مجله شماره بیست وهفتم      

 سه شنبه 31 شهریور 1388                                                                            

 

 

 

 

 

پیام مهر     

 

 

باسمه تعالی

پیام رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن به استادان ، دانشجويان و كاركنان دانشگاه به مناسبت آغاز سال تحصيلی 89-88

 

 

 

با طلوع مهر فضيلت در سپهر تعليم و تربيت بار ديگر صداي پاي بهار در صحن و سراي دانشگاه طنين مي افكند .

اكنون زمين، زمينه شور است و زمان، زمانه شعور .

زلال زندگي از رگ هاي زمين مي جوشد و بر پهندشت زمان مي خروشد .

روح سبز حيات از ذهن ترد ساقه ها مي تراود و در كوچه باغ هاي شهر نسيم اميد مي وزد .

خورشيد دسته، دسته خوشه هاي طلا مي پراكند و از هودج اهورايي هور، شكوفه هاي نور نثار مي كند .

بار ديگر شور و حال و احساس سيال دانشجويان عزيز، خلوت تنگ كوچه ها را پر مي كند و شكوفه هاي لبخند ايشان، فضای دانشگاه را از عطر شادي مي آگند.

اينك زورق زرين دانش و پژوهش از موج مهر رميده و بر اوج سپهر رسيده است.

با وزش نسيم تعليم و تربيت، پيشاهنگان سپاه سرور و طلايه داران لشكر نور، مرزهای شور را درنورديده و به چكاد شعور رسيده اند.

قبله قبيله نورباوران، كمال و بالندگي دانشجو است.

دانشجو، محور و مدار همه تلاش ها و فعاليت هاي ماست.

او غنچه نوشكفته زمين است و گنجينه نهفته زمان. در دستي كتاب دارد و در دست ديگر انقلاب را. از چشم هاي پژوهشگر او چشمه های گوهر مي جوشد. به كمان ابروانش منگريم كه سياه است، به چشمانش بنگريم كه همه نگاه است. نگاهش را مپنداريم كه بي رنگ است، كه رنگين كمان هفت رنگ، بل هفتاد رنگ است . ... و در هر رنگي فريادي خفته و استعدادي نهفته. جوانه ترد نگاهش ناز دارد و نياز. نازش بكشيم و نيازش برآوريم .

دانشجو نايش پاك است و نوايش از افلاك. ظاهرش را نبينيم كه خاموش است، در دل صد نوا دارد و در هر نوا ، هزار آوا .

دل نازكش خرد است و بلور كرامتش، ترد . هشدار كه با سنگ جفا نشكنيم و با چنگ خطا نخراشيم .

دنيا هر چه بزرگ باشد، انسان بزرگ تر است. هر پديده اي كه در عالم بزرگ هست در درون اين موجود كوچك هم هست.

 

 

اتزعم انك جرم صغير                 و فيك انطوي العالم الاكبر

                                                                                        (علی عليه اسلام)

 

ای انسان! تو می پنداری كه موجود كوچكی هستی، در حالی كه دنيای بزرگی در وجود تو نهفته است .

 

او برترين موجود است و بهترين وجود .

و فضلناهم علی كثير من خلقنا تفضيلا (قرآن كريم)

خداوند برای آفرينش هيچ موجودی جز انسان به خويش تبريك نگفت .

 

دانشجو قامتي همايون دارد و قيامتي در درون. فردا كه قامت افرازد، قيامت ها به پا مي‌سازد.

انسان كوچك است، اما به صغارتش ننگريم، به رسالتش بنگريم. او همان جانشين خدا و شكوفاترين رياحين دنياست. او جوهر هدف خلقت است و گوهر صدف طبيعت.

ابر و باد و مه و خورشيد و فلك برای اويند و از دولت او ره مي پويند .

هشدار كه حريم حرمتش را بپاييم و حرير حريتش را نيالاييم .

ظرف دل انسان ضعيف است و ظريف. ظرفش كوچك است و ظرفيتش، اندك. با قطره ای محبت ، سرشار مي شود و با جرعه ای خشونت، بيزار .

جوانه جانش جوان است و رهرو كوی جانان. بی بال و پر است، اما صد آسمان پرواز در آرزو دارد و صد پرده آواز در گلو. 

قطره است، اما صد جويبار شكوفايی در نهان دارد و هزار چشمه سار پويايي در پنهان. قطره‌اي بيش نيست ، اما دريايي در خويش دارد .

دلش آيينه است و عاري از غبارهركينه. سرشار از صفاست و شكوفه زار وفا . به زلالي آب است و به لايزالي آفتاب. به طراوت برگ هاست و به لطافت گلبرگ ها. به عصمت شقايق است و جويای حقايق. زنهار با او جز از حق نگوييم و جز راه حقيقت نپوييم

دانشجو حميت دارد و نياز به حمايت. بايدمان تا دستش گيريم و درخواستش را بپذيريم .

او بذری است جوان، اما صد جوانه انديشه در دل دارد و هزار ريشه در گل. هر ريشه، تشنه صد جويبار آب است و صد چشمه سار حقيقت ناب .

او كوله باري خالي از ملال دارد و انباشته از سوال. هر سوال او جواب مي طلبد، جوابی به روشني آفتاب. جواب زيبنده، نه فريبنده. مبادا كه تشنه را بي آب و سوالي را بي جواب گذاريم !

 

 

خواهران و برادران بزرگوار، استادان فرزانه و فداكار! دانشجويان پاك و پايدار! و عزيزان همكار!

 

ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات خالصانه شما در ماه مبارك رمضان و عرض تبريك به مناسبت عيد سعيد فطر، اكنون كه با دل هايی پاك و اميدوار و گام هايي استوار، مي رويم تا سال تحصيلي جديد را بياغازيم ، فرارسيدن فصل بهار تعليم و تربيت و شروع سال تحصيلي 1388-89 را خدمت تك تك شما تبريك و تهنيت مي گويم و بنا به وظيفه خدمتگزاری مطالبی را يادآوری می كنم . اگر چه لقمان را حكمت آموختن است و مجرب را تجربت اندوختن .

۱- اينجانب در آغاز هر سال تحصيلي با تقديم پيامی تحت عنوان پيام مهر ضمن عرض تبريك خدمت استادان ارجمند و همكاران و دانشجويان فرازمند، مراتب ارادت و علاقه و احترام خود را نسبت به همه عزيزان ابراز می دارم . ضمناً مي كوشم تا از ظرف پيام، جامی بسازم و در آن جام از هر جويباري جرعه ای و از هر دريايی قطره ای از مسائل فرهنگی، اجتماعی و تربيتی بريزم . بنابراين از همه عزيزان انتظار مي رود با نگاهی به مفاد پيام سال پيش، فرازهای فكری آن را در خاطر مرور نموده، در صورت لزوم اينجانب را از تحليل ها و ارزيابی های خود بی بهره نگذاريد . 

۲- همان گونه كه در سال پيش نيز تاكيد كردم، با توجه به اصل كرامت انساني بايد همه رفتارها و روش هاي آموزشي پرورشی و اداری بر بنيان تكريم شخصيت بنا شود نه تحقير هويت . پشتوانه رفتارها بايد استدلال و ارشاد باشد، نه اجبار و انقياد . دانشجو بايد با تحليل خو بگيرد، نه با تحميل! براي شكوفايي استعدادهاي جوانان لازم است براي آنان حق اظهار نظر و مخالفت قائل شويم . بديهي است ممكن است گاه برخي از نظريات و انتقادات ايشان در ارزيابي ما غيرواقعي يا سست يا حتي اشتباه باشد . در اين گونه موارد نبايد آنان را تخطئه يا مسخره كنيم. بلكه بايد با محبت و مهرباني و سعه صدر سخنانشان را بشنويم و نظريات درست شان را با تشويق بپذيريم و احتمالاً اظهارات نادرست شان را با استدلال و با روش اقناعي اصلاح كنيم .

۳- به منظور ايجاد عادت به تفكر انتقادی و آموزش انتقاد سازنده در دانشجويان ضرورت دارد صندوق هاي پيشنهادها و انتقادها فعال تر شده، در جلساتي با حضور همه علاقه مندان مطالب مكتوب مورد رسيدگي قرار گرفته، اقدام ممكن، معمول و پاسخ لازم داده شود. 

۴- رياكاری، تملق و چاپلوسي از پست ترين بيماری ها و بلاهای خواركننده انسان و مخل شخصيت و كرامت نسل بشر است. دانشگاه بهترين جايگاهی است كه با اين پديده شوم و زشت اجتماعی با روش هايی تربيتی برخورد شود. بايد با رفتار ، نه تنها گفتار و با دقت و حتی با وسواس در پيراستن آيينه دل دانشجويان از غبار ريا و چاپلوسي كوشيد و سيمای زيبای فطرت آنان را با زيور صراحت لهجه و شهامت بيان آراست .   

 ۵- هنر، رنگ و رايحه اي است كه كلام را شيرين و پيام را عطرآگين مي كند. هنر به زندگي بشر جلا و به آيينه دل صفا مي بخشد. هنر عينكی است كه با آن مي توان دنيا را زيباتر نگريست و در آن بهتر زيست. 

روشن است كه منظور ما از هنر تنها خوش نويسی و نقاشی نيست و نيز روشن تر اين كه آموزش آن منحصر به زمان (ساعت درس) و مكان خاصي (كلاس) نيست ، بلكه بهتر است كه ما در ارسال همه پيام های آموزشی، پرورشی، سياسی و اجتماعی خود اين پديده ديرين و اعجاز آفرين - كه عمری به درازای عمر بشر دارد - به خوبی بهره جوييم .

در پايان از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم تا به همه توفيق عنايت فرمايد تا از ظلمات وهم به نور فهم برسيم، خود به راه آييم و ديگران را نيز راه نماييم، و خود نلغزيم و ديگران را نلغزانيم . آمين ! يا رب العالمين !

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

پیام مهر ●

مصحف هدایت

عوامل خود کنترلی ( قسمت چهارم / بخش سوم )

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

دانستنیهای مدیریت

نکات مدیریتی

 ●تحول فکری مدیریت

 ●شبیه سازی؛ کمک به مدیران برای تصمیم گیری

20 كليد طلايی مطالعه

مدیریت هنر است

تکنيکهای موفقيت

مدیریت آرام

تست های خودشناسی

  100حقیقت بسیار زیبای زندگی ●

لينکهاي هفته 

 

 

 

مصحف    
هدايت    

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار خواهد گرفت. در اين شماره سوره دوم از قرآن کريم را تقديم مي کنيم. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدینه

فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ 182 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ 183 أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ 184 شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ 185 وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ 186

ترجمه فارسي مکارم

و كسى كه از انحراف وصيت كننده (و تمايل يك‏جانبه او به بعض ورثه)، يا از گناه او (كه مبادا وصيت به كار خلافى كند) بترسد، و ميان آنها را اصلاح دهد، گناهى بر او نيست; (و مشمول حكم تبديل وصيت نمى‏باشد) خداوند، آمرزنده و مهربان است 182 اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شده، همان‏گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نوشته شد; تا پرهيزكار شويد 183 چند روز معدودى را (بايد روزه بداريد!) و هر كس از شما بيمار يا مسافر باشد تعدادى از روزهاى ديگر را (روزه بدارد) و بر كسانى كه روزه براى آنها طاقت‏فرساست; (همچون بيماران مزمن، و پيرمردان و پيرزنان،) لازم است كفاره بدهند: مسكينى را اطعام كنند; و كسى كه كار خيرى انجام دهد، براى او بهتر است; و روزه داشتن براى شما بهتر است اگر بدانيد! 184 (روزه، در چند روز معدود) ماه رمضان است; ماهى كه قرآن، براى راهنمايى مردم ، و نشانه‏هاى هدايت، و فرق ميان حق و باطل، در آن نازل شده است پس آن كس از شما كه در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن كس كه بيمار يا در سفر است، روزهاى ديگرى را به جاى آن، روزه بگيرد! خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد، نه زحمت شما را! هدف اين است كه اين روزها را تكميل كنيد; و خدا را بر اينكه شما را هدايت كرده، بزرگ بشمريد; باشد كه شكرگزارى كنيد! 185 و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند)! 186

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

 

مديريت    
علوي    

 

 

عوامل خود کنترلی
قسمت چهارم / بخش سوم

 

 

 

 

 

 2. اصلاح گزينش
اامروزه نگرش سيستمى به سازمان ، نگاهى نو و منطقى است ، و آنچه در سازمان يا كارخانه رخ مى دهد بى ارتباط با محيط خارج از سازمان نيست ، بلكه مى توان گفت كه سازمان ها همواره از محيط اطراف خود تاءثير مى پذيرند؛ هر چند خود نيز بر محيط خارجى تاءثير گذارند؛ زيرا معمولا سازمان ها به صورت سيستم هاى باز اجتماعى مى باشند و بيش تر آن ها با صدها عامل خارجى سر و كار دارند. (1)
يكى از عوامل محيطى ، منابع انسانى است كه به نوبه خود يكى از ورودى هاى سيستم سازمانى را تشكيل مى دهد. معمولا افراد با برخى باورها و نگرش هاى قبلى وارد سازمان مى شوند؛ زيرا شخصيت آن ها در خارج از سازمان شكل گرفته و رفتار خود را كه بر اساس باورها و نگرش هاى آن ها است ، عينا به سازمان منتقل مى كنند؛ لذا گزينش افراد و انتخاب بهتر از ميان داوطلبان براى چرخش كار سازمان ها امرى ضرورى مى نمايد.
براى گزينش و جذب بهتر داوطلبان ورود به سيستم سازمانى ، عوامل متعددى را بايد در نظر داشت . يكى از اين عوامل سيستم ارزشى داوطلب است . بايد ديد تا چه ميزان باورها و ارزش هاى فرد داوطلب ، با باورها و ارزش هاى اسلامى ، همخوانى و سنخيت دارند. هر قدر كه اين همخوانى بيش تر باشد، اميد بيش ترى به خود كنترلى مى توان داشت .
بر اين اساس ، مى توان يكى از سياست هاى كلى در گزينش داوطلبان را باورها و ارزش هاى اسلامى آنان دانست . از اين رو پيامبر گرامى اسلام (ص ) خطاب به امير مؤ منان (ع ) ديندارى و پرهيزگارى را از شرايط لازم براى گزينش متصديان امور بر شمرده و چنين مى فرمايد:
واءلصق بذوى التجربة و العقول و الحياء من اءهل البيوتات الصالحة و اءهل الدين و الورع فاءنهم اءكرم اءخلاقا و اءشد لاءنفسهم صونا و اصلاحا و اءقل فى المطامع اشرافا و اءحسن فى عواقب الاءمور نظرا، من غيرهم فليكونوا عمالك و اءعوانك ... ؛ (2) خود را به صاحبان تجربه و عقل و حيا كه از خانواده هاى صالح بوده و متدين و پرهيزگار باشند نزديك كن ؛ زيرا آن ها از جهت اخلاق كريم تر، و به لحاظ خويشتن دارى (خود كنترلى ) و اصلاح خويش شديدترند؛ و كم طمع تر، و در سنجش عواقب كارها بيناترند؛ پس ‍ اين ها بايد كارگزاران و ياورانت باشند.
امير مؤ منان (ع ) نيز خطاب به يكى از كارگزاران خود، ديندارى و پرهيزگارى را شرط به كار گيرى متصديان امور دانسته و چنين مى فرمايد:
اصطف لولاية اءعمالك اءهل الورع فى الدين من اءهل البيوتات الصالحة و القدم فى الاسلام فانهم اءكرم اءخلاقا و اءنزه اءطماعا ؛ (3) براى تصدى امور خود كسانى را انتخاب كن كه پرهيزگار و از خانواده هاى پاك بوده و در اسلام پيشگام تر باشند؛ زيرا اخلاق آن ها كريمانه تر و طمعشان كم تر است .
از اين سخن استفاده مى شود كه هرگز نبايد افراد بى ايمان را در مديريت ها به كار گرفت ؛ حتى در بين مؤ منان هم بايد افرادى را انتخاب نمود كه سابقه ديندارى ، و پرهيزگاريشان بيشتر باشد؛ زيرا اينان به خود كنترلى در سازمان نزديك تر بوده و در انجام كارها خيانت نمى كنند.


3. تاءمين و توسعه و رفاه كاركنان
از عوامل مهمى كه موجب انگيزش و ترغيب كاركنان به انجام دادن صحيح كارها مى شود، توجه به نيازهاى زيستى و تاءمين احتياجات مادى آن ها از سوى مديريت سازمان است . اگر مديران ، از كاركنان انتظار انجام دادن وظايف ، آن هم به شكل مطلوب و دور از هر گونه كم كارى و خيانت و در يك كلمه خود كنترلى دارند، بايد آن ها را از لحاظ زندگى مادى تاءمين كنند، تا آنان با آرامش خاطر و دلگرمى بيش ترى كار كنند؛ زيرا كاركنان هنگامى با علاقه و پشتكار به كار خواهند پرداخت كه حقوقى متناسب با شرايط زندگى دريافت كنند؛ حقوقى كه بتوان با آن زندگى نسبتا مناسب و مرفهى را اداره كرد. چنانچه ميزان دريافتى كاركنان با مخارج زندگى متوسط آنان برابرى نداشته و پايين تر از آن باشد، زنگ خطر براى پيشبرد اهداف سازمان خواهد بود؛ زيرا در اين حالت كاركنان با دلسردى كار را انجام داد و آن را اتقان و استحكام انجام نمى دهند، و يا آن كه كم كارى مى كنند، با اين استدلال كه : كاركرد ما به اندازه حقوقى است كه دريافت مى كنيم !
در واقع پرداخت هاى كم و ناكافى به كاركنان ، موجب كاهش انگيزه و در نهايت عدم رضايت شغلى آنان مى شود. در صورتى كه اگر زندگى آنان تاءمين شود، تا حدود زيادى موجبات رضايت شغلى كاركنان فراهم مى گردد، و باعث دورى آنان از هر گونه كم كارى ، خيانت ، سهل انگارى در كار و تعدى به اموال عمومى مى شود؛ و در نتيجه روح خود كنترلى را در آنان پرورش مى دهد.
1) :P ؛5 Ed ؛Daft .L.R ؛Design ,Theory Organization :F .C
2) قاضى نعمان ، دعائم الاسلام ، ج 1، ص 361.
3) سيماى كارگزاران على بن ابى طالب امير المؤ منين (ع )، ج 2، ص 182.

 

ادامه دارد ....

 

جمله    
 مديريتي    

 

 

اراده های ضعيف و قوی

 

 

 

 

اراده های ضعيف همواره بصورت حرف و گفتار خود نمايی می كند، ليكن اراده های قوی جز در لباس عمل و كردار ظهور نمی يابند.
 

گوستاو لوبون

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

 

قَالَ علی (ع) :
اءَقِيلُوا ذَوِي الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ، فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلا وَ يَدُ اللَّهِ بِيَدِهِ يَرْفَعُهُ.

 

حضرت علی (ع ) فرمود:
از لغزشهاى جوانمردان درگذريد، كه هيچ يك از آنان نلغزد، مگر آنكه دست او در دست خدا باشد و بردارش .

نهج البلاغه/حکمت 19

 

 

طنز       
مديريتی    

 

 

طوطی ارشد

 

 

 

مردی به يك مغازه فروش حيوانات رفت و درخواست يك طوطی كرد.

صاحب فروشگاه به سه طوطي خوش چهره اشاره كرد و گفت: طوطي سمت چپ 500 دلار است.
مشتری: چرا اين طوطی اينقدر گران است؟
صاحب فروشگاه: اين طوطی توانايی انجام تحقيقات علمی و فنی دارد.
مشتری: قيمت طوطی وسطی چقدر است؟‌
صاحب فروشگاه: طوطي وسطی 1000 دلار است. برای اينكه اين طوطی هر كاری را كه ساير طوطی ها انجام می دهند، انجام داده و علاوه بر اين توانايی نوشتن مقاله ای كه در هر مسابقه ای پيروز شود را نيز دارد.
و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسيده و صاحب فروشگاه گفت: ‌ 4000 دلار.
مشتری: اين طوطی چه كاری می تواند انجام دهد؟
صاحب فروشگاه جواب داد:‌ صادقانه بگويم من چيز خاصی از اين طوطی نديدم ولی دو طوطی ديگر او را مدير ارشد صدا می زنند.

 

 

حکايت    
مديريتی    

 

 

قلاب ماهيگيری

 

 

 

 

مردی گرسنه و فقير از راهي عبور مي كرد و با خود مي گفت: خداي من چرا من بايد اينگونه گرسنه باشم. من بنده تو هستم و امروز از تو غذايي مي خواهم. تو به من دندان داده اي ، نان هم بايد بدهي.
همانطور كه با خود در فكر بود به رودخانه اي رسيد. او به امواج رودخانه نگاه مي كرد و در افكار مريض و پر از درد خود غرق بود. ناگهان از دور برقي به چشمانش زد. خيلي خوشحال شد. فكر كرد كه حتما سكه طلايي است كه خدا براي او فرستاده تا او سير شود. به سمت نور دويد تا زودتر سكه را بردارد و با آن غذا يي بخرد. اما هر چه قدر نزديك تر مي شد نااميدتر مي شد. وقتي به آن شي فلزي رسيد ديد كه يك قلاب ماهيگيري است. مرد آن را برداشت. نگاهي به آن كرد ولي نفهميد كه آن شي چيست. او قلاب را به گوشه اي انداخت و رفت و در افكار پر از ياس و ناكامي خود غوطه ور شد. نمي دانست آن قلاب براي او آنجا گذاشته شده بود تا ماهي بگيرد و خود را سير كند. خدا به او پاسخ داده بود ولي او آنقدر هوش و ظرفيت نداشت كه آن پاسخ را بشنود.

 

 

دانستيهای   
 مديريت     

 

 

7 راه موفقیت در تمام مراحل کاری‌

 

 

 

 

هرچه در کارتان باتجربه تر و متخصص تر می شوید برای رسیدن به موفقیت به علم، مهارت و استعداد نیاز دارید.


مرحله اول (خود)
وقتی اولین کارتان را به دست می آورید، اولین چیزی که از شما انتظار می رود مهارت های تکنیکی، درک خوب از تئوری و اصول حیطه کارتان است. از شما انتظار می رود دستورالعمل ها را به درستی و با اطمینان اجرا کنید.
خیلی زود در کارتان تکنیکی می شوید و علم زیادی در حیطه کارتان پیدا میکنید. متخصصی می شوید که فارغ التحصیلان جدید می توانند به خوبی از شما راهنمایی بگیرند و برای همکارانتان هم مشاور خوبی خواهید بود.


مرحله دوم (ابزارها)
بعد از چند سال کم کم راه های بهتری برای انجام فعالیت هایتان پیدا می کنید. هدفتان انجام کار بیشتر، در مدت زمان کمتر و با تلاش کمتر خواهد بود. شما جوان، پرانرژی، و بسیار مشتاق به کار هستید. دیگر از کارهای تکراری و یکنواخت خسته خواهید شد.
از اینرو یا ابزارهای لازم برای آنرا خودتان می سازی و یا از ابزارهای موجود در بازار استفاده می کنید. درنتیجه دانش ابزارآلات موجود، طریقه استفاده و ماهر شدن در آنها بخش بسیار مهمی از لیست مهارت های شما خواهد شد.


مرحله سوم (مردم)
وقتی مهارت های تکنیکی در حیطه کارتان به دست آوردید و در استفاده از ابزارآلات هم ماهر شدید، عملکردتان بسیار بهتر از همکارانتان خواهد شد. از اینرو شرکتی که برای آن کار می کنید، تصمیم می گیرد که شما را به کادر مدیریت ارتقاء درجه دهد. شما دیگر یک مدیر پروژه خواهید بود.
در برخی شرکت ها دو خط پیشرفت کاری وجود دارد، یکی نردبان مهارت تکنیکی است و دیگری نردبان مدیریت. ممکن است مسئولیت مدیریت پروژه را قبول نکنید و دوست داشته باشید که سِمَت متخصص فنی یا مشاور فنی را به دست آورید.
انتخابتان هرچه که باشد در این مرحله کارتان خواهید دید که همکارانتان که مهارت های مدیریتی بالاتری دارند، پاداش بیشتر، ترفیع سریعتر و حقوق بیشتری عایدشان می شود. درنتیجه در مرحله سوم شما چه مستقیماً مسئول بازده کاری یک تیم هستید یا مشاور و راهنمای پروژه های مختلفید، نیاز به مهارت های مدیریتی دارید.
پرورش روابط میان فردی، مذاکره، انگیزه، مربی گری و راهنمایی افراد تازه کار مستقیماً بعنوان یک مدیر پروژه یا ضمنی بعنوان متخصص فنی مهمترین نیاز این زمان شماست. با موفقیت در این جوانب بسیار موثرتر و کارامدتر خواهید شد و با سرعت و تلاش بیشتری به سمت موفقیت حرکت می کنید.


مرحله چهارم (مشتری)
یکی از مهمترین روابط و انتظارات که با آن روبه رو خواهید بود درمورد مشتری هایتان است.
مشتری دیگری که انتظارات و روابط او باید در ذهنتان باشد، مدیر کل تان، همکاران و سوپروایزرهای او هستند. این مشتری های مهم چه فکری درمورد شما می کنند؟ آیا منبع باارزشی برای آنها به حساب می آیید؟
متوجه خواهید شد که در زندگی فردی که مشتریانش را خوشحال و راضی نگه می دارد شناخت بیشتری پیدا می کند و سریعتر در کارش ترفیع می گیرد.


مرحله پنجم (ابزارها و تکنیک های PM، اصول و روش پردازش)
این روزها با تاکید بر کیفیت تحویلات هر کمپانی از تعداد زیادی ابزار و تکنیک های مدیریت پروژه استفاده می کند تا به بازده بیشتر و پایدارتری برسد. شما باید بتوانید در این ابزارها و تکنیک ها استاد شوید تا اطلاعاتی که مدیر کل تان نیاز دارد را فراهم کنید.
علاوه بر این باید درصدد راه هایی برای ارتقاء فرایند و بالا بردن بازده باشید. باید مطمئن شوید که همه کارکنان از اهمیت ارتقاء فرایندها آگاهند. همکار روبه رویی شماست که دقیقاً می داند چطور می تواند کاری را بهتر انجام دهد.


مرحله ششم (تیم های کارکردی، پروژه های پیچیده بزرگ)
وقتی تیم های کارکردی را مدیریت می کنید به چیزی بیش از مهارت های مردمی، پروژه و ابزار نیاز دارید. شما به حمایت بسیار زیادی از طرف فرهنگ و طریقه کار شرکت نیاز دارید. فرهنگ تعاونی شرط لازم برای موفقیت چنین تیم هایی است. سیاست قرض گرفتن منابع خطراتی برای موفقیت پروژه ها خواهد بود.
در کار کردن با پروژه های پیچیده بزرگ نیاز به مهارت های مذاکره ای و انگیزشی، ارتباطی و تشویقی به میزان بالاتری دارید. باید مراقب خطرات احتمالی و مهارت های گزارشی باشید و اطمینان یابید که عملکردهای لازم انجام گیرد. برای پروژه های بزرگ، مسئله سوددهی باید دقیق تر بررسی شود. آیا سازمان ابزارهای لازم برای انجام آن را دارد؟ درغیر اینصورت باید بتوانید مقیاس ها و نقطه های بازرسی را تعریف کنید تا پروژه های بزرگ و پیچیده از نظر مالی سوددهی داشته باشند.


مرحله هفتم ( مدیریت واحد تجارت)
درست مثل مورد پروژه های بزرگ و پیچیده، شما بعنوان مدیر واحد تجرتی شرکت باید مراقب حاشیه سود باشید. شرکت دستاوردهای بلند و کوتاه مدن و اهداف واحد تجارتی را به یاد داشته باشید. باید بدانید که چطور آنها را خودتان با در نظر گرفتن وضعیت بازار، مشتری های کنونی و احتمالی، قدرت و ضعف تیمتان تعریف کنید.
بازار مدام در تغییر است. وجود تغییر تنها چیزی است که تغییر نمی کند. مشتری ها می آیند و می روند و پروژه های آنها نیازمند تغییر است. تکنولوژی تغییر می کند و این نیز روی پروژه های شما تاثیر می گذارد. تحقق نیازهای تیم باید از قبل برنامه ریزی شود تا پروژه های خوب را فقط به خاطر نبود مهارت انسانی از دست ندهید.
بنابراین به عنوان مدیر واحد بازرگانی شرکت شما شروع به بررسی مسیر حرکت شرکت می کنید.
اینها 7 مرحله اصلی دانش و مهارت هستند که باید در آنها خبره شوید. بااستفاده از راهکارهایی که در این مقاله ذکر شد و استفاده از توانایی ها و مهارت های خود می توانید همیشه در کارتان اول باشید.

 

 

نکات      
مديريتی    

 

 

اگر می خواهيد مدير موفقی باشيد ...

 

 

 

 

1- در مصاحبه استخدامي افراد به سوابق کاري آنان توجه کنيد و به خاطر داشته باشيد کارمند موفق کارنامه اي پربار به همراه دارد.

2- انعطاف پذير باشيد.

3- بدون توهين به عقايد ديگران، با آنها مخالفت کنيد.

4- سر قول خود بمانيد.

5- در موقعيت هاي بحراني برخود مسلط باشيد و نگذاريد زيردستان از اضطراب شما آگاه شوند.

6- براي حرف زدن، زيباترين و خوش آهنگ ترين الفاظ را انتخاب کنيد.

7- خطر پذير باشيد.

8- نحوه استفاده از نرم افزارهاي مرتبط با کار خود را بياموزيد.

9- براي ثبت ايده هاي درخشاني که ناگهان به ذهن مي رسند، هميشه يک قلم و کاغذ به همراه داشته باشيد.

10- کتابخانه اداره يا سازمان خود را به روز کنيد و اسامي کتاب هايي را که اضافه مي شود به صورت فهرست چاپی شده در اختيار کارمندان قرار دهيد.

11- مطمئن شويد ابراز رضايت شغلي افراد به سبب ترس از توبيخ مسئولين و سرپرستان نيست.

12- به واسطه مدير بودن خود، از ديگران توقع بيجا نداشته باشيد.

13- در اولين فرصت در خاتمه دادن به مشاجرات و کدورت هايی که بين کارمندان پيش مي آيد، حکميت کنيد و برقرار کننده صلح و آشتي باشيد.

14- نکات جالب و پندآموز کتاب هايي را که مي خوانيد، در دفتري يادداشت کنيد و در موارد مناسب آنها را به کار ببنديد.

15- از انحصاري کردن خدمات رفاهي سازمان پرهيز کنيد و اجازه دهيد همه سطوح از اين خدمات بهره مند شوند.

 

 

مقاله    
مديريتی    

 

 

تحول فکری مدیریت

 

حسین صحراییان

 

 

 

رویكردهای منفی مدیریت عبارت است از هر نوع فلسفه فكری مدیر كه در بلندمدت، سازمان را درسراشیبی سقوط و شكست قرار می دهد. در اینجا برعنوان بلندمدت بودن تاكید می كنیم.
انتظار این است كه رویكرد فكری مدیران هرچه بیشتر بر ایده الهای انسانی، اجتماعی و علمی منطبق باشد.در جهان پررقابت امروز، سازمانهایی پایدار می مانند كه برنامه هایی با دیدگاه بلندمدت را پایه ریزی كنند. فرهنگ فكری یك سازمان، عنصر كلیدی برای رسیدن به موفقیت بلندمدت سازمانی است.
ایدئولوژی مدیران سازمان، بههمراه توانائیهای علمی آنها مهمترین نقش را در شكلگیـری فرهنگ كاری آن سازمان ایفا می كند.
مدیرانی كه سازمان تحت نظارت خود را به سوی ورشكستگی سوق می دهند، كوتهنگر و منفینگر هستند.
نگرش فكری حاكم بر یك مجموعه، تحت تاثیر فلسفه فكری مدیران آن است. از آنجایی كه بهطور طبیعی، مسئولیتها و اختیارات در دست مدیران است، آنها با رفتار، عملكرد و سیاستگذاریهای خود، سازمان را به سمتی سوق می دهند كه منطبق بر رویكرد فكری خودشان باشد و این موضوعی غیرقابل انكار است. بدیهی است این سیر طبیعی را به هیچ وجه نمی توان تغییر داد. قاعدتاً میبایستی مدیران از نظر نگرش فكری، مخصوصاً در حوزه فرهنگ كار، دارای تفكرات سالم و بهینهای باشند. به عبارت بهتر، انتظار می رود كه رویكرد فكری مدیران، هرچه بیشتر بر ایدهالهای انسانی، اجتماعی و علمی منطبق شوند.
هدف این مقاله، دسته بندی رویكردهای فكری منفی مدیریت است. دسته بندیهای فوق، به شخص یا گروه خاصی اشاره ندارند، لیكن مورد انتظار است هر مدیری خود را با مواردی مقایسه كند كه این مقاله مطرح می كند. چرا كه مباحث حاضر، برنگرش و تفكرات افراد تكیه دارند و اصلاح انسان از نظر فكری به دست خویش است. به هرحال، از آنجایی كه هدف انتقادی مباحث، نگرش فكری افراد است، لذا رویكردهای فكری مطرح شده، لزوماً محدود به مدیران نمی شود و هر شخصی در هر پایه و رتبهای می تواند از آن بهره گیرد، چه اینكه هر شخص در درجه اول مدیر زندگی خود است.


● رویكردهای منفی مدیریت
بنابه تعریف، رویكردهای منفی مدیریت عبارت است از هر نوع فلسفه فكری مدیر كه در بلندمدت، سازمان را در سراشیبی سقوط و شكست قرار می دهد. در اینجا برعنوان بلندمدت بودن تاكید می كنیم. بسیاری از سیاستهای منفی كه مدیران اتخاذ می كنند، بهظاهر خوش آتیه جلوه می كنند چرا كه در كوتاه مدت اثرات خوبی را از خود بروز میدهند. مسلم است در جهان پررقابت امروزی، سازمانهایی پایدار میمانند كه برنامههایی با دیدگاه بلندمدت را پایه ریزی كنند.
طبق تحقیقات و تجارب، ثابت شده است كه مدیریت هم فن است و هم هنر. با نگاه به مدیریت به عنوان یك فن، مبحث مدیریت علمی مطرح می گردد. آنچه این نوع مدیریت را تهدید می كند، وجود بیماریهایی چون سنتگرایی، استراتژیك نبودن و عدم آموزش و آگاهی نداشتن از روشهای نوین مدیریت و تكنیك هایی است كه مدیران موفق امروزی بر آن تاكید دارند. با نگاه هنری به مدیریت، مبحث فرهنگ كار مدنظر قرار می گیرد.
فرهنگ لغات وبستر، فرهنگ را به عنوان مجموعه ای از رفتارهای پیچیده انسانی كه شامل افكار، گفتار و اعمال و آثار هنری است و بر توانایی انسان برای یادگیری و انتقال دانش به نسل دیگر اطلاق می شود تعریف می كند(۴). از نظر اجرایی، فرهنگ به عنوان ارزشهای مشترك و اعتقادات دینی و اخلاقیات است. از زاویه دید فوق، بی اعتقادی به ارزشهای انسانی و دوری از موازین اخلاقی، نوعی بیماری برای مدیریت محسوب می گردد. باعنایت به دورنماهایی كه از مدیریت مطرح شد، رویكردهای منفی مدیریت می توانند علمی، اعتقادی و یا اخلاقی باشند. این دسته بندی كاملاً متمایز نبوده و بین رویكردهای فوق، فصل مشتركهایی وجود دارد.


● رویكردهای منفی علمی مدیریت
تمركز بر فلسفه، محوربودن هدف نهایی و اینكه تمام امور باید در راستای یك محور واحد باشند، مبنای نوعی نگرش فكری شده است كه در تمام حوزه های زندگی می توان آن را مبنای فكری قرار داد. این نوع نگرش كه عملاً هدفگرا است، در متون علمی (۷) باعنوان كلنگر(HOLISTIC) شناخته می شود. نقطه اوج چنین تفكر برتری، در تعالیم یكتاپرستی و خصوصاً در دستورات دین اسلام جلـــــــوه میكند. در مقابل، تفكر جزءنــگر (REDUCTIONISM) مطرح است كه به نوعی وسیلهگرایی ذاتی كه سازمان و شخص را از هدف واقعی دور می سازد، معتاد است. زوایای دید این نگرش فكری را در مدیریت تیلوری می توان مشاهده كرد. از آنجایی كه تفكرات جزءنگر برخلاف اندیشه های كل نگر، غالباً دارای نقاط منفی هستند آنها را در زمره رویكردهای منفی دسته بندی كرده ایم.

الف ) افق نگرش:
مدیران جزءنگر اصولاً به نوعی كوتاه نگری عادت می كنند. این نوع كوتاه نگری در فلسفه وجودی این رویكرد نهفته است. در این نگرش، جایگاه مستحكمی برای مدیریت استراتژیك، پیش بینی های یكپارچه، تولید و رقبای حال و آینده، سازمان دیده نمی شود. در این نگرش، برای كاهش هزینه ها، اغلب به هزینه های فرعی و پیش پا افتاده پرداخته می شود و عناصر كلیدی هزینهزا، با نگرشی غیرواقعی دیده می شوند. در مقابل، در فكر كل نگر، باتوجه به هدف گرایی سیستم، عواملی چون تامین كنندگان با صلاحیت، مشتریان پایبند به محصول و رضایت پرسنلی، زمینه های قدرت سازمان را برای بلندمدت فراهم می سازند.مدیر كل نگر می داند كه اگر شرایط منطقی رضایت پرسنل خود را فراهم نسازد، هرچند عواملی چون كاهش هزینه های پرسنلی ناشی از كاستن دستمزدها، در كوتاه مدت صرفه جویی است، لیكن در بلندمدت، نارضایتی، كسالت و در نتیجه كم كاری پرسنل، چیزی بهجز تزلزل را برای سازمان عاید نخواهد ساخت.

ب ) ارزشهای انسانی:
در مبانی مدیریت وظیفهمدار(TASK MANAGEMENT) عملاً جایی برای ارزشهای انسانی در نظر گرفته نشده است. انسانها ماشین آلاتی هستند كه باید از آنها كار كشید و حق اظهارنظر ندارند، انسان نوع x مك گریگور (۳).
در نقطه مقابل، مدیر كل نگر به جای افزایش پرسنل ارزان قیمت با حقوق و مزایای كم، تعدادی پرسنل كارا را گزینش می كند و مساعی خود را در جهت فراهم ساختن امنیت شغلی برای آنها قرار می دهد. پرسنل نیز در حمایت مدیران، به كار، دل می بندند و زمینههای تحویل به موقع، كیفیت مطلوب و قیمت پایین محصولات را فراهم می سازند. پرسنل مقطعی نیز در سایه، اعتماد متقابل و با قوانین سالمی كه تحت همین طرزفكر، تدوین و تصویب شده است، بهكار گرفته می شوند.

ج ) سازمانهای غیررسمی:
یكی از مشكلاتی كه مدیران سنتی همواره با آن درگیر بوده اند، وجود سیستم های واقعی در سازمان است كه همچون یك سازمان غیررسمی بر سیستم رسمی تدوین شده در سازمان، گستره یافته اند. از عمده دلایل این پدیده، عدم احترام و بیاعتمادی مدیریت به نظام رسمی سازمان است. مثال بارزی برای این پدیده، سیستمهای تضمین كیفیت است كه برخی مدیران، كوركورانه و یا از روی چشم و هم چشمی و یا دلایل مشابه، تن به تدوین و تصویب آنها میدهند، در حالی كه در درجه اول تفكر خود و در درجه دوم سازمان خود را برای پذیرش شرایط جدید، ارزیابی نمیكنند و آمــــــــاده سازیهای لازم را صورت نمیدهند.

د ) مشتریان و تامینكنندگان:
جزءنگری، سیستم تولیدی را ساكن، انحصارگرا و عادتی بار میآورد. تولیدكننده غالباً در فكر افزایش محصول و حجیم شدن سیستم تولیدی (اقتصاد تعداد) است. طبق سنت قدیمی تولید، دستورالعمل تولیدكن، انباركن و بفروش دیده می شود كه نمونه بارز آن در سیستمهای ساخت برای موجودی (MAKE TO STOCK) مشاهده می گردد. فاكتورهایی چون خواستههای مصرف كنندگان (خروجی سازمان) و نظرات آنها، در اولویت آخر تصمیمگیری قرار می گیرند. در مقابل، در محیط نوین فكری، اقتصاد تعداد، جای خود را به اقتصاد تنوع می دهد. محیط، تولیدكنندگان را مجبور می كند كه سیستم خود را با كلاس جهانی منطبق سازند و به نظرات مشتریان خود بیش از پیش اهمیت بدهند.
باید به مشتریان اعتماد كرد و به خواسته ها و سلایق آنها احترام گذاشت تا پایبند محصولات سازمان شوند. از طرفی، مشتریانی كه صرفاً قیمت پایین كالا آنها را ارضا می كرد، رفته رفته این فاكتور را بعد از فاكتورهای دریافت بهموقع و كیفیت مطلوب كالا قرار می دهند. در یك كلام، مشتریان نظراتشان را بربازار تحمیل می كنند.
در سیستـم های تولیدی نوین، مونتاژ طبق سفارش (ASSEMBLE TO ORDER) و ساخت طبق سفارش(MAKE TO ORDER) خواست مشتریان به ترتیب در مونتاژ و ساخت تاثیر میگذارد. كار تا به جایی پیش رفته است كه در سیستم مهندسی طبق سفارش، مشتری در امور مهندسی نیز صاحب نظر است. در انتها باید گفت مدیرانی می توانند در كلاس جهانی موفق باشند كه خواست مشتریان را در تصمیمات خود لحاظ كنند و این میسر نیست مگر بااصلاح نگرش و گذر از دوره انتقال از تفكر جزءنگر به تفكر كل نگر.
در مدیریت جزءنگر، فرض بر غیرقابل اعتمادبودن تامین كنندگان (ورودی سازمان) است و این باعث می شود در بلندمدت، ورودی خوبی برای مواد تمهید نگردد. براساس این تفكر، سازمان مجبور به تجهیز انبارهای حجیم و انباشتن موجودی احتیاطی است. در مقابل، مدیر كل نگر براین اعتقاد است كه باید با تعداد محدودی از تامین كنندگان قوی، در سایه اعتماد متقابل، روابط مستحكمی برقرار كرد. تحت این روابط، سعی بر این است تا مشكلات وی مرتفع گردد. حتی تامین كننده در جریان اطلاعات طراحی، تولید و بازار قرار می گیرد و در یك كلام با سیستم تـــــولیدی یكپارچه می شود. به هرحال قابل اذعان است كه ظهور چنین تفكراتی در یك مدیر، میسر نیست مگر با باداشتن عزت نفس و سطح بینش فراتر از سازمان.

ه ) كمیت و كیفیت سازمانی:
در نگرش جزءنگر، وسیله بیش از هدف موردتوجه قرار می گیرد. این خط مشی، مدیران را به سمت بال وپردادن غیرمنطقی به سازمان، هدایت می كند. موضوعهایی چون پرسنل فراوان، تجهیزات زیاد، شعبه های متعدد، محصولات حجیم، بوروكراسی دست وپاگیر اداری و پست های متعدد سازمانی در چارت اداری، در این گونه سازمانها قابل لمس است. اینها همه و همه باعث صعودنمایی هزینه ها، پیچیدگی سیستم و تنشهای بیشتر و در نتیجه كنترل سخت تر سیستم می گردد.
كل نگرها برای مبارزه با حجیم گرایی، پدیده سبكباری(LEANNESS) را طرح می كنند. یك سازمان سبكبار با حداقل امكانات و منابع، سعی در افزایش سهم بازار خود دارد. در پرتو این پدیده، مفاهیمی چون تولید سبكبار، كنترل سبكبار، حمل و نقل سبكبار، زنجیره و تامین سبكبـار و حتی محصولات سبكبار توسعه یافته اند.

و ) اثربخشی یا كارایی:
ساعتی را درنظر بگیرید كه تمام اجزای آن فعالند، لیكن بین آنها اتصال برقرار نیست. این ساعت دارای راندمان بالا و اثربخشی صفر است چرا كه هدف اصلی كه تعیین وقت است در آن صورت نمی گیرد. فكر جزءنگر این سیستم را می پسندد، زیرا تنها فعـــــالیت مداوم اجزاء را میبیند.
چنین جلوه گاهی در كف كارگاه، در مورد دستگاهی كه مداوم كار می كند و یا درمحیط ستادی ، در مورد پرسنلی كه دائم در حال رفت و آمد هستند و به اصطلاح روی میزشان شلوغ است، به وضوح نمایان است. به هرحال برندگان جولانگاه پررقابت بازار، مدیرانی هستند كه به مفهوم كلیدی هدف یا محصول یا خروجی دست یافته اند و منابع تولیدی و عملكرد اجزای سازمان خود را بسته به میزان تاثیر آنها در ارسال خروجی، ارزشگذاری می كنند.

ز ) موجودی:
سازمان جزءنگر به جای اینكه برای خروجی ارزش قائل باشد، موجودی را كه تنها یك وسیله است، می ستاید. در این نگرش، موجودی بیانگر كار انجام شده است و از انباشت آن به خوبی یاد می شود. از طرفی بهدلیل بی اعتمادی سیستم به تامین كنندگان، از انباشت موجودی به عنوان محافظی در برابر نرسیدن مواد، استفاده می شود. از زاویه دید تجهیزاتی نیز، به دلیل اینكه برای ماشین آلات هزینه های بالا صرف شده است لذا باید دائماً آنها را روشن نگاه داشت لذا موجودی بیشتری انباشت می گردد و این معادل راندمان بالای تجهیزات است. تحت همین تفكرات ضعیف، از نگاه حسابداری، موجودی در حساب دارایی قرار می گیرد و مبین ارزش افزوده است. اینها همه و همه در نگرش نوین به تولید، مردود است و موجودی چیزی جز متروك ماندن سرمایه نیست و عاملی دست وپاگیر است.
سیستم تولیدی باید به سمتی توسعه یابد كه مواد اولیه بلافاصله بعد از ورود به سیستم، وارد خط تولید شده و محصولات نیز در انتهای خط تولید تحویل مشتریان منتظر كالا گردند. موجودی احتیاطی نیز همچون دارویی كه درد را تسكین بخشیده و باعث مخفی ماندن بیماری می گردد، مضر بوده و از آشكارشدن معضلات سیستم، جلوگیری می كند و كمیته سازی آن مفید است.


● رویكردهای منفی اعتقادی اخلاقی مدیریت
سیاست، پدیده مقدسی است كه اگر به طور صحیح صورت گیرد یكی از ارزشمندترین تكاپوهای انسانی است كه درراستای بعثت الهی پیامبران قرار می گیرد. گرایشهای منفی مدیریت در ابعاد اعتقادی اخلاقی، لوث كننده سیاست است. این نوع گرایشها را می توان به دو دسته تقسیم كرد. دسته اول گرایشهایی هستند كه، با پیش زمینه منفی اعتقادی نسبت به مفهوم مدیربودن شكل گرفته اند و معمولاً ناشی از نوعی تربیت خاص بوده و غالباً ناآگاهانه هستند. دسته دوم گرایشهایی هستند كه در قالب دستورالعملهای منفی اخلاقی در اذهان برخی مدیران تعریف شده اند و مدیرانی كه چنین گرایشهایی دارند غالباً سعی می كنند بندهای دستورالعملهای مذكور را به طور آگاهانه رعایت كنند.

الف ) گرایشات منفی اعتقادی:
به طور حتم، بارزترین شخصیت سیاسی كه همچون گوهر درخشـــــانی در حوزه حكومت و رهبری می درخشد حضرت علی (ع) است. دستورات وی در كتاب باارزش نهج البلاغه، شامل متونی است كه به ارزشهای سالم یك مدیر، اشاره مــی كنند. حضرت علی (ع) هنگامی كه به حكومت رسید، فرمود من در اثر اصرار شما و به اكراه حكومت را پذیرفتم یعنی بدانید كه من اشتیاق حكمرانی ندارم و صرفاً جهت تكلیف الهی این مسئولیت را پذیرفتم.
در تفكر اسلامی، مدیریت نوعی امانت داری بوده كه عملاً یك تكلیف است تا حق. چنین نگرشی مدیر را موظف می كند كه به جای حكومت، سعی در خدمت به زیردستان داشته باشد و حتی با نگرشی برتر، در هدایت زیردستان كوشش كند(۸). در متون دستورات حكومتی حضرت علی (ع)، مواردی نظیر مهربانی و دوست داشتن زیردستان،عفو وگذشت نسبت خطاهای آنان، دوری از جباری و خودكامگی، عدالت، عدم استفاده از كارگـزاران بخیل و ترسو، عدم به كارگیری كارگزاران ستمگر، دوری از چاپلوسی، حفظ سنتهای نیك، مشورت با اندیشمندان، آزمایش عادلانه در گزینش افراد، رسیدگی به وضعیت اقتصادی زیردستان و عدم به كارگماردن نادانان و فاسقان توصیه شده است(۵).
به هرحال باید گفت، مدیری كه هدف خود را از رسیدن به مقام، كسب مال و قدرت بداند دچار انحرافی است كه پایه مدیریت وی را زیرسوال می برد، چنین تفكری باعث دوری وی از زیردستان می گردد. چه اینكه بسیاری از عناصر كلیدی تقویت سازمانی، در گرو ارتباط مدیریت و كاركنان، معنی پیدا می كنند. نتیجه چنین شرایطـــی، عدم داشتن مدیریت تیمی می شود كه برپایه تلفیق وظیفه، الزامات و نیازهای انسانی است.(۱) پیشتازان بهره وری، اصول راهنما برای جنبش بهره وری را علاه بر افزایش اشتغال، تعادل روابط مشاوره و همكاری بین مدیریت و كاركنان و همچنین توزیع عادلانه نتایج حاصل از بهره وری بین كاركنان، مدیریت و حتی مصــرف كنندگان می دانند(۶). بی شك، مدیر جدا از كاركنان، برای ایجاد نفوذ و اقتـدار، به روشهایی دست می زند كه در بلندمدت محكوم به شكست هستند.

ب ) گرایشات منفی اخلاقی:
در مدیریت سالم، یك مدیر احتیاج به احترام وعزت نفس دارد. مواردی چون فقدان عزت نفس، نیاز به قدرت، احساس كمبود شخصیت، كم كاری، عدم توانایی برای تصمیم گیری، بی اعتنایی به اصول اخلاقی و روابط انسانی و داشتن قضاوتهای عاطفی و عدم انصــــاف منطقی، از جمله ریشه های نوعی تفكر منفی مدیریتی هستند كه گاهی آن را با عنوان تــــرور شخصیت (۲) می شناسند. این فلسفه فكری كه از آن می توان باعنوان منفی گرایی برنامه ریزی شده نیز یاد كرد، شدیداً سیستم گریز بوده و تحت آن، معمولاً باندی از مدیران و افراد كه همه دارای چنین تفكراتی هستند، تشكیل می شود و سعی بر آن است كه شخصیت افراد خارج از باند، مورد حمله قرار گیرد. بارعایت اصول ترور شخصیت، باند تشكیل شده می تواند مانند اختاپوسی بركل عناصر كلیدی سازمان، سیطره داشته باشد.
اكنون یك شخصیت سازمانی را مدنظر قــرار دهید كــه افكارش در تضاد با مدیر منفی گراست. این مدیر، در صورت لزوم سعی می كند به هر طریق ممكن، فرد مذكور را از سازمان بیرون كند و فرد مناسبی را ترجیحاً از بین دوستان، جایگزین وی كند. این فرایند بیرون كردن، می تواند باعنوان اخراج یك اخلال گر و یا تعدیل نیروی انسانی صورت گیرد. در صورتی كه بیرون كردن وی به هردلیلی میسر یا لازم نباشد، سیاستها و موضع گیریهای این مدیر نسبت به شخص مذكور تحت دستورالعملی خواهد بود. اصول این دستورالعمل به صورت علنی و گاهی به صورت مخفی در افكار مدیر فوق، تعریف شده اند و علنی یا تلویحی بین مدیرانی بااین گونه شخصیتهای منفی رد وبدل می شود. برای تبیین این فرایند، برخی از اصول و دستورات برجسته ترور شخصیت را می توان به صورت زیر خلاصه كرد.
ـ تفریط :
به شخص، مسئولیتهای كمی واگذار كنید تا در هر موقعیتی، علت وجودی خود را توجیه كند؛
ـ افراط :
به شخص، مسئولیتهای زیاد واگذار كنید تا همواره برای كارهای انجام نشده، جایی برای شرمندگی وی وجود داشته باشد؛
ـ عدم اختیارات :
همواره مسئولیتها را بدون اختیارات به شخص واگذار كنید تا فقط پاسخگو باشد؛
ـ دوری هدف:
مسئولیتهایی بااهداف اجرایی دور از دسترس به شخص واگذار كنید تا به نقطه موفقیت نرسد؛
ـ عدم شفافیت:
مسئولیتها را به شخص به طور شفاف واگذار نكنید. به طور كلی مسئولیتهای شخص را تغییر دهید تا گیج و سردرگم شود. می توانید وظایف را از كانالهای مختلف به شخص واگذار كنید. بااین كار، شخص مجبور است به افراد مختلفی پاسخ گو باشد (تعارض با اصل هشتم فایول).
ـ تضعیف مسئولیت:
مسئولیتهای بی اهمیت، سخت و خسته كننده به شخص واگذار نمایید تا از ایجاد فرصت برای محبوبیت وی جلوگیری گردد.
ـ نظام گریزی:
سازمان را به سمت آشفتگیی كه فقط خودتان از آن سردربیاورید هدایت كنید. در این محیط به شخص مسئولیتهایی واگذار كنید كه به دلیل بی نظمی اطلاعات، نمی تواند انجام دهد. اكنون، خودتان كار را در چنددقیقه با موفقیت انجام دهید.
ـ تخریب: در غیاب شخص، از وی بدگویی كنید تا فرصت دفاع كردن از خود را نداشته باشد. بهتر است این امر در حضور مقامات بالا صورت گیرد.
ـ تعریف منفی:
از كاركردن شخص هرگز قدردانی نكنید. لیكن از وی با بار منفی تعریف كنید.
ـ تشویق منفی: در هنگام تشویق، شخص را مدیون خود كنید. در ذهن وی باید تلقین شود كه لایق آن تشویق نبوده است و این را از لطف شما بداند.
ـ عدم رشد علمی:
مانع از شركت شخص در دوره های آموزشی گردید. درضمن شرایط را طوری هدایت كنید كه موقعیت كار گروهی برای شخص پیش نیاید، چرا كه باعث رشد علمی و اجتماعی وی می شود؛
ـ تعاون منفی:
هنگامی كه شخص از شما كمك می خواهد، بدون جواب مستقیم منفی، طوری عمل كنیدكه از كمك خواستن خود ناخرسند شود، درعوض كمكهای بی ارزشی را كه او خواهان آنها نیست در حق وی روا دارید. دقت كنید كمك شما به وی، باید در نزد دیگران، مثبت جلوه كند؛
ـ عدم ابتكار:
تمام كارها را به شخص دیكته كنید. حتی كـــارهای جزئی را به وی گوشزد كنید. می توانید از او سوالهای فـــــــرعی و بی ارزش بپرسیــد. این امور باعث كور شدن زمینه های ابتكار و نوآوری در وی می شود؛
ـ انزوا:
بین شخص و محیط اطراف، فاصله بیندازید تا منزوی شود. این كار باعث افزایش تسلط شما بر شخص می گردد. شعار تفرقه بینداز و حكومت كن را هرگز فراموش نكنید.
در چندین مورد از اصول مذكور، معیار اصلی، مبحث تناسب واگذاری مسئولیت واختیارات است كه اصل نهم فایول به آن صراحتاً اشاره می كند.(۱) دراینجا لازم است به تركیبهای مختلفی اشاره شود كه از واگذاری مسئــــولیت و اختیارات شكل می گیرند. براساس نوع واگذاری مسئولیت و اختیارات به افراد، شخصیت سازمانی آنها شكل می گیرد. مدیرانی با منفی گرایی شخصیتی، اصولاً پرسنل خود را به سمت موارد ردیفهای یك و دو سوق می دهند و به طور كنترل شده ای به برخی افراد هم باند خود، بدون واگذاری مسئولیت، اختیارات اعطا می كنند. در هر صورت، افراد مبتكر و خلاق، جز تهدیدی برای ریاست و باند آنها نیستند.


● نتیجه گیری
پیروزی یك سازمان درگرو رسیدن به اهداف تعریف شده آن است. مسلماً پیروزی، تنها زمانی معنا دارد كه در بلندمدت و باثبات باشد. فرهنگ فكری یك سازمان، عنصر كلیدی برای رسیدن به موفقیت بلندمدت سازمانی است. ازطرفی ایدئولوژی مدیران یك سازمان، به همراه توانائیهای علمی آنها، مهمترین نقش را در شكل گیری فرهنگ كاری آن سازمان، بازی می كند. با عنایت به تاكیدی كه بر بلندمدت بودن موفقیت مطرح گشت، وجود فلسفه، فكری سالم و كارا دركل سازمان و در درجه اول مدیران سلسله مراتبی آن، الزامی است.
مدیرانی كه سازمان تحت نظارت خود را به سوی ورشكستگی سوق می دهند، دارای زوایای دید بسته، ضعیف، كوتاه نگر و در یك كلام، منفی هستند. این منفی گرایی ازجنبه های اعتقادی اخلاقی و علمی می تواند باشد. بعد منفی اعتقادی، غالباً ناشی از باورهای افراد و معمولاً ناآگاهانه است. بعد منفی اخلاقی، آگاهانه بوده و نوعی منفی گرایی برنامه ریزی شده است. منفی گرایی علمی نیز ناشی از نوعی سنت گرایی بوده و می تواند از عدم پذیرش تكنیك های علمی نوین در مدیریت نشأت بگیرد و در بسیاری اوقات ناآگاهانه باشد. در انتها موردتاكید است كه تمام این موارد، از طرزفكر و ایدئولوژی افراد نشأت می گیرد و اصلاح آنهـا نیز نوعی درمان روانی فكری است.

 

 

مقاله     
مديريتی   

 

 

شبیه سازی؛ کمک به مدیران برای تصمیم گیری

 

اسمعیل کندری

 

 

 

تصمیم گیری برای استفاده کارا از نیروی انسانی، تجهیزات و دیگر منابع سازمانی برای هر مدیری، امری ضروری است . از این رو، مدیر همیشه در صدد است تا بیشترین بهره‌وری را از امکانات و منابع خود برای دستیابی به هدفهای از پیش تعیین شده، محقق سازد. شبیه سازی (Simulation)می‌تواند به عنوان یکی از تکنیکهای موَثر و پرقدرت مدیران امروزی مورد استفاده قرار گیرد. شبیه سازی تقلیدی از عملکرد یا سیستم واقعی با گذشت زمان است که گذشته از اینکه با دست یا به وسیله کامپیوتر انجام می شود، به ایجاد ساخت تاریخچه سیستم و بررسی آن به منظور دستیابی به نتیجه گیری هایی در مورد عملکرد سیستم واقعی مربوط می شود. تکنولوژی و نرم افزارهای شبیه سازی یکی از قدرتمندترین روشها و ابزارهای در خدمت مدیران، مهندسان صنایع، تحلیل‌گران سیستمها و ... که آنها را قادر می‌سازد پیش از اتخاذ هر تصمیمی در مورد هر سیستم تولیدی یا خدماتی در دست پیاده سازی و یا در حال کار را شبیه‌سازی کرده،بررسی‌های لازم آماری را در تمامی ابعاد آن، برای تصمیم‌گیری بهتر و با هدف کاهش هزینه و افزایش سود یا راندمان به‏ عمل آورند.


● مقدمه
تکنیک شبیه سازی، فرایندی است که به سازمانها کمک می کند تا نتایج عملکرد و فرآیند تصمیم گیری خود را پیش‌بینی، مقایسه و بهینه سازی کنند؛ بدون اینکه هزینه و ریسک تغییر فرآیندهای جاری و اجرای جدید را ، متحمل شوند. در حقیقت، شبیه سازی فرآیندی تکنیکی است که امکان نمایش فرآیند ها، منابع، کالاها و خدمات را در مدل دینامیکی فراهم می کند. به وسیله این ابزار کارامد، می توان هزینه ها و ریسک اتخاذ تصمیمهای نادرست در سازمان را کاهش داد و فرآیندها و محصولات سازمان را بهبود بخشید. هدف از ایجاد شبیه سازی به عنوان ابزاری جهت تحلیل برای پیش بینی تاثیر تغییرات سیستمهای موجود و طراحی برای پیش بینی عملکرد سیستم جدید است. مطالعات شبیه سازی برای تغییر در چگونگی روشهای کار و روشهای به کارگیری منابع است. مطالعات شبیه سازی مـــی تواند تاثیرهای فراوانی بر ارزش افزوده نهایی داشته باشند. این امر موجب شده است که در مهندسی مجدد طرحها، طراحی کارخانه و محصول، شبیه‌سازی کاربردهای ویژه خود را یافته، مدل سازی از واحدهای تولید، مطرح و اجرا شود. شبیه سازی یکی‌ از روشهایی است‌ که‌ برای‌ شناخت‌وضع‌ موجود و بهبود عملکرد سیستمها به وجود آمده‌ و یکی‌ از پرقدرترین‌ و مفید ترین‌ ابزارهای‌ تحلیل‌ عملکرد فرایندهای‌ پیچیدة‌ سیستمها است.‌ با استفاده از شبیه‌سازی، می‏توان طیف گسترده‌ای از مسائل دینامیک (پویا) را در حوزه‌های ساخت و تولید، پشتیبانی و خدمات، تجزیه و تحلیل کرد. شبیه‌سازی این امکان را فراهم می ‏آورد تا بتوان جریان مواد و کالاها، منابع انسانی، و اطلاعات را در سازمان خود مدل سازید و به واسطه شبیه سازی و تنظیم سناریو‏های مختلف، انیمیشن ۳ بعدی و ... سیستم را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده، نسبت به انجام بهبودهای بالقوه در آن اهتمام ورزید. تغییرات در سیستم را می توان ابتدا شبیه سازی کرد تا تاثیرشان بر عملکرد سیستم پیش بینی شود. شبیه سازی به منظور بررسی سیستمهای در دست طراحی نیز پیش از ایجاد آنها، کاربرد دارد.


● تعریف شبیه سازی
شبیه سازی در فرهنگنامه WEBSTER به معنای: وانمودکردن یا نایل شدن به اصل چیزی بدون واقعیت است. شبیه سازی رایانه ای را به فرایند مدل سازی با استفاده از روابط ریاضی و منطقی و نیز اجرای مدل به وسیله رایانه گویند.
شبیه‌سازی، تکنیکی است که امکان نمایش فرآیندها، منابع، کالاها و خدمات را در مدل دینامیک رایانه ای فراهم می‌سازد. در حقیقت شبیه سازی رایانه‌ای ابزاری نیرومند برای پشتیبانی از تصمیمهای مدیریت و کاهش ریسک فرآیند تصمیم‌گیری با استفاده از ارزیابی و تحلیل استراتژی های مختلف است.
از شبیه‌سازی‌ تعریفهای‌ زیادی‌ ارائه‌ شده‌ است،‌ اما جامعترین‌ و کاملترین‌ تعریف‌ را شانون‌ ارائه‌ داده‌ است:‌
شانون‌در کتاب‌ خود: علم‌ و هنر شبیه‌ سازی‌سیستم‌ها شبیه‌ سازی‌ را چنین‌ تعریف‌ می‌کند: شبیه‌ سازی‌ عبارت‌ از فرایند طراحی‌ مدلی‌ از سیستم‌ واقعی‌وانجام‌ آزمایشهایی‌ با این‌ مدل‌ است‌ که‌ با هدف‌ پی‌بردن‌ به‌ رفتار سیستم‌ ، یا ارزیابی‌ استراتژیهای‌ گوناگون‌ - درمحدوده‌ای‌ که‌ به‌ وسیله‌ معیار و یا مجموعه‌ای‌ از معیارها اعمال‌ شده‌ است‌- برای‌ عملیات‌ سیستم‌، صورت ‌می‌گیرد. (شانون،۱۷۳۱ )


● شبیه سازی چیست؟
شبیه سازی علم و هنر ساختن نمایشی (مدلی) از یک پروسه یا سیستم، به منظور ارزیابی و آزمایش راهبردها می باشد، و یا شبیه سازی، روشی برای آگاهی از نتایج ایده‌های پیشنهادی پیش از اجرای آنها است.
شبیه سازی را می توان برای: ۱. بررسی و آزمایش روابط متقابل هر سیستم ساده و یا پیچیده؛۲. مشاهده تغییرات اطلاعاتی، سازمانی و محیطی و تاثیر این تغییرات بر رفتار مدل؛۳. شناخت و اصلاح در سیستم در حال بررسی؛۴. به منظور تحقیق در مورد پاسخهای تحلیلی، مورد استفاده قرار داد.
در شرایطی ویژه باید از شبیه سازی استفاده کرد و آن در صورتی است که شرایط تحمیلی از سوی مسئله، امکان استفاده از راههای دیگر را برای حل آن مسئله محدود کند. این شرایط شامل:
زمانی است که تجزیه و تحلیل جبری میسر نیست، مانند: سیستم های غیر قطعی، سیستم های پویا، سیستم های پیچیده.
زمانی است که امکان آزمایش در دنیای واقعی وجود ندارد : سیستم هنوز ایجاد نشده است، ریسکهای زیاد و خطرناکی وجود دارد، هزینه آزمایش بالا باشد.
اما زمانی ممکن است استفاده از شبیه سازی منجر به تامین هدفهای مورد نظر نشود. در این مواقع بهتر است برای حل مسئله، به دنبال راه حل دیگری باشیم. این موارد شامل زمانی است که:
- مسئله به طور کامل بررسی ومطالعه نشده باشد.
- هدف فرموله شده ای وجود ندارد.
- بتوان مسئله را از راه محاسبات جبری حل کرد.
- هیچ دیدی نسبت به جوابهای مسئله وجود نداشته باشد.
- بهره وری سیستم بسیار بالا باشد و الگوی ورود نیز بی نظم باشد.
برای ایجاد شرایط مناسب تدوین فرایند شبیه سازی، مراحلی متصور است. انجام درست این مراحل متضمن نتیجه گیری بهینه خواهد بود. این مراحل عبارتند از:
۱) تعریف مسئله؛
۲) مشخص کردن هدفها؛
۳) بیان شرح کلی از سیستم؛
۴) جمع‌آوری‌‌ داده‌ها؛
‌‌۵) ساخت‌ ‌مدل؛
۶) اعتبارسنجی و اعتبار بخش؛
۷) اجرای مدل؛
۸) تجزیه و تحلیل نتایج؛
۹) جمع بندی و ارائه گزارش.


● چرا باید شبیه سازی کنیم؟
اما پرسشی که به طور معمول ایجاد می شود این است که انجام شبیه سازی چه لزومی دارد و چرا این تکنیک امروزه گستردگی روز افزونی یافته است؟ در پاسخ باید گفت:
- ممکن است آزمایشها روی سیستم واقعی، عملیات‌ سازمان‌ را مختل‌ سازند.
- از آنجا که مردم‌ جزء جدا نشدنی‌ سیستم‌ هستند، نتایج‌ حاصل‌ ممکن‌ است‌ متأثر از اثر هاثورن‌ باشند ، یعنی‌مردم‌ به‌ علت‌ زیر‌ نظر بودن‌ ، ممکن‌ است‌ رفتارشان‌ را تغییر دهند .
- ممکن‌ است‌ یکسان‌ نگهداشتن‌ شرایط‌ عمل‌ برای‌ هر بار تکرار یا اجرای‌ آزمایش‌ بسیار مشکل‌ باشد .
- به‌دست‌ آوردن‌ حجم‌ نمونه‌ای‌ یکسان‌ (و در نتیجه‌ معنی‌ دار بودن‌ آماری‌) ممکن‌ است‌ به‌ زمان‌ و هزینة‌زیادی‌ نیاز داشته‌ باشد .
- ممکن‌ است‌ که‌ آزمایش‌ کردن‌ در جهان‌ واقعی‌ امکان‌ کاووش‌ بسیاری‌ از گزینه‌ها را به‌ دست‌ ندهد.
دلایلی که در بالا گفته شد به دلیل مزایائی است که این تکنیک در رویارویی با محیط دارد. از جمله این مزایا می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱) از این روش می توان در کمک به تحلیل هر سیستم استفاده کرد، هرچند داده های ورودی ناقص باشد.
۲) معمولا دستیابی به داده های شبیه سازی بسیار کم هزینه تر از فراهم آوردن داده‌های مربوط به سیستم حقیقی است.
۳) پس از ساختن هر مدل، می توان به منظور تحلیل طرحهای پیشنهادی، بارها آن را به کار گرفت.
۴) به کار گیری این روش معمولا آسانتر از روشهای تحلیلی است.
۵) در برخی موارد تنها راه یافتن مسئله است.
هرچند شبیه سازی تکنیک کارامدی در بسیاری از زمینه های ذکر شده را دارد، اما باید توجه داشت این روش ضعفهایی هم دارد، که عبارتند از:
۱) مدلهای شبیه سازی شده معمولا پر هزینه است؛ زیرا ساخت و معتبر سازی آنها معمولا زمان بر است.
۲) شبیه‌ سازی‌ دقیق‌ نبوده‌ و نمی‌ توان‌ درجه‌ این‌ بی‌ دقتی‌ را اندازه‌ گرفت‌. تحلیل‌ حساسیت‌ مدل‌ نسبت‌ به‌تغییر مقدار پارامترها تنها بخشی از این‌ مشکل‌ را حل‌ می‌ کند.


● انواع‌ شبیه‌ سازی‌
انواع‌ مختلفی‌ از شبیه‌ سازی‌ وجود دارد که‌ اینجا برخی‌ از آنها را یادآور می‌شویم‌ :
۱) شبیه‌ سازی‌ همانی: مدلها از نظر شباهت‌ به‌ سیستم‌ واقعی‌، در یک‌ حوزه‌ وسیع‌ قرار دارند . در انتهای‌ این‌حوزه‌ می‌توان‌ خود سیستم‌ را به عنوان‌ مدل‌ آن‌ در نظر گرفت‌ و رفتار آن را بررسی‌ کرد‌. این‌ روش‌ را شبیه‌ سازی‌همانی‌ نامند. به‌ عبارت‌ دیگر این‌ روش‌ همان‌ آزمایش‌ مستقیم‌ روی‌ سیستم‌ است‌ که‌ گرچه‌ ساده‌ به نظر می‌رسد و در صورت‌ یافتن‌ پاسخی‌ برای‌ مسئله‌ مورد نظر، صد در صد قابل‌ استفاده‌ و مفید است.
۲) شبیه‌ سازی‌ نیمه‌ همانی: همان‌گونه که‌ از نام‌ این‌ روش‌ بر می‌آید، در مطالعه‌ سیستم‌ سعی‌ می‌شود تا آنجا که‌امکان‌ دارد از اشیاء و قوانین‌ واقعی‌ سیستم‌ استفاده‌ شود. تنها اشیاء یا مراحلی‌ از سیستم‌ واقعی‌ که‌ باعث‌ غیرممکن‌ شدن‌ شبیه‌ سازی‌ همانی‌ است‌، مدلسازی‌ می شود. به عبارت‌ دیگر بخشی‌ از مدل‌ سیستم‌، واقعی‌و بخش‌ دیگر غیر واقعی‌ یا شبیه‌ سازی‌ شده‌ است‌. برای‌ مثال:‌ مانورهای‌ نظامی‌ که‌ در آن‌ سربازان‌، افسران‌ وسلاح‌ها واقعی‌ بوده‌ ولی‌ خرابی‌ یا کشتاری‌ صورت‌ نمی‌گیرد و محل‌ عملیات هم، محل‌ واقعی‌ حمله‌ یا دفاع‌نیست.
۳) شبیه‌ سازی‌ آزمایشگاهی‌: در این‌ روش‌ بعضی‌ از نماها و اشیای سیستم‌ واقعی‌ به وسیله‌ امکانات ‌آزمایشگاهی‌ ساخته‌ شده، بعضی‌ نماها و روابط‌ دیگر به‌ وسیله‌ نمادها جایگزین‌ می‌شوند .
۴) شبیه‌ سازی‌ کامپیوتری‌: در شبیه‌ سازی‌ کامپیوتری‌، مدلی‌ که‌ از سیستم‌ زیر‌ بررسی‌ ساخته‌ می‌شود، یک‌برنامه‌ کامپیوتری‌ است‌؛ یعنی‌ تمامی‌ اشیا و نماهای‌ سیستم‌ به‌ ساختارهای‌ برنامه‌ای‌ و تمام مشخصات‌ و رفتارآنها به‌ متغیرها و توابع‌ ریاضی‌ تبدیل‌ می‌شود . قوانین‌ و روابط‌ حاکم‌ بر سیستم‌ و ارتباطشان‌ با یکدیگر دربرنامه‌ در نظر گرفته‌ می‌شود . شبیه‌ سازی‌ کامپیوتری‌ به‌ علت‌ عملی‌ بودن‌ و دارا بودن‌ امتیازهای‌ ویژه خود برای‌ بررسی‌ و مطالعه‌ اغلب‌ سیستم‌ها، از قبیل:‌ حمل‌ و نقل‌، بیمارستان‌، سیستم‌های‌ صنعتی‌، تولیدی‌، ترافیک‌، انبار و غیره‌ به کار می‌رود.


● موارد استفاده از شبیه سازی
با توجه به مطالبی که گفته شد و با گسترش این تکنیک مفید در دنیای امروزی، موارد استفاده های مختلفی برای آن وجود دارد که برخی از آنها به این شرح است:
۱) خطوط تولید از قبیل :خودروسازی، فولاد و... ؛
۲) در کارخانه‌ها، بنادر، سیستم‌های حمل‌ونقل و لجستیک؛
۳) خطوط ریلی و مترو؛
۴) فرودگاهها و خطوط هوایی؛
۵) مدیریت زنجیره تامین و سیستم های توزیع؛
۶) صنایع نفت، پتروشیمی و گاز؛
۷) ترافیک درون شهری و جاده‌ای؛
۸) گردش افراد در مناطقی از قبیل فرودگاه، ایستگاه قطار برای کاستن از انبوه جمعیت.


● نتیجه گیری
تکنیک‌های شبیه سازی که برای ارزیابی سیستم ها به کار می روند، ابزار بسیار مناسبی برای بهبود کیفیت مقیاس ، و معیارهای مورد استفاده در فرآیند طراحی، کدگذاری، و آزمایش گامهای سازمان ارائه می دهند که می توان آن را در شرایط واقعی به کار گرفت. در نتیجه، احتمال وجود نقص در محصولات و خدماتی که به مشتری ارائه می شوند کاهش یافته، نیازها و خواسته‌های مشتریان برآورده شده، سازمان به کامیابی در مأموریت خود دست می یابد.
از سوی دیگر با استفاده از تکنیک شبیه‌سازی می توان هزینه‌ها را پیش بینی و اولویتها را تعیین کرد. محصولات و خدمات را طبقه بندی کرده، نیروی کار مورد نیاز را تشخیص داد و در حقیقت با استفاده از داده های حاصل از به کارگیری تکنیک شبیه سازی، مدیریت با اطمینان بیشتری در مورد هزینه، بودجه، نیروی انسانی و... برنامه ریزی و تصمیم گیری می کند.


--------------------------------------
منابع
۱. شانون رابرت، علم و هنر شبیه سازی سیستم‌ها‌، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۱
۲. دکتر حسن صالح فتح‌آبادی: شبیه سازی سیستم‌ها به وسیله کامپیوترهای رقمی، نشر دانشگاهی،۱۳۷۸
۳. مومنی‌ ، منصور: پژوهش‌ عملیاتی‌ (مدلهای‌ احتمالی‌)، انتشارات‌ سمت‌،۰۸۳۱
۴. جری بنکس و جان کارسن، شبیه سازی سیستم‌های گسسته- پیشامد، انتشارات دانشگاه شریف، ۱۳۷۶
۵. مقالات اینترنتی
- مهندس اسمعیل کندری: دانشجوی کارشناسی ارشد، رشته مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران

 

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

20 كليد طلايی مطالعه

 

 

 

 

اين‌ها جملاتي هستند كه بارها و بارها يا خود گفته يا از ديگران شنيده‌ايد: حوصله كتاب خواندن ندارم، خسته شده‌ام، ده دفعه خواندم ولي باز هم ياد نگرفتم و ....

 

آيا براي يادگيري واقعاً لازم است ده‌ها بار مطلبي را خواند يا آن‌ها را به طور مرتب مرور كرد كه اگر چنين باشد، مطالعه واقعاً كار دشواري است. يادگيري و مطالعه رابطه‌اي تنگاتنگ و مستقيم با هم دارند. بنابراين براي اينكه ميزان يادگيري را افزايش دهيم، لازم است مطالعه‌اي با شيوه درست داشته باشيم. البته مطالعه انواع مختلفي دارد كه براساس هدف مطالعه تعيين مي‌شود، مانند: مطالعه براي سرگرمي، آموزشي، تحقيقي و...

اما بدانيد مطالعه با هر هدفي كه باشد، لازمه آن يك مطالعه مناسب است.

پس، نكات زير را به خاطر بسپاريد :

1- هميشه برای مطالعه برنامه ‌ريزی كنيد و به برنامه خود متعهد باشيد.

2- برای مطالعه هر مطلب زمان تعيين كنيد. اين كار سرعت عمل را بالا مي‌برد.

3- مكان مطالعه، اتاق ثابت و داراي نور و دمای مناسب باشد.

4- معمولاً انتهاي شب و صبح زود بهترين زمان مطالعه است، اما بهترين زمان براي هر فرد توسط خود او انتخاب مي‌شود.

5- موضوعات شبيه به هم را پشت سر هم مطالعه نكنيد.

6 ـ در فواصل بين يادگيری حتماً حداقل ده دقيقه استراحت كنيد.

7- خواب كافي داشته باشيد تا مغز شما عملكرد خوبي داشته باشد.

8 ـ تغذيه مناسب داشته باشيد، البته به خاطر بسپاريد كه قبل از مطالعه از خوردن غذاهاي پرحجم و چرب خودداري كنيد.

9- با علاقه و انگيزه مطالعه كنيد، نه از روي اجبار

10- به خودتان اعتماد داشته باشيد و به خود بگوييد: من مي‌توانم

11- با تمرين، حافظه خود را تقويت كنيد.

12- مهمترين ابزار مطالعه قلم است. به طور مرتب يادداشت‌برداري كنيد.

13- كافی است هر درس را فقط يك بار ولی دقيق مطالعه كنيد. (خوب بخوانيد نه زياد)

14- درس‌ها را در فواصل منظم، به طور مرتب مرور كنيد.

15- روی موضوعات مورد مطالعه تمركز كنيد و جلو حواس ‌پرتی خود را بگيريد.

16- آن ‌گونه مطالعه كنيد كه با دوست محترم خود گفتگو می ‌كنيد.

17- فراموش نكنيد: درس را بايد فهميد، نه حفظ كرد.

18- زمانی كه شاد و سرحال هستيد، مطالعه كنيد. در حين خستگی از مطالعه بپرهيزيد.

19- با سليقه خود، نكات مهم را علامت‌گذاری كنيد.

20- تصور موفقيت به شما شور و شوقی می ‌دهد كه بهتر مطالعه كنيد.

 

منبع: روزنامه اطلاعات

 

 

مقاله    
مديريتی    

 

 

مدیریت هنر است

 

دکتر دانشور

 

 

 

مدیریت در كلام ساده افزودن بر كارایی پرسنل در مقایسه با زمانی است كه شما حضور ندارید. تحقق این امر مستلزم برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت صحیح از سوی شماست و توفیق در فرایند مذكور ممكن نیست مگر با آگاهی از هدف، شناخت ابزار بالقوه، تعیین كاستی‌ها و ارائه تدابیر لازم جهت فراهم آوردن آن كاستی‌ها.
گام نخست این است كه كشف كنید به كدامین مقصد رهسپار شوید یا چه امری را به انجام برسانید. چنانچه با گروهی مواجه هستید كه همه با هم در یك جهت در حركتند هرگز تلاش نكنید بلافاصله سد راهشان شوید. اگر به شما تاكید بر بازدهی ضعیف این گروه شده باشد، مسئولیت شما بهبود این بازده خواهد بود و اگر گلایه‌هایی درباره كیفیت پائین یا خدمات‌رسانی نارسا دریافت كرده باشید آنگاه وظیفه شما نشانه گرفتن دقیق این معضلات خواهد بود. همین كه هدف را یافتید آنگاه آن را با گروه در میان بگذارید و چه بهتر كه در یك ملاقات كوتاه و در صبح اولین روز كارتان این اتفاق بیافتد؛ همه كاركنان را یك جا گردهم آورید، به یك معرفی كوتاه از خودتان بسنده كنید، واضح است همه آنها شما را به عنوان یك سرپرست می‌شناسند، پس نیاز به خاطر نشان كردن آن نخواهد بود.
از علت حضورتان برایشان بگوئید مثلا اینكه: مدیر پیشین ارتقاء پیداكرده یا به دلیل بسط گروه، شركت لازم دیده تا آن را به بخش‌های كوچكتر با مدیران مستقل تقسیم نماید.
اكنون زمان مطرح نمودن هدف است (به خاطر داشته باشید می‌توانید بعدها این هدف را تغییر دهید اما به هر حال اطلاع كاركنان از برنامه شما ضروری است) مثلا می‌گوئید:از آن جا كه گروه شما كار مهمی در تشكیلات برعهده دارد، قصد من این است كه از روند كاری شما آگاه شوم و هر آنچه در توان دارم صرف كمك به ادامه راه شما نمایم یا البته كه نرخ بازده این گروه مناسب است اما قصد داریم این بازده را تا حدی افزایش دهیم كه مایه افتخار تشكیلات گردد.
در خاتمه جلسه تاكید كنید كه شخصا با تك‌تك كاركنان به منظور گفتگو درباره برنامه‌ها با طرح جزئیات، گرفتن اطلاعات و پاسخ‌گویی به سوالات آنها ملاقات‌هایی خواهید داشت.


● كارمندانتان را بشناسید
چنانچه پیش از تصدی مدیریت، یك دوره كاری را در شركت سپری كرده باشید بعید نیست كارمندانی كه همینك مدیریت بر آنها را پذیرفته‌اید، بشناسید. در غیر اینصورت از خارج شركت برای مدیریت این گروه به استخدام درآمده‌اید. با این قدم آغاز كنید كه آنها را فرد به فرد بشناسید. حتی اگر چندین سال با آنها كار كرده باشید باز هم كسب شناخت بیشتر ارزشمند خواهد بود. شما در مقام یك مدیر از آنها چیزهایی می‌آموزید كه هرگز به عنوان یك همكار از آنها آگاه نمی‌شوید.
كارمندان شما گرانبهاترین منابع و نیز دشوارترین افراد برای راهبری شدن به شمار می‌روند. در عین حال ارضا كننده‌ترین امور اگر به نحو احسن بر آن فائق آیید همین نوع مدیریت است.
از آن جهت كه این نخستین موقعیت مدیریتی برای شماست، گروهی كه تحت راهبری شما قرار می‌‌گیرند نیز احتمالا چندان گسترده نیست كه نتوانید اختصاصا با هر یك از افراد ملاقات داشته باشید.


● ملاقات‌هایی ترتیب دهید
محل ملاقات بسته به شركت،‌نوع فعالیت و ترجیح خود شما می‌تواند در دفتر كار شما، اتاق كنفرانس یا كافی‌شاپ آن سوی خیابان باشد.
نكته حائز اهمیت این است كه فضا به گونه‌ای آرام باشد كه كارمندان آزادانه قادر به سخن گفتن باشند. و هر دو طرف به سهولت صدای یكدیگر را بشنوند. این گونه ملاقات‌ها معمولا از روی برنامه قبلی است ولی در صورت ضرورت هنگام بروز مشكل نیز انجام می‌شود.


● موضوع صحبت
▪ طی ملاقات سه موضوع زیر را در نظر داشته باشید:
۱) كارمند را از لحاظ فردی بشناسید
۲) درباره شیوه هماهنگ شدنش با برنامه‌تان توضیح دهید
۳) به سوالاتش پاسخ دهید
لازم است ویژگی‌های شخصی هر فرد را بشناسید اینكه چه چیزی در آنها نكته متمایز است؟ در كارشان به چه نكته‌ای علاقمندند؟ یا علاقمند نیستند؟ اهداف حرفه‌ای بلندمدت و كوتاه مدت هر یك چه می‌باشد؟ تمایل به ملاحظه چه تغییراتی در كارشان دارند؟ از چه تغییراتی جلوگیری می‌نمایند؟
اطمینان حاصل كنید كه شما به هر آنچه می‌گوئید توجه نماید ولی هر آن چه می‌خواهند لزوما روی نمی‌دهد.
پس از آگاهی از ویژگی‌های مورد نظر، برایشان از اینكه چگونه با برنامه‌های شما هماهنگ و سازگار شوند صحبت نمائید. اگر تصمیمی بر ایجاد تغییر اتخاذ نكرده‌اید به آنها بگوئید. اگر قرار است آنها را به كار دیگری بگمارید، حتما با ذكر دلیل در جریان قرارشان دهید.
سرانجام به تمامی سوالات كارمندان پاسخ دهید. خوب است اگر نمی‌دانید بگوئید نمی‌دانم، اگر قادر به كاری نیستید بگوئید نمی‌ توانم. تا حد امكان صریح و صادق باشید. با این شیوه، ارتباطی مبتنی بر اعتماد را پایه‌گذاری می‌نمائید كه بی‌هیچ تردید به تسهیل جریان كاری در آینده كمك خواهد كرد.

 

 

     مقاله

 

 

مدیریت آرام

 

 

 

 

هارولد کونتز، مدیریت را مهمترین زمینه فعالیتی انسان می‌داند و بر این باور است که وظیفه اصلی مدیران در همه سطوح و همه نهادهای اجتماعی، این است که محیطی را طراحی، ایجاد و نگهداری کنند که اعضای سازمان بتوانند با فعالیت و همکاری گروهی در آن، به هدفهای معین خود دست یابند. سازمان، یک سیستم اجتماعی همگانی است که برای ماندگاری نیازمند آرامش همه جانبه تمامی اعضاست.بعضی بر این باورند که خود کارکنان قادرند وظایف مدیریت را نیز انجام دهند و به واحد مدیریت جدا و مستقل نیاز ندارند؛ ولی هنوز مورخان و جامعه شناسان، نهادی را نیافته اند که بدون داشتن سلسله مراتب اداری پایدار مانده باشد. به علاوه بسیاری از صاحب نظران موفقیت و شکست نهادها را ناشی از تفاوت در چگونگی مدیریت می دانند.
به باور پیتر دراکر: عضو اصلی و حیات بخش هر سازمان، مدیریت آن است. حال این پرسش مطرح می شود که مدیران چگونه باید این آرامش را در سازمان نهادینه سازند؟ و یا مدیریت آرام چگونه تعبیر می شود؟ مدیریت آرام در رابطه با اندیشه ای است که ریشه در تجربه دارد. هدایت و رهبری، از مبانی مهم سازمان است که اهمیت آن به دلیل قانونی بودن کار است؛ بدین مفهوم که اینان مفاهیمی هستند که بخش اساسی از سازمان و مدیریت را تشکیل داده، مورد احترام همگان‌اند.در واقع میان تمام مدیریت ها، مدیریت آرام بهترین است.
آرامش در تمام امور زندگی برای همه مهم ومفید است. سازمانها نیز به عنوان نهادهای اجتماعی مؤثر درجامعه، از این قاعده مستثنا نیستند. به بیان دیگر، زندگی سازمانی که بخش عمده ای از زندگی انسانهای امروزی را تشکیل می دهد، به دلیل ماهیت اجتماعی آن، نیازمند آرامش بیشتری است. مدیران سازمان در فعالیتها و فرآیندهای روزمره سازمان، می توانند از آرامش استفاده های زیادی ببرند .خیلی از مدیران افسوس قضاوت های عجولانه و رفتارهای کنترل نشده خود را می خورند . آرامش در انجام کارها ودر برخورد با منابع انسانی، کمک بزرگی به مدیران و مجموعه سازمان خواهد کرد . حتی در بر آوردن خیلی از خواسته ها به مدیران توصیه شده است با کمی صبر و حفظ آرامش، خواسته خود را برآورده سازند و فوری خواسته ای را بر آورده نکنند.
آرامش در پاسخگویی کلامی و صبر وتأمل در خیلی از تصمیم گیری ها، اثرات مفید ومؤثری خواهد داشت. صبر و آرامش مدیران در رفع مشکلات سازمان تعیین کننده است‌. آرامش مدیران، فرصت رفتارهای سنجیده و پخته را به آنها داده، شخصیت کاملی ازآنها رادر محیط سازمانی معرفی می‌کند. به هر حال منابع انسانی در سازمان، درفرآیندهای روزمره با مسائلی روبه‌رو می شوند که مطابق میل آنها نیست و سعی می کنند آنها را برطرف سازند. نکته مهم در این است که انسان باید با بردباری و بزرگ‌منشی، مشکلات و گرفتاریهای زندگی را پشت سر بگذارد و به دور از ناآرامی و بی تابی و با پایداری با آنها برخورد کند.
 

 

● مبانی و راهکارهای مدیریت آرام
برای ایجاد آرامش در سازمان، نیازمند مدیریت آرام و بهره‌گیری از اصول آن هستیم. هنری مینتزبرگ این چهار راهکار اساسی را برای مدیریت آرام مطرح می سازد:

۱) الهام دهی:
مدیران آرام به افراد خود اختیار نمی دهند، زیرا اختیار داشتن امری مسلم است، آنها به افراد خود الهام می بخشند. آنها شرایطی را به وجود می آورند که باعث پروراندن صداقت و بروز تواناییهای آنان باشد. مدیران آرام اتحاد فرهنگی بین افراد خود را تقویت می کنند، البته نه به صورتی که به آنها به عنوان منابع انسانی مجزا نگریسته شود( واژه منابع انسانی ناراحت کننده‌ترین واژه ای است که تا کنون در مسئله مدیریت، دست کم تا زمان پیدایش واژه سرمایه انسانی، به وجود آمده و پدیدار شده است.‌) بلکه آنها همگی اعضای محترم یک جامعه همبسته و منسجم هستند.

۲) اهمیت دادن :
مدیران آرام سازمان خود را دوست دارند. آنها مشکلات را همانند جراحان جدا نمی کنند که دور بیندازند، بلکه وقت بیشتری را صرف جلوگیری از بروز آنها می کنند و مدیران هشیار به خوبی می دانند که چه زمانی و چگونه با مشکلات برخورد کنند.به عبارتی این بیشتر شبیه داروهای هومیوپاتی است؛ تجویز کم دارو برای تحریک سیستم بدن برای درمان خود و یا اینکه درست مانند بهترین نوع مراقبت است ، مراقبتی تدریجی که به تنهایی به درمان می‌انجامد.

۳) القا کردن :
مدیریت آرام، در رابطه با القاست، تغییری که آرام آرام و پیوسته و عمیق از ریشه رسوخ می کند و همه، به جای پذیرش اجباری این تغییرات، این مسئولیت را می پذیرند که تغییراتی جدی را به انجام برسانند.این بدان معنا نیست که باید همه چیز را تغییر دهیم که در واقع همان هرج و مرج است، بلکه بدان معنا است که تنها چیزهایی را که نیاز به تغییر و تحول دارند باید تغییر داد در حالی که اکثر چیزها را باید ثابت نگه داشت و به همان صورت حفظ کرد. این را می توان اگر مایل باشید بهبود مستمر طبیعی نامگذاری کنیم.

۴) آغازگری:
تازمانی که یک مدیریت جنجالی و ناشایست در سر کار قرار دارد، تنها می تواند تمام استراتژی ویژه و مورد نظر خود را فریاد کند ولی آنها هرگز کار آمد و ثمر بخش نخواهد بود و فقط فرهنگ پر هیاهوی تبعیت را به وجود می آورد. مدیریت آرام، نوشیدن و استراحت کردن در کلاس بالا نیست؛ وقت آن است که آستین ها را بالا زده و اتفاقاتی که در جریان است مشاهده شود. مدیریت آن نیست که مانند چتری بر روی سازمان فرود آید. مدیریت باید از پایین به سمت بالا به حرکت در آید و هرگز پایه و اساس خود را فراموش نکند.

 

 

تست های   
 خودشناسی 

 

 

تست های خودشناسی

 

 

تست شماره 1:

 

 

 

در طول‌ روز، چقدر به‌ فكر خود هستيد؟!

 

 

 خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس نتيجه را مشاهده کنيد.(فقط يک گزينه انتخاب گردد.)

1. هر چند وقت‌ يك‌ مرتبه‌، به‌ همراه‌ اعضای‌ خانواده‌ تان‌، به‌ صرف‌ غذا به‌ يك‌ رستوران‌ می ‌رويد تازحمت‌ پخت‌ و پز و آشپزی‌ به‌ خود ندهيد؟

1- هر وقت‌ كه‌ حال‌ و حوصله‌ آشپزي‌ نداريد.   1 امتیاز

2- حداقل‌ هفته‌اي‌ يك‌ مرتبه‌.   2 امتیاز

3- ماهي‌ دو يا سه‌ مرتبه‌.   3 امتیاز

4- خيلي‌ به‌ ندرت‌، مگر آن‌ كه‌، موقعيت‌ خاصي‌ در بين‌ باشد.   0 امتیاز

2. اگر قرار باشد كه‌ زندگي‌ روزمره‌تان‌ را در چهارچوب‌ يك‌ منظره‌ توصيف‌ كنيد، به‌ چه‌ صورت‌ درمي‌آمد؟

1-  به‌ شكل‌ رشته‌ كوههايي‌ مرتفع‌، ناهموار و سنگلاخ‌.   1 امتیاز

2- به‌ شكل‌ يك‌ اقيانوس‌ دائما در حال‌ حركت‌.   3 امتیاز

 3- به‌ شكل‌ تپه‌هاي‌ عريض‌ و مواج‌.   2 امتیاز

4- به‌ شكل‌ يك‌ جنگل‌ انبوه‌ و متراكم‌.   0 امتیاز

3. در طول‌ هفته‌، بيشتر از انجام‌ ندادن‌ چه‌ كاري‌ پشيمان‌ و متأسف‌ مي‌شويد؟

1- از ورزش‌ نكردن‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ و دلخواه‌.   1 امتیاز

2- از صرف‌ نكردن‌ وقت‌ بيشتر با همسر يا عزيزانتان‌.   3 امتیاز

3- از عدم‌ برنامه‌ ريزي‌ صحيح‌ و بجا.   2 امتیاز

4- از كم‌ آوردن‌ وقت‌ براي‌ شركت‌ در جلسات‌ روان‌شناسي‌ كه‌ از مدتها قبل‌ خواهان‌ حضور در آنهابوديد.0

4. هر چند وقت‌ يك‌ بار، ورزش‌ مي‌كنيد؟

1- تقريبا هفته‌اي‌ يك‌ مرتبه‌.   1 امتیاز

2- پنج‌ يا شش‌ مرتبه‌ در ماه‌.   2 امتیاز

3- اصلا از ورزش‌ كردن‌ خوشتان‌ نمي‌آيد.   0 امتیاز

4- دست‌ كم‌ هفته‌اي‌ سه‌ مرتبه‌.   3 امتیاز

5. درخلال‌ روز، چند بار احساس‌ خستگي‌ به‌ سراغ‌تان‌ مي‌آيد؟

1- صبح‌ و شب‌ و معمولا در هنگام‌ بعد از ظهر يا غروب‌.   1 امتیاز

2- هميشه‌ كمي‌ احساس‌ خستگي‌ مي‌كنيد.   2 امتیاز

3- هر زمان‌ كه‌ اوقات‌ پرمشغله‌، پردردسر و پر آشوب‌ مقابلتان‌ قد علم‌ مي‌كنند.   0 امتیاز

4- شبها و گاهي‌ اوقات‌ هم‌ درخلال‌ بعد از ظهرهاي‌ راكد و بي‌ فرار و نشيب‌.   3 امتیاز

6. اگر قرار باشد كه‌ بتوانيد فقط يكي‌ از اقلام‌ زير را روي‌ ميز كار يا ميز تحريرتان‌ قرار دهيد، آن‌ شي‌ءكدام‌ خواهد بود؟

1- چند برگ‌ كاغذ يادداشت‌ و يك‌ خودكار.   1 امتیاز

2- يك‌ دفترچه‌ براي‌ طراحي‌ و برنامه‌ ريزي‌ كارهاي‌ روزانه‌.   3 امتیاز

3- يك‌ عدد ساعت‌ روميزي‌.   0 امتیاز

4- يك‌ قاب‌ عكس‌ از تصوير عزيزانتان‌.   2 امتیاز

7. آخرين‌ مرتبه‌اي‌ كه‌، تنها، در يك‌ اتاق‌ به‌ سر برديد، چه‌ زماني‌ بود؟

1- يادتان‌ نمي‌آيد.   0 امتیاز

2- صبح‌ امروز.   3 امتیاز

3- اوايل‌ همين‌ هفته‌.   2 امتیاز

4- هفته‌ گذشته‌.   1 امتیاز

8. در طول‌ هفته‌، بيشتر از انجام‌ چه‌ كاري‌ پشيمان‌ و متأسف‌ مي‌شويد؟

1- از سر و سامان‌ دادن‌ به‌ كارها در آخرين‌ لحظه‌.   3 امتیاز

2- از هدر دادن‌ بيهوده‌ وقت‌، چون‌ خود را فردي‌ نامرتب‌ و بي‌برنامه‌ تلقي‌ مي‌كنيد.   1 امتیاز

3- از تماشاي‌ يك‌ سري‌ از برنامه‌هاي‌ تلويزيوني‌ كه‌ بيهوده‌ وقت‌تان‌ را هدر مي‌دهند.   0 امتیاز

4- از سعي‌ و تلاش‌ بيهوده‌ در جهت‌ انجام‌ كارهاي‌ زياد.   2 امتیاز

9. آيا طوري‌ برنامه‌ ريزي‌ كرده‌ايد كه‌ بتوانيد به‌ زودي‌ به‌ بازديد از موزه‌ يا تماشاي‌ يك‌ فيلم‌ يا مطالعه‌يك‌ كتاب‌ يا حضور در يك‌ جلسه‌ فرهنگي‌ مورد علاقه‌تان‌ بپردازيد؟

1- بله‌، در حال‌ حاضر فيلمي‌ روي‌ پرده‌هاي‌ سينما به‌ نمايش‌ در آمده‌ است‌ كه‌ قصد داريد به‌زودي‌ به‌ تماشاي‌ آن‌ برويد.   2 امتیاز

2- خير، گمان‌ نمي‌كنيد كه‌ وقت‌ انجام‌ اين‌ گونه‌ كارها را پيدا كنيد.   1 امتیاز

3- راستش‌، اصلا درست‌ نمي‌دانيد كه‌ به‌ انجام‌ چه‌ كاري‌، علاقه‌ بيشتري‌ داريد.   0 امتیاز

4- حتما، شما به‌ راحتي‌ قادريد طوري‌ وقت‌تان‌ را تنظيم‌ نماييد كه‌ بتوانيد به‌ انجام‌ چند كار همزمان‌بپردازيد.   3 امتیاز

10. چه‌ مدت‌ از روزتان‌ را صرف‌ صحبت‌ و مكالمه‌ تلفني‌ مي‌كنيد؟

1- مگر مي‌شود گوشي‌ تلفن‌ را از دست‌تان‌ گرفت‌.   0 امتیاز

2- نهايتا نيم‌ ساعت‌.   3 امتیاز

3- نهايتا، يك‌ ساعت‌.   2 امتیاز

 4- چند ساعت‌.   1 امتیاز

11. براي‌ انجام‌ كارهاي‌ تفنني‌ و ذوقي‌ مورد علاقه‌تان‌، مثل‌ نقاشي‌، نوشتن‌، مطالعه‌، مجسمه‌ سازي‌ ياغيره‌، چقدر وقت‌ مي‌گذاريد؟

1- راستش‌ اصلا وقت‌ انجام‌ كارهاي‌ تفنني‌ و ذوقي‌ را نداريد.   1 امتیاز

2- اصلا كار تفنني‌ و ذوقي‌اي‌ را نمي‌شناسيد كه‌ به‌ آن‌ علاقه‌ خاصي‌ داشته‌ باشيد.   0 امتیاز

3- هفته‌اي‌ دو مرتبه.   ‌3 امتیاز

4- ماهي‌ دو مرتبه.   ‌2 امتیاز

12. آخرين‌ مرتبه‌اي‌ كه‌ كتابي‌ را تا پايان‌ مطالعه‌ كرديد كه‌ صرفا براي‌ سرگرمي‌، خواندنش‌ را آغاز كرده‌بوديد، چه‌ زماني‌ بود؟

1- هفته‌ گذشته.    ‌3 امتیاز

2- ماه‌ گذشته.   ‌2 امتیاز

3- سال‌ گذشته.   ‌1 امتیاز

4- خيلي‌ از مواقع‌، خواندن‌ كتابی‌ را شروع‌ می ‌كنيد، ولي‌، هرگز آن‌ را به‌ پايان‌ نمی ‌رسانيد.   0امتیاز

 

شما با جمع بندی امتياز، می توانيد نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.

 

 

*اگر امتيازتان‌ بين‌ صفر تا 12 است‌:

متأسفانه‌، شما هميشه‌ وقت‌ كم‌ مي‌آوريد و در پايان‌ هر روز، از سر و سامان‌ ندادن‌ به‌ كارهاي‌ زيادي‌،متأثر و پشيمان‌ هستيد. شما به‌ قصد انجام‌ كارهاي‌ بزرگ‌، از تكميل‌ كارهاي‌ كوچك‌ و به‌ ظاهر كم‌ اهميت‌و پيش‌ پا افتاده‌، غافل‌ مي‌شويد و در نهايت‌، خسته‌ مي‌شويد و در حالي‌ كه‌ اوقات‌ زيادي‌ را به‌ بطالت‌مي‌گذرانيد، در پايان‌ روز، احساس‌ مي‌كنيد كه‌ هيچ‌ كار مفيد و مثمرثمري‌ صورت‌ نداده‌ايد. لازم‌ است‌ كه‌تغيير و تحول‌ بزرگي‌ در برنامه‌هاي‌ روزمره‌تان‌ ايجاد كنيد، طوري‌ كه‌، علاوه‌ بر انجام‌ كارهاي‌ ضروري‌،وقتي‌ را هم‌ به‌ خودتان‌ و سرگرمي‌هاي‌ تفنني‌ و ذوقي‌ مورد علاقه‌ و دلخواهتان‌ اختصاص‌ دهيد. پس‌، به‌واسطه‌ درست‌ كردن‌ يك‌ دفترچه‌ روزانه‌ براي‌ طراحي‌ برنامه‌هاي‌ روزانه‌، در وقت‌تان‌ صرفه‌ جويي‌ كنيد وهمواره‌ به‌ ياد داشته‌ باشيد كه‌ هيچ‌ كس‌، كامل‌، بي‌عيب‌ و نقص‌ و بهترين‌ نيست‌ و همان‌ اوقات‌ اندك‌ وكوتاهي‌ كه‌ به‌ خود اختصاص‌ مي‌دهيد، مي‌توانند شادماني‌ و نشاط خاصي‌ به‌ زندگي‌تان‌ بدهند و تغيير وتحولات‌ شگرف‌ و بزرگي‌ را در طول‌ زمان‌ به‌ وجود آورند!

*اگر امتيازتان‌ بين‌ 13 تا 24 است‌:

بايد بگوييم‌ كه‌ شما بهتر از آنچه‌ تصور مي‌كنيد، عمل‌ مي‌نماييد! چرا خودتان‌ را دست‌ كم‌ مي‌گيريد؟شما به‌ خوبي‌ مي‌دانيد كه‌ مايليد مسؤوليت‌ها، علايق‌ و سرگرمي‌هاي‌ ذوقي‌ و تفنني‌تان‌ را به‌ حالت‌تعادل‌ در آوريد و با وجود آن‌ كه‌، گاهي‌ اوقات‌، احساس‌ مي‌كنيد كه‌ هرگز به‌ تمامي‌ خواسته‌هايتان‌نمي‌رسيد، ولي‌، همه‌ تلاش‌ها و كوشش‌هايتان‌ براي‌ خود و عزيزانتان‌ تفاوتي‌، واقعا، شگرف‌ و عظيم‌ درزندگي‌تان‌ به‌ وجود مي‌آورند! براي‌ به‌ ارمغان‌ آوردن‌ شادماني‌ و نشاط هر چه‌ بيشتر در زندگي‌تان‌، كافي‌است‌، حواس‌ و توجهتان‌ را روي‌ كارها و وظايف‌ به‌ ظاهر كوچك‌ و كم‌ اهميت‌ متمركز نماييد. در صورت‌امكان‌، با دادن‌ هديه‌هاي‌ كوچك‌ به‌ خود، مثل‌ يك‌ شاخه‌ گل‌ در هر هفته‌، روحيه‌ بهتر و شادتري‌ براي‌خويش‌ به‌ ارمغان‌ آوريد. صبح‌ها، كمي‌ زودتر از خواب‌ برخيزيد و حدود نيم‌ ساعت‌ پياده‌ روي‌ كنيد و درحين‌ آن‌ به‌ تفكر و تأمل‌ روي‌ برنامه‌هاي‌ روزانه‌تان‌ بپردازيد و به‌ خودتان‌ آرامش‌ دهيد. در طول‌ شبانه‌ روز،دست‌ كم‌ نيم‌ ساعت‌ را فقط به‌ خود اختصاص‌ دهيد. هر شب‌، چند صفحه‌ از كتاب‌ مورد علاقه‌ ودلخواهتان‌ را مطالعه‌ كنيد. به‌ جستجو و كند و كاو بيشتر بر روي‌ حضور در كلاسهايي‌ بپردازيد كه‌ راجع‌ به‌آنها، احساس‌ كنجكاوي‌ مي‌كنيد. يا حتي‌ ده‌ دقيقه‌ در روز، روي‌ يك‌ صندلي‌ راحت‌ بنشينيد، در اتاق‌ راببنديد و چشم‌هايتان‌ بسته‌ باشند تا آرامش‌ لازم‌ را به‌ دست‌ آوريد.

*اگر امتيازتان‌ بين‌ 25 تا 36 است‌:

خوشبختانه‌، شما فردي‌ منضبط، پرتلاش‌ و كوشا هستيد. براي‌ تمام‌ كارها و وظايف‌ روزانه‌تان‌، ازپيش‌، برنامه‌ ريزي‌ مي‌كنيد و به‌ اين‌ ترتيب‌، هرگز از سر و سامان‌ دادن‌ به‌ اهداف‌ دلخواه‌ و مورد نظرتان‌،باز نمي‌مانيد. شما به‌ خوبي‌ مي‌دانيد كه‌ خوشي‌ها و شادماني‌هاي‌ كوچك‌، تغيير و تحولات‌ عظيم‌ وشگرفي‌ در زندگي‌تان‌ ايجاد مي‌كنند و به‌ همين‌ دليل‌، هميشه‌ پويا و پر جنب‌ و جوش‌ هستيد. شماروزتان‌ را با پويايي‌ و سرزندگي‌ آغاز مي‌كنيد. هر روز، چند دقيقه‌اي‌ را به‌ انجام‌ سرگرمي‌هاي‌ ذوقي‌ وتفنني‌ دلخواه‌ و مورد علاقه‌تان‌ اختصاص‌ مي‌دهيد و در پايان‌ روز، با احساس‌ خوب‌ مثمرثمر بودن‌ براي‌خواب‌ آماده‌ مي‌شويد. بايد بدانيد كه‌ شما مي‌توانيد الگويي‌ بسيار خوب‌ براي‌ اطرافيانتان‌ باشيد و بارويه‌اي‌ كه‌ در پيش‌ گرفته‌ايد، به‌ تمام‌ اهداف‌ به‌ ظاهر دست‌ نيافتني‌ و بزرگتان‌، جامه‌ عمل‌ بپوشانيد.

منبع:www.rahezendegi.com

 

 

 

 

تست شماره 2: 

 

 

 

زندگی را چگونه ارزيابی می کنيد؟

 

خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس نتيجه را مشاهده کنيد.(فقط يک گزينه انتخاب گردد.)

1. عقيده‌تان‌ در مورداين‌ مثل‌ قديمي‌ چيست‌:كار خوب‌ از خانه‌ شروع‌مي‌شود؟

 1- موافق‌ نيستم‌

2- موافقم‌

3- بله‌، شايد اين‌ طورباشد

2. يا تا به‌ حال‌ به‌ فكردروغ‌ گفتن‌ به‌ همسرتان‌افتاده‌ايد، يا هميشه‌نسبت‌ به‌ او صادق‌ ووفادار هستيد؟

1- هميشه‌ با همسرم‌صادق‌ و يك‌ دل‌ هستم‌

2- گاهي‌ اوقات‌ دروغ‌مصلحت‌آميز بهتر ازراست‌ فتنه‌انگيز است‌!

3- درست‌ نمي‌دانم‌

3. براي‌ خوردن‌زندگي‌ مي‌كنيد، يامي‌خوريد تا زنده‌بمانيد؟

1- به‌ قصد زنده‌ماندن‌، مي‌خورم‌

2- زندگي‌ را براي‌خوردن‌ دوست‌ دارم‌

3- تلفيقي‌ از هر دو

4. آيا تا به‌ حال‌ از صف‌خارج‌ شده‌ايد و بدون‌نوبت‌ جلورفته‌ايد؟

1- خير

2- بله‌، به‌ دفعات‌

3- بله‌، ولي‌ فقط يكي‌ دو مرتبه‌

5. يكی ازهمكارانتان‌ سی ‌ميليون‌ تومان‌ دربخت‌ آزمايی برنده ‌می ‌شود. واكنش‌ شماچيست‌؟

1- از صميم‌ قلب‌براي‌ همكارتان‌خوشحال‌ مي‌شويد

2- در دل‌ مي‌گوييد:چه‌ افراد خوش‌ شانسي‌پيدا مي‌شوند! چرا من‌ به‌جاي‌ او برنده‌ اين‌ همه‌پول‌ نشدم‌؟

3- از شادي‌ اوخوشحال‌ مي‌شويد، ولي‌به‌ اين‌ فكر مي‌افتيد كه‌ايكاش‌ چنين‌ شانسي‌ درخانه‌ شما را هم‌ به‌ صدادر آورده‌ بود

6. اگر دائما حملات‌شديد خشم‌ و غضب‌ به‌شما دست‌ دهد و قادر به‌كنترل‌ خودتان‌ نباشيد،آيا به‌ فكر درمان‌خودتان‌ مي‌افتيد؟

1- بله‌

2- خير

3- خير، سعي‌ مي‌كنم‌خودم‌ مشكلم‌ را حل‌كنم‌. هر زمان‌ كه‌ متوجه‌مشكلي‌ در خودم‌ بشوم‌،مطمئنا مي‌توانم‌اقداماتي‌ براي‌ دفع‌ آن‌صورت‌ دهم‌.

7. آيا به‌ چشم‌ و هم‌ چشمي‌ اهميتي‌ مي‌دهيد؟

1- خير، ولي‌ گاهي‌ اوقات‌ چشم‌ و هم‌ چشمي‌كردن‌ لازم‌ مي‌شود

2- بله‌، بيشتر اوقات‌

3- خير، و اصلا علاقه‌اي‌ به‌ اين‌ عمل‌ ناپسند ندارم‌

8. هر چند وقت‌ يك‌ مرتبه‌ به‌ انجمن‌هاي‌خيريه‌، كمك‌ مي‌كنيد؟

1- بيشتر اوقات‌ و هر زمان‌ كه‌ پول‌ زيادي‌ داشته‌باشم‌

2- هرگز

3- گاهي‌ اوقات‌

9. كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير، اعتقاد شما رانسبت‌ به‌ زندگي‌، نمايان‌ مي‌كنند؟

1- عمر دست‌ خداوند است‌ و بايد تسليم‌ رضاي‌او بود

2- زندگي‌ پوچ‌ است‌ و بايد به‌ سختي‌ آن‌ را طي‌ كرد

3- به‌ دنيا آمده‌ام‌ تا از زندگي‌ نهايت‌ لذت‌ را ببرم‌

10. مجرد هستيد وصميمي‌ترين‌ دوستتان‌با شخصي‌ آشنا شده‌ كه‌احساس‌ مي‌كنيد شماهم‌ به‌ او علاقمندهستيد. چه‌ واكنشي‌ ازخود نشان‌ مي‌دهيد؟

1- تا زماني‌ كه‌دوستم‌ با آن‌ شخص‌رابطه‌ دارد، خودم‌ راكنترل‌ مي‌كنم‌ واحساساتم‌ را بروزنمي‌دهم‌

2- جريان‌ را با دوستم‌در ميان‌ مي‌گذارم‌ و از اونظرخواهي‌ مي‌كنم‌

3- بدون‌ اين‌ كه‌ حرفي‌از احساسات‌ قلبيم‌ به‌زبان‌ آورم‌، با كمي‌ زيركي‌آن‌ شخص‌ را محك‌مي‌زنم‌ تا ببينم‌ كه‌ آيا اوهم‌ به‌ من‌ علاقه‌اي‌ دارديا نه‌

11. غذا خوردن‌ راچگونه‌ عملي‌ در نظرمي‌گيريد: خوردن‌ به‌ قدرسير شدن‌ يا خوردن‌ تاخرخره‌ و شكمي‌ از عزادر آوردن‌؟

1- هميشه‌ به‌ قدري‌غذا مي‌خورم‌ كه‌ سيرشوم‌

2- هميشه‌ آنقدر غذامي‌خورم‌ كه‌ دلم‌ دردمي‌گيرد و شكمي‌ از عزادر مي‌آورم‌

3- هميشه‌ به‌ قصدسير شدن‌ غذا مي‌خورم‌،ولي‌ به‌ هر حال‌ باقي‌گذاشتن‌ غذا در بشقاب‌هم‌ كار بي‌ ادبانه‌اي‌ است‌!

12. آيا تا به‌ حال‌ آرزوكرده‌ايد كه‌ ايكاش‌ جاي‌شخص‌ ديگري‌ بوديد كه‌بسيار موفق‌ و ثروتمنداست‌؟

1- بله‌، چه‌ كسي‌ ازثروتمند و موفق‌ بودن‌،بدش‌ مي‌آيد؟

2- خير، هرگز چنين‌فكري‌ به‌ ذهنم‌ خطورنكرده‌ است‌

3- گاهي‌ اوقات‌

13. در مورد افرادي‌ كه‌ در رابطه‌ با دستاوردها،پيشرفت‌ها و موفقيت‌ هايشان‌ فخر مي‌فروشند، چه‌نظري‌ داريد؟

1- به‌ نظر من‌ اين‌ گونه‌ افراد، احساس‌ امنيت‌نمي‌كنند و در نتيجه‌ براي‌ اين‌ كه‌ در نزد مردم‌ افرادي‌لايق‌ و با كفايت‌ جلوه‌ كنند، به‌ فخر فروشي‌ و پز دادن‌متوسل‌ مي‌شوند

2- يك‌ لحظه‌ هم‌ تحمل‌ هم‌ نشيني‌ با چنين‌اشخاصي‌ را ندارم‌ و اعصابم‌ خرد مي‌شود

3- اهميتي‌ به‌ آن‌ نمي‌دهم‌

14. آيا به‌ پيروزي‌ نهايي‌ خوب‌ بر بد معتقديد؟

1- بله‌

2- در اين‌ دوره‌ و زمانه‌، خير

3- گاهي‌ اوقات‌

15. آيا خودتان‌ را باطنا شخصي‌ خوش‌ بين‌ تلقي‌مي‌كنيد؟

1- بله‌

2- خير، خودم‌ مي‌دانم‌ كه‌ فردي‌ بدبين‌ هستم‌

3- باطنا نه‌، ولي‌ تا حد زيادي‌ سعي‌ دارم‌ فردخوش‌ بيني‌ باشم‌

16. براي‌ انجام‌ كارهاي‌ مادي‌، تا چه‌ حد نيازمندوجود انگيزه‌ هستيد؟

1- تاحدي‌، ولي‌ اگر كاري‌ بايد انجام‌ شود، خوب‌به‌ هر صورت‌ انجامش‌ مي‌دهم‌

2- نيازمند انگيزه‌ هستم‌ و اگر بتوانم‌ از انجام‌ آن‌كارها اجتناب‌ ورزم‌ يا آنها را به‌ تأخير بيندازم‌، قطعادرنگ‌ نمي‌كنم‌

3- به‌ شدت‌

17. هر چند وقت‌ يكبار، آن‌ چنان‌ خسته‌ و خواب‌آلود مي‌شويد كه‌ نمي‌توانيد فكرتان‌ را درست‌ روي‌مسأله‌اي‌ خاص‌ متمركز نماييد؟

1- هرگز

2- پنج‌ مرتبه‌ يا بيشتر

3- كمتر از پنج‌ مرتبه‌

18. كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير بيشتر از بقيه‌ باب‌ميل‌ تان‌ است‌؟

1- حفظ خويشتن‌ داري‌ و خونسردي‌ در زمان‌پريشان‌ حالي‌ و مواجهه‌ با ناملايمات‌ و بداقبالي‌ها

2- هديه‌ كردن‌ يك‌ دست‌ لباس‌ به‌ بچه‌اي‌ فقير ويتيم‌

3- صورت‌ دادن‌ يك‌ عملكرد شجاعانه‌ و تحسين‌برانگيز

19. آيا سيگار را نوعي‌ ماده‌ مخدر تلقي‌ مي‌كنيد؟

1- بله‌

2- خير

3- شايد

20. آيا به‌ بازگشت‌ مجرمان‌ و خلافكاران‌ خطرناك‌اصلاح‌ شده‌ در زندان‌ به‌ جامعه‌، معتقديد؟

1- بله‌، به‌ شرط آن‌ كه‌ مدت‌ محكوميتشان‌ راكاملا گذرانده‌ باشند، اصلاح‌ شده‌ باشند، برگشت‌ آنهابه‌ داخل‌ جامعه‌ نه‌ تنها ضرری‌ ندارد، بلكه‌ سودمند هم‌است‌

2- برخي‌ از جرم‌ها و خطاها غيرقابل‌ بخشش‌هستند، در نتيجه‌ هرگز چنين‌ افرادي‌ نبايد به‌ داخل‌جامعه‌ برگردند و به‌ نظر من‌ اين‌ گونه‌ خلافكاران‌ هرگزبه‌ طور كامل‌ اصلاح‌ نمي‌شوند

3- شايد، ولي‌ فقط تحت‌ شرايطي‌ خيلي‌استثنايي‌

21. به‌ نظر شما، مصرف‌ مواد مخدر سبك‌(داروهاي‌ مخدر كه‌ ظاهرا اعتيادآور هستند) بي‌ضرراست‌؟

1- خير

2- بله‌

3- شايد

22. به‌ طور متوسط در هر روز، چند ساعت‌ به‌تماشاي‌ تلويزيون‌ مشغول‌ مي‌شويد؟

1- كمتر از دو ساعت‌

2- بيشتر از چهار ساعت‌

3- بيشتر از دو ساعت‌، ولي‌ كمتر از چهار ساعت‌

23. در يك‌ سوپر ماركت‌ مشغول‌ خريد كردن‌هستيد. بچه‌ها دائما اسباب‌ بازي‌هاي‌ پر سر و صدا رابه‌ صدا در مي‌آورند، آيا اعصاب‌ تان‌ خرد مي‌شود؟

1- خير

2- بله‌

3- گاهی‌ اوقات‌

24. اگر از يك‌ زندگي‌ اشرافي‌ برخوردار باشيد، به‌فكر ميليونها گرسنه‌ در سر تا سر جهان‌ خواهيد بود؟

1- بله‌

2- خير

3- خير، ولي‌ به‌ نظرم‌ هرگز نبايد از فكر افراد گرسنه‌ و نيازمند غافل‌ شد

 

شما با جمع بندي امتياز، مي توانيد نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.

گزينه ي اول 2 امتياز

گزينه ي دوم 0امتياز

گزينه ي سوم 1 امتياز

 

نتیجه :

 

 

*بين‌ 40 تا 48 امتياز:

شما، قطعا فردي‌ خير ونيكوكار هستيد كه‌ از حس‌ تشخيص‌ و تميز خوبي‌برخورداريد و باطنا خوش‌ بين‌ و نوع‌ دوست‌ محسوب‌مي‌شويد. اگرچه‌، مشكلي‌ كه‌ در بين‌ هست‌ و خودتان‌هم‌ به‌ خوبي‌ از آن‌ آگاهيد، اين‌ است‌ كه‌ در كسب‌استانداردهاي‌ خيلي‌ بالا، آن‌ چنان‌ فشار و مشكلات‌ رامتحمل‌ مي‌شويد كه‌ گاهي‌ اوقات‌ به‌ دلشوره‌، اضطراب‌و نگراني‌ بيش‌ از حد شما منجر مي‌شوند. مسأله‌ مهم‌اين‌ است‌ كه‌ همواره‌ به‌ ياد داشته‌ باشيد كه‌ افراد بايكديگر متفاوت‌ هستند و هر كسي‌ سبك‌ و سياق‌خاص‌ خودش‌ را در زندگي‌ دارد و اگر فردي‌ درست‌مطابق‌ استانداردهاي‌ بالاي‌ شما نباشد، بدين‌ معنانيست‌ كه‌ شخصي‌ نادرست‌ مي‌باشد. تحمل‌، بردباري‌،شكيبايي‌ و صبر جزء عوامل‌ مهم‌ زندگي‌ به‌ حساب‌مي‌آيند!

*بين‌ 25 تا 39 امتياز:

شما فردي‌ ميانه‌ رو هستيد وزندگيتان‌ را چه‌ درست‌ يا نادرست‌ در خط وسطمي‌گذرانيد، در حالي‌ كه‌ گاهي‌ اوقات‌ تبديل‌ به‌ فردي‌ماجراجو و لذت‌ گرا مي‌شويد و گاهي‌ حتي‌ از مشاهده‌موهاي‌ بلند يك‌ پسر حالت‌ نفرت‌ و انزجار در شماايجاد مي‌شود. بهتر است‌ به‌ ياد داشته‌ باشيد كه‌ همه‌انسانها، در برخي‌ از ابعاد و جنبه‌هاي‌ زندگي‌ اشتباه‌مي‌كنند و در برخي‌ ابعاد ديگر زندگي‌ درست‌ عمل‌مي‌كنند.

*كمتر از 25 امتياز:

شما قطعا، فردي‌ هستيد كه‌ به‌تمام‌ جنبه‌هاي‌ نادرست‌ وجوديتان‌ معترف‌ و آگاهيد،ولي‌ فرد گناهكار و نادرستي‌ محسوب‌ نمي‌شويد.دست‌ كم‌ آنقدر صادق‌ و روراست‌ هستيد كه‌ به‌ كارهاي‌نادرست‌ خود اعتراف‌ كنيد، وگرنه‌، به‌ سؤالات‌ آزمون‌جور ديگري‌ پاسخ‌ مي‌داديد و امتيازي‌ كسب‌مي‌كرديد كه‌ شما را در ميان‌ رده‌هاي‌ ديگر قرارمي‌داد!

در حالي‌ كه‌، به‌ اعتقاد خودتان‌ نهايت‌ لذت‌ را اززندگيتان‌ مي‌بريد، بهتر است‌ گاهي‌ اوقات‌ بيشترتواضع‌، فروتني‌ و افتادگي‌ از خود نشان‌ دهيد و درك‌كنيد كه‌ افرادي‌ هم‌ وجود دارند كه‌ به‌ اندازه‌ شمااحساس‌ خوشبختي‌ نمي‌كنند و نيازمند كمك‌ها وحمايت‌هاي‌ شما مي‌باشند!

منبع:www.rahezendegi.com

 

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

 

100حقيقت بسيار زيبای زندگی!

 

 

 

 

* افرادي که بيشترين وقت خود را صرف زندگي ديگران مي‏کنند (مشاوره، راهنمايي و ...)، از رسيدن به زندگي خود باز مي‏مانند.

* کساني که مي‏گويند "من نبايد اين راز را فاش کنم اما فقط به تو مي‏گويم" دقيقا راز شما را نيز به همين صورت براي ديگران بازگو مي‏نمايند.

* گفتن حقيقت مهم است؛ اين مهم نيست که ما راست مي‏گوييم و ديگران اشتباه مي‏کنند.

* هيچ هدفي بدون طي کردن مسير و راه آن دست يافتني نيست.

* کساني که سر خود را مانند کبک در برف فرو مي‏برند در واقع لگد ديگران را به جان مي‏خرند.

* آنچه که در ظاهر هر شخص مي‏بينيم، به ندرت دقيقا همان چيزي است که آن شخص واقعا هست.

* جرات و شهامت اين نيست که روبروي شير بايستيم بلکه اين است که بفهميم چطور مي‏توان از شر او جان سالم بدر برد.

* ما از همان اول پدر و مادر زاده نشده‏ايم، بلکه بايد بياموزيم که چطور مي‏توان پدر و مادر بود.

* کلماتي که بر زبان جاري مي‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند زیرا از خود هيچ قدرتي ندارند.

* افراد خردمند در سکوت به سر مي‏برند تا بيش از هر چيز صداي تمناي خود را بشنوند.

* فرشته ها به زمين نمي‏آيند تا ببينند ما چه مي‏کنيم بلکه مي‏آيند تا به ما بگويند چه کار بهتر است انجام دهيم.

* هيچ چيز مانند ارتباط و وابستگي با ديگران، با تمام وجود، به درد انسان نمي‏خورد.

* در واقع ما هيچ چيز را کنترل نمي‏کنيم مگر رفتار و کردار و تصميمات خودمان.

* هيچ کس نمي‏تواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهيم)

* اين يک اشتباه بزرگ است اگر از تجربيات خود درس نگيريم.

* من هيچ چيز نمي‏دانم، به من بياموزيد؛ من هيچ چيز نمي‏شنوم، به من بگوييد؛ من هيچ چيز نخواهم ديد، به من نشان دهيد زیرا ما با هم پيروزيم.

* پشيماني از آن دسته چيزهايي است که ما به اشتباه آن را انتخاب مي‏کنيم.

* آنچه در قلب خود مي‏پرورانيم، همان است که در زندگي ان دنيا در دستان خود داريم.

* تنها به اين دليل که بذري را که کاشته ايم نمي‏بينيم، نمي توانيم بگوييم چيزي از اينجا بيرون نمي‏آيد.

* جنسيت واقعي وجود ندارد. هر کسي قسمتي از روحيات جنس مخالف را در خود دارد.

* تجربيات شما، تجربيات شما هستند؛ شخصيت شما نيستند.

* فرض کردن‏ها از تنبلي ما در جستجوي حقيقت سرچشمه مي‏گيرند.

* هيچ کس به طور کامل بي‏طرف نيست.

* خانواده ما تنها جايي نيست که ما در ان متولد شده‏ايم؛ گاهي يک دست باز و رويي گشاده نيز ما را متولد مي‏کند.

* شما هميشه راه درست را نمي‏پيماييد.

* فروتني و تواضع، در واقع توانايي پذيرفتن خطاست.

* توانايي يک مرد آن چيزي نيست که در جيبش دارد، بلکه آن است که بر دوشش دارد.

* اگر شما يک قدم مثبت برداريد، کائنات 100 قدم به سمت شما مي‏آيند.

* اگر مي‏خواهيد بديها سرتان نيايد، نخواهيد سر ديگران آيد.

* اگر مي‏خواهيد با حقيقت سر و کار نداشته باشيد، هميشه در خيالات خود گم هستيد.

* فخرفروشي لباسي است که فقط تن احمقان مي‏شود.

* کسي که از همه بيشتر مي‏داند، معمولا همان کسي است که کمتر حرف مي‏زند.

* هر کسي سزاوار ارزشمند شدن و معشوق ديگران بودن است.

* هيچ کس جواب نهايي را به شما نخواهد داد، مگر خودتان.

* شما تنها با ابزاري که داريد مي‏توانيد عمل کنيد، پس به دنبال ابزار جديد وقت خود را تلف نکنيد.

* اگر خطاهاي خود را خطا در نظر نگيريم، آنگاه با هر خطا راهي اشتباه را کشف کرده‏ايم.

* اين انسانها هستند که به زندگي معنا مي‏دهند و نه اشياء.

* هميشه سوالاتي هستند که جوابشان ناپيداست و بزودي جوابشان پيدا خواهد شد.

* در حال حاضر نه آينده وجود دارد و نه گذشته، زندگي جاريست.

* اگر بخواهيد، اسکلت هميشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد.

* وقتي صحبت مي‏کنيم، صداي هيچ کس را نمي‏شنويم.

* والدين نبايد کوچکترها را در برابر تصميمات زندگي مسئول بدانند.

* اينکه پدران ما چه کاره بوده‏اند مهم نيست، مهم اين است که ما چه خواهيم کرد و چه خواهيم شد.

* اگر فکر مي‏کنيد که بايد همين الآن بگوييد، پس بگوييد و اگر مي دانيد که بايد کاري را الآن انجام دهيد، پس انجام دهيد.

* هر تغييري نياز به حرکت دارد.

* کمک ديگران به معناي انجام تمام و کمال کار ما نيست.

* اينطور نيست که هر کسي شما را دوست بدارد ولي شما مي‏توانيد هر کسي را دوست داشته باشيد.

* اگر کاري را هميشه براي کسي انجام داديد، او هرگز آن کار را ياد نخواهد گرفت.

* هيچ چيز بيشتر از خنده مسري و واگيردار نيست.

* بهترين هديه‏اي که مي‏توان به ديگران داد، وقت و صبر خودمان است.

* زيبايي محض با چشم قابل مشاهده نيست، بلکه با فکر و دل ديده مي‏شود.

* هر کسي بذر کمال را در وجودش دارا مي‏باشد، اما کمتر کسي مي‏تواند آنرا پرورش دهد.

* تنها راه پايان دادن به مشاجره‏ها، پيدا کردن يک راه حل است.

* هر عملي که انجام مي‏دهيم و هر حرفي که ميگوييم به ما باز مي‏گردد اما نه به گونه‏اي که انتظارش را داشتيم.

* اگر يک پله از نردبان شکست، با کمي زحمت پا را بايد بالاتر گذاشت.

* هرگز کلمات ناگفته را در اتاق دربسته محبوس نکنيد.

* هرکس بيش از آنچه خود را مي‏شناسد است.

* از هر چه بترسيم اسيرش مي‏شويم.

* نيازمندترين انسانها حريص‏ترين آنهاست.

* آنچنان خيال کنيد که گويا تا ابد زنده ‏ايد و انچنان عمل کنيد که گويا امروز می‏ ميريد.

* بخنديد همچنانکه نفس مي‏کشيد و دوست داشته باشيد همچنانکه زندگي مي‏کنيد.

* هيچ کس نمي‏تواند بازگردد و شروعي جديد را رقم بزند اما هر کسي مي‏تواند شروع کند و پاياني خوش را بسازد.

* مهمترين چيزها در زندگي چيزي نيستند که قابل لمس باشند.

* زيباترين عکسها در اتاقهاي تاريک ظاهر مي‏شوند؛ پس هر موقع در قسمتي تاريک از زندگي قرار گرفتي بدان که طبيعت مي‏خواهد تصويري زيبا از تو بسازد.

* برف سنگيني باريد؛ درختي شکست، درختي زيباتر شد.

* زندگي مانند بازي حکم است، مهم نيست که دست خوبي نداشته باشيم، مهم اين است که يار خوبي داشته باشيم.

* از کوتهي ماست که ديوار بلند است.

* از شيشه جلو به زندگي نگاه کنيد نه از آينه رو به عقب.

* به خاطر ترساندن موش خانه‏ات را آتش نزن.

* هنر زندگي کردن، هنر نقاشي کردن بدون پاک کردن است.

* بهترين لذت زندگي انجام دادن عملي است که ديگران مي‏گويند نمي‏توانيم.

* هر روز از زندگي معجزه است. من روزم را هدر نمي‏دهم. من قدر معجزات را مي‏دانم.

* آرام بنشين. تقلا نکن. بهار مي‏آيد و سبزه‏ها رشد مي‏کنند.

* اينکه چه مي‏انديشيم، چه مي‏دانيم و به چه اعتقاد داريم مهم نيست. مهم اين است که چه مي‏کنيم.

* از زندگي هر انچه لياقتش را داريم به ما مي‏رسد نه آنچه آرزويش را داريم.

* از آنجا که زندگي آينه وجود ماست، فقط با تغيير ما تغيير مي‏کند.

* ساعتي که خراب است، در هر روز دوبار زمان را درست نشان مي‏دهد.

* هرگاه در زندگي خانه‏اي از يخ ساختي، بر آب شدنش گريه نکن.

* براي انسانهاي بزرگ چون بر اين باورند که : يا راهي خواهم يافت يا راهي خواهم ساخت.

* آرزوهايت را يک جا يادداشت کن و يکي يکي از خدا و کائنات بخواه. خدا و کائنات يادشان نمي‏رود اما تو يادت خواهد رفت آنچه را که امروز داري، آرزوي ديروزت بوده است.

* برگ در انتهاي زوال مي‏افتد و ميوه در انتهاي کمال. بنگر که چون برگي زردي يا سيبي سرخ؟

* اگرنتوانستي کسي را ببخشي از بزرگي گناه او نيست، از کوچکي دل توست.

* به کسي که در جستجوي حقيقت است ايمان آور و به کسي که حق را يافته است شک کن.

* ما آمده‏ايم تا با زندگي کردن قيمت پيدا کنيم نه به هر قيمتي زندگي کنيم.

* هر کس چرای زندگی را يافت با هر چگونه‏ای خواهد ساخت.

* سخن نيک را از گوينده آن بگيريد هر چند خود بدان عمل نکند.

* ناتوانترين مردم کسي است که نتواند دوستي پيدا کند و ناتوانتر از او کسي است که دوستان خود را از دست بدهد.

* چون عقل کامل گردد، سخن گفتن کمتر شود.

* صبحگاهان به جستجوي روزي درآييد که برکت و موفقيت در صبح زود نهفته است.

* به بار نشستن هر کار نيازمند 1000 روز صبر است.

* راز موفقيت در اين است که با طبيعت و کائنات هماهنگ باشيم و در مسير موجهاي زندگي لذت ببريم.

* موفقيت يک مسير است و نه هدف.

* موفقيت بيشترين و بهترين استفاده از آن چيزي است که هم اکنون داريم.

* شکست موفقيت است، اگر از آن درس بگيريم.

* موفقيت اين نيست که هرگز اشتباه نکنيم بلکه اين است که يک اشتباه را دوبار مرتکب نشويم.

* موفقيت دستيابي به آن چيزي است که مي‏خواهيم و شادماني خواستن آن چيزي است که بدست مي‏آوريم.

* موفقيت توانايي پرش از شکستي بر شکستي ديگر است بدون اينکه خسته شويم.

* من مي‏دانم که تمام هستي براي من خلق شده. پس نگران نيستم و تمام هستي را يار و ياور خود مي‏بينم.

* بازي زندگي بازي بومرنگهاست. مراقب بومرنگ خود باشيم که به کدام طرف پرتاب مي‏شود.

* تفکر مثبت اساس هر موفقيت است.

 

 

پرسش     
 و پاسخ     

 

 

 

پرسش های مجله الکترونیکی شماره 27

 

 

 

الف - پرسش های تستی :

 

 

۱ - در چه صورتی انگیزه کارکنان برای کار کاهش یافته موجب عدم رضایت شغلی آنان می شود؟

در صورت پرداخت کم و ناکافی ب - در صورت سستی ایمان کارمندان

ج - در صورت ضعف مدیریت د - درصورت عدم نظارت و کنترل

۲ - با عنایت به حدیث مدیریتی از امام علی(ع) کدام گزینهپیام بهتر این حدیث را دربردارد؟

الف - مدیر باید جوانمرد باشد. ب - جوانمرد نمی لغزد.

ج - مدیر باید از لغزش جوانمردان گذشت کند. د - کارکنان بایداز لغزش مدیران جوانمرد بگذرند.

 

۳ - کدام گزینه با حکایت "قلاب ماهی گیری" تناسبی ندارد؟

الف - برو کار می کن مگو چیست کار که سرمایه جاودانی است کار

ب - امام علی(ع): لعنت خدا بر کسانی باد که با داشتن آب و زمین(ابزارتولید) گرسنه باشند.

ج - نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

د - گرچه گردآلود فقرم شرم باد از همتم گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم

 

۴ - وقتی تیم های کارکردی را مدیریت می کنید،چه چیزی است کهبیش از مهارت های مردمی، پروژه و ابزار مورد نیاز است؟

الف - مديريت خوب ب - حمايت از سوي فرهنگ و طريقه كار شركت

ج - نظارت و كنترل مردمي د - همه موارد

 

۵ - عنصر كلیدی برای رسیدن به موفقیت بلندمدت سازمانی چيست؟

الف - پرداخت عادلانه به كاركنان ب - مديريت بدون تبعيض

ج - فرهنگ فكري سازمان د - موارد الف و ب

۶ - پيروزي يك سازمان در گروي رسيدن به چيست؟

الف - اهداف تعريف شده ب - سود بيشتر

ج - رضايت كاركنان و مشريان د - اجراي برنامه ها

 

۷ - شبيه سازي چيست؟

الف - علم است ب - هنر است ج - فن است د - موارد الف و ب

۸ - گرانبهاترین منابع و نیز دشوارترین افراد برای راهبری شدن چه كساني هستند؟

الف - مديران ب - كارمندان ج - نخبگان د - نوابغ

 

۹ - درباره مديريت كدام گزينه نادرست است؟

الف -مديريت از پایین به سمت بالا به حرکت درمي آید.

ب - مديريت هرگز پایه و اساس خود را فراموش نمي کند.

ج - مديريت مانند چتری بر روی سازمان فرود مي آید.

د - مديريت آستین ها را بالا زده و اتفاقاتی را که در جریان است ، مشاهده مي كند.

 

۱۰ - در چه صورتي "شكست"،موفقيت است؟

الف - اگر از آن درس بگيريم. ب - اگر قبل از پيروزي باشد.

ج - اگر جزئي و قابل تحمل باشد. د - همه چيز به تلقي ما برمي گردد.

 

 

 

 

ب - پرسش های تشریحی :

 

 

۱ - به توجه به "نكات مديريتی" ويژگی های يك مدير موفق را در ۱۵ عنوان خلاصه كنيد.

 

۲ - بيست كليد طلايی مطالعه را در ۲۰ عنوان مطرح فرماييد.

 

 

 

 

 

 

 

پاسخنامه مجله الکترونیکی شماره 27 شامل 10 پرسش تستی + 2 پرسش تشریحی

 

 

 

نام و نام خانوادگی : 

 

 

 

 

 

پاسخ سوال تشریحی اول :

 

 

 

 

پاسخ سوال تشریحی دوم :

 

 

 

 

 

 

لينکهاي    
 هفته    

 

 

 

مرجع فارسی برای دانلود کتابهای الکترونیکی

 

منبع :  وب سایت ایرانیان مالزی

 

 

 

حتما با کتابهای الکترونیکی یا همان ebooks آشنا هستید. این کتابها معمولا به فرمت pdf بوده و میتوانید آنها را را با نرم افزارهای نمایش فایلهای پی دی اف همچون ادوب ریدر بخوانید. در این نوشته با ده سایت برتر فارسی در ارائه کتابهای الکترونیکی آشنا خواهید شد.

 

۱- کتابخانه مجازی ایران: این سایت مرجع بسیار خوبی برای دانلود ایی بوک میباشد که کتابهای بسیاری با موضوعات مختلف را در اختیارتان میگذارد.

 

۲- پایگاه دریافت کتب الکترونیکی: کتابهای این سایت نیز شمار بالائی داشته و بیشتر در موضعات دینی و اسلامی می باشد.

 

۳- کتابخانه بزرگ آریا:  تعداد بسیار زیادی کتاب با موضوعات متنوع را در این سایت خواهید یافت.

 

۴- کتابخانه کتابهای الکترونیکی فارسی:  این سایت به شما امکان جستجو در موضوعات و کلیدواژه ها را به منظور یافتن کتاب مورد نظرتان میدهد تا کتابهای مورد علاقه خود را به آسانی بیابید.

 

۵- کتابهای الکترونیکی رایگان: سایتی نوپا اما قدرتمند (و به قدرت وردپرس!) که در آن کتابهای جالبی را خواهید یافت.

 

۶- پایگاه کتاب الکترونیکی ایران: سایتی خوب و با دسترسی آسان که در آن کتابهای الکترونیکی خوبی را میتوانید بیابید.

 

۷- مرکز دانلود کتاب و مقالات کامپیوتری: کتابخانه ای مجازی با موضوع کتب کامپیوتری

 

۸-  کتابخانه نودهشتیا: یک کتابخانه خوب دیگر برای دانلود کتابهای الکترونیکی

 

۹- سایت دانلود کتب الکترونیکی فارسی: کتابخانه ای مجازی و بزرگ حاوی تعداد زیادی کتب الکترونیکی

 

۱۰- آریانا ای بوک: یک سایت خوب دیگر برای دانلود ای بوکهای متنوع و خواندنی

 

 در لیست فوق ترتیب بر اساس خوبی و بدی سایتها نبوده و نیز ممکن است سایت خوب دیگری هم در این موضوع باشد که به چشم  نخورده باشد.