ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و پنجاه و هفت    

شنبه 13 خرداد 1391 11 رجب 1433 2 ژوئن 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة الأنعام آيات: 165 محل نزول: مکه

 

 

سورة الأنعام
 

بسم الله الرحمن الرحیم
 

الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُونَ 1 هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ 2 وَهُوَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ 3 وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ 4 فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ 5 أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ 6 وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ 7 وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ 8

ترجمه فارسی مکارم

 

سورة الأنعام
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

ستايش براى خداوندى است كه آسمان ها و زمين را آفريد، و ظلمت ها و نور را پديد آورد; اما كافران براى پروردگار خود، شريك و شبيه قرارمى ‏دهند (با اينكه دلايل توحيد و يگانگى او، در آفرينش جهان آشكار است)! 1 او كسى است كه شما را از گل آفريد; سپس مدتى مقرر داشت (تا انسان تكامل يابد); و اجل حتمى نزد اوست (و فقط او از آن آگاه است) با اين همه، شما (مشركان در توحيد و يگانگى و قدرت او،) ترديد مى ‏كنيد! 2 اوست خداوند در آسمان ها و در زمين; پنهان و آشكار شما را مى ‏داند; و از آنچه (انجام مى ‏دهيد و) به دست مى ‏آوريد، با خبر است 3 هيچ نشانه و آيه ‏اى از آيات پروردگارشان براى آنان نمى ‏آيد، مگر اينكه از آن رويگردان مى ‏شوند! 4 آنان، حق را هنگامى كه سراغشان آمد، تكذيب كردند! ولى بزودى خبر آنچه را به باد مسخره مى ‏گرفتند، به آنان مى ‏رسد; (و از نتايج كار خود، آگاه مى ‏شوند) 5 آيا نديدند چقدر از اقوام پيشين را هلاك كرديم؟! اقوامى كه (از شما نيرومندتر بودند; و) قدرت هايى به آنها داده بوديم كه به شما نداديم; باران هاى پى ‏درپى براى آنها فرستاديم; و از زير (آبادی هاى) آنها، نهرها را جارى ساختيم; (اما هنگامى كه سركشى و طغيان كردند،) آنان را بخاطر گناهانشان نابود كرديم; و جمعيت ديگرى بعد از آنان پديد آورديم 6 (حتى) اگر ما نامه ‏اى روى صفحه‏ا ى بر تو نازل كنيم، و (علاوه بر ديدن و خواندن،) آن را با دست هاى خود لمس كنند، باز كافران مى ‏گويند: اين، چيزى جز يك سحر آشكار نيست‏! 7 (از بهانه ‏هاى آنها اين بود كه) گفتند: چرا فرشته ‏اى بر او نازل نشده (تا او را در دعوت مردم به سوى خدا همراهى كند؟!) ولى اگر فرشته ‏اى بفرستيم، (و موضوع، جنبه حسى و شهود پيدا كند،) كار تمام مى ‏شود; (يعنى اگر مخالفت كنند،) ديگر به آنها مهلت داده نخواهد شد (و همه هلاك مى ‏شوند) 8

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

علم مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

عباس رهبری

 

آشنایی مسؤلین و مدیران با اصول مدیرت آنها را جهت ایجاد محیط مناسب ، خود آگاهی ، خود سازی ، و الگو بودن برای کارکنان رهنمون می کند . مطالعات نشان می دهد عملکرد مدیران متعهد ، با تجربه و متخصص با استفاده از اصول صحیح مدیریتی ، محیطی کارآمدتر ایجاد می کند . باید دانست گرچه تخصص و تجربه حرفه ای از شرایط لازم برای مدیریت است اما شرط کافی نیست و تنها داشتن تخصص چاره ساز نمی باشد ، بلکه باید دانش مدیریتی خود را با تجربیات علمی و ابتکاری توأم سازد تا بازدهی مدیریتی او بیشتر شود . اکثر سازمان های ناموفق دارای مدیریتهای نا کارآمد و ضعیف بوده اند [2].

با این وجود مدیریت در زمان ما از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست و در بسیاری از موارد مدیران مؤسسات فاقد دید علمی هستند [3]. با این وصف می توان گفت تخصص ( دانش ، بینش ، کوشش ) و تجربه حرفه ای امری ضروری در مدیریت می باشد که در امر تصمیم گیری به مدیر کمک می کند . باید دانست تصمیم گیری یکی از امور مهم مدیریتی و پر اهمیت ترین وظیفه یک مدیر می باشد ، بعضاً افرادی ، مدیریت و تصمیم گیری را به عنوان یک مقوله تعریف کرده اند .گریفث [4]معتقد است که تصمیم گیری ، جوهر و عصاره کار مدیریت است . برنارد [5]نیز معتقد است تصمیم گیری فراگردی است که از طریق سنجش ، محاسبه و اندیشیدن بدست می آید . گرک [6] تصمیم گیری را در قلب مدیریت دانسته و معتقد است که این وظیفه در کانون فرآیند مدیریت قرار دار د .


تقوی برای همه کس لازم است و برای کسانی که متصدی امور کشور هستند ، لازم تر ( امام خمینی ره )[1]


اما مدیریت خود دارای تعریفی مناسب و مشخص کننده فعالیت فرد مدیر می باشد و افراد زیادی در این خصوص به تعریف و توضیح آن پرداخته اند و می توان گفت مدیریت به کارگیری موثر و کار آمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی ، سازماندهی ، بسیج منابع و امکانات ، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول ، صورت می گیرد [7].

تعریف مذکور ، پنج قضیه اساسی ذیل را از زیر بنای مفاهیم کلی نظری و عملی ( فنی ) مدیریت است در بردارد:

1) مدیریت یک فرایند [8]است .

2) مفهوم نهفته مدیریت ، هدایت تشکیلات انسانی است .

3) درمدیریت موثر ، تصمیمات مناسب گرفته می شود و نتایج مطلوبی حاصل می آید .

4) مدیریت کارا ، به تخصص و مصرف مدبرانه منابع می گویند .

5) مدیریت بر فعالیت های هدفدار تمرکز دارد [9]

بدون شک تدبیر ، سیاست و مدیریت جامعه بشری سر آغاز کار پیامبران الهی بوده است و دعوت به اطاعت از خداوند تبارک و تعالی و تسلیم در برابر دستورات خداوند در مقابل حکومت های طاغوت ، مقابله با فساد و فحشاء در ابعاد فردی و اجتماعی و برقرای عدالت از جمله اصول مشترک برنامه رسالت انبیاء الهی و مکاتب توحیدی می باشد .

خداوند تبارک و تعالی می فرماید : در میان هر ملتی پیامبری فرستادیم تا مردم را به پرستش خدای یگانه و اجتناب از طـاغوت دعــوت کند [10]. ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و کتاب و میزان به ایشان دادیم تا مردم بر قسط و عدل پا بر جا شوند و آهن را که موجب هراس متجاوزان بوده و دارای منافعی برای مردم است نازل کردیم [11].

سیره رسول مکرم اسلام حضرت محمد (ص) در زمان تصدی ایشان بر امت اسلامی الگویی پر بار برای مدیران ما می باشد و در نهج البلاغه امام متقین علی (ع) نیز در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر نخعی ، اصول مدیریت اسلامی را به ایشان گوشزد نموده که اگر به اساس تفکرات مدیریتی در عصر حاضر به نامه امام (ع) به مالک اشتر نخعی نگاهی بیندازیم [12]می توان آنرا به حق جامعترین دستور و منشور برای سیاست و مدیریت و ترسیم اصول اساسی و ویژگیهای مدیریت اسلامی دانست [13]که در اینجا به پاره ای از این موارد می پردازیم .

در این فرمان دستورات متناسب با سازمانهای اسلامی بیان شده است که عبارتند از :

 

حاکمیت خدا و وحدت فرماندهی
اولین اصل در زمینه حکومت و مدیریت پذیرش فرماندهی خداوند ، بنده او بودن و خدا ترسی است به طوری که در جای جای دستورات امام (ع) نام خدا و رضای او به وضوح دیده می شود وآنجا که می فرمایند : این دستوری از بنده خدا به مالک ، و امر میکند او را به تقوای الهی و برگزیدن فرمان او و پیروی از آنچه که در کتابش امر فرموده است [14].
 
 در اینجا به افراد می گوید اگر در نظام الهی اسلام ، مدیریتی را قبول می کنید و دارای پست و مسئولیتی می شوید ، در پیشگاه خداوند مسئول و پاسخگو خواهید بود و باید خدا ترس و با تقوا باشید و این مقام و مسئولیت شما را از خدمت به خلق غافل نکند . فرد را به وحدت و فرماندهی در قالب اصل حاکمیت خداوند و تبعیت از او فرا می خواند .
 
 

مردم داری و مهربانی با مردم
 
یکی دیگر از اصول مهم مدیریتی ، مردم داری و مهربانی با مردم است زیرا کلیه ساختار و نظم اداره یا سازمان و به طور کلی تشکیلات ایجاد شده جهت رفاه مردم بوجود آمده است و مدیر مدبر ، با ایمان ، خداپرست بایستی با مردم مهربانی و مدارا کند و در برخورد با مردم و کارکنان از اصول و قوانین اسلامی استفاده نماید . امام (ع) در این مورد فرموده اند : و مهربانی و خوش رفتاری و نیکویی با رعیت را در دل خود جای ده ، مبادا با آنان چون جانور درنده باشی و خوردنشان را غنیمت شماری زیرا که مردم دو دسته اند یا مسلمانند و برادر دینی تو و یا انسانند و در خلقت همانند تو [15]. این اصل توصیه می کند مدیر مردم دار و مهربان باشد و نه تنها با مسلمین بلکه با غیر مسلمان نیز بایستی برخورد شایسته داشت .
 
 

عدالت بر اساس حق
 
 یکی دیگر از اصول مدیریت پیروی از حق و عدالت ورزی است و این مورد از امور مشهود در دوران خلافت امام(ع) است ایشان چنان در امور حق و عدل قاطعانه برخورد نموده اند که زبانزد عام و خاص می باشند و به مالک بیان نمودند فرقی بین آشنا و فامیل و دوست و سفارش شده قرار نداده و بین مسلمان و غیر مسلمان تبعیض قائل نشو به طوری که همه افراد از مواهب حکومت عدل برخوردار باشند در فرمان خود می فرمایند : حق را برای آنکه شایسته است از نزدیک یا دور ( خویش و بیگانه ) اجرا کن [16]

و یـا در جای دیگر می فرمایند : و نیکوتـرین چیزی کـه حاکمان را خشنود مـی سازد بر پا داشتن عدل و دادگری در شهرها و آشکار ساختن دوستی رعیت است [17].
 
 

تغافل در برخورد با مردم و چشم پوشی بزرگوارانه
 
 یکی دیگر از اصول مدیریت در برخورد مناسب با مردم ، رعایت تغافل با مردم می باشد؛ زیرا انسان ها به دلایل مختلف در معرض خطا و اشتباه قرار دارند و خود امام(ع) در برخورد با مردم گذشت داشت و در مقابل بعضی از اشتباهات و خطاهای آنان خود را به تغافل می زد و به مالک نیز بیان نموده اند : مردم از پیش گرفتار لغزش و خطا بوده و به سبب هایی بد کاری به آنها روی آورده است، به عمد یا به سهو دچار لغزش می شوند پس اگر پیش آمدی آنها را به سهو به بد کاری وا داشت نباید به ایشان بخشش و عفو روا نداشت (تغافل) با بخشش و گذشت خود آنان را عفو کن ، همان طور که دوست داری خدا با بخشش و گذشت تو را بیامرزد [18]. بر مبنای این دستور امام (ع) مدارا و چشم پوشی بجا از کارهای مردم از اصول یک مدیریت صحیح است که با رفتار انسانی اجین می گردد.
 
 

انصاف و میانه روی در حق
 
 انصاف را می توان به رفتار مناسب با زیر دستان بر مبنای قوانین و مقررات ، از روی حق و عدل معنی کرد . امام انصاف را نه تنها مبنای رفتار مدیران با مردم بلکه اصل مبنای رفتار او را با خداوند می داند.در این ارتباط به مالک می گوید : با خدا به انصاف رفتار کن ( اوامر او را به کار گیر و از نواهی او بپرهیز ) ، از جانب خود و نزدیکان خود در باره مردم انصاف را از دست مده [19]. و نیز می فرماید : پس رنج کار هر یک از آنان را برای خودش بدان و رنج کسی را به دیگری نسبت نده و باید در پاداش دهی به او هنگامیکه کارش تمام می شود کوتاهی ننمایی و بزرگی کسی تو را بر آن ندارد که رنج و کار کوچک کسی را بزرگ شماری و پستی کسی تو را وا ندارد که رنج و کار بزرگش را کوچک شماری [20]. بر مبنای این دستورات مدیر باید با رعایت انصاف به زیر دستان کمک کند .
 
 

 منافع اکثریت را بر منافع اقلیت ترجیح دادن
 
 یکی دیگر از اصول مدیریت ، منافع عمومی را بر منافع فردی ترجیح دادن است ، بدین صورت که نباید به خاطر فردی منافع عمومی و مصالح سازمانی را فدا نمود . امام(ع) در این باره می فرمایند: کاری که باید بیش از هر چیزی دوست داشته باشی میانه روی در حق ، همگانی کردن آن و دادگری است که بیشتر موجب خشنودی رعیت می گردد زیرا خشم همگانی ، رضا و خشنودی چند تن را پایمال می سازد و خشم چند تن در برابر خشنودی همگان اهمیت ندارد [21].
 نظارت و ارزیابی بر عملکرد
 
 تأکید بسیار زیادی به مدیران دستگاههای اجرایی است که بر اعمال و کار کارکنان نظارت داشته و ارزیابی مستمری از آنها بنمایند . امام نیز می فرمایند : پس در کارهایشان ( عمال و کار گزاران ) کاوش و رسیدگی کن و بازرسهای راستکار و وفادار بر آنان بگمار ، نباید نیکو کار و بد کار نزد تو به یک پایه باشند که این امر نیکو کار را از نیکو کاری بی رغبت و بد کاران را به بدی وا می دارد و هر یک از ایشان را به آنچه که گزیده است جزا بده [22].
 
 

 انتخاب فرد لایق
 

 یکی از مهمترین مسائل فعلی مدیریت در جهان امروز و بخصوص در کشور ما نحوه انتخاب افراد توسط مدیران ارشد است ، آنان با عزل و نصب مدیران و زیردستان خود بر مبنای اعمال سلیقه ، آزمایش و خطا و عدم تبعیت از ملاکهای علمی و منطقی باعث شده اند افراد نا کار آمد در مشاغل حساس قرار بگیرند . امام(ع) به مالک می گویند : پس در حال نویسندگانت ( کارگزارانت ) بنگر و بهترین ایشان را به کارهایت بگمار [23]چون آنان را ( کارگزاران ) تجربه و آزمایش نمودی به کار گمار [24]. در اینجا امام(ع) تاکید دارند با رعایت معیار و ملاک آزمودن ، افراد را به کار گمار نه اینکه بکار گماری و بعداً بررسی کنی و نیز فرمودند : برای انجام کارها از نیروهایت کسانی را بگمار که برای خدا و رسول پند پذیرند و پاکدل تر ، خردمند تر ، بردبارتر، و مهربانتر، باشند [25].
 
 امام با این بیان تأکید می کنند باید برای انتخاب مدیر ملاکها و معیارهای مناسب تعریف تا گزینش و انتخاب افراد شایسته تر بهتر صورت گیرد .
 

تقسیم کار
 
از دیگر امور مربوط به یک مدیر مدبر و لایق تقسیم کار است جهت انجام ساده تر و بهتر کارها امام(ع) در این مورد می فرمایند : برای هر کاری از کارهایت رئیس و کارگردانی از نویسندگان قرار بده که بزرگی کارها او را مغلوب و ناتوان نسازد و هر گاه در آنان عیبی باشد و تو از آن غافل باشی تو را به آن بدی می گزینند ( یعنی تو باید پاسخگو باشی ) [26]این تاکیدها از طرف امام(ع) در خصوص تقسیم کار بر اساس توان و تخصص در پیشبرد امور و ارائه خدمات بهتر به مردم می باشد .
 
 

حقوق و پرداخت پاداش
 
 در دنیای مدیریت امروز پرداخت حقوق و پاداش مناسب به کارکنان حرف اول را می زند ، و زمانی می توان از یک فرد متخصص ، مدبر ، لایق و متعهد کار مناسب خواست که حقوق و پاداش او نیازهای زندگی او را مرتفع و رضایت شغلی او را فراهم کند . در غیر این صورت نمی توان رشدی در کار و پیشبرد آن را در نظر گرفت . امام(ع) در این باره می فرمایند : پس جیره و خواروبارشان را فراوان ده که این کار آنان ( کارکزاران ) را به اصلاح خودشان توانا کرده و بی نیاز گرداند [27]و آنقدر به قاضی بده و زندگی او را فراخ ساز که عذر او از بین برود و نیازش به مردم با آن بخشش ( حقوق مکفی ) کم باشد [28].
 
 

ویژگی های یک مدیر در اسلام
 

 انتخاب یک مدیر لایق با توجه به نامه امام علی(ع) به مالک اشتر می تواند دقیق صورت پذیرد و برای انتخاب می توان خصوصیات ذیل را لحاظ کرد .
 
 الف ) ویژگیهای مناسب که در شأن و منزلت یک مدیر اسلامی است .
 
 1) مدیر خود را بنده خدا دانسته ، خدا ترس و متقی باشد .[29]
 
 2) مدیر باید نفس خو را از شهوات و خواهشهای نفسانی تزکیه کند .[30]
 
 3) مدیر به دل ، دست و زبان یاری گر دین خدا باشد .[31]
 
 4) مدیر باید با مردم ، مهربان ، خوش رفتار و نیکو باشد . [32]
 
 5) مدیر باید عادل ، میانه رو در حق بوده و منافع عوام را بر منافع خواص ترجیح دهد .[33]
 
 6) مدیر باید بین نیکو کار ، و بد کار تفاوت گذاشته با راستگویان همنشین باشد.[34]
 
 7) مدیر باید پند پذیر ، راست گفتار ، درست کردار و بردبار بوده و در مقابل زورگویان سختگیر باشد .[35]
 
 8) مدیر باید بر کار کارگزاران نظارت دقیق داشته باشد .[36]
 
 9) مدیر باید در گزینش و بکارگماری کارگزاران بر اساس تجربه و آزمون عمل نماید .[37]
 
 10) مدیر باید از امور بازرسی داشته و برای بازرسی افراد صالح بگمارد .[38]
 
 11) مدیر باید برنامه ریزی داشته باشد و کار امروز را به فردا نیندازد .[39]
 
 12) مدیر باید وفای به عهد داشته باشد .[40]
 
 ب) ویژگیهای نامناسب که در شأن و منزلت یک مدیر اسلامی نیست
 
 1) مدیر باید از کبر، خودپسندی و برابر دانستن خود با خدا بپرهیزد .[41]
 
 2) مدیر باید در رفتار با مردم از ستمگری و درنده خویی بپرهیزد[42]
 
 3) مدیر باید از همنشینی با کسانی که به گفتن زشتی های مردم اصرار دارد بپرهیزد .[43]
 
 4) مدیر باید از افراد بخیل ، ترسو و حریص بپرهیزد.[44]
 
 5) مدیر باید از افراد متملق و کسانی که در گناه اشرار و ستمگران شریک بوده اند بپرهیزد .[45]
 
 6) مدیر باید از شکستن سنت های حسنه بزرگان و پیشینیان بپرهیزد .[46]
 
 7) مدیر باید از جنگ طلبی ، خونریزی و بی عدالتی پرهیز نماید .[47]
 
 8) مدیر باید از خود پسندی ، منت گذاشتن و بزرگ نمایی کارهای کوچک پرهیز نماید .[48]
 
 9) مدیر باید از عجله و شتاب زدگی پرهیز نماید .[49]
 
 10) مدیر باید بر زبان خود مسلط بوده و هنگام خشم از تصمیم گیری پرهیز نماید .[50]
 
 11) مدیر باید در عزل و نصب کارگزاران از آزمایش و خطا بپرهیزد .[51]
 
 خلاصه اینکه آنچه در این مختصر می توان در باره انتخاب مدیر در نظام اسلامی مطرح کرد این است که در مکتب اسلام بر خلاف دیگر مکاتب ارزشها نسبی نیست و زمان و مکان در تبدیل مفاهیم ارزشی دخیل نیستند . این امر از آنجا ناشی می شود که واضع ارزشها در مکتب اسلام تعقل ناقص بشری نیست و واضع آن خداوند است که مطالب را به رسول گرامی اعلام و ایشان نیز دستورات را به اصحاب عرضه داشته و انتقال این دستورات بوسیله کتاب ، سنت بوده و ما نیز باید بر اساس کتاب ، سنت ، اجماع ، و عقل دقیقاً مطالب را دریافت داشته و در امور زندگی خود به کار گیریم و یک نمونه بارز آن انتخاب مدیر است که می تواند جامعه اسلامی را با دستورات بیان شده به سوی هدف والای خود سوق دهد .[52]
 
 امید است این نوشته برای آشنایی مدیران جهت انتخاب نیروهای مناسب مفید باشد و گامی موثر برای رشد فضایل اخلاقی آنان بکار رود و هدف مدیریت در نظام اسلامی که همانا خدمت به مردم و حضور با مردم و در میان مردم بودن جهت رضایت خداوند متعال است تحقق یابد؛ 
 انشاالله

 

منابع مورد استفاده :

1) قران کریم

2) اصول مدیریت / علی رضائیان تهران سازمان مطالعه و تدوین کتب درسی علوم انسانی دانشگاهها ( سمت ) 1378

3) سیاست و مدیریت از دیدگاه امام علی (ع) ، تقی رهبر ، انتشارات تبلیغات اسلامی ، 1366

4) سید عباس زاده ، میر محمد ، لزوم توجه به مدیریت آموزشی در نظام آموزشی ایران ، فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش شماره2

5) صحیفه نور ، ج 17 ، ص 9

6) فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش شماره 32

7) لاکت جان ، مدیریت اثر بخش ، ترجمه سید امین الله علوی ، مرکز مدیریت آموزش مدیریت دولتی ، 1373

8) مدیریت و رهبری آموزشی ، سید محمد میر کمالی ،‌نشر رامین 1374

9) نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، نامه 53 ،ص 1035،ص991، نوبت چهارم ، 1378 ، انتشارات فقیه

10)
Howard m.carlisle,op.cit.,p.5.

[1] صحیفه نور ، ج 17 ، ص 9

[2] لاکت جان ، مدیریت اثر بخش ، ترجمه سید امین الله علوی ، مرکز مدیریت آموزش مدیرت دولتی ، 1373

[3] سید عباس زاده ، میر محمد ، لزوم توجه به مدیریت آموزشی در نظام آموزشی ایران ، فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش شماره2

[4]
griffiths

[5]
barnard

[6]
Gregg

[7] اصول مدیریت / علی رضائیان تهران سازمان مطالعه و تدوین کتب درسی علوم انسانی دانشگاهها ( سمت ) 1378

[8] تغییر به سوی هدف ، با استفاده از مکانیزم باز خورد را فرایند گویند . هر فرایندی دارای هدف ، ساختار و نتیجه است . ساختار فرایند ، طریق به هم پیوستن عوامل متعددی با دیگر فرایندها برای نتیجه واحد است .

[9]
Howard m.carlisle,op.cit.,p.5.

[10] سوره نحل آیه 36

[11] سوره حدید آیه 25

[12] نهج البلاغه ، شیخ الاسلام ، نامه 53 ،ص1020،ص991

[13] سیاست و مدیریت از دیدگاه امام علی (ع) ، تقی رهبر ، انتشارات تبلیغات اسلامی ، 1366

[14] نهج البلاغه ،ب-2 ص 992

[15] همان منبع ، ب 20-ص 1001

[16] همان منبع ، ب-72-ص1036

[17] همان منبع ، ب-36-ص1008

[18] همان منبع ، ب 6-ص995

[19] همان منبع ، ب-10-ص996

[20] همان منبع ، ب-38-ص1009

[21] همان منبع ، ب-11-ص977

[22] همان منبع ، ب- 20-ص1001

[23] همان منبع ، ب-43-ص1012

[24] همان منبع ، ب-45-ص1012

[25] همان منبع، ب- 32-ص1006

[26] همان منبع ،ب-54-ص1017

[27] همان منبع ، ب-44-ص1012

[28] همان منبع ، ب-41-ص1011

[29] همان منبع ، ب-2-ص991

[30] همان منبع ، ب-4-ص991

[31] همان منبع ، ب-3-ص991

[32] همان منبع ، ب-6-ص993

[33] همان منبع ،ب-11-ص996

[34] همان منبع ، ب-19و20-ص1005

[35] همان منبع، 32-ص 1005

[36] همان منبع ، 41-ص1010

[37] همان منبع ، 43-ب1011

[38] همان منبع ، ب-45-ص1011

[39] همان منبع ، ب-64-ص1023

[40] همان منبع ، 74و75-ص1027

[41] همان منبع ، 8-ص993

[42] همان منبع ، 6-ص993

[43] همان منبع ، 14-ص997

[44] همان منبع ، 16-ص998

[45] همان منبع ، ب-17و18-ص999

[46] همان منبع ، ب24-ص1001

[47] همان منبع،ب-75-ص 1027

[48] همان منبع ، ب76-ص1028

[49] همان منبع ، ب-78-ص1028

[50] همان منبع ، ب-84-ص1031

[51] همان منبع ، ب 43-ص1011

[52] رضائیان ، علی ، اصول مدیریت ، تهران ، سمت ، 1378

 

منبع : www.persialearn.com

 

  جمله مديريتی              

درگذر زندگی آموختم  ...

  

 

درگذر از زندگی آموختم :

که : می توان در یک لحظه تصمیم گرفت و یک عمر رنج کشید.

که : می توان افکار را کنترل کرد، یا آنها تو را کنترل می کنند.

که : بلوغ، به تجربه هایت و درس هایی که از آنها گرفتی مربوط است نه به سال های زندگی ات.

که : قهرمان کسی است که، کاری را که لازم است انجام شود بدون توجه به عواقب آن انجام می دهد.

که : مجبور نیستی دوستت را عوض کنی، اگر بدانی دوستت عوض خواهد شد.

که : زندگی ات می تواند در یک لحظه، توسط مردمی که تو حتی آنها را نمی شاسی تغییر کند.

که : حتی زمانی که تصور می کنی چیزی برای بخشیدن نداری، می توانی به کسی که کمک می طلبد کمک کنی.

که : اگر کسی آنگونه که تو می خواهی دوستت ندارد، به این معنی نیست که در عشق او نقصی است.

که : با دوست می توان در سکوت و بدون انجام هیچ کار مشخصی بهترین اوقات را داشت.

و اینکه : کسانی را که بیشتر دوست داری زودتر از دست می دهی.

 

برگرفته از : mortiza.persianblog.ir

 

  حدیث مديريتی             

دوستی دل ها

 

امیر مومنان حضرت علی علیه السلام فرمودند:

انْفَعُ الکُنُوزِ مَحبَّةُ القلوب؛

سودمندترینِ گنج ها، دوستی دل هاست.

غررالحکم ، باب حب و دوستی

 

  طنز مديريتی              

بهلول و پاسخی به یک پرسش

 

 

روزی یکی از دوستان بهلول گفت:

- ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟

بهلول گفت:  نه!

 پرسید:

- اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟

بهلول گفت:  نه!

پرسید:

- پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟

بهلول گفت:

- نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم؛ آیا دردت می آید؟

گفت: نه!

بهلول گفت:

- حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟

گفت: نه!

سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد!

مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست!

بهلول با تعجب گفت:

- چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بیازمایی!

 

  حکايت مديريتی            

سی داستان کوتاه درباره امام خمینی (ره)

سید محمد جواد میری

تقدیم به بچه‌هایی که او را ندیده‌اند

۱-  هشت نُه سالش که بود، بهترین پرش را داشت. توی مسابقه‌ دو هم همیشه اول بود.

از بازیگوشی‌هاش، دو سه تا شکستگی توی دست و پا یادگاری داشت و ده دوازده تا توی سر و پیشانی.
 


۲ - با داداش خوشنویسی کار می ‌کرد.
آن قدر خطشان شبیه هم شده بود که وقتی نصف کاغذ را روح‌الله می ‌نوشت و نصفی را مرتضی، هیچ‌ کس نمی ‌فهمید این، دو تا خط است.



 

۳-  دراویش آمده بودند توی حجره‌های فیضیه‌ و جا خوش کرده بودند. هیچ‌کس هم حریفشان نبود.
یک بار روح‌الله با یکی از دراویش جر و بحثی کرد و یک سیلی آبدار گذاشت در ِ گوشش.
حالا دیگر حریفشان می‌شدند. بیرونشان هم کردند.
 


 

۴-  کسی را نپسندیده بود. الّا دختر آقای ثقفی، که او هم رضایت نمی ‌داد.
*
با صحبت‌های زیاد و چند بار خواب دیدن، بالأخره حاضر شد با آقا روح‌الله ازدواج کند. عقد را در حرم حضرت عبدالعظیم خواندند و ماه مبارک یک عروسی ساده گرفتند. همان اول به خانم گفت:
-
هر کاری می‌ خواهی بکن، فقط گناه نکن.
*
یک خانه اجاره کردند و جهاز خانم را آوردند. تنها چیزهایی که آقا روح‌الله به اثاثیه اضافه کرد، یک گلیم بود، یک دست رختخواب، یک چراغ خوراک ‌پزی، یک قابلمه‌ کوچک، یک قوری با استکان و نعلبکی.


 

۵ - زمستان بود. داشتیم با هم می ‌رفتیم درس عرفان آیت‌الله شاه‌آبادی. سر راه، زنی نشسته بود لب رودخانه. داشت لباس و کهنه می‌شست. یخ‌ها را می ‌شکست، لباس‌ها را می ‌شست، دستش را با دمای بدنش گرم می‌ کرد و باز آقا روح‌الله ایستاد.
لباس‌ها را دو نفری شستند. آدرس‌اش را هم گرفت. بعد هم گفت:
-
از این به بعد بیایید منزل ما. می ‌گویم آب را برایتان گرم کنند.



 

۶ - بستری شده بودم. به خاطر حصبه، آن هم وسط زمستان. اساتیدم یک نفر را هم نفرستادند که ببینند چرا توی درس‌ها شرکت نمی کنم. فقط او بود که هر صبح و هر شب می‌آمد عیادت.
شبی که حالم خیلی خراب شد، پای پیاده راه افتاد و توی آن زمستان سرد، رفت دنبال طبیب. طبیب که آمد، حالم که بهتر شد، راهی‌ام کرد بیمارستان.
 


 

۷- آقای بروجردی بی‌مشورت آقا روح‌الله موضع نمی‌گرفت. وقتی هم می‌خواست پیش شاه نماینده بفرستد، او را می فرستاد.
*
آقا روح‌الله از پیش شاه برگشته بود و داشت گزارش می‌داد:
-
نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم ولی ابهت من شاه را گرفته بود و بر حرف‌هایش مسلط نبود.
 


 

۸ - یک رمضان که رفته بود محلات، علمای شهر دعوتش کردند بیاید مسجد جامع، نماز اقامه کند؛ اما قبول نکرد:
-
آنجا کسی هست که اقامه‌ی جماعت کند.
*
می ‌گفت باید به اینجا رونق داد. یک مسجد دورافتاده و متروک بود که یک اتاق گلی کوچک بیشتر نداشت. نمازش را اینجا می‌خواند.
 


 

۹ - شب را تقسیم کرده بودند. دو ساعت آقا می‌خوابید و خانم حواسش به بچه‌ها بود، دو ساعت خانم می‌خوابید و آقا بچه‌داری می‌کرد. روزها هم بعد درس، یک ساعت مخصوص بازی با بچه‌ها بود.
 

 

۱۰-  بازاریان تهران آمده بودند پیش آیت‌الله بروجردی که پیشنماز می‌خواهیم. او هم آقا روح‌الله را معرفی کرده بود؛ اما کی می توانست آقا روح‌الله را راضی کند؟ از آن ها اصرار و از او انکار که:
-
من می خواهم طلبه باشم، درس بخوانم و درس بدهم.
*
آقای بروجردی که فوت کرد، همه‌ی علما و مراجع برایش مجلس فاتحه گرفتند جز آقا روح‌الله. آخر، فاتحه گرفتن هم مثل پیشنمازی در جاهای مهم، مقدمه‌ی مرجعیت حساب می‌شد. می‌گفت:
-
نه مجلس فاتحه می‌گذارم، نه در فاتحه‌شان شرکت می‌کنم.
*
با این که خیلی‌ها رساله شان را مجانی پخش می‌کردند، هرکس رساله‌ی آقا روح‌الله را چاپ می‌کرد باید تا تومان آخرش را از جیب خودش می‌داد. آقا روح‌الله نه رساله‌ می داد، نه عکس چاپ می‌کرد، نه
 


۱۱-  علیه لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی که بیانیه داد، بعضی علما ‌گفتند: شاه شیعه است، مگر با شاه شیعه می شود مبارزه کرد؟
وقتی گفت در اعتراض به جنایات شاه، نیمه شعبان را جشن نگیریم، می‌گفتند: چراغانی نیمه شعبان را به خاطر مبارزه تعطیل کنیم؟!
یک عده مقدس‌نما هم سر این دعوا می‌کردند که او انگلیسی است یا آمریکایی؟! بعضی ها هم می‌گفتند تارک‌الصلوه است، روزه هم نمی‌گیرد؛ اما زردچوبه می‌مالد به صورتش که بگوید روزه‌ام! بعضی ها هم می گفتند این عمامه‌اش کوچک است و در حد مرجعیت نیست. این جور حرف ها را که می‌شنید، می‌گفت:
-
به آقایان بگویید من هنوز مشرک نشده‌ام.
 


۱۲ - اول تبعید که رفت ترکیه، بردنش توی یک منطقه که زهر چشم بگیرند و بترسانندش.
-
اینجا قبر چهل نفر از علمای ترکیه است که با حکومت مخالفت کردند و کشته شدند.
گفت:
-
عجب! ای کاش ما هم چنین چیزی داشتیم تا این جور از علمای ترکیه عقب نباشیم.



۱۳ - با آن تابستان‌های گرم نجف، حاضر نشد کولر هم بخرند. یک کولر توی حیاط بود برای جلسات عمومی شبانه که آن هم پوشال نداشت. پره‌اش می‌چرخید و باد گرم را می‌زد توی صورت‌ها. بزرگان نجف یک خانه هم در کوفه داشتند؛ اما آقا همان خانه‌ی کوچک نجف را داشت و تمام.
با آن هوای گرم و خشک و با آن سن آقا، هرچه اصرار می‌کردند که تابستان‌ها برود کوفه که خنک‌تر است، قبول نمی‌کرد. یک بار یکی از دوستانش کلی مقدمه چینی کرد و از مریض‌هایی که توی کوفه خوب شده بودند گفت و این که هوای نجف، زهری است که پادزهرش هوای کوفه است و آقا یک لبخند تحویل داد که:
-
من چطور بروم کوفه خوش بگذرانم وقتی بچه‌های مسلمان توی ایران گرفتار سیاه‌چال‌ها و شکنجه‌ها هستند؟



 

۱۴ - مصطفی را که کشتند، خانواده‌ آقا می ‌خواستند از بیت آقا تماس بگیرند تهران.
آقا نگذاشت.
-
تلفن اینجا از بیت‌المال است و کار شما شخصی است.
 


 

۱۵-  سعدون شاکر، رئیس سازمان امنیت عراق آمده بود به خط و نشان ‌کشیدن:
-
حضرتعالی در صورتی می‌توانید در عراق به زندگی عادی خود ادامه دهید که از کارهای سیاسی که روابط ما با ایران را تیره می‌کند، خودداری کنید. در صورت ادامه‌ی کارهای سیاسی باید عراق را ترک کنید.
آقا اشاره‌ای کرد به زیلوی اتاق:
-
هر جا بروم، اگر این فرش را پهن کنم، همان جا می‌شود منزل من. من از آن روحانیانی نیستم که به خاطر علاقه به زیارت از مبارزه دست بکشم.
 


 

۱۶ - مایک والاس، گزارشگر تلویزیون آمریکا در برنامه‌ی کانال چهار تلویزیون آمریکا از خاطرات دوران خبرنگاری‌اش می‌گوید:
-
او باهوش‌ترین سیاستمداری است که من دیده‌ام. نفوذ خاصی روی مصاحبه‌گران داشت و به جای این که من از ایشان سؤالاتی بکنم، او مرا اداره می‌کرد. من هیچ مطلب تازه‌ای غیر از آن چه خود آیت‌الله می‌خواست بگوید، نتوانستم از او بیرون بکشم زندگی بسیار ساده‌ی رهبر انقلاب اسلامی، او را از همه‌ی رهبران دیگر دنیا متمایز می‌کرد او مرا و همه‌ی رجال دیگر دنیا را که به حضور می پذیرفت، روی فرش ساده‌ می‌نشانید و ما مجبور بودیم کفش‌های خود را دم در از پادرآوریم و از همان اول کار بفهمیم با مردی متفاوت سر و کار داریم.
 


۱۷ - در نوفل لوشاتو فرصت خوبی بود برای روشنگری بیشتر. نه فقط برای رسانه‌های جهانی. می‌دیدی پنج شش تا دختر و پسر جوان نشسته‌اند دورش و او دارد برایشان حرف می‌زند.
 


۱۸-  خبرنگاران خارجی می‌پرسیدند:
-
سیب‌زمینی و تخم مرغ برای شما غذای مقدسی است؟
-
شما تخم مرغ را سمبل چیزی می‌دانید؟!
از بس که غذای بیت امام تکراری بود؛ تخم مرغ پخته با سیب‌زمینی یا اشکنه.
 


۱۹ - از خوشحالی بال درآورده بودیم. باید خبر را می رساندیم به آقا.
-
من می روم.
خوشحال و خندان رفتم پیش آقا و صدایم را از حنجره ام ریختم بیرون:
-
آقا، شاه رفته. رادیو خبرش را پخش کرده.
آقا گفت:
-
خب، دیگه چی شده؟
 


۲۰ - از پاریس پیغام دادیم که محل اقامت امام اولاً شمال شهر نباشد، ثانیاً در اماکن خصوصی نباشد و ثالثاً جای پر زرق و برقی هم نباشد.
از تهران هم زنگ زدند که ستاد استقبال، برنامه‌ها را چیده؛ فرودگاه مهرآباد فرش می‌شود، شهر چراغانی می‌شود، آقا را با هلی‌کوپتر به بهشت زهرا می‌بریم و
به امام که گفتم، گفت:
-
به آقایان بگو مگر کوروش را می‌خواهند وارد ایران کنند؟ یک طلبه از ایران خارج شده، همان هم می خواهد برگردد



۲۱ - توی سال های مبارزه، خیلی ها می‌گفتند خانم‌ها بهتر است در راهپیمایی‌ها شرکت نکنند تا خطر تهدیدشان نکند؛ اما امام با جدیت می‌گفت:
-
هیچ کس حق ندارد حرفی از جدا کردن خانم‌ها از حرکت‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بزند.
بعد انقلاب هم خیلی‌ها می‌خواستند زن‌ها را از شرکت در انتخابات محروم کنند. شورای نگهبان هم می‌گفت زن‌ها نماینده‌ی مجلس نشوند. امام از طریق نماینده‌شان پیغام داد:
-
اگر زن‌ها را از دخالت در انتخابات منع کنند، من برخورد می‌کنم و موضع می‌ گیرم.



۲۲-  کلاً دو تا پیراهن داشت و دو تا شلوار. جوراب‌هایش را هم خودش تکه می‌انداخت؛ اما همیشه معطر بود و تمیز. لباسش را یک روز در میان عوض می‌کرد و می‌شست؛ البته اگر کوپن پودر رختشویی کفاف می‌داد.
 


۲۳ آن شب ملی‌گراها می‌خواستند کودتا کنند. رفتیم پیش امام:
-
احتمال دارد اینجا را با هواپیما بمباران کنند. بهتر است شما تشریف ببرید جای دیگری.
گفت:
-
من که نمی‌ترسم. اگر شما می‌ترسید بروید توی پناهگاه. من اینجا سر جایم محکم ایستاده‌ام

.


۲۴ - بچه‌ام تازه به دنیا آمده بود. بردمش پیش امام.
بچه را گرفت.
-
دختر است یا پسر؟
-
دختر است.
گرفتش توی آغوشش، پیشانی‌اش را بوسید و گفت:
-
دختر خیلی خوب است دختر خیلی خوب است دختر خیلی خوب است.
اسمش را پرسید.
-
هنوز اسم نگذاشته‌ایم، گذاشته‌ایم شما انتخاب کنید.
-
فاطمه خیلی خوب است فاطمه خیلی خوب است فاطمه خیلی خوب است.
 


۲۵- یکی از نوه‌های امام توی مشهد به طرفداری از بنی‌صدر و علیه شهید رجایی سخنرانی کرد و ملت را به هم ریخت. وسط شلوغی هم دست به اسلحه برد.
خبر که به امام رسید به دامادش، آقای اشراقی، گفت: پیغام دهید نامبرده تحت‌الحفظ به تهران اعزام شود. اگر خواست تیراندازی کند، مهلت ندهند و بلافاصله به او شلیک کنند و از پای درش آورند.
آقای اشراقی رفت و برگشت.
-
پیام را رساندید؟
-
بله.
-
گفتید اگر خواست تیراندازی کند، مهلتش ندهند؟
-
نه.
-
برگردید عین پیام را برسانید.
 


۲۶ - می خواند و گریه می کرد. کودکی نامه نوشته بود که:
-
اماما! چون تو خدا را دوست داری، من هم تو را دوست دارم. چون تو با خدا رابطه داری، ما هم با تو رابطه داریم.
می‌خواند و گریه می‌کرد و می گفت:
-
کاش من با خدا رابطه داشتم تا اینها راست باشد.



۲۷- همه جمع بودیم. علی کوچولو گفت:
-
من می‌شوم امام، مادر سخنرانی کند، آقا هم بشوند مردم.
من سخنرانی‌ام را کردم و علی به آقا اشاره کرد که شعار بده. آقا شعار داد. علی گفت:
-
نه، نه. مردم که نشسته شعار نمی‌دهند. بلند شو.
بلند شد و شعار داد:
-
الله اکبر، الله اکبر
 


۲۸ - می‌ گفت:
-
این همه بولتن‌های خبری که نهادها و سازمان‌ها منتشر می‌کنند، تکراری‌اند. دلیلی ندارد این اسراف صورت بگیرد. جلسه‌ای با مسئولان نهادها بگیرید و جلوی این اسراف را بگیرید.



۲۹-  دو سه سال آخر به این گذشت که بگوید به خاطر اجرای اسلام ناب، برای تحقق عدالت، هر کاری که لازم شد باید کرد. قائم مقام رهبری را برای همین گذاشت کنار و گفت که دلش پر خون است. قطعنامه را پذیرفت و گفت جام زهر را نوشیده.
چند بار هم بعضی از احکام اولیه‌ دینی را با حکم حکومتی‌اش لغو کرده بود. یک بار که جواب اشکالات یکی از شاگردانش را سر همین ماجرا می‌داد، برایش نوشت:
-
باید سعی کنیم تا حصارهای جهل وخرافه را شکسته تا به سرچشمه‌ زلال اسلام ناب محمدی (ص) برسیم. امروز غریب‌ ترین چیزها در دنیا همین اسلام است و نجات آن قربانی می‌ خواهد و دعا کنید من نیز یکی از قربانی‌های آن گردم.



۳۰ - موقع غسل و تدفین، حتی یک کفن هم از خودش نداشت. باقیمانده‌ پول‌‌هاش به اندازه‌ خرج دو سه روز پذیرایی در دفتر و بیت هم نشد. اثاثیه خانه‌ مال خانم بود و خانه هم اجاره‌ای بود. فقط چند میلیونی دل داغدار به جا گذاشته بود و چند میلیارد بچه‌هایی که او را ندیده بودند.

 

منبع : www.seratnews.ir

 

  تکنیک های موفقیت         

چگونه از زندگی لذت ببریم؟

 

اگر زندگی برای شما رنجش آور است دلیل آن تنها اشتباه در تشخیص راه زندگی است.

اگر از زندگی احساس رضایت ندارید باید مسیر را تغییر دهید و جاده ای دیگر را انتخاب کنید. زندگی سرشار از فراز و نشیب هاست و نباید به راحتی تسلیم شد. روش هایی وجود دارد که اگر به آنها عمل شود از زندگی لذت خواهید برد.

 

30 توصیه برای لذت بردن از زندگی

1 مثبت اندیش باشید.

2 انسان بخشنده ای باشید و به دیگران احترام بگذارید.

3 در زندگی تلاش کنید و به راحتی تسلیم نشوید.

4 از انجام کارهایی که برای شما بی لذت هستند اجتناب ورزید.

5 حسادت را کنار بگذارید.

6 بخندید.

7 به دل طبیعت بروید.

8 با دیگران ارتباط برقرار کنید و روز به روز اجتماعی تر شوید.

9 چیزهای جدید یاد بگیرید.

10 ماجراجو باشید.

11 کمتر تلویزیون تماشا کنید.

12 برای کوچکترین موفقیت هایی که بدست می آورید شادی کنید.

13 اعتماد به نفس را در خودتان افزایش دهید.

14 غذاهای سالم بخورید و از خوردن لذت ببرید.

15 پیش داوری و قضاوت ناعادلانه نکنید.

16 به صحبت های دیگران زیاد توجه نکنید.

17 آواز بخوانید.

18 پیاده روی کنید.

19 باغبانی کنید.

20 تنها به موسیقی گوش ندهید، بلکه موسیقی را احساس کنید.

21 رمان بخوانید.

22 با کودکان بازی کنید.

23 غروب آفتاب را تماشا کنید.

24 فیلم های کمدی و سریال های طنز تماشا کنید.

25 به سینما، تئاتر، موزه، گالری، پارک و بروید.

26 مسافرت کنید.

27 عکاسی کنید.

28 برای شرکت در یک کلاس آموزشی نام نویسی کنید.

29 به مهمانی بروید و به منزلتان مهمان دعوت کنید.

30 به دوستان قدیمی تان تلفن بزنید.

این 30 روش بسیار ساده هستند، اما عمل کردن به آنها باعث خواهد شد در زندگی شما تغییرات بزرگی صورت گیرد و از زندگیتان لذت ببرید.

 

منبع : وبلاگ راز موفقیت

 

  نکات مدیریتی             

17 توصيه مهم در مديریت

 

 

1- در اشخاص میل به کار کردن را پدید آورید.
باید سعی کرد که مردم با رضا و رغبت و خود کارانه به دنبال کارها بروند در حقیقت، رییس یک سازمان نباید نقش راننده را به عهده بگیرد. بلکه باید به رهبری بپردازد و نه اینکه با استفاده از قدرت اداری ،کارمندان را به کار وادارد که این تلاشی زودگذر خواهد بود . اما اگر رهبری به وجهی صحیح اعمال شود و مجریان به طیب خاطر از او پی روی کنند ، هدف مشترک و رضایت خاطر ، موجب تحرک و خودکاری میشود. البته راههای مختلفی برای این کار وجود دارند که در دنیای صنعتی به آن "فروش عقاید " میگویند . یعنی اینکه رهبر برای عقیده خود خریدار دست و پا کند .


2- مستمع خوبی باشید.
گفته اند: "مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد "، رهبر با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف یا قوت اشخاص و با توجه به شخصیت آنان می تواندآنها را تهییج کند که آزادانه گفت و گو کنند و سپس با کمال علاقه شنونده ی با حوصله و علاقه مندی برای شنیدن سخنان ایشان باشد.
باید که مدیران با سکوت و حوصله گفته ها را به گوش جان بپذیرند واز اعمال قدرت و سلطه جویی در بحث خودداری کنند. مثلا اگر هر دو باهم شروع به سخن کردند آن
به که زیر دستان را بر خود مقدم بدارد.
 
3- به طور خصوصی انتقاد کنید.
هرگز از کارمندان در حضور دیگران وبه ویژه در نزد زیردستان او انتقاد نکنید که طبعا ایجاد مقاومت و ناراحتی میکند. که گفته اند:نصیحت (انتقاد)در پیشروی دیگران حکم سرزنش را دارد.
 

4- هرکسی که کاری را به پایان رسانید باید شخصا پاداش کارش را بگیرد.
اگر قرار شود که مدیر نتیجه ی کار و تلاش زیردستان را به حساب خود بگذارد همه نوآوریها از میان میرود و قبول مسئولیت به دشواری صورت می گیرد. دادن اعتبار به اشخاص در ازا زحمتهایی که کشیده اند مالاً پاداشی است که برای رهبری که چنین محیط سازنده ای را به وجود آورده است.

5- علاقه مندی خود را به کار زیردستان نشان بدهید.
در حقیقت باید دانست که درک "بنی آدم اعضای یک پیکرند" و علاقه مندی به کار زیردستان ، یکی از اصل های اولیه انسانی ، برخورد گرم ، خواندن اشخاص با اسم کوچک و با تظاهرات دوستانه ، مثل پیوستن به جمع همکاران فرودست به هنگام صرف نهار و پرس جو کردن از طرز کار ایشان و حتی تکرار مطالبی از قبیل : " فلانی واقعاً کارت جالب است ، می بینم که با تلاشی که می کنی خسته شده ای ، چطور است فردا کمی استراحت کنی ؟ " موجب می شود که کارمند به خود ببالد که کارش خیلی مهم است و راهبر سازمان با دیده ای باز و ضمیری روشن در کارها نظارت دارد و فارغ از سلامت جسم و روح زیردستان نیست.

6- میل باطنی خود را به صورت پیشنهاد عرضه کنید.
به جای تحکیم صریح و مستقیم ، میل باطنی خود را به صورت غیر مستقیم ظاهر کنید. مثلاً وقتی بگویید به نظر شما بهتر نیست که کار به این صورت باشد؟ ان وقت مطمئن باشید که مخاطب نه تنها متوجه منظور شما نخواهد شد ، سهل است که با علاقمندی و رغبت ، آن را خواهد پذیرفت و حتی از آن حمایت خواهد کرد.

7- وقتی پیشنهادی دارید و یا حتی دستوری می دهید، باید مطمئن باشید که دلایل آن را نیز می توانید ابراز بدارید.
طبیعت آدمی این است که همیشه دوست دارد پیش از آن کاری را صورت بدهد ، از " چرایی " آن آگاه باشد، باید یه صورت شفاهی یا کتبی علت را گوشزد کرد.

8- نظریه های دیگران را در طرح ها و نقشه هایتان دخالت بدهید.
پیش از اینکه طرح های شما اجراء شود ، بهتر است که با زیردستان مشورت کنید و با جلب نظر آنان به آنها نشان بدهید که آنها هستند که نقش عمده را در اجرای طرح ها به عهده دارند، وقتی که پنین شد ، طبیعتاً خود را مسئول دانسته و پیروی و یا شکست طرح ها را مربوط به خود خواهند دانست ، ضمن اینکه در این گونه رایزنی ها ، چه بسا اندیشه های نو و سودمندی که با تجلی خود ، موجب قوام و دوام طرح ها می گردند.

9- احترام به زیر دستان
همه کس و به ویژه جوانان که تازه پا به پای عرصه پرکشاکش زندگی اجتماعی گذرانده اند دوست دارند که مورد احترام قراربگیرند ، تشکر از زیردستان و محترم شمردن غرور و شخصیت آنها ، ساده ترین و کم هزینه ترین راه جلب مشارکت صمیمانهء آنها است.

10- در کردار و رفتارتان پایدار باشید.
رهبری که زیردستان را تخطئه می کند و موجب می شود که در لاک خود فرو رفته و از هر نوع اظهار وجودی خودداری کنند، هرگز نمی تواند از پشتی بانی زیردستان برخوردار شده و مورد اعتماد آنها باشد ، کارکنان از رهبرانی قلباً پیروی می کنند که رفتارشان قابل پیش بینی باشد و عکس العمل هایشان روشن ، تا قادر باشند با هر وضعیتی روبه رو شوند.تلون مزاج و چند چهرگی ، خطر و آفت بزرگ رهبری است.

11- نشان بدهید که به زیردستان اعتماد کامل دارید وآنها به بهترین وجهی کار خود را می کنند.
وقتی که زیردست حس می کند که به او اعتماد هست و بالادست او را عنصری مفید می داند ، از لحاظ روانی برای قبول مسئولیت آماده تر خواهد بود.

12- از زیردستان بخواهید که در صورت نیاز، بدون هیچ بیم و تردیدی برای مشورت خواهی و کمک به شما مراجعه کنند.
نتیجه چنین رفتاری تعلق خاطر زیردستان به شما خواهد بود که با آزادی کامل نظرها و پیشنهادهای خود را ابراز بدارید.

13- وقتی اشتباهی می کنید باید با کمال شهامت و از روی صداقت به اشتباه خود اقرار کنید.
بدیهی است که چنین حرکتی به زیردستان شوق و شهامت و تقوا می آموزد و محبت آمیخته با احترامی را در دلهایشان زنده می دارد.

14- باید به ضعیف ترین پیشنهادها هم توجه کرد.
ممکن است عقیده ای بسیار جالب و عالی به نظر برسد.پذیرش چنین عقیده ای و عالی به نظر برسد.پذیرش چنین عقیده ای دشوار نیست، اما رهبر شایسته کسی است که به نظرهایی که حتی خنده دار هم باشند ، عطف توجه کند، چون ممکن است که همین عقیده ساده و ضعیف ،وقتی که بیش تر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت ، نتیجه های مفیدی در برداشته باشد.

15- از ناراحتی و چهره های درهم و اخم آلود زیردستان ناراحت نشده و درصدد مقابله به مثل نباشید.
چون حتی در بهترین شرایط کار و بهترین نوع رهبری هم ، گاهی انسان ها گرفته به نظر می رسند.باید رهبران بکوشند که در ریشه این ناراحتی ها را کشف کرده و از میان شان بردارند نه اینکه در مقام رویارویی و مقابله به مثل برآیند.

16- در فرصت های مناسب به زیردستان نشان دهید که کارشان بسیار مهم است و در بقاء و کارایی سازمان ، نقش عمده ای دارند.
طبیعت آدمی این نیست که همیشه گمان می کند که کارش مهم است و در نقش پروانگان زندگی نمی کند، لذا گاه وبی گاه باید به زیردستان پرداخت و اهمیت کارشان را باد آورد تا غرورشان پا برجا بماند.

17- به زیردستان اجازه و فرصت دهید تا درتصمیم گیری ها مشارکت جسته و سهمی داشته باشند.
چون احساس خواهند کرد که در سازمان ، نقش و اهمیتی دارند که بدون مشارکت ایشان هرگز چنین تصمیم مهمی گرفته نمی شد. در نتیجه ، انگیزه و پشتیبانی از تصمیم پرفته شده به وجود می آید.مشارکت در تصمیم گیری را فراموش نکنید
.

 

منبع : www.zibaweb.com

 

  مقاله مدیریتی             

درآمدی بر مدیریت استراتژیک امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای

در گسترش موج اسلام ‌خواهی در جهان

محمد پورغلامی

 

مقدمه:

چیزی حدود چهارصد سال از انعقاد نطفه‌ غرب جدید می‌گذرد. از قرن شانزدهم تا امروز، كه غرب در حوزه‌ی فرهنگی و تمدنی آخرین مرحله‌ی قد كشیدن را تجربه كرده و افول و غروب را به تجربه نشسته است. در طی این مدت بیش از دویست سال تجاوز به مرزهای خاكی جهان اسلام و هجمه‌ی‌ فرهنگی علیه مسلمانان را شاهد بوده‌ایم.

اما مدت سه دهه است كه با بروز ترك و شكاف بر دیواره‌های تمدن متجاوز غربی، شاهد نوعی تمایل به اسلام در جهان غرب هستیم. پیش‌تر، یكی از نمایندگان پارلمان هلند دربارة این موج اسلام‌گرایی از تعبیر سونامی اسلامی استفاده كرد. موضوعی كه امروزه به عنوان یكی از مهم‌ترین بحران‌‌های اجتماعی برای سیاست‌مداران و اندیشمندان غرب تبدیل شده است.

در دوران حاضر و به‌طور خاص بعد از واقعه
‌11سپتامبر و اعلام این موضوع توسط جورج بوش که جنگ‌های صلیبی آغاز شده است این امر مورد توجه بیشتر تحلیل‌گران قرار گرفت. برخی از سیاست‌مداران غربی با اذعان به این امر که اسلام روز به روز در حال گسترش در جهان غرب است و جمعیت مسلمانان در حال افزایش در این کشورهاست موضوعی به نام اسلام‌هراسی را مطرح کردند كه به تبع آن موجب پدید آمدن منازعات جدیدی در ابعاد جهانی و بین‌المللی شد.

 

افراد و بنیادهای مهم در پروژه‌ اسلام‌هراسی

چندی پیش سایت شبكه‌ی خبری CNN در گزارشی با اعلام این‌که زنگ‌های خطر برای کلیسا به صدا در آمده است هشدار داد که جمعیت مسلمانان در اروپا به نحو چشم‌گیری رو به گسترش است و دیری نخواهد پایید که قاره‌ی اروپا تبدیل به قاره‌ی مسلمانان خواهد شد. نگرانی از رشد اسلام آن چنان در بین رسانه‌های غرب گسترش یافته است که رسانه‌های آنان خطاب به دولت‌مردان و سیاسیون هشدار می‌دهند: به زودی مردم آمریکا با صدای اذان از خواب بیدار خواهند شد.

بر این اساس بسیاری از رسانه‌ها و مؤسسات وابسته به كارتل‌ها و تراست‌های آمریكایی- صهیونیستی، از ترس نفوذ فزاینده‌ی اسلام در قاره‌ی آمریكا و اروپا و هم‌چنین كشورهای حوزه‌ نفوذ آنان، دست به تبلیغات گسترده‌ای علیه اسلام و مسلمانان زده‌اند. به استناد یكی از گزارش‌ها، هزینه‌ی پروژه اسلام‌هراسی را که طی 10 سال گذشته بیش از 40 میلیون دلار صرف آن شده است، هفت بنیاد آمریکایی تامین کرده‌اند. نام این بنیاد‌ها به این ترتیب است:

1- بنیاد ریچارد ملون اسکایفی

2- بنیاد لینده و هری برادلی

3- نیوتن و روشله بکر

4- بنیاد و سازمان خیریه نیوتن و روشله بکر

5- بنیاد راسل بریه، صندوق خیریه لنگرگاه و ویلیام روزندال

6- صندوق خانواده

7- بنیاد فربروک

بر پایه‌ی این گزارش، پنج کارشناس انحراف افکار عمومی، رهبری و هدایت گسترش پروژه‌ی اسلام‌هراسی را بر عهده دارند و این وظیفه را با استفاده از ابزار شرکای رسانه‌ای و سازمان‌ دهی مردمی انجام می‌دهند. نام این افراد نیز بدین شرح است:

1- فرانک گفنی از مرکز سیاست امنیت

2- دیوید یروشالمی از انجمن امریکایی‌ها برای موجودیت ملی

3- دانیل پایپس از انجمن خاورمیانه

4- رابرت اسپنسر از دیده‌بان جهاد و اسلامی شدن آمریکا را متوقف کنید

5- استیون امرسون عضو پروژه‌ تحقیق درباره‌ی تروریسم

تبلیغات این افراد در زمینه‌های گوناگونی شكل می‌گیرد و دارای ابعاد مختلفی است. برای مثال دانیل پایپس، عضو انجمن خاورمیانه در طول فعالیتش خصومتی دردناک نسبت به مسلمانان معاصر از خود نشان داده است. اگر چه او نسبت به مسلمانان (علی‌الظاهر) ابراز ارادت می‌کند، اما همواره رفتاری تحقیرآمیز با آنان داشته است. (واشنگتن پست)

سوای نفرت ژرف او از اسلام، وی بی‌حرمتی نژادی نسبت به مهاجران مسلمانی که تمایل به وارد کردن آداب و رسوم [مناطق] خاورمیانه و جنوب آسیا [در جامعه‌ی امریکا] را دارند نشان می‌دهد. (لوس آنجلس تایمز). وی در سال 1990 گفت: جوامع اروپای غربی آمادگی لازم را ندارند تا پذیرای مهاجرت گسترده مردمان قهوه‌ای پوستی باشند که غذاهای عجیب می‌پزند و از معیارهای متفاوت بهداشتی برخوردارند... همه‌ی مهاجران آداب ‌و رسوم و نگرش‌های عجیب و غریب با خود می‌آورند، اما آداب ‌و رسوم مسلمانان مساله‌سازترین آن‌هاست. (نشنال ریویو) (1)

البته در طول تاریخ ارتباط مستقیمی بین روند گسترش اسلام و اقدامات اسلام‌ستیزانه و اسلام‌هراسانه  وجود داشته است. بدین معنی كه هرگاه روند گسترش اسلام به ویژه در سرزمینهای غرب شدت گرفته، در واکنش به آن، تلاشها برای مخدوش کردن چهره‌ی اسلام و مسلمانان نیز تشدید شده است. در دوران معاصر و از حدود یك قرن پیش موج مهاجرت مسلمانان به غرب دامنه‌دار شده و مسلمانان مقیم در اروپا و غرب، با مقاومت در برابر حل شدن در فرهنگ غربی و پافشاری بر نقاط افتراق و تقید به ظواهر دینی و شرعی، از نگاه غربی‌ها به كلنی‌های ناآشنا و بیگانه مبدل شده‌اند. در كنار چنین مسئله‌ای رسانه‌های غربی تصویری غیر واقعی از مسلمان و مسلمانی ارائه داده و برداشتی یك جانبه از اسلام را به افكار عمومی اروپا و غرب عرضه كرده‌اند كه در آن مسلمانان خود را برتر از دیگران می‌دانند؛ اسلام درصدد است بر سراسر جهان حكومت كند؛ قوانین اسلامی با حقوق بشر هم‌خوانی ندارد؛ اسلام دینی خشونت‌طلب، عصبی و مولد اندیشه‌ی تروریسم است؛ اسلام، جنگ و خونریزی را امری مقدس بر می‌شمارد؛ مسلمانان افرادی بدبین، منزوی، جدایی‌طلب، گوشه‌گیر و بی اعتنا به تغییر و تحول هستند و... . (2)

 

تعریف اصطلاح اسلام‌هراسی

واژه‌ی اسلام‌هراسی از اصطلاحات تقریبا تازه‌ای است كه در چند سال اخیر در زمینه‌ی رابطه‌ی اسلام با غرب متداول شده است. هر چند می‌توان گفت كه این پدیده ریشه‌ی كهنی در تاریخ دارد كه سرشار از سلسله‌ی درازی از روابط ناآرام میان غرب و اسلام است و در طی این روابط ناآرام، هراس از اسلام در ذهنیت غرب تثبیت شده و موجب شده تا آنان اسلام را چونان خطری جدی بنگرند كه تهدید كننده‌ی هر چیز غربی است. از این منظر شاید بتوان عقبه‌ی آن را به جنگ‌های صلیبی که بین مسلمانان و مسیحیان اروپایی در گرفت و نیز وارونه‌گویی‌ها و جعل‌سازی‌های آنان درباره‌ی این حادثه دانست.

در بیان ریشه‌ی اصطلاح اسلام‌هراسی باید گفت كه Islamophobia از كلمات Islam، حرف لاتین مابعد كلاسیك o و كلمه‌ی Phobia، به معنای ترس نامعقول از چیزی یا بیزاری از آن، تشكیل یافته است. پسوند phobia دو كاربرد كلی و متفاوت دارد. این پسوند گاه در روان‌شناسی در مورد افراد به معنای نوعی بیماری به كار می‌رود و گاه در زمینه‌ای اجتماعی و در كنار اصطلاحات مربوط به ضدیت با اقوام و ملیت‌ها استفاده می‌شود. مورد نخست، فاقد دلالت مستقیم سیاسی است؛ ولی مورد دوم دلالتی سیاسی دارد. (3)

واژه‌ اسلام‌هراسی در قاموس سیاسی اروپا، معانی مشخصی دارد چنان‌که در قرن نوزدهم، واژه‌ی سامی‌ستیزی چنین وضعی داشت. تحت این عنوان که منظور از آن تروریسم اسلامی است، ده‌ها همایش و میزگرد سیاسی و فکری در غرب برگزار شده است تا به بررسی نقاط هراس از اسلام و مسلمانان و ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن بپردازد.

شاید نخستین کار نظرسنجی میدانی در این‌باره از سوی مؤسسه‌ای علی‌الظاهر مستقل به نام رنیمید ترست که محور پژوهش خود را اوضاع مسلمانان در انگلستان قرار داده بود، انجام شد. مؤسسه‌ی رنیمید ترست پیش از این نیز پژوهش مشابهی در باب سامی‌ستیزی در جهان، در سال 1994میلادی انجام داده بود. این مؤسسه در پژوهش خویش، دیدگاه‌‌های مختلف در باب نزاع کنونی میان مسلمانان و غیرمسلمانان را گردآوری کرده و در پایان، به مجموعه‌ای از رهیافت‌های اجتماعی و حقوقی دست یافته که در برقراری پل‌های تفاهم میان گروه‌های دینی در انگلستان یاری می‌رساند.

در کمیسیون تحقیق پیرامون اسلام‌هراسی، ریچارد چارلز اسقف لندن و خاخام جولیاتوبرگر و پروفسور اکبر احمد، استاد انسان‌شناسی دانشگاه کمبریج و دکتر زکی بدوی متفکر مسلمان و رییس شورای یهودی برابری نژادی مشارکت دارند.

این پژوهش اشاره می‌کند که در بیست سال گذشته، پدیده‌ی اسلام‌هراسی روشن‌تر، خشن‌تر و خطرناک‌تر شده است و برانگیختن هراس از اسلام، گاه به گونه‌ای ویران‌گر و خباثت‌آمیز جریان داشته است و به بخشی از زندگی روزمره بریتانیایی‌ها تبدیل گشته است.

این پدیده شبیه سامی‌ستیزی است که در اوایل قرن بیستم رواج داشته است. این پژوهش می‌افزاید: شیوع احساسات ستیزه‌جویانه نسبت به مسلمانان، می‌تواند صداهای معتدل در متن اقلیت‌های مسلمان را خفه کند و تندروی و دشمنی نسبت به فرهنگ غربی را برانگیزد. (4)

 

هالیوود در رأس پروژه‌ اسلام‌هراسی

بار اصلی این مسأله یعنی ترویج اسلام‌هراسی بر عهده‌ی صنعت سینمایی غرب است. اگر چه در هالیوود تمام مردم جهان به غیر از آمریکایی‌ها نوعی شرارت را به یدک می‌کشند که مثلا ایتالیایی‌ها مافیایی، آسیایی‌ها حیله‌گر، سیاه‌پوستان بی‌فرهنگ و مردم آمریکای لاتین خریدار و فروشنده‌ی مواد مخدر معرفی می‌شوند که شخصیت آمریکایی باید با تمام این گروه‌ها مبارزه کند و افراد مظلوم را نجات دهد، ولی شاید بتوان گفت این بی انصافی‌ها و دروغ‌گویی‌ها درباره‌ی مسلمانان و دین اسلام بیشتر از سایر اقوام و مذاهب بوده است. مسلمانان در فیلم‌های هالیوودی به عنوان افرادی به تصویر کشیده می‌شوند که هواپیما ربایی می‌کنند، بمب کار می‌گذارند و آدم می‌کشند و در این میان زنان مسلمان مظلومینی نشان داده می‌شوند که از سوی مردان مورد ظلم واقع می‌شوند و در حقیقت برده‌ی مردان مسلمان هستند. 

ارائه‌ی تصویری متوحش از مسلمانان، منتسب ساختن تمامی حوادث سوء، انفجارها، ترورها، بحران‌های اقتصادی به مسلمانان در دستور كار رسانه‌های غربی است. ساخت فیلم‌هایی شبیه فتنه، چاپ كاریكاتور و امثال این‌ها تنها یك از هزار نمونه هستند، ارائه‌ی تصویری از مسلمانان هواپیما ربا، شهوت‌ران، بی‌رحم و تروریست در فیلم‌های هالیوودی بازوی دیگر این پروژه است.

آن‌ها این‌گونه مسئله را جلوه می‌دهند که عرب‌ها و به طور کلی مسلمانان اساسا بی‌فرهنگ و خشن هستند و اسرائیل و آمریکا تنها برای حفظ حیات خود بین این همه خشونت ناچار هستند از نیروی نظامی استفاده کنند. همین تبلیغات کافی است که حجم بمب و گلوله در افغانستان و عراق و سایر کشورهای جهان به چشم جهانیان نیاید و به جای آن وقتی بمب های رژیم صهیونیستی در سال 2006 خانه و کاشانه بسیاری از شهروندان جنوب لبنان را با خاک یکسان می‌کند رسانه های آمریکایی به نقل از آلن درشویتس، نظریه‌پرداز یهودی ساکن آمریکا این اقدامات را به عنوان دفاع از یک کشور متمدن در برابر گروهی مسلح به نام حزب ‌الله ذکر کنند که در صورت نبود این حملات کشورهای متمدن دیگر نیز باید منتظر حملات از سوی مسلمانان تندرویی مثل حزب‌ الله و گروه‌های شیعی در ایران و پاکستان باشند. (5)

به طور کلی می‌توان گفت که اسلام در بیشتر رسانه‌های تبلیغاتی غرب، خطری بزرگ برای تمدن غربی به حساب می‌آید و مسلمانان نیز عموما گروه‌های خشونت‌طلب و تندرو که جهاد را پیشه‌ی خود قرار داده و به چند همسری (تعدد زوجات) اعتقاد دارند و مخالف سکولاریسم و آمیختگی با دیگر مردم هستند، شناخته شده‌اند. (6) در اوائل پیروزی انقلاب اسلامی كه تازه موج اسلام‌هراسی آغاز شده بود یكی از مخالفان این جریان به نام جك جی شاهینی كتابی با عنوان عرب تلویزیونی منتشر كرد كه در آن 100 برنامه‌ی تلویزیونی محبوب و پر مخاطب طی مدت 8 سال در ایالت متحده مورد بررسی قرار گرفته بود. نویسنده نتیجه گرفته كه در این 8 سال و طی این 100برنامه‌ی تلویزیونی كه حدود ‌صد و پنجاه میلیون نفر در ایالات متحده مخاطب داشته، حتی یك ویژگی خوب و مثبت هم از مسلمانان نشان داده نشده است.(7)

 

امواج اسلام‌هراسی

به‌طور كلی می‌توان موضوع اسلام‌هراسی در دنیای معاصر را به لحاظ تاریخی در سه مرحله تقسیم‌بندی كرد. این مراحل به اجمال عبارتند از:

 

موج اول: پیروزی انقلاب اسلامی

به موازات پیروزی انقلاب اسلامی در 1979 میلادی، موج اول اسلام‌هراسی در غرب كلید خورد. چرائی عملیاتی شدن اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی به خوبی روشن است. غرب از این‌كه می‌دید نظامی در ایران روی كار آمده كه از طرفی داعیه‌ی ورود دین به عرصه‌ی سیاست و نظام‌سازی دارد و از طرفی دیگر الگوی جدیدی برای حكومت‌مداری در جهان معرفی كرده است به شدت به وحشت افتاد. اریك هابسبام از تاریخ‌نگاران انگلیسی معاصر معتقد است انقلاب اسلامی ایران نخستین جنبش عمده‌ی اجتماعی در دوران جدید است كه سنت‌های 1789 و 1917 میلادی را رد كرد. منظور او از سنت 1789 انقلاب فرانسه بود كه در آن بورژوازی فرانسه علیه طبقه‌ی اشراف قیام كرد و نیز مراد او از سنت 1917 انقلاب كمونیستی روسیه است كه در آن شاهد انقلاب طبقه‌ی پرولتاریا بر علیه بورژوازی بودیم. اما از منظر هابسبام انقلاب اسلامی ایران بدین معنا فاقد خاستگاه طبقاتی و تعریف‌های طبقاتی بود. چرا كه در انقلاب ایران، كارگران و بازاریان (پرولتاریا و بورژوازی)، و روحانیون و روشنفكران توأمان با هم در شكل‌گیری و نضج انقلاب نقش داشتند.

از سویی دیگر، انقلاب ایران كه از پشتوانه‌های محكم دینی و ملی برخوردار بود موجب شد تا سایر ملل اسلامی نیز با تأسی از انقلاب اسلامی ایران وارد مرحله‌ی جدیدی از مبارزات خود با استعمار شرق و غرب شوند. به‌همین علت در اوائل پیروزی انقلاب شاهد شكل‌گیری جریان‌ها و گروه‌های اسلامی در سراسر جهان اسلام بودیم. واضح است كه غرب در مقابل چنین موضوعی چاره‌ای نداشت جز آن‌كه بخواهد با تبلیغات رسانه‌ای و عملیات روانی، از حجم آن بكاهد.

 

موج دوم: فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

ده سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز موج اول اسلام‌هراسی یعنی در سال 1989، اتحاد جماهیر شوروی از هم فروپاشید. فروپاشی شوروی به منزله‌ی فروپاشی یكی از دو بلوك جهانی بود و حالا دیگر بلوك غرب بود كه میدان سیاست جهانی را بر عهده داشت. به‌طور كلی بعد از فروپاشی شوروی، سه دسته نظریه در عرصه‌ی روابط بین‌الملل به‌ سرعت فراگیر شد:

نظریه‌ی دهكده‌ جهانی مك لوهان كه معتقد بود گسترش رسانه‌های جمعی باعث نزدیكی هر چه بیشتر اقوام، ملل و فرهنگ‌ها به هم شده است و بنابراین از این پس جهان باید به سمت یكسان‌سازی در فرهنگ و سیاست حركت كند. نتیجه‌ی منطقی كه در پس این نظریه خوابیده بود این است كه این جهان جدید برای مدیریت خود نیازمند كدخدایی است و آن هم كسی نیست جز ایالات متحده و نرم‌فزاری هم كه باید برای آن در نظر گرفت چیزی نیست جز الگوی زندگی آمریكایی. (American Life Style)

نظریه‌ی دوم نظریه‌ی پایان تاریخ فرانسیس فوكویاما، استراتژیست برتر بنگاه رند، وابسته به نیروی دریایی ایالات متحده بود. فوكویاما معتقد بود بعد از فروپاشی شوروی، جهان چاره‌ای ندارد جز آن‌كه به دامان نظام لیبرال سرمایه‌داری پناه برده و عملا تنها نسخه‌ای كه برای كشورها تجویز می‌شود چیزی نیست جز نظام سرمایه‌داری.

اما نظریه‌ی سوم كه از استقبال بیشتری در بین سیاست‌مداران و دولت‌مردان آمریكایی برخوردار شد نظریه‌ی معروف برخورد تمدن‌های ساموئل هانتیگتون بود. هانتیگتون بر خلاف دو نظریه‌ قبل، جهان مابعد كمونیسم را جهانی مملو از منازعات و تنش‌های جدید بین تمدنی قلمداد كرد. هانتیگتون در نظریه‌ی خود که به جهان پس از فروپاشی بلوک شرق نظر داشت، به جای تاكید بر نقش قطب در روابط بین‌ا‌لملل، بر تمدنها تاكید می‌كند. وی در نبود ایدئولوژی كمونیسم، سخن از شکل‌گیری چندین تمدن‌ جدید ‌کرد و از آن پس روابط و منازعات بین‌الملل را در عرصه‌ی فرهنگی و تمدنی معرفی می‌كند. هانتیگتون از میان همه‌ی تمدن‌هایی كه نام می‌برد بیش از همه به تمدن اسلامی تاکید كرده و معتقد است رویارویی اصلی تمدن غرب در جهان پس از این، با تمدن اسلامی است. چرا كه تنها این تمدن است كه در شرایط موجود توانایی بازتولید فرهنگی- سیاسی را دارد. بنابراین جهان غرب به هر شكل ممكن كه شده، باید این تمدن را مهار کند. او حتی در آثار بعدی خود از جمله موج سوم دموكراسی، راه‌كارهای عملیاتی برای انجام چنین پروژه‌ای را نیز ذكر ‌كرد.

از همین‌جا بود كه موج دوم اسلام‌هراسی شروع ‌شد. جهان غرب كه تصور می‌كرد با فروپاشی كمونیسم و اتحاد جماهیر شوروی به رویای همیشگی خود یعنی دستیابی به قدرت هژمونیك جهان دست می‌یابد حال، با مشكل جدیدی به نام تمدن اسلامی مواجه شده كه به مراتب سخت‌تر از جهان شرق است. پس القاء این مفاهیم كه قوانین اسلامی ناقض حقوق بشر است، اسلام دینی خشونت‌طلب و مروج عصبیت است، دین اسلام بنیادگرا و مخالف علم و پیشرفت است، اسلام مولّد اندیشه‌ی تروریسم است و... در دستور كار سیاسیون و رسانه‌های غربی قرار گرفت.  

 

موج سوم: حادثه 11 سپتامبر

سومین موج اسلام‌هراسی پس از حادثه‌ی 11 سپتامبر و انفجار برج‌های دوقلوی سازمان تجارت جهانی در نیویورك و انفجار در ساختمان پنتاگون در واشنگتن عملیاتی شد.

بلافاصله بعد از واقعه‌ی 11 سپتامبر جورج بوش اعلام ‌کرد که جنگ‌های صلیبی مجددا شروع شده است. وی کشورها را از این پس به دو گروه دوست و دشمن ایالات متحده تقسیم‌بندی کرد و با صراحت اعلام كرد که هر که با ما نیست پس بر ما است. از این روی سخن از محور شرارت کرده و کشورهای اسلامی را به عنوان کشورهای حامی تروریست و نقض‌کننده‌ی منافع دنیای آزاد و جهان غرب معرفی کرد.

اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی توسط امپراتوری‌های خبری و رسانه‌ای نظام سلطه آن‌چنان سازماندهی شد كه نخست‌وزیر وقت ایتالیا در اظهاراتی نسنجیده، تمدن غرب را اصیل‌تر از تمدن اسلامی خواند و مسلمانان را به علت آن‌چه او فرودستی می‌نامید مورد تحقیر قرار داد.

در ادامه‌ی این روند، فوكویاما یك ماه پس از حادثه‌ی 11 سپتامبر در مصاحبه‌ای با روزنامه گاردین تاكید كرد كه اسلام تنها نظام فرهنگی است كه مدرنیته‌ی غربی را تهدید می‌كند. او تصریح كرد كه آمریكا می‌تواند برای شكستن مقاومت كشورهای اسلامی در برابر مدرنیته، از توان نظامی خود نیز استفاده كند.

در همین رابطه ویلیام كوهن، وزیر دفاع اسبق آمریكا و از استراتژیست‌های برجسته‌ی این كشور اعلام كرد جنگ آمریكا و متحدانش با اسلام، جنگ چهارم جهانی است. وی جنگ جهانی سوم را دوران جنگ سرد و به مدت 45 سال می‌داند و جنگ جهانی چهارم را هم نبرد بین تمدن غرب و تمدن اسلام معرفی می‌کند. (8)

حمله به عراق و اشغال آن كشور به مدت ده سال، لشگركشی به افغانستان و ایجاد پایگاه‌های نظامی در آن كشور به بهانه‌ی مبارزه با تروریسم و گروهك القاعده كه در حقیقت دست‌ساخته‌ی خود ایالات متحده بود، بمباران دائمی شهرهای پاكستان، اردوكشی به كشورهای حاشیه‌ی خلیج و همسایه‌ی ایران با توجیه مهار ایران و در نهایت جنگ افروزی در فلسطین و لبنان و كشتار هزاران هزار مسلمان بی‌گناه، همه و همه از پیامدهای موج سوم اسلام‌هراسی بود.

در كنار موضوع اسلام‌هراسی، مسأله‌ای كه در سال‌های اخیر شدت یافت موضوع شیعه‌هراسی و به تبع آن ایران‌هراسی است. نظام سطله به خوبی دریافته آن مكتب و مذهبی كه در اسلام از بیشترین توانایی بازتولید فرهنگی برخوردار است مذهب تشیع است. الگوی موفق ولایت فقیه در ایران كه مبتنی بر اندیشه‌ی دینی- سیاسی تشیع است موجب شد تا به سرعت به‌عنوان یك الگوی نظام مردم‌سالار دینی در جهان اسلام مورد توجه قرار گیرد. از این‌رو پروژه‌ی شیعه‌هراسی در سال‌های اخیر از دامنه‌ی وسیعی برخوردار شد. از طرفی دیگر شتاب فزاینده‌ی جمهوری اسلامی در عرصه‌های علمی- تكنولوژیك، سیاسی، اقتصادی و به‌خصوص فناوری‌های هسته‌ای باعث شد تا غرب برای آن‌كه الگوی انقلاب اسلامی در جهان تكثیر نشود به مقابله با آن برخاسته و موضوع ایران‌هراسی را هم دامن بزند.

 

شكست پروژه‌ اسلام‌هراسی

در طول مدت این سی و اندی سال، غرب همواره تصور می‌كرد با اعمال سیاست‌های اسلام‌هراسی، شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی می‌تواند از نفوذ انقلاب اسلامی در جهان اسلام بكاهد. اما شواهد امر گویای چیز دیگری بود. رشد اسلام بر خلاف تصوری كه غرب می‌كرد به جای آن‌كه فرایند معكوس به خود گیرد، شتاب بیشتری گرفت. برای مثال کارشناسان آمار با مقایسه‌ی رشد دو جمعیت مسلمان و مسیحی در فرانسه به این نتیجه رسیده‏اند که این کشور حداکثر تا 40 سال آینده به کشوری با اکثریت جمعیت مسلمان تبدیل خواهد شد. تا سال 2025 از هر پنج فرانسوی یک نفر مسلمان خواهد بود و نرخ رشد جمعیت اگر به همین منوال ادامه یابد به یک کشور اسلامی تبدیل خواهد شد.

جمعیت مسلمانان در انگلیس نیز 30 سال قبل 82 هزار نفر بوده که هم اکنون این جمعیت به 000/500/2 نفر رسیده است. در آلمان نیز به‌رغم وجود تبعیض نژادی و فشار و خشونت برضد مسلمانان سالانه چهار هزار آلمانی به اسلام می‏گروند. نیمی از کودکان که هر سال در هلند به دنیا می‌آیند مسلمان هستند و چنان‌چه این روند ادامه یابد نیمی از جمعیت هلند را در 15 سال آینده مسلمانان تشکیل خواهد داد. جمعیت مسلمانان روسیه 23 میلیون نفر است و 40 درصد نیروهای ارتش این کشور را در چند سال آینده مسلمانان تشکیل خواهند داد. 25درصد جمعیت بلژیک نیز مسلمان هستند و نیمی از کودکانی که هر سال در این کشور به دنیا می‏آیند، مسلمان هستند. جمعیت مسلمانان آمریکا در سال 1970 یکصد هزار نفر بود اما در سال 2008 به 9 میلیون نفر بالغ شده است.(9)

در دیگر کشورهای غربی هم رشد اسلام آن قدر چشم‌گیر بوده که برخی از مسیحیان می‏گویند که نوادگانشان فرهنگ و دین آن‌ها را نخواهند دید چرا که در جوامع اسلامی چشم به جهان خواهند گشود. واتیکان کاتولیک بیش‌تر شده و در ظرف 5 الی 6 سال دیگر اسلام بزرگ‌ترین دین جهان خواهد بود. روزنامه‌ی پر تیراژ سیدنی برنینگ هرالد نیز نوشت اسلام به سرعت مرزهای جغرافیایی را پشت سر می‏گذارد، مکتب‌های سیاسی و رژیم‌های ملی را در می‏نوردد و کشورهای گوناگون شاهد تحریکات سیاسی و رشد پاینده‌ی اسلام خواهند بود. این یعنی آن‌كه نه تنها سناریوی اسلام‌هراسی ره به جایی نبرد بلكه بر خلاف تصور غرب، شاهد رشد بیشتر مسأله‌ای به نام اسلام‌خواهی در جهان هستیم.
 

دلایل شكست پروژه‌ اسلام‌هراسی

حال سؤال مهم این است كه چرا و چگونه بر خلاف همه‌ی تحلیل‌های رایج تحلیل‌‌گران و سیاسیون غربی، پروژه‌ی اسلام‌هراسی و اسلام‌زدایی به موضوع اسلام‌خواهی در جهان منتج شد؟ آیا رسانه‌های غربی و بنگاه‌ها و كارتل‌های مالی و معنوی حمایت‌كننده از این پروژه، در كار خود كوتاهی كرده و یا كار خود را به‌درستی انجام نداده‌اند؟ و یا موضوع چیز دیگری است و علت‌ها را باید در جای دیگری جستجو كرد؟

شواهد و مدارك موجود گویای آن است كه رسانه‌های وابسته به نظام سلطه‌ی جهانی نه تنها در اقدامات و اعمال خود علیه اسلام و مسلمانان كوتاهی نكر‌ده‌اند كه با تمام قدرت و توان خود و هر آن‌چه كه در چنته داشتند وارد میدان شده و دشمنی با اسلام و مسلمانان را به بالاترین حد خود رساندند كه تنها یك نمونه‌ی آن ماجرای فتنه‌ی 88 در ایران است. پس باید روند گسترش اسلام‌ خواهی را در جای دیگری جستجو كرد.

برای تحلیل روند گسترش اسلام‌خواهی می‌توان دلایل و عوامل متعددی را بیان كرد. دلایلی مانند فطرت خداجوی بشر، جهان‌شمول بودن دین اسلام و توجه به همه‌ی ساحت‌های بشری و پاسخ به نیازهای همه‌ی جانبه‌ی انسان و... ، اما به نظر می‌رسد مهم‌ترین و كلیدی‌ترین موضوع، مدیریت استراتژیك امام خمینی و رهبر انقلاب در ایجاد، ساخت، حفظ و تداوم فضای اسلام‌خواهی در جهان بوده  و هست. توضیح آن‌كه مدیریت استراتژیك، علم شناخت، مهار و كنترل فرصت‌ها و تهدیدها است. یك مدیر استراتژیست باید محورها و نقاط فرصت و تهدید را به خوبی رصد كرده و با شناخت كامل و دقیق از آن‌ها، در وقت مشخص و معین، بهترین بهره را از آن ببرد. رهبر استراتژیست رهبری است كه هم نقاط آسیب‌زا و تهدید را به خوبی می‌شناسد و هم نقاط قوت‌زا و فرصت را. در مرحله‌ی بعد كار یك رهبر استراتژیست آن است كه تهدیدهای به ‌وجود آمده در سیستم را تبدیل به فرصت كرده و از آن‌ها در جهت پیشبرد اهداف و رسالت سیستم و مجموعه‌ خود استفاده كند.

از این منظر، دقت و تأمل در رفتار و گفتار امام خمینی و رهبر انقلاب این موضوع را نشان می‌دهد كه این بزرگواران بیش از هر كس دیگری در مدت این سی سال، فرصت‌ها و تهدید‌های پیش آمده برای انقلاب اسلامی و جهان اسلام را شناسایی كرده و در مواقع لزوم به آن جهت داده‌اند. از همین روی آنان توانسته‌اند تا از تهدیدی به نام اسلام‌هراسی، فرصتی به نام اسلام‌ خواهی بسازند. برای فهم این نكته شاید بهتر باشد مثال‌ها و مصداق‌هایی عینی برای آن ذكر كنیم. به عنوان نمونه چندی پیش رهبر انقلاب در جمع روحانیون شیعه و اهل سنّت كرمانشاه، از موضوعی به نام امواج اسلام‌خواهی سخن گفته و برای آن سه دوره‌ی تاریخی بیان فرمودند. توجه به این سه دوره، ما را در جهت شناخت هر چه بهتر مدیریت استراتژیك حضرت روح‌الله و سیدنا القائد كمك می‌كند.

 

موج اول اسلام ‌خواهی   

از نظر رهبر انقلاب موج اول اسلام‌خواهی مصادف بود با پیروزی انقلاب اسلامی. اگر زمانی مك لوهان گفت كه خود رسانه، پیام است، باید در تحلیل انقلاب اسلامی هم گفت خود وقوع انقلاب یك پیام بود. انقلاب اسلامی در ذات خود حامل پیامی به همه‌ی مردم جهان و به‌خصوص جهان اسلام بود. پیام بیداری اسلامی و بازگشت به هویت اصیل اسلامی و بومی كه برای قرن‌ها با تحقیر غرب و استعمارگران مواجه بود. برای همین بود كه حضرت روح‌الله از همان اوائل پیروزی انقلاب اسلامی، با پیش‌دستی بر دول غربی، استراتژی مهم صدور انقلاب را بیان فرمودند. امام خمینی اتخاذ استراتژی فعال در سیاست خارجه‌ی جمهوری اسلامی و الگوی حمله به عمق گفتمان استراتژیك اردوگاه شرق و غرب را در رأس اقدامات دائمی و اصول اساسی كشور مد نظر قرار دادند. امام بارها و بارها با صدای رسا اعلام كرد كه:

ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین‌الملل اسلامی خود بارها اعلام نموده‌ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه‌ی جهان‌خواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه‌طلبی و تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ می‌گذارند؛ از آن باکی نداریم و استقبال می‌کنیم. ما درصدد خشکانیدن ریشه‌های فاسد صهیونیسم، سرمایه‌داری و کمونیسم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته‌ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام‌هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده‌اند نابود کنیم؛ و نظام اسلام رسول‌الله (ص) را در جهان استکبار ترویج نماییم و دیر یا زود ملت‌های دربند شاهد آن خواهند بود. (10)

استراتژی صدور انقلاب یعنی حمله به مواضع آفندی نظام سلطه كه علیه انقلاب اسلامی در حال جریان بود. گرچه در یك نگاهی كلی‌تر، صدور انقلاب در حقیقت همان وقوع انقلاب بود. وقوع انقلاب خود عامل صدور انقلاب بود. موضوعی كه بعدها رهبر انقلاب در سخنانی به آن اشاره كردند:

ما انقلاب را امروز نمى‌خواهیم صادر كنیم. انقلاب، یك‌بار صادر مى‌شود؛ و شد! این‌كه مى‌بینید امروز در سرتاسر دنیا، گرایش و ایمان اسلامى زنده شده است؛ این‌كه مى‌بینید ملت‌ها در شمال آفریقا و در خاورمیانه و در شرق و غرب كشورهاى اسلامى بیدار شده‌اند؛ این‌كه مى‌بینید جوانان مسلمان در كشورهاى گوناگون به زیبایی‌هاى دین و قرآن رو آورده‌اند، همه حاكى از این است كه انقلاب اسلامى در اوّلِ وقوع خود صادر شده است. ما كه نمى‌خواهیم بعد از گذشت چهارده سال، تازه به فكر صدور انقلاب باشیم! یك بار انقلاب صادر مى‌شود و آن هم شد. وقتى كه انقلاب، پیروز شد و خبر و جذّابیت آن، دنیا را پركرد، كارى كه باید بشود شد. همان كارى كه شما از آن ناراضى هستید؛ همان كارى كه به خاطر آن زنجیر مى‌جوید و همان كارى كه به خاطر آن خشمناك مى‌شوید، شده و كار از كار گذشته است! شما هم هیچ كارى نمى‌توانید بكنید و هیچ كس دیگرى هم نمى‌تواند كارى بكند. كار از كار گذشته است! (11)

 

موج دوم اسلام ‌خواهی

رهبر انقلاب موج دوم اسلام‌خواهی را هم‌زمان با فروپاشی نظام كمونیستی شوروی می‌دانند:

موج دوم، آن وقتى شد كه نظام ماركسیستى شكست خورد. حتّى در كشورهاى اسلامى، جوان‌هاى زیاد و مردمان بااخلاصِ زیادى بودند كه امید خودشان را به نظام ماركسیستى بسته بودند؛ فكر می‌كردند با تشكیل دولت سوسیالیستى خواهند توانست فقر و بى‌عدالتى و چه و چه و چه را از كشورهاشان دور كنند؛ بعضى‌هاشان هم واقعا مردمان صادقى بودند؛ بنده بعضى از این‌ها را دیده بودم؛ چه از مسلمان‌هاشان، چه از غیر مسلمان‌هاشان؛ مردمان صادقى بودند، اما به اسلام هیچ اعتقادى نداشتند؛ ماركسیست شده بودند براى خاطر این‌كه خیال می ‌كردند در ماركسیسم امیدى براى مردم هست؛ بعد كه ماركسیسم شكست خورد، این‌ها دیدند نه، فایده‌اى ندارد؛ لذا به سمت اسلام آمدند.(12)

این‌كه چه عاملی باعث شد تا این مردمانی كه رهبر انقلاب از آن‌ها سخن گفته‌اند، به سمت اسلام گرایش یافتند به نظر می‌رسد دلیل عمده‌ی آن استراتژی فعال حضرت روح‌الله در ماجرای نامه به گورباچف باشد. نامه‌ی حضرت روح‌خدا در اولین روز سال 1989 میلادی -11 دی 1367- به میخائیل گورباچف، آخرین رئیس‌جمهور شوروی، در حقیقت نامه‌ای بود به تمام كشورهایی كه زیر سایه‌ی اردوگاه كمونیسم جمع شده بودند. آن هم درست قبل از آنی كه موج دوم اسلام‌هراسی توسط غرب آغاز شود.

نامه‌ آن ابرمرد جهان معاصر به رئیس‌جمهور اتحاد جماهیر شوروی در شرائطی منتشر شد كه هنوز این كشور به عنوان یك مجموعه‌ی واحد برقرار بود و هنوز این ایدئولوژی كمونیسم بود كه قوانین و قواعد جامعه را سامان می‌بخشید. هنوز جنگ سرد كه چنان‌چه اشاره شد برخی از تحلیل‌گران از آن به عنوان جنگ جهانی سوم یاد می‌كنند تمام نشده بود و عمر آن نزدیک به نیم قرن رسیده بود.  هم‌چنین هنوز دیوار برلین كه به عنوان نماد جدائی اردوگاه شرق و غرب بود نیز فرو نریخته بود.

البته از یك سال قبل از انتشار نامه‌ی امام، میخائیل گورباچف دكترین خود در حوزه‌ی مسائل مربوط به توسعه‌ی سیاسی موسوم به گلاسنوست و نیز راهبردهای توسعه‌ی اقتصادی خود به نام پرسترویكا را كه قرار بود با هماهنگی و همكاری غرب باشد را آغاز كرده بود تا از این طریق بتواند کشتی به گل‌نشسته‌ی کمونیسم را به حرکت بیاندازد. اما كشورهای غربی مانند همیشه با خلف وعده‌های خود و عدم مساعدت‌های لازم به دولت گورباچف عملا زمینه‌ی فروپاشی دولت او و در نهایت اتحاد جماهیر شوروری را موجب شدند. یعنی موضوعی كه در طول این 45 سال خواست همیشگی آنان بود.

امام خمینی به عنوان یك سیاست‌مدار برجسته، همه‌ی این موضوعات را به دقت زیر نظر داشت و می‌دانست كه غرب چه نقشه‌ای برای شوروی كشیده است. او از یك طرف می‌دانست كه ایدئولوژی چپ به دلیل ماهیت مادی‌گرایانه‌ای كه دارد عملا قادر به پاسخ‌گویی به نیازهای موجودی چند بعدی مانند انسان نیست و از طرف دیگر چاره‌ی كار نیز، بر خلاف تصوری كه گورباچف و كابینه‌ی او می‌پنداشتند در پناه بردن به نظریات نظام سرمایه‌داری و الگوهای لیبرالیستی غرب هم نیست. برای همین امام در این نامه، ابتدا به آفت دین‌زدایی در مكتب كمونیسم اشاره كرده و آن را بزرگ‌ترین علت فروپاشی شوروی قلمداد كرد.

بلافاصله پس از انتشار نامه‌ی امام، موجی از اظهارات و تحلیل‌های مثبت و منفی پیرامون آن شكل گرفت. اما متأسفانه گورباچف و آن دسته از سیاسیونی كه می‌بایست متوجه منظور امام شوند، نشدند. كما این‌كه هشت هفته بعد، هنگامی‌كه ادوارد شوارد نادزه، وزیر خارجه وقت شوروی در روز هفتم اسفند 1367 پاسخ گورباچف را در حسینیه‌ی جماران به اطلاع امام‌خمینی رساند، نشان داد بیش از آن‌كه در صدد تبیین و تحلیل محتوای نامه‌ی امام بر آمده باشد سعی كرده تا اقدامات و اعمال خود را توجیه كنند. به همین علت حضرت روح‌الله پس از شنیدن سخنان شوارد نادزه به او پاسخ دادند:

ان‌شاءالله سلامت باشند، ولی به ایشان بگویید كه من می‌خواستم جلوی شما یك فضای بزرگ‌تر باز كنم. من می‌خواستم دریچه‌ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ كه دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند.

ده سال بعد، یعنی در سال 1378 و در سالگرد رحلت روح‌خدا، گورباچف طی مصاحبه‌ای با خبرنگار واحد مركزی خبر در مسكو از این‌كه به هشدارهای آن روز بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران بی‌اعتنائی كرده بود، اظهار تأسف كرد. گورباچف در این مصاحبه گفت:

مخاطب پیام آیت‌الله خمینی از نظر من، همه‌ی اعصار در طول تاریخ بود. و ادامه داد: زمانی كه من این پیام را دریافت كردم احساس كردم كه شخصی كه این پیام را نوشته بود متفكر و دلسوز برای سرنوشت جهان است. من از مطالعه‌ی این پیام استنباط كردم كه او كسی است كه برای جهان نگران است و مایل است من انقلاب اسلامی را بیشتر بشناسم و درك كنم

ده سال از نامه‌ی امام گذشت تا گورباچف با تشریح نابسامانی‌های اقتصادی و سیاسی روسیه اعتراف كند كه: اگر ما پیشگویی‌های آیت‌الله خمینی را در آن پیام جدی می‌گرفتیم امروز قطعا شاهد چنین وضعیتی نبودیم. (13)

 

موج سوم اسلام ‌خواهی

سال 68 روح‌خدا به خدا پیوست و جایگزین او، مردی از تبار خمین شد. خط او خط امام، و سیره‌ی او همان سیره‌ی امام بود. خامنه‌ای به تمام معنا تالی‌تلو خمینی بود. رهبر انقلاب در عرصه‌ بین‌الملل همان روش امام خمینی یعنی حمله به عمق گفتمان استراتژیك غرب را سرلوحه‌ی اعمال خود و نظام جمهوری اسلامی قرار داد.

رهبر انقلاب در طول مدت این بیست سال از ولایت‌شان، از طرفی با تاكید بر مسأله‌ی جنبش نرم‌افزاری و نهضت تولید علم و به تبع آن ساخت مدل نظام اسلامی، موجب رشد فزاینده و جهشی ایران شد و از طرفی دیگر در حوزه‌ی مسائل كلان جهانی، با حمله به مواضع نظام سلطه و توجه به جنبش‌ها و نهضت‌های اسلامی، موجبات بیداری اسلامی و بازگشت هویتی مسلمانان را ایجاد كردند. حالا دیگر دامنه‌‌ی موج اسلام‌خواهی تا قلب اروپا و آمریكا به پیش رفته است.

موج سوم اسلام‌خواهی در جهان در حقیقت برخاسته از اتخاذ چنین راهبردی بوده است: ناامیدی از نظام لیبرال سرمایه‌داری و امیدواری به هویت اصیل اسلامی. چنان‌چه رهبر انقلاب فرموند:

یك مقطع هم حالا به وجود آمده است؛ مأیوس شدن از لیبرالیزم غربى، لیبرال دموكراسى غرب، اقتصاد كاپیتالیستى. مى‌بینید چه خبر است؟ می‌خواهند این مسئله را در تبلیغات كوچك كنند. واقع قضیه كه كوچك نمی‌شود. در مركز مالى آمریكا، در پایتخت اقتصادى آمریكا، یعنى در نیویورك، آن هم در خیابان وال استریت كه كانون اصلى سرمایه‌دارى دنیاست، هزاران نفر جمعیت جمع بشوند، بگویند ما سرمایه‌دارى را نمی‌خواهیم. این‌ها نه مهاجرند، نه همه سیاه‌پوستند، نه از طبقات پائین جامعه‌اند؛ در میان‌شان استاد دانشگاه هست، سیاست‌مدار هست، گروه‌هاى دانشجوئى به این‌ها پیوسته‌اند؛ می‌گویند ما نظام كاپیتالیستى را نمی‌خواهیم. خب، این همین حرف ماست؛ ما هم كه از اول گفتیم نه شرقى، نه غربى، یعنى نه نظام كاپیتالیستى، نه نظام سوسیالیستى؛ آن سوسیالیستى‌اش بود كه به جهنم رفت، این هم دارد یواش یواش سرازیر می‌شود. بعد از این حادثه، اقبال به اسلام بیشتر خواهد شد. این هم یك موج دیگر است؛ موج سوم است. (14)

 

جمع ‌بندی

نظام سرمایه‌داری در بدترین شرایط خود قرار گرفته است به‌طوری كه حتی استراتژیست‌هایی چون برژینسكی هم به آن اعتراف كرده‌اند. چند ماه پیش برژینسكی در مصاحبه‌ا‌ی كه توسط شبكه‌ی CNN تنظیم شده بود در پاسخ به این سؤال كه آیا این تظاهرات و قیام‌ها به افول تاثیر آمریکا در منطقه می‌انجامد؟ آیا اهرم قدرت ما در این منطقه کمتر از سال‌های پیش شده است؟ جواب داد: من فکر می‌کنم در حقیقت ما با افول قابل ملاحظه‌ی قدرت آمریکا در منطقه مواجه هستیم و شاید این آغاز یک مرحله‌ای است که در آینده مردم از آن به عنوان دومین مرحله حیاتی خروج ضد استعماری منطقه پس از جنگ جهانی اول و دوم یاد خواهند کرد.

در اجلاس راهبردی آتلانتیک نیز كه همه ساله در واشنگتن برپا می‌شود و در آن مقامات برجسته و استراتژیست‌های بزرگ آمریکایی و اروپایی چون هنری کیسینجر، رابرت اسکوکرافت، جیمز جونز (مشاوران ارشد امنیتی رؤسای جمهور آمریکا)، لئون پانِتّا (وزیر دفاع آمریکا)، رئیس سازمان اینتلیجنت سرویس انگلیس و مسوولان سازمان‌های اطلاعاتی فرانسه و اسرائیل شركت می‌كنند،  هنری کیسینجر از شرایط کنونی غرب ابراز نگرانی کرد و در حالی که عصبانی به نظر می‌رسید، پرسید: باید دید چه حماقتی کرده‌ایم که آمریکای ابرقدرت ۲۰۰۱ را به شرایط شکننده‌ی امروز کشانده‌ایم؟ سایت شبكه‌ی دویچه ولهی آلمان كه این جلسه را گزارش می‌كرد در ادامه نوشت: در اجلاس راهبردی آتلانتیک به تحولات جاری در کشورهای اسلامی خاورمیانه و شاخ آفریقا و دشواری‌هایی که آمریکا و اروپا با آن روبرو هستند اشاره شد و آقای هنری کیسینجر نتیجه گرفت باید بپذیریم که مسیر تاریخ جهان در حال تغییر است (15)

در طی همین یك سال، رهبر انقلاب دو بار در نماز جمعه‌ی تهران تشریف فرما شدند و در هر دو بار نیز بیاناتی را به زبان عربی برای ملت‌های عرب و انقلابیون منطقه قرائت فرمودند. در هر دو اجلاس بیداری اسلامی كه در تهران برگزار شد نیز ایشان بیاناتی ایراد فرمودند. محور همه‌ی سخنان ایشان در این چهار مورد، از طرفی افول روزافزون جهان غرب، عدم اعتماد به ناتو و غرب و عدم نظام سازی مبتنی بر اندیشه‌های لیبرالیستی و كمونیستی بوده و از طرف دیگر امید و حسن ظن به وعده‌ی الهی، بازگشت به هویت اصیل بومی و اسلامی، بیداری جهان اسلام و بازگشت به دوران شكوه و عزت مسلمانان بوده است.

باری، موج سوم اسلام ‌خواهی در جهان آغاز شده است. جهان در چرخه‌ی دگرگونی است و به تعبیر رهبر انقلاب، در حال گذار از یك پیچ تاریخی است. این پیچ تاریخی یقینا به جاده‌ اسلام ‌خواهی منتهی خواهد شد. حالا دیگر مردم جهان بیدار شده و دریافته‌اند كه تنها عامل بدبختی و درماندگی‌شان، سیاست‌های غلط نظام لیبرال سرمایه‌داری است. این را می ‌شود حتی از پلاكاردهایی كه معترضین وال‌استریتی حمل می‌كنند نیز فهمید: دشمن ما ایران نیست، دشمن واقعی ما اقلیت یک درصدی حاکم بر آمریکاست.

 

منابع:

1- سلامی، اسماعیل. اسلام‌ ستیزی؛ زمینه‌ها و انگیزه‌ها. سایت www.psyop.ir كد مطلب: 8730

2- رضوی، سید عماد. اسلام سیاسی، اسلام هراسی و ارتباطات میان فرهنگی. روزنامه رسالت 16/7/88

3- تبعیض و ناشكیبایی علیه مسلمانان در اتحادیه‌ی اروپا بعد از 11 سپتامبر (گزارش فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر هلسینكی IHF). ترجمه‌ی دكتر علی مرشدی‌زاد

4- معرفی کتاب صوره‌الاسلام فی ‌الاعلام الغربی. سایت باشگاه اندیشه

5- دوربین‌های هالیوود در مساجد آلپ سایت خبری- تحلیلی حیات، 24/09/1388

6- خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا). 20/10/1388. کد خبر 888381

7- سراج، رضا. اسلام ستیزی بازی برد- برد نظام سلطه علیه اسلام، روزنامه‌ی کیهان

8- همان

9- فرانسه جمهوری می‌شود. سایت تابناك. كد مطلب: 46978

10- صحیفه‌ی امام، ج 21 ، ص 81

11- بیانات رهبر انقلاب در خطبه‏‌هاى نماز عید سعید فطر 04/01/1372

12- بیانات رهبر انقلاب در جمع روحانیون شیعه و اهل سنت كرمانشاه‌ 20/07/1390

13- روزنامه جمهوری اسلامی، 11/3/1378

14- بیانات رهبر انقلاب در جمع روحانیون شیعه و اهل سنت كرمانشاه‌ 20/07/1390

15- شریعتمداری، حسین. حق با آمریكا است، روزنامه‌ كیهان، 17/11/1390

 

منبع : www.bultannews.com

 

  کلید هدایت               

جرعه ای از اقیانوس - به بهانه میلاد امام علی (ع)

پدید آورنده : اصغر عرفان

اشاره

از علی گفتن، نه در توان محدود ذهن های ماست که راهی به افلاک عظمت او نداریم و نه حتی در قدرت واژه ها که جرعه هایی از اقیانوس وجود او را به سطر آورند، ولی به رسم ادب، به آزِ ثواب و به قصد خوشه چینی از خرمن بی کرانه وجودش، ظرف کوچک ادراکمان را زیر باران عظمت او گرفته ایم. این سطرهای ناچیز به این نیت نگاشته شده اند.

در گلبرگ های گذشته، به بهانه تولد آن مولود، شب قدر، شهادت ایشان و حتی صفحه های ثابت درس هایی از نهج البلاغه برای سال امام علی علیه السلام ، گلبرگ های بسیاری از معرفت گرد هم آمده اند. در این نوشته کوتاه، شبنمی به آن سبزه ها افزوده ایم.

 

علی علیه السلام تجلی زیباترین ها

زیباترین ولادت: شرافت ولادت در مهبط وحی و فرودگاه فرشتگان الهی؛ یعنی کعبه، تنها، افتخار اوست. زیباترین نام: نام او از نام خدا مشتق شد؛ علی.

زیباترین معلم: در محضر برترین وجود هستی زانوی آموختن بغل گرفت؛ در مکتب رسالت.

زیباترین ایثار: در شب نیرنگ کفر باوران برای قتل پیامبر، او بود که شجاعانه شمشیرها را انتظار کشید.

زیباترین عبادت: غرق در بحر دلدادگی، بی خود از خود، تیر را این هنگام باید از پای او بیرون کشید.

زیباترین حماسه: بدر، احد، خیبر، خندق؛ کدام کس را یارای هماوردی با اوست.

زیباترین سخنان: سخنش فروتر از سخن خالق و فراتر از سخن مخلوق بود؛ برادر قرآن.

زیباترین شهادت: هنگام عشق بازی با خدا، در محراب بندگی!

 

علی کیست؟

در نسل ابراهیم خلیل ریشه داشت. در خانه کعبه زاده شد؛ فضیلتی که نه پیش و نه پس از او، کسی در آن شریک نبود. در دامن نبوت رشد کرد. نخستین مسلمان شد؛ اولین مردی که به رسالت ایمان آورد. در روزهای سخت و پرآشوب، یاور اسلام گشت. سایه ساری بود آرامش بخش، همراهی استوار و هم یاری فداکار. لیلة المبیت را او آفرید؛ در شب هجوم مشرکان برای قتل پیامبر در بستر ایشان آرمید. علی علیه السلام در بدر، ذوالفقار حماسه آفرین بود؛ در احد، سپر ستم زدا و در خندق، تمامی اسلام که در برابر تمامی کفر ایستاد. علی از اهل بیت بود؛ همانان که از رِجس و شرک دور بودند و از تطهیر شدگان شمرده می شدند. علی علیه السلام کسی است که خداوند درباره اش گفته است: پیشوا و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنان که ایمان آوردند؛ همان ها که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند. علی علیه السلام تفسیر این همه فضیلت است؛ مردی که فقط یک بار در تاریخ هستی ظهور کرد.

 

جامع اضداد

از نکته های شگرف زندگانی حضرت علی علیه السلام که شگفتی همه ژرف اندیشان حقیقت جو را برانگیخته است، بی کرانگی ابعاد وجودی آن حضرت در همه فضایل اخلاقی است. امیر خاک و افلاک، جامع صفاتی بود که همراهی و هم نشینی آنها در وجود یک فرد در باور آدمی نمی گنجد.

امام خمینی علیهم السلام که در شناخت اهل بیت علیهم السلام معرفتی بی مرز داشت، درباره این ویژگی امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: این علی همه چیز است؛ یعنی در همه ابعاد انسانیت درجه یک است، و لهذا هر طایفه ای خودشان را به او نزدیک می کنند و خاصیت هر طبقه را هم دارد. خاصیت قدرت ورزشکارها را به طور وافی دارد. ... در عبادت، فوق همه عبادت کنندگان است. در زهد فوق همه زاهدهاست. در جنگ، فوق همه جنگ جویان هست. در قدرت، فوق همه قدرت ورزان هست و این یک اعجوبه ای است که جمع مابین متضاد با هم کرده است. [آن حضرت [بعد از اینکه دست دو نفر دزد را قطع می کند، چنان نسبت به آنان عاطفه و محبت نشان می دهد و معالجه و پذیرایی می کند که مداحان حضرت می شوند. یا وقتی می شنود ارتش غارتگر معاویه خلخال از پای یک زن اهل ذمه درآورده اند، به قدری ناراحت می شود و عواطفش چنان جریحه دار می گردد که در نطقی می فرماید: اگر از تأثر این واقعه انسان بمیرد، قابل سرزنش نخواهد بود. با این همه عاطفه، روزی هم شمشیر می کشد و افراد مفسد را با کمال قدرت از پا در می آورد.

 

پرورش یافته عبدالله اعظم

امام راحل که ضمیری آمیخته با معرفت و روحی نور گرفته از شعاع خورشیدی اهل بیت داشت، نام و یاد حضرت علی علیه السلام را با عشق و حرارتی برآمده از صمیم جان می برد. امام خمینی رحمه الله درباره مقام و منزلت حضرت علی علیه السلام می فرمود: علی بن ابی طالب فقط بنده خدا بود و این، بزرگ ترین شاخصه اوست که می توان از آن یاد کرد و پرورش یافته و تربیت شده پیامبر عظیم الشأن است و این از بزرگ ترین افتخارات اوست. کدام شخصیت می تواند ادعا کند که عبدالله است و از همه عبودیت ها بریده است، جز انبیای عظام و اولیای معظم که علی علیه السلام ، آن عبد وارسته از غیر و پیوسته به دوست که حجب نور و ظلمت را دریده و به معدن عظمت رسیده است، در صف مقدم است، و کدام شخصیت است که می تواند ادعا کند از خردسالی تا آخر عمر رسول اکرم صلی الله علیه و آله در دامن و پناه و تحت تربیت وحی و حامل آن بوده است جز علی بن ابی طالب که وحی و تربیت صاحب وحی در اعماق روح و جان او ریشه دوانده. پس او به حق عبدالله است و پرورش یافته عبدالله اعظم است.

 

ایمان حضرت علی علیه السلام

فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی

از خُم دوست، جوانم به خَم موی علی

طی کنم عرصه ملک و ملکوت از پی دوست

یاد آرم به خرابات چو ابروی علی

امام خمینی رحمه الله که تجلی پارسایی اش هر چشم حقیقت بین را خیره می کرد، با شوری از سر شیدایی، ارجمندترین توصیف ها را در وصف مولای پرهیزکاران می آورد. امام درباره ایمان حضرت علی علیه السلام می فرمود: به خودشان قسم... اگر بشر پشت به پشت یکدیگر دهند و بخواهند یک لا اله الا الله امیرالمؤمنین را بگویند، نمی توانند. ... به مقام علی بن ابی طالب قسم که اگر ملایکه مقرّبین و انبیای مرسلین، غیر از رسول خاتم که مولای علی و غیر اوست، بخواهند یک تکبیر او را بگویند، نتوانند. حال قلب آنها را جز خود آنها نمی داند کسی. شما شیعه همان هستید که می فرمود: اگر همه عالم در مقابل من بایستند، تنها در مقابل همه می ایستم. آن ایمان است که او را آن طور در مقابل همه چیز می ایستاند. آن اخلاص اوست. آن روحانیت و معنویت اوست و شما هم شیعه او هستید.

 

شرح شیدایی

ای شاه شاهان جهان، الله مولانا علی

ای نور چشم عاشقان، الله مولانا علی

خورشید باشد ذره ای از خاکدان کوی تو

دریای عمّان شبنمی، الله مولانا علی

مولانا جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولانا، از شاعران شیفته مولا علی علیه السلام است. او با نگاهی سرشار از عشق چونان شیعه ای شیدا، معرفت و عمیقش را در ابیاتی ماندگار جاری دل های حقیقت بین می کند.

ای مرغ خوش الحان بخوان، الله مولانا علی

تسبیح خود کن بر زبان، الله مولانا علی

مجموعه قرآن مدحتش، حمد و ثنا و عزتش

نام بزرگی خدمتش، الله مولانا علی

مولانا در جایی دیگر و در غزلی مشهور با ردیف آرزوست، کسی را می جوید که عالمی او را جُسته، ولی نیافته است:

گفت یافت می نشود جسته ایم ما

گفت آن که یافت می نشود، آنم آرزوست

و در بیت دهم همین غزل آن یافت ناشدنی را چنین معرفی می کند:

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

مثنوی معنوی مولانا، مشحون است از حکایت هایی که مولانا با نگاهی ژرف تر به مولا می نگرد و خواننده اندیشمند را به شنا در دریای معرفت علی وا می دارد.

 

بگذار بگویند شیعه ام

اقیانوس بی کران وجود علی علیه السلام ، غواصان دانش و بینش را به تحیری شگرف واداشته است. هر کس دل به حکومت حکمتِ علی سپرده، ستایشگر کمال او شده است. در میان انبوه این ملاّحان معانی، اندیشمندان غیر مسلمان بسیارند و بی شمار که برخی از آنها حتی کتاب هایی درباره آن حضرت نگاشته اند. از جمع اینان پُولس سلامه، شاعر مسیحی عرب زبان در کتاب خود با شور و جذبه ای خالصانه آورده است: ای ابوالحسن! شعر من در ساحل دریای تو سنگ ریزه ای بیش نیست. این شعر حماسی را بپذیر و از بهشت جاوید به مردی ناتوان که قلمش را به نام تو شرف بخشیده است، بنگر. سلامه در ابیات دیگری می گوید: من شیفته دلاوری، الهام، عدالت و اخلاق پسندیده ام. آری، اگر علی، پیامبر نبود، ولی خُلق او پیامبرانه است. این اشعاری است برای بهترین مردم پس از محمد صلی الله علیه و آله که آفرینش، انسانی چون او ندیده است. سلامه در اعتراض به هم کیشانی که به او خرده گرفته اند، می گوید: اگر عشق ورزیدن به علی علیه السلام و اهل بیت طاهرین و شوریدن بر ستم، شیعه گری است، آری من شیعه ام.

 

تو، خود، حدیث مفصل بخوان

برای شنیدن علی علیه السلام ابتدا پای سفره سخن سعدی می نشینم:

جوان مرد اگر راست خواهی، ولی است

کرم پیشه شاه مردان علی است

و بعد به لسان الغیب شیراز، حافظ اهل راز تفأل می زنم:

گر تشنه فیض رحمتی ای حافظ

سرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس

فردوسی، برایم قصه اَنا مَدینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلیٌ بابُها را می سراید:

که من شهر علمم، علیّم در است

درست این سخن گفت پیغمبر است

مولوی از قصه رویارویی علی و عمر بن عبدود، پهلوان نامی عرب می گوید و از اخلاص علی:

از علی آموز اخلاص عمل

شیر حق را دان منزه از دغل

از فراز قرن ها می گذرم و به عارف فرزانه، ملاّهادی سبزواری می رسم:

گویند که دم مرگ علی را بینی

ای کاش که هر دمم مرگ بُوَد

و من سرشار از ذکر علی می شوم وقتی شعر میرزا ابوالحسن طوطی همدانی را می شنوم:

بگو به صدق هر نفس، گرت دلی است منجلی

علی علی علی علی، علی علی علی علی

وصف علی فراتر از ادراک واژه هاست و مجال ما همیشه کوتاه:

به پرده بود جمال جمیل عزّوجل

علی شد آینه، خیرُ الکلام قلَّ و دلّ

من از مفصّل این نکته، مُجملی گفتم

تو، خود، حدیث مفصّل بخوان از این مجمل

 

بدگمان مباش

چون مگس، چند طلبکار جراحت باشی

دیده از عیب خلایق به هنر باید داشت

ذهن و اندیشه تا هر وقت روشن بنگرد، روشنی می بیند و اگر با پلیدی و بدگمانی هم ساز شود، همواره تیرگی حضور می یابد. این قانون هستی است که هر کس و هر چیز هر چند ناچیز و کم مقدار، هیچ گاه از نیکی تهی نیست و همین مقدار برای خوب دیدن ما کافی است. برخلاف نیک نگر که در پناه بصیرت زیست می کند و آرامشی مستمر دارد، بداندیشْ در هراسی همیشگی است و با رنج موهوم باورهایش زندگی می کند. بدبینی از حمایت دلیل کم بهره است، ولی نیک نگریستن همواره دلیل های بسیار دارد. قرآن که کتاب زندگی آموز انسان هاست، ما را از بدگمانی بر حذر داشته است: ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمان ها بپرهیزید؛ چرا که بعضی از گمان ها گناه است. (حجرات: 12) امیر بیان، حضرت علی علیه السلام نیز در بیانی راه گشا فرموده است: تا برای نیک انگاری سخن دیگران، راه وجود دارد، به گفته آنان بداندیش نباش.

 

خِرد خموشی

خموشی پیشه کن کز نطق، آفت هاست سالک را

جرس، دایم زبان با رهزنان کاروان دارد

آنان که از گنج خرد بهره ای دارند، بی پرده، پرده های گفتار را نمی دَرند و طلای سکوت را به نقره سخن نمی فروشند؛ چرا که سکوت، دوستی است که هرگز خیانت نمی کند. سخن، معیار فهم و میزان درک انسان هاست. با سخن گفتن است که زوایای ضمیر آدمی رخ می گشاید، سِرّها سَر باز می کند و رازها آشکار می شود. کم گویی و گزیده گویی چون دُر، کیمیایی است گران قدر که اهل معرفت، مس وجود را با آن طلای حکمت می کنند. از همین روست که امیر بیان می فرماید: هرگاه عقل کامل شود، سخن کم می شود.

 

از بخیل در شگفتم

بخیل، ظالمانه بر نفس خویش ستم می کند؛ چرا که در فقری خودخواسته قدم می زند و حسرت و ندامت می اندوزد. او زیستی چون فقیران دارد و چونان ثروتمندان حساب پس می دهد. دشواری های داشتن و نداشتن هر دو گریبان گیر اوست؛ از یک سوی پاسبان اندوخته هاست و در هراس از دست دادن آنها و از دیگر سوی با خِسّتی که مبتلاست، بی بهره از لذت ثروت، اندوه فقر را انبوه می کند. اگر فقیر، فقط سختیِ معیشت آزارش می دهد، دست کم از هراس حساب دارایی در آخرت آسوده خاطر است، ولی خسیس هر دو را دارد. در حقیقت، فقیر آنچه را می خواهد، نمی تواند، ولی بخیل آنچه را می تواند، نمی خواهد. از این روست که در اسلام از بخل و خِسّت به زشت ترین اخلاق ها تعبیر کرده اند. مولای پرواپیشگان که دستانش همیشه جاری سخاوت بود، می فرماید: از بخیل در شگفتم؛ به سوی فقری می شتابد که از آن می گریزد و سرمایه ای را از دست می دهد که برای آن تلاش می کند. در دنیا چون تهی دستان زندگی می کند، ولی در آخرت چون سرمایه داران محاکمه می شود.

 

برای رسانه

زیرنویس

مبادا مرکب های آز، تو را بتازانند و به پرتگاه های هلاکت اندازند.

با برادرت اندرز بی غرضانه گوی؛ خواه در نیکی باشد یا بازداشتن از ناپسند.

بدان هر که عیب خود را ببیند، از پرداختن به عیب دیگران، باز می ماند.

هر که در پی راستی بکوشد، سبک بار شود.

آگاه باشید که هرکس بدون فرجام نگری، خود را در کارها افکند، با پیشامدهای رسوا کننده روبه رو شود.

عزت مؤمن، بی نیازی از مردم است.

مرد میانه رو، درویش نشود.

دعاکننده بی عمل چون تیرانداز بی زه باشد.

نیک بخت آن کس است که از سرگذشت دیگری پند آموزد.

با بی اعتنایی به کارهای پست، قدر خود را بالا ببرید.

آدمی زاده، شبیه ترین چیز به ترازو است؛ یا با نادانی سبک شود یا به دانش، سنگین گردد.

چون چیزها به همسری یکدیگر در آمدند و ملازم یکدیگر گشتند، تنبلی و ناتوانی به هم آمیختند و فقر از آن دو بزاد.

 

منبع : نشریه گلبرگ - مرداد 1386، شماره 89 ، صفحه 17، میلاد حضرت علی علیه السلام

 

دانستنیها                          

سرگذشت نام تجاری بیک در ایران

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

مقدمه

 

بخشی پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب  به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۱

اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئله‌ تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهده‌ اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد.

بنابراين همه‌ مسئولين كشور، همه‌ى دست‌اندركاران عرصه‌ اقتصادى و همه‌ مردم عزيزمان را دعوت مي كنم به اين كه امسال را سال رونق توليد داخلى قرار بدهند. بنابراين شعار امسال، توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‌ ايرانى است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايه ‌دار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملى امكان‌پذير خواهد شد. سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايه ‌داران و كارگران، تقويت چرخه‌ توليد و اتقان در كار توليد است. و سهم مردم - كه به نظر من از همه‌ اين ها مهم تر است - مصرف توليدات داخلى است. ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بجد پرهيز كنيم؛ در همه‌ زمينه‌ها: زمينه‌هاى مصارف روزمرّه و زمينه‌هاى عمده‌تر و مهمتر. بنابراين ما اميدوار هستيم كه با اين گرايش، با اين جهت گيرى و رويكرد، ملت ايران در سال 91 هم بتواند بر توطئه دشمنان، بر كيد و مكر بدخواهان در زمينه‌ اقتصادى فائق بيايد. منبع : khamenei.ir

 

احتمالا هیچ ایرانی نیست كه حداقل یک ‌بار خودكار بیک در دستش نگرفته باشد و با آن آشنا نباشد، كسی را سراغ دارید كه نامی جز بیک برای خودكار بیاورد؟

علی‌اكبر رفوگران كسی است كه نام خودكار را برای این نوشت‌افزار گذاشت؛ نامی كه به گفته خودش، اسم مناسبی برای این وسیله نوشتنی نیست! او به گردن تمام ما حق دارد و باید به احترامش كلاه‌مان را از سربرداریم و درود بفرستیم به همه تلاش‌هایی كه در این سال‌ها انجام داده است. او نام بزرگی است، این مرد‌ بزرگ‌ افتخار داد و اجازه داد داستان زندگی پربارش را برای شما خوانندگان زندگی ‌ایده ‌آل نقل كنیم.

 

 

علی اکبر رفوگران پس از ناکامی در اجازه تولید خودنویس در ایران، به فکر تولید کالایی افتاد که مصرف عمومی‌ تر و بیشتری در بازار ایران داشت.

احتمالا هیچ ایرانی نیست که حداقل یک‌ بار خودکار بیک در دستش نگرفته باشد و با آن آشنا نباشد. طی سال‌های واردات خودکار به ایران، مردم به نوشتن با آن عادت کرده بودند و فروش آن گسترش پیدا کرده بود؛ به همین دلیل بازار داخلی به حدی مصرفش گسترش یافته بود که تولید خودکار در ایران منطق اقتصادی داشته باشد. خانواده رفوگران که سال‌ها در تجارت نوشت افزار و خودکار مشغول بودند به تاسیس کارخانه تولید خودکار بیک در سال 1342 اقدام نمودند.

در آغاز هنگامی که علی ‌اکبر پیشنهاد تاسیس کارخانه را به پدرش داد، میرزا علی به پسرش گفت می ‌ترسم این زیاده ‌خواهی تو، خشم خدا را برانگیزد؛ وی نگاه درویش گونه‌ای به زندگی داشت، به علاوه پروژه تولید و کارخانه ‌داری در ذهنیت او کاملا مساله‌ای تاریک بود.

سرانجام علی‌اکبر رفوگران پدرش را قانع نمود تا با تاسیس کارخانه بیک در ایران موافقت نماید. در پاریس به دیدار بیک، موسس و رییس کارخانه بیک رفت. بدون مقدمه گفت: آقای رفوگران چه کاری می ‌توانم برایتان بکنم؟ وی که از قبل برای این لحظه خود را آماده کرده بود، گفت: آقای بیک، یک ماشین تزریق پلاستیک از آنها که اضافه دارید به اضافه یک قالب خودکار دسته دوم به من بفروشید و پولش را همین الان بردارید، من می‌ برم تهران اگر توانستم تولید را به سطحی برسانم که مورد رضایت شما باشد، اجازه تولید خودکار بیک در ایران را به من بدهید، اگر نتوانستم ماشین تزریق را نگه می ‌دارم و قالب را به شما برمی ‌گردانم تا سر فرصت به هر کس خواستید بفروشید و بعدا پولش را به من بدهید.

بیک لبخندی زد و گفت این پشتکار را به شما تبریک می‌گویم.

پس از موافقت پدر در تاسیس کارخانه، قالب بدنه خودکار از میلان ایتالیا و ماشین تزریق پلاستیک متناسب با ظرفیت آن قالب از نورنبرگ آلمان خریداری شد بدنه برای نصب به آلمان فرستاده شد. علی‌اکبر رفوگران به مدت یک هفته در مراحل انجام کار در کارخانه آلمانی حاضر بود تا از نحوه کارکرد دستگاه اطلاع پیدا کند تا حین کار در ایران در صورت مشکل فنی قادر به رفع مشکل باشد.وقتی به ایران برگشت، شرکت صنعتی قلم خودکار را تشکیل داد، به این ترتیب که پدر 34‌درصد، برادر بزرگ (حاج‌عباس) 33درصد و علی‌اکبر رفوگران 33 درصد سهام داشتند.

 

 

با خرید یک قطعه زمین در تهران نو با سرعت ساخت کارخانه را شروع کردند، وقتی ماشین‌ها به تهران رسید، مقدمات تاسیس کارخانه آماده بود. سه ماه طول کشید تا اولین محصول به بازار آمد.

در سال 1342 افراد تحصیل کرده فنی بسیار کم بودند. دستگاه تزریق پلاستیک که امروزه از ساده‌ ترین دستگاه‌ها در فرآیند تولید است، آن روزها برایشان بسیار پیچیده بود. بخشی از تولیدات خود را به فرانسه فرستادند شرکت بیک از کیفیت محصول اظهار رضایت نمود.

فروش شرکت از تعداد 500 هزار در سال 1341 به بیش از 100 میلیون افزایش یافت. علی‌اکبر رفوگران برادر کوچکش حسن را به کارخانه بیک آورد برای اینکه کارآزموده شود. از کارگری شروع به کار نمود بعدها به سرپرست، مدیر و مدیرعامل شرکت ارتقا یافت.

پس از چند سال علی‌اکبر قسمت اعظم سهامش را در کارخانه بیک به برادرش حسن واگذار نمود.

شرکت بیک برای توسعه فعالیتش در اوایل دهه شصت کارگاهی برای ساخت خودکارهای تبلیغاتی به وجود آورد و بر همین اساس، با یکی از مشتریان قراردادی بست و سی میلیون تومان پول به عنوان پیش‌ پرداخت دریافت نمود.

در آن سال‌ها، قیمت فروش را نهادهای دولتی تعیین می ‌کردند، به علت مسافرت کارمند و نامشخص بودن قیمت، شرکت نتوانست تعهداتش را به موقع انجام دهد. پس از سپری شدن زمان تعهد، مشتری قرارداد را فسخ نمود و صاحب بیک مجبور شد هفت میلیون تومان سود به عنوان دوره زمانی پیش‌پرداخت به مشتری بپردازد در عین حال کالای تولیدی نیز همچنان در دستش باقی بود.

به نظر می‌رسد نقش مهم کارآیی نهادهای بخش عمومی، در موفقیت یا عدم موفقیت بخش خصوصی به غایت حائز اهمیت است. هرگونه طراحی در جهت تحول در حوزه بخش خصوصی پیش نیازهایی دارد که اولویت اول، به کارکرد درست و سریع نهادهای حوزه عمومی برمی ‌گردد.

 

خرید کارخانه مدادسازی

پس از چند سال که مشغول تولید خودکار بود، پیشنهاد خرید کارخانه مداد به وی شد. کارخانه مداد سوسمار را در آغاز فرمانفرمائیان در ایران تاسیس و بعدها به بنیاد پهلوی واگذار شد. آنان به علت زیاندهی شرکت تصمیم به فروش کارخانه گرفتند. به همین دلیل بهبهانیان حسابدار دربار، توسط مهندس حسین ستوده کارمند کارخانه بیک، با علی‌اکبر رفوگران تماس گرفته تا کارخانه را به آنها که در حوزه تجارت و تولید کارخانه تخصص داشتند، واگذار نمایند.

وی کارخانه را به صورت نقد و نسیه خرید. در آغاز پدر و برادرش عباس با خرید آن به شدت مخالفت نمودند. خصوصا پدرش با توسعه فعالیت به شدت مخالف بود.سرانجام پدرش رضایت داد علی‌اکبر به تنهایی به خرید کارخانه بپردازد و پس از سودآوری کارخانه، آن را واگذار نماید. فقدان دانش فنی در تولید مداد مرغوب عامل زیاندهی شرکت بود.

علی‌اکبر رفوگران مدیر داخلی کارخانه را به‌ نام حیدرزاده(داماد محمود رضایی سهامدار عمده مس سرچشمه و تراکتورسازی) مدیرعامل شرکت نمود.

وی یک ماه به کارکنان مرخصی با حقوق داد تا درباره مشکلات و راه‌اندازی کارخانه مطالعه نماید. رفوگران به این نتیجه رسید بدون کمک یک مدادساز باسابقه خارجی کاری از پیش نمی ‌برد.

 

 

چون آن زمان مداد سوسمارنشان از کارخانه فابرکاستل در نورنبرگ آلمان وارد و مارک آن بسیار مشهور بود، به فکر تولید آن در ایران افتاد. وی به آلمان رفت و با راضی کردن روسای فابرکاستل آلمان، امتیاز ساخت آن را گرفت.

نمایندگی انحصاری‌اش در ایران عمویش حاج محمدباقر تحریریان بود. پس از سفر به آلمان توانست اعتماد شرکت مذکور را برای تولید تحت لیسانس آن به‌دست آورد. قرار شد مغز مداد را از آنها بخرد و هر قراص مداد را یک مارک رویالتی بپردازد. همچنین یک هفته در کارخانه آلمانی برای مطالعه نحوه تولید مداد ماند. پس از آن سرپرست کادر فنی کارخانه را با حدود دو برابرنیم حقوقش در آلمان به ماهی ده هزار مارک همراه با خانه و ماشین مجانی به مدت دو سال استخدام نمود و به ایران آورد تا شرکتش را راه‌ اندازی نماید.

تولید وی به گونه‌ای مرغوب بود که بازار تهران تا مدت‌ها نمی‌دانست که کالای خریداری، ساخت رفوگران می‌باشد. پس از مدتی نیروی کار داخل کارخانه به خوبی امور فنی را فراگرفتند که پس از رفتن کارشناس آلمانی به خوبی امور فنی را اداره می‌کردند. مداد سوسمار را با همان کیفیت ساخت آلمان در ایران تولید کرد.

مداد سوسمار تولید کارخانه رفوگران همچون تولید خودکار بیک مقام اول فروش را در بازار داخلی به علت قیمت پایین و مرغوبیت داشت. وی پس از انقلاب این کارخانه را به برادرش عباس واگذار نمود. کارخانه با سهامداری فرزندان عباس و مدیرعاملی پسرش منصور اداره می ‌شد تا اینکه یک کارخانه مدادسازی در یزد نمایندگی مداد سوسمار را به جای آنها به ‌دست آورد و او با کارخانه اشتدلر آلمانی قرارداد بست که بسیار هم موفق بود.

 

 

عطر بیک

رفوگران فعالیت خود را از عرصه نوشت افزار به سایر زمینه‌های تولیدی گسترش داد. سعی کرد سایر فرآورده‌های بیک را در ایران تولید نماید. کارخانه عطر بیک را از فرانسه در سال 1375 خریداری کرد.

علت رویکردش به تولید عطر، این بود که مخارج گمرکی واردات عطر به ایران زیاد بود و کاهش قیمت با تولید آن در ایران امکان ‌پذیر بود، همچنین کشور ایران جمعیت جوان زیادی دارد که بسیاری از آنها قدرت خرید عطرهای گران ‌قیمت خارجی را ندارند.

بسیاری از همکارانش معتقد بودند نمی‌شود چنین چیزی در ایران تهیه کرد، حتی صاحب بیک فرانسه هم فکر می‌کرد این کار در ایران موفق نمی‌شود؛ اما رفوگران با کمک خواهرزاده‌اش مهندس کاتوزیان موافقت بیک را جلب کرد تا عطر بیک را در ایران تولید کند. او باور داشت می‌تواند محصولی با کیفیت عطرهای گران ‌قیمت خارجی را با قیمت بسیار کمتر در ایران تولید نماید.

سال 1377 با هدف تامین مواد اولیه موردنیاز و ایجاد زمینه‌های صادرات به بازار کشورهای همجوار، کارخانه دیگری توسط رفوگران جهت تولید نوک خودکار بیک با مشارکت شرکت بیک فرانسه در شهرستان فیروزکوه احداث شد.

 

عطر بیک به جای خودکار

سال 1375 کارخانه عطر بیک را از فرانسه خریداری کردم. علت اصرار من برای تهیه عطر در ایران، این بود‌که اولا مخارج گمرکی واردات عطر به ایران زیاد است و تولید آن در ایران قیمت را پایین می‌آورد دوم این‌که کشور ما جمعیت جوان زیادی دارد که شاید همه آنها قدرت خرید عطرهای گران‌قیمت خارجی را نداشته باشند و من می‌دانستم می‌توانم همان عطر را با کیفیت عطرهای گران‌قیمت خارجی اما با قیمت بسیار کمتر در ایران تولید کنم. همه وقتی فهمیدند می‌خواهم تولید عطر را در ایران آغاز کنم، تعجب کردند و معتقد بودند ‌ نمی‌شود چنین چیزی در ایران تهیه کرد، حتی آقای بیک هم فکر می‌کرد این کار در ایران موفق نمی‌شود؛ اما من با کمک خواهرزاده‌ام آقای مهندس کاتوزیان موافقت بیک را جلب کردیم تا عطر بیک را در ایران تولید کنیم که این کار هم با موفقیت انجام شد.

حالا ما یک عطر باکیفیت جهانی در ایران تولید می‌کنیم که جز با همکاری و مدیریت آقای کاتوزیان میسر نمی‌شد. کارخانه عطر بیک قرار بود به سنگاپور یا مالزی برود، ولی ما نه تنها از رفتن آن به کشور دیگر جلوگیری کردیم، بلکه باعث شدیم این عطر به ایران بیاید و برای مردم ‌خودمان تولید کار شود و آنها با قیمت بسیار کمتری، یک عطر خوب داشته باشند.

 

 

 

بیک دیگر نمی‌نویسد     

خودکار ازجمله نوشت ‌افزارهایی است که شاید هیچ‌ یک از افراد جامعه از نیاز به آن مبرا نباشند اما باوجود مهیا بودن بازاری وسیع برای این کالا، تولید داخلی در این زمینه تقریبا به صفر رسیده است.

خودکار بیک شاید تنها نمونه خودکارهای ایرانی باشد که به واسطه فعالیت چندین و چندساله در میان جمعیت کشور جای خود را باز کرده بود. در حال حاضر تولیدات این برند در بازارها نایاب شده و گفته می‌شود که از دو سال پیش تاکنون این کارخانه تعطیل است. امیرالله صفری که از فعالان عرصه لوازم التحریر بوده و سال‌هاست در این زمینه فعالیت دارد، درباره وضعیت این روزهای بازار لوازم التحریر و به‌ویژه خودکار می‌گوید: در حال حاضر حدود ۹۰ درصد از خودکارهای بازار هندی یا چینی هستند، حتی نمونه‌های معدودی هم که ممکن است به اسم ایرانی عرضه شوند، تنها در ایران بسته‌بندی می‌شوند و مهم‌ترین بخش تولید آنها در کشورهای دیگر صورت می‌گیرد.

گفته می‌شود که عمده‌‌ترین صادرکنندگان خودکار به ایران کشورهای هند، چین، آلمان، ژاپن و مالزی هستند.

صفری درباره قیمت این نمونه‌ها گفت: معمولا ارزان‌قیمت‌ترین خودکارها که بیشتر هم مورد استفاده قرار می‌گیرند، متعلق به کشورهای چین و هند هستند و نمونه‌های ژاپنی و آلمانی معمولا قیمت‌هایی به مراتب بالاتر دارند.

وی ادامه داد: البته در چند ماه گذشته تمام نمونه‌ها حدود ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند و در شرایطی که سالانه ۲۰ درصد به قیمت این اجناس اضافه می‌شد، اکنون خودکاری که سال قبل ۸۰۰ تومان قیمت داشت به حدود هزار و ۵۰۰ تومان رسیده است. مشاهدات قیمت انواع خودکارهای موجود در بازار رقمی بین ۱۰۰ تا حتی سه هزار تومان است.

اما این فعال بازار لوازم‌التحریر در ادامه صحبت‌های خود گفت: اگر بخواهیم از نظر کیفی بررسی کنیم، شاید خودکار بیک هنوز هم از بسیاری نمونه‌های هندی باکیفیت‌تر باشد چراکه نمونه‌های هندی و چینی اغلب جوهر پس می‌دهند.

وی ادامه داد: جالب است که پس از دو سال هنوز هم در موارد متعدد برخی مشتریان سراغ خودکار بیک را می‌گیرند و بسیاری از مواقع از کیفیت نمونه‌های چینی و هندی گلایه دارند و گاه از روان نبودن آن‌ها، خشک شدن آنها یا پس دادن جوهرشان می‌گویند.

به گفته او، شاید چند سال پیش چند نمونه خودکار بیشتر در بازار وجود نداشت، اما اکنون هر کارخانه حدود ده‌ها مدل تولیدات دارد و آنقدر انواع خودکارها متنوع شده که حتی ارائه توضیح درباره آنها برای خود ما هم مشکل است.

 

منابع :

- دنیای اقتصاد

- www.gostareshonline.com

- farsi.khamenei.ir

- www.seemorgh.com

 

منبع : Mag.riau.ac.ir

 

  مباحث فرهنگی            

قیام پانزده خرداد زمینه ساز انقلاب اسلامی

پدید آورنده : عباس خلجی

 

مروری بر قیام پانزده خرداد 1342 به عنوان زمینه ساز انقلاب اسلامی

 

مقدمه

قیام، بروز امواج نارضایتی در میان یک قشر یا قشرهای مختلف جامعه، بر علیه نظام حاکم است که منجر به طغیان ناگهانی آنها می شود و موجب تغییراتی در برنامه ها، سیاست ها، رهبری و مدیریت و یا نهادهای سیاسی جامعه می گردد. ولی ساختار و ارزش های مسلط سیاسی و اجتماعی را دگرگون نمی سازد. زیرا هدف آن تنها نفس تغییر است; بدون آنکه جایگزینی در نظر داشته باشد. به عبارت دیگر، یک قیام اجتماعی، اگر چه با بسیج مردمی همراه است; اما طرح و برنامه ای مشخص، برای تغییر نهادهای اجتماعی و سیاسی ندارد. از این رو، تفاوت اساسی قیام و انقلاب، در ایدئولوژی و معنا و جایگاه تاریخی آنهاست. بدین ترتیب که، هدف قیام اجتماعی برخلاف انقلاب، تخریب و بازسازی سیاسی و اجتماعی یک جامعه نیست; بلکه به صورت غیر مستقیم بر نهادهای سیاسی و اجتماعی تاثیر می گذارد و به طور اساسی، به معنی اعتراض خشونت آمیز به وضعیت موجود است. (1) با این حال قیام پانزده خرداد 1342، تغییرات بنیادینی در ساختار سیاسی - اجتماعی ایران ایجاد کرد و زمینه های پیروزی انقلاب اسلامی 1357 را آماده ساخت.

پس از تعریف قیام، بایستی به شرایط تاریخی دوره ای که به قیام پانزده خرداد 1342 منجر شد، پرداخت و سپس خاستگاه، انگیزه ها و اهداف، ماهیت ، فرایند و نتایج و پیامدهای این قیام خونین را تبیین کرد. زیرا قیام پانزده خرداد تاثیرات عمیقی بر ساختار سیاسی - اجتماعی و فکری - فرهنگی ایران گذاشت و به تعبیر امام خمینی (ره) "قیام 15 خرداد اسطوره قدرت ستمشاهی را در هم شکست و افسانه ها و افسون ها راباطل کرد. " (2)

پس از کودتای 28 مرداد 1332 و استقرار دوباره رژیم شاه، رفته رفته حکومت مطلقه و استبدادی شاه تحکیم و تثبیت شد. در این رابطه، حمایتهای بیدریغ آمریکا از سیاستهای ضد مردمی شاه و فشار و اختناق حاکم بر جامعه که به وسیله ساواک صورت می گرفت، نقش اساسی داشت. اما در سال 1339، همزمان با تحولاتی که در صحنه سیاست بین الملل رخ داد، رژیم شاه ناچار به تغییر صوری سیاستهای خود گردید و برخلاف میل باطنی خویش و فقط برای تظاهر به دمکراسی، نظام فرمایشی دو حزب دولتی موافق و مخالف، یعنی "ملیون" و "مردم" را راه انداخت. با پیروزی جان اف. کندی، نامزد حزب دمکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، سیاستهای داخلی و خارجی آن کشور، در آستانه دگرگونی خاصی قرار گرفت. زیرا کندی در پی آن بود که برای جلوگیری از قیامهای مردمی در کشورهای جهان سوم که احتمال سرنگونی رژیمهای وابسته به بلوک غرب، بویژه آمریکا را به دنبال داشت، رهبران این کشورها را به اجرای برنامه های اصلاحی خود، تشویق و ترغیب نماید. دکترین " انقلاب از بالا"ی روستو، معاون امنیت ملی کندی، شالوده این اصلاحات را تشکیل می داد.

همگام با کشورهای دیگر جهان سوم، این اصلاحات در قالب"فضای باز سیاسی کندی"! "اصلاحات ارضی"، "لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی" و "انقلاب سفید"! در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی - حقوقی و اجتماعی، در ایران اجرا شد. اوج این برنامه های بنیان برافکن در "انقلاب سفید" که "انقلاب شاه و مردم"! نیز نام گرفت، تجلی یافت. این برنامه به اصطلاح انقلابی، در صدد تخریب بنیانهای فرهنگی - اجتماعی ایران و مبارزه با فرهنگ مذهبی مردم ایران و به بیان دقیق تر، "اسلام زدایی" بود. اما این برنامه ها که با شرایط داخلی ایران سازگاری نداشت، موج بی ثباتی، نا آرامی و اعتراض مردم مسلمان ایران به رهبری نیروهای مذهبی که در راس آنها امام خمینی (ره) قرار داشت را برانگیخت. این نا آرامی و اعتراض، در نهایت منجر به قیام پانزده خرداد، در شهرهای بزرگ کشور، بویژه تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، تبریز، و . . . شد. اگرچه این قیام از نقطه نظر نظامی بشدت سرکوب شد; لکن زمینه های فکری - فرهنگی انقلاب اسلامی 1357 را فراهم نمود. (3)

 

1- خاستگاه قیام پانزده خرداد 1342

خاستگاه قیام از نقش و جایگاه روحانیت شیعه در جامعه ایران و پیروی مردم از آنها ناشی می شود. زیرا در طول یکصد سال اخیر تاریخ معاصر، روحانیت مبارز انقلابی به دلیل سیاستها و و برنامه های ضد اسلامی سلسله قاجار و خاندان پهلوی، توده های مردم مسلمان ایران را برعلیه آنها بسیج کرده اند. در طول این یکصدسال، درک شیعه از مسایل سیاسی بتدریج دچار تحول شد و با سیاسی شدن افکار عمومی مردم، روحیه مبارزه جویی با نظامهای طاغوتی در سرلوحه حرکتهای آنها قرار گرفت. ابتدا قیام تنباکو بر علیه تسلط اقتصادی بیگانگان (انگلستان) شکل گرفت. سپس افکار عدالت جویانه و قانون خواهی در انقلاب مشروطیت و قانون اساسی مشروطه تبلور یافت. جنبش ملی شدن نفت نیز یک مبارزه ضد بریتانیایی بود که حیطه وسیعتری نسبت به قیام تنباکو داشت.

بالاخره نهضت پانزده خرداد 1342، در کوران اقدامات تسلط جویانه آمریکا که در پوشش یک سری اصلاحات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی - حقوقی و اجتماعی انجام می شد، به وقوع پیوست و پایه های رژیم سلطنتی پهلوی را متزلزل کرد. در همه این جنبشهای سیاسی - اجتماعی روحانیت مبارز شیعه نقش اصلی را برعهده داشت و قیام اخیر، با تلاشهای مجدانه امام خمینی روی داد. (4)

امام خمینی (ره) به عنوان یک مرجع و رهبر روشن ضمیر، تهاجم فکری و فرهنگی دشمنان اسلام را در موارد گوناگون بخوبی دریافته بود و سعی در زدودن آثار آن داشت: آسیبهایی که ناشی از تبلیغات فرهنگی رژیم شاه بود و جدایی دین از سیاست، کوبیدن اسلام، ارائه مکتبهای پوشالی، انحرافی و فریبنده و دعوت مردم به آنها، ایجاد خودباختگی فرهنگی و ناامیدی از فرهنگ اسلامی، محو معنویت جامعه، ایجاد سلطه فرهنگی و اشاعه برتری باورهای غربی، ایجاد و گسترش روشنفکری غرب زده، پاشیدن بذر نفاق بین مسلمین، ایجاد شکاف و تفرقه بین حوزه و دانشگاه، ترویج فساد اخلاقی و . . . را در بر می گرفت. سلطه عوامل استعمار و دولتهای وابسته، ضربات جبران ناپذیری بر فرهنگ کشور وارد می ساخت که حضرت امام، آنها را در دو مقوله "تلاش برای حذف اسلام و اسلام شناسان از سر راه منافع استعمار" و "ایجاد نظام آموزش استعماری" دسته بندی نموده است. (5)

 

2 - انگیزه ها و اهداف قیام پانزده خرداد

همان گونه که گفته شد، منشا و خاستگاه قیام پانزده خرداد اندیشه های روحانیت مبارز شیعه، به رهبری حضرت امام خمینی (ره) بود. در اندیشه ها و تفکر آن حضرت، تشکیل حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلام جایگاه خاصی داشت. بر این اساس، پیاده شدن قوانین اسلام در حوزه های سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع از انگیزه های اصولی نیروهای مذهبی محسوب می شد. اما با توجه به تخطی رژیم شاه از حدود الهی و عدم اجرای احکام اسلام، امر به معروف و نهی از منکر، دفاع از سنتها و ارزشهای اسلامی، مقابله با برنامه های استعماری آمریکا و اسرائیل، مبارزه با حاکمیت و گسترش فرهنگ غربی که منافی با معیارهای فرهنگ اسلام ناب محمدی بود، از انگیزه های نسل جدید روحانیت، برای ورود به عرصه سیاسی کشور و وقوع قیام پانزده خرداد به شمار می رفت. (6)

امام خمینی در مرحله اول مبارزه خود، درصدد پیشگیری و کنترل حرکتهای ضد مذهبی رژیم شاه برآمد. اما هنگامی که این رژیم تهاجم همه جانبه خود را بر علیه حضرت امام و پیروانش آغاز کرد، شیوه دیگری برای مبارزه برگزیده شد که همانا رویارویی با اصل نظام شاهنشاهی بود.

انگیزه دیگر امام، مبارزه با صهیونیسم جهانی و عوامل داخلی آنها و صیانت از احکام اسلام و قرآن و حفاظت از استقلال کشور و جلوگیری از نفوذ بیشتر اعضای فرقه ضاله بهائیت که به عنوان ستون پنجم اسرائیل در ایران عمل می کردند ، بود. رژیم شاه در سال 1328، به طور غیر رسمی (دفاکتور) اسرائیل را به سمیت شناخته بود و زمینه نفوذ عوامل صهیونیسم را در ایران فراهم ساخته بود. (7)

امام خمینی در پاسخ به تلگراف علمای همدان، در تاریخ 16 اردیبهشت 1342، در این باره فرمودند:

". . . خطر اسرائیل و عمال ننگین آن اسلام و ایران را تهدید به زوال می کند. من برای چند روز زندگی با عار و ننگ ارزشی قائل نیستم و از علماء اعلام و سایر طبقات مسلمین انتظار دارم که با تشریک مساعی قرآن و اسلام را از خطری که در پیش است نجات دهند. . . " (8)

بنابراین، نیروهای مذهبی که از امام خمینی پیروی می کردند، با انگیزه اولیه مخالفت با دستگیری امام خمینی و انگیزه های اصلی دفاع از دین اسلام و ارزشها و احکام آن، در قیام پانزده خرداد شرکت کردند و اهداف رهبری نهضت را که در طول دو سال مبارزه (1342 - 1341) بیان شده بود، پیگیری کردند. اهداف اصلی امام خمینی (ره) حاکمیت قوانین اسلام و اجرای شریعت اسلامی و قطع زنجیرهای وابستگی کشور از کشورهای استعمارگر و استکباری آمریکا و اسرائیل و. . . بود. خلع ایادی داخلی آنها و براندازی اصل نظام شاهنشاهی و جایگزینی حکومت اسلامی برای جامه عمل پوشاندن به اهداف نهضت ضروری بود که امام خمینی تلاش برای تحقق آنها را پیشه خود ساخته بود.

 

3- ماهیت قیام پانزده خرداد 1342

با توجه به اینکه، ماهیت اصلی سیاستها و برنامه های رژیم شاه، مبارزه با فرهنگ مذهبی مردم ایران بود (9) و این مساله با روحیه مذهبی مردم سازگار نبود، به طور طبیعی، قیام پانزده خرداد دارای ماهیت اصیل دینی و مذهبی بود. زیرا این قیام برای دفاع از فرهنگ اسلامی و ارزشها و هنجارهای مذهبی مردم ایران به وقوع می پیوست.

در بررسی پدیده های اجتماعی، توجه به عناصر آن بسیار مهمند. عناصر اصلی این قیام شامل نیروهای قیام و به بیان دیگر، رهبری قیام و مردم است که توسط ایدئولوژی و اندیشه نهضت به همدیگر پیوند خورده اند. ایدئولوژی و تفکر قیام، همانا اندیشه های ناب مذهبی بود. در واقع، اندیشه ها و افکار، انگیزه ها و اهداف و آرمانها و آرزوهای مردم ایران، از زبان رهبر نهضت، یعنی امام خمینی بیان می شد. (10)

امام خمینی با نفی تز استعماری"جدایی دین از سیاست" و تاکید بر نظریه مرحوم سید حسن مدرس مبنی بر "دیانت ما عین سیاست ما، و سیاست ما عین دیانت ماست"، و با صدور فرمان تحریم تقیه نقطه عطفی در فرهنگ سیاسی کشور ایجاد کرد که پایان دوران از خودبیگانگی را بشارت می داد. (11) آن حضرت با ذکر عبارات "تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب (ولو بلغ ما بلغ) " (12) ، به مثابه پیشوای روحانی و سیاسی مردم ایران، "تقیه" را که موجب خمودگی و افسردگی سیاسی مردم شده بود، مطرود دانسته و نظرات سیاسی - مذهبی خود را بیان کرد و بدینسان، عنوان بزرگترین مصلح تاریخ ایران و اسلام را به خود اختصاص داد. زیرا این عمل به منزله اصلاح طرز تفکر و روحیه مردم ایران بود. بدین ترتیب، رژیم شاه را بر سر دو راهی خطرناکی قرار داد. چون از یک سو، رهبری مذهبی شیعه، سیاستهای استبدادی شاه را به طور علنی و رسمی مورد حمله قرار می داد و از سوی دیگر، دولت از رویارویی علنی با مذهب بیمناک بود.

بنابراین، قیام پانزده خرداد 1342، دارای ویژگیهایی بود که هیچ یک از جنبشهای سیاسی - اجتماعی پیشین ایران، واجد همه این خصوصیات نبودند. این مساله، قیام پانزده خرداد را یک حرکت سیاسی - اجتماعی و فکری - فرهنگی منحصر به فرد می سازد که نقطه عطفی در سیر تحولات سیاسی - اجتماعی ایران پدید آورد و سمت و سوی مذهبی بدان بخشید.

ویژگی اصلی قیام پانزده خرداد، جنبه مذهبی آن بود که با حضور رهبران مذهبی و روحانیت معظم شیعه، توده های مختلف مردم ایران نیز در آن مشارکت جستند.

"بنابراین، در این مورد که حرکت پانزدهم خرداد، یک قیام صددرصد اسلامی - مردمی بوده هیچ تردیدی نیست. در واقع مرجعیت تقلید، به شکلی کاملا روشن عامل مذهب را عامل اصلی مبارزه مردم علیه رژیم معرفی نمود. از طرفی چون اکثریت مردم ایران مسلمان هستند و انگیزه های مذهبی بیشتر از هر چیز دیگری در آنها تاثیر دارد، به پیروی از اصول اسلامی و به تبعیت از دستورات ائمه اطهار آماده بودند تا پا به میدان مبارزه بگذارند. " (13)

 

ویژگی های دیگر این نهضت عبارتند از:

1 - قرار گرفتن مرجعیت شیعه در سطح رهبری نیروهای مذهبی. هنگامی که امام خمینی (ره) به عنوان یک مرجع تقلید، رهبری یک جنبش سیاسی - اجتماعی و فکری - فرهنگی را بر عهده گرفت، دیگر مراجع را نیز با خود همراه کرد.

2 - فراگیری و پوشش دادن به حرکتهای سیاسی موجود. حضور امام خمینی نیروهای مذهبی را گردهم آورد و از تفرقه آنها جلوگیری کرد.

3 - رویارویی با اصل نظام شاهنشاهی. در حالی که، جنبشهای پیشین دارای این ویژگی نبودند.

4 - ضد امپریالیسم و ضد صهیونیسم بودن مبارزه. امام خمینی (ره) از ابتدای هضت خود قدرتهای استعماری شرق و غرب و صهیونیسم جهانی و اسرائیل را به مبارزه طلبید.

5 - ممانعت از اجرای سیاست دموکراسی کنترل شده کندی که در دیگر کشورهای وابسته جهان سوم در حال اجرا بود. زیرا حرکت امام خمینی (ره) ، رژیم شاه را ناگزیر به اعمال خشونت کرد و بدین ترتیب، چهره واقعی این رژیم برای جهانیان و مردم ایران روشن تر شد.

6 - آشکار شدن قدرت مذهب به وسیله بسیج گسترده مردمی و مقاومت در مقابل برنامه های نامشروع شاه. (14)

 

4 - فرایند قیام پانزده خرداد 1342

اولین شعله های آتش مخالفت با سیاستهای ضد اسلامی و غیر مردمی رژیم شاه، پس از تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی برافروخته شد. زیرا، براساس این تصویبنامه که به صورت غیر قانونی و به هنگام تعطیلی مجلسهای شورای ملی و سنا، در هیات دولت اسدالله علم تهیه، تنظیم و تصویب شده بود، رسمیت دین اسلام از قانون اساسی کشور لغو می شد. نمایندگان انجمن های مذکور، در مراسم تحلیف به جای قرآن مجید به کتاب آسمانی سوگند یاد می کردند و بدین ترتیب، زمینه های حقوقی و قانونی به قدرت رسیدن بهائیان و عوامل اسرائیل در ایران فراهم می شد. همچنین، با هیاهوی اعطای حق رای به زنان، و سؤ استفاده از آن، مخالفین برنامه های رژیم شاه، مخالف آزادی زنان قلمداد می شدند، اما رژیم شاه به دلیل مخالفت گسترده نیروهای مذهبی، مجبور به لغو رسمی این تصویبنامه شد. با این حال، اعتراض به رژیم شاه ادامه یافت و با اعلام رفراندم "انقلاب سفید"! اوج گرفت. برای خاموشی صدای مخالفین، نیروهای مسلح و عوامل امنیتی رژیم شاه به مدرسه فیضیه قم که در آن مجلس بزرگداشت شهادت امام صادق برپا بود، حمله کردند. این واقعه خونین و حوادث بعدی، مانند دستگیری طلاب و اعزام آنان به سربازی، بر آتش خشم مردم دامن زد. سخنرانی پرشور و تاریخی حضرت امام خمینی، در عصر عاشورای 1383 (13 خرداد 1342) که در آن شدیدترین حملات خود را متوجه شخص شاه، آمریکا و اسرائیل نمودو آنها را عامل بدبختی مملکت دانست، تاب و توان رژیم شاه را به پایان رساند. این رژیم، در یک حرکت انفعالی، اقدام به دستگیری و انتقال امام به تهران نمود. پخش خبر دستگیری آن حضرت، موج اعتراض اقشار گوناگون مردم ایران را به گونه ای باور نکردنی برانگیخت. این مساله، مورد تایید بیشتر محققان و نویسندگان تاریخ معاصر ایران می باشد. (15)

صدها هزار نفر از مردم ایران، در شهرهای تهران، قم، مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز، ورامین و . . . به تظاهرات و راهپیمایی پرداختند. این راهپیمایی با شدت هرچه تمامتر به خاک و خون کشیده شد و هزاران نفر از تظاهرکنندگان (حدود پانزده تا بیست هزار نفر) به شهادت رسیدند. رژیم شاه برای چندمین بار توانست، با کشتار مردم ایران حاکمیت خود را برای پانزده سال دیگر تضمین کند. حاکمیتی که با خفقان مطلق و استبداد کامل همراه بود. حاکمیتی که به بهای کشتار هزاران نفر از فرزندان این ملت و تبعید رهبر قیام به دست آمده بود.

 

5 - نتایج و پیامدهای قیام پانزده خرداد 1342

قیام پانزده خرداد، اگرچه در ظاهر با شکست روبرو شد، اما تاثیرات بلند مدت خود را بر روند سیاسی و اجتماعی ایران باقی گذاشت. این تاثیرات عمیق، ناشی از ویژگیهای ناب این قیام بود که عبارتند از: فراگیری نهضت و حضور همه گروهها، قشرها و طبقات اجتماعی در روند مبارزه; مذهبی بودن نهضت و حضور نیروهای مذهبی در آن که موجب حضور گسترده مردم در جریان مبارزه شد; پیروی از مبانی دین اسلام در جریان مبارزه; مشخص بودن رهبری مبارزه که در وجود امام خمینی تجلی یافته بود; اخلاص و قاطعیت رهبر نهضت; جبنه بیگانه ستیزی جنبش که لبه تیز آن متوجه آمریکا، اسرائیل و شخص شاه بود.

با توجه به این خصوصیات، نتایج و پیامدهای قیام را می توان، به اختصار اینگونه برشمرد:

1 - افزایش رشد سیاسی روحانیت و حوزه های علمیه و ورود آنها به عرصه سیاست کشور;

2 - الگو قرار گرفتن مذهب برای مبارزه و رویکرد بیشتر نیروهای مبارز به مذهب;

3 - رشد و آگاهی توده های مردم و تکامل مبارزات آنان;

4 - افشای چهره منافقانه و ریاکارانه شاه و روشن شدن ماهیت رژیم وی برای مردم;

5 - بی اعتبار شدن شرق و غرب، به دلیل موضع گیریهای منفی آمریکا و شوروی در مقابل قیام مذکور;

6 - تثبیت مرجعیت و رهبری امام خمینی با تایید مراجع و علما و حمایت و پشتیبانی مردم;

7 - روشن شدن ماهیت گروه های سیاسی وابسته و لیبرال و محو شدن جاذبه گروههای سیاسی غیر مذهبی;

8 - توسل به شیوه مبارزه قهرآمیز، توسط برخی گروه های مبارز;

9 - احساس ضرورت ایجاد تشکل برای ادامه مبارزه با رژیم;

10 - تبیین نظریه "ولایت فقیه" (16) ، به عنوان نظام حکومتی جایگزین رژیم شاه، توسط امام خمینی به طور کلی، قیام اسلامی و فراگیر مردم ایران در پانزدهم خرداد 1342، باعث افزایش آگاهی سیاسی مردم و حضور بیشتر آنها در صحنه شد و با تثبیت رهبری امام خمینی (ره) ، گروه های سیاسی غیر مذهبی به حاشیه رانده شدند. امام خمینی (ره) با بهره گیری از تجارب گذشته و با ارائه نظریه"ولایت فقیه" که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شالوده قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شد، نظام سیاسی جایگزین حکومت سلطنتی را تبیین کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357، این نظریه جامه عمل پوشید و اساس نظام جمهوری اسلامی ایران را پی ریزی کرد.

امام خمینی (ره) با دمیدن روح خودباوری و نفی از خودبیگانگی، زمینه های بازگشت به خویشتن را در میان قشر جوان و روشنفکر دانشگاهی فراهم ساخت و باعث رویکرد نیروهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور به سوی مذهب شد. بنابراین، نهضت فکری - فرهنگی پانزده خرداد به رهبری امام خمینی (ره) تاثیرات عمیق و شگرفی بر ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران گذاشت و نتایج و پیامدهای سازنده و مطلوبی به بار آورد. در واقع، آماده سازی شرایط و زمینه های لازم و نیروهای انقلاب اسلامی را در دامن خود پرورش داد.

پی نوشت ها:

1. ر. ک. بشیریه، حسین. انقلاب و بسیج سیاسی، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1372، ص. ص 11و15

2. خمینی، امام (روح الله) . صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1371، جلد نوزدهم، ص 165.

3. ر. ک. علی بابابی، غلامرضا. فرهنگ علوم سیاسی، دو جلد، چاپ دوم، تهران: شرکت نشر و پخش ویس، 1369، جلد دوم، ص. 62.

4. ر. ک. عنایت، حمید. انقلاب در ایران سال 1379، (تشیع، ایدئولوژی سیاسی انقلاب اسلامی) ، ترجمه منتظر لطف، درآمدی بر ریشه های انقلاب اسلامی، مجموعه مقالات، به کوشش عبدالوهاب فراتی، قم: معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، 1376، ص. ص. 162 - 144، ص. ص. 158 - 153.

5. ر. ک. خلجی، عباس، تاثیر اصلاحات دوره 42 - 1339 بر وقوع قیام پانزده خرداد 1342، پایان نامه دوره کارشناسی ارشد علوم سیاسی، سال تحصیلی 78 - 1377، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ص. ص. 140 - 139. همچنین ر. ک. صدیق اورعی، غلامرضا. اندیشه امام خمینی (ره) درباره تغییر جامعه، تهران: مؤسسه انتشاراتی سوره، 1373، ص. ص. 56 - 50.

6. ر. ک. همان، ص. 147.

7. ر. ک. ازغندی، علیرضا. روابط خارجی ایران، "دولت دست نشانده"، 1357 - 1320، تهران: نشر قومس، 1376، ص. ص. 420 - 409.

8. خمینی، امام (روح الله) . صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، تهران: مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، جلد اول، ص. ص. 51 - 50.

9. ر. ک. عمید زنجانی، عباسعلی. انقلاب اسلامی و ریشه های آن، چاپ سوم، تهران: نشر کتاب سیاسی، 1369، ص. ص. 448 - 447.

10. ر. ک. روحانی، حسن. انقلاب اسلامی: ریشه ها و چالشها، تهران: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی ایران، 1376، ص. 78.

11. ر. ک. عسگری، مهدی. قدرت علمای شیعه، بی جا: بی نا، بی تا، ص. 73.

12. روحانی (زیارتی) ، سید حمید. بررسی و تحلیلی از: نهضت امام خمینی، چاپ یازدهم، تهران: انتشارات راه امام، 1360، ص. ص. 372 - 371.

13. باقری، علی. خاطرات پانزده خرداد، تهران: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1374، جلد دوم، ص. ص. 20 - 19.

14. ر. ک . پارسانیا، حمید. حدیث پیمانه، پژوهشی در انقلاب اسلامی، چاپ دوم، [قم]: معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، 1376، ص. ص. 305 - 303.

15. ر. ک. خلجی. پیشین، ص. ص. 174 - 173، در این منبع، مشخصات بیست اثر علمی که عامل اصلی انگیزش مردم برای قیام پانزده خرداد 1342 را دستگیری امام خمینی (ره) به وسیله رژیم شاه قلمداد نموده اند، آورده شده است.

16. ر. ک. خمینی، امام (روح الله) . ولایت فقیه"حکومت اسلامی"، بی جا: بی نا، بی تا.

 

منبع : نشریه حضور - بهار 1380، شماره 35 ، صفحه 192 ، مروری بر قیام پانزده خرداد 1342 به عنوان زمینه ساز انقلاب اسلامی

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

چه رابطه ای بین شکل ابرو و شخصیت ما وجود دارد؟

 

در بررسی هایی که بر روی شکل ابروها و رابطه آنها با شخصیت انسان انجام گرفته است، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که هر شکلی از ابرو با شخصیت صاحب آن رابطه دارد.

 

در اینجا به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود:

 

 

۱- ابروهای نرم و کم پشت نشانه ناپختگی و بی تجربگی است.

 

۲- ابروهای پرپشت نشانه تحرک زیاد و پرانرژی بودن است.

 

۳- ابروهای بلند نشانه ثبات شخصیت و تلاش و کوشش فراوان است.

 

۴- ابروهای کوتاه نشانه عدم استواری و خیالاتی بودن است.

 

۵- ابروهای پیوسته نشانه حساس بودن است.

 

۶- ابروهای دور از هم نشانه ضعف و انزوا طلبی و ناپختگی است.

 

۷- ابروهای نزدیک به چشم ها نشانه اراده قوی و تمرکز ذهن است.

 

۸- ابروهای صاف نشانه شخصیت محکم و لجباز است.

 

۹- ابروهای کمانی نشانه نیرو و نشاط و گرمی است.

 

۱۰- ابروهایی که انتهای آنها به سمت بالاست نشانه جرأت و نشاط و شادمانی است.

 

۱۱- ابروهایی که انتهای آن افتاده است نشانه پیچیدگی شخصیت و اضطراب است.

 

 

 

به طور کلی می توان گفت:

 

- - ابروهای پرپشت: نشانه فعالیت،

 

    -  ابروهای بلند: نشانه اراده،

 

       - ابروهای بالا : نشانه جرئت

 

       - ابروهای کمانی: نشانه گرمی و اشتیاق است.

 

منبع : www.persianv.com

 

  عبادت و بندگی             

فضائل، كرامات و عبادات حضرت زينب(س)

مجله الکترنیکی کشکول مدیریت

 

اگر چه سراسر زندگانی پنجاه چند ساله زینب(ع) دختر بزگوار علی(ع) فضائل و ارزش های والای انسانی است  در عین حال همانطور كه شیوه سیره نگاران است برای فضائل آن بانوی بزرگ هم فصل جداگانه ای می‌گشاییم و از خصلت های بزرگی كه بیشتر جنبه انسانی و معنوی دارد مطلب را پی می‌ گیریم.

 

الف: علم و دانش

بیان سخنان و خطبه های عالمانه و همراه با استدلال به آیات قرآن كریم، در  بازار كوفه و مجلس عبیدالله زیاد و دربار یزید از سوی زینب(ع) هر یك شاهدی بر توانایی علمی و دانش آن بزرگوار است.

اضافه بر این زینب مقام بیان روایت و حدیث را كه از ویژگیهای افراد آگاه و بلند مرتبه است دارا بوده و گواه دیگر مقام علمی اوست. می‌نویسند آن بانوی بزرگوار راوی حدیث از مادر خود فاطمه زهرا(ع) بوده و از اسماء بنت عمیس حدیث روایت كرده است چنانكه محمد بن عمرو عطاء بن سایب فاطمه بنت حسین(ع) جابربن عبدالله انصاری و عباد عامری هم از زینب نقل حدیث كرده اند.

از جمله احادیثی هم كه از حضرت زینب(ع) روایت گردیده حدیث ام ایمن است كه درباره مصائبی است كه به اهل بیت(ع) وارد خواهد شد.

داستان بیمار شدن امیر المومنین، بیان ماجرای فدك برای عبدالله بن عباس، داستان نزول سفره آسمانی برای مادر خود فاطمه(ع)، حدیث حرام بودن صدقه بر اهل بیت(ع)، سرگذشت ولادت امام حسین(ع) و داستان دعا و شب زنده داری فاطمه زهرا (ص) را نیز از احادیث روایت شده از جانب زینب می‌توان نام برد.

مجلس درس و تفسیر قرآن گواه دیگری بر مقام علمی زینب (ص) است در این باره تاریخ می‌دهد كه: یك سال از مدت اقامت علی(ع) و خاندانش در كوفه می‌گذشت كه گروهی از بانوان خردمند و بزرگوار كوفه شوهران خود را به حضور علی(ع) فرستادند و پیغام دادند:

ما شنیده ایم زینب نیز مانند مادر بزرگوار خود حضرت فاطمه (ص) دارای قدرت علم و دانش فراوانی است، اگر اجازه دهید و موافقت كنید، برای بهره برداری از خرمن علم و دانش او به حضور وی مشرف شویم. علی(ع) و زینب(ع) با این درخواست موافقت كردند و زنهای كوفه در محفل درس و تفسیر قرآن زینب (س) شركت می‌جستند.

غیر از این جهات زین العابدین(ع)، امام زمان زینب(ع)، به هنگامی كه آن بانوی بزرگ خطبه پرمحتوی و آتشینی را در بازا كوفه ایراد می‌نمایند در مورد تایید مقام علمی زینب(ع) می‌فرمایند:

الحمد لله تو دانشمند بدون معلم و خردمند بدون استاد و آموزگار می‌باشی!

آری زینب(ع) مانند افراد عادی، كلاس و مكتب اصطلاحی را ندیده و از استاد و آموزگاری كه افراد معمولی جامعه را به تعلیم و تربیت وا می‌دارند استفاده نكرده است، بلكه چند سال اوائل كودكی خود را در كنار معلم بزررگ بشریت حضرت محمد(ص) و مادر دانشمند و بزرگوار خود می‌زیسته است و دهها سال با پدر و برادران والامقام خود زندگی كرده و با قرآن و معارف دین انس و الفت داشته است و در عین حال جنگها، درگیریها و حوادث تلخ و شیرین زمان پدر و برادران خود را از نزدیك می‌نگریسته است و به هر حال تمام عمر خویش را در معاشرت و همراهی با بزرگترین دانشمند جهان بشریت سپری نموده است و فهم، دانایی، علم و توانایی و شیوه خطابه و سخنرانی را از آنان آموخته است.

البته این علم و دانایی عرفی زینب(ع) است اما آنطور كه در سیره آن بزرگوار مطالعه می‌كنیم وی با اسرار و پیشگویی از آینده هم ارتباط داشته است.

و چنانكه خواهیم دید می‌توانسته است برخی از حوادث آینده را هم پیش بینی كند.

اما باید توجه داشت این رشته از علوم یك نوع الهام و آگاهی فوق العاده است كه اولاً اولیاء الهی و مؤمنین وارسته آگاهی و دانایی آن را دارند و ثانیا چنین علمی در كتاب و دفتر و نزد هرگونه استاد و معلمی یافت نمی شود، بلكه این علم و دانایی فوق العاده از عنایات و افاضات خاص خداوند است و نصیب بندگان خاص پروردگار می‌گردد.

فاضل دربندی می‌نویسد: زینب(ع) آگاهی به وقایع و حوادث آینده را از پدر بزرگوار خود فرا گرفته بود همانطور كه برخی از اصحاب پیغمبر (ص) مانند سلمان و ابوذر و بعضی از یاران علی(ع) مثل رشید هجری و میثم تمار به اینگونه اسرار آگاه بودند.

درباره راز رسیدن به اینگونه مقام علمی، پیامبر اسلام فرموده است:

ای ابوذر هر بنده ای در دنیا شیوه زهد  و پارسایی را پیش گیرد خداوند جوانه درخت علم و حكمت را در قلب او می‌رویاند و میوه آنرا به صورت نطق و سخن در زبان او به جریان می‌آورد.

روی این حساب چه شخص زهدپیشه و پارسایی  را نیرومندتر از زینب(س) می‌توان سراغ داشت كه دهها سال از عمر خود را به صورت هجرتها و مبارزه‌ها و آوارگیها در كنار پدر مادر و برادران با محرومیت از مزایای دنیا و زندگی سپری نموده و پای ادای رسالت الهی خویش تلخی و سختی همه نوع رنجی را بر خود هموار نموده باشد.

آری مقام والای زینب اینگونه است و راز دست یافتن وی به اسرار و دانایی‌ها هم اضافه بر آموزش از پدر، امداد الهی است. در جنبه مقام علمی زینب هم اضافه بر توانایی برای ایراد خطابه‌ها، نكته ظریف و اساسی، آگاهی او به تصمیم ‌گیری ها و موضعگیریهای بجا در مناسبتها است، كه خوب می‌داند كجا باید نرم سخن گفت و در كجا باید برآشفت و حماسه آفرید، در كجا باید گریه كرد و اشك ریخت و چه وقتی باید عقل و منطق را بكار گرفت و دیگران را به اشك و گریه  واداشت.

 

ب ) عبادت و پرستش

اگر چه سراسر زندگی زینب كبری(ع) بخاطر هجرت و جهاد در راه خدا و نیز برای همراهی و همگامی با پدر و مادر و برادران در جهت انجام وظیفه و احیای معالم و معارف اسلام سپری گردیده است و باید همه زندگی آن بانوی بزرگ را غرق در اطاعت و عبادت محسوب داشت، اما اضافه بر این دخت والاگهر علی(ع) در عبادت به معنی خاص یعنی نهایت خضوع و كرنش و اظهار كوچكی و تعظیم در برابر ذات مقدس پروردگار عالم هم برترین مقام و امتیاز را داشته است.

آری او می‌داند كه پیامبر اسلام آنقدر شب‌ها به نماز و نیایش در پیشگاه خداوند می ‌پرداخت كه پاهای وی ورم می‌كرد، رنگ چهره‌اش تغییر می‌نمود و خداوند بدو وحی می‌كرد ای پیامبر ما قرآن را بر تو نازل نكردیم كه خود را در اثر عبادت به رنج و مشقت بیندازی.

زینب(ع) نمازهای مادر و نیز پدر را در شب‌ها و گاهی در میدان های جنگ سراغ داشت. نمازها و مناجات ها و نیایش های فراوان امام مجتبی(ع) را دیده بود. نمازها و مناجات های سید‌الشهدا را در شب عاشورا، صبح عاشورا و ظهر عاشورا در حال جنگ و هجوم دشمن مشاهده كرده بود و هر یك از اینها برای او درس و الگوی عملی مهمی بود.

اعتقاد قلبی زینب(ع) در مرحله نخست و اقتدا و متابعت آن بزرگوار از اجداد گرامی‌اش سبب شده بود  (بطوری كه مورخین نوشته‌اند) مناجات و شب زنده داری او در تمام عمر ادامه داشته وحتی شب یازدهم محرم با آنهمه مصائب و ضربه های روحی كه از ناحیه شهادت برادران و عزیزان بر وجود وی وارد آمده بود -به بیان امام زین العابدین(ع)- زینب(ع) حتی نماز خود را هم ترك نگوید.

 

نماز شب خانم حضرت زینب (ع)

امام سجّاد (سلام الله علیه):

إنَّ عَمَّتي زَينَبَ مَعَ تِلكَ المَصائبَ و المِحَنِ النّازِلَةِ بِها في طَرِيقِنا إلَى الشّامِ ما تَرَكَتْ [تَهَجُّدَها] لِلَيلَةٍ.

عمّه‏ ام زينب با وجود همه مصيبت‏ ها و رنج‏ هايى كه در مسيرمان به سوى شام به او روى آورد، حتّى يك شب اقامه نماز شب را فرو نگذاشت.

وفيات الأئمه - ص 441.

 

 

امام زین العابدین(ع) كه در سفر كربلا همسفر زینب(س) بوده است می ‌گوید:

عمه ام زینب(ع) در تمام طول سفر اسارت از كوفه تا شام پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می‌ داد و رنج های سفر و مشكلات پرستاری كودكان یتیم و دلداری زنان داغدار، او را از ادای مناجات و تهجد غافل نمی‌ كرد.

حتی در بعضی از منزل گاه ها می‌دیدم كه وی در اثر ضعف و گرسنگی به صورت نشسته نمازهای خود را می‌خواند وقتی با نگرانی علت آنرا جویا شدم گفت: سهمیه غذای خود را میان كودكان تقسیم كرده‌ام و از شدت ضعف و فرسودگی توانایی ایستادن ندارم.

فاطمه دختر امام حسین(ع) هم می‌گوید در شب عاشورا هم عمه‌ام پیوسته در محراب عبادت ایستاده بود نماز و نیایش داشت و با خداوند راز و نیاز و مناجات می‌كرد و پیوسته اشك می‌ریخت.

كار عبادت و شب زنده داری زینب(ع) قهرمان كربلا به جایی رسیده بود كه حضرت سید الشهدا(ع) هم از وی می‌خواهد: خواهرم! در نماز شب خود مرا از دعا كردن فراموش مكن.

به راز و نیاز و به سوز و گداز

تو گویی كه زهرا بود در نماز

 

((در شب عاشورا حضرت زينب عليها السلام بود و امام حسين عليه السلام ، زينب بود و همه كس و همه چيز. در شب يازدهم زينب بود و زينب ، در اين شب زينب عليها السلام قافله سالار اسيران بود و نقطه اتكاء يتيمان !

مصائب هر چند بسيار سنگين بود و گران ، ولى حضرت زينب عليها السلام همچون كوهى استوار در برابر مصائب ايستاد و خم به ابرو نياورد!

به نگهبانى اسيران پرداخت ، به گرد آوردن زنان و كودكان پرداخت ، روان بخش پيكرهاى بى روح گرديد، نواى بينوايان بود و رمق بى رمقان .

از اين سو به آن سو مى دويد و گمشدگان را مى جست ، از ضرب تازيانه پيكرش مى سوخت ، خارهاى بيابان به پايش فرو مى رفت ، و جگرش ‍ مى سوخت ولى يتيمان را مى جست .

اين پيكر رنجديده ناتوان ، معجزه گر بود، چنان شايستگى به خرج داد كه يك بچه به زير سمّ ستور نرفت . يك زن در آتش نسوخت ، يك كودك در آن شامِ شوم گم نشد.

پس از آنكه از اين كارها فراغت يافت و از سلامت همه اطرافيان مطمئن شد، به سوى خدا رفت و به عبادت پرداخت ، نماز شب به جاى آورد.

آنقدر ناتوان و كوفته شده بود كه نتوانست ايستاده بخواند، در آن شب نماز شب را نشسته به جا آورد و با خداى خود به راز و نياز پرداخت .

 

ج ) وصایت و نیابت

مقام والای وصایت و نیابت از امتیازات و خصلت‌های ویژه حضرت زینب(ع) است و در شعاع این مقام بلند معنوی و انسانی است كه دختر دانشمند امیر المومنین(ع) عهده‌دار كم‌سابقه‌ترین ماموریت برای یك زن در طول تاریخ گردیده است.

منظور از مقام وصایت و نیابت حضرت زینب(ع) این است كه آن بزرگوار بر اساس شواهد تاریخی در بعضی از مواقع عهده دار رسالت مقام امامت گردیده و سمت هدایت و راهنمایی و حتی بیان حلال و حرام را برای دیگران به عهده داشته است.

در این باره می‌خوانیم:

زینب(ع) از جانب امام حسین(ع) نیابت خاص داشت و مردم در احكام حلال و حرام  به او مراجعه می‌كردند.

احمد بن ابراهیم می‌گوید:

در سال 260 هجری به خانه حكیمه دختر امام جواد(ع) وارد شدم و از پشت پرده با وی به گفتگوهای علمی و دینی پرداختم.

در ضمن گفتگو این مساله پیش آمد كه آیا می‌توان زن را وصی و نایب قرار داد. حكیمه گفت:

این كار مانعی ندارد زیرا امام حسین(ع) هم به حسب ظاهر زینب (س) را وصی و جانشین خود قرار داد و احكام و علومی هم كه از سوی امام سجاد(ع) صادر می‌گردید به خاطر اینكه جان او از گزند دشمن محفوظ بماند به زینب(ع) نسبت داده می‌شد. به هر حال مقام و استعداد و دانایی زینب(ع) كه وی را عقیله بنی هاشم نیز نامیده اند از مقام و استعداد افراد عادی بسیار برتر است. وی مورد عنایت خاص خداوندی بوده و توجه خاص امام معصوم او را در حدی قرار داده است كه ملاحظه می‌كنیم كه در موضع گیریهای بجا، در طوفانها و بحرانهای فكری و در كوران مصائب كمرشكن پس از شهادت حسین(ع) و عزیزان به خون خفته‌اش رسالت پاسداری و كاروانسالاری را با كمال دقت و مهارت به عهده می‌گیرد و به نحو شایسته از عهده آن بر می‌آید كه در تاریخ كمتر نظیری برای آن می‌توان یافت.

 

د) دفاع از جان امام

در چهار مورد زینب(س) این پاسدار بزرگ میراث امامت توانسته است از جان امام زین العابدین تنها یادگار حسین بن علی(ع) به عنوان امام چهارم دفاع كند و جان او را از تجاوز دشمن و گردابهای سهمگین حوادث محفوظ بدارد.

1-  در روز عاشورا آنگاه كه سید الشهدا همه یاران و برادران خود را از دست داده بود و به عنوان تمام حجت و امتحان دشمن درخواست یار و یاور می‌كرد زین العابدین(ع) فرزند بیمار حسین(ع) در حالی كه نه جهاد بر او واجب بود و نه توانایی حركت و فعالیت داشت با تن تبدار و افتان و خیزان شمشیر برداشت و روانه میدان جنگ گردید.

اما زینب با سرعت دنبال او حركت كرد تا او را از رسیدن به میدان باز دارد و حسین(ع) هم فریاد زد خواهرم او را مهار كن و بازگردان زیرا اگر او كشته شود نسل پیامبر در روی زمین قطع می‌گردد.

و زینب(ع) بدین ترتیب جان امام زین العابدین را از قتل و كشته شدن حفظ كرد.

2- بعد از ظهر عاشورا آنگاه كه دشمنان تبهكار برای غارت اموال و دارایی بازمانده به خیمه‌های حسین(ع) هجوم بردند شمر خواست زین العابدین(ع) را از پای درآورد اما زینب(ع) جلو دوید و فریاد زد:

تا من زنده هستم نمی‌گذارم جان زین العابدین(ع) در خطر افتد. اگر می‌خواهید او را بكشید اول مرا به قتل برسانید. دشمن وقتی وضع را چنین دید از كشتن زین العابدین(ع) جلوگیری كرد.

3- امام زین العابدین(ع) برای قدامه بن زائده كه از دوستان اهل بیت است شرح می‌دهد كه وقتی در كربلا آن حادثه به سر ما آمد و پدرم، برادرانم ، عموهایم و تعدادی از خاندان و یاران ما شهید شدند، و زنان و دختران ما را برای اسارت به طرف كوفه سوار شترها كردند، ناگهان چشمم به آن بدن‌های غرق به خون و به خاك غلتیده افتاد و چنان منقلب و پریشانحال شدم كه نزدیك بود جان خود را از دست بدهم.

عمه ام زینب(س) متوجه وضع من شد و گفت:

ای یادگار جد پدر و بردارانم، می‌بینم با جان خود بازی می‌كنی و نزدیك است جان خود را از دست بدهی. نگران نباش و ناله و شیون سر مده، اولاً به خدا سوگند تن دادن به این مسائل و مشكلات چیزی است كه رسول خدا با جد و پدر و عموی تو پیمان و عهد آن را برقرار كرده است. ثانیا خداوند از جماعت ممتازی از امت كه ستمگران آنان را نمی‌شناسند و نزد فرشتگان آسمانها مقام والایی دارند پیمان گرفته است كه: این جسدهای قطعه قطعه را جمع آوری كنند و مدفون سازند و بر قبرهای پدر تو و سایر شهیدان كربلا علامت‌هایی قرار دهند كه با مرور زمان هرگز محو و نابود نخواهد شد.

آری زینب(س) كه در بالا در فراز وصایت و نیابت مقام ویژه و ممتاز او را مطرح كردیم با همان نیروی مافوق بشری و درایت معنوی و با قوت قلب و اعتماد به نفس شكوهمندش زین العابدین را دلداری داد و جان او را از خطر مرگ محفوظ داشت.

4- آنگاه هم كه عبید‌الله بن زیاد فرماندار كوفه بر امام زین العابدین(ع) خشمناك شد و دستور داد كه آن حضرت را به قتل برسانند زینب(ع) در حالی كه در چنگ مزدوران حكومت اموی اسیر بود زین العابدین(ع) را در آغوش گرفت و با خشم و خروش كوبنده‌ای فریاد زد:

ای پسر زیاد خونریزی بس است، دست از كشتن خاندان ما بردار، نمی توانی ببینی كه حتی یك نفر از دودمان ما زنده باشد؟ به خدا هرگز زین العابدین(ع) را رها نخواهم كرد تا اگر میخواهی او را به قتل برسانی خون مرا هم با خون او بریزی.

باری در اینجا هم كه دشمن قصد جان زین العابدین را كرده بود در برابر شجاعت زینب(ع) به زانو در آمد و در حالی كه ریختن خون یك زن را حداقل برای خود ننگ و شرمساری می‌دانست گفت:

به راستی كه پیوند خویشاوندی چه می‌كند و چگونه زینب از خطر برای برادرزاده خود منقلب و بر آشفته می‌شود و بالاخره از كشتن امام زمان زینب(ع) بخاطر فداكاری وی خودداری می ‌كند.

 

منابع :

- www.ido.ir

- noorportal.net

- www.azha.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  لينک های هفته             

آن مرد آسمانی - ویژه نامه سالگرد رحلت حضرت امام خمینی (ره) - 1391

 

لبخند کعبه - ویژه نامه ولادت امیرالمومنین حضرت علی (ع) - 1391

 

 آیینه جلال - ویژه نامه روز پدر

 

نایب حنجره حسین - ويژه نامه رحلت حضرت زينب (س)

 

کتابخانه تخصصی امیرالمؤمنین حضرت على (ع)

 

کتابخانه اينترنتی حضرت امام خمینی (قدس سره)

 

کتابخانه تخصصی اینترنتی حضرت زینب علیهاالسلام

 

زندگی سبز - ویژه نامه روز جهانی محیط زیست

 

نادرترین پدیده قرن در مقابل شما

 

پايگاه اطلاع ‌رسانی بنیاد تبیین اندیشه های حضرت امام خمینی(ره) در دانشگاه ها