مجله شماره بیست وهشتم      

 سه شنبه 7 مهر 1388                                                                            

 

 

 

 

 

فهرست    

 

 

آنچه در این شماره می خوانید :

 

 

 

مصحف هدایت

عوامل خود کنترلی ( قسمت چهارم / بخش چهارم )

جمله مديريتی 

حدیث مديريتی

طنز مديريتی

حکايت مديريتی

دانستنیهای مدیریت

نکات مدیریتی

 ●هنر رفتار با افراد دشوار و تاثیر آن در عملکرد کاری

 ●قواعد مدیریتی : تقصیر را به گردن بگیر

5 توصیه برای بهبود روابط

تست های خودشناسی

لينکهاي هفته

 

 

 

مصحف    
هدايت    

 

در هر شماره از مجله، يک صفحه از قرآن کريم به همراه ترجمه و تفسير آن قرار مي گيرد. التماس دعا.

براى شنيدن آيه مورد نظر بر روى شماره آيه كليك كنيد و براي مشاهده تفسير الميزان و نمونه بر روي آيه کليک کنيد

سوره: سورة البقرة آيات: 286 محل نزول: مدینه

أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ 187 وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ 188 يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 189 وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ 190

ترجمه فارسي مکارم

آميزش جنسى با همسرانتان، در شب روزهايى كه روزه مى‏گيريد، حلال است آنها لباس شما هستند; و شما لباس آنها (هر دو زينت هم و سبب حفظ يكديگريد) خداوند مى‏دانست كه شما به خود خيانت مى‏كرديد; (و اين كار ممنوع را انجام مى‏داديد;) پس توبه شما را پذيرفت و شما را بخشيد اكنون با آنها آميزش كنيد، و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته، طلب نماييد! و بخوريد و بياشاميد، تا رشته سپيد صبح، از رشته سياه (شب) براى شما آشكار گردد! سپس روزه را تا شب، تكميل كنيد! و در حالى كه در مساجد به اعتكاف پرداخته‏ايد، با زنان آميزش نكنيد! اين، مرزهاى الهى است; پس به آن نزديك نشويد! خداوند، اين چنين آيات خود را براى مردم، روشن مى‏سازد، باشد كه پرهيزكار گردند! 187 و اموال يكديگر را به باطل (و ناحق) در ميان خود نخوريد! و براى خوردن بخشى از اموال مردم به گناه، (قسمتى از) آن را (به عنوان رشوه) به قضات ندهيد، در حالى كه مى‏دانيد (اين كار، گناه است)! 188 در باره هلالهاى ماه‏ از تو سؤال مى‏كنند; بگو: آنها، بيان اوقات (و تقويم طبيعى) براى (نظام زندگى) مردم و (تعيين وقت) حج است‏ و (آن چنان كه در جاهليت مرسوم بود كه به هنگام حج، كه جامه احرام مى‏پوشيدند، از در خانه وارد نمى‏شدند، و از نقب پشت خانه وارد مى‏شدند، نكنيد!) كار نيك، آن نيست كه از پشت خانه‏ها وارد شويد; بلكه نيكى اين است كه پرهيزگار باشيد! و از در خانه‏ها وارد شويد و تقوا پيشه كنيد، تا رستگار گرديد! 189 و در راه خدا، با كسانى كه با شما می ‏جنگند، نبرد كنيد! و از حد تجاوز نكنيد ، كه خدا تعدی ‏كنندگان را دوست نمی ‏دارد! 190

آیات امروز را می توانید از طریق این لینک هم مطالعه کنید

 

 

مديريت    
علوی    

 

 

عوامل خود کنترلی
قسمت چهارم / بخش چهارم

 

 

 

 

امير مؤ منان (ع ) پس از بيان ضرورت گزينش درست كاركنان در يك نظام ادارى ، تاءمين زندگى و بهبود وضعيت معيشتى آنان را وظيفه مديران دانسته و به آن ها گوشزد مى كند كه به طور جدى امور معيشتى و رفاهى كاركنان را مورد توجه قرار دهند، و وسعت روزى را براى آنان فراهم سازند. آن حضرت خطاب به مالك اشتر مى فرمايد:ثم اءسبغ عليهم الاءرزاق ، فان ذلك قوة لهم على استصلاح اءنفسهم و غنى لهم عن تناول ما تحت اءيديهم ، و حجة عليهم ان خالفوا اءمرك اءو ثلموا اءمانتك ؛ (1) سپس حقوق در كاركنانت را فراخ دار، كه گستردگى روزى نيرويشان دهد كه در پى اصلاح خود برآيند، و بى نيازشان سازد، تا به مالى كه در اختيار دارند دست اندازى نكنند، و حجتى باشد عليه آنان اگر فرمانت را نپذيرفتند يا در امانت خيانت ورزند.
امير مؤ منان (ع ) به مالك اشتر فرمان مى دهد كه حقوق را بر كاركنان و كارمندان خود اسباغ نمايد، يعنى كامل و تمام و گسترده سازد. ايشان دو دليل براى اين فرمان خود ذكر مى كند:
الف ) اين كار، آن ها را در اصلاح خويش تقويت مى كند؛
ب ) و از خيانت در اموالى كه زير دست آن هاست بى نياز مى سازد.
آن حضرت در اولين دليل فرمان خود، به حقيقتى تربيتى اشاره مى كند. از نظر آن بزرگوار پرداخت كامل حقوقى و گشايش در روزى كاركنان ، به آنان كمك مى كند تا در جهت اصلاح خود گام برداشته و از فقرى كه مايه زيان دين و آشفتگى خاطر و پريشان حالى است نجات يابند؛ زيرا تنگناهاى زندگى انسان را وسوسه مى كند و ممكن است زير فشارهاى سخت معيشتى دست به نادرستى و خيانت بيالايد. پس نظام ادارى بايد به گونه اى باشد كه كاركنان ، از نظر زندگى و معيشت تاءمين بوده و امنيت لازم از اين نظر برايشان فراهم گردد، تا زمينه خيانت و ستمگرى مسدود، و راه اصلاح و خدمتگزارى گشوده شود. از اين رو، حضرت در دليل دوم خود، با جمله و غنى لهم عن تناول ما تحت ايديهم ، خطر در تنگنا قرار گرفتن كاركنان را چنين گوشزد مى كند، كه اگر آنان از حقوق لازم خويش - كه زندگى شان را به طور كامل تاءمين مى كند - محروم باشند، ممكن است برخى از آن ها نتوانند تحمل كنند و خواسته يا ناخواسته به نادرستى گرايش ‍ يابند، و به اموال و امكاناتى را كه در اختيارشان است دست تعدى دراز كنند؛ اما اگر كاركنان به طور نسبى تاءمين مى كند - ديگر چنين تنگنايى - كه برخى را به سوى نادرستى سوق مى دهد - بروز نخواهد كرد؛ و اگر كسى پس از آن دست به خيانت و تجاوز دراز كند، و در امانتدارى و خدمتگزارى كوتاهى ورزد، حجتى براى او باقى نمى ماند. هنگامى كه زندگى افراد به خوبى تاءمين شد، تعداد كسانى كه خلافكارى مى نمايند، يا وظيفه اى را كه بر عهده دارند انجام نمى دهند و يا در انجام دادن آن سهل انگارى مى كنند، اندك خواهد بود. براى اينان حجت تمام است و توجيهى از آن ها پذيرفته نيست . (2) اين حقيقت در بخش ديگرى از عهدنامه مالك اشتر نيز بيان شده است . حضرت ، پس از تقسيم مردم به دسته هاى مختلف ، ويژگى هاى سپاهيان را بر مى شمارد و آنان را چنين معرفى مى كند كه با اذن پروردگار، حافظان و پناهگاه رعيت ، زينت زمامداران ، عزت و شوكت دين و راه هاى امنيتند؛ و سپس ادامه مى دهد:
ثم لا قوام للجنود الا بما يخرج الله لهم من الخراج الذى يقوون به على جهاد عدوهم و يعتمدون عليه فيما يصلحهم و يكون من وراء حاجتهم ؛ (3) قوام و برقرارى سپاه جز به وسيله خراج (ماليات اسلامى ) امكان پذير نمى باشد؛ زيرا با خرج براى جهاد با دشمن تقويت مى شوند، و براى اصلاح خود به آن تكيه مى زنند، و با آن نيازمندى هاى خويش را برآورده مى سازند.
امام على (ع ) خراج را كه در قالب امكانات مادى براى سپاهيان ظاهر مى شود موجب اصلاح و خودسازى سپاهيان دانسته ، و از دريچه رفع حوايج مادى آنان ، پاكسازى درونى را نويد مى دهد. بديهى است اصلاح و پاكسازى درون ، زمينه مناسبى براى تقوا و خود كنترلى خواهد بود.
با ايجاد چنين تمهيدات و امكاناتى زمينه چند شغلى بودن كاركنان از بين مى رود، و افراد با نيروى بيش ترى كار خود را انجام مى دهند.


1) نهج البلاغه ، نامه 53.
2) اين فرمان حضرت در نسخه ديگر، با كمى تفاوت چنين نقل شده است :
ثم اسبغ عليهم فى العمالات ، و وسع عليهم فى الارزاق ... ؛ حقوق و دستمزد كاركنان را به طور كامل و فراوان بپرداز و در روزى هاى آن ها توسعه بده .(نهج السعادة فى مستدرك نهج البلاغه ، ج 5، صص 79 - 80).
3) نهج البلاغه نامه 53.

 

 

ادامه دارد ....

 

 

 

جمله    
 مديريتی    

 

 

انديشه همه چيز

 

 

آن كس كه درباره همه چيز مي انديشد درباره هيچ چيز تصميم نمي گيرد.

مثل چينی

 

 

حدیث      
مديريتی    

 

 

اَلعَدلُ اَحلَی مِنَ الشَّهدِ وِ اَلیَنُ مِنَ الزُّبدِ وِ اِطیِبُ ریحاً مِنَ المِسکِ

 

امام صادق (ع) فرمودند:
عدل شیرین تر از عسل و نرم تر از کف و خوشبوتر از مشک است.


(جهاد با نفس، ح 342)

 

 

طنز       
مديريتی    

 

 

مديريت در تئوری و عمل

 

 


تئوری: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده مي شود.

عملی: موفقيت مدير سنجيده نمي شود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است.

-

تئوری: مديران بعضي وقتها استعفا مي دهند.

عملی: عشق به خدمت مانع از استعفا مي شود.

-

تئوری: افراد از مشاغل پايين شروع مي كنند و به تدريج ممكن است مدير شوند.

عملی: افراد مدير مادرزادي هستند و اولين شغلشان در بيست سالگي مديريت است.

-

تئوری: براي يك پست مديريت، دنبال مدير مي گردند.

عملی: براي يك فرد، دنبال پست مديريت مي گردند و در صورت لزوم اين پست ساخته مي شود.

-

تئوری: يك كارمند ساده ممكن است سه سال بعد مدير شود.

عملی: يك كارمند ساده، سه سال بعد همان كارمند ساده است، در حاليكه مديرش سه بار عوض شده است.

-

تئوری: اگر بخواهند از دانش و تجربه كسي حداكثر استفاده را بكنند، او را مشاور مديريت مي كنند.

عملی: اگر بخواهند از كسي هيچ استفاده اي نكنند، او را مشاور مديريت مي كنند.

-

تئوری: اگر كسي از كار بركنار شود، عذرخواهي مي كند و حتي ممكن است محاكمه شود.

عملی: اگر كسي از كار بركنار شود، طي مراسم باشكوهي از او تقدير مي شود و پست مديريت جديد مي گيرد.

-

تئوری: مديران بصورت مستقل استخدام و بركنار مي شوند، ولي بصورت گروهي و هماهنگ كار مي كنند.

عملی: مديران بصورت مستقل و غيرهماهنگ كار مي كنند، ولي بصورت گروهي استخدام و بركنار مي شوند.

-

تئوری: براي استخدام مدير، در روزنامه آگهي مي دهند و با برخي مصاحبه مي كنند.

عملی: براي استخدام مدير، به فرد مورد نظر تلفن مي كنند.

-

تئوری: زمان پايان كار يك مدير و شروع كار مدير بعدي از قبل مشخص است.

عملی: مديران در همان روز حكم مديريت يا بركناريشان را مي گيرند.

-

تئوری: همه مي دانند درآمد قانوني يك مدير زياد است.

عملی: مديران انسانهاي ساده زيستي هستند كه درآمدشان به كسي ربطي ندارد.

-

تئوری: شما مديرتان را با اسم كوچك صدا مي زنيد.

عملی: شما مديرتان را صدا نمي زنيد، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمي دهد.

-

تئوری: براي مديريت، سابقه كار مفيد و لياقت لازم است.

عملی: براي مديريت، مورد اعتماد بودن كفايت مي كند.

 

 

 

حکايت    
مديريتی    

 

 

عقاب و كلاغ ها

 

 

 

عقاب پيري در اثر كهولت به حال مرگ افتاده بود و در حالي كه آخرين نفسهايش را مي كشيد كلاغ هايي را ديد كه بر گردش حلقه زده و قصد داشتند لاشه اش را بخورند.
عقاب تيز پرواز و مغرور كه هرگز خود را چنين خوار و ضعيف نديده بود به خشم آمد و از آخرين نيرويش مدد گرفت و به آنها حمله كرد. كلاغ هاي ترسو و بزدل پا به فرار گذاشتند. عقاب پير حتي در حال مرگ نيز از قدرت خويش خبر داشت اما كلاغ هاي بزدل با آنكه تعدادشان زياد بود مقاومت را جايز ندانستند و فرار كردند.
مشكلات و مسائل بي شباهت به كلاغ هاي بيمناك نيستند به شرطي كه همچون عقاب به آنها حمله ور شويم.

 

 

دانستيهای   
 مديريت     

 

 

رهبر تحول‌آفرین بقای سازمان را تضمین می‌کند

 

 

 

 

رهبری تحول آفرین انقلابی، برای یکپارچه سازی مجدد سازمان جهت پذیرش تغییرات در محیط خارجی وارد عمل می‌شود.
در یک محیط ناپایدار، بقای سازمان در خطر است و اعضای سازمان ممکن است شناخت ضعیفی هم نسبت به تغییرات در محیط خارجی و هم چگونگی پاسخ به آنها داشته باشند. از آنجا که سازمان ممکن است با یک وضعیت پویا یا مرده روبرو باشد، اعضای سازمان هیچ حق انتخابی ندارند، اما می‌توانند به رهبری اتکا کنند که چشم انداز وی موقع اجرا، بقای سازمان را تضمین کند.
به هر حال زمانی که ناپایداری محیط کم است، اعضای سازمان ممکن است فقط پذیرای تغییراتی باشند که مستقیما به نفع آنهاست. یک محیط ناپایدار ضرورتا یک تغییر جدید ایجاد نمی‌کند، اما تعدادی از چارچوب‌هایی را که در گذشته برای ارائه تفسیر به کار برده شده اند، ضمن تشریح غیرموثر بودن آن‌ها، تغییر می‌دهد.
در بافت سازمانی غیرپذیرا، حتی رهبری تحول آفرین هم از ایجاد تعهد در اعضای سازمان عاجز است و مهم نیست که چشم‌انداز چقدر جذاب و مناسب باشد.
رهبران تحول‌آفرین انقلابی در سازمان‌هایی وارد عمل می‌شوند که در محیط‌های با ناپایداری بالا فعالیت می‌کنند و اعضای آنها درجه بالایی از پذیرش دارند. رهبری تحول‌آفرین انقلابی به عنوان یک فرد حاضر در همه جا، درک می‌شود. این در سازمان‌هایی رخ می‌دهد که در محیط‌های با ناپایداری بالا فعالیت می‌کنند و اعضای آنها درجه پایینی از پذیرش دارند. سازمانی که با یک تجربه نزدیک به مرگ روبرو می‌شود، ممکن است حق انتخابی نداشته باشد، اما می‌تواند دگرگونی‌های اساسی را بپذیرد. تحت چنین شرایطی، رهبر مجبور خواهد بود تا تغییرات برجسته‌ای را ایجاد کند، حتی اگر زیردستان سطح پایینی از پذیرش این تغییرات را داشته باشند.
رهبران تحول‌آفرین انقلابی در سازمان‌هایی وارد عمل می‌شوند که در محیط‌های با ناپایداری بالا فعالیت می‌کنند و اعضای آنها درجه پایینی از پذیرش دارند. زمانی که پذیرش اعضای سازمان پایین است و رهبر باید با سیستم موجود بجنگد، او رهبر تحول آفرین تهاجمی‌ خواهد شد.
رهبران تحول‌آفرین تکاملی در سازمان‌هایی وارد عمل می‌شوند که در محیط‌های با ناپایداری کم فعالیت می‌کنند و اعضای آنها درجه بالایی از پذیرش را دارا هستند. زمانی که پذیرش اعضای سازمان پایین است و رهبر باید با سیستم موجود بجنگد، بنابراین او رهبر تحول آفرین تهاجمی‌ خواهد شد.
رهبران تحول آفرین تهاجمی ‌در سازمان‌هایی وارد عمل می‌شوند که در محیط‌های با ناپایداری کم فعالیت می‌کنند و اعضای آنها درجه پایینی از پذیرش را دارا هستند.
یک رهبر تحول‌آفرین باید قادر به تدوین یک چشم‌انداز واضح و جذاب برای پیروان خود باشد. علاوه بر تدوین چشم‌انداز، رهبر تحول‌آفرین باید استراتژی‌هایی را نیز برای تبدیل آن چشم‌انداز به عمل، ارائه کند. به هر حال فرایند تغییر و توسعه با توجه به رهبر، عموما تلاشی بلندمدت است که نیازمند به روزرسانی مستمر، بازخورد و اصلاح است.

 

 

نکات      
مديريتی    

 

 

20 پيــام كوتــاه مديريتی

 

 

 

 

۱- با عدالت رفتار کنید تا اعتماد متقابل در سازمان افزایش یابد.

۲- با کارکنان دوستانه رفتار کنید، بدون این که احترام متقابل را به خطر بیاندازید.

۳- کارکنان باید ،آموزشهای لازم را قبل ازاینکه نیاز پیدا کنند، فراگیرند.

۴- آدم عاقل فرصت نیک را به بخت نیک مبدل می سازد.

۵- یکی از راه های ایجاد انگیزه در کارکنان، احترام گذاشتن به آن ها است.

۶- یک رهبر باید زیر دستانش را باور کند تا بیشترین کوشش آنان را آشکار سازد.

۷- برای مدیر خوب بودن، باید مهارت های یک پدر یا مادر خوب را در خود تقویت کنیم.

۸- کامیابی یا شکست هر سازمان را باید در عملکرد رهبر سازمان جستجو کرد.

۹- به رقیب، تحمل؛دوست، دل؛ ارباب رجوع، خدمات؛ همه،خیرخواهی؛اهدا کنید.

۱۰- اگر می خواهی هستی را بشناسی، خود را بشناس.

۱۱- اگر در نقش رهبر، از کارکنان خواهان کار با ارزش هستید، با آنان صادق باشید.

۱۲- یک مدیرباید تصمیم های سخت و استوار بگیرد.

۱۳- به مدیر جدید فرصت دهید تا کارایی خود را اثبات کند.

۱۴- کایزن ( بهبود مستمر ) سبب می شود تا چرخه ی بهبود تضمین گردد.

۱۵- همواره در کارها برای کمک به کارکنان زیر مجموعه خود و همکاران پیشقدم شوید.

۱۶- از این عبارت استفاده کنید : مرا در جریان امور قرار بده تاببینم چگونه کمک کنم.

۱۷- با هم بودن آغاز است. با هم ماندن پیشرفت است. باهم کار کردن موفقیت.

۱۸- مشورت کنید و افکار خود را با هم بسنجید تا از میان آن ها درستی زاییده شود.

۱۹- مشارکت دادن کارکنان در تصمیم گیری ها باعث افزایش روحیه آن ها می شود.

۲۰-موفقیت از آن کسانی است که ذهنیت موفق دارند.

 

 

 

مقاله    
مديريتی    

 

 

هنر رفتار با افراد دشوار
و تاثیر آن در عملکرد کاری

مرجان فیاضی
ملیحه میرزاده

 

 

 

همه ما هر روز با افراد دشوار سر و کار داریم. گاهی اوقات کافی است در آیینه نگاه کنیم تا یکی از آنها را ببینیم. شما نمی‌توانید همیشه از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناخت این افراد و چگونگی برخورد با آنها به شما کمک خواهد کرد تا ارتباطات بهتری داشته باشید. این مقاله روشهایی را برای شناخت و برقراری ارتباط با افراد دشوار بیان می کند.


● مقدمه
اداره موقعیتهای دشوار، بخشی از زندگی روزانه ماست. همه ما هرروز با افراد دشوار سر و کار داریم و این افراد را می شناسیم. شاید هیچ چیز به اندازه برخورد با این افراد، خسته کننده و ملال آور نباشد. این افراد انرژی ما را تحلیل می برند، احساساتمان را تحریک می کنند، حوصله همه را سر می برند و ما را در حالتی نامطلوب قرار می‌دهند. این رفتارها در محل کار براحتی می توانند یک محیط شاد را نابود کنند، کارایی را کاهش دهند و روحیه افراد را پایین آورند. هر یک از ما نیز به نوعی در درون خود شخصیت دشواری را پنهان کرده ایم. گاهی اوقات کافی است در آیینه نگاه کنیم تا آن را بهتر ببینیم. برخی از ما می‌توانیم این شخصیت را بخوبی مخفی کنیم اما گاهی در موقعیت های رقابتی و شرایط حاد( مثل رانندگی در ترافیک، انجام یک بازی رقابتی و ...) آن را نشان می‌دهیم.
متاسفانه جامعه به ما یاد داده است که بهترین روش رفتار با افراد مسئله سازی که ما را آزار می دهند، نادیده گرفتن آنهاست. به همین علت از کودکی آموخته ایم با چنین افرادی معاشرت نکنیم. اما نادیده گرفتن این موقعیتها به ضرر ماست چرا که نحوه برخورد ما با شخصیت دشوار درونی و دیگر افراد بدقلق هنری است که هر فردی از آن اطلاعی ندارد. برخورد مناسب با این افراد باعث می شود از فشارهای عصبی ناشی از رفتارهای ناشایست دیگران بکاهیم و کار خود را موثرتر و سودمندتر انجام دهیم.
افراد دشوار (افراد بدقلق یا افراد مسئله ساز) در هر شکل و لباسی ظاهر می شوند، ولی خصوصیات مشترک همه آنها این است که رفتار و برخورد آنها همیشه برای یک نفر ایجاد مشکل می کند. هنگام برخورد با افراد دشوار باید علائمی را که از خود بروز می دهند بشناسیم و ماهیت آن را تشخیص دهیم. به این ترتیب می توانیم اثر نامطلوب رفتار آنها را به کمترین حد برسانیم. این یک واقعیت مسلم است که هنگامی می توانیم در دیگران نفوذ کنیم که آنها را همانطور که هستند ببینیم نه آنگونه که آنها می خواهند یا خودمان میل داریم.
ما باید حضور افراد دشوار را در زندگی‌مان بپذیریم. الهام گرفتن از تعالیم دینی و آموزه های مذهبی در این مورد به ما کمک می کند. تمامی انبیا الهی و افراد صالح در جریان انجام رسالت خود همواره با چنین افرادی برخورد داشته اند. رفتار دوستانه و به دور از خشونت آنها، الگوی مناسبی برای برخورد ما با افراد دشوار است. یادگیری کنترل احساسات و واکنشهای شخصی نیز هنگام برخورد با افراد دشوار اهمیت بسیاری دارد. باید از خود بپرسیم چرا این افراد برای ما مسئله ساز هستند و سعی کنیم نگرش منفی نسبت به این اشخاص را در خود از بین ببریم، زیرا گاهی اوقات علت رفتارهای دشوار دیگران، رفتارهای غیر اصولی خود ماست. وقتی با یک فرد دشوار برخورد می کنیم باید به این موضوع توجه کنیم که چه چیز باعث می شود یک نفر چنین گفتار و رفتاری داشته باشد، در این صورت در موقعیتی قرار می گیریم که نه تنها می توانیم شرایط دشوار را کنترل کنیم، بلکه طرف مقابل را نیز یاری می دهیم مشکل خود را حل کند.


● انواع اشخاص مسئله ساز و روش برخورد با آنها
شما همیشه نمی توانید از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناسایی انواع رفتارهای مسئله ساز به شما کمک می کند تا به نحو مطلوب موقعیتهای دشوار را بخصوص در سازمان اداره کنید. طبقه بندیهای مختلفی از انواع رفتارهای دشوار در مقالات و نوشته های گوناگون انجام شده است. در این مقاله سعی شده است تا با بهره گیری از منابع مختلف، انواع عمده افراد دشوار وبدقلق و روش برخورد با آنها مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی می توان انواع اصلی افراد دشوار را به صورت زیر طبقه بندی کرد:

۱) زورگو و متخاصم
این شخصیت عصبانی و متخاصم است و عصبانیت خود را با اعمال زور نشان می دهد. خصومت، کینه توزی، استفاده از کلمات نیشدار، امتناع از کارهای گروهی وخودپسندی و تکبر از جمله ویژگیهای این افراد است. آنها دلشان می خواهد همیشه غالب و مسلط باشند و سعی می کنند با توسل به هر شیوه و روشی به خواسته های خود برسند.
▪ راه حل: درمقابل آنها بایستید، اما سعی نکنید با آنها بجنگید. هرگز رفتار آنها را تحمل نکنید بلکه در مقابل آنها قاطع، محکم، جسور و با اعتماد به نفس باشید.

۲) همیشه شاکی
از نظر این افراد تنها چیزی که زندگی به آنها عطا کرده، بدشانسی است. آنها به جای پیدا کردن راه حل برای مسائل و مشکلات، عادت کرده اند که شکایت کنند و بهانه بگیرند. نگرشهای این افراد مسموم و متاسفانه بیماری آنها واگیر است.این افراد بندرت سعی می کنند شرایط ناخواسته را تغییر دهند، در عوض دائم دقیقا مثل بچه ای که به او اجازه کاری داده نمی شود رفتار می کنند. اجازه ندادن باعث منفی بافی او می شود. جمله معروف آنها این است: هیچ کس مرا دوست ندارد.
▪ راه حل: به این افراد نشان دهید که مسائل آنها را می بینید و می شنوید، زیرا آنها به محیط حمایتی و تشویق احتیاج دارند. همچنین باید سطح فشار و استرس را برای این افراد پایین آورد. علاوه بر این به آنها اجازه شکایت کردن ندهید، مگر زمانی که راه حلی برای مشکل پیش آمده داشته باشند.

۳) وسواسی و کمال گرا
این افراد دلشان می خواهد کارها به بهترین نحو ممکن انجام گیرد. چنین افرادی درعین حال که ممکن است خسته‌کننده و ملال آور به نظر رسند، اما دارای مهارتهای تجزیه و تحلیلی اند که مستلزم توجه زیاد به جزئیات است. استانداردهای عملکرد این افراد در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در برخی مواقع کار خوبی که توسط دیگران مورد تمجید واقع می شود از نظر این افراد قابل قبول نیست. جمله معروف آنها این است: این کار می توانست بهتر انجام شود.
▪ راه حل: در صورتی که در برخورد با این افراد، واقعیتها و منطق را ارائه دهید، می توانید بهترین بهره را از آنها ببرید. در عین حال حرفهای این افراد را درباره بهتر انجام شدن کارها جدی نگیرید. آنها معمولا نقاط ضعف خودشان را بیان می کنند نه نقاط ضعف شما را. سعی کنید با این افراد به گونه ای کار کنید تا بتوانند انتظارات واقعی برای خود و دیگران داشته باشند و مطابق انتظارات واقعی عمل کنند.

۴) افراد یخی
این افراد برای تغییر آمادگی ندارند وهر تغییری (هر چند کوچک) می تواند آنها را نگران و آشفته سازد و آغازی برای رفتار منفی در آنها باشد. جمله معروف آنها این است: راه قدیمی بهتر است.
▪ راه حل: در مقابل این افراد صبور باشید، زیرا ممکن است در مسیر انجام تغییرات مانع تراشی کنند. این افراد را در تغییر درگیر کنید یا از تغییرات تدریجی برای ایجاد فرصت مناسب برای آنها استفاده کنید.

۵) افراد بسته
راههای برقراری ارتباط با این افراد مسدود است. این افراد بسیار تودار و دیرجوش هستند و تنهایی و خلوت را به بودن در میان جمع ترجیح می دهند. آنها هرگز درباره تفکرات و احساسات خود صحبت نمی کنند و به همین دلیل ارتباطات محدودی دارند. حوصله ندارم یا فعلا وقت ندارم از جملاتی است که آنها برای فرار از جمع از آن استفاده می کنند.
▪ راه حل: برای برقراری ارتباط با این افراد باید حوصله کنید. ممکن است مدتی طول بکشد تا این گونه افراد احساس راحتی بکنند و با شما راحت تر و بهتر برخورد کنند. هنگام صحبت با این افراد از سوالات باز استفاده کنید و آنها را به شرکت در بحثها تشویق کنید.

۶) کم حرف و منفعل
این افراد زیاد سخن نمی گویند. حتی اگر اصرار کنید، فریاد بکشید یا از آنها خواهش کنید، جوابی بیشتر از آری یا خیر نخواهید شنید. این افراد حتی زمانی که باید از حقوق خود دفاع کنند، ساکت می‌مانند. در نتیجه غالباً مورد ظلم قرار می گیرند. فرد منفعل همیشه احساس ناامنی می کند واعتماد به نفس بسیار پایینی دارد. آنها غالباً از شرکت در تصمیم گیریها امتناع می کنند و یا نظری ارائه نمی دهند.
▪ راه حل: این افراد شدیداً به اعتماد به نفس و حمایت احتیاج دارند و باید بطور مستقیم از آنها انجام اموری را که می توانند انجام دهند خواسته شود. تشویق نیز در ایجاد اعتماد به نفس آنها بسیار موثر است.

۷) افرادی که می گویند: کار من نیست
این افراد دائم از زیر بار قبول مسئولیتهای بیشتر شانه خالی کرده و منفی بودن خود را با رد کردن انجام کارهایی که باید برعهده بگیرند، ظاهر می کنند.
معمولاً دوستان و همکاران این افراد باید کارهای مربوط به آنها را انجام دهند و این در حالی است که این افراد انجام آن کارها را جزء وظایف آنها می دانند نه وظایف خودشان_ جمله معروف آنها این است: ‌این کار جز وظایف و شرح شغلی که من باید انجام دهم نیست.
▪ راه حل: سعی کنید شرح شغل این افراد را واضح و روشن در اختیار آنها قرار دهید، تا جایی برای توجیهات آنها باقی نماند. بازرسی و کنترل غیر محسوس نیز در برخی مواقع می تواند کارساز باشد.

۸) شایعه پراکن ها
این افراد از شایعه بعنوان سلاح قوی جهت کنترل روی دیگران و محیط استفاده می کنند. آنها با پخش شایعه و درگیر کردن دیگران در مسائل مربوط به آن لذت می برند و احساس مهم بودن می کنند. جمله معروف آنها این است: اجازه بده من بگویم چه اتفاقی دارد می افتد.
▪ راه حل: بهترین راه جلوگیری از شایعه سازی در سازمان، دادن اطلاعات و حقایق لازم و کافی به افراد است. وقتی افراد سازمان از کلیه اطلاعات مربوط به مسائل سازمان آگاهی داشته باشند، به شایعه و افراد شایعه پراکن توجهی نمی کنند. در نتیجه انگیزه ای برای این افراد بمنظور ایجاد شایعه و پخش آن باقی نمی ماند.

۹) افراد منفی گرا
این افراد نگرش بدی نسبت به دنیا دارند. آنها فکر می کنند که دنیا بر سرشان خراب شده است. آنها از شیوه انجام امور ناراضی هستنــد و مهم نیست شماچقدر تلاش کنید تا کاری برایشان انجام دهید. در واقع این افراد همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینند و برای انجـــام یک کار بیشتر بر عواقب منفی آن تأکید دارند تا نتایج مثبت. این افراد اعضای خوبی برای کارهای گــــروهی نیستند. جمله معروف آنها این است: من می دانـم این کار شدنی نیست.
▪ راه حل: تغییر نگرش افراد منفی گرا کار آسانی نیست. اما شما باید آنها را مجبور به تطبیق با عادتهای مثبت کنید تا از عادتهای منفی دور شوند. ایجاد تفکرات مثبت و نشان دادن نتایج خوب کارهایی که او امیدی به انجام آنها نداشته است، می تواند به این اشخاص کمک کند.

۱۰) افراد غیر متعهد
این افراد آن‌قدر برای انجام کاری بهانه می آورند تا شخص دیگری آن را انجام دهد و یا آن‌قدر در انجام تصمیمی تعلل می کنند که ارزش آن از بین می رود. آنها کار خود را بطور جدی انجام نمی دهند، زیرا کار برای آنها اولویت ندارد. انجام امور شخصی و پرداختن به مسائل غیر کاری برای آنها مهمتر از انجام کارهای سازمانی است. جمله معروف آنها این است: او می تواند منتظر شود.
▪ راه حل: دلیل اصلی تأخیر و تعلل آنها را سوال کنید. این افراد معمولاً احتیاج به اهداف و استانداردهای واضح و انتظارات رسمی دارند و اینها باید به او ابلاغ شود. همچنین آنها به یک سیستم نظارتی بسته نیازمندند تا نتوانند براحتی از زیر کار شانه خالی کنند.

۱۱) افراد همیشه منتقد
این افراد همیشه با کلمات نیشدار و انتقادات بی‌مورد خود، دیگران را آزار می‌دهند.آنها درباره هر ایده ای، انتقادات خاص خود را دارند؛ چه آن ایده، خوب باشد یا بد_ هدف این افراد مخالفت با تمام چیزهایی است که گفته می‌شود. آنها هر جا می روند مشکلات را پیدا می کنند. جمله معروف این افراد این است:ایده بدی است.
▪ راه حل: در مذاکره و گفتگو با افراد انتقاد کننده بر اطلاعات تمرکز کنید. از آنها درباره علت انتقاد و مخالفتشان سوال کنید و همیشه آنها را برای اطلاعات بیشتر تحت فشار قرار دهید. هرگز رفتارهای نامناسب چنین افرادی را تأیید نکنید.

۱۲) افراد خودخواه
افراد خودخواه، همیشه می خواهند راه خود را ادامه دهند و فکر می کنند همه چیز را می دانند. در واقع این افراد می خواهند نداشتن امنیت خود را به گونه ای پنهان کنند.
▪ راه حل: با این افراد تنها بر اساس حقایق و واقعیتها رفتار کنید. قبل از ملاقات با آنها تمام اطلاعات مورد نیاز را بدست آورید و خود را برای پاسخ به سوالات آنها آماده کنید. به یاد داشته باشید برخورد تهاجم آمیز یا تسلیم در برابر آنها کارساز نخواهد بود.

۱۳) افراد فداکار( قربانی)
این افراد قلب خونین سازمان هستند. آنها زود سرکار می آیند و دیر می روند و یار و پشتیبان همکاران و دوستانشان هستند. ازآنها هرکاری که بخواهید انجام می‌دهند، زیرا این افراد معمولاً به دلیل مسائل شخصی ترجیح می دهند بیشتر اوقات زندگی خود را در محیط سازمان بگذرانند. در صورتی که از خدمات آنها قدردانی نکنید، منفی گری آنها آغاز می شود. جمله معروف افراد فداکار این است: من زندگی ام را وقف این شرکت کردم، ولی برای هیچ کس مهم نیست.
▪ راه حل: به حرفهای این افراد گوش دهید و به آنها نشان دهید که وجودشان تا چه اندازه برای سازمان اهمیت دارد. از تلاشها و همکاری آنها صمیمانه قدردانی کنید و این کار را در حضور دیگر کارکنان انجام دهید.

۱۴) افراد خود سرزنش کن
این افراد همواره کمبودهایی را در عملکرد کاری و رفتاری خود می یابند و دائم خود را ملامت می کنند. آنها از هیچ
یک از جنبه های زندگی شخصی و کاری خود راضی نیستند. جمله معروف آنها: من توبیخ خواهم شد. من می توانستم این کار را بهتر انجام دهم.
▪ راه حل: اعتماد به نفس آنها را بالا ببرید و از کارهای مثبت و خوب آنها قدردانی کنید. به آنها نشان دهید آن‌طور که خودشان فکر می کنند بی دست و پا و کار خراب کن نیستند.

۱۵) افراد پرحرف
این افراد به قدری حرف می زنند که اجازه صحــــبت به افراد دیگر نمی دهند. جالب اینجاست کـه بیشتر حرفهای آنها اصلاً ربطی به موضوع مورد بحث ندارد و صرفاً از دست دادن وقت و زمان مفید است.
▪ راه حل: برخورد با این افراد این است که به آنها تنها چند دقیقه فرصت صحبت کردن داده شود. در صورتی که باز هم به حرف زدن ادامه دادند، به هیچ وجه رفتار آنها را تحمل نکنید. به آنها بگویید، باید بروید و فرصتی برای گوش دادن به حرفهای آنها ندارید.

۱۶) افراد نامنظم
این افراد در انجام وظایف و شرکت در جلسات، نظم و ترتیب را رعایت نمی کنند ونوعی آشفتگی در رفتار و کردار آنها دیده می شود. آنها دائم به دنبال وسائل خود می‌گردند و همیشه در جلسات تأخیر دارند.
▪ راه حل: برای برخورد با این افراد نظم و انضباط را عامل مهمی در ارزیابی عملکردشان اعلام کنید و آنها را به مرتب بودن تشویق کنید.

۱۷) افراد بی مسئولیت
این افراد تحمل قبول مسئولیت یا توبیخ بابت اشتباه را ندارند. آنها از زیر بار مسائل شانه خالی می کنند و انگشت اتهام خود را همیشه به سمت دیگران نشانه می روند. جمله معروف آنها این است: من این کار را نکردم، فلانی آن کار را انجام داد.
▪ راه حل: با آنها قاطع برخورد کنید و بطور مستقیم اشتباهشان را با دلیل برایشان توضیح دهید تا نتوانند اشتباه را به دیگری منتقل کنند.

۱۸) افراد پوست تخم مرغی
این افراد بسیار حساس هستند و بی‌اهمیت ترین مسائل آنها را ناراحت می‌کند. روحیه حساس آنها باعث می شود دیگران در برخورد با آنها بسیار محتاط باشند و از برقراری ارتباط با آنها احساس راحتی نکنند.
▪ راه حل: بازخورد، به این افراد باید سریع و مستقیم نباشد، بلکه به آرامی و با توجه به شخصیت آنها باشد. در برقراری ارتباط با آنها شخصیت حساسشان را در نظر بگیرید.

۱۹) افراد ریزنگر
این افراد همواره می گویند: من احتیاج به چک کردن مجدد کار دارم، شاید چیزی از زیر دستم رد شده باشد. آنها به جزئی‌ترین و ریزترین موارد یک مسئله توجه می کنند و گاهی به خاطر یک مسئله کوچک اوقات دیگران را تلخ می کنند.
▪ راه حل: آنها را عادت دهید در کنار توجه به جزئیات به مسائل کلی و اصلی توجه کنند. آنها باید یاد بگیرند کلیات و جزئیات را با هم در نظر بگیرند و به دلیل مسائل جزئی کل پروژه را به تأخیر و خطر نیاندازند.

۲۰) افرادخیلی خوب
این افراد به نظر می رسد که با شما موافق هستند، اما چنانچه کاری را که آنها از شما خواسته اند انجام ندهید، مسئله ساز می شوند.
▪ راه حل: این افراد به تأیید بسیار نیاز دارند. به آنها نشان دهید، دوستشان دارید و برایشان ارزش قائلید.
نکاتی در برخورد با افراد دشوار
همه افراد در برخی شرایط غیر قابل پیش بینی و تحریک پذیر می شوند. در برخورد با افراد مسئله ساز موارد زیر را همواره به خاطر داشته باشید:
- تفاوتهای افراد را بیشتر و بیشتر بشناسید. تفاوتها همواره منجر به اصطکاک می شود. اگر تفاوت میان انسانها را یک موهبت- نه یک مسئله- بدانید، می توانید به خوبی موقعیتهای دشوار را اداره کنید.
- مطمئن باشید که همه افراد سازش و هماهنگی را دوست دارند. این اندیشه که دیگران به دنبال تحقیر و صدمه زدن به ما هستند، درست نیست. مطمئن باشید همه توافق و یکدلی را دوست دارند. با اعتقاد به این مسئله شما فرصت پیدا می کنید، درهای گفتگو را برای رسیدن به توافقات دوجانبه باز کنید.
- باور کنید که می توانید در کنار افراد مسئله ساز بدون تنش و اصطکاک کار کنید. شما ممکن است که با افراد دشوار دوست و صمیمی نباشید، اما می توانید با آنها رفتار مسالمت آمیز داشته باشید. سعی کنید به خواسته های هم احترام بگذارید.
- در تله افراد دشوار گرفتار نشوید. وقتی دیگران به گونه ای رفتار می کنند که شما عصبانی و خشمگین می شوید، در واقع شما را در تله خود گرفتار کرده اند. ما اغلب در تله رفتارها، گفتارها، لبخندها و نگاههای افراد گرفتار می شویم. نباید اجازه دهیم رفتارهای افراد مسئله ساز، ما را در کنترل رفتارمان دچار مشکل سازد و آنها را بر ما مسلط گرداند.
- گوش کنید؛ گوش کنید؛ گوش کنید_ وقتی دیگران بدانند شما حرفهای آنها را می شنوید و به مسائلشان اهمیت می دهید، کمتر رفتارهای دشوار را از خود بروز می‌دهند.
- برای ایجاد رابطه بهتر افراد را با نام صدا بزنید(نام هر فرد گرمترین آهنگی است که او می شنود و دوست دارد بشنود).
- افراد را سرزنش نکنید. سرزنش افراد، آنها را برای بروز رفتارهای مسئله ساز مستعد می سازد.
- مراقب بلندی و لحن صدا و زبان بدن خود باشید. استفاده از زبان بدن به شما کمک می کند ارتباط بهتری را با دیگران برقرار سازید. با برقراری ارتباطات عمیق و اصولی، فرصت کمتری برای نشان دادن تعارضات و رفتارهای دشوار ایجاد می‌شود.
- از به کار بردن کلمات زیر پرهیز کنید: باید، ولی، من می خواهم...، متاسفم، نمی‌توانی و......
- اگر طالب صداقت هستید با دیگران نیز صادقانه برخورد کنید و به تعهدات خود عمل کنید.
- استفاده از کلمات جادویی را بیاموزید. در دامنه لغات ما، کلمات زیادی وجود دارند که اثرات فوق العاده ای بر جای می گذارند. این کلمات را بیابید و از آنها استفاده کنید.
- فنون مذاکره را یاد بگیرید چرا که موفقیت در زندگی امروز در گرو ارتباطات خوب است و مذاکره در این راه به شما کمک می‌کند.

 

 

مقاله     
مديريتی   

 

 

قواعد مدیریتی : تقصیر را به گردن بگیر

 

 

 

به نظر می رسد کارآمدترین، رهبران هرگز "من" نمی گویند و این نه بدان جهت است که به خود آموخته اند "من" نگویند". بلکه اصولاً آنها "من" فکر نمی کنند، آنها "ما" فکر می کنند؛ آنها"تیم" فکر می کنند.به گزارش موج،چنانچه تیم، کارها را خراب کند، تقصیر آن به طور کامل بر عهده شماست. و اگر تیم، کارش عالی باشد، امتیازش به طور کامل مال آنهاست. یک مدیر خوب، همیشه تقصیر را بگردن می گیرد. درست است که تیم را به عنوان عذر قلمداد کردن کار آسانی است ولی، چیزی را عوض نمی کند. شما رهبرید، مدیرید، رئیس هستید. چنانچه اوضاع بهم بریزد، شما باید بایستید و شدیدترین انتقاد ها را به جان بخرید.
بسیار آسان است که بگوئید، ما به اهدافمان نرسیدیم، زیرا... اما، شما باید بگویید، من به اهدافم نرسیدم زیرا ..... و نیز اینکه، متعاقب "زیرا" هرگز نباید "آنها" به کار رود بلکه باید "من" به کار رود.
البته، به راحتی می توان گفت: "ما به اهدافمان نرسیدیم زیرا، هوشنگ جوان به طور ناخواسته موجب ناراحتی فلان مشتری گردید که با قطع رابطه با شرکتمان، ما را از رسیدن به هدف مورد نظر در زمینه فروش باز داشت."
اما، واقعاً چه کسی هوشنگ جوانسال را مسؤول رسیدگی به امور چنین مشتری مهمی کرد؟ شما. چه کسی آن برنامه فروش را سازماندهی کرد؟ شما. قطعاً هیچکس جز شما نمی باشد.
باور کنید، اگر شما از تیم تان جان بخواهید آنها حاضرند مشروط بر آنکه در بحران ها، تقصیر را بر گردن بگیرید. هیچ چیز موجب وفاداری بیشتر به یک رئیس نمی شود که آماده باشد هر زمان لازم اعلان کند، "من مسؤولیت را بر عهده می گیرم."
البته، قبول داریم که این امر دشواری بوده و واقعاً انجامش سخت است و مستلزم اعتماد به نفس، شجاعت و اعتماد و نوعی پختگی است.ممکن است فکر کنید تقصیر ها را بر عهده گرفتن به ضرر شما تمام خواهد شد و از شما شخصیتی بی کفایت به تصویر خواهد کشید، اما، بالعکس است. چنانچه رئیس شما مشاهده کند که بگوئید "ما قراردادمان را از دست دادیم و من مسؤولیت آن را بر عهده می گیرم، و این اقداماتی است که انجام می دهیم تا چنین اتفاق ناگواری تکرار نشود. "وی شما را به عنوان یک فرد ناموفق نمی پندارد وبلکه ، به عنوان یک عضو آینده هیات مدیره روی شما حساب خواهد کرد.تیم را به عنوان عذر قلمداد کردن کار آسانی است لیکن، چیزی را عوض نمی کند.


● قواعد مدیریتی
در صورت استحقاق، امتیاز را به تیم تان بدهید
اگر اهمیت ندهید چه کسی امتیاز می گیرد، خواهید توانست کارهای فوق العاده زیاد را به سرانجام برسانید.
همانگونه که همواره باید بایستید و تقصیرها را بر گردن بگیرید، باید در مواقعی که کارها به خوبی پیش می رود نیز همواره به تعریف و تمجید تیم تان بپردازید. برای مثال، چنانچه فلان قرارداد مهم فروش به مشتری در اثر کار بی وقفه و شبانه روزی شما و محروم کردن خود از خواب خویش شب و با استفاده از یک آشنا که در محل کار قبلی تان با وی دوست شده بودید و نیز به دلیل اینکه به مسائلی اشراف داشتید که رقیب از آن بی اطلاع بود، نهایتاً با شرکت شما منعقد گردیده و به نتیجه رسید، بدون تردید بگوئید" تیم این کار را کرد."به گزارش موج،تقصیرها را بر عهده گرفتن واقعاً میزان قابل توجهی وفاداری تیم نسبت به شما را پدید خواهد آورد و در مورد موفقیت ها نیز همین طور است اگر به حساب تیم گذاشته شوند. و آن را، بلند، علنی و صادقانه بگوئید. واقعاً این کار را بکنید. آن را به حالت تمسخرآمیز: " تیم من در این کار موفق شد" بیان نکنید که جنبه صوری و تصنعی داشته باشد در حالی که مقصودتان این است که به دیگران بفهمانید که موفقیت به دست آمده واقعاً توسط چه شخصی صورت پذیرفته است. حتی ضرورتی ندارد تاکید کنید که آن تیم در واقع تیم شماست. چرا که ، همه می دانند آن تیم، تیم شما می باشد. بنابراین هرگز به آن اشاره نکنید. مثلاً، خوب است گفته شود، "کارش عالی بود، تیم برجسته ای است. من از داشتن آن تیم فوق العاده خوش شانس هستم." بدین ترتیب، مضمون گفته هایتان این است که موفقیت از آن تیم است و شما هیچ دخالتی نداشتید درحالی که، همه می دانند که آن تیم، تیم شماست و شما رهبر آن هستید؛ لذا تیم، شما را ستایش خواهد کرد و دیگران شما را به دیده فردی متواضع و فروتن می نگرند. آفرین.
تاکید می شود، بدیهی است همه اینها مستلزم شجاعت و میزان قابل توجهی اعتماد به نفس است. درست است که شما با جدیت به کار و تلاش و کوشش مشغولید وعادلانه نیست که زحمات تان به حساب دیگران نوشته شود. من می دانم که واقعاً دوست دارید بایستید و فریاد بزنید "آهای، این من بودم که موجب این دستاورد شدم، همه اش را خودم به تنهایی انجام دادم. "اما، شما نمی توانید این کار را انجام دهید. ببینید ، صرفنظر از اینکه چقدر باور دارید ولی، شما همه آن کار را به تنهایی انجام ندادید. اگر شما دارید کالا را به مشتری می فروشید، این تیم تان است که آن کالا و محصول را تولید کرده تا شما بفروشید. بدون آن تیم، شما آشغال هم برای فروش نداشتید! لذا، به تیم بگوئید، فروش محصول مثل آب خوردن بود چرا که کیفیت محصول عالی بود و این اقدام، موجب خواهد ششد تیم تان با افتخار بدرخشد و تلاش هایش را دو چندان کند.
بدون تیم، شما آشغال هم برای فروش نداشتید!

 

 

مطالب     
خواندنی    

 

 

5 توصیه برای بهبود روابط

 

 



براي اينكه روابط سالم‌تر و شادتري داشته باشيد روشي كه با ديگران ارتباط برقرار مي‌كنيد را تغيير دهيد. اگر مي‌خواهيد همه روابط زندگي شما از جمله ارتباط با رئيس، همكاران، اعضاي خانواده، دوستان و همسر به خوبي پيش برود، يك نگاه عميق و دقيق به طرز برخورد خود با ديگران بيندازيد. از عاداتي كه نادانسته و ناخواسته پيدا كرده‌ايد تا طريقي كه در محل كار خود به انتقادات پاسخ مي‌گوييد مي‌توانند اثري عميق روي توانايي ايجاد يك ارتباط موفق پايدار داشته باشند.
 
 
 
  

1. شنونده بهتري باشيد

اغلب گفته مي‌شود كه كليد يك رابطه سالم، گوش دادن است. اما اين فقط به معني باز نگاه داشتن گوش‌ها نيست. ما اغلب از چيزهايي كه در روند گوش دادن اختلال ايجاد مي‌كنند آگاه نيستيم، مثلا



فكر كردن همزمان: از آنجاييكه جريان فكر ما سريع‌تر از صحبت كردن ماست پروسه فكر كردن اغلب با حرف زدن تداخل مي‌كند. بسياري از افراد متوجه مي‌شوند كه در حالي كه دوست يا همكارشان در حال صحبت كردن است، مغز آنان در حقيقت به جاي گوش دادن به صحبت فرد بيشتر روي تهيه يك جواب تمركز كرده است. براي برطرف كردن اين حالت سعي كنيد مانند كارآگاهان باشيد. تصور كنيد كه شغل شما اين است كه دقيقا آنچه را كه فرد مقابل مي‌گويد بفهميد. حتي در مورد نقطه نظرات خاص فرد از او سوال كنيد. اين به شما كمك خواهد كرد كه فكر خود را روي صحبت فرد مقابل متمركز كنيد.

رفتارهاي پيش‌داورانه: اگر اعتقاد قلبي شما اين است كه نظر شما هيچگاه تغيير نمي‌كند و يا شما فقط خود را قبول داريد و اهميتي به ديگران نمي‌دهيد . اين طرز فكر نيز مانع از گوش دادن دقيق مي‌شود . شما در واقع قبل از اينكه چيزي را شنيده باشيد آن را مردود دانسته‌ايد. راه‌حل اين است كه به خود يادآوري كنيد كه انتخاب شما اين است كه گوش فرا دهيد و همين‌طور به ياد داشته باشيد كه گوش دادن به ديگران خود موجب مي‌شود كه آنها نيز بهتر به حرف‌هاي شما گوش دهند.

پرت‌شدن حواس: اگر ما به طور خاص به گفته‌هاي فرد مقابل علاقه‌مند نيستيم و يا اينكه واقعا نمي‌خواهيم به حرف آنها گوش دهيم، خيلي راحت ممكن است به چيز ديگر توجه كنيم و يا حتي چشم‌هايمان را به سمت ديگر بچرخانيم و نطق طرف را كور كنيم . اما در اينجا هم حداقل مي‌شود يك نمايش توجه كردن را بازي كنيد و به چشم‌هاي طرف مقابل نگاه كنيد و سرتان را تكان دهيد و گاهي نيز اصوات تاييدكننده به كار ببريد.
 
 
 
2. بدانيد چه موقع ساكت شويد

آيا تا حالا متوجه شده‌ايد كه شما داريد جملات ديگران را تمام مي‌كنيد؟! اين كار را متوقف كنيد. همه انسان‌ها يكسري نيازهاي اوليه دارند از جمله اينكه احساس كنند كه اهميت دارند و فهميده مي‌شوند وقتي شما اجازه نمي‌دهيد كه فرد حرفش را تمام كند و در يك گفتگو به ميان صحبت فرد مقابل مي‌پريد و جملات او را تمام مي‌كنيد در واقع تلاش او براي ارتباط برقرار كردن را مي‌رباييد و باعث مي شويد فرد احساس نااميدي و ناديده انگاشته شدن كند. ربودن مكالمه مانع از پيدايش عمق و صميميت درگفتگو مي‌شود و آن را تبديل به يك گفتگوي سطحي و يك طرفه مي‌كند . بخصوص افرادي كه مكررا اين كار را انجام مي‌دهند احساس نخوت را منتقل مي‌كنند و به نظر مي‌رسد فرد رباينده مكالمه معتقد است كه هميشه بهتر از همه مي‌داند.



و اما اگر شما كسي هستيد كه گفتگوی شما ربوده مي‌شود چه بايد بكنيد :



عقب‌نشيني نكنيد. به جاي آن بگوييد: اگر مي‌توانستم حرفم را تمام كنم

خودتان نمونه خوبي باشيد. اگر موقعي متوجه شديد كه شما خود كلام فرد رباينده مكالمه را قطع كرديد. بگوييد: ببخشيد كه حرف شما را قطع كردم. داشتيد مي‌گفتيد .|

منظور خود را از گفتگو بيان كنيد. قبل از شروع به صحبت بگوييد: ببين من فقط مي‌خوام اين موضوع را با تو در ميان بگذارم. بنابراين لطفا به من جواب نده يا نصيحت نكن. من فقط مي‌خوام كه تو گوش بدي.
 
 
 
  
3. خواسته‌هاي خود را بيان كنيد

آيا تصور مي‌كنيد كه ديگران انتظارات شما از آنان را مي‌دانند؟ بخصوص همسر شما؟ حتما تاحالا پيش آمده است كه به همسر خود گفته‌ايد: من نبايد اين را به تو بگويم. تو خودت بايد بدوني



خيلي خوب مي‌شد اگر آدم‌ها به صورت شهودي مي‌فهميدند كه طرف مقابلشون دقيقا چي مي‌خواد و چه انتظاراتي داره اما در واقعيت اينطور نيست. اگر تصور شما اين است كه ديگران دقيقا بايد بدانند كه شما چه انتظاراتي داريد و چه فكر مي‌كنيد و يا دوست داريد ديگران چگونه با شما رفتار كنند، در اين صورت اغلب نااميد خواهيد شد. اگر شما از اين جهت فرد مقابل را سرزنش مي‌كنيد در واقع مسووليت بيان انتظارات و خواسته‌هاي خود را نپذيرفته‌ايد.



از خودتان بپرسيد:

آيا انتظارات خود را واضح و شفاف بيان كرده‌ايد؟
يا انتظارات شما از ديگران منطقي و واقع‌گرايانه است؟
آيا به طرف مقابل هم اين فرصت را داده‌ايد كه انتظارات خود را از شما بيان كند؟
 



4- اعتماد به نفس بيان حرف خود را داشته باشيد

اگر شما از آن دسته افرادي هستيد كه از مقابله پرهيز مي‌كنند، احتمال دارد كه از كنار مشكلات بگذريد به اين اميد كه خودشان برطرف شوند اما اين خطر وجود دارد كه اين روش پرهيز از مقابله به صورت‌هاي اشتباه و مخربي تفسير شوند. مثلا ممكن است به عنوان نشانه‌اي از ضعف تلقي شود ضمن اينكه صلح كوتاه و موقتي مي‌تواند در درازمدت پيش زمينه‌اي براي يك مشكل مهم شود. براي اينكه در يك مقابله، گفتگو به صورت موفقيت‌آميزي پيش برود :


 
زماني كه داغ هستيد حرف نزنيد صبر كنيد تا آرام شويد

برروي حقايق تمركز كنيد و نه انتقادهای احساسی . نگوييد: تو هيچ وقت گوش نميدي. به جاي آن بگوييد: قبل از اينكه شروع به صحبت كني، خوب به حرف‌هاي من گوش بده.

مثال‌هاي محكم و قطعي ازحقايق ارائه دهيد و نه نتيجه‌گيري شخصي خود را . به جاي اينكه به همكار خود بگوييد: انگيزه تو كم شده است. بگوييد: متوجه شدم كه در جلسه كاري ساكت‌تر از هميشه بودي.

صحبت خود را با يك جمله مثبت تمام كنيد. مي‌توانيد به سادگي بگوييد: متشكرم از اينكه وقتت را به من دادي. يا متشكرم كه گوش دادي و مطمئنم كه از حالا به بعد اوضاع بهتر خواهد شد.



5.  تحسين و تعريف كنيد

به راحتي از ديگران تحسين و تمجيد كنيد. تحسين همسر، دوستان و همكاران يكي از سريع‌ترين راه‌ها براي برقرار كردن پل ارتباطي است. اگر اين كار را به خوب انجام دهيد و مردم را از توانايي‌هايي كه شما در آنها مي‌بينيد آگاه كنيد دستاوردهاي خوبي هم حاصل خواهد شد.


دلايل متعددي وجود دارد كه مردم اين كار را زياد انجام نمي‌دهند:


ما فكر مي‌كنيم كه ديگران نيازي به اين كار ما ندارند.
احساس صميميت نمي‌كنيم كه بخواهيم از كسي تحسين و تعريف كنيم.
مي‌ترسيم كه ديگران نيت و هدف ما را اشتباه برداشت كنند.
اما اجازه ندهيد كه هيچيك از اين موارد مانع از اين رفتار پسنديده شوند.



چند توصيه برای اينكه چگونه مهارت‌های تشويقی خود را بهتر كنيد عبارتند از:


تشويق و تحسين را يك عادت خود كنيد و نه يك تكنيك برای رسيدن به هدف.
 
فردي باشيد كه مشوق ديگران است.


از افراد تشكر كنيد.
 
در زمان تشكر حتما به فرد نگاه كنيد و اگر فرد مقابل همسر يا خواهر و برادر شماست براي افزايش ارتباط احساسي او را لمس كنيد.


نوآوري داشته باشيد.
 
اگر فرد مقابل از تحسين و تشويق چهره به چهره راحت نيست، روش ديگري را به كار ببريد مثلا فرستادن يك كارت، ايميل يا يك يادداشت.
اگر كسي در مورد فردي چيز خوبي گفت و تعريفي كرد، حتما اين گفته خوب را براي او بازگو كنيد.


اين نوشته برگرفته از كتاب SUMO Your Relationships نوشته Paul McGee است
 

 

 

تست های   
 خودشناسی 

 

 

تست های خودشناسی

 

 

تست شماره 1:

 

 

 

آيا‌ برون‌ گرا، سرزنده‌، شاد و بانشاط هستيد؟

 

 

 

خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس نتيجه را مشاهده کنید.(فقط یک گزینه انتخاب گردد.)

1. آيا در محل‌ كارتان‌، فردي‌ محبوب‌، دوست‌ داشتني‌ و پرطرفدار به‌ حساب‌ مي‌آييد؟

1- بلی

2- خير

3- نمي دانم

2. آيا مايليد پزشك‌ باشيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

3. آيا فردي‌ پرجنب‌ و جوش‌، فعال‌ و پرتحرك‌ هستيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

4. آيا تا به‌ حال‌ در حين‌ بازيها و ورزشهاي‌ خطرناك‌، مجروح‌ و زخمي‌ شده‌ايد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

5. آيا به‌ اداره‌ و كارگرداني‌ نمايشي‌ روي‌ صحنه‌، علاقمند هستيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

6. آيا حاضريد خلبان‌ شويد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

7. اگر محكوميت‌ زندان‌ برايتان‌ در نظر گرفته‌ مي‌شد، به‌ خاطر اين‌ كه‌ عفو و بخشش‌ شامل‌ حالتان‌شود، حاضر بوديد رفتارتان‌ را

 به‌ نحو چشمگيري‌ عوض‌ كنيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

8. آيا تا به‌ حال‌ در هنگام‌ خريد از يك‌ فروشگاه‌، براي‌ گله‌ و شكايت‌ به‌ مدير آن‌ مراجعه‌ كرده‌ايد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

9. آيا حاضريد در مسابقات‌ اتومبيلراني‌ (رالي‌) شركت‌ كنيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

10. آيا حاضريد در نمايش‌ها و مراسم‌ تاريخي‌، مسؤول‌ ارابه‌ راني‌ باشيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

11. آيا دوستان‌ زيادي‌ داريد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

12. آيا از رفتن‌ به‌ كلاسهاي‌ آموزشي‌ شبانه‌، خوشتان‌ مي‌آيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

13. آيا به‌ كار در اداره‌ امور مالي‌ يك‌ شركت‌ بزرگ‌، علاقه‌اي‌ داريد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

14. آيا مايليد يك‌ فرد مشهور باشيد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

15. آيا در اجتماعات‌، سخنران‌ خوبي‌ محسوب‌ مي‌شويد؟

1- بلي

2- خير

3- نمي دانم

 

شما با جمع بندی امتياز، می توانید نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.

گزینه ی بلی 2 امتیاز

گزینه ی خیر 0 امتیاز

گزینه ی نمی دانم 1 امتیاز

 

نتیجه :

 

 

*بين‌ 26 تا 30 امتياز:

به‌ شدت‌ برون‌ گرا، سرزنده‌، شاد و بانشاط هستيد.

*بين‌ 22 تا 25 امتياز:

خيلي‌ برون‌ گرا و سرزنده‌ هستيد.

*بين‌ 18 تا 21 امتياز:

تا حدي‌ برون‌ گرا و با نشاط به‌ حساب‌ مي‌آييد.

*بين‌ 13 تا 17 امتياز:

متعادل‌

*بين‌ 9 تا 12 امتياز:

تا حدي‌ درون‌ گرا هستيد.

*بين‌ 5 تا 8 امتياز:

خيلي‌ درون‌ گرا به‌ حساب‌ مي‌آييد.

*بين‌ 0 تا 4 امتياز:

به‌ شدت‌ درون‌ گرا هستيد.

منبع:www.rahezendegi.com

 

 

 

 

 

 

تست شماره 2: 

 

 

 

 

 

رويايی هستيد يا واقع گرا؟

 

 

 

خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس نتيجه را مشاهده کنيد.(فقط يک گزينه انتخاب گردد.)

1. آيا به‌ ماوراء الطبيعه‌ معتقديد؟

1- بله‌ خيلي‌

2- خير

3- در مورد اين‌ مسأله‌ خالي‌ از تعصب‌ هستم‌

2. به‌ كدام‌ ورزش‌ زير، بيشتر علاقمند هستيد؟

1- گلف‌

2- بوكس‌

3- فوتبال‌

3. هر چند وقت‌ يكبار روي‌ كاغذ خط خطي‌مي‌كنيد؟

1- اكثر اوقات‌

2- به‌ ندرت‌

3- گاه‌ و بيگاه‌

4. كدام‌ يك‌ از كتابهاي‌ زير مورد علاقه‌تان‌ است‌؟

1- كتابهاي‌ پليسي‌ و جنايي‌

2- زندگي‌ نامه‌ها

3- دايره‌ المعارف‌ و دانش‌ نامه‌ها

5. ترجيح‌ مي‌دهيد تعطيلات‌ آخر هفته‌ را دركدام‌ يك‌ از مكان‌هاي‌ زير سپري‌ كنيد؟

1- در يك‌ پارك‌ تفريحي‌ موضوعي‌ (نوعي‌ پارك‌تفريحي‌ كه‌ وسايل‌ تفريحي‌ آن‌ اختصاص‌ به‌ موضوع‌خاص‌ داشته‌ باشد)

2- در يك‌ كلبه‌ يا ويلاي‌ كنار دريا

3- در آپارتماني‌ در تهران‌

6. كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير يك‌ باغستان‌ وحياط رؤيايي‌ و عالي‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد؟

1- باغچه‌اي‌ طبيعي‌ با انبوهي‌ از گلهاي‌ وحشي‌،پوشيده‌ از درخت‌ و نهري‌ كه‌ از وسط آن‌ عبور كند

2- در درجه‌ اول‌ محلي‌ مناسب‌ و آرام‌ براي‌استراحت‌ به‌ همراه‌ پرچين‌ها و چمنزارهاي‌ وسيع‌ وبلند خلوت‌

3- باغچه‌اي‌ تميز و آراسته‌ و منظم‌ با بستري‌ ازگل‌هاي‌ پرورشي‌ منظم‌

7. از آنجايي‌ كه‌ چندين‌ ميليون‌ تومان‌ برنده‌شده‌ايد، مي‌خواهيد سور بزرگي‌ به‌ دوستان‌ و اقوامتان‌بدهيد. كدام‌ يك‌ از گزينه‌های‌ زير

 را انتخاب‌ مي‌كنيد؟

1- يك‌ سفر دو روزه‌ به‌ شمال‌

2- يك‌ هتل‌ درجه‌ يك‌ و سطح‌ بالارا كرايه‌ مي‌كنيد و تعطيلات‌ آنها را به‌آنجا مي‌بريد تا چند روزي‌ در رفاه‌ وتجمل‌ كامل‌ به‌ سر ببرند

سالن‌ بزرگ‌ محل‌تان‌ را كرايه‌مي‌كنيد و بزرگترين‌ مهماني‌ را در آن‌ به‌راه‌ مي‌اندازيد

8. آيا از تعمير كردن‌ وسايل‌خوشتان‌ مي‌آيد؟

1- بله‌

2- خير

3- در صورتي‌ كه‌ بدانم‌ چه‌ مشكلي‌ وجود دارد و ازنحوه‌ تعمير آن‌ آگاه‌ باشم‌

9. اگر مي‌توانستيد بار ديگر تحصيل‌ و شغلي‌ راانتخاب‌ كنيد، كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير موردپسندتان‌ بود؟

1- جراح‌ مغز

2- سياستمدار

3- وكيل‌ دعاوي‌

10. كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير را به‌ عنوان‌ يك‌سرگرمي‌ و كار تفنني‌ انتخاب‌ مي‌كنيد؟

1- كاري‌ هنري‌ مثل‌ سفالگري‌

2- جمع‌ آوري‌ اشياء مثل‌ درست‌ كردن‌ كلكسيون‌عتيقه‌

3- يك‌ فعاليت‌ ورزشي‌

11. آيا از وقت‌ گذراني‌ پاي‌ كامپيوتر لذت‌ مي‌بريد؟

1- بله‌

2- خير

3- شايد، اگر وقت‌ بيشتري‌ داشتم‌

12. اگر شب‌ بي‌خوابي‌ به‌ سرتان‌ بزند، كدام‌ يك‌ ازگزينه‌هاي‌ زير مي‌تواند علت‌ آن‌ محسوب‌ شود؟

1- فكرم‌ بيش‌ از حد فعال‌ و مشغول‌ است‌

2- خسته‌ نيستم‌

3- نگران‌ مسأله‌اي‌ هستم‌

13. به‌ عنوان‌ هديه‌ تولد به‌ همسرتان‌، كدام‌ يك‌را انتخاب‌ مي‌كنيد؟

1- هديه‌اي‌ كه‌ از قبل‌ مي‌دانيد او هميشه‌خواهانش‌ بوده‌ است‌ تا غافلگيرش‌ كنيد

2- بن‌ خريد از يكي‌ از فروشگاههاي‌ بزرگ‌ را به‌ اومي‌دهيد تا بتواند خودش‌ هديه‌ مورد علاقه‌اش‌ راانتخاب‌ كند

3- هديه‌اي‌ كه‌ يك‌ مرتبه‌ در هنگام‌ خريد با هم‌ديده‌ بوديد و او از آن‌ خوشش‌ آمده‌ بود

14. با يك‌ حجم‌ كاري‌ سنگين‌ و ضرب‌ الاجل‌ ومهلت‌ خيلي‌ كم‌ و فشرده‌ مواجه‌ هستيد. چه‌ مي‌كنيد؟

1- ابتدا برنامه‌ريزي‌ مي‌كنيد و بعد مؤثرترين‌ وكوتاه‌ترين‌ شيوه‌ را براي‌ مواجهه‌ با اين‌ حجم‌ كاري‌ برمي‌گزينيد.

2- تمام‌ مدت‌ سرتان‌ را به‌ آن‌ كارها گرم‌ مي‌كنيد وبا كار و كوشش‌ شديد، جديت‌ و زحمت‌ فراوان‌ آن‌ را به‌اتمام‌ مي‌رسانيد

3- مهم‌ترين‌ و فوري‌ترين‌ كارها را در اولويت‌ قرارمي‌دهيد و بعد سر فرصت‌ به‌ بررسي‌ ديگر وظايف‌مي‌پردازيد

15. اگر به‌ يك‌ سالن‌ قديمي‌ هنري‌ برويد، ترجيح‌مي‌دهيد به‌ تماشاي‌ كدام‌ يك‌ برويد؟

1- جادوگري‌

2- بند بازي‌

3- تردستي‌

16. ترجيح‌ مي‌دهيد به‌ عنوان‌ يك‌ حيوان‌خانگي‌، كدام‌ نوع‌ از سگ‌هاي‌ زير را به‌ خانه‌تان‌بياوريد؟

1- يك‌ سگ‌ كوچولوي‌ شيطان‌ و بازيگوش‌

2- يك‌ سگ‌ صد در صد باوفا كه‌ بتواند تا پاي‌ جان‌از شما و منزلتان‌ محافظت‌ كند

3- يك‌ سگ‌ با عاطفه‌ و مهربان‌ با ظاهري‌ آراسته‌و باتربيت‌

17. اگر قرار باشد به‌ تماشاي‌ فيلم‌هاي‌ سينمايي‌بنشينيد، كدام‌ يك‌ را انتخاب‌ مي‌كنيد؟

1- تخيلي‌

2- خانوادگي‌

3- ترسناك‌

18. كدام‌ يك‌ از صفات‌ زير بيشتر از همه‌ وصف‌حالتان‌ است‌؟

1- دمدمي‌

2- معمولي‌ و عادي‌

3- پويا، پرتكاپو و فعال‌

19. كدام‌ گروه‌ از سريالهاي‌ تلويزيوني‌ زير،بيشتر از بقيه‌ مورد پسندتان‌ است‌؟

1- سريال‌هاي‌ پليسي‌ و حادثه‌اي‌

2- سريالهاي‌ كمدي‌

3- سريالهاي‌ جنگي‌

20. از حل‌ كدام‌ نوع‌ از سرگرمي‌ها و جداول‌روزنامه‌ها و مجلات‌، بيشتر لذت‌ مي‌بريد؟

1- جدول‌ كلمات‌ متقاطع‌

2- سرگرمي‌هاي‌ فكري‌

3- جدول‌ هنري‌

21. كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير، نگرش‌ تان‌ را درمورد هنر معاصر و مدرن‌ نشان‌ مي‌دهد؟

1- اين‌ نوع‌ هنر سازنده‌، بديع‌ و خلاق‌ است‌ وفكر و ذهن‌ را به‌ مبارزه‌ مي‌طلبد

2- راستش‌ را بخواهيد، يك‌ ذره‌ هم‌ علاقه‌اي‌ به‌ آن‌ندارم‌

3- گاهي‌ اوقات‌، قسمت‌هايي‌ از اين‌ نوع‌ هنر،توجهم‌ را به‌ خود جلب‌ مي‌كنند

22. آيا تاكنون‌ در رابطه‌ با انجام‌ اقدامي‌ جالب‌ترو مهيج‌تر در زندگي‌ تان‌، احساس‌ يأس‌ و نوميدي‌ به‌شما دست‌ داده‌ است‌؟

1- بله‌، اكثر اوقات‌

2- خيلي‌ به‌ ندرت‌

3- گاهي‌ اوقات‌

23. كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير، بهتر از همه‌مشخصات‌ خانه‌ رؤيايي‌ شما را توصيف‌ مي‌كند؟

1- يك‌ خانه‌ مجلل‌ و اعياني‌ كه‌ داراي‌ اتاق‌ها وراهروهاي‌ زيادي‌ است‌ و سرشار از آثار تاريخي‌مي‌باشد

2- يك‌ خانه‌ مجزاي‌ مدرن‌ و امروزي‌ پنج‌ خوابه‌،داراي‌ همه‌ وسايل‌ رفاهي‌ و تسهيلات‌

3- يك‌ خانه‌ زراعي‌ (كشاورزي‌) وسيع‌ و جا دار درحاشيه‌ دره‌ها در كنار هكتارها زمين‌ باير

24. كدام‌ يك‌ از صفات‌ زير را مردم‌ در مورد شمابه‌ كار مي‌برند؟

1- كنجكاو و مشتاق‌

2- مثمرثمر و سودمند

3- كوشا، جدي‌ و سخت‌ كوش‌

25. آيا خودتان‌ را فردي‌ پيرو مد روز در نظرمي‌گيريد؟

1- نه‌ كاملا، چون‌ سليقه‌ خاص‌ خودم‌ را دارم‌ وآن‌ را ترجيح‌ مي‌دهم‌

2- تا حدی‌

3- در مجموع‌ بله‌

 

شما با جمع بندي امتياز، مي توانيد نتيجه مربوط به خود را مشاهده نماييد.

گزينه ي اول 2 امتياز

گزينه ي دوم 0 امتياز

گزينه ي سوم 1 امتياز

 

نتیجه :

 

 

*بين‌ 35 تا 50 امتياز:

امتياز شما نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ شما فردي‌ به‌شدت‌ خلاق‌، سازنده‌ و دارای‌ تخيل‌ قوي‌ هستيد كه‌ ازسرپيچي‌ و نقض‌ آداب‌ و رسوم‌ و سنت‌ها و ادامه‌زندگي‌ طبق‌ خواسته‌ قلبي‌ خودتان‌، هراسي‌ به‌ دل‌ راه‌نمي‌دهيد. فقط اين‌ حالت‌ يك‌ نقطه‌ ضعف‌ و ايراد دارد:اين‌ كه‌ ممكن‌ است‌ گاهي‌ اوقات‌ احساس‌ كنيد كه‌ درزندگي‌ به‌ تمام‌ خواسته‌هايتان‌ نرسيده‌ و گاه‌ و بيگاه‌احساس‌ سرخوردگي‌، يأس‌، نااميدي‌ و دلسردي‌ به‌ شمادست‌ مي‌دهد.

از آنجايي‌ كه‌ به‌ شدت‌ خلاق‌ هستيد و اغلب‌، سبك‌و سياق‌ زندگي‌ تان‌ برخلاف‌ آداب‌ و رسوم‌ قديمي‌ به‌پيشروي‌ ادامه‌ مي‌دهد، ممكن‌ است‌ گاهي‌ اوقات‌ديگران‌ را از خودتان‌ برنجانيد و مجبور شويد افكار وعقايد خلاقانه‌ و بديع‌ تان‌ را تا حدي‌ مهار كنيد. اگرچه‌،فراموش‌ نكنيد كه‌ آزاد انديشي‌ و افكار خلاقانه‌ شمايكي‌ از بهترين‌ امتيازات‌ شما محسوب‌ مي‌شود، و شمارا قادر مي‌سازد تا بسياري‌ از ايده‌هاي‌ جاه‌ طلبانه‌ وبلند پروازانه‌تان‌ را شناسايي‌ كرده‌ و فرد موفقي‌ درزندگي‌ باشيد.

بگذاريد قدرت‌ تخيل‌ قوي‌ تان‌ طغيان‌ كند و از اين‌تجربه‌ خوشايند نهايت‌ لذت‌ را ببريد، فقط حسابي‌مراقب‌ باشيد كه‌ در اين‌ حال‌ افراد زيادي‌ را آزرده‌خاطر و ناراحت‌ نسازيد.

*بين‌ 16 تا 34 امتياز:

شما در مجموع‌، فردي‌ سنتي‌، معمولي‌، معتبر، باآبرو و قابل‌ احترام‌ هستيد كه‌ معتقديد براي‌ هر چيزي‌،جايي‌ و زماني‌ وجود دارد و گاهي‌ اوقات‌ خودتان‌ را درافكار خلاقانه‌تان‌ غرق‌ مي‌كنيد. اگرچه‌، در موردبسياري‌ از مسايل‌، خالي‌ از تعصب‌ و داراي‌ سعه‌ صدرهستيد كه‌ اين‌ حالت‌ ممكن‌ است‌ در نظر برخي‌ از افرادعجيب‌ و نامتعارف‌ جلوه‌ كند. ولي‌ بهتر است‌ گاهي‌اوقات‌ از قدرت‌ تخيل‌تان‌ استفاده‌ كنيد و به‌ كندو و كاودر طرق‌ جديد بپردازيد. همه‌ ما قادريم‌ از قدرت‌تخيلمان‌ بيشتر استفاده‌ كنيم‌ و امتياز شما نمايانگرآن‌ است‌ كه‌ از استعداد خوبي‌ براي‌ خلاق‌ و سازنده‌بودن‌ برخورداريد، به‌ شرط آن‌ كه‌ از صميم‌ قلب‌بخواهيد. و بهتر است‌، گاهي‌ اوقات‌، آداب‌ و رسوم‌ كهنه‌را كنار گذاشته‌ و در جامه‌ عمل‌ پوشاندن‌ به‌ آمال‌ وآرزوهايتان‌، كمي‌ جسورتر و بي‌باك‌تر عمل‌ كنيد.

*زير 16 امتياز:

اگرچه‌ امتياز شما نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ خيلي‌ خلاق‌نيستيد، ولي‌ اين‌ بدان‌ معنا نيست‌ كه‌ از بخت‌ واقبالتان‌ در زندگي‌ ناراضي‌ هستيد. در واقع‌، از آنجايي‌كه‌ فردي‌ سخت‌ كوش‌ و واقع‌ بين‌ هستيد، در مقايسه‌ بايك‌ فرد بيش‌ از حد خلاق‌ و داراي‌ تخيل‌ خيلي‌ قوي‌، اززندگي‌ تان‌ راضي‌تر و خشنودتر هستيد. و در عين‌حال‌ در مقايسه‌ با افرادي‌ كه‌ بسياري‌ از اميد وآرزوهايتان‌ را به‌ ثمر رسانده‌اند، نااميدتر و مأيوس‌ترمحسوب‌ مي‌شويد. اگرچه‌، گاهي‌ اوقات‌ زماني‌ را به‌ سرو سامان‌ دادن‌ و نظم‌ بخشيدن‌ به‌ افكار مغشوش‌ تان‌اختصاص‌ مي‌دهيد. واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ همه‌ ما تنها ازيك‌ بخش‌ خيلي‌ كوچك‌ مغزمان‌ استفاده‌ به‌ عمل‌مي‌آوريم‌. همگي‌ مي‌توانيم‌ خلاقانه‌تر بينديشيم‌ وهمگي‌ داراي‌ قدرت‌ تخيل‌ هستيم‌، فقط برخي‌ بيشتراز ديگران‌ از آن‌ استفاده‌ مي‌كنند. شايد اگر فرصت‌بيشتري‌ براي‌ انديشيدن‌ به‌ خود بدهيد، ناگهان‌ افكارو عقايد خلاقانه‌ شما بروز نمايند. البته‌، آنچه‌ در رابطه‌با اين‌ عقايد و افكار انجام‌ مي‌دهيد، به‌ خودتان‌بستگي‌ دارد. ولي‌ بدون‌ اين‌ گونه‌ عقايد، هيچ‌ كس‌نمي‌تواند به‌ چيزي‌ مهيج‌ و جالب‌ دست‌ يابد.

 

منبع:www.rahezendegi.com

 

 

 

پرسش     
 و پاسخ     

 

 

 

پرسش های مجله الکترونیکی شماره 28

 

 

 

الف - پرسش های تستی :

 

 

۱ - در راه خدا با چه کسانی باید بجنگیم؟

الف - با کسانی که نفاق می ورزند.              ب - با کسانی که کفر می ورزند.

ج - با کسانی که با ما می جنگند.                 د - با کسانی که با خدا می جنگند.

 

۲ - چه عاملی کارمند را وسوسه می کند تا دست به نادرستی و خیانت بیالاید؟

الف - ضعف ایمان                            ب - تنگناهای زندگی

ج - عدم نظارت مدیر                        د - ضعف مدیریت

 

۳ -  در چه سازمانی حتی رهبری تحول آفرین هم از ایجاد تعهد در اعضای سازمان عاجز است ؟

الف - در بافت سازمانی غیرپذیرا                   ب - در زمان با ناپایداری کم 

ج - در بافت سازمانی پذیرا                           د - در زمان با ناپایداری بالا

 

۴ - ما چگونه می توانیم در دیگران نفوذ کنیم؟

الف - وقتی که قدرت روحی بالایی داشته باشیم.    ب - هنگامی که محبت کنیم.

ج - وقتی که دیگران ضعیف باشند.                    د - دیگران را همان طور که هستند ببینیم.

 

۵ - کدام گروه دلشان می خواهد همیشه غالب و مسلط باشند؟

الف - افراد همیشه شاکی                     ب - افراد زورگو و متخاصم

ج - افراد وسواسی و کمال گرا                  د - افراد یخی

 

۶ - در چه صورتی می توان بهترین بهره را از افراد وسواسی و کمال گرا برد؟

الف - در صورت ایستادن در برابر آنان                ب - در صورت دیدن و شنیدن مسائل آنان 

ج - در صورت ارائه واقعیت ها و منطق              د - در صورت صبوربودن در برابر آنان

 

۷ - در چه صورتی دیگران کمتر رفتارهای دشوار از خود بروز می دهند؟

الف - وقتی که بدانند شما حرف های ایشان را می شنوید.

ب - وقتی که تفاوت های افراد را بشناسید.        

 ج - وقتی که در کنار مسائل جزئی به مسائل کلی نیز توجه کنید.

د - وقتی که با آنان رفتار مسالمت آمیز داشته باشید.

 

۸ - بر عهده گرفتن تقصیرها چه پیامد مثبتی دارد؟

الف -  اثبات صداقت شما                          ب - تایید ضعف مدیریت خود

ج - تشویق افراد خدوم                              د - افزایش وفاداری تیم به شما

 

۹ - اگر شما معتقدید که نظر شما هیچ گاه تغییر نمی کند ، در اين صورت رفتار شما.............

الف - عجولانه است.                        ب - پيش داورانه است.

ج - قاطعانه است.                           د - قانوني است.

 

۱۰ - تشويق و تحسين بايد يك.................باشد.

الف تكنيك براي رسيدن به هدف                 ب - قانون هميشگي 

ج - عادت                                                د - دستورالعمل اداري

 

 

 

 

ب - پرسش های تشریحی :

 

 

۱ - بیست پیام کوتاه مدیریتی را در ۲۰عنوان خلاصه کنید.

 

۲ - به نظر شما " شنيدن " يك مهارت آموختنی است يا يك اخلاق فطری؟ توضيح دهيد.

 

 

 

 

 

 

 

پاسخنامه مجله الکترونیکی شماره 28 شامل 10 پرسش تستی + 2 پرسش تشریحی

 

 

 

نام و نام خانوادگی : 

 

 

 

 

 

پاسخ سوال تشریحی اول :

 

 

 

 

پاسخ سوال تشریحی دوم :

 

 

 

 

 

 

لينکهای    
 هفته    

 

 

قطعه ای از بهشت
یادنامه تخریب قبور ائمه بقیع و جنایات وهابیت

 

هم صدا با ابلیس
ویژه نامه شیطان پرستی

 

ويژه نامه ازدواج موقت

 

یک سایت جالب: چند نفر الان در فضا هستند؟

 

سوالات خود را مستقيما از دکتر عصام العماد در مورد
جنبش شیعیان یمن و جنگ ششم صعده، از اينجا بپرسيد