ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و پنجاه و نه    

شنبه 27 خرداد 1391 25 رجب 1433 16 ژوئن 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة الأنعام آيات: 165 محل نزول: مکه

 

 

قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ 19 الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ 20 وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ 21 وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ 22 ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ 23 انظُرْ كَيْفَ كَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ 24 وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ 25 وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ 26 وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ 27
ترجمه فارسی مکارم

 

بگو: بالاترين گواهى، گواهى كيست؟ (و خودت پاسخ بده و) بگو: خداوند، گواه ميان من و شماست; و (بهترين دليل آن اين است كه) اين قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنها مى ‏رسد، بيم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم) آيا براستى شما گواهى مى ‏دهيد كه معبودان ديگرى با خداست؟! بگو: من هرگز چنين گواهى نمى ‏دهم‏ بگو: س‏خ‏للّهاوست تنها معبود يگانه; و من از آنچه براى او شريك قرارمى ‏دهيد، بيزارم! 19 آنان كه كتاب آسمانى به ايشان داده ‏ايم، بخوبى او ( پيامبر) را مى ‏شناسند، همان‏گونه كه فرزندان خود را مى ‏شناسند; فقط كسانى كه سرمايه وجود خود را از دست داده اند، ايمان نمى ‏آورند 20 چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بسته ( همتايى براى او قائل شده)، و يا آيات او را تكذيب كرده است؟! مسلما ظالمان، رستگار نخواهند شد! 21 آن روز كه همه آنها را محشور مى ‏كنيم; سپس به مشركان مى ‏گوييم: معبودهايتان، كه همتاى خدا مى ‏پنداشتيد، كجايند؟ (چرا به يارى شما نمى ‏شتابند؟!) 22 سپس پاسخ ‏و عذر آنها، چيزى جز اين نيست كه مى ‏گويند: به خداوندى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبوديم! 23 ببين چگونه به خودشان (نيز) دروغ مى ‏گويند، و آنچه را بدروغ همتاى خدا مى ‏پنداشتند، از دست مى ‏دهند! 24 پاره ‏اى از آنها به (سخنان) تو، گوش فرامى ‏دهند; ولى بر دل هاى آنان پرده ‏ها افكنده‏ ايم تا آن را نفهمند; و در گوش آنها، سنگينى قرار داده ‏ايم و (آنها بقدرى لجوجند كه) اگر تمام نشانه ‏هاى حق را ببينند، ايمان نمى ‏آورند; تا آنجا كه وقتى به سراغ تو مى ‏آيند كه با تو پرخاش گرى كنند، كافران مى‏ گويند: اين ها فقط افسانه ‏هاى پيشينيان است! 25 آنها ديگران را از آن بازمى ‏دارند; و خود نيز از آن دورى مى ‏كنند; آنها جز خود را هلاك نمى ‏كنند، ولى نمى ‏فهمند! 26 كاش (حال آنها را) هنگامى كه در برابر آتش (دوزخ) ايستاده‏ اند، ببينى! مى‏ گويند: اى كاش (بار ديگر، به دنيا) بازگردانده مى ‏شديم، و آيات پروردگارمان را تكذيب نمى ‏كرديم، و از مؤمنان مى‏ بوديم! 27

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت منابع انسانی از دیدگاه امام علی (ع)

بخش دوم

پدید آورنده : امیر حمزه مهرابی

 

بخش سوم: کارمندیابی و گزینش

بخش عمده ای از موفقیت سازمان و مدیران بستگی به افرادی دارد که در سازمان به کار اشتغال دارند. همان طور که مدیر باید توانایی اداره سازمان را داشته باشد، افراد و کارکنان نیز باید شایستگی و توانایی انجام کارها را براساس اهداف سازمان داشته باشند، در غیر این صورت اهداف سازمان تحقق نمی پذیرد. بر این اساس گزینش و انتخاب کارکنان شایسته حساسترین وظیفه مدیر منابع انسانی را تشکیل می دهد.

ضرورت گزینش

ثم انظر فی امور عمالک فاستعملهم اختبارا و لا تولهم محاباة و اثرة فانهما جماع من شعب الجور و الخیانة (1)

(پس در کار انتخاب عاملان خود بیندیش و تنها پس از آزمون و امتحان، آنها را به کار بگمار و از روی هوا و هوس و بدون توجه به نظر دیگران به کارشان مگیر چرا که این عمل ترکیبی از اجزاء ظلم و جور و خیانت است.)

این حدیث به ما گوشزد می کند که به کارگیری و استخدام کارکنان بدون طی کردن مراحل گزینش و بدون توجه به تحقیقات و بررسی سوابق، نوعی خیانت است.

قال ابو عبدالله (ع) : من اتخذ اخا من غیر اختبار الجاه الاضطرار الی مرا فقة الاشرار (2)

(هرکس برادری را بدون آزمون و امتحان اختیار کند، به حکم اضطرار ناگزیر از رفاقت با بدان گردد.)

دراین حدیث علاوه بر بیان ضرورت آزمون و امتحان برای گزینش، پیامد آن نیز بیان شده است یعنی اگر سازمانی بدون انجام مراحل گزینشی اقدام به استخدام نیرویی کرد، در صورت نامناسب بودن آن نیرو، بالاجبار سازمان بایستی تا پایان بازنشستگی مشکلات این فرد را تحمل کند.

معیارهای گزینش

در اغلب کتب مدیریت منابع انسانی، به هنگام گزینش سفارش می شود به غیر از علم و تخصص، معیارهای دیگری مثل: سابقه، وضعیت خانوادگی، حسب و نسب، جنس و نژاد و... نبایستی مورد ملاحظه قرار گیرد ولی در متون اسلامی در موارد زیادی سفارش شده است که در گزینش ها ویژگی هایی مثل: سابقه، صلاحیت خانوادگی، ایمان و اخلاص و... مورد توجه و عنایت قرار گیرد. در اینجا به بعضی از مواردی که کمتر در کتب اخلاقی بدان پرداخته شده است، اشاره می کنیم.معیارهای معرفی شده را می توان در دوبخش دسته بندی کرد:

الف. معیارهای عمومی گزینش:

حضرت علی (ع) به مالک اشتر می فرماید:

ثم الصق بذوی المروؤات والاحساب و اهل البیوتات الصالحة و السوابق الحسنة (3)

(پس به سراغ کسانی برو که از خانواده های اصیل، نجیب، باشخصیت، مؤمن، صالح و خوش سابقه باشند.)

پس اصالت و نجابت خانوادگی و ایمان و سابقه فرد در گزینشها بایستی مورد توجه قرار گیرد. حضرت امیر در جای دیگر این نامه می فرماید: و توخ منهم اهل التجربة و الحیاء (4) (و از میان آنها افرادی که با تجربه تر و پاکتر (باحیاتر) هستند برگزین.)

در اینجا به دو ویژگی لازم یعنی تجربه و حیاء نیز اشاره شده است که می توان تجربه کاری را از معیارهای اختصاصی و حیاء را از معیارهای عمومی گزینش محسوب کرد.

قال علی (ع) : والقدم فی الاسلام المتقدمة (و کسانی را برگزین که در اسلام پیشگامترند.)

و در بیان علت این امر می فرماید:

فانهم اکرم اخلاقا و اصح اعراضا و اقل فی المطامع اشراقا و ابلغ فی عواقب الامور نظرا (5)

(زیرا اخلاق آنها بهتر و خانواده آنها پاکتر و همچنین کم طمع تر و در سنجش عواقب کارها بیناترند.)

البته در خصوص معیارهای عمومی گزینش روایات بسیار زیادی وجود دارد از جمله در یکی از خطبه های نهج البلاغه معروف به خطبه همام، صفات و ویژگی های زیادی تکرار شده است که به دلیل اشتراک این صفات با مباحث غیر مدیریتی و محدودیت این مقاله، از ذکر آنها پرهیز می شود.

ب. معیارهای اختصاصی گزینش:

داشتن تجربه و تخصص و کاردانی و... از جمله معیارهایی است که به کرات مورد تاکید معصومین (ع) قرار گرفته است چنانچه حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید:

ولا تقبلن فی استعمال عمالک و امرائک شفاعة الا شفاعة الکفائة و الامانة (6)

(در به کارگیری و استخدام عاملان و مسئولین هیچ شفاعتی (معیاری) غیر از شفاعت کاردانی و تخصص و امانت داری آنها را نپذیر.)

حضرت امیر (ع) در این گفتار علاوه بر بیان معیار اختصاصی گزینش ها به یک نکته اساسی و مبتلابه همه جوامع در همه اعصار اشاره فرموده اند و آن عدم پذیرش واسطه هاست. پذیرش توصیه از این و آن و تقدم رابطه بر ضابطه و ترجیح سفارش بر شایستگی و کفایت، پدیده شومی است که در صورت رواج پیدا کردن در نظام اداری، موجب ناکارآمدی آن گشته و با بحران مشروعیت مواجه می گردد.

برخورداری از علم و تجربه نیز جزء شرایطی است که مورد سفارش واقع شده است.

قال علی (ع) : العقل غریزة تزید بالعلم والتجارب (7) (عقل غریزه ای است که با آگاهی و تجربه افزایش می یابد.)

عقل با آن همه شان و منزلتی که برای آن ذکر می شود، باز هم برای تقویت تکاملش به علم و تجربه نیازمند است.

قال رسول الله (ص) : رای الرجل علی قدر تجربته (8) (اندیشه هر فرد به میزان تجربه او بستگی دارد.)

چنانچه ملاحظه می شود اینقدر که روی تجربه تاکید شده است کمتر روی سنوات خدمتی تکیه شده است. چرا که بسیار هستند کسانی که سال های سال در محلی خدمت می کنند ولی تلاشی برای افزایش تجربه و توان و کارایی خویش به عمل نمی آورند و برعکس افرادی هستند که در همان سال های اولیه خدمت، با تلاش و کوشش و کسب علم و تجربه - در مقایسه با پیران آن سازمان - به درجات بالایی از کارایی و اثر بخشی دست می یابند. از این رو در کلام حضرت به این نکته ظریف توجه و به جای سنوات خدمت بر تجربه تاکید شده است.البته نباید سنوات خدمتی را با سابقه خوب و تقدم در مسلمانی اشتباه گرفت. سنوات خدمتی را می توان جزء معیارهای اختصاصی دانست و سابقه تشرف به اسلام از معیارهای عمومی گزینش محسوب می گردند.

روش نقل و انتقالات کارکنان

در فرایند برنامه ریزی نیروی انسانی ممکن است ضرورت ایجاب کند قبل از اقدام به کارمندیابی و انتخاب و گزینش کارمندان جدید، جابجایی ها و نقل و انتقالاتی در میان نیروهای موجود صورت گیرد. این موضوع نیز از دید مبارک حضرت علی (ع) پنهان نمانده و توسط افعال هدایت گر و بیانات راه گشای خویش، سرمشق روشنی را ارائه فرموده اند.

الف. شیوه جابجایی نیروها:

گاه شرایطی پیش می آید که فردی در سازمان بایستی جابجا شود. بدیهی است اگر این جابجایی همراه با ارتقاء و ترفیع باشد، مشکلی ایجاد نخواهد کرد بلکه موجب شادی فرد نیز فراهم می شود. البته رعایت ضوابط و احراز شایستگی ارتقاء را نباید از نظر دور داشت ولی اگر جابجایی همراه با ارتقاء نباشد، غالبا مشکلاتی را در پی خواهد داشت. حضرت علی (ع) این تصمیم را در مورد عمربن ابوسلمه مخزومی به کار برد. اما این اقدام را با چنان ظرافتی به انجام رساندند که می تواند الگوی مناسبی برای همه مدیران منابع انسانی باشد.

حضرت امیر (ع) پس از عزل وی و معرفی فرد دیگری بجای ایشان در نامه ای خطاب به عمربن ابوسلمه فرماندار بحرین می نویسند:

من نعمان ابن عجلان زرقی را فرماندار بحرین قرار دادم و اختیار تو را از فرمانداری

آن برگرفتم بدون اینکه این کار برای تو مذمت یا ملامت در بر داشته باشد. چرا که تو زمامداری را به نیکی انجام دادی و حق امانت را ادا نمودی. بنابر این بسوی ما حرکت کن بی آنکه مورد سوء ظن یا ملامت یا متهم و گنهکار باشی.

زیرا من تصمیم گرفته ام به سوی ستمگران اهل شام حرکت کنم و دوست دارم تو با من باشی. چرا که تو از کسانی هستی که من در جهاد با دشمن و بر پا داشتن ستونهای دین از آنها استعانت می جویم، انشاءالله . (9)

آری آن حضرت ضمن برکناری فرد، چون مسلمان متعهد و خوبی است با جملاتی بسیار زیبا او را تایید نموده و آبرویش را حفظ می کند. پس از اینکه فردی با رعایت احترام از کار برکنار گردید، نباید به طور کلی او را رها کرد و از سختیها و مشکلات فراوانی که برای او رخ می دهد کاملا غافل بود.

امیرالمؤمنین علی (ع) در مورد دیگری نیز پس از آنکه محمد بن ابی بکر را از ولایت مصر برمی دارند، طی نامه ای از او دلجویی می نمایند:

به من خبر رسیده که از فرستاده شدن مالک اشتر به سوی فرمانداریت دلگیر شده ای ولی این کار را من نه به این جهت انجام دادم که تو در تلاش و کوششت سستی ورزیده ای و یا برای این باشد که جدیت بیشتری به خرج دهی. اگر چه آنچه را که در اختیارت قرار داشت، گرفتم ولی تو را والی جایی قرار دادم که هزینه آن بر تو آسان تر و حکومت آن برایت جالبتر است . (10)

این نحوه برخورد حضرت نشان می دهد که بایستی ضمن دلجوئی از فرد، دلایل این اقدام نیز بیان شود، تا نسبت به این نقل و انتقالات توجیه گردد.

ب. ضرورت انتقال یا اخراج:

بعضی از افراد با حرکات، سخنان و رفتار صحیح به مجموعه روحیه بخشیده، نشاط کاری افراد را بالا می برند. در مقابل عده ای با برخوردهای یاس آمیز و بزرگ جلوه دادن کاستیها و ضعفها، افراد را نسبت به کار آینده دلسرد کرده، غباری از یاس و ناامیدی بر سر و روی مجموعه می پاشند به نحوی که افراد دلسوز و پرتلاش هم از کار خود دلسرد می شوند و از حرکت باز می ایستند. نحوه برخورد با چنین افرادی که با انجام اقدامات هدایتی، انگیزشی و آموزشی اصلاح نمی شوند، در این حدیث بخوبی روشن شده است:

قال علی (ع) : فان المتکاره مغیبه خیر من مشهده و قعوده اغنی من نهوضه (11)

(سست عنصران ناراضی، نبودشان بهتر از حضور آنان است و نشستن آنان بهتر از قیامشان می باشد.)

تاثیر مضر این افراد در سازمان موضوعی است که ضرورت اقدام لازم از سوی مدیران ذیربط ایجاب می کند. این افراد اگر حقوقشان را به طور کامل دریافت دارند و در محیط کار حاضر نشوند، برای سازمان سودمندتر از وجود آنان در بین کارکنان می باشد. لذا انتقال، بازنشستگی و یا اخراج، تنها راه باقیمانده خواهد بود.

بخش چهارم: آموزش

یکی از مهمترین وظایف مدیریت منابع انسانی، تهیه و اجرای برنامه های آموزشی و تعلیمات شغلی کارکنان به منظور افزایش میزان مهارتها و کارآیی آنان در سازمان می باشد.تعلیمات شغلی برای کارکنان می بایستی بلافاصله پس از انتخاب افراد و قبل از اشتغال بکار و تصدی مسئولیتی خاص، به اجرا درآید. ضرورت این امر در فرازهای مختلفی از فرمایشات هدایت گر معصومین به چشم می خورد که به ذکر احادیث و روایاتی محدود و مرتبط با بحث اکتفا می کنیم.

ضرورت آموزش

امام علی (ع) در بیان ضرورت آموزش برای عمال و کارکنان می فرماید:

فان العامل بغیر علم کالسائر علی غیر طریق، فلا یزیده بعده عن الطریق الواضح الا بعدا من حاجته. والعامل بالعلم کالسائر علی الطریق الواضح (12)

(کسی که بدون علم و آگاهی به کاری می پردازد مثل کسی است که به بیراهه می رود، که هرچه راه می رود از مسیر و هدف اصلی دورتر می شود. اما کسی که با علم و دانش عمل می کند همچون رهروی است که در راهی مشخص و واضح حرکت می کند.)

امام صادق (ع) در حدیثی قریب به همین مضمون می فرماید:

العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی غیر الطریق لاتزیده سرعة السیر عن الطریق الا بعدا (13)

(کسی که بدون بصیرت و آگاهی کاری را انجام می دهد، همانند کسی است که از بیراهه سیر می کند که هر قدر سریعتر می رود از مقصد دورتر می شود.)

در این دو حدیث شریف علاوه بر بیان ضرورت آموزش، تبعات سوء بکارگیری کارمندان بدون فراگیری آموزشهای لازم نیز به ما گوشزد شده است. از تشبیهی که حضرت بکار برده اند می توان، دوری و فاصله گرفتن از هدف، اتلاف وقت، و عمر و امکانات و سرخودگی و نارضایتی و... از جمله تبعات اشتغال بکار نیروی آموزش ندیده دانست.

ای بسا تیز طبع کاهل کوش

که شد از کاهلی سفال فروش

وای بسا کوردل که از تعلیم

گشت قاضی القضات هفت اقلیم

آموزش و افزایش کارایی

پیامبر عظیم الشان اسلام نیز در این خصوص می فرماید:

ان قلیل العمل مع العلم کثیر و کثیر العمل مع الجهل قلیل (14)

(عمل اندک اگر با علم و آگاهی همراه باشد (نتایج) زیادی دارد ولی کسی که کارهای زیادی انجام می دهد ولی نسبت به کارش جهل دارد، قلیل الفایده است.)

چنانچه ملاحظه می شود، علم و آگاهی موجب افزایش بهره وری می گردد اگرچه به ظاهر فعالیت کمی صورت می گیرد در حالی که زحمت زیاد و تلاش فراوان اگر با آموزش و تعلیمات مهارتی همراه نباشد، نتایج کمی به بار خواهد آورد.

همچنین امام موسی بن جعفر (ع) خطاب به هشام بن الحکم در ارزیابی عمل عالم و فرد آموزش دیده در مقایسه با فرد جاهل و آموزش ندیده می فرماید:

قلیل العمل من العالم مقبول مضاعف و کثیرالعمل من اهل الهوی و الجهل مردود (15)

امام می فرماید: (عملکرد اندک از عالم دوچندان مقبول است ولی عمل بسیار از جاهل و اهل هوی و هوس پذیرفته نیست.)

جالب توجه است که در حدیث قبل عمل جاهل اندک شمرده شده بود ولی در این حدیث حتی عمل زیاد و پر مشقت جاهل اصلا بحساب آورده نمی شود. کانه هیچ عملی انجام نداده است در حالی که فرد تعلیم دیده، عمل عالمانه و اندک وی تاثیری به مراتب بیشتر بر جای می گذارد.

در نگاه حضرت امیر مؤمنان (ع) ارزش علم و آموزش چنان والاست که معیار ارزیابی انسانیت انسان قلمداد می شود. که می فرماید:

قیمة کل امرء ما یعلم (ارزش هر انسانی به اندازه علم اوست.)

با این تعبیر می توان نتیجه گرفت، وظیفه آموزش و تعلیم مهارتها مهمترین واصلی ترین وظایف مدیریت منابع انسانی است و اگر این وظیفه بخوبی صورت گیرد، می توان به عملکرد مثبت فرد در سازمان و ثمربخش بودن حضور وی در سازمان تا حدود زیادی مطمئن بود. نتیجه دیگری که می توان از این حدیث گرفت این است که در امر ارزیابی کارکنان بهتر است بجای لحاظ کردن سوابق خدمتی فرد، به میزان تجربه و علم و مهارت وی توجه کرد، حتی این ملاک اخیر، برتر و مهمتر از حجم کار و فعالیت کارکنان می باشد.

آموزش قبل از اشتغال به کار

ضرورت برگزاری دوره های آموزشی قبل از اشتغال بکار کارکنان، موضوعی است که می توان از سیره عملی و احادیث معصومین استنتاج نمود. احادیث ذکر شده در بخش قبل علاوه بر اثبات ضرورت آموزش، همگی دلالت بر این دارند که فرآیند تعلیم بایستی قبل از عمل صورت گرفته باشد تا عمل کننده در همان ابتدای کار دچار خطا نشود. همچنین ریاضتها و عبادتهای پیامبر اسلام در غار حراء قبل از بعثت می تواند یکی از الگوهای عملی این فرایند باشد. اما چون منابع تحقیق ما محدود به احادیث و روایات است لذا از ذکر سیره عملی و حوادث تاریخی و آیات قرآن صرف نظر می کنیم و در این خصوص بسنده می کنیم به حدیثی از امام جعفر صادق (ع) که فرمودند: ما بعث الله نبیا و قد رعی الغنم (16)

(هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر اینکه قبلا یکدوره شبانی را گذرانده بود.)

یکی از دوره های آموزش مهارتها، تعلیم در محیط نمونه است که کارورز در محیطی با شرایط مشابه به محیط اصلی کار، مشغول آموزش و کسب تجربه می گردد که از جمله آموزشهای بسیار مفید و مؤثر، محسوب می شود. اشتغال انبیاء به شغل چوپانی شباهت زیادی به دوره های تعلیم در محیط نمونه دارد.

بخش پنجم: ارزشیابی عملکرد

ضرورت ارزیابی عملکرد

یکی از حساس ترین و پیچیده ترین وظایف مدیریت منابع انسانی، فرایند ارزشیابی است. از این جهت حساس است که همراه با نوعی قضاوت و داوری می باشد و این امر می تواند موجب افزایش انگیزه کارکنان و یا تخریب روحیه و افت کارآیی آنان شود و از این بابت پیچیده است که دسترسی به شاخصهای عینی و معیار صحیح ارزیابی برای اکثر فعالیتهای غیر یدی و محصولات غیر قابل شمارش، غالبا مشکل و بعید الوصول می نماید.

در بیان حساسیت امر ارزشیابی و حسابرسی همین بس که خداوند تبارک و تعالی این عمل را صرفا به خود اختصاص داده اند (علیک البلاغ و علینا الحساب) اما بیان این ویژگی برای فرایند ارزیابی، مدیر را از پرداختن به این وظیفه معاف نمی کند و از ضرورت انجام آن نمی کاهد.

چنانکه مولای متقیان امیر مؤمنان می فرماید:

ثم تفقد اعمالهم و ابعث العیون من اهل الصدق والوفاء علیهم، فان تعاهدک فی السر لامورهم حدوة لهم، علی استعمال الامانة و الرفق بالرعیة (17)

(سپس اعمال زیردستان و کارمندان را مورد ارزیابی قرار بده و مامورانی را برای نظارت بر کارمندان خود بگمار، از کسانی که راستگو و با وفا باشند تا حقایق را دقیقا به تو اطلاع دهند، زیرا بازرسی مداوم و پنهانی سبب می شود که به امانت داری و مدارا کردن به مردم ترغیب شوند.)

در این حدیث حضرت ضمن تاکید بر ضرورت ارزیابی و تعیین کردن فردی که دارای صفات وفا داری و درستکاری باشد، فواید این

امر مهم را نیز برشمرده است. این عمل موجب رعایت امانتداری و مدارا با مردم و زیردستان می شود.

صفات ارزیاب

در حدیث فوق حضرت امیر (ع) پس از بیان ضرورت ارزیابی عملکرد افراد، برای مامورین ارزشیابی صفاتی را ذکر می فرمایند، وابعث العیون من اهل الصدق والوفاء بر این اساس یک ارزیاب بایستی دارای ویژگی صداقت در عمل و گفتار و وفاداری به مسئول و قوانین و ضوابط باشد. همچنین در روایتی از امام رضا (ع) نقل شده است که فرموده اند:

کان رسول الله (ص) اذا بعث جیشا، بعث معه من ثقاته من یتجسس له خبره (18)

(پیامبر اسلام (ص) همواره هنگامی که لشکریان را برای جنگ اعزام می نمود، فردی مورد اعتماد به همراه او می فرستادند که از او به آن حضرت خبر برساند.)

صفت مورد تاکید امام رضا (ع) در مورد ارزیاب، وثاقت است که به نظر می رسد در حدیث قبلی که از حضرت امیر (ع) نقل شد، ویژگی فرد ثقه، با بیان دو صفت راستگویی و وفاداری به خوبی توضیح داده شده است.

اما در خصوص صفت راستگویی باید گفت، افرادی که برای گزارش دادن کارها و چگونگی عملکرد کارکنان انتخاب می شوند، باید راستگو باشند زیرا اگر در گزارشهایی که ارائه می شود، غلو شود و یا مطالب از آنچه هست، خفیف تر جلوه داده شود، در هر دو صورت مشکلات زیادی به بار خواهد آورد. آنان باید بطور دقیق عین آنچه را که واقع می شود گزارش کنند و در ترسیم حالات و نقل کلمات با دقت تمام عمل کنند.

ویژگی وفاداری نیز یکی از مسائل مهم در ارزیابی است زیرا اگر فردی وفادار نباشد، ممکن است اسرار افراد و سازمان را افشاء کند، توسط افراد مورد ارزیابی تطمیع شود و با ارائه گزارشات غلط، مدیران و مسئولین را فریب داده و به واکنشهای نامناسب وادار کند.

هدف ارزشیابی

در کتب مدیریت منابع انسانی، اهدافی را برای ارزیابی و نظارت بر می شمارند که عبارتند از:

1- اطمینان از اجرای دقیق برنامه ها

2- اطمینان از تحقق اهداف

3- آگاه شدن از نتایج اهداف

4- فراهم شدن امکان کنترل و اصلاح انحرافات

با امعان نظر در فرمایشات حضرت امیر (ع) در حدیث قبلی که بر ضرورت وجود ارزیاب و ویژگی های آن اشاره شده بود، بر نتایج فرآیند ارزیابی نیز تصریح شده بود. آنجا که فرموده بودند: علی استعمال الامانة والرفق بالرعیه یعنی با این عمل کارکنان و مسئولین تشویق به امانت داری می شوند، در اینجا امانت داری منحصر به امور مالی نیست بلکه بر همه شئون اداری مثل اجرای فرامین، رعایت ضوابط و مقررات، تمرکز بر اهداف اصلی و عمومی و... قابل تعمیم است. به علاوه تشویق به توجه به مردم و مراجعین نیز در کنار فعالیت های سازمانی، نقطه ای است که می تواند از نتایج و به تعبیر بهتر از اهداف ارزیابی باشد.

موضوع در خور توجه این است که در منابع اسلامی تاکید بیشتری بر اصلاح رفتار و هدایت و راهنمایی کارکنان شده است. و تعابیری مثل لعلهم یرشدون و لعلهم یذکرون و لعلهم یرجعون و لعلهم یضرعون و... حاکی از عنایت اسلام به هدایت و بازگشت و اصلاح رفتار، نامطلوب و تشویق عملکرد مثبت و... می باشد. در حالی که در دیدگاه نظریه کلاسیک مدیریت، غالبا توجه به نکات منفی می شود و هدف اصلی و اولیه آن مچ گیری و تنبیه متخلفین می باشد.

معیارهای عمومی ارزیابی عملکرد

مرکز بررسیها و مطالعات استراتژیک اداری با شرح و تفسیر خطبه همام از حضرت علی (ع) این معیارها را استخراج کرده است که در اینجا به دلیل پرهیز از اطاله کلام به ذکر عناوین آن اکتفا می کنیم و علاقمندان را به خطبه زیبا و خواندنی همام در نهج البلاغه ارجاع می دهیم. معیارهای استخراج شده عبارتند از:

عمل صالح - تضییع نکردن آنچه برعهده اوست - کم بودن خطا و لغزش - کار به جا و به موقع شامل حضور به موقع در کار - انجام وظیفه ای که بر عهده اوست - نپرداختن به کارهای خارج از محدوده وظایف در صورت زیان رساندن به وظایف اصلی - پرهیز از اسراف و زیاده روی در مصرف لوازم کار - سخت کوشی و.. . (19)

انواع ارزیابی

- نظرخواهی از همکاران و زیردستان:

برای ارزیابی عملکرد کارکنان راههای زیادی پیشنهاد شده است و همه این راهها مفید و مکمل همدیگر هستند. در نامه 35 نهج البلاغه به یکی از این روش ها اشاره شده است که شاید یکی از مهمترین راه ها باشد آنجا که حضرت امیر (ع) می فرماید:

انما یستدل علی الصالحین بما یجری الله لهم علی السن عباده (20)

(بدان که افراد شایسته را از طریق آنچه خداوند بر زبان بندگانش جاری می سازد می توان شناخت.)

از این روایت می توان چنین استنباط کرد که آنچه دیگران در مورد یک فرد می گویند، نمی تواند بی جهت باشد و اینگونه نیست که یک مجموعه ای طبق طرحی از پیش تعیین شده در مورد فردی نظرات مثبت یا منفی اظهار نمایند لذا نظرات دیگر بندگان خدا (همکاران و زیر دستان) تا حد زیادی می تواند قرین صحت باشد.

البته خاطر نکته دانان مستحضر است که در اینجا بر اشتهار به خیر و نیکی (لهم) تاکید

شده است نه بر شایعات و اخبار کذب (علیهم) که صرف بر سر زبان افتادن نمی تواند مورد استناد واقع شود.

همچنین روش ارزیابی از خود نیز مورد عنایت و توجه اسلام می باشد و سفارشات زیادی مبنی بر حاسبوا قبل ان تحاسبوا در دست است که این روش شاید در دیدگاه های دیگر مدیریتی چندان مورد توجه نباشد ولی در فرهنگ اسلامی این روش از اعتبار و کارایی بالایی برخوردار است.

ارزیابی غیر ضروری

در سطور گذشته نوشتیم که امر ارزیابی مسئله ای ضروری و نصب و تعیین فردی بعنوان ارزیاب لازم است. اما باید دانست که این افراد حوزه اختیارات محدود و معینی دارند و بایستی حریم هایی را محفوظ نگه دارند.

امیر مؤمنان علی (ع) می فرماید: اقیلوا ذوی المروءات عثراتهم (21) (از لغزش های مردم نیک چشم پوشی کنید.)

پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) نیز در این خصوص می فرماید:

لا تطلبوا عثرات المؤمنین فان من تتبع عثرات اخیه تتبع الله عثراته و من تتبع الله عثراته یفضحه ولو فی جوف بیته (22)

(لغزش های مؤمنین را دنبال نکنید، همانا کسی که به دنبال لغزشهای برادران دینی خود رود خداوند لغزش هایش را دنبال می کند و کسی که خداوند لغزش هایش را دنبال کند، آبرویش را خواهد ریخت، ولو در درون خانه خودش)

همان گونه که ملاحظه کردید این روایات بر اساس آیه ولا تجسسوا ولا یغتب بعضکم بعضا (23) از تجسس در امور خصوصی افراد نهی فرموده اند و این عمل را موجب عقوبت معرفی می کند. اما روایاتی که بر لزوم ارزیابی و گماردن مامور ارزیاب دلالت دارد، تجسس در اموری را شامل می شود که مربوط به مسئولیت های اجتماعی و سازمانی و حیطه کاری افراد است ولی پیگیری امور شخصی، امری مذموم و موجب فتنه و سلب آرامش و آسایش می گردد.

ضرورت محرمانه بودن پرونده ارزیابی

یکی از مسایلی که باید مدیران منابع انسانی به آن توجه داشته باشند، حفظ اسرار زیر دستان است. افرادی که در پست مدیریت قرار می گیرند از مسایل سری کارکنان مطلع می شوند، این مدیران باید خطاها و تخلفات افراد را محرمانه تلقی کرده و از افشای آن خودداری نمایند.

در این باره امیر مؤمنان (ع) می فرماید:

فان فی الناس عیوبا، الوالی احق من سترها، فلاتکشفن عما غاب عنک منها، فانما علیک تطهیر ما ظهر لک و الله یحکم علی ما غاب عنک. فاستر العورة مااستطعت، یسترالله منک ما تحب ستره من رعیتک (24)

(مردم عیوبی دارند که رهبر امت در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است پس مبادا آنچه بر تو پنهان است آشکار گردانی و آنچه که هویداست بپوشانی که داوری در آنچه از تو پنهان است با خدای جهان می باشد. پس هرچه می توانی زشتی ها را بپوشان تا آن را که دوست داری بر رعیت پوشیده ماند، خداوند بر تو بپوشاند.)

همچنین امام زین العابدین (ع) می فرماید:

من کف عن اعراض المسلمین اقال الله عثرته یوم القیامة (25)

(کسی که آبروی مسلمانان را حفظ نمود، خداوند روز قیامت لغزش هایش را از او دور می گرداند.)

پیامبر اسلام (ص) نیز فرموده اند که:

الا و من سمع فاحشة فافشاها فهو کالذی اتاها (26)

(بدانید کسی که گناهی راشنید و جایی نقل کرد، مثل کسی است که آن گناه را مرتکب شده است.)

و امام صادق (ع) می فرماید:

من قال فی مؤمن مارات عیناه و سمعت اذناه کان من الذین قال الله (ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الاخرة) (27)

(کسی که بگوید درباره مؤمنی آنچه را که از گناهان او دیده و یا شنیده است از زمره کسانی است که خداوند در باره آنان می فرماید: کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع پیدا کند، عذاب دردناکی برای آنها در دنیا و آخرت است.)

ادامه دارد...

پی نوشت ها:

1. نهج البلاغه - نامه 53- فراز 71

2. اصول کافی - جلد 4- صفحه 89

3. نهج البلاغه - نامه 53، فراز 52

4. نهج البلاغه - نامه 53، فراز 72

5. نهج البلاغه - نامه 53، فراز 73

6. غررالحکم و دررالکلم - صفحه 228

7. غررالحکم و دررالکلم/ جلد2/ صفحه 32

8. نهج الفصاحه - صفحه 421

9. نهج البلاغه - نامه 42

10. نهج البلاغه - نامه 34

11. نهج البلاغه، نامه 4

12. نهج البلاغه - خطبه 154

13. اصول کافی - جلد 1- صفحه 34

14. نهج الفصاحه - صفحه 176

15. اصول کافی - ج 1- صفحه 20

16. اصول کافی - جلد 3- صفحه 311

17. نهج البلاغه - نامه 53، فراز 76- 75

18. وسایل الشیعه - ج 11- صفحه 44

19. کتاب بررسی ها و مطالعات استراتژیک اداری - صفحه 17 و 18

20. نهج البلاغه، نامه 53، فراز 76- 75

21. نهج البلاغه - حکمت 20

22. اصول کافی - جلد 4- صفحه 48

23. قرآن - سوره حجرات - آیه 12

24. نهج البلاغه - بخش نامه ها - نامه 53

25. بحارالانوار - ج 75- صفحه 256

26. همان منبع - صفحه 113

27. همان منبع - جلد 72- صفحه 213

 

منبع : نشریه پاسدار اسلام - اسفند 1380 و فروردین 1381، شماره 243 و 244، صفحه 64

 

  جمله مديريتی              

تفاوت همنشین خوب با همنشین بد

حكايت همنشين شايسته، مانند عطر فروش است كه،

 اگر عطرش را به تو ندهد، (حداقل) بوی آن ]عطر[ به تو می ‌رسد

 و حكايت همنشين بد، مانند آهنگری است كه،

اگر پاره ‌‌ایی از آتش آن، تو را نسوزاند ]حداقل[ بوی بد آن ]محل[، به تو می ‌رسد.

پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص)

 

منبع : رهپو

 

  حدیث مديريتی             

توکل بر خدا

امام موسی كاظم علیه السلام فرمودند:

مَنْ أرادَ أن یكُنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلْیتَوكَّلْ عَلی اللهِ
هر كه می خواهد كه قویترین مردم باشد، بر خدا توكل نماید.

(بحار الانوار،7 ، ص143)

 

  طنز مديريتی              

تاخیر در رسیدن به جلسه

 

مدیر و معاونش برای شرکت در جلسه یک ساعته ای به شهرستان مسافرت می کردند. قرار بود 3 ساعت مانده به شروع جلسه از هواپیما پیاده شوند.

پنجاه دقیقه مانده بود تا هواپیما به مقصد برسد که خلبان اعلام کرد :

-  " خانم ها و آقایان، یکی از موتورهای هواپیما دچار نقص فنی شده ولی جای هیچ نگرانی نیست؛ ما هنوز 3 موتور دیگر داریم؛ فقط با یک ساعت تاخیر به مقصد خواهیم رسید. "

سی دقیقه بعد، خلبان اعلام کرد :

-  " با عرض پوزش، یکی دیگر از موتورهای هواپیما از کار افتاده است؛ بنابراین، پرواز ما دو ساعت بیشتر طول خواهد کشید؛ هیچ نگران نباشید؛ ما با 2 موتور نیز به راحتی می توانیم پرواز کنیم."

یک ساعت بعد خلبان باز اعلام کرد :

-  " متأسفانه یکی دیگر از موتورهای هواپیما از کار افتاد و ما با 3 ساعت تاخیر به مقصد خواهیم رسید؛ نگران نباشید؛ ما هنوز یک موتور داریم. "

در این موقع، مدیر به معاونش گفت :

-  " با این حساب، اگر این یک موتور هم از کار بیفتد، حتماً با چهار ساعت تاخیر می رسیم و آن وقت دیگر جلسه تمام شده است! ".

 

 

  حکايت مديريتی            

پل دوستی

 

سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.

یک روز صبح، درب خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:

- " من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟ "

برادر بزرگ تر جواب داد:

- " بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده."

سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت:

- " در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم."

نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت:

- " من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم. "

نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:

- " نه، چیزی لازم ندارم. "

هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.

کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:

- " مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟ "

در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.

وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است.

کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.

نجار گفت:

- " دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم".

 

  تکنیک های موفقیت         

۲۶ تکنیک بزرگ از رازهای رسیدن به موفقیت

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

شرط رسیدن به موفقیت این است که ابتدا باور کنیم که می توانیم موفق شویم . اعتقاد درونی به اینکه شفا قدرت انجام کاری را دارید و لیاقت رسیدن به هدف را هم دارید ضامن موفقیت شماست . در این مقاله ۲۶ راهکار اساسی برای داشتن کلید های موفقیت به شما معرفی می شود .

 

بزرگترین مسئله که اکثر ما گرفتارش هستیم این است که در وجودمان آتش عشق و علاقه شعله ور نیست هیچ چیز مانع موفقیت یک انسان مشتاق و علاقمند نیست .

اگر بتوانید ایمان بیاورید همه چیزبرایتان ممکن می شود به خدا ایمان آورید نه فقط در ظاهر بلکه با اطمینان به او به عنوان راهنمای خود اعتقاد آورید .

 

● راه های رسیدن به موفقیت :

  

۱) تفکر مثبت داشته باشید:

  دکترنورمن پیل می گوید : افکار خوب و مثبت همچون تابش نور خورشید بر اتاقی تاریک است که همه جا را روشن می کند .

 

۲) باور و ایمان داشته باشید:

 همیشه آن چیزی اتفاق می افتد که شما واقعاً باورش دارید . این یک حقیقت است . پس باید باورهای محدود کننده ای که مانع موفقیت شما هستند را شناسایی کنید و آنها را از بین ببرید .

 

۳) هر روز منتظر اتفاق خوبی باشـید:

 اگر انتـظار وقـوع چـیزی را داشته باشـید آن چـیـز به وقـوع می پیوندد .

 

۴) افکارتان را کنترل کنید :

 موفقیت ازطریق کنترل کامل افکار ، اعمال به وجود می آید .

 

۵) تلاش و پشتکار داشته باشید:

 همۀ موفقیت ها و رؤیاهای ما در گرو سخت کوشی است هر چه بیشتر تلاش کنیم موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد .

 

۶) صبور باشید:

 ما همواره دوست داریم هر چه زودتر به آرزو هایمان برسیم ، به همین دلیل است که در زندگی مان بی قراریم .

 

۷) به دیگران کمک کنید:

 شما تنها در صورتی حقیقتاً خوشبخت و موفق خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .

 

۸) ذهن خود را از تردید و ترس رها کنید و تصور کنید هیچ محدودیتی ندارید .

 

۹) به بهترین چیزها فکر کنید.

 

۱۰ ) تصویر آن چه را می خواهید در زندگی بیرونیتان داشته باشید ، بسازید .

 

۱۱) شور و شوق داشته باشید:

  فرانک بتگر نویسندۀ کتاب چگونه در فروش از ناکامی به کامیابی رسیدم می گوید : شخص قادر است هر وقت بخواهد سرنوشت خود را عوض کند و آن موقعی است که تصمیم بگیرد و در کار خود شوق و حرارت به خرج بدهد .

 

۱۲) از خودتان تصویر خوبی در ذهن داشته باشید .

 

۱۳) از اشتباهات گذشتۀ خود پند بگیرید و پیش بروید .

 

۱۴) به خودتان اطمینان داشته باشید ، آنگاه خود را دوست خواهید داشت.

 

۱۵) مسئولیت کامل زندگی و آنچه را برایتان پیش می آید به عهده بگیرید .

 

۱۶) همواره ببخشید و فراموش کنید، اما بگیرید و به خاطر بسپارید .

 

۱۷) با افراد موفق ارتباط برقرار کنید .

 

۱۸) هدف خود را از نظر دور نکنید و همیشه آن را جلوی چشم داشته باشید .

 

۱۹) در زمان حال زندگی کنید، هر روز به خاطر همان روز زندگی کنید.

 

۲۰) در هر کار فقط برای همان کار فعالیت کنید .

 

۲۱) با افراد باانگیزه و با روحیه همنشینی کنید .

 

۲۲) در کارهای اجتماعی مشارکت داشته باشید .

 

۲۳) همیشه به دنبال ایدۀ بزرگی باشید ، که زندگی تان را تغییر خواهد داد .

 

۲۴) شهامت داشته باشید :

 همان شوید که می خواهید تنها در این صورت است که می توانید .

 

۲۵) استقامت داشته باشید :

 حضرت محمد (ص) فرمود ه اند : خداوند با کسانی است که در برابر مشکلات پایداری می کنند.

 

۲۶) شکرگزار باشیم :

 وقتی شکر می کنیم روح عالم در ما ایجاد انرژی می کند و آن انرژی موهبت های بعدی را به طرف ما جذب می کند .

 

منبع : تبیان

 

  نکات مدیریتی             

13 اشتباه مهلک مدیران

 مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

عدم مسئولیت پذیری و پذیرش انتقاد

■ عدم موفقیت در ایجاد پیشرفت کارمندان

■ سعی در کنترل نتایج به جای تاثیر بر افکار

■ پیوستن به یک گروه نامناسب در سازمان

■ مدیریت یکسان بر افراد

■ فراموش کردن اهمیت سود و کسب نتیجه مطلوب

■ تکیه بر مشکلات به جای  رسیدن به اهداف

■ دوست بودن با تمام  کارکنان به جای رئیس

■ ناتوانی در ایجاد استانداردها

■ عدم موفقیت در آموزش به کارکنان

■ نادیده گرفتن بی کفایتی کارمندان

■ قدردانی صرف از کارمندان برجسته و فراموشی پیشرفت کارکنان  ساعی

■ سعی در تحت نفوذ قرار دادن دیگران

 

منبع : Mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

مدیریت بر مبنای ارزش ها

مولف / مترجم: مصطفی فراهانی

چکیده:

شتاب تحولات در عصر ما، به حدی است که نمی توان وقایع و رویدادهای آینده را با معادلات عادی و ساده پیش بینی کرد. تغییرات در دنیا هم چون گذشته خطی نبوده و در نتیجه باید گفت آینده ادامه گذشته نیست.  پیچیدگی و رشد فزاینده پدیده ها سبب شده است دیگر نتوانیم با اتکا به تجربه ها و رویکردهای سنتی، موفقیت سازمانهای کسب و کار را در آینده تضمین کنیم. مجموع این شرایط سبب شده است صاحب نظران رویکردهای جدیدی را برای مقابله با چالشهای فوق بیاندیشند. یکی از این رویکردهای نوین، رویکرد مدیریت برمبنای ارزش ها (MBV) است . در این مقاله تلاش شده است رویکرد مدیریت بر مبنای ارزشها و جایگاه آن در سازمان بررسی شود.

 

مقدمه
اگر چه در گذشته مقوله ارزشها، بین رویکردهای مدیریتی از اهمیت زیادی برخوردار نبود، ولی امروزه ، ارزشها در روندهای مدیریتی از نقش محوری برخوردار هستند. شکل زیر این روند تغییر را نشان می‌دهد .
این تغییر جهت در کانون توجه مدیریت، عمدتاً ناشی از تقاضای فزاینده مدیران به مسئولیت پذیری حرفه ای، کیفیت و مشتری مداری بوده است. از طرفی دنیا هم مکان نامطمئن تر و پیچیده تری شده است و مدیران نمی توانند از توجه به پیچیدگیها اجتناب کنند و برای مواجهه با پیچیدگی ها به مهارت هایی از قبیل درک تئوری پیچیدگی، تئوری سیستم ها و تئوری آشوب نیازمندند. امروزه محدوده پیشرفت و رشد پیچیدگی پدیده ها (شخص، سازمان و جامعه) درونی و همراه با ساده‌سازی سطح پدیده هاست و به همین دلیل زنگ هشدار مدیریت بایستی به صدا درآید.
همان طور که شکل نشان می دهد، در دهه 1920 مدیریت از طریق دستورالعمل
ها (MBI) جوابگو بود، چون تغییرات سریع نبود و راهی که کارها در گذشته انجام می گرفت برای انتقال به دیگران کافی بود. اما تا دهه 1960، تغییرات به نقطه ای رسید که انعطاف پذیری بیشتری را از سوی مدیران ایجاب می کرد. پس مدیریت بر مبنای اهداف (MBO) مطرح شد و مدیران را به این سمت و سو سوق داد تا درباره جهت گیری و انتخاب استراتژی خود به صورت توافقی عمل کنند. در سال 1986 پرای گوگین استدلال کرد که برای درک رفتار سیستم های پیچیده و پدیده های پویا بایستی آنها را از نظر ارزشی تحلیل کرد. نتیجه سالها تحقیق او تصدیق کرد کلید درک و رهبری افراد، سازمانها و جوامع، نظامهای ارزشی هستند که این مفهوم امروزه در MBV تبلور یافته است .
حرکت پدیده های خطی، ساده، بی جان و دست ساز بشر از قبیل ماشین آلات، پلها، ساختمانها را می توان از طریق نیرو ها و جاذبه های ساده مانند جاذبه زمین درک کرد. اما در مورد پدیده های زنده و پیچیده این طور نیست . در این مورد، جاذبه های قوی به جای جاذبه ساده، برای درک فرم کلی رفتار راهگشا بوده و می تواند با سطح بالایی از اطمینان پیش بینی کند چه پدیده ای اتفاق خواهد افتاد. در خصوص افراد، گروهها، سازمانها و جوامع، نظامهای ارزشی جاذبه های قوی ای هستند که فرم کلی رفتارشان را تعیین می کند. (پاول چی پندال ، 2004)

 

 

سیر تکامل مدیریت بر مبنای ارزش ها
  متناسب با نیاز روز افزون به جذب درجه های بسیار بالای پیچیدگی و عدم قطعیت در سازمانهای تجاری، رویکرد سنتی مدیریت بر مبنای دستورالعمل ها که در ابتدای قرن 20 بسیار مقبول بود، از دهه 1960 تاکنون جای خود را به مدیریت بر مبنای اهداف داده است و امروزه رویکرد دیگری در حال تکوین است که از آن به عنوان مدیریت بر مبنای ارزش ها نام می‌برند.
  در شکل زیر، نمایه ای از سیر تکاملی این سه رویکرد مدیریتی را ملاحظه می کنید . گفته می شود این سیر تکاملی پیامد ظهور 4 روند سازمانی در خلال دهه های اخیر است. این روند ها، سازمانها را وادار کرده اند تا به منظور حفظ قابلیتهای رقابتی خود در بازارهای بسیار متوقع و غیرقابل پیش بینی امروزی خود را با شرایط نوسازگار کنند.
  این روند های چهارگانه در افزایش قابل ملاحظه پیچیدگی و عدم قطعیت در سازمانها مؤثر بوده و البته با یکدیگر پیوند متقابل دارند . این روندها عبارتند از :
  
1- ضرورت بهبود کیفیت و مشتری مداری
  
2- ضرورت تخصص گرایی، استقلال عمل و پاسخگویی در میان کارکنان
  
3- ضرورت تبدیل رئیسان به رهبران و تسهیل کنندگان
  
4- ضرورت ایجاد ساختارهای سازمانی تخت تر و چالاک تر
  اگر می خواهید در بازارهای بسیار متوقع حضور پایدار داشته و قادر به رقابت باشید , باید بدانید که الگوهای صنعتی مرسوم در ابتدای قرن 20 که به تولید انبوه محصولات استاندارد شده معطوف بودند، امروزه کهنه و بی استفاده شده اند . شرایط رقابتی ایجاب می کند که فرایندهای تولید را به گونه ای بازآفرینی کنیم که اطمینان یابیم مشتری همیشه از رابطه بین قیمت، کیفیت و عملکرد کاملاً خشنود است. در موقعیت جدید، خطوط تولید باید هرچه بیشتر حالت مقطعی موردی بگیرند و یا به عبارت دیگر برای مشتری و موقعیت خاص طراحی شوند. در نتیجه باید تأکید کرد که دیگر متمایز سازی محصول یا جهت گیری کسب و کار به سمت گروههای انبوه مشتریان که انتظارات و نیازمندیهای مشابهی دارند، کم کم به پایان رسیده و کارایی سابق را ندارد. بنابراین جهت گیری سازمانها به سمت ذائقه ها و نیازمندیهای متغیر مشتریان متوقع امروزی، در مقایسه با تولید انبوه محصولات استاندارد برای خریداران یا کاربرانی که قدرت خرید اندکی دارند، بسیار پیچیده تر می شود. ضرورت تخصص گرایی و استقلال عمل و پاسخگویی کارکنان و ظهور فناوری های نو از جمله رباتیک، اتوماسیون فرایند و مخابرات، تقاضا برای جهت گیری به سمت کیفیت بهتر و مشتریان منفرد را افزایش داده که این به نوبه خود سطح دانش و مهارت
های تخصصی را که بخش لاینفکی از تأمین محصولات و خدمات است افزایش می دهد .

 

 

 

 

 

در جدول 1، عامل مهم دیگری را نیز ملاحظه می کنید :
نمودار پیچیدگی سازمان، خطی نیست. در سمت راست شکل، نمودار پیچیدگی روند نزولی به خود می گیرد و نشان می‌دهد که مدیریت بر مبنای ارزشها به خوبی پیچیدگی سازمانی را جذب می کند و از اثرات این پیچیدگی می کاهد. به بیان دیگر سازمانی که به طور هوشمندانه ارزشهــای مشترک خود را می پذیرد، در مـقایسه با سازمانی که اهداف معینی را تعیین یا صرفاً از دستورالعملها یا آیین نامه ها پیروی می‌کند، در مدارا با خلاقیت و بهره برداری از پیچیدگی و عدم قطعیت به مراتب کارآمدتر عمل می کند.
اهداف و دستورالعمل
ها پیچیدگی را کاهش می دهند و حتی شاید قادر به حذف کامل آن شوند (یا اثرات بد آن را بر کارکنان به صفر برسانند.) اما از افرادی که واقعاً به صورت تخصصی و خلاقانه عمل می کنند، بیشتر از این انتظار می رود . کارکنان دانش گر باید به زندگی با پیچیدگی عادت کنند و نه تنها با آن مدارا و آن را جذب کنند، بلکه از مزیتهای آن بهره ببرند . بزرگترین محدودیت مدیریت بر مبنای اهداف از آنجا ناشی می شود که اهداف عملیاتی به خودی خود بی معنی هستند. در واقع اهداف سازمانی فقط تا حدودی که مشتق از ارزشها و باورهای کاملاً پذیرفته شده و مشخص هستند، معنا پیدا می کنند . اگر ارزشها را با این دید ببینیم که به اقدامات ما معنا می دهند آنگاه می بینیم که اهداف عملیاتی این اقدامات را به شکل نتایج و ثمرات ملموس در می آورند.
همان طور که در جدول زیر بعد ملاحظه می کنید اهداف، ارزشها را به رفتار عملیاتی تبدیل می کنند و بدین ترتیب به ارزشها جامه عمل می پوشانند . در این مثال خاص، اصل یا ارزش کیفیت در صورتی که بتوان برای آن هدف مشخصی را در چارچوب زمان بندی واقعی تبیین کرد، فقط از طریق شکل ملموس دریافت گواهی نامه رسمی کیفیت درک می شود.
هنگامی که می کوشیم مدیریت بر مبنای اهداف را در سازمانی اعمال کنیم و معتقد به کنترل سلسله مراتبی کارکنان هستیم، تأثیر گذاری بالقوه آن به عنوان ابزاری برای انگیزش کارکنان در جهت انجام کارهای پرکیفیت خنثی می شود و کمابیش به شکل نسخه اصلاح شده مدیریت بر مبنای دستورالعملها در می آید . تعیین هدفی مانند افزایش تولید به اندازه 9 درصد ظرف 6 ماه آینده، آن چنان تفاوتی با این ندارد که دستورالعملی با همین مضمون صادر شود. به ویژه آن که کارکنان تا حدودی که به آنها مربوط می شود، هیچ مشارکتی در تعیین این هدف ندارند.
سخن گفتن درباره ارزشها مطلقاً به این معنی نیست که هدفها باید فراموش شوند. ارزشها و هدفها رابطه متقابل دارند . بنابراین مدیریت بر مبنای ارزشها جایگزین مدیریت بر مبنای اهداف نمی شود، بلکه تا حدودی آن را کامل و از طریق معنا بخشیدن به آن، اجرایی شدن آن را تسهیل می کند . در واقع در همه کاربردهای مدیریت بر مبنای اهداف، نشانه هایی از توجه به ارزشها به طریقی وجود دارد . اما آنچه در مدیریت بر مبنای ارزشها پر رنگ تر می شود، نظام مند شدن این کار است . در واقع ارزشهای اساسی مشترک به عامل های کلیدی موفقیت تبدیل می شوند و ساختار اهداف را به عنوان واسطه های ابزاری تعیین می کنند.
(دولان و گارسیا، ترجمه وحیدی مطلق و ملکی فر، 2005)


جمع بندی
دراین مقاله سعی شد جایگاه مدیریت بر مبنای ارزشها و تاثیرات آن بر سازمانها تبیین شود. همان طور که تبیین شد، این رویکرد یکی از الزامات بقا و ماندگاری بنگاههای اقتصادی در شرایط بحرانی، پیچیده و رقابتی امروزهستند و می تواند مسیر موفقیت سازمانهای امروزی را هموار سازد. سیستم باورها و ارزشهایی که در سازمان های قرن بیستم کارایی داشت، در سازمان
های امروزی کارایی لازم را ندارد . لذا با توجه به حساسیت ها و پیچیدگی هاو الزامات فعلی محیط کسب و کار این رویکرد راهگشا خواهد بود.

 

فهرست مأخذ

1) Chippendale , paul (2004) , MBV Management By Values ,
http : //www.minessence.net/ezines/ezine 19.htm
2) شيمون ال . دولان و سالوادور گارسيا، مديريت بر پايه ارزش ها در هزاره نوين، ترجمه وحيد وحيدي مطلق، عقيل ملکي فر (1384)، سايت انديشکده وحيد، www.jila.net/vahid

 

منبع : ماهنامه تدبیر - سال هفدهم - شماره 175

 

  کلید هدایت               

توصیه های اخلاقی پیامبر اکرم (ص) به جوانان

پدید آورنده : محمدهادی سجادی

 

فرصت جوانی

جوانی فرصتی ناپایدار است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر غنیمت شمردن دوران جوانی، بسیار تأکید داشت و می فرمود: اِغتَنِم خَمْسا قَبْلَ خَمْسٍ شَبابُک قَبْلَ هَرمِکَ؛ پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت شمر، جوانی را قبل از پیری.

زما آنچه شد و آن نیابیم باز

جوانی است، چون پیری آمد فراز

اسدی طوسی

نعمت جوانی، بسیار گران بهاست و در قیامت نیز از این موهبت پرسیده می شود. رسول اللّه صلی الله علیه و آله در این مورد می فرماید:

لا تَزُولُ قَدَمَا الْعَبْدِ یَوْمَ القیامَةِ حَتَّی یُسْأَلُ عَن شَبابِهِ فیما اَبْلاه.

هنگامی که انسان در روز قیامت حاضر می شود، از جوانی اش سؤال می شود که چگونه آن را سپری کرده است.

بودم جوان که گفت مرا پیر و استاد

فرصت غنیمت است نباید ز دست داد

سعدی

جوانی نعمتی زودگذر است و تباه ساختن آن، چیزی جز اندوه و پشیمانی را برای دوران پس از آن، بر جای نمی گذارد. از پیامبر رحمت نقل است: تَرْکُ الْفُرَصِ عُصَصٌ؛ از دست دادن فرصت، اندوهبار است.

روزگار جوانی، فرصتی جبران ناپذیر است. از این رو، بی اهمیتی به گذشت ساعت ها و روزهای این دوره روا نیست، بلکه آراستن لحظه های بی نظیر آن با تلاش و فعالیت، آینده ای روشن و موفقت آمیز را به ارمغان خواهد آورد. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

اِنَّ للّه مَلِکٌ یَنزِلُ فی کُلِّ لَیْلَةٍ وَ یُنادی یا أَبْناءَ الْعِشرین! جدُّوا وَ اجْتَهدِوا.

پروردگار فرشته ای دارد که هر شب فرود می آید و بانگ می زند، ای بیست ساله ها! تلاش و جدیت کنید.

جمله که بینی همه دارد عوض

وز عوضش هست میسر غرض

آنچه ندارد عوض ای هوشیار

عمر عزیز است، غنیمت شمار

شیخ بهایی

روزگار جوانی، در حقیقت نسیم رحمتی است که بهره گیری و قدردانی از آن، آثار ارزنده ای دارد. پس بر ماست که پیام رسول اللّه صلی الله علیه و آله را از یاد نبریم که فرمود:

اِنّ لِرَبِّکُمْ فی أیامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ، اَلا فَتَعَرَّضُوا لَها.

در ایام زندگی تان، نسیم های رحمتی می وزد، مراقب باشید، خود را در معرض آن قرار دهید.

گفت پیغمبر که نفحت های حق

اندرین ایام می آرد سبَق

گوش و هُش دارید این اوقات را

در رُبایید این چنین نَفْحات را

نفحه آمد مر شما را دید و رفت

هر که را می خواست، جان بخشید و رفت

نفحه دیگر رسید، آگاه باش

تا از این هم وانمانی خواجه تاش

مولان

اساسا در جوانی دری به سوی صاحبان آنان گشوده می شود که چند صباحی بیش بر روی پاشنه نمی چرخد؛ چرا که از این درب، تنها جوان است که می تواند با سرعت و دقت وارد و خارج شود. بنابراین، باید در زمان خود با وارد شدن به این در، از ذخیره های موجود بهره گرفت. رسول گرامی روایت می کند:

مَنْ فُتِحَ لَهُ بابٌ مِنَ الْخَیرِ، فَلْیَنْتَهِزْهُ، فَإِنَّهُ لا یَدری مَتَی یُغْلَقُ عَنْه.

هر کس که برای او در خیر و نیکویی گشوده شد، آن را غنیمت شمارد؛ چرا که او نمی داند کی آن را بر او می بندند.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله بیشتر مردم را در استفاده از وقت های باارزش عمر غافل می داند و روش درست بهره گیری از ساعت های زندگی، در نظر آن حضرت این چنین است:

ای مردم! حقا که راه های روشنی دارید، پس سوی راه های روشن خویش روی نهید و حقا که حد و حدودی دارید، پس سوی حد و حدود خویش روی نهید. بدانید که مؤمن بین دو حَذَر در عمل است؛ بین اجلی که گذشته است، نمی داند که خداوند در آن چه می کند و بین اجلی که باقی مانده است و نمی داند که خداوند در آن چه حکم می کند. پس باید بنده مؤمن، از نفس خویش برای خویش و از دنیای خویش برای آخرت خویش و در جوانی، قبل از پیری و در زندگانی، قبل از مرگ بهره گیرد.

گُهر وقت بدین خیرگی از دست مده

آخر این دُرّ گرانمایه بهایی دارد

پروین اعتصامی

 

پیام متن:

1. استفاده بهینه از فرصت های زودگذر جوانی.

2. حسرت و پشیمانی، ثمره از دست دادن لحظه های گران بها.

 

امیدواری

امید، مانند چراغ فروزانی است که خانه وجود آدمی را سرشار از نور و روشنایی می کند. در گنجینه گفتار معصومان، ناامیدی بزرگ ترین مصیبت و سرچشمه هلاکت شمرده شده است. وصی رسول اللّه صلی الله علیه و آله می فرماید: لِلْخائِبِ الآیِس مَضَضُ الْهَلاکِ؛ برای ناامید، تلخی و درد و هلاکت است.

کوی نومیدی مرو، اُمیدهاست

سوی تاریکی مرو، خورشیدهاست

مولانا

پیامبر اسلام، امید را رحمت الهی می داند و می فرماید: امید و آرزو، رحمتی است برای پیروان من. اگر امید نمی بود، هیچ مادری فرزند خود را شیر نمی داد و هیچ باغبانی درختی را نمی نشاند.

خداوند در کتاب گهربار آسمانی، با تأکید بر ناامید نشدن از رحمت الهی، انسان های امیدوار را این گونه می ستاید:

فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحًا وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا. (کهف: 110)

پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد، باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش شریک نسازد.

پروردگار مهربان، افراد امیدوار را پرنشاط و مشمول رحمت الهی می بیند، آنجا که در قرآن بیان می کند:

آنان که ایمان آورده و کسانی که هجرت و در راه خدا جهاد کرده اند، آنان به رحمت خدا امیدوارند و خداوند آمرزنده مهربان است. (بقره: 218)

با الهام از آموزه های دینی درمی یابیم، دنیای جوان متدین، باامید زیباست و اراده پاک و پیشرفت او، مرهون ارج گذاری به این عطیه الهی در قلب تپنده او خواهد بود.

 

پیام متن:

1. زندگی با روح لبریز از امید، زیباست.

2. افسردگی و یأس، خودکشی روحی آدمی است.

 

دانش جویی

علم گنجینه پربها، چراغ عقل و چشمه همیشه جوشان فضیلت و اساس هر نیکی است. علم و دانش، در اسلام جایگاهی بس والا دارد و قرآن، دانش جویی را امتیاز آدمی برمی شمارد و می فرماید: هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ. (زمر: 9)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز برای دانشجو منزلتی بزرگ را مژده می دهد:

مَنْ کانَ فی طَلَبِ العِلْمِ کانَتِ الجَنَّةُ فی طَلَبِه؛ هر کس که در جست وجوی دانش باشد، بهشت در جست وجوی او برمی آید.

جوانی، بهار دانش آموزی است و زمینه فراگیری در این دوران به قدری فراهم است که حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: مَنْ تَعَلَّمَ فی شَبابِهِ کان بِمَنْزَلَةِ الرَّسْمِ فی الحَجَرِ؛ فراگیری دانش در جوانی، به نقشی ماند که بر سنگ ترسیم شده باشد.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، در کلامی پربار هوشمندان و خردمندان امت خود را چنین توصیه می کند:

اَرْبَعةٌ تَلزِمُ کُلَّ ذی حِجی و عَقْلٍ مِنْ اُمَّتِی: اِسْتِماعُ العِلمِ وَ حِفظِهِ و نَشْرِهِ و العَمَلِ به.

چهار چیز است که هر باهوش و خردمندی از امت من، باید به آن پای بند باشد: شنیدن، حفظ کردن، انتشار و عمل به دانش.

حضرت علی علیه السلام نیز در رهمنودی گران بار به جوانان می فرماید:

اَولَی الاشیاء اَن یَتَعَلِّمُهَا الاحادیث، اَلاَشیاءَ التّی اِذا صارُوا رِجالاً احتاجُوا اِلیها.

بهترین مطالبی که شایسته است جوانان یاد بگیرند، چیزهایی است که در بزرگ سالی مورد نیازشان باشد و بتواند در زندگی اجتماعی، از آموخته های دوران جوانی خود استفاده کند.

ز دانش زنده مانی جاودانی

ز نادانی نیابی زندگانی

بود پیدا بر اهل علم اسرار

ولی پوشیده گشت از چشم اغیار

ناصر خسرو

 

پیام متن:

جوانی بهار دانش جویی است و فراگیری علم در این ایام، مانند حک کردن نقش بر سنگی است.

 

کار و تلاش

جوانی با کار و فعالیت مفهومی دیگر می یابد. در پرتو تلاش، روحیه خودباوری در جوان افزایش می یابد و آنان را برای پذیرش مسئولیت های بزرگ اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آماده می سازد. پیامبر اسلام همگان را به کار متناسب با روحیه خویش فرامی خواند و می فرماید:

اِعْمَلوا فَکُلٌّ مُیَسَّرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ.

همه شما کار کنید، ولی متوجه باشید که هر کس برای کاری آفریده شده است و آن را به سهولت انجام می دهد.

همچنان که سهل شد ما را حَضَر

سهل شد هم قوم دیگر را سَفَر

آن چنان که عاشقی بر سروری

عاشق است آن خواجه بر آهنگری

هر کسی را بهر کاری ساختند

میل آن را در دلش انداختند

مولان

رسول اللّه صلی الله علیه و آله همواره نگاه تحسین برانگیزی به جوانان پرتلاش داشت. در حکایتی آمده است:

روزی آن حضرت با یاران خود نشسته بود، جوان توانا و نیرومندی را دید که اول صبح به کار و کوشش مشغول شده است. کسانی که در محضر پیامبر بودند، سخن به کنایه گشودند و گفتند: این جوان اگر توان خود را در راه خدا به کار می انداخت، سزاوار ستایش بود! رسول خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ آنان فرمود: این سخن را نگویید. اگر این جوان برای معاش خود کار می کند که در زندگی محتاج دیگران نباشد و از مردم بی نیاز شود، با این عمل در راه خدا قدم برمی دارد. همچنین، اگر کار می کند تا زندگی والدین ضعیف یا کودکان ناتوان را تأمین کند و از مردم بی نیازشان گرداند، باز هم به راه خدا می رود. ولی اگر کار می کند تا با درآمد خود بر تهی دستان مباهات کند و بر ثروت و دارایی خود بیفزاید، او به راه شیطان رفته و از صراط حق منحرف شده است.

از سوی دیگر جوانی که به کار و کوشش اشتیاق نشان نمی دهد و همواره به بیکاری روزها را می گذراند، نزد خدا جایگاهی ندارد؛ چرا که: اِنّ اللّه َ یُبغِضُ الشّابَ الفارِغَ؛ خداوند جوان بیکار را دوست نمی دارد.

حضرت موسی بن عمران، از خداوند پرسید: پروردگارا، کدام یک از بندگانت نزد تو بیشتر مورد بغض و خشم است؟ فرمود: آن که شب ها چون مرداری در بستر می خوابد و روزها را به بیهودگی و تنبلی می گذراند.

تن آسایی و تنبلی دور کن

بکوش و ز رنج تنت سور کن

که اندر جهان گنج بی رنج نیست

کسی را که کاهل بود گنج نیست

فردوسی

حضرت محمد صلی الله علیه و آله یکی از یاران خود را دید، پرسش هایی از وی کرد و او همه را پاسخ داد. سپس پرسید: شغلت چیست؟ گفت: بیکارم! حضرت فرمود: سَقَطَ مِن عَینی؛ از چشم من افتادی.

گفت پیغمبر که بر رزق ای فتی

در فرو بسته است و بر در قفل ها

جنبش و آمد شدِ ما و اکتساب

هست مفتاحی بر آن قفل و حجاب

بی کلید این در گشادن راه نیست

بی طلب نان سنت اللّه نیست

مولوی

 

پیام متن:

1. توصیه اسلام، به کار و تلاش متناسب با انگیزه و توان جوانان.

2. نگاه تحسین برانگیز پیامبر بر جوانان شاغل و بی توجهی ایشان به جوانان گریزان از کار و فعالیت.

 

انس با خدا

دل آدمی، حریم خداست و غیراز او زیبنده این جای گزینی نیست. امام صادق علیه السلام می فرماید: اَلقَلْبُ حَرمُ اللّه ِ فَلا تُسْکِنْ حَرَمَ اللّه ِ غَیرَ اللّه ِ؛ دل آدمی حریم خداست، غیر خدا را در حریم اللّه جای مده.

پس رواق خانه دل را باید با یاد محبوب آراست. آنچه بیش از هر چیز برای جوان واجب است، جهت دادن درست به فطرت هاست. اگر دل جوان به وحدانیت پروردگار ایمان آورد، نور الهی بر خانه دل او می تابد و آن را درخشان و آسمانی می سازد. بی گمان برای خلوت و انس با خدا، جوانی بهترین لحظه هاست:

جوانا ره طاعت امروز گیر

که فردا جوانی نیاید ز پیر

فراغ دلت هست و نیروی تن

چو میدان فراخ است گویی بزن

سعدی

اوج بندگی و طاعت، در دوستی با خداست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از آرزو و دعای داوود چنین حکایت می کند:

خداوندا! من از تو، دوستی تو را و دوستی کسی که تو را دوست دارد و کاری که مرا به دوستی تو می رساند، می خواهم.

خداوندا! دوستی خودت را برای من، از وجودم، خانواده ام و از نعمت هایی چون آب خنک محبوب تر قرار ده.

درِ دوستی اگر گشوده شود، محبت دو سویه شکل می گیرد و چه زیبا منادی رحمت و مودت، در کلامی از خالق مهربان، در این باره می فرماید:

چون بنده ای دیدار مرا دوست بدارد، دیدارش را دوست می دارم. اگر در خلوت یادم کند، در خلوت یادش می کنم. چون در میان گروهی یادم کند، در میان گروهی بهتر یادش می کنم. چون یک وجب نزدیک تر شود، یک ذراع به او نزدیک می شوم و چون یک ذراع به من نزدیک شود، یک باع (به اندازه دو بازوی انسان) به او نزدیک می شوم.

نشانه دوستی و محبت، یاد محبوب است، به گونه ای که همواره و در همه حال، نام و ذکر او در وجود آدمی نقش می بندد: عَلاقَةُ حُبِّ اللّه ِ تَعالی حُبُّ ذِکْرِ اللّه ؛ نشانه دوستی خدای متعال، دوستی ذکر و یاد خداست.

حضرت محمد صلی الله علیه و آله مردمان را بر مناجات و خلوت با خدا فرا می خواند. خود بدان مأنوس بود و دیگران را نیز همواره به این خلوت عطرآگین رهنمون می ساخت:

گفت پیغمبر که چون کوبی دری

عاقبت زان در برون آید سری

چون نشینی بر سر کوی کسی

عاقبت بینی تو هم روی کسی

مولوی

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل است:

اِذا اَحَبَّ اَحَدُکُمْ اَنْ یَحدِثَ رَبَّهُ فَلْیَقْرَءِ القُرآنَ.

چون کسی از شما دوست بدارد که با پروردگارش سخن بگوید، قرآن بخواند.

جوانی که روزهایش را با ذکر نام خدا می گذراند و لذت مناجات و سخن با خدا را بر لذت های زودگذر ترجیح می دهد، افزون بر تأثیر روحانی، از پاداش بسیاری نیز بهره مند خواهد شد. پیامبر مهربانی می فرماید:

ما مِن شابٍّ یَدَعُ لِلّه الدُّنیا وَ لَهْوَها و اَهرَمَ شَبابَهُ فِی طاعَةِ اللّه ِ اِلاّ اَعْطاهُ اللّه اَجْرَ اِثْنَیْنِ و سَبعینَ صِدِّیقا.

جوانی که به خاطر خدا از دنیا و سرگرمی های آن رو بگرداند و جوانی خویش را در طاعت پروردگار به پیری رساند، خداوند به او پاداش هفتاد و دو صدیق عطا فرماید.

همچنین، در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم:

سَبْعَة یُظَلِّلُهُمُ اللّه ُ فی ظِلِّه یومٌ لاظِلَّ اِلاّظِلُّهُ... شابٌّ نَشَأَ فی عِبادَةِ اللّه ِ.

خداوند در رستاخیز هفت نفر را در زیر سایه خود قرار خواهد داد... جوانی که جوانی اش را در عبادت خدا بگذراند.

 

پیام متن:

1. آرامش حقیقی در پرتو انس و یاد خداست.

2. ذکر و یاد خدا، توجه و عنایت الهی به بنده خوب خود را به همراه دارد.

3. جوان عابد در دنیا و آخرت، در سایه رحمت خداوند قرار دارد.

 

گناه گریزی

سعادت جوان، در گرو گریز از گناه و حفظ حریم پاک جوانی است. سلامت دوران جوانی بیش از هر چیز، با پرهیز از زشتی های گناهان فراهم می شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با زشت خواندن گناه، به تمثیل آن پرداخته و فرموده است:

عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمِی من الطَّعامِ مخافَةَ الدّاءِ کَیْفَ لا یَحتمی مَنَ الذُّنُوب مَخافَةَ النّارِ.

در شگفتم از کسی که از بیم درد، از غذا پرهیز می کند؛ پس چگونه است که از ترس آتش، از گناهان نمی پرهیزد.

ترک گناه و مبارزه با نفس، جوان را فرشته خو می سازد؛ چنان که رسول اللّه صلی الله علیه و آله در کلامی راهگشا فرمود که خداوند خطاب به جوان گریزان از شهوت های نفس می فرماید:

یَقُولُ اللّه ُ: اَیُّها الشّابُّ التّارِکُ شَهْوَتَهُ فِیَّ المُبْتَذِل شَبابَهُ! اَنْتَ عِنْدی کَبَعضِ ملائِکتی.

ای جوانی که شهوت های خود را در راه من ترک گفته ای؛ آن شهوت هایی که جوانی را به ابتذال می کشاند، بدان که تو در پیشگاه من، همانند بعضی از فرشتگانم هستی.

حساب رسی و دقت در رفتار، آدمی را در کنترل نفس و دوری از گناه، یاری می دهد. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:

حاسِبُوا اَنفُسَکُم قَبْلَ اَن تُحاسَبُوا وَزِنوها قَبْل أنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرضِ الأَکْبَرِ.

پیش از آنکه به حساب شما برسند، خود به حساب خویش برسید و قبل از آنکه مورد سنجش قرار گیرید، خویشتن را بسنجید و خود را برای بزرگ ترین امتحان آماده سازید.

زان روز بترس کاندرو پیدا

آید همه کارهای پنهانی

زان روز که هول او بریزاند

نور از مه و زآفتاب رخشانی

ناصر خسرو

آدمی همواره در محضر خداست و از سوی دیگر، اعمال او بر پیامبر و ائمه علیهم السلام عرضه می شود. پیامبر در هشداری به اباذر، فرمود:

یا اباذر! لا تَنْظُرْ اِلَی صِغَرِ الخَطیئَةِ ولکِنْ اُنْظُرْ اِلَی مَن عَصَیْتَ.

ای اباذر، به کوچکی گناه نگاه مکن، بلکه به آن کسی بنگر که او را نافرمانی کرده ای.

مرد بیماری از مقابل پیامبر و اصحابش گذشت. بعضی از یاران، آن مرد را دیوانه خطاب کردند! رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ضمن اشاره به بیمار بودن آن رهگذر، چنین فرمود: دیوانه آن مرد و زنی است که جوانی خویش را در غیر فرمان برداری خدا، هدر داده باشد.

آن حضرت با زشت شمردن گناه، همواره جوانان را از نافرمانی خدا بازمی داشت و می فرمود:

مَنْ صَبَر عن مَعصیةِ اللّه ِ فَهُوَ کالمُجاهِدِ فی سَبیل اللّه .

کسی که در برابر معصیت صبر کند، مانند مجاهد در راه خداست.

ایشان در کلامی دیگر می فرماید:

هر کس کار زشت یا موقعیتی که به آن تمایل دارد، برای او پیش بیاید و از ترس خدا از آن دوری گزیند، خداوند آتش را بر او حرام می گرداند و او را از ترس بزرگ ایمن می دارد و به وعده ای که کتاب خدا به او داده، عمل خواهد کرد؛ آنجا که فرموده است: و لِمَن خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانٍ؛ کسی که از مقام پروردگارش بترسد، دو بهشت دارد.

ترک شهوت ها و لذت ها سخاست

هر که در شهوت فرو شد، برنخاست

این سخا شاخی است از سرو بهشت

وایِ او کز کف چنین شاخی بِهشت

عروة الوثقی است این ترک هوا

برکشد این شاخ جان را بر سما

مولوی

پیام متن:

1. جوان تارک شهوت ها، در ردیف فرشتگان الهی است.

2. بررسی و دقت در اعمال، یکی از عوامل ترک گناه است.

 

توبه، راهی به نور

افسار گناه، آدمی را به خواری و زنگار آن، دل را به تباهی می کشاند و رهایی از این تسلیم، در گرو بازگشتی مطمئن به سوی جاده نور و سلامت است. روزی حضرت محمد صلی الله علیه و آله به یاران خود فرمود: آیا شما را از درد و درمان تان آگاه نکنم؟ گفتند: چرا یا رسول اللّه ! ایشان فرمود: دردتان گناه است و درمان تان استغفار.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله طلب آمرزش از خدا را، وسیله رهایی از آسیب های نافرمانی و رنج های گناه می داند و جلای دل را در گرو استغفار برمی شمارد و می فرماید:

اِنَّ لِلقُلوبِ صَدْأٌ کَمَصْدَأ النُّحُاسِ فاجْلُوها بالِأِستغفار.

دل ها نیز مانند مس زنگ می گیرد، پس آن را با استغفار جلا دهید.

باید به سرعت از مسیر خلاف حق بازگشت و سر به آستان رحمت او سایید، در عین حال خداوند نیز همگان را این گونه به سوی خویش فرا می خواند:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّهِ. (حدید: 16)

آیا وقت آن نرسیده است که مؤمنان دل هایشان به یاد خدا خاشع گردد.

تو که می گویی که فردا، این بدان

که به هر روزی که می آید زمان

آن درختِ بَد جوان تر می شود

وین کَننده پیر و مضطر می شود

او جوان تر می شود تو پیرتر

زود باش و روزگار خود مبر

سال بیگه گشت و وقت کشت نی

جز سیه رویی فعلِ زشت نی

مولوی

هرچند توبه برای همه پسندیده است، تأکید آن به جوانان بیش از دیگران است. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل است: اَلتَّوبةُ حَسَنٌ ولکِنَّ فی الشَّبابِ اَحْسَنُ؛ توبه نیکوست، ولی در جوانی نیکوتر است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله از علاقه شدید خود به جوان پشیمان از گناه یاد می کند و می فرماید:

ما فِی الدُّنیا شَیْ ءٌ اَحَبُ اِلَی اللّه ِ عَزَّوجَلَّ مِنْ شابٍّ تائبٍ؛ هیچ چیز در دنیا نزد پروردگار، دوست داشتنی تر از جوان توبه کار نیست.

پروردگار توبه پذیر، آدمیان را به ترک گناه و دوری از نافرمانی از خود، فراخوانده است. در این میان جوانان، مخاطبان اصلی این پیغام الهی اند:

یَابْنَ آدَمَ! اِجْتَنِبْ ما حَرَّمْتُ عَلَیْکَ تکُنْ مِنْ أوْرَعِ النّاسِ.

ای پسر آدم! از آنچه بر تو حرام کرده ام، دوری کن، تا از پارساترین مردم باشی.

خنجر گناه، چشم دل را کور می کند و این کوردلی، به ناپاکی جسم و روح می انجامد؛ همان گونه که پیامبر فرمود: اِذا خَبَثَ الْقَلبُ خَبَثَ الْجَسَدُ؛ هرگاه دل آدمی ناپاک شد، جسم نیز ناپاک می شود.

جوانی از انصار، با عبداللّه بن عباس آمد و شد صمیمانه داشت. ابن عباس به دلیل تکریم بسیار این جوان، مورد گلایه شخصی قرار گرفت. آن فرد از جوان بدگویی کرد که او شب ها به قبرستان می رود و نبش قبر می کند!

ابن عباس شبی را در تعقیب جوان، راهی قبرستان شد و از دور او را نظاره می کرد. تا آنکه دید جوان وارد قبری که حفر کرده بود، شد و به ضجه و ناله پرداخت. آن جوان با خدای خود نجوا می کرد و با صدای بلند از حوادث پس از مرگ، همچون تنهایی در قبر، رسوایی قیامت و عذاب دوزخ می گفت و به شدت می گریست. جوان پس از این سخنان، از قبر خارج شد و بی درنگ ابن عباس به سوی او رفت و وی را در آغوش کشید و گفت: چه قبر کن خوبی هستی! گناهان خود را به خوبی نبش کردی و در پیشگاه خدا بدان اعتراف نمودی. امام سجاد علیه السلام آن گاه که سر به سجده می گذارد، چگونگی مناجات با خدا را به بندگان تائب می آموزد:

عُبَیْدُکَ بِفِنَائِکَ، مِسْکینُکَ بِفِنائکَ، فَقیرُکَ بِفِنائِکَ سائِلُکَ بِفِنائِکَ.

بنده تو در آستانه توست، تهی دست تو در آستانه توست، گدای تو در آستانه توست، خواهنده از تو، در آستانه توست.

این امام بزرگوار در سخنی دیگر می فرماید:

ای که می پذیری، درماندگانی را که در تاریکی دعا می کنند! ای زداینده سختی و بیماری و گزند، مهمانان تو همگی گرد خانه تو خوابیده اند و تو نمی خوابی! ای یکتای بی مانند، تو را می خوانم چنان که فرموده ای! الها و سرورا، تو را اطاعت کردم بنابر دستورها و برای توست که حجت خود را ظاهر سازی؛ مگر اینکه بر ما رحم کنی و عفو نمایی. پس فرمود: الها و سرورا! نیکی ها تو را خشنود می سازد و گناهان، ضرری به تو نمی زند. پس مرا ببخش و از من درگذر، از آن چیزهایی که به تو ضرر نزده است.

 

پیام متن:

1. دعوت پروردگار به ترک گناه و دوری از نافرمانی.

2. شتاب در بازگشت به سوی خدا، به ویژه در دوران جوانی.

3. خداوند، جوان توبه کار را دوست دارد.

 

 منبع : نشریه طوبی - مرداد 1385، شماره 8، ، صفحه 153

 

دانستنیها                          

"عرصه سایبر" تهدید جدی امنیت ملی حاکمیت‌ها

 

درباره فضای سایبر چه می‌دانید؟ عرصه پنجم نبردها دارای چه ویژگی‌هایی است؟ چه ارتباطی میان امنیت ملی و فضای سایبر وجود دارد؟ جنگ سایبری چگونه خواهد بود؟ برای روشن شدن این سوالات با گزارش ویژه مشرق همراه شوید....

از ظهور کلمه فضای سایبری نزدیک به چهل سال می‌گذرد و در طول این مدت، دانشگاهیان، نظریه‌پردازان و استراتژیست‌ها بر چگونگی بروز درگیری در این حوزه جدید متمركز بوده‌اند. با این حال هنوز هم در مورد ویژگی‌های متفاوت آن، كه در آینده باید انتظار آنها را داشته باشیم.

با توجه به ورود فضای سایبر به تمامی عرصه‌های زندگی افراد از موضوعات علمی گرفته تا کار، سرگرمی، اقتصاد، آموزش و ارتباطات، در صورتی که مهاجم بتواند سرویس‌های اینترنتی را از کار بیاندازد، می‌تواند نارضایتی عمومی ایجاد کند که زمینه‌ساز براندازی نرم است.

در این نوشتار به دنبال تبیین فضای سایبر و ویژگی‌های آن، ارتباط میان فضای سایبر، جنگ سایبری و تهدید امنیت ملی كشورها را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

 

فضای سایبر چیست؟

فضای سایبر (Cyberspace) عبارتی است كه در دنیای اینترنت، رسانه و ارتباطات بسیار شنیده می‌شود؛ به نظر میرسد بكارگیری این اصطلاح در اینزمینه و برای ارجاع به امور فنی به آن رنگ و بویی صرفا فنی و مكانیكی داده باشد. ملاحظه دقیق‌تر این اصطلاح نشان می‌دهد كه این واقعیت، وجوه و جنبه های متنوعی از جمله خصلت های روانشناختی قابل توجه نیز دارد. در منابع موجود آمده است كه:واژه سایبر از لغت یونانی Kybernetes به معنی سكاندار یا راهنما مشتق شده است. نخستین بار این اصطلاح "سایبرنتیك" توسط ریاضیدانی به نام نوربرت وینر در كتابی با عنوان "سایبرنتیك و كنترل در ارتباط بین حیوان و ماشین"[1] در سال 1948 بكار برده شده است. سایبرنتیك علم مطالعه و كنترل مكانیزم ها در سیستم‌های انسانی، ماشینی (و كامپیوترها) است.

 

 

نوربرت وينر

 

سایبر پیشوندی است برای توصیف یك شخص، یك شی، یك ایده و یا یك فضا كه مربوط به دنیای كامپیوتر و اطلاعات است. در طی توسعه اینترنت واژه های تركیبی بسیاری از این كلمه سایبر بوجود آمده است كه به تعدادی از آنها اشاره میكنیم:‍ فضای سایبر (Cyberspace)، شهروند سایبر (Cybercitizen) ، پول سایبر (‍Cybercash)، فرهنگ سایبر (Cyberculture )، راهنمایی فضای سایبر ( CyberCoach ) ، تجارت سایبر ( Cyberbussines ) ، كانال سایبر ( Cyberchannel ) و ....

واژه "فضای سایبر" را نخستین بار ویلیام گیبسون نویسنده داستان علمی تخیلی در كتاب نورومنسر "Neuromancer" در سال 1984 به كار برده است.[2]

 

ويليام گيبسون
 
 
 
 
 

تبیین اجمالی مفهوم قدرت و فضای سایبر

بنابر ادبیات کلاسیک و مدرن سیاست، قدرت همواره در زمینه معنا می‌یابد و رشد سریع فضای سایبر زمینه‌ا‌ی جدید و مهم در سیاست جهان است. هزینه‌ی پایین ورود، گمنامی و نامتقارن بودن در آسیب‌پذیری، بدین معناست که بازیگران کوچکتر در فضای سایبر نسبت به حوزه‌های سنتی‌تر سیاست جهانی ظرفیت بیشتری برای اعمال قدرت سخت و نرم دارند. تغییرات بوجود آمده در اطلاعات همیشه تاثیر مهمی بر قدرت داشته‌اند، اما حوزه‌ی سایبر یک محیط مصنوعی جدید و غیرقابل پیش‌بینی است.

ویژگی‌های فضای سایبر برخی از اختلافات قدرت بین بازیگران را کاهش داده و بدین ترتیب مثال خوبی از پراکندگی قدرت را که ویژگی سیاست جهانی در قرن حاضر است، به نمایش می‌گذارد. قدرت‌های بزرگ نخواهند توانست به اندازه‌ی حوزه‌هایی چون دریا و خشکی بر این حوزه مسلط شوند. نکته‌ی دیگری که فضای سایبر بر آن تاکید می‌کند این است که پراکندگی قدرت به معنای برابری قدرت یا جایگزینی دولت‌ها به عنوان قدرتمندترین بازیگران سیاست جهانی نیست.[3]

جوزف نای پدر قدرت نرم درباره فضای سایبر میگوید: قدرت بر اساس منابع اطلاعاتی چیز جدیدی نیست؛ اما قدرت سایبری حرف جدیدی به همراه دارد؛ تعاریف متعددی برای فضای سایبر وجود دارد اما عموما "سایبر" پیشوندی است که معنای فعالیت‌های مرتبط با کامپیوتر و الکترونیک را می‌رساند. بر اساس یکی از تعاریف، "فضای سایبر یک حوزه‌ی عملیاتی است که به منظور بهره‌برداری از اطلاعات از طریق سیستم‌های به هم پیوسته و زیرساخت یکپارچه‌ی آنها، با استفاده از علم الکترونیک شکل گرفته است." قدرت به زمینه بستگی دارد و قدرت سایبری به منابعی که قلمرو فضای سایبر را شکل می‌دهند.[4]

 

دکتر جوزف نای

 

اظهارات جوزف نای درباره قدرت نرم و فضای سایبر

 

تازگی فضای سایبر و پیچدگی فهم روابط موجود در این فضا

بعضی وقت‌ها فراموش می‌کنیم که فضای سایبر تا چه حد تازگی دارد. در سال 1969، وزارت دفاع تحت پروژه‌ی ARPANET شروع به اتصال محدود چند کامپیوتر کرد، و در سال 1972 کدهای تبادل داده‌ (TCP/IP) ایجاد شدند تا یک اینترنت اولیه را که قادر به مبادله‌ بسته‌های اطلاعات دیجیتال باشد، تشکیل دهند.

 

نمایی از ARPANET

 

سیستم نام دامنه‌ آدرس‌های اینترنتی در سال 1983 شروع شد و اولین ویروس‌های کامپیوتری در حدود همان زمان بوجود آمدند. شبکه‌ی جهانی (World Wide Web) در سال 1989 آغاز به کار کرد؛ معروفترین موتور جستجو، یعنی گوگل، در سال 1998 تاسیس شد و دایرة‌المعارف منبع باز ویکیپدیا در سال 2001 آغاز به کار کرد. در اوخر دهه‌ی 1990 شرکت‌های تجاری استفاده از فن‌آوری جدید را آغاز کردند تا تولید و فروش را در زنجیره‌های پیچیده‌ی تامین جهانی تغییر دهند. پهنای باند و مزارع سرور برای پشتیبانی از "پردازش ابری" ، که طی آن شرکت‌ها و افراد می‌توانند داده‌ها و نرم‌افزارهایشان را در وب ذخیره کنند، تنها همین اواخر بوجود آمده‌اند ICANN (شرکت اختصاص اسامی و شماره‌ها در اینترنت) در سال 1998 بوجود آمد، و دولت آمریکا تنها از ده سال پیش توسعه‌ی طرح‌های ملی جدی برای امنیت سایبری را آغاز کرده است. در سال 1992، تنها یک میلیون کاربر اینترنت وجود داشت؛ طی 15 سال این رقم به یک میلیارد رسید. در همان اوایل، طرفداران آزادی اندیشه اعلام کردند که "اطلاعات می‌خواهد آزاد باشد" و اینترنت را به عنوان پایان کنترل حکومت‌ها و "مرگ فاصله‌" ترسیم کردند. در عمل، حکومت‌ها و قلمروهای جغرافیایی هنوز نقش مهمی ایفا می‌کنند، اما پراکندگی قدرت چیزی است که در این حوزه بارز است.[5]

با توجه به رشد روز افزون کاربران سایبری و عدم شناسایی کاربران در این فضا و همچنین حرکت جهان به سمت استفاده فراگیر از تکنولوژی سایبر در کنار دیگر ویژگیهای فضای سایبر، عملا زمینه تغییر رقابتهای دو طرفه وحتی چند طرفه از زمین، هوا، دریا و حتی فضا، به سمت عرصه پنجم رقابت سوق پیدا میکند، لذا جنگ سایبری یا نبرد مجازی[6] در این صورت اهمیت پیدا می کند.

 

 

نمونه ‌هایی از نگرانی و تلاش آمریکا برای بدست آوردن امنیت فضای سایبر

اگر چه ایالات متحده مبدع اولیه فضای اینترنت بوده است و هنوز جای این سوال باقی است که چرا ایالات متحده اقدام به گسترش اینترنت در عرصه جهانی کرده است، لکن با توجه به حجم گسترده داده در این فضا، به نظر میرسد ایالات متحده نیز یکی از طرفهایی باشد که در عرصه پنجم نبردها، ضربه پذیر و قابل نفوذ باشد و تا حدودی رصد و یا نظارت بر فضای سایبر از کنترل آمریکا خارج شده است.

با توجه به پراکندگی قدرت و بهم خوردن توازن قدرتها در فضای سایبری، دیگر بزرگ یا کوچک بودن طرفهای درگیر در فضای سایبر مهم نبوده و تنها تخصص، هوش، خلاقیت در استفاده از فضای سایبر مورد استفاده قرار میگیرد؛ از همین رو، قرارگاه سایبری آمریکا به دنبال اهمیت فضای سایبری تشکیل میشود تا با آموزش نیرو در سطوح مختلف سنی، برای آیندهای نه چندان دور آمادگیهای لازم برای مقابله با تهدید سایبری را کسب کند.

"قرارگاه فرماندهای سایبری آمریکا" (USCYBERCOM) یکی از قرارگاه‌های فرعی نیروهای نظامی آمریکا است که زیر نظر "قرارگاه فرماندهی استراتژیک آمریکا" (USSCOM) فعالیت می‌کند. در 23 ژوئن 2009، رابرت گیتس (Robert Gates)، وزیر دفاع وقت، به فرمانده قرارگاه استراتژیک آمریکا دستور تأسیس قرارگاه سایبری را داد.

 

 

اعلام تشكيل قرارگاه سايبری آمريكا

این قرارگاه در مجموعه "فورت‌ مید" (Fort Meade) مریلند واقع شده و فرماندهی آن بر عهده ژنرال کیث بی. الکساندر است. قابل ذکر است که این قرارگاه در ساختمان "آژانس امنیت ملی آمریکا" (NSA) قرار داشته و فرمانده آن به طور همزمان ریاست آژانس امنیت ملی را نیز برعهده دارد.[7]

 

 

سازمان فورت‌ مید

 

ژنرال الکساندر از سال 2005 ریاست آژانس و از سال 2010 نیز به عنوان فرمانده قرارگاه سایبری منصوب گشت. قرارگاه سایبری فرماندهی عملیات‌های فضای مجازی را متمرکز کرده، منابع سایبری موجود را سازماندهی نموده، دفاع از شبکه‌های نظامی آمریکا و نیز تهاجم به شبکه‌ها کشورهای دیگر را هماهنگ می ‌کند.

 

ژنرال کیث بی. الکساندر

 

در همین راستا، استراتژی جدید آمریکا نیز در فضای سایبر در سال 2011 منتشر می شود و وزارت دفاع آمریکا به بازتعریف فضا و تهدید سایبری پرداخته است.

 

 

این راهبرد، آمریکا را ملزم میکند، در صورت بروز هرگونه تهدید سایبری از جانب هر کشوری، پس از برآورد سایر گزینه ها از تمام ظرفیت قدرت نظامی خود علیه کشور تهدید کننده استفاده کند؛ از سوی دیگر، تشکیل سازمانها و مؤسسات علمی دیگر همچون یارپا و دارپا نیز، از دیگر تلاشهای آمریکا برای مقابله با تهدیدات سایبری است.

بخش تحقیقات فنی وزارت دفاع آمریكا موسوم به آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی (DAPRA) هم ‌اكنون در حال تكمیل پروژه میدان سایبری ملی است: ماكت اینترنتی برای شبیه‌سازی جنگ و اطلاعات سایبری. پروژه میدان سایبری با هدف آزمایش تاكتیك‌ها و تكنیك‌های جدید از طریق بازیهای جنگ سایبری و نیز آموزش نیروهای سایبری طراحی شده است. ضمناً، راهبرد جدید مستلزم توسعه سلاح‌ها و ابزارهای سایبری جدید از قبیل ویروس‌های غیرفعال‌، برجهای دیده‌بانی سایبری و غیره است.[8]

(IARPA) " فعالیت پروژه های تحقیقات پیشرفته اطلاعات " نیز به عنوان بازوی اطلاعاتی در خدمت دارپا و وزارت دفاع امریکا به دنبال جمع آوری و تحلیل داده ها در سطوح مختلف از جمله فضای سایبری است.[9]

 

 


 

 

تمام این اقدامات، تنها گوشه ای از فعالیت های ایالات متحده امریکا در راستای بالا بردن امنیت، دفاع و مقابله با تهدیدات سایبری است.

 

 

جنگ سایبری چیست؟

در طول تاریخ، جنگ به انواع گوناگونی دسته‌بندی و طبقه‌بندی شده است. انواع جنگ و تركیب دیگر مفاهیم با آن، برای خلق یا تعریف پدیده‌ای جدید در عرصه منازعات انسانی، چنان گسترش یافته است كه رسیدن به دریافتی مناسب از همه آنها بر اساس تنها یك نگرش خاص یا یك زاویه دید معین، بعید به نظر می‌رسد

در كنار انواع نبردهای كلاسیك و مدرن و با تسهیل روش‌های ارتباطات و بالا رفتن ارزش اطلاعات نسبت به قبل، دستیابی، حفاظت و حتی تغییر در اطلاعات حریف، سبب تغییراتی در راهبردها و روش‌های جنگی شده است، جنگ اطلاعات بدون نیاز به زمینه‌های قبلی در جنگ كلاسیك همچون زمین، هوا و دریا، تنها به دنبال كسب سه عامل بالاست و از هر وسیله‌ای برای رسیدن به هدف خود بهره می‌برد.

 با توجه به شكل گیری جنگ اطلاعات و از سوی دیگر، ایجاد فضای مجازی یا فضای سایبر، عملا فضای سایبر به عنوان عرصه پنجم نبردها تعیین شده و جنگ اطلاعاتی بیشتر در این فضا در جریان است؛ با توجه به ویژگی‌های فضای سایبری (كم هزینه بودن، تبادل سریع اطلاعات، ناشناس بودن كاربر سایبری و...) عملا فضای سایبری در كنار كمك به عصر ارتباطاتف تهدیدی جدی روبروی امنیت ملی حكومت‌ها تلقی می‌شود و كشوری همچون آمریكا به دلیل رشد در عرصه فناوری اطلاعات و گره زدن خود با امكانات فضای سایبر، عملا تهدیدات سایبری را جدی گرفته و حمله سایبری را در حكم حمله نظامی دانسته و اعلام می‌كند به صورت جنگ سخت با تهدیدات سایبری برخورد خواهد كرد.

 

 
تبليغی درباره جنگ سايبری
 

فارق از اینكه راهبرد سایبری آمریكا تا چه اندازه تبلیغاتی، روانی و یا جدی است، توجه به ویژگی‌ها، نكات مثبت و تهدیدات فضای سایبری برای كشوری همچون جمهوری اسلامی ایران بسیار مهم جلوه می‌كند، با وجود ورود اینترنت به ایران، با توجه به رشد فناوری ارتباطات و كاربران سایبری در سراسر كشور، ایران برای ورود كامل به عرصه سایبری چند قدمی فاصله داردغ لذا به نظر می‌رسد قبل از مواجهه با تهدیدات سایبری، می‌بایست خود را از هر جهت بیمه كرده و برای مقابله با تهدیدات سایبری اماده شود.

 


 

 

مسئله امنیت ملی

در یک نظام سیاسی، وظیفه دولت تامین امنیت ملی است. در واقع، برآیند تمامی وظایف و کارکردهای دولت در یک نظام سیاسی، تامین امنیت ملی به مفهوم امنیت تمامی افراد جامعه است. بنابراین می توان گفت که دولت، کارخانه ای است که محصول آن، امنیت است و بر اساس برداشت و تعریفی که از آن دارند، سیاست ها و راهبردهای خاصی را تدوین می کنند. بنابراین، اتخاذ یک سیاست امنیتی، مبتنی بر پیش فرض ها و انتظاراتی است که نخبگان سیاسی یک کشور در مورد امنیت ملی و موضوع و مصداق آن دارند. اینجاست که اهمیت نوع نظام سیاسی در تعیین موضوع و مصداق امنیت ملی مشخص می شود.

 

 

مسئله دنیای مجازی و فضای سایبر

 

با توجه به گستردگی و پیچده شدن و اهمیت فضای سایبری در جهان، ضرورت دارد قدرت برد استراتژیک و برد تاکتیکی نظام جمهوری اسلامی ایران در یک جنگ اطلاعاتی و سایبری بیش ار پیش افزایش یابد. بنابر این لازم است تا بسترهای لازم برای یک جنگ تمام عیار اطلاعاتی را به طور فزاینده تقویت نماییم و در مقابل برد استراتژیک و تاکتیکی دشمنان را در یک جنگ اطلاعاتی کاهش دهیم.

لازم است تا نظام جمهوری اسلامی به کمک نخبگان بتواند دکترین امنیتی خود را بطور جامع تر و با قبول حضور گسترده تر در فضای سایبر و جامع اطلاعاتی پی ریزی نماید. به نظر می‌رسد ایجاد سازمان پدافند غیر عامل و پلیس سایبری گامی مثبت لكن كوچكی است تا در عرصه فضای سایبر به منظور افزایش برد استراتژیک و راهبردی نظام، مسیری را به صورت پویا پی‌ریزی نماییم و مهمتر از همه خود در صدد آن براییم تا عمده ترین و بنیادی ترین نیازهای کاربران را در این فضا تولید و بازتولید نماییم.

هر چند این مسیر در میان بسیاری از نخبگان کشوری به انحاء مختلف پی ریزی شده است، اما سرعت فزاینده تحولات ما را بر آن خواهد داشت تا با جدیت و سرعت بیشتری به این امر همت گماریم. بدون تردید در حال حاضر، علم و تکنولوژی ای که روز به روز در کشورمان رو به شکوفایی خواهد رفت، قدرت ملی مان را در این عرصه نیز به تثبیت خواهد رساند. چرا که رسیدگی به افزایش سطح کیفی نیازهای کاربران از یک سو و تقویت پدافند غیر عامل در فضای سایبر از سوی دیگر، قدرت بخشی و قدرت افکنی ویژه ای را ترسیم خواهد کرد.

 

منابع :

[1] - http://www.livinginternet.com/i/ii_wiener.htm

[2] - http://www.williamgibsonbooks.com/books/books.asp

[3] - http://belfercenter.ksg.harvard.edu/files/cyber-power.pdf

[4] - http://www.project-syndicate.org/commentary/nye65/English

[5] - http://computer.howstuffworks.com/cyberwar.htm

[6] - Cyberwarfare or cyber War

[7] - http://en.wikipedia.org/wiki/United_States_Cyber_Command

[8] - /http://www.darpa.mil

[9] - http://www.iarpa.gov/whatis.html

 

منبع : www.jangnarm.com

 

  مباحث فرهنگی            

 سالروز تشکیل جهاد سازندگی - روز جهاد کشاورزی

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

"من از همه شما متشکر هستم و از این حس و تعاونتان خیلی حظ می ‏برم و خیلی هم خود من میل داشتم که بروم یک دفعه در این جهاد سازندگی خدمت کنم ."  امام خمینی (ره)

 

مقدمه

جهاد سازندگی نهادی است كه نطفه آن درانقلاب بسته شد ، در بستر انقلاب رشد كرد و همراه با نهال نوخاسته انقلاب به ثمر رسید. حدیث جهاد، حدیث انقلاب است و كارنامه سراسر جهاد و شهادت آن، نشان از تلاش و سخت كوشی جهاد گران دارد. دست پرتوان جهادگران ، بذر انقلاب را در دل محرومترین و مستضعف ترین قشر جامعه ، یعنی روستاییان ، كاشت و تیرآنان قلب بزرگترین دشمنان را نشانه گرفت.

جهاد گران گمنام و بی نشان در عرصه های تولید و نبرد تلاش كردند و شجاعانه در سخت ترین شرایط، بزرگترین موانع را از سر راه انقلاب اسلامی برداشتند. آنان مخلصانه و  با تمام وجود در جبهه های حق علیه باطل به یاری رزمندگان اسلام پرداختند و " سنگرسازان بی سنگر"  لقب گرفتند. جهاد سازندگی انسان هایی را پرورش داد كه قبل از شروع به سازندگی شروع به جهاد نفس كردند و در راه آبادانی و عظمت كشور انقلابی خویش در راستای اهداف اسلامی ، تمام سعی و تلاش خویش را به كار بستند و در این راه حتی از ایثار جان دریغ نورزیدند و خود را فدای مكتب خویش نمودند .

بعد از فرمان تاریخی امام خمینی در27 خرداد 1358 مبنی بر تشكیل جهاد سازندگی جهت رفع محرومیتها و تلاش برای آبادانی كشور، جهاد به منظور فراهم ساختن نهضتی همه جانبه در جهت مبارزه با فقر، اقدام به محرومیت زدایی، توسعه و عمران روستاها و در یك كلام، حركت در جهت استقلال و خودكفایی ، از متن توده های میلیونی مردم محروم و مستضعف به وجود آمد. رسالت اصلی جهادگران " ابلاغ پیام اسلام و انقلاب" و " كاشتن بذراستقلال وآبادانی در دل روستاها" بود. رهبرمعظم انقلاب در مورد  تشكیل جهاد می فرمایند:... جهاد سازندگی یكی از پدیده های بسیار زیبای این انقلاب است و واقعاً یك گل خوش رنگ و بوی بر بدنه این نهاد روییده است كه نه فقط كسانی را كه با آن سر و كار دارند سرمست می كند بلكه این درخت را زینت می دهد."

بعد ازطرح تشكیل وزارت جهاد، اساسنامه ای توسط برادران جهاد دردفتر مركزی تهیه شد و توسط اعضای شوراهای مركزی جهاد سازندگی دركشور به تصویب رسید و به عنوان طرح، در دوره اول مجلس، مطرح شد و در كمیسیون ویژه جهاد مورد بررسی قرار گرفت و بعد از طی مراحل و اصلاحاتی جهت تصویب آماده شد. كلیات طرح در سه فصل شامل اهداف، وظایف و مقررات عمومی با یازده ماده و پنج تبصره در جلسه روز سه شنبه 7 آذر 1362 مجلس به تصویب نهایی و در تاریخ 17/9/1362، به تأیید شورای نگبهان رسید.

 

فلسفه تشکیل جهاد سازندگی در کلام امام خمینی (ره)
["جهادگران] خیلی هم زحمت می ‏کشند و خیلی هم اجر می‏ برند، اما در بین همین [اعضای] جهاد سازندگی ... افرادی پیدا می‏ شوند که برخلاف موازین قانونی اسلامی، برخلاف مقررات دولتی ... کارهایی انجام می‏ دهند که مردم صدایشان بلند شود . "

امام خمینی، فلسفه تاسیس جهاد سازندگی را، محرومیت ‏زدایی از روستاها و روستانشین ‏ها می‏ داند . در این فضای مساعد، به دلیل فعالیت ‏خودباورانه کشاورزان و نیز کوشش بی ‏دریغ جوانان جهادگر، انتظار تحول در اقتصاد کشور، واقع‏ بینانه است . البته این همه در حقیقت‏ حاکی از تعاون اجتماعی و انقلابی مردم شهر و روستاست، که فراخوانی رهبر فقید انقلاب را با جان و دل پذیرفته و در دشت و صحرای دور و نزدیک کشور بذر مهر و عزت را پاشیده‏ اند .

 

ویژگی های جهاد سازندگی

جهاد سازندگی یك نهاد مردمی و انقلابی با ویژگی های زیر است :

1- حضور در فعالیت های اضطراری و قدرت جابه جایی با توجه به روحیه همكاری فی مابین بخش ها و مناطق، در جهت نیل به اهداف كلی جهاد.

2- توانایی پذیرش مأموریت بر مبنای ضرورت ها و نیازهای انقلاب اسلامی.

3- سادگی و بی آلایشی و پرهیز از تشریفات غیر ضروری .

4- ایجاد فضای مناسب جهت رشد و ارتقاء نیروها، در ابعاد فرهنگی و تخصصی.

5- خدمت به محرومان و روستاییان با اولویت دادن به مناطق دور دست و مستعد.

6- هدف غایی جهاد، تحول فرهنگی و انسانی جامعه روستایی است.

7- حساسیت به مسائل شرعی و حفظ شعائر و ظواهر اسلامی در سازمان و محیط جهاد.

8- مردمی بودن و تأكید بر مشاركت مردم در اجرای طرح ها و پروژه ها.

9- التزام عملی به ولایت فقیه.

10- گرایش به عدم تمركز مدیریت و نظام اجرایی.

 

 

تجلیل امام خمینی رحمه ‏الله از ایثارگران جهاد سازندگی
در پیامی که بنیان‏گذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی رحمه ‏الله در روز 27 خرداد، سالروز تأسیس جهاد سازندگی، صادر فرمودند، نکات زیرا را در مورد جهادگرانِ خستگی‏ ناپذیر در می ‏یابیم:

1. برادران جهاد سازندگی بهترین و بیشترین کار را انجام داده ‏اند؛

2. جهادگران بهترین کارها را در بدترین اوضاع و با انبوهی از مشکلات و با دادن شهدای بسیاری به ثمر رسانده ‏اند؛

3. مجاهدان سازندگی، بذر انقلاب را در دل هر روستایی کاشته ‏اند؛

4. از مجاهدت این برادران خستگی ‏ناپذیر نهال انقلاب در روستاها و شهرهای دورافتاده بارور گردیده است؛

5. با آباد شدن مناطق محروم، روستاییان آن مناطق به پاسداران انقلاب و اسلام تبدیل شده ‏اند؛

6. جهادگران، پیروزی سپاه اسلام بر ارتش کفر بعثی را تسریع بخشیده ‏اند؛

7. اختلاف زبان و لباس و جز آن نتوانسته است مانع مجاهدات آنان شود؛

8. هدف جهادگران، تحقق آرمان‏های ملت مسلمان و انقلابی ایران و اجرای برنامه ‏های اسلام است.

 

جهاد سازندگی در سخنان رهبری
در جامعه ‏ای که تلاش و کار و فعالیت اقتصادی با زراندوزی و زیاده‏ طلبی نسبت به دیگران و به عمل کردن نسبت به محرومان و بی اعتنا بودن نسبت به آنان همراه نباشد، مال مردم خوردن وجود نداشته باشد و... مردم اهل صبر و استقامت باشند... این جامعه به بهشت و گلستان تبدیل می‏ شود... جهاد سازندگی مظهر حرکت مردمی خالص و عاشقانه در راه سازندگی کشور و انقلاب است.

دستگاه کشاورزی برای کشور ما بسیار مهم است؛ چون امنیت غذایی برای کشوری بزرگ، پُرجمعیت و دارای هدفهای بلند، بسیار مهم است؛ لذا بخش کشاورزی و دامداری ما یک بخش ویژه و استثنایی است و همه باید برای آن تلاش کنند.

در اسلام هم آگاهانه و با توجه، نسبت به کشاورزی تأکید شده است. حدیث بسیار پُرمعنا و پُر مضمونی درباره کشاورزان نقل شده است: الزّارعون کنوز اللّه فی ارضه؛ یعنی کشاورزان کسانی هستند که گنجینه‏ های خدا در زیر زمین را می‏دِروند و استخراج می‏ کنند. مهم‏ترین گنجینه خدا در زمین و خاک عبارت است از موادی که مایه ادامه حیات بشر و حیوانات است؛ این از طلا و نفت مهم‏تر است. طلا و نفت وسیله به دست آوردن مایحتاج زندگی است؛ اما محصول غذایی، مهم‏ترین مایحتاج زندگی است.

این را برای این عرض می‏کنیم که همه دست‏اندارکاران کشور و بخصوص مسئولان وزارت جهاد کشاورزی توجه کنند همان طور که از اول انقلاب بارها تکرار شده است که کشاورزی یکی از اساسی ‏ترین محورهای توسعه در کشور ماست؛ یک چیز حاشیه ‏ای نیست. توجه به صنعت که لازم است نباید موجب عطف توجه از کشاورزی شود. کشاورزی، پایه و زیربنا و اساس است.

 

 امام و احیای کشاورزی ایران
از همان روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب، اندیشه کشاورزی و کشاورزان ایرانی، رهبر فقید انقلاب را به خود مشغول داشته بود . در مصاحبه‏ ها و سخنرانی ها و اعلامیه ‏های روشنگرانه، از کشاورزان به نیکی یاد کرده و نقش و تاثیر ویژه این قشر سختکوش را در رشد اقتصادی و نیل به آبادانی و استقلال سیاسی کشور خاطرنشان می‏ ساخت . پیدا بود که امام، دولت و حاکمیت آینده ایران را به سمت و سوی اقتصاد منهای نفت فرا می ‏خواند تا از توازن واردات و صادرات بهره ‏مند گشته و جامعه ایرانی، خوداتکایی در عرصه ‏های اقتصادی را فراچنگ خود آورد .

 

زلال وحی

به کوشش: سهیلا بهشتی

خداوند در آیه شریفه فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ؛ آنچه را که درو می کنید با خوشه اش کنار بگذارید. از زبان حضرت یوسف گزارش می دهد که به مصریان گفت: برای اینکه از پیامدهای وخیم خشک سالی برهید، به جز مقدار نیاز، بقیه محصول خود را در انبار ذخیره کنید. شیوه ذخیره سازی را نیز چنین می آموزد که دانه ها را از خوشه های آن بیرون نیاورید و بگذارید در خوشه ها بمانند. همچنین در قرآن کریم، گیاهان و درختان را دارای سجود تکوینی برای خداوند معرفی می کند و می فرماید: وَالنَّجْمُ وَالشَجَرُ یَسْجُدان؛ و گیاه و درخت برای او سجده می کنند.

نگاه ژرف و موشکافانه به آیات قرآن درباره گیاهان و درختان و کشاورزی و مراحل رشد و تکوین آنها، درس های بسیار آموزنده ای درباره خداشناسی و توحید به ما می آموزد.

 

زلال وحی

به کوشش: رقیه ندیری

آیا ندیدی که خدا از آسمان آبی فرو فرستاد و زمین سرسبز گردید؟ بی گمان خداوند لطیف و آگاه است. (حج: 63)

خداست که آسمان ها و زمین را آفرید و از آسمان، آبی فرو فرستاد؛ پس به آن آب از میوه ها برای شما روزی بیرون آورد. (ابراهیم: 32)

و از میوه های درخت خرما و تاک ها که از آنها شراب مست کننده و روزی نیکو بر می گیرید، همانا در آن نشانه ای است برای گروهی که خرد را به کار برند. (نحل: 67)

 

یک جرعه آفتاب

درخت بکارید و کشاورزی کنید که هیچ عملی از آن حلال تر و پاکیزه تر نیست. سوگند به خدا که هنگام ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه، درختکاری و کشاورزی بسیار توسعه می یابد.

بدین سان خدا کاروانی از ابرهای پی در پی روان می سازد تا چون مادری مهربان، کودک طبیعت را در آغوش گیرد و بادهای سرد جنوبی در دوشیدن شیرش - که همان باران است - نقش خود را ایفا کند؛ تو گویی سینه طبیعت رگ کرده و با رگبارش زمین را سیراب می سازد و بدین سان خون ابر، زمین را زیر پستان پر بارانش می گیرد و بار گرانی را که آبستن آن است، فرو می نهد در زمین خشک، گیاه و بر کوه های عریان انواع سبزه ها می روید.

 

اشاره

بهترین کار

سهیلا بهشتی

کشاورزی، یکی از مهم ترین فعالیت های اقتصادی هر جامعه است. کشاورزی در اسلام، اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا عامل اساسی در تأمین معاش زندگی به شمار می رود و تمام مواد غذایی انسان ها در اصل، از گیاهان گرفته می شود.

در فرهنگ اسلامی، کشاورزی نیک ترین پیشه و گران بهاترین گوهر شناخته شده است. امام باقر علیه السلام می فرماید: پدرم فرمود: بهترین کارها کشاورزی است؛ چیزی را می کاری و نیکوکار و بدکار از آن می خورند. نیکوکار می خورد و برایت از خدا آمرزش می طلبد و بدکار می خورد و آنچه خورده او را لعن و نفرین می کند و چرندگان و پرندگان نیز از آن بهره مند می شوند.

 

شکرانه

جایگاه کشاورزی در آموزه های دینی و فقه اسلامی، بسیار مورد توجه و تأکید قرار گرفته است و احکام مربوط به این کار مقدس برای مؤمنین و مسلمین تشریح شده است. یکی از آن احکام، زکات است که شکرانه نعمتی است که خداوند به کشاورز داده است. همچنین در فقه اسلامی، بخش هایی با نام های مزارعه و مساقات وجود دارد که در مورد کشاورزی شراکتی و باغبانی شراکتی است.

 

کشاورزی، اساس توسعه و پیشرفت

یکی از عناصر مهم در به وجود آمدن تمدن های بزرگ، کشاورزی بوده است. ازاین روست که دانشمندان علوم جامعه شناسی و تمدن گفته اند که تمدن های بزرگ، در کنار رودها و زمین های حاصل خیز ایجاد شده اند.

ایران اسلامی نیز به عنوان کشوری صاحب تمدن کهن، دارای پیشینه درخشان در زمینه کشاورزی بوده است.

یکی از راه کارهای مهم برون رفت از بحران های اجتماعی مانند بی کاری و ایجاد فرصت های شغلی، کشاورزی است. در بیان اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد یک کشور، کافی است بدانیم که بخش کشاورزی، 80 درصد نیازهای غذایی جمعیت کشور را تأمین می کند و یک چهارم اشتغال کشور در گرو این بخش است.

امروزه کشاورزی به عنوان یک رشته علمی و مجهز به فن آوری روز، نقش اساسی در رشد همه جانبه کشور و استقلال آن ایفا می کند که این مهم، با تربیت نیروهای متخصص و متعهد امکان پذیر است.

 

دشمن فقر و وابستگی

خداوند، با سخاوتِ تمام، طبیعت و آب و خاک را به انسان ارزانی داشته است. انسان با حرکت و همت می تواند از این نعمت خدادادی، بهره ها نصیب خود سازد. با وجود دو نعمت اساسی و بزرگ آب و خاک، دیگر نباید برای انسان مشکلی به نام فقر باقی بماند. امام علی علیه السلام در این باره فرموده است: آن کس که آب و خاک داشته باشد و دچار فقر گردد، از رحمت خداوند به دور است. بنابراین، جامعه ای که کشاورز در آن ارج نداشته باشد و به کشاورزی اهمیت داده نشود، فقیر خواهد شد و فقیر نیز وابستگی و استعمارپذیری را در پی خواهد داشت. ازاین رو، امام خمینی رحمه الله ، همواره بر خودکفایی کشاورزی و توسعه آن تأکید می کردند و تلاش کشاورزان برای استقلال و خودکفایی کشور را جهاد می دانستند. ایشان در بخشی از سخنان خود می فرماید: اگر چنانچه کشاورزی ما یک کشاورزی سالم و یک کشاورزی متعهدانه و کوشش برای این که در ارزاقمان محتاج به خارج نشویم، باشد؛ این یک جهاد است. همچنین ایشان با توجه به نقش مهم کشاورزان فرموده است: من از همه کشاورزان تقاضا دارم که در کار کشاورزی جدیّت کنند و ما را از این که دستمان پیش دیگران [دراز[ باشد، نجات بدهند.

 

زلال قلم

رقیه ندیری

دست بر کمر می ایستی و نگاه می کنی به دور دست؛ به آنجا که باد می آید و می پیچد در تن درخت ها و سبزه ها و آرام تابشان می دهد و تو تازه می شوی؛ با رویایی که شکوفه های کوچک برایت به ارمغان می آورند و کم کم به خلسه سیب و زیتون و انار می روی.

سنبل سر سفره هفت سین، نماد برکتی فصیح است و سبزه و سمنو و سرکه و سیب، همه از خاک بر می آیند تا تو را به اوج زیستن برسانند، تا دستانت در تمام سال قد بکشند به سوی مقلب القلوب و الابصار.

 

شعر

به کوشش: رقیه ندیری

زارع

هیچ کاری بِهْ ز کِشت و زرع نیست

همچو زارع نزد حق محبوب کیست

انفع الناس است زارع بی گمان

دارد او دنیا و عُقبی توأمان

زارع اصلی، خداوند است چون

خود بفرموده است نحنُ الزارعون

هر گیاهی کز زمین سر می زند

نغمه الله اکبر می زند

ذکر حق گویند بذر و برزگر

این به نوعی گوید، آن نوعی دگر

دیده دهقان بر الطاف خداست

چشم او یا بر زمین یا بر سماست

بذر افشاندن همان تسبیح اوست

وان عرق های جبینْ او را وضوست

با توکل بذر افشانَد به خاک

با امید و رحمت یزدان پاک

داده حق بر دست دهقان غیور

روزی انسان و موران و طیور

از زکاتش مستمندان بهره مند

شاد از او هست دل های نژند

زرع زارع دائما پر سود باد

رنج و غم با بودِ او نابود بادحسین معادی

 

آورده اند که...

علی بن حمزه می گوید: روزی امام موسی کاظم علیه السلام را در مزرعه اش ملاقات کردم و این در حالی بود که حضرت، به علت کار و فعالیت شدید، سر و صورتش به شدت عرق کرده بود. گفتم: فدایت شوم! پس مردان شما کجایند که خود با این زحمت کار می کنید؟ امام پاسخ داد: ای علی، کسانی که از من و پدرم بهتر بودند، با دست خود کشاورزی می کردند. پرسیدم: چه کسی از شما و پدر بزرگوارتان بهتر بودند؟

حضرت فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیر مؤمنان علیه السلام و تمام پدرانم که همه با دستان مبارک خویش زراعت می کردند. نه تنها آنان، بلکه پیامبران و فرستادگان الهی و انسان های صالح نیز کشاورزی می کردند و بهترینِ خلق بودند.

ازاین رو، پیامبران و پیشوایان الهی نه تنها در سخن، بلکه در مقام عمل هم به کشاورزی پرداخته اند و مقام و ارزش کشاورزان را ارج نهاده اند.

امام صادق علیه السلام می فرماید: الزارِعونَ کُنُوزُ الاَنامِ؛ کشاورزان، گنج های زمین اند.

 

ضرب المثل ها

- گنج اگر می بایدت رنجی ببرخرمن ار می بایدت، تخمی بکار

- دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند.

- گندم نمای جو فروش.

- به جز از کِشته ندروی.

- مزرع دنیا قدیم و هر چه کاری بِدرویتخم نیکی تا که دستت می رسد در وی بکار

- مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نویادم از کِشته خویش آمد و هنگام درو

- تا درخت نو ننشانید، درخت کهن بر مَکَنید.

- از کِشتن و درویدن، آباد بُوَد کیهان.

 

کوتاه و گویا

رقیه ندیری

دست های تو پوچ نیستند؛ زیرا در خاک و آب و سبزه زیستند.

دانه، سواد خواندن و نوشتن ندارد؛ اما می داند چگونه سر بلند کند و در همجواری آب و خاک، به کمال برسد.

اگر به فرض، پیامبری هم برای هدایت نیامده بود، زیر چراغ سیب ها و نارنج ها راه را گم کردن اوج نادانی بود.

دلت پاک و سرت سلامت باد؛ دانه های خُرد را بر زمین بپاش تا آیندگان را از هستی ات سهمی باشد.

 

کوتاه و گویا

سهیلا بهشتی

کشاورزان، گنج های مردم بر روی زمین اند؛ آنان از خاک، خوشه های طلا بر می آورند.

زارع حقیقی تنها خداوند است؛ ما فقط دانه می کاریم و از آن مراقبت می کنیم.

آب و خاک، دو سرمایه رایگان خداوند برای ماست. آن را با تلاش بیامیزیم تا از گروه شاکرین باشیم.

زمین، خوان گسترده نعمت های خداوند است. با مجاهدت و تلاش، نیاز خود و جامعه را از آن برآورده سازیم.

کشاورزان، واسطه رزق خداوند بر بندگانند. تلاش آنان را ارج بنهیم.

جامعه برای ریشه کنی بی کاری و فقر و رسیدن به رفاه و رشد، نیاز به انقلاب سبز دارد.

از دیدگاه توحیدی، کشاورزی عرصه خداشناسی و توحیدباوری است.

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نویادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

تا درخت نو ننشانید، درخت کهن بر مکنید. (تاریخ گزیده)

از کِشتن و درویدن، آباد بود کیهان (ادیب نیشابوری)

 

 

متن ادبی

 

سنگرسازان

عباس محمدی

همه روزهایی را که من آسوده تر از نسیم، در شاخه های زندگی جریان داشتم، تو سینه سپر کرده بودی در برابر همه سرب های داغی که می آمدند تا زندگی ما را بسوزانند.

سنگر می ساختی، تا مسیر پرواز را از سنگ های کینه دشمنان ایمن کنی. تو، سنگرساز بی سنگری بودی که حصار می کشیدی تا بادهای وحشی، تن نسیم را زخمی نکنند. جهادگری تو در همه عرصه ها بی نظیر بود.

از پای شالی زار، تا خاکریزهای زخمی

ردپای مهربانی ات را هر جا که فکر کنی، دیده ام؛ از پای شالی زارها و گندم زارها، تا دامنه خاکریزهای بلندی که زخمی گلوله ها و خمپاره ها بودند.

ردپایت، سرنوشت روشن روزهای نیامده را نشان می دهند.

تو آمده ای که پیشانی نوشته همه سرنوشت ها را به خوشی رقم بزنی؛ آمده ای تا روشن کنی آینده ایران زمین را.

 

روز تپش نبض زندگی

امروز، روز جهاد کشاورزی است؛ روز تپندگی نبض های زندگی ایران و ایرانی؛ روز قدم برداشتن به سوی خودکفایی؛ روز سربلندی.

امروز، روزی است که نفس پرنده های مشتاق، ترجمه سربلندی شماست. وجب به وجب این خاک بهاری، آمیخته بوی مهربانی و تلاش توست؛ آمیخته نفس های امیدوار تو، آمیخته ایستادگی و اراده توست.

من تو را می شناسم؛ چونان که همه کوه ها و رودها و درخت های سبز و زندگی را می شناسم. تو را می شناسم؛ مثل همه دوستی های قدیمی، مثل همه آشنایی هایی که به آسمان آبی پرواز می رسند، مثل همه کسانی که از افق های آشنا، با خود عطر سلام آورده اند.

 

جهاد برای زنده کردن

حسین امیری

هر بهار که خودم را با انبوه دانه ها، بر سینه محبت خاک می کارم، بوی تازگی خودم را می شنوم. با هر جوانه ای که رشد می کند، دوباره متولد می شوم. با هر شاخه ای که میوه می دهد، برگ های فکرم سبز می شود. چه مبارک کوششی است کوشیدن برای سبزی و تازگی و چه مبارک جهادی است، وقتی به جای کشتن، جان می بخشی و زنده می کنی!

 

نشان سینه ات را بالاتر بگذار!

جهادگر سبز! دختران دم بخت روستا، به آب چشمه ای که تو احیایش کرده ای، دست و رو می شویند و کودکان شادمانش، در مدرسه ای که تو بنایش کرده ای، زمزمه دانش سر می دهند.

پینه دستانت صدای پای آب آبادی را روایت می کند و تاول پایت، قصه درختان ایستاده به قنوت را به گوش کودک زمان می سراید. جهادگر سبز! نشان سینه ات را بالاتر بگذار تا کودکان آبادی ببینند و در خنده هایشان، به مهربانی دستت تمسک بجویند.

 

دیگر نمی ترسیم

هر سال برف که می آمد، پیش از راه آبادی، راه گلویم را بارش بغض مسدود می کرد. نکند مادری کودک آرزویش را به بیمارستان نرساند! نکند کودکی پدرش را پای دیو سپید جاده از دست بدهد! نکند جهاز عروسی، هیچ وقت به مقصد نرسد!

اما امسال برف شادی در دلم بارید و دیگر جاده ای بسته نمی ماند، طفلی نمی میرد، کودکی یتیم و عروسی ای عزا نمی شود.

 

دست های تو

روزبه فروتن پی

دانه، با لبخندی به رنگِ بهار، سبز می شود.

اینک، دو دستِ سبزِ اوست که به سمتِ نور می روید و قد می کشد.

به اطراف می نگرد، بسیار لبخند می بیند و بی شمار دست های سبزِ دعا.

زمین، از هر طرف، تا چشم کار می کند سبز است و سرشار از لبخندِ دانه ها و دست های سبز.

و این همه از مهربانیِ دست های توست، ای کشاورز!

کشاورز! مزرعه دلت سبز!

تو قرن هاست که بارِ سنگینِ رنگین شدنِ سفره های جهان را به دوش می کشی.

دست های تو، سبزترین درختانِ نعمتند.

دست های تو، حرف های تشنه خاک را می شنوند.

دست های تو، زمین را می فهمند.

دست های تو، آسمانِ برکت است و پینه های دست هایت، ستارگانی که روشنیِ شب های ماست.

دست هایت جاری ست. عطرِ دست های تو از گندمزارانِ طلایی، تا شالیزاران سبز، مشامِ جانها را می نوازد. در دست هایت رازی ست که عطشناکیِ خاک را سیراب می کند.

رازِ دست هایت را زمین می داند و آب و آفتاب و جهان گردونه ای در آغوشِ رازِ دست های توست.

بهار، از دست های تو آغاز می شود... .

 

حسرت رویش

علی خالقی

این خاک به ظاهر مرده، تنها بخش کوچکی از قدرت لایتناهی پروردگار بی همتاست تا چشم های در غفلت مانده آدمی را به حقایق روشن نماید.

اراده خداوند در تن تکیده خاک جاری شده تا دست های توانمندی این وجود ترک خورده خو کرده به پاییز را با همت خود احیا کنند.

آدمی به طبیعت اطراف خود چنان محتاج است که بقای خود را منوط به پیدایش معجزه آسای طراوت و سرسبزی محیط می داند.

زمین، بی تابانه ترین درودهایش را بدرقه کشاورزان می کند و آسمان، آبی ترین نگاهش را نثار سخاوت دستانشان؛ آنان که خاک تیره، بی صبرانه انتظار دم مسیحائیشان را می کشد، تن برهنه دشت را پیراهن بلند سرسبزی می پوشانند و آب سرگردان را به میهمانی طراوت و زیبایی دعوت می کنند.

شمیم تازه رویش را بر گرده بادهای دوره گرد، سوار می کنند تا تمام زمین را حسرت رویش فرا گیرد.

بوی دل انگیز بهار را مرهون دستانی هستیم که طراوت خویش را بر تن خشکیده خاک می دهند و خزان زمین را زینت دستان خویش می کنند و با نظاره این برکات، از تلاش خود چشم برداشته و سرچشمه بی منتهای فیض را ستایش می کنند.

معادن زرخیز گندم، خزائن زمرد نشان زیتون و انبارهای عقیق وار سیب که زینت سفره های رنگین ماست، رهین رنج بی چشم داشت این آسمانیان است.

هر صبح که خورشیدوار گستره بی جان دشت طلوع می کنند، خاک باور می کند که باید تحرکی نو را در سرنوشت خویش بگنجاند و خود را به تقدیر دستان زندگی بخش اینان بسپارد؛ اینان که سکوت متراکم شب را از صورت خاک می زدانید و خود را در شکاف خشک زمین جاری می کنند.

کدام گوشه خاک، از نگاه سبزشان نمی تپد و از امید عنایتشان لبریز نمی شود؟ کدام گیاه است که طراوت را از آنها وام نگرفته و کدام برگ است که همرنگ قامت سبزشان نشده؟!

ساقه ساقه زمین را به آسمان نزدیک می کنند و ریشه ریشه بر کویرستان های بی رمق خاک، چنگ می زنند. هر سال، رستاخیز تلاششان، زمین را میهمان بهار می کند و سفره ها را از عطر سخاوت دستانشان لبریز.

غیر از غیرت آهنین آنها، چه کسی را یارای چنین شکوهی است که دست مایه تلاششان، تبسم صبح را رنگ و بوی تازه ای است. امتداد نگاه کشاورزان، سبزترین تصویری است که درختان به یاد دارند. سبز باد غیرت سبزاندیشان!

 

پاسدار برکت های جهان

روزبه فروتن پی

صبح

به مزرعه می رود

با یک بغل گلِ ایمان

که از باغِ سجاده

چیده است

صبح به مزرعه می رود

تا گُلِ آفتاب گردانِ خورشید را

در آسمان

بکارَد

ظهر که می شود

در سایه ایمان می نشیند

سفره سادگی اش را

پهن می کند

و آسمان

از عطرِ نان و پنیر و ریحان

سبز می شود

و آن گاه باز از باغِ سجاده

گلِ ایمان

می چیند

عصر

دست هایش را

به آسمان می بَرَد

قدری ابر

می آوَرَد

و بر تشنگیِ سبزِ مزرعه

می بارد

غروب،

بیلِ خستگی را

بر دوش می گذارد

و در جاده ستاره ها

به خانه می رسد

شب

دوباره

به مزرعه می رود

داسِ ماه را

از طاقچه آسمان برمی دارد

و پاسدارِ برکت های جهان می شود

 

هفته جهاد کشاورزی،  بر تمامی جهادگران عزیز و خستگی ناپذیر عرصه تلاش و سازندگی مبارک باد.

 

 

منابع :

- نشریه اشارات - خرداد 1386، شماره 109، صفحه 118

- نشریه اشارات - دی 1384، شماره 80، صفحه 71

- www.hawzah.net

- www.tebyan.net

- نشریه اشارات :: دی 1386، شماره 104، صفحه 47 

 

منبع : Mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

پرحرفید یا کم حرف؟

 

... وای سرم رفت. چه ‌قدر حرف ‌می‌زنی...! هیس. تو را به خدا یک دقیقه ساکت باش.شاید هم برعکس: چه‌قدر ساکت و کم‌حرف هستی. خب یک چیزی بگو...!شاید هم متعادل باشی. نه کم‌حرف، نه پرحرف.

کدام را بیشتر ترجیح می‌دهی؟ برای ترجیح دادن البته اول باید خودت را بهتر بشناسی. و اگر دوست‌ داری خودت را بشناسی ، به این سؤال‌ها پاسخ بده.

 

1- با خود حرف‌زدن...

الف- هرگز با خودم حرف نمی‌زنم.

ب- بیشتر وقت‌ها با خودم حرف می‌زنم.

ج- به این‌کار عادت ندارم اما گاهی برایم پیش می‌آید.

 

2- یک دوست صمیمی برایت در مورد تعطیلاتی که گذرانده صحبت می ‌کند...

الف.  جمله‌ها را به‌جایش تمام می‌کنی.

ب- از مکث‌هایش استفاده ‌می‌کنی تا ماجرای تعطیلات خودت را تعریف ‌کنی.

ج- در سکوت به حرف‌هایش گوش می‌‌سپاری.

 

3- از بین این شغل‌ها یکی را انتخاب‌ کن:

الف- کمدین

ب- یک مرد یا زن سیاست‌مدار

ج- بازیگر پانتومیم

 

4- هنگام صرف غذا با خانواده...

الف- مثل همیشه غذا می‌خوری تا زمان بگذرد.

ب- در تمام مدت صرف غذا، ماجراهای عجیب و شگفت‌انگیزی را برای بقیه تعریف‌می‌کنی.

ج- در همه بحث‌ها شرکت می ‌کنی.

 

5- در گروه دوستانت تو بیشتر وقت‌ها...

الف- نظاره‌گر هستی.

ب- در زمانی کوتاه کلی جوک و ماجرای بامزه تعریف می‌کنی.

ج- در حال صحبت‌کردنی و دیگران به حرف‌هایت گوش‌می‌کنند.

  

6- می‌ خواهی یک شعر بخوانی. کدام یک از این‌ کارها را انجام می‌دهی...

الف- با حالتی شاعرانه سعی می‌کنی کلمات را بکشی.

ب- خیلی سریع می‌خوانی. انگار در حال روزنامه‌خواندن هستی.

ج- ادای شاعرهای کارکشته را درمی‌آوری و شعر را می‌خوانی. اصلاً انگار که خودت آن را سروده باشی.

 

5- معلم از تو می‌خواهد برای درس ‌جواب دادن پای تخته بیایی...

الف- حتی سؤال‌هایی را هم که بلد نیستی بی‌پاسخ نمی‌گذاری.

ب- سریع به همه سؤال‌ها جواب‌می‌دهی، اما جواب‌های تقریباً بی‌ربط.

ج- کمی استرس داری، به همین دلیل من و من می‌کنی و جواب خیلی از سؤال‌ها یادت می‌رود.

 

6 - در کلاس درس همیشه در جاهایی می‌نشینی که...

الف- دنج باشد و به راحتی دیده‌نشوی.

ب- وسط‌های کلاس باشد تا بتوانی

ج- به راحتی و آرامی با بغل‌دستی‌هایت پچ‌پچ کنی.میز اول می‌نشینی تا بتوانی مدام با معلم تبادل‌نظر کنی.

 

7- لکنت زبان

الف- متأسفانه گاهی دچار این حالت می‌شوی.

ب- هیچ‌وقت دچار این حالت نمی‌شوی. 

ج- بله، خیلی‌زیاد پیش می‌آید.

 

 

8- بعدها دوست‌داری  کدام یک از اینها باشی:

الف- طراح یا نقاش

ج- خواننده

ب- کمدین

 

 

 نتیجه تست

اگر بیشتر پاسخ‌ها ج باشد: تقریباً پرحرف

همیشه به راحتی کلمه‌ای را که لازم داری تا از یک شنونده تبدیل به گوینده شوی، پیدامی ‌کنی.

  در مواقعی که خطایی در حرف‌هایت پیدا شود قابلیت این را داری تا با حرف‌های جدید شنونده را به گوش دادن علاقه‌مند کنی. آفرین! این خیلی خوب‌است، اما باید قبول‌کنی که همیشه نباید فکر کرد حرف‌هایت برای دیگران ‌هم جالب ‌است.

گاهی‌ وقت‌ها یک شنونده پیدا می‌کنی که دلت می‌خواهد ساعت‌ها با او حرف بزنی. اما باید مراقب باشی که در یک جمع دوستانه نباید مدت طولانی فقط با یک نفر حرف‌زد و به بقیه بی‌اعتنا بود. این کار بی‌ادبی‌است. شرکت‌کردن در بحث فقط صحبت‌کردن نیست. گاهی فقط باید گوش‌کرد.

 اگر بیشتر پاسخ‌ها ب باشد: وروره جادو !

فیلم دیشب را دیدی؟ وقتی داشتند پلیس را می‌بردند زندان...

 این گوشی‌های جدید را دیده ای؟ آنها که درشان از بالا باز می‌شود...

و داستان ادامه  دارد... وقتی از تعریف‌ کردن فیلم فارغ می‌شوی، می‌روی سراغ آخرین مدل گوشی‌های تلفن همراه !

تو هیچ‌وقت ساکت نمی‌شوی: حرف می‌زنی و حرف می‌زنی بدون این‌که لحظه‌ای مکث کنی. درست مثل یک وروره جادو !

خیلی ساده بگویم، به راحتی می‌توانی اسمت را در کتاب رکوردهای جهان ثبت‌کنی: به عنوان پرحرف‌ترین آدم روی زمین.

پدر و مادر، دوست‌ها و بعضی از معلم‌ها گاهی به تو می‌گویند: هیس، می شود یک لحظه ساکت‌شوی؟

اما چرا این قدر از سکوت می‌ترسی؟ سکوت همیشه به ما اجازه فکرکردن می‌دهد و فقط در آرامش است که آدم می‌تواند خوب فکرکند.

اگر بیشتر پاسخ‌ها الف باشد: کم‌حرف با خنده‌های نخودی

خواندن شعر یا رفتن پای تخته برای تو یک شکنجه واقعی است.

درست از همان لحظه‌ای که قرار است با صدای بلند خطاب به بقیه صحبت‌کنی یا حتی زمانی که می‌خواهی با یکی از دوست‌هایت درباره عقایدت صحبت‌کنی، زبانت می‌گیرد، گونه‌هایت سرخ‌می‌شود و جمله‌هایت ناتمام می‌ماند. لکنت زبان می‌گیری و کلمه‌ای را رهامی‌کنی تا کلمه بعدی را بگویی، آن قدر که بیان کردن حرف‌‌هایت گاهی برایت غیرممکن می‌شود. با این حال همیشه حرف‌های جالبی برای گفتن داری. نباید برای گفتن حرف‌هایت تا این حد بترسی. اما اگر واقعاً سخت است، در یک کلاس تئاتر ثبت‌نام کن. بازی در نقش‌های کمدی کمک زیادی به تو خواهد کرد.

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

عبادت و بندگی حضرت امام موسی کاظم (ع)

 

در میان مناقب بی شمار امام هفتم علیه السلام خلوت با معشوق و مناجات با قاضی الحاجات، درخشندگی خاصی دارد و بدین جهت آن حضرت را عبد صالح، راهب بنی هاشم و زین المتهجدین لقب داده اند . آن حضرت بسیاری از شب ها را تا سپیده صبح به دعا و مناجات می پرداخت .

شناخت ویژه‏ آن گرامى از خداوند و انس روحى وى با پروردگار بزرگ و نورانیت ذاتى وى كه ویژه‏ى امامان پاک است، همه او را به عبادتى گرم و راز و نیازى عاشقانه با خدا سوق مى‏داد. وى عبادت را همان سان كه خداوند در قرآن به عنوان غایت آفرینش شناسانده است، مى ‏دانست و به هنگام فراغت از كارهاى اجتماعى، هیچ كارى را همسنگ آن قرار نمى‏داد. هنگامى كه به دستور هارون به زندان افتاد، چنین فرمود:

اللهم انى طالما كنت اسالك ان تفرغنى لعبادتك و قد استجبت منى فلك الحمد على ذلك.1

خداوندا، چه بسیار مدت مى ‏بود كه از تو مى ‏خواستم مرا براى عبادت خویش، فراغت دهى، اینك دعایم را به اجابت رساندى، پس تو را بر این سپاس مى ‏گویم.

این جمله، شدت اشتغال به كارهاى اجتماعى آن بزرگوار را در ایامى كه به زندان نیفتاده بودند، نیز مى‏رساند. هنگامى كه آن امام در زندان ربیع بود، هارون گاهى روى بامى كه مشرف به زندان امام بود، مى‏رفت و به داخل زندان نگاه مى‏كرد. هر بار مى ‏دید كه چیزى چون لباسى در گوشه‏ زندان افكنده ‏اند، و از جاى نمى‏جنبد. یكبار پرسید، آن لباس از آن كیست؟ ربیع گفت: لباس نیست، موسى بن جعفر است كه اغلب در حالت ‏سجود و عبادت پروردگار زمین را بوسه مى ‏زند.

هارون گفت ‏براستى كه او از عباد بنى هاشم است.

ربیع پرسید:پس چرا دستور مى ‏دهى كه در زندان بر او بسیار سخت‏ بگیرند.

گفت: هیهات،چاره‏ اى جز این نیست !! 2

یكبار، هارون كنیزى ماه چهره را به عنوان خدمتكارى آن گرامى فرستاد و در باطن بدین قصد كه اگر امام بدو تمایلى نشان دادند، از اینطریق دست ‏به تبلیغاتى علیه آن گرامى بزند. امام به آورنده‏ى دخترك گفت‏ شما به این هدیه ‏ها دلبسته ‏اید و بدان‏ ها مى ‏نازید، من به این هدیه و امثال آن نیازى ندارم. هارون خشمگین شد و دستور داد كه كنیز را به زندان ببر و به امام بگو، ما تو را با رضایت ‏خود تو به زندان نیفكنده‏ ایم. (یعنى ماندن این كنیز هم بستگى به رضایت تو ندارد.)

چیزى نگذشت كه جاسوسان هارون كه مامور گزارش‏ارتباطات كنیز با امام بودند به هارون خبر بردند كه كنیزك، بیشتر اوقات در حال سجده است. هارون گفت ‏به خدا سوگند، موسى بن جعفر او را افسون كرده است...

كنیز را خواست و از او باز خواست كرد اما كنیزك جز نكویى از امام نگفت. هارون به مامور خود دستور داد كه كنیز را نزد خویش نگه دارد و با كسى چیزى از این ماجرا نگوید. كنیزك پیوسته در عبادت بود تا چند روز پیش از وفات امام از دنیا رفت.3

آن گرامى این دعا را بسیار مى ‏خواند:

اللهم انى اسالك الراحة عند الموت و العفو عند الحساب

خداوندگارا،از تو آسایش هنگام مرگ و گذشت و بخشایش هنگام حساب را مى ‏طلبم. 4

قرآن را بسیار خوش مى ‏خواند، چندان كه هر كس صداى او را مى ‏شنید، مى‏ گریست مردم مدینه به وى ‏زین المتهجدین‏ یعنى آذین شب زنده‏ داران لقب داده بودند.5

آن حضرت از شدّت فروتنی و تواضع برای خداوند و عبادت به درگاه او پیاده به زیارت خانه خدا می رفت و اگر مسافت 400 کیلومتری میان مکّه و مدینه و نیز طبیعت صحرای عربستان را در نظر بگیریم آنگاه به نهایت تحمّل و بردباری امام کاظم علیه السلام در برخورد با دشواری ها در راه خداوند، پی خواهیم برد.

علی بن جعفر گوید: با برادرم موسی بن جعفر علیهما السلام و اهل عیالش 4 بار پیاده به حج رفتیم. یک بار آن حضرت در مدّت 26 روز و بار دیگر 25 روز و سوّمین بار 24 روز و مرتبه چهارم 21 روز مسافت میان مدینه و مکّه را پیاده طی کرد.6

از ترس خدا بسیار می گریست. تا آنجا که محاسنش از اشک خیس می شد. بیشتر از مردمان صله به جای می آورد و فقرای مدینه را مورد تفقّد قرار می داد.

 

آن حضرت از شدّت فروتنی و تواضع برای خداوند و عبادت به درگاه او پیاده به زیارت خانه خدا می رفت و اگر مسافت 400 کیلومتری میان مکّه و مدینه و نیز طبیعت صحرای عربستان را در نظر بگیریم آنگاه به نهایت تحمّل و بردباری امام کاظم علیه السلام در برخورد با دشواریها در راه خداوند، پی خواهیم برد.

 

حلم و گذشت و بردبارى

حلم و بردباری از ویژگی های مهمی است که مردان موفق و بزرگ به ویژه رهبران راستین که بنا به وظیفه الهی، بیشترین برخورد و معاشرت را با مردم داشتند، از آن برخوردار بودند . امام هفتم علیه السلام که به خاطر همین ویژگی اش کاظم لقب گرفت، علم را با حلم آراسته بود، در برابر ناملایمات روزگار بردبار بود، با دشمنان و بد اندیشان با نرمی رفتار می کرد و با این شیوه به تربیت آنان می پرداخت8 بردبارى و گذشت آن بزرگ،بى‏مانند و سرمشق دیگران بود.

در روزگارى كه عباسیان، در سراسر بلاد اسلامى خفقان ایجاد كرده بودند و اموال مردم را به عنوان بیت المال مى ‏گرفتند و صرف عیش و نوش مى ‏كردند و بر اثر حیف و میل آنان، فقر عمومى بیداد مى ‏كرد، مردم اغلب بى ‏فرهنگ و فقیر بودند و تبلیغات ضد علوى عباسیان نیز، اذهان ساده لوحان را مى ‏آلود، گه گاه، برخى از سر نادانى، بر امام بر مى ‏آشفتند، اما آن بزرگوار، با اخلاق عالى خویش، بر آشفته‏ ها را تسكین مى ‏داد و با ادب و متانت‏ خویش، آنها را تادیب مى ‏كرد.

مردى از اولاد خلیفه‏ دوم در مدینه مى ‏زیست كه امام را آزار مى ‏داد و گاهى كه امام را مى ‏دید با دشنام، توهین مى‏ كرد.

برخى از یاران امام، پیشنهاد مى ‏كردند كه او را از میان بردارند: امام شدیدا ایشان را از این كار باز مى ‏داشت.

یك روز امام جاى او را كه در مزرعه‏اى بیرون مدینه بود،پرسیدند.

چارپایى سوار شدند و بدانجا رفتند و او را در مزرعه یافتندو همچنان سواره وارد مزرعه شدند.او فریاد زد كه زراعت مرا پایمال نكن!حضرت اعتنایى به گفته‏ى او نكردند و همچنان سواره نزد او رفتند 9 و چون كنار او رسیدند،از چارپا پیاده شدند و با گشاده رویى و بزرگوارى از او پرسیدند:

چقدر براى این مزرعه خرج كرده‏اى؟

گفت:صد دینار

فرمود:چقدر امید سود دارى؟

گفت:غیب نمى‏دانم.

فرمود:گفتم چقدر امیدوار هستى؟

گفت:امید دویست دینار سود دارم.

حضرت سیصد دینار به او مرحمت فرمودند و فرمودند زراعت هم از آن خودت،خدا به تو آنچه به آن امید دارى خواهد رسانید.آن شخص برخاست و سر آن گرامى را بوسید و از او خواست كه از گناهان و جسارت‏هاى وى در گذرد.امام تبسمى فرمودند و باز گشتند... 10

آن شخص هنگام نماز پیش از دیگران در مسجد حاضر شد و با دیدن چهره نورانی موسی بن جعفر علیه السلام در حضور انبوه حاضران در مسجد چنین گفت:

 الله اعلم حیث یجعل رسالته  ( انعام 124) ; خداوند داناتر است که رسالت خویش را کجا نهد .

امام خطاب به اصحاب خود فرمود: کدامیک از این دو شیوه بهتر است; آنچه شما تصمیم داشتید یا آنچه من انجام دادم؟

 

 

پی نوشت ها:

 

1)حیاة الامام ج 1 ص 140- ارشاد مفید ص 281 با كمى تفاوت

2)حیاة الامام موسى بن جعفر ج 1- ص 140- ارشاد مفید ص 281 با اندك تفاوت

3)مناقب ابن شهر آشوب چاپ قم ج 4 ص 297 نقل به اختصار

4)ارشاد مفید ص 277

5) ارشاد مفید ص 279

6) بحارالأنوار ج 2. ص 100

7) همان ص 152.

8) تاریخ بغداد، ج 13، ص 27; وفیات الاعیان، ج 5، ص 308; سیر اعلام النبلاء، ج 6، ص 271 .

9) این كار چون براى اصلاح و به راه آوردن آن شخص انجام مى‏شده در نظر امام جایز بلكه لازم بوده است.

10) تاریخ بغداد ج 13- ص 28- ارشاد مفید ص 278

11) مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 344; سیر اعلام النبلاء، ج 6، ص 271; تهذیب الکمال، ج 29، ص 46; مقاتل الطالبین، ص 499 .

 

منبع : www.tebyan.net

 

  لينک های هفته             

 

رداپوش غربت، ویژه نامه شهادت حضرت امام کاظم (ع)

 

ویژه نامه مبعث نبی مکرّم اسلام حضرت محمد(ص)

 

کتاب زندگانی حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم

 

کتاب چهل داستان و چهل حدیث از امام موسى كاظم علیه السلام

 

حكمت سرای طوبی
طب و بهداشت ایرانی - اسلامی

 

 ماهنامه مهندسی پزشکی

 

روزنامه نود - روزنامه ورزشی صبح ایران

 

Cognitive sciences eprint archive

این مرکز بصورت آرشيو الكترونيكی  نشريات و مقالات را در حوزه های خاص در دسترس قرار می دهد