ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و پنجاه و پنج    

شنبه 30 اردیبهشت 1391 27 جمادی الثانی 1433 19 می 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ 109 إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِىءُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ 110 وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ 111 إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ 112 قَالُواْ نُرِيدُ أَن نَّأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَن قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ 113

ترجمه فارسی مکارم

 

(از) روزى (بترسيد) كه خداوند، پيامبران را جمع مى ‏كند، و به آنها مى ‏گويد: (در برابر دعوت شما،) چه پاسخى به شما داده شد؟، مى ‏گويند: ما چيزى نمى‏ دانيم; تو خود، از همه اسرار نهان آگاهى 109 (به خاطر بياور) هنگامى را كه خداوند به عيسى بن مريم گفت: ياد كن نعمتى را كه به تو و مادرت بخشيدم! زمانى كه تو را با روح القدس تقويت كردم; كه در گاهواره و به هنگام بزرگى، با مردم سخن مى‏ گفتى; و هنگامى كه كتاب و حكمت و تورات و انجيل را به تو آموختم; و هنگامى كه به فرمان من، از گل چيزى بصورت پرنده مى ‏ساختى، و در آن مى ‏دميدى، و به فرمان من، پرنده ‏اى مى‏ شد; و كور مادرزاد، و مبتلا به بيمارى پيسى را به فرمان من، شفا مى ‏دادى; و مردگان را (نيز) به فرمان من زنده مى ‏كردى; و هنگامى كه بنى اسرائيل را از آسيب رساندن به تو، بازداشتم; در آن موقع كه دلايل روشن براى آنها آوردى، ولى جمعى از كافران آنها گفتند: اين ها جز سحر آشكار نيست! 110 و (به ياد آور) زمانى را كه به حواريون وحى فرستادم كه: به من و فرستاده من، ايمان بياوريد!; آنها گفتند: ايمان آورديم، و گواه باش كه ما مسلمانيم! 111 در آن هنگام كه حواريون گفتند: اى عيسى بن مريم! آيا پروردگارت مى‏ تواند مائده ‏اى از آسمان بر ما نازل كند؟ او (در پاسخ) گفت: از خدا بپرهيزيد اگر با ايمان هستيد! 112 گفتند: (ما نظر بدى نداريم،) مى ‏خواهيم از آن بخوريم، و دل هاى ما (به رسالت تو) مطمئن گردد; و بدانيم به ما راست گفته‏ اى; و بر آن، گواه باشيم 113

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

مبادی مديريت اسلامی

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

مقدمه:
 
در تمام ملت‌ها و دولت‌ها نوعی مدیریت و سیاست برای اداره کشور و مردم وجود داشته و دارد و گرچه مباحث مدیریتی را بسیاری به دوران پدید آمدن کارخانه‌ها و مجتمع‌های کارگری و اقتصادی نسبت می‌دهند و نوع روشهای برخوردی کارفرمایان با کارگران را به نقد و بررسی و ارزیابی می‌گذارند و هم اکنون مبحث چگونگی اداره انسانها و مراکز گوناگون اقتصادی و نظامی، سیاسی، اجتماعی، بهداشتی نوعی با مباحث مدیریت در ارتباط است که هر یک از دولت‌ها و ملت‌ها و حکومت‌های کنونی جهان تلاش می‌کنند تا با راه رسم و آداب و رسوم و نوآوریهای خاص خودشان مدیریت را تعریف نمایند و فرد و جامعه را اداره نمایند در حقیقت به تعداد کتب مدیریتی برای مدیریت تعریف انجام داده‌اند ما ضمن ارائه چند تعریف از مدیریت به مبحث اصلی خودمان یعنی مبادی مدیریت اسلامی می‌پردازیم.
 
 
تعریف مدیریت:
  
عبارتست از انجام کار باو بوسیله دیگران برای رسیدن به اهداف سازمانی
 
عبارتست از علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن رهبری و کنترل فعالیتهای دسته جمعی برای نیل به هدف‌های مطلوب با حداکثر کارایی.
 
مدیریت اسلامی: علم و هنر به کارگیری صحیح افراد و امکانات در جهت وصول اهداف سازمانی است بنحوی که با موازین شرع مغایرت نداشته باشد.
 
با توجه به اینکه مدیریت را به زمان بوجود آمدن کارخانجات نسبت داده‌اند ولی باید این مبحث را مد نظر داشت که مدیریت از زندگی اجتماعی انسانهای اولیه بصورت مدیریت خانواده شروع گردیده وسابقه مدیریت اسلامی به زمان پیامبر (ص) و امامات بر می‌گردد و در زمان حال نیز مدیریت اسلامی در کشور خودمان پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری مقام عظمای ولایت معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خمینی (ره) شکل گرفته است در خصوص مدیریت خانواده حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه چنین فرموده است:
 
تا مدیریت خانواده با اصالت و سلامت و ارزشهای اخلاقی سامان نگیرد استحکام و قوام پیدا نکند و فرزندان تربیت نشود و راه و رسم زندگی را نیاموزند و با ارزشهای اخلاقی آشنا نگردد در فردای نزدیک نخواهند توانست انواع مدیریت‌ها را بخوبی اداره کند و از آینده سازان کشور باشد یعنی اینکه وقتی که فردا مدیریت کشور را به دست چنین افرادی بدهند نمی‌تواند به ارزشها توجه نماید.
 
با توجه به اینگونه واقعیت‌ها حضرت علی (ع) در دستورالعمل‌های سیاسی و مدیریتی به مدیران ارشد خود رهنمود می‌دادند که مدیران کشورهای اسلامی را از خانواده‌های پاک و نیکوکار انتخاب نمایید.
 
 
اصول مدیریت اسلامی:
1- حکومت و مدیریت اسلامی

2 ـ برنامه ریزی

3 ـ سازماندهی

4 ـ انگیزش

5 ـ رهبری

6- سلوک مدیریت

7 ـ کنترل

8 ـ پیگیری

9 ـ تصمیم گیری

 
 
با توضیح مختصری در خصوص هر یک از اصول مدیریت اسلامی می‌پردازیم.
1- ضرورت تشکیل حکومت و مدیریت اسلامی:
 
حضرت علی (ع) نهج‌البلاغه خطبه 40)
 
مردم به زمامدار نیازمندند خواه نیکو کار باشد یا بدکار تا مومنان در سایه حکومتش به کار خویش مشغول و کافران هم بهره‌مند شوند.
 
پس از اثبات لزوم حکومت از نظر روایات اسلامی باید توجه داشت که اجزا و پیکره نظام و حکومت را مدیریتها تشکیل می‌دهد از این رو باید گفت هنگامی که گفته می‌شود حکومت باید عادلانه باشد به معنای آن است که باید مدیریت‌ها براساس عدل، از راس حکومت تا پایین‌ترین اجزای آن بوجود آید.
 
2- برنامه‌ریزی:
 
الف) عبارتست از تفکر در کلیات و جزئیات برنامه
 
ب) برنامه‌ریزی متضمن تعیین هدف‌ها و مقاصد سازمان و تهیه نقشه و برنامه کار است و برنامه‌ها نشان می‌دهد که هدف‌ها چگونه باید تحقق یابد.
 
همانطوریکه از تعریف برنامه‌ریزی مشخص است از مهمترین ارکان مدیریت بوده و هیچ مدیری نباید اهداف سازمان را بدون برنامه تعقیب کند.
 
اهمیت برنامه‌ریزی از نظر آیات و روایات:
 
امارات الدول انشاء الحیل علی (ع)
 
بقای مناسب دولتها مربوط به برنامه‌ریزی و چاره اندیشی در امور می‌باشد.
 
هرگاه کاری را انجام دادی از روی علم و عقل انجام بده و برحذر باش از اینکه کاری را بدون آینده نگری و آگاهی انجام دهی (بحار النوار پیامبر اسلام)
 
برنامه‌ریزی باعث می‌گردد که انسان دچار ندامت بعلت بی‌برنامه‌گی نگردد و در حل مشکلات و مسائل کمک نماید و از امکانات بهترین استفاده را بنماییم.
 
انواع برنامه‌ریزی: الف) برنامه‌ریزی استراتژیک (جامع) ب) برنامه‌ریزی عملیاتی (اجرایی)
 
3- سازماندهی:
 
سازماندهی مستلزم آن است که منابع یعنی افراد ـ سرمایه و تجهیزات به موثرترین شیوه برای حصول هدف‌ها فراهم شود بنابراین سازماندهی شامل ترکیب و یگان سازی منابع است.
 
 
عملیات سازماندهی:
1- شناسایی و دسته‌بندی کارها
2- واگذاری اختیارات و مسئولیت‌ها پس از تعریف
3- ایجاد و برقراری ارتباط
1- در سازماندهی یک اداره سازمان یا حکومت مبانی مختلفی چون هدف، وظیفه، نوع تولید، عملیات و ارباب رجوع وجود دارد برای دسته‌بندی کارها با توجه به اهداف مجموعه و برنامه‌ها و فعالیت‌ها می‌بایستی که تقسیم کار صورت پذیرد.
 
واجعل لکل انسان من خدمک عملاً تاخذ به فانه احری الا یتواکلو فی خدمتک
 
برای هر یک از زیردستان و کارکنان خود کاری تعیین کند تا او را نسبت به همان کار مواخذه و بازپرسی کنی زیرا این روش سزاوارتر است تا این که کارهایت را به یکدیگر وانگذارید علی (ع)
2- تعریف و واگذاری اختیارات و مسئولیت‌ها
 
پس از دسته‌بندی کارها باید برای هر قسمت مسئولی انتخاب نمود وحدود اختیارات او را مشخص نمود.
 
ای مالک باید به هر نوع کاری از کارهایت یک رئیس انتخاب کنی رئیس که کارهای مهم وی را مغلوب نسازد و کثرت کارها او را پریشان و خسته نکند. علی (ع)
3- ایجاد روابط بین قسمتهای درون سازمانی و بیرون سازمانی می‌باشد اگر ارتباط و روابط بصورت صحیح برقرار شود بسیاری از مشکلات حل می‌گردد.
 
بدان قسمتی از کارهاست که باید شخصاً آنها را انجام دهی از جمله پاسخ دادن به کارگزاران دولت، در آنجا که منشیان و دفتر داران از پاسخ عاجزند و دیگری برآوردن نیازهای مردم است.
 
در همان روزی که احتیاجات گزارش می‌شود و پاسخ آنها برای همکارانت مشکل و دردسر می‌آفریند.
4- انگیزش:
 
بطور کلی شیوه‌های بسیج بکارگیری و حرکت دادن انسانها برای انجام دادن کارها
 
الف) براساس میل و رغبت
 
ب) براساس شغل سازمانی برای رسیدن به نیازها
 
تعریف انگیزه: عبارتست از یک محرک درونی که انسان را به انجام کار بر می‌انگیزد.
 
افراد (مدیرانی) که بتوانند برای نیل به اهداف سازمانی به خوبی در انسانها انگیزه کار و فعالیت به وجود آورد به پویایی و تحرک لازم در سازمان خواهد رسید.
 
تو ای سعدخرابت را پرداخت کرده‌ای از پروردگارت اطاعت نموده‌ای و رهبر و امامت را خشنود کرده‌ای مانند کار مرد ضابط و نیکوکار پرهیزگار و نجیب پس خداوند گناهان تو را بیامورزد کوشش تو را قبول کند و عاقبت تو را نیکو گرداند. علی (ع)
 
هدف حضرت علی (ع) از این نامه به سعر تشویق و تمجید از مدیر لایق بوده است.
 
5- رهبری:
 
هدایت و رهبری از مباحث بسیار اساسی در مدیریت می‌باشد. زیرا مهمترین حرکت مدیر آنست که با بکارگیری صحیح نیروهای انسانی با بهترین مشکل سینه حوادث و مشکلات را بشکافد و برنامه‌های سازمان را اجراء و رسیدن به اهداف را سهل الوصول نماید.
 
 
تعریف رهبری:
1- عبارتست از تاثیر گذاری بر افراد در انجام وظایفشان با میل و علاقه
2- عبارتست از هنر یا علم نفوذ در اشخاص به طوری که با میل و خواسته خود در جهت حصول هدفهای تعیین شده گام بردارد.
 
 
صفات رهبری:
1- سعه صدر:
 
در نسبت سعه به معنای طاقت و قدرت و صدر به معنای سینه می‌باشد.
 
از سعه صدر بعنوان شرح صدر نیز یاد می‌کنند یعنی گشادگی در سینه
 
آله الرتاسه الصدر ابزار ریاست سعه صدر است علی (ع)
 
و علایم سعه صدر نیز حلم (بردباری) و متانت در شادیها و مقاومت در برابر مشکلات می‌باشد.
 
 
2- هوش:
 
هوشیاری در رهبری دارای تأثیر بسیار زیادی است کسی که از نیروی ارزشمند هوش بهره بیشتری داشته باشد در شناخت نیروها آگاهی به امور فهم مشکلات، یافتن راه حلها و شناخت نقاط ضعف و برنامه‌ها پیش‌بینی دشواریهای آینده ایجاد انگیزش در نیروها و به کارگیری فنون مدیریت موفق‌تر خواهد بود.
 
من امارات الدوله القظه لحراسه الامور
 
از دلایل بقای دولت بیداری (آگاهی و هوشیاری) در حفظ و حراست امور می‌باشد.
 
3- توانمندی های علمی و فنی
 
کسانی که در امور واگذاشته به ایشان از دانش و تجربیات بیشتری برخوردارند بهتر می‌توانند از بین نیروها مورد پذیرش واقع شوند.
 
قرآن مجید: خداوند (طالوت) را بر شما برگزید و علم و جمارت (قدرت) او را وسعت بخشید خداوند ملکش را به هر کس بخواهد می‌بخشد و احسان خداوند وسیع و آگاه (از لیاقت افراد برای ضعیف‌ها) است.
 
4- ابتکار نوآوری
 
کسانی که دارای خلاقیت و نوآوری هستند مورد احترام کارکنان واقع می‌شوند و زمینه ایجاد قدرت شخصی و نفوذ آن در بین نیروها به وجود می‌آید.
 
5- سعی و کوشش:
 
یکی دیگر از ویژگیهای که موجب موفقیت و تاثیر رهبران در پیروان می‌شود سعی و کوشش و تلاش می‌باشد کسانی که در کارها جدی پرتلاش و فعال باشند اعتماد و علاقه نیروها را به خود جذب می‌کند این حالت زمینه ساز نفوذ رهبران در پیروان می‌گردد.
 
ما ادراک المجد من کاته الجد عزرالحکم
 
کسی که کوشش نکرد به مجدد عظمت نرسد
 
من اعمل اجتهاده بلغ مراده
 
کسی که کوشش کرد به مراد خود رسید
 
6- پشتکار: یکی دیگر از ویژگیهای نفوذ رهبرذان پشتکار آنها می‌باشد.
 
الامور بتمامها و الاعمال بخوا تیمها
 
ارزش و اهمیت امور به تمام کردن آن و اعمال به خاتمه آن است
 
7- شجاعت:
 
شجاعت و دیوار بودن یکی دیگر از صفات رهبران است
 
الشجاعه زین یعنی شجاعت زینت است
 
8- شهرت:
 
سوابق روشن و افتخار آمیز بودن رهبران یکی دیگر از ویژگیهای آنها است.
 
حسن الشهره حصن القدره خوبی شهرت نگهدارنده قدرت است.
 
9- سخنرانی
 
یکی دیگر از ویژگیهای رهبران سخنرانی می‌باشد توان سخن گفتن و تبیین مسائل برای پیروان یکی از امور مهم در رهبری می‌باشد با سخنرانی خوب در تبیین برنامه‌ها و مشکلات و راه‌حلهای موفق، نیروها را دلگرم، کدورتها را مرتفع ساخته وجود و ستی و محبت را در بین نیروها بوجود می‌آورند.
 
اصوب الرمی القول المصیب صحیح ترین تیراندازی گفتار درست است
 
6- سلوک مدیریت :
 
سبک و شیوه برخورد رهبر و مدیر با زیر دستان از مسائل بسیار مهم مدیریت است
 
 
مهارتهای که در فرا کرد مدیریت ضرورت دارد بر سه نوع است
1- فنی مدیر ارشد
2- انسانی مدیران میانی
3- اداکی مدیریت سرپرستی
 
 
سبک رهبری در منابع اسلامی:
 
 
الف ) محبت به مومنان
 
و احفض جناحک المومنین بال و پر خود را بر مومنان فرود آر
 
 
ب ) مهر و محبت به انسانها
 
و اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق
 
رعیت یا برادر دینی و یادر آفرینش مثل تواند
 
 
ج ) لزوم مدارا و دوستی با زیر دستان
 
مداراه الرجال من الفضل الاعمال
 
مدارا کردن با مردم از بهترین اعمال است
 
 
د ) اصل شدت عمل بر دونوع زیر تقسیم می شود :
1- لزوم فرمانبرداری
 
الخلاف یهدم الرای یعنی اینکه مخالفت تصمیم گیری را نابود می کند
2- شدت عمل در برابر افراد متمرد و نافرمان
 
شدت و سختگیری را با کمی نرمش در هم آمیز و آن جاکه مدارا کردن بهتر است مدارا کن اما آن جایی که جز با شدت عمل، کار از پیش نمی‌رود شدت را بکار ببندد.
 
7- کنترل و پیگیری:
 
پس از برنامه‌ریزی و ابلاغ برنامه‌های عملیاتی جهت اجرا و ابلاغ دستورات لازم کنترل یکی از مهمترین وظایف مدیران است مطرح می‌شود.
 
کنترل عبارتست از توجه به نتایج کار و پیگیری برای مقایسه فعایتهای انجام یافته با برنامه‌های و اعمال اصلاحات مقتضی در مواردی که از انتظارات انحرافی صورت گرفته است.
 
یکی از مسائل اساسی و محوری در کنترل نظارت و ارزیابی و پیگیری در مورد ارزیابی‌های بعمل آمده و انجام دادن اصلاحات لازم.
 
کنترل بیشتر در روند اجرایی و پس از رویت نقطه ضعف و قوتهااست که بکار برده می‌شود.
 
کنترل بر سه نوع می‌باشد.


1- کنترل یا نظارت آشکارا
 
مدیر مستقیماً وارد عمل می‌شود و بر امور نظارت می‌کند
 
2- نظارت یا کنترل درونی
 
یا همان خود کنترلی است این حالتی است که در وجود فرد که او را به انجام وظایفش ترغیب می‌نماید بدون آنکه عامل خارجی او را تحت کنترل آورد.
 
3- نظارت پنهان:
 
یعنی اینکه افرادی ناشناس عملکرد کارگزاران را تحت نظر قرار دهند و به مدیر گزارش نمایند در ارزیابی و کنترل لازم نیست که ما به بررسی جزء به جزء کار بپردازیم بلکه باید نقاط مهم و کلیدی را به درستی مشخص و معین گردد و مورد ارزیابی قرار گیرد.
 
9- تصمیم گیری:
 
یکی از مهمترین مسائل در کلیه فعالیتها و مراحل تصمیم گیری است در مورد هر چیزی در زندگانی و سازمان خود تصیماتی در خصوص برنامه‌ریزی، انتخاب هدف و طراحی برنامه، قبول برنامه و ابلاغ آن جهت اجرا و ترسیم سازمانی مناسب سازماندهی، رهبری و کنترل اتخاذ می‌نمایم و یکی از مهمترین عوامل بشمار می‌رود حتی یکی از مهمترین عوامل شکست و موفقیت یک مدیر تصمیم‌گیری آن می‌باشد.
 
تصمیم‌گیری یعنی اینکه انتخاب یک راه حل مناسب و بهتر از بین راه‌حلهای مختلف
 
رای الرجال میزان عقله میزان عقل مرد، اندیشه اوست
 
 
مراحل تصمیم‌گیری:
 
الف) شامل تشخیص و تعیین مشکل و شناخت مساله‌ای که در راه تحقق اخداف مانع ایجاد کرده است در این مرحله سعی می‌شود مشکل اصلی و واقعی شناسایی شده و معلوم گردد که علل مشکل چیست این مرحله مهمترین مراحل تصمیم‌گیری است.
 
ب) یافتن راه حل‌های ممکن برای رفع مشکل می‌باشد.
 
لکل ضیق مخرج برای هر تنگنایی راه خروجی است
 
ج) انتخاب معیار برای سنجش و ارزیابی راه حلهاست.
 
5)
کلیه راه حلها با یکدیگر مقایسه و ارزیابی قرار می‌گیرد.
 
هـ) سنجش راه حلها نسبت به همه با توجه به معیار پیش بینی شده در مراحل سوم و برآورد نتیجه در مرحله چهارم
 
افکار مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید، راه صحیح آن به دست خواهد آمد.
 
 
و) انتخاب یک راه حل از میان راه حلهای مختلف
 
مسائلی که باید در تصمیم‌گیری لحاظ شود یا احتمال خطا در تصمیم‌گیری کاهش یابد.
1ـ عاقبت اندیشی

2ـ استفاده از تجارب

3 ـ مشورت

4 ـ رعایت خطوط کلی برنامه‌ جامع و برنامه عملیاتی
 
 
موانع قاطعیت در تصمیم گیری
1ـ تردید و دودلی

2ـ ترس

3 ـ هوس های مردم

4 ـ خویشان و نزدیکان

5 ـ استهزاء

6 ـ حرف مردم
 
 
لغزش های تصمیم‌ گیری
1- پیروی از هواس های نفسانی

2- تصمیم‌ گیری بدون تمرکز

3 ـ ناپختگی

4- فریب
 
 -------------------------------------
 
منابع:
 1
ـ مدیریت اسلامی محمد حسن نبوی ناشر بوستان کتاب قم
 2
ـ امام علی (ع) و مدیریت اسلامی محمد دشتی ناشر موسسه فرهنگی تحقیقاتی حضرت علی (ع)
 3
ـ مدیریت رفتار سازمانی ترجمه دکتر قاسم کبیری ناشر دانشگاه آزاد اسلامی

 

  جمله مديريتی              

برنامه ریزی

برنامه ریزی، آوردن آینده به  زمان حال است تا بتوانید همین حالا كاری برای آن انجام دهید .

  آلن لاكین

 

  حدیث مديريتی             

 

آموختن سخن نیک

امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:

خُذُوا الكلِمَةَ اطَّیبَةَ مِمَّنْ قالَها و إن لَم یعْمَل بِها
سخن طیب و پاكیزه را از هر كه گفت بگیرید،‌ اگر چه او خود،‌ بدان عمل نكند.

(تحف العقول، ص391)

 

  طنز مديريتی              

تناول انگور

 

برای مردی انگور آوردند؛ خوشه را برداشت و یکجا به دهان گذاشت.
 
گفتند: انگور را دانه دانه باید خورد.
 
مرد گفت: آن انگور نیست، بادنجان است.

 

  حکايت مديريتی            

ترفیع و ارتقا

 

کارمندی پس از 2 سال خدمت پی برد كه ترفیع نمی گیرد، ارتقا نمی یابد، حقوقش افزایش نمی یابد، تشویق نمی شود. بنابراین او تصمیم گرفت نزد مدیر منابع انسانی برود و علت را جویا شود . مدیر با لبخند او را دعوت به نشستن كرد .

او گفت : از تو به خاطر 1 یا 2 روز كاری كه تو واقعاً انجام می دهی، تقدیر نمی شود.

مرد از شنیدن آن جمله شگفت زده شد اما مدیر شروع به توضیح نمود.

 مدیر : یك سال چند روز دارد؟

مرد: 365 روز، بعضی مواقع 366.

مدیر: یك روز چند ساعت است؟

مرد: 24 ساعت

مدیر: تو چند ساعت در روز كار می كنی؟

مرد: از 10صبح تا 6 بعدازظهر؛ 8 ساعت در روز.

مدیر: بنابراین تو چه كسری از روز را كار می كنی؟

مرد: یک سوم

مدیر: درسته!! 1/3 از 366 چند روز می شود؟

مرد: 122 روز.

مدیر: آیا تو تعطیلات آخر هفته را كار می كنی؟

مرد: نه آقا.

مدیر: در یك سال چند روز تعطیلات آخر هفته وجود دارد؟

مرد: 52 روز شنبه و 52 روز یكشنبه، برابر با 104 روز.

مدیر: متشكرم. اگر تو 104 روز را از 122 روز كم كنی، چند روز باقی می ماند؟

مرد:18 روز.

مدیر: من به تو اجازه می دهم كه تا 2 هفته در سال از مرخصی استعلاجی استفاده كنی .حال اگر 14 روز از 18 روز كم كنی ، چند روز باقی می ماند؟

مرد: 4 روز.

مدیر: آیا تو در روز جمهوری (یكی از تعطیلات رسمی می باشد) كار می كنی؟

مرد: نه آقا.

مدیر: آیا تو در روز استقلال (یكی دیگر از تعطیلات رسمی می باشد) كار می كنی؟

مرد: نه آقا.

مدیر: بنابراین چند روز باقی می ماند؟

مرد: 2 روز آقا.

مدیر: آیا تو در روز اول سال به سر كار می روی؟

مرد: نه آقا.

مدیر :بنابراین چند روز باقی می ماند؟

مرد: 1روز آقا.

مدیر: آیا تو در روز كریسمس كار می كنی؟

مرد: نه آقا.

مدیر: بنابراین چند روز باقی می ماند؟

مرد: هیچ آقا.

مدیر: پس تو چه ادعایی داری؟

مرد : !!

نتیجه اخلاقی: هرگز از مدیریت منابع انسانی كمك نخواهید.

منابع انسانی = HR برابر است با High Risk = ریسک بالا

 

  تکنیک های موفقیت         

چهار قدم تا رسیدن به موفقیت

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 

 

مراحل موفقیت

انسان‌های برتر راه ثابتی را برای موفقیت در پیش می ‌گیرند و با پا نهادن در این راه به موفقیت نهایی می‌رسند. زیرا افراد برای رسیدن به موفقیت باید مراحلی را طی کنند و علت اینکه برخی به هدف‌های خود و در نتیجه به موفقیت نمی‌رسند و یا زندگانی دلخواه خود را ندارند این است که این مراحل را یا اصلاً انجام نداده‌اند و یا به درستی به کار نگرفته‌اند.

با اجرای این چهار دستور، نیروی موفقیت را در خود تقویت کنید:


۱-  اولین قدم آن است که نتیجه ی دلخواه را بدانید، یعنی هدف را مشخص کنید.
توجه داشته باشید که مشکل‌ترین مرحله در رسیدن به موفقیت، انتخاب و مشخص کردن هدف است. هدف و مقصود در زندگی مانند موتوری است که به ما نیرو می‌بخشد. باید اهداف را در کار و زندگی معین کرد و برای رسیدن به آنها طرح و نقشه‌ای ریخت و سپس آن را اجرا کرد. باید بر پایه هدف‌های خود برنامه ی سالیانه و ماهیانه بریزید و همه ی نیروی خود را روی آن متمرکز کنید. باید توجه داشته باشید بین اعمالی که برای دستیابی به هدف انجام می‌شود و کارهایی که برای دلخوشی و تسکین هیجان‌های درونی انجام می‌گیرد، تفاوت بسیار وجود دارد. باید اوقات و نیروی خود را به کارهایی اختصاص دهید که جزیی از هدف‌هایتان باشد در غیر این‌صورت حتی اگر آن کارها مفید هم باشند، شما را به مقصد نمی‌رسانند. هر طور شده طرحی برای خود بریزید و هر عملی را که برای تکمیل آن لازم می‌باشد انجام دهید.

بعضی از کسانی که در اطراف ما هستند هدف دارند ولی هدف‌های آنها بی‌ارزشند. باید سعی کنید اهداف ارزشمندی برای خود انتخاب نمایید.
هدف مشترک انسان‌های موفق، خودسازی و رشد شخصیت، خلاقیت، خدمت به بشریت و نوع دوستی و از این قبیل می‌باشد. چنین هدف‌هایی است که آنها را از دیگران ممتاز می‌سازد.

سعی کنید هدف‌هایی را که برای خود انتخاب می‌کنید روشن باشند.

رسیدن به هدف را باور کنید و قابل دسترسی بدانید. یکی از ویژگی‌های  افراد موفق آن است که وقتی با آنان ملاقات می‌کنید آنها را مانند موشکی می‌بینید که به روی هدفی شتابان در حرکتند. در هر لحظه مسافتی را طی می‌کنند و همه ی نیروی خود را به کار گرفته‌اند تا به هدف اصابت کنند.


۲ - قدم دوم ،عمل کردن است.
در غیر این‌صورت خواسته‌های شما به صورت آرزو باقی خواهند ماند. برای انجام هدف و به اجرا در آوردن آن باید شرایط لازم فراهم باشد و گرنه یا انجام نمی‌شوند، یا به تأخیر می‌افتند. همیشه به خاطر داشته باشید که اگر در زندگی طالب چیزهای ارزشمند و رسیدن به موفقیت هستید ناچار باید رنج‌های کوتاه مدتی را تحمل کنید تا به خوبی‌های دراز مدت دست یابید. البته رنج و لذت دارای سطوح و درجات بسیار است. بسیاری از افراد می‌خواهند در زندگی خود به موفقیت برسند ولی قادر به انجام آن نیستند و سرخورده می‌شوند. زیرا این افراد سعی نکرده‌اند در رفتارهای خود تغییری ایجاد کنند و به رفع مشکل بپردازند. یک انسان موفق باید ابزار و امکانات اولیه را مدنظر داشته باشد و بداند که شنیدن، دیدن، درک کردن و تجزیه و تحلیل کردن یک طرف قضیه است آنچه که از همه ی اینها مهم‌تر است تصمیم‌گیری و اجرا کردن است.


۳ - قدم سوم یافتن راهی برای کنترل است.
باید بازتاب‌ها و نتایج اقدامات خود را مورد بازنگری و بررسی قرار دهیم تا بفهمیم، کارها و اقداماتی که انجام می‌دهیم، ما را به موفقیت و رسیدن به اهدافمان نزدیک می‌کند و یا از آن دور می‌سازد. باید بدانید دستاورد عملکرد شما چیست. خواه عملکرد شما گفتگو با  کسی باشد و یا عادات روزمره زندگی، اگر آن دستاورد، دلخواه شما نیست، دقت کنید که عمل شما چه نتایجی به بار آورده تا بعنوان تجربه انسانی از آن چیزی یاد بگیرید.


۴ - قدم چهارم ایجاد نرمش برای تغییر رفتار به گونه‌ای که به نتیجه دلخواه برسیم.
باید رفتارهای خود را با توجه به تغییرات جدید تغییر دهیم تا با هدفمان سازگاری پیدا کند. برای اینکه تغییر پایداری در زندگی خود به وجود آورید، باید راه تازه‌ای بیابید و نتایج آن را خوب بررسی کنید.

باید بدانید که اولین قدم برای ایجاد هر گونه تغییر رفتار، آگاهی از نیروی عظیم رنج و لذت و تأثیر این عواطف بر اعمال و کردار ماست. این آگاهی بدان معنی است که بدانیم اندیشه‌ها، جملات، تصورات و صداها همیشه با احساسی از رنج و یا لذت همراه است و تلفیق آنها عملی است که بطور مداوم در ذهن ما انجام می‌شود.

ما باید برای رسیدن به هدف مورد نظر خود رفتارهای خود را تغییر دهیم، زیرا با رفتارهای  گذشته‌‌مان نمی‌توانیم به هدف تازه‌ای برسیم. نیازمند تغییرات جدید هستیم تا تناسبی بین رفتارها و اهدافمان ایجاد شود و در نتیجه به موفقیت برسیم.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  نکات مدیریتی             

كدام مديران لايق ستايشند؟

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

شكایت از مدیرتان بسیار آسان است، اما آیا هیچگاه به این فكر كردهاید كه به شكایتهای خود پایان دهید و روش جایگزینی را در پیش بگیرید؟
 
به نظر میرسد تعداد نصیحتهایی كه برای تحمل یك مدیر سرسخت، بداخلاق یا با دید كوچك وجود دارد، بسیار زیاد است. روشهای زیادی به شما پیشنهاد میشود كه بتوانید از پس اشتباهات مدیریتی رییستان برآیید. به یقین تعداد مدیرانی كه احساسی تصمیم میگیرند، كم نیست. اما نباید این واقعیت امیدواركننده را نیز كتمان كنیم كه مدیرانی هم وجود دارند كه در كار خود بسیار خوبند. آنها همان مدیرانی هستند كه باید به خاطر لیاقتهایشان از آنها سپاسگزاری كنیم. هر كدام از ما حداقل یك یا دوبار با چنین مدیرانی آشنا شدهایم.
 
گاهی ما متوجه نقاط قوت مدیرمان نمیشویم. مگر آنكه از آنها دور شویم. این دوری میتواند یا به دلیل آن باشد كه ما محل كارمان را تغییر میدهیم یا اینكه مدیرمان چندماهی نمیتواند در محل كار حضور داشته باشد؛ آن گاه است كه تفاوتها را درك میكنیم.
 
به طور مثال به ناگهان متوجه میشویم كه ركگویی مدیری چون سالی، حمایت اخلاقی رییسی چون مارسل و توجه جنیفر به جزییات، تاثیری بیشتر از آنچه تصورش را میكردیم، بر كاری كه ما برایشان انجام میدادیم، گذاشته است.
 
 تاثیرات درازمدت
 هیچ كس نمیتواند بر كیفیت زندگی شغلی، پیشرفت كاری و سطح تنشهای روحی ما بیش از مدیر مستقیممان تاثیرگذار باشد. مدیر مستقیم ما همان كسی است كه شماتتهای او میتواند حساسیت ما را تا حد نهایت برانگیزاند، اما از سوی دیگر ویژگیهای مثبت رهبری او می‌‌تواند یك شغل خوب را برای ما به یك شغل فوقالعاده بینظیر بدل سازد.گاهی این رویكردهای مدیر میتواند به طرق مختلف رخ نمایاند. میتواند به صورت یك مسوولیت غیرمنتظره بر دوشتان سنگینی كند یا در قالب پاسخی هوشمندانه به یك مشكل بروز كند. حتی ممكن است به شكل برگزاری مطلوب یك جلسه كاركنان درآید كه شما و گروه همكارانتان را با هم هماهنگ سازد.
 
بسیار ساده است كه بر كارهای بد مدیرمان تمركز كنیم و پیگیری عملكرد مطلوب او را از دست دهیم. خبر خوب آنكه حتی وقتی كیفیت خوب مدیریت یك مدیر از یادها میرود یا توجهی به آن نمیشود، گروه كاركنان او همچنان از شیوه رهبری او منتفع میشوند.
 
هر یك از ما زمانی كه از چنین نقش مدیریتی بهره بردهایم، می‌‌توانیم در هر رده شغلی كه هستیم، آن درسها را به كار بگیریم. شاید هماكنون برای مدیری كار میكنید كه چندان مورد تمجید قرار نمیگیرد. در اینجا با ملاكهایی آشنا میشوید كه میتوان با آنها كیفیت واقعی مدیریت او را مورد سنجش قرار داد؛ حتی اگر این ملاكها چندان مورد تمجید همگان قرار نمیگیرد. رییسی كه خوب گوش میكند
 
واقعا چه چیزی بدتر از آن است كه یك رییس هنگامی كه شما با او صحبت میكنید، نامههای الكترونیكی خود را بخواند و مدام با بلهبله ادامه دهد. انگار كه به سخنان شما توجه دارد و به یكباره در انتها روی خود را به سوی شما برگرداند و بپرسد:‌ چه میگفتید؟ مدیری كه به كاركنانش گوش فرا میدهد، همان رییسی است كه باید از او تشكر كرد. مدیری كه توجه میكند و به نكاتی كه شما در روز سهشنبه گفتید، فكر میكند و روز چهارشنبه واكنش موثر نشان میدهد و به خاطر میآورد كه در آخرین جلسه مشترك شما چه به او گفته بودید، شاید یك در میلیون نباشد، و حداقل یك در صد نفر یافت میشود.
 
 رییسی كه احساس شراكت میكند
 مشكل است بگوییم كه آیا مدیران بدون روابط عمومی خوب به مسائل اهمیت میدهند یا نه و اینكه آیا آنها میدانند كه شما برای انجام صحیح كارتان نیاز به مقداری اطلاعات دارید؟ مشكل است درك كنیم كه چرا برخی مدیران در نزدیكی كاركنانشان قدم میزنند، در حالی كه در ذهن خود اطلاعات حیاتی دارند كه آن را با كاركنانش تقسیم نمیكنند تا اینكه هفتهها وقت كاركنان برای یك پروژه هدر میرود و در نهایت پروژه لغو میشود. بعد از آن مدیر شنیده میشود كه میگوید: آه میخواستم آن را به شما بگویم. نكته مهم این است كه وقتی برای مدیری كار میكنیم كه در اطلاعاتش با شما احساس شراكت نمیكند، هرگز نمیتوانید آن را در برابر مدیری كه اطلاعات لازم را در اختیار پرسنل خود قرار میدهد، مورد تمجید قرار دهید.
 
 رییسی كه تصمیم میگیرد
 وقتی در شغلی به استخدام درآیید كه مدیریت آن را جیم برعهده دارد، پیش خود فكر میكنید: او خیلی خوب و راحت است. اما شش هفته بعد واقعیتهای تلخ آشكار میشود:‌ جیم آنقدر خوب و مودب است كه نمیتواند تصمیمی را كه زندگیاش به آن بستگی دارد، اتخاذ كند. رییسی كه نتواند تصمیمات سخت بگیرد، بین اعضای گروه كاركنان خود ایجاد تنش میكند.بیایید مدیری را كه تصمیم میگیرد و براساس آن حركت میكند، حتی گاهی تصمیماتی میگیرد كه خیلی هم برای ما مطلوب نیست، مورد ستایش و قدردانی قرار دهیم. در پایان روز خواهید دید رییسی كه از تصمیم گرفتن نمیترسد، فردی دوست داشتنی است كه میخواهید با او كار كنید.
 
 رییسی كه توجه می كند
 ساعت 7:16 عصر است و شما منتظر خودرویی هستید كه با همه خستگی كه دارید شما را به خانه برساند. ناگهان تلفنهمراهتان زنگ میزند. به تلفنتان نگاه میكنید و میبینید شماره رییستان افتاده است. میگوید: آه، نه حالا، من خستهام وقتی جواب تلفن را میدهید رییستان است كه میگوید:‌ فقط خواستم بگویم كه امروز كار تحلیل فروش را بسیار عالی انجام دادی. حالا دارم به آن نگاه میكنم. كمك زیادی به من كردی، بسیار متشكرم، فكر میكنم آنگاه میتوانید تمام مسیر خانه را در یك اتوبوس بایستید. مدیرانی كه تا پس از ساعت كار مشغول توجه كردن به كاركرد پرسنل هستند و از نزدیك به كیفیت كار آنها توجه میكنند، لایق ستایشند.
 
 رییسی كه هدایت میكند
 شما وانمود نمیكنید كه همه چیز را در مورد همه جنبههای كارتان بلدید. چه كسی این كار را میكند؟ بدترین روسا كسانی هستند كه كوچكترین ناآگاهی شما را یك فاجعه قلمداد میكنند. اما بهترین مدیران كسانی هستند كه از اشتباهات كاركنان خود به عنوان فرصتی برای هدایت آنها استفاده میكنند. آنها این كار را با سرزنش و تهدید یا ابراز شگفتی از اینكه چرا از اول شما را استخدام كردهاند، انجام نمیدهند. آنها این كار را با پرسش از شما برای اینكه بفهمند مشكل در كجا است و پیشگیری از تكرار آن اشتباه انجام میدهند. وقتی شما با این مدیران كار میكنید، احساس میكنید كه چیزهای زیادی میتوانید از آنان بیاموزید.
 
 رییسی كه برمی خیزد
 نه، اصلا منظور این نیست كه رییستان در برابر كاركنان باید برخیزد. بلكه به این معنا است كه وقتی رییستان شاهد آن است كه ارزش سهام شركت افزایش مییابد، از شما به عنوان یك مهره موثر حمایت كند. مدیران خوب از پرچمداری گروه كاركنانش خودداری نمیكنند. آنها به ایدههای همه بدون توجه به دردسرهای سیاسی گوش فرا میدهند. بسیار دشوار است با رییسی كار كنید كه بیش از حد منافع سیاسی یا حزبی خود را به كاركنانش ترجیح میدهد. رییسی كه برای آنچه در كار دست است، میجنگد، شایسته تشكر است.
 
 رییسی كه واقعیات را میگوید
 یكی از دشوارترین بخشهای مدیریت انتقال خبرهای بد است. به همین دلیل است كه بسیاری از مدیران به آسانی از این كار سرباز میزنند. آنها آنقدر در حول محور موضوع اصلی صحبت میكنند تا اینكه كاركنان خود را تا مرز جنون میكشانند. آنها فهمیدن خبر بد را به خود شما محول میكنند؛ به طور مثال به جای آنكه در مورد كاهش بودجه به طور مستقیم سخن بگویند، اینگونه صحبت میكنند: مطمئن نیستم، اما بیایید ارائه محصولات جدید را تا بهار متوقف كنیم. بیایید ببینیم چه پیش میآید! بیایید از رییسی كه واقعیت آنچه را كه در جریان است میگوید، تشكر كنیم.
 
 رییسی كه زندگی شخصی خود را هم دارد
 كدام رییس بیشتر از رییسی لایق ستایش است كه سخت كار میكند، عاشق شغلش هست و وقتی به خانه میرود، مشغله كاری خود را كنار میگذارد؟ رییسی كه به زندگی شخصی خود ارزش میگذارد، میتواند الگویی برای نسل آینده مدیران باشد و هدیهای برای كاركنان تحت فشار این نسل. چون این كاركنان میتوانند ببینند كه میتوان هم در كار موفق شد و هم همه جذابیتهای دیگر زندگی را هم برای خود حفظ كرد. بیایید از مدیری تشكر كنیم كه میداند چگونه به كاركنانش ارزش دهد و گروه خود را حمایت كند و میداند چه موقعی باید از بازی یك تیم فوتبال لذت ببرد یا یك شب را در كنسرت موسیقی بگذارند.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

تصوير ذهنی و خودانگاره سازمان

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

مقدمه

رهبری و اداره امور سازمان ها در دنیای ناشناخته امروز، بدون بهره گیری از دستاوردهای مشترک علوم مرتبط مانند مدیریت و روانشناسی، هرگز نمی تواند تضمینی برای موفقیت در رسیدن به اهداف سازمانی باشد.

روانشناسی دانش رفتار، تجربه و فرایندهای ذهنی؛ و مدیریت دانش به کارگیری قابلیت های انسان در راستای اجرای برنامه های سازمان است؛ به همین دلیل کاربرد روانشناسی در مدیریت از اوایل قرن بیستم مورد توجه پژوهشگران و دانشمندان قرار گرفت. گزارش ها و مستندات موجود، بیانگر تأثیر شگرف کاربرد روانشناسی در موفقیت چشمگیر مدیران در بهره گیری از نیروی انسانی در سازمان هایی است که به توصیه های روانشناسی عمل کرده اند. تصویر ذهنی سازمانی، نتیجه مطالعات روانشناسی در حوزه سازمان و مدیریت است که مدیران را بر مدیریت هرچه بهتر رفتار سازمانی خود و کارکنان توانمند می سازد؛ لذا ضروری است که مدیران و کارکنان بدانند که تصویر ذهنی و خودانگاره چیست و چگونه بر عملکرد کارکنان و سازمان تأثیر می گذارد.

تصویر ذهنی

تصویر ذهنی؛ صورتِ حاصل از تجربه، آموزش، فکر، وَهم و خیال درباره ی خود و پدیده ها در ذهن (موجود زنده به ویژه انسان) است. تصویر ذهنی می تواند به واقعیت نزدیک و با آن منطبق و یا از آن دور باشد. تصویر ذهنی، امری لزوماً انفرادی نیست و گروه ها، سازمان ها و جوامع (اشخاص حقوقی) که به دلیل وابستگی به انسان مجازاً از ارگانیزم برخوردارند، نیز می توانند از تصویر ذهنی و خودانگاره برخوردار باشند. تصویر ذهنی به دو صورت مثبت و منفی ایجاد می شود.

 

خودانگاره

تصویر ذهنی می تواند مربوط به خود فرد باشد که در این صورت از آن به خودانگاره یا خود پنداره تعبیر می شود؛ و می تواند به هرچیز دیگری غیر از خود مربوط شود که در این صورت همان تصویر ذهنی نامیده می شود. بنابر این تصویر ذهنی، عامِ مطلق و خودانگاره خاصِ مطلق است. خودانگاره یا خودپنداره، به تصویر ذهنی هر شخص (حقیقی یا حقوقی) در باره خودش اطلاق می شود. خودانگاره شخص حقیقی، همان ذهنیت و تصویر ذهنی فرد ازخودش است و خودانگاره شخص حقوقی؛ از برایند تصاویر ذهنی اعضا و اشخاص حقیقی و حقوقی مرتبط در داخل و خارج، حاصل می شود. خودانگاره، از عوامل تأثیر گذار بر رفتار است. برای مثال تصمیم به جراحی بینی در اثر خود زشت پنداری در ذهن قوّت می گیرد؛ و تصمیم فرد برای انتخاب رشته تحصیلی، شغل و همسر؛ و تصمیم سازمان برای تغییر خط تولید، افزایش صلاحیت کارکنان و تمرکز زدایی به خودانگاره ی آن ها مربوط می شود.

 

خودانگاره سازمانی و عوامل ایجاد کننده آن

خودانگاره ی هر سازمان برآیند تصاویر ذهنی افراد شاغل در آن و افراد مرتبط با آن، از سازمان است. میزان تأثیر تصویر ذهنی هر فرد در خودانگاره ی سازمان، رابطه مستقیمی با نقش و جایگاه وی در سازمان و یا در ارتباط با آن دارد. بطوری که سهم تصویر ذهنی مدیران ارشد، مشتریان عمده و رقبای اصلی هر سازمان در خلق خودانگاره ی سازمان به مراتب بیشتر از کارکنان عادی، مشتریان جزء و رقبای ضعیف است. اما در این میان، سهم تصویر ذهنی نیروهای درونی از انسان های بیرون سازمان بیشتر است؛ به گونه ای که می توان از آن به استخوان‌بندی و چهارچوب اصلی خودانگاره ی سازمان نام برد و پس از آن تصویر ذهنی مشتریان اهمیت بیشتری پیدا می کند.

 

چرخه عملکرد تصویر ذهنی و خودانگاره

عملکرد تصویر ذهنی و خودانگاره به دوصورت مثبت و منفی قابل بررسی است. تصویر ذهنی و خودانگاره ی مثبت، انگیزه برای بروز رفتار ایجاد می کند و فرد را به یافتن فرصت مناسب برای تجلی رفتار تشویق می نماید، به محض یافتن فرصت، فرد رفتار خود را انجام می دهد و سپس(صرف نظر از تأثیر سایر متغیرها) با بازخورد مثبت مواجه می‌شود و به رضایت خاطر و خشنودی می رسد و به این وسیله تجربه ی مثبتی به دست می آورد که بر تصویر ذهنی و خودانگاره اش افزوده می گردد و انگیزه جدیدی بوجود می آورد و این چرخه ادامه و ارتقاء مییابد. برای مثال، مدیری که به زیردستان خود اعتماد دارد مایل است امور را به آن ها واگذارکند و به محض یافتن فرصتی مناسب، اقدام خواهد کرد و کارکنان نیز پاسخ اعتماد او را با عملکرد مطلوب خواهند داد و در نتیجه تجربه ی مثبتی بر تصویر ذهنی و خودانگاره ی وی افزوده خواهد شد و در دفعات بعد بر دامنه تفویض اختیارش خواهد افزود. اما تصویر ذهنی و خودانگاره ی منفی، چرخه و نتیجه ای معکوس دارد؛ به این صورت که انگیزه ی عمل را از بین برده و یا تضعیف می کند و در نتیجه، فرد فرصت ها را از دست داده و با تهدیدها روبه رو می شود و وادار به بروز واکنش می گردد و سپس (صرف نظر از تأثیر سایر متغیرها) با دریافت بازخورد منفی، تجربه ای منفی در ذهنش ثبت و بر تصویر ذهنی و خودانگاره ی وی افزوده می گردد و انگیزه اش تضعیف می شود. برای نمونه مدیری که خود را در برابر پیشرفت فناوری عاجز می پندارد؛ از آن می گریزد و شیوه های سنتی مبتنی بر گردش کاغذ و انسان در سرتاسر سازمان (که گزینه ی تهدیدآمیزی است) را بر اتوماسیون ترجیح می دهد و از آن در برابر تکنولوژی دفاع می کند؛ سپس در چرخه ی رقابت، عقب مانده و شکست می خورد و بازخوردهای منفی در قالب انتقاد و اعتراض سرازیر می شود و تجربه ی منفی دیگری بر خودانگاره ی منفی وی افزوده و پس از ناتوانی در برابر تکنولوژی، خود را در عرصه مدیریت (که فناوری جزء لاینفک آن شده است) نیز ناتوان می پندارد.

 

تأثیر متقابل تصویر ذهنی کارکنان و سازمان

تصویر ذهنی اعضای هر سازمان در جریان کار و تحت تأثیر عوامل مختلف شغلی، سازمانی و محیطی به صورت مثبت یا منفی شکل می گیرد و به جزئی از پیکره ی تصویر ذهنی کلی سازمان تبدیل می شود و با توجه به جایگاه و نفوذ فرد، بر تثبیت یا تغییر تصویر ذهنی سازمان تأثیر می گذارد و متقابلاً تصویر ذهنی سازمان به عنوان یک عامل سازمانی از طریق تأثیر بر افزایش یا کاهش رضایت شغلی کارکنان بر بهبود یا تضعیف عملکرد آن ها تأثیر می گذارد.

 

بهینه سازی تصویر ذهنی سازمانی

در عصر پیوند دانش و اطلاعات با دانایی و دارایی؛ رقابت و چالش برای ماندگاری به امری کاملاً جدی تبدیل شده و سازمانهای ناکام به سرعت حذف می گردند. در چنین شرایطی بهینه سازی تصویر ذهنی سازمان، از ضروری ترین ابزار برای پیشبرد برنامه های آن به شمار میرود؛ زیرا قدرت رفع چالش های خارجی را از درون خود سازمان ایجاد می کند. منظور از بهینه ‌سازی، تغییر جهت و یا افزایش سرعت پیشرفت خودانگاره از حد منفی به حد مثبت است. برای این منظور، می بایست مدیران سازمان ها علاوه بر درک اهمیت و تأثیر خودانگاره بر عملکرد کارکنان، تصمیمات و اقدامات لازم برای کنترل و حذف عوامل منفی و گسترش عوامل مثبت به عمل آورند.

 

تأثیر متقابل تصویر ذهنی کارکنان و سازمان

تصویر ذهنی اعضای هر سازمان در جریان کار و تحت تأثیر عوامل مختلف شغلی، سازمانی و محیطی به صورت مثبت یا منفی شکل می گیرد و به جزئی از پیکره ی تصویر ذهنی کلی سازمان تبدیل می شود و با توجه به جایگاه و نفوذ فرد، بر تثبیت یا تغییر تصویر ذهنی سازمان تأثیر می گذارد و متقابلاً تصویر ذهنی سازمان به عنوان یک عامل سازمانی از طریق تأثیر بر افزایش یا کاهش رضایت شغلی کارکنان بر بهبود یا تضعیف عملکرد آن ها تأثیر می گذارد.

 

بهینه سازی تصویر ذهنی سازمانی

در عصر پیوند دانش و اطلاعات با دانایی و دارایی؛ رقابت و چالش برای ماندگاری به امری کاملاً جدی تبدیل شده و سازمانهای ناکام به سرعت حذف می گردند. در چنین شرایطی بهینه سازی تصویر ذهنی سازمان، از ضروری ترین ابزار برای پیشبرد برنامه های آن به شمار میرود؛ زیرا قدرت رفع چالش های خارجی را از درون خود سازمان ایجاد می کند. منظور از بهینه ‌سازی، تغییر جهت و یا افزایش سرعت پیشرفت خودانگاره از حد منفی به حد مثبت است. برای این منظور، می بایست مدیران سازمان ها علاوه بر درک اهمیت و تأثیر خودانگاره بر عملکرد کارکنان، تصمیمات و اقدامات لازم برای کنترل و حذف عوامل منفی و گسترش عوامل مثبت به عمل آورند.

 

منبع : www.modiryar.com

 

  کلید هدایت               

پیام هایی از سخنان امام هادی علیه السلام

 

مرگ و ناتوانی

انسان، چنان در دام و حلیه ی عجوزه دنیا گرفتار آمده است که گویی حیاتش را پایان و سرانجامی نیست و همیشه بساط عیش و طربش مهیّاست و دوستان و یارانش.

دمی چند گفتم بر آرم کام

دریغا که بگرفت راه نفس

دریغا که به خوان الوان عمر

دمی خورده بودیم و گفتند: بَس

 

آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست

پنداشت که مهلتی و تأخیری هست

گو میخ بزن که خیمه می باید کند

گو رخت منه که بار می باید بست

 

بکوش امروز تا گندم بپاشی

که فردا بر جُوی قادر نباشی

تو خود بفرست برگ رفتن از پیش

که خویشان را نباشد جز غم خویش

 

امام هادی علیه السلام فرموده اند: یاد کن، وقتی را که بر زمین افکنده شده ای و در مقابل اهل خود. پس در آن حال، طبیبی نیست که تو را از مردن باز دارد و دوستی نیست که در آن حال به تو نفع رساند.

 

قدرشناسی

در گلستان سعدی آ مده است: هرگز از دُورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان [ایّام] درهم نکشیده ؛ مگر وقتی که پایم برهنه بود و استطاعت پای پوشی نداشتم. به جامع کوفه درآمدم؛ دلتنگ. یکی را دیدم که پای نداشت. سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.

مرغ بریان به چشم مردم سیر

کمتر از برگ تره برخوانست

وانکه را دستگاه و قوت نیست

شلغم پخته مرغ بریان است

در حدیث آمده است: بیدار ماندن موجب لذت خوابیدن می شود و گرسنه بودن موجب لذیذ و پاک گشتن غذا و طعام.

 

غرور و تکبّر

درخت باردار، متین و با وقار است و نزد همگان سر تواضع و مهربانی را به زیر می افکند؛ اما آن که غرورش را بر سر نهاده است و دیگران را به هیچ نمی انگارد، خشم همگان را می افروزد و هیچ گیاه روشنی به قامت بیهوده اش نگاه محبت آمیزی نمی افکند.

الحذر الحذر ز کبر و غرور

الفرار از معاشر مغرور

هر کسی را که هست کبر و غرور

تا ابد در جهان بود منفور

به چشم کسان در نیاید کسیکه از خود بزرگی نماید بَسی

مگو تا بگویند شکرت هزارچه خود گفتی از کس توقع مدار

بزرگان نکردند در خود نگاه خدابینی از خویشتن بین مخواه

 

حضرت امام هادی علیه السلام در این زمینه فرموده اند: هر کسی که از خود راضی و خشنود گشت و خود را پسندید، بسیاری از وی خشمگین می شوند.

 

بیهودگی؛ صفت نادانان

بنا به حکمت حضرت حق، هر ذرّه ای به سوی خورشید در حرکت و تکاپوست. و روی به جانب مقصودی دارد؛ هم چون دانه ای که در زیر تنِ خاکی زمین، اندیشه روییدن و سبز شدن را در سر می پروراند و شکوفه ای که در مسیر میوه شدن گام نهاده است.

انسان نیز، رهرو سر منزل عشق است که از عدم پا به عرصه ی وجود نهاده است.

رهرو سر منزل عشقیم و ز سر حد عدم

تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

بیهوده زیستن کار ابلهانی است که از صبغه ی حقیقت به دور مانده اند و صفات نادانی که از حقیقت روشن هستی چشم پوشیده اند.

خجل آن کس که رفت و کار نساخت

کوس رحلت زدند و بار نساخت

خواب نوشین بامداد رحیل

باز دارد پیاده را ز سبیل

هر که آمد عمارتی نو ساخت

رفت و منزل به دیگری پرداخت

وان دگر پخت همچنین هوسی

وین عمارت به سر نبرد کسی

ای تهیدست رفته در بازار

ترسمت پُر نیاوری دستار

هر که مزرع خود بخورد بخوید

وقت خرمنش خوشه باید چید

امام هادی علیه السلام فرموده اند: بیهودگی، خوشی و مستی بی خردان و صفت نادانان است.

 

بدگُهران و تأثیر حکمت

درگلستان سعدی آمده است: یکی را از وزرا پسری کودن [نادان] بود. پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مرین را تربیتی می کن؛ مگر که عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و موثر نبود. پیش پدرش کس فرستاد که این عاقل نمی باشد و مرا دیوانه کرد.

چون بُود اصل گوهری قابل

تربیت را درو اثر باشد

هیچ صیقل نکو نداند کرد

آهنی را که بد گُهر باشد

سگ به دریای هفت گانه شوی

که چو تر شود پلیدتر باشد

خر عیسی گرش به مکه برند

چون بیاید هنوز خر باشد

 

 

امام هادی علیه السلام فرموده اند: حکمت، در نهادهای فاسد، تاثیر نمی کند.

 

منبع : نشریه گنجینه - مرداد 1380، شماره 6

 

دانستنیها                          

به من بگو چرا؟ (1)

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

چرا خسته می شویم ؟   

خستگی بدن را می توان نوعی مسمومیت آن دانست .

عضلات به هنگام كار، اسیدلاكتیك تولید می كنند و این خود باعث خستگی آنها می شود . اگر بتوانیم این اسید را از عضو خسته بیرون بكشیم ، آن عضو دوباره نیروی كار كردن پیدا می كند.

در جریان كارهای روزانه ، بدن به وسیله ( اسید لاكتیك ) مسموم می شود .

در بدن مواد دیگری نیز بر اثر فعالیت عضلات پدید می آیند كه آنها را زهرا به خستگی می خوانند . خون این مواد را در بدن انسان حمل می كند ، و با خود به نقاط مختلف آن می رساند .

از این رو تنها عضلات نیستند كه احساس خستگی می كنند ، بلكه تمام بدن ، به ویژه مغز ، همه وهمه دچار خستگی می شوند .

دانشمندان آزمایش جالبی درباره خستگی انجام داده اند :

هرگاه خون سگی را كه كاملا سر حال است ، به سگی خسته كه از پا افتاده و می خواهد بخوابد تزریق كنند ، فوری خستگی اش برطرف می شود . برعكس ، اگر خون سگی خسته را به سگی دیگر تزریق كنند ، او نیز احساس خستگی می كند و خواب را بر هر چیز دیگر ترجیح می دهد .

خستگی تنها یك عمل شیمیایی نیست ، بلكه عملی بیولوژیك نیز می باشد . به هنگام خستگی نباید بدن را به كار واداریم ، بلكه باید خود را رها كنیم و بگذاریم سلولها كاملا استراحت كنند . بدینوسیله ، اعضای خسته خود را از آسیب خستگی رها می سازیم . سلولهای عصبی مغز نیز مجددا نیرو می گیرند و بدن را آماده كار مجدد می سازند .

خواب همیشه برای انسان لازم است . خواب وسیله ای است كه به بدن خسته ، بار دیگر نیرو می بخشد .

درباره خستگی باید یك نكته جالب را خاطرنشان سازیم . آن این كه ممكن است شخصی كه ساعتها پشت میز خود كار كرده و خسته شده است برای رفع خستگی نخواهد دراز بكشد ، بلكه ترجیح بدهد اندكی به گردش بپردازد . یا هنگامی كه بچه ها از مدرسه می آیند ، بجای خواب و استراحت به بازی روی می آورند و جست و خیز را به لم دادن و استراحت ترجیح می دهند . آیا می دانید دلیل این كار چیست ؟

علت آن است كه گاهی فقط یك قسمت از بدن مانند دستها ، پاها ، چشمها و یا تنها مغز خسته می شود . در اینصورت بهترین راه برای رفع خستگی به كار انداختن سایر قسمتهای بدن است . چه فعالیت آنها باعث افزایش در تنفس می شود . جریان خون نیز سریعتر شده ، غده ها بیشتر فعالیت می كنند . در نتیجه مواد زائدی كه سبب ایجاد خستگی در بدن شده اند ، از قسمتهای خسته آن دفع می شوند .

اما اگر تمام بدن احساس خستگی كند ، بهترین چاره برایش همان خواب است .

 

 

چگونه تشنه می شویم ؟

اگر در حال تشنگی چیزی برای نوشیدن نداشته باشیم ، تشنگی چنان بر ما فشار می آورد كه جز آن به هیچ چیز دیگر نمی اندیشیم .

همه ما روزی طعم تشنگی را چشیده ایم ، ولی سرانجام خوشبختانه آبی پیدا كرده و خود را از چنگ آن رها ساخته ایم .

هرگاه انسانی چند روز پی در پی تشنه بماند بیشك جان خود را از دست خواهد داد .

بدن به ذخیره آب بسیار نیازمند است . چه حدود 50 تا 60 درصد از بدن ما را آب تشكیل می دهد .

بزرگسالان روزانه حدود دو سوم لیتراز آب بدن خود را به صورت عرق از دست می دهند . هنگام دفع مواد زائد نیز حدود یك لیتر آب از بدنشان خارج می شود . از سوی دیگر ، ما چه آب بنوشیم یا ننوشیم ، ازراههای گوناگون آب وارد بدنمان می شود . مثلا غذایی كه روزانه صرف می كنیم حدود یك سوم لیتر آب وارد بدنمان می كند . ولی این هرگز جبران آبها دفع شده را نكرده و نه مقدار آبی كه برای ما لازم است ، در بدن نگاه می دارد .

تشنگی علامتی است كه به انسان هشدار میدهد ، تا به رفع نیاز خود و گرفتن آب لازم بپردازد .

خشكی دهان یا گلو ، بر خلاف پندار مرد م ، دلیل تشنگی نیست . این خشكی ممكن است بعللی باعث عصبانیت ، فعالیت زیاد و كندی ترشح آب دهان ، بروز كند . خشكی دهان را می توان با مقدار آب لیمو بر طرف ساخت . ولی اگر براستی تشنه باشیم این كار هرگز علاج تشنگی مارا نخواهد كرد .

بر عكس ، گاهی ممكن است دهان پر آب باشد ، معده و مجاری خون و ادرار نیز همه آب كافی در بر داشته باشند ولی باز احساس تشنگی كنیم . علت این امر آنست كه گاهی تشنگی بر اثر تغییراتی كه در نمك خون پدید می آید ، به انسان دست می دهد .

در حال عادی ، خون به حد كافی نمك و آب در بر دارد . ولی همینكه میزان طبیعی آب به هم بخورد و نمك نسبت به آبی كه در خون است بیشتر شود ، در این هنگام تشنگی بروز می كند .

نقطه ای در مغز وجود دارد كه به نام مركز تشنگی خوانده می شود .

این مركز مسئول كنترل نمك خون می باشد . هنگامی كه تغییری در آن رخ دهد ، ( مركز تشنگی ) به قسمت پشت گلو ، آگاهی می دهد . این خبر دوباره به مغز باز گشته و از همبستگی این ارتباطات حالتی به ما دست می دهد كه می گوییم ( تشنه ) هستیم .

 

 منبع : آینه

 

  مباحث فرهنگی            

سالروز فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس

روز مقاومت، ایثار و پیروزی (1361 هـ . ش )

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

در آخرین ساعات روز 9 اردیبهشت ماه 1361، وقتی رزمندگان به طرف اهداف از پیش تعیین شده حركت كرده و در اولین گام از كارون گذشتند، هیچكس باور نمیكرد كه ایران به فاصله كمتر از یك ماه پس از عملیات بزرگ فتحالمبین، توان آغاز عملیات گسترده و بزرگتری را داشته باشد.

ولی وقتی صبح دهم اردیبهشت، تلكسهای خبری به كار افتاد و اخبار عملیات بیتالمقدس در سراسر دنیا پیچید، با همه سانسور خبرهای پیروزی، حامیان عراق بهناچار پذیرفتند كه ارتش بعثی بهزودی شكست سنگینی را متحمل خواهد شد.

عملیات پس از سه مرحله در آخرین روزهای اردیبهشت ماه به مرحله حساسی رسید. دیوانه بعثی كه باور نمیكرد به این زودیها نیروهای ایرانی بتوانند خرمشهر، این عروس زیبای خلیج فارس را از چنگال او دربیاورند، همهچیز حقیقت داشت. فرزندان پاك خمینی(ره) بیش از یك سال و نیم، نتوانستند پاره تن وطن خود را زیر پوتینهای اشغال گران ببینند.

دیوانه با هر جرعه ای كه می نوشید، آه محمره! سر می داد و گاهی در میان عربدههای توخالیاش، فرماندهان بعثی را تهدید به اعدام میكرد؛ غافل از این كه یگانهای ایرانی شهر را به محاصره درآوردهاند و احمد زیدان، فرمانده نیروهای عراقی در خرمشهر، با كلمن آب، به كارون زده و جان ناپاك خود را به در برده است. ساعتی پیش از دمیدن اولین اشعههای خورشید سوم خرداد 1361، رزمندگان اسلام با آب كارون وضو گرفتند و پس از بهجای آوردن نماز صبح، محاصره را تنگ تر كردند و...

ساعت 14 وقتی ایران خبر خرمشهر آزاد شد. را شنید، به یكباره منفجر شد و مردم به خیابانها ریختند و تا پاسی از شب با چشمانی پر از اشک و قلبی پر از شوق، جشن پیروزی گرفتند. آن روز مصرع بعدی خرمشهر آزاد شد، چیزی نبود جز قلب امام شاد شد.

امام همه شادی خود را با این جمله با رزمندگان تقسیم كرد: خرمشهر را خدا آزاد كرد.

 

 

آزادسازی خرمشهر

در ساعت دو بعد از ظهر روز سوم خرداد 1361، پس از 24 روز رزم بی امان، خرمشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم پرافتخار اللّه اکبر، بر فراز مسجد جامع و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز در آمد. خرمشهر، این شهر مقاوم که پس از 35 روز پایداری و مقاومت، در چهارم آبان ماه 1359، به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (نوزده ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت. رزمندگان اسلام در اولین اقدام، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه کردند. خبر آزادسازی خرمشهر، به سرعت در همه جا طنین افکند و ملت مسلمان ایران را که مدت ها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق شادی و سرور کرد. مردم به خیابان ها ریختند و با پخش شیرینی، به جشن و شادی پرداختند. و با فرارسیدن شب، بر پشت بام ها ندای اللّه اکبر سر دادند.

 

تاریخ گویای جنگ

روز سوم خرداد ماه، سالگرد حماسه آزادی و فتح خرمشهر پس از بیش از یک سال و نیم اشغال آن به دست بعثیان است. فتح خرمشهر، موجب برانگیختگی احساسات و عواطف پاک ملت ایران شد و هم دلی و وحدت را میان اقشار ملت پدید آورد. حماسه شگرف آزادسازی خرمشهر، پیروزی سروقامتانی را پدید آورد که با فتح آفرینی خود، نهایت ایثار، اوج مظلومیت، انتهای پاک بازی و منتهای توکل را رقم زدند. خرمشهر برای ملت ما تنها یک شهر نیست، بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار و جاودانگی انقلاب است.

 

دشمن و حفظ خرمشهر

فتح خرمشهر موجب سرشکستگی صدام و نیز تلخ کامی حامیان قدرتمند وی شد. صدام و نظامیان بعثی، همه همت، توان و تدبیر خود را برای حفظ اشغال خرمشهر، از آغاز تصرف آن به کار گرفتند و این شهر را به گمان خود به دژی نفوذناپذیر تبدیل کرد. این کار با کشیدن حصارهای دفاعی متعدد به دور این شهر، ساختن خاکریزهای دفاعی گسترده، ویرانی خانه های مردم و ایجاد میدان های مین صورت گرفت. بعثیان حتی فکر مقابله با عملیات هوایی نیروهای ایرانی را نیز کرده بودند. بر این اساس، هر جا زمینی مساعد برای فرود آمدن نیروها از هوا بود، آن ناحیه را با کاشتن عمودی تیر آهن برای اقدام نظامی از آسمان ناممکن ساخته بودند. همه این اقدامات، نشان از عزم جدی صدام برای در اختیار داشتن این شهر داشت. او حتی در نقشه های منتشر شده خود، نام این شهر را عوض کرد و آن را مُحمّره نامید.

 

فتح خرمشهر، نقطه تزلزل دشمن

پس از 23 روز نبرد شبانه روزی رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس و درست هنگامی که آنان به فتح خرمشهر نزدیک می شدند، صدام همچنان به تقویت نیروهای خود در این شهر می پرداخت و برای جلوگیری از پیروزی قطعی سپاه اسلام، سربازان جدیدی را وارد خرمشهر می کرد، به گونه ای که بیشترین اسیران عملیات بیت المقدس، از داخل شهر خرمشهر به اسارت گرفته شدند. به اسارت درآمدن حدود دوازده هزار نفر از نظامیان بعثی در این شهر، از اراده جدی صدام برای برافراشتن پرچم دشمن بر بالای خانه های این شهر خبر می دهد. پس از فتح خرمشهر، صدام احساس کرد جنگی که آغاز کرده بود تا انقلاب اسلامی را از پای درآورد، موجب سستی حکومت وی شده است و اشغال سرزمین ایران، حتی امکان کشانده شدن جنگ را به خاک کشورش در پی دارد.

 

اهمیت فتح خرمشهر

بی تردید فتح خرمشهر، از دو جهت بسیارحایز اهمیت بود.نخست این که، با این پیروزی بزرگ، جنگ وارد مرحله نوینی شد و قوای اسلام با حمله های کوبنده خود، مرحله به مرحله پیروزی های تازه ای را به ارمغان می آوردند؛ دوم این که این فتح باعث شد که آمریکا و سایر قدرت های استعماری، حساب کار خود را بکنند و از موضع تهاجم و حمله، به موضع دفاع بیفتند. آنان پیش از این، می پنداشتند که عراق خواهد توانست پس از پیروزی بر ایران، جای گزین رژیم دست نشانده سابق و ژاندارم منطقه که با انقلاب اسلامی از میان رفته بود، گردد تا حافظ و نگهبان منافع آنان در منطقه شود، اما پس از فتح خرمشهر نه تنها اندیشه تصرف ایران غیرممکن شد؛ بلکه ترس و وحشت سقوط صدام وجودشان را فرا گرفت و آن ها را وادار کرد که صدام را از سقوط نجات دهند.

 

پیام امام

حضرت امام خمینی رحمه الله به مناسبت فتح خرمشهر، پیام رسا و متینی را به این شرح صادر فرمودند: این جانب، با یقین به آن که ما النصر الا من عنداللّه از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح که دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و کشور بقیة اللّه الاعظم ـارواحنا لمقدمه الفدا ـ را از چنگ گرگان آدم خوار که آلت هایی در دست ابرقدرتان، خصوصا آمریکای جهانخوارند، بیرون آورد و ندای اللّه اکبر را در خرمشهر عزیز طنین انداز کرد و پرچم پرافتخار لااله الا اللّه رابر فراز آن شهر خرم که با دست پلید جنایتکاران غرب به خون کشیده شده و خونین شهرنام گرفت، به اهتزاز در آورد، تشکر می کنم و آنان، فوق تشکر امثال من هستند. آنان به یقین مورد تقدیر ناجی بشریت و بر پاکننده عدل الهی در سراسر گیتی ـ روحی لتراب مقدمه الفدا ـ می باشند.

 

اشک شوق

روز دوشنبه، سوم خرداد ماه 1361 کسی نبود که لبخندشادی و سرور بر لب نداشته باشد. کسی نبود که شور و شوق تمام وجودش را فرانگرفته باشد. کسی نبود که اشک اشتیاق از دیدگان جاری نسازد و کسی نبود که خداوند منان و قهار را شکر نگوید؛ چرا که در چنین روزی، پیروزی معجزه مانندی نصیب سپاهیان توحید شده بود و آن، فتح خونین شهر بود.

 

عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر

عملیات پیروز بیت المقدس، در تاریخ 10 اردیبهشت ماه 1361، به قصد آزادسازی خرمشهر و بیرون راندن نیروهای دشمن از میهن اسلامی آغازشد. این عملیات که با رمز یا محمد بن عبداللّه شروع شد، در مراحل اولیه با تصرف پایگاه مرزی کوشک همراه بود. هم چنین در این عملیات، ضربات سخت و هولناکی بر تیپ نهم گارد مرزی و تیپ 238 گارد مرزی دشمن وارد آمد و تعدادزیادی ازمزدوران بعثی، به اسارت لشکریان جبهه توحید در آمدند که درمیان آن ها، افسران عالی رتبه رژیم بعثی نیز به چشم می خوردند. به دنبال این پیروزی های بزرگ بود که به تدریج خاکریزهای دشمن، یکی پس از دیگری به تصرف نیروهای اسلام در آمد و فرماندهان مزدور عراقی، در اوج وحشت و هراس، پی در پی فرمان عقب نشینی صادر کردند. به این ترتیب، خرمشهر از لوث وجود دشمن، پاکسازی گردید.

 

فتح خرمشهر و مطبوعات غرب

فتح خرمشهر، آن چنان سترگ بود که دستگاه های تبلیغاتی و مطبوعات غرب را مجبور ساخت تا به این پیروزی بزرگ اعتراف نموده، آن را ضربه مهلک و استراتژیک بر پیکر ارتش عراق تلقی نماید. از جمله فاینشنال تایمز چنین نوشت: سقوط خرمشهر و اسارت هزاران سرباز عراقی را فقط می توان یک شکست فاجعه آمیز دانست و ارتش عراق تحقیر ناشی از آن را نمی تواند فراموش کند. ارتش عراق، توانست خرمشهر را پس از یک ماه جنگ شدید و تحمل تلفات سنگین به تصرف خود در آورد، در حالی که ایرانیان، پس از یک حمله که کم تر از دور روز به طول انجامید، آن را باز پس گرفتند و این عمل، افزون بریک ضربه استراتژیک، از نظر روانی، ضربه عظیمی به ارتش عراق وارد کرد.

 

تلاش دشمنان انقلاب پس از فتح خرمشهر

پس از پیروزی رزمندگان اسلام بر ارتش بعثی و آزادسازی خرمشهر، دشمنان نظام و انقلاب اسلامی درسراسر جهان درصدد بر آمدند تا از سقوط رژیم صدام جلوگیری نماید. بنابراین، ازهیچ گونه کمک و همکاری با این رژیم خطرناک و توسعه طلب خودداری نکردند و در تجهیز و ترغیب دوباره آن کوشیدند. روزنامه فرانسوی لیبراسیون در این باره، مطلب خواندنی دارد. این روزنامه چنین می نویسد: پس از باز پس گیری خرمشهر توسط ایرانیان، بلافاصله آمریکا و اروپا و برخی از کشورهای منطقه خلیج فارس، ابتکارات متعددی را برای پایان دادن به این جنگ به کار گرفتند تا به این ترتیب، از سقوط صدام جلوگیری کنند.

 

معجزه الهی

بی تردید فتح خرمشهر، یک مسأله عادی نبود؛ بلکه معجزه الهی و امداد غیبی بود که به دست توانای رزمندگان اسلام رقم خورد. دشمنان نظام و انقلاب با تکیه بر محاسبات غلط مادی و غفلت از قدرت الهی، خرمشهر را تسخیرناپذیر و فتح آن را ناممکن می دانستند. بدین جهت، وقتی خبر فتح خرمشهر در رسانه ها و مطبوعات پخش شد؛ دشمنان اسلام را بهت زده و حیرت زده ساخت. بر همین اساس و بر مبنای همین طرز تفکر دینی بود که امام خمینی رحمه الله درباره توجه خاص حضرت حق در فتح خونین شهر و ارتباط این مسأله با امدادهای غیبی چنین فرمودند: فتح خرمشهر، یک مسأله عادی نبود. این که پانزده الی بیست هزار نفر به صف برای اسارت بیایند و تسلیم شوند، مسأله عادی نیست، بلکه مافوق طبیعت است.

 

تجلی نیروی الهی در فتح خرمشهر

در عملیات بیت المقدس، الطاف خداوند پی در پی رزمندگان خداجوی اسلام را فراگرفت و این امدادهای الهی، لحظه به لحظه بر پیشروی ها می افزود تا این که سرانجام پس از مدت ها انتظار، در اوج بهت و ناباوری دشمنان اسلام و در کمال امیدواری رزمندگان به رحمت بی پایان خداوندگار مهربان، خرمشهر آزاد گردید و لبخند را بر لبان سپاهیان کفرستیز به ارمغان آورد.

یکی از کسانی که از نزدیک شاهد این نبرد بوده، در قسمتی از خاطراتش لحظات پیشروی و فتح را این گونه توصیف کرده است: تدارک آزادی خرمشهر، از عملیات بیت المقدس پی ریزی شده بود. این عملیات، ترس و وحشت عجیبی بر دل عراقی ها افکنده بود. با وجودی که دشمن برای نگهداری خرمشهر مرتب دست به ضد حمله می زد، ولی این ضد حمله ها، در اراده پولادین رزمندگان اسلام هیچ گونه خللی به وجود نیاورده و دشمن زبون در هر ضد حمله، با تعداد زیادی کشته و مجروح و از دست دادن مقادیری مهمات و سلاح به عقب می نشست. طوفان شوق سراپای وجود همه رزمندگان را فرا گرفته بود و هیچ نیرویی قادر نبود در مقابل این نیروی الهی ایستادگی کند.

 

شهد شیرین آزادی

خرمشهر، معبر ملکوتی مردان با صفاست؛ جوانانی که در آرزوی رسیدن به کربلا، آرام و قرار نداشتند. خرمشهر، جایگاه شاهدان گم نامی است که گواهشان نام حسین بود و حضور همیشگی و سرافرازانه شان تجلی عاشورایی دیگر. خرمشهر، سرفرازترین خاک این دیار مردپرور است. خرمشهر، شهر شکوه و شکوفایی است؛ شهری که سرگذشت اسارت و رهایی اش را سخن سرایان سرودند و آزاداندیشان، از قیام سرخش قصه ها آموختند. خرمشهر، جایگاه شیرمردانی است که جنگاور میدان رزم بودند و لبیک گوی ندای شهادت. اینک ای شهر آوازهای غریب! برای همیشه پایدار بمان. در سالروز فتح خرمشهر، شهد شیرین و دلگشای آزادی، گوارای وجود شیرمردان و غیور زنان خرمشهری باد؛ آنان که در خرمشهر مقاومت کردند تا ایران و اسلام برای همیشه سرفراز بماند.

 

خرمشهر، سمبل مقاومت

خرمشهر با تاریخی خون بار و حماسه ای جاوید، نماد رشادت ها و دلاوری های رزمندگان و مردمی است که خاطرات کم نظیر آنان، برای همیشه به عنوان برگ زرینی در قلب تاریخ ثبت شده است. این شهر که به خاطر شهادت تعدادزیادی ازعزیزترین فرزندان این کشور، به خونین شهر لقب گرفته است، مظهر مقاومتی است که آیندگان همواره از آن به نیکی یاد خواهند کرد. فتح خرمشهر، در تاریخ نبرد ایران و عراق، از ویژگی خاصی برخوردار است. خبر آزادی خرمشهر، به قدری شگفت آور بود که در سرتاسر ایران اسلامی، اوضاع را دگرگون کرد. گویی زلزله شدیدی رخ داده که متجاوزان بعثی در اثر آن به هلاکت رسیده اند و به دنبالش، آرامش و شور و شادی را برای ملت شهیدپرور و مقاوم ایران به ارمغان آورده است. حال این ماییم و این یادگاری که باید بر لوح تاریخ ماندگارش سازیم.

 

خرمشهر، نماد مقاومت

مقاومت 43 روزه مردم خرمشهر، فصل مهمی در هشت سال دفاع مقدس است؛ زیرا بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند اگر خرمشهر مقاومت نمی کرد و متجاوزان به آسانی آن جا را اشتغال می کردند، شاید سرنوشت جنگ این گونه رقم نمی خورد. این پایداری سترگ، سدّی شد در برابر اینکه عراقی ها سریع به اهدافشان برسند و توان نظامی آنها در منطقه به هم بریزد. اگر خرمشهر در همان روزهای نخست به دست عراقی ها می افتاد، دشمن به نقطه ای حساس دسترسی پیدا می کرد و آن استفاده از بندر خرمشهر بود. از سوی دیگر، تصرف آبادان و اهواز برای دشمن، راحت و کار برای رزمندگان اسلام بسیار دشوار می شد.

 

قدرت ایمان

آزادسازی خرمشهر در عملیات شگفت انگیز بیت المقدس، از قدرتی حکایت می کرد که همت و ایمان رزمندگان اسلام آن را پدید آورد. نگاهی به رخدادهای پس از فتح خرمشهر و پیام های رسمی و غیر رسمی دولت مردان امریکایی و متحدانش، به روشنی حکایت از آن دارد که برپاکنندگان اصلی جنگ تحمیلی، از کارآمدی طرح حمله نظامی به ایران ناامید شده بودند و برای مقابله با نظام اسلامی راه کار دیگری را دنبال می کردند؛ چرا که ادامه جنگ از یک سو، حرکت پرشتاب نهضت های اسلامی را در منطقه به دنبال داشت و از سوی دیگر، برای قدرت های بزرگ که در سطح بسیار گسترده ای به نفع عراق وارد این کارزار شده بودند، شکست ارتش عراق، ترجمان ناکامی آنان بود.

 

وحدت فرماندهی

عمده ترین عامل پیروزی در عملیات بیت المقدس که به فتح خرمشهر انجامید، اصل وحدت فرماندهی بود. شرکت گسترده نیروهای ارتش، سپاه و بسیج مردمی و لزوم فرماندهی مشترک آنان در تاریخ جنگ، سبب شد که چندگانگی ظاهری، باعث اختلال در امر فرماندهی آن ها نشود و همه در سایه فرماندهی یکسان به این پیروزی شگرف دست یابند. البته پشتیبانی جانی و مالی مردمی برای شرکت در عملیات، روح ایمان و از خودگذشتگی و توجهات و مددهای الهی را هرگز نمی توان در این پیروزی بزرگ نادیده گرفت.

 

تحول روحی و توجه به امورمعنوی

یکی از عوامل پیروزی در عملیات بیت المقدس، تحول روحی و معنوی در مردم و حضور فعّال آنان در جبهه های نبرد بود. با پیدایش شرایط جدید، که از اساس ناشی از حضور دوباره مردم در صحنه تحت رهبری حضرت امام رحمه الله بود، توجه به امور معنوی در داخل کشور رو به گسترش نهاد و تنش های سیاسی در جامعه کم رنگ گردید. در واقع، تأثیرات ناشی از تحول روحی مردم، به افزایش حضور آن ها در جبهه جنگ انجامید و بدین ترتیب، وضعیت جدیدی را در میدان های رزم به وجود آورد که سرانجام به کسب پیروزی های نظامی منجر گردیده و بشارتی عظیم را به ملت ایران هدیه کرد. بر همین اساس بود که امام خمینی رحمه الله به منشأ این تحول عظیم چنان اشاره فرمودند: در دنیا شاید بی نظیر باشد و شاید در طول تاریخ هم نظیری برایش نتوانیم پیدا کنیم که بچه های کوچک و جوان های نیم سال و زن ها، پیرزن ها، عروس ها و دامادها، همه با هم در جبهه حاضرند و صحنه جنگ، صحنه ای است که ملت در آن حاضر هستند.

 

خلاقیت رزمندگان اسلام

یکی از عوامل فتح خرمشهر، ابتکار و خلاقیت رزمندگان در صحنه های نبرد بود. فضای بسیار مناسبی که در این برهه از انقلاب اسلامی و در پی تحول روحی ـ معنوی مردم حاصل شد، به گسترش ابتکار و خلاقیت در صحنه های جنگ انجامید. در واقع، تا پیش از این نیز همین امکانات در صحنه جنگ وجود داشت، اما هیچ کدام عاملی در راستای کسب موفقیت در بیرون راندن دشمن از مناطق اشغالی نگردید.

با تغییر اوضاع حاکم بر کشور، بار دیگر روح ابتکار و خلاقیت، بر فضای جبهه ها حاکم شد که در نتیجه، توازن نظامی را به نفع جمهوری اسلامی تغییر داده به فتح آبرومندانه ای خونین شهر انجامید. یکی از سرداران سپاه در این باره چنین می گوید: یکی از اشکال ظهور و حضور نیروهای مردمی و سپاه که از اهمیت ویژه ای برخوردار است، مسأله ابتکار و تاکتیک های جدید است. حضور نیروی مردمی در جنگ، پاسخی بود که در صحنه و عمل، به ناتوانی روش های کلاسیکی که تاکنون به نتیجه نرسیده بودند، داده شد. اولین اقدام آن ها، با ابتکاراتشان صورت گرفت.

 

غفلت نیروهای عراقی

یکی از عوامل فتح خرمشهر، عدم درک دشمن از وضعیت جدید کشور و تحول روحی مردم و حضور آنان در صحنه نبرد بود. دشمن، از روند شکل گیری تحولات جدید که از اساس برحضور مردم در صحنه متکی بود و به حذف جبهه ضد انقلاب از صحنه سیاسی کشور انجامید، درک صحیحی نداشت و همین مسأله، موجب شد تا عراق، به لحاظ باور و ذهنیت غلط گذشته نسبت به توانایی بالقوه رزمندگان اسلام، از نظر تاکتیک غافلگیر شده و به ناچار به اسارت نیروها و انهدام تجهیزاتش تن دهد.

 

همکاری متقابل نیروها

یکی از عوامل فتح خرمشهر، همکاری بی سابقه ارتش و سپاه بود، در پی حذف بنی صدر، مقدمات همکاری جدّی نیروهای ارتش و سپاه فراهم شد و عملیات ثامن الائمه، در نتیجه این همکاری و با تلاش شهیدان کلاهدوز و نامجو طراحی شده و پس از تصویب توسط شورای عالی دفاع، به اجرا درآمد. در پی نتایج به دست آمده از این عملیات، همکاری این دو سازمان (ارتش و سپاه) به همراه ترکیب جدیدی از تلفیق و اتخاذ استراتژی عملیاتی و تاکتیک های رزمی نوین آغاز شد. همکاری های متقابل سپاه و ارتش، در جوی سرشار از تفاهم، به رفع بسیاری از توهمات و تبلیغات سوء گذشته انجامید و پیروزی را برای ملت به ارمغان آورد.

یکی از رزمندگان درخصوص همکاری و اتحاد بین ارتش و سپاه می گوید: حضرت امام دست برادر سردار محسن رضایی و برادر تیمسار صیاد شیرازی را گذاشتند در دست هم، چون شیاطین می خواستند بین سپاه و ارتش تفرقه بیندازند. امام بدون صحبت و با لبخند و تبسم، این معنا را القا کردند که نگذارید بین شما اختلاف بیندازند.

 

سقای خونین شهر

حجت الاسلام شهید شریف قنوتی، نخستین روحانی شهید دفاع مقدس، نقش تعیین کننده و بسزایی در مقاومت خرمشهر داشت. او با شروع جنگ تحمیلی، با تشکیل گروه های الله اکبر و گروهان های مقاومت، چندین بار شهر را از خطر سقوط نجات بخشید. پس از آن، لشکر الله اکبر را تشکیل داد. جاسوسان و ستون پنجم، فعالیت های او را به دشمن اطلاع می دادند و دشمن نیز همواره در تلاش بود او را به دام بیندازد. ایشان افزون بر فرماندهی محور خرمشهر و هدایت نیروها، مسئولیت تأمین مهمات آنها را به عهده داشت و چندین بار با فداکاری و رشادت، دشمن را از شهر بیرون راند. شهید شریف قنوتی در همه صحنه ها حضوری جدی و تعیین کننده داشت؛ از حمل مجروحان و شهیدان گرفته تا رساندن آب و غذا به خرمشهر، تا آن جا که به او سقای خونین شهر لقب دادند.

 

 

اهتمام در تداوم راه شهیدان

خرمشهر، سرزمین خرمی است که سرچشمه طراوت و جاودانگی اش، سرخی شبنم مانند قطرات خون رزمندگان اسلام است. اینک، بعد از آن همه فداکاری ها و ثبت حماسه و ایثار فرزندان خرمشهر، چه زیباست اهتمام در تداوم راه سبز آن سرخ جامگان و چه نیکوست زنده نگه داشتن یاد و نام شهیدانی که در خرمشهر خونین، جانشان را ایثار کردند. بزرگ مردانی که از بستر عافیت طلبی بیرون آمدند و در بستر فخر و عزت شهادت پهلو گرفتند. به راستی که امروز حفظ و حراست از حریم و حماسه های دفاع مقدس که آزادی خرمشهر، نمونه ای از آن می باشد، به خون دل خوردن و هشیار بودن محتاج است. خدا نکند که تکریم شهیدان و بزرگداشت حماسه ها، کم رنگ شود. مبادا آنانی را که با ایثار و مقاومت و فداکاری خود، جاودانگی اسلام را به ثبوت رساندند، فراموش کنیم.

 

یوم اللّه خاطره آفرین

سوم خردادماه، در حقیقت به عنوان یکی از ایام اللّه فراموش نشدنی و خاطره آفرین در تاریخ گران بار انقلاب اسلامی به ثبت رسیده است. آفرینندگان حماسه پیروزی خرمشهر، نه در حد آزادکنندگان و فاتحان یک شهر، بلکه به عنوان فاتحان قلب های مشتاق مسلمانان و آزادی خواهان جهان مطرح اند. پس از گذشت سالیان طولانی از این حماسه پیروزی آفرین، در می یابیم که در روز سوم خردادماه، نه فقط خرمشهر آزاد شد و به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت، بلکه رؤیای خود فروختگان و دشمنان اسلام نقش برآب شده و اندیشه تسلط بر ایران، به زباله دان تاریخ پیوست.

با فتح خرمشهر، دنیا به ایمان، قدرت، صلابت، عزم، شجاعت، عشق و ایثار رزمندگان اسلام آفرین گفت و استکبار چون برگ بید به خود لرزید. اینک یاد آن ها را که برای همیشه در نگاه خرمشهر خاطره شدند و یاد رزمندگانی که خاطره فتح خونین شهر را پدید آوردند، گرامی می داریم.

 

فتح خرمشهر و نگرانی آمریکا

فتح خرمشهر، آثار و پیامدهای فراوان به دنبال داشت. این پیروزی بزرگ، آمریکایی ها را غافلگیر و به صورت فزاینده ای نگران کرد.

در این زمینه لوس آنجلس تایمز چنین نوشت: هرگونه تحولی در منطقه منافع آمریکا را به خطر می اندازد. بنابراین، حمله ایران که روز جمعه آغاز شد، برای آمریکا از اهمیت بسیاری برخوردار است. چنین به نظر می رسد که پیروزی ایران، آرامش دوستان آمریکا را در منطقه به هم خواهد زد.

ژنرال هیگ وزیر خارجه وقت آمریکا هم ضمن ابراز نگرانی از پیروزی ایران، چنین واکنش نشان داد: آمریکا در برابر هرگونه تغییر اساسی در منطقه خلیج فارس که ناشی از جنگ ایران و عراق باشد، بی تفاوت نخواهد بود.

 

فتح خرمشهر و اقدامات آمریک

فتح خرمشهر، در نظر استکبار جهانی و وابستگان آن، به منزله سقوط رژیم عراق و فروپاشی کشورهای منطقه به شمار می آمد. بدین جهت، تئوریسین های سیاسی آمریکا از جمله کسینجر در این مورد چنین اظهار نظر کردند: اگر عراق جنگ را برده بود، امروز نگرانی و وحشت در خلیج فارس نبوده و منافع ما در منطقه به آن اندازه که اینک در خطر قرار دارد، دچار مخاطره نمی شد. در هر حال با توجه به اهمیتی که توازن قوا در این منطقه دارد، این به نفع ماست که هر چه زودتر آتش بس برقرار کرده و به تدریج به رژیم سازشکاری که در آینده، احیانا جای گزین رژیم ایران می شود، نزدیک شویم.

از این پس، تلاش های آمریکا برای حمایت همه جانبه از عراق و تجهیز این کشور و نیز فشارهایی وارده به جمهوری اسلامی ایران برای پذیرش صلح تحمیلی، ایران را در شرایط و موقعیت دشواری قرار داد. به این ترتیب، آمریکا در جبهه های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نبرد خود را بر ضد انقلاب اسلامی آشکار آغاز کرد؛ تهاجمی که تاکنون ادامه دارد و کاملاً ناکام مانده است.

 

نقش ایمان در پیروزی بر دشمن

نفوذ عنصر ایمان در عمق وجود رزمندگان اسلام، یکی از عوامل عمده فتح خرمشهر به شمار می رود. این ایمان بود که حماسه عظیم و ماندگار خرمشهر را فراتر از یک حماسه ساخت و به آن جایگاهی بلندمرتبه و والا بخشید. ایمان که در شکل های مقاومت، ایثار، شهادت، فداکاری و... متجلی شده، نقش کلیدی در فتح خرمشهر داشت. ایمان راسخ همراه با امید، پیروزی را نوید داد و این باعث گردید تا کارشناسان امور نظامی، در علم خویش تجدید نظر نموده و این عامل را در جایگاه ویژه خود لحاظ کنند و ایمان را در راستای تاکتیک و تکنیک و حتی بالاتر و برتر از آن دو عامل بدانند. آری، رزمندگان اسلام با روحیه ای سرشار از ایمان و قلبی مملو از عشق به خدا، به حماسه ای بزرگ دست زده و تاریخ بشری را به برگ های زرینی مزین ساختند. رزمندگان اسلام در عملیات فتح خرمشهر نشان دادند که چگونه می توان در مقابل سلاح های پیچیده و مدرن، به مقابله پرداخت و برتری ایمان و اعتقاد به قرآن و اسلام را نمایان ساخت.

 

حماسه خرمشهر از منظر رهبر انقلاب

رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیة اللّه خامنه ای ـ مدظله العالی ـ حماسه آزادی خرمشهر را حادثه ای بی نظیر قلمداد کرده، چنین فرمودند: حماسه مقاومت و آزادی خرمشهر، حادثه ای بی نظیر در تاریخ جهان است. خرمشهر، به پرچم سرافرازی و پایداری ملت ایران مبدل شده است. حماسه خرمشهر، باید جای خود را در دنیا پیدا کند. خاطره این روز تاریخی و فراموش نشدنی، همواره بر شما برادران عزیز و دلاورمردان صحنه نبرد گرامی باد.

 

مادر حماسه

آن چه حماسه عظیم خرمشهر را مادر حماسه ها ساخت، اوج ایثارها، فداکاری ها، شجاعت ها، شهادت ها، مقاومت ها، رنج ها و مظلومیت ها بوده است و آن چه به خرمشهر قداست بخشیده، کلام مقدس امام خمینی رحمه الله است که فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد.

این جمله مقدس، والاترین و بالاترین ارزشی است که شایسته توصیف این حماسه می باشد. خرمشهر، نقطه عطفی در تاریخ جنگ تحمیلی استکبار جهانی بر ضد انقلاب اسلامی است. خرمشهر، قاموسی از ارزش ها است؛ ارزش های متعالی و مقدس. حماسه خرمشهر، کتاب قطوری است که از سطر سطر آن، رایحه الهی و انسانی به مشام می رسد. یاد آن روزهای حماسه به خیر و راه شهیدانِ خرمشهر پررهرو باد.

 

فوق طبیعت

خرمشهر، حماسه بزرگ دفاع مقدس به شمار می آید. مردمان دنیا، هنوز از عوامل پیروزی رزمندگان اسلام بی خبر و در تعجب هستند، ولی امام خمینی رحمه الله در یک کلام عامل اصلی آن را چنین فرمودند: فتح خرمشهر، یک مسأله عادی نیست؛ بلکه مافوق طبیعت است. به راستی که فتح خرمشهر معماست و این معما را باید در انگیزه الهی مران خدا جست وجو کرد که دل در گرو معشوق داشتند و در کوی او سر بر آستان بی نیاز نهادند. در سالروز فتح خرمشهر، جا دارد از شهید محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر و هم سنگران شهید او نیز یاد کنیم که جز در فکر آزادی خرمشهر نبودند و تنها به شهادت در راه خدا می اندیشیدند. آری، آنان رفتند تا خورشید، از پشت شقایق ها طلوع کند و از پشت خاک ریزها، فجر صادق را به همگان بنمایاند. یاد همه شهیدان گرامی باد.

 

اهمیت نظامی فتح خرمشهر

عملیات آزادسازی خرمشهر، از نظر نظامی و استراتژی جنگی، و از دید نخبگان نظامی و کارشناسان مسایل جنگ، بیش تر به معجزه شبیه است تا عملیات نظامی. تمام کارشناسان و متخصصان امور، بر این باور بودند که آزادسازی خرمشهر، عملیاتی غیرممکن و محال بوده است. اگر به سرمایه گذاری عظیم نظامی عراق در طول اشغال این شهر نگاه کنیم، شاید نظر کارشناسان مسایل نظامی، چندان دور از واقعیت نباشد. وجود هزاران نیروی زرهی، پیاده و مکانیزه به همراه هزاران وسایل جنگی و تجهیزات مدرن و پیشرفته، اختصاص چند سپاه بزرگ عراق و معطوف کردن بیش از هفتاد درصد ارتش به این منطقه و...، همه گواهی می دهند که فتح خرمشهر محال بود، اما معجزه اتفاق افتاد و محاسبات رایانه ها و نخبگان نظامی را باطل کرد و تمام کارشناسان امور نظامی را به وحشت انداخت. این پدیده که فراتر از عملیات نظامی بود، همه را به بهت و سکوت و حیرت واداشت؛ زیرا هیچ نظریه رسمی علمی، برای تبیین آن در قاموس مسایل نظامی نیافتند.

 

ویژگی های سیاسی حماسه فتح خرمشهر

بدون شک ابعاد سیاسی حماسه فتح خرمشهر، به دلیل اهمیت آن، وسیع و دامنه دار است و نقش مهم تری به نسبت سایر ابعاد دارد؛ زیرا خرمشهر به عنوان یک برگ برنده، برای دو طرف نیروی متخاصم، ایفای نقش می کرد.

ویژگی های سیاسی این حماسه عظیم را می توان چنین برشمرد: 1. سلب قدرت مانورسیاسی عراق و دشمنان انقلاب اسلامی در محافل سیاسی و مجالس دنیا، نظیر مجالس سازمان ملل متحد، شورای امنیت، شورای همکاری خلیج فارس، کنفرانس غیرمتعهدها و...؛ 2. احترام به حق حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از سوی عراق؛ 3. تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی در بعد سیاسی، به ویژه از نظر بین المللی به عنوان نظامی که بدون اتکای به قدرت های خارجی، در شرایط خطیر و حساس، قادر به طرح و تحقق مکانیسم های مهم و پیچیده سیاسی ـ نظامی است؛ 4. انعطاف و انفعال مواضع سیاسی عراق و عقب نشینی از خواست های نامشروع خود؛ 5. عدم اعتماد شورای همکاری خلیج فارس به رژیم عراق که باعث تزلزل این رژیم از نظر مالی شد. شورای همکاری با فتح خرمشهر از پیروزی صدام در جنگ دچار یأس گردید و ارسال کمک ها را باعث هدر دادن امکانات تلقی کرد.

 

تأثیرات فرامنطقه ای آزادی خرمشهر

آزادی خرمشهر چنان در سطح بین المللی تأثیر گذاشت که پس از پیدایش وضعیت جدید و بیرون راندن متجاوزان از خرمشهر، برتری سیاسی ـ نظامی ایران در برابر عراق مطرح شد و مسیر جنگ نیز تغییر یافت. جنگی که ابتدا با هدف براندازی یا تعدیل دیدگاه های انقلاب اسلامی طرح ریزی شده بود، بر خلاف تصور، عامل تثبیت اوضاع سیاسی در داخل کشور و درهم شکستن جبهه ضدانقلاب شد. زمانی که خرمشهر به دست نیروهای ایرانی از دشمن باز پس گرفته شد، همه دنیا تا 24 ساعت سکوت کرد و بوق های تبلیغاتی هیچ گونه خبری از پیروزی رزمندگان ایران اسلامی را در حماسه فتح خرمشهر پخش نکردند؛ زیرا برایشان باورکردنی نبود که نیروهای ایرانی بتوانند دست به چنین عملیاتی بزنند.

 

نتایج عملیات بیت المقدس

فتح خرمشهر، مهم ترین نتیجه عملیات بیت المقدس بود، ولی تنها نتیجه آن به شمار نمی آید. در این نبرد که یکی از مهم ترین و گسترده ترین عملیات ها در دوران جنگ تحمیلی است، حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک کشور آزاد شد. وجود موانع طبیعی در اطراف منطقه تحت اشغال، یعنی رودخانه کرخه نور در شمال، کارون در شرق، رودخانه اروندرود در جنوب و آب های هورالهویزه در غرب و نیز وجود دشت های وسیع مناسب با مانور زرهی که ستون فقرات ارتش صدام را تشکیل می داد، شرایط بسیار مناسبی برای نیروهای اشغالگر پدید آورده بود. دشمن با حمایت گسترده نیروی هوایی و آتش پشتیبانی می توانست احساس کند در دژی استوار نشسته است و امکان نفوذ به جبهه وی وجود ندارد.

 

دستاوردهای فتح خرمشهر

حماسه فتح خرمشهر، دستاوردهای فراوانی به دنبال داشت؛ از جمله این که این پیروزی، اعتماد به نفس مسؤولان نظام را در دفاع از حقوق مشروع و ایفای نقش در محافل سیاسی و اتخاذ مواضع قوی و منطقی در پی داشت. افزون بر این، با فتح خرمشهر، شور انقلابی مردم دو چندان وباعث شد که ایران از این طریق، موفق به بازسازی نیروها، امکانات و حضور بی شایبه مردم در صحنه های نظامی - سیاسی گردد. هم چنین فتح خرمشهر، باعث شد که عراق از همه درخواست های ناحق خود دست برداشته و به قراردادهای بین المللی تن دهد.

 

 

متون ادبی

 

روز مقاومت و پیروزی

دروازه آسمان

اسماء آقابیگی

خرمشهر را خدا آزاد کرد.

خرمشهر سرزمین خرمی است که سرچشمه طراوت همیشگی اش، سرخی شبنم گونه قطرات خون است.

خرمشهر سرزمین صبوری است که سنگفرش خیابان هایش به سرخی خون سرو قامتان دلیر میهن رنگین شده است.

خرمشهر دروازه عبور سفیران عابدی است که با قطرات خون، وضوی عشق ساختند و به ملکوت پیوستند.

خرمشهر مقر شاهدان شاهدی است که گواهشان ذکر یا حسین علیه السلام بود و حضور جاویدانشان تجلی کربلایی دیگر.

خرمشهر سرزمینی به وسعت آسمان است که سینه های سوخته ای را در آغوش گرم و سوزان خویش گرفته است که هر کدامشان در جوار قرب الهی مأوی گرفته اند.

خرمشهر، سرزمین محمّد جهان آرا است و جهان آرا، سردار فاتح کربلای ایران.

خرمشهر، سرزمین دروازه های آسمانی است که از بی کرانه افق به سمت و سوی زمین گشوده شد و امواج گلوله و آتش خمپاره، مردان مرد را با خود به بی کران ابدیت روانه کرد.

خرمشهر سرزمینی است که هر کوچه اش، همچون شقایقی داغدار، قصه داغی بر سینه دارد؛ قصه شرحه شرحه فراق، قصه مظلومیت، قصه تجاوز و قصه ...

خرمشهر، معبر آسمانی مردان خداست؛ مردانی که در آرزوی همراهی قافله کربلائیان، آرام و قرار نداشتند.

خرمشهر مقر شیردلانی است که جنگاور عرصه جهاد بودند و لبیک گوی ندای لبیک.

سلام و درودت باد، خرمشهر! آزادیت مبارک و آزادگیت جاویدان باد!

 

برخیز، خرمشهر!

خدیجه پنجی

چشمه ها می دانند که تماشای آسمان، از پشت میله های اسارت چه قدر سخت است و طلوع خورشید، در قفس زیبا نیست و زندگی ـ در زندان ـ تکرار همیشه مرگ است.

قلب ها می دانند که قلب شهر، چه قدر از صدای قدم های بیگانه نفرت دارد.

همه می دانند که شانه های شهر، ضربه های تازیانه را به حضور دست های دشمن، ترجیح می دهد،

که مشام شهر، بوی خون لاله هایش را ـ چه قدر عاشقانه ـ نفس می کشد.

همه می دانند که شهر، از بوی ادکلن های غریبه، سرگیجه می گیرد ...

نگاه خون گرفته کوچه ها، جادّه را می نگرند، تا شاید غبار سایه هایی آشنا را توتیای چشم خود کنند.

خشتْ خِشت خانه های خالی، حضور دوباره زندگی را انتظار می کشند.

گل ها فقط بوی غربت می دهند و نخل ها، قصیده بلند فراق را به گوش باد می خوانند ...

و اینک، خرمشهر! سر بلند کن، که تو سرفرازترین خاک این دیاری!

خرمشهر! سر بلند کن، که آوازه سربلندی ات، کوچه به کوچه، شهر به شهر و دهان به دهان، در تمام دنیا پیچیده است.

بخند، که شکوه و شکوفائی از آن توست.

بخند، که از این پس، دل های آزاده، نام دلنشینت را عاشقانه هجی خواهند کرد.

خرمشهر! به خود ببال که از این پس، سرگذشت اسارت و آزادیت را شاعران خواهند سرود و روزگار، از الفبای قیام سرخت، قصّه ها خواهد نوشت.

قفس ها خواهد شکست و کبوترانت رهاتر از همیشه، آزادی را جشن خواهند گرفت. زنجیرها، خواهد گسست و نخل ها، سرفرازی شان را به رخ آسمان ها خواهند کشید.

پلک بگشا ـ ای شهر خون و قیام! ـ و سربلندی و آزادگیت را عاشقانه به تماشا بنشین.

پلک بگشا و مژده رهایی ات را بر در و دیوارهای زمانه نظاره کن؛ خرمشهر، خونین شهر، آزاد شد آغوش بگشا ـ ای حجله خونین گل های بهشتی! ـ و عروس زیبای آزادی را با تمام وجود در آغوش بگیر!

برخیز، خرمشهر!

خدا تو را آزاد و رها می خواهد.

 

سوسن های سوسنگردی

محمد کامرانی اقدام

شب بود و نخل های سوخته در سکوت سرد و خشک صحرا.

شب بود و شط سوخته؛ و آسمان، چشم به راه مردانی از جنس نور و نیایش بود.

حادثه در راه بود و صبور مردان قبیله عشق،سرشار از باور بارانی جاده، دلتنگی های یاران از دست رفته خویش را می سرودند.

حادثه در راه بود و افق در افق چشم های خون آلود، در خط آخر خمپاره ها، خیمه می زدند.

سراسر شب، سرشار از شعر بود و شعور، عشق بود و عرفان، زمزمه بود و زلالی، ایمان بود و باران و حماسه بود و حماسه.

دست ها لبریز از مهربانی و سینه ها سرشار از شرار عشق و شهادت بود.

با گام هایی استوار و اراده ای آهنین، از خویش تا خدا، به راه افتادند و تمام ای کاش ها را در زیر پوتین های خود پایمال نمودند؛ خرمشهر منتظر بود.

پیشانی بندهای خویش را در نسیم حادثه به رقص درآوردند و رفتند، تا جانی تازه و طراوتی دوباره به کوچه های خالی خرمشهر ببخشند و گرد و غبار غربت و محنت را از سیمای آسمان شهر بزدایند. رفتند، تا خانه های خون آلود خرمشهر را خالی از خفاش های خیرهِ شب پرست نمایند و خشاب خشم خویش را بر سر آنان خالی نمایند.

رفتند تا آهن وجودشان را در کوره ای که دشمن افروخته است، شمشیر کنند و مهیای جهاد شوند.

رفتند، شوق در شوق منتظر و بال در بال رها؛ با آغوشی لبریز از دوباره زیستن.

رفتند، تا تابوت ها دست خالی از جبهه ها برنگردند.

شب در محاصره صبح، نفس های آخر خود را کشید و صبحدم، خورشید، خرمشهرِ خالی از خفاش ها را به تماشا گریست.

خرمشهر آزاد شد.

کوچه های شهر، مالامال از پر و بال بود و خیابان ها لبریز از پروازهای پراکنده پرستوها.

آمدند و شهر در آغوششان، بهار را حس کرد و عشق و اشک، بار دیگر به هم آمیخته شد و خونین شهر ـ کعبه دل های عاشورایی ـ بار دیگر طراوت از دست رفته خود را باز یافت.

خرمشهر آزاد شد و چشم تمام منورها، در آسمان خرمشهر روشن شد.

خرمشهر آزاد شد و یاران همدل، مترسک سازانِ هراس را در جای خویش خشکاندند و آتش به جان های رسوایشان انداختند.

خرمشهر آزاد شد و یاران چه جسورانه ایستادند و پایان نامه شهادت خویش را با خون خویش امضاء نمودند و به استقبال لحظه هایی شتافتند از جنس آگاهی مدام!

خرمشهر آزاد شد، امّا به قیمت خاک شدن استخوان های آیینه هایی که رفتند، تا ایمان های ما پوکی استخوان نگیرد.

رفتند، تا بچه های محله های خرمشهر، یک بار دیگر در دف نوازی خورشید، کنار شط، دور هم جمع شوند و اندیشهِ مواج شط را به خاطر ما بسپارند.

رفتند تا خورشید، از پشت شقایق ها طلوع کند و از پشت خاکریزها به صبح بیانجامد.

یاران رفتند، تا ما به خود آییم و لاله های سوخته را از پشت پنجره های رو به پرنده هایِ پر پر شده و سوخته، برداریم و سبک بال تر از نسیم، از روی شانه های خویش، آنها را رهسپار آسمان نماییم.

یاران رفتند، تا لاله های اهوازی و سوسن های سوسنگردی و رازقی های دزفولی و شقایق های اهل شوش را در خیابان های خلوت شهر برویانند.

رفتند، تا نرگس های نارنجی شده با نارنجک ها، غبار فراموشی به خود نگیرند.

 

خرمشهر را خدا آزاد کرد

سید عبدالحمید کریمی

آسمان چون طوماری در هم پیچید، زمین لرزید، کوه ها غبار شد و خورشید ـ دشنه گزیده ـ از فروغ افتاد. اسرافیل بود که در صور می دمید.

در خرمشهر غوغایی بود و در خیابان رستاخیز قیامتی برپا، که اهریمن، به حرمت شکنیِ دیار دلیران جسارت کرد و در بیشه شیران پای می کوبید و جولان می داد.

زنجیر به قامت کوه ها می افکند و سینه آسمان را به تیغ ناخن می خراشید.

خورشید را به زخم دشنه، خونین و بی فروغ می کرد و گل های هفت بندی خرمشهر را می دیدی که سرخ فام، به خاک و خون تپیدند؛ شکفته و ناشکفته، پیر و جوان، زن و مرد.

خورشید، خودش را به وسط آسمان کشیده بود تا زخمی را که دشمن بر پیکر وارد کرده بود به راحتی ببیند. می دید که مقصدِ دلیران، خیابان رستاخیز بود.

مسجد جامع، لبریز از شور و شعور بود و پر ازدحامِ حضور.

بیمارستان شهر از گل های پایمال و کبوتران رنگین بال انباشته و اکنون، نوبت مسجد بود که مرهم زخم ها باشد.

و مسجد که مردم زخمدیده را در آغوش گرفته بود، دست های فیروزه ای مناره هایش را در امتدادِ گنبد کاشی به نیایش لاجوردی آسمان افراشته بود و از شکوفه آن دست ها، نور فرا بنفش تشعشع می کرد و عطر رضوانِ خداوند می پراکند.

دست جنایت اهریمن از آستین خیانت بنی صدر بیرون آمد و از توپخانه خبری نشد. دشنه دشمن بود که پهلویِ درختانِ بلند افراشته کُنار را یکی پس از دیگری می درید و گل های زرد جنگلیِ شهر خرّم را می پژمرد.

آفتابِ تیغ خورده خرمشهر، شجاعانه هفته ها مقاومت کرد و از پسِ هر غروب، دیگر بار سینه آفاق را شکافت و طلوع کرد.

حدیث خیانت ها و جنایت ها و قصه مقاومت دلیرمردان و شیرزنان خرمشهری، کوی به کوی، بَرزن به برزن، شهر به شهر و خانه به خانه پیچید و ندایِ پیر مراد، غیوران دیار را بسیج کرد و خون غیرت را در شریان فرزندان سلمان به جوش آورد. و سرانجام، شکوفه لبخند بر چهره ماهتابِ شهر شکوفا گردید و خرمشهر را خدا آزاد کرد

پروانه های مینو، دسته دسته به تکریم کبوترانِ در خون خفته و آلاله های سرخِ جنّت آباد، به طواف شمع مزار سید شهیدان خرمشهر، شهید سیدمحمّد جهان آرا همّت گماردند. شهد شیرین و دلگشای آزادی، گوارای وجود نازنین دلاور مردان و غیور زنان خرمشهری باد؛ آنان که در خرمشهر ماندند تا خرمشهر بماند تا ایران بماند، تا اسلام بماند.

 

ترنّم های در راه

حسین هدایتی

گوش از نعره نخل بردار! این صدای حُزن آور یک سرزمین است.

در رگ های نخل، حزن جهنده یک ملّت ایستاده است.

گوش از خروش خاک بردار! این فریاد نفس گیر منظومه هاست. زیر پوست خاک، نعش یک سرنوشت است که می کوبد.

 

ملک الموت ز بانگ جرسش می جوشد

 

جاده یخ بسته و مرگ از نفسش می جوشد

از بادهای پشت سرم می خواهم: اگر ممکن است، در طنین رگبارها بپیچد؛ می خواهم خوب زمزمه کنم.

ای پنجره ها، ای دیوارها! این نبض شماست که در شقیقه من می زند.

ای پنجره ها، ای دیوارها! این شمایید که از لب های من می خندید، این شمایید که از چشم های من می بارید.

 

باغ را حفظ کنید از دَم دوزخ نفسان

 

شیر باشید به دروازه رسیدند کَسان

.............................................

 

شیر باشید که روباه دلیری نکند

ای پنجره های از خاک و ای دیوارهای از خون! بر شکوه زانوانتان محکم بایستید؛ همین امروز است که هیچ شیطانی را یارای نعره زدن در هوای زلالتان نخواهد ماند.

پیروز باد قهقهه مستانه تان در باد! بشکوه باد دست افشانی تان در خاکستر!

گوش از نعره نخل بردار! این بانگ رو در رو زنانی است که شامگاه شیونِ خویش را در گلوی دریده نخل دمیده اند.

گوش از خروش خاک بردار! این صدای پای عزالانی است که طعم تشنگی را در رگبارهای بهاری سلاحشان به جا آورده اند.

شهر من! گوش بر سینه من بگذار، تا با هر تپش، برایت دیوانه وار بمیرم.

گوش بر سینه من بگذار، تا از جگر ببوسمت.

خرمشهر، ای شهر آوازهای غریب! زنده می خواهمت تا در هر پرده ات، فصل ها را بشورانم؛ آن چنان که تنها بهار ... آن چنان که تنها باران ...

گوش از نعره نخل بردار! ـ خوب است ـ حالا صدای ترنّم های در راه را بهتر خواهی شنید.

 

چند لحظه آن سوتر

حبیب مقیمی

بوی آتش

بوی باروت

بوی خاک

و آن طرف تر، خورشید غم گرفته ای داشت خودش را در شط پنهان می کرد. شهر، خاموشی کنار شط نشسته بود و به پیغامی که باد در گوشش زمزمه می کرد، می اندیشد. باد در معیت قاصدکان گفته بود که چند لحظه آن سوتر، کسانی پرواز کنان، به سویش می آیند؛ با خطوط خشم بر چهره. و اینک، انتظار شهر به پایان می رسید و شهر، همه مردان از راه رسیده، مردان خون و خطر را در آغوش می کشید.

مردان، قدم های محکمشان را در تدارک جشن با شکوه بر زمین می کوفتند و چقدر سر بر شانه های هم نهاده، گریستند در کنار شرجی شط!

گریستند برای تن زخمی شهر، برای کودکان معصوم که جنگ آن ها را پس نداد. برای جهان آرا که دیگر نبود تا آزادی شهر را ببیند و برای صدها جان باخته آزادی، که با جهان آرا سبز شدند و شکفتند.

مردان اگر چه خسته، امّا شاد، خاک را بوسیدند و بوی یاران رفته را نفس کشیدند و آن سوی تر، حیرت ماند و شگفتی، برای آنان که برف خنده هاشان را در تابستان خشم مردان آسمانی ریختند.

 

گام های خط شکن

سیدعلی اصغر موسوی

... گوش می دهم و موسیقی جاریِ آب، نگاهِ کارون را به ابدیت پیوند می زند. بی گمان دیگر کسی نخواهد توانست آب را گِل کند! باز هم کارون، با عطر گل های جاری، زلال زلال، تا آن سوی اقیانوس ها خواهد رفت!

کارون، فرات کوچک ایران است که مردان بزرگی فدای زلالی اش شدند؛ مردانی از قبیله عشق، مردانی از تبار شهامت، مردانی که برای رسیدن به عاشورا، حتی دست های خود را بهانه عافیت قرار ندادند!

... آن روز کارون در اوج هیجان، تمام موسیقی اش را در قالب حماسه جاری می کرد و ضرب آهنگ تپش آرزوها، تندتر و تندتر شده بود؛ حتی نفس ها تمام نیروی ذخیره خود را در دسترس گام های خط شکن قرار داده بودند.

انگار صدای تاریخ، از هویزه بر می خواست: یالثَاراتُ الحُسَین علیه السلام ...

طبل مردانگی و شور، در کوچه کوچه خرمشهر طنین انداز می شد و غریوِ وَ الْعادیاتْ، ترس بر جان خلیج انداخته بود.

صدای پای عشق، تمام نخل های زخمی را به هیجان آورده و اروند، در انتظار رقص دسته جمعی ماهی ها بود.

دیگر مسجد جامع، با تمام درد و داغ های نهفته اش، احساس پیری نمی کرد و عکس محمد جهان آرا تبسّم خویش از سر گرفته بود.

صدای آزادی در کوچه کوچه شهر جاری شده بود؛ حتی تمام دیوارهای ریخته، تاقچه های زخمی، پنجره های بدون قاب و حوض های بدون آب، حضور آزادی را حسّ می کردند.

انگار عشق، تمام قالب ها را در هم آمیخته است؛ حماسه اشک در نمایش تبسم، حتی اشک در چشم آسمانیان حلقه زده بود و ستایش گرانه به سجده های شُکر انصاراللّه رشک می بردند. این جا خونین شهر است؛ خونین از ترانه های ناتمام عاشقان.

این خاک، قسمتی از خاک کربلاست؛ دمیده از عطر و بوی عاشورا! آب نزدیک بود و وضو هم واجب! دست ها مثل حلقه های گل به هم پیوست و تاریخ، صفحه دیگری به روی شهر گشود؛

صفحه ای که مثل آسمان، پر از روشن ترین ستاره بود؛ ستاره های شهیدی که رصدِ وجودشان وسیع تر از ادراک نگاه های تلسکوپی جهان است و هیچ کس قادر به باز سازی خاطره های آسمانی اش نخواهد شد.

یاد آنها را که برای همیشه در نگاه خرمشهر خاطره شدند و یاد مردانی که خاطره پیروزی را در کنار مسجد جامع به وجود آوردند، گرامی می داریم.

 

منابع :

- نشریه گلبرگ - خرداد 1383، شماره 51 - معجزه سرخ(سالروز فتح خرمشهر)، پدید آورنده : عبداللطیف نظری ، صفحه 26

- نشریه اشارات - خرداد 1382، شماره 49 - فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس، صفحه 54

- نشریه گلبرگ - خرداد 1386، شماره 87 - سالروز فتح خرمشهر و روز مقاومت و پیروزی، پدید آورنده : زهرا رضاییان ، صفحه 21

- سایت جامع دفاع مقدس ( ساجد ) - مقاله: " روزی كه قلب امام شاد شد "، پدید آورنده : محمود جوانبخت

- www.hawzah.net

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست کوکولوژی : پرنده آبی

 

 

قبل از رجوع به پاسخ تست بد نیست بگوییم که ما این تست را از کتاب كوكولوژی اثر تاداهیاكو ناگاوو و ایسامو سایتو که شامل بازی‌های جذاب و سرگرم‌ كننده خودشناسی و روان‌شناسی می باشد انتخاب کردیم. این كتاب توسط چكاد سرامی و شاهین دهقان ترجمه شده است.

 كوكولوژی (kokology) تركیب دو واژه كوكورو (kokoro) به معنای ذهن، روح و احساسات در زبان ژاپنی و لوژی (logia) به معنای شناختن و مطالعه به زبان یونانی است مطالب و مباحث این كتاب برای هر فردی در سنین مختلف جذاب خواهد بود و به همین دلیل یكی از پرفروش‌ترین كتاب‌ها در دو كشور آمریكا و ژاپن بوده است. برای بسیاری از مردم تست‌های روانشناسی مبهم و هراس‌آور است و خیلی ها دوست ندارند، تست روان‌شناسی بدن، اما این تکنیک نوین از طریق نوعی بازی روان‌شناسی، تست‌ها را جالب و جذاب می‌كند و افراد نیز از این كه بازی می‌كنند لذت می‌برند و هنگام پاسخ دادن دلهره كمتری دارند. تست‌های کوکولوژی،‌ مانند آزمون رورشاخ (Rorschach) محسوب میشود، با این تفاوت كه در این آزمون به جای استفاده از شكل‌های جوهری از كلمات استفاده شده است. پیشنهاد می کنیم حتما از تست های این کتاب در جمع خانوادگی و دوستان خودتان بهره ببرید و ضمن سرگرم شدن، خودتان و اطرافیانتان را بهتر بشناسید.

 

پرنده آبی

روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما می شود و در آنجا به دام می افتد. چیزی در این پرنده شما را به خود جذب می کند و تصمیم می گیرید آن را نگه دارید. اما روز بعد در عین شگفتی متوجه می شوید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است. این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می آید و در روز چهارم سیاه رنگ است.

روز پنجم است. وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟

1. پرنده تغییر رنگ نمی دهد و سیاه باقی می ماند.

2. پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز میگردد.

3. پرنده سفید می شود.

4. پرنده طلایی می شود.

جواب ها باید در همین 4 جواب بالا جستجو شود و رنگ های دیگر مثل سبز، بنفش، زرد و بی رنگ مد نظر نیست.

 

 

 

 

پرنده ای که در اتاق شما به دام افتاد ، نماد خوشبختی است، اما ناگهان تغییر رنگ داد و در شما دلهره و اضطرابی نسبت به ناپایداری خوشی و شادمانی بوجود آورد.

عکس العمل شما در این وضعیت نشان دهنده پاسخ شما به مشکلات و بلاتکلیفی ها در زندگی واقعی است.

 

1. کسانی که گفتند پرنده سیاه باقی می ماند دیدگاهی بدبینانه دارند

آیا شما باور دارید اوضاع هیچ وقت بهبود نمی یابد؟

به یاد داشته باشید همیشه پایان شبه سیه سپید است.

 

2. کسانی که گفتند پرنده دوباره آبی می شود خوش بین و همدل گرا هستند.

شما باور دارید زندگی ترکیبی از خوب و بد است و مقابله کردن و سرسختی نشان دادن در برابر این واقعیت سودمند نیست. مشقات و ناملایمات را با خونسردی می پذیرید و اجازه می دهید زندگی روال طبیعی خود را طی کند.

این دیدگاه باعث می شود از تلاطم ناملایمات و سختی ها با موفقیت بیرون آیید.

 

3. کسانی که گفتند پرنده سفید می شود در برابر فشارهای زندگی مصمم و خونسردند.

شما در زمان بحران وقت خود را در تردید و دو دلی تلف نمی کنید اگر وضعیت بغرنج شود ترجیح می دهید جلوی ضرر را بگیرید و به دنبال را دیگری برای رسیدن به هدفتان می گردید و در غم و اندوه گرفتار نمی شوید.

این روش محتاطانه بدین معنی است که اوضاع بطور طبیعی بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت.

4. کسانی که گفتند پرنده طلایی می شود ، بی باک و نترس هستند

شما معنی بحران را نمی دانید برای شما هر بحرانی، یک فرصت است. این جمله ناپلئون که گفته است : غیر ممکن ...، این واژه فرانسوی نیست درمورد شما صدق می کند؛ اما مواظب باشید این اعتماد به نفس زیاد، مرز بین شجاعت و حماقت را از بین نبرد.

 

  منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

امام باقر و نماز عشق بر سجده‌ گاه عبوديت

 

نماز در میان تمامی عبادات و مسایل معنوی و عرفانی از اهمیت و ارزش بسیاری برخوردار است، از این رو تمامی انبیا، امامان و عارفان و عاشقان به ادای این فریضه الهی اشاره و سفارش كرده‌اند.

نماز در زندگی و حیات انسان به اندازه‌ای ارزش دارد كه اولیای الهی برای یك لحظه از آن غافل نبودند و از هر راهی كه ممكن بود دیگران را هم به این عبادت ملكوتی تشویق می‌كردند.

 امام محمد باقر (علیه السّلام) معروف به باقرالعلوم امام پنجم شیعیان نیز همانند دیگر معصومین در طول عمر پربركت خود همواره به یاد خدا مشغول بود، در زهد و فضل و تقوا و آشنایی با رموز قرآن و سنت و تفسیر و احكام شرع سرآمد همگان بود. امام باقر (علیه السّلام) را از زاهدان بزرگ عالم اسلام خوانده‌اند به گونه‌ای كه ابو نعیم با عبارت "الحاضر الذاكر" و"الخاشع الصابر" از ایشان یاد كرده است.
 
عطار نیشابوری كتاب تذكره الاولیاء خود را با یاد این امام خاتمه داده و به پیروی از هجویری از آن حضرت به "برهان ارباب مشاهدت" و "امام اولاد نبی" و "گزیده نسل علی" تعبیر كرده است. علاوه بر زهد عملی، بیانات آن حضرت در تفسیر الفاظی چون عبادت، محبت، غنا، تقوا، توكل و دنیا راهگشای كسانی بوده كه دین را از وجهه معنوی و عرفانی می ‌نگریسته ‌اند.
 
كلینی از امام صادق (علیه السّلام) نقل كرده است كه فرمود: "پدرم همواره ذكر خدا می‌گفت و افراد خانواده خود را هم به این كار سفارش می‌كرد."
 
در روایتی از ابی ایوب پیرامون كیفیت نماز امام باقر (علیه السّلام) و امام جعفر صادق (علیه السّلام) آمده است: "هنگامی كه امام باقر (علیه السّلام) و امام صادق (علیه السّلام) به نماز می‌ایستادند، رنگ صورت مباركشان گاهی قرمز می‌شد، و گاهی زرد می‌گشت و، مثل این كه این دو بزرگوار با كسی كه با چشم او را می‌بینند مناجات می‌كردند.
 
بسیاری از بزرگان از جمله علامه مجلسی نقل كرده‌اند كه در سفر حج امام باقر (علیه السّلام) را دیدند كه غسل كرد و با پای برهنه وارد منطقه حرم شد، چون به مسجد الحرام رسید، به كعبه نگریست و با صدای بلند گریه كرد.آنگاه طواف كرد و بعد از نماز سربه سجده نهاد، هنگامی كه سر از زمین برداشت محل سجده از بسیاری اشك مرطوب شده بود.
 
همچنین نقل شده است كه امام باقر (علیه السّلام) در شبانه روز صد و پنجاه ركعت نماز می‌گزارد، و از امام صادق (علیه السّلام) روایت شده است كه پدرش را بنابر وصیت خود او، در جامه‌ای كه هنگام نماز بر تن می‌كرد به خاك سپردند.
 
آن امام بزرگوار از خوف خدا بسیار می‌گریست و هنگام مشكلات اهل بیت را جمع می‌كرد و با هم به ذكر و استغفار می‌پرداختند.
 
با وجود این كه نماز به كسانی واجب است كه به سن تكلیف رسیده باشند، اما به دلیل اهمیت و ارزش آن، امامان همواره سفارش می‌كردند كه كودكان خود را از سنین شش و هفت سالگی به ادای این فریضه معنوی تشویق كنید.
 
در وسایل الشیعه پیرامون این مساله آمده است كه: معاویه بن وهب از امام باقر(علیه السّلام)می‌پرسد: درچه زمانی كودكان خود را متوجه نماز كنیم؟ حضرت می فرماید: در هفت و شش سالگی. در جای دیگر ازاین كتاب نیز اشاره شده است: محمد بن مسلم كه از یاران بی نظیر امامان است، از امام باقر یا امام صادق (علیه السّلام) می‌پرسد: كودك در چه زمانی نماز بخواند؟ حضرت می‌فرماید: وقتی كه نماز را بفهمد.
 
عرضه می‌دارد: چه زمانی می‌فهمد تا خواندن نماز بر او لازم باشد؟ امام می‌فرماید: در شش سالگی. حلبی از راویان بزرگوار شیعه از امام صادق (علیه السّلام) نقل می‌كند كه حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر (علیه السّلام) روایت می‌كنند كه ما فرزندانمان را در سن پنج سالگی به نماز امر می‌كنیم، پس شما آنان را به وقت هفت سالگی به دنیای نماز حركت دهید.
 
در روایات بسیاری اشاره شده كه امامان معصوم همواره انسان‌ها را از سبك شمردن نماز برحذر داشته‌اند،امام باقر(علیه السّلام) دراین‌باره می‌فرماید: "نمازت را سبك مشمار، به حقیقت كه رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به وقت مرگش فرمود: هركس نماز را سبك انگارد از من نیست، هر كس شراب بنوشد از من نیست ، و الله قسم كنار كوثر بر من وارد نمی‌شود."
 
همچنین از امام باقر (علیه السّلام) روایت شده كه فرمودند: "نماز موجب استواری اخلاص و دوری از كبر است."
 
آن حضرت در جای دیگر می‌فرماید: "شیعه ما تنها كسی است كه تقوا پیشه و مطیع خداوند باشد."
 
امام باقر (علیه السّلام) در خصوص ذكر و یاد خدا می‌فرماید: "گویا مومنان همان فقیهان (فرزانگان دین فهم) واهل اندیشیدن وپندگرفتن هستند.شنیده‌های دنیوی ، گوش آنها را از (شنیدن) یاد خدا كر نمی‌كند و زرق و برق دنیا چشم آنان را از یاد خدا كور نمی‌گرداند.
 
امام باقر (علیه السّلام) همچنین فرمود: "با بسیاری ذكر در خلوت ، به دل نرمی نایل شو."
 
امام باقر (علیه السّلام) همواره مومنان را به ادای نماز در اول وقت سفارش كرده و می‌فرمودند: "بدان كه اول وقت همیشه بهتر است پس تا جایی كه می‌توانی به كار خیر بشتاب محبوبترین كارها نزد خدای عز و جل كاری است كه بنده بر آن مداومت ورزد گر چه اندك باشد."
 
نمازنخستین چیزی است كه روز قیامت درباره‌اش سئوال می‌شود امام باقر(علیه السّلام) در این‌باره می‌فرماید: "نخستین چیزی كه بنده برای آن حسابرسی می‌شود نماز است اگر پذیرفته شد سایر اعمالش هم پذیرفته می‌شود."
 
در وسایل الشیعه به نقل از امام باقر (علیه السّلام) درباره آداب نماز آمده است كه فرمودند: "هر مومنی محافظت برنمازش نماید، و او را در وقتش به جا آورد از انسان‌های غافل شمرده نمی‌ شود."

 

منبع : www.bashgah.net
 

  لينک های هفته             

هلال ماه رجب - ويژه نامه ولادت امام باقر (ع)

 

اختر برج هدايت - ويژه نامه شهادت امام هادی (ع)

 

بوی خوش حماسه - ویژه نامه آزاد سازی خرمشهر

 

شرح کامل عملیات بیت المقدس

 

هفته نامه سلامت

 

مقاله دات نت - پايگاه مقالات ايرانيان

 

مركز اطلاع رسانی و كتابخانه مركزی دانشگاه فردوسی مشهد

 

سايتی فوق العاده با تعداد زیادی تصاوير 360 درجه و پانورما مجازی