ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و پنجاه و دو    

شنبه 9 اردیبهشت 1391 6 جمادی الثانی 1433 28 آوریل 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

« براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد »

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 90 إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ 91 وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ 92 لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّأَحْسَنُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ 93 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللّهُ بِشَيْءٍ مِّنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللّهُ مَن يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ 94 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَو عَدْلُ ذَلِكَ صِيَامًا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ 95

ترجمه فارسی مکارم

 

اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! شراب و قمار و بت ها و ازلام ( نوعى بخت‏ آزمايى )، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد! «90» شيطان مى ‏خواهد به وسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند، و شما را از ياد خدا و از نماز بازدارد آيا (با اين همه زيان و فساد، و با اين نهى اكيد،) خوددارى خواهيد كرد؟! «91» اطاعت خدا و اطاعت پيامبر كنيد! و (از مخالفت فرمان او) بترسيد! و اگر روى برگردانيد، (مستحق مجازات خواهيد بود; و) بدانيد بر پيامبر ما، جز ابلاغ آشكار، چيز ديگرى نيست (و اين وظيفه را در برابر شما، انجام داده است) «92» بر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏ اند، گناهى در آنچه خورده ‏اند نيست; (و نسبت به نوشيدن شراب، قبل از نزول حكم تحريم، مجازات نمى ‏شوند;) اگر تقوا پيشه كنند، و ايمان بياورند، و اعمال صالح انجام دهند; سپس تقوا پيشه كنند و ايمان آورند; سپس تقوا پيشه كنند و نيكى نمايند و خداوند، نيكوكاران را دوست مى ‏دارد «93» اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! خداوند شما را به چيزى از شكار كه (به نزديكى شما مى ‏آيد، بطورى كه) دست ها و نيزه ‏هايتان به آن مى ‏رسد، مى ‏آزمايد; تا معلوم شود چه كسى باايمان به غيب، از خدا مى ‏ترسد; و هر كس بعد از آن تجاوز كند، مجازات دردناكى خواهد داشت «94» اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! در حال احرام، شكار نكنيد، و هر كس از شما عمدا آن را به قتل برساند، بايد كفاره‏اى معادل آن از چهارپايان بدهد; كفاره‏اى كه دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصديق كنند; و به صورت قربانى به (حريم) كعبه برسد; يا (به جاى قربانى،) اطعام مستمندان كند; يا معادل آن، روزه بگيرد، تا كيفر كار خود را بچشد خداوند گذشته را عفو كرده، ولى هر كس تكرار كند، خدا از او انتقام مى ‏گيرد; و خداوند، توانا و صاحب انتقام است «95»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: « قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

خدمات اجتماعی حضرت علی (ع)

حسين شاهد خطيبی

دوران بازداری علی - علیه السلام - از تصدی خلافت، دوران تقاعد و كناره گیری آن حضرت از سایر شئون جامعه اسلامی نبود، بلكه در این فترت، امام - علیه السلام - به انجام خدمات علمی و اجتماعی بسیاری موفق شد كه تاریخ نظیر آنها را برای دیگران ضبط نكرده است.
علی - علیه السلام - از جمله افرادی نبود كه به جامعه و مسائل و نیازهای آن تنها از یك دریچه، و آن هم دریچه خلافت، بنگردكه چنانچه آن را به روی او بستند هر نوع مسئولیت و تعهد را از خود سلب كند. آنها حضرت، به رغم آنكه از تصدی رهبری سیاسی باز داشته شد، برای خود مسئولیتهای مختلفی قائل بود و از آن رو، از انجام وظایف و خدمات دیگر شانه خالی نكرد و به تأسی از توصیه یعقوب به فرزندان خود،[1] از طرق مختلف به صحنه خدمت وارد شد.


اهم خدمات امیرالمؤمنین - علیه السلام - در دوره خلفای سه گانه به قرار زیر بود:
الف ـ دفاع از حریم عقاید و اصول اسلام در برابر تهاجمات علمی علمای یهود و نصارا و پاسخگویی به سؤالات ودفع شبهات آنان.
ب ـ هدایت و راهنمایی دستگاه خلافت در مسائل دشوار، به ویژه امور قضایی.
ج ـ انجام خدمات اجتماعی، كه ذیلاً به اهم آنها اشاره می شود:


1-
انفاق به فقرا و یتیمان
در این مورد كافی است یاد آوری شود كه آیه (الذین ینفقون أموالهم باللیل و النهار سراً و علانیه ً)، به اتفاق مفسران،در باره علی - علیه السلام - نازل شده است.
گرچه این آیه بیانگر وضع علی - علیه السلام - در زمان رسول اكرم - صلی الله علیه و آله - است، ولی انی وضع پس از رحلت پیامبر نیز ادامه داشت و آن حضرت پیوسته از یتیمان و مستمندان دستگیری می كرد و روح بزرگ و مهربان او تا پایان عمر از انفاق به فقرا لحظه ای آرام نگرفت. شواهد بسیاری در این زمینه در تواریخ اسلامی مذكور است كه ذكر آنها مایه اطاله كلام خواهد شد.


2-
آزاد كردن بردگان
آزاد ساختن بردگان از مستحبات مؤكد در اسلام است. از رسول اكرم - صلی الله علیه و آله - نقل شده است كه فرمود:
«
من اعتق عبدا مؤمنان اعتق الله العزیز الجبار بكل عضو عضواً له من النار»[2]
هر كس بنده مؤمنی را آزاد سازد، خداوند عزیز جبار، در برابر هر عضوی از آن بنده، عضوی از شخص آزاد كننده را از آتش جهنم آزاد می سازد.
علی - علیه السلام - در این زمینه نیز، همچون سایر خدمات و فضایل، پیشگام بود و موفق شد از حاصل دسترنج خود (و نه ازبیت المال) هزار بنده را بخرد و آزاد سازد. امام صادق - علیه السلام - به این حقیقت گواهی داده، فرموده است:
«
ان علیا اعتق الف مملوك من كد یده»[3]


3-
كشاورزی و درختكاری
یكی از مشاغل علی - علیه السلام - ، در عصر رسالت و پس از آن، كشاورزی و درختكاری بود. آن حضرت بسیاری از خدمات و انفاقات خود را از این طریق انجام می داد. به علاوه، املاك زیادی را نیز كه خود آباد كرده بود وقف كرد. امام صادق - علیه السلام - در این باره فرموده است :
«
كان امیرالمؤمنین یضرب بالمر و یستخرج الارضین».[4]
امیر مؤمنان بیل می زد و نعمتهای نهفته در دل زمین را استخراج می كرد.
همچنین از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «كاری در نظر خدا محبوبتر از كشاورزی نیست».[5]


4-
حفر قنات
در سرزمینی همچون عربستان كه خشك و سوزان است حفر قنات بسیار حائز اهمیت است. امام صادق - علیه السلام - می فرماید: پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله - زمینی از انفال[6] را در اختیار علی - علیه السلام - گذاشت و آن حضرت در آنجا قناتی حفر كرد كه آن همچون گردن شتر فواره می زد. امام - علیه السلام - نام آنجا را «ینبع»نهاد آب فراوان این قنات مایه نشاط و روشنی چشم اهالی آنجا شد و فردی از آنان به علی - علیه السلام - ، به جهت توفیق این خدمت، بشارت داد. حضرت در پاسخ او فرمود: «این قنات وقف زائران خانه خدا و رهگذرانی است كه از اینجا می گذرند. كسی حق فروش آب آن را ندارد و فرزندانم هرگزآن را به میراث نمی برند».[7]
هم اكنون در راه مدینه به مكه منطقه ای است به نام «بئر علی»كه آن حضرت در آنجا چاه زده بوده است. از بعضی سخنان امام صادق - علیه السلام - استفاده می شود كه امیر مؤمنان - علیه السلام - در راه مكه و كوفه چاههایی حفر كرده است.[8]


5-
ساختن مسجد
تأسیس و تعمیر مساجد از نشانه های ایمان به خدا و آخرت است و امیر مؤمنان - علیه السلام - مساجدی بنا كرده است كه نام برخی از آنها در تواریخ اسلامی ضبط شده است. از آن جمله است :
مسجد الفتح در مدینه، مسجدی در كنار قبر حمزه، مسجدی در میقات، مسجدی در كوفه، مسجدی در بصره.[9]


6-
وقف اماكن و املاک
اسامی موقوفات متعدد و وقفنامه های حضرت علی - علیه السلام - در كتب حدیث و تاریخ به طور مبسوط ذكر شده است. دراهمیت این موقوفات همین بس كه، طبق نقل مورخان معتبر، درآمد سالانه آنها چهل هزار دینار بوده كه تماماً صرف بینوایان می شده است. شگفت آنكه، به رغم داشتن این درآمد سرشار، حضرت امیر - علیه السلام - برای تأمین هزینه زندگی خودبه فروختن شمشیرش نیز ناچار شده بود.[10]
آری، چرا علی - علیه السلام - از خود چنین موقوفاتی باقی نگذارد؟ مگر نه آنكه پیامبر اكرم فرموده است : «هر كس از این جهان درگذرد، پس از مرگ، چیزی به او نمی رسد جز آنكه پیشتر سه چیز از خود باقی گذاشته باشد: فرزند صالحی كه در حق او استغفار كند، سنت حسنه ای كه در میان مردم رواج داده باشد، كار نیكی كه اثرش پس از او باقی باشد.
وقفنامه های حضرت امیر - علیه السلام - علاوه بر آنكه منبع الهام بخشی برای احكام وقف در اسلام است، سندی محكم وگویا بر خدامات اجتماعی و انسانی آن حضرت است. برای آگاهی از این وقف نامه ها به كتاب ارجمند «وسائل الشیعه»،ج 13 كتاب الوقوف و الصدقات، مراجعه شود.

 

[1] . حضرت یعقوب، به فرموده قرآن كریم (سوره یوسف، آیه 67)، به فرزندان خود سفارش كرد كه به شهر مصر از یك در واردنشوند، بلكه از درهای مختلف به آن در آیند.
[2] . سوره بقره، آیه 274 كسانی كه اموال خود را (در راه فقرا) شب و روز و پنهان و آشكار انفاق می كنند.
[3] . فروع كافی، ج 5 ص 74 بحارالانوار، ج 41 ص 43
[4] . همان .
[5] . بحارالانوار، ج 23 ص 20
[6] . سرزمینهایی كه بدون جنگ و خونریزی به تصرف مسلمانان در آید بخشی از انفال است كه مربوط به مقام نبوت است ورسول اكرم از آنها در راه منافع اسلام و مسلمانان استفاده می كرد.
[7] . فروع كافی، ج 7 ص 543 وسائل الشیعه، ج 13 ص 303
[8] . ر.ك . مناقب، ج 1 ص 323 بحارالانوار، ج 41 ص 32
[9] . ر.ك . مناقب، ج 1 ص 323 بحارالانوار، ج 41 ص 32
[10] . كشف المحجه، ص 124 بحارالانوار، ج 41 ص 43
آيت الله جعفر سبحاني- فروغ ولايت

 

منبع : www.lailatolgadr.com

 

  جمله مديريتی              

تلاش و کوشش

 

If someone feels that they had never made a mistake in their life,

 then it means they had never tried a new thing in their life "   .Albert Einstein "

اگر کسی احساس کند که در زندگیش مرتکب هیچ اشتباهی نشده است؛

به این معنی است که هیچ تلاشی در زندگی خود نکرده.

« آلبرت اینشتین »

  حدیث مديريتی             

    طمع ورزی

امام علی علیه السلام فرمودند:

اَكْثَرُ مَصَارعِ‌ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ.
قربانگاه عقل ها غالبا در پرتو طمع ها است.

(محاضرات ج 1 ص 251)

 

  طنز مديريتی              

 انگشتر بی ‌نگین

حاكم، انگشتری بی‌ نگین به دخو هدیه داد.

دخو انگشتر را به انگشتش كرد و از خدا خواست به جای چنین محبتی، یک خانه بی ‌سقف در بهشت به حاكم عطا فرماید.

حاكم پرسید: "چرا بی ‌سقف؟"

دخو جواب داد: " به دل نگیر! ان‌شاالله وقتی نگین انگشتر رسید، سقف خانه هم ساخته می‌ شود."

 

  حکايت مديريتی            

استاندارد شگفت انگیز ژاپنی ها

چند سال پیش، آی بی ام تصمیم گرفت که تولید یکی از قطعات کامپیوترهایش را به ژاپنی‌ها بسپارد.

در مشخصات تولید محصول نوشته بود سه قطعه معیوب در هر ۱۰۰۰۰ قطعه ای که تولید می شود قابل قبول است.

هنگامی که قطعات تولید شدند و برای آی بی ام فرستاده شدند، نامه ای همراه آنها بود با این مضمون

" مفتخریم که سفارش شما را سر وقت آماده کرده و تحویل می دهیم. برای آن سه قطعه معیوبی هم که خواسته بودید خط تولید جداگانه ای درست کردیم و آنها را فراهم ساختیم!

امیدواریم این کار رضایت شما را فراهم سازد.

 

  تکنیک های موفقیت         

همانند یک مدیر عامل سطح بالا فكر كنید

  مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

ممکن است هنوز مدیر عامل نشده باشید، اما دلیل بر این نیست که نمی توانید دو سه چیز هم از رئیستان یاد بگیرید. اگر یاد بگیرید که چطور مثل یک مدیر عامل رده بالا فکر کنید، هیچوقت عقب نخواهید ماند.

در اینجا به چند طرز تفکر مدیر عاملی اشاره می کنیم. باز به یاد داشته باشید: حتی اگر مدیر عامل هم نباشید، این طرز تفکر ها می تواند به شما کمک کند.

 

1- تصویر بزرگ را ببینید

اسیر کارهای روزمره تان نشوید. اگر هر روزتان مثل دیروز است، باید فکری به حال آن کنید. همیشه به خود یادآوری کنید که دلیل کار کردنتان چیست. برای خود هدف بسازید. (و وقتی به اهداف خود رسیدید برای خود جایزه تعیین کنید.) سعی کنید مسئولیت های مختلفی در اداره بگیرید تا کارتان از یکنواختی در بیاید.

برای مثال، اگر چند روز در هفته کار می کنید، این برنامه کاری ممکن است برایتان خسته کننده شود. اما دیدن نتایج مثبت پایانی، و گاه گاهی به خود مرخصی دادن از یکنواختی و خسته کنندگی آن کمتر می کند. نکته اینجاست که در کار همیشه باید تصویر بزرگ را ببینید، نه هیچ چیز دیگری...

 

2- انجام کارها را اولویت بندی کنید

شما نمی توانید همه ی کارها را در یک زمان انجام دهید. بنابراین باید انجام کارهای خود را اولویت بندی کنید. همیشه یک یا دو کار را در راس بقیه بگذارید. برای همه ی کارهای خود زمان تعیین کنید.

 

3- خلاقیت داشته باشید

حتی چند ساعت هم که شده در هفته وقت بگذارید و خلاقانه فکر کنید، سعی کنید برای توسعه دادن کارتان راه های جدیدی پیدا کنید. خلاقیت همیشه خوب است، چه سر کار و چه در خانه. با خلاقیت می توانید دنیای جدیدی بسازید، و دیگر کارها برایتان یکنواخت و خسته کننده هم نخواهد بود.

 

4- مسئولیت پذیر باشید

مسئولیت همیشه به معنای قدرت نیست، به معنای داشتن تصمیم گیری های هم خوب و هم بد است. یک رئیس خوب کسی است که به جای گذشتن از اشتباهات، با آنها سر و کله می زند. اگر شما رئیس هستید و شرکتتان در یک پروژه شکست می خورد، این شکست متعلق به شماست، نه متعلق به افراد پایین دست شما.

مسئولیت پذیر بودن همانقدر که در کار مهم است، در زندگی خصوصیتان هم مهم است. اگر سعی کنید مسئولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و در صدد جبران آنها برآیید، همیشه موفق تر خواهید بود و احترام بیشتری نیز کسب خواهید کرد.

 

5- به دقت برای کارهایتان نماینده تعیین کنید

از آنجا که شما نمی توانید همه ی کارهایتان را خودتان انجام دهید، یاد بگیرید که به کارمندانتان اطمینان کرده و مسئولیت انجام بعضی کارهایتان را به آنها واگذار کنید. اگر می بینید که یکی از کارمندانتان می داند که چطور امور مالی شرکت را اداره کند، بگذارید امتحان کند و شما به سایر کارهایتان برسید.

روی توانایی های همه کار کنید. اگر کارها را بر اساس توانایی های کارمندانتان به آنها واگذار کنید، مطمئناً وضعیت شرکت را بسیار بهتر خواهید کرد. بعضی از این تصمیم گیری هایتان ممکن است باعث علاقه ی افراد به شما نشود، اما آینده ی شرکت را مثبت تر خواهد کرد.

 

6- عملکردتان را نشان دهید

نشان دادن توانایی هایتان به اندازه ی داشتن این توانایی ها مهم است. اگر یك متخصص هستید، انتظار می رود که طریقه ی لباس پوشیدنتان هم مثل یک فرد متخصص باشد. البته نمی گویم که طریقه ی لباس پوشیدنتان باعث می شود بهتر کار کنید، اما می تواند به شما قدرت اعتماد به نفس دهد. در مورد مهارت های حرف زدن نیز وضع به همین منوال است. اگر مرتباً در حرف زدنتان اشتباه داشته باشید، کم کم کسی دیگر به حرفهایتان گوش نخواهد کرد.

 

7- از عهده ی کارهای شاق هم برآیید

اگر رئیس شما نیستید، از انجام کارهای سخت ابا نداشته باشید و هر کاری که به شما واگذار می شود را بدون شکوه و شکایت انجام دهید. اما اگر رئیس شما هستید، باز هم همین طور عمل کنید. اگر گاهی کار یکی از زیر دستانتان به شما می افتد و مجبور به انجام آن کار هستید، ابایی نداشته باشید. انجام آن کار مهم است پس دست به کار شوید.

  

8- کار افراد بالا دستتان را هم یاد بگیرید

هر کسی برای خود رئیس دارد. اگر مدیر عامل شرکت هم شما باشید باز هم کسی بالا دست شما هست. باید یاد بگیرید که بالا دستی هایتان هم چطور کارهایشان را انجام می دهند. تا آنجا که می توانید باید در این زمینه اطلاعات جمع آوری کنید. اگر بدانید که چطور کار افراد بالاتر از خود را انجام دهید به دیگران این تفکر را می دهد که بعد از او شما بهترین کس برای دستیابی به آن پست هستید.

  

9- موفقیت هایتان را جشن بگیرید

همه ی مدیر عامل ها این کار را نمی کنند، اما باید بکنند. موفقیت چیزی نیست که همه به دست آورند و بسیار نادر است. یک مدیر عامل خوب باید این خوشحالی را بقیه افراد و کارکنانش سهیم شود و به آنها نیز پاداش دهد. این کار به آنها انگیزه ای قوی برای ادامه ی کار خواهد داد. پس اگر موفقیتی عایدتان شد یا ترفیع رتبه گرفتید، فراموش نکنید که همکارانتان را یک شب شام مهمان کنید.

 

هدفمند جلو روید

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

آسان است که موقعیت فعلیتان را با موقعیت ایده آلتان مقایسه کنید. ببینید الان کجا هستید، و در آینده به کجا می خواهید برسید. این کار به شما انگیزه می دهد. برای خودتان ایجاد هدف کنید و بعد در صدد رسیدن به آن هدف برآیید. ابزار و امکانات لازم برای رسیدن به هدفتان را فراهم کنید و با انگیزه جلو بروید.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  نکات مدیریتی             

ده روش غلط در مدیریت

  مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

1) وقتی کارکنان، خوب کار می ‌کنند، مدیران اصلاً توجه نمی‌ کنند، ولی در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبیه می‌ کنند.

2) مدیران ناکارآمد، واقعیت‌ها را برای کارکنان بازگو نمی ‌کنند. آنها در حالی که اخبار خوشایند را بزک کرده و به شکل بزرگ نمایی شده به کارکنان خود نشان می ‌دهند، سعی می ‌کنند اخبار ناگوار را کوچک یا پنهان کنند.

3) ارزیابی عملکرد افراد را عموماً براساس عملکرد انفرادی آنان محاسبه می‌کنند، ولی برای سینرژی و فرهنگ توان افزایی و هم افزایی ارزشی قائل نیستند.

4) با افرادی که  کارکرد ناچیز و کارکرد برجسته دارند، یکسان برخورد می ‌کنند. این برخورد باعث می ‌شود کارکنانی با موقعیت اول همیشه در حال تمسخر و پوزخند و کارکنانی با موقعیت دوم، همیشه بی‌ انگیزه باشند.

5) با اجرای سیاست تفرقه ‌بینداز و حکومت کن، بر تیرگی روابط افراد سازمان دامن می ‌ز‌نند.

6) کارهای کوچک را به آدم‌ های بزرگ و شایسته و کارهای بزرگ را به آدم‌های نالایق می ‌سپارند.

7) با دیکته کردن قدم به قدم فعالیت‌ها، ابتکار عمل و خلاقیت را از کارکنانشان سلب می‌ کنند.

8) با عدم انعطاف‌ پذیری و عدم استقبال از انتقادات با روی باز، شجاعت و جسارت در نظریات و بیان عقاید را از کارکنان سلب می‌ کنند.

9) به دلیل عدم تشخیص فرصت‌ها و تهدیدها،‌ از انجام به موقع و حرکت‌های توام با ریسک معذور است.

10) نداشتن برنامه ریزی استراتژیک و چشم ‌اندازهای لازم، سبب ناتوانی در برداشتن موانع از سر راه و در نتیجه بزرگ شدن مشکلات می‌ شود.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

اهمیت بازخور برای مدیران

دكتر علی اصغر فانی

 طیبه عباسی

بازخور 360 درجه

مقدمه
بازخور360درجه(360
DEGREE FEEDBACK) یك روش مناسبی در زمینه توسعه كیفیت رهبری و مدیریت توسعه است. این فرایند، سیكل كاملی است كه خلاصه بازخوری از همه افراد (سرپرستان، زیردستان و همكاران) در مورد جنبه‌های مختلف سبك رهبری و مدیریت و عملكردشان ارائه می كند. بعضی از سازمانها بازخور را برای یك بخش از سازمان و به طور سیستماتیك انجام می دهند. بازخور به افراد كمك می كند تا ادراك خود را در مورد محیط كاریشان، با ادراك ارزیابی‌كنندگان مهم مقایسه كنند. این ارزیابی‌كنندگان می تواند شامل همكاران، زیردستان، مدیران و حتی مشتریان، عرضه‌كنندگان و اعضای اتحادیه باشند. برنامه بازخور چند منبعی و بازخور 360 درجه از روشهای توسعه یافته فرایندهای ارزیابی عملكرد، بررسیهای سازمانی و بازخور مشتری (بخشی از مدیریت كیفیت جامع) استخراج شده است. سیستم‌های بازخور 360 درجه به دلیل رواج ساختارهای تیمی و سازمانی مسطح‌تر و همچنین در واكنش به مشكلاتی كه با سیستم‌های مدیریت عملكرد سنتی وجود داشته، توسعه یافته است. (ران كاسپیون، 2000) تعاریف مختلفی از این فرایند ارائه شده است. به طور كلی بازخور 360 درجه یا بازخور چند منبعی، یك رویكرد ارزیابی عملكرد است كه بر داده های جمع آوری شده از سرپرستان، همكــــــــاران، زیردستان، مشتریان و عرضه كنندگان تكیه دارد. (مك كارتی، 2001)
 
 اركان بازخور 360 درجه
 لپسینگر و لوسیا (1997) بیان می كنند كه فرایند بازخور 360 درجه، جمع ادراكات مرتبط با رفتار یك فرد است. بنابراین، برنامه بازخور 360 درجه، درصدد است تا توجه افراد را به رفتار خود در محیط كاری و نحوه‌ای جلب كند كه بر سایر اعضای سازمان (كه با آنها كار می كند) تاثیر می گذارند.
 ارزیابی 360 درجه اطلاعات ورودی بازخور را از یك رویكرد تك بعدی بالا به پایین به رویكرد چند بعدی (زیردستان، همكــاران و مشتریان) عمومیت می بخشد و می تواند یك «ارزیابی بدون مرز» باشد. از این لحاظ مفهـوم بـــازخور 360 درجــه به نظر می رسد، با رویكرد تئوری سازمان بدون مرز متناسب باشد. واژه‌های متداولی كه برای بازخور 360 درجه استفاده می شود؛ عبارتند از: «ارزیابی ذی نفعان»، «بازخور چند معیاره»، «ارزیابی سیكل كامل»، «ارزیابی چند منبعی»، «ارزیابی همكار - زیردست»، «ارزیابی عملكرد گروه»، «ارزیابی چند دیدگاهی». (مك كارتی، 2001) لپسینگر و لوسیا اشاره می كنند كه بازخور 360 درجه با بازخور چند منبعی همخوانی زیادی دارد. آنها یك سیستم ارزیابی چند منبعی ارائه می كنند كه متداولترین منابع ارزیابی به‌كار گرفته شده در آن عبارتند از: روسا، زیردستان، خود فرد، همكاران و غیره.....  بازخور 360 درجه، در بسیاری از این منابع با بازخور چندمنبعی مشترك است. این فرایند نیز دارای چهارعنصر اصلی است.
 
 ارزیابی بالا به پایین: شكل سنتی ارزیابی كه سرپرستان، مدیران و زیردستان را ارزیابی می‌كنند و هنوز بخش مهمی از فرایند بازخور 360 درجه است، كه می‌تواند اطلاعات آموزنده‌ای برای افراد ارائه كند. در این نوع ارزیابی، چهار رئیس وجود دارد كه می‌توانند منبع معتبری برای بازخورد باشند. ساده‌ترین و نزدیكترین منبع به افراد «مافوق بلافصل» است و «مدیران ماتریسی»، «مدیر بلافصل قبلی» و سایر روسا نیز در این ارزیابی مشاركت دارند. (جونز و برلی، 1379) ! ارزیابی پایین به بالا: یكی از ابتكارات اصلی فرایند بازخور 360 درجه اینست كه زمینه‌ای برای ارائه بازخورد به فرادستان ایجاد می شود. در ارزیابی زیردستان یا بازخورد پایین به بالا، زیردستان عملكرد مدیران و سرپرستان را از چندین بعد ارزیابی می‌كند و نتایج ارزیابی را به فرد اصلی ارائه می‌دهند. بازخور پایین به بالا به عنوان یك عنصری از فرایند گسترده بازخور 360 درجه است و همچنین فرایند مهمی است كه به توسعه سازمان و افراد كمك می‌كند.
 
 برناردین وبتی (1987) به این نكته اشاره می كنند كه باوجود اینكه علاقه زیادی به استفاده از ارزیابی پایین به بالا، در سیستم ارزیابی عملكــرد در تئوری و عمل مشاهده می شود. بااین حال تعداد كمی از سازمانها، از آن به‌صورت بهینه استفاده می‌كنند. به بعضی از دلایل در این زمینه می توان اشاره كرد: سازمانها به این نتیجه رسیده‌اند كه «ارزیابی بالا به پایین» متداولترین رهیافت ارزیابی است و در مقایسه با ارزیابی «پایین به بالا» با سبك استبدادی سازگارتر است. همچنین، مطالب تئوریك كمتری در زمینه ارزیابی پایین به بالا وجود دارد تا در سازمانها تغییر سیستم ارزیابی عملكرد استفاده كنند. (مك كارتی، 2001) بازخور همكاران: در مدل بازخور 360 درجه، ارزیابی همكاران یك دیدگاه 180 درجه در زمینه ارزیابی عملكرد فرد ارائه می كند. بازخور همكاران، توسط كن و لاولر بدین صورت تعریف می شود: «فرایند مشاركت گروهی از افراد كه در مورد فرد قضاوت می كنند، به طوری كه هركدام از آنها دارای رفتار، ویژگی یا موفقیت منحصر به فردی هستند.» آنها همچنین سه روش «ارزیابی همكاران» را بر می‌شمرند: (مك كارتی 2001) ! معرفی همكاران: افراد یك گروه، یك سری افراد را تعیین می كنند كه در یك ویژگی خاص یا بعدی از عملكرد، در بالاترین سطح گروه باشند.
 
 - ارزیابی همكاران: اعضای گروه، بااستفاده از یك مقیاس ارزیابی و براساس یك سری ویژگیهای پرسنلی یا عملكردی خاصی، سایر افراد را ارزیابی می كنند.
رتبه بندی همكاران: اعضای گروه، براساس یك یا چند عامل، همدیگر را از بهترین تا بدترین (بـــه صورت یك طیف) رتبه بندی می كنند. كن و لاولر بیان می كنند كه یافته‌های پژوهشی ارزیابی همكاران نشان می دهد كه این روش، جنبه‌های قابل دسترس بودن، اعتبار و دوری از تعصب و گرایشات منفی را در روشهای ارزیابی تقویت می كند. ! خود ارزیابی: به فرایندی دلالت دارد كه به مــوجب آن، فرد عملكرد خودش را ارزیابی می كند. در این فرایند، خود فرد به عنوان منبع ارزیابی و علاقه‌مند به خود ارزیابی است.
 
 در زمینه خود ارزیابی (به عنوان یك منبع ارزیابی) در مقایسه با ارزیابی همكاران و زیردستان مباحث كمتری ارائه شده، ولی زمانی كه این منبع ارزیابی در درون فرایند بازخور 360 درجه به‌كار گرفته می شود، یك سری مسائل نیاز به بررسی دارند. كاردی و دوبینز (1994) بحث می كنند كه خودارزیابی، باعث توسعه و بهبود در ارزیابی عملكرد می شود و از رشد تیم‌ها و مشاركت سطح بالا در سازمانها ناشی می شود. باوجود این، باروچ (1996) اشاره می كند كه در بین سایر منابع سیستم ارزیابی چندمنبعی، منبع خودارزیابی، بیشتر از سایر منابع نادیده گرفته می شود. همچنین آلبرایت و لوی (1995) خاطرنشان می‌سازند كه افراد صرفنظر از اینكه آیا در ساختار رسمی سازمان نیاز به انجام خودارزیابی هست یا نه، به ارزیابی عملكردشان می پردازند. بنابراین، لازم است كه خودارزیابی به عنوان یك عنصر در فرایند ارزیابی عملكرد شناخته شود تا افراد مسئولیت عملكرد خود را برعهده بگیرند. تورنتون (1980) در زمینه علت استفاده سازمانــــها از خودارزیابی، به دلایلی اشاره می كند: ! ارزشیابی عملكرد فعلی براساس اهداف مجری (ارزیابی كننده)؛
 - تعیین نیازهای مهارت‌آموزی و توسعه؛
 - گزارش دهی موفقیت های گذشته هنگام بكارگیری در یك شغل جدید؛
 - سنجش ساختار بررسی عملكرد فرد و مطالعاتی در زمینه مباحث انگیزشی.
 
 
 علل رواج بازخور 360 درجه

 ارزیابی چندمنبعی در سال 1980 در سازمانها رواج یافت و به عنوان یك ابزار توسعه، به‌طور گسترده استفاده شد. ارزیابی پایین به بالا و ارزیابی همكاران در 1970 و اواخر 1980 مورد توجه قرار گرفته شد، اما تا اواخر 1990 طول نكشید كه بازخور 360 درجه متداول شد. در اواخر 1980 كتابهایی در زمینه بازخور چندمنبعی منتشر شدند كه حاصل تحقیقات انجام گرفته به‌وسیله «مركز رهبری خلاق در گرینبور» بودند. براساس این تحقیقات سه یافته به‌دست آمده است:
 1 - بازخور یك عنصر كلیدی در توسعه و شخصیتی و حرفه ای است؛
 2 - بسیاری از مدیران كارآمد، یادگیرندگان هستند. به عبارت دیگر، مدیران اثربخش، فرصتهای یادگیری و توسعه را تشویق می
‌كنند؛
 3 - بسیاری از افراد، در محیطهایی با بازخور ضعیف، فعالیت می كنند.
 به ‌طور كلی محققان معتقدند، یك سری عواملی هستند كه در تكامل ارزیابی منابع چندگانه نقش تسریع‌كنندگی را برعهده دارند. اولین عامل بررسی نگرش كاركنان است. این بررسیها در زمینه بررسی رضایت كاركنان براساس ابعادی چون خط‌مشی، رویه‌ها، محیط كاری، مزایا و پاداش است.
جنبش مدیریت كیفیت جامع، با تاكید بر كیفیت و رضایت مشتری به عنوان یك نیروی پیش برنده در توسعه بازخور 360 درجه عمل می كند. مدیریت كیفیت جامع به‌ویژه برخدمات مشتری / كیفیت توجه دارد. در تلاش برای كیفیت برتر، بازخور 360 درجه منبع اطلاعاتی قوی و بسیار مفیدی ارائه می‌كند، به‌دلیل اینكه، بااین روش، مشتریان و عرضه كنندگان از جهات مختلف می توانند بازخور دهند. گروت (1996) مدعی است كه مدیریت كیفیت جامع به‌صورت یك نیروی تقویت كننده در پیشرفت و توسعه افراد به‌كار گرفته شده است، بااین تصور كه نزدیكترین افراد در شغل، دارای بهترین موقعیت برای ارزیابی عملكرد و در نتیجه برای پیشنهاد روشهایی برای توسعه و بالندگی هستند. از این رو، مدیریت كیفیت جامع، ابزاری برای توسعه فرایندهای بازخور 360 درجه بود. عامل تسهیل‌كننده دیگر، خود ارزیابی است. تورنو و لوندن(1996)بحث می‌كنند كه ارزیابی سنتی سرپرست به ارزیابی‌كنندگان دیگری نظیر زیردست، همكاران گسترش یافته است تا سیستم ارزیابی عملكرد مناسبتر و منصفانه‌تری در سازمان ایجاد شود. آنها اشاره می‌كنند كه نیاز مدیران برای انطباق با محیط تجاری متغیر، دلیل اصلی و رواج بازخور 360 درجه در دهه‌های گذشته بوده است. منابع ارزیابی (درون و بیرون) سازمان اطلاعات مهمی ارائه می كنند تا سازمان قابلیت انطباق پیدا كند.
 
ادواردز و اون (1996) بررسی كرده‌اند كه مدیریت برمبنای هدف در 1960 و 1970 رواج یافت. به عنوان بخشی از رهیافت مدیریت برمبنای هدف، افراد به مشاركت در توسعه اهداف كاری و ارزیابی عملكرد خود در مقابل این اهداف تشویق می شوند. بنابراین، مفهوم خودارزیابی عملكرد در فرایند بازخور 360 درجه، یك مفهوم كاملاً جدیدی نیست، بلكه از فرهنگ مدیریت برمبنای هدف ناشی می شود. لپسینگر و لوسیا (1998) فرض می‌كنند كه افزایش رقابت و تمركز بر مشتری روشهای رایج دهه 1990 بودند و این روشها در اتخاذ و رواج ارزیابی منبع چندگانه به‌صورت یك كاتالیزور عمل كرده است. آنها بیان می كنند كه انتقال از ساختارهای سازمانی سسله مراتبی و بوروكراتیك به ساختارهای مسطح باعث رشد و توسعه بازخور 360 درجه شد. به عبارت دیگر، یكی از پیامدهای ساختارهای سازمانی مسطح‌تر این است كه، مدیران بیش از پیش به همكاری با سایر افراد سازمان نیاز دارند و انتظار می رود به نتایج دست یابند، حتی اگر آنها هیچگونه نظارتی بر روی افراد نداشته باشند. با چنین ساختارهایی، رهیافت سنتی ارزیابی به عنوان منبع ارزیابی، كارایی نداشته و به فرایند جامعتری نیاز است كه به موجب آن همكاران، مشتریان و سایر ذی ‌نفعان بتوانند به فرد بازخور ارائه دهند. والدمن و همكاران (1998)، به دلایل دیگری در زمینه اتخاذ فرایندهای بازخور 360 درجه اشاره می‌كنند: اول، ارائه بازخور به مدیران كمك می كند تا از طریق تلقی همكاران، زیردستان، سرپرستان و مشتریان آگاهی یابند، تا در رفتار و عملكرد تغییرات مثبتی ایجاد كنند. دوم فرض می شود، كه اجزای فرایندهای بازخور 360 درجه به افزایش سطح اعتماد و ارتباط، شكایت كمتر و رضایت بیشتر مشتریان منجر خواهد شد. (مك كارتی، 2001) بااین حال بسیاری از محققان و دانش پژوهان ضمن تایید كــارایی بـــازخور بحث می كنند كه فرایند ارزیابی عملكرد، اگرچه، یك عنصر مهمی در كل فرایند عملكرد است، همواره در بسیاری از سازمانها، عامل منفی تلقی شده است. مایر (1991) ادعا می‌كند كه بسیاری از مدیران ارزیابی عملكرد را كار دشوار و ناخوشایندی تلقی می كنند كه انجام آن در سازمان ضروری است. تیلور و همكارانش (1995) اشاره می‌كنند كه ارزیابی عملكرد چالش عملی برای همه كسانی است كه در فرایند درگیرنـــد. و لاولر خاطرنشان می سازد كه مدیران فرایند ارزیابی عملكرد را دوست ندارند.
 
 به ‌طوری كه بدون فشار قوانین اداری آن را انجام نمی ‌دهند؛ آنها اصلاً ارزیابی را با زیردستان در میان نمی‌گذارند. فولگر و كروپانزانو (1998)، چارچوبی از مشكلات مرتبط با بازخور منفی را، در محتوی مصاحبه ارزیابی عملكرد ترسیم می كنند. آنها بحث می كنند كه بسیاری از مدیران ارائه بازخور منفی را دوست ندارندو در زمینه ارائه آن نیز از مهارت لازم برخوردار نیستند و در نتیجه، عملكردها، اغلب مطلوبتر از حد واقعی ارزیابی می گردد و باعث كاهش قابل توجهی در اثربخشی فرایند مدیریت عملكرد می شود. این نقص و ناكارآمدی در ارزیابیهای مدیریت نیز مشهود است كه به بعضی از عوامل موثر در این امر می توان اشاره كرد: (لانگنچر، 1997) - معیار عملكرد نامشخص / ابزارهای ارزیابی ناموثر؛
 - روابط كاری ضعیف؛
 - عدم دسترسی مافوق به اطلاعات لازم در زمینه عملكرد واقعی؛
 - فقدان بازخور عملكرد در حال بهبود؛
 - نگرش منفی؛
 - فقدان توجه به بهبود و توسعه مدیریت؛
 - ارتباط ناموثر با سیستم‌های پاداش دهی؛
 - فقدان مهارت و انگیزه لازم در مدیران برای ارزیابی عملكرد؛
 - عدم ثبات در ساختار و فرایندهای سازمان
 لاندن و بتی (1993)، در این زمینه بحث می كنند كه ارزیابی عملكرد به این شیوه (سنتی) با پیامدهای سازمانی چون، تغییرات شغلی و حقوق، تصمیمات مربوط به انتقال و ارتقا، تغییرات شغلی و حقوق ارتباط دارد و طبیعتاً باعث بهبود عملكرد واحد كاری یا رفتار مدیر نخواهد شد.
 آنها پیشنهاد می كنند در حالی كه تصمیمات مربوط به توسعه و مهارت آموزی كه نتیجه حمایت‌شدهء ارزیابی عملكرد سنتی است. ولی دستیابی به این هدف، غالباً مشكل است، به‌دلیل اینكه، ارزیابی عملكرد مبتنی بر عملكرد گذشته است. از سوی دیگر، بازخور 360 درجه معمولاً در سازمانها، به‌عنوان ابزار توسعه برای یادگیرندگان استفاده می‌شود.
 مهمترین تفاوت بین ارزیابی سنتی و بازخورد 360 درجه اینست كه رهیافت سنتی تنها یك منبع ارزیابی دارد، در حالی كه رویكرد بازخور 360 درجه شامل چندین منبع است، بنابراین جامعتر از رهیافت سنتی است.
 بكر و كلیموسكی، اشاره می كنند كه برخلاف ارزیابی سنتی سرپرست، بازخور 360 درجه، پیچیدگی مدیریت و ارزشها و ورودی این منابع متفاوت را تشخیص می دهد. جدول زیر خلاصه ای از تفاوتهای كلیدی بین دو رهیافت ارزیابی عملكرد را ارائه می كند. جدول (1)
 
 مراحل فرایند بازخور 360 درجه
 سیستم بازخور 360 درجه شامل مراحل مختلف است: (مك كارتی، 2001)
 1 - تعیین هدف بازخور 360 درجه: هدف بازخور 360 درجه اینست كه اطلاعات به‌دست آمده از فرایند برای توسعه مسیر شغلی و ارزیابی عملكرد استفاده شود. این هدف بایستی در ابتدای فرایند مشخص شود و با همه ذی‌نفعان درگیر در فرایند مرتبط باشد.
 2 - انتخاب ابزار جمع‌آوری داده: ابزارهای ارزیابی شامل پرسشنامه‌هایی است كه توسط ارزیابی‌كنندگان مختلف پر می‌شود، باوجود این، بعضی از سازمانها از مصاحبه نیز استفاده می‌كنند. البته تعداد این سازمانها كم است.
 3 - تصمیم‌گیری در زمینه موارد: در این زمینه توصیه می شود كه به جای ویژگیهای عمومی بررفتار واقعی فرد توجه شود. بسیاری از صاحبنظران پیشنهاد كرده‌اند كه آیتم‌های ارزیابی باید بر محتوی خاصی مبتنی باشند. بــه طوری كه بتواند خطای ارزیابی را كاهش دهد. رفتارهایی كه ارزیابی می شوند، باید از چشم‌انداز و ارزشهای سازمان ناشی شود.
 4 - تصمیم‌گیری در مورد دریافت‌كنندگان بازخور: در این مرحله دریافت‌كنندگان بازخور تعیین می شوند. در ادبیات مدیریتی، این عقیده مطرح است كه افراد بایستی برای مشاركت در برنامه بازخور داوطلب باشند. مشاركت اجباری می‌تواند تهدیدكننده باشد و اثربخشی سیستم را به خطر بیندازد. بازخور 360 درجه، به‌دلیل بازخور غنی كه به‌وسیله زیردستان فراهم می شود، ابزار مفیدی در برنامه‌های توسعه رهبری است.
 5 - پرورش ارزیابی ‌كنندگان و ارزیابی‌ شوندگان: ارتباط با همه ذی‌نفعان درگیر در فرایند بازخور 360 درجه در مرحله طراحی و اجرای بازخور نیاز است و مهارت‌آموزی بخشی از این فرایند است. پرورش ارزیابی شوندگان در زمینه پذیرش بازخور منفی ضروری است. ارزیابی‌كنندگان باید در زمینه خطاهای مختلف ارزیابی كه ممكنست رخ بدهد (نظیر خطاهای هاله‌ای و سهل‌گیری) آگاهی پیدا كنند. 6 - دریافت‌ كنندگان بازخور، ارزیابی‌كنندگان را انتخاب می كنند: ارزیابی كنندگان شامل رئیس، خود فرد، زیردستان و مشتریان داخلی و خارجی هستند.
 7 - توزیع پرسشنامه: پرسشنامه دو فرم دارند. یك روش، فرمت كاغذ و قلم است كه ارزیابی‌كنندگان برای ارزیابی رفتارهای مختلف فرد استفاده می‌كنند. یك روش كاراتر، فرستادن دیسكت به هركدام از ارزیابی‌كنندگان است و آنها می‌توانند پرسشنامه را به‌طور الكترونیكی تكمیل كنند.
 8 - تحلیل اطلاعات بازخور: این مرحله توسط مشاوران بیرونی صورت می‌گیرد. در این مرحله اطلاعات بازخور جمع آوری شده و گزارشهای لازم تهیه می شود.
 9 - بازخوردادن بازخور: زمانی كه گزارشها تهیه شد و گزارش نهایی تكمیل گردید، بازخــــور به دریافت كنندگان بازخور ارائه می شود.
 10 - پیگیری اجرای فرایند: دریافت‌كنندگان بازخور باید قادر به ایجاد زمینه‌های توسعه باشند و از داده‌های بازخور در زمینه توسعه و مهارت‌آموزی استفاده كنند. ضروری است كه دریافت‌كنندگان بازخور، در زمینه رفع ضعفهایشان، برنامه عملی داشته باشند.
 11 - تكرار فرایند: در سازمان هایی كه بازخور 360 درجه به‌طور اثربخش جریان دارد، ممكنست فرایند، بعد از دریافت گزارشهای اولیه بازخور، تكرار شود. البته این فرایند در بسیاری از سازمانها كاملاً جدید است و هدف از اتخاذ بازخور 360 درجه، در این سازمان ها درجه اول، ایجاد فرصت مشاركت برای كاركنان است. مدلهای رایج در زمینه توسعه ابزارهای ارزیابی 360 درجه اشاره شده كه می تواند در طراحی فرایندهای بازخور استفاده شوند. (نواك، 1993).
 
 مدل اول «تحلیل شغل» است. این نوع ارزیابی، دانش، مهارتها و تواناییهای مبتنی بر رویه‌های تحلیل شغل سنتی را می سنجد. برای مثال، دانش، مهارتها و توانایی های مورد نیاز یك شغل خاص، از طریق مصاحبه با متصدیان و داده‌های جمع‌آوری شده از پرسشنامه‌های اطلاعات شغلی تعیین می شود.
 
 مدل دوم مبتنی بر قابلیت فرد است. به جای سنجش ساده مهارتها و توانایی
ها، بر ارزیابی قابلیت های مرتبط با شغل خاص متمركز است. واكسلی و كلیموسكی (1994) قابلیت مدیریتی را اینگونه تعریف می كند. «ویژگی های یك فرد كه به رفتارهایی منجر می شود كه نیازهای شغلی را در درون پارامترهای محیط سازمانی برآورد می كند و در حقیقت نتایج مطلوب را تحقق می بخشد. این قابلیتها از طریق مقایسه رفتارهای افراد دارای عملكرد بالا با افراد دارای عملكرد پایین مشخص می شود.»
 
 مدل سوم بر برنامه ریزی استراتژیك تمركز دارد. این نوع ارزیابی 360 درجه، دانش، مهارت
ها و توانایی ها را براساس برنامه‌های استراتژیك سازمان می‌سنجد. عقیده بر اینست كه این رفتارها یا توانایی ها، سازمان را در دستیابی به اهداف و برنامه‌های استراتژیك خود یاری می رساند. نواك این دانش و مهارتها را استراتژیك قلمداد می‌كند كه از طریق مصاحبه و تمركز بر گروه هایی از مجریان كلیدی سازمان تعیین می‌شوند.
 این مدل از تئوری توسعه ناشی می شود كه بر مدلهای مفهومی و تئوریك رشد و توسعه كارراهه ارتباط نزدیك دارد. براین اساس كه بازخور 360 درجه به افزایش خودآگاهی و در حقیقت به فرایندهای توسعه كارراهه موثرتر منجر می شود. مدل پنجم بر تئوری شخصیت متكی است. این مدل مهارتها، دانش و تواناییهایی را می‌سنجد كه با شخصیت (نظیر كیفیتها، خصوصیتها، ویژگیها، سبكهای ارتباطی، روابط بین فردی و شناخت افراد) در ارتباطند. تاكید ابزار، بر ویژگیهای شخصیتی است و دریافت‌كننده بازخور واكنش سایر افراد را در زمینه ویژگیهایی شخصیش دریافت می‌كند. این مدل یكی از مدلهایی است كه در طراحی و توسعه بازخور 360 درجه كمتر استفاده می‌شود.
 
 
 كاربردهای بازخور 360 درجه

 متداولترین كاربردهای بازخور 360 درجه عبارتند از:
 - توسعه كارراهه: تحقیقات نشان می دهند كه 94درصد سازمانها، از بازخور 360 درجه برای آموزش و استفاده می كنند. متداولترین كاربرد بازخور چند منبعی، توسعه كارراهه است. كه شامل خودبالندگی، توسعه رهبری، بهبود مدیریت، تعیین نیازهای آموزشی كاركنان است. هدف بازخور، مشخص كردن نقاط قوت و نیازهای توسعه یادگیرنده است و یادگیرنده از افزایش خود ادراكی بهره‌مند می شود. (مك كارتی، 1999)
 - تغییر فرهنگی: بازخور 360 درجه می تواند در جهت تسهیل تغییر سازمانی استفاده شود. محققان معتقدند كه ارزیابی منابع چندگانه، آگاهی از اهمیت رفتارهای رهبری، نتایج واحد كاری و انتظارات مشتری از استراتژی اصلی و سازمان را ارائه می‌دهد. اورلی (1994) مدعی است كه بسیاری از سازمانها از بازخور 360 درجه برای تغییر فرهنگ سازمان، تسریع تغییر و ارتقای توانمندی كاركنان استفاده می شود.
 زمانی كه هدف سازمان تغییر فرهنگ سازمانی است، بازخور 360 درجه می تواند چرخه موثرتری در زمینه ارتباط كاركنان با قابلیتها و رفتارهایی كه برای سازمان ارزشمند است، ارائه كند. اسمیتر معتقد است كه محتوی ارزیابی منابع چندگانه باابعادی از عملكرد، در ارتباط است كه برای سازمان مهم هستند. این رفتارهای مهم ابزار ارزیابی و افرادی را دربردارند، كه در معرض ارزیابی منابع چندگانه، شمایی از عملكرد مطلوب و رفتارهای مورد انتظار را توسعه می دهند.
 - ارزیابی عملكرد: در زمینه استفاده از بازخور منابع چندگانه به عنوان یك روش تعیین پاداش كاركنان در بین صاحبنظران اختلاف وجود دارد. بعضی از محققان معتقدند، ایجاد ارتباط بین بازخور 360 درجه با پاداش و غیره، باعث كاهش اعتماد به این سیستم می شود. بااین حال در زمینه ارزیابی عملكرد، به عنوان كاربرد بازخور 360 درجه، مطالب تئوریك قوی وجود دارد.
 در زمینه ارزیابی عملكرد، سه منبع متمایز مشخص شده است كه سازمانها از آنها استفاده می كنند. (ایلگن و همكاران، 1979) اولین گروه شامل آنهایی هستند كه رفتار فرد (دریافت كننده بازخور) را مشاهده می كنند و بنابراین در موقعیت ارزیابی قرار دارند. این گروه شامل رئیس، همكاران، زیردستان، مشتریان درونی و بیرونی هستند. منبع دوم بازخور، محیط شغلی است. منبع سوم، خود افراد هستند كه می توانند در مورد عملكرد خودشان قضاوت كنند.
 - افزایش اثربخشی تیم: سازمانها از بازخور در جهت ارتقای اثربخشی تیم نیز استفاده كنند. بسیاری از شركتها و موسسات سیستم‌های بازخور 360درجه ای را توسعه می دهند كه بر مهارت های مورد نیاز در اثربخش‌تر كردن تیم‌های كاری تاكید دارد. اطلاعاتی كه این فرایندها جمع‌آوری می كنند، هم رفتارهای ضروری تر را مشخص می سازد و هم به افراد كمك می كند تا آنچه را درك كنند كه برای اثربخشی تیم لازمست ماهیت متفاوت بازخور 360 درجه برای توسعه مهارتهای كار تیمی، مناسب است. بنابراین، متداولترین كاربردهای بازخور 360 درجه بر كارراهه و سایر اشكال توسعه كاركنان تاكید دارند. (لپسینگر و لوسیا، 1997)
 از این جهت، بازخور 360درجه مزیتهای فراوانی برای كاركنان و در كل سازمان دارد. این عقیده كه بازخور منابع چندگانه ارتباط دوطرفه را در سازمان، افزایش می دهد، به‌شدت مورد قبول است. (مك كارتی، 2001) لاندن و بتی بحث می كنند كه بازخور 360 درجه به ابعاد مهم عملكرد (كه پیش از این نادیده گرفته شده‌اند) توجه دارد. در عین حال، ارزش های سازمان را به كاركنان انتقال می‌دهد؛ باعث اثربخشی و بهبود روابط كاری و سازمان می‌گردد؛ فرصتهای مشاركت افراد را افزایش می دهد؛ تعارضات را آشكار و رفع می ‌كند؛ و احترام به عقاید كاركنان را در مدیریت عالی سازمان، مسلط می كند. كاراوان و همكارانش به بعضی از مزایای فردی و سازمانی فرایند بازخور 360 درجه اشاره دارند. مزایای سازمانی شامل مشاركت كاركنان و روابط كاری مناسبتر در درون سازمان است. اساساً مزیتهای سازمانی حول محور بهبود روابط كاری كاركنان می چرخد. در مورد مزیتهای فردی عقیده بر اینست كه اطلاعات باخور 360 درجه، معتبرتر، منصفانه‌تر و قابل اعتمادتر هستند، به‌دلیل اینكه آنهــــــا از یكسری منابع متعدد جمع‌آوری می شوند. در نتیجه افراد ممكنست راهنمای بهتری در زمینه توسعه كار راهه‌شان داشته باشند. از اینرو كه، بازخوری كه دریافت می‌كنند خودآگاهی را افزایش می‌دهد و این افزایش خودآگاهی گام اولیه در فرایند توسعه كارراهه است. (مك كارتی و كاراوان، 1999) هازوكا و همكارانش نیز به بعضی از مزیتهای بازخور از دیدگاه فردی اشاره می‌كنند. آنها معتقدند، دریافت‌كنندگان بازخور اطلاعات باارزشی را دریافت می‌كنند كه در تعیین نقاط قوت و ضعفشان ضروری است. بازخور به سایر افراد نیز فرصتی فراهم می كند كه افراد بدون اینكه مشخص شوند، همكارانش را ارزیابی و از آنها انتقاد كنند.
 
 نتیجه گیری
هافمن به دلایلی اشاره می كند كه شركتها باید بازخور 360 درجه را به‌كار گیرند: توجه به مشتری و كیفیت خدمات، ارتقای كار تیمی و تیم‌سازی، ایجاد فضایی با مشاركت بالا، تعیین موانع موفقیت، ارزیابی نیازهای توسعه، شناسایی قابلیت های سازمان و در نتیجه مشخص‌شدن ارزشها و پاداشهای سازمان. فرایند بازخور 360 درجه به‌عنوان یك سیستم توسعه، به‌سرعت در حال رشد است. بسیاری از سازمان ها باور كرده‌اند كه اعضای سازمان باید از بینش دیگران درباره كارها و رفتارشان مطلع باشند و خودشان نیز به‌عنوان یك عنصر كلیدی در فرایند مداخله و مشاركت داشته باشند. یكی از مباحث اساسی در كشور ما، فقدان سیستم ارزیابی عملكرد در سازمانهاست كه باعث ایجاد مشكلاتی برای كاركنان، مدیریت و سازمانها شده است. عمده توانایی بازخورد 360 درجه در سازمانها، به‌كارگیری كاركنان، مدیران و در پاره‌ای موارد كاركنان زیردست در فرایند ارزیابی است، كه در نتیجه آن، سازمانها می‌توانند سیستم جامع ارزیابی عملكرد موثری را به‌كار گیرند و ضمن ارزیابی صحیح از عملكرد كاركنان، مسیر ترقی مناسب برای افراد برنامه‌ریزی كنند. بنابراین، در صورتی كه سیستم بازخور و ارزیابی 360 درجه به‌درستی به‌كار گرفته شود، می‌تواند با توسعه سازمان در یك راستا قرار گیرد. (جونز و برلی، 1379) براین اساس برای اینكه سازمانها قادر به اتخاذ بازخور چندمنبعی موثر باشند و از نتایج بازخور استفاده بهینه كنند، توجه به چند نكته ضروری است.
 1 - قبل از سرمایه‌گذاری برای به‌كارگیری یك ابزار یا فرایند خاصی، نحوه استفاده از آن آموخته شود. در بازخور منبع چندگانه یا 360 درجه، به‌عنوان یك فرایند جامع، نیاز به آگاهی لازم از تمام ابعاد آن است. هر سیستم دارای نقاط قوت و ضعف خود است كه شناخت این نقاط قوت و ضعف در به‌كارگیری آن یاری می‌رساند.
 
 2 - حمایت از اعتبار بازخور 360درجه: چرا افراد باید به همدیگر بازخور ارائه دهند؟ این امر به افراد فرصت می‌دهد تا از اطلاعات عینی مربوط به عملكرد استفاده كنند. اما چه سودی برای ارائه‌دهنده بازخور دارد؟ جواب اینست كه، افرادی كه با همدیگر كار می كنند می توانند از همدیگر حمایت كنند یا برای همدیگر مشكل‌ساز شوند. بازخور فرصتی برای ایجاد تغییر مثبت در رفتار كاری افراد است.
 
 3 - از تسهیل
‌كننده‌های ماهر استفاده شود: (كاتز، 1996): بازخور منابع چندگانه چیزی بیشتر از یك ابزار است. یك فرایندی است كه چندین رخداد در آن باید تسهیل شود. در این زمینه جلساتی كه قبل از ارزیابی برگزار می‌شود، آسانترین روش برای تسهیل است. جلسات آموزشی و تصمیم‌گیری ممكنست توسط مدیران آشنا با موضوع اداره شود. جلساتی كه بعد از ارزیابی برگزار می شود، بالقوه، چالشی هستند و شامل پذیرش و تفسیر بازخور، بازخور تكمیلی، برنامه‌ریزی توسعه افراد و هدایت عملكرد است. مدیرانی كه این وظیفه را برعهده دارند باید مهارتهای لازم برای اداره این جلسات را داشته باشند، البته باوجود اینكه جلسات بازخور 360 درجه منحصر به فرد هستند، ولی همواره به بكارگیری مشاور نیاز ندارند. بعضی از سازمانها در داخل نیروهایشان افرادی دارند كه دارای تجربیات بازخور 360 درجه هستند؛ مهارتهای اداره رفتار گروهی را دارند؛ و به توانائیهایشان در اداره جلسات مربوط به بازخور منابع چندگانه اعتماد دارند. برای دومین یا سومین بار كه بازخورد ارائه می شود، نیاز به این جلسات احساس نمی شود. دریافت‌كنندگان بازخور ممكنست در زمینه كاری كه بایستی انجام دهند، آگاهی لازم را كسب كرده باشند. (كاتز، 1996)
 
 4 - پیگیری برنامه های توسعه: استفاده صرف از بازخور منابع چندگانه برای خودآگاهی افراد باعث بروز مشكلاتی می شود. بازخور 360 درجه می تواند زمینه های ایجاد مهارت را شناسایی بكند. از سوی دیگر، ابزار آموزش و توسعه نیز نمی تواند راه حل مشكلات را ارائه كند. اگر سازمانی قصد برنامه ریزی توسعه مورد نیاز یا فراهم ساختن منابع توسعه ندارد، افراد در نهایت به این نتیجه می رسند كه پروسه، منفعتی برای آنها ندارد. در حالی كه بازخور منابع چند ایجاد كنند. باوجود این عدم پیگیری برنامه‌های توسعه، باعث می شود، فرایند مورد نظر، بدون فراهم ساختن ابزار توسعه و بهبود پایان می پذیرد. سازمان باید براساس داده های بازخور 360 درجه، برنامه‌هایی برای حمایت از فعالیتهای بالندگی داشته باشد، در غیر این صورت، تجربیات كسب شده در این زمینه ممكن است اتلاف شود و از پروسه‌های آینده حمایت موردنیاز به عمل نیاید.
 
 5 - بازخور توسعه‌ای از تصمیمات پاداش دهی و برنامه های پرسنلی جدا شود. تجربیات موفقیت‌آمیز مدیریت عملكرد در اندك سازمان هایی به چشم می خورد. در صورتی كه بازخور عملكرد در گذشته به فعالیت های پاداش‌دهی و یا سایر تصمیمات منابع انسانی مرتبط باشند افراد كمتر به این امر باور پیدا می‌كنند كه بازخورها اكنون برای اهداف توسعه‌ای استفاده می شود. زمانی كه افراد احتمال دهند كه ممكنست، در این فرایند، شغل یا كار راهه‌شان در معرض خطر باشد، در ارائه بازخورهای صحیح، دچار مشكل می‌شوند. آنها ممكن است سعی كنند از امنیت شغلی دوستانشان حمایت كنند یا در اخراج افرادی كه نمی توانند از آنها پیش بیفتند تلاش كنند. اگر انتظار داشته باشیم كه ارزیابیهای ارائه شده در این فضا، برای تعیین اولویتهای رشد و توسعه، عینی، منصفانه و صحیح باشد، اشتباه كرده‌ایم. برای اینكه بازخور 360 درجه به عنوان رهیافت كاملاً جدیدی شود، نباید با تصمیمات پاداش‌دهی و منابع انسانی مرتبط باشد. این امر ضروری است به‌دلیل اینكه، در صورتی كه افراد معتقد باشند كه داده‌های ارائه شده در بازخور بر حقـوق، شغل و كارراهه‌شان تاثیر می گذارد، احتمالاً به سختی پاسخ های عینی ارائه می كنند و شاید فرایند بازخور چیزی بیشتر از یك ارزیابی عملكرد ساده قلمداد نشود. (كاتز، 1996)
 
 6 - فرایند بازخور 360 درجه باید حمایت مدیریت عالی سازمان را به همراه داشته باشند و سایر مدیران را به‌انجام چنین كاری در سازمان تشویق كنند. (مك كارتی، 2001)


منابع
1 - جونز جان و ای وبرلی ویلیام، «بازخور 360 درجه راهبردها، رهیافتها و شیوه‌هایی برای مدیران»، سید اسماعیل اصغرپور و غلامرضا طالقانی، تهران، انتشارات ساپكو، (1379) چاپ اول.
2
- CACIOPPE.R, (1999), “USING 360 FEEDBACK AND THE INTEGRAL MODEL TO DEVELOP LEADERSHIP AND MANAGEMENT”, LEADERSHIP AND ORGANIZATIONAL DEVELOPMENT JOURNAL.
3 -
COATES.E, (1999), “MULTI-SOURCE FEEDBACK: SEVEN RECOMMENDATIONS, CAREER DEVELOPMENT INTERNATIONAL”, PP.32-36.
4 -
ILGEN.D, FISHER.C, (1979), “CONSEQUENCES OF INDIVIDUAL FEEDBACK ON BEHAVIOR IN ORGANIZATION”, JOURNAL OF APPLIED PSYCHOLOGY, 64,4, PP.349-71.
5 -
LEPSINGER.R. AND LUCIA.A, (1997), “THE ART AND SCIENCE OF 360 FEEDBACK”, JOSSER PFEIFFER, SAN FRANSISCO.
6 -
LONDON MAND AND SMITHER JOW, (1996), “CAN MULTI SOURSE FEEDBACK CHANGE PERCEPTIONS OF GOAL ACCOMPLISHMENT, SELF-EVALUATIONS, AND PERFORMANCE - RELATED OUTCOMES?”, PERSONNEL PSYCHOLOGY, VOL.48, PP.803-839.
7 -
LONGENECKER.C, (1997), “WHY MANAGERIAL PERFORMANCE APPRAISALS ARE INEFFECTIVE: CAUSES AND LESSONS”, CAREER DEVELOPMENT INTERNATIONAL, VOL.2, NUM.2, PP.22-28.
8 -
MACCARTHY.M AND CARAVAN, (1999), “DEVELOPING SELF - AWARENESS IN THE MANAGERIAL CAREER DEVELOPMENT PROCESS: THE VALUE OF 360 - DEGREE FEEDBACK AND THE MBTT”, JOURNAL OF EUROPEAN INDUSTRIAL TRAINING, 437-445.
9 -
MACCARTY.M AND TOMAAS N CARAVAN (2001), 360 FEEDBACK AND PROCCASS: PERFORMANCE IMPROVEMENT AND EMPLOYEE CAREER DEVELOPMENT”, JOURNAL OF EUROPEAN INDUSTRIAL TRAINING, PP.5-3.
10 -
NOWACK.K, (1993), “360 FEEDBACK: THE WHOLE STORY”, TRAINING AND DEVELOPMENT, VOL.47, NUM.1, PP.69-73.
11 -
PETERS.H, (1996), “PEER COACHING FOR EXECUTIVES”, TRAINING AND DEVELOPMENT, VOL.50, NU.3, PP.39-42.
12 -
ROW.CH, (1995), “INTRODUCING 360- DEGREE FEEDBACK: THE BENEFITS EXECUTIVE”, TRAINING AN DEVELOPMENT NU.7, PP.14-20. VOL.8
,
http://www.adavoudi.blogfa.com/post-127.aspx

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  کلید هدایت               

جايگاه كار و كوشش در آموزه‏ هاى دينى

«  به مناسبت 12 اردیبهشت روز جهانی کار و کارگر »

محمد آصف عطايى

 

خميره وجودى انسان از دو بعد مادى و معنوى «جسم و جان» معجون و تركيب يافته است، و هر يك از اين دو بعد، براى رشد و بالندگى، به تقويت، انرژى و تغذيه سالم نيازمند مى ‏باشد، خداى متعال كه جهان هستى را خلق كرده و انسان را به عنوان گل سرسبد مخلوقات خود، معرفى و طبيعت را مسخّر او ساخته است، ابزار، وسايل و امكانات مورد نياز در هر دو بُعد مادى و معنوى را در اختيار انسان قرار داده، راه سعادت و شقاوت، و صعود و سقوط را به او نشان داده است، ولى پيمودن راه، نوع زندگى و استفاده و بهره‏بردارى از مواهب و نعمت ‏هاى طبيعت را به خود او واگذار كرده و اين انسان است كه بايد در سايه تدبير و تعقل و با سعى، تلاش و فعاليت ‏هاى شبانه روزى، زمينه رشد، تعالى و تكامل در هر يك از دو بعد مادى و معنوى را براى خود و همنوعان خويش فراهم سازد.

 

طبيعت بستر زندگى

در قرآن كريم، آيات فراوانى آمده است كه زمين و طبيعت را به عنوان بستر آماده و مناسب براى امرار معاش، و ميدان سعى و تلاش، معرفى مى ‏كند و در جاهاى مختلف و متعدد به انسان، منت گذاشته و از مواهب و نعمت‏هاى مادى و طبيعى و تسخير آن، براى استفاده و بهره‏بردارى او سخن مى ‏گويد، براى نمونه، آيات ذيل را مرور كنيم:

«خداوند آسمان‏ها و زمين را آفريد و از آسمان آب فرو فرستاد و به واسطه آن، انواع ميوه‏ ها را براى روزى شما روياند. كشتى ‏ها را رام ساخت تا به فرمان او، در دريا، حركت كنند، رودها، خورشيد و ماه، و شب و روز را براى شما رام كرده است و هر چيزى كه از او خواسته ‏ايد به شما بخشيده است و اگر بخواهيد نعمت‏ هاى الهى را بشماريد، قدرت و توانايى شمارش آن را نداريد.» (1)

در آيه ‏اى ديگر مى ‏خوانيم: «و خداوند، چهارپايان را آفريد كه براى شما در «پوست» آنها، گرما و منافع ديگرى نهفته است و نيز از آنها مى‏ خوريد و هنگامى كه آنها را «شام‏گاهان» از چراگاه باز مى ‏گردانيد يا «بامدادان» به چراگاه مى‏ بريد، شما را در آن تجمل «و زيبايى» هست و بارهاى شما را تا شهرهاى دور دست مى ‏برند، بدون شك، پروردگارتان، رئوف و مهربان است و نيز اسب ‏ها و استران و درازگوشان را آفريد، تا بر آنها سوار شويد و مايه تجمل نيز مى‏ باشد، و نيز نعمت‏هاى ديگرى مى ‏آفريند كه شما نمى ‏دانيد.» (2)

در سومين آيه مى ‏خوانيم: «در چهارپايان براى شما عبرتى است كه از شكم آنها، از ميان سرگين و خون، شير پاك به شما مى ‏نوشانيم... و از ميوه ‏هاى درختان خرما و انگور، هم «شراب» مستى ‏آور و هم خوراكى نيكو به دست مى ‏آوريد، بى‏ گمان در اين امر براى خرد ورزان، مايه عبرت است و نيز پروردگارت به زنبور عسل، الهام كرد كه از كوه‏ها و درختان، براى خود، خانه بساز، و از همه ميوه ‏ها تناول كن و از خداى خود پيروى ‏بنما، آنگاه از شكم آنها شهدى رنگارنگ مى ‏تراود كه در آن، شفاى مردمان مى ‏باشد.» (3)

آنچه از آيات ياد شده و نظاير آن استفاده مى‏شود اين است كه هر چيزى كه براى امرار معاش و زندگى سالم و به دور از افراط و تفريط، لازم باشد، خداى متعال از همان آغاز خلقت در اختيار انسان قرار داده است. و صد البته كه رام ساختن طبيعت و تسخير آن، اين معنى را نمى‏رساند كه انسان دست روى دست بگذارد و سستى و تنبلى را اختيار كرده و سعى و تلاش نكند و خود را سر بار جامعه و مردم قرار دهد.

برخى، كار و فعاليت براى امرار معاش را با دنياگرايى و دنياپرستى خلط كرده و آن را مغاير با آموزه ‏هاى دينى تلقى نموده و در مذمت و محكوميت آن، مطالبى گفته ‏اند. عده ‏اى ديگر، مى ‏گويند: از آن‏جايى كه رزق و روزى انسان از جانب خالق هستى معين و مقدر شده است، سعى و تلاش انسان، تأثيرى در زيادى و نقصان آن ندارد لذا دست از سعى و تلاش برداشته، عزلت و گوشه نشينى را اختيار كرده ‏اند. برخى ديگر كارهاى فيزيكى نظير كشاورزى، دامدارى و بنّايى را عيب دانسته و آن را مخالف مقام و منزلت خيالى خود، مى ‏دانند!

ترويج اين گونه افكار و انديشه‏ ها، كه هيچ گونه پشتوانه دينى و مكتبى ندارد، باعث مى ‏شود بهانه به دست دشمنان دين و مذهب بيفتد و آنان نيز با توجه به جهل و نادانى عامه مردم، دين و مذهب را به عنوان عامل تخدير و ركود در عرصه‏ هاى مهم اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى، معرفى كرده و در سطح جهان تبليغات وسيع و گسترده‏اى را عليه دين و مذهب، سازماندهى كنند و به خورد جامعه و مردم دهند.

 

ارزش كار در فرهنگ اسلامى

كسانى كه اندك آشنايى با معارف اسلامى، آيات قرآن و احاديث معصومين داشته باشند اين حقيقت را متوجه شده و باور خواهند كرد كه رشد و تكامل انسان در هر يك از دو بعد مادى و معنوى، تنها در سايه سعى و تلاش، محقق شده و امكان‏پذير مى ‏باشد، چنانچه قرآن كريم در جمله كوتاه و معروفى، بهره ‏مندى انسان را منحصراً در گرو كار و كوشش مى ‏داند و مى ‏گويد: «براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست.» (4) و در آيه ديگرى مى ‏فرمايد: «خداوند سرنوشت هيچ قوم «و ملتى» را تغيير نمى ‏دهد مگر آن كه آنها خود را تغيير دهند.» (5) و در جمله كوتاه ديگرى مى ‏خوانيم: «هر كس در گرو اعمال خود است.» (6) گرچه آيات ذكر شده در ارتباط با امور معنوى و اُخروى است ولى معيار و ملاك كلى كه آيات ياد شده و آيات فراوان ديگرى به دست مى ‏دهد اين است كه بهره‏ مندى انسان از نعمت‏ هاى مادى و معنوى «دنيا و آخرت» در گرو سعى و تلاش است به قول شاعر:

 

نابرده رنج، گنج ميسر نمى شود

مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد

 

اگر كار و كوشش با آموزه ‏هاى دينى و مذهبى، مخالفت داشته و يا مفهوم تضمين رزق و روزى از طرف خداوند، سستى، تنبلى و نشستن در منزل مى‏بود و يا فعاليت‏ هاى نظير كشاورزى، چوپانى و دامدارى... با مقام و منزلت انسان، سازگارى نداشته عيب به حساب مى ‏آمد، انبيا و اولياى الهى كه خود صاحبان شريعت هستند و به جزئيات آموزه‏ هاى دينى، آشنايى كامل دارند، حتماً بيان داشته و يادآورى مى ‏كردند، در حالى كه قضيه كاملاً بر عكس است. انبيا و اولياى الهى، پيروان خود را به كار و كوشش، دعوت كرده‏ اند و از سستى و تن‏پرورى مذمت و سرزنش نموده ‏اند و خود نيز به كارهاى سخت و طاقت ‏فرسا، نظير چوپانى، خياطى، كشاورزى و زره بافى... پرداخته ‏اند.

يكى از ياران امام صادق (ع) مدتى خدمت امام نيامده بود، امام صادق (ع) احوال او را جويا شدند عرض كردند: او كار و فعاليت تجارتى را ترك كرده و به عبادت روى آورده است، امام فرمود: واى بر او، آيا نمى ‏داند كسى كه تلاش و طلب روزى را ترك كند، دعايش مستجاب نمى ‏شود.» سپس افزود: هنگامى كه آيه «وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ» نازل گرديد، جمعى از ياران پيامبر(ص) درها را به روى خود بستند و روى به عبادت آوردند و گفتند: خداوند روزى ما را عهده‏ دار شده است، اين جريان به گوش پيامبر (ص) رسيد. كسى را نزد آنها فرستاد كه چرا اين گونه رفتار مى ‏كنيد؟ جواب دادند يا رسول ‏اللّه‏ چون خداوند روزى ما را متكفل شده است ما مشغول عبادت شده ‏ايم. پيامبر فرمود: هر كسى چنين كند دعايش مستجاب نمى ‏شود بر شما باد كار و كوشش نموده و طلب روزى نماييد.» (7)

بنابراين معنى و مفهوم تسخير طبيعت و نعمت‏ هاى فراوان آن، اين است كه انسان در سايه تدبير و تعقل، در حوزه ‏هاى مختلف زندگى مثل زراعت، دامپرورى، تجارت، استخراج معادن، به كارگيرى گياهان دارويى و ساخت و ساز ابزار و وسايل... تلاش و فعاليت نمايد و زمينه رشد و بالندگى را در تمام عرصه ‏هاى زندگى فراهم سازد. آيات فراوانى وجود دارد كه انسان را به سعى و تلاش، واداشته و او را تشويق و ترغيب مى ‏نمايد تا با جد و جهد مداوم، زمينه استفاده مطلوب ‏تر از نعمت ‏هاى طبيعت را براى خود و همنوعان خويش فراهم سازد چنانچه در سوره نحل مى ‏خوانيم:

«او كسى است كه دريا را مسخر «شما» ساخت تا از آن «صيد كرده و» گوشت تازه بخوريد و وسايل زينتى را براى پوشش از آن، استخراج نماييد و كشتى ‏ها را مى‏بينيد كه سينه دريا را مى ‏شكافند تا شما «به تجارت بپردازيد» و از فضل خداوند بهره گيريد» (8) بهره‏ گيرى معناى وسيعى دارد كه هر گونه فعاليت‏ هاى اقتصادى از طريق راه‏ هاى دريايى را شامل مى ‏شود.

در جاى ديگرى مى‏ خوانيم: «او كسى است كه زمين را رام شما ساخت، پس به گوشه و كنار آن، رهسپار شويد واز روزى او، استفاده كنيد.» (9) در آيه ديگرى اين گونه آمده است: «ما شب و روز را روشنى ‏بخش ساختيم تا فضل پروردگار را «در پرتو آن» بطلبيد و به تلاش و فعاليت بپردازيد.» (10)

در سوره قصص هم مى خوانيم: «از جمله رحمت خداوندى اين است كه شب و روز را براى شما قرار داده است تا در شب آرامش يابيد «و دوباره انرژى لازم را به دست آوريد» و در روز دنبال رزق حلال رفته تلاش و فعاليت نمايد.» (11)

 

كارگران هم پاى مجاهدان

از ديدگاه قرآن و روايات معصومين، سعى و تلاش براى اداره زندگى، در سايه موازين شريعت و به دور از افراط و تفريط، به عنوان عبادت ارزشمند و در رديف جهاد و مبارزه مسلحانه عليه دشمنان و متجاوزين معرفى شده است، خداى متعال در سوره مزمل مى ‏فرمايد: «آن مقدار از قرآن كه براى شما ميسر و امكان ‏پذير مى ‏باشد تلاوت كنيد، خداوند مى‏ داند كه به زودى گروهى از شما بيمار مى ‏شوند، گروه ديگر براى به دست آوردن فضل الهى «و كسب روزى» به مسافرت مى ‏روند و گروه ديگرى در راه خدا جهاد مى‏ كنند. پس آن مقدارى كه براى شما ممكن است از آن تلاوت كنيد.» (12)

در آيه شريفه سه نوع عذر ذكر شده است اولى جنبه جسمانى دارد «بيمارى»، دومى جنبه مالى «مسافرت براى كسب و كار» و سومى جنبه دينى دارد كه «جهاد در راه خدا» است. لذا برخى گفته ‏اند از اين آيه استفاده مى ‏شود كه سعى و تلاش براى اداره زندگى و امرار معاش هم رديف جهاد در راه خدا است، در احاديث نيز داريم: «كسى كه براى تأمين مايحتاج زندگى خانواده‏ اش، سعى و تلاش مى ‏كند تا اسباب معيشت آنان را فراهم سازد مانند مجاهدان راه خدا است كه در برابر دشمنان مبارزه مسلحانه مى ‏نمايند.» (13)

يعنى همان‏گونه كه مجاهدان در راه خدا، جانشان را به خطر انداخته و در برابر دشمنان داخلى و خارجى و براى حفظ كشور و سرزمين اسلامى، جان‏فشانى مى ‏كنند، كار و كوشش در سنگر اقتصاد نيز چنين نقشى دارد زيرا با سعى و تلاش در سنگر اقتصاد است كه توسعه و پيشرفت محقق مى ‏شود، روزنه ‏هاى نفوذ و تسلط مسدود شده و جامعه را از ذلت وابستگى، رهايى پيدا كرده ارزش هاى آن، از دست‏برد اجانب حفظ مى ‏شود به تاراج نمى ‏رود.

جمله ‏اى از عبدالله بن مسعود، صحابى معروف پيامبر (ص) نقل شده است كه مى ‏گويد: «هر كس متاعى را به يكى از شهرهاى مسلمانان ببرد و زحمات خود را در اين راه براى خداوند محسوب دارد سپس آن را به قيمت عادلانه آن روز بفروشد چنين شخصى در پيشگاه خداوند به منزله شهيدان است، بعد براى گفتار خود قسمتى از آيه 20 سوره مزمل را قرائت مى ‏كند كه: «وَ ءَاخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِى الاْءَرْضِ» برخى از مفسرين با توجه به حديثى كه در تفسير قرطبى به همين مضمون آمده است، مى ‏گويند: عبدالله بن مسعود، جمله فوق را از پيامبر (ص) استفاده كرده است» (14)

در حديث ديگرى از پيامبر (ص) مى ‏خوانيم: «عبادت هفتاد جزء دارد بهترين جزء از اين هفتاد جزء طلب رزق حلال مى ‏باشد.» (15) امام صادق (ع) مى ‏فرمايد: «جدم امام سجاد (ع) صبح از منزل براى طلب روزى خارج مى‏شد، شخصى پرسيد كجا تشريف مى ‏بريد؟ فرمود: مى ‏روم تا به خانواده ‏ام صدقه دهم، آن شخص با تعجب پرسيد: صدقه به خانواده؟ حضرت فرمود: هر كس دنبال كسب حلال برود و براى طلب مال و رزق حلال براى عيال و خانواده خود حركت كند مصداق صدقه از جانب خداى سبحان است.» (16)

مراسم حج كه سالى يك‏بار برگزار مى ‏گردد از لحاظ شكوه و عظمت عبادى و سياسى، نظيرى ندارد اعراب جاهليت، در ايام مراسم حج، فعاليت ‏هاى اقتصادى را جايز نمى ‏دانستند، ولى دين مبين اسلام، مراسم حج را به عنوان كنگره‏ اى عظيم عبادى، سياسى، معرفى مى ‏كند و فعاليت ‏هاى اقتصادى در موسم حج را نه تنها جايز مى ‏داند بلكه آن را امر پسنديده تلقى كرده چنانچه در سوره مائده مى ‏خوانيم: «كسانى كه براى خشنودى پروردگار و جلب رضاى او و به دست آوردن سود تجارى به قصد زيارت خانه خدا حركت مى‏ كنند، نبايد مورد آزار و اذيت و مزاحمت قرار گيرند.» (17)

امام صادق (ع) در جواب سؤالى كه چرا خداوند مردم را به انجام حج و طواف خانه‏ اش فرمان داده است مى ‏فرمايد: «خداوند انسان را آفريد... و او را به عمل حج، دستور داد كه اطاعت دين و مصالح دنياى آنان را در بر دارد، در موسم حج، مسلمانان از شرق و غرب عالم جمع مى ‏شوند با يكديگر آشنا مى ‏شوند و براى اين كه هر ملتى از تجارت ‏ها و فراورده‏ هاى اقتصادى ملت‏ هاى ديگر استفاده كنند و با كرايه دادن وسايل نقليه و حمل و نقل... بهره ببرند...» (18)

يكى ديگر از مراسم سياسى عبادى اسلام كه شكوه و عظمت خاصى دارد، بر پايى نماز جمعه است، قرآن كريم در سوره مباركه جمعه، مسلمانان را مورد خطاب قرار داده مى ‏فرمايد: «هنگامى كه عبادت خدا، و نماز پرشكوه جمعه را به جا آورديد، در روى زمين، پراكنده شده و از نعمت‏ ها و مواهب الهى بهره ‏مند شويد.» (19)

از مجموع روايات ياد شده به خوبى مى ‏توان استفاده كرد كه سعى و تلاش در چهارچوب قوانين شريعت، به دور از افراط و تفريط، براى اداره زندگى و امرار معاش، جايگاه خاص و ويژه ‏اى را در فرهنگ قرآن و آموزه ‏هاى دينى و مذهبى به خود اختصاص داده است، علت و فلسفه آن نيز روشن است زيرا كار و كوشش:

اولاً: سستى، تنبلى و دل‏مردگى را از انسان، دور نموده، حركت و نشاط مى‏ آفريند و نيز وسيله خوبى براى اشتغال سالم فكرى و جسمى مى ‏باشد.

ثانيا: با كار و كوشش، نارسايى ‏ها و مشكلات اقتصادى بر طرف شده، رفاه و آسايش مطلوب به دست مى ‏آيد، انسان‏ هاى پر كار و زحمت‏كش، علاوه بر اين كه زندگى خود را سر و سامان داده و تأمين مى كنند و آسايش و آرامش براى خانواده ‏اش به وجود مى ‏آورند، به افراد مستمند و مستحق نيز كمك مى ‏كنند.

ثالثاً: اگر آحاد جامعه به تلاش و فعاليت مداوم ادامه دهند، بدون شك، اقتصاد كشور و مملكت نيز روز به روز رونق بيشترى پيدا مى ‏كند در نتيجه راه‏هاى نفوذ دشمنان، مسدود مى‏شود. ارزش هاى دينى و فرهنگى جامعه از دست‏برد اجانب محفوظ مى‏ماند.

 

رابطه بى ‏كارى با جرايم

در طرف مقابل، تنبلى و بى‏ كارى به عنوان يك پديده شوم، مصايب و مشكلات فراوانى را براى افراد و اجتماعات به وجود مى‏ آورد. اولين ثمره تلخ و زودرس تنبلى و بى‏كارى، فقر و تهي دستى است، پديده ناميمون كه از آن، به مرگ بزرگ (20) تعبير شده و باعث مى ‏شود انسان ‏هاى فقير و درمانده، به اعمال خلافى مثل: قتل، دزدى، تجاوز، خودفروشى و بى ‏عفتى... مبادرت نمايد و با افراد خلاف‏كار، دوست و آشنا شده و مسير خلاف مثل قاچاق و آدم ‏فروشى را در پيش گيرد به امراض لاعلاج، مبتلا شده و پديده خانمانسوز اعتياد دامنگيرش شود، شالوده و اساس زندگيش از هم متلاشى و كانون گرم آن، به جهنم سوزان و غير قابل تحمل تبديل گردد و در نتيجه آثار زيان‏بارى در حوزه ‏هاى فرهنگ، اقتصاد و امنيت بر پيكر اجتماع وارد خواهد شد.

لذا در احاديث مى ‏خوانيم: «خداوند انسان تنبل و پر خواب را مبغوض و افراد بى ‏كار را دشمن مى ‏دارد.» (21) از پيامبر (ص) نيز نقل شده است: «كسى كه بار خودش را به دوش ديگران مى ‏گذارد ملعون است.» (22) امام باقر(ع) نيز فرموده ‏اند: «من مردى را كه در كار دنياى خود تنبل باشد دوست ندارم، كسى كه در كار دنياى خود تنبل باشد «با اينكه نتيجه و ثمره آن را به زودى به دست مى‏ آورد» در كار آخرتش، تنبل ‏تر خواهد بود.» (23) در حديث ديگرى مى‏ خوانيم: «هنگامى كه موجودات در آغاز با هم ازدواج كردند، تنبلى و ناتوانى با هم پيمان زوجيت بستند و فرزندى از آنها به نام فقر متولد شد.» (24) بنابراين سعى و تلاش در فرهنگ اسلامى، ارزش فوق‏ العاده ‏اى داشته و تنبلى و بى ‏كارى به عنوان ضد ارزش معرفى شده است.

از خداوند بزرگ مى ‏خواهيم سستى و تنبلى نيروهاى انسانى را از جهان اسلام برطرف نموده فقر و تهی دستى را از جوامع مسلمين دور سازد و مجد و عظمت آنان را روز افزون نمايد.

 


1. سوره ابراهيم، آيه 32 و 34: اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَـوَ تِ وَ الاْءَرْضَ وَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَ تِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِىَ فِى الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الاْءَنْهَـرَ * وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دَآئبَيْنِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الَّيْلَ وَ النَّهَارَ * وَءَاتَئكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَآ...»

2. سوره نحل، آيه 5 تا 8: «وَ الاْءَنْعَـمَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْ‏ءٌ وَ مَنَـفِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ * وَ لَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ * وَ تَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ... وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَ زِينَةً وَ يَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ»

3. سوره نحل، آيه 66: «وَ إِنَّ لَكُمْ فِى الاْءَنْعَـمِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِى بُطُونِهِ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئغًا لِّلشَّـرِبِينَ * وَمِن ثَمَرَ تِ النَّخِيلِ وَ الاْءَعْنَـبِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَ رِزْقًا حَسَنًا»

4. سوره نجم، آيه 39: «لَّيْسَ لِلاْءِنسَـنِ إِلاَّ مَا سَعَى»

5. سوره رعد، آيه 11 :«إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ»

6. سوره مدثر، آيه 38: «كُلُّ نَفْسِ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ»

7. تفسير نمونه، ج 24، ص 238.

8. سوره نحل، آيه 14: «وَ هُوَ الَّذِى سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً»

9. سوره ملك، آيه 16:«هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الاْءَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُواْ فِى مَنَاكِبِهَا وَ كُلُواْ مِن رِّزْقِهِ»

10. سوره اسراء، آيه 12: «وَ جَعَلْنَا الَّيْلَ وَ النَّهَارَ ءَايَتَيْنِ فَمَحَوْنَآ ءَايَةَ الَّيْلِ وَ جَعَلْنَآ ءَايَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُواْ»

11. سوره قصص، آيه 73: «وَ مِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ الَّيْلَ وَ النَّهَارَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ...»

12. سوره مزمل، آيه 20: «فَاقْرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْءَانِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَ ءَاخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِى الاْءَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَ ءَاخَرُونَ يُقَـتِلُونَ فِى‏سَبِيلِ اللَّهِ»

13. وسايل الشيعه، ج 12، ص 23.

14. تفسير نمونه، ج 25، ص 200.

15. وسايل الشيعه، ج 12، ص 19: «العبادة سبعون جزء افضلها طلب الحلال»

16. وسايل الشيعه، ج 12، ص 43.

17. سوره مائده، آيه 2: «وَلاَآ ءَآمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَ نًا»

18. وسائل الشيعه، كتاب حج، ابواب وجوب حج، باب 1، حديث 18.

19. سوره جمعه، آيه 10: «فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَوةُ فَانتَشِرُواْ فِى الاْءَرْضِ وَ ابْتَغُواْ مِن فَضْلِ اللَّهِ».

20. نهج البلاغه، كلمات 163: «الفقر الموتُ الاكبر».

21. وسائل الشيعه، ج 12، ص 35: «انّ الله ليبغض العبد النوام و اِنّ الله ليبغض العبد الفارغ».

22. وسائل الشيعه، ج 12، ص 16: «قال رسول الله ملعون ملعون مَن القى كلّه على الناس»

23. همان، ص 35: «اِنّى لابْغَضُ الرجل من ان يكون كسلاناً عن امر دنياه و مَن كسل عن امر دنياه...»

24. الكافى، ج 5، ص 86: «اِنّ الاشيا لَمّا ازدوجت ازدوج الكسل و العجز فنتجا بينهما الفقر».

 

منبع : تبیان

 

دانستنیها                          

اسم شرکت های بزرگ چگونه انتخاب شده ‌اند؟

 

Adobe :

اسم رودخانه ای كه از پشت منزل مؤسس آن جان وارناك عبور می كند .

 

Apple :

میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شركت اپل سیب بود و بنابراین اسم شركتش را نیز اپل گذاشت .

 

Cisco :

مخفف شده كلمه سان فرانسیسكو ( San Francisco ) است كه یكی از بزرگترین شهرهای امریكا است.

 

Google :

گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است كه تشكیل شده است از عدد یك با صد تا صفر جلوی آن .

مؤسسین سایت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می كنند كه این موتور جستجو می تواند این تعداد اطلاعات (یعنی یک گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد .

 

Hotmail :

این سایت یكی از سرویس دهندگان پست الكترونیكی به وسیله صفحات وب است .

هنگامی كه مدیر پروژه برنامه می خواست نامی برای این سایت انتخاب كند علاقه مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند سایر سرویس دهندگان پست الكترونیك به mail ختم شده و دوماً برروی وبی بودن آن نیز تأكید شود. بنابراین نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه Hotmail حروف Html به ترتیب پشت سرهم قرار گرفته اند. گاهی اوقات اسم این سایت را به صورت HotMail نیز می نویسد .

 

HP :

شركت معظم HP توسط دو نفر بنام های بیل هیولت و دیو پاكارد تأسیس شد .

این دو نفر برای اینكه شركت هیولد پاكارد یا پاكارد هیولت نامیده شود مجبور به استفاده از روش قدیمی شیر – خط شدند و نتیجه هیولد پاكارد از آب در آمد .

 

Intel :

از آنجاییكه این شركت از بدو تأسیس با تأكید روی ساخت مدارات مجتمع ایجاد شد. نام آن را Integrated Electronics یا به طور مختصر INTEL نهادند .

 

Microsoft :

نام شركت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته می شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد . Microsoft مخفف Microcomputer Software است. و دلیل نامگذاری شركت به این اسم نیز آن است كه بیل گیتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای میكروكامپیوتر ها تأسیس كرد.

 

Motorola :

شركت موتورولا با هدف درست كردن بی سیم و رادیوی خودرو كار خود را آغاز كرد. از آنجاییكه مشهورترین سازنده بی سیم و رادیو های اتومبیل در آن زمان شركت Victrola بود. مؤسس این شركت یعنی آقای پال كالوین نیز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی كلمه موتور نیز به نوعی در اسم شركتش وجود داشته باشد .

 

Red Hat :

مؤسس شركت آقای مارک اوینگ در دوران جوانی از پدربزرگش كلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت كرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زمانی كه اولین نسخة این سیستم عامل آماده شد مارك اوینگ آن را همراه با راهنمای كاربری نرم افزار در اختیار دوستان و هم دانشگاهیش قرار دارد. اولین جمله این راهنمای كاربری « درخواست برای تحویل كلاه قرمز گم شده » بود .

 

Sony :

Sony از كلمه لاتین Sonus به معنای صدا مشتق شده است .

 

SUN :

این شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصیلان دانشگاه استانفورد تأسیس شد .

 Sun مخفف عبارت Stanford University Network می باشد .

 

Xerox :

كلمه Xer در زبان یونانی به معنای خشك است و این برای تكنولوژی كپی كردن خشك در زمانی كه اكترا كپی كردن به روشهای فتوشیمیایی انجام می گرفت فوق العاده حائز اهمیت بود .

 

Yahoo:

این كلمه برای اولین بار در كتاب سفر های گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است كه دارای ظاهر و رفتاری زننده است . مؤسسین سایت Yahoo جری یانگ و دیوید فیلو نام سایتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر می كردند خودشان هم Yahoo هستند .

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مباحث فرهنگی            

شهادت استاد مطهری و روز معلّم

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

مقدمه

تعلیم و تعلم از شئون الهی است و خداوند، این موهبت را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی کرده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و چنین شد که تعلیم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرینش  درآمد.

انسان نیز با پذیرش این مسئولیت، نام خویش را در این گروه و در قالب واژه مقدس "معلم" ثبت کرده است.

معلم، ایمان را بر لوح جان و ضمیرهای پاک حک می کند و ندای فطرت را به گوش همه می رساند. همچنین سیاهی جهل را از دل ها می زداید و زلال دانایی را در روان بشر جاری می سازد.

دغدغه معلم همیشه این است که حیات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انسانی بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دین، همت اساسی آدمی باشد و هیچ بیگانه ای را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشی دین و میهن فراهم نیاید.

در این مسیر خطیر، بزرگانی گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان می درخشد.

علامه شهید استاد مرتضی مطهری (رحمته الله) از همین طایفه مقدس است که در سنگر تعلیم و تعلم، به قله های رفیعی دست یافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامی ـ که خود معلمی بزرگ است ـ همه آثارش را مفید می داند و بهره برداری از آنها را سفارش می کند.

معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر توانمندی است معلمی در قرآن به عنوان جلوه ای از قدرت لایزال الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی است. در نخستین آیات قرآن که بر قلب مبارک پیغمبر اکرم (ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است:

اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم. (علق: 1ـ 5) بخوان به نام پروردگارت که جهانیان را آفرید. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کریمترین است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمی دانست.

در این آیات خداوند، خود را "معلم" می خواند و جالب این که معلم بودن خود را بعد از آفرینش پیچیده ترین و بهترین شاهکار خلقت، یعنی انسان آورده است.  مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرینش قرارداد. نوعی انسانی را که هیچ نمی دانست، به وسیله قلم آموزش داد که این از اوج خلاقیت و هنر شگفت خداوند در امر آفرینش حکایت دارد:

 

چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد              هزاران نقش بر لوح عدم زد

 

از این رو، می توان گفت که هنر شگفت معلمی از آن خداوند عالم است.

شرافت و مرتبت معلم زمانی اهمیت دارد كه بتواند شان خداوند و پیامبران را در  وجود خود محقق سازد  و پیوند انسان به هدف متعالی خلقت یعنی عبادت را برقرار سازد؛ لذا در این تعریف شهید مرتضی مطهری  یكی از آن معلمان راستین است كه اولاً با نگاه  تركیبی  به همه معارف بشری نظر می كند و ثانیا  تمامی  تلاش های علمی و عملی را  مقدمه ای برای عبادت می داند و در این راه به مرحله سوم دینداری راه می یابد  و  با شهادت، عبادت عملی و علمی خود را كامل می سازد . به همین مناسبت روز شهادت این بزرگ مرد فرزانه (12 اردیبهشت ) را روز معلم نامیدند.

 

آموزگاران انسان

آنچه مسلم است، اولین معلم بشریت، خود خداوند است که از پس خلق انسان، راه نیکو زیستن را به او آموخت؛ زشتی ها و زیبایی ها را به او نمایاند و چراغ خرد را به دست او داد تا درستی پیشه کند.

پس از حق تعالی، پیامبران الهی و جانشینان آنانند که برترین آموزگاران انسان محسوب می شوند و در طول عمر بشر، زندگی خود را وقف سعادت انسان کردند و کوشیدند تا دست او را گرفته، به سوی سرانجامی نیک رهنمون شوند.

آفرینش مکتب است و کردگار

خود مدیر و انبیا آموزگار

پدر و مادر هم در درجه بعدی تعلیم و تربیت انسان، نقش بسیار حساسی را ایفا می کنند و بالاترین الگوی رفتاری فرزندانند که این امر نشان دهنده اهمیت جایگاه خانواده در شکل گیری شخصیت علمی، فرهنگی و اجتماعی فرزندان است.

پس از والدین، هرکس که چیزی به انسان بیاموزد، به همان میزان معلمِ آن شخص به شمار می رود و هرچه مقدار آموختن از معلمی بیشتر باشد، به همان اندازه نسبت به او تعهد نیز افزایش می یابد.

 

یادبود شهادت استاد شهید مرتضهی مطهری

امروز مصادف است با سال روز شهادت استوانه دین و دانش، استاد مرتضی مطهری رحمه الله ؛ او که پاره تن امام بود و حاصل عمرش محسوب می شد؛ او که مدافع دین و شریعت بود و کمر همت بسته بود تا کیان اسلام ناب را صیانت کند؛ او که با تکیه بر توانایی های علمی، عقیدتی و فلسفی خود از هرگونه شبهه و سؤال در حوزه دین استقبال می کرد و این امر را موجب پویایی و انتشار هرچه بیشتر اسلام می دانست. با شمشیر قلم و بیان و با منطق و استدلال، با التقاط و انحرافات شجاعانه مبارزه کرد و پندارهای غلط منحرفان را باطل ساخت و تلاش های دین ستیزان و معاندان اسلام را به یأس مبدل ساخت و با تقدیم جان، راهش را تداوم بخشید و با خون سرخش پای صفحات مبارزاتش را امضا کرد. او معلمی بود آشنا به علوم اهل بیت علیه السلام که در لحظه لحظه عمر شریفش، معارف ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم از قلم و بیان او تراوش می کرد و منتشر می شد. از این رو مورد غضب شب پرستان قرار گرفت و در آتش کینه دشمنان عقیده و ایمان سوخت و تشنگان فضایلش را در فراق خود سوزاند. یادش برای همیشه جاودان و پر رهرو باد.

 

آثار معلم شهید از نگاه امام خمینی(ره)

درباره نوشته ها و آثار معلم شهید نظریات فراوان گفته شده و تمجیدهای زیادی شده است. اما جامع ترین و محکم ترین نظر، فرمایش استاد ایشان، یعنی حضرت امام خمینی رحمه الله است که فرمودند: «آثاری که از او هست، بی استثنا همه آثارش خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بی استثنا آثارش خوب است. ایشان بی استثنا آثارش خوب است، انسان ساز است». در سال روز شهادت آن حاصل عمر امام، که به نام زیبای معلم نام گذاری شده، به روان پاکش درود می فرستیم و امیدواریم که آثار پربرکتش هم چنان فراراه جوانان و جویندگان اسلام ناب قرار گیرد.

 

مردی که درس عاشقی از مرتضی گرفت

وقتی که دست فتنه ز اُمّت تو را گرفت

دل ها شکست و شهر سراسر عزا گرفت

نفرین به جهل، جهل خوارج، که این چنین

بی رحم، برگزیده ترین را ز ما گرفت

فرمان قتلِ مرد خدا را به تیغ مکر

ز ابلیس آن درنده انسان نما گرفت

او التجای واژه ایمان و عشق بود

با خون او شرافت انسان بها گرفت

باید هماره بوسه زد از جان و دل بر آن

دستی که پرده از رخ اهل ریا گرفت

دروازه های شهر سَحَر زو گشوده شد

ذهن علیل شب زدگان زو شفا گرفت

از خامه اش که معجزه می کرد گویمت

یا قلب او که رونق از آینیه ها گرفت

در خون نشسته باد و الهی فنا شود

آن کس که پاره تن روح خدا گرفت

باید که در میانه خون دست و پا زند

مردی که درس عاشقی از مرتضی گرفت

 

آمرزش برای معلم

خوشا به حال کسانی که بار سنگین ادب و دانش را بر دوش می کشند و لذت معنوی آموختن و شکوفا کردن استعدادها و به بار نشاندن انسان ها را بر تمام لذت های مادی و زودگذر دنیا ترجیح می دهند و خشنودند که در مسیر تعلیم و تربیت به تلاش می پردازند. در سعادت و نیک بختی و عاقبت به خیری آنان همین فرمایش امام صادق علیه السلام بس است که فرمودند: «تمامی جنبدگان روی زمین و ماهی های دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین و آسمان برای آموزگار خوب طلب آمرزش می کنند».

معلمان و نیاز به فراگیری بیشتر

معلم علاوه بر این که دیگران را آموزش می دهد، خود نیز باید به سطح دانش و آگاهی هایش بیفزاید و به آموختن و گردآوری مطالب جدید همت گمارد تا هم به فضایل خود افزوده باشد و هم تدریس خود را پربارتر کند؛ هرچند که لذت آموختن از لذت تعلیم دادن کم تر نیست.

 

معلم، الگوی جامعه

معلمان، مربیان و استادان همیشه به عنوان الگوی رفتاری مسلم و قوی مطرح بوده اند. آنان نه تنها خواندن و نوشتن می آموزند، بلکه معلم رفتار و گفتار شاگردان هم هستند و تمام حرکات و سکنات استاد، چه در محیط تعلیم و چه در خارج از آن، زیرِ نگاه های تیز شاگردان قرار دارد و ناخواسته در عمق جان آنها ریشه می دواند و آثارش در سالیان بعد نمایان می شود. به همین خاطر استادان و مربیان اگر می خواهند الگوهای مناسب و موفقی برای جامعه باشند، ناگزیر باید رفتارهایی متناسب با شأن و منزلت معلمی داشته باشند تا سلامت جامعه را تأمین کنند واز تخریب آن جلوگیری نمایند.

 

جایگاه اجتماعی دانشمندان

دانش هماره به صاحبان خود منزلت بخشیده، جایگاه آنان را در جامعه بالا می برد و دیگران را در مقابل آنان خاضع می گرداند. حضرت علی علیه السلام باب علم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «در علم و ادب بکوشید؛ چه عالِم، عزیز و گران قدر است، اگرچه به خاندان بزرگی منتسب نباشد یا فقیر و بی بضاعت باشد».

 

ارزش علم

هر حرفه و شغلی از جایگاه و ارزشی متناسب با خود برخوردار است. در متون دینی، به ارزشِ بیشترِ بعضی از مشاغل توجه شده است. اما جایگاهی که برای آموختن علم مطرح شده در هیچ شغل دیگری یافت نمی شود. امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرمایند: «کاش می دانستم کسی که از علم بی نصیب مانده چه چیز به دست آورده و آن که از علم بهره مند شده چه چیز به دست نیاورده است». امام باقر علیه السلام به نقل از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند: «مواضب باش و روزت را در حالی سپری کن که یا عالم باشی و یا علم آموز و بپرهیز از این که عمرت در لذایذ غفلت زا و کام جویی های زیان بخش سپری گردد».

 

جایگاه تعلیم و تعلم از نظر پیامبر اکرم(ص)

جایگاه علم و آموختن از نظر رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم ، حتی از جایگاه دعا و عبادت هم بالاتر است و سفارش های آن حضرت به علم آموزی و واجب دانستن آن بر هر مسلمان و برخوردی که با معلم و متعلم داشته اند مؤید این مطلب است. «روزی آن حضرت وارد مسجد شد و مشاهده کرد که در مسجد دو مجلس تشکیل شده است. یکی مجلس علم که در آن از معارف اسلامی بحث می شود و دیگری مجلس دعا که در آن خدا را می خوانند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: این هر دو مجلس خوب و مورد علاقه من است. آن گروه دعا می کنند و این گروه درس می خوانند و درس می گویند. ولی گروه علمی برتر و بالاتر از گروه دعایند و من از طرف پروردگار برای تعلیم مردم مبعوث شده ام. سپس آن حضرت به گروه معلمان و محصلان پیوست و با آنان نشست.»

 

حق معلم بر شاگرد

هر خیری که از دیگران به انسان برسد، در مقابل، آن شخص احساس دِین کرده، در صدد بر می آید تا به نوعی آن را جبران کند. چه خیری بالاتر از دانش که از معلم به انسان می رسد و چه دینی بالاتر از دین معلم که باید حق آن را به جا آورد؟ امام سجاد علیه السلام درباره حق معلم بر شاگرد می فرمایند: «حق استاد تو این است که در تعلیم و تکریم وی بکوشی و محضر او را بس مُوقَّر و محترم شماری و در فراگیری دانش به کلمات و بیانات او به نیکی گوش دهی و با روی گشاده و خویی آزاده و کامل و در کمال ادب و احترام به محفل و مجلس وی روی آوری و هرگز صدای خویش را بر صدای او بلندتر نسازی».

 

حق شناسی و قدردانی از معلم

چقدر زیبا است که انسان قدر زحمات دیگران را بداند و خدمات آنان را ارج نهد و بنا به فرمایش قرآن کریم «جزای نیکی جز نیکی نمی تواند باشد». گرچه بسیاری از نیکی ها، از جمله آموختن علم، در این دنیا و به دست انسان ها جبران نمی شوند، ولی سزاوار است که انسان در مقابل احسان دیگران، نهایت سپاس گزاری را داشته باشد. پیشوایان معصوم علیه السلام بارها این زیبایی ها را تذکر داده اند. در روایتی وارد شده است که «عبدالرحمان سلمی به یکی از فرزندان امام حسین علیه السلام سوره حمد را آموخت. وقتی کودک در حضور پدر سوره حمد را خواند، امام حسین علیه السلام به معلم پاداشی در خور عطا کردند و سپس فرمودند: کجا پاداش مالی من با عطای آموزش این معلم برابری می کند؛ یعنی خدمت تعلیم و آموختن سوره حمد از عطای مالی من ارزنده تر است».

 

ثواب تعلیم و ارشاد از دیدگاه امام سجاد(ع)

شخصی خدمت امام سجاد علیه السلام عرض کرد: این مرد پدرم را کشته است و من می خواهم او را قصاص کنم. حضرت فرمود: «آیا این مرد تا کنون به تو خدمتی نکرده است که به جای قصاص دیه بگیری؟» گفت: چند روزی به من درس داده و علوم شما اهل بیت علیه السلام را به من آموخته است. ولی این سبب نمی شود که از قصاص منصرف شوم. حضرت فرمود: «چه می گویی؟! ارزش تعلیم و ارشاد از خون بیشتر است». پس از این سخن، آن مرد از قصاص چشم پوشی کرد و قرار شد صد شتر دیه بگیرد. ولی از آن جا که قاتل، توانایی پرداخت آن را نداشت، حضرت فرمود: «آیا خرسند می شوی ثواب هدایت و ارشادت را به من بدهی و در اِزایش صد شتر بدهم؟» آن مرد از حق خود گذشت و امام علیه السلام حدیثی به او هدیه کرد.

 

هنر معلمی

داشتن محبت، اخلاق خوش، علاقه به کار و آگاهی، به تنهایی برای موفقیت معلم کافی نیست؛ بلکه علاوه بر اینها معلم باید هنرمند باشد تا بتواند از داشته های خود استفاده مثبت بکند؛ چرا که روح کودکان و نوجوانان و جوانان بسیار لطیف و شکننده است و کوچک ترین خطایی از طرف معلم، دیوار بلندی می شود برای شاگرد و چه بسا مسیر تحصیل او را تغییر دهد. با این ملاحظات معلمان باید از زودرنجی و کم حوصلگی بپرهیزند و روحیات تک تک شاگردان را شناخته، با حوصله،متانت و سعه صدر برخورد کنند تا نتیجه دل خواه شاگرد و استاد حاصل آید و معلم خشنود و شاگرد رستگار شود.

 

نامت بلند ای معلم

نامت بلندای معلم؛ ای کسی که بر بلندای قله عشق و ایثار و محبت ایستاده و بر سریر عزت و شرف و انسانیت تکیه زده ای؛ ای کسی که اشعار در وصفت نارسا است و زبان قاصر و واژگان محدود؛ ای روشنگر نسل ها و جلا دهنده دل ها و تعالی بخش جان ها و پرورش دهنده مغزها و به پرواز درآورنده تخیلات بشر به سوی ناگشوده ها؛ ای انسانِ انسان ساز و مروج دین و فرهنگ و هنر وادب؛ ای رساننده بشریت به کمالات و قلل مرتفع انسانیت؛ ای محبوب خدا و خلق و ای ادامه دهنده راه انبیا. سلام خدا و فرشتگان خدا بر تو باد.

 

به یاد روزگاران مدرسه

صحبت آموزگاران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

چه بسیارند معلمانی که یا سر بر بالین خاک نهاده و آسوده خفته اند یا بر اثر کهولت سن و بازنشستگی، خانه نشین شده اند و با کرسی تعلیم و تربیت وداع گفته اند. اما این بدان معنا نیست که عشق خود به مدرسه و دانشگاه و دانش آموزان را از دست داده اند؛ بلکه بالاجبار ترک عشق کرده اند. هنوز هم به عشق آن روزگاران نفس می کشند و با یاد آن ایام زنده اند. بیایید این پیران عرصه دانش و راه روان کوی معرفت را به نسیم فراموشی نسپاریم و در این روز مقدس، به پاس زحمات چندین وچندساله آنان، با دسته گلی به دیدار آنها برویم یا بر مزار پاکشان فاتحه ای نثار کنیم.

 

لزوم احترام معلم پس از مرگ

معلم چه زنده باشد و چه از دنیا رفته باشد، بر شاگردان لازم است که احترامش را نگه دارند و حق او را محترم شمارند. نوشته اند: «سیدرضی رحمه الله استاد ادیبی داشت که غیرمسلمان بود و پس از مرگ، او را در قبرستان غیر مسلمانان دفن کردند. مرحوم سید رضی رحمه الله هرگاه از آن قبرستان سواره عبور می کرد، از اسب پیاده شده، تا آخر قبرستان پیاده می رفت. پرسیدند: علت این کار چیست؟ فرمود: معلم من در این قبرستان دفن شده است».

 

رفتار معلم شهید

معلم هم حکم پدر را دارد و تکریمش بر شاگردان لازم است. سزاوار است که انسان بالاترین تعظیم ها را در حق معلم خود روا دارد. درباره تکریم استاد از شهید مطهری رحمه الله نقل شده است که وقتی نام استادان خود را می بُرد، با احترام و تعظیم بسیار زیاد از آنان تجلیل می کرد؛ برای مثال وقتی از مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله یاد می کرد، می فرمود: «روحی فداه؛ یعنی جانم فدای او باد».

 

روشنگر جان

اول از استاد یاد آموختیم

پس سُویدای سَواد آموختیم

وز سوادآموز ما هم یاد باد

کو به ما خواندن نوشتن یاد داد

از پدر گر قالب تن یافتیم

از معلم جان روشن یافتیم

ای تو کشتیّ نجات روح ما

ای به طوفان جهالت نوح ما

ای معلم چون کنم توصیف تو

چون خدا، مشکل توان تعریف تو

یک پدر، بخشنده آب و گل است

یک پدر، روشنگر جان و دل است

«وَلَّدَکْ» با «عَلَّمَکْ» با «زَوَّجَکْ»

هر سه را حقِ اُبُوَّت مشترک

لیک اگر پرسی کدامین برترین

آن که دین آموزد و علم الیقین

ما همه طفلیم و روحانی پدر

کِی پدر بدخواه باشد با پسر

 

معلم، امانت دار مردم

معلم امانت دار است و دانش آموزان امانت های او. اما آنان بر خلاف خیلی از امانت ها، کالا نیستند؛ بلکه انسان هایی هستند که جان خود را در اختیار معلم قرار می دهند تا آنها را بپرورد و روشنایی بخشد و از آنان مردان و زنانی راه یافته و کوثر معرفت چشیده بسازد. آری باید این امانت های گران بها را به زحمت پاس داشت. امام امت، خمینی کبیر رحمه الله ، نیز به لحاظ اهمیت امر فرمودند: «معلم امانت داری است که، غیر همه امانت ها، انسان امانت اوست».

 

مشق عشق

معلمی عشق است و عاشق می طلبد و معلم سر کلاسِ درس، مشق عشق می کند و با شور و شوق و شعف و با تمام وجود، آموخته ها و اندوخته هایش را به شاگردان انتقال می دهد و چون شمعی می سوزد تا به دیگران حیات بخشد. چه به جاست که بار دیگر سخن معلم دل سوخته، شهید محمد علی رجایی را بر زبان جاری سازیم که گفتند: «معلمی شغل نیست؛ معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده ای رهایش کن و اگر عشق توست مبارکت باد».

 

معلم متعهد

«معلم، این موجود شریف که قائمه عالَم بی وجودش قائم نیست و به مرتبت و منزلتش کسی هم شأن و هم سنگ نمی باشد. او که با موقعیت خطیرش دلیل راه است و پژوهندگان دانش را در کسب فضایل محرک و راهنما. او که در ارتقا یا انحطاط یک جامعه، نقشی بس مؤثر دارد، اگر صالح باشد، دنیایی را به صلاح، و اگر فاسد شود عالَمی را به فساد سوق می دهد. او که شیوه کار و صفات و روحیات و عواطفش در سازندگی افکار و بنای شخصیت اعتقادی و معنوی متعلمان اثراتی ژرف و جاودانه دارد و هر نقشی را که در برابر اذهان آیینه گون آنان قرار دهد، چه زشت و چه زیبا، صورتی پایدار می یابد، باید خود به صفات و ویژگی هایی از ایمان و اخلاق آراسته باشد. آنچه برای قشر مربی و معلم لازم است، دانش و بینشی ژرف، پایبندی به اصول اخلاق و ایمان و اعتقاد به خدا و مذهب است. معلم همه وقت باید به شغل خویش عشق ورزد و مسئولیتش را در قبال وظایفی که اجتماع به او محول می کند، به خوبی احساس نماید. آزاده، نجیب، پاکدل، پرهیزکار، شجاع و اهل تحقیق و مطالعه و نظر باشد.»

 

در غم فراق استاد شهید

ای روح مطهر، اکنون در این زمان سراسر نیاز، کویر تشنه عطشناکِ اندیشه های جستجوگرِ نسلِ ما بیش از همه وقت انتظار تو را می کشد و در عصر هجوم «بودن»های کاذب و وجودهای مصنوعی، «نبود» تو را غمگنانه می سراید و بر بام دلش، اندوه سر می دهد. اکنون جوانه های رسته از شاخه های زمان پس از انقلاب، جویاتر از پیش، چشم به بارش اندیشه های تو دوخته است تا هم چون همیشه، سرزمین بکر افکار را برویانی و ساقه های خشکیده و قحطی زده را، به برگ و بار بنشانی. ای روشنایی خورشید، باغ اندیشه های نسل ما، پر از نیلوفر سؤال است. ای باغبان بیدار و تیزبین، چه می شد که دست های مهربان و صمیمی تو علف های هرزه شبهه ها را می چید و ساقه های تُرد ذهن ما را آبیاری می کرد و گل بوته های شناخت ما را می شکوفاند؟

 

تکریم از معلم

«برادری نقل می کرد: روزی برای معالجه پدرم به آلمان رفته، در یکی از بیمارستان ها، منتظر تشکیل پرونده بودیم. وقتی نوبت به ما رسید، متصدی تشکیل پرونده، پوشه نارنجی رنگی را پیش روی خود قرار داد. در همان اوضاع و احوال که من شدیدا در فکر هزینه های بیمارستان و معالجه بودم، متصدی، شغل پدرم را پرسید و من با حالت تردید پاسخ دادم: مریض، معلم باز نشسته است. پس از پاسخ من بلافاصله پوشه آبی رنگی را به جای پوشه نارنجی قرار داد و گفت: در آلمان، معلمان بدون نوبت و به طور رایگان درمان می شوند.»

 

مقام معلم از نظر اسکندر

به اسکندر گفتند: چرا معلم خود را بیش از پدر، بزرگ می شماری؟ گفت: زیرا پدرِ من مرا از عالم ملکوت به زمین آورده و استاد، مرا از زمین به آسمان برده است، یعنی به معرفتم نسبت به عالم هستی افزوده و از خاک جهل به آسمان معرفت پروازم داده است.

 

طلوع ستاره

خانه ای ساده امّا آسمانی، چون بوستانی کوچک و نورانی در فریمان، در سیزده بهمن ماه 1298 شاهد شکفتن غنچه ای خوش بو و طلوع ستاره ای درخشان بود. کودکی پاک از دامان خانواده ای روحانی و اصیل چشم به دنیا گشود. این کودک که «مرتضی» نام گرفت نه تنها برای خانواده اش، که برای دنیای دانش تحفه ای گران بها از سوی خدا بود.

 

آغاز راه تلاش

مرتضی دوران کودکی را درخانواده ای سپری کرد که عطر روحانیت و علم فضای آن را معطر کرده بود و همین امر نوید آینده ای بسیار روشن را برای او رقم می زد. او تحصیل را از مکتب خانه ای در فریمان شروع کرد و با شروع دوره نوجوانی شوق تحصیل او را از خانواده جدا کرد و به سوی شهر مشهد که با فریمان فاصله بسیاری نداشت کشاند. از دوازده سالگی تحصیل در حوزه علمیه مشهد را آغاز کرد و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی پرداخت. این نوجوان شیفته علم و سرشار از نور معرفت و ایمان اینک با حساسیتی شگرف و زایدالوصف به مسائل مربوط به خلقت و خالق می اندیشید و ذهن پر شورش میزبان پرسش هایی هرچند ساده، امّا پر اهمیّت و بی شمار، می شد.

 

هجرت به قم

شهید مطهری در سال 1316، یعنی در سن هجده سالگی، به قم هجرت می کند. این زمان اوج مخالفت رضاخان باروحانیت و حوزه های علمیه بود و هجرت این مرد شیفته علم به قم با مخالفت بسیاری از دوستان و نزدیکان همراه شد؛ امّا روح بلند و همّت والای او و سوزی که از عطش علم در خود حس می کرد، سدّ این مخالفت را شکست. این در حالی بود که حوزه علمیه در آن زمان علاوه بر رویارویی با مبارزات رژیم ستم شاهی، داغدارِ از دست دادن فقیه گران قدر و مؤسس بزرگ حوزه علمیه، آیت اللّه حاج عبدالکریم حائری، نیز بود. امّا آغوش حوزه بر روی او که دل داده دانستن و فهمیدن و جوینده گوهر علم بود، با گرمی و مهربانی گشاده بود.

 

پایان اقامتی پرثمر

قامت بلند و ریشه دار درخت دانش در وجود استاد شهید مرتضی مطهری هر روز به برگی تازه می نشست وباری تازه می داد. مدت پانزده سال اقامت پرثمر استاد در مرکز فقاهت شیعی، شهر مقدس قم و در محضر استادان بلندآوازه ای چون آیت اللّه بروجردی، امام خمینی و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، شاخه های دانش را در وجودش تنومندتر می ساخت به طوری که در سال 1331، یعنی در پایان این اقامت ارزشمند، او از مدرسّان معروف و از امیدهای روشن آینده حوزه علمیه به شمار می رفت. او در این دوران از جهاد و مبارزه علیه رژیم ستم شاهی نیز غافل نماند و در امور اجتماعی و سیاسی با جدیّت شرکت می کرد.

 

روح قدسی الهی

استاد شهید مرتضی مطهری همواره به عنوان شاگردی متواضع و شیفته از محضر امام خمینی رحمه الله بهره می برد. جدا از علاقه وافری که آن امام مهربان نسبت به شاگردش ابراز می کرد، شیفتگی و علاقه مندی این شاگرد برجسته نیز به استادش در خور ستایش بود؛ چنان که خود درباره استادش می گوید: «درس اخلاقی که به وسیله شخصیت محبوبم... گفته می شد و در حقیقت درس معارف و سیر و سلوک بود،... مرا سرمست می کرد. بدون هیچ اغراق و مبالغه ای این درس چنان مرا به وجد می آورد که تا [چند روز]... بعد خودم را شدیدا تحت تأثیر آن می یافتم. بخش مهمی از شخصیت فکری ور وحی من در آن درس و درس های دیگری که در طی دوازده سال از آن استاد الهی فرا گرفتم انعقاد یافت و همواره خود را مدیون او دانسته و می دانم. راستی که او روح قدسی الهی بود».

 

رابطه مرید و مراد

رابطه ای که بین شهید مطهری این دل باخته علم و قهرمان تهذیب نفس با استاد مهربان و گران قدرش امام خمینی رحمه الله وجود داشت تنها رابطه شاگرد و معلّم نبود؛ رابطه طلبه و استاد نبود؛ رابطه مرید بود و مراد، و محبّ بود و محبوب. این دوستی ژرف و علاقه شگرف تنها یک سویه نبود. نه فقط شهید مطهری به استادش به دیده پیر و مراد می نگریست امام نیز نسبت به شاگرد دل باخته اش علاقه وافر نشان می داد. امام خمینی رحمه الله شهید مطهری را فرزندی عزیز، پاره تن و حاصل عمر خود بر می شمردند و در فقدان آن عزیز با تأثری فراوان و اندوهی بی شمار به سوگ نشستند. درود خدا بر آن استاد مهربان و آن شاگرد دل باخته اش.

 

مهری بی پایان

شیفتگی شهید مطهری نسبت به علم و تهذیب نفس او را نسبت به استادان خود بسیار علاقه مند می نمود و از سویی فهم بالای او، مراتب بلند آن استادان برجسته را برای او قابل درک می کرد و به تواضعش می کشانید. علاقه شهید مطهری به استادانش تنها در امام خمینی خلاصه نمی شد. استادانی چون مرحوم علامه طباطبایی نیز در وجود او مُهر مِهری بی پایان به جا نهاده بودند. شهید مطهری از این استاد با عنوان «استاد علامه کبیر آقای طباطبایی روحی فداه» یاد می کرد. درود و رحمت بی کران خدا بر او و بر استاد وارسته اش باد.

 

چشم امید حوزه

در سال 1331 که شهید مرتضی مطهری دیگر استادی مبرز، مدرّسی متبحر و محققی برجسته محسوب می شد و چشم امید حوزه های علمیه به حساب می آمد، قم را به قصد تهران ترک می کند و به تدریس در مدارس علمیه و نیز در دانشکده های تهران مشغول می شود. از جلسات سخنرانی پربار او در انجمن های اسلامی دانشگاه ها، بحث های بسیار ارزشمند و پرثمری به جا مانده است که دل های عطشناک بسیاری را از زلال معارف اسلامی سیراب می کند.

 

آغاز نهضت

از اولین گام های نهضت پرشور امام خمینی رحمه الله ، یعنی از سال 1341، استاد شهید گام به گام و نفس به نفس فعالانه با این نهضت همراهی می کند. اینک ده سال از حضور او در تهران می گذرد و او در کنار پیر و مراد و استاد محبوبش امام خمینی رحمه الله به سازمان دهی قیام پانزده خرداد می پردازد. شهید مطهری در تمام مراحل انقلاب و پس از پیروزی انقلاب تا آن لحظه که دست ستم کار گروه فرقان او را به شهادت رسانید، لحظه ای از تلاش و جهاد نیاسود و دمی پا در وادی آسایش ننهاد. یادش گرامی باد.

 

اولین دست گیری

یک ساعت از نیمه شب چهارشنبه پانزده خرداد 1342 می گذرد که سکوت شب با گام های ظالمانه عمّال رژیم شاه شکسته می شود. شهید مطهری در پی سخنرانی پرشوری بر ضد شاه بازداشت می شود و به همراه دیگر روحانیان دست گیر شده در تهران به زندان منتقل می شود. امّا این تهاجم رژیم به ساحت سینه سرخانی که پرچم اسلام خواهی بر دوش و ندای مسلمانی بر لب دارند، با شکست مواجه می شود و نظام پس از یک ماه و اندی، در پی مهاجرت علمای شهرهای مختلف به تهران و پافشاری علما و مردم، زندانیان مبارز را آزاد می کند و شهید مطهری نیز باز به دامن پرشور ملت باز می گردد.

 

نهضت اسلامی

حضور فعّال، مداوم و پرشور استاد شهید مرتضی مطهری در همه صحنه های انقلاب و در کنار رهبر کبیر انقلاب برخاسته از نگرانی او درباره طرز نگرش جامعه نسبت به دین و مفاهیم دینی بود. او نهضت را تنها به صورت اسلامی می پذیرفت و در راه آن می کوشید و به همین دلیل او برای اسلامی کردن محتوای نهضت و روشن کردن اذهان مردم و مقابله با کج روی ها و انحرافات دینی تلاش به سزا داشت که اصل آن تلاش های پرثمر هنوز هم روشنگر و راهنمای ملت ماست.

 

تلاش مداوم

از تلاش های انقلابی استاد شهید مرتضی مطهری که همگی صبغه دینی و اسلام گرایی داشت، می توان هدایت هیئت های مؤتلفه اسلامی، حسینیه ارشاد، ایراد سخنرانی های متعدد در مساجد تهران، پایه ریزی جامعه روحانیّت مبارز و سرانجام مسئولیت کمیته استقبال از امام را نام برد و این تنها گوشه ای از خدمات او به اسلام و انقلاب به حساب می آمد. شهید مطهری در تمام مراحل انقلاب به طور جدّی و کامل در خدمت انقلاب بود و در تمامی صحنه ها نقشی اساسی و محوری داشت. با تبعید حضرت امام خمینی رحمه الله از ایران به خارج از کشور مسئولیتی که بر عهده او و یارانش بود سنگین تر شده بود. امّا با این حال و با همه تلاشی که در راه پیش برد نهضت داشت، هرگز از تدریس و تألیف کتاب غافل نشد و مثل گذشته در آن صحنه نیز پیشتاز بود.

 

وسعت اسلام طلبی

استاد شهید مرتضی مطهری از محوری ترین و اساسی ترین نقش آفرینان انقلاب به حساب می آمد و در صحنه های مختلفِ این نهضت نقشی محوری و اساسی داشت. امّا بلندای روحِ بی ساحل و دل دریایی اش تلاش های او را به همین جا خلاصه نمی کرد. وسعت آزادی خواهی و اسلام طلبی او تا همه جهان کشیده می شد. آگاهی استاد شهید درباره مسائل روز جهان و به خصوص آگاهی اش از اوضاع فلسطین و تحلیل های کارشناسانه اش در این زمینه به راستی تحسین برانگیز است و ندای او در هم دردی و همراهی با نهضت فلسطین و یاری مظلومان فلسطینی هنوز به گوش می رسد.

 

امضای همدلی

آن روزها که بسیاری حتی از مسائل کشور خود نیز غافل بودند، شهید مطهری نه تنها برای آزاد کردن کشورِ در بندش می کوشید و نه تنها اذهان مردم را از افکار انحرافی حفظ می کرد و به سوی اسلامی راستین فرا می خواند، بلکه به دیگر کشورهای ستم دیده جهان نیز می اندیشد. در این میان کشور اسلامی فلسطین و تلاش مبارزان مسلمان آن، هم دردی و هم دلی او را سخت برمی انگیخت. در سال 1348 به سبب اعلامیه ای که امضای او نیز در آن به چشم می خورد و با مضمون جمع آوری اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی بود، و پس از ایراد سخنرانی در این زمینه، در حسینیه ارشاد دست گیر و به زندان منتقل شد. تلاش های پرثمر او را پاس می داریم و راهش را ادامه می دهیم.

 

روشنی پایدار

در سال های نزدیک به پیروزی نهضت، یعنی سال های 1351 به بعد، ترویج مکاتب فکری غیراسلامی و مادی گرا به شدّت در صف مخالفان نظام شاه رو به افزایش بود. مکتب کمونیسم عده بسیاری را، به خصوص از میان جوانان، به سوی خود کشانده بود. مادّی گرایی ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده بود و سؤالات بی شماری را در اذهان وارد کرده بود. کسی که با پشت کاری بی نظیر، جدّیتی بی همتا و صلابتی شگرف و با آگاهی و روشن بینی بسیار و دقّت و تأمل وافر در برابر هجوم تفکرهای نادرست ایستاد، استاد شهید مرتضی مطهری بود. مبارزه او در راه اسلامی کردن نهضت، ارائه جهان بینی دقیق از اسلام و روشن کردن مسائل اعتقادی اسلام تلاشی به سزا و جاویدان بود که آثار آن امروز در بسیاری از کتاب هایش به خوبی هویداست و هنوز به روشنی ادامه دارد.

 

دریای تألیفات

کتاب های بسیار متعدد و مختلفی که از شهید بزرگوار استاد مطهری به جا مانده است، دریای عمیقی از علوم اسلامی و مسائل فلسفی است. کتبی که از استاد مطهری به یادگار مانده است در جای خود پرکننده شکاف فکری بود که در بازار مکّاره عقاید شرقی و غربی احساس می شد. علاوه بر تعدد آثار و تعدد موضوعاتِ به یادگار مانده از ایشان، آنچه ذهن را به تواضع در برابر عظمت روح آن شهید می کشاند، بلندای محتوای تألیفات و برجستگی آثار اوست. امام خمینی رحمه الله درباره آثار آن شهید می فرماید: «او با قلمی روان و فکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی، با زبان مردم و بی قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیده نشأت می گرفت برای عارف و عامی سودمند و فرح زاست».

 

دریای بی کران

شهید مطهری که در غوص در مسائل فلسفی و صید مرواریدهای نهان آن دریای بی کران بی نظیر بود، نه تنها به فلسفه اسلام و حکمت اسلامی می اندیشید بلکه فلسفه مادّی و غربی نیز ذهن او را به تلاش و جست وجو وامی داشت. او فلسفه مادّی را چنان می شناخت و به شرح آن می پرداخت که فلسفه اسلامی را، و پوچی و بی هویّتی فلسفه مادّی را چنان محکم و دقیق اثبات می کرد که حقانیّت و محتوای سنگین فلسفه اسلامی را. آگاهی او از مسائل فلسفه مادّی و غربی و شناخت او نسبت به فیلسوفان غربی و قدرت پاسخ گویی اش به مسائل فلسفی آنان و ردّ براهین آنان به راستی تحسین برانگیز و روح افزاست.

 

چراغ های روشن

محتوای برجسته و سنگین آثار شهید مرتضی مطهری از یک سو، و شیرینی و روانی قلمش از سویی و سیر بسیار منطقی و روشن بحث های او از سوی دیگر، کتاب ها و تألیفات آن استاد گران قدر را در میان بسیاری از کتب، درخشان تر و روشن تر جلوه می دهد. کتاب های او از سنین پایین تا سطوح عالی علم و فلسفه را در بر می گیرد و همه به زبانی روان، بی هیچ آلایش و بدون هیچ زیان و کم گویی، موضوعات مورد نظر استاد شهید را به سهولت بیان می کند. این نشان از آن دارد که آن شهید به آن چه باید، دست یافته بود، به عمق مطلب رسیده بود و آنچه بر زبان یا قلم می آورد به روشنی در ذهن خود داشت و این نتیجه سال ها جست وجوی دقیق و عمیق او در گنجینه علوم اسلامی و دیگر علوم مربوط به آن بود.

 

الگویی مناسب

تألیفاتی که از استاد شهید مطهری به یادگار مانده است، از دقت و جامعیت بی نظیری برخوردار است و این بدان دلیل است که استاد نه تنها موضوع مورد نظر خود را به دقت و به صورت عمیق می کاوید، بلکه در موضوعات بسیار متعدد دیگری نیز که مربوط با موضوع مورد نظر او بودند به مطا لعه دقیق می پرداخت. آن رادمرد عرصه علم برای گستره تحقیق پایانی نمی دید و مرزی برای علم نمی شناخت. این شیوه تلاش او و راه پرثمر او می تواند الگویی مناسب برای دانش پژوهان و جویندگان علم و آگاهی باشد.

 

افتخار اسلام

علاقه مندی امام خمینی رحمه الله نسبت به استاد شهید بسیار ژرف بود. ایشان که آن شهید مطهر را افتخار اسلام و امت اسلام می دانستند، در سوگ او چنین فرمودند: «این جانب به اسلام و اولیای عظیم الشأن و به ملّت اسلام و به خصوص ملّت مبارز ایران ضایعه اسف انگیز شهید بزرگوار و متفکّر و فیلسوف و فقیه عالی مقام، مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی مطهری، قدس سره، را تسلیت و تبریک عرض می کنم؛ تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدّس اسلام صرف کرد و با کج روی ها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد؛ تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن کریم کم نظیر بود... و تبریک از داشتن این شخصیت های فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوه خود نورافشانی کرده و می کنند».

 

دانشمندی روشن فکر

استاد شهید مطهری که اسوه ای برجسته در وادی فرهیختگی و اندیشمندی و پژوهشگری است، همواره در نگاه استادان بزرگوارش تحسین شده است. علامه طباطبایی رحمه الله ، استاد بزرگ حوزه علمیه و مفسر بزرگ قرآن مجید و صاحب تفسیر المیزان، این جوینده علم و پوینده راه ایمان را چنین توصیف می کند: «مرحوم مغفور، مطهری، دانشمندی بود متفکر و محقق؛ دارای هوشی سرشار و فکری روشن و ذهنی واقع بین. تألیفاتی که از خود به یادگار گذاشته و تحقیقاتی که در اطراف مقاصد علمی و برهانی نگاشته و در لابلای کتاب هایش به چشم می خورد، اعجاب آور است».

 

پیام تلاش

زندگی شهید مطهری آن چابک سوار وادی تعلیم و تعلّم برای آنان که قدم در این راه می نهند و چشم به دریای علم می دوزند، آموختنی است. علامه طباطبایی رحمه الله استاد گران قدر آن شهید بزرگوار در پیامی به مناسبت شهادت جان سوزش می فرماید: «مرحوم مطهری با تاریخ زندگی پرارزش و سعادتمند خود ـ که پر از تلاش علمی و تفکر فلسفی بود ـ به شیفتگان علم و فلسفه پیامی رسا و پرارزش می فرستد که از کوشش و تلاش کمالی هرگز آرام ننشسته و مجاهده علمی و کمالی را هرگز فراموش نکنند و حیات خود را که بهترین متاع انسانی است، در بازار حقایق به حیات معنوی ـ که حیات عالی انسان است و تا دنیا دنیاست بقای ابدی دارد ـ تبدیل کنند و در این چند روز زندگی شیفته و فریفته شخصیت های ساختگی و خیالی نباشند».

 

درخت ثمربخش

امام خمینی رحمه الله همواره استاد شهید مرتضی مطهری را درخت پرثمری در وادی علم و ایمان بر می شمرد و همگان را به بهره مندی از میوه های بی شمار آن درخت ثمربخش دعوت می نمود. ایشان در توصیه ای خطاب به دانشجویان و روشن فکران می فرمایند: «مخالفین اسلام و گروه های ضدانقلاب در صدد هستند که با تبلیغات اسلام شکن خود دست جوانان عزیز دانشگاهی ما را از استفاده از کتب این استاد فقید کوتاه کنند. من به دانشجویان و طبقه روشن فکران متعهد توصیه می کنم که کتاب های این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود».

 

بوستانی سرشار

امروز در روز شهادت استادی بزرگ، معلّمی مهربان، مبارزی ازخودگذشته و باغبانی دل سوز، دریچه ای به باغی که او با خون دلِ بسیار پرورانده است می گشاییم؛ بوستانی سبز و سرشار از گل های خوش بوی ایمان و معرفت؛ بوستانی که حاصل یک عمر تلاش بی وقفه و روشنگرانه استاد شهید است. بوستانی از کتاب ها و تألیفاتی که کلمه به کلمه اش حکایت از لحظات تلاش علمی او دارد؛ کتاب هایی چون انسان و سرنوشت، انسان کامل، عدل الهی، علل گرایش به مادیگری، خدمات متقابل اسلام و ایران، حماسه حسینی و کتاب های بسیاری در باب فلسفه و منطق و عقاید اسلامی که هرکدام یاد او را زنده می دارد و ره پویان را به ادامه راهش فرا می خواند.

 

آگاه و دوراندیش

هدفی که استاد شهید مطهری طیّ تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیرش بدان چشم دوخته بود، تنها و تنها حل مشکلات و پاسخ گویی به مسائل اسلامی بود. استاد شهید در طی چند سالی که در کنار همه تلاش های اجتماعی و سیاسی اش به تألیف می پرداخته، بر آن بود تا با نظمی مشخص و بر مبنای نیاز و ضرورتِ جامعه، نوشته های سودمند و راه گشایی به جامعه اسلامی اش تقدیم کند. چه نیکو تحفه ای و چه مبارک هدیه ای است آثاری که او به جامعه اسلامی تقدیم کرده است! نامش جاودان و راهش پاینده باد.

 

استاد و حقوق زن

شهید مطهری قسمتی از تألیفات و تحقیقات خود را صرف مسائل اسلامی مربوط به زن و حقوق زن کرده است. او درباره هدفش از این تألیفات چنین می نویسد: «احساس کردم که گروهی در سخنرانی ها، سر کلاس مدارس و در کتاب ها و مقالات خود نظر اسلام را درباره حقوق و حدود وظایف زن به صورت غلطی طرح می کنند... و همان ها را وسیله تبلیغ علیه اسلام قرار می دهند و... لهذا با کمال تأسف افراد زیادی را، اعم از زن و مرد، نسبت به اسلام بدبین ساخته اند. این بود که لازم دانستم منطق اسلام را در این زمینه روشن کنم تا بدانند نه تنها ایرادی بر منطق اسلام نمی توان گرفت، بلکه منطق مستدل و پولادین اسلام درباره زن و حقوق زن و حدود و وظایف زن بهترین دلیل بر اصالت و حقانیّت و جنبه فوق بشری آن است».

 

وصال خجسته

سه شنبه شب یازدهم اردیبهشت پرده تاریک خود را بر شهر می افکند. ساعت از ده شب گذشته است، امّا تلاش استاد پایان نیافته است. او در حال ترک یکی از جلسات فکری سیاسی است که این شب ها برگزار می شود و غرق در این دغدغه که اذهان تاریک را چگونه می شود روشن ساخت و تفکر غلط را به چه شیوه ای می توان به راه درست کشاند؟ امّا تاریک دلان این روشنی و روشنگری را تاب نیاوردند و خفاش وار بر جان او خندیدند و چهره اش را با خون پیشانی اش رنگین نمودند و روح بلند و شکوهمندش را به وصال معشوق رساندند. مبارک باد این وصال خجسته بر آن پروانه عاشق و تسلیت باد این حرمان و هجران بر تمام امت اسلامی.

 

آبیاری درخت انقلاب

اکنون که انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی و با تلاش پروانگان شمع وجودش و تلاشگران صحنه های مختلف انقلاب به پیروزی رسیده است و اندک اندک رو به بالندگی می نهد، دشمنان شکست خورده و سرافکنده به آخرین تلاش های مذبوحانه خویش دست می زنند و آخرین تیرهای خود را از کمان ناامیدی رها می کنند. غافل از آن که خون هر شهید جویباری زلال است که این درخت استوار را آبیاری می کند و بالنده ترش می سازد. ترور شهید مرتضی مطهری نیز با همان هدف انجام شد و همان ثمره را به دنبال داشت؛ چنان که امام خمینی رحمه الله در شهادت آن شهید بزرگوار می فرمایند: «با ریختن خون عزیز ما، انقلاب ما تأیید شد».

 

جام شهادت

رفتنِ آرام، مردان بزرگ و نامور را نشاید. تو سزاوار شهادتی. تو شایسته رفتنی هستی که ماندنی جاودانه با خود دارد و اینک این خون سرخ توست که در سیاهی شب می درخشد و جاری می شود، تا روحت با فرشتگانی آسمانی که به استقبالت آمده اند و تو را با سلام به سوی بهشت می خوانند همراه شود. شهادت بر تو مبارک باد ای بزرگ مرد؛ ای آسمانی مرد؛ ای معلم بزرگ انسان ها!

 

معلّمی بزرگ

«مطهری» که در طهارت روح و قوّت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بود، رفت و به ملأ اعلی پیوست. لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفی اش نمی رود.» این ندای پدری سوگوار است که در سوگ فرزندِ از دست رفته اش می گرید. ندای استادی است که در غم رفتن شاگردش مویه می کند. این کلام رهبر بزرگ انقلاب است که یاری فداکار، همراهی صمیمی، و فرزندی عزیز را از دست داده است و اینک در اندوه شهادت او به تسلیت مردم مسلمان ایران ایستاده است. آری، مطهری زنده است و چون شمعی در میان امّت اسلامی نور می افشاند.

 

منابع :

- نشریه گلبرگ - فروردین 1381، شماره 28 - پدید آورندگان : منیره زارعان ـ محمد غفوری ، صفحه 1

- www2.irna.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست کور رنگی - شماره 1

 

شاید باورتان نشود، ولی از هر ۱۰ نفر، ۱ نفر دارای کور رنگی سبز- قرمز می باشد.

برای فهمیدن اینکه آیا شما هم دارای چنین مشکلی هستید یا خیر، سعی کنید اعداد نوشته شده در دایره های زیر را بخوانید.

 در برخی از این دایره ها هم چیزی نوشته نشده است!

 

 

نتایج دیدن خود را می توانید در جدول زیر مشاهده کنید.

در تمامی دایره های فوق عددی نوشته شده است که افراد دارای دید سالم می توانند آنها را مشاهده کنند.

 

Normal Color Vision

افراد دارای دید سالم

 

Red-Green Color Blind

افراد دارای کور رنگی

 

  Left

چپ

Right

راست

  Left

چپ

Right

راست

Top

بالا

25 29 Top

بالا

25 Spots

نقطه

Middle

وسط

45 56 Middle

وسط

Spots

نقطه

56
Bottom

پایین

6 8 Bottom

پایین

Spots

نقطه

Spots

نقطه

 

 

 

 خوب حالا بگویید که در دایره پایینی چه عددی نوشته شده ؟

 

 

 

افراد دارای دید سالم عدد 5 را می بینند در حالی که افراد دارای کوررنگی سبز- قرمز عدد 2 را می بینند.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  عبادت و بندگی             

اسرار نماز

پدید آورنده : حضرت آيت ‏الله جوادى آملى

 

اشاره:

عبادت که هدف آفرینش انسان است، اسراری دارد; اسرار عبادت غیر از آداب و احکام آن است . احکام عبادت، همین واجبات است که در کتاب های فقهی بیان شده است، مانند واجبات و ارکان نماز . آداب نماز مانند آهسته دعا کردن، پاره ای از این آداب در کتاب های فقهی آمده است و برخی در کتاب های اخلاقی، اما اسرار عبادات ارواح و باطن های عبادت است که با باطن انسان در ارتباط است و انسان با باطن عبادت محشور می شود، این گونه بحث ها در کتاب های عرفانی بیان شده است .

در این مقال به اسرار نماز - که از مهم ترین عبادت هاست - پرداخته می شود .

عبادات ظاهری دارند و باطنی و سری، به ما گفته اند که آن اسرار را فراگیریم و بدان ها عمل کنیم . نماز خواندن و روزه گرفتن و وضو گرفتن و دیگر تکالیف جزء احکام الهی است . هر یک از احکام برای آن است که انسان به اسرار آنها پی ببرد و آزاد شود .

مرحوم شهید - رضوان الله تعالی علیه - نقل فرموده است (1) که همواره رسول خدا (ص) بعد از نماز صبح، بین الطلوعین، در مسجد می نشستند و به سؤال های مردم پاسخ می دادند . روزی دو نفر نوبت گرفتند تا سؤالاتی طرح کنند . حضرت به اولی فرمود: گرچه شما قبل از آن برادر آمده اید لکن نوبتتان را به ایشان بدهید، چون شما اهل کرم و ایثارید و او کار لازمی دارد و عجله دارد . این ادب رعایت نوبت را حضرت در آن جا آموختند . بعد فرمودند: من بگویم شما برای چه آمده اید یا شما می گویید؟ عرض کردند یا رسول الله! شما بفرمایید .

فرمودند: یکی برای یاد گرفتن مسائل حج آمده است و دیگری برای مسائل وضو گرفتن، آن گاه سؤال ها را جواب فرمود:

اما معنای وضو گرفتن - شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها در وضو، رازی دارد: شستن صورت در وضو یعنی خدایا هر گناهی که با این صورت انجام دادم آن را شست و شو می کنم که با صورت پاک به جانب تو عبادت کنم و با پیشانی پاک سر بر خاک بگذارم . شستن دست ها در وضو یعنی خدایا از گناه دست شستم، و گناهانی را که با دستم مرتکب شده ام، دستم را تطهیر می کنم . مسح سر در وضو یعنی خدایا از هر خیال باطل و هوس خام که در سر پرورانده ام سرم را تطهیر می کنم و آن خیال های باطل را از سر به دور می اندازم . مسح پا یعنی خدایا من از جای بد رفتن پا می کشم و این پا را از هر گناهی که با آن انجام داده ام تطهیر می کنم .

اگر کسی بخواهد نام مبارک حق تعالی را بر زبان آورد، باید دهان را تطهیر کند . مگر می شود انسان با دهان ناشسته نام خدا را ببرد، باید دهان را با آب مضمضه کند و بشوید .

این گوشه ای از اسرار وضو گرفتن است . اگر ما می بینیم از نماز و عبادت لذت نمی بریم برای آن است که به این اسرار آشنا نیستیم . آنها که از عبادت لذت می برند چیزی را به این عبادت تبدیل و تعویض نمی کنند .

مرحوم ابن بابویه نیز از امام هشتم نقل فرموده است که امام رضا - سلام الله علیه - به یکی از شاگردانشان به نام محمد بن سنان مرقوم فرمود: «ان علة الوضوء التی من اجلها صار علی العبد غسل الوجه و الذراعین و مسح الراس والقدمین . فلقیامه بین یدی الله تعالی و استقباله ایاه بجوارحه الظاهرة و ملاقاته بها الکرام الکاتبین . فیغسل الوجه للسجود و الخضوع و یغسل الیدین لیقلبهما و یرغب بهما و یرهب و یتبتل و یمسح الراس والقدمین لانهما ظاهران مکشوفان یستقبل بهما کل حالاته و لیس فیهما من الخضوع والتبتل ما فی الوجه والذراعین » . (2)

فرمود: سر وضو گرفتن و غسل و مسح این است که انسان با اعضای پاک متوجه خداوند سبحان گردد . آیا می شود انسان با چشم گناه بکند و با همان چشم و صورت متوجه خداوند بشود؟ و اصولا اسرار الهی حقایقی است که «لایمسه الا المطهرون » . (3) اگر حقیقت قرآن را جز افراد باطهارت نمی یابند، حقیقت این عبادات را هم جز افراد پاک نمی یابند . آن گاه عبادت در کام انسان لذت پیدا می کند و هیچ چیزی انسان را به خود مشغول نخواهد کرد .

در این حدیث شریف سخن از ملاقات خدا و استقبال فرشتگان است . انسان ملائکه را می بیند، سخنان آنان را می شنود . این که می بینیم ما نماز می خوانیم و چیزی از نورانیت احساس نمی کنیم برای آن است که نماز را با آداب و اسرار آن نخواندیم . خاصیت نماز، در معرفت باطن آن است . اگر انسان با این اسرار آشنا شد و آن گاه در راه خدا شربت شهادت نوشید، خون او با دیگر خون ها یکسان نیست .

هر شهیدی آن قدرت را ندارد که نظام اسلامی را تحکیم کند . گاهی هزاران نفر باید شهید شوند تا سدی در برابر سیل بیگانگان باشند، گاهی یک نفر سیل را برمی گرداند . گرچه برای شهید مقامی است بس عظیم، اما همه شهدا در یک درجه نیستند . آن کسی که عارف تر و عالم تر و آگاه تر و با فرشتگان خدا در زمان حیاتش ملاقات ها داشته است، خون او هم مؤثرتر است .

در وضو، شستن صورت با صابون لازم نیست، شستن صورت با نیت لازم است . اگر کسی صورت را با این قصد بشوید که خدایا برای وضو گرفتن و امتثال امر تو و نماز خواندن صورتم را از هر گناه شستم و تطهیر کردم که با چهره ای پاک به سوی تو و در خاک تو بیفتم، او به اسرار عبادت پی برده است و با فرشتگان ملاقات کرده و ملاقات می کند . دست ها را می شوید تا با دست پاک خدا را بخواند و به دعا برخیزد; و سر و پا را مسح می کند چون در نماز سر او پیداست و پاهای او به طرف قبله است، باید با فکر و پای پاک به طرف خداوند سبحان بایستد و لذت ببرد . این گوشه ای است از آن چه در مورد وضو بیان فرموده اند .

 

گوشه ای از اسرار نماز

اما نماز، درباره نماز نیز از رسول خدا نقل شده است که فرمودند: «ما من صلوة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس: ایها الناس قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم » . (4) هیچ نمازی نیست مگر آن که در وقت نماز فرشته ای به مردم می گوید ای مردم برخیزید آن آتش هایی که با دست خود بر پشت خود روشن کرده اید با نماز خاموش کنید .

چنان نیست که ما نگاه ناروایی که کردیم، سخن بدی که گفتیم، بی راهه ای که رفتیم، از ما جدا و دور باشد، همه اینها آتش هایی است که با دست خود روشن کرده ایم و بر دوش حمل می کنیم و نمی دانیم که خروارها آتش بر دوش ماست .

انسان خود آتش و هیزم افروخته می شود: «و اما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا» . (5) آنها که اهل قسط و ظلم هستند، خود هیزم جهنم اند . انسان به صورت آتش و هیزم افروخته ای مجسم می شود .

اگر خداوند اهل قسط و عدل را دوست دارد، اهل قسط و ظلم را هم دشمن دارد، و آنها هیزم افروخته جهنم اند . بسیاری از کارهای ماست که به صورت آتش بر دوش، انباشته است و ما احساس نمی کنیم . معلوم می شود اگر کسی نماز خواند نه تنها گرفتار گناهانی بعد از نماز نمی شود بلکه آتش هایی را نیز که قبلا روشن کرده است خاموش می کند و می شود «نور» .

از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است که اگر خداوند سبحان بخواهد برکتی به انسان مرحمت کند آن را در بهترین حال عطا می فرماید، و بهترین حالت در محراب بودن و در جنگ با دشمن درونی است . خدای سبحان اگر به زکریا، یحیی را مرحمت کرده است در حال عبادت این بشارت به او داده شده است . «امام صادق - علیه السلام - فرمود: ان طاعة الله - عزوجل خدمته فی الارض و لیس شی ء من خدمته یعدل الصلوة فمن ثم نادت الملائکة زکریا - علیه السلام - و هو قائم یصلی فی المحراب » ; (6) اعت خداوند آن است که انسان در زمین، خداوند را خدمت کند و چیزی از خدمت او به اندازه نماز نمی ارزد و به همین هت بشارت در حال عبادت به زکریا داده شده است .

نماز یک نهر روان و یک چشمه کوثر است، همه آتش های گذشته را خاموش می کند، و هم نمی گذارد انسان بعدا گرفتار آتش شود . هم جلو بدی ها را می گیرد و هم آن بدی های گذشته را از بین می برد . این خاصیت نماز است که در قرآن کریم بدان اشاره شده است: «ان الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر والله یعلم ما تصنعون » . (7)

بیانی از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است که فرمود: «اول ما یحاسب به العبد عن الصلوة فاذا قبلت قبل منه سائر عمله و اذا ردت علیه رد علیه سائر عمله » . (8)

اول چیزی که از انسان سؤال می کنند نماز است، اگر نماز قبول شد سایر اعمال هم قبول است . نماز و نمازگزار را قرآن کریم به خوبی معرفی فرموده است . نمازگزار کسی است که مسائل مالی به عهده او نیست، طمع و آز در درون او نیست . وقتی که طبیعت دنیاپرست انسان را خدای خالق انسان تبیین می کند: «ان الانسان خلق هلوعا; اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا» . این مفاسد طبیعت انسان را تشریح می کند آن گاه می فرماید: «الا المصلین » . (9) نمازگزاران از این رذایل محفوظ اند . معلوم می شود نماز مساله ای است که انسان را از رذایل محفوظ و تطهیر می کند . بنابراین تطهیر انسان از همین نماز خواهد بود، زیرا نماز بسیاری از فضایل را برای انسان تحصیل، و بسیاری از رذایل را برطرف می کند .

باز امام ششم فرمود: «ان العبد اذا صلی الصلوة فی وقتها و حافظ علیها ارتفعت بیضاء نقیه . تقول حفظتنی حفظک الله و اذا لم یصلها لوقتها و لم یحافظ علیها ارتفعت سوداء مظلمه تقول ضیعتنی ضیعک الله » ; (10) انسان وقتی نماز را در اول وقت خواند، این نماز به صورت یک امر تابان جلوه می کند و می گوید: تو مرا حفظ کردی خدا تو را حفظ کند . (معلوم می شود نماز یک حقیقتی دارد، زنده است، روحی دارد، برای همیشه هست، دعا می کند و دعای نماز هم همیشه مستجاب است . آن روح نماز است) و اگر کسی نماز را نخواند و یا در وقت نخواند، به صورت یک چهره تاریک در می آید و می گوید: تو مرا ضایع کردی خدا تو را ضایع کند .

بهترین فرصت در حالات نماز همان حال سجده است که امام صادق - سلام الله علیه - فرمودند انسان هر چه به خاک نزدیک می شود به خدا نزدیک تر می شود: «اقرب ما یکون العبد الی الله - عزوجل - و

هو ساجد» (11) . که امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - در نهج البلاغه از رسول الله نقل فرموده است که حضرت فرمود: من در تعجبم از کسی که چشمه ای بر در منزل اوست و شبانه روز پنج بار در آن چشمه شست و شو می کند مع ذلک آلوده است . (12) فرمود: نماز مثل چشمه زلالی است که انسان نمازگزار در این وقت های پنج گانه در آن شست وشو می کند . نماز کوثری است که انسان را تطهیر می کند . قهرا اگر ما از نماز این طهارت را در خود احساس نکردیم باید بپذیریم که آن نماز واقعی را نخوانده ایم . ممکن است نمازمان صحیح باشد، لکن مقبول نیست، زیرا آن نمازی مقبول است که روح انسان را تطهیر کند و با انسان سخن گوید و او را مژده دهد .

از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است: «لا تجتمع الرهبة والرغبة فی قلب الا وجبت له الجنة; (13) اگر انسان از خدا ترسید و به خدا علاقه مند بود، بهشت برای او لازم است » . گاهی انسان خدا را وسیله قرار می دهد که به بهشت برسد، این ناشی از همت های پست است که خدا از آن کراهت دارد . اما زمانی از خدا چیزی نمی طلبد، جز خود خدا را و حب و لقای او را، در این جا خداوند سبحان او را به این نعمت عظیم متنعم می کند . فرمود هیچ عبدی نیست که در قلب او رغبت به خدا و ترس از خدا قرار بگیرد، مگر آن که بهشت برای او واجب شود . وقتی که نماز می خوانید با قلب متوجه خداوند سبحان باشید . قلب را انسان وقتی در نماز می تواند مهار کند که چشم و گوش را بیرون نماز مهار کرده باشد . اگر در بیرون نماز و در حالت عادی چشم انسان و گوش وی، یله و رها بود، آن خاطرات ذخیره شده در هنگام نماز مزاحم انسان می شود . ولی اگر در بیرون نماز، چشم و گوشش را حفظ کرد، در نماز دشمن درونی هجوم نمی آورد . مهم آن است که انسان در بیرون نماز، خود را حفظ کند .

به ما فرمودند: «طهروا افواهکم فانها طرق القرآن » . (14) دهان را پاک کنید زیرا دهان انسان، راه قرآن است . نه فقط دندان را با مسواک پاک کنید، بلکه دندان و زبان و فضای دهان را هم پاک نگه دارید و هم از گفتن حرف مشکوک بپرهیزید . این دهان را پاک کنید برای این که قرآن باید از این دهان عبور کند . اگر قرآن، که کوثر چشمه زلال است، از یک دهان لایه روبی نشده عبور کند بی اثر است، رنگ می گیرد، بو می پذیرد . چرا باید دهان ها را پاک کنید؟ چون می خواهید قرآن بخوانید و سخن شما در دیگران اثر کند و خودتان هم که می شنوید متاثر شوید .

سپس فرمود: شما اگر با قلبتان متوجه خدای سبحان باشید، او چندین پاداش به شما مرحمت می کند، گذشته از اقبال الهی و گذشته از بهشت، خداوند متعال دل های دیگران را متوجه شما می کند و شما محبوب دل های مردم می شوید . چه ذخیره ای بالاتر از این که دل های مؤمنین به طرف انسان متوجه باشد . در مشکلات، مؤمینن یار انسان اند . دعای مؤمن نسبت به انسان مؤثر است . فرمود: خدا قلب های دیگران را متوجه شما می کند . مگر نه آن است که انسان می خواهد محبوب مؤمنین باشد و مؤمنین او را بخواهند و به او علاقه مند باشند، مشکل او را حل کنند، برای او دعا کنند، طلب آمرزش کنند . چه وقت انسان محبوب دل های اهل ایمان می شود؟ چه وقت مؤمنین انسان را می خواهند و می طلبند؟ وقتی که انسان قلبش را متوجه خدا کند، مخصوصا در حالت نماز .

اگر می بینیم که دل ها متوجه یک مقام اند، این را مقلب القلوب متوجه کرده است . و این راه هم برای دیگران باز است، برای همه ما باز است ولو به مقدار مسیرمان . لذا فرمودند: هیچ بنده مؤمنی نیست که در نماز قلبش را متوجه خداوند سبحان کند، مگر آن که خدا قلوب مؤمنین را متوجه او می کند، گذشته از آن که او را به بهشت متنعم و برخوردار خواهد کرد. این خیر دنیا و آخرت است.

 

وقت نماز

هر یک از نمازها مزیتی دارند . در بین نمازها، نماز ظهر خصوصیتی دیگر دارد . «حافظوا علی الصلوات والصلوة الوسطی » (15) روایات، صلوة وسطی را به نماز ظهر تفسیر کرده اند (16) و فرمودند: وقتی آفتاب از دایره نصف النهار زایل شد و ظهر فرا رسید نگذارید نماز ظهر شما به تاخیر افتد . هنگام زوال ظهر درهای رحمت باز است و از خدای سبحان رحمتی را مسالت کنید . در این وقت هرگز به فکر خود نباشید که خدایا ما را بیامرز یا پدر و مادر ما را بیامرز یا دوستان ما را بیامرز . بیانی از امام هشتم امام رضا - سلام الله علیه - رسیده است که «لک الحمد ان اطعتک و لا حجة لی ان اعطیتک لی و لا لغیری فی احسانک و لا عذر لی ان اسات ما اصابنی من حسنة فمنک یا کریم . اغفر لمن فی مشارق الارض و مغاربها من المؤمنین والمؤمنات » (17) همت ها را همیشه بلند بگیرید، نظرتان همیشه بلند باشد که خدایا همه مؤمنین عالم را رحمت کن .

هنگام زوال ظهر درهای آسمان رحمت باز است، لذا یکی از اسرار جنگ در اسلام این است که جنگ مستحب است از ظهر به بعد شروع شود و قبل از ظهر مکروه است . (18) مگر این که دشمن حمله کند، در این صورت در تمام اوقات انسان می تواند حمله او را پاسخ دهد .

جنگ کردن قبل از ظهر مکروه است اما از ظهر به بعد مستحب است، چرا؟ راز این نکته در کتاب های فقهی ما - که از این روایات استفاده کرده اند - این چنین بیان شده است که: درهای رحمت هنگام ظهر باز است، بلکه خدای سبحان قلب کفار و منافقین را هدایت کند که به اسلام گرایش پیدا کنند و خونی ریخته نشود . این راز جهاد در میدان جنگ است که آن هم حکمی خاص دارد . بعد از این نکته مرحوم صاحب جواهر - رضوان الله علیه - می گوید: سید الشهداء حسین بن علی بن ابی طالب - علیه السلام - شخصا از ظهر به بعد روز عاشورا وارد میدان شده است، اصحابش قبل از ظهر دفاع کرده اند، اما آن چه مربوط به خود حضرت است از ظهر به بعد است، لذا نماز ظهر را در آن حالت خوانده اند، سپس وارد میدان شدند . ظهر که می شود درهای رحمت باز است، وقتی که درهای رحمت باز شد انسان از خدای سبحان رحمت کامله مسالت می کند .

از رسول خدا - علیه آلاف التحیة والثناء - نقل شده است: «اذا زالت الشمس فتحت ابواب السماء و ابواب الجنان واستجیب الدعاء فطوبی لمن رفع له عنه ذلک عمل صالح » (19) هنگام زوال، درهای رحمت و درهای بهشت باز است و دعاها هم مستجاب است، خوشا به حال کسی که هنگام زوال، عمل صالحی از او به آسمان معنا رفعت یابد که اگر عمل رفت عامل هم می رود . چنین نیست که عمل از عامل جدا باشد و عمل را در یک نامه بنویسند و او تنها بالا برود . آن جان عمل که نیت است ممکن نیست از انسان جدا باشد . عمل مانند بخار یا دود نیست . عمل واقعیتی است که از جان آدم جدا نیست و ممکن نیست عمل را بالا برند و جان آدم و آن حقیقتی که منشا این عمل است در زمین باشد . اگر عمل بالا می رود عامل هم بالا می رود، انسان آسمانی و فرشته می شود . وصف انسان، سماوی می شود .

این معنای عقلی را امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - در بیان لطیفی تبیین فرمودند: «فاعل الخیر خیر منه و فاعل الشر شر منه » (20) بهتر از هر عمل خیری آن انسانی است که آن عمل خیر را انجام می دهد، اگر نماز فضیلت دارد و بالا می رود، بهتر از نماز، نمازگزار است، چون این نماز اثر و فعل اوست . چگونه می شود نماز بالا برود و نمازگزار بالا نرود، چگونه می شود روزه بالا برود و روزه دار بالا نرود . هم چنین بدتر از هر عمل بد همان عامل آن عمل است، زیرا عمل بد و شر، اثر آن شخص است، چگونه می شود اثر از مؤثر قوی تر باشد .

در بعد فضیلت اگر اعمال خیر بالا می رود آن روح انسان که عامل این اعمال خیر است آن هم یقینا بالا می رود .

فرمودند: اگر می خواهید بالا بیایید راهش این است . به ما گفته اند بالا بیایید .

انبیا به امت هایشان می فرمایند: بالا بیایید . رسول خدا - علیه آلاف التحیة والسلام - به امت اسلامی می فرماید: «تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم » . (21)

وقتی قرآن کریم سخن از نماز به میان می آورد، می فرماید نماز بخوانید تا یاد مرا زنده کنید: «اقم الصلوة لذکری » (22) اگر من در یاد شما به وسیله نماز ظهور کنم، و اگر یاد خدا به وسیله نماز ظهور کرد آن قلب مطمئن است .

و از طرفی یاد خدا دل ها را مطمئن می کند: «الا بذکر الله تطمئن القلوب » . (23) پس دل انسان نمازگزار مطمئن است، چیزی او را نمی هراساند، هرگز از غیر خدا نمی ترسد، هیچ دشمنی چه از درون و چه از بیرون نمی تواند او را بهراساند، زیرا اهل نماز اهل یاد حق هستند و یاد حق عامل طمانینه است . اگر کسی مطمئن شد دیگر هراسناک نیست، از هیچ عاملی نمی ترسد .

 

نمازگزاران

در سوره معارج درباره اسرار نماز می فرماید: طبع انسان در برابر شداید جزع می کند، و اگر خیری به او رسید سعی می کند انحصار طلب باشد و به دیگران ندهد . این طبع انسان است و نه فطرت انسان . فطرت انسان بر توحید است .

طبیعت انسان بر رجس و رجز و آلودگی است . آن چه را فطرت است انبیا احیا می کنند . آن چه طبیعت است آلودگی است: «ان الانسان خلق هلوعا، اذا مسه الشر جزوعا، و اذا مسه الخیر منوعا، الا المصلین » . (24) اگر رنج و شری به او برسد جزع و بی تابی می کند، صبر را از دست می دهد; و اگر خیری به او برسد سعی می کند که به دیگران نرساند و مناع خیر باشد . اما نمازگزاران طبیعت را کوبیدند و فطرت را احیا کردند . خاصیت نماز احیای فطرت است . نمازگزار کسی است که سرکشی طبیعت را رام کند، نمازگزار در شداید جزع نمی کند، و اگر خیری به او رسید منع نمی کند و به دیگران می رساند . نمازگزار را در این سوره معرفی کرد، و در حقیقت اسرار نماز را بیان کرد و خاصیت نماز را تشریح فرمود .

مصلین کیان اند: «الذین هم علی صلوتهم دائمون » . (25) آنان همواره نمازشان را می خوانند و هرگز نماز را ترک نمی کنند و به برکت نماز این چنین خواهند بود .

«والذین فی اموالهم حق معلوم، للسائل والمحروم » . (26) نمازگزار کسی است که همه آن چه در اختیار اوست به خود اختصاص نمی دهد . سخن از مال حلال است نه مال حرام; اگر کسی از مال حرام بخشش کرد که طرفی نمی بندد; آن کس که از راه حلال به دست آورد مالک مال می شود، فرمود: نمازگزار کسی است که مال او حساب شده است، دیگران در مال او سهمی دارند . دیگران دو قسم اند: عده ای سائل اند که روی سؤال دارند; و عده ای روی سؤال هم ندارند، یا دسترسی ندارند . نمازگزار کسی است که اموال او مورد تعلق حق دیگران قرار می گیرد .

«والذین یصدقون بیوم الدین » . (27) نمازگزاران کسانی هستند که به قیامت باور دارند; چون یاد معاد است که انسان را طاهر می کند، و همه مشکلات بر اثر فراموشی قیامت است . وقتی قرآن علت تبهکاری تبهکاران را می شمارد، می فرماید: «لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب » . (28) چون روز حساب را فراموش کردند تن به گناه دادند . نمازگزار قیامت را فراموش نمی کند، آن را باور دارد .

«والذین هم من عذاب ربهم مشفقون » . (29) اینها از عذاب خدای سبحان هراسناک اند . نماز آن است که انسان را از قیامت هراسناک کند . نماز آن است که انسان را به یاد معاد متذکر کند .

«ان عذاب ربهم غیر مامون » .(30) چه کسی در امان است که گرفتار عذاب خدا نشود، مگر انسان برگه ایمنی دریافت کرده است.

آن گاه قرآن در تتمه بیان خواص نماز می فرماید: «والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون » . (31) آنان که امانت های خود را، چه مالی و چه غیر مالی، رعایت می کنند و تعهداتی را که دارند، چه بین خود و خدا و چه بین خود و دیگران، عمل می کنند . خدا آن قدر به ما نزدیک است که به ما می فرماید با من عهد ببندید، مرا طرف معامله خود قرار بدهید . برخی از بزرگان رساله هایی نوشته اند به نام «رساله عهد» . یکی از اینها نوشته ابن سیناست که تعهدات خود را در آن رساله بیان می کند . اینان عهد می کنند که زبان جز به ذکر حق باز نکنند، در مجالس گناه شرکت نکنند، در محافلی که سودی ندارد حضور پیدا نکنند و . . . در این عهدنامه ها مواد عهدی بین خود و خدای را توضیح می دهند . مؤمن با خدای

خود عهدی دارد و خدا آن قدر نزدیک است که مؤمن می تواند با او عهد ببندد .

«والذین هم بشهاداتهم قائمون » . (32) کسانی که در شهادت های خود ایستادگی می کنند، اگر به وحدانیت حق شهادت می دهند، می ایستند، اگر به رسالت حق شهادت می دهند می ایستند، اگر در دیگر مسائل حقوقی به حق شهادت می دهند ایستادگی می کنند . اهل ایستادگی اند، اهل قیام اند .

«والذین هم علی صلاتهم یحافظون » . (33) مصلین کسانی هستند که مواظب نماز خویشتن اند، همه اوقات نماز را حفظ می کنند .

«اولئک فی جنات مکرمون » . (34) اینان در بهشت از کرامت الهی برخوردارند .

«کرامت » یک تعبیر لطیف عربی است که ظاهرا معادلی در فارسی ندارد . در فارسی کلمه ای نیست که بتواند ترجمه «کرامت » باشد . بزرگداشت و تکریم و مانند اینها غیر از مساله «کرامت » است . کرامت آن بزرگواری و بزرگ منشی است که انسان کریم برخوردار است . خداوند کرامت را صفت فرشتگان می داند . وقتی ملائکه را معرفی می کند می گوید: ملائکه کریم، مکرم و بزرگوارند . سائلی از عبدالله بن جعفر در مسافرتی ناشناس چیزی خواست، او پول سنگین و فراوانی به سائل داد، گفتند ای عبدالله بن جعفر، تو در این منطقه ناشناسی و این سائل هم به کمتر از این مقدار قناعت می کرد، چرا چنین پول سنگینی به وی دادی . فرمود: اگر مردم این منطقه مرا نمی شناسند، من خود را می شناسم; و اگر او به کمتر از این قناعت می کرد، طبع بلند من قناعت نمی کرد، من راضی نمی شدم که داشته باشم و مال کم بدهم . این روح، روح کرامت است . (35)

خدا وقتی فرشته ها را می ستاید، می فرماید: فرشته ها مکرم اند: «بل عباد مکرمون » . (36) و می گوید: نمازگزاران مکرم اند، این ها در بهشت تکریم می شوند، تنها سخن از خوردن و نوشیدن و پوشیدن حریر و استبرق نیست، سخن از کرامت است . وقتی نمازگزاران را می ستاید، می گوید نمازگزاران در بهشت مکرم اند . لذایذ حسی درجات نازله بهشت است . ولی لذت با فرشته بودن کرامت است . نمازگزار در دنیا با فرشته هاست . در آخرت هم چون فرشته ها مکرم است .

از امام پنجم - سلام الله علیه - رسیده است: «للمصلی ثلاث خصال: اذا هو قام فی صلوته حفت به الملائکة من قدمیه الی اعنان السماء و یتناتر البر علیه من اعنان السماء الی مفرق راسه و ملک موکل به ینادی لو یعلم المصلی من یناجی ما انفتل » . (37)

 

نمازگزار سه خصلت دارد:

خصلت اول: وقتی نمازگزار به نماز ایستاد فرشتگان از آن جا تا دورنمای آسمان او را در بر می گیرند و او در میان صفوف فرشتگان می باشد . این چه نمازی است که همه فرشتگان مامور حفظ انسان اند؟ از چه چیز؟ از وسوسه ها، تا شیطان و وهم از هیچ راهی حواس نمازگزار را به خود متوجه نکنند، چون شیطان در کمین است .

یک وقت می گوییم فلان نماز صحیح است، همان نمازی که وقتی تمام شد صورتش سیاه است و به نمازگزار می گوید: تو مرا ضایع کردی خدا تو را ضایع کند . و یک وقت هم صورتش سفید است و روشن و می گوید: تو مرا حفظ کردی خدا تو را حفظ کند . اگر نمازگزار به حضور خدای سبحان برای نماز ایستاد همه اطراف او را فرشتگان فرا می گیرند که مبادا شیطان گزندی به او برساند، چون شیطان در کمین نماز، و روزه است، و نشانی او کمین کارهای خیر است، در کنار کار خیر می نشیند و وسوسه می کند . خودش گفت: «لاقعدن لهم صراطک المستقیم » . (38) من در کمین راه راست می نشینم، کمین می گیرم و نمی گذارم اینها بگذرند . هر جا که مرکز فساد و گناه است در تیول شیطان است . شیطان در نماز وسوسه می کند، یک وقت انسان متوجه می شود که نمازش تمام شده است و می گوید السلام علیکم و رحمة الله و برکاته .

یکی از عرفای بزرگ سخنی دارد که در کتاب اسرارالصلوة امام خمینی هم آمده است . آن عارف بزرگوار اسلامی می گوید: کسی که در نماز حواسش پیش غیر خدا و پیش زندگی است او چگونه به خود اجازه می دهد که در پایان نماز بگوید السلام علیکم و رحمة الله، من شرمنده ام . سرش آن است که نمازگزار با خدا مشغول مناجات است: المصلی یناجی ربه . پس با مردم نیست ، در جمع دیگران نیست، وقتی نمازش تمام شد و مناجاتش با خدای سبحان به پایان رسید، از حضور خدا برمی گردد و در بین مردم قرار می گیرد، و چون اولین بار است که وارد جمع دیگران می شود، می گوید السلام علیکم . افرادی که در مجمع و مجلسی در کنار یکدیگر نشسته اند هیچ کدام به یکدیگر سلام نمی کنند، زیرا در حضور یکدیگرند; کسی که در آن جمع نیست و از جای دیگر وارد می شود سلام می کند . سلام آخر نماز نه دعاست و نه ذکر است بلکه تحیت است . لذا اگر کسی در وسط نماز عمدا بگوید السلام علیکم نمازش باطل است; و اگر اشتباها گفت، دو سجده سهو دارد . سلام آخر نماز کلام آدمی است که به عنوان تحیت و درود است; چون نمازگزار با خدایش مناجات می کند و در بین مردم نیست، وقتی که نمازش تمام شد و از مناجات خدا برگشت و زمینی شد و به جمع مردم پیوست به مردم سلام می کند . لذا گفتند در نماز جماعت هنگام گفتن «السلام علیکم » امام به کدام قسمت نگاه کند و مامومین به کدام قسمت نگاه کنند . آن بزرگ عارف می گوید: من در تعجبم کسی که حواسش پیش زندگی است، او اصلا با خدا مناجات نکرده و از مردم جدا نشده است، چگونه به خود اجازه می دهد که بگوید السلام علیکم .

امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - فرمود: «سلونی قبل ان تفقدونی فانی بطرق السماء اعلم منی بطرق الارض » . (39) هرچه می خواهید از من بپرسید، من راه های آسمان را بهتر از راه های زمین می دانم، اسرار غیبی را بهتر از احکام عالم شهادت می دانم . کسی برخاست و عرض کرد: یا علی، از آن جا که شما ایستاده اید تا عرش خداوند چقدر راه است . حضرت فرمودند: سؤالت چنان باشد که مطلبی یاد بگیری، غرضت تعنت نباشد; و اما این که سؤال کردی از این جا که من ایستاده ام تا عرش خدا چقدر فاصله است: «من موضع قدمی الی العرش ان یقول قائل مخلصا لااله الا الله » . اگر گوینده ای با اخلاص این کلمه طیبه را بگوید تا به عرش خدا راه دارد . ضمیر طاهر مؤمن عرش و فرش را طی می کند چون: قلب المؤمن عرش الرحمن است . (40)

از امام صادق - علیه السلام - نقل شده است که: «من قال لا اله الا الله مخلصا دخل الجنة و اخلاصه ان تحجزه لا اله الا الله عما حرم الله عزوجل » . (41) اخلاص این کلمه آن است که این کلمه انسان را حاجز و حایل باشد و نگذارد انسان گناه کند، این کلمه بین انسان و گناه دیوار محکم باشد . معنای اخلاص این است . بنابراین همه فرشتگان با نمازگزاران هستند تا نمازگزار نمازش را به پایان برساند .

خصلت دوم: خیرات از چهره های آسمان مرتب بر سر نمازگزار فرود می آید تا نمازش را به پایان برساند .

خیر چیست، و ما چه چیزی را خیر می دانیم؟ بعضی از عمرها بابرکت است: داشتن رفیق خوب، استاد خوب، شاگرد خوب، فرزند صالح، اخلاص، جزء خیراتی است که وسیله است تا انسان را به آن خیر نهایی برساند .

خصلت سوم: خدای سبحان فرشته ای را وکیل کرد که به نمازگزار بگوید: تو اگر بدانی با چه کسی مناجات می کنی هرگز دست از نماز برنمی داری. لذا از معصوم - علیه السلام - در مناجات آمده است: «واذقنی حلاوة ذکرک; شیرینی یادت را به من بچشان .» ما چون نچشیدیم نماز برای ما یک عادت است .

پس اگر خداوند در قرآن ملائکه را مکرم می داند و می فرماید «بل عباد مکرمون » ، (42) و در روایات فرمود نمازگزاران در بهشت مکرم اند، برای آن است که نمازگزار خوی فرشتگی پیدا کرده است، هرچه فرشتگان دارند او دارد . خدا فرشته را به اوصافی معرفی می کند، سپس به ما می فرماید آن اوصاف را شما هم تحصیل کنید . در سوره انبیاء فرمود: فرشتگان کسانی اند که: «لایسبقونه بالقول و هم بامره یعملون » . (43) فرشتگان هرگز جلو نمی افتند و تابع امر خدا هستند، سعی می کنند برابر دستور خدا کار انجام دهند . آن گاه در سوره حجرات به مؤمنین می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتقدموا بین یدی الله و رسوله » . (44) مؤمنین! شما جلو نیفتید، تابع دستور حق باشید، یعنی همانند فرشته باشید، فرشتگان تابع اند، شما هم تابع باشید تا خوی فرشتگی در شما ایجاد شود، خود فرشته بشوید .

در ذیل آیه کریمه: «الحمد لله فاطر السموات والارض جاعل الملائکة رسلا اولی اجنحة مثنی و ثلاث یزید فی الخلق ما یشاء ان الله علی کل شی ء قدیر» . (45) آمده است که جعفر طیار - سلام الله علیه - وقتی دو دستش را در راه خدا داد، خدای سبحان به او دو بال مرحمت کرد که یطیر بهما مع الملائکة فی الجنة . (46) جعفرطیار با فرشتگان در بهشت است . این محشور شدن با ملائکه است . هیچ لذتی بالاتر از این نیست . این گونه پاداش های غیبی به عنوان ظهور راز عبادت و اطاعت، به عنوان بروز روح عبادت اند که انسان با فرشتگان محشور باشد . (47)

 

پی نوشت ها:

1) اربعین، شیخ بهایی .

2) من لایحضره الفقیه، ج 1، باب 12، حدیث 2 .

3) واقعه (56) آیه 79 .

4) من لایحضره الفقیه، ج 1، باب فضل الصلوة، حدیث 3 .

5) جن (72) آیه 15 .

6) من لایحضره الفقیه، ج 1، باب فضل الصلوة، حدیث 2 .

7) عنکبوت (29) آیه 45 .

8) من لایحضره الفقیه، ج 1، باب 30، حدیث 5 .

9) معارج (70) آیه 19 - 22 .

10) من لایحضره الفقیه، ج 1، باب 30، حدیث 6 .

11) همان، ج 1، باب 30، حدیث 7; کما قال الله تعالی: واسجد واقترب .

12) قال رسول الله - صلی الله علیه و آله و سله - : انما مثل الصلوة فیکم کمثل السری (و هو النهر) علی باب احدکم یخرج الیه فی الیوم واللیل یغتسل منه خمس مرات فلم یبق الدرن مع الغسل خمس مرات و لم تبق الذنوب مع الصلوة خمس مرات . (همان، ج 1، باب 30، حدیث 19) .

13) همان، ج 1، باب 30، حدیث 11 .

14) بحارالانوار، ج 92، ص 213; کنزالعمال، ج 2، ص 2751 .

15) بقره (2) آیه 238 .

16) در مورد این که صلوة وسطی را روایات به نماز ظهر تفسیر کرده اند ر . ک: من لایحضره الفقیه، ج 1، باب 29، حدیث 1; تهذیب الاحکام، ج 1، ص 204; کافی، ج 1، ص 75 .

17) بحارالانوار، ج 12، ص 23 .

18) وسائل الشیعة، ج 11، ص 46، باب 18; بحارالانوار، ج 45، ص 21; سنن بیهقی، ج 9، ص 79 - 80; جواهر الکلام، ج 21، ص 81 .

19) من لایحضره الفقیه، ج 1، باب 30، حدیث 12 .

20) نهج البلاغه، حکمت 32 .

21) تفسیر بیضاوی، سوره انعام، آیه 151 .

22) طه (20) آیه 14 .

23) رعد (13) آیه 28 .

24) معارج (70) آیه 19 - 22 .

25) همان، آیه 23 .

26) همان .

27) همان، آیه 26 .

28) ص (38) آیه 26 .

29) معارج (70) آیه 27 .

30) همان، آیه 28 .

31) همان، آیه 32 - 35 .

32) همان، آیه 33 .

33) همان، آیه 34 .

34) همان، آیه 35 .

35) اسدالغابه فی معرفة الصحابة; سفینة البحار، ماده عبد .

36) انبیاء (21) آیه 26 .

37) من لایحضره الفقیه، ج 1، باب 30، حدیث 15 .

38) اعراف (7) آیه 16 .

39) نهج البلاغه، خطبه 189; احتجاج، طبرسی; بحارالانوار، ج 10، ص 128 .

40) این مضمون از حدیث حارثة بن مالک در اصول کافی، ج 1، باب حقیقة الایمان والیقین، استفاده می شود .

41) توحید، صدوق، حدیث 26 .

42) انبیاء (21) آیه 27 .

43) همان، آیه 27 .

44) حجرات (49) آیه 1 .

45) فاطر (35) آیه 1 .

46) سفینة البحار، محدث قمی، ماده جعفر .

47) این مقاله، ویراسته و تلخیص شده سه گفتار از حضرت آیة الله استاد جوادی آملی است که با عنوان «اسرار عبادت » القا شده است .

 

منبع : نشریه پاسدار اسلام - شهریور 1376، شماره 189

 

  لينک های هفته             

ویژه نامه شهادت استاد مطهری و بزرگداشت روز معلم

 

مجموعه آثار ارزشمند استاد شهید مرتضی مطهری

 

ویژه نامه روز ملی خلیج فارس

 

سازمان دارالقرآن الکریم کشور

 

ماهنامه مديريت ارتباطات

 

اخبار سلامتی ، بهداشت و طب سنتی

 

نام و آدرس اینترنتی دانشگاه های آزاد اسلامی سراسر ايران

 

لیست کامل سایت های خبری، روزنامه ها و خبرگزاری های فارسی