ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و چهل و شش    

شنبه 15 بهمن 1390 11 ربیع الاول 1433 4 فوریه 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ 51 فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ 52 وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُواْ أَهَـؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسِرِينَ 53 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ 54 إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ 55 وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ 56 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ 57

ترجمه فارسي مکارم

 

اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! يهود و نصارى را ولى (و دوست و تكيه‏ گاه خود،) انتخاب نكنيد! آنها اولياى يكديگرند; و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند; خداوند، جمعيت ستمكار را هدايت نمى‏ كند 51 (ولى) كسانى را كه در دلهايشان بيمارى است مى ‏بينى كه در (دوستى با آنان)، بر يكديگر پيشى مى‏ گيرند، و مى‏ گويند: مى ‏ترسيم حادثه ‏اى براى ما اتفاق بيفتد (و نياز به كمك آنها داشته باشيم!) شايد خداوند پيروزى يا حادثه ديگرى از سوى خود (به نفع مسلمانان) پيش بياورد; و اين دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان گردند! 52 آنها كه ايمان آورده‏ اند مى ‏گويند: آيا اين (منافقان) همان ها هستند كه با نهايت تاكيد سوگند ياد كردند كه با شما هستند؟! (چرا كارشان به اينجا رسيد؟!) (آرى،) اعمالشان نابود گشت، و زيانكار شدند 53 اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! هر كس از شما، از آيين خود بازگردد، (به خدا زيانى نمى‏ رساند; خداوند جمعيتى را مى‏ آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند; آنها در راه خدا جهاد مى‏ كنند، و از سرزنش هيچ ملامت گرى هراسى ندارند اين، فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مى ‏دهد; و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست 54 سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده ‏اند; همان ها كه نماز را برپا مى ‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى ‏دهند 55 و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند، پيروزند; (زيرا) حزب و جمعيت خدا پيروز است 56 اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! افرادى كه آيين شما را به باد استهزاء و بازى مى‏ گيرند -از اهل كتاب و مشركان- ولى خود انتخاب نكنيد و از خدا بپرهيزيد اگر ايمان داريد! 57 

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

ويژگی های زمامداران و مديران در نهج البلاغه

بخش چهارم

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

20- بینش سیاسی

از جمله ملاک هایی که در روایات ، به ویژه در کلمات حضرت علی (ع) برای تعیین کارگزاران بیان شده، تدبیر امور است.

در این قسمت به چند نمونه از این بیانات، اشاره می شود. آفت رهبری و مدیریت، ناتوانی در تدبیر امور است. در جای دیگر می فرماید : ( تدبیر نادرست موجب نابودی است ) همچنین حضرت می فرماید : سیاست نیکو موجب استواری جامعه است و زمامداری که سیاستش تدبیرش نیکوست ریاستش پیوسته است .

امام علی(ع) می فرماید: مدیرانی را بر می ‌گزید که در بحران‌های پیش آمده خود راه حل مناسب را بیابند. لذا در معرفی مالک اشتر به دیگر فرماندهان نظامی به مهارت ادراکی و تشخیص و تجربه و تحلیل مسائل توسط مالک اشتر، اشاره می ‌فرماید: من مالک اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهیانی که تحت امر شما هستند فرماندهی دادم، گفته او را بشنوید و از فرمان او اطاعت کنید او را مانند زره و سپر نگهبان خود برگزینید زیرا که مالک نه سستی به خرج داده و نه دچار لغزش می‌شود، نه در آنجایی که شتاب لازم است کندی دارد و نه آنجا که کندی پسندیده است، شتاب می‌گیرد (نهج‌البلاغه: نامه 53)

 

21- نظم و انضباط

نظم،‌ برنامه ‌ریزی و زمان‌ بندی یکی از عوامل مؤثر در موفقیت مدیر است، چرا که مدیر سازمان از سویی کارها و وظایف متعددی برعهده دارد و از سوی دیگر وقت او محدود است. امام علی (ع) در بخشی از عهدنامه خود به مالک اشتر می ‌فرماید: کار هر روز را همان روز انجام بده، زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد همچنین آن حضرت در وصیت خود قبل از شهادتشان می ‌فرمایند: سفارش می ‌کنم شما را به تقوی و نظم در امور.

 

22- خوش ‌بینی نسبت به مردم

خوش‌ بینی نسبت به مردم باعث می‌ شود تا مدیران با مهر و سعه صدر بیشتر با مردم رفتار نمایند و سخت ‌گیری بی ‌مورد ننماید. امام علی(ع) در نامه 53 به جناب مالک اشتر می ‌فرماید: هیچ عاملی بهتر و قوی‌تر از نیکی به رعیت و سبک ساختن هزینه‌های آنان و ترک تحمیل بر دوش آنان نیست پس باید در این باب کار کنی که خوش ‌بینی به رعیت را بدست آوری. سپس در ادامه می ‌فرماید: زیرا خوش ‌بینی رنج بسیار را از تو دور می ‌سازد چنانچه انسان خوش ‌بین به دیگران باشد همیشه اعصاب و افکار او در آسایش و راحتی است به خلاف اینکه اگر نسبت به دیگران بدبین و بدگمان باشد مرتب افکار او در اطراف نکات منفی و غیر صحیح دور می ‌زند و مرتب در حالت جنگ درونی و گرفتار مسائل روانی و ناراحتی اعصاب خواهد بود. امام علی (ع) فرموده است: به آنان که بیشتر احسان کردی بیشتر خوش ‌بین باش، و به آنان که بدرفتاری کردی بدگمان ‌تر باش.

 

23- اطاعت از ولایت امر

در فرهنگ شیعه عنصر امامت و رهبری از اهمیت ویژه ‏ای ‏برخوردار است؛ چنانکه رسول خدا(ص) فرمود: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه‏ در فرهنگ ائمه(ع) نیز به‏اهمیت و فلسفه وجودی امامت توجه خاص شده است. از مسائل مهمی که در خصوص کارگزاران در نهج‏ البلاغه مطرح شده; لزوم اطاعت مردم‏و کارگزاران از ولایت امر است. چنانکه امام علی(ع) در تببین حق امام بر امت چنین ‏فرمود: حق علی الامام ان یحکم بما انزل الله و ان یودی الامانه; فاذا فعل ذلک‏فحق علی الناس ان یسمعوا و ان یطیعوا و ان یجیبوا اذا دعوا بر امام لازم است‏که آن چنان در میان مردم حکومت کند که خداوند دستور آن را فرود آورده است. وامانتی که خداوند به او سپرده است ادا کند، هرگاه چنین کند، بر مردم است، که ‏فرمان او را بشنوند و اطاعتش را بپذیرند و دعوتش را اجابت کنند. دانشمندان‏ اسلامی نیز لزوم اطاعت امت از امام عادلی را واجب دانسته ‏اند.

نگرش علی(ع) در خصوص لزوم اطاعت مردم از ولایت امر، ریشه در قرآن و سنت رسول‏ خدا(ص) دارد. چنانکه در قرآن اطاعت از ولایت امر در کنار اطاعت ‏خدا و رسول خدا(ص) قرارگرفته است: یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامرمنکم‏ پیامبر اسلام(ص) فرمود: تمسکوا بطاعه ائمتکم و لا تخالفوهم فان طاعتهم‏طاعه الله و ان معصیتهم معصیه الله ... نگرش امام علی(ع) در زمینه اطاعت مردم‏ و کارگزاران از ولایت امر; نگرش منطقی و اصولی است. زیرا اطاعت مردم از رهبر، درحفظ و دوام حکومت; نقش بنیادی و کلیدی دارد. عدم اطاعت مردم و کارگزاران‏ بی ‏تردید یکی از علل شکست و عدم موفقیت ظاهری ائمه معصومین(ع) در جنگ، قیام ها ویا کنار گذاشتن آنان از صحنه قدرت; بوده است. چنانکه علی(ع) از عدم اطاعت مردم ‏کوفه شکایت کرد. و امام حسن(ع) به خاطر مخالفت فرمانده سپاهش مجبور به صلح شد. و امام حسین(ع) به خاطر عدم اطاعت مردم کوفه به شهادت رسید. اطاعت مردم از ولایت امر مهم است. ولی اطاعت کارگزاران از ولایت امر از اهمیت ‏ویژه‏ ای برخوردار است. به دلیل اینکه در ساختار حکومت دینی، کارگزاران هر کدام ‏به نحوی، عناصر و مهره ‏هایی هستند، که رهبر را در اجرای قوانین الهی و اداره‏ حکومت دینی کمکی می‏ کنند. از این‏ رو مخالفت هر کدام آنان یکی از عوامل تهدید کننده ‏نظام به حساب می‏ آید. از طرفی کارگزاران، در نظام اسلامی; اصل مشروعیت ولایت‏ خویش ‏را از ولایت امر می‏ گیرند؛ از این‏رو است که علی(ع) خود کارگزاران را نصب و درصورت مخالفت از دستورات آنان را عزل می‏ کرد. همچنین آن حضرت به سلسله مراتب ولایت ‏تصریح کرده است. آن حضرت خطاب به مالک‏ اشتر فرمود: ... بنابراین از عفو و گذشت‏ خویش آنان (مردم) را بهره‏ مند ساز زیرا تو مافوق آنهایی و امام تو مافوق تو، وخداوند مافوق امام تو است، او کار مردم را به تو سپرده و بدین وسیله تو را به‏ آزمایش نهاده ... در ساختار حکومت اسلامی ایران که از قرآن، سنت و نهج ‏البلاغه، منشا گرفته، نیز به مراتب ولایت توجه شده است، مثلا: رئیس‏ جمهور از سوی مردم ‏انتخاب می‏ شود، ولی حکم ریاست جمهوری را ولی ‏امر، تنفیذ می ‏کند و ولی امر همه ‏تلاش و اندیشه‏ اش اجرای قوانین خدا در جامعه است. با توجه به لزوم اطاعت کارگزاران از ولایت امر است، که علی(ع) به مالک‏ اشتردستور می‏ دهد، که فرماندهی سپاه خود را از کسانی انتخاب کند که مطیع در برابرخدا، پیامبر اسلام و رهبر باشد: فول من جنودک انصحهم فی نفسک لله و لرسوله ولامامک ... از سپاهیانت آن کس را به فرماندهی برگزین که در نظرت خالص ‏ترین وخیراندیش ‏ترین فرد برای خدا، پیامبر و امام باشد. با توجه به مطالب فوق می‏ توان گفت: یکی از ویژگی های مهم کارگزاران درنهج‏ البلاغه; اطاعت آنان از ولایت است. چنانکه علی(ع) در نامه ‏ای به مردم مصر، یکی‏ از ویژگی های مالک ‏اشتر را، اطاعت او از رهبر دانست. ... فانه لا یقدم و لا ینهجم‏و لا یوخر و لا یقدم الا عن امری‏ او (مالک) هیچ کاری را اعم از حمله، یاعقب‏ نشینی یا پیشروی جز به فرمان من انجام نمی ‏دهد.

 ادامه دارد ...

منبع : hodablog.net

 

  جمله مديريتی              

انجام به موقع کار

كار امروز را به فردا  وا مگذار؛ چرا  که هر روز تكلیف خود را دارد.

رسول اكرم (ص)

 

  حدیث مديريتی             

 

زکات علم

 

 

حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمودند:

 

اِنُّ لِکلِّ شیءٍ زکاةً و زکاةُ العِلمِ اَنْ یُعَلِّمَهُ اَهلَهُ

 

 

برای هر چیزی زکاتی است، و زکات علم آن است که آن را به اشخاص شایسته بیاموزید.

 

 

تحف، ص 364

 

  طنز مديريتی              

علت تأخیر

رئیس :

-  برای چه صبح این قدر دیر به اداره آمدید؟

کارمند :

- آخر ... قربان ، دیشب دیر خوابیدم؛ صبح نتوانستم زود از خواب بیدار شوم .

رئیس :

- عجب! مگر شما غیر از اداره در خانه هم می خوابید؟!

 

  حکايت مديريتی            

روز نو، هدیه نو

پیرمردی 92 ساله كه سر و وضع مرتبی داشت در حال انتقال به خانه  سالمندان بود. همسر 70 ساله اش به تازگی درگذشته بود و او  مجبور بود خانه اش را ترک كند.

پس از چند ساعت انتظار در سراسری خانه سالمندان، به او گفته شد كه اتاقش حاضر است . پیرمرد لبخندی بر لب آورد.

همین طور كه عصا زنان به طرف آسانسور می رفت ، به او توضیح دادم كه اتاقش خیلی كوچك است و به جای پرده، روی پنجره هایش كاغذ چسبانده شده است .

پیرمرد درست مثل بچه ای كه اسباب بازی تازه ای به او داده باشند با شوق و اشتیاق فراوان گفت :

 - خیلی دوستش دارم.

به او گفتم :

-  ولی شما هنوز اتاقتان را ندیده اید! چند لحظه صبر كنید الان می رسیم.

او گفت :

-  به دیدن و ندیدن ربطی ندارد! شادی چیزی است كه من از پیش انتخاب كرده ام. این كه من اتاق را دوست داشته باشم یا نداشته باشم به مبلمان و دكور و... بستگی ندارد، بلكه به این بستگی دارد كه تصمیم بگیرم چگونه به آن نگاه كنم.

من پیش خودم تصمیم گرفته ام كه اتاق را دوست داشته باشم.

این تصمیمی است كه هر روز صبح كه از خواب بیدار می شوم می گیرم.

من دو كار می توانم بكنم؛ یكی این كه تمام روز را در رختخواب بمانم  و مشكلات قسمت های مختلف بدنم كه دیگر خوب كار نمی كنند را بشمارم، یا آن كه از جا برخیزم و به خاطر آن قسمت هایی كه هنوز درست كار می كنند شكرگزار باشم.

هر روز، هدیه ای است كه به من داده می شود  و من تا وقتی كه بتوانم چشمانم را باز كنم، بر روی روز جدید و تمام خاطرات خوشی كه در طول زندگی داشته ام داشته ام، تمركز خواهم كرد.

سن زیاد مثل یک حساب بانكی است. آنچه را كه در طول زندگی ذخیره كرده باشید می توانید بعداً برداشت كنید.

بدین خاطر، راهنمایی من به تو این است كه هر چه می توانی شادی های زندگی را در حساب بانكی حافظه ات ذخیره كنی.

از مشاركت تو بر پر كردن حسابم با خاطره های شاد و شیرین تشكر می كنم.

هیچ می دانی كه من هنوز هم در حال ذخیره كردن در این حساب هستم؟!

 

خداوندا؛ به لطف تو و به امر تو، هر صبح  چشم می گشائیم و جهان را با تمام زیبائی هایش لمس می کنیم؛ بدون شک این فرصت دوباره ایست که به من هدیه داده ای.

خداوندا؛ به خاطر تمام هدیه ها و خوبی هایت که به ما ارزانی داشتی، از تو سپاسگزارم.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تکنیک های موفقیت         

12 روش برای ایجاد خلاقیت و ایده های بزرگ در ذهن

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 عده ای با به کار نگرفتن ذهن خود، آنرا به طرز وحشتناکی بی حس و کرخت می کنند؛ چنین رفتاری باعث می شود، درخت افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند.

 

1- زیاد مطالعه کنید.

ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آنها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید مجلاتی نظیر تجارت و یا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می نگرید.

 

2- فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید.

شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می کنید. تصور شما  نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می کنید که مغزتان اصلا کار نمی کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می خواهید انیشتن را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمیشود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می دهید، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد.

 

3-  یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید.

هنگامی که افکار بی نظیر به ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن آنها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت به همراه داشته باشید به ویژه در کنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار طلایی در حدود ساعت 2 نیمه شب به ذهن شما خطور می کنند. هنگامیکه افکارتان در جایی ثبت شوند، شما به راحتی می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید و آنها را به سرعت به کار ببندید. افکار بزرگ نیز مانند میوه ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند قابل استفاده هستند.

 

4- از افکار دیگران بهره بجویید.

بهره جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده های شخصی شماست. افراد مختلف دارای نقطه نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند. توانایی های آنها مختلف است و سوابق و پیشینه های متفاوتی دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن یک بحث در میان جمع ، آنقدر پیشنهادهای مختلف شنیده می شود که نیمی از آنها هرگز به ذهن شما نمی رسیدند. به این طریق شما می توانید با کوله باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم گیری گام بردارید.

نسبت به نظر هیچ کس بی توجهی نکنید . شاید در نگاه اول احمقانه به نظر برسند اما شاید مانند صدف هایی باشند که در خود گوهرهای گرانقیمتی را جای داده اند. درست نیست که در مورد نظر دیگران به قضاوت بنشینیم سعی کنید به جای قضاوت های بیهوده آن ها را سبک سنگین کرده و در امور روزمره خود به کار بندید.

 

5- تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید.

گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است. اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می دهد. اگر تمام مدت در پشت میز خود بنشینید ذهن خود را در آن شرایط محدود می کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی گذارید.

بنابر این می توانید پیاده روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد.

 

6- بر روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید.

ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طریق فشار های اجتماعی سرکوب نشده است. به جهان با شگفتی می نگرند و مانند بزرگترها پاکی و معصومیت خود را از دست نداده اند. با کودکان پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا با نقطه نظر ساده و بی آلایش آنها آشنا شوید. اگر می خواهید مشکلی را حل کنید نظر آنها را نیز جویا شوید. عقاید آنها شما را به تعجب وا می دارند. آنها قصد تاثیرگذاری در دیگران را ندارند و همه چیز را تنها با اتکا بر پاکی و صداقت بیان می کنند.

از سوی دیگر با افراد سالخورده و مسن نیز مشورت کنید. آنها مدت ها پیش با تمام این مشکلات مواجه شده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند. تجربیاتشان آنقدر سودمند و با ارزش است که هیچ قیمتی را نمی توان بر روی آن گذاشت. پس آنها را دست کم نگیرید، با دیدگاه هایشان نسبت به زندگی آشنا شوید و از آنها درس بگیرید. قطعا شما را به سوی جهت مناسب هدایت می کنند و از مشکلات در امان خواهید بود.

 

7- به رفیق شفیق خود مراجعه کنید.

همه ما دوستی داریم که به نظر میرسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهمتر نیز از او یاری بجویید.

 

8- به توانایی های خود اتکا کنید.

قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون ها در جای خود مفید هستند اما ممکن است مانند یک چشمبند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را به شما ندهند. هرزگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. شما می توانید بدون توجه به کارآیی روش های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید. کمی جسارت به خرج دهید و سیستم های فعلی را زیر سوال برید.

 

9- در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید.

خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد. اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید لازم نیست راه حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شما تنها در رشته ای که مهارت دارید خوب کار می کنند و در سایر رشته ها نتیجه ای مصیبت بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری را دارید بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام کلیه امور را به دست او بسپارید تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند.

 

10-  به ذهن خود آزادی عمل دهید.

آیا با تمرین های رایج نویسندگان آشنایی دارید؟ آنها برای مبارزه با محدودیت ها یک روش بسیار جالب را برگزیده اند. فقط کافی است قلم را بر روی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روی کاغذ بیاورید. می توانید از مشکلات شروع کنید و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته های خود نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث و نا معقول به نظر می رسند. بعداً می توانید مثل یک جدول تناوبی آنها را سازماندهی کنید، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی ربط باشد اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده اید و این خود یک امتیاز محسوب می شود. هیچ کس نمی داند شاید به نتیجه ای برسید که سال ها منتظر آن بوده اید.

 

11- ایده های گذشته را از نو بسازید.

افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید. ایده های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن ها عملیات نوسازی انجام دهید. آن ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن ها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز  برای تقویت هر چه بیشتر به آنها بیفزایید. این کارها را می توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر میرسد پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.

 

12- از الهه وجودتان یاری بخواهید.

آیا یک شی، آهنگ، مکان و یا یک شخص خاص وجود دارد که حضور و یا تجسم او برای شما خوشایند بوده و به ذهنتان نیرویی همچون قدرت موتور جت می دهد. از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن مضایقه نکنید. تنها یک چنین چیزهایی هستند که شما را به سمت ابتکارات بدیع رهنمون می سازند. از وجود آن بهره بجویید و اجازه دهید تا انوار طلایی آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را در بر گیرد.

 

یک ایده بزرگ از چه ویژگی هایی برخوردار است؟

شرکت ها و کمپانی های بزرگ به ویژه آن دسته که بر روی مسائلی نظیر طراحی و تبلیغات کار می کنند، سرمایه گذاری های عظیمی  صرف می کنند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه می توانند ذهن خود را آزاد کنند تا سرچشمه ایده های بزرگ باشند. خیلی از آنها از کارمندان درخواست ارائه لیست هفتگی ایده ها را می کنند. در چنین محیطی چیزی به عنوان فکر بد وجود ندارد فقط بعضی ایده ها خام هستند.

بنابراین خیال بافی و رویا پردازی کنید تا ذهـن شما به نظریه پردازی عادت کند و از قلمرو سادگی بیرون آید. قدری افسار گسیخته باشید تا پندار شما به بلندی ها پرواز کرده و اوج گیرد.    

 

منبع : www.mardoman.com

 

  نکات مدیریتی             

22 نکته که یک مدیر باید بداند

سید اسماعیل احمدی

1- قاطع، اما مهربان باشید.
2-
جدی ، اما لطیف باشید.
3-
در انجام كارها روی شیوه‌ای خاص تأكید نكنید. شاید كسی بتواند از مسیر كوتاه‌تر و بهتری شما را به مقصد برساند.
4-
توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ كدام به تنهایی رهگشا نیستند، مثل اكسیژن و هیدروژن كه از تركیب معینی از آنها هوای تنفس ما تأمین می‌شود، می‌توان با آمیختن دانش و تجربه، راهكارهای حیاتی و استثنایی خلق كرد.
5-
به خاطر داشته باشید رعایت استانداردهای محیط كار در كارایی كارمندان مؤثر است.
6-
با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه، انگیزه كاری آنها را از بین نبرید.
7-
از مشورت و نظرخواهی با نیروی جوان ابایی نداشته باشید.
8-
با رفتارهای ضد و نقیض، اعتماد زیردستان را از خود سلب نكنید.
9-
در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم، كوشا باشید.
10-
برای ارتقای سطح دانش كارمندان و افزایش بهره‌وری آنان، كلاسهای آموزشی ترتیب دهید و از لوازم كمك آموزشی بهره گیرید.
11-
دقت كنید كه توبیخ كارمند خطاكار، باید متناسب با اشتباهاتش تعیین شود.
12-
در صورت لزوم با قاطعیت نه بگویید.

13- سعی كنید با اصول ساده روانشناسی آشنا شوید.
14-
طوری رفتار كنید كه دیگران شما را به عنوان الگو انتخاب كنند و آینده كاری دلخواه خود را در قالب شخصیت شما مجسم كنند.
15-
هرگز در حضور كارمندان با دیگر معاشرین خود، پشت سر افراد بدگویی نكنید.
16-
همواره معلم باشید و یادتان باشد که همکاران شما از رفتار شماب یشتر از گفتار شما می آموزند.
17-
شما یا نماینده شما باید در همه صحنه های شادی و غم همکارانتان حضور داشته باشد.
18-
با شروع به موقع جلسات، وقت‌شناسی را عملاً به حاضرین بیاموزید.
19-
در انجام كارها به سه نكته بیش از بقیه نكات توجه كنید: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.
20-
انتقاد پذیر باشید.
21-
با بی ‌توجهی، تلاش و زحمات زیردستان را بی‌ارزش نكنید.
22-
با وسواس بیهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهید و به خاطر داشته باشید زمان برای شما متوقف نمی‌شود.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

نگاهی به مدیریت بحران توسط پیامبر اکرم (ص)

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

رسالت انبیای الهی درطول تاریخ، رهایی انسان از ظلم و ستم بوده است.

پیامبرگرامی اسلام، حضرت م‍حمد (ص) با پیاده کردن الگوی جامع اخلاقی سعی نمود، نظمی نوین و حاکمیتی فوق بشری را در حیات دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ملت ها ایجاد نماید ، در این راه، مستضعفان را ضد مستکبران یاری نموده و محیطی پر از صلح و آزامش فراهم آورد.
بی تردید، اساس اولیه این بنای ماندگار، عمل شخص پیامبر (ص) است که اگر غیر از این می بود، مسیر تحولات اسلامی تاکنون ادامه نمی یافت. حضرت رسول اکرم (ص) اخلاق و بزرگورای را در حد اعلا داشت . با  همه وجود به انسان درس اخلاق آموخت، اخلاقی که خوی بشر را از ظلمات جهل و نادانی به سوی نور عقل و علم رهنمون ساخت، تا آن که پیامبر(ص) مصداق بارز آیه إنک لعلی خلق عظیم شد. خود نیز هدف بعثت را که همانا بعثت لاتمم مکارم الاخلاق است، تلاش برای حفظ کرامت انسانی معرفی کرد.
در این مقاله، سعی بر این است که شیوه مدیریت آن حضرت را در مواقع بحرانی امر رسالت بررسی کرده، و زوایایی هر چند اندک را به صورت شفاف مورد تأکید قرار دهیم.
 
تعریف بحران
به زبان ساده، بحران ، به زمان خطر یا نگرانی اطلاق می شود. دوره ای که در آن، همه چیز نامطمئن، سخت و دردآور است، به ویژه زمانی که باید از خطری عمده و اصلی جلوگیری شود. لحظه بحرانی به زمانی گفته می شود که موارد بسیار مهم مربوط به آینده در همان لحظه اتفاق افتاده و باید تصمیم گیری درباره آنها انجام گیرد.
اصطلاح بحران نخست از علم پزشکی وارد مباحث اجتماعی و اقتصادی شده است. در پزشکی، بحران وضعیتی است که سلامت انسان در معرض خطر قرار می گیرد. برخی معتقدند که این تعریف، در زمینه اجتماعی و زمانی که جامعه از حالت تعادل و نظم عادی خارج و دچار آشفتگی می شودنیز مصداق دارد.
از این رو، بحران را می توان شرایط غیرعادی دانست که در آن، مشکلاتی ناگهانی و پیش بینی نشده به وقوع پیوسته و در چنین شرایطی، ضوابط، هنجارها و قوانین متداول، کارساز نخواهد بود.
مفهوم بحران از عناصر گوناگونی تشکیل شده است که با هم رابطه متقابل داشته و شرایط ایجادی بروز بحران را تشکیل می دهند.
 
برخی از این عناصر عبارتند از:
الفبروز نیروهایی در درون سیستم که آن را از حالت تعادل خارج کرده و باعث تحول در نوسان ها می شود.
 
بافزایش بحث و جدال در بین افرادو گروه ها
 
دافزایش تناقض ها
 
هتلاش برای گذر از این مرحله و رسیدن به وضعیت تعادل
 
و : ارائه برخی راه کارهای اسطوره ای و خیالی
 
 
مدیریت بحران:
مدیریت بحران، فرآیندی است که طی آن، مدیر برای دستیابی به اهداف سازمان با توجه به مقتضیات پیش آمده زمانی و مکانی و با صرف هزینه ای سعی در کنترل و ساماندهی اوضاع می کند.
اصلی ترین شاخص تفاوت بین بحران و مدیریت بر آن ، شیوه اتخاذی برای کنترل بحران است. هر چقدر در ایجاد موانع پیشگیرنده از بحرانها و کنترل بر آن توفیق حاصل شود، به همان نسبت، مدیریت بحران نیز موفق خواهد بود.
 
 
موارد اساسی در کنترل بحران :
 1- نیاز به مدیریت قوی با اعتماد به نفس بالا
 2-
توجه به شرایط و مقتضیات
 3-
لزوم زمانبندی دقیق
 4-
ضرورت کنترل اطلاعات
 5-
تشکیل گروه بررسی بحران
 
جهاد در اسلام
یکی از مصادیق بحران در زمان پیامبر اکرم (ص) که تقریباً گرفتاری دایمی آن بزرگوار را نیز تشکیل می داد جهاد بوده است و ما قصد داریم به خاستگاه قرآنی جهاد و اهداف و انگیزه های قرآنی آن بپردازیم.
 
دیدگاه قرآن در باره جهاد:
برای بررسی جنبه های مختلف مدیریت بحران حضرت رسول(ص) ، ابتدا باید خاستگاه قرآنی و اذن الهی را برای تشریع جهاد مطالعه کنیم تا از این طریق بتوانیم با مبانی و اصول مدیریتی حضرت رسول (ص) آشنا شویم .
 
پس از آن که پیامبر(ص) در مدینه استقرار یافت، به گسترش دعوت خویش و حمایت از مؤمنان مستضعفی پرداخت که در راه عقیده خود مورد آزار قرار گرفته و وادار به ترک دین خود می شدند. برای تحقق این امر، چاره ای جز جنگ علیه مشرکان نبود و باید کعبه از بت پرستی و بت پرستان نجات یافته و بت هایی که در آن قرار گرفته بودند، در هم شکسته می شدند.به همین سبب، اذن جهاد تشریع شد.
 
در مورد اولین آیات نازل شده در خصوص جهاد اختلاف نظر وجود دارد. برخی، آیة و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم (1) و برخی دیگر، آیة إن الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم (2) را به عنوان نخستین آیات می دانند؛ ولی غالب مفسران و راویان، آیات سورة حج را به عنوان آیات اذن تشریع جهاد و اولین آیات نازل شده در این باره می دانند:
 
إن الله یدافع عن الذین آمنوا إن الله لا یحب کل خوان کفور، أذن للذین یقاتلون بأنهم ظلموا و إن الله علی نصرهم لقدیر، ألذین أخرجوا من دیارهم بغیر حق الا أن یقولوا ربنا الله و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا و لینصرن الله من ینصره إن الله لقوی عزیز؛ یعنی خداوند از کسانی که ایمان آورده اند، دفاع می کند و خداوند، هیچ جنایتگر ناسپاسی را دوست ندارد. برای آنان که هدف جنگ قرار گرفته اند، بدان سبب که بر آنان ستم روا داشته شده، اجازة [نبرد] داده شده و خداوند بر یاری آنها تواناست. همان کسانی که بی آن که هیچ حقی در کار باشد و هیج جرمی مرتکب شده باشند جز آن که گفتند، پروردگار ما خداوند است، از خانه های خود بیرون رانده شدند. اگر بازداشتن برخی از مردم از سوی برخی دیگر، نبود صومعه ها و کنیسه ها و عبادتگاهها و مساجدی که در آن، فراوان نام خدا برده می شود، ویران می گردید. خداوند هر که را به او یاری دهد، یاری خواهد کرد که خداوند مقتدر و عزیز است. (3)


آیات زیر نیز در ارتباط با مفهوم جهاد می باشد:
 
جهاد صرفاً برای نزدیکی به خدا و عبادت است، در غیر این صورت، شرک و گناه است.(4)
 
جنگ، برای غارت و طمع و جمع مال نیست.(5)
 
اذیت و آزار دیگران و کشتن و غارت اموال آنها به بهانة جهاد، ممنوع است.(6)
 
انجام جهاد در چهارچوب مقررات خاصی است که خداوند اعلام کرده است.(7)
 
هدف از جهاد، حاکمیت ارزشها و حقایق اسلامی است.(8)

 
اهداف و انگیزه های جهاد در اسلام
 
مبنای دیگر جهت دستیابی به اصول مدیریت حضرت رسول(ص) در زمان بحران را باید در سیره آن حضرت جستجو کرد.
 
توحید:
جهاد رسول خدا(ص)، نه یک سلطه جویی بشری بود و نه کشکمش بر سر خاک و زمین و منابع و امکانات؛ این تصور درباره کسی ممکن است که در مادیات غرق شده باشد. اما جنگ و جهاد پیامبر، فقط در راه احیای فضیلت ها ، اعتلای حق و سرکوب کردن باطل صورت می گرفت.
 
حمایت از مستضعفان
پیامبر اسلام(ص) و همه انبیای پیش از ایشان، خاستگاهی مردمی داشتند. آنها از میان مستضعفان به پا می خاستند و در طول دوران زندگی و رسالت خویش هیچ گاه، وابسته به قدرت های پوشالی ، فلان قدرت یا دولت نمی شدند. بلکه تنها یک وابستگی داشتند و آن، دلبستگی به حق بود. بنابراین، تمام نیرو و عظمتشان نیز از این ناحیه بود. پیامبران الهی از متن زندگی مستضعفان و مردمانی برانگیخته می شدند که با سختی و فقر زندگی می کردند؛ به همین خاطر، تلخی های زندگی محرومان را چشیده بودند .
 
مقابله با مستکبران
به طور کلّی، مشی اسلام، مشی جنگ و جدال نیست، چنان که در صدر اسلام نیز هنگامی که دوران دعوت با زبان پس از تحمل بسیار طی شد و آن گاه که مشرکان مکه، آزار و ستم را از حد گذرانده و مسلمانان را بیش از اندازه تحت فشار قرار دادند، اذن قتال (در سوره حج) صادر شد. بنابراین، نبرد با مستکبران جهت بسط و گسترش دعوت الهی و فراگیری دین خدا بروی زمین از اهداف الهی جهاد است.
 
اصول مدیریتی پیامبر (ص) در مواقع بحران
 
مدیریت، علم و هنر برنامه ریزی، هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیت های مختلف برای رسیدن به هدفی مشخص است، این علم و هنر، در زیباترین و والاترین چهره خود، در سیره نبوی قابل مشاهده است ، مدیریتی الهی، مبتنی بر شناخت حقیقی انسان و مراتب وجودی او . بدون تردید، هدف از این نوع مدیریت. خارج کردن انسان از مرتبه حیوانی و رساندن او به درجات رحمانی و خروج از ظلمات به سوی نور است.
نوع مدیریت آن حضرت در طول مسیر بحرانی و جریان یک جنگ، قبل از آغاز و پس از پایان شعله های آن، می تواند درسی زیبا و جذاب ، آموختنی و البته، لازم الاجرا باشد، لذا با توجه به همه جهات، نکاتی بسیار دقیق از این نوع مدیریت را که کاملاً با مدیریت بشری متفاوت است را شرح می دهیم.
 
مدیریت عقیده
پیامبر اکرم(ص) بسیار بر سر عقیده پافشاری می کرد و هیچ گاه، به معامله درباره آن تن درنمی داد. به عنوان نمونه، در جنگ احد، در حالی که سپاه مشرکان حدود سه هزار نفر بودند، رسول خد(ص) سپاه مؤمنان را در حالی که شمار آنان با احتساب گروهی بیمار دل که در میان آنان وجود داشتند، تنها به هزار نفر می رسید، پیش برد. در این میان، برخی از انصار قصد داشتند تا از هم پیمانان یهودی خود نیز کمک بخواهند، اما رسول خد(ص) فرمود: ما را به یاری آنان نیازی نیست. چرا که حضرت رسول(ص) می خواستند سپاه او فقط از کسانی تشکیل شود که برای دفاع از عقیده خود سر جنگ دارند.
 
در جنگ احزاب پیشنهاد پیامبر برای تطمیع سران دو قبیلة غطفان و نجد جهت مصالحه در مقابل دریافت یک سوم محصولات مدینه، باعث آزمندی آن دو قبیله شد. یقیناً اگر در گروهی، پایبندی های قومی، قبیله ای و مادی بر مبانی دیگر غالب گردد، باعث می شود که عزم و اراده از آن جمع رخت بربندد و به علت همین طمع ورزی ها بود که آنان از طولانی شدن محاصره و بی نتیجه ماندن آن خسته شده و میان آنان و قریش اختلافاتی به وجود آمد و سرانجام، درصدد برآمدند تا از همان راهی که آمده اند، بی هیچ دستاوردی بازگردند.
 
در جنگ احد نیز خداوند، دلهای مؤمنان را به این مژده استوار ساخت که اگر در میدان نبرد پایداری کرده و ثابت قدم بمانند و خدا را به یاد داشته و مطمئن باشند که او از همه قدرتها برتر است، هم چنین، اگر دل استوار دارند و از جنگ و تعقیب دشمن روی برنتابند و به غنایم مشغول نشوند ، خداوند آنان را به وسیله فرشتگان آسمانی یاری خواهد کرد:
 
آن گاه به مؤمنان می گفتی، آیا این شما را بسنده نمی کند که پروردگارتان به وسیلة هزار فرشته که از آسمان فرو فرستاده می شوند، از شما پشتیبانی کند؟ بلکه اگر صبر کنید و پرهیزگار باشید، بزودی همین که آنان بر شما درآیند، پروردگارتان ما را به وسیلة پنج هزار فرشته که همه نشان دارند پشتیبانی خواهد کرد. پروردگار، این[امداد و پشتیبانی] را جز برای آن قرار نداد که مایة بشارتی برایتان باشد و دلهایتان بدان آرام و مطمئن شود و یاری و پیروزی جز از جانب پروردگار نیست و نیز این امداد برای آن بود که دنباله کافران قطع شود یا خداوند آنان را سرکوب کند و ناکام و سرشکسته گردند. (9)

بنابراین، تشویق و تحریک به نبرد، عنصری اساسی در افزایش روحیة معنوی و روانی برای جنگجویان است، در آن زمان، برانگیختن روح حماسی در جمع و ایجاد انگیزه شدید بر واقعیتی که برای آن می جنگند و این که تا حصول نهایی آن باید بکوشند، همه مؤمنان را در حالت بیداری انقلابی نگه می داشت و علاقه دایم برای رویارویی با دشمن را در ایشان برمی انگیخت. در این رابطه، قرآن کریم می فرماید:
ای اهل ایمان، آیا می خواهید که به نجاتی سودمند هدایت شوید، تا از عذابی دردناک رهایی یابید؟ پس به خدا و رسول او ایمان آورید؛ و به مال و جان، در راه حق جهاد کنید؛ که اگر دانا باشید، این برای شما بهتر است، تا پروردگار، گناهانتان را ببخشد و در بهشتی که زیر درختانش نهرها(آبی گوارا) جاری است، داخل گرداند؛ و در بهشت عدن، منزلهای نیکو و جاودانی به شما عطا کند؛ که این، همان رستگاری بزرگ بندگان است، و نیز تجارتی دیگر که آن را هم دوست دارید؛ نصرت و یاری خدا و فتح نزدیک است که بشارت رحمتی است به اهل ایمان. (10)

در غزوه بدر نیز پیامبر فرمود: سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست، امروز اگر مردی، بردبارانه و ثابت قدم و دقیق نبرد کند، خوشبخت است و اگر پشت نکند، جای او در بهشت خواهد بود.
از دیگر امور در مدیریت تبلیغی پیامبر این بود که وی به مومنان، این فرصت را می داد که به اختیار خود وارد جنگ شوند و هیچ اکراهی در کار نبود، بلکه آنان خود با این کار در پی اجر اخروی بودند .
 
مدیریت رفتار
پیامبر اسلام با داشتن اراده قوی و پایداری در تصمیم که هرگز متزلزل نمی شد از همگان ممتاز بود و چون تصمیمی را اتخاذ می کرد، باید آن را به انجام می رساند. به عنوان نمونه، در جنگ احد، هنگامی که رأی اکثریت بر جنگیدن در بیرون از شهر قرار گرفت، پیامبر(ص) هیچ تردیدی به خود راه نداده، زره را بر تن کرده و سپر خویش را برداشت تا آماده نبرد شده و با این کار ، اضطراب را از دل اصحاب بیرون نمود.
همان طور که می دانیم، مشورت در سیره رسول الله (ص) جایگاه ویژه ای داشته و اصولاً بنای تصمیم گیری در شیوه مدیریت بر قلب، بر مشورت و تبادل نظر در امور و پرهیز از خود رأیی استوار است.
 
در قرآن کریم در این زمینه، آیاتی آمده است:
 
و آنان که اجابت کردند امر پروردگارشان را و برپای داشتند نماز را و کارشان را به مشورت یکدیگر انجام می دهند؛ و از آن چه به آنها روزی دادیم، انفاق می کنند. (11)

پس بر آنان ببخشای و برایشان طلب آمرزش کن و در کارها با ایشان مشورت کن و آن گاه که بر کاری تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن، زیرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد. (12)

پیامبر(ص) نیز میفرمایند: مشورت با عاقل خیرخواه، هدایت و توفیقی ازخداست. (13)

رسول خد(ص) در اداره امور، بیش از هر چیز از رحمت و محبت بهره می گرفت .
 
قرآن در این باره چنین فرموده است:
فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فی الأمر، یعنی به موجب لطف و رحمت الهی، برایشان نرم دل شدی که اگر تندخوی و سخت دل بودی، از پیرامونت پراکنده می گشتند. پس، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن. (14)

پیامبر اکرم (ص) با همه صلابت و قدرت در فرماندهی و تشکیلات، از ملایمت نیز برخوردار بود،بی آن که سختگیری و خشونتی داشته باشد. به همین سبب، دل ها به او گرویده و همه سربازان بر محور این فرماندهی حکیمانه ، در راه حق، داوطلبانه و از روی اختیار جانفشانی می کردند.
علاقمندی ایشان به سربازان ، مهرورزی و دلسوزی نسبت به آن ها و اهمیت دادن به فرد فرد آنان از دیگر خصوصیات مدیریتی ایشان بود. چرا که از دیدگاه او سربازان، دوستان و یاران او و منادیان حق و هدایتگران راه و حزب خدا بودند که اگر از میان می رفتند، دیگر کسی خدا را پرستش نمی کرد. به همین سبب، رسول خد(ص) نهال عزت و سربلندی را در نهاد آنان بارور می ساخت به طوری که آنان احساس می کردند که مورد محبت آن حضرت قرار دارند. روشن است که وقتی سربازان، چنین حقیقتی را احساس می کردند، در راه خدا جانهای خود را بر کف می گذاشتند و به او می فروختند. لذا، آن حضرت هیچ گاه، به سربازان خود به عنوان آلات و ادوات جنگ نمی نگریست.
از سوی دیگر، پیامبر اکرم(ص) با اسیران جنگی نیز بسته به عملکرد سابق و شاخصه های دیگر و در هر حال، همراه با رحمت، مدارا و انسانیت بود و در مورد آنان به نیکی و گذشت سفارش می فرمودند.
 
اجرای عدالت
در تفکر دینی، هدف از حکومت ، برپایی حق و عدل در میان مردمان است. لذا، خداوند، پیامبر گرامی و مؤمنان را مأمور دعوت به آئین الهی و برپایی حق و عدل کرده است.
 
تشویق و تنبیه
پیامبر گرامی (ص)، اقسام تشویق های معنوی، زبانی، رفتاری، مالی را به کار می گرفت و هر جا چاره ای جز تنبیه نبود، هم چون پزشکی حاذق، اقدام به بهترین مداوا می کرد.
از جمله تنبیه های زیبا در دوران مدیریت رسول خدا(ص)، برخورد آن حضرت با کسانی بود که از شرکت در غزوة احد، خودداری کرده بودند. به این ترتیب که پس از بازگشت مسلمانان از این پیکار، آنان شبی را در خانه های خود گذراندند و فردای آن روز، پس از نماز صبح پیامبر(ص) به بلال فرمود تا مردم را برای تعقیب دشمن فرا خواند و مقرر کرد، جز آنان که دیروز همراه لشکر در جنگ بوده اند،کسی حق همراهی با آنان را ندارد. مشخص است که از جمله اهداف پیامبر، تنبیه آنانی بود که از یاری آن حضرت خودداری کرده بودند تا جایگاهی در جامعه و منزلتی نزد مردمان نداشته باشند .
 
انضباط در انجام کارها
بدون تردید، لازمه انجام صحیح امور ، انضباط و جدیت در کار است و مدیریت رسول خدا(ص) نیز مدیریتی منضبط و جدی بود. منظور از جدیت، آراستگی، نظم و ترتیب، سعی و کوشش در کارها و پرهیز از هرگونه سستی و بی سامانی در امور است.
 
مدیریت علمیاتی
پیامبر(ص) برای به دست آوردن آگاهی های قبل از نبرد در جهت خنثی کردن اندیشه دشمن یا پی بردن به نقشه آنان و یا در جهت تقویت تصمیم گیری صحیح  فرمان می دادند.
پیامبر(ص) برای دستیابی به اطلاعات کامل از دشمن در جهت اتخاذ و صدور حکم و فرمان صحیح برای جنگ ، نیروهایی را به منطقه عملیاتی مورد نظر می فرستاد و خود در راه عبور، با تجار و مسافران برخورد کرده و از آنان و ساکنان محلی کسب اطلاعات می کرد. بازجویی از اسیران، سکونت دادن نیروهای اطلاعاتی در سرزمین دشمن و بررسی تحرکات و جابجایی های آنان در وقت مناسب، از روش های دیگر کسب اطلاعات بود. پیامبر، همواره اطلاعات موجود و غیر آشکار را  در نزد خود محفوظ می داشت.
 
فرماندهی حضرت (ص)
ایشان نخست، موقعیت را می شناخت و سپس فرمان می داد، به طور کلّی، تصمیم های آن حضرت، همگی صحیح . بجا بود، زیرا هرگز به هوای نفس سخن نمی گفت و سخن او چیزی جز وحی خدا نبود.(15) رفتار پیغمبر با زیردستان، رفتاری منطقی بود وبا اهل اندیشه مشورت می کرد. برنامه ریزی در امور، ساماندهی طرح ها، سازماندهی نیروها، هدایت و رهبری افراد و نظارت بر کارها، از جمله وظایفی است که پیامبر همواره بر انجام آن اهتمام ویژه داشت.
 
مدیریت سیاسی
پیامبر اکرم (ص) در جنگ، تنها به مسائل نظامی اکتفا نکرده و از دیپلماسی، به عنوان یک وسیله در جهت به دست آوردن موفقیت های بیشتر استفاده می کردند.
پس از تشریع جهاد و هجرت پیامبر به مدینه با این که تمامی داخل و خارج شبه جزیرة عربستان هنوز در شرک به سر می بردند، پیامبر ابتدا، متوجه کانون دشمن شد. بنابراین تلاش خود را صرف تضعیف و مخالفت با قریش کرد. این سیاست، مستلزم این بود که پیامبر، از ایجاد تنش با قدرت های کوچک بپرهیزد و خود این پرهیز از تنش، گاه با نمایش قدرت و گاه با صلح بود. به این ترتیب، پیامبر(ص) با اجرای یک دیپلماسی فعال، از یک سو مانع همبستگی غیرمسلمانان با قریش شده و از سوی دیگر، سعی می کرد تا از آنان گر چه هنوز اسلام نیاورده اند به عنوان متحدان خویش در برابر قریش استفاده کند.(16)


نتیجه :
پیامبر مکرم اسلام (ص) با هدف تأسیس شریعتی نو و حکومتی بر مبنای آن، با مقاومت منفی بت پرستان مشرک مواجه بودند. دین جدید در پی استقرار حاکمیت الهی بوده و قصد داشت حکومت های خرافی را از میان بردارد. برخورد این دو عقیده، پیروان شریعت پیامبر را با کفار و منافقان درگیر کرد و این امر، هنوز هم گیتی را محل مبارزه و کشمکش مسلمانان خداپرست با حاکمان شیطان پرست قرارداده است.
پیامبر (ص) و پیروان ایشان در دوران صدر اسلام، به سبب نوپا بودن حکومت اسلامی، بارها مورد هجمه کلامی و نظامی مشرکان قرار گرفتند، اما باید دانست که راز استقرار اسلام در آن عصر و استمرار آن تاکنون در نحوه برخورد مدبرانه پیامبر(ص) در برابر آن حمله ها نهفته است.
جنگ های نظامی مشرکان و مسلمانان، پس از ورود پیامبر(ص) به مدینه جدی شد و بدر و احد و خندق و تبوک، از جلوه های روشن مبارزه اسلام با کفر و شرک می باشند. تدبیر رسول خد(ص) در این جنگ ها، به کارگیری فکر نظامی، متأثر از عقیده و هدایت بوده و این تدبیر در مواقع بحرانی بسیار کارساز و مؤثر بوده است. به عبارت دیگر، پیامبر(ص) در جهت استقرار حکومت الهی با اعمال مدیریت متناسب با شرایط بحرانی علاوه بر حفظ مسلمانان و حکومت اسلامی، آموزش های سودمندی ارائه کردند ، درسهایی که هم شیوه زندگی، دینداری ، روابط اجتماعی و کفرستیزی را هم زمان در برداشته است.
عرصه های مختلف زندگی پیامبر، نشانگر بیست و سه سال بحران و مبارزه است، مبارزه ای که در نهایت، توانست اندیشه اسلام را، نه فقط در خاک عربستان، که در دل مستضعفان و ستمدیدگان سراسر جهان فراگیر شود. همه اینها، مدیون تفکر، تأمل و تحمل پیامبر اکرم(ص) و یاران وفادار و با اخلاص ایشان است.


پی نوشت:
1-قرآن کریم ، سوره بقره ، آیه 190
2-سوره توبه ، آیه 111
3-سوره حج، آیات 40 38
4-سوره بقره، آیة 264
5- سوره انفال، آیه 47
6-سوره نساء،آیه 94
7-سوره بقره، آیات 194- 191
8-سوره حج ، آیه 41
9-سوره آل عمران ، آیه 127-125
10-سوره صف ، آیه13-  10
11-سوره شوری ، آیه 38
12- سوره آل عمران ، آیه 159
13- علامه مجلسی ، بحار الانوار ، ج5
14- سوره آل عمران ، آیه 159
15- سوره نجم ، آیه 4- 3
16-سعید جلیلی ، سیاست خارجی پیامبر ، ص 44

 

منبع : www.zaerin.ir

 

  کلید هدایت               

اخلاص در عمل

بخش اول

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

آداب واخلاق اهل علم (2)

بحث در آداب واخلاق اهل علم بود. نخستین ادب از آداب مربوط به حوزویان را در نوشتار پیشین , تحت عنوان[ اخلاص در نیت] مطرح نمودیم . دراین بخش , به ادامه آن پرداخته و درباره [ اخلاص در عمل] مطالبی را عنوان می کنیم .

 

معیارارزش اعمال

اعمال و رفتار آدمی را در رابطه بااهداف واغراض وی , باید ارزیابی کرد.اگر عمل و رفتار با مسائلی همچون : حب مال , جاه طلبی , نام جوئی و تشخص , برتری طلبی در میان همنوعان و ... آلوده شود,انسان را به فرومایگی شخصیت و سقوط ازارزشهای والای انسانی سوق می دهد و خود و زرووبالی بر دوش انسان خواهد بود و در نتیجه انسان را بصورت پست ترین و زیانکارترین افراد در خواهد آورد 1 .

امااگر, هدف و غرض در عمل و رفتار, برخاسته از ضمیری روشن و دور از هرگونه شائبه مادی و نفسانی باشد و آن را با هیچگونه رنگ و صبغه غیرالهی نیامیزد, همانند شجره طیبه ای 2 خواهد بود که آثار وجودش ابدیت پیدا کرده و هیچگاه از میان خواهد رفت . بنابراین محور و کانون ارزش اعمال به اهداف و مقاصد آن بستگی دارد. با توجه به این مقدمه کوتاه , می توان به جایگاه مساله[ اخلاص در عمل] پی برد. عمل خالص , مراحلی دارد که به اجمال اشاره می کنیم :

1. قبل از عمل :انسان باید پیش از عمل که همان مرحله[ نیت] است در بافته ها و یافته های ذهنی و فعل وانفعالات روحی و درونی خویش بنگرد, و در تصمیم گیریهایش انگیزه عمل خود را روشن سازد و علت آغاز عمل را ارزیابی نماید.اینجاست که مساله[ اخلاص در نیت] و عدم آن جلوه گر می شود و به عمل آدمی جهت می بخشد. که در مقاله گذشته به نحو مبسوط از آن یاد کردیم .

2. هنگام عمل : دراین مرحله نیز ممکن است بااغراض فرومایه و پست , عمل خویش را فاقدارزش کند و آن را با آفتهای ریاء و شرک و مانند آن درآمیزد و در نتیجه , عمل و تلاشش پوچ و[ هباء منثورا] گردد. و ممکن است کوششهای خویش را خالصانه و برای کسب رضای پروردگارانجام داده و خدای را در تمام لحظات زندگانی مراقب و ناظراعمال خویش بداند و در نتیجه ,این حالت خداجوئی ,او را به صواب اندیشی و درستی در گفتار و کردار موفق گرداند.

3. پس از عمل : منظوراین است که پس ازانجام عمل نیز, مواظب باشد که زحمت و تلاش خویش را, که حاصل عمراوست , به اندک چیزی از دست ندهد و همان حالت والای روحی واخلاص در نیت را تداوم بخشد.این مرحله , مشکل تراز آن دو مرحله است .امام صادق[ ع] فرمود:

الابقاء علی العمل حتی یخلص اشد من العمل 3 .

باقی ماندن بر عمل همراه بااخلاص از آغاز نمودن آن سختتراست .

به عبارت دیگر, می توان عمل و رفتارانسانی را همانند چشمه ای دانست که گاهی از سرچشمه صاف و زلال و بی غل و غش است و در مسیر راه هم به چیزی آلوده نمی گردد و با همان حالت اولی به مقصد می رسد وازاین ارزش نخستین آن چیزی کم نمی شود. و گاهی از سرچشمه , گل آلوداست و در بین راه نیز آلودگی آن افزوده می گردد و مالا نیز, آن ارزش واقعی را ندارد. و ممکن است که در آغاز, صاف و بی آلایش باشد و لکن در برخورد با موانع مسیر راه , تغییر ماهیت داده و آن شکل نخستین خویش رااز دست بدهد .

مقصود مااز[ اخلاص در عمل] همان شق اول است , یعنی در تمام مراحل سه گانه انسان مراقب خود و عمل خویش باشد, تااین که مطامع دنیوی و شوائب مادی به گنجینه گرانبهای اخلاص او صدمه ای نزند.

اینک که مقصوداین نوشته روشن شد و وجه تمایز آن , با مقاله گذشته مشخص گردید, می پردازیم به اهمیت این مساله در معارف دینی و قرآنی .

 

اهمیت اخلاص در عمل

حیات وارزش انسان به علم است وارزش علم و دانش به عمل وارزش و اهمیت عمل به اخلاص . همانگونه که آب , مایه حیات پدیده هاست و عامل شادابی آنها,اخلاص نیز, موجب حیات وارزش اعمال و پشتوانه ای برای بقاء و دوام آن .اهمیت عمل بیش از آن که به اندازه و مقدار آن مربوط باشد, به چگونگی و کیفیت آن ارتباط دارد به همین جهت است که قرآن کریم اینگونه تعبیر می کند :[...هوالذی خلق الموت والحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا] 4 وارزش اعمال را به درست و صحیح انجام دادن و با اخلاص و خلوص به پایان رساندن می داند. و نمی گوید:اکثر عملا. درست همانند درختی که بار و میوه فراوان دارداما فاسد و آفت زده . در برابر درختی است که بارش اندک , ولی میوه هاش سالم و به دوراز آفت .

امام صادق[ ع] فرمود:

ماانعم الله عزوجل علی عبداجل من ان لایکون فی قلبه مع الله غیره .

نعمت و موهبتی بزرگترازاین نیست که خداوند به انسان حالتی بدهد که دراندیشه و فکرش جز خدا به هیچکس نیاندیشد 5 .

اخلاص , چیزی است که به جوهره عمل ارزش و کرامت می بخشد و کیمیای کم یابی است که مس اعمال آدمی را طلای ناب می سازد. به همین جهت است که از خالص سازی عمل بعنوان] سر] و رازالهی یاد شده است :

الاخلاص سر من اسراری اودعه فی قلب من احببته 6 .

چقدر زیبا و دلپذیراست اگر بشر در هر کاری به همان نسبت که به حفظ ظاهر و کالبد عمل می اندیشد, به روح و جان عمل نیزاهمیت دهد. امام مخلصین امیرالمومنین[ ع] اینگونه آرزو می کند:

این الذین الخلصوااعمالهم و طهروا قلوبهم لمواضع نظرالله 7 .

کجایند کسانی که برای خدا, کار خالص انجام دهند و دل را, که جایگاه نظر خداونداست ,از هرگونه ناخالصی و گناه پاک کنند.

عمل بدون اخلاص , مصداق این حکایت سعدی , در گلستان است :

[زاهدی , مهمان پادشاهی بود چون به طعام بنشستند, کمتراز آن خورد که عادت او بود و چون به نماز برخاستند, بیش از آن کرد که عادت او بود تا خلق صلاحیت در حق او زیادت کنند... چون به مقام خویش آمد, سفره خواست تا تناول کند پسری صاحب فراست داشت , گفت :ای پدر باری به مجلس سلطان , طعام نخوردی ؟ گفت : در نظرایشان چیزی نخوردم که بکار آید. گفت : نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که بکار آید]... 8 .

عبادت به اخلاص نیت نکوست

وگرنه چه آید ز بی مغز پوست

چه زنارمغ در میانت چه دلق

که در پوشی از بهر پندار خلق 9

علی[ ع] عمل خالص رااینگونه می ستاید:

طوبی لمن اخلص لله العباده والدعاء و لم یشغل قلبه بماتری عیناه

و لم ینس ذکرالله بما تسمع اذناه , و لم یحزن صدره بمااعطی غیره 10

خوشا بحال کسانی که عبادت و دعای خویش را خالصانه انجام می دهند و قلب خود را به آنچه دیدگانشان می بیند گرفتار نمی سازند و همواره به یاد خدایند و شنیدنیها آنان رااز یاد خدا غافل نمی کند واز آنچه که دیگران دارند به دل خوداندوهی راه نمی دهند.

 

مخلص و مخلص

اخلاص در عمل , بر دو گونه است :

1. گاهی عامل در عملش خود را می بیند و تلاش می کند که کارش را در جهت صحیح و مطلوب خداوندی به انجام رساند و آن را با هیچ انگیزه دیگری آمیخته نسازد.این افراد را, غالبا قرآن[ مخلص] , معرفی می کند. گویا هنوز در آغاز کاراست و قدمهای اولیه خودسازی را بر می دارد زیرا می گوید :[من] کار خالصانه کردم و عمل[ من] برای خدا بود.

2. قسم دوم آن است که انسان گردنه ها را در نور دیده واز موانع پیش راه به سلامتی گذشته واز نفوذ و وسوسه های شیاطین مصونیت پیدا کرده , به گونه ای که در برابرانحرافات و لغزشها, مصونیت یافته است . ازاین افراد قرآن , به نام[ ملص] یاد می کند؛

[فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین] . به عزتت سوگند که همه آنان را گمراه خواهم کرد جز بندگان مخلصت .

آری اینان کسانی هستند که[ خود] خویش را پشت سر گذاشته و بجانب خدا در حرکتند و محو جمال و جلال حق شده اند و بت انانیتها را درهم شکسته و در جلوه حق متجلی گشته اند.

چیست اخلاص دل از خود کند

کار خود را به خداافکندن

نقد دل از همه خالص کردن

روی چون زر بخلاص آوردن

دل به اسباب جهان نادادن

دیده بر حور جنان ننهادن

امیرالمومنین(ع)درباره این گروه چنین فرموده است:

عبدالله ان من احب عبادالله عبدااعانه الله علی نفسه ,

فاستشعرالحزن , و تجلبب الخوف , فزهر مصباح الهدی فی قلبه , واعد القری لیومه النازل به , فقرب علی نفسه البعید, و هون الشدید, نظر فابصر و ذکر فاستکثر قد خلع سرابیل الشهوات و تخلی من الهموم الاهما واحداانفرد به ... قداخلص للله فاستخلصه , فهو من معادن دینه و اوتادارضه] 12 .

ای بندگان خدا, محبوبترین بندگان نزد خداوند کسی است که او را در راه پیروزی بر هوسهای سرکش نفس یاری کرده , آن کس که جامعه زیرینش ,اندوه و جامه روئینش , ترس از خداست , چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسایل لازم برای روزی که در پیش دارد فراهم ساخته , دورها را خود نزدیک و شدائد را بر خود آسان نموده است .

به این جهان نگاه کرده حقایق آن را با دیده بصیرت دیده , به یاد خداافتاده واعمال نیک فراوان بجا آورده است . جامعه شهوات از تن بیرون کرده و به جز یک غم ,از تمام غمها خود را بر کنار داشته است . از صف کوران مشارکت و هواپرستان خارج شده و کلید درهای هدایت و قفل درهای ضلالت و پستی گردیده است . برای خدااعمال خویش را خالص کرده , آنچنان که خداوند خلوص او را پذیرفته است اواز گنجینه های آئین خدا وازارکان زمین اوست .

 

زمینه اخلاص

برای رسیده به هر کمال و مقامی دو نکته قابل دقت و فراهم کردن آن ضروری است : یکی ایجاد مقضتی و زمینه مناسب , و دیگری بر طرف نمودن موانع ,اخلاص که عالیترین مرحله کمال روح آدمی وارزش دهنده اعمال او می باشد نیز,ازاین قانون مستثنی نیست و برای بدست آوردن آن باید زمینه و شرایط مناسبی را بوجود آورد.

یکی از زمینه های اصلی واساسی جهت دست یابی به اخلاص، نبرد با خواهش های نفسانی است که بدون مغلوبیت و کنترل آنها، به این در گرانبها و ارزنده نمی توان دست یافت.

علی [ ع] می فرماید:

کیف یستطیع الاخلاص من یغلبه هواه 13 .

چگونه به اخلاص دست می یابد کسی که مغلوب هوای نفس است .

در درون انسان , جنگی همیشگی و جبهه گرم و پر خطری وجود دارد. قدرت عقل با نیروی نفس و هوی , همواره گلاویزند. قهرمان و برنده این جهاد کسی است که عقل و بعد ملکوتی وجود خویش را بر نفس و بعد حیوانی اش غالب سازد و با سرافرازی ازاین میدان بدر آید. علی[ ع] در توصیف و ترسیم یکی از چهره های محبوب و برادران دینی اش اینگونه می فرماید:

و کان اذا بدهه امران فینظرایتهمااقرب الی الهوی فیخالفه 14 .

هرگاه سر دو راهی قرار می گرفت و دو کار برایش پیش می آمد می اندیشید که کدام به هوی و هوس نزدیکتراست با آن مخالفت می ورزید.

بی شک برای دست یابی به حالت روحی اخلاص , باید در قدمهای نخستین آن , عقل راازاسارت هوی و هوسهای رها ساخت چرا که علی[ ع] فرمود:

کم من عقل اسیر تحت هوای امیر 15 .

چه بسا انسان هایی که عقل آنها دراسارت هوی و هوس هایشان قرار گرفته است .

هواپرستی فروغ عقل را می گیرد و چهره حقایق را در نظراو دگرگون می کند و سرانجام وی را به پرتگاه سقوط می کشاند. واز زمینه های دیگر, می توان دل نبستن به مادیات و توجه به معنویات و آخرت و پایان کارانسانها, نام برد که هر یک ازاینها به نوبه خود, درایجاداخلاص و زدودن موانع آن موثر و کار سازند. غزالی زمینه های مناسب برای پیدایش صفت و حالت اخلاص رااینگونه بر می شمرد:

فعلاج الاخلاص کسر حظوظ النفس , و قطع الطمع عن الدنیا, والتجرد

للاخره بحیث یغلب ذلک علی القلب , فاذ ذاک یتیسرالاخلاص 16 .

مبارزه با خواهشهای نفسانی و شکستن آنها, عدم شیفتگی به دنیا, و توجه تام و تمام به آخرت و معاد, زمینه ها و مقدمات اخلاص می باشند.

 

آثاراخلاص

اگر بذراخلاص در نیت کاشته شود و در سرزمین دل جوانه زند و در عمل و رفتار رشد و بالندگی داشته باشد, بی تردید دارای آثار و ثمرات سودبخشی خواهد بود دراینجا بگونه ای گذرا, به برخی از آنهااشاره می کنیم :

 

1. معرفت و بصیرت در سایه اخلاص :

انسانی که ظرف ذهن و زمینه دل را از کدورتها بزداید و قلب را, که خانه رحمان است ,ازاغیار خالی کند, خواهد توانست حقایق و معارف را زودتر و کاملتر بگیرد و در خود هضم و سپس پیاده کند.

خلوت دل نیست جای صحبت اغیار

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

چنانکه در روایت رسول اکرم [ ص] فرموده است :

من اخلص لله اربعین صباحا فجرالله ینابیع الحکمه من قلبه علی

آن کس که چهل شبانه روز, عمل خالص انجام دهد, چشمه های علوم و معارف از دل به زبانش جاری می شود.

زدودن موانع و پاکسازی دل از حجابهای ظلمانی و بالاخره غرس نهال اخلاص در وجود آدمی , به او توان فهم درست و بصیرت در مسائل را می بخشد بگونه ای که همواره به استقبال حوادیث رفته و قلب مشکلات را با بینش و بصیرت خویش می شکافد و حقایق راستین رااز مکائد شیاطین باز می شناسد. علی[ ع] فرمود:

عند تحقق الاخلاص تستنیرالبصائر 18 .

با وجوداخلاص بصیرتها و بینش ها نافذ و نورانی می شود.

شایدازاین جهت باشد که در دعا, بصیرت واخلاص در عمل در کنار هم آمده است :

واجعل النور فی بصری , والبصیره فی دینی , والاخلاص فی عملی 19

ازاینجا می توان نتیجه گرفت که تنگ نظری ها, جمود و جهل ها لجاجت ها, کارشکنی های کودکانه و حرکت های موذیانه بعضی , در برابر مردان الهی , همه و همه ریشه در عدم خلوص آنان دارد.

 

2. پیروزی و موفقیت :

 گروهی چنین می اندیشند که با زور و زر و تزویر می توان به هر مقصدی رسید ولی از دیدگاه قرآن و معارف دینی , هیچ راهی برای تسخیر دلها و نفوذ در قلبها و رسیدن به هدفها, جزاخلاص و پاکسازی نیت عمل نیست . علی[ ع] می فرماید:

 

اخلص تنل . 20

اخلاص بورز تا به مقصد برسی .

قرآن مجید, راز محبوبیت در دلها راایمان و عمل صالح (که لازمه اش اخلاص است ) می داند:

ان الذین آمنوا و عملواالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا 21 .

ایمان و عمل شایسته است که دوستی و محبت انسان را در دلها می افکند.

 

3. ملاک ارزش اعمال :

اخلاص روح اعمال یک فرد مسلمان و بدون این روح , کالبد عمل هیچگونه ارزشی نخواهد داشت .

رسول اکرم[ ص] فرمود:

اذا عملت عملا فا عمل لله خالصا, لانه لایقبل من عباده الاعمال الا ماکان خالصا 22 .

هرکاری که انجام می دهی خالصانه و برای رضای خدا باشد زیرا جز عمل خالص در پیشگاه خداوندی پذیرفته نمی شود.

ازاینرو که امیرالمومنین[ ع] می فرماید:

العمل کله هباءالا مااخلص فیه 23 .

کار و عمل آدمی پوچ و بی ثمراست جز آنچه خالص باشد.

بنابراین , عزت ظاهری و دنیایی و محبوبیت بین مردم و بهره مندی از معرفت و حکمت و برخورداری از نعمت پیروزی و توفیق و بالاخره آبرومندی در پیشگاه خداوند, همه و همه , در گرواخلاص است و بس . آنهایی که غیر ازاین راه حرکت کنند سخت دراشتباه و به مقصود نخواهند رسید, بلکه نتیجه عکس خواهند گرفت .

امام صادق[ ع] فرمود:

لا تراء بعملک من لایحیی ولا یمیت ولا یغنی عنک شیئا 24 .

کارهای نیک خود را بخاطر خودنمائی و نشان دادن به مردمی که نه زندگی به دست آنهاست و نه مرگ و نه قدرت دارند مشکلی را برای تو بگشایند، انجام مده.

ادامه دارد ...

منبع : hawzah.net

 

دانستنیها                          

ازخواص زیتون غاقل نشوید

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

زیتون علاوه بر این که مصرف زیادی در تغذیه دارد خاصیت درمانی دیگر از جمله اثر نرم کنندگی، ملین و صفرا دارد.

زیتون سنگ های صفراوی را دفع و یبوست های مزمن را درمان می‌کند، معالج قولنج‌ های ناشی از ورم کلیه است.
همچنین این ماده در تسکین درد و سوزش سوختگی‌ها، درمان آفتاب زدگی و سرمازدگی، گزش حشرات، مار و عقرب مفید است.
پژوهشگران معتقدند مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را در زنان کاهش می‌ دهد .
تحقیق روی سلول‌های سرطان سینه در زنان نشان داد که اسید اولئیک روغن زیتون اثر ژن سرطان زای این بیماری را کاهش می‌دهد.
پژوهشگران به زنان توصیه می‌ کنند که در رژیم غذایی خود از زیتون و روغن آن استفاده کنند.
همچنین روغن زیتون به جز خاصیت ضد سرطانی فواید فراوانی دارد که از آن جمله ملین بودن آن و نرم کردن عضلات و آرامبخشی درد استخوان است.
همچنین روغن زیتون به موها نرمی و لطافت خاصی می‌بخشد و باعث تقویت مو می ‌شود.
عصاره زیتون برای چین و چروک پوست بسیار مفیداست و باعث لطافت و نرمی و شادابی پوست صورت می شود. اجزای مغذی خاص در روغن زیتون  می تواند دلیل تاثیر مثبت رژیم غذایی مدیترانه ای بر سلامت قلب باشد.
این ترکیبات که تحت عنوان فنل نامیده می شوند اثر آنتی اکسیدانی، ضد التهابی و جلوگیری از تشکیل لخته در عروق دارند. روغن های زیتون سرشار از فنل بر عملکرد عروق خونی مشخص شده است.
مصرف غذاهای غنی از ترکیبات فنلی می تواند سلامت قلبی عروقی را بهبود بخشد و بر قلب نیز تاثیر حفاظت بخش دارد.

 

زیتون رسیده از نظر طب قدیم ایران گرم و قابض است و میوه نارس زیتون سرد و خشک است و روغن زیتون گرم و خشک است. برگ درخت زیتون نیز گرم و خشک می باشد.

 

در اینجا نظر شما را به تعدادی از خواص و مزایای استفاده از زیتون و روغن زیتون جلب می کنیم.

۱-  دم کرده برگ زیتون داروی خوبی برای پائین آوردن فشار خون می باشد. بدین منظور باید ۲۰ عدد برگ زیتون را داخل ۳۰۰ گرم آب ریخته و آنرا بمدت ۱۵ دقیقه بجوشانید. سپس کمی قند بآن اضافه کرده و بمقدار یک فنجان دوبار در روز از آن بنوشید. بعد از دو هفته باید بمدت ۸ روز نوشیدن این دم کرده را قطع کنید و سپس ادامه دهید.


۲-
 روغن زیتون نرم کننده و صفرا بر است.

۳-
 روغن زیتون دفع کننده سنگ کیسه صفرا است برای این منظور باید آنرا با آبلیمو مصرف کرد.

۴ -
روغن زیتون کرم کش است.

۵-
 روغن زیتون برای رفع سرفه های خشک مفید است.

۶-
برای رفع خارش گزیدگی حشرات، روغن زیتون را به محل گزیدگی بمالید.

۷-
بدن بچه هایی را که مبتلا به نرمی استخوان و کم خونی هستند با روغن زیتون ماساژ دهید اثر مفیدی دارد.

۸-
برای رفع خشکی لثه، روغن زیتون را بر روی لثه بمالید.

۹-
برای برطرف کردن خراش و ترک پوست، گلیسیرین و روغن زیتون را بمقدار مساوی با هم مخلوط کرده و روی پوست بمالید.

۱۰-
دم کرده برگ درخت زیتون تب بر است.

۱۱-
جوشانده برگ درخت زیتون برطرف کننده نقرس و روماتیسم است.

۱۲-
برای سرباز کردن جوشها و کورک ها زیتون را له کرده و روی جوش یا کورک بمالید.

۱۳-
دم کرده و جوشانده پوست درخت زیتون تب بر و درمان کننده مالاریا است.

۱۴-
پماد میوه نارس زیتون برای سوختگی مفید است.

۱۵-
جویدن برگ زیتون برای از بین بردن زخم های دهان مفید است.

۱۶-
برای رفع سستی فلج و لقوه و تقویت نیروی جنسی باید ۸۰ گرم روغن زیتون را با ۱۴ گرم کندر و ۱۶ گرم سیاه دانه مخلوط کرده و بمدت سه روز از آن بخورید.

۱۷-
مصرف روغن زیتون از امراض قلبی و سرطان جلوگیری می کند.

۱۸-  
روغن زیتون بهترین روغن برای پخت و پز می باشد زیرا در اثر حرارات خراب نمی شود.

۱۹-
پژوهشگران معتقدند مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را در زنان کاهش می‌دهد. تحقیق روی سلول‌های سرطان سینه در زنان نشان داده که اسید اولئیک روغن زیتون اثر ژن سرطان زای این بیماری را کاهش می‌دهد.

۲۰-
 روغن زیتون به جز خاصیت ضد سرطانی فواید فراوانی دارد که از آن جمله ملین بودن آن و نرم کردن عضلات و آرامبخشی درد استخوان است.

۲۱-
روغن زیتون به موها نرمی و لطافت خاصی می‌بخشد و باعث تقویت مو می‌شود.

 

۲۲-  عصاره زیتون برای چین و چروک پوست بسیار مفیداست و باعث لطافت و نرمی و شادابی پوست صورت می شود. اجزای مغذی خاص در روغن زیتون می تواند دلیل تاثیر مثبت رژیم غذایی مدیترانه ای بر سلامت قلب باشد.

این ترکیبات که تحت عنوان "فنل" نامیده می شوند اثر آنتی اکسیدانی، ضد التهابی و جلوگیری از تشکیل لخته در عروق دارند. روغن های زیتون سرشار از فنل بر عملکرد عروق خونی مشخص شده است.

 

منابع :

- وبلاگ آموزگار دهکده

- وب سایت پزشکان بدون مرز

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مباحث فرهنگی            

آغاز هفته وحدت

زلال وحی

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لاتَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَ کُنْتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ؛[1]

و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپراکنید و نعمت های خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان همدیگر بودید و خداوند دل های شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شُدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدین گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن می گوید. باشد که شما راهیاب گردید.

 

در این آیه شریفه، نکات ظریف و آموختنی درباره وحدت بین مؤمنین وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:

1. ریسمان وحدت الهی در تمامی تاریخ وجود دارد تا اگر مؤمنین و خداپرستان عالم بخواهند، حول محور آن گرد آیند.

2. پراکندگی و تفرق از حول کلمه خدا، نشانی از بی ایمانی است.

3. تألیف قلوب و برادری مؤمنین از نعمت های الهی بر ایشان است؛ هرچند متذکر آن نباشند.

4. پراکندگی و دشمنی درون گروهی یا بین پیروان یک دینِ واحد مثل حفره ای از آتش، سوزاننده و نابودکننده است.

5. فقط خدا می تواند مؤمنین را از کنار پرتگاه مهلک دشمنی و پراکندگی، حفظ کند و نجات دهد.

6. نعمت اتحاد و همدلی مؤمنین خود یکی از آیات الهی است. شناخت درست این نعمت و ایجاد اتحاد بین مؤمنین می تواند عامل هدایت باشد.[2]

 

کینه های کهنه

عبداللطیف نظری ـ امیر خوش نظر

 

بدون شک، نیاز مسلمین به اتحاد و اتفاق، از مبرم ترین نیازهاست، و درد اساسی جهان اسلام، همین کینه های کهنه میان مردم مسلمان است. دشمن همواره از همین شکاف ها سود می جوید. البته مفهوم اتحاد اسلامی که در صد سال اخیر، میان علما و فضلای مؤمن و روشن فکر اسلامی مطرح است، این نیست که فرقه های اسلامی برای ایجاد اتحاد اسلامی از اصول اعتقادی و یا غیر اعتقادی خود صرف نظر کنند و به اصطلاح مشترکات همه فِرَق را بگیرند و مختصات همه را کنار بگذارند؛ زیرا این کار نه منطقی است و نه عملی. از اینرو فرقه های اسلامی، در عین اختلافاتی که در کلام و فقه و غیره با هم دارند، به واسطه مشترکات بیشتری که در میان آنها هست، می توانند در مقابل دشمنان خطرناک اسلام، دست برادری بدهند و جبهه واحدی تشکیل دهند.

 

گل بانگ وحدت

یکی از زیباترین و والاترین واژه ها، واژه وحدت و برادری است. برادری و وحدتی که پیامبر رحمت در استمرار رسالت دیگر انبیای عظام برای جوامع بشری به ارمغان آورد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم مهاجرین و انصار را به میثاق اخوت و عقد برادری فرا خواند و بدین سان گل بانگ وحدت برای نخستین بار در فضای مدینه طنین افکند و دل و جان قرون و اعصار را نوازش داد و عطر دل انگیز آن مسلمانان را مدهوش خویش ساخت. سنگ زیرین بنای اتحاد و همبستگی اسلامی نهاده شد و ارزش های متعالی اسلامی و برادری و اتحاد، جانشین ارزش های پوچ و خیالی جاهلی شد. آری پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم با استناد به آیات قرآن، جوامع اسلامی رابه اعتصام به حبل متین الهی و پرهیز از تفرقه و تشکیل امت واحده در سایه عبودیت اللّه، دعوت کرد. مسلمانان نیز در پرتو عمل به این دعوت و حرکت در طریق وحدت، متحد شدند و بر دشمنان چیره شدند و دیری نپایید که شاهد فتح و پیروزی را در آغوش کشیدند.

 

اخوت دینی و وحدت اسلامی

اسلام به عنوان مکتب جامع و جاوید، همان گونه که عرصه دعوت خویش را به قوم و ملت خاصی محدود نکرده است، اتحاد امت اسلامی را در صدر برنامه های سیاسی و اجتماعی خویش قرار داده و عقد اخوت دینی را میان فرزندان امت اسلام جاری کرده است. وحدت اسلامی که قوی ترین عامل توانمندی و اقتدار امت اسلام محسوب می شود، از دیرباز دست خوش توطئه های دشمنان قرار گرفته است. استعمارگران خارجی و ایادی داخلی آنان که قوّت خود را در ضعف جوامع اسلامی می جویند، برای غارت منابع و ثروت های ملل اسلامی، سعی در فرو ریختن جوّ اعتماد و فضای برادری حاکم میان ملل اسلامی داشته اند. حضرت امام خمینی رحمه الله با تاکید بر اهمیت این عامل حیاتی، نقش استعمار در از بین بردن آن را چنین بازگو نموده اند: علما و دانشمندان سراسر جهان، بویژه علما و متفکران بزرگ اسلام، یک دل و یک جهت در راه نجات بشریت از سلطه ظالمانه این اقلیت حیله باز و توطئه گر... بپاخیزند... و این کتاب هایی را که اخیرا با دست استعمار منتشر شده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین می زنند نابود کنند و ریشه اختلاف که سرچشمه همه گرفتاری های مظلومان است را برکنند و یک دل و یک سو بر این رسانه های گروهی که بیشترِ ساعاتِ شب و روز، به فتنه انگیزی و نفاق افکنی... عمر خود را می گذرانند، پرخاش کنند.

 

یک جرعه آفتاب

1. پیامبر: الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفُرقَةُ عَذابٌ؛[3] وحدت مایه رحمت، و تفرقه موجب عذاب است.

2. فاطمه (س): فَجَعَلَ اللهُ... اِطاعَتَنا نظاماً لِلمِلَهِ و اِمامَتَنا اَماناً لِلفُرقَهِ؛[4] خدا اطاعت از ما را رشته سامان ملت، و امامت ما را مایه ایمنی از تفرقه قرار داده است.

3. علی ـ علیه السلام ـ : شِرارُکُم المَشَّاوُونَ بِالنَّمیمه، المُفَرِّقونَ بینَ الاَحِبَه؛[5] بدترین شما سخن چینان و تفرقه اندازان میان دوستانند.

4. پیامبر: اِیّاکُم و سُوءَ ذاتِ البین، فَاِنَّها الحالِقه؛[6] از اختلاف میان خود بپرهیزید که زداینده (ایمان) است.

5. علی ـ علیه السلام ـ : عَلیکُم بِالتَواصُلِ و التباذُلِ و ایاکُم و التدابُرَ و التَقاطُعَ؛[7] بر شما باد به ارتباط و بخشش و دوری گزیدن از جدایی و پشت کردن به یکدیگر.

6. پیامبر: اَیُّها الناسُ! عَلیکُم باجماعَةِ و اِیّاکُم و الفُرقَه؛[8] ای مردم! بر شما باد به جماعت و بپرهیزید از جدایی.

7. پیامبر: یَدُاللهِ عَلی الجَماعة و الشَیطانُ مَعَ مَن خالَفَ الجماعَةَ یَرکُضُ؛[9] دست خدا بر سر جماعت است و شیطان با کسی همراه است که با جماعت ناسازگاری کند.

8. پیامبر: عَلَیکَ بِالجَماعَةِ، فَاِنَّما یَاکُلُ الذِّئبُ القاصِیَةَ؛[10] با جماعت همراه شو؛ زیرا گرگ، گوسفند دور مانده را می خورد.

9. علی ـ علیه السلام ـ : لَو سَکَتَ الجاهِلُ ما اختَلَفَ الناسُ؛ اگر نادان خاموشی می گزید، مردم دچار اختلاف نمی شدند.[11]

 

اشاره

سهیلا بهشتی

 

ضرورت وحدت

وحدت، مهم ترین عامل بقا برای یک جامعه است. کمال، ترقی و پیشرفت جوامع، جز در پرتو وحدت کلمه و برادری، همکاری و هماهنگی میسر نمی گردد.

پژوهش ها ثابت کرده است که حتی حیواناتِ هم آهنگ و متحد، از نعمت بقا و لذات زندگی، از حیوانات قوی که متحد نباشند، بیشتر بهره مند می گردند؛ برای مثال مورچگان با وجود اینکه ضعیفند و دشمنان زیادی دارند، زندگی اجتماعی و اتحاد و اتفاقشان موجب شده که بتوانند به یکدیگر کمک کنند، لانه بسازند، طعام ذخیره نمایند تا کمتر در معرض خطر دشمنان قرار گیرند و به هنگام خطر، چاره بیندیشند و از خطرها در امان بمانند. با این تفاوت که وحدت و هماهنگی حیوانات یک امر طبیعی و غریزی است و حال آنکه انسان از روی تدبر و مقایسه و استدلال، امور را بررسی می کند و انجام می دهد.[12]

 

وحدت اسلامی

منظور از وحدت اسلامی، همکاری و تعاون پیروان مذاهب اسلامی براساس اصول مسلّم و مشترک اسلامی و اتخاذ موضع واحد برای تحقق اهداف و مصالح عالیه امت اسلامی و موضع گیری واحد در برابر دشمنان اسلام و احترام به التزام قلبی و عملی هریک از مسلمانان به مذهب خود است.[13]

وحدت اسلامی که معمار آن پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ، یکی از عوامل مهم پیشرفت ها و پیروزی های پی درپی اسلام بوده است. بی شک پیامبر پس از تحمل سختی های بسیار که برخاسته از ایمان سرشار الهی او بود، توانست بین قبایل متفرق و متنازع عرب جاهلی، که برخی از آنها سابقه جنگ ها و نزاع های چند صد ساله داشتند، همدلی و الفت ایجاد کند و براساس وحدت اسلامی، تمدنی نو و جامعه ای نمونه بسازد.

منظور از وحدت اسلامی، وحدتی است که عامل قاطع پیروزی است. این نوع از وحدت، وحدت دل هاست و تحقق آن وابسته به عوامل مادی نیست و برخاسته از ایمان به توحید و معاد است، اما وحدت هایی که براساس منافع سیاسی، قومی و قبیله ای و طبقاتی و یا براساس عامل جغرافیایی است، وحدت حقیقی به شمار نمی آید و ازاین رو، پایدار نیست. سراسر سیره رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ سرشار از وحدت بخشی بین مسلمانان و پرهیز از اختلاف و تفرقه است که از مشهورترین آنها ایجاد پیمان اخوت بین مهاجرین و انصار بوده است.

 

عوامل و محورهای وحدت

در اسلام، بنیادها و پایه های مادی مطرح برای وحدت نفی شده و بر وحدت باورها و همبستگی های قلبی تأکید شده است.

 

 بر این اساس، محورها و سرچشمه های وحدت عبارت است از:

1. قرآن کریم:

 مهم ترین پایه وحدت اسلامی که بنای اسلام، امت و قانو ن گذاری و شریعت بر آن استوار است، قرآن کریم است. اساساً قرآن، کتاب وحدت است و آیات بسیاری، مسلمانان و مؤمنان را به وحدت فرامی خواند و از آنان می خواهد که به ریسمان خدا چنگ زنند و متفرق نشوند[14] و یا وحدت را از نعمت های خداوند می شمارد و آن را عامل رهایی آنان از آتش[15] و یا مؤمنان را برادران یکدیگر می داند.

برخی از احکام اسلام، به ویژه احکام اجتماعی آن، که در قرآن ذکر شده است همه در جهت ایجاد و تقویت وحدت مسلمانان قرار دارند؛ مانند نماز جمعه، نماز جماعت و یا حج. از این جهت پیام قرآن، پیام وحدت است و خود، هم عامل وحدت و هم محور وحدت است.

 

2. پیامبر:

 همه فرقه ها و مذاهب اسلامی در نبوت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ اشتراک نظر دارند و به دیگر عبارت، پیامبر یکی از عوامل و محورهای وحدت مسلمین است. افزون بر این، آن حضرت همواره در طول حیات خود در ایجاد روحیه برادری میان مسلمانان کوشش می کرد و برخی از اقدامات آن حضرت برای ایجاد وحدت و پرهیز از تفرقه عبارت بود از: ایجاد برادری بین مهاجرین و انصار، تأسیس مسجد به عنوان محل اجتماع مسلمانان، تشکیل حکومت و امت واحده، تأکید بر اخوت اسلامی به ویژه در روز فتح مکه، ازدواج با اقوام گوناگون جهت تقویت مودت بین مسلمانان، تخریب مسجد ضرار، دفع مزاحمت های دشمنان اسلام و... . همچنین آن حضرت در سخنان بسیاری مسلمانان را به اتحاد و پرهیز از پراکندگی سفارش می کرد؛ چنانکه در حجة الوداع فرمود: بدانید هر مسلمانی برادر مسلمان دیگر است و مسلمانان با یکدیگر برادرند و... .[16]

 

آسیب شناسی وحدت

دسته ای از علل و عوامل وجود دارد که به اتحاد بین مسلمانان آسیب می رساند و آن را از میان برمی دارد و پراکندگی و اختلاف را جانشین آن می کند. این عوامل ممکن است بیرونی یا درونی، نظری و فکری و یا عملی باشد. مسلمانان وظیفه دارند نقاط آسیب زا را بشناسند و در برطرف کردن آن تلاش کنند. یکی از عوامل تفرقه و از بین برنده وحدت مسلمانان، رواج روحیه دنیاطلبی و بی تقوایی است. دوست داشتن مذموم دنیا که در احادیث از آن به حب الدنیا تعبیر شده است، مایه نفاق و اختلاف است. اگر مسلمانان و به ویژه علمای ادیان و مذاهب بر هوای نفس خود غلبه نکنند و هدف آنان منافع زودگذر دنیوی باشد، نزاع و اختلاف آنها منجر به پراکندگی خواهد شد. یکی از ویژگی های دنیاطلبان این است که همواره در حال نزاع و اختلافند.

عامل دیگر تفرقه و اختلاف، حاکم کردن افکار غیرقرآنی است. مسلمانان بنابر نص قرآن، وظیفه دارند به هنگام اختلاف در امورشان، قرآن و پیامبر را مرجع و فصل الخطاب قرار دهند.[17] بنابراین، دوری حاکمان و مردم جوامع اسلامی از قرآن و روی آوردن به مکاتب بشری و مادی، برای پایداری اجتماع مسلمانان بسیار خطرناک و مهلک است.[18]

ترک مدارای مسلمانان نسبت به هم نیز از عوامل اختلاف و پراکندگی است. قرآن کریم می فرماید: محمد، پیامبر خداست و کسانی که با اویند بر کفار سخت گیر و با همدیگر مهربانند.[19]

این مدارا دامنه ای گسترده دارد و پیروان پیامبر در مذاهب دیگر را نیز دربرمی گیرد. اهل مدارا همواره اهل خرد هستند و در سایه خردورزی است که مدارا می کنند. امام علی ـ علیه السلام ـ پیروان خود را به مدارا فرامی خواند و به آنان یادآور می شود که به اهل شام ناسزا نگویند.[20]

حضرت تا حدی اهل مدارا و سعه صدر است که مخالفت را از ناسزاگویی جدا می کند و از حدود اخلاق خارج نمی شود. ازاین رو، اختلافات عقیدتی و مذهبی هیچ گاه مجوز ناسزاگویی نمی شود و در متون دینی ناسزاگویی به شدت نهی شده است. عامل دیگر اختلاف، استعمار و غفلت مسلمانان از آن است. دولت های استعمارگر همواره حضورشان همراه با اختلاف افکنی و تیره کردن روابط مسلمانان با هم بوده است تا از این طریق به بهره های کلان اقتصادی برسند.

 

 

اسلام، محور اتحاد (با تکیه بر نظر امام خمینی رحمه الله )

عبداللطیف نظری ـ امیر خوش نظر

 

در اندیشه تقریب مذاهب و ملت های اسلامی، حضرت امام خمینی رحمه الله تمامی محورهایی را که به کلیت و فراگیری امت اسلامی صدمه می زند، رد نموده، اسلام را به عنوان تنها محور اتحاد این امت عظیم مطرح می کند. ایشان خطاب به حجاج بیت اللّه الحرام می فرماید: از جمله وظایف در این اجتماع عظیم، دعوت مردم و جوامع اسلامی به وحدت کلمه و رفع اختلافات بین طبقات مسلمین است که خطبا، گویندگان و نویسندگان در این امر حیاتی اقدام نمایند و کوشش کنند در به وجود آوردن جبهه مستضعفین که با وحدت جبهه و وحدت کلمه و شعار لا اله الاّ اللّه، از تحت اسارت قدرت های شیطانی، و اجانب و استعمارگران و استثمارگران بیرون آیند و با اخوت اسلامی بر مشکلات غلبه پیدا کنند.

 

وحدت اسلامی و تشکیل جبهه مستضعفان (با تکیه بر دیدگاه امام)

تاکید بر ایجاد جبهه واحد مستضعفان در برابر استکبار و قدرت های شیطانی، یکی از محورهای مورد تأکید امام رحمه الله است که جامعه اسلامی را برای نیل به تحقق وحدت اسلامی یاری می رساند. امام، با اعتقاد به پیوند عمیق میان وحدت اسلامی و شکل گیری جبهه مستضعفان، می فرماید: مستضعفین جهان، چه آنهایی که زیر سلطه آمریکا و چه آنها که زیر سلطه سایر قدرتمندان هستند، اگر بیدار نشوند و دستشان را به هم ندهند و قیام نکنند، سلطه های شیطانی، رفع نخواهد شد و همه باید کوشش کنیم که وحدت بین مستضعفین در هر مسلک ومذهبی که باشند، تحقق پیدا کند.... و آنچه مهم است این است که شما در مذهب خود و ما در مذهب خودمان اخلاص را حفظ کنیم.

 

اتحاد ممالک اسلامی از منظر امام خمینی رحمه الله

امام خمینی رحمه الله با بازگو کردن دیدگاه اسلام و یادآوری تأکید قرآن کریم بر اندیشه برادری دینی، اشاعه این تفکر را به عنوان یکی از راه کارهای شکل گیری وحدت اسلامی و تقریب مذاهب مطرح می کنند. در این باره موضع قاطع و روشن ایشان، در بخشی از بیاناتشان دقیقا مشخص است: ما برای دفاع از اسلام و ممالک اسلامی و استقلال ممالک اسلامی در هر حال مهیّا هستیم. برنامه ما ـ که برنامه اسلام است ـ وحدت کلمه مسلمین است؛اتحاد ممالک اسلامی است؛ برادری با جمیع فِرَق اسلامی است در تمام نقاط عالم؛ هم پیمانی، با تمام دول اسلامی است در سراسر جهان.

 

امام خمینی و سفارش به برادری بین تشیع و تسنن

حضرت امام رحمه الله که ایجاد تفرقه مذهبی میان شیعه و سنی را محصول دست های پلید استکبار و اجانب می دانند، توسعه اخوت دینی میان پیروان تمامی مذاهب را دنبال نموده و پیروان مذاهب تشیع و تسنن را از اختلاف بر حذر داشته و به برادری و رفتار نیک با همدیگر سفارش فرموده است. آن گرامی خطاب به ملت ایران چنین می فرمایند: من امیدوارم که تمام برادرهای ما در اطراف ایران، چه برادرهای اهل سنت و چه برادرهای اهل تشیع، و تمام کسانی که در این ملت هستند، از اقلیت های مذهبی، با هم جمع باشند و همه مثل برادر با هم رفتار کنند، تا این که این مملکت به پیش برود.

 

پیامدهای تفرقه از دیدگاه امام

بیداری امروز امت اسلامی، بازگشت مسلمین به قرآن و سنت، مطرح شدن ولایت امر و خلافت اسلامی، آزادی خواهی، عزت طلبی و حرکت های وحدت طلبانه مسلمین، بدون شک از ثمرات انقلاب مقدس امام خمینی رحمه الله است. حضرت امام در طول حیات طیبه خویش باعث و بانی تحرکات مهمی در جهان اسلام بودند که یکی از اقدامات مهم ایشان، ایجاد وحدت و اخوت دینی، در میان مسلمین بود. آن فرزانه هم چنین برای تحقق این هدف مقدس و ایجاد وحدت و هم گرایی مسلمانان، در بسیاری از سخنان و نوشته های خود، امت اسلام را از تفرقه بر حذر داشته و آنان را به پیامدهای زیان بار و ناگوار تفرقه و اختلاف توجه داده اند. ایشان در این باره می فرمایند: امروز اختلاف بین ما، تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی و یا سایر فرق. آنها می خواهند نه این باشد نه آن، راه را این طور می دانند که بین شما و ما اختلاف بیندازند. ما با توجه به این معنی که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل توحید هستیم، باید برای قرآن و توحید زحمت بکشیم و خدمت کنیم.

 

حیله های استکبار در اختلاف بین شیعه و سنی

جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب اسلامی با توطئه های مختلف استکبار جهانی و ایادی فرومایه آن مواجه شد. حیله ها و توطئه های رنگارنگ دشمنان به منظور تضعیف انقلاب اسلامی و رهبری آن، یکی پس از دیگری به مرحله اجرا درآمد. یکی از مهم ترین حیله های استکبار ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی بود که با درایت و دوراندیشی امام راحل رحمه الله خنثی شد. از آن زمان جلوه های راستین وحدت در پرتو رهبری های مصلح کبیر امام خمینی رحمه الله در نظام جمهوری اسلامی آغاز و تحقق یافت و امروز در امتداد رهبری های حکیمانه بزرگ مرد تاریخ مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای، مدظله العالی، پرچم پرافتخار توحید به اهتزاز درآمده است.

 

جمهوری اسلامی، پیش گام وحدت اسلامی

وحدت اسلامی ـ که همواره آرزوی اندیشمندان اسلامی بود ـ با مجاهدت و تلاش خالصانه مسئولان جمهوری اسلامی پایه های اساسی آن تحکیم یافته است. تشکیل و تأسیس مجمع التقریب بین المذاهب از سوی رهبر معظم انقلاب زمینه را برای گفت وگوی مستقیم اندیشمندان و صاحب نظران برجسته جهان اسلام هموارتر ساخت و همین امر موجب شد تا گام های بسیار مهمی در خصوص وحدت اسلامی برداشته شود. جمهوری اسلامی، بدون شک از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، همواره با تمام توان، آیه های وحدت و همبستگی را برای مسلمانان قرائت نموده و گام های مهم عملی برای تحقق این هدف والا و ارزشمند برداشته است که بر هیچ فردی پنهان نیست.

 

جمهوری اسلامی، منادی راستین وحدت

مستکبران و استعمارگران همواره با نقشه ها و توطئه های شوم خویش و به وسیله مزدوران خود در کشورهای اسلامی، مانع شکل گیری وحدت سیاسی جوامع مسلمان شده و با مطرح ساختن فرقه های ساختگی، به ستیز با اندیشه وحدت و تقریب برآمده اند. اما به لطف خداوند متعال، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی رحمه الله ، بار دیگر اندیشه تقریب بین مذاهب و وحدت سیاسی جوامع اسلامی را احیا کرد و با دعوت همه مسلمانان به اتحاد، سربلندی و عزّت مؤمنان را در جهان فراهم آورد. قرار دادن هفته وحدت و تشکیل کنفرانس ها و سمینارهای بین المللی وحدت اسلامی بهترین شاهد گویا بر این مدعا است که تنها جمهوری اسلامی ایران منادی راستین وحدت در جهان است. کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی یکی از بزرگ ترین تجلیگاههای وحدت مسلمانان و ارزنده ترین همایش جهانی دانشمندان و اندیشمندان مذاهب اسلامی است که همه ساله به همت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در تهران برگزار می شود و تاکنون دستاوردهای مهمی را به همراه داشته است.

 

 وحدت در قرآن

قرآن کریم همبستگی را برای مسلمانان ضروری تلقی کرده است و از آنان می خواهد تا در گسترش این فرهنگ کوشا باشند. قرآن کریم کسانی را که خدای واحد را می پرستند، به سوی یک قبله نماز می گذارند، کتاب آسمانی شان قرآن است و پیامبر والایشان حضرت محمد بن عبداللّه صلی الله علیه و آله وسلم می باشد، به اتحاد و یگانگی فرا می خواند و همه امت اسلامی را از منازعه و اختلاف باز می دارد؛ چنان که در سوره انفال آیه 46 می خوانیم: از خدا و رسول خدا اطاعت کنید و منازعه و اختلاف نکنید که سستی بر شما غلبه کرده، هیبتتان از دست خواهد رفت. در جای دیگر قرآن کریم محور وحدت مسلمانان را توحید می داند و می فرماید: همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید. بدان امید که مسلمانان، رهنمودهای قرآن را همواره سرلوحه زندگی شان قرار داده، با تکیه بر مشترکات عقیدتی خویش، گام های مهمی را برای تحقق وحدت بردارند.

 

قرآن و مسئله تفرقه

در برابر اندیشه وحدت، اندیشه تفرقه افکنی و ایجاد چنددستگی قرار دارد. همگان جمله معروف تفرقه بینداز و حکومت کن را شنیده ایم. شاید باور این نکته چندان آسان نباشد که علی رغم تصور بسیاری از افراد، که این روش را منحصرا ابزار استثمار و استعمار برای سلطه گری بر ملت های عقب مانده وغارت آنها می دانند، به کارگیری آن قدمتی چندین هزارساله دارد. در قرآن کریم آمده است که: فرعون در زمین برتری جویی کرد و اهل آن را به گروه های مختلفی تقسیم کرد. این شاهد قرآنی، خود مؤید گفته بالاست که استفاده از ابزار تفرقه افکنی پیشینه ای به قدمت طغیان و برتری طلبی انسان و بهره کشی او از هم نوع خود دارد. در نتیجه چرایی دعوت ادیان به وحدت کلمه و اعتصام همگانی به ریسمان الهی و نیز مخالفت طاغوت ها با پیام آوران این دعوت آشکار می شود.

 

توصیه های قرآن به جلوگیری از اختلاف

قرآن به مؤمنان توصیه می کند که از اختلاف پرهیز کنند و نتایج شوم تفرقه را به خاطر داشته باشند: و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و از خدا و پیامبرش اطاعت نمایید و نزاع نکنید که سست شوید و قدرت شما از میان برود. و در جایی که نزاع هست قرآن خیرخواهانه راه علاج و رفع خصومت را نشان می دهد: ای کسانی که ایمان آورده اید خدا و پیامبر خدا و اولی الامر را اطاعت کنید و هرگاه در چیزی نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر بازگردانید، اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این برای شما بهتر و پایانش نیکوتر است.

 

عطر وحدت

چه خوش بود آن روزهایی که اصحاب پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله وسلم با همه نظرهای متفاوتی که با یکدیگر داشتند گرداگرد شمع وجود آن نور مقدس حلقه می زدند و از شجره نبوت، نور هدایت را اقتباس می کردند. چه صفابخش بود محفل هایی که در مسجد النبی صلی الله علیه و آله وسلم تحقق بخش اولین مصادیق آیه شریفه و امرهم شوری بینهم بود. چه شورانگیز بود پیمان برادری بین مهاجران و انصار که گره زننده آن، رسول رب العالمین و دستاورد آن، ایثارهای صحنه های جنگ و فداکاری های پشت آن صحنه ها شد. چه معطّر بود نسیم وحدت امت در آن عصر که از مُشک وحی بر گلبرگ های پیکر امت می وزید. یاران! اکنون که به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی ایران زمینه گسترش اندیشه تقریب و وحدت سیاسی جهان اسلام بیش از پیش فراهم شده است، بیایید به پیروی از رسول اسلام، دست اخوت به یکدیگر داده، با هم دلی و صمیمیت، بسیاری از مشکلات جهان اسلام را حل کنیم. بیایید همه مان منادیان راستین همبستگی جوامع اسلامی مان باشیم.

 

توحید کلمه و کلمه توحید

از آن هنگام که خورشید فروزان اسلام بر سرزمین سرد و تاریک جاهلیت دمید و سپیده صبح امید، افق زندگی جاهلی را گرمی و روشنایی بخشید، نور امید و رهایی در دل بردگان تابیدن گرفت و دیدگانشان به درخششی جاودانه فروغ گرفت. نغمه توحید، کران تا کران را درنوردید و قوم ها و قبیله های پراکنده را با دعوت به اعتصام به حبل متین الهی، متحد و منسجم ساخت. این همه، به برکت میلاد نور، پیام آور توحید، رسول وحدت، حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم بود که با بعثت خویش، شعار برادری و پیمان اخوت را برای جوامع بشری به ارمغان آورد. اکنون که بیش از 1400 سال از آن روزهای پرشکوه و به یادماندنی می گذرد، هنوز هم آن نغمه شورانگیز، قلب و اندیشه مؤمنان را به یکدیگر نزدیک ساخته، آنان را به گزینش برترین راه رهایی ـ که توحید کلمه و کلمه توحید است ـ فرا می خواند.

 

نقش وحدت در تعالی امت

بدون شک عزت و سربلندی و تعالی هر امت در یگانگی و هم بستگی آنهاست. اتحاد و اتفاق بزرگ ترین عامل قدرت و شوکت هر جامعه و امت، و در مقابل، ذلت و سرافکندگی و سقوط هر امت در تفرقه و پراکندگی آن نهفته است. بر همین اساس حضرت علی علیه السلام در خطبه 192 نهج البلاغه با بیان سرگذشت امت های پیشین، مردم را به عبرت گرفتن از سرنوشت آنها و تفکر در علل تعالی و سقوط آنها، فرا خوانده و بعد از تحلیل این امر، مسلمانان را به کارهایی که موجب عزت و شوکت و قدرتشان می شود، تشویق فرموده است. آن حضرت چنین می فرمایند: آن اموری که موجب عزت و شوکت امت های گذشته شد، دوری گزیدن از پراکندگی و همت گماشتن و توصیه و ترغیب یکدیگر به رعایت هم بستگی بود. آنها از هر امری که ستون فقرات امتشان را می شکست و قدرتشان را سست می کرد، دوری می گزیدند.

 

چگونگی وحدت

راه کارهای وحدت چیست؟ اساسی ترینِ آنها از دید قرآن نفی طاغوت و عبودیت خداوند است؛ یعنی کلمه توحید: و ما در هر امتی رسولی برانگیختیم تا خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید. همین مسئله عبودیت پروردگار و نفی طاغوت است که مستکبران را به معارضه با پیامبران و ملل مستضعف برمی انگیزد: و اشراف قوم فرعون به او گفتند: آیا موسی و قومش را رها می کنی که در زمین فساد کنند تو و خدایت را وا گذارند؟

 

ملاک وحدت

از نظر قرآن ملاک وحدت فراتر از سلیقه ها، برداشت های شخصی، معیارهای رایج و عامه پسندی هم چون نژاد، رنگ، زبان، طبقه اجتماعی است. این کتاب آسمانی ایمان را ملاک برادری می داند. به گفته امام راحل: اسلام تکیه کرده است بر اخوت با تعبیرهای مختلف. اِنَّما المُؤمِنوُن اِخْوَةٌ از آن استفاده می شود که کانّه مؤمنین هیچ شأنی ندارند الاّ برادری. همه چیزشان در برادری خلاصه می شود.

 

وحدت بر اساس ایمان و محبت

از دید قرآن، ایمان و محبت به خدا عامل انسجام و وحدت است: و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دل های شما الفت ایجاد کرد و به نعمت او برادر شدید. آری در سایه ایمان به خدا دل های متفرق انسان ها در کنار هم قرار گرفت.

 

شرط تحقق وحدت

اراده مردم بر تحقق جامعه مؤمن، عدالت خواه و متحد و منسجم شرط اساسی ایجاد چنین مجتمعی است. در واقع این خود اعضای جامعه ایمانی هستند که باید برای وحدت و عدالت قیام کنند به گونه ای که اگر حتی پیامبر خدا و رهبر جامعه در میان ایشان نبود متفرق نشده، به قهقرا دچار نشوند: محمد فقط فرستاده خداست و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند، آیا اگر او بمیرد یا کشته شود شما به عقب باز می گردید؟

 

در سایه سار وحدت

مردمان یا هم کیشند یا همنوعند و باید به دنبال راهی برای هم راهی و هم یاری بود. دشمنان این را نمی خواهند و بذرهای تفرقه را می پرورند. سفله آن کس که ناخواسته در این کشتزار به بیگاری گرفته شده است، شیعه نام باشد یا مدعی سنت. در سایه اخوت و برادری است که مصیبت ها آسان می شود. وحدت است که پویایی می آفریند. باید به قرآن بازگردیم. باید هویت گم گشته خویش را بازشناسیم باید به ریسمان الهی چنگ زنیم و از ناملایمات هراسی به دل راه ندهیم که اگر خدا را باور کنیم و دل به آنچه در کتاب او آمده بسپاریم، نه سست خواهیم شد و نه اندوهناک.

 

اتحاد و الفت، بزرگ ترین دستاورد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

بزرگ ترین دستاورد رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ایجاد الفت و اتحاد در میان مردمی متفرق و پراکنده بود؛ مردمی که به واسطه تعصبات جاهلی به جان هم افتاده، در حال سقوط بودند و پیامبر با تعالیم اسلامی همه را متوجه خدای یگانه کرد و امتیازات موهوم از قبیل مال و ثروت و نژاد و رنگ و حسب و نسب و امثال آنها را از میان برداشت و تنها تقوا، علم و مجاهدت را ملاک برتری و فضیلت دانست. علی علیه السلام نیز همواره به اصحابش گوشزد می کرد که قدر این نعمت بزرگ الهی را بدانند، تا پس از الفت و اتحاد به تفرقه و اختلاف گرایش پیدا نکنند. در خطبه 96 نهج البلاغه، آن حضرت با برشمردن برخی از فضایل رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: دل های نیکوکاران شیفته او گشت. عنان دیده ها به سوی او متوجه شد. به برکت وجودش خداوند کینه های دیرینه را دفن کرد، شعله های عداوت را فرو نشاند و مردم را با یکدیگر الفت داد و برادر ساخت.

 

شیاطین

حضرت امام خمینی رحمه الله می فرماید: پیغمبرها که از اول تا ختم شان آمده اند مردم را به برادری، به دوستی، به اخوت دعوت کرده اند... تمام این مسائل تفرقه افکن از قدرت های بزرگ است و شیطان های بزرگ، که بین ملت ها و بین افراد انسان ها می خواهند تفرقه بیاندازند.

 

وحدت با ستمگران، هرگز!

هر تفکری می تواند دیگران را به وحدت با خود فرا خواند. امروزه، هم فرعونیان داعیه وحدت و نظم نوین جهانی دارند و هم صالحان، ملت ها را به اتحاد بر محور مبارزه با کفر و نفاق دعوت می کنند. امّا قرآن اعتماد به ظالمان را جایز نمی داند، تا چه رسد به وحدت با آنها. اعتماد به ظالمان و تکیه بر آنان موجب خذلان و گرفتاری در آتش است: و بر ظالمان تکیه ننمایید، که آتش شما را فرا می گیرد و در آن حال هیچ ولی و سرپرستی جز خدا نخواهید داشت و یاری نمی شوید.

 

پیوند ایمانی؛ محکم تر از رابطه نژادی

هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هرچند آنها پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند. به فرموده امام راحل یکی از راه های ایجاد تفرقه در امت اسلامی، دامن زدن به اختلافات نژادی، زبانی و فرقه ای بوده است: ما دیدیم آنچه در این قرن های آخر واقع شد، خصوصا در این پنجاه سال، از آن طرف با تبلیغات وسیع بین برادرهای اهل سنت و برادرهای اهل تشیع کوشش کردند که تفرقه ای ایجاد کنند... یک شکل آن ملّی گرایی. [بود] آن می گوید ملت فارس، آن می گوید ملت عرب، آن می گوید ملت ترک. این ملی گرایی که به این معناست که هر کشوری، هر زبانی، مقابل کشور دیگر و زبان دیگر بایستند، این آن امری است که اساس دعوت پیغمبرها را به هم می زند.

 

اندیشه طبقاتی، وحدت شکن است

اشراف کافر قوم نوح به او گفتند: ما تو را جز بشری همچون خودمان نمی بینیم، و کسانی را که از تو پیروی کرده اند جز گروهی دون پایه ساده لوح نمی دانیم و برای شما نسبت به خود فضیلتی نمی بینیم.

[به نوح] گفتند: آیا ما به تو ایمان بیاوریم درحالی که افراد پست و بی ارزش از تو پیروی کرده اند؟

این خود برتربینی و تفوق طلبی است که منجر به شکاف میان صفوف و عدم تحقق وحدت کلمه می گردد و چه بسا به کفر و انکار و دشمنی با خدا و خلق بیانجامد. شاید بتوان گفت که برتری طلبان و معتقدان به درجه بندی های اجتماعی، بر اساس معیارهای دنیوی، در عمل به راهی رفته اند که دشمنان خواسته اند.

 

توحید کلمه، شالوده ادیان آسمانی

در گستره گیتی، واژه دل انگیز وحدت ستاره وار می درخشد و پرتو هستی آفرین آن، زوایای آفرینش را زیب و زینتی خاص می بخشد و گوهر تکامل و عروج به ملکوت و لقای حق را در اختیار انسان می دهد. با گذر و نظر به ژرفنای تاریخ انسان و مروری عبرت آموز بر احوال امت های پیشین، نقش بالنده و نیروی سازنده کلمه توحید و توحید کلمه ـ که شالوده و اساس محکم و استوار ادیان آسمانی است ـ در مجد و عظمت و عزت جوامع بشری به خوبی نمایان می شود. در نقطه مقابل آن، آهنگ شوم افتراق و اختلاف که خشت آغازین بنای کفر و شرک است ارمغانی جز ویرانی و تباهی و مرگ نداشته و ددان و بدانِ آدمی خوار را بر آن داشته است تا از گسیختگی مردمان، بساط عیش و عشرت خویش را رونق بخشند و مایه فقر و سختی و جهل فریب خوردگان نفاق و جدایی را فراهم آورند.

 

همبستگی، ریشه قدرت مسلمانان

همواره به یُمن وجود سراسر جود و برکت مردان الهی که حلقه ارتباط و پیوند خلق و خالقند، رشته الفت و برادری انسان ها و آرمان وحدت گرایی در طول تاریخ پرفرازونشیب خود، حتی در لابلای تعصبات خشک و کور و فضای مسموم و زهرآگینی که وحدت ستیزانِ خلق، ایجاد کرده بودند، نیز درخشش و پرتوافکنی داشته است. آری پیوندو اتصال مردان الهی با کانون توحید و وحی، وسعتی اقیانوس گونه به آنان می بخشد که جویبارهای ناآشنا و نهرها و رودهای متفرق را هم ساز و هم صدا و هم سو می کنند و در پرتو شعاع وجود توحیدی خویش به سرمنزل اتحاد و کمال و عزت رهنمون می گردند. این چنین است که وجود اینان ـ که پرتوی از انوار خداست ـ خورشید آگاهی و نوید و امید محرومان و مستضعفان و پایان بزم و عیش شب پرستانِ نورستیز می باشد. امام خمینی رحمه الله سرسلسله جنبان این خدامردان بودند که مسلمانان را به بیداری فرا خواندند و هم بستگی آنان را ریشه قدرت و عزت مسلمانان دانستند.

 

وحدت با پیروان ادیان دیگر

نگرش قرآن در باب وحدت، به نظر، فراتر از وحدت پیروان یک مذهب یا یک دین است. در قرآن به وحدت کلمه با سایر ادیان توصیه شده است: بگو: ای اهل کتاب بیایید بر سخنی که میان ما و شما یکسان است [گرد آییم؛ یعنی] جز خدای یگانه را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعض دیگر را ـ غیر از خدای یگانه ـ ارباب خویش قرار ندهند.

 

چند توصیه از امام راحل درباره وحدت

ما محتاج وحدت هستیم در سالیان دراز. همیشه، قرآن کریم به ما دستور داده و به مسلمین دستور وحدت داده برای یک سال و ده سال و صد سال نیست؛ برای سرتاسر عالم است. در سرتاسر تاریخ و ما محتاج به این هستیم که عملاً وحدت را محقق کنیم.

برکات وحدت شما در تمام امور است غافل از این وحدت نباشید، غافل از این خط الهی نباشید.

این وحدت همان چیزی است که در قرآن کریم درباره آن سفارش شده است.

 

وحدت در اندیشه شهید مطهری

اکنون که انقلاب بزرگ اسلامی، این فریاد بلند زمان بر تیرگی های شب تاریخ، طلسم ظلمت را شکست، بر عالمان و متفکران مصلح و متعهد شیعه و سنی است که علیه تعصّب های کور و گرایش ها و فشارهای توده های عوام قیام کنند و صبح وحدت و آگاهی و پیروزی را به امّت اسلام تقدیم کنند. بی تردید، شهید مطهری یکی از این چهره ها و از شیفتگان وحدت اسلامی است. این متفکر بزرگ، راه نجات و سعادت جوامع اسلامی را در وحدت دانسته، می گوید: وحدت در جهان بینی، در فرهنگ، در سابقه تمدن، در بینش و منش، در معتقدات مذهبی، در پرستش ها و نیایش ها، و در آداب و سنن اجتماعی، به خوبی می تواند از مسلمین امت واحد بسازد و قدرتی عظیم به وجود آورد که قدرت های عظیم جهانی ناچار در برابر آن خضوع نمایند. به راستی با وحدت تمامی گروه های مسلمان است که می توان دست های جنایت کارانه دشمن را قطع و مقاصد شوم آن را خنثی کرد. با توحید کلمه است که می توان در مقابل توطئه های شوم استکبار جهانی، که هدفی جز نابودی اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم ندارد، با صلابت هرچه بیشتر ایستادگی کرد. به امید روزی که اسلام مجد و عظمت حقیقی خویش را در سایه اتحاد مسلمین باز یابد.

 

ابتکاری نو

چندین سال است که به ابتکار جمهوری اسلامی ایران، که مورد استقبال مسلمانان دیگر نقاط جهان نیز قرار گرفته، دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول سال روز میلاد خجسته پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، به عنوان هفته وحدت قرار داده شده است تا به یمن این ایام خجسته، شاهد تحقق انسجام امّت، و تاکید بر اصول مشترک و مورد اتفاق امت اسلامی باشیم.

 

وحدت، شکوه مسلمانان

سهیلا بهشتی

یکی از نعمت های خداوند بر مسلمانان وحدت است. قرآن کریم در سوره آل عمران، آیه 103 می فرماید: به یاد آورید که شما پیش از اسلام با یکدیگر دشمن بودید. پس خداوند میان دل های شما الفت برقرار کرد.

بی شک، وحدت مسلمانان از اصول اساسی و محوری است که در هیچ برهه ای از تاریخ اسلام بر اندیشمندان مسلمان پوشیده نبوده است. یکی از بحث های شکوهمند سیره و سنّت نبوی و ائمه ـ علیه السلام ـ را وحدت اسلامی تشکیل داده است. این مسئله و تحقق آن نیز یکی از دغدغه های اساسی علمای دینی بوده است.

مسلمانان جهان، چه شیعه و چه سنّی، به توحید، معاد، نبوت و رسالت پیامبر، عالم غیب و قرآن کریم اعتقاد و ایمان دارند. آنان رو به یک قبله نماز می گزارند. در یک ماه معیّن از سال روزه می گیرند و زمان مشخصی در سال به حج می شتابند و مانند هم زکات می پردازند. با وجود این همه نقاط اشتراک در اصول، دسیسه های دشمنان اسلام و جهالت برخی ساده اندیشان، موجبات تفرقه و اختلاف ها شده است. هفته وحدت، مجالی است تا مسلمانان درباره گذشته و نیز آینده خود بیندیشند و با حفظ وحدت کلمه، در برابر دشمنان دیرینه اسلام، امید آنان را به یأس و پشیمانی بدل سازند.

وحدت اسلامی، به معنای محور قرار دادن تعالیم عالیه اسلام است که پیامبر بزرگوار اسلام براساس وحی، مسلمانان را به آن هدایت کرده است.

تعالیم مسئولانه و نگرش اجتماعی اسلام به مسلمانان سبب می شد آنان به دست واحد توانایی تبدیل شوند و در برابر کفار و معاندینی که با اسلام جنگ و با مسلمانان دشمنی دارند، به رویارویی و دفاع برخیزند. قلب مسلمین جهان براساس آموزه های دینی برای یکدیگر می تپد. مؤمنین در کنار یکدیگر احساس امنیت و اقتدار می کنند. مصافحه برادران مسلمان در مراسمی نظیر حج با یکدیگر و در صفوف به هم فشرده نمازهای جمعه و جماعت، گویای عشق و علاقه خدادادی آنها به یکدیگر و مهر و محبتی است که خداوند در دل مؤمنین نسبت به هم قرار داده است.

 

چراغ راه

 

امام خمینی(ره)

ای مسلمانان جهان و ای پیروان مکتب توحید! رمز پیروزی، وحدت کلمه و ایجاد هماهنگی است.[21]

 

شهید مرتضی مطهری(ره)

آنچه علی ـ علیه السلام ـ آن اندازه برایش اهمیت قائل بود که چنان رنج جان کاهی را تحمل کرد، وحدت صفوف مسلمین و راه نیافتن تفرقه در آن است.[22]

 

مقام معظم رهبری

دنیای اسلام، امروز می تواند با تمسک به شریعت اسلامی و معارف اسلامی، پیشتاز بشریت به سوی تعالی و کمال باشد.[23]

منظور ما از وحدت، هماهنگی و یک نوایی و هم صدایی است تا برادران دیگر در مقابل هم قرار نگیرند.[24]

 

آیت الله مشکینی(ره)

با دقت در اغلب برنامه های اسلامی و قوانین عبادی و اجتماعی آن، انسان را به روشنی هدایت می کند که هدف قانون گذار و مشرع اسلام، تشکل جامعه اسلامی و تحقق یافتن وحدت و هماهنگی و یگانگی و دوستی و الفت و هم فکری و هم عزمی و هم رزمی آنهاست.[25]

 

علامه طباطبایی

باید همواره متذکر این حقیقت بود که اختلاف دو طایفه، در فروع است و در اصول دین با هم اختلاف ندارند و حتی در فروع ضروریه دین مانند نماز، روزه، حج و جهاد و غیر آنها متفقند و همگی قرآن و کعبه را یکی می دانند.[26]

 

شهید بهشتی

تا یک جامعه ای در میان خودش الفت، محبت، اعتقاد، انسجام و هم بستگی و اتحاد نداشته باشد، نمی تواند راه پرنشیب وفراز تکامل را با موفقیت طی کند.[27]

 

هاشمی رفسنجانی

اسناد و مدارک عقلی، نقلی و تجربی نشان می دهند که عظمت و پیشرفت دنیای اسلام، همیشه در سایه اتحاد و شکست ها و عقب افتادگی هایش، همیشه در سایه تفرقه و تنازع بود.[28]

 

زلال قلم

وحدت، رحمت خداوند

من، تو، او و تک تک ما نهرهایی هستیم دور از هم. در مسیر خود گاهی به سراشیبی یا مانعی برمی خوریم و متوقف می مانیم و خشک می شویم، اما اگر ما به هم بپیوندیم، دریا می شویم و دُرهای گران می پروریم.

وحدت زیباست و میوه زیبایی است. زیبایی نیز نتیجه هماهنگی و وحدت است. یک چهره زیبا از آن رو زیباست که همه اعضایش با هم هماهنگ و مورد اتفاق است. زیبایی و ابهت جنگل با تک درخت جدامانده در بیابان قابل مقایسه نیست.

گرامی باد هفته وحدت که در آن، میثاق ها استوار می شود، خون ها در هم می جوشد، دست ها و بازوها در هم می تند و چهره ها بر یکدیگر لبخند پیروزی و محبت می زند. وحدت مسلمانان، چتری است از رحمت خداوند بر سر امت اسلام که زداینده کینه ها و کدورت ها و خودخواهی ها و موجب صفای قلوب است.

درود خدا بر پیامبر رحمت، محمد مصطفی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که نفاق ها و چندرنگی ها را به وحدت و یک رنگی رساند و دشمنی های دیرین را به برادری اسلامی تبدیل کرد.

 

آورده اند که...

تبعیض نژادی ممنوع

روزی سلمان فارسی در مسجد پیغمبر نشسته بود. عده ای از اکابر اصحاب نیز حاضر بودند. سخن از اصل و نسب به میان آمد. هرکسی درباره اصل و نسب خود چیزی می گفت و آن را بالا می برد. نوبت به سلمان رسید، به او گفتند: تو از اصل و نسب خودت بگو. این مرد فرزانه تعلیم یافته و تربیت شده اسلام به جای اینکه از اصل و نسب و افتخارات نژاد سخن به میان آورد، گفت: اَنَا سَلْمانُ بْن عَبْدِاللهِ؛ من نامم سلمان است و فرزند یکی از بندگان خدا هستم. گمراه بودم و خداوند به وسیله محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مرا راهنمایی کرد؛ فقیر بودم، خداوند به وسیله محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مرا بی نیاز کرد؛ برده بودم، خداوند به وسیله محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مرا آزاد کرد. این است اصل و نسب من.

در این بین، رسول خدا وارد شد و سلمان گزارش ماجرا را به عرض آن حضرت رساند. رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ رو کرد به آن جماعت که همه از قریش بودند و فرمود: ای گروه قریش، خون یعنی چه؟ نژاد یعنی چه؟ نسبت افتخارآمیز هرکس دین اوست. مردانگی هر کس، عبارت است از خلق وخوی و شخصیت او. اصل و ریشه هرکس عبارت است از عقل و فهم و ادراک، چه ریشه و اصل نژادی بالاتر از عقل؟ یعنی به جای افتخار به استخوان های پوسیده، به دین و اخلاق و عقل و فهم و ادراک خود افتخار کنید. تأکیدات رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره بی اساس بودن تعصبات قومی و نژادی، اثر عمیقی در قلوب مسلمانان بالأخص مسلمانان غیرعرب گذاشت.[29]

 

خدا و دینتان یکی است

در مجلسی سه مسلمان از سه ملیت مختلف حضور داشتند. سلمان از ایران، صهب از روم و بلال از حبشه. ناگهان مردی عرب در آن مجلس آمد و وقتی موقعیت ممتاز آن سه غیرعرب را به خاطر پاکی و تقوای آنان، در بین مسلمانان دید، طاقت نیاورد و گفت: این اوس و خزرج دو قبیله عرب بودند که با قیام خود رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را یاری کردند، دیگر این سه بیگانه چه می گویند؟ چه کسی آنان را به یاری پیامبر دعوت کرده است؟

وقتی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از این ماجرا آگاه گشت، به سختی ناراحت شد و برای پیش گیری از تفرقه میان امت اسلامی مردم را در مسجد جمع کرد و چنین فرمود:

خدا یکی است، همه شما از یک پدر و مادر هستید، دین شما یکی است و عربیت نه از ناحیه پدر شماست و نه از ناحیه مادرتان، عربیت، تنها زبان شماست.[30]

 

شما برادرید

روزی اوسیان و خزرجیان در نقطه ای گرد آمده بودند. وحدت و یگانگی این دو گروه که دیروز دشمن خون آشام یکدیگر بودند، یکی از یهودیان را سخت متأثر کرد. او فوری به یک جوان یهودی که در آن میان بود، اشاره کرد و خاطرات تلخ جنگ های گذشته را که میان دو قبیله وجود داشت، به یاد آنان آورد.

جوان یهودی سرگذشت جنگ بعاث را که سرانجام اوسیان بر خزرجیان پیروز شدند، یادآوری و آن خاطرات تلخ را آنچنان مطرح کرد که نزاع و تفاخر میان دو دسته اوس و خزرج آغاز شد. نزدیک بود که آتش جنگ میان آنان شعله ور شود که خبر به پیامبر رسید و آن حضرت از نقشه شوم مخالفان آگاه شد و به سرعت با گروهی از یارانش نزد آنان آمد و هدف اسلام و برنامه عالی خود را متذکر شد و فرمود: اسلام شما را با یکدیگر برادر کرد. باید کینه ها و خشم ها را به دست فراموشی بسپارید.... آنان همدیگر را در آغوش گرفتند و از درگاه خداوند طلب آمرزش کردند.[31]

 

نکته ها

برپایی مراسم ولادت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در دو روز جداگانه، یعنی دوازدهم و هفدهم از ماه ربیع الاول نه تنها شکوه و ابهتی را که از آن انتظار می رفت دربرنداشت، بلکه جلوه ای از افتراق و دودستگی مسلمانان بود. این وضع نامناسب ادامه داشت تا اینکه با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول هر سال به عنوان هفته وحدت نام گذاری شد. امام خمینی درباره شکوه این روز مبارک در سایه وحدت می فرماید: این عید بزرگ، سرمنشأ تمام برکات در عالم است و مرکز وحدت مسلمین در جهان است.[32]

اِنَّما المُؤمِنونَ إِخْوَةٌ؛[33] از این آیه شریفه می فهمیم که مؤمنان با هم فقط برادرند و نه نسبت به هم دشمن یا بی اعتنا.

همان گونه که تفاوت فرزندان، مانع اتحاد آنان در انتساب به یک پدر و مادر نیست، تفاوت انسان ها در زبان و نژاد نیز نباید مانع اتحاد آنها در بندگی و انتساب به خدای واحد باشد.

یکی از راه های رفع اختلاف و تقویت وحدت و همبستگی بین مسلمانان، رعایت احترام یکدیگر و پرهیز از اهانت و ناسزاگویی است.

عامل شکست از دشمن بیرونی، همواره اختلاف از درون است؛ زیرا اختلاف و تفرقه، تحلیل قوا و کم شدن نیرو را در پی دارد.

اختلاف و تفرقه، از امور جزئی و ظاهری آغاز می شود و به اختلاف های ریشه ای و درونی می انجامد. پس باید از اختلاف و ناسازگاری، حتی در امور جزئی نیز جلوگیری کرد و هرگاه اختلافی پیش آمد، باید به سرعت آن را برطرف ساخت تا گسترده و ریشه دار نگردد.

نادانی و جهل، از عوامل اساسی اختلاف میان مردم و وحدت گریزی است. ازاین رو، بسیاری از اختلاف ها حقیقی نیستند و در نادانی ریشه دارند.

 

کوتاه و گویا

اتحاد و همبستگی، ره آورد بزرگ رسالت پیامبر اعظم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است.

وحدت، از اصول اساسی پیشرفت و توسعه کشورهای اسلامی است.

کوتاه ترین راه برای تحکیم اتحاد اسلامی، احترام متقابل و عمل به آموزه های اسلام است.

وحدت و همدلی بین مسلمانان جهان، همواره یک اصل ضروری برای ادامه حیات آنان است.

جدال و تفرقه مسلمانان، زخمی عمیق و دردناک بر پیکر اسلام است.

منشأ تفرقه، شیطان و هواهای نفسانی است.

وحدت، فراخوان پایدار قرآن است.

پیروزی، میوه شیرین وحدت و شکست، نتیجه تلخ تفرقه است.

وحدت مسلمین، دژ محکم اسلام است.

امت اسلام، اعضای یک پیکرند.

وحدت، شمیمی از نسیم قدسی خداوند بر مؤمنان است.

تفرقه، همیشه آبستن شکست هاست.

پراکندگی، همراهی با شیطان و عامل سقوط است.

وحدت، حاصل جمع اشتراک ها و تفریق اختلاف هاست.

 

شعر

به اتحاد گرایید و سیل را نگرید

که هیچ نیست به جز قطره قطره های مطر

به اتحاد گرایید و اتفاق کنید

که اتحاد شما کم کند ز کفرْ اثر

ادیب الممالک فراهانی

ز دانا تو نشنیدی این داستان

که برگوید از گفته باستان

که گر دو برادر نهند پشت پشت

تن کوه را باد ماند به مشت

فردوسی

 

فرد را ربط جماعت رحمت است

جوهر او را کمال از ملت است

تا توانی با جماعت یار باش

رونق هنگامه احرار باش

حرز جان کن گفته خیر البشر

هست شیطان از جماعت دورتر

اقبال لاهوری

 

جان گرگان و سگان از هم جداست

متحد، جان های شیران خداست

جمع گفتم جان هاشان من به اسم

کان یکی جان، صد بود نسبت به جسم

همچو آن یک نور خورشید سما

صد بود نسبت به صحن خانه ها

لیک یک باشد همه انوارشان

چون که برگیری تو دیوار از میان

چون نمانَد خانه ها را قاعده

مؤمنان مانندْ نفْسِ واحده

مولوی

 

محوریابی

ـ جایگاه وحدت در اسلام

وحدت در قرآن

وحدت در سیره نبوی و ائمه

ـ مبانی و اصول وحدت بین مسلمانان

قرآن و پیامبر، محور وحدت

ـ جلوه های وحدت در تاریخ اسلام

ـ مظاهر و نمادهای وحدت در اسلام

نماز جماعت، نماز جمعه، حج، زکات، قوانین شریعت، امت

ـ نقش پیشتازانه علمای اسلام در ایجاد وحدت

هم فکری علمای اسلام در از بین بردن مشکلات جهان اسلام

ـ عوامل و زمینه های وحدت مسلمین

مبارزه با تبلیغات تفرقه افکن

ارتباط و تعامل مسلمانان با هم

ایمان و تقوای الهی

بازگشت به اسلام ناب

تقویت روحیه مسالمت جویی

وحدت کلمه و موضع واحد در برابر دشمنان اسلام

ـ عوامل و زمینه های اختلاف بین مسلمانان

ضعف ایمان

فاصله گرفتن از اسلام ناب

انحراف و قدرت طلبی حاکمان مسلمان

قومیت گرایی و تعصب ورزی

ـ نقش استعمار در وحدت زدایی از مسلمانان

ـ پی آمدهای اختلاف و تفرقه

 

کتابستان

1. میرآقایی، سیدجلال، جهان اسلام ، مشکلات و راهکارها: گزیده مقاله های فارسی دوازدهمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی، تهران، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1379، 619 صفحه، وزیری.

2. تسخیری، محمدعلی، درباره وحدت و تقریب مذاهب اسلامی، تهران، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1383، 224 صفحه، وزیری.

3. اسدی گرمارودی، محمد، حقیقت سوخته: نقد مقاله هایی درباره وحدت اسلامی از شعار تا عمل، تهران، حمزه، 1381، 64صفحه، رقعی.

4. معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، وحدت از دیدگاه امام خمینی(ره)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، 431 صفحه، وزیری.

5. بی آزار شیرازی، عبدالکریم، همبستگی مذاهب اسلامی، تهران، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، 1377، 474 صفحه، وزیری.

6. حکیمی، محمدرضا، عبدالکریم، بی آزار شیرازی، مشعل اتحاد، تهران، مؤسسه انجام کتاب، 1360، 156 صفحه، رقعی.

7. موثقی، احمد، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1375، 467 صفحه، وزیری.

8. حکیم، سیدمحمدباقر، وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و سنّت، ترجمه: عبدالهادی فقهی زاده، تهران، تبیان، چاپ اول،1381، 212 صفحه، وزیری.

9. جوادی آملی، عبدالله، وحدت جوامع در نهج البلاغه، گردآورنده: سعید بندعلی، قم، اسراء، چاپ اول،1380، 149 صفحه، رقعی.

10. شرف الدین عاملی، سیدعبدالحسین، مباحثی عمیق در جهت وحدت امت اسلامی، ترجمه: ابراهیم سیدعلوی، تهران، نشر مطهر، چاپ اول، 1380، 288 صفحه، وزیری.

11. شری، محمدجواد، امیرالمؤمنین اسوه وحدت، ترجمه: محمدرضا عطایی، تهران، بنیاد پژوهش های اسلامی، چاپ اول،1366، 734 صفحه، وزیری.

 

پی نوشت ها:

[1]. آل عمران: 103.

[2]. عبدالرحیم گواهی، کوثر: برداشت هایی از قرآن کریم، تهران، آفتاب توسعه، ، ج 1، ص 268.

[3]. علاءالدین هندی، کنزالعمال، ح 20242.

[4]. طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 134.

[5]. کلینی، الکافی، ج 2، ص 369.

[6]. کنزالعمال، ح 5481.

[7]. نهج البلاغه، نامه 47.

[8]. ری شهری، میزان الحکمه، ح 2434.

[9]. کنزالعمال، ح 20242.

[10]. ابن حنبل، مسند احمد، ج 6، ص 446.

[11]. مجلسی، بحارالانوار، ج 78، ص 81.

[12]. محمد برفی، جلوه های عینی وحدت، تهران، اسعدی، 1376، ص 175.

[13]. محمدعلی، تسخیری، درباره وحدت و تقریب مذاهب اسلامی، ترجمه: محمد مقدس، تهران، مجمع تقریب، 1383، ص 218.

[14]. نک: آل عمران: 103.

[15]. نک: حجرات: 10.

[16]. ابن هشام، سیره ابن هشام، ج 4، ص 276.

[17]. نک: نسا: 59.

[18]. بخش علی قنبری، آسیب شناسی وحدت، اطلاعات، /5/1377، ص 8.

[19]. فتح: 29.

[20]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 11، ص 23.

[21]. امام خمینی(ره)، صحیفه نور، ج 6، ص 4.

[22]. مرتضی مطهری، سیری در نهج البلاغه، ص 178.

[23]. سیدعلی خامنه ای، حدیث ولایت، ج 4، ص 69.

[24]. همان، ج 5، ص 94.

[25]. وحدت مسلمین، قم، دفتر کنگره جهانی ائمه جمعه و جماعات، بی تا، ص 78.

[26]. نشریه اندیشه تقریب، ش 5، ص 29.

[27]. محمدحسین بهشتی، ارزش ها در نگاه شهید بهشتی، ص 66.

[28]. روزنامه جمهوری اسلامی، ش 8035، 5/2/86، ص 16.

[29]. محمدجواد صاحبی، حکایت ها و هدایت ها در آثار استاد شهید مرتضی مطهری، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1374، ص 43.

[30]. عبدالکریم بی آزار شیرازی، اسلام، آیین همبستگی، تهران، صحیفه علم، 1378،ص 93.

[31]. جعفر سبحانی، تاریخ اسلام، تهران، نشر مشعر، 1371، ص 56.

[32]. صحیفه امام، ج 5، ص 159.

[33]. حجرات: 10.

 

 منابع :

- مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما

- پایگاه حوزه

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست درون گرایی برون گرایی

 

 

راهنما :

کافی است که هر سوال را بخوانید و ببینید که مورد الف در مورد زندگی شما بیشتر صادق است یا مورد ب ؛ البته ممکن است در بعضی از سوالات چیزی که شما دقیقا ً آن را می ‌خواهید در هیچ کدام از گزینه‌ها نباشد؛ در این موارد ببینید که ترجیح یا تمایل شما به کدام طرف است و بعد همان گزینه را انتخاب کنید. یادتان باشد که این یک تست شخصیت است و به خاطر همین مثل سوال امتحانی یا تست هوش نیست که درست و غلط داشته باشد؛ پس با خیال راحت مدادتان را دست بگیرید و دور الف ها یا ب های زندگی تان خط بکشید.

 

1) کدام یک از دو مورد زیر را ترجیح می‌دهید؟

 الف : کارهای عملی

 ب : کارهای نظری

 

2) روزی به دماسنج خانه نگاه می ‌کنید و متوجه می ‌شوید که هوا کمی خنک شده است...

 الف : بلافاصله لباس گرم می ‌پوشید.

 ب : ترجیح می ‌دهید سخت بگذرانید اما لباس گرم را تحمل نکنید.

 

3) کسانی که شما را می‌ شناسند، وقتی از شما حرف می‌زنند، معمولا ً می ‌گویند : الف : آدم بسته ای است، به دشواری می ‌توان در او نفوذ کرد.

 ب : آدم راحتی است، خیلی آسان با مردم انس می‌ گیرد.

 

4) آیا به شیوه لباس پوشیدن مردم اهمیت می‌ دهید؟

 الف : خیر! لباس برای انسان شخصیت و اعتبار نمی‌آورد.

 ب : بلی! ظاهر انسان برای دیگران واقعا ً اهمیت دارد.

 

5) کدام یک بیشتر لذت دارد؟

 الف : مسابقه دادن در میدان ورزش

 ب : خواندن یک رمان جالب

 

6) فرض کنید با کسی جر و بحث می ‌کنید و او به تندی از شما انتقاد می‌کند...

 الف : بلافاصله ضد حمله را شروع می ‌کنید؛ تند و تیز مثل پرتاب تیر.

 ب : پس از پایان بحث و هنگام تنهایی پاسخ ایدئال به ذهنتان می ‌رسد.

 

7) اگر پولی به دستتان برسد، به کدام مورد اولویت می ‌دهید؟

 الف : خرید کتاب

 ب : رفتن به سینما یا تئاتر

 

8) اگر شرایط جور می ‌شد کدام یک از کارهای زیر را ترجیح می‌ دادید؟

 الف : تحقیق در آزمایشگاه

 ب : بازی در تئاتر

 

9) اگر امکان داشت، در کدام یک از رشته‌ های زیر تحصیل می‌ کردید؟

 الف : علوم اجتماعی

 ب : فلسفه

 

10) دوست داشتید در کدام رشته ورزشی بازی کنید؟

 الف : فوتبال

 ب : شطرنج

 

11) کدام افراد را بیشتر دوست دارید ؟

 الف : افراد پویا و کارآمد

 ب : افراد محکم و تغییر ناپذیر

 

12) احساس می ‌کنید با کدام یک از عقاید زیر موافق هستید؟

 الف : برای دور ماندن از زشتی‌های دنیا، باید جای خلوتی داشت و از مردم فرار کرد.

 ب : زندگی همین است؛ باید آن را به همین صورت پذیرفت.

 

13) به نظر شما وقتی آدم ‌ها در مدرسه یا دانشگاه با چیزی مخالف هستند، اعتراض کردن ضرورت دارد؟

 الف : بلی

 ب : خیر! کاری از پیش نمی ‌برند.

 

14) رویا پردازی و خواب و خیال از بخش‌های مهم زندگی شماست؟

 الف : بلی به رویا اعتقاد دارم.

 ب : خیر همه آنها دروغ است.

 

15) سبک کدام شاعر را بیشتر می ‌پسندید؟

 الف : سعدی

 ب : حافظ

 

16) برای وقت گذرانی کدام بازی را ترجیح می‌ دهید؟

 الف : شطرنج

 ب : پانتومیم

 

17) کدام یک از فعالیت ‌های زیر را بیشتر دوست دارید؟

 الف : بازدید مرتب از نمایشگاه‌های آثار هنری

 ب : داشتن کتاب‌هایی در خانه و مطالعه مرتب آنها

 

18) در مورد یادگیری زبان‌های خارجی ...

 الف : احساس می ‌کنید که علاقه خاصی به آنها دارید.

 ب : به علت ضرورت و ناچاری آنها را می ‌خوانید.

 

19) آیا احساس می ‌کنید تحت تاثیر اشخاصی قرار می ‌گیرید که خوب حرف می ‌زنند و خوب لباس می‌ پوشند؟

 الف: بلی! از این نظر افراط می ‌کنم.

 ب : خیر! اتفاقا ً برعکس

 

20) اقتصاد دان‌ ها و جامعه شناس‌ها اصلا ً جالب نیستند، تنها هنرمندان و شاعران ارزش‌های انسانی دارند.

 الف: صحیح

 ب: غلط

 

21) از خواندن کدام نوشته بیشتر لذت می ‌برید؟

 الف: نوشته ‌هایی که درباره زندگی افراد باشد.

 ب : نوشته ‌هایی که به مسائل اجتماعی می ‌پردازد.

 

22) رویاهای شما چگونه است؟

 الف : کوتاه، غیر ملموس، ثابت و سیاه و سفید

 ب : بلند، پر از اشخاص، متحرک و رنگی

 

23) اوقات فراغت خود را بیشتر صرف چه چیزهایی می ‌کنید؟

 الف : با دوستان دور هم جمع شدن و بحث کردن

 ب: خواندن کتاب یا گوش کردن به موسیقی

 

24) از این دو شخصیت کدام یکی را بیشتر دوست دارید؟

 الف : فریدون مشیری

 ب : پروفسور حسابی

 

25) اگر گاهی سفر نکنیم، زندگی خیلی یکنواخت خواهد شد؟

 الف : بلی

 ب : خیر! هر کجا بروی آسمان همین رنگ است.

 

26) اگر همه شرایط یکسان باشد کدام یکی را ترجیح می ‌دهید؟

 الف : سخنگویی یک انجمن بزرگ

 ب : مدیریت یک کتابخانه بزرگ

 

27) آیا بیشتر آشنایان معتقدند که شما، در دور هم جمع شدن‌ها، سعی می ‌کنید بیشتر حرف بزنید و بیشتر توجه جلب کنید؟

 الف : بلی

 ب : خیر

 

28) آیا هر چیزی که مفید است جالب هم هست؟

 الف : بلی

 ب : خیر

 

29) برای فلسفه ارزش زیادی قائل هستید؟

 الف : بلی

 ب : خیر

 

30) در کدام شرایط بیشتر احساس راحتی می ‌کنید؟

 الف : در شرایطی که همه چیز ملموس و روشن باشد.

 ب : در شرایطی که مجبور شوید به تفکر فرو روید.

 

31) اگر به خانه جدیدی نقل مکان کنید کار مورد علاقه شما چه خواهد بود؟

 الف : برداشتن دیوار بین اتاق‌ ها

 ب: تقسیم اتاق‌ های بزرگ به اتاق‌های کوچک

 

32) کدام یک از شغل‌های زیر را ترجیح می ‌دهید؟

 الف : خبرنگاری

 ب : داستان نویسی

 

33) اگر به شما کار مهمی پیشنهاد شود، اولین واکنشتان چیست؟

 الف : قبول می ‌کنید.

ب : تردید می‌ کنید.

 

34) اگر به ریاست یک سازمان انتخاب شوید اولین کار شما چه خواهد بود؟

 الف : سرو سامان دادن به وضعیت ظاهری سازمان

 ب : حذف کلیه هزینه‌ های مربوط به دکوراسیون

 

35) آیا احساس می‌ کنید که در مجموع خوب حرف می‌ زنید و حرکات سنجیده ای دارید؟

الف : بلی

 ب : خیر! ناراحت می ‌شوم و حرفی برای گفتن پیدا نمی ‌کنم.

 

36) به کدام ویژگی بیشتر اهمیت می ‌دهید؟

 الف : تفکرعمیق

 ب : تحمل و بردباری

 

37) از چه نوع موسیقی بیشتر خوشتان می ‌آید؟

 الف : عامه پسند

 ب : سنتی

 

38) فرض کنید یک داستان پلیسی می ‌خوانید...

 الف : آرزو می ‌کنید که می ‌توانستید تمام صحنه‌ها را می‌ دیدید.

 ب: ترجیح می‌ دهید که به آنها فکر کنید نه آنکه آنها را ببینید.

 

39) اگر حق انتخاب داشته باشید کجا می ‌نشینید؟

 الف : روی یک مبل بسیار راحت

 ب : روی یک صندلی کاملا ً معمولی

 

40) وقتی که ناراحت هستید احساس می ‌کنید...

 الف : به دیگران نیاز دارید.

 ب : بهتر است تنها باشید.

 

41) به نظر شما شایستگی در امور تجارت و تبلیغات از ضرورت‌های عصر جدید است؟

 الف : بلی

 ب : خیر! این یک افسانه برای کسب پول است.

 

42) بهترین دانشگاه در واقع یک کتابخانه است.

 الف : کاملا ً درست است.

 ب : خیر در کتابخانه ارتباط خیلی کمی هست.

 

43) به طور کلی ...

 الف : همیشه به خواب عمیق فرو می روید.

 ب : خوابتان سبک است و به سر و صدا خیلی حساس هستید.

 

44) گاهی دوست دارید در یک رستوران شیک غذا بخورید؟

 الف : بلی! گاهی لازم می ‌شود.

 ب : خیر! هرگز چنین هوسی به من دست نمی ‌دهد.

 

45) دوست دارید با سیاستمداران موفق دوست شوید؟

 الف : بلی

 ب : خیر! از آنها فرار می ‌کنم.

 

46) کدام یک از کشف‌های زیر مهم تر است؟

 الف : کشف ناخودآگاه توسط فروید.

 ب : کشف آمریکا توسط کریستف کلمب.

 

47) وقتی که بچه بودید، دوست داشتید تنها بازی کنید یا با بقیه؟

 الف : تنها

 ب : با بچه‌های دیگر

 

48) آیا دوست دارید کتابی در مورد فلسفه بنویسید یا لااقل ذوق این کار را دارید؟ الف : نه! کار احمقانه ای است.

 ب: بله! هر کسی باید سعی کند افکار خودش را روی کاغذ بیاورد.

 

49) مردم هر چه بگویند تنها روابط اجتماعی است که همه مشکلات را حل می ‌کند.

 الف : بلی

 ب : خیر

 

50) هیچ چیزی اهمیت پول را ندارد.

 الف : صحیح

 ب : غلط

 

 

 نمره گذاری :

از بین الف و ب ها آنهایی که سبز رنگ هستند برون گرایی و آنهایی که قرمز رنگ هستند درون گرایی را می‌ رسانند؛ پس کافی است که تعداد جواب‌های سبز و تعداد جواب‌های قرمز را جداگانه یادداشت کنید و بروید تفسیر را بخوانید.

 

 تفسیر :

 الف : برون گرایی :

 نمره شما در برون گرایی یعنی جمع تمام عبارت‌های سبزتان باید عددی باشد بین صفر و 50 .

 حالا ببینید که در جدول زیر نمره شما چه معنایی می‌دهد.

از 0 تا 5 درون گرای کامل؛

 از 5 تا 15 تقریبا ً درون گرا؛

 از 15 تا 25 تمایل به درون گرایی؛

 25 نه درون گرا و نه برون گرا؛

 از 25 تا 35 تمایل به برون گرایی؛

 از 35 تا 45 تقریبا ً برون گرا؛

 از 45 تا 50 برون گرای کامل

 

ب : درون گرایی :

البته ساختار این تست جوری است که شما در مرحله قبل هم باید به جواب رسیده باشید؛ یعنی حالا تعداد قرمز را هم با هم جمع بزنید، دوباره به همان نتیجه ای می ‌رسید که در بخش قبل رسیده بودید اما برای این که خیالتان راحت شود تعداد قرمز‌ها را هم با هم جمع بزنید و در جدول زیر نتیجه را ببینید.

از 0 تا 5 برون گرای کامل؛

 از 5 تا 15 تقریبا ً برون گرا؛

 از 15 تا 25 تمایل به برون گرایی؛

 25 نه درون گرا و نه برون گرا؛

 از 25 تا 35 تمایل به درون گرایی؛

 از 35 تا 45 تقریبا ً درون گرا؛

 از 45 تا 50 درون گرای کامل.

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

نماز وعبادت در کلام و دیدگاه امام صادق(ع)

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

بهترین اطاعت

خدا نعمت های بی شماری به ما بخشیده و از ما خواسته است در قبال این نعمت ها، شکرگزارش باشیم و او را اطاعت کنیم.

از منظر امام صادق علیه السلام هیچ اطاعت و فرمانبرداری بهتر از اقامه نماز نیست. ایشان می ‌فرماید: فرمانبرداری خدا، خدمت او در زمین است و هیچ خدمتی برابر با نماز نیست. از این روست که فرشتگان، زکریا را در حالی ندا دادند که در محراب به نماز ایستاده بود.

 

برترین وسیله

خدا انسان را آفریده تا با عبادت ها، فرمانبری و پرهیز از گناهان، به سوی او تقرب جوید و به او برسد که همه از اویند و به او باز می‌گردند. امام صادق علیه السلام، برترین وسیله تقرب بندگان را نماز معرفی می‌کند. یکی از یاران امام می‌گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: برترین و محبوب ترین وسیله تقرب بندگان به خدایشان چیست؟ حضرت فرمود: پس از معرفت، برتر از این نماز چیزی نمی‌شناسم. نمی‌بینی که بنده شایسته، عیسی بن مریم، گفت: خدا مرا تا زنده‌ام به نماز سفارش کرده است. آن حضرت در سخنی دیگر فرمودند: محبوب ترین بنده نزد خدا، کسی است که در گفتارش راستگو و بر نمازش مواظب باشد.

 

نیکی ماندگار

ثمره برخی کارهای خوب فقط در دنیا دیدنی است، ولی آثار برخی نیکی ها و عبادت ها تا روز قیامت ماندگار است. به فرمایش امام صادق علیه السلام، نماز نیز از جمله نیکی‌های ماندگار و جاویدان است که باید بر آن مواظبت کرد. یکی از یاران امام می‌گوید: از امام صادق علیه السلام نیکی های ماندگار را پرسیدم، فرمود: نماز؛ پس، بر آن مواظبت ورزید.

 

مواظبت بر نماز

در محضر خدا بودن و راز و نیاز با معبود هستی، انسان را از همه قیدها می‌رهاند و او را در زلال نیایش رها می‌سازد. در پیشگاه خدا در حد توان باید خاضعانه ایستاد و او را عبادت کرد. امام صادق علیه السلام درباره این گفته خدای متعال که خاضعانه برای خدا به پا خیزید، فرمود: منظور، توجه انسان به نماز و مواظبت بر آن است تا چیزی او را از نماز به خود سرگرم و مشغول ندارد.

 

فرمانبرداری خدا، خدمت او در زمین است و هیچ خدمتی برابر با نماز نیست.

 

بهتر از فرزند

برخی اوقات معین، ویژه عبادات معرفی شده است و پرداختن به آن برتری و ثواب مخصوص دارد. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: فضیلت نماز اول وقت برای انسان، بهتر از فرزند و دارایی اوست. نیز از آن حضرت است که: هر نماز دو وقت دارد که از این دو، اول وقت برتر است و روا نیست کسی بدون دلیل در آخر وقت نماز بخواند.

 

نماز سپیدگونه

نماز اول وقت در سفارش های ائمه، بسیار آمده است. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: کسی که نمازهای واجب را در اول وقت ادا کند و حدود آنها را حفظ نماید، فرشته آن را سپید و پاکیزه به آسمان می‌برد. پس نماز (به نمازگزار) گوید: خدا تو را نگاه دارد، همان گونه که مرا نگاه داشتی و به ملکی بزرگوار سپردی. کسی هم که نمازها را بی سبب به تأخیر اندازد و حدود آن ها را حفظ نکند، فرشته، نماز او را سیاه و تاریک به آسمان می‌برد، در حالی که نماز با صدای بلند به نمازگزار گوید: مرا ضایع کردی، خدا تو را ضایع کند و خدا تو را رعایت نکند، چنان که مرا رعایت نکردی.

 

تنها خدا

در خلوت خداوندی و راز و نیاز با هستی بخش بی همتا، فقط باید دل را به او سپرد و از پرداختن به دیگران بازداشت و از پیشگاه با برکتش عفو و گذشت را تمنا کرد. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: همانا دوست دارم شخص با ایمان هنگامی که به نماز واجب می‌ایستد، دلش را به سوی خدا کند و به کار دنیایی مشغول ندارد. هیچ شخص با ایمانی در نماز دل به سوی خدا نمی ‌کند، مگر این که خداوند به او رو می‌آورد و دل های مؤمنان را به خود علاقه مند می‌سازد، پس از آنکه خود نیز به او اظهار علاقه می ‌کند.

 

حضور قلبی

امام صادق علیه السلام درباره حضور قلب در نماز می‌فرماید: هنگامی که به قبله رو کردی، دنیا و آنچه در آن است و مردم و آنچه در پی آن هستند را فراموش کن و به چشم دل بزرگی خدا را بنگر و ایستادنت را در پیشگاهش، آن روز که هر کس از آنچه فرستاده آگاه می‌شود و به سوی مولای حقیقی‌اش بازگردانده می‌شود به یاد آر؛ ایستادنی بر یک پای ترس و یک پای امید. پس هنگامی که خدا را بزرگ دانستی و تکبیر گفتی، آنچه را در میان آسمان برین و خاک زیرین است کوچک بشمار. بی گمان آن هنگام که خداوند از دل کسی که او را بزرگ شمرده، ولی آن را حقیقی نمی‌داند آگاه شود، می‌گوید: ای دروغگو، آیا مرا گول می‌زنی؟ به عزت و جلالم سوگند، از شیرینی ذکرم محرومت می‌سازم و از نزدیکی به درگاهم و شادمانی مناجاتم، مانع می‌ شوم.

 

نماز نیکو

امام صادق علیه السلام درباره آداب نماز نیکو می‌فرماید: هنگامی که نماز واجب می‌خوانی، در وقتش بخوان، همچون نماز کسی که خداحافظی می‌کند و می‌ترسد هیچگاه بدان باز نگردد. سپس نگاهت را به سجده گاهت بدوز. اگر می‌دانستی در راست و چپت چه کسانی‌اند، نماز را نیکو می‌گزاردی. پس بدان که در پیشگاه کسی هستی که تو را می‌بیند و تو او را نمی‌ بینی.

ای فرشتگان من! به بنده‌ام بنگرید که با عبادتش به من تقرب جسته و پیمانم را به پایان برد. سپس برای من و شکر نعمت هایی که به او بخشیده ام، سجده کرد.

 

نگاه کریمانه

امام صادق علیه السلام درباره مهرورزی ویژه خداوند به بنده نمازگزارش می‌فرماید: هنگامی که بنده نماز را آغاز می‌کند، خداوند با روی کریمانه‌اش به او روی می‌آورد و فرشته‌ای را بر او می‌گمارد تا قرآن را کامل و تمام از لبش برچیند. پس اگر بنده از نمازش روی گرداند، خداوند نیز روی می‌گرداند و او را به همان فرشته می‌سپارد و اگر در همه نمازش به آن متوجه باشد، خدا با روی کریمانه‌اش به او رو می‌کند تا آنکه نمازش کامل و تمام بالا رود. پس اگر در آن دچار فراموشی یا غفلت گردید یا سرگرم به چیزی جز نماز شد، از نمازش همان اندازه بالا می‌رود که به خدا روی داشته است و هیچ چیز به دل غافل بخشیده نمی ‌شود.

 

واسطه ‌ای زیبا

گشودن گره‌ها و مشکلات زندگی، تنها با اراده و خواست الهی تحقق می‌پذیرد. خداوند برای این کار ابزارها و واسطه‌های مادی و معنوی قرار داده که نماز نیز جزو آن هاست. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: هر گاه بنده به نماز می‌ایستد و نمازش را مختصر می‌کند، خداوند تبارک و تعالی به فرشتگانش می‌گوید: آیا به بنده من نمی‌نگرید؟ گویا بر آوردن نیازهایش را به دست غیر من می‌بیند! آیا نمی‌داند که برآوردن نیازهایش به دست من است؟

 

محرومان از شفاعت

سبک شمردن نماز و توجه نداشتن به آن، از کارهای ناپسند بوده، در قرآن و سفارش های امامان معصوم علیهم السلام از آن به شدت نهی شده است. ابوبصیر می‌گوید: نزد ام حمیده، همسر امام صادق علیه السلام رفتم تا او را به دلیل رحلت امام صادق علیه السلام تسلیت دهم. پس او گریست و من نیز از گریه او گریستم. سپس گفت: ای ابوبصیر! اگر ابوعبداللّه را هنگام مرگ می‌دیدی، به شگفت می‌آمدی. چشمانش را باز کرد و سپس فرمود: هر کس را میان من و او پیوند خویشاوندی است گرد آورید. وقتی همه آمدند، به آنها نگریست و فرمود: همانا شفاعت ما به سبک شمارنده‌ نماز نمی ‌رسد.

 

در پناه رحمت الهی

با شروع نماز و گفتن تکبیرة الاحرام، وارد حریم نماز می‌شویم و در برابر خدای متعال قرار می‌گیریم. در این حال نمازگزار به فرموده امام صادق علیه السلام در پناه رحمت خداست. ایشان می ‌فرماید: نمازگزار، مهمان خداوند است. او در پناه رحمت خداست تا آنگاه که نمازش را به پایان برد.

 

فضیلت نماز اول وقت برای انسان، بهتر از فرزند و دارایی اوست.

 

نماز مقبول

برای انجام نماز باید از زشتی ها و ناپسندی ها دور شد و با انجام خوبی ها، موجبات قبولی نماز را فراهم آورد. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: خدای تبارک و تعالی فرمود: نماز را تنها از کسی می‌پذیرم که در برابر بزرگی من سر فرود آورد، خود را به خاطر من از شهوت ها نگه دارد، روزش را با یاد من سپری کند، بر آفریده‌های من بزرگی نکند، گرسنه را سیر کند، برهنه را بپوشاند، بر مصیبت زده رحم آورد و غریب را پناه دهد. پس نور این شخص چون خورشید می‌درخشد و برایش در تاریکی ها، نور، و در نادانی ها، دانایی قرار می‌دهم. با عزتم او را نگاه می‌دارم و با فرشتگانم از او نگهبانی می‌کنم. مرا می‌خواند، پاسخش می‌دهم. از من درخواست می‌کند، می‌دهم. حکایت او نزد من حکایت باغ های بهشت است که میوه هایش خشک نمی‌شود و حالت آنها دگرگون نمی‌ گردد.

 

شرط قبولی نماز

برای قبولی نماز در پیشگاه خداوند شرایطی وجود دارد.امام صادق علیه السلام می‌فرماید: خداوند در مناجات موسی علیه السلام به او فرمود: ای موسی! نماز را نمی‌پذیرم جز از کسی که در برابر بزرگی من سر فرود آورده، ترس از مرا هم نشین دلش ساخته، روزش را با یاد من سپری کرده، شبش را با پافشاری بر خطا به روز نبرده و حق اولیا و دوستان مرا شناخته است.

 

سجده شکر

سزاوار است انسان پس از نماز، برای شکرگزاری به درگاه الهی پیشانی بر سجده گذاشته و از خداوند برای نعمت های بی شمارش تشکر کند. امام صادق علیه السلام می ‌فرماید: سجده شکر بر هر مسلمانی واجب است. با آن نمازت را کامل می‌کنی، پروردگارت را خشنود می ‌سازی و فرشتگان را به شگفتی می‌آوری. همانا آن گاه که بنده نماز می‌خواند و سپس سجده شکر می‌ گزارد، پروردگار متعال، پرده از میان او و فرشتگان بر می ‌گیرد و می‌گوید: ای فرشتگان من! به بنده‌ام بنگرید که با عبادتش به من تقرب جسته و پیمانم را به پایان برد.

 

بركات نماز در کلام امام صادق (ع)

از امام صادق (سلام‏ الله‌عليه) نقل شده كه اگر خداوند سبحان بخواهد بركتي به انسان مرحمت كند، آن را در بهترين حال عطا مي‏ فرمايد و بهترين حالت در محراب بودن و در جنگ با دشمن دروني بودن است. به عنوان مثال، خداي سبحان اگر به زكریّا، يحيي را مرحمت كرده در حال عبادت اين بشارت به او داده شده است. آن حضرت فرمود:
إنّ طاعة الله عزّ وجلّ خدمته فى الأرض وليس شى‏ء من خدْمته يعدل الصلاة فمِن ثَمّ نادت الملائكة زكريا عليه‏ السلام وهو قائم يصلّى فى المحراب طاعت خداوند آن است كه در زمينْ انسان خداوند را خدمت كند و چيزي از خدمت او به اندازهٴ نماز نمي‏ ارزد. به همين جهت در حال عبادت به حضرت زكريّا بشارت داده شده است. يحيي (عليه‏ السلام) در راه دين شهيد شد و ما او را به عنوان يحياي زاهد و شهيد مي‏ شناسيم و اگر كسي اين دو توفيق را داشت كه در راه دين، با سلاح، فداكاري كند، در كنار اين سلاح‏ گيري، معرفت، كه سلاح عقل است، لازم است.
از امام صادق (عليه‏ السلام) ذيل آيهٴ كريمهٴ ﴿خذوا ما اتيناكم بقوّةٍ﴾ سؤال شده است آيا منظور قوّت قلب است يا قوت بدن؟
حضرت فرمودند: قوت قلوب و ابدان هر دو است  و يحيي (عليه‏ السلام) كه خداوند به او فرموده: ﴿يا يحيي خُذ الكتاب بقوة﴾ هم با قوت عقل و معرفت، و هم با قوت بدن، كتاب آسماني را گرفت. از اين كتاب حمايت كرد و سرانجام شربت شهادت نوشيد. اينها همه از بركات نماز زكريّا (عليه‏ السلام) بود.
برگرفته از کتاب حکمت عبادات حضرت آیت الله جوادی آملی،ص113

 

از حضرت صادق (ع) پرسیده شد: چرا زناکار را کافر نمی نامید در صورتیکه تارک نماز (کسی که نماز نمی خواند) را کافر می خواند ؟ برهان و دلیل این امر چیست؟ آن حضرت (ع) فرمود: برای اینکه زناکار و امثال او چنین اعمال ناروایی را فقط به خاطر شهوت انجام می دهد، زیرا شهوت بر او دست یافته و اختیارش را سست کرده است، ولی ترک کننده نماز، ترک نماز نمی کند، مگر از روی کوچک شمردن و خفیف داشتن آن و دلیل این سخن آن است که تو زناکاری را نمی یابی که با زنی نزدیکی کند، مگر اینکه از نزدیکی با آن زن قصد لذت جویی و کامیابی داشته باشد و به این منظور به او میل کرده باشد، ولی هرکس که نماز را از روی قصد ترک می کند، منظورش از ترک آن دست یابی به لذت نیست، پس وقتی لذتی نباشد به ناچار خفیف شمردن نماز واقع گردد، و چون خفیف شمردن واقع شد، کفر واقع گشته است. من لایحضرالفقیه جلد ۱ صفحه ۳۰۷

امام صادق(ع): در کتب پیشینیان روایت شده است که: هرکس با هفتاد دختر در خانه زنا کند، و هفتاد پیغمبر را بکشد و هفتاد کتاب آسمانی را بسوزاند، گناهش کمتر است از کسی که یک روز نمازش را عمداً نخواند. نصایح، ص241

امام صادق(ع): چه بسا بر کسی پنجاه سال می گذرد و خداوند از او یک نماز هم نمی پذیرد. به خاطر اینکه نمازش را اشتباه خوانده و آن را درست و کامل به جای نیاورده است. بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۴۵

امام صادق (ع): نخستین عملی که در قیامت از بنده بازخواست می شود، نماز است. اگر پذیرته شد، نوبت به اعمال دیگر می رسد. و اگر قبول نشد، کارهای دیگرش هم رد می شود. بحارالانوار، ج۱۸، ص ۵۲

مردی از امام صادق (ع) پرسید: بزرگترین عملی که باعث می شود بندگان به پروردگار خود نزدیک شوند چیست؟ فرمودند: پس از شناسایی و معرفت نسبت به امام معصوم (ع)، چیزی را با فضیلت تر از نماز نمی شناسم. آیا نمی بینی که در سوره مرسم، آیه ۳۱ آمده که : بنده نیکوکار خدا، حضرت مسیح (ع) فرموده: خداوند مرا وصیت و سفارش فرموده به نماز خواندن و زکات دادن تا زنده ام. فروع کافی، ج۳، ص ۲۶۴ ، سفینة البحار جلد ۲ صفحه ۴۲

امام صادق (ع) فرمودند: فرشته مرگ، شیطان را از کسی که مراقب نماز است دور می کند، و شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت پیامبر را در هنگام هولناک مرگ به او تلقین می کند. وسائل الشیعه جلد ۳ صفحه ۱۹

امام صادق (ع): آنگاه که بنده در نمازش تکبیرة الاحرام گوید، خداوند با تمام عظمتش به او روی می آورد و اگر آن بنده از یاد خدا در نمازش غافل شود، خدا هم از او روی گرداند و او را به ملائکه واگذار نماید. اصول وافی، ج ۲، ص ۵۹

امام صادق (ع) : میل و رغبت به پاداش و رحمت الهی و خوف از عظمت و جلال خداوندی یا عقوبت و عذاب الهی، در دل کسی فراهم نمی آید، مگر اینکه بهشت بر او واجب می شود، پس هرگاه نماز به جای می آوری، دل خود را از صمیم آن به جانب خداوند عزوجل متوجه ساز که هیچ بنده مومنی نیست که در نماز و دعایش دل خود را متوجه خداوند عزوجل گرداند (با حضور قلب باشد) مگر اینکه خداوند عزوجل دلهای مؤمنان را به سوی او مایل گرداند و با جلب محبت و دوستی مؤمنان نسبت به او خداوند او را به بهشت عطا فرماید. من لایحضرالفقیه جلد ۱ صفحه ۳۱۳

امام صادق (ع) فرمودند : وقتی نماز واجب می خوانی، آنرا در وقت خودش چنان بخوان که گویا دیگر هرگز به نماز موفق نمی شوی. (با توجه و حضور قلب بخوان، گویی که آخرین نماز عمرت است) محجة البیضاء جلد ۱ صفحه ۳۵۰

امام صادق (ع) فرمودند : وقتی خواستید نماز بخوانید با حال سیری شکم (و به خصوص پس از پرخوری) به نماز نپردازید و همچنین از روی کسالت و تنبلی و خواب آلوده یا به حالت چرت زدن نماز نخوان، و نیز نمازت را با عجله و با شتاب نخوان، بلکه با آرامش و سنگینی و وقار نماز بخوان و چون نمازت را شروع کردی بر تو باد که با خشوع باشی و با حضور قلب به نماز متوجه باشی که خداوند عزوجل می فرماید : الذین هم فی صلاتهم خاشعون به تحقیق آن مؤمنانی رستگارند که در نماز خویش خاشع و فروتن اند من لایحضرالفقیه جلد ۱ صفحه ۴۶۶

 

امام صادق (ع): برای نمازگزار سه خصلت است:

۱- آنگاه که به نماز ایستاد، الطاف توجهات الهی مانند هدیه ها از طرف آسمانها بر وی ریخته می شود.

۲- فرستگان الهی صدا می کنند: ای نمازگزار! اگر بدانی که با چه کسی راز و نیاز می کنی، هرگز دوست نخواهی داشت که نمازت به پایان برسد.

۳- فرشتگان الهی او را از زیر قدمش تا اطراف آسمانها احاطه می کنند. بحارالانوار، ج۸۲، ص۲۰۶

 

امام صادق (ع): آنگاه که بنده به نماز ایستاد و نمازش را خفیف انجام داد، خداوند تبارک و تعالی به فرشته های خود می فرماید: آیا به بنده ام نگاه نمی کنید؟ گویا او چنان می پندارد که روا شدن حاجت های او در دست غیر من است. آیا نمی داند روا شدن حاجات او در دست من است؟ وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۵۴

در آخرین لحظات عمر مبارک امام صادق (ع) و در آن هنگام که ضعف شدیدى بر امام علیه السلام وارد شده بود، فرمود: تمام اعضاء خانواده و آشنایان و نزدیکان را بگویید که در کنار من حاضر و جمع شوند.
وقتى تمامى افراد حضور یافتند، حضرت به یکایک آنان نگاهى عمیق انداخت و سپس خطاب به جمع حاضر فرمود:
کسانى که نسبت به نماز بى اعتنا باشند، شفاعت ما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام شامل حالشان نمى گردد.
قابل دقّت است که حضرت نفرمود: شفاعت ما شامل افراد بى نماز نمى شود؛ بلکه فرمود: شفاعت ما شامل حال افراد بى اعتناء به نماز، نمى شود. چهل داستان و چهل حدیث از امام جعفر صادق (ع)به نقل از ثواب الا عمال : ص ۲۰۵، بحارالا نوار: ج ۴۷، ص ۲، ح ۵.

امام صادق (ع): هر کس نماز واجب خود را ترک کند، تاوقت آن بگذرد و آنگاه آن را قضا کند، آن نماز تیره و تار به عالم اعلی می رود و به نطق ملکوتی می گوید: خدا تو را خوار و ذلیل کند، چنانچه مرا ضایع ساختی. عقاب الاعمال، ص ۵۱۸

امام صادق (ع): مردی از رسول خدا (ص) درخواست نصیحتی کرد. حضرت فرمودند: ای مرد نماز را عمداً ترک نکن، زیرا کسی که از روی عمد نماز را ترک می کند، از ملت اسلام بیرون است. وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۹

راوی گوید امام صادق (ع) درباره گفتار خدای عزوجل در سوره مائده آیه ۵۵: هر کس کافر شود بعد از ایمان آوردنش، به تحقیق تمام اعمالش نابود گشته و در آخرت از زیانکاران خواهد بود فرمودند: منظور از این شخص، ترک کننده نماز است که پس از اقرار به اسلام، با ترک نمودن نماز از آن رو گردانده است. اصول وافی، ج ۲، ص ۷۳

امام صادق (ع) فرمودند : کسی که دوست دارد بداند نمازش پذیرفته شده است یا نه؟ باید ببیند آیا نمازش او را از زشتیها و ناپاکی ها دور کرده است؟ پس به اندازه ای که دور کرده باشد، همانقدر از نمازش پذیرفته شده است. بحارالانوار جلد ۸۲ صفحه ۱۹۸

امام صادق (ع) فرمودند : هنگامی که بنده ای سر وقت به نماز به ایستد و مراقب آن باشد به صورت پاره ای نور سفید بالا میرود و می گوید : تو مرا حفظ کردی خدا تو را حفظ کند ، ولی وقتی نماز را در وقتش نخواند و مراقب آن نباشد ، آن نماز بصورت لکه سیاه و تاریکی بر میگردد و می گوید : مرا ضایع کردی خدا تو را ضایع نماید. محجة البیضاء جلد ۱ صفحه ۳۴۰

حضرت صادق (ع) فرمودند : شیعیان ما را نزد اوقات نماز بیازمایید که در محافظت بر نمازها چگونه اند. سفینة البحار جلد ۲ صفحه ۴۴ ( یعنی اگر راستی شیعه اهل بیت (ع) هستند، باید در محافظت بر نمازها به خصوص در اول وقت شباهتی با ایشان داشته باشند )

امام صادق (ع) فرمودند : نشستن پس از نماز صبح در تعقیبات و دعا تا طلوع آفتاب تمامتر و مفیدتر است در جلب روزی از تکاپو کردن یا سفرهای تجارتی کردن. من لایحضرالفقیه جلد ۱ صفحه ۵۱۷

 

امام صادق (ع) فرمودند :

خداوند متعال فرمود : نماز کسی را می پذیرم که :

 ۱ - در مقابل عظمت من فروتنی کند.

۲ - از خواسته های نفسانی به خاطر من خود را دور کند.

۳ - روزش را با یاد من به پایان برد.

۴- بر بندگانم بزرگی نفروشد.

۵ - به گرسنه غذا دهد.

۶ - برهنه را بپوشاند.

۷ - به مصیبت دیده مهربانی کند.

۸- غریب را پناه دهد.

فروغ حدیث جلد ۱ صفحه ۷۶

 

منابع :

- www.saelin18.com

- banamaz.mihanblog.com

- www.magazine.esra.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  لينک های هفته             

 

ویژه نامه ولادت پیامبر اکرم(ص)

 

ویژه نامه ولادت امام جعفر صادق(ع)

 

كتاب چهل داستان و حديث از پيامبر(ص)

 

کتاب چهل داستان و چهل حديث از امام جعفر صادق(ع)

 

 تاریخ ما - تاریخ و تمدنِ ایران و جهانِ باستان

 

نشریه الکترونیکی طیبات

 

محاسبه قد و وزن ايده آل

 

انجمن سينمای جوانان ايران