ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و چهل و پنج    

شنبه 8 بهمن 1390 4 ربیع الاول 1433 28 ژانویه 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعَيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ 46 وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ 47 وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ 48 وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ 49 أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ 50

ترجمه فارسي مکارم

 

و بدنبال آنها ( پيامبران پيشين)، عيسى بن مريم را فرستاديم در حالى كه كتاب تورات را كه پيش از او فرستاده شده بود تصديق داشت; و انجيل را به او داديم كه در آن، هدايت و نور بود; و (اين كتاب آسمانى نيز) تورات را، كه قبل از آن بود، تصديق مى ‏كرد; و هدايت و موعظه ‏اى براى پرهيزگاران بود 46 اهل انجيل ( پيروان مسيح) نيز بايد به آنچه خداوند در آن نازل كرده حكم كنند! و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى ‏كنند، فاسقند 47 و اين كتاب ( قرآن) را به حق بر تو نازل كرديم، در حالى كه كتب پيشين را تصديق مى ‏كند، و حافظ و نگاهبان آنهاست; پس بر طبق احكامى كه خدا نازل كرده، در ميان آنها حكم كن! از هوى و هوس هاى آنان پيروى نكن! و از احكام الهى، روى مگردان! ما براى هر كدام از شما، آيين و طريقه روشنى قرار داديم; و اگر خدا مى ‏خواست، همه شما را امت واحدى قرارمى ‏داد; ولى خدا مى‏ خواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد; (و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد) پس در نيكي ها بر يكديگر سبقت جوييد! بازگشت همه شما، به سوى خداست; سپس از آنچه در آن اختلاف مى ‏كرديد; به شما خبر خواهد داد 48 و در ميان آنها ( اهل كتاب)، طبق آنچه خداوند نازل كرده، داورى كن! و از هوس هاى آنان پيروى مكن! و از آنها برحذر باش، مبادا تو را از بعض احكامى كه خدا بر تو نازل كرده، منحرف سازند! و اگر آنها (از حكم و داورى تو)، روى گردانند، بدان كه خداوند مى‏ خواهد آنان را بخاطر پاره‏اى از گناهانشان مجازات كند; و بسيارى از مردم فاسقند 49 آيا آنها حكم جاهليت را (از تو) مى ‏خواهند؟! و چه كسى بهتر از خدا، براى قومى كه اهل يقين هستند، حكم مى ‏كند؟! 50

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

ويژگی های زمامداران و مديران در نهج البلاغه

بخش سوم

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

14- پشتکار قوی

سستی در انجام دادن امور موجب زیر پا گذاشتن حق و عدم اجرای به موقع کارها و تضییع حقوق مردمان است. کندی در کارها فرصت‌های خیر و غیر قابل بازگشت را از بین می ‌برد و به هیچ وجه نباید در گردش امور سستی وکندی و کاهلی راه یابد و این امر باید با دقت‌های لازم عجین و همراه شود.

امیرالمومنین علی(ع) چنین سفارش کرده‌اند: در کارهای خود بر افراد سست و تنبل تکیه مکن.

 

15- صداقت

در حوزه تعلیمات اسلام صداقت ‏یکی از عناصر مهم ارزشی است. رسول‏ خدا(ص) فرمود: لا تنظروا الی کثره صلاتهم و صومهم و کثره الحج و المعروف، وطنطنهم باللیل، و لکن انظروا الی صدق الحدیث و اداء الامانه‏) برای امتحان مردم، نگاه به زیادی نماز و روزه آنها و کثرت حج و نیکی کردن آنها به مردم، و سر وصدای آنها در عبادت شبانه نکنید، ولی نگاه به راستگویی و امانت آنها کنید.معصومان دیگر(ع) نیز به این عنصر ارزشی اسلامی و انسانی توجه خاص داشته‏ اند. باتوجه به نقش سازنده صداقت در روابط اجتماعی و سیاسی; رعایت آن برای همگان اهمیت ‏دارد. و لکن رعایت این پدیده ارزشمند برای کارگزاران از اهمیت ویژه ‏ای برخورداراست. زیرا که صادقانه برخورد نمودن کارگزاران با مردم و گفتن حقایق و واقعیات ‏به مردم; نقش بنیادی در جلب رضایت و اعتماد عمومی دارد; اعتماد مردم به ‏دولت مردان بزرگترین سرمایه، کارگزاران است. از این‏رو در نهج‏ البلاغه به اعتماد مردم به مسوولان توجه خاص شده است؛ امام علی(ع) با بهره‏گیری از صداقت ‏حکومت کرد، و کارگزاران خویش را نیز به ‏رعایت آن توجیه نمود. صراحت و دقت ‏حضرت در سیاست، یکی از مشکلات خلافت آن حضرت ‏بود. استاد شهید مطهری می ‏نویسد: مشکل سوم خلافت او (علی‏ع‏) مساله صداقت وصراحت درسیاست‏ بود که این را هم باز عده‏ای از دوستانش نمی‏ پسندیدند، می‏ گفتند سیاست این همه صداقت و صراحت‏ برنمی‏ دارد چاشنی سیاست دغلبازی است. به خاطر عدم بهره ‏گیری علی(ع) از اهرم خدعه و نیرنگ، در مسائل حکومتی بود که برخی تصورمی ‏کردند: که معاویه از علی(ع) سیاستمدارتر است. از این‏رو حضرت در جواب این تصورفرمود: و الله ما معاویه با دهی منی و لکنه یغدر و یفجر و لولا کراهیه الغدرلکنت من ادهی الناس‏ قسم به خدا معاویه از من سیاستمدارتر نیست ولی او نیرنگ ‏می‏ زند و مرتکب گناه می‏شود، اگر نیرنگ خصلت زشتی نبود من سیاست مدارترین مردم ‏بودم. همچنین علی(ع) فرمود، لو لا ان المکر و الخدعه فی النار لکنت امکرالناس‏ در فرهنگ دین و ساختار حکومت دینی; بهره ‏گیری از سیاست که مبتنی بر خدعه ‏و نیرنگ باشد، جایز نیست. و یکی از امتیازات حکومت علوی بر حکومت های اموی وعباسی نیز در همین است که حکومت علوی بر عنصر صداقت و عدالت استوار است. با توجه به نقش صداقت در شیوه زمامداری است که علی(ع) به مالک‏ اشتر توصیه ‏می‏ کند، که با مردم صادقانه برخورد نموده و از وعده و شعارهایی که همراه عمل ‏نیست پرهیز کند. زیرا که وعده‏ های بدون عمل و نشان دادن غیر واقع را به صورت‏واقع; موجب خشم خدا و مردم می ‏شود. حضرت خطاب به مالک‏ اشتر فرمود: و ایاک والمن علی رعینک با حسانک او التزید فیما کان من فعلک او ان تعدهم فتع موعدک‏ بخلفک فان المن یبطل الاحسان و التزید یذهب بنور الحق، و الخلف یوجب المقت‏عندالله و الناس. قال الله تعالی: کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون‏  از منت نهادن بر رعیت‏به جهت احسانی که نموده‏ای و یا بیش از حد جلوه دادن آنچه کرده ‏ای بپرهیز، و نیز از دادن وعده‏ای که خلف می ‏کنی احتراز کن; چه منت نهادن، احسان را بی‏ارزش می ‏کند و زیاده‏نگری روشنایی حق را می‏برد و خلف وعده موجب خشم‏خدا و مردم می ‏شود. خدای تعالی فرمود: گناه بزرگی است از نظر خداوند که بگوییدآنچه را عمل نمی‏کنید. توصیه علی(ع) به مالک اشتر دستورالعمل اصولی و منطقی است که همه کارگزاران‏می‏توانند از آن بهره گیرند. بی‏تردید وعده‏های دولتمردان به مردم در خصوص خدمات‏اجتماعی و ...  اگر همراه با عمل نباشد، موجب می ‏شود، که مردم به دولتمردان خود اعتماد نکنند و نتیجه آن از بین رفتن اعتبار مسوولان و خود بزرگترین ضربه بر پیکر دولت و کشور است. متاسفانه در جوامع امروزه برخی از کارگزاران، با مردم خود صادقانه برخوردنکرده و مردم را با آمار و ارقام دروغ و مانور تبلیغاتی سرگرم می‏ کنند; کارگزاران جوامع اسلامی باید صادق‏ ترین انسانها نسبت مردم بوده و دستور العمل ‏علی(ع) را چراغ راه خود قرار دهند; که صداقت‏ یکی از شرایط مهم و اصلی کارگزاران‏است; که در نهج‏ البلاغه به آن اشاره شده است. البته باید توجه داشت که گاه به دلایل دفاعی برخی حقایق را نمی ‏توان با همه درمیان گذاشت.

 

16- وفاداری

وفاداری یکی از فضائل اخلاقی است که عموم افراد باید این ویژگی را در خود تقویت نمایند. به ویژه لازمست مدیران و کارکنان در مقابل سازمان متعهد شوند و تمام تلاش خود را برای دستیابی به اهداف سازمان به کار گیرند. امام علی(ع) در نامه 53 به مالک اشتر فرموده است: سپس با فرستادن مأموران مخفی راستگو و وفادار، کارهای آنان را زیر نظر بگیر.

 

17- قدرت و توانایی 

مدیر باید چنان توانا باشد که بر کار مسلط شود نه اینکه کار بر او تسلط یابد .

حضرت علی (ع) در خطبه 172 نهج البلاغه می فرماید : ای مردم همانا سزاوارترین افراد به این امر ( خلاف ) توانا ترین آنها در اجرای امور و دانا ترین ایشان به فرمان خداوند در فهم مسائل آن باشد . امام علی(ع) در نامه 61 به کارگزار نالائق خود، عدم قدرت و توانایی او را تذکر می‌ دهد و مورد ملالت قرار می ‌دهد.

 

18- استقامت در برابر مشکلات

مدیر و مسئول مشاغل کلیدی باید در برابر فشار کار و دشواری‌ها و فراز و نشیب‌های شغلی و تلخی‌ها و سختی‌های آن چون کوه استوار و با استقامت و دارای عزم و ارادة پولادین باشد. حضرت علی(ع) در این مورد در نامه 53 مالک اشتر فرموده‌اند: پس برای مشاغل کلیدی از سپاهیان و لشگریان خود کسی را انتخاب و مسئول بنما که در برابر دشواری‌ها و پیش‌آمدهای سخت و تلخ استوار باشد و مصیبت‌های بزرگ وی را از پا ننشاند. فردی باشد که هنگام ناتوانی و ضعف دیگران بر او ضعف و ناتوانی غالب نشود و بر اثر بی‌ خیالی دیگران بی‌تفاوت نگردد.

 

19- عدم سوء پیشینه

حضرت علی (ع) خطاب به مالک اشتر طی نامه ای اشاره می کند : بدترین وزیران تو کسی است که پیش از تو وزیر بدکاران بوده و در گناهان آنان شرکت داشته است پس مبادا چنین افراد محرم راز تو باشند زیرا آنان یاور گناه کاران و یاری دهنده ستم کارانند تو باید جانشینانی بهتر از آنان داشته باشی که از آراء فکری قوی و نفوذ اجتماعی برخوردار باشند ولی ستمکاری را بر ستمی یاری نکرده و گناهکاری را در گناهی کمک نرسانده باشند چون هزینه اینگونه افراد بر تو سبک تر و یاریشان بهتر است.

امام علی(ع) سوابق کاری افراد را در گزینش مدیران دقیقاً مورد توجه قرار می ‌داد. همچنین آن حضرت، کسانی را که قبلاً در حکومت ظلم و طاغوت دارای منصبی بوده‌اند و در گناه کاری شریک بوده‌اند، جهت تصدی جایگاه‌های مدیریتی شایسته نمی‌ دانند و در نامه 53 به مالک اشتر فرموده‌اند: بدترین وزیران تو کسانی‌اند که وزیران والیان بدکار پیش از تو بوده‌اند و با آنان در گناهان همکاری کرده‌اند مبادا اینان صاحبان اسرار تو باشند زیرا که یاران گنه کاران و برادران ستمکارانند،‌ تو می ‌توانی به جای آنان بهتر از آنها را بیابی، کسانی که نظریات و نفوذ آنها را دارند ولی وزر و وبال آنها را ندارند و با ستمکاران و گنهکاران همکاری نکرده‌اند. این مردان پاکدامن هزینه کمتری بر تو تحمیل می‌ کنند و نسبت به تو مهربان ‌ترند و با بیگانه کم الفت ‌ترند، آنها را مخصوصان جلسه‌های سری و انجمن‌های علنی خود قرار ده.

ادامه دارد ...

منبع : hodablog.net

 

  جمله مديريتی              

اهداف و آرزوها

درمیان تمام چیزهایی که جوانی به همراه دارد، مهمترین شان آرزوهاست.

مردمانی که آرزو و هدف دارند فقر نمی شناسند، زیرا شخص به اندازه هدف هایش ثروتمند است.

جوانی، دورانی از زندگی است که حتی اگر شخص هیچ چیز نداشته باشد، ولی هدف داشته باشد، نیازی به اشک و غبطه خوردن ندارد.

تاریخ متعلق به کسانی است که در زندگی هدف دارند.

آرزوها، اهداف، آمال و امیدها، قدرت هایی هستند که با آنها می توان جهان را متحول ساخت.

ملت هایی که برنامه دارند سرانجام اهدافشان به واقعیت منتهی می شود.

خدایا شکرت

کیم - وو چونگ

 

  حدیث مديريتی             

 

تواضع و فروتنی در رفتار

حضرت امام حسن عسکری(ع) فرمودند:

مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الْمَجْلِسِ.

 

یكى از نشانه هاى تواضع و فروتنى آن است كه به هركس برخورد نمائى سلام كنى و در هنگام ورود به مجلس هر كجا، جا بود بنشینى.

  ـــ نه آن كه به زور و زحمت و ایجاد مزاحمت براى دیگران جائى را براى خود باز كنى ـــ

 

بحارالأنوار: ج 75 ص 372 ح 9

 

 

  طنز مديريتی              

راه حل مشکل بدخوابی

 

مشکل جرج این بود که تا نیمه های شب خوابش نمی برد و هر روز خواب می ماند و دیر به اداره می رسید؛ رئیس اداره از این بابت خیلی عصبانی شده بود. او را تهدید کرد که باید چاره ای برای حل مشکلش پیدا کند وگرنه اخراج خواهد شد.

جرج به پزشک مراجعه کرد. دکتر به او قرصی داد و توصیه کرد که قبل از خواب آن را بخورد.

او شب قرص را خورد و خیلی زود خوابش برد و صبح بدون صدای زنگ ساعت بیدار شد. در کمال آرامش صبحانه خورد و با خوشحالی به طرف اداره راه افتاد.

بعد از مدت ها سر وقت رسیده بود. آقای رئیس را در راهرو دید و با شادمانی گفت :

- قربان امروز سر وقت رسیدم ، قرص خواب واقعاً موثر بود !

رئیس گفت :

- من هم خوشحالم ! فقط بگو ببینم دیروز کجا بودی؟

 

 

  حکايت مديريتی            

سپاسگزاری و شکر نعمت

حکایتی از :  کشکول شیخ بهایی

مردی زاهد، در یکی از غارهای کوه بلندی زندگی می کرد.

مرد زاهد روزها روزه داشت و شب که چادر سیاه خــود را پهــن می ‌کـرد، از جای نامعلومی یک نان برایش می‌ رسید. مرد زاهد با نیمی ازآن افطار می کرد و نیمه دیگر نان را برای سحر می گذاشت. روزگاری دراز چنین بود و زاهد از آن غار و از آن کوه پایین نمی ‌آمد.

یکی از شب ها که مرد خیلی گرسنه بود نانش نرسید. نماز اول وقت را خواند و چشم انتظارماند تا شاید چیزی پیدا شود که گرسنگی اش را فرو نشاند؛ اما چیزی به دستش نرسید و وقت سحر هم غذایی نخورد که بتواند روزه بگیرد. نماز صبح را که خواند از غار بیرون آمد و نگاهی به اطراف انداخت. در دامنه کوه روستایی دید که ساکنانش غیر مسلمان بودند . مرد زاهد پایین آمد ودر میان مردم روستا گردید . پیرمردی را دید که چند نان در دست داشت زاهد از آن مردِ پیر نان خواست.

پیرمرد دو نان به او داد . زاهد سپاسگزاری کرد ، نان را گرفت وبه طرف غار حرکت کرد. پیرمرد سگی بیمار و لاغر داشت که موهایش ریخته و بسیار زشت شده بود.

سگ که نانِ صاحبِ خود را در دست زاهد دید، به دنبال او راه افتاد و عوعو کنان لباسش را به دندان می گرفت.

مرد زاهد یکی از آن دو نان را به سگ داد تا شاید دست از او بردارد، اما سگ نان را خورد و بار دیگر خود را زاهد رساند و عوعو کرد؛ زاهد نان دوم را هم به سگ داد. سگ نان را خورد و بار دیگر به دنبال زاهد افتاد وعوعو کنان دامن لباس زاهد را پاره کرد.

زاهد گفت: سبحان الله؛ هیچ سگی را بی حیا تر از تو ندیده‌ام صاحب تو دو گردۀ نان به من داد و تو هر دو را از من گرفتی و باز هم مرا رها نمی‌ کنی؛ نمی دانم این زوزه وعوعو کردن و لباس پاره کردن چراست؟ خداوند تعالی سگ را به زبان آورد و گفت: من بی حیا نیستم؛ در خانه این مرد روسـتایی پرورده شده‌ام؛ گوسفند و خانه اش را مراقبت می ‌کنم و به استخوان پاره  یا تکه نانی که می دهد راضی ‌ام. گاهی نیز مرا فراموش می‌ کند و چند روزی را بدون اینکه چیزی بخورم می ‌گذرانم؛ با این همه از زمانی که خود را شناخته‌ ام خانه اش را ترک نکرده‌ام.

اما تو یک شب طاقت نداشتی و از در خانه روزی رسان، به در خانۀ غیر آمدی؛ حال بگو، کدام یک از ما بی حیاست تو یا من؟

زاهد با شنیدن این سخنان دست بر سر کوفت و بی هوش بر زمین افتاد.

به نثر محبوبه انگورج تقوی

 

منبع : www.iranboom.ir

 

  تکنیک های موفقیت         

تکنیک های موفقیت

آیا تاکنون به موفقیت فکر کرده اید؟

تا چه اندازه خود را انسان موفقی می دانید؟

در نظام فکری و باور شما موفقیت چه جایگاهی دارد؟

آیا تاکنون نظام فکری خود را بررسی کرده اید تا ببینید موانع ذهنی و فکری شما برای دستیابی به کامیابی چه هستند؟

تا چه حد با نظام فکری افراد موفق آشنایید؟

بدیهی است درباره علم موفقیت، سوالات زیادی وجود دارد و بیشتر کتاب های موفقیت ضمن طرح دیدگاه خود و پاسخ دادن به سوالات سعی دارند روشی کاربردی نیز برای موفقیت ارائه کنند. بسیاری از آنها روش مورد نظر را به شکلی منظم و گام به گام، تجزیه و تحلیل کرده و در پایان تمرین هایی را به خواننده توصیه می کنند. در این فرصت کوتاه قصد نداریم این روش ها و تمرین ها را بررسی و تحلیل کنیم، بلکه بیشتر در پی آنیم که دریابیم اندیشمندان و نظریه پردازان درباره موفقیت چه می گویند و کلیات روش هایی که ارائه کرده اند، چیست؟

بدیهی است شما پس از آشنایی با نظریه ها و روش ها، می توانید روش مورد نظر و متناسب با خود را انتخاب و دنبال کنید.

حتما می دانید تعاریف متعدد و متنوعی از موفقیت مطرح شده که ممکن است به ظاهر متفاوت به نظر برسند یا برخی از آنها را بیشتر هماهنگ با خود بدانید.

مهمترین یا شاید معروف ترین این تعاریف عبارتند از:

موفقیت یک عادت است. این عادت، زمانی واقعی و پایدار می شود که مجموعه ای از الگوهای اساسی، کامل و بی وقفه را به کار گرفته و درونی کنیم. آنچه را به صورت اندیشه، احساس، تصاویر ذهنی و کلام از خود ساطع می کنیم، همان را به سوی زندگی مان می کشانیم.

اندیشه هایی که پیش از این در سر داشته ایم، وضعیت کنونی ما را آفریده اند. اندیشه های امروزمان نیز فردای ما را می آفرینند.

اگر به موفقیت بیندیشیم، فردا موفق خواهیم شد.

موفقیت، گسترش مداوم شادمانی و تحقق فزاینده اهداف ارزشمند، بسادگی و بدون تکاپوست.

رمز موفقیت در انجام کاری است که برای ما جاذبه داشته و آسان باشد.

موفقیت یعنی رسیدن به هدف بویژه اگر با شجاعت، مهارت و تلاش حاصل شده باشد. مهمترین رمز موفقیت ایمان است. به یقین ذهن آدمی آنچه را که باور کند به منصه ظهور درخواهد آورد، بنابراین ضرورت دارد که به خود و آنچه انجام می دهیم ایمان داشته باشیم. برخی نظریه پردازان نیز شکست را بررسی می کنند و معتقدند با خودداری از قرار گرفتن در حالات شکست، می توان به موفقیت دست یافت.

 

باورهای نادرست

نظر شما درباره موفقیت چیست؟ درباره شکست چگونه می اندیشید؟ اغلب ما باورهای نادرستی درباره موفقیت داریم. باورهایی که به جای پیروزی ما را به سمت شکست سوق می دهند و به دلیل وجود این باورها به جای پیشروی، درجا می زنیم و با بهانه هایی نظیر اینها موفق نشدن خود را توجیه می کنیم:

- چون افراد خانواده من موفق نیستند، من هم موفق نخواهم شد.

- تجربه و سن لازم را ندارم.

- تحصیلکرده و باهوش نیستم.

- موفقیت به شانس و خوش اقبالی مربوط می شود.

- قدرت و توانایی رسیدن به هدف را ندارم.

- شکست خیلی وحشتناک است.

- سرمایه و پشتیبان ندارم.

- استعداد و کارایی ندارم.

- دیگر از من گذشته است.

چنین باورهایی نه تنها اسباب موفق نشدن ما را فراهم می کنند، بلکه حتی تلاش برای تغییر خود و شرایط را نیز بی حاصل جلوه می دند. بنابراین اول باید به آثار مخرب باور خود آگاه شوید. در صورت عدم آگاهی باور شما همچنان به تخریب شرایط ادامه می دهد، اما آگاهی می تواند زمینه را برای تغییر نوع نگرش شما فراهم کند. سپس وارد گام بعدی می شوید، یعنی تفکر. اینک باید بکوشید باورهای مهم و اساسی خود را در زمینه موفقیت فهرست و ارزیابی کنید.

با قدرت تفکر ببینید کدام ها سازنده و کدام ها مخربند؟

آیا لازم است در نظام باورهای خود و پالایش آنها از باورهای کاذب و گمراه کننده تجدیدنظر کنید؟

شاید لازم باشد نقاط حساس و کلیدی مقاومت در برابر موفقیت و توانگری را بشناسیم و با غلبه بر آنها نگرش خود را اصلاح کنیم. به یاد داشته باشیم که زندگی ما، جلوه گاه افکار و باورهای ماست. امواج فکری منفی، رویدادهای منفی و امواج فکری مثبت، وقایع مثبت را به وجود خواهند آورد.

 

روش های متعارف موفقیت

اکثر نظریه ها برای دستیابی به موفقیت و اجتناب از شکست، روش هایی را توصیه می کنند که مهمترین آنها بدین شرح است:

 

الف: مدیریت زمان:

مدیریت زمان یعنی صرف وقت برای انجام کارهایی که ارزشمند هستند یا ما را در جهت تحقق اهدافمان یاری می دهند. برای مدیریت بهینه زمان و پرهیز از اتلاف وقت، نخست باید اهداف و ارزش های خود را مشخص کنیم، سپس از اهداف و ارزش های خود به طور کامل پیروی کنیم.

برای این کار می توان بسیاری از کارهای متعارف روزانه را به صورت عادت درآورد و به طور خودکار انجام داد. برخی از کارها را می توان تجزیه کرد، به درخواست های نامقبول یا ناهماهنگ دیگر جواب منفی داد، زمانی را به برنامه ریزی اختصاص داد، از کمال گرایی اجتناب کرده و قاطعانه به امور رسیدگی کرد.

 

ب: مشخص کردن اهداف:

بدون مشخص کردن هدف، نمی توان به آن دست یافت. اغلب هدف ما مبهم یا غیرواقعی است. با گروه بندی و تعیین اولویت هدف ها، می توان براحتی برنامه رسیدن به هر هدف را تنظیم، سپس عمل کرد. میزان موفقیت در هر هدف در زمان های مشخص قابل ارزیابی است، اگر از مسیر صحیح و برنامه تعیین شده خارج شده باشیم با ارزیابی می توان دوباره مسیر صحیح را برگزید.

 

ج: تصمیم گیری:

تنها راه تغییر زندگی، گرفتن تصمیم حقیقی است. در نهایت آنچه سرنوشت و آینده ما را می سازد، تصمیم های ماست؛ اگر تصمیم قاطع باشد، همیشه راهی به سوی موفقیت هست.

 

د: افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس:

اعتماد به نفس، احساسی است که نسبت به توانایی های خویش داریم. عزت نفس نیز ارزشی است که بر خود می نهیم. هر دو این ها تا حدود زیادی تحت تاثیر خودپنداره ما قرار دارند. خود پنداره که اغلب از آن ناآگاهیم، تحت تاثیر آموزش های والدین و مربیان و اندیشه های ماست.

اکثر نظریه های موفقیت، بر تغییر خودپنداره تاکید کرده و راه های ساده و عمیقی را پیشنهاد کرده اند.

 

دیگر روش های تسهیل کننده دستیابی به کامیابی عبارتند از:

ه: رهایی از اضطراب و نگرانی

و: غلبه بر استرس و افسردگی

ز: ترک عادات نامطلوب

ح: برقراری روابط انسانی مطلوب

ط: رفتار صحیح با جسم و روان (غلبه بر بی خوابی و تنظیم عادات خوب خوردن) و حل مشکلات و مسائل زندگی و روبه رو شدن با آنها به جای ساده انگاری یا گریز.

 انجام تمامی روش های فوق با تفکر و استفاده از راه های متعارف حل مساله و روان شناسی موفقیت به سادگی امکان پذیر خواهد بود.

 

منبع : همشهری

 

  نکات مدیریتی             

رفتار یک مدیر موفق

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

تاكنون برای مدیران وظایف گوناگونی شناخته شده است و هر یك از صاحب نظران رشته‌های مدیریت و علوم رفتاری نیز نسبت به دسته ‌ای از این وظایف توجه بیشتری نشان داده‌اند. در علوم مدیریت نسبت به وظایف خاص مدیران در زمینه برنامه‌ ریزی و سازماندهی تأكید می‌شود و در مباحث روان شناسی مدیریت ابعاد انسانی مورد توجه قرار می ‌گیرد. سازمانی را در نظر بگیرید كه هر چند مدیر آن به همه وظایف خود عمل كرده، اما كاركنان سازمان افسرده، ناراضی و كم تحرك هستند . در این صورت آیا می ‌توان گفت مدیر بخش به وظایف اساسی خود عمل كرده است و این حالت های كاركنان مشكل دیگری است كه باید در جای دیگری حل شود؟

از مشخصات یک سازمان سالم آن است كه سلامتی جسمی و روانی به همان اندازه مورد توجه مدیر قرار گیرد كه تولید و بهره ‌وری مورد تأكید است.

در یک جامعه سالم مسئولیت سازمان ها منحصر به ارائه خدمات سودآوری از سوی كاركنان آن سازمان نیست و مدیریت اثربخش نیز بدون توجه و اعتقاد به سلامت روانی كاركنان حاصل نمی‌ شود. جامعه ‌ای را در نظر بگیرید كه هر چند سازمان های آن با اتخاذ شیوه‌های گوناگون و با فراموش كردن ابعاد انسانی محیط كار به سطح تولید مورد نظر رسیده‌اند، اما كاركنان این سازمان ها عصبی ، مغموم ، ناراضی ، پرخاشگر ، بدبین و در انتظار فرصتی هستند تا پریشانی های روانی خود را با كم كاری ، ترور شخصیت یكدیگر ، ایجاد سوانح و حوادث به شیوه‌ای مخرب نشان دهند.

بهداشت روانی در محیط كار یعنی مقاومت در مقابل پیدایش پریشانی های روانی و اختلال های رفتاری در كاركنان سازمان و سالم سازی محیط و فضای روانی كار...

 

تعریف مدیریت

تقریباً به تعداد نویسندگان كتب مدیریت، تعریف مدیریت وجود دارد. مدیریت یعنی كار كردن با افراد و به وسیله افراد و گروه ها برای تحقق هدف های سازمانی. لازمه موفقیت  آن است كه همه مدیران به مهارت های اجتماعی و انسانی مجهز باشند. به عبارت دیگر مدیریت عبارت است از دستیابی به هدف های سازمانی از طریق هدایت و رهبری ، بنابراین هر كسی حداقل در مراحل مشخصی از زندگی خود یك مدیر است.

 

مهارت های مدیر

برخی حوزه های مهارتی که در فراگرد مدیریت ضرورت دارد:

مهارت فنی ـ توانایی به كار بردن دانش ـ روش ها ـ فنون و ابزار كه لازمه انجام وظایف خاص است و از طریق تجربه ـ تحصیل و كاروزی كسب می‌شود،

مهارت انسانی ـ توانائی و قدرت تشخیص در كار كردن با مردم و انجام دادن كار به وسیله آنها كه شامل درك و فهم و انگیزش و به كار بردن مدیرت مؤثر است.

مهارت ادراكی ـ توانایی فهمیدن پیچیدگی های سازمان و آگاهی از این كه آیا خود شخص در خور شرایط سازمان عمل می ‌كند یا نه. این آگاهی موجب می‌ شود كه مدیر به جای این كه فقط بر مبنای هدف ها و نیازهای گروه نزدیك و بلافاصله خود عمل كند و اقدامات خودر ا بر هدف های سازمان استوار سازد.

امروزه تأكید بر مهارت های انسانی از اولویت‌های ویژه‌ای برخوردار است. گفته شده است كه در مدیریت ، توانایی رفتار كردن با مردم بیشتر از هر نوع توانایی دیگر اهمیت دارد. به موجب گزارش انجمن آمریكایی مدیریت ، اكثر قریب به اتفاق 200 نفر از مدیرانی كه در یك بررسی پرسشی شركت كردند، بر این رأی توافق داشتند كه مهمترین مهارت یك مدیر ، توانایی در سازگاری و رفتار با مردم است.

در این بررسی ، مدیران این توانایی را حیاتی تر از هوش، قاطعیت، دانش و معلومات، یا مهارت های شغلی درجه بندی كردند.

پس اگر این اعتقاد را داشته باشیم كه نقش هر مدیر لایق، دورنگر و كاردان، تأمین بهداشت روانی كاركنان در سازمان می ‌باشد، سخنی دور از انتظار نگفته‌ایم . درست مثل آن است كه مدیران سازمان ها به این وظیفه با احساس مسئولیت و تعمق بیشتری توجه كنند و علاقه خود را نسبت به فراگیری مفاهیم اولیه آن و كاربرد اصول و مفاهیم بهداشت روانی در محیط كار نشان دهند. بهداشت روانی در محیط كار یعنی مقاومت در مقابل پیدایش پریشانی های روانی و اختلال های رفتاری در كاركنان سازمان و سالم سازی محیط و فضای روانی كار به نحوی كه هدف های چند گانه زیر تأمین شود:

 

مهمترین مهارت یک مدیر، توانایی در سازگاری و رفتار با مردم است.

1 - هیچ یك از كاركنان سازمان به دلیل عوامل موجود، گرفتار اختلال روانی نشوند.

2 - هر یك از كاركنان از اینكه در سازمان به فعالیت خود اشتغال دارند احساس رضایت كنند و علاقه ‌مند به ادامه كار در سازمان باشند.

3 - هر یك از كاركنان سازمان نسبت به خود، رؤسا، مرئوسان و همگنان خود و به طور كلی نسبت به جهان اطراف خود و خاصه نسبت به جایگاه خود در سازمان احساس مثبتی داشته باشند.

4 - همه كاركنان سازمان قادر به ایجاد روابط مطلوب با مدیر و محیط كار و عوامل موجود در آن باشند و بالاخره:

5 - علیرغم مشكلاتی كه در داخل خانواده و در سازمان محل كار خود دارند، احساس خوشبختی كنند و از این كه عضوی از آن سازمان هستند راضی و خشنود باشند.

برای این كه مدیران بتوانند به نقش خود به عنوان تأمین كننده بهداشت روانی در محیط كار جامه عمل بپوشانند، باید با مفاهیم اساسی و اولیه بهداشت روانی و اصول آن آشنا باشند.

 

دلیل این كه از مدیران خواسته می ‌شود تا با مفاهیم اساسی و اولیه بهداشت روانی آشنا باشند این است كه در آنان مهارت های شناختی، هیجانی و كرداری خاص و لازم به وجود آید و در نتیجه با كاركنان تحت نظارت خود مانند دیگر اعضای خانواده خویش رفتار كنند و موجباتی را فراهم سازند تا هدف های ذیل تحقق پیدا كند:

 

1 - ایجاد آن چنان فرهنگ یا فضای روانی در سازمان كه كاركنان گرفتار پریشانی روانی ناشی از محیط كار و عوامل درون

سازمانی نشوند.

2 - پیشگیری از پیدایش دشواری های ناشی از اختلال های رفتاری و پریشانی های روانی بعضی از كاركنان سازمان و به كارگیری توصیه‌های متخصصان تشخیص و درمان بیماری های روانی در محیط كار.

 

بنابراین مدیر بایستی توانایی مراتب ذیل را داشته باشد

الف: ایجاد شرایطی كه كاركنان با اعتقاد قلبی و با صمیمیت برای خود و همكاران خویش احترام قایل باشند و این گونه احساس احترام نسبت به خویشتن و دیگران را در رفتار و اعمال خود نیز آشكار سازند.

دلیل این كه از مدیران خواسته می ‌شود تا با مفاهیم اساسی و اولیه بهداشت روانی آشنا باشند این است كه در آنان مهارت های شناختی، هیجانی و كرداری خاص و لازم به وجود آید و در نتیجه با كاركنان تحت نظارت خود مانند دیگر اعضای خانواده خویش رفتار كنند و موجباتی را فراهم سازند تا هدف های خاصی تحقق پیدا كند.

 

ایجاد این شرایط مستلزم شناخت موارد ذیل است:

1 - از به كارگیری روش های مبتنی بر زور و اجبار در محیط كار اجتناب می‌كند و به خاطر دارد كه اگر كاركنان تحت نظارت او به دلیل ترس و برای اجتناب از تنبیه كار كنند، گرفتار پریشانی های روانی محیط كار خود خواهند شد.

2 - ابتدا می‌كوشد تا استعدادهای بالقوه كاركنان تحت نظارت خود را بشناسد و سپس همه امكانات لازم برای رشد و شكوفایی این استعدادها را در حد توان فراهم آورد.

3 - با علاقه و صرف وقت می‌كوشد تا دلیل یا دلایل كم كاری ، غیبت از كار، بی‌ حوصلگی و بی‌ علاقگی به كار و ایجاد سوانح و حوادث كار را به دلیل كم توجهی كاركنان تحت نظارت خود را بشناسد و از قضاوت های كوركورانه بپرهیزد.

4 - به این نكته مهم معتقد است كه لازمه كار مؤثر، برخورداری كاركنان از روحیه بالا و علاقه آنان به كار است.

5 - از همه روش های انسانی برای جلوگیری از ایجاد احساس حقارت و ناامنی در كاركنان تحت نظارت خود استفاده می ‌كند.

 

منبع : www.tebyan.net

 

  مقاله مدیریتی             

مديريت منابع انسانی و ضرورت نوگرایی حرفه ای

نويسنده : محمد يارندی

 

كليد واژه : مديريت منابع انسانی ؛ سرمايه انسانی ؛ توسعه انسانی ؛ خدمات مديريت منابع انسانی

 

گروهی از اندیشمندان دانش مدیریت با تاکید بر اهمیت جایگاه انسان در فرآیند ایجاد تحولات بر این باورند که واحدهای توسعه منابع انسانی سازمان ها و بنگاه ها، باید نقش کلیدی و ساختاری  را در تحول وتوسعه ایفاء نمایند. در واقع تحولاتی که امروز در عرصه مدیریت داخلی و بین المللی روی داده است، رویکرد به حرفه ای شدن بحث توسعه منابع انسانی را در مراکز و پایگاه های مدیریتی، علمی و دانشگاهی غنی تر و پر رنگ تر کرده است. به عنوان مثال سبکهای مدیریتی به طور مشخص به سمت سبکهای تفویضی و مشارکتی گرایش یافته و ساختارهای سازمانی نیز به سوی ساختارهای باز وآزاد همراه با روابط افقی حرکت کرده است، ویژگی  رقابتی شدن  سازمان ها درجذب  منابع انسانی ماهر و انگیزه مند، این  سازمان ها را  به سمت نهادهایی یاد گیرنده و انعطاف پذیر سوق داده و در عین حال رویکردها به سوی کارآفرینی و خلاقیت گرایش پیدا کرده اند. در مجموع، شاخص سرمایه های انسانی، فکری و نرم افزاری در عرصه مدیریت حرف اول را بر زبان می آورد، این  دسته از تحولات مدیریتی باعث شده است که ضرورت رویکرد حرفه ای شدن در حوزه منابع انسانی بیشتر احساس شود.
از سوی دیگر حرفه ای کردن حوزه منابع انسانی باعث می شود که این حوزه جایگاه واقعی خود را در سازمانها و بنگاه ها ارتقاء دهد و در واقع بین اهمیت منابع انسانی و جایگاه مدیریت منابع انسانی به عنوان فرآیندی که عهده دار تامین، نگهداری، پرورش و برانگیختن کارکنان و افزایش بهره وری آنهاست، تناسب و هماهنگی لازم برقرار کند.
اگر چه جایگاه مدیریت منابع انسانی در سازمانهای ما چندان شایسته نیست و هنوز ملزومات حرفه ای شدن مدیران این حوزه به طور کامل فراهم نشده است، ولی با توجه به نقش کلیدی مدیریت منابع انسانی و ضرورت حرفه ای شدن آن، شناسائی زمینه ها، بررسی ابعاد، تحلیل ویژگی های این فرآیند مهم و نهایتاً آسیب شناسی آن امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.
واقع مطلب این است که رفتار ما با منابع انسانی مان با مجموعه ای از آزمون های  سعی و خطا همراه بوده است و اگر منصفانه بگوییم این سعی و خطاها ما را به واقعیت هایی شیرین و تلخ رساند ه است. در جاهایی که این واقعیت ها شیرین بوده، نتایج مثبتی از رفتارمان با منابع انسانی داشته ایم و در مواردی که منفی و تلخ بوده است، مدلهای درستی را در مفهوم غلط به کار برده و منطقاً  نتیجه منفی گرفته ایم. در واقع سلیقه مدیر بوده است که به دلیل قدرت خود یک سیاست خاص را اعمال کرده و این سیاست احتمالاً غیر کار آمد از آب درآمده است. به همین جهت در تجربه منابع انسانی کشورمان از طیف بسیار موفق تا طیف بسیار ناموفق،  همه گونه داریم.
نهضت حرفه ای شدن در علوم انسانی و اجتماعی به خوبی بعد از علوم ریاضی، مهندسی، پزشکی و علوم پایه مطرح شد. زمانی یک فرد می توانست تقریباً براحتی  معلم شود. مثلاً اگر  یک خانم خانه دار  با تحصیلات پایان مقطع متوسطه، تقاضای شغل معلمی می کرد چه بسا از او استقبال هم می کردند. اما در حال حاضر به راحتی کسی نمی تواند معلم شود، در بعضی از ایالات آمریکا برای اینکه فرد تدریس کند حتماً باید گواهینامه تدریس داشته باشد و برای دریافت این گواهینامه، وی باید 5/1 برابر فرد  فوق لیسانس واحد بگذراند تا به او یک معلم حرفه ای بگویند. این را جزء مجموعه نهضت حرفه ای شدن در تعلیم وتربیت قلمداد می کنند.
در حوزه جامعه شناسی و مشاوره هم بحث به همین منوال است. مشاوران علوم روانشناسی باید پروانه و مجوز فعالیت داشته باشند و کلینیک مشاوره را با مجوز دایر کنند. آنها مسئولیت اجتماعی، حرفه ای، کشوری، مالیاتی و غیره دارند تا بتوانند مشاوره درست  بدهند چه آنکه مشاوره های غیر حرفه ای، امروز در جامعه علمی  معتبر نیست و چندان مورد استقبال قرار نمی گیرد و درست به همین جهت است که  بحث حرفه ای شدن در مدیریت منابع انسانی مطرح می شود. زمانی یک  مدیر عامل این تصور را داشت که بدون نیاز چندان به مباحث حوزه علوم انسانی بویژه مدیریت منابع انسانی می تواند  با شخصیت های  مختلف می تواند کار کند. ولی می بینیم که به طور روز افزونی مدیران عامل بنگاه ها و شرکت ها بخصوص آنهایی که پیشینه علوم انسانی و اجتماعی کمتری دارند از بحثهای رفتار سازمانی لذت برده و نسبت  به دانش منابع انسانی  نیاز بیشتری را در خود احساس می کنند.
این موارد به ما می گوید که ما نیاز بیشتری به حرفه ای شدن منابع انسانی در کشور داریم. در این صورت باید ساختار آن درست شود، ابعاد حقوقی آن تبیین شود و زوایای مختلف  علمی، آموزشی، مهارتی و دانش آموزی آن مطرح گردد.
سبک های مدیریتی موجود در سازمانها و نهادهای کشور نشان می دهد که به طور مشخص حرکت  به سمت شیوه های  تفویضی و مشارکتی  در مدیریت بنگاهها به آرامی آغاز شده است. چنین احساس می شود که دسترسی به اطلاعات کاملاً جنبه همگانی پیدا کرده است. اما باید توجه داشت در جایی که همه اطلاعات در اختیار همه افراد قرار دارد در واقع هدایت آنها (منابع انسانی سازمان ها)  خیلی پیچیده تر بوده  و شرایط خاصی دارد. ساختارهای سازمانی بدون استثنا به سمت ساختارهای باز و آزاد و با روابط افقی حرکت می کنند، از لحاظ استراتژی های فرهنگی، سازمان ها به سمت سازمانهای یاد گیرنده و انعطاف پذیر گرایش پیدا می کنند. تکنولوژی، به روز و از طریق خدمات مهندسی بوده و حالت تفسیر گرایانه دارد. بر این اساس تکنولوژی دیگر جنبه سخت افزاری نداشته  و تفسیر آن معمولاً در حوزه های مدیریت منابع انسانی صورت  می پذیرد.
در این راستا مدل های مدیریت استراتژیک کاملاً جنبه رقابتی پیدا کرده  و نقش انسان در این ساختار حرف اول را می زند،  و سیستم ها به سمت باز گرایش پیدا کرده است. رویکردها حتی در بحث طراحی استراتژیک، کارآفرین شده، جنبه مدون یافته  و از حالت انفعالی کاملاً خارج شده است. فناوری اطلاعات پیچیده و غیر تکراری شده و مدل های تصمیم گیری، نقش شهروندان و مشتریان نقش اول را دارد، یعنی حوزه های منابع انسانی باید شهروندان و مشتریان  خود را بشناسند. همین طور مدل های پیشرفت شغلی کاملاً حرفه ای  شده است. مدل های آموزشی در حوزه منابع انسانی تاکید بر شاخصهای کیفی و خلاقیت دارد، نقش مدیر، مربیگری و کارآفرینی است به همین دلیل مدیری که در گذشته به سادگی می توانست در هر جایی یا هر رشته ای کار مدیریت کند، الان کاملاً باید حرفه ای و در سطح عالی ظاهر شود و بتواند کارکردن با انسان ها را بلد باشد، به قول راکفلر من آدم و مهندس نمی خواهم، من آدمی می خواهم که انسان را بشناسد و بتواند با او کار کند، ماتسوشیتا بزرگترین کارآفرین قرن بیستم اشاره می کند که بزرگترین سرمایه یک سازمان، سرمایه انسانی آن سازمان است که با این سرمایه ها بتواند کار کند.
بحث  نظارت و ارزیابی عملکرد منابع در سازمان جایگاه مناسبی پیدا کرده است چه آنکه مشتری حرف  اول را در سازمانها می زند. حتی در سازمان های  دولتی هم نقش مشتریان پر رنگ شده و متعاقب آن  مدلهای توسعه کشور در ابعاد مختلف جنبه فراگیر به خود می گیرد. اگر چه جنبه های فرهنگی و تعامل در درون مهم است، اما در کنار آن تعامل با دنیای پیرامون امری کاملاً ضروری  شده است. به همین جهت یک مدیر باید دید جهانی نسبت به مسایل و موضوعات حرفه ای خودش داشته باشد و این نقش در حوزه منابع انسانی بسیار پررنگتر است. حتی اعتقاد  بر این است که مدیران منابع انسانی باید زبانهای مختلف را بدانند تا بتوانند ارتباط برقرار کنند و این مساله می تواند تعاملات را گسترش بدهد. در حد حرفه ای شدن در حوزه منابع انسانی در بعضی کشورها روی عواملی نظیر چند نژادی، چند زبانه بودن و دیدن کشورهای مختلف به عنوان اولویت برای انتخاب مدیر تاکید شده است.
در مباحثی نظیر یادگیری سازمانی، مشاغل، قلمرو قدرت و اقتدار سازمان ها خلاقیت انسانی و حضور انسان آن قدر پررنگ شده است که می گویند عوامل دیگر را در کنار آن قرار ندهید. اینجاست که بحث سرمایه های فکری و انسانی حرف اول را می زند، به طوری که وقتی از نخست وزیر ژاپن سئوال می کنند که عامل موفقیت را در ژاپن چه می دانید؟ ایشان در یک کلمه می گوید آموزش در واقع نخست وزیر ژاپن، آموزش و توسعه را در این مفهوم خلاصه می کند. به این ترتیب اهمیت حوزه های منابع انسانی را در جای جای شرکت ها و موسسات دولتی و خصوص ژاپن می توان مشاهده کرد.


فرآیند مدیریت منابع انسانی را می توان در 14 فرآیند اصلی طبقه بندی کرد :

1- برنامه ریزی منابع انسانی

2- جذب منابع انسانی

3- توجیه و روانه سازی

4- آموزش وتوسعه مهارت ها

5- طراحی و اجرای مسیرهای شغلی

6- طراحی و اجرای سیستم های پرداخت و جبران خدمات

7- طراحی و استقرار مشارکت کارکنان

8- طراحی و استقرار سیستم های ارزیابی عملکرد

9- تامین ایمنی بهداشت و سلامت کارکنان

10- مدیریت روابط کار و انضباط

11- طراحی و استقرار سیستم های جایگزین پروری و جانشین پروری

12- توسعه و تدوین نظامهای اطلاعاتی منابع انسانی

13- مدیریت ارتباطات داخلی

14- و بالاخره مدیریت نرخ خروج از خدمت و منفصلین.

 
حال اگر ما بتوانیم برای هر کدام از این فرآیندها راهکارهای مناسب و بومی ارائه کنیم خواهیم توانست که مدیریت منابع انسانی را به سوی حرفه ای شدن هدایت کنیم و بدیهی است  این امر مستلزم آن است که انجمن های حرفه ای، این مدیران را به درستی پشتیبانی کنند.

 

منبع : www.public-management.tk

 

  کلید هدایت               

سخنانی از نور

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت


موعظه و راهنمایی
امام ابو محمد همواره اصحاب خود را موعظه می فرمود و آنها را به یاد عالم آخرت می انداخت و از فتنه ها  و فریبکاری های دنیا بر حذر می داشت از جمله موعظه آن حضرت چنین است:
" انکم فی آجال منقوصت و ایام معدودت و الموت یاتی بغنت من بزرع خیرا یحصد غبطت و من بزرع شرا یحصد ندامت لکل زارع ما زرع لایسبق ابطی بحظه ولا یدرک حریص مالم یقدر له من اعطی خیرا فالله اعطاه و من وقی شرا فالله و قاه"
" ای مردم ! شما عمری کوتاه و روزهایی بر شمرده دارید و مرگ ناگهانی فرا می رسد هر کس بذر نیکی بکار د خوشی را درو کند و هر کس تخم بدی بکارد پشیمانی بدرود هر کشاورزی هر چه بکارد همان محصول اوست کسی که کند کار باشد بهره اش را می یابد و کسی که حریص است به آنچه مقدرش نیست نمی رسد هر کسی به خیر می رسد خدایش مرحمت کرده و هر کس از شری برهد خدایش رهانیده است:
 
این سخنان امام علیه السلام بیانگر اصل سخن واقعیت های زندگی است زیرا که انسان به فرموده امام ایام عمر معینی دارد که نه بیشتر و نه کمتر می شود و مرگ ناگهان فرا می رسد بنابراین سزاوار است کسی که بر این حال است فریب نخورد و به حقوق دیگران تجاوز نکند و یقین داشته باشد که او به جزای عمل خود می رسد.
امام علیه السلام به اندیشیدن در امر خدای متعال با هدف ایمان دعوت فرموده و می گوید:
" لیست العبادت کثرت الصیام و الصلات و انما العبادت کثرت التعبد: التفکر فی امرالله..."
" عبادت به زیادی روزه و نماز نیست بلکه عبادت به زیادت تعبد یعنی اندیشیدن در امر خداست..."
امام علیه السلام دراحادیث خود بیان فرموده است که ریشه اعتقاد و ایمان به خدا ژرف نگری در امر خدا و نگرش به بدایع خلقت پروردگار است زیرا اینها هستند که انسان را به ایمان مطلق نسبت به آفریدگار بزرگ وا می دارند.
 

 

حکمت تشریع روزه
جعفر بن محمد حمزه علوی درباره حکمت تشریع روزه سوال کرد؛ امام علیه السلام در پاسخ وی فرمودند:
" فرالله تعالی الصوم لیجد الغنی مس الجوع فیحنو علی الفقیر"
"خدای تعالی روزه را از آن جهت واجب گردانیده است تا توانگر رنج گرستگی را لمس کند و بر مستمند وفقیر توجه نماید"
امام علیه السلام درباره فلسفه تشریع روزه با کوتاه ترین و رساترین بیان سخن گفته است که روزه توانگر را به نیازمندی های مردم فقیر و احساس به او وا می دارد به علاوه فواید روحانی و بهداشتی زیادی که بر آن مترتب است.
 


نکوهش مردمان دورو
امام علیه السلام منافقان را نکوهش کرده می فرماید:
" بیس العبد عبدایکون ذاوجهین وذالسانین بطری اخاه شاهدا ویاکله غایبا اعطی حسده و ان ابتلی خانه"
"چه بد است آن بنده خدایی که دو رو و دو زبان است در حضور برادرش او را می ستاید و پشت سر از او بدگویی می کند اگر چیزی ( به آن برادر دینی) برسد حسودی کند و اگر گرفتار شود بر او خیانت ورزد
براستی دورویی  صاحبش را دروغگو، خیانتکار و دغلباز می سازد همان گونه که او را از هر چه حق و حقیقت است بسیار دور می کند. و از جمله مظاهر ناپاکی شخص دورو آن است . که برای رسیدن به مطامع نامشروع خود به دورویی متوسل می شود.
 


نصیحتی گرانقدر
امام علیه السلام برخی از یارانش را با این نصیحت گرانقدر و حکمت رسا بهره مند ساخته و فرموده است:
تا وقتی که برایت قابل تحمل است از درخواست چیزی از دیگران خودداری کن زیرا هر چیزی را خیر تازه ای است. پافشاری در درخواست ها ارزش تو را از بین می برد. مگر این که دری به روی تو باز شود که شایسته ورود باشد! زیرا چقدر نزدیک است که دست رد به سینه ستمدیده بخورد. و چه بسار دگرگونی ها نوعی از آداب خدای عزوجل باشد. نصیب ها مراتبی دارد . بنابراین برای میوه ای که نرسیده شتاب مکن زیرا که هر میوه ای در وقت خودش می رسد و آن که امور تو را تدبیر می کند بهتر می داند که چه وقتی برای تو صلاح است . پس به آگاهی او در امور خود اطمینان کن و در همان آغاز نیازمندی های خویش عجله مکن که دلتنگ خواهی شد و پرده نومیدی جلوتر خواهد افتاد. بدان که شرم و حیا اندازه ای دارد و اگر از آن مقدار زیاد شود ناتوانی است . جود و بخشش نیز اندازه ای دارد اگر از آن مقدار افزون گردد و لخرجی است و اقتصاد نیز حدی دارد پس اگر بیشتر شد بخل خواهد بود و شجاعت نیز اندازه ای دارد اگر از آن اندازه افزون شد بی باکی است.
 


سفارش حضرت امام حسن عسگری(ع) به شیعیان
شما را به تقوای الهی و پرهیزگاری در دینتان ، و کوشش و تلاش برای خدا، و راستگویی، و ادای امانت به هر که شما را امین شمرده است، نیکو کار باشد و یا بدکار، و سجده طولانی و همسایه داری خوب، توصیه می کنم که محمد(ص) به خاطر اینها آمده است . نماز را با جماعت ایشان ( شیعیان ) بخوانید و جنازه هایشان را تشییع کنید و از بیمارانشان عیادت نمایید و حقوق ایشان را بپردازید، زیرا هنگامی که فردی از شما پرهیزکار در دین و راستگو و امانتدار باشد و با مردم خوشرفتاری کند، می گویند: " این شیعه است و در نتیجه باعث خواشحالی ما می شود.
از خدا بترسید و زینت ما باشید، نه آن که باعث ننگ ما گردید، هر دوستی که هست به نفع ماجلب کنید و هر زشتی را از ما برطرف سازید، زیرا که هر چه از نیکی درباره ما گفته شود، سزاواریم و هر بدی که درباره ما بگویند، ما آنچنان نیستیم . ما را در کتاب خدا(قرآن) و خویشاوندی رسول خدا 6 حقی است، و از جانب خدا ما پاک داشته شده ایم و هر که جز ما چنین ادعایی کند، دروغگو ست. خدا را زیاد یاد کنید و فراوان به یاد مرگ باشید، و قرآن را زیاد تلاوت کنید و بر پیامبر(ص) بسیار صلوات بفرستید که در هر صلوات بر رسول خدا(ص) ده حسنه است. بدانچه شما را سفارش کردم، پاس دارید، شما را به خدا می سپارم و به شما درود می فرستم... .

 

منبع : www2.irib.ir

 

دانستنیها                          

کتاب جالب کلاس اول ابتدایی 70 سال پيش

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود    /     جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم  /   لا اقل یک روز کودک می شدیم

 

 یادش بخیر کودکی...

حتماً همه ما کتاب کلاس اول خود و یا دست كم، تصاویر و نوشتارهایی از آن را به یاد داریم.
ایام كلاس اول دبستان یکی از پرخاطره ‌ترین دوران زندگی آدم‌ هاست و همه ما دوست داریم برای یک بارهم که شده، نخستین کتاب درسی زندگی ‌مان را به‌ دست بگیریم و صفحه‌های آنرا به یاد دوران کودکی ورق بزنیم و كمی هم در آن تأمل کنیم. گاه هم افسوس می‌ خوریم که ای کاش کتاب فارسی کلاس اول ‌مان را برای یادگاری نگه می ‌داشتیم.
عبدالحسین کلهرنیا گلکار فردی است كه کتاب اول ابتدایی خود را حدود 70 سال حفظ و نگهداری کرده است.

كلهرنیا بیش از 30 سال در مدرسه‌های استان کرمانشاه به عنوان معلم هنر سعی کرده نظم را در زندگی دانش‌ آموزان نهادینه کند و امروز می ‌توان از او به عنوان یکی از دانش ‌آموزان منظم هفت دهه گذشته نام برد.
استفاده از کتاب یاد شده به سال‌های دهه 1320 مربوط می ‌شود و نوع خط به کار برده ‌شده در آن به صورت نستعلیق و نسخ است.
 
در آن دوران که دانش ‌آموزان با این کتاب تحصیل می‌ کردند، اواخر جنگ جهانی دوم بود.
 
کلهرنیا که دوران خردسالی ‌اش را با شعرها و جمله ‌های کودکانه این کتاب سپری کرده است، در این ‌باره می ‌گوید: تأثیر مثبت و شادی‌ آور بعضی از حکایت‌های این کتاب هنوز پس از چند دهه بر روح و روان من باقی مانده؛ به طوری که بارها از این کتاب برای فرزندان و نوه هایم قبل از رفتن به مدرسه، خوانده‌ام.

برخی از حکایت‌های این كتاب عبارت ‌اند از: شب مهتاب، بوسه مادر، عید نوروز و پیشی پیشی ملوسم.
 
او با اشاره به انتقادی که در همان سنین کودکی به یکی از درس‌های این کتاب داشته است، می ‌گوید: درس  " آذر و شخص کور"  همیشه سؤالی آزار دهنده در ذهن من به وجود می ‌آورد که چرا نویسنده این کتاب ارزشمند، آن فرد نابینا را مرد کور خطاب می ‌کند؟ چون من همیشه از واژه کور متنفر بودم که اصلاً چرا انسان به خاطر معلولیت باید تا آخر عمر احساس ذلت کند وهمیشه دوست داشتم که آدم علیل هرگز ذلیل نباشد.

نگهدارنده این کتاب قصد فروش آن را ندارد؛ مگر اینكه در مراکز فرهنگی خاص مورد بازدید عموم قرار گیرد.

در اینجا تصاویری از صفحات این کتاب جهت ملاحظه حضورتان تقدیم می گردد.

 

 

 

 

 

 

برگرفته از : www.tabnak.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مباحث فرهنگی            

ویژه نامه آغاز دهه فجر انقلاب اسلامی

به همراه تقویم و نام گذاری روزهای دهه فجر در سال 1390

تهیه و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت       

 

 

  و مردم را به یاد ایام الله بینداز (ابراهیم: 5)

 

ورود حضرت امام خمینی (ره) به وطن اسلامی و آغاز دهه مبارک فجر

12 بهمن 1390 برابر است با  سی و سومین سالگرد ورود حضرت امام خمینی (ره) به ایران است.  33 سال پیش درچنین روزهایی درسال ۱۳۵۷ هجری شمسی، امام خمینی(ره) بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران، پس ازپانزده سال دوری ازوطن درمیان استقبال پرشورمردم قدم به خاک میهن اسلامی گذاشتند. پس از یکصد و هفده روز توقف امام خمینی (ره) در نوفل لوشاتو، امام خمینی (ره ) ساعت سه و سی دقیقه به وقت تهران به سوی تهران حرکت کردند.
 
با آنکه پخش مستقیم مراسم ورود امام از شبکه تلویزیون میلیون ها نفر را درخانه ها پای تلویزیون نشانده بود، تهران سیل جمعیت برای دیدار رو در رو با امام خمینی خود را به مسیر تعیین شده و خیابان هایی که از فرودگاه تا بهشت زهرا به عنوان معبر امام انتخاب شده بود رسانده و در سوی خیابان ها مستقر شدند . به نوشته روز نامه کیهان طول جمعیت استقبال کننده از امام خمینی به ۳۲ کیلومتر می رسید. در هواپیما دویست نفر امام را همراهی می کردند که پنجاه تن از از آنان همراهان و هواداران و نزدیکان امام خمینی و ۱۵۰ نفر دیگر از خبرنگاران بودند. راس ساعت نه و سی و هفت دقیقه و سی ثانیه امام در میان حلقه گروه منتخب استقبال کنندگان از پله های هواپیما فرود آمدند.
 
خودروی حامل امام خمینی و افراد اسکورت با سرعتی متعادل به سوی میدان آزادی به راه افتادند تا از آنجا راهی دانشگاه تهران شوند و سپس راه را در مسیر خیابان آزادی تا بهشت زهرا ادامه دادند. امام (ره)در این روز ابتدا در فرودگاه با ایراد بیاناتی از تمامی افرادی که در این مدت در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی نقش ایفا کردند تشکر کردند . ایشان سپس با حضور در کنار شهدای انقلاب اسلامی درباره مواردی چند از جمله غیر قانونی بودن مجلس و دولت منصوب شاه و مفاسد رژیم گذشته ایراد سخن کردند. ایشان همچنین در این روز طی پیامی از افسران، در جه داران و سربازان ارتش خواستند با دولت غاصب بختیار همکاری نکنند. آن حضرت همچنین در مدرسه رفاه تهران در میان اعضای کمیته برگزاری استقبال از دستاوردهای انقلاب سخن گفتند.

 

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است

روز آمده، تاج لاله بر سر زده است

با آمدن امام در کشور ما

خورشید حقیقت زافق سر زده است

 

 

انقلاب ما صبح صادق بود و فجر ایمان که در سکوتِ سرد زمستانِ بیداد، سرود حقیقت سر داد و در ستیغ گرمای تابستانِ شقاوت، خنکای عدالت گسترد. آن روزها که همه چیز پاییز زرد رنج را زمزمه می کرد، ناگهان نبض زمان با بهار لحظه ها به انفجاری مقدس پیوند خورد.

از امام آمد درشت روزنامه ها تا دمیدن صور انقلاب، ده روز، پربارتر از ده قرن گذشت؛ وَ الْفَجْرِ وَ لَیالٍ عَشْرٍ. دهه فجر، میلاد امتی گشت که زیباترین حماسه تاریخ معاصر را بر مبنای ایمان و بر محور ولایت آفریدند.

اینک این ماییم و این وظیفه که هیچ وقت از یاد نبریم که چه بودیم، چه کردیم، چه شدیم و اینک کجاییم.

 

یکی بود، یکی نبود

انقلاب اسلامی ما، یک قصه واقعی است که یکی بود آن با مستضعفان و پابرهنه ها و یکی نبود آن با مستکبران و زورگوها شروع می شود. صاحبان این انقلاب، به دور از دنیای دو نبشها و سرقفلیها قیام کردند؛ آنهایی که رنگ سفره شان در طول این سال ها اگر کم رنگ تر نشده باشد، یک نواخت باقی مانده است. آنهایی که صاحب چندین قبر در مزار شهیدان هستند و هنوز خود را مدیون انقلاب می دانند. آنهایی که همیشه بدهکارند، ولی از انقلاب طلبی ندارند. آنهایی که همیشه بسیجی هستند. آنهایی که لباس خاکی خود را عوض نکرده اند. کسانی که پاپوششان، کفش ملی است و لباس برادر بزرگ تر را می پوشند. انقلاب به دل گرمی اینان، خود را بیمه می کند.

یکی نبودها، انگل این مردمند و مسبب سفره های بی رنگ؛ آنهایی که کیسه هایشان را به قیمت جیب های خالی این مردم پر می کنند. بر سکوی اول احتکار، فاتحانه می ایستند و حسرت اجرای عدالت را بر دل پابرهنگان می گذارند. اینان با ارز می بینند. با سکه های طلا می شنوند. با زبان لمس می کنند و هر چیزی را با بوی سرمایه می چشند. با این حال، همه اینها یک روز سکته خواهند کرد؛ آن روز که آقای اصلی انقلاب با قدم های سبزش، ریشه این پلیدی ها را زرد کند.

 

انقلاب آگاهانه

انقلاب بزرگ ایران، در شیوه شکل گیری، نفوذ فراگیر و حتی پیروزی شکوه مندش با بسیاری از انقلاب های دیگر جهان متفاوت بود. یکی از ده ها رمز جاودانه این شگرفی، اراده پرشور و حضور آگاهانه مردمی بود که برای هدفی والا و مقدس، با تمام توان و حتی با نثار جان به میدان مبارزه شتافتند. این نکته مهم در تحلیل بسیاری از اندیشمندان خارجی نیز بازتاب داشته است. تدا اسکاچ پُل، نویسنده و محقق غربی که معتقد است هیچ انقلابی به صورت آگاهانه و به دست مردم ایجاد نمی شود، در مقاله ای که در سال 1982 با عنوان دولت تحصیل دار و اسلام شیعی در انقلاب ایران نوشت، با توجه به آشکار بودن نقش اراده، آگاهی، رهبری و اندیشه در انقلاب اسلامی، اعتراف می کرد: اگر در دنیا تنها یک انقلاب آگاهانه ساخته شده باشد، آن انقلاب، انقلاب ایران است.

به عقیده او، زمانی که بر اثر سیاست های مستبدانه، ضددینی و بیگانه گرایی شاه، نوعی ناامیدی و انزجار از حکومت در میان مردم پدید آمد، مجموعه ای از عناصر فرهنگی ریشه دار در تاریخ اسلام شیعی و نیز اسطوره بنیادین تشیع حضرت امام حسین علیه السلام ، مراسم مذهبی، شبکه مساجد و روحانیت به گونه ای هشیارانه انقلاب اسلامی را به وجود آوردند.

 

انقلابِ متفاوت ملت ایران

میشل فوکو، فیلسوف و نظریه پرداز مشهور فرانسوی که خود در هنگامه نهضت اسلامی ایران دو بار به تهران و قم سفر کرده و از نزدیک شاهد فراز و نشیب انقلاب بود و مقاله های بسیاری در این باره منتشر ساخت، درباره ریشه یابی این رویداد می نویسد: این انقلاب نمی تواند با انگیزه های اقتصادی و عادی صورت گرفته باشد؛ زیرا جهان، شاهد شورش و قیام همه مردم بر ضد قدرتی بود که مشکلات اقتصادی بزرگی نداشت که به موجب آن میلیون ها ایرانی به خیابان ها ریخته و قیام کنند. ریشه این انقلاب را باید در جای دیگری جست وجو کرد.

میشل فوکو معتقد است: زبان و شکل و محتوای مذهبی انقلاب ایران، امری اتفاقی و تصادفی نیست، بلکه در حقیقت این رهبری مذهبی بود که با تکیه بر موضع مقاوم و انتقادی سابقه دار در مکتب تشیع در برابر قدرت های سیاسی حاکم و نیز نفوذ عمیق در دل ایرانیان توانست آنان را این گونه به قیام وا دارد؛ آن هم رژیمی که بی شک، یکی از مجهزترین ارتش های دنیا را در اختیار داشت و از حمایت مستقیم امریکا و دیگر قدرت ها برخوردار بود.

 

ناتوانی تحلیل گران از پیش بینی انقلاب

انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 هم معادلات جهانی را بر هم زد. نظریه های سیاسی و جامعه شناختی معمول را به چالش کشید و دولت های استکباری را به شدت آشفته و غافلگیر کرد. تحلیل گران سیاسی، مراکز اطلاعاتی و سازمان های جاسوسی قدرت های بیگانه که در ارزیابی و سنجش تحولات جامعه ایران و موفقیت احتمالی رهبری مذهبی آن بر اساس معیارهای مادی و تجربی قضاوت می کردند، از پیش بینی وقوع انقلاب اسلامی و شناخت ماهیت آن عاجز ماندند. به تعبیر بلند حضرت امام رحمه الله : از اراده خدا بی خبر بودند. این کاری بود که خدا کرد؛ معجزه ای بود که خدای تبارک و تعالی انجام داد.

سازمان سیا پس از ارزیابی خود از وضعیت جامعه ایران در مرداد 1357 اعلام کرده بود: ایران در وضع انقلابی و یا حتی ماقبل انقلابی قرار ندارد! سازمان اطلاعاتی DIA نیز در ارزیابی اطلاعاتی خود در 28 سپتامبر 1978 (6/7/1357) گفته بود: انتظار می رود که شاه تا ده سال دیگر به طور فعال زمام قدرت را در دست داشته باشد. حتی کارتر رئیس جمهور وقت امریکا در سفر خود به ایران، ایران را جزیره ثبات و آرامش در یکی از پر سر و صداترین نقاط دنیا خوانده بود.

 

مصمم، نه عصبانی

پاتریک چاوال، عکاس و فیلم ساز فرانسوی که با عکس ها و مستندهایی که از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل و جنگ ویتنام گرفت، معروف شد، پس از دیدن امام خمینی رحمه الله در نوفل لوشاتو به ایران آمد و از نهضت مردم ایران عکس هایی ماندگار گرفت. او درباره انقلاب و رهبر آن گفت: همان بار اولی که آیت الله را دیدم، فهمیدم که او پیروز خواهد شد. او با تمام کسان دیگری که تا آن روز دیده بودم، فرق داشت. یک جور انرژی توی صورتش بود که دیگر مثلش را ندیدم. انقلاب او هم با بقیه جاهایی که عکاسی کردم، فرق داشت. مردم ایران مصمم بودند، اما عصبانی نبودند.

 

این یک انقلاب نیست!

مردم حمله کرده بودند به زندان باستیل. کی؟ 14 ژوئیه 1789. انقلاب فرانسه اندک اندک داشت به واقعیت تبدیل می شد. همان روز، هنگامی که لویی شانزدهم از حمله موفقیت آمیز مردم به آن زندان معروف آگاه شد، یکی از نزدیک ترین یارانش را کنار کشید و از او پرسید: این یک شورش است؟ او هم بدون هیچ تعارفی، آب پاکی را روی دست جناب پادشاه ریخت و گفت: نه، اعلیحضرتا! این یک انقلاب است. تاریخ بزرگ و یازده جلدی ویل دورانت با همین ماجرای کوتاه به پایان می رسد.

سال 1978 یا همان 1357 خودمان بود. میشل فوکو بعد از یک سفر نسبتا کوتاه، از ایران برگشته بود به فرانسه. این موجود عجیب و غریب با آن کله تاس و خنده های عمیقش، همه غربی ها را به بازی گرفته بود. فیلسوف، تاریخ دان، روان شناس، جامعه شناس و پارادوکس تمام عیاری چون او می خواست یک چشمه دیگر از هنرهای بسیارش را رو کند؛ روزنامه نگاری را. حالا هم فرانسوی های جست وجوگر می خواستند از زبان او بشنوند که در ایران چه خبر است. آنها مدام می پرسیدند: این یک انقلاب است؟ و تنها پاسخی که به صورت تلویحی شنیدند، این بود: نه، این نخستین قیام بزرگ بر ضد نظام های جهانی است؛ مدرن ترین و دیوانه وارترین صورت شورش.

 

معجزه قرن

در تفسیر درست و تبیین آگاهانه انقلاب اسلامی ایران و تحولاتی که جهان معاصر را با آن روبه رو کرد، تنها واژه معجزه می تواند بازتاب صحیح حقیقت باشد. این واقعیتی بود که پیر بیدار انقلاب، امام راحل رحمه الله بارها بر آن تأکید ورزید: یک تحول روحی در جامعه پیدا شد که من غیر از آنکه بگویم یک معجزه بود، یک اراده الهی بود؛ نمی توانم اسم دیگری رویش بگذارم. باز می فرماید: اینجا حساب الهی است. اینجا دست خداست. اشخاص نمی توانند یک همچو قدرتی ایجاد کنند... این اراده الهی است که تمام حساب های حساب گران مادی را باطل کرد.

آفاقِ روشن نهضتِ امام و ایران تا آنجا پرتو گسترد که حتی بسیاری از شخصیت های غیرمسلمان نیز با تأیید نگنجیدن جریان انقلاب اسلامی در چارچوب محاسبات مادی، به اعجاز آن اعتراف کردند. رابرت کالتسون، دانشمند کانادایی در این باره می گوید: از نظر من که یک غربی و فرد غیر مسلمان هستم، این معجزه است که یک انقلاب مکتبی و الهی بتواند در جهان امروز این طور تحقق پیدا کرده و در جهت استقرار عدالت به پیش برود. این انقلاب بدون شک از جانب خداوند حمایت می شود.

 

انقلاب خمینی رحمه الله

انقلاب اسلامی ایران، بی نام ناخدای مأنوس با ملکوتش، در هیچ جای جهان شناخته شده نیست. ظهور و حضور پیامبرگونه امام، نوید امن و ایمان بود در عصری که داشت به غیبت خدا خو می گرفت. فریاد ستم ستیز امام سبب شد تا امت های اسلامی به شور آیند و رستاخیزی پیش از رستاخیز را تجربت کنند و چنین بود که بی درنگ، پس از آغاز حرکت انبیایی امام، نه فقط در کشورهای اسلامی، بلکه در تمامی سرزمین هایی که نام و یادی از خدا هنوز باقی بود، حرکت های پیاپی و عظیم پدید آمد که هدف اصلی این توفان ها، درهم شکستن بت های کفر و شرک در عرصه زمین و حرکت به نام خدا در گستره زمان بود.

جهان، شخصیت های برجسته مبارز و رهبران سیاسی بسیاری به خود دیده است، ولی آنچه کار امام و انقلاب ایران را شکوهی جاودانه بخشید، آن است که شخصیتی الهی، آغازگر انقلاب اسلامی در قرن بیستم بود. او انسان ها را به سمت و سوی ارزش ها رهنمون شد و به خوبی توانست حکمت را با سیاست در هم آمیزد. راز شگرف رهبری امام را باید در اصالت اندیشه ها، صلابت رأی و صداقت بی شایبه اش با مردم جست وجو کرد.

 

دکترین سیاسی امام خمینی رحمه الله

برای شناخت انقلاب اسلامی ایران و تفاوت های آشکاری که این نهضت با دیگر خیزش های مردمی در قرن حاضر داشته است، باید پیش از همه به پیوند جدایی ناپذیر انقلاب اسلامی و رهبر بزرگ آن امام خمینی رحمه الله توجه کرد. به اعتراف بسیاری از تحلیل گران مسائل سیاسی و اجتماعی، امام در تعریف و تعیین اهداف انقلاب اسلامی، رهبری مبارزه، رویارویی با قدرت های افزون طلب و حفظ دستاوردهای نهضت، دارای دکترین سیاسی ویژه و منحصر به فردی بود. دکترین سیاسی امام، بر پایه مبانی استوار و خدشه ناپذیری چون اعتقاد عمیق به غیب و امدادهای غیبی، ایمان خلل ناپذیر به آموزه های اسلام، اتکا و توکل بر قدرت بی کران الهی و تکلیف مداری مطلق قرار داشت؛ چیزی که غربیان از شناخت آن ناتوان مانده بودند.

امام خمینی رحمه الله با بهره گیری از اندیشه نو و ریشه دار الهی خود، نه تنها به سرنگونی رژیم قدرتمند پهلوی توفیق یافت، بلکه توانست با عرضه تفکری ناب و فرهنگی کاملاً دینی، آموزه های مکتب های مادی غرب را نیز به چالش بکشد.

 

انقلاب و تجدید حیات دینی انسان معاصر

بی تردید، نهضت بزرگ ملت ایران را با بیدارباشی که به بشر غفلت زده از فطرت داد و شکوهی که از قدرت دین باوری جلوه گر ساخت، می توان سرآغاز عصر جدیدی در حیات بشری دانست؛ چنان که مقام معظم رهبری فرمود: انقلاب اسلامی، هویت اسلامی را در دنیای اسلام و هویت معنوی را در کل جهان زنده کرد. شهید سید مرتضی آوینی نیز معتقد بود تجدید حیات معنوی و دینی بشر با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران آغاز شده است و بدین روی، دهه شصت را باید اولین دهه از این تجدید عهد دانست.

پروفسور محمد حسین هُدی، اندیشمند مسلمان مقیم اتریش نیز گفته است: اگر بنا باشد تاریخی را برای احیای هویت دینی در جهان معاصر در نظر بگیریم، آن تاریخ 1979 میلادی است؛ یعنی هم زمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران که خیزش عظیمی را برای تفکرات دینی در تمام ادیان به وجود آورده است.

 

انقلاب و قدرت نمایی خیره کننده اسلام

انقلاب اسلامی در یکی از حساس ترین نقاط گیتی همچون زلزله ای پیش بینی ناپذیر، اردوگاه آرام و بی دغدغه استکبار جهانی را به شدت به لرزه درآورد. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، برای نخستین بار، یک کشور مسلمان به گونه ای موفقیت آمیز، قدرت های بزرگ غربی را به مبارزه طلبید، آنها را تحقیر کرد و به منافع مادی شان خسارت رساند. این پیروزی شکوه مند، خوابِ خوش تحلیل گران و نظریه پردازانی که افول ادیان الهی را امری آشکار می دانستند، آشفته کرد و انبوه نظریه های آنان را بی اعتبار ساخت.

دکتر میشل جانسون، کارشناس روابط بین الملل در این باره گفته است: از نظر نمادین، انقلاب ایران، نخستین پیروزی مسلمانان بر غرب، از قرن شانزده میلادی به این سو شمرده می شود. نکته اینجاست که اسلام، عامل هدایت کننده این انقلاب بود و هیچ یک از ایسم های غربی ناسیونالیسم، کاپیتالیسم، کمونیسم و سوسیالیسم در آن نقشی نداشتند. قدرت های بزرگ غربی در رویارویی با عظمت های بی بدیلی که امام و انقلاب آفریدند، با استعداد پنهان و توانایی گسترده اسلام آشنا شدند.

 

انقلاب و بطلان نظریه های ضد دینی

پیش از انقلاب اسلامی، سیطره نظریه های مادی چنان حتمی به نظر می رسید که بسیاری از پژوهشگران علوم انسانی، در آینده بشر، مکان و منزلتی برای دین قائل نبودند. در قرن نوزدهم، فلسفه هایی پدید آمد که یا به طور کلی منکر دین شدند یا خود مذهبی دروغین را جای گزین ادیان آسمانی کردند. این روند در قرن بیستم تا بدان جا پیش رفت که بسیاری از دین ستیزان، آشکارا به مبارزه با باورهای دینی پرداختند، ولی سیر تحولات تاریخی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شرایط موجود را در آخرین سال های قرن بیستم چنان تغییر داد که اندیشمندان و نظریه پردازان بین المللی به تولد دوباره دین در جوامع بشری اعتراف کردند. به بیان دیگر، با وقوع معجزه انقلاب اسلامی به رهبری امام راحل رحمه الله و گسترش خیره کننده حوزه نفوذ ادیان بزرگ الهی، به ویژه دین مبین اسلام، امروز دیگر تحلیل گران وقایع سیاسی و تحولات اجتماعی به خود جرئت انکار جایگاه والای دین در اجتماع بشری و پیش بینی انزوای آن را در جهان معاصر نمی دهند و این از آثار گران قدر پیروزی انقلاب اسلامی ایران است.

 

عصر ظهور

ظهور انقلاب اسلامی ایران و افق های روشنی که از حق باوری و عدالت گستری به روی جهانیان گشود، زمینه ساز ظهور آخرین حجت حق بر سیاره زمین و عصر تب و تاب بشر برای درک درست آن یار غایب از نظر است. این نوید و این شمیم در سخنان آن یاور راستین حضرت حجت(عج) موج می زند. آن عارف حق می فرمود: دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش می بینم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند را نزدیک و نزدیک تر می نماید. آن گاه دعا می فرمود: و خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. امیدوارم که این انقلاب یک انقلاب جهانی بشود و مقدمه ای برای ظهور حضرت بقیه الله (ارواحناه فدا) بشود. این نیز توصیه همیشگی آن پیر سفر کرده است: به جمهوری اسلامی که ثمره خون پدرانتان است تا پای جان وفادار بمانید. با آمادگی خود، زمینه را برای قیام منجی عالم و خاتم الاوصیا و مَفخرُالاولیا حضرت بقیة الله روحی فداه فراهم سازید.

 

ودیعه ای الهی

انقلاب اسلامی همچون ارمغانی الهی و مائده ای آسمانی در تاریک ترین لحظات تاریخ ملت ایران به ما ارزانی شد. در حقیقت این انقلاب ودیعه ای است الهی که خداوند بر ما منت گذارد و لایق دانست که آن را در میان همه نسل ها به نسل حاضر ودر میان همه جوامع و ملت ها به ملت ما سپرده تا در حفظ و گسترش آرمان های آن بکوشیم و با تمام توان از ارزش های آن پاسداری کنیم.

 

مهم ترین وظیفه

اینک در آستانه ورود به  سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، باید ببینیم وظیفه فرد فرد ما در قبال این موهبت الهی چیست. ما چه باید بکنیم تا نه تنها به تکلیف خود عمل کرده باشیم، بلکه بیشترین تلاش را در حمایت از دست آوردهای انقلاب و تحقق اهداف متعالی آن انجام داده باشیم؟

آنچه تمامی افراد جامعه ما به ویژه جوانان خداجو و با نشاط باید بدانند این است که هم اکنون پرچم انقلاب اسلامی بر دوش آنان قرار دارد و آنان پیش قرآول و پیش آهنگ انقلاب اسلامی اند.

مهم ترین وظیفه ای که بر دوش نسل حاضر ایرانی است این است که این امانت و میراث گران بها را به بهترین شکل حفظ و در باروری آن تلاش کرده، آن را به آیندگان بسپارد.

 

 

 *** ضمیمه ***

 

عناوین ایام ‌الله دهه فجر انقلاب اسلامی در سال 1390

برای مشاهده عکس فوق در ابعاد واقعی لطفاً روی عکس کلیک کنید

 

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مرکزی دهۀ فجر انقلاب اسلامی در آستانۀ فرارسیدن سی و سومین سالگرد عید بزرگ و ولادت انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیه‌ ای مشترک؛ عناوین ایام‌الله دهه فجر انقلاب اسلامی در سال1390 را اعلام کردند.
به گزارش کمیتۀ ارتباطات و اطلاع رسانی ستاد مرکزی دهۀ فجر انقلاب اسلامی در این اطلاعیه آمده است :
         
دگر بار عطر روحبخش ماه بهار انقلاب اسلامی، ماه پرخاطرۀ بهمن 1357 ، در فصل خزان و سرما به مشام تمام وفاداران انقلاب اسلامی می‌رسد و تمامی مردم انقلابی و مبارز ایران اسلامی را سرشار از شور و حماسه‌ی حضور می‌سازد . و اینک در سومین سال از دهه عدالت و پیشرفت ، و در سی و سومین سالگرد بهار پیروزی انقلاب اسلامی و آستانه‌ی ایام‌الله دهه مبارک فجر سال 1390 به پاس فداکاری‌ها و ایثار تمامی رزمندگان و مردم غیور و شهیدپرور ایران اسلامی نام، یاد و خاطره آن عزیزان گلگون کفن را گرامی داشته و با ادای احترام به مقام شامخ و رفیع آن شهیدان و رزمندگان ، طنین پیام سرخ حسینی شهدای انقلاب اسلامی را در گوش جهان فریاد می کنیم .
         
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مرکزی دهۀ فجر انقلاب اسلامی با توجه به شرایط و مقتضیات سال جاری در داخل کشور و انتشار امواج خروشان بیداری اسلامی در اقصی نقاط جهان و برپایی خیزش ها و قیام های مردمی در کشورهای تحت نظام های سلطه حکام دیکتاتور ودست نشاندۀ غربی و با هدف ترویج و تعمیق آرمان های والای انقلاب اسلامی ، حفاظت و حراست و اعتلای هویت ملی اسلامی - ایرانی در عرصه های پیش روی داخلی و بین المللی ، افزایش امید و نشاط و پویایی و تجدید قوای نیروهای انقلاب اسلامی و گسترش مشارکت عمومی اقشار مختلف مردم و تقویت همبستگی عمومی ، وحدت و وفاق ملی به نامگذاری ایام‌الله دهه فجر انقلاب اسلامی به شرح زیر اقدام کرد .
         

عناوین ایام‌الله دهه فجر انقلاب اسلامی ـ 1390


چهارشنبه - 12/11/1390 ـ شهادت امام حسن عسگری(ع) ـ بازگشت امام خمینی(ره) به میهن اسلامی انقلاب اسلامی،امامت حضرت ولی عصر(عج)، امام خمینی(ره)،ولایت و رهبری
         
پنج ‌شنبه - 13/11/1390 - انقلاب اسلامی، ایمان، جهاد ، شهادت
         
جمعه - 14/11/1390 - روز فناوری فضایی - انقلاب اسلامی، انتظار فرج ، حاکمیت جهانی اسلام و استکبارستیزی
         
شنبه - 15/11/1390 - انقلاب اسلامی، جهاد اقتصادی، فرهنگ و احیای ارزشهای اسلامی
         
یکشنبه - 16/11/1390- آغاز هفته وحدت - انقلاب اسلامی، قرآن، بصیرت دینی و وحدت امت اسلامی
         
دوشنبه - 17/11/1390- انقلاب اسلامی، رسالت و منزلت زن مسلمان
         
سه‌ شنبه - 18/11/1390- انقلاب اسلامی، جوانان، خودباوری و نهضت علمی
         
چهارشنبه - 19/11/1390- روز نیروی هوایی انقلاب اسلامی، آمادگی دفاعی، بسیج و اقتدار ملی
         
پنج ‌شنبه - 20/11/1390 - انقلاب اسلامی، عدالت گستری، مردم سالاری دینی و حمایت از مستضعفان
         
جمعه - 21/11/1390ـ روز احسان و مهرورزی ـ میلاد حضرت محمد(ص) - میلاد حضرت امام جعفر صادق(ع) - انقلاب جهانی اسلام، پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله وسلم) و بیداری اسلامی
         
شنبه - 22/11/1390- پیروزی انقلاب اسلامی - انقلاب اسلامی، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی

 

 منابع :

- www.hawzah.net

-  www.fajr.ir

- porseman.net

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست شخصیت شناسی

 

با دیدن عکس زیر و پاسخ دادن به سوالات، به راحتی شخصیت خود را مشخص کنید.

تابلویی که در عکس می ‌بینید، جاده‌ ای را نشان می ‌دهد که به یک خانه منتهی می ‌گردد.

 این صحنه چه چیزی کم دارد؟

این تابلو چه چیزی کم دارد؟

 

 

تابلویی که در عکس می ‌بینید، جاده‌ای را نشان می ‌دهد که به یک خانه منتهی می ‌گردد. این صحنه چه چیزی کم دارد؟

- یک درخت

- یک آبگیر (برکه)

- آدم ها

- یک تکه ابر

- یک ماشین

 

نتیجه انتخاب خود را در ادامه ملاحظه نمایید.

 

 

 

 

نتیجه و توضیح :

 

درخت:

در زندگی شخصی، به بیشترین چیزی که اهمیت می ‌دهید رشد معنوی خودتان است.

 

یک آبگیر برکه:

در زندگی شخصی، به بیشترین چیزی که اهمیت می ‌دهید داشتن یک رویا است.

 

آدم ها:

در زندگی شخصی، به بیشترین چیزی که اهمیت می ‌دهید رابطه داشتن با افراد دیگر است.

 

یک تکه ابر:

در زندگی شخصی، به بیشترین چیزی که اهمیت می ‌دهید دوستتان است.

 

یک ماشین:

در زندگی شخصی، به بیشترین چیزی که اهمیت می‌ دهید پول است.

 

منبع : tebyan-zn.ir

 

  عبادت و بندگی             

معصومين و نماز

پیامبر اسلام (ص) و نماز

پیامبر بزرگوار اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ به حق، بنده حقیقی حضرت حقّ است، و به این معنا هر روز در پنج نوبت شهادت می دهیمو اشهد ان محمّداً عبده و رسوله، یعنی: گواهی می دهیم كه حضرت محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ بنده و فرستاده اوست. حضرتش گوی سبقت را در این وادی بر همگان و از همگان ربوده و در این معنی و دیگر معانی الگو و اسوه می باشد، كه:لقدكان لكم فی رسولِ اللهِ اسوةٌحسنةٌ.، یعنی: هر آنچه وجود رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای شما الگوی نیكویی می باشد. در احوالش چنین نقل كرده اند:كان النّبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ اذا قام الی الصلوة یربد وجهه خوفاً من الله تعالی و كان لصدره اولجوفه أزیز كأزیز المرجل، یعنی: پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ هر گاه كه به نماز می ایستادند چهره اش به جهت خوف از خداوند تغییر می كرد، و صدایی همچون جوشش دیگ از درون حضرت شنیده می شد. عایشه همسر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می گوید: شبی حضرت از رختخواب برخاست و مشغول مناجات شد تا نزدیك صبح عبادت كرد و پس از آن گریه های سختی سر داد، به حضرت عرض كردم: چرا خودت را به زحمت می افكنی در حالی كه خداوند، گناهان گذشته و آینده تو را بخشیده است؟ فرمودند: ای عایشه! آیا به پاس این همه نعمت بنده شكرگذاری نباشم. در ابتدای وحی آنقدر بر پنجه پا به عبادت ایستاد تا پای مباركش ورم كرد و آیه نازل شد:طه(1) ما انزلنا علیك القرآن لتشقی(2).، یعنی ما قرآن را بر تو نازل نكردیم كه خود را به سختی بیفكنی. و نیز روایت شده است:كان اذا قام الی الصلوة كأنّه ثوب ملقی، یعنی: وجود مبارك پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هرگاه به نماز می ایستاد، گویا جامه ای پهن شده به روی زمین بود.

علاّمه مجلسی درحیوة القلوب می نویسد: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ وقتی شب می خواست بخوابد، آب وضو را نزدیك سر خود می گذاشت و سر آب را می پوشاند و مسواك را زیر فراش خود قرار می داد، و قدری می خوابید و چون بیدار می شد، نظر به اطراف آسمان می كرد، و آیات آخر سوره آل عمران را تلاوت می فرمود، سپس مسواك می كرد و وضو می گرفت، و چهار ركعت نماز می خواند، و ركوع و سجود را به قدری طول می داد كه گویا سر از ركوع بر نخواهد داشت، و همچنین سجود را طول می داد، و به رختخواب برمی گشت، و قدری می خوابید، سپس بیدار شده و باز نظر به آسمان می كرد، و آیات را می خواند و مسواك می كرد، و وضو می گرفت و به همان طریق چهار ركعت نماز خوانده و باز به رختخواب برمی گشت و قدری می خوابید و باز برمی خواست، و به همان آداب عمل می كرد .و نماز وتر و نافله صبح را می خواند و سپس به مسجد برای ادای نماز صبح می رفت.

استمداد از نماز در رفع مشكلات زندگی:

و عن حذیفة قال: كان رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ اذا حزبه امر فزع الی الصّلاة، یعنی: حذیفه گوید: شیوه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنان بود كه چون مشكلی برای او پیش می آمد، به نماز پناه می برد، و از آن استعانت می جست. و عن النبّی ـ صلّی الله علیه و آله‌ ـ قال: كانوا یعنی الانبیاء یفزعون اذا فزعوا الی الصّلاة، از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و اله ـ روایت شده كه فرمودند: پیامبران خدا چنان بودند كه چون دچار نگرانی می شدند به نماز پناه می بردند .و عن الذین الدّرداء قال: كان رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ اذا كانت لیلة ریح كان مفزعه الی المسجد حتّی یسكن، و اذا حدث فی السّماء حدث من كسوف شمس او قمر كان مفزعه الی الصّلاة، یعنی: ابو درداء گوید: رسم رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنان بود كه چون شبی باد سهمگینی می آمد به مسجد پناه می برد، تا آرام گیرد، و چون در آسمان كسوف و خسوفی اتّفاق می افتد به نماز پناه می برد.

در احوالات اصحاب رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و بزرگان نیز می نویسند كه: در سختی ها و مشكلات و مصائب به نماز پناه می بردند، و از آن استمداد می جستند كه از باب نمونه به این روایت توجّه كنید. از ابن عبّاس روایت شده كه در مسیری می رفت كه خبر مرگ فرزندش را به او دادند. در این وقت او از مركب پیاده شد و به كناری رفت و دو ركعت نماز به جای آورد و بازگشت و آنگاه گفت: ما همان كاری را كه خدا به ما دستور داده بود انجام دادیم كه می فرماید:و استعینوا بالصبر و الصّلاة ....

 

 امام علی (ع) و نماز

در احوال سرور پارسایان حضرت علی ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است كه:كان علی ـ علیه السّلام ـ اذا قام الی الصلاة فقال وجّهت وجهی للّذی فطر السموات و الارض تغیر لونه حتّی یعرف ذلك فی وجهه، آنگاه كه به نماز می ایستاد این آیه را تلاوت می كرد: صورت خود را به سوی معبودی می گردانم كه آسمانها و زمین را آفرید، رنگ چهره اش تغییر می كرد، و این تغییر كاملاً از چهره اش هویدا بود. در روایتی چنین می خوانیم: هرگاه مولای متّقیان به نماز می ایستد، چهره اش متغیر می شد، و بدن نازنیش به لرزه می افتد، به حضرت عرض می كردند: این چه حالتی است ای امیرالمؤمنین؟ حضرت می فرمودند:جاء وقت امانة الله التی عرضها علی السّموات و الارض فأیین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان فلا ادری احسن اداء ما حملت ام لا، یعنی هنگام امانت خداوند است، امانتی كه به آسمانها و زمین عرضه شد و آنان نپذیرفتند و در وحشت فرو رفتند، ولی انسان آن را پذیرفت و معلوم نیست كه نیكو اداء خواهد كرد یا خیر.

به قول حافظ:

آسمان بار امانت نتوانست كشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند

این حالت قبل از نماز بود، در حین نماز خدا می داند چگونه بود، فقط این مقدار می توان گفت كه نمازش یادآور نماز رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بود. و درباره حضرت ـ علیه السّلام ـ آورده اند كه:انّه كان اذا دخل الصّلاة كان كأنه بناء ثابت او عمود قائم لا یتحرّك و كان ربّما ركع او سجد فیقع الطّیر علیه و لم یطق احد ان یحكی صلاة رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ الاّ علی بن ابیطالب و علی بن الحسین علیهم السّلام.. حضرت طوری بودند،كه وقتی داخل نماز می شدند، گویا مثل یك بناء ثابت یا ستون ایستاده ای می باشند، كه حركتی نمی كند و گاهگاهی ركوع یا سجده می كردند، و این هنگام پرنده بروی آن بزرگوار می نشست، و كسی طاقت نداشت از نماز رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ تقلید كند، مگر علی بن ابیطالب و امام سجاد ـ علیه السّلام ـ و نیز درباره ایشان چنین نقل كرده اند كه:ینسب الی مولانا امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ انّه وقع فی رجله نصل فلم یمكن من اخراجه فقالت فاطمة ـ علیها السلام ـ : أخرجوه فی حال صلاته فانّه لایحس بما یجری علیه حینئذ، فاَخْرَجَ و هو ـ علیه السّلام ـ فی صلاته، یعنی: در پای مباركش تیر رفته بود، هر چه كردند، به جهت درد شدیدی كه داشت، نتوانستند خارج كنند، تا آن كه به راهنمایی و توصیه همسر گرانقدرش سیده نساء عالمین، حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ هنگامی كه به نماز مشغول شدند، تیر را از پا بیرون كشیدند، و امام متوجه نشدند.

 

 حضرت فاطمه زهرا (س) و نماز

در احوالات این بانوی بزرگ اسلام آورده اند:كانت فاطمة علیها السّلام تنهج فی الصّلاة من خیفة الله تعالی.، یعنی: فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ هنگام نماز از ترس خدا نفس نفس می زد. و نیز از وجود مبارك پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ درباره ایشان نقل شده است:قال النبّی ـ صلّی الله علیه و آله ـ فی خبر طویل أخبر عما یقع من الظّلم علی اهل البیت علیهم السّلام، امّا ابنتی فاطمة فانّها سیدة نساء العالمین من الاوّلین و الاخرین ـ الی ان قال ـ متی قامت فی محرابها بین یدی ربّها جلّ جلاله، زهر نورها لملائكة السّماء كما یزهر نور الكواكب لأهل الارض و یقول الله عزّوجلّ لملائكته: یا ملائكتی انظروا الی أمتی فاطمة سیدة امائی قائمة بین یدی، ترتعد فرائصها من خیفتی، و قد اقبلت بقلبها علی عبادتی، اشهدكم انّی قد أمنت شیعتها من النّار.، یعنی: وجود مبارك پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در خبر طولانی كه در ضمن آن از ظلم و ستم به خاندان خود خبر می دادند، فرمودند: امّا دخترم فاطمه ـ سلام الله علیها ـ سیده و خانم زنان جهان از اولین تا آخرین آنها است، تا این كه فرمودند، هنگامی كه در محراب نمازش در مقابل پروردگارش می ایستد، نوری برای ملائكه های آسمان می درخشد، همان طوری كه نور ستارگان آسمان برای اهل زمین می درخشد و خداوند عزّوجلّ به ملائكه هایش می فرماید: ای ملائكه های من نگاه كنید، به كنیزم فاطمه(سلام الله علیها )، خانم كنیزان من، در حالی كه ایستاده است در مقابل من، بدنش از ترس من می لرزد، و با حضور قلب به عبادت كردن من روی آورده است، شما را شاهد می گیرم، كه من پیروان او را از آتش جهنّم در امان نگه می دارم

دعای حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ در نماز:

ابن بابویه به سَنَد معتبر از حضرت امام حسن ـ علیه السّلام ـ روایت كرده است كه آن حضرت فرمود: كه در شب جمعه مادرم فاطمه ـ علیها السّلام ـ در محراب خود ایستاده و مشغول بندگی حق تعالی گردید، و پیوسته در ركوع و سجود و قیام و دعا بود، و تا صبح طالع شد، شنیدم كه پیوسته دعا می كرد، از برای مؤمنین و مؤمنات، و ایشان را نام می برد و دعا برای ایشان بسیار می كرد، و از برای خود دعایی نمی كرد، پس گفتم ای مادر چرا از برای خود دعا نكردی، چنان كه از برای دیگران كردی، فرمود:یا بنی الجار ثم الدّار، یعنی: ای پسر جان من، اوّل همسایه را باید رسید، و آخر خود را.

 

 امام حسن (ع) و نماز

در مناقب ابن شهر آشوب و روضة الواعظین روایت شده است كه امام حسن ـ علیه السّلام‌ ـ هر گاه وضو می ساخت، بندهای بدنش می لرزید، و رنگ مباركش زرد می گشت سبب این حال را از آن حضرات پرسیدند فرمود: سزاوار است بر كسی كه می خواهد نزد ربّ العرش به بندگی بایستد آن كه رنگش زرد گردد و لرزه بر اندامش افتد. چون به مسجد می رفت وقتی كه نزد در می رسید سر را به سوی آسمان بلند می كرد، و می گفت:الهی ضیفك ببابك یا محسن قد اتیك المسیء فتجاوز عن قبیح ما عندی بجمیل ما عندك یا كریم، یعنی: ای خدای من، این مهمان تو است كه بدرگاه تو ایستاده، ای خداوند نیكوكار بنزد تو آمده بنده تبه كار، پس درگذر از كارهای زشت و ناستوده من، به نیكیهای خود ای كریم.

لباس نمازگزار در كلام امام مجتبی(علیه السّلام):

هر گاه امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ می خواست نماز بخواند، زیباترین لباس خود را می پوشیدند. شخصی پرسید ای فرزند رسول خدا!! چرا زیباترین لباس خود را در نماز می پوشی؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند:انّ الله جمیلٌ یحبُ الجمال، فاتجمّل لِربّی، و هو یقول:خذوا زینتكم عند كلّ مسجد فاحبّ ن البس اجود ثیابی، یعنی: خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد، و به همین جهت من لباس زیبا برای راز و نیاز با پروردگارم می پوشم، كه او می فرماید: زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگیرید. پس به همین علّت دوست دارم، كه زیباترین لباسم راهنگام نماز بپوشم.

 

 امام حسین (ع) و نماز

یكی از چهره هایی كه به حق و بی تردید در برپایی نماز سهم وافری دارد و مجد و عزّت و كرامت اسلام و مسلمین وام دار اوست، سرور شهیدان، حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ است. شخصیتی كه برای برپایی نمازخصوصاً و دین خداوندعموماً به وادی عطرآگین شهادت گام نهاد، و از ایستادگی او، نماز قامت برافراشت. لذا در زیارتش چنین می گوییم:و اشهد انّك قد اقمت الصّلاة، یعنی: شهادت می دهم كه تو نماز را برپا كردی. تاریخ نویسان چنین نوشته اند كه: ظهر روز عاشورا ابو ثمامه صیداوی به امام حسین ـ علیه السّلام ـ عرض كرد: جانم فدای شما ... این مردم به شما نزدیك شده اند، و لحظاتی بعد به شهادت می رسید، به خدا سوگند تا من زنده ام از شما حمایت می كنم، اكنون وقت نماز است، دوست دارم هنگام ملاقات خداوند، نماز ظهر را خوانده باشیم. حضرت سر به آسمان بلند كردند و فرمودند:ذكرت الصّلاة جعلك الله من المصلّین نعم اوّل وقتها، خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد، ما را به یاد نماز انداختی، آری اكنون اوّل وقت نماز است، سپس به یاران خود فرمود: از اینان بخواهید چند لحظه دست از جنگ بردارند، تا ما نماز بگذاریم. حصین بن نمیر بی شرمانه گفت: نماز شما پذیرفته نیست، حبیب بن مظاهر بر او تاخت و از اسب به زمین افكندش، و شمشیر كشید تا او را به قتل برساند، یاران حصین به فریادش رسیدند و از مهلكه نجاتش دادند. امام ـ علیه السّلام ـ به نماز ظهر ایستاد، دو تن از یاران دلیر امام به نام های زهیر بن قین، و سعید بن عبدالله در مقابل نمازگزاران ایستادند، تا از آنان محافظت نمایند. حضرت نماز خوف خواند، عطر گل آسمانی نماز در نیمروز عاشورا، در دشت كربلا و تمامی فضا پیچیده بود، كه از سوی سپاه شرك، تیرها به سوی نمازگزاران به پرواز در آمد. حتی در چنین لحظه شكوهمندی حرامیان حرمت و تقدس نماز را پاس نداشتند، از پرتاب تیر خودداری نكردند، هنگام نماز چندین تیر پرتاب شد و سعید بن عبدالله سینه خود را سپر كرد، و پس از اتمام نماز بر روی زمین افتاد و به شهادت رسید در بدن او سیزده تیر مشاهده كردند، علاوه بر زخمهایی كه در اثر شمشیر و نیزه برداشته بود.

دوست داشتن نماز:

مؤمن باید دارای تولّی باشد، یعنی اسرار عبادات را دوست داشته باشد. دوست نماز باشد، نه تنها نماز خوان باشد، سیدالشّهدا ـ علیه السّلام ـ به ابوالفضل ـ علیه السّلام ـ فرمود: به این قوم بگو امشب كه شب عاشورا است به من مهلت بدهند برای این كه خدای سبحان می داندانّی اُحِبُّ الصّلاة، كه من نماز برای رضای خدا را دوست دارم، نماز محبوب من است، نه اینكه من نماز خوانم. این اعمال صوری و ظاهری را كه همه دارند، آداب نماز هم كه میسور خیلی ها است، آن باطن و حقیقت نماز محبوب من است، من نماز را دوست دارم، و می خواهم از دوستم وداع كنم.

 

 امام سجاد (ع) و نماز

از القاب مبارك حضرت، همچون زین العابدین، سید السّاجدین، ذوالثّفنات، سجاد ... به روشنی پیدا است كه این امام همام مرد عرصه محراب و بندگی است، عبادت های سنگینی از حضرت نقل شده كه انسان به تعجّب می افتد، اینك گوشه ای از عبادت ها و حال آن جناب را متذكّر می شویم هر گاه حضرت قصد انجام نماز می نمودند: به مكان خشنی می رفت، خود را از مردم پنهان می نمودند، مشغول نماز می شد، و زیاد گریه می كرد، یك روز در هوای بسیار گرم بدنبال چنین جایگاهی بود، كه یكی از غلامان متوجّه آن جناب شد، دید حضرت پیشانی را بر سنگ سختی نهاده، و گریه می كند، ساعتها طول كشید تا آن كه حضرت سر از سجده برداشت از بس گریه كرده بود، چنین می نمود، كه سر و صورت را در آب فرو برده است.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ از زبان پدرش نقل می كند كه علی بن الحسین ـ علیه السّلام ـ هر گاه به نماز می ایستاد:كأنّه ساق شجرة لایتحرّك منه شیء الاّ ما حركت الرّیح منه.، یعنی: گویا تنه درختی است، هیچ حركتی در وی مشاهده نمی شد، جز آن مقدار كه باد به حركت در می آورد، و چون به قرائت:مالك یوم الدین می رسید، آنقدر آن را تكرار می كرد، كه نزدیك بود قالب تهی كند، شبها را پس از مختصری خواب در حدّی كه بدن مباركش از تعب نیاساید، به عبادت می گذراند، و روزها را غرق نور، در عبادت به معنی وسیع كلمه می كرد. تمام ماه رمضانش از پس آن همه نماز به دعا و تسبیح و استغفار می گذشت، و برای خود كیسه ای چرمی داشت، كه تربت عالی و پاك حضرت سیدالشّهداء را در آن ریخته بود، و به گاه سجده بر آن تربت پرقیمت سجده می كرد.
در كتاب خصال شیخ صدوق آمده است كه امام پنجم ـ علیه السّلام ـ می فرمایند: پدرم حضرت زین العابدین ـ علیه السّلام ـ نظیر حضرت علی ـ علیه السّلام ـ روزی هزار ركعت نماز به جای می آورد، پدرم دارای پانصد درخت خرما بود، آن بزرگوار پای هر درختی دو ركعت نماز به جای می آورد، موقعی كه مشغول نماز می شد، رنگ مباركش تغییر می كرد، و...، و اعضای مباركش از خوف خدا می لرزید و نیز ایشان فرمودند: بر پدرم وارد شدم، در حالی كه آنقدر امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ عبادت كرده بود، كه كسی به پای او نمی رسید، و از كثرت شب زنده داری رنگش زرد شده و از شدت گریه دو چشمش سوخته و از سجده های طولانی پیشانی حضرتش مجروح و بینی اش پاره و از بسیاری قیام در نماز، دو ساق پایش ورم كرده بود، من وقتی این صحنه را دیدم به گریه افتادم، در حالی كه پدرم، در فكر بود، پس به من فرمود: كتابی كه عبادت های علی ـ علیه السّلام ـ در آن نوشته شد برای من بیاور، وقتی آن كتاب را آوردم، و امام ـ علیه السّلام ـ كمی از آن را خواند، كتاب را كناری گذاشت و ضجّه ای زد و فرمود: چه كسی قادر است كه در عبادت به علی ـ علیه السّلام ـ برسد.

ابوحمزه ثمالی می گوید: دیدم، حضرت زین العابدین وارد مسجد كوفه شد، و در كنار ستون هفتم كفش مبارك از پای بیرون آورد، و آماده نماز شد، دستهای مبارك خود را تا محاذی گوش بالا برد، و تكبیری گفت، كه جمیع موهای بدن من از ترس شنیدن و عظمت آن تكبیر بر بدنم راست شد! و چون شروع به نماز كرد، لهجه ای پاكیزه تر و دلرباتر از او ندیدم.
طاووس یمانی می گوید: شبی وارد حجر اسماعیل شدم، دیدم حضرت زین العابدین در سجده است و كلامی را تكرار می كند، گوش كردم، دیدم می فرمایند:الهی عبیدك بفنائك، مسكینك بفنائك، فقیرك فنائك، فناء در لغت به معنای فضای در خانه است. یعنی بنده تو و مسكین تو و محتاج تو بر درگاه تو منتظر رحمت تو است و چشم عفو و احسان از تو دارد. طاووس می گوید آن جملات را حفظ كردم، و پس از آن هر گونه بلا و المی مرا گرفت، در سجده نمازم آن جملات نورانی را گفتم، برایم خلاصی و فرج پیش آمد!

درباره امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ روایت شده كه هرگاه وضو می گرفت، رنگ چهره اش زرد می شد، یكی از اطرافیان به حضرت ـ علیه السّلام ـ گفت: چرا در هنگام وضو این حالت به شما دست می دهد، حضرت ـ علیه السّلام ـ فرمودند: آیا می دانید كه در مقابل چه كسی می خواهم بایستم.

عن ابی حمزة الثمالی قال: رأیت علی بن الحسین ـ علیه السّلام ـ یصلّی، فسقط رداؤه عن منكبه، قال: فلم یسوّه حتّی فرغ من صلاته، قال: فسألته عن ذالك، فقال: ویحك اتدری بین یدی من كنت، انّ العبد لا یقبل منه صلاة الّا من اقبل منها، فقلت جعلت فداك هلكنا، فقال ـ علیه السّلام ـ كلاّ، انّ متمّم ذلك للمؤمنین بالنّوافل. یعنی: ابوحمزه ثمالی می گوید: كه روزی در حال نماز رداء از شانه آن حضرت ـ علیه السّلام ـ افتاد، حضرت تا فراغت از نماز آن را به شانه نیفكند، از علّت این امر سؤال شد، حضرت فرمودند: وای بر تو، آیا می دانی كه در مقابل چه كسی ایستاده ام، به درستی كه نماز بنده جز به همان مقدار كه با توجه و حضور قلب و اقبال به خدا باشد از او پذیرفته نمی شود، راوی می گوید: گفتم فدایت شوم، پس هلاك شدیم ما، فرمودند: نه، خداوند این نمازهای ناقص را با نوافل و نمازهای مستحبّی كامل می سازد.

روایت شده كه روزی در حال نماز حالت غشوه به آن حضرت ـ علیه السّلام ـ دست داد چون به هوش آمد، از این حالت سؤال شد، حضرت ـ علیه السّلام ـ فرمودند: پیوسته آیه ای از قرآن بر قلبم می گذرانیدم، تا آن گاه كه آن آیه را از گوینده اش شنیدم، در این هنگام بود كه جسمم توانایی مشاهده قدرت او را نداشت.

عن ابی یعفور، قال مولانا الصّادق ـ علیه السّلام ـ كان علی بن الحسین ـ علیه السّلام ـ اذا حضرت الصّلاة اقشعرّ جلده و اصفرّ لونه و ارتعد كالسّعفة.، یعنی: ابی یعفور، از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل می كند،كه حضرت ـ علیه السّلام ـ فرمودند: علی بن الحسین ـ علیه السّلام ـ هر گاه برای نماز بپا می خواست، پوستش می لرزید، و رنگش زرد می شد، و مثل شاخه درخت خرما به خود می پیچید.

امام باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید: پدرم امام سجّاد ـ علیه السّلام ـ در شبانه روز، هزار ركعت نماز می خواندند.

 

 امام باقر(ع) و نماز

ابن طاووس گفت: به اسناد خودم از ابی ایوب روایت می كنم، كه ایشان فرمود:كان ابو جعفر و ابو عبدالله ـ علیه السّلام ـ اذا قاما الی الصّلاة تغیرت الوانهما حمرة و مرّة صفرة كأنّما یناجیان شیئاً یریانه، یعنی: هنگامی كه امام پنجم ـ علیه السّلام ـ و امام ششم ـ علیه السّلام ـ به نماز می ایستادند، رنگ چهره شان گاه قرمز و گاه زرد می شد، گویا با كسی مناجات می نمایند كه او را را می بینند.

 

 امام صادق (ع) و نماز

در حالات امام صادق ـ علیه السّلام ـ و نماز آورده اند:وروی انّ مولانا جعفر بن محمّد الصّادق ـ علیه السّلام ـ كان یتلوا القرآن فی صلاته، فغشی علیه فلمّا افاق سئل ما الّذی أوجب ما انتهت حاله الیه؟ فقال: ما معناه: ما زلت اكرَر آیات القرآن حتّی بلغت الی حال كأنَنی سمعتها مشافهة ممَن أنزلها. امام صادق ـ علیه السّلام ـ به طوری در نماز قرآن می خواند، كه غش می كرد، پس چونكه به هوش می آمد، از او سؤال می شد، چه چیزی باعث شد كه این حال به شما دست دهد؟ فرمودند: معنای این است كه، همواره تكرار می كنم آیات قرآن را، تا به حالی می رسم كه آیات قرآن را با گوشهایم از كسی كه آن را فرو فرستاده می شنوم.

 

 امام كاظم(ع) و نماز

كمال الدّین محمّد بن طلحه شافعی در حق او فرموده: اوست امام كبیر القدر عظیم الشّأن، كثیر التهجّد، مجد در اجتهاد، و مشهور به عبادات، مواظب بر طاعات، مشهور به كرامات، شب را به روز می آورد به سجده و قیام، و روز را به آخر می رسانید به تصدّق و صیام، و به سبب بسیاری حلمش و گذشتن از جرم تقصیر كنندگان در حقّش كاظم خوانده شد، جزا می داد كسی را كه بدی كرده بود به او با احسان به او وكسی را كه جنایتی بر او وارد آورده به عفو از او، و به جهت كثرت عبادتش نامیده شد به عبد صالح، و معروف شده در عراق بهباب الحوائج الی الله زیرا، كه هر كه متوسّل به آن جناب شده به حاجت خود رسیده. حضرت امام موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ عابدترین اهل زمان خود و اَفقه از همه و سخی تر و گرامی تر بود، روایت شده كه شبها برای نوافل شب برمی خاست، و پیوسته نماز می گذاشت، تا نماز صبح و چون فرض صبح را ادا می كرد، تعقیب می خواند تا طلوع آفتاب، پس برای خدا سجده می كرد و پیوسته در سجود و تحمید بود و سر بر نمی داشت تا نزدیكی زوال و این دعا را بسیار می گفت:اللّهم انّی أسئلك الرّاحة عند الموت و العفو عند الحساب و مكررّ می كرد این را.

خطیب بغدادی كه از اعاظم اهل سنّت و موثّقین از مورّخین و قدمای ایشانست، گفته كه: موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ را عبد الصالح می گفتند، از شدّت عبادت و كوشش و اجتهادش، و گفته: روایت شده است كه آن حضرت داخل مسجد پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ شد و به سجده رفت. در اوّل شب، شنیدندكه پیوسته می گوید:عظم الذّنب من عبدك فلیحسن العفو من عندك، یعنی: گناه بنده تو بزرگ است، پس بخشش از جانب تو نیكو است. و این را مكرّر گفت تا داخل صبح شد.
و در خبری كه از مأمون نقل شده در ورود حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ بر هارون الرّشید، مأمون گفته:اذ دخل شیخ مسخد قد نهكته(خ ل) العبادة، كانّه شن بال قد كلم السّجود وجهه و انفه، یعنی: وارد شد بر پدرم پیرمردی كه صورتش از بیداری شب و عبادت زرد ورم دار شده بود، و عبادت او را رنجور و لاغر كرده بود به حدّی كه مانند مشك پوسیده شده بود، و كثرت سجده صورت و بینی او را مجروح كرده بود، و در صلوات بر آن حضرت در وصف آن جناب گفته شده:حلیف السّجدة الطّویلة و الدّموع الغزیرة..

تأثیر سجده امام هفتم ـ علیه السّلام ـ :

روایت شده كه هارون الرشید فرستاد به نزد حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ در وقتی كه در حبس بود، كنیزی عاقله و صاحب جمال را كه آن جناب را خدمت كند در زندان، و ظاهراً نظرش در این كار آن بود كه شاید حضرت به سوی او میل نماید، و قدر او در نظر مردم كم شود، یا آن كه برای تضییع آن جناب بهانه بدست آورد، و خادمی فرستاد تفحّص از حال او نماید، خادم دید كه كنیز را كه پیوسته برای خدا در سجده است، و سر بر نمی دارد، و می گوید:قدّوس قدّوس، سبحانك سبحانك، پس بردند او را به نزد هارون، دیدند از خوف خدا می لرزد، و چشم به آسمان دوخته، و مشغول گشت به نماز، از او پرسیدند، این چه حالتی است كه پیدا كرده ای گفت: عبد صالح را دیدم كه چنین بود، و پیوسته آن كنیز به همین حال بود تا وفات كرد، و ابن شهر آشوب این روایت را مفصّل نقل كرده، و علّامه مجلسی ـ رحمة الله علیه ـ آن را در جلاء العیون نوشته.

 

 امام رضا (ع) و نماز

شیخ صدوق از جابر بن ابی الضّحاك روایت كرده است كه گفت: مأمون مرا فرستاد تا حضرت رضا ـ علیه السّلام ـ را از مدینه به مرو آوردم، و امر كرد مرا كه آن جناب را از راه بصره و اهواز و فارس حركت دهم و از طریق قم نبرم او را، و نیز امر كرد كه آن جناب را در شب و روز حفظ كنم تا به او برسانم، پس من در خدمت آن حضرت بودم، از مدینه تا به مرو، به خدا سوگند كه ندیدم مردی را مثل آن حضرت در تقوا و كثرت ذكر خدا در جمیع اوقات خود، و شدّت خوف از حق تعالی و عادت آن جناب چنان بود كه چون صبح می شد، نماز صبح را اداء می كرد، و بعد از سلام نماز در مصلّای خود می نشست و پیوسته تسبیح و تحمید و تكبیر و تهلیل می گفت، و صلوات بر حضرت رسول و آل او می فرستاد تا آفتاب طلوع می كرد پس از آن به سجده می رفت و سجده را چندان طول می داد تا روز بلند می شد پس سر از سجده برمی داشت و با مردم حدیث می كرد و ایشان را موعظه می فرمود، تا نزدیك زوال آفتاب، پس از آن وضوی خود را تجدید می نمود، و به مصلّای خود عود می كرد، و چون زوال می شد برمی خاست و شش ركعت نافله ظهر می گذاشت و قرائت می كرد در ركعت اوّل بعد از حمد سورهقل یا ایها الكافرون در ركعت دوم و چهار ركعت دیگر بعد از حمدقل هو الله احد می خواند، و در هر دو ركعتی سلام می داد، و پیش از ركوع ركعت دوم بعد از قرائت قنوت می خواند و چون از این شش ركعت فارغ می شد، برمی خاست و اذان نماز می گفت و دو ركعت دیگر نافله بعد از اذان به جا می آورد، پس از آن اقامه نماز می گفت و شروع به نماز ظهر می كرد، و چون سلام نماز می داد، تسبیح و تحمید و تكبیر و تهلیل می گفت خدا را آنچه خواسته باشد پس سجده شكر بجا می آورد، و در سجده صد مرتبه می گفت:شكراً لله، پس سر بر می داشت و برمی خاست برای نافله عصر، پس شش ركعت نماز نافله به جا می آورد و در هر دو ركعت بعد از حمد سورهقل هو الله احد می خواند، و در هر ركعتی قنوت می خواند و سلام می گفت، و چون فارغ می شد از این شش ركعت اذان نماز عصر می گفت، پس دو ركعت دیگر نافله عصر را با قنوت بجا می آورد، پس اقامه می گفت و شروع می كرد به نماز عصر و چون سلام می داد تسبیح و تحمید و تكبیر و تهلیل می گفت خدا را آنچه خواسته باشد، پس به سجده می رفت و صد مرتبه می گفت: حمداً لله و چون روز به پایان می رسید و آفتاب غروب می كرد، وضو می گرفت و اذان و اقامه می گفت و سه ركعت نماز مغرب را اداء می كرد و در ركعت دوم پیش از ركوع و بعد از قرائت قنوت می خواند، و چون سلام نماز می داد، از مصلّای خود حركت نمی كرد، و تسبیح و تحمید و تهلیل می گفت خدا را آنچه خواسته باشد، پس سجده شكر به جا می آورد، و پس سر از سجده برمی داشت و با كسی تكلّم نمی كرد، تا برخیزد، و چهار ركعت نماز نافله به دو سلام با قنوت به جا آورد، و در ركعت اوّل از این چهار ركعت حمد وقل یا ایها الكافرون و در ركعت دوم حمد و توحید می خواند، و چون از این چهار ركعت فارغ می شد، می نشست و تعقیب می خواند، پس افطار می كرد، و كمی مكث می فرمود، تا قریب ثلث شب، پس بر می خاست و چهار ركعت عشاء را به جا می آورد، با قنوت در ركعت دوّم و پس از سلام در مصلای خود می نشست و ذكر خدا را بجا می آورد تسبیح و تحمید و تكبیر و تهلیل می گفت و بعد از تعقیب سجده شكر به جا می آورد، پس به رختخواب می رفت، و چون ثلث آخر شب می شد، از فراش خراب بر می خاست و در حالی كه مشغول بود به تسبیح و تحمید و تكبیر و تهلیل و استغفار، پس مسواك می كرد، و وضو می گرفت و مشغول هشت ركعت نماز نافله شب می شد، به این طریق كه بعد از هر دو ركعت سلام می داد، و در ركعت اول آن، یك مرتبه حمد و سه مرتبه قل هو الله احد می خواند و بعد از این دو ركعت، چهار ركعت نماز جعفر بجا‌ می آورد و از نماز شب حساب می كرد، و چون از این شش ركعت فارغ می شد، دو ركعت دیگر را به جا می آورد و در ركعت اول حمد و سورهتبارك الملك و در ركعت دوم حمد و سورههل اتی علی الانسان می خواند و چون سلام نماز می داد برمی خاست و دو ركعت نماز شفع بجای می آورد و در هر ركعت بعد از حمد سه مرتبه سورهقل هو الله احد می خواند و در ركعت دوم، قنوت می خواند، و چون از نماز شفع فارغ می شد، برمی خاست و یك ركعت نماز وتر را به جای می آورد و در این ركعت بعد از حمد سه مرتبهقل هو الله احد و یك مرتبهقل اعوذ برب الفلق و یك مرتبهقل اعوذ بربّ النّاس می خواند، پس شروع می كرد به خواندن قنوت، می خواند:اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد اللّهم اهدنا فیمن هدیت و عافنا فیمن عافیت و تولنا فیمن تولّیت و بارك لنا فیما اعطیت و قنا شرّ ما قضیت فانّك تقضی و لا یقضی علیك انه لا یذل من والیت و لا یعزّ من عادیت تباركت ربّنا و تعالیت، پس هفتاد مرتبه می گفت:استغفر الله و اسئله التّوبة و چون سلام نماز می داد می نشست، به جهت خواندن تعقیب و چون فجر نزدیك می شد برمی خاست برای دو ركعت نافله فجر و در ركعت اوّل حمد وقل یا ایها الكافرون و در ركعت دوم حمد و توحید می خواند، و چون فجر طلوع می كرد، اذان و اقامه می گفت، و دو ركعت فریضه صبح را بجا می آورد و چون سلام نماز می گفت تعقیب می خواند تا طلوع آفتاب، پس دو سجده شكر به جا می آورد، و چندان طول می داد تا روز بالا آید.

 

امام جواد (ع) و نماز

امین الاسلام طبرسی در كتاب إعلام الوری بأعلام الهدی در باب فضایل و مناقب حضرت جواد ـ علیه السّلام‌ ـ آورده است كه: مأمون همواره به حضرت جواد ـ علیه السّلام ـ احترام می كرد و از وی تكریم و تعظیم می نمود، و به فرزندان و خاندانش ترجیح می داد، پس از چندی، حضرت جواد به اتّفاق ام الفضل از بغداد بیرون شدند و به طرف مدینه حركت كردند، هنگامی كه به خیابان باب الكوفه رسیدند، و مردم هم از آن جناب مشایعت می كردند، در وقت غروب آفتاب به منزل مسیب رسید، و در آن جا فرود آمدند و داخل مسجد شدند. در صحن مسجد درختی بود كه میوه نمی داد، حضرت جواد نزدیك این درخت رفتند و در كنار آن وضو گرفتند، پس از این به خواندن نماز مغرب پرداختند، و بعد از سلام نماز مقداری نشستند و به ذكر خدا پرداختند، و بعد بلافاصله برای نافله برخاستند. پس از این كه چهار ركعت نافله مغرب را به جای آوردند و تعقیب و سجده شكر را انجام دادند، از مسجد بیرون شدند، هنگامی كه خواستند از نزدیك درخت بگذرند، مردم مشاهده كردند، كه درخت میوه دارد، از این جریان سخت در تعجّب افتادند، و از میوه آن خوردند و میوه آن درخت بسیار شیرین بود و هسته هم نداشت.

 امام هادی(ع) و نماز

قطب راوندی گفته كه در حضرت علی بن محمّد هادی ـ علیه السّلام ـ جمع شده بود خصال امامت و كامل شده بود در آن حضرت فضل و علم و خصال، خیر و تمامی اخلاق آن حضرت خارق عادت بود، مانند اخلاق پدران بزرگوارش و شب كه داخل می شد رو می كرد به قبله و مشغول به عبادت می گشت و ساعتی از عبادت باز نمی ایستاد و به تن نازنینش جبّه ای بود از پشم و سجّاده اش بر حصیری بود.
شیخ طوسی از كافور خادم روایت كرده كه گفت حضرت امام علی نقی ـ علیه السّلام ـ فرمود: به من كه فلان سطل را در فلان محلّ بگذارم كه من وضو بگیرم از آن برای نمازم، و فرستاد مرا پی حاجتی، و فرمود، چون برگشتی سطل را بگذار كه مهیا باشد برای وقتی كه من خواستم، آماده نماز شوم، پس آن حضرت به قفا خُفت تا خواب كند و من فراموش كردم كه فرمایش حضرت را به عمل آورم، و آن شب، شب سردی بود، پس یك وقت ملتفت شدم كه آن حضرت برخاسته برای نماز و یادم آمد كه من سطل آب را نگذاشتم، در آن محلّ كه فرموده بود، پس از جای خود دور شدم، از ترس ملامت آن حضرت و متألّم بودم از جهت آن كه حضرت به تعب و مشقّت خواهد افتاد و برای تحصیل آن سطل ناگاه مرا ندا كرد نداء غضبناك، من گفتم:انّا لله چه عذر آورم، بگویم فراموش كردم، چنین كاری را و چاره ای ندیدم، از اجابت آن حضرت، پس رفتم به خدمتش به حال رعب و ترس، فرمود وای بر تو آیا ندانستی رسم و عادت مرا كه من تطهیر نمی كنم مگر به آب سرد، برای من آب گرم نمودی، و در سطل كردی، گفتم، به خدا سوگند كه من نه سطل را در آنجا گذاشتم، و نه آب در آن كردم، فرمود:الحمد لله به خدا قسم كه ما ترك نخواهیم كرد رخصت خدا را و ردّ نخواهیم كرد عطای او را، حمد خداوندی را كه قرار داد ما را از اهل طاعتش و توفیق داد ما را به اعانت نمودن از برای عبادتش، همان پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند كه خداوند غضب می كند بر كسی كه قبول نكند رخصتش را.

 

امام عسكری (ع) و نماز

شیخ مفید و غیره روایت كرده اند كه بنی عبّاس داخل شدند به صالح بن وصیف در زمانی كه حبس كرده بود حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ را، و به او گفتند كه تنگ بگیر بر او، صالح گفت چه كنم من با او، همانا سپرده ام او را به دست دو نفری كه بدترین اشخاص می باشند كه من پیدا كرده ام ایشان را، یكی را نام علی بن یارمش است و دیگری اقتامش و اینك آن دو نفر اهل نماز و روزه گشته اند و رسیده اند در عبادت به مقامی عظیم پس امر كرد آن دو نفر را آوردند، پس ایشان را عتاب كرد و گفت وای بر شما، چیست شأن شما با این شخص، گفتند چه بگوییم در حقّ مردی كه روزها را روزه می گیرد و شبها را تا به صبح به عبادت مشغول است، تكلم نمی كند با كسی و مشغول نمی شود به غیر از عبادت و هر وقت نظر به ما می افكند، بدن ما می لرزد و چنان می شویم كه مالك نفس خود نیستیم و خودداری نمی توانیم بكنیم، آل عبّاس چون این را شنیدند برگشتند از نزد صالح، در كمال ذلّت به بدترین حالی، مؤلّف گوید: از روایات ظاهر می شود كه آن حضرت بیشتر اوقات محبوس و ممنوع از معاشرت بود و پیوسته مشغول بود به عبادت.

روایت شده كه حضرت امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ را سپردند به نحریر و نحریر تنگ می گرفت بر آن حضرت، و اذّیت می كرد آن جناب را، زوجه اش با او گفت: ای مرد بترس از خدا به درستی كه تو نمی دانی كه كیست در منزل تو، پس شروع كرد در بیان اوصاف حضرت عسكری ـ علیه السّلام ـ از صلاح و عبادت و جلالت آن حضرت و گفت من می ترسم، بر تو از این رفتار تو به آن حضرت ، نحریر گفت: به خدا سوگند كه من او را در بركة السّباع میان شیران و درندگان خواهم افكند، پس اجازه طلبید از خلیفه در این امر، او را اجازه داد، پس آن حضرت را افكند بنزد شیران و شك نداشتند در آن كه شیران آن حضرت را خواهند خورد، پس نظر كردند در آن محل كه از حال آن جناب خبری گیرند، دیدند آن جناب را ایستاده، و نماز می خواند و سباع در دور آن حضرت می باشند، پس امر كرد كه آن جناب را بیرون آورند، و بخانه اش بردند.

 

امام زمان(عج) و نماز

حكیمه خاتون عمّه امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ وقتی جریان ولادت امام زمان ـ علیه السّلام ـ را تشریح می كنند، می فرمایند: بعد از ولادت ایشان ـ علیه السّلام ـ در نرجس نوری مشاهده كردم كه دیده مرا خیره كرد، و حضرت صاحب ـ علیه السّلام ـ را دیدم كه رو به قبله به سجده رفته است.

در اعلام الوری از حضرت امام حسن ـ علیه السّلام ـ روایت است كه فرموده: نیست از ما احدی مگر آن كه واقع می شود در گردن او بیعتی برای طاغیه زمان او، مگر قائمی كه نماز می گذارد روح الله عیسی بن مریم ـ علیه السّلام ـ پشت سر او.

 

منبع :  namaz.namaz.ir

 

  لينک های هفته             

ویژه نامه شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع)

 

منظرگاه مدیریتی امام حسن عسکری (ع)

 

کتاب چهل داستان و چهل حديث از امام حسن عسكرى عليه السلام

 

ویژه نامه آغاز دهه فجر و انقلاب اسلامی

 

همرازان ، وب سایت تفریحی و سرگرمی ایرانیان

 

روزنامه جهان صنعت

 

مقالات علمی ایران