ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و پنجاه و یک    

شنبه 20 اسفند 1390 17 ربیع الثانی 1433 10 مارس 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره ” ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X “  نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

« براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد »

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ 83 وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ 84 فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ 85 وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ 86 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ 87 وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ 88 لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَـكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ 89

ترجمه فارسی مکارم

 

و هر زمان آياتى را كه بر پيامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشم هاى آنها را مى ‏بينى كه (از شوق،) اشك مى ‏ريزد، بخاطر حقيقتى كه دريافته ‏اند; آنها مى‏ گويند: «پروردگارا! ايمان آورديم; پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره ياران محمد) بنويس! «83» چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسيده است، ايمان نياوريم، در حالى كه آرزو داريم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟!» «84» خداوند بخاطر اين سخن، به آنها باغ هايى از بهشت پاداش داد كه از زير درختانش، نهرها جارى است; جاودانه در آن خواهند ماند; و اين است جزاى نيكوكاران! «85» و كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند، همان ها اهل دوزخند «86» اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! چيزهاى پاكيزه را كه خداوند براى شما حلال كرده است، حرام نكنيد! و از حد، تجاوز ننماييد! زيرا خداوند متجاوزان را دوست نمى ‏دارد «87» و از نعمت هاى حلال و پاكيزه‏اى كه خداوند به شما روزى داده است، بخوريد! و از (مخالفت) خداوندى كه به او ايمان داريد، بپرهيزيد! «88» خداوند شما را بخاطر سوگندهاى بيهوده (و خالى از اراده،) مؤاخذه نمى‏ كند; ولى در برابر سوگندهايى كه (از روى اراده) محكم كرده ‏ايد، مؤاخذه مى ‏نمايد كفاره اين‏گونه قسم ها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهاى معمولى است كه به خانواده خود مى ‏دهيد; يا لباس پوشاندن بر آن ده نفر; و يا آزاد كردن يك برده; و كسى كه هيچ كدام از اين ها را نيابد، سه روز روزه مى‏ گيرد; اين، كفاره سوگندهاى شماست به هنگامى كه سوگند ياد مى ‏كنيد (و مخالفت مى ‏نماييد) و سوگندهاى خود را حفظ كنيد (و نشكنيد!) خداوند آيات خود را اين چنين براى شما بيان مى ‏كند، شايد شكر او را بجا آوريد! «89»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: « قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  سخن آغازین             

 

 

 

 

 

پيام رئيس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن و مدیر مسئول مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

به مناسبت فرا رسیدن نوروز و آغاز سال 1391

 

 

به نام خدای بهارآفرین

 

خواهر گرامی - برادر ارجمند

 

با اهدای سلام و ادای احترام

با اهدای سلام و ادای احترام

 

برآمــــد باد صـبح و بوی نـوروز             به کـــام دوستان و بخت پـــیروز 

مبارک بادت این سال وهمه سال              مبارک بادت این روز وهمه روز

 

شیشه عطر بهار، لب دیوار شکست  ،همه جا پر شد از بوی خدا. همه جا آیت اوست.

پیام نوروز دوست داشتن و مهر ورزیدن است. باید مهر بورزیم تا انسان بودن را بیرزیم .

رویش بهاری نو و فرارسیدن نوروزی تازه ندا درمی دهد كه: زمان همیشه از آن ما نیست. باید زمان را پاس داریم و نیک اندیشان را سپاس گزاریم.
نوروز پیامبر مهر است که هر سال تنها یك بار بر سینه سپهر می درخشد و به مهرورزان امید می بخشد.

حلول بهار و شمیم كوهسار همه ‌چیز را تازه می‌ كند، سال، ماه، روز، هوا و طبیعت را، ولی تنها یك چیز كهن تر می شود كه به همه آن تاز‌گی می ‌ارزد، و آن «دوستی بین انسان هاست»!

بهار بهترین بهانه برای آغاز، و آغاز بهترین بهانه برای زیستن است

سفره سبز بهار و پیام پاک روزگار به ما می گوید: چون ماهی زنده، چون سبزه زیبا، چون سمنو شیرین، چون سنبل خوشبو، چون سیب خوش رنگ و چون سکه با ارزش باشیم

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است، ولی خدا را سپاس که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد كه به انسان ها عشق بورزیم و  یر سر پاسداری ارزش های انسانی نلرزیم.  

نوروز آیین دوستی ها را تجدید می كند و احساس عشق ورزی را تحكیم می بخشد . سینه ها را از كینه ها بپیراییم و به دوستی ها بیاراییم.

فرارسیدن هر نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست؛ اگر چه همه شب هایش یلدا و همه سرمایش پربلا باشد
دستان نوازشگر بهار ، طراوت نهفته و طبیعت خفته را از خواب بیدار می سازد، دشت های رنگین ، شكوفه های عطرآگین خویش را نثار نگاه ما می كنند .

سال نو را باید با دیدِ نو به زندگی نگریست و بهتر زیست

برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت .آیا یك سال بر عمر ما افزود ، یا از آن كاست؟ 

به رستاخیز طبیعت بنگریم و اندیشه رستاخیز انسان را در لوح باور بنگاریم .  هر سال رستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم .

مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا می شود, روزگارتان پر از بهـار و لحظه هایتان پر از شکوفـه باد.

بهار یک نقطه دارد، نقطه آغاز بهار، بهار زندگیتان بی پایان باد!

در آستانه فرا رسیدن “عید نوروز باستانی” و طنین نی نغمه های پیک بهاران و آغاز سال نو، تبریک ها و تهنیت های صمیمانه خود را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته ، در پرتو الطاف بی کران خداوندی برایتان، سلامت و بهروزی، طراوت و شادکامی، عزت و کامیابی را آرزومندم.

در انتها ضمن تشکر و قدردانی از تمامی فرهیختگانی که با رهنمود های سازنده خود  چراغ راه ما را پر فروغ تر و در امر بهبود فرآیند انتشار این مجله الکترونیکی موثر بودند، صمیمانه سپاسگذاریم.

با انتشار این شماره در سال 1390 که در واقع آخرین شماره در سال جاری می باشد، ضمن تبریک مجدد سال نو، با همه شما عزیزان خداحافظی می كنیم  و سالی پربركت، مبارک و پربار برایتان آرزومندیم.  

 

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                      

 

  مدیریت علوی             

مديريت از ديدگاه امام علی (ع)

عباس رهبری

 

آشنایی مسؤلین و مدیران با اصول مدیرت آنها را جهت ایجاد محیط مناسب ، خود آگاهی، خود سازی، و الگو بودن برای كاركنان رهنمون می كند . مطالعات نشان می دهد عملكرد مدیران متعهد ، با تجربه و متخصص با استفاده از اصول صحیح مدیریتی ، محیطی كارآمدتر ایجاد می كند . باید دانست گرچه تخصص و تجربه حرفه ای از شرایط لازم برای مدیریت است اما شرط كافی نیست و تنها داشتن تخصص چاره ساز نمی باشد ، بلكه باید دانش مدیریتی خود را با تجربیات علمی و ابتكاری توأم سازد تا بازدهی مدیریتی او بیشتر شود . اكثر سازمانهای ناموفق دارای مدیریتهای نا كارآمد و ضعیف بوده اند [2].

با این وجود مدیریت در زمان ما از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست و در بسیاری از موارد مدیران مؤسسات فاقد دید علمی هستند [3]. با این وصف می توان گفت تخصص ( دانش ، بینش ، كوشش ) و تجربه حرفه ای امری ضروری در مدیریت می باشد كه در امر تصمیم گیری به مدیر كمك می كند . باید دانست تصمیم گیری یكی از امور مهم مدیریتی و پر اهمیت ترین وظیفه یک مدیر می باشد ، بعضاً افرادی ، مدیریت و تصمیم گیری را به عنوان یک مقوله تعریف كرده اند .گریفث [4] معتقد است كه تصمیم گیری ، جوهر و عصاره كار مدیریت است . برنارد [5] نیز معتقد است تصمیم گیری فراگردی است كه از طریق سنجش ، محاسبه و اندیشیدن بدست می آید . گرك [6] تصمیم گیری را در قلب مدیریت دانسته و معتقد است كه این وظیفه در كانون فرآیند مدیریت قرار دارد .

تقوی برای همه كس لازم است و برای كسانی كه متصدی امور كشور هستند، لازمتر ( امام خمینی ره )[1]

اما مدیریت خود دارای تعریفی مناسب و مشخص كننده فعالیت فرد مدیر می باشد و افراد زیادی در این خصوص به تعریف و توضیح آن پرداخته اند و می توان گفت مدیریت به كارگیری موثر و كار آمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امكانات، هدایت و كنترل است كه برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول، صورت می گیرد [7].

 

تعریف مذكور، پنج قضیه اساسی ذیل را از زیر بنای مفاهیم كلی نظری و عملی ( فنی ) مدیریت است در بردارد:

1) مدیریت یك فرایند است. [8]

2) مفهوم نهفته مدیریت، هدایت تشكیلات انسانی است .

3) درمدیریت موثر، تصمیمات مناسب گرفته می شود و نتایج مطلوبی حاصل می آید .

4) مدیریت كارا ، به تخصص و مصرف مدبرانه منابع می گویند .

5) مدیریت بر فعالیت های هدفدار تمركز دارد [9]

بدون شك تدبیر ، سیاست و مدیریت جامعه بشری سر آغاز كار پیامبران الهی بوده است و دعوت به اطاعت از خداوند تبارك و تعالی و تسلیم در برابر دستورات خداوند در مقابل حكومتهای طاغوت ، مقابله با فساد و فحشاء در ابعاد فردی و اجتماعی و برقرای عدالت از جمله اصول مشترك برنامه رسالت انبیاء الهی و مكاتب توحیدی می باشد .

خداوند تبارک و تعالی می فرماید : در میان هر ملتی پیامبری فرستادیم تا مردم را به پرستش خدای یگانه و اجتناب از طـاغوت دعــوت كند [10]. ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و كتاب و میزان به ایشان دادیم تا مردم بر قسط و عدل پا بر جا شوند و آهن را كه موجب هراس متجاوزان بوده و دارای منافعی برای مردم است نازل كردیم [11].

سیره رسول مكرم اسلام حضرت محمد (ص) در زمان تصدی ایشان بر امت اسلامی الگویی پر بار برای مدیران ما می باشد و در نهج البلاغه امام متقین علی (ع) نیز در فرمان تاریخی خود به مالك اشتر نخعی ، اصول مدیریت اسلامی را به ایشان گوشزد نموده كه اگر به اساس تفكرات مدیریتی در عصر حاضر به نامه امام (ع) به مالك اشتر نخعی نگاهی بیندازیم [12] می توان آنرا به حق جامع ترین دستور و منشور برای سیاست و مدیریت و ترسیم اصول اساسی و ویژگی های مدیریت اسلامی دانست [13] كه در اینجا به پاره ای از این موارد می پردازیم .

در این فرمان دستورات متناسب با سازمان های اسلامی بیان شده است كه عبارتند از :

 

حاكمیت خدا و وحدت فرماندهی

اولین اصل در زمینه حكومت و مدیریت پذیرش فرماندهی خداوند ، بنده او بودن و خدا ترسی است به طوری كه در جای جای دستورات امام (ع) نام خدا و رضای او به وضوح دیده می شود وآنجا كه می فرمایند : این دستوری از بنده خدا به مالک ، و امر میكند او را به تقوای الهی و برگزیدن فرمان او و پیروی از آنچه كه در كتابش امر فرموده است [14].

در اینجا به افراد می گوید اگر در نظام الهی اسلام ، مدیریتی را قبول می كنید و دارای پست و مسئولیتی می شوید ، در پیشگاه خداوند مسئول و پاسخگو خواهید بود و باید خدا ترس و با تقوا باشید و این مقام و مسئولیت شما را از خدمت به خلق غافل نكند . فرد را به وحدت و فرماندهی در قالب اصل حاكمیت خداوند و تبعیت از او فرا می خواند .

 

مردم داری و مهربانی با مردم

یكی دیگر از اصول مهم مدیریتی ، مردم داری و مهربانی با مردم است زیرا كلیه ساختار و نظم اداره یا سازمان و به طور كلی تشكیلات ایجاد شده جهت رفاه مردم بوجود آمده است و مدیر مدبر ، با ایمان ، خداپرست بایستی با مردم مهربانی و مدارا كند و در برخورد با مردم و كاركنان از اصول و قوانین اسلامی استفاده نماید . امام (ع) در این مورد فرموده اند : و مهربانی و خوش رفتاری و نیكویی با رعیت را در دل خود جای ده ، مبادا با آنان چون جانور درنده باشی و خوردنشان را غنیمت شماری زیرا كه مردم دو دسته اند یا مسلمانند و برادر دینی تو و یا انسانند و در خلقت همانند تو [15]. این اصل توصیه می كند مدیر مردم دار و مهربان باشد و نه تنها با مسلمین بلكه با غیر مسلمان نیز بایستی برخورد شایسته داشت .

 

عدالت بر اساس حق

یكی دیگر از اصول مدیریت پیروی از حق و عدالت ورزی است و این مورد از امور مشهود در دوران خلافت امام(ع) است ایشان چنان در امور حق و عدل قاطعانه برخورد نموده اند كه زبانزد عام و خاص می باشند و به مالک بیان نمودند فرقی بین آشنا و فامیل و دوست و سفارش شده قرار نداده و بین مسلمان و غیر مسلمان تبعیض قائل نشو به طوری كه همه افراد از مواهب حكومت عدل برخوردار باشند در فرمان خود می فرمایند: حق را برای آنكه شایسته است از نزدیك یا دور ( خویش و بیگانه ) اجرا كن [16]و یـا در جای دیگر می فرمایند : و نیكوتـرین چیزی كـه حاكمان را خشنود مـی سازد بر پا داشتن عدل و دادگری در شهرها و آشكار ساختن دوستی رعیت است [17].

 

تغافل در برخورد با مردم و چشم پوشی بزرگوارانه

یكی دیگر از اصول مدیریت در برخورد مناسب با مردم ، رعایت تغافل با مردم می باشد . زیرا انسانها به دلایل مختلف در معرض خطا و اشتباه قرار دارند و خود امام(ع) در برخورد با مردم گذشت داشت و در مقابل بعضی از اشتباهات و خطاهای آنان خود را به تغافل می زد و به مالك نیز بیان نموده اند : مردم از پیش گرفتار لغزش و خطا بوده و به سببهایی بد كاری به آنها روی آورده است ، به عمد یا به سهو دچار لغزش می شوند پس اگر پیش آمدی آنها را به سهو به بد كاری وا داشت نباید به ایشان بخشش و عفو روا نداشت ( تغافل ) با بخشش و گذشت خود آنان را عفو كن ، همان طور كه دوست داری خدا با بخشش و گذشت تو را بیامرزد [18]. بر مبنای این دستور امام (ع) مدارا و چشم پوشی بجا از كارهای مردم از اصول یك مدیریت صحیح است كه با رفتار انسانی اجین می گردد.

 

انصاف و میانه روی در حق

انصاف را می توان به رفتار مناسب با زیر دستان بر مبنای قوانین و مقررات ، از روی حق و عدل معنی كرد . امام انصاف را نه تنها مبنای رفتار مدیران با مردم بلكه اصل مبنای رفتار او را با خداوند می داند.در این ارتباط به مالك می گوید : با خدا به انصاف رفتار كن ( اوامر او را به كار گیر و از نواهی او بپرهیز ) ، از جانب خود و نزدیكان خود در باره مردم انصاف را از دست مده [19]. و نیز می فرماید: پس رنج كار هر یك از آنان را برای خودش بدان و رنج كسی را به دیگری نسبت نده و باید در پاداش دهی به او هنگامی كه كارش تمام می شود كوتاهی ننمایی و بزرگی كسی تو را بر آن ندارد كه رنج و كار كوچك كسی را بزرگ شماری و پستی كسی تو را وا ندارد كه رنج و كار بزرگش را كوچك شماری [20]. بر مبنای این دستورات مدیر باید با رعایت انصاف به زیر دستان كمک كند .

 

منافع اكثریت را بر منافع اقلیت ترجیح دادن

یكی دیگر از اصول مدیریت ، منافع عمومی را بر منافع فردی ترجیح دادن است ، بدین صورت كه نباید به خاطر فردی منافع عمومی و مصالح سازمانی را فدا نمود . امام(ع) در این باره می فرمایند: كاری كه باید بیش از هر چیزی دوست داشته باشی میانه روی در حق ، همگانی كردن آن و دادگری است كه بیشتر موجب خشنودی رعیت می گردد زیرا خشم همگانی ، رضا و خشنودی چند تن را پایمال می سازد و خشم چند تن در برابر خشنودی همگان اهمیت ندارد [21].

 

نظارت و ارزیابی بر عملكرد

تأكید بسیار زیادی به مدیران دستگاه های اجرایی است كه بر اعمال و كار كاركنان نظارت داشته و ارزیابی مستمری از آنها بنمایند . امام نیز می فرمایند : پس در كارهایشان ( عمال و كار گزاران ) كاوش و رسیدگی كن و بازرس های راستكار و وفادار بر آنان بگمار، نباید نیكو كار و بد كار نزد تو به یک پایه باشند كه این امر نیكو كار را از نیكو كاری بی رغبت و بد كاران را به بدی وا می دارد و هر یك از ایشان را به آنچه كه گزیده است جزا بده [22].

 

انتخاب فرد لایق

یكی از مهمترین مسائل فعلی مدیریت در جهان امروز و بخصوص در كشور ما نحوه انتخاب افراد توسط مدیران ارشد است ، آنان با عزل و نصب مدیران و زیردستان خود بر مبنای اعمال سلیقه ، آزمایش و خطا و عدم تبعیت از ملاك های علمی و منطقی باعث شده اند افراد نا كار آمد در مشاغل حساس قرار بگیرند . امام (ع) به مالك می گویند : پس در حال نویسندگانت ( كارگزارانت ) بنگر و بهترین ایشان را به كارهایت بگمار [23]چون آنان را ( كارگزاران ) تجربه و آزمایش نمودی به كار گمار [24]. در اینجا امام (ع) تاكید دارند با رعایت معیار و ملاك آزمودن، افراد را به كار گمار نه اینكه بكار گماری و بعداً بررسی كنی و نیز فرمودند: برای انجام كارها از نیروهایت كسانی را بگمار كه برای خدا و رسول پند پذیرند و پاكدل تر، خردمند تر، بردبارتر، مهربانتر و… باشند [25].

امام با این بیان تأكید می كنند باید برای انتخاب مدیر ملاك ها و معیارهای مناسب تعریف تا گزینش و انتخاب افراد شایسته تر بهتر صورت گیرد.

 

تقسیم كار

از دیگر امور مربوط به یك مدیر مدبر و لایق تقسیم كار است جهت انجام ساده تر و بهتر كارها امام (ع) در این مورد می فرمایند : برای هر كاری از كارهایت رئیس و كارگردانی از نویسندگان قرار بده كه بزرگی كارها او را مغلوب و ناتوان نسازد و هر گاه در آنان عیبی باشد و تو از آن غافل باشی تو را به آن بدی می گزینند ( یعنی تو باید پاسخگو باشی ) [26]این تاكیدها از طرف امام (ع) در خصوص تقسیم كار بر اساس توان و تخصص در پیشبرد امور و ارائه خدمات بهتر به مردم می باشد.

 

حقوق و پرداخت پاداش

در دنیای مدیریت امروز پرداخت حقوق و پاداش مناسب به كاركنان حرف اول را می زند ، و زمانی می توان از یك فرد متخصص ، مدبر ، لایق و متعهد كار مناسب خواست كه حقوق و پاداش او نیازهای زندگی او را مرتفع و رضایت شغلی او را فراهم كند . در غیر این صورت نمی توان رشدی در كار و پیشبرد آن را در نظر گرفت . امام(ع) در این باره می فرمایند : پس جیره و خواروبارشان را فراوان ده كه این كار آنان ( كارگزاران ) را به اصلاح خودشان توانا كرده و بی نیاز گرداند[27] و آنقدر به قاضی بده و زندگی او را فراخ ساز كه عذر او از بین برود و نیازش به مردم با آن بخشش ( حقوق مكفی ) كم باشد [28].

 

ویژگی های یک مدیر در اسلام

انتخاب یک مدیر لایق با توجه به نامه امام (ع) به مالک اشتر می تواند دقیق صورت پذیرد و برای انتخاب می توان خصوصیات ذیل را لحاظ كرد.

 

الف ) ویژگی های مناسب كه در شأن و منزلت یک مدیر اسلامی است.

1) مدیر خود را بنده خدا دانسته ، خدا ترس و متقی باشد .[29]

2) مدیر باید نفس خو را از شهوات و خواهشهای نفسانی تزكیه كند .[30]

3) مدیر به دل ، دست و زبان یاری گر دین خدا باشد .[31]

4) مدیر باید با مردم ، مهربان ، خوش رفتار و نیكو باشد . [32]

5) مدیر باید عادل ، میانه رو در حق بوده و منافع عوام را بر منافع خواص ترجیح دهد .[33]

6) مدیر باید بین نیكو كار ، و بد كار تفاوت گذاشته با راست گویان همنشین باشد.[34]

7) مدیر باید پند پذیر، راست گفتار، درست كردار و بردبار بوده و در مقابل زورگویان سختگیر باشد. [35]

8) مدیر باید بر كار كارگزاران نظارت دقیق داشته باشد.[36]

9) مدیر باید در گزینش و بكارگماری كارگزاران بر اساس تجربه و آزمون عمل نماید .[37]

10) مدیر باید از امور بازرسی داشته و برای بازرسی افراد صالح بگمارد .[38]

11) مدیر باید برنامه ریزی داشته باشد و كار امروز را به فردا نیندازد .[39]

12) مدیر باید وفای به عهد داشته باشد .[40]

 

ب) ویژگی های نامناسب كه در شأن و منزلت یک مدیر اسلامی نیست.

1) مدیر باید از كبر، خودپسندی و برابر دانستن خود با خدا بپرهیزد .[41]

2) مدیر باید در رفتار با مردم از ستمگری و درنده خویی بپرهیزد[42]

3) مدیر باید از همنشینی با كسانی كه به گفتن زشتی های مردم اصرار دارد بپرهیزد .[43]

4) مدیر باید از افراد بخیل ، ترسو و حریص بپرهیزد.[44]

5) مدیر باید از افراد متملق و كسانی كه در گناه اشرار و ستمگران شریك بوده اند بپرهیزد .[45]

6) مدیر باید از شكستن سنتهای حسنه بزرگان و پیشینیان بپرهیزد .[46]

7) مدیر باید از جنگ طلبی ، خونریزی و بی عدالتی پرهیز نماید .[47]

8) مدیر باید از خود پسندی، منت گذاشتن و بزرگ نمایی كارهای كوچک پرهیز نماید .[48]

9) مدیر باید از عجله و شتاب زدگی پرهیز نماید .[49]

10) مدیر باید بر زبان خود مسلط بوده و هنگام خشم از تصمیم گیری پرهیز نماید .[50]

11) مدیر باید در عزل و نصب كارگزاران از آزمایش و خطا بپرهیزد .[51]

 

خلاصه اینكه آنچه در این مختصر می توان در باره انتخاب مدیر در نظام اسلامی مطرح كرد این است كه در مكتب اسلام بر خلاف دیگر مكاتب ارزش ها نسبی نیست و زمان و مكان در تبدیل مفاهیم ارزشی دخیل نیستند. این امر از آنجا ناشی می شود كه واضع ارزشها در مكتب اسلام تعقل ناقص بشری نیست و واضع آن خداوند است كه مطالب را به رسول گرامی اعلام و ایشان نیز دستورات را به اصحاب عرضه داشته و انتقال این دستورات بوسیله كتاب، سنت بوده و ما نیز باید بر اساس كتاب، سنت، اجماع، و عقل دقیقاً مطالب را دریافت داشته و در امور زندگی خود به كار گیریم و یک نمونه بارز آن انتخاب مدیر است كه می تواند جامعه اسلامی را با دستورات بیان شده به سوی هدف والای خود سوق دهد.[52]

امید است این نوشته برای آشنایی مدیران جهت انتخاب نیروهای مناسب مفید باشد و گامی موثر برای رشد فضایل اخلاقی آنان بكار رود و هدف مدیریت در نظام اسلامی كه همانا خدمت به مردم و حضور با مردم و در میان مردم بودن جهت رضایت خداوند متعال است تحقق یابد؛  انشاالله .

 

مراجع :

1) قران كریم

2) اصول مدیریت / علی رضائیان – تهران سازمان مطالعه و تدوین كتب درسی علوم انسانی دانشگاهها ( سمت ) 1378

3) سیاست و مدیریت از دیدگاه امام علی (ع) ، تقی رهبر ، انتشارات تبلیغات اسلامی ، 1366

4) سید عباس زاده ، میر محمد ، لزوم توجه به مدیریت آموزشی در نظام آموزشی ایران ، فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش شماره2

5) صحیفه نور ، ج 17 ، ص 9

6) فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش شماره 32

7) لاكت جان ، مدیریت اثر بخش ، ترجمه سید امین الله علوی ، مركز مدیریت آموزش مدیریت دولتی ، 1373

8) مدیریت و رهبری آموزشی ، سید محمد میر كمالی ،‌نشر رامین 1374

9) نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، نامه 53 ،ص 1035،ص991، نوبت چهارم ، 1378 ، انتشارات فقیه

10) Howard m.carlisle,op.cit.,p.5.

 

منابع متن :

[1] صحیفه نور ، ج 17 ، ص 9

[2] لاكت جان ، مدیریت اثر بخش ، ترجمه سید امین الله علوی ، مركز مدیریت آموزش مدیرت دولتی ، 1373

[3] سید عباس زاده ، میر محمد ، لزوم توجه به مدیریت آموزشی در نظام آموزشی ایران ، فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش شماره2

[4] griffiths

[5] barnard

[6] Gregg

[7] اصول مدیریت / علی رضائیان – تهران سازمان مطالعه و تدوین كتب درسی علوم انسانی دانشگاهها ( سمت ) 1378

[8] تغییر به سوی هدف ، با استفاده از مكانیزم باز خورد را فرایند گویند . هر فرایندی دارای هدف ، ساختار و نتیجه است . ساختار فرایند ، طریق به هم پیوستن عوامل متعددی با دیگر فرایندها برای نتیجه واحد است .

[9] Howard m.carlisle,op.cit.,p.5.

[10] سوره نحل آیه 36

[11] سوره حدید آیه 25

[12] نهج البلاغه ، شیخ الاسلام ، نامه 53 ،ص1020،ص991

[13] سیاست و مدیریت از دیدگاه امام علی (ع) ، تقی رهبر ، انتشارات تبلیغات اسلامی ، 1366

[14] نهج البلاغه ،ب-2 –ص 992

[15] همان منبع ، ب –20-ص 1001

[16] همان منبع ، ب-72-ص1036

[17] همان منبع ، ب-36-ص1008

[18] همان منبع ، ب – 6-ص995

[19] همان منبع ، ب-10-ص996

[20] همان منبع ، ب-38-ص1009

[21] همان منبع ، ب-11-ص977

[22] همان منبع ، ب- 20-ص1001

[23] همان منبع ، ب-43-ص1012

[24] همان منبع ، ب-45-ص1012

[25] همان منبع، ب- 32-ص1006

[26] همان منبع ،ب-54-ص1017

[27] همان منبع ، ب-44-ص1012

[28] همان منبع ، ب-41-ص1011

[29] همان منبع ، ب-2-ص991

[30] همان منبع ، ب-4-ص991

[31] همان منبع ، ب-3-ص991

[32] همان منبع ، ب-6-ص993

[33] همان منبع ،ب-11-ص996

[34] همان منبع ، ب-19و20-ص1005

[35] همان منبع، 32-ص 1005

[36] همان منبع ، 41-ص1010

[37] همان منبع ، 43-ب1011

[38] همان منبع ، ب-45-ص1011

[39] همان منبع ، ب-64-ص1023

[40] همان منبع ، 74و75-ص1027

[41] همان منبع ، 8-ص993

[42] همان منبع ، 6-ص993

[43] همان منبع ، 14-ص997

[44] همان منبع ، 16-ص998

[45] همان منبع ، ب-17و18-ص999

[46] همان منبع ، ب24-ص1001

[47] همان منبع،ب-75-ص 1027

[48] همان منبع ، ب76-ص1028

[49] همان منبع ، ب-78-ص1028

[50] همان منبع ، ب-84-ص1031

[51] همان منبع ، ب – 43-ص1011

[52] رضائیان ، علی ، اصول مدیریت ، تهران ، سمت ، 1378

 

 منبع : www.persialearn.com

 

  جمله مديريتی              

در سال جدید یادم باشد...

در سال جديد :

يادم باشد که زيبايی های کوچک را دوست بدارم، حتی اگر در ميان زشتی های بزرگ باشند

يادم باشد که ديگران را دوست بدارم آن گونه که هستند، نه آن گونه که می خواهم باشند

يادم باشد که هرگز خود را از دريچه نگاه ديگران ننگرم

که من اگر خود، با خويشتن آشتی نکنم هيچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

يادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که، شخصی که با خود مهربان نيست، نمی تواند با ديگران مهربان باشد‎ ‎

و

نوروز، این آئین رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم، قلبهامان، جاییست برای حضور دوستانمان...

 

  حدیث مديريتی             

 

عظمت نوروز از زبان امام صادق علیه السلام

 

اِبن فَهّد الحِلی، عن المولى السید المرتضى العلامة بهاء الدین علی بن عبد الحمید النسابة بإسناده إلى المُعلّى بن خُنَیس‌، عن الصادق (علیه السلام):

 

إِنَّ یَومَ النیروز هو الیومُ الذی أَخذَ فیه النبیِ (صلى الله علیه و آله و سلم) لِأمیر المؤمنین (علیه السلام) العهدَ بِغدیرِ خُم فَأقروا لَه بِالوِلایةِ فَطوبَى لِمَن ثَبتَ عَلَیها وَ الوَیلُ لِمَن نَكَثَها،

وَ هُو الیومُ الذی وَجَّهَ فِیهِ رَسولُ اللهِ (صلى الله علیه و آله و سلم) عَلِیَّا (علیه السلام) إلى وادیِ الجنِّ فَأخذَ عَلَیهِم العُهودَ وَ المَواثِیقَ ،

وَ هُو الیَومُ الذی ظَفَرَ فِیهِ بِأهل النَهرَوان،

وَ هُو الیومُ الذی یَظهَرُ فِیهِ قَائِمُنا أهلَ البیتِ وَ وُلاةُ الأَمرِ وَ یَظفَرُهُ اللهُ تَعالى بِالدَّجّالِ فَیَصلبُهُ عَلَى كِناسَةِ الكُوفَة

وَ مَا مِن یَومِ نوروزٍ إلا نَحنُ نَتَوَقَّعُ فِیهِ الفَرجَ لِأنَّهُ مِن أَیّامِنا حَفَظَتهُ الفُرسُ وَ ضَیَّعْتُمُوهُ

وَ هُو أولُ یَومٍ مِن سَنَةِ الفُرسِ

قال المعلى: وَ أَملَى عَلَیَّ ذَلِكَ وَ كَتَبْتُهُ مِن إِمْلَائِهِ.

وَ عَن المُعَلَّى أیضاً قال:

دَخَلتُ عَلى أَبی عَبدِ الله (علیه السلام) فِی صَبیحَةِ یَومِ النِّیروز

فَقال [علیه السلام] : یَا مُعَلَّى أَتَعرِفُ هَذا الیَومَ؟

قُلتُ: لا، لكنَّهُ یَومٌ یَعظِمُهُ العَجَم، یَتَبارَكُ فِیهِ،

قَال: كَلّا وَ البَیتِ العَتیقِ الذی بِبَطنِ مَكَةَ مَا هَذا الیومِ إلا لِأمرٍ قَدیمٍ أُفَسِّرُهُ لَكَ حَتى تَعلَمَهُ،

قُلتُ: تَعَلُّمی هَذا مِن عِندِك أَحَبُّ إلَیَّ مِن أَن أَعِیشَ أَبَداً وَ یَهلِكُ اللهُ أَعداءَكُم

قَال: یَا مُعلى یَوم النیروز هُو الیَوم الذی أَخذَ اللهُ مِیثاقَ العِبادِ أن یَعبُدُوهُ وَ لا یُشرِكُوا بِهِ شَیئاً وَ أن یَدینُوا بِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أولِیائِهِ،

وَ هُو أولُ یَومٍ طَلَعَت فِیهِ الشَّمسُ وَ هَبَت فِیهِ الرِیاحُ اللَواقِحُ وَ خُلِقَتْ فِیهِ زَهرَةُ الأرضِ،

وَ هُوَ الیومُ الذی اسْتَوَتْ فِیهِ سَفینَةُ نوح (علیه السلام) عَلَى الجُودی،

وَ هُو الیومُ الذی هَبَطَ فِیهِ جِبرئیل (علیه السلام) عَلَى النَّبی (صلى الله علیه و آله و سلم)،

وَ هُو الیومُ الذی كَسَرَ فِیهِ إبراهیم (علیه السلام) أَصنامَ قَومِهِِ،

وَ هُو الیومُ الذی حَمَلَ فِیهِ رَسولُ اللهِ (صلى الله علیه و آله و سلم) أمیرَ المؤمنین (علیه السلام) عَلَى مَنكَبَیهِ حَتى رَمَى أصنامَ قُرَیشِ مِن فَوقِ البَیتِ الحَرامِ وَ هَشَمَهَا، الخبر بطوله (2).

 

امام صادق علیه السلام می ‌فرماید:

نوروز روزیست كه در آن پیامبر صلی الله علیه و آله برای حضرت علی علیه السلام در غدیر خم پیمان گرفت و آنانكه آنجا بودند به ولایت آن حضرت اقرار كردند و خوشا به حال كسی كه آن را نگه ‌داشت و بدا به حال كسی كه آن را زیر پا نهاد.

نوروز روزیست كه در آن پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام را با وادی جنیان مواجه كرد و از آنان میثاق گرفت.

نوروز روزیست كه در آن علی علیه السلام در جنگ نهروان پیروز گشت

نوروز روزیست كه در آن قائم ما اهل بیت ظاهر می ‌شود و خداوند او را بر دجال پیروز می ‌سازد

و نوروزی نیست كه ما در آن منظر فرج نباشیم؛ چرا كه آن روز از برای ماست.

ایرانیان آن را نگاه داشتند اما شما آن را از بین بردید.

و این [نوروز] اولین روز سال [برای] ایرانیان است.

معلی می ‌گوید: حضرت [این مطالب را بر من] املاء كردند و من نوشتم.

و نیز معلَّی می ‌گوید:

در صبحگاه نوروز خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم

امام برمن فرمودند: معلی! آیا می ‌دانی امروز چه روزیست؟!

عرض كردم: نخیر، ولی [همین‌ قدر می‌دانم] روزیست كه ایرانیان آن را روز بزرگی می‌ دانند و گرامی‌ اش داشته و در آن روز بر هم تبریک می ‌گویند.

امام فرمودند: قسم به خانه خدا كه این روز برای امر بزرگی است كه آن را برایت شرح می‌ دهم تا بدانی.

عرض كردم : یادگیری این مطب برایم دوست ‌داشتنی‌ تر از این است كه عمری جاودان یابم؛ خداوند دشمنان شما را نابود سازد.

امام فرمودند: معلی! نوروز روزیست كه خداوند در آن از انسان پیمان گرفت كه او را بپرستند و برایش شریک قائل نشوند و به دین فرستادگانش گروند.

نوروز روزیست كه خورشید برای اولین بار طلوع كرد و بادهای بارور ساز وزید و گل های زمین آفریده شد.

نوروز روزیست كه كشتی حضرت نوح [كه سلام خدا بر پیامبر ما و خاندانش و بر او باد] [بعد از طوفان ] بر فراز كوه جودی ساحل گرفت.

نوروز روزیست كه فرشته وحی، جبرائیل علیه السلام بر پیامبر اسلام نازل شد.

نوروز روزیست كه حضرت ابراهیم بت های قوم خود را شكست.

و نوروز روزیست كه پیامبر اكرم (ص) حضرت علی علیه السلام را بر دوش خود بلند كرد تا بت های قریش را در‌انداخته و درهم شكند.

 

« بحار الأنوار : 56 / 119 »

 

  طنز مديريتی              

قربانی‌

اعرابی،‌ در روز عید، شتری‌ قربانی‌ كرد؛

در هر مجلسی‌ كه‌ می ‌رسید می‌ گفت‌ كه‌ من‌ شتری‌ در راه‌ خدا قربانی‌ كرده‌ام‌.

به‌ او گفتند:

- چه‌ معنی‌ دارد كه‌ هر جا می‌ رسی‌ ذكر قربانی‌ كردن‌ شتر می‌ كنی‌؟ قربانی‌ كردن‌ در راه‌ خدا كه‌ این‌ همه‌ گفتن‌ ندارد!

اعرابی‌ گفت‌:

- سبحان‌ الله! خدای‌ تعالی‌ خودش‌ یک گوسفند فدای‌ اسماعیل‌ كرد، در چند جای‌ قرآن‌ آن‌ را ذكر كرده‌، آن‌ وقت‌ من‌ شتری‌ به‌ این‌ بزرگی‌ قربانی‌ كردم‌ هیچ‌ جا نگویم‌؟

  

  حکايت مديريتی            

راز موفقیت مرد کشاورز

یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می ‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه ‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند. این کشاورز پس از هر نوبت کِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌ داد و آنان را از این نظر تأمین می‌ کرد. بنابراین، همسایگان او می ‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می ‌شدند نه خود او!

کنجکاویشان بیشتر شد و کوشش علاقه ‌مندان به کشف این موضوع که با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید؛ سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.

کشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همکارانش گفت: « چون جریان باد، ذرات بارور کننده غلات را از یک مزرعه به مزرعه‌ دیگر می ‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می ‌دادم تا باد، ذرات بارورکننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و کیفیت محصول‌های مرا خراب نکند

همین تشخیص درست و صحیح کشاورز، توفیق کامیابی در مسابقه‌های بهترین غله را برایش به ارمغان می ‌آورد.

 

شرح حکایت

گاهی اوقات لازم است با کمک به رقبا و ارتقاء کیفیت و سطح آنها، کاری کنیم که از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم.

 

  تکنیک های موفقیت         

10 کلید طلایی برای رسیدن به آرزوهای درونی

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

اگر بخواهید خواسته هایتان را عینیت ببخشید، پیش از هر چیز باید بدانید که همه چیز از درونتان شروع می شود. این افکار شما هستند که احساساتتان را خلق می کنند، احساسات باعث ایجاد رفتار متفاوت در شما می شوند و همین رفتار ها هستند که بر روی اموری که شما در زندگی از خود در مقابل دیگران آشکار می سازید، تاثیر گذار واقع می شوند.

از جمله موارد حیاتی دیگر که همواره باید به خاطر داشته باشید این است که بطور کامل دریابید که لازم نیست حتماً تمام این مراحل را به تنهایی طی کنید. زندگی ما طوری پایه ریزی شده که برای رسیدن به موفقیت باید مانند یک ارکستر سمفونی در کنار یکدیگر و در نهایت هماهنگی و هارمونی کار کنیم و در عین حال از نیروهای طبیعی که برای خوشبختی و سعادت ما آماده به کار هستند کمک بگیریم. زمانیکه متوجه شدید باید دقیقاً چه چیزی را آشکار سازید، آنوقت باید اهداف و نیات خود را مشخص کرده، توجه خود را متمرکز کنید، تصویری از آرزوهایتان را مجسم کنید، درست مثل اینکه در حال حاضر برایتان رخ داده اند، متشکر و قدردان باشید، برای انتخاب های مناسب بعدی به جلو گام بردارید، تصور کنید که برای همیشه هیچ گونه نگرانی، شک و تردید، و ترسی وجود نداشته و آزاد و رها هستید.

زمانی که برای پشتیبانی و حمایت خود را با کائنات همسو بسازید، چیزی نخواهد گذشت که شاهد اسرار و معجزات زندگی و زندگی کردن خواهید شد.

 

و حالا 10 کلید طلائی برای خلق زندگی که آرزویش دارید و نحوه آشکار ساختن سرمایه های درونی

 

1- قدرت برتری را انتخاب کنید که حقیقتاً و کاملاً شما را دوست می دارد و به شما عشق می ورزد. کسی که قلباً به شما علاقه دارد و می خواهد تا شما از تمام خوشی ها و ثروت های جهان بهره مند گردید.

 

2- هنگام طراحی نقشه رسیدن به موفقیت، بهتر است از خوش بینی و توانمندی کمک بگیرید. یک تصویر ذهنی کاملاً روشن از آرزوهایتان مجسم کنید و سعی کنید در این راه، دقیق، روشن و منحصر به فرد عمل کنید.

 

3- هر زمان و هر لحظه حس کامیابی خود را زنده نگه دارید.

اجازه ندهید افکاری نظیر کمبود، محدودیت، و یا چشم و هم چشمی به ذهنتان وارد شوند. فقط با این حقیقت روبرو شوید که فراوانی بی حد و حصری در کائنات وجود دارد که برای همه افراد از جمله شما کفایت خواهد کرد.

 

4- در افکار، گفتار و رفتار خود عقاید نیرومند، مثبت، و پشتوانه دهنده را به کار بندید.

 

5- طبق چیزی که اعتقاد دارید درست است، عمل کنید. مطمئن باشید به هر چیزی که فکر می کنید، گسترش پیدا خواهد کرد؛ جایی که توجه تان را به آن معطوف می کنید، باید درست همان جایی باشد که آرزوهایتان در آن قرار گرفته اند.

 

6- زمانی که در مورد مسائل مالی صحبت می کنید، همیشه از "حداقل" و " یا بیشتر" نیز استفاده کنید. به عنوان مثال: "من هر ماه می توانم حداقل 100هزار تومان و یا بیشتر پس انداز کنم."   به حقایق مالی خود  "و یا بهتر"  اضافه کنید. برای مثال:  "من در حال حاضر یک مرسدس بنز 500SL قرمز آلبالویی دارم که داخل آن کرم رنگ است یا بهتر." 

سعی نکنید انرژی هایی که از سوی کائنات به سمت شما روانه هستند را محدود کنید.

 

7- سعی کنید در همه موارد زندگی، گیرنده خوبی باشید. از هدایا، اسرار، و معجزات با روی باز استقبال کنید؛ و خیلی باز تر با مسائلی نظیر شادی، عشق و نعمت های فراوان برخورد کنید.

 

8- قدردان نعمات زندگی خود باشید. هر تجربه، هر رابطه، و هر سکه 1 ریالی که کسب می کنید، همه و همه، هدایایی هستند که به آن شکل بخصوص، خودشان را آشکار ساخته اند. می بایست نسبت به هدایایی که مانند سیلی پرخروش به سمت شما سرازیر می شوند، آگاهی داشته باشید و از تک تک آنها قدردانی نمایید.

 

9- نسبت به خود و دیگران سخاوتمند باشید. هر چیزی که ببخشید، دو مرتبه چند برابر شده و به خودتان باز می گردد و این نمودی از کائنات است که شما برای دریافت آن باید آماده و خواهان بوده و توانایی اش را داشته باشید.

 

10- برای زمان حال، خودتان را آماده کنید. اگر در گذشته باشید، احساس گناه و پشیمانی به شما دست خواهد داد. اگر زندگی خود را از آینده پر کنید، با ترس مواجه می شوید. شما حالا در زمان حال هستید و توانایی این امر را دارید که ثروتی بی حد و اندازه و نعماتی فراوانی را خلق کنید.

  

همچنانکه از این 10 کلید استفاده می کنید، درهای موفقیت بزرگ شما گشوده می شوند تا سرمایه های بی پایان شخصی، شما را به منسه ظهور بگذارند.

 هر روز که از خواب بر می خیزید، با خود عهد ببندید که سرمایه های درونی و موفقیت خود را بیش از پیش آشکار خواهید ساخت و طوری زندگی می کنید که زندگیتان سرشار از ثروت، فوق العادگی، دوست داشتن، جذابیت، سلامت و پر از تجربه های جدید باشد!

 

لذت ببرید و بدانید که شما استحقاقش را دارید .

 

منبع : وبلاگ دنیای سلامت

 

  نکات مدیریتی             

هفت نکته برای تعیین و پایبندی به اهداف خود در سال نو

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

این روز ها موقعی از سال است که همه به فکر اهداف خودشان برای سال آینده هستند و به این فکر می کنند که در سال جدید چه کارهایی بیشتر بکنند و چه کار هایی کمتر. اینکه به آینده فکر کنید و تمام آن چیز هایی که می خواهید به دست آورید را برای خودتان مجسم کنید چیز بدی نیست اما اکثر ما در دام «فکر کردن» گرفتار شده و «انجام دادن» را از یاد می بریم. سر سفره هفت سین با خودمان قول و قرار می گذاریم که امسال این کار و آن کار را خواهم کرد و… اما یک هفته بعد از تعطیلات قول و قرارمان را از یاد می بریم.

برای اینکه بتوانیم سال 1391 را به شکل بهتر و مفید تری بگذرانیم، در اینجا هفت نکته مهم را با هم مرور می کنیم.

 

1- دید تان را عوض کنید:

تحقیقات و تجربه ثابت کرده است افرادی که به خواسته های خود می رسند دید و درک خودشان را نسبت به «آنچه که می توانند انجام دهند» تغییر می دهند.

تغییر دادن دید این نیست که آن چه امروز باور دارید که صحیح است را فردا اشتباه بپندارید. بلکه در اینجا یعنی آن راه فکری ای را که برای تصمیم گیری طی می کنید را کمی متفاوت تر طی کنید.

به عنوان مثال، خیلی از ما به طور خودآگاه یا ناخودآگاه همواره فکر می کنیم شکست های گذشته مانع به دست آوردن موفقیت های جدید است. در اینجا با تغییر دید یا نحوه فکر کردن باید این فیلــتر مغزی را دور زده و باور کنید که شما توانایی انجامش را دارید.

 

2- اطلاعات خود را افزایش دهید:

اگر می توانید قبل از تعطیلات یک کتاب خوب در رابطه با کاری که قصد دارید در سال آینده انجام دهید تهیه کنید و شروع به مطالعه کنید. روزی 10 صفحه بخوانید. تا جایی که می توانید اطلاعات جدید در رابطه با اهداف خود بدست بیاورید.

مثلاً اگر می خواهید زبان انگلیسی تان را قوی کنید می توانید روزی پنج کلمه جدید در رابطه با موضوع مورد علاقه تان را یاد بگیرید. بگویید از روز اول فروردین تا سیزده به در روزی پنج کلمه جدید یاد خواهم گرفت و هر روز کلمات روز های قبل را هم دوره خواهم کرد.

 

3- کار های بیهوده را کنار بگذارید:

یکی از معمول ترین مشکلاتی که همه از آن گله می کنند چیه؟ «وقت ندارم!» این  رو عموماً از کیا می شنویم؟ اکثراً افرادی از کمبود وقت گله می کنند که اگر به برنامه روزانه شان نگاه کنید متعجب خواهید شد و آنها که دم از کمبود وقت نمی زنند برنامه هایی حتی چند برابر شلوغ تر از خیلی های دیگه دارند. من شخصآ خودم بارها دقت کرده ام، هر چقدر سرم شلوغ تر باشد و برنامه های بیشتری داشته باشم از روزم استفاده بهتری می کنم ولی اگر روزی برنامه ام خالی باشه خیلی راحت تر آن روز را هدر می دهم.

البته اینکه در روز دو سه ساعت وقت به خودتان و تفریح های شخصی و… اختصاص دهید هیچ مشکلی ندارد و بلکه خوب هم هست. اما اگر روزی فقط سه ساعت در شبکه های مجازی اجتماعی (مثل فیس بوک) چرخ می زنید و دو ساعت هم روستای مجازی خودتان را گسترش می دهید بهتر است به خودتان بیایید و فکر کنید که می توانید از وقت تان استفاده بهتری هم بکنید.

پیشنهاد می کنم در روز های آینده از وقت فیلم دیدن و در اینترنت چرخیدن تان کمی کم کنید و یک کار مفید دیگر بکنید. زیاد هم نه! فقط نیم ساعت، مثلآ وقتی پشت کامپیوتر هستید و ساعت 6 هست بگویید الان کامپیوتر را روی sleep می گذارم و تا 6:30 کمی ورزش می کنم یا کارهایی که این هفته باید بکنم را مرور و یادداشت می کنم.

 

4- در تعریف کردن اهداف خود به شدت واقع بین باشید:

لازم نیست اهداف خیلی بزرگ برای خودتان تعیین کنید. بلکه بالعکس اهداف بیشتر اما کوچک تر تعیین کنید. این طوری خیلی راحت تر به آن ها می رسید و حس خوب موفقیت را بار ها و بارها تجربه کرده و به قدرت خود ایمان می آورید. اما اگر اهداف خارج از حد توان تان تعیین کنید فقط از اینکه نتوانستید به آنها برسید نا امید خواهید شد. قبل از اینکه هدف را برای خودتان مشخص کنید تنها بنشینید و دقیق فکر کنید که این کاری که می خواهید بکنید واقعاً چقدر زمان نیاز دارد و مهم تر از آن، اینکه شما چقدر زمان دارید؟!

 

5- از دیگران کمک بگیرید:

اگر می خواهید وزن کم کنید در یک باشگاه ورزشی ثبت نام کنید. اگر می خواهید کار با نرم افزار های گرافیکی را یاد بگیرید در انجمن های اینترنتی مرتبط عضو شوید. همیشه افرادی هستند که به شما کمک کنند تا راه خود را راحت تر بپیمایید. سعی کنید افرادی را پیدا کنید که رویایی مشترک با شما دارند. با کمک کردن به همدیگر سریع تر و با لذت بیشتری به خواسته های خود خواهید رسید.

 

6- صبر و استقامت را از یاد نبرید:

از آمدن سال جدید زیادی ذوق زده نشوید که منطق را کنار گذاشته و خیال پردازی کنید. آن پانزده کیلو اضافه وزن در یک ماه ایجاد نشده که بخواهید یک ماهه با شکنجه کردن خودتان آن را از دست بدهید. برای هر کاری صبر کافی و استقامت داشته باشید. به معنی این کلمات توجه کنید، صبر یعنی برای گرفتن نتیجه بردبار باشید و استقامت یعنی هر چند زمین خوردید باز هم نا امید نشوید و ادامه دهید. رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

 

7- از همین حالا شروع کنید:

لازم نیست حتمآ تا اول فروردین صبر کنید. می توانید از همین حالا شروع کنید. اگر می خواهید وزن کم کنید و سلامتی خود را افزایش دهید همین امروز یک پیاده روی نیم ساعته بکنید. وقتی برگشتید تنقلات اضافه را دور بریزید و یک لیست خرید سالم پر از میوه و سبزیجات بنویسید. در عید هوا خوب و تمیز خواهد بود و شهر خلوت، هر روز صبح نیم ساعت در پارک قدم بزنید بعد نان تازه بخرید و از خوردن صبحانه با خانواده تان لذت ببرید. در دید و بازدید ها هم بیشتر میوه بخورید تا شیرینی.

امیدواریم سال خیلی خوبی داشته باشید.

 

منبع : www.3noqte.com

 

  مقاله مدیریتی             

اصول اندازه گيری عملکرد در سازمان ها

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت


 

 

چکیده :
امروزه یكی از شرایط اصلی برای بقا در بازار رقابت جهانی رضایت مشتری می باشد كه این عامل از چندین جهت قابل بررسی می باشد. یكی از روش هایی كه می توان با كمك آن در این زمینه اظهار نظر نمود اندازه گیری عملكرد می باشد. اندازه گیری عملکرد ازعواملی است که تمام سازمان ها به نحوی آن را انجام می دهند .سازمان ها ممکن است آن را به طور سیستماتیک و کامل ویا به دلیل خاصی بطور سطحی انجام دهند . اندازه گیری عملکرد هدف مهمی است که قضاوت و تصمیم گیری را ممکن می سازد و استفاده کارا از نتایج آن سبب بهبود کلیه فرآیندهای سازمان می گردد.

این مقاله ابتدا به شناسایی نمودن دلایل اندازه گیری عملکرد و همچنین مشکلات تعداد زیادی از سیستم های اندازه گیری که بیشتر به شاخص های مالی تکیه کرده اند ، می پردازد . توصیف عوامل اصولی یک روش اندازه گیری موثر و توضیح مختصری برروی تعدادی از روش های مدرن اندازه گیری عملکرد از دیگر مباحث این مقاله می باشد.
 
کلمات کلیدی: اندازه گیری عملکرد،هزینه مبنی بر فعالیت ، اثر بخشی

 

1- مقدمه
چرا سازمان ها اندازه گیری عملکرد را انجام می دهند؟

دلایل زیادی وجود دارد (دلایل از سازمانی به سازمان دیگرمتفاوت است ) که عبارتند از:
- شناسایی نمودن موفقیت
ها
- شناسایی نمودن که آیا آنها نیازهای مصرف کننده را برآورده گردیده است. اندازه گیری سبب می شود که سازمان
ها نسبت به خدمات و محصولات مورد نیازمصرف کننده بیشتر آگاهی یابند.
- اندازه گیری در تایید آنچه که آنها نسبت به آن آگاهی دارند و همچنین پی بردن به آنچه که آنها نسبت به آن نا آگاه هستند کمک می کند.
- شناسایی نمودن نقاطی که در آنجا مشکلات گلوگاهی ‏، مسایل بدون اهمیت و… وجود دارد و همچنین جاهایی
که بهبود در آنجا ضروری است.
- تصمیمات قاطع براساس حقیقت و واقعیت است نه بر اساس تصور و خیال ، احساسات یا عقیده و یا دریافت ناگهانی و… .
- و نشان دادن آنچه که با بهبود برنامه ریزی بطور واقعی اتفاق می افتد .
اگر چه اندازه گیری عملکرد مفید است ، ولی آن سئولات زیادی از قبیل چرا ،چطور و چه وقت از آن استفاده می شود را به دنبال خواهد آورد.
[1]

2- معایب اندازه گیری عملکرد به روش سنتی
نتایج حاصل از اندازه گیری در صورتی واقعی است که عمل مقایسه برای مشابه با مشابه و دیروز با امروز صورت گیرد.روش سنتی اندازه گیری از فروش خالص و مانند آن برای اندازه گیری عملکرد استفاده می نمود. این داده های مالی به دلیل مقدار معین و واقعی مزیت دارند ولی دلایلی با اهمیت در برابر این قبیل اندازه گیریها است که عبارتند از:

- داده های مالی تمایل به سیاستهای منزوی و درون گرا دارند که بر خود اکتفایی اقتصادی بیشتر توجه دارد.( اگر چه داده های مالی می تواند برای مقایسه با سایر سازمانها استفاده شوند ولی استدلال مشابه با مشابه آنرا غیر قابل استفاده می سازد.)
- داده های مالی کمتر عوامل قابل لمس همچون کیفیت محصول و خدمات ، رضایتمندی مصرف کننده و دلگرمی کارمندان را شامل می شوند.
- داده های مالی شاخص
های قدیمی هستند.(آنها آنچه را كه در گذشته اتفاق افتاده را نشان می دهند و پشگو کننده ضعیفی از عملکرد آینده می باشند )
مقایسه با معیار(محک زنی ) به مفهوم تعیین نمودن آنکه به چه خوبی یک واحد تجاری یا سازمان در مقایسه باواحدهای مشابه در سازمان یا خارج از سازمان عملکرد داشته است، می باشد . این امر یک دورنمای گسترده ای در اندازه گیری عملکرد به ما می دهد و می تواند یک اندازه گیری "
BEST PRACTICE" را فراهم نماید. نوعا اندازه گیری عملکرد هشداری برای آینده است. مادامی که این روش شاخص خوبی از نرخ بهبود را می دهد آن نمی تواند سطوح عملکرد در دوره های مطلق را نشان دهد . این مبین آن است که مقایسه با معیار مفید می باشد.اگر چه مقایسه با معیار(محک زنی ) هنوز یک روش قدیمی بر اساس پیش بینی های دیروز است .[2]

3- بررسی شاخص های اندازه گیری عملکرد
تا زمانیکه مادر حال بررسی و تعیین نمودن بهترین روش جاری هستیم ،یک سازمان رقیب ممکن است مرحله به مرحله برای بهتر نمودن عملکرد خود پیش رود. ما به چه شاخص هایی برای راهنمایی و جلوگیری از عقب ماندگی نیازداریم؟ بعد از همه ما نمی خواهیم چک آپ طبی شویم که به ما بگویند در گذشته مریض بوده ایم در حالی که این مطلب را خود می دانیم ، بلکه می خواهیم بدانیم اکنون به چه خوبی هستیم و پیش بینی برای آینده نماییم. بیشتر روش های جدید این امر را تصدیق نمو ده اند و این محدودیت ها را نشان داده اند. کارت امتیازی متوازن که توسط پرفسور کاپلان و دکتر نورتن در سال 1996 ارائه شده است یک مثال اولیه می باشد. کارت امتیازی متوازن یک آلترناتیو برای شاخص های سنتی مالی پیشنهاد می دهند.آن توصیف می نماید و توضیح می دهد چه اندازه گیری مطابق راه حل های کارا و اثر بخش انجام شده است.

کارت امتیازی متوازن رسالت و استراتژی سازمان را به سوی یک ترکیبی از پیش بینی ها درقالب 4 یا 5 دورنمای زیر هدایت می کند:

1- مالی – چطور سهامدارانمان را در نظر داشته باشیم.
2- مصرف کننده- چگونه به عنوان یک عرضه کننده اعتبار خود را در بین مصرف کنندگان افزایش دهیم.
3- فرآیند داخلی- چه فرآیندهایی- در دوره های کوتاه وبلند مدت- ماباید داشته باشیم تا بتوانیم به نحو احسن به اهداف مالی و اهداف مصرف کننده دست یابیم.
4- نوآوری و بهبود- چطور ما می توانیم بابهبود فرآیند مان وسیستم مطابق با ارزش
های ایجاد شده ادامه دهیم .
5- کارمندان- چطور سازمان و کارمندانمان یادگیری و رشد را ادامه دهند.

 برای تحقق اهداف در وجوه 5 گانه فوق لازم است تا مشخص گردد که این اهداف از طریق چه فرآیندهایی محقق می شوند و علاوه بر این مورد باید مشخص شود که عوامل حساس موفقیت که به یک فرآیند تاثیر می گذارند کدامند. به عبارت دیگر مسیر بحرانی هر فرآیند می تواند مشخص گردد. آنگاه شما می توانید شاخص هایی را برای کنترل فاکتورهای حساس موفقیت و در نهایت کنترل فرآیندها در نظر بگیرید.[3]

کارت امتیازی متوازن یک پیشگوکننده مفید از عملکرد آینده و نشان دهنده نتایج موفقیت در کمپانی های خصوصی به خوبی بعضی سازمانهای دولتی است.هزینه مبنی بر فعالیت(
ABC ) یک تلاش برای حفظ نمودن اندازه گیری های مالی است(که مهم هستند) اما این روش بعضی از نقصهای اندازه گیری سنتی را نشان می دهد.ABC تخصیص هزینه ها به فعالیت ها و محصولات را با دقت خیلی بیشتری نسبت به روش های حسابداری مرسوم انجام میدهد.شیوه سنتی بر اساس مخارج از نوع بالاسری غیر مستقیم واقع شده است. این روش به ندرت سبب ارتباط میان مخارج بالاسری غیر مستقیم و محصول ، خدمات یا مصرف کننده که هزینه مصرفی است را منعکس می نماید . مشکل با روش سنتی آن است که می تواند خیلی گمراه کننده باشد وقتی که سعی بر معین نمودن محصول و یا مصرف کننده سود آور دارد.ABC با دقت و اطمینان بیشتری اندازه گیری سود آوری را انجام می دهد، که این به نوبه خود ما را برای گرفتن تصمیمات کاراتر راهنمایی می نماید.در مدل ABC هزینه ها، فعالیت های کاری ویا فرآیند منابع سازمان را مصرف میکنند (هزینه ورودی ها) و محصولات وخدمات فعالیت های کاری را مصرف می نمایند.ABC فعالیت هایی را که باعث ایجاد هزینه می شوند را مشخص می نماید.(محرک های هزینه ) این محرک های هزینه، هزینه های فعالیتی را برای محصولات درصورتی که محصول یا خدمات از آن استفاده کرده باشند را ثبت می نمایند. هر هزینه بر اساس محرک های هزینه اش معین شده است و جمع همه هزینه ها در نهایت هزینه های محصولات را به ما می دهد.از آنجایی که ABC مزایای زیادی دارد، تعداد زیادی از داده های ABC نیز به عنوان ورودی برای اندازه گیری عملکرد برگه امتیازهای تراز شده استفاده می نمایند.همچنین ABC یا برگه امتیازهای تراز شده و یا هر فرم دیگری از اندازه گیری های اختصاص داده شده ممکن است به طبیعت سازمان و هدف اندازه گیری عملکرد وابسته باشد.به جای حل مساله از یک راه حل ساده آن مهمتر است که اصول بنیادی اندازه گیری عملکرد را درک نماییم و سپس با جابجایی روشهای اندازه گیری که ممکن است شامل یک اندازه گیری روش شناختی متغیر باشد بتوانیم به اهدافمان در سازمان برسیم. [4]

4- اصول اندازه گیری عملکرد
4-1 اندازه گیری عملکرد نیاز به تطبیق شدن با استراتژی سازمان دارد .
نقطه شروع ، مشخص نمودن آنچه که شما می خواهید اندازه گیری نمایید می باشد.در حالی که این کار خیلی ساده به نظر می رسد ولی اغلب یکی از مشکل
ترین کارهاست.ایجاد نمودن پهنه وسیعی از اندازه ها که همه فعالیت های سازمان را می پوشاند ،کافی نمی باشد و این عمل بیشتر مصرف نمودن منابع است و می تواند گیج کننده باشد و بیشتر باید بر روی آن چیزهایی که واقعا مهم هستند تمرکز شود.اندازه گیری های انجام شده باید انتخاب کننده باشنداین عمل بستگی به دید ،رسالت و استراتژی سازمان دارد.این عمل پیشنهاد می کند که روش عملکرد در یک خط باید به طور مکرر با توجه به برنامه ریزی استراتژی نرمال ، بررسی شود تا مطمئن سازد که مسیر پیوسته و ثابت است.

4-2 اندازه گیری زیر واحدها باید به طور پیوسته در پهنه اندازه گیری های سازمان انجام گیرد
روش اندازه گیری کارا یک روش یکپارچه و جامع است.روش اندازه گیری در سطح زیرمجموعه باید سازگار با روش در سطح سازمان باشد و داده های خام باید برای سطح تجمعی تهیه گردد.این مطمئن می سازد که سطوح پایینتر با افزایش عملکردشان در هزینه سازمان بی تاثیر نیستند.
بطور مشابه هیچ قسمتی از سازمان نباید از روش اندازه گیری خارج شود. اگر روش با برنامه و استراتژی سازمان تطبیق داده شود ، این عمل یک سیگنال می فرستد که قسمت
هایی از سازمان که مرکزی و یا مهم در دستیابی به رسالت سازمان نیستند ، را جدا می نماید. اگر اینچنین است پس چرا آنها وجود دارند؟
یکپارچگی همچنین برآنکه اندازه گیری عملکرد با سایر اندازه گیری
های کلیدی مثل کیفیت برای مثال، یک پارچه گردد ، تکیه می کند. اگر اینچنین نباشد آن باعث می شود که اندازه گیری کیفیت و خروجی متقابلا مخرب باشند . این همچنین باید تصورا (اگر چه دستیابی به این امرممکن است مشکلتر باشد ) برای اندازه گیری نمودن در بین سازمان های شریک و فروشنده جهت تنظیم نمودن اندازه گیری و تقدم عملکرد در زنجیره تهیه شده بکار گرفته شود.

4-3 روش اندازه گیری باید الزام آور باشد.
ابتدا آن ضروری است که مدیرارشد سازمان بطور کامل روش اندازه گیری را پشتیبانی نماید.آنها این عمل را به وسیله ارائه اطلاعاتی که واقعا مفید هستند انجام خواهند داد. اطلاعات به دست آمده باید در تعیین سیاست و گرفتن تصمیمات مفید باشد. این روش اندازه گیری در صورتیکه به طور دقیق با رسالت و استراتژی سازمان مطابقت داشته باشد، باید حفظ و نگهداری شود.
دوم آنکه کارمندان در سطوح پایینتر باید روش اندازه گیری را درک نمایند و برای اندازه گیری متحد شوند.در آخر از همه ، یکی از پیشنهادات اندازه گیری سبب بهبود عملکرد دراین سطوح سازمان شود.اگر این چنین است افراد در این سطوح نیاز به دانستن آنچه که آنها باید بدانند را دارند و همچنین دلیل آن را. موفق شدن این روش در صورتی است که مدیران سازمان با طبیعت و اهداف روش اندازه گیری ارتباط برقرار نمایند.

4-4 اندازه گیری باید روی عملکرد اثر گذار باشد.
در آنجا باید تجزیه و تحلیل بطور کامل انجام گیرد و حلقه باز خور برای مطمئن ساختن از آنکه اندازه گیری عملکرد تجزیه و تحلیل شده است و تبدیل آن به عمل و رفتاری که طبیعت فعالیت و عملکرد را تغییر می دهد وجود داشته باشد. اندازه گیری باید عملکرد را بهبود دهد . بعضی وقتها ، پیوند و ارتباط میان اندازه گیری و تغییر رفتار کاملا مستقیم است. برای مثال وقتی که اندازه گیری به عنوان پایه ارزیابی و ارزشیابی یا برنامه پاداش مالی کار گروهی / شخصی مورد استفاده قرار می گیرد.

4-5 اندازه گیری باید قابل اطمینان باشد.
منفعت اندازه گیری اغلب وابسته به قابلیت اطمینان و مقایسه پیش بینی هاست.بنابراین مشخص نمودن پیش بینی هایی که می توانند قابلیت اطمینان در دوره های زمانی مطلوب ایجاد نمایند، مهم است.
[1]

5- ساختار روش اندازه گیری
نوعا 4 نوع اندازه گیری وجود دارد. روش اندازه گیری عملکرد اغلب بطور یقین شامل ترکیبی از همه اینهاست:
1- اندازه گیری خروجی
2- اندازه گیری عمل
3- اندازه گیری ورودی
4- اندازه گیری تشخیصی
 

اندازه گیری خروجی همانطور که از نامش مشخص است ،اندازه گیری خروجی بعضی چیزهاست.

اندازه گیری عمل (یا محرک عملکرد) طراحی شده است تا فعالیتهایی که منجر به خروجی مطلوب می شود را اندازه گیری نماید .

اندازه گیری ورودی ،بار دیگر، همانطور که از اسمش مشخص است اندازه گیری ورودی های فرآیند است. برای مثال نیروی کار مصرف شده توسط یک فعالیت.

اندازه گیری تشخیصی بینشی به ما می دهد که تا چه حد اندازه گیری خروجی یا عمل در سطح جاری اشان هستند. نوعا آنها اجزاء اندازه گیری خروجی یا عمل را اندازه گیری می نمایند . اندازه گیری تشخیصی برای یک (قسمت از ) یک فرآیند ممکن است یک اندازه گیری خروجی برای یک زیر مجموعه از آن فرآیند باشد.
 

در همه موارد به دلیل نیاز داشتن به یک تخمین واضح که چه چیزی به وسیله اندازه گیری حاصل می شود و تشکیل پرونده برای بازبینی اهداف با محاسبات بر روی آنچه که در عمل محاسبه می شود وابسته است، روش اندازه گیری باید ضرورتا شامل یک روش آسان و قابل فهم همراه با تعریف جزئیات روش اندازه گیری باشد.

گام اول مفید در انجام انواع اندازه گیری ، توصیف هدف و اصل فرآیندهای کاری و چطور هستیم ما (و باید باشیم) در انجام دادن آن می باشد.
فرآیندها و فعالیت
هایشان ابزاری برای دستیابی به خروجی هستند ، و در آخر آنکه مهمترین آنها را مشخص نماییم.متاسفانه فرآیندها اغلب مرکب هستند. در تهیه یک سیستم کاری برای ساختن یک محصول ساده همه نوع پیچید گی وجود خواهد داشت که برخاسته از نیاز به سلامتی و ایمنی قانونی مطابق شرایطی (خارج از شرایط اولیه برای نیازهای سلامتی و اولیه )، قوانین دولتی و غیره است. آیا مابه اندازه گیری فرآیند مرتبط با این فعالیتهای غیر مرکزی نیازمندیم.یک قسمت مهم از این فرآیند ،فهم فرآیند است تا خروجی های فرآیند را مشخص نماییم وتوصیف نتایج یک کار کلیدی است. هدف فعالیتها در هر فعالیت ایجاد نمودن بعضی نتایج (محصول یا خدمات ) است که به آنها نیاز پیدا کرده ایم.(به وسیله دیگر فرآیندها)محصولاتی که هر فعالیت به ما می دهد به عنوان وروردی در سایر فرآیندها است.در نهایت، محصولات نهایی سیستم آنهایی هستند که مطابق شرایط استراتژیکی و اهداف توصیف شده به وسیله کمپانی تولید شده اند. [5و8]
 

ما سپس نیازداریم که بدانیم چه وقت ما به ورودی ها و خروجی های توصیف شده دست یافته ایم و چه وقت در رسیدن به آن شکست خورده ایم. بنابر این روش عملکرد باید هدفمند در جهت پیشرفت اندازه گیری به سوی نتایج لازم باشد. اگر ما بتوانیم تعدادی از اهدافمان را مشخص نماییم این کار خیلی آسانتر انجام می شود.اما روش ما باید شامل اندازه گیریهای مهمی که نمی توانند به فرمهای عددی تبدیل شوند ،نیز باشد.اهداف باید واقع گرایانه و دست یافتنی باشد .اندازه گیری که ما انجام می دهیم باید به طور طبیعی به سمت تجزیه و تحلیل ترقی نماید. و اگر ما اهدافمان را بشناسیم و بتوانیم آنها را معین نماییم در این صورت می توانیم به آنها دست یابیم.ما باید قادر باشیم تا اندازه گیری را به سمت نتیجه نهایی هدایت نماییم.
این قبیل اندازه گیری پیشرفت کار باید مفید باشد و فرم وسیله ای است که به وسیله آن اشخاص و یا زیر واحدها می توانند سهم خود را در رسیدن به هدف ارزیابی نمایند.در این مرحله ما باید عماکرد خود را با توجه به نتایج و دیگر اندازه گیری
ها بالانس نماییم.مطمئنا یک اندازه گیری تشخیصی پیچیده داریم.
در انتها لازم است که یک نکته را تذکر دهیم که اندازه گیری خود مصرف کننده منابع است. این دلیل آن است که ما به مینیمم کردن اندازه گیری ها نیازمندیم. ما همچنین نیاز داریم تا مطمئن شویم که اندازه گیری رشد یافته است هرجایی که این امر ممکن باشد حتی خارج از فعالیت عملیاتی نرمال.
[6]
 

6- مراحل اجرای سیستم اندازه گیری
برای انجام فعالیت اندازه گیری عملکرد قدم های زیر می تواند به عنوان فعالیت های اصلی در نظر گرفته شود:
 

6-1- شناخت سازمان
در این مرحله فعالیت
های مختلف در سازمان انتخاب شده ، مورد بررسی قرار می گیرند . زیرا در ک صحیح از سازمان ، اهداف استراتژی ها ، برنامه ها و فرآیند های آن لازمه عملکرد می باشد.

6-2-طراحی مدل ارزیابی عملکرد

6-2-1- بررسی انواع سیستم های ارزیابی عملکرد
6-2-2-بررسی و تحقیق در مورد کاربردهای ویژه در سازمان مورد نظر
6-2-3-بررسی و تحقیق پیرامون انواع تکنیک
های تدوین شاخص
6-2-4- بررسی و تحقیق پیرامون انواع تکنیکهای ارزیابی عملکرد کارکنان و سیستم
های انگیزشی
6-2-5-ارزیابی و مقایسه بین متدلوژی
های مختلف و در نهایت انتخاب بهترین مدل

6-3-تدوین شاخصهای ارزیابی عملکرد
در این مرحله پس از تایید سیستم اولیه ، شاخص
های مورد نیاز جهت ارزیابی عملکرد تهیه خواهند شد. لازم به ذکر است که این شاخص ها در وجوه مالی – مشتریان و طرفهای ذینفع ، فرآیندها و منابع انسانی خواهد بود. علاوه بر این مورد ارتباط بین شاخصها در سازمان مورد بررسی قرار گرفته و شناسنامه هایی جهت شاخص تهیه خواهد شد. لازم به ذکر است که شاخصهای محاسبه شده پس از فاز اجرا می تواند مورد بررسی و بروز آوری قرار گیرد. لازم به ذکر است که شاخص های تدوین شده باید : کیفیت و کمیت خدمات رابیان کنند ، هم جهت ماموریت ها و اهداف سازمان باشند ، همگرا با سیستم های اندازه گیری عملکرد و پاداش باشند و افراد مختلف در تهیه آن در گیر باشند. [7]

7- نتیجه گیری
مقاله فوق این امکان را برای سازمان ایجاد می نماید که در مورد اندازه گیری عملکرد دوره های سازمان بتوان تصمیم گیری نمود. و سپس بتوان یک روش اندازه گیری عملکرد که آن سازمان خاص را در پی گیری اهداف شان کمک نماید، طراحی نمود.
برای رسیدن به این رشد و اندازه گیری عملکرد کارا نکات زیر باید در نظر گرفته شوند:
- انعکاس نتایج ، نه فعالیتهایی که برای تولید نتایج استفاده می شوند.
- آسان و کاربردی و همچنین قابل فهم به وسیله همه باشد
- نیازمندی
های خودش را به طور مداوم فراهم نماید.
- از روش اندازه گیری قوی و قابل اطمینان استفاده کند.
- فراهم نمودن سودی که بیشتر از هزینه ای که ما می نماییم، باشد و
- تسلط واضح و شفافی بر همه اندازه گیریها داشته باشد.

منابع :
1.
Kaplan,R.S. and Norton, D. (1997),Translating Strategy Into Action : The Balanced Scorrecard ,HBS Press,Boston, MA.
2.
Bacal, Robert. Performance Management, McGraw-Hill, 1999,USA.
3.
Mansuri, Masoud. Performance Management, IGS Training Center, 2001, Tehran.
4.
Neale, Frances. Handbook of Performance Management, Jaico Publishing House, Mumbai, 2002.
5.
Procurement Executives’ Association. Guide to a Balanced Scorecard Performance Management Methodology.
6.
Simons, Robert. Performance Measurement & Control Systems for Implementing Strategy, Prentice Hall, Inc., 2000, New Jersey.
7.
U.S. Department of Energy. Office of Policy & Office of Human Resources and Administration. Guidelines for Performance Measurement.
8.
www.emerald-library.com

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  کلید هدایت               

آداب سفر

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

تعطیلات سال نو در پیش است و عده بسیاری از هموطنان عزیز به سفر می روند، چه مسافرت های دیداری و صله رحم، چه برای زیارت، چه به قصد تفریحات سالم، كه هر سه نوع آن خوب و پسندیده است. به همین مناسبت، نگاهی به سفر از دید معارف اسلامی داریم،  تا سفرهایمان هم مكتبی و خداپسندانه باشد.

بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی!

امام صادق (ع) در حدیثی فرموده است:

مسافرت باید برای یكی از این سه امر باشد:

1 ـ تهیه توشه آخرت

2 ـ تأمین معاش و زندگی

3 ـ لذّت مباح و تفریح غیر حرام1

بنابراین، در سفرها باید آدابی را كه از پیشوایان دین نقل شده است، به عنوان رهنمود گرفتن از مكتب، رعایت كرد.

فواید مسافرت بسیار است. كسب تجربه و پخته شدن، آشنایی ها و ارتباطات جدید، از آن جمله است.

 

سفر، آزموده کند مرد را   /   هم از دل براند غم و درد را

ز گیتی بد و نیک بنمایدش  /   وز آن گنج دانش بیفزایدش

 

نگاهی به مجموعه روایات اسلامی، نكاتی را به عنوان «آداب سفر» به ما می آموزد كه مهمترین آنها، آموختنِ «آیین همراهی و همسفری» است. تأكید شده است كه پیش از سفر، همسفر مناسبی پیدا كنید. چرا كه مسافرت تنهایی مكروه است. رسول خدا(ص) از سه كس مذّمت كرده است:

یكی آنكه غذایش را تنها می خورد.

یكی آنكه در خانه ای تنها می خوابد.

سوّم آنكه تنها به مسافرتهای دور و دراز می رود.

آداب دیگر سفر را طبق تعالیم دینی، فهرست وار اینگونه می یابیم:

1 ـ خداحافظی كردن از خانواده و بستگان از سوی مسافر، بدرقه كردن كسی كه به سفر می رود، از سوی اهل خانه و بستگان.

2 ـ شروع كردن سفر با «صدقه»، جهت سلامتی و رفع و دفع بلاها.

3 ـ خواندن دو ركعت نماز، دعا كردن و جان و مال خانواده را به خدا سپردن و بر او توكل كرد.

4 ـ خواندن این دعا«بسم اللّه ، آمَنتُ باللّه ، توكّلتُ عَلَی اللّه ، ماشاءَ اللّه ، لا حولَ و لا قوَّة الاّ باللّه

5 ـ برداشتن عصا، یا وسیله ای جهت دفع شرّ و خطرات احتمالی و حمل ابزار دفاعی.

6 ـ همراه داشتن مسواك و شانه و لباس و ظرف.

7 ـ همراه برداشتن مواد غذایی و خوراكهای مورد نیاز و رهتوشه سفر.

8 ـ همراه داشتن داروهای مورد نیاز، سوزن، نخ، طناب و زیرانداز.

9 ـ رعایت اخلاق خوب با همسفر در طول مسافرت.

10 ـ در سفر، بار بر دوش دیگران نبودن، خرج خود را به گردنِ دیگران نینداختن.

11 ـ مراعات حال همسفر، در صورتی كه خسته یا مریض باشد.

12 ـ همكاری در كارها، برعهده گرفتن كارهای سنگین در مسافرت.

13 ـ گوش كردن به حرف بزرگترها.

14 ـ مشورت با همسفران در انجام كارها و تصمیم گیریها.

15 ـ مواظبت بر خواندنِ نماز در اول وقت.

16 ـ پس از سفر، نقل نكردن سختیها و ناملایمات مسافرت.

17 در بازگشت از سفر، برای اهل خانه، هدیه و سوغات آوردن

18 ـ هنگام مراجعت از مسافرت به وطن، خدا را شكر كردن و بر نعمتِ سلامتی، حمد كردن.

برای تك تك آنچه یاد شد، احادیث مكرری در متون دینی آمده است كه مجال طرح آنها نیست.2

به علاوه، سفر وسیله شناخت است، هم شناختِ خود، هم شناختِ دیگران. چون رنجها و سختیهای مسافرت و حالتهای فوق العاده، جوهره انسان را می نمایاند و خصلتهای درونی بروز می كند. حتی انسان میزان تحمّل و مقاومت و كاردانی و تجربه خود را هم در سفر به محك می تواند بزند.

از جمله سفرهای پسندیده، مسافرت به شهرهای مذهبی و زیارتگاهها و دیدن اماكن تاریخی و دیدار با بزرگان و شخصیتهای علمی و اخلاقی است.

زیارت خانه خدا، مرقد حضرت رسول، قبور مطهر ائمه معصومین، مزار پاكِ شهدای راه حق، زیارت قبر انبیا و اوصیاء و اولیا و صحابه و تابعین. دیدار از مرقد علمای بزرگ، فرزندان اهل بیت و قبور مؤمنان و صالحان، همه از مواردی است كه در متون دینی به آنها تشویق شده است و زیارت قبور امامان، نوعی تجدید عهد و پیمان با صاحبانِ ولایت است. امام سجاد(ع) بیست و پنج بار به سفر حج رفت.

به فرموده حضرت رضا(ع):

«هر امامی بر گردن دوستان و پیروانش، عهد و پیمانی دارد. از جمله اموری كه وفای به این عهد و پیمان است، زیارت قبور ائمه است3

امید است كه هر جا باشید، چه در سفر و چه حضر، ایامی خجسته و روز و شبی پربركت داشته باشید.

«سفر آخرت»، سفر دیگری است كه همه در پیش داریم.

آن هم آداب و شرایط و پیش نیاز و تهیه مقدمات و رهتوشه لازم دارد كه موضوعی جداست و نیازمند نگاهی دوباره و جدّی.

ما ... همه مسافریم، و نیازمند آمادگی برای آن «سفر بی بازگشت».

علی(ع)، رهتوشه آن سفر را «تقوا» می داند.

 

پی نوشت ها :

1- اِنّ العاقلَ لا یكونُ طاعِنا الاّ فی تَزوّدٍ لِمعادٍ، او مَرَمّةٍ لِمَعاشٍ، اَوْ لذّةٍ فی غیرِ محرّمٍ (مكارم الاخلاق، طبرسی، ص 240).

2- از جمله در كتابهای: مكارم الاخلاق، ص 240؛ محاسن برقی، ص 345؛ بحارالانوار، ج 73 (بیروت)؛ سفینة البحار، ج 1، واژه سفر؛ میزان الحكمه، ج 4، ص 467.

3- اِنّ لِكلّ امامٍ عهدا فی عُنُقِ اولیائه و انّ مِن تمام الوفاء بالعهد زیارة قبورهم (محجة البیضاء، ج 4، ص 45).

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

دانستنیها                          

نکات جادویی خانه داری

 

با نزدیک شدن ایام عید نوروز و آغاز سال نو، ما ایرانیان رسم بر خانه تکانی داریم. بی مناسبت ندیدیم، در این آخرین شماره مجله، در سال 1390 راه حل های ساده و کارآمدی در رابطه با امور خانه که می تواند بی ارتباط با امر خانه تکانی هم نباشد را تحت عنوان " نکات جادویی خانه داری " برایتان درج کنیم؛ امید است مورد توجه علاقه مندان قرار گیرد.

   

1. رفع لکه های شمع از فرش :

اگر تکه شمع داغی روی فرش افتاده ، یک برگ کاغذ خشک کن یا کاغذ قهوه ای بردارید و روی سطح سوخته یا شمع بگذارید . اتو را داغ کنید . و روی محل مورد نظر قرار دهید تا شمع جذب کاغذ شود .

 

2. شستشوی گل مصنوعی :

برای نظافت گلهای مصنوعی از آب نیمه گرم همراه با مخلوطی از مایع ظرفشویی استفاده کنید . و گلها را داخل این محلول درست شده قرار دهید و سپس با گذشت چند دقیقه ، با اب نیمه گرم ، شست و شوی دهید .

 

3. باران و شوره کفش :

اگر نشاسته ای از سفیدی یا شوره هایی روی کفش خود دیدید ، مخلوط آب و سرکه که یکی از نتیجه بخش ترین محلولهای شیمیایی دست ساز است را آماده کنید و روی کفش بمالید . خواهید دید که هیچ اثری از شوره باقی نخواهد ماند

 

4. نکته هایی برای تزئین منزل، به سبک مدرن :

مدرنیسم، سبکی است که بیشتر به شییوه تفکر ارتباط دارد تا منزل ارایی . اما سبکی نیز به نام مدرنیسم در طراحی منزل به وجود آمده که طراحی ساده را توصیه می کند . هر وسیله بنا به کاربرد خود در خانه قرار داده می شود و وسایل زائد در این سبک جایی ندارد .

 

5. دیوارها :

تا حد امکان باید گچ کاری ها را محو کرد . به همین منظور باید رنگ گچ بری دیوار را به رنگ سفید درآوریم تا مشخص نباشد . از کاغذ دیواری نباید در سبک مدرن استفاده شود ، برای تنوع می توانید به یکی از دیوارها اینه نصب کنید .

 

6. پنجره ها :

برای داخل شدن حداکثر نور به داخل خانه ، پنجره ها حتی الامکان باید ساده باشند . و پرده ای که به آنها نصب می شود ، از جنس کتان ابریشمی یا حتی از کرکره های بسیار ظریف سفید رنگ باشد . در سبک مدرن ، نور نقش مهمی ایفا می کند ، به همین منظور با سفید کردن دیوارها و پرده ها خانه روشن تر به نظر می رسد .

 

7. کف :

کف خانه حتی الامکان باید یکپارچه و بدون درز باشد . می توانید یا فرش بزرگ پهن کنید . که کف را یکپارچه بپوشاند یا اینکه کف را سنگ کنید و یک قالیچه ساده روی آن پهن کنید .

 

8. اسباب خانه :

در سبک مدرن مسلماً باید از جنس چرم و چوب بباشند و نباید از مبل های بزرگ راحتی در خانه استفاده کرد . تعداد گیاهانی که در خانه قرار داده می شوند ، نباید از یک یا دو عدد بیشتر شود . بلکه باید از گیاهان با طراوت استفاده شود . در سبک مدرن وسایل تزئینی بسیار کم در خانه به کار می روند و می توانند شامل نقاشی های مدرن یا مجموعه های ظریف باشند .

 

9. طریقه تمیز کردن گلدان

برای تمیز کردن گلدانی که خاک آن را خالی کرده اید ، ولی هنوز جرم دارد، لازم است آن را ابتدا با آب سرد بشویید و سپس محلول غلیظی از سرکه ونمک را داخل گلدان بریزید و مدتی صبر کنید ، تا اینکه جرم ها از دیواره گلدان جدا شود.

 

10. طریقه تمیز کردن ظروف چینی

اگر می خواهید ظروف چینی شما تمیز و براق شود ، آنها را داخل دیگی که پر از آب سرد و پودر لباسشویی است ، قرار دهید و زیر دیگ را روشن کنید تا آب به جوش آید . و چند دقیقه ای به همان حالت بجوشد.

 

11. لکه های کهنه

لکه هایی را که از مدت ها پیش بر روی رومیزی و یا لباس باقی مانده اند را با محلول زیر پاک کنید : دو تا قاشق غذا خوری پودر لباسشویی ، سه قاشق غذا خوری سرکه و یک لیتر آب گرم را با هم مخلوط کرده و لکه را با آن بشویید .

 

12. لکه قیر :

برای از بین لکه قیر روی پارچه ، از بنزین و کره می توان استفاده کرد .

 

13. لکه ناشی از زنگ زدگی :

اثر زنگ فلزات ، به خصوص رگه های فلزی بر روی لباس را می توان با لیمو ترش از بین برد . لیمو ترش را از وسط به دونیم کنید و آن را روی لکه مورد نظر فشار دهید ، و آب آن روی لک زدگی بریزد . سپس یک لایه نمک روی آن ریخته و لباس را در مقابل آفتاب آویزان کنید .

 

14. چرا مربا کپک می زند ؟

یکی از دلایل کپک زدن مربا آنست که کاملاً پخته نشده است . اگر مربای شما کپک زده یک لایه از روی آن را با قاشق بردارید . و بقیه مربارا دوباره بپزید . هنگام تهیه مربا ، از قاشق چوبی استفاده کنید .

 

15. یخچال را کجا بگذاریم؟

هرگز یخچال را در نزدیکی اجاق گاز یا آبگرمکن قرار ندهید ، زیرا حرارت ناشی از پخت و پز اجاق گاز ، باعث کاهش عمر دستگاه می شود . محل استقرار یخچال باید بین 15 تا 20 سانتی متر از دیوار فاصله داشته باشد .

 

16. راه مناسب برای باز کردن یخ مواد منجمد شده

برای آب کردن یخ خوراکی منجمد شده ، آنها را در یخچال بگذارید . این کار علاوه بر اینکه باعث می شود مواد غذایی با سرعت کمتری از حالت انجماد خارج شوند، در انرژی مصرفی توسط یخچال نیز صرفه جویی خواهد کرد.

 

منبع: noorportal.net

 

  مباحث فرهنگی            

تأملی در نوروز

 نویسنده : دکتر محمود روح الامینی

 

دیباچه

انسان، از نخستین سال های زندگی اجتماعی، زمانی که از راه شکار و گردآوری خوراک های گیاهی روزگار می گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبـیعی، یعنی تکرار فصول شد. زمان یخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گیری پرندگان و چرندگان را از یکدیگر جدا کرد. نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را بوجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغیـیـر آن آسانتر دیده می شد، صورت گرفت. و بالاخره نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان همواره دارای فصل نبوده، زمانی شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زمانی دیگر تابستان هفت ماه ( از فروردین تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردین ) بوده، و سرانجام از زمانی نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم گردیده است. گذشته از ایران: "سال و ماه سغدی ها، خوارزمی ها، سیستان ها در شرق و کاپادوکی ها و ارمنی ها در مغرب ایران، بدون کم و زیاد همان سال و ماه ایرانی است".

 

آغاز سال

مردم شناسان را عقیده بر این است که محاسبه آغاز سال، در میان قوم ها و گروه های کهن، از دوران کشاورزی، همراه با مرحله ای از کشت یا برداشت بوده و بدین جهت است که آغاز سال نو در بیشتر کشورها و آیـیـن ها در نخستین روزهای پائیز، یا زمستان و یا بهار می باشد. آغاز سال ایرانیان، هر چند زمانی دستخوش تغیـیـر گردید ولی حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الا نبـیـاء و ابوریحان بـیـرونی در آثار الباقیه گویند که آغاز سال ایرانی، از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردین بود. وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـیـعی بود، و طالع سرطان بود.

 

پیدایش جشن نوروز

در ادبـیـات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیـیـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی ،منوچهری، عنصری، بـیـرونی، طبری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره می شود :
جهان انجمن شد بر تخت اوی
از آن بر شده فره بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنج تن، دل ز کین
به نوروز نو شاه گیتی فروز
بر آن تخت بنشست فیروزروز
بزرگان به شادی بیاراستند
می و رود و رامشگران خواستند
محمد بن جریر طبری نوروز را سر آغاز دادگری جمشید دانسته :
جمشید علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد می باشید تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمایـیـد، تا من آن کنم. و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردین. پس آن روز رسم کردند.
ابوریحان بـیـرونی پرواز کردن جمشید را آغاز جشن نوروز می داند : چون جمشید برای خود گردونه بساخت، در این روز بر آن سوار شد، و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیـدن این امر به شگفت شدند و این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز تاب می نـشـیـنـند و تاب می خورند.
به نوشته گردیزی، جمشید جشن نوروز را به شکرانهً این که خداوند " گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان گرفت و سیصد سال بر این جمله بود " برگزار کرد و هم در این روز بود که " جمشید بر گوساله ای نشست و به سوی جنوب رفت به حرب دیوان و سیاهان و با ایشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. " و سرانجام خیام می نویسد که جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقیقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود؛ و چون جمشید، آن روز دریافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آیـیـن آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.
در خور یادآوری است که جشن نوروز پـیـش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز، با آنکه جشن را به جمشید منسوب می کند، یاد آور می شود که، " آن روز را که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پـیـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود ". گذشته از ایران، در آسیای صغیر و یونان، برگزاری جشن ها و آیـیـن هایی را در آغاز بهار سراغ داریم. در منطقهً لیدی و فری ژی، براساس اسطوره های کهن، به افتخار سی بل، الههً باروری و معروف به مادر خدایان، و الههً آتیس جشنی در هنگام رسیدن خورشید به برج حمل و هنگام اعتدال بهاری، برگزار می شد. مورخان از برگزاری آن در زمان اگـُوست شاه در تمامی سرزمین فری ژی و یونان و لیدی و آناتولی خبر می دهند. به ویژه از جشن و شادی بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردین ) .
صدرالدین عینی دربارهً برگزاری جشن نوروز در تاجیکستان و بخارا ( ازبکستان ) می نویسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـنی ها، راست آمدن این عید، طبـیـعت انسان هم به حرکت می آید. از این جاست که تاجیکان می گویند : " حمل، همه چیز در عمل ". در حقیقت این عید به حرکت آمدن کشت های غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و دیگر حاصلات زمینی است که انسان را سیر کرده و سبب بقای حیات او می شود. وی در جای دیگر می گوید : در بخارا " نوروز " را عید ملی عموم فارسی زبانان است، بسیار حرمت می کردند. حتی ملای دینی به این عید که پیش از اسلامیت، عادت ملی بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم این عید را ترک نکرده بودند، رنگ دینی اسلامی داده، از وی فایده می بردند. از آیت های قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وی در نوروز از عادت های ملی بیـش تره بوده، تر کرده می خوردند. ولی برگزاری شکوهمند و باورمند و همگانی این جشن در دستگاه های حکومتی و سازمان های دولتی و غیر دولتی و در بیـن همهً قشرها و گروه های اجتماعی، بی گمان، از ویژگی های ایران زمین است، که با وجود جنگ و ستیزها، شکست ها و دگرگونی های سیاسی، اجتماعی، اعتقادی، علمی و فنی، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ های دیگر نیز راه یافته است؛ و در مقام مقایسه، امروز جامعـه و کشوری را با جشن و آیـیـن چندین روزه ای، که چنین همگانی و مورد احترام و باور خاص و عام، فقیر و غنی، کوچک و بزرگ و بالاخره شهری و روستایـی و عشایـری باشد، سراغ نداریم.

 

روزها یا ماه جشن نوروز

مدت برگزاری جشن هایی چون مهرگان، یلدا، سده و بسیاری دیگر، معـمولا یک روز ( یا یک شب ) بـیشتر نیست. ولی جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آیـیـن های نوروزی " گویاتر است، دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را، پس از جمشید یک ماه می نویسد :
چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزیگران.
کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سلیمان صفوی، مهمانی ها، تفریح و جشن های نوروز در میدان های عمومی تا سه هفته طول می کشید. "درو ویل" مدت تعطیلی جشن نوروز را در زمان فتحعلیشاه دو هفته می نویسد. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سیزده بدر " پایان می پذیرد.
رسم ها و آیـیـن های نوروزی که از روزگاران کهن برگزاری آن ها از نسلی به نسل بعد به ارث رسیده، به ناگزیر با دگرگونی شیوه های زندگی، تکنولوژی های صنعتی و ماشینی، سازمان های اداری، شغـل ها، قانون ها، وسایـل ارتباط جمعی جدیـد - چنان که خواهیم دید - بدون آنکه هویـت خود را از دست بدهد، تحول یافته است. از آداب و رسم های کهن پـیـش از نوروز، بایستی از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد.

 

پنجه ( خمسه مسترقه )

بنابر سال نمای کهن ایران، هر یک از دوازده ماه سال سی روز است و پنج روز باقی ماندهً سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پیتک( در زبان و تقویم مازندرانی ) یا بهیزک ( در روز شمار زردشتیان ) گویند. ابوریحان دربارهً پنجه می نویسد :
... هر یک از ماه های فارسی سی روز است و از آن جا که سال حقیقی سیصد و شصت و پنج روز است، پارسیان پنج روز دیگر سال را " پنجی " و " اندرگاه " گویند. سپس این نام تعریب شده و " اندرجاه " گفته شد و نیز این پنج روز دیگر را روزهای مسترقه نامند، زیرا که در شمار هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود ....
این پنج روز را که همزمان با یکی از شش " گهنبار " است، جشن می گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرار داد، برگزار می شد.
برگزاری جشن خمسه در بین همهً قشرهای اجتماعی رواج داشت. به طوری که در 1311 هجری قمری مردی نیک اندیش در هزینه کردن درآمد موقوفهً خود، در استرک کاشان، سفارش می کند که : " ... بقیه منافع وقف را هر ساله برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک وضیع و شریف ذکور و اناث، صغیر و کبـیر بالسویه برسانند ". در گاهشماری تبری، که نوروز در مرداد ماه برگزار می شد، مراسم پنجه، در دورهً صفویه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود : ... و حضرت اعلی شاهی ظل اللهی، به دستور ولایت بهشت آسای مازندران کامیاب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزای بهاری سپری گشته، هوای آن دیار رو به گرمی نهاد، ارادهً تماشای جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گیلان است از خاطر خطیر سر زد. رسم مردم گیلان است که در ایام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجیم آن ملک، بعد از انقضای سه ماه بهار قرار داده اند، و در میانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موًنث به کنار دریا آمده، پنج روز به سور و سرور می پردازند و همگی از لباس تکلیف عریان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با یکدیگر آب بازی کرده، و بدین طرب و خرمی می گذرانند و الحق تماشای غریبی است.

 

میر نوروزی

از جمله آیـیـن های این جشن پنج روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی، حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود، و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی کوسه یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور، در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان "میر نوروزی" دوران حکومتش را " بیش از پنج روز " نمی داند.
مسعـودی در این باره می نویسد : ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ایران کوسه ای بر استر خود سوار شود ( و این جز در عراق و دیار عجم رسم نیست و اهل شام و جزیره و مصر و یمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سیر و گوشت چاق و دیگر غذاهای گرم و نوشیدنی های گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـیرون می کند و آب سرد بر او ریزد و احساس رنج نکند، و به فارسی بانگ زند: " گرما، گرما" و این هنگام عید عجمیان است که در اثـنای آن طرب کنند و شاد باشند.
از برگزاری رسم میرنوروزی، تا 73 سال پیش، آگاهی داریم؛ علامه محمد قزوینی در پژوهشی ارزشمند دربارهً میرنوروزی - که مانند همه پژوهش های آن علامهً فقید ادبی و فرهنگی می باشد - شرحی آورده است، که خود می تواند پژوهش مردم نگاری باشد و دریغم آمد که به اشاره بسنده شود.
.... یکی از دوستان موثـق نگارنده، از اطبای مشهور، که سابق در خراسان مقیم بوده اند، در جواب استفسار من از ایشان در این موضوع، مکتوب ذیل را به اینجانب مرقوم داشته اند که عیناً درج می شود : " در بهار 1302 هجری شمسی برای معـالجه بیماری به بجنورد رفته بودم. از اول فروردین تا چهاردهم فروردین در آنجا بودم، در دهم فروردین دیدم جماعت کثیری، سواره و پـیاده می گذرند، که یکی از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشیدی نشسته، چتری بر سر افراشته بود. جماعتی هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. یکدسته هم پـیاده به عنوان شاطر و فراش که بعضی چوبی در دست داشتند، در رکاب او یعـنی پیشاپـیش و در جنبـین و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب های بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبی سر حیوانی از قبـیل گاو یا گوسفند بود، یعـنی استخوان جمجمه حیوانی، و این رمز از آن بود که امیر از جنگی فاتحانه برگشته و سرهای دشمنان را با خود می آورد. دنبال این جماعت، انبوه کثیری از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هیاهوی بسیار داشتـند. تحقیق کردم، گفتند که در نوروز یک نفر امیر می شود، که تا سیزده عید، امیر و حکمفرمای شهر است، به اعیان و اعزه شهر حوالهً نقد و جنس می دهد، که همه کم یا زیاد تقدیم می کنند. به این طریق که مثلا حکمی می نویسد برای فلان متعـین : - که شما باید صد هزار تومان تسلیم صندوق خانه کنید، البته مفهوم این است که صد تومان باید بدهید. البته این صد تومان را کم و زیاد می کردند، ولی در هر حال چیزی گفته می شد، غالب اعیان به رغبت و رضا چیزی می دادند. زیرا، جزو عادات عید نوروز به فال نیک می گرفتـند. از جمله به ایلخانی هم مبلغی حواله می دادند که می پرداخت. بعد از تمام شدن سیزده عید دورهً امارت او به سر می آید، و گویا در یک خاندان این شغـل ارثی بود ".
بی گمان امروز، کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمزرنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر و خیابان می بیـنیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند، بازماندهً شوخی ها و سرگرمی های انتخاب " میر نوروزی " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند، نه در وقت و جشنی دیگر؛ و آنان خود در شعرهایی که می خوانند، می گویند : حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه .

 

روزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال

یکی از آیـین های کهن پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند. زردشـتیان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هیچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردین به خانه و کاشانه خود برمی گردند ".
در روزهای پنجه، از جمله رسم ها، تهیه کردن غذا، آیـینی مذهبی بوده، ابوریحان می نویسد: ... و گبرکان در این پنج روز خورش و شراب نهند، روان های مردگان را و همی گویند، که جان مرده بیاید و آن غذا گیرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس : خوارزمیان پنج روز آخر اسفند و پنج روز دیگری که در پی آن است و ملحق به این ماه مانند اهالی فارس، در روزهای فروردگان برای ارواح مردگان در گورستان غذا می گذارند.
یکی از صورت های برجا ماندهً این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند. رفتن به زیارتگاه ها و " زیارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نیز، روز پـیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال - رسمی عام است. در این روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزدیکان می گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، یا چراغ روشن می کنند. در برخی از شهرهای ایران، روز پیش از عید، خانواده های عزادار، از خویشان و نزدیکان با غذا و حلوا پذیرایی می کنند و در سر مزار جمع می شوند. و نیز رسم است که ایرانیان شیعه، در موقع سال تحویل، به زیارت قبر امامان و امامزادگان میروند.

 

خانه تکانی

اصطلاح " خانه تکانی " را بیشتر در مورد شستن، تمیز کردن، نو خریدن، تعمیر کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسیدن نوروز، به کار می برند. در این خانه تکانی، که سه تا چهار هفته طول می کشد، بایستی تمامی ابزارها و وسیله هایی که در خانه است، جا به جا، تمیز، تعـمیر و معاینه شده و دوباره به جای خود قرار گیرد. برخی از ابزارهای سنگین وزن، یا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسیله های دیگر، فقط سالی یک بار، آن هم در خانه تکانی نوروزی، جا به جا و تمیز می شود. در برخی از شهرهای آذربایجان نخستین چهارشنبهً ماه اسفند ( چهارشنبه موله) به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص دارد.
خانه تکانی امسال، در خانه تکانی شهر نیز سرایت کرد : مسئـول خدمات شهری شهرداری تهران در مصاحبه ای گفت : از آن جا که ایرانی ها براساس یک سنت حسنه همه ساله در واپسین روزهای سال اقدام به نظافت و پاکیزه گی منازل خود می کنند، شهرداری تهران نیز برای دستیابی به شهری پاکیزه و تمیز همگام و همراه با مردم، نسبت به لکه گیری گذرگاه ها و جمع آوری نخاله ها و ضایعات شهری در مناطق بیست گانه شهرداری تهران اقدام می کند.

 

کاشتن سبزه

اسفند ماه، ماه پایانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عید " به صورت نمادین و شگون، از روزگاران کهن، در همهً خانه ها و در بین همهً خانواده ها مرسوم است.
در ایران کهن، " بـیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد، بر ستونی گندم، برستونی جو و به ترتیب، برنج، باقلا، کاجیله ( گیاهی است از تیرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتی متر است )، ارزن، ذرت، لوبـیا، نخود، کنجد، عدس و ماش میکاشتـند؛ و در ششمین روز فروردین، با سرود و ترنم و شادی، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگی به هر سو می پراکندند ". و ابوریحان نقـل می کند که : " این رسم در ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رویـیدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند ".
امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز یا دو هفته پیش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هایی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند. موقع سال تحویل و روی سفره "هفت سین " بایستی سبزه بگذارند. در برخی از شهرهای آذربایجان، سومین چهارشنبه به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد. این سبزه ها را در خانواده ها تا روز سیزده نگه داشته، و در این روز زمانی که برای " سیزده بدر " از خانه بـیرون می روند، در آب روان می اندازند.

 

سفره هفت سین

رسم و باوری کهن است که همهً اعضای خانواده در موقع سال تحویل ( لحظهً ورود خورشید به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سین گرد آیند. در سفره سفید رنگ هفت سین، از جمله، هفت رویـیدنی خوراکی است که با حرف " س " آغاز می شود، و نماد و شگونی بر فراوانی رویـیدنی ها و فراورده های کشاورزی است - چون سیب، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند این ها- می گذارند. افزون بر آن آینه، شمع، ظرفی شیر، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آینه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب دینی ( مسلمانان قرآن و زردشتیان اوستا و ... ) نیز زینت بخش سفرهً هفت سین است. این سفره در بیشتر خانه ها تا روز سیزده گسترده است.
در برخی از نوشته ها از سفره هفت شین (هفت رویـیدنی که با حرف شین آغاز می شود) سخن رفته و آن را رسمی کهن تر دانسته اند. در ریشه یابی واژهً هفت سین نظرهای دیگری چون هفت چین ( هفت رویـیدنی از کشتزار چیده شده ) و هفت سینی از فراورده های کشاورزی نیز بیان شده است. پراکندگی نظرها ممکن است به این سبب باشد که در کتاب های تاریخی و ادبی کهن اشاره ای به هفت سین نشده و از دورهً قاجاریه است که درباره باورها و رفتارها و رسم های عامیانهً مردم تحقیق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمی دانیم که آیا پیش از قاآنی هم شاعری هفت سین را در شعر خود آورده است؟
سین ساغر بس بود ما را در این نوروز روز
گو نباشد هفت سین رندان دُرد آشام را
میرزاده عشقی نیز در " نوروزی نامه " در اسلامبول در مسمطی برای آگاهی مردم آن دیار سروده :
همه ایرانیان نوروز را از یاد بود کی
بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ری
بساط هفت سین چینند و بنشینند دور وی

 

پوشیدن لباس نو

پوشیدن لباس نو در آیـین های نوروزی، رسمی همگانی است. تهیه لباس، برای سال تحویل، فقیر و غنی را به خود مشغـول می دارد. در جامعه سنتی توجه به تهیدستان و زیردستان برای تهیه لباس نوروزی - به ویژه برای کودکان - رسمی در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و امیران در جشن نوروز، برای نو پوشاندن کارگزاران و زیر دستان بود. ابوریحان بـیرونی می نویسد : " رسم ملوک خراسان این است که در این موسم به سپاهیان خود لباس بهاری و تابستانی می دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشیدن های نوروزی فراوان یاد کرده اند. و برای این باور است که در وقف نامهً حاجی شفیع ابریشمی زنجانی آمده است :هر سال شب های عید نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عواید موقوفه تهیه و به اطفال یتیم تحویل شود.
سفرنامه نویسان دوره صفویه و قاجاریه، در شرح و وصف جشن های نوروزی، از لباس های فاخر مردم فراوان یاد کرده اند. خرید لباس نو و برخی وسیله های فرسوده ای که به مناسبت نوروز نیاز به " نو " ساختن دارد، رقم عمدهً هزینه های فصلی - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکیل میدهد. بسیاری از خانواده ها که در سوگ یکی از نزدیکان لباس سیاه پوشیده اند، به مناسبت نوروز، به ویژه هنگام سال تحویل، لباسی دیگر میـپوشند. کسانی که به هر علت لباس نو ندارند، می کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پیراهن - در هنگام سال تحویل، نو بـپوشند.
در گذشته که فروشگاه ها و بازارهای فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خیاط ها سفارش می دادند، نوبت های دوخت و کار شبانه روزی خیاطان یکی از دشواری های خانواده ها بود. اگر در روزهای پیش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان های نیکوکاری رسم است که برای کودکان نیازمند لباس تهیه کنند، این کار نیک پیش از آنکه برای کمک و همراهی باشد، برای لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.
این باور کهن را در نوشته ها، توصیه ها و توصیف های نوروزی، همواره می بـینیم که : از طبـیعت پـیروی کنیم، از درختان یاد بگیریم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشیم، که شگون شادمانی و آرامش است.

 

خوراک های نوروزی

در کتاب ها و سند های تاریخی و ادبی کهن، به ندرت از خوراکی هایی که ویژه جشن نوروز (یا جشن های دیگر) باشد سخن رفته است. نویسندگان و مورخان بحث از " خوردنی " ها را، شاید، پـیش پا افتاده، نازیبا و یا بدیهی می دانستند. در کتاب های قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف های دقیق، به شعر و نثر، دربارهً نوروز و مهرگان و جشن ها و آیـین های دیگر کم نیست، ولی از نوع و ویژگی خوراک های جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و امیران و نه در خانه های عامهً مردم، سخنی نرفته است.
در مقاله ها و پژوهش هایی که در این هفتاد و پنج ساله اخیر درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردنی های سفره هفت سین، گاه از غذاهای ویژه شب پیش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده های سنتی شهرها و منطقه های مختلف یاد شده است. خوراکی هایی که با ویژگی های اقلیمی و نوع فراورده های هر منطقه هماهنگی داشت، و در عین حال بهترین و کمیاب ترین غذای منطقه بود؛ و همه قشرهای اجتماعی - فقیران نیز - میکوشند که در این روزها، برای فراهم آوردن غذای بهتر، گشاده دستی کنند و به گفتهً ابوریحان:"این عیدها، یکی از اسبابی است که تنگی روزی فقیران را به زندگی فراخ مبدل می سازد ".
امروز در تهران و برخی شهرهای مرکزی ایران، سبزی پلو ماهی خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شاید بتوان گفت که غذای خاص نوروز در این منطقه است. " پلو " در شهرهای مرکزی و کویری ایران ( می توان گفت غیر از گیلان و مازندران در همهً شهرهای ایران ) تا چندی پـیش غذای جشن ها، غذای مهمانی و نشانه رفاه و ثروتمندی بود. و این " بهترین " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقیر و غنی - در شب نوروز بود. اگر نیک مردی در صد و پنج سال پـیش در استرک کاشان، ملکی را وقف می کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک، وضیع و شریف، ذکور و اناث، صغیر و کبـیر، بالسویه برسانند "، بی گمان به این نیت بوده، که در شب نوروز سفرهً هیچ کس بی " پلو " نباشد.
با پـیدایش و گسترش رسانه های گروهی صنعتی امروز چون روزنامه ها، رادیو و تلویزیون، و وجود برنامه های گونه گون در معرفی جشن ها و آیـین های کهن، نوعی یکنواختی در فراهم آوردن وسیله ها و برگزاری مراسم، در همهً شهرها و استان ها به وجود آمده است. بی گمان تبلیغات مؤسسه های تولید کننده کالاها نیز عاملی موثر در این یکنواختی هاست.

 

دید و بازدید نوروزی، یا عید دیدنی

از جمله آیـین های نوروزی، دید و بازدید، یا " عید دیدنی " است. رسم است که روز نوروز، نخست به دیدن بزرگان فامیل، طایفه و شخصیت های علمی و اجتماعی و منزلتی می روند. در بسیاری از این عید دیدنی ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. کتاب های تاریخی و ادبی، تـنها از عید دیدنی های رسمی دربارها و امیران و رئـیسان خبر می دهند. رسمی که هنوز هم خبرگزاری ها و رسانه ها، به آن بسنده می کنند. " دیدن" های نوروزی که ناگزیر " بازدید " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسی و روبوسی است، در روزهای نخست فروردین، که تعطیل رسمی است، و گاه تا سیزده فروردین ( و می گویند تا آخر فروردین ) بـین خویشاوندان و دوستان و آشنایان دور و نزدیک، ادامه دارد. رفت و آمد گروهی خانواده ها، در کوی و محله - به ویژه در شهرهای کوچک - هنوز از میان نرفته است. این دید و بازدیدها، تا پاسی از شب گذشته، به ویژه برای کسانی که نمی توانند کار روزانه را تعـطیل کنند، ادامه دارد.
تا زمانی که "مسافرت های نوروزی" رسم نشده بود، در شهرها و محله هایی که آشنایی های شغـلی و همسایگی و " روابط چهره به چهره " جایی داشت، دید و بازدید های نوروزی، وظیفه ای بـیش و کم الزامی به شمار می رفت. و چه بسا آشنایانی بودند - و هستـند - که فقط سالی یک بار، آن هم در دید و بازدید های نوروزی، به خانهً یکدیگر می روند. به یاد دارم که در کرمان، در بـین زردشتیان، هنگامی که کسی از دوست و آشنایش گله می کرد که چرا بدیدنش نمی آید، این جمله می گفت : " اگر با هم قهر هم بودیم، دست کم سالی یک بار به خانهً هم می آمدیم " و چه بسیار کدورت ها و رنجشن های خانوادگی و خویشاوندی که به یـُمن دید و بازدید های نوروزی برطرف شده و می شود.
گسترش شهرها، ازدیاد جمعـیت، پراکندگی خانواده های سنتی، محدودیت های شغلی و نیز فرهنگ آپارتمان نشینی، از عامل هایی است که دید و بازدید های نوروزی را کاهش داد. و بر اثر این دشواری ها و محدودیت های زمانی، بسیاری از خانواده هایی هم که به مسافرت نمی روند، برای دید و بازدیدهای نوروزی، از پـیش زمانی را معـین می کنند.
کتاب تذکره صفویه کرمان که گزارشی از رویدادهای سال های 1063 تا 1104 است، " شرح وقایع " هر سال را، با این که محاسبهً ماه و سال بر اساس تقویم قمری است، از برگزاری جشن ها، رسم ها، و آیـین های نوروزی، در دستگاه حکومتی آغاز می کند، از جمله : حاکم و وزیر و آصف حمیده سیر، در نوروز آن سال (1080 قمری) که مصادف با 15 شوال بود، در باغ نظر به عیش و خرمی گذرانده، علما و صلحا وشعرا را به صلات گرانمایه خرسند گردانید (...) و دستار خواهان گسترده، اقسام طعام نزد خاص و عام کشید. روز دیگر به دیدن اعزه ولایت رفته، دو سه روز هم چنین دیدن مردم می نمودند، و بعد از آن هر روزه به ازاء ضیافت نوروزی، هنگامه تیر اندازی گرم بود. تماشای " جنگ گاو و قوچ " نیز در این دوره از آیـین های نوروزی بود : روز نوروز سال 1101 که در 7 جمادی الثانی واقع بود، طرف عصر وزیر به اتفاق ( ... ) در صحرای موًیدی ( در قسمت شمال شهر فعلی کرمان ) جنگ گاو و قوچ طرح انداخته، بعد از آن اسب دوانی کرده، از حضور دوستان جنانی خرمی، و به مقـتـضای وقت کامرانی می نمودند.

 

نوروز اول

در دید و بازدیدهای نوروزی رسم است که نخست به خانهً کسانی بروند که " نوروز اول " در گذشت عضوی از آن خانواده است. خانواده های سوگوار افزون بر سومین، هفتمین و چهلمین روز، که بیشتر در مسجد برگزار می شود، نخستین نوروز که ممکن است بیش از یازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه می نشـینند. و در این روز است که خانواده های خویشاوند لباس سیاه را از تن سوگواران در می آورند. جلسه های " نوروز اول " که جنبهً نمادین دارد، در عین حال از فضای دید و بازدیدهای نوروزی برخوردار است. و دیدارکنند گان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسلیت نمی گویند، بلکه برای آنان " آرزوی شادمانی " می کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـیشتر در شهرهایی برگزار می شود که آخرین روز اسفند را به عنوان یاد بود درگذ شتگان سال سوگواری نکنند.

 

هدیه نوروزی، یا عیدی

هدیه و عیدی دادن به مناسبت نوروز رسمی کهن است، کتابهای تاریخی از پـیشکش ها و بخشش های نوروزی - پـیش از اسلام و بعد از اسلام - خبر می دهند، از رعـیت به پادشاهان حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزیران، دبـیران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ویژه کودکان.
رسم هدیه دادن نوروزی را، ابوریحان بیرونی از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنین آورده : نیشکر در ایران، روز نوروز یافت شد، پـیش از آن کسی آن را نمی شناخت. جمشید روزی نی ای دید که از آن کمی به بیرون تراوش کرده، چون دید شیرین است، امر کرد این نی را بـیرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبریک به یکدیگر شکر هدیه کردند، و در مهرگان نیز تکرار کردند، و هدیه دادن رسم شد.
پـیشکشی رعیت ( تاجر، صنعتگر، کشاورز) و حاکمان ولایت، به پادشاهان و خلفا، در واقع بخشی از باج و خراج و مالیات سالانه بود که - گفته یا نگفته - به آن متعـهد بودند. و " خزانه " کشور از آن آبادان بود. ابوریحان بـیرونی می نویسد : پادشاهان ساسانی آنچه را که پنج روز عید ( به ترتیب؛ اعیان، دهقانان، سپاهیان، خاصان و خادمان ) هدیه آورده بودند، روز ششم امر به احضار می کرد و هر چه قابل خزانه بود نگه می داشت، و آنچه می خواست به اهل انس و اشخاص که سزاوار خلوتـند می بخشـید.
کمپر، سیاح دوره صفوی، از هدیه های حاکمان و ثروتمندان محلی، که برای شاه سلیمان می آوردند، به عنوان " سومین رقم بودجه دربار " یاد می کند. تاورنیه هدیهً یکی از حاکمان را به پادشاه " ده هزار اشرافی " ذکر کرده، و شاردن هدیه های به پادشاه را حدود 2 میلیون فرانک تخمین میزند. " درو ویل " می نویسد : این هدیه های نوروزی علاوه بر طلا، جواهر و سکه های زر، عبارت از اسب های اصیل، جنگ افزار، پارچه های گران بها و شال های کشمیر و پوست های ممتاز و قـند و قهوه و چای و مربا است.
در کتابهای تاریخی و ادبی، بـیش از همه از هدیه پادشاهان به شاعران سخن رفته، هدیه ای که، بنا بر رسم، برای سرودن قصیده ها و مدیحه های نوروزی داده می شد. هدیه به شاعران در جشن نوروز که انگیزه و وسیله ای برای سرودن شعر و مدیحه بود، در واقع نوعی حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار می رفت. از جمله بیهقی می نویسد : روز پنج شنبه هجدهم ماه جمادی الاخری، امیر ( سلطان مسعـود ) به جشن نوروز به نشست، و هدیه ها بسیار آورده بودند، و تکلیف بسیار رفت و شعر شنود از شاعران که شادکام بود، در این روزگار زمستان و فارغ دل، و فترتی نیفتاد و خلعت فرمود، و مطربان را نیز فرمود، و مسعـودی شاعر را شفاعت کردند، سیصد دینار فرمود.
این بخشش ها گاه به اندازه ای بود که می توانست شاعری را توانگر سازد : گویند روز نوروزی، جهت خالدبن برمک وزیر، کاسه ها از زر و نقره هدیه آورده بودند. یکی از شاعران عرب در این باره شعری سرود و به این موضوع اشاره کرد. خالد هر چه در آن مجلس اوانی زر و نقره بود به آن شاعر بخشید. چون اعتبار کردند، مالی عظیم بود و شاعر از آن توانگر شد.
رسم و ضابطه پـیشکش های سنگین بها به پادشاهان و حاکمان تا دوره مشروطیت رایج بود. برقراری مالیات ها و الزام به پرداخت های منظم و حساب شده، پـیشکش های باج و خراج گونه را به مقدار زیادی از اعتبار انداخت. ولی دادن عیدی و هدیه به ویژه از طرف مقام بالا تر ( منزلتی، اقتصادی و سنی ) از رسم ها و آیـین های دیرین فرهنگ ماست. امروز رسم عیدی دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به کسان کم درآمد و خدمتگزاران در محیط کار، به رفتگر، به نامه رسان و ... در عین حال نوعی جبران زحمت و انـتـظار خدمت است. عیدی های امروز بیشتر به صورت نقد و اسکناس نو است. بانک ها پـیش بـینی تهیهً " اسکناس نو " کرده، و در اختیار مشتریان می گذارند. در جامعـه کشاورزی، روستایی و عشایری، در گذشته ای نه چندان دور، پـیشکش های نوروزی فراورده های محلی بود و بخشش ها، کالا و فراورده غیر محلی.
هد یه دادن ها، ک به مناسبت هایی، چون عید، موفقیت، مسافرت، تولد، ازدواج، مرگ (در برخی شهرها، به ویژه جامعـهً عشیره ای رسم است که برای خانواده متوفا غذا، گوسفند، برنج و ... می برند) و .. است، به ویژه در خانواده های سنتی، دارای اهمیت و مفهومی در خور توجه است (که خود پژوهش و گفتاری جداگانه می طلبد). هر چند که چند سالی است واژهً فرانسوی " کادو " برای هدیه هایی چون ره آورد ( سوغات )، چشم روشنی، مبارک باد، جای خالی پا و ... به کار می رود، ولی اهمیت، کیفـیت و کمیت هر یک متمایز است. البته این باور وجود دارد که گرفتن عیدی از دست کسان مورد احترام ( از نظر سنی، منزلتی، خویشاوندی، علمی، نسبی و ...) تبرک، دارای شگون و " دست لا ف " است.

 

کارت تبریک عید

تبریک گفتن عید و جشن نوروز، در نامه هایی که از شهری به شهر دیگر فرستاده می شد، رسمی کهن است. در برخی از منشآت و کتابهای ترسل و نامه نگاری نمونه هایی آمده است، ولی با رواج چاپ، فرستادن " کارت تبریک عید " که با مضمون ها و رنگهای گونه گون تهیه و در دسترس قرار گرفته، وارد فرهنگ ما شده است. با کم شدن دید و بازدیدها - به علت هایی که در پـیش یاد شد - فرستادن کارت تبریک رونق بـیشتری یافته است.

 

چهاردهم فروردین

در واقع آغاز کار و فعالیت های " سال نو " از چهاردهم فروردین است. دبستان ها، دبـیرستان ها و دانشگاه ها از این روز آغاز می شود. مسافرت رفتن پـیش از سیزده را باور عامیانه نحس می داند. کوچ بسیاری از عشایر از چهاردهم فروردین است. تـقسیم آب کشاورزی، در برخی از روستاها و بسیاری از فعـالیت های دیگر، از چهاردهم فروردین شکل می گیرد.

 

باورهای عامیانه

رفتارها و گفتارهای هنگام سال تحویل و روز نوروز، به باور عامیانه، می تواند اثری خوب یا بد برای تمام روزهای سال داشته باشد. برخی از این باورها را در کتابهای تاریخی نیز می یابـیم، و بسیاری دیگر باورهای شفاهی است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسیده است :
- کسی که در هنگام سال تحویل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.
- موقع سال تحویل از اندوه و غم فرار کنید، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.
- روز نوروز دوا نخورید بد یمن است.
- هر کس در بامداد نوروز، پـیش از آنکه سخن گوید، شکر بچشد و با روغن زیتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.
- هر کس بامداد نوروز، پـیش از آنکه سخن گوید، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردی شفا یاید.
- کسانی که مرده اند، سالی یکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر می گردد. پس باید خانه را تمیز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوی خوش کرد.
- کسی که روز نوروز گریه کند، تا پایان سال اندوه او را رها نمی کند.
- روز نوروز باید یک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نیستـند.
- اگر قصد مسافرت دارید پـیش از سیزده سفر نکنید. روز چهاردهم سفر کردن خیر است.
- روز سیزده کار کردن نحس است.

 

منبع: www.farhangsara.com

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تعجب انگیزترین تست روانشناسی سال ۹۰

 به روایت  www.forum.tooptarinha.com

 

۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴

 

۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟!
الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳

 

۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟!
الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال

 

۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶

 

۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟
الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸

 

۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸

 

۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰

 

۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟
الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴

 

۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱

 

۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳

 

•

•

•

 •

 •

•

•

•

•

•

•

•

•

•

•

•

•

•

•

•

پاسخ تست:

شخصیت نوع یک؛
به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.


شخصیت نوع دو؛
کاملا” خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.


شخصیت نوع سه؛
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی منید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.


شخصیت نوع چهار؛
مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید. گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید.

 

منبع : www.forum.tooptarinha.com

 

  عبادت و بندگی             

نماز دریچه ای به سوی روشنایی

پدید آورنده : مهدی سلطانی رنانی

 

در میان عبادات، نماز دارای ارزش والا و اهمیت بسزایی است که از پیشینه ای دیرینه و ماندگار برخوردار است. در قرآن کریم از زبان حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمود:

«و أوصانی بالصلاة و الزکاة ما دمت حیّا»(1)

«خداوند مرا به نماز و زکات سفارش کرده است، تا آنگاه که زنده ام.»

در تاریخ، نخستین عبادتی که خداوند متعال، آن را بر پیامبران به منظور گسترش پیام توحید امر نمود و پیامبر اسلام نیز پیش از هر چیز به برپایی آن فرمان داد، نماز بود. احکام اسلامی در سایه نماز تشریع شده است و تبلیغ آنها بدون سلاح نماز نتیجه قابل قبولی نخواهد داشت.

نماز یکی از عناصر بنیادی و اساسی جامعه اسلامی، به منظور ریشه کن کردن کفر و فرهنگ بیگانه و از تعلیمات مهم زیر بنایی اسلام و یکی از ارزش های اخلاقی، معنوی و اجتماعی این مکتب آسمانی به شمار می رود.

نماز، چون کعبه ای است که سایر اعمال عبادی بر گرد آن می گردد و با آن ارتباط ناگسستنی و محکمی دارد. در قرآن، نماز همپای زکات ذکر شده و اعمال سیاسی ـ عبادی حج با همه ارزش فراگیرش، بدون نماز طواف، ناقص و باطل است. جهاد نیز روح، معنا و انگیزه خود را از نماز می گیرد. در اصل، همه اعمال عبادی اسلام، اعم از فردی و اجتماعی، به نحوی با نماز پیوند، و تحت تأثیر مستقیم آن قرار دارند. به علاوه، نماز عبادتی است که در هیچ حال کنار گذاشتنی و شایان بی اعتنایی و سستی نیست: «الصلاة لا تسقط بحالٍ».

نماز، یاد خدا و سخنی دل انگیز با او و دریچه ای به سوی نور و روشنایی باطنی است. نماز اظهار عبودیت در برابر معبودی یکتا و بی همتا و پرواز ملکوتی همه بندگان به سوی اوست: «الصلاةُ معراج المؤمن»، تا آنجا که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «جعلت قرة عینی فی الصلاة»(2) این پرواز معنوی مایه قرب به درگاه رب العالمین می شود: «الصلاةُ قربانُ کلّ تقیّ».(3)

نقش اثر بخش و تحول آفرین نماز تا بدان پایه است که می تواند مایه رستگاری، تقوا و طهارت دلها و بهبود روابط اجتماعی شود و جریان نیرومند و سنگر استواری در جلوگیری و ممانعت از پلیدیها و انحرافات اخلاقی و اجتماعی باشد؛ زیرا «إنَّ الصلوة تَنْهی عَنِ الفحشاءِ و المنکرِ و لَذکرُ اللّه اکبر ... »(4). چون فواید فردی و اجتماعی این عبادت اصیل بی شمار است، این چنین در فرهنگ اسلام از جایگاهی والا برخوردار شده و قبولی همه اعمال در درگاه حضرت الوهیّت وابسته و مشروط به قبولی آن گردیده است: «اِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ ماسَواها»(5)

نخستین کسی که پس از پیامبر گرامی اسلام به ادای نماز افتخار یافت و مدال معنوی این عبادت استوار اسلامی را به گردن آویخت، علی ـ علیه السلام ـ بود. او نخستین مردی بود که اسلام آورد و پشت سر رسول خدا ایستاد و به نماز او اقتدا کرد.

علی ـ علیه السلام ـ مرد نماز بود و حرکت، و آخرین وصیت آن امام همام نیز توصیه به نماز بود. او همان علی بود که در حال نماز، در محراب عبادت، فرقش شکافته شد و روح بزرگش به ملکوت اعلی پرواز کرد و از دریچه نماز به دیدار حق تعالی شتافت و به فلاح و فوز حقیقی و ابدی دست یافت. خود نیز در نهج البلاغه فرمود:

«اللهم إنّی اَوّلُ مَنْ أنابَ و سَمِع و اَجابَ، لَم یَسْبِقْنی اِلاّ رسولُ الله بالصَّلاةِ.»(6)

«بار پروردگارا! من نخستین کسی هستم که به حق رسیده و آن را شنیده و پذیرفته است، هیچ کس بر من به نماز پیشی نگرفت، مگر رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ .»

در روایتی دیگر از آن حضرت منقول است که فرمود:

«وَ لَقَد صَلَّیْتُ مع رسول اللّه ـ صلی الله علیه و آله ـ قَبْل النّاسِ بِسَبع سنین و أنا اوّل مَنْ صَلّی مَعَهُ.»(7)

خداوندا من آن اوّل کس استم

که حق بشنیده و در کار بستم

زجان و دل شدم سوی انابت

نداهای تورا کردم اجابت

کسی بر من به شهراه حقیقت

به جز پیغمبرت نگرفته سبقت

چو او بهر نماز افراخت قامت

ببستم قامت و کردم قیامت

 

نماز، نشانه ملیّت اسلامی

از دیدگاه امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ نماز نشانه ملیّت اسلامی و عملی است که مسلمانان به آن، ممتاز و مشخص می شوند:

«وَ إقامُ الصَّلوةِ فَإنَّهَا المِلَّة.»(8)

در جاهای دیگر نهج البلاغه نیز، نماز به عنوان شعار اصلی ملّت اسلام معرفی و شناخته شده است. به همین دلیل کسی که نماز را ترک می کند، کافر خوانده شده و از ملیّت دین اسلام و شریعت الهی بیرون رفته است؛ پیامبر اکرم ـ صلی اللّه علیه و آله ـ فرموده:

«بین العبد و بین الکفر ترک الصّلوة.»(9)

«فاصله انسان و کفر، ترک نماز است.»

نماز فی نفسه فعلی فردی است و هر کسی باید در انجام دادن آن تلاش کند، ولی کتاب و سنّت بدین مطلب تصریح دارند که نه تنها نماز گزار موظّف است که خود نماز گزارد، بلکه باید در احیای این فریضه الهی در جامعه اسلامی نیز کوشا باشد، مانند همان عملی که امام علی ـ علیه السلام ـ در معرکه جنگ و سیّد الشهدا امام حسین ـ علیه السلام ـ در ظهر عاشورا انجام دادند و برای نماز فداکاری و جانفشانی نمودند.

نماز، چون کعبه ای است که سایر اعمال عبادی بر گرد آن می گردد و با آن ارتباط ناگسستنی و محکمی دارد.

علاوه بر اینها، نماز از برنامه های مهم ملّی و دینی تمام پیامبران الهی بوده است. نکته مهم دیگر در این باب که ما را به جایگاه ویژه نماز در حکومت الهی ره می نماید، این است که حضرت علی ـ علیه السلام ـ با تأکید فرمود:

«نماز نفس ملّت و دین است.»

از این سخن در می یابیم که اگر در جامعه ای فرهنگ نماز به شیوه صحیح خود، نهادینه شود، و قرآن چنان که شایسته است اقامه گردد، آن جامعه، ملیّت و آیین هویّت اصلی خودش را هرگز از دست نخواهد داد و در مقابل سیل تهاجم فرهنگی غرق نمی شود.

 

اهمیت نماز اوّل وقت

«صَلِّ الصَّلوة لِوَقْتِها الموَقَّتِ لَها و لاتُعَجِّل وَقتها لِفراغٍ و لاتؤَخِّرها عَن وقتها لإشتغالٍ.»(10)

«نماز را در وقت معین آن به جای آر و به دلیل اینکه بی کاری پیش از وقت آن را به جا نیاور و به بهانه کار داشتن آن را به تأخیر مینداز.»

از آنجایی که نمازهای یومیّه، بلکه تمامی فرایض الهی، اوقات معیّن و مشخّصی دارند، نمازگزار با رعایت اوقات نماز، رفته رفته با انضباط و وقت شناس می شود و در واقع، نماز «تمرین وقت شناسی» است. استاد شهید حضرت آیة اللّه مرتضی مطهّری ـ رضوان اللّه علیه ـ می نویسد:

«مسئله مهم دیگری که در باب نماز مورد توجّه واقع شده، دقّت زیاد نسبت به مسأله وقت است، به طوری که دقیقا روی دقیقه و ثانیه آن حساب می شود.»(11)

مسائل تربیتی باید تحت انضباط و شرایط معیّن قرار گیرد تا عدّه ای آن را به فراموشی نسپارند و بهانه ای برای ترک کردن آن نداشته باشند. در حقیقت نماز یک کلاس انسان سازی است.

درباره فضیلت اقامه نماز در وقت مقرّر و عقوبت تأخیر انداختن آن از وقت، در روایات بسیاری سخن رفته است. به عنوان نمونه نوشته اند که حضرت رضا ـ علیه السلام ـ برای استقبال از خویشاوندان خود از خانه و شهر خارج شد، در بین راه وقت نماز فرا رسید، حضرت به کناری رفته و ایستاد و به یکی از همراهان خود فرمود: اذان بگو تا نماز بگزاریم! آن فرد عرض کرد: ما در انتظار میهمانان خود هستیم و نماز را بعد خواهیم خواند. حضرت فرمود: «خدایت بیامرزد، هیچ گاه بدون عذر، نمازت را از اوّل وقت به تأخیر مینداز و همیشه نماز را در اوّل وقتِ آن به جای آور!». سپس به نماز ایستادند.(12)

درباره اوقات شرعی نمازهای یومیّه، امام علی ـ علیه السلام ـ طی نامه ای که به یکی از حاکمان شهرها نوشته، فرموده است:

«امّا بَعْدُ فَصلّوا بالنّاسِ الظُّهرَ حتّی تفی ءَ الشَّمسُ مَرْبِض العَنْز؛ وَ صَلّوا بِهِمُ العَصْرَ وَ الشَّمسُ بیضاءُ حَیَّةٌ فی عُضوٍ مِنَ النَّهار حینَ یُسَارُ فیها فَرْسَخانِ وَ صَلّوا بِهِمُ المَغْربَ حینَ یُفْطِرُ الصّائمُ وَ یَدْفَعُ الحاجُّ إلی مِنی وَ صلّوا بِهِمُ العِشآءَ حینَ یتوارَی الشَّفَقُ إلی ثُلُثِ اللّیل، و صَلّوا بِهِمُ الغداةَ و الرَّجُلُ یَعْرِفُ وَجْهَ صاحبِه.»(13)

«نماز ظهر را به جماعت هنگامی به پا دارید که سایه آفتاب به اندازه دیوار خوابگاه بزی برگردد و نماز عصر را با آنان هنگامی بخوانید که خورشید در پاره ای از روز روشن و درخشان بوده و می توان تا هنگام مغرب، پیاده دو فرسخ راه را پیمود و نماز مغرب را با آنها هنگامی به جا آورید که روزه دار افطار می کند و حاجی به منی روانه می شود و نماز عشا را با آنها زمانی بخوانید که ثلثی از شب گذشته و سرخی پنهان می گردد و نماز صبح را با آنها هنگامی به پا دارید که شخص، چهره رفیق و همراه خود را بشناسد.»

آن حضرت، پس از آنکه محمّد بن ابی بکر را برای فرمانداری مصر انتخاب نمود، دستورالعملی درباره نماز اوّل وقت نوشت و به وی ابلاغ فرمود:

«صَلِّ الصَّلوة لِوَقْتِها، المُوَقَّت لها و ... و اعْلَمْ أنّ کُلّ شی ءٍ مِنْ عملک تَبعٌ لِصَلاتِک.»(14)

نماز را در وقت اختصاصی خودش بخوان (اوّل وقت) و چون بیکار شدی، در انجام نماز شتاب نکن، یا چون به کاری مشغول هستی، نماز را تأخیر مینداز و بدان که تمام اعمال تو در گرو قبولی نماز توست.»

در کتابهای روایی نیز، از علی ـ علیه السلام ـ درباره اهمیّت نماز اوّل وقت و برکات آن سخنان بسیاری ذکر شده است. برای نمونه، ایشان در حدیثی از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل می نمایند که بنده ای نیست که به اوقات نماز و طلوع و غروب خورشید اهمیتی بدهد، مگر اینکه من برای او راحتی هنگام مرگ و برطرف شدن غم و اندوه و نجات از آتش دوزخ را ضامن می شوم.(15)

 

حالات علی ـ علیه السلام ـ در نماز

در این نوشتار سزاوار است که به ذکر جلوه هایی از نماز، حالات معنوی و عبادت علی ـ علیه السلام ـ اشاره شود که به حق باعث تنبّه و تذکّر پیروان آن بزرگوار خواهد گردید.

 

الف: خشوع بی مانند

امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ هنگامی که داخل نماز می شد، همچون بنایی ثابت و استوار و بدون تحرّک بود و چه بسیار رکوع و سجودش طولانی می شد و بدون توجه قلبی ذکر نمی گفت و بدنش از بس بی حرکت بود که گاهی مرغی بر پشت مبارک آن حضرت می نشست، و هیچ کس به جز علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ و علی بن الحسین ـ علیهم السلام ـ طاقت نداشتند که مانند رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نماز بخواند.(16)

روایات فراوانی درباره خشوع آن حضرت وارد شده است، از جمله امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند:

«کان علیٌ إذا قام إلی الصّلاةِ، فقال: و جَّهْتُ وَجْهِیَ لِلّذی فَطَرَ السّموات و الأرض و تَغَیُّرُ لو نِهِ یُعْرف ذلک فی وجهه.»(17)

«هر گاه علی به نماز برمی خاست، می گفت: روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمین را آفرید، و رنگش تغییر می کرد به طوری که در چهره اش پیدا بود.»

در تفسیر قشیری آمده است:

«علی ـ علیه السلام ـ چون وقت نماز می شد، رنگش تغییر می کرد و به خود می لرزید، به آن حضرت عرض می شد، شما را چه شده است؟ می فرمود: هنگام ادای نماز، یعنی امانتی بزرگ رسیده است که خدای تعالی آن را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کرد و آنها از پذیرش آن ابا کردند و انسان آن را به عهده گرفت و من با این ضعف و ناتوانی ام، نمی دانم آیا از عهده برداشتن این بار به خوبی بر می آیم یا نه.»(18)

 

ب: حضور قلب

ابتدا باید توجه نمود که این حالت در نماز یک امر باطنی است که معمولاً درک آن برای شخص دیگر بسیار مشکل و حتّی غیر ممکن است. فقط خدای عزّوجل از باطن و ضمیر نمازگزار آگاه است.

از این رو پی بردن به وجود این حقیقت در شخص نمازگزار بسیار کار مشکلی است. آنچه در منابع مذهبی درباره حالات حضرت علی ـ علیه السلام ـ در نماز نقل شده که مجموعا حاکی از حضور قلب بالای وی در نماز می باشد، فراوان است که در اینجا به ذکر چند نمونه بسنده می کنیم.

نخستین کسی که پس از پیامبر گرامی اسلام به ادای نماز افتخار یافت و مدال معنوی این عبادت استوار اسلامی را به گردن آویخت، علی ـ علیه السلام ـ بود.

 

1ـ بیرون آوردن تیر از پای آن حضرت

در جنگ صفّین تیر از پای حضرت بیرون کشیدند، در حالی که مشغول خواندن نماز بود و حضرت درد را احساس نکرد، و قبل از نماز نیز امکان عمل جرّاحی نبود و سوگند یاد کرد که اصلاً متوجه آن نشده است.(19)

 

2ـ تغییر رنگ سیمای حضرت در نماز

ابن شهر آشوب از تفسیر قشیری روایت نموده: هنگامی که وقت نماز می شد، رنگ امام ـ علیه السلام ـ تغییر می کرد و حالت تزلزل و اضطراب به او دست می داد، کسی پرسید: برای چه این حالت به شما دست داد؟ فرمود:

«جاءَ وقتُ أمانَةٍ عَرضَهَا الله تعالی علی السَّموات و الارض و الجبال فأبین أنْ یَحْمِلْنَها و حملها الانسان(20) فی ضعفی فلا أدری أُحْسِنَ اذا ما حَمَلتُ أم لا؟.»(21)

«وقت ادای امانتی که خدا تعالی آن را به زمین و آسمان و کوهها عرضه داشت و از پذیرش آن سرباز زدند فرا رسیده است و من با این ضعفم نمی دانم که آیا می توانم به خوبی ادای امانت کنم یا نه.»

 

3ـ پاداش الهی بر حضور قلب در نماز

در تفسیر وکیع و سدی و عطا از ابن عباس روایت شده که: دو ناقه (شتر ماده) بزرگ و چاق برای رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ هدیه آوردند، حضرت به اصحاب فرمود:

«هل فیکم أحدٌ یُصلی رکعتین بقیامهما و رکوعهما و سجودهما و وضوئهما و خُشوعهما لا یهتمَّ فیهما مِنْ أمر الدّنیا بشی ءٍ و لا یُحدّثُ قَلْبَهُ بفکر الدّنیا؟ أُهدی إلیه إحدی هاتین النّاقتین.»

«آیا در میان شما کسی هست که دو رکعت نماز با قیام و رکوع و سجود و وضو و خشوع بخواند و در این دو رکعت نماز به امور دنیا فکر نکند و با قلب و دلش نجوای دنیا نکند؟ اگر چنین نمازی را کسی به جا بیاورد، یکی از این دو ناقة را به او هدیه خواهم کرد.»

سه بار جمله فوق را تکرار کرد و هیچ یک از اصحاب جواب نداد. علی ـ علیه السلام ـ برخاست و عرضه داشت:

«أنا یا رسول اللّه، أصَلّی رکعتین، أُکَبِّرُ تکبیرة الإحرام وَ إلی أنْ اُسَلِّمَ منها لا أُحَدِّثُ نفسی بشی ءٍ مِن أمر الدّنیا.»

«ای رسول خدا، من دو رکعت نماز می گزارم، از تکبیرة الاحرام تا سلام آن را به جا می آورم، در حالی که به دلم چیزی از امور دنیا را خطور ندهم.»

رسول خدا فرمود: «یا علی، صَلِّ، صلّی اللّه علیک»؛ «ای علی نماز را بجا بیاور که صلوات خدا بر تو باد.»

امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ تکبیر گفت و نماز را آغاز کرد، همین که سلام داد، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و گفت:

«یا محمّد! إنّ اللّه یُقْرئُکَ السَّلام و یقولُ لک أعطِه احدی النّاقتین.»

«ای محمّد! خداوند سلامت می رساند و می فرماید: یکی از دو ناقه را به علی عطا کن.»

پیامبر خدا که به قدرت حق و علم غیب از ضمیر علی آگاه شده بود، به جبرئیل فرمود:

«إنّی شارطتُهُ أن یُصلّی رکعتین لا یُحَدِّثُ فیهما بشی ءٍ مِنَ الدّنیا، أعطیه إحدی النّاقتین أن صلاهما وَ أنّه جَلَسَ فی التّشهد فتفکّر فی نفسهِ اَیّهما یأخُذ.»

«من با علی شرط کرده بودم که در طول دو رکعت نماز به امور دنیا فکر نکند تا یکی از دو ناقه را به او ببخشم. در حالی که علی در تشهّد نمازش فکر می کرد که کدامیک از دو ناقه را بگیرد!»

جبرئیل عرضه داشت:

«یا محمّد! إنَّ اللّه یَقرئُکَ السّلام و یقول بک: تفکَّرَ اَیّهُما یأخُذُها أسمنهما و أعظمهما فیسخرها و یَتَصَدَّقُ بِها لِوَجهِ اللّه، فکانَ تفکّرُهُ للّه عَزّوجل لا لنفسه و لا للدُّنْیا؛ ... .»(22)

«ای محمّد! خدایت تو را سلام می رساند و می گوید: درست است ولیکن علی می اندیشید که کدام یک از دو ناقه فربه تر و بزرگ تر است تا آن را در راه خدا قربانی نماید و به مردم صدقه دهد، پس تفکر او هم برای خدابوده، نه برای خود و نه برای دنیا.»

 

گناه زدایی نماز

«وَ اِنَّها لَتَحُتُّ الذّنوبَ حَتَّ الوَرَق.»(23)

«نماز، گناهان را مانند ریزش برگ درختان فرو می ریزد.»

نظر به اینکه انسان دارای دو جنبه جسم و روح است، شکی نیست همان طوری که جسم گاهی بر اثر آلودگی نیاز به نظافت و تمیزی دارد، روح و روان نیز بر اثر گناهان و خطاها آلوده و مکدر شده و نیاز به شست و شو و رفع کدورت دارد.

نماز، دعوتنامه حق برای حضور یافتن خلق در یک ضیافت معنوی است؛ ضیافتی که لحظه لحظه آن عروج و نزدیکی به یگانه ای مهربان است.

از نگاه امام علی ـ علیه السلام ـ نماز از مؤثرترین عوامل وارستگیها و شست و شوی گناهان و دفع پلیدیهای روحی است؛ زیرا خواه ناخواه نماز، انسان را به توبه و اصلاح گذشته دعوت می کند. خداوند متعال نیز در قرآن کریم حسنات را عامل از بین رفتن سیّئات معرفی می کند و نماز یکی از مهم ترین و برترین حسنات است: «اَقم الصَّلوة طَرَفی النّهارِ و زُلَفا مِنَ اللیل، إنَّ الحسنات یُذهِبنَ السَّیئاتِ»(24)

از دیدگاه امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه، نماز عامل وارستگی و دوری از گناه و زوال آثار زشت آن است. حضرت در تعبیر زیبایی می فرماید:

«نماز، گناهان را از گناهکار می گشاید چنانکه بند از کسی بگشانید.»(25)

چنان که برگ ریزد از درختان

نماز آن گونه می ریزد گناهان

از نگاه فرهنگی نیز ارزش و اهمیت نماز از آنجا مشخص می شود که بدین وسیله انسان به شخصیت اجتماعی مورد قبول و شایسته ای می رسد و از لحاظ معنوی مورد ستایش قرار می گیرد؛ زیرا نماز همه آنچه را که همانند بندی به دست و پای فرد پیچیده و مانع رشد شخصیت اسلامی اش می شود، می گشاید و برطرف می نماید.

همچنین نماز در کلام مولا علی ـ علیه السلام ـ به نقل از پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ به چشمه آب گرمی تشبیه شده که فرد مؤمن در شبانه روز پنج نوبت خود را در آن شست و شو می دهد، به طوری که چرکی بر بدن او نمی ماند.(26)

به هنگام گنه شستن، تو آن دریای بَس ژرفی

بشر را خوش ترین حرفی، به کوثر بهترین ظرفی

در حکمت های نهج البلاغه نیز درباره تأثیر و نقش نماز و شست و شوی گناهان و امیدواری نسبت به فضل و رحمت الهی آمده است:

«ما أهمّنی ذنبٌ أمْهِلْتُ بَعْدَهُ حتّی أصَلّی رکعتین و أسأل الله العافیة.»

«اندوهگینم نکرد گناهی که در پی آن مهلت یافتم دو رکعت نماز گزارم و از خدا اصلاح حال خود را بخواهم.»(27)

ابن میثم در شرح این جمله نوشته است: «علت اینکه انسان نباید پس از خواندن دو رکعت نماز، نسبت به گناهان اندوهگین باشد، این است که نماز پوشاننده گناهان است».(28)

نماز عبادتی سراسر لذت است که الگوی مجسم و منوری چون علی ـ علیه السلام ـ دارد.

علامه فرزانه، آیت اللّه حسن زاده آملی ـ حفظه الله ـ علاوه بر اینکه علت مذکور را تأکید می نماید، وجه دیگری را نیز بیان می کند و آن عبارت است از: امکان توبه از گناه، بازنده ماندن هر چند به مقدار خواندن دو رکعت نماز.(29)

 

نماز، بزرگ ترین روزنه امید

نقل شده است که روزی علی ـ علیه السلام ـ رو به مردم کرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن کدام است؟ بعضی گفتند:

آیه «إنَّ اللّه لا یَغْفِرُ أنْ یُشرَکَ به ویَغْفِرُ ما دونَ ذلک لِمَنْ یشاء»(30)

«خداوند هرگز شرک را نمی بخشد و پایین تر از آن را برای هر کس که بخواهد می بخشد».

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: خوب است، ولی آنچه من می خواهم این نیست. بعضی گفتند:

«وَ مَنْ یعمَلْ سوأً أوْ یَظلِم نَفسَهُ ثُمَّ یَسْتَغفِراللّه یَجِدِاللّه غفورا رحیما»(31)

«هر کس عمل زشتی انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را غفور و رحیم خواهد یافت.»

امام فرمود: خوب است، ولی آنچه می خواهم این نیست.

بعضی گفتند:

آیه «قُل یا عِبادی الذینَ أسرفوا علی أنْفُسهم لا تقنطوا مِنْ رحمةِ اللّه»(32)

«ای بندگان من که بر خویشتن اسراف کرده اید از رحمت خدا مأیوس نشوید.»

بعضی گفتند:

آیه «وَ الّذین إذا فَعَلوا فاحشةً أو ظَلَموا أنْفُسَهم ذَکَروا الله فاسْتَغفروا لِذنوبِهم وَ مَنْ یَغفرُ الذّنوبَ إلا اللّهُ»(33)

«پرهیزکاران کسانی هستند که هنگامی که کار زشتی انجام می دهند یا به خود ستم می کنند، به یاد خدا می افتند و از گناهان خویش آمرزش می طلبند و چه کسی است جز خدا که گناهان را بیامرزد.»

باز امام فرمود: خوب است، ولی آنچه می خواهم این نیست.

در این هنگام مردم از هر طرف به سوی امام متوجه شدند و همهمه کردند. امام فرمود: چه خبر است؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگری در این زمینه سراغ نداریم. امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم که فرمود: امید بخش ترین آیه قرآن این است:

«وَ اَقِم الصّلوةَ طَرَفی النّهارِ و زُلَفا مِنَ اللّیل، إنَّ الحسنات یُذهِبنَ السَّیئاتِ ذلک ذکری للذّاکرین»(34)

«و نماز را در دو طرف روز به پا دارید و نیز در ساعات اوایل شب، که البته خوبیها، بدیها را از بین می برد، این یادآوری است برای اهل ذکر.»

چه امیدی از این بهتر که هر گاه پای انسان بلغزد یا هوی و هوس بر او چیره گردد و بدون این که عمد و اصراری داشته باشد پایش به گناه کشیده شود، در پیشگاه حضرت الوهیّت به راز و نیاز برخیزد و احساس شرمساری به او دست دهد، که در این حالت گناه او بخشوده می شود و ظلمت و تاریکی از قلب او رخت بر می بندد.

آری گناه و انحراف، دل را تیره و بصیرت را ضعیف می سازد و پرده های غفلت و بی خبری بر جان سایه می افکند و نماز که یاد خدا و احیای فطرت الهی است، نور و روشنی می آورد و با امواج معنوی تطهیر کننده خود آثار گذشته را می زداید و محو می نماید.

 

نتیجه

لحظه ها چون برق و باد می گذرند! در گذار این لحظه ها، وظیفه آدمی است که توشه ای معنوی برای خود ذخیره نماید و خود را برای سفری دراز مهیّا سازد و از پرتگاههای هبوط دهنده سیّئات اخلاقی رهایی یافته، به منزلگاههای صعود دهنده حسنات اخلاقی برسد. بهترین مرافق و مساعد این مسافرت طولانی، تقوی و عمل صالح است و در این میان بنیادی ترین وسیله ای که باعث تقویت ایمان انسان و رابطه قلبی او با خدا می شود و وی را به حقیقت تقوی می رساند، نماز است.

نماز، دعوتنامه حق برای حضور یافتن خلق در یک ضیافت معنوی است؛ ضیافتی که لحظه لحظه آن عروج و نزدیکی به یگانه ای مهربان است. نماز عبادتی سراسر لذّت است که الگوی مجسّم و منوّری چون علی ـ علیه السلام ـ دارد. آن علی که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره اش می فرمود:

«هر کس بخواهد علم آدم، تقوای نوح، بردباری ابراهیم، هیبت موسی و عبادت عیسی را ببیند به علی ـ علیه السلام ـ بنگرد.»(35)

آری! نماز در جلوه گاه و منظَرِ مولای موحدان، صاحب صورتی زیبا و باطنی نظیف است و این خود نشانه ای مهم بر اهمیت این فریضه الهی در تمام دورانهای زندگیِ انسان است. با مشاهده دقیق حالات امام علی ـ علیه السلام ـ در نماز می توان به راهبردهای مهم تر و مؤثرتری در قرب الهی دست یافت.

 

منابع  :

1ـ سوره مریم (19) آیه 31.

2ـ زاد المعاد فی هدی خیر العباد، ج 1، باب الصلاة: نور چشم من در نماز است.

3ـ فروع کافی، ج 3، ص 256؛ نهج البلاغه، حکمت 136.

4ـ سوره عنکبوت (29) آیه 45: نماز (انسان را) از زشتیها و گناه باز می دارد و یاد خدا بزرگ تر است ...

5ـ فروع کافی، ج 3، ص 268.

6ـ نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 131، ص 407.

7ـ الغدیر، ج 3، ص 222.

8ـ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 110.

9ـ بحارالانوار: ملامحمدباقر مجلسی، ج 82، ص 202.

10ـ نهج البلاغه، نامه 27.

11ـ تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضی مطهّری، ص 192.

12ـ بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، ج 83، ص 21.

13ـ نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه 52.

14- نهج البلاغه، نامه 27.

15ـ بحارالانوار، ج 80، ص 9 (کتاب الصلاة، باب الحثّ علی المحافظة علی الصلوات).

16ـ میزان الحکمة، ج 5، ص 382.

17ـ فلاح السّائل، ص 101.

18ـ بحار الانوار، ج 41، ص 17، حدیث 10.

19ـ منهاج البراعة، خویی، ج 8، ص 152.

20ـ اقتباس از آیه 72 سوره احزاب.

21ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 124؛ بحار الانوار، ج 41، ص 17.

22ـ مناقب، ج 2، ص 20.

23ـ نهج البلاغه، خطبه 199.

24ـ سوره هود (11) آیه 114

25ـ نهج البلاغه، خطبه 199.

26ـ فرهنگ آفتاب، عبدالمجید معادیخواه، ص 4781.

27ـ شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 5، ص 395.

28ـ همان.

29ـ شرح نهج البلاغه خویی، ج 21، ص 390

30ـ سوره نساء (4) آیه 116.

31ـ همان، آیه 110

32ـ سوره زمر (39) آیه 53.

33ـ سوره آل عمران (3) آیه 135.

34ـ سوره هود (11) آیه 114.

35ـ شرح تجرید ملا علی قوشچی، باب امامت، و اربعین فخر رازی، به نقل از احمد بن حنبل و بیهقی، ص 474.

 

منبع : نشریه فرهنگ جهاد، بهار 1383، شماره 35

 

  لينک های هفته             

 

سالنمای سال 1391 هجری شمسی

 

تقویم رسمی کشور - سال 1391 هجری شمسی

 

ویژه نامه انسان و فرهنگ - مجموعه مقالات ویژه عید نوروز

 

نمای ایران - پورتال جامع گردشگری و نقشه راه های ایران

 

وب سایت جهانگردی بین المللی All Vacation Travel

 

سرود سپید سبزه زار - ویژه نامه نوروز