
ناله ات گشت بلند، آه تقى جان به كجائى

اى شه یثرب و بطحا، تو غریبى به خراسان
سرور جمله غریبان و معین الضّعفائى

اغنیا مكّه روند و فقرا سوى تو آیند
جان به قربان تو اى شاه كه حجّ فقرائى

بیا كه مظهر آیات كبریا اینجاست
بیا كه تربت سلطان دین ، رضا اینجاست

بیا كه گلبن گلزار موسى جعفر
بیا كه میوه بستان مصطفى اینجاست

بیا كه خسرو اقلیم طوس ، شمس شموس
بیا كه وارث دیهیم مرتضا اینجاست

شهنشهى كه به چشمان ، غبار درگاهش
كنند حُور و ملایك ، چو توتیا اینجاست

اگر كلید در رحمت خدا جوئى
بیا كلید در رحمت خدا اینجاست

در مدینه علم و كمال و زهد و ادب
در خزینه بخشایش و عطا اینجاست

ز قبله گاه سلاطین بخواه حاجت خویش
شهى كه حاجت مسكین كند روا اینجاست

قدم ز صدق و ارادت در این حرم بگذار
كه مهد عصمت و ناموس كبریا اینجاست

بیا كه منبع فیض و عنایت ازلى
بیا كه مطلع و الشّمس و و الضّحى اینجاست

امام ثامن و ضامن ، رضا كه بر حرمش
نهاده اند شهان ، روى إ لتجا اینجاست

به خضر كز پى آب بقاست سرگردان
دهید مژده كه سرچشمه بقا اینجاست
 

 

طلیعه نور هدایت

طبق آنچه مورّخان و محدّثان در كتاب هاى خود ذكر كرده اند و نیز روایات كلّى بر تاءیید آن وارد شده است :
مادر حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام ، از خانواده اى باشرافت و از زنان بافضیلت ؛ و نیز از جهت عقل و دین در بین زنان هم زمان خود مشهور بوده است .
این بانوى بزرگوار، نسبت به فرائض الهى ، حتّى تمامى مستحبّات را انجام و مكروهات را حتّى الا مكان ترك مى نمود؛ و به طور دائم مشغول ذكر و تسبیح خداوند متعال مى بود.
این مادر نمونه حكایت كند: از همان موقعى كه إ نعقاد نطفه حجّت خداوند سبحان ، فرزندم حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام را در خود احساس كردم ، حالت معنویّت و عشق به خداوند در من فزونى یافت و هیچ گاه احساس سنگینى و سختى در خود نداشتم .
فرزندم ، در وقت هاى تنهائى ، اءنیس و مونس من بود.
در هنگام خواب ، صداى تسبیح و تحمید و تهلیل را به خوبى از درون خود مى شنیدم و متوجّه مى شدم كه طفل درون شكم من مشغول گفتن ذكر و تسبیح پروردگار متعال خویش مى باشد.
و همین كه این نور الهى طلوع كرد و در این عالَم ، پا به عرصه وجود نهاد، دست هاى خویش را بر زمین گذاشت و سر به سمت آسمان بلند نمود و لب هاى خود را به حركت درآورد و ضمن مناجات با خداوند، شهادتین را بر زبان مبارك خود جارى كرد.
و چون پدرش ، امام موسى كاظم علیه السلام در آن لحظات وارد شد، بر من تبریك و تهنیت فرمود.
سپس نوزاد عزیز را تحویل پدر دادم و حضرت در گوش راست نوزاد، اذان و در گوش چپ او اقامه گفت؛ و سپس مقدار مختصرى ، آب فرات در كام او ریخت .

 

آشنائى به تمام لغت ها و زبان ها

مرحوم شیخ صدوق ، شیخ حرّعاملى و دیگر بزرگان به نقل از اباصلت هروى حكایت كنند:
حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام به تمام زبان ها و لغات ، آشنا و مسلّط بود؛ و با مردم با زبان محلّى خودشان صحبت مى نمود.
و بلكه حضرت در لهجه و تلفّظ كلمات ، از خود مردم فصیح تر سخن مى فرمود، تا جائى كه مورد حیرت و تعجّب همه اقشار و افراد قرار مى گرفت .
اباصلت گوید: یك از روزها به آن حضرت عرض كردم : یاابن رسول اللّه ! شما چگونه به همه زبان ها و لغت ها آشنا شده اى ؛ و این چنین ساده ، مكالمه مى نمائى ؟
امام علیه السلام فرمود: اى اباصلت ! من حجّت و خلیفه خداوند متعال هستم و پروردگار حكیم كسى را كه مى خواهد بر بندگان خود حجّت و راهنما قرار دهد، او را به تمام زبان ها و اصطلاحات آشنا و آگاه مى سازد، كه زبان عموم افراد را بفهمد و با آن ها سخن گوید؛ و بندگان خدا بتوانند به راحتى با امام خویش سخن گویند.
سپس امام رضا علیه السلام افزود: آیا فرمایش امیرالمؤ منین ، امام علىّ علیه السلام را نشنیده اى كه فرمود: بر ما اهل بیت - عصمت و طهارت - فصل الخطاب عنایت شده است .
و بعد از آن ، اظهار نمود: فصل الخطاب یعنى ؛ معرفت و آشنائى به تمام زبان ها و اصطلاحات مردم ؛ و بلكه عموم خلایق در هر كجا و از هر نژادى كه باشند.

 

امام همچون دریا و علومش قطرات آن

مرحوم علاّمه مجلسى و برخى دیگر از بزرگان آورده اند:
یكى از اصحاب حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام به نام علىّ بن ابى حمزه بطائنى حكایت كند:
روزى در محضر مبارك آن حضرت بودم ، كه تعداد سى نفر غلام حبشى در آن مجلس وارد شدند.
پس از ورود، یكى از ایشان به زبان و لهجه حبشى با امام رضاعلیه السلام سخن گفت و حضرت نیز به زبان حبشى و لهجه محلّى خودشان پاسخ او را بیان نمود و لحظاتى با یكدیگر به همین زبان سخن گفتند.
آن گاه حضرت مقدارى پول - درهم - به آن غلام عطا نمود و مطلبى را نیز به او فرمود؛ و سپس همگى آن ها حركت كردند و از مجلس خارج شدند.
من با حالت تعجّب به آن حضرت عرضه داشتم : یاابن رسول اللّه ! فدایت گردم ، مثل این كه با این غلام به زبان حبشى و لهجه محلّى صحبت مى فرمودى ؟!
او را به چه چیزى امر نمودى ؟
امام علیه السلام فرمود: آن غلام را در بین تمام همراهانش ، عاقل و با شخصیّت دیدم ، لذا او را برگزیدم و ضمن تذكّراتى ، به او توصیه كردم تا كارها و برنامه هاى سایر غلامان و دوستان خود را بر عهده گیرد و در حقّ آن ها رسیدگى كند؛ و نیز هر ماه مقدار سى درهم به هر كدام از ایشان بپردازد.
و او نیز نصایح مرا پذیرفت ؛ و مقدار دراهمى به او دادم تا بین دوستانش طبق توصیه تقسیم نماید.
علىّ بن ابى حمزه بطائنى افزود: سپس حضرت مرا مخاطب قرار داد و فرمود: آیا از گفتار و برخورد من با این غلامان و بندگان خدا تعجّب كرده اى ؟!
و آن گاه حضرت به دنبال سؤ ال خویش اظهار داشت : تعجّب نكن ؛ براى این كه منزلت و موقعیّت امام ، بالاتر و مهمّتر از آن است كه تو و امثال تو فكر مى كنى .
سپس فرمود: آنچه را كه در این مجلس مشاهده كردى ، همانند قطره اى است در منقار پرنده اى كه از آب دریا برگرفته باشد.
آیا برداشتن یك قطره از آب دریا، در كم و یا زیاد شدن آب دریا تاءثیرى دارد؟!
بعد از آن ، امام رضا علیه السلام افزود: توجّه داشته باش كه همانا امام و علوم او، همچون دریاى بى منتهائى است كه پایان ناپذیر باشد و درون آن مملوّ از انواع موجودات و جواهرات گوناگون خواهد بود، و چون پرنده اى قطره اى از آب آن را بردارد، چیزى از آب آن كم نخواهد شد.
و همچنین امام ، علومش بى منتها است ؛ و هر كسى نمى تواند به تمام مراحل علمى و اطّلاعات او دست یابد.

 

تعیین اُجرت قبل از كار

مرحوم كلینى به نقل از سلیمان بن جعفر حكایت كند:
روزى به همراه حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام جهت انجام كارى از منزل بیرون رفته بودیم .
پس از پایان آن كار، هنگامى كه خواستم به منزل خود مراجعت نمایم ، حضرت فرمود: امشب همراه من بیا تا به منزل ما برویم و شب را میهمان ما باش .
من نیز دعوت حضرت رضا علیه السلام را پذیرفتم ، وقتى خواستیم وارد منزل شویم ، یكى دیگر از اصحاب به نام مُعتّب نیز همراه ما آمد.
همین كه داخل منزل رفتیم ، متوجّه شدیم كه غلامان حضرت مشغول ساختن جایگاهى آغول براى حیوانات هستند و در بین آن ها مردى سیاه چهره ، به عنوان كارگر گِل تهیّه مى كند و به دست دیگران مى دهد.
امام رضا علیه السلام سؤ ال نمود: این شخص كیست ؟
جواب دادند: این شخص ما را كمك مى كند؛ و ما نیز آخر كار چیزى به او مى دهیم .
حضرت فرمود: آیا براى او معیّن كرده اید، كه مزدش چقدر باشد؟
در پاسخ به حضرت گفتند: خیر، هر چه به او بدهیم ، قبول دارد و راضى است .
حضرت با شنیدن این پاسخ ، بسیار عصّبانى و خشمناك گردید و خواست با آن ها برخورد نماید.
من جلو رفتم و عرض كردم : یاابن رسول اللّه ! چرا ناراحت شُدید، چرا این چنین برخورد مى كنى ؟!
امام علیه السلام فرمود: چندین مرتبه به آن ها تذكّر داده ام كه این چنین عمله و كارگر نیاورند، مگر آن كه قبل از شروع به كار، با او تعیین اُجرت نمایند.
پس از آن ، حضرت افزود: چنانچه با كارگر قبل از شروع كار تعیین اجرت نكنى ، اگر چه چند برابر مزدش را هم به او بدهى ، باز هم ناراضى است و ممكن است خود را طلبكار بداند.
ولى چنانچه با او تعیین اجرت شد، وقتى مزد خود را بگیرد، تشكّر مى كند از این كه تمام مزد خود را بدون كم و كاستى گرفته ؛ و اگر مختصرى هم بر مزدش اضافه كنى آن را محبّت و لطف مى داند و این محبّت را هرگز فراموش نمى كند.

 

روش برخورد با مردم

مرحوم شیخ طوسى رضوان اللّه تعالى علیه در كتاب رجال خود آورده است :
در یكى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا علیه السلام در منزل آن حضرت گرد یكدیگر جمع شده بودند و یونس بن عبدالرّحمن نیز كه از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصیّت هاى ارزنده بود، در جمع ایشان حضور داشت .
هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام علیه السلام ، به یونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هیچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.
آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر علیه یونس ، به سخن چینى و ناسزاگوئى آغاز كردند.
و در این بین حضرت رضا علیه السلام سر مبارك خود را پائین انداخته بود و هیچ سخنى نمى فرمود؛ و نیز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.
بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا یونس از اتاق بیرون آید.
یونس با حالتى غمگین و چشمى گریان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :
یاابن رسول اللّه ! من فدایت گردم ، با چنین افرادى من معاشرت دارم ، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنین خواهند گفت ؛ و چنین نسبت هائى را به من مى دهند.
امام رضا علیه السلام با ملاطفت ، یونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى یونس ! غمگین مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگویند، این گونه مسائل و صحبت ها اهمیّتى ندارد، زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هیچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.
اى یونس ! سعى كن ، همیشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بیان نمائى .
و از طرح و بیان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن .
اى یونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خویش دارى و مردم بگویند كه سنگ یا كلوخى در دست تو است ؛ و یا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگویند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنین گفتارى چه تاءثیرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت ؟
و آیا از چنین افكار و گفتار مردم ، سود و یا زیانى بر تو وارد مى شود؟!
یونس با فرمایشات حضرت آرامش یافت و اظهار داشت : خیر، سخنان ایشان هیچ اهمیّتى برایم ندارد.
امام رضا علیه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:
اى یونس ، بنابر این چنانچه راه صحیح را شناخته ، همچنین حقیقت را درك كرده باشى ؛ و نیز امامت از تو راضى باشد، نباید افكار و گفتار مردم در روحیّه ، اعتقادات و افكار تو كمترین تاثیرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگویند.

 

اگر توبه نمایند، نجات یابند؟!

در بعضى از روایات آمده است :
روزى یكى از منافقین به حضرت ابوالحسن ، امام رضا علیه السلام عرضه داشت : بعضى از شیعیان و دوستان شما خمر (شراب مست كننده ) مى نوشند؟!
امام علیه السلام فرمود: سپاس خداوند حكیم را، كه آن ها در هر حالتى كه باشند، هدایت شده ؛ و در اعتقادات صحیح خود ثابت و مستقیم مى باشند.
سپس یكى دیگر از همان منافقین كه در مجلس حضور داشت ، به امام علیه السلام گفت : بعضى از شیعیان و دوستان شما نبیذ مى نوشند؟!
حضرت فرمود: بعضى از اصحاب رسول اللّه صلى الله علیه و آله نیز چنین بودند.
منافق گفت : منظورم از نبیذ، آب عسل نیست ؛ بلكه منظورم شراب مست كننده است .
ناگاه حضرت با شنیدن این سخن ، عرق بر چهره مبارك حضرت ظاهر شد و فرمود: خداوند كریم تر از آن است كه در قلب بنده مؤ من علاقه به خمر و محبّت ما اهل بیت رسالت را كنار هم قرار دهد و هرگز چنین نخواهد بود.
سپس حضرت لحظه اى سكوت نمود؛ و آن گاه اظهار داشت :
اگر كسى چنین كند؛ و نسبت به آن علاقه نداشته باشد و از كرده خویش پشیمان گردد، در روز قیامت مواجه خواهد شد با پروردگارى مهربان و دلسوز، با پیغمبرى عطوف و دل رحم ، با امام و رهبرى كه كنار حوض كوثر مى باشد؛ و دیگر بزرگانى كه براى شفاعت و نجات او آمده اند.
ولیكن تو و امثال تو در عذاب دردناك و سوزانِ برهوت گرفتار خواهید بود.

 

منبع : www.rasekhoon.net

 

دانستنیها                          

اثرات شگفت انگیز آب در بدن

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

آب منبع خوبی برای حفظ و شادابی پوست به شمار می‌رود، برای سلامت قلب مفید است، انرژی را افزایش داده و باعث کاهش وزن است . آب ترکیب اصلی نسوج بدن است و به طور متوسط حدود 65 % وزن بدن یک شخص بالغ را آب تشکیل می‌دهد که این مقدار برای کودکان بیشتر است.

 

1- آب و سلامت پوست

قبل از هر چیز باید بدانید آب منبع خوبی برای سلامت پوست است و با از بین بردن سموم بدن باعث شفافیت طبیعی پوست شما خواهد شد. خطوط ریز و شیارهای پوست به هنگام کمبود آب، بیشتر و عمیق ‌تر می ‌شوند. نوشیدن آب باعث چاق‌ تر شدن سلول‌ های پوستی و کاهش چین و چروک و جوان کردن پوست می‌شود. همچنین آب باعث بهبود بخشیدن به جریان خون در پوست می ‌شود و پوست را از وجود ناخالصی‌ها پاک و امکان تغذیه بهتر پوست را فراهم می ‌کند.

 

2- آب و سلامت قلب

با نوشیدن مقدار آب توصیه شده در روز، می‌توان از بروز حملات قلبی پیشگیری و یا احتمال ابتلا به آن را کاهش داد. طی تحقیق منتشره در نشریه آمریکایی اپیدمیولوژی، احتمال مرگ ناشی از حملات قلبی، در کسانی که روزانه بیش از 5 لیوان در روز آب می‌نوشند نسبت به کسانی که کمتر از 2 لیوان در روز آب می‌نوشند، 41 درصد کاهش می‌ یابد.

 

3- آب و افزایش انرژی بدن

میزان انرژی در کسانی که روزانه به مقدار کافی آب می‌نوشند نسبت به افرادی که بدنشان با کمبود آب روبروست، از سطح بالاتری برخوردار است. کم آبی در بدن می‌تواند منجر به سستی و در نهایت ضعف عضلات و سردرد شده و همچنین سوخت و ساز بدن را کاهش دهد.

شما در بسیاری از مواقع بدون این که کاری انجام داده باشید احساس خستگی می‌کنید، علت این خستگی ممکن است کمبود آب بدن باشد. آب باعث انتقال اکسیژن و سایر مواد غذایی به سلول‌های بدن می‌شود و کمبود آن باعث اختلال در رسیدن این مواد به سلول‌ها می‌شود. اگر بدن شما به اندازه کافی پر آب باشد، قلب شما نیز مجبور نیست برای رساندن خون به نقاط مختلف بدن، با شدت بیشتری کار کند.

 

4- آب و حفظ تناسب اندام

اگر به دنبال کاهش وزن هستید، بدانید که آب باعث افزایش متابولیسم بدن می‌شود و باعث می‌شود احساس سیر بودن به شما دست دهد. بنابراین سعی کنید به جای نوشیدن نوشیدنی‌های پر کالری، آب بنوشید. همچنین چنانچه شما یک لیوان آب یخ بنوشید بدن شما بایستی این آب را گرم کند، در نتیجه مقداری از این گرمای مورد نیاز را از سوزاندن چربی‌ها به دست می ‌آورد. آب می ‌تواند با تحریک بدن با این تفکر که پر است از افزایش وزن پیشگیری کند و به این ترتیب شما را از افراط در خوردن غذاها باز دارد.

 

5- آب و سلول‌های بدن

آب، حلالی است که در آن بسیاری از موادی که برای اعمال سلولی لازم است حل می‌شود. آب موادی را که در خود حل کرده است در بدن انتقال داده و از طریق خون و مایع بین سلولی در اختیار سلول‌ها قرار می‌دهد. واکنش‌های بیولوژیکی داخلی بدن در حضور آب انجام می‌شود. آب برای اعمال داخلی مهمی مانند هضم، جذب و دفع مواد زائد و بسیاری اعمال دیگر ضروری است و موجب تنظیم حرارت در بدن می‌ شود.

 

6- آب و بهبود کارکرد دستگاه گوارش

آب باعث سهولت حرکت مواد دفعی در روده می‌شود و از بروز یبوست پیشگیری می‌کند. در واقع آب نیز همانند فیبرها باعث بهبود کارکرد دستگاه گوارش می‌شود. جذب بعضی از مواد معدنی از دستگاه گوارش با کمک مولکول‌های آب انجام پذیر است.

 

7- آب و دفع سموم از بدن

نقش دیگر آب این است که مواد زائد و سمومی مثل اوره را که در اثر متابولیسم مواد پروتئینی در بدن تولید می‌شود، دفع می‌کند. به یاد داشته باشید طی هر برنامه سم زدایی از بدن باید از آب استفاده کنید. این ماده حیاتی سموم را رقیق کرده از بدن دفع می ‌کند.

آب مهم ‌ترین ماده سم زدا محسوب می‌شود. آب با زدودن سموم از بدن به ارتقای سلامت آن کمک بسزایی می‌کند و دهیدراتاسیون یا از دست دادن آب بدن صدمات شدیدی را بر بدن وارد می ‌کند.

 

8- آب و سوزش معده

یکی از فواید آب جلوگیری و درمان سوزش معده است. این عارضه ممکن است به احتمال نشانه‌ی کمبود آب در بخش فوقانی دستگاه گوارش بوده و نشانه‌ی مهم تشنگی بدن است. استفاده از داروهای ضد اسید در درمان این درد، دهیدراتاسیون را برطرف نمی‌کند و بدن همچنان از کمبود ذخیره آب رنج می‌برد. با نوشیدن آب، اسید معده، معالجه می‌شود، از این رو برای سیستم هاضمه مفید است.

 

9 آب و آرتریت

اثر دیگر این مایع حیاتی پیشگیری و بهبود آرتریت است. درد مفصلی روماتوئیدی یا همان آرتریت ممکن است نشانه‌ کمبود آب در مفاصل دردناک است. این بیماری در هر دو گروه جوانان و سالمندان مشاهده می‌شود. استفاده از داروهای مسکن مشکل را برطرف نمی‌کند بلکه اثرات جانبی را هم در پی دارد. دریافت آب و کاهش مصرف نمک در درمان آرتریت موثر است.

 

10- آب و کمردرد

تأثیر آب در جلوگیری و درمان کمردرد نیز مطرح شده است. درد قسمت پایینی کمر و آرتریت ستون فقرات نشانه‌ی کمبود آب در ستون مهره‌ها و دیسک‌ها است. دریافت آب بیشتر به رفع این مشکلات کمک می ‌کند.

 

11- آب و کاهش استرس

هشتاد و پنج درصد بافت مغز را آب تشکیل می‌ دهد. به هنگام تشنگی، بدن و مغز، برای انجام فعالیت‌های خود با فشار و استرس مواجه می‌شوند. برای کاهش سطح استرس، همیشه به هنگام کار یک لیوان آب بر روی میز خود داشته باشید و یا به هنگام ورزش، یک بطری آب به همراه داشته باشید تا با استرس کمتری به فعالیت بپردازید.

 

12- آب و جلوگیری از گرفتگی عضلات

نوشیدن آب باعث می‌شود که عضلات کمتر دچار گرفتگی شوند و اکسیژن رسانی کافی و پاک سازی سموم از آن‌ها راحت ‌تر انجام شود.

همچنین آب به عنوان یک روان کننده در مفصل‌ها عمل می ‌کند. هنگامی که بدن شما آب کافی داشته باشد، می ‌توانید با قدرت بیشتر و با مدت زمان بیشتری کارهای بدنی را انجام دهید.

 

13- آب و کاهش خطر ابتلا به سنگ‌های کلیه و مثانه

با کاهش نوشیدن آب، خطر ابتلا به سنگ‌های مجرای ادراری افزایش می ‌یابد.

آب باعث رقیق کردن نمک‌ها و مواد معدنی موجود در ادرار می‌شود و مانع از تشکیل کریستال‌های سنگ‌های مجرای ادراری می ‌شود. سنگ‌های کلیه و مثانه در ادرار رقیق نمی ‌توانند شکل بگیرند، بنابراین خطر ابتلا به این عارضه‌ های دردناک کاهش می ‌یابد.

 

14- آب و جلوگیری از بیماری‌های مزمن

و بالاخره این که گفته می‌شود آب در جلوگیری از آنژین قلبی، میگرن، کولیت، آسم، فشار خون بالا، دیابت در مراحل اولیه، کلسترول بالا، افسردگی، سندرم خستگی مزمن، لوپوس، ام.اس  و دیستروفی عضلانی نقش دارد.

 

منبع :  www.tebyan.net

 

  مباحث فرهنگی            

آموزه های اخلاقی از امام حسن مجتبی (ع)

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 فضایل و مناقب امام حسن مجتبی (ع)

تاریخ نویسان درباره امام حسن مجتبی (ع) فضایل و مناقبی را ذکر کردند که برخی از آنها چنین است:

۱- نام گذاری امام حسن از سوی خداوند؛ جابر بن عبدالله می گوید: هنگامی که حضرت زهرا امام حسن (ع) را به دنیا آورد، به امام علی (ع) گفت: برایش نام انتخاب کن. علی (ع) فرمود: من در نام گذاری این فرزند بر پیامبر (ص) پیش نمی گیرم. قنداقۀ امام حسن را خدمت رسول الله (ص) آوردند و گفتند، یا رسول الله، برایش نام انتخاب کن. پیامبر فرمود: در این نام گذاری بر خدای متعال سبقت نمی گیرم. پس خدای متعال به جبرئیل وحی فرستاد که محمد (ص) صاحب فرزند شد، به جانب وی برو، تبریک بگو، و به او بگو که علی نسبت به تو مثل هارون است نسبت به موسی، پس نام فرزند هارون را بر وی بگذار. جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد، تولد فرزند را از جانب خداوند بر وی تبریک گفت و گفت: خدای متعال فرمود: نام مولود فاطمه را به اسم پسر هارون نام گذاری کن. پیامبر فرمود: نام پسر هارون چیست؟ جبرئیل گفت: شبر. پیامبر (ص) فرمود: زبان ما عربی است! پس جبرئیل در جواب گفت: او را حسن نام بگذار و پیامبر نام حسن را برایش برگزید.

۲- امام حسن (ع) سرور جوانان بهشت؛ جابر از پیامبر (ص) نقل می کند: هر کس خواست سرور جوانان بهشت را ببیند، پس به چهره حسن بن علی (ع) نگاه کند.

۳- هیبت و ابهت امام حسن (ع) هیبت رسول خدا (ص)؛ ابن علی رافعی از پدرش، از جده اش زینب دختر ابی رافع، نقل می کند: حضرت فاطمه با دو پسرش حسن و حسین (ع) خدمت رسول الله (ص) رسید و حضرت رسول (ص) فرمود: این دو پسرانت هستند، پس چیزی به ارث و یادگار آن دو را بیاموز، پیامبر (ص) چنین دربارۀ آنها فرمود: حسن هیبت و ابهت مرا دارد، و اما حسین دارای جود و بخشش و شجاعت من است. مؤید این روایت، روایتی است که محمد بن اسحاق نقل کرده است. کسی در شرافت بعد از رسول خدا (ص) به حسن بن علی (ع) نرسیده است. وی می گوید من در مسیر مکه خود شاهد بودم که امام حسن (ع) از مرکبش پایین آمد و پیاده می رفت از همراهانش کسی نماند، مگر این که او نیز از مرکبش پیاده شد، حتی سعد بن ابی وقاص هم پیاده شد و در کنار حضرت راه می رفت.

۴- امام مجتبی (ع) شبیه ترین مردم به رسول خدا (ص)؛ از انس بن مالک نقل شده است که کسی در شباهت به رسول الله (ص) مانند حسن بن علی (ع) نبود.

۵- شدیدترین ابراز محبت های رسول خدا (ص) نسبت به امام مجتبی (ع)؛ در کتاب صحیح مسلم روایتی است که پیامبر (ص) دربارۀ امام حسن می فرماید: من حسن را دوست می دارم، خدایا تو نیز او را و هر کسی که او را دوست می دارد، دوست بدار.

در روایتی دیگر از براء بن عازب آمده است، من دیدم که حسن بر دوش رسول الله (ص) بود، در حالی که می فرمود: خدایا من او (حسن) را دوست می دارم، تو نیز او را دوست بدار.

۶- زهد و عبادت امام حسن (ع)؛ در کتاب امالی آمده است: امام مجتبی عابدترین، زاهدترین و با فضیلت ترین مردم زمانش بود و زمانی که عازم حج می شد، با پای پیاده می رفت و گاهی هم پا برهنه، امام حسن (ع) زمانی که یاد مرگ می کرد می گریست و هنگامی که به یاد قبر و قیامت می افتاد، اشک از چشمانش سرازیر می شد.

۷- بذل و بخشش در راه خدا؛ امام مجتبی اهل جود و بخشش بود و در میان مردم به این خصلت معروف بود. روایات فراوان در این باره آمده است. علامه مجلسی صاحب کتاب بحار الانوار از حلیة الاولیاء نقل می کند: امام حسن (ع) دو بار تمام زندگی اش را در راه خدا بین مستمندان تقسیم کرد.

۸- تواضع و محبت نسبت به فقرا؛ ابن شهر آشوب در کتاب الفنون از احمد مؤدب و کتاب نزهة الابصار از ابن مهدی نقل می کند: امام حسن (ع) در حال گذر از جایی بود، دید عده ای از فقرا بر زمین نشسته اند و مقداری نانِ خشکِ خورد شده در سفرۀ آنها است و مشغول خوردن هستند، از حضرت دعوت کردند از آن نان خشک میل کند، حضرت از مرکب پیاده شد در کنارشان نشست و از آن نان میل کرد، به برکت وجود امام نان آن قدر زیاد شد که همه از آن خوردند و سیر شدند، پس از غذا امام مجتبی (ع) از آنها دعوت کرد و در منزل خود از آنان پذیرایی نمود و .

مشابه این گونه روایات و ده ها آیۀ قرآن که درباره فضایل و مناقب اهل بیت و امام مجتبی وارد شده، فراون است و به همین مقدار درباره آن حضرت اکتفا می کنیم. درباره فضیلت و شخصیت امام حسن (ع) همین مقدار بس که آن حضرت از اهل بیت (ع) است، کسانی که خداوند پلیدی را از آنان دور کرده و آنان را پاک و مطهر گردانید، و از کسانی است که رسول خدا (ص) به اتفاق آنان با نصارای نجران مباهله کرد.

 

 

 نسیمی از آموزه های اخلاقی امام حسن مجتبی(ع)

نويسنده : محمد مهدی رشادتی

 

آنچه در پی می آید ده پیام حیات بخش و نكته های ناب انسان سازی از میان سخنان گوهربار امام حسن مجتبی(ع) است كه با هم آن را از نظر می گذرانیم.
گوشه ای از منزلت امام حسن(ع)
حضرت امام صادق(ع) فرمودند: جدم امام حسن(ع) در عبادت و زهد و نیز فضیلت، گوی سبقت را از همه ربوده بود. با پای پیاده و گاه با پای برهنه به سفر حج مشرف می شد. زمانی كه به یاد مرگ و قیامت می افتاد گریه اش می گرفت و چه بسا بی هوش می شد. در نمازها بندهای بدنش از خوف و عظمت پروردگار به لرزه درمی آمد. یاد بهشت و دوزخ او را همچون مارگزیده و یا نیش عقرب خورده، مضطرب می ساخت. كسی او را ملاقات نكرد مگر آن كه حضرت را پیوسته در یاد و ذكر خدا می یافت.
به هنگام وضو از خشیت خدا رنگ رخسارش زردگونه می گشت. در آستانه درب مسجد سر به آسمان بلند می كرد و می فرمود: ای خدای من، این میهمان توست كه به درگاهت ایستاده است. ای خداوند نیكوكار، بنده خطاكار نزدت حاضر گشته، به لطف و بزرگواریت از رفتار ناپسند او درگذر. (منتهی الامال ج1 ص359- 360)
 

آموزه اول - پرهیز از بداخلاقی
امام حسن(ع) فرمودند: اشد من المصیبه سوءالخلق. بداخلاقی از هر مصیبت و بلایی، سخت تر است. (فرهنگ سخنان امام حسن(ع) ص04)
برخی از مردم مشكلات اجتماعی، بلاهای غیرمنتظره، سیلها، زلزله ها، ویرانی های ناشی از جنگ، از دست دادن عزیزان و... را مصیبت های دردناك به حساب می آورند. اما بداخلاقی و ناهنجاریهای رفتاری را آن گونه كه لازم است مورد توجه قرار نمی دهند. در حالی كه امام(ع) بدخلقی را از هر بلا و گرفتاریی زیان بارتر و دشوارتر معرفی می كنند. امام علی(ع) فرمودند: هیچ تنهایی و وحشتی وحشتناك تر از بدخلقی نیست (غررالحكم ج1 ص336) به گفته حضرت صادق(ع): خوش خلقی مایه آسانی امور و موجب شادی در زندگی است. (سنن النبی ص33)
انسان بداخلاق، از حیث روانشناختی كارهایش با سختی و گره خوردن همراه است و از حیث جامعه شناختی پی درپی موجبات ناراحتی خود و اطرافیان و سلب آسایش دیگران را فراهم می سازد.
اگر ز دست بلا بر فلك رود بد خوی
ز دست خوی بد خویش در بلا باشد
علاوه بر موارد فوق، آفات دیگری نیز دامن آدمهای بداخلاق را فرا می گیرد. از جمله: شخص بداخلاق آقایی و بزرگی را از كف می دهد، لذت و شیرینی و طعم زیبای زندگی را به تلخی مبدل می كند، دوستان و رفیقان خود را از دست می دهد، به شمار دشمنان خود می افزاید و روزی و رزق الهی خود را با روش های بداخلاقی خویش، كاهش می دهد. (همان ص 337- 338). یادآوری این نكته نیز لازم است كه سرمنشأ بداخلاقی نهایتاً به نادانی و عدم درك صحیح برمی گردد. (همان)
من ندیدم در جهان جست وجو
هیچ اهلیت به از خوی نكو
(
مثنوی- دفتر دوم- 810)
 

آموزه دوم- پرهیز ازپستی كفران نعمت
حضرت(ع) می فرمایند: اللؤم ان لاتشكر النعمه ، یعنی، پستی این است كه سپاسگزار نعمت نباشی. (تحف العقول ص 632)
چنانچه آدمی در محیط تربیتی صحیحی رشد نكند، به مرور ساختار وجودیش، كمالات بالقوه فطری را از دست داده و جای خود را به خصوصیات ناپسند و روحیات زشتی همچون فرومایگی و پستی می سپارد. انسان پست همه را به كیش خود می پندارد و لذا برای مردم ارزشی قائل نیست. برای شناخت دقیق افراد فرومایه، در بیانات معصومین(ع) نشانه ها و شاخص های روشنی ذكر شده است، از جمله اینكه: این چنین اشخاصی از شرم و حیا تهی هستند. چنانچه عمل خیری برای كسی انجام دهند، مرتب منت گذاری كنند. بر دنیا و دنیاطلبی حریص هستند و بر بخشش مال و اندوخته خود شدیدا بخل می ورزند. سنگ دلی و بی رحمی همچنین امروز و فردا كردن و بهانه جویی از دیگر نشانه های انسان های فرومایه است. (غررالحكم ج 2 ص 593- 004)
ز آنكه بی شكری بود شوم و شنار
می برد بی شكر را در قعر نار
(
مثنوی دفتر اول- 649)
 

آموزه سوم- ملاك زیركی و حماقت
امام مجتبی(ع) می فرمایند: ایها الناس، ان اكیس الكیس التقی و احمق الحمق الفجور. ای مردم بدانید كه بهترین زیركی ها، تقوا و پرهیزكاری است و بدترین حماقت ها، آلودگی و معصیت الهی است. (فرهنگ سخنان ص 043)
در باورهای دینی، انسان زیرك به كسی گفته نمی شود كه بر مردم ستم می كند، سر آنان كلاه می گذارد و در حقه بازی و آزار و گمراه نمودن دیگران پیشقدم است و هر روز بر نامردی و ناجوانمردی خود پافشاری می كند و این قبیل رفتارها را نشانه زیركی و زرنگی و دانایی خود می شمارد.
بلكه در آموزه های دینی، زیرك به كسی اطلاق می شود كه نفس و جان خود را محكوم و متهم می سازد و برای پس از مرگ كار می كند. (پیامبر اكرم(ص))
احمق ترین شخص كسی است كه خود را پیرو هوای نفس خویش گرداند و از خدا هم آرزوها داشته باشد. از علی(ع) نقل شده كه فرمود: زیرك كسی است كه خود را بشناسد و اعمالش را برای خدا خالص گرداند و چنین شخصی امروز او از دیروزش بهتر می باشد. و بالاخره داناترین و زیرك ترین آدمیان را پارساترین و خداترس ترین آنان محسوب می دارند. (میزان الحكمه ج 2 ص 398)
 

آموزه چهارم- ره آورد بندگی خدا
امام مجتبی(ع) می فرمایند: من عبدالله عبد الله له كل شئ.
هركس خداوند را عبادت و بندگی كند، خدای مهربان همه چیز را در برابر او مطیع می سازد. (فرهنگ سخنان... ص 063)
مرحوم مطهری می نویسند: روح عبادت یاد پروردگار است. روح عبادت این است كه انسان وقتی كه عبادت می كند، نماز می خواند، دعا می كند و هر عملی كه انجام می دهد، دلش به یاد خدای خودش زنده باشد. اقم الصلوه لذكری (طه 41) نماز را برای یاد من بپادار.
سپس از امام صادق(ع) حدیثی نقل می كنند كه فرمود: العبودیه جوهره كنهها الربوبیه . یعنی عبادت و بندگی خدا گوهری است كه ظاهرش عبادت است اما كنه و نهایت و باطنش، آخرین منزل و هدف و مقصدش ربوبیت و پروردگاری می باشد.
ربوبیت به معنای تسلط داشتن، خداوندگاری، خداگونه شدن است.
بشر همواره در تلاش بوده و هست كه راهی پیدا كند كه بر خود و بر جهان تسلط یابد. در میان آن راه ها یك راه است كه وضع عجیبی دارد، از این نظر كه انسان تنها وقتی از این راه استفاده می كند كه چنان هدفی نداشته باشد، یعنی هدفش كسب قدرت و تسلط بر جهان نباشد، بلكه هدفش در نقطه مقابل این هدف باشد، یعنی هدفش، تذلل، خضوع، فنا و نیستی، از خود باشد. آن راه عجیب راه عبودیت است. ابوسعید ابوالخیر می گوید:
آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند؟
فرزند و عیال و خانمان را چه كند؟
دیوانه كنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه كند؟
علی(ع) فرمودند: خدایا، این افتخار برای من بس است كه بنده تو باشم و این عزت و شرافت برای من بس است كه تو رب و پروردگار من باشی. (آزادی معنوی ص 14- 24- 44 و 25 و نیز ولاءها و ولایت ها ص 47)
 

آموزه پنجم- اعتراف به ناتوانی خود
از امام حسن(ع) پرسیدند: حالتان چگونه است؟ فرمود: روزگار می گذرد و مرا پروردگاری است بالای سرم، آتش جهنم روبه رویم است. مرگ بدنبال من، حسابرسی بر من خیره گشته و من در گرو عمل خویشم، آنچه را كه می خواهم بدست نمی آورم و آنچه را كه خوش ندارم، نمی توانم آن را از خود دفع كنم. كارها به دست دیگری است. اگر بخواهد مرا مجازات می كند و اگر بخواهد از من در می گذرد. سپس كدام فقیر و درمانده ای از من فقیرتر و درمانده تر است؟ (فرهنگ سخنان... ص 522)
از جمله بهترین صفات كمالی، شكسته نفسی به معنای حقیر شمردن و ذلیل و پست دانستن خود در پیشگاه پروردگار است كه در مقابل صفت عجب و خودنمایی قرار می گیرد. هیچ كس خود را ذلیل نشمرد مگر اینكه خدا عزیزش شمرد و احدی خود را نیفكند مگر آن كه خدا او را برداشت و بلند كرد. پیامبر(ص) فرمودند: با هر انسانی دو فرشته است. اگر شخص خود را بزرگ شمرد، می گوید: خدایا او را ذلیل كن و اگر خود را خوار و ذلیل دانست، می گوید: خدایا او را سربلند كن.
یكی قطره باران ز ابری چكید
خجل شد چو پهنای دریا بدید
كه جایی كه دریاست من كیستم
گر او هست حقا كه من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در كنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید كار
كه شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت كو پست شد
در نیستی كوفت تا هست شد
(
معراج السعاده ص 282- به نقل از سعدی)
 

آموزه ششم- مرز شكسته نفسی
امام دوم(ع) فرمود: ذم الرجل لنفسه فی العلانیه مدح لها فی السریره .
انتقاد و مذمت كردن از خود، پیش مردم و به طور آشكارا، نوعی تعریف از خود است به طور مخفی. (فرهنگ سخنان... ص 603). انسانی كه در ظاهر از رفتار نادرست خویش و یا از عیوب باطنی خود با حالت شكسته نفسی انتقاد می كند، در واقع به نوعی از خود ستایش نموده است و این شایسته یك مومن نخواهد بود. همانطور كه در آموزه چهارم گفته شد، شكسته نفسی از بهترین صفات كمالیه محسوب می شود و هر كس به مقامی رسید قطعاً از همین طریق بوده است، اما نكته مهم این است كه باید دقت كرد كه این حقیر شمردن خود، تنها در پیشگاه خدای متعال آن منزلت را داشته و آثار ارزشمند را بدنبال دارد. اما اگر این شكسته نفسی پیش مردم مطرح گردد، چه بسا ممكن است انسان را دچار آفت تعریف و تمجید از خود نماید، شاید در دل بگوید: ای مردم بدانید كه این من هستم كه خود را كوچك می شمارم لذا برای در امان ماندن از این خطر بزرگ سفارش اكید شده است كه این گفتمان ذلت شماری نفس فقط در محضر پروردگار عرضه شود. از علی(ع) نقل است كه: هر كس نفس خویش را خوار گرداند، خداوند گرامی اش دارد و برای آدمی همین فضیلت كافی است كه نفس خویش را حقیر و بی مقدار گرداند (غررالحكم ج 2 ص 394-984)
 

آموزه هفتم- بهترین و بدترین انسانها
از امام مجتبی(ع) پرسیدند: نیكوترین و بهترین مردم در زندگی كیست؟ فرمودند: شخصی كه مردم را در زندگی خود شریك گرداند. آن فرد دوباره پرسید: چه كسی از نظر زندگی بدترین مردم است؟ فرمود: آن كسی كه در سایه زندگی او، انسانی زندگی نكند (فرهنگ سخنان... ص 634)
امام(ع) انسان خوب و انسان بد را در میزان كمك به دیگران می دانند. اگر لطف خدا شامل حال ما شده و از نعمت های او برخورداریم، لازم است دیگران را نیز از آن نعمت ها بهره مند سازیم، نه اینكه مانند بخیلان نعمت های خدایی را منحصر در خودمان نماییم.
شخصی از امام حسن(ع) پرسید: چرا به هیچ نیازمندی كه درخواست كمك می كند جواب رد نمی دهی؟ امام فرمود: من گدای خدایم و چشم به او دوخته ام. من شرم دارم كه خود سائل باشم و سائلی را رد كنم. خدای بزرگ، مرا به برنامه ای عادت داده است كه همواره نعمت هایش را بر من فرو می ریزد و من هم او را چنان عادت داده ام كه نعمت هایش را بر مردم فرو می ریزم. می ترسم اگر برنامه ام را ترك كنم، او نیز برنامه اش را واگذارد. (همان ص 271-171)
از پیامبر اكرم(ص) منقول است كه: مخلوق، نان خور خدایند و محبوب ترین آنها نزد خدا كسی است كه به نان خوران خدا سود دهد و به خانواده ای شادی رساند. و نیز فرمودند: محبوب ترین مردم پیش خدا كسی است كه سودش به مردم بیشتر باشد (اصول كافی ج 3 ص 932)
 

آموزه هشتم- راههای كسب كمالات
حضرت فرمودند: ای فرزند آدم، اگر از حرام های خداوند پرهیز كردی، عابدخواهی شد. اگر به آنچه كه خداوند روزی تو كرده است، راضی باشی، در آن صورت ثروتمند و غنی خواهی بود. چنانچه با همسایه ات خوب و دمساز شدی، در نتیجه مسلمان هستی و اگر با مردم چنان معاشرت و رفتار كنی كه دوست داری با تو همانطور رفتار كنند، در این حالت، تو عادل هستی.
ای مردم! بدانید كه در گذشته های نه چندان دور، مردمانی بودند كه به شدت مال اندوزی می كردند و ساختمانهای بلند می ساختند و آرزوهای دور و دراز در سر داشتند و اینك همه آنها هلاك گردیده اند و دسترنجشان بر باد رفته و خانه هایشان قبرستان شده است.
ای انسان! از هنگامی كه از شكم مادر زاییده شدی، همواره عمرت را تباه ساخته ای بنابراین از آنچه كه در دست داری برای زمانهای آینده استفاده كن. زیرا مؤمن پس انداز می كند و كافر مصرف كرده و خوشگذرانی می كند.(فرهنگ سخنان... ص 422)
در قرآن آمده است كه: توشه بردارید و پس انداز كنید كه همانا بهترین ره توشه و اندوخته تقوا و پرهیزكاری است. (بقره/ 791)
 

آموزه نهم- شناخت انسان از راه عصبانیت
ا
مام دوم(ع) فرمودند: لایعرف الرأی الا عند الغضب. قدرت اندیشه و خصلت های درونی انسان هنگام خشم و عصبانیت، شناخته و آشكار می شود. (فرهنگ سخنان... ص 15)
ویژگی های درونی افراد معمولا از دید دیگران مخفی است و در مواقع خاصی بطور ناخواسته بروز می كند. یكی از آن حالات خاص وقتی است كه آدمی به هر دلیلی دچار عصبانیت شود. سپس حالتهای خوب و یا ناشایست وی هویدا خواهد شد.
دلیل ظهور خصلت های درونی انسان به هنگام خشم، می تواند این باشد كه شخص در این حالت نمی داند كه چه می گوید و چه می كند و نیز در روایات آمده است كه خشم و غضب، نوعی جنون است. (همان)
امام صادق(ع) فرمود: غضب كردن، كلید هر شری است. (اصول كافی ج4 ص 214) از امام باقر(ع) است كه غضب شعله ای است از شیطان كه در دل انسان شعله ور می شود. (همان ص 514). مردی به پیامبر(ص) گفت مرا تعلیم بده. حضرت فرمود: برو و غضب مكن. او گفت همین مرا بس است و به سوی همشهریان خود رفت. روزی میان آنان جنگی بپا شد، آن مرد ناگاه به یاد سخن پیامبر(ص) افتاد كه فرمود عصبانی نشو. سپس اسلحه را كنار گذاشت و پیش طرف های مقابل رفت و گفت، هر خسارتی را كه به شما وارد شده می پذیرم و بیایید جنگ نكنیم. آنان وقتی این وضع را دیدند با یكدیگر آشتی نموده و كینه ها را كنار گذاشته و صلح كردند.(همان)
خشم تو تخم سعیر دوزخ است
هین بكش این دوزخت را كین فخ است
(
دفتر سوم- 0843)
خشم و شهوت مرد را احول كند
ز استقامت روح را مبدل كند
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
(
مثنوی دفتر اول- 433-333)
 

آموزه دهم- پندپذیری
امام مجتبی(ع) فرمودند: بینكم و بین الموعظه حجاب العزه، انتفعوا بالمواعظ. میان شما و موعظه پرده عزت طلبی قرار دارد، از عبرت ها و پندها، سود ببرید. (تحف العقول ص 932)
انسانها در برابر موعظه و سخنان پند آموز به دو دسته كلی تقسیم می شوند:
اول: عده ای به راحتی پذیرای پند و نصیحت اند. گوششان بدهكار و آماده شنیدن است. كه قرآن این دسته افراد را به صاحبان عقل و خرد توصیف فرموده است و آنها را به همین دلیل شنوا بودن، مورد هدایت خود دانسته است. (زمر/81) در تجربه های خودمان نیز مشاهده می كنیم آدمهای پندپذیر در زندگی و عرصه های مختلف آن موفق تر هستند.
دوم: عده ای اصلا گوش شنوا برای شنیدن ندارند، فقط بلدند حرف بزنند. مانند دیوار بلند و سدی مستحكم در برابر نصیحت ناصحان مقاومت می كنند. گویا امام(ع) انگیزه روانشناختی این گروه از مردم را تبیین می كنند. غرور، خودپسندی، منیت، خود را بالاتر از دیگران دیدن، عامل اصلی مقاومت آنهاست. جالب است كه قرآن مجید گوش شنوا نداشتن را از ویژگی های اصلی اهل جهنم می شمارد و از قول آنان نقل می كند كه اگر اهل تعقل و شنیدن بودیم، الان در دوزخ، عذاب نمی شدیم. (ملك/01) به طور قطع وقتی این اشخاص در برابر موعظه عكس العمل مثبتی نشان نمی دهند، صد البته در برابر انتقاد سازنده نیز مقاومت بیشتری خواهند داشت.

 

منابع:
 1-
قرآن كریم
 2-
غررالحكم- آمدی- سیدهاشم رسولی محلاتی- 2 جلدی- دفتر نشر فرهنگ اسلامی
 3-
اصول كافی- كلینی- سیدجواد مصطفوی- دفتر نشر فرهنگ اهل بیت(ع)
 4-
معراج السعاده - ملااحمد نراقی- دفتر نشر مصطفی
 5-
مثنوی معنوی- مولوی- انتشارات مولی
 6-
فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی- محمد دشتی- نشر امیرالمؤمنین
 7-
ولاءها و ولایت ها- شهید مطهری- صدرا
 8-
آزادی معنوی- شهید مطهری- صدرا
 9-
منتهی الامال- عباس قمی- نشر پیام آزادی- چاپ 3
 10-
تحف العقول- شعبه الحرانی- ترجمه علی اكبر غفاری- نشر اسلامیه
 11-
منتخب میزان الحكمه - محمدی ری شهری- سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
 12-
سنن النبی- علامه طباطبائی- ترجمه حسین استاد ولی- نشر پیام آزادی

- روزنامه كيهان

- islampedia.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

تهیه و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 

 

آیا شما افسرده هستید؟

  

این تست روانشناسی یكی از بهترین معیار های روان پزشكی است برای تعیین سطح افسردگی است.

دراین پرسشنامه چندین گروه سوال وجود دارد. هر سوال بیان کننده حالتی از فرد است .

شما باید سوال های هر گروه را به ترتیب و با دقت بخوانید. سپس سوالی را انتخاب کنید که بهتر از همه طرز احساس کنونی شما را بیان می کند؛ یعنی آنچه درست در زمان تست حس می کنید؛ سپس شماره عدد مقابل آن سوال را یاداشت نمایید.

اگر در یک گره چند سوال را وصف حال خود می دانید؛ عدد مقابل هریک را بنویسید.

این پرسش نامه را به دقت بخوانید و به سوال های آن یک به یک و با دقت پاسخ دهید؛ سپس در انتها حاصل به دست آمده را در جدول تعیین درجه افسردگی مقایسه نموده و نتیجه را ملاحظه نمائید.

 

 

پرسشنامه تست :

 

سؤال
شرح
امتیاز
 

1

غمگین نیستم.
غمگین هستم.
غم دست بردار نیست.
تحملم را از دست داده ام.
0
1
2
3
 

2

به آینده امید وارم.
به آینده امیدی ندارم.
احساس می کنم آینده امید بخشی در انتظارم نیست.
کمترین روزنۀ امیدی ندارم.
0
1
2
3
 

3

 

 

نا کام نیستم.
نا کام تر از دیگرانم.
به زندگی گذ شته ام که نگاه می کنم، گرچه می بینم شکست و نا کامی است.
آدم کاملاً شکست خورده ای هستم.
0
1
2
3
 

4

مثل گذ شته از زندگی ام راضی هستم.
مثل سابق از زندگی لذت نمی برم.
از زندگی رضایت واقعی ندارم.
از هر کسی و هر چیز که بگویی ناراضی هستم.
0
1
2
3
 

5

احساس تقصیر نمی کنم.
گاهی اوقات احساس تقصیر می کنم.
اغلب احساس تقصیر می کنم.
همیشه احساس تقصیر می کنم.
0
1
2
3
 

6

انتظار مجازات ندارم.
احساس می کنم ممکن است مجازات شوم.
انتظار مجازات دارم.
احساس می کنم مجازات می شوم.
0
1
2
3
 

7

از خودم راضی هستم.
از خودم نا راضی هستم.
از خودم بدم می آید.
از خودم متنفرم.
0
1
2
3
 

8

بد تر از سایرین نیستم.
از خودم به خاطر خطاهایم انتقاد می کنم.
همیشه خودم را بخاطر خطاهایم سرزنش می کنم.
برای هر اتفاق بدی خودم را سرزنش می کنم.
0
1
2
3
 

9

هرگز به فکر خودکشی نمی افتم.
فکر خودکشی به سرم زده اما اقدامی نکرده ام.
به فکر خودکشی هستم.
اگر بتوانم خودکشی می کنم.
0
1
2
3
 

10

بیش از حد معمول گریه نمی کنم.
بیش از گذ شته گریه می کنم.
همیشه گریانم.
قبلاً گریه می کردم اما حالا با آنکه دلم می خواهد نمی توانم گریه کنم.
0
1
2
3
 

11

کم حوصله تر از گذشته نیستم.
کم حوصله تر از گذشته هستم.
اغلب کم حوصله هستم.
همیشه کم حوصله هستم.
0
1
2
3
 

12

مثل همیشه مردم را دوست دارم.
به نسبت گذ شته کمتر از مردم خوشم می آید.
تا حدودی زیادی علاقه ام را به مردم از دست داده ام.
از مردم قطع امید کرده ام، به آنها علاقه ای ندارم.
0
1
2
3
 

13

ماند گذ شته تصمیم می گیرم.
کمتر از گذ شته تصمیم می گیرم.
نسبت به گذ شته تصمیم گیری برایم دشوار تر شده.
قدرت تصمیم گیری ام را از دست داده ام.
0
1
2
3
 

14

جذابیت گذشته ها را ندارم.
نگران هستم که جذابیتم را از دست بدهم.
احساس می کنم هر روز که می گذرد جذابیتم را بیشتر از دست می دهم.
زشت هستم.
0
1
2
3
 

15

به خوبی گذ شته ها کار می کنم.
به خوبی گذ شته ها کار نمی کنم.
برای اینکه کاری بکنم به خودم فشار زیادی می آوردم.
دستم به هیچ کاری نمی رود.
0
1
2
3
 

 

16

مثل همیشه خوب می خوابم.
مثل گذ شته خوابم نمی برد.
یکی،دوساعتی زودترازمعمول ازخواب بیدارمی شوم،خوابیدن دوباره برایم مشکل شده.
چندساعت زودترازمعمول ازخواب بیدارمی شوم ودیگرخوابم نمی برد.
0
1
2
   
 

17

بیشتر از گذ شته خسته نمی شوم.
بیش از گذشته خسته می شوم.
انجام هر کاری خسته ام می کند.
از شدت خستگی هیچ کاری از عهده ام ساخته نیست.
0
1
2
3
 

18

اشتهایم تغییری نکرده است.
اشتهایم به خوبی گذ شته نیست.
اشتهایم خیلی کم شده است.
به هیچ چیز اشتها ندارم.
0
1
2
3
 

19

وزن کم نکرده ام.
بیش از دو کیلو و نیم وزن کم نکرده ام.
بیش از پنج کیلو از وزن بدنم  کمتر شده است.
بیش از هفت کیلو وزن کم کرده ام.
0
1
2
3
 

20

بیش از گذ شته بیمار نمی شوم.
از سر درد و دل درد و یبوست کمی ناراحتم.
به شدت نگران سلامتی خود هستم.
آنقدر نگران سلامتی خود هستم که دستم به هیچ کاری نمی رود.
0
1
2
3
 

21

میل جنسی ام تغییر نکرده است.
میل جنسی ام کمتر شده است.
میل جنسی ام خیلی کم شده است.
کمترین میل جنسی در من نیست.
0
1
2
3

 

 

برای محاسبه نتایج باید نمراتی را که یاداشت کرده اید ( فقط یک پاسخ از هر مقوله ) با یکدیگر جمع کنید.

چناچه در یک یا چند مقوله؛ بیش از یک سوال را مشخص کرده اید فقط یک سوال از آن مقوله و آن هم سوالی را که بالاترین نمره را دارد به حساب می آورید.

 

 

 

 

 

جدول تعیین درجه افسردگی 

 

درجه افسردگی

 

سطح نمره ها

 

 

هیچ یا کمترین حد

خفیف

متوسط

وخیم

 

 

4-0

7-5

15-8

از 16 به بالا

 

منبع : orzhans.ir

 

  عبادت و بندگی             

عبادت و بندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

پدید آورنده : عبد الکریم پاک نیا تبریزی

انبیا بندگان خالص

در کوی عشق، شوکت شاهی نمی خرند                     اقرار بندگی کن و اظهار چاکری

از منظر قرآن، مقام عبودیت، بارزترین ویژگی پیامبران الهی است که خداوند متعال با این امتیاز، از آن گرامیان نام می برد. در سوره ص درباره حضرت داوود علیه السلام می فرماید: وَ اذْکُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الاْءَیْدِ إِنَّهُوآ أَوَّابٌ ؛ و به خاطر بیاور، بنده ما داوود صاحب قدرت را، که او بسیار توبه کننده بود.

و مقام عبودیت ایوب علیه السلام را این چنین توصیف می کند: وَ اذْکُرْ عَبْدَنَآ أَیُّوبَ إِذْ نَادَی رَبَّهُوآ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَـنُ بِنُصْبٍوَ عَذَابٍ ؛ و به خاطر بیاور بنده ما ایّوب را، هنگامی که پروردگارش را خوانده و گفت: پروردگارا! شیطان مرا به رنج وعذاب افکنده است.

علاوه بر مقام عبودیت انبیای بزرگ الهی که کلام وحی آن را بزرگ ترین امتیاز برای ایشان می شمارد؛ پیامبر گرامی اسلام را با صفت بنده بودن معرفی می کند. اکنون دو نمونه از این آیات را می خوانیم:

1. تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَی عَبْدِهِی لِیَکُونَ لِلْعَــلَمِینَ نَذِیرًا ؛ با برکت است خداوندی که قرآن را بر بنده اش نازل کردتا بیم دهنده جهانیان باشد.

2. فَاَوْحی اِلی عَبْدِهِ ما اَوْحی؛ خداوند آنچه را وحی کردنی بود، [در معراج [به بنده اش وحی کرد.

آری، مهم ترین ویژگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله که قرآن بر آن تأکید دارد؛ مقام عبودیت و بندگی مطلق آن حضرت است کهمناجاتها، دعاها و شب زنده داریهای او، نمود و جلوه ای از این ویژگی است.

با این اوصاف، خداوند متعال، باز هم رسول گرامی اسلام را به عبادت و بندگی خالص ترغیب و تشویق می کند و می فرماید: إِنَّـآ أَنزَلْنَآ إِلَیْکَ الْکِتَـبَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّینَ ؛ ما این کتاب را به حقّ بر تو نازل کردیم. پس خدا راعبادت کن در حالی که دین خود را برای او خالص می گردانی.

همچنین در سوره حجر، آن حضرت را در برابر مشکلات، این گونه بیمه می کند:

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُن مِّنَ السَّـجِدِینَ * وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ ؛ ما می دانیمسینه ات از آنچه آنها می گویند تنگ می شود (و تو را سخت ناراحت می کنند.) پروردگارت را تسبیح و حمد گو و ازسجده کنندگان باش و پروردگارت را عبادت کن تا یقین (مرگ) تو فرا رسد.

 

سنگر مستحکم بندگی

تمایل خاتم انبیا صلی الله علیه و آله به عبادتهای سحری، رمز موفقیت آن حضرت در صحنه های مختلف زندگی و مبارزه بادشمنان اصول و ارزشهای اسلامی بود. گریه های شبانه، بیتوته های غار حرا، تفکر در صنع الهی و خلقت آسمانها و زمینو نظاره کردن جمال و جلال الهی با چشم دل، وجود آن رسول خاتم را برای نزول وحی و ارتباط با روح القدس آمادهکرده بود. پیامبر هر چه داشت از تهجد و سحرخیزیها و عبادتهای شبانه و عبودیت در برابر حضرت حق بود.

در آیات وحیانی قرآن، بارها به این شاخصه آن گرامی اشاره شده است. قرآن کریم می فرماید:

إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً * إِنَّ نَاشِئَةَ الَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْـءًا وَ أَقْوَمُ قِیلاً * إِنَّ لَکَ فِی النَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلاً * وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِتَبْتِیلاً ؛ در حقیقت ما به تو گفتاری گرانبها القا می کنیم. مسلما نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت تر است و تودر روز، تلاش مستمر و طولانی خواهی داشت و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند.

به این جهت علی علیه السلام در مناجاتهای خود می فرمود: اِلهِی کَفَی بِی عِزّا أَنْ اَکُونَ لَکَ عَبْدا؛ خدایا این عزت و افتخار برایمن کافی است که فقط بنده تو باشم.

 

مهم ترین پشتوانه رسالت

بدون تردید، تحمل وحی الهی، ادامه راه پرفراز و نشیب رسالت و مقاومت در برابر مشرکان سخت و لجوج، به یکپشتوانه قوی و بی منتهای معنوی نیاز داشت و آن هم به غیر از تهجد و عبادت های شبانه و ارتباط با خالق هستی به دستنمی آمد.

علامه طباطبایی در تفسیر آیات سوره مزّمّل که گذشت می فرماید: قرآن کریم، کلام الهی است و از حیث فهممعنایش ثقیل است و پیامبر صلی الله علیه و آله آن را از ساحت عظمت و کبریایی حق گرفته است و این کلام پاک را جز نفوس پاک ومطهر از هر پلیدی نمی فهمند. همچنین اجرای پیامهای حیاتبخش قرآن نیز در جامعه [انسانی که با خرافه و جهل عجینشده] امری سنگین و دشوار است و با موانع بسیاری رو به رو است. به همین سبب، خداوند می فرماید: ما این قرآن را کهسخن ثقیلی است بر تو القا می کنیم و [چون] دریافتن این کلام بلند و متعالی نیاز به روحی بلند و دلی پاک و مطهر دارد وتفکر و مناجات و شب زنده داری و خلوت با خدای عالمیان می تواند چنین آمادگی را ایجاد کند، به همین جهتمی فرماید: قُمِ الَّیْلَ إِلاَّ قَلِیلاً * نِّصْفَهُوآ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً * أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْءَانَ تَرْتِیلاً ؛ در شب [برای تهجد] به پا خیز؛ مگراندکی از شب را. نیمی از شب را، یا کمی از آن کم کن یا بر نصف بیفزای و قرآن را شمرده شمرده و با تأمّل بخوان.

خداوند متعال در این آیات برای اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله پیام وحیانی خدا را دریافت و به اصلاح جامعه قیام کند، نخست،دستور سحرخیزی و عبادت شبانه می دهد. آری، اصلاح جامعه به خودسازی فردی نیاز دارد که جهاد اکبر و زیربنایانجام رسالتی عظیم و بزرگ است.

دعای صبح و آه شب، کلید گنج مقصود است                      بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

هنگام شب، زندگی معمولی انسان تعطیل است، تاریکی و خلوت، بهترین فرصت را در اختیار انسان قرار می دهد تافارغ از همه چیز در قدرت لایزال خداوند تفکر و اندیشه کند و گذشته و آینده اش را محاسبه نماید. تهذیب نفس وتربیت روح و صفای دل در همان لحظات است که همه در حال استراحت هستند و فقط انسان است و خدای خویش.دعا، مناجات و تلاوت قرآن با تدبر، بهترین راه تقویت ایمان، استقامت و تقوا است.

 

معیار ارزش انسان

اساسا معیار ارزش انسان نزد خدای متعال به نمازها، دعاها، نیایشهای عاشقانه و خالصانه و مقام عبودیت اوست؛هم چنان که قرآن می فرماید: قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَولا دُعاؤُکُمْ؛ [ای رسول ما!] بگو اگر دعا و مناجات شما نباشد،پروردگارم هیچ ارزشی برای شما قائل نیست.

طبق این آیه، ارزش واقعی یک انسان نزد خداوند به شهرت، دارایی، علم و مقام نیست؛ بلکه به عبودیت، خضوع،دعا و التماس در مقابل پروردگار جهانیان بستگی دارد. هر کسی ارتباطش با خداوند بیش تر باشد، نزد خداوند مقاموالاتری دارد.

وقتی از امام باقر علیه السلام از تفسیر این آیه سؤال شد که آیا تلاوت قرآن افضل است یا دعای بسیار؟ امام فرمود: دعایفراوان و آیه فوق را تلاوت کرد.

در حقیقت، اعمال و رفتار ما، هر چقدر هم در ظاهر، عالی باشد؛ امّا بدون سرسپردگی و فروتنی در مقابل خدا سودیندارد. بی شک، شرافت انسان به معرفت و اطاعت او بستگی دارد و در غیر این صورت با سایر حیوانات مساوی خواهد بود.

 

در خلوت شب های تار

از مطالب گذشته روشن می شود که چرا خداوند بارها در قرآن، رسول گرامی اسلام را به تهجد و شب زنده داریدعوت می کند و می فرماید: وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِی نَافِلَةً لَّکَ عَسَیآ أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا ؛ و پاسی از شب را به تهجد [وعبادت و شب زنده داری] بپرداز تا برای تو به منزله نافله ای باشد. امید است که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند.و تهجد به معنای بیداری بعد از خواب است.

آری:

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ                         از یمن دعای شب و ورد سحری بود

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز برای عمل به این دستور خداوند و اظهار عبودیت و بندگی، عبادتهای خود را به نحو شایسته ایانجام می داد. امام صادق علیه السلام ضمن بیان چگونگی نمازهای شبانه رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: آن حضرت، چون شبمی خواست بخوابد ظرف آب سرپوشیده ای را بالای سرش می گذاشت و مسواک خود را هم در کنارش قرار می داد ومی خوابید. چون از خواب بیدار می شد به آسمان نگاه می کرد و آیات: اِنَّ فِی خَلْقِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِوَالنَّهارِ...؛ را از سوره آل عمران می خواند. سپس دندانهایش را مسواک می کرد و وضو می گرفت و به محل عبادت خودمی رفت و چهار رکعت از نماز شب را می خواند که رکوع هر رکعتش به قدر قرائت و سجودش به قدر رکوع آن طولمی کشید؛ به حدی که گفته می شد: کی سر از رکوع برمی دارد و به سجده می رود؟! و همچنین سجده اش به حدی طولانیبود که گفته می شد چه وقت سر برمی دارد؟ آن گاه به بستر خود برمی گشت و آن قدر که مشیت الهی بود می خوابید و سپسبیدار می شد، می نشست و چشمانش را به آسمان می دوخت و همان آیات را تلاوت می فرمود. آن گاه مسواک می کرد ووضو می گرفت و به محل عبادتش می رفت و به خواندن چهار رکعت دیگر از نماز شب به همان صورت اوّل می پرداختو دوباره به بستر خود بازمی گشت و مقداری دیگر نیز می خوابید. سپس بیدار می شد، نگاه به آسمان می کرد و همان آیاترا تلاوت می فرمود و دوباره مسواک کرده، وضو می گرفت و مابقی نماز شب (شفع و وتر) را می خواند. سپس برای ادایفریضه صبح وارد مسجد می شد.

شیخ صدوق درباره نماز شب پیامبر صلی الله علیه و آله روایت می کند که حضرت رسول صلی الله علیه و آله هفتاد بار در نماز وتر استغفارمی کرد و سپس می فرمود: هذا مَقامُ الْعائِذِ بِکَ مِنَ النّارِ؛ خدایا! این مقام کسی است که از آتش جهنم به تو پناهنده می شود.همچنین آن حضرت در قنوت نماز وتر این گونه با خدا نجوا می کرد: خدایا! مرا در زمره هدایت شدگان رهبری فرما واز عافیت یافتگان قرار ده. عطاهایت را برایم مبارک فرما و مرا از شرور حتمی، نجات ده. خدایا! کسی بر تو حکومتنمی کند و تمام حکومت، تنها از آن توست. ای خدای کعبه! تو پاک و منزهی. از تو آمرزش می خواهم و به سویت بازمی گردم و به تو ایمان می آورم و توکل می کنم و لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِکَ یا رَحِیم.

 

بنده شکور خداوند

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله همواره و در تمام لحظات زندگی، خود را در محضر خداوند متعال احساس می کرد؛ امّا ایناحساس حضور، در هنگام عبادت به اوج خود می رسید. امام باقر علیه السلام فرمود: پیامبر چنان در حال عبادت، ادب حضور رارعایت می کرد که انگشتان پاهایش متورم می شد.

وقتی یکی از همسران آن حضرت از کوشش فراوان پیامبر صلی الله علیه و آله در انجام نمازهای نیمه شب و سحرخیزیهای ممتد ومکرّر آن حضرت، تعجب کرده و گفت: ای رسول خدا! مگر نه این است که خدای متعال، گناهان گذشته و آینده تو رابخشید؟! چرا این قدر به خود زحمت می دهید و شب بیداری می کشید و این همه ناله و مناجات و دعا می کنید؟! رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود: اَفَلا اَکُونَ عَبْدا شَکُورا؛ آیا بنده شکرگزاری نباشم؟!

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: جبرئیل درباره برپایی نماز شب، آن قدر به من سفارش کرد که من گمان کردم برگزیدگانو نیکان امت من، هرگز سحرخیزی و شب زنده داری را ترک نخواهند کرد.

خداوند در باره شب زنده داری و برکات آن به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بسیار سفارش کرده است. رسول خدا نیز این آیات راهمواره نصب العین خود قرار داده بود و تلاوت می کرد که: وَمِنَ اللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَیْلاً طَوِیلاً؛ و بخشی از شب را دربرابر او سجده کن و مقداری طولانی از شب او را تسبیح گوی.

خاتم رسولان صلی الله علیه و آله نه تنها خود در عمل به شب زنده داری قیام می کرد؛ بلکه به پیروانش نیز می فرمود: بر شما باد به برپا داشتن نماز شب و سحرخیزی؛ به درستی که نماز شب، عادت انسان های نیکوکارِ قبل از شماست. شب زنده داری،انسان را به خدا نزدیک می کند، کفّاره معصیت های گذشته است و از گناه و آلودگی های باطنی در آینده محافظت می کند.

امّ سلمه در گزارشی از چگونگی عبادات و راز و نیازهای شبانه پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید: وقتی در نیمه های شب، متوجهعدم حضور پیامبر صلی الله علیه و آله شدم به جستجو پرداختم و با کمال شگفتی دیدم حضرت در نیمه های تاریک شب در گوشه ایایستاده، دستها را به سوی آسمان دراز کرده و اشک از چشمانش سرازیر است و با خداوند راز و نیاز می کند و با لحنیآکنده از عشق و سوز و معرفت می گوید: اَللّهُمَّ لا تَنْزَعْ مِنِّی صالِحَ ما اَعْطَیْتَنِی اَبَدا، اَللّهُمَّ لا تَشْمُتْ بِی عَدُوّا وَلا حاسِدا اَبَدا، اللّهُمَّ وَلاتَرُدَّنِی فِی سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنِی مِنْهُ اَبَدا، اللّهُمَّ وَلا تَکِلْنِی اِلی نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ اَبَدا؛ پروردگارا! هرگز از من نیک ترین عطاهایت را باز پسنگیر! خدایا! مرا در معرض شماتت دشمن و افراد حسود قرار نده! بار الها! مرا دوباره به حوادث بد و ناگوار که نجاتداده ای برنگردان! بار پروردگارا! مرا [یک لحظه] به اندازه چشم به هم زدن به نفس خودم واگذار مکن!

امّ سلمه با دیدن این حالت عرفانی و سراسر عشق و خلوص پیامبر صلی الله علیه و آله به گریه افتاد تا اینکه پیامبر متوجه او شد وفرمود: ای امّ سلمه! چرا گریه می کنی؟ گفت: ای رسول خدا! پدر و مادرم به فدایت! شما با آن مقام و منزلت که نزدخدای متعال داری این گونه با تضرع و خشوع و التماس دعا می کنی و حاجت می طلبی؟ پیامبر فرمود: ای امّ سلمه! منچگونه خود را در امان ببینم که خداوند یک لحظه یونس بن متی را به خودش واگذار کرد و او را به حالش رها کرد. به آنحادثه دردناک گرفتار شد.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در انجام دعا و عبادات، نهایت تلاش خود را انجام داد و زیباترین حالات روحانی رااطرافیانش از آن وجود گرامی مشاهده می کردند. احمد بن فهد حلّی از دانشمندان بزرگ امامیه در قرن هشتم و نهمهجری با نقل روایتی می نویسد: حضرت محمد صلی الله علیه و آله هنگامی که به دعا و راز و نیاز می پرداخت، دستهایش را بلند می کردو همانند فقیر درمانده و گرسنه ای که طعام می خواهد به درگاه الهی ناله و زاری می کرد.

 

آرام بخش ترین مونس

یکی از برنامه های سحرخیزان و عاشقان خدا تلاوت قرآن در خلوت با حضرت حقّ است. تلاوت قرآن، دلها را صفامی بخشد، انسان را به سوی دیار خوبان و پاکان هدایت می کند و اندیشه های زلال وحیانی را در وجود افراد شکوفامی سازد. امیدواری، رستگاری و بندگی را به ارمغان آورده، انسان را با پیامهای حیاتبخش وحی پیوند می دهد.

امام باقر علیه السلام درباره تلاوتهای رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: آهنگ صدای پیامبر صلی الله علیه و آله در هنگام تلاوت قرآن، آن چنان زیبابود که دلها را جذب می کرد و از همه مسلمانان دلرباتر می خواند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله قبل از تلاوت قرآن از شیطان به خدا پناه می برد و می فرمود: اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ. وقتی به آیه61 یونس می رسید ـ که نظارت و علم و آگاهی خداوند را بر اعمال بندگان بیان می کند ـ گریه شدیدی به آن حضرت دستمی داد و از خوف جلال و عظمت الهی منقلب می شد.

خداوند در آن آیه می فرماید: وَ مَا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَ مَا تَتْلُوا مِنْهُ مِن قُرْءَانٍ وَ لاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِوَ مَا یَعْزُبُ عَن رَّبِّکَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِی الاْءَرْضِ وَ لاَ فِی السَّمَآءِ وَ لاَآ أَصْغَرَ مِن ذَ لِکَ وَ لاَآ أَکْبَرَ إِلاَّ فِی کِتَـبٍ مُّبِینٍ ؛ در هیچ حال و اندیشه اینیستی و هیچ قسمتی از قرآن را تلاوت نمی کنی و هیچ عملی را انجام نمی دهید؛ مگر اینکه ما گواه بر شما هستیم، در آنهنگام که در آن وارد می شوید و هیچ چیز در زمین و آسمان، از پروردگار تو مخفی نمی ماند؛ حتی به اندازه سنگینی ذرّه ای و نه کوچک تر از آن و نه بزرگ تر؛ مگر اینکه همه آنها در کتاب آشکار [و لوح محفوظ علم خداوند] ثبت است.

 

منبع : www.hawzah.net

 

  لينک های هفته             

غم نامه‌ صبر و رحمت - ویژه نامه شهادت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع)

 

دخيل پنجره فولاد - ویژه نامه شهادت حضرت امام رضا (ع)

 

کتاب چهل داستان و چهل حديث از امام رضا علیه السلام

 

وقف چشمه جاری - ویژه نامه هفته وقف

 

وب سایت تخصصی برق و الکترونیک

 

مجله الکترونیکی ویستا

 

بانک مقالات فارسی

 

سلامت نیوز
پایگاه خبری در حوزه سلامت