مجله شماره نوزدهم      

 سه شنبه 6 مرداد 1388                                                                            

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

مدیریت علوی

حدیث هفته

جمله مديريتی 

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

نکات مدیریتی

الگوهای ضد مصرف و صرفه جويی

برنامه ريزی و تصميم گيری در مديريت بحران

مدیریت با مهربانی و قاطعیت

تکنیک های موفقیت

لينکهای هفته

 

مصحف    
هدايت     

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار خواهد گرفت. در اين شماره سوره دوم از قرآن کريم را تقديم مي کنيم. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدینه

وَقَالُواْ كُونُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ 135 قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ 136 فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ 137 صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ 138 قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِي اللّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ 139 أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَـقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطَ كَانُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ 140 تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ 141

ترجمه فارسي مکارم

(اهل كتاب) گفتند: يهودى يا مسيحى شويد، تا هدايت يابيد! بگو: (اين آيينهاى تحريف شده، هرگز نمی ‏تواند موجب هدايت گردد،) بلكه از آيين خالص ابراهيم پيروى كنيد! و او هرگز از مشركان نبود! 135 بگوييد: ما به خدا ايمان آورده ‏ايم; و به آنچه بر ما نازل شده; و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبران از فرزندان او نازل گرديد ، و (همچنين) آنچه به موسى و عيسى و پيامبران (ديگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در ميان هيچ يك از آنها جدايى قائل نمی ‏شويم، و در برابر فرمان خدا تسليم هستيم; (و تعصبات نژادى و اغراض شخصى، سبب نمی ‏شود كه بعضى را بپذيريم و بعضى را رها كنيم) 136 اگر آنها نيز به مانند آنچه شما ايمان آورده ‏ايد ايمان بياورند، هدايت يافته ‏اند; و اگر سرپيچى كنند، از حق جدا شده ‏اند و خداوند، شر آنها را از تو دفع می ‏كند; و او شنونده و داناست 137 رنگ خدايى (بپذيريد! رنگ ايمان و توحيد و اسلام;) و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت می ‏كنيم 138 بگو: آيا در باره خداوند با ما محاجه می ‏كنيد؟! در حالى كه او، پروردگار ما و شماست; و اعمال ما از آن ما، و اعمال شما از آن شماست; و ما او را با اخلاص پرستش می ‏كنيم، (و موحد خالصيم) 139 يا می ‏گوييد: ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط، يهودى يا نصرانى بودند؟! بگو: س‏خ‏للّه شما بهتر می ‏دانيد يا خدا؟! (و با اينكه می ‏دانيد آنها يهودى يا نصرانى نبودند، چرا حقيقت را كتمان می ‏كنيد؟) و چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه گواهى و شهادت الهى را كه نزد اوست، كتمان می ‏كند؟! و خدا از اعمال شما غافل نيست 140 (به هر حال) آنها امتى بودند كه درگذشتند آنچه كردند، براى خودشان است; و آنچه هم شما كرده‏ ايد، براى خودتان است; و شما مسئول اعمال آنها نيستيد 141

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

 

مديريت    
علوي    

 

انواع نظارت از نظر امام على (ع)  - 8

 

 

زياد بن ابيه يكى از كارگزاران امام على (ع) بود. آن حضرت پيكى را نزد او فرستاد، تا آنچه از اموال و ماليات نزد او جمع شده ، بگيرد. زياد آنچه نزدش بود، همراه فرستاده كرد و به وى گفت:
كردها ماليات را پرداخت نكرده اند، و من با آن ها مدارا مى كنم ، اين مطلب را به امير مؤ منان اعلام نكن كه گمان كند كوتاهى از من بوده است .
فرستاده امير مؤ منان (ع) آمد و سخن زياد را به ايشان خبر دا. آن حضرت طى نامه اى به زياد نوشت:
قد بلغنى رسولى عنك ما اءخبرته به عن الاءكراد، و استكتامك اءياه ذلك ، و قد علمت اءنك لم تلق ذلك اليه الا لتبلغنى اياه و انى اءقسم بالله عزوجل قسما صادقا لئن بلغنى اءنك خنت من فى ء المسلمين شيئا صغيرا اءو كبيرا لاءشدن عليك شدة تدعك قليل الوفر، ثقيل الظهر؛ (1) فرستاده من آنچه را درباره كردها به وى گفتى به من گفت ، و اين كه آن را از من كتمان كرده اى. تو خود مى دانى كه آن را به وى نگفتى مگر از آن كه به من برسانى؛ و من سوگند ياد مى كنم به خداوند عزوجل ، سوگندى راستين، كه اگر به من خبر رسد كه در ثروت مسلمانان خيانت كرده اى ، كم يا بيش ، چنان بر تو سخت مى گيرم كه تو را تهيدست ، درمانده هزينه عيال و خوار و پريشان حال كند!.
از نامه حضرت على (ع) چنين استنباط مى شود كه زياد بن ابيه مى خواست مقدارى از ماليات را نگه بدارد، و براى حضرت نفرستد؛ لذا با زيركى خاصى به فرستاده آن حضرت گفت كه عده اى از كردها سركشى كرده و ماليات خود را بپرداخته اند؛ در حالى كه زياد در جمع آورى ماليات دقيق بوده است ، حتى بالاجبار از مردم ماليات لازم را مى گرفت . امام على (ع) در جاى ديگرى از زور و ستم در گرفتن ماليات نهى كرده و مى فرمايد:
استعمل العدل و احذر العسف و الحيف فاءن العسف يعود بالجلاء و الحيف يدعوا اءلى السيف؛ (2) عدالت را به كار بند و از زور و ظلم و ستم دورى كن ؛ زيرا زور و فشار، باعث مى شود كه مردم ديار خود را ترك كنند و ظلم و ستم ، مردم را به شمشير و قيام مى خواند.
از موارد ديگر آن است كه وقتى زياد جانشين ابن عباس در بصره شد؛ امير مؤ منان على (ع) يكى از غلامان خود به نام سعد را نزد زياد فرستاد. وقتى فرستاده آن حضرت از بصره برگشت و اطلاعات و اخبار آن منطقه و نيز اطلاعات مربوط به عملكرد كارگزاران را در اختيار ايشان گذاشت ، حضرت نامه اى به زياد نوشت كه قسمتى از آن چنين است :
قد اءخبرنى اءنك تكثر من الالوان المختلفة فى الطعام فى اليوم الواحد و تدهن كل يوم ، فما عليك لو صمت لله اياما و تصدقت ببعض ما عندك محتسبا، و اءكلت طعامك مرارا قفارا فاءن ذلك شعار الصالحين . اءفتطمع - و اءنت متمرغ فى النعيم تستاثر به على الجار و المسكين و الضعيف و الفقير و الارملة و اليتيم - اءن يحسب لك اءجر المتصدقين ! و اءخبرنى اءنك تتكلم بكلام الابرار يصلح لك عملك الخاطئين ، فاءن كنت تفعل ذلك فنفسك ظلمت و عملك اءحبطت ، فتب الى ربك يصلح لك عملك و اقتصد فى اءمرك و قدم الى ربك الفضل ليوم حاجتك و ادهن غبا فانى سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله يقول : ادهنوا غبا و لاتدهنوا رفها؛ (3) فرستاده ام به من خبر داده كه تو از غذاهاى رنگارنگ در يك روز استفاده نمده ، هر روز خود را آرايش و تدهين (استفاده از روغن و عطر) مى كنى ! چه مى شد اگر براى خدا روزهايى روزه مى گرفتى ، و مقدارى از آنچه نزد خودت دارى ، صدقه مى دادى ، كه مورد حساب واقع شود؟! و غذايت را همواره ساده و بدون خورش مى خوردى ؟! زيرا اين ساده زيستى ، شعار صالحان است . آيا در حالى كه در نعمت ها غوطه مى خورى و آن ها را به جاى همسايه و مساكين و ضعفا و فقرا و بيوگان و يتيمان ، براى خود برگزيده اى ؛ اميد دارى كه اجر صدقه دهندگان براى تو در نظر گرفته شود؟! به من خبر داد كه همانند ابرار و نيكان سخن مى گويى ؛ ليكن مثل خطاكاران عمل مى كنى ! اگر اين گونه عمل كنى به نفس خويش ظلم نموده و عمل خود را ضايع كرده اى ؛ پس به سوى پروردگارت توبه كن تا عملت را شايسته گرداند. در كار خود ميانه رو باش ؛ و زيادى اموال خود را به سوى پروردگارت براى روز نيازت بفرست ؛ و يك روز در ميان و با فاصله تدهين كن ؛ زيرا از رسول خدا - كه درود خدا بر او و خاندانش باد - شنيدم مى فرمود: با فاصله تدهين نماييد و هر روز تدهين نكنيد.
مورد ديگر درباره كميل بن زياد نخعى يكى از ياران و شيعيان خاص ‍ و از رازداران امام على (ع) است . دعاى معروف كميل ، كه حضرت (ع) آن را به وى آموخته است ، نشان دهنده جايگاه معنوى كميل در نزد آن حضرت مى باشد.
آن گاه كه كميل از طرف امام على (ع) كارگزار شهر هيت بود، در كار خود ضعف نشان مى داد؛ زيرا ماءمورين معاويه به اطراف عراق يورش ‍ مى بردند و او در برابر آن ها نمى ايستاد و ضعف خود را با حمله به مناطق تحت سلطه معاويه ، مثل قرقيسيا و اطراف آن جبران مى كرد. حضرت على (ع) از عملكرد ضعيف و نادرست كميل ناراحت شد؛ و طى نامه اى او را توبيخ و از اين كار نهى كرد:
فاءن تضييع المرء ما ولى و تكلفه ما كفى لعجز حاضر و راءى متبر و اءن تعاطيك الغارة على اءهل قرقيسيا و تعطيلك مسالحك التى و ليناك - ليس ‍ بها من يمنعها و يرد الجيس عنها - لراءى شعاع فقد صرت جسرا لمن اءراد الغارة من اءعدائك على اءوليائك غير شديد المنكب و لامهيب الجانب و لا ساد ثغرة و لا كاسر لعدو شوكة و لا مغن عن اهل مصره و لامجز عن اءميره ؛ (4) همانا سستى انسان در انجام دادن كارهايى كه بر عهده او است ، و پا فشارى بر كارى كه از مسئوليت او خارج است ، نشانه ناتوانى آشكار و انديشه ويرانگر است . اقدام تو در تاراج كردن مردم قرقيسيا، در مقابل ، پاسدارى نكردن از مرزهايى كهتو را بر آن گمارده بوديم - آن جا كه كسى براى حفظ آن نيست كه لشكر دشمن را از آن مرزها دور سازد - انديشه اى باطل است . تو در آن جا پلى شده اى كه دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند. نه قدرتى دارى كه با تو نبرد كنند، و نه هيبتى دارى كه از تو بترسند و بگريزند؛ نه مرزى را مى توانى حفظ كنى ، و نه مى توانى شوكت دشمن را در هم بشكنى ؛ نه نيازهاى مردم ديارت را كفايت مى كنى و نه امام و امير خود را راضى نگه مى دارى .
از ديگر موارد، عبدالله بن عباس ، يكى از ياران نزديك و مشاوران امام على (ع) بود كه ديدگاه هاى خود را در ارتباط با مسائل مختلف سياسى و اجتماعى به ايشان ارائه مى داد. ابن عباس پس از جنگ جمل به مقام استاندارى بصره منصوب شد و تا سال چهلم هجرى در اين سمت باقى ماند. در مدت چهار سال و اندى كه وى به عنوان كارگزار بصره انجام وظيفه مى كرد، به منظور كنترل شهر و جلوگيرى از خيانت و شورش ، بر مردم به ويژه نسبت به افراد قبيله بنى تميم سخت مى گرفت ؛ زيرا آنان در جنگ جمل در جرگه ياران عايشه بودند.
از آن جا كه امام على (ع) نسبت به عملكرد كارگزاران خود حساس بود، به منظور جلوگيرى از ظلم و ستم احتمالى كارگزاران همواره بر عملكرد آنان نظارت داشت و درباره شيوه عمل آنان تحقيق مى كرد؛ از سخت گيرى و مدارا نكردن عبدالله بن عباس با مردم مطلع گشت و طى نامه اى او را از بدرفتارى با مردم بصره ، به ويژه بنى تميم ، نهى فرمود. قسمتى از اين نامه چنين است :
و اعلم ان البصرة مهبط ابليس و مغرس الفتن ، فحادث اءهلها بالاحسان اليهم و احلل عقدة الخوف عن قلوبهم . و قد بلغنى تنمرك لبنى تميم و غلظتك عليهم ، و ان بنى تميم لم يغب لهم نجم الا طلع لهم آخر و اءنهم لم يسبقوا بوغم فى جاهلية و لا اءسلام ، و اءن لهم بنا رحما ماسة و قرابة خاصة ، نحن ماءجورون على صلتها و ماءزورون على قطيعتها، فاءربع اءبا العباس ‍ رحمك الله فيما جرى على لسانك و يدك من خير و شر، فانا شريكان فى ذلك ، و كن عند صالح ظنى بك و لايقيلن راءيى فيك ؛ (5) بدان كه بصره محل سقوط شيطان و كشتزار فتنه هاست . با مردم آن به نيكى رفتار كن و گره وحشت را از دل آن ها بگشاى . همانا گزارش بدرفتارى و خشونت تو نسبت به بنى تميم ، به من رسيده است . همانا بنى تميم (مردانى نيرومندند كه ) هر گاه ستاره (و دلاورى ) از آن ها غروب كرد، ستاره اى ديگر جاى آن درخشيد و در نبرد و خونخواهى - چه در اسلام - كسى بر آنان پيشى نگرفته است ؛ و همانا آن ها با پيوند خويشاوندى و قرابت و نزديكى دارند كه صله رحم و پيوند با آنان پاداش دارد، و گسستن پيوند آن ها كيفر. پس اى ابا عباس ! خدا تو را در نيك و بدى كه بر دست و زيان تو جارى مى شود، مورد رحمت قرار دهد! مدارا كن ؛ زيرا ما در گفتار و عمل شريك هستيم (و تو به نمايندگى از من در آن جا حكم مى رانى )، چنان باش كه گمان نيك من به تو باشد و نظرم درباره تو سست و دگرگون نگردد.


--------------------------------
1) موسوعة الامام على بن ابى طالب ، ج 4، ص 142.
2) نهج البلاغه ، حكمت 476.
3) نهج السعادة فى مستدرك نهج البلاغه ، ج 5، ص 151.
4) نهج البلاغه ، نامه 61.
5) نهج البلاغه ، نامه 18.

ادامه دارد ....

 

حديث       
هفته       

 

 

لزوم تقسيم کار و تعيين وظايف برای کارکنان و سپس نظارت و ارزيابی کار

 

قال الامام علي (عليه السلام):


واجعل لکل انسان من خدمتک عملا تاخذ به فانه احري الا يتواکلو في خدمتک

حضرت امام علي السلام فرمودند:


براي هر يک از زيردستان و کارکنان خود کاري تعيين کن تا او را نسبت به همان کار مواخذه و بازپرسي کن. زيرا اين دشوار سزاوارتر است تا اين که کارهايت را به يکديگر وانگذارند

 

نهج البلاغه/نامه31

 

جمله      
 مديريتي    

 

 

کامیابی ها

 

 

جهان و محيط اطرافمان در حال تغيير است و در چنين شرايطي هيچ
چيز خطر ناك تر از دل بستن به كاميابي هاي ديروز نيست .

 

طنز       
مديريتي    

 

حذف كاغذ

 

 

سازمان دستخوش تحول اداري شده بود اما بالاترين مقام آن همچنان ديدگاه سنتي داشت. تصميم گرفته شد با راه‌اندازي اتوماسيون اداري مصرف كاغذ به طور كل از مجموعه حذف شود. در پي اين تصميم، مقرر شد بخش اعظمي از اسناد غيرضرور مربوط به سال‌هاي گذشته امحا شود. در اين رابطه، مكاتبات عديده‌اي از سوي كارشناسان امر و رؤساي واحدها انجام گرفت و در آخر، لازم بود كه بالاترين مقام سازمان مجوز امحا را صادر كند. او نوشت: "امحا اسناد پس از تهيه و نگهداري 2 نسخه از هر كدام بلا مانع است."


 

حکايت     
مديريتي    

 

 

بستنی با شكلات

 

 

روزگاري كه بستني با شكلات به گراني امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اي وارد قهوه فروشي هتلي شد و پشت ميزي نشست. خدمتكار براي سفارش گرفتن سراغش رفت.
پسر پرسيد: بستني با شكلات چند است؟
خدمتكار گفت: ٥٠ سنت
پسر كوچك دستش را در جيبش كرد، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد: بستني خالي چند است؟
خدمتكار با توجه به اين كه تمام ميزها پر شده بود و عده‌اي بيرون قهوه فروشي منتظر خالي شدن ميز ايستاده بودند، با بي‌حوصلگي گفت: ٣٥ سنت
پسر دوباره سكه‌هايش را شمرد و گفت: راي من يك بستني بياوريد.
خدمتكار يك بستني آورد و صورت‌حساب را نيز روي ميز گذاشت و رفت. پسر بستني را تمام كرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت كرد و رفت. هنگامي كه خدمتكار براي تميز كردن ميز رفت، گريه‌اش گرفت. پسر بچه روي ميز در كنار بشقاب خالي، ١٥ سنت براي او انعام گذاشته بود. يعني او با پول‌هايش مي‌توانست بستني با شكلات بخورد امّا چون پولي براي انعام دادن برايش باقي نمي‌ماند، اين كار را نكرده بود و بستني خالي خورده بود.

 

نکات      
مديريتي    

 

 

چند توصیه ساده برای مدیران
 

 

۱- خودتان را بشناسید.
برای مدیریت لازم است ابتدا خودتان را بشناسید و وقتی که خود را ارزیابی می‌کنید، صادق باشید و روی خودسازی کار کنید.


۲- مسئولیت بپذیرید.
اگر می‌خواهید مدیریت کنید، باید آماده باشید تا در قبال اعمال خودتان و همچنین اعمال کسانی که مدیریت‌شان می‌کنید، مسوولیت بپذیرید. اختیارات‌تان را با قضاوت تدبیر و ابتکار به کار ببرید.


۳- برای دیگران سرمشق باشید.
راه و روش کار شما،‌ موثرتر از دستورها یا فرمان‌هاست.


۴- به رشد افراد کمک کنید.
هدف‌ها را تعیین کنید اما برای شکوفایی توانایی‌های افراد، به آن‌ها میدان بدهید. شایستگی خود را با اعتماد به شایستگی دیگران نشان دهید.


۵- در دسترس باشید.
به افراد خود فرصت نوآوری بدهید و در جریان پیشرفت آن‌ها قرار بگیرید. از این مساله مطمئن شوید که آن‌ها می‌دانند در صورت لزوم، کجا می‌توانند شما را بیابند.


۶- به رفاه کارکنان علاقه‌مند باشید.
به حریم خصوصی افراد احترام بگذارید. از هر نظر به آن‌ها توجه کرده و وقتی هم که مشکلی دارند،‌ حمایت‌شان کنید.


۷- اعضای گروه را مطلع نگه دارید.
ارایه اطلاعات روشن،‌ به موقع، منظم و مربوط به موضوع،‌ از شایعات جلوگیری می‌کند، موجب احترام می‌شود و اعتماد به وجود می‌آورد.


۸- از محیط اطلاعات بگیرید.
از تمام تحولاتی که بر کارتان تاثیر می‌گذارند، مطلع شوید و اگر اندیشه‌های جدیدی هستند که به نظرتان درست می‌آیند،‌ آن‌ها را بپذیرید و به کار ببندید. از یادآوری روزهای خوب گذشته در کار خود بپرهیزید که آینده، در گذشته وجود ندارد.


۹- هدف‌های چالش‌آور و قابل دستیابی تعیین کنید.
هدف‌های غیر واقع بینانه باعث یاس و سرماخوردگی می‌شوند. اگر هدف خیلی کوچک و یا خیلی بزرگ باشد، محقق نمی‌شود. یادتان نرود که انسان‌ها به خوراک فکری نیاز دارند اما بیش از آن نیاز دارند که موفقیت کسب کنند.


۱۰- تصمیمات سریع و درست اتخاذ کنید.
این امر به شما احساس قدرت فزاینده خواهد بخشید. اگر تصمیمی گرفتید که بد از آب درآمد، بی‌درنگ به اشتباه خود اعتراف کنید و آن را تغییر دهید.


۱۱- قدردان گروه خود باشید.
قدردانی خودتان را از استعدادها و شخصیت‌های مختلف نشان دهید. وظایف گروه را مشخص و از دستاورد‌های آن‌ها تجلیل کنید. یادتان نرود که هرگز تمجید یا قدردانی بی‌اساس نکنید زیرا افراد می‌توانند ریاکاری را تشخیص دهند و آن نتیجه معکوس خواهد داشت.


 

برگرفته از: مجله موفقیت

 

مقاله      
 مديريتي    

 

 

الگوهای ضد مصرف و صرفه جويی

آموزه های وحيانی قرآن به عنوان راهنمای زندگی بشر

 

 

آموزه هاي وحياني قرآن به عنوان راهنماي زندگي بشر، در بردارنده بهترين، آسان ترين ، ساده ترين و کامل ترين شيوه زندگي است. از اين روست که دين اسلام به عنوان اکمال و اتمام اخلاق بشر معرفي شده است؛ زيرا در مواردي که انسان نسبت به اموري غافل و يا بيرون از دسترسي عقل بشري است راهنمايي هايي را ارايه کرده است که وي را به کمال مطلق مي رساند.
بخش بزرگي از زندگي بشر بر اساس تصرف در چيزها و مصرف کردن آن شکل گرفته است. تصرفات بشر ، مجموعه اي بزرگ را در بر مي گيرد که بخشي از آن شامل مصرف کردن است. هر تصرفي که بشر انجام مي دهد ، در راستاي تغيير و دگرگون سازي چيزي براي استفاده بهتر و آسان تر و کامل تر از آن چيز است. از اين رو، تصرفات بشري ، در کليت امر، تصرفاتي کمالي بخش مي باشد. به اين معنا که هر تصرفي از سوي انسان به خود وي و يا چيزي که در آن تصرف مي شود، کمالي مي بخشد.
با اين همه برخي از تصرفات بشر در چيزها، به گونه اي است که آثار و پيامدهاي زيانباري بر انسان و يا اشيا به جا مي گذارد. خداوند براي اين که تصرفات انساني هماره در مسير کمالي و در راستاي خلافت الهي وي باشد، راهنمايي هايي را در قالب امر و نهي بيان کرده است. اين مجموعه از آموزه هاي دستوري قرآن ، نيز مانند سنت ها و قوانين تکويني الهي ، تنها در راستاي بهره وري و بهينه سازي مصرف و تصرفات بشري و جلوگيري از آسيب هاي احتمالي مي باشد.
اسلام و قرآن همان گونه که به بيان الگوي صحيح و درست مصرف و تصرفات بشري توجه داشته و آن را در قالب فرمان ها و اوامر تشريح کرده است، برخي از روش ها و شيوه هايي که آسيب زا و بحران آفرين است به عنوان شيوه ها و روش هاي ضد مصرف و صرفه جويي معرفي نموده است. به اين معنا که اگر اسلام از انسان ها مي خواهد که اعتدال و ميانه روي را به عنوان يکي از مباني اساسي الگوي مصرف در پيش گيرند، از ايشان مي خواهد که از برخي از شيوه هاي مصرف و تصرف خودداري کنند.
نويسنده در اين نوشتار کوتاه بر آن است تا با نگاهي به آموزه هاي قرآني الگوي ضد مصرف از نظر قرآن را تبيين و آثار و پيامدهاي زيانبار آن را تشريح کند. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.


الگوهاي ضد هنجاري در مصرف
بي گمان ارايه الگوهاي هنجاري به معناي ارايه راهکارهايي است که انسان را در مسير کمالي قرار مي دهد تا از هر چيزي به مقدار توان و ظرفيت خويش به اندازه نياز بهره گرفته و آن را مورد استفاده قرار دهد. هنگامي که در آموزه هاي عقلاني و عقلايي و يا شرعي از اموري پرهيز داده مي شود و افعال اختياري انسان در آن تحليل مي شود و از وي خواسته مي شود که افعال خاصي را در پيش گيرد ، در حقيقت از وي خواسته مي شود تا کمالاتي را به دست آورد و نواقص و کاستي هايي را از خود دور سازد. اصولا تاکيد بر هنجارها واخلاق در علوم مختلف از آن روست که انسان به کمال فردي و جمعي لايق و شايسته خويش دست يابد.
بسياري از چيزهايي که عقل و عقلا و شريعت آن را به عنوان امور خوب و پسنديده معرفي مي کند و خواستار تحقق صفاتي خاص در انسان از طريق تکرار مي شود، در حقيقت همان امور اخلاقي و هنجاري است.
يکي از زير مجموعه هاي اخلاق ، اخلاق کاربردي است که در حقيقت خود زير مجموعه اخلاق هنجاري است. با اين تفاوت که اخلاق کاربردي ناظر به حوزه خاصي از زندگي فردي و اجتماعي بشر است. از جمله اخلاق کاربردي مي توان به اخلاق زيستي و يا اخلاق سياسي و اخلاق جنسي اشاره کرد.
اخلاق کاربردي و يا کاربستي بيانگر اصول و ارزش ها و آرمان هاي اخلاقي است که شخص مي بايست در محيط اجتماعي آن را رعايت کند. در اخلاق کاربردي به انسان آموخته مي شود که چگونه مي بايست زيست کند. از اين رو مي توان آن را ا خلاق زيستن دانست. در اين شيوه به انسان اين معنا آموخته مي شود که چه چيزي ارزشي است و چگونه مي توان بهره مندي از خوبي ها را تجربه کرد و زشتي ها گريخت. بنابراين افزون بر تحليل و بررسي ريشه اي و بنيادين فضايل و راذيل اخلاقي ، راه تشخيص تکاليف اخلاقي و شيوه هاي تحقق آن ها در قلمروهاي خاصي از زندگي تبيين مي شود.
اخلاق مصرف نيز يکي از بخش هاي مهم زندگي بشر است که آموزه هاي اخلاق کاربردي ناظر به آن است. هر چند که اين بخش خود زير مجموعه بخش کلي تر و عمومي تري به نام اخلاق معيشت است ولي از آن جايي که شيوه درست مصرف تاثير شگفت و شگرفي در کليت زندگي بشر به جا مي گذارد ، توجه خاصي به اين بخش مبذول مي شود.
قرآن به مساله مصرف به عنوان يکي از مهم ترين کليدهاي دست يابي به اخلاق کامل زيستي در کنار اخلاق معيشت توجه داشته است. ازاين رو الگوهاي درست و نادرست در اين حوزه را به شکل آموزه هاي اخلاقي و يا حقوقي و بلکه فقهي بيان کرده است تا مومنان بلکه انسان ها از آن بهره مند شده و در مسير کمالي خويش از آن سود جويند.
بخش عمده اي از مباحثي که قرآن در اين حوزه بدان پرداخته است ، مربوط و يا مرتبط به حوزه الگوهاي ضد کمالي مصرف است. به اين معنا که قرآن خواسته با معرفي روش هاي نادرست مصرف که آدمي را از کمال دور مي سازد ، الگوهاي درست مصرف را تبيين نمايد. در ادامه اين بحث ، برخي از اين روش ها و شيوه هاي نابهنجار در مصرف مورد بررسي و تحليل قرار مي گيرد.


اتراف و رفاه زدگي
اتراف از واژه عربي ترف به معناي تنعم و برخورداري از مال و نعمت گرفته شده ا ست. مترف که باب افعال آن مي باشد به معناي کسي است که در مال و نعمت خويش فساد پديد آورد و با طغيان گري و مصرف نادرست آن ، حق نعمت را ادا نکرده و شکر گزار آن نباشد. در کاربردهاي عربي مترف به کسي گفته مي شود که از نعمت بسيار برخوردار بوده و متنعم به آن باشد و در تصرفات خويش هيچ گونه منعي را نپذيرد و زير بار هيچ حد و مرزي نرود. از اين روست که گاه به انسان جبار ، مترف گفته مي شود.( المنجد)
بنابراين مي توان گفت ، اتراف نوعي تصرف و مصرف کردن نابهنجار و ضد اخلاقي در نعمت هاي الهي است. در حقيقت اتراف ناظر به رفتارهاي شخص نسبت به سرمايه ها و نعمت هايي الهي است که در اختيار وي مي باشد. از آن جايي که متنعم و مترف از نعمت هاي الهي به درستي بهره نمي گيرد و رفتار ضد اخلاقي و ناسپاس گونه اي را در پيش گرفته است، انساني ضد اخلاقي تلقي و معرفي مي شود.
ثروت و مکنت زياد و امکان هرگونه تصرف بي حد و مرزي چنين انسان هايي را به انسان هاي متکبر در باطن و مستکبر نسبت به ديگران تبديل مي کند.(هود آيه 10 و نيز اسراء آيه 83 و کهف آيه 32 و 34) احساس از مصونيت از عذاب الهي (سبا آيات 34 و 35) و روحيه تجاوزگري (شورا آيه 27 و قصص آيه 76) ، اعراض از حق و حقانيت ( سبا آيات 15 و 16) تفاخر (هود آيه 10)،شادماني غرور آميز (انعام آيه 44) از اخلاق چنين افرادي است.
خداوند توضيح مي دهد که چنين اخلاق زشت و نابهنجاري در مترفان موجب مي شود که ايشان رفتارهاي ضد اخلاقي و ضد هنجاري خويش را نيک و زيبا بانگارند و در چشم ديگران زشت را زيبا جلوه دهند.(يونس آيه 12) اين گونه است که تباهي و رفتارهاي ضد اخلاقي و هنجاري را در جامعه گسترش داده و دامن مي زننند.
رفاه زدگي و اتراف در انسان ها موجب مي شود تا نه تنها خود اهل فساد و تباهي باشند بلکه ديگران را به فساد بکشانند و در زمين افساد و تباهي کنند. (قصص آيات 76 تا 83) اين گونه است که شيوه نادرست مصرف و تصرفات ايشان در اموال ، هر گونه پيشرفت و سازندگي را منع مي کند و زمينه تباهي و فساد جامعه را فراهم مي آورد. از اين روست که خداوند ، اين الگوي مصرف را نابهنجار و ضد اخلاقي و کمالي ارزيابي کرده و به شدت از آن منع مي کند؛ زيرا از نظر خداوند ، اين گونه تصرفات موجبات فروپاشي جامعه و عذاب الهي مي شود.(انعام آيه 44 و هود آيه 116 و فرقان آيه 18 و آيات ديگر)


تبذير و ريخت و پاش
از ديگر الگوهاي نادرست مصرف که در آيات قرآني بدان پرداخته شده است، روش تبذير است. تبذير که از ريشه بذر گرفته شده است به معنا ريخت و پاش است. به اين معنا که اموال به گونه اي تصرف نمايد که پخش شود بي آن که به شکل درست و مناسبي مصرف شود.
خداوند در آيات 26 و 27 سوره اسراء به صراحت اين شيوه مصرف کردن را نقد کرده و آن را ضد اخلاقي مي شمارد و مردمان را از آن رفتار نابهنجار پرهيز مي دهد: وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا؛ و حق خويشاوند و درويش بينوا و در راه‏مانده را بده و مال خود را بيهوده و به گزاف مريز و مپاش- تباه مكن- همانا ريخت و پاش كنندگان- كسانى كه مال را به گزاف تباه مى‏كنند- برادران شيطانهايند و شيطان خداوند خويش را ناسپاس است.
در اين آيات سخن از اين است که در هر مالي حقي براي خويشان و مساکين و در راه ماندگان است. اما نمي بايست در اين مساله چنان شيوه اي را در پيش گرفت که مصداق ريخت و پاش باشد. به سخن ديگر، مي بايست حتي در انفاق و کارهاي خير رعايت اعتدال و تعادل را کرد؛ چه برسد که در کارهاي ديگر باشد. بنابراين هر گونه ريخت و پاشي به معناي کفران نعمت و ناسپاسي و مصداقي از مصرف بي رويه و ناهنجاري است که معيشت فردي و جمعي بشر را مختل مي سازد.
در جامعه کنوني مصاديق بسياري را مي توان براي تبذير و ريخت و پاش شناسايي و معرفي کرد. اين مساله اختصاص به بخش خصوصي و افراد مترف ندارد بلکه در بسياري از عروسي ها و مهماني هاي دولتمردان و همايش هاي دولتي ، به وفور مي توان مصاديق آن را يافت و معرفي کرد.
پارچه نويسي ها بسيار براي بازگشت از زيارت و يا براي مراسم تدفين و مانند آن يکي از مصاديق تبذير است. پس از هر مهماني و مجلسي رسمي از جشن تولد گرفته تا وليمه نوزاد و حج و عروسي ، مي توان غذاهاي تبذيري را ديد که در ظروف اشغال و پلاستيک ها گذاشته شده است و اين در حالي است که بسياري از مردم به شکم هاي خويش سنگ بسته و با سيلي چهره و رخسارشان را سرخ نگه مي دارند.


اسراف و خروج از اعتدال
از ديگر رفتارهاي ضد مصرفي مي توان به مساله اسراف اشاره کرد. اسراف كه به معناي زياده روي و تجاوز از حد و مرزهاي قانوني و طبيعي در هر كاري است نه تنها از نظر قرآن امري ناپسند است و در حوزه منكرات دسته بندي مي شود بلكه يكي از عوامل اصلي دوري از رحمت خداوند محسوب مي شود.
خداوند در آيه 141 سوره انعام و 31 سوره اعراف به صراحت بيان مي دارد كه خدا مسرفان در حوزه اقتصادي و مصرف را دوست نمي دارد.
براي كساني كه مي خواهند محبوب خداوند باشند اين مساله بسيار مهم است از اين رو از هر كاري كه آنان را از حوزه محبوبان خداوندي بيرون برد و يا در جرگه دشمنان خدا قرار دهد، پرهيز مي كنند و مي كوشند تا به هر شكلي شده با شناخت عوامل و علل دوري و يا دشمني، از آن پرهيز كنند. به نظر مي رسد كه حتي براي كساني كه طالب دنيا و متاع دنيوي هستند نيز مي بايست دوري از اسراف در دستور زندگي قرار گيرد؛ زيرا چنان كه از آيات قرآني به دست مي آيد اسراف نه تنها عامل مهم در دوري از محبت خداوند مي شود بلكه موجب مي شود خود و يا جامعه دچار نابودي گردد. (يس آيات 13 و 19)
با توجه به اين كه بحران غذايي در جهان و پيامدهاي زيانبار آن دست كم يك ميليارد انسان را تهديد به مرگ و گرسنگي مي كند، بازخواني مساله اسراف و آثار و پيامدهاي آن در حوزه مادي و معنوي و دنيوي و اخروي از نگاه قرآن مهم و اساسي است. هدف از اين بازخواني بيان نگرش قرآن نسبت به مساله زياده روي و اسراف در حوزه اقتصادي و مصرف است تا با شناسايي آثار و پيامدهاي آن در شيوه مصرف و بهره مندي خود از مواهب خداوندي تجديدنظر و بازنگري نماييم و راه را براي بهينه سازي مصرف هموار سازيم.
در اين باره سخن بسيار است و خوانندگان را به مقاله هاي " اسراف و انواع آن " و " اسراف ، واقعيت تلخ جامعه" به قلم همين نويسنده ارجاع مي دهم.
به هر حال اين ها نمونه هاي از الگوها و روش هاي ضد مصرف و ضد هنجاري در حوزه مصرف است که در آيات قرآني بدان اشاره شده است. بازخواني مجدد آن مي تواند ما براي دست يابي به الگوي صحيح و درست مصرف ياري رساند و زمينه براي اصلاح الگوي مصرف در جامعه را فراهم آورد.

منبع : سماسوس

 

مقاله      
مديريتي    

 

 

برنامه ريزی و تصميم گيری در مديريت بحران

-- قسمت اول --

مهشيد يزدان‌پناه

- مقدمه
‌پيچيدگي‌ فزاينده‌ جوامع‌ مختلف‌ و گسترش‌ ارتباط‌ و وابستگي‌ چند جانبه‌ صنايع، زمينه‌ مساعدي‌ براي‌ رشد کمي‌ و کيفي‌ فرصتها و تهديدات‌ محيط، فراهم‌ ساخته‌ است. چنانچه‌ از يک‌ سو رشد وتوسعه‌ تکنولوژي‌ انسان‌ را در جدال‌ با رخدادهاي‌ طبيعي‌ قدرتمند ساخته‌ و از سويي‌ ديگر پيچيدگي‌ و ارتباط‌ تنگاتنگ‌ صنايع‌ سبب‌ بروز معضلات‌ همه‌ جانبه‌ در رخدادهاي‌ ظاهراً‌ واحد شده‌ است. مقايسه‌ قطع‌ برق‌ يک‌ روستا با مورد مشابه‌ در يکي‌ از شهرهاي‌ بزرگ‌ جهان‌ به‌خوبي‌ نشانگر درجه‌ آسيب‌پذيري‌ جوامع‌ پيشرفته‌ است. مقايسه‌ فوق‌ قبل‌ از اينکه‌ مقايسه‌ دونوع‌ جامعه‌ باشد، نشانگر گسترش‌ دامنه‌ هرنوع‌ بحران در جوامع‌ پيچيده‌ است. مرور کوتاهي‌ برچند نمونه‌ بارز از بحرانهاي‌ مختلف‌ بيست‌ سال‌ گذشته‌ جهان‌ نکات‌ زير را نشان‌ مي‌دهد:
O صنايع‌ خاصي‌ ظرفيت‌ بالقوه‌ بيشتري‌ براي‌ بروز بحران‌ دارند. از جمله، شيميايي‌ و پتروشيمي، برق، حمل‌ و نقل‌ هوايي، کشتيراني؛
O باوجود تفاوت‌ اين‌ بحرانها، ويژگيهاي‌ مشترک‌ زيادي‌ در بحرانهاي‌ مختلف‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد؛
O آمادگي‌ قبلي‌ در کاهش‌ ابعاد خسارت‌ نقش‌ تعيين‌کننده‌ دارد؛
O تصميم‌گيريهاي‌ عجولانه‌ براساس‌ اطلاعات‌ ناقص‌ دامنه‌ خسارت‌ را چندبرابر افزايش‌ مي‌دهد؛
O ارتباطات‌ در ابعاد مختلف‌ نقش‌ بسيار تعيين‌ کننده‌اي‌ در کنترل‌ بحران دارد.
وظيفه‌ مديريت‌ بحران اتخاذ تصميمات‌ موثر براساس‌ اطلاعات‌ صحيح‌ درجهت‌ کاهش‌ خسارات‌ و کنترل‌ سريع‌ بحران است.
بايد در تمام‌ برنامه‌ريزيهاي‌ بحران جايي‌ را براي‌ موقعيتهاي‌ پيش‌بيني‌ نشده‌ درنظر گرفت.
بحران عبارت‌ است‌ از وضعيتي‌ که‌ نظم‌ سيستم‌ اصلي‌ يا قسمتهايي‌ از آن‌ را مختل‌ کرده‌ و پايداري‌ آن‌ را برهم‌ زند.
غافلگيري‌ اولين‌ عامل‌ مخرب‌ در بحرانهاست.
تصميم‌گيريهاي‌ مهم‌ همواره‌ از ضروريات‌ بحران در لحظات‌ اول‌ است.
اتخاذ تصميمهاي‌ درست‌ به‌هنگام‌ بروز بحران به‌ دسته‌بندي‌ و اقعيتها بستگي‌ دارد.
بحران چيزي‌ جز تجلي‌ برخورد تمام‌ عواملي‌ که‌ يک‌ مرتبه‌ از حالت‌ نظم‌ به‌ حالت‌ بي‌نظمي‌ درآمده، نيست.
هيچ‌ بحراني‌ شبيه‌ ديگري‌ نيست‌ و درک‌ تشابهات‌ کليدي‌ براي‌ برنامه‌ريزي‌ به‌منظور رويارويي‌ با آن‌ و تخفيف‌ اثرات‌ سوء بسيار ضروري‌ است.
دولتها و شرکتها به‌ شناخت‌ روشهاي‌ برخورد با تغييرات‌ ناگهاني‌ روي‌ آورده‌اند و مديريت‌ بحران بخشي‌ از تمام‌ برنامه‌هاي‌ استراتژيک‌ آنها شده‌ است.

‌نکات‌ فوق‌انگيزة‌ مثبتي‌ براي‌ تجربه‌اندوزي‌ از بحرانهاي‌ گذشته‌ ايجاد مي‌کند، ليکن‌ حداقل‌ سه‌ دليل‌ سبب‌ مي‌شود نتايج‌ حاصل‌ از بررسي‌ بحرانهاي‌ گذشته‌ شناخت‌ لازم‌ و کافي‌ را به‌ پژوهشگران‌ ارائه‌ ندهد. نخست‌ اينکه‌ نوشته‌هاي‌ تاريخي‌ محدود به‌ وصف‌ واقعه‌ است‌ و تحليلهاي‌ تطبيقي‌ لازم‌ پابه‌پاي‌ شرح‌ رخداد ارائه‌ نشده‌ است. نکته‌ دوم‌ متاثر از نگرشي‌ است‌ که‌ هر بحران را در نوع‌ خود بي‌نظير مي‌داند و سومين‌ دليل‌ اينکه‌ مفهوم‌ عمومي‌ بحران بسيار ابهام‌ برانگيز است. اکثر تحليلگران‌ موقعيتهاي‌ حاد و اضطراري‌ را بازگو کرده‌اند در صورتي‌ که‌ بحران داراي‌ ويژگيهايي‌ است‌ که‌ صفات‌ مشخصه‌ آن‌را تعيين‌ مي‌کند، در نتيجه‌ وجود شرايط‌ کمي‌ و کيفي‌ خاصي، امکان‌ توجيه‌ رويداد در الگوي‌ بحران را فراهم‌ مي‌سازد.
‌بنابراين‌ نه‌تنها بررسي‌ بحرانهاي‌ گذشته، بلکه‌ فعاليتهاي‌ سيستماتيک‌ ديگري‌ نيز به‌منظور دستيابي‌ به‌ عوامل‌ و عناصر مشترک‌ در بروز بحرانها و يافتن‌ الگوهايي‌ براي‌ پيش‌بيني‌ و پيشگيري‌ آثار ناشي‌ از آنها ضروريست.


- بحران‌ چيست؟
‌قبل‌ از پرداختن‌ به‌ ويژگيهاي‌ موقعيت‌ بحراني‌ و معرفي‌ رويکرد سيستماتيک‌ رويارويي‌ موثر، بايد توجه‌ کرد که‌ در هر حال‌ بحران يا مستقيماً‌ در يک‌ سيستم‌ به‌وجود آمده‌ يا تاثير عوامل‌ خارجي‌ سيستم‌ را مختل‌ ساخته‌ است. در هر دو حالت‌ مي‌توان‌ تجزيه‌ و تحليل‌ خود را به‌صورت‌ ملاحظات‌ سيستماتيک‌ پيش‌ برد. زيرا در نهايت‌ وظيفه‌ مديريت‌ بحران، اتخاذ تصميمات‌ موثر براساس‌ اطلاعات‌ صحيح‌ در جهت‌ کاهش‌ خسارات‌ و کنترل‌ سريع‌ بحران است. اين‌ پروسه‌ در نهايت‌ با شناخت‌ کنشها و واکنشهاي‌ سيستماتيک‌ انجام‌ مي‌شود. در غير اين‌صورت‌ تصميمات‌ چيزي‌ جز آزمون‌ و خطا نخواهد بود و باتوجه‌ به‌ سه‌ عامل، محدوديت‌ زمان، تهديد و غافلگيري‌ نمي‌توان‌ انتظار داشت‌ جايي‌ براي‌ چنين‌ رويکردي‌ باشد. مسلماً‌ در تمام‌ برنامه‌ريزيهاي‌ بحران جايي‌ براي‌ موقعيتهاي‌ پيش‌بيني‌ نشده‌ درنظر گرفته‌ خواهد شد. بنابراين‌ مي‌توانيم‌ بحران را براساس‌ تعريف‌ سيستم‌ چنين‌ بيان‌ کنيم: اجزأ تشکيل‌دهنده‌ سيستم‌ در چارچوب‌ معين‌ براساس‌ ضوابط‌ و معيارهاي‌ سنجيده‌ و تنظيم‌ شده‌ روابطي‌ به‌صورت‌ کنش‌ و واکنش‌ با هم‌ برقرار مي‌کنند. در هر سيستم‌ عناصر متغير تشکيل‌دهنده‌ آن‌ بايد در حدود و قلمرو معيني‌ نگهداري‌ و محافظت‌ شود، در غير اين‌صورت‌ حالت‌ تعادل‌ سيستم‌ به‌هم‌ مي‌خورد. تا جايي‌ که‌ امکان‌ محو کامل‌ آن‌ وجود دارد. بحران عبارت‌ است‌ از وضعيتي‌ که‌ نظم‌ سيستم‌ اصلي‌ يا قسمتهايي‌ از آن‌ را مختل‌ کرده‌ و پايداري‌ آن‌ را بر هم‌ زند. به‌بيان‌ ديگر بحران وضعيتي‌ است‌ که‌ تغييري‌ ناگهاني‌ در يک‌ يا چند قسمت‌ از عوامل‌ متغير سيستم‌ به‌وجود مي‌آورد. شدت‌ و ضعف‌ بحرانها بستگي‌ به‌ عوامل‌ تشديدکننده‌ و يا عناصر کاهش‌دهنده‌ بحران و تکنيک‌هاي‌ موجود براي‌ مديريت‌ و بالاخره‌ مهار آن‌ دارد.
‌از نظر عملياتي‌ نيز بحران را مي‌توان‌ به‌صورت‌ يک‌ سيستم، تجزيه‌ و تحليل‌ کرد که‌ در آن‌ دو سري‌ عوامل‌ مختلف‌ يکي‌ محيط‌ و ساختار سيستم‌ و ديگري‌ عواملي‌ که‌ موجد بحران هستند، وجود دارد. تعيين‌ اينکه‌ کدام‌ يک‌ از عوامل‌ و عناصر تشکيل‌دهنده‌ سيستم‌ در مقابل‌ بحران آسيب‌پذيري‌ و تاثيرپذيري‌ بيشتري‌ دارد، يکي‌ از وظايف‌ اوليه‌ تحقيق‌ و پژوهش‌ مديريت‌ بحران است. تعيين‌ آسيب‌پذيرترين‌ بخش‌ سيستم‌ در عمل‌ به‌ بخشي‌ از سيستم‌ برمي‌گردد که‌ بالاترين‌ رسيدگي‌ را نياز دارد.


- جو حاکم‌ در شرايط‌ بحراني‌
‌بررسي‌ بحرانهاي‌ گذشته‌ نشان‌ مي‌دهد، افراد در اينگونه‌ موارد دچار سردرگمي‌ مي‌شوند، ساده‌ترين‌ و در عين‌ حال‌ اساسي‌ترين‌ اشتباهات‌ در لحظات‌ بحراني‌ رخ‌ مي‌دهد، معمولاً‌ سخن‌ و عملکرد مسئولان‌ خلاف‌ جهت‌ منافع‌ خود و سازمان‌ آنهاست، دستپاچگي‌ و عکس‌العملهاي‌ غيرمنطقي‌ در چنين‌ شرايطي‌ بسيار ديده‌ مي‌شود، جلوگيري‌ از ازدحام‌ خبرنگاران‌ کنجکاو، حفظ‌ اعتبار، کاهش‌ عوارض‌ و بازتابهاي‌ منفي‌ آن‌ بر آينده‌ و افکار عمومي‌ مسائلي‌ هستند که‌ گاه‌ از کنترل‌ خود بحران براي‌ مسئولان‌ مشکل‌تر مي‌شود. تضادي‌ که‌ بين‌ کنترل‌ بحران و تسلط‌ بر شايعات‌ و اعصاب‌ ايجاد مي‌گردد، دقيقاً‌ نمايانگر عدم‌ آمادگي‌ است. تعجب‌ و غافلگيري‌ اولين‌ عامل‌ مخرب‌ در بحرانهاست. در حقيقت‌ دوباره‌ به‌دست‌ گرفتن‌ اوضاع‌ يا شکست‌ درهمان‌ ساعات‌ اول‌ مشخص‌ مي‌شود. براي‌ نمونه، در بحبوحه‌ بحراني‌ که‌ سال‌ 1986 هنگام‌ انفجار شاتل‌ فضايي‌ چلنجر براي‌ ناسا پيش‌ آمد، واکنش‌ اوليه‌ ناسا به‌خوبي‌ نشان‌ داد زماني‌ که‌ افراد ناگهان‌ با بحران مواجه‌ مي‌شوند چه‌ اشتباهاتي‌ ممکن‌ است‌ از آنها سربزند. ناباوري‌ مسئولان‌ ناسا که‌ ناشي‌ از عدم‌ پيش‌بيني‌ اين‌ سانحه‌ بسيار محتمل‌ بود، مانع‌ از آن‌ شد که‌ مقامات‌ ناسا واکنش‌ بهينه‌اي‌ از خود نشان‌ دهند و در پي‌ آن‌ سوء مديريت‌ در توضيح‌ دلايل‌ وقوع‌ سانحه‌ و مقصر دانستن‌ افراد و بخشهاي‌ مختلف، اعتبار اين‌ سازمان‌ را نزد مردم‌ به‌شدت‌ تحت‌ تاثير قرار داد.


- تصميم‌گيري‌
‌بايد توجه‌ کرد تصميم‌گيريهاي‌ مهم‌ و عمده‌ همواره‌ از ضروريات‌ بحران در لحظات‌ اول‌ است. تصميماتي‌ که‌ نه‌تنها در ابعاد وسيعي‌ تاثير مي‌گذارد و در حقيقت‌ آينده‌ و گستره‌ بحران را مي‌سازد، بلکه‌ همه‌ در مورد آن‌ قضاوت‌ مي‌کنند. بنابراين، طبيعي‌ است، در مواجهه‌ با بحران اتخاذ تصميمهاي‌ صحيح‌ منوط‌ به‌ دسته‌بندي‌ حقايق‌ و واقعيتها باشد. حياتي‌ترين‌ اقدام‌ در آغاز اين‌ است‌ که‌ بايد به‌سرعت‌ فهميد چه‌ چيزي‌ رخ‌ داده‌ است‌ و چه‌ اقدامي‌ در مقابل‌ آن‌ بايد انجام‌ داد و پس‌ از آن‌ شرايط‌ چگونه‌ خواهد بود. بيش‌ از 90% تصميمات‌ حساس‌ در ساعات‌ اوليه‌ بحران صورت‌ مي‌گيرد و عوامل‌ بسيار متعددي‌ بايد در مورد افراد و مسائل‌ مرتبط‌ در آنِ‌ واحد در نظر گرفته‌ شود. دقيقاً‌ بغرنجي‌ مسئله‌ در اينجا نهفته‌ است، زيرا بخش‌ عظيمي‌ از اين‌ ملاحظات‌ ضروري‌ و همزمان‌ را مي‌توان‌ در پيش‌بيني‌ها و برنامه‌ مديريت‌ بحران قبل‌ از وقوع‌ بحران انجام‌ داد. بايد توجه‌ داشت‌ بحران به‌طور اجتناب‌ناپذير در سه‌ بعد تصميم‌گيري‌ را تحت‌ تاثير قرار مي‌دهد:
1 - هدفهاي‌ عالي‌ و حياتي‌ واحد تصميم‌گيرنده‌ را تهديد مي‌کند؛
2 - زمان‌ واکنش‌ را براي‌ اتخاذ تصميم‌ محدود مي‌سازد؛
3 - عناصر و عوامل، تصميم‌گيرنده‌ را با بروز ناگهاني‌ خود غافلگير مي‌کند.
‌سه‌ عامل‌ مهم‌ که‌ در تعريف‌ و تشخيص‌ بحران از ديدگاه‌ روش‌ تصميم‌گيري‌ نقش‌ عمده‌ دارند، عبارتند از: تهديد، زمان و غافلگيري. بحرانهاي‌ مختلف‌ برحسب‌ اينکه‌ ميزان‌ هريک‌ از عوامل‌ سه‌گانه‌ فوق‌ در آنها شديد، متوسط‌ يا ضعيف‌ باشد درجه‌بندي‌ مي‌شوند. که‌ شدت‌ تهديد، کوتاهي‌ زمان‌ و غافلگيري‌ از ويژگيهاي‌ بحرانهاي‌ حاد هستند. براساس‌ ترکيبي‌ که‌ از اين‌ سه‌ عامل‌ به‌دست‌ مي‌آيد مکعب‌ بحران ساخته‌ مي‌شود. در اين‌ مکعب‌ درجه‌ آگاهي‌ در دو حد غافلگيري و پيش‌بيني‌ شده قرار گرفته‌ که‌ مبين‌ ادراک‌ و تشخيص‌ و آگاهي‌ مقامات‌ تصميم‌گيرنده‌ از بروز بحران است.
‌بنابراين‌ تصميمات‌ به‌تناسب‌ شدت‌ تهديد تداوم‌ زماني و درجه‌ آگاهي متفاوت‌ هستند.
‌بحرانها معمولاً‌ خبر نمي‌کنند و يکي‌ از ويژگيهاي‌ عمده‌ آنها همين‌ غيرمترقبه‌بودن‌ آنهاست‌ که‌ تصميم‌گيرندگان‌ را مواجه‌ با هيجان‌ و اضطراب‌ و سردرگمي‌ مي‌کند. ليکن‌ در شرايط‌ عادي‌ امکانات‌ بسيار زيادي‌ در اختيار مسئولان‌ امور است‌ که‌ به‌طور سيستماتيک‌ آماده‌ برخورد با وضعيتهاي‌ احتمالي‌ بحراني‌ گردند. به‌اين‌ ترتيب‌ شانس‌ موفقيت‌ در مهارکردن‌ يا بهره‌برداري‌ از وضعيت‌ پيش‌آمده‌ بيشتر مي‌گردد. کوشش‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ قواعد عملي‌ و آزمون‌ فرضيه‌هايي‌ از اين‌ نوع‌ مي‌تواند به‌آمادگي‌ بيشتر بينجامد:

سوال: در چنين‌ شرايطي‌ منابع‌ قابل‌ دسترسي‌ کدامند؟ با چه‌ سرعت‌ و به‌ چه‌ ميزاني‌ مي‌توان‌ از آنها استفاده‌ کرد؟
فرضيه: وجود منابع‌ و توانمنديهاي‌ مادي‌ و معنوي، کيفيت‌ و تاثير پاسخ‌ به‌ بحران را افزايش‌ مي‌دهد.
قاعده: در آغاز بحران، توانمنديها و محدوديتهاي‌ خود را فوراً‌ ارزيابي‌ کنيد، کمکهايي‌ که‌ مي‌توان‌ از سازمانها و منابع‌ مشابه‌ به‌دست‌ آورد را مشخص‌ کنيد.
سوال: احتمال‌ رخداد چه‌ اتفاق‌ ديگري‌ همزمان‌ با اين‌ بحران موجود است، که‌ ممکن‌ است‌ بخشي‌ از منابع، انرژي‌ توجه‌ و وقت‌ تصميم‌گيرندگان‌ را به‌خود معطوف‌ کند. آيا بحران باعث‌ رکود و يا حدت‌ رخداد دوم‌ نخواهد شد؟
فرضيه: دامنه‌ بحران هرچه‌ وسيعتر باشد احتمال‌ اينکه‌ منابع، توجه‌ و انرژي‌ بيشتري‌ را به‌ خود تخصيص‌ دهد بيشتر خواهد بود.
قاعده: در يک‌ زمان‌ واحد ممکن‌ است‌ بيش‌ از يک‌ بحران به‌وجود آيد، بايد به‌ مسئولان‌ امر براي‌ برخورد با ساير مسائل، اختيارات‌ کافي‌ تفويض‌ گردد.
‌چنين‌ سئوالاتي‌ را مي‌توان‌ در مورد ميزان‌ صحت‌ اطلاعات‌ کسب‌ شده، کانالهاي‌ مخابراتي، امکانات‌ متنوع‌ قابل‌ جانشين‌ و غيره‌ طرح‌ کرد و فرضيه‌ را به‌ قاعده‌ تبديل‌ و پس‌ از آن‌ طرح‌ کامل‌ و جامعي‌ براي‌ مقابله‌ با بحران به‌وجود آورد.
‌هرچند تصميم‌گيريهاي‌ مهم‌ و سريع‌ از جمله‌ اقدامات‌ اوليه‌ و اساسي‌ مديريت‌ بحران‌ است، ليکن‌ کيفيت‌ تصميم‌ اهميتي‌ بسيار تعيين‌کننده‌ دارد. شکي‌ نيست‌ مسئولان‌ خوب‌ با واقع‌بيني‌ بيشتري‌ به‌ داوري‌ عملکردهاي‌ گذشته‌ مي‌پردازند. آنها مانند ناخداي‌ ماهر با اتکا به‌ تخصص‌ و تجربه‌ با مشاهده‌ ابرهاي‌ تيره‌ در افق‌ و پايين‌آمدن‌ فشار جو و تغييرات‌ مستمر يا دفعي‌ در ساير عوامل‌ و شرايط‌ طبيعي‌ خود را براي‌ برخورد با يک‌ وضعيت‌ فوق‌العاده‌ طوفاني‌ آماده‌ مي‌کنند. بحران چيزي‌ جز تجلي‌ برخورد تمام‌ عواملي‌ که‌ يکمرتبه‌ از حالت‌ سکون‌ يا نظم‌ به‌ حالت‌ متحرک‌ يا بي‌نظم‌ درآمده‌ و آرامش‌ را برهم‌ زده‌ نيست. نداشتن‌ تجربه‌ و تخصص‌ باعث‌ مي‌گردد که‌ تصميمات‌ براساس‌ قضاوتها و برداشتهاي‌ ناصحيح‌ و بي‌پايه‌ گرفته‌ شود. تصميم‌ را مي‌توان‌ بازده‌ يک‌ سيستم‌ تلقي‌ کرد که‌ معرف‌ ارزشهاي‌ آن‌ سيستم‌ است. تصميم‌ متضمن‌ انتخاب‌ است‌ و اتخاذ آن‌ در شرايطي‌ ميسر است‌ که‌ راهکارهاي‌ چندگانه‌اي‌ وجود داشته‌ باشد.


- تجسم‌ و پيش‌بينی‌ بحران‌
‌بعضي‌ از موسسات‌ خدماتي‌ معتبر برنامه‌هاي‌ دقيق‌ و موشکافانه‌اي‌ در مورد ارتباطات‌ بحران براي‌ خود تهيه‌ کرده‌اند که‌ مي‌تواند هنگام‌ بروز بحران متناسب‌ شرايط‌ تطبيق‌ گشته‌ و سريعاً‌ به‌اجرا درآيد. چنين‌ طرحهايي‌ بايد در زماني‌ تهيه‌ شوند که‌ نحوه‌ عملکرد سازمان‌ رضايت‌بخش‌ است. هرچه‌ بيش‌بيني‌ جامع‌تر باشد هنگام‌ بروز بحران فرصتهاي‌ بهتري‌ براي‌ حل‌ موفقيت‌آميز آنها وجود خواهد داشت. بااينکه‌ هيچ‌ بحراني‌ شبيه‌ بحرانهاي‌ ديگر نيست‌ ليکن‌ تشابهات‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ بين‌ آنها وجود دارد. کشف‌ و درک‌ اين‌ تشابهات‌ کليدي، جهت‌ برنامه‌ريزي‌ براي‌ رويارويي‌ با بحران و تخفيف‌ اثرات‌ سوء آن‌ ضروري‌ است. هرگز نبايد از شناسايي‌ بحرانهاي‌ بالقوه‌ فارغ‌ شد. بحرانهايي‌ که‌ در حيطه‌ فعاليت‌ مشابه‌ رخ‌ مي‌دهد و اخبار آن‌ به‌اطلاع‌ جامعه‌ مي‌رسد، مي‌تواند سرنخهاي‌ جديدي‌ براي‌ تکميل‌ برنامه‌ريزي‌ بحران در ابعاد ناشناخته‌ قبلي‌ به‌دست‌ دهد. زماني‌ که‌ سازماني‌ در فکر آمادگي‌ براي‌ مقابله‌ با بحران است، در حقيقت‌ در نيمه‌ راه‌ برنامه‌ريزي‌ براي‌ مواقع‌ اضطراري‌ است. مسلماً‌ مديران‌ خلاق‌ و مبتکر مي‌توانند شرايط‌ بالقوه‌ بحرانها را تصور و جزئيات‌ پيچيده‌ آن‌را ترسيم‌ کنند. سرعت‌ و شتاب‌ تغييرات‌ سبب‌ مي‌شود ابعاد و گستره‌ بحرانهاي‌ موجود حتي‌ در زمينه‌هاي‌ مشابه تفاوتهاي‌ چشمگيري‌ داشته‌ باشند. اما همين‌ تغييرات‌ شگرف‌ و رشد و توسعه‌ چشمگير صنايع‌ مختلف‌ امکانات‌ جديدي‌ را براي‌ تصوير آينده‌ و پيش‌بيني‌ شرايطي‌ که‌ در هيچ‌ آزمايشگاهي‌ قابل‌ بازسازي‌ نيست‌ فراهم‌ ساخته‌ است. در بيست‌ سال‌ گذشته‌ چندين‌ بحران فجيع‌ در زمينه‌ حمل‌ و نقل‌ دريايي‌ و هوايي، شرکتهاي‌ شيميايي‌ و پتروشيمي، تاسيسات‌ اتمي‌ و بازتابهاي‌ بلاياي‌ طبيعي‌ بر نيروگاهها داشته‌ايم. که‌ مهمترين‌ آنها کارخانه‌ بوپال‌ هند، نيروگاه‌ چرنوبيل، کشتي‌ نفت‌کش‌ اکسون‌ والدز در سال‌ 1989، برخورد دو هواپيماي‌ پان‌ امريکن‌ و ک.ال.ام‌ در اسپانيا، هواپيماربايي‌ کراچي‌ در سال‌ 1986، گردباد گلوريا در سال‌ 1985 در ايالت‌ نيويورک... بوده‌ است. در سالهاي‌ اخير کمپاني‌هاي‌ معظم‌ فيلم‌سازي‌ دست‌ به‌ تهيه‌ فيلمهاي‌ علمي‌ - تخيلي‌ خارق‌العاده‌اي‌ زده‌اند که‌ به‌جرئت‌ مي‌توان‌ گفت‌ آميزه‌اي‌ از هنر و علم‌ براي‌ تجسم‌ تصويري‌ عميق‌ با رعايت‌ تمام‌ريزه‌ کاريها از زواياي‌ مختلف‌ يک‌ رخداد هولناک‌ بوده‌ است. از آن‌ نمونه‌ مي‌توان‌ فيلمي‌ که‌ به‌صورت‌ سريال‌ از وقوع‌ زلزله‌ خيالي‌ در نيويورک‌ با صرف‌ هزينه‌اي‌ معادل‌ 4 ميليارد دلار ساخته‌ شده‌ است، نام‌ برد.
‌صحنه‌هاي‌ آن‌ دقيقاً‌ بازتاب‌ بحراني‌ سراسري‌ براي‌ کليه‌ صنايع‌ خدماتي‌ و شهري‌ است‌ که‌ به‌شکل‌ تنگاتنگي‌ به‌ يکديگر مرتبط‌ هستند. شايد موشکافي‌ انجام‌ شده‌ در بازسازي‌ چنين‌ صحنه‌هايي‌ به‌همان‌ اندازه‌ که‌ براي‌ ايجاد هيجان‌ و کشش‌ متناسب‌ است، مي‌تواند سرنخي‌ به‌دست‌ مديران‌ بحران و استراتژيست‌هايي‌ بدهد که‌ قاعدتاً‌ به‌ چنين‌ قوه‌ تخيلي‌ نياز دارند. مجموعه‌هايي‌ از اين‌ نوع‌ مي‌تواند در تصور جزييات‌ شرايط‌ بحراني‌ براي‌ مديران‌ بحران صنايع‌ کليدي‌ چون‌ برق‌ مفيد باشد زيرا تهيه‌ چنين‌ فيلمهايي‌ که‌ شايد در مجموع‌ تعدادي‌ نه‌ بيش‌ از انگشتان‌ دست‌ را تشکيل‌ مي‌دهند، باياري‌ آرشيوها، محققان‌ و حتي‌ متخصصيني‌ انجام‌ شده‌ که‌ جمع‌آوري‌ اين‌ تيم‌ از عهده‌ هر سازمان‌ يا موسسه‌اي‌ برنمي‌آيد.
‌نکته‌ اينجاست‌ که‌ شرايط‌ عمومي‌ بحران از جمله‌ نياز به‌ تصميم‌گيري‌ سريع‌ (عدم‌ واکنش‌ سريع‌ عواقب‌ نامطلوبي‌ خواهد داشت)، راه‌حلهاي‌ محدود، عواقب‌ وخيم‌ براي‌ تصميمات‌ غلط‌ و درگيربودن‌ گروههايي‌ بااهداف‌ متضاد در مسئله‌ از يک‌ طرف‌ و در خطربودن‌ اهداف‌ گروههاي‌ متنوع‌ افراد از سوي‌ ديگر نمي‌تواند به‌ طور ملموس‌ نشان‌ دهد چه‌ اقداماتي‌ ضروريست. هيجان، خطر و تاثير رويدادهاي‌ اضطراري‌ به‌ اقدامات‌ ويژه‌اي‌ نياز دارد. بايد شوکهاي‌ غيرمنتظره‌ و رويدادهاي‌ برنامه‌ريزي‌ نشده‌ را هم‌ مد نظر گرفت. به‌ بيان‌ ديگر آنچه‌ مي‌تواند لحظات‌ بسيار حساس‌ و تعيين‌ کننده‌ بحران را مديريت‌ کند اين‌ است‌ که‌ گروههاي‌ مختلف‌ بدانند از آنها چه‌ انتظاري‌ مي‌رود؟ چه‌ بايد انجام‌ دهند و از چه‌ کاري‌ بايد پرهيز کنند، اين‌ امر آنها را قادر مي‌سازد که‌ با خونسردي‌ کامل‌ عمل‌ کنند و در کار خود موفق‌ شوند. در نتيجه‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌شود اولاً‌ هم‌ جهت‌ خواهد بود يعني‌ يکديگر را خنثي‌ نمي‌کند، ثانياً‌ در سمت‌ کنترل‌ بحران پيش‌ خواهد رفت. به‌بيان‌ ديگر با مديريت‌ بحران مي‌توان‌ باقدرت‌ جلو گسترش‌ و ايجاد ابعاد تازه‌ را گرفت. در حالي‌ که‌ با عملکرد نامناسب، بحران به‌سرعت‌ گسترش‌ يافته‌ و وضعيت‌ از آنچه‌ هست‌ بدتر مي‌شود.

ادامه دارد ...

 

مقاله      
مديريتي    

 

 

مدیریت با مهربانی و قاطعیت

مصطفی کوثری مهر

 

 

در جهان امروزی که علوم، تکنولوژی و دانش پیشرفت نموده و سازمان های بزرگ صنعتی و تولیدی به وجود آمده است، مهمترین مسئله، چگونگی اداره مجموعههای عظیم انسانی است. امروزه از یک سو جهان هر روز به سمت بیعدالتی اداری پیش میرود و از دیگر سو، مدیریت به فنی پیچیده و تکنیکی تبدیل شده است، از سویی، آنچه مدیر را از دیگران متمایز میسازد، میزان نفوذ و تأثیرگذاری او بر کارکنان، به منظور انجام وظایف و دستیابی به اهداف است. یکی از ضروریات نفوذ بر دیگران، همسویی گفتار و کردار است. این موضوع، آنگاه که بحث ارزشهای دینی و فرهنگی مطرح میشود، به دقت نظر بیشتری نیاز دارد؛ چرا که حرمت باورها و ارزشها، تنها با عمل به آنها حفظ میشود. لذا لازم است با فقه پویای اسلامی و با استفاده از کتاب و سنت و.‎/ مدیریت سالم و نظام مند اسلامی ارائه شود. مسند مدیریت از دیدگاه اسلام، امانتی است که مدیران در این مسند، باید حافظ ارزشهای اخلاقی، معنوی و اسلامی باشند. در نظام اسلامی با توجه به والاییها و منزلتهای انسان، مدیریت اعمال میشود و هرگاه اصول و شیوههای مدیریت منافی حرمت شخصیت و حیثیت انسانی باشد، مورد تأیید اسلام نخواهد بود، زیرا در این مکتب، قانون حفظ منزلت انسان، بر روشها و اصول مدیریت حاکم است.


● تعریف مدیریت
برخی مدیریت را چنین تعریف کرده اند: علم و هنر هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیت های دسته جمعی، برای نیل به هدف های مطلوب، با حداکثر کارایی. شهید مطهری در تعریف مدیریت می فرماید:فن بسیج کردن و بهتر سامان دادن و بهتر سازمان دادن و بهتر کنترل کردن نیروهای انسانی و به کار بردن آنها. بر این اساس مدیریت اسلامی این گونه تعریف شده است:مدیریتی که زمینه رشد انسان به سوی الله (الی الله المصیر) را فراهم نماید و مطابق کتاب و سنت و سیره و روش پیامبر (ص) و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ و علوم و فنون و تجارب بشری، برای رسیدن به اهداف یک نظام در ابعاد مختلف، همانند یک محور و مدار و قطب عمل کند را مدیریت اسلامی گویند.


● خصوصیات مدیریت از دیدگاه اسلام
مدیریت وسیله‌ای برای رسیدن به امیال شخصی نیست. مدیر اسلامی نباید مسند مدیریت را وسیله افتخار و نردبان نخوت و در جهت امیال شخصی و نفسانی خود قرار دهد؛ زیرا اسلام چنین مدیرانی را مورد سرزنش و انتقاد قرار میدهد؛ چنانکه امام صادق (ع) میفرماید: آن کسی که به دنبال ریاست برود، هلاک میشود. مدیریت امانت است نه طعمه. مدیر باید مدیریت را امانتی در دست خود بداند و به شدت از آن مراقبت نماید.
امام علی(ع) ـ در نامهای به فرماندار خود در آذربایجان (اشعث بن قیس) مینویسد: مدیریت و حکمرانی برای تو طعمه نیست، بلکه یک امانت است، و کسی که از تو بالاتر است از تو خواسته که نگهبان آن باشی.
مدیریت تکلیف است نه حق. در نظام اسلامی، واگذاری و قبول مدیریتها و منصبهای اجتماعی، یک تکلیف است نه حق؛ یعنی مدیرانِ پرورشیافته در مکتب آسمانی اسلام، خدمت در منصب مدیریت را انجام تکلیف شرعی میدانند و معتقدند که مدیریت وظیفه است نه وسیله سودجویی. مدیریت خدمت است نه حکومت. در بینش اسلامی، مدیر اسلامی هرگز مدیریت را برای حاکمیت خویش نمیخواهد؛ زیرا در چنین صورتی او حاکم است نه خادم.
مدیریت قبل از اینکه ریاست باشد، خدمتگزاری است؛ چنانکه حضرت علی(ع) میفرماید: .‎/‎/ به خدا قسم این کفش کهنه و پر از وصله نزد من از حکومت بر شما محبوبتر است و بدین دلیل حکومت را پذیرفتهام که حق را ثابت کنم و باطل را از میان بردارم.مدیریت بیشتر هدایت کردن است تا قدرتنمایی. بسیاری از مدیران، مدیریت را میدان نمایش قدرت میدانند.
قرآن کریم به پیامبر (ص) توصیه میکند که مدیریت فرهنگی، اعتقادی و سیاسی باید در فضای فرحزای هدایت به بار نشیند و هرگاه این فضا به خفقان و اجبار آلوده شود، هرگز موفقیت و رشدی نخواهد بود.


● چارچوب های مدیریت
صاحبنظران علم مدیریت می گویند مدیریت چارچوبها و معیارهایی دارد که مدیر باید در محدوده آنها رفتار کند و نمیتواند برای پیشبرد کارهایش از آن محدوده خارج شود.
مدیریت و منزلت انسان؛ در نظام اسلامی مدیر با توجه به منزلتهای انسانی مدیریت میکند و هرگاه روش ها و شیوههای مدیریت به شخصیت و حیثیت انسان لطمه وارد کند، آن مدیریت اسلامی نیست؛ زیرا انسان خلیفه و جانشین خداوند در روی زمین است و قانون حفظ منزلت انسان، حاکم بر روشها و اصول مدیریت است.
مدیریت و قانون خدا؛ در بینش اسلامی مدیریت تا جایی نافذ است که با احکام الهی تضاد نداشته باشد؛ چنانکه پیامبر (ص) میفرماید: اطاعت برای اجرای فرمان مخلوق نیست، در صورتی که معصیت خالق را موجب شود. مدیریت و وجوب عدل و احسان؛ یکی از اصولی که در نظام اجتماعی اسلام حاکم بر کلیه مقررات و روابط اجتماعی است، وجوب عدل و احسان و دوری از گمراهی است.
مدیریت و تقدس وسیله؛ مدیر اسلامی برای رسیدن به اهداف انسانی، نباید از وسایل غیرمقدس و غیرارزشی استفاده نماید؛ حضرت علی (ع) میفرماید: پیروز نشده کسی که با گناه و تجاوز به پیروزی رسیده؛ و آن کسی که با شر و ستمگری غالب شود در حقیقت مغلوب است.


● ارکان مدیریت از دیدگاه اسلام

▪ برنامهریزی: به تدوین و تعیین فعالیتهایی که باید در محدوده راهها و در چارچوب روشهای مشخص انجام پذیرد، برنامهریزی گویند. قرآن و سنت، دو منبع غنی و گسترده اند که برای برنامه زندگی فردی و اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی، سیاسی و اقتصادی انسان مسلمان و حتی برای پس از مرگ او برنامهریزی دقیقی کرده اند.

▪ سازماندهی: در فرهنگ اسلامی که فرهنگ نظم و انضباط است، سازماندهی جایگاه ویژه ای دارد. تقسیم کار، تحدید وظایف، جلوگیری از تداخل امور و اختیار و آزادی در محدوده مسئولیت، از مسائلی هستند که اسلام برای سعادت انسان ضروری میداند.

حضرت علی (ع) خطاب به مالک اشتر مینویسد: ای مالک در کار کارمندانت با دقت بنگر و آنان را پس از آزمایش به کار بگمار.

▪ هماهنگی: یکی دیگر از ارکان مدیریت، هماهنگی است. مدیر با یک سلسله حرکتها و برنامههای منظم واحدهای مختلف سازمان را به یکدیگر مرتبط می سازد. هماهنگی و همسویی در یک سازمان، از اهمیت خاصی برخوردار است و بدون هماهنگی، مجموعه ؛ مجموعه نخواهد بود. چنان که پیامبر (ص) پس از هجرت با ایجاد اخوت و برادری بین قبایل و افراد مختلف، انسجام و هماهنگی مطلوبی را به وجود آورد که عامل بسیاری از موفقیتهای آن زمان مسلمین بود.

▪ نظارت :یکی دیگر از ارکان مدیریت و از وظایف مهم مدیر نظارت و کنترل است. مدیر در حیطه نظارت، باید همه فعالیتهای مجموعه را با برنامه ها بسنجد؛ چنانچه آنها با اهداف و برنامه ها تطابق داشته باشند، آن مجموعه، مجموعه موفقی خواهد بود. مولای متقیان حضرت علی (ع) میفرماید: حاکم باید برای اطلاع از مردم، بویژه طبقه محروم جامعه، دستگاه خاص نظارتی داشته باشد تا از مشکلات زندگی آنها آگاهی یابد. و در جای دیگر می فرمایند: ای مالک از معتمدان خویش، کسی که خداترس و فروتن است، برای نظارت بر زندگی محرومان برگزین تا امورشان را به تو گزارش دهد.
اسلام نظارت مستقیم را به آن مفهومی که مدیر در جزئیترین مسائل شخصاً نظارت کند، نمیپذیرد؛ زیرا معتقد است مدیر با پرداختن به کارهای فرعی از کارهای اصلی باز میماند. به همین خاطر، اسلام نظارت غیرمستقیم را میپسندد، یعنی مدیر از طریق افراد دیگر که به منزله چشم او هستند، کار نظارت بر سازمان را انجام می دهد.مدیریت غیر متمرکز
حتی اسلام نظارت را به عنوان قانون شرعی و تکلیف الهی وظیفه همه مردم میداند تا نسبت به سرنوشت یکدیگر علاقهمند شوند؛ میتوان در امر به معروف و نهی از منکر این نظارت و وظیفه را به روشنی دید. مردان و زنان با ایمان، بعضی ناظر و سرپرست بعضی دیگرند، به این معنا که همدیگر را امر به معروف و نهی از منکر میکنند.
▪ ارزشیابی: بررسی میزان رسیدن به اهداف با توجه به امکانات موجود را ، ارزشیابی گویند. اسلام اهمیت خاصی برای ارزشیابی قائل است و آن را تحت عنوان محاسبه روزانه برای هر مسلمان توصیه میکند. چنانکه حضرت امام کاظم (ع) میفرماید: از ما نیست کسی که هر روز در یک محاسبه به ارزشیابی کارهای خود نپردازد و اگر کار نیکی انجام داد از خدا فزونی آن را نخواهد، و اگر کار زشتی انجام داد، از خدا آمرزش و توبه نخواهد.

▪ تصمیم گیری: امروزه بخش مهمی از وقت و کار مدیران صرف حل مشکل و تصمیم گیری می شود به طوری که می توان گفت وظایف اساسی برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل نیز مستلزم تصمیم گیری است ‎ بر اثر تصمیم، خط مشی ها، جریان امور و اقدامات آتی مشخص شده، دستورات لازم صادر می گردند بنابراین تصمیم گیری چارچوبی برای عملکرد کارکنان سازمان فراهم می سازد. در مدیریت اسلامی نیز توجه بسیاری به امر تصمیم گیری شده است تا آنجا که امام علی (ع) تصمیم فرد را برابر با میزان عقل و اندیشه او می داند
در قرآن ، سه مرحله برای تصمیم گیری بیان شده است : ۱- مشورت ۲- اتخاذ تصمیم ۳- توکل بر خداوند


● ابزار مدیریت از دیدگاه اسلام

▪ سعه صدر: سعه صدر به معنای داشتن ظرفیت لازم در برخورد با مسائل گوناگون، یکی از ابزارهای مهم و مؤثر مدیریت است؛ حضرت علی(ع) در این باره می فرماید: ابزار مدیریت، شرح صدر و گشایش سینه است.

▪ نیروی انسانی: مدیر بیشتر طرحها و اندیشههای مدیریت را از طریق همکاران انجام میدهد؛ در واقع کلیه افرادی که در سازمان و تشکیلات کار میکنند، وسیله و عاملی برای مدیرند. در مدیریت اسلامی که ریشه الهی دارد، اندیشهها و طرحهای نشأت گرفته از وحی در چارچوب ضوابط مکتب و با رعایت اصل فطرت و اصول انسانیت به دست همکاران مؤمن سپرده میشود و از آنها خواسته میشود تا به عنوان تکلیف شرعی در گسترش و اجرای آن بکوشند؛ هر چند خود مدیر جلودار کاروان است.

 

تکنيکهاي     
موفقيت
   

 

 

ارزش ‌کار‌ خود را بالا‌‌ ببرید

 

● یادگیری بی‌وقفه:
فارغ از این‌که می‌خواهید زمینه شغلی خود را عوض کنید یا در شغل فعلی به کار خود ادامه دهید، دانش‌اندوزی و کسب تجربه‌های مختلف در یک شغل، ارزش کارتان را بالا می‌برد.
اگر می‌خواهید زمینه شغلی خود را عوض ‌کنید، دانش‌اندوزی و یادگیری، تبدیل به امری اجتناب‌ناپذیر می‌شود؛ زیرا باید مهارت‌های دیگری را در خود پرورش دهید و چنانچه تصمیم به تغییر شغل ندارید، یادگیری، آموزش و تجربه‌اندوزی، موقعیت‌های شغلی بهتری برای شما فراهم می‌کند. ارتقای شغلی و پاداش، بخشی از مزایایی هستند که شما با تجربه‌اندوزی روزافزون نصیب خود می‌کنید.
علاوه بر این، یادگیری و بالابردن دانش حرفه‌ای باعث می‌شود در عرصه رقابت حرفه‌ای یک گام جلوتر از دیگران بایستید.


● روزمرگی را کنار بگذارید
امروزه، امکان بقا در جامعه کاری، غیرقابل پیش‌بینی و متحول عصر حاضر، مانند رانندگی با سرعت بالا در یک منطقه نامعلوم است. راننده چنین خودرویی باید کاملاً هوشیار باشد و با پیش‌بینی هرگونه اتفاقی در مسیر، بسیار حساب‌شده رانندگی کند. به خاطر داشته باشید در محیط کار نیز چنین شرایطی حکمفرماست، البته با کمی شدت و ضعف!
بنابراین باید خود را مجهز کنید تا بتوانید با موفقیت، با تغییر و تحولات کاری کنار بیایید.
قدم اول در این راه، این است که روال زندگی حرفه‌ای خود را تغییر دهید؛ منظور از تغییر روال، دل کندن از همه روزمرگی‌های کاری است که خلاقیت شما را کور می‌کند و راه‌های موفقیت آینده شما را می‌بندد.
البته باید گفت روزمرگی‌های کاری، تعریف مشخص و ثابتی ندارند و هر کس با توجه به حرفه خود، باید عواملی را که باعث می‌شوند وی در یک سطح خاص راکد بماند و علاقه‌ای به پیشرفت در کار و ارتقای مقام نداشته باشد، کشف کند.
نداشتن یک دورنمای روشن از آینده، خوگرفتن به برخی شرایط کاری، سستی شخصی و... از جمله عواملی هستند که باعث می‌شوند افراد، هوشیاری لازم را در مقابل تغییر و تحولات از دست بدهند.
گام دوم برای کسب این هوشیاری و تجهیز حرفه‌ای، این است که اطمینان حاصل کنید از تغییر و تحولات مختلف در شرکت یا محل کارتان آگاهید.
به این مساله به مثابه نوعی استراتژی بقا نگاه کنید. برای آگاهی از این تغییر و تحولات، از شیوه‌های زیر استفاده کنید.
به مطالبی که درباره شرکت شما نوشته شده‌اند توجه کنید و با خواندن آنها سعی کنید به تغییر و تحولاتی که در ساختار طبقه‌بندی کارکنان، طیف محصولات تولیدی، اولویت‌های شغلی و مدیریت‌های جدید اعمال شده‌اند پی ببرید.
همچنین به خواندن مطالبی که درباره شرکت شما در مطبوعات یا نشریات تجاری نوشته می‌شوند علاقه نشان دهید.
با خواندن این‌گونه مطالب، به پاسخ برخی از پرسش‌‌ها پی خواهید برد. تعدادی از این پرسش‌ها عبارتند از:
▪ آیا رقیب قدرتمند‌تری در حال ظهور است؟
▪ آیا گروه مدیریتی دچار اختلاف شده؟
▪ آیا بودجه مالی لازم برای خط تولید فراهم است؟
▪ سهام شرکت چگونه است؟
با افراد یا کسانی که به نوعی در ارتباط با کار شما، شرکای تجاری شرکت شما و... هستند در تماس باشید و تغییر و تحولات شرکت را از طریق آنها پیگیری کنید.

 

لينکهاي    
 هفته     

 

 

ویژه نامه فرصت عاشقی
بمناسبت اعياد مبارک شعبانيه

 

مجموعه ديدگاههای اشخاص و احزاب سياسی در حمايت از مقام معظم رهبری

 

فايل mp3 : شعری فولکلوريک و بسيار زيبا بمناسبت ميلاد حضرت ابوالفضل (ع)
 

رسول نور
پایگاه تخصصی حضرت محمد (ص)

 

آمار جالبی در مورد اینترنت