ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و چهل و هفت    

شنبه 22 بهمن 1390 18 ربیع الاول 1433 11 فوریه 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُونَ 58 قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ 59 قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَـئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ 60 وَإِذَا جَآؤُوكُمْ قَالُوَاْ آمَنَّا وَقَد دَّخَلُواْ بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُواْ بِهِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُواْ يَكْتُمُونَ 61 وَتَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ 62 لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ 63 وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ 64

ترجمه فارسی مکارم

 

آنها هنگامى كه (اذان مى ‏گوييد، و مردم را) به نماز فرا مى ‏خوانيد، آن را به مسخره و بازى مى ‏گيرند; اين بخاطر آن است كه آنها جمعى نابخردند 58 بگو: اى اهل كتاب! آيا به ما خرده مى ‏گيريد؟ (مگر ما چه كرده‏ ايم) جز اينكه به خداوند يگانه، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه پيش از اين نازل گرديده، ايمان آورده ‏ايم و اين، بخاطر آن است كه بيشتر شما، از راه حق، خارج شده ‏ايد 59 بگو: آيا شما را از كسانى كه موقعيت و پاداششان نزد خدا برتر از اين است، با خبر كنم؟ كسانى كه خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، و مورد خشم قرار داده، (و مسخ كرده،) و از آنها، ميمون ها و خوک هايى قرار داده، و پرستش بت كرده ‏اند; موقعيت و محل آنها، بدتر است; و از راه راست، گمراه ترند 60 هنگامى كه نزد شما مى ‏آيند، مى ‏گويند: ايمان آورده ‏ايم! (اما) با كفر وارد مى‏ شوند، و با كفر خارج مى‏ گردند; و خداوند، از آنچه كتمان مى ‏كردند، آگاه تر است! 61 بسيارى از آنان را مى ‏بينى كه در گناه و تعدى، و خوردن مال حرام، شتاب مى ‏كنند! چه زشت است كارى كه انجام مى‏ دادند! 62 چرا دانشمندان نصارى و علماى يهود، آنها را از سخنان گناه ‏آميز و خوردن مال حرام، نهى نمى ‏كنند؟! چه زشت است عملى كه انجام مى ‏دادند! 63 و يهود گفتند: دست خدا (با زنجير) بسته است دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن، از رحمت (الهى) دور شوند! بلكه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است; هرگونه بخواهد، مى‏ بخشد! ولى اين آيات، كه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏ افزايد و ما در ميان آنها تا روز قيامت عداوت و دشمنى افكنديم هر زمان آتش جنگى افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت; و براى فساد در زمين، تلاش مى ‏كنند; و خداوند، مفسدان را دوست ندارد 64

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

ويژگی های زمامداران و مديران در نهج البلاغه

بخش پنجم و پایانی

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

24- نفی رابطه فامیلی و خویشاوند

یکی از مهمترین اصول گزینش که در کلام حضرت امیرالمومنین به آن اشاره شده ، پرهیز از جناح گرایی و رفاقت بازی در به کارگیری افراد است ، آن حضرت ضمن تصریح بر لزوم ضابطه گرایی در امر گزینش و اعطاء مسئولیت ها بر اساس لیاقت ها و قابلیت ها ، مسئولین امر را به سنجش توانایی ها افراد موظف کرده است .

 

25- اصالت خانوادگی

در خانواده های اصیل نجیب و با شخصیت فرزندان عقده ای و نامتعادل کمتر تربیت می شوند هرگونه کمبود روحی و روانی از درون خانواده برشخصیت انسان تاثیر دارد. با توجه به این که شخصیت روحی روانی انسانی را دو عامل محیط و وراثت تعیین می کنند اصولا خانواده های اصیل دارای آداب و اخلاقی هستند که فرزندان آن ها کمتر دچار لغزش و انحراف می شوند. پاکی و اصالت و صلاحیت خانوادگی از جمله امور کلی است که حضرت علی(ع) در گزینش و انتخاب بر آن تأکید فرموده و آن را به عنوان میزانی در کنار سایر موازین مطرح نموده است. آن حضرت به مالک اشتر توصیه می‌نماید: و از آنان که گوهری نیک دارند و از خاندانی پارسا و صالحند و از سابقه‌ای نیکو برخوردارند، فرماندهان را برگزین.

 

26- شایستگی و کفایت

در آئین اسلام مسند مدیریت شایسته کسی است که قدرت استفاده از ایمان و تخصص را در مقام اجرا داشته باشد. امیرالمؤمنین در نامه به مالک اشتر، یکی از شرایط واگذاری مسئولیت‌ها را کفایت می ‌داند و می ‌فرماید:

ای مالک در به کارگیری کارمندان و کارگزارانی که باید زیر نظر تو کار کنند هیچ‌ گونه واسطه و شفاعتی را نپذیر مگر شفاعت کفایت و امانت را.

 

27- تسلط بر خشم

کسانی که دارای مقام و منصب هستند هر لحظه ممکن است که نیروی خشمشان طغیان کند و آنان را از حالت طبیعی و اعتدال خارج نماید و با کارکنان با حالت خشم و غضب برخورد کنند و پیش‌آمدهای ناگواری رخ دهد که هم برای فرد و هم برای سازمان و جامعه مضر باشد؛ لذا لازمست که صاحبان مقام و منصب و مدیران دارای قدرت تسلط بر خشم و کظم غیظ باشند.

امیرالمؤمنین(ع) در نامه به مالک اشتر فرموده‌اند: آن کس را فرمانده لشگریان نما که از همه در علم و بردباری بالاتر باشد و از کسانی باشد که خشم او را فرا نگیرد و به زودی از جای خود بدر نرود.

 

28- رفق و مدارا

هیچ عاملی مثلرفق و مدارا نمی ‌تواند پیوندی عمیق و اصیل میان مدیران و زیردستان ایجاد کند و همراهی آنان را تضمین نماید. مدیران جز با نرمی و ملایمت نمی‌توانند فاصله‌های میان خود و کارکنان را بردارند، در اعماق دل آنها نفوذ کرده، آنان را با خود همراه نمایند. امیرالمؤمنین(ع) به کارگزاران خود توصیه می‌فرمود که در ادراة امور جامعه و تعامل با مردم، اصل رفق و مدارا و مهربانی را ملاک قرار دهند و حتی الامکان از برخورد شدید و تند بپرهیزند. ایشان در نامه 46 به یکی از کارگزاران خود می‌فرماید: در آنجا که مدارا کردن بهتر است مدارا کن، اما آنجا که جز با شدت عمل کارها پیش نمی‌رود. شدت عمل به خرج ده و پر و بال خود را برای مردم بگستر و با چهرة گشاده با آنان رو به رو شو و نرم ‌خویی با آنان را نصب العین خود قرار ده.

ضرورت و جایگاه ویژه مدارا و مهربانی در نگاه مدیریتی امام علی(ع) تا آنجاست که آن حضرت توجه به مدارا و رفق را حتی هنگامی که برخوردهای شدید اقتضاء می‌کند ضروری می ‌داند و سفارش می‌ کند که هنگام شدت و سختگیری نیز نباید از مهربانی و عطوفت غفلت کرد. ایشان به همان کارگزار این‌گونه سفارش می‌کند: شدت و سخت‌گیری را با کمی نرمش و مدارا در هم آمیز.

به کارگیری رفق و مدارا در اداره امور مایه پیوند درست زمامداران و مردمان است و بدین وسیله درهای توفیق در تحقق برنامه‌ها و سیر به سوی اهداف گشوده می‌شود. از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده است که فرمود: کسی که در امور خویش رفق در پیش گیرد، به آنچه از مردم می ‌خواهد، نایل شود (نهج‌البلاغه: نامه 26). همچنین وارد شده که: هرگاه زمامدار شدی باید رفق و ملایمت ورزی (نهج‌البلاغه: نامه 53).

 

29- توجه به مشکلات کارکنان

از خصوصیات بارز مدیران و مسئولان این است که از مشکلات و معضلات شخصی و روحی کارکنان خود غافل نمانند. در نامة 53 به مالک اشتر فرموده‌اند: آنگاه به حد وافی نیازمندی‌های آنان را تأمین کن که این خود امکان می‌دهد که در اصلاح خویش بکوشند و از تصرف در اموالی که در اختیارشان می‌ باشد بی‌نیاز گردند، حجت را بر آنان تمام می ‌کند که عذری برای مخالفت با امر تو یا خیانت به امانت تو نداشته باشند.

حضرت در جای دیگری از نامه به مالک اشتر می‌فرماید: رحمت بر رعیت و محبت و لطف به آنان را به قلبت قابل دریافت ساز و هرگز درنده خون آشام بر آنان مباش که خوردن آنان را غنیمت بشماری.

 

30- عیب ‌پوشی

امام علی( ع) در نامه به مالک اشتر می‌فرمایند: و باید که دورترین افراد رعیت از تو و دشمن ‌ترین آنان در نزد تو، کسی باشد که بیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیب‌هایی است و والی از هر کس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیب‌های مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود، زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است، داوری کند. تا توانی عیب‌های دیگران را بپوشان، تا خداوند عیب‌های تو را که خواهی از رعیت مستور بماند، بپوشاند. و از مردم گره هر کینه‌ای را بگشای و از دل بیرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته ‏اند، به تغافل زن و گفته سخن‌چین را تصدیق.

 

منابع:

1- قرآن کریم

2- نهج البلاغه

3- اخلاق کارگزاران (1377)، سازمان امور اداری و استخدامی کشور، مرکز آموزش مدیریت دولتی.

4 - ایران نژاد پاریزی، مهدی؛ ساسان گهر، پرویز (1379)، سازمان و مدیریت، از تئوری تا عمل، موسسه عالی بانکداری ایران.

5 - بهرنگی (برنجی)، محمدرضا (1373)؛ مدیریت آموزشی و آموزشگاهی؛ ناشر مؤلف.

6 - جعفری، سیدمحمدمهدی (1373)؛ آموزش نهج البلاغه، جلد نخست؛ سازمان چاپ و انتشارات.

7 - جعفری، سیدمحمدمهدی (1373)؛ پرتوی از نهج البلاغه (با استفاده از ترجمه آیت الله سیدمحمود طالقانی)؛ سازمان چاپ و انتشارات.

8 - دفت، ریچارد ال. (1377)؛ تئوری و طراحی سازمان؛ جلد دوم؛ مترجمان علی پارسائیان و سیدمحمداعرابی؛ دفتر پژوهشهای فرهنگی.

9- ساعتچی، محمود (1375)؛ روانشناسی کاربردی برای مدیران، انتشارات ویرایش.

10 - سیدعباس زاده، میرمحمد (1371)؛ تئوری، تحقیق و عمل در مدیریت آموزشی، جلد دوم، انتشارات انزلی.

11 - خمیری، محمدعلی (1359)، مدیریت و رهبری از دیدگاه نهج البلاغه، انتشارات وصحافی لوکس.

12 - علاقه بند، علی (1377)؛ مقدمات مدیریت آموزشی، نشر روان.

13 - علاقه بند، علی (1370)؛ مدیریت رفتار انسانی، کاربرد منابع انسانی، کنت بلانچارد، امیرکبیر.

14 - مطهــــــری، مرتضی (1353)، سیری در نهج البلاغه، انتشارات صدرا.

15 - میچل، ترنس آر (1373)؛ مردم در سازمانها، مترجم: حسین شکرکن، انتشارات رشد.

16 - وایلز، کیمبل _(1370)؛ مدیریت و رهبری آموزشی، مترجم: محمدعلی طوسی، مرکز مدیریت دول

17- ماهنامه باسدار اسلام شماره 216

 

منبع : hodablog.net

 

  جمله مديريتی              

برآورد هوش

اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که، به آنهایی که در اطرافش گرد آمده اند بنگریم.

جان ماکسول نویسنده کتاب پرورش کارکنان

 

  حدیث مديريتی             

 

چهار ذکر الهی در چهار حالت بحرانی

 

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرمودند:

 در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد؛ چگونه به چهار ذکر پناه نمی برد!

 

۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر حسبنا الله و نعم الوکیل (آل عمران ایه ۱۷۱) پناه نمی برد؛ در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است:

  پس ( آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

 

۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است، چگونه به ذکر لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است:

  پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم. (سوره انبیاء آیه ۸۸)

 

۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد (سوره غافر آیه ۴۴) ... پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است:

  پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت. (سوره غافر آیه ۴۵)

 

۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست، چگونه به ذکر ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است:

  مردی که فاقد نعمت های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.

 

  طنز مديريتی              

بد نیست بدانیم...

■  فرصت طلب کسی است که وقتی به طور اتفاقی در رودخانه می افتد ، شروع به استحمام می کند.

■  خوش بین کسی است که وقتی از برج ایفل سقوط می کند ، در نیمة راه می‌گوید : هنوز که صدمه ای ندیده ام.

■  بدبین کسی است که به جای آنکه بگوید O اولین حرف (OPPORTUNITY) است، می گوید آخرین حرف (ZERO) است.

■  تجربه نامی است که انسان بر اشتباهات خود می گذارد.

■  رئیس کسی است که هنگام تاخیر کارمندش زودتر می آید و به عکس!

■  کمیته ، جمعی هستند که به طور انفرادی نمی توانند کار کنند و جلسه تشکیل می دهند تا تصمیم بگیرند که به طور دسته جمعی نمی توان کاری انجام داد.

    ■ مغز عضو عجیبی است؛ چرا که وقتی صبح از خواب بر می خیزیم شروع به کار می کند اما در زمان هایی که به کمکش نیاز داریم دست از کار می کشد.

 

  حکايت مديريتی            

فقط اوست که می داند...

بر گرفته از کتاب لبخند خدا

 

لوئيز رِدِن، زنى بود با لباس هاى کهنه و مندرس و نگاهى مغموم.

هنگامی که وارد خواربار فروشى محله شد، با  فروتنى از صاحب مغازه خواست کمى خواروبار به او بدهد. به نرمى گفت شوهرش بيمار است و نمى ‌تواند کار کند و شش بچه‌ شان بى غذا مانده‌ اند.

جان لانگ هاوس، صاحب مغازه، با بى‌ اعتنايى محلش نگذاشت و با حالت بدى خواست او را بيرون کند .
 زن نيازمند در حالى که اصرار مى ‌کرد گفت:

- آقا شما را به خدا به محض اينکه بتوانم پولتان را مى‌آورم .
جان گفت نسيه نمى ‌دهد. مشترى ديگرى که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوى آن دو را مى ‌شنيد به مغازه دار گفت:

- ببين اين خانم چه مى‌ خواهد؛ خريد اين خانم با من.
خواربار فروش گفت:

- لازم نيست خودم مى ‌دهم ليست خريدت کو؟

لوئيز گفت: اينجاست.
 - ليست ‌ات را بگذار روى ترازو به اندازه  وزنش هر چه خواستى ببر !!
 لوئيز با خجالت يک لحظه مکث کرد، از کيفش تکه کاغذى درآورد و چيزى رويش نوشت و آن را روى کفه ترازو گذاشت؛ همه با تعجب ديدند کفه  ترازو پايين رفت.
 خواربار فروش باورش نمى ‌شد.
 مشترى از سر رضايت خنديد.
 مغازه ‌دار با ناباورى شروع به گذاشتن جنس در کفه ديگر ترازو کرد؛ کفه ترازو برابر نشد. آن قدر چيز گذاشت تا کفه‌ها برابر شدند.
 در اين وقت، خواربار فروش با تعجب و دل‌ خورى تکه کاغذ را برداشت تا ببيند روى آن چه نوشته شده است.
کاغذ ليست خريد نبود؛ دعاى زن بود که نوشته بود:
- اى خداى عزيزم؛ تو از نياز من با خبرى، خودت آن را برآورده کن .
 
آری؛ به راستی، فقط اوست که مى ‌داند، وزن دعاى پاک و خالص چقدر است.
 
منبع : هیات مکتب الباقر، حکایات ناب

  تکنیک های موفقیت         

15 درس زندگی که در هیچ مدرسه ای نمی آموزیم!

گردآورنده : لیدا فرشباف

 

 

همگی ما همزمان با تحصیل، درس هایی از زندگی نیز می آموزیم که هردوی آنها مهم است .

مشکل اصلی این است که زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود می برد و این در حالی است که ما تازه در ابتدای یادگیری و کسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم که روزی به همه ی جوانب دست پیدا کنیم ، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.

در اینجا به درس هایی از زندگی اشاره کرده ایم که براحتی می توانید از آنها بهره بگیرید :

 

1- طبق گفته  Richard Carlson " چیزهای بی ارزش را نچشید "،

این بدان معنی است که خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن کارهای بی ارزش می کنند که در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی ، هیچ ارزشی ندارند .وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل کوچک می کنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمی بریم.

 

2- " زندگی غیر قابل پیش بینی است  و ممکن است هر لحظه شما را در شیب و فراز قرار دهد " .

فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی می افتد . برای مقابله با گره هایی که زندگی در مسیر شما قرار داده است ، تنها با ذهنی باز و خوش بین ، به آنها خوش آمد بگویید !!

 

3- خسته کننده ترین واژه در هر زبان " من " است.

بله تصور این است که تکرار این کلمه اعتماد به نفس را بالا می برد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه آن چیزیی که در مورد خود با تکرار " من " توضیح و تعریف می کنید، واقعیت ندارد! اینکه یک نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر کند ، بسیار خسته کننده و یکنواخت است . این حالت "خود محوری " است نه "اعتماد به نفس "

 

4- انسانیت مهم تر از مادیات است.

اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است که هر کدام از ما در مسیر آرزوها به آنها می رسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی ، موفقیت های مادی ، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاک های برتری و ارزش های خود ، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد.

 

5- به غیر از خودتان، هیچ کس دیگر نمی تواند شما را راضی کند!

رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعی ، زندگیمان را پر بار تر می کند ، اما خوب ، شاید این روابط به تنهایی باعث شادکامی و رضایت شما نشود.

 

6- درجه کمال و شخصیت

کمالات برای هر شخص زیباست . کلام و اعمال نیک ، به دنبال خود ، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد . برای رسیدن به این درجه ، تلاش کنید

 

7- بیاموزید که خود، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید.

انسان جایز الخطاست، همه ما اشتباه می کنیم، ولی با کینه توزی و یادآوری صدمات گذشته، تنها این خودمان هستیم که از زندگی لذت نمی بریم نه دیگران!!

 

8- "خنده" داروی هر "درد" است .

با خوشرویی و تبسم ، دردهای خود را درمان کنید.

 

9- تغذیه خوب، استراحت، ورزش و هوای تازه  را فراموش نکنید.

سلامتی خود را دست کم نگیرید . با رعایت این نکات ، از وضعیت جسمی ایده آل خود ، لذت ببرید .

 

10- اراده ای مصمم، شما را به هر چیزی که می خواهید می رساند.

هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش کنید.

 

11- تلویزیون، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود می کند!

از تلویزیون کناره گیری کنید و با ورزش، مطالعه و یادگیری، ذهن خود را فعال کنید.

 

12- شکست را بپذیرید .

هر کسی در زندگی ممکن است بارها و بارها شکست بخورد. شکست آموزنده است . به ما یاد می دهد که چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب کنیم . توماس ادیسون با شکستهای متمادی توانست به هدف خود برسد، او می گفت: " من شکست نخوردم، تنها ده ها هزار راه را امتحان کردم که برایم مفید نبود! و به نتیجه نرسید!"

 

13- از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید.

یکی از بودائیان پیر چنین می گوید : " یک مرد دانا کسی است که از اشتباهات خود، درسی نیک بیاموزد و اما داناتر کسی است که از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد".

 

14- از محبت به دیگران دریغ نکنید .

زندگی کوتاه است و پایان آن نامعلوم؛ پس سعی کنید محبت کنید تا محبت ببینید .

 

15- آنچنان زندگی کنید که گویی روز آخر عمرتان است!!!

همواره سعی کنید بهترین و مهربان ترین همسر، رفیق و حتی مهربان ترین و بهترین رئیس باشید؛ تا زمان وداع با این دنیا، به دنیایی زیباتر دست یابیم.

 

تفاوت مدرسه و زندگی :

" در مدرسه درس می آموزیم و بعد امتحان می دهیم ولی در زندگی ابتدا امتحان خود را پس می دهیم و از آن درس می گیریم. "

 

منبع : www.mftabriz.com

 

  نکات مدیریتی             

تصميم گيری

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

تصمیم گیری جوهر مدیریت است.

مدیران باید بكوشند تا در تصمیم گیری های سازمانی، كمتر تحت تاثیر احساسات و عواطف خویش قرار گیرند.

شاید عمل به این توصیه دشوار باشد، اما به خاطر داشته باشیم كه مدیریت، وظیفه سخت و دشواری است.

اگر بر خویشتن مسلط نباشیم  و از احساسات و عواطف خود، در اتخاذ تصمیمات پیروی كنیم، سازمان را دچار مشكلات پی در پی خواهیم ساخت؛ پس هنگام تصمیم گیری به نکات زیر توجه شود:

   

  ● خواست های درونی، عواطف و احساسات خود را در آن راه ندهیم. 

  ● قبل از هر تصمیم نتایج آن را تجزیه و تحلیل كنیم .

  ● از تغییر و تحولات محیط غافل نباشیم .

  ● حد معقولی از مخاطره را در تصمیمات خود بپذیریم .

   با همكاران مورد اعتماد و اهل فن خود، مشورت كنیم .

  ● در تصمیم گیری شتاب نكنیم .

  ● خود را در مقابل سرزنش های احتمالی ناشی از تصمیمات گرفته شده مصون سازیم.

  ● با دانش كافی در مورد مسایل تصمیم بگیریم.

 

 منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

استخراج شاخصه‌های سطح کلان رهبری امام خمینی(ره)

با رویکرد تحلیل محتوا

مولفینروح اله تولایی  و امیر اعظمی

چکیده:

در سیر مطالعه رهبری حضرت امام خمینی(ره) ابعاد گوناگونی وجود دارد که برای شناخت جامع از آن رهبر عظیم الشأن نباید از هیچ کدام از این ابعاد غفلت ورزید. یکی از ابعاد رهبری ایشان که کمتر مورد کاوش قرار گرفته است، بررسی سطوح گوناگون رهبری در سلوک سیاسی آن حضرت می باشد. در مطالعات اجتماعی سلسله مراتب گوناگونی برای مطالعه تعریف شده است که یکی از معتبرترین‌های آن تقسیم سطوح به سه سطح روانشناسی اجتماعی (Social-Psychological)، سطح سازمانی (Organizational) و سطح کلان یا بوم شناختی (Ecologic) می‌باشد. مطابق با چنین تقسیم بندی می‌توان سلسله مراتب رهبری حضرت امام خمینی(ره) را در سطوح خرد (رهبری خویشتن، نزدیکان، رهبری پیروان و رهبری گروهی)، سطح میانی (رهبری سازمانی و حوزه‌ها) و سطح کلان (رهبری ملی و بین المللی) تقسیم کرد. مقاله حاضر با بهره‌گیری از چنین رویکردی به سلسله مراتب رهبری، تلاش می‌کند تا رهبری حضرت امام(ره) را در سطح ملی بیشتر بشکافد و مطابق با شاخصه‌های مطرح شده برای رهبری در سطح کلان، شاخصه‌های رهبری آن حضرت را در سطح رهبری ملی استخراج نماید. مقاله حاضر با روش تحقیق کیفی تألیف شده و رویکرد تحلیل محتوا اساس کار را تشکیل داده است. برای این امر رویدادهای مهم دوران رهبری حضرت امام(ره) در دو برهه پیش از انقلاب اسلامی و پس از پیروزی انقلاب اسلامی بیان شده و عناصر ملی نهفته در آنها مورد تحلیل قرار گرفته است. در پایان درباره عناصر رهبری ملی امام(ره) جمع بندی و نتیجه گیری صورت گرفته است.


کلید واژه‌ها: امام خمینی(ره)، رهبری، سلسله مراتب رهبری، رهبری ملی.


مقدمه
از مهم‏ترین و اساسی‏ترین عوامل شکل‏گیری و کامیابی یک جنبش اجتماعی، رهبری آن جنبش است. مقوله رهبری در جریان شکل‏گیری یک جنبش اجتماعی، هیچ گاه تعیینی و از پیش طراحی شده نیست، بلکه زمینه‏ها و عوامل گوناگونی در برجسته سازی یک گروه، حزب، سازمان و یا یک شخص برای پیشتازی و هدایت آن جنبش اجتماعی، تأثیرگذار هستند. از سوی دیگر، رفتار سیاسی رهبری و میزان ظرفیت و توانمندی آن در مواجهه با چالش‏ های نو به نو و پیش‏ بینی نشده فراروی جنبش، نقش اساسی در استمرار و استقرار رهبری یا جاب‏جایی و جایگزینی آن ایفا می‏ کند. اگر این جنبش اجتماعی، به یک انقلاب تبدیل شود ـ آن هم انقلابی فراگیر، همه جانبه و بنیادین ـ حساسیت و اهمیت نفش رهبری و تعامل تدریجی و فزاینده میان آن و نیروی اصلی جنبش، بر روند حرکت و آینده آن انقلاب، به عنصری سرنوشت ساز تبدیل می‏شود و مرگ و حیات آن انقلاب به این عنصر پیوند می‏خورد. انقلاب اسلامی نیز که اعجاز گونه در سال 1357 در ایران به پیروزی رسید، مدیون تعالیم دین مبین اسلام، ایفای نقش مردم و رهبری حضرت امام خمینی (ره) بوده است. ازهمین رو رهبری امام خمینی(ره) در سطح کلان یکی از ارکان اصلی انقلاب اسلامی در ایران می باشد که شناخت ابعاد گوناگون آن برای ادامه حیات این انقلاب امری ضروری می باشد.
 

روش تحقیق
برای در پیش گرفتن روش تحقیق علمی دو گام پژوهشی را در این مقاله در پیش می‌گیریم: ابتدا با مطالعه کتابخانه‌ای بر ادبیات انجام شده در زمینه رهبری، مؤلفه‌های تشکیل دهنده رهبری در سطح کلان استخراج شده و سپس با استفاده از روش تحقیق کیفی تحلیل محتوا و با استفاده از تحلیل مستندات تاریخی و مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های امام خمینی(ره) و استفاده از مطالعات پیشین انجام شده شاخصه‌های خاص رهبری امام(ره) استخراج می شود. سپس این شاخصه ها با ادبیات پیشین انطباق داده می شود تا ارزش‌افزایی علمی ناشی از شاخصه‌های مطرح نشده در ادبیات موضوع مشخص گردد.
روش تحلیل محتوا یکی از مستقیم ترین روش های تحلیل متون است که شامل شمارش پدیده‌های موجود در یک متن است. تحلیل محتوا اساسأ به عنوان یک روش کمی شناخته شده است، زیرا شامل شمارش و جمع بندی پدیده‌هاست. با این حال می‌تواند مطالعات کیفی را هم تحت پوشش قرار بدهد. در روش تحلیل محتوا، تفسیر نقش بزرگی دارد که نیازمند دانش مناسب از متن مورد تحلیلی است.
یکی از مزیت های تحلیل محتوا این است که ما را قادر می‌سازد که با مطالب تحقیق های اولیه ارتباط برقرار می‌کنیم و آن را به عنوان مستندی برای کار فعلی خود آماده می‌کنیم. این روش می‌تواند کمک کند که محتوا را از نقطه نظرهای گوناگونی بررسی کنیم و از نگاه‌های مختلف تغییرات تاریخی را در آن کشف کنیم. همچنین می‌توان تحلیل های بیشتری در زمینه متن مورد نظر انجام داد تا دلایل روی دادن واقعه‌ای بیشتر بررسی شود (استاکز، 2005).


سطح تحقیق
مطابق با چنین تقسیم معتبری سلسله مراتب رهبری حضرت امام(ره) را می‌توان در سطوح خرد (رهبری نزدیکان، رهبری پیروان و رهبری گروهی)، سطح میانی (رهبری سازمانی و حوزه‌ها) و سطح کلان (سطح ملی و بین المللی) تقسیم کرد. از این رو سطح تحقیق پژوهش جاری ما در سطح کلان قرار می‌گیرد که در طبقه‌بندی تطبیقی در سطح بوم‌شناختی جای گرفته می‌شود.
برای اجرای این تحقیق از طریق تحقیق کتابخانه‌ای وقایع مهم که در آنها رهبری امام(ره) بارز بوده است و واقعه نیز ارزش مهمی داشته است بیرون شده است. در یک بند واقعه شرح داده شده است و سپس در بند دیگر تحلیل آن واقعه از نقطه نظر رهبری ملی امام(ره) و مؤلفه‌های کلیدی که در آن دیده می‌شود بیان گردیده است. برای تحلیل رویدادها از مطالب منتشر شده در سایت رسمی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) استفاده شده‌اند.


بخش نخست: تحلیل محتوا در وقایع رهبری ملی امام خمینی(ره)
1.
مخالفت با لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی


الف. شرح رویداد
پس از رحلت آیت اله بروجردی، رژیم شاه شتاب بیشتری به اصلاحات مورد نظر آمریکا داد و همزمان کوشید تا امر مرجعیت را به خارج از ایران منتقل کند. لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی که به منظور قانونی کردن حضور عناصر بهائی در مصادر کشور انتخاب شده بود به تصویب کابینه اسداله علم رسید (16 مهر 1341). امام خمینی(ره) به همراه علمای بزرگ قم و تهران به محض انتشار خبر دست به اعتراضات همه جانبه زدند که موجی از حمایت را در اقشار مختلف مردم برانگیخت. رژیم شاه ابتدا دست به تهدید و تبلیغات علیه روحانیت زد ولی دامنه قیام رو به فزونی نهاد در برخی شهرها بازارها تعطیل و مردم در مساجد به حمایت از حرکت علما گرد آمدند. یکماه و نیم پس از آغاز ماجرا، دولت یک گام عقب نشست و با ارسال پاسخ مکتوب شاه و نخست وزیر در صدد توجیه و دلجوئی از علما برآمد. اما امام خمینی(ره) سرسختانه مخالفت کرد ایشان معتقد بود که دولت می بایست رسماً لایحه را لغو کند و خبر آنرا انتشار دهد. سرانجام رژیم شاه تن به شکست داد و رسماً در 7 آذر 1341 هیأت دولت مصوبه قبلی را لغو و خبر آنرا به علما اطلاع داد. امام خمینی(ره) لغو مصوبه در پشت درهای بسته را کافی ندانست و بر ادامه قیام تأکید ورزید فردای آنروز خبر لغو لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در روزنامه های دولتی منعکس شد و مردم نخستین پیروزی خود را پس از ملی شدن صنعت نفت جشن گرفتند.


ب. تحلیل
در بررسی این واقعه عنصر هدایت راهبردی در نمودن اعتراض خاموش مردم به اعتراض پیدا و پویا دیده می‌شود. در تحلیل متن می‌بینیم که نقش مردم حمایت از اعتراض مراجع تبیین شده است. در حقیقت اعتراضی که از سوی امام(ره) و سایر مراجع مطرح شد در صورت عدم رهبری صحیح نمی‌توانست با استفاده از مردم به عنوان بدنه نهضت مخالفت به بار بنشیند و اثر بزرگی داتشه باشد. اما تمرکز امام(ره) بر مردم مختلف و نه فقط یک قشر خاص از مردم، مثلأ روحانیون، سبب گسترش اعتراضات به بازار گردید. بازار به عنوان نهاد جامعه مدنی یکی از نمادهای حضور ملی محسوب می‌شود که در آن تمام اقشار ملت مشارکت دارند. رهبری امام(ره) به شکلی که تمام بازار را به مشارکت واداشت و به تعطیلی بازار یعنی تعطیلی زندگی عادی جامعه منجر شد نماد بارز رهبری ملی است.
در ادامه این حرکت اصرار امام(ره) در انعکاس لغو مصوبه در روزنامه‌های دولتی، به عنوان نگاه به ملت به عنوان صاحب اصلی اعتراض و لزوم آگاهی یافتن آنان از نتیجه حرکت خود بود. تحلیل این حرکت بسیار درس آموز است زیرا با این حرکت امام(ره) خود را به عنوان ملجاء ملت در هنگام اعتراض به حکومت معرفی کردند و نشان دادند که نقش سنتی روحانیت که تکیه‌گاه مردم در برابر جور حاکمان بوده است در حضور شخص ایشان ادامه دارد. علاوه بر این لزوم اطلاع رسانی به مردم نشان دهنده نگاه ایشان به مردم به عنوان بدنه اصلی جامعه و لزوم حرکت مستمر و مشارکت آنان در امور جامعه است و با این کار از سکوت و خمودگی جامعه جلوگیری کردند.


2.
مخالفت با انقلاب سفید و استفاده از ابزار ملی نوروز
الف. شرح رویداد
...

ب. تحلیل
این واقعه یکی از ملی‌ترین ابعاد رهبری امام(ره) را به تصویر می‌کشد. وجوه قابل توجه این واقعه عبارتند از انقلاب سفید، رفراندوم و تحریم نوروز که هر سه گستره ملی را گوشزد می‌کنند.
آنچه شاه آن را انقلاب سفید خواند عبارت از اصلاحاتی بود که همگی بر مردم ایران در سطح ملی تأثیر می‌گذاشت. اعتراض به چنین طرحی نیز لاجرم بایستی از جانب ملت و نه از طرف گروهی خاص صورت می‌پذیرفت. از این رو امام(ره) اعتراض به این جنبش را به سطح صاحبان اصلی آن یعنی مردم منتقل کرد. اعلامیه ایشان به نتایجی اشاره کرد که تمامأ در سطح ملی به بار می‌آمد یعنی سقوط کشاورزی، سقوط استقلال کشور، ترویج فساد و فحشا که دامنگیر تمام آحاد ملت خواهد شد. نکته قابل توجه مستتر در این اعلامیه وابسته دانستن استقلال کشور با کشاورزی است. امام(ره) با دوراندیشی و باریک بینی بر اینکه بخش بزرگی از مردم کشور کشاورزند و سقوط کشاورزی که نتیجه این انقلاب است به درماندگی بخش بزرگی از مردم کشور و در نتیجه سقوط استقلال کشور می‌انجامد تأکید کردند و از این رو مردم را بر خطری که خودشان را تهدید می‌کند آگاه کردند.
گام بعدی این حرکت تحمیلی خواندن و رفراندوم و تحریم شرکت در آن بود. تحریم مشارکتی که هدف آن حضور تمام آحاد ملت است به معنی علنی کردن رهبری بر یک ملت است و گستره فرمان را تا عمق کشور نشان می‌دهد. امام(ره) در این حرکت هوشمندانه ژرفای قدرت و نفوذ کلام خود را به حکومت نشان داد و پای به گام بالاتری از رهبری گذارد و آن ابراز غیرعلنی رهبری خود بر ملت و تقابل با حکومت در صورت سرپیچی از خواست ملت است. این حرکت دقیقأ اعتلای سطح ملی قلمداد می‌شود و حکومت را نیز از اقتدار ایشان آگاه ساخت.
اما اقدام بعدی امام(ره) در تحریم نوروز به نشانه سوگواری را می‌توان نقطه عطف اقدامت امام(ره) در زمینه سلسله مراتب رهبری ملت دانست. استفاده از نوروز به عنوان جشن بی‌همتای ایرانیان و نماد اصلی هویت ایرانی، به میدان کشاندن تمام افراد کشور در برابر رویدادها بود. از آنجا که عمق جشن نوروز در تمام کشور ایران و حتی همسایگان پیش می‌رود و تمام افراد از پیر و جوان و از روستایی و شهری و طبقات مختلف جامعه با آن درگیرند و به آن دلبستگی دارند، تحریم چنین اتفاق بزرگی نشانه اهمیت موضوعی است که دچار چنین امری شده است و ناخودآگاه تمام توجهات را به خود جلب می‌کند. این اقدام حتی بر کودکان و نوجوانان هم اثر می‌گذارد و آنها به دنبال دانستن دلیل تحریم چنین رویدادی خواهند بود که در نتیجه دانستن سبب، رهبری امام(ره) به عنوان یک اصل بی‌گفت و گو برای آنان مشخص می‌گردد و بذر رهبری امام(ره) در دل آنان رشد می‌کند.
مطلب بعدی که در این متن قابل توجه و تحلیل است، به قیام فراخواندن مردم است. توجه به واژه قیام و گستردگی مفهوم آن نسبت به واژه‌هایی همچون اعتراض یا جنبش نشانه بعد مردمی است که امام(ره) برای چنین حرکتی قائل هستند. هنگامی که امام(ره) مردم را به قیام فرا می‌خوانند به معنی آن است که ملت را به عنوان لطمه‌خورده در برابر اقدامات حکومت به دادخواهی فرا می‌خوانند و به آنان خاطرنشان می‌کنند که این حرکت باید از بطن آنان شکل بگیرد تا بتوان در برابر حکومت جابر حقوق خود را استیفا کرد.


3.
قیام پانزده خرداد
الف. شرح رویداد
...

ب. تحلیل
تقارن رویداد با واقعه عاشورا که خود نمادی ملی است که ریشه در دل و جان تمام مردم این سرزمین و حتی غیرشیعیان آن دارد، یکبار دیگر سطح رهبری را نشان داد. حضور صدهزار نفری مردم در پایتخت که نمادی از اعتراض همه‌جانبه و خواست عمومی مردم بود، سبب نمایان ساختن دوگانگی میان حکومت و ملت بود. سخنان امام(ره) متعاقب چنین حرکتی برای هرکسی ثابت می کرد که رهبری اصلی حرکتهای مردم ایران را کسی جز امام خمینی در دست ندارد و در حقیقت رهبر واقعی کشور ایران اوست. چنین امری به معنی عزل شاه و سقوط حکومت حاکم بود و در نتیجه حکومت چاره‌ای جز سرکوب برای بقای خود ندید. از این رو واقعه خونین پانزده خرداد در تاریخ کشور ثبت شد.
اما نظام غافل از آن بود که به خاک و خون کشاندن چنین قیامی تأییدی بر حقانیت حرکت مردم و تأیید رهبری امام(ره) حتی برای ناظران خارجی بود که چندان از داخل کشور اطلاعی نداشتند. گستردگی نفوذ امام(ره) در دل مردم هنگامی مشخص شد که نه فقط در تهران و قم، بلکه در سایر شهرها نیز مردم به خیابانها کشیده شدند. به پا خاستن شیراز و مشهد و سایر شهرهای بزرگ نشانه غیرقابل انکار کردن حرکت بود.
نکته بسیار قابل توجه در تحلیل این متن حضور مردم در خیابانهاست. اصولأ خیابان خود به عنوان مکان اجتماع و زندگی اجتماعی مردم اهمیت بسیاری دارد و حضور مردم در خیابان متفاوت از استفاده معترضین از مکانهای دیگر است. مثلد بست‌نشینی در اماکن متبرکه یا حتی در سفارتخانه‌های خارجی نوعی حرکت در سطح فردی یا گروهی محسوب می‌شد، یا صرف حرکت در یک شهر یا در یک سازمان و یا مقر، به گروهها و سازمانها یا منطقه جغرافیایی خاص نسبت داده می‌شود، اما حرکت در خیابانها به عنوان حضور ملی تلقی می‌شود و نمی‌توان از آن صرف نظر کرد.
اساسأ یکی از نکات بارز در رهبری ملی ایفای نقش رهبر به عنوان بینش دهنده و انگیزه‌بخش پیروان است. رهبر در چنین وضعیتی با ایجاد بینش، در پیروان مهارت لازم برای دستیابی به آن بینش را پدید می‌آورد، با ایجاد مهارت در افراد انگیزه در به کارگیری آن پدید می‌آید که با جمع آوری منابع لازم همره است و در پی آن اقدام به عمل صورت می‌گیرد. همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است، وجود هر پنج عنصر شرح داده شده منجر به موفقیت یک رهبر ملی می‌شود و نقص در هر یک از این پنج مرحله سبب کاستی و عدم موفقیت می‌شود. عدم وجود بینش موجب ابهام در هدف، عدم وجود مهارت سبب اضطراب، عدم وجود انگیزه سبب تدریجی و بطئی یودن تغییرات، نبود منابع سبب عقیم ماندن برنامه و نبود برنامه اقدام سبب اشتباه در اجرا و شکست می‌شود (منینگ و کورتیس، 2003)

نقشی که این رویداد در شکل‌گیری حوادث بعدی سرزمین‌مان ایفا کرده نشانه عمق تأثیرگذاری آن است. حرکت پانزده خرداد 1342به مثابه سلف انقلاب عظیم بیست و دوم بهمن 1357 خوانده شده است و تأثیر اساسی بر انقلاب اسلامی گذاشت.


4.
موضع گیری علیه استفاده از اختلاف ایشان با رژیم علیه منافع ملی
الف. شرح رویداد
...

ب. تحلیل
در شرایطی که امام(ره) تحت فشار شدید حکومت پهلوی قرار داشت، تبعید ایشان به عراق دستمایه مناسبی برای رژیم عراق مهیا می‌کرد تا به خیال خود با استفاده از نفوذ ایشان در مردم کشور ضربه‌ای کاری به حکومت شاه بزند. انکار امام(ره) از مصاحبه با ارگان رسانه ای این رژیم در حقیقت نشان دهنده انعطاف ناپذیری ایشان در مبارزه و اطمینان از درست بودن جهت حرکت خود بود. این امر نشان داد که ایشان یک رهبر ملی هستند که مصالح ملت خود را با هیچ چیز دیگر عوض نمی‌کنند و حاضر نیستند برای به دست آوردن منافع یا امتیازاتی نسبت به بیگانگان روی خوش نشان دهند.
حفظ ارتباط امام(ره) با مبارزین در داخل یک نمود دیگر بعد ملی رهبری امام(ره) است. تنها یک رهبر ملی است که در حالت اشغال کشور به دست بیگانه، یا به دست حکومت جور حتی اگر خارج از مرزهای کشور باشد نیز دست از رهبری مبارزان بر نمی دارد و آنها را با انواع وسایل ارتباطی هدایت می‌کند. سخنرانی‌های امام(ره) در حقیقت به نوعی رسانه ایشان بود که در کنار رساله‌های خود که نقش آگاهی بخشی دینی را داشتند، این سخنرانی‌ها نقش اطلاع‌رسانی ملی را ایفا می‌کردند و مردم را از جهت آینده مبارزه مطلع می‌کردند.
علاوه بر این نامه ایشان به هویدا جلوه دیگری از رهبری ملی امام(ره) را نشان می‌دهد. ایشان در قالب یک رهبر ملی که نه تنها نگران مسائل داخلی کشور، بلکه در فکر مصالح ملت در خارج از مرزها و نوع نگاه به ایران نیز هست، برای سران حکومت نامه می‌نویسند و نسبت به مضار رفتار آنان هشدار می‌دهد.
تحریم همه‌چانبه اسرائیل نیز ایشان را نه تنها یک رهبر ملی، بلکه یک رهبر دینی که امت اسلام را هم خطاب می‌کند نشان داد. در چنین رویدادی ایشان با گسترده کردن رهبری خویش، نه تنها هر نوع شک و تردید نسبت به نفوذ خود در ملت ایران را رفع کردند، بلکه گستردگی نفوذ خود به عنوان یک رهبر جهانی را هم نشان دادند. یکبار دیگر نیز هوشمندی امام(ره) را در جلوگیری از ارتباط با دولت عراق دیدیم و اینکه ایشان برای خود و نهضت خود چنان جایگاهی قائل هستند که هرگز حاضر نیستند جایگاه خود و پیروان را در حد کارگزار یک حکومت یا طرفدار یک نظام سیاسی تنزل دهند.
در این زمینه توجه به نکته بسیار مهم دیگری ضروری است. شکوه رهبری ملی امام(ره) را در شرایطی بیشتر در می‌یابیم که بدانیم در جامعه آن روز کشورمان بدنه روشنفکری کشور به نوعی سرسپرده یکی از دو جریان شرق یا غرب بود: نخبگان ایرانی یا مروج تمدن غربی بودند و یا بخش عمده دیگری به قطب مخالف جهان سرمایه داری وابسته بودند یا دستکم گرایش داشتند. از این رو یا درصدد تسهیل دستیابی شوروی به امتیازهای اقتصادی بودند یا جانب آمریکا را داشتند. لذا در نگاه داشتن جانب استقلال چندان جدی نبودند. موضعگیری هر دو جریان را موضع مثبت و پذیرش در برابر تمدن جدید می‌توان دانست و به قول کاتوزیان در اقتصاد سیاسی هر دو گروه را شبه مدرنیستهای اروپازده می‌توان تلقی کرد (حسنی، 1377). در چنین جامعه غرب‌زده و شرق‌زده‌ای صلابت رهبری امام(ره) در دفاع از منافع ملی و عدم سرسپردگی به هیچ بیگانه‌ای اوج رهبری ملی امام(ره) را می‌رساند که بعدها در قالب شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی نمود بزرگتری یافت.


5.
موضع ‌گیری در برابر حزب رستاخیز
الف. شرح رویداد
...

ب. تحلیل
موضعگیری اما در برابر این دو واقعه یعنی تشکیل حزب رستاخیز و تغییر مبدأ تاریخ نیز جلوه دیگری از رهبری ملی ایشان بود که البته در این دو گام پیروزی ایشان به سادگی بیشتری به دست آمد. در واقع تحکیم رهبری امام(ره) در چنین زمانی به حدی رسیده بود که برای همگان آشکار گشته بود و سخن و فرمان ایشان به راحتی و بدون کمتری چون و چرا و شک و تردیدی از طرف ملت پذیرفته می‌شد و به مرحله اجرا در می‌آمد. مخالفت ایشان با تغییر تاریخ نیز به نوعی اقتدار رهبری ایشان را نشان می‌داد. و سبب می‌شد که هر شخصی با نگاه به تقویم خود به خود یاد فرمان امام(ره) بیفتد و ایشان را به نوعی حاضر و ناظر در تمامی شئون مردم کشور ببینند. چنین امری حکایت از تیزبینی و نکته سنجی امام(ره) در گسترش حضور معنوی خود به عنوان یک رهبر ملی در دل افراد کشور دارد.
یکی از نکات قابل توجه در رهبری ملی در چنین مبارزاتی تلاش در یکپارچه سازی و توجه به نقاط اشتراک مبارزین است. ایشان در طول مبارزه سیاسی خود همواره از طرح مسائل اختلاف برانگیز خودداری می‌کردند و می کوشیدند وحدت مخالفین مذهبی رژیم را حفظ کنند (نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، 1384). این تلاش برای یکپارچه سازی آحاد ملت راز موفقیت امام(ره) بود که همه دسته‌ها و گروه‌ها را حول یک محور گرد می‌آورد و آن را به درستی وحدت کلمه نامگذاری کردند که رمز پیروزی انقلاب اسلامی شد.


6.
انقلاب اسلامی
الف. شرح رویداد
...

ب. تحلیل
اوج رهبری درس‌آموز امام(ره) را می‌توان در این واقعه دید. هر چند که شرح رویداد را بسیار مختصر خواندیم و جای پرداختن به ظرایف آن را نداریم، اما اشاره امام(ره) به پشتیبانی ملت و اینکه ایشان به یاری این ملت دولت تعیین می‌کنند نقطه اوج هنر رهبری ایشان را می‌رساند. در این جمله چند بحث اساسی وجود دارد. نخست اینکه من به پشتیبانی این ملت ... نشان دهنده ثبات، تأکید و اطمینان بخشی از رهبری ایشان بر مردم و حمایت مردم از ایشان است که برای هر ناظر داخلی و خارجی تردیدی در ملی بودن و مردمی بودن رهبری ایشان باقی نمی‌گذارد. در واقع این بخش از جمله ملی بودن را می‌رساند. بخش دیگر عبارت است از من ... دولت تعیین می‌کنم که بعد اقتدار را می‌رساند. این بخش هم به پیروان دلگرمی و اطمینان از قدرت پایدار رهبر را می‌دهد و هم به حکومت می‌رساند که نقش ایشان نه فقط برای اصلاحات جزئی و یا کنار بودن از حکومت است، بلکه تعیین کننده و مشخص کننده نوع نظام حاکم و افراد دست‌اندرکار حکومت است. این جمله ساده به تنهایی اوج رهبری امام(ره) را برای داخل و خارج از کشور روشن ساخت.
اصولأ این یگانه کردن و همگرایی دولت و ملت را می‌توان در بسیاری از فرازهای امام(ره) و حتی در وصیتنامه ایشان نیز مشاهده کرد: در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک و در رفع آنها کوشا باشید و دولت و مجلس را از خود بدانید و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید (اسماعیلی جمکرانی، 1375).
پیوستن نیروهای نظامی و انتظامی به امام(ره) نیز تیر خلاص ایشان بر بدنه نظام پوسیده به شمار می‌رفت. در شرایطی که معمولأ در اکثر انقلابها پی از پیروزی انقلاب نیروهای نظامی و انتظامی به رهبر انقلاب تسلیم می‌شوند، رهبری آگاهانه امام(ره) چنان ایشان را مجذوب کرده بود که برای نخستین بار نیروها پیش از پیروزی خود را تسلیم و مطیع رهبری کردند.
پس از پیروزی انقلاب نیز امام(ره) همانطور که در برابر حکومتهای بیگانه تسلیم نشدند، در برابر گروهکها نیز تسلیم نشدند و با همه مشکلاتی که آنها برای امنیت کشور و انقلاب پدید آوردند باز هم با اقتدار و با پشتیبانی ملت به ادامه راه پرداختند.
در این زمینه یک نکته بسیار کلیدی اتکای ایشان به رأی مردم به عنوان پشتیبان انقلاب و در نتیجه اثبات پوچی گروهکها بود. در حالیکه بسیاری از مخالفان انقلاب با ادعای مردمی بودن و خلق بودن خود اقدام به عملیات می‌کردند، حضور مردم در عرصه‌های مختلف نشاندهنده این بود که تنها رهبر واقعی انقلاب اسلامی امام(ره) است و ادعاهای سایرین باطل است و آنان هیچ پایگاهی در دل مردم کشور ندارند. تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران با حضور مردم و با آرای قاطع و بی‌نظیر آنها نیز نشانه مردمی بودن نظام و در نتیجه آن، مردمی بودن رهبری آن برای تمام مردم و دولتهای دنیا بود. این استراتژی خردمندانه امام(ره) جلوی هر نوع ادعای پوچ نسبت به نداشتن پایگاه مردمی جمهوری اسلامی را گرفت.


بخش دوم: پس از پیروزی انقلاب اسلامی و برپایی نظام جمهوری اسلامی
7.
تسخیر لانه جاسوسی

الف. شرح رویداد
روز 13 آبان 1358 گروهی از دانشجویان به نام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام به نشانه اعتراض به ملاقات آقای بازرگان با برژینسکی مشاور امنیت ملی کاخ سفید در الجزایر، سفارت آمریکا در تهران را اشغال کرده و جاسوسان آمریکایی را بازداشت کردند. سندهای بدست آمده از سفارت پرده از اسرار جاسوسی ها و دخالتهای بیشمار امریکا در ایران و دیگر کشورها برمی داشت. یک روز پس از این واقعه دولت موقت آقای بازرگان، به امید اینکه امام خمینی(ره) دانشجویان را برای تخلیه محل اشغال، تحت فشار بگذارد، استعفا داد. امام خمینی(ره) با پذیرفتن استعفا، فرصت را برای حاکمیت نیروهای انقلابی و کوتاه کردن دست محافظه کاران از دست نداد و این حرکت انقلابی دانشجویان را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامید. پس از این ماجرا، ایران اسلامی رسماً از سوی امریکا و اقمار آن تحریم و محاصره اقتصادی، سیاسی شد.

ب. تحلیل
تسخیر سفارتخانه کشوری که خود را یکی از دو ابرقدرت جهان می‌خواند اقدامی بود که شاید هیچ کشور و رهبری در دنیا جرأت اقدام به آن و تأیید آن را نداشت و از عواقب آن به شدن می‌ترسید، اما امام(ره) با شجاعت و با اطمینان از توان بالای انقلابیون این حرکت را تأیید کردند و حتی با خواندن آن به عنوان انقلابی بزرگتر از انقلاب اول، پشتیبانی خود را از این حرکت مردمی نشان دادند. این حرکت و پذیرش استعفای بازرگان نشانه تأکید ایشان بر این بود که رهبری از مردم جدا نیست و آنچه مردم می‌پسندند مورد تأیید رهبر است. پذیرش این حرکت دل مردن رو انقلابیون را شاد کرد و برخلاف نظر کسانی که باور داشتند آمریکا به ایران حمله می‌کند هیچ اتفاقی نیفتاد و کارکنان این سفارت بیش از یکسال اسیر باقی ماندند. این حرکت هم به آمریکا قدرت انقلاب را نشان داد تا بداند که در برابرش نظامی قرار دارد که هیچ ترسی از او ندارد و هم به ابرقدرت دیگر شوروی نشان داد که قطب سوم و جدیدی پدید آمده است که به هیچ ابرقدرتی باج نمی‌دهد. چنین نگاهی در شعار مکتبی نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی نیز هویدا بود.


8.
جنگ تحمیلی و دفاع مقدس
الف. شرح رویداد
...

ب. تحلیل
جنگ تحمیلی در حقیقت تبر برداشتن دشمنان برای نابودی کامل نظام نوپای جمهوری اسلامی بود. آنان با توجه به قدرت و اقتداری که نظام در همین ابتدا از خود نشان داده بود دانستند که این نظام، قابل مصالحه و کنار آمدن نیست و با تثبیت خود تمام منطقه را از منافع آنان تهی خواهد کرد. آنان با درستی دانستند که رهبری امام(ره) که چنان حکومت به ظاهر استواری را که ژاندارم خلیج فارس نامیده می‌شد و همه گونه پشتیبانی را در پشت سر خود داشت، سرنگون کرد و به راحتی لانه جاسوسی ابرقدرت قرن را تسخیر کرد، قادر خواهد بود که تمام ابهت آنان را در جهان بشکند. اما رهبری امام(ره) باز هم کمک کرد که چنین جنگ نابرابری را ملت ایران با ایستادگی و شجاعت پشت سر بگذارند بدون اینکه یک وجب از سرزمین را به دشمن بعثی واگذار کنیم.
شکل‌گیری سپاه پاسداران یکی از مؤلفه‌های بسیار مؤثر در پایداری کشور بود که تشکیل آن به ابتکار امام، خود اقدام هوشمندانه دیگری است که عمق رهبری امام(ره) را می‌رساند و این نهاد در سرتاسر کشور با جذب نیرو و عملیات تهورآمیز در برابر دشمن تا دندان مسلح و گروهکهای گمراه، هم کشور را حفظ کرد و هم انقلاب را.
در حقیقت صلابت رهبری امام(ره) در اداره جنگ را می‌توان به کاریزمای ایشان نسبت داد. کاریزمایی که وبر شرح می‌دهد بیان کننده نفوذ رهبر کاریزما بر روی آحاد جامعه است. رهبری در سطح ملی جدی‌ترین و بارزترین نمود کاریزما است که به درست‌ترین معنی یادآور مفهوم مورد نظر وبر است(مارتورانو و گوسلینگ، 2008). نگاهی به اتفاقات جنگ به ما نشان می‌دهد که تا زمانیکه رهبری جنگ به بنی‌صدر تفویض شده بود، نه تنها هیچ پیشرفتی نداشتیم بلکه مرتبأ در حال تحمل شکستهای متعدد بودیم، اما زمانیکه خود امام(ره) فرماندهی کل قوا و رهبری جنگ را در دست گرفتند کاریزمای ایشان از همان ارتش، ارتشی پیروزمند ساخت که نه تنها تمام سرزمینهای اشغال شده را پس گرفت بلکه حتی به آزادسازی بخشهایی از سرزمین دشمن بعثی نیز موفق شد.


جمع بندی و نتیجه گیری
تحلیل کامل هر کدام از رویدادهای ذکر شده در رهبری امام خمینی(ره) به حدی وسیع است که در حوصله این مقاله نمی باشد. هدف این مقاله تنها اشاره به ابعاد جدیدی در رهبری امام(ره) بود و این نکته را بیان نمود که تحلیل محتوای رویدادها می‌تواند ابزار مناسبی در پژوهش افکار و اندیشه‌های حضرت امام(ره) باشد و شناسایی ابعاد کلیدی مستتر در آنها را امکان پذیر می نماید.
تحلیل رویدادهای ذکر شده در رهبری امام خمینی(ره) نشان داد که عناصر ملی که مستتر در رهبری حضرت امام(ره) بود سبب فراگیری حرکت عظیم مردمی شد و منجر به برپایی نهضت عمیقی شد که به در نهایت موجب وقوع انقلاب اسلامی گردید. در حالیکه دشمنان انقلاب اسلامی بارها تلاش کرده‌اند که خصلت مردمی بودن این انقلاب را نفی کنند، اما تحلیل سخنان و حرکت های امام(ره) نشان می‌دهد که عنصر مردمی بودن و جامعیت فراگیری رهبری ایشان، سبب حضور همه‌جانبه آحاد مردم در صحنه انقلاب گردید و نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی را برافکند و نظام مردمی و برآمده از خواست ملت را به جای آن نشاند.
بدون حضور گسترده مردم و منحصر بودن این جنبش به قشر یا طبقه خاص، این انقلاب پیروز نمی شد، اما رهبری ملی امام(ره) که خود را در مقوله‌هایی همچون تحریم رفراندوم، تحریم نوروز، حضور گسترده مردم، تعطیلی بازار، عدم مصاحبه با رادیوهای عراقی که هدف سوءاستفاده از ایشان را داشتند، حمایت از تسخیر لانه جاسوسی و هدایت مردم به استقامت و پایداری در مقابل تهاجم ناجوانمردانه دشمنان به کشور در هشت سال دفاع مقدس، و نیز راه‌اندازی و تأسیس نهادهای انقلابی همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از بطن جامعه و با حضور خود مردم، صرفأ چند نشانه از ابعاد ملی رهبری ایشان می باشد.


نکته مهم دیگری که از نتایج فوق مشاهده می شود، سبک رهبری حضرت امام خمینی (ره) به صورت شفاف در سبک رهبری حضرت امام خامنه ای مدظله العالی قابل مشاهده و تطبیق می باشد که این موضوع در مقاله ای جداگانه بایستی بحث شود.

پیشنهادات
با توجه به تحقیق انجام شده، محققین روش تحلیل محتوا و در سطحی گسترده‌تر تحلیل گفتمان را به عنوان ابزاری برای شناسایی بهتر شاخص‌های رهبری امام(ره) پیشنهاد می‌کنند. در این تحقیق این ابزار صرفأ در گستره‌ای کوچک و برای چند رویداد تأثیر گذار و به طور اجمالی استفاده گردید. محقق گزاره‌های زیر را برای انجام تحقیقات بیشتر با استفاده از این ابزار و در طول دوران خاص زندگی امام(ره) پیشنهاد می‌کند و امیدوار است که تحقیقات آتی بتوانند زوایای بیشتری از ابعاد و سطوح رهبری حضرت امام خمینی(ره) را روشن نمایند:
انجام تحلیل محتوا روی سخنان امام(ره) در هر یک از برهه‌های زمانی حساس پیش از انقلاب اسلامی، در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از پیروزی انقلاب اسلامی.
انجام تحلیل گفتمان روی سخنان و خاطرات نزدیکان امام(ره) و کسانی که در کنار امام(ره) در آن حوادث سخت حضور داشته اند.
انجام تحلیل گفتمان با سفرای خارجی و افرادی که در رویدادهای سیاسی و بین المللی، رهبری حضرت امام(ره) را درک کرده اند.
انجام تحلیل محتوا روی روزنامه‌های چاپ شده در تمام دوران رهبری امام(ره)
انجام تحلیل محتوا بر روی رهبری امام(ره) در دفاع مقدس و حوادث بزرگ این دوران.

 

منابع و ماخذ:
1. اسماعیلی جمکرانی، علیرضا، (1375)، وصیتنامه امام(ره) با توضیحات و 218 پرسش و پاسخ ویژه دانشجویان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، چاپ و نشر عروج.
2. حسنی، محمد حسن، (1377)، نوسازی جامعه از دیدگاه امام خمینی، چاپ و نشر عروج.
3. جمعی از نویسندگان، (1376)، آینه انقلاب اسلامی، برگزیده‌ای از اندیشه و آرای امام خمینی، چاپ و نشر عروج، چاپ چهارم.
4. روحانی (زیارتی)، سید حمید، (1372)، نهضت امام خمینی(ره) ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلد سوم.
5. سایت رسمی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، (1388)، رویدادهای رهبری امام خمینی(ره).
6. عمید زنجانی، عباسعلی، (1375)، گزیده کتاب انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن، نشر طوبی.
7. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها (1384)، انقلاب اسلامی ایران، نشر معارف، چاپ چهارم.
8. Scott, W. Richard and Davis, Gerald, F, "Organizations and Organizing; Rational, Natural and Open System Perspectives", Perason Prentice Hall, 2007
9. Stokes, Jane, "how to do media & cultural studies", Sage Publications, 2005
10. Manning, George and Curtis,Kent, "The Art of leadership", Mc Graw hill, 2003
11. Marturano, Antonio and Gosling, Jonathan, "Leadership: The Key Concepts", Routledge, 2008

* نخستین همایش ملی بررسی ابعاد رهبری امام خمینی(ره)، دانشگاه پیام نور؛ 13 و 14 مهر 1388

 

منبع : پایگاه مقالات علمی مدیریت

 

  کلید هدایت               

اخلاص در عمل

بخش دوم و پایانی

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

آفات اخلاص

اخلاص , درختی است که میکربهای خطرناکی در کمین اوست و عدم آشنایی با آنها به ریشه و شاخه و مالاز به آثار و ثمرات آن آسیب جبران ناپذیری خواهد زد.این آفتها, ممکن است پیش از آغاز عمل و یا در حین انجام آن و یا پس از پایان کار خود را نشان دهند.

1. آفت قبل از عمل : روشن است که اگرانگیزه انسان در آغاز یک عمل , نمایاندن آن به دیگران (ریاء) و یا فهماندن آن به آنان (سمعه ) بوده باشد,این عمل , آفت زده است و در نتیجه زمینه رشد و شکوفاهیی آن از بین خواهد رفت ازاینروست که در روایات و معارف دینی از ریاء بعنوان یک خطر که همردیف شرک است , یاد شده است .

پیامبراسلام فرمود:

ان اخوف مااخاف علیکم الشرک الاصغر, قالوا: و ماالشرک الاصغر

یا رسول الله قال : هوالریاء, یقول الله تعالی یوم القیامه اذا جازی العباد باعمالهم ,اذهبواالی ابذین کنتم تراوون فی الدنیا فانظروا هل تجدون عندهم الجزاء 25 .

از شرک کوچک بر پیروانم بسیار بیمناکم . سوال شد: شرک اصغر چیست ؟ فرمود: ریاء و خودنمایی . خداوند در روز پاداش اعمال به ریاکاران گوید: بروید پاداش خویش رااز کسانی که برای آنان عملتان راانجام داده اید پاداش گیرید...

اصولاانگیزه و هدف انسان از عمل ریایی یکی ازاین اموراست :

ممکن است یکی ازامور ترس از نکوهش دیگران باشد. برای این که او را سرزنش نکنند عملی راانجام می دهد تا ذهنیت مردم را نسبت به خویش عوض کند لیکن انسانی که قدم در وادی اخلاص نهاده است , همواره خود را شامل این آیه می داند که:[ ان الله یدافع عن الذین آمنوا] 26 . خدا مدافع مومنان است . و لذا فرد مخلص در راه هدفش از هیچ ملامتی نمی هراسد[ ولایخافون لومه لائم] 27 و ممکن است عمل ریایی , بخاطر عشق به ستایش و تعریف از ناحیه دیگران باشد که این نیز, آفتی است مهلک و دردناک .امام صادق[ ع] فرمود:

الرجل یعمل شیئا من الثواب لایطلب به وجه الله ,انما یطلب تزکیه

الناس , یشتهی ان یسمع به الناس فهوالذی اشرک بعباده ربه .

کسی که عمل نیکی را بخاطر تعریف و توصیف دیگران انجام دهد بی شک در آن عمل و عبادتش مشرک است .

ولی انسان مخلص به فکرانجام وظیفه است و خداوند هم وعده داده است که به انسانهای مومن و مخلص موقعیت و محبت مردمی واجتماعی عنایت کند:[ سیجعل لهم الرحمن ودا] شاید هم در نظر برخی از مردم طمع و چشم داشت به آنچه دیگران دارند واو ندارد باعث ریاء آنها می شود که دراین زمینه قرآن هشدار می دهد:

مالکم لاترجون لله وقارا29 .

چرا توجه به خدا و عظمت و بزرگی آن ندارید و چراارزش و بهاء را به خدا نمی دهید.

2. آفت هنگام عمل : ممکن است در نیت وانگیزه خالص باشد, لکن در حین عمل آفت دمنگیرش شود.از جمله آفات[ عجب و غرور]است .امام باقر[ ع] فرمود:

ثلاث هن قاصمات الظهر: رجال استکثر عمله و نسی ذنوبه , واعجب

برایه 30 .

سه چیز برای انسان کمرشکن است : 1. عملش را زیاد پندارد. 2. گناهاش رااز یاد ببرد. 3. عجب و خودبینی دراو باشد.

درباره این آفت زشت امام علی[ ع] می فرماید:

سیئه تسوک خیر عندالله من حسنه تعجبک 31 .

کار بدی که ترا ناراحت و پشیمان می سازد, نزد خدا بهتراست از نیکی که تو را مغرور سازد.

امام سجاد[ ع] از شراین آفت به خدا پناه برده و می فرماید:

و عبدنی و لاتفسد عبادتی باالعجب 32 .

خدایا, توفیق عبودیت و بندگی ام ده و آن را با عجب و خودپسندی من تباه نکن .

3. آفت پس از عمل : چه بساانسان , کار را خالصانه شروع می کند و با اخلاص هم به پایان می رساند, ولی پس ازاتمام عمل , آن را تباه می سازد. از آنجمله است منت نهادن . قرآن کریم می گوید:

یاایهاالذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن وللاذی

ای کسانی که ایمان آورده اید, صدقاتتان را با منت نهادن تباه نسازید.

وامام زین العابدین[ ع] می فرماید:

واجر علی یدی الخیر ولاتمحقه باالمن 34 .

خدایا, به انجام کار نیک موفقم بدار و آن را با منت گذاری ناحیه من تباه نکن .

آری عمل نیک کردن آسان , آن را حفظ و حراست نمودن مشکل . عمل خالص انجام دادن دشوار و آن را باقی گذاردن دشوارتر.

 

روحانیون و اخلاص

آنچه درباره اخلاص در عمل و فات آن گفتیم , درباره روحانیون از اهمیت ویژه ای برخورداراست زیراایشان وابسته به نظام فکری و فرهنگی اسلام و عامل نشر و گسترش ارزشهای والای قرن هستند. بر روحانیون متعهد و مسوول ضروری است که دامن خود رااز هر ناخالصی دور سازند و در تمام مراحل زندگی و مسندهای علمی ,اخلاص را فرا راه خویش قرار دهند, که عزت و عظمت روحانیون در همین است .

امام صادق[ ع] فرمود:

من تعلم العلم و عمل به و علم لله , دعی فی ملکوت السماوات

عظیما, فقیل : تعلم لله و عمل لله و علم لله 35 .

آن کس که در فراگیری علم و عمل به دانش خود و یاددان آن به دیگران خدا را در نظر داشته باشد, در ملکوت آسمانها, نامش به عظمت یاد می شود و گفته می شود که این شخص : تعلم و تعلیم و عملش فقط برای خدا بوده است .

از بیان به خوبی بدست می آید که دانشجوی حوزه و طالب علوم دینی باید در درس و بحث انگیزه و هدفی جز[ الله] نداشته باشد, و گرنه این خانه از پایه ویران است و جز تباهی عمر و خسران در دنیا و آخرت , نصیبی نخواهد داشت ازاین روست که بزرگان و پیشتازان حوزوی همواره به طلاب واهل علم ,اخلاص در عمل را گوشزد نموده و آن رااساس کار دانسته اند.

[خلوص نیت و جلب نظر خداوند متعال اسباب کار طلبه است ...   اگرسعی و کوشش فراوان مقرون به نظر خالص و همراه با تقوی و تهجد کامل باشد شخص موفق می شود... کم کاری و تنبلی آفت انسان و نداشتن خلوص و تقوی آفت کارانسان است] 36 .

ممکن است مقاصدی همچون : مقام خواهی , مال دوستی , شهرت طلبی و دلخوشی به پیروان دبستگی به تعریف دیگران و مانند آن در ذهن واندیشه طلبه نفوذ کند که هر کدام از آنها روزنه ای است از مکاید و وساوس شیطان و هر چه زودتر و پخته تر بایداز آن , باایجاد صفت اخلاص , جلوگیری کرد,اگر چه این , دریای عمیقی است که غواصی ما هر و زبردست می طلبد که به سلامتی خود را به ساحل نجات برساند. شهید ثانی در کتاب منیه المرید می نویسد:

[ اگرانسان با خود بیندیشد و در خویشتن فرو رود و حقیق و ماهیت رفتار خود را تفتیش و بازرسی کند, می بیند که آمیزه اخلاص , دراعمال و رفتار اواندک و ناچیز می باشداما شائبه های فساد در عقیدت به اعمال او, روی آورده و عامل مخل به اخلاص , در رفتاراو رو به تزاید و تراکم نهاده است , بخصوص کسانی که دارای عنوان علم و دانشمند و دانشجو و متعلم هستند بیش از دیگران در معرض هجوم این عوامل مخل به اخلاص قرار دارند و بالاخص که انگیزه عمومی طلاب و دانشجویان و نیزاهل علم - در آغاز کار - در آغاز کار از مجموعه ای از شوائب مادی و دنیوی , فرم یافته است که عبارتنداز: جاه طلبی , مال اندوزی , نام آوری , لذت برتری جوئی , دلخوشی و شادمانی به مقام و منصب رهبری و داشتن پیروان زیاد و برانگیختن مدح دیگران و جلب و ستایش مردم به سوی خود. گاهی شیطان آنان را دچاراشتباه می سازد و می گوید: هدف شما دانشمندان و دانشجویان , عبارت از نشر دین و حمایت و دفاع از شریعت و آیین است که رسول گرامی اسلام آن را بنیاد نهاده است] 37 .

بدین ترتیب می یابیم که حوزویان چگونه در خطر لغزش و فریب شیطان هستند و همواره باید خود را بیازمایند که اگر با افرادی از خود بهتر و عالم تر مواجه شوند چه احساسی خواهد داشت : مسرت ؟ و یاافسردگی ؟

اگرانگیزه یک عالم و دانشجو در تعلیم و تحصیل , منحصرا عبارت از دین و آیین خدا باشد, بی تردید در صورت مشاهده عالم و دانشمند دیگر که بااواشتراک مساعی کرده واو را در تعلیم و نشر دین , یاری می دهد, باید بسیار خوشحال گردد نه آن که دچار حالات دگرگونی و غیرت زنانه شود که چراارادتمندان و معاشرانش ازاو روی برتافته و به شخص دیگری روی آورده اند. لذا باید با پایدار شدن عالم دیگری این چنین , خدای را سپاسگزاری کند که او را با وجود چنان دانشمندی , مدد رسانده و دراداء وظیفه و تعلیم یاریش داده است.38

اخلاص از کمالات عقل عملی است , که تحصیل آن است اما تبدیل آن به ملکه , بدون ریاضت و مجاهدت میسور نیست ازاینرو همواره باید به عواملی که این حالت اخلاص را درانسان تعمیق می بخشند,اندیشید و به دنبال آن عوامل گام برداشت . یکی از آن راهها, نشستن پای سخن استادی است مخلص که خود مراحل را پیموده و سخن از دل می گوید واز روی خلوص بیان می کند. بی شک اینگونه مجالس و محافل که در حوزه , کم و بیش , تحت عنوان[ درس اخلاق] موجوداست در تحصیل و رسوخ حالت اخلاص تاثیر چشمگیری خواهد داشت . دیگری , توجه به توصیه و دستورالعملهایی است که بزرگان حوزه نوشته و بعنوان ذخیره و یادگار برای ما باقی گذارده اند. مطالعه اینگونه آثار, که از روح پاک و نفس قدسی آنان برخاسته است , کم شایانی در تحصیل و تعمیق صفات شایسته واز آنجمله صفت و حالت [ اخلاص] به حوزویان خواهد کرد.

دراینجا گوش دل می سپاریم به سخن مرشد مخلصی که هنگام نوشتن این مقاله , خبر رحلت و عروجش جانمان را سوخت و قلم را تا مدتی از دستمام گرفت و درد فراقش , روحمان را آزرد. همان انسان مخلصی که سراسر عمرش را با نام و یاد خدا سپری کرد و به هیچ چیز جز خدا نمی اندیشید.او به هیچ قدرتی جز پروردگاراتکاء نداشت . آن انسان وارسته که به حق [روح خدا] بود در کالبد مردم و همان حسنه دهر و نسیم الهی که حضرت آیت الله العظمی اراکی , مدظلله العالی , وی رااینگونه می ستاید :

[آقای خمینی شخص نیک نفسی است که جای شک نیست , قسم می شود خورد بوالله که این مرد, نیک نفس آدمی است و هیچ غرضی دراو جز ترویج دین نیست]... 39 .

آری این تحفه الهی و نعمت عظمی و لطف خفی باریتعالی دراین قرن , در یکی از تالیفاتش , به طلاب و حوزویان ,اینگونه سفارش به[ اخلاص] می کند:

[...پس ای عزیز در کارهای خود دقیق شو واز نفس خود در مل حساب بکش واو را در هر پیش آمدی استنطاق کن که آیااقدامش در خیرات و امور شریفه برای چیست ؟ دردش چیست ؟ که می خواهداز مسائل نماز شب سوال کند یااذکار آن را تحویل بدهد. می خواهد برای خدا مساله بفهمد. یا بگوید یا می خواهد خود رااهل آن قلمداد کند؟!... باید به خدای تعالی از شر نفس پناه ببریم که مکاید آن دقیق است ولی اجمالا می دانیم که اعمال ما خالص نیست .اگر ما بنده مخلص خدائیم چرا شیطان در مااینقدر تصرف دارد, با آن که او با خدای خود عهد کرده است که به[ عبادالله المخلصین] کار نداشته باشد. و دست بساحت قدس آنها دراز نکند. به قول شیخ بزرگوار ما: شیطان سگ درگاه خداست اگر کسی با خدا آشنا باشد به او عو نکند. پس اگر دیدی شیطان با تو سروکار دارد, بدان کارهایت از روی اخلاص نیست .

وای به حال طاعت و عبادت و جمعه و جماعت و علم و دیانت که وقتی چشم بگشایند وسلطان آخرت , خیمه بر پا کند, خود راازاهل معاصی کبیره , بلکه ازاهل کفر و شرک بدتر ببینند و نامه اعمالشان سیاه تر باشد] 40 .

بیائیم واین هشدار قافله سالاراین راه را آویز گوشمان قرار دهیم و همچون او برای خدا باشیم و وقف دین او, در پی نام و نشان , چه این که هرکسی برای خدا و با خدا باشد, بی شک خدا با اوست و نام و آوازه و علاقه در دلها را نیز به او خواهد بخشید. یکی ازاساتید حوزه چنین موعظت می نماید:

[ از خصوصیات مشترک در میان علمای بزرگ اسلام , یکی اخلاص در عمل است . مهمترین چیز در نزد بزرگان ما خلوص نیت در تعلیم و تعلم , تالیف و تصنیف است .از مطالعه حالات آنان بخوبی به دست می آید که به کمتر چیزی تااین اندازه اهمیت می دادند. سعی می کردند که تمام کارهایشان برای خدا باشد مثلا نوشته اند:از میرداماد, بیست سال هیچ فعل مباحی دیده نشد یااز شهیداول مادام العمر, بعداز بلوغ , هیچ فعل مباحی صادر نگشت ...این در سایه خلوص نیت امکان دارد. آنقدر به فکر خدا بودند و نیتی جز رضای او در سر نداشتند که تمام افعال به صورت مستحب در بیاید] 41 .

 

نمونه هایی عالی اخلاص

ره چنان رو که رهروان رفتند. یکی از بهترین روشهای تربیتی روش [ الگوئی] است . به این بیان که در نشاندادن ارزشهای متعالی , مجسمه های عملی و عینی آن ارزشها را ترسیم کنیم و سپس از روش عمل آنهاالهام بگیریم . در فرهنگ اسلام و معارف دینی به این روش بهاء فراوانی داده شده است و قرآن کریم , وجود پیامبراکرم[ ص] راالگوی تمام عیاراسلام معرفی کرده است :

لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوالله والیوم الاخر 42 .

البته شما را دراقتدای به رسول خدا خیر و سعادت بسیاراست . برای آن کس که به ثواب در روز قیامت امیدوار باشد.

برای رسیدن به[ اخلاص] , بویژه برای حوزویان و طلابی که قدم در میدان علم و دانش نهاده اند, بهترین و کارآمدترین روش فراگیری اخلاص , مطالعه و دقت در زندگی و سیره بزرگان حوزه است که نمونه های عالی وارزشمند بااخلاص در مان آنان در حداعلای آن به چشم می خورد. و ما دراینجا به چند نمونه بسنده می کنیم و تفصیل آن را به موارد آن ارجاع می دهیم 43 .

[چند روز قبل از فوت مرحوم آیت الله بروجردی , عده ای خدمت ایشان می رسند در حالیکه آقا را خیلی ناراحت می بینند. آقا در چنین حالتی می گوید: خلاصه , عمر ما گذشت و ما رفتیم و نتوانستیم چیزی برای خود پیش بفرستیم و عمل باارزشی انجام دهیم ! یک نفر به ایشان گفت : آقا شما دیگر چرا؟ ما بیچاره ها بایداین حرفها را بزنیم شما چرا؟ وقتی سخنش تمام شد, مرحوم بروجردی جمله ای را گفتند (که البته حدیث است ) ایشان فرمودند:

خلص العمل فان الناقد بصیر بصیر.

عمل را باید خالص انجام داد, نقاد آگاه آگاهی آنجاست . تو حیال کردی اینها که در منطق مردم به این شکل است , در پیشگاه الهی هم همینطوراست که تو قضاوت می کنی ؟!ان الله خبیر بما تعملون] 44 .

آری , آنان که خود را در حوزه مهذب ساختند واز همان شروع تحصیل , تزکیه را بر تعلیم و تعلم مقدم دانستند, در هر شرایطی که قرار گرفتند خود رااز دایره اخلاص و خلوص خارج نکردند و به عبارت دیگر, آنچه اساس فکر و ذکر آنان بود, خدا بود و بس .

بزرگان نکردند در خود نگاه

خدا بینی از خویشتن بین مخواه

[روزی آخوند ملاعبدالله شوشتری , به دیدار شیخ بهائی رفت . ساعتی نزد شیخ بود تا آن که بانگ اذان فراز آمد. شیخ بهائی به ملا عبدالله گفت : همینجا نماز بخوانید تا ما هم به شمااقتدا کنیم و به فیض جماعت برسیم . ملا تاملی کرد و نپذیرفت که نماز را در خانه شیخ بخواند, بلکه برخاست و به خانه خویش رفت .ازاو پرسیدند: چگونه خواهش شیخ رااجابت نکردید و نماز را در خانه شیخ نخواندید, بااین که درباره خواندن نماز دراول وقت وقت اهتمام دارید؟

در پاسخ فرمود: قدری در حال خودم تامل کردم , دیدم چنان نیستم که اگر شیخ پشت سر سر من نماز بخواند فرقی نکند,! بلکه در حالم تغییر پیدا می شود لاجرم اجابت نکردم] 45 .

راستی ,این گنجینه های پنهان , در گوشه و کنار حوزه ها, که در سراسر تاریخ گمنام زیسته اند,از چه همت والا و عظمت روحی برخوردار بوده اند که انسان در برابر قله رفیع شخصیتشان ,احساس کوچکی می کند و برای رسیدن به این نقطه های اوج رشگ می برد و حسرت می خورد. آری , راز و رمز این همه بزرگیها و کرامتها در سایه اخلاص است و نه جز آن . بنابراین , میدان بازاست و مسابقه برقرار و جوایز درانتظار, خوشا بحال کسانی که گوی سبقت از دیگران بربایند و زود به هدف برسند.

وهب لی الجد فی

خشیتک والدوام فی الاتصال بخدمتک حتی اسرح الیک فی میادین السابقین واسرع الیک فی البارزین واشتاق الی قربک فی المشتاقین وادنو منک دنوالمخلصین 46 .

می گویند: مرحوم آیت الله سیدحسین کوه کمری , که از شاگردان صاحب جواهر و شیخ انصاری و مجتهدین و مشهور بود و حوزه درسی معتبری داشت , هر روز طبق معمول در ساعت معین , به یکی از مسجدهای نجف می آمد و تدریس می کرد. (چنان که می دانیم حوزه تدریس خارج فقه واصول , زمینه ریاست و مرجعیت است )... یک روز, آن مرحوم از جایی بر می گشت و نیم ساعت بیشتر به وقت درس باقی نمانده بود. فکر کرد در این وقت کم ,اگر بخواهد به خانه برود به کاری نمی رسد, بهتراست برود به محل موعود و به انتظار شاگردان بنشیند. رفت و هنوز کسی نیامده بود, ولی دید در یک گوشه مسجد, شیخ ژولیده ای با چند شاگرد نشسته و تدریس می کند. مرحوم سیدحسین , سخنان او را گوش کرد, با کمال تعجب احساس می کرد که این شیخ ژولیده بسیار محققانه بحث می کند. روز دیگر راغب شد عمدا زودتر بیاید و به سخنان او گوش کند. آمد و گوش کرد و براعتقاد روز پیشین افزوده گشت .این عمل چند روز تکرار شد و برای مرحوم سیدحسین یقین حاصل شد که این شیخ از خودش فاضلتراست واواز درس این شیخ استفاده می کند واگر شاگردان خودش بجای درس او به درس این شخص حاضر شوند, بهره بیشتری خواهند برد.اینجا بود که خود را میان تسلیم و عناد,ایمان و کفر, آخرت و دنیا مخیر دید. روزی دیگر که شاگردان آمدند و جمع شدند گفت : رفقا,امروز می خواهم مطلب تازه ای به شما بگویم :این شیخ که در آن کنار با چند شاگرد نشسته , برای تدریس از من شایسته تراست و خود من هم ازاواستفاده می کنم همه با هم می رویم به درس او..این شیخ ژولیده , همان است که بعدها به نام شیخ مرتضی انصاری معروف شد... چنین حالتی در هر کس که باشد مصداق : اسلم وجهه اسلم وجهه لله است 47 . نمونه دیگراز فرزانه دیگر:

محدث قمی[ ره] برای فرزند بزرگش نقل کرده است که : وقتی کتاب[ منازل الاخره] را تالیف و چاپ کردم و به قم آمد, به دست شیخ عبدالرزاق مساله گو (که همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر در صحن معصومه , سلام الله علیها - مساله می گفت )افتاد. مرحوم پدرم کربلائی محمدرضا,از علاقه مندان شیخ عبدالرزاق بود و هر روز در مجلس او حاضر می شد. شیخ عبدالرزاق , روزها کتاب[ منازل الاخره] را گشوده و برای مستمعین می خواند. یک روز پدرم به خانه آمد و گفت : شیخ عباس ! کاش مثل این مساله گو می شدی و می توانستی منبر بروی واین کتاب را که امروز برای ما خواند, بخوانی , چند بار خواستم بگویم آن کتاب ,از آثار و تالیفات من است اما هر بار خودداری کردم و چیزی نگفتم و فقط عرض کردم : دعا بفرمایید خداوند توفیق مرحمت فرماید . 48

بی جهت نیست که کتاب[ مفاتیح الجنان] آن مرحوم , همه جا, در کنار قرآن مجیداست . در هر خانه و کتابخانه ای که قرآن را مشاهده نمایی کتاب و نوشته این مردالهی را هم می بینی .اساسا آنچه برای خدا باشد و صبغه خدایی داشته باشد ماندنی است و گر نه رفتنی و ناپایدار است :

ما عندکم ینفد و ما عندالله باق 49 .

آنچه نزد شماست پایان پذیراست و آنچه پیش خداست ماندنی .

بدینسان , می باید آدمی به قالب اعمال خویش محتوای ابدیت و جاودانگی ببخشد که این بدون[ اخلاص] میسر و ممکن نیست . پس همه کنیم و بیش از آن که به کمیت کار, توجه می کنیم , به کیفیت و روح آن اهمیت بدهیم و در زندگی والگوهای ساخته شده مکتب و پرورش یافتگان حوزه ها, که الهام بخش راه درست و جهت صحیح زندگی ما می باشند, درس بگیریم و بدانیم که برای علم و عزت زندگی و پشتوانه عمل و رمز پیروزی مردان بزرگ , در سایه اخلاص در عمل نهفته است و بس .

 

پاورقی ها:

1. سوره کهف , آیه 104103.

2. سوره ابراهیم , آیه 2425.

3. الکافی ج 2.16.

4. سوره ملک , آیه /05/2 میزان الحکمه , ج 3.58.

6. مستدرک الوسائل , طبع جدید, ج 1.102.

7. میزان الحکمه ج 3.60.

8. روانهای روشن , یوسفی .

9. کلیات سعدی - بوستان , به اهتمام فروغی 329.

10. الکافی , ج 2.16.

11. سوره ص , 8384.

12. نهج البلاغه , خ .87, ترجمه آقایان :امام و آشتیانی , ج 1.203.

13. نهج البلاغه .

14. همان مدرک , صبحی صالح , حکمت 289.

15. همان مدرک , حکمت 211.

16. محجه البیضاء, ج 8.132.

17. سفینه البحار, ج 1.408.

18. فهرست غرر, خوانساری , .93.

19. مفاتیح الجنان .

20. فهرست غرر, .92.

21. سوره مریم ,.96

22. بحارالانوار, ج 77.103.

23. فهرست غرر, ج 7.92.

24. یکصد و پنجاه درس زندگی , ناصر مکارم .

25. مستدرک الوسائل , ج 1.107.

26. سوره حج , آیه 38.

27. سوره مائده , آیه 13.

28. مستدرک الوسائل , ج 1.104.

29. سوره نوح , آیه 13.

30. بحارالانوار, ج 72.314.

31. نهج البلاغه , حکمت 46.

32. صحیفه سجادیه , دعای مکارم الاخلاق .

33. سوره بقره , آیه 364.

34. صحیفه سجادیه , دعای مکارم الاخلاق .

35. الکافی , ج 1.35.

36.مجله حوزه , شماره 15.34.

37.تعلیم و تعلم دراسلام , حجتی .145.

38. همان مدرک ,.147.

39. حوزه شماره 12.44.

40. اربعین حدیث , .53.

41. حوزه , شماره 28.41.

42. سوره احزاب , آیه 21.

43. از جمله کتاب سیمای فرزانگان , ج 3, رضا مختاری و بیدارگران اقالیم قبله , محمدرضا حکیمی و فوائدالرضویه , محدث قمی و قصص العلماء, تنکابنی .

44. سیمای فرزانگان , ج 3.23.

45. بیدارگران اقالیم قبله ,.214.

46. دعای کمیل .

47. سیمای فرزانگان , ج 3.138.

48. همان مدرک ,.154.

49. سوره نحل , آیه 96.

 

منبع : hawzah.net

 

دانستنیها                          

واقعیت های جالبی درباره مغز

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 

۱ مغز یک انسان معمولی حدود ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ گرم وزن دارد، چیزی در حدود یک پاکت شکر.

۲- مغز انسان از مغز فیل‌ها کوچکتر است. این در حالی است که مغز انسان از مغز میمون‌ها بزرگتر است.

مغز یک میمون، وزنی معادل ۹۵ گرم دارد! مغز سگ‌ها حدود ۷۲ گرم و گربه‌ها ۳۰ گرم برآورد می ‌شود.

۳- وزن مغز انسان ۲ درصد از کل وزن بدن او را تشکیل می ‌دهد.

۴- در ماه‌های اولیه بارداری، یاخته‌های عصبی مغز با سرعتی معادل ۲۵۰۰ نرون در دقیقه تولید مثل می‌ کنند.

۵- ۶۰ درصد کل حجم مغز را سلول‌های سفید و ۴۰ درصد آن را سلول‌های خاکستری تشکیل می ‌دهند.

۶-  سرعت انتقال اطلاعات در نرون‌های مختلف، متفاوت است. نرخ این انتقال می‌ تواند به کندی ۵/۰ متر در ثانیه و یا به تندی ۱۲۰ متر بر ثانیه باشد. رقم ۱۲۰ متر در ثانیه معادل عددی نزدیک به ۴۳۱ کیلومتر در ساعت است.

۷-  ۷۵ درصد از مغز یک انسان را آب تشکیل می ‌دهد.

۸-  مغز انسان قادر است بیش از همه اتم‌های موجود در دنیا، ایده در خود داشته باشد و آنها را تجزیه و تحلیل کند!

۹- اگر می ‌شد نیرویی که در مغز جریان دارد را مهار کرد، به واسطه آن می ‌توانستید یک لامپ ۱۰ واتی را روشن نگه دارید.

۱۰-  ۲۰ درصد از کل اکسیژنی که در بدن استفاده می‌ شود، به مغز می ‌رسد.

۱۱- در حدود ۷۵ میلی ‌لیتر از خون در هر دقیقه به مغز پمپاژ می ‌شود.

۱۲- مغز شما حاوی ۱۰۰ میلیارد یاخته عصبی است؛ یعنی چیزی در حدود ۱۶۶ برابر کل افرادی که روی کره زمین زندگی می‌ کنند.

۱۳- کل مقوله‌های مربوط به تفکر، توسط جریان الکتریسته و تغییر و تحولات شیمیایی میسر می ‌شوند.

۱۴- وال بزرگ ‌ترین مغز را دارد، به طوری که وزن مغز این حیوان نزدیک به ۶ کیلوگرم است.

۱۵- با در نظر گرفتن نسبت وزن کل بدن به وزن مغز، انسان‌ها بزرگترین مغز را نسبت به وزن بدن خود دارند.

۱۶- مغز اینشتین بزرگتر از افراد عادی نبوده است. هوش بالای او به واسطه پیوند‌های ایجاد شده میان سلول‌های عصبی مغزش ایجاد شده بود. هر زمان که شما چیز جدیدی یاد می‌ گیرید، یک ارتباط جدید میان سلول‌های مغزتان ایجاد می‌ شود.

چند ساعت پس از مرگ آلبرت اینشتین، مغز او بدون اجازه خانواده اش، توسط هاروی بیرون آورده شد. هاروی مغز آلبرت را به خانه‌اش برد و داخل یک ظرف شیشه‌ای دهان گشاد نگهداری کرد. او بعدها به دلیل انجام این کار، از محل کارش [مرکز تشریح اجساد]  اخراج شد.

چند سال بعد، هاروی از هنس، پسر بزرگ اینشتین برای مطالعه و بررسی مغز پدرش اجازه گرفت و تکه‌هایی از مغز آلبرت را برای دانشمندان در سرتاسر دنیا فرستاد. یکی از دانشمندان برکلی با مطالعه قسمتی از مغز آلبرت اینشتین متوجه شد که، مغز او در مقایسه با یک شخص طبیعی، به طور قابل توجهی تعداد بیشتری ازسلول‌های گلیال، که مسوول ترکیب کردن و مرتب کردن اطلاعات هست وجود دارد.

در مطالعه دیگری، پروفسور ساندرا ویتسون فهمید که مغز اینشتین دارای کمبود یک چین خاصی از مغزش است که شکاف سیلوین نامیده می‌ شود. این استخوان ‌بندی غیرمعمول، به عصب‌ها در مغز آلبرت اجازه می‌ داد که بهتر با دیگران رابطه برقرار کند. نتایج مطالعه دیگری نشان می ‌داد که در مغز آلبرت، بزرگی آویختگی جداری زیرین، که اغلب درگیر توانایی‌های ریاضیات هست، بیشتر از افراد معمولی بود.

۱۷- آیا مردان از زنان باهوش ‌ترند چون وزن مغزشان ۱۰ درصد بیشتر است؟

نه، این اشتباه است. با این حساب، ‌باید فیل‌ها‌ از آدم‌ها خیلی باهوش‌ تر باشند، چون وزن مغزشان ۵ برابر مغز انسان است. داشتن مغز بزرگتر به معنای باهوش ‌تر بودن نیست. کاملا طبیعی است که عضلات نیرومند یک فیل، در مقایسه با عضلات یک گربه، باید تحت کنترل مغز بزرگتری باشد. به همین دلیل است که فیل ۶ هزار گرم مغز دارد و گربه، ۳۰ گرم.

۱۸- عملکرد کامپیوتر مثل مغز نیست؛ بلکه خیلی تفاوت دارد!

شاید بگویید اصولا کامپیوترهای اولیه را با الگوگیری از عملکرد مغز ساخته‌ اند ولی نورولوژیست‌ها در پاسخ به شما می‌ گویند اگر قدرت تمام کامپیوترهای دنیا را با هم جمع کنید، باز هم قدرتش به مغز انسان نمی‌ رسد؛ یعنی ساختار مغز انسان آن ‌قدر پیچیده است که تشبیه‌اش به کامپیوتر، لااقل عصب‌ شناسان را به خنده می ‌اندازد.

۱۹- وقتی می‌ خوابیم، مغزمان استراحت نمی ‌کند! یکی از تفاوت‌های بارز مغز و کامپیوتر، همین است.

 

منبع : اینترنت با تغییر

 

  مباحث فرهنگی            

22 بهمن، سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران

پدید آورنده : عبداللطیف نظری

روزهای فراموش ناشدنی

این روزها، روزهایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست، روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که رساترین فریاد تاریخ، یعنی امام امت، آن را رهبری کرد و به فرجام رساند و برای حفظ آن، با تمام وجود تلاش کرد. انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود، که در آن عده ای قلیل، با اعتقادی وسیع و راسخ، نیروهای کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند. با پای گذاردن در دایره معنویت و ایثار و شهادت بود که فرزانگان خاک، از این سرزمین پاک، به سوی افلاک، پر گشودند و تا نهایت تاریخ جاودانه شدند.یاد تمامی شهیدان انقلاب اسلامی همیشه سبز باد.

 

فرصت بازنگری

دهه فجر، فرصت بازنگری در ارزش ها و آرمان هاست؛ و این که چه بودیم و چه می کردیم و چه می خواستیم، و اکنون کجاییم و چه می کنیم. کمترین ثمره این انقلاب، گشودن فصلی نو در تاریخ معاصر است و این کم چیزی نیست. آیا احساس سربلندی نمی کنید که آیین و مکتب شما، یعنی اسلام حیات بخش، امروز در دل میلیون ها انسان ناامید و سرخورده بارقه امید آفریده و آنان به نجات خویش در پناه اسلام، امیدوار و دلخوش اند، و در این راه، عاشقانه تلاش می کنند؟

 

خورشید فجر آفرین

وقتی که امام آمد، ستم رفت، شاه رفت و پلیدی و تباهی و سیاهی رخت بربست. وقتی که امام آمد، لاله ها سر از خاک برآوردند و فرشی برای گام های پرصلابت او شدند. وقتی که امام آمد، باغچه ها گل داد، دل ها شادمان شد و امت جشن برپا کردند. وقتی که امام آمد، عشق و ایمان را به ما هدیه کرد و ایثار را به ما آموخت.

وقتی که امام آمد، آزادی به خانه ها برگشت، ما استقلال خویش را باز یافتیم و جمهوری اسلامی با دست مبارک او بنیاد نهاده شد.

وقتی که امام آمد، تمامی امیدها و خوبی ها را با خود به ارمغان آورد. پس مبادا راه امام را گم، و کلام امام را فراموش کنیم. همه مان بدانیم که اگر امروز، فجری داریم، از فروغ آن خورشید فجر آفرین است.

 

یک گل و صد بهار

یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود

و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود

یاد باد آن دل تپیدن های مشتاقان یار

و آن عجب نقشی که آن زیبا نگار آورده بود

عشق را صد رشته جان، در لعل نوشین بسته بود

حسن راصد چشم دل، آیینه وار آورده بود

از گلستان شهیدان تا به مهرآباد عشق

موج دریای زمان، چشم انتظار آورده بود

منکران گفتند با یک گل نمی گردد بهار

لیک ما دیدیم، یک گل صد بهار آورده بود

در نگاهش جلوه گل بود و با غوغای عشق

در چن هر گوشه ای را صد هزار آورده بود

 

معجزه الهی

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بدون شک معجزه ای الهی بود که به دست معجزه گر مردی از سلاله پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله ، به انجام رسید و چشم امید مظلومان و مستضعفان جهان را به خود خیره ساخت. تأثیر سریع انقلاب اسلامی در منطقه و بر آشفتن شعله خشم مردم مسلمان و غیرمسلمان در بسیاری از کشورهای تحت سلطه استعمار، گواه روشنی بر این مدعاست؛ زیرا در کمتر مقطعی از تاریخ، شاهد پیروزی و تأثیرگذاری قاطع جنبشی صرفا مردمی بوده ایم.

 

تثبیت انقلاب

اکنون که در مقطع خاصی از تاریخ تحولات جهان و هم چنین، درموقعیت حساس و سرنوشت سازی از دوران انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم، مسئولیت ما ایجاب می کند تا واقعیت ها، ریشه ها و آثار گوناگون انقلاب را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بشناسیم تا بتوانیم با برنامه ریزی حساب شده ارکان انقلاب را تثبیت کنیم.

 

دوام انقلاب

استمرار هر جنبشی به زنده نگه داشتن انگیزه های اصلی آن جنبش وابسته است. انگیزه اصلی مردم مسلمان ایران در رویارویی با رژیم طاغوت عبارت بود از: تلاش برای ایجاد استقلال فرهنگی، آزادی سیاسی و جمهوری اسلامی. با تحلیل دقیق این انگیزه ها در مرحله نظر و سپس برنامه ریزی عملی برای اجرای آنها در سطح اجتماع، می توانیم دوام انقلابمان را تأمین کنیم.

 

جلوگیری از انحراف انقلاب

راز انحراف هر نهضتی، در انحراف از آرمان ها، ریشه های استوار آن نهضت نهفته است؛ به عنوان مثال، نهضتی که بر پایه اقتصاد و با اعتماد بر پول پولداران استوار است، با کاهش امکانات مادی رو به انحطاط خواهد گذاشت. و بالعکس، نهضتی که ایمان و عقیده در آن بیشترین اهمیت را دارد گرچه از تأثیر عوامل اقتصادی بر کنار نیست اما تهاجم فرهنگی برنده ترین سلاح در قطع ریشه های آن است.رهبر معظم انقلاب اسلامی، مدظله العالی، در رهنمودهای خویش پیوسته از دسیسه ها و حیله های دشمنان فرهنگی کشور، پرده برداشته اند. از جمله می فرمایند مسئله تهاجم فرهنگی که ما بارها روی آن تاکید کرده ایم، یک واقعیت روشنی است که با انکار آن نمی توانیم اصل تهاجم را از بین ببریم. تهاجم فرهنگی وجود دارد. اگر ما آن را انکار کردیم مصداق این فرموده امیرالمومنین علیه السلام می شویم که فرمودند: تو اگر درسنگر به خواب بروی معنایش این نیست که دشمن هم درسنگر مقابل به خواب رفته است.... باید توجه داشته باشیم که انقلاب فرهنگی در [معرض] تهدید است.

 

حدیث حماسه

شب تیره حاکمیتِ ستمگران هول انگیز و دردآلود بود و مردمان در ظلمات جهل و ستم می سوختند تا آن که این روزگار آغشته به آلودگی و اختناق به سر رسید و پس از سیاهی 2500 ساله سحر از راه رسید و سپیده بردمید. خورشید فروزان انقلاب، همچون معجزه ای اعجاب انگیز، از افق توحید طلوع کرد و بر روی عاشقان حق و حقیقت روزنه امید و آرامش گشود. آری مشعل داران بزرگ حماسه از پس انبوه سیاهی و ستم حماسه ستیز با ستم و بیدادگری را زمزمه کردند و با خون خویش طلوع این خورشید شکوهمند را نوید دادند. پرتوهای این خورشید فروزان، نهال آرمان های والای امت اسلام را به بالندگی رسانید و باغ های اندیشه را بارور ساخت و در پرتو آن، نغمه توحید و صلای ایمان در همه جای کشور طنین انداز شد.

 

رمز پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طولی نکشید که پرتوهای معنوی این بارقه الهی مرزهای جغرافیایی را درنوردید و مسلمانان جهان را از خواب غفلت بیدار کرد و رستاخیز اسلامی را در سراسر جهان پدید آورد. زیرا این انقلاب، جنبه معنوی و دینی داشت و از این رو، توانست در کشورهای اسلامی نفوذ کند و هزاران انسان را شیفته خویش سازد. امام خمینی(ره) در معرفی انقلاب اسلامی و بیان رمز پیروزی آن فرمودند: ... این قیام، قیام حق بر باطل بود، قیام عبودیت بر طاغوت بود، قیام انسانیت بر توحّش بود. رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما جنبه معنوی و اسلامی داشت... این هدیه غیبی بود که [خداوند] به ما داد. این استقلالی که خدای تبارک و تعالی به ما داده و دست اجانب را کوتاه کرده، برای خاطر آن قدرت ایمان و وحدت کلمه بود.

 

انفجار شگفت انگیز

این رویداد شگفت انگیز چون انفجاری عظیم، گیتی را به تزلزل درآورد و ساکنان آن را در بهت و تحیّر فرو برد و تمامی تحلیل ها و برنامه ریزی های سیاست مداران و سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی دنیای استکبار را دگرگون ساخت و راه تازه ای پیش روی حقیقت طلبان گشود. آنان که در گرداب ضلالت و مرداب مادی گرایی و رفاه طلبی فرو رفته بودند، با حساب و کتاب های دنیایی و اندیشه های علیل سیاسی خود نتوانستند از این رویداد معجزه آسا درک درستی یابند و به صراحت از درماندگی خود پرده برداشتند. امام خمینی(ره) درباره این گونه افراد فرموده است:

... رسوایی شان به خاطر آن است که اسلام و نفوذ معنوی آن را درتوده های مردم نشناخته اند و چشم و گوش خود را از شناخت حقیقت ها بسته اند.

 

شمیم بهار

بیا بیا که شمیم بهار می آید

دل رمیده ما را قرار می آید

سر از افق بدرآورد صبح آزادی

سرود فتح و ظفر زین دیار می آید

بیا که شد سپری دوره تباهی ها

زمان سروری و اقتدار می آید

گریخت ظالم و برچیده شد بساط ستم

نهال حق و عدالت به بار می آید

بیا که گر رود اهریمن از وطن بیرون

فرشته از طرف کردگار می آید

خوش آمدی به وطن مقدمت گرامی باد

صدای هلهله از هر گذار می آید

 

قیام للّه ، عامل پیروزی انقلاب اسلامی

مهم ترین و اساسی ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی، قیام مردم برای خدا بود و این نکته حساسی است که از دید غربی ها و سیاست مآبان مادی گرا، خارج و از حیطه تفکر محدود آنان بیرون، و برای آنها و دنباله روان شان واژه ای نامفهوم است. حضرت امام(ره) در این باره چنین می فرمایند: رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما تنها سیاسی نبود. فقط برای نفت نبود. [دارای[ جنبه معنوی و اسلامی محض بود. رمز پیروزی، اتکال به قرآن، و شیوه مقدس شهادت است. در عین حال که با تانک ها و مسلسل ها روبرو بودند، با دست خالی پیروز شدند. مشت بر تانک غلبه کرد.

شما رمز پیروزی را حفظ کنید.

 

انقلاب در روش ها و منش ها

حضرت امام(ره) پیش از آن که مردم را به انقلاب بر ضد طاغوت وادارد، انقلابی در درون دل هایشان آغاز کرد. بنابراین انقلاب اسلامی ایران، انقلابی بود بر ضد تمام ارزش های به ارث مانده از دوران سمت شاهی؛ انقلابی بود در روش ها، منش ها، سنت های جاهلی. انسان هایی که گاهی برای به دست آوردن وسایل بهتر زندگی، تظاهرات می کردند، چنان متحول شدند که باسخنرانی ها و رهنمودهای جاوید امام راه چند ساله را یک شبه طی کردند.

جوانانی که به فکر آرایش ظاهری خود و دنبال شهوات نفسانی بودند، این بار در جستجوی حقیقت، راه شهادت پیش گرفتند و حسین وار، ندای هیهات منّا الذّلة سر دادند و ارزش های طاغوتی را مبدّل به ارزش های قرآنی کردند.

 

ماه ظفر

مژده ای منتظران ماه ظفر باز آمد

ماه بهمن به دو صد شوکت و فر باز آمد

دور رنج و تعب حق طلبان شد سپری

روز فخر و شرف اهل نظر باز آمد

شد فروزان به جهان کوکب اقبال وطن

صبح پیروزی ما بار دگر باز آمد

فرا رسیدن دهه مبارک فجر و سالروز پیروزی بزرگ انقلاب اسلامی را به ملت شریف ایران، تبریک عرض می کنیم و امیداوریم گرامی داشت پیروزی انقلاب انگیزه ای برای انقلاب درونی ما باشد و همچنان که بر نظام پوسیده شاهنشاهی پیروز شدیم و آن دیوان و دوزخی دلان را از کشور خارج ساختیم، بر نفس اماره خویش نیز پیروز شویم و شیطان و اغواهای شیطانی را برای همیشه پاکسازی کنیم، چرا که در آن صورت به پیروزی حقیقی رسیده ایم و انقلاب اسلامی از هر گزندی ایمن کرده ایم.

 

دست آوردهای انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات عمیقی در داخل کشور و جهان ایجاد شد که مهم ترین آنها عبارت است از:

1ـ شکوفایی معنوی و گرایش مردم به سمت ارزش های اسلامی.

2ـ احیای اصل امامت در قالب ولایت فقیه.

3ـ گسترش آزادی های مشروع که خود موجب حضور بیشتر مردم در صحنه های مختلف اجتماعی شده است.

4ـ فعال شدن حوزه و دانشگاه در صحنه های علمی و اجتماعی و وحدت این دو جناح مهم و سرنوشت ساز.

5ـ حضور فعال زنان در انقلاب و بالا رفتن منزلت زن در ایفای نقش سیاسی.

6ـ طرح مسأله استکبار ستیزی در سطح بین المللی و احیای فریضه جهاد و بیداری ملت های مظلوم در مقابل مستکبران و سلطه طلبان.

7ـ مطرح شدن اسلام در صحنه های بین المللی به عنوان قدرتی قابل توجه.

 

تاریخ انقلاب را باید خواند

تاریخ انقلاب را باید با خامه ای خون نگار بر صفحه جان ها نوشت و بادیده عبرت مطالعه کرد. تاریخ انقلاب را بایدنوشت تا آیندگان بفهمند که این انقلاب و میوه پر طراوت آن، یعنی نظام اسلامی آسان به دست نیامده و در پای واژه واژه این کتاب مقدس، خون پاک ترین و رشیدترین فرزندان این ملت ریخته شده است. تاریخ انقلاب را باید حفظ کرد، تا آنان که در فجر چشم به جهان گشوده اند و در روشنایی پا گرفته اند، قدر نعمت روز را بدانند و تصویری از سیاهی شب در ذهن خویش داشته باشند. تاریخ انقلاب را باید نگاشت و هر روز آن را مرور کرد تا موریانه های غفلت از درون تهی مان نکنند. تاریخ انقلاب را باید برای نسل جوان انقلاب خواند تا بدانند که نیاکانشان برای پیروزی و تداوم آن چه خون دل ها خورده اند، و چه شکنجه ها و مرارت ها و تبعیدها به جان خریده اند. باید به نسل جوان و نسل انقلاب یادآوری کرد تا میراث گرانسنگ انقلاب را ارزان از دست ندهند و آن را بیهوده در پای دنیاخواهی و شهوت طلبی قربانی نکنند.

 

12 بهمن 57

در این روز، پس از سال ها که از هجران امام می گذشت و پس از انتظاری سرخ و طاقت سوز، امام در میان استقبال گرم عاشقان وفادار خویش بر خاک وطن قدم نهاد. آن روز مریدان آرزومند و امیداور؛ این گونه سرودند:

ای نور چشم ملت ایران خوش آمدی

ای یوسف عزیز به کنعان خوش آمدی

دیدی که چشم مردم ایران سپید گشت

یعقوب وار، در غم هجران خوش آمدی

تهران، آن روز شاهد بزرگترین استقبال تاریخ بود. جمعیتی پنج میلیونی که در طی روزهای گذشته مشتاقانه از شهرستان ها به تهران آمده بودند، در مسیری 33 کیلومتری در پیش قدم های مبارک امام، گل های سرخ و اشک های شوق فرو ریختند.

 

19 بهمن 57

در این روز پرسنل سرافراز نیروی هوایی در برابر امام(ره) رژه رفتند و با فریادهای افتخارآمیز ما قطره ای از ارتش توایم خمینی، وفاداری خود را به امام و امت انقلابی اعلام کردند.

 

21 بهمن 57

در این روز، دشمن کور دل که در تدارک توطئه خائنانه کودتا برای درهم کوبیدن انقلاب بود، ساعات منع عبور و مرور را از چهار و نیم بعدازظهر تاساعت دوازده روز بعداعلام کرد. رهبر خردمند انقلاب، حضرت امام خمینی(ره)، به مردم دستور دادند که به اعلامیه حکومت نظامی وقعی ننهند، و تا پیروزی نهایی، همچون روزهای قبل به خیابان ها بریزند. جنگ خونین گارد شاهنشاهی با نیروی هوایی آغاز شد و مردم مسلح به یاری افراد نیروی هوایی شتافتند.

 

22 بهمن 57

دراین روز، سقوط نظام 2500 ساله استبداد و پایان شب سیاه ستم تحقق یافت و نغمه دل انگیز در بهار آزادی، جای شهدا خالی همه جا طنین انداز شد. در این روز، امام امت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت، سلطه را به قبرستان سلطنت سپرد و کنگره های قصر استکبار را ویران کرد. در این روز، نفس های سبز بهاری در تنمان جاری شد. 22 بهمن، ستم نابود شد، پلیدی رفت و تباهی و سیاهی رخت بر بست. در 22 بهمن، شادی و سرور به خانه ها آمد، استقلال نصیب ما شد، و نور جمهوری اسلامی دمید. در 22 بهمن، باغچه هامان گل داد، دلهامان شادمان شد و مردم ما جشن پیروزی بر پا کردند. دراین روز، ما به همه خیرها، امیدها و خوبی ها نایل شدیم. این جشن بی بدیل بر همگان خجسته باد.

 

بعثت جدید عصر

اکنون در آستانه شروع بیست و دومین سال انقلاب اسلامی و بعثت جدید عصر قرار داریم. در این روز توان و تلاش ملتی خستگی ناپذیر، طومار حکومت ظالمانه ستم شاهی رادرهم پیچید و بنای عدالت و استقرار نظامی بر اساس معیارهای اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را فراهم آورد.در حالی آغاز بیست و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی می داریم که کاروان انقلاب از سنگلاخ های عظیمی در مسیر حرکت خود عبور کرده است، و با اقتدار تمام بر مواضع اصلی و مکتبی خود، تأکید ورزیده است. بی تردید در ادامه نیز با الهام از ارواح مقدس شهدا و ایثارگران و با عنایات خداوند و تحت زعامت رهبر گرانقدرمان، موانع را رفع و نور امید را در دل محرومان جهان روشن خواهیم کرد.

 

طلوع دوباره اسلام

در بهمن ماه 57، جهان شاهد تحولی شگرف و انقلابی عظیم و مردمی در تاریخ بود. قیام ملتی مصمم و یکپارچه با قلب هایی سرشار از عشق و ایمان. در بهمن ماه، رهبر بزرگ و نستوهی، پس از سال ها دوری از وطن، قدم بر خاک گلگون میهن گذاشت که آزادی و استقلال را نصیب امتی خداخواه کرد. امام آمد و عظمت، شرافت و افتخار به همراه آورد و به فرموده مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای، مدظله العالی، امام آمد تا به نام خدا سفینه نجات خلق را از میان لجّه ای خون به ساحل پیروزی رهنمون شود. و بدین سان بهمن 57 طلوع دوباره اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله ، تجدید حیات مستضعفان و خشنودی حضرت ولی عصر، مهدی موعود(عج) را نوید داد.

 

حماسه پرشکوه

بهمن، یادآور حماسه پرشکوه و کم نظیر ملتی است که توانست تحت رهبری و هدایت بزرگمردی فرزانه و روحانی و با بهره گیری از دین مبین اسلام در رویارویی خونینی مقابل استبداد شاهنشاهی فصل جدیدی از حیات سیاسی و فرهنگی خویش را آغاز کند و بار دیگر نقش تاریخی و بی مانند خود را در اعتلای فرهنگ و تمدن اسلامی تجدید کند.

 

طنین انقلاب اسلامی

طنین انقلاب اسلامی به دلیل دورن مایه دینی و زیربنای غنیِ فرهنگی آن همراه با آهنگ موزون و جان بخش امام خمینی(ره)، به سرعت در گستره جهان گوش ها را نوازش داد و قلوب انسان های مشتاق حقیقت و تشنه معنویت را به آبشخور زلال تفکر اسلامی رهنمون شد. این انقلاب عظیم و کم نظیر اسلامی در اندک زمان، با وارد کردن اسلام در صحنه سیاست بین الملل توانست، معادلات قدرت را در جهان تغییر دهد و آن را به عنوان نیروی سیاسی و فرهنگی جدیدی درمرکز توجهات جهانی قرار دهد.

 

اهداف انقلاب اسلامی

استقلال طلبی و نفی سلطه بیگانگان، اصالت دادن به معنویت و ارزش های اخلاقی، احترام به کرامت انسانی، احیای تفکر عقلانی در حوزه معرفت دینی، طرح این اندیشه که دین از سیاست و علم از دین جدانیست، بازگشت به هویت دینی و فرهنگی، احیا و اصلاح باورهای مذهبی، مقدم داشتن جمعی به جای منفعت طلبی های فردی، عدالت اجتماعی، ایجاد وضع مناسب برای رشد مادی و معنوی انسان ها و سرانجام وحدت و عزت امت اسلامی از اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی است. در حقیقت وجه غالب انقلاب کوشش در راه احیای فرهنگ و تمدن اسلامی و تشکیل حیات طیبه در عصر حاکمیت کفر و الحاد است.

 

محرک انقلاب

خورشید پرفروغ و خونین رنگ انقلاب اسلامی با گذشت بیش از دو دهه از عمر خویش، اینک سرافرازانه و پر شکوه تر از گذشته از پس قله پیروزی رخ می نماید. انقلابی که بزرگ ترین و عمیق ترین تحوّل ارزشی و فکری را در عصر حاضر به وجود آورد و معماربزرگ آن و احیاگر قرن، امام خمینی(ره)، اسلام نام محمدی را به صحنه های اجتماعی کشاند و با کنار زدن نظام طاغوتی، به اصلاح امور امت و تحکیم پایه های حکومت اسلامی در ایران و مطرح کردن اسلام به عنوان تنها راه نجات بشریت درجهان پرداخت. آنچه در این انقلاب انکارناپذیر و چشمگیر است تأثیر تعیین کننده اسلام، به عنوان محرک انقلاب و نقش سرنوشت ساز علمای آگاه به زمان، در بسیج و تمرکز بخشی توده ها، در پرتو اندیشه دینی می باشد. و همین هویت اسلامی انقلاب بود که امپریالیسم را در دو قالب شرقی و غربی اش، به چالش طلبید.

 

خوش آمدی

سلام بر تو ای مطلعِ فجر. ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش آمدی. خوش آمدی که با آمدنت زنجیرهای سنگی از گردنمان گسیخت، کمرهای خمیده مان راست شد، بر لب های پژمرده مان شکوفه های تبسم نشست، در قلب های سوخته مان گلبوته های عشق و امید رویید و بر گونه های زردمان گلخنده های شادی نمودار شد. خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامی مان پیچید و قفس ها شکسته شد. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان گریخت. خوش آمدی ای فجر پیروزی. تو طلوع آزادی وطن، بارش مهتاب، ترانه عشق، نردبان عروجی. مقدمت را گرامی می داریم و پیامت را پاسداری می کنیم.

خوش آمدی، بمان و همچنان جاودانه باش.

 

امام آمد

امام آمد و چون خون در رگ هایمان جاری شد. امام آمد و به سان نور، شب تارمان را روشنایی داد. امام آمد و چون روح به کالبد مرده مان، حیاتی دوباره بخشید. امام آمد و زمستانمان را بهاری جاودانه کرد.امام آمد و فجر آورد و در دستان پر نورش، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را به ارمغان آورد. امام آمد، مردی که بر سر بیدادگران، کلیم وار می خروشید و بر تن خسته امت، دم مسیحایی بود. کلامش بوی وحی داشت و طعم شیرین آوای انبیاء دم مسیحایی اش مردگان گورستان ترس و یأس را حیاتی بخشید. جاودانه باد نظامش و بلند باد نامش.

 

پر بارتر از ده قرن

فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب، ده روز خدایی بود، شبهایش همه شب قدر. آری دهه فجر. پس از آن ده روز، سپیده روشن جمهوری اسلامی دمید. کلمة اللّه بر فراز زمان جای گرفت و کاخ هایی که به قیمت ویرانی کوخ ها بر پا شده بود، به دست کوخ نشینان سقوط کرد و محشری عظیم از اراده مؤمنان مصمم و مشیّت تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد. امام در پیام خدایی اش و با دم مسیحایی اش در شهیدآباد بهشت زهرا، در صور انقلاب دمید و مردم را جان بخشید.

 

معجزه ایمان

یوم اللّه 22 بهمن، یادآور معجزه ایمان در مصاف با قدرت های مادی است. 22 بهمن پیش از آن که حکایت از پیروزی ملت داشته باشد گواه کارآمدی اندیشه دینی و نقش مؤثر ایمان و باورهای دینی در پیدایش حرکت های فراگیر و بنیادین اجتماعی است. همین نکته مشخصه اصلی انقلاب اسلامی ایران در میان دیگر انقلاب های بزرگ جهان است و نیز دقیقا همین نکته است که خشم و کینه توزی دشمنان داخلی و خارجی را برانگیخته و آنان را به موضع گیری خصمانه و مستمر بر ضد این انقلاب واداشته است.

 

پاسداری از ریشه های انقلاب

بزرگداشت پیروزی انقلاب و یوم اللّه 22 بهمن به معنای بزرگداشت آرمان های اسلامی و اعتقادات دینی است، که جوهره انقلاب را تشکیل می دهند. به عبادت دیگر حضور آگاهانه در صحنه هایی این چنین، از مصادیق پاسداری از ریشه های انقلاب است. از این رو، امید می رود مردم آگاه و بیدار ایران اسلامی با شرکت گسترده خود در راهپیمایی 22 بهمن، بار دیگر به دشمنان خارجی و داخلی بفهمانند که بر پیمانی که با امام بزرگ خویش در جهت تحقق بخشیدن به احکام اسلام و بنای جامعه دینی بسته اند، استوار بوده اند و خواهندبود و هیچ توطئه نظامی، اقتصادی و فرهنگی آنان را از صحنه ها خارج، و نسبت به اسلام و انقلاب دلسرد نخواهد کرد.

 

انقلاب و خودسازی

اینک بیش از دو دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد. انقلابی که کم ترین اثر آن، تجدید هویت دینی مسلمانان و ایجاد زمینه های خودسازی برای آنان بود. بی تردید امروزه همه ما بیش از هر زمان دیگر به خودسازی معنوی و روحی، محتاجیم و باید یکیایک ملت ما در این زمینه، اهتمام کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در هنگام بازگشت از جنگی فرمودند: جهاد اصغر پایان یافت، جهاد اکبر باقی است. امروزه روز جهاد اکبر و مبارزه با هواهای نفسانی و خودسازی است و اگر ملت ما از این مهم فاصله بگیرند، هر چند به شکوفایی اقتصادی و رشد علمی هم برسد، سودی نکرده است؛ همچنان که در دنیا کشورهای مترقی بسیاری وجود دارد که علی رغم پیشرفت های اقتصادی و علمی، به دلیل فقدان معنویت، مردمشان به اضطراب و عذاب های روحی و روانی بسیاری دچارند.

 

بوی بهار

این روزها بوی خوش به همراه عطر آزادی از راه می رسد و تقویم تاریخ بار دیگر برگ زرینی به خود می افزاید و ما در آستانه بیست و دومین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی قرار داریم. آری، اینک ملت مسلمان ایران، سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خود را در حالی جشن می گیرد که فرهنگ و اندیشه اسلامی به برکت انقلاب اسلامی، در مسیر اوج و بالندگی خود، همچون سپر اخلاقی و معنوی استواری در برابر یورش فرهنگ و تمدن ضدارزشی غرب خودنمایی می کند و بر تجدید هویت دینی و تمسک به ارزش های دینی و انسانی پای می فشرد.

 

کارنامه انقلاب

بیست و دو سال پیش انقلاب اسلامی به ثمر نشست و آرمان بلند حق جویان و عدالت خواهان با تحقق جمهوری اسلامی عینیت یافت. این تحول شگرف که در تاریخ ایران بی نظیر بود، صاحبان اندیشه مادی را به شگفتی واداشت و قدرت و عظمت ایران اسلامی را ـ که روزگاری دست خوش هوس های دژخیمان و قدرت های سلطه گر وقت بود ـ به اوج رسانید. کارنامه انقلاب اسلامی مشحون از رشادت ها و جان فشانی های فرزندان مخلص انقلاب و آیینه شفاف ایثارگری ها و تلاش های بی دریغ شخصیت های برجسته انقلاب است. این میراث گران بها که ره آورد خون هزاران انسان پاک و صدهاشخصیت راست قامت انقلاب است، بیش از هر دست آورد دیگر نیازمند پاسداری و نگهداری است.

 

انقلاب اسلامی در دیدگاه امام(ره)

در نظر امام، انقلاب اسلامی که دست آورد میلیون ها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید و مایه امید مسلمان ها و مستضعفان و سرآغاز انقلاب انسان ساز جهانی است، فراتر از آن است که به بیان و زبان آید. به اعتقاد بنیانگذار راحل، انقلاب اسلامی، ماهیتی جز آنچه اهل بیت علیه السلام در اندیشه تحقق آن بوده اند، ندارد؛ یعنی ریشه در فرموده های ائمه اطهار علیهم السلام دارد و در راستای حماسه تاریخی عاشوراست. بدین ترتیب انقلاب از اسلامی راستین و راه سرخ شهادت و ایثار و فرهنگ سیاسی اهل بیت علیه السلام جدا شدنی نیست. در نظر امام(ره) انقلاب اسلامی، که ریشه در مکتب انقلابی تشیع و اسلام ناب محمدی دارد، میراث بزرگی است که ارزش هرگونه ایثار و جان فشانی را دارد.

 

انقلاب اسلامی، الگوی فکری و سیاسی ملت ها

تاریخ جهان پر از حوادث، رویدادها و انقلاب هایی است که هر کدام آثاری مثبت یا منفی به دنبال داشته است. آثار بعضی از انقلاب ها، با توجه به ماهیت مادی و اهداف سطحی آنها، محدود به زمان و مکان است و پس از مدتی، نابود می شود. در مقابل بعضی دیگر، به دلیل ماهیت معنوی و اهداف بلند انسانی و الهی شان به زمان و مکان خاصی محدود نمی شود و شعاع فکری و سیاسی آن، سایر کشورها را نیز فرا می گیرد. این جنبش ها الگوی فکری و سیاسی ملت های دنیا قرار می گیرد و هر چه از زمان وقوع آن می گذرد، جایگاه واقعی خود را بهتر و بیشتر باز می کند. انقلاب اسلامی ایران، از جمله پدیده های تاریخی است که موج عظیمی در دنیا ایجاد کرده است و با وجود گذشت چندین سال از وقوع آن، دورترین نقاط جهان را در برگرفته است.

 

جاذبه و دافعه انقلاب اسلامی

بدون شک، انقلاب اسلامی، برخی از ملت های دنیا را به سوی خود جذب و برخی را دفع کرده و به رویارویی با خود برانگیخته است و این دفع و جذب، همانا به سبب ماهیت فوق مادی و اهداف بلند الهی و انسانی آن است. کشورهایی که دچار بحران های غیرانسانی و الهی شده اند، به سوی انقلاب اسلامی گرایش پیدا کرده اند و کشورهایی که منافع شان به خطر افتاده است، از انقلاب اسلامی رو برتافته اند و اقدام به توطئه های متعدد و گسترده کرده اند.

 

برکات انقلاب اسلامی

گسترش اسلام و ارزش های مذهبی در جهان و رویکرد آزادگان جهان به اسلام و قرآن، احیاء ارزش ها و مقدسات دینی در میان جوانان کشورهای اسلامی اشتیاق مردم جهان به درک حقایق، آشکار شدن ماهیت پلید طرفداران دروغین حقوق بشر، دموکراسی و عدالت نزد ملت های تحت ستم جهان، رسوایی و انفعال امپریالیسم تبلیغی و طرد استکبار، همه و همه از برکات انقلاب اسلامی ایران است. چنان که قائد فقید و فرزانه انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند: بحمداللّه از برکت انقلاب اسلامی ایران دریچه های نور و امید به روی همه مسلمانان جهان باز شده است و می رود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودی را بر سر همه مستکبران فرو ریزد.

 

قرآن و انقلاب در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب

رهبر معظم انقلاب، می فرمایند: مردم ایران عاشق قرآن هستند و انقلاب اسلامی راه را برای پیوستن جوانان و نوجوانان به کاروان عاشقان قرآن کریم گشوده است و امروز، روح قرآنی حاکم بر کشور است و جاذبه قرآن کریم، جوانان و نوجوانان را مجذوب محافل قرآنی کرده است. ایران اسلامی متکی به معارف قرآن است و نظام اسلامی در تلاش است که معارف قرآنی در سطح عموم مردم گسترش یابد؛ زیرا در این صورت ایران اسلامی شکست ناپذیر خواهد بود.

 

حامیان اصلی انقلاب از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

رهبر خردمند و فرزانه انقلاب، قشر محروم جامعه را طرفداران واقعی نظام اسلامی می دانند و چنین می فرمایند: حامیان اصلی انقلاب اسلامی طبقه محرومند که باید مورد توجه خاص برای خدمت قرار بگیرند، به دو دلیل: اولاً، چون احتیاجات شان بیشتر است و عدل این را اقتضا می کند و ثانیا چون آنها پشتیبانی شان از نظام جدی تر و همیشگی تر است و از اول این جور بوده است. توی جبهه ها چه کسانی بودند؟ نسبت ها را ملاحظه کنید. خیلی از این پولدارها از این مرفهین جامعه، از این بی دردها و بی احساس ها، هشت سال جنگ آمد و رفت و این ها جنگ را حس نکردند. همان غذا، همان راحتی، همان آرامش ؛ و چهار روز هم اگر شهر مورد تهاجمی بود، سوار ماشین شان می شدند و می رفتند یک جای دیگر و راحت استراحت می کردند و نفهمیدند بر سر این مملکت چه گذشت.

 

فجر بیداری

رسید موسم بهمن بهار باز آمد

جلال محفل ما، یار دل نواز آمد

به پاست خیمه آلاله های صحرایی

و ان یکاد بخوان موسم نیاز آمد

درون هر ورق سبز بنگری، بینی

جمال یوسف مصری در این تراز آمد

چراغ لاله فروزان شد از دم عیسی

شمیم یاد عزیزانِ پاکباز آمد

زمان، زمان طلوع است و فجر بیداری

کنون که جلوه خورشید برفراز آمد

 

بهار آفرین قرن ها خزان

گلبوته عشق شکفت و بلبل حدیثی تازه گفت، پنجره های دیدگان ما، به تپشی شورانگیز روی آوردند و گوش هامان نغمه ای نو و دلکش شنید. دل های امیدوار و جان های مشتاق، دستان خویش را به سمت آمدن نور گشودند و چنین سرودند:

ما را که درد عشق و بلای خمار کشت

یا وصل دوست یا می صافی دوا کند.

و تو آمدی و وصل دوست روزی ما شد. هاله ای از عطر آن گل غایب را برگرداگرد چهره ات دیدیم و آهنگ هماهنگی از صدای قدم های استوار و مصمم ات شنیدیم. اینک، لب های درختان، حنجره های بلبلکان، نوای مرغان عشق و فریاد همه یاران این است که امام آمد. روح خدا آمد و بهار آفرینِ قرن ها خزان آمد.

 

نشاط سحر

خیزید که هنگام نشاط سحر آمد

شب رفته و خورشید ز مشرق به در آمد

برپا شده صد ولوله در گلشن توحید

کز بام فلک مرغ صبا خوش خبر آمد

آمد پی ایجاد سحر ناجی خورشید

بر جان خدایان دروغین تبر آمد

 

منبع : پایگاه حوزه

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

مقیاس عشق مثلثی اشترنبرگ

 

به نظر اشترنبرگ عشق مثل یک مثلث است و بهترین عشق به مثلث متساوی الاضلاع شباهت دارد. عشق سه عنصر دارد : صمیمیت، هوس و تعهد. عشق زمانی بهترین حالت را خواهد داشت که هر یک از سه عنصر را تقریبا به طور یکسان شامل شود .

 

دستور العمل :

در جای خالی هر یک از جملات مقیاس زیر ابتدا اسم کسی را که دوست دارید یا شیفته او هستید بنویسید؛ بعد مشخص کنید که تا چه اندازه با هر یک از جملات موافق هستید .

برای این کار از مقیاس 9 درجه ای که در آن :

 1= اصلا

 5= به طور متوسط

 9= به طور کامل

 استفاده کنید .

از بقیه اعداد بین 1و 9 بر اساس سطح موافقت خود با جملات کمک بگیرید .

 

1 . به شدت در فکر راحتی .......... هستم .

2. با .........روابط بسیار گرمی دارم .

3 . در مواقع دشوار میتوانم روی ......... حساب کنم .

4 . ........... میتواند در مواقع دشوار روی من حساب کند .

5. آماده ام هر چه دارم با ............. قسمت کنم .

6 . ............ خیلی مرا از نظر عاطفی حمایت میکند .

7 . ............. را از نظر عاطفی خیلی حمایت می کنم .

8 . با ........... خیلی خوب ارطباط بر قرار می کنم .

9 . در زندگی خود خیلی به ........... بدهکار هستم .

10 . خیلی خودم را به ............... نزدیک احساس می کنم .

11 . با ............ روابط بسیار خوشایندی دارم .

12 . به نظر خودم ............را خیلی خوب درک می کنم .

13 . ........... مرا خیلی خوب درک می کند .

14 . فکر می کنم که می توانم به ......... افتخار کنم .

15 . برخی اسرار خودم را در اختیار ........ می گذارم .

16 . هیچ چیزی مرا به اندازه دیدن ............ بر نمی انگیزد .

17 . تعجب می کنم که در طول روز نیز خواب ......... را می بینم .

18 . رابطه من با ......خیلی روانتیک است .

19 .شخصا ........ را خیلی جذاب می دانم .

20 .به نظر من ............ یک فرد ایده ال است .

21. اصلا نمی توانم فکر کنم که فرد دیگری مثل ...... بتواند مرا اینقدر خوشحال کند .

22. تر جیح می دهم با ...... باشم نه با هر کس دیگری .

23 .هیچ چیزی مهمتر از رابطه من با ......... نیست.

24. مخصوصا دوست دارم با ........... رابطه فیزیکی داشته باشم .

25 . در رابطه من با ......... تقریبا سحر و جادو وجود دارد .

26 . واقعا ......... را می پرستم .

27 . نمی توانم بدون ........... زندگی کنم .

28 . رابطه من با ............. خیلی هوس انگیز است .

29 . وقتی فیلمهای عاشقانه نگاه می کنم و وقتی رمانهای عشقی می خوانم به یاد ........... می افتم .

30 . در مورد .......... همیشه خیال پردازی می کنم .

31. متقاعد شده ام که ............. را دوست دارم .

32 . تلاش من این است که رابطه ام را با .......... حفظ کنم .

33. به علت تعهدی که نسبت به ......... دارم اجازه نمی دهم کسی بین ما دخالت کند .

34 . معتقدم که رابطه من با ........... همیشه ثابت خواهد ماند .

35 . هیچ چیزی نمی تواند در تعهد من نسبت به ........... خلل وارد کند .

36 . عشق من نسبت به ............ تا آخر عمر م باقی خواهد ماند .

37. همیشه نسبت به ........ احساس مسئولیت خواهم کرد .

38 . تعهد من نسبت به ........... بسیار سفت و سخت است .

39 . نمی توانم تصور کنم که بین من و .......... فاصله بیفتد .

40 . در مورد عشق خود نسبت به ............ تردید ندارم .

41 . رابطه خودم را با .......... دائمی می دانم .

42 . رابطه خودم را با .............. یک تصمیم گیری عاقلانه می دانم .

43 . خودم را نسبت به ........... مسئول می دانم .

44 . تصمیم دارم به رابطه خود با ........... ادامه دهم .

45 . حتی زمانی که ........... رفتار نا مناسب دارد سعی می کنم رابطه خود را با او حفظ کنم .

 

برای تفسیر نتایج خود می توانید به درجه بندی زیر نگاه کنید:

 

 

نمره گذاری :

15 جمله اول صمیمیت 15 جمله بعدی هوس و 15 جمله آخر، تعهد را منعکس می کنند. اعدادی را که در جلوی هر گروه 15 جمله ای گذاشتید جمع کنید تا سطح شما در سه عنصر عشق معلوم شود .

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

حضور قلب در نماز

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

مقدمه
یكی از شرط های اساسی پذیرفته شدن نماز در نزد خداوند متعال، مسأله حضور قلب پیدا كردن در حین نماز است؛ از این رو آیات و روایات فراوانی در این باره وارد شده كه همه بر این مطلب تصریح می كنند كه میزان قبولی نماز، بستگی به میزان توجه انسان در نماز دارد و این در حالی است كه متأسفانه بسیاری از ما عبادت های خود را بدون حضور قلب و با حواس پرتی كامل انجام می دهیم و به همین جهت است كه یک عمر نماز می خوانیم، اما اثری از آثار معنوی و روح نواز آن را در خود نمی بینیم.

 

اهمیت و امكان حضور قلب

 

1. لزوم تحصیل حضور قلب

الف. در ضرورت تحصیل حضور قلب همین بس كه بدانیم: نماز بی حضور قلب، نماز حقیقی نیست و وقتی نماز از حقیقت و باطن خود جدا شد و به صورت یك عمل بی روح در آمد، تمام ثمرات و فوایدی كه در آیات و روایات، برای نماز آمده، در چنین نمازی وجود ندارد وچه بسا موجب دوری از خدا هم بشود.

احادیث فراوانی دراین باره وارد شده كه همه بر این مطلب تصریح می كنند كه میزان قبولی نماز، بستگی به میزان حضور قلب در نماز دارد و به تناسب وجود حضور قلب، نماز مورد قبول واقع می شود. امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:

اَن العبدَ لیُرفعُ لهُ مِن صلاتهِ نصفُها او ثلُثها او ربعُها او خمسُها و ما یرفعُ لهُ الّا ما اقبلَ علیهِ بقلبهِ؛[1] همانا از نماز انسان، نصفش، ثلثش، ربعش یا خمسش بالا برده می شود و آن مقداری از نماز كه توجّه قلبی داشته باشد بالا برده می شود.

گر چه حضور قلب از شرایط صحت نماز نیست؛ یعنی با نبودن حضور قلب نماز باطل نمی شود و از لحاظ فقهی اشكالی ندارد. و لیكن چنین نمازی، قالبی و بی فضیلت و غیر مقبول است، یعنی بالا نمی رود و اثر معراجی خود را از دست می دهد.

 

2. امكان كسب حضور قلب

گاهی تصور می كنیم، تحصیل حضور قلب از امور مُحال است و از كسب آن، ناامید می شویم و به یك عبادت صوری و ظاهری اكتفاء می كنیم. چه بسا این ناامیدی، از فریب دادن خود نشأت بگیرد، به این معنا كه برای فرار از نماز با حضور قلب، دایماً خود را فریب داده و مشكل بودن آن را بهانه ای برای ترك آن، قرار می دهیم.

دلایلی برای امكان كسب حضور قلب وجود دارد كه از جمله آنها موارد ذیل است:
 

الف. وقوع حضور قلب

بهترین دلیل برای امكان شیء، وقوع آن است. همین كه پیغمبران ما و ائمه ـ علیهم السّلام ـ و اولیای خدا، بر حسب معرفت و ایمان و قرب و طلبشان، حضور قلب داشتند، دلیل بر امكان آن می باشد.

 

ب. وجود دستور عمل

وجود دستور جهت تحصیل حضور قلب از ناحیه رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ و بزرگانی كه در این باره كتاب نوشته اند، همه دلیل بر امكان كسب آن می باشد، چرا كه تكلیف و دستور به آنچه در توان نیست بی معنا و غلط است، زیرا تحصیل امر محال، محال است.

 

3. مراتب حضور قلب

گرچه درباره مراتب حضور قلب، سخنان بسیاری از بزرگان اهل معرفت رسیده، ولی ما به جهت مختصرگویی و ساده نویسی برآنیم تا با الهام از سخنان ارزشمند آنان به ذكر پنج مرتبه از مراتب حضور قلب بپردازیم.

 

مرتبه اول:

شخص نمازگزار باید اجمالا بداند كه با خداوند سخن می گوید و حمد و ثنای او می كند، اگر چه به معانی الفاظ توجه نمی كند. این مرتبه برای آنانی است كه معانی نماز را نمی دانند؛ حضرت امام خمینی ـ قدّس سره ـ از قول مرحوم شاه آبادی ـ قدّس سره ـ نقل می كند:

مثل این نحوه، به این صورت است كه یكی، قصیده در مدح كسی بگوید و به طفلی كه معانی آن را نمی فهمد بدهد كه در محضر او بخواند و به طفل بفهماند كه این قصیده در مدح این شخص است، البته آن طفل كه قصیده را می خواند اجمالا می داند ثنای ممدوح را می كند، اگر چه كیفیت آن را نمی داند.[2]

 

مرتبه دوم:

علاوه بر مرحله قبلی، به معانی كلمات و اذكار نیز توجه داشته باشد و بداند كه چه می گوید. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:

من صلّی ركعتین یعلمُ ما یقولُ فیهِما. انصرَفَ و لیسَ بَینَهُ و بینَ الله ذنبٌ إلّا غفرَلَهُ؛[3] هر كس دو ركعت نماز بخواند در صورتی كه بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود در حالی كه بین او و خداوند گناهی نیست، مگر این كه خداوند آنها را می بخشد. در این مرحله، قلب تابع زبان است.

 

مرتبه سوم:

اسرار عبادت و حقیقت اذكار و تسبیح و تحمید و سایر مفاهیم را بفهمد و در حال نماز به آنها توجه كند تا خوب بداند چه می گوید و چه می خواهد.
 

مرتبه چهارم:

نمازگزار علاوه بر مراحل سابق، باید اسرار و حقایق اذكار را به طور كامل در باطن ذاتش نفوذ داده و به مرحله یقین و ایمان كامل برسد. در این صورت است كه زبان از قلب پیروی می كند. قلب چون به آن حقایق ایمان دارد، زبان را به اذكار وادار می كند.
 

مرتبه پنجم:

در این مرحله، نماز گزار به مرتبه كشف و شهود و حضور كامل می رسد كه به این مرحله حضور قلب در معبود می گویند نه حضور قلب در عبادت؛ یعنی مرحله ای كه اسما و صفات و كمالات حق را با چشم باطن مشاهده می كند،چیزی را جز خدا نمی بیند، حتی به خودش و افعال و حركات و اذكارش نیز توجه نداشته از سخنگو و سخن نیز غافل است و در حقیقت در انجذاب كامل قرار دارد، البته در این مرحله هم مراتبی است كه نسبت به سالكین متفاوت است.[4]

 

- عوامل حواسپرتی و درمان آن

 

1. هرزگی قوه خیال

از اسباب محوری و اصلی حواسپرتی، فرّار بودن، و هرزگی قوه خیال است.
آدمی دارای نیرویی است كه دایماً ذهن و خیالش را به كار می گیرد. اگر ذهن انسان در مورد موضوعات كلی، به صورت منظّم و مرتّب فعالیت كند و از یك مقدمه، نتیجه ای بگیرد، در این صورت تفكر و تعقّل حاصل شده است، ولی اگر ذهن انسان بدون هیچ مقدمه و نظمی در موضوعات جزئی، از چیزی به چیزی و از جایی به جایی پرواز كند و هیچ رابطه منطقی بین موضوعاتی كه در ذهن آمده ایجاد نكند، تخیّل صورت گرفته است.
 

- ویژگی های قوّه خیال

یكی از ویژگی های قوّه خیال، فرّار و متحرك بودن آن است، چون اگر تفكر نباشد، هزاران خاطره و مسأله به ذهن انسان (در طی چند لحظه، بدون هیچ ارتباطی با هم) می رسد.
دیگر از ویژگی های قوّه خیال كه از تعریف آن بر می آید. آن است كه در موضوعات جزئی كار می كند و هم چنین از بی نظمی خاصی برخوردار است.

 

انواع خیالات در نماز

در نمازی كه می خوانیم، تمام انواع چهارگانه تصوّرات خیالی كه در ذیل می آید، وجود دارد، مگر كسانی كه قوه خیال را كاملا تربیت كرده و متمركز بر نماز كرده باشند.
گاهی آنچه در نماز به ذهن خطور می كند، انجام كار خیری است؛ مثلا در این تصور است كه چگونه بعد از نماز سخنرانی كند و یا با فلان بزرگ یا دوست، چگونه گفتگو كند.
و یا انجام كار شرّی است، مثلا در این تصوّر است كه چگونه بر سر دیگری كلاه بگذارد و... .
گاهی آنچه در خاطر و خیال می آید، صرف خیال است و آن یا خیال پسندیده است مثلا (در خاطر خود بگذراند كه پولدار شود تا بتواند گرسنگانی را سیر و برهنگانی را لباس بپوشاند و...) و یا خیال فاسد می باشد (مثلا در خاطر خود لذت گناه و چگونگی آن را بیاورد و با آن دلخوش كند).

پس آنچه كه در قوه خیال ما می آید از این چهار حالت خارج نیست، اگر چه گاهی در نماز قوّه خیال در امور پسندیده فعّالیّت می كند، و لیكن در جهت كسب حضور قلب، خیال در امور پسندیده هم باید كنترل شود و از پرواز آن به امور مختلف، خوب نگه داشته شود تا قلب یكسره متوجه خداوند گردد.

 

- درمان

 

الف. بیرون نماز

باید در بیرون نماز، تمرین و ممارست در حفظ قوه خیال و متمركز كردن آن صورت گیرد، به این صورت كه در ابتدا تمرین كنیم كه فكر و خیال خود را به امور خاصّی تمركز بدهیم و دایماً مواظبت بنماییم كه خیال به جایی دیگر نرود كه اگر این تمركز ادامه پیدا كند، آرام آرام می توانیم فكر و خیال خود را ضبط و نگهداری كنیم كه هر كجا اراده كردیم حركت كند.
 

كیفیت تغذیه قوه خیال

هر یك از قوای ما محتاج به تغذیه مناسب خود می باشد. باید برای منظم كردن قوه خیال و جهت دادن به آن، از عوامل كنترل قوّه خیال و گفتن ذكر دایم با توجه و متمركز كردن ذهن به امور پسندیده، استفاده كرد. از جمله امور پسندیده عبارتند از: یاد خدا بودن؛ تمام كارها و اعمال خود را نیت و هدف خدایی دادن؛ تفكر در مسائل علمیه و مسائل اعتقادیه (مبدأ و معاد) و وظایف انسانی و عملی (كسب اخلاق حسنه و رفتار انسانی)؛ مراقبت بر احوال و رفتار خود كه چه مقدار منطبق با عقل، شرع و رضای خداوند است و هم چنین یادآوری گذرگاه بودن دنیا و مسافر بودن خود و دقّت و تعقّل به عجایب خلقت و آثار نظم و قدرت پروردگار؛ همه اینها عوامل كمك كننده در كنترل قوه خیال می باشد.
 

ب. داخل نماز

یكی از روش های كنترل قوه خیال در نماز تصمیم بر مخالفت است؛ یعنی تصمیم بگیرد كه خیال خود را متمركز در نماز و یا معانی نماز نماید و هر وقت كنترل آن از اراده انسان خارج شد دوباره برگرداند. حضرت امام خمینی ـ قدّس سره ـ می فرماید:
طریقه عمده رام نمودن آن عمل نمودن به خلاف است و آن، چنان است كه انسان در وقت نماز خود را مهیّا كند كه حفظ خیال در نماز كند و آن را حبس در عمل نماید و به مجرّد این كه بخواهد از چنگ انسان فرار كند آن را استرجاع نماید (برگرداند) و در هر یك از حركات و سكنات و اذكار و اعمال نماز ملتفت حال آن (قوه خیال) باشد و از حال آن تفتیش نماید (جستجو كند) و نگذارد سر خود باشد و این در اوّل امر، كاری صعب (مشكل) به نظر می آید، ولی پس از مدتی عمل و دقت و علاج، حتماً رام می شود و ارتیاض پیدا می كند (ورزیده می شود).[5]


[1] . بحارالانوار، ج 84، ص 238.
[2] . امام خمینی، اربعین، ص 434.
[3] . ثواب الاعمال، ص 72.
[4] . بر همه ماست كه در این مراتب به دقت تأمل نموده و درصدد تحصیل آنها باشیم؛ برای اطلاع بیشتر ر.ك: امام خمینی، اربعین، ص 434؛ ابراهیم امینی، خودسازی، ص 231؛ میرزا ملكی تبریزی، اسرار الصلوه، ص 307.
[5] . آداب الصلوه، ص 44.

 

منبع : www.andisheqom.com

 

  لينک های هفته             

صدای نسل انقلاب - ویژه نامه 22 بهمن 1390

 

موزه عبرت ايران

 

ویژه نامه میهمانی انقلاب

 

کتاب سيمای مدير موفق

 

فصلنامه دانشگاه اسلامی

 

جامعه مجازی گفتمان دینی

 

مجله نوین پزشکی

 

مشاهده قبض تلفن همراه به صورت آنلاین