ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و پنجاه و شش    

شنبه 6 خرداد 1391 4 رجب 1433 26 می 2012  

 

 

 

 

 

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

سخن آغازین

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة المائدة آيات: 120 محل نزول: مدینه

 

 

قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِيداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ 114 قَالَ اللّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لاَّ أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِينَ 115 وَإِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ 116 مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ 117 إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ 118 قَالَ اللّهُ هَذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ 119 لِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ 120

ترجمه فارسی مکارم

 

عيسى بن مريم عرض كرد: خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده ‏اى بر ما بفرست! تا براى اول و آخر ما، عيدى باشد، و نشانه‏ اى از تو; و به ما روزى ده! تو بهترين روزى دهندگانى! 114 خداوند (دعاى او را مستجاب كرد; و) فرمود: من آن را بر شما نازل مى ‏كنم; ولى هر كس از شما بعد از آن كافر گردد (و راه انكار پويد)، او را مجازاتى مى ‏كنم كه احدى از جهانيان را چنان مجازات نكرده باشم! 115 و آنگاه كه خداوند به عيسى بن مريم مى ‏گويد: آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!، او مى ‏گويد: منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مى ‏دانى! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى; و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم! بيقين تو از تمام اسرار و پنهانی ها باخبرى 116 من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم; (به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانى كه در ميان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم; ولى هنگامى كه مرا از ميان شان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى; و تو بر هر چيز، گواهى! 117 (با اين حال،) اگر آنها را مجازات كنى، بندگان تواند (و قادر به فرار از مجازات تو نيستند); و اگر آنان را ببخشى، توانا و حكيمى! (نه كيفر تو نشانه بى ‏حكمتى است، و نه بخشش تو نشانه ضعف!) 118 خداوند مى ‏گويد: امروز، روزى است كه راستى راستگويان، به آنها سود مى ‏بخشد; براى آنها باغ هايى از بهشت است كه نهرها از زير (درختان) آن مى ‏گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن مى ‏مانند; هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند; اين، رستگارى بزرگ است! 119 حكومت آسمان ها و زمين و آنچه در آنهاست، از آن خداست; و او بر هر چيزى تواناست 120

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  سخن آغازین             

 

 

 

 

 

 

 

سخن آغازین؛ در آغازین شماره سال چهارم انتشار مجله الکترونیکی كشكول مدیریت

 

پیامبر اكرم(ص)  : 

من از فقر بر امتم نمی ترسم، اما از سوء تدبیر و ضعف مدیریت بیم دارم.

 گردونه زمین در گردون زمان گامی فراپیش نمی نهد مگر در سایه سار مدیریتی مدبرانه و تدابیری خردمندانه. بالعدل قامت السماوات والارض...

 كلك آفرین حكیم و آفریدگار عظیم چون آغازین واژه آفرینش را نگاشت،نظمی شایسته و مدیریتی بایسته بر آن گماشت.

مدیریت یكی از مواریث الهی است برای انسان خلیفه اللهی. انسان به عنوان جانشینی خلف و نمادین برای خدای جهان آفرین باید و شاید كه آفریدگار مدیر را نیابت و جهان را مدبرانه مدیریت كند.

اینك  با نیم نگاهی به مسئله غذا و آمار گرسنگان زمین ،می توانیم از خود بپرسیم " چرا گرسنه ایم؟!" آیا نداریم و گرسنه ایم؟ یا داریم و به علت  ضعف مدیریت نمی توانیم امكانات بالقوه زمین را بالفعل در آوریم ؟ و حتی آن مقداری را هم كه بالفعل درمی آوریم نمی توانیم (یا نمی خواهیم!!) آن ها را عادلانه توزیع كنیم؟!

آمارها به ما می گویند:

زمین ، امكانات بالقوه ۱۲ میلیارد نفر را در خود دارد ، ولی مسئله گرسنگی و سوء تغذیه همچنان یكی از مشكلات حاد جامعه است. 

آمار گرسنگان جهان به بیش از یک میلیارد نفر رسیده است.

با وجود این که بین سال های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۶ از شمار گرسنگان جهان کاسته شد، اما در سال های اخیر بار دیگر به تدریج بر تعداد آن ها افزوده شده است، به طوری که تازه ترین آمار به دست آمده در سال جاری نشان می دهد که بیش از یک میلیارد انسان گرسنه در جهان وجود دارد.

در گزارش شاخص جهانی گرسنگی نوشته شده است که در بیست و نه کشور جهان که اکثرا از آفریقای سیاه و جنوب آسیا هستند، گرسنگی به میزان هشدار دهنده ای رسیده است.

بحران کمبود مواد غذایی و رکود اقتصادی جهان در افزایش میزان گرسنگی در جهان تاثیر داشته است. 

براساس استاندارد سازمان خوار و بار سازمان ملل متحد، گرسنگی به مصرف روزانه كمتر از ۱۸۰۰كالری تعریف شده است. این میزان کالری برای سلامت بدن و توانایی کار انسان ها ضروری است.

از دیگر معیارهای در نظرگرفته شده میزان مرگ و میر در بین کودکان کمتر از پنج سال و پایین بودن وزن کودکان در اثر گرسنگی است و بیشترین خطر در کمین کودکان زیر دو سال است؛ زیرا سوء تغذیه در این سن شدیدا بر رشد ذهنی و جسمی کودک اثر می گذارد و آسیب های جبران ناپذیری بر جای می گذارد که آثار آن تا پایان عمر باقی می ماند.

نویسندگان تازه ترین گزارش شاخص جهانی گرسنگی به این موضوع اشاره می کنند که بهبود تغذیه کودکان در جهان بیشترین تاثیر را بر کاهش میزان گرسنگی در جهان خواهد داشت و چنین پیش بینی می کنند که با بهبود وضع سلامت و بهداشت کودکان و زنان در دوران بارداری و شیردهی می توان سوء تغذیه در بین کودکان را تا سه درصد در سطح جهان کاهش داد.

کاهش شمار گرسنگان جهان تاثیر قابل توجهی بر پیشرفت، تولید و وضع اقتصادی کشورهای جهان خواهد داشت.

آیا ما مردم جهان سوم با تکیه بر منابع فرهنگی ، دینی ، اجتماعی ، نیروی انسانی و منابع طبیعی خود و با اعمال مدیریت بهتر و بهره گیری از همه ظرفیت های موجود نمی توانیم شکاف طبقاتی مردم جهان را پر کنیم؟!

این نابسامانی ها و اختلافات و شكاف های موحش طبقاتی حاكم بر جهان نه ناشی از كمبود نعمت ها در زمین كه نشانه ضعف یا سوء مدیریت بر زمان است.

اگر ما با اعمال مدیریتی خردمندانه بتوانیم یك درصد بر میزان بهره‌وری در كشور بیفزاییم ، در آن صورت خواهیم توانست ۲۵۰۰ میلیارد تومان به درآمد كشور اضافه كنیم و اگر بخواهیم این ۲۵۰۰ میلیارد تومان را از طریق سرمایه‌ گذاری به‌دست آوریم ،باید ۲۵ هزار میلیارد تومان سرمایه‌ گذاری جدید انجام دهیم .
 

سه سال پیش ما در راستای گسترش فرهنگ مدیریت در بین مخاطبان دانشگاهی فصلی گشودیم در عرصه مجازی با ایده و آرمان فرهنگ سازی. در این مدت صدها مقاله ، مطلب ، سروده و حكایت كوتاه و بلند از نویسندگان پژوهشگر و استادان صاحب نظر در این روزنه روشن و پنجره سخن نشر دادیم.

اكنون در آستانه چهارمین سال انتشار این نشریه بر آنیم تا با اعمال تغییراتی مطلوب و تحولاتی خوب گام هایی تازه در راه نیل به اهداف متعالی و آرمان های عالی برداریم.

اكنون نیز چون همیشه پویش هر گام و كنش هر اقدام در گروی همكاری فكری و فرهنگی شما مخاطبان دانشور و فرزانگان پژوهشگر است. راهنمایی های ارزنده و نقدهای سازنده شما می تواند در همه مراحل سخت، دست ما را بگیرد و ما را راه نماید.

 

 

                                                        در کسب رضای حق موفق باشید

                                                          دکتر غلام حسین حیدری

                                                           مدیر مسئول نشریه الکترونیکی کشکول مدیریت

                                                       و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

  مدیریت علوی             

شرایط کارگزاران از دیدگاه نهج البلاغه

پدید آورنده : علیرضا انصاری

 

برای تبیین صفات و ویژگی های کارگزاران در نهج البلاغه، لازم است مختصری در باره حکومت از منظر علی(ع) بحث شود، به دلیل اینکه اوصاف کارگزارانی که علی(ع) مطرح کرده در راستای حکومتی است که مورد قبول آن حضرت است. جهت رعایت اختصار در مقاله حاضر به دو محور زیر بسنده می شود:

 

الف: ضرورت حکومت

جای تردید نیست که نقش حکومت در برقراری نظم، حفظ امنیت، احقاق حق و اجرای قوانین و ... (1) یک نقش بنیادی است. بر اساس نقش حکومت در تحقق اهداف فوق است که جامعه بشری در هیچ مقطع زمانی خالی از حکومت نبوده است. بشر در همان عصر حجر هم شبیه حکومت را تشکیل داده است. عقل و فطرت (2) نیز به این ضرورت حکم می کنند. دانشمندان جهان مانند افلاطون (3) ، ارسطو (4) ، منتسکیو (5) و ... به ضرورت حکومت حکم کرده اند. دانشمندان اسلامی همانند شیخ طوسی (6) ، علامه حلی (7) ، ابوالحسن ماوردی (8) ، امام خمینی (9) و ... بر ضرورت حکومت اتفاق دارند.

چنانکه ابن حزم اندلسی در خصوص ضرورت حکومت ادعای اجماع کرده است.. (10)

نگرش علی(ع) در باره ضرورت حکومت با دیدگاه عقلا در خصوص ضرورت حکومت هماهنگ است. با توجه به فطری و عقلی بودن حکومت حضرت در قبال فکر آنارشیسم که به وسیله خوارج ترویج می شد و می گفتند: لا حکم الا الله (11) ; به ضرورت عنصر حکومت حکم کرده فرمود: ... کلمة حق یراد بها الباطل، نعم انه لا حکم الا الله، ولکن هولآء یقولون لا امرة الا الله، و انه لابد للناس من امیر بر او فاجر ... (12)

همچنین آن حضرت فرمود: الامام الجائر خیر من الفتنة (13) : وال غشوم خیر من فتنة تدوم (14) پیشوای ظالم بهتر از هرج و مرج است.

 

ب - ارزش حکومت

در حوزه فرهنگ سیاسی امام علی(ع) حکومت با لذات هدف نیست; بلکه ابزار و وسیله ای است، برای اجرای قوانین الهی، برقراری عدالت اجتماعی و احقاق حق. چنانکه علی(ع) به آن تصریح کرده است. (15) حکومت به این معنا است که علی(ع) و بارها از آن دفاع می کرد که این حق به صاحب اصلی آن برگردد. (17) علی(ع) از این قسم حکومت به عنوان امانت الهی یاد کرده است. چنانکه آن حضرت خطاب به عامل آذربایجان فرمود: ... و ان عملک لیس لک بطعمة و لکنه فی عنقک امانة... (18) نگرش امام علی(ع) در خصوص حکومت بدین معنا ریشه قرآنی دارد که در قرآن نیز از حکومت به عنوان امانت یاد شده است: ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل ... (19)

از دیدگاه علی(ع) حکومت بدین معنا پدیده ارزشمندی است. اما حکومت به معنای ریاست طلبی که بنی امیه و بنی عباس و همه حاکمان جائر از آن به عنوان وسیله عیاشی و رقابتهای سیاسی بهره می گرفته و می گیرند; و در راه رسیدن به آن از هیچ جنایتی دریغ نمی کردند، از دیدگاه علی(ع) فاقد ارزش بوده و به اندازه بند یک کفش ارزش ندارد. (20) برخی تصور کرده اند که علی(ع) نسبت به حکومت ارزش قایل نبوده است. در جواب این تصور باید گفت: حکومت به معنای ریاست طلبی است که از منظر علی(ع) فاقد ارزش است. از این رو است که پیامبر اسلام(ص) مردم را علیه حاکمان جائر که حکومت غیر قانونی تشکیل داده و از حکومت سوء استفاده می کنند، دعوت به قیام کرد. (21)

همان طوری که ملاحظه شد: از دیدگاه علی(ع) حکومت امانت است. از این رو این امانت الهی باید به کارگزارانی سپرده شود که واجد ویژگیها و اوصافی باشند که علی(ع) خود به آن اشاره کرده است. در اینجا جهت رعایت اختصار به برخی از این ویژگیها و صفات اشاره می شود:

 

1- خودسازی

از دیدگاه اسلام خودسازی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چنانکه در قرآن یکی از اهداف بعثت پیامبر اسلام خودسازی بیان شده است. (22) در آیات (23) و روایات (24) نیز به این عنصر توجه خاص شده است. چنانچه پیامبر اسلام(ص) از جهاد با نفس به عنوان جهاد اکبر یاد کرده است. (25)

خودسازی برای همه انسانها لازم است; ولکن برای کارگزاران; وجود چنین صفتی ضروری بوده و اهمیت خاص دارد. به دلیل اینکه مدیران با جان، مال و آبروی مردم ارتباط داشته و نقش بنیادی در اصلاح و فساد جامعه دارند. چنانکه پیامبر اسلام(ص) در خصوص نقش فقهاء و حاکمان در اصلاح و فساد امت فرمود: صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی، و اذا فسد فسدت امتی، قیل: و من هما؟ قال: الفقهاء و الامراء. (26)

علی(ع) نیز با پیروی از رسول اکرم(ص) اصلاح جامعه و امت را منوط به اصلاح حاکمان و کارگزاران می داند. چنان که آن حضرت فرمود: فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاة .... (27) همچنان آن حضرت یکی از وظایف کارگزاران را اصلاح جامعه بیان کرده است. (28) طبیعی است که مدیران و کارگزارانی می توانند به اصلاح جامعه بپردازند که خود قبلا به خودسازی پرداخته باشند. از این رو علی(ع) فرمود که رهبر امت اسلامی قبل از اصلاح دیگران خود را تزکیه نموده و با عمل دیگران را به اسلام دعوت کند. من نصب للناس اماما فعلیه ان یبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره ... (29) هر کس که می خواهد خود را در معرض رهبری مردم قرار دهد، باید پیش از آموزش دیگران به تعلیم خویش بپردازد. علی(ع) خود چنین بود. چنانچه آن حضرت فرمود: ای مردم! به خدا قسم من هیچگاه شما را به فرمانبری خدا دعوت نکرده ام مگر آنکه در عمل کردن به آن فرمان بر شما پیشی گرفته ام. همچنین از چیزی منع نکرده ام، جز آنکه پیش از شما خودم از آن دوری جسته ام ... (30)

با توجه به اهمیت خودسازی کارگزاران است که علی(ع) مالک اشتر را به رعایت تقوا، گزینش اطاعت خدا، پیروی از آنچه در قرآن و سنت آمده، جهاد با نفس، تملک نفس و کنترل شهوت، دعوت می کند. چنانکه آن حضرت خطاب به مالک اشتر فرمود:

امره بتقوی الله، و ایثار اطاعته و اتباع ما امر به فی کتابه ... و امره ان یکسر نفسه من الشهوات و یزعها عند الحجمات فان النفس امارة بالسوء الا ما رحم الله ... فاملک هواک ... (31)

توصیه مقام معظم رهبری به اعضای دولت جناب آقای خاتمی در خصوص برقراری ارتباط ویژه با خداوند، در حقیقت توجه به لزوم خودسازی دولتمردان است. کسانی که به قدرت می رسند در معرض آسیبهای بیشتری قرار می گیرند و قدرت فسادآور است; مگر برای انسانهای خودساخته و آراسته به تقوا که به تعبیر علی(ع) تقوا سپری است برای حفط انسان از آسیبها و لغزش ها (32)

 

2- ساده زیستی

یکی از ویژگی های مهم کارگزاران نظام اسلامی ساده زیستی است. ساده زیستی و دوری از تجمل گرایی یکی از ارزش های پذیرفته مکتب انبیاء است. از این رو رهبران الهی ساده زندگی می کردند و دیگران را نیز به این عنصر دعوت می کردند.

بی تردید برای کارگزاران رعایت ساده زیستی از دو جهت اهمیت دارد: اول: آنکه آنان پاسداران ارزشهای اسلامی هستند. از این رو باید الگو باشند. دوم: ساده زیستی آنان موجب می شود که کارگزاران با فقر و درد محرومان و فقیران جامعه بیشتر آشنا شده و سیاست هایی را در رفع مشکلات آنها و فقرزدایی اتخاذ نمایند. کارگزارانی که طعم تلخ فقر را نچشیده اند، نمی توانند درد فقیران و محرومان را درک کنند. از این رو است که علی(ع) فلسفه زهد و ساده زیستی حاکمان اسلامی را همدردی با فقیران و محرومان بیان می کند: ان الله فرض علی ائمة العدل ان یقدروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیع بالفقیر فقره (33) خداوند بر حاکمان عادل واجب کرده است که زندگانی خویش را در سطح مردم فقیر قرار دهند. تا رنج فقر، مستمندان را ناراحت نکند.

امام راحل با پیروی از امام علی(ع) فرمود: رئیس جمهور و وکلای مجلس از طبقه ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند نه از سرمایه داران و زمینخواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی توانند بفهمند. (34)

با توجه به اهمیت ساده زیستی است که علی(ع) عثمان بن حنیف استاندار بصره را به خاطر شرکت او در مجلسی که فقیران حضور ندارند و از غذاهای رنگارنگ استفاده شده، مزمت کرده چنین می فرماید: ... امام و رهبر شما از دنیا به جامه و از غذا به دو قرص نان اکتفا کرده است. اگر بخواهم می توانم غذای خویش را از عسل مصفی و مغز گندم و لباس خویش را از ابریشم قرار دهم ...

چگونه ممکن است هوای نفس بر من غلبه کند و مرا به سوی انتخاب بهترین خوراک ها بکشاند در صورتی که شاید در حجاز یا یمامه افرادی باشند که امید همین یک قرص نان را هم ندارند و دیرزمانی است که شکمشان سیر نشده است; آیا سزاوار است شب را با سیری صبح کنم در صورتی که در اطرافم شکمهای گرسنه و جگرهای سوزان قرار دارد؟ ... (35)

بی تردید یکی از وظایف مهم رئیس دولت نظارت بر اعمال کارگزاران است. چنانچه از نامه علی(ع) به عثمان بن حنیف استفاده می شود که آن حضرت بر اعمال و رفتار عثمان کاملا نظارت داشته است. در شان نظام اسلامی نیست که خدای نکرده برخی از کارگزاران طوری زندگی و رفتار کنند که محبوبیت خویش را از دست داده و موجب فراهم شدن ثروتهای بادآورده شود. بی تردید یکی از علل محبوبیت شهیدان رجایی و باهنر در جامعه ما همانا ساده زیستی آنها است; که ساده زیستی آنها امروزه به عنوان یک فرهنگ در جامعه اسلامی ایران مطرح است.

 

3- رابطه با مردم

در ساختار حکومت اسلامی نقش مردم یک نقش بنیادی و کلیدی است. در فرهنگ شیعه گزینش رهبری امت اسلامی با انتخاب مردم و در چارچوب شرایط الهی است و مشارکت و حضور مردم در حکومت نادیده گرفته نشده است. از این رو علی(ع) در هنگام به خلافت رسیدن، از مردم بیعت گرفت. (37) بی تردید یکی از علل بیعت گرفتن همانا مردمی بودن حکومت است. اگر حکومت را به یک کبوتری تشبیه کنیم که به سوی هدف نهایی پرواز می کند، بی تردید یک بال او مردم است. حکومت بدون مشارکت مردم همانند کبوتر بال شکسته است که به هدف نمی رسد. نقش مشارکت مردم ایران در حفظ نظام جمهوری اسلامی، شاهد بر مدعا است.

یکی از ویژگی های مهم کارگزاران، مردمی بودن آنان است. اگر کارگزاری پایگاه مردمی بودن خود را از دست داد، بی تردید در ایفای مسؤولیت خود موفق نیست. پایگاه مردمی در صورتی به وجود می آید که کارگزاران خود را تافته جدا بافته تلقی نکرده و از مردم باشند و در میان مردم. اگر کارگزاران در میان مردم نباشند و حقایق و مشکلات مردم را از زبان آنان نشوند; چطور می توانند، سیاستهای معقول و منطقی برای رفع مشکلات آنان اتخاذ کنند؟ مسؤولانی که در اتاقهای در بسته به فعالیتهای خود بپردازند، و از دیدگاهها و خواست های مردم فاصله گرفته و مردم مدت ها انتظار بکشند که موفق به دیدار آنان شوند; هیچ گاه موفق نخواهند بود. و همین عدم ارتباط کارگزاران با مردم موجب می شود که مردم در شناخت حقایق دچار اشتباه شوند.

با توجه به اهمیت رابطه کارگزاران با مردم و پایگاه مردمی بودن و آثار مفید آن است که علی(ع) خطاب به مالک اشتر می فرماید: ... و اجعل لذوی الحاجات منک قسما تفرغ لهم فیه شخصک، و تجلس لهم مجلسا عاما فتتواضع فیه لله الذی خلقک و تقعد عنهم جندک و اعوانک من احراسک و شرطک. حتی یکلمک متکلمهم غیر متتعتع ... (38) و برای حاجتمندان بخشی از اوقات خود را اختصاص ده و با آنان در مجمع عمومی بنشین، و برای خداوندی که تو را آفریده خضوع کن، و سپاهیان و پاسداران را از جمع آنان دور گردان تا آنها بدون پروا و هراس با تو صحبت کنند... (39) همچنین آن حضرت در همان نامه فرمود: ... مبادا مدت طولانی از مردم فاصله بگیری، زیرا احتجاب حکام از مردم خود نوعی تنگنا و باعث بی اطلاعی از حقایق است و باعث بی اطلاعی مردم از واقعیت جریان کارها می شود، و این عدم آگاهی موجب تلبیس حق و باطل ... می گردد. حاکم، انسانی بیش نیست و حقایق را بدون ارتباط و مشاهده نمی تواند درک کند و واقعیت ها که نشانه های مخصوص روی آنها نصب نشده است که راست و دروغ و صحت و سقم آنها را مشخص کند. تو با اینکه مرد عمل به حق هستی و از اعطای حق دریغ نداری در این صورت پس چرا از مردم فاصله می گیری ... در این صورت مردم به سرعت از تو ناامید می شوند ... (40)

 

4- سعه صدر

یکی از ویژگی ها و صفات مهم کارگزاران سعه صدر است سعه صدر که به معنای با حوصلگی، گشادگی نظر و همت بلند به کار می رود، از صفات ضروری کارگزاران است. در فرهنگ اسلام نیز به آن توجه شده است. چنانکه در قرآن در باره رسول اکرم(ص) می خوانیم: الم نشرح لک صدرک (41) و همچنین از زبان حضرت موسی در قرآن آمده است: رب اشرح لی صدری و یسرلی امری ... (42) سعه صدر و توجه به دیدگاهها و انتقاد مخالفان رمز موفقیت یک کارگزار است. کارگزاران نباید در مقابل انتقاد مخالفان تحمل خود را از دست داده، عجولانه قضاوت کرده، آنان را سرکوب کنند، بلکه با سعه صدر به انتقاد آنان توجه کرده و حقایق را قبول کنند، که روح انتقادپذیری صفتی پسندیده است. همچنین باید کارگزاران در قبال خواستهای مشروع مردم و رسیدگی به مشکلات آنان پرحوصله بوده و همت بلند داشته باشند. از این رو است که از دیدگاه نهج البلاغه رمزموفقیت کارگزاران سعه صدر بیان شده است: آلة الریاسة سعة الصدر (43) وسیله حکمرانی سعه صدر است.

علی(ع) خطاب به مالک اشتر در خصوص رعایت صفت سعه صدر فرمود: ... ثم احتمل الخرق منهم و العی غ و نح الضیق و الانف ... (44) آنگاه از آنان (مردم) خشونت و ناتوانی در سخن را تحمل کن و کم حوصلگی و بی اعتنایی را واگذار.

 

پی نوشتها:

1- ر.ک: نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 131، ص 407.

2- ر.ک: کتاب مرجعیت و روحانیت، مقاله علامه طباطبایی.

3- جمهوری، اثر افلاطون.

4- سیاست، اثر ارسطو.

5- روح القوانین.

6- ر.ک: تلخیص الشافی 1:55.

7- ر.ک: الفین:67.

8- ر.ک: الاحکام السلطانیة: 5.

9- ر.ک: ولایت فقیه; کتاب البیع، ج 2.

10- ر.ک: الفصل فی الملل و الاهوا و النحل 4:87.

11- نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 40.

12- نهج البلاغه فیض، خطبه 40; نهج البلاغه عبده، حطبه 40.

13- شرح نهج البلاغه، ابن میثم، ج 2، ص 103.

14- ر.ک: غرور و درر6:236.

15- ر.ک: نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 131 و 40.

16- ر.ک: تاریخ طبری 4: 234; نهج البلاغه، خطبه 2 و171.

17- ر.ک: نهج البلاغه فیض، خطبه 171.

18- نهج البلاغه، نامه 5; ر.ک: سیری در نهج البلاغه، ص 131.

19- نساء: 58.

20- نهج البلاغه فیض، خطبه 33، ص 11.

21- تاریخ طبری 4: 304.

22- جمعه: 2.

23- ر.ک: شمس: 8; جمعه: 2; بقره: 212; عنکبوت:6; فجر:27 - 30; القیامة: 2.

24- ر.ک: سفینة البحار 2: 728; بحار67 از ص 64 به بعد، چاپ بیروت.

25- ر.ک: بحار67: 65; امالی صدوق:279; معانی الاخبار:160.

26- بحار 2:49.

27- نهج البلاغه، خطبه 214; ر.ک: سیری در نهج البلاغه:107.

28- ر.ک: نهج البلاغه آغاز نامه 53.

29- نهج البلاغه، حکمت 70.

30- نهج البلاغه صبحی الصالح: 250.

31- نهج البلاغه، آغازنامه 35; بحار 74; 240.

32- ر.ک: نهج البلاغه، صبحی الصالح، خطبه 23.

33- نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 209.

34- صحیفه نور، 21; 190.

35- نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 45. قسمت از این ترجمه از کتاب سیری در نهج البلاغه اخذ شده است.

36- ر.ک: تفسیر الدر المنثور7:517; سنن نسائی،7: 38; نور ثقلین 5:307.

37- ر.ک: انساب الاشراف 3:7; اسد الغابة 4: 12; کامل ابن اثیر3: 190.

38- نهج البلاغه، نامه 53; بحار 74: 285.

39- همان.

40- نهج البلاغه، نامه 53.

41- انشراح: 1.

42- طه، 25.

43- نهج البلاغه صبحی صالح، حکمت 176.

44- نهج البلاغه، نامه 53.

 

منبع : www.hawzah.net

 

  جمله مديريتی              

انتصاب کارگزاران، بدون آزمودن

 

كارگزارانت را بیازما و سپس بكار گمار، چرا كه انتصاب بدون مشورت و آزمایش موجب پشیمانی خواهد بود.      

  حضرت علی ) ع)  

 

  حدیث مديريتی             

سه اصل در موفقیت در کارها

امام جواد عليه ‏السلام فرمودند :

ثلاث من کن فیه لم یندم: ترک العجلة، و المشورة، و التوکل علی الله عند العزم   

سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند، پشمیان نگردد:

1- اجتناب از عجله

2- مشورت کردن

3- و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری.

(مسند الامام الجواد ، ص 247)

 

  طنز مديريتی              

چند تجربه ناب از یک كارمند نمونه

 

یکی از دوستان ما روی دست آقای "برایان تریسی" زده و 12 تجربه ناب برای موفق شدن در سازمان را کشف کرده که در این مقال از نظر خواهید گذراند.

در صورتی که کارمند  هستید، حتما از این تجربیات ناب در محیط کارتان استفاده کنید:

1. در یک سیستم اداری؛ سعی کنید "لال بودن" را تمرین کنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.

2. در یک سیستم اداری؛ هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید، چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.

3. در یک سیستم اداری؛ اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، چون قطعا نفر بعدی او دارای 43 ایراد خواهد بود!

4. در یک سیستم اداری؛ می توانید با کارهای کم و کوچک، محبوبیت فراوانی به دست آورید، فقط کافی است "زبان" خود را تقویت کنید!

5. در یک سیستم اداری؛ هر چه بیشتر کار کنید، این مفهوم را خواهید رساند که بیشتر از این نیز جا دارد تا کار کنید.

6. در یک سیستم اداری؛ با اشکالات سازمان تان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید، درغیر این صورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشکل، خود شما خواهید بود!

7. در یک سیستم اداری؛ اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید، در غیر اینصورت بجای یک مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند کرد.

8. در یک سیستم اداری؛ با انجام کارهای مختلف و فعالیت های به موقع، میزان کارکرد شما تشخیص داده نمی شود، بلکه برای این کار راه های ساده تری هم هست. مثلا فقط کافیست همیشه میز کارتان را با کاغذ های مختلف پر کنید.

9. در یک سیستم اداری؛ هیچگاه اضافه بر کارهای معمول، کار اضافه ای انجام ندهید، در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.

10. در یک سیستم اداری؛ همیشه حرف ها (فرمایشات) مدیرتان را تایید کنید، حتی اگر از نظر او "ماست، سیاه باشد!"

11. در یک سیستم اداری؛ تنها کاری که واجب است سریع انجام دهید، کاری است که مدیر شما شخصا از شما خواسته است.

12. در یک سیستم اداری؛ آسه برو، آسه بیا، که گربه شاخت نزنه؛ مگر اینکه با گربه نسبتی داشته باشید!

 

منبع : www.daneshnamah.com

 

  حکايت مديريتی            

امام هادی در مجلس بی ‌ادبان و هتاکان

 

به متوکل عباسی خبر دادند که در منزل امام هادی، اسلحه و نوشته‌ها و اشیای دیگری است که از شیعیانش در قم به او رسیده و امام عزم شورش بر ضد حکومت دارد. متوکل گروهی را به منزل آن حضرت فرستاد. شبانه به خانه امام هجوم آوردند ولی چیزی پیدا نکردند. آنگاه امام را در اطاقی تنها دیدند در حالی که در را بر روی خود بسته، لباسی پشمینه بر تن کرده، روپوشی بر سر انداخته و بر زمینی مفروش از شن و ماسه نشسته و به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است.

امام را در همان حال نزد متوکل بردند و گفتند: در خانه‌اش چیزی نیافتیم و او را رو به قبله دیدیم که قرآن می‌خواند.

متوکل چون امام را دید، عظمت و هیبت امام او را فرا گرفت و بی‌اختیار به حضرت احترام گذاشت و ایشان را در کنار خود نشاند. جام شرابی را که در دست داشت، به آن حضرت تعارف کرد!

امام عذر خواست و گفت: گوشت و خون من با چنین چیزی آمیخته نشده است، مرا معاف دار. متوکل منصرف شد و گفت: شعری بخوان!

امام گفت: شعر چندانی از بر نیستم.

متوکل اصرار کرد و گفت: باید بخوانی!

 

امام این اشعار را خواند:

 

* زمامداران جهانخوار و مقتدر، بر بلندای کوه ها شب را به سحر آوردند، در حالی که مردان نیرومندی از آنان پاسداری می ‌‌کردند، ولی آن قله کوه ها برایشان سودی نداشت و نتوانست آنها را از مرگ برهاند.

* آنان بعد از مدتها عزت از جایگاه‌های امن پایین کشیده شدند و در گورها جای گرفتند؛ چه اقامتگاه و آرامگاه بد و ناپسندی!

* پس از آن که در قبرهای خود قرار گرفتند، فریادگری بانگ زد: کجا رفت آن دستبندها، تاج‌ها، و لباس‌های فاخر؟

* کجاست آن چهره‌های در ناز و نعمت پرورش یافته که به احترامشان پرده‌ها می ‌آویختند؟ (بارگاه و پرده و دربان داشتند؟)

* گور به جای آنها جواب می‌دهد: اکنون کرم ها بر سر خوردن آن چهره‌ها با هم می ‌ستیزند!

* آنها مدت درازی در دنیا خوردند و آشامیدند ولی امروز پس از آن همه عیش و نوش، خودشان خوراک کرم‌ها و حشرات گور شده‌اند!

* چه بسیار کاخ‌ها ساختند تا آنها را از گزند روزگار حفظ کند، ولی سرانجام خانه‌ها و خانواده‌ها را ترک گفتند و به خانه گور شتافتند.

* چه اموال و ذخائری انبار کردند، ولی همه آنها را برای دشمنانشان بر جای گذاشتند.

* عاقبت خانه‌ها و کاخ‌های آباد آنها به ویرانه تبدیل شد و ساکنان آن به سوی گورهای تاریک شتافتند.

 

تأثیر کلام امام چنان بود که متوکل و حاضران مجلس به سختی گریستند

 

(مروج الذهب مسعودی، نورالابصار شبلنجی، تذکرةالخواص سبط ابن الجوزی، وفیات الاعیان ابن خلکان، مآثرالاناقة فی معالم الخلافه قلقشندی- سیره پیشوایان مهدی پیشوایی)

 

*****

این حکایت تنها یک نمونه از تلاش بیهوده‌ متوکل برای تخریب شخصیت امام نزد مردم بود. پیش از او، معاویه لعنت الله علیه، دستور لعن امیرالمومنین علی را بر منابر صادر کرده بود و پسرش یزید، با چوب خیزران بر لب و دندان و سر بریده‌ امام حسین کوبیده و به گمانش با به اسارت بردن اهل بیت امام، آنها را خار و حقیر کرده بود. اما امروز منفورترین آدم ها معاویه و یزید و مامون و متوکل و سایر دشمنان اهل بیتند. نه نام نیکی از آنها باقی مانده و نه یادی. پس بی‌ادب محروم ماند از لطف رب!

 

منبع : آهستان

 

  تکنیک های موفقیت         

10 توصيه ظريف و زيركانه برای دستيابی به موفقيت شغلی

مجله الکترنیکی کشکول مدیریت

 

 

موفقيت شغلی مترادف است با یک زندگی راحت؛ چه کسی است که این راحتی را نخواهد؟

موفقيت شغلی مترادف است با شأن اجتماعی داشتن؛ چه کسی است که این شأن را نخواهد؟

موفقيت شغلی مترادف است با تامین مالی؛ چه کسی است که آن را نخواهد؟

از موفقیت شغلی حرف می زنیم؛ موفقیتی که می تواند یکی از پایه های سلامت اجتماعی و سلامت روانی مان باشد. چگونه می توان به آن دست یافت؟

با عمل به توصیه های این نوشتار می توانید 10 قدم به موفقیت شغلی نزدیک تر شوید...

 

1- هیچ گاه مشکلات خودتان را مستقیما به مدیرتان انتقال ندهید.

سعی کنید در مورد راه حل ها از مدیرتان کمک بخواهید. با استراتژی و روابط از مدیرتان کمک بخواهید. هیچ گاه مشکلات را بدون بیان راه حل به مدیرتان انتقال ندهید. برای مثال، نگویید که: جستجوگری که به تازگی راه اندازی کرده ایم قابل کنترل نیست و بخش پشتیبانی تعداد زیادی تلفن از طرف مردم داشته است. چه کار باید بکنیم؟ به جای ارائه چنین گزارشی، بهتر است بگویید: گروه ما در حال بررسی مشکل است. ما با کاربران مستقیما صحبت کرده ایم تا محدوده مشکل را مشخص کنیم. ما به کمک شما برای ارتباط با مدیریت بخش پشتیبانی احتیاج داریم ولی اجازه بدهید ما روی این مشکل کار کنیم و ببینیم آیا می شود سریعا حل اش کنیم؟

 

2- اطلاعات کاری تان را روی دیوار اتاق کارتان نصب کنید.

از اطلاعات خام استفاده کنید. این یک راه زیرکانه و کارآمد است تا به وسیله آن با همکاران تان و مدیرتان ارتباط برقرار کنید و نشان بدهید که در پروژه های تان جدی هستید. به این طریق، شما خدمات و برنامه های تان را (برای هر کسی که به اتاق تان بیاید) بدون آنکه از کارهای تان بگویید به نمایش می گذارید.

 

3- وقتی اعضای گروه تان اشتباهی مرتکب می شوند، بپرید اول صف و مسوولیت را بر عهده بگیرید.

همیشه اشتباهاتی اتفاق می افتد. دنبال فرصت ها بگردید و مسوولیت پذیری خودتان را نشان بدهید. مسوولیت اشتباهاتی که در گروه تان افتاده را بر عهده بگیرید؛ حتی اگر آن اشتباه مستقیما به شما ربطی نداشته باشد. مدیرتان را ملاقات کنید و مسوولیت کامل کار را بر عهده بگیرید. ملاقات با مدیرتان را بسیار کوتاه ترتیب دهید. لزومی به معذرت خواهی نیست. به جای آن، می توانید قاطعانه از کلمات زیر استفاده کنید: من مسوولیت این افتضاح را بر عهده می گیرم. قسمت اصلی این شکست در بخش من اتفاق افتاده است... من باید پیامد آن کار را می فهمیدم... من درست اش خواهم کرد. یا بهتر است بگویید: همه انگشت ها گروه پشتیبانی را نشانه رفته اند به خاطر این اشتباه. ولی در اصل اشتباه از من بوده است. من باید این پیامد را پیش بینی می کردم و زودتر با گروه پشتیبانی ارتباط برقرار می کردم.

 

4- همه پروژه هایی که پیش نمی روند یا به حاشیه رفته اند را کنار بگذارید.

سعی کنید حرکت رو به جلو و مثبتی در همه پروژه های تان داشته باشید ولی باید صادق باشید. همواره کارتان را ارزیابی کنید. اگر هیچ پیشرفتی حاصل نکرده اید سعی کنید موانع را رد کنید و یک تغییر اساسی در استراتژی تان بدهید. اگر پروژه ای را رهبری می کنید که به نتیجه ای نمی رسد، شهامت کنار گذاشتن اش را داشته باشید. همکاران و مدیرتان به خاطر صداقت و مسوولیت پذیری تان شما را تحسین خواهند کرد. برای مثال: باید بگویم که این پروژه من است و به نتیجه نمی رسد. اشتباه از من بوده. بیایید آن را تمام کنیم و سراغ پروژه بهتری برویم.

 

5- از قدرت چوب شور برای ایجاد دوستی ها و تحت تاثیر قرار دادن همکاران استفاده کنید!

یکی از بهترین راه های مورد توجه قرار گرفتن در شرکت های بزرگ این است که همکاران تان را با غذا یا تنقلات سورپرایز کنید؛ مثلا هر بعدازظهر یک بسته چوب شور را از کمدتان بیرون بیاورید و همکاران و مدیرتان را برای داشتن استراحتی کوتاه و خوردن چوب شور دعوت کنید. قدرت بزرگ این کار کوچک را دست کم نگیرید!

 

6- کامپیوترهای مدیران و بالاسری های تان را درست کنید یا به آنها آموزش دهید.

گروه ارشد شما در سازمان تان ممکن است از لحاظ مهارت های کامپیوتری ضعیف باشند و ممکن است آنها مایل نباشند که همواره از گروه پشتیبانی درخواست کمک بخواهند. راهی پیدا کنید تا گروه پیشتیبانی شخصی رییس و بالادستی های خود بشوید. مهم نیست که این کار شما نیست ولی با این کار فرصت های طلایی برای اتصال به بالادستی های خود خواهید ساخت.

 

7- فعالانه و به طور جدی اعتماد دیگران را جلب و از آنها تشکر کنید.

وقتی یک پروژه تمام می شود، به تمامی دست اندرکاران (که شامل مدیران بالایی هم می شود) ایمیل بزنید و اعلام کنید که پروژه کاملا با موفقیت تمام شده و آشکارا از همه آنها تشکر کنید. این یک شیوه مفید است برای اینکه مدیریت به شما به چشم یک رهبر نگاه کند. در آخر سال، وقتی همه در حال گزارش کردن عملکرد گروه هایشان هستند به گروه هایی که با شما همکاری کرده اند نیز فکر کنید و برای آنها ایمیلی بفرستید و نشان بدهید ارزش کار آنها را می دانید و بگویید که انجام شدن پروژه تان به دلیل همکاری آنها نیز بوده است و دوست دارید که در سال آینده نیز از کمک های آنها استفاده کنید.

8- برای انتقال دادن خبرهای بد و جلوگیری از افرادی که سد راه پروژه تان شده اند، ملاقات حضوری ترتیب دهید یا شخصا با تلفن تماس بگیرید.

هیچ وقت برای انتقال دادن نظرات مخالف یا خبرهای بد از ایمیل یا چت استفاده نکنید و حتما یا تلفن کنید یا حضوری آن را بیان کنید. اگر ایمیلی دریافت کردید که حاوی نظر مخالف و منفی بود یا اگر ایمیلی به شما رسید که نظرات مخالفان شما در آن کپی شده بود، هرگز از پاسخ به همه استفاده نکنید و این مجادله ایمیلی را تمام کنید. با شخص مورد نظر مستقیما تماس بگیرید. تعجب خواهید کرد که چه قدر سریع با تماس مستقیم می توانید اشخاص را آرام کنید و به مجادله پایان بدهید. اگر شما همکاری مورد نیازتان را در یک پروژه دریافت نکردید، با شخص کلیدی تماس بگیرید و بگویید: من می دانم که شما خیلی گرفتار هستید ولی گروه شما از منابع اصلی پروژه است. ما به کمک شما احتیاج داریم. ایمیل یک کانال مناسب برای انتقال دادن خبرهای خوب است زیرا به راحتی می توان خبر را به همه ارسال کرد.

 

9- از جلسه های طولانی پرهیز کنید.

با قوه ابتکارتان ملاقات های کوتاه مدت سازمان دهی کنید و پاسخ های کوتاه و صریح به ایمیل ها و تلفن های تان بدهید. هیچ چیز به اندازه جلسه های طولانی و کنفرانس تلفنی طولانی مدت انرژی تان را از بین نمی برد. اگر پاسخ سریع به ایمیل ها و تلفن های تان ندهید، مشکلات می توانند بزرگ شوند و شما به جلسه های طولانی مدت برای بحث در مورد مشکلات احضار خواهید شد. سعی کنید در پاسخ دادن سریع به ایمیل ها و تماس های تان فعال باشید و برای برقراری تماس بیشتر برای حل مشکلات ملاقات های مفید و کوتاه مدتی را سازماندهی کنید.

 

10- یک درجه بالاتر از بقیه همکاران تان لباس بپوشید.

این یک پیشنهاد ظریف و زیرکانه است. اصلا قرار نیست غیرمعمولی یا جدا از همکاران تان به نظر برسید، فقط کافی است کمی بهتر از آنها باشید. یک فروشگاه خوب پیدا کنید و به فروشنده بگویید که هر روز سر کار چه جور لباسی می پوشید و از او بخواهید پیشنهادهای بهتری برای خوش لباس بودن به شما ارائه کند. نه خیلی معمولی باشید، نه خیلی غیرمتعارف، فقط بهتر باشید، همین. این هزینه را بپردازید تا ببینید چقدر در پیشرفت شغلی تان موثر است.

 

منبع : انجمن ايران ويج

 

  نکات مدیریتی             

بزرگترين چالش هزاره‌ سوم - زمانی برای انديشيدن

مجله الکترنیکی کشکول مدیریت

 

تصمیم گیری های عبوسانه و سر در گریبان را کنار بگذارید و از خود بپرسید که توان خوب بودن  و خوب تر شدن شما چقدر است؟ همگی چطور؟

رابرت اسلات

مدیریت زمان، یک فرایند و ذهنیت است كه در زبان انگلیسی به آن پارادایم گویند. پارادایم از كلمه‌  یونانی "پارادیزو" به معنی كنترل زمان گرفته شده است. برای مدیریت بهتر زمان، قبل از هرچیز باید الگوی فكری و ذهنی خود را عوض كنیم. در این‌جا به سخنی از مولا اشاره می‌شود: مومن باید شبانه‌روز خود را به سه قسمت تقسیم كند: - زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار. - زمانی برای اشتغال و فعالیت و تأمین زندگی از راه حلال و مشروع. - زمانی برای استراحت و واداشتن نفس به لذات حلال و زیبایی‌های مطلوب و معقول و مشروع.

اگر شما از آن‌ دسته افرادی هستید كه همیشه می ‌گویند وقت من كم است و به كارهای خود نمی‌رسم، می‌توانید این روش‌ها را به‌كار ببرید. یا اگر از آن دسته افرادی هستید كه از زمان به‌طور بهینه استفاده می‌كنند، می‌توانید به بررسی كارهای خود و تطابق با این روش‌ها بپردازید و استفاده از زمان خود و سازمانتان را بهینه‌تر كنید.

1- محدودیت‌هایتان را بسنجید و قاطعانه نه بگویید. محدودیت یعنی اینكه فرد، مسئولیت زمان و فضا و در عین حال احساساتش را در نظر بگیرد. محدودیت‌ها به ما می‌گویند تا چه اندازه مسئولیم و توان ما چه اندازه است و به دیگران نشان می‌دهد كه ما مایل به انجام یا پذیرش چه چیزی هستیم. شاید یكی از سخت‌ ترین كارها، مخصوصا برای ما ایرانی‌ها گفتن نه باشد كه برای تمرین و اجرای بهتر این‌ كار می‌توان راهبرد چهار مرحله‌ای زیر را در نظر گرفت و اجرا كرد.

1-1 صبر كنید. یعنی بلافاصله جواب ندهید و آن‌را به وقت دیگری واگذارید.
1-2 درخواست را با توجه به ارزش‌ها، اهداف، روش‌های كاری و زندگی خود تجزیه و تحلیل كنید.
1-3 با استفاده از افكار خود و درصورت نیاز مشاوران مطمئن خود، قاطعانه تصمیم بگیرید.
1-4 با لحنی مثبت و ملایم با توضیحات و دلایل كافی نه بگویید و در صورت عدم توانایی در گفتن، آن‌را بنویسید

2- اهداف كوتاه‌ مدت خود را تعیین و اولویت‌بندی كنید. در اولویت‌بندی می‌توانید از اصطلاحات زیر بهره ببرید.
2-1 كارهای مهم و فوری.
2-2 كارهای مهم و غیرفوری.
2-3 كارهای فوری و غیرمهم كه تأثیر زیادی روی اهداف شما ندارند ولی شما تحت فشارید كه الان آن‌ها را انجام دهید.
2-4 كارهای غیرفوری و غیرمهم، شما احساس می‌كنید دارید كاری انجام می‌دهید و معمولا زمانی اتفاق می‌افتد كه شما دارید از كارهای دیر اجتناب می‌كنید.
2-5 اتلاف وقت، كاری كه هیچ فایده‌ای ندارد یا نتیجه‌ای به بار نمی‌آورد و یا هیچ فشاری برای انجام آن نیست. اولویت‌بندی زمانی آسان می‌شود كه فرد، ارزش‌هایش را در ذهنش داشته باشد. خیلی از متخصصان معتقدند مقابله با استرس با ارزش‌گذاری آغاز می‌شود.

3- تفویض اختیار. زمانی كه سبك مدیریت مشاركتی، جوابی جامع به خواسته‌هایمان داده و در اكثر شركت‌ها و سازمان‌ها در حال اجرا است، برای مدیریت بهتر زمان، می‌توان افراد توانا را شناسایی و اهداف كارها را برایشان تشریح كرد، ابزار لازم را در اختیارشان گذارد و سپس از سر راهشان كنار رفت تا كارها را انجام دهند. ضمن این‌كه كنترل و هدایت برای كارهای اولیه لازم جلوه می‌كند.

4- در چارچوب توانایی‌های خود حركت كنید. هر انسانی با توجه به شرایط خود و محیطش، امكانات و ابزارها، فرهنگ خود و جامعه‌اش، دارای توانایی‌های محدود است كه فرد باید آن‌ها را شناسایی و در چارچوب آن حركت كند. هرچند كه باید توانایی‌های خود را روزبه‌روز گسترش دهد چرا كه تا زمانی كه بهتر ممكن است، خوب كافی نیست.

5- سازمان ‌دهی نامه‌ها و جواب دادن به تلفن‌ها. یكی از مواردی كه شخص باید دقت زیادی در انجام آن داشته باشد پاسخ به نامه‌ها و تلفن‌ها است كه اگر سازمان‌دهی نشوند، می‌تواند وقت زیادی از فرد تلف كند.

6- كارهای روزانه خود را برنامه‌ریزی و یادداشت كنید. این كار از استرس و آشفتگی فرد جلوگیری می‌كند و شخص، انرژی خود را برای به یادآوردن مسائل جزیی صرف نمی‌كند و تمركز خود را از دست نمی‌دهد.

7- جایی یا زمانی برای اتفاقات غیرمترقبه در نظر بگیرید.

8- یكی از موارد مهم، كنترل و برنامه‌ریزی جلسات است. فرد باید هدف و انتظاراتی را كه از جلسه دارد دقیقا بداند و رئوس مواردی را كه قرار است در جلسه بیان شود، یادداشت كند و هنگام بیان مطلب خود، جلسه را مدیریت كند.

9- یكی از مواردی كه مخصوصا برای مدیران لازم است نپذیرفتن میهمانان ناخوانده است، ضمن این‌كه باید در طول هفته زمانی مشخص را برای دیدار با افراد قرار دهند.

10- این جمله را هرگز بیان نكنید: من تا هر زمان كه طول بكشد این‌جا هستم. این ممكن است چندین ساعت طول بكشد در حالی كه می‌توانست در عرض چند دقیقه حل شود.

11- هرگز كارهای اداری را در منزل انجام ندهید. انجام دادن كارها در منزل نشان از ضعف شخص در برنامه‌ریزی و انجام كارها در موعد مقرر یا پذیرفتن كارهایی خارج از توانایی شخص است.

12- داشتن انعطاف لازم در مقابل شرایط، ضمن این‌كه نباید در مقابل نیروهای فشارزای قدرت‌گرا تسلیم شوید.

13- یكی دیگر از موارد مهم، انجام كارهای مهم‌تر در زمان‌های با كیفیت‌تر است.

14- داشتن سفرهای كوتاه‌مدت در طول سال و استفاده مؤثر و بهینه از سفرهای تفریحی هم‌چنین سفرهای كاری.

15- بالابردن مهارت خواندن، نوشتن و گوش دادن خود.

16- بالا بردن قدرت تجزیه و تحلیل خود.

 

منبع : www.pms.ir

 

  مقاله مدیریتی             

مديريت و رهبری با هوش هيجانی

مولف/مترجم:

مرضيه مختاری پور- دکترسيدعلی سيادت

چکیده:

رهبری یک سازمان برای انطباق با تغییرات و به منظور بقا و رشد در محیط های جدید، ویژگی های خاصی را می طلبد که عموماً مدیران برای پاسخ به آنها با مشکلات بسیاری مواجه می شوند. یکی از مهمترین خصیصه ها که می تواند به رهبران و مدیران در پاسخ به این تغییرات کمک کند، هوش هیجانی است. هوش هیجانی موضوعی است که سعی در تشریح و تفسیر جایگاه هیجان های و احساسات در توانمندی های انسانی دارد. مدیران برخوردار از هوش هیجانی، رهبران مؤثری هستند که اهداف را با حداکثر بهره وری ، رضایتمندی و تعهد کارکنان محقق می سازند. با توجه به اهمیت هوش هیجانی درمدیریت ،این مقاله به بررسی ابعاد هوش هیجانی درمدیریت، رشد وتوسعه رهبری درمحیط کار و روش آموزش هوش هیجانی درسازمان می ‌پردازد.

مقدمه
امروزه بسیاری ازسازمان ها دستخوش تغییرند وهرگونه تغییر نیازمند کارکنان ومدیرانی است که انطباق پذیر بوده وباتغییرها سازگار شوند. دراین میان تعامل اجتماعی به شیوه ای شایسته وثمربخش برای بیشتر مدیران و رهبران به عنوان عنصر کلیدی درمدیریت تغییرهای سازمانی اهمیت فزاینده ای دارد.
بررسیها نشان داده است که گوی رقابت آینده را مدیرانی خواهند برد که بتوانند به طور اثربخش ونتیجه بخش با منابع انسانی خودارتباط برقرارکنند.دراین زمینه هوش هیجانی (
EMOTIONAL INTELLIGENCE=EI) یکی ازمولفه هایی است که می تواند به میزان زیادی درروابط مدیران با اعضای سازمان نقش مهمی ایفا کندوبه گفته گلمن (1998)شرط حتمی واجتناب ناپذیر درسازمان به حساب می آید.اخیرا برخی ازدانشمندان نیز دریافته‌اند که هوش هیجانی بااهمیت تراز بهر ه هوشی (IQ) برای یک مدیر ورهبر است .
امروزه هوش هیجانی به عنوان نوعی هوش تبیین شده است که هم شامل درک دقیق هیجان های خود شخص وهم تعبیر دقیق حالات هیجانی دیگران است .هوش هیجانی ،فرد رااز نظرهیجانی ارزیابی می کند، به این معنی که فرد به چه میزانی ازهیجان ها واحساس های خود آگاهی دارد وچگونه آنها راکنترل واداره می کند. نکته قابل توجه درراستای هوش هیجانی این است که توانایی های هوش هیجانی ذاتی نیستند، آنها می توانند آموخته شوند .

 
ابعاد هوش هیجانی در مدیریت و رهبری
گلمن، بویاتزیس و ری (1999) نیز اجزای هوش هیجانی را به شرح زیربیان کرده اند:


1) خودآگاهی: خودآگاهی یا تشخیص احساس در همان زمان که در حال وقوع است، بخش مهم و کلیدی هوش هیجانی را تشکیل می دهد. توانایی کنترل و اداره لحظه به لحظه احساسها نشان از درک خویشتن و بصیرت روان شناسانه دارد. مدیران و رهبرانی که درجه ای بالا از خود آگاهی دارند، با خود و دیگران صادق هستند و می دانند که چگونه احساسهایشان بر آنها، سایر مردم و عملکرد شغلی‌شان تاثیر می گذارد. آنها با یک احساس قوی از خودآگاهی، با اعتماد به نفس و در استفاده از قابلیت هایشان کوشا هستند و می دانند چه وقت درخواست کمک کنند.
2) خودنظم دهی: کنترل و اداره احساسات مهارتی است که بر پایه خود آگاهی شکل می گیرد. مدیران ورهبران قادرند محیطی از اعتماد و انصاف خلق کنند. عامل خود نظم دهی به دلایل رقابتی بسیار مهم است، زیرا در محیطی که سازمانها مستهلک می شوند و فناوری کار با سرعتی گیج کننده تغییر شکل می یابد. فقط افرادی که بر هیجانهایشان تسلط یافته اند، قادر به انطباق با این تغییرها هستند.
3) انگیزش: هدایت احساسها در جهت هدف خاص برای تمرکز توجه و ایجاد انگیزه در خود بسیار مهم است. کنترل احساسها زمینه ساز هر نوع مهارت وموفقیت است و کسانی که قادرند احساس های خود را به موقع برانگیزانند، در هر کاری که به آنان واگذار شود، سعی می کنند مولد وموثر باشند. رهبران با انگیزه برای رسیدن به ماورای انتظارهای خود و هرکس دیگر حرکت می کنند. کلید واژه این رهبران، پیشرفت است. رهبرانی که بالقوه رهبر هستند، میل به پیشرفت در آنها درونی شده و برای رسیدن به پیشرفت برانگیخته می شوند. شور، اولین علامت رهبران با انگیزه است که به وسیله آن عشق به یادگیری دارند، به انجام خوب شغل مبادرت می کنند و یک انرژی خستگی ناپذیر برای بهتر انجام دادن کارها نشان می دهند. تعهد سازمانی علامت دیگر است. وقتی افراد شغلشان را برای خودش دوست دارند. به سازمانی که در آن مشغول بکارند، احساس تعهد می کنند و به طور قابل ملاحظه ای موقعی که علایم بر ضد آنهاست، خوش‌بین باقی می مانند.
4) همدلی: توانایی دیگری که براساس خودآگاهی هیجانی شکل می گیرد، همدلی با دیگران است که نوعی مهارت مردمی محسوب  می شود. رهبران همدلی سعی می کنند همه را راضی کنند. آنها با ملاحظه و فکر، احساسهای کارکنان را همراه با سایر عوامل در تصمیم گیریها در نظر می گیرند. امروزه همدلی به عنوان جزئی از رهبری بسیار مهم است، رهبران همدل بیشترین همدردی را با افراد اطرافشان نشان می دهند. آنها دانش خود را برای پیشرفت سازمانشان به روشهای ظریف اما با اهمیت استفاده می کنند.
5) مهارت های اجتماعی یا تنظیم روابط با دیگران: هنر ارتباط با مردم به مقدار زیاد، مهارت کنترل و اداره احساسهای دیگران است. این مهارت نوعی توانایی است که محبوبیت، قوه رهبری و نفوذ شخصی را تقویت می کند. رهبران دارای سطوح بالای تواناییهای هیجانی می باشند. اغلب با روحیه هستند. افراد ماهر از نظر اجتماعی به حوزه وسیعی از آشناییها و همچنین مهارتها برای ایجاد رابطه تمایل دارند. این افراد در مدیریت گروهها ماهر هستند. مهارتهای اجتماعی می تواند به عنوان کلید قابلیتهای رهبری در اکثر سازمانها در نظر گرفته شود، زیرا وظیفه رهبر انجام کار از طریق دیگرافراد است. در این راستا رهبران به مدیریت موثر روابط نیاز دارند ومهارتهای اجتماعی آن را ممکن می سازد.
مایر،سالووی وکارسو (1990)نیز برای هوش هیجانی چهاربعدتشخیص داده اند که عبارتند از:
1) شناسایی هیجانها در خود و دیگران: ضروری ترین توانایی مرتبط با هوش هیجانی این است که از هیجانها و احساسهای خودآگاه باشد. توانایی خودآگاهی به مدیران اجازه می دهد تا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و به ارزش خود اعتماد پیدا کنند. مدیران خود آگاه برای آزمون دقیق روحیات خود از خود آگاهی استفاده می کنند و به طور شهودی و از راه درک مستقیم می دانند که چگونه دیگران را تحت تاثیر قرار دهند.
2) کاربرد هیجانها: کاربرد هیجانها،توانایی استفاده از هیجان ها درکمک به کسب نتایج مطلوب ،حل مسایل واستفاده ازفرصتهاست. این مهارت شامل توانایی مهم همدلی و بینش سازمانی است. مدیرانی که از این توانایی برخوردارند. هیجان ها و احساس های دیگران را بیشتر عملی می سازند تا اینکه آنها را حس کنند. آنان نشان می دهند که مراقب هستند. علاوه بر این، آنان در زمینه شناخت روند سیاستهای اداری تخصص دارند. بنابراین، مدیران برخوردار از آگاهی اجتماعی دقیقاً می دانند که گفتار و کردارشان بردیگران تاثیر می گذارد و آن قدر حساس هستند که اگر کلام و رفتارشان تاثیر منفی داشته باشد، آن را تغییر می دهند.

3) توانایی درک و فهم هیجانها: توانایی درک هیجان های پیچیده وآگاهی ازعلل آنهاوچگونگی تغییر هیجانها ازیک حالت به حالت دیگر رادرک هیجان ها می نامند. مدیرانی که از این توانایی برخوردارند، از این مهارتها در جهت گسترش شور و اشتیاق خود و حل اختلاف ها از طریق شوخی و ابراز مهربانی استفاده می کنند. آنها به کمک این توانایی ها می توانند بفهمند که چه چیزی موجب برانگیختن یا عدم برانگیختن افراد یا گروه ها می شود و در نتیجه می توانند همکاری بهتری را با دیگران برنامه ریزی کنند.
4) مدیریت هیجان ها: مدیریت هیجان ها،توانایی کنترل واداره کردن هیجان ها درخود و دیگران است. مدیرانی که این توانایی را دارا هستند، اجازه نمی دهند بدخلقی های گاه و بیگاه در طول روز از آنها سربزند. آنان از توانایی مدیریت هیجان ها به این منظور استفاده می کنند که بدخلقی و روحیه بد را به محیط کاری و اداره وارد نکنند یا منشا و علت بروز آن را به شیوه ای منطقی برای مردم توضیح دهند. بنابراین، آنها می دانند که منشا این بدخلقی ها کجاست و چه مدت ممکن است به طول انجامد.
جردن، اشانازی، هارتل و هوپر (1999) ابعاد هوش هیجانی در محیط کار را به صورت مدل نشان داده اند. در این مدل بر اساس ابعاد مایر، سالووی و کارسو، شاخص های فرعی تر تبیین و ارتباط آنها با هوش هیجانی مرتبط با خود و دیگران که تشکیل دهنده هوش هیجانی محیط کار است. به صورت شکل 1 بیان شده است (شکل شماره یک).

 
هوش هیجانی و رهبری گروه
توانایی به کارگیری هیجانات یا تولید هیجان ها برای تسهیل حل مسئله در کارآیی اعضای گروه نقش مهمی را ایفا می کند. در واقع بارساد (2000) از دانشکده مدیریت ییل در مطالعه ای که راجع به شناخت هیجانی انجام داد، دریافت که گسترش هیجانهای مثبت در داخل گروهها، همکاری و مشارکت اعضای گروه را تسهیل کرده، تعارض را کاهش داده و میزان کارآیی اعضای گروه را بهبود می بخشد. رایس (1999) متخصص آمریکایی در زمینه منابع انسانی، مقیاس چند عاملی هوش هیجانی را روی 164 نفر از کارکنان عادی و 11 نفر از رهبران این کارکنان که در یک شرکت بیمه مشغول به کار بودند، اجرا کرد و با این آزمون به ارزیابی هوش هیجانی آنان پرداخت. همبستگی بین نمره های مربوط به گروه رهبران درآزمون هوش هیجانی با نمره های کارآیی آنان که توسط مدیران اداره درجه بندی شده بود (51/0=
r) محاسبه شد. همبستگی بین میانگین نمره های گروه در آزمون هوش هیجانی و امتیازبندی مدیران از عملکرد آنان در ارائه خدمات به مشتریان (46/0= r) بود. در این بررسی، رابطه بین هوش هیجانی و عملکرد پیچیده بود. مثلاً نمره هوش هیجانی بالاتر رهبر گروه که از طریق آزمون هوش هیجانی اندازه گیری شده بود، با امتیاز بندی مدیران از نظر دقت گروه در رسیدگی به شکایات مشتریان، رابطه منفی (35/0= r) داشت، در حالی که عملکرد امتیازبندی شده توسط اعضای گروه همبستگی مثبت و نسبتاً بالایی (58/0 = r) با هوش هیجانی داشت.
یک گروه تیم تحقیق استرالیایی که توسط جردن، اشانازی، هارتل و هوپر (1999) رهبری می شد. عملکرد 44 گروه را طی دوره زمانی 9 هفته‌ای مورد بررسی قرار داد. هوش هیجانی اعضای گروهها با استفاده از یک مقیاس خود سنجی که براساس مدل مایر و سالووی طراحی شده بود، اندازه گیری شد. محققان، عملکرد گروههایی که در زمینه هوش هیجانی بالا یا پائین بودند را تحلیل کردند. در آغاز مطالعه، عملکرد گروه هایی که هوش هیجانی بالایی داشتند. به طور معناداری بیشتر از عملکرد گروه هایی بود که هوش هیجانی پائینی داشتند و در پایان هفته نهم، عملکرد هر دو گروه در یک سطح قرار داشت.
با توجه به نتایج این بررسی ها و سایر مطالعه ها به نظر می رسد که هوش هیجانی به عنوان یک عامل واسطه ای و سازمان دهنده می تواند موجب بهبود عملکرد گروه شود. زیرا برای گرو ه این امکان را فراهم می آورد که به طور وسیع وموثر به شکل هماهنگ درآید. همچنین به نظر می رسد که گروه هایی که از نظر هوش هیجانی در حد پایینی قرار دارند، به وقت بیشتری نیاز داشته باشند تا نحوه کارکردن موثر را در قابل یک گروه هماهنگ تجربه کنند.


روش های صحیح اجرای برنامه آموزش هوش هیجانی

در اجرای برنامه های هوش هیجانی در سازمان باید به چند اصل مهم توجه داشت. این اصول عبارتند از:(کارسو و ولف، 2001).
- مشخص کردن اهداف سازمان به طور واضح؛
- ایجاد پیوند بین آموزش و اهداف سازمان؛
ارزیابی دقیق کارکنان در برنامه آموزشی برای مشخص ساختن تواناییهای پایه و نیازهای فردی آنان؛
- انطباق طرح برنامه آموزشی با تواناییها و ضعفهای کارکنان؛
- تهیه و تدوین ساختار جلسه ها؛
- استفاده از تمرینهای عملی، مطالعات موردی و روش ایفای نقش؛
- برقراری ارتباط و پیوند بین آموخته ها و تجارب دنیای واقعی کارکنان؛
- فراهم ساختن فرصتهایی برای تمرین آموخته ها؛
- پیش بینی فرصتهای متعدد برای دادن بازخورد؛
- استقاده از موقعیتهای گروهی برای ایفای نقش و مهمترین رفتارهای اجتماعی وآموزش آنها؛
- نشان دادن نیازهای اختصاصی هر فرد به او به طور خصوصی و محرمانه؛
- فراهم ساختن منابع حمایتی و تقویتی برای کارکنان در برنامه طی مرحله پیگیری.

 
نتیجه گیری
سازمان ها برای اینکه بتوانند درمحیط پرتلاطم ورقابتی امروزباقی بمانند، بایدخودرابه تفکرهای نوین کسب وکارمجهزسازند و به طورمستمر خود را بهبود بخشند. رهبری این گونه سازمان ها بسیار حساس و پیچیده است وزمانی این حساسیت دو چندان می شود که رهبر با تغییرهای انطباقی روبه رو باشد که بسیار متفاوت از تغییرهای فنی است. مشکلات فنی از طریق دانش فنی و فرآیندهای متداول حل مسئله قابل حل هستند، در حالی که مشکلات انطباقی در برابر این گونه راه حلها متفاوت است. رهبری یک سازمان برای انطباق پذیری با تغییرها و به منظور بقا و رشد در محیطهای جدید کسب و کار، ویژگیهای خاصی را می طلبد که عموماً مدیران برای پاسخ به آنها با مشکلات بسیاری مواجه می شوند. در این زمینه یکی از مهمترین مولفه های شخصیتی که می تواند به رهبران و مدیران کمک کند. هوش هیجانی است. با توجه به اینکه هوش هیجانی، توان استفاده از احساس و هیجان خود ودیگران دررفتار فردی و گروهی در جهت کسب حداکثر نتایج با حداکثر رضایت است. بنابراین، تلفیق دانش مدیریتی و توانایی های هیجانی در مدیریت می تواند در سوق دادن افراد به سوی دستیابی به هدف کارساز و مفید باشد.

 
منابع
1-
Barsade,S. G.(2000). The ripple effect: Emotional contagion in groups . working paper: New Haven. CT:
Yale University press.
2-
Caruso, D. R,.&Wolff, C.(2001). Emotional intelligence in the workplace .In the emotional intelligence in
everyday life: A Scientific inquiry . Edited by: Joseph Ciarrochi , Joseph .P.Forgas,. &John D. Mayer
psychology press.
3-
Goleman, D.Boyatzis, R.E,. & Rhee,k.(1999). Clustering competence in emotional intelligence insights from
the emotional competence inventory. (ECI). from the world wide web http:// www. eiconsortium. org.
4-
Jordan, R.J. Ashanasy, N. M. Hartel, C.E, J, .& Hooper, G.S.(1999). Workgroup emotional intelligence: Scale
development and relationship to team process effectiveness and goal focus. Manu .Submitted for ?? publication.
5-
Mayer,J.D.Salovey, p,.& Caruso, D.R. (1999). Emotional intelligence meets traditional standards for?an intelligence .Journal of Intelligence .27.pp:267-269.
6-
Rice, C.L.(1999). A quantitative study of emotional intelligence and its impact in team performance
:
Unpublished Masters Thesis.pepeerdine .University of? Malibu
www.zibaweb.com
http://system.parsiblog.com/738848.htm

 

منبع: ماهنامه تدبير-سال شانزدهم-شماره 165
 

  کلید هدایت               

خود شناسی گذر گاه خدا شناسی

پدید آورنده : محمد سلطانی

 

از ضروریات حوزه عرفان عملی و رهیدن از عالم کثرت و رسیدن به جهان وحدت است؛ زیرا تا انسانِ شیفته کمال و وصال، به بینش های لازم در سیر الی الله مجهّز نشود و توشه معرفتی نداشته باشد، او را توانایی و قدرت بر رفتن نیست؛ چه اینکه سیر و سلوک هم منازل معرفتی نظری و هم مقامات علمی سلوکی دارد و تا وقوف و بصیرت به منازل، معرفتی حاصل نگردد، ورود به منازل علمی و مقامات معنوی که منشأ فتوحات غیبی، است ممکن نخواهد شد. به علاوه، در مقامات عملی نیز بایسته عقلی و شایسته معرفتی است که به مقدمات، مقارنات، مؤخّرات و عوامل و موانع سلوک آگاهی دقیق پیدا کند. عارف شیراز سروده :

گرچه راهی ست پر از بیم ز ما تا بر دوست

رفتن آسان بود اَرْ واقف منزل باشی

البته این بصیرت می تواند آهسته آهسته از معرفت های حصولی و مفهومی، به معرفت های شهودی و حضوری تبدیل شود و سالک در طیّ طریق الهی و سلوک عرفانی، به مرتبه ای راه یابد که در اثر حبّ و عبودیت الهی، زمام و تدبیر امورش را حقیقه الحقایق بر عهده گیرد و در ژرفای عقلش با او سخن گوید: وکلّمهم فی ذات عقولهم1 و عقل عاشقانه و عرفانی به او هدیه کند که در حدیث معراج آمده است: ولاستغرقنّ عقله بمعرفتی و لأقومنّ له مقام عقله2 که عقل غرق در دریای معرفت الهی شده و خدا او را به ساحل وحدت و درگاه و بارگاه شهود رهنمون شود و خرد خام را به میخانه برد و او را از خامی به پختگی و سوختگی و گداختگی تعالی دهد و عقل با ره توشه می معرفت، منزل به منزل و شهر به شهر تا شبستان شهود پرواز کند:

نهادم عقل را ره توشه از می

ز شهر هستی اش کردم روانه

 

بنابراین معرفت به مبانی علمی سیر و سلوک الی الله شرط لازم جدانشدنی است و البته در هر مرتبه و درجه وجودی، معرفت مناسب با آن ضرورتی اجتناب ناپذیر است تا سالک قرآنی از خدا جز خدا نخواهد: قل الله ثمّ ذرهم3. این مسیر، الله شناسی و اسماء الله شناسی می طلبد و انسان تا معرفت به الله نیابد، همواره در جستجوی اموری کوچک چون حور و قصور و بهشت باقی خواهد ماند و از انس با محبوب و بهشت لقا محروم خواهد شد و همّت های او صرف رفتن به بهشت و رهیدن از جهنم می شود. پس او همت های معرفتی و سلوکی خویش را باید بالا برد و به رضوان الله و لقاء الله اندیشید:

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله نیز فرمود: المرء یطیر بهمته. 4پس، از تو حرکت و از خدا برکت: اقرأ وارق.5

 

ضرورت خودشناسی

ضرورت خودشناسی و خودسازی امری عقلانی و برهانی، و حقیقتی شهودی و عرفانی است. تا انسان چیستی و کیستی خویش را نیابد و نسبت و رابطه اش را با عالم وجود و مبدأ عالم ادراک نکند، نمی تواند در جاذبه لقاء الله قرار گیرد و از آنجا که طریق عملی فقط آغاز حرکت به سوی لقاء الله است پس بر اهل معرفت لازم است که از خود تا خدا حرکت کند یعنی حرکتی از خودِ فروتر و دانی به خودِ فراتر و عالی. به تعبیر استاد شهید مطهری: هر موجودی در مسیر تکامل فطری خودش که راه کمال را می پیماید، در حقیقت از خود به خود سفر می کند؛ یعنی از خودِ ضعیف به سوی خودِ قوی می رود. انحراف هر موجودی از مسیر تکامل واقعی، انحراف از خود به ناخود است.6

بنابراین معرفت نفس، دریافت الهی و نقطه عطف سیر و سلوک به سوی خداست که آموزه های قرآنی به طور مستقیم و غیر مستقیم دالّ و ناظر بر آن است و یکی از راه های عظیم و عزیز معرفت به خدا و توحید الهی، همانا سیر در آیات انفسی و مشاهده درون خود است: و فی أنفسکم أفلا تبصرون7، سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ.8 به تعبیر آیت الله جوادی آملی: آیات کریمه فوق در راه های خداشناسی به منزله متن است و سایر ادلّه قرآنی و روایی به منزله شرح آن.9

 

عرفان به نفس، عرفان به خدا

در حدیث نبوی وارد شده که: من عرف نفسه فقد عرف ربّه.10 حال سؤال این است که آیا معرفت نفس از سنخ معرفت حصولی و عقلی است یا معرفت حضوری و شهودی؟ و اگر معرفت نفس از سنخ حضوری شهودی باشد، چگونه باید تفسیر شود؟ زیرا قرائت ها و تفسیرهای مختلفی از آن وجود دارد.

در تفسیر حدیث یاد شده، برخی طریق فلسفی را در پیش گرفته و گفته اند که انسان باید سنخیت وجودی خویشتن را توأم با تصورات، قوای وجودی و مراتب هستی اش درک و دریافت کند و می توان نفس و قوای آن را از رهگذر و روش وحدت و کثرت و کثرت در وحدت شناخت البته طریق حصولی و فلسفی، مفید و لازم است، اما کافی و تمام نیست و شرط لازم سیر و سلوک الی الله در جهت و معرفت به توحید و لقای ربّ است و حتی معرفت نفس حضوری و شهودی، با تفسیر فلسفی و بازگشت دادن مسئله به برهان علیت بر محور حکمت متعالیه تمام نیست، اگر چه بسیار نزدیک به قرائت عرفانی است، لکن در حدیث مشهور نبوی لفظ معرفت به کار رفته، نه الفاظی دیگر که حکایت از دریافت عینی و شهودی می کنند و نه مقدمات فلسفی و تفسیرهای فلسفی؛11 زیرا در معرفت شهودی و درک و دریافت درونی و وجودی، حجاب های ظلمانی برداشته می شود و زمینه های معرفت ربّ آن هم معرفت توحیدی فراهم می آید و سپس حجاب های نورانی نیز یکی پس از دیگری برداشته و زدوده می شود. به تعبیر مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی: برادر من، اگر همّت داری که از اهل معرفت شوی و انسان بشوی، بشر روحانی باشی، سهیم و شریک ملائکه باشی و رفیق انبیا و اولیا: باشی، کمر همّت به میان زده و از راه شریعت بیا و مقداری از صفات حیوانیت را از خود دور کن و متخلّق به اخلاق روحانییّن باش، راضی به مقام حیوانات و قانع به مرتبه جمادات نشو، حرکتی از این آب و گل به سوی وطن اصلی خود که از عوالم علیّین و محل مقرّبین است بِکُن، بلکه نفس خود را بشناسی بالکشف و العیان؛ به حقیقت این امر بزرگ نائل باشی که شناختن آن، راه شناختن خداوند جلّ جلاله است: چنانچه در روایت است که: من عرف نفسه فقد عرف ربّه12 پس دو راه کلی و کلان در شناخت خود یا خودشناسی وجود دارد:

الف) راه مفهومی، حصولی و عقلانی که انسان با تفکر در ذات و صفت و افعال خود به ذات و صفات و افعال مبدأ هستی پی ببرد که قرین و شبیه به سیر آفاقی است و پیام جامع و مشترک دارند.

ب) راه حضوری و شهودی عرفانی که سالک این طریق از راه تهذیب نفس، طهارت درون و صفای باطن با چشم دل به مشاهده جمال و جلال الهی می نشیند که ابزار آن دل، روش آن تهذیب و تزکیه، و غایت آن شهود ربّ است. به تعبیر استاد جوادی آملی: در راه انفس و سفر نفسانی انسان، مانند سیر و سفرها، مسافت، راه سرعت و سبقت وجود دارد که در قرآن کریم از آنها با تعبیر های مختلفی مانند صراط، سبیل، صیرورت، سرعت و سبقت یاد شده است.13

آری، آیاتی در قرآن است که حرکت و سیر آفاقی و بیرونی را به سیر تعبیر کرده است: أَوَلَمْ یَسِیرُوا فِی الأرْضِ14 و حرکت و سیر انفس درونی را به صیر به معنای متحول گردیدن، تحول نهادی و درونی تعبیر فرمود: ألا إلی الله تصیر الأمور. 15

 

سیر انفسی و معرفت نفس شهودی ویژگی هایی دارد که به برخی از آنها اشاراتی خواهد شد:

1) وحدت سالک و مسلک؛ یعنی انسان، هم رونده و هم مسافت و هم راه. و از خود و در خود به سوی خدا در صیرورت جوهری و تحول درونی است.

2) وحدت مبدأ و مقصد، به این معنا که مبدأ فاعلی سیر الی الله خدا و مقصد نهایی سیر الی الله نیز خداست؛ زیرا دیدگاه قرآن کریم در حرکت صحیح و صیرورت صادق این است که، خدا همه شئون وجودی سالک از سلوک تا شهود را تدبیر و هدایت می کند و در عرفان عملی قرآنی، توحید افعالی، توحید صفاتی وتوحید ذاتی، اصالت دارند و غایت نیز فقط خداست و بس:

ماییم و رخ یار دل آرام و دگر هیچ ماراست همین حاصل ایّام و دگر هیچ

بنابراین سالک با نام و یاد و یاری خدا، حرکت می کند و از این رو، یاد خدا، از اول تا آخر و در ظاهر و باطن و خلوت وجلوت و بدایت و نهایت سیر و سلوک، یک ضرورت است و فرمود: إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَه أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ16 ؛ زیرا هُوَ الأوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.17

3) زاد و توشه سیر و سلوک درونی تنها تقوای الهی است که البته مراتب و درجاتی دارد و هر مرحله و مقام، تقوای خاص به خود را می طلبد. قرآن کریم فرمود: وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَی18 یا فرمود: وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ19 که تقوای الهی حرکت بر مدار الهی و صیانت نفس و تنها خدا را محور و ملاک همه چیز دانستن است و در صفت تقوا و پارسایی، همه خوبی ها و کمالات قرار دارد.

4) مرکب سیر و سلوک بر اساس روایتی نغز و پرمغز از امام حسن عسکری علیه السلام ، شب زنده داری و سلوک در سحر است و سحر اسراری دارد که صاحبان سر، اسرار آن را نیک می دانند و می یابند. فرمود: إن الوصول إلی الله عز و جل سفره لا یدرک إلّا بامتطاء الّلیل.20 در حدیث یاد شده سخن از وصول و شهود الهی است که با سفر معنوی و سلوک باطنی تحقق می یابند و امکان وصول را متفرع بر امتطاء یا مرکب گیری که سحرخیزی و عبودیت شبانگاهانه است، شمرده اند.

نتیجه آنکه عرفان به نفس، ممکن است، نه محال، و بهترین ونافع ترین راه، سیر به سوی خداست که در احادیث دیگری نیز از آن سخن به میان آمده؛ مثلاً حضرت علی علیه السلام فرموده: معرفه النّفس انفع المعارف21 یا فرموده: أفضل المعرفه معرفه الانسان نفسه.22 یا از حضرت رسول6 سؤال شد: راه معرفت حق چگونه است؟ فرمود: معرفت نفس: کیف الطریق إلی معرفه الربّ؟ فقال: معرفه النفس.23 در تعریف روایی و وحیانی عرفان آمده است: العارف من عرف نفسه فأعتقها و نزّهها عن کل ما یبعدها24 که عرفان به نفس و آزاد سازی نفس از همه موانع و علایق یا رسیدن نفس به آزادی حقیقی که آزادی درونی و معنوی است عرفان اسلامی یا وحیانی و علوی است تا انسان از خود طبیعی به خود انسانی و ملکوتی راه یابد و در دل حیات طبیعی به حیات طیّبه دست یابد و چنین عرفانی گام هایی را می طلبد که عبارت اند از:

 

گام های هفت گانه

گام اول: خود آگاهی و سیر انفسی یا معرفت شهودی به خویشتن؛

گام دوم: درک و دریافت از کجا آمده ام و در کجا هستم و به کجا می روم؛

گام سوم: تأمل و تعقل در قوای نفسانی، اعم از قوای ادراکی و تحریکی و شکوفایی آنها در پرتو شریعت حقّه محمدی صلی الله علیه وآله ؛

گام چهارم: پاک سازی درون و لایروبی جدول های درونی خویش و کانال های مرتبط با قلب یا حقیقت وجودی خود که همان تهذیب نفس و تزکیه درون است.

گام پنجم: حجاب زدایی بین خود و خدا که مهم ترین و سخت ترین حجاب حجاب نفس یا خود است. بدین جهت، باید از همه تصورات و اعتباریات عبور کند: لیس بینه وبین خلقه حجاب غیر خلقه25:

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

گام ششم: بیداری و مراقبت دائمی در همه منازل ومقامات سلوکی و مراقبه مخصوص هر مقام؛

گام هفتم: مانع زدایی در مسیر سیر و سلوک عرفانی اعم از جهل و غفلت نسبت به خود و خدا، گناه علمی و عملی، اعراض از یاد خدا و... .26

به نظر می رسد در اشعار جناب شیخ محمود شبستری، راه خودشناسی و خودسازی و موانع سیر و سلوک چنین تبیین شده باشد:

 

مسافر چون بود، رهرو کدام است؟

که را گویم که او مرد تمام است؟

دگر گفتی مسافر کیست در راه

کسی کو شد ز اصل خویش آگاه

مسافـر آن بـود که بـگذرد زود

ز خود صافی شود چون آتش از دود

بـه عکـس سیر اول در منـازل

رود تا گردد او انسان کامل

کسی مـرد تمام است کز تمامی

کنـد با خـواجـگی کـار غـلامی

پس آن گاهی که ببرید او مسافت

نهد حق بر سرش تاج خلافت

بقـا می یـابد او بعـد از فنـا بـاز

رود ز انجام ره دیگر به آغاز

شریعت را شعـار خویش سـازد

طـریـقت را نثـار خویـش سازد

به اخلاق حمیده گشته موصوف

به علم و زهد وتقوا بوده معروف

همـه با او ولـی او از همـه دور

بـه زیـر قبـه های سـتر مستور 27

موانع چون در این عالم چهار است

طهارت کردن از وی هم چهار است

نخستین پاکی از احداث و انجاس

دوم از معـصیت وز شـرّ و وسواس

میم پاکی از اخلاق ذمیمه است

که با وی آدمی همچون بهیمه است

چهارم پاکی سرّ است از غیر

که اینجا منتهی می گردد سیر 28

 

دو گزاره نهایی

1. معرفت ربّ از راه معرفت نفس است: إنّ معرفه الرّب من طریق النّفس، حیث کانت اقرب طریقا و أتّم نتیجه.29

2. خود شناسی در مقیاس با خدا شناسی طریقت دارد، نه موضوعیّت: و تکون النفس طریقآ مسلوکاً و الله سبحان هو الغایه الّتی یسلک الیها و إنّ إلی ربّک المنتهی.30

 

 

عافیت و لذت حیات

اشاره: انسان موجودی مرکب از جسم و روح است که از این بابت دو ساحتی خواهد شد. از یک بعد وابسته به جسم و عالم ماده و از بعد دیگر تعلق به روح و عالم معنا دارد از این جهت در مسیر تهذیب نفس توجه به هر دو بعد امری لازم است که در این بین سلامت و عافیت جسم به عنوان مرکب روح بسیار چشمگیر می باشد بر همین اساس بر آن شدیم تا با استفاده از تعالیم قرآنی و روائی و همچنین حکمت حکیمان گذشته باب جدیدی را تحت عنوان سلوک حکیمانه توسط جناب حجت الاسلام والمسلمین محمد سلطانی که خود از عالمان این عرصه است، در نشریه باز کنیم تا زمینه خوبی برای شناخت نفس که از ارکان سلوک است؛ باشد.

 

علم به یک لحاظ دو نوع است: یک نوع علومی است که به ماده و چگونگی ارتباط با آن می پردازد و نوع دیگر علوم مربوط به ماورای ماده است. انسان دارای بدنی مادی و نیازها و خواسته های مادی است و عالم ماورای ماده هم ارتباطی تنگاتنگ با عالم ماده دارد و این دو عالم، از یکدیگر تأثیر می پذیرند. از طرف دیگر، انسان، بخواهد یا نخواهد، در حال حرکت است و بخشی از این حرکت در متن امور مادی انسان قرار دارد. از این رو، خطا و انحراف در امور مادی باعث انحراف در عالم ماورای مادی انسان می شود؛ چون همان طور که در قوس نزول از عالم ماورای ماده به عالم ماده، بدن تحت تأثیر نفس است در قوس صعود از عالم ماده به عالم ماورای ماده هم نفس انسان تحت تأثیر بدن اوست و خطا در احکام بدنی و اختلالات در آن باعث اختلال در نفس و روح انسان می شود. پس انسان به دو علم نیاز دارد: علمی که هدایتگر انسان در امور مربوط به بدن اوست و علمی که هادی انسان در امور نفسانی است در روایت نبوی، از اولی به علم الأبدان و از دومی به علم الأدیان تعبیر شده: العلم علمان علم الأدیان و علم الأبدان.1

 

بنابراین دانش طب در راه رسیدن انسان به مقصد والای خلقت، نقش مهمی را ایفا می کند و بلکه از اکثر علوم بشری برتر است؛ چون فلسفه علوم نشان دادن راه بهره گیری از مواهب حیات است و این هدف بدون صحت جسم و روح ممکن نیست. از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده که: بالعافیه توجد لذه الحیاه؛ به عافیت است که لذت حیات یافت می شود.2 به همین جهت، امام باقر علیه السلام فرموده: و اعلم أنّه لا علم کطلب السلامه و لا سلامه کسلامه القلب؛3 بدان که هیچ علمی مثل طلب سلامت، و هیچ سلامتی ای، مانند سلامت قلب نیست. از این روایت فهمیده می شود علمی که به سلامت آدمی می پردازد، برتر از علوم دیگر، و علمی که سلامتی قلب را تأمین می کند، برتر از علم سلامت است. از اینجا جایگاه و اهمیت علم طبّ و نقش آن در اخلاق دانسته می شود؛ زیرا علم طبّ با شناخت بدن و احکام آن، به ما کمک می کند تا به تأثیرگذاری متقابل جسم و روح پی ببریم و با معالجه امراض بدن، تهذیب و تزکیه روح و روان آسان تر گردد؛ اگرچه امور دیگری هم در اخلاق مؤثرند و از ارکان اخلاق انسانی به شمار می روند که در جای خود باید بررسی شود شیخ بهایی در کشکول خود این روایت را از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می فرماید: قال علی علیه السلام حبر من أحبار الیهود: من اعتدلت طباعه صفی مزاجه و من صفی مزاجه قوی أثر النفس فیه و من قوی أثر النفس فیه سمی إلی ما یرتقیه و من سمی إلی ما یرتقیه تخلق بالأخلاق النفسانیه و من تخلق بالاخلاق النفسانیه فقد صار موجوداً بما هو انسان دون أن یکون موجوداً بما هو حیوان و دخل فی الباب الملکی و لیس له عن هذه الحاله مغیّر فقال الیهودی الله اکبر یابن أبیطالب لقد نطقت بالفلسفه جمیعها؛4 هرگاه که اخلاط فردی معتدل شود، مزاجش صفا پیدا می کند و کسی که مزاجش صفا پیدا کرد، تأثیر نفس در او قوی می شود و کسی که تأثیر نفس در او قوی شد، به سوی چیزی که او را ارتقا می دهد، بالا می رود و هرگاه کسی به سوی آنچه او را ارتقا می دهد، رفت، به اخلاق نفسانی تخلق می یابد و کسی که به اخلاق نفسانی متخلق شد، وجودش انسانی می گردد و دیگر حیوانی نیست و داخل در باب ملائکه می شود و دیگر تغییر دهنده ای از این حالت برای او وجود ندارد. ما از این حدیث استفاده های دیگری نیز خواهیم کرد و درباره آن سخن خواهیم گفت، اما در اینجا به ذکر این نکته بسنده می کنیم که امور بدنی یکی از ارکان مؤثر در اصلاح اخلاق انسانی است؛ چون اعتدال طباع، همان اعتدال ارکان و اخلاط بدن است که ناشی از اعتدالِ اموری چون غذا، هوا، حوادث نفسانی و خون است. بی شک علمی که متصدّی بررسی اعتدال ارکان و اخلاط و اعتدال امور شش گانه ضروری حیات و سلامت بدن است، علم طب است.

 

آثار تربیتی و اخلاقی طبّ

وقتی از علم طب سخن به میان می آید، فقط معالجه بیماری ها به ذهن می آید؛ حال آنکه معالجه امراض یکی از ثمرات علم طب است و ثمرات متعدد دیگری هم بر آن مترتب می شود که همه آنها در رساندن انسان به هدف عالی خلقت دخالت دارند. ما در اینجا به بعضی از این ثمرات اشاره می کنیم و توضیح و تفصیل هر یک از این ثمرات، مجال دیگری می طلبد.

 

1. تربیت فرزند

علم طب در تربیت فرزند که خود نیازمند تدوین علمی بر اساس آیات و روایات است، راهنمایی هایی ریشه ای و مهمی دارد. تربیت فرزند از انتخاب همسر شروع می شود و مراحل چندگانه ای را طی می کند تا به پایان خود برسد و در تمام این مراحل یکی از علومی که راه درست را نشان می دهد، علم طب است. از باب نمونه، در انتخاب همسر که مرحله اول تربیت فرزند است، هم کفو بودن همسر، شرط است و کفو بودن زوجین، برایند مجموعه ای از شرایط است که یکی از آنها کفوِ بدنی است و علم طب در شناخت مزاج بدنی همسر، زوجین را یاری می کند. هر بدن برای نزدیک شدن به اعتدال، نیازمند مجموعه شرایطی است؛ از جمله وفق بودن بدن همسر است؛ چون بدن همسر هم از زاویه مجاورت و مصاحبت تأثیرگذار است و هم از زاویه مباشرت؛ به نحوی که گاهی ترکیب بدن زوجین باعث نازایی می شود و این بحثی دامنه دار است که نیاز به تحقیق بیشتر دارد. همه این مباحث، مربوط به پیش از ازدواج است، اما اگر انسان ازدواج کرده و در انتخاب همسر قواعد اولیه پیش از ازدواج در باب مزاج را رعایت نکرده باشد، آیا می توان مشکلات را جبران کرد؟ در اینجا نیز علم طب در بعضی از زوایا ما را راهنمایی می کند؛ گرچه در این باب راهنمایی های طب کافی نیست و به علوم دیگر نیز نیازمندیم.

مرحله دوم تربیت، تولید نطفه صالح برای تعلق گرفتن روحی صالح به آن است. در این مرحله نیز علم طب، مجموعه ای از بایدها و نبایدها را در خوراک، خواب، پوشاک، افکار اخلاق و رفتار به حسب اختلاف اشخاص در مزاج و زمان و مکان پیشنهاد می کند.

مرحله سوم، انعقاد نطفه است. در این مرحله هم علم طب با بررسی مزاج بدنی زوجین، بایدها و نبایدهایی را برای زمان انعقاد و روان زوجین و رفتار و افکار آنها در حین مباشرت، ارائه می کند. به همین قیاس، در مراحل دیگر تربیت فرزند، طب نقش آفرینی می کند. پس یکی از ثمرات مترتب بر علم طب، استخراج بعضی از اصول تربیت است.

ادامه دارد...

 

منبع : www.hawzah.net

 

دانستنیها                          

به من بگو چرا؟ (2)

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

چرا بدنمان نیاز به نمک دارد ؟

در بدن انسان تقریبا 50 لیتر آب وجود دارد . یعنی بخش عمده بدن ما را آب تشکیل می دهد .

برای مثال ، عضلات 75 درصد ، کبد 70 درصد ، مغر 79 در صد و کلیه 83 درصد از آب درست شده اند . نه آب خالص بلکه محلولی از نمک است که قسمت (( مایع بدن )) را تشکیل می دهد .

چرا و چگونه بدن این همه آب در برگرفته است ؟

بنا به یکی از فرضیه های علمی ،تمام جانورانی که در خشکی زیست دارند در اصل موجوداتی آلی بوده اند که زندگی و پیدایش آن ها در دریا بوده است . مایع بدن این موجودات نیز همه آب شور دریا بود .

روزی که این موجودات به خشکی کوچ کردند ، هنوز آب دریا در بدنشان باقی بود .

همه می دانیم که از سویی خاک به طور طبیعی قادر نیست که نمک قابل توجهی پدید آورد . از سوی دیگر ، نمک در آب حل می شود و از اینرو زمین های خشک ، بیشتر نمک خود را با آب باران ، به رودخانه ها و اقیانوس ها می سپارند . بنابراین، گیاهانی که در اینگونه زمین ها می رویند به حد کافی نمکدار نیستند . پس اگر حیوانی بخواهد از گیاهان تغذیه کند، ناچار است که نمک بدن خود را از جای دیگر بگیرد .

اکنون ببینیم چرا بدن به این همه نمک نیازمند است؟

بدن هر روز مقداری از آب خود را همراه با نمک از دست می دهد . از طرفی غذای گیاهی هم که قادر نیست نمک از دست رفته را جبران کند ، پس باید از جای دیگر نمک بدن را تامین کند .

اما حیواناتی که از حیوانات دیگر تغذیه می کنند هرگز به نمک اضافی نیاز ندارند . آنها نمک لازم را از طریق طعمه خود بدست می آورند .

این مطلب درباره انسان نیز صحیح است ، زیرا برای مثال ( اسکیموها ) که گوشت زیاد می خورند ، بسیار کم به نمک نیاز پیدا می کنند . اما برعکس مردمی که دور از دریا زندگی می کنند ، مجبورند مقدار بیشتری نمک بکار برند .

نمک از روزگاران قدیم پیوسته مورد توجه و اهمیت بشر بوده است . در مکزیک ، مردم خدایی به نام خدای نمک داشتند . در اروپا به افرادی که برای تهیه نمک کار می کردند اجرت بیشتری می دادند . امروزه نیز در زبان انگلیسی، برای دستمزد و حقوق، واژه ای بکار می رود که از کلمه لاتینی ( نمک ) گرفته شده است . این واژه ( سلری ) است .

نمک بیشتر در پوست بدن اندوخته می شود . اگر شخصی غذای بدون نمک بخورد به تدریج نمک از خونش کم می شود . آنگاه پوست باید ذخیره خود را بکار اندازد و آنرا به خون برساند .

اینگونه تخلیه نمک از پوست ، برای برخی بیماری های پوستی مفید است . از اینرو می بینیم که برای برخی بیماری ها ، غذای بی نمک تجویز می شود .

قسمت عمده نمک بدن بوسیله فعالیت ( کلیه ) ها از بین می رود . حال اگر کلیه ها بیمار شوند، انسان باید غذای کم نمک بخورد، تا فعالیت آنها را کم کند و از خستگی شان بکاهد .

  

 

چرا عرق می کنیم ؟

بدن انسان را می توان به ( کوره ) ای تشبیه کرد .

غذایی که ما می خوریم سوخت بدن به شمار می رود . بدن پیوسته غذا را می سوزاند و بدین وسیله چرخ خود را به گردش در می آورد . مصرف روزانه بدن حدود 2500 کالری بطور متوسط است .

حرارتی که اینگونه در بدن بوجود می آید بقدری است که می تواند 25 لیتر آب را بجوش می آورد .

اکنون ببنیم این همه حرارت به کجا می رود ؟

البته بدن دارای یک دستگاه کنترل حرارت است که اگر وجود نداشت اندام ما بی شک تبدیل به یک چیز بسیار داغی می شد . از این رو خوشبختانه گرمای بدن هرگز زیاد بالا نمی رود مگر در حالت بیماری . گرمای بدن همیشه در حد متوسطی که 37 درجه است ، باقی می ماند .

یکی از وسایل تنظیم بدن، همین عرق کردن است . برای تنظیم حرارت بدن، مرکزی در مغز وجود دارد که شامل سه بخش می باشد :

1 ـ بخش حرارت ( یا دستگاه گرم کننده )

2- بخش برودت ( یا دستگاه سرد کننده )

3- بخش کنترل، که حرارت و برودت بدن را تنظیم می کند .

حال فرض کنید، درجه حرارت خون به عللی پایین آمده است . در اینصورت بخش حرارتی مغز به کار می افتد و به سرعت کارهایی را انجام می دهد . در اینجا غده های ویژه ای به منظور تامین سوخت، مواد شیمیایی خاصی را ترشح می کند . عضلات و کبد که به سوخت بیشتری نیاز پیدا کرده اند ، آنها را فوری به مصرف می رسانند . آنگاه بر اثر این کارها فوری درجه حرارت بدن بالا می رود و به سطح عادیش می رسد .

این فعالیت همه به دستور (( بخش حرارتی )) مغز صورت گرفته است .

اکنون عکس حالت بالا تصور کنید . یعنی وقتی درجه حرارت خون به عللی بالاتر از حد طبیعی می رسد . در اینصورت بخش برودت مغز به کار افتاده ، باعث کندی عمل اکسایش در بدن می شود .

به علاوه ، رگهای پوست انبساط می یابند تا بتوانند مقدار بیشتری گرما را به خارج بدن پخش و عرق بدن را نیز تبخیر کنند . چون وقتی که مایعی بخار می شود ، با خود گرما را نیز به هوا می برد . آیا هیچ توجه کرده اید که شما بعد از حمام احساس خنکی یا سرما می کنید . علت آنست که روی پوست گرم ما آبی نشسته و با بخار آن حرارت نیز خارج می شود واز اینرو به ما احساس سرما دست می دهد . همینگونه عرق نیز برای خنک کردن بدن ، صورت می گیرد و از منفذهای پوست ما بیرون می ریزد .

عرق مانند دوش در داخل بدن ، کار شستشو را انجام می دهد . عرق به صورت مایعی که از قطرات بسیار ریز پدید آمده ، در بدن ما جاری می گردد .این قطره های کوچک به سرعت بخار می شوند و بدن را در موارد لازم خنک می کنند .

در روزهای مرطوب ، ما اندکی ناراحتیم ، زیرا آبهای موجود در پوست بدنمان به آسانی تبخیر نمی شوند . در این هنگام بادزن را به کار می اندازیم ، زیرا بادزن رطوبت هوا را از ما دور می کند و آنگاه بدنمان به راحتی می تواند عرق کند .

 

  

 

ویتامین ها چه موادی می باشند ؟

ویتا که در واژه (( ویتامین )) یافت می شود ، خود واژه ای جداگانه است به معنای زندگی .

بنابراین، ویتامین ها موادی هستند که برای ادامه زندگی لازمند . این مواد به وسیله گیاهان یا مواد حیوانی که وارد بدن می شوند ، تامین می گردند .

تا اواخر قرن 19 ، بیماری خطرناکی به فساد خون ( یا اسقربوط ) در میان ملوانان و کارکنان کشتی ها رواج داشت . دانشمندان در اواخر قرن 18 به این نکته پی بردند که خوردن میوه و سبزی های تازه در علاج این بیماری موثر است .

سپس آنها صدها سال به کاوش پرداختند تا دریافتند که سبزی ها و میوه های تازه ، مولد ویتامین ها هستند .

دانشمندان در قدیم چون به خوبی طبیعت شیمیایی ویتامین ها را نمی شناختند ، نام های مخصوصی برایشان انتخاب نکردند . فقط آنها را بدین گونه نام بردند که می گفتند : ویتامین ( آ ) ، ( ب ) ، ( ث ) و غیره .

چرا ویتامین برای سلامتی انسان لازم است ؟

ویتامین ( آ ) همیشه همراه با چربی در بدن حیوانات یافت می شود . این ویتامین در گیاهان تازه وجود دارد . چون حیوان گیاهی را می خورد ویتامین ( آ ) به بدنش منتقل می شود .

این ویتامین برای جلوگیری از عفونت به کار می رود . در کاهو ، اسفناج ، هویج و حتی در شیر ، زرده تخم مرغ و روغن ماهی می توان ویتامین ( آ ) را بوفور یافت .

ویتامین ( ب ) یا ( مجموعه ویتامین های ب ) که سال ها آنها را فقط یک نوع ویتامین می پنداشتند ، اکنون به نامهای ( ب 1 ) ، ( ب 2 ) و غیره خوانده می شود . کمبود ان باعث بروز بیماری بری بری است .

ویتامین ( ب 1 ) در شیر ، میوه های تازه ، حبوبات و سبزی های تازه پیدا می شود . این ویتامین همیشه باید در بدن وجود داشته باشد .

ویتامین مهم دیگر ،ویتامین ( ث ) است . از فقدان آن بیماری ( فساد خون ) پدید می آید . بر اثر این بیماری مفصل ها سفت گشته ، دندان ها لق و استخوان ها ضعیف و لاغر می شود .

پرتقال، کلم، گوجه فرنگی سرشار از ویتامین ( ث ) هستند .

بدن قادر نیست که این ویتامین را ذخیره کند . از این رو آن را باید تازه وارد بدن کرد .

ویتامین ( د ) این ویتامین برای درست شدن استخوان ها و رشد دندان ها در کودکان شیرخوار اهمیت زیادی دارد . این ویتامین به مقدار زیاد در روغن ماهی ، جگر و زرده تخم مرغ یافت می شود .

از تابش خورشید بر بدن نیز ویتامین ( د ) به وجود می آید . اگر وضع غذایی شما خوب باشد ، ویتامین ها به مقدار لازم خود بخود وارد بدنتان می شوند .

 

 منبع : آینه

 

  مباحث فرهنگی            

روز جهانی بدون دخانیات - 11 خرداد 1391

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

مقدمه

یازدهم خرداد ماه مصادف با سی و یکم ماه می، روز جهانی بدون دخانیات نامگذاری شده است. مصرف دخانیات سالیانه باعث مرگ بیش از 5 میلیون نفر در دنیا می شود، در حالی که کمپانی ها و کارخانجات چند ملیتی سالیانه یکصد میلیارد دلار فقط برای تبلیغات و تشویق جوانان به مصرف سیگار، قلیان و سایر محصولات دخانی، هزینه می کنند و صدها میلیارد دلار از طریق تهیه و توزیع انواع محصولات دخانی سود کسب می نمایند و این نشان می دهد یک جریان مخوف و مافیایی با صرف هزینه های کلان به دنبال توسعه مصرف دخانیات است و روز جهانی عاری از دخانیات یک همت جهانی برای مبارزه با این پدیده شوم و برخورد با کمپانی های مافیایی و حفظ سلامت جامعه، بخصوص نسل جوان است.

امروزه ضرر و زیان های جسمی، روحی، معنوی، فرهنگی و مالی ناشی از مصرف دخانیات بر کسی پوشیده نیست، طبق آمار سازمان جهانی بهداشت مصرف دخانیات عامل نود درصد سرطان های ریوی و یکی از عوامل اصلی مرگ و میرهای ناشی از بیماری های قلبی و عروقی در دنیا شناخته شده است.

متاسفانه در کشور ما میزان مصرف مداوم انواع محصولات دخانی توسط نوجوانان 15ـ13 ساله از حدود 15 درصد به 26 درصد افزایش یافته است و این نشان می دهد که متولیان امر باید با عزمی ملی و با روش های علمی و بوسیله اعمال سیاست های مناسب برای مبارزه با این آفت شوم، اقدام نمایند ضمن توجه به اهمیت بحث پیشگیری و آگاه سازی جامعه در مبارزه با مصرف دخانیات، وضع مالیات های سنگین برای تولید و خرید و فروش مواد دخانی، منع خرید و فروش مواد دخانی توسط نوجوانان و جوانان، منع مصرف دخانیات در اماکن عمومی، کاهش دسترسی به محصولات دخانی و مواردی که عمدتاً در قانون و آیین نامه کنترل دخانیات در نظر گرفته شده، باید هرچه سریعتر اجرایی گردند.

 

سیرتاریخی مصرف دخانیات

انسان از زمان‌های قدیم توتون را می‌شناخته است. هرودت مورخ مشهور یونان در این‌باره چنین نوشته است: طایفه‌های صحرانشین که در جنوب کشور ما اقامت داشتند و همچنین بومیان آفریقا، یک نوع گیاه را می‌سوزاندند و دودش را می‌خوردند. اروپاییان برای اولین بار در سال 1492م در هنگام کشف قاره آمریکا به‌وسیله کریستف کلمب، با دود کردن این گیاه وحشی (توتون) آشنا شدند سپس شخصی به نام کرومن  توتون را از آمریکا برای اروپاییان به ارمغان آورد و مصرف این گیاه سمی ‌را به آن‌ها آموخت. استعمال دخانیات را فاتحین اسپانیایی آمریكا از بومیان آن سرزمین آموختند. برگ‌های توتون در سال 1519 میلادی به اسپانیا رسید ولی تا سال 1560 عمومیت نداشت. توتون در اواسط قرن 16 میلادی به ژاپن وارد و كشت آن از سال 1596 میلادی معمول گردید. توتون ظاهرا توسط پرتغالی‌ها وارد ایران شده است. از آن زمان تاکنون استعمال توتون به‌عنوان یکی از عجیب‌ترین عادت‌های بشر، سلامت میلیون‌ها انسان را در سراسر جهان تهدید می‌کند.

در ایران به‌طور دقیق زمان آغاز دود کشی را نمی‌توان تعیین کرد ولی مدارک تاریخی نشان می‌دهد هنوز نیم قرن از دودکشی در اروپا نگذشته بود که چپق کشی در ایران رواج یافت. درباره وارد شده توتون به ایران احتمالات گوناگون وجود دارد و برخی احتمال می‌دهند به دستیاری عثمانی‌ها وارد ایران شده است. برخی دیگر ورود آن را به پرتقالی‌هادر سال 999هـ ق (1590 م) نسبت می‌دهند که در زمان شاه عباس صفوی به‌صورت قلیان و چپق رواج یافت. در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، دولت وقت ایران امتیاز، کاشت، داشت، برداشت و فروش آن را به یک کمپانی انگلیسی اعطا کرد. در سال 1316 هـ ش کارخانه جدیدالتأسیس دخانیات ایران سالیانه 600 میلیون نخ سیگار تولید می‌کرد.

در سال 1356هـ ش یعنی چهل سال بعد از آن تاریخ، این میزان به 24 میلیارد نخ یعنی چهل برابر چهل سال پیش رسید. از این تعداد سیگار 13 میلیارد نخ آن داخلی و 11 میلیارد بقیه خارجی بود. طی سال‌های اول 1357 هـ ش کاهش مختصری در تولید سیگار ایجاد شد اما از سال 1360 هـ ش مجدداً سیر صعودی سریع‌تری گرفت و در سال 1362هـ ش به 27 میلیارد نخ رسید. در سال 1315 هـ ش تقریباً 12000 هکتار و در سال 1374 هـ ش 30000 هکتار از مرغوب‌ترین زمین‌های حاصلخیز کشور زیر کشت توتون بوده است.

در گزارش وضعیت جهانی استعمال دخانیات برای 190 کشور جهان توسط سازمان جهانی بهداشت در سال 1997م چنین آمده است: در ابتدای دهه 1990 م در جهان یک میلیارد و صد میلیون نفر سیگاری زندگی می‌کردند. به‌عبارت دیگر 47 درصد همه مردان پانزده ساله و بالاتر و 12 درصد همه زنان پانزده ساله و بالاترجهان سیگاری بوده‌اند. در این حال میانگین مصرف روزانه سیگاری‌ها درکل 16 نخ سیگار و برای آفریقا با کمترین میزان مصرف 10 نخ و آمریکا و اروپا با 18 نخ بالاترین میزان مصرف بوده است. برآورد می‌شود که شیوع سیگار کشیدن در سطح اروپا در میان نوجوانان سنین 15 تا 18 سال حدود 30 درصد باشد.

 

نیکوتین

نیکوتین و مضرات آن در سیگار حدود 4000 ماده شیمیایی خطرناك همچون آمونیاك، سرب و آرسنیك موجود می‌باشد اما ماده ای كه سبب می‌گردد افراد بدنبال سیگار گرایش یابند نیكوتین است.

نیكوتین از برگهای گیاه تنباكو به دست می‌آید. نیكوتین یك آلكولویید (شبه قلیا) بسیار سمی و روغن مانند می‌باشد. نیكوتین تاثیر مضاعف تحریك و سركوب گر در بدن دارد. یك نخ سیگار حاوی 8 الی 20 میلی‌گرم نیكوتین است كه تنها 1 میلی‌گرم آن هنگام كشیدن سیگار جذب بدن می‌گردد. شایان ذكر است كه تنها 2 الی 5 میلی‌گرم نیكوتین سبب تهوع و استفراغ و تنها 60 میلی گرم از این ماده مرگ آور می‌باشد. راه‌های ورود نیكوتین به بدن 3 طریق می‌باشد :

1. جذب از طریق پوست

2. جذب از طریق ریه ها

3. جذب از طریق غشاء مخاطی بینی و دهان

بیشترین جذب نیكوتین از طریق استنشاق و آلویولهای (كیسه‌های ریز هوایی كه تبادل گازها در آن‌ها صورت می‌گیرد) ریه می‌باشد. نیكوتین پس از ورود به جریان خون مستقیما و سریعا به مغز می‌رسد و سپس در تمام بدن منتشر می‌گردد. تنها 10 الی 15ثانیه زمان كافی است كه پس از اولین پك شما به سیگار نیكوتین به مغز شما برسد. طبق تحقیقات سازمان جهانی بهداشت در هر ‌8 ثانیه یك نفر در دنیا به علت استعمال دخانیات جان خود را از دست می‌دهد. نتایج تحقیقات حاكی از آن است چنانچه افراد در سنین نوجوانی شروع به كشیدن سیگار كنند (بیش از ‌70 درصد موارد سیگاری شدن در این مرحله اتفاق می‌افتد) و مدت ‌20 سال یا بیشتر به این عمل ادامه بدهند بین ‌20 تا ‌25 سال زودتر از افرادی كه به هیچ‌وجه در زندگی سیگار نكشیده‌اند، خواهند مرد. تنها سرطان ریه یا بیماری‌های قلبی پیامدهای استعمال دخانیات نیست بلكه مجموعه‌ای از مسایل و مشكلات بهداشتی در ارتباط با مصرف مواد دخانی وجود دارد كه می‌تواند به لحاظ شرایط جسمانی و مقاومت ایمنی در افراد سیگاری بروز می‌كند.

 

دخانیات در کشورهای توسعه یافته

کشورهای پیشرفته، خود به ضرورت کنترل استعمال دخانیات پی برده اند و برنامه های جامعی برای کنترل این پدیده و محدود سازی تولید محصولات دخانی به اجرا درآورده اند. درمانگاه های بسیاری برای ترک سیگار ایجاد کرده اند، برمالیات سالانه محصولات دخانیات، به مقدار بسیار افزوده اند و هرگونه تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم دخانیات را محدود ساخته اند. آن ها اکنون به بهانه های گوناگون، در حال انتقال کارخانه های خود به کشورهای در حال توسعه می باشند. در این میان، کشور جوان ما نیز در خطر گسترش هولناک صنایع دخانی است. از این رو، بیداری و هوشیاری مردم و دولت مردان ما را می طلبد تا میهن پاک و سالممان، ایران اسلامی، بازار تولید و مصرف کالاهای سیاه آنان نشود. بیش از نیمی از جمعیت کشور ما را، گروه سنی جوانان و نوجوانان تشکیل می دهند و از آن جا که در این سنین، گرایش به دخانیات بسیار چشم گیرتر است، شایسته است با آگاهی و هشدار به جوانان و نوجوانان، آنان را از خطرات هولناک این پدیده شوم آگاه کنیم.

 

خانواده و گرایش به دخانیات

در محیط گرم و صمیمی خانواده ای که در آن، روابط خوب و دوستانه ای حاکم است، معمولاً کودکانی سالم، با شخصیتی مثبت و فعال پرورش می یابند که به روشنی می توان بازتاب عشق و علاقه خانوادگی را در اعتماد به نفس، موفقیت ها و رفتارهای شایسته آنان دید. نبود گذشت و دوراندیشی، اختلافات خانوادگی، کانون سرد و گاه از هم پاشیدن خانواده و هرگونه سهل انگاری و بی توجهی والدین در تعلیم و تربیت فرزند، محبت های افراطی و یا سخت گیری های بیش از حد، فرزندان را دچار نوعی بی هدفی و سرگردانی می کند. از همین رو، گاه برای آرامش فکر، فرار از تنهایی، وقت گذرانی و صرف نیروی اضافی خویشتن، به سوی فعالیت ها و رفتارهای نابهنجاری چون سیگار کشیدن و سایر موادمخدر می رود.

 

گروه هم سالان و گرایش به دخانیات

پس از خانواده، گروه هم سالان، دومین عامل اثرگذار در رفتارهای افراد است، چنان که با افزایش نفوذ آنها، که در دوران بلوغ به اوج خود می رسد، نفوذ والدین رو به کاهش می رود. آنان ترجیح می دهند بیشتر اوقات خود را با همسالانشان بگذرانند. اغلب در موضوعی خاص مثل روی آوردن به دخانیات، هم داستان می شوند و بر رفتار و شخصیت اجتماعی یکدیگر تأثیر نیرومندی می گذارند. بنابراین، پسندیده است که با دلایل منطقی و خردپسند، از آنان بخواهیم دوستان خود را از خانواده هایی انتخاب کنند که درباره آن ها شناخت داریم و از این طریق، آنان را در انتخاب دوست یاری رسانیم، بدون آن که خواسته خود را به آنان تحمیل کنیم.

 

چرا جوانان سیگار می کشند؟

در برخی از جوانان، شروع مصرف سیگار، معمولاً با آغاز دوره استقلال آنان همراه است. برخی از آن ها، مصرف سیگار را نماد بزرگی، آقایی و بلوغ می دانند. عده ای هم علت سیگارکشیدن خود را، بیکاری و یک نواختی زندگی یاد می کنند. بعضی هم برای غلبه بر کم رویی سیگار می کشند.

 

استعمال دخانیات، ظلم آشکار

روزانه، میلیون ها سیگار دود می شود و عوارض جسمی و روانی بسیاری برای خود شخص، خانواده و اطرافیان او پدید می آورد. بی هیچ تردیدی، سیگار کشیدن، زیان رساندن و تجاوز به حقوق دیگران یا همان ظلم به آنان است. همان گونه که خوش نداریم به ما ستم بشود، باید از ظلم به دیگران نیز بپرهیزیم. در دین مبین اسلام، ظلم به دیگران، گناهی ناپسند و نابخشودنی است که بارها از آن نهی شده ایم. حضرت علی علیه السلام در این باره فرمودند: بدترین توشه برای قیامت، ستم بربندگان است.

 

استعمال دخانیات، اسراف

سیگار، هزینه های مالی هنگفتی را به خانواده و جامعه تحمیل می کند، از جمله هزینه خرید سیگار، درمان بیماری های ناشی از آن و پولی که انسان در راه سیگار هزینه می کند، در حقیقت اسراف می شود و هدر می رود. در حالی که دین اسلام ما را از اسراف و تضییع دارایی منع کرده است.

 

استعمال دخانیات، دریچه ای به اعتیاد

کارشناسان مسایل بهداشتی و تربیتی، براین باورند که استعمال دخانیات، سبب بروز بسیاری از ناهنجاری های رفتاری، از جمله اعتیاد می شود. در تحقیقات آمده است: اگرچه هر فرد سیگاری معتاد نمی شود، اما بیشتر افراد سیگاری خیلی سریع معتاد می شوند. سیگار، دریچه ای است به اعتیاد، باید از غرق شدن در مرداب اعتیاد هراسید و از همان آغاز، پایان کار را اندیشه کرد. امام علی علیه السلام نیز در نهج البلاغه ضمن فراخواندن مابه دوراندیشی و به کارگیری صحیح اندیشه، فرموده اند: حاصل دوراندیشی، سلامت است.

 

استعمال دخانیات، نوعی اعتیاد

بسیارند افرادی که برای یک بار، به طور تفریحی یا اتفاقی سیگار کشیده اند و همین به مصرف روزانه و دائمی آنان انجامیده است. این کار یک اعتیاد است و اعتیاد، قدرت تفکر، اندیشه و اراده را از انسان می گیرد و سبب سقوط بسیاری از ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و اخلاقی می شود.

 

نقش اراده در ترک اعتیاد

حضرت علی علیه السلام فرمودند: ارزش مرد، به اندازه همت اوست و شجاعت او، به قدر ننگی که احساس می کند.

ترک هر عادتی، از روی علم و آگاهی و به کارانداختن عقل و اراده ممکن است؛ حتی ترک سخت ترین نوع اعتیاد. آنان چون خواستند، اراده کردند و توانستند به جبران خسارت ها و نارسایی ها، کمر همت ببندند، نام ننگ معتاد را از روی خود بردارند و برای فرزندان خود الگوهای بهتری شوند. پیشینیان، چه نیکو گفته اند که خواستن، توانستن است.

 

روش برخورد با فریب خوردگان

هر معلولی، علتی دارد و هیچ رفتار نابهنجاری، به خودی خود به وجود نمی آید. پس باید دید چه انگیزه ای فرد را در دام اعتیاد به سیگار افکنده است تا در اولین گام، محرک یا همان انگیزه را از او دور کرد. اعتیاد، یک بیماری است و معتاد، یک بیمار. از همین رو، رفتار و برخورد ما، در سرنوشت نهایی و روحیه آنان بسیار مهم و اثرگذار است و چه بسا رفتار ناسنجیده ما، زمینه گرایش فرد را به رفتارهای نابهنجارتری فراهم کند. سرزنش کردن و دیگران را به رخ آنان کشیدن، اعتماد به نفس را در آن ها می کشد و روح خود کم بینی را در آنان تقویت می کند. بنابراین، باید با بردباری و محبت، آن ها را حمایت و راهنمایی کرد تا به زندگی سالم و شاد گذشته باز گردند؛ زیرا افراد سیگاری برای ترک، به تشویق و حمایت به صورت هم دردی و تفاهم نیاز دارند.

امام علی علیه السلام در نهج البلاغه فرمودند: هیچ کس بیهوده آفریده نشد تا به بیهودگی بپردازد و او را به حال خود وانگذاشته اند تا خود را سرگرم کارهای بی ارزش نماید. انسان، جانشین خداوند بر روی زمین و دارای قدرت عقل و اراده ای نیرومند است تابه کمک آن، گمراهی را از رستگاری باز بشناسد.

 

وظیفه خانواده

خانواده، کانونی است که کودک در آن خوب و بد را می آموزد و سبک زندگی خود را برای آینده پایه گذاری می کند. و از طرفی خانواده، توان مندترین و سالم ترین واحد جامعه است که می تواند نقش به سزایی در دور نگه داشتن فرزندان از دخانیات و سایر مواد مخدر و ناهنجاری های اجتماعی ایفا کند، به شرط آن که فرصت پیش گیری را از دست ندهد.

 

وظیفه اجتماعی

امر به معروف و نهی از منکر، یکی از راه های کنترل و مبارزه با کج روی های اجتماعی است که کارایی مؤثری دارد. این فریضه الهی، به ما تکلیف می کند که فضلیت ها را در جامعه بپراکنیم، اگر هر یک از ما یکدیگر را از پی آمدهای ناگوار فردی و اجتماعیِ کارهای ناشایستی چون روی آوری به سیگار، آگاه کنیم، گرایش به رفتارهای ضداخلاقی در جامعه کاهش می یابد و بدین ترتیب، از اشاعه مفاسد اجتماعی جلوگیری می شود.

 

توطئه استعمار

سرمایه اصلی هر کشور که پیش رفت و استقلال کشور بدان وابسته است، سرمایه کار نیروی جوان آن کشور است. استعمار جهانی در ادامه اهداف خود در تسلط بر کشورهای جهان، با ترویج اعتیاد و استفاده از مواد مخدّر در کشورها، تیشه به پایه های اصلی و محوری آنها زده، سپس به راحتی بر این ممالک مسلط می شود.

 

باورهای نادرست برای مصرف دخانیات

سیگار کشیدن و ادامه مصرف آن اغلب ناشی از باورهای غلطی است که در جامعه رواج پیدا کرده است. این دلایل مانند احساس بزرگی و قدرت، لاغری، رفع عصبانیت، رفع خستگی، جذابیت و...  همگی بی‌پایه و اساس بوده و هیچکدام توجیهی برای خودکشی تدریجی توسط سیگار نمی‌‌باشد.

تحقیقات دانشمندان نشان داده که قلیان حتی بیش از سیگار مضر و خطرناک بوده و جا افتادن مصرف قلیان در جامعه به عنوان یک تفریح و سرگرمی‌کم‌خطر یک اشتباه بزرگ بهداشتی‌اجتماعی و فرهنگی است .

 

نظرات آگاهان درباره زیان های دخانیات

جمعیت مبارزه با دخانیات که متشکل از گروهی از پزشکان مجرب و اساتید محترم دانشگاه و خبرگان دیگر هستند می گویند:

- سیگار عامل اصلی و یا کمکی در پیدایش بیش از 50 نوع بیماری و 20 نوع سرطان در بدن می باشد.

- سالیانه 5 میلیون نفر به علت بیماریهای ناشی از سیگار جان می سپارند . (یعنی بیش از تلفات جنگ جهانی اول; چون در طول چهار سال 10 میلیون نفر در آن جنگ کشته شدند ولی تلفات سیگار در چهار سال به 20 میلیون نفر می رسد).

- در سال 2020 میلادی، 10 میلیون نفر در سال به علت بیماریهای ناشی از سیگار فوت می شوند، با این تفاوت که 7 میلیون آن در کشورهای در حال پیشرفت و 3 میلیون آن در کشورهای پیشرفته اند!

- به علت سودآوری صنعت دخانیات برای کمپانیهای چند ملیتی به ویژه شرکتهای آمریکائی، و با توجه به محدودیت های جدی در عرضه و مصرف سیگار در کشورهای غربی، به ویژه آمریکا، میزان مصرف در این کشورها روز به روز در حال کاهش است و لذا با ترفندهای مختلف به طور رسمی و غیررسمی (قاچاق) بازار مصرف به سوی کشورهای فقیر و در حال توسعه سوق داده شده است!

- در کشور ایران نزدیک به 10 میلیون سیگاری، روزانه بیش از سه میلیارد تومان! خرج سیگار می کنند. (یعنی در هر سال بیش از یک هزار میلیارد تومان!)

- به طور متوسط دولتها بیش از دوبرابر مبلغ مصرف سیگار صرف هزینه بیماریها و درمان عوارض ناشی از سیگار می نمایند; یعنی رقمی نزدیک به 6 میلیارد تومان در ایران در هر روز (و در سال بیش از دو هزار میلیارد تومان) .

- سالیانه 54 میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف می شود که نزدیک به 12 میلیارد نخ آن تولید داخل و بقیه عمدتا از طریق قاچاق وارد و توزیع می شود . (یعنی بیش از 75 درصد پول سیگار به خارج می رود).

- جوانان کشور و نوجوانان گروه های سنی 10 تا 15 سال هدف اصلی برای ترغیب به کشیدن واعتیاد به سیگار می باشند .

- سیگار در نوجوانان دریچه ورود به اعتیاد و سایر بزه کاریهای اجتماعی است .

- افراد غیرسیگاری به ویژه کودکان و همسران افراد سیگاری به اندازه خود افراد سیگاری در معرض مضرات دود سیگار هستند، و این افراد بی گناه به طور اجباری سلامتی خویش را از دست می دهند .

- کمپانی های آمریکائی سالیانه بالغ بر شش هزار میلیارد نخ سیگار تولید می کنند که نزدیک به 3 درصد آن در آمریکا مصرف می شود و مابقی آن (97درصد) به خورد مردم سایر کشورها به ویژه کشورهای فقیر و در حال توسعه داده می شود؛ و از این رهگذر سالانه بیش از 300 میلیارد دلار سود شرکت های آمریکایی است که معادل 20 سال فروش نفت ایران است.

ـ دكترعلیرضا صدرایی مدیر مركز بهداشت جنوب تهران، 5/12 درصد مرگ و میر دركشور را ناشی از مصرف سیگار و بیماری هایی ناشی از آن بیان كرده و میگوید 30 درصد مرگ هایی که از راه سرطان ایجاد می شود از راه سیگار است و بیماری های دیگر از جمله ابتلای سرطان ریه و بیماری های قلبی و عروقی بعنوان یكی از بیشترین تهدیدات سلامتی به شمار می آید.

 

روزشمار هفته جهانی بدون دخانيات

براساس اعلام دبیرخانه ستاد كشوری كنترل و مبارزه دخانیات مركز سلامت محیط و كار، روزشمار هفته جهانی بدون دخانیات به شرح زیر اعلام شد:

 

پنجشنبه چهارم خرداد: صنایع دخانی مانعی برای تحقق اهداف سلامتی

جمعه پنجم خرداد: تقویت ارزش‌های دینی سدی در برابر ترفندهای صنایع دخانی

شنبه ششم خرداد: قلیان ترفندی دیگر از سوی صنایع دخانی

یكشنبه هفتم خرداد: نوجوانان، جوانان و زنان هدف اصلی صنایع دخانی

دوشنبه هشتم خرداد: كنترل دخانیات یك مسوولیت همگانی

سه شنبه 9 خرداد: رسالت قوای سه گانه در برابر گسترش روزافزون مواد دخانی

چهارشنبه 10 خرداد: دخالت‌های صنایع دخانی چند ملیتی را متوقف كنیم

 

گفتنی است؛ براساس اعلام دبیرخانه ستاد كشوری كنترل مبارزه با دخانیات، سیگار عامل 12.5 درصد كل مرگ‌هایی است كه در جهان روی می‌دهد و 90 درصد مرگ‌های ناشی از سرطان ریه در افراد سیگاری به وقوع می‌پیوندد.

همایش روز جهانی بدون دخانیات نیز روز چهارشنبه 10 خرداد ماه در سالن همایش‌های دانشگاه علوم پزشكی تهران برگزار می‌ شود.

 

منابع:

 www.aftab.ir  -

www.hawzah.net  -

www.drmontazeralzohoor.com  -

article.oxinads.com  -

salamat.ir  -

- www.jamejamonline.ir

 

* روز جهانی بدون دخانیات، نصرت اله فرهادی ـ ایوب رجبی، اداره کل زندان های استان کرمانشاه

 

منبع : www.kermanshahprisons.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

شخصیت تان چه رنگ و بویی دارد؟!

 

 

همیشه تست های شخصیت از جالب ترین تست ها برای همه شما بوده است؛ چون به طور کلی موضوع شخصیت و این که شما چه طور انسانی هستید و چه خصوصیاتی دارید بسیار جالب است؛ بنابراین در همه جا وقتی به یک تست سنجش شخصیت برمی خورید، بلافاصله به آن جواب می دهید تا از خصوصیات تان باخبرشوید! اما، تا به حال به این موضوع توجه کرده اید که، چقدر از این تست ها با خصوصیات شما مطابقت دارند؟ آیا سوال های اینگونه تست ها می تواند سنجش درستی برای شخصیت شما باشد؟ ابتدا، اجازه دهید یکی از این تست ها را به شما نشان دهیم، این تست می تواند از روی بوی انتخابی شما، شخصیت تان را ارزیابی کند. حالا ببینید، شخصیت تان چه رنگ و بویی دارد!

▪ بوی کلر در استخرهای بزرگ

▪ بوی کباب و همبرگر و...

▪ بوی سبزه وگل

▪ بوی کرم های ضد آفتاب

▪ بوی بچه کوچک

  

● بگو کدام بو را دوست داری تا بگویم چه شخصیتی داری

توجه کنید که فقط باید یکی از بوها را انتخاب کنید:

 

1- بوی کلر در استخرهای بزرگ:

 کسانی که به بوی تند و تیز کلر در آب استخر علاقه مندند، افرادی مخاطره جو و اهل ریسک اند که مدام به دنبال کسب تجربیات جدید هستند، شما عاشق تجربه کردن و در نتیجه شوک های غیرآشنایی هستید که یکباره بر شما فرود می آید!

 

2- بوی کباب و همبرگر و...:

 بودن با خانواده برای شما اهمیت فراوانی دارد و به این ترتیب همیشه از استرس کمتری نسبت به دیگران برخوردارید. شما تلاش می کنید تا تمام اوقات فراغت خود را با خانواده بگذرانید.

 

3- بوی سبزه و گل:

آیا به خاطر می آورید که همیشه پدرتان را در کارهای مربوط به گل و گیاه یا مادرتان را برای آماده کردن میز غذا و جمع کردن آن کمک می کردید؟ کسانی که عاشق بوی چمن های تازه کوتاه شده یا گل و سبزه هستند، افرادی مسئولیت پذیر و دلسوزند و هرگز کاری را در نیمه راه رها نمی کنند. شما با بوی طبیعت زنده اید و این شادکامی و سرزندگی، یعنی حیات و شما این حیات به دست آمده از طبیعت را با هیچ چیز عوض نمی کنید.

 

4- بوی کرم های ضد آفتاب:

شما فردی فعال، برون گرا و بانشاط هستید که شادترین لحظات زندگی تان مربوط به زمانی است که در حال انجام فعالیتی هستید. یک سحرخیز واقعی که با اعتمادبه نفس بسیار می تواند روز را به خوبی آغاز کند!

 

5- بوی بچه کوچک:

 بوی شیرخشک بچه همیشه شما را سست می کند و معمولا بوی نوزادان، حسی غریب را در شما زنده می کند؛ حسی که به واسطه آن، خانواده بیش از همه چیز برای تان اهمیت می یابد. شما همانند مادران خانه دار یا مردانی که عاشق زن و بچه خود هستند، دوست دارید تمام وقت خود را در خانه بگذرانید و از بودن با نوزاد خود لذت ببرید! بوی خوش شیری که همیشه از او می آید، بی اختیار شما را به سمت خانه می کشاند تا بهترین لحظات را با او سپری کنید. شما در خانه بودن، آن هم به دور از هر گونه هیاهو و جنجال را به همه چیز ترجیح می دهید.

 

 

● به نظر شما این تست چه مشکلی دارد؟

آیا این سوالات می توانند نوع شخصیت تان را بسنجند؟حالا کمی دقیق تر به این تست نگاه می کنیم و به شرح اشکالات این تست می پردازیم .

موضوعی کلی در مورد تست های شخصیت وجود دارد و آن هم این است که هر یک از این تست ها جنبه خاصی از شخصیت را می سنجند و بعد خاصی از شخصیت را مورد بررسی قرار می دهند، چون موضوع پیچیده ای مثل شخصیت انسان را نمی توان با یک تست و در همه زمینه ها مورد سنجش قرار داد.

شما چه بویی را انتخاب کردید؟ آیا می توان با این بو خصوصیات شما را به درستی پیشگویی کرد؟ قبل از هر تفسیری روی این تست، موضوعی کلی در مورد تست های شخصیت وجود دارد و آن هم این است که هر یک از این تست ها جنبه خاصی از شخصیت را می سنجند و بعد خاصی از شخصیت را مورد بررسی قرار می دهند، چون موضوع پیچیده ای مثل شخصیت انسان را نمی توان با یک تست و در همه زمینه ها مورد سنجش قرار داد.

بنابراین برای هر دسته از خصوصیات و رفتارها، تست های جداگانه ای وجود دارد؛ مثل تست های پرخاشگری، عزت نفس، درون گرایی و برون گرایی، خودباوری و...در اینجا سعی شده با بیان فقط ۵بو از کل بوهایی که زندگی شما را در برگرفته کل شخصیت و خصوصیات شما را مورد بررسی قرار گیرد! آیا چنین چیزی امکان دارد ؟

بیایید کمی موشکافانه تر مسئله را بررسی کنیم. آیا واقعا بوها می توانند بگویند ما چگونه انسانی هستیم؟آیا خاطرات ما در مورد بوهای مختلف یکسان است؟ چه کسی است که از کباب خاطره ای خوش نداشته باشد و با فهمیدن بوی کباب خاطره ای از خانواده ای دور هم برایش تداعی نشود؟(لطفا به استثناها فکر نکنید!)چه کسی از بوی طبیعت بدش می آید؟ در این هوای آلوده شهری، چه بهتر از این که در تعطیلات، به دامان طبیعت پناه ببرید تا این ریه ها کمی هم، هوای تمیز تنفس کنند؟ آیا همه کسانی که طبیعت دوست هستند، طبق تفسیرات این تست مسئولیت پذیر و دلسوزند؟

اگر انتخاب شما گزینه یک یعنی بوی کلر استخرها باشد به این معنی است که شما فردی ریسک پذیر بوده و عاشق شوک های آنی هستید! چند نفر را می شناسید که گزینه یک را انتخاب کنند؟ آیا بوی کلر توی استخرها بوی مطبوعی است؟ پس چرا همه از آن شکایت دارند و کسانی که این بو را انتخاب نکرده اند اهل ریسک نیستند؟ منظور از عاشق شوک های آنی بودن چیست؟یعنی شما عاشق آن هستید که ناگهان به شما بگویند از کارتان اخراج شده اید؟ شوکی بهتر از این سراغ دارید؟مسئله دیگر، بیان خصوصیات مطلقا مثبت در این تست هاست؟ یعنی هر چه در شما جمع شده خوبی است و خصوصیات و رفتارهای ناپسند، از آن مردمانی، در کره دیگر است!

کاش این تست ها با صراحت نمی گفت که تحقیقات نشان داده اند! کدام تحقیقات این چنین جامع و کامل بوده اند که ثبت جهانی هم شده اند! اجازه دهید در ادامه تستی به شما بدهیم که با آن بتوانید یکی از جنبه های شخصیت خود را بسنجید؟ در این تست سعی شده میزان خود باوری و اعتقاد به خود، در شما مورد بررسی قرار گیرد؟ تا بفهمید تا چه میزان می توانید خودتان باعث رشد و پیشرفت خودتان شوید؟ صادقانه پاسخ دهید! سعی نکنید بهتر از آنچه هستید به نظر بیایید! با خود روراست بوده و باور و اعتقاد واقعی خود را انتخاب کنید؟

 

 

 

 

● چه شخصیتی دارید؟

در سوال های۱ ۲ ۵ ۷ ۸ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ اگر پاسخ بله را انتخاب کرده اید، یک امتیاز، به پاسخ خیر، امتیازی ندهید و به علامت؟ نیم نمره بدهید، اگر در سوال های ۳ ۴ ۶ ۹ ۱۳ ۱۴ ۱۵ پاسخ خیر را انتخاب کرده اید یک امتیاز، به پاسخ بله امتیازی ندهید و به علامت؟ نیم نمره بدهید.

 

▪ نمره شما بین۲۰ ۱۴ است:

عالی، تبریک می گوییم! شما به خودباوری دست یافته اید و می دانید از زندگی تان چه می خواهید، زندگی شما همراه با پیشرفتی روزافزون است.

 

▪ نمره شما بین ۱۳ ۷ است:

احساسات شما در مورد خودتان در نوسان است. هنوز درست نمی دانید چه می خواهید، گاهی خود را آنچنان باور دارید که همه چیز دست یافتنی به نظر می رسد و گاهی دچار شک و تردید می شوید. مواظب باشید! و افکار مخرب را از خود دور کنید.

 

▪ نمره شما زیر۶ است:

متاسفانه، بیشتر باورها و اعتقادات شما مانع پیشرفتتان و ترمزی برای رسیدن به حد کمال در زندگی است اما ناراحت نباشید، هنوز همه چیز را از دست نداده اید، اگر بخواهید می توانید تغییر را از همین حالا شروع کنید.

 

 

● چند نصیحت دوستانه

رمز توفیق و خودباوری و پیشرفت این است که چه میزان خواستار تحقق آن هستید. به همین دلیل است که عقاید و باورهای شما در زندگی دارای اهمیت است.

 

خودباوری و پیشرفت آسان تر خواهد شد اگر باور داشته باشید:

1- شما انتخاب کننده هستید. (عبارت شماره ۱۰)

2- یادگیری و پیشرفت آنقدر با اهمیت هستند که نمی توان آن ها را به شانس و تصادف واگذار کرد. (عبارت شماره ۷)

3- خوش باوری و رضایت از خود، بزرگ ترین آفت رشد و خود باوری مداوم است. (عبارت شماره ۸)

4- یاد گرفتن از موفقیت ها اهمیتی برابر با یاد گرفتن از اشتباهات دارد. (عبارت شماره ۱۱)

5- همیشه راه ها و امکاناتی برای بهبود وجود دارد. (عبارت شماره ۱۶)

6- هر روز چیز جدیدی می توان آموخت. (عبارت شماره ۱۸)

7- هر چیزی محصول یادگیری های خود ماست. (عبارت شماره ۲)

8- کلید رشد و پیشرفت در دست خود ماست. (عبارت شماره ۱۷)

البته آنچه شما باور دارید محصول یادگیری و تجربیات قبلی شما طی سال هاست اما این بدان معنا نیست که باورهای شما برای همیشه تثبیت شده و قابل تغییر نیست. عقاید قابل تغییر و اصلاح پذیرند. ۲ راه برای تغییر و تعدیل باورهای تان وجود دارد:

▪ اول: بی اعتنایی و بی توجهی به برخی باورها و تحت فشار قرار دادن خودتان برای دنبال کردن فعالیت های جدید است. در این صورت می توانید امیدوار باشید که تجربیات جدید شما باعث خواهد شد که ارزیابی مجددی از باورهای تان در مورد ارزشمندی چیزها داشته باشید.

▪ دوم: می توانید بعضی از باورهای تان که مانع پیشرفت است، مورد حمله مستقیم قرار دهید. یادتان نرود که برای رسیدن به خودباوری و پیشرفت حاصل از آن، نخست باید به خود توجه کنید به این منظور که دیگران را پس از خود موردتوجه قرار دهید. دیگر این که برای بهبود عملکرد خود بکوشید، آگاهانه در جست وجوی فرصت های یادگیری باشید، راهی را که برای یادگیری پیموده اید، حاصل شانس و تصادف ندانید، نیازهای خود را ارزیابی کنید، هدف های خود را مشخص کنید، موفقیت های خود را ارزیابی کنید، برای تجربه کردن امور جدید و متفاوت بکوشید، آن چه را آموخته اید به کار ببندید و ناراحتی کوتاه مدت را به خاطر جذابیت یادگیری بلند مدت تحمل کنید.

 

 - مجله سیب سبز

 

منبع : www.aftabir.com

 

  عبادت و بندگی             

آموزه های اخلاقی و عبادات امام محمد تقی (ع)

مجموعه نقل قول ها و روایاتی از کتاب اصول کافی

مجله الکترنیکی کشکول مدیریت

 

آن حضرت در ماه رمضان سال ۱۹۵ متولد شدند و در آخر ذیقعده سال ۲۲۰ درگذشتند و ۲۵ سال و ۲ ماه و ۱۸ روز داشت و در شهر بغداد در گورستان قریش کنار قبر جدش موسى بن جعفر علیه السلام بخاک سپرده شد، معتصم عباسى آن حضرت را در آغاز سالى که وفات نمود، به بغداد روانه کرد. مادرش ام ولد و نامش سبى که نوبیه بود و برخى گفته اند نامش خیزران بود، و روایت شده که او از خاندان ماریه مادر ابراهیم بن رسول اللّه صلى الله علیه وآله بوده است .
على بن خالد گوید: محمد که زیدى مذهب بود، گفت : من در سامرا بودم که با خبر شدم مردى در اینجا زندانى است که او را کت بسته از طرف شام آورده اند و مى گویند ادعاء نبوت کرده است .
على بن خالد گوید: من پشت در زندان رفتم و با دربانان و پاسبانان مهربانى کردم ، تا توانستم خود را به او برسانم ، او را مردى فهمیده دیدم ، به او گفتم : اى مرد! داستان تو چیست ؟ گفت : من مردى بودم که در شام جائى که نامش موضع راءس الحسین است عبادت مى کردم ، در آن میان که مشغول عبادت بودم شخصى نزد من آمد و گفت : برخیز برویم ، من همراه او شدم ، ناگاه خود را در مسجد کوفه دیدم ، به من گفت : این مسجد را مى شناسى ؟ گفتم : آرى مسجد کوفه است ، پس او نماز گزارد و من هم با او نماز گزاردم در آن هنگام که همراه او بودم ، ناگاه دیدم در مسجد پیغمبر صلى الله علیه وآله در مدینه مى باشم ، او به پیغمبر صلى الله علیه وآله سلام داد، من هم سلام دادم و نماز گزارد، منهم با او نماز گزاردم و بر پیغمبر صلى الله علیه وآله صلوات فرستاد، باز در همان اثناء که همراه او بودم ، خود را در مکه دیدم و پیوسته مناسکش را انجام مى داد و من هم همراه او انجام مناسک مى کردم که ناگاه خود را در جائى که عبادت خدا مى کردم در شام دیدم .
چون سال آینده شد، باز بیامد و مانند سال گذشته با من رفتار کرد، در آنجا چون از مناسک فارغ شدیم و مرا بشام باز گردانید و خواست از من جدا شود، به او گفتم : تقاضا مى کنم بحق کسى که ترا بر آنچه من دیدم توانا ساخته که به من بگوئى تو کیستى ! فرمود؟ من محمد بن على بن موسایم ، این خبر شهرت یافت تا بگوش محمد بن عبدالملک زیات (وزیر معتصم که پدرش روغن زیت فروش بوده ) رسید، او نزد من فرستاد و مرا گرفت و در زنجیر کرد و بعراق فرستاد.
من به او گفتم : گزارش داستان خود را به محمد بن عبدالملک برسان ، او هم چنان کرد و هر چه واقع شده بود در گزارش خود نوشت ، محمد در پاسخ او نوشت : بهمان کسى که ترا در یکشب از شام به کوفه و از کوفه به مدینه و از مدینه بمکه و از مکه بشام برد، بگو از زندانت خارج کند.
على بن خالد گوید: داستان او مرا اندوهگین کرد و بحالش رقت کردم و دلداریش دادم و امر بصبرش نمودم ، سپس صبح زود نزدش رفتم ، دیدم سربازان و سرپاسبان و زندانبان و خلق اللّه انجمن کرده اند، گفتم چه خبر است ؟ گفتند: مردى که ادعاء نبوت کرده بود و او را از شام آورده بودند، دیشب در زندان گم شده ، معلوم نیست به زمین فرو رفته یا پرنده ئى او را ربوده است.

اصول کافى جلد ۲ صفحه ۴۱۳ روایت ۱

 

عبداللّه بن رزین گوید:

 من در مدینه شهر پیغمبر صلى الله علیه و آله مجاور بودم و امام جواد علیه السلام هر روز هنگام ظهر بمسجد مى آمد و در صحن فرود مى شد و بطرف پیغمبر صلى الله علیه و آله مى رفت ، بآن حضرت سلام مى داد و سپس بجانب خانه فاطمه علیهماالسلام برمى گشت و نعلینش را مى کند و به نماز مى ایستاد، شیطان به من وسوسه کرد و گفت : چون فرود آمد، برو و از خاکى که بر آن قدم مى گذارد برگیر (در صورتى که امام باین امر راضى نبود و استحباب چنین کارى از هیچ معصومى روایت نشده است ) من در آن روز بانتظار نشستم تا این کار را انجام دهم ، چون ظهر شد، حضرت بیامد و بر الاغش سوار بود، ولى در محلى که همیشه فرود مى آمد پائین نشد، بلکه روى سنگى که در مسجد بود فرود آمد، آنگاه وارد شد و بر پیغمبر صلى الله علیه وآله سلام داد، سپس بجائى که نماز مى گذاشت رفت و چند روز چنین کرد.
با خود گفتم : چون نعلینش را (براى نماز) بیرون کرد مى روم و ریگهائى را که بر آن قدم نهاده بر مى گیرم ، چون فردا شد، نزدیک ظهر بیامد و روى سنگ پائین شد و بمسجد در آمد و بپیغمبر صلى الله علیه وآله سلام داد، سپس بجاى نمازش رفت و با نعلینش نماز گزارد و آنها را بیرون نیاورد و تا چند روز چنین مى کرد.
با خود گفتم : اینجا برایم ممکن نشد، من باید بدر حمام بروم ، چون وارد حمام شد، از خاکى که بر آن قدم نهاده برگیرم . پرسیدم حضرت بکدام حمام مى رود؟ گفتند: حمامى که در بقیع است و صاحبش مردى از خاندان طلحه است ، من روزى را که آنحضرت بحمام مى رفت پرسیدم و دانستم ، بدر حمام رفتم و نزد طلحى (صاحب حمام ) نشستم و با او سخن مى گفتم و در انتظار آمدن آن حضرت بودم .
طلحى به من گفت : اگر مى خواهى بحمام بروى ، بر خیز و برو که یکساعت دیگر براى تو ممکن نیست گفتم : چرا؟ گفت : زیرا ابن الرضا مى خواهد بحمام آید، گفتم : ابن الرضا کیست ؟ گفت : مردى است شایسته و پرهیزگار از آل محمد. گفتم : مگر نمى شود دیگرى با او بحمام رود؟ گفت : هر وقت او مى آید حمام را برایش خلوت مى کنیم ، ما در این سخن بودیم که با غلامانش تشریف آورد و غلامى در پیشش بود که حصیرى همراه داشت ، وارد رختکن حمام شد و حصیر را پهن کرد، حضرت هم رسید و سلام کرد و با الاغش وارد حجره شد و برختکن رفت و روى حصیر پیاده شد.
من بطلحى گفتم : همین است کسى که او را بشایستگى و پرهیزگارى معرفى کردى ؟!! (پس چرا سواره برختکن حمام رفت ؟) گفت : بخدا که او هیچگاه غیر از امروز چنین نمى کرد، من با خود گفتم : نیت من سبب این عمل شد و من او را بر این کار وا داشتم (من او را باین جنایت نسبت دادم ) باز با خود گفتم : انتظار مى کشم تا بیرون بیاید، شاید بتوانم بمقصود رسم ، چون بیرون آمد، لباس پوشید و الاغ را طلبید تا در رختکن آورند، از همان روى حصیر سوار شد و بیرون رفت ، با خود گفتم بخدا که من آن حضرت را اذیت کردم ، دیگر نمى کنم و هرگز باین فکر نمى افتم و بر آن تصمیم جدى گرفتم .
سپس چون آنروز وقت ظهر شد سوار الاغش بیامد و در همان صحن که فرود مى آمد پیاده شد و وارد مسجد گشت و بپیغمبر صلى الله علیه وآله سلام داد و در جائى که در خانه فاطمه علیهماالسلام نماز مى گزارد بیامد و نعلینش را بکند و بنماز ایستاد.

اصول کافى جلد ۲ صفحه ۴۱۴ روایت ۲

 

على بن اسباط گوید:

 امام جواد علیه السلام بطرف من مى آمد و من بسر و پاى آن حضرت مى نگریستم تا اندامش را براى رفقاى خود در مصر وصف کنم ، من در این فکر بودم که آن حضرت بنشست و فرمود:
اى على ! همانا خدا درباره امامت حجت آورده ، چنانکه درباره نبوت آورده و فرموده : ((در کودکى به او حکمت (داورى ) دادیم ۱۳ سوره ۱۹ )) و باز فرموده : ((چون به نیرومندى رسید)) ((و چهل ساله شد)) پس رواست که در کودکى بامام حکمت (داورى ) داده شود چنانکه رواست در سن چهل سالگى به او عطا شود (بحدیث ۹۹۲ رجوع شود.

اصول کافى جلد ۲ صفحه ۴۱۶ روایت ۳

 

محمد بن ریان گوید:

ماءمون براى امام جواد علیه السلام هر نیرنگى که داشت بکار برد (تا شاید آن حضرت را آلوده و دنیاطلب نشان دهد) ولى او را ممکن نگشت ، چون درمانده شد و خواست دخترش را براى زفاف نزد حضرت فرستد، دویست دختر از زیباترین کنیزان را بخواست و به هر یک از آنها جامى که در آن گوهرى بود بداد تا چون حضرت بکرسى دامادى نشیند، در پیشش دارند، امام به آنها هم توجهى نفرمود.
مردى بود بنام مخارق آوازه خوان و تار زن و ضرب گیر که ریش درازى داشت . ماءمون او را (براى این کار) دعوت کند. او گفت : یا امیرالمؤ منین ! اگر امام جواد مشغول کارى از امور دنیا باشد من ترا درباره او کارگزارى مى کنم (چنانکه تو خواهى او را بدنیا مشغول مى کنم ) سپس در برابر امام جواد علیه السلام نشست و عرعر خرى کرد که اءهل خانه نزدش گرد آمدند و شروع کرد با سازش مى زد و آواز مى خواند، ساعتى چنین کرد، امام جواد علیه السلام به او توجه نمى فرمود و براست و چپ هم نگاه نمى کرد، سپس سرش را بجانب او بلند کرد و فرمود: اى ریش بلند! از خدا بترس ، ناگاه ساز و ضرب از دستش بیفتاد و تا وقتى که مرد دستش ‍ کار نمى کرد.
ماءمون از حال او پرسید: جواب داد، چون امام جواد علیه السلام بر من فریاد زد، دهشتى به من دست داد که هرگز از آن بهبودى نمى یابم.

اصول کافى جلد ۲ صفحه ۴۱۷ روایت ۴

 

داود بن قاسم جعفرى گوید:

خدمت امام جواد علیه السلام رسیدم و سه نامه بى آدرس همراه من بود که بر من مشتبه شده بود، و اندوهگین بودم ، و حضرت یکى از آنها را برداشت و فرمود: این نامه زیاد بن شبیب است ، دومى را برداشت و فرمود: این نامه فلانى است ، من مات و مبهوت شدم حضرت لبخندى زد.
و نیز ۳۰۰ دینار به من داد و امر فرمود که آن رانزدیکى از پسر عموهایش ‍ برم و فرمود: آگاه باش که او بتو خواهد گفت : مرا به پیشه ورى راهنمائى کن تا با این پول از او کالائى بخرم ، تو او را راهنمائى کن . داود گوید: من دینارها را نزد او بردم ، به من گفت ، اى ابا هاشم ! مرا به پیشه ورى راهنمائى کن تا با این پول از او کالائى بخرم ، گفتم : آرى مى کنم .
و نیز ساربانى از من تقاضا کرده بود به آن حضرت بگویم : او را نزد خود بکارى گمارد، من خدمتش رفتم تا درباره او با حضرت سخن گویم ، دیدم غذا مى خورد و جماعتى نزدش هستند، براى من ممکن نشد با او سخن گویم .
حضرت فرمود: اى ابا هاشم ! بیا بخور و پیشم غذا نهاد، آنگاه بدون آنکه من پرسش کنم فرمود: اى غلام ! ساربانى را که ابوهاشم آورده نزد خود نگه دار.
و نیز روزى همراه آن حضرت به بستانى رفتم و عرض کردم : قربانت گردم ، من بخوردن گل آزمند و حریصم ، درباره من دعا کن و از خدا بخواه ، حضرت سکوت کرد و بعد از سه روز دیگر خودش فرمود: اى ابا هاشم ! خدا گل خوردن را از تو دور کرد، ابو هاشم گوید: از آن روز چیزى نزد من مبغوض تر از گل نبود.

اصول کافى جلد ۲ صفحه ۴۱۸ روایت ۵

 

منبع : www.14masoomin.com

 

  لينک های هفته             

 

ویژه نامه جامع  ولادت امام محمد تقی جواد الائمه (ع)

 

کتابخانه اينترنتی امام جواد (ع)

 

شبکه اطلاع رسانی امام جواد(ع)

 

فصلنامه مديريت در اسلام

 

30 نمونه شگفت انگیز از هنر بازتاب در عکاسی

 

کتابخانه صوتی - دانلود کتاب هایی که حرف می زنند!

 

فراخوان مقالات کنفرانس ها، کارگاه ها و مجلات علمی پژوهشی

 

کوچک چون سیگار، کوتاه چون زندگی - ویژه نامه روز جهانی بدون دخانیات