ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

شماره صد و شصت و پنج    

شنبه 7 مرداد 1391 8 رمضان 1433 28 جولای 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة الأنعام آيات: 165 محل نزول: مکه

 

وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَلَـكِن ذِكْرَى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ 69 وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ 70 قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ 71 وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ 72 وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ 73
ترجمه فارسی مکارم

 

و (اگر) افراد با تقوا (براى ارشاد و اندرز با آنها بنشينند)، چيزى از حساب (و گناه) آنها بر ايشان نيست; ولى (اين كار، بايد تنها) براى يادآورى آنها باشد، شايد (بشنوند و) تقوى پيشه كنند! 69 و رها كن كسانى را كه آيين (فطرى) خود را به بازى و سرگرمى گرفتند، و زندگى دنيا، آنها را مغرور ساخته، و با اين (قرآن)، به آنها يادآورى نما، تا گرفتار (عواقب شوم) اعمال خود نشوند! (و در قيامت) جز خدا، نه ياورى دارند، و نه شفاعت‏ كننده‏اى! و (چنين كسى) هر گونه عوضى بپردازد، از او پذيرفته نخواهد شد; آنها كسانى هستند كه گرفتار اعمالى شده ‏اند كه خود انجام داده ‏اند; نوشابه ‏اى از آب سوزان براى آنهاست; و عذاب دردناكى بخاطر اينكه كفر مى ‏ورزيدند (و آيات الهى را انكار) مى ‏كردند 70 بگو: آيا غير از خدا، چيزى را بخوانيم (و عبادت كنيم) كه نه سودى به حال مال دارد، نه زيانى; و (به اين ترتيب،) به عقب برگرديم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده است؟! همانند كسى كه بر اثر وسوسه ‏هاى شيطان، در روى زمين راه را گم كرده، و سرگردان مانده است; در حالى كه يارانى هم دارد كه او را به هدايت دعوت مى‏ كنند (و مى‏ گويند:) به سوى ما بيا! بگو: تنها هدايت خداوند، هدايت است; و ما دستور داديم كه تسليم پروردگار عالميان باشيم 71 و (نيز به ما فرمان داده شده به) اينكه: نماز را برپا داريد! و از او بپرهيزيد! و تنها اوست كه به سويش محشور خواهيد شد 72 اوست كه آسمان ها و زمين را بحق آفريد; و آن روز كه (به هر چيز) مى ‏گويد: موجود باش! موجود مى ‏شود; سخن او، حق است; و در آن روز كه در صور دميده مى ‏شود، حكومت مخصوص اوست، از پنهان و آشكار با خبر است، و اوست حكيم و آگاه 73

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

وظایف و مسؤولیت های حاکم در نگاه علی(ع)

بخش پنجم

محمدعلی رستمیان

 

رسیدگی به فقرا
 
در راستای تحقق عدالت اجتماعی در بُعد اقتصادی، حضرت علی علیه السلام حاکم را موظف به عنایت و توجه ویژه به فقرا و مساکین می داند. این امر به حدی ضرورت دارد که بی توجهی به آن اگر چه در مورد و مصداق کوچکی تحقق یابد به تباه شدن سایر کارهای بزرگ می انجامد. حضرت به حاکمان سفارش می کند مأمورانی برای این کار اختصاص دهند تا گزارش حال فقیران و از کارافتادگان را به او بدهند و او نیز برای رفع نیاز، به آنها کمک کند. این طبقه باید مورد عنایت ویژه قرار گیرند زیرا به جایی دسترسی ندارند و نمی توانند حقوق خویش را مطالبه نمایند. بر حاکم است حق آنها را به دستشان برساند و از هر گونه اهمال در این زمینه دوری کند:
 ثم الله الله فی الطبقة السفلی من الذین لا حیلة لهم من المساکین و المحتاجین و اَهل البُؤسی و الزَّمنی ... واحْفظ لله ما استحفظک من حقّه فیهم واجْعل لهم قسماً من بیت مالک ... فلا یشغلنک عنهم بطر فاِنّک لا تعذر بتضییعک التافِه لإحکامک الکثیر المهم؛[42]
 خدا را! خدا را! در طبقه فرودین از مردم؛ آنان که راه چاره ندانند و از درویشان و نیازمندان و بینوایان و از بیماری بر جای ماندگانند ... برای خدا حقی از خود را که به آنان اختصاص داده و نگهبانی آن را به عهده ات نهاده پاس دار ... پس مبادا فرو رفتن در نعمت، از پرداختن به آنان بازت دارد که ضایع گذاشتن کاری خُرد به خاطر استوار کردن کاری بزرگ و مهم، عذری برایت نیارد.
 
 ب) آسان گیری
 
یکی از محورهای وظیفه حاکم در برخورد با مردم آسان گیری بر آنهاست. حاکم باید بار سنگینی بر دوش مردم نگذارد و بیشتر از طاقت و توانشان انتظار نداشته باشد. نتیجه چنین برخوردی جلب اعتماد مردم است که سرمایه عظیمی برای حکومت است و حاکم در زمان احتیاج می تواند به پشتیبانی مردم مطمئن باشد:
 و اعْلم اَنّه لیس شی ءٌ بادعی اِلی حُسن ظنّ راعٍ برعیته من اِحسانه الیهم و تخفیفه المؤونات علیهم و ترک اسْتکراهه ایاهم علی ما لیس له قبلهم[43]؛
 بدان هیچ چیز مثل احساس و آسان گیری بر مردم و مجبور نکردن آنها بر کاری که وظیفه ندارند، موجب اطمینان حاکم به مردم و جلب اعتماد آنها نمی شود.
 و در باره تخفیف در مورد مالیات می فرماید:
 فاِن شکوا ثقلاً اَو علةً اَو انْقطاع شرب ... خفَّفْتَ عنهم بما ترجو اَن یصلح به اَمرهم و لا یثقلنَّ علیک شی ء خفَّفتَ به المؤنة عنهم فاِنّه ذخرٌ یعودون به علیک فی عمارة بلادک ... فربما حدث من الامور ما اِذا عوَّلْتَ فیه علیهم من بعد احْتملوه طیبة اَنفسهم به[44]؛
 پس اگر از سنگینی مالیات یا رسیدن آفات یا خشکسالی و یا ... شکایت کردند، به آنها به مقداری که امورشان اصلاح شود، تخفیف بده و این امر تو مشکل نباشد، زیرا این ذخیره ای است که در آبادانی مملکتت به تو باز خواهد گشت ... چه بسا گرفتاری هایی پیش می آید که باید بر آنها تکیه کنی و دراین حال آنها با طیب خاطر پذیرا می شوند.
 آسان گیری مخصوص امور مادی نیست، بلکه حضرت از حاکمان می خواهد حتی در امور عبادی مراعات حال مردم را بنمایند:
 و اذا قمت فی صلاتک للناس فلا تکوننّ منفِّراً و لا مضیّعاً فاِنَّ فی الناس من به العلة و له الحاجة و قد سالتُ رسول الله صلی الله علیه و آله حین وجَّهنی اِلی الیمن کیف اصلّی بهم فقال: صلِّ بهم کصلاة اَضعفهم و کن بالمؤمنین رحیما[45]؛
 آن گاه که برای مردم به نماز می ایستی، نه مردم را بیزار کن و نه نماز را ضایع گردان، زیرا در میان مردم، بیمار و افرادی که کارهای فوری دارند، یافت می شود. هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به یمن فرستاد، از او پرسیدم چگونه با مردم نماز بخوانم، ایشان فرمود: مثل نماز ضعیف ترین آنها و با مؤمنان مهربان باش.
 
 ج) رسیدگی مستقیم به امور مردم
 
حضرت علی علیه السلام یکی از وظایف حاکم را این می داند که بدون هیچ واسطه ای به سخنان و شکایات مردم گوش فرا دهد و به آنها رسیدگی کند:
 واجعل لذوی الحاجات منک قسماً تفرِّغ لهم فیه شخصک و تجلس لهم مجلساً عاماً فتتواضع فیه لله الذی خلقک و تُقعد عنهم جندک و اعوانک مِن اَحراسک و شرطک حتی یکلمک متکلمهم غیرُ متَتَعْتِعٍ[46]؛
 و برای مراجعه کنندگان، زمانی را قرار بده که شخصاً به امور آنها رسیدگی کنی. برای آنها مجلسی قرار بده که عمومی باشد و در آن برای خداوند تواضع کنی و لشکریان و یارانت را از آن مجلس دور ساز، تا هر کس بدون ترس و لکنت صحبت کند.
 
 د) تعلیم و روشنگری
 
یکی از وظایف حاکم، آگاه ساختن مردم در زمینه های مختلف است. آگاه کردن به دو طریق صورت می پذیرد: اول تعلیم و تعلم. حضرت علی(ع) در این زمینه به حاکم مکه می فرماید:
 امّا بعد فاَقم للناس الحجّ و ذکّرهم باَیام الله واجْلس لهم العصرین فانت المستفتی و علّم الجاهل[47]؛
 حج را برای مردم به پا دار و روزهای خدا را به یاد آنها بیاور و صبح و عصر برای رسیدگی به امور آنها، مجلس تشکیل بده و به سؤال کنندگان [سائل دینی] پاسخ بگو و جاهلان را تعلیم ده.
 
 شیوه دوم: آگاه کردن مردم، با روشنگری ممکن است در جامعه سوء ظنهایی نسبت به حاکم شایع شود و مردم در این باره دچار تردید شوند. در این صورت حاکم موظف است امور را برای مردم به خوبی روشن و آنها را از ابهام و سردرگمی خارج سازد. حضرت علی علیه السلام در این باره به مالک اشتر می گوید:
 و اِنْ ظنَّت الرعیة بک حیفاً فَاَصْحِر لهم بعذرک و اعْدل عنک ظنونهم باِصحارک فاِنَّ فی ذلک ریاضة منک لنفسک و رفقاً برعیتک[48]؛
 هر گاه مردم نسبت به تو بدبین شوند، افشاگری کن و عذر خویش را بازگو و گمانها را از آنها دور کن. صراحت باعث خودسازی تو و لطف در حق مردم است.
 این شیوه در سیره آن حضرت فراوان یافت می شود، به صورتی که هر جا شبهه ای حتی برای بعضی افراد بود، حضرت با سخنرانی یا نامه به تبیین و توضیح آن می پرداخت و مشکل را حل می کرد.

ادامه دارد...

منبع : فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 18

 

  جمله مديريتی              

تفرقه افکندن

پاشیدن تخم نفاق در میان زیر دستان هنر نیست،

زیرا هر مدیر تازه واردی قادر به انجام آن است.

فایول

 

  حدیث مديريتی             

 

روزه  در  گرما

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:

الصوم فى الحر جهاد؛

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

(بحار الانوار، ج 96، ص 257)

 

  طنز مديريتی              

مثلث بحران

 

مردان قبلیه سرخ پوست از رییس جدید می پرسن: آیا زمستان سختی در پیش است؟

رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده برید هیزم تهیه کنید بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟

پاسخ: اینطور به نظر میاد، پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: شما نظر قبلی تون رو تایید می کنید؟

پاسخ: صد در صد، رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند. بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟

پاسخ: بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!!

رییس: از کجا می دونید؟

پاسخ: چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن

 

 

  حکايت مديريتی            

بستر سازی جهت ایجاد تغییر

 

مدیر تولید یک کارخانه بزرگ فولاد در ساعات ابتدائی یک روز کاری، به طبقه پایین کارخانه رفت و قاطعانه به کارگران گفت که می خواهد تغییراتی برای بهبود کارایی کارگران در کارخانه، اعمال نماید و به آنان دستور داد برای دستیابی به چنین تغییراتی، همکاری لازم را با وی داشته باشند .

چند روز بعد در پایان یک روز کاری، گروهی از کارگران بدون تعیین وقت قبلی ملاقات، به محل کار او مراجعه نمودند و بدون هیچ سخنی شروع به قطع تلفن، به هم ریختن کاغذ و پاکت نامه ها و بر هم زدن وسائل و .... نمودند . آن ها از این طریق سعی در اعلام اعتراض خود در رابطه با ایجاد تغییرات احتمالی داشتند .

کارگران در هنگام ترک اتاق مدیر، با عصبانیت گفتند : " این مدیر تازه وارد به همین راحتی می خواهد ما را به بیشتر کارکردن مجبور سازد ؟" .

در نهایت مدیر تولید، با توجه به مشاهده عکس العمل ها و پس از مشورت با مدیرعامل، دریافت که ایجاد هر گونه تغییر در سازمان، نیازمند بستر سازی جهت آن تغییرات می باشد؛  در غیر این صورت، نتیجه ای جز پشیمانی عاید شان نخواهد گردید .

 

منبع : نشریه چالش شرکت ملی نفت ایران

 

  تکنیک های موفقیت         

دستورالعمل حفظ تمرکز و خونسردی برای مدیران

 نویسنده: پیتر برگمن

مترجم : عاطفه کردگاری

 

جان مک کفری* از مدیران ارشد یک بنگاه ارائه خدمات حرفه‌ای است که با هر معیاری، مدیر بسیار موفقی است. از نظر مالی در وضعیت بسیار خوبی است، در زندگی خانوادگی‌اش بسیار خوشبخت بوده و دارای چندین فرزند است، در انجمن‌های مذهبی بسیار فعال است و بسیار باهوش، اهل مطالعه، معقول و دوست داشتنی است. او از آن نوع افرادی است که هر کسی از مصاحبت با او در یک میهمانی شام لذت خواهد برد.

اما چند روز پیش او در حالت عصبانیت گوشی تلفن را طوری پرتاب کرد که نزدیک بود به یک نفر برخورد کند.

او به من گفت: من چنین آدمی نیستم و من هم از صحت آن اطمینان داشتم. من او را به خوبی می‌شناختم و قبل از آن هیچ وقت او را با این طرز برخورد ندیده بودم.

درست است که پرت کردن تلفن یک کار تقریبا غیر‌عادی است، اما اگر کمی بیشتر در دور و برمان دقیق‌ شویم می‌بینیم که جان تنها فردی نیست که کار غیر‌عادی انجام می‌دهد. برای مثال جین پنلتون یک رهبر بسیار موفق دیگر در یک شرکت بزرگ است؛ کسی که من او را بسیار دوست داشته و احترام زیادی برایش قائل هستم. او تازگی‌ها بازخوردهایی دریافت می‌کند که دلالت بر این دارد که او فردی بسیار بی‌ادب، درشت‌گو، بی‌میل به ارتباط برقرار کردن با دیگران و خشن است. وقتی در مورد این موضوع با او صحبت کردم او هم همان پاسخ را به من داد: من چنین آدمی نیستم.

تا حدود زیادی حق با جان و جین است. آنها آن‌چنان آدم‌هایی نیستند یا به عبارت دیگر، این طرز برخورد‌ها به طور حتم رفتار دلخواه و باب میل آنها نیست، اما گاهی اوقات که اوضاع بر وفق مراد آنها نیست، آنها چنین رفتاری را از خودشان بروز می‌دهند.

با اینکه بسیاری از ما در مقابل وسوسه پرت کردن تلفن مقاومت خواهیم کرد، اما هنوز هم بعضی از ما خیلی زودتر از آنچه که انتظار می‌رود از کوره در می‌رویم. امروز صبح، من سر بچه‌هایم به خاطر اینکه سر میز صبحانه با همدیگر دعوا می‌کردند، داد زدم و کمی بعد، وقتی که در حال صحبت با نماینده یک بنگاه بزرگ بودم، بعد از حدودا 45 دقیقه صحبت وقتی که به هیچ نتیجه‌ای نرسیدم، دوباره کنترل خودم را از دست دادم.

تنها مشکل ما خشم و عصبانیت نیست. برخی از رفتارهای ما باعث می‌شود که مردم را از خودمان برانیم. گاهی اوقات ما جواب تلفن‌های دریافتی را نمی‌دهیم. وقتی افراد مطلب مهمی را با ما در میان می‌گذارند ما هیچ توجهی به آنها نمی‌کنیم. بیشتر ما در برخی شرایط طوری رفتار می‌کنیم که اصلا در شان ما نیست و ما اصلا آن نوع رفتار را تایید نمی‌کنیم.

فکر می‌کنم من سبب رفتار ناهنجار خودمان را در برخی شرایط ویژه فهمیده باشم، این رفتارهای ما ناشی از غرق شدن در اندیشه‌های خودمان است.

ما خیلی کار برای انجام داریم، اما از طرف دیگر زمان لازم برای انجام دادن آنها را نداریم و این امر منجر به دو مشکل اساسی می‌شود:

1 - کارهایمان به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. جواب ایمیل‌هایمان را نمی‌دهیم. جواب تلفن‌های دریافتی را نمی‌دهیم بیشتر مواقع به حرف‌های طرف مقابلمان گوش نمی‌دهیم. و این کار ما یک نوع توهین و بی‌احترامی به طرف مقابل به شمار می‌آید.

2 - ما به طور دائمی در یک حالت نارضایتی زندگی می‌کنیم. احساس بیهودگی و بی‌کفایتی می‌کنیم و از آنرو باعث ناامیدی خودمان می‌شویم.

در هر دو زمینه ما خیلی زود عصبانی می‌شویم. هیچ چیزی ناامید‌کننده‌تر از این نیست که قصد و نیت شما در همه زمینه‌ها خوب باشد، اما نتوانید زندگی خود را برحسب آنها پیش ببرید. درست مانند کودکی که باعث ریخته شدن چیزی می‌شود و سپس زیر گریه می‌زند و می‌گوید: نمی‌خواستم این‌طوری بشود. هیچ کدام از کارهای اشتباه ما از روی بدجنسی نیست، اما ما در مقابل هر چیزی که سرعت ما را در پیشبرد کارها کم می‌کند از کوره در می‌رویم یا در برابر خواسته‌هایی که قادر به انجام آنها نیستیم کنترل خودمان را از دست می‌دهیم و عصبانیت‌مان را به خاطر بی‌کفایتی خودمان سر دیگران خالی می‌کنیم.

من از دست نماینده آن بنگاه بزرگ به خاطر تلف کردن 45 دقیقه‌ام عصبانی نبودم، بلکه از دست خودم به خاطر اینکه به مدت طولانی روی خط مانده بودم عصبانی بودم. همچنین، من از دست فرزندانم به خاطر دعوا کردن با یکدیگر خیلی عصبانی نبودم، بلکه بیشتر عصبانیت من به خاطر غرق شدن در پختن کلوچه و پن کیک و همچنین چیدن میز صبحانه و درست کردن آب پرتقال و به طور کلی آماده‌سازی یک صبحانه اساسی بود، اما از آنجایی که من بیش از اندازه خودم را برای درست کردن صبحانه درگیر کرده بودم باعث خرابی آن شدم.

زمان‌بندی مناسب، انجام دادن کارهای کمتر و مقاومت در برابر وسوسه انجام همزمان چندین کار همگی راه‌حل‌های خوب، مهم و دراز مدتی هستند، اما ما به چیزی فراتر از اینها نیاز داریم. ما به یک برنامه ریزی با نظم و انضباط نیاز داریم تا به ما کمک کند که در طول روز روی اهدافمان متمرکز بمانیم. ما به چیزی نیاز داریم که مرتب به ما یادآوری کند ما که هستیم و می‌خواهیم چه کسی باشیم.

این یادآوری ‌کننده برای من می‌تواند صدای زنگ ساعتی باشد که خودم آن را کوک کرده‌ام. من این پیشنهاد را به شما نیز می‌دهم، شما نیز می‌توانید ساعت، تلفن یا یک کامپیوتر را طوری تنظیم کنید که هر ساعت زنگ بزند و بعد از صدای هر زنگ یک زمان یک دقیقه‌ای به خودتان بدهید تا از خود بپرسید که آیا من در طول یک ساعت گذشته بازدهی لازم را داشته‌ام یا نه. سپس در طول آن وقفه‌ها برای یک ساعت آینده برای خودتان تعهداتی تعریف کنید. این می‌تواند راه‌حلی باشد برای متمرکز نگهداشتن شما روی کاری که در حال انجام آن هستید.

برای استفاده از آن یک دقیقه راه دیگری هم وجود دارد. بعد از کشیدن یک نفس عمیق از خودتان بپرسید آیا شما در طول یک ساعت گذشته همان فردی بودید که دوست داشتید باشید یا نه؟ سپس در طول آن وقفه با خودتان تجدید عهد کنید نه فقط برای اینکه چه کاری قرار است انجام دهید، بلکه برای اینکه قرار است در طول یک ساعت آینده چگونه فردی باشید. این راه‌ حلی است که به شما کمک خواهد کرد تا برای خودتان و دیگران قابل پیش‌بینی باشید.

اگر ما قصد بازگشت به لحظات قبل را داشته باشیم نیاز به وقفه‌های منظم داریم. زمانی که من سر فرزندانم داد زدم بلافاصله پشیمان شدم و این پشیمانی در رفتار متناقض من وقفه ایجاد کرد. آن وقفه درست همان چیزی بود که من نیاز داشتم تا به من یادآوری کند که من از آن نوع پدرها نیستم. هرکاری که در حال انجام آن بودم را متوقف کردم، نشستم و آنها را در بغل گرفتم و به خاطر اینکه صدایم را بالا برده بودم معذرت خواستم.

اگر آن وقفه به جای داد زدن من سر فرزندانم صدای زنگ ساعت بود بهتر نمی‌شد؟ و اگر صدای زنگ قبل از اینکه من عصبانی بشوم بلند می ‌شد بهتر نبود؟

اما به احتمال زیاد صدای زنگ شما بیشتر مواقع به موقع نخواهد بود. چه تعدادی از ما درست سر ساعت از کوره در می‌رویم؟

اهمیتی ندارد. از کوره در رفتن و تبدیل به شخصی غیر‌از خودتان شدن، همیشه اتفاق می‌افتد. این اتفاق به طور کلی درطول ساعت‌های مختلف می‌افتد. آن یادآوری ‌کننده هر یک ساعت یک بار، آن نفس عمیق، آن سوال در مورد اینکه چگونه شخصی دوست داریم باشیم، شما را در نقشی که برای خود تعریف کرده‌اید پایدار و باثبات نگه می ‌دارد.

از خودتان بپرسید آیا دوست دارید کارهای زیادی انجام دهید یا روی چیزهای اشتباه متمرکز بمانید. به عبارت دیگر، منبعی که شما را بی ‌ثبات می‌کند مختل کنید و احساس بیش از اندازه غرق شدن در کارهایتان را کاهش دهید. نه تنها با کارهایی که در حال انجام آنها هستید، بلکه با نتایجی که سعی در به بدست آوردن آنها دارید ارتباط مجدد برقرار کنید. در این حالت شما با نشان دادن عکس‌العمل‌های کمتر نتایج بهتری بدست خواهید آورد. وقتی که جان تلفن را پرتاب کرد بلافاصله پشیمان شد و هنوز هم در حال تلاش برای جبران عواقب آن است، زیرا متاسفانه زمانی ‌كه یک کار خشونت آمیز ناهنجار از ما سرمی‌زند به سرعت تبدیل به داستانی می‌شود که هنجار جدیدی را تعریف می ‌کند.

یک راه برای عوض کردن آن داستان وجود دارد، اما این راه مهیج و نمایشی نیست، بلکه سنجیده شده و باثبات و زمان بر است.

ما نیاز داریم که مرتب به خودمان یادآوری کنیم که چه کسی هستیم و در چه جایگاهی قرار داریم، سپس رفتار خودمان را براساس آن جایگاه طوری تعریف کنیم که در هر لحظه از زمان، بدون تناقض و قابل پیش ‌بینی باشیم.

* اسم‌ها و برخی جزئیات به دلیل حفاظت از حریم خصوصی افراد عوض شده است.

 

منبع : Harvard Business Review

 

  نکات مدیریتی             

چند توصیه مدیریتی

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 

از پنج توصیه زیر برای دریافت كار تكمیل شده از كاركنان خود استفاده كنید :

دقیقاً توضیح دهید كه از آنها چه انتظاری دارید و می خواهید چه كاری صورت دهند.

دقیقاً توضیح دهید كه آنها كارشان را چگونه و در چه زمانی باید به شما تحویل دهند.

فرضیه ها را به دقت شرح دهید، مبادا افراد مدت ها وقت صرف كار كنند و بعد معلوم شود كه شما نظر كاملاً متفاوتی داشته اید.

زمان، ابزار و منابع لازم را در اختیار كاركنان قرار دهید.

زمان و مكانی را برای دریافت كار تكمیل شده مشخص كنید.

توضیح دهید كه آنها كجا و در چه زمانی باید طرح خود را توضیح دهند.

 

منبع : www.nww.co.ir

 

  مقاله مدیریتی             

كارمند شما چه رنگی است؟

نویسنده : محمود  نوری شمس آباد

چكیده

رنگ ها دنیای بزرگی هستند و تقریبا هر فرد مجموعه ای است از طیف رنگ های گوناگون. در این مقاله سعی شده تا افراد كارا و موثر در سازمانها و رنگ های معرف آن تشریح شود.

كلیدواژه : رنگ ؛ مدیریت منابع انسانی ؛ استخدام گزینش ؛ شخصیت ؛ ویژگی فردی

انسان ها دارای شخصیت های مختلف و متفاوتی هستند و در نتیجه هر یک را خصوصیات اخلاقی خاصی احاطه کرده (مانند مهربانی، پرخاشگری، پر تلاش بودن، کم رمق بودن، منفی فکرکردن و یا مثبت فکر کردن و ...) که اگر فردی بخواهد با او ارتباط برقرار نماید، می باید در شناخت آن خصوصیات اهتمام بخرج دهد.

 

می توان همردیف با خصوصیات اخلاقی، هر فرد را مجموعه ای از رنگ یا رنگ های گوناگون با تعابیر و تفاسیر مختلف دانست که برگرفته از روحیات درونی شخص می باشد. از آنجا که  شناخت هر فرد برای مجموعه ای که با وی همکاری می کند از اهمیت بالایی برخوردار می باشد (تناسب شغل با شاغل ) و نیز از آنجا که رنگها ارتباط بسیار نزدیکی با شخصیت انسانها دارند و شناخت آن در شیوه صحیح برقراری ارتباط بسیار مهم می باشد، در این مقاله به اختصار سعی شده به دو گروه از افراد یعنی افراد دارای رنگ آبی و افراد دارای رنگ قرمز که وجودشان در هر سازمان لازم و ملزوم هم هستند توجه شده و خصایل این دو گروه مورد بررسی قرار گیرند.

 

خصوصیات کارکنان آبی عبارتند از:

1. مهربان و صمیمی kindly

2. دارای روحیه حرف شنوی (مطیع)

3. با ادب و آرام suave

4. حساس sensitive

5. دارای توانایی کنترل هیجان و احساساتند

6. ریسک پذیری کمی دارند

7. کارها را از روی نظم و ترتیب معینی انجام می دهند (discipline)

8. اهمیت قائل شدن برای درست انجام دادن کارها (کارایی=efficiency)

در مجموع آبی ها (blue ) کسانی هستند که با کمترین نظارت بهترین کارآیی را از خود بروز می دهند.

 

 خصوصیات کارکنان قرمز عبارتند از:

1. دارای تفکری مثبت (positive)

2. دارای روحیه رهبری (leadership)

3. خودپسند و مغرور (Snobbish)

4. همیشه اول صحبت می کنند

5. با قدرت و انرژی سخن می گویند

6. پیشرو هستند (Pioneer)

7. ریسک پذیرند

8. برای خودشان شأن خاصی قائل می شوند

9. دوست دارند کارهای بزرگ انجام دهند

10. به هدف فکر می کنند

11. خلاق

12. منعطف

13. اهمیت قائل شدن برای انجام کارهای درست (اثربخشی=effectiveness)

در مجموع قرمزها (red) کسانی هستند که بدون احتیاج به نظارت، بیشترین اثربخشی را از خود بروز می دهند.

در صورتی که این دو طیف در کنار هم و در یک تیم کاری قرار گیرند و با توجه به خاصیت هم پوشانی، خصایل مثبت هر طیف بر خصایل منفی طیف دیگر اثر گذاشته و در نتیجه درصد موفقیت آن تیم کاری و رسیدن به بهره وری افزایش می یابد، زیرا:

بهره وری = اثر بخشی + کارایی

قرمزها = اثر بخشی (انجام کارهای درست)

آبی ها =  کارایی (درست انجام دادن کارها)  

البته این نکته همواره می باید مورد توجه قرار گیرند که صرفاً تمامی انسانها به این دو طیف رنگ خلاصه نمی شوند بلکه می توانند آمیزه و ترکیبی از رنگهای نزدیک به این دو و یا رنگهایی دور از این دو باشند مانند صورتی، بنفش، ارغوانی، فیروزه ای، سیاه، قهوه ای و ... در نتیجه خصایلی را که برای این دو گروه بیان می شود، دستخوش تغییراتی می شوند. مثلاً در رنگ صورتی که در واقع به نوعی رنگی نزدیک (ملایمتر) به قرمز می باشد در بردارنده صفات افراد قرمز البته با شدت کمتر می باشد.

 

در زیر به اختصار برخی از رنگ ها و خصوصیات افراد ذکر می گردد:

 

کرم: اهل رقابت و ورزش، از شكست خوردن بیزار، بشاش و سرزنده، قابل اعتماد

آبی سیر مایل به سبز: با دقت فكر می كنند، به ندرت اشتباه های كوركورانه از آنها سر می زند، توانایی برقراری ارتباط خوبی را دارند

خاكستری: فعال، احساسات خود را پنهان نمی كنند، محافظه کار، خود را هم شآن بزرگسالان می بینند

سبز: منعطف، دارای پشتکار بالا، متکی به نفس

طلایی: خوب و بد را بخوبی از هم تشخیص می دهند، شاداب و سرزنده

صورتی: بدنبال انجام كارها به بهترین شكل هستند، کمک به دیگران، افكار منفی دارند

زرد: فردی پاك و دوست داشتنی، دارای قدرت زیاد در رهبری اجتماعی، قابل اعتماد، تصمیمات خوبی می گیرند، بلند پرواز، اهل تحقیق و پژوهش

آلبالویی: با هوش، دوست دارند همه چیز مطابق میلشان پیش رود

بنفش: خودخواه نیستند، اما گاهی احمقانه رفتار می كنند و فراموشكار می شوند

لیموئی: ذاتاً فرد آرامی هستند، خیلی زود عصبی می شوند، به دیگران حسادت می ورزند، همیشه از مشكلات كوچك و بی ارزش شكایت می كنند، فردی قابل اعتماد

نقره ای: خلاق، ریسک پذیر، هوش بالا

سیاه: مبارزه طلب، دلیر و با جرات، از تغییر بی زارند، انصراف از فعالیت های جمعی

زیتونی: خونگرم و حساس، سازگار، مهربان و سرزنده

قهوه ای: پرجنب و جوش، قابل اعتماد، روی آنان می توان حساب کرد، با ثبات، حافظ اسرار

سورمه ای: جذاب، کینه ای

سفید: خیال پردازند، انسان فوق العاده

لاجوردی: متغیر، راستگو

نارنجی: اهل مسابقه، سلطه طلبند، سرشار از آرزوهای دور و درازند

ارغوانی: ظریف بین هستند، مغرور، اجتماعی

از سوی دیگر سازمان ها در هنگام جذب نیرو و یا هنگام مصاحبه می توانند سئوالی را به نوع رنگ یا رنگهای مورد علاقه فرد متقاضی اختصاص دهند تا با توسل به آن  تا حدودی قدرت پیش بینی سازمان از روحیات و شخصیت فرد مورد نظر افزایش یابد و در نتیجه انتخاب درست تری را در جهت افزایش کارآیی و بهره وری سازمان داشته باشند.

همچنین پس از پی بردن به رابطه مستقیم بین شخصیت و رنگ و  با توسل به شناخت تعاریف و مفاهیمی که رنگها برای انسان دارند می توان در طراحی ها و رنگ آمیزی های محیط کار نیز دقت بیشتری را صرف نمود تا علاوه بر ایجاد محیط های جذاب و دلپذیر (هم برای کارکنان داخل یک سازمان و هم برای مشتریانی که مجذوب تناسب و دقت محیط کار شده اند) در صدد افزایش و کاهش تأثرات مثبت و منفی کارکنان در محیط کاری نیز باشند ( ایجاد شادابی، جلوگیری از خستگی، کمک به جریان بهتر فکر، آرامش دهنده و ...).

 

اما نکته اینکه بر اساس نظر برخی از روانشناسان همچون  دكتر ماكس لوشر 3 نکته را باید همواره در نظر داشت:

1. یک رنگ به تنهائی بیانگر شخصیت نیست بلكه در انتخاب گروه‌ها و زوج‌های رنگ است كه شخصیت افراد تحت آزمایش كاملا نشان داده می‌شود.

2. شرایط روحی و جسمی افراد را قبل از آزمایش رنگ نیز باید به حساب آورد زیرا امكان دارد كه افراد در شرایط متفاوت انتخاب‌های مختلف داشته باشند.

3.  جنبه نسبی بودن نتایج آزمایش را باید همواره به خاطر سپرد زیرا انسان موجودی با ابعاد ناشناخته است.

در هر صورت در این مقاله سعی شد از وارد شدن به دنیای پر پیچ وخم رنگها و سایر مفاهیم آن جلوگیری شود و در عوض بیشتر به استفاده از نتایج حاصل از انتخاب رنگها در افراد پرداخته شود.

 

مراجع :

كتاب روانشناسي رنگها نوشته دكتر ماكس لوشر ترجمه خانم ويدا ابي زاده چاپ شده توسط انتشارات درسا

http://forum.choogh.com/forum-25/thread-1694/index.htm

http://www.linkestan.com/news/ARTICLEview.asp?key=1694#

http://pezeshkan.org/?p=13005=1

http://www.ranginkaman.com/edit.aspx?tabid=1&def=viewfeature&itemid=35

http://www.iranhealers.com

http://www.forestmobl.com/article-fa-3.html

http://forum.hammihan.com/showthread.php?t=15955

http://mehrcc.ir/fa/index.php?option=com_content&task=view&id=109&Itemid=124

http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=17845

http://www.best2me.com/t45006

http://www.yaz.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=150&Itemid=43

http://karaj.mihanblog.com/post/241

http://zanerooz.blogfa.com/post-553.aspx

http://www.arezooghese.blogsky.com/1387/07/10/post-8

 

منبع : www.mgtsolution.com

 

  کلید هدایت               

ده پیام از ماه مبارک رمضان

پدید آورنده : محمود مهدی پور

 

یکم: تحوّلات روحی روانی که در افراد و جوامع انسانی پدید می آید، سه بخش مهم دارد:

1. افزایش دانش و آگاهی؛

2. گسترش قلمرو آزادی و اختیار و قدرت انتخاب انسانی؛

3. تقویت عواطف و عشق ملکوتی.

ماه رمضان، ماه آگاهی بیشتر از حقایق هستی است و این هدف در سایه تلاوت قرآن و تدبّر در آن به دست می آید. ماه رمضان ماه تقویت اراده و آزادی از زنجیرهای درونی است و این آرمان مقدس در پرتو روزه دست یافتنی است.

ماه رمضان، فرصتی برای دعا و نیایش و شب زنده داری است که عشق ملکوتی و انس با محبوب جاودانه را پدید می آورد و شهد مناجات و نیایش را در کام انسان می ریزد.

 

دوم: انسان در زندگی با آفات فراوانی مواجه است، از جمله:

1. عادت پرستی؛

2. غریزه سالاری؛

3. غفلت زدگی؛

4. تنبلی و تن پروری؛

5. عادت به تبعیض در زندگی اجتماعی.

در پرتو خورشید درخشان ماه رمضان، سلطه عادتها و غریزه ها بر زندگی انسان کاهش می یاد، غفلتها زدوده می شود، به دلیل هماهنگی با جمع، موانع خودسازی کاهش می یابد، اخوت دینی و روح برادری و همدردی با نیازمندان تقویت می گردد، تلاوت قرآن، تقوا و تهجّد، زمینه تعالی و بازگشت به فطرت الهی و زندگی عالی انسانی را فراهم می سازد.

 

سوم: واژه صوم به معنای روزه و مشتقات آن در قرآن کریم سیزده بار به کار رفته است.

وجوب روزه، روزه مسافر، نذر روزه، روزه بدل قربانی، روزه کفاره ایام ماه رمضان، روزه کفاره قسم، روزه کفاره ظهار، ارزش مردان و زنان روزه دار، و... مباحثی است که پیرامون روزه در آیات مختلف قرآن مجید مطرح شده است. علاوه بر موارد فوق یک بار هم نام ماه رمضان در قرآن کریم آمده است که در آن نزول قرآن، هدایتگری آن برای مردم و روشنگری آن نسبت به جریان حق و باطل گوشزد گردیده است.

شب قدر به عنوان بخشی از ماه رمضان و ارزش مندترین فرصت برای بشریت، در سوره قدر و آیه دوم سوره دخان یادآوری شده است و از آن به عنوان شبی مبارک یاد شده است. شبی که در آن هر امر حکیمانه تدبیر و تفکیک می شود و شبی که از هزار ماه برتر است.

شبی که بشریت، حتی شخص پیامبر اعظم بدون تعلیم الهی نمی داند چگونه شبی است! شبی که فرشتگان و روح با اذن پروردگارشان بر انسان کامل نازل می شوند. و آن شب تا طلوع فجر، شب سلام و سلامتی است.

در نهج البلاغه، واژه صوم یک بار، واژه صیام 7 بار، واژه صیامه 2 بار، و واژه صائم نیز 2 بار به کار رفته است، و روزه ماه رمضان به عنوان سپری در برابر عذاب الهی، زکات بدن، و ابزاری برای آزمودن اخلاص خلق تلقی شده است.

 

چهارم: خودسازی با تعبیرهای فراوان در قرآن و احادیث اهل بیت علیهم السلام آمده است؛

واژه های گوناگون تزکیه، تقوا، جهاد با نفس، مصونیّت از شُحّ، جهاد اکبر، محاسبه نفس، تخلّق به اخلاق الهی، اکتساب مکارم اخلاق، رعایت عدل و احسان، و عبادت، هر کدام حاکی از نوعی خودسازی است.

خودسازی در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام شامل کنترل تمام رفتارها و گفتارهای انسان در چهارچوب دستورهای خداست. کنترل چشم و گوش و زبان و دست و پا و شکم و شهوت براساس بایدها و نبایدهای قرآن و سنّت، مصداق خودسازی اسلامی و الهی است و روایات مکرّری یادآوری کرده است که روزه داری، فقط به دستگاه گوارش و خوردن و آشامیدن مربوط نیست؛ بلکه مهم کنترل انسان بر اندام خویش و مراقبت بر صادرات و واردات کشور روح و جزیزه جسم انسان است. برای نمونه به این احادیث شریف توجه کنیم:

قال علی علیه السلام : اَلصِّیامُ اِجْتِنابُ الْمَحارِمِ کَما یَمْتَنِعُ الرَّجُلُ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ؛ روزه [راستین] دوری از گناهان است؛ همانطور که انسان از خوردنی و نوشیدنی خودداری می کند.

حضرت فاطمه علیهاالسلام فرموده است: ما یَصْنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ اِذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ؛ وقتی روزه دار، زبان و گوش و چشم و اندامش را حفظ نکند، این روزه چه فایده ای دارد؟!

خودسازی در فرهنگ قرآن و عترت علیهم السلام شامل خودسازی عقیدتی، اخلاقی و رفتاری می شود و کلیه رفتارهای سیاسی، اقتصادی، دفاعی و جهادی انسان را در بر می گیرد، و روزه داری و ماه رمضان، فرصتی برای ایجاد تحوّل بنیادی در اندیشه ها و روحیه ها، عادتها و عملکرد انسان است.

فضائل اخلاقی همه در سایه ایمان و تقوا تقویت می شود و بیماریهای اخلاقی در پرتو روزه و رمضان درمان پذیر است.

 

پنجم: امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیّه درباره ماه رمضان معارف ارزشمندی بیان فرموده است.

جامع ترین متن موجود از صحیفه سجّادیه کتابی است که توسّط مؤسسة الامام المهدی منتشر شده است و حاوی 270 دعای امام سجاد علیه السلام است.

1. در این کتاب ضمن دعای نماز شب نیمه شعبان، امام سجاد علیه السلام فرموده است: خدایا از تو درخواست می کنم توفیق درک ماه رمضان را به عنوان مکمّل و متمّم عبادات ماه شعبان، به من عنایت کنی و با اتمام این دو ماه، مرا از پوسته گناهان بیرون آوری؛ زیرا من در دژ تو پناهنده شده ام.

به نامهای بزرگ تو چنگ زده ام و اهل موالات به اولیای گرامی تو هستم؛ آنها که اهل نقض و ابرام اند. و امامی پس از امام دیگر چراغ شبهای تار، و حجتهای خدا بر همه خلق اند، از سوی تو بر آنان برترین سلام و درود باد.

2. آن بزرگوار، دعای مفصّلی برای ورود ماه رمضان بیان فرموده است و در آن دعا از ماه رمضان به عنوان شهر القیام، شهر الاسلام، شهر الطهور، و شهر التمحیص و شهر الصّیام؛ ماه شب زنده داری، ماه مسلمانی یا تسلیم، ماه پاک سازی، ماه تصفیه و ماه روزه نام برده است.

3. دعای معروف به دعای ابو حمزه ثمالی، دعایی است که ابو حمزه آن را از امام چهارم نقل کرده و گفته است:

علی بن الحسین سرور پرستندگان ـ درود خدا بر او و پدرش باد ـ بخش مهم شب را در ماه رمضان نماز می گذارد و چون سحر می شد، این دعا را می خواند.

حضرت سجاد علیه السلام دعایی را هر روز ماه رمضان می خوانده اند که در صحیفه جامعه به عنوان دعای شماره 117 آمده است.

امام چهارم، برای روزهای ماه رمضان از سیزدهم تا پایان ماه، یک دعای خاص بیان فرموده و خود آن بزرگوار آن را خوانده است.

دعاهای دیگری با عناوین زیر نیز از آن بزرگوار نقل شده است:

دعای شب بیست و هفتم؛

دعای آخرین شب ماه رمضان؛

دعای وداع ماه رمضان با شماره 142؛

دعای وداع ماه رمضان با شماره 143؛

دعای روز عید فطر؛

دعای هنگام افطار؛

دعای پس از بازگشت از نماز عیدفطر.

هر کدام از این دعاهای حیات بخش، متنی عمیق و جذّاب دارد که چون باران بهاری روح را طراوت می بخشد. متن دعاهای گوناگون امام چهارم درباره ماه رمضان بهترین معرف ماه رمضان و نشان دهنده نقش تربیتی این ماه شریف است.

زمزمه های امام سجاد علیه السلام در فراق این ماه، جانسوزتر از ناله نی و دردناک تر از حدیث جدائی است.

این ماه فرصتی استثنایی و بس ارزشمند است، که هم باید به استقبال آن شتافت و هم باید آن را بدرقه کرد و پس از عیدفطر مستحب است شش روز آن را بدرقه کنند و روزه بگیرند.

 

ششم: ماه رمضان بهار قرآن است.

برنامه ریزی و تلاش برای تلاوت، تدبّر، آموزش، تفسیر، حفظ قرآن و گسترش جلسات قرآنی توسّط مسئولان فرهنگی و رسانه های کشور و مبلّغان و روحانیون گرامی، از بهترین اقدامات فرهنگی محسوب می شود. معرفی تفاسیر، ترجمه های معتبر، کتابهای علوم قرآنی، CD ها و سایتهای قرآنی به نسل جوان، از اقدامات خوبی است که مبلغان دین می توانند، انجام دهند.

 

هفتم: درمان بیماری ها همیشه با خوردن و آشامیدن و تزریق دارو و مصرف قرص و کپسول نیست.

روزه در فرهنگ اسلامی یک اقدام عبادی، معنوی است که علاوه بر آثار عبادی و اجتماعی، آثار طبّی، بهداشتی و درمانی فراوان دارد.

در برخی از احادیث پیامبر اعظم و اهل بیت علیهم السلام به این نقش روزه تصریح شده است:

قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : صُومُوا تَصِحُّوا؛ روزه بگیرید تا سالم شوید.

قال علی علیه السلام : اَلصِّیامُ اَحَدُ الصِّحَّتَیْنِ؛ روزه داری یکی از دو نوع سلامتی است.

 

هشتم: خودسازی و عبادات مراحلی دارد و میدان تکامل برای همه همچنان باز است.

در زمینه ماه رمضان و روزه داری هم هر کس می تواند به درجات عالی تری از خودسازی و تعالی معنوی دست یابد. در حدیث از امام علی علیه السلام می خوانیم:

صَوْمُ الْقَلْبِ خَیْرٌ مِنْ صِیام اللِّسانِ وَ صِیامُ اللِّسانِ خَیْرٌ مِنْ صِیامِ الْبَطْنِ؛ روزه دل بهتر از روزه زبان است، و روزه زبان از روزه شکم برتر است.

کنترل دهان، کنترل زبان و کنترل قلب، مراحل مختلف تکامل روزه داران است و هر کس در یکی از این سه جایگاه قرار می گیرد.

همان بزرگوار فرموده است: روزه نفس از لذات دنیوی، برترین روزه هاست.

آری برای دست یابی به لذایذ جاودانه باید از برخی لذایذ دنیوی روزه گرفت.

 

نهم: روزه و جهاد با هم قرابت و خویشاوندی دارد.

هر دو تلاش در راه خداست. هر دو به قصد قربت انجام می شود، هر دو نشان قوت اراده انسان است، هر دو در راه حاکمیت خدا بر زندگی انسانها شکل می گیرد، در هر دو تمایلات و غرائز حیوانی کنترل می شود، هر دو به انگیزه ای مقدس انجام می شود، هر دو به صبوری و استقامت نیاز دارد، و هر دو پشتوانه استقلال ملّتها است.

هر دو با یاد خدا و دعا و نیایش همراه است، هر دو عامل سلامتی است، و هر دو نوعی خودسازی و یاری دیگران است.

از رسول گرامی صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرموده اند: اَلصَّوْمُ فِی الْحَرِّ جَهادٌ؛ روزه در گرما نوعی جهاد است.

 

دهم: انسان موجود دو بعدی است، روح است و جسم. قلب است و قالب.

برنامه ریزی و تلاش برای تلاوت، تدبّر، آموزش، تفسیر، حفظ قرآن و گسترش جلسات قرآنی توسّط مسئولان فرهنگی و رسانه های کشور و مبلّغان و روحانیون گرامی، از بهترین اقدامات فرهنگی محسوب می شود

آمیزه ای از مادیت و معنویت است، هم به غذای مادی نیاز دارد و هم به غذای معنوی. انواع غذا، میزان و زمان آن در سلامت و سعادت انسان نقشی بنیادی دارد.

غذای جسم همیشه باید از نظر کمیت، کیفیت، پاکی و حلال بودن مناسب باشد و غذای روح نیز باید به میزان کافی و پاک و سالم و مفید در اختیار انسان قرار گیرد.

قرآن سفره روح انسانهاست که در ماه پربرکت رمضان گسترده شده است. پاک ترین، سالم ترین و مفیدترین سفره، سفره خداست. اِنَّ هذَا الْقَرْآنَ مَأْدَبَةُ اللّهِ؛ سفره ای که در شب قدر بر بشریت نازل شده است. و میزبان این سفره حجت خداوند ولی عصر و خلیفه خدا در زمین است.

محدث بزرگوار شیخ عباس قمی فرموده است: از وظایف هر شب ماه رمضان این است که انسان دعاهای مأثور و اعمال نیکو و صالح را با یاد و نام کسی آغاز کند و پایان بخشد که معتقد است او نائب خداوند (جل جلاله) در میان عباد و بلاد است و برای او آن گونه که شایسته اوست، دعا کند و پس از تمجید خدای متعال و درود بر پیامبر و آل آن بزرگوار صلی الله علیه و آله ، دعای اللّهمّ کن لولیّک... . را بخواند، و علماء آن را در اعمال شب بیست و سوم رمضان ذکر کرده اند.

 

منبع: www.hawzah.net

 

دانستنیها                          

توصیه های بهداشتی در ماه رمضان

 

مقدمه

در ماه مبارک رمضان، رژیم غذایی ما نباید به نسبت قبل خیلی تغییر کند و در صورت امکان باید ساده باشد. رژیم غذایی همچنین باید طوری تنظیم شود که بر روی وزن، تأثیر زیادی نداشته باشد. البته اگر فرد، دچار اضافه وزن می باشد، ماه رمضان فرصت مناسبی است تا وزن به حالت طبیعی برگردد.

با توجه به ساعات طولانی ناشتا بودن، باید غذاهایی را مصرف کنیم که به کندی هضم می شوند. مثل غذاهای حاوی فیبر زیاد. غذاهای دیرهضم معمولاً چند ساعت در دستگاه گوارش می مانند در حالی که غذاهای سریع الهضم فقط 1 تا 2 ساعت در معده باقی می مانند.

 

غذاهای دیر هضم

غذاهای دیر هضم عبارتند از: حبوبات و غلات مثل جو، گندم، جو دوسر، لوبیا، عدس، آرد، برنج سبوسدار و غیره (که کربوهیدراتها نامیده می شوند).

 

غذاهای سریع الهضم

غذاهای سریع الهضم عبارتند از: غذاهایی که حاوی قند، آرد سفید و غیره هستند ( که به این گروه کربو هیدراتهای تصفیه شده گفته می شود ).

 

غذاهای فیبردار

غذاهای حاوی فیبر عبارتند از: غذاهای حاوی سبوس، گندم سبوس دار، غلات و حبوبات، سبزیها مانند لوبیای سبز، نخود، ذرت، اسفناج، برگ چغندر، میوه های با پوست، میوه ی خشک شده مثل برگه ی زردآلو، انجیر، آلو خشک، بادام و غیره.

غذاهای مصرفی باید در حالت تعادل با یکدیگر باشند و از همه ی گروههای غذایی مثل میوه، سبزیجات، گوشت، مرغ، ماهی، نان، حبوبات و محصولات لبنی در رژیم غذایی باید وجود داشته باشد. غذاهای سرخ شده باید محدود شوند زیرا باعث عدم هضم، سوزش سردل و اختلال در وزن می شوند.

 

از چه چیزهایی پرهیز کنیم ؟

1 - غذاهای سرخ کردنی و چرب

2- غذاهای حاوی قند زیاد

3 - خوردن غذای زیاد بخصوص هنگام سحر

4 - خوردن چای زیاد هنگام سحر. چای باعث افزایش ادرار شده و از این طریق نمک های معدنی که در طول روز، بدن به آنها نیاز دارد، دفع می شوند.

5 - سیگار: اگر شما نمی توانید سیگار را به یکباره قطع کنید از هفته های قبل از ماه رمضان شروع به مصرف کم آن کنید.

 

چه غذاهایی را مصرف کنیم؟

1 - مصرف کربوهیدراتهای مرکب در سحر که مدت طولانی تری هضم می شوند و باعث می شوند که شما کمتر گرسنه شوید.

2- حلیم یک منبع عالی پروتئین بوده و از غذاهائی است که دیر هضم می شود.

3- خرما یک منبع عالی قند، فیبر، کربوهیدرات، پتاسیم و منیزیوم می باشد.

4- مغز بادام، غنی از پروتئین و فیبر بوده و حداقل چربی را دارا می باشد.

5- موز یک منبع خوب پتاسیم، منیزیوم و کربو هیدرات می باشد.

6- مصرف زیاد آب یا آب میوه در صورت امکان در فاصله ی بین افطار و زمان خواب، باعث تأمین آب مورد نیاز بدن می شود.

 

یبوست

یبوست می تواند باعث ایجاد بواسیر و شقاق های دردناک مقعد شود و باعث سوء هاضمه به همراه نفخ می شود.

علل یبوست: مصرف کربوهیدراتهای تصفیه شده، مصرف کم آب و میزان ناکافی فیبر در غذا از علل عمده ی یبوست می باشند.

درمان: اجتناب از مصرف زیاد کربوهیدراتهای تصفیه شده، افزایش مصرف آب، استفاده از سبوس در نانها، استفاده از آردهای قهوه ای.

 

سوء هاضمه و نفخ

علل: پرخوری، مصرف زیاد غذاهای چرب و سرخ شده، غذاهای تند و غذاهایی که ایجاد نفخ می کنند مثل تخم مرغ، کلم، عدس، نوشابه های گازدار

درمان: از پرخوری اجتناب کنید. آب میوه یا آب بنوشید. از غذاهای سرخ کردنی اجتناب کنید.

 

ضعف ( افت فشار خون )

علائم: افزایش تعریق، ضعف، خستگی، کم شدن انرژی، سرگیجه بخصوص هنگام برخاستن، ظاهر رنگ پریده و احساس افتادن علائم افت فشار خون می باشند که بیشتر هنگام بعد از ظهر اتفاق می افتد.

علل: مصرف کمتر مایعات و کاهش مصرف نمک

درمان: به مکانهای گرم نروید و مصرف نمک و مایعات را افزایش دهید.

توجه: افت فشار خون باید با گرفتن فشار خون در هنگام بروز علائم تایید شود. افراد دارای فشار خون بالا ممکن است در طول ماه رمضان نیاز به تنظیم مجدد داروهای خود توسط پزشک داشته باشند.

 

سردرد

علل: عدم مصرف کافئین و تنباکو، انجام کار زیاد در طول روز، کم خوابی و گرسنگی که معمولاً در طول روز بیشتر شده و در انتهای روز بدتر می شود. سردرد وقتی با افت فشار خون همراه شود، می تواند منجر به سردرد شدید و حالت تهوع قبل از افطار شود.

درمان: در طول یکی دو هفته قبل از ماه رمضان، بصورت تدریجی کافئین و تنباکو را قطع کنید. چای سبز و بدون کافئین ممکن است جایگزین خوبی باشد. همچنین برنامه ی خود را در طول ماه رمضان طوری ترتیب دهید تا خواب کافی داشته باشید.

 

کاهش قند خون

ضعف، سرگیجه، خستگی، کاهش تمرکز، تعریق زیاد، احساس لرز، عدم توانائی برای فعالیت های فیزیکی، سردرد و تپش قلب از علائم کاهش قند خون می باشند.

علل در افراد غیر دیابتی:خوردن مقدار زیاد قند مثل کربوهیدراتهای تصفیه شده مخصوصاً در هنگام سحر باعث می شود که بدن مقدار زیادی انسولین تولید کرده و باعث افت قند خون بشود.

درمان:خوردن غذا هنگام سحر و محدود کردن نوشیدنی ها و غذاهای حاوی قند.

توجه: افراد دیابتی ممکن است به تنظیم مجدد داروهای خود در ماه رمضان احتیاج داشته باشند و باید با پزشک خود مشورت کنند.

 

انقباضات عضلانی

علل:مصرف ناکافی غذاهای حاوی کلسیم، پتاسیم و منیزیوم

درمان:خوردن غذاهای غنی از مواد معدنی فوق برای مثال: سبزیجات، میوه جات، محصولات لبنی، گوشت، خرما

توجه: افراد تحت درمان فشار خون بالا و افراد دچار سنگ کلیه باید با پزشک خود مشورت کنند.

 

زخم معده، سوزش سردل، التهاب معده

افزایش سطح اسید در معده ی خالی در ماه رمضان باعث تشدید مسائل فوق می شود. این شکل بصورت احساس سوزش در ناحیه معده و زیر دنده ها ظاهر شده و می تواند بطرف حلق گسترش یابد. غذاهای تند، قهوه و کوکاکولا این حالت را بدتر می کنند.

درمانهای طبی برای کنترل سطح اسید در معده وجود دارند و افراد مبتلا قبل از روزه گرفتن باید با پزشک خود مشورت کنند.

 

سنگ کلیه

سنگ کلیه ممکن است در افرادی که آب کم می نوشند ایجاد شود. بنابراین مصرف زیاد مایعات برای جلوگیری از تشکیل سنگ، ضروری می باشد.

 

درد مفاصل

علل: در طول ماه رمضان که نمازهای بیشتری خوانده می شود، فشار روی مفاصل زانو افزایش می یابد. در افراد مسن و یا افراد دچار التهاب مفاصل این مسئله باعث درد، سفتی، تورم و احساس ناراحتی می شود.

درمان: وزن را کم کنید تا زانوها مجبور نباشند وزن بیشتری را تحمل کنند. قبل از ماه رمضان اندام تحتانی را ورزش دهید تا برای فشار اضافی وارده آماده باشند. آمادگی بدنی باعث می شود تا نماز، راحت تر خوانده شود.

 

منبع : نشریه خیمه - مهر 1384 - شماره 21، صفحه 32

 

  مباحث فرهنگی            

سال روز وفات حضرت خدیجه (س)

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

در سال دهم بعثت دو حادثه دردناك و جانسوز بر پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله وارد گشت، چنان كه در تاریخ آمده است: وَردَ عَلَی رَسولِ الله أمْران شدیدانِ عَظیمانِ وَ جَزَعَ جَزَعاً شدیداً؛ دو امر بزرگ و سخت بر پیامبر وارد شد به گونه‌ای كه فریاد و ناله شدید حضرت بلند شد. آن دو امر یكی رحلت جانسوز ابوطالب بود که در 26 رجب سال دهم بعثت و یا هفتم رمضان، همان سال واقع شد، و دیگری وفات یار فداكار آن حضرت، خدیجه كبری(س) بود كه در دهم رمضان همان سال اتفاق افتاد.

 

زندگینامه حضرت خدیجه

پدر او خُوَیلد بن اسد و مادر او فاطمه دختر زائده است. تولّد حضرت خدیجه علیهاالسلام سال 68 پیش از هجرت است. ازدواج مبارک خدیجه با وجود مبارک و نازنین حضرت محمّد صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم هنگامی بود که 25 سال از عمر شریف پیامبر (ص) و چهل سال از عمر حضرت خدیجه علیهاالسلام می‏گذشت. او از لحاظ نسب از همه زنان پیغمبر (ص ) به پیغمبر نزدیک‏تر است. او در ماه رمضان سال دهم بعثت و اندکی پس از وفات حضرت ابوطالب درگذشت. پیغمبر او را در حجون دفن کرد و خود او را در قبر گذاشت.

 

فرزندان خدیجه

در تعداد فرزندان حضرت خدیجه ، میان مورخان اختلاف است . به‏گفته مشهور : ثمره ازدواج رسول خدا و خدیجه ، شش فرزند بود. 1- هاشم . 2- عبدالله . به این دو طاهر و طیب‏می‏گفتند . . 3- رقیه . 4- زینب 5- ام کلثوم . 6- فاطمه .

رقیه بزرگترین دخترانش بودو زینب ، ام کلثوم و فاطمه به‏ترتیب پس از رقیه قرار داشتند . پسران خدیجه پیش از بعثت‏پیامبر (ص) ، بدرود زندگی گفتند . ولی دخترانش ، نبوت پیامبر(ص) را درک کردند .

گروهی از محققان معتقدند : قاسم و همه دختران رسول خدا (ص)پس از بعثت‏به دنیا آمدند و چندروز پس از پیامبر خدا (ص) به‏مدینه هجرت کردند . خدیجه در دوران جاهلیت

حضرت خدیجه علیهاالسلام در دوران جوانی با تشکیل کاروان‏های تجاری به کسب درآمد پرداخت. وی با مدیریت و درایتی قوی و به دور از رسم تاجران زمانه که رباخواری را از اصول ثروت اندوزی قرار داده بودند، به تجارت روی آورده بود.

تاریخ‏نگاران، بارها از او با عنوان‏هایی همچون بانوی دوراندیش و خردمند یا بانوی عاقلی‏یاد کرده‏اند. حضرت خدیجه علیهاالسلام یکی از ثروتمندترین مکه بود، ولی هرگز از یاری فقیران روی برنگرداند و خانه‏اش همواره کعبه آمال مردم بینوا و پناه‏گاه نیازمندان بود. کرم، سخاوت، دوراندیشی، درایت، عفت و پاک‏دامنی، از وی بانویی پرهیزکار و مورد احترام ساخته بود. لقب بانوی بانوان قریش که در آن زمان به وی داده شد، نشان دهنده جایگاه او در میان مردم است.

 

نخستین بانوی مسلمان

حضرت خدیجه علیهاالسلام نخستین زنی بود که به پیامبری حضرت محمد (ص) ایمان آورد و اولین بانویی بود که همراه امام علی علیه‏السلام با پیامبر به نماز ایستاد و پیشانی بندگی بر خاک سایید. تاریخ‏نویسان از یکی از همسران پیامبراعظم (ص) نقل کرده‏اند که می‏گفت: من همواره از علاقه پیامبر به خدیجه در شگفت بودم؛ چرا که حضرت بسیار از او یاد می‏کرد و اگر گوسفندی می‏کشت، به سراغ دوستان خدیجه می‏رفت و سهمی برای آنها می‏فرستاد. روزی رسول خدا (ص) در حالی که خانه را ترک می‏کرد، نام خدیجه را بر زبان آورد و از او تعریف کرد. کار به جایی رسید که صبر خویش را از دست دادم و با کمال جرئت گفتم: وی پیرزنی بیش نبود و خدا بهتر از او را نصیب شما کرده است! گفتار من چنان رسول خدا (ص) را متأثر ساخت که آثار خشم و غضب در چهره ایشان ظاهر شد. در این هنگام رو به من کرد و فرمود: ابدا چنین نیست!... هرگز همسری بهتر از او نصیب من نشده است. خدیجه هنگامی به من ایمان آورد که همه مردم در کفر و شرک به سر می‏بردند. او ثروت خود را در سخت‏ترین لحظات در اختیار من گذاشت. خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که به دیگر همسرانم نداد.

 

خصوصیات حضرت خدیجه (س)

خدیجه از بزرگترین بانوان اسلام به شمار می‏رود . او اولین زنی‏بود که به اسلام گروید ; چنان که علی‏بن ابی‏طالب (ع) اولین‏مردی بود که اسلام آورد . اولین زنی که نماز خواند ، خدیجه بود. او انسانی روشن بین و دور اندیش بود . با گذشت ، علاقه‏مند به‏معنویات ، وزین و با وقار ، معتقد به حق و حقیقت و متمایل به‏اخبار آسمانی بود . همین شرافت‏برای او بس که همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق یافت .

خدیجه از کتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را ملکه بطحاء می‏گفتند . از نظر عقل و زیرکی نیزبرتری فوق العاده‏ای داشت و مهمتر اینکه حتی قبل از اسلام وی راطاهره‏ و مبارکه‏ و سیده زنان‏ می‏خواندند .

جالب این است او از کسانی بود که انتظار ظهور پیامبر اکرم (ص) می‏کشید و همیشه از ورقه‏بن نوفل و دیگر علما جویای نشانه‏ های‏ نبوت می‏شد . اشعار فصیح و پر معنای وی در شان پیامبر اکرم (ص) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکایت می‏کند .

نمونه‏ای از اشعار خدیجه در باره پیامبراکرم (ص) چنین است :

فلواننی امسیت فی کل نعمه و دامت لی الدنیا و تملک الاکاسره

فما سویت عندی جناح بعوضه اذا لم یکن عینی لعینک ناظره

اگر تمام نعمت های دنیا از آن من باشد و ملک و مملکت کسراها وپادشاهان را داشته باشم ، در نظرم هیچ ارزش ندارد زمانی که چشم‏به چشم تو نیافتند .

دیگر خصوصیت‏ خدیجه این است که او دارای شم اقتصادی و روح‏بازرگانی بود و آوازه شهرتش در این امر به شام هم رسیده بود .

البته سجایای اخلاقی حضرت خدیجه چنان زیاد است که قلم از بیان‏آن ناتوان است . پیامبر اکرم (ص) می‏فرماید : افضل نساء اهل الجنه خدیجه بنت‏ خویلد و فاطمه بنت محمد ومریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم .

چه می‏توان گفت در شان کسی که مایه آرامش و تسلای خاطر رسول‏خدا (ص) بود ؟ ! در تاریخ می‏خوانیم : حضرت محمد (ص) هر وقت از تکذیب قریش و اذیت‏های ایشان‏محزون و آزرده می‏شدند ، هیچ چیز آن حضرت را مسرور نمی‏کرد مگریاد خدیجه ; و هرگاه خدیجه را می‏دید مسرور می‏شد

ذهبی می‏گوید : مناقب و فضایل خدیجه بسیار است ; او از جمله‏زنان کامل ، عاقل ، والا ، پای‏بند به دیانت و عفیف و کریم و ازاهل بهشت‏بود . پیامبر اکرم (ص) کرارا او را مدح و ثنا می‏گفت‏و بر سایر امهات مومنین ترجیح می‏داد و از او بسیار تجلیل می‏کرد. به حدی که عایشه می‏گفت : بر هیچ یک از زنان پیامبر (ص) به‏اندازه خدیجه رشک نورزیدم و این بدان سبب بود که پیامبر (ص)بسیار او را یاد کرد

 

خدمات حضرت خدیجه به اسلام

حضرت خدیجه علیهاالسلام در 24 سال زندگی مشترک با پیامبر گرامی اسلام، خدمات بسیاری برای آن بزرگوار و دین اسلام انجام داد. حمایت‏های مالی، روحی، عاطفی از حضرت محمد (ص) ، تصدیق و تأیید پیامبر در روزگاری که هیچ کس تأییدش نمی‏کرد و یاری ایشان در برابر آزار مشرکان، گوشه ‏هایی از این خدمات ارزشمند است. حضرت خدیجه علیهاالسلام پس از ازدواج با پیامبر، دارایی‏اش را به ایشان بخشید تا آن را هرگونه می‏خواهد مصرف کند. رسول گرامی اسلام در این زمینه می‏فرماید: هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه علیهاالسلام برای من سودمند نبود.

حضرت خدیجه علیهاالسلام ، این بانوی بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پیامبر ایمان آورد، بلکه او را در برابر سختی ‏ها و تکذیب مشرکان و بدخواهان یاری داد. تا زنده بود، اجازه نداد آزار و شکنجه مشرکان بر رسول خدا (ص) سخت آید. هنگامی که رسول الله (ص) با باری از مصیبت و اندوه به خانه می‏آمد، خدیجه او را دلداری می‏داد و نگرانی را از ذهن و خاطرش می‏زدود.

 

آخرین مال

اموال حضرت خدیجه علیهاالسلام به عنوان ابزاری مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام و پیشرفت آن قرار گرفت. جالب این که آخرین بخش از دارایی خدیجه توسط امیر مؤمنان در سفر هجرت به مدینه صرف شد.

پیامبراکرم (ص) سه شبانه روز در غار ثور ماند، امیر مؤمنان نیز شبانه خود را به غار رساند و آذوقه و لوازم سفر را آورد. در آن‏جا حضرت به علی علیه ‏السلام فرمود: امانت‏های زیادی نزد من است، به بالای ابطح (تپه‏ای در مکه) برو و صبح و شب با صدای بلند بگو: هر کسی نزد محمد امانت و یا ودیعه‏ای دارد بیاید و تحویل بگیرد. یا علی! بعد از این با هیچ حادثه‏ ای ناگوار مواجه نخواهی شد تا این که نزد من برسی. امانت‏های مردم را آشکارا تحویل بده. ای علی! تو را

سرپرست دخترم فاطمه قرار دادم و خدا را مراقب شما.

از آخرین باقی‏مانده اموال خدیجه برای خود و فاطمه و هر کس از بنی هاشم که قصد همراهی با شما را دارد، شتر و زاد و توشه بخر و بعد از رد امانت‏ها، دیگر درنگ نکن... .

ابوعبیده (نوه عمار یاسر) می‏گوید: فرزند ابی رافع این مطالب را به نقل از پدرش گفت. من پرسیدم: مگر رسول خدا مال و ثروتی قابل توجه داشت که دو شتر برای سفر خودش خرید و به امیر مؤمنان هم سفارش کرد زاد و توشه دیگر مهاجران را تهیه کند؟

ابی رافع پاسخ داد: پدرم گفت: پیامبر (ص) فرمود: هیچ مال و ثروتی برای من سودمندتر از اموال خدیجه نبود. ابی رافع افزود: پدرم گفت: از آخرین موارد مصرف اموال خدیجه خرید زاد و توشه برای مسلمانان مستضعف بود که قصد داشتند به مدینه هجرت کنند.

سفر اکثر مسلمانان با اموال خدیجه ممکن شد. آخرین آن‏ها هم قافله‏ای بود که امیر المؤمنین آن را سرپرستی کرد.

 

منزلت حضرت خدیجه نزد پیامبر (ص)

پیامبر پس از خدیجه تا آخر عمر خدیجه را فراموش نکرد و هر از چند گاهی از او تقدیر و تمجید می‏کرد. عایشه گفته است: رسول خدا (ص) از خانه بیرون نمی‏رفت مگر این که به نوعی از خدیجه یاد می‏کرد و از وی به نیکی ستایش می‏نمود. روزی او را به یاد آورد. رشک و حسد وجودم را فرا گرفت. گفتم آیا او بیش از یک پیرزن بود؟ خداوند زن بهتری به تو عطا فرموده است. پیغمبر خشمگین شد. آن گاه فرمود: سوگند به خدا، پروردگار بهتر از او را به من نداد. او به من ایمان آورد در هنگامی که مردمان به من کفر می‏ورزیدند. و از او به من فرزندانی عطا کرد در حالی که مرا از فرزندانِ دیگر زنان محروم نمود. عایشه گفت: با خود گفتم دیگر هرگز خدیجه را به بدی یاد نخواهم کرد.

 

سخنان دانشمندان درباره خدیجه

زبیر بن بکّار گفته است: خدیجه، در عصر جاهلیّت طاهره خوانده می‏شد.

هشام بن محمّد: رسول خدا خدیجه را دوست داشت و به او احترام می‏گذارد و در بعضی کارها با او مشورت می‏کرد. او وزیر صدق و راستی بود و نخستین زنی است که به پیامبر ایمان آورد و پیامبر تا وقتی‏که خدیجه زنده بود، هرگز همسر دیگری برنگزید. تمام فرزندانش بجز ابراهیم از خدیجه بودند.

رسول خدا (ص) فرموده است:

سمیّه قرّاعه گفته است: تاریخ در مقابل عظمت حضرت خدیجه سر فرود می‏آورد و در برابرش متواضعانه و دست بسته می‏ ایستد.مقام خدیجه در بهشت

از فضیلت‏ های حضرت خدیجه علیهاالسلام ، مقامی است در بهشت که از سوی خداوند به ایشان وعده داده شده است. پیامبراکرم (ص) نیز بارها این مسئله را به خدیجه بشارت می‏داد و می‏فرمود: در بهشت، خانه‏ای داری که در آن رنج و سختی نمی‏بینی. امام صادق علیه‏السلام نیز می‏فرماید: هنگامی که خدیجه وفات یافت، فاطمه خردسال بی‏تابی می‏کرد و گرد پدرش می‏ گشت و سراغ مادر را از او می‏گرفت. پیامبر از این حالت دخت کوچکش بیشتر محزون می‏شد و دنبال راهی بود تا او را آرام کند. فاطمه همچنان بی‏تابی می‏کرد تا اینکه جبرئیل بر پیامبر نازل شد و فرمود: به فاطمه سلام برسان و بگو مادرت در بهشت خانه‏ای کنار آسیه، همسر فرعون و مریم، دختر عمران نشسته است. هنگامی که فاطمه این سخن را شنید، آرام گرفت و دیگر بی‏تابی نکرد.

 

وصیت‏ حضرت خدیجه

حضرت خدیجه (س) سه سال قبل از هجرت بیمار شد . پیغمبر (ص) به عیادت وی رفت و فرمود : ای خدیجه ، اما علمت ان الله‏قد زوجنی معک فی الجنه‏ ; آیا می‏دانی که خداوند تو را دربهشت نیز همسرم ساخته است ؟ !

آنگاه از خدیجه دل جویی و تفقد کرد ; او را وعده بهشت داد ودرجات عالی بهشت را به شکرانه خدمات او توصیف فرمود .

چون بیماری خدیجه شدت یافت ، عرض کرد : یا رسول الله ! چندوصیت دارم : من در حق تو کوتاهی کردم ، مرا عفو کن .

پیامبر (ص) فرمود : هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش‏خود را به کار بردی . در خانه‏ام بسیار خسته شدی و اموالت را درراه خدا مصرف کردی .

عرض کرد : یا رسول الله ! وصیت دوم من این است که مواظب این‏دختر باشید . و به فاطمه زهرا (س) اشاره کرد . چون او بعد ازمن یتیم و غریب خواهد شد . پس مبادا کسی از زنان قریش به اوآزار برساند . مبادا کسی به صورتش سیلی بزند . مبادا کسی بر اوفریاد بکشد . مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده‏ای داشته‏باشد .

اما وصیت‏ سوم را شرم می‏کنم برایت‏بگویم . آن را به‏فاطمه عرض می‏کنم تا او برایت‏بازگو کند . سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود : نور چشمم ! به پدرت رسول الله بگو :مادرم می‏گوید : من از قبر در هراسم ; از تو می‏خواهم مرا درلباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی ، کفن کنی .

پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر(ص) عرض کرد . پیامبر اکرم (ص) آن پیراهن را برای خدیجه‏فرستاد و او بسیار خوشحال شد . هنگام وفات حضرت خدیجه ، پیامبراکرم (ص) غسل و کفن وی را به عهده گرفت . ناگهان جبرئیل درحالی که کفن از بهشت همراه داشت ، نازل شد و عرض کرد : یا رسول‏الله ، خداوند به تو سلام می‏رساند و می‏فرماید : ایشان اموالش‏را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده‏ بگیریم

 

وفات خدیجه (س)

خدیجه در سن 65 سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج ازشعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد . پیغمبر خدا (ص)شخصا خدیجه را غسل داد ، حنوط کرد و با همان پارچه‏ای که جبرئیل‏ از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود ، کفن کرد . رسول‏خدا (ص) شخصا درون قبر رفت ، سپس خدیجه را در خاک نهاد وآنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت . او بر خدیجه اشک‏می‏ریخت ، دعا می‏کرد و برایش آمرزش می‏طلبید . آرامگاه خدیجه درگورستان مکه در حجون‏ واقع است .

رحلت‏ خدیجه برای پیغمبر (ص) مصیبتی بزرگ بود ; زیرا خدیجه‏ یاور پیغمبر خدا (ص) بود و به احترام او بسیاری به حضرت محمد(ص) احترام می‏گذاشتند و از آزار وی خودداری می‏ کردند .

وفات حضرت خديجه كبری كسی كه نخل اسلام با حمايت های همه جانبه او از پيامبر (ص) ريشه گرفت بر همه ميهمانان ضيافت الهی تسليت باد.

 

منابع :

- www.askdin.com

- www.hawzah.net

 

منبع : Mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

تست روانشناسی منفی بافی

 

در این تست پاسخ مثبت به هر سوال 5 امتیاز دارد.

1- همیشه بدون تعمق کافی چیزهایی می گویم که بعدا باعث کدورت و سوء تفاهم بین من و دیگران می شوند.

2- همیشه با نگرانی به آینده نگاه می کنم و انتظار پیشامدهای ناجوری را دارم.

3- اکثرا در گذشته زندگی می کنم. خاطرات و اتفاقات گذشته را در ذهنم مرور می کنم و وقتی حالم را با گذشته مقایسه می کنم به گذشته ام حسرت می خورم.

4- همواره کارهای امروز را به فردا موکول می کنم.

5- اگر کسی به من اهانتی بکند دیگر تمام روزم خراب می شود.

6- اگر با کسی برخورد کنم که خلق عصبی و تندی دارد بشدن تحت تاثیر وی قرار می گیرم.

7- وقتی درست به زندگیم نگاه می کنم می بینم که همیشه تمایل داشته ام که از کاه کوه بسازم.

8- وقتی با کسی روبرو می شوم که در نگاه اول به دلم نمی چسبد می دانم که هرگز نمی توانم با وی رابطه ای داشته باشم.

9- برای اینکه جلوی ناراحتی های بعدی را بگیرم تنها همه کار را انجام می دهم و از کسی کمکی نمی خواهم.

10- همیشه در درونم پراز فشار است و برای خودم ساعات آرامش فراهم نمی کنم.

11- اگر در کاری آنطوری که آنرا در دهنم تصور کرده ام موفق نشوم بشدت خودم را به محاکمه می کشم.

12- اصلا حساب و کتاب پولم را ندارم. و یا: آنقدر حساب و کتاب می کنم تا هیچ پول بیخودی خرج نکنم که اینکار زیاد وقتم را می گیرد و برایم مشکل بوجود آورده است.

13- وقتی می بینم کسی به کاری که من انجام می دهم توجه لازم را نمی کند خلقم از دست وی تنگ می شود.

14- وقتی کسی از من انتقاد می کند و یا به جانم نق می زند با خودم فکر می کنم که وی به من علاقه ندارد.

15- اگر کاری را که می خواهم از پیش نرود دنیا پیش رویم تیره و تار می شود.

16- همیشه آدمها را مقصر می دانم مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

17- وقتی در کاری موفقیتی بدست می آورم، موفقیتم آنچنان که باید و شاید بنظرم نمی آید.

18- فکر می کنم نباید به آدمهای دیگر اعتماد کرد چرا که همه بد مرا می خواهند.

19- هیچ وقت احتیاج به کمک دیگران نداشته ام و ندارم.

20- کاری را که هر روز انجام می دهم دوست ندارم و اصلا بیهوده دارم زندگیم را خراب می کنم.
 

 


حال نمرات خود را جمع بزنید و نتیجه وضعیت خود را در زیر مشاهده کنید.

 کمتر از 40 = به این معنا است که زیادتر از حد قابل قبول زندگی را به کام خود تلخ نمی کنید.
بین 40 الی 50 = لازم است تا حدی در رفتار خودتان تجدید نظر کنید.
بالاتر از 50 = باید واقعا به فکر باشید و برای تغییر این افکار کاری بکنید
.

به عباراتی که به آنها پاسخ مثبت داده ایدبا دقت نگاه کنید و در مورد هر کدام از خود بپرسید:

چطور است که من این فکر را دارم؟
و سپس برای تغییر آن برنامه ریزی کنید.
این افکار نشانگاه بیماری نیستند ولی فشارهایی هستند که شرایط مناسبی را برای شکل گرفتن اختلالات مختلف فراهم می آورند
.

 

منبع : Iran-New.com

 

  عبادت و بندگی             

عوامل عدم استجابت دعا

پدید آورنده : نوشته علی انصاری نیلی

 

از زوایـای مـخـتـلـفی می توان درباره دعا تحقیق کرد، اما عمده مـسـئـلـه در ایـن بـاب کـه غالب مردم به آن توجه زیادی دارند، مـسـتـجـاب نشدن دعا است. بسیاری از مردم شکایت می کنند که چرا ایـن همه دعا می کنیم، به اجابت نمی رسد. نظر به اهمیت این بحث عوامل عدم استجابت دعا را به اجمال بررسی می کنیم.

 

1. نشناختن جهت و راه دعا

نـیـل بـه هـر هدفی، راهی دارد، برای استجابت دعا نیز باید راه هـایـی را پـیمود. امام صادق(ع) می فرماید: باید که پیش از دعا حـمـد و سـتـایش خدا کنی، نعمت هایی را که به تو بخشیده به یاد آوری، سـپـس شـکـر و سپاس گویی، آن گاه درود بر پیغمبر و آل او فـرسـتی، سپس از گناهانت یاد کرده اقرار نمایی و از آسیب آن به خدا پناه بری; این است جهت و راه دعا.1

 

2. وقت نشناسی

مـثلی است که می گویند: فلانی خروس بی محل است; هرچند که خداوند از رگ گـردن بـه انسان نزدیک تر است اما باید وقت دعا را رعایت کرد. در حـالات معصومان(ع) می خوانیم که آن ها در اوقات و موقعیت های خـاصی به دعا مشغول می شدند. مواردی چون دعا بین اذان و اقامه، هـنـگـام وزیدن باد، وقت زوال سایه، هنگام بارش باران، و ریختن اولـیـن قـطـره خـون مـومـن و غیر آن در روایات آمده است که در استجابت دعا نقش موثری دارند.

 

3. وفا نکردن به عهد نسبت به خداوند

شـایـد انسان خود را بسان ماشینی فرض کند که سازنده یا مالک آن بـاید همواره نیازهای آن را برآورد; مثل آب، روغن، سوخت و... و تـصـور کـنـد چون آفریده خداوند است، خداوند باید همواره او را کـمـک کـند، بدون این که عهدی بر گردن او باشد. ولی چنین نیست، بـلـکه خداوند عهدهایی بر گردن بنده اش دارد که باید عملی شوند تا خداوند نیز پیمانش را وفا کند. امام صادق(ع) در پاسخ عده ای کـه از عـلت عدم استجابت دعا پرسیده بودند، فرمود: به دلیل این کـه شما به عهدهای خود در پیشگاه خداوند وفا نمی کنید، در حالی که خدای تعالی می فرماید: به عهد من وفا کنید تا من به عهد شما وفـا کنم. به خدا قسم اگر به عهد خدا وفا کنید، خدای متعال نیز به عهد شما وفا می کند.

از جـمـلـه عـهـدهـایی که انسان بر گردن دارد، عمل صالح است که مـصـادیـق فراوانی دارد; مانند: قرائت قرآن، انجام واجبات، صله رحم، کمک به نیازمندان و....

 

4. ایمان و یقین ناکافی

کسی که دست به دعا برمی دارد اگر ایمان قلبی به اجابت دعای خود نـداشـتـه بـاشد، نتیجه نمی گیرد و مانند آن است که تشنه ای در بـیـابـان بـی آب و عـلـف به دنبال دریا بگردد. نبی اکرم(ص) می فـرماید: (ادعوا الله وانتم موقنون بالاجابه3; خدا را بخوانید و یـقـیـن بـه اجـابت داشته باشید). امام صادق(ع) نیز می فرماید: (اذا دعـوت فـظن ان حاجتک بالباب4; در وقت دعا یقین کن که حاجت تو بر در خانه آمده است.)

 

5. شرک در دعا

شـرک بـسـیـار ظـریف است و در هر امری از امور دینی و عبادی می تـوانـد دخـیـل بـاشـد. در دعا نیز این موضوع یکی از عوامل عدم اسـتـجـابـت دعا است. هرگز نمی توان خارج از محدوده توحید قرار گـرفت و انتظار استجابت دعا را داشت. خدای متعال می فرماید: او خـدای زنـده ابـدی اسـت و جز او هیچ خدایی نیست. پس تنها او را بـخـوانـیـد و بـه اخلاص بندگی کنید که ستایش و سپاس مخصوص خدای یکتا و آفریدگار عالمیان است.5

 

6. همراه نبودن یاد خدا و صلوات در دعا

در دعـا تـوجه به خدا و رسولش اهمیت بسیار دارد. کسی که دعا می کـنـد نـبـاید از یاد خدا و رسولش غافل شود، که اگر غافل گردد، مـانـنـد آن است که غذای بی چاشنی بخورد. مزه و لطف دعا در این اسـت کـه بـا یـاد خـدا و رسـول هـمـراه گردد. امام کاظم(ع) می فـرمـایـد: هرکس پیش از ستایش خداوند و درود و صلوات بر پیامبر دعا کند مانند کسی است که بدون زه تیراندازی کند.6

 

7. نیت آلوده

در دعـا بـایـد نـیـت، پاک و اخلاص، کامل باشد. امام صادق(ع) می فـرماید: به راستی بنده وقتی که با نیت پاک و قلب با اخلاص خدای را بـخـوانـد اگـر به عهد خدای عزوجل وفا کرد، دعایش مستجاب می شـود و اگـر خدا را بدون نیت پاک و اخلاص بخواند، دعای او اجابت نمی شود.7

 

8. سنگ دلی

دلـی که سخت باشد، به اعمال زشت فرمان می دهد و ستم و جنایت را پیش نهاد می کند و هرگز نخواهد توانست رضایت خدا را جلب کند. امـام صادق(ع) می فرماید: همانا خدای تعالی دعایی که از دل سخت و سنگ دل برخاسته باشد، مستجاب نمی کند.8

 

9. ناممکن و نامشروع بودن

خـواسـتن چیزی که ممکن نیست و یا چیزی که خلاف شرع مقدس است، آن هـم از خدایی که ما را آفرید و بر همه امور مسلط است، کاری عبث و بـیـهوده است. کسی که به درگاه خدا دعا می کند باید بداند که چـه مـی خـواهـد، آیا چیزی که می خواهد ممکن است و آیا در حیطه کـارهـای مـشـروع قرار دارد یا خیر؟ امام علی(ع) می فرماید: ای کـسـی کـه دعـا می کنی آن چه را که حلال نیست و آن چه را که نمی شود، (مانند نبوت، امامت و چیزهای دیگر) از خدا مخواه.9

 

10. سرگرم محرمات و لهو و لعب بودن

انـسانی که مشغول انجام محرمات و غرق در لهو و لعب است، یا کسی کـه از راه حرام کسب و کار و درآمد دارد و خوراک خود و اهلش را تامین می کند، چه انتظاری دارد که خداوند دعای او را قبول کند. حـضرت علی(ع) می فرماید: خدای تعالی دعای قلبی را که سرگرم لهو و لعب باشد نمی پذیرد.10

 

11. خودخواهی

خـداونـد دوست دارد بنده او قبل از دعا و آرزو برای خود به فکر دیـگـران بـاشد. حضرت زهرا(س) برای مردان و زنان اهل ایمان دعا مـی کـرد و بـرای خـویشتن دعا نمی کرد، سبب را پرسیدند، فرمود: نخست هم سایه سپس خانه.11

 

12. ناامیدی

امـیـد در هـر کاری باعث ادامه کار و حرکت به سوی هدف است. دعا نـیـز ایـن چنین است. از این رو می خوانیم: خدایا آرزویم را در امیدواری به رحمتت برآور.12 نـاامیدی از درگاه خداوند باعث عدم استجابت دعا است، که خود می فـرمـایـد: از رحـمـت خدا ناامید نشوید، زیرا ناامیدی مخصوص گم راهان است.13

 

13. اعراض از امر به معروف و نهی از منکر

فـرامـوش کردن یا ترک امر به معروف و نهی از منکر، این مسئولیت مـهـم اجـتماعی، عامل عدم استجابت دعا است. رسول گرامی اسلام می فرماید: امـر بـه مـعـروف و نهی از منکر کنید وگرنه خدا بدان شما را بر نـیـکان شما مسلط می کند و دعای نیکان شما در آن موقع به اجابت نمی رسد.14

 

14. دعا نکردن در زمان راحتی

انـسـان بـه هـنگام راحتی و نداشتن مشکل نیز باید با دعا انس و الـفـت داشته باشد و آن را مانند واکسنی بداند که در زمان سختی و مـشـکـل به کمک او می آید و او را نجات دهد. امام صادق(ع) می فـرمـایـد: هرکس خوش دارد که در حال سختی دعایش به اجابت برسد، باید در حال راحتی دعا کند.15

 

15. ندانستن سود و زیان از جانب خداوند

انسان همواره در معرض سود و زیان است، گاهی غرق در نعمت و گاهی فـارغ از آن و ایـن هـمه از جانب خداوند است و بشر باید همواره شـکـرگـزار بـاشـد. آن گاه که به سختی و زیان افتد، قبل از دعا بـاید بداند که زیان و سختی وارده از جانب خداوند است و فقط از او بـخـواهـد کـه رفـع زیان کند و او را به سوی راحتی سوق دهد. رسول اکرم(ص) فرموده است: خدای عزوجل این چنین فرمود: هرکه از من چیزی بخواهد و بداند که زیان و سود از سوی من است، اجابتش می کنم.16

 

17. دعا نکردن به صورت جمعی

هـرچـنـد کـه از دعای انفرادی نیز می توان نتیجه گرفت، اما اگر تـعـدادی جـمـع شـونـد و مانند دعای کمیل، ندبه و توسل، یک صدا خـداوند را بخوانند، پروردگار نظر خاصی به آن محفل خواهد کرد و نـتـیـجـه بـهتری حاصل خواهد شد. امام صادق(ع) می فرماید: هرگز چـهـار نـفر در کاری گرد هم نیامدند و دعا نکردند مگر آن که با حاجت روا شده متفرق گشتند.17

 

18. تضرع و زاری و اصرار نکردن

مـداومـت در دعا و تضرع کردن به درگاه الهی، رمز موفقیت در دعا اسـت. کـسی که بدون تضرع و اصرار انتظار فرج و گشایش مشکلات خود را دارد، توفیق چندانی نخواهد یافت. خدای بزرگ می فرماید: خدای خـود را بـه تضرع و زاری و با صدای آهسته بخوانید.18 رسول اکرم مـی فـرماید: به راستی خداوند افرادی را که اصرار در دعا دارند دوست می دارد.19

 

19. قطع ارتباط با خدا

در روایـت اسـت که خداوند دوست دارد سخن و دعای بنده محبوبش را بـسـیـار بـشـنود و اگر در اجابت دعای بنده خویش عجله نمی کند، عـلـتـش آن اسـت که می خواهد همواره صوت بنده اش را بشنود، لذا کـسـی کـه دعـایـش مـستجاب نمی شود باید به خودش بیندیشد و اگر عـوامـل عـدم اسـتـجابت دعا را در وجودش نیافت امیدوار باشد که بـنـده خـاص خدا است و خداوند به او نظر خاص دارد. امام رضا(ع) مـی فـرماید: امام باقر(ع) فرمود: مومن حاجتی از خدای عزوجل می خـواهـد، امـا اجابتش به تاخیر می افتد، به خاطر دوستی صدایش و شنیدن ناله اش.20

 

پی نوشت ها:

1 ـ فیض کاشانی، تفسیر صافی (چاپ قدیم، تهران) ص54.

2 ـ همان.

3 ـ تفسیر المیزان، ج2، ص35.

4 ـ اصول کافی، ج2، ص238.

5 ـ غافر(40) آیه 65.

6 ـ بحارالانوار، ج4، ص253.

7 ـ سفینه البحار، ج1، ص449.

8 ـ همان، ص446.

9 ـ وسائل الشیعه، ج4، ص1129.

10 ـ تفسیر المیزان، ج4، ص37.

11 ـ سفینه البحار، همان.

12 ـ دعای مکارم الاخلاق.

13 ـ زمر(39) آیه 53.

14 ـ سفینه البحار، همان.

15 ـ اصول کافی، ج4، ص237.

16 ـ شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص341.

17 ـ همان، ص357.

18 ـ اعراف(7) آیه 55.

19 ـ نهج الفصاحه، ص76.

20 ـ وسائل الشیعه، ص1111.

 

منبع : www.hawzah.net

 

  لينک های هفته             

ویژه نامه صوتی و تصویری ماه مبارک رمضان

 

ویژه نامه وفات حضرت خدیجه علیهاالسلام

 

دانشنامه روزه و ماه رمضان

 

کتاب نگاهی به مقام حضرت خدیجه - استاد انصاریان

 

گروه فرهنگی مکتب علی ( ع ) 

 

کتابخانه مدیریت رایگان

 

کتاب رمضان، ماه فرصت ها
مجموعه توصیه ها و رهنمودهای مقام معظم رهبری پیرامون ماه مبارک رمضان

 

عکس ماهواره ای زیبا از کره زمین، برگرفته از وب سایت سازمان ناسا
دربخش انتهایی این تصویر، ایران، خلیج فارس و دریای خزر به وضوح قابل مشاهده است