ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و شصت    

شنبه 3 تیر 1391 3 شعبان 1433 23 ژوئن 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة الأنعام آيات: 165 محل نزول: مکه

 

 

بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ 28 وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ 29 وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ العَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ 30 قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُواْ يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ 31 وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ 32 قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ 33 وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ 34 وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ 35
ترجمه فارسی مکارم

 

(آنها در واقع پشيمان نيستند،) بلكه اعمال و نياتى را كه قبلا پنهان مى ‏كردند، در برابر آنها آشكار شده (و به وحشت افتاده ‏اند) و اگر بازگردند، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى ‏گردند; آنها دروغگويانند 28 آنها گفتند: چيزى جز اين زندگى دنياى ما نيست; و ما هرگز برانگيخته نخواهيم شد! 29 اگر آنها را به هنگامى كه در پيشگاه پروردگارشان ايستاده‏ اند، ببينى! (به آنها) مى‏گويد: آيا اين حق نيست؟ مى ‏گويند: آرى، قسم به پروردگارمان (حق است!) مى ‏گويد: پس مجازات را بچشيد به سزاى آنچه انكار مى ‏كرديد! 30 آنها كه لقاى پروردگار را تكذيب كردند، مسلما زيان ديدند; (و اين تكذيب، ادامه مى يابد) تا هنگامى كه ناگهان قيامت به سراغشان بيايد; مى ‏گويند: اى افسوس بر ما كه درباره آن، كوتاهى كرديم! و آنها (بار سنگين) گناهانشان را بر دوش مى ‏كشند; چه بد بارى بر دوش خواهند داشت! 31 زندگى دنيا، چيزى جز بازى و سرگرمى نيست! و سراى آخرت، براى آنها كه پرهيزگارند، بهتر است! آيا نمى ‏انديشيد؟! 32 ما مى‏ دانيم كه گفتار آنها، تو را غمگين مى‏ كند; ولى (غم مخور! و بدان كه) آنها تو را تكذيب نمى ‏كنند; بلكه ظالمان، آيات خدا را انكار مى ‏نمايند 33 پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند; و در برابر تكذيب ها، صبر و استقامت كردند; و (در اين راه،) آزار ديدند، تا هنگامى كه يارى ما به آنها رسيد (تو نيز چنين باش! و اين، يكى از سنت هاى الهى است;) و هيچ چيز نمى ‏تواند سنن خدا را تغيير دهد; و اخبار پيامبران به تو رسيده است 34 و اگر اعراض آنها بر تو سنگين است، چنانچه بتوانى نقبى در زمين بزنى، يا نردبانى به آسمان بگذارى (و اعماق زمين و آسمان ها را جستجو كنى، چنين كن) تا آيه (و نشانه ديگرى) براى آنها بياورى! (ولى بدان كه اين لجوجان، ايمان نمى‏ آورند!) اما اگر خدا بخواهد، آنها را (به اجبار) بر هدايت جمع خواهد كرد (ولى هدايت اجبارى، چه سودى دارد؟) پس هرگز از جاهلان مباش! 35

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

مدیریت منابع انسانی از دیدگاه امام علی (ع)

بخش سوم و پایانی

پدید آورنده : امیر حمزه مهرابی

بخش ششم: حقوق و دستمزد و پاداش

قبل از ذکر احادیث و روایات مربوط به حقوق و دستمزد، شاید مفید باشد به تفاوت بین این مفاهیم بپردازیم.

حقوق: پرداخت مبلغ ثابتی در مقابل انجام خدمت است که به طور ماهانه محاسبه می شود.

دستمزد: پرداخت مبلغ متغیری است که مبنای محاسبه آن، ساعت خدمت یا قطعه کاری می باشد.

پاداش: مزایای فوق العاده ای است که علاوه بر حقوق یا دستمزد در مقابل کار فوق العاده و در سطحی بالاتر از عملکرد عادی پرداخت می گردد. (1) اما عده ای پاداش را اعم از حقوق و دستمزد می دانند و تقسیماتی مثل درونی - بیرونی و... برای آن قائلند. (2)

تعیین میزان حقوق و دستمزد قبل از بکارگیری

از پیامبر بزرگوار اسلام (ص) منقول است که فرمودند:

اذا استاجر احدکم اجیرا فلیعلمه اجره; (3) وقتی یکی از شما کسی را بکاری می گمارد بایستی مقدار مزدش را به او بگوید.

امام صادق (ع) نیز به نقل از پدر بزرگوار خویش می فرماید:

نهی رسول الله (ص) ان یستعمل اجیر حتی یعلم ما اجرته; (4) پیامبر اسلام (ص) از بکارگیری اشخاص قبل از معین شدن اجرت آنان نهی فرمودند.

بر اساس این فرمایشات، ضروری است میزان اجرت افراد قبل از شروع به کار مشخص شود تا فرد در صورت مایل بودن و رضایت قلبی، همکاری کند و گرنه منصرف شود، نه اینکه شخص برای مدتی بکار گرفته شود و در پایان مبلغی به وی پرداخت شود که مورد رضایتش نیست و انتظار دریافت مزد بیشتری داشته است. در کتاب شریف تهذیب از پیامبر اسلام (ص) آمده است:

من کان یؤمن بالله و الیوم الآخر فلا یستعملن اجیرا حتی یعلمه ما اجروه; (5) کسی که به خداوند و روز جزاء ایمان دارد، کارگری را به کار نمی گیرد مگر آنکه از قبل مزدش را تعیین کرده و به او بگوید.

زمان پرداخت حقوق و دستمزد

روانشناسان ثابت کرده اند که پاسخ وقتی بهترین تاثیر را دارد که بلافاصله بعد از عمل دریافت شود و هرچه زمان دریافت پاسخ طولانی تر شود از تاثیر تقویت کنندگی آن کاسته خواهد شد. پانزده قرن پیش این نکته ظریف و ثمربخش مورد تاکید اولیاء دین اسلام بوده است چنانکه یکی از اصحاب امام صادق (ع) به نام شعیب می گوید:

تکارینا لابی عبدالله (ع) قوما یعملون فی بستان له و کان اجلهم الی العصر، فلما فرغوا قال لمعتب: اعطهم اجورهم قبل ان یجف عرقهم; (6) عده ای را برای امام صادق (ع) کرایه کردیم تا در بستانی که از حضرت بود، کار کنند و مدت کارشان تا عصر بود، چون از کار فارغ شدند، امام (ع) به معتب فرمود، قبل از آنکه عرق آنان خشک شود حقوقشان را بپرداز.

معیارهای پرداخت مزد

نداشتن معیار و ضابطه برای پرداخت حقوق و دستمزد به همان اندازه غیر عادلانه است که ضایع کردن حقوق کارکنان، بر این اساس سفارش شده است دستمزدها بر اساس ملاک های مرضی الطرفین پرداخت گردد تا تاثیر مثبت آن موجبات رضایت شاغل و افزایش کارآیی سازمان را فراهم نماید. بنظر می رسد یکی از علل عدم کارآیی ادارات دولتی، پرداخت مساوی حقوق ماهیانه به همه کارمندان باشد. چه آنهایی که مشتاقانه خدمت می کنند و چه آنهایی که به اهمال کاری می پردازند در حالی حضرت امیر (ع) این نابغه مدیریت می فرماید: لاثواب لمن لاعمل له (7) شاید اگر همین یک دستور را در ادارات دولتی به کار ببندیم بسیاری از مشکلات سیستم اداری ما حل شود. اما ملاک هایی که برای پرداخت مزد سفارش شده است عبارتند از:

داشتن عملکرد مثبت

حضرت علی (ع) می فرماید: و لکل علی الوالی حق بقدر ما یصلح; (8) برای هریک از زیر دستان بر مافوق خود حقی است به اندازه ای که کارها را اصلاح می کند.

در اینجا به میزان ساعت کار و یا حجم کار انجام شده اشاره ای نشده است بلکه حق کارکنان بستگی به میزان بهبودی است که در کار ایجاد می کنند که از آن بعنوان برخورداری از عملکرد مفید و مثبت یا اثربخش یاد می شود.

سختی کار

ملاک دیگری که می تواند پایه پرداخت مزد باشد، مشقت و سختی کار است که این حدیث می تواند بخوبی بیانگر این موضوع باشد. امیر مؤمنان (ع) می فرماید:

علی قدر البلاء یکون الجزاء; (9) جزاء و پاداش (هر فرد یا هر کار) به مقدار سختی و مشقت آن است.

همچنین در بخش دیگری از فرمایشات حضرت علی (ع) این موضوع به وضوح و روشنی بیشتری بیان شده است آنجا که می فرماید:

ثم اعرف لکل امری ء منهم ماابلی، و لا تضمن بلاء امری ء الی غیره و لا تقصرن به دون غایة بلائه و لا یدعونک شرف امری ء الی ان تعظم من بلائه ما کان صغیرا و لا ضعة امری ء الی ان تستصغر من بلائه ما کان عظیما; (10) نیز مقدار رنج هر یک را در نظر دار و نج یکی را به حساب دیگری مگذار و در پاداش او به اندازه رنجی که دیده و زحمتی که کشیده کوتاهی مکن، مبادا بزرگی کسی موجب شود که رنج اندک او را بزرگ شماری و فرودی رتبه فردی سبب شود کوشش سترگ وی را خوار به حساب آوری.

ای کاش مجال شرح و بسط این حدیث گرانقدر فراهم بود و می توانستیم نکات بسیار دقیق آن را برمی شمردیم. واقعا غلو نیست اگر بگوییم تنها همین ارشادات کافی است که یک مدیر بعنوان دستورالعمل طراحی سیستم پرداخت حقوق و دستمزد آن را بکار گیرد. (توصیه حقیر این است که یک بار دیگر این حدیث گهربار را مرور کنید.)

میزان نیاز شاغل

تناسب حقوق و دستمزد با میزان نیاز شاغل، نکته ای است که غالبا در طراحی سیستم حقوق و دستمزد مورد غفلت واقع می شود. البته غرض از میزان نیاز صرفا حجم احتیاجات و مقدار نیازمندی فرد نیست بلکه مهمتر از آن شان و منزلت عرفی و اجتماعی و یا به تعبیر امروزی، رتبه و جایگاهی است که فرد در سلسله مراتب نیازها، از آن برخوردار است (مازلو این نیازها را در هفت رتبه طبقه بندی کرده است.)

در این خصوص امام باقر (ع) به عنوان یک سنت کلی می فرماید:

المعونة تنزل من السماء علی قدر المؤونة; (11) خداوند تبارک وتعالی، مخارج (کمک) را به اندازه هزینه لازم نازل می کند.

نوع کار و تخصص

یکی از ملاک های دیگری که می بایست در میزان پرداخت حقوق و پاداش مد نظر باشد، نوع کار و تخصص افراد است. این ملاک را می توان از شیوه تقسیم غنائم بین رزمندگان اسلام از سوی پیامبر عظیم الشان (ص) بازیابی کرد، امام صادق علیه السلام می فرماید:

کان رسول الله (ص) یجعل للفارس ثلاثة اسهم وللراجل سهما; (12) رسول خدا (ص) برای سواره نظام سه سهم و برای پیاده نظام یک سهم از غنایم قرار می داد.

البته می توان این افزایش سهم را مربوط به افزایش کارایی یا بکارگیری سرمایه بیشتر نیز دانست

فواید بکارگیری نظام حقوقی صحیح

اگر یک سیستم حقوقی صحیح طراحی و اجرا شود علاوه بر حفظ و نگهداری کارکنان می تواند موجب افزایش کارآیی، بروز ابتکار و خلاقیت، ازدیاد انگیزه و شوق خدمت گشته و مانع بسیاری از ناهنجاری های احتمالی در سازمان گردد. در این حدیث به تعدادی از این پیامدها اشاره شده است.

امیر مؤمنان حضرت علی (ع) می فرماید: ثم اسبغ علیهم الارزاق فان ذلک قوة لهم علی استصلاح انفسهم و غنی لهم عن تناول ما تحت ایدیهم و حجة علیهم ان خالفوا امرک او شلموا امانتک; (13) پس جیره و مواجبشان را به اندازه کافی بده که این کار آنان را به اصلاح و بهبود (اخلاق و عمل) خویش توانا می سازد و از خوردن آنچه در اختیار اوست (از بیت المال مردم) بی نیاز می گرداند و حجت و دلیل است بر علیه آنها اگر فرمانت را اطاعت نکنند یا در امانت خیانت نمایند.

فواید ذکر شده در این حدیث که بر پرداخت صحیح حقوق مترتب است عبارتند از:

1. فراهم شدن امکان اصلاح و بهبود عملکرد کارکنان از جانب خودشان

2. مصون ماندن از استفاده غیر قانونی از بیت المال

3. پرهیز از چشم داشت به مال دیگران یا اخذ رشوه

4. وجود جواز تنبیه و معاقبه از سوی مسئول در مورد کارکنان متخلف

5. وجود حجت شرعی مبنی بر برخورد با خیانت کاران

ضرورت پرداخت پاداشهای غیر نقدی:

با پیشرفت صنعت و گسترش سازمان ها و ضرورت توجه و عنایت بیشتر به مسائل انسانی کارکنان، ارائه خدمات گوناگون به کارکنان رواج یافته است.بطوری که سازمان ها برای حفظ و نگهداری پرسنل خود مجبورند علاوه بر حقوق، امتیازات و پاداش های دیگری مثل منازل سازمانی، بیمه درمانی، سرویس ایاب و ذهاب و... به شاغلین ارائه نمایند. اما جالب است بدانیم این خدمات در صدر اسلام نه بر اساس ضرورت و بخاطر حفظ موجودیت سازمان و تداوم سود سرمایه دار بلکه به منظور رعایت اصول اسلامی و انسانی ، مورد سفارش اولیاء دین بوده است. منقول است که پیامبر اسلام (ص) فرمودند:

من ولی لنا عملا و لیس له منزل فلیتخذ منزلا اولیست له زوجة فلیتخذ زوجة او لیس له خادم فلیتخذ خادما او لیست له دابة فلیتخذ دابة; (14) کسی که برای ما به امری اشتغال دارد، اگر منزل ندارد، پس باید برای او منزلی تهیه کرد، اگر زن ندارد، برای او همسری برگزیده شود و اگر خادم ندارد می تواند خادمی را بکار گیرد و اگر مرکب و سواری ندارد، مرکبی را برگزیند.

 

بخش هفتم: انضباط و اصلاح رفتار کارکنان

ضرورت اعمال تشویق و تنبیه

تشویق و تنبیه، پاداش یا سزای اعمال انسان است. باید در مقابل خدماتی که کارکنان ارائه می دهند یا ضعفها و سستی هایی که از خود نشان می دهند، عکس العمل مناسب نشان داده شود. نباید در برابر خوب ها و بدها و خوبی ها و بدی ها، یکسان و بی تفاوت بود، زیرا این بی تفاوتی سبب ایجاد ضعف در افراد خوب و سستی بیشتر در افراد ضعیف می گردد.

چنانکه حضرت علی (ع) در این مورد می فرمایند:

ولا تکونن المحسن و المسی ء عندک بمنزلة سواء فان فی ذلک تزهیدا لاهل الاحسان فی الاحسان و تدریبا لاهل الاساءة علی الاساءة و الزم کلا منهم ما الزم نفسه; (15) هرگز نباید افراد نیکوکار و بدکار در نظرت مساوی باشند، زیرا این کار سبب می شود که افراد نیکوکار در نیکی هایش بی رغبت شود و بدکاران در عمل بدشان تشویق گردند، هر کدام از این ها را مطابق کارشان پاداش بده.

و نیز می فرماید: ازجر المسی ء بثواب المحسن; (16) خطاکاران را با پاداش دادن به نیکوکاران تنبیه کن.

ترجیح تشویق بر تنبیه

مقدم داشتن تشویق بر تنبیه به کرات مورد تاکید اولیاء دین اسلام قرار گرفته است، در قرآن کریم نیز اغلب جاها صفات بشیر بر صفات نذیر تقدم دارد. در روایت پیشین نیز مشاهده فرمودید که سفارش شده است که با تشویق نیکوکاران، بدکاران راتنبیه کنید! !

حضرت امیر (ع) در نامه اش به مالک به شکل واضح تری به این روش توصیه می فرمایند:

فافسح فی آمالهم و واصل فی حسن الثناء علیهم و تعدید ما ابلی ذووالبلاء منهم فان کثرة الذکر لحسن افعالهم تهز الشجاع و تحرض الناکل ان شاء الله تعالی; (17) آرزوهای آنها را برآورده ساز و با تحسین و حق شناسی، خویشتن را با مامورین درستکار خود مرتبط کن، خدمات صادقانه آنان را به زبان بیاور و صریحا قدردانی نما، زیرا تحسین و حقشناسی، مردان شجاع را در راه نیکوکاری تهییج می کند و مسامحه کاران را بخواست خدا به جنبش و حرکت وا می دارد.

پرهیز از افراط در تشویق و تنبیه

رعایت اعتدال در هر امری پسندیده است. هر چند گفته شد که اعمال تشویق و تنبیه در مورد زیر دستان ضروری است ولی یک مدیر توانا می داند چگونه و چه وقت از این ابزار قوی و مؤثر در جهت اصلاح رفتار و ایجاد انگیزه و افزایش کارایی استفاده نماید.

پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) می فرمایند:

الافراط فی الملامة تشب نیران اللجاج; (18) زیاده روی در ملامت و سرزنش، آتش عناد و لجاجت را مشتعل می کند.

افراط در تنبیه علاوه بر ایجاد کدورت و نارضایتی در فرد تنبیه شده، موجب نقض غرض گشته و هدف اصلی که اصلاح رفتار است در پی نخواهد داشت.

نکته جالب توجه اینکه، نه تنها افراط در تنبیه نکوهیده است بلکه افراط در تشویق و ستایش بیجا نیز پسندیده نیست چنانکه حضرت علی علیه السلام می فرماید:

الثناء باکثر من الاستحقاق ملق و التقصیر عن الاستحقاق عی او حسد; (19) ثنا گفتن و تمجیدبیش ازحد شایستگی و لیاقت، تملق و چاپلوسی است و کمتر از حد لازم ناشی از عجز یا حسد است.

 

بخش هشتم: بازنشستگی

برنامه ریزی برای بازنشستگان علاوه بر اینکه موضوعی انسانی و اخلاقی است، می تواند تاثیر بسیار مثبتی بر سازمان داشته باشد. نحوه برخورد با بازنشستگان سازمان، انعکاسی مستقیم در روحیه و رفتار کارکنان فعلی سازمان دارد چرا که آنان آینده خویش را در چهره بازنشستگان امروز مشاهده می کنند. برخورداری این افراد از حمایت های مادی و معنوی سازمان متبوع، انتظاری ست بحق ومقبول.

در وسایل الشیعه از محمدبن ابی حمزه منقول است که حضرت علی (ع) با مشاهده یک پیرمرد از کار افتاده نصرانی، دستور می دهد مستمری او از بیت المال پرداخت شود.

پرداخت مستمری به بازنشستگان

محمدبن ابی حمزه قال:

مر امیرالمؤمنین (ع) بشیخ مکفوف کبیر، یسال فقال امیرالمؤمنین: ماهذا؟ ! قالوا: یا امیرالمؤمنین، نصرانی فقال: استعملتموه حتی اذا کبر و عجز منعتموه؟ ! ! .. انفقوا علیه من بیت المال; (20) محمدبن حمزه می گوید: روزی امیرالمؤمنین (ع) بر پیرمرد از کار افتاده ای گذر می کرد حضرت سؤال کرده فرمودند: این کیست؟ جواب دادند یا امیر المؤمنین، یک پیرمرد نصرانی است. حضرت فرمودند: از وی کار کشیدید تا آنکه پیر و عاجز گشت آنگاه او را رها کردید؟ ! از بیت المال به او نفقه بدهید.

موضوع پرداخت حقوق از کارافتادگی در قرن بیستم شاید امری عادی باشد ولی در آن زمان، صدور چنین دستورالعملی جز از تربیت شدگان مکتب اسلام، محال بوده است.

استفاده از تجربیات بازنشستگان

آنچه بیشتر از حمایت های مالی می تواند موجب دلگرمی و مسرت پیران و بازنشستگان گردد، ایجاد احساس مشارکت و مفید بودن در آنان است. مدیران منابع انسانی می توانند با تدارک برنامه هایی خاص این احساس را در پیران بوجود آورند، علاوه بر این از تجربیات ذیقیمت آنان در جهت بهبود وضع سازمان بهره برداری نمایند.

چنانکه حضرت علی (ع) می فرماید:

رای الشیخ احب الی من جلد الغلام; (21) اندیشه پیرمردان نزد من دوست داشتنی تر از سرعت عمل جوانان است.

و در جای دیگر فرموده اند:

رای الشیخ احب من حیلة الشباب (22)

(رای و نظر پیر، دوست داشتنی تر از چاره اندیشی جوان است.)

با این دیدگاه، مدیران نبایستی صرفا از روی ترحم و دلسوزی به ارتباط با بازنشسته ها مبادرت ورزند بلکه واقعا آنان را مؤثر و مفید برای سازمان قلمداد کرده از فکر و نظر آنان استفاده نمایند و تا پایان عمر با این افراد ارتباطی فعال و پویا برقرار نمایند. والسلام

 

پی نوشت ها:

1) سعادت - اسفندیار - مدیریت منابع انسانی - صفحات 253 و 272

2) استاد دکتر انصاری - جزوه درسی کلاس

3) نهج الفصاحه - حدیث شماره 174- صفحه 33

4) وسایل الشیعه - جلد 3- صفحه 246

5) تهذیب - جلد 7- صفحه 197

6) وسایل الشیعه - جلد 3- صفحه 246

7) نهج البلاغه - کلمات قصار

8) نهج البلاغه - بخش نامه ها - نامه 53

9) غررالحکم - ج 3- صفحه 314

10) نهج البلاغه - بخش نامه ها - نامه 53

11) من لا یحضره الفقیه - جلد3- شماره 3613

12) وسایل الشیعه - جلد 11- صفحه 79

13) نهج البلاغه - بخش نامه ها - نامه 53

14) قرشی - باقر شریف - نظام الحکم و الادارة فی الاسلام - صفحه 308

15) نهج البلاغه - بخش نامه ها - نامه 53

16) نهج البلاغه - بخش حکمتها - حکمت 177

17) نهج الباغه - بخش نامه ها - نامه 53

18) تحف العقول - صفحه 84

19) غرر الحکم - صفحه 278

20) وسایل الشیعه - جلد 11- صفحه 49

21) میزان الحکمه - جلد 4- صفحه 40

22) منبع پیشین - همان صفحه

 

منبع : نشریه پاسدار اسلام - اردیبهشت 1381، شماره 245، صفحه

 

  جمله مديريتی              

من می فهمم ...

به من بگو نگو، نمی گویم؛

اما نگو نفهم؛ که من نمی توانم نفهمم؛

من می فهمم.
دکتر علی شریعتی

 

  حدیث مديريتی             

 

بخشنده ترین

امام حسین علیه السلام فرمودند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

الدره الباهره ، ص 24

 

  طنز مديريتی              

مراحل اصلی پروژه

 

طراحی و اجرای هر پروژه شامل مراحل و فاز های مختلفی می باشد تا به نتیجه نهایی رسیده و هدف نهایی حاصل گردد.

در ادامه شش مرحله اصلی در اجرای پروژه ها  بر حسب پیشرفت کار از نظرتان می گذرد.    

 

شش مرحله هر پروژه عبارتند از:

 

(1) ذوق و شوق و جدیت نشان دادن

 

(2) از اشتیاق افتادن

 

(3) ترسیدن و سراسیمه عمل كردن

 

(4) جستجوی مقصر

 

(5) تنبیه بی ‌گناه

 

(6) پاداش‌ دادن به سهیم ‌نشدگان

 

 

  حکايت مديريتی            

نحوه نگرش به زندگی

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌ کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است وگفت:لباس ها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآباید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هر بار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!

مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!

 

شرح حکایت

زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌ جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟

 

  تکنیک های موفقیت         

10 گام برای حمایت از کار و سرمایه ایرانی

مولف: دکتر محمد نهاوندیان

 

پیام رهبر معظم انقلاب و نامگذاری سال 1391 به عنوان سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی در واقع پیام تداوم جهاد اقتصادی را در خود دارد. یعنی آن‌چه که رهبر معظم انقلاب در سال گذشته بیان فرمودند، امسال با عنوان گسترش و حمایت از تولید ملی مورد تأکید مجدد قرار داده‌اند. اگر بخواهیم با این پیام برخوردی جدی و عملی و فراتر از تعارف و تکرار شعار داشته باشیم، باید هم تعریف دقیقی از این عبارت داشته باشیم و هم لوازم توفیق در آن را بشناسیم و شاخص‌های این توفیق را تبیین کنیم تا در پایان سال بتوانیم کارنامه‌ی خود را با این شاخص‌ها بسنجیم و ارزیابی کنیم.

شاید اصلی‌ترین مفهوم پیام فوق‌الذکر این است که تولیدمحوری باید شاخص همه‌ی سیاست‌های اقتصادی ما باشد، منتها این نکته‌ نیز مهم است که جهت این حمایت چه باید باشد؟ آیا حمایت از تولید ملی به این معنی است که تولید ملی ما به حدی برسد که بتواند با بهترین تولیدات جهانی رقابت کند؟ پس در این صورت منظور ما حمایت از تولیدات ملی برای رقابتی شدن است و به عبارت دیگر، حمایت از تولید ملی است در مقابل موانع رقابت عادلانه و برابر. یعنی تولیدات کشور باید بتواند به بازار دسترسی داشته باشد و عادلانه و برابر با تولیدات مشابه رقابت کند.

آیا مفهوم این نامگذاری حمایت در مقابل عوارض خارج از اختیار است؟ به این معنی که تولید داخلی می‌تواند روی پای خود بایستد، اما اگر عواملی برای آن مزاحمت و عوارض ایجاد کنند -مثل خشک‌سالی یا محدودیت‌های خارجی- باید از تولید ملی حمایت نمود. گاهی در رقابت رقبا، دیگرانی وارد می‌شوند و حمایت‌های بازارشکنانه‌ای صورت می‌دهند که طبعاً حمایت از تولید ملی در برابر آنها ضروری خواهد بود.

اما جنبه‌ی دیگر این حمایت، در برابر فرسایش‌های بروکراتیک غیر ضروری است. یعنی باید اصلاح روش‌های اداری را در دستور کار قرار داد. اگر بخواهیم از تولید حمایت کنیم، باید از خود تولید بپرسیم که در کجا و کی نیاز به حمایت دارد. بنده به 10 گام لازم برای تقویت بخش تولید اشاره می‌کنم که نیاز به حمایت از تولید ملی در آنها احساس می‌شود:

 

1. در فرهنگ عمومی جامعه‌‌ باید تولیدکنندگان را به عنوان پیشتازان عزت و استقلال جامعه معرفی کنیم و تکریم از کسانی را که در این صحنه تلاش می‌کنند، در ارزش‌های جامعه قرار دهیم.

 

2. تولیدمحوری باید شاقول سیاست‌گذاری‌های اقتصادی کشور باشد. یعنی باید در سیاست‌های ارزی، در سیاست‌های پولی و مالی، در سیاست‌های تجاری و در سیاست‌های بانکی و مالیاتی برای تولید اولویت قائل باشیم. تجلی ملموس این مطلب این‌گونه خواهد بود که اگر جایی ناچار بودیم بین تولیدگرایی و مصرف‌گرایی انتخاب کنیم، باید تولید را مقدم بداریم. این مطلب مثلاً در اجرای سیاست هدفمندی یارانه‌ها می‌تواند تجلی بسیار ملموسی داشته باشد. در مجموع سیاست‌گذاری‌ها باید به سمتی برویم که توان برنامه‌ریزی مدیران ما افزایش یابد. به این معنی که از تغییرات ناگهانی در سیاست‌ها اجتناب کنیم تا مدیران ما بتوانند برای آینده برنامه‌ریزی کنند.

 

3. باید با کاهش مقررات و منطقی کردن مجوزها از سرمایه‌گذاران بخش تولید حمایت کنیم.

 

4. دستگاه‌های دولتی باید بدهی‌های خود به تولیدکنندگان و پیمانکاران را بپردازند تا توان مالی آنها افزایش پیدا کند.

 

5. بانک‌ها در برخورد با واحدهای تولیدی مهربانانه‌تر عمل کنند. باید فهم درستی از ماهیت مشکلات واحدهای تولیدی داشته باشیم و مناسبات بین بانک‌ها و واحدهای تولیدی را واقع‌بینانه و هدفمند کنیم.

 

6. تولیدکننده برای بهبود تولید به فناوری و ماشین‌آلات مناسب نیاز دارد. در شرایطی که برخی محدودیت‌ها از سوی بدخواهان در مناسبات بین‌المللی بر تولیدکننده‌های ما تحمیل شده است، باید از ابتکارات مدیران اقتصادی در رفع و دفع این محدودیت‌ها حمایت کنیم.

 

7. در مناسبات و سیاست‌ها و فضای کسب‌و‌کار، باید در مسیر روان‌سازی و چابک‌سازی تولید حرکت کنیم. تقارن نامگذاری سال جدید به عنوان سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی با ابلاغ قانون جدید بهبود مستمر فضای کسب‌و‌کار را باید به فال نیک گرفت. اجرای کامل و دقیق این قانون باعث ایجاد فضایی پرنشاط و تعاملی بین دولت و بخش خصوصی خواهد شد. اجرای این قانون می‌تواند طلیعه‌ی بسیار خوبی برای موفقیت در اجرای حمایت از تولید ملی نیز باشد.

 

8. حمایت از تولید می‌تواند زمانی اتفاق بیفتد که تولیدکننده تولید خود را انجام داده و نیاز به بازاریابی دارد. کمک به تولیدکنندگان برای بازاریابی داخلی می‌تواند از راه نظام تعرفه‌ای یا زمینه‌های مربوط به قیمت‌گذاری صورت بگیرد. به این معنی که ابتکار عمل در اختیار بازار رقابتی باشد تا واحدهای تولیدی بتوانند در شرایط رقابتی امورات مدیریت بازار خود را انجام دهند.

 

9. تولیدکننده باید به بازارهای خارجی دسترسی داشته باشد که در این صورت حمایت از تولید با بازاریابی خارجی ممکن می‌شود. لذا جهت‌گیری جهش صادراتی باید تداوم پیدا کند.

 

10. در شرایط فعلی و در همه‌ی مراحل تولید، ظرفیت‌های خالی بسیاری وجود دارد. یعنی ما برای جهش در تولید ملی هم نیروی جوان آماده به کار داریم و هم سرمایه‌گذاری‌های گسترده داریم. تنها باید اولویت را به رفع موانع پیش روی واحدهای تولیدی موجود بدهیم تا این واحدها بتوانند با حداکثر ظرفیت به تولید بپردازند.

 

منبع: مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

 

  نکات مدیریتی             

10 نكته مديريتی با نگاه به سيره شهيد بهشتی

سید عباس صالحی

 

در درسهای مدیریت و الگوهای رفتاری مدیران موفق، كتابها و نوشتههای فراوان را میتوان دید و خواند. اما گویا رسم برآن بوده و هست كه عمدتاً اصول و الگوها در نمونههای فرا وطنی دیده شود و ارائه گردد. رسم متداول آن شده است كه تجلیلها و تحلیلها در قالب كلیشههای متعارف ابراز گردد و گامی فراتر در این مسیر برداشته نشود.
  در این نوشتار، به قصد فاصله
گیری از هر دو عرف متداول، در بزرگداشت شهادت آیتالله شهید بهشتی، راهی برای رهیابی به الگوی مدیریتی از سیره رفتاری آن شهید بزرگوار را میبینید كه عمدتاً متمركز برآن است چگونه میتوان از آن مدیر موفق درس آموخت.
  
 

برنامه ریزی دقیق روزانه:

نظم و برنامهریزی در زندگی از اصول موكد در زندگی مدیران موفق و كارآمد است. این روحیه یك روزه به دست نمیآید بلكه با مرارت و مهارت به یك ویژگی درون ذاتی تبدیل میشود.
  دوستان دوران طلبگی شهید بهشتی یاد می
كنند كه ایشان در حجرهاش كاغذی را بر دیوار زده بود و برنامه روزانه خود را بر كاغذ نوشته بود: ساعت ورود به حجره، غذا، مطالعه، مباحثه و... از جمله یك ربع ساعت به گپ زدن با دوستان و وقتی كه زمان تمام میشد، از دوستان عذرخواهی میكرد و به كار بعد میپرداخت.
  
انجام دقیق فعالیت:

سرسری نگرفتن كارها و احساس مسئولیت در برابر انجام درست كارها، از جمله ویژگیهای شهید بهشتی بود. این خصلت نیز در ایشان دیرپا و ریشهدار بود.
  هم
دورهایهای تحصیلی ایشان نقل میكنند كه یكی از طلاب دروس پایین سئوالی داشت و من پاسخ را با تساهل و عجله دادم. ایشان به من تذكر دادند كه شایسته نبود جواب را چنین سر سری بدهید و پاسخ را كامل دادند.
  
آرامش ارتباطی:

در شهید بهشتی، طمأنینه و آرامش كم نظیری بود. سختترین و تندترین دشنامها و ترشگوییها اقیانوس آرام وجودی او را متلاطم نمیكرد و برهم نمیآشفت. او از آغاز چنین نبود.
  خود را چنان ساخت و پرداخت. ایشان در خاطره
ای اظهار داشته بودند كه من در مباحثات علمی بسیار پرجوش و خروش بودم. تا این كه برای اولین بار در درس علامه طباطبایی شركت كردم. پس از درس اشكالی را با ایشان در میان گذاشتم.
  با آرامش پاسخ دادند. به جواب ایشان اشكال كردم. ایشان سراپا گوش شدند و به من جواب دادند. به جواب ایشان اشكال كردم و... شهید بزرگوار در ادامه یادكرد خاطره فرمود: از این تاریخ بود كه دیگر تصمیم گرفتم بدون فریاد اشكال كنم و این كه می
بینید به آرامی جواب شما را میدهم تأثیر آن برخورد با من بود.
  
دقت در دادههای مدیریتی:

بسیاری از مدیران، به مسموعات و مشهورات بسنده میكنند و تصمیمهای مدیریتی خود را براساس میگویند میریزند و اجرا میكنند. از شهید بهشتی، نكات زیادی است كه چگونه ایشان تلاش داشت كه هم در خود و هم در معاشران خود این خصلت را بارور سازد كه باید در مورد دادههای اطلاعاتی، با دقت و وسواس برخورد كرد. چه این كه سازه هر تصمیم مدیریتی، یك داده اطلاعاتی است.
  داماد ایشان نقل می
كردند كه وقتی در سال 57 به اتریش آمدند: از من پرسیدند كه خانهتان چند متر است؟ گفتم: 30-40 متر و ایشان فرمودند كه بین آن 10 متر اختلاف است.
  به دخترشان گفتند كه یك متر خیاطی بیاورد و خود به اندازه
گیری پرداختند و مساحت آپارتمان 5/37 متر درآمد. ایشان فرمودند حالا اگر در ایران راجع به خانه دامادم بپرسند، من میگویم در آپارتمان 5/37 زندگی میكند. اما اگر بگویم 30-40 متر میتوانند تا 90 متر هم حساب كنند.
  این نمونه
ها و نمونههای فراوان دیگر در روزگاری كه مسامحه در اطلاعات مدیریتی به وفور دیده میشود، بس درس آموزند. مدیریت كارآمد و بازسازی این روحیه وسواس گونه در جنب دادههای مدیریتی است.
  
نیرو شناسی:

منابع انسانی، اهرم نرمافزاری پیشرفت و كارآمدی مدیران موفق است. مدیران موفق را در آدمشناسی آنها میتوان شناخت. شهید بهشتی، علاوه بر هوش سرشار در شناخت توانمندی افراد، به كارآیی افراد مرتبط دقت نظر داشت.
  داماد ایشان نقل می
كند كه در دفترچه جیبی ایشان در سال 57، اسامی عدهای دیده میشود كه بعضاً مدیران نظام در آینده شدند و ایشان مثلاً در كنار اسم یك دانشجو در نیویورك و یا... نوشته بودند كه برای آینده فرد به درد بهخوری است.
  ایشان در ملاقات با افراد و ارتباط با ایشان، به زوایای وجود و خصلت
های ارتباطی آنان توجه داشت و مشخصات كامل آنان را در دفتری یادداشت میكرد. یك بار در اوج منازعات بنیصدر و رجایی گفته بود كه من در دفترچهام، 10-15 نفری برای پست نخستوزیری سراغ دارم.
  توانمندی اداره جلسات: نشست
های مدیریتی، ابزار اصلی فعالیتهای یك مدیر است. توانایی در مدیریت جلسات، بخش مهمی از توانمندی مدیریتی است. بدون آن، جلسات به مانعی اجرایی برای كار تبدیل میشوند و همفكریها و هماهنگیها عقیم میماند.
  معاشران و شاگردان شهید بهشتی، بخشی از توانایی تدبیری ایشان را در اداره جلسات می
دیدند. ایشان چه قبل از انقلاب و چه پس از انقلاب با قدرت و توان فوقالعاده جلسات را مدیریت میكرد. از آرای گوناگون بهره میبرد. اما اجازه نمیداد كه مسیر گفتوگوها از دایره موضوع خارج شود.
  ایشان به خوبی دیدگاه
ها و اندیشهها را دستهبندی میكرد و در سخنانی كوتاه و موجز، سهم هر گفت و شنودی را در جمعبندی خویش ارائه میفرمود. به گونهای كه تمام حاضران در جلسه، احساس میكردند كه سهم ایشان در مشاركت در گفتوگو، كامل و تمام پرداخت شده است.
  اوج این توانمندی را در اداره مجلس خبرگان می
توان دید. مجلس تدوین قانون اساسی، حساسیتهای خاص خود را داشت. از یك سو دیدگاه احزاب متكثر و جامعه انقلابی را به خود معطوف میداشت.
  بنابراین مجلس خبرگان در معرض قضاوت و داوری دقیق بیرونی قرار داشت و از سوی دیگر ده
ها عالم و فاضل كه با فرهنگهای مختلف در مجلس خبرگان گرد آمده بودند از بزرگانی چونان شهدای محراب، آیتالله حایری و... تا بنیصدر و مقدم مراغهای ...
  به تعبیر مقام معظم رهبری در چنان جو اختلاف نظر و فاصله اندیشه، توافق در اصول قانون اساسی كاری غیرممكن می
نمود. اما با جمعبندیهای هنرمندانه شهید بهشتی، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با اصول متین و زبده، شكل یافت.
  نگاه جهانی: مدیران موفق در روزگار ما، در عرصه فهم و حضور جهانی می
توانند بر نگرههای خود بیفزایند و انگارههای خود را اصلاح و تكمیل كنند. جامعه جهانی چنان در تكاپوی تغییر و پیشرفت است كه دیگر نمیتوان در تاروپود یك سازمان و اداره بومی به خلاقیت و نوآوری اندیشید و تنها نگاه شخصی و یا جمع پیوسته را معیار دگرسازی و نوسازی قرار داد.
  شهید بهشتی، قبل از سفر به آلمان، با بسیاری از همكاران و هم
اندیشان این نكته را مطرح میكرد كه من 6-8 سال را در خارج از كشور باید به سر برم. به این مبنا ملتزم شد و سالیان سال با حضور در مركز اسلامی هامبورگ دید جهانی خود را وسعت بخشید.
  ایشان اظهار می
كردند كه سفرهای خارجی من، گونهای پرسه زدنهای مطالعاتی است تا آمادگی را برای مسئولیتها افزایش دهد.
  آراستگی ظاهری: سیمای ظاهری افراد موفق، نكته
ای كم اهمیت نیست. بنگرید كه در كتابهای مدیریت و راز موفقیت و... چگونه از آن یاد كرده و میكنند. شهید بهشتی، خوانده یا ناخوانده ملتزم به این اصل بود. او در سیمای موقر و آراسته ظاهر میشد.
  لباده
های مرتب و اتو كشیده میپوشید. عمامهای كوچك و مرتب میبست. شیك و تمیز و معطر راه میرفت و.. این التزامات و تقیدات ظاهری، او را از بسیاری از هم صنفان و مبارزان آن روزگار متمایز میساخت.
  
شادابی و خنده رویی:

افراد عبوس و ترشروی، در تارهای تنیده خود اسیر میشوند و گامی فراتر از آن بر نمینهند. اما مدیران موفق در فضای ارتباطی گرم و پر جنب و جوش، توفیق خود را مییابند و دامنهی وجودی خویش را بسط میدهند.
  تصویر ماندگار از چهره
شهید بهشتی در حافظه تاریخیمان، شخصیتی با چهرهای گشاده و لبان متبسم است. این پس زمینه ذهنی از آن بزرگوار زدوده نمیشود.
  در این نوشتار كوتاه، به اختصار به 10 نكته مدیریتی اشارت شد. در هر یك از اصول یاد شده از ده
ها شاهد و نكته دیگر میتوان سخن گفت. همچنین دهها نكته دیگر مدیریتی از سیره شهید بهشتی میتوان استنتاج كرد كه فرصت و مجال دیگر میطلبد.

 

منبع : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

  مقاله مدیریتی             

ارزش های اسلامی در مدیریت



 

مقدمه

موضوع این بحث ارزش هاى اسلامی‌ در مدیریت است. ابتدا توضیحى درباره ارزش از دیدگاهى که مورد قبول و پذیرش ماست، ارائه می‌دهیم، سپس آن ارزش ها را دسته بندى می‌کنیم و آن را که ارتباط بیشترى با علم مدیریت دارد مورد ارزیابى قرار می‌دهیم. گرایش هاى ارزش از نظر فلسفه در بین فلاسفه حقوق و اخلاق و همه کسانى که درباره ارزش ها بحث کرده اند، دو نوع گرایش متضاد وجود دارد: اول، ارزش چیزى جز تبلور خواست ها و سلیقه هاى شخصى و گروهى نیست .دوم، ارزش از واقعیت نفس الامرى برخوردار است.


 
کلمات کلیدی :ارزش های اسلامی در مدیریت، مدیریت، وزرا

 

از دیر باز، در بین فلاسفه معروف بوده که آیا خوب آن است که انسان می‌پسندد یا چیزى را که خوب است انسان مى‌پسندد؟ ما کارى را انجام می‌دهیم که خوب است یا خوب آن کارى است که ما انتخاب می‌کنیم؟ این اختلاف از دیرباز تا کنون در بین فلاسفه بزرگ اخلاق وجود داشته است. بعضى می‌گویند: خوب آن است که انسان بپسندد. بعضى دیگر می‌گویند: خوب واقعیتى نفس الامرى دارد، چه ما دوست بداریم، چه دوست نداریم، ما بدانیم یا ندانیم. لذا، باید خوب ها را شناخت و آنها را دوست داشت و آنچه را که مربوط به عمل است به کار گرفت. البته وارد شدن در این بحث ریشه اى و فلسفى ما را از موضوع بحث اصلى دور می‌کند. دراین باره، نظر ما این است که و ارزش، واقعیت نفس الامرى دارد. مردم بعضى چیزها را به عنوان خوب درک می‌کنند و آن را می‌پسندند، لکن بعضى چیزهاست که خوبى آن را همه درک نمی‌کنند; در اینکه آیا فلان چیز خوب است یا بد، اختلاف می‌کنند و بالاخره، سلیقه ها و نظرهاى شخصى دخالت می‌کند. ارزش هاى اسلامی‌در مدیریت وقتى ارزش هاى اسلامی‌در ارتباط با مدیریت مطرح می‌شود منظور این است که اسلام ارزش هایى را ارائه کرده که باید آنها را پذیرفت و به کار بست. این ارزشها چه ما آنها را بخواهیم و چه نخواهیم معتبر است. و چنین ارزش هایى، چه بدانیم و چه ندانیم، وجود دارند. بنابراین، نظریه اى که معتقد است ارزش تابع خواست و سلیقه افراد و گروههاست مورد پذیرش اسلام نیست. ارزشهایى که اسلام ارائه می‌دهد یا مربوط به فرد و زندگى فردى است یا مربوط به جمع و زندگى اجتماعى. در زندگى اجتماعى، ارزشهایى وجود دارد که همه باید آنها را نسبت به یکدیگر رعایت کنند. این ارزشها یا در اجتماعات وسیع مطرح می‌شود و یا در اجتماعات محدود و گزینشى. تفصیل اقسام و انواع این ارزشها به مجال دیگرى نیازمند است. در اینجا فقط ارزشهاى اجتماعى مورد بحث قرار خواهد گرفت. مبناى ارزش هاى اجتماعى ارزش هاى اجتماعى داراى دو مبنا هستند: مبناى اول، بینشها و مبناى دوم، گرایشها. هر ارزشى از یک پایه بینشى و نگرشى و یک پایه گرایشى ساخته می‌شود. از انضمام این دو، ارزش به وجود می‌آید. ارزش واسطه اى بین بینش و گرایش انسان با کنش اوست. در ابتداى این بحث بینشى، به چهار مقوله برمی‌خوریم.
اما بینشى که در ابتدا باید آن را درک کنیم و بشناسیم بینش ما نسبت به یک سلسله از اعتقادات و واقعیات جهان هستى است که به دنبال آن، گرایشها و میلهایى در ما برانگیخته می‌شود. از انضمام و به هم پیوستن این بینش و گرایش برخاستهازآن است که مفهومی‌به نام ارزش شکل می‌گیرد. ارزش منشأ کنش اختیارى در انسان می‌شود; یعنى ارزش موجب می‌شود که انسان در هنگام عمل، چیزى را برگزیند. بنابراین، آنچه شکل کنش ما را می‌سازد و به افعال ما جهت می‌دهد در حقیقت، ارزشهایى است که آنها را پذیرفته ایم. منشأ این ارزشها بینشها و گرایشهایى است که زیربناى آنها را می‌سازد. اصول ارزش هاى اجتماعى در اسلام ارزش هاى اجتماعى اسلام بر سه اصل بینشى استوار است. اصل اول: اعتقاد به این که تمام انسانها بنده خدا هستند. این یک بینش اعتقادى است که به نوعى از واقعیات نظر دارد و در عین حال، پایه اى است براى ارزش هایى که بر آنها مبتنى می‌شود. وقتى انسان معتقد شد که سایر انسانها، مانند خود او، آفریده خدا و همه بنده او هستند و خداوند متعال به تمام مخلوقات و بندگانش نظر لطف و رحمت دارد و اصلاً آنها را بر اساس رحمت خویش آفریده است، همان گونه که فطرتاً به آفریدگار خود محبت و علاقه دارد، نسبت به آفریدگان او هم، که آثارى از وجود و رحمت او هستند، علاقه مند می‌شود. به جهان خرّم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست. اگر انسان دوستدار کسى باشد همه وابستگان او را نیز دوست خواهد داشت. همه انسانها آفریده خدا و متعلّق به او هستند. انسان مؤمن و موحّد بر اساس این بینش، عاطفه خاصى نسبت به همه انسانها پیدا می‌کند. این یک اصل بینشى است که بر اثر گرایش انسان دوستانه پدید می‌آید. همان گونه که قبلاً نیز اشاره شد ارزش، مبتنى بر بینش و گرایش برخاسته از همان بینش است. وقتى بینش توحیدى را نیز در نظر می‌گیریم گرایشى که از آن برمی‌خیزد همان عاطفه خلق دوستى یا انسان دوستى است. اصل دوم: بینشهایى که زمینه ساز ارزشهاست; مثلاً، اعتقادبه اینکه همه انسان هاازیک پدرو مادرمتولّد شده اند و همه آنها تکویناًخواهر وبرادرند، یا باواسطه یا بدون واسطه.

وقتى انسان باور کرد که با تمام انسانها، به شکلى خواهر و برادر است و همه با هم یک خانواده بزرگ را به وجود می‌آورند به دنبال این بینش، عاطفه اجتماعى دیگرى، که عاطفه فامیلى است، در انسان پدید می‌آید. همچنین گرایش دیگرى نیز بر اساس این خویشاوندى در انسان پدیدار می‌گردد; بدین صورت که همه انسانها را از آن نظر که خویشاوند خودش هستند دوست می‌دارد. این عاطفه اى غریزى است و در همه انسانها وجود دارد که نزدیکان خود را دوست بدارد، چه آنهایى را که رابطه نَسَبى با او دارند و چه آنهایى را که رابطه سببى دارند. این اصل نیز اقتضاى یک گرایش دارد; یعنى این بینش منشأ و اساس گرایش دیگرى نیز می‌باشد. اصل سوم: برادرى ایمانى; این اصل صرفاً اسلامی‌است، بخلاف دو اصل پیشین که کم و بیش، در ادیان دیگر نیز مورد پذیرش است. اسلام علاوه بر آنکه همه انسانها را فرزندان یک پدر و مادر می‌داند و در نتیجه، همه را برادر و خواهر و برادرزاده و خواهرزاده به حساب می‌آورد، معتقد است که در میان مسلمانان، رابطه معنوى خاصى برقراراست که موجب می‌شود روح انسان با ارواح انسانهاى دیگر که هم کیش و هم دین او هستندرابطه‌اى داشته باشد; رابطه معنوى وقلبى بین دلها و جان هاى مؤمنان; انّما المؤمنون إخوةٌ.[1]
ارزش هاى عام اجتماعى اسلام ارزشهایى که بدین گونه پدید می‌آید ریشه و اساس همه شان محبت متقابلى است که بین انسانها بر اساس سه اعتقاد مذکور تحقق پیدا می‌کند. هر قدر انسان به این روابط بیشتر توجه داشته باشد و به مقتضاى این روابط بیشتر عمل کند آن عواطف بیشتر تقویت خواهد شد. در واقع، این یک اصل روان شناختى است. ممکن است در ابتدا انسان با کسى انس بگیرد و نسبت به او محبتى پیدا کند ولى بر اثر عواملى یا به تدریج، او را فراموش کند و از هم دور شوند، همدیگر را نبینند یا یکى نتواند در عمل، به مقتضاى محبتش عمل کند. در اینجا، به تدریج، آن محبت ضعیف می‌شود و بالاخره از بین می‌رود. ولى اگر به آن رابطه عاطفى توجه شود و در مقام عمل نیز، بر طبق آن رابطه عاطفى عمل گردد این عمل موجب تقویت آن عاطفه و شدت پیدا کردن آن می‌شود. هر چه انسان نسبت به این حقایق توجه بیشترى داشته باشد (نه اینکه فقط یکبار آنها را در ذهن تصور و تصدیق کند، سپس به فراموشى بسپرد) و در فرصتهاى گوناگون، نسبت به این مطالب بیشتر بیندیشد یا سعى کند که به اقتضاى این عواطف عمل کنداین توجه و عمل موجب می‌شود که آن محبت بیشتر شدت پیدا کند، به گونه اى که هر کسى را ببیند تصور می‌کند که معشوق خود را دیده است و دلش می‌خواهدکه اورادر آغوش بگیرد و هر خدمتى از دستش بر می‌آید براى او انجام دهد. این یک واقعیت است. همه اینها نتیجه بینشها و عواطف برخاسته از آنهاست. مجموعه بینشها و گرایشها چنین ارزشى را بوجود می‌آورد که انسان براى بندگان خدا فداکارى کند. بنابراین، پیداست که چگونه بینش ها منشأ برانگیخته شدن گرایشها می‌شود و از مجموعه آنها چه ارزش هایى پدید می‌آید و این ارزش ها چه نقشى در رفتار انسانها یا کنش هاى آنان ایفا می‌ کند. ارزش هاى اجتماعى به طور کلى، ارزش هاى اجتماعى که در اسلام مطرح است به دو بخش تقسیم می‌شود. به عبارت دیگر، هنگامی‌ که ما رابطه انسانها را با یکدیگر در نظر می‌ گیریم و رفتار آنها را نسبت به هم ملاحظه می‌کنیم اسلام می‌فرماید که بر این روابط و رفتارهاى متقابل، باید دو اصل حکومت کند. لذا، در حقیقت دو ارزش عام وجود دارد که بر تمام رفتارهاى انسان حاکم است: یکى رابطه عدل و قسط و دیگرى رابطه احسان (به انسانها.) وقتى انسانها با یکدیگر رابطه برقرار می‌کنند و در زندگى اجتماعى با هم همکارى می‌کنند داراى روابط متقابلى هستند و نسبت به هم ایفاى نقش می‌کنند. وقتى کارهایى به طور مشترک انجام می‌شود، خواه به وسیله مجموعه اى کوچک از انسانها، مانند خانواده، که از دو عضو یعنى زن و شوهر به وجود آمده است، انجام شود و خواه به وسیله جامعه انسانى انجام گیرد که از مجموعه اى عظیم از انسان ها تشکیل شده است یا حتى مانند تمام جامعه بشرى که از به هم پیوستن میلیاردها انسان درست شده است، وقتى اینها با همکارى یکدیگر کارى انجام دهند اثر کارشان به خودشان باز می‌گردد; زیرا می‌خواهند از نتیجه کار و فعالیت شان بهره ببرند.
اصلى که باید بر این روابط حاکم باشد اصل عدالت است; یعنى هر یک از افراد به نسبت کارى که انجام داده و زحمتى که متحمل شده باید از بازده و نتیجه کارش بهره مند شود. اگر فرض کنیم که همه اعضاى مجموعه اى فعّال هستند، تلاش می‌کنند، کار مشترکى انجام می‌دهند و محصول مشترکى به دست می‌آورند، اگر بخواهند آن محصول مشترک را بین خود تقسیم کنند چگونه باید این کار را انجام دهند؟ باید به نسبت فعالیتى که هرکس انجام داده و زحمتى براى آن متحمل شده است، تقسیم شود. در اینجا، اصل عدل حاکم است. اگر کسى که کار بیشترى را انجام داده و زحمت زیادى متحمل شده است نتیجه کمترى بگیرد به او ظلم شده و این یک ارزش منفى است. ارزش مثبت همان ارزش عدالت است. تحقق این امر در صورتى است که همه افراد و اعضاى مجموعه فعّال باشند ولى در جوامع گوناگون انسانى یا در اجتماعات گوناگون، چنین نیست که همه افراد آن جامعه به یک شکل فعالیت قابل توجهى داشته باشند. مجموعه هایى از انسانها وجود دارد که برخى از افراد آن مجموعه نمی‌توانند فعالیت کنند; مثلاً در حالت عادى، در خانواده مرد و زنى فعّال و نیرومند هستند و با هم چرخ زندگى را می‌چرخانند; نتایجى هم که از آن زندگى حاصل می‌شود نصیب هر دوى آنها می‌شود و به طور عادلانه بین آنها تقسیم گردد. اما اگر بر اثر حادثه یا پیشامدى مرد خانواده از کار و تلاش فعّالانه بازماند در این حالت، اجتماع خانواده به هم نخورده و زن و شوهر همانها هستند که قبلاً بوده اند، لکن آن مرد دیگر نمی‌تواند مانند گذشته فعالیت کند. در این مورد، چه کارى باید انجام داد؟ آیا او باید از گرسنگى بمیرد؟ آیا چون این عضو جامعه خانواده براى امرار معاش خانواده اش نمی‌تواند فعالیت اقتصادى انجام دهد یا نمی‌تواند با همسر خود مشارکت کافى داشته باشد آیا باید به همان نسبت که کار نمی‌کند از مزایاى آن محروم باشد؟! در چنین مواردى، جاى عمل به عدل نیست، بلکه اصل دیگرى به نام اصل احسان حاکم است. البته اگر کسى تنبلى کند و کارى انجام ندهد باید با او به عدالت رفتار کرد; چون توانایى انجام کار را داشته و در شأن اوست که فعالیت و تلاش کند ولى به سوء اختیار خودش کار نمی‌کند. اما در اینجا، فرض بر قصور است، نه تقصیر; به این صورت که حادثه اى رخ داده است و فردى نمی‌تواند در جهت امرار معاش فعالیت مطلوب انجام دهد. لذا، باید بااو به احسان رفتار کرد. برخى تصور می‌کنند که هر کس باید به اندازه اى که کار می‌کند مزد بگیرد. از اینرو، برخى افراد ناتوان جامعه را، مانند پیرمردها و پیرزنها، که قدرت فعالیت اقتصادى نداشتند، به صورتى سر به نیست می‌کردند. چه بسا گاهى بعضى از این گونه افراد را در میان یخهاى سیبرى رها می‌کردند یا به شکل دیگرى آنها را از بین می‌بردند تا از شرّشان راحت شوند. اگر این کار براى جامعه و مسؤلان آن مشکلاتى ایجاد نمی‌کرد شاید همه این گونه افراد را نابود می‌کردند; زیرا در نظر آنان، این گونه افراد غیراز اینکه مصرف کننده صرف باشند و از درآمد اجتماع بهره مند شوند هنر دیگرى ندارند. لذا، نبودن آنها بهتر از بودنشان است. این یک طرز فکر غیر اسلامی‌است. اما اسلام می‌فرماید که افراد عاجز قاصر، که نمی‌توانند به اندازه کافى فعالیت کنند، سایر آحاد جامعه باید به آنها احسان نمایند. خداوند می‌فرماید: اِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسَانِ[2]
تنها عدل مورد نظر خداوند نیست، بلکه به احسان نیز امر فرموده است. اگر تنها عدالت ارزش به حساب می‌آمد در این صورت، ضعفا و قاصران باید نابود می‌شدند; زیرا آنها کارى انجام نمی‌دهند تا سهمی‌ببرند. اسلام هرگز معتقد به چنین عملى نیست، بلکه معتقد است که در برخى موارد، جاى احسان است و انسان باید از خود بگذرد و فداکارى کند و از افراد قاصر و ناتوان پرستارى نماید تا از بین نروند. بنابراین، دو ارزش کلى بر رفتارهاى اجتماعى انسانها حاکم است. این دو از ارزشهاى فردى جداست: در روابط اجتماعى، تمام ارزشها یا زیر پرچم عدل است و یا زیر پرچم احسان، خواه درمسائل اقتصادى باشد یاسیاسى و خواه در روابط عاطفى باشد یا انسانى. تمامی‌مقامها، تشویقها، تنبیه ها و امثال آن از این دو حالت خارج نیست; یاتحت عنوان عدالت است و یاتحت عنوان احسان. بنابراین،اصل سوم ارزشهاى عامی‌است که در روابط هر انسانى با انسان دیگر و در زندگى اجتماعى وجود دارد و دو اصل عدالت و احسان باید تنظیم کننده آن باشند. این دواصل منحصر به رابطه مدیر با دیگران نیست، در رابطه دیگر افراد جامعه با یکدیگر نیز مطرح است. هدف در مدیریت غربى و شرقى در محیط کار و در جایى که مدیر و کارمندانى وجود دارند، برخى ارزشهاى خاص مطرح است. در هر مکتبى، اصول مدیریت و ارزشهاى حاکم بر مدیریت از همان بینشهاى خاص خودشان برمی‌خیزد و معتبر شناخته می‌شود. اگر کتابهایى که درباره مدیریت نوشته شده و بحثهایى را که در این باره مطرح گردیده است ـ جاهایى که اصول روان شناسى را در رابطه با مدیریت مطرح می‌کنند ـ مورد دقت و بررسى قرار دهیم، می‌بینیم که همه هدفشان این است که مقاصد اقتصادى و سیاسى جامعه به نحو احسن تأمین شود. این همه دستور براى مدیران صادر می‌شود، راهنماییها، فنون و دستورهاى پیچیده در اختیار آنها قرار می‌گیرد تا کارخانه کارها را بهتر انجام دهد و محصول بهتر و بیشترى داشته باشد و در نهایت، داراى درآمد بیشترى باشد و سود بیشترى عاید صاحبان کارخانه گرداند، خواه صاحب کارخانه یک نفر سرمایه دار باشد یا همه کارگران، و نظام حاکم کاپیتالیستى باشد یا سوسیالیستى. در هر صورت، هدف از مدیریت غربى این است که سود کارخانه را زیادتر کند. مدیر چگونه و به چه شکلى با کارمندان و کارگران رفتار کند؟ به گونه اى که محصول بیشتر و بهترى داشته باشد و درآمد فراوان و سود بیشترى عاید کارخانه گرداند. تمام این ارزشها مقدمه اى براى این هدف است و هدف دیگرى در کار نیست. اگر هم به سیاستمداران و دولتمردان دستورالعمل هایى داده می‌شود یا ارزش هایى طرح می‌گردد و آنها راهنمایى می‌شوند که چگونه باید رفتار کنند، به چه شکلى برنامه ریزى کنند و چگونه آنها را به مرحله اجرا درآورند، سپس چگونه نظارت داشته باشند و چگونه ارزیابى نمایند براى این است که کشور به شکلى آرام اداره شود و مردم به راحتى زندگى کنند; بهتر بخورند و بهتر بپوشند و از آسایش و رفاه بیشترى برخوردار باشند. آیا بیش از این هم هدفى وجود دارد؟
به عبارت دیگر، محور همه ارزش هایى که در رابطه با مدیریت مطرح می‌شود ماده است; پول، زندگى دنیا و آسایش آن و جز این چیز دیگرى مطرح نیست. اگر رسیدن به این هدف با شلاّق میسّر شود می‌گویند که بر سر کارگر شلاق بزن; اگر از راه تشویق حاصل شود می‌گویند که او را تشویق کن; اگر از طریق احترام گذاشتن به وى به دست آید می‌گویند که او را احترام کن و بالاخره، اگر از روى دلسوزى و همراهى با وى فراهم شود می‌گویند که با او دلسوزى کن تا کار را بهتر انجام دهد و نتیجه و هدفى که مورد نظر است بهتر به دست آید. به طور کلى، آن هدف غایى، که مورد نظر غرب است، محورش ماده است. هدف عالى در نظام اسلامی‌در اسلام، تنها رفاه و آسایش مورد نظر نیست. آسایش و رفاه به عنوان مقدمه براى هدفى بالاتر و والاتر مطلوب است و به تنهایى اصالت ندارد. اسلام براى مردم، زندگى راحت، رفاه و آسایش، امنیت، عدالت و احسان می‌خواهد، اما هدف دیگرى نیز دارد; می‌خواهد بدینوسیله، انسان به کمال بیشترى دست یابد و به تعبیرى دیگر، انسان تر شود. انسانیت انسان به بدن، شکم و دامنش نیست، بلکه کمال انسانى به روح انسان است. هدف عالى در نظام اسلامی‌این است که روح انسانها کاملتر شود. البته بین بدن و روح ارتباطى ناگسستنى برقرار است. اگر کسانى باشند که بخواهند روح انسان را تربیت کنند، نمی‌توانند بدن او را نادیده بگیرند; شکمش گرسنه یا مریض باشد تا بمیرد ولى روحش را تقویت کنند. این غیر ممکن است.
ابتدا باید نیازهاى اقتصادى انسان، مانند بهداشت، مسکن و امنیت شخصى تأمین شود، سپس زمنیه براى تعالى روح انسان فراهم گردد; وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الاَْرْضِ کَمَااسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَُیمَکِننَّ لَهُم دینَهُمُ الَّذىِ ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوفِهِمْ اَمْنأ. نتیجه چنین کارى را خداوند در ادامه آیه ذکر می‌کند: یَعْبَدُونَنی لاَیُشْرِکُونَ بی شَیْئاً.[3] به کسانى که اهل ایمان و عمل صالح باشند ـ جامعه اى اسلام پسند ـ خدا وعده می‌دهد که به آنان در روى زمین آقایى می‌دهد، در دنیا عزّت می‌یابند، موجبات ناامنى را از میانشان برمی‌دارد و در نتیجه، زندگى راحت و آسوده اى خواهند داشت تا خداپرستى، که کمال انسان در آن است، تحقق پیدا کند و بتوانند با خدا آشنا شوند. اما وقتى ناامنى، گرسنگى و ذلّت در میان باشد زمینه براى رشد معنوى و روحى انسانها فراهم نمی‌شود. در سایه عدالت، آسایش و امنیت، انسانها می‌توانند به تعالى روحشان بیندیشند، نه با وجود مشکلات کمرشکن مادى و بدنى. پس هدفى که اسلام در نظر دارد تکامل روح است. این هدف بر همه ارزشها سایه می‌افکند و همه ارزش ها در این قالب محدود می‌شود. بنابراین، همه این موارد مطلوب است تا به خدا پرستى کمک کند. اگر از این مرز خارج شود بر خلاف این هدف نتیجه می‌دهد، مطلبوبیت ندارد و دیگر ارزش نخواهد بود. جهت اصلى حرکت در مدیریت اسلامی‌ما از دیدگاه اسلام یک ارزش مطلق داریم و آن خداپرستى و به تعبیر ساده تر، تقواست. سایر ارزشها مقدّمى، نسبى و وسیله اى اند. ارزش مطلق همین است. وقتى با این دید به مسائل اجتماعى نگاه می‌کنیم نباید ارزش را فقط بازده اقتصادى بیشتر بدانیم. سود بیشتر و محصول بیشتر وقتى مطلوب است که در مسیر خداپرستى باشد.
ولى اگر موجب طغیان شود ارزش ندارد و در اسلام مطلوب نیست. (اِنَّ الاِْنْسَانَ لَیَطْغى اَنْ رَآهُ اسْتَغْنى)[4] آیا اگر سود کارخانه اى زیاد شود اما در کنار آن، نیروى فکرى و معنوى کارگر ضعیف گردد مطلوب است؟ از دیدگاه دنیازدگان، بلى. آنها معتقدند که فقط درآمد بیشتر اصل است، هرچه می‌خواهد بشود. لذا، مدیرى را خوب می‌دانند که سود بیشترى به دست آورد، به هر شکلى که می‌خواهد با کارگران رفتار کند، خواه با شلاّق، خواه با تشویق. اما آیا از دیدگاه اسلامى، نیز چنین روشى مورد تأیید است؟ اسلام همه چیز رابراى خداپرستى و انسان سازى می‌خواهد. لذا، اگر کسى انسان را از انسانیت دور کند تا منافع اقتصادى جامعه یا فردى تأمین شود کارش مورد تأیید اسلام نیست. باید شخصیت انسانها محفوظ باشد، هرچند این کار موجب پایین آمدن درآمد و سود شود. (البته این مطلب کلّیت ندارد; زیرا در کوتاه مدت، ممکن است سود کمتر شود ولى وقتى انسانها تعالى روحى پیدا کنند و وظیفه شناس شوند می‌دانند که چگونه باید رفتار کنند.) این مطلب تا آنجا مورد تأکید اسلام است که می‌گوید نه تنها حقوق مادى کارگر، بلکه حقوق معنوى او نیز باید رعایت گردد; یعنى شرایط کار کارگر باید به گونه اى باشد که او فرصت مطالعه دینى، خودسازى، تربیت و رشد اخلاقى هم داشته باشد. بنابراین، درست نیست که وقت اوچنانگرفته شودکه رمقى براى خودسازى نداشته باشد هرچند با رضایت خودش باشد; زیرا در این صورت،او فرصت رسیدگى به امورمعنوى خود رانخواهد داشت و چنین انسانى به یک ماشین تبدیل می‌گردد. ارزش پیشرفت تکنولوژى در اسلام و دنیاى غرب علم هر جا که باشد محترم است، به شرط آنکه در کنار آن، سایر ارزش ها پایمال نشود. تکنولوژى در صورتى ارزش دارد که وسیله تعالى روحى باشد ولى اگر موجب شود که ما از نظر انسانیت، تنزّل روحى و سقوط معنوى پیدا کنیم آیا باز هم مطلوب است؟ براى دنیاى غرب، بلى; زیرا آنان می‌بینند که با ورود تکنولوژى جدید، پیشرفت کارشان بهتر و درآمدشان بیشتر است. لذا، هرچند منجر به اخراج کارگران شود، باز هم مطلوب است; چون موجب استفاده از نیروى انسانى کمتر و بالا رفتن سود حاصله می‌شود. پس پیشرفت تکنولوژى همیشه ارزش به حساب نمی‌آید; این مسأله در صورتى باارزش است که وسیله اى براى تکامل انسانها باشد، وگرنه پرخورتر شدن انسانها و استفاده بیشتر از لذات جنسى نشانه انسانیت نیست; زیرا انسان در این دو زمینه هر قدر هم که قوى باشد از حیوانات قوى تر نخواهد شد. جلب رضایت مردم در نظام اسلامی‌و نظامهاى غربى در نظام اسلامى، دولتمردان باید به گونه اى رفتار کنند که مردم از دستگاه هاى دولتى خرسند باشند; اما هرگونه رضایتى به هر شکلى، در اسلام مطلوب نیست. به عنوان نمونه، یکى از مسائل مورد بحث امروز جامعه ما مسأله عفت بانوان است. اگر در این مسأله قدرى مماشات شود بسیارى از مردم از دولت راضى خواهند بود; شمال شهری ها راضى باشند، جنوب شهریها هم پوشش خودشان را داشته باشند. از نظر برخى، چنین مدیریتى خوب و مطلوب است!
اما آیا وظیفه دولت این است که رضایت مردم را جلب کند، به هر شکلى که باشد؟ اکنون در دنیا ازدواج مرد با مرد قانونى شده است و کشورهاى بسیارى افتخار می‌کنند که این مسأله در کشورشان آزاد و قانونى است. بسیارى از مردم آن کشورها از این مسأله راضى هستند. کسانى هم که مخالف باشند این کار را نمی‌کنند. بنابراین، در آن کشورها، جلب رضایت مردم اصل است. اما در یک کشور اسلامی‌این موضوع مطلوب نیست. لذا، اگر بخواهیم دستورهاى مدیریت غربى را به طور کامل، در کشورهاى اسلامی‌پیاده کنیم به بن بست می‌رسیم. فرق مدیریت اسلامی‌با مدیریت غربى ما در عین حال که بر فراگیرى نظریه هاى مربوط به مدیریت و علومی‌که در این زمینه وجود دارد، مانند روان شناسى اجتماعى، تأکید می‌کنیم، اما معتقدیم که نباید به اینها اکتفا کرد. مدیریت اسلامی‌مانند مدیریت غربى صدرصد مادى نیست، چیزهایى اضافه بر آن دارد. اسلامی‌بودنش نیز جزو همان اضافات است. در کنار استفاده از نظریه هاى مدیریت، باید ارزشهاى اسلامی‌و رابطه آن ارزش ها با این نظریه ها نیز مطرح شود، وگرنه به آرامى، در زیر شعار ارزش هاى اسلامى، به فرهنگ غرب گرایش پیدا می‌کنیم و خداى نکرده، وقتى چشم باز می‌کنیم که می‌بینیم آنچه به نام اسلام و نظام اسلامی‌نامیده می‌شود چیزى جز فرهنگ غربى نیست. ما با غرب به عنوان قطعه اى از کره زمین مخالف نیستیم، با انسانهایى که در گوشه اى از دنیا زندگى می‌کنند و با عقل و فهمشان مخالفتى نداریم. پیشتر هم گفتیم که ما همه انسان ها را دوست داریم و گفته شد که بینش اسلامی‌چنین اقتضایى دارد; اما اگر کسى برخلاف انسانیت یا اسلام قدم بردارد در آن صورت، بالعرض مبغوض واقع می‌شود، وگرنه اصل بر این است که ما همه انسانها را دوست داریم، چه غربى، چه شرقى، چه شمالى، چه جنوبى. همه بنده خدا هستند و به آنهااحترام می‌گذاریم تا زمانى که بر خلاف انسانیت قدمی‌بر نداشته اند و بر خلاف حق رفتارى نکرده اند. ما با غرب جغرافیایى مخالف نیستیم، با علم و تکنولوژى غربى هم مخالف نیستیم، بلکه با جنبه منفى و سلبى آن، با محدود شدن در قالب مادیات و فراموش کردن ارزشهاى معنوى مخالفت داریم. اگر می‌گوییم که نباید محکوم فرهنگ غربى شدنقطه هاى مثبت آن مورد نظر نیست; زیرا علمی‌که از فضایل الهى و مواهب خدادادى است عیبى ندارد،بلکه ما با نقطه هاى منفى آن مخالفیم. در واقع، آنها فراموش کرده اند که بنده خدا هستند و سرانجام، به سوى او می‌روند. ما چنین طرز تفکرى را مردود می‌شماریم. هدف ما از مدیریت تنها رفاه مادى نیست، رفاه مادى مقدمه اى براى تعالى روحى انسان است. لذا، ما باید از این نظریه ها و علوم تا جایى استفاده کنیم که براى تعالى روحى و کمال معنوى انسان مفید باشد و در جایى که با این کمالات برخورد پیدا می‌کند باید آنها را محدود سازیم. حال، با توجه به این اهداف عالیه اسلام، که همه در هدف نهایى، که کمال انسان در سایه قرب به خداست، مندرج می‌شود، ما باید چه ارزش هایى را در زمنه مدیریت لحاظ کنیم؟ ارزش هاى قابل توجه در زمینه مدیریت با توجه به ارزش هاى اسلامى، مدیر باید سعى کند روحیه کارمندانش را تعالى ببخشد; از هر فرصتى استفاده کند تا معنویات کارمندان و همکارانش را تقویت نماید. راستى و درستى، علاوه بر آنکه جزو فرهنگ ما ایرانیان است، یک اصل اصیل اسلامی‌است.
لذا، مدیر اسلامی ‌باید سعى کند راستى و درستى را در محیط تحت نفوذ خود حاکم گرداند; ابتدا خودش راستگو و درست کردار باشد و عملاً این گونه رفتار کند تا درکارمندان نیز این روحیه تقویت شود یا مثلاً،به کارمند شجاعت بدهدکه حرف راست بزند. باید کارمند را ترسو بار نیاورد تا مجبور شود دروغ بگوید یا ریاکار و حقه باز گردد. باید با او منطقى برخورد کند. اگر اشتباه می ‌کند اشتباهش را با احترام تصحیح کند. به امر به معروف و نهى از منکر معتقد باشد. در خصوص رابطه مدیر با کارمندان در این زمنیه مثال خوبى است: مرحوم شهید رجائى ـ اعلى الله مقامه ـ در مورد مسأله حجاب، طى مدت کوتاهى، چه تحوّلى در وزارتخانه ها پدید آورد! زیرا خود او آن مسأله را باور داشت، می‌خواست آن کار را بکند و کرد. اما بعضى دیگر از دولتمردان مانند او ایمان ندارند; کارمند بدحجاب را می‌بینند ولى با او برخوردى نمی‌کنند. در نتیجه، این وضع به وجود می‌آید که مشهود است، تا جایى که از آن جلوگیرى هم نمی‌توانند بکنند.او درعمل‌خود جدّى بود، می‌گفت و طى مدت کوتاهى هم تأثیر بسیار شگفت انگیزى بر جاى‌گذاشت. شهید رجائى(رحمه‌الله)یک فرد استثنایى نبود، فردى عادى بود. او خواست خوب بشود و شد. ما هم باید بخواهیم، ارزش هاى اسلامی ‌را واقعاً باور کنیم، و در عمل هم به کار بگیریم تا مانند او شویم. اما وقتى ما خودمان عمل نمی‌کنیم، باور هم نداریم اگر هم به اجبار قانون، مطلبى را اعلام کنیم فقط امرى ظاهرى است و فقط در حد بخشنامه است. می‌گویند: مثلاً، وجود فلان کارمندى که خلاف موازین اسلام عمل می‌کند موجب می‌شود که کار کارمندان دیگر بهتر شود; زیرا به سایر کارمندان روحیه می‌دهد یا برخوردش خوب است. به فرض آنکه این مطلب درست باشد که درست نیست، آیا صحیح است که ما ارزشهاى اسلامی ‌را فداى این کنیم که کار بیشترى انجام گیرد؟ در چنین مواردى است که بین فرهنگ غربى با فرهنگ اسلامی‌اصطکاک به وجود می‌آید. از یک سو، فرهنگ غربى به مدیر می‌گوید: به هر شکلى که کار بهتر پیش می‌رود، آن را انجام بده و از سوى دیگر، اسلام به مدیر می‌گوید: ارزشها را در نظر داشته باش، اگر کار قدرى کندتر پیش برود بهتر از آن است که انسان ها به انحطاط کشیده شوند; انسان بپروران. مدیر باید محبت کارمند را جلب کند، چه مسلمان باشد، چه غیر مسلمان.
 
اما مدیرى که مسلمان باشد انگیزه جلب محبت کارمندان در او بیشتر است. او می‌خواهدازراه جلب محبت در آنها تأثیر بیشترى بگذارد و روح آنها را تعالى ببخشد. محبتى که او به خدا دارد ایجاب می‌کندکه به کارمند بیشتر محبت کند و با محبت، نظر او را بیشتر جلب نماید، خواه این محبت از راه صداقت به دست آید یا از راه امانت یا از طریق خدمت، احسان یا ایثار. وقتى کارمند می‌بیند که مدیرش براى او ایثار می‌کند او را از صمیم قلب دوست می‌دارد. وقتى چنین رابطه اى عاطفى برقرار شدکارهابهترپیشرفت می‌کند، اما از مسیر صحیح، نه از راه حقه بازى و فریب کارى. براى تحقق این امر چه کار باید کرد؟ باید گذشت داشت و از خود مایه گذاشت. باید دلسوز بود; مثلاً، می‌تواند با سلام و احوالپرسى ساده، محبت کارمند را جلب کند یا احوال زنش را، که مریض بوده است، بپرسد. نباید گفت که در محیط کار این مسائل مطرح نیست، بلکه اینها مقدمه‌اى است براى اینکه کار بهتر صورت گیرد. اگر کارمند دردى دارد مدیر باید درد او را بشناسد و درصدد درمانش برآید; زیرا او نیز انسان است. باید ابتدا شخصیت انسانیش را بشناسد و به او احترام بگذارد، سپس از او کار بخواهد. در این صورت، حتى اگر از او کارى هم نخواهد او کار خود را انجام می‌دهد; الانسانُ عبیدُ الاحسانِ. ایثار، فداکارى، احترام، دلسوزى، خیرخواهى و مانند آن ابزار کار یک مدیر مسلمان است، نه فریب کارى، تشویقهاى توخالى و تقدیر نامه هاى خشک و بى ارزش. بگذریم که بسیارى از مدیران متأسفانه از این کارها هم خوددارى می‌کنند. اگرمدیربادو کلمه بتواند دل کارمندش را به دست بیاورد با ارزشتر از تقدیرنامه اى است که هیچ منفعتى براى او نداشته باشد. اگر بتواند به او مساعده اى بدهد تا او قرض یا کرایه خانه اش را بدهد یا مشکل تهیه دارو یا درمان فرزندش را رفع کند براى او بهتر از حرفهاى تو خالى و وعده هاى پوچ است. بنابراین، صمیمیت و دلسوزى با کارمند مهمترین مسأله اى است که می‌تواند موجب پیشرفت کار در ادارات و کارخانه ها شود. خلاصه بحث بر اساس بینش اسلامى، عدل و احسان ارزشهاى حاکم بر روابط اجتماعى اند. این ارزشها باید در مدیریتها به کار گرفته شود. از جمله مصادیق عدل مدیر در رابطه با حوزه مدیریتش این است که همه کارمندان خود را با یک چشم بنگرد و بین آنها تبعیض قایل نشود. در محدوده کار هر مدیر، نباید روابط بر ضوابط حاکم باشد. از جمله مصادیق احسان مدیر نیز آن است که وقتى کارمند مریض است یا بیمارى یا مشکل دیگرى در زندگى دارد باید به او احسان کرد. اگر مشکلش با پول رفع می‌شود با پول و اگر با سفارش یا راهنمایى رفع می‌شود با آنها و در غیر این صورت، دست کم، با زبان از او دل جویى کند. مدیریتى که در آن عدل و احسان رعایت شود مورد تأیید اسلام است. نکات و ظرایف مربوط به مدیریت بسیار است که ذکر تمام آنها در این مختصر امکان پذیر نیست. با وجود این، همه اینها مقدمه و وسیله است براى اینکه انسان دایماً به خداى متعال توجه داشته باشد و روح او از تنگناى مادیت و زندگى دنیوى استعلا پیدا کند و در این قفس مادیت و تن محدود و محصور نشود.
 

پی نوشت:

[1] . سوره حجرات آیه10
[2] .
سوره نحل آیه90
[3] .
سوره نورآیه 55
[4] .
سوره علق آیات 6 و 7

 

منبع : پژوهشکده باقر العلوم (ع)

 

  کلید هدایت               

درس های عاشورا

 

فداکاری در راه مکتب

امام حسین علیه السلام با عمل خود به انسان های مؤمن آموخت هنگامی که اساس مکتب با خطر مواجه می شود، باید در راه حفظ آن از هیچ گونه فداکاری دریغ نورزند. امام حسین علیه السلام وقتی دید زمام جامعه اسلامی به دست فردی مثل یزید افتاده است که به صورت علنی احکام الهی را زیر پا می گذارد قیام کرد و مردم را هم برای مبارزه با یزید فرا خواند و در این راه از جان و مال و فرزندان و یارانش گذشت و اجازه نداد که مرد فاسقی چون یزید احکام الهی را پایمال سازد و فرمود: ای شمشیرها، اگر دین محمّد صلی الله علیه و آله وسلم جز با قتل من حفظ نمی شود، مرا در بر گیرید. بدین ترتیب عمل آن حضرت الگویی شد برای تمام انسان های مومن که در مواقع به خطر افتادن ارزش های الهی با سرمشق گرفتن از عمل کرد امام حسین علیه السلام در برابر طاغوت ها قیام کرده، جلو تعدی آنها را بگیرند و از این طریق ارزش های دینی را در طول قرون متمادی از خطرها حفظ کنند.

 

آزاده زندگی کردن

یکی از درس های مهم نهضت عاشورا برای همه انسان ها این بود که صرف نظر از هر عقیده ای که دارند، سعی کنند در زندگی آزاده باشند و تن به هیچ گونه خواری ندهند و تسلیم ستم هیچ ستمگری نشوند. آری، آن هنگام که مرد ستمگری چون یزید او را به بیعت با خود فرا خواند، در جواب او فرمود: هرگز دست ذلّت به شما نمی دهم و هم چون برده ها تسلیم شما نمی شوم و بارها جمله مَوتٌ فی عزٍّ خیرٌ مِن حیاةٍ فی ذُلٍّ؛ مرگ با عزت بهتر از زندگی ذلیلانه است، را بر زبان جاری ساخته، انسان ها رابه آزادگی دعوت کرد. در کربلا وقتی آن حضرت را بین مرگ و بیعت با ستمگری چون یزید مخیّر ساختند، فرمودند: این گروه ستم پیشه مرا به انتخاب یکی از دو چیز یعنی جنگ و پذیرش ذلت مجبور کردند. امّا محال است که من به ذلّت تن دهم.

 

لزوم احیای امر به معروف و نهی از منکر

امام حسین علیه السلام ضمن تبیین این حقیقت که حاکمیّت یزید بزرگ ترین منکر اجتماعی است و در چنین اوضاعی وظیفه انسان آزاده و با تقوا امر به معروف و نهی از منکر است، در نامه ای که به افراد سرشناس کوفه فرستادند این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را گوش زد کردند که می فرمایند: هر مسلمانی سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال می شمارد و پیمان الهی را در هم می شکند و با سنّت رسول خدا مخالفت می کند و در برابر چنین سلطانی با عمل یا گفتار مخالفت نکند، بر خداوند سزاوار است که چنین کسی را داخل آتش جهنم سازد. حضرت در ادامه فرمودند: آگاه باشید به درستی که اینان (یزیدیان) پیروی از خدا را ترک و تبعیّت از شیطان را بر خود واجب کرده اند. فساد را رواج داده، حدود الهی را تعطیل کرده اند... حلال را حرام و اوامر و نواهی الهی را دگرگون کرده اند. من سزاوارترین شخصی هستم که به این اوضاع اعتراض کنم.... و در وصیّتی که به برادرشان محمد حنفیه نوشته اند تصریح دارند: من برای خودخواهی یا خوشگذرانی و فساد قیام نکرده ام؛ بلکه می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و سیره جدم و راه و روش پدرم را احیا کنم. بر این اساس یکی از درس های مهمّ عاشورا ضرورت احیای دو تکلیف بزرگ الهی، یعنی امر به معروف و نهی از منکر، است.

 

بردباری

در جای جای حماسه عاشورا شکیبایی در رفتارها و گفتارهای حماسه آفرینان عاشورا به چشم می خورد. امام حسین علیه السلام وقتی از مکه عازم عراق می شدند در ضمن خطبه ای فرمودند: رضای الهی رضایت ما اهل بیت است. بر امتحان ها و بلاهای او صبر می کنیم، او نیز پاداش صابران را به ما عطا می کند و در یکی از منازل بین راه به همراهانشان فرمودند: ای مردم هر کدام از شما تحمّل تیزی شمشیر و ضربت نیزه ها را دارد با ما بماند وگرنه برگردد و در طول این سفر هم خود امام حسین علیه السلام و هم یاران باوفایش در مقابل تمام حوادثِ تلخ شکیبایی را پیشه خود ساختند و به همه انسان در طول تاریخ درس بردباری در راه هدف آموختند. امام حسین در روز عاشورا در اوج نبرد با دشمن به یاران خود فرمودند: ای بزرگ زادگان و آزادمردان، بردباری را پیشه خود سازید. مرگ پلی است که شما را از سختی ها به سوی بهشت و نعمت های ابدی عبور می دهد.

 

وفاداری

وفا و عمل به پیمان و ایستادگی بر سر عهد از ویژگی های امام حسین علیه السلام و اصحاب وفادار آن حضرت است. آن حضرت شب عاشورا در توصیف اصحاب خود فرمودند: هیچ اصحابی وفادارتر و صادق تر از یاران خود نمی شناسم در توصیف وفاداری خود آن حضرت در زیارت نامه ایشان می خوانیم: اَشْهدُ انّکَ قد... وَفَیْتَ و اَوفَیتَ؛ شهادت می دهم که تو به عهدی که با خداوند بسته بودی وفا کردی. یکی از صحنه های بزرگ تجلی وفاداری یاران امام حسین علیه السلام برخورد حضرت ابوالفضل علیه السلام با امان نامه ای است که شمر برای آن حضرت و برادرانش آورد. ایشان با ردّ آن می گوید: من هرگز از دینم دست بر نمی دارم و تا جان در بدن دارم از امام و پیشوایم حسین حمایت می کنم. لذا در زیارت نامه اش وارد شده: شهادت می دهم که تو به بیعتی که با امام حسین علیه السلام بسته بودی وفا کردی و دعوتش را اجابت نمودی و از دستوراتش اطاعت کردی.

 

پایبندی به نماز

از جمله درس های مهمّ نهضت عاشورا لزوم پایبندی به نماز و پاسداری از آن است. امام حسین علیه السلام به مسئله اقامه نماز و ترویج فرهنگ آن اهتمام زیادی می فرمودند. در عصر تاسوعا وقتی لشکر عمر سعد تصمیم گرفت که جنگ با امام حسین علیه السلام را آغاز کند، آن حضرت برادرش حضرت ابوالفضل را مأمور ساخت تا از دشمن یک شب مهلت بگیرد و علّت درخواست مهلت را این گونه بیان فرمود: امشب را به ما مهلت دهند تا به نماز و دعا و استغفار مشغول شویم؛ زیرا خدا می داند که من نماز و دعا و قرآن را دوست می دارم.

ظهر عاشورا وقتی عمرو بن کعب به حضرت عرض کرد: هنگام نماز است، امام علیه السلام فرمود: نماز را به یاد ما انداختی، خداوند تو را از جمله نمازگزارانی که به یاد خدایند قرار دهد. از دشمن بخواهید دست از جنگ بردارد تا نماز به جای آوریم.

 

نترسیدن از مرگ

امام حسین علیه السلام در روزگاری که ارزش های اصیل اسلامی نظیر شهادت طلبی، در نتیجه حاکمیّت یزیدیان به فراموشی سپرده می شد، آنها را از نو در جامعه زنده کردند و عشق به شهادت را به مانند فرهنگی حیات بخش در نهاد انسان های مؤمن و آزاد جانشین ترس از مرگ ساختند.

نقل شده است وقتی در شب عاشورا امام حسین علیه السلام به اصحاب و برادران و فرزندان خود فرمودند: فردا همه شما کشته خواهید شد، قاسم بن حسن علیه السلام ـ که جوان کم سن و سالی بودند ـ نگران بودند که نکند فیض بزرگ شهادت به لحاظ کمی سن شامل حال او نشود. لذا از آن حضرت سؤال کرد حتی من هم؟ امام حسین علیه السلام برای امتحان از حضرت قاسم پرسیدند: مرگ را چگونه می بینی؟ این نوجوان پاک سرشت در جواب فرمودند: مرگ در ذائقه من شیرین تر از عسل است.

 

جوانمردی و فرزانگی

در تمام صحنه های نهضت عاشورا و نیز در رفتار امام حسین علیه السلام صداقت و جوانمردی موج می زند. نمونه بارز آن برخورد امام با حر و سپاهیان اوست. در مسیر کربلا در منطقه شراف وقتی حرّ با لشکریانش جلو کاروان امام حسین علیه السلام را گرفت، با وجود این که لشکریان حرّ جان او و اصحابش را تهدید می کردند، وقتی امام حسین احساس کردند که آنها تشنه اند به همراهان خود دستور دادند همه آنها را سیراب کنند؛ حتی آن حضرت با دست خود مشک آب را در دهان بعضی از سربازان حرّ قرار می دادند.

 

ادب و بزرگواری

از درس های مهمّ و ماندگار عاشورا ادب و بزرگواری است که در رفتار تک تک همراهان امام حسین علیه السلام در طول این سفر به چشم می خورد؛ برای مثال وقتی حرّ متوجّه کار نادرست خود شد، با ادب وصف ناپذیری به خدمت امام علیه السلام رسید و از آن حضرت طلب گذشت کرد. هم چنین در گفتار حضرت عباس علیه السلام می بینیم که ایشان همواره از امام حسین علیه السلام که برادرشان بود با عنوان سیّدی و مولای یاد می کرد. هم چنین وقتی رفتار حضرت زینب علیه السلام را مشاهده می کنیم ادب و بزرگواری را در اوج خود می بینیم. آری او دو پسر خود را در رکاب برادر، فدای اسلام کرد، ولی نه تنها در موقع انتقال جنازه فرزندانش از خیمه بیرون نیامد، بلکه از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام یک بار هم کلمه ای درباره فرزندانش بر زبان نراند و همیشه یاد و نام سالار شهیدان را گرامی می داشت و از این طریق درس ادب و بزرگواری می آموخت.

 

ظلم ستیزی

امام حسین علیه السلام با قیام خود در برابر یزیدیان، به انسان ها درس ظلم ستیزی و عدم سکوت و تسلیم در برابر زورمندان و ستمگران دادند و به آنها آموختند اگر قادر به کوتاه کردن دست ستمگران نیستند، دست کم سکوت نکنند و از طریق افشاگری به رسوا کردن طاغوت ها بپردازند. لذا آن حضرت به محض این که خبردار شدند که یزید به عنوان خلیفه مسلمانان زمام امور جامعه اسلامی را در دست گرفته است شروع به مخالفت با او کردند و سپس با هدف هدایت مردم به افشای یزید پرداختند. از جمله می فرمودند: یزید مرد فاسقی است. شراب می نوشد، انسان های بی گناه را به قتل می رساند و به صورت علنی مرتکب فسق و فجور می شود.

 

دلاوری

امام حسین علیه السلام در راه هدفی که داشت از هیچ پیشامدی بیم به دل راه نداد هیچ مانعی او را از پیکار با دشمنان مأیوس نساخت. در نبرد با نیروهای نظامی یزید چون شیر خروشید. نقل کرده اند که در روز عاشورا هر لحظه بیش از پیش چهره مبارکش برافروخته تر می شد و با تمام وجود به مبارزه می پرداخت و در ضمن رجزهایی که می خواند به دشمن اعلام می کرد: هرگز سر تسلیم در برابر خواسته های شما فرود نمی آورم و به خدا قسم با شما دست بیعت نخواهم داد و هرگز از جنگ با شما نمی گریزم. تا لحظه ای که جان در بدن داشت کسی را یارای نزدیک شدن به خیمه های او نبود. وقتی با دلاوری و یک تنه به لشکریان یزید حمله می کرد، انبوهی از افرادِ تا دندان مسلح از ترس پا به فرار می گذاشتند.

 

درس امام شناسی

حضرت امام حسین علیه السلام خطاب به مردم کوفه می نویسد: به جانم سوگند، امام و پیشوای مردم کسی است که بر اساس قرآن حکم کند و به قسط قیام کند و از دین حق پیروی نماید و در راه خدا، خویشتن دار باشد. آن حضرت با این پیام به رهبریِ طاغوت هایی که بر خلاف قرآن و حق و عدالت رفتار می کنند و همواره اسیر خواهش های نفسانی خود هستند خط بطلان کشیدند و به جهانیان اعلام کردند که هرگز حاضر به قبول چنین پیشوایانی نشوند؛ چرا که آنها مردم را به سوی گم راهی می کشانند و از خیر دنیا و آخرت محروم می سازند.

 

حفظ مقدسات اسلامی

در ماجرای عاشورا گرچه تمام رفتارهای امام حسین علیه السلام و یاران غیورش با هدف حفظ اساس دین و احکام الهی تحقق پیدا می کرد، امّا در عین حال تک تک موضع گیری های آن حضرت و همراهانشان بر اهمیّت موضوع یا حکم خاصی را تأکید می کرد که می تواند برای پیروان امام حسین علیه السلام بسیار آموزنده باشد؛ به عنوان مثال از آن جا که در فرهنگ اسلامی مکه و بیت اللّه الحرام از احترام و منزلت بسیار والایی برخوردار است، وقتی امام حسین علیه السلام احساس می کنند که ماموران مخفی یزید ممکن است او را در کنار خانه خدا ترور کنند و بدین وسیله قداست حَرَم الهی شکسته شود، فورا از مکه خارج می شوند و می فرمایند: به خدا سوگند، اگر در خارج از مکه کشته شوم خیلی بهتر از آن است که در داخل مکه در کنار کعبه کشته شوم. امام خمینی رحمه الله در این باره می فرمایند: سیدالشهدا در مکه نماند که مبادا به ساحت قدسی مکه جسارت بشود.

 

درس حفظ عفاف و پاسداری از حجاب

از درس های مهمّ عاشورا پاسداری از حجاب است که برای بانوان جامعه اسلامی بسیار آموزنده و در عین حال هشداردهنده است. وقتی در عصر عاشورا لشکریان بی شرم یزید خیمه ها را آتش زدند و از غارت لباس های خانواده شهدا و حرم اهل بیت علیهم السلام نیز چشم پوشی نکردند، بُعد دیگری از رسالت زنان قهرمان کربلا، یعنی حفظ عفاف و حجاب نمود بیشتری پیدا کرد. بانوان هریک به گونه ای در این باره به انجام وظیفه می پرداختند. نقل می کنند وقتی که مردم گرد آمده بود که اسرای اهل بیت را تماشا کنند، ام کلثوم خطاب به آنها فرمود: ای مردم! آیا شرم نمی کنید برای تماشای اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم که پوشش مناسبی ندارند جمع شده اید؟ حضرت زینب علیهاالسلام در کاخ یزید خطاب به او می فرمایند: یَابنَ الطُلَقاءِ، آیا این کار تو که زنان و کنیزانت را در جای امن و دور از چشم مردم قرار داده ای و دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را با پوشش نامناسب در شهرها می گردانی، که همه به آن ها نگاه کنند عادلانه است؟!

 

درس توحید

در یک کلام حادثه کربلا کتابی سرشار از معارف اسلامی، و اصلی ترین درس آن درس توحید است. در رفتار سیدالشهدا و یاران بزرگوارش توحید عملی به زیبایی تمام جلوه گر شده است. آنان اثبات کردند که اگر امر بین رضای خداوند و رضای غیر خدا دایر شود، به آسانی از هرچه غیر خداست چشم می پوشند و در سایه رضای او قرار می گیرند. این است درس جاوید تاریخ عاشورا برای همه موحدان عالم.

 

منبع: نشریه گلبرگ - اسفند 1381، شماره 39، صفحه 98

 

دانستنیها                          

10  مکان عالی برای کتاب خواندن

 

آنچه در ادامه خواهید خواند، به برخی از بهترین مکان ‌ها برای کتاب خواندن اشاره دارد:

 

1- در تختخواب:

صبح و شب، یکی از بهترین مکان ‌ها برای خواندن کتاب تخت خوابتان است! در تختخواب از همه جا آرامش و راحتی بیشتری دارید.

 

2- در پارک:

یک برنامه پیک‌ نیک ترتیب دهید و یک پتوی بزرگ با خودتان بیاورید، یک جای خوب و سرسبز پیدا کنید و همان جا بساط کنید. یک روز آرام و بی‌دغدغه. کتاب خواندن در اینجا حالا حالاها خسته ‌تان نمی‌ کند.

 

3- در کتابخانه:

کتابخانه محلی کاملاً آرام و مخصوص کتاب ‌خواندن است. یک گوشه برای خودتان جایی پیدا کنید و مشغول شوید.

 

4- روی کاناپه:

کاناپه هم مثل تختخوابتان یک جای خوب و راحت برای نشستن و کتاب خواندن است. از دسته کاناپه هم می‌توانید به جای بالش استفاده کنید.

 

5- در چادر:

این چادر چه در اتاقتان باشد چه در فضای آزاد وقتی برای اردو رفته‌ اید، محلی عالی برای کتاب خواندن است. زیر چادر که محیطی بسته است از دید چشم‌های کنجکاو دور هستید. چادر محلی بسیار امن و دنج است. از دنیای واقعی دور شده‌اید و محل امن و راحتی برای وارد شدن به دنیای کتاب فراهم کرده‌اید.

 

6- در خانه درختی:

این مورد هم مثل چادر یک محل فوق‌العاده است. کی از خانه درختی بدش می‌آید؟ اینجا یک محل مرموز مخصوص خودتان است.

 

7- در وان حمام:

می ‌توانید هم تمیز شوید و هم کتاب بخوانید. کمی نمک حمام به آب درون وان اضافه کنید و ببینید که چقدر خوش می ‌گذرد.

 

8- در خانه دوست:

کتاب خواندن در خانه دوست خیلی عالی است چون سکوت را در کنار یک همراه تجربه می ‌کنید. این یک راه خوب برای وقت گذراندن با هم بدون اینکه خیلی درگیر همدیگر شوید است.

 

9- در وسیله ‌نقلیه:

شما وقت زیادی را در ماشین به سر می‌برید. وقتی سوار تاکسی یا اتوبوس یا مترو هستید کتابتان را باز کنید و آن زمان‌های پوچ را به زمانی مفید تبدیل کنید.

 

10- کنار استخر:

پاهایتان را بیندازید توی آب و روی حوله‌ تان دراز بکشید. هر دوی این کارها برای کتاب خواندن عالی هستند. یک نوشیدنی خنک و خوشمزه هم برای رفع تشنگی با خود بیاورید.

 

 منبع : مردمان

 

  مباحث فرهنگی            

روز جهانی مبارزه با مواد مخدر

 گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

این مواد مخدر مایه فساد است ، فساد را باید برداشت تا دیگران اصلاح شوند.هر عقلی و هر عاقلی این معنا را تصدیق دارد كه با این طور فسادها كه جوان های ما را تقریباً به نیستی می كشاند، باید مبارزه بشود .

حضرت امام خمینی (ره)

 

 

مقدمه :

سازمان ملل هر ساله 26 ژوئن را بعنوان روز جهانی مبارزه با مواد مخدر انتخاب نموده است تا با این عمل آگاهی مردم را با مشکلاتی که مواد مخدر برای جوامع بوجود می‌آورد بالا ببرد. این روز توسط دولت ها و سازمان های مختلف در تمام دنیا حمایت می‌گردد.

شعاری که انجمن مبارزه با مواد مخدر(UNODC) در 26 ژوئن برای روز جهانی مبارزه با مواد مخدر انتخاب نموده است به این مضمون می‌باشد:

"آیا مواد مخدر زندگی شما را کنترل می ‌کند ؟

این زندگی شماست. این اجتماع شماست. جایی برای مواد مخدر وجود ندارد."

این شعار برای مدت سه سال است که انتخاب گردیده و بر روی جنبه‌های مختلفی که مواد مخدر بر آنها تاثیر دارد تمرکز نموده است. شعار جهانی سال 2007 درباره کشت، سال 2008 درباره تولید و 2009 درباره قاچاق مواد مخدر تمرکز دارد.

این انجمن می‌خواهد به بالا رفتن آگاهی ها در مورد مشکلاتی که قاچاق مواد مخدر برای جامعه دارد بپردازد. زمانی که کنترل زندگی را مواد مخدر در دست بگیرد دیگر نه فرد و نه خانواده و نه حتی جامعه در امان نخواهند بود. شاید بتوان گفت که مواد مخدر جسم و ذهن مصرف کننده را کنترل می‌کند، کاشت آن کشاورزان را اما قاچاق مواد مخدر جامعه را تحت کنترل خود در می ‌آورد.

 

 

مواد مخدر چیست ؟

هرچیزی به غیر از غذا که به منظور تغییر عملکرد بدن و روان استفاده شود ماده مخدر نام دارد. از آنجا که همه مواد می توانند خلق وروحیه فرد مصرف کننده را تغییر دهند، می توان به آنها مواد روان گردان نیز گفت یعنی موادی که باعث تغییر وایجاد حالات خاص در نحوه تفکر احساس و اعمال فرد می شود. در تعریفی دیگر به هر ماده ای که عملکرد طبیعی بدن را به لحاظ روانی، جسمانی و عاطفی تغییر دهد ماده (مخدر) می گویند. توجه به این نکته ضروری است که هیچ کس به طور ناگهانی معتاد نمی شود بلکه معمولاَ مصرف مواد از حالت تفریحی وکنجکاوی شروع شده وکم کم با افزایش دفعات مصرف، مقدار مصرف و مصرف مواد دیگرفرد ازمصرف کننده تفریحی به مصرف کننده دائمی و معتادتغییر وضعیت می دهد. مصرف سوء مواد یکی از مهمترین مشکلات عصر حاضر است که تمامی جهان را درگیر نموده و مصیبتی است که خانواده های فراوانی را دچار اضمحلال و به سوی نابودی سوق داده است. لذا افزایش آگاهی نوجوانان و جوانان به عنوان گروههای در معرض خطردر زمینه عوارض سوءمصرف مواد وکسب مهارتهای لازم در این خصوص بسیار ضروری می باشد.

 

 

سابقه مواد مخدر در جهان

بر اساس برخی اسناد موجود ، سابقه آشنایی بشر را  با مواد مخدر حدود 4000 سال پیش از میلاد برآورد شده است .

پلین دانشمند رومی قرن اوّل میلادی ، اولین كسی است كه شیره غلیظ خشخاش را به نام اپیوم عرضه كرد . " اپیوم " از ریشه " اٌپوس "  "OPOS " به معنی شیره  است كه از كلمه " اهی پی نا " " AHIPENA " از زبان سانسكریت گرفته شده و بنا  به تلفظهای دیگر " اٌفیون " یا " هپیون " خوانده می شود .

به كار بردن كلمه  " تریاك "  " Theriac" بجای اٌفیون یك غلط مصطلح است ، زیرا " تریاك " در زبان انگلیسی و " تریاق " در زبان فرانسوی نام یك پادزهر است كه از حدود 70 نوع گیاه تهیه شده و گاهی پوست یك نوع مار به نام  Tiriak در ایران را نیز به آن می افزودند .

 

تاریخ مواد مخدر در ایران

دٌوّ ل استكباری و در رأس آنها انگلیس ، همزمان با رسوخ در اركان مواد مخدر را رواج دادند كه حتی برخی از شاهان صفوی نیز به آن روی آورده  و معتاد شدند .

با شروع حكومت قاجار ، بر مبنای سیاست انگلیس كه خواهان تضعیف همسایگان هندوستان بود ، تریاك كشی چنان در ایران رواج یافت كه حتی تصویر " ناصرالدین شاه " را همانند نقش سكه بر حقه های وافور منقوش ساختند و بدینسان به آن رسمیت بخشیدند و در همین ایام نیز كشت  خشخاش را ترویج كردند و برای اولین بار در " ماهان ِ كرمان " مرغوب ترین نوع این محصول را كاشتند .

در زمان حكومت سلسله پهلوی ، سطح زیر كشت تا میزان 33000 هكتار افزایش یافت و علاوه بر تریاكهای سناتوری كه اسباب عیش طبقه اشراف و ثروتمندان ، و كلا و نمایندگان مجلس ، درباریان و خوانین بود ، برای اولین بار مرزهای كشور به روی هروئین گشوده شد و از حدود سال 1340 جوانان این مرز و بوم در معرض یكی از مهمترین توطئه های قدرتمندان ( مواد مخدر ) قرار گرفتند و ایران كه در مسیر ترانزیت مواد مخدر آسیا به  اروپا قرار دارد ، بزرگترین لطمات را متحمل شد . استكبار جهانی كه  شكست عظیمی را از انقلاب اسلامی متحمل شده بود جهت غوطه ور كردن جوانان كشور در دام اعتیاد ، با توطئه ای حساب شده توزیع مواد مخدر را در ایران افزایش داد .

مبارزه با قاچاق مواد مخدر با رهنمودهای امام رحمةالله و با همّت جوانان مسلمان در قالب كمیته های انقلاب اسلامی آغاز شد . این مبارزه ، با تشكیل ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1367 و تصویب قانون جدید مبارزه با مواد مخدر ، مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام در تاریخ 19/5/68 به تدریج شكل سازمان یافته به خود گرفت و با ادغام نیروهای انتظامی موج فزاینده ای به خود گرفته است و ستاد مبارزه با مواد مخدر كه ریاست آن را رئیس جمهور بر عهده دارد ، هماهنگی لازم را در زمینه ادامه این مبارزه انجام می دهد .

در حال حاضر در كشور یك میلیون و 200 هزار نفر معتاد وجود دارد و 800 هزار نفر نیز به صورت تفننی از مواد مخدر استفاده می كنند .

فقر ، بیكاری ، سرخوردگی اجتماعی و جدایی والدین از عوامل اصلی گرایش به مواد مخدر هستند.

 

 

انواع مواد، اثرات و عوارض

 

مواد افیونی: تریاک و ترکیبات مشابه

تریاک در واقع شامل 20 نوع آلکالويید طبیعی از جمله؛ مورفین و کدئین است، از این ماده با تغییرات اندکی و به صورت نیمه صناعی هرویین و کراک (کریستال) که در واقع نوعی هرویین فشرده است تولید می گردد. اما ترکیبات دیگری نیز وجود دارند که اگرچه از منشاء گیاه خشخاش به دست نیامده اند و به صورت کاملاً شیمیایی تولید می شوند ولی از نظر خواص شبیه مواد افیونی هستند و جز این گروه طبقه بندی می شوند. از این دسته از متادون، مپریدین، بوپرونورفین و اکسی کدون و ترامادول را می توان نام برد. لازم به ذکر است، با ایجاد تغییرات شیمیایی، موادی به صورت مایع و قابل تزریق به نام های خیابانی تم جیزک یا نور جیزک،... در بازار مواد مخدر توزیع شده اند که علاوه بر اثر بسیار بالای اعتیادآوری دارای ترکیبات بسیار سمی همانند سیانور وآلاینده های میکروبی و ویروسی هستند که خطر بسیار زیادی از نظر مسمومیت، مرگ ناگهانی و ابتلا به بیماری های ویروسی ناعلاج مثل هپاتیت و ایدز دارند و بسیار اعتیادآور نیز می باشند.

 

 

عوارض و اثرات سوءمصرف مواد افیونی

1-  اختلالات  انطباقی یا روانشناختی قابل ملاحظه که متعاقب نشئه اولیه به صورت
 بی احساسی، ملال،کندی یا آشفتگی روانی و حرکتی، اختلال قضاوت بهمراه اختلال عملکرد اجتماعی شکل می گیرد.

2-  خواب آلودگی، رخوت و احساس شل شدن عضلات که در صورت مصرف زیاد به اغما
می انجامد.

3-  اختلال توجه یا حافظه و تکلم جویده جویده به خصوص در مصارف ناگهانی با مقادیر
نا مشخص.

4-  انقباض مردمک، احساس تهوع، استفراغ، یبوست و فقدان اشتها.

5-  وابستگی

 

آثار سوء مصرف مکرر مواد افیونی 

1-  ایجاد پدیدۀ تحمل و وابستگی

تحمل یعنی فرد در طی مصرف برای رسیدن به اثرات اولیه ماده مصرفی، مرتباَ مجبور است بر          مقدار ماده مصرفی خود بیفزاید یا از ماده قویتری به جای ماده اولیه استفاده کند. وابستگی که هم به صورت روانشناختی یعنی اشتغال ذهنی دائم با مواد و نیاز به مصرف آن بروز می کند و هم به صورت جسمی که نشانۀ آن بروز علائم جسمی در هنگام نرسیدن ماده به مغز می باشد.

2-  بی ثباتی خلقی(پرخاشگری، عصبی بودن، تحریک پذیری ، افسردگی مزمن)

3-  بی انگیزگی شغلی و عدم مسئولیت پذیری

4-  کابوسهای شبانه

5-  کاهش انگیزه و توانایی جسمی

6-  تغییرات ظاهری، عدم توجه به وضعیت بهداشتی و سلامتی،کاهش وزن، پیری زودرس پوست، یبوست مزمن

7-  اختلالات روانی پایدار مثل افسردگی مزمن، جنون و اختلالات خواب

8-  ابتلا به بیماری های عفونی و ویروسی لاعلاج مثل هپاتیت و ایدز در اثر استفاده از مواد و
سرنگ های آلوده

 

هروئین فشرده (کریستال یا کراک)

کریستال یا کراک همان هروئین است که به شکلی خالص و بلور در آمده و در بازار خرید و فروش
می شود. این ماده فوق العاده اعتیاد آور است و قدرت اعتیادآوری آن از هروئین معمولی (که به صورت پودر است) تا چند برابر بیشتر است. از آنجا که کریستال شکل خالص تر هرویین است لذا آثار آن همانند پودر هرویین ولی با شدت بیشتر است. شدت این حالت بستگی دارد که چه مقدار کریستال مصرف شود و با چه سرعتی این ماده به مغز برسد.در واقع یکی از دلایل اعتیادآوری بسیار زیاد هرویین و کریستال در این است که خیلی زود به مغز می رسند. اکثر کسانی که کریستال مصرف می کنند در ابتدا احساس سر خوشی و نشئگی می کنند، همراه با این سرخوشی فرد گرمتر می شود، دهان خشک می گردد و فرد در دستها و پاهای خود احساس سنگینی می کند، در مواقعی نیز فرد مصرف کننده دچار حالت تهوع و استفراغ و بیقراری شدید می شود. بعد از این حالت اولیه ممکن است تا چند ساعت حالت سر گیجه پیش آید. در این وضعیت تمامی اعمال مغز تحت تأثیر این ماده قرار می گیرد و دچار نابسامانی می گردد، حرکات قلب کندشده و تنفس در مواردی آنچنان آهسته می شود که منجر به مرگ می گردد.

 

آثار بلند مدت مصرف کریستال

اولین اثر مصرف مداوم کریستال اعتیاد و وابستگی به آن است.کریستال درعین حال سبب به وجود آمدن تحمل و وابستگی جسمی بسیار شدیدی می شود که در نتیجه آن فرد به مصرف اجباری و مجدد آن باز می گردد. همانند اعتیاد به هرویین در این حالت فرد زمان و انرژی بیشتری را صرف به دست آوردن این ماده می کند. بدیهی است با بروز اعتیاد، هدف اصلی زندگی فرد مصرف مواد خواهد بود. در واقع کریستال به معنای واقعی کلمه سبب تغییرات بارز در مغز و رفتار می شود. وقتی که وابستگی جسمی به کریستال به وجود می آید، بدن فرد به حضور این ماده در بدن عادت می کند به گونه ای که اگر مصرف آن به یک باره قطع شود علائم محرومیت بروز می کند. این علائم معمولاَ چند ساعت پس از آخرین مصرف نمایان می شوند که شایع ترین آنها عبارتند از:

       بی قراری

       درد استخوان و عضلات

       بی خوابی

       اسهال

       استفراغ

       حرکات غیر ارادی در پاها

 

 

کریستال در چند ناحیه مغز آثار خود را اعمال می کند:

       کریستال باعث کاهش تنفس می شود. این عمل از طریق تغییراتی که در فعالیت سلولی/شیمیایی ساقه مغز به وجود می آید، رخ می دهد. ساقه مغز کنترل اعمال غیر ارادی بدن را به عهده دارد..

       کریستال باعث تغییرات سیستم لیمبیک می شود، این سیستم مسئول کنترل عواطف است و تحت تأثیر کریستال احساس لذت را افزایش می دهد.

       کریستال باعث می شود که پیام درد از نخاع به مغز انتقال پیدا نکند.

 

حشیش (ماری جوآنا)

حشیش که از 4000 سال پیش در آسیا شناخته شده بود از گیاه شاهدانه (Stativa cannabis ) به دست می آید. مادۀ مؤثر همه مواد معروف به حشیش، ماری جوآنا، گراس، بنگ و ... دلتا 9- تتراهیدروکانابینول است که به همراه بیش از 60 ماده مشابه دیگر در گیاه وجود دارد.

80% کسانی که به دیگر مواد مخدر وابستگی دارند، سابقه مصرف حشیش به خصوص در نوجوانی و جوانی داشته اند.

با توجه به تأثیر فیزیولوژیک حشیش در مغز، متخصصین ذکر می کنند مصرف آن باعث تحریک و تشویق فرد برای مصرف دیگر مواد از جمله تریاک و هرویین می گردد. مشخص شده است مصرف مواد دیگر (الکل، سیگار، تریاک، هرویین و...) در کسانی که طی ماه گذشته حشیش مصرف کرده اند به شکل قابل ملاحظه ای افزایش یافته است.

 

اثرات مصرف

حشیش که از راه تدخین  به سرعت جذب می شود ولی به علت حل شدن در چربی خون بدن، مدتها در بدن می ماند و بیشترین غلظت آن در مغز در مرکز کنترل و مرکز هماهنگی حرکات ظریف بدن ایجاد
می شود و اثرات منفی روانی و جسمانی متعددی دارد. این ماده که به ایجاد چشمان قرمز و اشتهای گاوی (اشتهای کاذب و غیر قابل کنترل) و نشئگی شهرت دارد، باعث آسیب و ضعف حافظه کوتاه مدت،کاهش توانایی تمرکز در درک موضوعات، از بین رفتن هماهنگی بدن ، حواس و فعالیتهای بدنی و احساس کند شدن گذر زمان می گردد.

 

اثرات مصرف اخیر و تفننی حشیش:

       افزایش ضربان قلب - افت فشار خون وضعیتی، قرمزی چشمها، احساس گرسنگی زیاد و خشکی دهان

       کاهش تمرکز و توجه و قدرت شناختی

       از بین رفتن هماهنگی بدن، حواس و رفتار حرکتی (این موضوع در رانندگی بسیار مهم است و
می تواند حتی از 24 تا50 ساعت بعد از مصرف مختل بماند).

       کاهش توانایی در انجام دستورات پیچیده و نیازمند محاسبه ذهنی

       کاهش بازداری اجتماعی در رفتار

       اثر بر خلق که با توجه به زمینه و استعداد ژنتیکی فرد فرق می کند، از حالت سرخوشی کاذب تا اضطراب شدید ، حملات هراس ناگهانی همراه با احساس ترس و بد گمانی.

       مرگ در اثر عوارض قلبی عروقی به صورت ناگهانی، به خصوص در کسانی که بدون اطلاع از مشکل زمینه ای قلب خود دست به مصرف زده اند.

 

اثرات استفاده بلند مدت از حشیش:

مصرف هر سیگاری از نظر خطر ایجاد سرطان ریه و دیگر مشکلات ریوی با مصرف 6 تا 8 سیگار معمولی برابری می کند این تفاوت به علت:

1- دمای سوخت بالاتر

2- میزان قطران بیشتر تا 4 برابر

3- بیشتر باقی ماندن دود در ریه

4- ایجاد غلظت بالاتری از کربوکسی هموگلوبین،
می باشد.

       کاهش اندازه بیضه، هورمون مردانه و تعداد اسپرم در آقایان و افزایش خطر ناباروری و پریود نامنظم و تغییرات هورمونی در خانمها که در هر دو جنس به کاهش توانایی جنسی منجر
می گردد.

       احتمال تخریب قشر مغز به خصوص قسمت جلو پیشانی که مسئول هماهنگی های ذهنی، عاطفی رفتاری است.

       احتمال بروز سرطان در دیگر ارگانها و ناهنجاریهای ژنتیکی افزایش می یابد.

       اثرات کاهنده قدرت سیستم ایمنی برای مصرف دراز مدت محتمل است.

 

در بعضی از مطالعات نشان داده شده :

اضمحلال شناختی با مصرف طولانی مدت حشیش تا سال ها بعد از قطع کامل مصرف باقی می ماند.

 

آیا حشیش اعتیاد آور است؟

بر خلاف تصور پیشین مشخص شده که:

1-  مصرف حشیش باعث تحمل جسمی می گردد(برای رسیدن به اثر قبلی نیاز به ماده بیشتری است)

2-  قطع مصرف منظم آن با ایجاد عوارض جسمی و روانی ترک مصرف همراه است.

3-  سندرم ترک مصرف آن همانند قطع مصرف الکل، داروهای خواب آور و افیون(تریاک و هرویین) همراه با علائم بی قراری، بی خوابی، اضطراب، بی اشتهایی، لرزش و تنش عضلانی
می باشد.

4-  کاهش میزان ماده در مغز افراد وابسته همراه با رفتارهای drug seeking (جستجو برای پیدا کردن مواد جهت مصرف مجدد) می باشد.

 

نکات ویژه در مورد حشیش:

       مصرف حشیش با احتمال ایجاد بیماری روانی شدید در حد جنون ماندگار همراه است و این خطر در کسانی که وابستگان و خویشاوندان آنان دچار اختلالات روانی هستند  بسیار بیشتر است.

       مصرف دراز مدت حشیش باعث ایجاد اختلال بی انگیزگی مزمن amotivational syndrome
می شود و فرد نسبت به همه اهداف  و آمال قبلی زندگی خود بی انگیزه می گردد، روابط اجتماعی خود را از دست می دهد و دچار کاهش علاقه به تلاش و پیشرفت و موفقیت می گردد.

       حتی بعد از قطع مصرف حشیش در بعضی از مصرف کنندگان خاطرات لحظات مسمومیت (توهمات و خطاهای حسی) به صورت "حملات خطور خاطرهflashbacks " تا سالها ادامه
می یابد که باعث رنج و عذاب شدید و ایجاد رفتارهای پرخاشگرانه و خطرات جانی در حین رانندگی گردیده است.

و در پایان ذکر این نکته ضروری است که:

مصرف یک سیگاری حشیش در 10 نفر به طور تصادفی منجر به وابستگی حداقل یکی از آنان تا پایان عمر می گردد.

 

مواد اعتیاد آور معروف به محرک ها

دسته ای از مواد اعتیادآور که اثرات اولیۀ آنها با تحریک قلبی، عروقی یا آزادسازی یا جلوگیری از بازجذب ناقلهای محرک  شیمیایی در مغز و دیگر ارگان های بدن ایجاد می گردد، بعنوان کلی محرک ها یاد می کنند.

و از انواعی که به صورت صنعتی تولید می شوند باید از آمفتامین و ترکیباتی که از آمفتامین تولید
می گردند نام برد. مت آمفتامین (شیشه
glass)3،4 متیلن دی اکسی مت آمفتامین MDMA که به اکستازی، MDMA,XTC,C و هزاران اسم خیابانی دیگر معروف است و ریتالین که دارویی با مصارف خاص است نیز جزو همین گروه طبقه بندی می کنند.

 

در ادامه به توصیف این مواد می پردازیم:

 

کوکائین

کوکائین آلکالوئیدی است که از بوتۀ گیاه اریتروکسیلونکوکا استخراج می شود. در ابتدا از این ماده به عنوان بی حس کننده موضعی استفاده شد اما از سال 1914 به این سو به عنوان ماده ای شدیداَ اعتیادآور در ردیف هروئین و مورفین قرار گرفت. کوکائین خواص اعتیادآور قوی دارد . به دلیل اثر قدرتمند آن به عنوان تقویت کننده سیستم پاداش مغزی، حتی یک باراستفاده از آن می تواند باعث وابستگی روانی مادام العمر گردد. با مصرف مکرر، هم تحمل و هم وابستگی جسمی نسبت به آن شکل می گیرد.کوکائین خیابانی با انواع مواد دیگر مخلوط شده است از جمله شکر،پرکائین ،آمفتامین و ترکیبات دیگر که عمدتاَ سمی هستند.

در اروپا شکل خاص کوکائین که به کرک(crack) معروف است و بی نهایت قوی، اعتیادآور و خطرناک است، در بسته های کوچک و ارزان به نام  rockتوزیع می شود. این را نباید با ماده ای که جدیداَ در ایران به نام کراک توزیع می گردد و در واقع هروئین فشرده است اشتباه گرفت.

 

اثرات مصرف کوکائین

اثرات رفتاری کوکائین تقریباَ بلافاصله ظاهر می شود و مدت کوتاهی (30 تا 60 دقیقه) دوام می یابد لذا برای حفظ اثرات آن مصرف مکرر آن لازم است که به سرعت به وابستگی  می انجامد. اثرات اولیه احساس شنگولی یا کندی عاطفی معمولاَ همراه با افزایش حساسیت به روابط بین فردی، اضطراب، تنش یا خشم است و می تواند به اختلال در قضاوت و عملکرد اجتماعی یا شغلی بیانجامد، فرد مصرف کننده رفتارهای غیر اخلاقی از خود نشان می دهد یا بی مهابا و بدون فکرکردن رفتاری از خود بروز می دهد. پس از قطع مصرف کوکائین معمولاَ در ظرف کمتر از2ساعت حالت فروریزی پدیدار می شود که با احساس شدید ملال، فقدان احساس لذت، تحریک پذیری، خستگی، خواب آلودگی وگاهی سراسیمگی همراه است. در مورد وابستگی به کوکائین، این علائم ممکن است تا چند هفته طول بکشد.

 

اختلالات ناشی از مصرف کوکائین

کوکائین می تواند باعث اختلالات ماندگار و شدید روانی گردد. از جمله : افسردگی، جنون، اختلالات اضطرابی،کژکاری جنسی، اختلالات خواب.

 

اثرات نامطلوب

عارضه شایع مصرف کوکائین احتقان بینی است و مصرف طولانی مدت آن می تواند به سوراخ شدن تیغۀ بینی منجر شود. مصرف فرم خالص کوکائین ممکن است موجب آسیب راه تنفسی و ریه شود و مصرف وریدی کوکائین باعث عفونت، آمبولی و انتقال ویروس ایدز شود. از عوارض خطرناک مصرف کوکائین حمله تشنج است و از این لحاظ آمفتامین در ردیف دوم قرار دارد و ممکن است از نوع تشنج بی وقفه مرکب ناکامل باشد که باعث اختلالات رفتاری غریب می گردد.

 

شیشه (متا مفتامین)

متامفتامین یک ماده محرک بسیار اعتیادآور است که سیستم اعصاب مرکزی یعنی مغز و نخاع را شدیداَ متأثر می کند.

 

آثار بلند مدت مصرف متا مفتامین:

اولین اثر بلند مدت مصرف متا مفتامین، وابستگی و اعتیاد است به گونه ای که فرد مصرف کننده اجباری درونی را برای مصرف مکرر متا مفتامین در خود احساس می کند که می تواند همراه با تغییراتی در اعمال مغز و نیز بافت مولکولی آن باشد.علاوه بر وابستگی ،سایر عوارض بلند مدت مصرف متا مفتامین شامل رفتار پرخاشگرانه ،اضطراب،اغتشاش و آشفتگی ذهنی و بی خوابی است.علاوه بر این فرد مصرف کننده ممکن است رفتارهایی حاکی از جنون (روان پریشی) از خود نشان دهد نظیر سوء ظن و بدگمانی شدید، توهمات شنوایی، بی نظمی و اختلال در خلق و بروز توهم (برای مثال احساس حرکت حشرات بر روی پوست). بد گمانی و سوء ظن فرد مصرف کننده در مواقعی می تواند منجر به اقدام به قتل و خودکشی شود.

مصرف بلند مدت آن می تواند باعث ایجاد حالت "تحمل"  شود یعنی آن که دیگر حالات سر خوشی با مقادیر کم ماده  به وجود نمی آیند و فرد مصرف کننده برای دستیابی مجدد به آن حالات و یا تشدید آنها،مقادیر مصرف ماده را افزایش می دهد و یا آن که دفعات مصرف را اضافه می کنند و در نهایت آن که ممکن است روش مصرف را تغییر دهد .

 

 

در ادامه آثار بلند مدت مصرف متا مفتامین ذکر شده اند:

 

1-  وابستگی و حالات جنون (روان پریشی) ناشی از اعتیاد با علائم زیر:

       سوء ظن بدگمانی

       توهم

       بی نظمی و اختلال خلق

       فعالیت های حرکتی بیش از اندازه و تکراری

2-  سکته مغزی

3-  کاهش وزن

 

قطع مصرف متا مفتامین در یک فرد وابسته به آن، عوارض و نشانه های خاصی را به وجود می آورد که عبارتند از:

افسردگی ، اضطراب، خستگی، سوءظن، پرخاشگری و اشتیاق شدید  برای مصرف مجدد ماده.

 

عوارض جسمی ناشی از مصرف متا مفتامین

مصرف این ماده می تواند سبب مشکلات متعددی شود که عبارتند از: افزایش ضربان قلب، ضربان نامنظم قلب، افزایش فشار خون و صدمه دیدن رگ های مغزی ناشی از سکته مغزی، افزایش دمای بدن و تشنج با مصرف مقادیر زیاد این ماده به وجود می آید که اگر بلافاصله درمان نشود می تواند منجر به مرگ شود.

مصرف بلند مدت و مزمن متا مفتامین باعث تورم  پرده محافظ قلب می شود و در بین  کسانی که آن را تزریق می کنند سبب آسیب رگ های خونی و آبسه پوست می گردد. مصرف کنندگان این ماده در مواردی نیز دچار دوره هایی  از پرخاشگری ، اغتشاش شعور و بی خوابی می شوند. آنهایی نیز که به این ماده وابسته می شوند دچار اختلالات جدی در روابط اجتماعی و شغلی خود می گردند. علایم جنون و روان پریشی در مواردی حتی پس از ماهها یا سالها عدم مصرف این ماده ادامه پیدا کرده است. تحقیقات نشان می دهد که مصرف این ماده در دوران بارداری سبب مشکلات جنینی، افزایش احتمال زایمان زودرس و تغییر الگوهای رفتاری دوران نوزادی ،نظیر رفلکس های غیر عادی و تحریک پذیری بیش از حد می شود. در عین حال مصرف این ماده در دوران بارداری سبب بدشکلی و تغییر شکل اندام ها در جنین می گردد.

 

قرص های ریتالین(متیل فنیدیت)

قرص های ریتالین، در وهله اول  برای درمان یکی از انواع اختلالات  روانی دوران کودکی  به نام "بیش فعالی همراه با نقص توجه"استفاده می شود، در مواقعی نیز توسط پزشکان برای درمان بیماران  مبتلا به" حمله خواب" تجویز می شود ولی در سالهای اخیر مصرف خودسرانه این دارو در کشور ما رو به افزایش گذاشته است که عدم آگاهی از آثار و ویژگی های این قرص می تواند نگران کننده باشد. هم اکنون گزارش های متعددی وجود دارد که برخی از افراد برای بیدار ماندن در شب های امتحان به جای مصرف قهوه و چای از قرص های ریتالین استفاده می کنند تا بتوانند چندین ساعت متوالی بیدار بمانند و به شکل غیر معمولی تمرکز خود را در مدت طولانی حفظ کنند.

 

آثار مصرف ریتالین

از آنجا که ریتالین دارویی است که توسط پزشکان تجویز می شود، مصرف کنندگان تصور می کنند این قرص ها بی خطرند و آن بدنامی مواد مخدر را ندارند. در حالی که عوارض مصرف خودسرانه این قرص ها می تواند در حد مواد دیگر نظیر کوکائین و آمفتامین باشد.

 

 شایع ترین عوارض مصرف خودسرانه قرص های ریتالین عبارتند از:

       عصبی شدن و بی خوابی

       حالت تهوع و استفراغ

       احساس سرگیجه و سر درد

       تغییرات ضربان قلب و فشار خون (که معمولاَبه صورت افزایش است ولی در مواردی نیز به شکل کاهش نیز دیده می شود)

       خارش و جوش های پوست

       دردهای شکمی،کاهش وزن و مشکلات معده

       مصرف دائمی و اعتیاد (وابستگی)

       بروز حالت های روان پریشی (جنون) و علایم وابستگی به ریتالین

       بروز افسردگی پس از قطع مصرف

 

عوارض مصرف مقادیر زیاد ریتالین:

       از دست دادن اشتها و سوء تغذیه

       لرزش و پرش عضلات

       تب، تشنج و سردرد

       نامنظم شدن ضربان قلب و تنفس که در مواردی می تواند به شکل خطرناکی ادامه پیدا کند.

       تکرار حرکات و اعمال بی هدف

       بروز حالتهای پارانوئید (سوءظن)، توهم و هذیان

       احساس حرکت و جنبش حشرات در زیر پوست

       مرگ (تاکنون در چند مورد سوءمصرف ریتالین منجر به مرگ شده است).

 

 

اکستازی یا قرص X

قرص اکستازی که نامی است بر ماده شیمیایی 3و4 متیلن دی اکسی مت آمفتامین؛ این ماده به همراه تعداد زیادی از ترکیبات مشابه (DOB،PMA،MDEA،MDA) از تغییر فرمول شیمیایی آمفتامین به دست می آید.

اسامی خیابانی و اشکال بسیار متنوعی که همگی به صورت غیر قانونی تولید می شونددر بازار قاچاق مواد مخدر موجودند از قبیل X،XTC،ADAM و... که به طور کلی بعنوانclub drugs  شناخته می شوند زیرا که عمده مصرف آنها در میهمانی ها وکلوپ های شبانه است.

بعلت تولید غیر قانونی این قرص ها اکثر آنها از نظر میزان ماده مؤثر و وجود ترکیبات آلاینده و همراه غیرقابل پیش بینی هستند.

در قرص های معروف به x،به جزء MAMA انواع ترکیبات دیگر از جمله کافئین، هروئین، دکسترومتورفان، افدرین، فنیل پروپانولامین، مت آمفتامین، دیفنهیدرامین،کتامین،کوکائینو و دیازپام یافت می شود و از نظر مقدار ماده نیز این قرص ها بسیار متغیرند و این موضوع باعث می گردد اثرات و آسیب های ایجاد شده توسط این قرصها بسیار متغیر و غیر قابل پیش بینی باشد.

بعضی ترکیبات موجود در این قرص ها با ایجاد دوره های شدید فراموشی امکان
سوء استفاده های جنسی را بدون آن که فرد قادر به یادآوری آن باشد ایجاد کرده است"
date rape "

 

تأثیرات و مکانیسم اثر

اکستازی در بدن اثر دوگانه داردبدین ترتیب که هم شبیه به موادمحرک باعث تحریک بیش از حد سیستمهای مختلف بدن و مغز می گرددو هم مانند دیگر مواد توهم زا مثل LSD فرد را با ایجاد توهم و هذیان دچار جنون آنی می کند و با از بین رفتن کنترل فرد بر خود و برداشتن مهارها امکان انجام رفتارهای پر خطر به شدت افزایش می یابد.

موارد متعدد و مرگ ناگهانی فقط با مصرف تنها یک قرص X گزارش شده است.

تأثیر اولیۀ احساس کاذب بالا رفتن خلق و اعتماد به نفس ، افزایش انرژی و کاهش اشتها به سرعت و بعد از چند ساعت جای خود را به احساس خستگی مفزط،عدم تمرکز حواس،تحریک پذیری ،خواب آلودگی و افسردگی برای چندین روز می دهد و فرد برای رهایی از این حالات ناگزیر به مصرف مجدد ماده روی می آورد که این خود به سرعت باعث وابستگی می گردد .

نوع وابستگی یه اکستازی هم از نوع جسمی و هم از نوع روحی روانی است.

 

تأثیر بر سیستمهای مختلف بدن

ثابت شده است اکستازی در بدن به موادی تبدیل می شود که باعث نابودی سلولهای مغزی می گردد.

مغز و اعصاب: آسیب غیرقابل برگشت به نرون های مغز، افزایش احتمال خونریزی داخل مغز.

قلب و عروق: افزایش ضربان قلب و فشار خون در حد خطرناک

کلیه: نارسایی حاد کلیه

کبد: آسیب به سلول های کبد و بالا رفتن آنزیم های کبدی و یرقان

دستگاه تنظیم درجه حرارت بدن: بالا رفتن شدید درجه حرارت بدن ( بالاتر از 40 درجه سانتیگراد) و فشار خون و ضربان قلب بالا که با هدر دادن آب بدن همراه است، در شرایطی که خود فرد مصرف کننده به علت هیجان کاذب متوجه آن نمی شود یکی از علل مرگ ناگهانی در X.party می باشد.

احتمال ایجاد جنون پایدار حتی درافراد کاملاً سالم با مصرف اکستازی به اثبات رسیده است.

از نظر روانی در هنگام مسمومیت با این مواد احتمال ایجاد توهمات شنوایی و لمسی و هذیان های گزند و آسیب وجود دارد که ممکن است حتی به صورت پایدار باقی بماند و بعد از دفع این مواد از بدن هم فرد دچار حالات افسردگی شدید می گردد.

 

 

نکات ویژه در مصرف کنندگان اخیر X :

-        میزان ابتلا به HIV به طورمعنی داری از نظر آماری بالا رفته است.

-        اختلال در یادگیری و به خاطر آوردن مطالب آموخته شده ایجاد شده است.

-        اختلال افسردگی عمده، از مشکلات شایع در این افراد است.

-        افت تحصیلی و عملکرد کاری واضح در آنها ایجاد شده است.

-        احتمال مصرف دیگر مواد در این افراد بالاتر از افراد عادی است.

-        در بعضی از افراد تجربه مکرر حالات توهمی بسیار عذاب آور اولیه به صورت Bad trip (سفربد) بدون مصرف مجدد ماده ایجاد می شود.

-        احتمال قفل شدن فک ها و گرفتگی عضلات حلق و گردن که با خطر بسیار زیاد خفگی همراه است از آثار این مواد است.

-        مسمومیت با این مواد پادزهری ندارد و در موارد حاد فقط امکان درمان های نگهدارنده وجود خواهد داشت.

 

 

عزم فرهنگی

صاحب نظران و اندیشمندان متعهد، حل شدن معضل اعتیاد و پدیده مواد مخدر را به مبارزه ای فراگیر و پیوسته در ابعاد نظامی، انتظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیازمند می دانند. در این میان، مبارزه ریشه دار فرهنگی، می تواند تضمین کننده بهره دهی فعالیت دیگر بخش ها باشد. با تلاش فرهنگی می توان از گسترش روز افزون اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در کشور جلوگیری کرده، از این رهگذر، سلامت فردی و اجتماعی را به کشور بازگرداند.

 

اعتیاد، پایان کار نیست

اعتیاد، پایان کار یک انسان نیست؛ زیرا ترک آن امری امکان پذیر است و با کمی همت از چنگال آن می توان رها شد. هر چند همت فرد، شرط لازم برای این کار است، ولی نباید فراموش کرد که اطرافیان نیز در این زمینه، وظیفه بسیار مهمی دارند. هنگامی که اطرافیان به کمک معتاد می آیند، انگیزه و توانایی وی برای ترک چند برابر خواهد شد. برخورد خانواده، جامعه و مراکز بازپروری با معتاد در هنگام ترک، به عوامل ویژه ای بستگی دارد. توجه به ویژگی های جسمی و روانی معتاد و حفظ اصول کلی معالجه و ترک اعتیاد، اهمیت بسیاری دارد. بر این اساس، نباید معتاد را تحقیر و توهین کرد، بلکه باید دست وی را گرفت و با راهنمایی های فردی و جمعی، وی را از غرقاب هلاکت نجات بخشید.

 

در خاتمه یادآور می شویم:

همان طور که اعتیاد ماهیت پیچیده و چند عاملی دارد برای درمان آن هم نیاز به ترکیبی از درمان های متنوع دارویی و روانشناختی است. اعتیاد قابل درمان است ولی درمان آن سخت و مشکل است. سم زدایی، قسمت کوچکی از درمان دارویی اعتیاد است. درمان اعتیاد در طی مدت کوتاه چند روز و چند هفته نادر است. ماهیت این بیماری به گونه ای است که با عودهای مکرر و شکست های درمانی همراه است ولی هر شکست درمانی، نکات و اطلاعات مهمی را برای درمان بیمار در اختیار می گذارد.

 به امید روزی که ما نیز بتوانیم جامعه ای پاک و عاری از مواد مخدر داشته باشیم.

 

منابع :

- دانشگاه شهید بهشتی - معاونت امور فرهنگی و دانشجویی اداره بهداشت، امور درمان و مشاوره دانشجویان

- www.tebyan.net

- www.web.iran-forum.ir

- www.hawzah.ne

 

منبع : Mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست بسیار جالب

 

این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود.

هیچ کلکی در کارنیست! این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود! البته بشرطی که تقلب نکنید! فقط به دستور العمل عمل نماید و تقلب نکنید، در غیر اینصورت نتیجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهید کرد که ایکاش تقلب نمی کردید!این بازی نتیجه ای شاید خنده دار و در عین حال

شگفت انگیزی خواهد داشت!

 

متن را یکجا تا پایان نخوانید بلکه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید!

نکته: زمانی که می خواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل کنید که اشخاصی هستند که شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الکی یا بیخودی ننویسید!!!)

مهم: همچنین بیاد داشته باشید که بهنگام نوشتن اسامی و عمل کردن به دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده کنید و بیخودی و بیش از حد فکر نکنید بلکه آنچه که در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید!

با زهم باید گفته شود که به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن بروید در غیر اینصورت نتیجه درست نخواهد بود و آنرا ضایع خواهید کرد!

خوب حالا یک قلم و یک برگ کاغذ آماده کنید.

۱- اول از هر چیز اعداد ۱ تا ۱۱ را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی کاغذ بنویسید.

۲- سپس در جلوی ردیف (ستون) ۱ و ۲ هر عددی را که مایلید بنویسید.

۳- حال در جلوی ردیف ۳ و ردیف ۷ نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید.

قرار نشد به پایین نگاه کنید! تقلب ممنوع !

۴- نام اشخاصی را که می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای ۴، ۵ و ۶ بنویسید.

۵- در ردیفهای ۸، ۹، ۱۰ و ۱۱ نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یک ترانه)

۶- اکنون نهایتا می توانید یک آرزو کنید!

و حالا کلید رمز گشایی این بازی:

۱- عددی را که در ردیف ۲ نوشته اید مشخص کننده تعداد اشخاصی است که شما باید در باره این بازی به آنها بگویید!

۲- شخصی که نامش در ردیف ۳ قید شده کسی است که شما عاشقش هستید!

۳- شخصی که نامش در ردیف ۷ قید شده کسی است که شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!)

۴- شخص شماره ۴ کسی است که شما بیش از همه به او اهمیت می دهید!

۵- شخص شماره ۵ کسی است که شما را بسیار خوب می شناسد.

۶- شخصی که نامش در ردیف ۶ قید شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست!

۷- آهنگ قید شده در ردیف ۸ با شخص شماره ۳ تطبیق می کند (مرتبط است)

۸- آهنگ شماره ۹ آهنگی برای شخص شماره ۷ است!

۹- آهنگ شماره ۱۰ آهنگی است که بیش از همه افکار شما را بازگو می کند!

۱۰- و بالاخره شماره ۱۱ آهنگی است که می گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید!

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می آید که درست باشه!

و البته این جور تست ها هیچ چی هم نداشته باشند ، سرگرمی خوبی هستند!

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

امام سجاد علیه السلام و عبادت

پدید آورنده : حسین باقر

ترجمه محمد مهدی رضایی

 

در بررسی اساسی ترین مظاهر زندگی امام سجاد (ع) به مواردی چون:ترک دنیا، کثرت عبادت، زهد نسبت به مال دنیا و خوشی های آن خواهیم رسید. ما از این مظاهر به تعبد و روی گردانی ازدنیا، تعبیر می کنیم. تعبد در حیات پربرکت امام (ع) به گونه ای است که محتاج دلیل و نص تاریخی نیست. همین کافی است که بدانیم آن حضرت را زین العابدین و سجاد لقب دادند.

در نظر علمای غیر شیعی،امام سجاد (ع) عابدترین و زاهدترین فرد خود زمانه است که مانندخورشیدی بر تارک انسانیت می درخشد و تاریخ او را در اعلا مرتبه می ستاید. برای معرفی عبادت امام (ع) به صورت زنده و شناساندن کیفیت ومقدار آن و بررسی حالاتی مانند ترس از خدا، زهد و موعظه که ازلوازم عبادت امام بشمار می آید، برخی از روایات را که متضمن این معنایند، یادآور می شویم: 1) از یکی از کنیزان امام (ع)،در باره عبادت آن جناب، سؤال کردند، او گفت: آیا مختصر بگویم یا تفصیل بدهم گفتند: مختصر بگو گفت: هرگاه برای ایشان غذا می بردم یا می رفتم که رختخواب شان را پهن کنم، در حال نماز و عبادت می دیدمشان.هر روز و شب هزار رکعت نماز می خواند.پیشانی حضرت از زیادی سجده پینه بسته بود و مانند پوست زانوی شتر شده بود. 2) امام باقر -علیه السلام- عبادت پدر بزرگوارشان را چنین توصیف می کند: پدرم شب ها آن قدر نماز می خواند که هنگام رفتن به رختخواب، از ناتوانی بر روی زمین خود را می کشاند. روایاتی هم کیفیت عبادت امام -علیه السلام- را شرح داده اند:گفته اند: امام (ع) در حال نماز، مانند چوب خشکی بی حرکت می ایستاد، مگر این که باد لباس های ایشان را به حرکت درمی آورد. چون به نماز قامت می بست، رنگ چهره اش متغیر می شد و در حال سجده، آن قدر می ماند که عرق از سر و روی مبارکش جاری می شد.هنگام وضو گرفتن، از خوف خدا، رنگش می پرید و این چنین خود رابرای دیدار پروردگار آماده می ساخت. بعضی از دوست داران امام، با دیدن آن همه عبادت و سخت گیری حضرت در تضرع و مناجات، خوف بر آنان را برمی داشت و از امام تقاضامی کردند که از عبادت خود کم کند و اندکی مراعات حال خود رابنماید. دخترش فاطمه، روزی به صحابی جلیل القدر، جابر بن عبد الله انصاری، گفت که هر طور شده امام (ع) را قانع سازد ازعبادتش بکاهد، تا خدای ناکرده صدمه ای به ایشان نرسد و به مریضی گرفتار نیاید. زیرا او تنها فرزند به جا مانده حسین (ع)و تنها حجت خدا، بر روی زمین است. کیفیت عبادت امام، اختیار از کف حاضران می ربود و دل آن ها رامی سوزاند. آن ها می گریستند و می ترسیدند که ضعف و ناتوانی، که بی سابقه نبود، کار دست امام بدهد. می گوید، روزی امام باقر (ع)نزد پدر رفت و او را در نماز، به حالتی عجیب مشاهده کرد.حالتی که کسی را یارای رسیدن به مرتبه آن نبود. رخسار امام (ع)از شدت شب زنده داری زرد شده بود و چشمانش از گریه بسیار سرخ.در اثر سجده های طولانی، پیشانی مبارکش پینه بسته بود و بینی ایشان زخم شده بود و ساق پاها به کلی از کار افتاده بود. امام باقر (ع) گویند: وقتی پدرم را بدین حالت دیدم، نتوانستم تحمل کنم و گریستم. همه کسانی که در باره امام سجاد (ع) کتابی نگاشته اند و این حالات را متعرض شده اند، کمتر به تفسیری روشن و دقیق دراین باره دست زده اند. توضیح نداده اند که چرا در زندگی ائمه دیگر، عبادت رابدین صورت مشاهده نمی کنیم. البته این نویسندگان بی میل نیستندکه عبادت را به گونه ای که در زندگی امام سجاد (ع) بروز یافته،دلیل برتری ایشان بدانند و کثرت تضرع و شب زنده داری آن حضرت را، گواه عظمت مرتبه و امامت به شمار آرند. بسنده کردن به این گونه تفاسیر نارس و عقیم، نشان از درک ناقصی دارد که با شان و منزلت، و شخصیت امام (ع) سازگار نیست. عبادت را صرفا یک فضیلت و ارزش قلمداد کردن، یعنی بررسی حیات وشخصیت ائمه -علیهم السلام- به صورتی غیر دقیق و غیر شیعی ورسیدن به فهمی نادرست و غیر واقعی. اما معرفت شیعی که مبتنی بر اصول اعتقادی ماست، مجال گسترده تری را برای بررسی نقش ائمه -علیهم السلام- و پی گیری هدف های مشترک ایشان و بحث در وسایلی که برای رسیدن به این اهداف به کار گرفته اند، پیش روی ما می گذارد. این که چنین پدیده ای را بدین کیفیت در طول حیات ائمه پیش و بعداز امام سجاد (ع) نمی بینیم، ما را به این نتیجه می رساند که عبادت آن گونه امام، حرکتی اصولی و وسیله ای کارآمد بود، تا درپرتو آن، اهداف بزرگی را که بر عهده داشت، تحقق ببخشد. نه امام حسن (ع) و نه امام صادق (ع) هیچ کدام، آن گونه که امام سجاد (ع) به عبادت می پرداخت، نپرداختند، و حال آن که همه امامان-علیهم السلام- در رتبه و شان، برابر و یکسان بوده اند. کدام اوضاع و احوال، امام سجاد (ع) را به اتخاذ چنین رویه ای مجبورمی ساخت و اهدافی که این رویه متضمن تحقق بخشیدن بدان ها بود،کدام است؟ برای این که خواننده بتواند ما را در فهم هر چه بهتر این پدیده همراهی کند و از ابعاد و مفاهیم و مضامینی که در آن پدیده هست، آگاهی یابد، ناچاریم که آن را از دیدگاه های مختلف بررسی کنیم و به همان نظرگاه معمول و واحد اکتفا نکنیم، زیرا به درک ناقص و نااستوار ما از جای گاه حقیقی پدیده عبادت در حیات طیبه امام سجاد (ع) خواهد انجامید.



1. بررسی حالت تعبد همگام با مظاهر انسانی دیگر
تعبد، تنها جنبه قابل بررسی زندگی امام سجاد (ع) نیست. جنبه های ارزشمندی چون، آزاد کردن بردگان، بخشش و انفاق نیز در کنارتعبد وجود داشتند. در بحث از زندگی امام (ع)، باید این جنبه هارا کنار هم گذارد و از زاویه ای واحد بدان ها نگریست. این روش،ما را به لمس زیبایی تناسب بین آن ها و درک ضرورت ارتباطشان بایکدیگر می رساند و فهم دقیق جوانب قدرت و تاثیرگذاری این پدیده ها را در فربهی و تکامل شخصیت، به ما ارزانی می کند. آن وقت است که به چگونگی به کارگیری این ابزار توسط امام (ع) وشیوه جمع کردن بین آن ها، به عنوان یک صفت واحد پی خواهیم برد. در بررسی مشترک این پدیده ها، به خاطر وحدت انگیزه و هدف،نقش هر یک از این پدیده ها در تحقق بخشیدن به هدف های جزیی مختص به خود، انکارناپذیر است، اما مجموع این اهداف جزیی است که هدف عام و گسترده امام (ع) را شکل می دهد و متبلور می سازد.



2. بررسی حالت تعبد از رهگذر توجه به اوضاع و احوال زمان امام (ع)
اوضاع سیاسی زمان امام سجاد (ع) مختص آن حضرت بود و با اوضاع سیاسی روزگار ائمه دیگر، تفاوت داشت.امام (ع) فرزند یک انقلابی بود که بر ضد حکومت اموی قیام کرده بود و در راه تصحیح افکار انحرافی آن زمان، شهادت را برگزیده بود. سرزمین های اسلامی، در زمان امام (ع)، خاصه در دوره اول امامت،در تب تند اضطراب، هرج و مرج و ناامنی می سوخت. دولت اموی درحال نابودی و فروپاشی بود و دولت زبیری در حال شکل گیری وسامان یافتن. البته دوره دوم امامت حضرت (ع) بهتر از دوره اول نبود. جامعه اسلامی در چنگال کابوس وحشتناک و خفه کننده، و ظلم فاجعه آفرینی گرفتار شده بود که علم آن را عبد الملک و والیان قسی القلب او یعنی حجاج، خالد قسری و بشیر بن مروان بر دوش می کشیدند. هم چنین آن دوران، دوران تحولات اجتماعی بود که در پی فتوحات گسترده مسلمانان پدید آمد; فتوحاتی که حکام را، بی آن که به مخاطرات کشور گشایی و آمیخته شدن مسلمین با کفار بیندیشند،به غنائم و خوشی های فتح سرگرم می کرد. در آن دوران، هم چنین سردمداران فکری و شخصیت های دینی، پا به عرصه اجتماع گذاردند و مردم را به تبعیت از خویش فراخواندند;کاری که در دوران زندگی امام حسن و امام حسین -علیهما السلام هیچ کسی جرات انجام آن را نداشت. در کنار همه این امور، اعمال تبلیغاتی امویان، ضد اهل بیت وبنی هاشم، هم چنین کوشش حکومت در مسخ کردن چهره نورانی فرزندان رسول (ص)، کم کم به ثمر نشست و در دل مردم رسوخ نمود. در این زمان بود که کار تحریف آغاز گشت و دستگاه اموی با خریدن فحاشان و اجیر کردن راویان دروغ گو، به نیرنگ بازی و دسیسه بامسلمانان پرداخت. همه این امور بود که دست به دست هم داد و چهره واقعی دوران حیات امام (ع) را شکل بخشید، لذا در بررسی پدیده تعبد ناچاریم اسباب، اهداف و نتایج آن را مورد توجه و دقت قرار دهیم.



3. بررسی پدیده تعبد، با توجه به نقش امام (ع) و عمل هر یک ازائمه -علیهم السلام- در هر مرحله
نقش و عملکرد امام سجاد (ع) نشان دهنده نوعی انعطاف در سیره وعمل ائمه (ع) بود. دوره ائمه پیش از ایشان دوره جنگ سیاسی ومطالبه حکومت بود، اما دوره دوم; یعنی دوره امام سجاد (ع) وبعد از او، دوره رهبری فکری و جدال بر محور این موضوع بود.حیات حضرت در ابتدای این دوره، ظهور یافت و طبیعتا پدیده ها وتجلیات جدید و رفتار هم شان آن را طلب می کرد. رنگ و کیفیت این پدیده ها به فهم شیعه آن زمان، مقدار آگاهی و سطح فرهنگ آن ها و نوع ارتباطشان با هم بستگی داشت، چرا که شیعه،مجموعه ای بود از تمایلات عاطفی و جمعیتی که دارای اصول و مبانی است. وظیفه ماست که به بررسی اهداف واقعی و برنامه های تبلیغی امام بپردازیم:اهدافی چون: پاسداری از احکام اسلام و تبعیت امت از آن احکام،روشنگری مسلمانان، پروردن علما و به وجود آوردن یک شخصیت نمونه و کامل. هم چنین باید به مقدار عنایت مردم و شیعیان به امام -علیه السلام- برای به عهده گرفتن رهبری و ادامه رهبری، توجه داشته باشیم. در این مجال به بررسی پدیده تعبد در زندگی امام زین العابدین -علیه السلام- می پردازیم تا به تفسیری درست و روشن ازآن و انگیزه هایی که امام را به انتخاب این روش، واداشت، برسیم.


عزلت امام و حالت تعبد
معروف است که امام سجاد (ع) به دور از کارهای اجتماعی،اندیشه ای جز عبادت و روی گردانی از امور دنیا نداشته است. دراین باره گفته اند: ایشان بیرون از مدینه، اتاقکی از مو برای خود ساخته بود و در آن جا به عبادت و تضرع به درگاه پروردگارمی پرداخت. در بعضی از روایات علت انزوا و روی گردانی امام (ع) ازفعالیت های اجتماعی، فرمان و امر الهی و خط مشی غیبی، ذکر شده است. به امام صادق (ع) نسبت داده اند که فرمود: علی بن حسین (ع)بعد از شهادت پدرش، مهر چهارم وصیت فرود آمده از جانب خدا راگشود. در آن نوشته بود: سکوت کن و خاموش بنشین. جای آن است که بپرسیم: به کدامین علت و انگیزه، امام سجاد (ع) به انزوا روی آورد و برای چه خداوند او را به سکوت و خاموشی فرمان داد و این که در امور اجتماعی و عامه و رهبری آن ها واردنشود؟!

در پاسخ به این سؤال، به دو عامل مهم برمی خوریم که امام را به گزینش چنین زندگی ای آن هم در میان مردم وادارکرد:

 اول: اوضاع و احوال سیاسی

دوم: شفاف شدن عمل مرحله ای امام (ع)

منظور از وضع سیاسی، سیاستی است که در زمان حیات امام سجاد (ع) جریان داشت و دو دوره داشت: دوره اول که با حکومت یزید آغاز شد و ستیزه جویی و سخت گیری را به نمایش گذارد. این دوره نه سال اضطراب و جنگ بین امویان و زبیری ها را بر سرحکومت، در پی داشت و انقلاب های شیعی متعددی را در عراق شاهدبود. دوره دوم هم بعد از سیطره عبد الملک بر حکومت و ظلم و ستم او، و به کار گماردن والیان قسی القلب و خونریز بر امت مسلمان شروع شد. امام (ع) فرزند مرد انقلابی ای چون حسین (ع) بود. همین امر او رااز رهبران بنی هاشم و در صف دشمنان شماره یک امویان و داعیه داران حکومت، قرار می داد. علاوه بر این، شورش های شیعی که درگوشه و کنار به وقوع می پیوست، امام را به رهبری خویش فرامی خواندند. همه این ها عرصه را بر امام (ع) تنگ می کرد و ازخطرهای بسیاری که در کمین او بود، برحذر می داشت. اما شفاف شدن عملکرد مرحله ای امام (ع):انتقال از مرحله جنگ با دولت حاکم که روش ائمه پیشین بودبه مرحله آتش بس و فرصت یابی برای نشر علم و تربیت شیعیان وبالابردن سطح فرهنگ آن ها و رسوخ دادن مفاهیم اندیشه امامت درذهن و زبان ها، همه نشان از انعطاف و نرمش بسیار در شیوه عمل ائمه داشت. این انعطاف به یک شخصیت بزرگ و عمل عمیق و ریشه داراحتیاج داشت تا مرز بین آثار مرحله اول را به وجود آورد ولوازم و مقدمات فعالیت مرحله دوم را سازمان دهد. قصد امام (ع)از روی کار آوردن مرحله دوم این بود که مردم و شیعیان نوع برخورد با ائمه خود را، که بدان خو کرده بودند، کنار بگذارندو آن گونه با ایشان برخورد کنند که برخاسته از یک فهم و شعوراصولی باشد و نه عاطفی صرف. انزوای حضرت، همان عملکرد فاصل بین دو مرحله و مرز ممیز آن بود. مرحله دوم از آن جا آغاز شد که با روی کار آمدن روش های نو و وسایل جدید، ته مانده های مرحله دوم تمامی پذیرفت و راه برای ائمه بعدی باز و هموار گردید. بنابراین، می توان ادعا کرد که امام سجاد (ع) به تدریج، دامن خود را برچید و انزوا را به گوشه ای نهاد و بعد از به ثمرنشستن آن روش و تحقق یافتن هدف ها، آرام آرام به کارهای اجتماعی و فعالیت های هدف مند در بین صفوف جامعه اسلامی، روی خوش نشان داد. پس خانه ای که امام (ره) در بیرون مدینه، برای عبادت خود ساخته بود، به دوره اول زندگی حضرت تعلق داشت; یعنی به زمانی که ازکربلا به مدینه مراجعت فرمود. این که امام (ع) تمام عمر خود رادر آن خانه به عبادت صرف، پرداخته باشد سخنی ناصواب است. بی شک این کار، با توجه به این که امام، هادی مردم و حجت خداوند است،از ایشان بعید و با هدف امامت ناسازگار می نماید. گرچه امام (ع) از انزوای خود کاست و تدریجا آن را به کناری نهاد، اما هیچ گاه با تمام وجود وارد جامعه نشد و خود را بافعالیت های اجتماعی آشتی نداد. او مانند انسانی زاهد و عابد،به دور از مسائل و مشغولیات دنیا، زندگی کرد و وقت خود را صرف موعظه مردم، رسیدگی به فقرا و برآوردن نیازهای مردم نمود.این که روش امام سجاد (ع) با دیگر ائمه (ع) سر از تناقض درآورد،غیر ممکن است. بنابراین بین دوره اول از زندگی امام و دوره دوم فاصله ای که آن دو دوره را در برابر هم قرار دهد، وجودندارد. آن اوضاع و احوال و به تبعش آن انگیزه های خاص، امام (ع) رااحاطه کرد و انزوا و نپرداختن به فعالیت های اجتماعی را پیش روی ایشان گذارد و طبیعی است که در چنین موقعیتی، شخص به آن چه محبوب و مرغوب اوست، روی می آورد. امام (ع) نیز عبادت پروردگارو مناجات و تضرع با او را انتخاب نمود و خود را با نماز وروزه مشغول داشت. این حالت امام (ع)، با وضع ظاهری و روحی امام کاظم (ع) و ائمه دیگری که به زندان می افتادند شباهت کامل دارد.آن ها به پاس این فرصت ناب، خدا را شاکر بودند و از موقعیت فراهم آمده، نهایت سود معنوی را می بردند.


رهبری امام و حالت تعبد
جنبه روحی مردم عابد و زاهد را به دو گونه می توان تفسیر نمود: گونه اول، روی کرد روحی صحیح و اسلامی، که مورد توجه اسلام واولیای الهی است. کسی که در عبادت خود چنین سمت و سویی دارد،نور ایمان، روح تقوا، اخلاق اسلامی و روح جهادگری در راه خدا،در او آشکار و نمایان است و زندگی دنیایی بین خصلت های اوجدایی نمی اندازد. این انسان، هم مجاهد است، هم زاهد و عابد.هر که با او بنشیند خشنود برخیزد، حال آن که میل همنشینی هنوزدر آن شخص باقی است و این همه از اثر بشاشت یقین و ایمان وگریه بر گناهان و تقصیرات، پدید آمده است. اما روی کرد دوم که از آن به روی کرد روحی منحرف (صوفیانه)یاد می کنیم آن که چنین جهت گیری را برمی گزیند، در فهم اسلام ومفاهیم آن، و درک شریعت محمدی، به کژ راهه خواهد رفت. اوگرچه، بیشتر به عبادت متوجه است اما این عبادت در او کارگرنیست و چه بسیارند عابدان و زاهدان این چنین که زنگارهای جاهلیت و ارزش های آن، از قلوبشان آویخته است و از شفافیت ایمان و طهارت روح در آن ها اثری نیست. این گروه از مدعیان،اسلام را در همین حد فهمیده اند و آن را کافی دانسته اند.پس زندگی را رها کرده به عبادت سرگرم شده اند. و این همان انحراف و صوفیانه عبادت کردن است. جهت گیری اول -که اسلام نیزبه آن سفارش کرده- فاصل عملکرد ائمه (ع) و وجه تمایز آن ها ازدیگران است. روحیه امام و عبادت او، اجتماعی و عامه است.به گونه ای که همنشینی با امام، انس و الفت را به دنبال دارد وعلاوه بر مردم که جذب ایشان می شوند مخالفان نیز نوعی میل و کشش به آن حضرت، احساس می کنند. لب مطلب این که، زهد و عبادت امامان (ع) هیچ تاثیر سوء و ناگواری برای مردم به بارنمی آورد. هر انسان مسلمان و با ایمان، در برخورد با صنف اول از زاهدان و عابدان، و شنیدن سخنان ایشان، مهرشان را به دل می گیرد وبزرگشان می دارد. چرا که این گروه، نمونه ای صد درصد اسلامی، ازیقین استوار و ایمان پابرجایند. حتی کسانی که از مسلمانی والتزامات روحی و عملی آن بویی نبرده اند، به انسان عابد، به این اعتبار که او شخصیتی قدرت مند و میل و رغبتی دیگرگون نسبت به دنیای مادی دارد، احترام عمیق می گذارند و از او تجلیل می کنند. از آن جا که خداوند در ذات بشر تمایلات خیر و گرایش به خوبی هارا به ودیعت نهاده، هر انسانی، انسان زاهد و سالک الی الله رابه دیده تکریم می نگرد و از این احترام، به حب و تقرب و رابطه تعبیر می کند و گاه، گرچه آن ارتباط را آشکار نمی سازد، ولی ازرهگذر آن، با انسان متعبد، برخورد و سلوک می کند. این معنا را بیشتر ما، به تجربه دریافته ایم. اگر در باره یک انسان زاهد و عابد، مطالبی بشنویم که بوی بدگویی و ناسزامی دهد، با دیدن آن شخص و مشاهده رفتار و گفتار او، حالت روحی ما به سرعت تغییر می کند، و ما چاره ای جز دفاع از آبروی آن انسان و تکذیب شنیده های خود نخواهیم داشت. برای نمونه، از سرگذشت حضرت کاظم (ع) و زندانبان او حکایتی بشنویم. روزی که امام (ع) را به زندان بردند، زندان بانی برایشان گماشتند تا مراقب حضرت و اوضاع زندان باشد. این شخص نسبت به امام (ع) بسیار جسور بود و در آزار و اذیت، سعی بلیغ می کرد.روزها گذشت و زندان بان جز عبادت و نیک رفتاری امام (ع) چیزی مشاهده نکرد، دانست که آن چه در باره امام (ع) شنیده و نسبت های زشت و ناروایی که به ایشان داده اند، یکسره دروغ و بی اساس است. پس از کار خود کناره گرفت. این اندک ثمره ای بود که بر زهد و عبادت بی پرده امام کاظم (ع)مترتب گشت، تا برسد به نتیجه برتر و مقصود اصلی ایشان. پیش ازاو، امام سجاد (ع) عینا، همین روش را در باره عبادت خود، پی گرفته بود. عبادت روشمند امام (ع) با آن شکل خاص، مردم را برآن می داشت که او را بزرگ بدارند، قدرش را بدانند و با او هم دردی و هم فکری کنند. امام (ع) این گونه، قلب بسیاری از مردم وشیعیان را صاحب شده بود. حالت تعبد، به عنوان یک صفت بارز در امام، نظر مردم را جلب کرده بود و در نگاه آن ها امام شخصی بود، زاهد، روی گردان ازمتاع دنیا و لذات آن، که هم خود را به عبادت و تضرع صرف می کرد. در آن زمان، فرد دیگری را نمی شد سراغ گرفت که مانندامام سجاد (ع) عمل کند و سخن بگوید. مردم این را می دانستند واحترام و تکریمشان، رنگ تقدیس به خود می گرفت و با گذشت روزها،ماه ها و سال ها، افزون هم می شد. امام (ع) منحصر به فرد بود.مدام ذکر خدا می گفت و پیوسته می گریست. چنان از قیامت بیم داشت، گویی آن را پیش روی خود می بیند. سلوک عبادی حضرت، همواره با پدیده های دیگری چون انفاق،دستگیری از بیچارگان، انجام اعمال نیک و دوستی با مردم، توام بود. اهل مدینه، به فضل و برتری امام (ع) بر دیگران معترف بودند و او را بر بسیاری از اطرافیانش که گاه مانند او عمل می کردند و از بزرگان بنی هاشم بودند، ترجیح می دادند. در روایت است که شخصی به سعید بن مسیب گفت: با تقوی تر ازفلانی ندیدم. سعید گفت: آیا، تا به حال علی بن حسین رادیده ای؟ گفت: نه. گفت: کسی را ندیدم که از اوپرهیزگارتر و عابدتر باشد. زهری، همصدا با بزرگان عصر خود،گفته است: در میان بنی هاشم، کسی را برتر از علی بن حسین (ع)نیافتم. این سخن هم از اوست که: کسی از اهل این خاندان رانمی شناسم که شایسته تر از علی بن حسین (ع) باشد. حرب صحاف از سعید، غلام حسن بن صالح نقل کرده است که گفت:کسی را سراغ نداشتم که در ترس از خدا به مقام حسن بن صالح رسیده باشد، تا این که به مدینه رفتم و با علی بن حسین (ع) آشناشدم.او آن چنان از خوف خدا و آتش دوزخ بیمناک بود که گویی جهنم راتجربه کرده و چشیده است. خلاصه سخن این که تعبد، آنگونه که درزندگی امام (ع) چهره نمود، به بار نشست، رهبری و زعامت حضرت راپایدار ساخت و امامت و قدسی بودن او را، به همگان ثابت نمود.

 

 منبع : نشریه پاسدار اسلام - خرداد 1378، شماره 210، صفحه 36

 

  لينک های هفته             

ویژه نامه ولادت امام حسین و حضرت عباس علیهماالسلام

 

ویژه نامه ولادت حضرت امام زین العابدین علیه السلام

 

اخبار همايش ها و كنفرانس های مديريت

 

تصاویری از آماده سازی المپیک 2012 لندن

 

شهر قرآن

 

تصاویری از خط تولید کارخانه BMW

 

کتابخانه امام حسین علیه السلام