ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت  

سال چهارم شماره 167  شنبه 21 مرداد 1391 22 رمضان 1433 11 آگوست 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة الأنعام آيات: 165 محل نزول: مکه

 

 

الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ 82 وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ 83 وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ 84 وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ 85 وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ 86 وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ 87 ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ 88 أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ 89 أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ 90
ترجمه فارسی مکارم

 

(آرى،) آنها كه ايمان آوردند، و ايمان خود را با شرک و ستم نيالودند، ايمنى تنها از آن آنهاست; و آنها هدايت‏ يافتگانند! 82 اين ها دلايل ما بود كه به ابراهيم در برابر قومش داديم! درجات هر كس را بخواهيم (و شايسته بدانيم،) بالا مى ‏بريم; پروردگار تو، حكيم و داناست 83 و اسحاق و يعقوب را به او ( ابراهيم) بخشيديم; و هر دو را هدايت كرديم; و نوح را (نيز) پيش از آن هدايت نموديم; و از فرزندان او، داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون را (هدايت كرديم); اين‏ گونه نيكوكاران را پاداش مى ‏دهيم! 84 و (همچنين) زكريا و يحيى و عيسى و الياس را; همه از صالحان بودند 85 و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط را; و همه را بر جهانيان برترى داديم 86 و از پدران و فرزندان و برادران آنها (افرادى را برترى داديم) و برگزيديم و به راه راست، هدايت نموديم 87 اين، هدايت خداست; كه هر كس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمايى مى‏ كند! و اگر آنها مشرک شوند، اعمال (نيكى) كه انجام داده ‏اند، نابود مى ‏گردد (و نتيجه‏ اى از آن نمى ‏گيرند) 88 آنها كسانى هستند كه كتاب و حكم و نبوت به آنان داديم; و اگر (بفرض) نسبت به آن كفر ورزند، (آيين حق زمين نمى ‏ماند; زيرا) كسان ديگرى را نگاهبان آن مى ‏سازيم كه نسبت به آن، كافر نيستند 89 آنها كسانى هستند كه خداوند هدايت شان كرده; پس به هدايت آنان اقتدا كن! (و) بگو: در برابر اين (رسالت و تبليغ)، پاداشى از شما نمى ‏طلبم! اين (رسالت)، چيزى جز يک يادآورى براى جهانيان نيست! (اين وظيفه من است) 90

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

وظایف و مسؤولیت های حاکم در نگاه علی(ع)

بخش هفتم و پایانی

محمدعلی رستمیان

 

مسؤولیت های حاکم
همان طور که در ابتدای بحث توضیح دادیم، هر چند بین مسؤولیت و وظیفه، رابطه نزدیکی است، ولی مسؤولیت از جهت معنا و مصداق، با وظیفه تفاوت دارد و حوزه وسیع تری را شامل می شود.
در بحث وظیفه حاکم بررسی نمودیم که وظیفه وی تنها از طریق دین مشخص می شود. در بحث حاضر می خواهیم این مسأله را بررسی کنیم که آیا حاکم در برابر کسی غیر از خدا، مسؤول است؟ بحث به حاکم کل جامعه اسلامی اختصاص دارد و گرنه شکی نیست کارگزاران حکومت که بخشی از اختیارات رهبران جامعه اسلامی را در اختیار دارند در برابر حاکم کل جامعه مسؤول هستند. به دنبال این بحث، مواردی از مسؤولیت حاکم را که وظیفه ای در آن مورد نداشته است، بیان می کنیم.
 

حاکم، مسؤول در برابر خداوند و مردم
 
بر خلاف وظیفه که تنها از ناحیه دین بر عهده حاکم گذاشته می شود، در مسؤولیت، او باید جوابگوی مردم باشد. مردم حق دارند در مورد کارهای حاکم سؤال نمایند و توضیح بخواهند. حضرت علی(ع) در ابتدای عهدنامه مالک اشتر به او گوشزد می کند که مردم به حکومت او می نگرند و در باره آن بحث و انتقاد می کنند، همان طور که او به حکومتهای قبل نگاه و نظر خویش را بیان می کند و احتمالاً از آنها انتقاد می نماید. آن گاه امام علی(ع) گفته هایی را که بر زبان بندگان صالح خداوند جاری می شود، معیار ارزشیابی حکومت معرفی می کند:
اِنّما یستدل علی الصالحین بما یجری الله علی اَلسن عباده.[56]
سخن حضرت بر این امر دلالت دارد که مردم حق اظهار نظر در مورد حکومت را دارند و اظهارنظرها معیاری برای شناخت خوب و بد بودن حکومت است.
در نامه ای که حضرت به اهالی کوفه می نویسد و از آنها می خواهد همراه او برای جنگ جمل به بصره حرکت کنند، این فرض را در مورد خویش مطرح می کند که ظالم یا مظلوم است و از کوفیان می خواهد به هر حال به او بپیوندند، تا اگر مظلوم و نیکوکار است، او را یاری دهند و اگر ظالم است، مانع کار او شوند:
و اِنّی اُذَکِّر الله مَن بلغه کتابی هذا الّا نفر اِلیّ فان کنتُ محسناً اَعاننی و ان کنتُ مسیئاً اسْتعتبنی[57]؛
من خدا را به یاد کسی می آورم که این نامه بدو برسد، تا وقتی نزد من می آید، اگر نیکوکار بودم، یاری ام کند و اگر گناهکار بودم، از من بخواهد به حق بازگردم.
از طرف دیگر در خطبه ای که حق هر یک از حاکم و مردم را بیان می کند[58] و همچنین در نامه ای که به امیران لشگرش می نویسد[59]، حق اطاعت از حاکم را به این مقید می داند که حق مردم را مراعات کند و اگر حقوق مردم را که خداوند واجب کرده است، رعایت نکند، حق اطاعت را از دست می دهد. در بحث سابق گفتیم حضرت، روشنگری در امور مشتبه و سؤالها و سوء ظنهایی را که برای مردم پیش می آید، یکی از وظایف حاکم می داند.
امام در پایان عهدنامه از خداوند مدد می خواهد خود و مالک، نزد خداوند و مردم عذر واضحی برای عملکرد خود داشته باشند:
و اَنا اسال الله بسعة رحمته و عظیم قدرته علی اِعطاء کل رغبة اَنْ یوفّقنی و ایاک لما فیه رضاه من الاِقامة علی العذر الواضح الیه و اِلی خلقه[60]؛
از خدا، با رحمت فراگیر و قدرت بزرگش که بر انجام هر درخواست، قدرت دارد، می خواهم من و تو را، در آنچه خشنودی او در آن است، توفیق دهد و عذری آشکار در پیشگاه او و آفریدگانش داشته باشیم.
حال که مردم بر حاکم حق دارند و می توانند حق خویش را پیگیری کنند و اگر حقوقشان ادا نشد، از حاکم اطاعت نکنند و نیز می توانند در باره خوبی و بدی حکومت اظهارنظر کنند و اظهارنظرشان مورد استناد خداوند قرار می گیرد و اگر حاکم باید علاوه بر این که عذر واضح و مقبولی در برابر خداوند دارد، در برابر خلق نیز در مورد کارهایش عذر و حجت داشته باشد، علاوه بر خداوند، در مقابل مردم نیز مسؤول است و آنها می توانند در مورد کارهای او بازخواست کنند.
 

مسؤولیت حاکم در برابر کارهای کارگزاران
یکی از مسؤولیت های حاکم که تنها به طور غیر مستقیم با وظیفه او در ارتباط است، مسؤولیت در برابر کارهای زیردستان است، حتی اگر از عمل آنها آگاه نباشد. در این مورد هر چند نصب زیردستان توسط حاکم انجام می پذیرد، ولی عمل و کاری که آنها باید انجام دهند، وظیفه خودشان است و به حاکم مربوط نمی شود. با این حال او در برابر کارهایی که ازآنها سر می زند، مسؤول است و بازخواست می شود. حضرت علی علیه السلام ضمن هشدار به مالک اشتر در مورد انتخاب منشیان و کارمندانش و توصیه به وسواس در این مورد، تذکر می دهد باید برای کارهای خویش افراد قوی و کاردان انتخاب کند و اگر در آنها عیبی پیدا شود و مرتکب خطایی شوند، حاکم مسؤول کار آنها خواهد بود، هر چند از کار آنها بی خبر باشد:
و مهما کان فی کُتّابک من عیب فَتَغابَیْتَ عنه اُلزِمْتَه[61].
 

مسؤولیت حاکم به هنگام عجز کارگزاران
از موارد دیگری که حاکم مسؤول است، گرچه کاری که باید انجام شود، وظیفه او نیست، جایی است که کارگزاران حکومت از انجام کاری عاجز شوند. در این صورت او مستقیماً باید به اجرای آن بپردازد و در مقابل آن مسؤولیت دارد. حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر می گوید که در این موارد وظیفه دارد شخصاً به پیگیری عمل بپردازد و آن را انجام دهد:
ثُمَّ اُمور مِن اُمورک لابد لک من مباشرتها: منها اِجابة عُمّالک بما یعیی عنه کُتّابک[62]؛
بر عهده تو کارهایی که خود باید انجام دهی، از جمله: پاسخ گفتن به علامان توست، آن جا که کاتبان درمانند.


 

پی نوشت ها:
1 نهج البلاغه، خ216، ترجمه سیدجعفر شهیدی.
2 همان، حکمت 321.
3 همان، خ105.
4 همان، نامه 53.
5 همان، خ125.
6 همان، خ205.
7 همان، حکمت 270.
8 همان، نامه 38.
9 همان، نامه 53.
10 همان، نامه 56.
11 همان، نامه 59.
12 همان، نامه 53.
13 همان.
14 همان.
15 همان.
16 همان، نامه 5.
17 همان، نامه 53.
18 همان.
19 همان، نامه 26.
20 همان، نامه 45.
21 همان، نامه 3.
22 همان، نامه 45.
23 همان، خ209.
24 همان، نامه 53.
25 همان، نامه 27.
26 همان، نامه 53.
27 همان.
28 همان، نامه 27.
29 همان، نامه 26.
30 همان، نامه 50.
31 همان، نامه 53.
32 همان، نامه 53 و نامه 67.
33 همان.
34 همان.
35 همان، نامه 27 و 46.
36 همان، نامه 70.
37 همان، نامه 53.
38 همان.
39 همان.
40 همان
41 همان.
42 همان.
43 همان.
44 همان.
45 همان.
46 همان، نامه 67.
47 همان، نامه 67.
48 همان، نامه 53.
49 همان.
50 همان، نامه 50.
51 همان، نامه های 20 و 21 و 22 و 41 و 43 و 45.
52 همان، نامه 50.
53 همان، نامه 53.
54 همان.
55 همان.
56 همان.
57 همان، نامه 57.
58 همان، خ216.
59 همان، نامه 53.
60 همان.
61 همان.
62 همان.

 

منبع : فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 18 

 

  جمله مديريتی              

گذر زمان

گذشت زمان بر آن ها كه منتظر می مانند بسیار كند،

بر آن ها كه می هراسند بسیار تند،

بر آن ها كه زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی،

و بر آن ها كه به سرخوشی می گذرانند بسیار كوتاه است.

اما، برآن ها كه عشق می ورزند، زمان را آغاز و پایانی نیست.

ویلیام شكسپیر William Shakespeare

 

  حدیث مديريتی             

رمضان ماه رحمت

امام على عليه السلام فرمودند:

نَومُ الصائِم عِبادَةٌ وَصَمتُهُ تَسبيحٌ وَدُعاؤُهُ مُستَجابٌ وَعَمَلُهُ مُضاعَفٌ. اِنَّ للصائِمِ عِندَ اِفطارِهِ دَعوَةً لاتُرَدُّ؛

خواب روزه دار عبادت،

 سكوت او تسبيح،

دعايش پذيرفته

 و عملش دو چندان است.

دعاى روزه دار به هنگام افطار از درگاه خدا رد نمی شود.

الدعوات للراوندى، ص 27

  طنز مديريتی              

کارمند دلخواه

یک موسسه تربیت کارمند، پس از پایان دوره، یک نمایشگاه مجازی برای مدیران شرکت ها و سازمان های بازدید کننده برگزار کرده بود. این نمایشگاه پنج طبقه داشت و هر مدیر برای انتخاب و استخدام کارمند مورد علاقه خود می توانست وارد آنجا شود؛ البته لازم بود که فقط یک قانون را رعایت کند. اگر وارد طبقه ای می شد، و کارمند دلخواه خود را می یافت، او را استخدام می کرد در غیر این صورت باید به طبقه بالاتر می رفت و برگشتش به طبقات پایینی دیگر ممکن نبود.

در طبقه اول تابلویی نصب شده است به این مضمون : این کارمندان شغل خود را دوست دارند.

مدیران معمولاً بیش از این ها از کارمندان خود توقع دارند، بنابراین به طبقه دوم می روند.

در طبقه دوم روی تابلویی نوشته شده بود : این کارمندان شغل خود را دوست دارند و با حقوق کم می سازند و در ورود و خروج تاخیر و تعجیل ندارند. مدیران می خواهند ببینند در طبقه سوم چه خبر است .

در طبقه سوم نوشته روی تابلو از این قرار است : این کارمندان شغل خود را دوست دارند، با حقوق کم می سازند، در ورود و خروج تاخیر و تعجیل ندارند، به امور شخصی شما هم رسیدگی می کنند . جالب است ، ولی سلیقه مدیران هنوز بیشتر از این را می خواهد .

در طبقه چهارم روی تابلو می خوانیم این کارمندان شغل خود را دوست دارند، با حقوق کم می سازند، در ورود و خروج تاخیر و تعجیل ندارند و به امور شخصی شما هم رسیدگی می کنند و در روزهای تعطیل هم کار می کنند . واقعاً که حیرت انگیز است. ولی اگر یکی دو خصوصیت دیگر هم داشته باشد، همان است که من می خواهم !

بنابراین قدم به طبقه پنجم می گذارند . نوشته روی تابلو این است این طبقه برای این است که به شما ثابت کند به هیچ نحوی نمی توان رضایت یک مدیر را جلب کرد!

 

  حکايت مديريتی            

قانون کامیون حمل زباله

سوار تاکسی شده وعازم فرودگاه بودم. راننده در خط عبوری صحیح رانندگی می کرد که ناگهان، یک ماشین، درست در جلوی ما و به فاصله بسیار کمی از جای پارک بیرون پرید. به محض دیدن این صحنه، راننده تاکسی محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد و به فاصله چند سانتیمتر از آن ماشین متوقف شد!   راننده ماشین مورد بحث ناگهان سرش را به طرف ما برگرداند و شروع کرد به داد و فریاد زدن. در مقابل، راننده تاکسی فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد؛ منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.

پس از این اتفاق از او پرسیدم:

- " چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما را به بیمارستان بفرستد!"

در این هنگام، راننده تاکسی، پاسخ سوالم را این گونه داد و درسی به من آموخت که اینک از آن با نام " قانون کامیون حمل زباله " یاد می کنم.

او گفت که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از ناکامی، خشم، و ناامیدی (زباله) بوده و در اطراف می گردند. وقتی زباله در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی می کنند. به خودتان نگیرید؛ فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید. زباله های آنها را نگیرید و سپس آن ها را به افراد دیگری در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها پخش کنید.

حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های زباله روزشان را بگیرند و خراب کنند. زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید، از این رو...

" افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید. برای آنهایی هم که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید."

زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.

 

  تکنیک های موفقیت         

دست یابی به موفقیت تنها در 31 روز

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

شما قادر خواهید بود، تنها در ٣١ روز، کاری کنید که موفقیت مثل موم در دستانتان نرم شود و شما را در بهترین‌ها بیابند.

روز اول
از کارهایی که ناچاری انجام دهی لذت ببر. نق زدن تنها تو را خسته‌تر می‌کند و نمی‌گذارد کار را درست انجام دهی،اما اگر با موفقیت مانند یک دوست رفتار کنی، مثل یه بره همه جا به دنبالت خواهد بود.

 
روز دوم
سعی کن کارهایت را از صمیم قلب انجام دهی، نه به صرف این که ناچاری انجام دهی. باید به کارت ایمان داشته باشی. یک جریان آب ضعیف، تنها نیمی از باغچه را آبیاری می‌کند.

 
روز سوم
همه چیز را همان طور که هست بپذیر. خواستن تنها، چیزی را تغییر نمی‌دهد. خواستن، باد را از وزیدن باز نمی‌دارد و برف را به آب‌نبات تبدیل نمی‌کند. اگر می‌خواهی چیزها را بهتر از خودشان تبدیل کنی، با آنها همان گونه که هستند مواجه شو.

 
روز چهارم
تمرین کن تا از درون شاد باشی. اجازه نده دیگران برای شاد کردن تو تصمیم بگیرند. خودت رئیس کارخانه شادی سازی باش.

 
روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفیدی که در آسمان است، آزاد کن. تلاش کن، اما نتایج کار را واگذار تا با هم کار بیایند. برای ابر چه فرقی می‌کند باد از کدام سو بوزد. چرا وقتت را برای چیزی که در کنترل تو نیست، تلف می‌کنی؟

 
روزششم
وقتی تصمیم به انجام کاری می‌گیری، از خود نپرس: من چه می‌خواهم؟ بلکه بپرس: چه کاری به نفع همه است؟ اگر به فکر منافع دیگران باشی، دیگران در کنارت کار خواهند کرد و کمکت خواهند کرد تا موفق شوی.

 
روز هفتم
هنگام تصمیم‌گیری ابتدا نباید بپرسی، از این کار چه نفعی عایدم خواهد شد؟ پرسش درست این است که: چه کاری به نفع همه است؟ خانه زمانی مستحکم خواهد شد که همه دیوارهایش استوار باشند.

 
روز هشتم
وقتی کار به مشکل می‌خورد، نه دیگران را سرزنش کن و نه خود را، انسان وقتی شنا یاد می‌گیرد که از فرو رفتن در آب نترسد.


روز نهم
برای موفقیت در هر کار، باید ابتدا تصویر واضحی از نقشه کار داشته باشی، آنگاه همان طور که در باد شدید، نخ بادبادک را محکم نگه می‌داری، باید هدفت را هم به همان محکمی نگه داری.

 
روز دهم
اگر طرحی در عمل مشکل‌تر از آن شد که فکر می‌کردی، دلسرد نشو.همه چیز این دنیا همین طور است، خصوصاً اگر ارزشمند باشد. لاجرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما توخالی.

 
روز یازدهم
مشکلات ما را قوی و به سمت پیروزی‌های بزرگ‌ تر هدایت می‌کنند. کوهنوردی آسان نیست، اما منظره‌ای هم که از قله کوه دیده می‌شود، بسیار زیباست.

 
روز دوازدهم
اراده‌ات را قوی کن. خود را وارد به انجام کارهایی کن که برایت مشکل‌اند. سپس آنها را با جدیت انجام بده. بعد از مدتی خواهی دید که اراده‌ات همانند گرزی فولادی سخت و درخشان شده است.

 
روز سیزدهم
با انرژی کامل روی کارهایت تمرکز کن. شیشه‌های رنگی کلیسا، هنگام عبور نور از آنها بسیار زیبا و درخشان می‌شوند. کارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی، شفاف و زیبا خواهند شد.

 
روز چهاردهم
هنگامی که قصد انجام کاری را داری، از خود نپرس؛ دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام داده‌اند؟ بلکه بپرس: چگونه می‌توانم آن را درست و به بهترین وجه ممکن انجام دهم. این را بدان که همواره حقیقتی تازه در انتظار کشف شدن است. بدون احساس وجود این حقایق، کریستف کلمب هرگز به آمریکا نمی‌رسید و گراهام بل تلفن را اختراع نمی‌کرد.
 

روز پانزدهم
هر کاری را با جان و دل انجام بده. اگر شعاع انرژی‌ات را مانند ذره بینی که نور خورشید را متمرکز می‌کند، روی موانع تمرکز دهی، هر مانعی که سر راهت باشد خواهد سوخت.
 

روز شانزدهم
امروز را آغازی تازه بدان. چرا به چیزی که دیروز اتفاق افتاده، یا انجام شده فکر می‌کنی؟ زندگی رودخانه‌ای است که مدام به سمت آینده در جریان است. هیچ قطره‌ای از آن دو بار از زیر یک پل رد نمی‌شود. کار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه.
 

روز هفدهم
افکار و رویاهایت را بسط بده. هنگامی که در بیرون چمن زاری پهناور است که از هر سو تا افق امتداد دارد. چرا خود را در آغل حبس کنی.
 

روز هجدهم
نگذار افکار و ذهنیاتت به صورت عادت درآیند. سعی کن هرگز درجا نزنی. هر روز از زاویه‌ای تازه به کارها نگاه کن. زندگی یک صحنه پر از ماجراست. به اطرافت نگاه کن: نشانه‌های زیبایی وجود دارند که به کشفیات تازه اشاره می‌کنند.
 

روز نوزدهم
مهم‌ترین چیز احساسی است که نسبت به کارت داری. وجود رنگ‌های تیره در یک تابلوی نقاشی. نشانه افسردگی نقاش آن تابلوست. رنگ‌های روشن، حاکی از وجود روشنایی و انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست. هر کاری را با شادی انجام بده، تا دیگران را هم شاد کنی.

 
روز بیستم
زندگی مثل یک تاب است که هم می‌تواند سرگرم کننده باشد و هم حال به هم ‌زن. اگر هر بار که تاب می‌خوری احساس شگفتی کنی، لذت تاب خوردن را احساس خواهی کرد. در زندگی هم هر بار که کاری را انجام می‌دهی، از انجام آن احساس شگفتی کن.
 

روز بیست و یکم
حرف حق را بپذیر و کاری به گوینده آن نداشته باش. مثلاً اگر بوی دود را احساس می‌کنی و طوطی‌ات فریاد بزند که: خانه آتش گرفت! آیا به مهمان‌هایت خواهی گفت: این طوطی نمی‌فهمد چه می‌گوید؟
 

روز بیست و دوم
عقاید را با حقایق اشتباه نکن. حقیقت مانند دانه بادام است، و عقاید پوسته آن دانه بادام. اگر به دنبال حقیقت هر چیز هستی، باید پوسته را بشکافی، تا خود دانه را ببینی.
 

روز بیست و سوم
قبل از انجام هر کار مهمی، اول ببین چه احساسی نسبت به انجام آن داری. آیا آن کار را مهم می‌دانی؟ آیا واقعی به نظرت می‌رسد؟ آیا به دیگران کمک می‌کند؟
 

روز بیست و چهارم
هنگام غلیان احساسات، هیچ تصمیم مهمی نگیر. در این صورت اشتباه خواهی کرد. اول درونت را آرام کن. ذهن مانند یک دریاچه است. هنگام غلیان احساس، دریاچه مواج است. دریاچه هنگامی نور ماه را منعکس می‌کند که آرام باشد.
 

روز بیست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشکلی، یادت باشد که حتماً راه حلی وجود دارد؛ زیرا هر چیز با جفتش به وجود می‌آید. بعد از هر سقوطی، صعودی و بعد از هر شبی، روزی وجود دارد. ذهنت را روی راه حل‌ها متمرکز کن. برای بیرون آمدن از یک اتاق باید درب را پیدا کنی، نه این که به دیوارها فکر کنی.
 

روز بیست و ششم
همواره از نعمت‌هایی که زندگی به تو بخشیده است، شاد باش و به خاطر آنچه که نداری گله‌ مند نباش. ساختمان با سنگ‌هایی ساخته می‌شود که در دسترس‌اند، نه با سنگ‌های حیاط خانه دیگران.
 

روز بیست و هفتم
سعی کن مثل ماشین خرابی که خاموش نمی‌شود، دائماً در حال عذرخواهی نباشی. با این کار توجه دیگران را به اشتباهاتت جلب خواهی کرد. تلاش کن که بهترین را انجام دهی؛ آن گاه لبخند بزن و حرکت کن. تنها خداوند کامل است.
 

روز بیست و هشتم
هر کار خیری که در این دنیا انجام دهی، بیش از هر کس به خودت کمک خواهد کرد، به تو قدرت و انرژی و درک بیشتر خواهد بخشید. اگر خودت نقاشی کنی، دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد؛ ضمن آنکه در حین کار تجربه‌ات هم در نقاشی بیشتر شده است.
 

روز بیست و نهم
برای عمل کردن از درونت فرمان بگیر. برای تفکر از درونت راهنمایی بجو. زیرا درک و آگاهی را باید دریافت کنی و نمی‌توانی خودت خلق کنی. زمین هنگامی گرم می‌شود که به سمت خورسید متمایل باشد.
 

روز سی‌ام
هر چیز که راست و درست باشد، به نفع تو و دیگران خواهد بود. خداوند بهتر از هر کس می‌داند که چه چیز به تو شادی واقعی می‌بخشد. آیا یک گیاه می‌فهمد که باد، آن را تقویت می‌کند یا باران ملال آور باعث رشد گل‌های زیبا می‌شود.
 

روز سی و یکم
هرگز مغرور نشو، زیرا غرور میکروبی کشنده است. غرور به تدریج عقل را زایل می‌کند و باعث می‌شود هیچ کاری را بدرستی انجام ندهی.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  نکات مدیریتی             

ده اشتباه مدیران تازه کار

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

مدیریت در آغاز می تواند تا اندازه ای مرعوب كننده باشد. در تحقیقی كه اخیرا به عمل آمد، مشخص شد ۵۰ درصد مدیران قبل از تصدی شغل مدیریت هیچگونه آموزشی نمی بینند. در اینجا فهرستی از اشتباهات كه ممكن است از سوی مدیران تازه كار صورت بگیرد، مطرح می شود تا شاید كمكی برای اجتناب از آنها باشد.

 
۱) فكر می كنند كه هم چیز را می دانند:

اگر به عنوان مدیر تولید شدید، ممكن است تصور كنید كه همه چیز را در مورد تولید می دانید! حتی اگراین طور هم باشد، مطمئنا تمامی نكات در مورد مهمترین قسمت از شغل خود یعنی اداره كاركنان نمی دانید. پس، به سخنان آنان گوش كنید و نظرشان را بپرسید .

 
۲ ) دائما" در حال معرفی خود به عنوان مدیر هستند:

در واقع همه كاركنان می دانند كه شما مدیر هستید و ضرورتی ندارد كه پیوسته در صدد معرفی خود باشید. به جای آن، تلاش كنید تا به عنوان مدیری جدید، تغییرات مثبت و سازنده ای در محل كار خود به وجود آورید.


۳ ) همه چیز را تغییر می دهند:

فقط به خاطر اینكه گمان می كنید كار انجام شده، اشتباه است، دو باره كاری نكنید. زیرا احتمال دارد كه شما روش دیگری را برای انجام كارها به كار می گیرید. بنابراین، میان متفاوت بودن روش كار و اشتباه بودن آن فرق بگذارید. (چون هر روش متفاوت با روش شما لزوما اشتباه نیست).

 
۴ ) از انجام بعضی كارها در هراس هستند:

از آنجا كه خودتان برای تصدی شغل مدیریت در خواست نكردهاید، از توانایی انجام كارها به نحو احسن مطمئن نیستید. با این حال، اجازه ندهید افكار منفی به شما غلبه كند و تصور نكنید كه نمی توانید از عهده انجام كارها برآیید. مطمئن باشید، مدیران سطوح بالا بدون در نظر گرفتن توانایی و درایت تان، شما را برای این شغل انتخاب نمی كردند.

 
۵ ) برای شناخت كاركنان عجله ای ندارند:

ممكن است تصور كنید كه سالهاست كه این كاركنان را میشناسید و با آنها كاركرده اید ولی بدانید این بدین معنی نیست كه واقعا همه را می شناسید! بنابراین، تلاش كنید تا پی ببرید چه چیزهایی آنها را شاد یا نگران و چه عواملی در آنها ایجاد انگیزه می كند. كاركنان را به عنوان یك فرد در نظر بگیرید نه یك كارمند. با توجه به اینكه كاركنان حوزه مدیریت شما می توانند سبب پیشرفت یا شكست تان باشند، پس به آنها توجه كنید و زمانی را به آنان اختصاص دهید.

 
۶ ) با برقراری جلسات متعدد با رئیس مافوق وقت را تلف نكنید:

از آنجا كه رئیس تان شما را برای این شغل انتخاب كرده است، بنابر این، گرفتاری و مشغله زیاد شما را درك می كند و تمایلی به اتلاف وقت تان ندارد. پس برای دادن اطلاعات و یا گرفتن راهنمایی از رئیس، كمترین زمان را صرف كنید.

 
۷ ) نگران حل مشكلات نیستند:

شما به عنوان یك مدیر نمی توانید مشكلات را نادیده بگیرید، یا آرزو كنید تا خود به خود حل شوند. این وظیفه شماست كه در یافتن راه حل برای مشكلات تلاش كنید. هر چند این بدین معنا نیست كه نباید از دیگران كمك بگیرید ولی بدانید تنها شخصی هستید كه بایستی پیگیر حل و فصل مشكلات باشید.

 
۸ ) خود را متفاوت از دیگران می دانند:

مدیر بودن شما به این معنی نیست كه نباید بخندید، احساساتی شوید و یا حتی گاهی اوقات اشتباه كنید.

 
۹ ) از كاركنان خود حمایت نمی كنند:

كاركنان واحد شما ممكن است از هر طرف تحت فشار باشند. ممكن است واحدهای دیگر، تقصیرها را به گردن شما بیندازند و یا مدیرتان وظایف مختلف و نامناسبی را به عهده واحد شما بگذارد. ممكن است واحد منابع انسانی، ارزیابیهای واحد شما را غیر معقول بداند و معتقد باشد كه كاركنان تان پول زیادی می گیرند. پس وظیفه شما است كه در مقابل این مسایل بایستید و از حق كاركنان خود دفاع كنید.

 
۱۰ ) زیر بار مسئولیت انجام كارها نمی روند:

خواه ناخواه به عنوان مدیر بایستی مسئولیت كلیه كارهای واحد خود را بپذیرید. مسئولیت انجام درست یا نادرست كارها در واحدتان در نهایت به شما بر می گردد. پس لازم است كه ضمن برقراری ارتباط قوی با كاركنان، همیشه آمادگی پذیرش مسئولیتها، را داشته باشید. زیرا در این صورت است كه مدیر یا ما فوق شما هم به همان نحو مسئولیت كارهایتان را خواهد پذیرفت.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

انواع كنترل و نظارت در مديريت اسلامى

ابوطالب خدمتى

 

مقدمه
كنترل و نظارت به عنوان يكى از وظايف اصلى مدير، از اركان اصلى و عناصر حياتى مديريت‏سالم و كارآمد است. مديران با انجام وظيفه برنامه‏ريزى، اهداف سازمان و راههاى دستيابى به آنها را مشخص مى‏كنند. آگاهى از اجراى دقيق برنامه‏ها و اطمينان به حركت‏سازمان در راستاى دستيابى به هدف‌هاى اصلى سازمان تنها در صورتى امكان‌پذير خواهد بود كه نظامى دقيق و جامع براى نظارت و كنترل وجود داشته باشد. هر سازمانى داراى منابع و امكاناتى است كه براى رسيدن به اهداف سازمان بايد از آنها به صورت مطلوب‏و بهينه ‏بهره ‏بردارى‏كند و اين‏ امر جز در سايه ‏وجود نظارت‏ و كنترل ‏امكان‌پذير نيست.
در منابع و آموزه‏هاى دينى، دستورات صريح و روشنى در مورد نظارت وجود دارد و مديران مسلمان به داشتن يك نظام كامل، جدى و عادلانه براى كنترل بر سازمان سفارش شده‏اند. نظام كنترلى كه مى‏توان از منابع دينى استخراج كرد، نظامى جامع، كامل، عادلانه و منحصر به فرد است. در اين نظام، خداوند متعال و فرشتگان الهى، ناظر بر اعمال، رفتار و نيات انسانها معرفى مى‏گردند و به انسان گوشزد مى‏شود كه همواره در محضر خداست و خدا و فرشتگان در همه حال ناظر بر اعمال و رفتار او هستند و بنابراين بايد مواظب اعمال و رفتار خود باشد. بر همين اساس، بحث نظارت انسان بر عملكرد خويشتن يا به عبارت ديگر، مسئله خود كنترلى‏ مطرح مى‏شود. به انسان مسلمان توصيه مى‏شود كه همواره بر اعمال و رفتار خود نظارت داشته باشد و قبل از اينكه عملكردش مورد ارزيابى و سنجش ديگران قرار گيرد، خود عملكرد و رفتارش را مورد ارزيابى و حسابرسى قرار دهد.
علاوه بر اين دو نوع نظارت، مسئله نظارت عمومى و همگانى مطرح است و به همه مسلمانان دستور داده شده است كه در مقابل ديگران احساس مسئوليت كنند و در صورت مشاهده عملكرد نادرست‏يا انحراف از اهداف و تخلف از وظايف، تذكر دهند و امر به معروف و نهى از منكر نمايند. همچنين مسئله نظارت مدير بر عملكرد كاركنان و اجراى برنامه‏ها در سازمان به دو صورت نظارت آشكار و پنهانى مطرح شده است. بنابراين، نظام جامع و كامل نظارتى كه مى‏توان با استفاده از منابع و آموزه‏هاى دينى استخراج كرد، داراى بخشها و انواع ذيل است:

1 - نظارت خداوند متعال (نظارت الهى);
2 - نظارت فرد بر اعمال خود (خود كنترلى);
3 - نظارت عمومى (نظارت همگانى);
4 - نظارت سازمانى:

الف: نظارت آشكار و رسمى به صورت مستقيم يا غيرمستقيم.
ب: نظارت مخفى و پنهانى.
قبل از توضيح هر يك از اين موارد، تذكر نكته‏اى ضرورى است و آن اينكه جامعيت و گستردگى نظام مطرح شده از جانب اسلام براى كنترل و نظارت، به معناى توصيه و سفارش به افراط و زياده‏روى در آن و سختگيرى بيش از حد نيست، بلكه به معناى دقت فراوان و تلاش براى درست انجام شدن آن است، زيرا همانگونه كه با بى‏توجهى به امر كنترل، سازمان قادر به تامين اهداف و اجراى برنامه‏هاى خود نخواهد بود و در مقابل فرصتها و تهديدها، نخواهد توانست عكس‏العمل مناسب نشان دهد، با زياده‏روى و افراط در آن نيز، روحيه استقلال‏طلبى و آزادى‏خواهى افراد ضربه خواهد خورد و كاركنان سازمان در مقابل كنترل و نظارت، مقاومت‏خواهند كرد.



نوع اول: نظارت الهى
يكى از سنتهاى ثابت الهى، نظارت كامل، دقيق و مداوم بر اعمال و رفتار و نيات انسانها و بازرسى و ارزيابى آنهاست. خداوند متعال در اين دنيا، دقيقا بر تمام اعمال، گفتار و نيات انسانها نظارت دارد و بر مبناى همين نظارت دقيق و كامل است كه در روز قيامت، همه كارهاى انسان را مورد ارزيابى و سنجش قرار مى‏دهد و پاداش و كيفر مناسب را براى هر يك از آنها تعيين مى‏كند.
خداوند سبحان در قرآن كريم بارها و در آيات متعدد، مسئله نظارت بر اعمال بندگانش را مطرح مى‏كند و خود را شاهد و ناظر بر كارهاى بندگان معرفى مى‏نمايد. مثلا در سوره مباركه توبه، خطاب به پيامبر گرامى اسلام(ص) مى‏فرمايد:
و قل اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله و المؤمنون و ستردون الى عالم الغيب والشهادة فينبئكم بما كنتم تعملون.(1)
و (اى پيامبر) بگو [هر كارى مى‏خواهيد] بكنيد كه به زودى خدا و پيامبرش و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و به زودى به سوى كسى بازمى‏گرديد كه پنهان و آشكار را مى‏داند و شما را از آنچه انجام مى‏داديد، آگاه خواهد كرد.
همچنان كه از اين آيه شريفه استفاده مى‏شود و در آيات ديگر قرآن كريم و نيز روايات معصومين(ع) بيان شده است، خداوند متعال علاوه بر اينكه تمام كارهاى انسان را مى‏بيند و آنها را به دقت زير نظر دارد، افكار و نيات انسانها نيز تحت نظارت كامل و دقيق او است. يكى ديگر از آياتى كه نشانگر اين حقيقت است، آيه‏اى است در سوره مباركه يونس كه خداوند سبحان مى‏فرمايد:
و ما تكون فى شان و ماتتلوا منه من قرآن ولاتعملون من عمل الا كنا عليكم شهودا اذ تفيضون فيه...(2)
در هر حال كه باشى و هر آيه‏اى از قرآن كه بخوانى و هر كارى كه انجام دهيد، ما در لحظه‏اى كه بدان مبادرت مى‏ورزيد، شاهد و ناظر بر شما هستيم.
اين آيه شريفه نيز بيانگر اين حقيقت است كه همه كارها و حركات انسان تحت نظر خدا بوده و خداوند متعال همواره و در همه حال ناظر و شاهد بر اعمال، رفتار و نيات انسان است. واقعيت اين است كه اگر انسان اين حقيقت را هميشه نصب‏العين خود قرار دهد و خداى سبحان را همواره شاهد و ناظر بر كارها، رفتارها و نيتهاى خود بداند، از هرگونه لغزش و خطا و خيانت مصون خواهد ماند. لذاست كه حضرت امام خمينى(ره) اين حقيقت را متذكر شده و فرمودند: عالم محضر خداست، در محضر خدا معصيت نكنيد. البته در قرآن كريم، علاوه بر خداوند متعال، پيامبران و امامان،(3) فرشتگان،(4) اعضاى بدن انسان(5) و زمين(6) نيز به عنوان ناظر و شاهد اعمال انسانها معرفى شده ‏اند.

 

نوع دوم: خود كنترلى
يكى ديگر از انواع نظارت و كنترلى كه از منابع دينى مى‏توان استخراج كرد، نظارت درونى يا به اصطلاح، خود كنترلى‏ است. در اين نوع از كنترل و نظارت كه بر جنبه درونى كنترل تاكيد دارد، افراد و كاركنان سازمان بر عملكرد خود نظارت مى‏كنند و آن را كنترل مى‏نمايند. خودكنترلى زمانى تحقق مى‏يابد كه افراد در درون خود داراى نيرويى ناظر بر كارهاى خود باشند و مراقبت كنند كه كارها و وظايف خود را به درستى و صادقانه و عارى از هرگونه عيب و نقص انجام دهند. شايد بتوان گفت كه در مقايسه با نظارت بيرونى، خود كنترلى بهترين و كارآمدترين مكانيزم براى كنترل عملكرد افراد است و اگر اين مكانيزم در سازمان ايجاد و تقويت گردد، كاركردى به مراتب بهتر و مؤثرتر از نظارت و كنترلهاى بيرونى خواهد داشت; زيرا نظارت و كنترلى كه از بيرون بر افراد و عملكرد آنها اعمال مى‏شود در صورتى جامع و دقيق خواهد بود كه اين افراد از درون نيز بر خود نظارت كنند و در غير اين صورت، مواردى كه از ديد ناظران مخفى مانده و در حيطه نظارت بيرونى از آن غفلت‏شده باشد، هيچ‏گاه مورد نظارت و ارزيابى قرار نمى‏گيرد و انحرافات احتمالى آن اصلاح نخواهد شد.
در منابع دينى و آموزه‏هاى اسلامى، تاكيد فراوانى بر مسئله نظارت انسان بر اعمال و رفتار خويش و به عبارت ديگر، خود كنترلى‏ شده است. امير مؤمنان حضرت امام على(ع) در تبيين اين اصل مهم دينى مى‏فرمايد:
اجعل من نفسك على نفسك رقيبا!;(7) از خودت مراقبى بر خويشتن قرار بده!
تاكيد حضرت على(ع) در اين بيان نورانى بر اين نكته است كه اعمال و رفتار انسان بايد همواره تحت نظارت خودش باشد و خود، عملكردش را كنترل نمايد. همچنين حضرت امام سجاد(ع) نظارت درونى و خود كنترلى را عامل اصلى حركت انسان در مسير صحيح هدايت و تكامل دانسته و مى‏فرمايد:
ابن آدم انك لاتزال بخير ما كان لك واعظ من نفسك و ما كانت المحاسبة من همك.(8)
اى فرزند آدم! تو همواره در مسير خير قرار خواهى داشت مادام كه موعظه‏كننده‏اى از درون داشته باشى و حسابرسى از خويشتن از كارهاى اصلى تو باشد.
در عصر حاضر جوامع مختلف مى‏كوشند تا از طرق گوناگون، خود كنترلى را در سازمانهاى خود تحقق بخشند. برخى از اين جوامع بر بيدار كردن وجدان فردى اهتمام مى‏ورزند و برخى ديگر مى‏كوشند تا از طريق تقويت احساس مليت‏خواهى، افراد را خود كنترل سازند، اما تمامى اين روشها به علت نارساييها و محدوديتها، تاكنون موفقيت تامى نداشته‏اند.(9)
بنابراين، بايد عامل اصلى ايجاد خود كنترلى را پيدا كنيم و آن را در سازمان ايجاد يا تقويت نماييم، ولى قبل از پرداختن به اين بحث، لازم است علل ناكامى وجدان كارى و احساس ميهن‏دوستى را در ايجاد خود كنترلى به صورت فشرده توضيح دهيم.
وجدان كارى به دليل تعاريف و برداشتهاى گوناگونى كه از آن مى‏شود، نمى‏تواند پايه محكم و استوارى براى خود كنترلى باشد. اين به معناى ناديده گرفتن اهميت وجدان كارى و تاثيرات شگرف آن در سازمان نيست، زيرا اگر كاركنان سازمان داراى وجدان كارى باشند، نهايت تلاش خود را در عرصه كار و فعاليت‏به كار مى‏گيرند و از خيانت و كم‏كارى و هدر دادن منابع و امكانات پرهيز مى‏كنند، ولى نبايد از اين نكته غفلت نمود كه وجدان همه انسانها به يك صورت نيست و ممكن است وجدان افراد در بعضى از موارد، متفاوت يا حتى متعارض باشد. از اين‏رو صرف وجود وجدان براى ايجاد خود كنترلى كافى نيست، همانگونه كه طرد آن نيز به كلى منطقى نيست. اما نقش احساس ميهن‏دوستى به مراتب ضعيفتر از وجدان كارى است و اين احساس، نقش چندان تعيين‏كننده‏اى در ايجاد خود كنترلى در افراد ندارد.
بنابراين، بايد عامل و انگيزه قويترى براى ايجاد خود كنترلى وجود داشته باشد و آن چيزى جز ايمان و اعتقادات دينى نيست. به طور كلى ارزشهاى حاكم بر انسان به ويژه اعتقادات و باورهاى دينى، نقش تعيين‏كننده‏اى در اعمال و رفتار او دارند. يكى از صاحبنظران و نويسندگان معروف مديريت اين مطلب را اين گونه بيان مى‏كند كه: معمولا ارزشها بر نگرشها و رفتار اثر مى‏گذارند.(10) يعنى ارزشهاى هر فرد تشكيل‏دهنده نگرشهاى او و پايه و اساس اعمال او هستند.
يكى از ارزشهايى كه نقش مؤثرى در خود كنترلى افراد دارد، اعتقاد به قيامت است. اعتقاد به معاد و باور به اينكه همه اعمال ريز و درشت انسان روزى مورد حسابرسى دقيق و عادلانه‏اى قرار خواهد گرفت، پشتوانه نيرومندى براى واداشتن انسان به نظارت بر عملكرد خويشتن است. كسى كه به معاد و رستاخيز عظيم ايمان دارد و معتقد است كه تمام اعمال او در روز قيامت مورد محاسبه قرار خواهد گرفت، در اين دنيا اعمال و رفتار خود را با دقت‏بيشترى انجام مى‏دهد و از كم‏كارى‏ها و خيانتها و سهل‏انگاريها در كار، پرهيز خواهد كرد. چنين شخصى چون همواره خود را در محضر خداى متعال مى‏يابد و خدا و فرشتگان را ناظر بر اعمال خويش مى‏داند، تلاش خواهد كرد كارهاى خود را به بهترين وجه ممكن انجام دهد تا به معصيت الهى آلوده نشود و مشمول مجازات و عذاب نگردد. پيامبر گرامى اسلام(ص) در اين مورد مى‏فرمايد: حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا و زنوها قبل ان توزنوا و تجهزوا للعرض الاكبر.(11)
قبل از اينكه شما را مورد محاسبه قرار دهند خودتان را محاسبه كنيد و قبل از اينكه شما را ارزيابى كنند، خودتان را بسنجيد و براى رستاخيز عظيم آماده شويد.
اگر اين اعتقاد در جامعه، به ويژه در سازمانها، ايجاد و تقويت‏شود و همگان بدان پايبند باشند، نياز به نظارت بيرونى و كنترلهايى كه هزينه‏هاى هنگفتى نيز براى سازمان دارد، كمتر مى‏شود و نتيجه به دست آمده نيز بسى بهتر و افزونتر خواهد شد، چرا كه اولا همه سعى مى‏كنند كارهاى خود را به نحو احسن و بدون عيب و نقص انجام دهند و ثانيا چون افراد همواره عملكرد خود را كنترل مى‏كنند، در صورت وجود هر گونه عيب و نقصى در عملكردشان به سرعت درصدد رفع آن خواهند بود.

 

نوع سوم: نظارت همگانى
در سيستم نظارتى اسلام، مسئله كنترل بر سازمان و عملكرد كاركنان آن، تنها در چارچوب وظايف و اختيارات مديران و مسئولان سازمانها خلاصه نمى‏شود، بلكه كليه اعضاى سازمان موظفند بر اساس يك وظيفه شرعى بر عملكرد ديگر اعضاى سازمان حتى عملكرد مديران و مسئولان آن نظارت داشته باشند. اين كنترل و نظارت همگانى از اهميت و جايگاه ويژه‏اى برخوردار است و در آموزه‏هاى دينى تاكيد فراوانى بر آن شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مى‏فرمايد:
كنتم خير امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بالله.(12)
شما بهترين امتى بوده‏ايد كه براى انسانها پديدار شده‏ايد، (چه اينكه) امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنيد و به خدا ايمان داريد.
خداوند سبحان در اين آيه، امت اسلامى را به عنوان بهترين امت معرفى كرده و ويژگى بارز و مهم اين امت را امر به معروف و نهى از منكر يا همان نظارت همگانى ذكر كرده است.
نظارت همگانى (امر به معروف و نهى از منكر) در سازمان نيز به عنوان يك جامعه كوچك، صادق و جارى است و در صورت وجود كنترل عمومى و نظارت همگانى در آن و احساس مسئوليت همه اعضاى سازمان نسبت‏به عملكرد يكديگر، نقاط قوت و ضعف سازمان و كاركنان آن روشن مى‏شود و سازمان مى‏تواند براى جبران ضعفها و از بين بردن نارساييهاى خود برنامه‏ريزى كند.
نظارت عمومى در سازمان به دو شكل و در دو زمينه مى‏تواند مطرح باشد: نظارت همگانى اعضا و كاركنان سازمان بر عملكرد يكديگر، و نظارت همگانى كاركنان بر عملكرد مسئولان و مديران.
1 - نظارت كاركنان سازمان بر عملكرد يكديگر; در اين نوع از نظارت همگانى، همه اعضاى سازمان بر عملكرد يكديگر نظارت كرده و در صورت مشاهده هر گونه كوتاهى، كم‏كارى و انحراف از اهداف سازمان و برنامه‏هاى آن به يكديگر تذكر مى‏دهند. اين وظيفه آنگاه جامعه عمل خواهد پوشيد كه زمينه‏ها و شرايط لازم براى اجراى آن ايجاد شده باشد. يكى از شرايط اصلى تحقق اين امر در سازمان، آن است كه اعضا نسبت‏به سازمان و عملكرد يكديگر احساس مسئوليت كنند و براى تصحيح عملكرد يكديگر و بالا بردن كارآيى و اثربخشى سازمان تلاش نمايند.
2 - نظارت كاركنان بر عملكرد مديران و مسئولان سازمان; همانطور كه رابطه اعضاى سازمان با يكديگر بر احساس مسئوليت در قبال يكديگر و نظارت بر عملكرد همديگر مبتنى بود، رابطه اعضا با مديران و مسئولان نيز بايد بر اين پايه استوار باشد، يعنى همه اعضاى سازمان بايد در برابر عملكرد مديران و مسئولان سازمان احساس مسئوليت كنند و خود را موظف بدانند كه بر عملكرد مديران سازمان نظارت كنند و در صورت مشاهده هر گونه خلاف يا انحراف از اهداف سازمان، به آنها تذكر دهند. البته اين مسئله بايد همواره از روى خيرخواهى بوده و حالت انتقاد سازنده داشته باشد، مسئله‏اى كه در آموزه‏هاى دينى از آن به النصيحة لائمة المسلمين‏ تعبير شده است.

 

نوع چهارم: نظارت سازمانى
در يك تقسيم‏بندى كلى، مى‏توان نظارت و كنترل سازمانى را به دو نوع تقسيم كرد: نظارت آشكار و علنى، نظارت مخفى و پنهانى.

1. نظارت علنى و آشكار:
منظور از نظارت علنى و آشكار آن است كه عمليات نظارت و كنترل بر عملكرد كاركنان سازمان يا اجراى برنامه‏هاى آن به صورت آشكار صورت گيرد و افراد و كاركنانى كه عملكرد يا برنامه در دست اجراى آنها كنترل مى‏شود، از انجام آن آگاه و مطلع باشند.
اين نوع نظارت را مى‏توان به دو روش مختلف انجام داد: الف: نظارت به وسيله شخص مدير انجام شود كه مى‏توانيم آن را كنترل مستقيم و بدون واسطه بناميم. ب: نظارت به وسيله عوامل مختلف انجام شود و مدير خودش مستقيما وارد اين كار نشود، بلكه نتيجه كار آنها را بررسى نمايد. اين روش را نيز مى‏توانيم كنترل غيرمستقيم بناميم.
الف: نظارت و كنترل مستقيم: نظارت مستقيم آن است كه مدير سازمان بدون واسطه و به صورت مستقيم بر كار تمامى واحدها و عملكرد همه كاركنان سازمان نظارت كند و برنامه‏هاى در حال اجرا را كنترل نمايد و شخصا همه مراحل فرايند نظارت و كنترل را بپيمايد. سيره مديريتى پيامبر گرامى اسلام(ص) در مورد نظارت و كنترل اين گونه بود كه در موارد متعددى شخصا وظيفه كنترل را بر عهده مى‏گرفت و بر عملكرد افراد نظارت مى‏كرد كه به دو مورد از آنها اشاره مى‏كنيم:
در روايتى، نقل شده است كه پيامبر اكرم(ص) در بازار مدينه از جنسى كه فروشنده‏اى مى‏فروخت‏خوشش آمد و قيمت آن را پرسيد. خداوند از طريق وحى به پيامبر دستور داد كه دست در داخل ظرف آن كالا فرو برد. حضرت آن دستور را اجرا كرد و مشاهده فرمود كه در قسمت زيرين ظرف، جنس نامرغوبى جاسازى شده است، حضرت به فروشنده فرمود: مى‏بينم كه خيانت‏به مسلمانان و گول زدن آنان را يكجا جمع كرده‏اى!(13)
در روايت ديگرى، نظير حادثه قبلى رخ داد و پيامبر اكرم به فروشنده دستور داد كه جنس خوب و بد را از هم جدا كند و بعد فرمود: در دين ما غش و گول زدن جايز نيست.(14)
نگاهى اجمالى به سيره مديريتى اميرمؤمنان حضرت على(ع) نيز بيانگر اين نكته است كه آن حضرت اهتمام خاصى به اين شيوه نظارت و كنترل داشتند و همواره سعى مى‏كردند تا جايى كه امكان دارد، خود شخصا بر عملكرد زيردستان نظارت داشته باشند. يكى از نمونه‏هاى بارز كنترل و نظارت مستقيم امام على(ع) را مى‏توان نظارت و كنترل هر روزه و هميشگى ايشان بر بازار كوفه و فروشندگان و تجار آن برشمرد. حضرت امام باقر(ع) در تبيين سيره و روش نظارتى ايشان مى‏فرمايد:
اميرمؤمنان على بن ابيطالب(ع) عادت داشت كه هر روز صبح به يكايك بازارهاى كوفه سرمى‏زد در حالى كه تازيانه‏اى دوشاخه به نام سيبه به همراه داشت. در هر بازارى مى‏ايستاد و با صداى بلند مى‏فرمود: اى تاجران پيش از داد و ستد از خداوند خير و نيكى بطلبيد و با آسان‏گيرى در معامله از خداوند بركت جوييد و به خريداران نزديك شويد (گران نفروشيد تا از شما بگريزند) و خود را به زينت علم و بردبارى آرايش دهيد و از دروغ گفتن و قسم خوردن بپرهيزيد و از ظلم و ستم كناره گيريد و با مظلومان به انصاف رفتار نماييد و به رباخوارى نزديك نشويد.(15)
نظارت مستقيم و بدون واسطه مدير، به ويژه مديران عالى سازمان، بر واحدهاى مختلف آثار مثبت و فوايد و مزاياى فراوانى به دنبال دارد، به ويژه آنگاه كه بازديد مدير از بخشها و قسمتهاى مختلف سازمان و نظارت و كنترل وى بر عملكرد كاركنان، به صورت غيرمنتظره و بدون اطلاع قبلى صورت بگيرد. اين كار باعث مى‏شود كه كاركنان با توجه و دقت‏بيشترى به كار و عاليت‏بپردازند و از كم‏كارى و كاستن از كيفيت كارها بپرهيزند، چرا كه اگر نظارت و بازديد مدير به ويژه بازديدهاى غيرمنتظره او به صورت يك سنت درآمده باشد، كاركنان سازمان همواره اين احتمال را خواهند داد كه مديرشان بدون اطلاع قبلى از واحد و قسمت آنها بازديد كند و بر عملكرد كاركنان آن بخش نظارت نمايد و درنتيجه، آنان با جديت‏بيشتر كار خواهند كرد و بهره‏ورى سازمان تا حد زيادى افزايش خواهد يافت. از طرف ديگر بازديد مديران و مسئولان از بخشهاى مختلف سازمان كه كاركنان احساس كنند مديران و مسئولان به آنها توجه دارند و همين امر، دلگرمى آنان به سازمان و رضايت‏شغلى‏شان را افزايش خواهد داد.
البته على‏رغم اهميت و فوايد فراوانى كه بازديد شخص مدير از سازمان و نظارت و كنترل مستقيم وى بر عملكرد كاركنان و اجراى برنامه‏ها در سازمان دارد، بايد توجه داشت كه به خاطر گستردگى و وسعت‏سازمانها و تنوع كارها و مشاغل در آنها، مديران و مسئولان سازمانها هرگز قادر به انجام اين شيوه از نظارت به صورت كامل و جامع نخواهند بود و چه بسا اگر مدير بخواهد همواره و در همه بخشهاى سازمان با استفاده از اين روش حتى در جزئى‏ترين مسائل تشكيلاتى شخصا نظارت كند، از كارهاى اصلى و اساسى خود غافل خواهد ماند. بنابراين مديران در مسئله نظارت و كنترل نيز همانند ديگر مسائل و كارهاى مديريتى، بايد از اصل رعايت اهم و مهم‏ پيروى كنند، چرا كه وقت و فرصتى كه مدير در اختيار دارد، محدود است و در صورتى كه بخواهد بر تمام بخشهاى سازمان و عملكرد همه كاركنان آن به تنهايى نظارت داشته باشد، فرصتى براى رسيدگى به كارهاى ديگر كه چه بسا برخى از آنها مهمتر هستند، پيدا نخواهد كرد.
اميرالمؤمنين(ع) مى‏فرمايد: كسى كه به كار غيرمهم مشغول شود، كار مهمتر را ضايع خواهد كرد.(16) همچنين ايشان مى‏فرمايند: انديشه تو براى همه كارها گنجايش ندارد، پس آن را براى مسائل مهم و اساسى، فارغ نگه دار!(17)
پس مدير نمى‏تواند تمام وقت‏خود را صرف بازديد و نظارت مستقيم نمايد بلكه تنها مى‏تواند قسمتى از وقت‏خود را به اين كار اختصاص دهد همانطور كه امير مؤمنان حضرت على(ع) اين گونه عمل مى‏كرد و براى اينكه مدير بتواند وظيفه نظارتى خود را كه يكى از وظايف مهم و حياتى اوست، به صورت مطلوب و جامع انجام دهد، بايد از عوامل مختلفى كه به منزله چشمهاى او هستند، استفاده كند. به اين دليل است كه مسئله نظارت و كنترل غيرمستقيم ضرورت مى‏يابد.
ب) نظارت و كنترل غيرمستقيم: نظارت و كنترل غيرمستقيم آن است كه مدير سازمان، وظيفه كنترل و نظارت را از طريق عوامل و ابزارهاى مختلف انجام مى‏دهد. در اين روش براى اجراى عمليات نظارت، مدير سازمان افرادى را انتخاب مى‏كند يا واحد مخصوصى را مامور مى‏كند تا بر بخشهاى مختلف سازمان و برنامه‏هاى در حال اجرا و نيز بر عملكرد كاركنان قسمتهاى مختلف نظارت و كنترل داشته باشند و نتيجه كنترل و نظارت خود را در اختيار مدير قرار دهند. اين شيوه نظارت براى سازمانهاى امروزى كارآمدتر و اثربخش‏تر است.
سيره و روش مديريتى امير مؤمنان على(ع) اين گونه بود كه علاوه بر اينكه در برخى از موارد شخصا وظيفه نظارت و كنترل را بر عهده مى‏گرفتند، در مواردى نيز اين كار را به افراد ديگرى كه به آنها اعتماد و اطمينان داشتند، واگذار مى‏كردند. يكى از نمونه‏هاى اين كار، مامور كردن مالك بن كعب براى اين كار مهم است. آن حضرت به مالك بن كعب كه يكى از فرمانداران ايشان در منطقه عين التمر بود، نامه‏اى نوشت و به او دستور داد تا به عراق برود و بر عملكرد كارگزاران امام(ع) در آن منطقه نظارت كند و نتيجه كار خود را به اطلاع ايشان برساند. قسمتى از نامه ايشان به وى چنين است:
بر حوزه خدمت‏خود كسى را جانشين قرار بده و خود به همراه گروهى از يارانت تمام سرزمين عراق را منطقه به منطقه بگرديد و از چگونگى رفتار و اعمال كارگزاران و مسئولان آنها جويا شويد و بر سيره و روش آنان نظارت داشته باشيد!...(18)

 

2. كنترل و نظارت مخفى و پنهانى
آنچه وجود نظارت مخفى و سرى را در سازمان ضرورى مى‏كند و اهميت آن را نمايان مى‏سازد، آن است كه اگر نظارت بر عملكرد كاركنان همواره به صورت آشكار و علنى انجام شود، از دقت و صحت لازم برخوردار نخواهد بود زيرا هنگامى كه كنترل به صورت علنى و رسمى انجام مى‏شود، كسانى كه قرار است عملكرد آنها مورد بررسى قرار گيرد، ممكن است تظاهر كنند و با ظاهرسازى بخواهند ناظر و بازرس را فريب دهند. كم نيستند افرادى كه كار مفيدى براى سازمان انجام نمى‏دهند و عملكرد مطلوبى ندارند، ولى همواره سعى مى ‏كنند با ظاهرسازى و تظاهر، خود را فردى با عملكرد خوب نشان دهند و وانمود كنند كه كارهاى مفيد زيادى براى سازمان انجام داده‏اند. حضرت على(ع) خطر اين گونه افراد را به مالك اشتر گوشزد مى‏كند:
فان الرجال يتعرضون لفراسات الولاة بتصنعهم و حسن خدمتهم و ليس وراء ذلك من النصيحة والامانة شى‏ء;(19) همانا افراد زرنگ راه جلب‏نظر و خوش‏بينى زمامداران را با ظاهرسازى و خوش‏خدمتى، خوب مى‏دانند، در حالى كه در وراى اين ظاهر جالب و فريبنده، هيچ گونه خيرخواهى و امانتدارى وجود ندارد.
نگاهى به سيره مديريتى پيامبر گرامى اسلام(ص) بيانگر اين مطلب است كه آن حضرت براى كنترل و نظارت بر عملكرد و نحوه رفتار كارگزاران خويش، از روش نظارت مخفى نيز استفاده مى‏نموده‏اند و به كار بستن اين روش از جانب آن حضرت، منحصر به يك يا چند مورد نمى‏شده است، بلكه در موارد متعدد از اين شيوه به منظور كنترل كارگزاران خويش و نظارت بر عملكرد آنان استفاده مى‏كردند. حضرت امام رضا(ع)، نظارت و كنترل مخفى و سرى را به عنوان سيره مديريتى پيامبر گرامى اسلام(ص) ذكر كرده و مى‏فرمايد:
كان رسول‏الله اذا وجه جيشا فامهم اميرا، بعث معه من ثقاته من يتجسس له خبره.(20)
سيره و روش رسول خدا(ص) اين گونه بود كه هر گاه سپاهى را به ماموريت مى‏فرستاد و فرماندهى براى آن تعيين مى‏كرد، برخى از افراد موثق و مورد اعتماد خود را با وى روانه مى‏كرد تا رفتار و عملكرد او را زيرنظر بگيرند و براى رسول خدا(ص) گزارش كنند.
اميرمؤمنان حضرت على(ع) نيز در زمان حكومت و مديريت‏خويش بر جامعه اسلامى همواره رفتار و عملكرد كارگزاران و عمال خود را در نقاط مختلف كشور پهناور اسلامى آن زمان، به صورت پنهانى و مخفيانه زير نظر داشته و براى انجام اين كار به نقاط مختلف تحت‏حكومت و مديريت‏خود مامورانى را به صورت ناشناس و مخفيانه مى‏فرستاد تا بر اعمال و رفتار كارگزاران آن حضرت به طور دقيق نظارت كنند و گزارش كارهايشان را به اطلاع امام(ع) برسانند. حضرت امام على(ع) در نامه‏اى به يكى از كارگزاران خود مى‏فرمايد: فان عينى بالمغرب كتب الى يعلمنى...(21) همانا مامور مخفى من در سرزمين شام، براى من نامه‏اى نوشته و به من خبر داده است كه.... اين نامه به وضوح، نمايانگر اين مطلب است كه امير مؤمنان در منطقه شام، به عده‏اى ماموريت داده بود كه به صورت مخفيانه اخبار و اطلاعات مربوط به آنجا را خدمت آن حضرت گزارش كنند.
دقت در نامه‏هايى كه اميرالمؤمنين(ع) به كارگزاران و عمال خود در مناطق مختلف نوشته است، بيانگر اين حقيقت است كه امام(ع) همواره عده‏اى را به عنوان ناظر و مامور مخفى و سرى خود معين مى‏كرده است تا آنها بر عملكرد كارگزاران حضرت و مسئولان مختلف حكومتى، كنترل و نظارت كنند و نتيجه اين كار خود را به ايشان گزارش كنند. به عنوان مثال، ايشان در ابتداى نامه‏هاى خود به عده زيادى از كارگزاران خود مى‏نويسند: بلغنى عنك...(22) يعنى در مورد تو اين گونه به من گزارش رسيده است، يا رقى الى عنك...(23) يعنى در مورد شما به من خبر رسيده است، يا بلغنى رسولى عنك... يعنى فرستاده من درباره تو چنين اطلاع داد و بالاخره در يكى ديگر از نامه‏ها مى‏نويسد: رسولى اخبرنى بعجب... يعنى فرستاده من قضيه شگفتى را برايم گزارش كرد.
امير مؤمنان حضرت على(ع) علاوه بر اينكه خود بر عملكرد كارگزاران خويش نظارت و كنترل داشت، به كارگزاران خود نيز دستور مى‏داد تا بر عملكرد و نحوه رفتار زيردستان خودشان نظارت مخفيانه داشته باشند. مثلا به مالك اشتر اين گونه دستور مى‏دهد:
ثم تفقد اعمالهم و ابعث العيون من اهل الصدق و الوفاء عليهم.(24)
سپس با گماشتن ماموران مخفى راستگو و باوفا، كارهاى آنان را بررسى كن!
عيون‏ كه جمع كلمه عين‏ است‏بر ناظر پنهانى و مامور اطلاعاتى اطلاق مى‏گردد.
نظارت و كنترل پنهانى و مخفى، آثار مثبت و فوايد متعددى دارد كه به دو مورد از آنها، در بيان نورانى اميرالمؤمنين(ع) اشاره شده است. امام(ع) بعد از آنكه به مالك سفارش مى‏كند كه همواره ماموران مخفى داشته باشد، در مورد آثار آن مى‏فرمايد:
فان تعاهدك فى السر حدوة لهم على استعمال الامانة و الرفق بالرعية.(25)
نظارت پنهانى و سرى تو، موجب ترغيب و تشويق آنان (كاركنان) به امانت‏دارى و مدارا با مردم مى‏شود.

يادداشت ها:
1. توبه/105
2. يونس / 61
3. نساء/41.
4. ق/21
5. نور/24
6. زلزال /5-1
7. آمدى، عبدالواحد، غررالحكم و دررالكلم
8. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج‏78، ص 137
9. الوانى، سيدمهدى، مديريت عمومى، ص‏107
10.
Robbins. S.P, Organizational Behavior, P.172
11. مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج‏70، ص‏73
12. آل عمران /110
13. كلينى، محمد، الكافى، ج 5، ص‏161
14. هندى، متقى بن حسام‏الدين، كنز العمال، ج‏4، ص‏90
15. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج‏41، ص‏104
16. آمدى، عبدالواحد، غررالحكم و دررالكلم
17. همان
18. قاضى يوسف، الخراج، ص‏118
19. نهج‏ البلاغه، نامه 53
20. حر عاملى، محمد، وسائل الشيعة، ج‏11، ص‏44
21. نهج‏البلاغه، نامه 33
22. همان، نامه 63، 40، 71 و 43
23. همان، نامه 71
24. همان، نامه 53.
25. همان.

 

منبع : Mag.riau.ac.ir

 

  کلید هدایت               

آداب سخن گفتن - چگونه سخن بگوییم؟

نویسنده : جواد محدثی

 

سخن گفتن، کلید ارتباط با دیگران است . با مردم چگونه رابطه کلامی بر قرار کنیم؟ آغاز سخنان چگونه باشد که جذاب باشد؟ لحن گفتار، چه تاثیری بر مخاطب ما می گذارد؟ کلام، در چه صورت بر دل ها می نشیند و مقبول طبع قرار می گیرد؟ اصلا درباره چه چیز هایی باید سخن گفت و از چه گفتاری و چگونه گفتاری باید پرهیز کرد؟ چه روشی بر محبت و محبوبیت می افزاید و چه شیوه ای ایجاد تنفر می کند؟

اینها همه، سؤال هایی است که به ادب و آداب گفتار مربوط می شود و شیوه های کامیابی در کلام را باید آموخت، تا از طریق رابطه گفتاری، هم دانسته ها و خواسته های خویش را بهتر بیان کرد، هم بر دیگران تاثیر مثبت گذاشت و هم کلام را پل ارتباطی با دیگران ساخت .

برخی پرحرف اند .

حرافی ، گاهی هم سر از وراجی در می آورد . اگر از پرحرفی دیگران خسته می شوید، لابد دیگران هم از پرچانگی شما دچار خستگی می شوند وبه ستوه می آیند . پس، باید از تکرار ملال آور و پرحرفی آزار دهنده پرهیز کرد و ظرفیت طرف و اشتیاقش را برای شنیدن در نظر گرفت .

برخی بد دهان اند .

بد حرف زدن، زشت گویی، تندی در گفتار، هتاکی و بی حرمتی، از آفات کلام به شمار می آید . بسیاری از دوستی های دیرین و روابط صمیمی، گاهی به خاطر کلامی نسنجیده و اهانت آمیز و تحقیر کننده یا دل آزار، بر هم می خورد .

اگر جواب های ، هوی است، جواب سخن مؤدبانه هم پاسخ احترام آمیز است .

حضرت علی (ع) فرموده است:

اجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الخطاب (1)

زیبا سخن بگویید و خطاب کنید، تا جواب زیبا هم بشنوید .

گروهی دهن لق اند .

قدرت رازداری و حفظ اسرار، نشانه کمال است .

آنان که هیچ حرفی را نمی توانند نگاه دارند و حتی آنچه را نیز که سفارش شده به کسی نگویید ، در اولین فرصت لو می دهند، قابل اعتماد نیستند و از محرم راز بودن درمی آیند و وجهه خودشان را از دست می دهند .

خیلی حرف های مگو وجود دارد که باید در صندوق سینه محبوس باشد و به بیرون درز نکند، چه رازهای شخصی، چه امور مربوط به حیثیت و آبروی دیگران، چه اسناد طبقه بندی شده، چه اسرار محرمانه یک نظام و تشکیلات، چه پرونده های قضایی و .. . .

پس، باید تمرین کرد که هر حرف را نزد . تازه، بعضی از حرف ها هم بی اساس و شایعه است و بازگو کردن آنها، نوعی دامن زدن به شایعات دروغ است واین گناه به شمار می رود و به آلوده شدن فضای جامعه می انجامد .

باز هم کلامی از حضرت امیر (ع) که فرموده:

لا تحدث الناس بکل ما تسمع (2)

هر چه را می شنوی، برای مردم بازگو مکن .

بعضی خام گفتار اند .

حرف هم مثل غذا، باید بپزد، دم بکشد، وقتی پخته شد عرضه گردد .

پختگی سخن به آن است که در ورای آن، اندیشه و درنگ و مصلحت اندیشی و عاقبت نگری باشد .

وقتی حرفی نسنجیده از دهان بیرون پرید، دیگر نمی توان عوارض و عواقب و پیامدهای آن را جمع کرد .

مزن بی تامل به گفتار، دم

نکو گو، اگر دیر گویی چه غم؟

خیلی ها پشیمان می شوند که فلان سخن را چرا گفتند، یا با فلانی چرا آنگونه حرف زدند . آرزو می کنند که کاش کمی فکر کرده بودند . ولی، این حسرت بعدی ، هرگز جای آن اندیشه قبلی را نمی گیرد . در حالی که با لحظه ای تدبر، می توان جلوی بسیاری از پشیمانی ها را گرفت .

پس، اول اندیشه، و آنگهی گفتار را از یاد نبریم .

تیر سخنت، به آب شلیک مکن

بیهوده و بی حساب، شلیک مکن

حرف و عمل تو، چون سلاح است و خشاب

هشدار که بی خشاب، شلیک مکن

برخی دشوارگوی اند .

اگر قلمبه گویی، سخت گفتاری، پیچیده سخن گفتن و سنگین حرف زدن، سبب شود که گوینده با شنونده نتواند رابطه برقرار کند، از این سخن گویی چه سود؟ تازه، بعضی ها به این شیوه می بالند!

راحت و روان حرف زدن، یک هنر است، به خصوص آنجا که مخاطبان عام و عوام اند، یا کودکان، یا کم سوادان پای کلام به گوش نشسته اند .

پس، باید تمرین کرد که روان و آسان حرف زد، سخنرانی کرد، تدریس نمود، سؤال کرد، جواب سؤال داد، خاطره گفت و مقاله نوشت . یعنی این سهولت در گفتار، در کار معلم و نویسنده و خطیب و واعظ و پرسشگر و جوابگو، یک هنر به حساب می آید . البته با تمرین هم می توان به این مرحله رسید، مثل هنرمند شدن و مهارت در هر رشته و حرفه دیگر .

کسانی موقع نشناس اند .

مگر هر حرف را، در هر جا، با هر گروه و در هر شرایط باید گفت؟

شناخت این نکته و رمز و راز که در کجا و با که، چه سخنی و با چه لحنی و به چه مقدار باید گفت، چیزی است که در علوم ادبی به آن بلاغت گفته می شود، یعنی مراعات مقتضای حال!

مثلا در مجلس عزا و ختم، شوخی کردن، یا در محفل جشن، سفره دل و غم و غصه را باز کردن، یا با کسی که کم حوصله است به جر و بحث نشستن، یا نزد دانای فرزانه ای، پرحرفی کردن و توضیح واضحات دادن، یا با آدم ناشناس و غریبه، اسرار را در میان گذاشتن و ... همه اینها البته هر کدام به نوعی نشانه موقع نشناسی است و این، یعنی پاشیدن بذر در زمین شوره زار، یا آب دادن به درخت خشکیده .

باز هم کلام امام علی (ع):

لا تتکلمن اذا لم تجد للکلام موقعا (3)

اگر زمینه و جای سخن نیافتی، حرف مزن .

گروهی خجالتی اند .

شرم و حیا نسبت به کارهای زشت و گناه، بسیار مقدس و خوب است . اما در مورد کارهای شایسته و حرف های خوب و سؤال های مفید وپاسخ های لازم و اعتراض های تکلیفی، نه تنها خوب نیست، بلکه عامل عقب ماندن و مانع خیر و سبب محرومیت است .

ریشه این خجالت، یا تربیت خانوادگی و نوع تربیت است، یا احساس حقارت و کمبود است، یا ترس از ریخته شدن آبروست، یا نداشتن تمرین قبلی است، یا هر عامل دیگر .

باید این مشکل را به نحوی حل کرد . داشتن اعتماد به نفس و دل به دریا زدن و سد را شکستن، موفقیت های بعدی را در پی دارد . سختی در همان نوبت اول است .

پس، باید تمرین کرد . هر چند سخت است، ولی با اقدام، آن هراس درونی فرو می ریزد و تمرین، سبب می شود که مثلا حرف زدن در جمع یا سؤال در کلاس یا خواندن متنی در یک مراسم یا کنفرانس دادن در حضور دیگران و ... برای انسان عادی شود .

آنچه گذشت، نکاتی چند درباره کلام بود .

یقینا اینها همه مطالب نیست . نه همه مشکلات مطرح شد، نه همه راه حل ها .

خوب است کتابهایی که در زمینه فن خطابه و آیین سخنرانی و روش سخنوری و ... نگاشته شده است، بیشتر و دقیق تر مطالعه شود، چرا که در آنها رهنمودهای عملی بیشتری برای موفقیت در این زمینه وجود دارد .

حرف زدن، این کار به ظاهر ساده که همگان با آن سر و کار داریم، آن هم از صبح تا شب، در خانه و بیرون، با آشنا و ناآشنا، برای خود فوت و فن خاص دارد . آموختنش هم لازم و مفید نیست . بی جهت نیست که غربی ها درباره آیین سخنرانی کتاب می نویسند و شرقی ها در زمینه فن خطابه دست به تالیف می زنند .

از این روش سود بجوییم تا کلام، پل ارتباطی ما و دیگران شود .

 

پی نوشت ها:

1 . غررالحکم (چاپ دانشگاه)، ج 2، ص 266 .

2 . همان، ج 6، ص 281 .

3 . همان، ج 6، ص 264 .

 

منبع : نشریه پرسمان - آبان 1382، شماره 14، صفحه 31

 

دانستنیها                          

تأثیرات روزه داری از دیدگاه روانشناسی

روزه یکی از احکام انسان ساز اسلام است که فواید جسمی و روحی فراوان دارد.

روزه شفابخش جسم و توان بخش جان است، پاک کننده آدمی از رذایل حیوانی است، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسیار موثر است و در تهذیب و تزکیه نفس و رهاندن انسان از روزمره گی تاثیر بسزایی دارد.

در ادامه به اختصار به گوشه ای از فواید انسان ساز اشاره شده است:

 

تاثیر روزه بر رفتار روزه داران

۱- افزایش میزان استقامت
استقامت در برابر خوردن، آشامیدن، گفتن، شنیدن و دیدن. مثلاً مراقب هستیم تا دروغ نگوییم و غیبت نکنیم و در کل مراقب چشم ها، گوش ها و زبانمان هستیم. با افزایش میزان تحمل و استقامت و خودداری، اعتماد به نفسمان بالا می رود.

۲- از بین بردن عادت های بد و ناپسند و جایگزین کردن آنها با عادت های خوب و پسندیده
می دانیم که دروغ گویی، تهمت زدن، غیبت کردن و از عادت های بد و ناپسند هستند. امروزه علم روانشناسی ثابت کرده است که اگر ۲۱ روز مراقب عادت های زشتمان باشیم و آن را انجام ندهیم یا ۲۱ روز کارهای خوب انجام بدهیم تا عادت مان شود، عادت های بد و زشت قبلی پاک و عادت های خوب و پسندیده جدید، جایگزین آنها می شود.

۳- ایجاد احساس هم دردی با گرسنگان و فقیران
یکی از نتایج بارز روزه، برانگیختن حس همدردی نسبت به مستمندان و افراد تنگدست است. روزه انسان را از غفلت می رهاند و رنج مستمندان را به یاد او می آور تا به دستگیری فقیران، همت گمارد و به درد و دل آنها برسد. بدین ترتیب روزه کمک به هم نوع را به انسان می آموزد.

۴- سالم سازی جسمانی
پاک سازی سموم بدن، کمک به تخلیه مواد سمی و انرژی های منفی از بدن، کمک به دستگاه گوارش و استراحت دادن به دهان، معده و روده باعث پاک سازی جسم و در نهایت پاکسازی روح می شود.

۵- اسکن روحی، روانی و جسمی
طی روزه داری، جسم، روح و روان، اسکن می شود و مشکل های درونی خود را نشان می دهد. با روزه داری در ابتدا به علت اسکن کردن جسم، روح و روان، میزان اضطراب، استرس یا خشم کاهش می یابد و آرامش و سلامت روح و روان، جای آن را می گیرد.

۶- نکته ها و لحظه ها
زندگی مانند یک کتاب است؛ صفحه عنوان، نام شماست، مقدمه آن، معرفی شما به دنیاست و صفحه های آن، گزارش روزانه تلاش ها، کوشش ها، لذت ها و یاس های شماست. هر روز فکر ها و اعمال شما در کتاب زندگی تان ثبت می شود. هر ساعت تاریخچه ای به وجود می آید که باید برای همیشه باقی بماند. روزی فرا می رسد که کلمه پایان باید روی کتاب شما نوشته شود. پس کاری کنید که درباره کتابتان بگویند: تاریخچه ای است از هدف عالی، خدمت بی دریغ و کارکرد بسیار خوب .

۷- بالا بردن سطح حافظه
انرژی بدن، صرف سوخت و ساز مواد غذایی نمی شود، بلکه در تقویت سطح حافظه و عملکرد مغز به کار می آید. صبر و مقاومت، بر نیروی پایداری انسان می افزاید و اراده را توانا می سازد. روزه به طور چشمگیر باعث افزایش صبر و مقاومت انسان می شود و تحمل رنج و سختی را بر آدمی آسان می کند.

۸- افزایش میزان صبر
صبر از خصلت هایی است که در اسلام بر آن بسیار تاکید شده است. انسان مسلمان در زندگی فردی و اجتماعی خویش در راه هدف هایی مبارزه می کند و با مشکل هایی نیز رو به رو است. بدون خصلت صبر، پیروزی بر مشکل ها و رسیدن به هدف ها آسان نیست.

۹- اتصال به جریان انرژی الهی
با نخوردن، نیاشامیدن و حتی از بین بردن غیر ارگانیک های منفی خشم، کینه، حسادت، بدبینی و در خود خلاء ایجاد می کنیم که خود موجب جذب انرژی های مثبت و روحانی می شود.

- در دوران روزه داری به دلیل بازنگری احوال و عملکرد های گذشته خود، امکان یافتن راه صحیح و بازگشت به سوی بعد روحانی و معنوی فراهم می شود.

- در این دوران به طور تقریبی، بیشتر دستگاه های بدن در حال استراحت هستند. خستگی معده مرتفع و اسید معده به جای غذا از طریق صفراء خنثی می شود. همچنین خون تصفیه و چربی های اضافی و کهنه بدن سوخته می شود و چربی های تازه شروع به ذخیره شدن می کنند.

- در ماه رمضان به دلیل مصرف بیشتر خرما، خستگی از بین می رود، شادابی ایجاد می شود و هضم و جذب غذا آسانتر می شود، چون قند خرما از قند های ساده است و زود جذب می شود و جذب سریع آن باعث کاهش احساس گرسنگی می شود.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مباحث فرهنگی            

روز جهانی قدس، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

قدس، قبله نخستین و حرم دوم مسلمانان جهان، وطن میلیون ها آواره فلسطینی است که استکبار جهانی آن سرزمین را از دست ساکنانش خارج ساخت و تحت سلطه نیروهای اشغالگر قدس قرار داد.

از همان نخستین سال های اشغال پاره تن اسلام، با مقاومت فلسطینیان و اعتراض مسلمانان و دیگر انسان های آزاده جهان، نهضت مقابله با اسرائیل و حمایت از فلسطین مظلوم شکل گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی، ملت مسلمان ایران به ویژه پس از صدور پیام تاریخی امام امت در سال 1358 مبنی بر نام گذاری آخرین جمعه ماه رمضان به عنوان روز جهانی قدس، مسئله آزادسازی فلسطین از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان های خویش قرار داد. از این رو، همه ساله، روز قدس را به روز فریاد کشیدن بر سر ستم کاران تاریخ و به لرزه درآوردن پایه های سست رژیم اسرائیل تبدیل کرده است.

حضرت امام خمینی رحمه الله، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز جهانی قدس اعلام کرد تا مسلمانان در این روز به مصیبت های مردم فلسطین توجه کنند و با پشتیبانی از آنها، افزون بر اینکه موجب دل گرمی مردم مظلوم فلسطین می شوند، به صهیونیست ها و حامیان آنان بفهمانند که فلسطین، بخشی از پیکره اسلام است و روزی نه چندان دور، قدس شریف به آغوش اسلام باز خواهد گشت.

 

آخرين جمعه ماه رمضان

يكى از وقايع تاريخى كه بسيار حائز اهميت است در اوائل پيروزى انقلاب اسلامى ايران كه به دست زعيم و رهبر كبير مسلمين جهان حضرت امام خمينى دائر شده، روز جهانى قدس است‏، كه از روز جمعه آخر ماه مبارك رمضان 1399 قمرى (1358 شمسى) شروع و مقرر گشت هر ساله در چنين روزى تمام مسلمين جهان راهپيمايى كنند.

قسمتى از پيام امام خمينى قدس سره به مناسبت روز جهانى قدس:

روز قدس، جهانى است، و روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است، روز مقابله ملت هائى است كه در زير فشارظلم آمريكا و غيرآمريكا بودند، روزى است كه بايد مستضعفين مجهز بشونددر مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند، روزى است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد، متعهدين امروز راروز قدس مى‏دانند و عمل مى‏كنند به آنچه كه بايد بكنندو منافقين وآنهائى كه با ابرقدرت ها در زير پرده آشنائى دارند و با اسرائيل دوستى دارند دراين روز بى تفاوت نيستند، و يا ملت ها را نمى‏گذارند كه تظاهرات كنند.

روز قدس، روزى است كه بايد سرنوشت ملت هاى مستضعف معلوم شود بايد ملتهاى مستضعف درمقابل مستكبرين اعلان وجود بكنند بايد همانطور كه ايران قيام كردو دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد، تمام ملت ها قيام كنندو اين جرثومه‏هاى فساد را به زباله‏دانها بريزند.

روز قدس، روزى است كه بايد همت كنند و همت كنيم قدس را نجات بدهيم، روز قدس روزى است، كه بايد به اين روشنفكرانى، كه در زير پرده با آمريكا و عمال آمريكا روابط دارند هشدارداد، هشدار به اينكه اگر ازفضولى دست‏بر ندارند سركوب خواهند شد.

روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است، و روز حكومت اسلامى است. (1)

سخنرانى امام خمينى ره درروز قدس با محتواى وابعاد وسيعى كه دارد اهم نكاتش بر تجمع و اتحاد مسلمين براى سركوبى دشمنان اسلام تكيه شده و اگر مسلمانان نيرومند جهان يد واحد شوند واختلاف عقيده و اختلاف مذهب را كنار بگذارند و براى دفاع از

حريم اسلام و قرآن و كعبه كه مشترك بين همه اقشار مسلمين عالم است‏بكوشند، هرگز اجازه تجاوزكفارومنافقين را به حريم اسلام و مقدسات آن نخواهند دادتا جائى كه چند

ميليون صهيونيست قبله اول مسلمين (بيت المقدس) را اشغال نموده و دربين مسلمين تفرقه و جدائى بيندازند و اينها هستند كه شيعه را از سنى، و سنى را از شيعه جدا مى‏نمايند، وحدت مسلمين را به هم مى‏زنند، تا كمر مسلمين را بشكنندو از تفرقه آنان بهره‏هاى خود را ببرند.

 

روز جهانى قدس

قدس  قبله نخستين و حرم دوم مسلمانان جهان ، سرزمين اصلى و وطن ميليون ها آواره مسلمان فلسطينى است كه استكبار جهانى توسط صهيونيسم جنايتكار، از سال 1948آن سرزمين رااز دست ساكنانش خارج ساخت و تحت سلطه نيروهاى اشغالگر قدس قرارداد، اين توطئه از همان اولين سال هاى اجرا، با مقاومت مردم مسلمان فلسطين و اعتراض مسلمانان و انسان هاى آزاده و بيداردل جهان مواجه شدو به شكل مبارزات پيگير وسياسى ـ نظامى ، چهره خود را نشان داد، ملت بزرگوار ومسلمان ايران نيز پس از پيروزى انقلاب شكوهمنداسلامى مسأله آزاد سازى فلسطين از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان هايش قرارداده و همه ساله روزقدس را به روز فرياد كشيده بر سر ستمكاران تاريخ تبديل كرده است .

 

ویژگی های روز قدس از دیدگاه امام ‌و ‌‌‌رهبری

روز قدس روزى است که باید سرنوشت ملت هاى مستضعف معلوم شود، باید ملت هاى مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین. باید همانطور که ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید و خواهد مالید، تمام ملتها قیام کنند و این جرثومه هاى فساد را به زباله دان ها بریزند.  

 

پس از پيروزى انقلاب اسلامى  امام امت دراولين فرصت روزى را براى نجات قدس از چنگال صيهونيست هاى جنايتكاربه عنوان روز قدس تعيين نمودند و پيامى كه به همين مناسبت صادر نمودند.

امام خمینی(ره)  در پیامی به شرح زیر آخرین جمعه ماه رمضان را روز قدس نامگذاری نمودند :‌

 

بسم اللّه الرحمن الرحیم

 مسلمین ایران و جهان من در طى سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم، که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینى شدت بخشیده است، و بویژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطینى، پیاپى خانه و کاشانه ایشان را بمباران مى کند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى مى خواهم که براى کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند.
و جمیع مسلمانان جهان را دعوت مى کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است، و مى تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان روز قدس انتخاب، و طى مراسمى همبستگى بینالمللى مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمایند.
از خداوند متعال پیروزى مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم.
والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته .

 

ایشان همچنین در پیامی ویژگی های روز قدس را تعریف نمودند :

ملت مسلمان ایران ؛‌ روز قدس، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین روز قدس یک روز جهانى است.
روزى نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد.
روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است.
روز مقابله ملتهایى است که در زیر فشار ظلم امریکا و غیر امریکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست.
روزى است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند.
روزى است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد.
متعهدین این روز را روز قدس مى دانند، و عمل مى کنند به آنچه باید بکنند.
و منافقین - آنهایى که با ابرقدرتها در زیر پرده آشنایى دارند و با اسرائیل دوستى - در این روز بى تفاوت هستند، یا ملتها را نمى گذارند که تظاهر کنند.
روز قدس روزى است که باید سرنوشت ملتهاى مستضعف معلوم شود، باید ملتهاى مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین.
باید همانطور که ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید و خواهد مالید، تمام ملتها قیام کنند و این جرثومه هاى فساد را به زباله دانها بریزند.
روز قدس روزى است که باید این دنباله روهاى رژیم سابق در ایران، و آن توطئه چینهاى رژیم فاسد و ابرقدرتها در سایر جاها خصوصا در لبنان، تکلیف خودشان را بدانند.
روزى است که باید همت کنید و همت کنیم که قدس را نجات بدهیم، و برادران لبنانى را از این فشارها نجات بدهیم.
روزى است که باید تمام مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون بیاوریم.
روزى است که باید جامعه مسلمین همه اظهار وجود بکنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به این تفاله هایى که مانده است از آنها - چه در ایران و چه در سایر جاها.
هشدار به روشنفکران امریکایى مسلک روز قدس، روزى است که باید به این روشنفکرانى که در زیر پرده با امریکا و عمال امریکا روابط دارند هشدار داد.
هشدار به اینکه اگر از فضولى دست برندارید، سرکوب خواهید شد! ما به آنها مهلت دادیم و با آنها با ملایمت رفتار کردیم که شاید دست از شیطنت بردارند و اگر دست برندارند، کلمه آخر را خواهیم گفت و خواهیم به آنها فهماند که دیگر رژیم سابق قابل برگشتن نیست و دیگر امریکا نمى تواند به اینجا حکومت کند، و دیگر سایر ابرقدرتها نمى توانند در این مملکت حکومت کنند.
روز قدس روزى است که باید به همه ابرقدرتها هشدار داد که باید دست خود را از روى مستضعفین بردارید و سر جاى خود بنشینید.
روز قدس، روز احیاى اسلام اسرائیل، دشمن بشریت، دشمن انسان، که هر روز غائله ایجاد مى کند و برادرهاى ما را در جنوب لبنان به آتش مى کشد، باید بداند که دیگر اربابهاى او رنگى ندارند در دنیا، و باید انزوا اختیار کنند، طمعها را از ایران باید قطع کنند، دستهاى آنها باید از همه ممالک اسلامى قطع شود، عمال آن در همه ممالک اسلامى باید کنار بروند.
روز قدس روز اعلام یک چنین مطلبى است.
اعلام این است به شیاطینى که ملتهاى اسلام را مى خواهند کنار بگذارند، و ابرقدرتها را به میدان بیاورند.
روز قدس روزى است که قطع آمال آنها را بکند، و به آنها هشدار بدهد که گذشت آن زمانها.
روز قدس روز اسلام است.
روز قدس روزى است که اسلام را باید احیا کرد و احیا بکنیم، و قوانین اسلام در ممالک اسلامى اجرا بشود.
روز قدس روزى است که باید به همه ابرقدرتها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره شما، به واسطه عمال خبیث شما، واقع نخواهد شد.
روز قدس، روز حیات اسلام است.
باید مسلمین بهوش بیایند، باید بفهمند قدرتى را که مسلمین دارند، قدرتهاى مادى، قدرتهاى معنوى.
مسلمین که یک میلیارد جمعیت هستند و پشتوانه خدایى دارند و اسلام پشتوانه آنهاست و ایمان پشتوانه آنهاست از چه باید بترسند? ما با یک جمعیت کمى در مقابل دشمنهاى زیاد، دشمنهاى بسیار، قیام کردیم و ابرقدرتها را شکست دادیم.
و کسى گمان نکند که دیگر بعضى از این قشرهاى فاسد، بعضى از این چپروهاى امریکایى یا غیر امریکایى ، بتوانند در این مملکت اظهار وجود کنند.
آن روز که ما بخواهیم و ملت ما بخواهند، در ظرف چند ساعت تمام آنها به زباله دانهاى فنا خواهند ریخته شد.
ملت بزرگ ما دیگر از این حرکات مذبوحانه نخواهد ترسید.
و حرکات اسرائیل در جنوب لبنان و نسبت به فلسطین همین حرکات مذبوحانه است.
حرکاتى است که اواخر عمر اشخاص فاسد مى کنند -چنانچه شاه ما، شاه مخلوع ایران این حرکات را کرد، و منتهى به فنا شد.
شکستناپذیرى اسلام دولتهاى عالم بدانند که اسلام شکست بردار نیست.
اسلام و تعالیم قرآن بر همه ممالک باید غلبه کند.
دین باید دین الهى باشد، اسلام دین خداست، و باید در همه اقطار اسلام پیشروى کند.
روز قدس، اعلام یک چنین مطلبى است، اعلام به این است که مسلمین به پیش! براى پیشرفت در همه اقطار عالم.
روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است، روز حکومت اسلامى است.
روزى است که باید جمهورى اسلامى در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود.
روزى است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمى توانند در ممالک اسلامى پیشروى کنند.
من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم مى دانم، و روزى است که باید ما تمام قواى خودمان را مجهز کنیم، و مسلمین از آن انزوایى که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ایستاده ایم، و نخواهیم اجازه داد کسان دیگر در مملکت ما دخالت کنند، و مسلمین نباید اجازه بدهند که کسان دیگر در ممالکشان دخالت کنند.
در روز قدس، ملتها باید به حکومت هایى که خائن هستند هشدار دهند.
روز قدس روزى است که ما خواهیم فهمید چه اشخاصى و چه رژیمهایى با توطئه گرهاى بینالمللى موافقت دارند و با اسلام مخالفت.
آنهایى که شرکت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائیل.
و آنهایى که شرکت کردند، متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام - که در راس آنها امریکا و اسرائیل است.
روز امتیاز حق از باطل است، روز جدایى حق و باطل است.
من از خداوند تبارک و تعالى خواهانم که غلبه بدهد اسلام را بر همه قشرهاى عالم، بر همه مستکبرین، مستضعفین را غلبه بدهد.
و از خداى تبارک و تعالى خواهانم که برادرهاى ما را در فلسطین، در جنوب لبنان و در لبنان، و در هر جایى از عالم که هستند، از دست مستکبرین و از دست چپاولگران نجات بدهد.

و به اين سان پيام پيامبرگونه امام راحل مان نور اميد به دل مظلومان فلسطينى تاباند و ميليون ها انسان آزاده ومبارزه را براى مقابله عملى با توطئه هاى رژيم اشغالگر قدس و آمريكاى جهان خوار مصمم تر و استوارتر كردپيام امام خمينى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ نقطه عطفى در تاريخ مبارزات ملت فلسطين شدومسلمانان جهان رابراى مقابله با جنايت پيشگان تاريخ  به يكپارچگى و وحدت كلمه دعوت كرد.
امام خمينى (ره ) با اعلام آخرين جمعهء ماه مبارك رمضان به عنوان روز قدس بر مبارزه پايان ناپذيرمستضعفين با جهان خواران ظالم تأكيد كردند و فرمودند:
روز قدس روز جهانى است , روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد روز
مقابله مستضعفين بامستكبرين است.

 

قدس از ديدگاه رهبر معظم انقلاب

رهبر معظم انقلاب حضرت آية الله خامنه اى  كه مسأله فلسطين را يكى از مشكلات اساسى و عمده جهان اسلام مى دانندونسبت به آن اهميت فراوانى قائلند دراين رابطه

درنمازجمعه تهران به مناسبت فراررسيدن روزقدس فرمودند:
امروزدومشكل عمده درجهان اسلام را كه به ملت هاى اسلامى مربوط است در اين خطبه مورد توجه قرارمى دهيم : مسأله اول آن مشكل قديمى و زخم كهنه فلسطين است كه به وسيله صهيونيست ها وايادى استكباربه وجودآمدو همچنان به وسيله دست هاى استكبار جهانى اين زخم در پيكره نظام ، جامعه اسلامى و جهان اسلام ،روز به روز عميق تر شده است ،حوادث اخير خليج فارس موجب شد دنياى اسلامى اندكى از حوادث فلسطين غفلت كند اين غفلت صيهونيست ها را تشويق كردكه ازفرصت استفاده كنندوفشاررا برمردم فلسطين بيشتركنند اولاً سيل مهاجرت بيگانگان از كشورهاى مختلف به سوى سرزمين مقدس واسلامى فلسطين  سرازيرشود بلاى بزرگ اين است كه دولت ها و ملت هاى اسلامى غافل شدند اگر چه (مردم ) غافل هم نمى شدندبسيارى ازدولت ها شايد هيچ احساس وظيفه نمى كردندثانياً اين مبارزين مخلص وصادق فلسطينى اين مسلمانان مظلوم غريب كه انتفاضه فلسطينى را درسه سال اخير به وجودآورده انددرخانه شان زير سخت ترين فشارهاقرار گرفتند شب و روزى نيست كه ضربتى به پيكر جامعه اسلامى از راه فشاربراين مسلمانان مظلوم واردنشود البته مبارزه ادامه دارد آنچه مهم است اين است كه دنياى اسلام از مسأ له فلسطين بايد غفلت نكند وملت ها مسأله فلسطين را از ياد نبرند آمريكا، استكباروپشتيبانان هميشگى صيهونيست ها خواسته اند به مسلمين تحميل كنند كه مسأ له فلسطين را فراموش كنند ولى ملت اسلام و ملت ايران نبايد بگذارد مسأله فلسطين فراموش شود
روز قدس ،روزى است كه يادآوريكى از ابتكارهاى امام راحل عظيم الشأن ماست  اين روزرادنياى اسلام بايد گرامى بدارد توده هاى مسلمان نگذارند كه بعضى ازدولتهاى خودفروخته درفضاى آرام وسكوت مصنوعى كه به وجود آورده اند فلسطين را ذره ذره ولحظه به لحظه ذوب كنند و قضيه را به دست فراموشى بسپارند.
خيانت دولت هايى كه با رژيم غاصب ساختند و فلسطيني ها را قربانى كردند نبايدازياد بردوفراموش بشوداين يك قضيه كوچكى نيست  بيش از چهل سال است كه ملت اسلام نام فلسطين را مى آوردمسلمين ، متفكرين اسلامى ، نويسندگان وسياستمداران  هزاران بارگفته اند و هزارها نفردراين راه شهيدشده اند مگر مى شود پاره تن جهان اسلامى را در اختياردشمنان گذاشت كه اورا تصرف كنند وملتى را ازخانه خودش بيرون كنند! مگر چنين چيزى مى شود؟ مگر اسلام اجازه مى دهد؟ مگر ملت هاى اسلامى اجازه     دهند؟در فضاى عالم اين جو،آمادگى  حضور، انتظار و طلب كارى نسبت به فلسطين بايد روز به روز بيشتر شوددر داخل فلسطين هم بايد اين شعله مقدس روز به روز برافروخته شود، آن جو،آنها آن زنان و مردان و جوانان وآن فداكارانى كه در داخل فلسطين با رژيم غاصب مبارزه مى كنند بايد بدانند نقطهء اصلى همان جايى است كه آنها برروى آن انگشت گذاشتنداين آنجايى است كه دشمن درآنجا شكست خواهدخورد اينكه سازمان ها درخارج از مرزهاى فلسطين پشت ميزهاى مذاكره بنشينندويا به نام فلسطين در تريبونها خود نمايى كنند مشكلى راحل نخواهد كرد پشتيبانى عمومى دنياى اسلام از بيرون و مبارزه واقعى و محسوس ملت فلسطين درداخل اين دوبا هم مشكل را حل خواهد كردوسر دشمن فلسطين را به سنگ خواهد كوبيد روز قدس را گرامى بداريد وآن را بزرگ بشماريدالبته اگر تبليغات جهانى منعكس نمى كنند نكنند آن كسانى كه در زندان هاى فلسطينى هستندبه ما گفته اند آنها ازشعار و حضورشما ومشت گره كرده شما،كه حاكى از نيت و عزم صادقانه شماست احساس قوت و قدرت كرده و ايستادگى مى كنند آن كه درپشت ديوار زندان هاى فلسطين اشغالى است  بايد احساس تنهايى نكند تا بايستد آن زن و مردى كه دركوچه وخيابان هاى بيت المقدس ونوار غزه وشهرهاى ديگر فلسطين اشغالى مورد تهاجم اراذل و اوباش صهيونيست است بايد احساس كند شما از آنهاحمايت مى كنيد تا بتواند مقاومت كند دولت ها هم البته تكاليفى دارنددولت جمهورى اسلامى هم وظايفى داردبه اين وظايف عمل مى كنند و باز هم خواهند كرد مسألهء ملى و عمومى و مردمى نقش خاص خود رادارد كه بايد در جاى خودانجام بگيرد>.اميد آنكه اين روز جهانى , تمام مسلمانان جهان را در صف واحد قرار داده و آرزوى ديرين امام راحل (ره ) براى رهايى قدس , به زودى عملى گردد .

 

چهره يهود در قرآن

مهدى قاسمى

ملت قهرمان ومسلمان فلسطين، هرگز جنايت‏ ها و اهانت ‏هاى گروهى يهودى جنايت پيشه رافراموش نخواهندكرد، انواع تجاوزات نيرنگ ‏ها توطئه‏ها وكشتارهاى جمعى وآوارگى و بى‏خانمانى، حاصل عملكرد يهودهاى صهيونيستى است كه بيش از نيم قرن است، بخشى از سرزمين‏هاى اسلامى را اشغال و تحت‏سلطه خود درآورده‏اند.

قصد شمارش عملكرد شرم‏آورصهيونيست‏ها را نداريم، چرا كه اينان بى‏مهابا، هرگونه جنايتى رادرمقابل چشم جهانيان انجام مى‏دهندوكسى هم متاسفانه عمل آنان را تقبيح نمى‏كند.

يهوديان را عبرانى‏ و عبرى‏ گفته‏اند كه اين وجه تسميه، ماخذ از كلمه عبر يعنى عبورابراهيم، جد بزرگشان، از نهر فرات‏ مى‏باشد همچنين ايشان را اسرائيلى و بنى اسرائيل خوانده‏اند اين نامگذارى به اسرائيل‏ پيامبر خدا، يعنى حضرت يعقوب مى‏رسد اسرائيل مركب ازدوكلمه عبرى (اسرا) به معنى بنده و(ئيل) به معنى خدا مى‏باشدكه روى هم به معنى عبدالله يعنى بنده خداست. (1)

 

يهود بنده خدا يا عبد دنيا؟

درطول تاريخ بشر مردمى درپول دوستى وجمع‏آورى مال همچون قوم يهود ديده نشده است قوم يهود براى رسيدن به اين مقصود تمام راه ‏هاى مشروع و غير مشروع راپيموده‏اند اين مساله، به نظرمى‏رسدكه به طرزعقيده يهود كه خودراملت‏برگزيده خدامى‏پندارند، ارتباط داشته باشد زيرا معتقدند بايد بر جهان استيلاء يابندومال و ثروت،

ابزارمهمى براى رسيدن به اين هدف و مقصود است،يهودى‏ها هم اكنون نيز سكان دولت ‏هاى بزرگى را به وسيله ثروت ‏هايى كه اندوخته‏اند دردست دارندوبا تحرك اقتصادى خودبرسياستمداران تاثير مستقيم مى‏گذارند درآمريكا كه بزرگ‏ترين كشورسرمايه‏دارى جهان است ودر شمارى از كشورهاى اروپايى گروه‏هاى نفوذ يهودى فعال ما يشاء مى‏باشند.

علت اصلى تفكر مادى يهود، عدم اعتقاد آنان به معاد است قرآن كريم دراين مورد مى‏فرمايد:

يا ايها الذين آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله عليهم قد يئسوا من الاخرة كما يئس الكفار من اصحاب القبور (2)

 با يهوديان كه سزاوارخشم و غضب پروردگارشده‏اند، معاشرت و دوستى نكنيد و آنان را يارى ننماييد زيراايشان اميد وآرزوهايشان از ثواب عالم آخرت به علت انكار آن قطع شده است، و نيز مى‏فرمايد:

و لتجدنهم احرص الناس على حيوة و من الذين اشركوا يود احدهم لو يعمر الف سنة و ما هو بمزحزحه من العذاب ان يعمر و الله بصير بما يعملون‏ (3) يهود حريص‏ترين مردم به زندگى و دنياطلبى هستند و ازاينكه دنياطلب محض هستند، حريص‏تر از مشركين خواهند بودآن‏ها به جهان آخرت اعتقادى ندارند و هريك ازآنان مى‏خواهدكه عمرى طولانى نزديك به هزارسال داشته باشد. ولى برفرض اينكه چنين آرزويى تحقق يابد، هرگز ازعذاب دردناك پروردگار و كيفر اعمالشان رهايى نخواهند يافت.

براساس همين دنياطلبى است كه امروز صهيونيزم سياسى تحت اشراف آمريكا نيرنگ صلح خاورميانه‏ را علم كرده ودرصدد است‏با دادن امتيازات ناچيز پيمان‏هاى اقتصادى كلانى با كشورهاى منطقه امضاء و ثروت‏هاى بى‏كران خاورميانه را تحت نفوذ وسلطه خود درآورد.

يهوديان به سبب حرص و ولع دنيايى، از سوى خداوند مجازات شده و غذاهايى كه قبلا براى ايشان حلال بودرا خداوند حرام گردانيد، چنان كه مى‏فرمايد: فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبات احلت لهم و بصدهم عن سبيل الله كثيرا و اخذهم الربوا و قد نهوا عنه و اكلهم اموال الناس بالباطل و اعتدنا للكافرين منهم عذابا اليما

 اين يهوديان در اثر ارتكاب ستم ‏ها و مفاسد، استحقاق آن را يافتند كه خداوند پاكيزه‏هايى را كه قبلا برايشان و بر پيشينيانشان حلال بود براى مجازات بر آنان حرام گرداندخوردن مال مردم از راه حرام، مانند رشوه‏خوارى تقلب درداد و ستد، كم‏فروشى و احتكارواز همه مهم‏تر رباخوارى را مباح مى‏دانستند (4) .

يهود تنها جماعتى است كه نظام مالى واقتصادى جديد را بر اساس رباخوارى بنيان‏گذارى نموده است،چنان كه خاندان روچيلد يهودى كه درقرن گذشته مى‏زيسته‏اند ودراروپا وآمريكا پراكنده شده بودند، همان كسانى هستند كه نظام اقتصادى جهان را بر پايه رباخوارى بنيان نهادند و اغلب يهوديانى كه در مراكز اقتصادى دنيا وجود دارند، از راه معاملات ربوى دادوستد مى‏كنند و بدين وسيله به دولت‏ها وام مى‏دهند، آن گاه سياست‏خويش را نيز به دولت‏هاى وام گيرنده تحميل مى‏نمايند.

 

پيشينه بيت المقدس

ساكنان اوليه بيت المقدس حدود پنج هزار سال پيش گروهى از يبوسى‏ها همراه قبايل ديگركنعانى از جزيرة العرب به سرزمين فلسطين كوچ كرده و به رهبرى مليك صادق‏ در گوشه‏اى ازآن سرزمين شهرى به نام يبوس‏ بنا نهادند سلطان آن مردم، مردى صلح‏طلب بود و براى عمران وآبادانى آنجا تلاش مى‏كرد از اين رو، مردم آن جا به خاطر اينكه سلطانشان صلح دوست‏بود، نام يبوس را تغيير داده و آن را اورسالم‏ يعنى شهر سالم و دوستدار صلح نام نهادند،اورسالم كه در زبان عبرى اورشالم خوانده شد، هفده بار مورد محاصره قرار گرفت، چندين باربا خاك يكسان شد ومردم آن از دم تيغ گذشتند پيش از ميلاد مسيح پمبيوس‏ سردار رومى اورسالم رافتح كردوآن جارابه ويرانه‏اى مبدل نموددرسال 700 م هم طيطوس‏ چنان آن جا را درهم كوبيد،وويران ساخت كه ازاورسالم فقط تل خاكسترى باقى ماند در سال 614 ميلادى ايرانى‏ها به اورسالم كه نام ايليا به خود گرفته بودحمله كرده و همه معابد و كليساهاى آن را ويران كردند، ولى رومى ‏ها به رهبرى هرقل‏ آن جا را از تصرف ايرانى‏ها خارج كردندبه طور كلى، مى‏توان گفت اين شهر پانزده قرن در دست‏يبوسى‏ها يعنى كنعانيانى قرارداشت كه ازجزيرة العرب آمده وپايه‏گذار اصلى آن بودندسپس چهارقرن درست‏بنى‏اسرائيل و چند قرن در دست ايرانى ‏ها ودو قرن دردست‏يونانى‏ها واشكانى‏ها وچهار قرن دردست رومى ‏ها بودودرتمام اين مدت، مردم بومى آن يعنى كنعانيان و يبوسيان همچنان درآن جا ساكن بوده وزندگى مى‏كرده‏اند.

بنابراين روشن مى‏گردد كه اورسالم توسط كنعانيان و يبوسيان عرب ساخته شده و بناى آن كوچك‏ترين ربطى به قوم يهود نداردعهدنامه مسلمانان با مردم آن شهرنيزنشان مى‏دهدكه اكثريت‏ساكنان اين شهررايبوسى‏ها وكنعانى‏ها كه مسيحى شده بودند تشكيل مى‏داده‏اند ويهودى‏هايى كه با اشغال و تصرف عدوانى به آن جاواردشدند، به عنوان ساكنان رسمى و اصلى اورسالم شناخته نمى‏شدند تا درعهدنامه نامى ازآنان ذكر گردد.

بيت المقدس (اورسالم) دردست مسلمانان پس ازفتح مسالمت‏آميز اورسالم‏ يا ايليا به دست مسلمانان، به حكم اينكه قرآن مجيدآن جا را پربركت ناميده و نخستين قبله مسلمانان نيز بوده، نام اين شهر به بيت المقدس تغيير يافت هنگام تصرف شهرتوسط مسلمانان، با وجودرفتارپسنديده مسلمانان، شهر هنوزاز ويرانى‏هاى گذشته رنج مى‏برد مسلمانان با ورود خودآبادى كامل شهرراآغاز كردندومسيحيان هم كه ازآزادى كامل برخوردارشده بودند، همدوش مسلمانان به تعميرخرابى ‏هاى كليساى قيامت‏ و كليساى عذرا پرداختند درسال هفتادوپنج هجرى، خليفه وقت‏ساختمان مسجد الاقصى‏ را تجديدو تكميل كردوتاآن جا با مسيحيان خوشرفتارى نمودكه آنان رادرساختمان مسجد شركت دادهنگام تصرف شهركه بدون جنگ وخونريزى انجام گرفت، خليفه دوم براى تحويل گرفتن شهر، از مدينه به ايليا آمدوضمن ملاقات با اسقف ‏ها و رهبران مذهبى عهدنامه‏اى نوشته و امضا كردنداين عهدنامه درنوع خود بى‏نظير است چراكه برخلاف حملات پيشين يهودى‏ها به شهراورسالم كه با ويرانى وكشتارمردم شهر همراه بود، مسلمانان به جان و مال وكليسا وصليب ومريض وسالم وهمه افرادآنان امان مى‏دهند و اجازه نمى‏دهندكليسا هاى آنان اشغال شود و ياآنها را ويران كننديكى از دستاوردهاى دنياى امروز، آزادى بيان عقيده ومذهب است كه غربى‏ها آن رانتيجه مبارزات وتلاش‏ هاى دوران روشنگرى خود مى‏دانند، درحالى كه دراين امان نامه آزادى مذهب، دين وعقيده براى مردم اورسالم تضمين شده است قسمتى از عهدنامه چنين مى ‏باشد:

هم چنين امان مى‏دهدكه كسى با صليب ودارايى آنان كارى نداشته باشد و آنان درمسايل مذهبى آزاد باشند وبه كسى آزار نرسد... هركس بخواهد از آن جا بيرون رودآزاد است و اگر بخواهددر همان جا ساكن گرددآزاد است و هر كس بخواهد بارومى‏ها برودويا نزدكسان خود برگردد آزاد است. (5)

فى ‏الواقع، مى‏توان ادعا كرد جزدردوران كوتاهى از تاريخ اسلام، كمتر مى‏توان از تعصب وعدم تسامح مسلمانان نسبت‏به غيرمسلمانان سراغ گرفت و جزدرعصرمتوكل‏ ومعتصم‏ كه عنادودشمنى بامعتزله‏ ومعتقدان مذاهب ديگرشدت گرفت، دردوران‏هاى ديگررعايت‏حال مسيحيان واهل ذمه، از سياست ‏هاى روشن دولت ‏ها و حاكمان اسلامى بوده است.

در سال 625 ه (1228م) بر اثرلشكركشى مجدد صليبى ‏ها وقراردادى كه با پادشاه عصرامضاء كردندبيت المقدس به صليبى‏ها تحويل داده شداما درسال 642 ه(1244م) مسلمانان دوباره بيت المقدس راازسلطه غربى‏ها خارج و به ساكنان آن اجازه دادندكه با كمال آزادى، دركنارمسلمانان زندگى كنند از سال 1517 ميلادى، بيت المقدس تحت اداره حكومت عثمانى درآمد وهمچنان در دست آنان قرارداشت، تا آن كه درسال 1917 امپرياليزم انگليس با همكارى متفقين وسربازان انقلابى عرب! آن جا را تصرف كرد بدين ترتيب، از سال پانزده هجرى تا 1337 ه جز درمدت يك قرن ، دوازده ونيم قرن، بيت المقدس دردست مسلمانان بوده وپيروان مذاهب گوناگون ازآزادى كامل مذهبى و رفت وآمد درآن شهربرخوردار بوده‏اند.

 

پيدايش جنبش صهيونيزم

 در اوايل دهه شصت قرن نوزدهم، بعضى از متفكران يهود براى فعاليت در راه ازگشت‏به فلسطين و عمران آن دعوت خود را آغاز كردند، اولين آن‏ها هيرش كاليشر (6) خاخام (7) يهودى بود كه اين دعوت را دركتاب در جستجوى صيهون‏ در سال 1861 آغاز كرد، چند تن ديگر از يهوديان متفكر نيز، آثارى در اين رابطه به رشته تحريرآورده وزمينه مهاجرت هر چه بيشتر يهوديان و تشكيل دولت صهونيستى را در اذهان آماده كردند.

صهيونيزم مذهبى و صهيونيزم سياسى در ميان متفكران يهودى، دو گونه انديشه و طرز فكررا مى‏توان مشاهده كرد، برخى ازآن‏ها روحيه مذهبى داشتند و بيشترجنبه عرفان يهودى را مطرح مى‏كردندوآرزوى بزرگ اينان قيام قائم يهوديت‏بود.

براساس اين اصل، درهنگام ظهورقائم درآخرالزمان، سلطنت‏خداوندكه تمام اقوام وقبايل زمين، با اوميثاق بسته‏اندبراى تمام بشريت تحقق خواهديافت و تمام بشريت، به سوى سرزمين‏هايى كه تورات، سرگذشت ابراهيم و موسى (ع)رادرآن مكان‏ها ذكركرده،روان خواهندشددردوره‏اى نزديك‏تر به زمان ما درقرن نوزدهم هدف عشاق صهيون‏ ايجاد يك كانون روحانى جهت نشر عقايدوفرهنگ يهودى درسرزمين صهيون بود جالب توجه است كه اين صهيونيزم مذهبى كه فقط در بين گروه‏هاى محدودى رايج‏بودهرگزبه دشمنى با مسلمانان  كه خودرا به عنوان وابستگان به ذريه ابراهيم و پيرو دين او تلقى مى‏كردند  برنخاست اين صهيونيزم روحانى، بيگانه و به دور ازهرنوع برنامه سياسى براى ايجاديك دولت ويا هرنوع سلطه‏اى برفلسطين بود وهرگز رفتارى دال بر علاقه به درگيرى بين جوامع يهودى و مردم عرب - مسلمان يا مسيحى - در پيش نگرفت. (8)زاده شد كه دكترين (10) خود را از سال 1882 م تدارك مى ‏ديد او اين تئورى را دركتاب خوددولت‏يهود مدون ساخت و پس ازاولين كنگره صهيونيست جهانى درشهر بال‏ سويس 1897 م به كاربردعملى آن پرداخت. هرتزل برخلاف صهيونيست‏ هاى مذهبى، نسبت‏به خدا مطلقا شكاك بود او كه اشتغال خاطرش عمدتا نه مذهبى بلكه سياسى بود، مساله صهيونيزم را به شكلى جديد مطرح ساخت كه به طوركلى مى‏توان عناوين اصلى طرز تفكرسياسى او را در مطالب زير خلاصه نمود:

1- يهوديان سراسر دنيا در هر كشورى كه باشند مجموعا يك قوم را تشكيل مى‏دهند.

2- يهوديان، غير قابل جذب و ادغام در ملت‏ هايى هستند كه دربين آنان زندگى مى‏كنند و درآنان تحليل نمى‏روند (نژاد پرستى).

3- يهوديان همه وقت و همه جا تحت آزار و ظلم بوده‏اند. (11)

راه ‏حل ‏هايى كه تئودورهرتزل از عناصرفوق استخراج مى‏كند نفى و رد ادغام يهوديان در ملت‏هاى ديگر، ايجاد نه تنها يك كانون و مركز فرهنگى براى اشاعه ايمان يهودى، بلكه يك دولت‏يهودى كه تمام يهوديان جهان در آن مجتمع شوند مى‏ باشند.

نكته سوم اينكه اين دولت‏بايد در يك محل خالى و بى‏مدعى مستقر شود، اين بدان معناست كه نبايد به مردم بومى اهميت داد وآنها را به حساب آورد در فرمول بندى هرتزل، به حضورمردم فلسطين، نه دركتاب او ،و نه در مجالس پايه‏گذارى نهضت جهانى صهيونيزم هيچ‏گونه اشاره‏اى نشده است عدم وجود مردم فلسطين، ازاصول مسلم واساس صهيونيزم سياسى است و اين اصل مسلم، ريشه ومنشا تمام جنايات بعدى آنان است خانم گلدماير در روزنامه ساندى تايمز (15 ژوئن 1969) اعلام مى‏كند:

فلسطينى وجود ندارد، اين طور نيست كه تصور كنيم كه يك خلق فلسطينى در فلسطين وجود داشته كه خودرا به عنوان يك خلق فلسطينى تلقى مى‏كرده‏اند و ماآمده‏ايم آنان رابيرون كرده وكشورشان راگرفته‏ ايم، آنان اصلا وجود ندارند. (12)

پروفسور بنزيون دينر (13) كه اولين وزيرآموزش ملى دولت اسرائيل و دوست صميمى داوود بن گورين‏ بنيانگذار دولت اسرائيل بود، در سال 1954 در مقدمه كتاب تاريخ هاگاناه‏ (14) از انتشارات سازمان صهيونيزم جهانى مى‏نويسد:

در كشور ما جا براى كسى به جز يهوديان نيست ما به اعراب خواهيم گفت بيرون اگر موافق نباشند يا مقاومت كنند، ما آنان را بيرون خواهيم كرد. (15)

اين ادعا در حالى صورت مى‏گيردكه پس از بيانيه بالفور (1917م) پس از يست‏سال فعاليت صهيونيزم سياسى براى بازگشت‏ ، بعدازاولين امواج مهاجرت كسانى كه ازبرنامه‏هاى صهيونيزم روسيه، لهستان ورومانى گريخته بودند،طبق سرشمارى انگليسى ‏ها در31 دسامبر 1922م، تعداد 757000 (هفتصد و پنجاه و هفت هزار نفر) درسرزمين فلسطين ساكن بوده‏اند كه از اين عده 663000 (ششصد و شصت و سه هزار نفر) عرب (590000 عرب مسلمان و 73000 عرب مسيحى) و 83000 يهودى بوده‏اند، يعنى 88% عرب و 11% يهودى، هرتزل پس از تلاش‏هاى زياد، بالاخره توانست‏حمايت رسمى انگلستان را جلب كند اين حمايت‏به صورت اعلاميه بالفور كه در دوم نوامبر 1917 به شكل نامه‏اى از بالفور وزير خارجه انگلستان به لردرو چيلد (16) ثروتمند يهودى انگليس صادرشد تبلور يافت، اين اعلاميه در عين حال موفقيت مساعى صهيونيست‏ هاى انگليس و رهبرشان حييم وايزمن‏ (17) را نشان مى‏داد.

دراعلاميه بالفور به صراحت آمده است:

دولت‏ شاهنشاهى انگلستان، نظرلطف مخصوصى به تشكيل وطن ملى يهود در فلسطين دارد ودرآينده‏اى نزديك، نهايت‏سعى وكوشش درراه رسيدن به اين هدف وتسهيل وسايل آن مبذول خواهد شد. (18)

3- صهيونيزم سياسى و سوء استفاده تاريخى از تورات خانم گلدماير و بگين‏ مى‏گويند: اين زمين به ما وعده داده شده بود و ما بر آن حق داريم. (19)

موشه دايان‏ نيز مى‏گويد: اگر بر تورات مسلطيم، اگر خود را قوم تورات مى‏دانيم، بايستى برسرزمينهاى توراتى نيز مسلط شويم سرزمين‏هاى قضات و ريش سفيدان، بيت المقدس، حبرون، اريحا و باز هم جاهاى ديگر. (20)

آنان پيوسته يك ادعاى ارضى و يك حق الهى‏ مالكيت‏برفلسطين را ادعا مى‏كنندآنان مى‏گويند همه چيز برما مجازمى‏شود، وقتى قوم برگزيده‏ خداوندوعامل مطلق باشيم بر اين اساس شكنجه وبدرفتارى، تروريسم، تهديد و ارعاب ودستگيرى‏ها، نقل وانتقال اجبارى وتبعيد دسته جمعى، انهدام اموال و مصادره آنها وقتل هاى دسته‏جمعى رابراى خودمحفوظ مى‏دارند بارزترين اين نمونه،همانا كشتاردير ياسين‏ است:

در 9آوريل 1948 با روش خاص نازى‏ها دراورادور ، 254 نفر سكنه اين دهكده (مردها، زنها، بچه‏ها، سالمندان) به وسيله گروه مسلح ايرگون‏ به رياست مناخيم بگين‏ كشته شدند، بگين در كتاب خود تحت عنوان قيام تاريخ ايرگون‏ مى‏نويسد: بدون پيروزى دير ياسين دولت اسرائيل نيز وجود نمى‏داشت وى مى‏نويسد:

هاگاناه‏ حمله‏هاى پيروزمندانه‏اى در جبهه‏هاى ديگر نيز داشته است، اعراب وحشت‏زده فرار مى‏كردند در حالى كه فرياد مى‏زدند: دير ياسين!

اين مفهوم و وعده ‏ها وحربه‏ هاى تحقق آن، مثل واژه قوم برگزيده‏ و اسرائيل بزرگ، از نيل تا فرات‏ ، اساس ايدئولوژيك صهيونيزم سياسى را تشكيل مى‏دهد استعمارگران همه زمان ها و همه اقوام همواره براى ضميمه‏سازى‏ها وغصب وتصرفات وسلطه‏گرى‏هاى خودتوجيهى تراشيده‏اند، معمولابهانه آنان يك برترى‏ فرهنگى بوده است كه به مهاجم و غاصب، به اصطلاح يك ماموريت تمدن بخش از طرف نژاد خود براى ديگران را اعطا مى‏كرده است و بهانه مذهبى پوششى براى سلطه يك گروه اجتماعى بر ديگرى بوده است انديشه قوم برگزيده از نظر تاريخى و سياسى جنايت آفرين است چه همواره

تهاجمات، توسعه‏طلبى‏ها وسلطه‏گرى‏ها رامقدس وانمود كرده است انديشه قوم برگزيده ازنظر مذهبى غير قابل تحمل است چه هر جا كه برگزيدگان باشند طردشدگان‏ هم هستند.

 

سياست رژيم صهيونيستى

 الف: داخلى (نژادپرستى و قتل و كشتار) پس ازآغاز سيل مهاجرت يهوديان به فلسطين، صهيونيست‏ها با خريد زمين‏هاى اعراب و تشكيل دار و دسته‏هاى مسلح تروريستى، بنيه مالى و نظامى جنبش صهيونيستى را به منظورآمادگى براى رويارويى نهايى با اعراب بومى تقويت نمودندوسرانجام، پس ازسركوب قيام‏ها  گارد يهودى‏ها درزره‏پوش‏هاى انگليسى مردم را قتل و عام مى ‏كردند  با كمك و مساعدت‏هاى بريتانيا استقلال دولت اسرائيل را اعلام كردند صهيونيست‏ها پس از پايان جنگ دوم جهانى ودربحبوبه اغتشاشات تقسيم مجدد جهان بين فاتحين، ماهرانه از عدم ثبات و توازن جهان سود جستند و با فعاليت‏هاى شديد ديپلماتيك و تبليغاتى وسوء استفاده از وجدان‏هاى معذب اروپاييان در اثر كشتار يهوديان، خود دست‏به كشتارقومى ديگرى زده وسرزمين فلسطين را غصب كردنددرزمان عهدنامه تقسيم فلسطين كه تاريخ 29 نوامبر 1947 ميلادى به وسيله مجمع عمومى سازمان ملل متحد به تصويب رسيد (با فشار آمريكا و انگليس) يهوديان بعد ازآن همه مهاجرت به فلسطين 32% جمعيت فلسطين را تشكيل مى‏دادند و 56% زمين‏ها را در اختيار داشتند  دولت صهيونيست 56% از مساعدترين زمين ‏هاى اين سرزمين رادريافت كرددر فاصله زمانى بين تقسيم در نوامبر1947 و پايان عملى استعمارانگليس برفلسطين (انگلستان برفلسطين قيموميت داشت) (21) در 15 مه 1948، گروه ‏هاى مسلح صهيونيست‏سرزمين‏هاى منطقه مختص به اعراب مثل يافا و سن ژان داكر را اشغال كردند، اما براى دولت صهيونيستى زمين كافى نبود، بايستى اين زمين را از ساكنانش خالى مى‏كرد تا از آن نه تنها يك مستعمره سنتى استثمار كارگر ارزان بومى بسازد، بلكه شهرك‏هاى مهاجر نشينى در آن ايجاد كند كه مهاجرين يهودى جانشين ساكنان محلى شوند دراولين جنگ اعراب و اسرائيل در سال 1949 صهيونيست‏ ها 80% كشور را دراختيار داشتند و 770000 (هفتصد و هفتاد هزار) فلسطينى بيرون رانده شدند.

 

ب: سياست‏ خارجى توسعه ‏طلبى:

برنامه كنفرانس بال بايد شامل واژه فلسطين بزرگ‏ يا واژه فلسطين و سرزمين‏هاى مجاور باشد وگرنه بى‏معناست چه شما نخواهيد توانست 10 ميليون يهودى را در سرزمينى به مساحت 25000 كيلومتر مربع بپذيريد (22) اين نامه خطاب به تئودورهرتزل ازطرف يكى ازدوستان نزديك ومشاورين وى به نام داويد تريج‏ در تاريخ 29 اكتبر 1899 كمى بعد از برگزارى كنگره صهيونيزم جهانى نوشته شده است تمام تاريخ تهاجمات وتوسعه‏طلبى‏هاى حكومت اسرائيل، از همين منطق وحشيانه صهيونيزم سياسى سرچشمه مى ‏گيرد بن گورين‏ با صراحت مى ‏گفت: مساله ما حفظ وضع موجود نيست، وظيفه ماست كه دولتى متحرك در جهت توسعه هر چه بيشتر ايجاد كنيم. (23)

بن گورين‏ از سال 1937 مرزهاى اسرائيل را براساس مراجع توراتى طرح كرده است به عقيده اوسرزمين اسرائيل بايدپنج منطقه رادر بر گيرد جنوب لبنان تا رودخانه ليتانى (كه بن گورين آن را بخش شمال اسرائيل غربى‏ مى‏خواند) جنوب سوريه و ماوراء اردن (آنچه كه امروزه اردن خوانده مى‏شود) فلسطين و صحراى سينا، آنان حتى شهر حمص‏ درسوريه را با شهر حمات‏ كه درسفراعداد (باب‏34، آيات 1، 2 و 8) مرز شمالى كنعان را مشخص مى‏سازد يكى دانسته‏اند، برخى ديگر اين شهرراحتى درتركيه مى‏دانند،اصولا انديشه يك جنگ پيش گيرنده كه درآن ايده گسترش مرزها محقق شود منطق نظام صهيونيستى است، در 12 اكتبر 1955 مناخيم بگين اعلام مى‏كند: من عميقا معتقدم بدون لحظه‏اى ترديد بايد يك جنگ پيش گيرنده عليه دولت‏هاى عرب به راه انداخت، بدين ترتيب ما به دو هدف خواهيم رسيد ابتدا تخريب قدرت اعراب و سپس گسترش مرزهاى خودمان، جنگ پيش گيرنده درسال 1967 (جنگ شش روزه) با عملياتى شبيه به عمليات فاشيست‏هاى ژاپنى انجام شد (در تاريخ 7 دسامبر 1941 ژاپنى‏ها بدون اعلان جنگ در پرل هاربور ناوگان آمريكايى اقيانوس آرام را غافلگير و تخريب كردند) در 5 ژوئن 1967 هواپيماهاى جنگى اسرائيل، بدون اعلان جنگ هواپيما هاى مصرى را بر روى خاك در فرودگاه نابود كردند. (24)

صهيونيست‏ها پس از اين جنگ، سرزمينى سه بار بزرگ‏تر ازآنچه در تقسيم سال 1947 به آنان اختصاص داده شده بود را اشغال كردند، اما اشتهاى آنان براى فتوحات جديد بيشتر شد ضميمه‏سازى بيت المقدس‏ وارتفاعات جولان‏ در قرارداد ننگين كمپ ديويد و اشغال لبنان در سال 1982 غير منتظره نبود زيرا سياست رژيم صهيونيستى مبنى بر توسعه ارضى است.

5- مذاكرات سازش، وداع با آرمان فلسطين در13 سپتامبر 1993 (22 شهريور1372) قرارداد اسلو ميان نخست‏وزير رژيم صهيونيستى و ياسر عرفات‏ رئيس حكومت‏خودگردان ساف‏ به امضا رسيد كه دوره نج‏ساله‏اى را براى انتقال قدرت حكومتى و تحقق خودمختارى فلسطينيان آغاز كنند.

اين قرارداد ازماه مه 1994 بايد اجرا مى‏شدودر سال 1999 (1378) حكومت فلسطينى رسما اعلام مى‏گرديد مذاكرات صلح بايد دردوره سوم عقب‏نشينى شروع مى‏شد اسرائيل كه متعهد شده بود دست‏به عقب‏نشينى‏هاى متوالى در منطقه باخترى رود اردن‏ ونوار غزه‏ بزند (تنها از طريق سه عقب نشينى) هنوز به عقب‏نشينى دوم اقدام نكرده است و قرار عقب‏نشينى 13% اين مرحله را مشروط به اعلام 3% آن به پارك طبيعى، بدون سلطه فلسطينى ‏ها مى ‏داند.

كرانه باخترى رود اردن به سه منطقه تقسيم شده است كه بخشى تحت كنترل حكومت‏ خودگردان محسوب مى‏شود وقسم ديگرتحت كنترل اسرائيل و قسمت آخر تحت كنترل انحصارى حكومت‏خودگردان درمى‏آيد و 3% آن به حالت ابهام باقى مى‏ماند اين‏ها شروطى است كه اسرائيل قبل از عقب‏نشينى مرحله دوم مطرح مى‏كند.

قرارداد بعدى كه به گريلند ريور معروف است، چيزى جز بهانه‏جويى اسرائيل و حضورآمريكا درمنطقه تحت‏حكومت فلسطين را در پى ندارد پاره‏اى از مفاد قرارداد واى ريور كه در 23 اكتبر 1998 (اول آبان 1377) در كاخ سفيد و حضوررئيس جمهور آمريكا، شاه حسين، سلطان اردن‏ و امضاى نخست‏وزير اسرائيل ورئيس تشكيلات خودگردان (عرفات) رسيد به اين قرار است:

سازمان ‏هاى تروريستى غيرقانونى شناخته شده ومبارزه عليه آن‏ها صورت گيرد طرف فلسطينى افراد خاصى كه مشكوك به اقدامات تروريستى هستند را بازداشت، تعقيب و مجازات نمايد.

طرف فلسطينى نام افراد پليس خود را دراختيار طرف اسرائيلى بگذارد.

هرگونه واردات، ساخت، كسب و مالكيت‏سلاح‏هاى گرم در مناطق تحت‏حاكميت قضايى فلسطين جرم باشد سلاح‏هاى غيرقانونى جمع‏آورى شود وآمريكا از طرف فلسطين در اين مورد موافقت كرد كه در اجراى برنامه كمك نمايد،كميته اجرايى سازمان آزادى‏بخش فلسطين به رئيس جمهورآمريكا قول داد كه مواد ضد اسرائيلى منشور ملى فلسطين را لغو كند،كميته‏هايى كه در طول روند مذاكرات شكل مى‏گيرند، همگى آنان با نظارت آمريكا و حضور اسرائيل رسميت مى‏يابند،همه اين موارد، حاكى از ذلت‏حكومت‏خودگردان براى به دست آوردن حكومتى است كه با موافقت آمريكا و اسرائيل پايه‏ريزى شود. در متن پيمان واى ريور حتى به يك مورد كلمه صلح برنمى‏خوريم و در عوض چهل مورد امتياز، آن هم فقط براى اسرائيل در نظر گرفته شده است.

بعد از حضوررئيس جمهورآمريكا در اوايل آذرماه سال جارى در فلسطين اشغالى، عرفات و شوراى مركزى سازمان آزادى‏بخش فلسطين درحضور رئيس جمهورآمريكا وهيات همراه وى، به نشانه موافقت‏با لغو بندهاى ضد اسرائيلى منشورملى فلسطين، دست‏هاى خودرا بلند كردند منشورى كه سى و چهار سال پيش با هدف مبارزه مسلحانه عليه اسرائيل به وجودآمدودر بندهاى آن مبارزه با رژيم صهيونيستى تا ساقط كردن آن تاكيد شده بود. اين منشور كه در سال 1347 تنظيم و تصويب شده است از سى و سه بند تشكيل شده كه عرفات به موجب تعهدخود به صهيونيست‏ها بايد بيست وهشت‏بند آن راحذف نمايد يك نگاه گذرا براين بندها نشان مى‏دهدكه حكومت‏خودگردان با حذف نكات مورد نظر رژيم صهيونيستى، حتى موجوديت فلسطينيان در داخل فلسطين را نيز انكار مى ‏كند.

مهم‏ترين موضوعات مطروحه در اين بندها شامل مطالب و محورهاى زير است:

فلسطين، ميهن ملت فلسطين است.

فلسطين سرزمينى غير قابل تفكيك است.

ملت فلسطين صاحب حق شرعى و قانونى براى زندگى در سرزمين فلسطين است.

يهوديانى كه تا قبل از اشغال فلسطين درآنجا زندگى مى‏كرده‏اند، فلسطينى به شمار مى‏روند.

مبارزه مسلحانه تنها راه آزادى فلسطين است.

ملت فلسطين به سوى يك انقلاب مردمى براى آزادى ميهن خود پيش خواهد رفت.

عمليات چريكى، هسته جنگ آزاديبخش ملت فلسطين است.

وحدت عربى به آزادى فلسطين و آزادى فلسطين به وحدت عربى مى‏انجامد.

تقسيم فلسطين در 1947 و تاسيس اسرائيل، باطل است.

پديده اسرائيل مغاير با حق ملت فلسطين براى زندگى در داخل سرزمين خود است.

ادعاى وجود رابطه تاريخى ميان يهوديان و فلسطين واهى است.

يهوديان يك ملت واحد نيستند، بلكه اتباع وارداتى كشورهاى ديگر به فلسطين هستند.

صهيونيسم حركتى سياسى و وابسته به امپرياليسم است.

صهيونيسم يك جنبش نژادپرست، توسعه‏طلب، فاشيست و تجاوزكار است.

موارد فوق بخش هايى از نكات ضد صهيونيستى منشورفلسطين است، لذا همان‏گونه كه ملاحظه مى‏شودحذف بسيارى ازاين بندها به منزله چشم‏پوشى از موجوديت، هستى وحق حيات ملت فلسطين خواهد بود درحقيقت‏با مطالعه منشور فلسطين و دقت درآنچه كه بايدحذف شود، بهتر مى‏توان به عمق خيانتى كه تشكيلات خودگردان عرفات عليه حقوق و هستى ملت فلسطين تدارك ديده شده است واقف شد تاكيد كلينتون‏ بر ايتخت‏بودن ابدى بيت المقدس براى اسرائيل و سفر به غزه و استقبال عرفات از وى تازه‏ترين حلقه خيانت رهبرى ساف به آرمان آزادى قدس شريف مى‏باشد،شوراى ساف با هشتادويك راى موافق و هفت راى مخالف اقدام به لغو اين بندها نمود قرارداد واى ريور بر پايه خروج نيروهاى اسرائيلى از كرانه غربى رود اردن مى‏باشد، ولى نتيجه را براى صهيونيست ‏ها به جا مى‏گذارد زيراآنان پس از لغو بندهاى ضد صهيونيستى منشورملى فلسطين، نه تنها اقدام به عقب‏نشينى نكردند، بلكه شروط جديدى را مطرح كردند:

بيل كلينتون‏ رئيس جمهورآمريكا به منظوربه راه انداختن مجددروند سازش در اجلاس سه جانبه‏اى با ياسر عرفات رهبر ساف و بنيامين نتانياهو نخست‏وزير وقت رژيم صهيونيستى شركت كرد.

به گزارش دفتر نخست‏وزير رژيم اشغالگر قدس نتانياهو در اين ديدار براى اجراى بندهاى قرارداد مذكور ده شرط به شرح زير اعلام كرده است كه به نظر مى‏رسد كه عرفات درسرزمين‏هاى خودگردان نقش ژاندارم صهيونيست ‏ها را ايفا مى‏كند.

مقام معظم رهبرى با بينش عميق خود نسبت‏به مواضع غاصبين و مزدوران آن‏ها فرمودند:

دستگاه‏هاى آمريكا و رئيس جمهورآمريكا تلاش خودشان راگذاشته‏اند كه مساله فلسطين را ازصورت مسايل دنياى اسلام و خاورميانه به كلى حذف كنند و اصلا مساله‏اى به نام فلسطين وآرمان فلسطين ونهضت فلسطين، ديگر باقى نماند اين يكى از اهداف بسيار مهم آن ‏هاست براى خاطر اين، مسافرت مى‏كنند، حركت مى‏كنند تلاش مى‏كنند، آدم‏هاى ضعيف النفس و خيانت پيشه و حقيرهم كه در بين فلسطينى‏ها هستند، مثل همه ملت‏ هاى ديگر كه آدم‏ هاى اين طورى دارندومتاسفانه جوامع بشرى دربيشتر ادوارتاريخ، گرفتار انسان‏هاى حقير مرعوبند، آن‏ها هم تسليم شده‏اند وآمده‏اند منشور ملى فلسطين راجلويشان گذاشته‏اند هر جا كه مبارزه‏اى با صهيونيست‏ها و اشغالگران وآدم‏كشان مردم فلسطين وجنايتكاران نسبت‏به فلسطين هست، مى‏خواهندآن راحذف كنند حذف كردند! حالاچنان چه آن را ازروى كاغذ حذف كنندمگر ممكن است انگيزه دفاع از كشور فلسطين و هويت فلسطينى از دل فلسطينى‏ها برود...

مگر تا حالا كه جوانان مسلمان درانتفاضه فلسطين يا در كشورلبنان به خاطر خدا، به خاطر مسؤوليت الهى دفاع از سرزمين اسلامى، جان خودشان را به خطرمى‏انداختند، به خاطرمنشور فلسطين اين كارها را مى‏كرده‏اند كه حالا اگر شما منشور به اصطلاح ملى فلسطين را دستكارى كرديد، آن‏ها دست‏بردارند؟! .

اصلاح قرارداد واى ريور (25) طرف‏هاى اسرائيلى و فلسطينى پس از چندين هفته مذاكرات فشرده، بر سر اصلاحات جديد درقرارداد واى ريور به توافق رسيدند قرارداد جديد، به دو طرف يك سال فرصت مى‏دهد تا توافق نامه نهايى را امضا كنند،متن توافق  نامه هشت ماده‏اى عرفات وباراك‏ نخست وزير وقت رژيم صهيونيستى به طور خلاصه چنين مى‏ باشد.

1- طرفين بايد ظرف مدت يك سال به توافق دست‏ يابند.

2- عقب نشينى نيروهاى صهيونيستى طى سه مرحله و تحت‏يك سيستم پيچيده صورت مى‏گيرد.

3- زندانيان فلسطينى در چند مرحله آزاد خواهند شد.

4- طرفين توافق كردند از اقدامات يكجانبه خوددارى كنند.

5- مقامات تشكيلات خودگردان متعهد مى‏شوند افراد مظنون به اقدامات تروريستى را دستگير، سلاح‏هاى غير قانونى را ضبط و تعداد نيروهاى پليس فلسطينى را كاهش دهند.

6- كميت ه‏اى براى رسيدگى به امورآوارگان تشكيل شود.

7- ساخت‏بندر جديد درنوار غزه.

8- از اول اكتبر (9 مهرماه 1378) تردد فلسطينى‏ها از نوارغزه به سمت الخليل منطقه تحت‏حمايت رژيم صهيونيستى ممنوع باشد.

قرار است درمذاكرات آينده مقام ‏هاى فلسطينى ورژيم صهيونيستى، در مورد تعيين وضعيت نهايى كشور مستقل فلسطينى، مسايل زيرمورد بحث قرار گيردايجاد يك كشورمستقل فلسطينى وتعيين حدوداختيارات، وضعيت نهايى مرزهاى كشورفلسطين، وضعيت‏بيت المقدس، سرنوشت آوارگان فلسطينى، آينده شهرك‏هاى يهودى‏نشين و كنترل منابع آب اما با توجه به مسايل پيچيده‏اى همچون وضعيت‏بيت المقدس وبازگشت آوارگان فلسطينى، چشم‏اندازمذاكرات روشن به نظر نمى‏رسدهمچنان كه درموردروند سازش، باراك  نخست وزيررژيم صهيونيستى كه وى را به گرگى كه هنوز دندان‏هاى زهرآلودش را نشان نداده است توصيف كرده‏اند از عرفات خواسته است تا عمليات استقرارنيروهاى فلسطينى به جاى ارتش اشغالگر درمناطق كرانه غربى متوقف شده ومسايل اساسى و پيچيده‏اى مانند قدس، پناهندگان، شهرك‏سازى دولت آينده فلسطين، آبراه‏ها، گذرگاه ‏ها و اختلاف مرزى و غيره را مطرح ننمايد. (26)

6- انتفاضه انتفاضه قيام مردم فلسطين درسرزمين‏هاى اشغالى است مردم فلسطين پس از تشكيل دولت اسرائيل، يا آواره شدند و يا درسرزمين‏هاى خود كه تحت اشغال و

حاكميت رژيم صهيونيستى درآمد، باقى ماندند، در سال 1987 قيام مردم فلسطين به صورت يكپارچه دردرون سرزمين‏هاى اشغالى با پرتاب سنگ به سوى سربازان اشغالگرآغاز شد كه نشان دهنده ياس مردم از اقدامات ديپلماتيك كشورهاى عربى و گروه ‏هاى سازشكارى مانند ساف است جنبش جهاد اسلامى‏ كه شاخه انشعابى اخوان المسلمين‏ است و به رهبرى دكترفتحى شقاقى‏ در سال 1980 تشكيل گرديد، از گروه‏هاى فعال در مبارزه مردم فلسطين عليه اسرائيل غاصب است. تشكيل اين جنبش را مى‏توان از بازتاب‏هاى انقلاب اسلامى دانست كه از اصولى مانند جهاد، شهادت و فداكارى در راه هدف بهره مى‏گيرند، در واقع مى‏توان گفت جهاد اسلامى‏ كه معتقد به شيوه مبارزه مسلحانه است در به راه انداختن انتفاضه نقش مهمى داشته و از رهبران آن محسوب مى ‏شود.

يكى ديگر از گروه‏ هاى مبارزى كه پس از شروع انتفاضه به وجود آمد حماس (حركت مقاومت اسلامى) بودكه به زودى به صف مبارزات مردم پيوست رهبر معنوى حماس شيخ احمد ياسين‏ مى ‏باشد.

غاصب بودن رژيم صهيونيستى از نظرحقوق بين الملل برطبق حقوق بين الملل، تعريف معمولى كشور براسرائيل صدق نمى‏كند زيرا هر دولت داراى سه خصوصيت ويژه است كه اسرائيل، فاقد هر سه ويژگى فوق است:

1- مردم 2- سرزمين مشخص 3- حكومت

1- مردم:  با وجود كثرت يهوديان فعلى درفلسطين بركسى پوشيده نيست كه آنان به اين كشور تعلق ندارند، آنان بيگانه‏اندوازچهارگوشه جهان برخلاف ميل مردم بومى اين كشوركه با زورآواره شده‏اند، آمده‏اند بنابراين به هيچ وجه تعريف مردم درباره آنان صدق نمى‏كند، تا چه رسد كه آنان را مردم فلسطين بناميم.

2- سرزمين مشخص: كشور اسرائيل، مرزهاى مشخصى ندارد تماميت ارضى سرزمين‏هاى اشغالى نيز، با مردم اصلى فلسطين وكشورهاى عرب همسايه مورد منازعه است درحقوق بين الملل يك اختلاف و مشاجره، در مورد يك سرزمين مى‏تواند اصل سرزمين را انكار كند.

3- حكومت: نسبت‏به مساله حكومت هم واضح است كه از نظر تعريف، حكومت‏بايد نماينده مردم كشور باشددراين جا نيزحكومت اسرائيل نماينده مردم فلسطين نيست اگر بود آنان را آواره نمى ‏كرد.

 

جمعه شکوفا

محبوبه زارع

آخرین جمعه ماه رمضان، روز پاسخ به انتظارهاست. همسایه مظلومیت، در هاله ای از بی سر و سامانی، به اعتراض یاران خود در این روز، دل بسته است.

روز قدس، روز تذکر قدرت اسلام به تمام مدعیان سلطه جوی جهان است. فلسطین، دفتر ایام سال را به امید رسیدن به این جمعه شکوفا، ورق زده است.

 

تا جمعه ظهور

به صحنه می آییم، تا صفوف معترضان ظلم، پر رنگ تر شود. به صحنه می آییم تا باطل، بیداری اصحاب حقیقت را واضح تر به نظاره بنشیند.

به صحنه می آییم تا بغض ترک خورده فلسطین را به التیامی حماسی نشانده باشیم.

آری! جمعه قدس، ریشه در جمعه ظهور دارد؛ ریشه در آن ناقوس عدالت که به دستان منجی صبح، به صدا درخواهد آمد.

 

پى ‏نوشت‏:

- كارشناس ارشد علوم سياسى

0) سخنرانى امام خمينى قدس سره در روز جهانى قدس، سنه 1358 تفصيل اين سخنرانى در كتاب رهنمودهاى امام، ص 96 موجود است.

1) عفيف عبدالفتاح طباره، يهود از نظر قرآن، ترجمه على منتظمى، انتشارات بعثت، ص 11.

2) ممتحنه، 13.

3) بقره، 96

4) نساء، 161 - 160.

5) براى مطالعه بيشتر در اين زمينه ر. ك: تاريخ طبرى، جلد 3، ص 609.

6) Hirsch Kalischer

7) خاخام: (عبرى) عنوان علما به پيشوايان مذهبى يهود، معنى آن برابر است‏با معنى كلمه حكيم در عربى. فرهنگ معين، ص 1384-فرهنگ عميد، ص 816

8) گارودى روژه، پرونده اسرائيل و صهيونيزم سياسى، ترجمه دكتر نسرين حكمى، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى 1369

9) Theodor Hertzl

10) دكترين: (فرانسه) (به ضم دال و كاف، كسراء و فتح ياء) مسلك، عقيده، راى، نظريه، فكر. فرهنگ عميد، ص 957

11) گارودى، پيشين

12) گارودى، پيشين، ص 38

13) Benzion Dinur

14) هاگاناه سازمان يهودى دفاع از خويش كه توسط انگليس براى دفاع زا گروه‏هاى يهودى و عليه مردم عرب اين منطقه تشكيل شد، از گروه‏هيا تروريستى اسرائيلى حمايت مى‏كرد و پس از تشكيل دولت اسرائيل كادرهاى ارتش اسرائيل از اين افراد انتخاب شدند

15) گارودى، پيشين، ص 39

16) براى اطلاع بيتشر ر. ك: روچيلاها، ترجمه رضا سندگل، منيژه اسلامبولچى، انتشارات وزارت ارشاد

17) [حييم يا خئوم واتيسمان Chaim Weizmann ]در روسيه به دنيا آمد. نخست‏به عنوان دانشمند شيميدان وارد صحنه شد وى غير از كنگره اول، در همه كنگره‏هاى صهيونيستى حضور داشت. در 1904 به انگلستان آمده و اندكى بعد يكى از برجسته‏ترين چهره‏هاى صهيونيستى انگلستان شد.

18) رحمانى، شمس الدين، جنايت جهانى، انتشارات پيام نور، 1369، تهران، ص 146

19) لوموند، شماره 15، اكتبر 1971

20) گارودى، پيشين

21) جهت اطلاع بيشتر ر. ك: كتاب بذرهاى توطئه (گزيده اسناد محرمانه وزارت خارجه انگليس) ترجمه دكتر حسين ابوترابيان، انتشارات اطلاعات، 1370

22) گارودى، پيشين، ص 131

23) گارودى پيشين، ص 133

24) گارودى پيشين، ص 136

25) نقل از روزنامه‏ى انتخاب، يكشنبه 14 شهريور ماه 1378، ش 121

26) نشريه‏ى نداء القدس، سال سوم، 31/4/78 (نشريه‏ى جنبش جهاد اسلامى)

 

منابع :

- www.hawzah.net

- صحیفه نور

- نشریه گلبرگ - مهر 1386، شماره 91، صفحه 82، روز جهانی قدس، سید محمدمهدی موسوی

- نشریه اشارات - مهر 1386، شماره 101، صفحه 113، روز جهانی قدس (واپسین جمعه ماه رمضان)

- نشریه ارمغان - تابستان 1386 -  شماره 3، صفحه 201، فصل هشتم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان (روز جهانی قدس)

- aramestaneamol.epage.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

جزو کدام گروه هستید، احساسی یا منطقی؟

 

با یک آزمایش ساده می توانید تشخیص دهید که احساسی هستید یا منطقی؟

این آزمایش ساده به اینگونه است که مطابق تصویر (۱) دستانتان را در حالیکه انگشتان از هم فاصله دارند بلافاصله و بدون هیچ فکری مانند تصاویر (۲) و (۳) در هم گره کنید.

حال که این کار را انجام دادید به نحوه قرار گیری انگشتان شست دو دست بر روی یکدیگر دقت کنید و به توضیحاتی که در ادامه می آید دقت کنید.

 

 

اگر انگشت شست چپ مانند تصویر (۲) روی انگشت شست راست قرار گرفت شما فرد احساسی هستید و اگر بر عکس انگشت شست راست شما مانند تصویر (۳) روی انگشت شست دست چپ قرار گرفت شما فردی منطقی هستید. اگر کمی دقت کنید در خواهید یافت که شما تنها یک حالت انگشتان را می توانید براحتی داشته باشید و اگر بخواهید حالت عکس آنرا با انگشتان اجرا کنید قدری مشکل خواهد بود و حالتی که براحتی بر شما مقدور می باشد گویا نوع شخصیت شماست.

خب حالا که فهمیدید جزو کدام دسته اید می توانید در ادامه، خصوصیات هر دسته را بخوانید.

 

انسان ها به دو دسته تقسیم می شوند.

 

الف) افراد احساسی

ب) افراد منطقی

 

افراد احساسی افرادی هستند که بر پایه احساسات و عواطف خود، تصمیمات مختلف زندگی شان را می گیرند؛ اما افراد منطقی افرادی هستند که براساس عقل و منطق و استدلال خود تصمیم گیری می کنند. افراد احساسی نیمکره راست مغزشان فعال تر است در صورتی که افراد منطقی نیم کره چپ مغزشان فعال تر است.

افراد احساسی دارای خصوصیاتی همچون خلاقیت، احساسی بودن، کلی نگر بودن، بلند پروازی و رؤیایی بودن و دل رحم بودن و می باشند و نیز افراد منطقی خصوصیاتی همچون: نظم، منطقی بودن، پرداختن به جزئیات، واقع گرا بودن، تحلیل و استنتاج را دارا می باشند. افراد منطقی یا احساسی هر کدام به نوبه خود عالی هستند و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد در واقع این دو گروه مکمل یکدیگر در روابط اجتماعی سالم هستند.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  عبادت و بندگی             

آداب ماه مبارک رمضان

پدید آورنده : روح الله حبیبیان

رَمَضانُ تَجَلّی وَ ابْتَسَمَ...

رمضان تجلی کرد و تبسم نمود...

نمی دانم مصرع دوم این بیت شعر عربی چیست، اما همین مصرع زیبا و دلنواز معمولا در ابتدای ماه مبارک به ذهنم می اید و تا مدتی ورد زبانم می شود...

آری رمضان هم رسید. الحق و الانصاف در عالم تشیع، این ماه، شاهکاری بی نظیر است، زیرا همه عادات و روزمرگی ها را حتّی در بی تفاوت ترین افراد به هم می زند. شاید بتوان گفت ماه رمضان، بهانه ای است برای تجلی بخشایشگری خداوند! سیلی خروشان به راه می افتد تا به تشنگان و دورافتادگان از آب معرفت و رحمت، حداقل جرعه ای برسد و خوشا به حال آنان که غرقه این بحرند. خدایا! به حق پاکان درگاهت، آن چه در این ماه، نصیب بهترین بندگانت می نمایی، به ما هم عنایت بفرما!

در عبادات و اعمال خاص این ماه، باید اولا به این نکته مهم توجه داشت که به فرموده علمای اخلاق، عبادات، غذای روحند و همچون غذای صبح باید رعایت حالات و نیازمندی ها و کم و کیف آن را کرد. یعنی در مجموع، در برابر عبادات باید با برنامه عمل کرد؛ خصوصا در این ماه که بسیاری اعمال عادی، رنگ عبادی به خود می گیرند و عبادت سنگینی همچون یک ماه روزه به شکل واجب به برنامه عبادی افراد افزوده می شود. به همین خاطر نباید به نحوی رفتار کرد که اواخر ماه، حالت ملالت و خستگی عارض شود و لحظه شماری برای رسیدن عید فطر پیش بیاید و این نکته بسیار مهمی است. حضرت علی(علیه السلام) در روایتی می فرماید: عبادت را بر نفس خود تحمیل نکن. و این یعنی، اول حال روحی خود را مساعدت کن و بعد به عبادت بپرداز...

اما آداب این ماه:

 

1. شکر نعمت

باید همواره در طول ماه مبارک، لطف خداوند در درک این ماه را به خاطر داشت و با سجده شکر و یا ذکر الحمد لله رب العالمین، شکر این نعمت را به جا آورد. این امر مهم که البته مورد غفلت بسیاری است موجب کسب توفیقات بیشتر خواهد بود و به فرموده قرآن: لَإن شَکَرتُم لأزیدَنَّکُم.

 

2. قرآن

چنان که بارها شنیده ایم، این ماه، بهار قرآن است. یعنی باید در این ماه، شاهد شکوفایی قرآن در جانمان باشیم. گام اول در جهت درک قرآن، توجه به معنای ایات است. بسیار مناسب است در این ماه، یک ختم قرآن با معنی داشته باشیم، یعنی قبل از خواندن هر چند ایه، اول معنای آن را بخوانیم و بعد خود ایه را. اگر این کار بعد از ماه مبارک هم با تأمل و دقت بیشتری انجام شود، به زودی شاهد آثار و نتایج فوق العاده آن در جانمان خواهیم بود، ان شاء الله.

البته می توان قرائت قرآن در ماه مبارک را به دو بخش تقسیم کرد. یک بخش به همان صورت که ذکر شد و بخش دیگر، قرائت معمولی ایات که از مهم ترین اعمال این ماه است و در تصفیه قلب، بسیار مؤثر است. رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: این قلب ها زنگ می زند، همان گونه که آهن زنگ می زند. سئوال شد: جلا و صیقل آن به چیست؟ حضرت فرمودند: تلاوت قرآن و یاد مرگ.

شاید خوب باشد بدانیم برخی از ائمه علیهم السلام در طول ماه رمضان، حدود چهل ختم قرآن می نمودند و حتی برخی علما نظیر علامه امینی و امام راحل نیز در طول این ماه، حدود پانزده ختم قرآن داشتند.

 

3. نماز

در طول این ماه، نمازهای مستحبی فراوانی در ساعات مختلف نقل شده، اما نکته مورد غفلت، این است که برخی از این نمازها، بر اساس یک نظام مشخص تعیین شده تا در طول ماه به هزار رکعت برسد. این عمل بسیار مهم که معمولا انجام نمی شود، در کتب بسیاری از علما نقل شده و مورد سفارش است. اما کیفیت انجام آن، در دهه اول و دوم، یعنی از شب اول(شبی که فردای آن، روز اول ماه است) تا شب بیستم، هر شب بیست رکعت(ده نماز دو رکعتی)، هشت رکعت بعد از نماز مغرب و دوازده رکعت بعد از نماز عشاء. در دهه آخر ماه هم، هر شب سی رکعت،(هشت رکعت بعد از نماز مغرب و 22 رکعت بعد از نماز عشاء.)

در مجموع هفتصد رکعت، به علاوه سیصد رکعت هم در شب های قدر(هر شب صد رکعت) که جزو اعمال شب های قدر ذکر شده است.

البته در نمازهای مستحبی، خواندن سوره و قنوت لازم نیست و حتی می توان در هنگام راه رفتن و انجام کارهای دیگر، بدون رعایت قبله، آن را به جا آورد. در هر حال، از این عمل مورد سفارش بزرگان نباید غافل شد.

 

4. دعا

برای اوقات مختلف این ماه، اعم از شب ها و روزها و نیز بعد از نمازها و... ادعیه مختلفی وارد شده که معمولا خوانده می شود، اما در این بین، از دو دعا نباید غفلت کرد. یکی دعای افتتاح که علاوه بر مضامین عالی و بلندش، همانند دعای ندبه، سرشار از ذکر مولایمان حضرت حجت (ارواحنافداه) و شکوه از دوری از آن حضرت است و به نوعی استفاده از فرصت ناب شب های رمضان است برای برآورده شدن دعای فرج آن حضرت. خوب است عاشقان آن حضرت، این حلقه وصل شبانه با آن حضرت را از دست ندهند.

دعای دیگر، دعای ابوحمزه ثمالی است که به تعبیر برخی، دانشگاه معرفت است و شاید در دنیای مناجات، بی نظیرترین سرمایه شیعه باشد و نیز شاید بتوان گفت، اگر تنها عمل انسان در طول ماه رمضان، خواندن حداقل چند صفحه از این دعای شریف در سحرها باشد، بر انجام دیگر اعمال فضیلت دارد، زیرا هدف عبادت، معرفت است و مناجات، اوج قله معرفت است. البته آنان که لذت دعای ابوحمزه را درک کنند، در طول سال با آن مأنوس خواهند بود. یکی از بزرگان، مطلبی قریب به این مضمون نقل می فرمودند که: در زمانی که در نجف مشغول تحصیل بودم، شبی در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام می گشتم. حدود هشتاد نفر را یافتم که در در قنوت رکعت آخر نماز شب شان، ابوحمزه می خواندند....

 

5. اعمال خاص

اشاره به چند نمونه دیگر از آداب و اعمال این ماه، خالی از لطف نیست.

افطاری دادن: فضیلت بسیاری دارد. بهتر است که همانند شیوه رایج در کشورهایی مانند عربستان، هنگام اذان با خرما یا بادام، چای و یا شیر از رهگذران و همسایگان پذیرایی شود که سادگی و بی پیرایگی آن به اخلاص نزدیک تر است.

 

خواندن سوره قدر قبل از افطار و سحر

در روایت آمده، کسی که در وقت افطار و سحر، سوره قدر بخواند، در مابین این دو وقت، اجر شهید در راه خدا را خواهد داشت.

برای روزهای ماه رمضان هم، آداب، اذکار و تسبیحات بسیاری نقل شده که برترین آنها، روزی صد مرتبه یا بیشتر صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است.

 

6. آداب خاص برخی ایام و لیالی

همانند سایر ماه ها، شب ها و روزهای این ماه هم اعمال مخصوص خود را داراست که به ذکر برخی از آنها بسنده می کنیم.

 

شب اول ماه

اعمال بسیاری در آن وارد است که شیخ عباس قمی در مطلب دوم از اعمال ماه رمضانِ کتاب مفاتیح الجنان، به آن اشاره فرموده اند. اعمالی اعم از غسل و زیارت امام حسین علیه السلام و... لکن از بین این اعمال، خواندن دعای چهل و چهارم صحیفه سجادیه (دعایی که امام سجاد علیه السلام هنگام حلول ماه رمضان می خواندند) برای درک عظمت این ماه و توفیقی که نصیب بندگان شده، بسیار مفید است. همچنین در این شب، خواندن دعای جوشن کبیر سفارش شده است. با وجود آن که برخی علما، روایتی در باب خواندن آن در شب های قدر نیافته اند، به خواندن آن، در این شب، روایاتی وارد شده است!

 

ایام البیض

برای روزها و شب های سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم این ماه هم، اعمال ویژه ای ذکر شده که یکی از آنها خواندن دعای شریف و زیبای مجیر است. در روایت آمده که: هرکس این دعا را در این سه روز(یا شب) بخواند، گناهانش بخشیده شود، اگرچه به عدد قطرات باران و برگ درختان و ریگ بیابان باشد.

 

شب آخر ماه

برای این شب هم در کتب مختلف، اعمال بسیاری ذکر شده که حاکی از اهمیت بسیار این شب عزیز است؛ خصوصا به این دلیل که بعد از شب های قدر، قدری از حجم عبادات کاسته می شود که برای استراحت روح لازم است، اما به مرور، حالت بی حالی و بی میلی به عبادات دست می دهد که باید متوجه باشیم، این حالت برطرف شود تا با همین حالِ کسالت و ملال، از ماه مبارک خارج نشویم.

از مهم ترین اعمالی که مورد توجه و سفارش بزرگان اخلاق بوده، 10 رکعت نماز بسیار بافضیلت است که آثار آن برای اهلش تجربه شده است و نباید از آن غفلت کرد. به این صورت که در هر رکعت، بعد از حمد، 10 مرتبه سوره توحید خوانده می شود و در رکوع و سجده ها نیز در هرکدام، 10 مرتبه تسبیحات اربعه(سبحان الله و الحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر) خوانده می شود. بعد از اتمام نمازها هم، هزار مرتبه عبارت استغفار، گفته می شود(گفتن کلمه استغفر الله کافی است.) و بعد هم دعای کوتاهی در سجده خوانده می شود. در روایت آمده، رسول اعظم صلی الله علیه و آله، قسم یاد فرموده اند که اقامه کننده این نماز، سر از سجده برندارد، مگر آن که بیامرزد خدا او را و قبول فرماید از او، اعمال ماه رمضان را. این نماز با اندکی تفاوت، در شب عید فطر هم وارد شده که در هر حال، انجام آن در شب سی ام که یا شب آخر ماه است و یا شب عید فطر، مناسب است.

 

شب عید فطر

این شب در نزد اهل دل، به لیله الجوائز، یعنی شب پاداش ها معروف است. از امام سجاد (علیه السلام) روایت شده که فضیلت آن، کمتر از شب قدر نیست. عارف واصل، مرحوم میرزاجواد ملکی می فرماید: باید در این شب، بیش از شب قدر جدّیت در عبادات به خرج داد، زیرا آخرِ کار و وقت پاداش است. در هر حال، در این شب، اعمال بسیاری از جمله غسل و زیارت مخصوصه امام حسین علیه السلام که فضیلت بسیار دارد، وارد شده. همچنین 10 رکعت نمازی که در شب آخر ماه ذکر شد، با مختصر تفاوتی در این شب هم وارد شده و از همه مهم تر، احیاء این شب است به عبادت و بندگی.

به دلیل وسعت اعمال در شب قدر و آشنایی اغلب دوستان با آنها، ذکری از آن نمی آوریم و اهل دل را به مفاتیح الجنان ارجاع می دهیم. فقط به این نکته باید توجه داشت که شب قدر، شب سرنوشت سازی است و برخی بزرگان از یک سال قبل، مراقبت می نمودند تا کاری از آنها صادر نشود که توفیق استفاده کامل از شب قدر از آنها گرفته شود...

الحق و الانصاف در عالم تشیع، این ماه، شاهکاری بی نظیر است، زیرا همه عادات و روزمرگی ها را حتّی در بی تفاوت ترین افراد به هم می زند.

 

منبع : نشریه خیمه - شهریور 1387 - شماره 44، صفحه 10

 

  لينک های هفته             

چون صبح نورانی - ویژه نامه شب های قدر

 

دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان همراه با فایل صوتی دعا و ترجمه

 

ویژه نامه جامع روز قدس - ویژه آخرین جمعه ماه مبارک رمضان

 

ویژه نامه روز مقاومت اسلامی

 

کتاب رمضان از ديدگاه بزرگان تجلی پيام

 

کتاب هميشه بهار - اخلاق و سبک زندگی اسلامی

 

تصاویر شب های قدر

 

آپلود فارسی - آپلود رایگان تصاویر

 

آژانس عکس ايران

 

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت محفوظ  و متعلق به مجله الکترونیکی کشکول مدیریت است. نقل و انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است.