ISSN ۲۲۲۸-۷۳۷X

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت  

سال چهارم شماره 169 ◘  شنبه 4 شهریور 1391 7 شوال 1433 25 آگوست 2012  

 

 

 

کد شاپا به شماره  ISSN ‎۲‎۲‎۲‎۸‎-‎۷‎۳‎۷‎X   نماینده مشخصات کامل این پیایند و نماد جایگاه این نشریه در عرصه نشر جهانی و معرف بازشناسی هویت و رویکرد ماست.

  فهرست                 

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

تکنیک های موفقیت

نکات مدیریتی

مقاله مدیریتی

 ●کلید هدایت

 ●دانستنیها

مباحث فرهنگی

تست خودشناسی

عبادت و بندگی

لينک های هفته

 

 

  مصحف هدایت             

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار می گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و برای مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روی آيه کليک کنيد

سوره: سورة الأنعام آيات: 165 محل نزول: مکه

 

إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ 95 فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ 96 وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ 97 وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ 98 وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ 99 وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ 100 بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ 101
ترجمه فارسی مکارم

 

خداوند، شكافنده دانه و هسته است; زنده را از مرده خارج مى ‏سازد، و مرده را از زنده بيرون مى ‏آورد; اين است خداى شما! پس چگونه از حق منحرف مى‏ شويد؟! 95 او شكافنده صبح است; و شب را مايه آرامش، و خورشيد و ماه را وسيله حساب قرار داده است; اين، اندازه‏ گيرى خداوند تواناى داناست! 96 او كسى است كه ستارگان را براى شما قرار داد، تا در تاريكي هاى خشكى و دريا، به وسيله آنها راه يابيد! ما نشانه ‏ها(ى خود) را براى كسانى كه مى ‏دانند، (و اهل فكر و انديشه‏ اند) بيان داشتيم! 97 او كسى است كه شما را از يك نفس آفريد! و شما دو گروه هستيد: بعضى پايدار (از نظر ايمان يا خلقت كامل)، و بعضى ناپايدار; ما آيات خود را براى كسانى كه مى‏ فهمند، تشريح نموديم! 98 او كسى است كه از آسمان، آبى نازل كرد، و به وسيله آن، گياهان گوناگون رويانديم; و از آن، ساقه ‏ها و شاخه ‏هاى سبز، خارج ساختيم; و از آنها دانه‏ هاى متراكم، و از شكوفه نخل، شكوفه ‏هايى با رشته ‏هاى باريك بيرون فرستاديم; و باغ هايى از انواع انگور و زيتون و انار، (گاه) شبيه به يكديگر، و (گاه) بى ‏شباهت! هنگامى كه ميوه مى دهد، به ميوه آن و طرز رسيدنش بنگريد كه در آن، نشانه ‏هايى (از عظمت خدا) براى افراد باايمان است! 99 آنان براى خدا همتايانى از جن قرار دادند، در حالى كه خداوند همه آنها را آفريده است; و براى خدا، به دروغ و از روى جهل، پسران و دخترانى ساختند; منزه است خدا، و برتر است از آنچه توصيف مى ‏كنند! 100 او پديد آورنده آسمان ها و زمين است; چگونه ممكن است فرزندى داشته باشد؟! حال آنكه همسرى نداشته، و همه چيز را آفريده; و او به همه چيز داناست 101

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

توضیح: هر روز می خواهیم یک صفحه از قرآن را با هم بخوانیم (به همراه معنی آن).

روزی چند دقیقه وقت می گذاریم، بعد از مدتی می بینیم کل قرآن را ختم کرده ایم؛ به همین راحتی.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: قرآن پیمان خداست بر خلق او و برای شخص مسلمان شایسته است که بر عهد خود نگاه کند و هر روز 50 آیه بخواند.
 
بیائیم فعلا حداقل با یک صفحه در روز شروع کنیم!
 
یاعلی مدد ... التماس دعا

 

 

  مدیریت علوی             

اصلاحات علوی

محمود مهدی پور

اصلاحات علوی این است که تردیدها نسبت به توحید و رسالت و قیامت به یقین تبدیل گردد. فاطعیّت در نظام اجتماعی و پاسداری از قانون الهی و عدالت به جای مدیریت های سازشکارانه بنشیند.

جامعه ما امروز تشنه اصلاحات علوی است. فقر و فساد و تبعیض سه بیماری جانکاه جامعه است که اگر درمان نشود، هستی نظام اسلامی و حکومت دینی را به شدّت تهدید می کند در سطح مردمی، اصلاح اندیشه ها، اصلاح آرمان ها، اصلاح اخلاق و روحیّه ها، اصلاح عادات و آداب اجتماعی و اصلاح نگاه ها، رفتار و گفتار مردم بویژه نسل جوان از ضروری ترین تحولات فرهنگی امروز است. در سطح فعالیت های دولتی و دستگاه های مدیریتی کشور، اصلاح معیارها، اصلاح سیاست ها، اصلاح نظام برنامه و بودجه و اصلاح نظام آموزش عالی، و مدیریت کلان اقتصادی شرط موفقیت کشور در پاسداری از استقلال و آزادی و حکومت دینی است.

افراد فاسد و منحرف هیچ گاه نمی توانند، در جامعه الگو و پیشاهنگ اصلاح دیگران باشند. خودسازی، پیش نیاز هرگونه اصلاحات اجتماعی است. هرکس از ظلم و بیداد و حق کشی می نالد و به راستی خواستار رعایت حق و عدالت است؛ باید اصلاحات را از افکار و اخلاق و زندگی و رفتار خویش آغاز کند. انتظار اصلاحات و مصلح بزرگ بشریت از ناحیه کسانی که خود سربر آستان تقوا و صداقت و عدالت نمی سایند، انتظاری کاذب و دروغین است و شعار اصلاحات از سوی آنان شعاری توخالی برای فریب نسل جوان محسوب می شود.

اصلاحات علوی این است که تردیدها نسبت به توحید و رسالت و قیامت به یقین تبدیل گردد. فاطعیّت در نظام اجتماعی و پاسداری از قانون الهی و عدالت به جای مدیریت های سازشکارانه بنشیند. جهت گیری همه نهادها و مسؤولان و برنامه ها و سیاست ها به سوی اجرای احکام خداباشد.

اصلاحات علوی اقداماتی برخاسته از روح قدرت طلبی نیست. فعالیت هایی پول سالار نیست. تلاش های ایثارگرانه مؤمنان در جهت قرب الهی و برای نجات انسان ها از فقر و فساد و تبعیض است.

امیرالمؤمنین علیه السلام فلسفه جنگ و جهاد و همه مبارزات اجتماعی خویش را چنین بر می شمارد:

اللّهم انّک تعلم انّه لم یکن الذی قدکان منّا منافسة فی سلطانٍ و لا التماس شی ءٍ من فضول الحطام و لکن لنردّ المعالم من دینک ونظهر الاصلاح فی بلادک. فیأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطلّة من حدودک. اللّهم انّی اوّل من اناب و سمع واجاب، لم یسبقنی الاّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله بالصلاة(1)

بار خدایا! تو به راستی می دانی که اقدامات ما تلاش رقابت جویانه در کسب قدرت نبود و

مرعوبین به علت عدم اعتماد به خدا دنبال تکیه گاه های دیگر می گردند و برای حفظ امکانات و سمت ها و به دست آوردن نام و نان بر دست خارجیان بوسه می زنند. در جستجوی ثروت و امکانات افزون تر شکل نگرفت. بلکه تنها برای این بود که نشانه ها و رهنمودهای دین تو را به جامعه بازگردانیم و نا بسامانی ها در شهرهای تو را به سامان آوریم تا بندگان مظلومت به امنیت دست یابد و قوانین معطّل مانده و متوقف شده ات اجرا گردد.

خدایا! من اول کسی هستم که با فراخوان پیامبر به سوی تو آمدم و آوای اورا شنیدم و پاسخ مثبت گفتم. جز پیامبر خدا، هیچ کس در نماز برمن سبقت نگرفت.

اصلاحات عمیق گسترده و همه جانبه با هدایت و رهبری پیشوای امت اسلام آغاز می شود. و زمامدار اصلاحات در جامعه اسلامی امام امت است که از آگاهی و پارسایی و دین شناسی لازم بهره مند است.

اصلاحات حرکتی پیوسته، آگاهانه، دلسوزانه و دین مدار است و عناصر مؤمن و صابر و آگاه و دلسوز باید در خط مقدم آن قرار گیرند. اصلاح نظام آموزشی، اصلاح نظام پژوهشی، نظام اقتصادی ـ مالی، اصلاح نظام تبلیغی و اطلاع رسانی و اصلاح سیستم مدیریت حوزه ها و دانشگاه ها از بنیادی ترین گام های اصلاحی در جامعه ماست. بی تردید، نظام آموزشی کشور و دبیران و معلمان و مبلغان و استادان متعهد و دین باور می توانند، پیشگامان نهضت اصلاحات باشند. اصلاحات بدون تلاش و هوشیاری و همکاری دست اندرکاران نظام تربیتی آموزشی، حوزه و دانشگاه انجام شدنی نیست و تا دانشگاه و حوزه خود را با معیارهای اسلامی همآهنگ نکنند، همآهنگی دیگر بخش های کشور با معیارها و موازین اسلامی امکان پذیر نیست.

شرک و الحاد، ریشه فساد فرهنگی است و نظام تربیتی و فرهنگ کشور می تواند و باید به ریشه کنی مالاریای شرک و تفکرات بی دینی و ضد دینی بپردازد.

تبعیض و امتیازطلبی، سیاسی و اقتصادی بین مسلمانان، دشمن بزرگ ارزشهاست و منادیان اصلاحات باید برای محو و حذف هرگونه تبعیض از زندگی خود و نزدیکان خویش فداکاری و ایثار کنند.

جهل و فقر ام الفساد اجتماعی است. دولت و مجلس اصلاحات باید مبارزه با این دو آفت بزرگ جامعه را در سرلوحه فعالیت های خویش قرار دهند و توجه داشته باشند، اصلاحاتی که از اندیشه های قرآنی برنخیزد، ریشه در آرمان های شیطان دارد.

 

خطر مفاسد اجتماعی

بی تفاوتی نسبت به افزایش فقر و تبعیض اجتماعی، همزیستی با دیو اعتیاد و فساد اخلاقی، سهل گیری نسبت به رشوه خواری و تجمل گرایی، خود باختگی در برابر نهادهای بین المللی و فرهنگ و آداب غربی، امیدبستن به دیگران و کمک های خارجی تضعیف بی مرز بخش کشاورزی و صنایع داخلی، تشویق بی حدّ ورزشهای وابسته به استکبار جهانی، تجویز قمار و بیلیارد و شطرنج و گسترش روز افزون موسیقی به کارگیری مربیان و مشاوران خارجی دربخش های مختلف ورزشی و سربرآوردن شرکت های گسترده حرام خواری و قماربازی با ادعّای مشروعیت و مشارکت مردمی و پروژه ملّی و بدتر از همه سکوت و یا تأیید ضمنی همه این مفاسد و منکرات اجتماعی از سوی برخی پاسداران دین، تداوم حکومت اسلامی و نظام علوی را با خطر جدّی رو به رو می سازد. ولایت علوی با مفاسد اجتماعی تضادّی بنیادی دارد و مفسدان اجتماعی شدیدترین خصومت ها و گسترده ترین مقاومت ها را در برابر حکومت دینی نشان می دهند و در محو و تحریف پیام غدیر می کوشند.

امروز هم، اگر غدیر دوباره فراموش شود، اگر یاران پیامبر صلی الله علیه و آله از گرد علی علیه السلام پراکنده گردند. اگر حقیقت اسلام و تشیع قربانی مصلحت و منفعت قبیله های سیاسی ـ گروهها و جناح هاـ گردد و اگر اندیشه ولایت فقیه به سود سلطه جناح ها و در نهایت حاکمیت آمریکا از ذهن و زندگی کنار گذاشته شود، در پیشگاه خدا و نسل های آینده و نسبت به سرنوشت مسلمانان همه مسؤول و سربزیر خواهیم بود.

سلطه نا اهلان و نامحرمان بر مسند قدرت و گسترش فساد و منکرات اجتماعی به معنای انزوای عترت علیهم السلام نفی غدیر و فراموشی آخرین پیام رسالت است که راه را برهمه مفاسد باز می کند و جاهلیت آریامهری را مدینه فاضله نشان می دهد.

 

اصلاحات و بیگانگان

اصلاحات راستین همیشه با مخالفت های خارجی وکارشکنی منافقان داخلی روبرو بوده است، حمایت خارجی ها از اصلاحات درون کشور، جهت گیری به سود دشمنان خارجی را نشان می دهد.

اصلاحاتی که جهت گیری خارجی و پشتیبانی مالی، سیاسی و رسانه ای خارج و دشمنان قسم خورده مردم را به همراه داشته باشد، اصلاحات راستین نیست. حرکت های افسادگرانه ای است که تن پوش اصلاحات برتن کرده است.

 

منافقان

منافقان چون به معیارهای مکتبی از عمق جان عقیده ندارند، اجرای قوانین اسلام را با منافع خویش در تضادّ احساس می کنند و همیشه تلاش می کنند که در عین حفظ شعار و ظواهر و عدم مخالفت علنی، از اجرای دستورهای الهی جلوگیری کنند. آنان خود را اصلاح طلب معرفی می کنند ولی از دیدگاه قرآن آنان مفسدانی هستند که خودشان هم به عملکرد افسادگرانه خویش توجه ندارند.

 

ترسوها و اصلاحات

اندیشمند بزرگ و منادی اصلاح و استقلال پاکستان دکتر اقبال لاهوری چنین می سراید:

شرک را در خوف پنهان دیده است

هرکه رمز مصطفی فهمیده است

خوف غیر از شرک پنهان است و بس

خوف حق عنوان ایمان است و بس

ترس از ضعف ایمان بر می خیزد و شجاعت فرزند ایمان و توحید و یقین است.

ترسوها مرعوبین به علت عدم اعتماد به خدا دنبال تکیه گاه های دیگر می گردند و برای حفظ امکانات و سمت ها و به دست آوردن نام و نان بر دست خارجیان بوسه می زنند، سازشکاری، تسامح، محافظه کاری، تذبذب رفتاری، دودوزه بازی کردن و نفاق و دورویی، حاصل این روحیه است که خود این روحیه مولود بی ایمانی و عشق به زندگی دنیاست.

امام علی علیه السلام سوگند می خورد: ولعمری ما علیّ من قتال من خالف الحق من ادهان و لا ایهان(2)

به جانم سوگند! من در نبرد خونین با مخالفان حق هیچ گونه سازش و سستی نمی کنم.

همزیستی با دشمنان خدا و مردم، اصلاحات نیست. راهکار ابداعی منافقان برای بهره وری از اسلام و کفر است.

اصلاحات کامل و راستین، اجرای تمام احکام الهی در قلمرو زندگی فردی و اجتماعی است. اصلاحات علوی تعمیم فرهنگ قرآن و عترت بین همه مسلمانان و ابلاغ این فرهنگ به بشریت مظلوم است.

 

پرچمدار اصلاحات

در همه انقلاب ها، حرکت های ارتجاعی پس از رحلت بنیانگذار انقلاب شکل می گیرد و مخالفان انقلاب ها برای دوران پس از رهبری اولیه برنامه ریزی می کنند. در برابر اسلام هم همین تلاش ها وجود داشت.با آخرین حج رسول خدا صلی الله علیه و آله و اعلام رهبری امیرالمؤمنین علیه السلام از سوی خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیرخم دین الهی کمال یافت و نعمت بزرگ ولایت و رهبری آینده ـ که ارمغان آسمان به زمین بود.ـ به امت اسلامی تقدیم شد و اسلام توأم با امامت، دین مطلوب و مقبول الهی معرفی گردید. افراد وگروه ها دربرابر این پیام الهی چهارگونه عکس العمل نشان دادند و چهارنوع موضع گرفتند:

1 ـ گروهی با امامت و رهبری علوی به ستیزه برخاستند.

2 ـ گروهی از امامت علی علیه السلام وحشت زده گریختند.

3 ـ جمعی پیشوایی او را به فرمان خدا و پیامبر پذیرفتند.

4 ـ گروهی برای دفاع از امامت علی علیه السلام ـ چون حجربن عدی و عمّار بن یاسر و میثم وار بر فراز دار به شهادت ایستادند.

کافران و دشمنان خارجی نظام نو بنیاد قرآنی، طبیعی است که با اصل دین، شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و وصیّ او مخالف باشند.

منافقان که توان مقابله آشکار با پیام الهی ندارند، به طور طبیعی تظاهر به موافقت گفتاری می کنند و از اجرای آن به هر شکل ممکن جلوگیری می نمایند. تلاش و کوشش در زمینه جلوگیری از ابلاغ پیام، تشکیک و ایجاد تردید در آسمانی بودن پیام، تبریک و تهنیّت ظاهری و سروصدا و غوغاسالاری به هنگام ابلاغ پیام در منی و مکّه و برنامه ریزی برای ترور پیامبر صلی الله علیه و آله پس از پیام غدیر و جوّسازی در زمینه خشونت علی علیه السلام در سفر یمن، همه و همه حرکت هایی بود که از سوی منافقان و مخالفان ولایت علوی شکل گرفت.

مسلمانان پاکدل و اکثریت مؤمن و فداکار همراه پیامبر صلی الله علیه و آله به پیام غدیر پاسخ مثبت گفتند و رهبری علی علیه السلام را پذیرفتند.

مؤمنان مخلص و فداکاری که جایگاه علی علیه السلام را در ایمان و جهاد و دانش و دینداری می دانستند و خود از دلسوزان فداکار و همراهان اصلی پیامبر صلی الله علیه و آله در جریان گسترش اسلام بودند، از اعلام رسمی ولایت علوی چون گل شکوفا شدند و لب به سپاس و ستایش خدای بزرگ گشودند.

انقلاب نبوی با نصب علی علیه السلام در جایگاه رهبری و نظارت و هدایت نظام اسلامی امکان تداوم یافت و علی علیه السلام پرچم اصلاحات را در غیاب پیامبر بردوش گرفت.

و قال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی و اصلح و لاتتبع سبیل المفسدین(3)

 

* * * * *

ویژگی های فرهنگ کوثر

این ماهنامه نشریه ای مخصوص شناخت و معرّفی چهارده معصوم علیه السلام بود که در چهار سال تلاش مطبوعاتی خود حدود هزار و چهار صد عنوان مقاله و گزارش و مصاحبه درباره اهل بیت علیهم السلام به خوانندگان گرامی تقدیم داشت.

از نظر تدوین و نگارش وابسته به گروهی محدود و نویسندگانی ثابت نبود بلکه در مجموع از آثار یکصد و چهل و پنج نفر از محققان حوزوی و دانشگاهی و فرهنگی بهره برد.

ـ حدود 70% مقالات تاریخ و سیره و اندیشه ی و سیاست عترت علیهم السلام و یاران، حدود 10% شعر و داستان مربوط به اهل بیت علیهم السلام و 5% گزارش و اخبار مسلمین بویژه شیعیان جهان و 5% مباحث سیاسی روز و روشنگری درباره موضع گیری رسانه ای و سیاسی و بقیه مباحث متفرقه بوده است.

در این مدت ماهنامه پنج ویژه نامه به نام ویژه نامه غدیر، ویژه نامه حضرت زهرا علیهاالسلام ، ویژه نامه امام صادق علیه السلام ، ویژه نامه امام کاظم علیه السلام و ویژه نامه امام علی علیه السلام چاپ و منتشر کرد و فصل های ویژه ای به قرآن، امام زمان علیه السلام ، حضرت معصومه علیهاالسلام و امام خمینی قدس سره اختصاص داد.

و آخر دعوانا ان الحمد للّه رب العالمین.   والسلام ـ محمود مهدی پور

 

پی نوشتها:

1 ـ نهج البلاغه، فیض الاسلام، ج 1، ص 398.

2 ـ همان، خطبه، 24، ص 233.

3 ـ سوره اعراف، آیه 142.

 

منبع :  نشریه کوثر - اسفند 1379، شماره 48

 

  جمله مديريتی              

مدیر توانا

مدیر شایسته و توانا کسی است که اجازه می دهد زیردستانش

کار را تا جایی که در قالب نتیجه نهایی است بر پایه تشخیص خود انجام دهند.

کونوسوکی ماتسوشیتا

 

  حدیث مديريتی             

روزه نفس

امام علی علیه السلام فرمودند:

صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام

روزه نفس از لذت هاى دنیوى سودمندترین روزه ‏هاست.

غرر الحكم، ج 1 ص 416

 

 

  طنز مديريتی              

مدیر شجاع

 

در خانه ویلایی مدیرکل مهمانی برپا بود و او قسمت های مختلف ویلای بزرگش را به مدیرانش نشان می داد. آنان بزرگ ترین استخر خانگی را در آنجا دیدند که پر از سوسمارهای گرسنه بود.

مدیرکل خطاب به مدیرانش گفت:

- " من فکر می کنم معیار سنجش هر مدیری شجاعت اوست و شجاعت باعث رسیدن من به این مقام بوده است ".

مدیرکل آنان را به چالش طلبید و گفت:

- " به کسی که شجاعت پریدن به داخل استخر و شنا کردن در میان سوسمارها و رسیدن به آن سوی استخر را داشته باشد، هر چه بخواهد می دهم؛ مقام ریاست، دارایی و خلاصه هر چیزی که بخواهد ".

همه مدیران به این پیشنهاد وحشتناک خندیدند و برای دیدن قسمت های دیگر ویلا در پی مدیرکل راه افتادند.

ناگهان صدای افتادن چیزی در آب شنیده شد؛ رویشان را که برگرداندند، مدیر امور مالی را در استخر دیدند که برای نجات جان خود تقلا می کرد و با شنا کردن به چپ و راست و فرار کردن از مقابل سوسمارها با هر جان کندنی بود خود را به لبه استخر رسانید و در حالی از آن بیرون آمد که سوسمار بزرگی کفش او را به دندان گرفته بود.

مدیرکل، با هیجان، خود را به مدیر مالی که خود را از استخر بیرون کشیده بود رساند و گفت:

- " حیرت آور است، هرگز چنین چیزی در عمرم ندیده بودم. شما بیش از حد شجاعید و من سر قول خود هستم. به من بگویید چه می خواهید؟ "

مدیر مالی در حالی که به سختی نفس می کشید، با احترام پرسید:

 - " فقط بفرمائید چه کسی مرا به داخل استخر هُل داد؟ "

  

  حکايت مديريتی            

حق کنترل و احساس مالکیت

 

وقتی که مدیران شهامت واگذاری حق توقف خط تولید را به کارکنان دادند و این که کارکنان توانستند از این حق استفاده نمایند، تغییرات قابل ملاحظه ای در خط تولید خودروسازی شرکت فورد در شهر ادیسون ایالت نیوجرسی آمریکا رخ نمود .

در یک بررسی موشکافانه معلوم گردید هنگامی که کارگران خط تولید امکان توقف خط تولید را حتی به میزان 20 الی30 بار و هر بار حدودا 10 ثانیه یافتند، به میزان احساس مالکیتی که نسبت به تولید می نمودند، کیفیت کار بالاتر رفته، تعداد ماشین هایی که در خط تولید نیاز به کار مجدد پیدا می کردند، %97 کاهش یافته و شکایات واصله از سندیکای کارگری نیز از میزان متوسط بیش از 200 مرتبه، به کمتر از 12 بار کاهش یافته است.

تام پیترز در کتاب خود به نام " علاقه به تعالی " ادعا می کند که در این مورد خاص، میزان تغییر در طرز تلقی کارکنان نسبت به کار همان قدر فاحش بود که در کاهش نرخ ضایعات و شکایات، مشاهده می گردید .

یکی از کارگران قدیمی و با سابقه خط تولید این کارخانه در این باره می گوید: " مدیریت، پنجره ای به روی ما گشود و ما توانستیم تنفس کنیم ."

کارگر دیگری ادعا می کند: " در این رویکرد جدید تیمی، سرکارگران دیگر نگهبانان خط تولید نیستند؛ بلکه مشاوران تولید هستند ."

 

منبع : نشریه چالش شرکت ملی نفت ایران

 

  تکنیک های موفقیت         

سه سؤال اصلی برای زندگی بهتر

 

 

برای زندگی بهتر، سه سؤال اصلی وجود دارد که ما باید در جستجو و یافتن پاسخی مناسب برای آنها باشیم.

 

سؤال یکم:

چه کسانی پیرامون من را گرفته اند؟

خالی از لطف نیست که لااقل یکبار به ارزیابی اطرافیان و کسانی که هر روز با آنها سر و کار داریم بپردازیم. بهتر است اعضای این دایره درونی اطراف ما از لحاظ ذهنی نیز ارزیابی شوند. چون ذهنیت آنها می تواند بر ما تأثیر داشته باشد.

آیا آوازه و شهرت این افراد به خاطر کارآمدی یا علم و دانش است؟

آیا افراد مورد احترامی هستند؟

سطح فضایل و هنرهای پیشین آنها به چه میزان بوده است؟

عمق دانش آنها چقدر است؟

آیا آنها ارزش و اهمیت رفتار آدمی، اهداف انسانی و رشد فردی را درک می کنند؟

در سه ماه گذشته، آنها چه تعداد کتاب مطالعه کرده اند؟

برای کسب مهارت های جدید و بهینه کردن قابلیت های فعلی خویش، آنها در چند کلاس و سمینار شرکت کرده اند؟

نگاه آنها به ارزش فضایلی نظیر تعهد، پی گیری، پشت کار، انصاف و بردباری چیست؟

واکنش آن ها در مورد پند، اندرز و نصیحت چگونه است و در این مورد چه نظراتی دارند؟

امید آن می رود که دایره ی بسته اطرف ما شامل افرادی نباشد که بیشترین دارایی آنان، به خاطر داشتن جُک های متعدد و عقاید تحریف شده باشد.

افرادی که به ما دسترسی دارند و می توانند برما تأثیرگذار باشند، بایستی برای ما الهام بخش باشند، نه اینکه بذر شک و تردید و دودلی را در درون ما بپاشند و همواره به گله گذاری و شکایت از دیگران بپردازند. حفظ یک رفتار و منش مثبت در مواجهه با چالش های زندگی، بدون این نوع تأثیرگذاری بر زندگی های ما، واقعا مشکل است .

 

سؤال دوم:

دوستان اطراف ما، چه تأثیری دارند؟

این سؤال ها می تواند بسیار به جا باشد:

اطرافیان ما چه تأثیری می توانند در آتیه ما داشته باشند؟ آنها پیرامون تفکر، مطالعه و انجام کارها، چه تأثیری برما خواهند داشت؟

 تأثیر آنها بر توانایی ما در انجام کارها و رشد ما چگونه است و چه احساس خوبی نسبت به کاری که ما انجام می دهیم، دارند؟

از همه مهمتر اینکه آنها چه آرزویی برای ما دارند و دوست دارند تا ما چه شویم؟

راه دادن افراد منحرف و کج اندیش در زندگی، بسیار ساده است. این است دلیل اینکه چرا باید چهار چشمی مراقب این دایره بسته ای که صحبتش را کردیم، باشیم . ما باید هر از گاهی خیال خود را از لحاظ آواهای ناپسندی که ممکن است تأثیر منفی برما بگذارند، راحت کنیم و مراقب باشیم تا اینگونه علف های هرز در مزرعه ما نرویند و تخم شک و تردید در دل ما نکارند. ما در تلاش برای محافظت خود از چنگ اثرات منفی و بد، ممکن است مجبور شویم از مردمی که سالهای سال می شناسیم فرار کنیم تا دوستی های بهتر و با انگیزه تری ایجاد کنیم .

 

سؤال سوم:

آیا چنین وضعی قابل قبول است ؟

ارزیابی مجدد جوامعی که در آن زندگی می کنیم، می تواند امر مشکلی تلقی شود. پیشروی، اغلب مواقع دردناک است: اما پیامدهای تأثیرات بی مورد دیگران بر زندگی ما، دردناک تر است. بعضی وقت ها به خاطر آوردن این موضوع مفید است که فکر کنیم این تنها منش ما نیست که در پی مراقبت و صیانت از آن هستیم، بلکه رفاه و آسایش دیگران هم هست که باید در جهت نیل به آن تلاش کنیم . اگر قوی هستیم ، می توانیم به دیگران در جهت بهبود زندگی شان کمک کنیم. اگر هم قوی نیستیم، تأثیر برخی افراد خاص در خوش بینانه ترین حالت می تواند پیشرفت ما را با مشکل مواجه سازد. نکته ی کلیدی و مهم این است که ما باید تأثیر بد را تشخیص دهیم و مراحل لازم و ضروری را برای به حداقل رساندن آنها و یا حذف آنها اتخاذ کنیم.

تأثیر، همانند خطا و ایراد، بسیار ظریف و نافذ است. ما هیچوقت به کسی اجازه نمی دهیم تا ما را عمداً از راهی که برگزیده ایم، به بی راهه بکشاند. لیکن اگر مادقت لازم را نداشته باشیم، ممکن است سهواً و بطور غیرعمد به فردی اجازه دهیم تا اندک زمانی در روز، ما را به راه نا صحیح هدایت کند. آن ها ممکن است آنقدر تأثیرگذار باشند که ما حتی توجه نکنیم که چه اتفاقی دارد می افتد. ما حتی ممکن است فکر کنیم که آن فرد گمراه کننده ی ما، دوست ماست .

دوری گُزیدن و کنار کشیدن از جمع دوستان ناباب چیزی نیست که خیلی راحت انجام شود. اینکار باید با دقت و اندیشمندانه صورت پذیرد. لیکن اگر ما در مورد تغییر خود صادق باشیم و آینده ای بهتر را برای خویش ترسیم کنیم ، در آن صورت خویشتن را ملزم ساخته ایم تا از آنها که تأثیر سوء برما داشته اند، فاصله بگیریم.  قیمت و ارزش انجام ندادن خطای گذشته، بسیار زیاد است .

 

منبع : NAP Team

 

  نکات مدیریتی             

توبیخ و تمجید مدیر یک دقیقه ای

مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

سه رمز موفقیت مدیر  یک دقیقه ای :

اولین رمز ساده مدیریت:

هدف گذاری یک دقیقه ای است؛

یعنی :

روی هدف ها توافق کنید و عملکرد یا رفتار های خوب و درست را شناسایی کنید

 - هدف ها را با کمتر از دویست وپنجاه کلمه یاد داشت نمایید .

- هدف را بخوانید. ودوباره بخوانید ، این کار هر بار فقط یک دقیقه وقت می گیرد .

- هر از گاه، در طول روز یک دقیقه را صرف بررسی عملکرد، اجرا، یا رفتار خود کنید .

- ببینید آیا عملکرد، اجرا یا رفتار شما با هدفتان مطابقت دارد یا ندارد .

 

رمز دوم تمجید یک دقیقه ای؛

تمجید یک دقیقه ای وقتی موثر است که شما :

قبلا به افراد وکادر بگویید چگونگی عملکرد شان را به آن ها اطلاع خواهید داد. افراد را فوری تمجید کنید .به افراد بگویید چه کاری را درست انجام داده اند. در این کار صریح باشید .به افراد بگویید ازاین که کار رادرست انجام داده اند راضی و خشنود هستید و بگویید طرز اجرا ور فتار آن ها به سازمان وافراد دیگری که در آن کار می کنند کمک می کند .با چند لحظه سکوت ، فر صت دهید آن ها خوش حالی ورضایت شما را حس کنند.تشویقشان کنید که همیشه درست رفتار کنند .با قدر دانی دست بر شانه شان بزنید ویا با آن ها دست بدهید ،به گونه ای که متوجه شوند از موفقیتشان در سازمان حمایت و پشتیبانی خواهید کرد.

 

رمز سوم توبیخ یک دقیقه ای؛

توبیخ یک دقیقه ای وقتی موثر است که :

قبلا به افراد بگویید که آن ها را با صراحت از چگونگی عملکرد ورفتارشان مطلع خواهید کرد.(نیمه اول توبیخ) افراد را بی درنگ توبیخ کنید .با صراحت اشتباهشان را برایشان بگویید .به افراد بگویید از این که کار رادرست انجام نداده اند، شما به عنوان مدیر چه احساسی دارید، با صراحت احساس خود را برایشان بیان کنید .در آن حال ناراحت چند ثانیه سکوت کنید تا افراد دلخوری وحال بد شما را حس کنند .(نیمه دوم توبیخ ) با آن ها دست بدهید، ویا با مهربانی بر شانه شان بزنید تا احساس کنند در کنارشان هستید وبه آن ها بگویید که افراد با ارزشی برای شما هستند .تاکید کنید که آن ها شخصا آدم های خوبی هستند. خود درک کنید که وقتی توبیخ تمام شد ، مسئله تمام شده است .

وقتی توبیخ را با تمجید پایان  می دهید  افراد  در باره  رفتار و عملکرد خود  فکر می کنند نه رفتار وعملکرد شما.

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مقاله مدیریتی             

مدیریت شطرنجی

خانم محمدی پویان

 

توجه و اهمیت به فعالیت كاركنان، فراهم ساختن بستر رشد و خلاقیت پرسنل و بكارگیری روش های انگیزشی از جمله تكنیك های مؤثر در حفظ نیروهای سازمان هستند.

مدیران نیز برای نیل به اهداف خود باید با مهیا نمودن امكانات و منابع لازم و نیز استفاده بهینه از آنها بستر مناسب برای رسیدن به اهداف را آماده كنند سالیان دراز است كه از بازی شطرنج بعنوان بهترین بازی فكری یاد می شود، با توجه به قوانین و حركت مهره های آن می توان به پیچیدگیهای تازه ای درباره این بازی پی برد.

 در این مبحث با نگاهی متفاوت سعی شده است درسهایی از علم مدیریت یافت، درسهایی كه در این بازی شیرین در ارتباط با علم مدیریت می توان آموخت و آنها را بكار بست.

 

کلید واژه :

مدیریت شطرنجی، برنامه ریزی، سازمان دهی، پایش و کنترل

 

مقدمه

امروزه در دنیای چالش برانگیز سازمانها مجبورند خود را با محیط خویش و دنیای در حال تغییر به طور مداوم تغییر دهند. به طوریکه برای ادامه حیات نیازمند افراد هوشمند و به اصطلاح مغزپرور هستند که کارهای هوشمندانه انجام دهند. این افراد هوشمند سازمانهای جدیدی را با ساختار نوین شکل میدهند که تمام شرایط و ویژگیهای لازم را برای انطباق با تغییرات محیطی داشته باشند. یکی از این سازمانها سازمان شطرنجی است. در سازمان شطرنجی قرار بر این است که هر حزبی در مقام اول قرار می گیرد افراد کلیدی و هوشمند در منصب قدرت قرار گیرند و  اعضاء حزب مخالف را در مناصب دوم قرار دهد.

 

هدفمند بودن حركت

هدف یك شطرنج باز از بازی، مات كردن حریف مقابل در كنار یك نرمش فكری است. برای هر مهره حركتی با هدف گسترش بازی، تأمین امنیت شاه و آرایش مهره ها برای حمله یا دفاع تعریف شده است.

مدیر یك سازمان تولیدی یا خدماتی نیز می بایست اهداف بلند و كوتاه مدت خود را با توجه به وضعیت پیرامون ترسیم نموده و برنامه های عملیاتی برای آن را مشخص و بصورت مداوم كنترل نماید.

نكته مهم در تعیین اهداف سازمانی انتخاب صحیح اهداف با توجه به تحلیل بازار و رقبا، مشخص كردن زمان، مجری، منابع، هزینه و تعیین شاخص به منظور اندازه گیری میزان دستیابی به اهداف است.

 

سازمان دهی

هر بازیكن با توجه به قانون شطرنج می تواند شاه را با بهره جویی از تمامی مهره ها  محصور و تهدید نماید، مسلماً در این بازی برنده كسی خواهد بود كه از حركت مهره ها به نحو مطلوب تری استفاده نماید.

مدیران نیز برای نیل به اهداف خود باید با مهیا نمودن امكانات و منابع لازم و نیز استفاده بهینه از آنها بستر مناسب برای رسیدن به اهداف را آماده كنند. در این زمینه طراحی نمودار سازمانی، تعیین مسئولیتها، شرح وظایف،  شناخت فرآیندهای سازمان، تعیین منابع اجرای فرایندهای سازمانی، دستورالعمل های اجرای هر فرایند و پایش شاخص های اندازه گیری اثربخشی اهمیت ویژه ای دارد.

 

هدایت مهره ها

به منظور مات كردن حریف كافیست تمام مهره ها را به گونه ای كنار هم قرار دهید كه ضمن پشتیبانی آنها از یكدیگر خانه های حركت شاه حریف مسدود گردد، بدیهی است كه شما بدون تعامل مهره ها با یكدیگر به پیروزی نخواهید رسید. (كار گروهی و درك هدف توسط همه) در یك سازمان نیز اگر كاركنان واحدهای مختلف سرگرم فعالیتهای خویش باشند و در یك راستا هدایت نشوند سازمان به اهداف خویش نایل نخواهد شد.

 

برنامه ریزی

مسلماً بدون برنامه ریزی و تنها با جواب دادن بازی حریف، شما به پیروزی نخواهید رسید. برنامه ریزی در علم مدیریت نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است و مدیران به خوبی می دانند كه بدون برنامه ریزی به هیچ هدفی نخواهند رسید.

 

پایش و كنترل

در بازی شطرنج برنامه ای كه در ذهن شما برای مات كردن حریف مقابل ترسیم می شود مرتباً با توجه به حركات تدافعی و تهاجمی حریف می بایست تغییر كند وگرنه با همان برنامه اولیه نیل به هدف ممكن نیست. 

در علم مدیریت نیز برنامه های تنظیم شده برای دستیابی به اهداف می بایست در دوره های منطقی كنترل و در صورت نیاز به هنگام شود، همچنین عوامل عدم اجرای برنامه شناسایی و با تعریف اقدامات اصلاحی مؤثر، رفع شود.

 

حفظ مهره ها

از فنون مهم بازی شطرنج حفظ مهره ها است بدین ترتیب كه هر مهره دارای ارزشی نسبی است كه بسته به موقعیت بازی متغیر است. 

نیروهای انسانی هر سازمان نیز با توجه به مسئولیتها و فعالیتهای محوله دارای ارزش نسبی هستند. فراهم كردن منابع و زمینه های لازم برای اجرای مطلوب امور محوله، نشان دادن توجه و اهمیت شما به فعالیت كاركنان، فراهم ساختن بستر رشد و خلاقیت پرسنل و بكارگیری روشهای انگیزشی از جمله تكنیكهای مؤثر در حفظ نیروهای سازمان هستند.

 

حمایت مهره ها

اگر مهره سرباز با حمایت و هدایت شما به انتهای صفحه شطرنج برسد تبدیل به مهره ارزشمندی چون وزیر می شود. توجه داشته باشید كه در یك سازمان نیز اگر نیروهای انسانی به طور مناسبی از طریق سیستم های آموزشی و انگیزشی رشد پیدا كنند، مطمئناً فواید بیشتری برای سازمان به ارمغان می آوردند.

 

پیش بینی حركات بعدی

 یكی از مهمترین فنون بازی،  بازی خوانی آن است، قبل از هر حركت می بایست حداقل چند حركت خود و حریف را در ذهن بررسی و تجزیه و تحلیل كرد و سپس اقدام به بازی نمود.  

مدیران نیز باید قبل از اخذ هر تصمیمی پیامدهای آن را تحلیل نموده و با توجه به عواقب آن تصمیمی را اتخاذ نمایند.

 

پرهیز از حركات اضافی

 در شطرنج بازی با مهره سفید یك مزیت محسوب می شود زیرا یك حركت از مهره سیاه پیش بوده و قدرت تهاجم را در اختیار دارد، در بازی باید مراقب هر حركت بود تا این مزیت را حفظ كرده و با استفاده از آن بازی حریف را به دست  گرفت. 

در محیط رقابتی نیز اگر مدیران حركت اضافی از جمله پذیرش تولید محصول بدون تقاضا، اخراج كاركنان مؤثر و ... را داشته باشند برای تضعیف سازمان گام برداشته و چه بسا بازار را به رقبا واگذار خواهند كرد.

 

گسترش توأم با تفكر

 در بازی شطرنج به منظور استفاده از تمامی مهره ها می بایست آنها را به خانه هایی انتقال و گسترش داد كه قابلیت حمله، دفاع و مانور بیشتری را داشته باشند، حال اگر این گسترش بدون اندیشه باشد موجبات از دست دادن بازی را فراهم می آورد. 

در محیط كار نیزگسترش منابع سازمان از جمله ساختمانها، تأسیسات، تجهیزات و نیروهای انسانی بدون در نظر گرفتن كیفیت،‌ نوع و میزان خروجی آنها به اتلاف منابع، كاهش بهره وری سازمان و افزایش قیمت تمام شده محصولات یا خدمات منجر می شود.

 

مهره ها با تفكر گرفتن

گرفتن مهره های حریف در بازی شطرنج یك مزیت محسوب می شود. در برخی موارد حریف به منظور تخریب سد دفاعی و كشاندن مهره ها به سمت دیگر اقدام به فدا كردن مهره ها می كند و در قبال آن برتری مورد نظر خود را به دست می آورد.

به شما نیز در یك محیط كاری پیشنهاد تولید یك محصول جدید و یا ارائه یك خدمت جدید می شود كه اگر نسنجیده و بدون امكان سنجی آن را بپذیرید و در عمل نتوانید خواسته های مشتریان را برآورده سازید در آن صورت خود را برای پذیرش خسارت سنگینی آماده كنید.

 

مراقبت از آچمز شدن

آچمز شدن عبارت است از حمله ای كه علیه شاه توسط طرف مقابل انجام می شود و در این حالت شاه یكی از مهره های خود (فیل، اسب رخ و یا حتی وزیر) را به اجبار برای محافظت در مقابل خود قرار می دهد.همانند بازی شطرنج كه تنها می بایست مراقب آچمز شدن بود و از آن گریخت در سازمانها نیز باید به فكر مقابله با این گونه تهدیدها و حوادث غیر مترقبه از جمله تغییرات شرایط بازار، پایان عمر محصول، وضعیت رقبا، نارضایتی و استعفای كاركنان و ... بود و طرح های واكنشی با این گونه تهدیدها تهیه شود.

 

شكست مقدمه پیروزی

همان طور كه یك شطرنج باز می بایست از شكست های خود در بازی ناامید نشده و از آن درس گیرد، در سازمان نیز باید به دنبال علل بروز مشكل بود و با حذف آنها به طور ریشه ای موجبات پیروزی را فراهم آورد.

 

 منابع :

 1. ایران زاده، سلیمان، جهانی شدن و تحولات استراتژی در مدیریت و سازمان، تبریز، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، 1380.

2. نیازآذری، کیومرث، رفتار و روابط انسانی در سازمانهای آموزشی در هزاره سوم، تهران، انتشارات فراشناختی اندیشه، 1382.

3. مشبکی، اصغر، مدیریت رفتار سازمانی، انتشارات ترمه، تهران، 1377.

4. امیرکبیری، غلامرضا، سازمان و مدیریت، تهران، نشر هور، 1374.

5. مجله تدبیر شماره 60 سال 1384.

6. www.iranpm.net

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  کلید هدایت               

ناز و نیاز

عیسی ذاکری

 

پروردگارا!

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست

که در این بحر کرم، غرق گناه آمده ایم

آبرو می رود ای ابر خطاپوش، ببار

که به دیوان عمل نامه، سیاه آمده ایم

ای خدای من!

از میان دهلیز هزار توی جهان خاکی و محبس تاریک عالم مادی، در اوج اضطرار و بیچارگی و از ژرفنای سقوط و هبوط در کره خاکی، دست نیاز به سوی تو دراز کرده ام و تو را می خوانم و می دانم که دعایم را اجابت می فرمایی؛ زیرا خود فرمودی:

أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ. (نحل: 62)

کیست جز خدا که دعای بیچارگان و درماندگان را اجابت کند و گرفتاری آن ها را برطرف سازد.

ای رحمان و ای رحیم!

تو را بندگانی است شایسته و سرخوش که در مجلس انس آنان با تو، از رَحیقِ مَخْتوم (شراب دست نخورده) تو می آشامند. پروردگارا! ما را نیز به آن جمع قدسی بار ده!

گوش ما گیر و بدان مجلس کشان

کز رحیقت می خورند آن سرخوشان

مولانا

 

الهی! ما را از دنیا هر چه قسمت کرده ای، به دشمنان خود ده و هر چه از آخرت قسمت کرده ای، به دوستان خود ده که مرا تو بس می باشی.

از در خویش خدایا به بهشتم مفرست

که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس

حافظ

 

پروردگارا!

خوشا به حال کسی که عاشق توست و تو معشوق اویی؛ چرا که تنها در این حال و هواست که آدمی، احساس زیبای یکرنگی با تو را درک می کند و مهر بی نهایت تو را در حق خویشتن می بیند:

همین بس شاهد یک رنگی معشوق با عاشق

که بلبل عاشق است و گل گریبان پاره می سازد

صائب

 

خداوندا! آینه دل را به نور اخلاص روشنی بخش و زنگار شرک و دوبینی را از لوح دل پاک گردان و شاهراه سعادت و نجات را به این بیچارگان بیابان حیرت و ضلالت بنما و ما را به اخلاق کریمه متخلق فرما. از نفحات و جلوه های خاص خود که مختص اولیای درگاه است، ما را نصیبی ده و لشکر شیطان و جهل را از مملکت قلوب ما خارج فرما و ما را با حب خود و خاصان درگاهت از این سرای درگذران!

الهی! چه غم دارد او که تو را دارد؟ که را شاید او که تو را نشاید؟ آزاد آن نفس که به یاد تو یازان و آباد آن دل که به مهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان.

الهی! نسیمی دمید از باغ دوستی، دل را فدا کردیم. بویی یافتیم از خزینه دوستی، به پادشاهی بر سر عالم ندا کردیم. برقی تافت از مشرق حقیقت، آب و گل کم انگاشتیم.

الهی! هر شادی که بی توست، اندوه است. هر منزل که نه در راه توست، زندان است و هر دل که نه در طلب توست، ویران است. الهی! صد جان نکند، آنچه کند بوی وصالت.

الهی!

در هجر تو، کار بی نظام است مرا

شیرین همه تلخ و پخته خام است مرا

در عالم اگر هزار کام است مرا

بی نام تو، سر به سر حرام است مرا

خواجه عبداللّه انصاری

 

الهی!

دل را اثر روی تو گل پوش کند

جان را سخن خوب تو مدهوش کند

آتش که شراب وصل تو نوش کند

از لطف تو سوختن فراموش کند

خواجه عبداللّه انصاری

 

خدایا! مرا نعمت اشک و آه نصیب فرما؛ چرا که به برکت اشک می توان برق دولت از کف رفته را بازگرداند:

دارم امید بر این اشک چو باران که دگر

برق دولت که برفت از نظرم باز آید

حافظ

 

ای قادر بی همتا!

نعمت هایی را که ارزانی ام داشتی، به واسطه ناسپاسی و لغزشم از من سلب مفرما.

پروردگارا!

رزق و روزی حلالت را بر من فراوان و گسترده فرما تا از ذلت مسئلت و درخواست از آدمیان، به ویژه فرومایگان و بخیلان رها باشم و آبرویم همواره محفوظ ماند.

خداوندا!

قدم سِیر ما از وصول به بارگاه قدس تو کوتاه است و دست طلب ما از دامن انس تو قاصر. حجاب های شهوت و غفلت، بصیرت ما را از جمال جمیل تو محجوب کرده و پرده های غلیظ حب دنیا و شیطنت، قلوب ما را از توجه به عزّجلال تو مهجور ساخته است. متحیرانی هستیم که چون کرم ابریشم از سلسله های شهوات و آمال بر خود تنیده، جز آنکه از بارقه الهیه، چشم دل ما را روشنی بخشی و از جذوه غیبیه، ما را از خود بی خود فرمایی.

پروردگارا!

تو را سپاس که به ما نعمت وجود بخشیدی و ما را در نعمت های گوناگونت غرق ساختی، در حالی که نه از ما استحقاق دیدی و نه تمنایی:

ما عدم بودیم، تقاضامان نبود

لطف حق ناگفته هامان می شنود

پیش از استحقاق بخشیدی عطا

دیده از ما جمله کفران و خطا

مولانا

 

بار الها!

ای آن که به فضل و احسانت، حوایج ما را روا می کنی. ای آن که با وجود چون تویی نشاید که به دیگری بیندیشیم! گناهان ما را عفو کن و از خطاها و معصیت های ما درگذر!

ای خدا، ای فضل تو حاجت روا

با تو یاد هیچ کس نبود روا

عفو کن زین بندگان تن پرست

عفو از دریای عفو اولی تر است

مولانا

 

خدایا!

ای آن که رحمت بی کرانت،تمام ذرات هستی را فراگرفته است. ای آن که هیچ ذره ای از دایره علم تو بیرون نیست و ای یگانه ای که عالم وجود به تسبیح تو در کارند! مرا از آنانی قرار ده که بامدادان و شامگاهان به یاد تواند و تسبیح و ستایش تو بر لب دارند.

الهی! بودِ من بر من تاوان است، تو از بود خود بر من تابان! الهی جرم من زیر حلم تو پنهان است، تو پرده عفو خود بر من گستران.

خواجه عبداللّه انصاری

 

الهی!

ما را همه هر چه هست، ایثار تو راست

گوش، از قِبَل سماع گفتار تو راست

دیده، نظر جمال بسیار تو راست

جان و دل و دین، نثار دیدار تو راست

خواجه عبداللّه انصاری

 

ای بخشنده مهربان!

تو را سپاس که درهای توبه ات همواره باز است. تو را سپاس که سریع الرضایی و آسان و سریع از بندگانت خشنود می گردی و تو را شکر که هم نشین ما می شوی و به گفته های دل مان گوش فرا می دهی.

معبود من!

عاشقانت را از تقربت محروم مساز و صبح وصالت را برای آنان نزدیک فرما!

ای شاخ امید وصل عاشق، به بر آ

ای ماه، ز برج بی وفایی به در آ

ای صبح وصال دوست، یک روز بر آ

ای تیره شب فراق، یک ره به سر آ

خواجه عبداللّه انصاری

 

منبع : نشریه طوبی - فروردین 1385، شماره 4،  صفحه 3

 

دانستنیها                          

روز بزرگداشت محمد بن زکریای رازی ـ روز داروسازی

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

رویای همیشگی اش شده بود و آرزویی محال و دست نیافتنی.

می خواست، کیمیاگری شود، یگانه تاریخ؛

می خواست اکسیر اعظم را کشف و مس را طلا کند.

دغدغه لحظه ها و دقیقه هایش شده بود. این مادّه را با آن مادّه مخلوط می کرد... این مادّه را تبخیر، آن یکی را... روزها و شب هایش از رویای کیمیاگری سرشار بود... او را می گویم، یگانه ری، بزرگ شده کوچه باغ های ری، همان را که هنوز خاطرات کودکی و نوجوانی و جوانی اش در کوچه پس کوچه های ری، جریان دارد...

می گویند: گاهی افسون یک کلام، کوهی را جابه جا می کند. برای دگرگون ساختن روح محمد بن زکریای رازی، کلام یک طبیب کافی بود، آن گاه که طبیب، به ازای درمان درد چشم هایش، دو سکه طلب کرد گفت: این کیمیاست، نه آن که تو در جست وجوی آنی.

و آن گاه، محمّد، به راز کیمیاگری پی برد، کلام طبیب، نوری گشت و زوایای تاریک ذهن و اندیشه محمّد را به روشنایی فراخواند، و محمد آموخت که کیمیاگری، تبدیل کردن مس به طلا نیست.

و او، به جست وجوی اکسیر اعظم، روزها و شب ها به آزمایش پرداخت

و او غوّاصی شد که در دریای بی کران علم، مروارید طلب می کرد...

و او کاشفی شد که در قلمرو وسیع دانش و معرفت، مکاشفه می کرد و عاقبت، یک روز، کیمیاگر شد و اکسیری یافت که با آن می توانست مس بیماری تن را، به طلای پر بهای تندرستی بدل کند.

الکل، از محمد، کیمیاگری یگانه ساخت.

دیگر رازی، فقط به ری تعلّق نداشت، نام رازی از ری گذشت، از سال 312 گذشت، به گوش تمام جهان رسید، به گوش تمام قرن ها و ماندگار شد

بوی تلخ الکل، حلاوت نام رازی را از دهلیزهای زمان، از دالان های تو در توی قرن ها و از مرزها و قلمروها عبور داد و جاودانه ساخت.

رازی نور چشم هایش را نثار کرد تا چراغ علم، هماره فروزان بماند.

بینایی اش را در راه کشف حقیقت نهاد و این یعنی کیمیاگری و این یعنی بدل ساختن مس به طلا.

کشف الکل، پدیده ای عظیم بود که تاریخ طبّ را دگرگون ساخت و اطبّا را مدیون رازی کرد. اینک در محافل علمی، در کنفرانس ها، از مردی سخن می رود که می خواست کیمیاگری کند. مردی که ستاره جاودانی شد، تا آسمانِ آبی ایران، پرفروغ تر باشد.

بوی الکل اگرچه تلخ، امّا شیرینی خوش عافیت را به ارمغان می آورد.

 

پنجم شهريور؛ روز بزرگداشت محمد بن زكريای رازی

پنجم شهریور ماه، زادروز حکیم محمد بن زکریای رازی به منظور بزرگداشت مقام علمی این پزشک و شیمیدان نامدار ایرانی به عنوان روز داروسازی نامگذاری شده است.

زکریای رازی یکی از پر آوازه‌ترین دانشمندان و مفاخر علمی ایران و جهان اسلام است که مقام رفیع علمی و گستردگی دانش و اندیشه‌اش اعجاب و تحسین همه را برانگیخته است.

ابوبکر محمد بن زکریای رازی پزشک، فیلسوف و شیمی‌دان بزرگ ایرانی معروف به طبیب المسلمین و ملقب به جالینوس العرب از مشاهیر منطق و هندسه، طب و داروسازی و از نوابغ روزگار قدیم است.

ولادت او به گفته ابوریحان بیرونی در غره شعبان 251 هجری قمری مطابق با 27 اوت 865 میلادی و 6 شهریور سال 244 هجری خورشیدی در ری اتفاق افتاده است.

نسبتش به مناسبت زادگاهش، ری، رازی است.

وی همزمان با اوج درخشش حکومت صفاریان و آغاز حرکت سامانیان می‌زیسته است.

رازی نامش محمد، پدرش زکریا و کنیه‌اش ابوبکر است که جمیع مورخان در کتب خود وی را محمد بن زکریای رازی، آورده‌اند. نام این دانشمند ایرانی در مقدمه رساله ابوریحان ابوبکر محمد بن زکریا بن یحیی رازی و در کتب اروپاییان رارنس و یا الرازی و محمد بن زکریای رازی ذکر شده است.

رازی در عالم طب دارای مقام شامخ و والایی است که در کمتر طبیبی در تمدن اسلام و ایران دیده می‌شود.

آنچه از خلال صحائف تاریخ مورخان و تذکره‌نویسان مستفاد می‌گردد این است که رازی طب را در سنین بالا آموخته و اشتغال وی به کار زرگری قبل از تحصیل سایر علوم و طب می‌باشد، وی پس از گذراندن دوران کودکی و نوجوانی به بغداد رفته و در زمان خلافت معتضد خلیفه عباسی (279ــ 289 هجری) در بغداد بوده و چندین کتاب برای بزرگان این شهر به رشته تحریر در آورده است.

رازی در بغداد مقام و محل بسیار معتبری داشته و توانسته بود با قبضه کردن طبابت بغداد، طبابت خاص ایرانیان مقیم بغداد را به دست بگیرد.

وی پس از بازگشت به ری ریاست بیمارستان این شهر را بر عهده گرفته و پس از درمان امیر نیشابور آوازه و شهرت کم نظیری می‌یابد.

رازی در علم طب دارای مختصاتی است که در کمتر طبیبی مشاهده شده است.

از امتیازات مهم این پزشک و داروساز برجسته، بهره‌گیری از تجربیات شخصی و دست زدن به آزمایش‌های گوناگون در امر پزشکی بوده که این مساله در طب و داروسازی نمود بیشتری داشته است.

وی تجربه را در طب بسیار معتبر می‌داند و از خلال صحائف آثار وی چنین مستفاد می‌شود که اعمال و تشخیص‌های طبی وی بر روی تجربه استوار بوده است و بدین جهت وی را مجرب لقب داده‌اند.

وی علاوه بر مراجعه به کتب طبی پیشینیان، خود نیز دست به تجربه می‌زد و به کشفیات مهمی هم می‌رسید.

رازی بعضی از داروهای را روی حیوانات و خصوصا میمون آزمایش می‌کرد و در نتیجه داروها و ترکیبات جدیدی را کشف کرد که از جمله آنها الکل بود.

رازی اول کسی است که تشخیص افتراقی بین آبله و سرخک را در تاریخ پزشکی داده است.

رازی اولین طبیبی بوده که در هزار و اندی سال قبل به گزارش حال بیمار و یادداشت برداری بسیار معتقد بوده است و در واقع از مزایای بزرگ وی در طب جهانی که پس از خود در جهان به یادگار گذارده، یادداشت‌های روزانه وی از کار، عملیات، احوال و گزارش بیماران است که شرح بسیاری از اتفاقات و تاریخچه‌های مهم بیماران خود را در آن به تفصیل نوشته است تا جایی که ادوارد براون در کتاب طب اسلامی خود می‌نویسد: آثار رازی به واسطه مشاهدات و جریان امور طب (کلینیک) از آثار مولفان دیگر ممتاز است.

از یادگارهایی که رازی در طب از خود باقی گذارده طرز تدریس وی در طب می‌باشد که با تدریس طب روشی اتخاذ کند که مقبول طبع عموم دانشمندان امروزی است .

معروف است که رازی علاوه بر تدریس در بیمارستان و مطب در فاصله بین بیمارستان و مطلب یا منزلش نیز به این کار می‌پرداخته است.

محمد زکریای رازی پزشک، فیلسوف و شیمیدان ایرانی آثار ماندگاری در زمینه پزشکی و شیمی و فلسفه دارد و به‌عنوان کاشف الکل و جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) مشهور است.

رازی سال های بسیاری از عمر خویش را در تجزیه و ترکیب عناصر و مواد طبیعی صرف کرد و علاوه بر تحقیقات علمی و طبابت، به تدریس و تربیت شاگردان نیز می پرداخت.

به گفته جرج سارتن، پدر تاریخ علم، رازی بزرگ ‌ترین پزشک اسلام و قرون وسطی بود. این دانشمند ایرانی از آنجا که کتاب‌های خود را به زبان عربی می‌نوشت، نزد غربیان به جالینوس عرب نیز مشهور بوده‌ است.

 

دوران تحصیل

از آغاز جوانی و تحصیلات زکریای رازی چندان سخنی در تاریخ نگفته اند. برخی می گویند که او در جوانی زرگری می کرده، و برخی نوشته اند که او در ابتدا صّراف بوده است. بعد در چهل سالگی برای کسب علوم پزشکی و فلسفی به بغداد رفت و پس از چندی، سرآمد پزشکان زمان خود گردید. بغداد در آن روزگار، مرکز مترجمان زبردست آثار علمی یونانی، سُریانی و عربی بود. هم چنین وجود بیمارستانهایی که در زمان هارون و آل برمک تأسیس شده بود، محل خوبی برای مطالعات رازی به شمار می آمد.

 

مشاغل

در برخی از منابع نوشته شده که محمد بن زکرّیای رازی، فیلسوف نامدار ایرانی، بیمارستان عَضُدی را اداره می کرده است. نیز پس از آن که رازی به اوج علمی خود رسید و شهرتش عالم گیر شد، پادشاهان از او دعوت می کردند تا به نزدشان برود. رازی بعد از مدتی به زادگاه خود، ری برگشت و تصّدی بیمارستان آن جا را عهده دار شد. او خود در بسیاری از کتاب هایش، به بیمارستان های بغداد و ری اشاره کرده است.

 

اخلاق و صفات رازی:

جرجی زیدان در جلد دوم کتاب آداب اللغه می‌نویسد: رازی مردی کریم و نسبت به مریضان رئوف و مهربان، دقیق و صحیح النظر بود و بدین مناسبت پیوسته در نزد عموم صاحب مقام و منزلتی به سزا بوده است.

آنچه از دیگر صحائف کتب مورخان و تذکره‌نویسان نیز مستفاد می‌شود، رازی مردی خوش خوی، کریم النفس، خوش قریحه و دقیق بوده است.

مورخان وی را مردی بلند نظر دانسته‌اند که از مالیه دنیا چیزی نداشت اما به بسیاری از بیماران که استطاعت نداشتند داروی می‌داد و بعضی اوقات غذای آنها را نیز شخصا تکفل می ‌کرده است.

 

دو اثر مهم و ارزشمند رازی در باب اخلاق

محمد بن زکرّیای رازی، پزشک و فیلسوف نامدار ری، آثار بسیاری از خود به یادگار گذاشته است. در این میان، از کتاب های مهم و ارزشمند او، می توان به کتاب السیرة الفلسفیه و الطب الروحانی اشاره کرد.

کتاب السیرةُ الفلسفیه، دفاعیه ای فلسفی است با تأکید بر رعایت اعتدال یک فیلسوف در زندگی شخصی رازی و الطب الروحانی، به بیان مطالب عمده فلسفه اخلاق در بیست فصل می پردازد و شیوه رازی در آن، بر آشکار کردن ماهیت رذایل اخلاقی در نخستین گام، و آن گاه بر شرح چگونگی و نحوه پرهیز از این رذیلت ها قرار داد.

 

تالیفات رازی:

در مورد آثار رازی در لغت‌نامه دهخدا آمده ‌است: ابن‌الندیم در کتاب الفهرست خود تعداد آثار رازی را 167 و ابوریحان بیرونی در کتاب فهرست کتب کتاب در ریاضیات و نجوم، هفت کتاب در تفسیر و تلخیص و اختصار کتب فلسفی یا طبی دیگران، 17 کتاب در علوم فلسفی و تخمینی، شش کتاب در مافوق الطبیعه، 14 کتاب در الهیات، 22 کتاب در کیمیا، دو کتاب در کفریات، 10 کتاب در فنون مختلف که جمعاً بالغ بر 184 مجلد می‌شود و ابن اصیبعه در عیون الانباء فی طبقات الاطباء 238 کتاب برای رازی برمی‌شمارد.

تالیفات وی را تا 250 اثر نیز در رشته های مختلف علمی ذکر کرده اند که در زمینه های طب، طبیعیات، منطق، ریاضی و نجوم، تفسیر، فلسفه، ما بعدالطبیعه، الهیات و... نگاشته است.

از مهمترین کتاب های محمد بن زکریای رازی الحاوی و الکناش المنصوری، المرشد، من لایحضره الطبیب، کتاب الجدری و الحصبه، دفع مضار الاغذیه، و الابدال می باشد.

کتاب الحاوی یا الجامع الحاضر لصناعه الطب مفصل ‌ترین کتاب طبی رازی است که مرجع مهمی برای اطبای بعدی به شمار می ‌رفته است؛ این کتاب در حقیقت یک دایره المعارف طبی است که ثمره آزمایش‌های شخصی او می‌ باشد.

کتاب طب منصوری که رازی جهت منصور بن نوح سامانی تالیف کرده و جامع مطالب طبی می ‌باشد.

کتاب الجدری و الحصبه رازی به لحاظ این که وی اولین کسی بود که دو بیماری آبله و سرخک را به خوبی شناخت و از عهده وصف آنها بر آمد. این کتاب مقام بزرگی در عالم طب دارد و از سال 1498 تا 1866 چهل مرتبه به زبان‌های گوناگون چاپ شده است.

کتاب‌های المرشد، من لایحضره الطیب(کمکهای اولیه)، قصص و حکایات المرضی، الحصی فی الکلیه و المثانه (سنگریزه کلیه و مثانه) از جمله دیگر تالیفات وی است.

 

در محضر اساتید

عشق وافر به تحصیل و فراگیری علم طب، موجب گردید که محمد بن زکرّیای رازی در محضر استادان برجسته ای حاضر گردد. از شمار آنان می توان به استادان بزرگی چون: علی بن ریّن طبری، از دانشمندان معروف ایرانی؛ ابو زید بلخی، از نوابغ روزگار رازی که با فلسفه و علوم قدیمه آشنایی کامل داشته و گفته می شود رازی خود از کتاب های او استفاده می کرده است؛ و نیز ابو العباس ایرانشهری اشاره کرد.

 

شاگردان رازی

درباره استادان و پیش ‌کسوت‌های رازی میان کارشناسان و تاریخ‌ نویسان اتفاق نظر وجود ندارد. گروهی او را شاگرد علی بن ربن طبری و ابوزید بلخی می‌دانند اما عده‌ای دیگر بنا بر شواهد و دلایلی این موضوع را رد می‌کنند... ناصرخسرو در زادالمسافرین صفحهٔ ۹۸ از شخصی به نام ایران شهری ‌بعنوان (استاد و مقدم) محمد زکریا نام می ‌برد ...اما هیچ نشانی از این شخص به‌دست نیامده‌است... از این نام‌ها به عنوان شاگردان رازی یاد شده‌است: یحیی بن عدی، ابوالقاسم مقانعی، ابن قارن رازی، ابوغانم طبیب، یوسف بن یعقوب، محمد بن یونس و ابوالحسن طبری.

 

داروشناسی، داروسازی، شیمیدانی رازی:

رازی در شیمی و کیمیاگری ید طولی داشته و اگر جانب طب وی را کنار بگذرایم، رازی شیمیدان بزرگی بود که مواد زیادی را در شیمی و داروسازی وارد ساخته و با آنها سر و کار داشته است.

مضافا بدانکه کشف الکل و جوهر گوگرد به ظن قوی نزدیک به یقین به وی منسوب است، توانست خدمت بزرگی به طب کند.

معروف است که رازی الکل را از تقطیر مواد قندی و نشاسته‌یی و جوهر گوگرد را از تجزیه سولفات دوفر (زاج سبز) به دست آورده است. (تاریخ شیمی تالیف م.هوفر)

از آن گذشته رازی که در صدد یافتن حجر الفلسفی (حجر الفلاسفه) جهت تبدیل فلزات کم قیمت به طلا و نقره و اکسیر اعظم جهت تبدیل پیری به جوانی بود، توانست تعداد زیادی مواد شیمیایی را کشف کند.

کامپل در کتاب خود درباره طب عرب و نفوذ آن در قرون وسطی می‌نویسد: رازی اولین کسی است که استحصالات شیمیایی را در طب وارد ساخته است.

اختراعات و اکتشافات رازی و داروسازی و شیمی و پیدا کردن بسیاری از مواد دارویی و داروهای اختصاصی خود چنان چشمگیر است که آوردن آن مقدور نیست.

 

کیمیای عشق

با وجود بوی ویژه اش، با وجود قِدمت حضورش، جان میلیون ها انسان را تضمین کرده است!

بیمارستانی نیست که هوایش آکنده از عطر یادمان رازی و الکل نباشد! آری! اَلْکُلّ؛ مختصر و مفید، بی هیچ پسوند و پیشوندی! همه آن چه باید باشد! مثل یک نهال نوظهور سرو، سرور و شادی را به خطه ری هدیه کرده بود!

آب و هوای ری، با وجود باغ ها و بوستان ها، چشمه ها و قنات های زیبا، همچون بهشتی برایش جلوه می نمود.

هر کوچه و باغ، مثل کتابی قطور از خاطرات او بود؛ خاطرات کودکی، نوجوانی، و حتی اوج نام آوری و آوازه تاریخی اش!

دلش، کم کم، با نور علم آراسته می شد و او را مجذوب تمام آینه های معرفت کرده بود. گاهی به موسیقی دل می باخت و گاهی به ادب و ریاضیّات!

امّا زمزمه ای در دلش می پیچید که: باید مس وجود را طلا کرد!

و این زمزمه یعنی: پرداختن به کیمیا و دست یابی به عنصر معرفت، اکسیر اعظم، عشق!

آری! عشق؛ اکسیری که هیچ گاه با الحاوی نتوانست به آن برسد، امّا با کشف الکل، به کمال درک آن رسید!

با کشف الکل، ابوبکر محمد، زکریّای رازی در سال 313 پایان نیافت؛ بلکه به تولّد جاودانی رسید؛ جاودانِ جاودان در دل تاریخ!

زنده در دل هزاران هزار زخمی و بیمار در تمام کوچه پس کوچه های روزگار.

از ری تا بغداد، از کیمیا تا طبّ، از دوا تا شفا، از کتاب الاکسیر تا کتاب التدبیر و در نهایت، همه زحماتش، الحاوی، او را از تلاش هایش راضی نکرد؛ صبح و شب برایش یکی شده بود و عظمت نامش در گرو نابیناییاش قرار داشت!

افسوس! که همیشه باید شمعی باشد، تا با سوختن و شعله افروختن، روشنایی فرا راه دیگران باشد و این بار، شمع وجود رازی، شعله زاری به وسعت جهان پدید آورده بود. هر چند الکل، بوی تلخ روزگار او را، می تراود، امّا هر جا عطر اکسیری اش می پیچد، نوید بهداشت و سلامتی و پیک بهبودی و راحتی است!

هر چند الکل، به قیمت چشم های رازی تمام شد، امّا جاودانگی نامش در صحنه تاریخ و محافل علمی قرون گذشته و حال و آینده، دست یابی او را به اکسیر اعظم ـ عشق ـ نشان می دهد!

که اگر عشق نباشد، هیچ نامی، نامی نمی شود و هیچ اندیشه ای به جاودانگی نمی پیوندد! عشق نگذاشت که تاریخ، رازی را به ری یا بغداد، محدود کند!

عشق، از رازی، تندیسی آسمانی ساخت که لایقش بود!

 

رازی و پزشکی

رازی طبیبی حاذق و پزشکی عالی‌قدر بود و در زمان خود شهرت به‌سزایی داشت. رازی از زمرهٔ پزشکانی است که بعضی از عقاید وی در درمان طب امروزی نیز به‌کار می‌رود، مخصوصاً در درمان بیماران با مایعات و غذا. پزشکان و محققین از کتاب‌ها و رسالات رازی در سده‌های متمادی بهره‌ها برده‌اند. ابن‌سینا رازی را در طب بسیار عالی‌مقام می‌داند و می‌توان گفت برای تالیف قانون از الحاوی رازی استفاده فراوان کرده‌ است.

 رازی و بیمارستان: ابن خلکان، کاستیلیونی و ... از رازی به عنوان سر دسته پزشکان عملی و کلینیسین نامبرده‌اند.

 رازی و آزمایش‌های پزشکی:می‌توان گفت که رازی جزو اولین پزشکانی است که تجربه و آزمایش وارد علم طب کرده است.

 استحالات شیمیایی به عنوان دارو:چنانکه می‌دانیم رازی قبل از طب به کیمیا مشغول بود و اطلاعات زیادی درباره مواد داشته است. او اولین کسی است که استحالات شیمیایی را وارد طب کرده است.

 

آبله و سرخک

رازی اولین کسی است که تشخیص تفکیکی بین آبله و سرخک را بیان داشته‌است وی در کتاب آبله و سرخک خود به علت بروز آبله پرداخته و سبب انتقال آن را عامل مخمر از راه خون دانسته‌است و ضمن معرفی آبله و سرخک به‌عنوان بیماری‌های حاد نشانه‌هایی از بی‌خطر یا کشنده بودن آن‌ها را بیان می‌دارد و برای مراقبت از بیمار مبتلا به این بیماری‌ها روش‌هایی را توصیه می‌کند. از جمله به عنوان اولین طبیب استفاده از پنبه را در طب آورده و به منظور زخم نشدن بدن بیماران آبله‌ای از آن بهره می‌برده و در مراقبت از چشم‌ها و پلک و گلو و بینی این بیماران توصیه فراوان کرده‌است. در کتاب آبله و سرخک رازی در مورد آبله و سرخک چه قبل از ظهور بیماری و چه بعد از آن و جلوگیری از عوارض بیماری به اندام‌های بدن تدابیری آورده شده‌است.

 

تشریح

در دوران رازی تشریح جسد انسان رواج نداشت و این کار را ناپسند و خلاف آموزه‌های دینی می‌دانستند و عموما به تشریح میمون می‌پرداختند، رازی در کتاب‌های خود از جمله کتاب (الکناش المنصوری) از تشریح استخوان‌های و عضلات، مغز، چشم، گوش، ریه، قلب، معده و کیسه صفرا و سخن گفته‌است و طرز قرار گرفتن ستون فقرات و سوراخ‌ها و زائده‌های آن و نخاع شوکی را به خوبی شرح داده‌است. رازی نخستین پزشکی است که برخی از شعبه‌های اعصاب را در سر و گردن شناخته و پیرامون آن‌ها توضیحاتی داده‌است.

 

درمان بیماری‌های داخلی

رازی اسراف در دارو را بسیار مضر می‌داند. وی معتقد بوده‌است تا ممکن است مداوا با غذا و در غیر این‌صورت با داروی منفرد و ساده وگرنه با داروی مرکب به عمل آید. رازی می‌گوید: (هرگاه طبیب موفق شود بیماری‌ها را با غذا درمان کند به سعادت رسیده‌است).

 وی بسیاری از داروها را روی حیوانات امتحان کرده و اثرات آن‌ها را ثبت و تشریح کرده‌است و سپس برای بیماران تجویز می‌کرده‌است

 

جراحی

اگرچه رازی به عنوان پزشک مشهور است اما بعضی از مورخان او را به نام (جراح) می‌شناسند. از مطالعهٔ آثار وی چنین برمی‌آید که در جراحی صاحب‌نظر بوده‌است. وی درباره (سنگ کلیه‌ها و مثانه) کتابی نوشته و درآن تاکید کرده‌است، در صورتی که درمان سنگ مثانه با راه‌های طبی مقدور نباشد، باید به عمل جراحی پرداخت و در این کتاب از اسبابی که با آن عمل سنگ مثانه را انجام می‌داده نام می‌برد. رازی اولین طبیبی بوده که در عالم طب از سل مفصلی انگشتان صحبت کرده‌است. در شکسته‌بندی و دررفتگی‌ها قدم‌هایی برداشته و آثاری از خود به جا گذاشته‌است.

 

علم تغذیه

رازی از اولین افرادی است که بر نقش خوراک در تندرستی و درمان پافشاری بسیار دارد. رازی کتابی درباره خوراک دارد به نام (منافع‌الاغذیه و مضارها) که یک دوره کامل بهداشت خوراک است و در آن از خواص گندم و سایر حبوبات و خواص و ضررهای انواع آب‌ها و شراب‌ها و مشروبات غیرالکلی و گوشت‌های تازه و خشک و ماهی‌ها و سخن گفته‌است و فصلی در باب علل و جهات اشتها و هضم غذا و ورزش و غذاهای گوارا و پرهیزهای غذایی و مسمومیت‌ها دارد.

 

وفات رازی:

محمد بن زکریای رازی، در اواخر عمر چشمانش آب آورد. به همین دلیل، یکی از شاگردانش از طبرستان برای معالجه او به بالینش حاضر شد. رازی گفت: معالجه تو بر رنج و درد من می افزاید، شاید عمرم به پایان رسیده و مرگم نزدیک باشد. روانیست برای بازجستن بینایی، خود را دچار رنج و تعب سازم.

از قرائن و استقرابر موجود در کتب می‌ توان حدس زد که رازی در 5 تا 7 سال آخر عمرش نابینا شده است.

در باب علت نابینایی وی روایات متعددی در کتب مورخان آمده است .اما تنها نظری که با حقیقت و موازین طبی وفق دارد آن که رازی نیز به مانند همه مردم مبتلاء به آبشار (کاتاراکت) پیری شده است.

ابوریحان بیرونی وفات رازی را در پنجم شعبان 312 هجری مطابق با 15 اکتبر 952 میلادی بیان کرده است که در این زمینه بین مورخان اختلاف عقیده وجود دارد.

در این ارتباط می توان به سند تاریخی مهمی ‌که دربارهٔ تولد و مرگ رازی می باشد اشاره داشت. نام این کتاب " فهرست کتب رازی" نوشتهٔ ابوریحان بیرونی است. در این کتاب تولد رازی دراول شعبان ۲۵۱ (قمری) و درگذشت او در پنجم شعبان ۳۱۳ (هجری قمری) ثبت شده‌است؛ ضمنا در این رساله ابوریحان علاوه بر آن که صریحا تاریخ تولد و وفات رازی را متذکر شده، مدت عمر او را به سال قمری شصت و دو سال و پنج روز و به شمسی شصت و دو سال و دو ماه و یک روز به‌طور دقیق آورده‌است، اما در منابع مختلف تاریخ‌های متفاوتی در مورد تولد و مرگ رازی آمده‌است. مورخان و تذکره نویسان اروپا از جمله بارن کارادو و صاحب کتاب متفکران اسلام تاریخ وفات رازی را سال 932 میلادی، دکتر موینه فرانسوی 930 میلادی و لویی فیگیه در کتاب زندگانی دانشمندان مشهور سال 923 میلادی نگاشته ‌اند. رازی در تاریخ پنجم شعبان ۳۱۳ هجری قمری در سن 62 سالگی در زادگاهش شهر ری وفات یافته ‌است.

امروز، باید به نام رازی، لحظه ای چشم ها را بر هم گذاشت و در زوایای تاریک زمان، به دنبال روشنایی نامش گشت؛ چرا که او، سوی چشم هایش را در راه خدمت به بشریّت و علوم ایرانی ـ اسلامی، از دست داد!

نامی که فراموش روزگاران نخواهد شد و عظمت روز افزونش، به عظمت ایران اسلامی خواهد افزود.

خوشا چنین سرزمینی که مردانی چون: فارابی، رازی، بوعلی و... را به دامان پرورده است!

یاد تمام فرهیختگانِ علم و دانش، ادب و معرفت و فقه و قرآن، ستوده باد!

 

منابع :

- www.iranoptometry.com

-  نشریه اشارات - شهریور 1382، شماره 52،  صفحه 40، کیمیای عشق، سید علی اصغر موسوی

- نشریه اشارات - شهریور 1383، شماره 64، صفحه 32، راز کیمیاگری، خدیجه پنجی

- asemaneiranemanoto.persianblog.ir

- نشریه  گلبرگ - شهریور 1383، شماره 54، صفحه 41، فیلسوف ری(بزرگداشت زکریای رازی)، پدید آورنده : الهام صابری

- www3.irna.ir

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  مباحث فرهنگی            

شهادت شهیدان رجایی و باهنر و روز کارمند

گردآوری و تنظیم : مجله الکترونیکی کشکول مدیریت

 

هفته اول شهریورماه، به مناسبت شهادت دو دولت مرد بزرگ انقلاب اسلامی، شهید محمدعلی رجایی (رئیس جمهور) و شهید حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد باهنر (نخست وزیر) هفته دولت نام گرفته است. در طی این هفته، مردم با عملکرد و دستاوردهای دولت در زمینه های گوناگون عمرانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آشنا می شوند. هیئت دولت با توجه به وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی رحمه الله و رهنمودهای مقام معظم رهبری، می کوشد در زمینه های گوناگون به موفقیت های بیشتر و مهم تری دست یابد و آینده بهتری برای ملت بزرگ و پرافتخار ایران به وجود آورد.

پس از اعلام عدم کفایت بنی‌صدر و عزل او از ریاست جمهوری و فرار مفتضحانه او، دشمنان انقلاب اسلامی تلاش خود را در براندازی حکومت اسلامی بیشتر کردند و با توسل به ترور و خشونت گسترده، سعی در از بین بردن مسؤولین وفادار نظام نمودند. بدین ترتیب پس از واقعه هفتم تیر که طی آن شهید بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب را به شهادت رساندند، اقدام به بمب‌گذاری در دفتر نخست وزیری نمودند و در این واقعه شهید محمدعلی رجایی رییس جمهور محبوب و مردمی و نیز نخست وزیر متفکر و دانشمندش حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد باهنر به درجه رفیع شهادت نایل آمدند. این واقعه همچون واقعه هفتم تیر، علیرغم خیال باطل دشمنان اسلام که معتقد بودند موجبات منزوی شدن مردم و سقوط نظام را فراهم می‌آورد، باعث رشد و آگاهی و حضور فعال‌تر مردم شد؛ به طوری که، تروریست‌ها نتیجه عکس گرفتند و خود در میان مردم انقلابی به انزوای مطلق کشیده شدند. برای گرامی داشت خاطره این عزیزان که در حقیقت الگوی ناب دولتمردی در نظام اسلامی بودند، هفته اول شهریور ماه به عنوان هفته دولت نامگذاری شد تا یادآور خاطرات تلخ و جانگداز آن دوران، دوران تلاش و سخت‌کوشی عناصری دلسوز و ایثارگر در نظام اجرایی انقلاب که تمام هم و غمشان رفع مشکلات محرومین و حل مسائل مردم بود باشد.

 

زندگینامه شهید رجائی

رجائی در سال 1312هجری شمسی، در قزوین متولد شد. در سن 4 سالگی از نعمت داشتن پدر محروم شد و تحت تکفل مادری مهربان قرار گرفت. درسال 1327 به تهران مهاجرت کرد و سال بعد وارد نیروی هوائی شد. در مدت 5 سال خدمت در نیروی هوائی، دوره متوسطه را با تحصیل شبانه گذراند. در سال 1335 به دانشسرای عالی وارد شد و دوره لیسانس خود را در رشته ریاضی به پایان برد و به سمت دبیر ریاضی در وزارت فرهنگ استخدام گردید.

در اردیبهشت 1342 به علت فعالیتهای سیاسی علیه رژیم طاغوت دستگیر و 50 روز زندانی شد. پس از آزادی با شهید باهنر به سازماندهی مجدد هیئت موتلفه پرداخت و داوطلبانی را به جبهه فلسطین اعزام کرد. پس از بازگشت در سال 1353 دستگیر و دو سال در زندانهای انفرادی رژیم پهلوی انواع شکنجه ها را تحمل نمود.

شهید رجائی در سال 1358، مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و به دنبال تمایل مجلس در تاریخ 18/5/1359 به عنوان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران به مجلس معرفی و با رأی قاطع به نخست وزیری انتخاب شد و با عزل بنی صدر از جانب امام به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران معرفی گردید و سرانجام در هشتم شهریور ماه 1360 توسط ایادی دشمنان انقلاب به فیض رفیع شهادت نائل آمد. اگر بخواهیم بهتر و دقیق تر به زندگی شهید رجایی نگاه کنیمچیزی که بیشتر به چشم میآید، سخت کوشی اوست. شهید رجایی پس از آنکه از نعمت پدر محروم گردید برای تأمین زندگی خود و خانواده از هیچ تلاشی فروگذار نکرد او با انجام کارهای به ظاهر کم ارزشی چون دستفروشی و... روزها را میگذراند و شبها وقت خود را صرف درس خواندن میکرد چراکه هدفی با ارزش در مقابل او قرار داشت و او را در راهی که انتخاب کرده بود مصمم تر می کرد. زندگی افرادی چون شهید رجایی میتواند الگویی مناسب برای ما باشد ما که شاید لحظه ای نتوانیم تصور چنین شرائطی را برای خود داشته باشیم .اما از همه مهمتر این است که او با تلاش و کوشش خود توانست سرانجام در برهه های حساس از انقلاب نقش مهمی ایفا نماید و در عرصه علم و عمل به چهره ای نمونه و ماندگار بدل گردد.

 

زندگینامه شهید دکتر محمدجواد باهنر

شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر ، در سال 1312 هجری شمسی در خانواده ای پیشه ور در شهر کرمان به دنیا آمد.

پس از اخذ دیپلم در سال 1332 به قم رفت و سطوح عالی علوم اسلامی را در حوزه علمیه قم سپری نمود؛ فقه را در محضر مرحوم آیت الله بروجردی، اصول را در محضر امام خمینی (ره) و تفسیر و فلسفه را نزد مرحوم علامه طباطبائی فرا گرفت و سپس به تحصیلات دانشگاهی رو آورد و در دو رشته علوم تربیتی و دکترای الهیات از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.

شهید باهنر در اسفند ماه 1342 پس از ایراد سخنرانی هائی در مسجد هدایت ، الجواد وحسینیه ارشاد، به مناسبت سالگرد حادثه فیضیه دستگیر و به زندان های کوتاه مدت محکوم شد و از سال 1350 ممنوع المنبر گردید.

وی در سال 1357 به فرمان امام به عضویت شورای انقلاب اسلامی درآمد و به دنبال انتخاب شهید رجائی ، به عنوان نخست وزیر دولت رجایی انتخاب شد.

در گرامیداشت هفته دولت، شاهد افتتاح و کنلگزنی ها ، بازدیدها ، گزارش عملکردها و ... میباشیم ، هفتهای سرشار از کار و فعالیت برای دولتیان و البته رسانهها. دراین هفته همچنین این امکان فراهم میآید تا از ابعاد مختلف کامیابیها و ناکامیهای عملکرد دولت را مورد نقد و بررسی قرار داده و به ترسیم افقهای مطلوب آینده براساس واقعیتهای موجود بپردازیم. بنابرین هفته دولت، فرصتی است تا لختی تأمل کنیم و به آن چه در گذر شتابزده زمان پنهان مانده، نظر افکنیم. باید رنج و تلاش مسؤولان متعهد کشور را ارج نهیم، خدمتهی نادیدنی دولت مردان خدمتگزار و صاحب منصبان درد آشنا را سپاس گوییم و در مقابل کاستیها، نقصها و کمبودها را بیان نموده و بدون فرافکنی و توجیهات غیرموجه، قصورها و تقصیرات دولت را صادقانه با مردم در میان گذاریم تا از همراهی و پشتیبانی همیشگی آنان برخوردار باشیم. بیشک خلوص در عمل،صفا و صمیمیت نهفته در اعمال آن شهیدان والا مقام باعث گردید که علی رغم کوتاهی مدت صدارت نامشان همواره در تاریخ پر افتخار ین مرزوبوم جاودانه بماند.

 

روح بلند

جامع بودن و پرهیز از تنگ نظری در مسایل دینی و شرعی، رمز بزرگ موفقیت اهل دین به شمار می رود. رجایی، مرد میدان وظایف بندگی وانسانی بود که هیچ گاه به بهانه مسؤولیتی، از سایر مسؤولیت های خویش شانه خالی نمی کرد. او در عین این که رئیس جمهوری فعال و پرکار بود، پدری مهربان وهمسری فداکارو دلسوز نیز به شمار می آمد. یکی از دوستان وی می گوید: شبی که ساعت از 22 گذشته بود و قصد رفتن به منزل داشتیم، شهید رجایی را دیدم که درمقابل آینه موها و لباس هایش را مرتب می کند. با تعجب پرسیدم: این وقت شب نه دیداری داری، نه کسی ما را می شناسد، چه شده که خوب به سر و وضعت می رسی؟ تبسمی کرد و گفت: فلانی! خانواده بخشی از جامعه یا بهتر بگویم، در جای خود، یک جامعه کوچک است. انسان منضبط همان طور که صبح ها از منزل بیرون می آید و باید مرتب و آراسته باشد، وقتی شب به خانه برمی گردد هم باید همان طور پاکیزه، مرتب و آراسته باشد. اگر من و تو در طول روز مشکلاتی داشتیم، اعضای خانواده ما چه گناهی کرده اند که در بازگشت ما به منزل، با چهره خسته و درهم ریخته ما مواجه شوند؟

 

پاداش شکیبایی

شکیبایی شهید رجایی در زیر شکنجه های جان فرسای طاغوتیان و توکل و توجه تام او به خدای مهربان را باید که از زبان خودش شنید: در بیدادگاه شاه، انواع شکنجه ها بر زندانیان سیاسی اعمال می شد. کف پاها بر اثر شلّاق ازکار می افتاد. زندانی نمی توانست روی پاهایش بایستد و مجبور بود با زانو راه برود... و امّا من، قبل از ورود به اتاق شکنجه، پیوسته دل به خدا می سپردم. آیاتی از قرآن را تلاوت می کردم و دعاهای خاصی را می خواندم. کاملا حس می کردم وجودم یک پارچه مقاومت است. به تدریج شلاق ها، شکنجه ها و ضربات مشت و لگد بر بدنم بی خاصیت می شد. روزهایی بر من چنین گذشت و من به آن ها چنان عادت کرده بودم که اگر روزی به سراغم نمی آمدند، آن روزْ خود را زیان دیده می پنداشتم که نکند رویکردم به خدایم کم رنگ شده است. یک چیزی که من همیشه در زندان انفرادی با خود می گفتم، این بود که فلانی! همه اش که نباید دیگران سرنوشت باشند و تو سرنوشت آن ها را بخوانی، حالا یک بار هم تو سرنوشت درست کن و بگذار دیگران بخوانند.

 

خدمت مادر

خدمت به مادر و جلب رضایت او، سرلوحه برنامه های معنوی شهید رجایی بود. همسر آن شهید می گوید: ایشان در چهار سالگی از نعمت پدر محروم شد و زیر سایه پر مهر مادری فداکار و بزرگوار قرار گرفت تا این که به موقعیت های بزرگ اجتماعی دست یافت، اما هیچ گاه از این مسأله غافل نبود که وجود مادری و برادری هرچند نه با تجربه، ولی کمک خانواده، خلأ بی پدری او را پر کرده اند. به همین جهت، او همیشه زحمات مادر و برادرش را ارج می نهاد و با آنان رفتاری مؤدبانه داشت. وقتی به منزل می آمد، اول به سراغ مادر می رفت وبه او سلام می کرد و با احترام خاص وی را می بوسید. معمولاً او را به نشانه محبت بغل می گرفت و نازش را می کشید. گاهی به عادت کودکان سر به زانویش می گذاشت و می گفت: آدمی تا هنگام پیری، در کنار مادرش فکر می کند که هنوز بچه است.

 

شاگرد راستین مکتب دین

هرچند شهید رجایی به طور رسمی به درس ها و بحثهای حوزه نپرداخت، ولی شاگرد راستین مکتب اخلاقی و معنوی حوزه بود و این امری است که خود بدان افتخار می کرد. آن شهید عزیز که تشنگی معنوی، کام جانش را به جست وجوی در پی آب زلال حیات طیبه انسانی می کشانید، در عنفوان جوانی، دل و جان به تربیت پر بار و حکیمانه روحانی فرزانه و عالم مجاهد وارسته، آیت اللّه طالقانی سپرد و از محضر آن بزرگوار هم درس ایمان و اخلاق آموخت، و هم درس جهاد و شهادت. خود آن شهید می گوید: از همان سالی که به نیروی هوایی آمدم، با آقای طالقانی آشنا شدم و تقریبا هر شب جمعه در مسجد هدایت بودیم... و هر کجا که مرحوم طالقانی شرکت داشتند، من هم شرکت می کردم و از محضر وجودشان استفاده می کردم و می توانم بگویم حدود 27 سال از نظر مسایل مذهبی و طرز تفکر و غیره تحت تعلیم مرحوم طالقانی بودم.

 

حزب اللّه

شهید رجایی برای آن که از پیش تبلیغات مسموم و اتهام های استکبار و دشمنان اسلام و انقلاب را خنثی سازد، طی مصاحبه ای به تعریف و روشن ساختن فضای واقعی و مشخص نمودن نمونه های واقعی حزب اللّه پرداخت و گفت: حزب اللّه همان هایی هستند که از پانزده خرداد سال 42، همراه امام حرکت را شروع کردند و در مساجد و تکایا، در سینه زنی ها با شعارهایی که دقیقا از همان موقع در خطّ امام بود، شکل نوین مبارزه را اعلام کردند... . حزب اللّه آن هایی هستند که گمنام، بی توقّع و بی ادّعا هم در میدان نبردحاضرند و جان خودشان را تقدیم می کنند، و هم در کارخانه تاپاسی از شب گذشته تلاش می کنند. در پشت میز آن قدر کار می کنند که فرصت و ساعت به آن ها سرزنش کند. ... حزب اللّه آن هایی هستند که آگاهانه مراقب انقلاب اند، پاسدار انقلاب اند و لیاقت دارند انقلابی راکه خودشان به وجود آورده اند، خودشان حفظ کنند.

 

اسلام چه شد!

رفاه، آسایش، آزادی و امنیت کنونی، از برکت جان فشانی و فداکاری شهیدان، جانبازان و ایثارگران در راه هدف و عقیده پاک اسلامی و انسانی است. شهید رجایی در این باره می گفت:

وقتی کسی می گوید: من عضو انجمن یامجمع اسلامی هستم، بلافاصله باید بداند که چند صد هزار شهید و جانباز زیر گوش او می گویند: پیام ما که شهید و جانباز شدیم این است که اسلام درجامعه پیاده شود. شما، خانواده های شهدا باید همیشه ناظر به جریانات اجتماعی و کارها باشید و باید از نخست وزیر، وزیران و تمام دست اندرکاران بخواهید آرمان شهیدان را دنبال کنند تا اسلام در جامعه تحقق یابد. شما باید هر وقت مرا می بینید، بپرسید چه می کنی؟ حتی سر من فریاد بکشید؛ البته فریادی برادرانه، هم چون اعضای یک خانواده که برای مستضعفان چه کرده ای؟.. قرار نبود که رئیس جمهور شوی و همین! اسلام چه شد؟

 

روش پیامبرانه

سیره حکومتی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علی علیه السلام سرشار از جدّیت و دوری از هرگونه عقب نشینی در احقاق حق و اجرای قوانین الاهی در جامعه است و شهید رجایی، پیرو راستین همان سیره و روش الاهی بود. یک بار یکی از وزیرانش را بر کنار کرد. وقتی از او پرسیدند: چراچنین کردید؟ گفت: این آقا هنوز جا خوش نکرده، می گوید: خانه سیصد متری ام برای خانواده و محافظینم کوچک است. یکی از خانه های مصادره شده طاغوتیان را به من واگذار کنید یا بفروشید، تا زن و بچه ام کم تر در عذاب باشند. من به او گفتم: آقاجان! ما انقلاب نکردیم که خانه های مردم را مصادره کنیم، بعدا خودمان در آن ها سکونت کنیم. ما آمده ایم مشکل مردم را حل کنیم. اگر قرار باشدمثل طاغوتیان در آن خانه ها زندگی کنیم، مشکلات مردم را فراموش خواهیم کرد.

 

هم نوایی با محرومان

توجه به محرومان و دلسوزی واقعی برای پا برهنگان و زیردستان، از ویژگی های روح لطیف و دل مهربان رجایی بود. او می گفت: مردم ما خیلی خوب اند و از کمبودها و کسری ها گله ندارند. آنچه مردم را می آزاردو صدایشان را در می آورد، وجود تبعیضات ناروا و دوگانگی غیرقابل تحمل در عملکردها و سوء استفاده از بیت المال است وبس.

یک بار که از تلویزیون می خواستند از خانه و زندگی ساده شهید رجایی فیلمبرداری کنند، پیشنهاد کردند اول دستی به سر و روی آن بکشند و یک نقاشی معمولی هم در داخل انجام دهند. با موافقت آن شهید، تعمیرات ضروری و نقّاشی ساده انجام شد و هزینه آن ها را خود شخصا طی چکی از حقوق معلمی خویش پرداخت. وقتی گروه فیلمبرداری آماده کار شدند، شهید رجایی پشیمان شد و گفت: چه لزومی دارد این کار را بکنید؟ من از مردم کشورم خجالت می کشم که بعضی از آنان سرپناهی ندارند و برای نداشتن یک اتاق یا منزل کوچک در عذاب هستند، آن وقت شما می خواهید خانه من را به آنان نشان بدهید که چه بشود؟

 

فیض سحر

شب زنده داری و خلوت با محبوب در سحرگاه، رمز موفقیت سالکان الی اللّه ، و راز پیروزی و غلبه بر هوای نفس و شیطان است. شهید رجایی چنان که مرد میدان کار و تلاش بود، نیمه شب ها، بنده خاضع درگاه خداوند بودو موفقیت خویش را جز از آستان پروردگار کریم نمی جست. یکی از یاران او می گوید: شهید رجایی اصولاً آدمی شب زنده دار و اهل تهجد بود و این روحیه شب زنده داری را از دوستان، و حتی از خانواده اش پنهان می داشت. به ندرت اتفاق می افتاد که کسی از راز شبانه اش آگاه شود. تعدادی از ما که ـ در آغاز انقلاب ـ شب ها مثل او در نخست وزیری می ماندیم، نمی دانستیم بیداری در دل شب و نماز شبانه اش چگونه انجام می شود. او بعد از نماز صبح، هیچ گاه از دعا و تلاوت قرآن و تدبّر در آیات وحی غفلت نمی کرد.

 

نماز اوّل وقت

یکی از عبادت های بسیار مهم شهیدرجایی این بود که در هر شرایطی، نمازهای واجبش را سر وقتش برپا می داشت. یک بار در حین پرسش و پاسخ مسؤولان، با شنیدن اذان ظهر، خطاب به حضار و جمع گفت: اگر خبر داده باشند برای مدت بیست دقیقه ضرورت دارد ارتباط تلفنی با مرکزی برقرار کنم، آیا اجازه هست که همین جا صحبت را متوقف و ادامه آن را به بعد از تلفن موکول کنیم؟ حاضران که از پیشنهاد غیرمنتظره شهید رجایی غافل گیر و شگفت زده شده بودند، گفتند: اختیار دارید. بله قربان! او گفت: هم اکنون دستگاه بی سیم الاهی (اذان) خبر از انجام فریضه ظهر داده است. ما فعلاً وظیفه داریم با اقامه نماز، این ارتباط را برقرار کنیم. سپس بدون تکلف، لحظه ای بعد در برابرنگاه ناباورانه حضّار، با جمعی به نماز ایستاد و این تکلیف الاهی را سروقت انجام داد.

 

همسایگی یعنی این!

تواضع و اخلاص شهیدرجایی، مثال زدنی و شگفت انگیز بود. گویی شخصیت اجتماعی و شأن بالای مملکتی خویش را هیچ به حساب می آورد و خود را جز خدمتگزاری زحمتکش و مسؤول نمی دید. یکی از همسایگان آن شهید می گوید: ما همسایه شهید رجایی بودیم و او نخست وزیر شده بود. اتفاقا همان روزها، ما کمی کار تعمیرات ساختمانی داشتیم. صبح روزی که مواد زاید بنایی را با شوهرم به کوچه می بردیم، او از نانوایی محل نان خریده بود و به منزل می رفت. ما را دید و طبق معمول سلام کرد و گفت: کمک می خواهید؟ شوهرم تشکر کرد و اظهار داشت: کار مهمی نیست؛ امّا او خیلی سریع نان را به منزل رساند و پیش ما برگشت و جدی آستین را بالا زد و با خلوص خاصّش، به کمک ما شتافت. هر چه اصرار کردیم و خواستیم او را از این کار پرزحمت بازداریم، نپذیرفت و به کمکش ادامه داد و در همان حال تلاش گفت: همسایه بودن یعنی همین.

 

دل دریایی

یکی از یاران شهید رجایی می گوید: پیش از انقلاب، یک بار او را دیدم که برای خرید میوه، از خیابان ایران به میدان ژاله (شهدا) می رفت. گفتم: برای خریده میوه چرا این همه راه می روی؟ گفت: آن جا دوستی دارم که دکّه دار و میوه فروش است. همراهش تا همان جا رفتم و دیدم این بزرگوار بعداز خوش و بش کردن با میوه فروش، دور ازچشم او، میوه های له شده و معیوب را در پاکت می ریزد. تعجب کردم و برای کمک به او، چند میوه خوب و سالم را در پاکتش ریختم، امّا ایشان بی آن که میوه فروش متوجه شود، آن ها را از پاکت در آورد و به جای آن ها، میوه های معیوب را در پاکت ریخت! بعد از پرداخت وجه در بین راه پرسیدم: قصه چه بود؟ اول چیزی نخواست بگوید، اما در برابر اصرارم گفت: این مرد دو پسر داشت. یکی در جریان مبارزه شهید شد و دیگری اکنون در زندان به سر می برد. ما و برخی از دوستان در طول هفته، بی آن که او بداند، به قصد کمک به این پدر تنها و دلسوخته، از ایشان به این شکلی که دیدی میوه می خریم.

 

معلم مهربان

شهید رجایی در دوران معلمی برای شناخت دانش آموزان اصرار عجیبی داشت. وی خیلی زود با نام کوچک آنان آشنا می شد و به نشان صمیمیت، آنان را با نام کوچک صدا می کرد. در کلاس درس خیلی جدی بود، اما به مرور زمان، به دلیل دلسوزی ها وبرخورد عاطفی که با همه داشت، همان خشکی، در قالب وقاری خاص در دل دانش آموزان جا می افتاد. یک روز او با تعدادی از دانش آموزان به عیادت دانش آموزی رفتند که متهم به خبرچینی برای ساواک و از نظر فکری با آنان در نقطه مقابل و ضدیت قرار داشت. آن شهید عزیز با این کار، دستور دینی به عیادت را، بر تمایلات نفسانی خویش ترجیح داد و موجب شد که همه دانش آموزان، بیش تر تحت تأثیر عمل انسانی اسلامی او واقع شوند و درس دیگری بگیرند.

 

پیام به معلمان

شهید رجایی یک معلم بود و به معلمی خویش عشق می ورزید. معلمی که به راستی، شغل خویش را شغل انبیای الاهی می دانست و در پیروی از آنان به جان می کوشید. او می گفت: همان موقعی که تحصیلات دبیرستانی را به صورت آزاد و متفرقه ادامه دادم و دیپلم گرفتم، شبی در مسجد هدایت، [حضرت آیت اللّه طالقانی] سخنرانی داشتند و از رسالت پیامبران صحبت می کردند و می گفتند که پیغمبری نوعی معلمی جامعه است و من که خیلی از نظر ذهنی و قلبی و روحی آماده بودم، این جمله های ایشان در من اثر کرد و دنبال هیچ دانشکده دیگر نرفتم و تصمیم گرفتم که شغل معلمی را پیشه کنم. برای معلمان کشور جز این پیام ندارم که بگویم: خواهران و برادران! شما شمع محفل انسانیت هستید، هم چنان که شهید مطهری بود. هر کس چیزی می سازد و شما انسان می سازید.

 

ایمان و تقو

ایمان و تقوا، دو صفت نیک وجود انسانی هستند که هر کدام سهمی در نجات و رستگاری وی برعهده دارند و هر اندازه در کسب این دو صفت کوشیده شود، رسیدن به مدارج کمال و معنویت آسان تر و سریع تر خواهد بود. دوستان شهید رجایی می گویند که این دو صفت، ازخصوصیات بارز و از ویژگی های روحی آن شهید بود، به طوری که ایمان و تقوا در رفتار ایشان موج می زد. نگاهش به همه پاک و رفتارش خیلی جدی و حساب شده بود و در عین حال، همیشه تبسم شیرین و معناداری بر لب هایش دیده می شد. دانش آموزی روز جلسه امتحان، وقتی لحظه ای او را در پله های سالن تنها دید، با شتاب پیش رفت و بی مقدمه و بدون سلام درباره امتحان از وی پرسشی کرد. او با آرامش و وقار خاصّی، اول به آن دانش آموز سلام کرد و بعد جوابش را به مهربانی داد. خود همان دانش آموز می گفت: از بزرگواری او خجالت کشیدم و از رفتار کریمانه اش، ادب و انسانیت و درس زندگی آموختم.

 

شعر شهید

شهید رجایی از روحی بلند برخوردار بود. او هیچ وقت عقایدش را حتی به همسرش تحمیل نمی کرد. شیوه او در زندگی با همسر، هم سویی و هماهنگی بود. همسر آن شهید می گوید: ... یک بار شهید رجایی در ساعت ملاقات و دور از چشم مأموران، با استفاده از فرصت، شعر زیر را به شیشه مقابل که حایل بین من و او بود چسبانید و از من خواست آن را یادداشت کنم:

همسرم! تا بشیر تابناک روز دامن گستراند

از فراز کوهسار دور در دامان صحرا

بوسه رگبار دشمن

دور از چشم عزیزان

روی خاک و خون کشاند

پیکر خونین ما را.

همسر من!

زندگی هر چند شیرین است؛

لیک اما، دوست دارم

با تمام آرزو

در راه انسان ها بمیرم...

 

همت بلند به جای یأس و سستی

شهید رجایی می گفت: هیچ وقت اظهار درد، چاره کار نیست. هر چه از این مقوله گفته شود و از سختی ها گله و شکایت شود، جز این که اعصاب را خسته و ناراحت سازدو غمی بر غم ها بیفزاید، اثری ندارد. برای رفع گرفتاری و جبران آن باید اقدام به کار نمود و تا آن جا که میسور است، برای حل مشکلات قیام کرد. خاصیت و خصوصیت انسان خداجو همین است که از مشکلات نهراسد و به جای شِکوه و شکایت و صرف وقت بیهوده در بیان درد،همت خود را در راه رفع موانع و تاختن به سوی هدف متعالی خویش به کار نبدند. همه ما وظیفه داریم به جای داشتن روحیه منفی و زبان یأس و ملال، نقش مثبت و فعال خود را در راه اجرای اهداف انقلاب ایفا کنیم.

 

مهر یاران

شهید رجایی و شهید باهنر، دو یار دیرینه، همرزم، هم فکر و هم دل بودند. گویی یک روح در دو بدن که هرگز از اظهار مهر و محبت به یکدیگر دریغ نمی ورزیدند. هنگامی که در زمان تصدی نخست وزیری شهید رجایی، شهید باهنر نامزد پست وزارت آموزش و پرورش شد، شهید رجایی درصحن مجلس، با خضوع و خشوع فراوان و شگفت آوری، ارادت قلبی خویش را چنین به شهید باهنر اظهار نمود: برادرانی نامزد این سمت بودندکه مورد تصویب قرار نگرفتند. دلم نمی آمد که دکتر باهنر را از مجلس بگیرم. ... می خواهم از مجلس اجازه بگیرم که این برادر عزیز را به ما بدهند. ... در مورد آقای باهنر بحث های مختلفی شد که یکی هم مساله مدیریتیشان بود. در مورد مدیریت، بنده شخصا شاگرد ایشان بودم. آقای باهنر، قاطعیت خود را در پس یک پرده عطوفت پنهان کرده است.

 

فریاد مظلوم

مسأله تجاوزگری اسرائیل و غصب ظالمانه سرزمین اسلامی فلسطین، که آه از نهاد هر مسلمان آزاده ای بر می آورد، از ابتدای امر موجب خشم و خروش رهبران آزاده جهان گردید و در صدر همگان، امام خمینی رحمه الله که در آن زمان رهبر و پیشوای نهضت اسلامی مردم ایران بودند، قرار داشت. هم نوا با آن رهبر شجاع و نستوه، یاران با وفای او نیز در داخل کشور به افشاگری جنایات رژیم صهیونیستی پرداختند و شهید دکتر باهنر، از معدود کسانی بود که در برابر این ظلم آشکار خروشید و فریاد آزادی و عدالت خواهی و روشنگری برآورد.

خود آن شهید می گوید: طبق عادتی که آن روزها طلاب داشتند، ما منبر هم می رفتیم و سخنرانی می کردیم. خاطرم هست اولین بار که توقیف شدم، در سال 1337، در آبادان و مقارن بود با آن سالی که دولت ایران، اسرائیل را به رسمیت شناخته بود. من در منبر سخت به این مسأله حمله کردم. بعد توسط شهربانی آبادان دستگیر شدم و این اولین خاطره از برخورد با رژیم بود.

 

خدمت ناقابل

شهید دکتر باهنر، با روشن بینی و دقت نظر خاصی، باشهامت و دلیری در فضای اختناق و ضد دینی آن روز، دست به تهیه متون دینی و وارد ساختن آن در میان کتاب های درسی دانش آموزان زد. وی این اقدام معنوی خویش را چنین بیان کرد: قرار شد که برای برنامه ریزی تعلیمات دینی و نوشتن کتاب ها به طور جدی کار کنیم. توانستیم در قسمت برنامه ریزی درسی راه پیدا کنیم و جالب بود که در این فرصت موفق شدیم از بخش های کوتاهی که در اول ابتدایی به عنوان مسایل دینی بایستی وارد می شد، تا آخرین سال های تحصیلی دبیرستانی و همین طور برای دوره های تربیت معلم، کتاب های تعلیمات دینی بنویسیم.... اگر ما یک خدمت ناقابل به انقلاب اسلامی سراغ داشته باشیم (قبل از پیروزی انقلاب)، نوشتن کتاب های تعلیمات دینی است.

 

دیده روشن بین

روشن بینی و پرهیز از تنگ نظری، از ویژگی های بارز شهید باهنر بود. وی با دیدی باز به مسایل می نگریست و هرگز تحجر و خشک انگاری، حجاب دید نافذ و دقیق او نمی شد و این خود صفتی بود که به واسطه فهم درست و درک صحیح، از اسلام و دستورات باطنی اسلام آموخته بود. شهید باهنر، شاگرد راستین، تیزهوش و روشن نگر مکتب اسلام بود و در این راه تا پای جان ایستادگی نمود. وقتی در مورد عید نوروز و تفریحات سالم از نظر اسلام از وی سؤال شد گفت: اسلام مقاومتی در برابر سنت های سالم اجتماعی ندارد و حتی بسیاری از سنت ها را با حفظ قالب ها، تجدید محتوا می کندو روحیه تازه ای به آن می دهد و آن را پر معنا و آهنگ دار و جهت ساز می کند. اسلام از هر مراسمی که بتواند به نفع تجدید روحیه، ایجاد نشاط معنوی اجتماعی، هم بستگی و تفاهم بیش تر و برانگیختن احساسات خانوادگی و مردمی و اجتماعی استفاده بکند، استقبال می کند.

 

پند باهنر

آنان که در راه پیروزی به ثمر نشستن نهال نوپای انقلاب اسلامی بیش تر کوشیدند و رنج بیش تر بردند، قدرآن را بهتر می فهمند و بر استقامت در برابر مشکلات پس از پیروزی، اصرار بیش تری دارند. شهید باهنر که خود از فداییان و جان برکفان اسلام و انقلاب اسلامی بود، همواره این نکته اساسی را متذکر می شد که باید در برابر نارسایی ها صبر و استقامت داشت؛ چرا که ضعف ها و کاستی ها در برابر آنچه به دست آمده و خواهد آمد، بسیار اندک و ناچیز است. وی پس از شکست خفت بار آمریکا در ماجرای طبس، در اجتماع مردم چنین گفت: شما انقلاب عظیمی کرده اید و می خواهند آن را از دستتان بگیرند. می خواهند شرفتان را از شما بگیرند. می خواهند شما را یا به دامن غرب بیندازند یا به دامن شرق. انقلاب عظیمی نصیب شما شده...، ولی باید بدانید که به هر اندازه که انقلاب عظمت دارد، مشکلات و پیچیدگی هایش هم زیاد است. ولی باید همه با کمک یکدیگر و فداکاری کار کنیم، تا انقلاب ما به ثمر برسد.

 

خط اصلی انقلاب

اتحاد و یک دلی، رمز اصلی موفقیت و پیشرفت جامعه است؛ رمزی که هم وحی الاهی و اولیای دین بدان تصریح فرموده اند و هم عقل سلیم، گویا و معترف به آن است، و در مقابل، اختلاف و کینه ورزی موجب انحراف از مسیر حق و افتادن در دام دشمنان است. شهید باهنر، همسو و هم عقیده با دیگر مسؤولان دلسوز انقلاب، همواره جامعه اسلامی رابه وحدت و همدلی توصیه می کرد و می گفت: تفرقه ها عوامل مختلفی دارد. به عقیده من باید خط اصلی انقلاب و آرمان های اصیل آن روشن باشدو ما باید همه قشرهای اجتماعی را بر حول این محور جمع کنیم تاخطوط در هم ریخته در حوزه انقلاب به وجود نیاید. دشمن با شایعه پراکنی، قصد نفاق در بین صفوف مردم را دارد و ما باید در برابر شایعات و دروغ پراکنی ها مقاوم باشیم و از انتقادهای سازنده در مورد به سازی و سازندگی استقبال کنیم و با عملکرد مثبت و انقلابی، بتوانیم اعتماد و رضایت مردم را جلب کنیم، تا زمینه های عینی نارضایتی مردم از بین برود و در مقابلِ جریاناتی که از طرف دشمن رهبری می شود، مقاومت کنیم.

 

معلم مکتبی

از دیدگاه شهید باهنر، معلمی نه تنها یک شغل، که وظیفه ای الاهی و معنوی بوده، و مهم ترین شاخصه یک معلم از دیدگاه او، مکتبی بودن است. وی طی مصاحبه ای، در تشریح این که معلم خوب و مکتبی کیست، گفت: معلم مکتبی کسی است که خوب تدریس کند، نظم و انضباط را دقیقا رعایت کند و در انجام وظایف خود، کوتاهی نکندو بر خوردش با دانش آموزان از نظر اخلاقی، برخوردی اسلامی داشته باشد. در عین حال باید فکر و اندیشه اش در جهت اسلام و معیارهای ارزش اسلام باشد. به انقلاب مؤمن باشدو انقلاب اسلامی را که خون بهای هزاران شهید است، پذیرفته و از مفاسد اخلاقی پیراسته باشد.

 

 

عامل ترور شهيدان رجايی و باهنر ( ناگفته هايی درباره مسعود كشميری)

مروری هر چند کوتاه بر وقایع سال های نخستین پیروزی نظام شکوهمند اسلامی و عبرت ها و آئینه های این سال ها ضروری به نظر می رسد. از جمله این موارد، نفوذ برخی افراد ناشایست و نالایق به سطوح بالای مدیریتی کشور بود که موجب رخ دادن فاجعه هایی چون انفجار نخست وزیری و انفجار حزب جمهوری اسلامی شد.
در این نوشتار به بازخوانی نقش مسعود کشمیری که تا جایگاه دبیری شورای عالی امنیت ملی پیشرفته بود در شهادت شهیدان رجایی و باهنر می پردازیم.

"
ساعت 3 بعدازظهر، جلسه شورای امنیت ملی؛ حاضران: محمدعلی رجایی رئیس جمهور، محمد جواد باهنر نخست وزیر، مسعود کشمیری دبیر شورای امنیت بالای میز جلسه نشسته اند. تیمسار وحید دستجردی کنار باهنر و بعد از او اخیانی به جای فرماندهی ژاندارمری کل نشسته، در کنار وی به ترتیب تیمسار کتیبه، سرورالدینی معاون وزیر کشور، خسرو تهرانی از اطلاعات نخست وزیری، کلاهدوز قائم مقام سپاه یک طرف میز بودند و طرف دیگر میز تیمسار شرف خواه معاون نیروی زمینی، سرهنگ وحیدی معاون هماهنگی ستاد مشترک، سرهنگ وصالی فرمانده عملیات نیروی زمینی، و سرهنگ صفاپور فرمانده عملیات ستاد مشترک قرار دارند. ضبط صوت بزرگ کشمیری که مخصوص ضبط جلسات است، درست نزدیک رجایی و باهنر قرار می گیرد و در اثنای جلسه...
کشمیری از ساختمان نخست وزیری و به تبع آن از کشور خارج می شود اما یک گروه نام آشنا در دفتر اطلاعات نخست وزیری، اصرار دارند که کشمیری در جریان انفجار شهید شده و از او فقط خاکستری مانده است!
سرهنگ کتیبه درباره واقعه روی داده در گفتگو با هفته نامه سروش مورخ 6/8/1361 می گوید: جناب سرهنگ کتیبه شما که خود در جلسه 8 شهریور حضور داشتید توضیح بفرمایید که موضوع آن جلسه چه بود و حادثه انفجار چگونه رخ داد؟...من موقع ورودم به اتاق کنفرانس مشاهده نمودم که آن خائن از خدا بی‌خبر (کشمیری) در حال ورود به جلسه است... قبل از همه مرحوم شهید وحید دستجردی گزارش وقایع هفته شهربانی را عنوان کرد... مرحوم کلاهدوز هم در آن جلسه از طرف سپاه پاسداران حضور داشت ... در همین لحظات که بحث و گفتگو در جلسه ادامه داشت من ناگهان احساس کردم همین‌طور که روی صندلی نشسته بودم بی‌اراده سرپا ایستاده و تمام صورتم و مخصوصاً پیشانیم بشدت می‌سوزد...مسئله‌ای که برای من اهمیت دارد، شدت انفجار بود که ما صدای آن را در آن لحظه نشنیدیم، ولیکن پرده‌های گوش افرادی که آنجا بودند تمام پاره شده بود...

خبرگزاری فرانسه به نقل از خبرگزاری پارس (که بعدها به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا تغییر نام یافت) اعلام کرد، گروه مجاهدین خلق در انگلستان طی اطلاعیه ای مسئولیت این انفجار را پذیرفته اند. با این حال بهزاد نبوی، در مصاحبه مندرج در کتاب "بیم ها و امیدها" تأکید می کند توجه کنید! منافقین [مجاهدین خلق]، هرگز مسئولیت فاجعه انفجار حزب جمهوری اسلامی و انفجار نخست‌وزیری را که طی آن بسیاری از چهره‌های شاخص نظام و انقلاب به شهادت رسیدند، به عهده نگرفتند!

اصرار برخی اعضاء دفتر اطلاعات نخست وزیری بر شهادت کشمیری از دیگر نقاط مبهم در این پرونده است به طوریکه با گذشت چند روز پس از انفجار، روابط عمومی نخست وزیری در اطلاعیه ای با تأکید بر اینکه پیکر سومی که توسط مردم تشییع شده متعلق به کشمیری نبوده بلکه جسد سید عبدالحسین دفتریان مدیرکل مالی اداری نخست وزیری بوده است، افزود: بر اساس همین گزارش پیکر شهید مسعود کشمیری در واقعه انفجار متلاشی شده بود، که قسمت های بدست آمده نیز همراه سه شهید دیگر به خاک سپرده شده است!

سید رضا زواره ای نماینده وقت مجلس شورای اسلامی در سؤالی از وزیر دادگستری وقت، می پرسد: هیچ‌گاه ندیدیم، که به صورت سؤال در رسانه‌ها، چه روزنامه‌ها و چه رادیو و تلویزیون مطرح بشود، که مثلاً انفجار حزب جمهوری اسلامی، نتیجه تعقیبش به کجا انجامید؟ مسئله نخست‌وزیری به کجا انجامید؟ آنچه در این قضیه جلب توجه می‌کند، این است که این عوامل نفوذی یک شبکه بهم پیوسته‌ای هستند که عواملشان را به راحتی در جاهای حساس نفوذ می‌دهند.

رضا گلپور در کتاب شنود اشباح، در گفتگو با منبعی که از آن با عنوان منبع (ص) یاد می کند، ناگفته های بیشتری از چگونگی پخش خبر جعلی شهادت کشمیری را بازگو می نماید: از مصاحبه محقق با منبع (ص)- بحث شهید سازی از کشمیری خبیث:.. ببین بعد از انفجار هیچ نشانه‌ای از مجروح شدن یا کشته شدن کشمیری نبود... آقای بهزاد باستانی که معاون و رئیس‌ دفتر بهزاد نبوی بود، محمد سازگارا معاون سیاسی اجتماعی بهزاد نبوی، علی‌اکبر تهرانی، بیژن تاجیک و محمد رضوی بودند که به نحوی هسته اولیه پخش خبر شهادت کشمیری ملعون به حساب می‌آمدند...

مسعود کشمیری کیست؟
مسعود کشمیری فرزند سعید با شماره شناسنامه 401، متولد 1329 از کرمانشاه، دارای مدرک لیسانس علوم اداری و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران بود که از تاریخ 23/5/51 تا اواخر سال 53 با قراردادهای 6 ماهه به عنوان کارآموز در وزارت کار و امور اجتماعی شاغل بوده است.
وی همچنین پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در شرکت "سایبرناتیک" و شرکت انگلیسی "رایدر هند" با مسئولیت فردی معروف به "مستر نیشام" شاغل بوده است. با پیروزی انقلاب و بازگشت خارجی ها به کشورهایشان، شرکت مذکور منحل می شود و مسئول شرکت با برجای گذاشتن اموال خود از کشور فرار می کند.
وی قبل از انقلاب توسط پسر دایی خود، ابوالفضل دلنواز -که برادر همسرش نیز بود و در درگیری مسلحانه معدوم شد-، جذب سازمان مجاهدین شد. ابتدا در بحث های خانوادگی از آنها حمایت می کرد، لیکن به مرور زمان چهره ای حزب اللهی و حامی جمهوری اسلامی به خود گرفت و کمی پیچیده تر عمل کرد.
وی همچنین عضویت مؤثر در ستاد خنثی سازی کودتای نوژه به نمایندگی از کمیته اداره دوم ارتش داشته است که از جمله خیانت های وی در این مقطع، فراری دادن رهبر عملیات کودتا سرهنگ احسان بنی عامری بوده است.
وی سپس دستور ضرورت نفوذ در نخست وزیری را دریافت می کند و برای آغاز این مسیر، ابتدا عضو دفتر نخست وزیری در سیتان و بلوچستان می شود. کشمیری مدتی کوتاه نیز در دفتر محسن سازگارا معاونت سیاسی اجتماعی بهزاد نبوی وزیر وقت مشاور در امور اجرایی مشغول به کار شد و از آنجا به دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به سرپرستی خسرو تهرانی رفت. وی از آنجا مدتی به فعالیت در دبیرخانه شورای امنیت پرداخت و سپس جانشین خسرو تهرانی در دبیرخانه شورای امنیت شد. عملکرد وی در این جایگاه آنچنان بود که بسیاری به غلط تصور کرده اند وی خود دبیر شورای امنیت بوده است.
کشمیری خانواده‌ای بی‌قید و بی‌بند و بار دارد... ایشان از طریق دادستانی کل انقلاب در ابتدای انقلاب به اداره دوم ارتش معرفی می‌شود و می‌رود، در آنجا مشغول کار می‌شود. یعنی یک مرکز حساس و مرکز اسرار مهم مملکت. از اداره دوم به نیروی هوایی... این چه شبکه‌ای است که این قدر نفوذ دارد و این را این قدر رشدش می‌دهد؟ مسائلی که در همین چند روزه، برادرانی از نیروی هوایی در مورد اقدامات کشمیری می‌گفتند، درخور توجه است... شخصی به نام ستوان یکم هرمز یعقوبی می‌رود، از کنار خیابان، یقه‌اش را می‌گیرد، می‌آورد کیفش را می‌گیرند باز می‌کنند. می‌بینند یک مقدار اسناد سری درون کیفش است و دارد می‌برد... باز بچه‌های نیروی هوایی می‌گفتند: که یک کامیون اسناد سری تحت عنوان کاغذ باطله از نیروی هوایی به وسیله کشمیری خارج می‌شود...
مطلب دیگر آقای کشمیری، ‌به عنوان سرپرست کمیته خنثی سازی کودتای نوژه تمام جریانات کودتای نوژه را در دست می‌گیرد و یک عاملی که قرائن نشان می‌دهد به احتمال زیاد عضویت (سی.آی.ا) را دارد، تمام سرنخ های اصلی (س-آی-ا) را در این کودتای خائنانه کور می‌کند و قطع می‌کند و بعد چطور می‌شود؟‌ چه شبکه قوی هست که این را می‌آورد در نخست‌وزیری؟ بعد از این همه مسائل؟... سوال اینجاست که چه کسی صلاحیت کشمیری را برای ورود به نخست‌وزیری تأیید کرد و چگونه او را آوردند در نخست‌وزیری؟... بعد از آنکه کشمیری خانه تکانی کرده و همه اسنادش را برده، درست برای ساعت 3 که نخست‌وزیری منفجر می‌شود، یک ماشین می‌آید در خانه‌اش و زن و بچه‌هایش را برمی‌دارد و می‌برد...
ارسال این پرونده به دادگستری و جلوگیری از رسیدگی به آن توسط سید اسدالله لاجوردی در حالیکه پرونده های مرتبط با منافقین همگی در اختیار وی به عنوان دادستان انقلاب تهران قرار می گرفته، از دیگر نقاط مبهم این پرونده است.
در اواخر سال 57 از طرف نخست وزیری عده ای را برای حفظ اسناد و مدارک سری و طبقه بندی شده در ارتش مأمور کردند. از جمله این افراد آقای کشمیری بود که با دست خط رسمی رئیس دفتر نخست وزیر وقت یعنی مهندس بازرگان به ارتش معرفی شده بود تا حفاظت از اسناد و مدارک نیروی هوایی را بر عهده گیرد. رئیس دفتر نخست وزیر آقای بازرگان، شخصی بود به نام آقای خلیلی، بدین ترتیب کشمیری به کلیه اسناد سری و طبقه بندی شده نیروی هوایی، ضد اطلاعات و حفاظت اطلاعات دسترسی پیدا می کند. ایشان تا کمی قبل از انفجار نخست وزیری در نیروی هوایی بود و با آقای محمد رجبی و داداشی که آنها هم از نخست وزیری معرفی نامه داشتند و در ستاد مشترک فعالیت اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی انجام می دادند. کشمیری به این صورت وارد تشکیلات نظامی گردید و بعد از مدتی کارش را در نیروی هوایی رها کرد و به شورای امنیت آمد، او قیافه حق به جانبی داشت، با ریش محرابی، قشنگ و صورت سرخ و سفید موجه که هر کس که ایشان را می دید، فکر می کرد حتی نماز شبش را نیز ترک نمی کند.
 

آخرین وصیتنامه شهید رجایی

بیست روز قبل از شهادت، قبل از ترک خانه برای شرکت در جلسه ای مهم، همسر رجایی به او گفت: پیشنهاد می کنم وصیت نامه ی جدیدی بنویسید. وصیت نامه قبلی را سال ها پیش نوشته اید. . رجایی به یادآورد که در سال ۱۳۵۲ قبل از این که به زندان برود، وصیت نامه ای نوشته بود و آن روز، هشت سال از نوشتن آن وصیت نامه می گذشت.
کمی فکر کرد. سپس کاغذی خواست تا وصیت نامه ای جدید بنویسد. او بر روی یک برگ کاغذ دفتر مشق بدون این که پاکنویس کند خوش خط و خوانا و بدون خط خوردگی و روان و ساده وصیت نامه ای نوشت و آن را به همسرش داد. نکاتی که در این چند خط به آن ها اشاره شده، بسیار قابل تأمل است:

بسم الله الرحمن الرحیم
این بنده کوچک خداوند بزرگ با اعتراف به یک دنیا اشتباه، بی توجهی به ظرافت مسئولیت از خداوند رحیم طلب عفو و از همه برادران و خواهران متعهد تقاضای آمرزش خواهی می کنم.
وصیت حقیقی من مجموعه زندگی من است. به همه چیزهایی که گفته ام و توصیه هایی که داشته ام در رابطه با اسلام و امام با انقلاب تأکید می نمایم.
به کسی تکلیف نمی کنم ولی گمان می کنم اگر تمام جریان زندگی مرا به صورت کتاب در آورند برای دانش آموزان مفید باشد.
هر چه از مال دنیا دارم متعلق به همسر و فرزندانم می باشد. کیفیت عملکرد را طبق قانون شرع به عهده خودشان می گذارم.
برادرم محمدحسین رجایی وصی و همسرم ناظر و قیم باشند.
خدای را به وحدانیت، اسلام را به دیانت، محمد(ص) را به نبوت و علی و یازده فرزندان معصومین علیهم السلام را به امامت و پس از مرگ را به قیامت و خدای را برای حسابرسی به عدالت قبول دارم و از دریای کرمش امید عفو دارم.
این مختصر را برای رفع تکلیف و تعیین خط مشی برای بازماندگان و بر حسب وظیفه شرعی نوشتم وگرنه وصیت نامه این بنده حقیر با این همه تحولات در زندگی در این مختصر نمی گنجد و مکّه، حج بیت الله بر من واجب شده بود امکان رفتن پیدا نشد. اینک که به لقاءالله شتافتم این واجب را یکی از بندگان صالح خداوند به عهده بگیرد. ثلث اموال به تشخیص بازماندگان به خیرالعمل صرف شود و اگر به نتیجه قطعی نرسیدند به بنیاد شهید بدهید. محمدعلی رجایی

 

چگونگی شهادت شهید رجایی و باهنر

در ساعت سه عصر، صدای انفجار مهیبی از ساختمان نخست وزیری برخاست. کارکنان به طرف محل انفجار دویدند. جمعیت زیادی از راه رسید. همه نگران رجایی و باهنر بودند. رجایی از چند روز قبل به فرمان حضرت امام خانواده اش را در یکی از واحدهای مسکونی نهاد ریاست جمهوری ساکن کرده بود تا دیگر مجبور به رفت وآمد به خانه اش نباشد. کمال، پسر سیزده ساله رجایی از دور شاهد شعله های آتش بود. او با حالی آشفته به مادرش تلفن کرد و ماجرا را با او در میان گذاشت تا همسر شهیدرجایی خودش را برساند. پیکرهای خونین و سوخته رجایی و باهنر را به بیمارستان منتقل کردند. شدت انفجار به حدی بود که ابتدا هیچ کس نتوانست کشته شدگان را شناسایی کند. جنازه ها را به بیمارستان انقلاب منتقل کرده و پیکر شهیدرجایی را در سردخانه قراردادند.
هیچ کس نمی دانست که این پیکر سوخته، بدن شهیدرجایی است. به فکر یکی از اطرافیان او رسید که از روی دندان ها می توان فهمید که پیکر سوخته، بدن شهیدرجایی است یا خیر؟ اما سوختگی آن چنان بود که دهان رجایی به سادگی باز نمی شد. لحظاتی بعد یکی از پزشکان از راه رسید و پس از شستن لب ها با آب اکسیژنه، دهان را باز کرد و دندان ها دیده شد، اما باز هم کسی او را نشناخت. همسر شهید رجایی به بیمارستان آمد و در سردخانه پیکر سوخته شهید رجایی را شناسایی کرد.
با شنیدن خبر شهادت رجایی و باهنر، مردم به خیابان ها ریختند و ایران در سوگ رئیس جمهور و نخست وزیر خود فرو رفت. با طلوع آفتاب روز نهم شهریور ماه سال 1360 مردم در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و با سردادن شعاررجایی، رجایی! راهت ادامه دارد! پیکر او و شهید باهنر را تا بهشت زهرا مشایعت کردند.

 

صبح وصال

چه جان سوز است سوختن دو پروانه سبک بال که گرد شمع تابناک این دین آسمانی به طواف درآمدند و عاشقانه سوختند. باری، میدان پاسداری از دین و تلاش در جلب رضایت محبوب، مسلخ عشقی است که در آن، جز نکو را نکشند.

شهادت برترین معراج عشق است

که اش پرواز از جبریل برتر

شهریار

 

صبح گاه عروج دو دلداده شیدای دوست، رجایی و باهنر، زمین از ولوله عشاق به لرزه درآمده بود. پیکرپاک راست قامتان جاودانه تاریخ چنان بر سر دست ها می گشت که گویی مرغی به شوق آشیانه خویش، هوای پریدن دارد.

هر که را دستیاب می شد، دستی بر آن دو سفر کرده می کشید و دستی بر روی خویش.

خدایا! این چه عشقی است که از شوق وصال تو، دوستداران تو، محبوب دل های مردمانند. این ها عاشقان توأند: مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه.

 

یاران سحر

باز آ حدیث لاله ها را سر کن ای دوست

یادی ز عاشورای شهریور کن ای دوست

بنگر عروج سرخ یاران سحر را

خونین حدیث عشق را باور کن ای دوست

سر در گریبان گیر و محزون ناله سر کن

صهبای غم در سینه ساغر کن ای دوست

آن یار در خون خفته را بنگر برادر

اشکی نثار آن گل پرپرکن ای دوست

از این مصیبت دیده و دل غرقه خون شد

فکری به حال این دل مضطر کن ای دوست

یاد شهیدان ره حق جاودان باد

تاج شهیدان بر سر اختر کن ای دوست

بشنو تو پند حافظ شیرین سخن را

شرح حدیث هجر را آخر کن ای دوست

رضا اسماعیلی

 

تلاش گر خستگی ناپذیر(روز کارمند) 

روز کارمند

روز کارمند، تجلیل ازانسان های شایسته ای است که هدفشان خدمت به مرم و کسب رضای پروردگار است. آنان که همه همت و تلاششان، گشایش گره های زندگی انسان ها، رفع مشکلات و ایجاد آرامش در جامعه است. کار و فعالیت کارمندان، به عنوان عضو فعال جامعه و خدمتگزار ملت، شایسته تقدیر و بیان است. ازاین رو، سزاوار است امروز را قدر بدانیم و در بزرگداشت مقام ارزشمند و والای کارمندان کشور بکوشیم.

 

برخی از اخلاق کارمندان

تقوا

شایسته است کارکنان نظام اسلامی، به زیور تقوا آراسته باشند. به تعبیرامیرمؤمنان علی علیه السلام ، تقوا چونان مرکب های فرمانبرداری است که سواران خود را عنان بر دست، وارد بهشت جاویدان می کند. آن چه بر اساس تقوا پایه گذاری شود، نابود نگردد و کشت زاری که با تقوا آبیاری شود، تشنگی ندارد. کارمندان نیز با داشتن تقوا می توانند خود را از ارتکاب هرگونه نافرمانی، سستی و تنبلی، اسرافکاری، حیف و میل بیت المال، و از بین بردن حق دیگران مصون نگاه دارند.

 

تأثیر تقوا در موفقیت

کارکنان و مدیران، در میدان کار و تلاش و میدان های دیگر زندگی دنیا، با انواع گرفتاری ها و تنگناها رو به رو هستند. کارکنان موفق کسانی اند که راه خروج از تنگناها را بشناسند و در برابر سختی ها مقاومت داشته باشند. یکی از میوه های شیرین تقوا، رها شدن از سختی ها و آسان شدن کارهاست. قرآن می فرماید: کسی که تقوای الاهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند. حضرت علی علیه السلام نیز در این باره می فرماید: کسی که تقوا را انتخاب کند، سختی ها از او دور می گردند. تلخی هایش، شیرین و فشار مشکلات و ناراحتی های زندگی او بر طرف خواهد شد. مشکلات پیاپی و خسته کننده برایش آسان گردیده و مجد و بزرگیِ از دست رفته، چونان قطرات باران بر او فرو می بارند. رحمت بازداشته حق باز می گردد و نعمت های الاهی پس از فرونشستن، به جوشش می آید و برکاتِ تقلیل یافته فزونی می گیرد.

 

کاردانی

کسانی که از لحاظ علمی شایستگی اداره امور را ندارند، نباید مسؤولیتی را بپذیرند. اگر کسی مهارت لازم را نداشته باشد و با این حال مسؤولیت قبول کند، موجب تباهی و ضایع شدن کارها می شود. از این رو، در واگذاری کارها، افزون بر تعهد، دانش و تخصص نیز شرط است. پیامبر گرامی اسلام فرمودند: کسی که بر مسلمانان پیشی گیرد، در حالی که در میان آنان کسی شایسته تر از او وجود دارد، به خدا، پیامبر و مسلمانان خیانت کرده است.

 

شرح صدر

به این دلیل که کارمندان، هر روز با تعداد بسیاری ارباب رجوع، با افکار و اندیشه های متفاوت و سلیقه های گوناگون برخورد می کنند، به سعه صدر و حوصله فراوانی نیاز دارند. مقاومت در برابر تهدیدها و تطمیع ها، تحمل همکارانی با روحیات و رفتارهای متفاوت، و نیز سایر فشارهای روحی، نیازمند داشتن حوصله فراوانی است. بنابراین، بدون داشتن شرح صدر و تحمل دیگران، نه می توان در کاری دوام آورد، و نه پیشرفت کرد و دیگران را تحمل نمود.

 

مردم دوستی

از ویژگی های بارز کارکنان مدیران دولت اسلامی، مردم دوستی آنان است. تا زمانی که کسی مردم را از خود نداند و دوستی آنان در دلش راه ندهد، اگر به پست و مقامی نیز برسد، شوق خدمت به مردم را نداشته و بلکه به شدت از آنان گریزان است و زیر بار انجام بهتر مسؤولیت نمی رود. حضرت علی علیه السلام در فرمانش به مالک اشتر می نویسد: مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده، با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی، زیرا مردم دو دسته اند: دسته ای برادر دینی تو، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش هستند.

 

فروتنی

زمانی که انسان به مسند ریاست و مقامی تکیه زد، نباید غرور و عجب وجودش را فراگیرد و وظایفی را که در قبال مردم دارد، فراموش کند؛ بلکه سزاوار است چنین کسی خود را در برابر مردم خاضع احساس کند و رفتار و کرداش را با فروتنی زینت بخشد. تواضع، نعمت بزرگی است که به انسان، ارجمندی و والامقامی را هدیه کرده و از کبر و غرور دور می سازد. خداوند متعال به پیامبرش دستور می دهد که رفتارش را با فروتنی بیاراید: بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می کنند، بگستر. حضرت علی علیه السلام نیز به یکی از کارگزاران خود نوشت: پر و بال خودت را در برابر مردم بگستران و با آنان گشاده رویی کن و فروتن باش.

 

نرم خویی

مهربانی و نرم خویی با مردم و تحمل رفتارهای بد، از ویژگی های ممتاز یک کارمند نمونه است. رواست مسؤولان و کارمندان دولت بکوشند وجود خود را به چنین صفاتی زینت بخشند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سازگاری و مدارا با مردم، نصف ایمان، و نرمی و مهربانی با آنان، نصف زندگی است. حضرت علی علیه السلام نیز خطاب به مالک اشتر فرمود: درشتی و سخنان ناهموار مردم را بر خود هموار کن و تنگ خویی و خودبزرگ بینی را از خود دور ساز، تا خدا درهای رحمت خودرا به روی تو بگشاید و پاداش اطاعت ببخشایدت. آن چه به مردم می بخشی، به تو گوارار باشد. اگر چیزی را از کسی باز می داری آن را با مهربانی و پوزش خواهی همراه کن.

 

نیک خلقی

ویژگی مهم دیگری که برای کارکنان و کارگزاران جامعه لازم است، داشتن خلق نیک و خوش رفتاری با مردم است. گشاده رویی و برخورد نیکو، باعث جذب مردم شده و آنان را به حکومت و کارگزاران آن امیدوار می کند.

در نتیجه، چنین نظامی از حمایت و پشتوانه قوی مردمی برخوردار خواهد شد. از سویی نیز سخنان و گفتار نیکو و خوش رفتاری، تأثیری مثبت در روح و جان افراد دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در ارزش و فضیلت اخلاق نیکو فرمود: محبوب ترین شما و نزدیک ترین تان به من در روز قیامت، خوش خلق ترین و متواضع ترین شماست. حضرت علی علیه السلام نیز در نامه خود به حُذَیفة بن یمان دستور می دهد: و امر می کنم تا آن جا که می توانی، روش نیکو داشته باشی. به درستی که خداوند به نیکوکاران اجر و پاداش می دهد.

 

خدمت به مردم

جامعه اسلامی، همانندیک جسم است و هرگاه عضوی از آن آسیب ببیند، دیگر اندام را آرامش و راحتی نخواهد بود. درک این واقعیت از سوی کارکنان و کارمندان که پیکر جامعه اسلامی واحد و یگانه است، آنان را در خدمت هرچه بیش تر به مردم مشتاق تر می کند. از سویی نیز خدمت به مردم و تلاش در راه رفع نیازمندی های آنان،از اموری است که در آموزه های اسلامی اهمیت فراوانی به آن داده شده است. بهتر است کارگزاران و کارمندان دولت اسلامی، همواره در برآوردن خواسته های مردم و حل مشکلات آنان، سعی و کوشش کنند. مسؤولان و کارکنان باید به این حقیقت آگاه باشند که زمانی کار آنان باارزش خواهد بود که ابزاری برای خدمت به مردم باشد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده اند: هرکس در راه برآوردن نیاز مسلمانی برای خاطر خدا تلاش و کوشش کند، خداوند برای او هزار نیکی می نویسد.

 

تسریع در کار مردم

سرعت عمل و برطرف ساختن مشکلات مردم در اسرع وقت، یکی از موارد تحقق خدمت به مردم است. شایسته است در نظام اسلامی، جریان امور به صورتی باشد که از هرگونه اتلاف وقت مردم و ایجاد سرگردانی و سردرگمی به دور باشد و کارهای مردم در اولین زمان ممکن انجام گیرد. تحقق بخشیدن به این توصیه، هم نقش فراوانی در موفقیت و پیشرفت کارهای کارکنان و مدیران دارد و از انباشته شدن کارها جلوگیری می نماید، و هم مانع از دلسرد شدن و نارضایتی و ناامیدی مردم می گردد. حضرت علی علیه السلام در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر می فرماید: برآوردن نیاز مردم در همان روزی که به تو عرضه می شود، از وظایف اختصاصی توست و کار هر روز را در همان روز انجام ده؛ زیرا هر روزی کاری مخصوص به خود دارد.

 

گشاده رویی

یکی از ارزش های اخلاقی در نظام اسلامی این است که کارگزاران و مسؤولان و کارمندان آن، با خوش رویی و گشاده رویی با مردم برخورد نمایند و آن چنان رفتار کنند که به جای نفرت و انزجار، جذاب و گیرا به نظر آیند. طبیعی است که مسؤولان و کارکنان یک سازمان واداره، در هر شرایطی قادر به حل مشکلات مراجعه کنندگان نیستد، ولی می توانند با گشاده رویی و چهره بشاش با آنان روبه رو شوند تا به این وسیله، اندکی از دردهای آنان بکاهند و خاطره خوشی از خودبه یادگار بگذارند. حضرت علی علیه السلام دراین باره می فرماید: با مردم، فروتن، نرم خو، مهربان، گشاده رو و خندان باش.

 

حفظ حرمت مردم

در مکتب اسلام، انسان شرافت و کرامتی داردکه از طرف خداوند به او داده شده است. بر همگان، به ویژه مسؤولان و کارمندان لازم است حافظ حرمت و منزلت انسانی باشند. آن چه مورد نظر اسلام است، حفظ احترام و عزت مردم توسط رهبران، زمامداران و کارکنان می باشد، به نحوی که از هرگونه تحقیر و اهانت به مردم بپرهیزند و با مراجعان، از هر طبقه و صنفی باشند؛ کوچک یا بزرگ، باسواد یا بی سواد، شهری یا روستایی و... محترمانه رفتار کنند.

 

عدل وانصاف

عدل و دادگری، از اساسی ترین ویژگی های کارگزاران و کارکنان دولت اسلامی است. کارکنان ادارات تا آن جا که می توانند، باید در هر زمینه ای و هر زمانی با عدل و انصاف با مردم برخورد کنند و از این که عده ای را بر دیگری یا فردی را بر فرد دومی برتر بدانند و ترجیح دهند، به شدت بپرهیزند و همه مردم را با یک چشم بنگرند. آنان باید در اجرای قانون، استفاده از امکانات و مواهب عمومی جامعه، برخورداری از حقوق اجتماعی و تقسیم بیت المال در مورد طبقات مختلف جامعه، با عدل و انصاف رفتار نمایند و از هرگونه اعمال تبعیضی و نابرابری به دور باشند. حضرت علی علیه السلام به یکی از کارگزاران خود می فرماید: در نگاه، اشاره چشم، سلام کردن و اشاره کردن، با همگان یکسان باش تا زورمداران در ستم توطمع نکنند، و ناتوانان از عدالت تو مأیوس نباشند.

 

ترک منّت

کارگزاران و کارکنان نظام اسلامی در ادارات و سایر بخش ها، همواره کاری را که انجام می دهند، نوعی وظیفه و مسؤولیت می دانند و به کاری که برای مردم انجام می دهند، منتی بر آنان نمی گذارند و مورد توهین و اهانتشان قرار نمی دهند. حضرت علی علیه السلام در توصیه های خود به مالک اشتر می فرماید: مبادا با خدمت هایی که انجام دادی، بر مردم منت گذاری یا آن چه را انجام داده ای، بزرگ بشماری. منت نهادن، پاداش نیکوکاری را از بین می برد و کاری را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش می سازد.

 

اطاعت و پیروی از مافوق

سزاوار است کارگزاران و کارمندان نظام اسلامی، هر کدام در محدوده سازمان و اداره خود و در چارچوب مقررات و قوانین مربوط، از مسؤول بالا دست خود اطاعت کند و این پیروی، اگر آگاهانه و در یک محیط صمیمی صورت پذیرد، موفقیت و پیشرفت آن مجموعه را در پی خواهد داشت؛ ولی اگر در نظام حکومتی و در سلسله مراتب مسؤولیت ها، اطاعت و پیروی از مسؤول بالاتر نباشد، و زیردستان از گردن نهادن به دستورات مقام بالاتر امتناع ورزند، آن نظام و حکومت به هم می ریزد و رشته امور از هم می پاشد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: از مافوق و بالادست خود پیروی و اطاعت کن، تا زیردستانت از تو اطاعت کنند.

 

برادری و صمیمیت با همکاران

از عواملی که نقش به سزایی در پیشرفت امور یک مجموعه تشکیلاتی دارد، برادری، صمیمیت و همدلی بین مدیران و کارکنان آن است. کارمندان نظام اسلامی می توانند در محیط کار با سایر همکاران رابطه صمیمی و دوستانه داشته باشند و با رعایت حقوق برادری و روحیه تعاون و همکاری، یکرنگی و یکدلی را در محیط اداری حاکم سازند؛ زیرا وحدت و همدلی کارکنان، انرژی های مادی و معنوی حوزه مدیریت را در راه دست یابی به اهداف متمرکز می سازد.

 

هم فکری و مشورت

ایجاد محیط مشاوره، از اصول مدیریت اسلامی است که به کارگزاران هم رده اختصاص ندارد، بلکه عموم مدیران و کارگزاران، اعم از بالادست، هم سطح و زیردست را در بر می گیرد؛ یعنی هم مسؤول بالاتر با زیردستان خود به مشاوره برخیزد و برای نظرات و افکار آنان ارزش قائل شود و هم خود نیروها با یکدیگر تبادل نظرو مشورت داشته باشند.

خداوند متعال به نبی اکرم دستور می دهد که در امور جامعه با مؤمنان مشورت کند: و در کارها با آنان مشورت کن، اما هنگامی که تصمیم گرفتی (قاطع باش و) بر خدا توکل کن؛ زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.

 

کارمندان و انقلاب

همه قشرهای مردم، در پیروزی انقلاب اسلامی نقش فعالی داشتند، ولی در این میان، فعالیت های انقلابی برخی از قشرها، از اهمیت خاصی برخوردار بود، به طوری که رژیم پهلوی را فلج ساخت. کارمندان دولت، از شمار گروه هایی بودند که با اعتصاب های گسترده در حمایت از حضرت امام رحمه الله ، ضربه مهلکی به نظام شاهنشاهی زدند و مقدمات پیروزی انقلاب را فراهم ساختند. حضرت امام رحمه الله در پیام های قبل از انقلاب خود، ضمن تشکر از اعتصاب کارمندان فرمودند: نهضت، با شیوه های گوناگون، مخصوصا اعتصابات در همه ادارات و دستگاه های دولتی باید ادامه داشته باشد. من از جمیع کارمندان محترم دولت و سایر مؤسسات که با اعتصاب خود، پشتیبانی از برادران و خواهران خود کرده اند، تشکر می کنم. این یک وظیفه اسلامی و لازم الاجراست. حضرت امام رحمه الله هم چنین در پیام هایی، دیگر اقشار مردم را به پشتیبانی از اعتصاب کارمندان، به خصوص کارگران و کارمندان شرکت نفت فراخواندند.

 

کارمند از دیدگاه امام رحمه الله

امام خمینی رحمه الله به قشر کارمند اهمیت فراوانی می داد و به مناسبت های مختلف، از این قشر زحمت کش قدردانی کرده؛ همواره در پی برطرف کردن مشکلات آنان بود. ایشان در بخشی از سخنانش می فرمود: البته من از مشکلات دولت، مشکلات کارمندان دولت، از مشکلات همه قشرهایی که در بین دولت کار می کند، آگاهم، و می دانم در عین حالی که محروم ترین قشرها هستد، با اخلاص ترین قشرها [هم [هستند.

 

ارزش کار

مقام معظم رهبری، درباره ارزش کار کارمندان و خدمتگزاران کشور، خطاب به آنان فرمودند: هر کاری که شما برای مردم انجام می دهید. در هر پست و سمتی که باشید، یک حسنه است و علاوه بر این که به نفع مردم است، چنان چه کار ماندگار و اصیل و ریشه دار هم باشد، یک صدقه جاریه است و در دستگاه عظیم الاهی، این کارهای شما خواهد ماند و آثار نیک خود را خواهد بخشید و ثمرات آن را خواهید دید، هم در دنیا و هم در عالم آخرت؛ همان روزی که هر انسان محتاج حسنه و صدقه ای است که از پیش فرستاده است. ایشان در جای دیگر می فرماید: هیچ صدقه ای بالاتر از این نیست که انسان این مردم را خوشحال کند.

 

گشاده رویی کارمندان از منظر مقام معظم رهبری

از آن جا که بعضی از کارهای اداری، دشواری هایی دارد و در مدت زمان کمی قابل حل نیست، ممکن است ناراحتی ارباب رجوع را به همراه داشته باشد. بسیار پسندیده است کارمندان محترم، در چنین زمان هایی با مهربانی و گشاده رویی جواب مراجعه کنندگان را بدهند. مقام معظم رهبری در بیانات خویش خطاب به کارمندان محترم فرمودند: ممکن است یک نفر به شما مراجعه کند، اما شما نتوانید گرهی از کار او باز کنید. اگر نمی توانید گره او را باز کنید، اقلا با گره افزونی خودتان، گرهی بر کار او اضافه نکند. اگر نمی توانید کاری برایش انجام دهید، لااقل گشاده رو باشید و با خنده و تبسم و ملاطفت با او برخورد کنید. اگر مشکلش حل نمی شود لااقل دلیل آن را برایش تبیین کنید.

چو وا نمی کنی گرهی خود گره مشو

ابرو گشاده باش، چو دستت گشاده نیست

صائب تبریزی

 

مقام کارمند

دولت جاوید کو، به غیر خدمت به خلقهمای دولت نگر، به بام هر کارمند

ز نیروی علم و فضل، بنوش یک جرعه ای باده عزت بریز، به جام هر کارمند

 

گفته جان پرور است، پیام هر کارمند

ز هرچه والاتر است مقام هرکارمند

صرف کند عمر خود، در ره خدمت به خلق

دانش و علم و هنر، پیام هر کارمند

غایت آمال او، خدمت نوع بشر

خدمت نوع بشر، مرام هر کارمند

ترقی جامعه ز پرتو روز اوست

جهاد اکبر بود، قیام هر کارمند

جهاد هر کارمند جهاد بی ریایی است

جهان کند افتخار، به نام هر کارمند

زمام هر کشوری در کف تدبیر اوست

فاتح هر عرصه ای، حسام هر کارمند

 

منابع:

-  نشریه گلبرگ - شهریور 1383، شماره 54، صفحه 64، شیدائیان شهادت(یادی از شهیدان رجایی و باهنر)، پدید آورنده : محمدجواد نوری

- نشریه گلبرگ - شهریور 1383، شماره 54، صفحه 32، تلاش گر خستگی ناپذیر(روز کارمند)، پدید آورنده : فاطمه محمدی

- پایگاه اطلاع رسانی حوزه، ویژه نامه سال روز شهادت شهید محمدعلی رجایی و شهید دکتر محمدجواد باهنر

- www.bultannews.com

- مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

منبع : mag.riau.ac.ir

 

  تست خودشناسی            

 

تست خودشناسی

 

 

 

آیا کلام و گفتار شما نیش به جان دیگران می زند یا نه ؟!


شما نیش مار که ندارید ؟!

معمولا ما آدم ها احساسات درونی خود را به دو روش مختلف ابراز و ظاهر می کنیم. اول با سخن و گفتار خود و دوم با اعمال و کردار خویش ، اما گاهی اوقات برخی از ما ناخواسته و بدون قصد و غرض با سخنان و گفتار نسنجیده ، به ارزش کلام و شخصیت خود آسیب می رسانیم. البته انتخاب عبارت های مختلف و به کار گیری واژه های ملایم و دلچسب و یا تحریک آمیز و خشن، در دست خودمان است و ما می توانیم با کمی دقت، مخاطبان خود را با هر طرز فکری که دارند، تحت تأثیر خویش قرار بدهیم و یا برعکس، آنها را برنجانیم و خاطرشان را آزرده نماییم.

دوری از طعنه و کنایه ، حرف های نیش دار ، لاف زدن و یا ابراز نوعی تحکم می تواند ما را در مسیری قرار دهد تا در هر جمع و گروهی ، نقل محفل شویم و خود را نسبت به مکنونات قلبی و افکار و عقاید شخصی دیگران ، صمیمی و مشتاق نشان دهیم و در حریم حرمت آنان ، شریک و سهیم شویم.

زبان و گفتار ما ، در هر حال می تواند دوست و دشمن را جذب و یا دفع نماید ، پس حتما این ضرب المثل معروف را هم شنیده اید که می گوید: زبان فلانی ، مثل نیش مار است!

حال با توجه به مقدمه ای که در بالا آمد و ضرب المثلی که به آن اشاره گردید، با انجام این تست جالب روان شناسی ، شما هم می توانید خودتان را بهتر بشناسید و بدانید که آیا کلام و گفتارتان نیش به جان دیگران می زند یا نه ؟!

 

سوالات 12 گانه

 

 

 

 

1- کشمکش و اختلافی بین شما و یکی از نزدیکانتان به وجود آمده است ، واکنش شما چه خواهد بود؟

 

الف ) به نحوی سعی می کنم مسئله را حل کنم که نه سیخ بسوزد نه کباب.

 

ب ) موضع دفاعی می گیرم و حتما کار او را تلافی می کنم.

 

ج ) مسئله را نادیده می گیرم ، ولی هرگز آن را فراموش نمی کنم.

 

 

 

 

2- به نظر شما شوخی کردن با دوست آشنا ، تا چه حد جایز است ؟

 

الف ) تا حدی که کنایه آمیز نباشد.

 

ب ) شوخی حتی با نزدیکان خودمان نیز اصلا جایز نیست.

 

ج ) شوخی ، شوخی است . پس اشکالی ندارد.

 

 

 

 

 

 

3- با مشکلی روبه رو شده اید . یکی از دوستان ، بدون اینکه ما از او بخواهیم شروع به پند و نصیحت و اندرزهای حکیمانه می کند.

 

الف ) عصبانی می شوم . کسی از او راهنمایی نخواسته بود.

 

ب ) با علاقه به پندهایش گوش می دهم شاید مفید باشد.

 

ج ) اهمیتی به گفته هایش نمی دهم . خودم چاره ی کار را بهتر از او می دانم.

 

 

 

 

 

 

4- آیا شما جزو کسانی هستید که معمولا در لفافه سخن می گویند ؟

 

الف ) خیر، زیرا ممکن است مخاطب از سخنانم سوء تعبیر کند.

 

ب ) بله، به این صورت طرف مقابل عصبانی نمی شود.

 

ج ) اگر به حرف هایم معتقد باشم احتیاجی به شاخ و برگ دادن نیست.

 

 

 

 

 

 

5- کدام یک از سرگرمی های زیر را بر دیگری ترجیح می دهید ؟

 

الف ) مطالعه ی کتاب و مجله

 

ب ) در جمع دوستان بودن

 

ج ) تماشای تلویزیون

 

 

 

 

 

6- طرز صحبت کردن شما چگونه است ؟

 

الف ) معمولا تند حرف می زنم .

 

ب ) آهسته و شمرده صحبت می کنم .

 

ج ) بستگی به شرایط و موقعیت دارد. گاهی آرام و گاهی تند و هیجان زده سخن می گویم .

 

 

7- برای تأثیر گذاشتن بیشتر روی مخاطبان خود چه می کنید ؟

الف ) از ضرب المثل ها و حکایت های تلخ و شیرین کمک می گیرم.

ب ) با حرکات دست ، به هیجان گفتارم می افزایم.

ج ) آرام و شمرده صحبت می کنم.

 

 

8- واکنش شما در برابر افرادی که نیش و کنایه می زنند ، چگونه است ؟

 

الف ) اهمیتی نمی دهم .

 

ب ) سعی می کنم او را قانع کنم که می توان بدون نیش و کنایه هم صحبت کرد.

 

ج ) خوب ، کاری می کنم که از حرف هایش پشیمان شود .

 

 

۹- در یک جمع دوستانه ، شخصی دائما از خودش تعریف می کند و به عبارتی ، ابراز وجود می کند . شما چه می گویید ؟

الف ) وای ، این هم باز یکی از آن تازه به دوران رسیده ها است.

ب ) با چند کلمه حرف ، او را سر جای خودش می نشانم .

ج ) عجب شخصیت جالبی دارد . حتما با او طرح دوستی می ریزم.

 

 

10- نظر شما در مورد انتقاد چیست ؟

 

الف ) انتقاد اصلا خوب نیست و هیچ انتقادی را هم در مورد خودم نمی پذیرم .

 

ب ) اگر انتقاد کردن در قالب جملات صحیح بیان شود ، با گوش جان آن را می پذیرم .

 

ج ) انتقاد از اعمال و کردار غیر منطقی دیگران ، یک امر ضروری است .

 

 

 

 

11- با همسرتان بحث نا خوشایندی داشته اید . حال اگر قرار باشد احساسات خود را به صورت کلام به زبان آورید ، کدام شیوه را ترجیح می دهید ؟

 

الف ) ترجیح می دهم در زمان دیگری که بر اعصابم مسلط شده ام ، پیرامون این مسئله صحبت کنم.

 

ب ) از فرط عصبانیت ، رنگ و روی خود را می بازم و با داد و فریاد ، حرف هایم را می زنم .

 

ج ) از شدت ناراحتی سکوت می کنم و اصلا راضی به صحبت نمی شوم .

 

 

 

 

12- خوشحالی خودتان را چگونه ابراز می کنید ؟

 

الف ) طوری که همه ی دنیا بفهمند من خوشحالم .

 

  ب ) من آدم خونسردی هستم و اصلا خوشحالی و یا ناراحتی ام را بروز نمی دهم.

 

  ج ) احساساتم را کنترل می کنم و سکوت را ترجیح می دهم .

 

 

 

 

 

                           جدول امتیازات

 

سوالات

 

1

 

2

 

3

 

4

 

5

 

6

 

7

 

8

 

9

 

10

 

11

 

12

 

الف

 

5

 

5

 

10

 

5

 

0

 

10

 

5

 

0

 

5

 

0

 

5

 

10

 

ب

 

10

 

0

 

5

 

0