مجله شماره بیست وششم          

 سه شنبه 24 شهریور 1388                                                                            

 

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

مصحف هدایت

عوامل خود کنترلی ( قسمت چهارم )

جمله مديريتي 

طنز مديريتي

حکايت مديريتي

مثبت انديشی يا تفکر مثبت

تکنيکهاي موفقيت

نکات مدیریتی

دانستنیهای مدیریت

هنر رفتار با افراد دشوار و تاثیر آن در عملکرد کاری

درسهایی از سریال جومونگ

قواعد مدیریتی : تقصیر را به گردن بگیر

 پیامک های عید فطر

تست های خودشناسی

چند سالته؟

لينکهاي هفته    

    

 

مصحف    
هدايت    

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار خواهد گرفت. در اين شماره سوره دوم از قرآن کريم را تقديم مي کنيم. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدینه

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَـئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ 177 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ 178 وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ 179 كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ 180 فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ 181

ترجمه فارسي مکارم

نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روى خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد; (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد; و همه وقت خود را مصروف آن سازيد;) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز ، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده; و مال (خود) را، با همه علاقه‏اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى‏كند; نماز را برپا مى‏دارد و زكات را مى‏پردازد; و (همچنين) كسانى كه به عهد خود -به هنگامى كه عهد بستند-وفا مى‏كنند; و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند; اينها كسانى هستند كه راست مى‏گويند; و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است;) و اينها هستند پرهيزكاران! 177 اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر كسى از سوى برادر (دينى) خود، چيزى به او بخشيده شود، (و حكم قصاص او، تبديل به خونبها گردد،) بايد از راه پسنديده پيروى كند (و صاحب خون، حال پرداخت كننده ديه را در نظر بگيرد) و او ( قاتل) نيز، به نيكى ديه را (به ولى مقتول) بپردازد; (و در آن، مسامحه نكند) اين، تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگار شما! و كسى كه بعد از آن، تجاوز كند، عذاب دردناكى خواهد داشت 178 و براى شما در قصاص، حيات و زندگى است، اى صاحبان خرد! شايد شما تقوا پيشه كنيد 179 بر شما نوشته شده: هنگامى كه يكى از شما را مرگ فرا رسد، اگر چيز خوبى ( مالى) از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزديكان، بطور شايسته وصيت كند! اين حقى است بر پرهيزكاران! 180 پس كسانى كه بعد از شنيدنش آن را تغيير دهند، گناه آن، تنها بر كسانى است كه آن (وصيت) را تغيير مى‏دهند; خداوند، شنوا و داناست 181

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

 

مديريت    
علوي    

 

 

عوامل خود کنترلی
قسمت چهارم / بخش دوم

 

 

 

 

ب ) ارزش ها
ارزش ها در اسلام ، كه بر جهان بينى اسلامى و نگرش توحيدى به عالم هستى مبتنى است ، در واقع حكم شاخ و برگ هاى درخت تنومند اسلام را دارد، كه ريشه آن را اصول دين تشكيل مى دهد. مجموعه اين ارزش ها كه نظام ارزشى اسلام را معنا مى بخشد، در قالب بايدها و نبايدها و يا دستورات اسلامى مطرح مى شوند.
در اين جا آن دسته از ارزش ها كه رابطه مستقيم با سازمان داشته ، و به نحوى با مقوله خود كنترلى در سازمان مرتبط مى شوند؛ مورد توجه مى باشند. اين ارزش ها به گونه اى هستند كه به اعتقاد نگارنده عمل و پايبندى به آن ها، افراد را به طور طبيعى به سوى خود كنترلى سوق مى دهند؛ و يا اين كه برخى از ارزش ها مساوى با خود كنترلى بوده و صبغه ارزشى به آن مى دهند.
دليل اين مدعا هنگامى آشكار مى شود كه مصاديق خود كنترلى را مورد توجه قرار داده ، اغلب انتظاراتى را كه از افراد خود كنترل وجود دارد، چنين بيان كنيم :
- راغب به انجام دادن كار مى باشند از سستى و كاهلى در آن مى پرهيزند؛
- همواره مراقبند تا هنگام كار خلافى از آنان سر نزند؛
- از گرفتن رشوه و اعمال تبعيض خوددارى مى كنند؛
- كار را با اتقان انجام داده ، از سهل انگارى و انجام دادن ناقص آن پرهيز مى كنند؛
- خيانت را در كار روا نداشته و كم كارى نمى كنند؛
- انضباط كارى را رعايت نموده ، سر وقت حاضر مى شوند؛
- در مصرف منابع و امكانات ، اسراف نكرده ، از هدر رفتن آن ها جلوگيرى مى كنند؛
- و به حقوق ديگران تعدى نمى كنند و حق آن ها را محترم مى شمارند.
انتظارات فوق ، در صورتى كه ارزش هاى اسلامى مورد پذيرش بوده و افراد به آن پايبند باشند، برآورده خواهد شد؛ در نتيجه خود كنترلى نيز تحقق خواهد يافت .
ارزش هايى كه در اين قسمت مورد توجه قرار مى گيرند عبارتند از:
1- ارزش و قداست كار؛
2- تقواى كارى ؛
3- اتقان در كار؛
4- نظم و انضباط در كار؛
5- انجام دادن كار به طور كامل ؛
6- صرفه جويى در مصرف منابع و امكانات ؛
7- عدالت و دورى از ظلم و تبعيض ؛
8- و كسب حلال .
درباره هر يك از اين ارزش ها، آيات و رواياتى وجود دارند كه با مراجعه به منابع اسلامى مى توان آن ها را ملاحظه نمود. در اين جا به جهت اختصار، تنها به همين فهرست بسنده مى نماييم .
نكته قابل توجه اين كه افراد در صورتى مى توانند پايبند به ارزش ها باشند كه به ارزش ها و نظام ارزشى آگاهى داشته باشند، و اين مستلزم تعليم و ترويج نظام ارزشى اسلام است ؛ به ويژه بخش هايى كه به كار و ارزش هاى مرتبط با آن مربوط مى شود.
البته ترويج اين ارزش ها در محيط كار، محتاج راه كارهايى است كه بايد با تحقيق بيش ترى در اين زمينه ، آن ها را شناسايى كرد، و با استفاده از راه كارهاى مناسب در ترويج اين ارزش ها در محيط كار كوشش نمود.
نتيجه آن كه براى تقويت ايمان و ترويج ارزش هاى اسلامى در زمينه كار، بايد تدابيرى انديشيد و با درونى كردن آن ها براى كاركنان و مديران ، به هدف خود كنترلى دست يافت .
از اين رو نيل به هدف خود كنترلى ، نيازمند كار عظيم فرهنگى است ، و يكى از ويژگى ها و وظايف مديريت اسلامى ، آن است كه ، بخش عظيمى فرهنگى است ، و يكى از ويژگى ها و وظايف مديريت اسلامى ، آن است كه ، بخش عظيمى از هزينه ها و نيروهايى كه در نظام هاى ديگر، صرف كنترل هاى شديد خارجى ، بازرسى ، اطلاعات و ضد اطلاعات مى شود، در راه ارتقاى فرهنگى و رشد معنوى كاركنان ، به كار گرفته شود، تا با تقويت روحيه دينى ، تقوا و خدا ترسى ، عامل كنترل كننده درونى ، در افراد به وجود آيد؛ و ضمن تاءمين اهداف سازمان ، رشد و ترقى معنوى انسان ها نيز حاصل گردد. بر اين اساس ، در سايه مديريت اسلامى ، از يك سو هزينه هاى نظام هاى اطلاعاتى كاهش مى يابد، و از سوى ديگر سطح فرهنگ و معنويت كاركنان بالا مى رود.
 

ادامه دارد ....

 

 

جمله    
 مديريتي    

 

 

جمله مدیریتی

 

 

قَالَ علی (ع) :
اءَقِيلُوا ذَوِي الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ، فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلا وَ يَدُ اللَّهِ بِيَدِهِ يَرْفَعُهُ.

حضرت علی (ع ) فرمود:
از لغزشهاى جوانمردان درگذريد، كه هيچيك از آنان نلغزد، مگر آنكه دست او در دست خدا باشد و بردارش .

نهج البلاغه/حکمت 19

 

 

طنز    
مديريتی    

 

 

ويلون نوازی در مترو
 


 

در يك سحرگاه سرد ماه ژانويه، مردي وارد ايستگاه متروي واشينگتن دي سي شد و شروع به نواختن ويلون كرد. اين مرد در عرض ۴۵ دقيقه، شش قطعه از بهترين قطعات باخ را نواخت. از آنجا كه شلوغ ترين ساعات صبح بود، هزاران نفر براي رفتن به سر كارهايشان به سمت مترو هجوم آورده بودند. سه دقيقه گذشته بود كه مرد ميانسالي متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هايش كاست و چند ثانيه‌اي توقف كرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد. يك دقيقه بعد، ويلون زن اولين انعام خود را دريافت كرد. خانمي بي‌آنكه توقف كند يك اسكناس يك دلاري به درون كاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد. چند دقيقه بعد، مردي در حاليكه گوش به موسيقي سپرده بود، به ديوار پشت‌ سر تكيه داد، ولي ناگهان نگاهي به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد.
كسي كه بيش از همه به ويلون زن توجه نشان داد، كودك سه ساله‌اي بود كه مادرش با عجله و كشان كشان او را با خود مي ‌برد. كودك يك لحظه ايستاد و به تماشاي ويلون‌زن پرداخت، مادر محكم تر كشيد و كودك در حاليكه همچنان نگاهش به ويلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد. اين صحنه، توسط چندين كودك ديگر نيز به همان ترتيب تكرار شد و والدين‌شان بلا استثنا براي بردن شان به زور متوسل شدند. در طول مدت ۴۵ دقيقه‌اي كه ويلون‌زن مي نواخت، تنها شش نفر، اندكي توقف كردند. بيست نفر انعام دادند، بي‌آنكه مكثي كرده باشند، و سي و دو دلار عايد ويلون‌زن شد. وقتيكه ويلون‌زن از نواختن دست كشيد و سكوت بر همه جا حاكم شد، نه كسي متوجه شد. نه كسي تشويق كرد، و نه كسي او را شناخت.
هيچكس نمي‌دانست كه اين ويلون‌زن همان جاشوا بل يكي از بهترين موسيقيدانان جهان است و نوازنده‌ي يكي از پيچيده‌ترين قطعات نوشته شده براي ويلون به ارزش سه و نيم ميليون دلار مي‌باشد. جاشوا بل دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در يكي از تئاتر هاي شهر بوستون، برنامه‌اي اجرا كرده بود كه تمام بليط هايش پيش‌فروش شده بود و قيمت متوسط هر بليط يكصد دلار بود.
اين يك داستان حقيقي است. نواختن جاشوا بل در ايستگاه مترو توسط واشينگتن پست ترتيب داده شده بود و بخشي از تحقيقات اجتماعي براي سنجش توان شناسايي، سليقه و الويت ‌هاي مردم بود.
نتيجه: آيا ما در شزايط معمولي و ساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده و درك زيبايي هستيم؟ لحظه‌اي براي قدر‌داني از آن توقف مي‌كنيم؟ آيا نبوغ و شگرد ها را در يك شرايط غير منتظره مي‌توانيم شناسايي كنيم؟ يكي از نتايج ممكن اين آزمايش مي تواند اين باشد؛ اگر ما لحظه‌اي فارغ نيستيم كه توقف كنيم و به يكي از بهترين موسيقيدانان جهان كه در حال نواختن يكي از بهترين قطعات نوشته شده براي ويلون است، گوش فرا دهيم، چه چيز هاي ديگري را داريم از دست مي دهيم؟

 

 

حکايت    
مديريتی    

 

 

 

 

کشتی

 

 


 

 

متنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد.
او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.
سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد............ فریاد زد: " خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟"
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.
مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟
آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.
وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم..........
چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.
پس به یاد داشته باش ، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.

 

 

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

 

مثبت انديشی يا تفکر مثبت

 

نويسنده : مريم خاکی

 

 

 

 

همه مي دانيم که نقش تفکر در زندگي ما بسيار تعيين کننده است . اين تفکر ماست که ما را هدايت مي کند و خوب و بد را براي ما تفکيک مي کند .

حضرت محمد (ص) مي فرمايند : هيچ عبادتي چون انديشيدن نيست .

فکر کار کردن تمامي کنش ها و واکنش هاي ماست ما هميشه اول فکر مي کنيم بعد کاري را انجام مي دهيم . حتي زماني که مي گوييم بدون فکر عمل کرده ايم . بعد رفتار نموده ايم ، در اصل با تعمق و به حد کافي تفکر و تعقل نکرده ايم .

بزرگي مي گويد : اين افکار آدمي است که زندگي اش را مي سازد پس آنچه در ذهن ماست زندگي ها را مي سازد . پس براي خوب زيستن به قدرت و معجزه فکر بايد توجه کنيم . ما براي استفاده از موهبت هاي بي شمار خداوند بايد هر روزه از فکر خود بهره بجوييم . ما با سرمايه تفکر است که مي توانيم يک گام به جلو برداريم .

اگر تفکر نکنيم با مرده هيچ تفاوتي نداريم . برخي در 30 سالگي چشم از جهان فرو مي بندند ولي در 70 سالگي بدرود حيات مي گويند . يعني 40 سال را يک گونه زندگي کرده اند بدون تفکر و تغيير .

حضرت علي (ع) مي فرمايند : هر کسي که دو روزش مساوي باشد ضرر کرده است .

برخي که متاسفانه يک روز را 365 بار تکرار مي کنند !

پس حالا که متوجه شديم تفکر چه نقش مهمي در زندگي ما دارد به ضرورت تفکر مثبت نيز پي مي بريم .

وين داير مي گويد : ما پيوسته به چيزي تبديل مي شويم که به آن مي انديشيم .

پس چه بهتر به مثبت ها بينديشيم تا مثبت تر شويم . اگر نيمه پر ليوان را ببينيم پر بودن و وجود داشتن را احساس مي کنيم . نيمه پر ليوان به ما داشته ها ، موهبت ها و نعمات ما را نشان مي دهد . آنچه که داريم و در اختيار ماست ولي به علت عادت آن را کم يا ناديده مي گيريم .

باخ مي گويد : هر آنچه در زندگي مهم بشماريد به صورت مغناطيس روانه زندگي خود مي کنيد .

هر چند که ديدن نيمه ي خالي ليوان نيز ضروري است . زيرا تا نيمه ي خالي ديده نشود نمي توان آن را جبران نمود يا موقعيت را به صورت واقعي در نظر گرفت يا از خطرات احتمالي جلوگيري کرد .

ديدن نيمه پر و نيمه ليوان خالي بايد تواماً باشد . شخص واقع بين واقعيت ها را مي بيند نه به صورت خوش بيني خيالي و نه به صورت بدبيني ديدن واقعيت پذيرش ما را بيشتر مي کند . براي هر تغييري تا پذيرش نباشد . تغيير انجام نمي پذيرد .

پزشکان معتقدند که هر فکر ما دست کم سبب ارتعاش يک يا چند رشته عصبي در مغز مي شود که اگر اين ارتعاش مثبت باشد مثبت انديش رخ مي دهد .

جراحان معتقدند که افکار مثبت سيستم ايمني و مصونيت بدن را افزايش مي دهد که در بهبودهاي پس از جراحي بسيار حائز اهميت است .

تفکر مثبت قدرت خود شفاهي دهي بدن را افزايش مي دهد .

بازرگانان معتقدند که کارگران مثبت انديش افکار خلاق بيشتري دارند و بيش از کارگران کسل و افسرده انرژي و کارآيي دارند .

معلمان قبول دارند که تاکيد بر روي جنبه هاي مثبت و تقويت آنها بيشتر و بهتر در يادگيري شاگردان موثر هستند .

يعني تشويق به جاي تنبيه .

مربي هاي ورزش معتقدند که مثبت انديشي در يک ورزشکار باعث مي شود که او سريع تر بدود و بيشتر موفق شود . بلندتر بپرد و دقيق تر نشانه رود .

پس مي توان نتيجه گرفت که :

انديشه مثبت = کليد موفقيت

مثبت انديشي امري ارثي نيست و 100 درصد اکتسابي است .

عوامل اجتماعي و اقتصادي نيز در پرورش مثبت انديشي دخيل اند .

والدين يا جانبين آنها يعني کساني که به عنوان الگو کودکان قرار مي گيرند ( والدين ، اقوام ، مربي ، معلم و ... )رويدادها ، حوادث ، آموزش و پرورش ، اطرافيان و کساني که فرد با آنها در مراودات اجتماعي قرار مي گيرد همه در القا مثبت انديشي و منفي بيني ما موثر هستند .

منبع : مجله راه کمال

 

 

تکنيکهاي   
موفقيت   

 

 

راز موفقیت چیست؟

 

 

 

 

‌مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست.
سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت.
سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند. جوان با او به راه افتاد. به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید.
ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.
همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد. سقراط از او پرسید، "زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا."
سقراط گفت، "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفّقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگر ندارد."

 

 

نکات      
مديريتی    

 

 

 

اخلاق كار

 

 

 

اخلاق كار به عنوان يكي از زمينه هاي دانش مديريت به شمار مي رود؛ مخصوصاً از زمان تولد نهضت مسئوليت اجتماعي در دهه 1960. در اين دهه نهضتها و جنبشهاي آگاهي بخش اجتماعي توقعات مردم را از شركتها بالا برد. مردم به اين عقيده رسيده بودند كه شركتها بايد از امكانات وسيع مالي و نفوذ اجتماعي خود براي رفع مشكلات اجتماعي نظير فقر، خشونت، حفاظت از محيط زيست، تساوي حقوق، بهداشت و سلامت همگاني و بهبود وضع آموزش استفاده كنند. بسياري از مردم ادعا مي كردند كه چون شركتها با استفاده از منابع كشور به سود دست مي يابند لذا به كشور مديون بوده و براي بهبود وضع اجتماع بايد كوشش كنند. بسياري از محققان، مديران و مدارس بازرگاني اين تغيير و تحولات را درك كرده و لذا در برنامه ريزيهاي خود و نيز درعمل كلمه ذينفعان را كه شامل جامعه اي وسيع تر اعم از كارمندان، مشتريان و تامين كنندگان مي شود جايگزين كلمه سهامداران كرده اند.اخلاق كــار همــانند ديگر رشته ها و زمينه هاي مديريت به دنبال يك نياز به وجود آمد. با پيچيده تر و پوياتر شدن تجارت، سازمانها فهميدند كه به راهنمائيهايي جهت انجام كارهاي صحيح (ازنظر اخلاقي) و پرهيز از كارهاي غلط و مضر براي ديگران نياز دارند و لذا اخلاق كار متولد شد.از آنها مواجه هستند مانند تعارض منافع، استفاده نـاصحيح از منابع و نقض قراردادها و موافقتنامه ها.
فوايد مديريت اخلاق در محيط كار
1 - توجه به اخلاق كار به بهبود اساسي اوضاع برخي جوامع انجاميده است.
2 - برنامه هاي اخلاق باعث مي شود كه در شرايط آشفته، سازمان عملكرد اخلاقي خود را حفظ كند.
3 - برنامه هاي اخلاق باعث شكل گيري كــارهـاي گروهي قوي و افزايش بهره وري مي شود.
4 - برنامه هاي اخلاق باعث رشد و بالندگي كاركنان مي شود.
5 - برنامه هاي اخلاق ما را از قانـوني بودن خط مشي هاي سازمان مطمئن مي كند.
6 - برنامه هاي اخلاق باعث جلوگيري از عمل مجرمانه اهمال مي شود.
7 - برنامه هاي اخلاق به مديريت ارزشهاي مطرح در مديريت كيفيت، برنامه ريزي استراتژيك و مديريت تنوع كمك مي كند.
8 - برنامه هاي اخلاق به ايجاد تصويري مثبت از سازمان در نزد مردم كمك مي كند.
هشت دستورالعمل براي اخلاق كار و مديريت اخلاق
1 - به ياد داشته باشيد كه مديريت اخلاق يك فرايند است.
برنامه هاي اخلاق خروجيهايي چون كدها، خط مشي ها، رويه ها، خبرنامه ها و... دارند اما درعين حال مهمترين جنبه اين برنامه ها فرايند تفكر و گفتگو است كه به تدوين اين خروجيها مي انجامد.
2 - هدف نهايي برنامه هاي اخلاق اين است كه رفتارهاي مشخص شده در كد رفتار در محيط كار انجام گيرد.
بنابراين، در كنار تدوين ليست ارزشهــاي اخلاقـي يــا كـــد اخلاق بايد خط مشي ها، رويه ها و آموزشهايي كه ترجمان اين ارزشها به رفتارهاي مناسب باشد نيز ايجاد شود.
3 - بهترين راه براي اداره كردن معضلات اخلاقي جلوگيري از وقوع آنها در گام نخست است.
4 - بهتر است تصميمات حوزه اخلاقيات را به صورت گروهي بگيريد تا احساس تعلق كاركنان نسبت به آن افزايش يابد.
5 - مديريت اخلاق را با ديگر فعاليتهاي مديريتي ادغام كنيد.
6 - هنگام تدوين و اجراي برنامه مديريت اخلاق از تيم هاي ميان وظيفه اي استفاده كنيد.
7 - براي گذشت و عفو ارزش قائل شويد.
8 - تلاش براي عملكرد اخلاقي و درعين حال داشتن تعداد اندكي اشتباه بهتر است از تلاش نكردن در اين جهت.

 

 

 

دانستيهاي   
 مديريت     

 

 

 

مدیران و فعالیت برای پیروزی در حال و آینده

 

 

 

 

بزرگترین مشکل سازمان‌های موفق این است که در زمان قرار گرفتن در اوج و به هنگام پیروزی به طور طبیعی، کرخت و ایستا می‌شوند. چراکه آنان وضع موجود را بهترین می‌دانند و متوجه نیستند که همه چیز در اطرافشان در حال تغییر است. لذا پس از یک دوره موفقیت با آمدن رقیبان جدید، تغییر ذائقه‌ها و تغییر زمانه، پله‌های سقوط و نزول یکی پس از دیگری طی می‌شود. آنان اگر نتوانند با فرایند تغییر از خواب بیدار شوند به مرگ و نیستی کشیده خواهند شد.
سازمان‌های پیروزمند، می‌توانند ضمن بهره‌گیری از امتیازهای کوتاه‌مدت، برنامه‌های راهبردی و درازمدت خود را نیز برای نوسازی آماده کنند. آن‌ها در سایه نوآوری‌های ابتکاری و برنامه‌های راهبردی تغییر، وضع سازمان خود را دگرگون می‌کنند. سازمان‌های مبتکر می‌توانند با قرار دادن گام‌های نوآوری در روند فعالیت خود، توانمندی‌های امروز را پایه توانمندی‌های فردا قرار دهند.
مدیران باید برای پیروزی در حال و آینده، همزمان به دو فعالیت جداگانه بپردازند: نخست اینکه، پیوسته در بهتر کردن توان رقابتی کوتاه‌مدت بکوشند که این امر به افزایش تعادل در میان کارکنان، ساختار، فرهنگ، راهبردها و فرایندها، نیاز دارد. به منظور کارآیی در این فعالیت، باید در جنبه‌های بنیادین کار خبره بود. کارایی به تنهایی، پیروزی درازمدت را تضمین نمی‌کند. حتی پیروزی امروز، می‌تواند موجب شکست در آینده باشد. بنابراین، برای بدست آوردن پیروزی پایدار، مدیران باید در یک فعالیت دیگر نیز استاد باشند: شناخت زمان و مکان نوآوری و تغییرات سازمانی.
نوسازی سازمانی نیازمند به چیرگی در ساز و کار نوآوری و ایجاد تغییر در سازمان است. مدیران برجسته توان چیرگی همزمان در حال و آینده را دارند.
اینگونه توانمندی، برای بدست آوردن پیروزی درازمدت، بسیار حساس است. همه مدیران، ابزار اینگونه برتری‌ها و کاربرد آنها را خوب می‌شناسند. این ابزار به مدیران کمک می‌کنند تا معماری سازمان خود را برعهده گرفته، پیوسته محیط کار افراد را به خوبی اداره کنند. همچنین ساز و کار نوآوری و راه‌های ایجاد تغییر در سازمان را ژرف‌ تر بشناسند.

 

 

مقاله    
مديريتی    

 

 

هنر رفتار با افراد دشوار و تاثیر آن در عملکرد کاری

 

مرجان فیاضی
ملیحه میرزاده

 

 

 

 

همه ما هر روز با افراد دشوار سر و کار داریم. گاهی اوقات کافی است در آیینه نگاه کنیم تا یکی از آنها را ببینیم. شما نمی‌توانید همیشه از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناخت این افراد و چگونگی برخورد با آنها به شما کمک خواهد کرد تا ارتباطات بهتری داشته باشید. این مقاله روشهایی را برای شناخت و برقراری ارتباط با افراد دشوار بیان می کند.


● مقدمه
اداره موقعیتهای دشوار، بخشی از زندگی روزانه ماست. همه ما هرروز با افراد دشوار سر و کار داریم و این افراد را می شناسیم. شاید هیچ چیز به اندازه برخورد با این افراد، خسته کننده و ملال آور نباشد. این افراد انرژی ما را تحلیل می برند، احساساتمان را تحریک می کنند، حوصله همه را سر می برند و ما را در حالتی نامطلوب قرار می‌دهند. این رفتارها در محل کار براحتی می توانند یک محیط شاد را نابود کنند، کارایی را کاهش دهند و روحیه افراد را پایین آورند. هر یک از ما نیز به نوعی در درون خود شخصیت دشواری را پنهان کرده ایم. گاهی اوقات کافی است در آیینه نگاه کنیم تا آن را بهتر ببینیم. برخی از ما می‌توانیم این شخصیت را بخوبی مخفی کنیم اما گاهی در موقعیت های رقابتی و شرایط حاد( مثل رانندگی در ترافیک، انجام یک بازی رقابتی و ...) آن را نشان می‌دهیم.
متاسفانه جامعه به ما یاد داده است که بهترین روش رفتار با افراد مسئله سازی که ما را آزار می دهند، نادیده گرفتن آنهاست. به همین علت از کودکی آموخته ایم با چنین افرادی معاشرت نکنیم. اما نادیده گرفتن این موقعیتها به ضرر ماست چرا که نحوه برخورد ما با شخصیت دشوار درونی و دیگر افراد بدقلق هنری است که هر فردی از آن اطلاعی ندارد. برخورد مناسب با این افراد باعث می شود از فشارهای عصبی ناشی از رفتارهای ناشایست دیگران بکاهیم و کار خود را موثرتر و سودمندتر انجام دهیم.
افراد دشوار (افراد بدقلق یا افراد مسئله ساز) در هر شکل و لباسی ظاهر می شوند، ولی خصوصیات مشترک همه آنها این است که رفتار و برخورد آنها همیشه برای یک نفر ایجاد مشکل می کند. هنگام برخورد با افراد دشوار باید علائمی را که از خود بروز می دهند بشناسیم و ماهیت آن را تشخیص دهیم. به این ترتیب می توانیم اثر نامطلوب رفتار آنها را به کمترین حد برسانیم. این یک واقعیت مسلم است که هنگامی می توانیم در دیگران نفوذ کنیم که آنها را همانطور که هستند ببینیم نه آنگونه که آنها می خواهند یا خودمان میل داریم.
ما باید حضور افراد دشوار را در زندگی‌مان بپذیریم. الهام گرفتن از تعالیم دینی و آموزه های مذهبی در این مورد به ما کمک می کند. تمامی انبیا الهی و افراد صالح در جریان انجام رسالت خود همواره با چنین افرادی برخورد داشته اند. رفتار دوستانه و به دور از خشونت آنها، الگوی مناسبی برای برخورد ما با افراد دشوار است. یادگیری کنترل احساسات و واکنشهای شخصی نیز هنگام برخورد با افراد دشوار اهمیت بسیاری دارد. باید از خود بپرسیم چرا این افراد برای ما مسئله ساز هستند و سعی کنیم نگرش منفی نسبت به این اشخاص را در خود از بین ببریم، زیرا گاهی اوقات علت رفتارهای دشوار دیگران، رفتارهای غیر اصولی خود ماست. وقتی با یک فرد دشوار برخورد می کنیم باید به این موضوع توجه کنیم که چه چیز باعث می شود یک نفر چنین گفتار و رفتاری داشته باشد، در این صورت در موقعیتی قرار می گیریم که نه تنها می توانیم شرایط دشوار را کنترل کنیم، بلکه طرف مقابل را نیز یاری می دهیم مشکل خود را حل کند.


● انواع اشخاص مسئله ساز و روش برخورد با آنها
شما همیشه نمی توانید از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناسایی انواع رفتارهای مسئله ساز به شما کمک می کند تا به نحو مطلوب موقعیتهای دشوار را بخصوص در سازمان اداره کنید. طبقه بندیهای مختلفی از انواع رفتارهای دشوار در مقالات و نوشته های گوناگون انجام شده است. در این مقاله سعی شده است تا با بهره گیری از منابع مختلف، انواع عمده افراد دشوار وبدقلق و روش برخورد با آنها مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی می توان انواع اصلی افراد دشوار را به صورت زیر طبقه بندی کرد:

۱) زورگو و متخاصم
این شخصیت عصبانی و متخاصم است و عصبانیت خود را با اعمال زور نشان می دهد. خصومت، کینه توزی، استفاده از کلمات نیشدار، امتناع از کارهای گروهی وخودپسندی و تکبر از جمله ویژگیهای این افراد است. آنها دلشان می خواهد همیشه غالب و مسلط باشند و سعی می کنند با توسل به هر شیوه و روشی به خواسته های خود برسند.
▪ راه حل: درمقابل آنها بایستید، اما سعی نکنید با آنها بجنگید. هرگز رفتار آنها را تحمل نکنید بلکه در مقابل آنها قاطع، محکم، جسور و با اعتماد به نفس باشید.

۲) همیشه شاکی
از نظر این افراد تنها چیزی که زندگی به آنها عطا کرده، بدشانسی است. آنها به جای پیدا کردن راه حل برای مسائل و مشکلات، عادت کرده اند که شکایت کنند و بهانه بگیرند. نگرشهای این افراد مسموم و متاسفانه بیماری آنها واگیر است.این افراد بندرت سعی می کنند شرایط ناخواسته را تغییر دهند، در عوض دائم دقیقا مثل بچه ای که به او اجازه کاری داده نمی شود رفتار می کنند. اجازه ندادن باعث منفی بافی او می شود. جمله معروف آنها این است: هیچ کس مرا دوست ندارد.
▪ راه حل: به این افراد نشان دهید که مسائل آنها را می بینید و می شنوید، زیرا آنها به محیط حمایتی و تشویق احتیاج دارند. همچنین باید سطح فشار و استرس را برای این افراد پایین آورد. علاوه بر این به آنها اجازه شکایت کردن ندهید، مگر زمانی که راه حلی برای مشکل پیش آمده داشته باشند.

۳) وسواسی و کمال گرا
این افراد دلشان می خواهد کارها به بهترین نحو ممکن انجام گیرد. چنین افرادی درعین حال که ممکن است خسته‌کننده و ملال آور به نظر رسند، اما دارای مهارتهای تجزیه و تحلیلی اند که مستلزم توجه زیاد به جزئیات است. استانداردهای عملکرد این افراد در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در برخی مواقع کار خوبی که توسط دیگران مورد تمجید واقع می شود از نظر این افراد قابل قبول نیست. جمله معروف آنها این است: این کار می توانست بهتر انجام شود.
▪ راه حل: در صورتی که در برخورد با این افراد، واقعیتها و منطق را ارائه دهید، می توانید بهترین بهره را از آنها ببرید. در عین حال حرفهای این افراد را درباره بهتر انجام شدن کارها جدی نگیرید. آنها معمولا نقاط ضعف خودشان را بیان می کنند نه نقاط ضعف شما را. سعی کنید با این افراد به گونه ای کار کنید تا بتوانند انتظارات واقعی برای خود و دیگران داشته باشند و مطابق انتظارات واقعی عمل کنند.

۴) افراد یخی
این افراد برای تغییر آمادگی ندارند وهر تغییری (هر چند کوچک) می تواند آنها را نگران و آشفته سازد و آغازی برای رفتار منفی در آنها باشد. جمله معروف آنها این است: راه قدیمی بهتر است.
▪ راه حل: در مقابل این افراد صبور باشید، زیرا ممکن است در مسیر انجام تغییرات مانع تراشی کنند. این افراد را در تغییر درگیر کنید یا از تغییرات تدریجی برای ایجاد فرصت مناسب برای آنها استفاده کنید.

۵) افراد بسته
راههای برقراری ارتباط با این افراد مسدود است. این افراد بسیار تودار و دیرجوش هستند و تنهایی و خلوت را به بودن در میان جمع ترجیح می دهند. آنها هرگز درباره تفکرات و احساسات خود صحبت نمی کنند و به همین دلیل ارتباطات محدودی دارند. حوصله ندارم یا فعلا وقت ندارم از جملاتی است که آنها برای فرار از جمع از آن استفاده می کنند.
▪ راه حل: برای برقراری ارتباط با این افراد باید حوصله کنید. ممکن است مدتی طول بکشد تا این گونه افراد احساس راحتی بکنند و با شما راحت تر و بهتر برخورد کنند. هنگام صحبت با این افراد از سوالات باز استفاده کنید و آنها را به شرکت در بحثها تشویق کنید.

۶) کم حرف و منفعل
این افراد زیاد سخن نمی گویند. حتی اگر اصرار کنید، فریاد بکشید یا از آنها خواهش کنید، جوابی بیشتر از آری یا خیر نخواهید شنید. این افراد حتی زمانی که باید از حقوق خود دفاع کنند، ساکت می‌مانند. در نتیجه غالباً مورد ظلم قرار می گیرند. فرد منفعل همیشه احساس ناامنی می کند واعتماد به نفس بسیار پایینی دارد. آنها غالباً از شرکت در تصمیم گیریها امتناع می کنند و یا نظری ارائه نمی دهند.
▪ راه حل: این افراد شدیداً به اعتماد به نفس و حمایت احتیاج دارند و باید بطور مستقیم از آنها انجام اموری را که می توانند انجام دهند خواسته شود. تشویق نیز در ایجاد اعتماد به نفس آنها بسیار موثر است.

۷) افرادی که می گویند: کار من نیست
این افراد دائم از زیر بار قبول مسئولیتهای بیشتر شانه خالی کرده و منفی بودن خود را با رد کردن انجام کارهایی که باید برعهده بگیرند، ظاهر می کنند.
معمولاً دوستان و همکاران این افراد باید کارهای مربوط به آنها را انجام دهند و این در حالی است که این افراد انجام آن کارها را جزء وظایف آنها می دانند نه وظایف خودشان_ جمله معروف آنها این است: ‌این کار جز وظایف و شرح شغلی که من باید انجام دهم نیست.
▪ راه حل: سعی کنید شرح شغل این افراد را واضح و روشن در اختیار آنها قرار دهید، تا جایی برای توجیهات آنها باقی نماند. بازرسی و کنترل غیر محسوس نیز در برخی مواقع می تواند کارساز باشد.

۸) شایعه پراکن ها
این افراد از شایعه بعنوان سلاح قوی جهت کنترل روی دیگران و محیط استفاده می کنند. آنها با پخش شایعه و درگیر کردن دیگران در مسائل مربوط به آن لذت می برند و احساس مهم بودن می کنند. جمله معروف آنها این است: اجازه بده من بگویم چه اتفاقی دارد می افتد.
▪ راه حل: بهترین راه جلوگیری از شایعه سازی در سازمان، دادن اطلاعات و حقایق لازم و کافی به افراد است. وقتی افراد سازمان از کلیه اطلاعات مربوط به مسائل سازمان آگاهی داشته باشند، به شایعه و افراد شایعه پراکن توجهی نمی کنند. در نتیجه انگیزه ای برای این افراد بمنظور ایجاد شایعه و پخش آن باقی نمی ماند.

۹) افراد منفی گرا
این افراد نگرش بدی نسبت به دنیا دارند. آنها فکر می کنند که دنیا بر سرشان خراب شده است. آنها از شیوه انجام امور ناراضی هستنــد و مهم نیست شماچقدر تلاش کنید تا کاری برایشان انجام دهید. در واقع این افراد همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینند و برای انجـــام یک کار بیشتر بر عواقب منفی آن تأکید دارند تا نتایج مثبت. این افراد اعضای خوبی برای کارهای گــــروهی نیستند. جمله معروف آنها این است: من می دانـم این کار شدنی نیست.
▪ راه حل: تغییر نگرش افراد منفی گرا کار آسانی نیست. اما شما باید آنها را مجبور به تطبیق با عادتهای مثبت کنید تا از عادتهای منفی دور شوند. ایجاد تفکرات مثبت و نشان دادن نتایج خوب کارهایی که او امیدی به انجام آنها نداشته است، می تواند به این اشخاص کمک کند.

۱۰) افراد غیر متعهد
این افراد آن‌قدر برای انجام کاری بهانه می آورند تا شخص دیگری آن را انجام دهد و یا آن‌قدر در انجام تصمیمی تعلل می کنند که ارزش آن از بین می رود. آنها کار خود را بطور جدی انجام نمی دهند، زیرا کار برای آنها اولویت ندارد. انجام امور شخصی و پرداختن به مسائل غیر کاری برای آنها مهمتر از انجام کارهای سازمانی است. جمله معروف آنها این است: او می تواند منتظر شود.
▪ راه حل: دلیل اصلی تأخیر و تعلل آنها را سوال کنید. این افراد معمولاً احتیاج به اهداف و استانداردهای واضح و انتظارات رسمی دارند و اینها باید به او ابلاغ شود. همچنین آنها به یک سیستم نظارتی بسته نیازمندند تا نتوانند براحتی از زیر کار شانه خالی کنند.

۱۱) افراد همیشه منتقد
این افراد همیشه با کلمات نیشدار و انتقادات بی‌مورد خود، دیگران را آزار می‌دهند.آنها درباره هر ایده ای، انتقادات خاص خود را دارند؛ چه آن ایده، خوب باشد یا بد_ هدف این افراد مخالفت با تمام چیزهایی است که گفته می‌شود. آنها هر جا می روند مشکلات را پیدا می کنند. جمله معروف این افراد این است:ایده بدی است.
▪ راه حل: در مذاکره و گفتگو با افراد انتقاد کننده بر اطلاعات تمرکز کنید. از آنها درباره علت انتقاد و مخالفتشان سوال کنید و همیشه آنها را برای اطلاعات بیشتر تحت فشار قرار دهید. هرگز رفتارهای نامناسب چنین افرادی را تأیید نکنید.

۱۲) افراد خودخواه
افراد خودخواه، همیشه می خواهند راه خود را ادامه دهند و فکر می کنند همه چیز را می دانند. در واقع این افراد می خواهند نداشتن امنیت خود را به گونه ای پنهان کنند.
▪ راه حل: با این افراد تنها بر اساس حقایق و واقعیتها رفتار کنید. قبل از ملاقات با آنها تمام اطلاعات مورد نیاز را بدست آورید و خود را برای پاسخ به سوالات آنها آماده کنید. به یاد داشته باشید برخورد تهاجم آمیز یا تسلیم در برابر آنها کارساز نخواهد بود.

۱۳) افراد فداکار( قربانی)
این افراد قلب خونین سازمان هستند. آنها زود سرکار می آیند و دیر می روند و یار و پشتیبان همکاران و دوستانشان هستند. ازآنها هرکاری که بخواهید انجام می‌دهند، زیرا این افراد معمولاً به دلیل مسائل شخصی ترجیح می دهند بیشتر اوقات زندگی خود را در محیط سازمان بگذرانند. در صورتی که از خدمات آنها قدردانی نکنید، منفی گری آنها آغاز می شود. جمله معروف افراد فداکار این است: من زندگی ام را وقف این شرکت کردم، ولی برای هیچ کس مهم نیست.
▪ راه حل: به حرفهای این افراد گوش دهید و به آنها نشان دهید که وجودشان تا چه اندازه برای سازمان اهمیت دارد. از تلاشها و همکاری آنها صمیمانه قدردانی کنید و این کار را در حضور دیگر کارکنان انجام دهید.

۱۴) افراد خود سرزنش کن
این افراد همواره کمبودهایی را در عملکرد کاری و رفتاری خود می یابند و دائم خود را ملامت می کنند. آنها از هیچ
یک از جنبه های زندگی شخصی و کاری خود راضی نیستند. جمله معروف آنها: من توبیخ خواهم شد. من می توانستم این کار را بهتر انجام دهم.
▪ راه حل: اعتماد به نفس آنها را بالا ببرید و از کارهای مثبت و خوب آنها قدردانی کنید. به آنها نشان دهید آن‌طور که خودشان فکر می کنند بی دست و پا و کار خراب کن نیستند.

۱۵) افراد پرحرف
این افراد به قدری حرف می زنند که اجازه صحــــبت به افراد دیگر نمی دهند. جالب اینجاست کـه بیشتر حرفهای آنها اصلاً ربطی به موضوع مورد بحث ندارد و صرفاً از دست دادن وقت و زمان مفید است.
▪ راه حل: برخورد با این افراد این است که به آنها تنها چند دقیقه فرصت صحبت کردن داده شود. در صورتی که باز هم به حرف زدن ادامه دادند، به هیچ وجه رفتار آنها را تحمل نکنید. به آنها بگویید، باید بروید و فرصتی برای گوش دادن به حرفهای آنها ندارید.

۱۶) افراد نامنظم
این افراد در انجام وظایف و شرکت در جلسات، نظم و ترتیب را رعایت نمی کنند ونوعی آشفتگی در رفتار و کردار آنها دیده می شود. آنها دائم به دنبال وسائل خود می‌گردند و همیشه در جلسات تأخیر دارند.
▪ راه حل: برای برخورد با این افراد نظم و انضباط را عامل مهمی در ارزیابی عملکردشان اعلام کنید و آنها را به مرتب بودن تشویق کنید.

۱۷) افراد بی مسئولیت
این افراد تحمل قبول مسئولیت یا توبیخ بابت اشتباه را ندارند. آنها از زیر بار مسائل شانه خالی می کنند و انگشت اتهام خود را همیشه به سمت دیگران نشانه می روند. جمله معروف آنها این است: من این کار را نکردم، فلانی آن کار را انجام داد.
▪ راه حل: با آنها قاطع برخورد کنید و بطور مستقیم اشتباهشان را با دلیل برایشان توضیح دهید تا نتوانند اشتباه را به دیگری منتقل کنند.

۱۸) افراد پوست تخم مرغی
این افراد بسیار حساس هستند و بی‌اهمیت ترین مسائل آنها را ناراحت می‌کند. روحیه حساس آنها باعث می شود دیگران در برخورد با آنها بسیار محتاط باشند و از برقراری ارتباط با آنها احساس راحتی نکنند.
▪ راه حل: بازخورد، به این افراد باید سریع و مستقیم نباشد، بلکه به آرامی و با توجه به شخصیت آنها باشد. در برقراری ارتباط با آنها شخصیت حساسشان را در نظر بگیرید.

۱۹) افراد ریزنگر
این افراد همواره می گویند: من احتیاج به چک کردن مجدد کار دارم، شاید چیزی از زیر دستم رد شده باشد. آنها به جزئی‌ترین و ریزترین موارد یک مسئله توجه می کنند و گاهی به خاطر یک مسئله کوچک اوقات دیگران را تلخ می کنند.
▪ راه حل: آنها را عادت دهید در کنار توجه به جزئیات به مسائل کلی و اصلی توجه کنند. آنها باید یاد بگیرند کلیات و جزئیات را با هم در نظر بگیرند و به دلیل مسائل جزئی کل پروژه را به تأخیر و خطر نیاندازند.

۲۰) افرادخیلی خوب
این افراد به نظر می رسد که با شما موافق هستند، اما چنانچه کاری را که آنها از شما خواسته اند انجام ندهید، مسئله ساز می شوند.
▪ راه حل: این افراد به تأیید بسیار نیاز دارند. به آنها نشان دهید، دوستشان دارید و برایشان ارزش قائلید.
نکاتی در برخورد با افراد دشوار
همه افراد در برخی شرایط غیر قابل پیش بینی و تحریک پذیر می شوند. در برخورد با افراد مسئله ساز موارد زیر را همواره به خاطر داشته باشید:
- تفاوتهای افراد را بیشتر و بیشتر بشناسید. تفاوتها همواره منجر به اصطکاک می شود. اگر تفاوت میان انسانها را یک موهبت- نه یک مسئله- بدانید، می توانید به خوبی موقعیتهای دشوار را اداره کنید.
- مطمئن باشید که همه افراد سازش و هماهنگی را دوست دارند. این اندیشه که دیگران به دنبال تحقیر و صدمه زدن به ما هستند، درست نیست. مطمئن باشید همه توافق و یکدلی را دوست دارند. با اعتقاد به این مسئله شما فرصت پیدا می کنید، درهای گفتگو را برای رسیدن به توافقات دوجانبه باز کنید.
- باور کنید که می توانید در کنار افراد مسئله ساز بدون تنش و اصطکاک کار کنید. شما ممکن است که با افراد دشوار دوست و صمیمی نباشید، اما می توانید با آنها رفتار مسالمت آمیز داشته باشید. سعی کنید به خواسته های هم احترام بگذارید.
- در تله افراد دشوار گرفتار نشوید. وقتی دیگران به گونه ای رفتار می کنند که شما عصبانی و خشمگین می شوید، در واقع شما را در تله خود گرفتار کرده اند. ما اغلب در تله رفتارها، گفتارها، لبخندها و نگاههای افراد گرفتار می شویم. نباید اجازه دهیم رفتارهای افراد مسئله ساز، ما را در کنترل رفتارمان دچار مشکل سازد و آنها را بر ما مسلط گرداند.
- گوش کنید؛ گوش کنید؛ گوش کنید_ وقتی دیگران بدانند شما حرفهای آنها را می شنوید و به مسائلشان اهمیت می دهید، کمتر رفتارهای دشوار را از خود بروز می‌دهند.
- برای ایجاد رابطه بهتر افراد را با نام صدا بزنید(نام هر فرد گرمترین آهنگی است که او می شنود و دوست دارد بشنود).
- افراد را سرزنش نکنید. سرزنش افراد، آنها را برای بروز رفتارهای مسئله ساز مستعد می سازد.
- مراقب بلندی و لحن صدا و زبان بدن خود باشید. استفاده از زبان بدن به شما کمک می کند ارتباط بهتری را با دیگران برقرار سازید. با برقراری ارتباطات عمیق و اصولی، فرصت کمتری برای نشان دادن تعارضات و رفتارهای دشوار ایجاد می‌شود.
- از به کار بردن کلمات زیر پرهیز کنید: باید، ولی، من می خواهم...، متاسفم، نمی‌توانی و......
- اگر طالب صداقت هستید با دیگران نیز صادقانه برخورد کنید و به تعهدات خود عمل کنید.
- استفاده از کلمات جادویی را بیاموزید. در دامنه لغات ما، کلمات زیادی وجود دارند که اثرات فوق العاده ای بر جای می گذارند. این کلمات را بیابید و از آنها استفاده کنید.
- فنون مذاکره را یاد بگیرید چرا که موفقیت در زندگی امروز در گرو ارتباطات خوب است و مذاکره در این راه به شما کمک می‌کند.

 

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

درسهایی از سریال جومونگ

 

حسن .ش

 

 

سریال افسانه جومونگ نیز به پایان خود نزدیک می شود و احتمالا بیش از 4 تا 5 قسمت دیگر از این سریال باقی نمانده است. راستی آیا تا به حالا شده به این مطلب فکر کنیم که هدف سازندگان این اثر چه بوده است.به نظر می رسد سریال افسانه جومونگ از جمله تولیدات هنری است که اهدافی فراتر از بعد اقتصادی را دنبال می کندوآن محکم کردن ریشه ها وبنیان های فرهنگی و هویتی ملت کره جنوبی است.

این سریال سعی دارد با استفاده از امکانات و ابزار های جدید به بازسازی آداب و رسوم واهداف بلندو والای گذشتگان این منطقه جغرافیایی بپردازدو از آن در جهت ایجاد پشتوانه محکم فرهنگی وتمدنی برای این کشور بهره برداری کند.

استقبال گسترده از این سریال در کشورهای مختلف جهان به ویژه ایران خود حکایتگر موفقیت سازندگان آن است.به نظر می رسداین اثر از جهات بسیاری توانسته اهداف متعددی را همزمان برآورده سازدوبه نتایج مطلوبی دست یابد.

مهم ترین دستاورد آن را می توان در بازسازی فرهنگ و تمدن مردم این منطقه و ایجاد یک هویت مشترک ملی از طریق یادآوری حماسه ها و تاریخ سراسر غرور آفرین برای مردم و کشور کره جنوبی دانست.

دومین دستاورد سریال "افسانه جومونگ" را، بازسازی فرهنگ شرقی این منطقه در قالب آداب و رسوم ملی،آداب احترامات اجتماعی ،نحوه پوشش و قوانین حاکم برروابط اجتماعی طبقات مختلف شبه جزیره کره می توان نامید که به به شیوه ای جذاب برای یک جوان کره ای ترسیم نموده وزیبایی های آن را برای این قشر موثر بازگومی کندتا خود عاملی برای جذب جوانان به فرهنگ بومی بوده و از فریفته شدن به مظاهر فرهنگی غرب جلوگیری شود.

سومین نتیجه را می توان در معرفی کشوری به نام کره جنوبی با فرهنگ و تاریخ والایش در بین سایر ملل (به ویژه مناطقی که این فیلم اکران شده است)برشمردکه این امرتوان و قدرت این کشور را در محافل سیاسی- اجتماعی وبه ویژه اقتصادی بسیارارتقا می دهد.

چهارمین نتیجه را می توان درآمدهای مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی از طریق فروش فیلم و تبلیغات مختلف آن از طریق البسه، اسباب بازی، لوازم التحریر و ... نامید.

اما در اینجا یک سوال مهمتری به ذهن می رسد وآن این است که ما پس از دیدن حدود 80 قسمت از "افسانه جومونگ" چه نتیجه ای گرفته ایم؟به عبارت دیگر ما از صرف وقت زیادی برای تماشای این سریال وبحث کردن در مورد آنها و دل مشغولی ذهنی در خصوص آن چه به دست آورده ایم؟آیا صرفا برای خوشگذرانی پای تماشای این سریال می نشینیم و یا اینکه از پیام های آن هم استفاده کرده و در زندگی خود سعی می کنیم بکار بگیریم؟ نکات آموزنده ای که توجه به آنها می تواند راهگشای برخی مشکلات جامعه کنونی ما باشد.از نگاه نگارنده می تواند موارد زیر باشد:

مهم ترین نکته قابل تامل در این سریال را می توان در اهمیت منافع ملی برای همه اقشار وگروهها وافراددانست.منافع ملی خط قرمز تمامی صاحب منصبان لشگری و کشوری در این فیلم است.مقامات حاضرند دست به هر اقدامی در جهت منافع خود بزنند الا و مگر سرزمین خود "بویو"که اصلا قابل معامله کردن نیست.

چقدر جالب است که حتی کودتای سران کشوری و لشگری هم در راستای منافع "بویو"قابل تحلیل و بررسی است.حتی وزیر اعظم این فیلم که در مقاطعی شاهد رفتارهای خلاف منافع ملی وخودسرانه "تسو"(که درمقطعی به زور مقام امپراطور ی را غصب کرد) بود/ برای اقتدار "بویو" تسو را کنار زد و با وی همراهی نکرد.

در یکی دیگر از قسمتهای این سریال "یونگ فو"که برادر تسو است یک خادمی دارد که اصالتا چینی است وی پیشنهاد می کند که با امپراطوری هان(چین)متحدشود و علیه "بوبو"اقدام کندکه "یونگ فو" با وجود اینکه از برادر خود "تسو" وتحقیرهای وی کینه ای سنگین در دل دارد اما به سرعت خادم خود را سرزنش می کندو این گزینه را کنار می گذارد.

در جای دیگر نیز هرگاه چنین گزینه ای مطرح می شود آن را به شدت نفی می کندوخود را در عمل خواهان پیشرفت و توسعه سرزمین "بویو" نشان می دهد و این اقدامات وپیشنهادات راخیانت به سرزمین مادری خود قلمداد می کند.
توجه به همین یک نکته می تواند گره گشای بسیاری از مشکلات کنونی ما باشد.اینکه ما بیاموزیم منافع فردی,گروهی, جناحی, سازمانی, اداری و تشکیلاتی خود را برمنافع ملی ترجیح ندهیم و همواره خط قرمز همه امور سیاسی, فرهنگی, اجتماعی و اقتصادی خود را منافع ملی قرار دهیم.

صبرواحترام متقابل را از نکات قابل تامل دیگر در این سریال می توان برشمرد.صبر بر مصائب ومشکلات و تحمل سختی ها برای رسیدن به اهداف تعیین شده در جای جای این سریال قابل مشاهده است.نقش اول این سریال (جومونگ)برای رسیدن به هدف خود از زن و فرزند و در مجموع خانواده خود می گذرد و برای رسیدن به هدف والای خود مشقات زیادی را متحمل می شود و در نهایت هم به هدف خود می رسد.این در حالی است که بسیاری از مشکلات و مصائب مردم و مسئولان کشورما در وظایف خود, ناشی از عجولانه عمل کردن و صبرپیشه نکردن در امور است.

احترام به دیگران ـ حتی به دشمنان و مخالفان ـ از نکات مهم دیگری است که عمل به آن رفتارهای ما را عقلانی تر و منطقی تر و از همه مهمتر اخلاقی تر می کند.در این سریال بارها و بارها اتفاق می افتد که بین دو مسئول و مقام لشگری و کشوری مشاجراتی درمی گیرد اما هیچ گاه مشاهده نشد که پا را از حد متعارف فراتر بگذارند و در بدترین حالت یعنی دشمنی نیز از به جا آوردن احترامات متقابل کوتاهی کنند.

نکته قابل تامل دیگر در روحیه مشورت "جومونگ" و بقیه امپراطوران در برنامه ریزی ها و تصمیم گیریهاست.اینکه امپراطور اگرچه در نهایت خود تصمیم گیری می کند اما در هیچ شرایطی خود را بی نیاز از مشورت با صاحبان فن در زمینه های مختلف نظامی,سیاسی و غیره نمی داند وهیچ امری مانع از آشنایی با سایرتفکرات و اندیشه ها نمی شود.

جالب توجه اینکه مشاوران ومقامات لشگری و کشوری نیز در نهایت ادب و احترام تمامی احتمالات و نظرات را بدون هیچگونه محدودیتی مطرح می کنند و سرانجام نیز برتصمیم گرفته شده توسط امپراطوران گردن می نهند وچون و چرا نمی کنند.
در پایان بایدگفت رعایت نکاتی که در بالا آمد همگی و بسیار بیشتر و دقیق تر در آموزه های دین مبین ما اسلام ذکر شده است حال اینکه چرا نسبت به آنها بی تفاوت شده ایم خود موضوع یادداشتی دیگر است.

بی شک مقدمه پیشرفت و توسعه یک کشور در دنیای کنونی پیش از هرچیز اجماع نخبگان یک کشور در جهت دستیابی به اهداف مشترک و از پیش تعیین شده است.

به امید آنروزکه همه نخبگان سیاسی-اجتماعی و فرهنگی کشور همه با یک چشم انداز مشترک (والبته با سلایق متفاوت درجزئیات)کشور خود را به سرمنزل مقصود رهنمون شوند.

 

 

 

مقاله     
مديريتی   

 

 

قواعد مدیریتی : تقصیر را به گردن بگیر

 

 

 

 

به نظر می رسد کارآمدترین، رهبران هرگز "من" نمی گویند و این نه بدان جهت است که به خود آموخته اند "من" نگویند". بلکه اصولاً آنها "من" فکر نمی کنند، آنها "ما" فکر می کنند؛ آنها"تیم" فکر می کنند.به گزارش موج،چنانچه تیم، کارها را خراب کند، تقصیر آن به طور کامل بر عهده شماست. و اگر تیم، کارش عالی باشد، امتیازش به طور کامل مال آنهاست. یک مدیر خوب، همیشه تقصیر را بگردن می گیرد. درست است که تیم را به عنوان عذر قلمداد کردن کار آسانی است ولی، چیزی را عوض نمی کند. شما رهبرید، مدیرید، رئیس هستید. چنانچه اوضاع بهم بریزد، شما باید بایستید و شدیدترین انتقاد ها را به جان بخرید.
بسیار آسان است که بگوئید، ما به اهدافمان نرسیدیم، زیرا... اما، شما باید بگویید، من به اهدافم نرسیدم زیرا ..... و نیز اینکه، متعاقب "زیرا" هرگز نباید "آنها" به کار رود بلکه باید "من" به کار رود.
البته، به راحتی می توان گفت: "ما به اهدافمان نرسیدیم زیرا، هوشنگ جوان به طور ناخواسته موجب ناراحتی فلان مشتری گردید که با قطع رابطه با شرکتمان، ما را از رسیدن به هدف مورد نظر در زمینه فروش باز داشت."
اما، واقعاً چه کسی هوشنگ جوانسال را مسؤول رسیدگی به امور چنین مشتری مهمی کرد؟ شما. چه کسی آن برنامه فروش را سازماندهی کرد؟ شما. قطعاً هیچکس جز شما نمی باشد.
باور کنید، اگر شما از تیم تان جان بخواهید آنها حاضرند مشروط بر آنکه در بحران ها، تقصیر را بر گردن بگیرید. هیچ چیز موجب وفاداری بیشتر به یک رئیس نمی شود که آماده باشد هر زمان لازم اعلان کند، "من مسؤولیت را بر عهده می گیرم."
البته، قبول داریم که این امر دشواری بوده و واقعاً انجامش سخت است و مستلزم اعتماد به نفس، شجاعت و اعتماد و نوعی پختگی است.ممکن است فکر کنید تقصیر ها را بر عهده گرفتن به ضرر شما تمام خواهد شد و از شما شخصیتی بی کفایت به تصویر خواهد کشید، اما، بالعکس است. چنانچه رئیس شما مشاهده کند که بگوئید "ما قراردادمان را از دست دادیم و من مسؤولیت آن را بر عهده می گیرم، و این اقداماتی است که انجام می دهیم تا چنین اتفاق ناگواری تکرار نشود. "وی شما را به عنوان یک فرد ناموفق نمی پندارد وبلکه ، به عنوان یک عضو آینده هیات مدیره روی شما حساب خواهد کرد.تیم را به عنوان عذر قلمداد کردن کار آسانی است لیکن، چیزی را عوض نمی کند.


● قواعد مدیریتی
در صورت استحقاق، امتیاز را به تیم تان بدهید
اگر اهمیت ندهید چه کسی امتیاز می گیرد، خواهید توانست کارهای فوق العاده زیاد را به سرانجام برسانید.
همانگونه که همواره باید بایستید و تقصیرها را بر گردن بگیرید، باید در مواقعی که کارها به خوبی پیش می رود نیز همواره به تعریف و تمجید تیم تان بپردازید. برای مثال، چنانچه فلان قرارداد مهم فروش به مشتری در اثر کار بی وقفه و شبانه روزی شما و محروم کردن خود از خواب خویش شب و با استفاده از یک آشنا که در محل کار قبلی تان با وی دوست شده بودید و نیز به دلیل اینکه به مسائلی اشراف داشتید که رقیب از آن بی اطلاع بود، نهایتاً با شرکت شما منعقد گردیده و به نتیجه رسید، بدون تردید بگوئید" تیم این کار را کرد."به گزارش موج،تقصیرها را بر عهده گرفتن واقعاً میزان قابل توجهی وفاداری تیم نسبت به شما را پدید خواهد آورد و در مورد موفقیت ها نیز همین طور است اگر به حساب تیم گذاشته شوند. و آن را، بلند، علنی و صادقانه بگوئید. واقعاً این کار را بکنید. آن را به حالت تمسخرآمیز: " تیم من در این کار موفق شد" بیان نکنید که جنبه صوری و تصنعی داشته باشد در حالی که مقصودتان این است که به دیگران بفهمانید که موفقیت به دست آمده واقعاً توسط چه شخصی صورت پذیرفته است. حتی ضرورتی ندارد تاکید کنید که آن تیم در واقع تیم شماست. چرا که ، همه می دانند آن تیم، تیم شما می باشد. بنابراین هرگز به آن اشاره نکنید. مثلاً، خوب است گفته شود، "کارش عالی بود، تیم برجسته ای است. من از داشتن آن تیم فوق العاده خوش شانس هستم." بدین ترتیب، مضمون گفته هایتان این است که موفقیت از آن تیم است و شما هیچ دخالتی نداشتید درحالی که، همه می دانند که آن تیم، تیم شماست و شما رهبر آن هستید؛ لذا تیم، شما را ستایش خواهد کرد و دیگران شما را به دیده فردی متواضع و فروتن می نگرند. آفرین.
تاکید می شود، بدیهی است همه اینها مستلزم شجاعت و میزان قابل توجهی اعتماد به نفس است. درست است که شما با جدیت به کار و تلاش و کوشش مشغولید وعادلانه نیست که زحمات تان به حساب دیگران نوشته شود. من می دانم که واقعاً دوست دارید بایستید و فریاد بزنید "آهای، این من بودم که موجب این دستاورد شدم، همه اش را خودم به تنهایی انجام دادم. "اما، شما نمی توانید این کار را انجام دهید. ببینید ، صرفنظر از اینکه چقدر باور دارید ولی، شما همه آن کار را به تنهایی انجام ندادید. اگر شما دارید کالا را به مشتری می فروشید، این تیم تان است که آن کالا و محصول را تولید کرده تا شما بفروشید. بدون آن تیم، شما آشغال هم برای فروش نداشتید! لذا، به تیم بگوئید، فروش محصول مثل آب خوردن بود چرا که کیفیت محصول عالی بود و این اقدام، موجب خواهد ششد تیم تان با افتخار بدرخشد و تلاش هایش را دو چندان کند.
بدون تیم، شما آشغال هم برای فروش نداشتید!

 

 

پیامک     

 

 

 پیامک های عید فطر

( اس ام اس های منتخب عید فطر )

تهیه کننده : مرضیه عاقبت بخیر

 

 

 

عيد واقعي آن وقتي است که انسان رضای خدا را به دست بياورد، پس درون خودمان را اصلاح کنيم.

  

عيد واقعي آن روزی است که در آن معصيت خدا نکنيم.

  

هرچند که من گناهکارم يا رب

بر رحمت تو اميدوارم يا رب

بر وسعت عفوت چه نگاه اندازم

بر کرده خود نظر ندارم يا رب

(ماه عشق، ماه صفا، ماه نور و ماه نزول برکت تمام شد، خدايا ما را درياب)

 

   

عيد اولياءالله مبارک.

 

 

عيد سعيد فطر بر عاشقان الله و ياران مهدي(عج) مبارک باد.

 

   

عيد فطر روز پاداش گرفتن و رويت رحمت الهي بعد از ماه رمضان است. (مقام معظم رهبري)

 

   

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...

یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟

 

 

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان.

  

 

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یک ماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم. (آمین)

  

 

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 

   

کم کم غروب ماه خدا ديده مي شود

صد حيف ازين بساط که برچيده مي شود

در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آن کسي ست که بخشيده مي شود

عيد شما مبارک

 

   

فرازهايي از دعاي وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:

بدرود اي بزرگترين ماه خداوند و اي عيد اولياي خدا...

بدرود اي ماه دست يافتن به آرزوها...

بدرود اي ياريگر ما که در برابر شيطان ياريمان دادي...

بدرود اي که هنوز فرا نرسيده از آمدنت شادمان بوديم

و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.

* التماس دعا*

 

 

 

خداحافظ اي ماه غفران و رحمت

خداحافظ اي ماه عشق و عبادت

خداحافظ اي ماه نزديکي بر آرزوها

خداحافظ اي ماه مهماني حق تعالي

خداحافظ اي دوريت سخت و جانکاه

خداحافظ اي بهترين ماه الله

 

   

خديا! خروج از ماه مبارک را براي ما مقارن با خروج از تمامي گناهان قرار بده.*آمين*

 

   

حلول ماه عيد و شادي مسلمين است

پايان ماه روزه، براي صائمين است

نشاط و افتخار و شادي و سربلندي

از محک الهي براي مؤمنين است

  

 

عيد سعيد فطر و پايان ماه صيام

بخواهيم از خداي ذو الجلال و الکرام

که تا سال آينده، صفا و پاکي دل

حفظ بشه و نباشيم از انسانهاي غافل

 

   

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...

چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...

 

   

رمضان آمد و روان بگذشت

بود ماهي به يک زمان بگذشت

شب قدري به عارفان بنمود

اين معاني از آن بيان بگذشت

 

 

مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو

يادم از کشته خويش آمد و هنگام درو

آيا چيزي قابل درو در اين رمضان کاشته ايم؟

  

 

عید فطر.. روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد

 

   

این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نماییم

 

   

کسان که در رمضان چنگ مي شکستند

نسيم گل بشنيدند و توبه بشکستند

 

   

رمضان شد چو غریبان به سفر بار دیگر

اینست فرخ شدن و اینست به هنگام سفر

 

 

خداحافظ ماه پروردگار الرحمن الراحمين

خداحافظ ماه لحظه هاي افطار و سحر

خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت

خداحافظ ماه شب هاي نوراني قدر

  

 

ز مردم دل بكن ياد خدا كن

خدا را وقت تنهايي صدا كن

در آن حالت كه اشكت مي چكد گرم

غنيمت دان و ما را هم دعا كن

 

 

صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است.. از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان است.

 

 

عید فطر.. عید پایان یافتن رمضان نیست.. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است.. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نوبا جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرهاوافطارهایش.. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم.. اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم.. عید فطر عید ما نیست.

  

 

خداوندا تو را شاکریم که یک ماه میهمان واین اجازه رابما دادی تاسحرها عاشقانه با تو سخن بگوئیم ودرد دلمان را با تو بگوئیم واکنون روز اول شوال را بر ما عیدگرداندی عید برعاشقان مبارکباد.

 

 

تا ز رويت گرفته ام روزه

جز به يادت نکرده ام افطار

چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

منابع:

www.hawzah.net

www.askquran.ir

http://gerashvar.bloghaa.com

http://sms4u.parsiblog.com

www.tebyan-zanjan.ir

 

 

 

تست های   
 خودشناسی 

 

 

تست های خودشناسی

 

 

تست شماره 1:

 

 

آيا آرامش به سراغ شما آمده است؟

  

خواهشمند است به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس نتيجه را مشاهده کنيد.(فقط يک گزينه انتخاب گردد.)

1. آيا ناخن‌هايتان‌ را مي‌جويد؟

1- بلي

2- خير

3-گاهي‌ اوقات‌

2. آيا تاكنون‌، به‌ منظور آرامش‌ يافتن‌، به‌ سراغ‌يك‌ حمام‌ داغ‌ طولاني‌ مدت‌ رفته‌ايد؟

1-نه‌، فقط به‌ قصد تميزي‌ به‌ سراغ‌ حمام‌ مي‌روم‌

2-بله‌، چون‌ يك‌ حمام‌ داغ‌ طولاني‌، بهترين‌ شيوه‌براي‌ در كردن‌ خستگي‌ و آرامش‌ يافتن‌ محسوب‌مي‌شود

3-گاهي‌ اوقات‌

3. زماني‌ كه‌ دردي‌ به‌ سراغ‌ تان‌ مي‌آيد كه ‌تاكنون‌ آن‌ را تجربه‌ نكرده‌ايد، آيا آن‌ را فورا نشانه‌ يك‌بيماري‌ خطرناك‌ در نظر مي‌گيريد؟

1- بله‌ و تا زماني‌ كه‌ درد رفع‌ نگردد، نگراني‌ يك‌لحظه‌ هم‌ دست‌ از سرم‌ بر نمي‌دارد

2- راستش‌ نه‌، ولي‌ اگر درد ادامه‌ پيدا كند، به‌پزشك‌ مراجعه‌ مي‌كنم‌ تا علت‌ مشخص‌ شود

3- گاهي‌ اوقات‌

4. آيا تا به‌ حال‌ به‌ علت‌ اين‌ كه‌ افكار درهم‌ برهم‌و زيادي‌ در سر داشته‌ايد، دچار بي‌خوابي‌ شده‌ايد؟

1-بله‌، به‌ وفور

2-خيلي‌ به‌ ندرت‌ و در مواقع‌ خاص‌

3-گاهي‌ اوقات‌

5. هر چند وقت‌ يكبار، در ارتباط با عملي‌ كه‌انجام‌ داده‌ايد، احساس‌ گناه‌ و عذاب‌ وجدان‌ به‌ سراغ‌تان‌ آمده‌ است‌؟

1-به‌ وفور و به‌ دفعات‌

2-خيلي‌ به‌ ندرت‌ يا هرگز

3-گاه‌ و بيگاه‌

6. آيا بيش‌ از حد معمول‌، فكر و خيال‌ مي‌كنيد؟

1-بله‌، به‌ وفور

2-گاهي‌ اوقات‌، ولي‌ نه‌ خيلي‌ زياد

3-بله‌، گاهي‌ اوقات‌

7. آيا تاكنون‌ صبح‌ هنگام‌ در حالي‌ از خواب‌برخاسته‌ايد كه‌ افكار نگران‌ كننده‌ در سر داشته‌باشيد؟

 1-بله‌

2- خيلي‌ به‌ ندرت‌

3-خيلي‌ كم‌

8. هر چند وقت‌ يك‌ بار، با آرامش‌ كامل‌ به‌تماشاي‌ فيلمي‌ از تلويزيون‌ مي‌پردازيد؟

1- كمتر از هر دو هفته‌ يك‌ بار

 2- به‌ طور متوسط بيش‌ از يك‌ مرتبه‌ در هفته‌

3- دست‌ كم‌ به‌ طور متوسط هفته‌اي‌ يك‌ مرتبه‌

9. زماني‌ كه‌ در سفر هستيد، آيا فكر و ذهن‌ تان‌را به‌ كلي‌ دور از مسايل‌ كاريتان‌ سوق‌ مي‌دهيد؟

 1- نه‌، چون‌ آنقدر گرفتار و پرمشغله‌ هستم‌ كه‌ نمي‌توانم‌ مسايل‌كاريم‌ را به‌ كلي‌ به‌ دست‌ فراموشي‌بسپارم‌

2- بله‌

3- سعي‌ دارم‌، ولي‌ اين‌ طور مسايل‌هميشه‌ در گوشه‌اي‌ از ذهنم‌ جا دارند

10. در مجموع‌، از بخت‌ و اقبالتان‌در زندگي‌ راضي‌ هستيد؟

1- راستش‌ را بخواهيد نه‌

2- بله‌

3- دلم‌ مي‌خواهد راضي‌ باشم‌، ولي‌اوضاع‌ مي‌توانستند بهتر از اينها باشند

11. آيا سعي‌ داريد، هر شب‌ ساعت‌ خواب‌مشخصي‌ داشته‌ باشيد؟

1- خير، چون‌ آن‌ چنان‌ گرفتارم‌ و فكر و خيال‌دارم‌ كه‌ ساعت‌ خواب‌ هر شبم‌ به‌ نحو محسوسي‌ تغييرمي‌كند

 2- بله‌، معمولا هميشه‌ اطمينان‌ حاصل‌ مي‌كنم‌ كه‌رأس‌ ساعت‌ مشخصي‌ بخوابم‌ تا نيازم‌ برطرف‌ شود وصبح‌ روز بعد سرحال‌ و با نشاط باشم‌

3- سعي‌ دارم‌، ولي‌ گاهي‌ اوقات‌ موفقيتي‌ حاصل‌نمي‌كنم‌

12. با وجود اين‌ كه‌ مشغله‌ زيادي‌ داريد، تصميم‌ مي‌گيريد در خانه‌ بمانيد و به‌ تماشاي‌ مسابقه بپردازيد. آيا در هنگام‌تماشاي‌ آن‌ مسابقه‌، از اين‌ بابت‌ كه‌ كارهاي‌ مهم‌ تان‌ راپشت‌ گوش‌ انداخته‌ايد، احساس‌ گناه‌ و عذاب‌ وجدان‌به‌ سراغ‌ تان‌ مي‌آيد؟

1- بله‌، آنقدر كه‌ در لذت‌ بردنم‌ از تماشاي‌ آن‌مسابقه‌ تداخل‌ ايجاد مي‌كند

2- خير، اصلا احساس‌ گناه‌ نمي‌كنم‌

3- تا حدي‌ بله‌، ولي‌ به‌ هر حال‌ مستحق‌ اين‌استراحت‌ هستم‌ و مي‌دانم‌ كه‌ بعدا در فرصتي‌ مناسب‌كارم‌ را به‌ نحو احسن‌ انجام‌ مي‌دهم‌

13. آيا تا به‌ حال‌ به‌ شيوه‌اي‌ از آرامش‌ درماني‌مثل‌ طب‌ سوزني‌ يا عطر درماني‌ انديشيده‌ايد؟

1- بلي

2- خير

3- خير، ولي‌ شايد در آينده‌ در اين‌ زمينه‌ بيشتربه‌ بررسي‌ بپردازيم‌

14. سر و صدا تا چه‌ حد كفري‌ و عصباني‌تان‌مي‌كند؟

 1- به‌ شدت‌، در واقع‌ گاهي‌ اوقات‌ اعصابم‌ به‌ هم‌مي‌ريزد و مو به‌ تنم‌ راست‌ مي‌شود

2- خيلي‌ به‌ ندرت‌ باعث‌ آزارم‌ مي‌شود، ولي‌ در كل‌اهميتي‌ به‌ آن‌ نمي‌دهم‌

3- گاهي‌ اوقات‌ در هنگام‌ شنيدن‌ سر و صدا، ازكوره‌ به‌ در مي‌روم‌

15. آيا اكثر اوقات‌ در حال‌ عجله‌ كاري‌ هستيد؟

 1- بله‌، اكثر اوقات‌

2- نه‌ خيلي‌ زياد

3- گاه‌ و بيگاه‌

16. آيا در موقعيت‌ها و شرايط تنش‌ زا، بغض‌ راه‌گلويتان‌ را مي‌بندد؟

1- بلي

2- شايد، ولي‌ تا آن‌ حد نبوده‌ كه‌ به‌ راحتي‌متوجه‌اش‌ شوم‌

3- در موارد خيلي‌ نادر اين‌ حالت‌ را تجربه‌ كرده‌ام‌

17. آيا گاهي‌ اوقات‌ فشار كاريتان‌ غير قابل‌ تحمل‌مي‌شود؟

1- بلي

2- خير

3- گاهي‌ اوقات‌

18. آيا نسبت‌ به‌ آينده‌ خوش‌ بين‌ هستيد؟

1- خير، چون‌ هميشه‌ نگران‌ آينده‌ هستم‌

2- بله‌، خوش‌ بين‌ هستم‌

3- نظر خاصي‌ در اين‌ باره‌ ندارم‌ و پيرو اين‌ ضرب‌المثل‌ هستم‌: هر چه‌ پيش‌ آيد، خوش‌ آيد!

19. به‌ نظر شما، حضور در كلاس‌هاي‌ يوگا، به‌حالتان‌ مفيد است‌؟

1- اگر وقت‌ كافي‌ داشته‌ باشم‌، فكر خوبي‌ است‌

2- نه‌، تصور نمي‌كنم‌

3- اين‌ كلاس‌ها چه‌ فايده‌اي‌ دارند؟

20. در مقايسه‌ با يك‌ شخص‌ متوسط و معتدل‌،چقدر مي‌خنديد و لبخند مي‌زنيد؟

1- كمتر از معمول‌

2- بيشتر از معمول‌

3- در حد متوسط

21. هر چند وقت‌ يك‌ بار، مسأله‌اي‌ برايتان‌ پيش‌مي‌آيد كه‌ تا آخر روز فكرتان‌ را به‌ خودش‌ اختصاص‌مي‌دهد؟

1- به‌ وفور

2- خيلي‌ به‌ ندرت‌ و يا هرگز

3- فقط گاه‌ و بيگاه‌

22. آيا تا به‌ حال‌ كسي‌ به‌ شما گفته‌ كه‌خونسرديتان‌ را حفظ كنيد؟

1- بله‌، به‌ دفعات‌

2- خير

3- بله‌، در برخي‌ از شرايط

23. آيا تاكنون‌ به‌ بيماري‌ مبتلا شده‌ايد كه‌ دررابطه‌ با فشار روحي‌ و استرس‌ تشخيص‌ داده‌ شده‌باشد؟

1- بلي

2- خير

3- نه‌، ولي‌ خيلي‌ هم‌ به‌ خودم‌ اطمينان‌ ندارم‌ كه‌بگويم‌ هرگز اين‌ اتفاق‌ برايم‌ نمي‌افتد

24. هر چند وقت‌ يكبار به‌ علت‌ فشارهاي‌ روحي‌،زندگي‌ عاطفي‌تان‌ دچار مشكل‌ مي‌شود؟

1- بيشتر از حالت‌ طبيعي‌

2- هرگز

3- گاهي‌ اوقات‌

25. هر چند وقت‌ يك‌ بار، به‌ اين‌ علت‌ كه‌ از فرطخجالت‌ سرخ‌ شده‌ايد، به‌ ستوه‌ آمده‌ايد؟

 1- بيشتر از حالت‌ طبيعي‌

2- خيلي‌ به‌ ندرت‌ يا هرگز

3- گاهي‌ اوقات‌

 

شما با جمع بندي امتياز، مي توانيد نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.

گزينه ي اول 2 امتياز

گزينه ي دوم 0 امتياز

گزينه ي سوم 1 امتياز

 

نتیجه :

 

 

*بين‌ 40 تا 50 امتياز:

امتياز شما نمايانگر آن‌ است‌كه‌ شخصيتي‌ بيش‌ از حد مضطرب‌ و نگران‌ داريد وهمواره‌ مسايل‌ را در ذهن‌ تان‌ بزرگ‌ مي‌كنيد. ازآنجايي‌ كه‌ نگراني‌، تشويش‌ و اضطراب‌ در سرشت‌ شمااست‌ و به‌ آن‌ شكل‌ با مسايل‌ برخورد مي‌كنيد، دائمافشار روحي‌ زيادي‌ را متحمل‌ هستيد و بيان‌ حفظخونسردي‌ و آرامش‌ براي‌ شما راحت‌تر از به‌ كاربستنش‌ است‌!

ولي‌ بهتر است‌ هميشه‌ به‌ ياد داشته‌ باشيد كه‌نگراني‌ و اضطراب‌ منجر به‌ فشار روحي‌ و استرس‌مي‌شود و آن‌ علت‌ و عامل‌ بروز بسياري‌ از مشكلات‌ وناراحتي‌هاي‌ جسماني‌ مي‌باشد، پس‌ براي‌ سلامتي‌ تان‌بسيار مضر به‌ حساب‌ مي‌آيد. از اين‌ رو، حتي‌ المقدور،آرام‌تر و خونسردتر باشيد و از ياد نبريد كه‌ دنيا حول‌محور شما نمي‌چرخد. و اگر بتوانيد گاهي‌ قبل‌ از نگران‌شدن‌، تعلل‌ كنيد و يك‌ قدم‌ به‌ عقب‌ برگرديد و كمي‌بيشتر روي‌ زندگي‌ تان‌ فكر كنيد، آرامش‌ بيشتري‌ رادر ارتباط با خودتان‌ و دنياي‌ اطراف‌ تان‌ احساس‌خواهيد كرد و در مي‌يابيد كه‌ در زندگي‌ مي‌توانيدخيلي‌ بيشتر از حد تصور شما، خرسند كننده‌، ارزنده‌ ورضايت‌ بخش‌ باشد.

لازم‌ است‌ كه‌ گاه‌ و بيگاه‌، تغيير و تحول‌ كاملي‌ دربرنامه‌ يكنواخت‌ زندگي‌ روزمره‌تان‌ ايجاد كنيد، چندروزي‌ به‌ استراحت‌ در منزل‌ بپردازيد، به‌ گل‌ و گياهان‌برسيد و به‌ موسيقي‌هاي‌ روح‌ نواز گوش‌ فرا دهيد تاآرامش‌ خويش‌ را باز يابيد. ولي‌ بعد از اين‌ دوره‌ نبايدبا عجله‌ و يكسره‌ به‌ سراغ‌ كارها و مشغله‌هاي‌ شاق‌،كسل‌ كننده‌ و اعصاب‌ خرد كن‌ برويد، بلكه‌ بهتر است‌مدتي‌ را هم‌ صرف‌ انجام‌ كاري‌ كنيد كه‌ از آن‌ لذت‌زيادي‌ مي‌بريد، مثل‌ خريد، ورزش‌ يا باغباني‌. به‌ اين‌ترتيب‌، مي‌توانيد به‌ راحتي‌ مسايل‌ را تقسيم‌ بندي‌كنيد تا زماني‌ كه‌ به‌ كارهاي‌ يكنواخت‌ و طاقت‌ فرساي‌زندگي‌ تان‌ بر مي‌گرديد، بتوانيد با آرامش‌، بينش‌ و طرزبرخوردي‌ صحيح‌تر عمل‌ كنيد.

*بين‌ 25 تا 39 امتياز:

شما در وضعيتي‌ رضايت‌ بخش‌، مساعد و مطلوب‌قرار داريد كه‌ اگرچه‌ گاهي‌ اوقات‌ خودتان‌ را تحت‌ فشارمي‌بينيد، ولي‌ به‌ زودي‌ و به‌ موقع‌ علايم‌ و نشانه‌هاي‌هشدار دهنده‌ خطر را شناسايي‌ مي‌كنيد و خودتان‌ رااز مهلكه‌ نجات‌ مي‌دهيد!

در آن‌ هنگام‌ متوجه‌ مي‌شويد كه‌ بي‌ جهت‌خودتان‌ را تحت‌ فشار قرار داده‌ايد و به‌ سرعت‌ به‌ خودآمده‌ و آرامش‌ و خونسرديتان‌ را باز مي‌يابيد، در واقع‌،نگراني‌ و اضطراب‌ در موارد خيلي‌ نادر و استثنايي‌ به‌سراغ‌ تان‌ مي‌آيد كه‌ آن‌ هم‌ با طرز برخورد صحيح‌ و به‌جاي‌ شما مشكلي‌ ايجاد نمي‌كند.

*كمتر از 25 امتياز:

حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ شما از آن‌ دسته‌ از افرادخوشبختي‌ نيستيد كه‌ طرز برخوردشان‌ با زندگي‌ باآرامش‌ خاطر كامل‌ است‌! در واقع‌، تا حدي‌ بي‌خيال‌ وساده‌ لوحانه‌ عمل‌ مي‌كنيد و گاهي‌ اوقات‌ آرامش‌ وخونسردي‌ را اشتباه‌ مي‌گيريد.

اگرچه‌ در مواقع‌ خيلي‌ نادري‌ شما هم‌ نگراني‌ را به‌نحوي‌ تجربه‌ مي‌كنيد، همانطور كه‌ همه‌ ما چنين‌هستيم‌، ولي‌ اين‌ مواقع‌ را در حالت‌ حداقل‌ حفظمي‌كنيد. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ مسايل‌ و اتفاقاتي‌ كه‌ براي‌بسياري‌ از افراد نگران‌ كننده‌ و دلهره‌ آور به‌ حساب‌مي‌آيند، براي‌ شما اصلا اهميتي‌ نداشته‌ باشند. و از آن‌دسته‌ از اشخاصي‌ هستيد كه‌ تا حادثه‌اي‌ رخ‌ نداده‌، بابي‌خيالي‌ به‌ زندگي‌ عادي‌ خود ادامه‌ مي‌دهيد و درنتيجه‌ اتفاقات‌ خيلي‌ بد، كمتر به‌ سراغ‌ تان‌ مي‌آيند.

البته‌، بهتر است‌ هشداري‌ را هميشه‌ به‌ خاطرتان‌بسپاريد: همه‌ ما بايد حالت‌ تدافعي‌ خود را حفظ كنيم‌و با اين‌ كه‌ آرامش‌ و رفتار توأم‌ با خونسردي‌ كامل‌ واقعاتحسين‌ برانگيز و عالي‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد، به‌ شرط آن‌كه‌ تا حد ساده‌ لوحي‌ و حماقت‌ پيش‌ نرود، مورد پسندو حسادت‌ برانگيز محسوب‌ مي‌گردد!

منبع:www.rahezendegi.com

 

 

 

 

 

تست شماره 2: 

 

 

  آيا فردي پرخاشگر و ستيزه جو هستيد؟

 

 خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس نتيجه را مشاهده کنيد.(فقط يک گزينه انتخاب گردد.)

1. مجسم‌ كنيد كه‌ به‌شدت‌ خواهان‌ كسب‌چيزي‌ در زندگي‌هستيد. كدام‌ يك‌ ازگزينه‌هاي‌ زير، طرزبرخوردتان‌ را براي‌رسيدن‌ به‌ اين

‌ خواسته ‌توصيف‌ مي‌كند؟

1- اميدوارم‌ به‌خواسته‌ام‌ برسم‌، ولي‌ تازماني‌ كه‌ اين‌ امر محقق‌نشود، برنامه‌هاي‌ ديگرزندگيم‌ را به‌ هم‌ نمي‌زنم‌.

2-  تا زماني‌ كه‌ به‌خواسته‌ام‌ نرسم‌، آرام‌ وقرار نخواهم‌ داشت‌.

3- تمام‌ سعي‌ و تلاشم‌را به‌ خرج‌ مي‌دهم‌ تا به‌خواسته‌ام‌ برسم‌.

2. آيا تاكنون‌، سرشخصي‌ كه‌ فاقد حس‌همكاري‌ يا بازدارنده‌بوده‌، داد كشيده‌ايد؟

1- خير، داد كشيدن‌سر مردم‌، كار درستي‌نيست‌.

2- بله‌.

3- خير، ولي‌ در برخي‌از شرايط خيلي‌استثنايي‌ گاهي‌ اوقات‌صدايم‌ را بالا برده‌ام‌ ياحالتي‌ خشمگين‌ وعصباني‌ به‌ لحن‌ صدايم‌داده‌ام‌.

3. آيا قبول‌ داريد كه‌حمله‌ بهترين‌ شكل‌دفاعي‌ است‌؟

1- نه‌ خيلي‌.

2- بله‌.

3- شايد در برخي‌ ازموقعيت‌هاي‌ خاص‌.

4. هر چند وقت‌ يك‌بار، خونسرديتان‌ را ازدست‌ مي‌دهيد؟

1- كمتر از سه‌ مرتبه‌در طول‌ سال‌.

2- بيشتر از شش‌مرتبه‌ در طول‌ سال‌.

3- بين‌ سه‌ تا شش‌مرتبه‌ در طول‌ سال‌.

5. در كمال‌ ناباوري‌ متوجه‌ مي‌شويد كه‌ قراراست‌ يك‌ پروژه ساختماني‌ درمنطقه‌ جنگلي‌ پشت‌منزلتان‌ ساخته‌ شود. كه‌ به‌ معناي‌ از بين‌رفتن‌ حدود پنجاه‌درخت‌ بالغ‌ و پرپشت‌است‌. و شما به‌ كلي‌ با اين‌پروژه‌ مخالفيد. چه‌واكنشي‌ از خود نشان‌مي‌دهيد؟

1- شايد كاري‌ نكنم‌به‌ غير از آن‌ كه‌ جريان‌ رابه‌ طور خصوصي‌ با ديگران در ميان‌بگذارم‌، چرا كه‌ خواهي‌نخواهي‌ اين‌ پروژه‌صورت‌ خواهد گرفت‌.

2- تمام‌ همسايگانم‌ را تشويق‌ مي‌كنم‌ تا به‌ عنوان‌اعتراض‌ كميته‌اي‌ تشكيل‌ دهيم‌ و خودم‌ آن‌ را سازمان‌دهي‌ خواهم‌ كرد.

3- يك‌ اعتراض‌ نامه‌ به‌ انجمن‌ شهرم‌ مي‌نويسم‌.

6. هر چند وقت‌ يك‌ بار اخلاق‌ و رفتار يا واكنش‌هايتان‌ نسبت‌ به‌ موقعيت‌هايي‌ خاص‌ را مورد تجزيه‌ وتحليل‌ يا سؤال‌ قرار مي‌دهيد؟

1- دائما.

2- هرگز يا خيلي‌ خيلي‌ به‌ ندرت‌.

3- گاهي‌ اوقات‌.

7. آيا به‌ نظر شما رفتار خشونت‌ بار وپرخاشگرانه‌، به‌ عنوان‌ وسيله‌اي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌در نظر گرفته‌ مي‌شود؟

1- نه‌ واقعا، اين‌ گونه‌ رفتار با سرشت‌ من‌ سازگارنيست‌.

2- بله‌.

3- ممكن‌ است‌ در برخي‌ از شرايط و موقعيت‌خاص‌، بروز چنين‌ رفتاري‌ ضروري‌ و لازم‌ باشد.

8. هر چند وقت‌ يكبار، بد و بيراههاي‌ سبك‌ وخفيف‌ به‌ زبان‌ مي‌آوريد؟

1- هرگز يا خيلي‌ به‌ ندرت‌.

2- به‌ وفور.

3- خيلي‌ كم‌.

9. مشغول‌ رانندگي‌ هستيد كه‌ ناگهان‌ حركت‌نادرست‌ راننده‌اي‌ ديگر باعث‌ مي‌شود كه‌ تقريبا درگيريك‌ تصادف‌ شويد. شما:

1- با بي‌اعتنايي‌ شانه‌هايتان‌ را بالا مي‌اندازيد واز اين‌ كه‌ سالم‌ هستيد، خدا را شكر مي‌كنيد و خودتان‌را فردي‌ خوش‌ شانس‌ در نظر

 مي‌گيريد.

2- با عصبانيت‌ و ناراحتي‌ هر چه‌ تمام‌ با حركات‌سر و دست‌ به‌ آن‌ راننده‌ اعتراض‌ مي‌كنيد و شايد هم‌چند ناسزا از دهانتان‌ خارج

‌ شود.

3- با صداي‌ بلند شروع‌ به‌ غر زدن‌ مي‌كنيد و يا به‌سرنشين‌ كناريتان‌ در مورد حركت‌ نادرست‌ آن‌ راننده‌حرفي‌ مي‌زنيد.

10. آيا تا به‌ حال‌ به‌ خشونت‌ متوسل‌ شده‌ايد؟

1- خير، و نمي‌توانم‌ هرگز خودم‌ را در چنين‌وضعيتي‌ مجسم‌ كنم‌.

2- بله‌.

3- خير، ولي‌ نمي‌توانم‌ بگويم‌ كه‌ تحت‌ شرايطي‌خاص‌ و استثنايي‌ دست‌ به‌ اين‌ عمل‌ نمي‌زنم‌.

11. نظرتان‌ در مورد اين‌ جمله‌ چيست‌: جنگ‌ وكشمكش‌ها زماني‌ آغاز مي‌شوند كه‌ بدي‌ها بر خوبي‌هاپيروز مي‌شوند!

1- موافقم‌.

2- الزاما موافق‌ نيستم‌.

3- نظر خاصي‌ ندارم‌.

12. شخصي‌ ناخواسته‌ در حق‌ تان‌ بدي‌ مي‌كند.واكنش‌ شما چيست‌؟

1- هرگز به‌ كسي‌اعتماد نكنم‌.

2- تا زماني‌ كه‌ تلافي‌ نكنم‌ و حق‌ آن‌ شخص‌ را كف‌دستش‌ نگذارم‌، آرام‌ و قرار نخواهم‌ داشت‌.

3- به‌ طور محرمانه‌ با آن‌ شخص‌ در اين‌ زمينه‌صحبت‌ مي‌كنم‌ و علت‌ رفتارش‌ را مي‌پرسم‌.

13. به‌ نظر خودتان‌ خصلت‌ و گرايش‌ ظالمانه‌ وبي‌رحمانه‌ داريد؟

1- خير.

2- بله‌.

3- شايد.

14. آيا تا به‌ حال‌، عصبانيت‌ و سر خوردگي‌ تان‌ راسر فروشنده‌ مغازه‌اي‌ خالي‌ كرده‌ايد كه‌ فردي‌ منفي‌ وفاقد حس‌ همكاري‌ بوده‌

است‌؟

1- خير، چون‌ اين‌ گونه‌ اعمال‌، مرا به‌ هيچ‌ كجانمي‌رسانند.

2- بله‌، به‌ دفعات‌.

3- خيلي‌ به‌ ندرت‌.

15. سومين‌ شب‌ جمعه‌ است‌ كه‌ همسايه‌ جديدديوار به‌ ديوار منزلتان‌ مهماني‌ پر سر و صدا و شلوغي‌تا نيمه‌هاي‌ شب‌ به‌ راه‌ انداخته‌

 است‌. چه‌ واكنشي‌ ازخود نشان‌ مي‌دهيد؟

1- فرداي‌ همان‌ روز به‌ طور محرمانه‌ در اين‌زمينه‌ با آنها صحبتي‌ به‌ عمل‌ مي‌آورم‌ و خواهش‌مي‌كنم‌ كه‌ در آينده‌ سر و صداي‌ مهماني‌هايشان‌ راكاهش‌ دهند تا بتوانم‌ به‌ راحتي‌ بخوانم‌.

2- هر زمان‌ كه‌ سر و صداي‌ آنها به‌ اوج‌ خودش‌مي‌رسد، با عصبانيت‌ و خشم‌ هر چه‌ تمام‌، چند مشت‌به‌ ديوار مي‌كوبم‌.

3- با انجمن‌ محل‌ تماس‌ مي‌گيرم‌ تا ببينم‌ كه‌ آيامي‌توانم‌ به‌ منظور كاهش‌ سر و صداي‌ مهماني‌ همسايه‌جديدم‌ اقدامي‌ قانوني‌ صورت‌ دهم‌ يا نه‌.

16. آيا تاكنون‌، آنقدر عصباني‌ شده‌ايد كه‌ مشت‌تان‌ را به‌ سوي‌ شخصي‌ تكان‌ دهيد؟

1- خير.

2- بله‌.

3- خير، ولي‌ نمي‌توانم‌ بگويم‌ كه‌ تحت‌ شرايطي‌خيلي‌ خاص‌ و استثنايي‌ دست‌ به‌ اين‌ عمل‌ نزنم‌.

17. يك‌ روز عصر كه‌ مشغول‌ تماشاي‌ تلويزيون‌هستيد، متوجه‌ مي‌شويد كه‌ سه‌ كانال‌، فيلم‌ مستندنمايش‌ مي‌دهند. كدام‌ يك‌ را انتخاب

‌ مي كنيد؟

1- زندگي‌ وحش‌ در آلاسكا.

2- بمباران‌ اتمي‌ ژاپن‌.

3- دوران‌ ممنوعيت‌ (سالهاي‌ 1933 - 1920 كه‌توليد و فروش‌ مشروبات‌ الكلي‌ در آمريكا ممنوع‌ بود) آمريكا.

18. هر چند وقت‌ يك‌ بار فحش‌ها و ناسزاهاي‌خيلي‌ ركيك‌ به‌ زبان‌ مي‌آوريد؟

1- هرگز.

2- به‌ وفور.

3- خيلي‌ كم‌.

19. در مورد افرادي‌ كه‌ در جلسات‌ مشت‌ روي‌ميز مي‌كوبند، چه‌ عقيده‌اي‌ داريد؟

1- اين‌ عمل‌ خيلي‌ بچگانه‌ است‌.

2- گاهي‌ اوقات‌، دست‌ زدن‌ به‌ چنين‌ اعمالي‌ براي‌به‌ كرسي‌ نشاندن‌ حرفها و متقاعد كردن‌ ديگران‌،ضروري‌ و لازم‌ است‌.

3- تقريبا در هيچ‌ موردي‌، اين‌ عمل‌ كمك‌ حال‌كسي‌ نيست‌ و مؤثر واقع‌ نمي‌شود.

20. ورزش‌ مورد علاقه‌تان‌ كدام‌ است‌؟

1- بولينگ‌.

2- بوكس‌ بازي‌.

3- بيليارد.

21. تماشاي‌ كدام‌ يك‌ از آثار طنز زير، بيشترمورد علاقه‌تان‌ است‌؟

1- سريال‌ كمدي‌.

2- نمايش‌ و تئاتر طنز.

3- فيلم‌ مضحك‌ و خنده‌دار.

22. وارد پاركينگ‌ عمومي‌ اتومبيل‌ مي‌شويد،اسكناسي‌ داخل‌ دستگاه‌ صدور بليط مي‌اندازيد، ولي‌اتفاقي‌ رخ‌ نمي‌دهد و چيزي‌ از

  داخل‌ دستگاه‌ بيرون‌نمي‌آيد. واكنش‌ آني‌ شما چه‌ خواهد بود؟

1- چند دكمه‌ را فشار مي‌دهيد و بعد اسكناس‌ديگري‌ داخل‌ دستگاه‌ مي‌اندازيد، به‌ اين‌ اميد كه‌ اين‌ مرتبه‌ دستگاه‌ به‌ كار بيفتد.

2- چند مرتبه‌ محكم‌ روي‌ دستگاه‌ مشت‌مي‌كوبيد.

3- متصدي‌ پاركينگ‌ را پيدا مي‌كنيد و از اوتوضيح‌ مي‌خواهيد.

23. وقتي‌ در يك‌ بازي‌ مي‌بازيد، چه‌ مي‌كنيد؟

1- خونسرديم‌ را حفظ مي‌كنم‌ و با رويي‌ گشاده‌باختم‌ را مي‌پذيرم‌.

2- بداخلاق‌ و بي‌حوصله‌ مي‌شوم‌.

3- هيچ‌ بازنده‌اي‌ نمي‌تواند خوشحال‌ باشد، ولي‌عده‌اي‌ مي‌توانند به‌ خوبي‌ صورت‌ ظاهرشان‌ را حفظكنند.

24. آيا تا به‌ حال‌ به‌ خاطر برنده‌ شدن‌، به‌ تقلب‌ وكلك‌ متوسل‌ شده‌ايد؟

1- خير.

2- بله‌.

3- شايد تا حدي‌.

25. كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير، احساس‌ شما رانسبت‌ به‌ صحنه‌هاي‌ خشونت‌ بار فيلم‌ها، نشان‌مي‌دهد؟

1- اگر خشونت‌ به‌ جاي‌ به‌ نمايش‌ كشيده‌ شدن‌در فيلم‌ها، به‌ طور مشروح‌ و گويا و بي‌ پرده‌ توصيف‌شود، خيلي‌ بهتر و مؤثرتر خواهد بود.

2- وقتي‌ اين‌ گونه‌ اعمال‌ صورت‌ مي‌گيرند، چرانبايد به‌ تصوير كشيده‌ شوند؟ از آن‌ گذشته‌، اين‌ گونه‌صحنه‌ها خيلي‌ مهيج‌ و جالب

‌هستند و لذت‌ خاصي‌ به‌افراد مي‌بخشند.

3- از مشاهده‌ اين‌ گونه‌ صحنه‌ها بدم‌ مي‌آيد، ولي‌چون‌ رخ‌ مي‌دهند، پس‌ بايد به‌ تصوير كشيده‌ شوند،به‌ هر حال‌ هنر بخشي‌ از واقعيات ‌ زندگي‌ است‌ و زندگي‌خودش‌ يك‌ نوع‌ هنر است‌.

 

شما با جمع بندي امتياز، مي توانيد نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.

گزينه ي اول 2 امتياز

گزينه ي دوم 0امتياز

گزينه ي سوم 1 امتياز

 

نتیجه :

 

 

*بين‌ 40 تا 50 امتياز:

امتياز شما نمايانگر آن‌ است‌كه‌ بدون‌ ناراحت‌ كردن‌ ديگران‌، زندگيتان‌ رامي‌گذرانيد، همواره‌ دوستان‌ خوبي‌ براي‌ خودتان‌دست‌ و پا مي‌كنيد، و گاهي‌ شايد تحت‌ شرايط خاصي‌مورد زورگويي‌ و قلدري‌ قرار بگيريد و از قافله‌ عقب‌بيفتيد. پس‌ بهتر است‌ حتي‌ المقدور سفت‌ و سخت‌ترعمل‌ كنيد و در عين‌ حال‌ همان‌ فرد خونسرد و آرام‌ وجذاب‌ دوست‌ داشتني‌ باقي‌ بمانيد تا بتوانيد بسياري‌از اهداف‌ بلند پروازانه‌ و جاه‌ طلبانه‌، اميدها وآرزوهايتان‌ را شناسايي‌ كرده‌ و به‌ آنها جامه‌ عمل‌بپوشانيد.

*بين‌ 25 تا 39 امتياز:

با اين‌ كه‌ در كل‌ شخصي‌پذيرا، كنش‌پذير، رام‌ و تسليم‌ هستيد، ولي‌ قادريد درمواقع‌ لازم‌ تا حدي‌ خشونت‌ حساب‌ شده‌ و كنترل‌شده‌ از خود بروز دهيد. با اين‌ كه‌ به‌ خوبي‌ ازخواسته‌هايتان‌ از زندگي‌ آگاهيد، خلق‌ و خويي‌ متعادل‌داريد و در نتيجه‌ مي‌توانيد، بدون‌ جريحه‌ دار كردن‌احساسات‌ ديگران‌ به‌ آرمان‌ها و جاه‌طلبي‌هايتان‌جامه‌ عمل‌ بپوشانيد و در عين‌ حال‌ حق‌ كسي‌ رانخوريد.

*كمتر از 25 امتياز:

به‌ نظر مي‌رسد كه‌ گاهي‌ اوقات‌تحت‌ تأثير ماهيت‌ خشونت‌ بار و پرخاشگرانه‌ خودقرار مي‌گيريد. بايد نهايت‌ سعي‌ و تلاش‌ خود را به‌ كارببنديد تا همواره‌ الگوهاي‌ رفتاري‌ و واكنش‌ هايتان‌ درشرايط و موقعيت‌هاي‌ خاص‌ را مورد تجزيه‌ و تحليل‌قرار دهيد تا ببينيد

 كه‌ آيا شيوه‌هاي‌ ديگري‌ به‌ جزاعمال‌ زور و فشار براي‌ رسيدن‌ به‌ آرمانهايتان‌ وجوددارند يا نه‌. به‌ عنوان‌ مثال‌ به‌ كارگيري‌ سياست‌ و تدبيربه‌ جاي‌ زورگويي‌.

هم‌ چنين‌، در صورت‌ امكان‌، وقت‌ بيشتري‌ را براي‌سرگرمي‌ها و كارها و فعاليت‌هاي‌ تفنني‌ و ذوقي‌خلاقانه‌ و تفريحات‌ شفابخش

‌ مثل‌: نقاشي‌، نوشتن‌ ياباغباني‌ اختصاص‌ دهيد.

منبع:www.rahezendegi.com

 

 

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

چند سالته؟

 

 

 

 

 

سؤال عجيبيه نه؟

راستي شما چند سالته؟

تا حالا چقدر به اين موضوع دقيق فكر كردي؟

اصلا سال ازكجا پيدا ميشه؟

يادش بخير كتاب علوم دوره ابتدايی :

يك دورگردش زمين به دورخورشيد را يك سا ل مينامند

بذار ببينم يعني چي!

من 27 سا لمه،

 

يعني از وقتي كه من به دنيا اومدم تا حالا،

زمين 27 بار به دور خورشيد گشته!

خوب اين موضوع چه ربطي به من داره؟!!!

يعني اگه تو همين مدت زمين به جاي 27 بار

صد بار دور خورشيد مي گشت من الان صد سالم بود؟!!!

يا اگه مثلا هفت بار دورزده بود من هفت سالم بود؟!!!

اين كه سن من نيست!

اين سن زمينه! نه سن من!!!

پس سن من ازكجا معلوم ميشه؟

زمين هر يك دور كاملي كه به دور خورشيد خودش ميزنه،

يك سا لش ميشه!

پس منم هر يك دوري كه به دور خورشيد خودم بزنم،

اون وقته كه يك سا لم ميشه،

حالا بهتر شد ، نه؟

راستي خورشيد من كيه؟!!!

اصلا بگو ببينم خورشيد شما كيه؟!!

تا حالا چند بار دورش گشتي؟!!!

( اين لطيفه معنوی ، ازخرمن حكمت علامه جوادی آملي خوشه چيني شده است، وجود با بركتش مستدام باد. )

 

 

 

پرسش     
 و پاسخ     

 

 

 

پرسش های مجله الکترونیکی شماره 26

 

 

 

الف - پرسش های تستی :

 

۱ - خداوند در نخستين آيه (۱۷۷) به ترتيب از چه كارهايي منع و به كارهايي ترغيب مي كند؟

الف -  احساسي -  عقلاني                ب - قشري نگريي - ژرف نگري

ج - نفساني - الهي                           د - هر دو مورد الف و ب

 

۲ - چگونه مي توان به " هدف خودكنترلي " نائل آمد؟

الف - با نماز      ب - با كار عظيم فرهنگي      ج - با كنترل و نظارت شديد      د - با پاداش و تشويق

 

۳ -  چه دانشی است که احساسات فرد را بر می انگیزد؟

الف - نگرش         ب - مدیریت             ج - تشوق                   د - پاداش

 

۴ - سخت ترین نوع تغییر کدام است؟

الف - تغییرات انسانی      ب - تغییرات تاریخی       ج - تغییرات سازمانی      د - تغییرات مدیریتی

 

۵ - مهم ترین تفاوت انسان زنده با مرده.........است.

الف - نفس کشیدن      ب - تفکر                 ج - تحرک            د -  خوردن

 

۶ - هدف نهایی برنامه های اخلاق کار چیست؟

الف - افراد خوش برخورد شوند.           ب - راندمان کار افزایش یابد.

ج -رضایت مشتریان افزایش یابد.       د - رفتارهاي مشخص شده در كد رفتار در محيط كار انجام گيرد.

 

۷ - بزرگ ترین مشکل سازمان های موفق چیست؟

الف -  به هنگام پیروزی به طور طبیعی، کرخت و ایستا می‌شوند.

ب- غرور مدیران ، سازمان را به شكست مي كشد.

ج - بين مديران و كاركنان اختلاف ايجاد مي شود .

د - دامنه كار و فعاليت آنان گسترش مي يابد.

 

۸ - براي درمان مشكل افراد منتقد در گفتگو با آنان بر چه مسئله اي بايد تمركز كنيم؟

الف -  رفتار آنان را تاييد كنيم.                 ب - اصل انتقاد را بپذيريم.

ج - بر اطلاعات تمركز كنيم.                    د - متقابلا به آنان انتقاد كنيم.

 

۹ - از سريال جومونگ می آموزيم كه بايد همواره خط قرمز همه امور سیاسی, فرهنگی, اجتماعی و اقتصادی خود را ......... قرار دهیم.

الف - حفظ نظام          ب - منافع ملي          ج - قانون اساسي         د - دين

 

۱۰ - چه موقع شما مي توانيد کارهای فوق العاده زیاد را به سرانجام برسانید؟

الف - وقتي همتي عالي داشته باشيد.      ب - وقتي مديريتي قوي داشته باشيد.

ج - وقتي همكاراني ماهر و باتجربه داشته باشيد.    د - وقتي اهميت ندهيد چه كسي امتياز مي گيرد. 

 

 

 

ب - پرسش هاي تشريحي :

 

 

۱ - حكايت مديريتي " كشتي"  شما را به ياد كدام آيه قرآن مي اندازد؟ توضيح دهيد.

 

۲ - با توجه به مقاله مديريتي " تقصير را به گردن بگير" ، آيا تجربه يا خاطره ای از خود يا ديگران در اين باره داريد؟ ذكر فرماييد.

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخنامه مجله الکترونیکی شماره 26 شامل 10 پرسش تستی + 2 پرسش تشریحی

 

 

 

    نام و نام خانوادگی : 

 

 

 

 

 

پاسخ سوال تشریحی اول :

 

 

 

 

پاسخ سوال تشریحی دوم :

 

 

 

 

 

 

لينکهاي    
 هفته    

 

 

هنر برتر
ویژه نامه روز سینما

 

دروغ بزرگ
ویژه نامه حادثه یازده سپتامبر

 

کوتاه و شنيدنی
روضه حضرت علی (ع) از زبان مقام معظم رهبری

 

پايگاه دريافت كتب الكترونيكی

کتابهای این سایت بیشتر شامل موضوعات دینی و اسلامی میباشند