ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت  

سال چهارم شماره 168  شنبه 28 مرداد 1391 29 رمضان 1433 18 آگوست 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة الأنعام آيات: 165 محل نزول: مکه

 

 

وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى بَشَرٍ مِّن شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاء بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِّلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُواْ أَنتُمْ وَلاَ آبَاؤُكُمْ قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ 91 وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ 92 وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ 93 وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ 94
ترجمه فارسی مکارم

 

آنها خدا را درست نشناختند كه گفتند: خدا، هيچ چيز بر هيچ انسانى، نفرستاده است! بگو: ; س‏خ‏للّه چه كسى كتابى را كه موسى آورد، نازل كرد؟! كتابى كه براى مردم، نور و هدايت بود; اما شما) آن را بصورت پراكنده قرارمى‏دهيد; قسمتى را آشكار، و قسمت زيادى را پنهان مى ‏داريد; و مطالبى به شما تعليم داده شده كه نه شما و نه پدرانتان، از آن با خبر نبوديد! بگو: ; س‏خ‏للّهخدا! سپس آنها را در گفتگوهاى لجاجت‏آميزشان رها كن، تا بازى كنند! 91 و اين كتابى است كه ما آن را نازل كرديم; كتابى است پربركت، كه آنچه را پيش از آن آمده، تصديق مى‏كند; (آن را فرستاديم تا مردم را به پاداشهاى الهى، بشارت دهى،) و تا (اهل) ام‏القرى ( مكه) و كسانى را كه گرد آن هستند، بترسانى! (يقين بدان) آنها كه به آخرت ايمان دارند، و به آن ايمان مى‏آورند; و بر نمازهاى خويش، مراقبت مى كنند! 92 چه كسى ستمكارتر است از كسى كه دروغى به خدا ببندد، يا بگويد: بر من، وحى فرستاده شده‏، در حالى كه به او وحى نشده است، و كسى كه بگويد: من نيز همانند آنچه خدا نازل كرده است، نازل مى‏كنم‏؟! و اگر ببينى هنگامى كه (اين) ظالمان در شدايد مرگ فرو رفته‏اند، و فرشتگان دستها را گشوده، به آنان مى‏گويند: جان خود را خارج سازيد! امروز در برابر دروغ هايى كه به خدا بستيد و نسبت به آيات او تكبر ورزيديد، مجازات خواركننده‏اى خواهيد ديد! (به حال آنها تاسف خواهى خورد) 93 و (روز قيامت به آنها گفته مى‏شود:) همه شما تنها به سوى ما بازگشت نموديد، همان‏گونه كه روز اول شما را آفريديم! و آنچه را به شما بخشيده بوديم، پشت سر گذارديد! و شفيعانى را كه شريك در شفاعت خود مى‏پنداشتيد، با شما نمى‏بينيم! پيوندهاى شما بريده شده است; و تمام آنچه را تكيه‏گاه خود تصور مى‏كرديد، از شما دور و گم شده‏اند! 94

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

آموزه هایی از اخلاق علوی

 

بسیارند كسانی كه بر اثر غفلت، خود رابه گناه آلوده ‏اند، با این حال، پس از چندی، از كار خویش شرمنده شده ‏اند و در خلوت خویش از درگاه خدا آمرزش می‏ خواهند. برخی نیز آشكارا و بی ‏محابا گناه می ‏كنند و نه تنها شرمنده نمی‏ شوند، بلكه از كار زشت خود شادمانند و به آن می ‏بالند. این ها بدترین گناه‏ كارانند.

 بسیارند كسانی كه بر اثر غفلت، خود رابه گناه آلوده‏اند. با این حال، پس از چندی، از كار خویش شرمنده شده ‏اند و در خلوت خویش از درگاه خدا آمرزش می‏ خواهند. برخی نیز آشكارا و بی‏ محابا گناه می ‏كنند و نه تنها شرمنده نمی ‏شوند، بلكه از كار زشت خود شادمانند و به آن می ‏بالند. این ها بدترین گناه‏ كارانند؛ چون نهایت دشمنی خود را با خدا نشان می‏ دهند و بی‏ تردید، عذاب سختی در انتظار آنان است، مگر اینكه تا بیش از این دیر نشده است، به سوی نور و روشنایی باز گردند و از گذشته خود پشیمان شوند. آیا شایسته است انسان ضعیف، دچار نخوت و غرور شود و با بی‏باكی در پیشگاه الهی، جسارت انجام گناه را به خود بدهد و خویشتن را از عذاب الهی ایمن بداند.

 

حضرت علی علیه ‏السلام می‏ فرماید:

شَرُّ النّاسِ مَنْ لایبالِی اَنْ یراهُ النّاسُ مُسِیئا.1

بدترین مردم كسی است كه از اینكه مردم او را گناه‏كار ببینند، پروایی ندارد.

 

در مقابل اینان، انسان‏ های با شرم و حیایی هستند كه حضرتدرباره آنان می ‏فرماید:

مَن كَسْاهُ اَلْحَیاهُ ثَوْبَهُ لَمْ یرَ النَّاسُ عَیبَهُ.2

كسی كه لباس حیا بر تن كرده است، مردم عیب وی را نخواهند دید.

 

توبه

آمرزش‏ خواهی از خدا، وسیله رهایی انسان از آسیب‏ های نافرمانی و رنج‏های گناهان است. اصولاً هر چیزی چاره‏ای دارد و چاره گناهان، توبه است. جان و روان آدمی در زمزم توبه شست ‏وشو می‏ شود و صفا و نورانیت باطن به او بازمی‏گردد. باید دانست كه زیباترین توبه، توبه خالص، راستین و بدون بازگشت است. توبه كننده آن‏چنان به خدا روی می‏ آورد و تعهد می‏ كند كه دگرباره به سوی گناه بازنگردد. گناه‏كاران در صورت بازگشت و توبه، علاوه بر اینكه مورد استقبال و توجه مؤمنان قرار می ‏گیرند، خداوند نیز درهای رحمت را به سوی آنان می‏ گشاید و چنان نوری به قلبشان می‏ تاباند كه احساس می‏كنند مورد الطاف خداوندی قرار گرفته‏ اند.

 

حضرت علی علیه‏ السلام می‏ فرماید:

مَنْ تَرَكَ الشَّرَّ فُتِحَتْ عَلَیهِ اَبْوابُ الْخَیرِ.3

هر كس بدی را رها كند، درهای خیر به رویش گشوده خواهد شد.

 

اگر همچنان بر بدی اصرار بورزد، باید بداند كه باركش همه عیب‏ هاست اگر زود نجنبد، چه بسا راه رهایی به رویش بسته شود. حضرت می‏ فرماید:

 اَلْشَّرُّ جَامِعٌ لِمَساوِی اَلْعُیوبِ.4

بدی دربردارنده همه زشتی‏ها و عیب‏هاست.

 

 تقویت اراده

اراده انسان تمام هستی اوست. كسی كه اراده ندارد، شخصیت هم ندارد. انسان ضعیف‏النفس، سست‏اراده است و در برابر مشكلات،خود را می‏بازد. در مقابل، انسان‏های با اراده بر مشكلات چیره می‏شوند و چون كوه در برابر حوادث می‏ایستند و آنها را از پای درمی‏آورند. پس در راه تقویت اراده باید با هوس‏ها مبارزه كرد و با تمرین، راه بندگی پیمود. انسان تنها با نیروی اراده می‏تواند بر دشمن درون و بیرون پیروز شود. افراد سست‏ اراده در برابر دشمنان ناتوانند و به راحتی تسلیم می‏شوند و به همین دلیل، هیچ‏گاه به مقصد و هدف خویش نخواهند رسید.

 

امام دلاوران و جوان‏مردان، علی علیه ‏السلام می‏فرماید:

 مَنْ ضَعُفَ جِدُّهُ قَوِی ضِدُّهُ.5

هر كس اراده‏اش سست باشد، دشمنش نیرومند است.

 

و در سخنی دیگر، تقویت اراده در طاعت الهی را خواستار شده است و می ‏فرماید:

اِذَا قَوَیتَ فَاقو عَلی طاعَةِ اللّه‏ِ وَ اِذَا ضَعُفْتَ فَاْضْعُفْ عَنْ مَعْصِیةِ اللّه‏ِ.6

اگر خواستی توانا باشی، در طاعت الهی توانا باش و اگر خواستی ناتوان باشی، در معصیت الهی ناتوان باش.

 

عاقبت‏ اندیشی

عاقبت ‏اندیشی یكی از رازهای بزرگ كام‏یابی است. انسان باید درباره نتایج كارش تفكر كند و عاقبت‏ اندیش باشد. اگر توانست نتیجه خوبی برای آن كار پیش‏بینی كند، در انجام دادنِ آن بكوشد و اگر نتیجه را مثبت ندید، به آن نزدیك نشود، اگرچه به ظاهر، كار مفیدی به نظر آید. شتاب‏زدگی و بدون تأمل و تدبّر در هر كاری وارد شدن، نتیجه‏ای جز حسرت و پشیمانی در پی نخواهد داشت و زیان ‏های جبران‏ ناپذیری بر انسان وارد می‏سازد. چه بسیار عصبانیت ‏های آتشین كه جان انسانی را گرفته و دیگری را به پیش میله ‏های زندان و فرجام ناگوار قصاص كشانده و بنیان خانواده‏ها را از بین برده است. آن‏گاه آدمی هم‏دم آه افسوس و اشك ندامت بوده و با خود اندیشیده است كه ای كاش قدری بیشتر می‏اندیشیدم و خود را كنترل می‏كردم. به راستی، اگر آدمی در زندگی، سنجیده و حساب‏شده عمل كند، باز هم به درد بی‏درمان ای كاش، ای كاش! گفتن دچار خواهد شد؟

 

مولای متقیان، علی علیه‏السلام بنا بر نقل شیعه و اهل سنت در این باره می‏فرماید:

 اَلتَّدْبِیرُ قَبْلَ الْعَمَلِ یؤْمِنُ النَّدَمَ.7

عاقبت ‏اندیشی پیش از انجام دادن كار، انسان را از پشیمانی ایمن می‏دارد.

 

میانه ‏روی

رعایت اصل تعادل و میانه‏روی در زندگی در سیره پیشوایان دینی همواره مورد تأكید بوده و در آموزه‏های قرآنی از افراط و تفریط و خارج شدن از حدّ اعتدال نكوهش شده است. حساب‏گری و میانه‏روی در زندگی سبب می‏شود انسان از شرایط بحرانی و مشكلات زندگی به راحتی بگذرد. در مقابل، زیاده‏روی و تفریط، آدمی را مغلوب مشكلات می‏كند. انسان‏ های حساب‏گر و آینده‏نگر، در زندگی میانه‏رو هستند و تلاش می‏كنند زندگی معصومین علیهم‏ السلام را الگوی خود قرار دهند. این افراد همواره حدّ اعتدال و میانه ‏روی را برمی‏ گزینند و از ریخت ‏وپاش‏ های بی‏مورد و تحمل هزینه‏های غیرضروری دوری می ‏كنند و تلاش می‏كنند همواره زندگی اقتصادی خود را بر اساس الگوی صحیح برگرفته از منش معصومین علیهم ‏السلام تنظیم كنند.

 حضرت علی علیه‏ السلام می ‏فرماید:

مَنِ اقْتَصَدَ فِی الْغِنی وَالْفَقْرِ فَقَدِاسْتَعَدَّ لِنَوائِبِ الدَّهْرِ.8

هر كس هنگام دارایی و ناداری میانه‏رو باشد، برای تحمل مشكلات زندگی آمادگی خواهد داشت.

 

در كلامی دیگر می ‏فرماید:

لَمْ یهْلَكْ مَنِ اقْتَصَدَ و لَمْ یفْتَقِرْ مَنْ زَهَّدَ.9

كسی كه میانه‏روی كند، نابود نشود و كسی كه زهد بورزد، فقیر نخواهد گشت.

 

تبذیر

شایسته نیست در حالی‏كه در اطرافمان انسان‏ هایی به نان شب محتاجند و در حسرت شكمی سیر، شب را به صبح می‏آورند، عده‏ای سرگرم شادخواری و ریخت‏وپاش باشند. شگفتا در جهانی كه هر شب میلیون‏ها انسان بر اثر فقر و تنگ‏دستی جان می‏بازند، گروهی نیز به تبذیر و اسراف می‏پردازند. شبی نیست كه اینان با ترتیب دادن ضیافت‏های آن‏چنانی به رقابت نپردازند و بخشی از ثروت‏های بادآورده‏شان را فدای هوس‏های فخرفروشانه و چشم و هم‏چشمی نسازند. اینان نمی‏دانند كه ممكن است بر اثر این ریخت‏وپاش‏های غیرمشروع، روزی به فقر و نداری گرفتار شوند. آن‏گاه در چنین روزی دست نیاز به سوی دیگران دراز كنند. انسان مؤمن به خدا و رسول باید به‏گونه‏ای زندگی كند و معیشت خود را چنان سامان دهد كه دچار فقر ناشی از تبذیر نشود. حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید:

 

مَنِ افْتَخَرَ بِالتَّبْذِیرِ اِحْتَقَرَ بِالاِْفْلاسِ.10

هر كس به ریخت‏وپاش افتخار كند، دچار تنگ ‏دستی می‏شود.

 

پی نوشت :

1. غررالحكم، ج 4، ص 169.

2. كفایة الطالب، ج 223.

3. غررالحكم، ج 5، ص 276.

4. سجع الحمام، ص 319.

5. غررالحكم، ج 5، ص 212.

6. كفایة الطالب، ص 69 .

7. غررالحكم، ج 1، ص 372؛ محمد بن سلامه

قضایى، دستور معالم الحكم، بیروت، شركت دار ارقم بن ابى ارقم، ص 67 .

8. غررالحكم، ج 5، ص 431.

9. سجع الحمام، ص 342.

10. غررالحكم، ص 433.

 

▪ برگرفته از  كتاب "جرعه‏ های ولایت به روایت شیعه و اهل ‏سنت"

 

 منبع : khabarfarsi.com

 

  جمله مديريتی              

باورها

قانون زندگی، قانون باورهاست.

اعتقادات ما، اعمال، افکار و احساسات ما را شکل می دهد.

آنتونی رابینز

 

  حدیث مديريتی             

 

عید فطر

 

امام سجاد علیه السلام ‏فرمودند:

اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا ومحتشدا

پروردگارا، ما به سوى تو برمى ‏گردیم در روز عید فطرمان

 كه آن را براى اهل ایمان روز عید و شادى و براى اهل ملت ‏خودت روز اجتماع و همیارى قرار دادى.

صحیفه سجادیه، دعاى 45

 

  طنز مديريتی              

از این شرکت به آن شرکت

 

تازه وارد شركت شده ام.

توی هر شركتی كه وارد می شوم باید جمع كنند بروند.

قبل از این كه من به شركت بیایم، كارها خوابیده.

قرارداد، مصاحبه یا گزینشی در كار نیست.

من، مدیران و رئیس شركت را نمی شناسم.

پرونده ها، پوشه ها، میزها و صندلی ها را بسته بندی كرده اند.

من هم همراه وسایل، تجهیزات و كاركنان قدیمی شركت جا به جا می شوم.

پس از جابجایی، از این شركت هم باید بروم.

من كارگر فصلی حمل بار هستم.

 

  حکايت مديريتی            

دوباره شروع می کنم

 

روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالا های گران بهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد آمده است .

فکر می کنید آن مرد چه کرد؟!

مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود :

مغازه ام سوخت، اما امیدم که نسوخته است؛ فردا شروع به کار خواهم کرد.

 

  تکنیک های موفقیت         

عبور از مشكلات و رسیدن به موفقیت

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

1- وقتی مشكلی دارید، به جای مناسبی بروید و كمی قدم بزنید، وقتی به خانه بر‌می ‌گردید، متوجه می‌ شوید كه دیدتان به كلی عوض شده است.

2- وقتی زندگی سخت می ‌شود و راه‌های ارتباطی بسته می ‌شوند، وضعیت را با شوخی و خنده روشن كنید.

3- روبه ‌رو شدن با مشكل، پیروزی بزرگی است، سعی كنید با هر مشكلی كه روبرو می‌ شوید، راه حلی برای آن پیدا كنید.

4- بازندگان در هر جواب مشكلی را می ‌بیند، ولی برنده در هر مشكلی، جوابی را می‌ بیند، مثل برنده‌ها فكر كنید.

5- همیشه راه برای همه هموار نیست، زندگی برخورد با موانع، غلبه بر آن و حركت است.

6- فرار از مشكلات یكی از خصوصیات طبیعی انسان‌ها است. برای تغییر این خصوصیت، برای انجام كارهای پیچیده‌ تر ارجحیت قایل شوید و آن‌ها را تا زمان اتمامشان نیمه ‌كاره رها نكنید.

7- بازگو كردن مشكلات، بیشتر وقت‌ها نیمی از حل آن است. 

8- تمركز در كار، باعث موفقیت و به سرانجام رسیدن هر كاری بدون دوباره كاری می ‌شود. 

9- همیشه به یاد داشته باشید كه شما لایق موفقیت هستید.

10- امام علی (ع) می ‌فرمایند: از سقوط و شكست دیگران شادی مكن، زیرا نمی‌ دانی روزگار بر سر تو چه می‌آورد.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  نکات مدیریتی             

 5 قانون برای مديران و روئسا

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

 بعضی تصور می کنند که رئیس بودن فقط به پشت میز نشستن، سیگار کشیدن و به این و آن دستور دادن است. ممکن است وقتی می بینند کسانی هستند که از حرف هایشان اطاعت می کنند و به آنها احترام می گذارند، احساس رضایت کنند.
 
متاسفانه، آنچه شما می بینید فقط یک درصد از زندگی آنها می باشددر واقع ساعات فراغت آنهاست. مطمئناً رئیس بودن الزامات و خصوصیات خاصی می طلبد.

یک رئیس هیچوقت تعطیلی ندارد و 24 ساعت شبانه روز باید گوش به زنگ باشد. هیچ کس تا به حال با نشستن در رستوران ها و تفریح کردن رئیس نشده است. برای رئیس شدن باید سخت تلاش کرد و همیشه هوشیار بود.

نکاتی که در این مقاله پیش روی شما قرار داده ایم، به شما برای رسیدن به این هدف کمک می کند.
 
 
 1-
اگر احترام می خواهید، احترام بگذارید
 
یکی از اصلی ترین قانون های موجود در ریاست این است که افراد تنبل همیشه پس رفت می کنند. فقط افراد کمی هستند که خود را از این قانون جدا می کنند، اما اکثر مردم نمی توانند. به قدرت رسیدن از طریق کانال های مناسب آسان تر و قابل تحمل تر از کندن تونل به سمت بالا با دستان خودتان است، فقط به این دلیل که رئیس های قبلی به شما احترام گذاشته و از شما حمایت می کنند.
 
خاطرتان باشد که احترام گذاشتن به معنای بادمجان دور قاب چینی و چاپلوسی نیست. به این معنی است که باید در مقابل نیازهای سازمان و شرکت، مراقب و متوجه باشید. البته باید دقت داشته باشید که زیر دستان شما این مهربانی را با ضعف شما اشتباه نگیرند.
 
 
2-
تصمیم غلط بهتر از بی تصمیمی است
 
تلاش برای به چنگ آوردن همه ی قدرت در یک زمان، نتایج متضادی در پی خواهد داشت. در بعضی موارد تصمیمات بزرگ در زندگی توام با شناخت و گه گاه افتخار خواهد بود. سزار نام خود را با عبور از رابیکون و ورود به روم نهاد. از طرف دیگر، برتوس نام خود را با خیانت به سزار نهاد. تفاوت بین این دو مرد به طور آشکاری در یک چیز است: پیروزی.

اگر بروتوس دشمنان خود را پس از خیانت برکنار می کرد، می توانست تاریخ را به خواست خود رقم بزند، اما تصمیم او باعث رسوایی و بدنامی همیشگی اش شد.
 
اگر درگیر یک تصمیم گیری هستید، ممکن است افراد کم طاقت دیگری این تصمیم را به جای شما بگیرند. شما به عنوان یک رئیس باید بتوانید زیردستانتان را آنقدر تحت جذبه خود نگاه دارید که به خود اجازه ی خیانت به شما را ندهند. اگر کسی به شما خیانت کرد، باید کاری کنید تا آن فرد را الگویی برای سایر کارمندان شرکت کنید. او را اخراج و یا از مقام خود عزل کنید.
 
 
 
3- با هوشیاری شر بدخواهان را از سر خود کم کنید
 
یک رئیس تاثیر گذار باید بتواند رقیبان و بدخواهان را از جلوی راه بردارد. در مسیر شما به عنوان یک رئیس ممکن است افراد به ظاهر مهربان، اما در باطن بدخواه زیادی باشد که بخواهند وارد مسیر شما شوند. هیچ چیز مثل کینه و طرز برخورد کار را خراب نمیکند. به عنوان یک رئیس باید بتوانید به هر طریق ممکن خود را آماده و برتر و بالاتر از همه نگاه دارید. یکی از راه هایی که می توانید از طریق آن اجازه ندهید هیچ چیز و هیچ کس سد راه شما نشود این است که با همه به طور یکسان رفتار کنید، از مدیر عامل گرفته تا آبدارچی شرکت.
 
البته این به آن معنا نیست که باید مثل بعضی سیاست مداران یک نقاب پلاستیکی به صورت بزنید. اما اگر دیدید کسی قصد مزاحمت و بدخواهی دارد، بار اول نصیحتش کنید؛ اگر زیر بار نرفت، بار دوم فشار بیشتری بر او بیاورید، اما اگر باز سر عقل نیامد، بیرونش کنید. شما به عنوان یک رئیس باید بدانید که با مردم چطور رفتار کنید، چطور آنها را ترسانده و یا چطور خیلی مودبانه خردشان کنید.
 
 
4-
از فرصت ها نهایت استفاده را ببرید
 
وقتی به قدرت رسیدید، تازه زمانی است که فشار را بر روی خود احساس می کنید. لحظاتی وجود دارد که یک نفر با یک ایده جالب و عالی، از فرصت استفاده کرده و پاورقی بر تاریخ زندگی کس دیگری می شود. در واقع، زندگی ترکیبی از تقاطع های بین آن افرادی است که انتخاب صحیح کردند و آنها که انتخابی غلط کردند.

برای اینکه نامتان ماندگار شود، باید جزو افرادی باشید که گوش به زنگند و از فرصت ها بهترین استفاده را می برند. برای رئیس بودن باید از فرصت ها استفاده کنید و گرنه پشیمان خواهید شد.
 
 
 5-
از همه بیشتر کار کنید
 
بدون تلاش و کوشش فراوان هیچوقت رئیس نخواهید شد. برای اینکه سوپراستاری معروف هم بشوید باید حداقل 20 سال تلاش کنید. اگر همیشه برای انجام کار بیشتر اشتیاق داشته و هدفمند باشید، ساعاتی که روی آن سرمایه گذاری کرده اید، فرصتی پیش روی شما قرار می دهند. و زمانی که رئیس شدید، همه دوست دارند که جای شما باشند. همه به شما نگاه می کنند، پس بهتر است سرتان را بالا نگه دارید و باز به سعی و تلاشتان ادامه دهید، چون احترام خیلی زود ناپدید می شود.
 
خاطرتان باشد حتی زمانی که به عنوان یک رئیس شناخته شدید، باز باید کوشش کنید چون در غیر این صورت خیلی زود آن را از چنگتان در خواهند آورد.
 
 
 
روی شخصیتتان کار کنید
 
می توانید از یک تلاشگر 20 ساله به موفقیت یک شبه نائل شوید، فقط اگر برای آن تلاش کنید. اما برای این منظور نیازمند شخصیت هم هستید. برای خاطره انگیز کردن زندگی، تقلا و کشمکش نیز لازم است. یادتان باشد رئیس در وادی خطر زندگی می کند. چیزی که به شما کمک می کند بتوانید مقام و موقعیت تان را حفظ کنید این است که کارهایی را انجام دهید که دیگران از انجام آن واهمه دارند. این جرات و جسارت از شخصیتی جسور و باشهامت ناشی می شود.
 
هوشیار باشید و تلاشگر، و خیلی زود خواهید دید که نام شما نیز به تاریخ اضافه خواهد شد .

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

روش های بهبود بهره وری سازمان

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

عصری که در آن بسر می بریم به عصر فراصنعتی یا اطلاعات و ارتباطات شهرت یافته است . با پیشرفت علوم، فنون و نیز تکنولوژی های پیشرفته نظیر اینترنت، تکنولوژی اطلاعاتی ، ماهواره ها و .... فاصله زمانی ومکانی در دنیای امروز کاهش یافته و به قول مک لوهان کانادایی ، دنیای ما به یک دهکده جهانی تبدیل شده است . دراین میان رقابت شدیدی در عرصه های فرهنگی ، اقتصادی و ... بین جوامع بشری به وجود آمده است؛ بنابراین دولت جمهوری اسلامی ایران جهت ایفای نقش مؤثر در عرصه پر رقابت جهانی امروز، اجرای برنامه سوم توسعه اقتصادی، فرهنگی و ... را در سرلوحه کار وزارتخانه ها و سازمان های دولتی قرار داده است . در این راستا، جهت تحقق توسعه همه جانبه و پایدار اصلاح ساختارها و مکانیزم های مدیریتی یکی از فاکتورهای مهمی است که به حق در برنامه سوم توسعه برآن تاکید شده است . باتوجه به اینکه امروزه انسان های هوشمند  وتوانمند ، بزرگترین سرمایه کشورها محسوب شده و پیشرفت و توسعه کشورها به میزان توجه سیاستگذاران و مدیران عالی کشورها نسبت به رشد وتوسعه انسانی بستگی دارد . لذا سازمان ها و جوامع در عرصه رقابت جهانی ، مزیت رقابتی برجسته ای را در صورت رشد و توسعه انسان ها خواهند داشت.
از آنجایی که توان رقابت در زمینه فرهنگی و اقتصادی در دنیای امروز و ایفای نقش فعال و سازنده دراین زمینه ، نقش اصلی را در توسعه کشور و نیز افزایش سطح اعتبار و شهرت جامعه ، در عرصه جهانی را موجب می شود لذا سازمانهای دولتی به عنوان متولیان توسعه و پیشرفت جامعه، جهت تعامل سازنده و مؤثر کشورمان با سازمانهای جهانی، وظیفه سنگینی را برعهده دارند که شرط لازم جهت موفق عمل کردن سازمان ها در بهبود و افزایش بهره وری جامعه بهبود کارایی در سطح فردی، گروهی و سازمانی محسوب می شود که دراین میان، جهت تحقق هدف مزبور ، بالابردن انگیزش و رضامندری کارکنان سازمان از طریق ساز و کارهای مدیریتی ، ضروری به نظر می رسد . چون طبق اصول مدیریتی ، جلب رضایت مشتریان خارجی، مستلزم رضایت داشتن مشتریان داخلی کارکنان است .


تدابیر مدیران به منظور افزایش کارایی و انگیزش کارکنان
تعیین اهداف بلندمدت و کوتاه مدت که به وضوح برای کارکنان مشخص و قابل دستیابی ، اندازه گیری و سنجش باشد و نیز تدوین برنامه های عملیاتی ، دستورالعمل ها و رویه های اجرایی جهت تحقق اهداف تعیین شده . در تدوین و اجرای هدف ضروری است که به کارکنان مشارکت داده شده تا از افکار و اندیشه های آنان استفاده شود و در صورت تحقق این امر، افزایش انگیزش کاری و تعهد کاری و سازمانی کارکنان اجتناب ناپذیر است .
تدوین و اجرای استراتژی مطلوب و مناسب جهت تخصیص بهینه امکانات مادی و نیروی انسانی به منظور تحقق اهداف با کارایی بیشتر.
ارزیابی عملکرد کارکنان و واحدها ، بدین معنی که میزان عملکرد افراد و دوایر را با اهداف تعیین شده مقایسه نموده و شکاف بین وضع موجود و وضع مطلوب را مورد سنجش قرار داده، علل بروز شکاف مزبور شناسایی شود و راهکارهایی جهت برطرف کردن نقایص و مشکلات کاری و بهبود وضع موجود ارائه گردد .
نیازسنجی آموزشی کارکنان و برنامه ریزی به منظور برگزاری دوره های آموزشی موردنیاز جهت به روز نگهداشتن اطلاعات کارکنان باتوجه به پیشرفت های شتابان علمی و تکنولوژی دنیای امروز.
پرداخت حقوق و مزایا برمبنای عملکرد ، بدین معنی که یکی حداقل حقوق برای کارکنان درنظر گرفته شود و پرداخت بیشتر از آن، مستلزم ارائه عملکرد مثبت ، سازنده و ایفای نقش فعال کارکنان در انجام کارها و نیز نوآوری و خلاقیت آنان باشد . در صورت اجرای این طرح اولا" کارکنان ساعی و خلاق،‌ انگیزش بیشتری جهت بالابردن استاندار کاری و بهبود عملکرد خود خواهند داشت .
ثانیا" کارکنان غیرفعال جهت دریافت حقوق به اندازه کارکنان ساعی سعی خواهند کرد، عملکرد خود را به سطح افراد ساعی رسانند و این امر منجر به پویایی سازمان ها شده، افزایش بهره وری را به دنبال دارد .
استخدام افراد شایسته و متخصص موردنیاز، از طریق اجرای فرآیند علمی استخدام و ارائه چشم انداز روشن و مشخص برای کارکنان جدیدالاستخدام ، مبنی بر اینکه اگر در طول خدمت، وظائف محوله را به نحو احسن و همراه با خلاقیت و نوآوری در کار انجام دهند، به پیشرفتهای مشخصی درزمینه شغلی و غیره دست پیدا خواهد کرد و این سیاست در طول خدمت کارکنان عملی گردد و افراد بطور عینی نتایج مثبت عملکرد و رفتار خودشان را ببینند. به نظر می رسد دراین زمینه سازمان دارای نقایصی می باشند از جمله داوطلبان استخدامی را براساس آزمون های استخدامی تخصصی جهت ارزیابی میزان شایستگی افراد به منظور استفاده از آنان در پست تخصصی بکار نمی گیرند. بنا براین باید تدابیری اندیشیده شود تا افراد شایسته، متخصص و کارآمد به استخدام درآمده و در جایگاه های مناسب سازمانی بکار گرفته شوند تا شخص هم برای خود وهم برای سازمان و جامعه موثر و مفید واقع شود.
پیشتاز بودن مدیران در رعایت نظم و انضباط اداری، تشویق و ترویج روحیه خلاقیت و نوآوری در بین پرسنل، فعال بودن ، بروز رفتارهای شایسته و متناسب با شان کارکنان، اعتقاد به یادگیری مستمر و به عبارتی، الگوی عملی بودن مدیر برای کارکنان جهت بهبود کارایی و افزایش انگیزش کارکنان.
ارتقای کارکنان براساس کوشش و سعی آنان در انجام وظایف محوله به نحو احسن و با کیفیت بالا و نیز شغل آنان، به خاطر اینکه گذرزمان نشان دهنده مجرب شدن شخص نیست چون ممکن است اشخاص از زمانهای اداری خود به نحو مطلوب استفاده کرده و بر سطح معلومات وآگاهی و تجربیات کاری خود بیفزاید و برعکس عده ای نیز وقت گذرانی کنند. لذا شایسته است که این امر در ارتقای افراد به پستهای بالاتر درنظر گرفته شود ( تمایز قایل شدن بین سن تقویمی و سن هوشی کارکنان و ارجع دانستن سن هوشی بر سن تقویمی در ارتقاء و پیشرفت شغلی کارکنان).
سعی در فراهم ساختن امکانات رفاهی مناسب برای کارکنان جهت تامین نیازهای اولیه وضروری کارکنان به منظور رشد و شکوفایی اندیشه و تفکر افزایش روحیه خلاقیت و نوآوری در سازمان.
استقرار سیستم ارزیابی عملکرد آنان بمنظور عملکرد به شکل علمی که از طریق آن بتوان عملکرد واقعی افراد را مورد سنجش قرار داده، نقاط قوت و ضعف افراد شناسایی کرده و با استفاده از مکانیزم هایی نظیر آموزش ، پاداش و ... سعی در برطرف کردن نقاط ضعف و گسترش نقاط قوت نمود.
ترویج واشاعه دادن فرهنگ انتقاد و انعطاف پذیری در بین پرسنل توسط مدیر که ضروری است جهت تحقق این امر ، شخص مدیر پیشتاز بوده و عملا موارد مذکور را رعایت نماید.
شناخت سطح بلوغ فردی ( توان و تمایل) کارکنان توسط مدیر و به کارگیری سبکهای رفتاری و مدیریتی مناسب با درجات بلوغ آنان ( سبک دستوری، حمایتی ، مشارکتی و تفویضی)
ترویج جو صمیمی و یکدلی در بین کارکنان به منظور ارتقای تعهد و همبستگی بین آنان.
تشکیل جلسات هفتگی به طور مستمر در واحد خود با هدف اظهارنظر کارکنان در مسائل و مشکلات مختلف شخصی، شغلی و کاری واخذ دیدگاهها و پیشنهادهای آنان جهت برطرف کردن مشکلات موجود و بهبود وضع موجود واحد، جهت دستیابی به وضعیت مطلوب کاری و رفتاری.
تدوین و ارائه وضعیت مطلوب برنامه ریزی و فراهم ساختن بسترها و امکانات مساعد و مناسب جهت رسیدن مداوم از وضع موجود به وضع مطلوب.
همسو کردن اهداف فردی و گروهی با اهداف سازمانی و نیز اهداف جامعه از طریق به کارگیری ساز و کارهای مدیریت ساختاری، رفتاری و پرسنلی مناسب.
به منظور رقابت در عرصه پر رقابت جهانی امروز، به کارگیری اصول و ساز کارهای مدیریت سازمانی ، رفتاری و پرسنلی جهت کارآمد کردن و بالا بردن انگیزش و کارایی کارکنان و بهبود بهره وری سازمانی جهت ایفای نقش موثر وسازنده در عرصه رقابت جهانی، ضروری به نظر می رسد.
لازم به ذکر است موارد مذکور جهت بهبود کارایی و افزایش انگیزش کارکنان، زمانی به طور جدی مورد توجه و عنایت مدیران قرار خواهد گرفت که سازمان ها، وارد عرصه رقابت داخلی و خارجی شوند و بخواهند با رقبایی که به آخرین پیشرفت های علمی و تکنولوژی مجهز هستند، به رقابت بپردازند تا نقش فعال و موثر خود را در عرصه رقابت جهانی از بعد فرهنگی اقتصادی و غیره ایفا نمایند.
در صورت بروز روادید فوق بکارگیری ساز و کارهای مدیریتی اعم از رفتاری، ساختاری و پرسنلی برای مدیران، مهم تلقی خواهد شد و امکانات و شرایط مساعدی را جهت عملی ساختن ساز و کارهای فوق الذکر، فراهم خواهد ساخت.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  کلید هدایت               

گوهر معرفت - ذکرِ حضرتِ حق

پدید آورنده : خواجه عبداللّه انصاری

شرابِ رحیق

نام تو شنید بنده دل داد به تو

چون دید رخ تو جان فرستاد به تو

بسم اللّه الرحمن الرحیم و این آیتْ به خلاف دیگر آیات است. از آن که آیات قرآن هر آیتی یک بار وحی آمده است و این آیت صد و چهارده بار وحی آمده، هر حرفی از این آیتْ ظرفی است شرابِ رحیق را، و هر کلمه صَدَفی است دُرِّ تحقیق را، هر نقطه ای از او کوکبی است آسمان هدایت را.

 

قدر و جمال بنده

نکته دیگر شنو، در شکل باء بسم اللّه اشاراتی است و اندر آن اشارات بشارتی است. نقش باء حقیر و صغیر بودْ چون با نام حق پیوسته شد عُلُوّ گرفت و خَلعَت دُنُو یافت؛ از روی اشارت می گوید: ای بنده مؤمن! حرفی که به نام ما پیوسته شد قدر و جمال یافت و خطر و کمال گرفت تا بدانی که هرکه به ما پیوست، از قطعیّت مارَسْت، وهرکه دل در غیر ما بست، در نهاد خود شکست.

 

صبح کرامت

اول بارانْ از ابر عنایاتِ این نام است. اول نفسْ از صبح کرامتِ این نام است، اول جوهَر از صدفِ معرفتِ این نام است. اول نشانْ از وجودِ حقیقتِ این نام است. اول شاهد بر مشاهده روحْ این نام است. دل را فتحْ و جان را فتوحْ این نام است. معرفت را راه است، حقیقت را درگاه است. انبساط را در است، صحبت را سر است. فرا وصال اشارت است، از کمال حال عبارت است، خائف را امان است راجی را ضمان است.

 

راحت جان

به نام او که جان را جان است و دل را عیان است. به نام او که یاد او زینت هاست و مهر او راحت روان است. به نام او که وصال او به دو عالمْ ارزان است و هرچه نه اوست همه عین تاوان است و هرچه نه یاد او تخم غمان است.

به نام او که وجود او را علّتْ نه، صُنعِ او را حیلَتْ نه، اوّلیّتِ او را بدایتْ نه، آخریّتِ او را نهایتْ نه، در حکم او رَیبْ نه، در امر او شُبْهَتْ نه، در قدر او ذِلَّتْ نه، در وجود او قِلَّت نه، هرچه کند کسی را بر او حجَّت نه، و او را به هیچ چیز و هیچ کس حاجتْ نه. به نام او که هرچه خواهدْ تواند و هرچه تواندْ داند، یکی را بخواند، یکی را برانَد، به هیچ در نماند، نه کس به او مانَد، نه او به کس مانَد. این معنی یقین داند او که: لَیسَ کَمِثْلِهِ شی ء بر او خواند.

 

آفریدگار جهان

اللّه است آفریدگار جهان و جهانیان، اللّه است روزی دهنده آفریدگان، اللّه است نگه دارنده زمین و آسمان، اللّه است کفایت کننده شغل بندگان، اللّه است راه نماینده مؤمنان، اللّه است غیب دان و نهان دان، اللّه است آمرزنده گناهان.

 

اشارت و بشارت

بسم اللّه در تحت هر حرفی اشارتی است و در آن اشارتْ بشارتی، باء، اشارت است که بصیرم، می بینم کردار تو؛ سینْ اشارت است که سمیعمْ می شنوم گفتار تو؛ میمْ اشارت است که مُجیبَم می نیوشم دعای تو، باء اشارت است به بِرِّ او، سین اشارت است به سرّ او، میم اشارت است به منّت او. گوئی قسم یاد می کند، می گوید جلّ جلاله: به برّ من با بندگان من، به سرّ من با دوستان من، به منّت من بر مشتاقان من که عذاب نکنم بنده ای را که به اخلاص گوید نام من و در هر کار ابتدا کند به نام من با بقاء او، سینِ سناءِ او، میمِ مَجْدِ او، با بقاء بنده، سین سرور بنده، میم مقام بنده، می گوید عزّ جلاله: عبدی بقاء من به من، بقاء تو ز من، سناءِ من صفت من، سرور تو صحبت من، مَجد من جلال من، مقام تو بر درگاه من.

اللّه ام که کافران را عذاب کنم اظهار حجّت را، رَحمانمْ با مؤمنان فضل کنم اظهار منّت را، رحیم ام، عامیان را عفو کنم اظهار رحمت را.

 

آرام دل ها

امیرالمؤمنین علی علیه السلام گفت: بسم اللّه گشاینده بستگی هاست، آسان کننده دشواری هاست، دور کننده بدی هاست، آرام دل ها و شفای دردها و شستن غم هاست.

از خزاین غیب تحفه ای در صحرای وجود نیاید مگر به بدرقه عزت بسم اللّه .

هیچ دعا در معرض حاجت به قبله اجابت نرسد مگر به مدد حشمت بسم اللّه .

هیچ کس قدم از منزل مجاهدت در مقام مشاهدت ننهد مگر به آثار انوار بسم اللّه .

در فردوس اعلی و جنّت مأوی شراب طهور از مَلِکِ غیور نتوان یافت مگر به وسیلت و ذریعت بسم اللّه .

ای جوان مرد! امروز که از قطعیتْ ترسانی و از تهنیَتِ قیامت لرزانی و در غم و احزانی، پیدا بود که سماع نام و نشان او چند توانی، باش تا فردا که از قطعیت ایمن شوی و عقبه صراط بازگذاری، از بلای دنیا جسته و از هوای نفس و شیطان باز رسته، در روضه رضوان بر تخت بخت نشسته. فرشته به خدمتْ استاده و از کفِّ جلال ذوالجلالْ شرابِ طهورْ یافته، بنده را روزِ شادیْ آن روز است، روز طوبی و زُلفی و حُسنی، آن روز است.

 

صَلاح و فَلاح

به نام او که صلاح ما به ولایت او، و فلاح ما به رعایت او، به نام او که حیات ما به نعمت او، و نجات ما به رحمت او، خداوندی که از او نه و از درگاه او گُذَر نه. با احسان او، عصیان را خطر نه، با عنایت او جنایت را اثر نه، بر عصیان و مفلسان از او رحیم تر و کریم تر نه. ای خداوندی که در الهیّتْ یکتایی و در احدیّتْ بی همتایی. در ذات و صفاتْ از خلقْ جدائی. مُتّصِف به علایی، متحد به کبریایی، مایه هر بینوایی، پناه هر گدایی، همه را خدایی تا دوست که رایی.

 

در چشم منی روی به من ننمایی

وان در دِلَمی هیچ به من نگرایی

 

شمع تابان

نام خداوندی که نام او دل ها را بستان است و یاد او شمع تابان است. نام خداوندی که مهر او خوش تر از جان است، یک نظر از او به صد هزار جان رایگان است.

 

گمان مبر که مرا جز تو یار خواهد بود

دلم جز از تو کسی را شکار خواهد بود

 

یکتای یگانه

به نام او که قدر او بی منتهاست و محبت او با دوستان بی بهاست. در قدر نهان و در صُنعْ آشکار است. به نام او که از مانندگی دور و از اوهام جداست، دل را به دوستی و خرد را به هستی پیداست. به نام او که نه در صفت او چون و نه در حکمِ او چراست. در شنوایی و دانایی و بینایی یکتاست.

 

منبع : نشریه گنجینه، آبان 1383، شماره 44، صفحه 33

 

دانستنیها                          

چگونه میزان هوش افراد را اندازه گیری كنیم؟

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

آیا فروشنده ای که کامپیوتر جدیدتان را از او خریده اید، واقعاً به چیزهایی که در موردش صحبت می کند آگاهی دارد، یا فقط چیزهایی را که در بروشور مطالعه کرده است برای شما تکرار می کند؟

آیا کارمندی که به تازگی برای استخدام با او مصاحبه کرده اید، واقعاً از آن چیزهایی که ادعا می کرد سر در می آورد و سررشته ای دارد؛ یا اینکه فقط جواب هایی را برایتان تکرار می کند که شما دوست دارید بشنوید؟
چه دوست داشته باشیم، چه نه، دائماً درحال قضاوت کردن در مورد میزان هوش و آگاهی دیگران هستیم و با جواب هایی که به سوالاتمان می دهند، سطح شایستگی و توانایی های آنها را می سنجیم. بعضی افراد در این کار مهارت بیشتری دارند، ولی این، به این معنی نیست که شما نمی توانید یاد بگیرید؛ چرا که شما نیز می توانید، میزان هوش و سطح آگاهی اطرافیانتان را تست نموده و حدس بزنید.

انواع هوش
هوش چیزی است که ارزیابی و اندازه گیری آن کار ساده ای نیست چون انواع بسیار متفاوتی دارد. در سال 1983، دکتر هاوارد گاردنر استاد دانشگاه هاروارد، مفهوم جامع تری از هوش ارائه داد و آن را چند-هوشی نامید. تئوری او با نظریات سنتی در این رابطه که می گفتند  " آیا می توانید وقایع را به خاطر بسپاری، ریاضیات انجام دهی، منطقی فکر کنی و جمله های صحیح بنویسی؟ کاملاً مغایر بود و دیدگاهی بسیار جامع تر برای قضاوت در مورد هوش افراد داشت.

طبقه بندی اولیه شامل 7 دسته بود که هر کدام بخش های متفاوتی از هوش را شامل می شد:
هوش و دانش زبان شناختی: مهارت کار کردن با زبان و کلمات. گاهاً می بینیم که بعضی قادر به تکلم به چندین زبان مختلف هستند، در حالیکه بعضی در یادگیری یکی هم درمانده اند.
هوش منطقی و ریاضی: حل مشکلات به طریقی کاملاً منطقی. نوعی از هوش که بیشتر شامل کتابخوانان است.
هوش موسیقی: قابلیت فکر کردن در قالب نُت های موسیقی و ریتم. چه در نواختن و چه در آهنگ سازی.
هوش فضایی: حل مشکلات به صورت بصری، در مغز فرد. جهت یابی و ناوبری از مهمترین آنهاست ولی توانایی در هنر، مجسمه سازی و طراحی نیز از این دسته اند.
هوش جنبش فیزیکی: داشتن توانایی در حرکت عضلات و سایر حرکات ورزشی.
هوش میان فردی: توانایی شناخت احساسات، حالات و عواطف دیگران. مهارت های اجتماعی.
هوش درون فردی: اطلاع از خودمان، احساسات و افکار خودمان.

نکاتی که باید به خاطر داشته باشید
یکی از اصلی ترین قانون های تعیین هوش افراد این است که هیچ گاه فکر نکنیم آموزش و تحصیلات با هوش و قوه  ادراک یکسان است. حتماً باید تا به حال برخورد کرده باشید که هر فردی با مدرک تحصیلی از بهترین دانشگاه دنیا، فرد باهوشی نیست، و هر فردی هم که نتوانسته حتی تحصیلات دبیرستانی را به پایان برساند خنگ و کم هوش نمی باشد. همانطور که نظریه  چند هوشی نشان می دهد، هر فردی قابلیت های مختلف دارد و همه یکسان نیستند.
به عنوان یک قانون کلی، باهوش ترین افراد جامعه ما تنها افرادی هستند که از ناچیز بودن اطلاعات و آگاهی هایشان مطلع اند. هیچوقت به کسی اینقدر اطمینان نکنید که بگویید او پاسخ هر سوالی را می داند و فکر می کند که هر مبحثی را می توان با تئوری خوب ضد بد حل کرد. هوش، قوه  درک این مسئله است که هر مشکلی میتواند راه حل های مختلف داشته باشد، حتی اگر ما یکی را بر راه حل های دیگر ترجیح دهیم.
برخلاف آنچه ممکن است فکر کنید، پذیرفتن اینکه چیزی را نمی دانید، یکی از علائم باهوشی شما است به جای اینکه تظاهر کنید که از آن آگاهی دارید. چون اگر کار را اشتباه انجام دهید، و دیگران این موضوع را بفهمند، از حیوان هم احمق تر جلوه خواهید کرد.

چه باید کرد...
هیچ راه مطمئن و کاملی برای تعیین هوش افراد نیست و نخواهد بود. اما نشانه ها و علائم زیادی هست که با دنبال کردن آنها می توانید نتیجه گیری کلی داشته باشید. اما باید سوالات درست و به درد بخور از فرد بپرسید. در اینجا به مواردی اشاره میکنیم، آنها را به خاطر بسپارید.

سوالات کلی بپرسید، نه سوالات مخصوص و ویژه
همه ی افراد با درصد هوش متوسط می توانند اصول علمی و اعداد و مسائلی از این قبیل را به خاطر بسپارند. سوالات انتزاعی و خیالی دشوارتر هستند.

به دنبال پاسخ های صحیح و عقلانی باشید
آیا به نظر می رود که فرد مشغول تکرار آن چیزی است که در روزنامه مطالعه کرده است؟ یا خود واقعاً در مورد این مسائل فکر کرده است؟

به کلمات قلمبه سلمبه ای که بی جا به نظر می رسند و اشتباهاً استفاده می شوند دقت داشته باشید
بعضی افراد عادت دارند که با استفاده از کلماتی که به ظاهر، گیرا و پرابهت هستند خود را بزرگ جلوه دهند. اگر استفاده از کلمات شان نابه جا بود، یادداشت بردارید.

دنبال کلمات کلیدی باشید
به طور مثال استفاده از کلمه ی "پیش گستر" اشاره به این دارد که فرد از جملات کلیشه ای استفاده می کند.

دنبال عبارات و جملات کلیشه ای باشید
استفاده زیاد از جملات کلیشه ای نشانه بدی است، اما استفاده از همین کلیشه ها به طرزی نادرست موضوع را بدتر هم می کند.

سوالاتی بپرسید که خودتان جوابش را می دانید
اگر سوال را درست جواب دهند یا اینکه بگویند نمی دانند خوب است. اما اگر سعی در سفسطه کردن کنند، حواستان باشد.

حضور ذهن و قدرت استدلالش را محک بزنید
فقط حافظه او را آزمایش نکنید، کمی هم قدرت تعقل آنها را محک بزنید و ببینید که آیا می توانند بعضی از سوال ها را با استدلالات منطقی جواب بدهند.

نظر او را در مورد چیزی بپرسید
ببینید می توانند در مورد موضوعات مختلف نظر خود را ابراز کنند یا اینکه فقط قادر به حفظ یکسری اصول علمی هستند.

مهارت های اجتماعی او را بررسی کنید.
ببینید در برخورد با دیگران چطور رفتار می کنند.

طریقه صحبت کردن او را بسنجید
بیان واضح و کامل موضوعات، بسیار بهتر از استفاده از کلمات پیچیده و قلمبه سلمبه ای است که خود فرد هم شاید معنایش را به درستی نداند.
"
هر فردی که مبحثی را با توجه به منابع و مراجع دیگر بررسی می کند، از هوش خود استفاده نکرده است، فقط از حافظه اش استفاده می کند."
لئوناردو داوینچی

از هوشتان درست استفاده کنید.
تجربه های زیادی نشان داده است که افرادی که در ابتدا کودن و احمق جلوه می کردند، نابغه و افرادی بسیار باهوش بوده اند؛ به همین دلیل است که این مسائل هیچگاه نباید از روی ظاهر نتیجه گیری شوند.
درست است که هوش به طور کلی چیز خوبی است، اما در کنار ویژگی های خوب اخلاقی فرد است که زیباتر می شود. باهوش بودن یک چیز است، اما دانستن اینکه چطور از این هوش استفاده کنید بسیار مهمتر است.

افرادی که موفق می شوند، لزوماً همیشه افراد باهوشی نیستند؛ آنها فقط می دانند که چطور از هوششان استفاده کنند.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مباحث فرهنگی            

وداع با ماه ضیافت الهی

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

وداع با رمضان

رمضان، ماه خدا، ماه سخن گفتن خدا، ماه مردم، ماه بیدار شدن مردم، ماه آگاه کردن آنها که نمیدانند، و ماه تذکر دادن به آنها که میدانند، ماه برانگیختن آنها که نشستهاند، و ماه باز گرداندن آنها که برگشتهاند، ماه نیرو دادن فریادی که در حال شکستن است، ماه گره کردن مشتهایی که باز میشوند، و قدمهایی که آهسته میگردند، ماه بسیج کردن سپاهی که متفرق است، و ...

رمضان با همهی زیباییها و فیض و رحمتهای بیکرانش از میان ما خاکیان رخت بربست و روزهداران؛ اینک پیروزی خویش بر سختیهای گرسنگی و تشنگی و تمایلات و خواهش های نفسانی و خشمها و شهوتها را جشن میگیرند. از یک سو؛ از اینکه توانستهاند با مراقبتهای مستمر و محاسبههای دقیق از نفس، راه تزکیهی درون را هموار کرده و به درجات و مراحلی از تقوا و عفاف نایل آیند، مسرور و مشعوفند، و از دیگر سو؛ در وداع با ماه خدا مغموم و اندوهناکند، و این غم و شادی؛ هر دو راهگشای بندگان مؤمن خدا به رشد و کمال معنوی است.

زیباترین تعابیر در وداع با رمضان سخنان و تعابیر حضرت سیدالساجدین، امام زینالعابدین است. با فرازهایی از این تعابیر زیبا و ژرف، رمضان را وداع میگوییم:

بار خدایا! تو ما را به دین برگزیده و آیین مورد رضایت و راه سهل و آسان خود هدایت نمودی و نسبت به طریقهی تقرب به خودت و رسیدن به کرامتت ما را بصیرت دادی.

بارخدایا! و تو در زمرهی برگزیدهی این وظایف و اعمال ویژهی از واجبات، ماه رمضان را قرار دادی، و از میان همهی زمانها و روزگارها اختیارش کردی و بر همهی اوقات سال برتریاش نهادی، زیرا که در آن قرآن و نور نازل کردی و مردمان را بر به پای خاستن برای عبادت خود ترغیب فرمودی و شب قدر را که از هزار ماه بهتر است تجلیل نمودی؛ و چون رمضان را به ما عطا کردی، ما را بر دیگر امّتها مقدم داشتی و ما به فرمان تو روز این ماه را روزه گرفتیم و با یاری تو شب را به قیام در عبادت سپری کردیم و اینگونه خود را در معرض رحمتت که ما را در جوار آن نهادهای، قرار دادیم و آن را وسیلهای برای دریافت ثواب تو ساختیم و ...

و در آنچه از فضل و عطا از تو درخواست شود، بخشندهای و نسبت به کسی که در راه قرب تو میکوشد، نزدیک هستی.

بار خدایا! ماه رمضان در میان ما بس ستوده زیست و ما را مصاحب و یاری نیکو بود و گرانبهاترین سودهای مردم جهان را به ما ارزانی داشت؛ امّا چون زمانش به سررسید و عدد روزهایش به آخر، آهنگ رحیل کرد.

بارخدایا! اینک ما با رمضان وداع میکنیم، همچون وداع با عزیزی که فراقش بر ما گران است و رفتنش ما را غمگین و گرفتار وحشت و تنهایی کند؛ عزیزی که او را بر ما پیمانی است که باید نگه داریم و حرمتی که باید رعایت کنیم و حقی که باید ادا نماییم؛ پس اکنون میگوییم:

بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا؛ بدرود ای گرامیترین اوقاتی که ما را مصاحب و یار بودی؛ ای بهترین ماه در همهی روزها و ساعتها.

بدرود که آزادشدگان از عذاب خداوند، در تو چه بسپارند، و چه نیکبخت است آن که حرمت تو را نگه داشت.

بدورد که چه بسا گناهان که از نامه عمل ما زدودی و چه بسا عیبها که پوشیده داشتی.

بدرود ای ماهی که تا تو بودی، امن و سلامت بود.

بدرود ای آن که در مصاحبت تو نه کراهت بود، و نه در معاشرتت ناپسندی.

بدرود که سرشار از برکات بر ما آمدی و ما را از آلودگیهای گناه شست و شو دادی.

بدرود که به هنگام وداع از تو نه غباری به دل داریم و نه از روزهات ملالتی در خاطر.

بدرود که چه بدیها با آمدنت از ما دور شد و چه خیرات که ما را نصیب آمد.

بدرود تو را و آن شب قدر تو که از هزار ماه بهتر است.

بار خدایا! ما آشنای این ماهیم، ماهی که ما را بدان شرف و منزلت دادی و بر برکت نعمت و احسان خویش، روزه داشتنش را توفیق دادی؛ در حالی که مردمان شقی قدرش را نشناختند و با شور بختی خویش از فضیلتش محروم ماندند.

ای خداوند! تو بودی که ما را برگزیدی و به شناخت این ماه توفیق عنایت کردی و به سنت آن راه نمودی؛ تو بودی که ما را توفیق روزه داشتن و نماز گزاردن ارزانی داشتی، هرچند ما قصور ورزیدیم و اندکی از بسیار به جای آوردیم.

بارخدایا! حمد تو راست در حالی که به بدکرداری خویش اقرار میکنیم و به تبهکاری خویش معترفیم! ... عذر تقصیر ما را در ادای حق خود بپذیر و ...

بارخدایا! در این ماه اگر قصد گناه کردهایم، یا مرتکب آن شدهایم، یا به عمد خطایی از ما سرزده، یا از سر فراموشی ستمی بر خود روا داشتهایم، یا پردهی حرمت دیگری را دریدهایم، بارخدایا بر محمد9 و خاندانش درود بفرست و گناه ما را در پردهی اغماض فرو پوش و ما را عفو کن و در برابر دیدگان شماتت کنندگان قرار مده و زبان طاعنان در حق ما دراز مگردان و ما را به رأفت پایان نیافتنی و فضل و کرم نقصان ناپذیر خود به کاری برگمار که خطاهایی را که در این ماه مرتکب شدهایم و تو آن را نپسندیدهای، از میان ما ببرد یا فرو پوشد.

بارخدایا! اگر کسی از بندگان تو، حق این ماه را آنچنان که شایستهی اوست رعایت کرده و حرمتش نگه داشته و وظایف خود و احکام آن را به جای آورده و از گناهان پرهیز کرده و به تو تقرب جسته، آنسان که خشنودی تو نصیبش شده و رحمت تو بر او روی نهاده؛ همانند مزدی که او را میدهی، از خزانهی بینیازیات به ما نیز ارزانی دار و چند برابر آن از فضل خود عطا فرمای، که خزائن فضل تو را نقصان نیست؛ بلکه همواره در افزایش است. و معادن احسان تو دستخوش فنا نشود و بخشش تو چه بخششی گواراست.

ای خداوند! ما در این روز فطر، روز عید و شادمانی مؤمنان، روز اجتماع مسلمانان به گرد یکدیگر، از هرگناه که مرتکب شدهایم و از هر کار زشت که از این پیش از ما سر زده، و از هر خیال بد که در دل خود پنهان داشتهایم، توبه میکنیم؛ توبهی کسی که در دل خیال بازگشتش به گناه نیست و بار دیگر به گناه باز نگردد؛ توبهای بیبازگشت؛ عاری از هرگونه شک و ریب.

بارخدایا! چنین توبهای را از ما بپذیر و از ما خشنود شو و ما را در آن توبه ثابت قدم گردان.

بارخدایا! ما را در شمار توبه کنندگانی درآور که محبت خود را به آنان ارزانی داشتهای و پذیرفتهای که به طاعت تو باز گردند؛ ای دادگرترین دادگران.

بارخدایا! از پدران و مادران و همکیشان ما، آنان که دیده از جهان بستهاند و آنان که هنوز جام مرگ ننوشیدهاند در گذر.

بارخدایا! بر محمد9 پیامبر ما و خاندان او درود بفرست، همچنان که بر ملائکهی مقربین خود درود فرستادهای؛ و بر او و خاندانش درود بفرست، آنسان که بر پیامبران مرسل خود درود فرستادهای؛ و درود بفرست بر او و خاندانش، آن سان که بندگان صالح خود را درود فرستادهای، درود برتر از درود آنها، ای پروردگار جهانیان؛ درودی که برکت آن به ما رسد و سود آن نصیب ما گردد و سبب استجابت دعای ما شود؛ که تو کریمتر کسی هستی که بدو رغبت توان یافت و کارسازترین کسی هستی که بدو توکل توان کرد و تو خود بخشندهترین کسان به سائلان درگاه خود هستی.

﴿و أنت علی کل شیء قدیر﴾ دعای 45 صحیفه سجادیه، دعای وداع با ماه رمضان

 

آمرزش؛ رهاورد رمضان

ماه مهمانی خدا، ماه آمرزش و پاکی از پلیدی هاست. از این رو، امام سجاد علیه السلام در وداع با این ماه مبارک می فرماید: درود بر تو ای همسایه ای که دل ها بر اثر عبادت و بندگی در آن نرم و فروتن گردید و گناهان بر اثر آمرزش و عفو خدای بزرگ در آن کم شد. درود بر تو! چه بسیار گناهان را محو کردی و چه بسیار زشتی ها را پوشاندی.

پیامبر گرامی اسلام نیز در فضیلت ماه رمضان می فرماید: ماه رمضان، ماه خدا و ماه مغفرت است. بحار الانوار، ج 96، ص 340، به نقل از: محمدرضا جواهری، "آمرزش رهاورد رمضان"

 

ماه بی پایان

اگر پی آمدهای معنوی رمضان را در غیر این ماه هم حفظ کنیم، گویا ماه پربرکت رمضان پایانی نخواهد داشت. وداع با ماه رمضان، هرگز به معنای وداع با ویژگی های ارزشمند این ماه نیست. بنابراین، اگر صفات پسندیده ای چون پهن کردن سفره اطعام، حضور در محافل دینی، قرائت قرآن، شب زنده داری و پرهیز از محرمات را حفظ کنیم، می توانیم همواره و تا رمضان بعد، از پی آمدهای معنوی آن بهره ببریم. بحار الانوار، ج 96، ص 340، به نقل از: محمدرضا جواهری، "آمرزش رهاورد رمضان"

 

مهمان بی زحمت

امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای وداع ماه رمضان می فرماید: سلام بر تو که در هنگام وداع، ما احساس خستگی نکردیم. ایشان در بخش دیگری از این دعا می فرماید: سلام بر تو! پیش از آنکه بیایی، ما انتظارت را می کشیدیم و اکنون هم که می خواهی بروی، ما را غمگین کرده ای. سلام بر این مهمان گران قدری که به برکت آن، خداوند بسیاری از بلاها را از ما برداشت و خیلی از برکات را به ما بخشید.

 

وداع جانکاه

امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای وداع ماه رمضان می فرماید: اکنون این ماه بعد از آنکه پایانش فرا رسید، از ما جدا شد و تنهایمان گذاشت و ما این ماه را وداع می کنیم. وداع با این ماه، وداع جانکاه و دشواری است که اهل رمضان را دچار غم و اندوه می کند. اهل معنا، در این ماه خیرشان بیشتر شد و کسانی که گرفتار گناه بودند، کمتر به گناه آلوده شدند. پس با ماه مبارکی وداع می کنیم که رفتنش برای ما دشوار است و غمگینمان می کند. ماهی که ماه رحمت خداوندی بود و هر لحظه اش، خیری برای ما به ارمغان می آورد.

 

کلام مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری درباره وداع با ماه مبارک رمضان می فرماید: امام سجاد علیه السلام در دعای وداع ماه رمضان، آنچنان از فراق این ماه می نالد که بارها و بارها بر ماه رمضان درود می فرستد: السلام علیک. اینجا سلام، به معنای بدرود و به معنای خداحافظی کردن با ماه رمضان عزیز و با این روزها و شب های نورانی است. خداحافظی با این قطعه بهشتی از زمان عمر ما و از طول دوران سال، یعنی ماه رمضان است. عزیزان من! این ذخیره تقوا را که در ماه رمضان به دست آوردیم... باید حفظ کنیم، این محصول بسیار ارزشمندی است.

 

امام صادق علیه السلام و وداع ماه رمضان

ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت در وداع ماه رمضان فرمود: بار پروردگارا! تو خود در کتاب مقدّست فرمودی ماه رمضان که قرآن در آن نازل شده، مایه هدایت و رستگاری مردم و وسیله تشخیص حق از باطل است. اینک ماه رمضان به پایان رسید. پس از تو تقاضا می کنم اگر بر من گناهی باقی مانده که هنوز آن را نیامرزیده ای یا می خواهی به آن گناه عذابم کنی، تا فجر این شب [آخر] ماه مبارک فرا نرسیده، گناهانم را بیامرزی و از تقصیرم در گذری، ای مهربان ترینِ مهربانان. بحار الانوار، ج 96، ص 340، به نقل از: محمدرضا جواهری، "آمرزش رهاورد رمضان"

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و وداع ماه رمضان

جابر بن عبدالله انصاری، می گوید: در جمعه آخر ماه رمضان نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم، هنگامی که چشم آن حضرت بر من افتاد فرمود: ای جابر! این جمعه آخر ماه رمضان است. پس با آن وداع کن و بگو:خدایا! این رمضان را آخرین روزه ما قرار نده و اگر چنین مقرّر کردی، ما را مورد رحمت خود قرار ده و محروممان مساز. هر کس این را بگوید، به یکی از دو امر نیکو می رسد: یا آنکه طول عمر می یابد و ماه رمضان بعدی را درک می کند، و یا آنکه مورد بخشش و رحمت خدا قرار می گیرد.

 

رمضان، ماه ضیافت الهی

رمضان دعوتی است معنوی و تو میهمان عرش خدایی.

رمضان، فرصتِ استفاده از نفخاتِ ربّ است.

رمضان، موسم عبادت است و عبادت، غذای روح است.

رمضان، فصل مناجات و دعاست. و دعا، نردبان تعالی جان است.

رمضان، دوره تزکیه و تهذیب و تربیت و ساختن و مقاومت کردن و تحمّل نمودن و چشیدن است.

رمضان، بهار جانهای خدا جوست و باران کرامتِ شهرالله، روز و شب بر کویر دلها می بارد و یاد خدا، صفابخش دلهای عاشقان شب زنده دار است.

شب های رمضان، از شام تا سحر، دل را در چشمه زلال یاد خدا و اولیاء خدا شستشو دهیم و مشتی از برکاتِ آسمانی این ماه برداریم.

در خلوت بیداران شب زنده دار، دستی به دعا و چشمی به امید، به سوی خدای غفار بگشاییم و در شبهای قدر، بستر خواب را جمع کرده، مائده طیّبات ذکر مدایح و مراثی خاندان عصمت بگسترانیم و در نای نیاز، نجوای عارفانه سردهیم.

رمضان را باید آیینهای بسازیم. پیش رویمان، تا در آن، چهره باطن و سیمای اخلاق خویش را به تماشا بنشینیم.

رمضان، برای ما کلاس است. در همه زمینه ها، و در رابطه با خد، و خود و مردم و مکتب.

رمضان، ماه ضیافت خدا است. خداوند میزبان است و بندگان او مهمان، و نیایش و قرب وسیله پذیرایی. و قلبهای روشن، فدیه بندگان به آستان خداوند است، و دیدگان اشکبار و دلهای امیدوار، سرمایه عابدان.

رمضان، ماه گریز از خویش و التجاء به خدا است. فصل بازیابی خود گمشده است. ایّام تقویت اراده، و مالک نفس شدن و مهار زدن به تمنّیات است.

رمضان، ماه قرب است، ماه یافتن و رسیدن است.

رمضان، فرصت مناسبی برای محاسبه و به خود پرداختن و به خدا رسیدن است. از لحظه لحظه اش، از هر روز و شبش باید سود برد.

رمضان، فرصتی برای خود سازی است تا بذر جان را در مزرعه لحظات و ایّام بارور کنند و با آب اخلاص، آن را برویانند و به ثمر برسانند.

رمضان فراغتی است و موسمی برای انس و خلوت، و فصل یاد و مناجات است.

رمضان، ماه هجرت از سیّئات به حسنات و ماه گسستن از خود و پیوستن به خدست.

حیف اگر در شب قدر، قدر خود نشناسیم!!

شب قدر، گسترده ترین سفره رحمت و پر نعمت ترین مائده لطف خداست.

شب قدر، شب گشودن سفره دل و ریختن اشک نیاز و فصل گریستن چون ابر بهار در آستان آفریدگار غفّار است.

در شب قدر، روبه روی آینه محاسبه می نشینیم و چهره جان را بی غبار می بینیم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت، شستشو می دهیم.

شب قدر، فرصتی است تا چهره دل را با آب توبه بشوییم و پاکتر گردیم و به فطرت بی عیبِ خویش برگردیم.

رمضان، موعد عروج است و شب قدر، میعاد بیداران و معراج شب زنده داران.

شب قدر، شب احیاء خویش با دم مسیحایی دعاست.

شب قدر، برای آن است که قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم زنی، قدرت اراده و انتخاب را بیازمایی و خویشتن جدید را با قلم توبه و جوهر اشک، ترسیم کنی.

حیف اگر در شب قدر، قدر خود نشناسیم!

عید فطر، پایان نامه دوره ایثار و گذشت

عید فطر، عید توفیق در عبودیّت و معرفت و تهذیب نفس است.

رمضان، دعوتی است به باز یافتنِ خودِ گمشده، ندایی است، برای توجّه به خدای فراموش شده، ضیافتی است برای تناول از مائده تقو و پایان این مهمانی خدایی، عید فطر است، عید توفیق بر طاعت و اطاعت، عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکر و یاد محرومان و گرسنگان، عید کفّ نفس و کنترل خواسته ها

فطر، چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد!

فطر، سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.

پیروزی بر خصم درون )نفس( جشنی روحانی دارد بنام عید فطر، که میثاق بستن با فطرت را از سوی روزه داران مجاهده گر اعلام می دارد.

عید فطر، پاداش افطارهای خالصانه و بجاست. مُهر قبولی انفاق های با قصد قربت است، پایان نامه دوره ایثار و گذشت، در مسایل مالی است.

فطر، عید خداجویی و خدا ترسی و خدا پرستی است. برکت بخشِ ماه مبارک است.

 

فرازهایی از سلام و درود امام سجاد علیه السلام در وداع با ماه رمضان

درود بر تو ای ماه، ماهی که آرزوهای ما را به هدف نزدیک می ساختی و اعمال ما را در فروغ خویش روشن می داشتی!

سلام بر تو! ای هم دم عزیز که تا هم دم ما بودی، قدر تو را نیک نشناختیم و هنگامی که ترک ما گفتی، از فراق تو فاجعه ای عظیم یافتیم و خاطر ما پریشان و آزرده شده است.

سلام بر تو! ای مهمان گرامی که وقتی قدم به خانه ما نهادی، سخت شادمان شدیم و روزی که از خانه ما رفتی، شادی ما پایان یافت.

سلام بر تو! ای گران مایه که در کنار تو قلب های ما به نرمی و مهربانی گرایید و گناهان ما از برکت تو کاهش یافت.

سلام بر تو! ای یار عزیز که با کمک تو بر شیطان چیره شدیم و از برکت تو راه احسان را شناختیم.

سلام بر تو! که به خاطر تو چه بسیار بنده گنه کار از قید عقوبت رسته و چه خوش بخت است آن کس که حرمت تو را رعایت کرده است.

سلام بر تو! که زنگ گناهان را از لوح قلب ها می زدودی و بر خطایا و معاصی، پرده رحمت می افکندی.

سلام بر تو! که مدت تو در چشم تیره بختان دراز و خسته کننده بود، ولی در قلب پارسایان، فروغ و حرمتی فراوان داشتی.

سلام بر تو! ای ماه بی نظیر که هیچ ماه مانند تو نتواند بود.

سلام بر تو! از همه کس و همه چیز و سلام بر تو که هر چه با تو بود، همه سلام و سلامت بود.

سلام بر تو! آن چنان که به دنیای ما با برکات و خیرات فرود آمدی و آلایش گناهان را از جامه ما شستی.

سلام بر تو! که هنگام وداع، خویشتن را از تو بیزار نمی بینیم و روزه را که یادگار توست، هرگز ترک نمی کنیم.

سلام بر تو! که هنوز به ما نرسیده، مشتاق مقدم تو بودیم و هنوز ما را ترک نگفته، به یاد روز جدایی، خاطری پریش و اندوهگین داشتیم.

سلام بر تو! که بدی ها در جوار تو از ما دور بود و هر چه برکت و خیر بود، در کنار تو بر ما ارزانی شده بود.

سلام بر تو! که همه شب در اشتیاق روز تو ستاره می شمردیم و همه روز از روز پیش، به تو مشتاق تر بودیم.

سلام بر تو و بر آن فضایل که از وجود آن بهره مند نشدیم و بر آن برکات که نصیب ما نشده است.

 

متون ادبی 

 

افسوس که ایام شریف رمضان رفت

سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

    افسوس که سی پاره این ماه مبارک

از دست به یک باره چو اوراق خزان رفت

شد زیر وزبر چون صف مژگان، صف طاعت

شیرازه  جمعیت  بیداردلان  رفت

بی قدری ما چون نشود فاش به عالم

ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت

برخاست تمیز از بشر و سایر حیوان

آن روز که این  ماه  مبارک زمیان رفت

با قامت چون تیر در این معرکه آمد

از بار گنه با قد مانند کمان رفت

بر داشت ز دوش همه کس بار گنه را

چون باد سبک  آمد و چون کوه گران رفت

از رفتن یو سف نرود بر دل یعقوب

آن ها که به صائب ز وداع  رمضان رفت

صائب تبریزی

 

 

رمضان می رود

رمضان می رود و می بَرد از کف ما

آن که سی روز صفا یافت از او محفل ما

رمضان رفت و دریغا که به امضا نرسد

طاعتِ ناقصِ ما، روزه ناقابل ما

رمضان، عقده گشا بود گنه کاران را

وای اگر او رود و حل نشود مشکل ما

وای بر ما اگر از این همه نعمت نبوَد

جز یکی جرعه آب و لب نان حاصل ما

                مؤید

 

 

وقت عزیز رفت

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت

در دِه قدح که موسم ناموس و نام رفت

وقت عزیز رفت، بیا تا قضا کنیم

عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت

دل را که مرده بود، حیاتی به جان رسید

تا بویی از نسیم مِی اش در مشام رفت

در تاب توبه چندان توان همچو عود

مِی ده که عمر در سر سودای خام رفت

                حافظ

 

 

وداع با رمضان

برگ تحویل می کَند رمضان

بار تودیع بر دل اخوان

یار نادیده سیر، زود برفت

دیر ننشست نازنینْ مهمان

ماه فرخنده، روی بر پیچید

و علیک السلام یا رمضان

الوداع ای زمان طاعت و خیر

مجلس ذکر و محفل قرآن

مُهر فرمان ایزدی بر لب

نفْس در بند و دیوْ در زندان

تا دگر روزه با جهان آید

پس بگردد به گونه گونه جهان

بلبلی زار زار می نالید

بر فراق بهار، وقت خزان

گفتم اَندُه مبر که باز آید

روز نوروز و لاله و حیران

گفت ترسم بقا وفا نکند

ورنه هر سال گُل دهد بستان

یارب آن دم که دم فرو بندد

ملک الموت واقف شیطان

کار جان پیش اهل دل سهل است

تو نگه دار جوهر ایمان

                سعدی

 

 

عید فطر

حلول فطر زیبایی اطاعت را به تصویر می کشد و شهود عاشقان بی قراررا . فطر عید مشتاقان  است . آنان که  در طلب رضایت دوست سر بر آستان او سا یید ند و نام او را بر آسمان جان خود حک کردندد . مسلمانان روزه دار پس از یک ماه امساک و تلاش بیشتر در جهت طلب رضایت دوست ، در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند.  فطر ، در لغت هم ریشه  فطور و افطار است و معنای آن  خوردن و آشامیدن است . این عید از آنجا فطر نامیده شده است که در نخستین روز از ماه شوال دستور امساک از طعام و نوشیدن برداشته می شود  و خداوند   دستورپایان روزه را صادر می فرماید . عید فطر پاداش روزه روزه داران است وچه مبارک روزی ! روزی که انسان روزه دار تمامی خیر ها را در آن  ازخداوند خود طلب می کند . از  آنجاست که در قنوت نماز عید آمده است :  اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذ خرا و شرفا و كرامة و مزیدا، ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تد خلنى فى كل خیر اد خلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه و علیهم. اللهم انى اسئلك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏. " بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شایسته‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند. "

امیرالمؤمنین على(ع ) در یكى از اعیاد فطر در خطبه‏اى خطاب به مردم می فرماید : اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش مى‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید مى‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت ‏برین، اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه‏ دار داده مى‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گوید: هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید. در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) منقول است  : پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه کرد یم ... خداوندا در این روز عید فطرمان كه براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شده‏ایم و هر كار بدى كه كرده‏ایم و هر نیت ناشایست ه‏اى كه در ضمیرمان نقش بسته است‏به سوى تو باز مى ‏گردیم و توبه مى ‏كنیم، توبه ‏اى كه در آن بازگشت‏ به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. 

 

دعای وداع با ماه رمضان المبارک

شيخ صدوق رحمة الله عليه براى وداع ماه مبارک رمضان دعائى ذكر كرده كه مى‏گويد: ابو بصير از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده كه حضرت فرمود: تقول فى وداع شهر رمضان اللهم انك قلت فى كتابك المنزل على نبيك المرسل و قولك الحق شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان، و هذا شهر رمضان قد انصرم فاسالك بوجهك الكريم، و كلماتك التامات ان كان بقى على ذنب لم تغفره و تريد ان تحاسبنى به او تعذبنى عليه او تقايسنى به ان يطلع فجر هذه الليلة، او ينصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لى يا ارحم الراحمين‏ . من لا يحضره الفقيه، جلد 2، ص 164
  
در وداع ماه مبارك بگوئيد، بار پروردگارا تو خود گفتى در كتاب مقدس كه بر نبى مرسلت نازل فرموده‏اى و قول تو حق است كه ماه رمضان كه در او قرآن نازل شده و مايه هدايت و رستگارى مردم و دلائل آشكار از هدايت و وسيله تشخيص حق از باطل مى‏باشد، اينك ماه رمضان به پايان رسيد و فيوضاتش تا سال آينده از ما قطع شد پس تقاضا مى‏نمايم از تو به آبروى گراميت، و كلمات تام و تمامت، اينكه اگر بر من گناهى باقى مانده ( و پاك نشدم) كه هنوز آن گناهم را نيامرزيدى، و اراده حسابرسى او را دارى، يا مى‏خواهى به آن گناه باقيمانده عذابم كنى، و يا به اندازه گناهم عقوبت نمائى، تا اينكه طلوع كند فجر اين شب، يا پايان پذيرد اين ماه مبارك، مگر آنكه آن گناهانم را بيامرزى و از تقصيرم در گذرى، اى مهربانترين مهربانان. مفصل اين دعا را در جلد 2 من لا يحضره الفقيه، ص 165، بخوانيد كه بسيار دعاى پر محتوى و ارزشمندى است

 

 بدرود

بدرود ای بزرگ ترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا.

بدرود ای ماهی که تا تو بودی، امن و سلامت بود.

بدرود ای آنکه نه در مصاحبت تو کراهت بود و نه در معاشرتت ناپسندی.

بدرود که سرشار از برکات بر ما درآمدی و ما را از آلودگی های گناه شست وشو دادی.

بدرود که چه بدی ها با آمدنت از ما دور شد و چه خیرات که ما را نصیب آمد.

بدرود تو را و آن شب قدرت را که از هزار ماه بهتر است.

بدرود تو را و آن فضل و کرم تو را که اینک از آن محروم مانده ایم.

بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها.

بدرود ای گرامی ترين اوقاتی که ما را مصاحب و يار بودی، ای بهترين ماه در همه روز ها و ساعت ها...

عید فطر، بر فاتحانِ عرصه های جهاد با نفس، گرامی باد.

 

منابع :

- نشریه  نامه جامعه - آبان 1384، شماره 14، صفحه 74، جشن پیروزی و وداع با رمضان، پدید آورنده : زهرا عاشوری

- نشریه  پاسدار اسلام - شهریور 1388،  شماره 333، صفحه 50

-  نشریه ارمغان - تابستان 1386، شماره 3، صفحه 216

- نشریه  گلبرگ - آبان 1385، شماره 80، صفحه 20، وداع با ماه مبارک رمضان، پدید آورنده : ابوالحسن مسیب نژاد

- www.aviny.com   

- پایگاه حوزه - ويژه نامه ماه مبارک رمضان، دعاى وداع ماه مبارک رمضان

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

آیا آرامش به سراغ شما آمده است؟

 

1. آیا ناخن‌هایتان‌ را می‌جوید؟
2  
بلی
خیر
1  
گاهی‌ اوقات‌

2. آیا تاكنون‌، به‌ منظور آرامش‌ یافتن‌، به‌ سراغ‌ یک‌ حمام‌ داغ‌ طولانی‌ مدت‌ رفته ‌اید؟
نه‌، فقط به‌ قصد تمیزی‌ به‌ سراغ‌ حمام‌ می‌روم‌
 0 
بله‌، چون‌ یك‌ حمام‌ داغ‌ طولانی‌، بهترین‌ شیوه‌برای‌ در كردن‌ خستگی‌ و آرامش‌ یافتن‌ محسوب‌می‌شود
گاهی‌ اوقات‌

3. زمانی‌ كه‌ دردی‌ به‌ سراغ‌ تان‌ می‌آید كه‌ تاكنون‌ آن‌ را تجربه‌ نكرده‌اید، آیا آن‌ را فورا نشانه‌ یک ‌بیماری‌ خطرناک‌ در نظر می‌گیرید؟
بله‌ و تا زمانی‌ كه‌ درد رفع‌ نگردد، نگرانی‌ یك‌لحظه‌ هم‌ دست‌ از سرم‌ بر نمی‌دارد
راستش‌ نه‌، ولی‌ اگر درد ادامه‌ پیدا كند، به‌پزشك‌ مراجعه‌ می‌كنم‌ تا علت‌ مشخص‌ شود
گاهی‌ اوقات‌

4. آیا تا به‌ حال‌ به‌ علت‌ این‌ كه‌ افكار درهم‌ برهم ‌و زیادی‌ در سر داشته‌ اید، دچار بی ‌خوابی‌ شده‌اید؟
بله‌، به‌ وفور
خیلی‌ به‌ ندرت‌ و در مواقع‌ خاص‌
گاهی‌ اوقات‌

5. هر چند وقت‌ یكبار، در ارتباط با عملی‌ كه ‌انجام‌ داده‌اید، احساس‌ گناه‌ و عذاب‌ وجدان‌ به‌ سراغ‌ تان‌ آمده‌ است‌؟
 2 
به‌ وفور و به‌ دفعات‌
خیلی‌ به‌ ندرت‌ یا هرگز
گاه‌ و بیگاه‌

6. آیا بیش‌ از حد معمول‌، فكر و خیال‌ می‌ كنید؟
بله‌، به‌ وفور
گاهی‌ اوقات‌، ولی‌ نه‌ خیلی‌ زیاد
بله‌، گاهی‌ اوقات‌

7. آیا تا كنون‌ صبح‌ هنگام‌ در حالی‌ از خواب ‌برخاسته ‌اید كه‌ افكار نگران‌ كننده‌ در سر داشته ‌باشید؟
 2 
بله‌
 0 
خیلی‌ به‌ ندرت‌
خیلی‌ كم‌

8. هر چند وقت‌ یک‌ بار، با آرامش‌ كامل‌ به ‌تماشای‌ فیلمی‌ از تلویزیون‌ می ‌پردازید؟
كمتر از هر دو هفته‌ یك‌ بار
به‌ طور متوسط بیش‌ از یك‌ مرتبه‌ در هفته‌
دست‌ كم‌ به‌ طور متوسط هفته‌ای‌ یك‌ مرتبه‌

9. زمانی‌ كه‌ در سفر هستید، آیا فكر و ذهن‌ تان‌را به‌ كلی‌ دور از مسایل‌ كاریتان‌ سوق‌ می‌دهید؟
 2 
نه‌، چون‌ آنقدر گرفتار و پرمشغله‌ هستم‌ كه‌ نمی‌توانم‌ مسایل‌كاریم‌ را به‌ كلی‌ به‌ دست‌ فراموشی‌بسپارم‌
بله‌
1  
سعی‌ دارم‌، ولی‌ این‌ طور مسایل‌همیشه‌ در گوشه‌ای‌ از ذهنم‌ جا دارند

10. در مجموع‌، از بخت‌ و اقبالتان ‌در زندگی‌ راضی‌ هستید؟
 2 
راستش‌ را بخواهید نه‌
بله‌
دلم‌ می‌خواهد راضی‌ باشم‌، ولی‌اوضاع‌ می‌توانستند بهتر از اینها باشند

11. آیا سعی‌ دارید، هر شب‌ ساعت‌ خواب‌ مشخصی‌ داشته‌ باشید؟
خیر، چون‌ آن‌ چنان‌ گرفتارم‌ و فكر و خیال‌دارم‌ كه‌ ساعت‌ خواب‌ هر شبم‌ به‌ نحو محسوسی‌ تغییرمی‌كند
 0 
بله‌، معمولا همیشه‌ اطمینان‌ حاصل‌ می‌كنم‌ كه‌رأس‌ ساعت‌ مشخصی‌ بخوابم‌ تا نیازم‌ برطرف‌ شود وصبح‌ روز بعد سرحال‌ و با نشاط باشم‌
1  
سعی‌ دارم‌، ولی‌ گاهی‌ اوقات‌ موفقیتی‌ حاصل‌ نمی‌كنم‌

12. با وجود این‌ كه‌ مشغله‌ زیادی‌ دارید، تصمیم‌ می‌ گیرید در خانه‌ بمانید و به‌ تماشای‌ مسابقه بپردازید. آیا در هنگام ‌تماشای‌ آن‌ مسابقه‌، از این‌ بابت‌ كه‌ كارهای‌ مهم‌ تان‌ راپشت‌ گوش‌ انداخته ‌اید، احساس‌ گناه‌ و عذاب‌ وجدان ‌به‌ سراغ‌ تان‌ می‌آید؟
بله‌، آنقدر كه‌ در لذت‌ بردنم‌ از تماشای‌ آن‌مسابقه‌ تداخل‌ ایجاد می‌كند
خیر، اصلا احساس‌ گناه‌ نمی‌كنم‌
تا حدی‌ بله‌، ولی‌ به‌ هر حال‌ مستحق‌ این‌استراحت‌ هستم‌ و می‌دانم‌ كه‌ بعدا در فرصتی‌ مناسب‌كارم‌ را به‌ نحو احسن‌ انجام‌ می‌دهم‌

13. آیا تا به‌ حال‌ به‌ شیوه‌ای‌ از آرامش‌ درمانی ‌مثل‌ طب‌ سوزنی‌ یا عطر درمانی‌ اندیشیده ‌اید؟
بلی
خیر
خیر، ولی‌ شاید در آینده‌ در این‌ زمینه‌ بیشتربه‌ بررسی‌ بپردازیم‌

14. سر و صدا تا چه‌ حد كفری‌ و عصبانی‌ تان‌می ‌كند؟
2  
به‌ شدت‌، در واقع‌ گاهی‌ اوقات‌ اعصابم‌ به‌ هم‌می‌ریزد و مو به‌ تنم‌ راست‌ می‌شود
خیلی‌ به‌ ندرت‌ باعث‌ آزارم‌ می‌شود، ولی‌ در كل‌اهمیتی‌ به‌ آن‌ نمی‌دهم‌
گاهی‌ اوقات‌ در هنگام‌ شنیدن‌ سر و صدا، ازكوره‌ به‌ در می‌روم‌

15. آیا اكثر اوقات‌ در حال‌ عجله‌ كاری‌ هستید؟
 2 
بله‌، اكثر اوقات‌
نه‌ خیلی‌ زیاد
گاه‌ و بیگاه‌

16. آیا در موقعیت‌ها و شرایط تنش‌ زا، بغض‌ راه‌ گلویتان‌ را می‌بندد؟
بلی
0  
شاید، ولی‌ تا آن‌ حد نبوده‌ كه‌ به‌ راحتی‌متوجه‌اش‌ شوم‌
1  
در موارد خیلی‌ نادر این‌ حالت‌ را تجربه‌ كرده‌ام‌

17. آیا گاهی‌ اوقات‌ فشار كاریتان‌ غیر قابل‌ تحمل‌ می‌شود؟
بلی
خیر
گاهی‌ اوقات‌

18. آیا نسبت‌ به‌ آینده‌ خوش‌ بین‌ هستید؟
خیر، چون‌ همیشه‌ نگران‌ آینده‌ هستم‌
بله‌، خوش‌ بین‌ هستم‌
نظر خاصی‌ در این‌ باره‌ ندارم‌ و پیرو این‌ ضرب‌المثل‌ هستم‌: هر چه‌ پیش‌ آید، خوش‌ آید!

19. به‌ نظر شما، حضور در كلاس‌های‌ یوگا، به‌ حالتان‌ مفید است‌؟
اگر وقت‌ كافی‌ داشته‌ باشم‌، فكر خوبی‌ است‌
نه‌، تصور نمی‌كنم‌
این‌ كلاس‌ها چه‌ فایده‌ای‌ دارند؟

20. در مقایسه‌ با یك‌ شخص‌ متوسط و معتدل‌، چقدر می‌خندید و لبخند می ‌زنید؟
كمتر از معمول‌
بیشتر از معمول‌
در حد متوسط

21. هر چند وقت‌ یك‌ بار، مسأله‌ای‌ برایتان‌ پیش ‌می‌آید كه‌ تا آخر روز فكرتان‌ را به‌ خودش‌ اختصاص ‌می‌دهد؟
به‌ وفور
0  
خیلی‌ به‌ ندرت‌ و یا هرگز
فقط گاه‌ و بیگاه‌

22. آیا تا به‌ حال‌ كسی‌ به‌ شما گفته‌ كه‌ خونسردی تان‌ را حفظ كنید؟
بله‌، به‌ دفعات‌
خیر
بله‌، در برخی‌ از شرایط

23. آیا تاكنون‌ به‌ بیماری‌ مبتلا شده‌اید كه‌ دررابطه‌ با فشار روحی‌ و استرس‌ تشخیص‌ داده‌ شده‌ باشد؟
بلی
خیر
 1 
نه‌، ولی‌ خیلی‌ هم‌ به‌ خودم‌ اطمینان‌ ندارم‌ كه‌بگویم‌ هرگز این‌ اتفاق‌ برایم‌ نمی‌افتد

24. هر چند وقت‌ یكبار به‌ علت‌ فشارهای‌ روحی‌، زندگی‌ عاطفی‌تان‌ دچار مشكل‌ می‌شود؟
بیشتر از حالت‌ طبیعی‌
هرگز
گاهی‌ اوقات‌

25. هر چند وقت‌ یك‌ بار، به‌ این‌ علت‌ كه‌ از فرط خجالت‌ سرخ‌ شده‌اید، به‌ ستوه‌ آمده‌اید؟
 2 
بیشتر از حالت‌ طبیعی‌
خیلی‌ به‌ ندرت‌ یا هرگز

گاهی‌ اوقات

 

 

نتیجه تست

بین‌ 40 تا 50 امتیاز:
امتیاز شما نمایانگر آن‌ است‌كه‌ شخصیتی‌ بیش‌ از حد مضطرب‌ و نگران‌ دارید وهمواره‌ مسایل‌ را در ذهن‌ تان‌ بزرگ‌ می‌كنید. ازآنجایی‌ كه‌ نگرانی‌، تشویش‌ و اضطراب‌ در سرشت‌ شمااست‌ و به‌ آن‌ شكل‌ با مسایل‌ برخورد می‌كنید، دائمافشار روحی‌ زیادی‌ را متحمل‌ هستید و بیان‌ حفظخونسردی‌ و آرامش‌ برای‌ شما راحت‌تر از به‌ كاربستنش‌ است‌!
ولی‌ بهتر است‌ همیشه‌ به‌ یاد داشته‌ باشید كه‌نگرانی‌ و اضطراب‌ منجر به‌ فشار روحی‌ و استرس‌می‌شود و آن‌ علت‌ و عامل‌ بروز بسیاری‌ از مشكلات‌ وناراحتی‌های‌ جسمانی‌ می‌باشد، پس‌ برای‌ سلامتی‌ تان‌بسیار مضر به‌ حساب‌ می‌آید. از این‌ رو، حتی‌ المقدور،آرام‌تر و خونسردتر باشید و از یاد نبرید كه‌ دنیا حول‌محور شما نمی‌چرخد. و اگر بتوانید گاهی‌ قبل‌ از نگران‌شدن‌، تعلل‌ كنید و یك‌ قدم‌ به‌ عقب‌ برگردید و كمی‌بیشتر روی‌ زندگی‌ تان‌ فكر كنید، آرامش‌ بیشتری‌ رادر ارتباط با خودتان‌ و دنیای‌ اطراف‌ تان‌ احساس‌خواهید كرد و در می‌یابید كه‌ در زندگی‌ می‌توانیدخیلی‌ بیشتر از حد تصور شما، خرسند كننده‌، ارزنده‌ ورضایت‌ بخش‌ باشد.
لازم‌ است‌ كه‌ گاه‌ و بیگاه‌، تغییر و تحول‌ كاملی‌ دربرنامه‌ یكنواخت‌ زندگی‌ روزمره‌تان‌ ایجاد كنید، چندروزی‌ به‌ استراحت‌ در منزل‌ بپردازید، به‌ گل‌ و گیاهان‌برسید و به‌ موسیقی‌های‌ روح‌ نواز گوش‌ فرا دهید تاآرامش‌ خویش‌ را باز یابید. ولی‌ بعد از این‌ دوره‌ نبایدبا عجله‌ و یكسره‌ به‌ سراغ‌ كارها و مشغله‌های‌ شاق‌،كسل‌ كننده‌ و اعصاب‌ خرد كن‌ بروید، بلكه‌ بهتر است‌مدتی‌ را هم‌ صرف‌ انجام‌ كاری‌ كنید كه‌ از آن‌ لذت‌زیادی‌ می‌برید، مثل‌ خرید، ورزش‌ یا باغبانی‌. به‌ این‌ترتیب‌، می‌توانید به‌ راحتی‌ مسایل‌ را تقسیم‌ بندی‌كنید تا زمانی‌ كه‌ به‌ كارهای‌ یكنواخت‌ و طاقت‌ فرسای‌زندگی‌ تان‌ بر می‌گردید، بتوانید با آرامش‌، بینش‌ و طرزبرخوردی‌ صحیح‌تر عمل‌ كنید.
    
بین‌ 25 تا 39 امتیاز:
شما در وضعیتی‌ رضایت‌ بخش‌، مساعد و مطلوب‌قرار دارید كه‌ اگرچه‌ گاهی‌ اوقات‌ خودتان‌ را تحت‌ فشارمی‌بینید، ولی‌ به‌ زودی‌ و به‌ موقع‌ علایم‌ و نشانه‌های‌هشدار دهنده‌ خطر را شناسایی‌ می‌كنید و خودتان‌ رااز مهلكه‌ نجات‌ می‌دهید!
در آن‌ هنگام‌ متوجه‌ می ‌شوید كه‌ بی‌ جهت‌خودتان‌ را تحت‌ فشار قرار داده‌اید و به‌ سرعت‌ به‌ خودآمده‌ و آرامش‌ و خونسردیتان‌ را باز می‌یابید، در واقع‌،نگرانی‌ و اضطراب‌ در موارد خیلی‌ نادر و استثنایی‌ به‌سراغ‌ تان‌ می‌آید كه‌ آن‌ هم‌ با طرز برخورد صحیح‌ و به‌جای‌ شما مشكلی‌ ایجاد نمی‌كند.
    
كمتر از 25 امتیاز:
حقیقت‌ این‌ است‌ كه‌ شما از آن‌ دسته‌ از افرادخوشبختی‌ نیستید كه‌ طرز برخوردشان‌ با زندگی‌ باآرامش‌ خاطر كامل‌ است‌! در واقع‌، تا حدی‌ بی‌خیال‌ وساده‌ لوحانه‌ عمل‌ می‌كنید و گاهی‌ اوقات‌ آرامش‌ وخونسردی‌ را اشتباه‌ می‌گیرید.
اگرچه‌ در مواقع‌ خیلی‌ نادری‌ شما هم‌ نگرانی‌ را به ‌نحوی‌ تجربه‌ می‌كنید، همانطور كه‌ همه‌ ما چنین‌هستیم‌، ولی‌ این‌ مواقع‌ را در حالت‌ حداقل‌ حفظمی‌كنید. به‌ نظر می‌رسد كه‌ مسایل‌ و اتفاقاتی‌ كه‌ برای‌بسیاری‌ از افراد نگران‌ كننده‌ و دلهره‌ آور به‌ حساب‌می‌آیند، برای‌ شما اصلا اهمیتی‌ نداشته‌ باشند. و از آن‌دسته‌ از اشخاصی‌ هستید كه‌ تا حادثه‌ای‌ رخ‌ نداده‌، بابی‌خیالی‌ به‌ زندگی‌ عادی‌ خود ادامه‌ می‌دهید و درنتیجه‌ اتفاقات‌ خیلی‌ بد، كمتر به‌ سراغ‌ تان‌ می‌آیند.
البته‌، بهتر است‌ هشداری‌ را همیشه‌ به‌ خاطرتان‌بسپارید: همه‌ ما باید حالت‌ تدافعی‌ خود را حفظ كنیم ‌و با این‌ كه‌ آرامش‌ و رفتار توأم‌ با خونسردی‌ كامل‌ واقعا تحسین‌ برانگیز و عالی‌ به‌ حساب‌ می‌آید، به‌ شرط آن‌كه‌ تا حد ساده‌ لوحی‌ و حماقت‌ پیش‌ نرود، مورد پسند و حسادت‌ برانگیز محسوب‌ می‌گردد!

 

منبع : www.takbarg.ir

 

  عبادت و بندگی             

ره توشه هائی از عید فطر

نویسنده : حجة الاسلام عبدالکریم پاک نیا

 

فرا رسیدن روز مبارک عید فطر، نوید بخش تحوّلاتی سرنوشت ساز در زندگی اهل ایمان است. چرا که عید فطر یکی از ایام اللّه، زمینه ساز وحدت کلمه برای مسلمانان و تقویت اتحاد و اراده آنان، تجدید حیات دوباره برای اسلام، دمیدن روح ایمان و سرور و نشاط برای بندگان الهی، روز نمایش عظمت دین و بازگشت دوباره به فطرت انسانی و بالاخره روز فتح و پیروزی در جهاد اکبر برای رهروان خداجوی می باشد. در شب و روز عید فطر، اهل ایمان از سوئی به شب زنده داری و نماز و دعا می پردازند و از سوئی دیگر با زمزمه زیارت امام حسین(ع) با آن حضرت و مقاصد آسمانی اش پیمان مجدد امضاء کرده و روح حماسه و عرفان و فداکاری را در وجودشان احیاء می کنند. این اعمال معنوی آنان را برای پرواز در عالم ملکوت به همراه قدسیان آماده می کند و آنان بدین وسیله از قید و بند مادّیات و علاقه های بی ارزش رهائی یافته و با دلی سرشار از شوق ایمان و عشق به خدا زندگی نوینی را آغاز می کنند. چه زیباست که تمام اقشار جامعه از این فرصت به دست آمده در راه اعتلای کلمه حق و توسعه و ترویج معارف حیاتبخش الهی بهره گرفته و خود را یک سال دیگر در پناه ایمان و مصونیت بیمه کنند. در آن روز مسلمانان با شوق وصف ناپذیری از عبادات و ریاضات شبهای ماه رمضان و شبهای قدر و زیباترین لحظات ارتباط با خداوند فارغ شده و در اجتماع روز فطر صف می کشند و اتّحاد و یگانگی و برادری و همدلی خود را به نمایش گذاشته و بار دیگر دست رد به سینه شیطان و شیطان صفتان می زنند و هم نوا با برادران دینی خود، پروردگار با عظمت را صدا کرده و توفیق در تمام کارهای خیر و دوری از تمام بدی ها رابه همراه حضرت محمّد و آلش که درود خدا بر آنان باد از درگاه خداوند درخواست می کنند. در همین راستا به برخی از دستاوردهای این روز باشکوه اشاره کرده و روح و جان خویش را با آموختن درسهائی از آن صفا می بخشیم به امید اینکه ره توشه هائی را برای سلوک به سوی حق به دست آوریم.

در اجتماع بزرگ مسلمانان در روز فطر، می توان پیام های مهم و حیاتبخش اسلام را به گوش حاضرین رساند چرا که برخی افراد فقط در چنین روزی فرصت راه یابی به مجالس مذهبی را پیدا می کنند و در چنین فضائی آمادگی شنیدن مطالب معنوی و دستورات انسان ساز اسلامی را دارند. به همین جهت امیرمؤمنان علی(ع) در یکی از خطبه های خویش در روز عید فطر بعد از حمد و ثنای الهی و فراهم نمودن زمینه پیامهای آسمانی به بیان مهمترین دستوارت الهی پرداخته و اهم احکام کلیدی را به نمازگزاران فطر می آموزد در فرازهائی از گزارشی که شیخ صدوق از بیانات امیرمؤمنان علی(ع) در خطبه عید فطر آورده است چنین می خوانیم: انّ هذا الیوم جعله اللّه لکم عیداً و جعلکم له اهلاً فاذکروا اللّه یذکرکم و ادعوه یستجب لکم؛امروز را خداوند متعال برای شما عید قرار داده است و به شما شایستگی آنرا عنایت فرموده پس شما هم به شکرانه آن خدا را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را بخوانید تا شما را اجابت کند به یکی از مهمترین اعمال روز عید فطر که پرداخت زکات فطره است اشاره کرده و اهمّیت آنرا متذکر می شود، چرا که اگر زکات فطره از صورت پرداخت فردی به سمت بُعد اجتماعی آن سوق داده شود پشتوانه و سرمایه مهم اقتصادی در حلّ مشکلات مردم خواهد بود. ایجاد مراکز درمانی، تأسیس کانون های علمی و صنعتی برای اشتغال زائی بیکاران جامعه، سرمایه گذاری برای مسائل بهداشتی و عمران محیط زیست، تقویت بنیه دفاعی مسلمانان و حراست از مرزهای اسلامی، توسعه فرهنگ عمومی و دینی و ایجاد مؤسسات پژوهشی و تحقیقاتی برخی از دستاوردهای پرداخت زکات فطره در روز عید است که در صورت جمع آوری و مصرف صحیح این بودجه دینی به دست خواهد آمد.

ائمه جمعه و جماعات و مبلغان گرامی در صورت هدایت صحیح مردم و مخاطبین خویش در این زمینه توفیقات افزون تری را در امر تبلیغ خواهند داشت و در به وجود آوردن مراکز علمی، عمرانی و بهداشتی که نوعی باقیات صالحات است شریک خواهند بود؛ چه بسیار از عالمان متعهد و مبلغان پر تلاشی که از همین زاویه به توسعه و ترویج معارف عالی اسلام پرداخته اند. به همین جهت امیر مؤمنان مردم را به پرداخت دَینِ شرعی خویش تشویق نموده و با یاد آوری اهمّیت موضوع می فرماید: و اَدّوا فِطرَتَکُم، فَاِنَّها سُنَّةُ نَبیِّکُم وَ فَریضَةٌ مِن رَبِّکُم فَلیُؤدّها کُلُّ اِمرِءٍ مِنکُم عَنهُ وَ عَن عیالِهِ کُلِّهِم ذَکَرِهِم وَ اُنثاهُم، صَغیرِهِم و کَبیرِهِم وَ حُرِّهِم و مَملُوکِهِم عَن کُلِّ اِنسانٍ مِنهُم صاعاً مِن بُرٍّ اَوصاعاً مِن تَمرٍ اَو صاعاً مِن شَعیرٍ؛ زکات فطره خود را که سنت پیامبرتان و فریضه واجبی از سوی پروردگارتان می باشد هر یک از شما از سوی خود و افراد تحت تکفل خود از زن و مرد، کوچک و بزرگ، آزاد و مملوک یک صاع گندم یا خرما یا جو پرداخت نماید.

علی(ع) در فراز دیگری از خطبه خویش به مهمترین دستورات الهی پرداخته و به مسلمانان یادآور می شود که: اطیعوا اللّه فیما فرض اللّه علیکم و امرکم به من اقام الصّلوة و ایتاء الزّکوة و حجّ البیت و صوم شهر رمضان و الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر و الاحسان الی نساء کم و ما ملکت ایمانکم؛ در مواردی که خداوند بر شما واجب کرده و به انجام آن امر نموده است از فرمان خداوند اطاعت کنید، از بپا داشتن نماز، پرداخت زکوة، زیارت خانه خدا، روزه ماه رمضان، امر به معروف و نهی از منکر و نیکی و احسان به همسران و زیردستان خود. مولای متقیان باتذکر زشتی برخی گناهان کبیره اضافه می کند که: و اطیعوا اللّه فیما نهاکم عنه من قذف المحصنة و ایتان الفاحشة و شرب الخمر و بخس المکثال و نقص المیزان و شهادة الزّور و الفرار من الزّحف؛(1) ای مردم! خدا را در مورد چیزهائی که شما را نهی کرده اطاعت کنید و از انجام آن دوری گزینید که از جمله نسبت ناروا به زنان شوهر دار و آبرومند، انجام اعمال زشت همچون فحشا و شرب خمر، کم فروشی در معاملات، گواهی باطل و دروغ و فرار از میدان نبرد از مقابل دشمن است.

برخی از مردم عید را به معنی نشاط و شادی ظاهری دانسته و با پوشیدن لباسهای نو و رنگارنگ و با تدارک غذاهای متنوع و شیرینی و شربت و گفتن و خندیدن و سیاحت و تفرج بی محتوا خود را سرگرم می کنند. در حالی که عارفان با بصیرت و اولیاء خاص الهی با چشم دل به عید نگریسته و زوایای معنوی آنرا جستجو می کنند. بخشی از کوششهای مردان الهی در ایّام عید بعد اجتماعی دارد که در حلّ مشکلات برادران دینی،رسیدگی به نیازمندان و محرومان و گرفتاران، شاد و مسرور ساختن برادران و خواهران دینی، کمک به مستضعفان فکری جامعه و اهتمام به مسائل عمومی و مبتلا به مسلمانان جلوه می کند چرا که آنها بر این باورند که علی(ع) در مورد ویژگیهای مردان الهی فرموده است: نفسه منه فی عناءٍ والنّاس منه فی راحةٍ اتعب نفسه لآخرته و اراح النّاس من نفسه؛(2) نفس او از دستش در رنج و ناراحتی است امّا مردم(بخاطر خدماتی که او انجام می دهد) از او در آسایش اند. او برای (رسیدن به درجات عالی در روز) قیامت خود را به زحمت می افکند ولی مردم را به رفاه و آسایش می رساند.

و برخی دیگر از فعالیت های اهل ایمان مربوط به ارتباط خود و خدایشان است، آنان از آنجائی که در طول ماه مبارک رمضان با زحمات شبانه روزی خود بر شیطان نفس تسلط یافته و در جهاد بزرگ به پیروزی نائل شده اند روز عید فطر را به شکرگزاری و ارتباط نزدیکتری با پروردگارشان می گذرانند: حضرت امام خمینی در این مورد سخنان قابل توجهی ارائه کرده و می فرماید: البته عیدهائی که اسلام تأسیس فرموده است به حسب نظرهای مختلفی که اهل نظر دارند و بحسب قشرهای مختلفی که برخورد می کنند برداشتهای مختلفی وجود دارد. آن برداشتی که اهل معرفت از عید می کنند، با آن برداشتی که دیگران می کنند بسیار متفاوت است. آنها بعد از اینکه در ماه مبارک رمضان آن ریاضتها را می کشند و کشیدند، روز عید روز لقای آنهاست لقاء اللّه است آن روز برای آنها. الغیرک من الظّهور ما لیس لک؛(3) خدایا! برای غیر تو چه ظهوری هست که برای تو نیست.؟! آنها همه چیز را از او می دانند و آن روزرا عید می کنند برای اینکه بعد از ریاضات یوم ورود به حضرت است. و در عید قربان نیز بعد از اینکه تمام عزیزانشان را از دست دادند، مهیا برای ملاقات می شوند، بعد از اینکه نفس خودشان را کشتند و هرچه عزیز است در راه خدا از آن گذشتند آن وقت است که روز لقاء است و جمعه هم در اثر اجتماعاتی که مسلمین با هم دارند، اهل معرفت مهیا می شوند برای لقاء اللّه. پس برداشت آنها غیر از برداشت ماست و ما امیدواریم که به تبع اولیاء خدا به جلوه ای از آن جلوه ها برسیم و ذره ای از آن معارف در قلب ما واقع بشود.(4) به همین جهت حضرت امام مجتبی(ع) هنگامی که مشاهده کرد عدّه ای از مردم در روز عید فطر مشغول لهو و لعب و خنده هستند خطاب به یارانش فرمود: خداوند متعال ماه رمضان را معیار آزمایش مردم قرار داده است که در آن مردم برای کسب مقامات معنوی و بهشتی مسابقه می دهند عدّه ای در این مسابقه برنده شده و برخی دیگر از کسب این مقامات باز می مانند.

کمال شگفتی است از کسی که بی خبر از نتیجه این مسابقه به خندیدن و خوشگذرانی مشغول است به خدا سوگند! اگر پرده ها کنار رورد نیکوکاران به نتائج نیکو رفتاری خود مشغول بوده و بدکاران گرفتار اعمال بد خود هستند.(5)

 

شوق دیدار یار

از برجسته ترین و به یادماندنی ترین ساعات روز عید فطر لحظاتی است که منتظران راستین ظهور حضرت ولی عصر(عج) آرزوی دیدار آن حضرت را کرده و در فراقش با دلی مملو از امید اشک حسرت می ریزند. آنان به یاد سخن حضرت باقر(ع) می افتند که فرمود: ما مِن یَومِ عَیدٍ لِلمُسلِمینَ اَضحَیً وَ لا فِطرٍ اِلّا و هُوَ یُجَدِّدُ اللّهُ لآلِ مُحَمَّدٍ (ع) فِیهِ حُزناً قالَ قُلتُ وَ لِمَ ذلِک قالَ اِنَّهُم یَرَونَ حَقَّهُم فی اَیدی غَیرِهِم؛(6) هیچ عید فطر و قربان نیست که با آمدن آن غم و اندوه آل محمد(ص) تجدید می شود راوی گفت: چرا در روز عید غمگین می شوند؟ امام فرمود: زیرا آنان حق خود را در دست دیگران می بینند و از اینکه افراد غیر شایسته بر جایگاه رهبری امت قرار دارد و امام راستین هنوز ظهور نکرده است که حکومت عادلانه و سایه پر از عدل و داد خود را بر مردم بگستراند، غمگین و ناراحتند.

به همین جهت یکی از رایجترین اعمال این روز که اولیاء خدا و عارفان واصل به آن اهتمام خاص دارند زمزمه دعای ندبه در روز فطر است که دردمندانه و عاشقانه با امام زمان(ع) نجوا می کنند: هل الیک یا بن احمد سبیلٌ فتلقی...متی ترانا و نراک و قد نشرت لواء النّصرتری....

این ابیات مولوی تا حدودی بیانگر راز دل ندبه خوانان عید فطر است که به مولای خویش عرضه می دارند:

 

در هوایت بی قرارم روز و شب

سر زپایت بر ندارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو

در میان این قطارم روز و شب

تا که بگشایم به قندت روزه ام

تا قیامت روزه دارم روز و شب

چون زخوان فضل روزه بشکنم

عید باشد روزگارم روز و شب

جان روز و جان شب ای جان تو

انتظارم، انتظارم روز و شب

تا بسالی نیستم موقوف عید

بامه تو عید دارم روز و شب

زآن شبی که وعده کردی روز وصل

روز و شب را می شمارم روز و شب

بس که کشت مهر جانم تشنه است

زابر دیده اشک بارم روز و شب

عارف وارسته حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در این مورد در کتاب ارزشمند المراقبات(7) می نویسد: بر مؤمن راستین شایسته است امروزه غیبت آن حضرت و غصب حکومت آن حضرت توسط دشمنان، سختی حال شیعیان و رعایای او را در دست کافران و فاجران بنگرد و ببیند که به آنان از قتل نفوس و هتک آبرو و غصب اموال و بدی حال و مقام خواری و ابتذال چه می رسد بایستی خوشحالی او به اندوه زیاد و خنده او به گریه و عید او به ماتم مبدّل گردد و به خواندن دعای ندبه بسان زن بچه مرده ای بگرید و فرج او را از خدا بخواهد... باری چون خواستی برای نماز عید بیرون روی که با امامی نمازگزاری یا خودت امام جماعت شوی برتست که از مصیبتی که برای غیبت امام خودت بر تو وارد شده است غافل نباشی، زیرا نماز عید حق خاص اوست و آن از مقامات معروفه اوست. پس بنگر حال به چه منوال گشته است که نماز با امام به نماز تو و امثال تو مبدّل شده است و به زمان حضور آن حضرت و اجتماع مؤمنان به نماز او و نمازشان با او تفکر نمای و در پیش خویش میزان بگیر که چون برای مؤمن خطیب، امام او باشد و سخنش را بشنود و از علومش فرا گیرد حال او چگونه خواهد بود؟! و به آنچه از برکات و انوار زمان حضور آن بزرگوار و نشر عدالت و محوجور و ضلالت و عزت اسلام و حرمت قرآن و رواج ایمان و تکمیل عقول و تزکیه قلوب و تحسین اخلاق و رفع شقاق و دفع نفاق ونظر کن و با صدای بلند خود او را ندا ده و به زبان شوق خویش به ساحت مقدس عرضه بدار: ای زاده احمد! آیا راهی به سوی تو هست که ملاقات شوی؟...ای آقای من:

 

و تلافی ان کان فیه أتلافی

بک عجّل به جعلت فداکا

اگر تلف شدن من در رسیدن به تو باشد، در آن شتاب کن فدای تو شوم.

 

و بما شئت فی هواک اختبرنی

فاختیاری ماکان فیه رضاکا

و به هرچه بخواهی در راه عشق خودت مرا آزمایش کن که آنچه را که رضای تو در آن است انتخاب می کنم.

 

بجمال حجبته بجلالٍ

هام واستعذب العذاب هناکا

قسم به جمال خودت که از او پوشیده ای و جلال خودت که او را سرگردان ساخته ای و در کوی تو عذاب را شربت گوارا می داند.

 

ذات قلبی فأذن له یتمنّا

ک فیه بقیّة لرجاکا

دل من آب شد پس به او اجازه بده که ترا آرزو کند، در این قلب نیم رمقی برای امید و تمنای تو هست.

بنابراین درخواست برقراری دولت کریمه حضرت مهدی(عج) بهترین پاداش و عیدی است که می توان در روز عید فطر از خداوند متعال آن را درخواست نمود.

سیدبن طاووس در ضمن اعمال روز عید از امام باقر(ع) نقل می کند: هنگامی که از منزل خارج شده و به سوی نماز عید می روی دعای اللّهم من تهیّأ را می خوانی و هنگامی که به نام مبارک حضرت صاحب الزمان(ع) رسیدی با آرزوی تحقق وعده الهی و استقرار حکومت عدل مهدوی (ع) می گویی: اللّهم افتح لنا فتحاً یسیراً و انصره نصراً عزیزاً...اللّهم انّا نرغب الیک فی دولةٍ کریمةٍ تعزّ بها الاسلام و اهله و تذّلّ بها النّفاق و اهله...؛(8) خداوندا برای ما فتح آسان عنایت فرما و آن حضرت را با نصرتی عزتبخش یاری نما، پروردگارا! ما خواهان ایجاد دولت کریمه ای هستیم که با آن به اسلام و مسلمانان عزت بخشیده و جبهه نفاق و اهلش را به خاک مذلّت بنشانی ...

 

درسی از امام صادق(ع)

از آموزنده ترین فرازهای زندگی امام صادق(ع) حادثه ای شنیدنی است که در عید فطر اتّفاق افتاد ماجرا از این قرار بود که ابوالعباس سفاح، اولین خلیفه عباسی در هنگام خلافت خویش در بغداد، روزی امام صادق(ع) را به مرکز خلافت خود احضار کرد. او به دنبال فرصتی می گشت تا آن حضرت را به شهادت برساند تا اینکه وی آخرین روز ماه مبارک رمضان را عید فطر اعلام کرد. آن روز هنگامی که حضرت صادق(ع) در منطقه حیره بر او وارد شد خلیفه از او پرسید: ای اباعبداللّه! نظر تو راجع به روزه امروز چیست؟ امام صادق با بهره گیری از آیه تقیه که می فرماید: لایتّخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من اللّه فی شی ءٍ الّا ان تتّقوا منهم تقیهً و یحذّرکم اللّه نفسه و الی اللّه المصیر؛(9) افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را به دوستی بگیرند و هر کس چنین کند، هیچ رابطه ای با خدا ندارد مگر اینکه از آنان به نوعی تقیه کنید و خداوند شما را از عقوبت خود بر حذر می دارد و بازگشت همه به سوی خداست. و با پیروی از اجداد طاهرین خویش تقیه نموده، و به سفاح فرمود: این مربوط به پیشوای مردم است، تو اگر روزه بگیری، من هم روزه می گیرم و اگر افطار کنی من هم افطار خواهم کرد. در این هنگام سفاح به غلام خود دستور داد تا سفره غذا را بچیند و امام صادق(ع) به همراه او غذا خورده و روزه اش را شکست با اینکه مطمئنّاً می دانست آن روز از ماه رمضان است و عید فطر نیست. آن حضرت در توضیح عمل خویش به یاران نزدیکش فرمود: و اللّه انّه یومٌ من شهر رمضان فکان افطاری یوماً و قضاؤه ایسر علیّ من ان یضرب عنقی ولایعبد اللّه ؛(10) به خدا سوگند آن روز از ماه رمضان بود و یک روز شکستن روزه ماه رمضان (بخاطر تقیه و حفظ دین) و ادای قضای آن برای من آسانتر از این است که کشته شوم و خدا عبادت نشود.

حضرت صادق(ع) با این تدبیر الهی توطئه خلیفه ستمگر را خنثی نموده و به شیعیان درسی دیگر آموخت. آن حضرت در این روایت ضمن تأکید بر اصل قرآنی تقیه، به فلسفه آن نیز اشاره می فرماید که تقیه برای حفظ دین است نه برای حفظ زندگی افراد.

و اضافه می کند که اگر من بخاطر حادثه ای کوچک کشته شوم دین الهی از میان رفته و عبادت و اطاعت از خداوند متعال به فراموشی سپرده خواهد شد.

 

سیره تربیتی امام سجاد(ع) در عید فطر

با مروری کوتاه به سیره تربیتی ائمه اطهار(ع) در می یابیم که آن بزرگواران از ماه مبارک رمضان به عنوان یک دانشگاه تربیتی بهره گرفته و با پرورش شاگردان و انسانهای با استعداد در روز عید فطر هدایا و جوائز مادّی و معنوی به آنان عطا می کردند و به این ترتیب این ماه را به یک آموزشگاه و کلاس پرورش روح و جسم و اخلاق تبدیل نموده و به پرورش یافته گان این مکتب در محدوده وسع و اختیاراتش نسبت به شایستگی افراد، عطایائی در نظر گرفته و آنان را تشویق می کردند. در اینجا گوشه ای از سیره تربیتی و آموزنده امام سجاد(ع) را به روایت سیدبن طاووس می خوانیم:

امام صادق(ع) فرمود: شیوه حضرت علی بن الحسین (ع) در ماه رمضان چنان بود که هرگاه غلامان یا کنیزان آن حضرت خطائی را مرتکب می شدند آنان را تنبیه نمی کرد. آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفتری ثبت کرده و تخلّفات هر کس را با نام و موضوع مشخص می نمود. درآخر ماه همه غلامان و کنیزان را جمع کرده و در میان آنان می ایستاد. آنگاه از روی نوشته تمام کارهای خلاف آنان را که در طول ماه رمضان مرتکب شده بودند برایشان گوشزد می کرد و به تک تک آنان می فرمود: فلانی تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفی کردی و من ترا تنبیه نکردم!آیا به یاد می آوری؟ می گفت: بلی ای پسر رسول خدا! و تا آخرین نفر این مطالب را متذکر می شد و آنان به اشتباهات و خطاهای خود اعتراف می کردند. آنگاه به آنان می فرمود: ارفعوا اصواتکم و قولوا یا علی بن الحسین! انّ ربّک قد احصی علیک کلّما عملت کما احصیت علینا کلّما قد عملنا و لدیه کتابٌ ینطق علیک بالحقّ لایغادر صغیرةً و لا کبیرةٌ ممّا اتیت الّا احصاها و تجد کلما عملت لدیه حاضراً...؛با صدای بلند بگوئید: ای علی بن الحسین! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنانکه تو اعمال ما را نوشته ای نزد خداوند نامه اعمالی هست که با تو به حق سخن می گوید و هیچ عمل ریز و درشتی را فروگزاری نمی کند و هرچه انجام داده ای به حساب آورده و تمام آنچه را که انجام داده ای نزد او حاضر و آماده خواهی یافت، چنانکه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبت شده دیدیم. پس ما را ببخش همچنانکه دوست داری خدا تو را ببخشد. ای علی بن الحسین! به یاد آر آن حقارت و ذلّتی را که فردای قیامت در پیشگاه خدای حکیم و عادل خواهی داشت. آن پروردگار عادل و حکیمی که ذرّه ای و کمتر از ذرّه ای به کسی ظلم و ستم روا نمی دارد و اعمال بندگان را همچنانکه انجام داده اند به آنان عرضه خواهد کرد و حساب و گواهی خدا کافی است ...

ببخش و عفو کن تا پادشاه روز قیامت از تو عفو کرده و درگذرد چنانکه خودش در قرآن می فرماید: ولیعفوا و لیصفحوا الا تحبّون ان یغفر اللّه لکم واللّه غفورٌ رحیمٌ؛(11) باید ببخشند و درگذرند. آیا دوست ندارید خداوند شما را بیامرزد؟ او خداوند آمرزنده و مهربان است.

امام سجاد(ع) این کلمات را برای خویش و غلامان و کنیزانش تلقین می کرد و آنان با هم تکرار می کردند و خود امام(ع) که در میان آنان ایستاده بود و می گریست و با لحنی ملتمسانه می گفت: ربّ انّک امرتنا ان نعفوا عمّن ظلمنا فقد ظلمنا انفسنا فنحن قدعفونا عمّن ظلمنا کما امرت فاعف عنّا فانّک اولی بذلک منّا و من المأمورین...؛ پروردگارا، تو به ما فرمودی از ستمکاران خویش درگذریم و ما براستی بر خود ستم کرده ایم. همان طور که فرمودی، ما از کسانی که ستم کرده اند درگذشتیم، تو هم از ما درگذر که تو در عفو کردن از ما و از ماموران برتری. تو به ما فرمودی سائلی را از درگاه خود محروم نکنیم و هم اکنون ما سائلان و گدایان در آستانه در خانه ات زانو زده و احسان و عطای تو را می طلبیم، بر ما منّت بگذار و محروممان نگردان، که تو در این کار شایسته تر از ما و از مأموران هستی. خدایا! من اکرام کردم تو هم به من اکرام کن و با اهل نعمت و مغفرت محشور نما ای صاحب احسان و کرامت.

پس از این برنامه عرفانی حضرت سجاد(ع) خطاب به غلامان و کنیزان خویش می فرمود: من شما را عفو کردم، آیا شما هم من و بدرفتاریهای مرا که فرمانروای بدی برای شما و بنده فرومایه ای برای فرمانروای بخشاینده عادل و نیکوکار بودم، بخشیدید؟! همگی یکصدا می گفتند: با اینکه ما از تو جز خوبی ندیده ایم ترا بخشیدیم. آنگاه به آنان می فرمود: بگوئید خداوندا! از علی بن الحسین درگذر! همان طور که او از ما در گذشت، او را از آتش جهنم آزاد کن همان طور که او ما را از بردگی آزاد کرد. آنان دعا می کردند و امام سجاد(ع) هم آمین می گفت. و در پایان می فرمود: بروید، من از شما در گذشتم و آزادتان کردم به امید اینکه خدا نیز از من درگذرد و آزادم کند. در روز عید فطر چندان به آنها جایزه و هدایا می بخشید که از دیگران بی نیاز می شدند. هر سال در شب آخر ماه مبارک رمضان در هنگام افطار حدود بیست بنده آزاد می کرد و می گفت: انّ للّه تعالی فی کلّ لیلةٍ من شهر رمضان عند الافطار سبعین الف عتیقٌ من النّار کلّاً قد استوجبوا النّار؛ خداوند متعال در هر شب ماه مبارک رمضان هفتاد هزار کس را از آتش جهنم آزاد می کند که همگی مستحق عذاب بوده اند آن حضرت هیچ بنده ای را بیش از یک سال به بندگی نمی گرفت. هرگاه کسی را در اول سال و یا در وسط آن مالک می شد در شب عید فطر آزاد می کرد. این عمل روش هر ساله او بود. بندگان سیاه را که هیچگونه نیازی به آنان نداشت می خرید و در عرفات بعد از مراسم عرفه همه را آزاد ساخته و هدایای قابل توجهی را به آنان عطاء می کرد.(12)

با توجّه به این روایت نسبتاً طولانی در می یابیم که رهبران الهی و پیشوایان معصوم ما چقدر در ترویج فرهنگ اسلامی و آموختن آن به انسانهای تشنه معرفت تلاش نموده و نه تنها در ماه رمضان و عید فطر در آزادی جسم آنان می کوشیدند بلکه افکار و اندیشه های آنان را نیز از بند جهل و غفلت و خرافه پرستی رها می ساختند و به دین گونه بود که تربیت یافتگان مکتب اهل بیت(ع) از پستی ذلّت به اوج عزت می رسیدند و بردگان گرفتار به رهبران جامعه و عارفان خدا جوی مبدل می گشتند. که فهرست مفصلی از اینان را می توان در کتاب های رجالی، تاریخی و سیره مطالعه نمود.

 

پی نوشت ها:

1. من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 516.

2. نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 193.

3. فرازی از دعای عرفه.

4. صحیفه امام، ج 18، ص 395.

5. وسائل الشیعه، ج 7، ص 681.

6. تهذیب الاحکام، ج 3، ص 289.

7. المراقبات، ص 343.

8. اقبال الاعمال، ج 1، ص 476.

9. سوره آل عمران، آیه 28.

10. الکافی، ج 4، ص 82.

11. سوره نور، آیه 22.

12. اقبال الاعمال، ص 260.

 

منبع : www.hawzah.net

 

  لينک های هفته             

جشن آمرزش - ویژه نامه عید سعید فطر 1391

 

نشریه چشم انداز مدیریت دولتی

 

بانک تخصصی مقالات پزشکی

 

پایگاه اطلاع رسانی قرآن پژوهی و طب

 

تصاویر حضور کودکان در نماز عید فطر

 

تصاویری از زیباترین مساجد جهان

 

ویژه نامه روز جهانی مسجد

 

دولت نامه - ویژه نامه آغاز هفته دولت

 

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت محفوظ  و متعلق به مجله الکترونیکی کشکول مدیریت است. نقل و انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است.