ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و چهل و هشت    

شنبه 29 بهمن 1390 25 ربیع الاول 1433 18 فوریه 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ 65 وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا يَعْمَلُونَ 66 يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ 67 قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ 68 إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ 69 لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلاً كُلَّمَا جَاءهُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُواْ وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ 70

ترجمه فارسي مکارم

 

و اگر اهل كتاب ايمان بياورند و تقوا پيشه كنند، گناهان آنها را مى ‏بخشيم; و آنها را در باغ هاى پرنعمت بهشت، وارد مى ‏سازيم 65 و اگر آنان، تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنها نازل شده ( قرآن) برپا دارند، از آسمان و زمين، روزى خواهند خورد; جمعى از آنها، معتدل و ميان ه‏رو هستند، ولى بيشترشان اعمال بدى انجام مى ‏دهند 66 اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده ‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى ‏دارد; و خداوند، جمعيت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏ كند 67 اى اهل كتاب! شما هيچ آيين صحيحى نداريد، مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا داريد ولى آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل شده، (نه تنها مايه بيدارى آنها نمى ‏گردد، بلكه) بر طغيان و كفر بسيارى از آنها مى‏ افزايد بنابر اين، از اين قوم كافر، (و مخالفت آنها،) غمگين مباش! 68 آنها كه ايمان آورده ‏اند، و يهود و صابئان و مسيحيان، هرگاه به خداوند يگانه و روز جزا، ايمان بياورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين خواهند شد 69 ما از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم; و رسولانى به سوى آنها فرستاديم; (ولى) هر زمان پيامبرى حكمى بر خلاف هوس ها و دلخواه آنها مى‏ آورد، عده‏اى را تكذيب مى ‏كردند; و عده‏اى را مى ‏كشتند 70

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

ویژگی های عمومی مدیریت از دیدگاه اسلام

مولف : علی اصغر صرفه جو   

چکیده:

مدیریت به صورت کلی از دشوارترین و در عین حال از ظریف ترین کارهای انسانی است که برای خود ویژگی هایی دارد. چه بسا فقدان یکی از این خصوصیات ، مایه رکود کار و نابسامانی اوضاع قلمرو مدیریت می شود. افراد ناوارد، مدیریت را کاری ساده تلقی می کنند و تصور می کنند تنها داشتن مدرک مدیریت برای مصدر کار شدن کافی است و در چشم انداز این گروه ، مدیران لایق بر سر هر کوی و برزن ، به فراوانی پیدا می شوند. در صورتی که از نظر کارشناسان مسائل مدیریت ، واقعیت به گونه ای دیگر است. مدیر شایسته و کارساز کمتر از آن است که تصور می شود و راز آن این است که بخشی از ویژگی های مدیریت ، موهبتی است که باید آفرینش در نهاد انسان به ودیعت بگذارد و هرگز با آموزش و دوره دیدن و درس خواندن ، قابل تحصیل نیست. ما در مجموعه یادداشت هایی درباره شرایط عمومی مدیریت سخن می گوییم و از شرایط مدیریت های صنفی چون مدیریت بیمارستان ، مدیریت ارتش ، سخن به میان نمی آوریم و تا آنجا که امکان دارد به گزیده گویی می پردازیم و اعتراف می کنیم که در این نوشتار بخشی از شرایط لازم را متذکر شده ایم.


کلمات کلیدی: ویژگی های عمومی مدیریت از دیدگاه اسلام

 

ایمان به ارزش کار
کشش درونی و علاقه باطنی به هر کاری که انسان تصدی آن را به عهده می گیرد، از عوامل بزرگ موفقیت انسان است ، زیرا عشق و علاقه به کار مانع می شود که غبار خستگی بر روان انسان بنشیند. نه تنها احساس خستگی نمی کند، بلکه دوری از کار در او ایجاد خستگی می کند.
عشق و علاقه به کار، روح ابتکار و نوآوری را در انسان زنده می کند و در پرتو کشش درونی ، مشکلات را بر طرف می کند. در حالی که کار از روی بی میلی و بی رغبتی ، نه تنها پیش نمی رود، بلکه در جا می زند.
در انتخاب مدیر باید ایمان او را به ارزش کار به دست آورد و از طریق ذوق آزمایی و استعداد سنجی وجود این ویژگی را در او کشف کرد و از زمانهای دیرینه گفته اند در هر سری شوری است ، خوشبخت کسی که ذوقش را دریابد.
پیامبران ، مدیران عمومی جامعه بوده و از طریق هدایت مردم ، کار خود را آغاز کرده اند و در سخت ترین شرایط، موفقیت هایی به دست می آوردند و یکی از علل موفقیت آنان ، هر چند در قلمرو محدود، ایمان آنان به ارزش کار خود بود و قرآن هنگام توصیف پیامبر درباره او چنین می گوید: پیامبر به آنچه که از سوی خدا بر او نازل شده ، ایمان آورده است.
در پایه ایمان او به ارزش کارش کافی است که از اقبال مردم به آیین الهی خرسند و شادمان می شد؛ در حالی که اعتراض و روی گردانی مردم ، روح او را سخت می فشرد و تا لب مرگ پیش می برد. قرآن این حقیقت را چنین بیان می کند: گویی می خواهی خود را از فرط غم و اندوه به خاطر روی گردانی کافران هلاک سازی.


امانت و تعهد
هیچ گروهی و صنفی نمی تواند ارزش پاکی نفس و وارستگی روح و روان را انکار کند. علو روح و طبع بلند، از ویژگی های مردان با هدف است که هرگز هدف را فدای تمایلات شخصی خود نمی کند.
در قلمرو مدیریت چه بسا اتفاق می افتد شخص مدیر با مصالح مدیریت ، تضاد پیدا می کند. در این شرایط، نفس خودخواه و آزمند مدیر، فکر و اندیشه او را با منافع خویش همسو می سازد، در حالی که مدیر امین و متعهد، کفه طرف مقابل را سنگین تر می کند و به خاطر منش عالی که دارد با خود می گوید: مدیریت لقمه چربی برای من نیست ، بلکه امانتی است از طرف مردم در دست من و خیانت در امانت کار قبیح و زشتی است.
مدیریتی می تواند موفق و درخشان باشد که متصدی آن با روح بلند و نفس پاک وارد میدان عمل شود و چنین ویژگی در افرادی که در خانواده های مذهبی پرورش یافته اند، پیدا می شود بخصوص خانواده هایی که دارای سوابق درخشان بوده و از اصالت برخوردار باشند.
امروز برای کنترل کارها، مساله ای به نام نظارت و بازرسی مطرح و تا حدی مفید و سودمند است ، ولی باید توجه کرد که گروه نظارت کننده تافته جدابافته نیستند. آنان نیز از همان تمایلاتی که سرپرست برخوردار است ، برخوردار هستند و اگر در این گروه ، علو طبع و به تعبیر صحیح تر تربیت دینی و حالت خداترسی نباشد، چه بسا با ارائه چراغ سبزی از طرف مدیر، تمام مسائل حل شود و حساب سازی جای حسابرسی را پر می کند تا آنجا که با صورت سازی خاصی ، خائن مدال می گیرد. از این نظر باید دنبال مدیرهای امین و متعهد و متقی و پرهیزگار رفت و ریشه فساد را سوزاند.
ولی متاسفانه در نظام مادیگری ، بیشتر به تخصص ابراز علاقه می شود، در حالی که تعهد نیز باید به آن ضمیمه شود تا 2رکن بزرگ مدیریت ، دوشادوش هم کارساز باشند.امیر مومنان هنگام اعزام مالک اشتر به مصر، به او چنین سفارش کرد: من تو را به پرهیزگاری فرمان می دهم و متذکر می شوم دستور خدا را بر همه چیز مقدم بدار و با یاد خدا خواسته های نامشروع نفس را بشکن و او را از سرکشی بازدار و نفس انسان پیوسته به کارهای بد فرمان می دهد، مگر این که مورد رحم خدا قرار گیرد.
وظیفه دینی و وجدانی انسانی که مقام مدیریت را می پذیرد، این است که قدرت و توانایی روحی را در برابر تمایلات شخصی که با قلمرو مدیریت در تضاد است ، بسنجد. اگر خود را انسان با اراده و پا بر جا و نشکن یافت ، با توکل به عنایت الهی ، این موقعیت سنگین را بپذیرد، در غیر این صورت در این وادی خطرناک گام نگذارد.
دانایی و توانایی 2 ویژگی عمومی است که همه مکاتب مدیریت آن را به عنوان زیر بنا پذیرفته اند.
علم و دانش و به اصطلاح تخصص راه را روشن و مشکلات را بر طرف می کند؛ در حالی که توانایی روحی و جسمی به کار صورت می بخشد و به طرح عینیت می دهد. مقصود از دانایی ، دانش مربوط به موضوعی است که مدیریت آن را به عهده گرفته و مقصود از توانایی قدرت روحی و جسمی است که ماشین کار را به پیش می راند.
همان طوری که قدرت روحی از ارزش بالایی برخوردار است ، صحت و تندرستی مدیر نیز دوشادوش آن ، در موفقیت مدیریت موثر است و قرآن آن گاه که طالوت را به عنوان فرمانده سپاه معرفی می کند، قوم بنی اسرائیل زبان به اعتراض می گشایند و می گویند: او فقیر و ناتوان است ، گویی که غنا و ثروت از شرایط مدیریت است. قرآن در پاسخ آنان بر علم و دانش طالوت و قدرت جسمی او تکیه می کند که در میدان جهاد و نبرد کارساز است.
امامت و حکومت نوعی مدیریت جامعه است و امام علی (ع) روی علم و توانایی مدیر و تخصص او تکیه می کند و می فرماید: سزاوارترین افراد برای اداره کشور، تواناترین و داناترین آنها به احکام خداوند در مسائل مربوط به حکومت است. در این روایت همین طور که ملاحظه می کنید بر هر دو ویژگی تکیه شده است: علم و توانایی و مقصود از دومی توانایی روحی و جسمی است و نباید در تفسیر آن به توانایی روحی اکتفا کرد و از قدیم الایام گفته اند: عقل سالم در بدن سالم است.
پیامبر اسلام در برخی از سخنان خود روی علم مدیر تکیه می کند و فرمانروایی را نوعی مدیریت تلقی کرده و چنین می گوید: هر گاه حاکم بزرگ فردی را به عنوان مدیر و کارگزار انتخاب کند، در حالی که می داند در جامعه اسلامی شایسته تر از او و آگاه تر از او به کتاب خدا و سنت رسول هست ، او به خدا و رسول او و تمام مسلمانان خیانت ورزیده است.

 
 
دادگری میان زیردستان
عدالت و دادگری در میان زیر دستان از ویژگی هایی است که می تواند تکمیل کننده امانت و تعهد مدیر باشد. قلمرو مدیریت مجموعه ای است که باید بر آن توازن حکومت کند و هر کسی به حق شایسته خود برسد، در حالی که تبعیض و ظلم مایه از هم پاشیدگی مجموعه است که در نتیجه دود آن به چشم مدیر و صاحبان مدیریت می رود. گاهی گفته می شود مدیر باید به همه به یک نظر بنگرد و در میان آنان مساوات برقرار کند ولی تعبیر بهتر این است که بگوییم مدیر باید عدالت را میان همه برقرار کند، زیرا چه بسا مساوات بر خلاف دادگری باشد، ولی آنجا که هر 2 گروه امتیاز مشترکی داشته باشند مقتضای عدالت یکسان نگری است.
درباره عدالت و تاثیر آن در حفظ توازن و انضباط سخن زیاد گفته شده است و ما در این مورد به ترجمه آیه ای و نقل روایتی بسنده می کنیم.
قرآن به عدالت بسیار بها می دهد و یادآور می شود که عدالت را به پا دارید و اگر عدالت به ضرر شما یا پدر و مادر و نزدیکان شما تمام شود، حق را بگویید و به آن گواهی دهید.
امیر مومنان به والیان و فرماندهان خود چنین هشدار می داد:

هر کس پس از من سرپرستی جامعه را به عهده بگیرد، او را در روز رستاخیز در کنار صراط نگاه می دارند و فرشتگان ، نامه اعمالش را می گشایند. اگر میان مردم با عدالت رفتار کرده است ، عدالت او نجات بخش او است و اگر بر خلاف آن رفتار کرده باشد، در آتش دوزخ سرنگون می شود.


احترام به افکار دیگران
ارتقای 2 فکر و 2 اندیشه بسان پیوستن 2 سیم مثبت و منفی است که از لابه لای آن برق و روشنی می جهد. مشاوره در مسائل مهم یکی از اصول مهم فن مدیریت است ، زیرا در این صورت مدیر از افکار دیگران مدد می گیرد و مسلما افکار به هم فشرده مانند نیروهای مجتمع است که قوه و قدرت آن چند برابر می شود، ولی مهم در مساله مشاورت این است که انتخاب نظر در دست خود مدیر باشد. او پس از مشاوره ، افکار و آرا را سبک و سنگین می کند، آن گاه رای قاطع را بر می گزیند.
امروز در مجالس مشاوره مساله اقلیت و اکثریت مطرح می شود و رای قاطع از آن دومی است و پیوسته 50 رای بر 49 رای غالب است و به خاطر یک رای اضافی حقوق یک اکثریت نسبی پایمال می شود و شاید در مواردی ، چاره ای جز رعایت این اصل نباشد؛ ولی آنجا که مدیر دارای اختیار انتخاب باشد و خود او پس از مشاوره تصمیم بگیرد، چه بسا هر 2 گروه به حقوق خود برسند.
قرآن ، هم به اهمیت مشاوره تصریح می کند و هم به انتخاب خود مدیر درباره موضوع نخست می فرماید: کار مومنان پیوسته شور و مشورت است. و درباره موضوع دوم می فرماید: ای رسول گرامی با مومنان به مشورت بپرداز و آن گاه که تصمیم گرفتی ، با تکیه بر عنایت الهی کار را آغاز کن.
پیامبر گرامی (ص) درباره مشاوره چنین می فرماید: در موردی که چهره کار برای کسی روشن نیست باید مشورت کرد. هیچکس در موردی مشورت نمی کند مگر این که به خیر و صلاح کار پی می برد.
امیر مومنان (ع) می فرماید: آن کس که با بزرگان مشورت کند از عقل و خرد آنان بهره می گیرد.
مدیر در راس هرم سازمان قرار دارد و رهبر و پیشرو کارگزاران سازمان است و بر حسب موقعیت اجرایی خود و مسوولیتی که به عهده دارد، مرکز ثقل اندیشه ها، طرحها، پیشنهادهاست و در حقیقت آخرین مرجع برای تجزیه و تحلیل و جمع بندی و اتخاذ تصمیم برای عمل است.
از این جهت به لحاظ موقعیت خود به اراده و نیرومندی نیازمند است که پس از بررسی تمام جوانب تصمیم قاطع بگیرد و هر نوع تردید و دو دلی را کنار بگذارد و با اعتماد به عنایت الهی نظر خود را صادر کند و ما در مساله مشاوره به احترام افکار دیگران به این حقیقت اشاره نیز کرده ایم و یادآور شدیم که خدا به پیامبر می فرماید: پس از شور، تصمیم بگیر و بر خدا توکل نما.
امیرمومنان در یکی از سخنان خود چنین می فرماید: سستی ها را با اراده نیرومند از خود دور کنید.
و نیز می فرماید: هر کسی از سستی پیروی کند حقوق را تباه می سازد.


تواضع و فروتنی یا مردمی بودن
یکی از پشتوانه های کار مدیران ، حمایت های زیردستان است و این پشتوانه در صورتی به دست می آید که مدیر حالت مردمی به خود بگیرد و از تواضع و فروتنی در عین حفظ شخصیت چشم نپوشد و با مهر و محبت سخن بگوید و طرح دهد یا اجرا کند.
امام علی بن ابیطالب ع در فرمان خود به یکی از فرمانروایان که مدیریت مصر را به او واگذار کرده بود چنین می نویسد: ای مالک! مهر و محبت تو به افراد زیردست دلهای آنها را متوجه تو می کند و آنچه موجب چشم روشنی زمامدار می شود 2 چیز است: یکی برقراری عدالت ، دومی ابراز علاقه به آنهاست.
در جایی دیگر یادآور می شود که مدیر یک جامعه برای رسیدگی به نیاز زیردستان باید وقتی را مقرر سازد و با کمال فروتنی با آنان سخن بگوید و در این مورد چنین می گوید: برای مراجعان خود وقتی مقرر نما، به نیاز آنها شخصا رسیدگی کن ، مجلس عمومی و همگانی برای آنها تشکیل بده و در را به روی هیچکس نبند و به خاطر خداوندی که تو را آفریده تواضع کن و لشکریان و محافظان و پاسبانان را از این مجلس دور ساز تا هر کس بدون ترس و لکنت سخنان خود را با تو بگوید.
امروز در تمام سازمان های دولتی و ملی ، صندوق شکایات و پیشنهادها نصب شده و انتظار می رود مراجعان و کارکنان مشکلات یا پیشنهادهای خود را بنویسند و در صندوق بیندازند، ولی بهتر این است که مدیر برای کارکنان جلسه خاصی تشکیل دهد و آنچنان امنیت و عطوفت بر مجلس حاکم باشد که افراد بتوانند معایب حوزه مدیریت او را بدون پروا بگویند.

 
حسن سابقه
حسن سابقه مدیر در دوران زندگی مایه دلگرمی مسوولانی است که او را به مدیریت برگزیده اند و مقصود از حسن سابقه مخصوص صداقت و امانت او نیست ، بلکه علاوه بر این دو وصف ، در کاری که به او محول شده است ، خوشنام و موفق باشد. امیرمومنان به بخشی از این حسن سابقه که همان امانت و صداقت و درستی و پاکی است در فرمان خود چنین اشاره می کند: بدترین وزیران تو کسانی هستند که پیش از تو وزیر تبهکاران بوده اند، یعنی آنان که شریک گناه پیشینیان بوده اند. از این جهت شایسته نیست چنین افرادی رازدار تو باشند، در حالی که تو می توانی برای خود جانشین خوبی بیابی ولی بار گناهان آنان را به دوش نمی کشند.
حسن سابقه از صدر اسلام تاکنون مقیاس گزینش مدیران سیاسی و اجتماعی بوده و امیرمومنان علی ع در انتقاد از مدعیان خلافت خاندان اموی چنین می گوید:
تو ای معاویه ، چگونه می توانی حکمران مردم و فرماندار امت اسلامی باشی ، در حالی که نه از سابقه خوبی برخورداری و نه نشانه بزرگواری در تو هست؟

 

منبع : جام جم آنلاین

 

  جمله مديريتی              

کدام اشتباه از شماست؟!

 

Bill Gates :

If you born poor, it's not your mistake. But if you die poor it's your mistake.

 اگر فقیر به دنیا آمده‌اید، این اشتباه از شما نیست؛ اما اگر فقیر بمیرید، این اشتباه شما است.

بیل گیتس

 

  حدیث مديريتی             

 

تواضع و فروتنی

 

امام حسن عسکری (ع) فرمودند:

التواضع نعمة لایحسد علیها
تواضع و فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نبرند

(تحف العقول، ص489)

 

  طنز مديريتی              

حساب و کتاب طبابت

 

مردی به شهری رفت و خودش را طبیب جا زد. بیماری آمد پیش او و گفت:  "دلم درد می ‌كند."
مرد پرسید: "دیشب چه خوردی؟"
بیمار جواب داد: "دو‌ من خربزه خورده‌ام تو یک من حساب كن. دو من هندوانه خورده‌ام تو یک من حساب كن. یک من نان و پنیر خورده‌ام تو نیم من حساب كن. سه من انگور خورده‌ام تو سه چارک حساب كن."
مرد گفت: "شش ماه تب می‌ كنی و كله پا می ‌شوی، سه ماه حساب كن. بعد از آن هم می‌ میری، زنده حساب كن. می ‌گذارندت توی قبر، اتاق حساب كن. یک خروار و نیم خاک می ‌ریزند رویت، هفتاد و پنج من حساب كن."

 

  حکايت مديريتی            

استراتژی خود را تغییر دهید

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

  

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد.

روزی مرد نابینایی روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: " من نابینا هستم لطفا کمک کنید ".

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت، نگاهی به او انداخت؛ فقط چند سکه در داخل کلاه بود.

او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد نابینا اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.

عصر آنروز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد نابینا پر از سکه و اسکناس شده است.

مرد نابینا از صدای قدم های خبرنگار او را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟

روزنامه نگار جواب داد:

- چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.

...

روی آن تابلو نوشته شده بود:  " امروز یک روز بهاری است، ولی من نمی توانم آنرا ببینم! "

حال باید گفت، وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد.

باور داشته باشید هر تغییر می تواند بهترین اثرات را برای زندگی در بر داشته باشد. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید.

این رمز موفقیت است؛ لبخند بزنید... .

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تکنیک های موفقیت         

بهداشت روانی در محيط کاری

 مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

بهداشت روانی‌ را امروزه به معنی احساس رضایت و بهبود روانی و انطباق کافی اجتماعی با موازین مورد قبول هر جامعه تعریف کرده‌اند.

یک محیط کاری سالم می ‌تواند ارتباط نزدیکی با بهداشت روانی کارکنان داشته باشد. وقتی مدیریت، عملکرد خوبی داشته باشد و کارکنان، مورد تکریم و احترام قراربگیرند و به آنان بها داده شود، بعید است چنین محیط کاری، دردسرساز باشد یا باعث بروز مشکل‌های روانی شود. به‌عبارتی، عملکرد ضعیف مدیریت می ‌تواند عامل نارضایتی شغلی قلمداد شود. به‌عنوان نمونه، اگر کارکنان تصور کنند با آنان منصفانه و محترمانه رفتار نمی‌شود، به احتمال زیاد، به مشکل‌های روانی دچار می‌ شوند.

 

محیط کاری می ‌تواند عارضه‌های منفی بر سلامت جسمی و روانی کارکنان داشته باشد اگر:

- فضایی به ‌وجود آوریم که تعادلی بین کار و زندگی وجود نداشته باشد.

- تبعیض، تجاوز به حقوق کارکنان و برچسب ‌زدن رواج داشته باشد.

 

تعادل میان کار و زندگی

تعارض میان کار و زندگی، وقتی به ‌وجود می‌آید که کارکنان دریابند نقش‌های آنان در محیط کار و خانواده، با یکدیگر تداخل داشته و برای یکدیگر مزاحمت ایجاد می‌کنند. همه‌ استرس‌ها، منفی و مضر نیستند و جزئی از ماهیت کار محسوب می‌شوند. تحقیق‌های انجمن بهداشت روانی کانادا در سال 2001 میلادی، نشان می‌ دهد کارکنانی که استرس ناشی از کار را مثبت تلقی می‌کنند، از بهره‌ وری بالایی برخوردارند. بسیاری از کارکنان معتقدند تعارض میان کار و زندگی به محیط خانواده و کار، آسیب جدی می‌رساند که می ‌تواند سلامت جسمی و روانی فرد را به خطر بیندازد. البته این به این معنی نیست که استرس، به‌تنهایی موجب تشدید بیماری‌های روانی می‌شود. استرس زیاد، زمینه‌ساز افسردگی، اضطراب یا خشم شده و در کارکرد مغز، اختلال ایجاد می‌کند و درنهایت، منجر به ضعف سیستم ایمنی بدن می‌شود. به‌عبارتی، استرس زیاد، می‌تواند موجب ضعف اخلاقی، غیبت و کاهش بهره ‌وری شود.

 

تعارض شدید میان کار و زندگی همراه است با:

- تحمل استرس زیاد، افسرده‌خویی، درماندگی و ضعیف‌تر شدن وضعیت سلامت جسمانی

- کاهش رضایتمندی شغلی و تعهد سازمانی

- افزایش مراجعه به پزشک

- افزایش غیبت کاری

 

برای از بین بردن تعارض میان کار و زندگی، به کارفرمایان توصیه می ‌شود:

- کارهای اضافی را کم کنید: یکی از این روش‌ها، جلوگیری از مکاتبه‌های اضافی و ارجاع آن از مدیریت به کارکنان، اصلاح و بهبود فرآیندهای کاری است. در این زمینه با کارکنان مشورت کنید.

- کاهش مأموریت‌های اداری

- کاهش پرداخت اضافه‌کاری و پرداخت‌های جایگزین برای جبران هزینه‌های زندگی (پاداش براساس شایستگی و عملکرد)

- به کارکنان برای انجام اضافه‌کاری، فرصت نه گفتن بدهید، به شرطی که وقفه در کارهای اداری به‌وجود نیاید.

- ساعت‌های کارِ شناور تدوین کنید تا کارکنان بتوانند در طول هفته، چند روزی از این ساعت‌های کاری استفاده کنند یا شرایط انجام کار در خانه را فراهم سازید.

- نباید کارکنان را برای انتخاب میان پیشرفت شغلی و رسیدگی به خانواده تحت فشار بگذارید، بلکه باید راه‌کارها و شاخص‌های ارتقا و ترقی شغلی به‌نحوی طراحی شود که به زندگی خصوصی کارکنان، صدمه ‌ای نرساند.

 

برای حفظ تعادل میان کار و زندگی خانوادگی کارکنان باید:‌

- به اضافه‌ کاری‌های غیرمنطقی نه بگویید.

- سعی کنید کار اداری را کم‌تر به خانه ببرید. اگر مجبورید در خانه، کارهای اداری انجام دهید، باید وقت خاصی را به آن‌ها اختصاص دهید. برای نمونه، وقتی که فرزندان به رختخواب رفتند.

- مأموریت‌های اداری را کاهش دهید.

- از ساعت‌های کاری شناور استفاده کنید.

به ‌یاد داشته باشید واکنش افراد در مقابل استرس، متفاوت است. ممکن است استرس برای یک‌نفر عارضه‌های جسمانی و روانی شدید داشته باشد درحالی که دیگری، از این عارضه‌ها در امان باشد.

 

عدم تبعیض و تجاوز به حقوق دیگران

تبعیض، نقض حقوق دیگران و برچسب‌زنی، مانعی جدی برای داشتن سلامت جسمی، روحی و روانی خوب است. ترس ازدست دادن شغل، عدم ارتقای شغلی، عدم مشارکت کارکنان و تمسخر از سوی همکاران، می‌تواند آسیب جدی به سلامت روحی و روانی فرد وارد نماید. تبعیض، سم مهلکی برای یک محیط کاری خوب محسوب می‌شود و زمینه‌ساز بروز بسیاری از بیماری‌ها است.

 

سازمان‌ها از داشتن کارکنان سالم و تندرست بهره می‌برند. کارکنان را تشویق کنید به فکر سلامتی خود باشند. وجود کارکنان سالم، تندرست و بانشاط، موجب بهبود اخلاقیات و افزایش بهره ‌وری در سازمان می‌شود.

 

منبع : www.daneshnamah.com

 

  نکات مدیریتی             

۱۰ اشتباه مدیر جدید

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

چه بسا در نگاه اول مدیریت اندكی رعب آور باشد. به جرات می توان گفت بالغ بر پنجاه درصد از مدیران پیش از شروع كار تحت آموزش قرار نمی گیرند. از این رو اشتباهات متداولی به كرات میان مدیران جدید مشاهده می شود كه در فهرستی فشرده به آنها می پردازیم.

 
  ۱) باور وقوف بر تمامی امور
  فرضا چنانچه مدیریت تولید به شما واگذار شده باشد ممكن است حس كنید همه چیز را در خصوص تولید می
دانید. حتی در صورت صحبت این امر، یقین داشته باشید درباره مهمترین بخش مسئولیت جدیدتان یعنی مدیریت بر پرسنل بر همه چیز آگاه نیستید. به اطرافیانتان گوش سپرده و هر زمان اقتضاء میكند از اطلاعاتشان بهره ببرید.

 
  ۲) تاكید دائم بر مدیریت خود
  مطمئن باشید همه شما را به عنوان مدیر گروه می
شناسند پس سعی نكنید مرتبا این موضوع را خاطر نشان كنید. شاخصه یك مدیر شایسته تمایز مثبت وی در جنبه عملكردی با دیگران است.

 
  ۳) تلاش برای دگرگونی در همه امور
  تا جایی اصرار بر تغییر امور داشته باشید كه از خطا اجتناب شود. فراموش نكنید صرفا به این علت كه روش انجام كاری، مورد پسند شما نیست، لزوما اشتباه محسوب نمی
شود. درك تفاوت میان افتراق و اشتباه از مولفههای مهم مدیریت است.

 
  ۴) هراس از انجام هر كار
 
 شاید خواهان ترفیع شغلی نبوده و در قدرت پذیرش مسئولیت تازه دچار تردید باشید ولی اجازه ندهید این تفكر و عدم اعتماد به نفس شما را از به كارگیری تمام توانتان بازدارد. قطعا كارفرمایان شما را واجد صلاحیت لازم دیده
اند. چون در غیر اینصورت برگزیده نمی شدید.

 
  ۵) عدم اختصاص وقت به شناخت پرسنل
 
 بعید نیست كه سال
های متمادی در كنار پرسنل امور خود كار كرده باشید. ولی این بدان معنا نیست كه به تمامی جنبههای وجودیشان شناخت پیدا كرده باشید. پس در مقام یك مدیر اكنون اسباب تهیج آنان را كشف نموده دریابید كه به چه نحو میتوان برانگیختشان، موجبات نگرانی را تشخیص داده و بكوشید آن را به عنوان یك فرد مستقل بشناسید چرا كه این یگانه شیوه اعمال مدیریت موثر بر نیروی انسانی است.
  اختصاص وقت و توجه هرگز به ضررتان نخواهد بود زیرا این پرسنل است كه شما را در تلاش
های مدیریتی مساعدت كرده یا گاه به ناكامی می كشاند.

 
  ۶) عدم صرف وقت با كارفرما
 
 طبعا از زمانی كه كارفرما شما را به پست مدیریت گمارده از میزان اشتغال شما آگاه است، از سوی دیگر پیش از اینكه مدیر باشید وظیفه شما كمك به كافرماست، بنابراین اختصاص وقت به وی چیزی نیست جز برقراری ارتباطی دو سویه جهت دادن اطلاعات و دریافت راهنمایی و آموزش.

 
  ۷) عدم نگرانی نسبت به مشكلات و كارمندان مشكل
دار
 
 ازمشكلات گریزی نیست. در مواجه رویدادها تكلیف شما یافتن موثرترین راهكار و به اجرا درآوردن آن است. البته نه به آن معنا كه از گرفتن مساعدت دیگران غافل شوید بلكه معضل را یافته وتا زمان برطرف شدن، آن را تحت كنترل و نظارت داشته باشید.

 
  ۸) خود سانسوری
 
 این صحیح نیست تنها به این علت كه سرپرست گروه می
باشید رخصت ابراز هیجانات و حتی یك لبخند را از خود دریغ نمائید یا سر زدن خطا را از خود امری غیر محتمل فرض كنید.

 
  ۹) عدم حمایت از پرسنل خود
 
 افراد گروه شما از هر سو تحت فشار قرار دارند. سایر قسمت
ها بعضا به دلیل عملكرد ناموفق از آنان انتقاد كرده و كارفرما گاه امور ناخوشایندی به این گروه ارجاع میدهد، این وظیفه شماست تا استقامت كرده، اطمینان حاصل نمائید كه با پرسنل تان تا حد امكان منصفانه رفتار شده است. به زودی باز خورد این وفاداری را از سوی آنان دریافت خواهید كرد.

 
  ۱۰) احتراز از مسئولیت پذیری در هر مورد
 
 چه بخواهید و چه نه، شما به عنوان مدیر، مسئول همه امور واقع شده در گروه خود هستید. خواه شما آن را انجام داده باشید، خواه از آن آگاه باشید و یا حتی نباشید هر امری به شما منتج می
شود، پس نه فقط سازماندهی ارتباطات بر عهده شماست بلكه باید مسئولیتهای متعاقب آنرا بپذیرید.

 

منبع: كارآفرینان امیركبیر

 

  مقاله مدیریتی             

ارائه الگویی جامع برای شناخت مدیریت اسلامی

مولف : روح الله تولّایی

چکیده

شیوه ‌های مدیریت و رهبری تابعی از ارزش‌های حاکم بر بافت سازنده یک جامعه یا تمدن می‌باشد. از همین رو چگونگی ماهیت عناصر تشکیل دهنده در جامعه، خود شیوه خاصی از مدیریت را اقتضا می‌کند. با عنایت به لزوم حاکمیت ارزش‌های الهی در سازمان‌های اسلامی، لازم است تا شیوه خاص مدیریت اسلامی نیز در آنها اجرا گردد تا به موفقیت‌های منحصر به فرد خود، که همان تعالی انسانی می‌باشد، دست یابند. در راستای نیل به این هدف و یافتن الگویی برای مطالعات مدیریت اسلامی، دفتر مطالعات مدیریت اسلامی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) اقدام به برگزاری سلسله جلسات مقدمات مدیریت اسلامی نموده است که در این مقاله از ماحصل آن سلسله جلسات، و همچنین انجام یک تحقیق کتابخانه ای در مطالعات و پژوهش های انجام شده در حوزه مدیریت اسلامی، به پیشنهاد الگویی جامع برای شناخت مدیریت اسلامی و تدوین اصول و مبانی آن پرداخته شده است. این مقاله پس از بیان تعاریف مختلف صاحبنظران از مدیریت اسلامی و جمع بندی آنها، در پاسخ به سئوال چیستی مدیریت اسلامی به ارائه یک تعریف جامع از مدیریت اسلامی می پردازد؛ و سپس با بررسی روش شناسی مطالعات مدیریت اسلامی و تلفیق و جمع بندی دیدگاه های مختلف مطرح شده در سلسله جلسات مقدمات مدیریت اسلامی، یک الگوی جامع را برای شناخت مدیریت اسلامی ارائه می نماید.

 
کلید واژه ها:علم مدیریت، مدیریت اسلامی، روش شناسی مدیریت اسلامی، منابع اسلامی، فلسفه مدیریت، تئوری های مدیریت.


مقدمه
ظهور سازمان‌های اجتماعی و گسترش روز افزون آنها یکی از خصیصه‌های بارز تمدن بشری است. به این ترتیب و باتوجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگی‌ها و نیازهای خاص هر جامعه، هر روز برتکامل و توسعه این سازمان‌ها افزوده می‌شود. بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است. نا گفته نماند که ظهور پدیده اداره کردن مربوط به روزگار اخیر نیست، بلکه از دیرباز، بشر متوجه شده است که برای رسیدن به یک هدف لازم است به بسیج امکانات و رهبری این امکانات به سوی آن هدف مشخص اقدام کند.
باید توجه داشت شیوه رهبری ومدیریت در هر تمدنی بستگی به ساخت فرهنگی آن تمدن دارد. از جمله خاطره تلخ دانشمندان اروپا از دادگاه‌های تفتیش عقاید  و بیم از تکرار مطالعات مدرسه‌ای  باعث شد تا تحلیل مبتنی بر تجربه صرف بشری پس از رنسانس بر روح تحقیق در غرب حاکم گردد و سرانجام انسان نیز به عنوان یکی از عامل تولید در ردیف ماشین و دیگر منابع به شمار آید؛ یعنی انسانی که خود خالق ماشین است، در نظام ارزشی غرب، هم سطح مخلوق و گاه در آثار بعضی از متفکران، حتی در سطحی پست‌تر از ماشین جای گرفت، و این بسیار شگفت آور است. (رضاییان، 1380، ص4)
امروزه اگر چه مطالعات انسان شناسی، بعضی از صاحبنظران غربی را متوجه این امر کرده است که در تحلیل‌های مهندسی انسانی، انسان را تنها به عنوان یک عامل صرف محسوب نکنند، اما متاسفانه همچنان صدای خرد شدن ارزش های فطری انسان در لابلای چرخ‌های ماشینیسم غربی و شرقی طنین انداز است. یکی از پیامدهای مهم درهم ریخته شدن نظام ارزشی غرب، حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیت‌های اقتصادی و تولید است؛ معتقدین به این مکتب یک عمل را تا آنجا درست قلمداد می‌کنند که برای فرد یا افرادی، بیشترین خوشی و آسایش را به وجود آورد. به بیان دیگر، ملاک درستی یک عمل نتایج آن است نه شیوه انجام آن عمل؛ در واقع طرفداران این اندیشه، چهره اصلی هر عمل را که همانا انگیزه آن می‌باشد، بی بها جلوه داده‌اند. بدیهی است در این مکتب میزان درستی نتیجه بستگی به میزان سوددهی آن دارد. بدین سان این تمدن بعد از انقلاب صنعتی به یک تمدن سود انگار تبدیل شد و در نتیجه زندگی بشر در غرب، صحنه رقابت تمام عیار سود محوری شده است. (رضاییان، 1382، ص5) روشن است که اصول مدیریت حاکم بر چنین جوامعی را نمی‌توان مطلق پنداشت و یا کاربرد تمامی آن اصول را در جوامع مختلف مجاز دانست. اگر چه به کارگیری تئوری های غربی مدیریت که با آموزه‌های الهی تعارضی ندارند، و به جهت رفع حاجات علمی کشور می‌باشد، خالی از اشکال است، منتها اصل بر تدوین اصول مدیریت بر مبنای ارزش‌های الهی است که ما آن را علم مدیریت اسلامی می‌نامیم.
آنچه در بحث مدیریت اسلامی مطرح است حاکم بودن ارزش‌های اسلامی و معیارهای الهی بر مدیریت در کنار بهره‌مندی از چارچوب‌ها و ساختارهای علمی و مدیریتی می‌باشد، یعنی اگر علم مدیریت برای داده‌های خود از احکام، راهکارها و ارزش‌های اسلامی بهره‌مند گردد، به موفقیت حقیقی خود دست خواهد یافت. در واقع به نظر می‌رسد مدیریت اسلامی بر مبنای ارزش‌های الهی اسلام، زمینه‌های تعالی و شکوفایی انسان را فراهم می‌آورد. این امر چه در سطح جامعه (مدیریت و رهبری در جامعه اسلامی) و چه در سطح سازمان (مدیریت و رهبری سازمانی) مصداق دارد که نمونه آن در تغییر نوع نگاه به انسان ها در سازمان، از نگاه منابع به انسان در کنار دیگر منابع سازمانی، به نگاه سرمایه ارزشمندی که با پرورش آن مسببات خلاقیت و نوآوری در سازمان فراهم خواهد شد.
 
در عین حال ذکر این نکته نیز ضروری است که این امر با به‌کارگیری اصولی که در علم مدیریت از نظر صاحب نظران غربی ارائه شده است، منافاتی ندارد. منتها اگر سازمان‌ها بخواهند اهداف و ماموریت خود را تنها در دستیابی به منافع کمی مادی تعریف کنند، به مرور زمان پس از دستیابی نسبی به آنها، دیگر برای ادامه فعالیت سازمان خود و فلسفه وجودی خود دچار تردید خواهند شد.
شاهد بر این مدعا هم تغییر رویکرد بسیار مهم در ادبیات امروزه مدیریت استراتژیک سازمان‌ها در دنیا می‌باشد. امروزه سازمان‌های بزرگ دنیا به جای آنکه اهدافی را برای خود تعیین کنند و به دنبال تدوین راهبردهایی برای رسیدن به آن باشند، ارزش‌هایی را برای سازمان خود تعریف می‌کنند و ماموریت سازمان را پیاده کردن آن ارزش‌ها در سازمان تعریف می‌کنند. برای مثال اگر سازمانی صرفاً به دنبال افزایش درآمد سهامداران و صاحبان خود باشد، ارزش خود را "بالا بردن نسبی قیمت هر سهم سازمان" تعریف می‌کند و تمام ارکان سازمان به دنبال پیاده‌سازی این ارزش در سازمان می‌باشند.
ما در مدیریت اسلامی مدعی هستیم که با نگاهی جامع به تمام ابعاد وجودی انسان و با مد نظر قرار دادن تمام نیازهای او (با درنظر گرفتن اولویت‌بندی نیازها)، می‌خواهیم ارزش‌هایی را برای سازمان تعریف کنیم که با توجه به فلسفه وجودی و رسالت هر سازمان، آن را به موفقیت‌های منحصر بفرد و متعالی برساند.
شناخت مدیریتی اسلامی و روش شناسی تحقیق در مدیریت اسلامی جهت کاربردی کردن مفاهیم و اصول آن برای سازمان های اسلامی، بحثی است که در این مقاله به آن پرداخته شده است. تاکنون تلاش های زیادی جهت شناخت و معرفی مدیریت اسلامی صورت پذیرفته است، منتهی هنوز به الگویی جامع، اثبات شده و کاربردی که مورد قبول دانشمندان علم مدیریت و اساتید حوزه علمیه باشد دست پیدا نشده است. در همین راستا این مقاله به پیشنهاد الگویی برای شناخت مدیریت اسلامی می‌پردازد تا با اصلاح و اثبات آن در تحقیق های بعدی به مبنایی جهت کاربردی ساختن مدیریت اسلامی تبدیل گردد. (سلسله جلسات مقدمات مدیریت اسلامی، 1385)

اهمیت و ضرورت مدیریت اسلامی
ضرورت جایگزین کردن مبانی و اصول مدیریت اسلامی به جای مدیریت فعلی، از دو جنبه قابل بحث و بررسی می‌باشد.


تعاریف مدیریت اسلامی
نویسندگان و صاحب نظرانی که در قلمرو مدیریت اسلامی و دیدگاه‌‌های اسلام در مورد مدیریت قلم زده‌اند هر یک به فراخور برداشت‌های خود از اسلام، مبانی اخلاقی، و سیره پیامبر (ص) و معصومین (ع) به طور مستقیم و یا غیرمستقیم تعاریف و یا توضیحاتی را ارایه داده‌اند که نوعی مفهوم مدیریت اسلامی از آن مستفاد می‌شود. البته دامنه این برداشت‌ها و تعریف‌ها ( که بیشتر بر محور ارزش‌ها و مبانی اخلاقی مکتب اسلام و سیره پیشوایان دین قرار داشته‌اند) گسترده و از نظر نوع نگاه نیز (در عین نزدیک به هم بودن) متنوع است، در ادامه به تعدادی از تعریف‌های ارایه شده در مورد مدیریت اسلامی اشاره می‌شود:
افجه‌ای مدیریت اسلامی را مقوله‌ای مکتبی می‌‌داند و وظیفه مکتب نیز از نظر او ارایه راه‌حل‌هایی است که با مفهوم عدالت خواهی سازگار است (افجه ای، 1377، ص22). حمیدی‌زاده نیز معتقد است که نظام مدیریت در تفکر اسلامی از اصول اعتقادی آن سرچشمه می‌گیرد و بنابراین، مدیریت بر یک مجموعه‌ انسانی و در یک سازمان در راستای مدیریت جهان خلقت است، با این ویژگی‌، وی مدیریت را به عنوان یک بینش مطرح می‌کند که در آن مدیر نیز عضوی از اعضای آفرینش است که باید همراه و هماهنگ با ضوابط و قوانین کلی آن باشد زیرا تشکیلاتی که به وی سپرده شده، هدفش در جهت نظم کلی جهان و برای پیشبرد فعالیتهای بشری به منظور دستیابی به سطوح آرمانی است (حمیدی زاده، 1378، ص2). عسگریان مدیریت از دیدگاه اسلام را در مسیر نزدیکی به خداوند می‌داند. بدین معنی که در کلیه سطوح آن زهد و تقوی پیشه می‌شود، سعی در بخشش و ارشاد فزونی می‌یابد و جلب رضایت اکثریت بیشتر می‌شود (عسگریان، 1370، ص 52). مشرف جوادی معتقد است در مدیریت اسلام (اسلامی)، ابتدا محور رابطه با خدا و حرکت به سوی او همراه با قادر مطلق دانستن وی و شهادت به یگانگی، یعنی فقط یاری و کمک طلبیدن از او منظور است ( مشرف جوادی، 1378 ص11)، مدیریت در اسلام بدون در نظر گرفتن اعتقاد به معاد و یا دنیای دیگر ناقص است. در واقع مطلب و مسایل مدیریت در اسلام، جدا از دنیای دیگر همان مدیریت غربی است ( مشرف جوادی، 1378، ص ج)، هنگامی که صحبت از مدیریت در اسلام می‌شود، ابتدا منظور اداره امور و بهره‌برداری صحیح از نعمت‌های الهی بر اساس اعتقاد به جهان‌بینی توحیدی است، یعنی کلیه اعمال و رفتار انسان‌ها و یا مدیران باید بر مبنای جهان‌بینی توحیدی باشد و فلسفه توحیدی ایجاب می‌کند که اعمال یک مدیر، علاوه بر انطباق با جهان‌بینی توحیدی، با اصول و اهداف جامعه اسلامی نیز تطبیق داشته باشد (مشرف جوادی، 1378، ص 3). هاشمی رکاوندی نیز مدیریت در اسلام را در اصل بر مبنای کلامی و عقیدتی ملهم از قرآن و سنت‌نبی (ص) استوار می‌داند (هاشمی رکاوندی، 1379، ص 76). تقوی دامغانی بدون این که از مدیریت اسلامی تعریفی ارایه دهد در مورد چیستی مدیریت توضیحی داده و به امانت بودن، تکلیف بودن، خدمت بودن و مواردی از این قبیل اشاره کرده است و سپس به توضیح نقش مدیر در جوامع اسلامی پرداخته است(تقوی دامغانی، 1378). نبوی مدیریت اسلامی را این چنین تعریف کرده است، مدیریت هنر وعلم به کارگیری صحیح افراد و امکانات درجهت وصول اهداف سازمانی است، به نحوی که با موازین شرع مغایرت نداشته باشد (نبوی، 1380، ص 33). قبادی نیز مدیریت اسلامی را آن بخش از مدیریت و فرآیند آن می‌داند که مستند به وحی الهی و منابع اسلامی باشد و وجه تمایز آن با دیگر مدیریتها را در مبتنی بودن بر وحی، نبود نظام بهره‌کشی انسان از انسان، مبتنی بودن بر ارزش های متعالی، مطلق و ثابت و استوار بودن برپایه تعالی، کرامت و شرافت انسانها می‌داند. (قبادی، 1378، ص 12)


روش تحقیق در مدیریت اسلامی
یکی از روش های تحقیق در مدیریت اسلامی می تواند از طریق آنالیز واژگانی مدیریت اسلامی صورت پذیرد. در این روش ابتدائاً تمامی اجزاء مورد بحث در مدیریت اسلامی طبق الگویی جامع مشخص می گردد و سپس با تبیین جایگاه هر یک از اجزاء و تبیین روابط بین خود اجزاء؛ مدل کاملی از تدوین مدیریت اسلامی جهت ارائه چهارچوب مشخص برای تحقیق در این علم ارائه خواهد شد.
مدیریت اسلامی از ترکیب دو واژه "مدیریت " و "اسلامی " شکل گرفته است. اجزاء کاربردی علم مدیریت شامل 5 مراحله اصلی برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل به همراه یک نظام باززخورد می باشد که روابط بین این اجزاء در شکل 1 مشخص شده است.

واژه دوم در مدیریت اسلامی، اسلام می باشد.

همانطور که علم مدیریت خود از اجزای متعددی تشکیل شده است که اگر هر کدام از آن اجزاء در مطالعات و تحقیقات مورد توجه قرار نگیرد نتیجه حاصل از آن تحقیق جامع علم مدیریت نخواهد بود؛ برای اسلامی بودن نتایج حاصله بایستی اجزای دین مبین اسلام و روابط بین آن اجزاء را شناخت تا نتیجه حاصل از تحقیق را بتوان حقیقتاً اسلامی نامید.
اسلام متشکل از 4 جزء اصلی می باشد که عبارتند از قرآن، روایت، سیره ائمه اطهار(ع) و بزرگان اسلامی، و عقل. برای تدوین الگوی مطالعاتی مدیریت اسلامی لازم است تا به طور جامع در تمام اجزای ذکر شده تحقیق صورت پذیرد و سپس با تعریف روابط بین آنها  به خروجی علم مدیریت اسلامی نائل آییم.

 
الگوی تدوین مدیریت اسلامی
مروری جامع در مطالعاتی که در حوزه مدیریت اسلامی انجام شده است نشان می‌دهد که هر کدام از آنها تنها از یک یا دو جنبه خاص به مدیریت اسلامی پرداخته‌اند، به همین دلیل هم غالباً به اصول و مبانی کاربردی دست پیدا نکرده‌اند و به جز مواردی که توصیه‌های اخلاقی در مورد شخص مدیر بیان شده است، برنامه‌ها و راهکارهای روشنی ارائه نشده است.
برای به نتیجه رسیدن این مطالعات و پژوهش‌ها نیاز به تدوین یک الگوی جامع با خروجی‌های مشخص می‌باشد. بدین منظور پس از برگزاری نشستهایی در حدود دو سال با عنوان مدیریت اسلامی توسط دفتر مدیریت اسلامی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) و دعوت از اساتید و صاحبنظران این حوزه، یک الگوی جامع برای شناخت مدیریت اسلامی تدوین گردید که در نمودار شماره 1 نشان داده شده است. بر اساس این الگو مطالعات علم مدیریت اسلامی به صورت کلی به دو حوزه مطالعات محتوایی و حوزه مطالعات ساختاری تقسیم می‌شود. در حوزه محتوایی به دنبال بررسی جامع تمام منابع مدیریت اسلامی می‌باشد.


در این حوزه تمام منابع موجود مدیریت اسلامی را به 4 گروه زیر تقسیم می ‌کند:
1- 
منابع قرآنی
2- 
منابع روایی و حدیثی
3- 
منابع فلسفی اسلامی
4- 
منابع تاریخی و سیره
در حوزه مطالعات ساختاری هم جهت تدوین اصول و مبانی مدیریت اسلامی، می‌باید مطالعات و پژوهش‌های مورد نیاز در 3 گروه زیر انجام پذیرد.
1- 
غرب شناسی
2- 
فلسفه مدیریت غربی
3- 
تئوری ها و نظریه‌های مدیریت

الف) حوزه محتوایی مدیریت اسلامی
در این حوزه با یک رویکرد جامع و سیستمی، می‌توان منابع اطلاعاتی مورد استفاده در علم مدیریت اسلامی را به 4 گروه زیر تقسیم‌بندی نمود:
1- 
منابع قرآنی
2- 
منابع روایی و حدیثی
3- 
منابع فلسفی
4- 
منابع تاریخی و سیره


1-
منابع قرآنی
هر موجودی در عالم طبیعت، موجودی زمانی- مکانی است، پس برای مطالعه وجه مادی هر پدیده باید به زمان و مکان آن پدیده عنایت نمود. لذا برای درک شان قرآن و سنت معصومین (ع) از حیث چگونگی صدور، ویژگی‌ها و چگونگی فهم و عمل به آنها باید به نقش زمان و مکان در آنها توجه نمود.
با این مقدمه، قرآن به طور عام، و قصص قرآن و موارد بحث از اعمال مدیریت الهی و کارگزاران عالم در قرآن به طور خاص، یکی از حوزه‌های مهم و ضروری تحقیق در مدیریت اسلامی می‌باشند. علاوه بر آن، توجه به کلید واژه‌های مدیریت و مشتقات آن در قرآن همچون تدبیر، تدبر، ملک، امر، ولایت، رشد، هدایت، رسالت، تربیت، و توجه به صفات خداوند و مدیریت‌های الهی در قرآن، راهنمای شناخت حوزه‌های خاص مدیریتی قرآن خواهند بود.
احادیث وارد شده در تفسیر آیات فوق و همچنین رجوع به تفاسیر تحلیلی معتبر قرآن، منابع غنی دیگری برای مدیریت اسلامی هستند که در این گروه قرار می‌گیرند.


در خصوص این بند از مقاله موارد زیر می ‌تواند در فهم قرآن کریم و برداشتهای عملی مورد نیاز از آن کمک کند:
1- 
مطالعه تاریخ صدور قرآن و کتابت و آموزش و کیفیت جمع‌آوری و تدوین آن، یکی از مقدمات ارزشمند در فهم پیام قرآن می‌باشد.
2- 
توجه به ویژگی نظارت قرآن بر نهضت اسلامی پیامبر (ص)، در عین ابدی بودن آن، خود یکی از مظاهر اعجاز قرآن را برای ما آشکار می‌سازد و به فهم صحیح ما کمک می‌کند.
3- 
توجه به امرمکی و مدنی بودن آیات، ما را به دو دوره بسیار مهم نهضت اسلامی پیامبر (ص)، واقف می‌گرداند:
الف) دوره قبل از حکومت اسلامی
ب) دوره بعد از حکومت اسلامی
دوره اول، دوره کادرسازی و تربیت نیروهای مکتبی کارآمد، و دوره دوم، دوره تشکیل حکومت و بکارگیری نیروها و چگونگی اداره نظام اسلامی، می‌باشد.
4- 
توجه به ترتیب نزول آیات و سوره‌ها، شأن نزول و شأن جری و تطبیق در آیات، فضای اجتماعی زمان نزول آیات و جو بین‌المللی زمان نزول آیات، ما را با حقایق مکنون بسیاری در امر مدیریت و رهبری، و فهم و اجرای وحی الهی آشنا خواهد نمود.
5- 
توجه به ویژگی تربیتی، اعتقادی و معنوی نیروها و مراحل آن در دوره اول، و نزول تدریجی حجم کثیری از آیات و احکام عبادی در دوره دوم، سیاستگذاری‌های خرد و کلان الهی و نحوه مرحله‌بندی اجتماعی در مسیر حرکت بر اساس ارزش‌های الهی را برای ما آشکار می‌نماید.
6- 
توجه به زمان و مکان صدور آیات محکم و متشابه، عام و خاص، مطلق و مقید، جمل و مبین، ناسخ و منسوخ و غیره، ما را در نحوه تقنین قوانین و اجرای آن، توانا می‌گرداند. بخصوص پدیده فسخ، و پدیده تاخیر صدور بعضی از احکام عملی از زمان تشکیل حکومت اسلامی، ما را به ویژگی بعضی از معضلات اجتماعی، و نحوه حل و فصل آن، آگاه می‌گرداند.
7- 
معاشرت با اقشار مختلف، و تجربه مستقیم موضوعات قرآنی در حوزه‌های مختلف فردی و اجتماعی، ما را با خصوصیات موضوعات واقف نموده، فهم صحیح احکام آنها را از قرآن، برای ما میسّر می‌نماید.
فقدان این معاشرت و تجربه، ما را به افراط و تفریط در فهم احکام کشانده، موجب عسر و حرج، و یا راحت طلبی خواهد شد. (نقی‌پور، 1381، ص 6)


2-
منابع روایی و حدیثی
منظور از منابع روایی و حدیثی مجموعه سخنان، عملکردها و سکوت‌های معنی‌داری می‌باشد که به قول و فعل و تقریر نیز موسوم است.
همه ویژگی‌های مورد عنایت به قرآن، در سنت معصوم (ع) نیز باید مورد ملاحظه قرار گیرد.

علاوه بر آن در فهم منابع روایی و حدیثی توجه به نکات زیر بسیار کمک می ‌نماید:
1- 
میزان فهم مخاطب حدیث، در کیفیت و سطح صدور سنت، بسیار قابل توجه است:
نحن معاشر الانبیا نکلم الناس علی قدر عقولهم
ما جماعت انبیاء، با مردم به میزان عقلشان سخن می‌گوییم
2- 
قصد و غرض مخاطب معصوم (ع)، بخصوص مخاطبین اهل بیت (ع)، در اعتبار و عدم اعتبار حدیث بسیار دخالت دارد که در اصطلاح به ان جهت صدور حدیث گفته می‌شود، صدور احادیث تقیه ای از این قبیل می‌باشد که عمدتاً به دوره اهل بیت (ع) بعد از پیامبر (ص)، تعلق دارند.
3- 
ضرورت اداره حکومت، و رهبری و هدایت مردم، گاه اقتضای فرامینی مقطعی شبیه به آیات نسخ را دارد که باید آنها را از سنت ابدی معصوم، تفکیک نمود. خلط این دو دسته سنت، نتایج بسیار غلطی را پدید خواهد آورد که گاه موجب برداشت تعارض در احادیث و در نتیجه به بن بست رسیدن در فهم آن خواهد شد.
4-    
جواز پدیده نقل به معنا به علت طبیعت خطا و نسیان انسانی در سنت قولی معصوم (ع) که مهم ترین و گویاترین گزارش از سنت معصوم (ع) می‌باشد، و مشروعیت گزارش حدیثی تنها یک فرد راستگو، با وجود جائز الخطا بودن، و احتمال بروز خطا در سلسله نقل‌ها، واحتمال رعایت زمان و مکان خاص مخاطبین از جانب معصوم (ع) و احتمالات دیگر، همه و همه، محوریت قرآن و تبعیت حدیث از قرآن را تاکید می‌کند که باید در تفکر دینی و پژوهش‌ها، از قرآن شروع کرد، و حدیث را از دریچه تفکر قرآنی نگریست و از این راه به پذیرش یا رد حدیث اقدام نمود.
5- 
پراکندگی صدور احادیث به علت دخالت زمان و مکان (محدودیت مخاطبین، شرایط خاص اجتماعی و ...) و انسجام و جامعیت دینی قرآن به علت حکومت وجه ابدی آن در بیان مسائل، و ارتباط مفهومی و نظام‌مند بیانات قرآنی همچون اجزاء یک پیکر واحد، و تنظیم الهی آیات و سور قرآنی در این راستا، همه و همه، ضرورت تمرکز و محوریت قرآن را بخصوص در سیاستگذاری‌های کلان و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و میان‌مدت، و طراحی ساختار اداری، اجتماعی، سیاسی نظامی حکومت، مطرح می‌نماید. در این جهت، توجه به نظام ترتیب آیات و سور، در کنار پژوهش موضوعی قرآن، ما را با حقایق مکنون بسیاری، آگاه خواهد ساخت.
6- 
توجه به اندیشه‌های اعتقادی، اخلاقی و فقهی اهل سنت، و گروه‌های مخالف اهل بیت (ع) در عصر ائمه اطهار (ع)، ما را در فهم خصوصیات موضوعات، و خصوصیات احکام آنها در سنت معصوم (ع)، واقف می‌گرداند.
7- 
هیچ منبعی از احادیث منتسب به اهل بیت (ع)، بی‌نیاز از ارزیابی سندی نیست، مگر احادیثی که در حد تواتر لفظی، معنوی و اجمالی باشند؛ که تواتر یقین‌آور آنها، ما را از تحقیق اسنادشان، بی‌نیاز می‌گرداند. با این توصیف، بطریق اولی، احادیث وارده از طریق اهل سنت، علاوه بر متن، اسنادشان نیز، نیازمند ارزیابی، می‌باشد. البته قوت محتوی و بلاغت کلام در بعضی از متون، همچون نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه، ما را از تحقق سندی اکثر محتویات قریب به اتفاق آنها، بی‌نیاز می‌گرداند.
8- 
استفاده از معجم‌های قرآنی و حدیثی در یافتن حوزه‌های بحث بسیار مفید می‌باشد. این معجم‌ها معمولاً بر اساس الفاظ قرآن و حدیث و یا بر اساس موضوعات تنظیم گشته‌اند.


3-
منابع فلسفی اسلامی
برخی منابع که مربوط به چیستی و چرایی و فلسفه علم مدیریت اسلامی می‌باشد توسط اندیشمندان اسلامی در قرون متمادی تدوین گشته است. این منابع فلسفی می‌تواند ما را در رسیدن به الگوی اولیه و چارچوبی برای دسته‌بندی و طبقه‌بندی منابع حوزه‌های دیگر راهنمایی نماید. به همین جهت ضرورت آن در تدوین مدیریت اسلامی احساس می‌گردد.


4-
منابع تاریخی و سیره
بخشی از منابع مدیریت اسلامی مربوط به منابع تاریخی و اندیشه‌های اندیشمندان بزرگ اسلامی می‌باشد. منابع موجود از سیره نظری و عملی معصومین (ع)، انبیاء و اوصیاء الهی نیز در این حوزه قرار می‌گیرند.
قسمتی از منابع این حوزه در کتب تاریخی شیعه و اهل سنت آمده است، قسمتی دیگر از آن در تفاسیر روایی و قسمتی از سیره‌های عملی به طور خاص، در کتبی حدیثی همچون بحارالانوار علامه مجلسی، و به طور عام مجموعه‌های حدیثی شیعه همچون وسائل الشیعه؛ و از مجموعه‌های حدیثی اهل سنت همچون کنزالعمال علاءالدین فاضل هندی می‌باشد. کتب موجود خاص سیره پیامبر اکرم (ص) و سیره اهل بیت (ع) همچون سیره رسول الله ابو محمد عبدالملک بن هشام و سیره نبوی(منطق عملی) مصطفی دلشاد تهرانی منابع غنی دیگری در این زمینه می‌باشد.

ب) حوزه ساختاری مدیریت اسلامی
1-
غرب شناسی
تمدن کنونی غرب و پیشرفت‌های شگرف آن در حوزه‌های علمی و تکنولوژیکی، من‌جمله در علم مدیریت، حاصل یک حرکت پانصد ساله (از قرون وسطی تا کنون) می‌باشد. از طرفی فهم جریان‌شناسی یک علم به دلایل متعددی بر فهم خود آن علم تقدم و ضرورت دارد؛ زیرا اولا جایگاه تاریخی و سیر آن علم (تکاملی یا غیرتکاملی) بهتر فهم می‌شود؛ ثانیا با توجه به ریشه ‌داربودن تمام علوم، فهم جریان‌شناسی یک علم باعث می‌گردد گام و مرحله بعدی آن به‌گونه‌ای بهتر پیش‌بینی، برنامه‌ریزی و محاسبه شود؛ ثالثا فهم نسبت تاریخی یک علم با علم محوری، درجه اصالت و اعتبار آن علم را معین می‌کند. این‌ نگاههای کلان به اندیشه‌های تاریخی، باعث می‌شوند حتی فهم تئوری‌های جزیی آن علم شفاف‌تر و بهتر صورت گیرد. لذا آشنایی با سیر زمانی این تمدن و تکامل علوم مقدمه فهم فلسفه علوم غربی و مقدمه‌ای برای بهره‌مندی از راه‌های رفته شده در حوزه‌های مختلف علم می‌باشد.
2-
فلسفه مدیریت غربی
مدیریت اسلامی از دو جنبه نیاز به بهره مندی از علم مدیریت غربی دارد. اولا براى سرجمع کردن، مدوّن کردن، منظم کردن و نظام‏مند کردن منابع خام موجود در مدیریت اسلامی، به یک تفکر و تجربه‏ى علمى احتیاج است، ثانیا براى استفاده از مواد و پایه‏هایى که دانشمندان غربی در این علم جمع آورده‏اند، به یک نگاه علمى نیاز می‌باشد. البته گرفتن پایه‏هاى یک علم ، لزوما به معناى قبول تمام نتایج آن نیست. لذا برای دریافتن سیر پیشرفت علم مدیریت و چارچوبی که در غالب آن تئویهای جدید در حوزه‌های مختلف علم مدیریت مطرح می‌شود، لازم است تا با فلسفه به وجود آمدن علم مدیریت در غرب آشنایی پیدا شود. فلسفه مدیریت غربی در نهایت چارچوبی می‌دهد تا به وسیله آن بتوان منابع مدیریت اسلامی مدون و نظام‌مند شده و جنبه کاربردی پیدا کند.
3-
تئوریهای مدیریت
برای درک بهتر و عملی چارچوب اصول ومبانی علم مدیریت غربی لازم است تا در ابتدا با تمام نظریه‌ها و تئوری‌هایی که در این چارچوب مطرح شده است آشنایی پیدا شود. همچنین مقدمه تولید علم و گسترش مرزهای دانش، فراگیری علوم تا سر حد مرزهای موجود می‌باشد. لذا برای تدوین علم مدیریت اسلامی آشنایی با تئوری‌های مدیریت امری ضروری به نظر می‌رسد.

نتیجه ‌گیری
همانطور که در مقدمه اشاره شد، شیوه رهبری و مدیریت تابعی از ارزش‌های حاکم بر بافت سازنده یک جامعه (تمدن) است و بدیهی است چگونگی ماهیت عناصر تشکیل دهنده یک جامعه، خود نوع خاصی از نظام ارزشی و شیوه خاص مدیریت را اقتضا می‌ کند.
در جوامع غربی، به علت بافت مادی صرف، غالباً ارزش گذاری‌ها بر پدیده‌های حیات انسانی، مبتنی بر یک سلسله مفاهیم ومعانی اومانیستی است و انسان شناسان اومانیست در نظریه‌های خود، به دلیل بی بهرگی از مکتب وحی تصویر گر انسانی هستند که هاله‌ای از توهمات بشری، پیرامون او را گرفته است؛ گاه او را موجودی بدذات و گاه او را موجودی خوش ذات و ... معرفی می‌نماید و چون در این تئوری‌های انسان شناسی، انسان همچنان موجودی است مجهول، بالطبع می‌بینیم که جوامع مغرب زمین گرفتار نسبیت در مفاهیم ارزشی گشته اند یعنی: تحلیلهای آنها در تعیین میزان و نوع ارزش پدیده ها تابعی از وضعیت زمان ومکان موجود است، و آشکار است که نقش اصلی را در این رابطه قدرت‌های غیر الهی مسلط بر این جوامع دارند.
ازطرف دیگر، جوامع کمونیستی اصالت را به جامعه داده و فرد را فدای طبقه خاصی می‌کنند (بدیهی است که اگر چه در شعارها این منافع را منافع طبقات زحمتکش قلمداد می‌نمایند ولی عملاً این شعارها در جهت خواسته‌های هیات حاکمه شده است).
درمکتب اسلام بر خلاف دیگر مکاتب، ارزش‌ها نسبی نیست و زمان و مکان در تبدیل مفاهیم ارزشی دخیل نیستند، این امر از اینجا ناشی می‌شود که واضع ارزش‌ها در مکتب اسلام، تعقل ناقص بشری نیست، بلکه واضع خداوندی است حکیم و علیم، پروردگاری که علم اوسرمدی است؛ بنابراین نظام ارزشی اسلام که تعیین کننده مقبولیت یا عدم مقبولیت یک فعل از دیدگاه خداوند است، در نزد مسلمانان (شیعه)، برمبنای منابع مشخص تدوین گشته است. در این نظام ارزشی، هم فرد، حقوقی دارد وهم جامعه (اصالت توامان فرد وجامعه) بنابراین نمی‌توان هیچ یک را فدای دیگری کرد.
با عنایت به تفاوت ماهوی نظام ارزشی در اسلام، لازم است تا شیوه رهبری و مدیریت خاص در دولت‌های اسلامی تدوین گردد. برای دستیابی به این مهم به نظر می‌رسد لازم است تا یک تغییر رویکردی در مطالعات و نظریه پردازی‌های این شاخه از علم صورت گیرد و اندیشمندان و صاحبنظران با نگاه جامع و سیستمی، تمام جنبه‌های مدیریت اسلامی را که در این مقاله از آنها به ابعاد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مدیریت اسلامی یاد شده است، در تعامل با یکدیگر مدنظر قرار دهند تا خروجی‌ها و تئوری‌های حاصل از آن به صورت کاربردی در دولت‌های اسلامی قابل اجرا باشد.
در نهایت خروجی های کاربردی مدیریت اسلامی بر اساس مدل ذکر شده در این مقاله به دسته تقسیم می شوند. دسته اول شامل حوزه های بومی سازی علوم روز دنیا در علم مدیریت می باشد که به آن مدیریت اسلامی نیز اطلاق می شود. دسته دوم حوزه های خاص مدیریت اسلامی می باشد. تولید علم از دل منابع اسلامی به وسیله چارچوب دادن به آنها و نظام مند کردن منابع اسلامی می باشد. به طور مثال حوزه هایی مدیریت عدالت در سازمان، مدیریت تغذیه در سازمان، و مدیریت جنسی در سازمان می توانند خروجی های این دسته از مطالعات مدیریت اسلامی باشند که متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی ما و قابل ارائه به تمامی مجامع علمی دنیا نیز خواهد بود.
 

منابع و ماخذ:
    ابطحی، سید محمد تقی(1384)، "درآمدی بر روش شناسی مدیریت اسلامی" ، فصلنامه حوزه و دانشگاه، سال یازدهم، شماره 45.
    حمیدی زاده، محمدرضا (1378)، " تبیین نقش پیش‌بینی و آینده‌نگری در نظام مدیریت اسلامی"، فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره 20.
    دفتر مطالعات مدیریت اسلامی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) (1385)، "سلسله جلسات مقدمات مدیریت اسلامی"، چاپ نشده.
    افجه‌ای، سیدعلی‌اکبر (1377)، "مدیریت اسلامی"، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهی.
    تقوی دامغانی، سیدرضا (1378)، "نگرشی بر مدیریت اسلامی"، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی.
    رضاییان، علی (1382) ، " اصول مدیریت"، تهران، انتشارات سمت.
    عسگریان،مصطفی (1370)، "مدیریت اسلامی"، تهران، جهاد دانشگاهی دانشگاه تربیت معلم.
    قبادی، اسماعیل (1378)، "اصول و مبانی مدیریت اسلامی"، قم، انتشارات فقه
    قرآن کریم (1368)، تهران، خط عثمان طه، انتشارات اسوه.
    مشرف جوادی، محمدحسین (1378)، "اصول و متون مدیریت در اسلام"، همدان، انتشارات نور علم.
    نبوی، محمدحسن (1380)، "مدیریت اسلامی"، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
    نقی پور، ولی الله (1381) ، " اصول مدیریت اسلامی و الگوهای آن" ، تهران ، موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی.
    هاشمی رکاوندی، سیدمجتبی (1379)، "رهبری و مدیریت روابط انسانی و سازمانی در ایران، اسلام و غرب" انتشارات باطن، چاپ اول.

 

* همایش ملی روش شناسی تحقیق در رهبری و مدیریت اسلامی؛ دانشگاه تهران؛  20 خرداد 1387


منبع :  پایگاه مقالات علمی مدیریت

 

  کلید هدایت               

خیرخواهی وهمدردی با مردم

ابراهیم شفیعى سروستانى

اشاره:

گفتیم كه در مكتب اسلام توجه فراوانى به حقوق و تكالیف اجتماعى شده تا آنجا كه برآوردن حقوق مردم همپایه اداى حق خداوند به شمار آمده است.

پیامبر گرامى اسلام، صلى ‏الله ‏علیه‏ وآله، بر همین اساس حقوقى را كه مسلمانان نسبت‏به یكدیگر دارند برشمرده و همه اهل ایمان را سفارش كرده‏اند كه حقوق یكدیگر را پاس دارند.

در قسمت هاى قبلى، این سلسله مطالب به برخى از این حقوق اشاره كردیم و با بهره‏گیرى از كلمات معصومان، علیهم‏السلام، به شرح آنها پرداختیم و اینك در آخرین قسمت‏به بررسى دیگر حقوق اهل ایمان نسبت‏به یكدیگر مى ‏پردازیم.

 

- گسترش دامنه دوستى، ترك دشمنى و كینه‏ توزى

یوالى ولیه و لایعادیه‏; با دوستان او دوستى كند و با او دشمنى نورزد.

 

    درخت دوستى بنشان كه كام دل ببار آرد

    نهال دشمنى بركن كه رنج‏بى‏شمار آرد

حافظ‏

 

امیرالمؤمنین، علیه‏السلام، در حدیثى دوستان و دشمنان انسان را چنین برمى‏شمرند:

دوستان و دشمنان تو سه دسته ‏اند;

 

اما دوستان تو:

اول دوست تو;

دوم، دوست دوست تو

و سوم، دشمن دشمن تو.

 

دشمنان تو نیز عبارتند از:

 اول، دشمن تو;

دوم، دشمن دوست تو

و سوم، دوست دشمن تو. (1).

 

با ملاحظه این حدیث متوجه مى‏ شوید كه انسان علاوه بر اینكه با بعضى به طور مستقیم دوستى و یا دشمنى دارد، با بعضى هم باواسطه و به خاطر دوست‏خود، دوستى و یا دشمنى مى ‏ورزد.

احترام و ارزشى كه ما براى دوستمان قائل هستیم حكم مى‏كند كه نه‏تنها با خود او بلكه با دوستان او نیز رابطه دوستى و الفت داشته باشیم، و به‏علاوه با كسى كه با او به دشمنى برخاسته، طرح دوستى نریزیم كه این در واقع دشمنى با دوستمان مى‏باشد، چنانكه امام على، علیه‏السلام، مى‏فرمایند:

دشمن دوستت را به دوستى نگیر، كه در واقع با این كار با دوستت‏به دشمنى برخاسته‏اى. (2)

همانطور كه در احادیث بر فضیلت دوستى و محبت میان برادران مسلمان تاكید شده، از دشمنى و كینه ‏توزى در بین آنها نیز بشدت نهى شده است و اهل ایمان را از آن برحذر داشته ‏اند، تا آنجا كه رسول گرامى اسلام، صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله، مى ‏فرمایند:

بعد از پرستش بتها، من از هیچ چیز به اندازه دشمنى با مردم نهى نشده‏ام. (3)

و امام على، علیه‏ السلام، نیز مى ‏فرمایند:

بالاترین حد نادانى و جهالت دشمنى با مردم است. (4)

آرى هر كس بذر دشمنى بیفشاند. جز زیانكارى و ندامت چیزى درو نمى ‏كند. (5) و ثمره كینه ‏توزى و دشمنى با اطرافیان جز برافروختن آتش خشم و غضب و از بین بردن صفا و محبت نیست (6) و در نهایت هم به بى ‏آبرویى و از دست رفتن شخصیت اجتماعى ختم خواهد شد. (7)

 

- خیرخواهى و فریادرسى

ینصره ظالما و مظلوما، فاما نصرته ظالما فیرده عن ظلمه و اما نصرته مظلوما فیعینه على اخذ حقه;

برادر مسلمانش را در هر حال یارى نماید، خواه ظالم باشد و خواه مظلوم! اما در حالیكه او ظلم مى ‏كند یارى تو نسبت‏به او این است كه از ظلم و تجاوز به دیگران او را برحذر دارى; و یارى تو در حالیكه او مورد ستم واقع شده، این است كه او را در گرفتن حقش یارى نمایى.

 

    گرت از دست‏ برآید دهنى شیرین كن

    مردى آن نیست كه مشتى بزنى بر دهنى

سعدى‏

 

گفتیم كه یك مسلمان نباید در هیچ حالى از برادر و خواهر مسلمان خود غافل شود، بلكه مى ‏بایست مراقب و مواظب حال او باشد. تا به مجرد پیش آمدن موقعیت هاى ناگوار براى او به یاریش شتافته و دستش را بگیرد.

روشن است كه این یارى و دستگیرى هم مربوط به امور دنیایى و حفظ او از گرفتاری ها و ناملایمات این جهان مى ‏شود، و هم نگهدارى و حفظ او از درافتادن به مصائب و رویدادهاى دردناك جهان آخرت را دربر مى ‏گیرد.

آنچه از مفهوم كمك و یارى به دیگران به طور معمول در ذهن ما نقش بسته، این است كه در مواقع لزوم فریادرس مظلومان و نجات ‏دهنده آنها از چنگال ظالمان و زورگویان باشیم، در حالیكه این تنها یك بعد موضوع را تشكیل مى ‏دهد.

از نظر اسلام حتى آن انسانى كه دست‏ به ستمگرى و از بین بردن حق دیگران مى ‏زند نیز سزاوار یارى و دستگیرى است، اما در اینجا موضوع شكل دیگرى به خود مى ‏گیرد.

مفهوم یارى در اینجا برحذر داشتن او از عواقب و نتایج ‏سهمگین تجاوز و پایمال كردن حقوق دیگران است. به عبارت دیگر در اینجا او را یارى مى ‏دهیم كه به راه صحیح برگردد.

چنانكه این عمل سیره و روش انبیاء عظام الهى بوده و آنها نه‏ تنها براى نجات محرومان و مستضعفان از چنگال مستكبران و زورگویان اقدام مى‏ كردند، بلكه خود را موظف مى ‏دانستند كه به سراغ ستمگران و طغیان پیشگان نیز رفته و آنها را پند و اندرز دهند و از عاقبت‏ شوم ستمگرى برحذر دارند.

نمونه بارز این موضوع جریان مقابله حضرت موسى و برادرش هارون با فرعون زمان خویش است، كه خداوند به ایشان امر مى ‏فرماید كه:

اذهبا الى فرعون انه طغى فقولا له قولا لینا لعله یتذكر او یخشى. (8)

به سراغ فرعون بروید، كه او سخت‏به راه كفر و سركشى شتافته است، با او با كمال نرمى و ملاطفت ‏سخن بگویید، باشد كه (از خواب غفلت و غرور بیدار و) متوجه حال خویش گردد و از خدا بترسد.

با توجه به مطالب فوق، وظیفه و مسؤولیت ما در برابر دوستان و اطرافیانمان سنگین تر مى ‏گردد و بنابر آنچه گفته شد موظف مى ‏شویم كه به عنوان اداى حق برادر مسلمانمان، او را از قدم زدن در طریق ظلم و بى ‏عدالتى منع و به او گوشزد كنیم كه:

 

    ز گوش پنبه برون آر و داد خلق بده

    كه گر تو مى ‏ندهى داد، روز دادى هست

سعدى‏

 

همچنان كه امام صادق، علیه ‏السلام، نیز مى ‏فرمایند:

هر كس برادر خود را در حال ارتكاب عمل ناشایستى ببیند، و با وجود قدرت بر بازداشتن او، از آن عمل برحذرش ندارد، در حقیقت ‏به او خیانت كرده است. (9)

همان طور هم وظیفه داریم در هر كجا كه دیدیم برادر مسلمانى مورد ظلم واقع شده و حقش غصب گردیده، دامن همت‏به كمر زنیم و در احقاق حق او تلاش نماییم، و بدانیم كه اگر قدمى در راه نجات محرومى و شاد كردن دردمندى برداریم، خداوند نیز این عمل ما را بى ‏پاسخ نمى گذارد و مشكلات و گرفتاری هاى ما را رفع مى‏ كند. چنانكه فرمود:

 

    كام درویشان و مسكینان بده

    تا همه كارت برآرد كردگار

سعدى‏

 

- همراهى در لحظات بحرانى

لایسلمه و لایخذله‏; برادرش را به حال خود وامگذارد و به هنگام سختى تنها رها نسازد.

 

    دوست مشمار آنكه در نعمت زنددوست آن باشد كه گیرد دست دوست

    لاف یارى و برادر خواندگىدر پریشان حالى و درماندگى

سعدى‏

 

همچنان كه در بحث از قسمت هاى پیشین حدیث‏ بلند و پرمحتواى رسول اكرم، صلى ‏الله‏ علیه ‏وآله، نیز اشاره شد، ارزش دوستی ها، پیوندها و حتى خویشاوندی ها در موقعیت هاى حساس و استثنایى زندگى آشكار مى ‏شود; در ناملایمات و فراز و نشیب هاى روزگار است كه مى ‏توان دوستان و برادران صمیمى و وفادار را از رفیقان نیمه ‏راه و همراهان بى ‏وفا مشخص نمود.

چنانكه امام صادق، علیه ‏السلام، مى ‏فرمایند:

دوستان خود را براى یافتن چند خصوصیت مورد آزمایش قرار دهید، پس اگر خصائص موردنظر را در ایشان یافتید، مطمئن باشید كه به دوستى صمیمى و رفیقى باوفا دست ‏یافته ‏اید، وگرنه بدانید كه آن فرد، جز در راحتى و آسایش شما را همراهى نمى ‏كند و به گاه سختی ها و مشكلات شما را رها خواهد ساخت. (10)

 

اما خصوصیات مورد نظر آن حضرت با آزمون هاى زیر معلوم مى ‏گردد:

اول اینكه، از او مالى درخواست كن (تا با مشاهده برخورد او با این موضوع به میزان فداكارى و از خود گذشتگى او واقف شوى.);

دوم اینكه، مالى را بدو بسپار (تا امانتدارى او بر تو معلوم گردد.)

و سوم اینكه، از او درخواست كن كه در امر مشكلى تو را همراهى نماید (تا بفهمى كه آیا در سختی ها و مشكلات زندگى همراه و غمخوار تو خواهد بود یا خیر؟). (11)

در حدیثى دیگر، امیرالمؤمنین، علیه ‏السلام، مى ‏فرمایند:

برادر تو كسى است كه در سختی ها و شدائد، تو را رها نكند و در تنگناها از تو غافل نباشد، و اگر درخواستى از او كردى تو را ناامید نگرداند. (12)

و راستى چه سخت است‏ یافتن چنین یاران یكدل و دوستان باوفا، و چه بجا سروده است:

 

    آن كیمیا كه مى ‏طلبى یار یكدل است

    دردا كه هیچ ‏گه نتوان یافت، آرزوست

پروین اعتصامى‏

 

- ترک خودبینى و خودخواهى

و یحب له من الخیر ما یحب لنفسه و یكره له من الشر ما یكره لنفسه; آنچه از خوبی ها كه براى خود مى ‏پسندد، براى برادرش هم بپسندد، و آنچه بر خود نمى‏ پسندد و از آن پرهیز مى ‏كند بر برادرش نیز نپسندد و روا ندارد.

 

    نبیند مدعى جز خویشتن راگرت چشم خدابینى ببخشند

    كه دارد پرده پندار در پیشنبینى هیچكس عاجزتر از خویش

سعدى‏

 

اینک مى ‏پردازیم به بیان آخرین قسمت از حدیث پربار خاتم ‏المرسلین، صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله، كه در حقیقت مى ‏توان گفت‏ خود دربردارنده تمامى حقوق و وظایفى است كه حضرتش به آنها اشاره نموده ‏اند و به یک بیان عصاره تمامى فضائل اخلاقى كه در روابط اجتماعى مطرح مى ‏گردد، در این بخش از كلام آن حضرت جمع گردیده است; زیرا اصلى ‏ترین و اساسى ‏ترین عنصرى كه در ایجاد روح تعاون و همدلى در یك اجتماع مؤثر است این است كه افراد آن اجتماع تنها خود را نبینند و فقط در فكر خود نباشند، بلكه چنین باشد كه هر یك از افراد تشكیل ‏دهنده جامعه، رفاه و آسایش خود را در رفاه و آسایش دیگران، رنج و ناراحتى خود را در رنج و ناراحتى دیگران ببیند.

پیامبر اسلام، صلى‏ الله ‏علیه ‏وآله، در اینجا به یك ملاك و معیار كلى براى شناخت مسؤولیت ها و تعهدات اجتماعى افراد در برابر یكدیگر اشاره فرموده و توجه ما را به این نكته جلب مى ‏كنند كه اگر انسان دست از خودبینى و خودخواهى بردارد، به فراتر از محدوده خواست ها و تمایلات خویش نیز بیندیشد، همواره جامعه و انسان هاى پیرامون خود را نیز در نظر داشته باشد و تنها در پى رسیدن به هدف و مقصود خود نباشد; هرگز حاضر نخواهد شد براى رفاه و آسایش خود، راحتى دیگران را به خطر بیندازد و به بهاى گرفتارى و مشقت دیگران، براى خود تحصیل آرامش و آسودگى كند.

اگر خوب به نكاتى كه تاكنون از زبان رسول خدا، صلى ‏الله‏ علیه ‏وآله، برشمردیم توجه كرده باشید درمى‏یابید كه تمام و یا اكثر وظایفى كه حضرتش براى اهل ایمان ذكر فرمودند، در واقع زمانى تحقق مى ‏یابد و ضمانت اجرایى پیدا مى ‏كند كه همه افراد جامعه، خواه بر اساس معیارها و ملاک هاى دینى و اخوت و برادرى ایمانى و خواه بر اساس معیارهاى انسانى و ضوابطى كه انسانها به خاطر حفظ زندگى اجتماعى خود به آنها ملزم شده‏ اند، منافع و مصالح خود را با منافع و مصالح كل جامعه تطبیق دهند، تنها در پى جلب منافع شخصى و تحصیل مصالح فردى خود نباشند و مراقبت نمایند كه آنچه بر خود نمى ‏پسندند بر دیگران نیز روا ندارند، و آنچه را خود طالب آن هستند براى دیگران نیز بخواهند.

تنها در این صورت است كه مى ‏توان امیدوار بود همه افراد اجتماع بخوبى به وظایف و مسؤولیت هایى كه جامعه بر عهده آنها گذارده عمل كنند.

در اینجا بیان آخرین حق از حقوقى كه رسول گرامى اسلام، صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله، براى هر مسلمان قرار داده و سایر مسلمانان را موظف دانسته ‏اند كه این حقوق را رعایت كنند، به پایان مى ‏رسد.

امیر مؤمنان على، علیه ‏السلام، كه روایت‏ حقوق را از پیامبر اكرم، صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله، نقل نموده در ادامه این روایت مى‏ فرمایند:

از رسول خدا، صلى ‏الله ‏علیه ‏وآله، شنیدم كه آن حضرت مى ‏فرمود: در روز قیامت ‏برادر مسلمان شما كه حقى از حقوق او را ادا نكرده‏ اید در پیشگاه خداوند حق خود را مطالبه كرده و خداوند نیز به نفع او و به ضرر شما حكم خواهد كرد. (13)

دقت در این كلام كافى است كه ما را در اداى حقوق دیگران و عمل نمودن به وظایف و مسؤولیت هایى كه در قبال مردم جامعه خود داریم جدى‏ تر سازد، و توجه ما را جلب نماید كه: حتى اگر در این دنیا بتوانیم به بهانه ‏هایى از زیر بار مسؤولیت ها و تعهدات اجتماعى خود شانه خالى كنیم و یا به نحوى حقوق دیگران را پایمال نماییم، سرانجام در دادگاه عدل الهى مى ‏بایست پاسخگو بوده و از عهده حقى كه ضایع ساخته ‏ایم، برآییم; چنانكه مولانا نیز مى ‏فرماید:

 

چونكه بد كردى بترس، ایمن مباش

زانك تخمست و برویاند خداش

 


1. نهج‏ البلاغه (فیض ‏الاسلام)، حكمت 287، ص‏1229: اصدقاؤك ثلاثة، و اعداؤك ثلاثة: فاصدقاؤك; صدیقك، و صدیق صدیقك، و عدو عدوك، و اعداؤك; عدوك، و عدو صدیقك، و صدیق عدوك.

2. بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، ج‏77، ص‏209: لاتتخذ عدو صدیقك صدیقا فتعادى صدیقك.

3. همان، ص‏145: مانهیت عن شى‏ء بعد عبادة الاوثان مانهیت عن ملاحاة الرجال.

4. غررالحكم و دررالكلم، آمدى، ج‏4، ص‏51: راس الجهل معاداة الناس.

5. همان، ج‏5، ص‏214: من زرع العدوان حصد الخسران‏.

6. بحارالانوار، ج‏78، ص‏186: قال الباقر، علیه‏السلام: ایاكم والخصومة فانها تفسد القلب و تورث النفاق‏.

7. همان، ج‏75، ص‏211: قال الصادق، علیه‏السلام: ایاك و عداوة الرجال فانها تورث المعرة و تبدى العورة‏.

8. سوره طه، آیه 44.

9. بحارالانوار، ج‏75، ص‏65: من راى اخاه على امر یكرهه فلم یرده عند، و هو یقدر علیه، فقد خانه‏.

10. همان، ج‏78، ص‏235: یمتحن الصدیق بثلاث خصال فان كان مؤاتیا فیها فهو الصدیق المصافى والا كان صدیق رخاء لاصدیق شدة....

11. همان: تبتفى منه مالا، او تامنه على مال، او تشاركه فى مكروه‏.

12. همان، ج‏77، ص‏269: اخوك الذى لایخذلك عندالشدة، و لایغفل عنك عند الجریرة، و لایخدعك حین تساله....

13. وسائل ‏الشیعه، شیخ حر عاملى، ج‏8، ص‏550: سمعت رسول‏الله، صلى‏الله‏علیه‏وآله، یقول ان احدكم لیدع من حقوق اخیه شیئا فیطالبه به یوم القیامة فیقضى له و علیه‏.

موعود جهان-شماره14

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

دانستنیها                          

نسل آینده شبكه های محلی بی سیم

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

اصطلاح " نسل آینده شبكه های محلی بی سیم "  كه امروزه با بسیاری از عناوین مرتبط با صنایع ارتباطی و مخابراتی همراه شده است، به طور عام به ایجاد یک بستر مشترک ارتباطی اشاره دارد كه خدمات سه گانه صوتی ،‌ تصویری ، و دیتا را به صورت یك جا به مشتریان خود ارائه كند. با این تعریف روشن می شود كه چرا مناسب ترین عنوان برای نسخه ای از فناوری ارتباط محلی بی  سیم موسوم به WLAN كه قادر به ارائه خدمات تلفنی است ، Next Generation WLAN می باشد. صرف نظر از این موضوع ، رشد سریع به كارگیری WLAN در محیط های اداری و تجاری ، این فناوری را به مرحله ای رسانده كه از لحاظ معماری و ساختاری نیز پاسخگوی رشد فوق نمی باشد. به عبارت دیگر، WLAN به شكل امروزی قادر به پوشش میلیون ها كاربری كه در طی پنج سال آینده به خیل كاربران آن اضافه می شوند، نخواهد بود، چ رسد به این كه كاربردهای جدیدی همچون ارتباطات تلفنی نیز به مجموعه كاربردهای آن اضافه شوند. در این نوشتار ، چالش های پیش رو و نحوه غلبه بر آن ها را در قالب تكنیك انتقال مكالمات تلفنی بر روی ارتباطات محلی بی سیم Voice over WLAN بررسی خواهیم كرد.

در حال حاضر، نیاز به ایجاد نسل جدیدی از زیرساخت های ارتباطی همگرا، جهت تبادل همزمان داده ها و مكالمات تلفنی بااستفاده از فناوری انتقال صوت روی پروتكل اینترنت، یكی از اولویت های كلیه شركت های فراهم كننده خدمات مخابراتی و اینترنتی می باشد.

از طرفی، به كارگیری فناوری WLAN در محیط های اداری و عمومی ، همچون سالن های انتظار هتل ها، فرودگاه ها ، و ایستگاه های قطار با استقبال كاربران رو به رو شده است . WLAN خیلی زود جای خود را در بازار خدمات ارتباطی باز كرد؛ ولی این رشد سریع، نقاط ضعف بسیاری را نیز آشكار ساخته است.

بسیاری معتقد بوده و هستند كه این فناوری در شكل پایه خود، فاقد ملاحظات امنیتی لازم،‌ قابلیت گسترش در ابعاد كلان، قابلیت اطمینان بالا برای كاربردهای حساس و بالاخره امكان مدیریت پذیری از جانب دارندگان آن می باشد و این چالش ها با شروع زمزمه هایی درباره انتقال همزمان مكالمات تلفنی بر روی این بستر، حساس تر نیز شده اند. مطالعات انجام گرفته نشان می دهد كه با وجود محبوبیت WLAN ، به دلیل معضلاتی كه گفته شد، بسیاری از شركت ها كاربرد آن را به سالن های كنفرانس و برخی واحدهای خاص محدود نموده اند.

بنابراین، بدیهی است كه ایده دسترسی بدون محدودیت های در هر جا و هر زمان به ارتباطات درون سازمانی كه بهبود قابل ملاحظه ای در بهره وری نیروی كار را به همراه دارد، در صورتی WLAN را بستر ارتباطی خود قرار می دهد كه برای این چالش ها ، راه حل قابل قبول و مقرون به صرفه ای اندیشیده شود.

با غلبه بر این چالش ها و به كارگیری شبكه محلی بی سیم جهت مكالمات تلفنی ، رقیب پرقدرتی برای تلفن همراه وارد گود خواهد شد كه آینده ای كابوس گونه را برای شركت های فراهم كننده خدمات تلفن همراه رقم می زند!مطابق تخمین های موجود، ارتباطات بی سیم همگرا ، یكی از سریع ترین زمینه های رشد را پیش روی دارد، به خصوص در بازار ایالت متحده كه بیش از 50 درصد شركت ها مجهز به WLAN می باشند . در بازارهای كمتر توسعه یافته ، همچون بازار اروپا، كه تنها 12درصد شركت ها به كاربرد WLAN روی آورده اند، هنوز هم فناوری تلفن بی سیم DECT كاربرد گسترده ای دارد. ولی حتی در این منطقه نیز آمادگی كاربرد همزمان صوت و داده برروی WLAN وجود دارد.

البته IEEE در پاسخ به نیازهای بازار، به سرعت مشغول الحاق قابلیت های مكمل به استاندارد اولیه 802.11 می باشد. ولی مطابق معمول ، برخی شركت های سازنده تجهیزات، حتی منتظر انتشار این استاداردهای نشده اند و با ارائه راه حلهای خاص خود سازمان را در ایجاد یك محیط همگرا صوت و دیتا برروی WLAN یاری می كنند.

 

ITU-T و تغییر در طیف فركانسی

اگه قرار باشد به مشكلات بپردازیم، بهتر است از پایین ترین سطح شروع كنیم،‌حوزه فركانسی WLAN در باند 2400 تا 2483.5 مگاهرتز قرار دارد كه به باند فركانسی بدون مجوز معروف است . تراكم كاربردهای موجود در این باند به همراه برخی از محدودیت های قانونی اعمال شده از جانب بعضی كشورها، باعث تضعیف عملكرد WLAN گردیده است . به طوری كه برای مثال ، محدود بودن تعداد كانال ها و یا محدود بودن اجباری EIRP یا توان موثر انتشارات همسو به حداكثر 10 میلی وات در بسیاری از كشورها در محیطی كه معمولا میان WLAN و سایر سیستم های بی سیم محلی مانند Bluetooth رقابت شدید وجود دارد، كار را دشوارتر كرده است . حال اگر اختلال ناشی از ابزارهای الكتریكی پرقدرت ، مانند اجاق های مایكروویو را به این اضافه كنیم، خواهیم دید كه چرا نوعی بازنگری در مورد حوزه فركانسی الزامی بوده است .

ITU یا سازمان جهانی ارتباطات در WRC2003 ، باندی به پهنای 455 مگاهرتز را در حوزه كمتر متراكم 5 گیگاهرتز به دسترسی بی سیم اختصاص داده است كه WLAN نیز در همین رده از كاربردها قرار دارد . این سازمان با تعیین مرزهایی میان عملكرد فركانسی تجهیزات داخل ساختمان و خارج آن و اجبار گزینه های خارجی به استفاده از تكنیك های گزینش پویای فركانس DFS و كنترل توان ارسال تداخلات موجود را به حداقل رسانده و راه را برای گسترش استانداردهای 802.11 بازنموده است .

راه را برای گسترش استانداردهای 802.11 بازنموده است .IETF CAPWAP: گروه كاری CAPWAP كنترل و تدارك نقاط دسترسی بی سیم: Control and Provisioning of Wireless Access Point یكی از گروه های كاری جدید IETF در سال 2004 می باشد. این گروه مشغول كار بر روی پروتكلی است كه كنترل نقاط AC را در نسل جدید شبكه های WLAN با معماری مركزی، امكان پذیر می كند . یكی از بهترین كاندیدای موجود، پروتكل LWAPP است كه توسط چندین سازنده و شركت بزرگ مخابراتی همچون NTT DOCOM یا شركت تلفن ژاپن ،‌Legra Chanty ، Proxim ، Dlink و Symbol پیشنهاد شده است .

كنسرسیوم كارت هوشمند WLAN: این كنسرسیوم با هدف گسترش استفاده از كارت های هوشمند در تجهیزات همراه كامپیوترهای كیفی و PDP ها به منظور استفاده توسط شركت های تلفن همراه و فراهم كنندگان خدمات اینترنت بی سیم تشكیل شده است .

 

نگاهی به وضعیت فناوری مرتبط

بازار ارتباطات همزمان صوت و دیتا، در حال حاضر در انحصار نسل دوم شبكه های سلولی است كه بیش از 97 درصد بازار تلفن همراه را به خود اختصاص داده اند. فناوری های كلیدی این گروه عبارتند از: GSM ، cdmaOne ، TDMA و PDC/PHS . در میان متداول ترین گزینه GSM مجهز به GPRS است كه نرخ ارسال اطلاعاتی بالغ بر 40 كیلوبیت در ثانیه دارد . نسخه پیشرفته تر این فناوری موسوم به EDGE این مقدار را به سه برابر می رساند. در cdmaOne نیز نرخ تبادل دیتا 46kbps می باشد.

نسل سوم شبكه تلفن همراه ، تبادل دیتا را به مرابت، سریع تر از مقادیر فوق انجام می دهد. در UMTS سرعت به 384 كیلو بیت در ثانیه می رسد و در HSDPA نرخ تبادل به پنج برابر این مقدار نزدیك به 2 مگا بیت در ثانیه خواهد رسید.

در بخش كاربردهای تلفن بی سیم داخلی ، سال ها از پیشتازی فناوری DECT می گذرد. ولی با وجود ارزانی نسبی این فناوری ،‌آینده آن در سایه پیشرفت فناوری انتقال بر روی شبكه های محلی بی سیم قرار گرفته است . VOWLAN می تواند مكملی برای فناوری های تلفن سلولی در محیط های hotspot به حساب آید. ولی محدودیت فضای تحت پوشش این فناوری، به كارگیری WiMAX را در مناطق وسیع تر پیشنهاد می كند كه به hot zone موسومند. WiMAX تمامی قابلیت های WLAN را در حوزه ای به گستردگی چند ده كیلومتر ارائه می دهد.

فناوری بسیار جدید Mobil-Fi كه تحت كد802.20 استاندارد گردیده ، قادر به ایجاد ارتباط میان پایانه هایی است كه با سرعت 250 كیلومتر در ساعت در حركت می باشند. ولی میزان تبادل نسبتا پایین، آینده این گزینه را نامطمئن ساخته است .

در حوزه اتصالات نزدیك یا شبكه های شخصی ، فعلا حرف اول را Bluetooth می زند، نسخه كم سرعت و بسیار ارزان آن نیز، موسوم به ZigBee در زمینه كاربردهای اتوماسیون خانگی و صنعتی گزینه اول می باشد. در مقابل UWB مناسب كاربردهای فوق سریع در فواصل كوتاه است . UWB ، در كاربردهای متعددی، به كارگرفته خواهد شد كه در حال حاضر USB بی سیم اولین نمونه آن ها می باشد.

 

معماری جدید برای نسل جدید

لزوم به كارگیری معماری مركزی برای شبكه های محلی بی سیم ، از حدود سال 2003 مطرح گردید. در ساختار رایج كه به صورت توزیع شده می باشد، نقاط دسترسی مسئول اجرای كلید توابع شبكه محلی می باشند و به این ترتیب ، فشار زیادی را تحمل می كنند. در معماری نوین نقاط جدیدی موسوم به كنترل كننده دسترسی به شبكه اضافه می شوند كه بخشی از وظایف فوق را برعهده خواهند گرفت .

 

منبع:www.2del.com

 

  مباحث فرهنگی            

بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی روز مهندسی

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

مقدمه

روز پنجم اسفند هر سال، همزمان با زادروز و تولد دانشمند و ریاضی دان برجسته ایران، خواجه نصیرالدین طوسی به عنوان نخستین مهندس ایرانی که از او یادگارهای بسیار در پهنه علوم و فنون جهان به جای مانده، روز گرامی داشت مهندسان کشور نیز نامگزاری شده است .

760 سال از درگذشت دانشمند بزرگ ایرانی، خواجه نصیرالدین طوسی می گذرد؛ اما هنوز هم دانش و تلاش های علمی و آرای این دانشمند بزرگ ایرانی مورد توجه دانشمندان و محققان است .

در پهنه ایران زمین ، هم اکنون هزاران مهندس در عرصه های مختلف فنی و مهندسی ، شبانه روز تلاش می کنند تا مردم جامعه با برخورداری از فناوری های پیشرفته و توسعه یافته از نعمت های ترقی و تمدن روز بهره مند باشند.

جامعه مهندسی کشور این روز بزرگ را گرامی می دارند و به همین مناسبت در سراسر کشور مراسمی برگزار می شود.

محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی از اهالی جهرود از توابع قم بوده که در تاریخ 15 جمادی الاول سال 597 ق متولد شده است . او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد بود و از دانشمندان معروف زمان خود شد.

خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مغول درخشید و در هر شهری پاگذاشت آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاریک و عصری که شمشیر تاتار و مغول خاندان های کوچک و بزرگ را از هم پاشیده و جهانی از حملات مغول ها به وحشت فرو رفته بود و همه در گوشه و کنار منزوی و یا فراری می شدند و بازار دانش و جوانمردی و مروت کساد بود و فساد حکمفرما، وجود و بروز چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز است .

 

 

اشاره

خواجه نصیرالدین محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی از اهالی جهرود از توابع قم بوده است كه در 597 هجری قمری ولادت یافته است. او به تحصیل دانش، علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حكمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید.

پدر خواجه نصیر، شیخ وجیه الدین محمدبن حسن، از بزرگان و عالمان شهر قم بود و در روستای جهرود زندگی می کرد. او به همراه خانواده و به شوق زیارت امام رضا علیه السلام عازم طوس شد و پس از زیارت، به دلیل بیماری همسرش در یکی از محله های آنجا مسکن گزید. پس از چندی به اقامه نماز جماعت و تدریس در مدرسه علمیه مشغول شد و همان زمان یعنی صبح یازدهم جمادی الاول سال 597 هجری قمری به هنگام طلوع آفتاب، آفتاب وجود نازنین کودکی، روشنی بخش خانه دل پدر و مادر شد و او را محمد نامیدند.

خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود كه در افق تاریک مغول درخشید و در هر شهری پا گذارد آنجا را به نور حكمت و دانش و اخلاق روشن ساخته و در آن دوره تاریك و در آن عصری كه شمشیر تاتار و مغول خاندانهای كوچك و یا بزرگ را از هم پاشیده و جهانی از حملات مغولها به وحشت فرو رفته و همه در گوشه و كنار منزوی و یا فراری می شدند و بازار كسادی دانش و جوانمردی و مروت می بود و فساد حكمفرما. وجود و بروز چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز است.

خواجه نصیرالدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر نام نهاده اند. بهرحال خواجه نصیرالدین دوره تحصیل ابتدایی را قسمتی نزد دائی خود بابا افضل ایوبی كاشانی و فخرالدین داماد كه او شاگرد صدرالدین سرخسی و او شاگرد افضل الدین جیلانی و او شاگرد ابوالعباس ریوگیری و او شاگرد بهمن یار از شاگردان شیخ الرئیس ابوعلی سینا تحصیل كرده است.

بقول مولف آثار الشیعه خواجه نصیرالدین طوسی با سیدعلی بن طاوس حسینی و شیخ میثم بن علی بحرانی در مدرسه ابوالسعاده اصفهان متفقاً درس خوانده و بنا به عقیده دسته ای از مورخین ابن میثم در فقه استاد و در حكمت شاگرد خواجه نصیرالدین طوسی بوده است.

شهید ثانی در رساله چهل حدیث خود می نویسد محققاً خواجه نصیر در علوم منقول شاگرد پدرش بود كه او از شاگردان فضل اله راوندی بود و او از شاگردان ثقه الاسلام سید مرتضی علم الهدی می باشد.

یكی از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی علامه حلی می باشد و علامه حلی در موقع اجازه دادن به یكی از شاگردانش بنام ابن زهره دربارة استادش در همان اجازه نامه چنین می نویسد:

خواجه نصیرالدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت او اشرف كسانی است كه ما آنها را درك كرده ایم، خدا نورانی كند ضریح او را. قرائت كردم در خدمت او الهیات، شفای ابن سینا و تذكره ای در هیئت را كه از تالیفات خود آن بزرگوار است. پس او را اجل محتوم دریافت و خدای روح او را مقدس کند.

در آن روزگاری كه آوازه دانش خواجه نصیرالدین به اطراف و اكناف رسیده بود، رئیس ناصرالدین محتشم كه از دانشوران اسماعیلیه بود بدیدار خواجه مایل شد و او را به قائنات دعوت كرد و مقدم او را بسیار گرامی داشت و خواجه مدتها در آنجا بود و كتاب تهذیب الاخلاق ابن مسكویه را به فارسی ترجمه و شرح داد و بنام اخلاق ناصری تالیف كرد.

 

کودکی و نوجوانی

دوران کودکی و نوجوانی خواجه نصیرالدین، در شهر طوس سپری شد و او در این مدت، پس از فراگیری خواندن و نوشتن، قرائت قرآن و قواعد عربی و فارسی را نزد پدر خویش آموخت. مادرش نیز وی را در خواندن قرآن و متون فارسی کمک می کرد. بعد از این علوم مقدماتی، به توصیه پدرش نزد دایی خویش نورالدین علی بن محمد که از دانشمندان نامور در ریاضیات، حکمت و منطق بود به فراگیری این علوم پرداخت. عطش علمی محمد نزد نورالدین برطرف نشد و به راهنمایی پدر، در محضر کمال الدین محمد حاسب، از ریاضی دانان برجسته آن زمان به تحصیل پرداخت. پس از آن، دایی پدرش نصیرالدین عبدالله به طوس آمد. او نیز تبحّر ویژه ای در علوم رجال، درایه و حدیث داشت و محمد در کلاس درس او حاضر شد و همان زمان لباس مقدس روحانیت را به دست استادش به تن کرد و از طرف او به نصیرالدین ملقب گردید.

 

سفر به نیشابور

خواجه نصیرالدین به پیشنهاد استاد عازم نیشابور شده، در مدرسه سراجیه، در درس خارج فقه و اصول استاد سراج الدین قمری حاضر شد و نزد فریدالدین داماد نیشابوری، کتاب اشارات ابن سینا را فرا گرفت. سپس کتاب قانون ابن سینا را که در زمینه پزشکی نوشته شده، نزد قطب الدین مصری شافعی آموخت و از محضر عارف مشهور، عطار نیشابوری نیز بهره ها برد.

 

سفر به نقاط دور دست

خواجه نصیرالدین برای فراگیری دانش، رنج سفر را بر خود هموار ساخت. او ابتدا به ری رفت و آنجا با دانشور بزرگی به نام برهان الدین محمد قزوینی آشنا شد. سپس به قم عزیمت کرد و از درس خارج ابوالسعادات اسعد بن عبدالقادر اصفهانی استفاده ها برد. بعد از قم به اصفهان و از آنجا به سمت عراق مهاجرت کرد. علم فقه را نزد معین الدین سالم مصری به صورت کامل فرا گرفت و از او اجازه نقل روایت دریافت کرد. مدتی نیز از فقه علامه حلّی بهره برد و علامه نیز از نصیرالدین حکمت آموخت. علوم نجوم و ریاضی را نیز نزد کمال الدین موصلی به بهترین صورت فراگرفت و محضر سید مرتضی را نیز درک نمود. سپس با کوله باری از علوم مختلف قصد عزیمت به خراسان کرد.

 

هجوم مغول

سال هایی که خواجه نصیرالدین برای تحصیل در عراق به سر می برد، اخبار مختلفی از هجوم قوم مغول به او می رسید. از جمله شهرهایی که مغولان در آن بی رحمی را به بالاترین درجه رساندند، شهر نیشابور بود. این شهر چنان مورد تهاجم قرار گرفت که نه تنها مردان، بلکه حیوانات خانگی آن هم از تیغ متجاوزان در امان نماندند. پس از قتل عام مردم، هفت شبانه روز بر شهر آب بستند و آن را شخم زدند. برخی تاریخ نگاران، تعداد کشته های این شهر را حدود 000/748/1 نفر نوشته اند. این اخبار دردناک، خواجه نصیر را برآن داشت تا برای کمک به هموطنان و خانواده اش راهی ایران شود. پس از ورود به نیشابور با دیدن صحنه های دلخراش خون و آتش و ویرانی، با اضطراب به سوی زادگاهش رفت ولی کسی را آنجا نیافت. بعد از پرس و جو دانست که مادر و خواهرش برای نجات خویش به شهر قائن رفته اند. خواجه نیز نزد آنان رفت و در آن شهر مسکن گزید و همانجا در سال 628 ازدواج کرد.

 

سفر به قلعه های اسماعیلیان

اسماعیلیان، فرقه ای از شیعه بودند که اسماعیل، فرزند امام صادق علیه السلام را جانشین آن حضرت می دانستند. این گروه پس از مدت ها در سال 583 به دست حسن صباح در ایران رونق یافته، قلعه های متعدد و محکمی ساختند که جایگاه امنی برای مبارزات سیاسی شان به شمار می آمد. پایتخت اسماعیلیان نیز قلعه ای به نام الموت در حوالی قزوین بود. خواجه نصیر پس از چند ماه سکونت در قائن، به دعوت ناصرالدین عبدالرحیم حاکم یکی از این قلعه ها، به همراه همسرش به قلعه قهستان رفت. ناصرالدین مردی فاضل و دوستدار فلسفه بود. لذا خواجه نصیر مدتی با احترام خاصی در آنجا مشغول ترجمه کتاب طهارت العراق شد و نام آن را اخلاق ناصری گذاشت. همچنین رساله معینیّه را درباره علم هیئت به زبان فارسی به رشته تحریر درآورد.

 

زندانی شدن خواجه نصیر

ناسازگاری اعتقادی خواجه نصیرالدین با اسماعیلیان و نیز ظلم و ستم آنان به مردم، خواجه را برآن داشت که برای یاری خواهی، نامه ای به خلیفه عباسی در بغداد بنویسد. در این میان حاکم قلعه از ماجرای نامه باخبر شد و دستور داد خواجه را زندانی کنند. پس از چندی خواجه را به قلعه الموت انتقال دادند، ولی حاکم قلعه با اطلاع از دانش خواجه، رفتاری مناسب در پیش گرفت. خواجه نصیر حدود 26 سال در قلعه های اسماعیلیان به سر برد و در این مدّت کتاب های متعددی نوشت. او در پایان کتاب شرح اشارات خود چنین می نویسد: بیشتر مطالب آن را در چنان وضعی نوشته ام که سخت تر از آن ممکن نیست، و بیشتر آن را در روزگار پریشانی فکر نگاشته ام که هر جزئی از آن ظرفی برای غصه و عذاب دردناک بود، و زمانی بر من نگذشت که از چشمانم اشک نریزد و دلم پریشان نباشد.

 

حمله مغول

از آنجا که وجود اسماعیلیان، حاکمیت سیاسی مغولان را به خطر می انداخت، هلاکوخان در سال 651 با اعزام لشکری به قهستان، آنجا را فتح کرد. حاکم قلعه پس از مشورت با خواجه نصیر، تسلیم مغولان گردید و پس از چندی در سال 656 فرقه اسماعیلیه در ایران برچیده شد. پیشنهاد تسلیم، افزون بر آنکه از قتل و غارت پیش گیری کرد، توجه و احترام خان مغول را به خواجه برانگیخت و او خواجه را به مقام وزارت و مشاورت خویش منصوب کرد.

 

خدمات ارزنده

مقام علمی و ارزش فکری خواجه نصیر موجب شد تا هلاکوخان در فتح بغداد و کشتن معتصم آخرین خلیفه عباسی، از نظرهای خواجه بهره بگیرد و در مورد حفظ و حراست جان وی کوشا باشد. خواجه نیز از موقعیت استفاده کرده، خدمات بسیاری به فرهنگ اسلام و جهان علم نمود که برخی از آنها عبارت است از:

نگارش کتاب های ارزشمند در علوم مختلف؛ جلوگیری از به آتش کشیده شدن کتاب خانه بزرگ حسن صباح در قلعه الموت به دست مغولان؛ نجات جان دانشمندان و عالمان؛ تبلیغ اسلام در میان مغولان، به نحوی که از سال 694 اسلام به عنوان دین رسمی ایران معرفی شد؛ جلوگیری از تهاجم مغولان به کشورهای مسلمان؛ تأسیس رصدخانه مراغه در سال 656 با همکاری جمعی از دانشمندان که تا سیصد سال مجهّزترین رصدخانه جهان بود؛ احداث و تجهیز کتاب خانه بزرگ رصدخانه در مراغه و تربیت شاگردان بسیار.

 

نوشته های خواجه نصیرالدین

به رغم آشوب ها و حوادث تلخ زمان خواجه نصیرالدین طوسی، او توانست حدود 190 کتاب و رساله علمی در موضوعات مختلف به رشته تحریر درآورد.

 

برخی از آثار خواجه عبارت است از:

1. تجرید الاعتقاد که در موضوع علم کلام نگاشته شده و به دلیل اهمیت فوق العاده آن، مورد توجه قرار گرفته است؛

2. قواعد العقائد در موضوع اصول عقاید؛

3. اخلاص ناصری؛ ترجمه ای زیبا از کتاب طهارة العراق؛

4. اوصاف الاشراف در علم اخلاق (در تصوف و عرفان ) ؛

5. تحریر المجسطی (شرح و تهذیب کتاب مجسطی بطلمیوس در علم هیئت نجوم ) ؛

6. تحریر اقلیدسی در ریاضی و هندسه (شرح و تهذیب کتاب مشهور اقلیدس یونانی ) ؛

 7. تحریر محیطی؛

8. اساس اقتباس در فن منطق (در منطق فارسی ) ؛

9. آداب المتعلمین؛

10. البارع فی النجوم؛

11. کتاب الحساب یا الجبر و المقابله؛

12. شرح اصول کافی؛

13. کشف القناع در ریاضی؛

14. معیار الاشعار به فارسی (در عروض و قافیه ) ؛

15. رساله ای در طب؛

16. شرح اشارات (شرح کتاب التنبیهات و الاشارات ابوعلی سینا) ؛

17. التذكره فی علم الهیئت، ( تذکره نصیریه در علم هیئت و نجوم ) ؛

18. تجرید الکلام (در اثبات عقاید شیعه با ادله عقلیه و کلامیه ) ؛

19. الادب ابوخیر للولد الضغیر با اشعار عربی و فارسی ازخود خواجه؛

20. جواهر الفرائض ( اصول علم فرائض و مواریث ) ؛

21. بیست باب در اصطرلاب در علوم غریبه؛

22. زیج ایلخانی ؛

23. مثلثات كروی و...

 

مقام علمی

تبحّر خواجه نصیر در علوم مختلف عصر خویش، بزرگان را بر آن داشته که زبان به ستایش او بگشایند و با القابی چون استاد البشر، افضل علما، سلطان فقها، سرآمد علم، اعلم نویسندگان، عقل حادی عشر و معلم ثالث از او یاد کنند. نه تنها دانشمندان مسلمانان، بلکه غیرمسلمان نیز نتوانسته اند منکر تخصص خواجه در این علوم شوند.

 

1. ریاضیات:

او در ریاضی عالمی برجسته بود و امروزه نیز در جبر، حساب، هندسه و مثلثات از دانشمندان نامی به شمار می آید. تألیف 35 اثر در موضوع ریاضی، او را به جهان علم شناسانده و دیدگاه های او، مبنای بسیاری از نظریه های دانشمندان است.

 

2. فلسفه:

خواجه نصیر در عصری زندگی می کرد که امام فخررازی با تعصب تمام، به دیدگاه های فلسفی بوعلی سینا خدشه وارد می ساخت و کسی را یارای ایستادگی در برابر او نبود. از این رو، خواجه پا به میدان مبارزه علمی گذاشت و با نوشتن شرحی بر اشارات بوعلی، تمام شبهه های فخررازی را پاسخ داد و حیات دوباره ای به فلسفه بخشید.

 

3. کلام:

موضوع علم کلام، اعتقادات است. خواجه نصیرالدین در این زمینه کتاب تجرید الاعتقاد، محکم ترین متن کلامی را به رشته تحریر درآورد. هنوز هم پس از گذشت هفتصد سال، شرح های مفصّلی بر آن نوشته شده، در مجامع علمی تدریس می شود.

 

4. فقه و اخلاق:

پرداختن به علوم رایج زمان مانند فلسفه، ریاضی، نجوم و طب، خواجه نصیر را از فقه و اخلاق دور نکرد. در فقاهت، او را سلطان فقها نامیدند. در اخلاق نیز با نگارش کتاب هایی چون اخلاق ناصری، اوصاف الاشراف، آداب المتعلمین، نکته های اخلاقی ظریفی را بیان کرده است.

 

5. ادبیات:

ذوق لطیف و طبع ظریف خواجه، او را بر آن داشت تا قلم استوار خویش را در ادبیات و شعر نیز به کار گیرد.

کتاب اخلاق ناصری او، از شاهکارهای نثر فارسی است و معیار الاشعار را نیز در علم عَروض تألیف کرد و از قالب شعر برای بیان دیدگاه های خود بهره ها برد.

لذات دنیوی همه هیچ است نزد من

در خاطر از تغیّر آن هیچ ترس نیست

روز تنعّم و شبِ عیش و طرب مرا

غیر از شب مطالعه و روز درس نیست

 

اخلاق خواجه

اخلاق، یگانه گوهری است که اگر بزرگ ترین دانشمندان خود را به آن زینت ندهند، علمشان نه تنها باعث نجات نخواهد بود، بلکه بالاترین علم ها بدون اخلاق وارسته، انسان را به ورطه نابودی می کشاند. اخلاق نیک، شرط موفقیت و باعث نفوذ کلام در قلب مردم است. خواجه نصیر چنان اخلاق نیکی داشته است که توانست قومی همچون قوم مغول را شیفته خویش سازد. علامه حلّی درباره اخلاق او چنین نوشته است: خواجه، افضل اهل زمان خویش در علوم عقلی و نقلی بوده و شریف ترین کسی بود که من دیده ام. ابن شاکر، از تاریخ نگاران اهل سنت نیز او را چنین توصیف می کند: خواجه بسیار نیکوصورت، خوشرو، کریم، بردبار و زیرک بود.

 

گذشت خواجه

مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب سفینة البحار پس از بیان مکارم اخلاق امام باقر علیه السلام چنین می نویسد: افضل حکما و متکلمین، سلطان علما و محققین، وزیر اعظم، خواجه نصیرالمّلة والدّین، در حُسن خلق به امام باقر علیه السلام اقتدا کرده است. آنجا که شخصی نوشته ای به او داد که در آن به خواجه نصیر اهانت شده و سگ گفته شده بود. خواجه نصیر با آنکه قدرت سیاسی و اجتماعی زیادی داشت، بدون عصبانیت چنین پاسخ داد: در احوال سگ نگریستم و دیدم حیوانی است که روی چهار پا راه می رود و ناخن های دراز دارد. بعد به خود نگریستم و دیدم که روی دو پا راه می روم و پوست بدنم همانند سگ نیست. ناخن هایم نیز پهن است و قدرت فکر کردن دارم و خنده و گریه دارم. هیچ یک از اینها در سگ نیست؛ پس فهمیدم که شما در اشتباه هستید.

 

غروب غم انگیز

هیجدهم ذیقعده سال 673 بود. خورشید بغداد آرام آرام چهره خویش را در پس نقاب کوه ها می پوشاند. خواجه نصیر 75 ساله، پس از عمری تلاش علمی و گشودن دروازه های دانش، در بستر بیماری افتاده و دوستان و شاگردان به دورش حلقه زده بودند. یکی از اطرافیان به او گفت: وصیت کن تا بعد از مرگ، تو را در نجف اشرف به خاک بسپارند. خواجه در جواب گفت: مرا شرم می آید که از جوار این دو امام (امام کاظم و امام جواد علیهماالسلام ) به جای دیگر برده شوم. لحظاتی نگذشت که خورشید علم و تقوا نیز همانند خورشید عالم تاب، غروب کرد، یادش نامیرا و راهش پررهرو باد.

 

تشییع و تدفین

مراسم تشییع خواجه نصیرالدین، با حضور بسیاری از ارادتمندان و دوستدارانش صورت گرفت و خِیل جمعیت به سمت آستان پاک و آسمانی کاظمین علیهماالسلام پیش می رفت. هنگامی که خواستند قبری بکنند، به قبری آماده رسیدند که کاشی کاری نیز شده بود و فهمیدند که یکی از خلفای عباسی آن را برای خویش ساخته، ولی فرزندش آنجا را پوشانیده و پدر را جای دیگری دفن کرده بود. عجیب تر آنکه تاریخ اتمام بنای قبر، با تاریخ تولد خواجه نصیر هم زمان بود. سرانجام پیکر پاک این دانشمند شیعه، در همان قبر در جوار کاظمین علیهما السلام رُخ در نقاب خاک کشید.

 

روز مهندسی

خواجه نصیرالدین طوسی، خدمات بی شماری به علوم مختلف نمود، ولی تبحّر خاص وی در علوم ریاضی و مثلثات و هندسه و بیان نظریه های جدید در این زمینه، باعث شده که روز بزرگداشت شخصیت این عالم وارسته را روز مهندسی نام گذاری کنند. امید که دانشمندان مسلمان با پیروی از تلاش ها و مجاهدت های خستگی ناپذیر او در میدان علم و عمل، بار دیگر فاتح و پرچمدار میادین علمی در جهان باشند.

 

... یه روزی تو دبستان معلم از بچه ها پرسید

- در آینده می خواهید چه کاره شوید؟

اون روزا خیلی ها می خواستن مهندس بشن

حالا از اون خیلی ها تو مهندس شدی

*** مهندس روزت مبارک ***

 

منابع :

- مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، گلبرگ 72، در سایه خورشید، سیدحسن یوسفی

- پایگاه حوزه

- www2.irna.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 

تست پدیده (اثر) تاچر

 

پیتر تامپسون استاد دانشگاه یورک، در سال ۱۹۸۰ عکس مارگارت تاچر-نخست وزیر وقت انگلیس- را دستکاری کرد و این پدیده را در آن اعمال کرد.

این عکس بعدها به قدری مشهور شد که به دستکاری‌های اینچنینی عکس‌ها، اصطلاح پدیده یا اثر تاچر اطلاق شد.

 

خوب نگاه كنيد

 

 

 

به عکس‌های بالا دقت کنید، عقیده شما در مورد آنها چیست؟

اصولآ چیز خاصی نظر شما را جلب کرد؟

شما به علت عادت های ذهنیتان از درک درست این تصاویر ناتوانید. گاهی باورهای ذهنی ما چیزی بیشتر از عادت های فکری مان نیست

 

باور نمی‌ کنید؟!

 

 

 

اين همان تصوير است!!

 

 

بله؛ این هم نمونه دیگریست از خطای پردازش مغز شما و نه چشمتان. (اگر اعتماد نمی کنید مانیتورتان را بلعکس کنید.)

همان مغزی که باورهای شما را می سازد؛ باورهایی که دودستی به آنها چسبیده اید !

 

پدیده تاچر :

پیتر تامپسون استاد دانشگاه یورک، در سال ۱۹۸۰ عکس مارگارت تاچر-نخست وزیر وقت انگلیس- را دستکاری کرد و این پدیده را در آن اعمال کرد.

این عکس بعدها به قدری مشهور شد که به دستکاری‌های اینچنینی عکس‌ها، اصطلاح پدیده یا اثر تاچر اطلاق شد.

درست کردن این عکس‌ها، کار چندان مشکلی نیست. کافی است که عکس خودتان یا کس دیگر را تغییر جهت بدهید ولی قسمت لب و چشم‌ها را تغییر جهت ندهید.

اما چرا این طور می ‌شود؟ چرا مغز ما قسمت دهان و چشم‌ها را مثل بقیه قسمت‌های چهره پردازش نمی‌ کند؟

توضیحات مختلفی برای این پدیده وجود دارد ولی بهترین توجیه به شرح زیر است:

مغز ما به وسیله دو فرایند جداگانه اشیا را از هم تمیز می ‌دهد. در فرایند اول، ما به اشیا به عنوان یک کل نگاه می ‌کنیم و شیء مورد نظر را که می ‌تواند چهره یک نفر باشد با نقشه ذهنی که از اشیا و چهره‌های دیگر داریم مقایسه می‌ کنیم.

اما در فرایند دوم، مغز ما برای افتراق اشیایی مختلف از هم به جزئیات تمرکز می‌ کند و مثلا روی بینی، لب یا چشم‌ها تمرکز می ‌کند.

از آنجا که ما به ندرت، عکس‌های بالا پایین شده از چهره را می‌ بینیم، مدل‌ها و نقشه‌هایی از این طور عکس‌ها را نداریم، در نتیجه فرایند اول به درستی عمل نمی‌ کند و فرایند دوم تشخیص چهره، از آنجا که روی جزئیات تمرکز دارد، چیز غیرطبیعی در عکس تشخیص نمی ‌دهد و نمی ‌تواند کشف کند که چشم‌ها و لب‌ها برعکس شده‌اند.

حقیقت این است که سیستم بینایی ما با دستگاه‌های اپتیک و رایانه‌ ای ثبت و پردازش عکس تفاوت زیادی دارد. گاهی با شگقتی هنگامی که متوجه توهمات و خطاهای بینایی خودمان می ‌شویم، تازه پی به این مطلب می ‌بریم. این خطاها، جدا از جالب بودن به دانشمندان عصب ‌شناس در فهم مکانیسم‌های پیچیده مغزمان کمک می ‌‌کنند.

جالب اینجاست که بیماری‌ایی به نام پروسوپاگنوزیا، یا کوری چهره وجود دارد که در آن شناخت و تمیز دادن چهره‌ها مختل می‌ شود.

اگر مبتلایان به این بیماری، عکس بالا را نشان بدهید، بلافاصله متوجه مشکل می‌ شوند!

به نظر عجیب می آید؛ این طور نیست...؟

 

به افکارت عادت نکن؛ از به چالش کشیده شدن باورهایت نترس؛ و گاهی سعی کن جور دیگری ببینی.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  عبادت و بندگی             

حکمت و فلسفه نماز

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

 

گرچه نماز چیزی نیست که فلسفه اش بر کسی مخفی باشد، ولی دقت در متون آیات و روایات اسلامی ما را به نکات بیشتری در این زمینه رهنمون می گردد:

۱- روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است, همان ذکر الله است که در آیه‌ی فوق به عنوان برترین بیان شده است.

البته ذکری که مقدمه ی فکر, و فکری که انگیزة عمل بوده باشد, چنانکه در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است که در تفسیر جمله ی و لذکر الله اکبر فرمود: ذکرا لله عند ما احل و حرم یاد خدا کردن به هنگام انجام حلال و حرام

(یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد.)[۱]

 

۲- نماز وسیله ی شستشوی از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است چرا که خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته می کند, لذا در حدیثی می خوانیم: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ از یاران خود سؤال کرد: لو کان علی باب دار الحد کم نهر و اغتسل فی کل یوم منه خمس مرات اکان یبقی فی جسه من الدرن شیء؟ قلت لا, قال: فان مثل الصلاة کمثل النهر الجاری کلما صلی کفرت ما بینهما من الذنوب: اگر بر در خانة یکی از شما نهری از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پپنج بار خود را در آن شستشو دهد, آیا چیزی از آلودگی و کثافت در بدن او می ماند؟.

در پاسخ عرض کردند: نه, فرمود: نماز درست همانند این آب جاری است, هر زمان که انسان نمازی می خواند گناهانی که در میان دو نماز انجام شده است از میان می رود[۲]

و به این ترتیب جراحاتی که بر روح و جان انسان از گناه می نشیند, با مرهم نماز التیام می یابد و زنگارهائی که بر قلب می نشیند زدوده می شود.

 

۳- نماز سدی در برابر گناهان آینده است, چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می کند, و نهال تقوی را در دل پرورش می دهد, و می دانیم ایمان و تقوی نیرومند ترین سد دربرابر گناهان است, و این همان چیزی است که در آیه ی فوق به عنوان نهی از فحشاء و منکر بیان شده است , و همان است که در احادیث متعددی می خوانیم : افراد گناهکاری بودند که شرح حال آنها را برای پیشوایان اسلام بیان کردند فرمودند: غم مخورید, نماز آنها را اصلاح می کند و کرد.

 

۴- نماز, غفلت زدا است, بزرگترین مصیبت برای رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگی مادی و لذائذ زود گذر گردند, اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف, و در هر شبانه روز پنج بار انجام می شود, مرتباً به انسان اخطار می کند, هشدار می دهد, هدف آفرینش او را خاطر نشان می سازد, موقعیت او را در جهان به او گوشزد می کند و این نعمت بزرگی است که انسان وسیله ای در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه قویا به او بیدار باش گوید.

 

۵- نماز خود بینی و کبر را درهم می شکند, چرا که انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانی بر خاک در برابر خدا می گذارد, خود را ذره ی کوچکی در برابر عظمت او می بیند, بلکه صفری در برابر بی نهایت.

پرده‌های غرور و خود خواهی را کنار می زند, تکبر و برتری جوئی را در هم می کوبد.

به همین دلیل علی ـ علیه السّلام ـ در آن حدیث معروفی که فلسفه‌های عبادات اسلامی در آن منعکس شده است بعد از ایمان, نخستین عبادت را که نماز است با همین هدف تبیین میکند می فرماید: فرض الله الایمان تطهیراً من الشرک و الصلوة تنزیهاً عن الکبر : خداوند ایمان را برای پاکسازی انسانها از شرک واجب کرده است و نماز را برای پاکسازی از کبر [۳]

 

۶- نماز وسیله پرورش فضائل اخلاق و تکامل معنوی انسان است, چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون می برد, به ملکوت آسمانها دعوت می کند, و با فرشتگان هم صا و همراز می سازد, خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا می بیند و با او به گفتگو بر می خیزد.

تکرار این عمل در شبانه روز آن هم با تکیه روی صفات خدا, رحمانیت و رحیمیت و عظمت او مخصوصاً با کمک گرفتن از سوره‌های مختلف قرآن بعد از حمد که بهترین دعوت کننده به سوی نیکی ها و پاکی ها است اثر قابل ملاحظه ای در پرورش فضائل اخلاقی در وجود انسان دارد.

لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ می خوانیم که در فلسفه نماز فرمود:

الصلوة قربان کلی تقی : نماز وسیله ی تقرب هر پرهیزکاری به خدا است. [۴]

 

۷- نماز به سایر اعمال انسان ارزش و روح می دهد ـ چرا که نماز روح اخلاص را زنده می کند, زیرا نماز مجموعه ای است از نیت خالص و گفتار پاک و اعمال خالصانه, تکرار این مجموع در شبانه روز بذر سایر اعمال نیک را در جان انسان می پاشد و روح اخلاص را تقویت می کند.

لذا در حدیثی معروفی می خوانیم که امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ در وصایای خود بعد ازآن که فرق مبارکش با شمشیر ابن ملجم جنایتکار شکافته شد فرمود: الله الله فی الصلوة فانها عمود دینکم : خدا را خدا دربارة نماز , چرا که ستون دین شما است.[۵]

می دانیم هنگامی که عمود هیمه در هم بشکند یا سقوط کند هر قدر طنابها و میخهای اطراف محکم باشد اثریندارد, همچنین هنگامی که ارتباط بندگان با خدا از طریق نماز از میان برود اعمال دیگر اثر خود را از دست خواهد داد. در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می خوانیم: اول ما یحاسب به العبد الصلوة فان قبلت قبلا سائل عمله, و ان ردت رد علیه سائل عمله: نخستین چیزی که در قیامت از بندگان حساب می شود نماز است اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول می شود, و اگر مردود شد سائر اعمال نیز مردود می شود!

شاید دلیل این سخن آن باشد که نماز رمز ارتباط خلق و خالق است, اگر به طور صحیح انجام گردد قصد قربت و اخلاص که وسیله قبولی سائر اعمال است در او زنده می شود, و گرنه بقیه اعمال او مشوب و آلوده می گردد و از درجه اعتبار ساقط می شود.

 

۸- نماز قطع نظر از محتوای خودش با توجه به شرائط صحت دعوت به پاکسازی زندگی می کند, چرا که می دانیم مکان نماز گزار, لباس نمازگزار, فرشی که بر آن نماز می خواند, آبی که با آن وضو می گیرد و غسل می کند, محلی که در آن غسل و وضو انجام می شود باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد کسی که آلوده به تجاوز و ظلم, ربا, غصب, کم فروشی, رشوه خواری و کسی اموال حرام باشد چگوه می تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابر این تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران.

 

۹- نماز علاوه بر شرائط قبول یا به تعبیر دیگر صحت شرائط کمال دارد که رعایت آنها نیز یک عامل مؤثر دیگر برای ترک بسیاری از گناهان است.

در کتب فقهی و منابع حدیث, امور زیادی به عنوان موانع قبول نماز ذکر شده است از جمله مسأله شرب خمر است که در روایات آمده است: لا تقبل صلوة شارب الخمر اربعین یوماً الا ان یتوب: نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد مگر این که توبه کند.[۶]

و در روایات متعددی می خوانیم: از جمله کسانی که در نماز آنها قبول نخواهد شد پیشوای ستمگر است[۷]

و در بعضی از روایات دیگر تصریح شده است که نماز کسی که زکات نمی پردازد قبول نخواهد شد, و همچنین روایات دیگری که می گوید: خوردن غذای حرام یا عجب و خود بینی از موانع قبول نماز است, پیدا است که فراهم کردن این شرایط قبولی تا چه حد سازنده است؟

 

۱۰- نماز روح انضباط را در انسان تقویت می کند, چرا که دقیقاً باید در اوقات معینی انجام گیرد که تأخیر و تقدیم آن هر دو موجب بطلان نماز است, همچنین آداب و احکام دیگر در مورد نیت و قیام و قعود و رکوع و سجود و مانند آن که رعایت آنها, پذیرش انضباط را در برنامه‌های زندگی کاملاً آسان می سازد. همة اینها فوائدی است که در نماز, قطع نظر از مسأله جماعت وجود دارد و اگر ویژگی جماعت را بر آن بیفزائیم ـ که روح نماز همان جماعت است ـ برکات بی شمار دیگری دارد که این جا جای شرح آن نیست, بعلاوه کم و بیش همه از آن آگاهیم. گفتار خود را در زمینه فلسفه و اسرار نماز با حدیث جامعی که از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ نقل شده پایان می دهیم:

امام در پاسخ نامه ای که از فلسفة نماز در آن سؤال شده بود چنین فرمود:

علت تشریع نماز این است که توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است, و مبارزة با شرک و بت پرستی, و قیام در پیشگاه پروردگار در نهایت خضوع و نهایت تواضع, و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته, و نهادن پیشانی بر زمین همه روز برای تعظیم پروردگار. و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر باشد, گرد و غبار فراموشکاری بر دل او ننشیند, مست و مغرور نشود, خاشع و خاضع باشد, طالب و علاقمند افزونی در مواهب دین و دنیا گردد. علاوه بر این که مداومت ذکرخداوند در شب و روز که در پرتو نماز حاصل می گردد, سبب می شود که انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نکند, روح سرکشی و طغیانگری بر او غلبه ننماید. و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او, انسان را از معاصی باز می دارد. و از انواع فساد جلوگیری می کند.[۸]

 

۱۱- بازداری از حرص و آز و کم طاقتی: خداوند متعال می فرماید: انسان حریص و کم طاقت آفریده شده و هنگامی که بدی به او رسد بی تابی می کند و هنگامی که خوبی به او رسد مانع از دیگران می شود, مگر نماز گزاران, آنان که نماز‌ها را پیوسته انجام می دهند.[۹]

 

پی نوشت‌ها:

[۱] . بحار الانوار جلد ۸۲ صفحه ۲۰۰٫

[۲] . وسائل الشیعه جلد ۳, ص ۷, ( باب ۲ از ابواب اعداد الفرائض حدیث ۳).

[۳] . نهج البلاغه, کلمات قصار ۲۵۲٫

[۴] . نهج البلاغه, کلمات قصار, جمله ۱۳۶٫

[۵] . نهج البلاغه, نامه‌ها ( وصیت ) ۴۷٫

[۶] . بحار ج ۸۴ ص ۳۱۷ و ۳۲۰٫

[۷] . بحار, ج۸۴, ص ۳۱۸٫

[۸] . وسائل الشیعه, ج۳, ص ۴٫

[۹] . معارج, آیات ۱۹ تا ۲۴٫

 

منبع : سایت اندیشه قم

 

  لينک های هفته             

 

ویژه نامه خواجه نصیرالدین طوسی

 

پروگ پارس
وب سایت نرم افزارها و طراحی صفحات وب

 

پایگاه اینترنتی فرهیختگان

 

وبلاگ گروه کاهش وزن سیبیتا

 

مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

 

پایگاه اطلاع رسانی قیمت کالا و خدمات کشور

 

سامانه تولید کنندگان مسکن و ساختمان وزارت مسکن و شهرسازی