ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و پنجاه و سه    

شنبه 16 اردیبهشت 1391 13 جمادی الثانی 1433 5 می 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره ” ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X “  نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

« براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد »

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ 96 جَعَلَ اللّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِّلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلاَئِدَ ذَلِكَ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَأَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ 97 اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ 98 مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ 99 قُل لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 100 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللّهُ عَنْهَا وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ 101 قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا كَافِرِينَ 102 مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلاَ سَآئِبَةٍ وَلاَ وَصِيلَةٍ وَلاَ حَامٍ وَلَـكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ 103  

ترجمه فارسی مکارم

 

صيد دريا و طعام آن براى شما و كاروانيان حلال است; تا (در حال احرام) از آن بهره‏ مند شويد; ولى مادام كه محرم هستيد، شكار صحرا براى شما حرام است; و از (نافرمانى) خدايى كه به سوى او محشور مى ‏شويد، بترسيد! «96» خداوند، كعبه -بيت الحرام- را وسيله‏ اى براى استوارى و سامان بخشيدن به كار مردم قرار داده; و همچنين ماه حرام، و قرباني هاى بى ‏نشان، و قرباني هاى نشاندار را; اين‏گونه احكام (حساب شده و دقيق،) بخاطر آن است كه بدانيد خداوند، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است، مى‏داند; و خدا به هر چيزى داناست «97» بدانيد خدا داراى مجازات شديد، و (در عين حال) آمرزنده و مهربان است «98» پيامبر وظيفه‏ اى جز رسانيدن پيام (الهى) ندارد; (و مسؤول اعمال شما نيست) و خداوند آنچه را آشكار، و آنچه را پنهان مى ‏داريد مى ‏داند «99» بگو: «(هيچ‏گاه) ناپاك و پاك مساوى نيستند; هر چند فزونى ناپاك ها، تو را به شگفتى اندازد! از (مخالفت) خدا بپرهيزيد اى صاحبان خرد، شايد رستگار شويد! «100» اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! از چيزهايى نپرسيد كه اگر براى شما آشكار گردد، شما را ناراحت مى ‏كند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال كنيد، براى شما آشكار مى‏ شود; خداوند آنها را بخشيده (و ناديده گرفته) است و خداوند، آمرزنده و بردبار است «101» جمعى از پيشينيان شما، از آن سئوال كردند; و سپس با آن به مخالفت برخاستند (ممكن است شما هم چنين سرنوشتى پيدا كنيد) «102» خداوند هيچ‏گونه «بحيره‏» و «سائبه‏» و «وصيله‏» و «حام‏» قرار نداده است (اشاره به چهار نوع از حيوانات اهلى است كه در زمان جاهليت، استفاده از آنها را بعللى حرام مى ‏دانستند; و اين بدعت، در اسلام ممنوع شد) ولى كسانى كه كافر شدند، بر خدا دروغ مى ‏بندند; و بيشتر آنها نمى ‏فهمند! «103»

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: « قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

رمزهای موفقیت از نگاه امام علی علیه السلام (1)

پدید آورنده : محمد سبحانی

مقدمه:

انسان موجودی کمال جو است که برای رسیدن به این کمال همه امکانات در اختیار او قرار گرفته است . «وسخر لکم ما فی السموات وما فی الارض جمیعا منه » (1) ; «و آنچه در آسمانها و زمین است همه را از سوی خودش مسخر شما ساخت .»

بی شک در اختیار گرفتن همه امکانات بدان جهت است که انسان مراتب کمال را بصورت صعودی طی کند و بیش از پیش به موفقیت هایی چه در ابعاد مادی و چه معنوی دست یابد .

برای رسیدن به اهداف و خواسته های مورد نظر و چشیدن طعم شیرین موفقیت، شرایط و عواملی لازم است تا در سایه بکار بستن آنها، بهتر بتوان به آن اهداف دست یافت . در این نوشتار از عواملی سخن می گوییم که از منظر امام علی علیه السلام ما را در رسیدن به موفقیت کمک می کند .

 

1 . توفیق الهی

هر انسانی در انجام کارها، نیازمند عنایت و توفیق از جانب خداوند عالمیان است و تا لطف الهی شامل حال او نشود، موفق به انجام کارها نخواهد شد و هر کوششی بدون توفیق الهی صورت گیرد، سودی نخواهد داشت . حضرت علی علیه السلام فرمودند: «لا ینفع اجتهاد بغیر توفیق; (2) کوششی که با توفیق همراه نباشد سودی ندارد .»

از سوی دیگر هر کسی برای رسیدن به هدف و آرزوی خود نیازمند راهنماست، تا در طول مسیر او را همراهی کند . توفیق الهی بهترین راهبری است که انسان را به سوی خوبیها و کارهای خدا پسندانه رهبری می کند . به فرمایش حضرت علی علیه السلام: «لا قائد خیر من التوفیق; (3) راهنمایی بهتر از توفیق وجود ندارد .»

سفرای الهی نیز خود را بی نیاز از توفیق الهی نمی دانستند و در همه حال از خدای منان خواهان آن بودند . قرآن کریم از قول حضرت شعیب علیه السلام می فرماید: «وما توفیقی الا بالله » (4) ; «توفیق من جز به خدا نیست .» امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز در پاسخ به نامه ای به معاویه فرمودند: «وما توفیقی الا بالله (5) ; توفیق من جز به خدا نیست .»

البته داشتن توفیق الهی نیازمند تلاش و کوشش است و تا تلاشی صورت نگیرد، خواستن توفیق الهی نه تنها پسندیده نیست، بلکه نوعی خویشتن را به سخره گرفتن است، چنان که حضرت رضا علیه السلام فرمودند: «من سال الله التوفیق ولم یجتهد فقد استهزء بنفسه; (6) کسی که از خداوند توفیق را مسئلت نماید، ولی کوشش نکند، خود را به تمسخر گرفته است .»

 

2 . دینداری و تقوی

اطاعت از خداوند و دینداری، اولین پایه رستگاری است . رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله همین که برای اولین بار در میان مردم ظاهر شد و بعثت خود را آشکار کرد، فرمود: مردم! بگویید «لا اله الا الله » تا رستگار شوید . امیرمؤمنان علیه السلام نیز از خداوند سلامت در دین را طلب می نمود و می فرمود: «نساله المعافاة فی الادیان کما نساله المعافاة فی الابدان; (7) از او سلامت در دین را خواهانیم آنگونه که تندرستی را از او درخواست داریم .»

دینداری و تقوای الهی از جمله عواملی است که انسان را در رسیدن به آرزوهای دنیوی و اخروی و کسب موفقیتها کمک می کند . علی علیه السلام در این باره می فرماید: «فان تقوی الله مفتاح سداد وذخیرة معاد وعتق من کل ملکة ونجاة من کل هلکة; (8) همانا ترس از خدا کلید هر در بسته، و ذخیره رستاخیز و عامل آزادگی از هرگونه بردگی و نجات از هرگونه هلاکت است .»

امام علی علیه السلام در جای دیگری درباره نقش تقوی و دینداری در رساندن انسان به اهداف و رفع مشکلات می فرمایند:

«فمن اخذ بالتقوی غربت عنه الشدائد بعد دنوها واحلولت له الامور بعد مرارت ها وانفرجت عنه الامواج بعد تراکمها واسهلت له الصعاب بعد انصاب ها وهطلت علیه الکرامة بعد قحوطها وتحدبت علیه الرحمة بعد نفورها وتفجرت علیه النعم بعد نضوبها ووبلت علیه البرکة بعد ارذاذها; (9)

پس کسی که تقوا را انتخاب کند، سختیها بعد از نزدیک شدنشان، از او دور گردند، و کارها پس از تلخی ها برای او شیرین و امواج مشکلات پس از متراکم شدن بر طرف خواهند شد و مشکلات پس از آنکه او را وامانده کرد آسان می شود و مجد و بزرگی از دست رفته [چون قطرات باران] بر او فرو می بارند، رحمت بازداشته [حق] به او باز می گردد، و نعمتها [ی الهی] پس از فرو نشستن، برای او به جوشش می آیند و برکت تقلیل یافته برای او فزونی گیرد .»

 

3 . استفاده از فرصت ها

برای هر کسی در زندگی فرصتهایی پیش می آید که گاه در اثر جهل و عدم آگاهی، بی توجه از کنار آن گذر می کند . فرصتها چون ابر بهاری در گذرند (10) و با از دست رفتن جز غصه چیزی بر جای نمی گذارند (11) . اگر انسان به موقعیتهای بدست آمده، بیشتر توجه کند و متوجه باشد که برای هر چیزی وقت مشخصی است و سرآمدی معین (12) ، از ثانیه ثانیه های این فرصتها، بیشترین و بهترین استفاده را می کند .

استفاده بهینه از فرصتهای بدست آمده و کار امروز را برای فردا نگذاشتن و حساسیت روی ثانیه های عمر داشتن، از جمله عواملی است که موجب موفقیت انسان در تمامی زمینه ها چه در مسائل اجتماعی - سیاسی و چه مسائل معنوی می شود .

حضرت علی علیه السلام درباره این رمز موفقیت چندین نکته را متذکر می شوند .

 

الف) ضرورت استفاده از فرصت های نیک

امام علی علیه السلام می فرمایند: «کل معاجل یسال الانظار وکل مؤجل یتعلل بالتسویف; (13) آنان که وقتشان پایان یافته خواستار مهلتند و آنان که مهلت دارند کوتاهی می ورزند .» پس آنان که هنوز حسرت فرصتهای از دست رفته را نخورده اند، بهوش باشند و چونان صیادی تیز بین و زبردست، اگر طالب موفقیتند لحظه لحظه فرصتهای بدست آمده را صید کنند .

 

ب) لزوم عمل در ایام فراغت و سلامت جسم

حضرت فرمودند: «فلیعمل العامل منکم فی ایام مهله قبل ارهاق اجله وفی فراغه قبل اوان شغله وفی متنفسه قبل ان یؤخذ بکظمه; (14) هر کس از شما که اهل عمل است باید عمل کند در روزگاری که مهلت دارد پیش از آنکه مرگ فرا رسد و در ایام فراغتش پیش از آنکه گرفتار شود و در ایام رهایی اش پیش از آنکه گلوگاه او [به وسیله مرگ] گرفته شود .»

 

ج) سعی در استفاده هرچه بیشتر از فرصت ها

در زندگی هر انسانی، فرصتهای اندکی پیش می آید که اگر خوب استفاده شود، یک عمر از آن بهره برداری می شود . پس، از موقعیت های بدست آمده باید با حداکثر توان بهره جست که غروب طلایی هر روز را فقط یک بار می توان تجربه کرد .

سعدیا دی رفت، فردا همچنان موجود نیست

در میان این و آن فرصت شمار امروز را

علی علیه السلام در این باره فرمودند: «بادروا بالاعمال عمرا ناکسا او مرضا حابسا او موتا خالسا; (15) بسوی اعمال [نیکو بشتابید پیش از آنکه عمرتان پایان پذیرد یا بیماری مانع شود و یا تیر مرگ شما را هدف قرار دهد .»

Χ Χ Χ

گوهر وقت بدین تیرگی از دست مده

آخر این در گرانمایه بهایی دارد

صرف باطل نکند عمر گرامی پروین

آنکه چون پیر خرد راهنمایی دارد

فرخ آن شاخک نو رسته که در باغ وجود

وقت رستن هوس نشو و نمایی دارد (16)

 

4 . خویشاوندان

خانواده به عنوان اولین کانونی که شخصیت انسان در آن شکل می گیرد، دارای اهمیتی خاص است . والدین که در تربیت اولاد، هسته مرکزی مجموعه عظیم خویشاوندان را تشکیل می دهند، با الگو دهی مناسب و فراهم کردن فضایی مطلوب در خانواده، نقش بسزایی در شکل گیری و شکوفایی استعدادهای اعضای خانواده ایفا می کنند . مسیر خوشبختی و یا خدای نکرده عکس آن، در خانواده پی ریزی می شود که البته نقش تک تک اعضاء خانواده قابل توجه است .

حضرت علی علیه السلام خویشاوندان را به بالهایی تشبیه می کند که انسان را در صعود به اهداف عالی کمک می کنند و در صورت نبود یا قطع رابطه با آنان، انسان در رسیدن به آرزوها و اهداف تعیین شده دچار مشکل می شود . آن حضرت می فرمایند:

«واکرم عشیرتک فانهم جناحک الذی به تطیر واصلک الذی الیه تصیر ویدک التی بها تصول; (17) خویشاوندانت را گرامی دار، زیرا آنها پر و بال تو می باشند که با آن پرواز می کنی و ریشه تو هستند که به آنها باز می گردی و دست [نیرومند] تو می باشند که با آن حمله می کنی .»

امام علی علیه السلام درباره نقش اساسی این کانون گرم در رساندن انسان به هر موفقیتی فرمودند:

«ایها الناس انه لا یستغنی الرجل وان کان ذا مال عن عترته ودفاعهم عنه بایدیهم والسنتهم وهم اعظم الناس حیطة من ورائه والمهم لشعثه واعطفهم علیه عند نازلة اذا نزلت به; (18) ای مردم، انسان هر مقدار که ثروتمند باشد، از خویشاوندان خود بی نیاز نیست که از او با زبان و دست دفاع کنند .

خویشاوندان انسان، بزرگترین گروهی هستند که از او حمایت می کنند و اضطراب [و ناراحتی] او را می زدایند، و در هنگام مصیبت ها، نسبت به او پرعاطفه ترین مردم می باشند .»

 

5 . تلاش و کوشش

برای مقابله با مشکلات و پیروزی بر آنها، اراده ای آهنین لازم است تا انسان از نیروهای نهفته در وجود خود، بیشترین بهره را ببرد . دست روی دست گذاشتن هنر نیست، چراکه مردان بزرگ در سایه سعی و تلاش، قله های پیروزی را فتح می کنند .

سعی و تلاش از جمله عواملی است که انسان را در رسیدن به اهداف و خواسته هایش کمک می کند . امام علی علیه السلام همگان را به تلاش فرا می خوانند و می فرمایند: «فعلیکم بالجد; (19) بر شما باد تلاش و کوشش .» چرا که «لا یدرک الحق الا بالجد; (20) حق جز با تلاش و کوشش بدست نمی آید .»

حضرت در توصیه های خویش به فرزندشان امام مجتبی علیه السلام فرمودند: «فاسع فی کدحک; (21) نهایت کوشش را در زندگی داشته باش .» دلیل این امر این است که عاقبت، هر جوینده ای یابنده است . «من طلب شیئا ناله او بعضه; (22) آن کس که در تلاش و طلب چیزی باشد، یا به همه آن و یا لااقل به قسمتی از آن دست خواهد یافت .»

علی علیه السلام گاه جهت به راه انداختن انسانها برای فعالیت و تلاش در زندگی، از تلاش و کوشش موجودات دیگر مثال می زند تا همگان از کار و فعالیت آنها درس تلاش بگیرند و در زندگی خود جدیت داشته باشند . در یکی از خطبه ها، از تلاش و فعالیت مورچه سخن می گوید: «انظروا الی النملة فی صغر جثتها ... کیف دبت علی ارضها وصبت علی رزقها تنقل الحبة الی حجرها وتعدها فی مستقرها، تجمع فی حرها لبردها وفی وردها لصدرها; (23) به مورچه و کوچکی چثه آن بنگرید ... که چگونه روی زمین راه می رود و برای به دست آوردن روزی خود تلاش می کند; دانه ها را به لانه خود منتقل می سازد و در جایگاه مخصوص نگه می دارد، در فصل گرما برای زمستان تلاش کرده، و به هنگام درون رفتن، بیرون آمدن را فراموش نمی کند .»

گاه حضرت فرزندش امام مجتبی علیه السلام را به تلاش در جهاد فرا می خواند که «وجاهد فی الله حق جهاده ولا تاخذک فی الله لومة لائم; (24) در راه خدا تا سرحد توان تلاش کن و هرگز سرزنش سرزنش گران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد .»

سیره عملی حضرت امیر علیه السلام چه در کار و فعالیت سیاسی و چه در فعالیتهای اجتماعی، بر تلاش و کوشش استوار بود . برای هر کسی که ادعای پیروی حضرتش را دارد لازم است به مولایش تاسی کرده، تا آخرین توان تلاش کند تا در سایه این تلاشها از عمر خویش بهترین استفاده را بکند و راه موفقیت را برای خود هموار گرداند .

جهد را بسیار کن، عمر اندکی است

کار را نیکو گزین، فرصت یکی است

کاردانان چون رفو آموختند

پاره های وقت بر هم دوختند

عمر را باید رفو با کار کرد

وقت کم را با هنر، بسیار کرد

کار را از وقت، چون کردی جدا

این یکی گردد تباه، آن یک هبا (25)

ادامه این مقاله را در مجله شماره 154 درج خواهد گردید .

ادامه دارد ...

پی نوشت:

1) جاثیه/13 .

2) غرر الحکم، شماره 4002، دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366، چاپ اول .

3) بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 1، ص 94، حدیث 34 .

4) هود/88 .

5) نهج البلاغه، نامه 28 .

6) بحار الانوار، ج 75، ص 356، حدیث 11 .

7) نهج البلاغه، خطبه 99 .

8) همان، خطبه 230 .

9) همان، خطبه 198 .

10) الفرصة تمر مر الصحاب فانتهزوا فرص الخیر; فرصتها همچون عبور ابرها می گذرد، بنابراین فرصتهای نیک را غنیمت بشمارید . » (نهج البلاغه، حکمت 21)

11) اضاعة الفرصة غصة; از دست دادن فرصت غم انگیز است .» (نهج البلاغه، حکمت 118)

12) فان لکل شی ء مدة واجلا; هر چیزی وقت مشخصی دارد و سرآمدی معین .» (همان، خطبه 190)

13) نهج البلاغه، حکمت 285 .

14) همان، خطبه 86 .

15) همان، خطبه 230 .

16) پروین اعتصامی .

17) نهج البلاغه، نامه 31 .

18) همان، خطبه 23 .

19) همان، خطبه 230 .

20) همان، خطبه 29 .

21) همان، نامه 31 .

22) همان، حکمت 386 .

23) همان، خطبه 185 .

24) همان، نامه 31 .

25) پروین اعتصامی .

 

منبع : www.hawzah.net

 

  جمله مديريتی              

تفاوت میان کارکنان

سازمان های بر جسته، نه تنها می بایست متفاوت بودن کارکنان از همدیگر را بپذیرند

 بلکه باید بر این تفاوت ها سرمایه گذاری نمایند.

 « مارکوس باکینگهام - دونالد کلیفتون نویسندگان کتاب گام دوم کشف توانمندی ها  »

 

  حدیث مديريتی             

 

سوء مدیریت

 

 

 

حضرت رسول اكرم (ص) فرمودند :

 

 

من از فقر امتم بيم ندارم؛ آنچه بر امتم بيمناكم سوء مديريت است.

 

 

« منبع : راهکار مدیریت »

 

 

  طنز مديريتی              

قورباغه سخنگو

 

روزی مهندسی از جاده ای عبور می کرد که ناگهان قورباغه ای او را صدا زد و گفت : « اگر مرا نوازش کنی ، به شاهزاده ای زیبا بدل می شوم .»

مهندس خم شد و قورباغه را برداشت ودر جیب گذاشت . صدای قورباغه از درون جیب شنیده شد.

- اگر مرا نوازش کنی و به شاهزاده ای زیبا بدل شوم ، می توانی یک هفته در قصر من زندگی کنی.

مهندس قورباغه را درآورد ، به آن لبخندی زد ودوباره در جیب گذاشت . قورباغه این بار فریاد زد :

- اگر مرا نوازش کنی و به شاهزاده ای زیبا بدل شوم ، با تو ازدواج می کنم و ثروت عظیمی نصیبت خواهد شد.

مهندس بار دیگر قورباغه را درآورد ، به آن لبخندی زد و درون جیب گذاشت.

این بار قورباغه پرسید:«به من بگو ببینم ، موضوع چیست ؟ آیا نشنیدی که من چه گفتم؟

مهندس گفت: ببین جانم ، من وقت کافی برای این کارها ندارم .ولی همراه داشتن قورباغه سخنگو خیلی برایم جالب تر است . ضمن اینکه « سیلی نقد به از حلوای نسیه است.»

 

  حکايت مديريتی            

میخی بر سر راه

 

فردی از روی کنجکاوی با هدف شناخت واکنش دیگران نسبت به مسایل پیرامون، میخی را در چهارچوب درب سازمانی که محل تردد بود کار گذاشت. نفر اول وارد شد و بدون اینکه میخ را ببیند از درب گذشت. نفر دوم که از چهارچوب درب می‌گذشت میخ را دید ولی بی توجه به آن گذشت.

نفر سوم میخ را دید و پیش خود گفت وقتی کارم تمام شد بر می گردم و میخ را از چهارچوب درب بر میدارم تا برای کسی خطر ایجاد نکند. نفر چهارم به محض رویت میخ و شناخت خطر میخ در محل تردد، بلافاصله میخ کشی آورد و میخ را درآورد و سپس به کار خود رسیدگی کرد.

 

هر فردی نسبت به مسایل واکنشی دارد.

نفر اول مانند افراد با درجه شناخت پایین بوده، بی توجه به محیط پیرامون خود می باشد.

نفر دوم به شناخت دست یافته ، ولی مسوولیت پذیر نمی باشد.

نفر سوم، دارای شناخت و مسوولیت پذیری بود ولی وقت شناس نبود و پی به اهمیت و ضرورت مساله نبرده بود.

نفر چهارم فردی با درجه شناخت بالا، مسوولیت پذیر، وقت شناس، درک بالا نسبت اهمیت مسائل و خطرات محیطی و اهل عمل بود .

 

  تکنیک های موفقیت         

راه های موثر برای دستیابی به آرامش عمیق

   مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 

 الا انّ اولیاء الله لاخوف علیهم ولا هم یحزنون الّذین آمنوا وکانوا یتّقون لهم البشری فی الحیوه الدنیا والآخر...

آری کسانی که این دو رکن اساسی ایمان وتقوا را داشته باشند چنان آرامش را در درون جان خود احساس می کنند که هیچ یک از طوفان های زندگی آنها را تکان نمی دهد. بلکه به مضمون روایت (المؤمن کالجبل الراسخ لا تحرکه العواصف ) همچون کوه در برابر تند باد حوادث استقامت به خرج می دهند.

 

راه های به دست آوردن آرامش

۱) جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه کنید.

۲) دست کم روزی ۱۵ دقیقه را در سکوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی که دارید فکر کنید. سکوت عصاره ی آرامش است، با زور نمی توان آن را ایجاد کرد، باید زمانی که فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست کم روزی یک ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

۳) افراد آرام به خود می گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی توان کرد، آنگاه از فکر ادامه زندگی لذت می برند.

۴) وقتی احساس می کنید که سرتان پر از فکرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاک کنید.

۵) اگر نتوانید کسی را ببخشید، افکار خشمگین تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد کرد. شاد کردن دیگران، باعث آرامش می شود.

۶) آرامش را از کودکان بیاموزید، ببینید که چگونه در همان لحظه ای که هستند، زندگی می کنند و لذت می برند.

۷) از همان که هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می کنید.

۸) هرچه اکسیژن بیشتری به شما برسد، آرام تر خواهید شد، خوب است در محل کار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.

۹) مهم نیست که با شما مؤدبانه برخورد کنند یا نه، برخورد مؤدبانه شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.

۱۰) سرعت حرکت شما با احساستان رابطه ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حرکات بدن خود را آرام تر کنید، طولی نمی کشد که آرام خواهید شد. گاهی می توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بکشید، عضلات خود را شل کنید و به هیچ چیز فکر نکنید.

۱۱) با حرکات آرام و صحبت کردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل کنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید که با صدای بلند صحبت کند؟

۱۲) با شوخ طبعی به آرامش خود کمک کنید.

۱۳) راحتی، یکی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب، صندلی راحت و لباس و کفش راحت.

هر چند وقت یک بار ساعتتان را کنار بگذارید و خود را از فشار زمان نجات دهید.

در آوردن کفش ها به کاهش فشار عصبی کمک می کند.

فشردن یک توپ کوچک، تنش های عصبی را که در انگشتان و دست های شما متمرکز شده اند، خالی می کند.

لباس های گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می شود.

۱۴) لحظه های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عکس و فیلم بگیرید، سپس بیشتر وقت ها آنها را به یاد آورید و درباره شان فکر کنید و لذت ببرید.

۱۵) هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می شوند، مسافرت به سواحل دریا را فراموش نکنید. تماشای ماهی ها مثل خیره شدن به دریا، در شما ایجاد آرامش می کند، زیرا ماهی ها آرام شنا می کنند و آرام تنفس می کنند.

۱۶) آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فکری و احساس آرامش خواهد شد.

۱۷) برای تأثیر بیشتر و رسیدن به آرامش، در خود متمرکز شوید و آرام نفس بکشید.

۱۸) تمرین کنید که آرامتر از حد معمول صحبت کنید، این کار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را کم می کند و به شما اجازه می دهد، ذهن و فکرتان را از بسیاری مسائل پاک کنید.

۱۹) اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یکی از با افتخارترین روش های رسیدن به آرامش خاطر رسیده اید، آنگاه می توانید بگویید، الا بذکر الله تطمئن القلوب . اگر از خدا دور افتاده اید، اکنون زمان آشتی است. داشتن یک تکیه گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش می شود.

۲۰) احساسات و مشکلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس کنید.

۲۱) یکی از مهمترین مهارت ها در آرام بودن، فکر نکردن به مسائل کوچک است، دومین مهارت، کوچک شمردن تمام مسایل است.

۲۲) شاد کردن دیگران، موجب آرامش می شود. نمی دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یک کارتن خواب هدیه دهید. قدردانی کنید. دیگران را برای لطف کردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف که وظیفه نیست!

۲۳) اگر می دانستید که : «سیگار کشیدن + ورزش نکردن = استرس ، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی کشیدید و ورزش کردن را به تعویق نمی انداختید.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  نکات مدیریتی             

سرمایه واقعی انسان چیست ؟

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح 86400 دلار به حساب شما واریز می شود وتا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید، چون آخر وقت حساب خود به خود خالی می شود. در این صورت شما چه خواهید کرد؟ البته که سعی می کنید تا آخرین ریال را خرج کنید!

هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم : بانک زمان. هر روز صبح در بانک زمان شما 86400 ثانیه اعتبار ریخته می شود و آخر شب این اعتبار به پایان می رسد. هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود.

 

§       برای فهمیدن ارزش ۱۰ سال  از زوج های تازه طلاق گرفته بپرس.

§       برای فهمیدن ارزش  ۴ سال  از فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.

§       برای فهمیدن ارزش  ۱ سال  از دانش آموزی که در امتحان آخر سال رد شده بپرس.

§       برای فهمیدن ارزش  ۹ ماه از مادری که نوزاد مرده بدنیا آورده بپرس.

§       برای فهمیدن ارزش  ۱ ماه از مادری که نوزاد نارس بدنیا آورده بپرس.

§       برای فهمیدن ارزش  ۱ هفته از سر دبیر یک مجله هفتگی بپرس.

§       برای فهمیدن ارزش  ۱ ساعت از عشاقی که در انتظار هم هستند بپرس.

§       برای فهمیدن ارزش  ۱ دقیقه ازشخصی که اتوبوس، قطار یا هواپیما را ازدست داده بپرس.

§       برای فهمیدن ارزش  ۱ ثانیه از شخص بازمانده از یک تصادف بپرس.

§       برای فهمیدن ارزش  ۱/۰ ثانیه از شخصی که در المپیک مدال نقره آورده بپرس.

 

هر لحظه گنج بزرگی است، گنجتان را مفت از دست ندهید.

باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند.

دیروز به تاریخ پیوست، فردا معماست و امروز هدیه است، اما این هدیه برای خیلی ها ارزشی ندارد و به راحتی آنرا از دست می دهند.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

رهبران تغییر

نویسنده: پیتر اف. دراكر

مترجمان:  حمید رحیمیان -  محمدرضا بابائی

 
 

امروزه در مورد غلبه بر مقاومت در برابــــر تغییرات، كه تا 10 یا 15 سال پیش از متــــداول ترین موضوع های كتاب های مدیریت و سمینارهای مدیریتی بود، كمتر می شنویم. هر شخص تاكنون پذیرفته است كه تغییر غیرقابل اجتناب است. اما هنوز هم تلویحاً گفته می شود كه تغییر مانند مرگ یا مالیات است كه بایستی تا آنجا كه امكان دارد به تاخیر بیفتد و هیچ تغییری همواره كاملاً مطبوع نخواهد بود. اما در یك دوره تغییر ناگهانی و وسیع، همانند آنچه كه در آن زندگی می كنیم، تغییر همه گیر و طبیعی خواهد بود. مطمئناً تغییر رنج آفرین و همراه با ریسك است و از همه بالاتر نیازمند تلاش زیاد و سخت خواهد بود. اما چنانچه سازمان رهبری تغییر را وظیفه خود نداند، (اعم از آنكه سازمان تجاری، یك دانشگاه و یا یك بیمارستان باشد) نجات نخواهد یافت. در یك دوره سریع تغییر بنیادین، فقط سازمانهایی نجات خواهند یافت كه رهبران آن اهل تغییر باشند. بنابراین، یك چالش مهم قرن بیست ویكم برای مدیران، آن خواهد بود كه سازمان آنان به یك رهبر تغییر، تبدیل شود. امروزه صحبتهای زیادی در مورد یك سازمان نوآور وجود دارد اما سازماندهی سازمانی كه پذیرای نوآوری باشد - حتی سازماندهی آن برای نوآوری - كافی نیست تا بتوان آن را به رهبر تغییر تبدیل كرد. برای رهبر تغییر بودن، لازم است تمایل و توانایی تغییر آنچه را كه اكنون در حال انجام است داشته باشیم و همچنین توانایی برای انجام كارهای جدید و مختلف نیز در ما باشد. برای دستیابی به این هدف، نیاز به بكارگیری سیاستها و انجام اعمالی است كه باعث شود زمان حال، آینده را بسازد.

پشت سر گذاشتن دیروز
اولین قدم برای یك رهبر تغییر این است كه منابعی كه موجب به دست آمدن و اجرای عملیات بی نتیجه می شوند را آزاد سازد. نگهداری دیروز همیشه مشكل ساز و زمان بر است. نگهداری دیروز همیشه باعث می گردد كه منابع كمیاب و باارزش آن و از همه بالاتر قادرترین پرسنل آن نتایجی را كسب كنند. اما انجام كارها به روشهای مختلف - نوآوری تنها - همیشه موجب بروز اشكالات خارج از انتظار می شود. و اگر افرادی تمایل به نگهداری دیـروز دارند، به ایـن معنـی است كـه آنها بـــه سادگی برای ایجاد فردا آمادگی نخواهند داشت. بنابراین، اولین سیاست تغییر بایستی پشت سر گذاشتنی سازمان یافته باشد. رهبر تغییر سعی می كند محصول خدمت، فرایند، بازار كانال توزیع، مشتری و استفاده كننده نهایی را در طول عمر آن آزمایش كند. این كار براساس یك برنامه مشخص انجام می گیرد. سوالی كه به طور جدی باید پرسید این است كه آیا ما باتوجه به آنچه كه تاكنون انجام داده و نتایج آن را دیده ایم، می خواهیم باز هم به دنبال ادامه آن برویم؟ اگر پاسخ منفی است نباید اجازه مطالعات دیگری داده شود باید دید كه چه كاری بهتر است انجام شود؟

 

در حالت های زیر، باید دیروز را پشت سر گذاشت.

1- زمانی كه فكر می كنید هر یك از محصول، خدمات، بازار یا فرایند هنوز چندسال خوبی از عمرشان باقی است. چنین محصولات، خدمات، بازار و یا فرایندهایی قطعاً در حال زوال هستند كه همیشه بیشترین مراقبت و توجه را نیاز دارند و تقریباً همیشه باید برآورد كنیم كه چقدر از زمان عمر واقعی آنها، باقیمانده است. البته معمولاً آنها در حال زوال نیستند بلكه آنها مرده اند.

2 - زمانی كه تنها بحث برای نگهداری یك محصول، خدمت، بازار یا فرآیند، این باشد كه ارزش آن صفر شده است. حسابهای دارائی كه ارزش آنها صفر شده است در حسابداری مالیات جایگاه خود را دارد اما برای مدیریت هرگز نباید سوال این باشد كه ارزش آن چقدر است؟ سوال بایستی این باشد كه چه چیزی را تولید خواهد كرد؟

3 - زمانی كه به خاطر حفظ یك محصول، خدمت یا فرایند قدیمی، محصول، خدمت یا فرایند جدید و روبــه رشد مورد غفلت قرار می گیرد. برای هر محصول، خدمت، بازار یا فرایند، هر رهبر تغییر بایستی سوال كند كه «اگر قرار بود اكنون وارد این وضعیت شویم و اگر آنچه را كه الان می دانیم، قبلاً می دانستیم، آیا به همین طریق وارد این وضعیت می شدیم كه الان وارد شده ایم؟ و آن سوال بایستی در مورد محصولات، خدمات، بازارها و یا فرایندهای موفق و همچنین ناموفق هر دو پرسیده شود. همچنیـن پرسش بسیار مهمـــــــی باید در مـورد توزیع كنندگان و شبكــــه های توزیع كه در دوره تغییر بیش از هر چیز دیگری تمایل به تغییر سریع دارند، پرسیده شود.


بهبود نظام مند
هر كاری را كه شركت انجام می دهد، هم داخلی و خارجی، اعم از محصول یا خدمت، فرایند تولید، بازاریابی، فناوری، آموزش و توسعه نیروی انسانی و استفاده از اطلاعات، لازم است با نرخ سالیانه جاری، بهبود داده شوند. در بیشتر مناطق، نرخ بهبود سالیانه 3 درصد واقعی و قابل دسترس است و نیاز به بهبود سیستماتیك و مستمر دارد. به هرحال لازمه بهبود مستمر اتخاذ تصمیمات اصلی توسط سازمان است. سازمان بایستی به سوالهایی همچون پرسشهای ذیل پاسخ دهد: در یك حوزه مشخص و معین شاخص عملكرد چیست؟ كیفیت در یك محصول چیست؟ تا چه حد بهبود می تواند توسط مشتری مشخص گردد؟» پس تعریف و تعیین عملكرد در حوزه خدمات معمولاً خیلی مشكل است. بهبود مستمر در هر حوزه ای غالباً باعث تغییر شكل عملیات اجرایی می گردد. آنها به سمت ایجاد نوآوری هدایت می شوند و باعث ایجاد نوآوری در خدمات می گردند. فرایندها و تجارتهای جدید به وجود می آورند. غالباً بهبود مستمر باعث تغییر بنیادی می گردد.


بهره برداری از موفقیت
تقریباً 70 یا 80 سال از ابداع گزارش ماهیانه و معرفی آن به بیشتر سازمانهای تجاری می گذرد. تقریباً بدون استثناء صفحه اول این گزارش، حیطه هایی را كه نتایج آنها كمتر از انتظار بوده و یا هزینه های بیشتر از رقم بودجه پیش بینی شده را نشان می دهد. این گزارش ها بر روی مشكلات متمركز است. از مشكلات نمی توان چشم پوشی كرد. اما برای رهبر تغییربودن شركتها بایستی بر روی فرصتها تمركز كنند. برای حصول این منظور نیاز به ایجاد یك تغییر كوچك اما بنیادین است: صفحه اول گزارش ماهیانه جدید، بایستی برروی نتایجی كه بهتر از حد انتظار بوده اند تمركز داشته باشد، سپس صفحه مشكلات مطرح شود. زمان صرف شده برای صفحه جدید بایستی همانند زمان صرف شده برای صفحه مشكلات باشد. همانند حالت بهبود مستمر، بهره برداری از موفقیت، به هرحال دیر یا زود ما را به نوآوری اصلی رهنمون خواهد ساخت. زمانی می رسد كه كلیه گام های كوچك در راه بهره برداری باعث تغییر بنیادی اصلی می گردد و آن همان چیز جدید اصلی و متفاوت خواهد بود كه مطلوب ماست.


نوآوری نظام مند
امروزه به نوآوری توجه بیشتری می شود. یك پشت سر گذاری سازمان یافته، بهبود مستمر وبهره برداری از موفقیت ممكن است برای بسیاری از شركتها مثمرثمر باشد. بدون آن سیاستها، هیچ سازمانی نمی تواند به كسب موفقیت در نوآوری امیدوار باشد. اما در سازمان یك رهبر تغییر موفق، بایستی یك سیاست نظام مند نوآوری وجود داشته باشد. دلیل اصلی این نیست كه رهبران تغییر بایستی نوآوری كنند، بلكه دلیل اصلی اینست كه یك سیاست نظام مند نوآور افكار پرسنل سازمان را برای رهبری در تغییر آماده می كند و كلیه پرسنـل سازمان را وادار به مشاهده تغییـر به عنوان یك فرصت می سازد. نوآوری نظام مند نیازمند به یك سیاست بازبینی نظام مند است كه هر 6 تا 12 ماه برای تغییرات در حوزه هایی انجام می گیرد كه من آن را دریچه های فرصت می نامم.

آن دریچه ها شامل:
• موفقیت ها و شكست های دور از انتظار سازمان و موفقیت ها و شكست های دور از انتظار رقبا؛
• تضاد و ناهماهنگی بین آنچه هست و آنچه باید باشد، - خصوصاً اختلاف در فرایندها مانند تولید و توزیع یا اختلاف بین فعالیتها و كوششهای یك صنعت و ارزشها و انتظارات مشتریان آنها
• احتیاجات و ملزومات فرایند همانند ارتباط ضعیف در یكی از فرایندهای داخلی سازمان؛
• تغییرات در صنعت و بنیاد بازار؛
• تغییرات در جمعیت؛
• تغییرات در معانی و پذیرشها - مثلاً تغییر دید از مشاهده نیمه خالی لیوان به سوی نیمه پر آن؛
• دانش جدید.


هر تغییر در یكی از این موارد سوال هایی را مطرح می كند كه آیا این یك موقعیت نوآوری برای ماست؟» نوآوری هرگز بدون مخاطره نیست. اما اگر نوآوری براساس بهره برداری از وقایع به وقوع پیوسته باشد، به مراتب كم مخاطره تر از موقعیت های غیربهره برداری خواهد بود.


اجتناب از دام های نوآوری
رهبران تغییر در نوآوری با سه دام مواجه خواهند شد.

آنها آنقدر جذاب هستند كه ممكن است رهبران مكرراً در دام یك و یا هر سه آنها بیفتند.


1 - زمانی كه دنبال راه های نوآوری هستید، اولین دامی كه باید از آن اجتناب كرد موقعیتی است كه سازگاری با واقعیتهای استراتژیك ندارد: پایین آمدن نرخ زادوولد، دگرگونی در مصرف درآمد غیرثابت را به وجود می آورد. حتی اگر نوآوری به شكست منجر نگردد - همان طور كه معمولاً اتفاق می افتد - همیشه مستلزم كوشش و تلاش زیاد، پول و زمان است.

2 - دومین دام گیج كننده نوآوری، نوظهور بودن است. آزمایش یك نوآوری باعث خلق ارزش می شود. نوظهور بودن فقط سرگرمی ایجاد می كند. مدیریت مكرراً بدون هیچ دلیلی به جای انجام كارهای روزانه مشابه و خسته كننده، اقدام به نوآوری می كند و نكته این نیست كه آیا ما آن را دوست داریم؟ بلكه این است كه آیا مشتریان آن را می خواهند و برای آن پول خواهند داد؟

3 - سومین دام گیج كننده مربوط به حركت و عمل است. معمولاً زمانی كه یك محصول، خدمت یا فرایند سودآور نباشد بایستی كنار گذاشته شود و یا سریعاً تغییر كند. مدیریت، سازماندهی مجدد انجام می دهد كه اغلب برای اطمینان مورد نیاز است. اما بایستی بعد از عمل انجام پذیرد. سازماندهی مجدد به تنهایی یك حركت است و جایگزین عمل نیست. فقط یك راه برای اجتناب از دامهای فوق پیش گفته و یا نجات شخصی كه در یكی از دامها گرفتار شده است وجود دارد: سازماندهی پیش نیاز تغییر است.

پیش نیاز تغییر در مقیاس كوچك:

كســـی نمی تواند تحقیقات بازار را براساس مقیاس واقعی جدید انجام دهد. همچنین هیچ ابداعی بــرای اولین بار كامل نیست. همواره مشكلات بدون اینكه كسی فكر كند بـــروز می كنند. همواره مشكلاتی كه به نظر نوآوران بـــزرگ می رسیدند جزئی یا غیرقابل لمس بوده اند. این تقریباً یك قانون طبیعت است كه هرچیز جدید واقعی، خواه محصول و یا خدمت یا یك فناوری، بازار اصلی و مصرف كننده اصلی خود را الزاماً در آنجا كه نوآوران و شركتها انتظار دارند پیدا نمی كند. بهترین مثال از نمونه های اولیه است. بهبود موتور بخار كه «جیمز وات» در قرن هفدهم طراحی كرده در رخدادی است كه بیشتر مردم، آن را ظهور انقلاب صنعتی اعلام می دارند. جمیز وات در طول عمر خود فقط یك كاربرد موتور بخار را مشاهده كرد و آن تخلیه آب از معدن ذغال سنگ به بیرون بود. بنابراین، او فقط آنها را به معادن ذغال سنگ فروخت. در واقع پدر واقعی انقلاب صنعتی شریك او ماتیوبولتون است. 10 یا 15 سال بعد از اینكه 70 درصد كاهش پیدا كرد. مطالعات، تحقیقات بازار و شبیه سازی رایانه، جایگزینی برای تست واقعیت نیست. هرچیز بهبود یافته یا جدید، ابتدا نیاز به تست در مقیاس كوچك یعنی نیاز به تست اولیه دارد. باتوجه به اینكه هرچیز جدید در زمانهایی با مشكل مواجه می شود، نیاز به یك رهبر و قهرمان كه مورد احترام سازمان باشد، دارد اما لازم نیست كه آن شخص در سازمان حاضر باشد. بهترین راه برای تست یك محصول یا خدمت جدید اغلب این است كه یك مشتری پیدا كنیم كه واقعاً خواستار نوآوری بوده و تمایل داشته باشد برای حصول موفقیت با تولیدكننده همكاری كند.

بودجه تغییر
در بیشتر شركتها فقط یك بودجه وجود دارد. در زمانهای خوب هزینه هــــا افزایش می یابند. در زمانهای بد هزینه ها كــــاهش می یابند. این روند عملاً در دست داشتن آینده را ضمانت نمی كند. رهبری تغییر نیازمند دو بودجه جداگانه است. اولین بودجه بایستی یك بودجه عملیاتی باشد كه نیاز به هزینه ها بر ای حفظ كسب و كار فعلی را نشان می دهد و معمولاً بین 80 تا 90 درصد كلیه هزینه هاست. همیشه با این سوال كه حداقل بودجه مورد نیاز برای ادامه عملیات چقدر است؟ می توان به آن بودجه رسید. در زمان های نامناسب بایستی در واقع به طور معكوس اصلاح گردد سپس رهبری تغییر بایستی بودجه جداگانه ای برای آینده داشته باشد. آن بودجه بایستی در زمانهای خوب و بد ثابت نگه داشته شود. این بودجه كمی بیش از 10 تا 20 درصد كل هزینه ها خواهد بود. تعداد كمی از اقلام هزینه ای برای آینده نتایج كسب خواهند كرد مگر اینكه بودجه در سطح ثابت در یك دوره اساسی نگهداری و حفظ شده باشد.
(نكته مهم و قابل توجه: به هرحال، زمانهایی خواهد بود كه حوادثی وجود دارد كه حفظ آن هزینه ها حیات شركت را تهدید خواهد كرد.) به همین ترتیب برای محصول جدید، خدمات جدید و فناوریهای جدید، برای توسعه بازار، مشتریها و شبكه های توزیع و بالاتر از همه برای توسعه نیروی انسانی هم بودجه هایی باید در نظر گفته شود.

بودجه مورد نیاز آینده را می توان با سوال مطلوب ترین چیزی كه این فعالیت ها در راستای بهترین نتایج به دست می آورند چیست؟ پیدا كرد. متداولترین، اما خطرناكترین عمل، كاهش هزینه برای نیل به موفقیت، خصوصاً در زمانهای نامناسب است. چنین تصور می شود كه این محصول، خدمات یا فناوری به هرحال موفق است و نیازی به صرف پول بیشتر نیست. اما صحیح این است كه این یك موفقیت است و بنابراین، بیشترین حمایت ممكن را نیاز دارد. بایستی خصوصاً در زمانهای بد حمایت شود یعنی زمانی كه در گـردونه رقابت شروع به كاهش هزینه ها می كنیم.


موازنه، تغییر و استمرار
سازمان هایی كه رهبران تغییر هستند درواقع برای تغییر طراحی شده اند. اما مردم به استمرار نیاز دارند. آنها بایستی بدانند كه موقعیت آنها چیست. آنها نیاز به این دارند كه بدانند با چه كسانی كار می كنند. آنها نیاز دارند كه ارزشها و مقررات سازمان را بدانند. اگر محیط كاری غیرقابل پیش بینی، غیرقابل درك و ناشناخته باشد، عملیات به خوبی انجام نخواهد شد. استمرار به طور مساوی در خارج از سازمان نیز مورد نیازاست. توانایی در تغییر سریع نیاز به ارتباط و همكاری بلندمدت با تامین كنندگان و توزیع كنندگان دارد. موازنه تغییر و استمرار نیاز به كار مستمر بر روی اطلاعات جاری دارد. هیچ چیزی به اندازه اطلاعات غیرموثق وضعیت، باعث گسیختن استمرار و تباهی ارتباطات نخواهد شد (به استثناء، شاید، اطلاعات غیرموثق عمدی). این برای هر شركت و برای هر تغییری به صورت روتین درآمده است حتــی برای پایین ترین رده های سازمان كه چه كسانی بایستی اطلاع داشته باشند؟ شركتی كه می خواهد یك رهبر تغییر موفق باشد، بایستی دارای مقررات استوار باشد. بالاتر از همه نیاز به استحكام بنیادی در سازمان از جمله در اهداف، ارزشها، و تعریف عملیات و نتایج آنها وجود دارد. باتوجه به اینكه تغییر یك فاكتور ثابت در موسسات رهبری تغییر است، بایستی پایه ای فوق العاده قوی داشته باشد.

نهایتاً، موازنه بین تغییر و استمرار بایستی براساس پاداش، شناسایی و جایزه ساخته شود. ما مدتها پیش آموختیم كه یك سازمان نوآوری نخواهد كرد مگر اینكه به نوآوران خیلی خوب جایزه داده شود و در یك بنگاه كسب و كار اگر نوآوران موفق نشوند به رده های مدیریت ارشد ارتقا یابند، در آن صورت مدیریت بالا به تنهایی موفق به نوآوری نخواهد گردید. همین طور ما بایستی یاد بگیریم كه یك سازمان بایستی به استمرار جایزه دهد و در نظر داشته باشد كه افرادی كه بهبود مستمر را ارائه می دهند برای سازمان ارزشمند بوده و لیاقت شناسایی و دریافت جایزه به عنوان یك نوآور حقیقی را دارند. هرچه بیشتر یك سازمان به عنوان رهبر تغییر شناخته شود نیاز بیشتری به موازنه تغییر سریع و استمرار دارد. این موازنه یكی از ملاحظات مدیریت فردا خواهد بود. یك چیز مشخص است، ما سالهاست كه با تغییرات عمیق روبرو هستیم. بیهوده است كه تغییرات را نادیده بگیریم و وانمود كنیم كه فردا همانند دیروز خواهد بود. اگرچه تغییرات قابل پیش بینی نخواهند بود، تنها سیاستی كه موفق خواهد بود - اگرچه از ریسك بالایی برخوردار است - آینده سازی است.


واقعیت های جدید استراتژی
در یك دوره زمانی تغییر سریع و كاملاً نامشخص استراتژی، همانند نمونه ای كه جهان در ابتدای قرن بیست و یكم با آن روبرو شده است، برچه اساسی می تواند استوار باشد؟ آیا هیچ چیز قطعی وجود دارد. در واقع پنج پدیده را می توان در آینده قطعی انگاشت. آنها به هرحال با آنچه استراتژی جاری مدنظر دارد متفاوت هستند و بالاتر از همه اساساً اقتصادی نیستند. آنها اجتماعی و سیاسی هستند. این پنج پدیده عبارتند از:

1 - كاهش شدیدزاد و ولد: یكی از واقعیات مهم واحد - چون در تاریخ هیچ گاه به وقوع نپیوسته بوده - كاهش نرخ زاد و ولد است. حتی مهمتر از آن می توان توزیع سن افراد را در جامعه دانست. هیچ گاه در تاریخ ندیده و نداشته ایم كه ساختار جمعیت به گونه ای شود كه افراد مسن تعدادشان از افراد جوان - همانند آنچه كه در اواسط قرن بیست و یك در كل دنیا اتفاق خواهد افتاد و هم اكنون در بخشی از اروپا شاهد آن هستیم - بیشتر شود. استراتژی اصلی و كلی اكنون براین اساس گذاشته شده كه تعداد افراد و جمعیت جهانی در حال كاهش است و مخصوصاً جمعیت جوان بیشتر روبه كاهش گذاشته است.

2 - تغییرات در چگونگی مصرف درآمد: هنگامی كه كسب و كارها و صنایع نسبت به موقعیت بازار خویش آگاهی می یابند، عملاً هیچ یك واقعاً تركیب مهم آن را نمی شناسند و عملاً هیچ كدام نمی دانند كه آیا مشاركت مشتری در خرید محصولات با خدماتشان افزایش پیـدا می كند یا كاهش می یابد. به عنوان یك قانون، روند توزیع درآمدهای جاری در طبقات یعنی از محصولات یا خدمات، كه یكبار بنا گذاشته شده اند، معمولاً برای یك مدت زمان طولانی ماندگار می مانند و چرخه كسب و كار در آنها تاثیری ندارد. به همین دلیل، تغییرات كمی می توان یافت كه بااهمیت تر از گرایش جدید توزیع باشند. چهاربخشی كه درآمدهای جاری آنها در قرن 21 رشد داشته است عبارتند از دولت، موسسات بهداشتی و درمانی، مراكز آموزشی، دانشگاهی و تفریحی، تغییر روندها در این چهار بخش اولین موضوعی است كه در استراتژی ها باید مدنظر قرار گیرد.

3 - تعاریف جدیدی از عملكرد: دو نوع توسعه یعنی ظهور كارگران غیریدی طبقه متوسط و افزایش انتظار عمر، باعث توسعه موسساتی از قبیل صندوقهای بازنشستگی و یا صندوقهای دوجانبه گردیده است. این صندوقها مالكان دارائیهای عمده اجتماع مدرن و توسعه یافته یعنی شركتهای سهامی عام هستند. اكنون با این تغییر در مالكیت، با تغییر در قدرت نیز مواجه هستیم. در آمریكا از اواخر دهه 1920، تئوری غالب، اگرچه نامعلوم و مبهم، براین استوار بود كه در كسب و كار باید بین سهام كلیه ذینفعان شامل مشتریان، كاركنان، سهامداران و مانند آنها توازن برقرار گردد و در واقع برای هركسی قابل محاسبه باشد. تئوری آمریكایی كه مدعی است كسب و كارها باید انحصاراً برای منافع كوتاه مدت سهامداران فعالیت كنند، ماندگار و قابل دفاع نبوده و باید بازنگری شوند. امنیت اقتصادی افراد بی شماری كه انتظار عمر طولانی تری نیز دارند، به طور فزاینده ای بستگی به درآمدهای آنها به عنوان صاحبان سهام دارد. بنابراین، تاكید بر اندازه گیری عملكرد، براساس میزان منافع سهامداران، دیگر كاربرد نخواهد داشت. دستاورهای فوری چه در درآمدها و چه در نرخ سهام آن چیزی نیست كه سهامداران نیاز دارند. آنها به برگشت اقتصادی برای 20 یا 30 سال بعد نیاز دارند. ما مجبور خواهیم بود كه بین نتایج كوتاه مدت، (آنچه كه در حال حاضر بر ارزش تجمعی سهامــــداران تاكید می كند) و تجارت و حیات بلندمدت شركت توازن برقرار سازیم. همچنین شركتها به طور روزافزون مجبورند علایق كاركنان علمی و تحصیلكرده خویش را ارضاء كنند. عملكرد باید به صورت غیرمالی تعریف شود به گونه ای كه برای كاركنان علمی معنادار باشد و تعهد ایشان را برانگیزاند.

4 - رقابت جهانی: هیچ سازمانی نمی تواند امید به حیات داشته و موفق شود مگر آنكـه به اندازه های استاندارد دست یافته و در هر جای دنیا كه هست خود را با رهبران این زمینه هماهنگ سازد. سازمانها در هرجای دنیا كه باشند مدت طولانی نمی توانند بر پایه كارگران ارزان قیمت زنده بمانند (به استثنای كسب و كارهای كوچك مانند رستورانهای محلی) و باید نیـــــروی كار آنها به سرعت به سطح بهره وری مشابه كاركنان رهبران آن صنعت دست یابند. این موضوع به ویژه در صنایع تولیدی صادق است. در اغلب صنایع تولیدی در كشورهای توسعه یافته، هزینه نیروی انسانی به سرعت تبدیل به عامل كوچك و كوچك تری می شود. در حال حاضر این هزینه مساوی یا كمتر از یك هشتم كل هزینه ایجاد محصول است. این بدین معنا است كه عمر مدل توسعه اقتصادی قرن بیستم - مدلی كه اولین بار توسط ژاپنی ها بعد از سال 1955 توسعه یافت - به پایان رسیده است. هزینه های پایین نیروی كار، مدت زمان طولانی نمی تواند بهره وری پایین نیروی كار را جبران كند. در چند دهه بعد ما با یك موج طرفداری از صنایع داخلی مواجه خواهیم بود. اولین عكس العمل در دوران آشوب این است كه سعی كنیم دیواری بسازیم كه از ملك شخصی ما در مقابل باد سرد بیرون حفاظت كند. اما چنین دیواری مدت طولانی نمی تواند از موسسات و به ویژه كسب و كارهایی محافظت كند كه در سطح استانداردهای جهانی شكل نگرفته و رشد نكرده اند. این روش آنها را آسیب پذیرتر می كند.


5 - رشد ناهمخوان بین اقتصاد جهانی و تجزیه سیاسی: تجــارت بدون مشخص شدن محدوده های اقتصادی و مرزها نمی تواند ادامه داشته باشد. محدوده های صنعتی و خدماتی جهانی باید از نو تعریــــف شوند. مرزهای بین المللی سربار، مانع و هزینه زا هستند. ولی در همین موقع مرزهای سیاسی به كار نمی روند، چیزی آشكار نمی شود مگر اینكه یك رویداد سیاسی توسط دولت ملی صورت پذیـرد. حتی در سازمانهای اقتصـادی افـــزون طلبی سیاست هنوز براقتصاد منطقی غلبه دارد. سه نوع حوزه و قلمرو وجود دارد. حوزه اول اقتصاد حقیقی جهانی، پول و اطلاعات است. حوزه دیگر اقتصاد منطقه ای است كه كالاها در آن آزادانه گردش می كنند و باعث ایجاد سربار ناشی از خدمات باربری شده و نقش مردم كاهش یافته، اگرچه منظور حذف آنها نیست. و در نهایت حوزه سوم در مورد واقعیتهای محلی و ملی است كه اقتصاد زیر نفوذ سیاست هستند. این سه حوزه یا قلمرو در حال رشد سریع هستند و كسب و كار باید در این سه حوزه رشد و دوام داشته باشد. روش اول در كسب و كار، مدیریت بر عدم تطابق بین واقعیتهای سیاسی و اقتصادی است. كاری انجام ندهید كه با واقعیتهای اقتصادی ناهمخوانی داشته باشد كه نتیجه آن عدم رشد و توسعه در مقیاس جهانی است. توسعه و رشد تجارت در عرصه های مختلف در دنیا نهایتاً براساس پیوستن به دیگــران و افزایش یا حتی شروع مجدد نخواهد بود. بلكه باید براساس توافق بین كشورها، شركای تجاری، پیوستن به دیگران و تمامی روابط بین سازمانهای محلی تصمیم گیرنده و دخیل در سیاست پایه گذاری شود. به عبارت دیگر، سازمانها به طور فزاینده ای براساس ساختاری پایه گذاری می شوند كه ضمن اقتصادی بودن، حقوقی و سیاسی نیستند.


منبع : www.inc.com

 

  کلید هدایت               

وفای به عهد و پیمان در قاموس قرآن، حدیث و آزادمردان

پدید آورنده : محمد حقیقت خواه

 

وفای به عهد در اسلام

خداوند بزرگ در قرآن کریم، خود را باوفاترین می شمارد و می فرماید:

«وَ مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ؛ چه کسی به پیمانش پای بندتر از خداست». (توبه: 111)

خداوند منان، کمترین احتمال پیمان شکنی را نسبت به خود قاطعانه مردود می شمارد:

«فَلَنْ یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ؛ خداوند هرگز پیمان شکنی نمی کند».(بقره: 80)

آن گاه بندگان مؤمن خود را نیز به وفاداری و پای بندی به تعهداتشان فرا می خواند و از نقض عهد و بی وفایی بازمی دارد. خداوند در آیه ای با بیان نشانه های خردمندان حق جو بیش از هر چیز، وفای به عهد و پیمان را گوشزد می کند: «الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها کسانی هستند که به عهد الهی وفا می کنند و پیمان را نمی شکنند». (رعد: 20)

خداوند حکیم، در آیه دیگری، وفاداری به هر پیمانی را از مؤمنان می خواهد و می فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! به پیمان ها وفا کنید». (مائده: 1)

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز وفای به عهد را از شرایط اساسی ایمان می داند و حضرت امیر علیه السلام نیز در فرمان خود به مالک اشتر، به اهمیت این مسئله در اسلام و جاهلیت اشاره می کند و آن را مهم ترین و عمومی ترین قانون اجتماع می شمارد:

اگر با دشمنی پیمانی بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری، به پیمان خویش وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار ده که در میان واجبات الهی، هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان، با تمام اختلافاتی که با هم دارند، مورد اتفاق عمومی نیست. تا آنجا که مشرکان نیز پیش از مسلمانان در روابط خود بدان پای بند بودند؛ زیرا از پی آمدهای پیمان شکنی خاطرات تلخی داشتند.

 

پیام متن:

1. خداوند از باوفاترین پیمان بندان است و هرگز پیمان شکنی نمی کند؛

2. وفای به عهد از شروط ایمان است؛

3. وفای به عهد، مورد اتفاق مسلمانان و حتی کافران بوده است.

 

ضرورت وفای به عهد و پیمان

احترام به پیمان و لزوم عمل به آن ریشه فطری دارد. هر انسانی لزوم عمل به پیمان را در نخستین مدرسه تربیت، یعنی فطرت و سرشت انسانی می آموزد و از آن الهام می گیرد. کودکان در آغاز زندگی، با سرشت پاک خود، عمل به پیمان را لازم می دانند. پیمان شکنی را نکوهش می کنند و از پیمان های توخالی برخی پدران و مادران ناراحت می شوند. در عین حال، کودکان با این احساس، رشد می کنند.

به خاطر فطری بودن این اصل در جامعه انسانی، نقض عهد و پیمان شکنی از رذایل اخلاقی شمرده می شود و ضربات شکننده و جبران ناپذیری بر شخصیت و انسانیت فرد، وارد می سازد و در صحنه های سیاسی، هیچ چیز رسواتر از پیمان شکنی نیست. تنها ملتی عزیز است که به تعهدات خود عمل کنند و آنها را محترم بشمارند.

قرآن مجید، دستور می دهد تا به عهد و پیمان خود پیوسته وفادار باشیم و بدانیم که در برابر خدا مسئولیم. همو می فرماید:

وَ بِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ. (انعام: 152)

به عهد الهی وفا کنید. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده است تا متذکر شوید.

و نیز می فرماید:

وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْوءُلاً. (اسراء: 34)

به پیمان های خود وفادار باشید زیرا از پیمان ها سؤال خواهد شد.

و در آیه دیگری هم آمده است:

«وَ الَّذینَ هُمْ ِلأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ؛ آنان (مؤمنین) به امانت و عهد و پیمان خود وفادارند». (مؤمنون: 8)

این سه آیه جایگاه پیمان را در قرآن روشن می سازد و اهمیت ویژه آن را بیان می کند.

نادیده گرفتن پیمان ها، جز خودخواهی و بی اعتنایی به حقوق دیگران و سبک شمردن شخصیت آنها علتی ندارد و افراد خودخواه و پیمان شکن از دید پیامبر اکرم نکوهش شده اند. چنان که ایشان فرموده است: «لا دینَ، لِمَن لا عهدَ له؛ آن کس که به پیمان خود وفادار نیست، مسلمان نیست».

 

پیام متن:

1. وفای به عهد و پیمان، ریشه در فطرت آدمی دارد؛

2. انسان در برابر عهد و پیمان مسئولیت دارد و پیمان مداری از ویژگی های مؤمنان است.

 

رعایت پیمان ها حتی در برابر دشمنان

وفای به عهد، تنها در محدوده روابط داخلی مسلمانان خلاصه نمی شود، بلکه مسلمانان موظفند در برابر بیگانگان، کافران و دشمنان نیز به تعهدات خود پای بند باشند. قرآن مجید، بزرگ ترین دشمن اسلام را یهود و مشرکان می داند. آنجا که می فرماید:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا. (مائده: 82)

یهود و مشرکان را لجوج ترین دشمن نسبت به افراد باایمان می یابی.

همین قرآن، هر زمان که پای پیمان به میان می آید، دستور می دهد که مسلمانان پیمان های خود را حتی با این گروه ها حفظ کنند و چیزی از آن کم نکنند. در آیه ای می فرماید:

إِلاَّ الَّذینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَکُمْ فَاسْتَقیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقینَ.

مگر با آنان که در نزدیکی مسجد الحرام پیمان بستید تا آنان به پیمان خود وفادارند، شما نیز وفادار باشید. همانا خداوند پرهیزکاران را دوست می دارد. (توبه: 7)

با توجه به نکوهشی که قرآن درباره پیمان شکنان می کند، می توان از نظر اسلام در این باره به خوبی باخبر شد. برای مثال، در این آیه آمده است:

وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فی دینِکُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ. (توبه: 12)

اگر آنان پیمان های خود را شکستند و در آیین شما طعن زدند، سران کفر را بکشید. برای آنان پیمانی نیست. شاید آنان بپرهیزند.

در آیه دیگر با شدت هرچه تمام تر دستور می دهد که با پیمان شکنان نبرد کنید؛ چنان که می فرماید:

«أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ؛ چرا با گروه پیمان شکن نبرد نمی کنید». (توبه: 13)

در اهمیت حفظ پیمان، همین بس که اگر در میدان نبرد، فردی از دشمن بخواهد از منطق اسلام آگاه شود، آن گاه درباره گرایش به اسلام تصمیم بگیرد، به حکم قرآن، باید به او امان داد و پیمان بست تا سخن خدا و منطق قرآن را به خوبی بشنود. هرگاه بخواهد به اردوگاه خود بازگردد، باید او را با کمال احترام به آنجا بازگرداند و این حقیقت در این آیه به خوبی منعکس شده است:

وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتّی یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ. (توبه: 6)

هرگاه مشرکی امان بخواهد تا سخن خدا را بشنود، به او امان بده تا کلام الهی را گوش کند، آن گاه او را به جایگاه خود باز گردان.

 

پیام متن:

1. پای بندی به عهد و پیمان حتی در برابر مشرکان؛

2. نکوهش شدید پیمان شکنان در آیات قرآن.

 

عمل به وعده های اخلاقی

گروهی از مردم به پیمان های رسمی اهمیت ویژه ای می دهند، ولی به وعده های اخلاقی خود چندان احترامی نمی گذارند. وعده کردن و عمل نکردن نزد آنان جرم و گناهی شمرده نمی شود، در صورتی که بی اعتنایی به چنین وعده های دوستانه ای، هر چند جرم به شمار نیاید، از نظر اصول اخلاقی اسلام بسیار نکوهیده است. این رفتار نوعی کم شخصیتی و بی اعتنایی به دیگران به شمار می آید. پیامبر گرامی اسلام فرمودند:

مَنْ کان یُؤمِنُ باللّه ِ والیومِ الآخِرِ فَلَیْفِ اِذا وَعَد.

آن کس که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد، باید به وعده های خود وفادار باشد.

در برخی روایت ها، عمل به وعده های اخلاقی به صورت یک امر واجب مطرح شده است. این نشان دهنده اهمیت عمل به چنین وعده هایی است. تا آنجاکه برخی پیشوایان معصوم می فرمایند:

«یَجِبُ عَلی الْمُؤْمِنِ الوفاءُ بالمَواعیدِ؛ بر فرد باایمان لازم است به پیمان خود عمل کند».

متأسفانه پیمان شکنی و خلف وعده، امروزه در زندگی بسیاری از مردم به ویژه صنعت کاران به وفور دیده می شود. البته گروهی هم به خاطر خودشیرینی چیزی را متعهد می شوند که توانایی اجرای آن را ندارند. این گروه، غافلند که وعده های خارج از توانایی، از شخصیت انسان می کاهد و او را یک فرد غیراصولی و بی مبنا معرفی می کند.

 

پیام متن:

1. لزوم عمل به وعده های اخلاقی؛

2. وعده دادن به قدر توانایی.

 

اسوه های وفاداری

برجسته ترین و زیباترین نمودهای وفاداری را می توان در میان پیامبران و رهبران الهی یافت. این بزرگ مردان، هم خود بر وفاداری به عهد و پیمان پای می فشردند و هم پیروان خود را به سوی این فضیلت بزرگ فرامی خواندند. قرآن کریم یکی از این الگوها را چنین یادآور می شود:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ. (مریم: 54)

در این کتاب، اسماعیل را یاد کن، همانا که او در وعده اش راست گو و باوفا بود.

در تفسیر این آیه از امام صادق علیه السلام نقل شده است: حضرت اسماعیل با شخصی قرار گذاشت، ولی او در وعده گاه حاضر نشد. آن حضرت، مدت زیادی در آنجا به انتظار نشست. به گونه ای که غیبت طولانی ایشان، سبب نگرانی پیروانش گردید. سرانجام فردی که بر حسب اتفاق از آنجا می گذشت، حضرت را دید و گفت: ای پیامبر خدا! ما بر اثر تأخیر شما نگران شده ایم. حضرت فرمود: من با فلان کس در اینجا وعده دیدار دارم، ولی او نیامده است و تا او نیاید من از اینجا نمی روم. آن مرد جریان را به مردم خبر داد و آنها به سراغ شخص مورد نظر رفتند و او را نزد آن حضرت آوردند. مرد با شرمساری گفت: ای پیامبر خدا! من قرار دیدار با شما را فراموش کردم. ایشان فرمود: اگر نیامده بودی، من همچنان در اینجا می ماندم.

در مورد پیامبر گرامی اسلام هم آمده است که ایشان روزی کنار سنگی با شخصی وعده دیدار داشتند.

آفتاب بالا آمد. هوا گرم شد، ولی او نیامد. یاران آن حضرت به ایشان گفتند: خوب است از آفتاب به سایه بیایید. حضرت فرمود: من با او در اینجا وعده دیدار دارم و تا او نیاید، از اینجا حرکت نخواهم کرد.

درباره امام سجاد علیه السلام نیز آمده است که ایشان از یکی از یاران خویش ده هزار درهم قرض خواست. وقتی که شخص در برابر این مبلغ از حضرت تقاضای رهن کرد، امام نخی از عبای خود کشید و به او داد و فرمود: این وثیقه من است تا موقع ادای دین نزد تو باشد. پس از مدتی، امام پول شخص را آماده کرده و فرمود: پولت حاضر است. وثیقه مرا بیاور. آن شخص که قصد برگرداندن نخ را نداشت، گفت: من نخ عبا را گم کرده ام. حضرت فرمود: در این صورت طلب خود را نخواهی گرفت؛ زیرا تعهد با شخصی مثل مرا نباید ناچیز انگاشت. به ناچار مرد نخ عبا را به امام برگرداند و بدهی خود را گرفت.

در حقیقت، امام با این عمل به دیگران آموخت که یک نخ ممکن است به تنهایی ارزشی نداشته باشد، ولی وقتی نشانه التزام به یک پیمان باشد، آن قدر ارزشمند است که می تواند وثیقه و پشتوانه مبالغ سنگین نیز قرار بگیرد.

 

پیام متن:

وفاداری به پیمان در سیره انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام .

 

نمونه ای دیگر از وفای به عهد

تاریخ از شخصیت های برجسته ای یاد می کند که عمل به پیمان را تا پای جان محترم می شمردند. در تاریخ زندگی سیاه حجاج می خوانیم وی به قتل گروهی فرمان داد. وقتی نوبت به قتل آخرین فرد رسید، صدای مؤذن برخاست. وی آن فرد را به یکی از مأموران خود سپرد که شب مراقب او باشد و او را صبح به دارالاماره بیاورد تا مجازاتش کند. وقتی هر دو نفر از مقرّ حکومت حجاج خارج شدند، آن فرد به مأمور حجاج رو کرد و گفت: من بی جهت گرفتار شده ام و به رحمت خداوند امیدوارم. تمنای من این است که به من نیکی کنی و اجازه دهی من امشب را به خانه خود برگردم و با همسر و فرزندانم وداع کنم و وصایای خود را بگویم، حقوق مردم را ادا کنم و فردا اول وقت پیش تو بیایم. مأمور حجاج از این درخواست در شگفت ماند و گفت: هرگز دیده ای مرغ از قفس بپرد و بار دیگر به قفس بازگردد. من چگونه تو را آزاد کنم، در حالی که امیدی به بازگشت تو ندارم. آن فرد گفت: عهد می کنم که فردا در اول وقت باز گردم و خدا را بر این عهد گواه می گیرم.

مأمور حجاج، لحظه ای منقلب شد و او را آزاد کرد. وقتی از دیدگاه غایب شد، سخت پشیمان شد و خود را در معرض خشم حجاج دید. آن شب تا صبح نخوابید. صبحگاه، آن مرد به پیمان خود عمل کرد و در خانه مأمور حجاج را زد. تا چشم مأمور به وی افتاد، گفت: چرا آمدی؟ گفت هر کس عهد کند و خداوند را به آن گواه بگیرد باید به آن وفادار باشد و از سوی دیگر به رحمت پروردگار جهان اطمینان کامل دارم.

مأمور او را به دارالاماره برد و سرگذشت خود را با حجاج در میان نهاد و از وفای او به پیمان خود سخت تعجب کرد. حجاج او را به مأمور بخشید و او نیز مرد را با کمال مهربانی آزاد کرد. هنگام آزاد شدن، از مأمور حجاج سپاس گزاری نکرد، ولی فردای آن روز بازگشت و مراتب حق شناسی را به جا آورد و علت تأخیر در عذرخواهی را چنین بیان کرد: «نجات دهنده واقعی من خدا بود و تو وسیله این کار. اگر اول از تو تشکر می کردم، تو را شریک نعمت خدا قرار داده بودم. لازم دانستم نخست از خدا تشکر کنم، آن گاه از تو قدردانی نمایم».

چنین انسان هایی تربیت یافتگان مکتب قرآنند و همواره این آیه ها را با گوش جانشان می شنوند که می فرماید: «الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها که به عهد الهی وفا می کنند وپیمان را نمی شکنند.» (رعد:20) «وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلیلاً؛ و هرگز پیمان الهی را به بهای کم مبادله نکنید». (نحل:95)

 

پیام متن:

1. وفاداری به پیمان وسیله ای برای نزول رحمت الهی؛

2. وفای به عهد و پیمان حتی در حساس ترین شرایط زندگی.

 

پیمان شکنی و پی آمدهای منفی آن

به همان اندازه که درباره وفاداری به عهد و پیمان تأکید شده، از پیمان شکنی و بی وفایی نکوهش شده است. قرآن کریم، بیشترین زیان ناشی از پیمان شکنی را متوجه شخص پیمان شکن می داند و می فرماید: «فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ؛ هر کس پیمان شکنی کند، در حقیقت به زیان خویش پیمان شکنی کرده است». (فتح: 10)

سلب اعتماد عمومی، آسیب دیگر پیمان شکنی است. احساس اعتماد متقابل، پشتوانه محکمی برای فعالیت های اجتماعی است. اگر وفای به عهد، از جامعه انسانی رخت بربندد و پیمان ها یکی پس از دیگری شکسته شود، سرمایه بزرگ اعتماد عمومی به غارت خواهد رفت و جامعه به ظاهر متشکل، به اجزایی پراکنده تبدیل می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «لا تَعْتَمِدْ عَلی مَوَدَّةِ مَنْ لا یُوفی بِعَهده؛ بر دوستی کسی که به عهد و پیمان خود وفا نمی کند، اعتماد مکن».

پیر پیمانه کشِ من که روانش خوش باد

گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

حافظ

 

شخص پیمان شکن، افزون بر اینکه اعتبار و ارزش دنیوی خود را از دست می دهد، در آخرت نیز با گرفتاری بزرگی روبه رو خواهد شد. سرنوشتی که امام علی علیه السلام آن را چنین ترسیم می کند:

إنَّ فِی النَّارِ لَمَدینَةٌ یُقالُ لَهَا الْحَصینَةُ أفَلا تَسْئلُونی ما فیها؟ فَقیلَ لَهُ ما فیها یا امیرالمؤمنینَ؟ قالَ فیها أَیْدیِ النّاکِثینَ.

همانا در جهنم شهری است که به آن حصینه (دژ مستحکم) می گویند. آیا از من نمی پرسید که در آن شهر چیست؟ سؤال شد: ای امیرمؤمنان در آن شهر چیست؟ فرمود: دست های پیمان شکنان!

شاید اشاره به دست در این روایت، به این خاطر باشد که اغلب پیمان ها با دست دادن طرفین انجام می شده است.

 

پیام متن:

ضرر و زیان پیمان شکنی به خود شخص باز می گردد و در دنیا دچار بی اعتمادی و در آخرت با عذاب الهی روبه رو می شود.

 

منبع : نشریه طوبی - خرداد 1385-  شماره 6

 

دانستنیها                          

اسرار شش عدد ثابتی که کائنات را در اختیار دارند

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 

علم ریاضی هم مثل ادبیات فارسی ما دارای کلمه ها وجمله هایی است که جای تامل دارند.X،Y،Z  حرف های این زبان هستند و قوانین ریاضیات مثل: جمع،ضرب ،تتفریق ، تقسیم، انتگرال گیری و... اصولی هستند که جمله ها را تشکیل می دهد منظور از جمله ها همان فرمول ها هستند. بعضی اوقات رابطه دویا چند متغیرفقط شامل یک عدد ساده است که نه تنها از نظر ارزش عددی بلکه از نظر واحدش هم منحصر به فرد است. این واحد دو سوی معادله را متعادل می سازد که اگر نباشد فرمول اشتباه می شود. مثل فرمول نیوتن که نیروی گرانش متقابل را بین دوجسم یا بین دو جسم با جرمهای  mوM کیلوگرم و فاصله  rمتر را تعیین می کند.

F = - GMm/r2

این فرمول بدون عدد G بی استفاده است اول و مهمتر از هرچیز،چون واحد عبارت m/r2 هم ارز نیوتن که واحد نیروست، نیست . خوب اگر یک ثابت G لازم است تا این کار را انجام دهد. پرسش این است که مقدار این عدد چیست؟؟

اینجا باید بگوییم که مقدار این عدد ثابت بنیادی، که شکل فیزیکی کائنات و منظومه شمسی و مکان نسبی آنها را تعیین می کند از هیچ کدام از قوانین شناخته شده فیزیک نشات نمی گیرد و هیچ کدام هم نمی توانند توضیحش دهند.این معما وقتی پیچیده تر می شود که بگویم شش عدد ثابت در کائنات وجود دارند و هرکدام از آنها مقدار خاصی دارند و تا جایی که مشخص است، هیچ ربطی به یکدیگر ندارند. البته باید اقرار کنیم همه آنها کنترلی عمیق و یکسان بر شکل و سازوکار کائنات دارند. حالا وقت آن رسیده که آنها را برایتان بازگو کنیم.

1- ثابت گرانش

2- سرعت نور

3- بار الکترون

4- جرم الکترون                     

5- جرم پروتون

6- ثابت پلانک

خوب طبیعتاً این اعداد در صورتی که ما واحد اندازه گیری را عوض کنیم تغییر می کنند. مثلاً اگر به جای کیلومتر واحد مایل را حساب کنیم، سرعت نور به 186283 مایل در ثانیه تغییر خواهد کرد، اما این کوچک ترین اثری بر ویژگی سرعت نور ثابت بودن وجدا بودن از حرکت منبع و بیننده ندارد. واقعیت این است که اعشار این اعداد به  2 تا 3 رقم بیشتر از اینکه ذکر شد می رسد و این گواه اختیاری بودن روشی است که ما برای اندازه گیری پایه، در محاسبات علمی و مشغله هر روزمان استفاده می کنیم. که واقعاً هنر است. گرچه سرگذشت آنها بیشتر تاریخی است تا علمی!

 

منبع : ahsm.mihanblog.com

 

  مباحث فرهنگی            

روز جهانی  ماما  گرامی باد

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

امروز پنجم ماه می مصادف با 16 اردیبهشت 1391، از سوی سازمان بهداشت جهانی و کنفدراسیون بین المللی مامایی، به نام  " روز جهانی ماما " نام گذاری شده است.

برای اولین بار در سال 1980 این روز به عنوان روز جهانی ماما پیشنهاد و سپس از سال 1992 به صورت رسمی اعلام شد.

 
هدف از بزرگداشت روزجهانی ماما افزایش آگاهی و تبادل اطلاعات مابین ایشان در راستای سلامتی مادر و نوزاد است.
در دنیا روزانه 1600 زن در اثر عوارض بارداری و زایمان جان خود را از دست می دهند و بیش از 99 درصد این مرگها در کشورهای در حال توسعه اتفاق می افتد، بیشترین علت مرگ مادران (حدود 60 تا 80 درصد) به علت خونریزی، زایمان سخت، فشارخون بالا، عفونت و عوارض سقطهای غیر بهداشتی است و بسیاری از این مرگها قابل پیشگیری است. با مرگ مادر، خانواده عضو اصلی خود را برای مدیریت و مراقبت کودکان از دست می دهد و سرانجام بقا و آموزش کودکان نامعلوم می شود. لذا پیشگیری از مرگ مادران یکی از اهداف مهم کشورها است. با برنامه ریزی دقیق و انجام مراقبت های لازم در این دوران می توان به این هدف دست یافت و ماما به عنوان عضو اصلی در مراقبت از مادر نقش مهمی در این خصوص ایفا می کند.
بر اساس استانداردهای بین المللی، باید براساس هر 1000 تولد 30 تا 50 ماما در سیستم وجود داشته باشد. با وجود این که در کشور با خیل عظیم ماماهای بیکار مواجه هستیم اما به ازای هر 1000 تولد تنها 12 ماما وجود دارد که این مساله نشان می دهد هنوز از خیل عظیم نیروهای جوان بااستعداد به دلیل شناخت نداشتن از جایگاه واقعی آن استفاده بهینه نشده است.
 

16 اردیبهشت، روز جهانی ماما

همانطور که پیش تر نیز اشاره شد، پنجـم مـاه مـی مصـادف بـا 16 اردیبهشـت، از سـوی سازمـان بهداشت جهانی و كنفدراسیون بین المللی مامایی به نام روز جهانی ماما نام گذاری شده است. برای اولین بار در سال 1980 این روز به عنوان روز جهانی ماما پیشنهاد و سپس از سال 1992 به صورت رسمی اعلام شد.

جامعه مامایی با نقش محوری خود در تأمین سلامت بانوان و كودكان، اصلی‌ترین حلقة تأمین سلامت خانواده را تشكیل می‌دهند. از این روست كه اگر معتقدیم «سلامت خانواده، كلیدی است برای آینده»، باید توجه داشته باشیم كه این كلید در دستان ماما است. 60 درصد زایمان‌ها در صورت حضور ماما به طور طبیعی و تنها 20 درصد در صورت وجود متخصص زنان و زایمان به شكل طبیعی انجام می‌گیرد، پس سلامت دو سوم از افراد كشور در ارتباط مستقیم با ماماها است.

روز جهانی ماما، فرصت مناسبی است برای جلب توجه هر چه بیشتر مردم و مسؤولان نسبت به جایگاه و اهمیت حرفه مامایی در ارتقای سلامت خانواده و تأمین سلامت جامعه و از آن رهگذر، ساختن بستری مطمئن برای ترسیم آینده‌ای روشن.

جامعه مامایی ایران كه حدود چهل و پنج هزار نفر از اعضای خانواده پزشكی كشور را در برداشته، توفیقات چشمگیری در زمینه تأمین سلامت مادر و كودك و تنظیم خانواده در كارنامه خود ثبت نموده است.

هـدف از بزرگداشـت روز جهانـی ماما افزایش آگاهی و تبادل اطلاعات بین ایشان در راستای سلامتی مادر و نوزاد است. بر اساس آمارهای موجود از هر یک هزار تولد زنده، 18 نوزاد جان خود را از دست می دهند و در این میان، نوزادان مادرانی  که از سواد و آگاهی کمتری برخوردار هستند، بیشتر در معرض آسیب قرار می گیرند.

در دنیا روزانه 1600 زن در اثر عوارض بارداری و زایمان جان خود را از دست می دهند و بیش از 99 درصد این مرگها در کشورهای در حال توسعه اتفاق می افتد، بیشترین علت مرگ مادران (حدود 60 تا 80 درصد) به علت خونریزی، زایمان سخت، فشارخون بالا، عفونت و عوارض سقطهای غیر بهداشتی است و بسیاری از این مرگها قابل پیشگیری است. با مرگ مادر، خانواده عضو اصلی خود را برای مدیریت و مراقبت کودکان از دست می دهد و سرانجام بقا و آموزش کودکان نامعلوم می شود. لذا پیشگیری از مرگ مادران یکی از اهداف مهم کشورها است. با برنامه ریزی دقیق و انجام مراقبت های لازم در این دوران می توان به این هدف دست یافت و ماما به عنوان عضو اصلی در مراقبت از مادر نقش مهمی در این خصوص ایفا می کند. ماماها در خدمات تنظیم خانواده، مراقبت‌های قبل و بعد از حاملگی و هنگام زایمان نقش ویژه‌ای دارند.

بر طبق آمارهای اعلام‌شدة وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، شیوع سزارین در ایران به‌طور متوسط سه برابر بیشتر از آمارهای جهانی است. در آمریكا و چند كشور غربی، تعداد عمل‌های سزارین، از 5/4 درصد در سال 1965 میلادی، به 25 درصد در سال 1998 افزایش یافت. از این سال به ‌بعد، آمار سزارین اندكی كاهش یافت یا تقریباً ثابت ماند.

شیوع روز افزون سزارین، نگرانی های مدیریتی و بهداشتی را در جامعه و برای مسؤولان اجرایی فراهم کرده است. به طوری که طبق آمار در ایران در سال ۱۳۷۹ حدود ۳۵ درصد از کل زایمان ها به روش سزارین بود، در سالهای بعد این رقم سیرصعودی یافت. به طوری که در سال ۸۲ آمار سزارین در بیمارستان های دولتی دانشگاهی ۲۰ درصد، در بیمارستان های دولتی غیردانشگاهی ۴۴ درصد و بیمارستان های خصوصی ۸۸ درصد گزارش شد.

آمار جدید سزارین در کشور، ۱۵ درصد کل موارد زایمان است و پیش بینی می شود این کاهش آمار به دلیل افزایش اطلاع رسانی و آگاهی خانـواده هـا باشـد. حتـی اگـر آمـار ۱۵ درصـدی را در نظـر بگیریـم، بایـد گفـت ایـن میـزان در مقایسـه بـا استانـدارد سازمـان بهداشـت جهانی (۸ تا ۱۰  درصد) بسیار زیاد است و باید به کارگیری راههای پیشگیرانه و اطلاع رسانی از سوی مسؤولان بخش سلامت در کشور ادامه یابد.

ماما وظیفه مهمی در مشاوره و آموزش بهداشت، نه تنها برای زنان بلکه برای خانواده و جامعه دارد. کار ماما آموزش دوران بـارداری و آمـاده کـردن والدین برای پذیرش وظایف پدری و مادری است كه می تواند به تنظیم خانواده و مراقبت های کودک و بعضی موارد، بیماریهای زنان نیزگسترش یابد.

اما طبق نظر عموم، ماما مترادف است با کلمه زایمان و مراقبت از دوران بارداری است. این در حالی است که حیطه خدمات مامایی بسیار وسیع تر و از ابتدای تولد تا انتهای عمر است و ابعاد مختلف بهداشتی در زمینه بهداشت باروری، مشاوره، آموزش و آگاهی در دوران بلوغ، ازدواج، بارداری و یائسگی را شامل می شود. این آموزش ها ضامن سلامت خانواده است.

 

مامایی در ایران
 قدمت رشته مامایی در ایران به شکل آموزش عالی پس از تحصیلات دبیرستان، به 80 سال قبل برمی گردد. اولین آموزشگاه مامایی به نام مدرسه قابلگی با 10 نفر شاگرد در سال 1298 در بیمارستان بانوان (زنان سابق) شهر تهران تاسیس شد. پس از گذشت 10 سال، اولین آموزشگاه عالی مامایی در سال 1308 و با اعطای مدرک معادل لیسانس به عنوان یکی از شعب مدرسه طب آغاز به کار کرد. در سال 1313 دانشگاه تهران تاسیس شد و سپس دانشکده پزشکی آن نیز افتتاح شد. لذا چند سال بعد در سال 1319 بیمارستان زنان به دانشکده پزشکی ملحق شد. از این آموزشگاه تا سال 1331 جمعا 462 نفر فارغ التحصیل شدند. از سال 1335 تا 1358 برنامه آموزشی آموزشگاه به برنامه 1.5 ساله پرستاری و مامایی برای لیسانسیه های پرستاری تغییر یافت.
پس از آن در پی 3 سال تعطیلی انقلاب فرهنگی از آغاز سال 1362 با نام «مدرسه عالی مامایی» شروع به کار کرد و مجددا از ورودی دیپلم به تربیت کاردان و کارشناس مامایی اختصاص یافت. در سال 1365 پس از انتقال آموزش گروههای پزشکی از آموزش عالی به وزارت بهداشت، دانشکده های پرستاری و مامایی تاسیس شد که در بهمن 1368 مصوب شد و هم اکنون در تربیت دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد مامایی ارائه خدمت می کنند
به مخاطره افتادن استقلال حرفه مامایی از مهمترین مشکلات کنونی جامعه مامایی در ایران است و این در حالی است که بنابر تعاریف سازمان بهداشت جهانی و دستورالعمل های وزارت بهداشت، رشته مامایی کاملا مستقل تعریف شده است و می تواند بدون نیاز به سرپرست وظایف خود را انجام دهد. اموری که در حیطه کاری ماماها قرار دارد شامل تمامی مراقبت های عادی دوران بارداری، مشاوره های دوران بلوغ، تشخیص و درمان بیماری های شایع دستگاه تناسلی و مشکلات دوران پیری می شود.
دومین مشکل این صنف، عدم عقد قرارداد دفاتر خصوصی ، اداری و سازمان های بیمه با آنهاست. در تمام دنیا خدمت دهنده تحت پوشش بیمه قرار می گیرد؛ چه خدمت ازسوی پزشک انجام شود و چه ماما، ولی در کشور ما اینگونه نیست. عدم عقد قرارداد سازمان های بیمه گر و پذیرش سونوگرافی در دفترچه بیمه ازسوی ماماهای کشور موجب می شود بیماران نتوانند از بیمه خدمات درمانی و تامین اجتماعی استفاده کنند. قرارداد نداشتن بیمه ها با ماما موجب می شود میل خانواده ها که ترجیح می دهند برای کوچکترین مشکلی به پزشک متخصص مراجعه کنند، تشدید شود.
این موضوع هم از نظر اقتصادی پرهزینه و هم وقت متخصصان را به امور ساده تری که از عهده ماما هم براحتی بر می آید اختصاص می دهد. حتی برای سازمان های بیمه گر نیز هزینه های بیشتری به وجود می آورد. با توجه به شیفت های شب طولانی و محیط کاری استرس زا مامایی باید جزو مشاغل سخت و زیان آور شناخته شود؛ در حالی که هنوز از مزایای این قانون برخوردار نشده است. این نیز جزو مشکلات این شغل است.

 

جمعیت مامایی ایران

جمعیت مامایی ایران از سال 1380 عضویت كنفراسیون بین المللی ماماها را پذیرفته و فعالانه در كنگره این كنفراسیون كه اواخر فروردین ماه در كشور اتریش برگزار گردید شركت نموده است. كنفراسیون بین المللی ماماها در سال 1919 در بلژیك با نام "اتحادیه بین المللی ماماها" تاسیس گردیده و از سال 1954 در لندن به "كنفراسیون بین المللی ماماها" تغییر نام یافته است، درحال حاضر 83 انجمن مامایی از بیش از هفتاد كشور جهان عضویت آن را دارا می باشند. این كنفراسیون از سال 1957 با سازمان بهداشت جهانی ارتباط رسمی داشته و با یونیسف، بانك جهانی، فدراسیون بین المللی تنظیم خانواده، مجمع جمعیت و فدراسیون بین المللی زنان و مامایی همكاری نزدیك دارد.

اهـم فعالیت های كنفراسیـون شامـل برگزاری كنگره بین المللی، كنفرانسها و كارگاه های منطقه ای، انتشارشرح وظایف بین المللی، تلاش در راه آغازیك دوره مادری سالم و بی خطر و همكاری نزدیك با كارگاه های پیش از كنگره سازمان بهداشت جهانی و یونیسف می باشد.

جمعیت مامایی ایران در هشت شهر اصفهان، شیراز، تبریز، قزوین، زنجان، لاهیجان،رشت و ساری شعبه تاسیس نموده است كه مهمترین فعالیت این شعب در رابطه با آموزش و برگزاری سمینارها و پرداختن به مسائل رفاهی ماماها و انعكاس مشكلات مامایی حوزه خود به مركز و برگزاری روز جهانی ماما می باشد.

 

سزارین بی‌رویه

زایمان طبیعی، هم مقرون به صرفه است و هم برای سلامت مفید. در زایمان طبیعی مادر بلافاصله پس از تولد، نوزاد خود را می‌بیند، او را لمس می‌كند، به او شیر می‌دهد، او را در بغل می‌گیرد و با احساس مادری، احساس غرور می‌كند، اما در زایمان سزارین مادر بیهوش است و از این مزایا برخوردار نیست. مریض سزارین نمی‌تواند بموقع به نوزادش شیر بدهد و او را از این غذای كامل و نعمت بزرگ محروم می‌كند؛ اما علاقه مادران جوان به سزارین و جاذبه مالی این عمل برای پزشكان بخصوص در بخش خصوصی موجب شده آمار سزارین روز به روز بالاتر رود.

براساس آمارهای اعلام‌ شده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، شیوع سزارین در ایران به‌طور متوسط 3 برابر بیشتر از آمارهای جهانی است. در آمریكا و چند كشور غربی، تعداد عمل‌های سزارین از 5/4 درصد در سال 1965 میلادی، به 25 درصد در سال 1998 افزایش یافت. از این سال به ‌بعد، آمار سزارین اندكی كاهش یافت یا تقریبا ثابت ماند.

شیوع روز افزون سزارین، نگرانی‌های مدیریتی و بهداشتی را در جامعه و برای مسوولان اجرایی فراهم كرده است. به طوری كه طبق آمار در ایران در سال 1379 حدود 35 درصد از كل زایمان‌ها به روش سزارین بود و در سال‌های بعد این رقم سیرصعودی یافت. به طوری كه سال 82 آمار سزارین در بیمارستان‌های دولتی دانشگاهی20 درصد، در بیمارستان‌های دولتی غیردانشگاهی 44 درصد و بیمارستان‌های خصوصی 88 درصد گزارش شد.

آمار جدید سزارین در كشور، 15 درصد كل موارد زایمان است و پیش‌بینی می‌شود این كاهش آمار به دلیل افزایش اطلاع رسانی و آگاهی خانواده‌ها باشد. حتی اگر آمار 15 درصدی را در نظر بگیریم، باید گفت این میزان در مقایسه با استاندارد سازمان بهداشت جهانی (8 تا 10 درصد) بسیار زیاد است و باید به كارگیری راه‌های پیشگیرانه و اطلاع رسانی از سوی مسوولان بخش سلامت در كشور ادامه یابد.

 

بیكاری ماما، مشكلات مادر

افزایش میزان سزارین موجب شده نه تنها ماما كه وظیفه اصلی را در تولد نوزادان دارد بیكار شود بلكه سلامت جامعه نیز به خطر بیفتد.

به نظر می‌رسد انگیزه اغلب زنان از زایمان به شیوه سزارین كاهش آستانه درد است. چیزی كه این افراد به آن بی‌توجه‌اند این است كه هر دو زایمان با درد همراه است ولی در زایمان طبیعی این درد پیش از زایمان است و در سزارین این درد پس از زایمان به وجود می‌آید كه بسیار شدید و متناوب است. از طرفی پس از سزارین مدتی طول می‌كشد كه اثر داروهای بیهوشی و آنتی‌بیوتیك‌ها كه بر شیردهی نیز موثر هستند از بدن خارج شود.

سزارین احتمال حاملگی خارج از رحم را در بارداری‌های بعدی افزایش می ‌دهد. در این عمل جراحی مانند عمل‌های دیگر احتمال خونریزی شدید، صدمه به حالب و مثانه و احشای دیگر، بروز اشتباهات پزشكی، آمبولی ریه و عفونت محل زخم وجود دارد. ممكن است پس از سزارین چسبندگی‌هایی داخل شكم رخ ‌دهد یا این‌كه محل زخم با فشار اندكی باز شود. معمولا دوره بهبود طولانی است و مراقبت بیشتر مادر و نوزاد را طلب می‌كند. در ضمن محققان می‌گویند سزارین باعث كاهش باروری می‌شود.
با توجه به عوارضی كه سزارین پس از زایمان به فرد تحمیل می‌كند و هزینه‌های بی مورد آن، زایمان طبیعی هم به نفع مادر است و هم پزشكان و هم دولت. به همین دلیل طبق برنامه‌ریزی دولت باید این میزان كاهش یابد و البته رسیدن به این هدف همكاری همه جانبه‌ای را می‌طلبد. یكی از دلایل افزایش آمار سزارین بی توجهی به نقش ماما در نظام خدمات سلامت كشور است.

 

مشكل اشتغال

بزرگ‌ترین مشكل ماما‌های كشور بازار كار نامناسب است. جامعه مامایی یكی از بیشترین میزان‌های بیكاری را در بین فارغ‌التحصیلان رشته‌های پزشكی و پیراپزشكی دارد.

چند سالی است مقطع كاردانی مامایی از دانشگاه‌های كشور حذف شده است، ولی تعداد زیادی فارغ‌التحصیلان مامایی در مقطع كاردانی اكنون در كشور هستند كه امكان پیدا كردن شغل ندارند و با معضل بیكاری مواجهند. گفته می‌شود از مجموع 50 هزار فارغ‌التحصیل مامایی در كشور،30 هزار نفر بیكارند كه حدود 60 درصد ماماهای كشور را شامل می‌شوند. از میان شاغلان نیز طبق آمار تنها 10 الی 15 هزار نفر در خدمت مادران باردار هستند و مابقی به حرف دیگری مشغولند.

در اجرای طرح پزشك خانواده حدود 3 هزار ماما جذب شده‌اند و قرار است 5 هزار مامای دیگر نیز در قالب طرح پزشك خانواده جذب شوند، البته در این صورت نیز شاغل شدن 8 هزار ماما در برابر 30 هزار مامای بیكار رقم كوچكی است. علاوه بر حدود 30 هزار مامای بیكار در كشور سالانه حدود 2هزار نفر كارشناس مامایی نیز از دانشگاه‌های كشور فارغ التحصیل می‌شوند كه آنها هم دغدغه شغل دارند.

 

در مدرسه

ماماها آشناترین افراد با مسائل دوران بلوغ، یائسگی و دوران باروری هستند. حضور ماما در مدارس دخترانه به عنوان مربی بهداشت می‌تواند تاثیر بسزایی در كاهش مشكلات ناشی از هیجانات دوران بلوغ داشته باشد. در حال حاضر تعداد بسیار محدودی از ماماها در مدارس غیرانتفاعی حضور دارند.

با در نظر گرفتن این كه 50 درصد از جمعیت كشور و جمعیت دانش‌آموزی را زنان تشكیل می‌دهند، حضور ماماها در مدارس می‌تواند پدیده بلوغ دختران را با سلا‌مت همراه كند.

در همین خصوص انجمن علمی ‌مامایی كشور 2 سال پیش به آموزش و پرورش پیشنهاد به كار گرفتن ماماها در مدارس كشور را داد و در حال حاضر ماماها می‌توانند به‌عنوان مربی بهداشت، متقاضی حضور در مدارس شوند. البته كارشناسان معتقدند در آموزش و پرورش به دلیل حساسیت موضوع باید به طور بنیادی‌تر از حضور ماماها استفاده شود.

 

برای سلامت جامعه

بر اساس استانداردهای بین‌المللی باید بر اساس هر 1000 تولد 30 تا 50 ماما در نظام بهداشت و درمان وجود داشته باشد. با این كه در كشور با خیل عظیم ماماهای بیكار مواجه هستیم اما به ازای هر 1000 تولد تنها 12 ماما وجود دارد كه این مساله نشان می‌دهد هنوز از خیل عظیم نیروهای جوان با استعداد به دلیل عدم شناخت جایگاه واقعی آن استفاده بهینه نشده است.

سالانه شاهد حدود یك میلیون و 200 هزار تولد در كشور هستیم. باوجود پیشرفت‌های بسیار هنوز در كشور شاهد مرگ مادران باردار هستیم. بیشترین علت مرگ مادران (حدود 60 تا 80 درصد) به علت خونریزی، زایمان سخت، فشارخون بالا، عفونت و عوارض سقط‌های غیر بهداشتی است. این در حالی است كه بسیاری از این مرگ‌ها قابل پیشگیری است. با مرگ مادر، خانواده عضو اصلی خود را برای مدیریت و مراقبت كودكان از دست می‌دهد و سرانجام بقا و آموزش كودكان نامعلوم می‌شود. به همین علت است كه پیشگیری از مرگ مادران یكی از اهداف مهم كشورهاست. گسترش زایمان طبیعی از برنامه‌های محوری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی است كه ترویج آن از سوی ماماها امكان‌پذیر است. ماماها با اخذ آموزش‌های لازم، قادر به كسب مهارت‌های بالینی و مدیریت به منظور نیل به هدف بهبود مداوم كیفی خدمات برای ترویج مادری ایمن خواهند بود. پیگیری برای برگزاری دوره‌های كوتاه مدت آموزشی در زمینه مهارت‌های نوین مامایی، راه‌اندازی 9 مركز برای آموزش و ارائه خدمات استاندارد زایمان طبیعی با روش‌های كاهش درد و تشكیل هسته آموزشی از اعضای هیات علمی‌ مامایی برای آموزش روش‌های كاهش درد زایمان به مربیان سراسر كشور، از جمله اقداماتی است كه در چند سال اخیر از سوی وزارت بهداشت برای توانمندسازی ماماها و بهبود وضع سلامت جامعه انجام شده است.

با برنامه‌ ریزی دقیق و انجام مراقبت‌های لازم در این دوران می ‌توان به این هدف دست یافت و ماما به عنوان عضو اصلی در مراقبت از مادر نقش مهمی‌ در این راستا ایفا می ‌كند.

 

سازمان بهداشت جهانیWHO  برای روزهای بهداشتی خود شعار مناسب در هر سال معین می کند. برای روز ماما از سال 2009 شعار تغییر نداشته و امسال ( 2012) نیزهمان شعار است:

 

‘The World Needs Midwives Now More Than Ever!’

« اکنون دنیا بیش از هر زمانی به ماما  نیاز دارد »

 

پنجم ماه می، مصادف با شانزدهم اردیبهشت؛ روز جهانی ماما می باشد. این روز را به تمامی تلاشگران در عرصه مامایی تبریک عرض می کنیم.

 

روزت مبارک ای سرا پا سبزی که

اولین نگاه،

اولین نفس،

اولین لبخند،

اولین فریاد،

اولین شوق و

اولین

عشق را نظاره گری...

 

منابع :

- shc.sums.ac.ir

- www.jamejamonline.ir

- www.rasekhoon.net

- khc.kums.ac.ir

- jouybari.blogfa.com

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست کور رنگی - شماره 2

 

اگرچه اختلال ديد رنگ (کور رنگی) می تواند در اثر بيماری و بصورت اکتسابی حادث گردد ولی  تقريبا در غالب موارد ناشی از يک اختلال توارثی است و در بدو تولد وجود دارد. اين اختلال ژنتيکی چون غالبا وابسته به کروموزم های جنسی است، در نتيجه ميزان بروز آن در زن و مرد متفاوت می باشد.  در خانواده فرد کور رنگ، افراد مونث معمولا بدون علامت هستند ولی می توانند حامل کروموزم معيوب باشند و به نسل های بعدی آن را انتقال دهند. اما افراد مذکر علائم بيماری را نشان می دهند. در جامعه حدود ۸ درصد افراد مذکر و ۵/۰ درصد افراد مونث اختلال ديد رنگ دارند.

در شبکيه چشم انسان دو نوع سلول حساسه بنام سلول های استوانه ای و سلول های مخروطی وجود دارد. اين سلولها انرژی نورانی را تبديل به انرژی الکتريکی می کنند و آن را از طريق عصب بينايی به مغز مخابره می نمايند. سلول های مخروطی هستند که در درک رنگ ها نقش بازی می کنند. سه نوع مختلف از سلول های مخروطی وجود دارد که هر کدام از آنها به يک نوع رنگ اصلی (قرمز، سبز، و آبی) پاسخ می دهد. در يک فرد طبيعی هر سه نوع سلول مخروطی فعال هستند و بنابراين يک فرد طبيعی قادر به درک  هر سه نوع رنگ قرمز، سبز، و آبی و طبعا طيف کامل رنگ ها خواهد بود.

در افرادی که اختلال ديد رنگ دارند، حداقل يک نوع از اين سه نوع سلول مخروطی، بصورت ناقص يا کامل کارايی نداشته و در نتيجه اين افراد در تشخيص بعضی از رنگ ها دچار مشکل می گردند.

برای سادگی درک مطلب، می توان چنين در نظر گرفت که تمام افرادی که اختلال ديد رنگ دارند به نوعی در تشخيص قسمت قرمز و يا سبز طيف رنگی اشکال دارند، چرا که افرادی که در ناحيه آبی طيف مشکل دارند، بسيار نادر هستند.

تشخيص اختلال ديد رنگ يا کور رنگی از طريق انجام تست های مختلف ميسر می باشد. از آنجايی که اينگونه اختلالات ديد رنگ عمدتا ارثی می باشند، درمان اساسی برای آن وجود ندارد، اما چند نکته را بايد در نظر داشت:

اين افراد از بقيه جهات کاملا سالم هستند و معمولا در زندگی روزمره و عادی هيچگاه دچار مشکل نمی گردند.

خيلی از افراد تصور می کنند که کسی کور رنگی دارد همه چيز را سياه و سفید می بيند در حالی که اين تصور غلطی است ( بيماری که کوری رنگی هر سه نوع رنگ را باهم داشته باشد بسيار بسيار نادر است).

اين افراد معمولا در ناميدن رنگهای اصلی در اجسامی که ذاتا با يک رنگ خاص  هستند اشتباه نمی کنند . فقط بعضی مواقع در افتراق سبز از قرمز يا قرمز از مشکی در کنار يکديگر اشتباه می کنند. بعنوان مثال فردی با کور رنگی کامل ممکن  است جوراب سبز را با نوع قرمز آن اشتباه کند، يا کراوات قرمز را جای کراوات مشکی در مراسم سوگواری استفاده کند.

بعضی از اين افراد ممکن است هيچ گاه به مشکل اختلال ديد رنگ خود پی نبرند.

بسياری از افرادی که مشکل ديد رنگ دارند فقط هنگامی متوجه آن شده اند که به نحوی مورد آزمايش ديد رنگ قرار گرفته اند مثلا برای معاينات استخدامی در نيروهای نظامی،انتظامی، يا خلبانی.

همچنين بايد در نظر داشته باشيم که اين افراد نقص ديد رنگ خود را بخوبی جبران می کنند به نحوی که حتی در مواردی جزئياتی را می توانند ببينند که افراد با ديد رنگ طبيعی ممکن است به آن توجه نکنند، چرا که اين افراد بيشتر به شکل اجسام توجه دارند تا به رنگ آنها.

استفاده از بعضی از فيلترها، عينک ها، يا کنتاکت لنزهای رنگی مثلا فيلتر قرمز تا حدی می تواند مشکل اين افراد را در تشخيص بعضی از رنگ های نزديک به هم حل کند.

 

تصاوير زير چند نمونه تست ديد رنگ را نشان می دهند :

 

می توانید با نگاه کردن به این اشکال و اعداد موجود داخل آنها، چشم های خود را مورد تست قرار دهید و نتیجه را در زیر هر شکل مشاهده کنید.

 

 

 

 

 

همه افراد؛ اعم از طبيعی و يا با اختلال ديد رنگ؛ قادر به ديدن عدد 16 هستند

 

 

 

 

 

 

افراد طبيعی قادر به ديدن عدد 2 هستند؛ اما افراد با اختلال ديد رنگ بجز 

يک سری نقاط؛ چيز ديگری را نمی بينند

 

 

 

 

 

افراد طبيعی قادر به ديدن عدد 5 هستند؛ اما افراد با اختلال ديد رنگ بجز 

يک سری نقاط؛ چيز ديگری را نمی بينند

 

 

 

 

 

 

افراد طبيعی قادر به ديدن عدد 15 هستند؛ اما افراد با اختلال ديد رنگ يا

 عدد 13 را  می بينند؛ يا بجزيک سری نقاط؛ چيز ديگری را نمی بينند

 

 

 

 

 

افراد طبيعی قادر به ديدن عدد 26 هستند؛ اما  افراد با اختلال ديد رنگ از نوع قرمز؛ فقط

 عدد 6 را  می بينند؛ و افراد با اختلال ديد رنگ از نوع سبز؛ فقط عدد 2 را می بينند

 

 

 

 

 

افراد طبيعی بجز يک سری نقاط رنگی؛ چيز ديگری را نمی بينند

 اما افراد با اختلال ديد رنگ ممکن است عدد 5 را ببينند

 

 

 

از تصاوير زير می توان برای تشخيص اختلال ديد رنگ در کودکان استفاده نمود :

 

 

 

 

همه افراد؛ اعم از طبيعي و يا با اختلال ديد رنگ؛ قادر به ديدن سه شکل مربع؛

دايره؛ و ستاره هستند

 

 

 

 

افراد طبيعی هر دو شکل دايره و مربع را می بينند؛ در حاليکه افراد با اختلال

ديد رنگ فقط قادر به ديدن دايره هستند

 

 

 

 

افراد طبيعي هر دو شکل دايره و مربع را مي بينند؛ در حاليکه افراد با اختلال

ديد رنگ فقط قادر به ديدن مربع هستند

 

 

توجه داشته باشيد که بعلت تفاوت کيفيت رنگ در مانيتورهای مختلف؛ ارزش تشخيصی اين تست ها کامل و صد در صد نخواهد بود و برای تشخيص نهايی اختلالات ديد رنگ، بايد تست های کامل تر و دقيق تری انجام شود.

 

منبع : www.niksalehi.com

 

  عبادت و بندگی             

اسرار نماز از زبان آیت الله بهجت

 

1. نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با هم? مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]

2. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222]

3. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377]

4. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392]

5. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78]

6. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82]

7. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83]

اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسط? خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است!
8. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81]

9. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83]

10. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟

جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]

11. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63]

12. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64]

13. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68]

14. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

جواب: با قرائت آی? آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]

15. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]

16. از آیِ? شریف? (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]

17. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]

18. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133]

19. اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسط? خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139]

20. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122]

21. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283]

22. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.

جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62]

23. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77]

23. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63]

24. سؤال: مستدعی است جمل? کوتاه و رسایی دربار? نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.

جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتب? عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64]

25. اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82]

26. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.)

مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92]

27. از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350]

28. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟

جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70]

نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!
29. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103]

30. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحی? او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحی? تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحی? خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83]

31. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و هم? بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که:(لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84]

32. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزل? کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84]

33. در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88]

34. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]

 

منبع : تبیان

 

  لينک های هفته             

وب سایت علوم مدیریت

 

گلچین احادیث معصومین

 

هفته نامه پنجره

 

مجله اینترنتی پی سی پارسی

 

گروه فرهنگی هنری سه نقطه

 

کتاب قصه های قرآن به قلم روان

 

وب شناسی
مجله وب شناسی به مطالعه جنبه های وب مانند: تولید، ذخیره، نمایه سازی، جستجو، و...  می پردازد