ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و پنجاه    

شنبه 13 اسفند 1390 10 ربیع الثانی 1433 3 مارس 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ 77 لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ 78 كَانُواْ لاَ يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ 79 تَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ 80 وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِالله والنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء وَلَـكِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ 81 لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ 82

ترجمه فارسی مکارم

 

بگو: اى اهل كتاب! در دين خود، غلو (و زياده روى) نكنيد! و غير از حق نگوييد! و از هوس هاى جمعيتى كه پيشتر گمراه شدند و ديگران را گمراه كردند و از راه راست منحرف گشتند، پيروى ننماييد! 77 كافران بنى اسرائيل، بر زبان داوود و عيسى بن مريم، لعن (و نفرين) شدند! اين بخاطر آن بود كه گناه كردند، و تجاوز مى ‏نمودند 78 آنها از اعمال زشتى كه انجام مى ‏دادند، يكديگر را نهى نمى ‏كردند; چه بدكارى انجام مى ‏دادند! 79 بسيارى از آنها را مى ‏بينى كه كافران (و بت ‏پرستان) را دوست مى ‏دارند (و با آنها طرح دوستى مى ‏ريزند); نفس (سركش) آنها، چه بد اعمالى از پيش براى (معاد) آنها فرستاد! كه نتيجه آن، خشم خداوند بود; و در عذاب (الهى) جاودانه خواهند ماند 80 و اگر به خدا و پيامبر (ص) و آنچه بر او نازل شده، ايمان مى ‏آوردند، (هرگز) آنان ( كافران) را به دوستى اختيار نمى ‏كردند; ولى بسيارى از آنها فاسقند 81 بطور مسلم، دشمن ترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهى يافت; و نزديكترين دوستان به مؤمنان را كسانى مى ‏يابى كه مى ‏گويند: ما نصارى هستيم‏; اين بخاطر آن است كه در ميان آنها، افرادى عالم و تارک دنيا هستند; و آنها (در برابر حق) تكبر نمى ‏ورزند 82

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

اخلاق مدیر اسلامی در نهج البلاغه

علیرضا تاجریان

 

با واکاوی متون زرین نهج البلاغه به عباراتی برمی خوریم که مشعل روشنگر مسیر اداره امور و مدیریت را به دستان پویندگان رستگاری و عدالت می دهد و بایدها و نبایدهای مدیریت را بیان می کند. صفات مدیر صالح را از زبان الگوی مدیران دریابیم.

 

1) مردم داری:

یعنی اخلاق اجتماعی داشتن. حضرت علی (ع) در این مورد می فرمایند: با مردم فروتن باش، نرمخو و مهربان باش، گشاده رو و خندان باش. در نگاه هایت و در نیم نگاه و خیره شدن به مردم، به تساوی رفتار کن، تا بزرگان در ستمکاری تو طمع نکنند، و ناتوان ها در عدالت تو مایوس نگردند، زیرا خداوند از شما بندگان درباره اعمال کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان خواهند پرسید، اگر کیفر دهد شما استحقاق بیش از آن را دارید، و اگر ببخشد از بزرگواری اوست.

 

2) اخلاق مدیریتی:

حضرت علی (ع) می فرمایند: با مردم، به هنگام دیدار و در مجالس رسمی و در مقام داوری، گشاده رو باش و از خشم بپرهیز، که سبک مغزی، به تحریک شیطان است، و بدان! آنچه تو را به خدا نزدیک می سازد، از آتش جهنم دور، و آنچه تو را از خدا دور می سازد، به جهنم نزدیک می کند.

 

3) اجرای عدالت:

مدیر اسلامی اگر عدالت را در جامعه اجرا نماید. نگاه مردم به نظام خوش بین شده و باعث بقای نظام خواهد شد هر چند این عدالت برای عده ای ناخوشایند است، اما برای عموم مردم مطلوب و خوشایند می باشد.  حضرت در نهج البلاغه می فرمایند: در اجرای عدالت گشایش است و اگر کسی از عدل به تنگ آید‏، ستم را سختتر یابد.

و در بیانی دیگر می فرمایند: آنچه بیشتر، دیده والیان بدان روشن است، برقراری عدالت در شهرها و روستاهاست.

 

4) ساده زیستی و زهد:

رهبری و مدیریت نظام اسلامی، در مصرف امکانات، مسئولیت سنگینی دارد. نوع و چگونگی مدیریت در استفاده امکاناتی که در اختیار مدیر می باشد، اولین شاخصه نظام اسلامی است و محکی روشن در اینکه ببینیم چه میزان در مسیر آرمان های اسلامی حرکت می کنیم؟ و چقدر با مشکل مواجه ایم؟!

حضرت زهد و ساده زیستی را اینگونه تعریف می کنند: ای مردم، زهد یعنی کوتاه کردن آرزو، و شکرگزاری برابر نعمت ها و پرهیز در برابر محرّمات. پس اگر نتوانستید همه این صفات را فراهم سازید، تلاش کنید که حرام بر صبر شما غلبه نکند و در برابر نعمت ها، شکر یادتان نرود. چه اینکه خداوند با دلائل روشن و آشکار، عذرها را قطع، و با کتاب های آسمانی روشنگر، بهانه ها را از بین برده است.

مدیر اسلامی اگر عدالت را در جامعه اجرا نماید. نگاه مردم به نظام، خوش بین شده و باعث بقای نظام خواهد شد هر چند این عدالت برای عده ای ناخوشایند است، اما برای عموم مردم مطلوب و خوشایند می باشد.

 

5) رعایت حال محرومان:

طبقه محروم جامعه در اولویت گذاری مورد توجه مدیران باشند. حضرت علی (ع) می فرمایند: در طبقه کم درآمد جامعه، خدا را در نظر بگیرید، آنان که راه چاره ندارند و از درویشان و نیازمندان و بینوایان و از بیماری بر جای ماندگانند.

 

6) عفو و گذشت و مدارا با عموم جامعه:

رعایت این امر باعث اعتماد جامعه به نظام مدیریتی و الگوپذیری از مدیران اسلامی جامعه خواهد بود. در این خصوص امام علی (ع) می فرمایند: ای مالک از گناهان مردم درگذر، چنانچه دوست داری خدا گناهانت را بر تو ببخشاید و عفو فرمایید، چه تو برتر آنی و آن که بر تو ولایت دارد از تو برتر است و خدا از آن که تو را ولایت دارد، بالاتر

 

7) ارتباط نزدیک با مردم:

یعنی مردم بتوانند به راحتی با مدیر خود ملاقات کنند. بنابراین مدیر اسلامی باید در دسترس همگان باشد نه عده ای خاص تا از آنچه که در جامعه می گذرد آگاه گردد. حضرت علی (ع) در این مورد به مالک اشتر توصیه می فرمایند: ای مالک، خود را زیاد از رعیت پنهان مکن که پنهان شدن والیان از رعیت، نمونه ای است از تنگ خویی و کم اطلاعی در کارها، چون نهان شدن از رعیت، والیان را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است، باز می دارد.

 

خونسرد در اولویت بندی اشتغالات:

یعنی نباید زیادی کارها، یک مدیر اسلامی را سردرگم سازد و این امر از طریق برنامه ریزی و تقسیم کار امکان پذیر می شود و در مواردی، کادرسازی و پرورش نیرو لازم دارد. در این باره حضرت امیرالمومنین علی (ع) به مالک اشتر این چنین می فرمایند: بر سر هر یک از کارهایت مهتری از آنان بگمار که نه بزرگی کار، او را ناتوان سازد و نه بسیاری آن، وی را پریشان.

 

9) اطاعت الهی:

یعنی مدیر غضب خداوند را پیش از همه غضب ها مدنظر داشته و طاعت او را بر همه طاعت ها مقدم بدارد. مدیر برای باقیماندن بر سر منصب خویش نباید دست به معصیت بزند حتی اگر مافوق او بخواهد که وی خطایی مرتکب شود، او نباید به چنین کاری تن در دهد‎‎؛ حضرت علی (ع) در این مورد میفرمایند: مطیع مافوق بودن نباید منجر به معصیت خداوند گردد.

 

10) عدم ترس از برکناری:

یعنی اگر مدیر اسلامی روزی از سمت خود به هر دلیلی به سمتی پایین تر تنزل پیدا کرد وظیفه دارد که این وضع موجود را بپذیرد و در خطی قرار نگیرد که مخالف مصالح جاری جامعه باشد. چرا که هدف یک مدیر اسلامی جلب رضای الهی و پیشبرد آرمان های اسلام و انقلاب است، نه چیز دیگر. حضرت علی (ع) در این خصوص می فرمایند: نباید بر آنچه از دست داده اید تاسف بخورید

 

11) حفظ و حراست از بیت المال و ارزش های اسلامی:

یک مدیر اسلامی نباید در مصارف بیرون از حیطه کاری اش از امکانات بیت المال استفاده نماید؛ یعنی نباید اموال بیت المال را در راه نفع شخصی به کار ببرد. در این مورد حضرت امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند: به خدا سوگند، اگر ببینم آن بیت المال به مهر زنان یا بهای کنیزکان رفته باشد، آن را باز می گردانم، که در عدالت گشایش است و آن که عدالت را تحمل نکند، ستم را هرگز تحمل نخواهد کرد.

 

سخن پایانی:

از آنچه گفتیم چنین برمی آید که مدیریت اسلامی بر اساس معنویت و فرهنگ بنا نهاده شده است و هدف آن نیز آخرت گرایی است یعنی قرار دادن امکانات دنیوی در جهت آخرت. و نباید فراموش کرد که آخرت گرایی به معنای فراموش کردن دنیا نیست بلکه آخرت گرایی تلبس به ارزشهای الهی و قرآنی است. و یک مدیر اسلامی زمانی می تواند در مسیر آخرت گرایی حرکت کند و در واقع مدیریت اسلامی داشته باشد که مجهز به فرهنگ قرآنی بوده و مصمم به پیاده کردن این فرهنگ در جامعه باشد. و جامعه ای که در آن مدیریت اسلامی اجرا شود و یک مدیر اسلامی در راس امور قرار بگیرد، چنین جامعه ای در مسیر آخرت گرایی حرکت خواهد کرد و در این صورت است که افراد جامعه می توانند به سرمنزل مقصود که همان قرب الهی است دست یابند.

 

منبع: تحلیلگران جوان آریا

 

  جمله مديريتی              

سرمایه اصلی

 

سرمایه اصلی هر ملت؛ به

مردم؛

 مدیریت؛

 و دولت آن بستگی دارد، تا

 به منابع طبیعی آن.

 

  حدیث مديريتی             

 

احسان و نیکوکاری

 

امام كاظم عليه ‏السلام فرمودند :

إنَّ لِلّهِ عِبادا فِي الأرضِ يَسعَونَ في حَوائجِ النّاسِ هُمُ الآمِنونَ يَومَ القِيامَةِ؛

خداوند در زمين بندگانى دارد كه براى برآوردن نيازهاى مردم مى ‏كوشند؛ اينان ايمنى يافتگان روز قيامت‏ اند .
کافى : ج 2 ، ص 197

 

  طنز مديريتی              

حل خلاقانه یک مساله

 

از مردی پرسیدند: " حساب بلدی یا نه؟ "

جواب داد: " بله و در راه یاد گرفتنش، سال‌ها دود چراغ خورده ‌ام  و در این راه، به درجه استادی رسیده‌ام.

 گفتند: " حالا اگر بخواهی چهار درهم را بین سه نفر تقسیم كنی چكار می ‌كنی؟"
گفت: " به دو نفرشان یكی دو درهم می ‌دهم و به سومی نصیحت می ‌كنم صبر كند تا دو درهم دیگر پیدا شود ."

 

  حکايت مديريتی            

تجلّیگاه - بارگاه حضرت معصومه (س)

مرحوم آیت الله سیّد شهاب الدین نجفی مرعشی رحمه الله می فرمود:

پدرم ـ مرحوم آیة الله علاّمه سیّد محمود مرعشی رحمه الله که در نجف اشرف می زیست ـ بسیار علاقمند بود، محلّ قبر شریف جدّه اش حضرت زهرا علیهاالسلام را بیابد، برای این مقصود، ختم مجرّبی انتخاب نمود، چهل شب به آن مداومت کرد تا شاید از محلّ مرقد شریف حضرت زهرا علیهاالسلام آگاه گردد.

شب چهلم بعد از انجام ختم و توسّل فراوان، به بستر خواب رفت در عالم خواب به محضر امام باقر علیه السلام (یا امام صادق) رسید.

امام علیه السلام به او فرمود: عَلَیْکَ بِکَرِیمَةِ اَهْلِ الْبَیْتِ به دامن کریمه اهل بیت چنگ بزن.

ایشان تصوّر کرد، منظور امام علیه السلام از این جمله، حضرت زهرا علیهاالسلام است.

عرض کرد: آری قربانت گردم، من نیز ختم را برای همین گرفتم که محل قبر شریف آن حضرت را دقیق تر بدانم، و زیارتش کنم امام علیه السلام فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه علیهاالسلام در قم است. سپس افزود: به خاطر مصالحی، خداوند اراده فرموده است که قبر حضرت زهرا برای همیشه برای همگان مخفی باشد، از این رو قبر حضرت معصومه علیهاالسلام را تجلّیگاه قبر شریف حضرت زهرا علیهاالسلام قرار داده است.

مرحوم آیة الله سید محمود مرعشی، وقتی از خواب برخاست، تصمیم گرفت به قصد زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام به قم مهاجرت کند.

او بی درنگ با همه ی اعضای خانواده اش از نجف اشرف، عازم قم شد و به زیارت مرقد مطهّر حضرت معصومه علیهاالسلام مشرّف گردید.*

* کریمه اهل بیت، مهدی پور، ص 43 ـ 45؛ حضرت معصومه فاطمه دوم محمد محمدی اشتهاردی، ص 140 ـ 141.

 

منبع : نشریه مبلغان؛ تیر 1379، شماره 6

 

  تکنیک های موفقیت         

8 راه فرعی موفقیت

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

موفقیت واژه ای است که همه بلا استثنا به دنبال آن هستند و از هر لحاظ که در نظر بگیریم می توانیم موفقیت را معنا کنیم.

موفقیت شغلی، موفقیت در زندگی، موفقیت تحصیلی، موفقیت در دوستی و که همه این ها در یک کلمه جمع می گردند به نام موفقیت و توفیق .

برای رسیدن به موفقیت راه های بسیار زیادی را همه روزه از این و آن می شنویم اما بهتر است بهترین ها را برای خود جدا کرده و همیشه آویزه گوشمان باشد و یا حتی خودمان مبدع راه های مختلف موفقیت باشیم.

 

در اینجا ۸ پیشنهاد را تقدیم می کنیم شاید برای شما مفید واقع شود :

 

۱ اهداف مشخص و ناب را انتخاب کنیم

به این معنا که هدفی را که انتخاب می کنیم:

الف) تمامی جزئیاتش مشخص باشد.

ب) قابلیت جزء جزء شدن را داشته باشد.

ج) مناسب و درخور ما باشد.

د) در بازه زمانی مشخص شده انجام گیرد.

 

۲ نقشه ای جامع برای رسیدن به هدف داشته باشیم

باید برای رسیدن به هدف مورد نظر خود راه هایی را در نظر گرفته و تمامی جزئیات را به قلم آوریم نه اینکه بی حساب و کتاب وارد حیطه شده و به دنبال هدف خود اینور و آنور رویم.

بسیاری از مردم هدف بسیار خوبی را انتخاب می کنند اما نمی دانند چگونه باید به آن دست پیدا کنند.

هدف شما مانند گنج است و نقشه، نقشه رسید به گنج. پله به پله و قدم به قدم تا رسیدن به هدف از پیش تعیین شده.

 

۳ دقیقا برای هر قدم از نقشه وقتی را تعیین کنیم

مثلا هدف ما موفقیت در زمینه ورزش است. ابتدا اضافه وزن خود را باید اصلاح کنیم. خوب من با خودم عهد می کنم که تا روز اول فروردین سال 1391 پنج کیلوگرم اضافه وزن خود را اصلاح کنم؛ سپس مرحله بعدی و همچنین در حین انجام مرحله اول باید همزمان به موارد دیگر نیز پرداخت.

 

۴ در میان گذاشتن هدف با عموم

یعنی اینکه هدف خود را با همه خانواده، دوستان، استادان، مربیان و در میان گذاشته تا با پشتیبانی و دلگرمی آنان مواجه شویم که این خود نوعی بارش فکر است.

 

۵ پیدا کردن گروه پشتیبان

می توانیم در راستای هدف خود با گروه های یا دوستان هم هدف خود گروهی را درست کرده تا اولاً انرژی ما تبدیل به سینرژی شده و ثانیاً در صورت بروز کوچک ترین خطایی از جانب ما، توسط دوستان سریعاً گوشزد شود تا جلوی کج روی گرفته شود.

 

۶ هر شکستی را، پیروزی دانستن

در راستای نیل به اهداف باید هر شکستی را پله ای جهت رسیدن به پیروزی بدانیم؛ چراکه با هر شکست یکی از راه های شکست بسته می شود و احتمال پیروز شدن، در صورت پیدا کردن دلیل شکست بسیار بیشتر از قبل خواهد شد.

 

۷ تغییر در خود، ونه در اطرافیان

در صورتی که یک الگو برای همه کار کند و برای شما کار نکند چه دلیلی می تواند داشته باشد؟

خوب حتما مشکل از ماست؛ پس باید تغییری در وضعیت کنونی ایجاد شود.

 

۸ خودمان را باور کنیم که می توانیم

تا زمانی که به خود متکی نباشیم، نمی توانیم اهدافمان را خودمان انتخاب کنیم.

 

منبع : www.hashemiolia.ir

 

  نکات مدیریتی             

کارمند یا کارفرما ؟

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

بارها با این موضوع روبرو شدم که کارمندی برای یک ارگان، شرکت یا مجموعه بهتر است یا شروع کار به طور مستقل . اینقدر این سوال کلی است و اینقدر می تواند متاثر از شرایط گوناکون باشد که دادن یک جواب کار درستی نیست . به عنوان کسی که گزینه دوم را انتخاب کردم و مصائب ؛ مشکلات و البته شیرینی هایش را چشیدم به مواردی که به نظرم مهم می رسند اشاره می کنم .

 

قدرت ریسک :

مهمترین پیش نیاز برای شروع کار مستقل ؛ داشتن قدرت ریسک بالاست . هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد و عوامل زیادی تلاش می کنند که شما به مقصودتان نرسید . پس باید شهامت مواجهه با یک شکست تمام عیار و از دست دادن منابع مالیتان را داشته باشید . اگر فکر می کنید هنوز این قدرت را ندارید ؛ اصلا سراغ کار مستقل نروید!

 

پشتیبانی مالی :

خیلی کم پیش می آید شرکت یا شغلی از همان ماه های اول به بازدهی برسد . شما می بایست پشتوانه ای متناسب با نوع فعالیت تان داشته باشید تا بتوانید چند ماهی را به اصطلاح از جیب بخورید و هزینه هایتان را تامین کنید . هیچ درآمدی برای ماه های اول فرض نکنید و اینطور در نظر بگیرید که تا چند ماه مجبورید تمام هزینه هایتان را از منابع شخصی پرداخت کنید. عدم برنامه ریزی مالی درست برای ماه های اول ؛ یکی از مهمترین عوامل شکست کسب و کارهای نوپاست ؛ جدی بگیریدش !

 

برنامه ریزی :

به صرف داشتن تخصص یا سرمایه ؛ اقدام به شروع کار نکنید . معتقدم بدون داشتن یک برنامه اصولی و منطقی برای شروع ؛ پیشبرد و اعتلای کسب و کارتان موفق نخواهید شد . اگر هنوز برنامه مشخص و متمایزی برای شروع کار ندارید ؛ دوستانه توصیه می کنم از کارمندی شروع کنید .

 

روحیه مدیریت :

سخت ترین بخش هر کاری، مدیریت آن است. شما باید حواستان به همه جوانب کار باشد و در نهایت، مسئول و پاسخگوی همه مسائل و مشکلات کار شمائید . آشنایی با اصول مدیریت، روانشناسی، بازاریابی، بازارسازی، ارتباطات و مشتری مداری، تنها بخشی از دانش های مورد نیاز یک مدیر خوب است؛ ضمن اینکه قبل از همه اینها، شما باید روحیه مدیریت داشته باشید تا بتوانید کار و کارمندانتان را به طور شایسته همیاری و رهبری کنید.

مقوله مدیریت، اینقدر کلان است که شاید نتوان بیش از این در این باب و در این مقال سخن راند، پس بهتر این است که در این زمینه بیشتر مطالعه کنید تا با زوایای بیشتری از این مهم آشنا شوید .

 

منبع : www.novinec.com

 

  مقاله مدیریتی             

دلایل اصلی شکست در مذاکرات

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

با اینکه کتاب ها و مقالات زیادی درمورد تاکتیک ها، تکنیک ها و استراتژی های مذاکره نوشته شده است اما مطلب چندانی درمورد دلایل شکست مذاکرات در رسیدن به اهداف خود وجود ندارد.   

 
در این مقاله به بررسی سه دلیل اصلی و اساسی برآورده نشدن اهداف اکثر مذاکره کننده ها می پردازیم. همچنین این موضوع که چرا بسیاری از مذاکره کننده ها که در یک حوزه مذاکره توانایی دارند، در حوزه های دیگر خارج از تخصص خود موفق نمی شوند.
اولین و شاید اصلی ترین دلیل شکست بسیاری از مذاکره کننده ها این است که اکثریت آنها هیچ وقت دانش عمومی خود را در زمینه مذاکره به مهارت های خاص که مثلاً به سادگی جدول ضرب قابل یادآوری باشند، تبدیل نمی کنند.
اگر از همه آنهایی که به طور تخصصی کار مذاکره انجام می دهند بپرسید که چه قالبی برای مذاکره به کار می برند، فکر می کنند که از فضا آمده اید.
حتی وقتی کسی سعی می کند سوال را با نام بردن از چند پاسخ ممکن (مثل قالب کاراس، قالب هاروارد، قالب کوهن، و امثال آن) روشن تر کنند، اکثر مذاکره کننده ها قادر به ارائه یک پاسخ مشخص نیستند. و خیلی از آنهایی که یک پاسخ مشخص می دهند، ندرتاً می توانند حتی ابتدایی ترین اصول آن قالب را هر روز هفته دنبال کنند.
وقتی از متخصصانی که در کارگاه های مذاکره شرکت کرده اند سوالاتی از قبیل، "اولین قانون یا رهنمودی که در دوره آموزشی که شرکت کردید در اختیار شما قرار گرفت چیست؟" پرسیده می شود، چیزی جز نکاتی جزئی درمورد آنچه که در کلاس ها شنیده بودند یا از کتابها خوانده اند برای گفتن ندارند.
درمقابل، اگر از کسی که به طور تخصصی کار مذاکره انجام می دهند بپرسید که دو بعلاوه دو چند می شود، پاسخ آنها چه خواهد بود؟ هر پاسخی به غیر از چهار مطمئناً اشتباه خواهد بود.
با این وجود، از همان فرد اگر بپرسید که از چه قالبی برای مذاکره استفاده می کند، فقط مات و مبهوت شما را نگاه خواهد کرد. از آنهایی که فکر می کنند برای سوال قبلی پاسخ دارند، باز بپرسید، "اصل اولیه قالبی که استفاده می کنی چیست؟" و خواهید دید که اکثریت قریب به اتفاق آنها قادر به ارائه یک پاسخ روشن نیستند.
چرا اینطور است که خیلی از آنهایی که فکر می کنند حفظ کردن جدول ضرب برای یاد گرفتن جبر اصل مهمی است، قادر نیستند به اصول اولیه یک قالب مذاکره برای متخصص شدن در کار خود متعهد شوند؟
نکته این نیست که همه باید از یک قالب مذاکره مشخص استفاده کنند؛ نکته اینجاست که بدون متعهد شدن به یک قالب مشخص در مذاکره، رشد و پیشرفت مهارت های واقعی در مذاکره ممکن نخواهد بود.
علاوه بر این، حذف یک قالب مذاکره خاص باعث می شود که آموزش تکرار نتیجه به دیگران سخت تر شود مثلاً در مواردی که شرکت چیزهای یکسانی را مداوماً معامله می کند و این یعنی فقدان یک قالب خاص برای مذاکره با طولانی تر شدن یک رابطه، گران تر تمام می شود چون اشتباهات پشت سر هم تکرار می شوند.
و وقتی نتیجه نهایی یک مذاکره آن چیزی نیست که بخواهید آنرا تکرار کنید چه اتفاقی می افتد؟ یک مذاکره کننده چطور می تواند بفهمد که مذاکره ای از خط خارج شده است؟ به زبان ساده، اکثریت بیشماری از مذاکره گرهای حرفه ای نمی توانند بفهمند که کجای کار در یک مذاکره که نتیجه رضایت بخشی برایشان نداشته، اشتباه بوده است و چطور می توانند در آینده آن اشتباهات را تکرار نکنند. و دلیل آن این است که پایه خاصی برای مذاکرات خود ندارند که استراتژی ها و تاکتیک هایشان را آنالیز کند.
اگر بخواهید متخصص نوشیدنی شوید، مطمئناً هیچوقت نمی روید با نوشیدن یک بطری از دوازده نوشیدنی مختلف در آخر هفته به هدف خود دست پیدا کنید. رویکرد بهتر این خواهد بود که دوازده مورد از یک نوع نوشیدنی را به مرور زمان امتحان کنید و بعد خصوصیات آن نوشیدنی را با خصوصیات نوشیدنی های دیگر مقایسه کنید. دانشی که در نتیجه آن به دست می آورید تخصص شما خواهد بود و توانایی شما در این مقایسات در شرایط و موقعیت های مختلف نیز مهارت شماست. بله، مذاکره گرهای زیادی هستند که هیچوقت در طول زندگیشان در کلاس های آموزشی این حرفه شرکت نکرده اند یا حتی کتابی در این باره مطالعه نکرده اند اما تعداد آنها بسیار بسیار کم است. اگر چنین شخصی را می شناسید از او بخواهید که روش کار خود را به شما هم آموزش دهند. اکثر مواقع، بین کسی که بلد است کاری را انجام دهد و کسی که می داند چطور به فرد دیگری یاد بدهد که نتیجه یکسانی بگیرد، تفاوت زیادی است.
به دست آوردن تخصص و مهارت در مذاکره با متعهد شدن به یک قالب و دنبال کردن آن تا زمانیکه اصول آن قالب را یاد بگیرید، شما را از اکثریت بیشمار مذاکره کننده های حرفه ای جدا میکند. و مطمئناً سطح موفقیت شما در مذاکراتتان بالاتر خواهد رفت.
دومین دلیل شکست مذاکره کننده ها این است که اکثریت آنها فقط روی نقطه شروع خود تمرکز می کنند نه روی نتیجه مطلوبشان. به عبارت دیگر، مذاکره گرهای زیادی به نقاط قوت و ضعف نقطه شروع خود توجه دارند نه به ارزیابی چالش ها و مشکلات واقعی که بین آنها و طرفین مذاکره شان قرار دارد.
یکی از حیاتی ترین مهارت هایی که یک مذاکره کننده می تواند به دست آورد، مهارت این است که بداند چطور مشکلات واقعی که بین دو طرف وجود دارد را ارزیابی کند. البته حتی خیلی از مذاکره کننده های باتجربه هم در تشخیص و فهم نقاط ضعف و قدرت خود و طرفین مذاکره شان اشتباه می کنند.
یاد گرفتن ارزیابی و تشخیص صحیح موارد و مشکلات آشکار و پنهان بین دو طرف مذاکره مهارتی است که نیازمند تمرکز دقیق و رویکردی سیستماتیک است.
سومین دلیل شکست مذاکره کننده ها ترس است. مهم نیست که چقدر درمورد مذاکره یا نقاط قوت و ضعف طرفین مذاکره می دانید، اگر در مواجهه با ریسک و ابهامات، شجاعت، نظم و عزم کافی نداشته باشید مطمئناً قادر نخواهید بود به بهترین نتیجه ممکن دست پیدا کنید. ترس همیشه باعث می شود به کمتر از آنچه که تواناییش را دارید دست یابید. اگر در یک منازعه رقابتی شرکت دارید که هدف اصلی شما در آن غالب آمدن بر طرف مقابل است، اول باید با ترستان مقابله کنید درغیراینصورت همین ترس منجر به شکست شما خواهد شد.
مبارزه با ترس نیازمند تعهد واقعی، فرایندی منظم و اسلوب دار و سفری فرای مرزهای تاکتیک ها و تکنیک های اشتباه ناپذیر است.
هر کسی می تواند با از بین بردن این س دلیل اصلی شکست مذاکره کننده ها، به سرعت در مذاکرات خود پیشرفتی چشمگیر داشته باشد. اول باید یکی از قالب های متداول و شناخته شده مذاکره را انتخاب کرده و در کار به آن متعهد شوید و کلیه اصول و قواعد آن را به خاطر بسپارید. به تدریج مهارت ها، دانش و تخصصتان گسترده تر خواهد شد. دوم باید این توانایی را در خودتان پرورش دهید که موارد و مشکلات آشکار و پنهانی که دو طرف مذاکره را در ابتدای مذاکره از هم جدا میکند، شناخته و ارزیابی کنید و بعد روی نتیجه مطلوبتان متمرکز شوید نه روی درکی که از موقعیت های دو طرف یا نقاط ضعف و قدرت آنها دارید. و آخر، ترس از رفتن فراتر از مذاکره را کنار بگذارید و خواهید دید که بلافاصله موفقیت و ثبات بیشتری در کارتان پیدا می کنید.


 ●
مهارت های مذاکره
سوالاتی که می تواند در انجام مذاکره مفید باشد:
 - چرا این چیزی که می خواهم را می خواهم؟ آیا از خواسته خود مطمئن هستم؟
 -
آیا در این مذاکره هر دو ما چیزی به دست می آوریم؟
 -
اگر مذاکره بدون رضایت طرفین ختم شود، چه باید بکنم؟
 -
آیا باید آنها را متقاعد بکنم که پیشنهادم برای هر دو آنها عادلانه است؟
-
 آیا برای شنیدن حرفهای آنها آمادگی دارم؟
 -
آیا ممکن است در برابر طرف مقابلم حالت دفاعی گرفته و با او مخالفت کنم؟


 ●
معیارهای یک مذاکره خوب
هر مذاکره ای سه پیام دارد:
۱) رضایت عاقلانه طرفین را ایجاد کند: من دنبال راه حلی هستم که هدف شما و خودم هر دو برآورده شود و برای همه ما قابل قبول باشد.
۲) بهره وری: من فرایند را طوری کنترل می کنم که برایمان مفید باشدو محتوای کار را کنترل نمی کنم.
۳) حفط/تقویت رابطه بین دو طرف مذاکره: این مسئولیت ماست که درمورد واقعیت ها، نظرات و احساساتمان با هم صادق و روراست باشیم.


 مذاکره اصولی
۱) فرد را از مشکل جدا کنید.
۲) به سود توجه کنید نه موقعیت.
۳) قبل از هر تصمیمی، انتخاب هایی برای سود دوطرف مهیا کنید.
۴) برای ارزیابی سود مخالف از معیار اهداف استفاده کنید.


 ●
چرا مذاکرات با شکست مواجه می شود
سه دلیل عمده شکست مذاکرات:
۱) دو طرف با هم صحبت نمی کنند (فقدان فرصتی برای گفتگو
۲) دو طرف آنچه گفته می شود را نمی شنوند.
۳) ایجاد سوءتفاهم درمورد نقطه نظرات فرد مقابل به دلایل زیر:
 -
اطلاعات مختلف یا
 -
ارزیابی های مختلف از یک اطلاعات یکسان.


سایر عوامل:
 -
فقدان برنامه/فقدان آمادگی
 -
فشارهای خارجی
 -
نبود رضایت طرفین
-
 رویکردهای مختلف به ریسک و یک راه حل سریع

 
 ●
چرا افراد نمی توانند در آمادگی برای مذاکره پیشرفت کنند؟
 - نمی توانیم از تجربیاتمان درس بگیریم
 -
نمی توانیم تمرین کنیم
 -
به تنهایی خود را آماده می کنیم و یاد می گیریم.


 ●
چند توصیه مهم برای پیشرفت
 - بررسی دوباره
 -
تمرین
-
 کمک گرفتن از همکاران

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  کلید هدایت               

نیکوکاری

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 

کلام حق

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ. (نحل: 97)

هر کس از مرد و زن، کار [نیکو] و شایسته ‌ای کند و مؤمن باشد، بی ‌گمان، او را با زندگانی پاکیزه ‌ای زنده می ‌داریم و به یقین، نیکوتر از آنچه انجام می ‌دهند، پاداششان را خواهیم داد.

 

فَمَن یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا کُفْرَانَ لِسَعْیِهِ وَإِنَّا لَهُ کَاتِبُونَ. (انبیا: 94)

آنگاه هر کس چیزی را از کردارهای شایسته انجام دهد و مؤمن باشد، هیچ ناسپاسی در برابر کوشش او نخواهد بود و بی‌گمان، ما نگارنده آن (کوشش او) هستیم.

 

اختران عصمت و ولایت

حضرت رسول

چون آفتاب غروب کند، درهای آسمان و درهای بهشت گشوده می‌شود و دعا به اجابت می‌رسد. پس خوشا به‌حال کسی که عمل صالحش بالا می‌رود. (محمدعلی کوشا، چهل حدیث، قم، نهاوندی، 1374، ص 31)

اسلام، برهنه است. لباسش، تقوا است قوام آن، پارسایی؛ کمالش، عقیده و میوه‌اش، عمل صالح است. (تحف العقول، ص 89)

 

حضرت امیر

بهای بهشت، عمل صالح است. پس هر که بهشت خواهد، باید که نیکوکاری کند. (شرح غررالحکم، ج 3، ص 35)

ثروت و اولاد، محصول کشتزار دنیاست، ولی عمل صالح، محصول کشت آخرت است. (مواعظ امامان، ص 52)

 

امام حسین

نیکوکاری مانند ژاله باران است که نیک و بد را فرا می ‌گیرد. (همان، ص 110)

 

امام صادق

نیکوکاری، زکات نعمت‌هاست. (همان، ص 235)

 

امام رضا

نیکوکاری، غنیمت شخص دوراندیش است. (همان، ص302)

 

قند پارسی

هر که در حال توانایی، نیکویی نکند، در وقت ناتوانی، سختی بیند.

(گلستان سعدی)

 

به گیتی جز از دست نیکی مبر                  که آید یکی روز نیکی به بر

       (اسدی طوسی)

 

تو نیکی می ‌کن و در دجله انداز                 که ایزد در بیابانت دهد باز

      (مثنوی معنوی)

 

ده روزه مهر گردون، افسانه است و افسون           نیکی به جای یاران، فرصت شمار یارا

                             (حافظ شیرازی)

 

به‌جز نیکی نخواهد برد از اینجا                        خوشا آن‌کس به نیکی مرد اینجا

               (عطار نیشابوری)

 

جز گرد نکویی مگرد هرگز                     نیکی است که پاینده در جهان است

گر عمر گذاری به نیک‌نامی                     آن ‌گاه تو را عمر جاودان است

     (پروین اعتصامی)

 

کسی نیک بیند به هر دو سرای                 که نیکی رساند به خلق خدای

       (بوستان سعدی)

 

بدی کردند و نیکی با تن خویش         تو نیکوکار باش و بد میندیش

  (سعدی)

 

بیا تا بردباری پیشه سازیم                       بیا تا تخم نیکویی بکاریم

(بابا طاهر عریان)

 

درشتی ز کس نشنود نرم ‌گوی                  به‌ جز نیکویی در زمانه مجوی

(شاهنامه فردوسی)

 

حدیث دیگران

ناپلئون: بهترین کار برای جلب دل‌های مردم، خیرخواهی و نیکوکاری نسبت به آنهاست.

 

لئو تولستوی: نیکوکاری همه چیز را مغلوب می ‌کند و خودش هرگز مغلوب نمی ‌شود.

 

ضرب‌المثل

Do good and Cast it into sea.

کار خوب انجام بده و مزدش را از دریا بگیر. (تو نیکی می‌ کن و در دجله انداز)

 

Kindness Like grains increases by sowing.

 عمل نیک مثل دانه، با کاشتن چند برابر می ‌شود.

 

گر نکته ‌دان عشقی، بشنو تو این حکایت

یکی در بیابان، سگی تشنه یافت                    برون از رمق در حیاتش نیافت

کله، دلو کرد آن پسندیده ‌کیش                       چو حبل اندر آن بست دستار خویش

به خدمت میان بست و بازو گشاد                  سگ ناتوان را دمی آب داد

خبر داد پیغمبر از حال مرد                         که داور گناهان از او عفو کرد

الا گر جفا کردی، اندیشه کن                        وفا پیش گیر و کرم پیشه کن

یکی با سگی نیکویی گم نکرد                       کجا گم شود خیر با نیک ‌مرد؟

(بوستان سعدی، ص 73)

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

دانستنیها                          

تئوری آشوب  (Chaos)

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

طی 20 سال گذشته، در حوزه ریاضیات و فیزیک مدرن، روش علمی و تئوری جدید و بسیار جالبی به نام "آشوب پا به عرصه ظهور گذاشته است. تئوری آشوب، سیستم های دینامیکی بسیار پیچیده ای مانند اتمسفر زمین، جمعیت حیوانات، جریان مایعات، تپش قلب انسان، فرآیندهای زمین شناسی و... را مورد بررسی قرار می دهد.

انگاره اصلی و کلیدی تئوری آشوب این است که در هر بی نظمی ، نظمی نهفته است؛ به این معنا که نباید نظم را تنها در یک مقیاس جستجو کرد؛ پدیده ای که در مقیاس محلی، کاملا تصادفی و غیرقابل پیش بینی به نظر می رسد؛ چه بسا در مقیاس بزرگتر، کاملاً  پایا (Stationary)  و قابل پیش بینی باشد.
 
نقاط تشابهی بین تئوری آشوب و علم آمار و احتمالات وجود دارد. آمار نیز به دنبال کشف نظم در بی نظمی است. نتیجه پرتاب یک سکه در هر بار، تصادفی و نامعلوم است، زیرا دامنه محلی دارد. اما پیامدهای مورد انتظار این پدیده، هنگامی که به تعداد زیادی تکرار شود، پایا و قابل پیش بینی است. وجود چنین نظمی است که باعث زنده ماندن صنعت قمار است، و گرنه هیچ سرمایه گذاری حاضر نبود که در چنین صنعتی سرمایه گذاری کند. در واقع، قمار برای کسی که قمار می کند پدیده ای تصادفی و شانسی است(چون در مقیاس محلی قرار دارد) و برای صاحب قمارخانه، پدیده ای قابل پیش بینی و پایا است (چون در مقیاس بزرگتر (global)، این پدیده دارای نظم است).
همین جا می توان به مصادیقی از این تئوری در حوزه علوم انسانی اشاره کرد. بسیاری از وقایع تاریخی که در مقیاس 20 ساله ممکن است کاملا تصادفی و بی نظم به نظر برسند، ممکن است که در مقیاس 200 ساله، 2000 ساله یا 20000 ساله دارای دوره تناوب مشخص و یا نوعی نظم در علتها باشند(و البته نه لزوما به گونه ای که مارکس معتقد است!). در نگرش رفتارگرایی در حوزه روانشناسی، در واقع با نوعی تغییر مقیاس، به نظم رفتاری و قوانین آن دست می یابند و امکان پیش بینی و یا اصلاح اختلالات رفتاری فراهم می گردد، والا اگر رفتارهای منفرد افراد مد نظر باشد چیزی جز چند رفتار تصادفی و غیرقابل پیش بینی نخواهد بود.

روش علمی (متدولوژی) که این تئوری در اختیار ما قرار می دهد، تغییر مقیاس در نگاه به وقایع است به گونه ای که بتوان نظم ساختاری آن را کشف کرد. صد البته، نگاه جدید این منطق به نظم، بسیاری از جدالهای سنتی در مورد برهان نظم و ... در فلسفه را نیز مورد چالش قرار می دهد.
موضوع جالب دیگری که در تئوری آشوب وجود دارد، تاکید آن بر وابستگی (یا حساسیت) به شرایط اولیه است. بدین معنی که تغییرات بسیار جزیی در مقادیر اولیه یک فرآیند می تواند منجر به اختلافات چشمگیری در سرنوشت فرآیند شود. مثال ساده زیر شاید جالب باشد:
اگر مسافری 10 ثانیه دیر به ایستگاه اتوبوس برسد نمی تواند سوار اتوبوسی شود که هر 10 دقیقه یک بار از این ایستگاه می گذرد و به سمت مترویی می رود که از آن هر ساعت یک بار قطاری به سوی فرودگاه حرکت می کند. برای مقصد مورد نظر این مسافر، فقط روزی یک پرواز انجام می شود و لذا تاخیر 10 ثانیه ای این مسافر باعث از دست دادن یک روز کامل می شود. بسیاری از پدیده های طبیعی دارای چنین حساسیتی به شرایط اولیه هستند. قلوه سنگی که در خط الراس یک کوه قرار دارد ممکن است تنها بر اساس اندکی تمایل به سمت چپ یا راست، به دره شمالی یا جنوبی بلغزد، در حالی که چند میلیون سال بعد، که توسط  فرآیندهای زمین شناسی و تحت نیروهای باد و آب و... چند هزار کیلومتر انتقال می یابد، می توان فهمید که آن تمایل اندک به راست و چپ به چه میزان در سرنوشت این قلوه سنگ تاثیرگذار بوده است. مثال بسیار آشنای دیگر، وابستگی های جسمی و روانی انسانها به شرایط لقاح و مسائل ژنتیکی است.
اگر چه چنین وابستگی آشوبناک  (Chaotic) به شرایط اولیه را می توان در بسیاری از وقایع جامعه شناسی (از جمله انقلابها) و روانشناسی و... پی جویی کرد، لکن به جز یک حوزه (که پایینتر به آن اشاره خواهد شد)، تاکنون توجه خاصی بدین مسئله صورت نگرفته است. به این معنا که اغلب برای تمام طول حیات یک پدیده، وزن یکسانی از نظر تاثیرگذاری عوامل درونی و بیرونی در نظر گرفته می شود، در حالی که تئوری آشوب، نقش کلیدی را در شرایط و المان های مرزی اولیه می داند.

ادوارد لورنز، دانشمند مشهور هواشناسی، سالها پیش جمله مشهور خود را که بعدها به " اثر پروانه" (Butterfly Effect) مشهور شد، چنین عنوان کرده است: " در یک سیستم دینامیکی مانند اتمسفر زمین، آشفتگی بسیار کوچک ناشی از به هم خوردن بال های یک پروانه می تواند منجر به توفان هایی در مقیاس یک قاره بشود". در بسیاری از وقایع جامعه شناختی و سیاسی نیز می توان به جای پی جویی عوامل بسیار پیچیده و نادیده گرفتن عوامل به ظاهر ساده، با جدی گرفتن عوامل به ظاهر بی ارزش به تحلیل صحیحی نسبت به آن واقعه رسید.
پیشتر اشاره کردم که در این مورد ، در یک حوزه کار وسیعی صورت گرفته است. این حوزه ، روانشناسی است و تئوری عظیم نابغه دنیای روانشناسی، فروید، دارای چنین رویکردی است. فروید ریشه تمامی رفتارهای انسان ها در طول زندگی را متاثر از دوران کودکی (شرایط اولیه به زبان تئوری آشوب) می داند و با پی جویی این رفتارها تا دوران کودکی، به تحلیل این رفتارها می پردازد.
علاوه بر مطالبی که ذکر شد، تئوری آشوب، با ارائه نظریه فرکتال ها  (Fractals) و ارائه مفهوم جدیدی از بعد فیزیکی (Dimension)  و مفاهیمی مانند "خود تشابهی" و " خود تمایلی" ، دروازه جدیدی در کشف نظم در پدیده ها گشود که در جای خود می تواند به طور جدی، مورد استفاده علوم انسانی قرار گیرد.

منبع : www.parsdanesh.ir

  مباحث فرهنگی            

روز درختکاری

تهیه و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

به دست خود درختی مـی نشانـم               به پایش جوی آبی می کشانم

کمی تخـم چــمن بر روی خاکش               برای یـــادگاری می فشـــانم

 

15 اسفند در تقویم رسمی ایران، به عنوان روز درختکاری نامگذاری شده است. هر ساله از 15 تا 22 اسفندماه، به عنوان هفته منابع طبیعی تجدید شونده نام برده می شود كه نخستین روز این هفته، روز درختكاری می ‏باشد.

در این روز که یکی از روزهای هفته منابع طبیعی است، مردم به کاشت نهال تشویق می ‌شوند و مراسمی در سراسر ایران به این منظور برگزار می‌ شود.

درهفته منابع طبیعی، نهالِ انواع درختان، متناسب با شرایط جوی ایران، بین مردم توزیع می ‏گردد و شیوه ‏های كاشت درخت آموزش داده می ‏شود.

اگر به صورت علمی از درختان استفاده شود و در ضمن، گونه ‏های آنها تكثیر گردد، نه تنها میزان منابع چوب جنگلی كاهش نمی‏ یابد، بلكه بر شمار درختان افزوده می ‏شود.

این روز که معمولا در روزهای پایانی فصل زمستان و یا روزهای آغازین فصل بهار انتخاب می‌شود، اغلب کشورهای جهان برای گرامیداشت گیاهان، روزی را به عنوان روز درختکاری تعیین کرده ‌اند.

برای اولین بار، ایده اولیه این روز  توسط جولیوس استرلینگ مورتون از ایالت نبراسکا آمریکا در 10 آوریل سال 1873 پایه ‌گذاری شد.

 

روز درخت کاری

درخت، موهبتی است که خدا آن را برای آسایش و آرامش بشر آفریده و فایده های فراوانی دارد و بسیاری از نیازهای انسان را برآورده می کند. دیدن مناظر زیبای درختان در طبیعت، دل و جان انسان را صیقل داده و آرامش خاصی بر قلب او حاکم می کند. همه ساله در کشورمان، از پانزدهم تا بیست و دوم اسفندماه، با عنوان هفته منابع طبیعی نام گذاری شده است. بیایید به مناسبت اولین روز این هفته به عنوان روز درخت کاری با دست های سبز و پر توان، نهالی در دل زمین بنشانیم و بر زیبایی طبیعت بیفزاییم.

 

جشن دوستی

امروز، پانزدهم اسفندماه، روز شاد و به یادماندنی است. هر کسی از کوچک و بزرگ، می کوشد تا با کاشتن نهالی در دل خاک، نقش در پاکیزگی هوا و سرسبزی مناظر عمومی داشته باشد و با این کار، به پیشواز بهاری دل انگیز و با صفا برود. خورشید نیز با تابش گرم و پر نور خود، دست های مهربان شما مردم عزیز را همراهی می کند و درختانِ شاد و خوشحال، نظاره گر تلاش شما هستند. امروز، جشن دوستی انسان ها با طبیعت زیبا و با طراوت خداوند است.

 

نشانه های خدا

خداوند در آیات توحیدی قرآن، بر مسأله آفرینش گیاهان و درختان، و نیز ویژگی های متفاوت آن ها اشاره کرده، انسان را به مطالعه اسرار این موجودات دعوت می نماید. در آیاتی از سوره یس، وجود درختان نشانه روشنی بر وجود خداوند متعال شمرده شده و آمده است: زمین مرده را برای انسان ها، نشانه ای است. ما آن را زنده کردیم و دانه هایی از آن خارج ساختیم و آنان از آن می خورند. در زمین باغ هایی از نخل و انگورها قرار دادیم و چشمه هایی از آن بیرون فرستادیم، تا از میوه باغ ها بخورند، در حالی که دست های آنان هیچ نقشی و دخالتی در ساختن آن نداشته است. آیا شکر خدا را به جای نمی آورند؟

 

ساختمان حیرت انگیز

درختان و گیاهان، در عین سادگی ظاهری، ساختمان درونی پیچیده ای دارند که می توان با مطالعه آن ها، به بزرگی آفریننده شان پی برد. یکی از گیاه شناسان در این باره می گوید: خدایی وجود دارد که از خلال قوانین ثابت و مرموزی که جهان گیاه و درخت را اداره می کند، از چند راه ظاهر می شود:

1. نظم و ترتیبی که رشد، تقسیمات سلولی و تشکیل اجزای مختلف درخت را به طور منظم انجام می دهد؛

2. هیچ ماشین دست ساز بشری، قابل مقایسه با ساختمان پیچیده یک درخت نیست؛

3. زیبایی ساقه و برگ و گل؛

4. توراث، به طوری که هر درختی، نظیر خود را تولید می کند.

این دانشمند می افزاید: به عقیده من، این همه مظاهر، دلیل وجود آفریدگاری است که حکمت بالغه و قدرت نامتناهی دارد.

 

پاداش درخت کاری

درختان، از پربارترین و زیباترین نعمت های الهی هستند و با توجه به آثار فراوانی که برای زندگی بشر و سایر موجودات زنده دارند؛ در دین مقدس اسلام، به امر درخت کاری اهمیت بسیاری داده شده و همه مردم، به این امر خداپسندانه تشویق شده اند. پیامبر گرامی اسلام در این باره می فرمایند: هر کس درختی بکارد، هیچ حیوان یا انسانی از میوه آن استفاده نمی کند، مگر آن که برای وی صدقه محسوب شده و پاداش می نویسند. هم چنین امام صادق علیه السلام در این زمینه فرموده است: کشاورزی کنید و درخت بکارید؛ به خدا سوگند، مردم هیچ کاری حلال تر و پاکیزه تر از این ندارند.

 

حفاظت از درختان

درختان، از منابع طبیعی و جزء ثروت های ملی هر کشوری به شمار می آید. در نتیجه، حفاظت و نگهداری از آن ها، وظیفه ای ملّی و همگانی است. افزون بر آن، پاسداری و توسعه این نعمت الهی، شکر و سپاس از خالق یکتاست. در آموزه های حیات بخش ادیان آسمانی، به ویژه دین مبین اسلام، فراوان به این امر توصیه شده است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس درخت خرما یا سدری را آب دهد، گویا مؤمن تشنه ای را سیراب کرده است. نیز امام ششم شیعیان، حضرت صادق آل محمد علیه السلام ، در این زمینه فرمودند: درخت برای انسان آفریده شده است و او وظیفه دارد که آن را در زمین بنشاند و آب دهد و به آن رسیدگی کند.

 

قانون حفظ جنگل

حفاظت از درختان و جنگل ها و جلوگیری از نابودی آن ها، نیازمند عزم همگانی است. متأسفانه عده ای افزون بر نابودی درختان پرشمار، اقدام به قطع گونه های کمیاب درختی نیز می نمایند. برای برخورد با این عده، مجلس شورای اسلامی در سال 1371، قانون حفظ و حمایت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی را به تصویب رساند. در این مصوبه، درختانی از قبیل شمشاد، گَوَن، گردو جنگلی، بادام وحشی، پسته وحشی، زربین، سرخدار، سرو خُمره ای، فندق و زیتون طبیعی، جزء ذخایر جنگلی محسوب شده و وزارت جهاد سازندگی (جهاد کشاورزی فعلی) موظف است افزون بر حفاظت از مناطق استقرار این نوع درختان، متخلفان را به مراجع قضایی معرفی کند.

 

در اندیشه فرد

نهالی که در زمین کاشته می شود، پس از مدتی، به درخت تنومندی تبدیل خواهد شد که می توان از سایه و میوه و سایر فواید آن بهره برد. عده ای، درخت را تنها برای استفاده خود می کارند و اگر خود از آن بهره ای نبرند، اقدام به کاشت نهال نخواهند کرد. در حالی که در درخت کاری، افزون بر نفع شخصی، استفاده همگانی و پاداش اخروی آن را نیز باید در نظر گرفت. نقل شده است که پیرمردی نهال گردو می کاشت، به او گفتند: عمر تو به چیدن میوه این درخت کفاف نخواهد داد. او جواب داد: دیگران کاشتند، ما خوردیم؛ حال ما می کاریم، دیگران بخورند. هم چنین امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرمایند: شش چیز است که مؤمن پس از مرگ از آن ها بهره مند می شود، که یکی از آن ها درخت کاری است.

 

وظیفه همگانی

یکی از برنامه های دولت در سال های اخیر، در راه توسعه فضای سبز کشور، کویرزدایی و جنگل کاری ده میلیون هکتار زمین است. البته درخت کاری و گسترش فضای سبز، تنها به عهده دولت و روستاییان و باغ داران نیست، بلکه هر فرد ایرانی، در هر محیطی که مناسب باشد، خواه در باغچه کوچک خانه خود، یا جلوی مغازه و کنار کوچه و خیابان، اگر تنها یک نهال بکارد، میلیون ها درخت، بر شمار درختان این مرز و بوم افزوده خواهد شد.

 

تنوع درختان

خداوند در قرآن کریم، در سوره شُعَراء، به تنوع گیاهان و درختان اشاره کرده، انسان ها را به تفکر و اندیشه در این باره فرا می خواند: آیا آن ها به زمین نگاه نکردند، چه اندازه در آن از انواع گیاهان آفریدیم؟

تنوع گیاهان و درختان، به قدری در زمین زیاد است که برخی از دانشمندان، برای درخت خرما، بیش از سه هزار نوع، برای انجیر هندی، 1700 نوع، برای سیب، هفت هزار نوع، برای گل ثَعْلَب 1200 نوع و برای قارچ ها یک صد هزار نوع نام می برند.

 

قدمت باغ

هنگامی که نامی از درخت به میان می آید و اوصاف این آفریده زیبای الهی، مجلس را می آراید، بی درنگ، باغ نیز در ذهن مجسّم می شود. باغ، از دیرینه ترین روزگار وجود داشته و در همه تمدن ها، از جایگاه با اهمیتی برخوردار بوده است. در داستان های راجع به آدم و حوا علیهم االسلام ، این دو از بدو ظهور و خلقت، در جنّت و باغ بوده اند. قدیم ترین اشاره به باغ های جهان، در برخی منابع تمدن های کهن چون مصر و چین دیده می شود.

 

قدمت درخت کاری و باغ در ایران

در تاریخ آمده است که ایرانیان از آغاز  به درختکاری علاقه مند بوده اند و در ایران بوستان ها وباغ های آبادان بسیاری بوده است. ریشه این کار را می بایست در فرهنگ وحیانی ایرانیان جست.

چنان که بسیاری از مفسران قرآن کریم بر این عقیده اند کورش کبیر همان ذوالقرنین قرآن کریم است که عالم از شرق و غرب تحت حکومت وی بوده است. او بود که مردمان لخت و عور یاجوج و ماجوج را در شمال دریای کاسپین سرکوب کرد و آنان را به تمدن و آدمیت بازگرداند و او بود که به دستور  و فرمان الهی مردمان شرق و غرب را به آیین توحید فراخواند و همو بود که یهودیان را اسارت رهایی بخشید و  به هر کشوری در آمد آنان را به هدایت دعوت کرد و با آن که می توانست و خداوند چنان که در آیات بسیاری آورده است او را مجاز شمرده بود تا هر گونه خواست عمل کند ولی وی با این حکم کلی خداوند مردمان را به خاطر دین نکشت و تنها به دین دعوت کرد. او کسی است که دین را به دعوت در جهان پراکنده کرد و مردمانی که تحت حکومت وی در آمدند مجاز بودند که بر آیین خویش باشند ولی به آیین توحیدی که وی آن را تبلیغ می کرد گوش دهند.

این چنین مردی بزرگ و از اولیای به نام خداوند که در قرآن کریم در سوره کهف از وی سخن به میان آمده است هر جایی می رفت دستور می داد تا باغ و بوستان هایی بسازند که از آن به پردایس و یا پردیس تعبیر می کرد. پردیس باغ هایی بزرگ با درختان تنومند با گل و بوستان های زیبا و نهرهای روانی در آن بود که در پیرامونش دیواری کوتاهی می کشیدند و در آن پردیس هااز پرندگان و جانوران به آزادی در آن می زیستند . این گونه است که وی ماموریت خویش را به خوبی انجام داد و دستور داد تا فرزندان و مردمان این گونه عمل کنند. این گونه است که تاریخ نویسان یونانی و رومی همواره از پردیس های ایرانی سخن گفتند و از درخت دوستی ایرانیان و این که چنین جاهای زیبایی را می سازند و آباد می کنند.

همین پردیس های ایرانی که به زیبایی با درختکاری و نهر سازی ساخته می شد از راه یونانیان و یهودیان وارد فرهنگ دینی شد و مردمان از فردوس های ایرانی بهشت های آخروی را به یاد آوردند و نام های فردوس برای بهشت های اخروی ساخته و معنا و مفهوم یافت.

این فرهنگ درختکاری و درخت دوستی و ایجاد همین پارک های کنونی که ما یادمان رفته است و نام های غیر ایرانی برای آن انتخاب کرده ایم فرهنگ ایرانی و دارای ریشه وحیانی است که پیش از این ذوالقرنین عرب ها و کورش ایرانی ها آن را ساخته و به حکم خداوندی به مردمان آموزش داده است.

 

درختکاری در فرهنگ ایرانی
پاسارگاد، پایتخت كوروش، پایتختی در ميان باغ سلطنتی يا در پرديس هاست كه كاوش های باستان شناختی، سيستمی از آبیاری با استفاده از جوی ها و حوضچه را در آن جا نشان داده اند. پاسارگاد كهن ترين باغ ايرانی ست. اين باغ چهار كرت دارد كه با فضای موجود ساختار يك پارچه يی ايجاد کرده است. آب گذرهای مستقيمی باغ را تقسيم كرده اند و در واقع يكی از بنيادی ترين عوامل باغ های ايرانی يعنی چهار باغ در اين باغ ديده می شود. الگوی چهار باغ  از ماندگارترين انديشه های هخامنشی ست كه هم چون چهار نهر بهشت در باغ سازی ها و انديشه های پس از خود تأثير نهاد.

گزنفون، نويسنده و سردار يونانی كه در خدمت كورش كوچك، شاه هخامنشی، بوده، در يكی از رساله های خود در گفت وگويی با سقراط از باغ كاری های شاهنشاهان هخامنشی سخن می گويد. آيا اين باغ - بهشت زمينی پادشاهان ايرانی با بهشت آسمانی اوستا نسبتی دارد؟ به نظر می رسد كه باغ پادشاهان ايرانی تصويری از جهان مينوی ست: به گمان اين شهريار، كشاورزی و هنر جنگ آوری زيباترين و ضروری ترين هنرها هستند و در پرورش اين دو هنر به يك سان می كوشد. هر كجا كه اين شهريار منزل كند و به هر سرزمينی كه برود، در فكر ساختن باغ هايی ست كه بهشت (Paradis) ناميده می شوند و سرشار از بهترين فرآورده های روی زمين اند. شهريار تا روزی كه هوای فصل مساعد باشد، در آن باغ ها می ماند. از گفته ی تو، سقراط، من چنين می فهمم كه او هر كجا منزل كند، خود می پايد كه به اين بهشت ها خوب رسيد گی كنند. درختان زيبا در آن ها بكارند و آن ها را از هرگونه محصولی سرشار سازند.

در قرن پنجم پيش از ميلاد باغ هايی در سارد ساخته شد كه نقشه ی آن ها را كورش جوان كشيده بود. او بر ساختمان اين باغ ها نظارت داشته و آن ها را با دست خود كاشته بود. چه بسا بناهای سلطنتی پاسارگاد را نيز در ميان يكی از همين باغ ها ساخته بوده اند.

فردوسی در شاه نامه از باغ ها و مرغزارهايی سخن می گويد كه در پيرامون آتشكده ی فيروزآباد وجود داشته و وابسته به اين معبد بوده اند. در قسمت شرقی اين عمارت باشكوه حوضی بود كه آب هايی كه از كوه جاری می شد از راه نهری به طول هفت تا هشت كيلومتر در آن می ريخت. كاخ هايی كه فردوسی به آن ها اشاره می كند همان كاخ های قصر شيرين هستند كه به فرمان خسرو پرويز در گذرگاه اصلی يی كه دشت بين النهرين را به فلات ايران می پيوست، ساخته بودند و به روايت ياقوت حموی، در آن ها باغ ها و كوشك های تفريحی، آب های روان، باغ حيوانات و مرغ زارهايی بوده كه در آن ها كم ياب ترين حيوانات آزادانه می زيسته اند و شكارگاهی برابر با يك صد و بيست هكتار در پيرامون آن ها بوده است. كاخی كه هنوز عمارت خسرو ناميده می شود، شامل عمارت های دولتی و خصوصی شاه بود. كاخ در مركز اين پرديس، روی يك ايوان ساخته شده بود با دو راه پله ی قرينه مانند پلكان بزرگ تخت جمشيد.

ديگر باغ های پادشاهان ساسانی به دور آتشكده ای يا كاخی در سروستان، تاق بستان، بيشاپور، و تخت سليمان برپا شده بود. باغ ها مستطيل شکل بوده و به چهار قسمت  می شده و اصل آن به روايت های ديرينه يی می رسد كه بر پايه ی آن ها جهان به چهار بخش تقسيم شده و چهار رود بزرگ اين بخش ها را از هم جدا كرده است.

اين مكان های سحرآميز كه هم شهر بودند هم باغ - بهشت هم کاخ شاهی، در زمان ساسانيان شکل های گوناگونی به خود گرفتند، اما با ظهور دنيای اسلامی آن يگانه گی آسمان و زمين در جهان باستان دوگانه شد و هر پاره ی آن قلم روی جداگانه يافت. به اين ترتيب، بهشت از جای گاه زمينی اش كنده شد و در آسمان هفتم جای گرفت كه نويد ديدارش را به برگزيده گان داده اند.

و اما در اين زير و رو شدن ها كه جمعيت های انسانی را جابه جا می كرد، اساطيری ديگر به وجود می آورد و فرهنگ های تازه و گوناگون به بار می آورد، بر باغ چه گذشت؟ در اين دگرگونی های تاريخی و در زنجيره ی روی دادهايی كه در آن ها شهرها و بناهای باستانی شان از بين می رفتند و شهرهای ديگر سر بر می آوردند، صورت نوعی باغ هم چنان پای دار ماند.

ايرانی ها از دیرباز به ساختن باغ ها و باغچه در حياط ها و دور و بر بناها علاقه ی خاصی داشته اند. شايد خاطره ی ميهن اصلی و خاست گاه قوم آريا  که در داخل اين سرزمين و بر کنار دريای مرکزی ايران و ميان جنگل های سبزی که نابود شده بود، منشاء اين علاقه بوده است.

 

گواهی درخت

درخت، از آفریده های زیبای خداوندی و یکی از مظاهر عظمت و قدرت پروردگار است که وجودش، افزون بر گواهی به یگانگی خالق هستی، نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را تصدیق کرد. در روایتی از امیرمؤمنان نقل شده که: من با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم. آن گاه سران قریش نزد ایشان آمدند و گفتند: ای محمد! ما از تو کاری را می خواهیم. اگر انجام دادی، می دانیم تو فرستاده خدا هستی. پیامبر فرمود: چه می خواهید؟ گفتند: این درخت را بخوان تا از ریشه کنده شده و در پیش تو بایستد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: خدا بر همه چیز تواناست. سپس به درخت اشاره کرد و فرمود: ای درخت! اگر به خدا و روز قیامت ایمان داری و می دانی من پیامبر خدا هستم، با ریشه هایت از زمین درآی و به فرمان خدا در پیش روی من قرار گیر. امیرمؤمنان در ادامه می گوید: سوگند به پیامبری که خدا به حق او را مبعوث کرد، درخت با ریشه هایش کنده شد و با صدای شدید جلو آمد و پیش روی پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد و شاخه های بلند خود را، بر روی پیامبر صلی الله علیه و آله و من انداخت.

 

برتری میوه

نقش میوه در طراوت و شادابی انسان، نه تنها از نظر علمی ثابت شده، که به تجربه نیز روشن و آشکار است. خداوند در قرآن کریم در دو سوره واقعه و طور با مقدّم داشتن واژه فاکِهِه به معنای میوه بر واژه لَحم به معنای گوشت، به این موضوع اشاره کرده و میوه را بر گوشت برتری داده است. در بسیاری از آیات قرآن ـ که به توصیف بهشت پرداخته شده ـ از میان غذاهای بهشتی، روی میوه ها بیش تر تکیه شده است. در آن جا میوه های گوناگونی که دل خواه همه ذائقه هاست، وجود دارد، ولی از انگور، خرما و انار به صورت ویژه نام برده شده است. در روایتی از امام رضا علیه السلام انجیر، شبیه ترینِ میوه ها، به میوه های بهشتی معرفی شده است.

 

نخلستان علی علیه السلام

امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام ، پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، با دست مبارک خویش، چاه ها و قنات های بسیاری حفر می کرد که آثار آن ها هنوز در حجاز باقی است و آب گوارایش با نام آبارِ علی یعنی چاه های علی علیه السلام مشهور است. ایشان سپس با آب آن ها، نخلستان هایی بزرگ می ساخت، به طوری که توانست هزار بنده را با درآمد آن آزاد ساخته و مخارج زندگی فقیران را تأمین کند.

 

شگفتی های درخت از زبان امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام در سخنان گهربار توحیدی خود، برای یکی از اصحابش به نام مُفَضّل چنین می فرمایند: در آفرینش درختان بیندیش. از آن جا که درخت نیز بسان حیوان، همواره به غذا نیازمند است و از طرفی مانند آن دهان و حرکت ندارد، ریشه هایش در دل زمین فرو رفته تا مواد غذایی را به دست آورد. پس زمین، مانند مادر، پرورش دهنده آن است و ریشه ها چون دهان آن است که با آن ها غذا را از زمین می گیرد. آیا نمی بینی که ریشه ها مانند طناب های خیمه، به هر طرف از زمین دویده تا قامت بلند درخت را بر سر پا نگهدارد و اگر این ها نبودند، چگونه یک نخل تنومند و بلند و صنوبر و چنار بزرگ و تناور، در توفان ها و تندبادهای سهمگین بر پای می ایستادند. ای مفضّل! در بوته ای ضعیف و ناتوان، همراه با میوه های سنگینی چون خربزه و هندوانه بیندیش و در حکمت و تدبیر این کار فکر کن. آن گاه که تقدیر بر آن شد که این بوته ضعیف، میوه های سنگین بار دهد، چنان مقرر گردید که بر روی زمین بگسترد. اگر مانند درخت می ایستاد، قادر به حمل این میوه های سنگین نبود و پیش از آن که میوه ها برسند، همه چیز درهم می شکست.

 

تسبیح درختان

آفرینش، همه تنبیه خداوند دل است

دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح اند

نه همه مستمعی فهم کند این اسرار

عقل حیران شود از خوشه زرّین عِنب

فهم عاجز شود از حُقه یاقوت انار

بندهای رطب از نخل فرو آویزند

نخل بندان قضا و قدر شیرین کار

تا نه تاریک بود سایه انبوه درخت

زیر هر برگ چراغی بنهد از گل نار

 

آیات و روایات مرتبط :

 

پیامبرصلی الله علیه وآله :

مَن نَصَبَ شَجَرَةً و صَبَرَ عَلی حِفظِها والِقیامِ عَلَیها حَتّی تُثمِرَ كانَ لَهُ فی كُلِّ شَی‏ءٍ یصابُ مِن ثَمَرِها صَدَقَةٌ عِندَاللَّهِ

هر كس درختی بكارد و در نگهداری آن بكوشد تا میوه دهد ، در برابر هرچه از آن میوه به دست آید ، پاداشی نزد خدا خواهد داشت.

میزان الحكمه ، ح 9143

 

پیامبرصلی الله علیه وآله :

إن قامَتِ السَّاعَةُ و فِی یدِ أحَدِكُم فَسیلَةٌ ، فإنِ استَطاعَ أنْ لایقومَ حَتّی یغرِسَها ، فَلیغرِسْها

اگر قیامت فرا رسد و در دست یكی از شما نهالی باشد ، چنانچه بتواند برنخیزد تا آن را بكارد ، باید آن را بكارد.

كنزالعمّال ، ح 9056

 

پیامبرصلی الله علیه وآله :

ما مِن رَجُلٍ یغرِسُ غَرساً إلاّ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الأجرِ قَدرَ ما یخرُجُ مِن ثَمَرِ ذلِكَ الغَرسِ

هر كه نهالی بكارد ، خداوند به مقدار میوه ‏ای كه از آن درخت به دست می ‏آید ، در نامه اعمال او پاداش می ‏نویسد.

كنزالعمّال ، ح 9057

 

امام صادق ‏علیه السلام :

لاتَقطَعُوا الثِّمارَ فَیبعَثَ اللَّهُ عَلَیكُم العَذابَ صَبًّا

درختان میوه را قطع نكنید كه خداوند بر شما عذاب فرو می ‏ریزد.

الكافی ، ج 5 ، ص 294

 

امام صادق‏ علیه السلام :

اِزرَعُوا و اغرِسُوا وَاللَّهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً اَجَلَّ و لاأطیبَ مِنهُ

كشت كنید و درخت بنشانید ؛ به خدا قسم آدمیان كاری برتر و پاك‏تر از این نكرده‏ اند.

بحار الأنوار ، ج 103 ، ص 68

 

درخت از زیباترین مظاهر خلقت و جلوه ای از تجلی نور آفریدگار عالم است. درخت نماد آبادانی و شاخص سبزی و خرمی و مظهر زندگی و باعث پالایش هوا و موجب آسایش و رفاه شهروندان و صفا و پاكی طبیعت می باشد. درختان همواره در زندگی بشر موثر بوده اند. قرن هاست كه آدمی در سایه شاخسارشان از شدت گرما و تابش خورشید در امان مانده و از میوه های الوان و شیرینشان بهره مند گشته است. آوای پرندگان كه در لابلای شاخسارشان مأوا گزیده اند، روح و جانش را صفا بخشیده و قلب وی را مملو از خوشی و شادابی نموده است. در دل زمستان سرد نیز بار دیگر به مدد هیمه ای كه از تنه درختان فراهم آورده و آتشی كه از آن افروخته سرما و یخبندان را تاب آورده و با آنها دست و پنجه نرم كرده است و بار دیگر این شكوفه های زیبای درختانند كه به او نوید فرا رسیدن بهاری دل انگیز را می دهند.

مباحث عنوان شده در این مقال، به روشنی، وظیفه تک تک ما را در حفظ و حراست از منابع طبیعی ِ موجود، خصوصاً جنگل ها و مراتع و همچنین توسعه پایدار و گسترش این نعمت الهی، به عنوان یک وظیفه دینی و ملی، مشخص می کند. بطور خلاصه روز درختکاری، بهانه ‌ای است برای اینکه ما به محیط زیست احترام گذشته و آنرا احیاء کنیم و یا حداقل آن را با دقت بیشتری نگهداری کنیم. امید است که با تلاش در این جهت، حتی با کاشتن یک نهال کوچک، کشوری زیبا و آباد را برای خویش مهیا کنیم که یقیناً کاری پسندیده است.

من و تو با دست‏هایمان نهال کوچک را به خاک سرد اسفند می‏سپاریم و آفتاب، گرمای خویش را هدیه راه طولانی‏اش می‏کند و آب، با پاکی‏اش بدرقه شکفتن‏اش می‏شود. زمینِ سبز، دوست داشتنی و خیال ‏انگیز است. چشم را نوازش می‏ دهد و زبان را به تسبیح می گشاید.

بیایید تا با هم، در روز درختکاری قراری سبز بگذاریم و یکدیگر را به کاشت و حفظ این سرمایه بی بدیل خداوندی سفارش کنیم. این قامت بلند و باشکوه، طلای سبزی است که زیستن، شکوفایی، حرکت و پویایی را به ما می نمایاند. خداوند این هدیه سبز و پر برکت و پویا را مایه اندیشیدن ما  به امر و حکمت و قدرت خویش قرار داده است تا ما نیز  قدر این نعمت عظیم را دانسته و در جهت پاسداشت و نگاهبانی و گسترش این سرمایه ملی و جهانی کوشا باشیم و در گسترش فرهنگ حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست گام برداریم.

 

منابع :

- نشریه گلبرگ، اسفند 1382، شماره 48 ، یادمان سبز(روز درخت کاری)، پدید آورنده : حسین جعفری ، صفحه 140

- tiknews.org

- www.hawzah.net

- taknaz.ir

- w3.hadith.net

- مركز پژوهش های اسلامی صدا و سيما

- hamshahrionline.ir

 

 منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

یک تست با مزه

 

There is a very, very tall coconut tree and there are 4 animals,

یک درخت بسیار بسیار بلند نارگیل بود و 4 حیوان در زیر آن

 

A Lion , A Chimp , A Giraffe ,

یک زرافه                         یک میمون                  یک شیر


.....AND...

و

 

A Squirrel

یک سنجاب

 

They decide to compete to see who is the fastest to get a banana off the tree.

آنها تصمیم گرفتند که مسابقه بدهند تا ببینند که کدامیک برای برداشتن یک موز از درخت از همه سریعتر است.


Who do you guess will win?

فکر می کنی کدامیک برنده می شود؟


Your answer will reflect your personality.

جواب سوال بازگو کننده شخصیت توست.


So think carefully . . ..

پس با دقت فکر کن ...


Now scroll down to see the analysis.

جواب را در زیر ببینید

 

 

 


If your answer is:

:اگر جوابت

 

Lion = you're dull.

شیر است = خسته و کسل هستی


Chimpanzee = you're dense.

میمون = خنگ هستی


Giraffe = you're a complete moron.

زرافه = کاملا احمق هستی


Squirrel = you're hopeless.

سنجاب = ناامید هستی

 

  A COCONUT TREE DOESN'T HAVE BANANAS.

درخت نارگیل که موز ندارد!!!


Obviously you're stressed and overworked.
You should take some time off and relax

 

مشخصه که تحت فشاری و زیاد کار کردی

باید یه مدتی کار نکنی و خستگی در کنی

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

شفیعه روز جزا، حضرت معصومه (س)

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

عمه سادات سلام علیک

روح عبادات سلام علیک

عمه سادات بگو کیستی

فاطمه یا زینب ثانیستی

 

شناسنامه حضرت

کریمه اهل بیت، حضرت معصومه علیها السلام اول ماه ذی القعده سال 173 ه . ق . در مدینه چشم به جهان گشود و در سن 28 سالگی در روز 10 یا 12 ربیع الثانی سال 201 ه . ق . در شهر مقدس قم به ریاض جنت پر کشید (1) .

القاب شریف آن حضرت، معصومه، کریمه اهل بیت، ستی و فاطمه کبری است . پدر بزرگوارش حضرت امام موسی بن جعفرعلیهما السلام و مادر آن حضرت، نجمه است (2) .

 

مادر آن حضرت

نجمه خاتون مادر بزرگوار امام رضاعلیه السلام و حضرت معصومه علیها السلام است . او از زنان برجسته زمان خود بود و در عقل، دین، حیا، جمال ظاهری و باطنی نظیر نداشت .

حمیده مادر امام هفتم علیه السلام همیشه از نجمه یاد می کرد و از روزی که او را به خانه برد مورد احترام قرار داد و هرگز پیش او نمی نشست مگر برای تعظیم و احترام او .

روزی حمیده به حضرت کاظم علیه السلام عرض کرد: پسرم! نجمه کنیزی است که من بهتر از او را ندیده ام; او زنی زیرک و دارای محاسن زیادی است و می دانم هر نسلی از او بدنیا آید، پاک و مطهر است; او را به تو بخشیدم و از تو درخواست می کنم حال او را رعایت کنی . (3)

در روایتی آمده است: وقتی حمیده را خرید، شبی رسول خداصلی الله علیه وآله را در خواب دید که به او فرمود: ای حمیده! نجمه را به فرزند خود موسی ببخش، همانا از او فرزندی به دنیا می آید که بهترین اهل زمین است .

 

مقام و منزلت حضرت نجمه علیها السلام

مرحوم علامه مجلسی رحمه الله از کتاب ارزشمند عیون اخبار الرضاعلیه السلام روایتی را نقل کرده است که توجه به آن ما را به مقام و منزلت حضرت نجمه خاتون مادر بزرگوار امام هشتم و خواهرش حضرت معصومه علیها السلام آگاه می کند . روایت مورد نظر را ذیلا از نظرتان می گذرانیم:

روزی امام کاظم علیه السلام از هشام پرسید: آیا خبرداری که کسی از برده فروشان آمده باشد؟ عرض کرد: نه . هشام می گوید: پس آن حضرت فرمود: آمده است . و ما با هم نزد او رفتیم . برده فروشی را دیدیم که غلامان و کنیزان بسیاری آورده بود .

آن حضرت فرمود: کنیزانی که برای فروش آورده ای را بر ما عرضه کن، او نه کنیز را بیرون آورد . حضرت هر یک را می دید، می فرمود: این را نمی خواهم . آن گاه فرمود: آیا کنیز دیگری داری؟ گفت: نه، جز یک کنیز که او سخت بیمار است .

حضرت فرمود: او را بیاور، برده فروش امتناع کرد، حضرت برگشت و روز بعد مرا نزد او فرستاد و فرمود: به هر قیمتی که بگوید آن کنیز را برای من خریداری کن .

هشام می گوید: چون نزد برده فروش رفتم، او قیمت را بالا برد و من پذیرفتم و او را خریدم .

مرد برده فروش پس از دریافت پول رو به من کرد و گفت: مردی که دیروز همراهش بودی چه شد و او که بود؟ گفتم: او مردی از بنی هاشم است .

گفت از کدام تیره بنی هاشم؟ گفتم: بیش از این مپرس .

آن گاه آن مرد برده فروش گفت: بدان که من این کنیز را از دورترین مناطق مغرب خریدم . روزی زنی از اهل کتاب این کنیز را همراه من دید و پرسید: این را از کجا آورده ای؟ گفتم: او را برای خود خریده ام . آن زن گفت: سزاوار نیست که این کنیز نزد تو باشد، او از آن بهترین اهل زمین است و چون به او رسد از او فرزندی به دنیا می آید که اهل مشرق و مغرب از او اطاعت کنند .

راوی در ادامه می گوید: چیزی نگذشت که او در ملک امام موسی بن جعفرعلیهما السلام در آمد و حضرت رضاعلیه السلام متولد شد (4) .

به هر روی از افتخارات بزرگ حضرت معصومه علیه السلام این است که ایشان از طرف پدر و مادر با حضرت رضاعلیه السلام یکی است و این بر شرافت و برتری ایشان افزوده است .

 

حضرت معصومه علیها السلام در روایات

1 . قال الصادق علیه السلام:

ان لله حرما وهو مکة وللرسول حرما وهو المدینة ولامیرالمؤمنین حرما وهو الکوفة ولنا حرما وهو قم وستدفن فیها امراة من ولدی تسمی فاطمة من زارها وجبت له الجنة (5) ;

برای خدا حرمی است و آن مکه است و برای رسول خداصلی الله علیه وآله حرمی است و آن مدینه است و برای امیرمؤمنان علیه السلام حرمی است و آن کوفه است و برای ما حرمی است و آن قم است و به زودی زنی از فرزندان من در آنجا دفن می شود که نامش فاطمه است; هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب خواهد شد .

2 . مرحوم محدث قمی رحمه الله نقل کرده است که امام رضاعلیه السلام به سعد اشتری قمی فرمود:

ای سعد! نزد شما قبری از ما هست . سعد گفت: قبر فاطمه دختر امام موسی بن جعفرعلیهما السلام را می فرمایید؟ فرمود: آری . هر کس او را زیارت کند و حق او را بشناسد بهشت برای اوست . (6)

3 . قال الصادق علیه السلام:

الا ان قم کوفتنا الصغیرة، الا ان للجنة ثمانیة ابواب ثلاث منها الی قم تقبض فیها امراة هی من ولدی، اسمها فاطمة بنت موسی، تدخل بشفاعتها شیعتی الجنة باجمعهم; (7) قم کوفه کوچک ما است . برای بهشت هشت در است که سه در آن به سوی قم است . زنی در قم وفات می کند که از اولاد من است و نامش فاطمه دختر موسی بن جعفرعلیهما السلام است . در روز قیامت با شفاعت او تمام شیعیان من وارد بهشت می شوند .

4 . قال الجوادعلیه السلام:

من زار قبر عمتی بقم فله الجنة; (8)

کسی که قبر عمه ام را در قم زیارت کند سزاوار بهشت است .

5 . قال الرضاعلیه السلام:

من زارها عارفا بحقها فله الجنة (9) ;

کسی که [فاطمه معصومه را] زیارت کند در حالی که عارف به حق او باشد، پاداشش بهشت است .

 

آینه حضرت زهراعلیها السلام

شیخ عبدالله موسیانی که از شاگردان آیة الله العظمی مرعشی نجفی بود، نقل کرده است که: حضرت آیة الله مرعشی نجفی رحمه الله به طلاب می فرمود:

علت آمدن من به قم این بود که پدرم آقا سید محمود مرعشی که از زهاد و عباد معروف زمان خود بود، چهل شب در حرم امیرمؤمنان علیه السلام بیتوته کرد تا آن حضرت را ببیند . شبی در حال مکاشفه امیرمؤمنان علیه السلام را دیده بود که به ایشان فرمود: سید محمود! چه می خواهی؟ عرض کرد: می خواهم بدانم قبر فاطمه زهراعلیها السلام کجاست؟ حضرت فرموده بودند: من نمی توانم برخلاف وصیت آن حضرت قبر را معلوم کنم . عرض کرد: پس من اگر بخواهم آن حضرت را زیارت کنم، چه کنم؟ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: خداوند، جلال و جبروت حضرت زهراعلیها السلام را به فاطمه معصومه علیها السلام عنایت فرموده است . هر کس بخواهد ثواب زیارت حضرت فاطمه را درک کند، به زیارت حضرت معصومه علیها السلام برود .

آیة الله مرعشی نجفی می فرمود: من به همین علت به قم آمدم; ماندگار شدم و الآن شصت سال است که هر روز من اول زائر حضرتم . (10)

 

کرامات حضرت معصومه علیها السلام

یکی از برترین فضایل و کمالات اهل بیت علیهم السلام ادای حاجات و برآورده کردن خواسته های نیازمندان است . از نظر شیعه فرقی میان حیات و موت اهل بیت علیهم السلام نیست و آن بزرگواران در هر حال ناظرند و حاجات حاجتمندان را بر می آورند .

حضرت معصومه علیها السلام نیز مانند آبا و اجداد کرام خود دارای کرامات و معجزاتی است که بی تردید نشان از عظمت و برتری آن حضرت دارد .

کرامات آن حضرت اعم از شفای بیماران و شفای روشن دلان و ناشنوایان و . . . بسیار است . در این قسمت به دو نمونه اشاره می کنیم .

 

1 . شفای معجزه آسا

یکی از خدام حرم حضرت معصومه علیها السلام به نام میرزا اسدالله بیمار و انگشتان پایش سیاه شده بود، جراحان اتفاق نظر داشتند که باید پای او قطع شود تا مرض به قسمتهای بالاتر سرایت نکند . قرار شد فردای آن روز به بیمارستان رفته، پایش را قطع کنند . میرزا اسدالله گفته بود: حالا که چنین است، امشب مرا به حرم مطهر دختر موسی بن جعفرعلیهما السلام ببرید . او را به حرم بردند، شب هنگام، خدام حرم در را بستند و او پای ضریح مانده و به درگاه دختر موسی بن جعفرعلیهما السلام پناه آورده بود .

نزدیک اذان صبح خادمان حرم صدای میرزا را می شنوند که فریاد می زند: در را باز کنید، حضرت مرا شفا داده است . در را باز کردند، دیدند او خوشحال و خندان اشک شوق می ریزد و ماجرای شفای خود را این گونه بیان می کند:

خانم مجلله ای را دیدم که به نزد من آمد و گفت: تو را چه شده است؟ عرض کردم: درد پایم مرا عاجز کرده است، از خداوند شفای دردم را می خواهم . آن بانوی بزرگ گوشه مقنعه خود را چند دفعه به روی پای من کشید و فرمود: تو را شفا دادیم . عرض کردم: شما کیستید؟ فرمود: مرا نمی شناسی و حال آن که نوکری مرا می کنی؟ من فاطمه، دختر موسی بن جعفر هستم .

میرزا اسدالله می گوید: وقتی به حالت عادی برگشتم، مقداری پنبه در آنجا دیدم، آن را برداشته و به هر مریضی که ذره ای از آن را می دادم و او به جای درد می کشید، شفا پیدا می کرد.

وی می گوید: آن مقدار پنبه در خانه ما بود تا وقتی که سیلابی آمد و خانه ما را خراب کرد و آن پنبه از بین رفت و دیگر پیدا نشد . (11)

 

2 . عنایت به ملاصدرا

مرحوم محدث قمی می فرماید: از بعضی اساتید خود شنیدم که: مرحوم ملاصدرای شیرازی هنگامی که به قم مهاجرت کرد و در روستای کهک اقامت نمود، هرگاه مطالب علمی بر او مشکل می شد، آن حکیم فرزانه به زیارت حضرت معصومه علیها السلام می آمد و با توسل به آن بزرگوار مشکلات علمی خود را حل می نمود و از آن منبع فیض الهی مورد عنایت قرار می گرفت . (12)

صفای دل بجز مهر شما نیست

که بی مهر شما دل را صفا نیست

شما پوشیده در ذات خدایید

خدا هم از شما هرگز جدا نیست

خوشا حال دل بیمار عشقی

که جز وصل شما او را دوا نیست

 

چگونگی وفات فاطمه معصومه علیها السلام

در سال 201 ه . ق، یک سال پس از سفر تبعید گونه امام رضاعلیه السلام به شهر مرو ، کریمه اهل بیت، حضرت معصومه علیها السلام همراه عده ای از برادران خود برای دیدار و تجدید عهد با امام زمان خویش بسوی دیار غربت راهی شدند .

وقتی به شهر ساوه رسیدند عده ای از مخالفان اهل بیت علیهم السلام با ماموران حکومتی همراه شدند و آنان را مورد هجوم قرار دادند . در این هجوم کینه توزانه عده ای از همراهان حضرت معصومه علیها السلام به شهادت رسیدند .

در شهر ساوه بود که حضرت بیمار شدند، فرمودند: مرا به قم ببرید، چرا که از پدرم شنیدم شهر قم مرکز شیعیان ماست . آن گاه حضرت را به طرف قم حرکت دادند . مردم قم که از این خبر مسرت بخش بسیار خرسند شده بودند، به استقبال حضرت آمدند . در حالی که موسی بن خزرج بزرگ خاندان اشعری زمام شتر آن مکرمه را می کشید، در میان شور و احساسات مردم وارد آن شهر شدند و در منزل موسی بن خزرج که امروزه به محله میدان میر - جنب 45 متری عمار یاسر - معروف است، اجلال نزول نمودند (13) .

آن بانوی بزرگ هفده روز در شهر ولایت و امامت به سر برد و آخرین روزهای زندگی خود را به عبادت، مناجات و راز و نیاز پرداخت و سرانجام از دنیا رفت .

 

راز پرواز

در باره بیماری و مرگ زود رس آن بزرگوار گفته شده است که زنی در شهر ساوه ایشان را مسموم نموده است . (14) این مطلب با توجه به درگیری دشمنان و کینه توزان در هنگام ورود به شهر ساوه، بعید نیست .

 

مراسم تشییع

پس از وفات آن حضرت و اجرای مراسم غسل و کفن، ایشان را به سوی قبرستان بابلان تشییع کردند . هنگام دفن پیکر پاک و مطهر آن حضرت، دو سوار توجه همه را به خود جلب کردند . آن دو سوار به طرف جمعیت آمدند و بر بدن مبارک حضرت نماز گزاردند و آن را دفن نمودند . یکی از بزرگان می فرمود: هیچ بعید نیست که این دو بزرگوار، امامان معصومی باشند که برای این امر مهم به قم آمدند (15) .

پس از پایان مراسم دفن، موسی بن خزرج سایبانی از حصیر و بوریا بر قبر شریف آن بزرگوار برافراشت . این سایبان برقرار بود تا زمانی که حضرت زینب دختر امام جوادعلیه السلام وارد قم شد و قبه ای آجری بر آن بنا کرد (16) .

 

شفیعه روز جزا

ای گل نورسته باغ ولا

پنجره وا شده رو به خدا

آینه عصمت و جود و کرم

محرم هر لحظه بیت الحرم

شعر عفاف را تو شاه بیتی

فاطمه دوم اهل بیتی

سفره اطعام کرامت تویی

شفیعه روز قیامت تویی

بوی بهشتی که به همراه تست

تا به ابد بدرقه راه تست

مجتهدین خادم این خانه اند

به گرد شمع تو چو پروانه اند

در گرانمایه برای شیعه

پشت و پناه علمای شیعه

هر طلبه خادم درگاه تست

همچو گدایی به سر راه تست

گرچه خدا خواست به حکم قضا

تا که نبینی گل روی رضا

لیک دلت بوی رضا می دهد

بر دل هر خسته صفا می دهد

گاه کن از این دل دیوانه یاد

عمه دلسوز امام جواد

کن دلم آزاد زرنج و الم

دختر زندانی بغداد غم

تا به ابد مست سلام توام

حضرت معصومه غلام توام

مرغ دلم حالت بیمار داشت

نیمه شب این نغمه به منقار داشت

آن سه وفادار که مظلومه اند

فاطمه و زینب و معصومه اند

یا فاطمة اشفعی لی فی الجنة

فان لک عندالله شانا من الشان

 

پی نوشت ها:

1) فروغی از کوثر، ص 32 .

2) دلائل الامامه، ص 309 .

3) همسران با فضیلت، گذری به زندگانی مادران چهارده معصوم علیهم السلام، ص 75 .

4) عیون اخبار الرضاعلیه السلام، ج 1، ص 14 .

5) بحارالانوار، ج 102، ص 265 .

6) منتهی الامال، ج 2، ص 270 .

7) جامع احادیث الشیعة، ج 12، ص 617 .

8) بحارالانوار، ج 102، ص 265 .

9) همان .

10) فروغی از کوثر، زندگانی حضرت معصومه علیها السلام، ص 87 .

11) انوار المشعشعین، حاج شیخ محمد علی قمی، ص 216 به نقل از فروغی از کوثر .

12) فوائد الرضویه، ص 379 به نقل از همان، در حاشیه اسفار نیز به این نکته تصریح شده است . .

13) تاریخ قدیم قم، ص 213 .

14) وسیلة المعصومیة، میرزا ابوطالب بیوک، ص 68; قیام سادات علوی، علی اکبر تشید، ص 168 .

15) آیة الله فاضل لنکرانی دام ظله .

16) سفینة البحار، ج 2، ص 376 .

 

منابع :

- نشریه مبلغان، خرداد 1382، شماره 42

- پایگاه حوزه

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  لينک های هفته             

 

ویژه نامه رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام

 

پايگاه اطلاع رسانى حرم مطهر حضرت معصومه (س)

 

مجله سروش

 

کتابخانه مرکزی و مرکز اطلاع رسانی دانشگاه اراک

 

فرهنگ لغات مدیریت و فناوری اطلاعات

 

DUKE UNIVERSITY PRESS JOURNALS ONLINE

مجموعه نشريات دانشگاه DUKE كه برخی از آنها دارای امكان دسترسي آزاد هستند

 

کتاب حلية المتقين - اثر علامه محمد باقر مجلسى (ره)

 

هواپیماهایی که اکنون در آسمان اروپا پرواز می کنند را بصورت زنده ببینید